مشاوره مديريت

تاثير ماهيت داستاني برند بر فروش

زماني كه بشر قادر به سخن گفتن نبود قصه گويي را خوب بلد بود. سند اين حرف نقاشي هايي است كه توسط انسان هاي اوليه در غارها كشيده شده اند است.داستان گويي شغل انسان باستان است هيچ فرهنگي روي زمين وجود ندارد مگر اينكه پشتوانه اي عظيم و غني از اسطوره ها و افسانه اي پر زرق و برق و ترسناك را به همراه خود داشته باشد.

تحقيقات روانشناسي مدرن ثابت كرده است كه تصوير اثرات فوق العاده اي در ريشه مغز ما مي گذارد. اين تحقيقات همچنين ثابت كرده اند كه يك داستان هيجان انگيز بيشتر از يك نوشته معمولي بر تحركات مغز ما اثر مي گذارند.
دنبال كردن روايات، فعاليت شخصيت ها و گذاشتن خود فرد به جاي شخصيت اصلي داستان كارهايي است كه باعث تحرك زياد مغز ما مي شود.هرچقدر اين تحركات بيشتر باشد فراموشي آن مطلب ديرتر اتفاق مي افتد.
اما دليل همه اين ها تصوير سازي ذهني است.اگر شما چيزي را تصوير سازي كنيد باعث مي شود ذهن شما ديرتر دست به فراموشي آن مطلب بزند.

 

شما زماني كه كتابي مطالعه كرديد تقريبا بعد از گذشت يك هفته بخش هاي زيادي از آن كتاب را فراموش كرده ايد اما چه اتفاقي مي افتد كه فيلمي را كه دو سال پيش ديده ايد كماكان با جزئياتش به خاطر داريد؟
تحقيقات نشان مي دهد كه ديدن ۷۵% آموزش را در پي دارد.
متخصصان تبليغات با توجه به اين پژوهش ها از سال ها قبل در پي اين هستند كه برندهايي بسازند كه بر اساس تصوير شناخته شوند و حول محور يك داستان بچرخند.
براي مثال مي توانيد مقاله ساخت برند براي موفقيت در بازار را مطالعه كنيد كه نگاهي به داستان برند سازي مارلبورو انداخته است.
مثال اين نوع برند ها كم نيستند دلقك مو فرفري مك دونالد يا حتي ميمون چي توز نمونه هايي از اين قضيه هستند.
اين را هم بدانيد كه شخصيت سازي و تصوير سازي برندتان بايد مناسب با استراتژي بازاريابيتان باشد تا باعث پيشرفت تان گردد.
مك دونالد در برهه اي از زمان تصميم گرفت تا شخصيت دلقكي خود را به شخصيت فضانورد تغيير دهد تا اشاره به آينده داشته باشد اما كمي بعد از اجراي اين مقوله از ادامه اين روند منصرف شد زيرا اعتقاد داشتند افرادي كه در كودكي خود با اين دلقك رابطه عاطفي برقرار مي كنند زماني كه بزرگ شدند هم مشتري ثابت اين برند خواهند بود.

متخصصان معتقدند كه ۷ نوع داستان سرايي در زمينه تبليغات وجود دارد كه عبارتند از:

حساس ثروت: كاري كه برند Boss به خوبي آن را به اجرا در آورده است به گونه اي كه مصرف كنندگان آن واقعا احساس مي كنند كه از نجيب زادگان هستند.

زندگي دوباره: شركت هاي بيمه از اين نوع داستان ها در تبليغات خود بهره مي برند.

تلاش: تبليغات خودرو سازان نمونه بارز اين داستان هاست.

كمدي: كاري كه مك دونالد انجام مي دهد.

عاطفي: توليد كنندگان عطر و لوازم آرايش از اين راه كار بهره مي گيرند.

غلبه بر دشمن:براي برند هايي كه در زمينه پاكيزگي فعاليت دارند مناسب است.

هر برندي كه دوست داريد را مورد مطالعه قرار دهيد فرقي نمي كند آن ها هم داستاني براي گفتن دارند.
اصلي كه وجود دارد اين است كه هرقدر كه مشتري به كالا اهميت مي دهد به احساساتي كه در استفاده از اين محصول عايدش مي شود هم اهميت مي دهد.
زماني كه شما از اين موارد استفاده مي كنيد پا به عرصه بازاريابي احساسي گذاشته ايد مقوله اي كه باعث مي شود مشتريان ثابتي در اختيار داشته باشيد كه براي زمان طولاني مشتري شما باقي خواهند ماند.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

تفاوت اساسي بازاريابي و برندينگ

فرآيند بازاريابي يك فرآيند اجبار به حساب مي آيد. زيرا در اين فرآيند پيغام خاصي به گروه خاصي از مخاطبين اطلاع داده مي شود كه هدف آن خريد محصول توسط آنان است. به نوعي تداعي گر اين جمله است : محصول ما را بخريد چرا كه از ساير محصولات بهتر است و يا چون با حال تر است و يا چون افراد مشهور آن را مي خرند. اين يك بازنگري ساده است اما جمع بندي كلي نيست.

نظرات كاملا متفاوت در اين رابطه وجود دارد كه بنا به نظر برخي بزرگان، بازاريابي فرآيند معرفي كالا يا خدمت است.
اين مهم با مفهوم برندينگ تفاوت اساسي دارد. برندينگ بايد مشتمل بر هنر متقاعد كردن باشد و در زير پوست هر تلاش بازاريابي نهفته است. برندينگ اجبار نيست بلكه اختيار است. برندينگ فرآيند تكيه بر حقايق اساسي يا ارزش هاي يك سازمان، كالا و يا خدمت است.

اين ارتباطي بين ويژگي هاي سازمان، ارزش ها و عملكرد است كه مشخص مي كند برند خاص چيست و چه چيز هايي دارد.برند مردم را تشويق مي كند كه محصولي را بخرند و به طور مستقيم هر آن چه را كه فرآيند بازاريابي و فروش در تكميلش نقش داشته اند، حمايت مي كند اما به هيچ وجه فرياد نمي زند كه من را بخر. به جايش مي گويد اين چيزي است كه من هستم. دليل اين است كه من وجود دارم. اگر موافقي، اگر من را دوست داري، مي تواني من را بخري، از من حمايت كني، و من را به دوستانت معرفي كني.
برندينگ فرآيندي استراتژيك است اما بازاريابي تكنيكي است.
بازاريابي ممكن است به يك برند مربوط باشد اما برند به طور خاص بزرگ تر از هر تلاش بازاريابي است. برند چيزي است كه بعد از بازاريابي مي ماند. اين چيزي است كه در ذهن مي ماند.برند مشخص مي كند كه وفاداري مشتريانش به كجا منجر خواهد شد و آيا اصلا مشتريان وفادار هستند يا نه. بازاريابي ممكن است شما را متقاعد كند كه محصولي خاص را خريداري كنيد اما آن چه در ذهن شما نقش خواهد بست و شما را به سمت خريد مجدد سوق مي دهد، برندينگ است. به عبارت ساده تر برند شناسه خود است و بيانگر تمامي ويژگي هايي است كه از يك محصول خاص توقع داريد.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۸ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

5 راه براي تقويت برند خود در فضاي مجازي

ساخت يك برند بي نقص بسيار زمان بر است ولي با اين حال بايد يك سري اقدامات را به منظور تقويت برندي كه داريد را انجام دهيد، كارهايي كه در نهايت باعث مي شوند شما بتوانيد در عرصه تجارت خود به نيكي شناخته شده و در نهايت به موفقيت دست يابيد.

برند شما نشان دهنده و در بر گيرنده تمامي فعاليت هاي تجاري شما است. نامي كه براي شركت خود انتخاب كرده ايد، شعار تبليغاتي، رنگ هايي كه در لوگوي برند و طراحي هاي خود بكار برده ايد و محتوايي كه منتشر مي كنيد، جنبه هاي بصري و پيام برند شما را انتقال مي دهند.
براي رسيدن به يك برند موفق لازم است تمام اقدامات شما براي شناخته شدن، يكپارچه باشد. بنابراين درنظر داشته باشيد كه هر اقدامي چه بوسيله روش هاي كلاسيك بازاريابي و چه در فضاي مجازي انجام مي دهيد بايد مطابق هم باشند. در ادامه نگاهي دقيق به پنج روشي مي اندازيم كه از آن ها در بازه هاي زماني كوتاه براي تقويت برند خود در وب مي توانيد استفاده كنيد.

قرار دادن جنبه هاي بصري برند در جايگاه هاي صحيح.

جنبه هاي بصري برند شما، ابزارهايي محكم براي پشتيباني از چيزي كه شما به دنبال دست يابي به آن هستيد، به شمار مي روند. مشتريان، برند شما را بواسطه نشانه هاي شما مي شناسند، طرح و رنگ هايي كه استفاده مي كنيد بايد تداعي كننده شما باشند. به همين منظور بايد از خود بپرسيد كه :

  • آيا طراحي ها از طرح و رنگ لوگوي من الهام گرفته است؟
  • لوگو در مكاني كه بايد باشد، قرار گرفته؟ در ايميل يا پروفايل رسانه هاي اجتماعي شما به چشم مي آيد؟
  • ظاهر حساب كاربري توييتر و فيسبوك شما نشان دهنده طرح و رنگ لوگوي شما است؟

اگر جواب اين ها منفي ست، به دنبال اصلاح اين موارد باشيد، به عنوان مثال پس زمينه رنگ لينكدين و ديگر شبكه هاي اجتماعي خود را عوض كنيد.

با طرفداران، دنبال كنندگان تان در شبكه هاي اجتماعي و دوستان خود در تعامل باشيد.

برندي موفق است كه افراد خواهان برقراي ارتباط و تعامل با آن باشند. شما مي توانيد با پاسخ گويي به سوالات، نظرات و پيشنهادات مشتريان خود با آن ها در ارتباط باشيد. زماني را صرف پاسخگويي به آخرين سوالاتي كه در صفحات رسانه اجتماعي پرسيده شده است كنيد. نتيجه تمام اين موارد اين است كه تصوير شما در ذهن افراد به عنوان يك فرد پاسخ گو و خوب شكل مي گيرد. من از hootsuite استفاده مي كنم. يكي از چپيزهايي كه من هر روز با آن درگيرم. آيا مي دانيد هر جايي اسمي از تيم ما بيايد من هم حضور دارم ؟!

يك ليست دنبال كنندگان و جستجو هاي دقيق بسازيد. ما در وب برندينگ بدون اين نرم افزار هيچ كاري نمي توانيم بكنيم.

از يك ابزار اجتماعي براي بررسي اشاراتي كه به برند شما مي شود استفاده كنيد.

ابزاري نظير hootsuite به شما اجازه مي دهند هر زمان كه به برند شما در رسانه هاي اجتماعي مي شود را بررسي كنيد و فعاليت هدف داري در شبكه هاي اجتماعي داشته باشيد. گفتگوها را دنبال و زماني كه چيزي براي گفتن داريد وارد بحث ها شويد.

استفاده استراتژيك از محتوا براي برندسازي.

هر روز، ما حجم عظيمي از اطلاعات را صرف اخبار تجاري، پست هاي ” چطور مي شود كه ….” در رابطه با موضوعاتي كه دوست داريم، و پست هايي كه محض تفريح و خنده ايجاد مي شوند، مي كنيم. زماني كه نمي توانيم اين پست ها را به اشتراك بگذاريم، دو فرصت طلايي را براي ارائه قدرتمند اطلاعات از دست مي دهيم. زماني كه شما محتوا يا پست هاي رقبا يا همكاران خود را به اشتراك مي گذاريد، آن ها شاهد حمايت شما هستند و احتمال اينكه آن ها نيز چنين كار مشابهي انجام دهند بالا مي رود. همچنين، هر زمان كه يك خواننده بواسطه شما متوجه محتوايي عالي مي شود، اين امر به ارزش برند شما مي افزايد. اشتراك گذاري چيزي از شما كم نمي كند. يكي از مهمترين فاكتور هايي كه شما با اين آيتم بدست مي آوريد وفاداري است.( در مورد وفاداري به برند بيشتر بدانيد.)

به دنبال معرفي برند خود باشيد.

