مشاوره مديريت مشاوره مديريت .

مشاوره مديريت

10 اشتباه در برندينگ

هر روز بر تعداد مديراني كه بر ضرورت سرمايه گذاري در حوزه خلق و توسعه برند كسب و كارشان پي برده اند، افزوده مي شود.اين خبر خوبي است كه امروزه از دنياي كسب و كار ايران به گوش مي رسد، همين موضوع، توليد محتوا و پرداخت علمي به مقوله برندينگ را بيش از پيش لازم كرده است.

آن چه در اين يادداشت مي خوانيد، خطاهاي احتمالي و البته رايج در برندينگ است كه نگارنده، آنها را به تجربه در پروژه هاي مشاوره مختلف كسب كرده است.

1- عجله نداشته باشيد

اگر فكر مي كنيد آنان كه امروز برندهايي موفق هستند، ره صدساله را يك شبه پيموده اند، سخت در اشتباهيد. نه با عجله و نه به صورت اتفاقي، نمي توان مسير برندينگ را پيمود. از اين رو هرگز عجله نداشته باشيد. برنامه ريزي درستي انجام دهيد و اجازه دهيد تك تك برنامه هاي تان، مسير خود را بپيمايند و به نتايج مطلوب برسند.

2- بزرگنمايي نكنيد

برداشت مخاطبان از رفتارهاي مختلف شما كه با ديد بزرگنمايي انجام مي دهيد، الزاما آني نيست كه شما انتظارش را داريد. اين تلاش كه خود و مجموعه تان را بزرگ تر،مهم تر، تواناتر و باصلاحيت تر از آن چه هست جلوه دهيد، برخلاف تصور شما، بيش از آن كه به نفع شما تمام شود، منجر به متضرر شدن و از دست دادن جايگاه ذهني تان در ذهن مخاطبان خواهدشد.

3- هرگز كپي نكنيد

هيچ برندي نمي تواند با كپي كاري، مسير را كوتاه تر كند. اين يك تصور باطل است كه با كپي برداري از بزرگان، شما نيز خواهيد توانست جايگاه ذهني معادل با جايگاه آنان در ذهن مخاطبان تان بيابيد. هرگز كپي نكنيد، حتي اگر آن چه اصالتا از آن شماست، در قياس با ديگران، شما را راضي نمي كند. البته بررسي مسيرهاي موفقيت ديگران به هيچ عنوان شامل اين مقوله نيست.

4- شعارهاي بيهوده نسازيد

ادعاهايي كه بسياري از كسب و كارهاي در حال رشد در غالب شعارهاي تبليغاتي و تك لاين ها و... بيان مي كنند، بيشتر خنده دار است تا اثربخش. گاهي حتي مي شنويم كه مجموعه اي براي رسيدن به همان شعار خنده دار ناكارآمد، ساعت ها جلسه برگزار كرده و مبالغ هنگفتي هزينه داده است. اگر در مسير برندينگ قرار داريد، هوشمندي و نگاه كارشناسانه را در شعارهايي كه مي سازيد در اولويت قرار دهيد

5- بي مهابا تبليغ نكنيد

اگر فكر مي كنيد هرچه بيشتر سرمايه گذاري تبليغاتي داشته باشيد به همان اندازه برندتان با سرعت بيشتري رشد خواهدكرد، سخت در اشتباهيد. گاهي اوقات، اصرار كوركورانه به بمباران تبليغاتي مخاطبان، نه تنها منجر به ارتقاي برندتان در ذهن آنان نخواهدشد، بلكه در ناخودآگاه مخاطب، گونه اي از پس زدگي برندتان را به همراه خواهدداشت

6- از تغييرات ناگهاني پرهيز كنيد.

تغيير هميشه بد نيست. اما تغيير ناگهاني از ديدگاه برندينگ، اغلب آسيب رسان است. اگر در حال مديريت و توسعه برند خود هستيد، حواس تان باشد كه بايد تصميمات تان در زمينه تغييرات ضروري درون و برون سازماني كه مي تواند نمودي ميان مخاطبان تان بيابد و بر برداشت آن ها از برندتان اثر بگذارد، كاملا هوشمندانه اتخاذ شود و به گونه اي مديرانه نشان داده شود.