چنين كاري را مي توان به شيوه هاي متعددي انجام داد به عنوان مثال زمان نوشتن پست مهمان بيوگرافي كوتاهي نيز از خود به جا بگذاريد. شما بايد روي پيام برند خود كار كنيد چون مي تواند باعث شود فرصت هاي زيادي در اختيار شما قرار گيرد و كمك كند مشتريان برند شما را مورد توجه قرار دهند و نسبت به آن شناخت مثبتي به دست آورند.
برندسازي جزء مهم موفقيت در فعاليت تجاري شما به شمار مي رود. از كوچكترين فرصتي حداكثر استفاده را براي اصلاح نحوه پيام رساني برند خود و جنبه هاي بصري آن، افزايش درگيري و تعامل با مخاطبين و پيدا كردن محتواي عالي و همچنين بررسي دقيق شرايط بازار ببريد تا بعد از مدت زماني، بسته به وقتي كه گذاشته ايد، شاهد رشد موثر و سريع برند خود باشيد!

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۸ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

5 راه براي تقويت برند خود در فضاي مجازي

ساخت يك برند بي نقص بسيار زمان بر است ولي با اين حال بايد يك سري اقدامات را به منظور تقويت برندي كه داريد را انجام دهيد، كارهايي كه در نهايت باعث مي شوند شما بتوانيد در عرصه تجارت خود به نيكي شناخته شده و در نهايت به موفقيت دست يابيد.

برند شما نشان دهنده و در بر گيرنده تمامي فعاليت هاي تجاري شما است. نامي كه براي شركت خود انتخاب كرده ايد، شعار تبليغاتي، رنگ هايي كه در لوگوي برند و طراحي هاي خود بكار برده ايد و محتوايي كه منتشر مي كنيد، جنبه هاي بصري و پيام برند شما را انتقال مي دهند.
براي رسيدن به يك برند موفق لازم است تمام اقدامات شما براي شناخته شدن، يكپارچه باشد. بنابراين درنظر داشته باشيد كه هر اقدامي چه بوسيله روش هاي كلاسيك بازاريابي و چه در فضاي مجازي انجام مي دهيد بايد مطابق هم باشند. در ادامه نگاهي دقيق به پنج روشي مي اندازيم كه از آن ها در بازه هاي زماني كوتاه براي تقويت برند خود در وب مي توانيد استفاده كنيد.

قرار دادن جنبه هاي بصري برند در جايگاه هاي صحيح.

جنبه هاي بصري برند شما، ابزارهايي محكم براي پشتيباني از چيزي كه شما به دنبال دست يابي به آن هستيد، به شمار مي روند. مشتريان، برند شما را بواسطه نشانه هاي شما مي شناسند، طرح و رنگ هايي كه استفاده مي كنيد بايد تداعي كننده شما باشند. به همين منظور بايد از خود بپرسيد كه :

  • آيا طراحي ها از طرح و رنگ لوگوي من الهام گرفته است؟
  • لوگو در مكاني كه بايد باشد، قرار گرفته؟ در ايميل يا پروفايل رسانه هاي اجتماعي شما به چشم مي آيد؟
  • ظاهر حساب كاربري توييتر و فيسبوك شما نشان دهنده طرح و رنگ لوگوي شما است؟

اگر جواب اين ها منفي ست، به دنبال اصلاح اين موارد باشيد، به عنوان مثال پس زمينه رنگ لينكدين و ديگر شبكه هاي اجتماعي خود را عوض كنيد.

با طرفداران، دنبال كنندگان تان در شبكه هاي اجتماعي و دوستان خود در تعامل باشيد.

برندي موفق است كه افراد خواهان برقراي ارتباط و تعامل با آن باشند. شما مي توانيد با پاسخ گويي به سوالات، نظرات و پيشنهادات مشتريان خود با آن ها در ارتباط باشيد. زماني را صرف پاسخگويي به آخرين سوالاتي كه در صفحات رسانه اجتماعي پرسيده شده است كنيد. نتيجه تمام اين موارد اين است كه تصوير شما در ذهن افراد به عنوان يك فرد پاسخ گو و خوب شكل مي گيرد. من از hootsuite استفاده مي كنم. يكي از چپيزهايي كه من هر روز با آن درگيرم. آيا مي دانيد هر جايي اسمي از تيم ما بيايد من هم حضور دارم ؟!

يك ليست دنبال كنندگان و جستجو هاي دقيق بسازيد. ما در وب برندينگ بدون اين نرم افزار هيچ كاري نمي توانيم بكنيم.

از يك ابزار اجتماعي براي بررسي اشاراتي كه به برند شما مي شود استفاده كنيد.

ابزاري نظير hootsuite به شما اجازه مي دهند هر زمان كه به برند شما در رسانه هاي اجتماعي مي شود را بررسي كنيد و فعاليت هدف داري در شبكه هاي اجتماعي داشته باشيد. گفتگوها را دنبال و زماني كه چيزي براي گفتن داريد وارد بحث ها شويد.

استفاده استراتژيك از محتوا براي برندسازي.

هر روز، ما حجم عظيمي از اطلاعات را صرف اخبار تجاري، پست هاي ” چطور مي شود كه ….” در رابطه با موضوعاتي كه دوست داريم، و پست هايي كه محض تفريح و خنده ايجاد مي شوند، مي كنيم. زماني كه نمي توانيم اين پست ها را به اشتراك بگذاريم، دو فرصت طلايي را براي ارائه قدرتمند اطلاعات از دست مي دهيم. زماني كه شما محتوا يا پست هاي رقبا يا همكاران خود را به اشتراك مي گذاريد، آن ها شاهد حمايت شما هستند و احتمال اينكه آن ها نيز چنين كار مشابهي انجام دهند بالا مي رود. همچنين، هر زمان كه يك خواننده بواسطه شما متوجه محتوايي عالي مي شود، اين امر به ارزش برند شما مي افزايد. اشتراك گذاري چيزي از شما كم نمي كند. يكي از مهمترين فاكتور هايي كه شما با اين آيتم بدست مي آوريد وفاداري است.( در مورد وفاداري به برند بيشتر بدانيد.)

به دنبال معرفي برند خود باشيد.

چنين كاري را مي توان به شيوه هاي متعددي انجام داد به عنوان مثال زمان نوشتن پست مهمان بيوگرافي كوتاهي نيز از خود به جا بگذاريد. شما بايد روي پيام برند خود كار كنيد چون مي تواند باعث شود فرصت هاي زيادي در اختيار شما قرار گيرد و كمك كند مشتريان برند شما را مورد توجه قرار دهند و نسبت به آن شناخت مثبتي به دست آورند.
برندسازي جزء مهم موفقيت در فعاليت تجاري شما به شمار مي رود. از كوچكترين فرصتي حداكثر استفاده را براي اصلاح نحوه پيام رساني برند خود و جنبه هاي بصري آن، افزايش درگيري و تعامل با مخاطبين و پيدا كردن محتواي عالي و همچنين بررسي دقيق شرايط بازار ببريد تا بعد از مدت زماني، بسته به وقتي كه گذاشته ايد، شاهد رشد موثر و سريع برند خود باشيد!

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

5 راه براي تقويت برند خود در فضاي مجازي

ساخت يك برند بي نقص بسيار زمان بر است ولي با اين حال بايد يك سري اقدامات را به منظور تقويت برندي كه داريد را انجام دهيد، كارهايي كه در نهايت باعث مي شوند شما بتوانيد در عرصه تجارت خود به نيكي شناخته شده و در نهايت به موفقيت دست يابيد.

برند شما نشان دهنده و در بر گيرنده تمامي فعاليت هاي تجاري شما است. نامي كه براي شركت خود انتخاب كرده ايد، شعار تبليغاتي، رنگ هايي كه در لوگوي برند و طراحي هاي خود بكار برده ايد و محتوايي كه منتشر مي كنيد، جنبه هاي بصري و پيام برند شما را انتقال مي دهند.
براي رسيدن به يك برند موفق لازم است تمام اقدامات شما براي شناخته شدن، يكپارچه باشد. بنابراين درنظر داشته باشيد كه هر اقدامي چه بوسيله روش هاي كلاسيك بازاريابي و چه در فضاي مجازي انجام مي دهيد بايد مطابق هم باشند. در ادامه نگاهي دقيق به پنج روشي مي اندازيم كه از آن ها در بازه هاي زماني كوتاه براي تقويت برند خود در وب مي توانيد استفاده كنيد.

قرار دادن جنبه هاي بصري برند در جايگاه هاي صحيح.

جنبه هاي بصري برند شما، ابزارهايي محكم براي پشتيباني از چيزي كه شما به دنبال دست يابي به آن هستيد، به شمار مي روند. مشتريان، برند شما را بواسطه نشانه هاي شما مي شناسند، طرح و رنگ هايي كه استفاده مي كنيد بايد تداعي كننده شما باشند. به همين منظور بايد از خود بپرسيد كه :

  • آيا طراحي ها از طرح و رنگ لوگوي من الهام گرفته است؟
  • لوگو در مكاني كه بايد باشد، قرار گرفته؟ در ايميل يا پروفايل رسانه هاي اجتماعي شما به چشم مي آيد؟
  • ظاهر حساب كاربري توييتر و فيسبوك شما نشان دهنده طرح و رنگ لوگوي شما است؟

اگر جواب اين ها منفي ست، به دنبال اصلاح اين موارد باشيد، به عنوان مثال پس زمينه رنگ لينكدين و ديگر شبكه هاي اجتماعي خود را عوض كنيد.

با طرفداران، دنبال كنندگان تان در شبكه هاي اجتماعي و دوستان خود در تعامل باشيد.

برندي موفق است كه افراد خواهان برقراي ارتباط و تعامل با آن باشند. شما مي توانيد با پاسخ گويي به سوالات، نظرات و پيشنهادات مشتريان خود با آن ها در ارتباط باشيد. زماني را صرف پاسخگويي به آخرين سوالاتي كه در صفحات رسانه اجتماعي پرسيده شده است كنيد. نتيجه تمام اين موارد اين است كه تصوير شما در ذهن افراد به عنوان يك فرد پاسخ گو و خوب شكل مي گيرد. من از hootsuite استفاده مي كنم. يكي از چپيزهايي كه من هر روز با آن درگيرم. آيا مي دانيد هر جايي اسمي از تيم ما بيايد من هم حضور دارم ؟!

يك ليست دنبال كنندگان و جستجو هاي دقيق بسازيد. ما در وب برندينگ بدون اين نرم افزار هيچ كاري نمي توانيم بكنيم.

از يك ابزار اجتماعي براي بررسي اشاراتي كه به برند شما مي شود استفاده كنيد.

ابزاري نظير hootsuite به شما اجازه مي دهند هر زمان كه به برند شما در رسانه هاي اجتماعي مي شود را بررسي كنيد و فعاليت هدف داري در شبكه هاي اجتماعي داشته باشيد. گفتگوها را دنبال و زماني كه چيزي براي گفتن داريد وارد بحث ها شويد.

استفاده استراتژيك از محتوا براي برندسازي.

هر روز، ما حجم عظيمي از اطلاعات را صرف اخبار تجاري، پست هاي ” چطور مي شود كه ….” در رابطه با موضوعاتي كه دوست داريم، و پست هايي كه محض تفريح و خنده ايجاد مي شوند، مي كنيم. زماني كه نمي توانيم اين پست ها را به اشتراك بگذاريم، دو فرصت طلايي را براي ارائه قدرتمند اطلاعات از دست مي دهيم. زماني كه شما محتوا يا پست هاي رقبا يا همكاران خود را به اشتراك مي گذاريد، آن ها شاهد حمايت شما هستند و احتمال اينكه آن ها نيز چنين كار مشابهي انجام دهند بالا مي رود. همچنين، هر زمان كه يك خواننده بواسطه شما متوجه محتوايي عالي مي شود، اين امر به ارزش برند شما مي افزايد. اشتراك گذاري چيزي از شما كم نمي كند. يكي از مهمترين فاكتور هايي كه شما با اين آيتم بدست مي آوريد وفاداري است.( در مورد وفاداري به برند بيشتر بدانيد.)

به دنبال معرفي برند خود باشيد.