7- براساس قيمت پايين، رقابت نكنيد

اگر در ورطه رقابت قيمتي گرفتار شده ايد و همواره مجبوريد براي حفظ سهم بازار خود، ارزان تر از رقبا بفروشيد، فاصله زيادي تا بدل شدن به يك برند خوب داريد. توانايي مديريت قيمت در مقايسه با رقبا در بازارهاي رقابتي، پارامتري بسيار مهم است، اما در مسير برندينگ، هرگز فقط بر مبناي قيمت رقابت نكنيد.

8- نظارت تان را بر هيچ حوزه اي قطع نكنيد

مديريت يك برند همانند صدابرداري از يك اركستر سمفونيك است. يك صدابردار حرفه اي، مي داند كه اين اجازه را ندارد كه چشم از ميز كنترل ميكسر برچيند. احساس مخاطب از برند شما، همان لذتي ست كه او از شنيدن صداي بي نقص ايفاي اركستر سمفونيك تجربه خواهد كرد و شما همان صدابردار خبره اي هستيد كه نبايد هيچ حوزه اي را از كنترل خود خارج كنيد. اگر دوست داريد تمام جوانب، به نفع برندتان مديريت شود، هرگز نظارت تان را بر هيچ حوزه اي قطع نكنيد

9- آن چه را كه داريد، يك جا رو نكنيد

اين يك تصور غلط است كه برخي مي پندارند براي جلب نظر مخاطب، بايد تمام داشته هاي خود را حتي به گونه اي بي برنامه در معرض ديد او قرار دهند. اين گونه با وجود داشتن توانايي براي انجام صحيح و كامل تماي آن چه ادعا كرده ايد، مخاطب آن را به گونه اي، سنگ بزرگي خواهدشناخت كه علامت نزدن است. براي معرفي توانايي هاي خود به مرور زمان،برنامه داشته باشيد. اين گونه هميشه شما يك قدم از انتظارات مخاطب پيش هستيد.

10- از نگرش هاي رفع تكليفي خودداري كنيد

شايد در نگاه اول به اين جمله، چنين مفهومي را بسيار با فاصله از حقايق مديريت برند حال حاضر خود بدانيد، اما اغلب اوقات، بخش بزرگي از مديران تصميم ساز، خواسته يا ناخواسته تصميماتي مي گيرند كه از جنس رفع تكليف است. به عنوان مثال تعداد برندهايي كه در حوزه بسته بندي خود تحقيق و برنامه ريزي اصولي انجام مي دهند زياد نيست. اين موضوع به بسياري از جنبه هاي مختلف كسب و كارتان كه مي تواند برندتان را تحت تاثير خود داشته باشد، قابل تعميم خواهدبود.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 قدم اساسي در برندينگ

بطور كلي، استراتژي موفق برندسازي همواره نشان­ دهنده يك يا دو خصوصيت بارز از محصولات يا خدمات است، كه اهداف نهايي شركت را توصيف مي­كند و پيرو آن نيز مشتريان نهايي محصول يا خدمات نامبرده را مشخص مي­سازد. استراتژي برندسازي مي­بايست در كليه طرح­هاي كسب­ وكار علاوه بر ساير بخش­ها مورد توجه قرار گيرد. در واقع، اين طرح نوشتاري چگونگي بكارگيري برند را به شيوه استراتژيك و از طريق شركت مورد نظر در طي زمان تعيين مي­كند

درنتيجه اين موارد، مهم­ترين برنامه كاري براي شركت و مشتريان آن فراهم مي­گردد. جاي هچگونه نگراني نيست. خلق هرگونه استراتژي برندسازي به آن اندازه كه تصور مي­كنيد پيچيده نيست. در اين بخش به معرفي مراحل آن خواهيم پرداخت:

قدم اول: متفاوت باشيد.

افراد به چه دليل خريد­كردن از ساير شركت­هاي مشابه در سراسر شهر را نسبت به شركت شما ترجيح مي­دهند؟ سعي كنيد به كيفيت­هاي نامحسوس محصولات و خدمات شركت خود بيانديشيد و با استفاده از صفاتي مانند «دوستانه» يا «سريع» و يا كلماتي مشابه در اين طيف، كيفيت ارائه شده را ارزيابي كنيد. هدف شما كسب جايگاهي ويژه در اذهان مشتريان است؛ بطوريكه مشتريان تفكري وراي رقابت در مورد شركتتان داشته باشند. لورا رايس، مشاور بازاريابي و نويسنده كتاب «۲۲ قانون پابرجاي برندسازي: چگونه محصولات يا خدمات را به برندي جهاني تبديل كنيم؟» براين عقيده است كه «برندهاي قدرتمند همواره با واژه­اي مختص به آن تداعي مي­شوند – مانند ولوو كه ويژگي امنيت را به خاطر مي­آورد». شركت شما بيان­كننده چه واژه­اي است؟ يك سالن زيبايي ممكن است بر ويژگي «راحتي» معطوف شود و تا ساعاتي پس از عصر نيز براي مشترياني كه تا ديرهنگام مشغول كارند، داير باشد؛مقوله­اي كه بطور معمول در ساير سالن­هاي زيبايي مرسوم نيست. شما چگونه خود را از ساير رقبا متمايز مي­سازيد؟ پاسخ به اين پرسش گنجينه ارزشمندي است كه در راستاي نهادينه­سازي برند امري حياتي تلقي مي­شود..

قدم دوم: مشتريان نهايي خود را بشناسيد.

به محض آنكه فهرستي از محصولات يا خدمات مجموعه خويش تعريف نموديد، به مشتريان نهايي اين محصولات بيانديشيد. احتمال دارد كه پيش از ورود به اين مرحله اطلاعاتي پيرامون بازار هدف كسب كرده باشيد، با اين حال شايسته است كه به مشتريان خاص و ويژه بازار خويش فكر كنيد. ويژگي مشتري مورد نظر چيست و چه انتظاراتي از محصول يا خدمات وابسته به شركت خواهد داشت؟ درهرصورت، مشتري نهايي بنابر دليل ويژه­اي به خريد آن محصول اقدام مي­كند. انتظارات مشتريان از شركت چه خواهد بود؟

قدم سوم: هويت تجاري خود را گسترش بخشيد.

چگونه سعي داريد كه خصوصيات شركتتان را هرروز به مشتريان يادآور شويد؟ بسياري از شركت­هاي كوچك از طريق درج چشم­اندازهاي سازماني با مضمون ارزش­نهادن بر مشتريان و تمايل به ارائه برترين خدمات به آن­ها، اين امر مهم را ميسر مي­سازند. متاسفانه چنين كلامي تنها جنبه نمادين داشته و عاري از هرگونه عمل است. سعي كنيد كه با انديشه­اي ژرف تمام قواي خود را در تحقق جلوه حقيقي برند و ارائه هرچه بهتر ارزش­ها و خدمات تضمين­شده شركت براي مشتريان بكار گيريد. اگر شعار شركتتان ارائه سريع خدمات است، واژه «سريع» در مجموعه شما چگونه تعبير خواهد شد؟ چگونه از ارائه خدمات سريع­السير در مجموعه اطمينان حاصل خواهيد كرد؟ در طي چنين فرايندي، شركت شما در حال نهادينه­سازي استراتژي استخدام نيروي انساني است، بطوريكه در همين مرحله انتظارت سازمان از كاركنان اتي مجموعه در نحوه برخورد با مشتريان تعيين خواهد شد. همچنين اين روند در ايجاد الگوي تبليغات و استراتژي بازاريابي نقش موثري ايفا خواهد كرد.