چنين كاري را مي توان به شيوه هاي متعددي انجام داد به عنوان مثال زمان نوشتن پست مهمان بيوگرافي كوتاهي نيز از خود به جا بگذاريد. شما بايد روي پيام برند خود كار كنيد چون مي تواند باعث شود فرصت هاي زيادي در اختيار شما قرار گيرد و كمك كند مشتريان برند شما را مورد توجه قرار دهند و نسبت به آن شناخت مثبتي به دست آورند.
برندسازي جزء مهم موفقيت در فعاليت تجاري شما به شمار مي رود. از كوچكترين فرصتي حداكثر استفاده را براي اصلاح نحوه پيام رساني برند خود و جنبه هاي بصري آن، افزايش درگيري و تعامل با مخاطبين و پيدا كردن محتواي عالي و همچنين بررسي دقيق شرايط بازار ببريد تا بعد از مدت زماني، بسته به وقتي كه گذاشته ايد، شاهد رشد موثر و سريع برند خود باشيد!

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

10 نكته در طراحي لوگو برند خود

از نظر ايده آل ، لوگو مشتريان احتمالي شما را افزايش داده و باعث مي شود تأثير بسزايي در اولين تجربه افراد نسبت به تجارت شما بوجود آيد. يك لوگو خوب مي تواند باعث تعهد مشتريان به تجارت شده، هويت خوبي براي برند ايجاد كرده و تصويري حرفه اي از شركت شما ايجاد كند.

لوگو نماينده تصويري از هر چيزي است كه شركت شما به آن باور داشته و از آن پيروي مي كند. براي مثال به لوگوي مك دونالد يا علامت تيك نايك نگاه كنيد كه دو مثال از شگفت انگيز ترين لوگوها بوده و خصوصيات اين شركت را منتقل مي كنند.

اما بسياري از شركت ها امروزه نيز اين بخش مهم از شروع تجارت را ناديده مي گيرند.
شما مي توانيد با يك لوگوي عالي سريعا به مشتريان احتمالي خود نشان دهيد كه توانايي خدمات رساني بهينه به آنها داريد!

انواع لوگو

لوگو ها را مي توان در سه طبقه كلي دسته بندي كرد. لوگوهاي مبتني بر فونت كه در آنها مدل فونت عوض مي شود. براي مثال لوگوهاي IBM، مايكروسافت و سوني همان فونت هايي هستند كه شيپ و استايل متفاوت دارند كه باعث تمايز پيدا كردن آنها مي شود.

دومين دسته لوگوهايي هستند كه با استفاده از كلمات و عكس نشان مي دهند شركت چه فعاليت هايي دارند. براي مثال وقتي يك شركت خدمات خانه از يك قلم موي رنگ در كنار اسم شركت استفاده مي كند.

و در آخر دسته جديد سمبول هاي تصويري انتزاعي مانند علامت تيك نايك است كه به برند اين شركت تبديل شده است.
اين نوع سمبل ها در اصل معنايي ندارد اما بعد از توضيح داده شدن، با معناي خاص لوگو برند آشنا مي شوند. تحقيقات نشان داده است كه اين نوع لوگوها بعد از تثبيت مكان خود تأثير بيشتري بر مشتريان احتمالي داشته و باعث تعهد بيشتر نسبت به برند مي شود. اما ايجاد كردن چنين تصوير و ارتباط ذهني به هزينه و زمان زيادي لازم دارد. علامت تيك نايك نيز در اصل معناي خاصي نداشته اما اين شركت سال هاي زيادي تلاش كرده است تا بتواند اين لوگو را به نشانه اي از هويت زندگي ورزشكارانه تبديل كند.
تجارت هاي در حال رشد اكثر اوقات توانايي هزينه كردن ميليون ها دلار و سال ها وقت براي ايجاد چنين ارتباط ذهني ندارند. بنابراين لوگويي كه مي تواند به وضوح ارزش ها و فعاليت هاي شركت شما را نشان دهد مي تواند گزينه مناسب تري براي اين نوع تجارت ها باشد. بسياري از متخصصين طراحي لوگو بيان كرده است كه حتي لوگوي نوشته شده و مبتني بر فونت از شركت نيز مي تواند بيش از حد ژنريك باشد. او باور دارد كه مشتريان بايد بتوانند با نگاه كردن به لوگوي شما مشخص كنند شما چه فعاليتي انجام مي دهيد.

شروع به كاري طراحي يك لوگو

قبل از اينكه شروع به كشيدن لوگوي خود كنيد بايد اول پيامي كه مي خواهيد به ديگران منتقل كرده را بررسي كنيد. سعي كنيد پيام خود را در يك جمله نوشت و ببينيد كه آيا اين پيام به شما در رسيدن به اهداف كمك مي كند يا خير. توجه داشته باشيد كه بعد از نوشتن اين جمله بايد به آن تعهد داشته و در تمام مراحل ساخت لوگو از اين جمله پيروي كنيد.
البته اين كار به سادگي نمي تواند براي شروع كار شما كافي باشد. شما مي توانيد از تاكتيك و روش هاي زير در زمان ساخت لوگوي خود استفاده كنيد.

اين موارد مي توانند به ساخت لوگويي مناسب براي شركت شما كمك كنند:

  • لوگوي ساير كسب و كارهاي صنعت خود را بررسي كنيد.

آيا رقباي شما از عكس هاي محافظه كار و سنگين استفاده مي كنند يا گرافيك هاي زنده و متحرك؟ شما بايد بررسي كنيد كه چطور مي خواهيد لوگوي خود را از رقبا متمايز كنيد.

  • بر روي پيام تمركز كنيد.

تصميم بگيريد كه چه نكته اي در مورد شركت شما قابل انتقال است. آيا شركت شما توانايي خاصي دارد كه شما مي توانيد آن را انتقال دهيد؟ چه چيزي باعث مي شود شما نسبت به رقبا خاص باشيد؟ ذات مخاطب هدف شما چيست و چه خصوصيات ويژه اي دارد؟ اين عناصر نقش مهمي در طراحي و باز دهي طراحي لوگوي شما دارد.

  • لوگو بايد واضح و عملي باشد.

لوگو شما بايد از روي كارت هاي ويزيت گرفته تا در كنار يك كاميون و ماشين جلوه اي مناسب داشته باشد. شما مي توانيد اندازه يك لوگوي خوب را هر اندازه كه مي خواهيد كوچك و بزرگ كنيد. اين لوگو چه كوچك و چه بزرگ جلوه اي مناسب دارد. همين طور لوگوي خوب بايد به راحتي باز توليد شده، در ذهن جاي گرفته و نسبت به ديگران متمايز باشد. مطمئنا استفاده از نماد بهتر از عكس است زيرا اگر عكس ها بزرگ يا كوچك شوند تشخيص دادن يا شفافيت آنها مختل خواهد شد. سعي كنيد كه لوگويي ايجاد مي كند كه سياه و سفيد و يا در دو رنگ است تا اينكه بتوانيد به راحتي آن را فكس كرده، از آن عكس گرفته و يا در برگه هاي سياه و سفيد از آن استفاده كنيد.

  • استفاده كردن از نام تجارت بر طراحي لوگوي شما تأثير مي گذارد.

اگر نام تجارت شما ” جواهرات تهراني” است بايد از فونتي با كلاس و استايل هاي تجملي در فونت استفاده كنيد. اما شركتي كه ” چاپ سرعت و دقت ” نام دارد بهتر است لوگويي داشته باشد كه فونت آن حس رعد و برق و سرعت و قدرت را منتقل كند.

  • از لوگوي خود براي نشان دادن خصوصيات كليدي شركت تان استفاده كنيد.

بهترين لوگوها سريعا با استفاده از تصوير پيام را به بيننده منتقل مي كنند و از كلمه هيچ استفاده اي نمي كنند. براي مثال لوگوي ” چاپ سرعت و دقت ” هم مي تواند خصوصيات خدمات چاپ بسيار سريع را منتقل كند. بنابراين استفاده از عكس رعد و برق مي تواند احساس سرعت و اطمينان را منتقل كند.

  • از كليپ آرت استفاده نكنيد.

اگرچه چنين كاري بسيار وسوسه كننده است، كليپ آرت را مي توان به راحتي كپي كرد. نه تنها اورجينال آرت پيام را قوي تر منتقل مي كند، بلكه باعث تمايز يافتن شما نسبت به تجارت هاي ديگر نيز مي شود.

  • از تصاويري كه زودگذر هستند استفاده نكنيد.

اگر شما بخواهيد لوگوي قديمي خود را دوباره طراحي كنيد، اين احتمال وجود دارد كه شما مشتريان قبلي تان را گيج كرده و در حالت بدتر باعث بيگانگي آنها شويد. يكي از انتخاب ها تغييرات بسيار كم و آهسته در لوگو است. اما شما نبايد چند بار لوگوي خود را تغيير دهيد. از نظر ايده آل شما بايد لوگويي استفاده كنيد كه حداقل ۱۰ تا ۲۰ سال بدون نياز به تغيير باقي بماند. اين مسئله نشانه طراحي مناسب است. در واقع وقتي يك گروه عالي، لوگو طراحي مي كنند انتظار ندارد ديگر مشتري براي طراحي و تغيير لوگو به او مراجعه كند.

  • مواظب رنگ ها در لوگو باشيد

يكي از مسايلي كه باعث گران شدن لوگو مي شوند استفاده از رنگ هاي متعدد است. در زمان طراحي لوگو بايد توجه داشته باشيد كه اگرچه لوگوي رنگي شما عالي به نظر مي رسد در زمان توليد انبوه اين لوگو، هزينه ساخت و توليد آن بر روي كالا هاي مختلف نيز شما را شگفت زده مي كند. همين طور استفاده از لوگوهايي با رنگ هاي زياد باعث مي شود شما نتوانيد به راحتي آنها را كپي كرده و رنگ سياه و سفيد باعث از بين رفتن شفافيت آنها مي شود. سعي كنيد رنگ هاي لوگو بيشتر از سه رنگ نشود مگر اينكه استفاده از رنگ هاي بيشتر الزامي باشند.
لوگو شما مي تواند در انواع رسانه ها، تبليغات، ايستگاه ها، ماشين هاي خودكار و بسته بندي ها مورد استفاده قرار گيرد. به ياد داشته باشيد كه بعضي از كاربردها باعث محدوديت در زمان طراحي لوگو مي شوند مطمئن شويد كه از قبل معناي رنگ ها را نيز مطالعه كرده ايد و معناي آنها با پيام اصلي لوگوي شما همخواني دارد يا خير.همين طور بهتر است قبل از تصميم گيري نهايي مدل هاي تك رنگي، دو رنگي، و سه رنگي لوگوي خود را نيز بررسي كنيد.

  • كمك گرفتن از يك طراح لوگو

با اينكه تفكر در مورد لوگو مرحله اي مهم در ايجاد يك تصوير از تجارت شماست، تلاش براي ساخت لوگو به تنهايي از اشتباهات بزرگ محسوب مي شود. شايد به نظر برسد كه بهترين راه براي كاهش هزينه ها عدم استفاده از شركت هاي طراحي حرفه اي باشد كه چيزي بين ۵ تا ۱۵ ميليون تومان براي طراحي لوگو طلب مي كنند. اما توجه داشته باشيد كه هزاران طراح مستقل و آزاد كار وجود دارند كه با دريافت هزينه كمتري چنين كاري انجام مي دهند. كار آفرينان با بودجه محدود بايد به دنبال طراحان با كيفيت اما ارزان قيمت بگردند. طراحان آزاد زيادي وجود دارند كه هزينه فعاليت آنها در هر ساعت ۱۵ تا ۷۰ هزار تومان است.
شما نبايد تنها به خاطر هزينه كمتر از طراح بدون تجربه استفاده كنيد. طراحاني را پيدا كنيد كه با حيطه كاري و موقعيت رقابتي شما آگاه باشد. اگر هنوز هم هزينه بيش از حد بود بايد به اين نكته توجه كنيد كه اگر شما لوگوي خوبي طراحي كنيد اين لوگو حداقل ۱۰ سال براي شما باقي خواهد ماند. يك بار هزينه براي ۱۰ سال چيز زيادي محسوب نمي شود.
حتي اگر مي توانيد به خوبي از رنگ ها استفاده كرده و مي دانيد لوگو بايد چه شكلي داشته باشد باز هم بهتراست از يك طراح مشورت بگيريد. چرا؟ آن ها مي دانند كه آيا لوگو به راحتي پيام شما را انتقال داده و با اين كار مي توانيد به طراحي زيبايي برسيد كه بدون هزينه زياد به راحتي پيام را به ديگران منتقل مي كند. لوگوي شما پايه تمام مواردي است كه به شما ارتقا مي دهد، بنابراين هر چه بيشتر زمان صرف طراحي بهتر لوگو كنيد، سود بيشتري براي شما همراه خواهد بود.

  • استفاده كردن و حفاظت از لوگو

بعد از طراحي لوگويي كه نشان دهنده فعاليت ها و خصوصيات شركت شما در يك نگاه است، مطمئن شويد كه كپي رايت آن را ثبت كرده تا بتوانيد آن را نسبت به شركت هاي ديگر حمايت كنيد. شما مي توانيد از يك شركت ثبت علائم تجاري و اداره ثبت مالكيت هاي معنوي استفاده كنيد.
بعد از ثبت مي توانيد از اين لوگو در هر جايي براي ارتقاي برند خود استفاده كنيد. شما مي توانيد از لوگو در كارت هاي ويزيت، ايستگاه ها، سر برگ ها، بروشورها، تبليغات، وب سايت ها و هر جاي ديگر استفاده كرده تا نام شركت خود را در ذهن افراد جا بياندازيد. اين كار به ايجاد تصويري از تجارت، افزايش قابليت ديده شدن شركت شما و كسب مشتري بيشتر كمك كند.
ساختن يك لوگو كار ساده اي به نظر مي رسد، نه؟ مطمئناً اين كار ساده است اما نكات ظريفي در انجام اين كار وجود دارد كه باعث مي شود طراحي و استفاده بهينه از لوگو به كاري بسيار مشكل تبديل شود. تنها به ياد داشته باشيد كه بايد ذات مشتريان و تجارت خود را در زمان طراحي لوگو در ذهن داشته باشيد واينكه مشتريان از شما چه چيزي مي خواهند. بعد از طراحي موفق لوگوي برند بايد آن را ثبت كرده و تمام تلاش خود را بكار بريد تا بتوانيد سمبولي قابل تشخيص و مثبت از خدمات يا محصولات خود ارائه كنيد.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

استراتژي برند

هدف مديريت برند، افزايش ارزش محصولات براي مشتريان و در نتيجه كسب حق امتياز براي آن محصولات است. بازاريابان، به آرم تجاري به عنوان وعده اي مي نگرند كه درباره ي كيفيت مورد انتظار مشتريان از محصولات به آن ها داده شده است.اين امر ممكن است باعث افزايش ميزان فروش شود. همچنين با مديريت برند، توليد كنندگان مي توانند محصولات را با قيمت بالاتري به فروش رسانند.

ارزش برند با ميزان سود حاصل براي توليدكنندگان سنجيده مي شود. اين امر ناشي از تركيبي از افزايش ميزان فروش و افزايش هزينه هاست.

يك برند خوب بايد اين ويژگي ها را داشته باشد:
1. از لحاظ قانوني قابل پشتيباني باشد.
2. تلفظ آن ساده و روان باشد.
3. به خاطر سپردن آن آسان باشد.
4. شناسايي و تشخيص آن كار دشواري نباشد.
5. توجه افراد را جلب كند.
6. مزاياي استفاده از محصول را در خود داشته باشد.
7. پيام محصول و يا شركت توليد كننده را به همراه داشته باشد.
8. موقعيت محصول را در ميان محصولات رقيب مشخص سازد.

هزينه ي يك برند خوب، بيش از هزينه ي ساير محصولات عادي ديگر است. يك علامت تجاري اقتصادي اغلب بخش هاي منعطف بازار را در برابر قيمت مورد هدف قرار مي دهد. يك علامت تجاري رقابتي و جنگ جويانه براي مقابله با تهديدهاي رقابتي ايجاد مي شود. زماني كه يك برند براي چند محصول متعدد به كار برده مي شود، به عنوان يك برند خانوادگي شناخته مي شود. وقتي كه تمامي محصولات يك شركت، هر كدام داراي برند مجزايي براي خود هستند، به شناشه منفرد مشهور مي شوند.

زماني كه شركتي از يك برند به همراه برند ديگري كه پيش از اين به كار گرفته مي شده براي معرفي محصول و يا خط محصول جديدي استفاده كند، به يك اهرم تجاري مشهور مي شود. زماني كه فروشندگان بزرگ، محصولات را از توليد كنندگان خريداري مي كنند، برند خود را بر روي آن محصولات قرار مي دهند كه به آن، برند خصوصي مي گويند. علامت هاي تجاري خصوصي ممكن است با نام اصلي كه توليد كنندگان براي محصولات در نظر مي گيرند، تفاوت زيادي داشته باشند.

انطباق برند به كاهش تعداد علامت هاي مخصوص هر شركت مي انجامد. برخي از شركت ها تلاش مي كنند تا برند بيش تري را براي محصولات متعدد و گوناگون خود ايجاد كنند. آن ها اين كار را انجام مي دهند تا ميزان فضاي اختصاصي برند رقيب را كاهش دهند. اما از آن جايي كه ممكن است اين اقدام، استراتژي مناسبي نباشد، بنابراين بسياري از شركت ها تصميم مي گيرند تا ارتباطي منطقي ميان نام ها تجاري گوناگون خود برقرار سازند.بسياري از مديران برند خود را محدود به اهداف و مسايل مالي مي كنند. آن ها مسايل استراتژيك را با اين تصور كه مسئوليت آن بر عهده ي مدير ارشد است، ناديده مي گيرند. اكثر مديران برند، خود را محدود به اهداف كوتاه مدت مي كنند، زيرا بسته هاي محصولات آن ها براي مدتي كوتاه و محدود طراحي شده اند. بايد اهداف كوتاه مدت را گامي مهم به سوي اهداف بلند مدت به حساب آورد.در شركت هايي كه داراي متنوع سازي محصولات هستند، ممكن است هدف از ايجاد برخي از نام هاي تجاري با ساير نام ها مغايرت پيدا كند و يا بدتر از آن ممكن است اهداف شركت با نيازهاي برند مغاير باشند.

همچنين لازم است مدير نام تجاري از استراتژي هاي مديريت ارشد اطلاع داشته باشد. چنانچه مديريت شركت قصد داشته باشد از بازاريابي بلند مدت استفاده كند، به كارگيري جريان پرداخت هزينه ها به صورت كوتاه مدت، اشتباه بزرگي خواهد بود.
بسياري از مديران برند در زمان هدف گذاري، اهدافي را در نظر مي گيرند كه عملكرد واحد خودشان را نسبت به كل سازمان بهبود مي بخشند

مديريت استراتژي هاي برند در فضاي ذهن

نقطه آغازين براي تمامي برندها توسعه آگاهي برند است. آگاهي لازمه تمامي بازارهاست، ابتدا به اين خاطر كه ذهنيت ريسك خريد را كاهش مي دهد و دوم اينكه در بسياري از بازارهاي با درگيري-پايين مي تواند خريد را در پي داشته باشد. همچنين لازم است كه مصرف كنندگان دريافت هايي را در خصوص كيفيت عملكرد برند توسعه دهند و اين دريافت ها با گروه محصول و استانداردهاي اعمال شده بواسطه رقابت مقيد مي گردند. اين به درك عمومي پذيرش محصول مربوط مي شود . اين دو دريافت در كنار يكديگر ريسك خريد مصرف كننده را كاهش مي دهند و ما مي توانيم بگوييم برندي كه به سطح معقولي از هر دو عامل دست يابد به مرحله ۱برند وارد شده است. داده هاي ميلوارد براون نشان مي دهند كه براي بسياري از برندها بخش قابل توجهي از مصرف كنندگان هرگز ارتباط خود را به ماوراي اين نقطه توسعه نمي دهند.

براي اينكه يك برند به مرحله ۲ برند وارد شود دوعامل مهم مورد نياز است، درك تمايز و تناسب شخصي. براي اينكه يك برند بواقع از سوي مصرف كننده از ساير برندهاي رقيب متمايز به نظر برسد، سه باور بايد شكل بگيرد، اينكه برند با ساير برندها فرق دارد (چه مثبت چه منفي)، اينكه اين تفاوت منحصر به برند مي باشد و اينكه مشخصا ارزش بهاي بيشتر را داشته باشد. انبوه داده هاي يانگ و روبيكم اشاره مي كنند كه تمايز نه فقط در ساخت برند بلكه در موفقيت برند نقش اصلي را دارد و اين نقش همچنان ادامه خواهد داشت چراكه كاهش تشخيص تمايز اغلب اولين نشانه اي است كه يك برند بالغ و موفق دچار افت شده است. از اين رو يكي از كليدهاي فهم مديريت يك برند بالغ اين است كه از درك تمايز اطمينان يابد.
تناسب به اين معني است كه برند چيزي در خود دارد كه براي مصرف كننده مناسب بوده يا با آن مرتبط مي باشد. داده ها نشان مي دهند كه تناسب كليد نفوذ به خانه ها و اندازه فرانشيز بوده و لذا به بخش بازار يا بخش هايي كه برند با آنها ارتباط دارد مرتبط مي باشد. برندهاي جديد و موفق بر روي نمودار رشد بيشتر تمايز را به نمايش مي گذارند تا تناسب، و چنين مي نمايند كه مصرف كنندگان برند را در رقابت برجسته تر مي يابند، از اين رو هدف اوليه مورد توجه قرار گرفتن است. با اين حال، اين توجه بايد در مرحله بعد به مزايايي تبديل شود كه با سبك ويژه مصرف كننده همخواني داشته باشد. داده هاي يانگ و روبيكم نشان مي دهند كه تناسب، محصول طبيعي تمايز نيست: در ايالات متحده تقريبا هيچ ارتباطي بين اين دو عامل وجود ندارد. برندهاي پُر سود ممكن است اغلب تمايز بالايي كسب كنند اما از تناسب پاييني در بين عموم آدم ها و تناسب بالايي در بين بخش هايي خاص برخوردار باشند. به اين ترتيب رسيدن به مرحله ۲ برند مي تواند به معني يك برند پايدار و سودآور باشد و اين احتمال وجود دارد كه اغلب برندها از اين مرحله فراتر نروند.

براي رسيدن به مرحله ۳ برند دريافت هاي بيشتري بايد در ذهن بازار توسعه بيابد: اعتبار اجتماعي و پيوند احساسي. اعتبار اجتماعي به دريافتهايي مربوط مي شود كه به نحوه نگرش ديگر آدم ها به برند مي پردازد و يك عامل اجتماعي-فرهنگي است چراكه بر تركيب يا تفريق اجتماعي دلالت دارد. بنابراين همچنانكه برند را بطور شخصي يا اجتماعي تجربه مي كنيم، گستره وسيعي از ظرافت هاي دريافتي به حوزه هاي پرمايه اي براي مطالعه و اقدامات مديريتي تبديل مي شوند. پيوند احساسي به توسعه ارتباط مصرف كننده-برند مي پردازد كه عمدتا بر تجربه شخصي برند استوار بوده و بطور مشروح و از جنبه معني شخصي برند در فصل ۴ در مورد آن صحبت شده است. همچنانكه يك برند در طول زمان ساخته مي شود، مصرف كنندگان به مرور با آن احساس نزديكي، اطمينان و اعتماد مي كنند، بگونه اي كه اگر بواسطه تجربه و دريافت هاي شخصي ديگر افراد از يك برند آنها نيز با برند پيوند احساسي برقرار نمايند انتظار خواهيم داشت در نهايت آنها نيز به برند اعتماد زيادي پيدا كنند. توجه داشته باشيد كه پيش از بوجود آمدن اعتماد مصرف كنندگان نياز دارند مكررا برند را تجربه كنند تا نسبت به پيش بيني پذيري و قابليت اتكا آن اطمينان حاصل نمايند. از اين رو، پايداري در تمامي جنبه هاي برند براي هر گونه استراتژي برند بسيار اساسي است.