پياده­ سازي سه گام موثر در استراتژي برندسازي:

بسياري از شركت­هاي كوچك و بزرگ هنگام مشاركت با كاركنان خود در راستاي استراتژي­هاي برندسازي با مشكل روبرو مي­شوند. درحاليكه، كاركنان مجموعه از ديدگاه مشتريانِ در حال خريد بمنزله سازمان مورد نظر تلقي مي­شوند. كاركنان سازمان شما در ايجاد يا تخريب تصوير برند در اذهان مشتريان نقش حياتي دارند، پس هيچگاه كاركنان خويش را فراموش نكنيد. در ادامه به معرفي برخي راهكارهاي مفيد در راستاي موضوع مطرح شده مي ­پردازيم:
كاركنان مجموعه را مطابق با استراتژي برند استخدام كنيد. گفتگوي پيرامون برند سازماني با كاركنان به منزله آغازي صحيح براي انتخاب آن­ها است. پيش از استخدام كاركنان، استراتژي برند مجموعه را به­دقت مورد توجه قرار دهيد. درصورتيكه استراتژي سازماني برپايه خدمات مشتريان بنا شده است، از كاركنان آن سازمان انتظار مي­رود كه داراي روحيه­اي دوستانه، خونسرد و باانگيزه باشند. سعي كنيد كه با تهيه رونوشتي از اصول استراتژي برند سازماني و امكان دسترسي به آن براي كاركنان، گفتگوي منظمي پيرامون موضوعات يادشده با كاركنان فراهم نماييد.بازه انتظارات خود را مشخص كنيد. در نحوه برخورد با مشتريان چه انتظاراتي از كاركنان خود داريد؟ از درك كامل انتظارات خويش توسط كاركنان اطمينان حاصل كنيد. براي كاركناني كه اعمالي فراتر از وظايف تنفيذ شده انجام مي­ دهند پاداش نفيسي مدنظر قرار دهيد.
ارتباطات خود با كاركنان را تداوم بخشيد. حفظ كاركنان در مسير مشخص سازماني مستلزم برقراري ارتباطات مداوم با آنان پيرامون تلا­ش­هاي برندسازي سازمان است. چنين كوشش­هاي ويژه­اي از طريق برگزاري نشست­ها، ايجاد پوسترهاي تبليغاتي، آموزش و ساير روش­ها امكان­پذير است. هيچگاه تصور نكنيد كه كاركنان قادر به خواندن ذهن شما هستند.محتوي استراتژي برندسازي لزوماً بيش از يك صفحه نيست و حتي گاهي در يك بند كوتاه خلاصه مي­شود. استراتژي برندسازي تابع محصولات يا خدمات ارائه شده از سوي صنايع مربوطه است. مهم آنست كه كه پيش از ورود به بازار قادر به پاسخگويي به پرسش­هاي مطرح شده در اين زمينه باشيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

10 نكته كليدي در ساخت برند شخصي

يك برند شخصي آميزه اي از عوامل دروني فرد مثل نظام ارزش ها و آرمان ها و اهداف و نيز نمودهاي بيروني او مثل چهره، زبان بدن و شبكه ي ارتباطات است.كشف دوباره ي خويشتن و تعريف برندي شخصي از خود مي تواند به افزايش بهره وري ما كمك كند. ويژگي هاي شخصي ما انگاره ي برند شخصي ما را مي سازند. برند تنها در انحصار محصولات و سازمان ها نيست، و اشخاص مي توانند برندي شخصي براي خود داشته باشند.

1) در ابتدا از خود سوال كنيد كه انتظارتان از زندگي و خودتان چيست

اگر چشم اندازتان را روشن كنيد، دستيابي به آن به مراتب سهلتر خواهد بود. تنها نكته ي مهم اين است كه انتظاراتتان را مبتني بر واقعيات تعيين كنيد و در هدفگذاري منحصر به فرد باشيد.

2)تغيير و تحولات تخصص و حرفه، يك سبك زندگي است

تغيير و تحول و تجديدنظر در راهبردها و روش ها نه يك مقصد بلكه، مسيري ادامه دار است. تغيير و تحول به موقع و انعطاف پذيري را چاشني زندگي شخصي و حرفه اي خود كنيد و از عينك تحول به وقايع اطراف خود نگاه كنيد. قدرت فرصت يابي تنها يكي از هزاران ارمغان انديشه ي متحول گرا است.