نقش تبليغات و ارتقا در استراتژي برند

مطالعات متعددي كه از پايگاه داده PIMS استفاده كرده اند به روشني نشان مي دهند كه يك ارتباط مستقيم بين هزينه هاي تبليغات نسبي در مقابل رقابت و سهم بازار وجود دارد. كسب و كارهايي كه سهم بسيار كمي از فروش خود را براي تبليغات صرف مي كنند در مقابل رقباي خود كه به نسبت بيشتر هزينه مي كنند سهم كمتري از بازار را از آن خود مي سازند و نيز به نرخ پايين تري از بازگشت سرمايه دست مي يابند . چنين به نظر مي رسد كه اين ارتباط تا حدودي از كيفيت نسبي محصولات يا خدمات ناشي مي شود.

شواهدي وجود دارد كه شركت هايي كه در مخلوط تبليغات پيشبردي خود بر تخفيف هاي فروش تاكيد مي كنند نسبت به شركت هايي كه بر تبليغات تاكيد مي ورزند نرخ پايين تري از بازگشت سرمايه را كسب مي كنند.

فهم آن ساده است: تبليغات نه تنها برند را قوي مي سازد بلكه به سودآوري شركت نيز كمك مي كند.

منبع:وب سايت باني سايت 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 دليل ايجاد وفاداري به برند

به علت رقابتي شدن بازار، مشتري روز به روز ارزش بيشتري پيدا مي كند. چالش هايي از قبيل تشديد رقابت جهاني، افزايش مستمر انتظارات مشتريان و متعاقبا تقاضاي آنها به منظور افزايش بهبود كيفيت محصولات وخدمات، باعث شده است كه شركتها ديگر نتوانند به طور موثر نيازها و خواسته هاي آنها را برآورده كنند و خطر از دست دادن مشتريان ناراضي به سمت رقبا و همچنين كاهش نهايي سود، ورشكستگي شركت را به دنبال خواهد داشت.

وقتي مشتريان به شركت افتخار مي كنند ، حجم خريدشان را افزايش مي دهند ، چيزهاي مثبتي در مورد شركت مي گـــويند و شركت را به دوستان و خويشــاوندان توصيه مي كنند. آنها به طور عملي نشان مي دهند كه با شركت هم پيمان و پيوسته اند . از طرف ديگر، وقتي مشتري نزد دوستان، خويشان، نمايندگيهاي داخلي و خارجي شكايت مي كند يا به سوي شركت ديگري مي رود ، عملا نشـان مي دهد كه تصميم به ترك شركت گرفته و كمتر براي اين شركت خرج مي كند محققين نشان داده اند كه تفاوتهاي مفهومي مهمي بين وفاداري به فروشنده و وفاداري به شركت وجود دارد . محققان دريافته اند كه وفاداري اوليه مشتري مربوط به نيروي فروش بوده كه وفاداري مشتري نسبت به شركت را به طور مثبتي تحت تاثير قرار مي دهد. آنها دريافتند كه احساس مثبت نسبت به كاركنان اغلب به شركت منتقل مي شود. مقاصد رفتاري مشتري مي تواند به عنوان يك شاخص ديده شود كه نشان مي دهد آيا مشتري باقي خواهد ماند يا شركت را ترك خواهد كرد .

وفاداري مشتري به عنوان يك مانع در مقابل تغيير رفتار وي عمل مي كند. در واقع ثابت شده است كه وفاداري دربين مشتريان خدمات نسبت به مشتريان محصولاتِ ملموس، شايع تر است. درزمينه خدمات، ويژگي هاي غير ملموس مانند اعتبار و اطمينان ممكن است نقش اصلي را در ايجاد و حفظ وفاداري ايفا نمايند. در زمينه خدمات، وفاداري به طور مكرر به عنوان رفتار مشاهده شده تعريف شده است.

تمامي توضيحات فوق به منظور آشنايي بهتري با مقوله وفاداري به برند، وفاداري به محصول، وفاداري به خدمت وفاداري به فروشنده و شركت است. البته در اينجا موضوع بحث ما فقط وفاداري به برند است.

وفاداري به برند چيست؟
وفاداري به برند هدف نهايي و غايي شركتي است كه داراي محصولي با علامت تجاري ويژه است. اولويت يا ترجيح خريد يك برند ويژه در يك قفسه محصول توسط مشتري، وفاداري به برند نام دارد. مشتريان دريافته اند كه مارك تجاري مورد نظرشان به آنها طرح وتركيب محصولي سالم، داراي سطوحي از كيفيت با قيمت مناسب عرضه مي كند. اين ادراك مشتري پايه واساسي براي تكرارخريدهاي جديد مي شود. مشتريان در آغاز، يك خريد امتحاني از محصولي با علامت تجاري ويژه مي كنند وپس از رضايت از آن به تكرار وادامه خريد همان علامت تجاري يا برند مايل مي شوند، زيرا به آن محصول آشنا ومطمئن هستند.

وفاداران به برند تفكري اينچنين دارند:

 نسبت به برند متعهد هستند.
– مايل به دادن پول بيشتر براي يك برند نسبت به ديگربرند ها هستند.
 برند مورد نظر را به ديگران توصيه مي كنند.

چرا وفاداري به برند داراي نتايج بسيار بااهميتي است؟
سه دليل اصلي براي پاسخ به اين سوال وجود دارد:

1. حجم فروش بيشتر: شركتهاي آمريكايي كه نيمي از مشتريان خود رادر طول پنج سال از دست مي دهند، سالانه ۱۳۰ درصد ضرر وخسارت از كاهش مشتريان خود مي بينند. اين آمارنشان دهنده چالشهايي است كه شركتها براي رشد در محيط رقابتي با آن روبه رو هستند. رسيدن به رشد سالانه ۱درصد نيازمند افزايش فروش به مشتريان فعلي و جديد به ميزان ۱۴درصد است. كاهش خسارت مشتريان مي تواند به صورت مهيجي رشد تجاري ووفاداري به برند را بهبود بخشد، كه اين منجر به فروش ثابت ويا افزايش فروش با افزايش تكرارخريدآن برند مي شود.

2. توانايي افزايش قيمت: مطالعات نشان مي دهد كه همان اندازه كه وفاداري به برند افزايش مي يابد، مشتريان كمتر به تغيير قيمت حساس هستند. عموما مشتريان مايل به دادن قيمت بيشتر براي علامت تجاري برگزيده يا منتخب خود هستند. زيرا آنها ارزشهاي بي نظيري در آن برند يا علامت تجاري مشاهده كرده اند كه گزينه هاي ديگرآنرا ارائه نمي كنند.

3. حفظ مشتري بهتر ازجستجوي اوست: وفاداران به برند مايل به جستجوي مارك مطلوب خود هستند وكمتر به ترفيعات رقابتي حساس هستند. نتيجه اين كار هزينه كمتر براي توزيع، رقابت و بازاريابي است. در اينجا بد نيست اشاره اي به يك مطلب بسيار مهم در مورد وفاداري داشته باشيم وآن اينكه:

«گانش» دونوع عامل در ابعاد وفاداري پيدا كرد:

  • وفاداري فعال (مثل دهان به دهان و قصد خريد)
  • وفاداري انفعالي (مثل عدم ترك حتي در شرايط تقريبا منفي)

وفاداري فعال كه ما آنرا وفاداري آگاهانه مي ناميم ، تصريح برآن دارد كه مشتري وفادار با آگاهي واعتماد كامل و با نگرشي كاملا مثبت نسبت به مارك ويژه آنرا به ديگران توصيه مي نمايد ودوستان خود را تشويق به خريد آن مي كند وجملات مثبتي در مورد مارك به كار مي برد .جملاتي كه شايد ساخته وپرداخته خود اوست و تراوش افكار وعقايد اودرمورد برند ويژه است.

وفاداري انفعالي كه ما آنرا وفاداري غير آگاهانه يا عادت به تكرارخريد مي ناميم تكيه برآن دارد كه فرد بدون دليل وبدون توجه به محصولات رقبا وحتي در شرايط تقريبا منفي اقدام به تكرارخريد محصول مي كند و نظري درمورد برند ويژه وتوصيه اي به ديگر افراد ندارد.

پر واضح است كه وفاداري به برند چنانچه از نوع فعال يا آگاهانه باشد، قابل طرح وانگيزه اي براي تبديل خريدكنندگان تصادفي به وفاداران به برند است.
فروش به مشتريان وفادار هم مي تواند با تكيه بر وفاداري انفعالي و هم با تكيه بر وفاداري فعال شروع شود.

فرايند وفاداري به برند چگونه است؟
تصوير ودرك ونگرش مثبت به برند مطلوب ، عامل بسيار مهمي بر وفاداري به برند است. مشتريان بايد برند و محصول مورد نظر را دوست داشته باشند تا وفاداري به آن گسترش يابد. مشتريان بايد از ارزش خريدشان آگاه شوند تا تشويق بشوند كه خريد محصول را در آينده ادامه بدهند. به منظور تشويق خريدهاي تكراري، تبليغات قبل وبعد از فروش مهم هستند. علاوه بر ايجاد آگاهي و ترفيعات مشتريان آغازين، تبليغات صورت گرفته نگرشهاي مشتريان راتقويت مي كند تا اين نگرشها به صورت اعتقادات مشتري تكامل يابند و سرانجام به وفاداري تبديل شوند.

به عنوان مثال اكثر خوانندگان آگهي مسافرتي آنهايي هستندكه از سفربرمي گردند. تبليغات (آگهي ها) رفتار ودرك يك مسافر را قوي مي كند. بياد بياوريد كه تقويت رفتارها از تغيير آنها آسانتر است و

فروش زماني شروع مي شود كه يك خريدار را به يك وفادار تبديل كنيد.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 استراتژي مهم در برندينگ

همانطور كه ميدانيد ايجاد برند و برند سازي آن (برندينگ) بسيار مسئله اي مهم است ، در اين مقاله سعي شده به توضيح ۳ روشي بپردازيم كه شركت ها بتوانند با كمترين هزينه بيشترين بازدهي را در برنديگ داشته باشند.

1. هدف ، مشتريان شما هستند
شما نمي توانيد به همه ي مردم فكر كنيد ! بخش مهمي از انتخاب يك نام تجاري ، انتخابي دقيق مشتريان است ، بهترين راه براي تشخيص اين كار ، اين است كه با مشتريان خود ارتباط برقرار كنيد و ببينيد كه آنها از شما چه مي خواهند! اگر هدف سايت شما فقط مربوط به زنان باشد ، كار شما خيلي گسترده و پيچيده خواهد شد ، ولي اگر هدف كاري شما به نوع زنان (همانند مادران و …) تقسيم بندي شود ، به راحتي مي توانيد خواسته هاي آن ها را برآورده نمائيد.

2.منافع عاطفي خود را پيدا كنيد
به عنوان مثال ما يك رستوران را در نظر مي گيريم ، هدف يك رستوران فقط نبايد رفع گرسنگي مشتريان خود باشد ، بلكه بايد احساسات آنها را نيز به خود جلب كند مثلا مي تواند با ارائه وعده هاي غذايي پخته شده در منزل ، به طور ناگهاني و بدون هيچ زحمتي از طريقه عاطفي با آنها ارتباط برقرار كنيد .

3. ايجاد يك تجربه
همه چيز در بازاريابي به تجربه ختم مي شود ، تجربه چيزي است كه باعث جذب مشتريان مي شود ، بر اساس اين تجربه حتما مي دانيد كه بهترين راه ايجاد برندينگ تعامل خوب با مشتريان و مردم است ، با ايجاد تعامل خوب با مشتريان ، ديگر افراد بسياري هستند كه لوگو ، سايت و ديگر موارد تبليغاتي شما را مي شناسند ، به عنوان مثال اگر منشي شركت شما به صورت بي ادبانه و توهين آميز با مشتريان صبحت كند ، برند شما به كلي نابود خواهد شد .

منبع:وب سايت باني سايت 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

4 استراتژي در ايجاد برند

در ايجاد برندينگ براي تجارت خود بايد هوشيار باشيد ، تعامل خوب مي تواند موفقيتي بزرگ را براي برند شما فراهم آورد ولي تعامل بد نيز ، برند شما را خراب خواهد كرد.در ايجاد برندينگ مي توان گفت كه كار آساني نيست ، نياز به زمان دارد .

در اين مقاله استراتژي هاي كاربردي ذكر شده است كه مي توانيد از آن ها در برند سازي خود استفاده نمائيد. به قول دكتر روستا برند يك واژه است ولى«برندينگ» يك فعاليت مديريتى مستمر و طولانى است كه بايد آنرا به طور هدفمند دنبال كرد تا بتوان در ايجاد يك هويت و برند، توسعه و حفظ آن به موفقيت رسيد.

1. تمايل استفاده از اينترنت داشته باشيد.

امروزه يك شركت تجاري بدون يك وب سايت اينترنتي را اصطلاحا شركتي بدون صلاح مي نامند ، سعي كنيد همواره از سايت اينترنتي استفاده كنيد و با مشتريان خود تعامل داشته باشيد ، حتي اگر شما روابط حضوري را بيشتر ترجيح مي دهيد سعي كنيد حتما يك وب سايت اينترنتي داشته باشيد

2. ثبات در تبليغات

فكر كنيد ببينيد كه شركت شما چه كاري را مي تواند انجام دهد كه شركت هاي رقيب اين كار را نمي توانند انجام دهند ، اين كار مي تواند فروش ويژه محصولات ، ايجاد فروشگاه اينترنتي و يا ديگر موارد باشد.

3. ارائه خدمات به مشتري

سعي كنيد هميشه محصولات خود را پشتيباني نمائيد ، و پاسخ مشتري هاي خود را بدهيد ، اين كار باعث جلب اعتماد آنها مي شود سعي نكنيد كه فقط هدف شما فروش باشد ، و اين را هم بدانيد در صورت ارائه خدماتي نه چندان جالب به غير از اين مشتري مورد نظر ، بد بودن عنوان تجاري شما يا برند شما به صورت دهان به دهان سراسر كشور را خواهد گرفت و اين نيز مي تواند برعكس نيز باشد ، در صورتي كه شما خدمات خوبي را ارائه دهيد مشتريان مي توانند تبليغات خوبي براي شما باشند.

4. روابط عمومي

به تعهدهاي خود پايبند باشيد ، سعي كنيد هيچ وقت مشتريان خود را نا اميد نكنيد و همواره كاري كنيد كه آن ها پس از كار با شركت شما ، هميشه لبخند بر لب داشته باشند ، در ضمن اگر شركت شما نيز از بانك يا مراكز ديگري وام گرفته است حتما قسط هاي خود را سر وقت پرداخت كنيد ، شركت خود را با انجام كارهاي اجتماعي مشغول كنيد اين كار ممكن است از مطبوعات نامي از شما برده شود.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

شخصيت سازي برند با طرح چند سوال

ما در اين مقاله ميخواهيم از تصوير و ديگاه مردم ، از مشاهده تصوير برند خود بدون هيچگونه توضيحي مطلع شويم ،و از نتيجه اين مشاهده در پيش برد اهداف خود كه به فروش ختم مي شود بهره ببريم .يك شيوه ي مؤثر در شناخت ديدگاه مردم، درخواست از آنها براي ايجاد تركيبي از تصاوير وكلمات براي بيان ايده هاي خود در مورد برند مورد بحث است. هدف، بيان ادراكات و ديدگاه هاي مردم درباره برند موردنظر بدون لزوم استفاده از واژگان عاريتي از سمت انسان شناس يا روانكاو مي باشد.

البته نام هاي تجاري مي توانند با اصطلاحاتي از سوي اين افراد توصيف شوند و محتملاً اين كار توسط آژانس تبليغاتي خواهد بود، اما از سوي اكثر مشتريان غير متحمل مي باشد يا آنها به انجام اين كار عاجز و بي ميل هستند و مهم در اينجا ادراكات و ديدگاه هاي مشتريان است كه مي خواهيم درك كنيم نه آژانس.يك گروه شش يا هشت نفري از بازار هدف خود شامل مشتريان و مشتريان احتمالي را مشخص كنيد و آنها را جلوي بسته اي از روزنامه ها و مجلات- هرچيزي از اسب و سگ تا سلام!- بنشانيد. به آنها قيچي و چسب بدهيد و از هركدام از آنها درخواست كنيد تا يك برگه A1 را با كلمات و تصاويري كه احساس مي كنند بيشتر براي برند شما برازنده و مناسب است، بپوشانند.شما در اينجا با مهارت هنري آنها كاري نداريد، فقط تداعي هايي كه برند شما در ذهن آنها ايجاد مي كند اهميت دارد. اين تداعي ها ممكن است بد يا خوب باشند و از همه مهمتر، آيا آنها تداعي هايي بودند كه شما قصد ايجاد آن را داشتيد؟ ابداعات افراد اغلب اوقات شما را به تعجب وشگفتي وا مي دارد، گاهي اوقات شما را نااميد مي كند و تنها بعضي اوقات ممكن است شما را پريشان و افسرده مي كند.

فرض كنيم محصول شما يك نوشيدني كوكتل غيرالكي براي طبقه سطح بالا و مرفه اجتماعي باشد. زماني كه برند موردنظر براي موقعيت گذاري خود به عنوان يك “تجربه طعم” وجدآور داراي اشاره هايي به صحت مزاج و سلامتي در كنار تصاويري از حريره ي نخودفرنگي يا “جوانك هايي” شكم گنده مزين و همراه شود، اين اقدام شما مي تواند نگران كننده و مشوش كننده باشد. موضوع مهمي كه شما نياز داريد بدانيد اين است كه آيا برند همان گونه كه موردنظر شماست با مشتري ارتباط برقرار مي كند و پيام موردنظر شما را به مشتري منتقل مي كند؟

گروه شركت كننده در اين برنامه ممكن است از تصاوير و كلمات ديگر نام هاي تجاري در تركيب تصاوير خود استفاده كنند كه اشاره بر توازن و همسويي ارزش ها و عقايد نام هاي تجاري دارد كه مي تواند براي مدير برند سودمند باشد. اگر ديگر نام هاي تجاري استفاده شده در تركيب تصاوير و كلمات، رقباي نزديك شما هستند، پس شايد موقعيت گذاري شما هنوز به حد كافي دقيق نيست؟ اگر نام هاي تجاري بكاررفته توسط آنها از برند شما بسيار فاصله داشته و متفاوت باشند، آنوقت اين قضيه بسادگي مي تواند فرصتي براي مقداري سرقت خلاقانه باشد- متخصصان و افراد حرفه اي آن را تحقيق و پژوهش مي نامند.
عرفاً، تصاوير استفاده شده توسط گروه، پيوندي قوي بين ظاهر و خصوصيت يك برند و آن شخص را بيان مي كند. توصيف برند به عنوان يك شخصيت از اهميت زيادي برخودار است: افراد در كنار يكديگر هويت پيدا مي كنند. آنها مي توانند مردم را دوست داشته باشند، يا از آنها متنفر باشند…

در توسعه ماهيت برند خود يعني جاذبه و هويت آن، شخصيت يك معيار ارزشمند است. شما يك شخصيت خاص در ذهن خواهيد داشت، شايد يك شخص واقعي، و اين روش تركيب تصاوير و كلمات در به نمايش آوردن ميزان نزديكي شما به هدف موردنظر خود كمك خواهد كرد.

برند شما كيست؟
اين سوال ما را به تمرين ديگري مي كشاند. از گروهي از مردم، به طور مطلوب يك گروه هدف شامل مشتريان و مشتريان احتمالي درخواست كنيد تا بگويند چه كسي” برند شما از ميان گزينه هاي زير خواهد بود:

  • يك ستاره سينما
  • يك هنرپيشه كمدي
  • يك سياستمدار
  • يك گوينده خبر
  • يك ورزشكار
  • يك نويسنده
  • “يك شخصيت” تلويزيوني
  • يك مجري برنامه تلويزيوني

شما حتي مي توانيد سوال كنيد:

  • مونث اند يا مذكر ؟
  • چند سال دارند؟
  • اصول و عقايد سياسي آنها چيست؟
  • از چه مذهبي پيروي مي كنند؟
  • مجرد يا متأهلند؟
  • وضعيت سلامتي آنها چگونه است؟
  • واكنش آنها به بحران واسترس چگونه است؟

يافتن پاسخ اين سوالات و تفصير شيوه ي تركيب تصاوير وجملات كار ساده اي نيست و به بهترين نحو مي تواند توسط افراد حرفه اي انجام شود. ناظران آماتور و غيرحرفه اي، مخصوصاً آنهايي كه از نزديك درگير قضيه بودند، مهارت مشاهده هر آنچه كه احتمالاً افراد حرفه اي در جستجوي آن هستند را دارند.

كمك از محقق حرفه اي بازار (مجرب در موقعيت گذاري برند) در طرح سوالات و ارزيابي نتايج، شيوه هايي مشابه روش مذكور به شما در ساخت نيمرخ شخصيت برند تان كمك خواهد كرد. از همه مهم تر، با توجه به اينكه اين شخصيت توسط مشتريان شما درك شده يك شخصيت اصيل و واقعي خواهد بود، نه ليستي از آرزو كه در طرح بازاريابي شما تعريف شده است.

سپس سوالات مشكل متعاقب آن مطرح مي شود:

  • آيا اين همان چيزي است كه شما هدف قرار داديد؟
  • اگر نه، آيا به اندازه كافي به هدف مورد نظر نزديك است؟
  • اگر نه، چطور ما مي توانيم اين شكاف را كاهش دهيم؟
  • اگر نه، شخصيت توصيف شده واقعاً مي تواند برتر و مرجح باشد؟

رويهم رفته، اين شخصيت قبلاً در ذهن مشتري تثبيت شده است…
چرا مشاهده برند به عنوان يك شخصيت كمك كننده است
مشاهده برند به عنوان شخصيت، مزاياي بسياري براي مدير برند دارد. نام هاي تجاري پاسخ هاي خاصي را از سوي مشتري خواستارند و افراد تقريباً بهتر از هر محرك ديگري به يكديگر پاسخ مي دهند. در زير نام هاي تجاري را به عنوان بيان كننده سطوح مختلف روابط شخصي در نظر مي گيرد.

  • يك چهره خودي
  • يك آشنا يا رفيق
  • يك دوست قابل اطمينان
  • يك عاشق يا محبوب
  • يك همراه مادام العمر

نكته چنين الگويي چيست؟

خوب، ما مشاهده مي كنيم كه مردم از يك عاشق يا يك همراه مادام العمر زندگي بيش از شخصي كه به عنوان يك چهره خودي و آشنا درنظر مي گيرند، انتظار دارند. همچنين مشاهده مي كنيم وفاداريي كه اين ها در عوض به يكديگر ابراز مي كننند، بسيار متفاوت خواهد بود. برند كه به عنوان يك رفيق خوب در نظر گرفته مي شود، اما نه بيشتر، مي تواند تخمين هايي واقعي از ارزش و انعطاف پذيري خود در عرصه رقابت ارائه كند و مي تواند طرح هايي براي مرحله بعدي كه چگونه يك دوست قابل اطمينان شود، فراهم كند.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

علت و نحوه شكست خوردن برند هاي بزرگ

ساختن شهرت و شخصيت براي يك برند ۲۰ سال طول مي كشد اما براي تخريب آن تنها به ۵ دقيقه نياز است.برند سازي مقوله اي بسيار حساس است و احساسات يك برند در ديگران به راحتي تخريب مي شوند.شما اجازه داريد در شروع كار اشتباه داشته باشيد اما بايد از آنها درس گرفته و سعي كنيد ديگر اشتباه هاي مشابه را تكرار نكنيد. اما وقتي برند هاي بزرگ موقعيت خود را خراب مي كنند هزينه ها زياد بوده و روي پاي ايستادن دوباره بسيار سخت تر بوده و به زمان بيشتري نياز دارد.

مدتي پيش به اين نتيجه رسيدم كه براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد موفقيت برند ها چه بهتر است كه در مورد شكست و اشتباهات برند ها مطالعه كرده و وسعي كنم جلوي تكرار ايشان را بگيرم. متاسفانه در ايران و برندهاي ايراني چنين نمونه هاي بسيار كم پيدا مي شود و چقدر جالب بود كه بعد از صحبت با چند نفر از صاحبان برند هاي ايراني ايشان از گفتن اشتباهات خود به من و عمومي شدن آن هراس بسيار داشتند!من هم به سراغ برند هاي بزرگ خارجي رفتم ! ما نگاهي بر علت و نحوه شكست خوردن چند برند بزرگ خواهيم داشت و مي بينيم چطور اين برندها مي توانستند تعهد مشتريان خود را دوباره كسب كردند. اين مقاله محصول تجربه و نظر شخصي من در مورد مسايل چنين برندهايي بوده است.