3)اول آزمون مسير بعد حركت

گاهي با ديدن در باغ سبز به تصور آنكه مي توان به دستاوردهايي بزرگتر دست يافت، بي گدار به آب مي زنيم و وارد مسيري مي شويم كه نتيجه ي دلخواه ما را به بار نمي آورد. بدين رو، مي بايست قبل از هر اقدام عملي با بهره گيري از تكنيك هاي اكتشافي مثل كارآموزي، كارورزي و داوطلب به كارشدن، بازارسنجي، و ... و خلاصه ي كلام كمي خاك بازار خوردن ابتدا شرايط را بسنجيد و بعد رهسپار مسير شويد.

4)كشف دوباره ي خويشتن مسيري ممتد و رود به جلو است

باز كشف خود نه يك پروژه ي داراي تاريخ انقضا بلكه، فرايند مستمر است. در مسير كشف دوباره ي خويشتن فرصت هاي بسياري در كمين هستند كه مي توان با بهره گيري از شم فرصت يابي آن ها را دريافت و در مسير پيشرفت خويش قرار داد.

5)وجوه تمايز خود را تقويت كنيد

تفاوت شما مي تواند وجوه تمايزتان باشد. در دنياي سرشار از گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد كه چرا گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد چرا گزينه برتر هستيد.

6)داستان برند خود را خلق كنيد

داستان گويي و شنيدن ماجراها فارغ از هر سن و سالي از جذابيت هاي بسياري برخوردار است، حال اگر مردم داستان تجارب شخصي ما را بدانند چطور؟
ديدگاه عمده آن است كه داستانسرايي ميزان همدلي مردم (مشتري) را با برند شخصي ما ارتقا مي دهد و پيوندهاي عاطفي ميان آن و برند ما را مستحكم تر مي سازد.

7)به صورت متمركز مهارت آموزي كنيد

مهارت هايي را بياموزيد كه متناسب با چشم اندازتان هستند و داراي نتايج عملياتي مي باشند، فراموش نكنيد كه يادگيري گران است، اما گرانتر از آن نياموختن است. پراكنده آموزي و آموختن مهارت هاي جسته گريخته و نامرتبط، تنها موجب سردرگمي شما مي شود و بر دانش و قابليت هايتان چيزي نمي افزايد.

8)محتوا توليد كنيد

محتواي مناسب در واقع به عنوان تريبون برند شخصي ما به شمار مي رود، و انتشار اين محتوا و پيام هاي برند ما را به دنيا مخابره مي كند. محتواي مناسب نمودي از شخصيت برند ما است و گفتمان برند شخصي افراد به شمار مي رود.

9)حتي قبل از نياز براي برقراري روابط و مناسبات اقدام كنيد

ارتباط سازي را به عنوان يك عادت و نه كاري از سر وظيفه و يا اجبار تبديل كنيد. همواره از قبل شبكه ي ارتباطات خود را گسترش دهيد.

10)خود را در جايگاه مطلوب قرار دهيد

ساختن برند فرايندي زمان بر است؛ بدين رو، براي رسيدن به نقطه ي مطلوب بايد صبر و استقامت پيشه كنيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

10 نكته كليدي در ساخت برند شخصي

يك برند شخصي آميزه اي از عوامل دروني فرد مثل نظام ارزش ها و آرمان ها و اهداف و نيز نمودهاي بيروني او مثل چهره، زبان بدن و شبكه ي ارتباطات است.كشف دوباره ي خويشتن و تعريف برندي شخصي از خود مي تواند به افزايش بهره وري ما كمك كند. ويژگي هاي شخصي ما انگاره ي برند شخصي ما را مي سازند. برند تنها در انحصار محصولات و سازمان ها نيست، و اشخاص مي توانند برندي شخصي براي خود داشته باشند.

1) در ابتدا از خود سوال كنيد كه انتظارتان از زندگي و خودتان چيست

اگر چشم اندازتان را روشن كنيد، دستيابي به آن به مراتب سهلتر خواهد بود. تنها نكته ي مهم اين است كه انتظاراتتان را مبتني بر واقعيات تعيين كنيد و در هدفگذاري منحصر