اختلال در خدمات رساني و عدم پيشرفت در كسب مشتريان جديد

كاربران بلك بري تعهد بسيار زيادي به اين برند دارند. البته اين تعهد در سال هاي گذشته در بوته آزمايش قرار گرفته است. در سال هاي گذشته قدرت خروجي دستگاه هاي اين شركت دچار اختلال شده و بعضي از كاربران توانايي دسترسي به ايميل، اينترنت يا سيستم پيام رساني را نداشته اند. مدير توسعه برند بيان مي كند ” شركت نتوانسته است انتظارات اعتباري را پاسخ دهد.
آمار موجود نشان دهنده شواهد سقوط اين برند بزرگ است. در سال ۲۰۱۲ بلك بري تنها ۵ درصد از بازار تلفن هاي هوشمند را به خود اختصاص داده بود در حالي كه در سال ۲۰۱۱ سهم اين شركت ۱۱ درصد بود. در نيويورك تايمز اين شركت به عنوان برندي ياد شده است كه براي بقاي خود دست وپا مي زند.
با اينكه مشتريان ترجيح مي دهند از اين برند استفاده كنند، كسب مشتريان جديد از چالش هاي جديد اين شركت است. بلك بري بايد مردم را متقاعد كند كه توانايي ارائه خدمات بهتري را دارد براي مثال سيستم عامل يا كيبوردي كه دارد بسيار قوي تر از ديگران بوده و نقطه اعتبار آن ها محسوب مي شود. آنها بايد چيزي را به مردم ارائه كنند كه حتي خودشان نمي دانند به دنبال آن هستند،همان چيزي كه اپل توانايي بالقوه اي در انجام آن دارد.

راه حل: بلك بري بايد مشتريان خود ( و مشتريان احتمالي) را متقاعد مي كرد كه مشكلات فني همگي به زودي حل مي شوند. آن ها بايد بيان مي كردند كه محصولات جديد چقدر پيشرفت كرده و اعتبار آنها بيشتر شده است. من فكر نمي كنم مشتريان آن قدر تحمل داشته باشند كه بدون هيچ اميدي به خريد كردن از شما ادامه دهند. اين شركت اميدوار است بلك بري ۱۰ كه در ماه ژانويه توليد مي شود جست و جو گري متمايز براي مشتريان به همراه داشته باشد. مسئله اين جاست كه آيا آن ها مي توانند تا آن زمان مشتريان خود را حفظ كرده و مشتريان جديد را با اين ترفند به سمت خود جلب كنند.

پيام هاي تركيبي باعث گيج شدن مشتريان مي شود

در سال گذشته فروشگاه هاي زنجيره اي JCPenney كه ۱۱۱ سال قدمت دارند، طرح JCP را راه اندازي كردند كه يكي از برندهاي جديد با هويت بلند پروازانه است. به عنوان بخشي از اين طرح، سيستم قيمت گذاري جديدي بكار گرفته شد كه اكثر فروش ها را از بين برده و باعث سازمان دهي دوباره فروشگاه ها شد و بوتيك هاي جديد براي برند برتري ساخته شد.
پيام شركت هزينه هاي كم در هر روز بدون نياز به فروش باعث گيجي شدن افراد شده بود. فعاليت ها به درستي تقسيم نشده بود و كمپين هاي بسيار زيادي به صورت همزمان در حال اجرا بودند. تغيير مداوم روش ها و پيام هاي بازاريابي، تنها باعث بي جهت و نا امن جلوه يافتن برند شده بود.
اين حركت در مشتريان بازتابي نداشت. بخش ارتباطات عمومي JCPenney پيام هايي را در واكنش منتقل كردند. و اين پيام هاي جديد نتوانستند افراد را به سمت استراتژي جديد جذب كند. با اينكه گرافيك ها و لوگوها بسيار قوي بود، JCPenney بيش از حد به دنبال تقسيم كردن و توسعه فعاليت هاي خود بود.

راه حل: ارائه پيام هاي متفاوت مي تواند به ارتقاي روشهاي تاثيرگذاري بر مشتريان در فروشگاه هاي زنجيره اي كمك كند اما عدم مديريت صحيح باعث هدر رفتن ۲۰۳ ميليون دلار در يك سوم نهايي سال ۲۰۱۲ بود. بهترين كار مشخص كردن تعريف واضح و ايجاد DNA برند در ذهن مشتريان است. پيام رساني مداوم نيز زماني بيشترين تأثير را دارد كه شما هزينه كافي براي حمايت از آن را داشته باشيد. اما اگر برند هزينه كافي نداشته و نتواند توسعه پيام ها را به درستي مديريت كند، احتمال گيج شدن مشتريان و در نهايت از دست رفتن فرصت براي كسب تعهد و حمايت مشتريان وجود خواهد داشت.

بي اعتمادي مشتري به برند و اعتماد سازي با شبكه هاي اجتماعي

در سالهاي گذشته خطوط هوايي آمريكا با چالش هاي بسياري روبرو شده است. بعد از ورشكستگي شركت هاي والد در سال ۲۰۱۱ اين خطوط هوايي با تبليغات منفي با محور گزارشاتي از صندلي هاي شل و خراب روبرو شده بود. بابي زافارينا موسس شركت برندينگ پراسر اينتراكتيو در واشنگتن بيان مي كندواقعا تصور آن نيز سخت است كه هنگام پرواز صندلي شما شل بوده و مدام به بالا پرتاب شويد.” ( البته در امريكا نه در شركت هاي هواپيمايي ايراني ) اين مسئله با تغييرات سازمان و مشكلات حقوقي خلبانان همراه بود كه دست به دست هم داده و باعث تأخير و لغو پروازهاي زيادي شده بودند. او بيان مي كند  با رخ دادن تمام اين مسايل شما به وضوح علايم ضعف برند را مي بينيد.
در ادامه اين رويدادهاي منفي، دو روز بعد نيويورك تايمز داستاني در مورد تجربه سخت يكي از نويسندگانش در پرواز اين خطوط هوايي منتشر كرد. در اين مقاله نويسنده نوشته بود كه در ميان راه در لندن توقف كرده و مدت زمان بسيار زيادي را در هترو ( Heathrow) وقت هدر كرده بود. در واكنش مسئول صفحه فيس بوك از كاربران شركت خواست كه در مورد تجربه دوست داشتني خود از لندن مطالبي به اشتراك بگذارند! زافارنيا مي گويد  وقتي شبكه اجتماعي شركت به نظر افكار عمومي موجود در رسانه ها توجهي نمي كند، تعداد زيادي از كاربران احساس توهين مي كنند. كاش حداقل مسئول اين شبكه اجتماعي از مشكل به وجود آمده عذر خواهي مي كرد.

راه حل: وقتي صندلي ها شل شد، شركت در اول بهانه ريخته شدن نوشيدني ها را گرفت. مسئول شركت گفت كه صندلي ها به خاطر ريختن نوشابه، پاپ كورن، قهوه و يا چيزهاي ديگر خراب شده بوده كه در مكانيزم قفل شدن صندلي اختلال ايجاد كرده است. اين مسئله در رسانه ها سوالات بيشتري را برانگيخت.
زافرنيا مي گويد  تمركز اصلي بايد بر امنيت بوده و تلاش كنند با مكالمات مرحله به مرحله مشكل قفل شدن صندلي را توضيح داده و تنها به يك توضيح ساده بسنده نكنند. جالب اين جاست كه سخنگوي شركت زماني براي جلسه خبري مشخص نكرده بود. اين شركت بايد زماني را صرف مي كرد و به آرامي مشكلات خود را توضيح مي داد. توجه داشته باشيد كه فعاليت هاي انجام شده باعث القاي حس توهين در مشتريان متعهد شده و در نتيجه تعهد به برند را كاهش داده بود.
به نظر من چه خوب بود مدير عامل يا مدير روابط عمومي در زمان رخ دادن چنين مشكلي ، با توضيح كامل مورد و در جريان گذاشتن مشتري در مورد رفع عيوب موجود از طريق وب و به خصوص كلوپ مشتريان و نيز شبكه هاي اجتماعي شركت در اعتماد سازي بيشتر مي كوشيد. چند پست فيس بوك هيچ هزينه اي نداشت ولي جلوي بي اعتمادي را در بين مشتريان مركزي و وفادار به برند را مي گرفت.

يك تغيير نام عمدي باعث كاهش اصالت مي شود.

شركت راديوشك بيش از ۹۰ سال در بازار خرده فروشي تجهيزات الكترونيك بوده است، اما در رقابت با غول هاي خدمات الكترونيك مانند دل و خرده فروشاني مانند بست باي و بيگ باكس، به نظر مي رسد اين شركت شكست خورده باشد. در واقع آخرين تحول جديد اين شركت باعث شد شركت سطح خود را در بازار پايين آورده و شركت در وضعيت بدي قرار گيرد.
“راديو شيك ” در سال ۲۰۰۹ با هدف كسب تعهد بيشتر دست به نوآوري دوباره اي زد كه يكي از جنبه هاي آن تغيير نام بود. طي اين تغييرات نام شركت به The Shack تغيير پيدا كرد. از اول نيز مشخص بود كه مشتريان حس خوبي نسبت به اين تغيير نداشتند. مدير برند قبلي مي گويد كه” راديو شك” بايد مشتريان عجيب و قريب وعشق كامپيوتر خود را نگه مي داشت كه اطلاعات زيادي در مورد ديودها و ترانزيستورها داشتند.
شركت بعد از اسپانسر شيپ لانس آرمسترانگ و موسسه Livestrong تا قبل اكتبر ۲۰۱۲ با دو چالش اساسي ديگر در روابط عمومي روبرو شد. اين تلاش ها نيز مانند گذشته باعث شكست خوردن شركت شده بود زيرا برنامه ريزي مناسبي نداشت.

راه حل: راديوشيك بايد به ريشه هاي خود برگشته و علاقه مندان فن آوري جوان را به سمت خود جلب كند. راديوشك بايد مسابقه با رقباي بزرگ را متوقف كند زيرا اين افراد هميشه از نظر قيمت و انواع مدل بسيار متفاوت هستند. آن ها بايد بر مشتريان مركزي خود تمركز كنند كه مشتريان واقعا متعهد آنها محسوب مي شوند. مطمئنا بازار تجهيزات الكترونيك تغيير كرده است اما براي حفظ اصالت و همين طور توسعه فعاليت ها شما بايد بر گروه هسته اي خود تمركز كنيد. هرچه تنوع بيشتر باشد، خدمات نيز توسعه پيدا كرده و سپس با مديريت مي توان مخاطبين جديد را انتخاب كرده و بر آنها تمركزشود. بدين روش آنها شانس بيشتري براي جذب افراد دارند.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

تعاريف مختلف كارشناسان در مورد برند و برندينگ

در اين مقاله سعي نموديم تمام تعاريفي كه كارشناسان دنيا از برند و برندينگ داشته اند را براي شما جمع آوري كنيم .امروزه در سراسر دنيا صحبت از برند و برندينگ بسيار همه گير شده است ، مسئله برند و برندينگ براي كمپاني هاي بزرگ و كوچك بسيار حائز اهميت مي باشد ، دانستن تعريف مختلفي از برند و برندينگ مي تواند به شما در انجام اين كار كمك بسزايي كند .

  • برند نشان دهنده ي تعهد به مشتريان مي باشد.
  • برند ، تجسم يك سازمان و محصولات و خدمات آن است ، قابل اعتماد بودن آن را مشخص مي كند.
  • برند ، ساكن در ذهن مشتري و مخاطب است ، اين تعريف در برگيرنده تمام تجربيات كارشناسان مي باشد.
  • برند ، هويت يك كمپاني را نشان مي دهد ، كه در ذهن مشتري نگه داري مي شود .
  • برند ، نيرو و قدرت يك سازمان يا يك كمپاني را نشان مي دهد.
  • برند ، نشان دهنده ي يك منبع ، محصولات و خدمات منحصر به فرد است .
  • برند ، نشان دهنده ي تاريخچه و پيشينه يك سازمان مي باشد
  • برند ، فراتر از ارزش يك محصول يا يك خدمت است ، برند چيزي است كه باعث محبوبيت يك كمپاني مي شود ،
  • برند ، چيزي است كه هميشه يك كمپاني با آن نام ، خطاب مي شود ، همواره مخاطبان يك كمپاني را با اين برند مي شناسند.
  • پول مي تواند كوچكترين مسئله ي شما در برندينگ باشد. بعضي از اساتيد بازاريابي عنوان مي كنند كه برندينگ اتلاف وقت است؛ مگر اينكه شما ده ميليون پوند بودجه داشته باشيد. ولي اينطور نيست…
  • فراتر از همه، برند چيزي است كه بايد مديريت، محافظت، رشد، بهره برداري و تغيير يابد.
  • فقط تبليغ يك نام براى «برند» شدن كافى نيست بلكه اين مهم نيازمند مديريتى يكپارچه و هدفمند است.
  • برند در ساده ترين تعريف عبارت است از هر واژه، سمبل، علامت، طرح، يا تركيبى از همه اين عناصر براى درست معرفى كردن خود به ديگران و شناخته شدن توسط ديگران. يعنى آنچه كه سبب تشخيص، تفاوت و تمايز درخصوص ما مى شود.
  • برند يك واژه است ولى«برندينگ» يك فعاليت مديريتى مستمر و طولانى است كه بايد آنرا به طور هدفمند دنبال كرد تا بتوان در ايجاد يك هويت و برند، توسعه و حفظ آن به موفقيت رسيد.
  • برندينگ يعنى دو چيز : قول به علاوه تعهد
  • برند اين نيست كه يك نام را فقط تبليغ كنيم بلكه «برندينگ» يك فرايند و پديده ايست كه بايد مدتها روى آن پايبند باشيم
  • در بحث برندينگ شركت بايد دست كم به پنج حوزه اصلي (معماري برند- نامگذاري برند- توسعه برند- هويت برند- شخصيت برندپاسخگو باشد.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مفهوم برندينگ

دقيقا همانگونه كه يك فرد را با يك نام خاص صدا مي زنند ، برند نيز يك عنوان تجاري براي يك شركت مي باشد. و همواره آن شركت را با اين برند مي شناسند.برند يك ايده ، يك تصوير و يا يك شناسنامه براي يك شركت مي تواند باشد ، مردم با استفاده از اين نام ، محصولات شركت شما را تشخيص مي دهند .

برندينگ چيست؟
برندينگ تنها به رسميت شناختن يك شركت نيست يا يك عنوان تجاري نيست ، بلكه ايجاد شهرت و ايجاد استانداردهايي براي تجارت شركت مي باشد . همچنين براي حفظ شركت و يا پيشي گرفتن از رقبا .

برندينگ ايجاد ارزش يا اعتماد سازي مي باشد ، امروزه نام يك برند براي شركت بسيار ارزشمند است ، در اصل برندينگ به معناي جا انداختن يك نماد مي باشد.شما وقتي يك سيب گاز زده را مشاهده مي كنيد حتما ياد شركت اپل خواهيد افتاد ، نه ياد شركت گوگل! . دليل اين كار اين است كه اپل ، سيب گاز زده اي را ارزشمند كرده است و اين يعني برندينگ…
امروزه برندينگ سهم بسيار مهمي در تجارت الكترونيك را دارد. برندينگ به شركت ها اجازه مي دهد براي كسب شهرت جهاني ، خدمات خود ، محصولا خود و كيفيت آنها را افزايش دهند.

شركت ها امروزه براي كسب برندينگ سعي مي كنند از سئو و صفحات وب استفاده كنند . يكي از رهكارهاي شركت ها براي كسب برندينگ ، هماهنگي نام دامنه سايت خود با نام برند خود مي باشد ، اين كار سهم مهمي براي جذب مشتريان و مخاطبان دارد.

به عبارت كلي برندينگ ايجاد يك حال و هواي خاص مي باشد به عنوان مثال ، شما در هر جائي كه باشيد وقتي جمله اي ، تصويري و مواردي از اين قبيل را با رنگ هاي آبي ، قرمز ، زرد ، آبي ، سبز و قرمز ملاحظه نمائيد ، همواره ياد گوگل خواهيد افتاد . همانطور كه متوجه شديد ، گوگل نام خود را برندينگ نموده است ، , به عبارتي ديگر تركيب اين رنگ ها را به خود اختصاص داده است. و اين يعني برندينگ…

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

استراتژي دكوراسيون دفتر و موفقيت برند

طراحي هاي خاص زيادي وجود دارند، اما امروزه تأكيد اصلي مشخصا بر انعطاف پذيري و جمع و جور بودن طراحي ها است.امروزه، محيط هاي كاري تحولات زيادي را تجربه كرده اند و شركت ها از طراحي هايي استفاده مي كنند كه باعث افزايش كارايي كارمندانشان مي شود. براي مثال در بعضي از تجارت ها فضاي شخصي و كانكس هاي فردي برداشته مي شوند تا فضاي بازتري ايجاد شود. يا در بسياري از شركت ها ميزها قابل تطابق با لپ تاپ طراحي مي شوند.

  • چطور در صورت امكان حريم خصوصي ايجاد كنم؟

با اينكه ممكن است شما بخواهيد طراحي باز را در دفتر خود ايجاد كنيد، هنوز بايد فضاهايي داشته باشيد كه كارمندان بتوانند در آنها بدون سر و صدا وظايف شخصي را انجام داده يا حتي مكالمه خصوصي خود را داشته باشند. كارمندان تقريبا نيمي از زمان خود را در حالت متمركز مي گذارنند، بنابراين دفتر بايد تركيبي از فضاي شخصي براي كار فردي و فضاي همگاني” براي كار گروهي باشد. متخصصين پيشنهاد مي كنند كه اتاق هاي خصوصي در جاهايي ساخته شوند كه عوامل منحرف كننده قابل ديدن وجود ندارد.

  • ايجاد محيط رفاقتي !

امروزه شركت هاي زيادي ديوارها و كانكس هاي خود را حذف كرده و فضاي باز ايجاد مي كنند. حتي در بعضي از شركت ها مديران ارشد در يك فضا با كارمندان خود مي نشينند. چند وقت پيش به يك دفتر كار رفتم كه در آن از شيشه به جاي ديوار استفاده شده و فضايي باز بوجود آمده بود كه حس همكاري و با هم بودن را به كارمندان القا مي كرد. همين طور اين فضا به مشتري حسي از شفافيت و صداقت ارائه مي كند و او توانايي ديدن عناصر متفاوت را دارد. طراحي باز مي تواند روحيه تيم را نيز تقويت كند. وقتي شما فضاي باز ايجاد مي كنيد، شفافيت و حس با هم بودن باعث ارتقاي ارتباط گيري، شراكت در فعاليت ها و همين طور افزايش قابل توجه يادگيري در كارمندان مي شود.

  • ما واقعا چقدر فضا نياز دارم؟

طراحان دفاتر كار در گذشته ۷۵ متر مكعب براي هر كارمند در نظر مي گرفتند كه شامل محل كاري با ديوار و يك ميز براي كامپيوتر و لوازم شخصي مانند عكس هاي وي مي شد. امروزه اين فضا به ۴۵ مترمكعب كاهش پيدا كرده است. ديگر عكس ها روي ميز قرار نمي گيرند و در لپ تاپ فرد هستند كه مي تواند به راحتي از دفتر به منزل و از منزل به دفتر منتقل شود. ديگر مردم در هر جايي كار مي كنند. اين مسئله به كارمندان اجازه مي دهد بتوانند در منزل نيز كار كنند و بسياري از شركت ها نيز به كارمندان خود اجازه مي دهند در زمان هاي خاص در منزل خود كار كنند. بدين وسيله هزينه هاي سربار و هزينه هاي مربوط به انرژي و گاهي حتي بيمه كاهش پيدا مي كند. ديگر شما لازم نيست هزينه نگهداري وسايل شركت ، برق و بسياري ديگر از اين نوع هزينه ها را بپردازيد.

  • چطور مي توانم انعطاف پذيري فضا را افزايش دهم؟

يك شركت نوپا و رو به رشد كه انتظار دارد در آينده به كارمندان خود بيافزايد، مطمئنا نمي تواند پول ارزشمند خود را صرف بازسازي دفتر كند. متخصصين پيشنهاد مي كنند كه شما در حد امكان انعطاف پذيري فضا را حفظ كنيد. شما مي توانيد ميزهايي بخريد كه در زير آنها چرخ تعبيه شده است و تغيير دكوراسيون فضا را راحت تر مي كنند. همين طور شما بايد منطقه اي براي اتصالات تجهيزات الكترونيك ايجاد كنيد كه كارمندان مي توانند از آنها براي وصل كردن لپ تاپ خود استفاده كنند. در دفاتر مي توانيد اتاق هاي مخصوص براي جلسات گروهي در نظر گرفت و شما مي توانيد از ديوار هاي متحرك براي ايجاد اتاق كنفرانس استفاده كنيد. خيلي راحت و خيلي سبك. البته اين اتاق هاي متحرك به درد مذاكرات فروش نمي خورند ولي براي همفكري همكاران و كارمندان عالي هستند.

  • چطور منطقه پذيرش دفتر را به فضايي گرم و خوشايند تبديل كنم؟

بخش پذيرش و محل نشستن منشي شما، يكي از مكان هاي مهم در هر دفتري محسوب مي شود و به نوعي همان تأثير اوليه را بر مشتري مي گذارد كه شخصيت شركت را در ذهن وي تعريف مي كند. بنابراين بسيار مهم است كه شما جوي خوشايند و راحت در اين مكان ايجاد كنيد. شما مي توانيد با ايجاد نور ملايم چه به صورت مصنوعي و چه واقعي حسي گرم و خوشايند را براي مشتريان ايجاد كنيد. بعضي از طراحان پيشنهاد مي كنند كه از رنگ هاي خاص براي ايجاد حس هاي خاص استفاده كنيد( براي مثال بژ و كرم رنگ براي پيچيدگي، آبي براي صداقت و تعهد، و سبز براي پرستيژ). در آخر فضاي كلي نبايد استرس زا باشد.

  • طراحي دفتر بايد چه پيغامي را از شركت به مشتري انتقال دهد؟

طراحي دفتر شما مي تواند پيام هايي را نسبت به هدف شركت و تصوير كلي از آن به مشتري و كارمندان منتقل كند. طراحي دوباره فضا نه تنها به وضوح، نقطه تمركز و محصولات يا خدمات شركت را نشان مي داد، بلكه به كارمندان اجازه مي داد هر روز زندگي كردن در يك برند را تجربه كنند.
در طراحي دفتر شما بايد عناصري را بكار ببريد كه به صورت هدفمند شما و كارمندان را به سمت هدفي خاص سوق مي دهند. اگر شما مي خواهيد رفتار خلاق را در دفتر كار خود نشان دهيد ماكت هاي خلاق يا ديوار نوشته هاي خلاق يكي از اين راهكار ها هستند. سعي كنيد براي بيشتر درگير كردن كارمندان شركت با هم يك اتاق صرف چاي يا حداقل آشپزخانه هاي با يك دستگاه چايي ساز و قهوه ساز فرآهم آوريد تا براي رفت و آمد به اين اتاق مراجعه نمايند و با هم درگير شوند. دفتر خود ما بيشتر از ۱۳۰ يا ۴۰ متر نيست ولي آشپزخانه خوبي به همراه ۴ مبل راحتي داريم. شما هم تشريف بياوريد. فضاهاي شبيه به كافه، اتاق سيگار و مكان هاي شبيه به اين، فقط براي عكس هاي به اشتراك گذاشته شده از گوگل و مايكروسافت نيست. اگر ساختمان بزرگي داريد و اگر من به جاي شما بودم حتي براي نگهداري از بچه هاي كارمندان مهد كودك تاسيس مي كردم چه برسد به يك اتاق كوچك و خودماني.

همه اينها بر روي مشتريان شما تاثير مي گذارد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع: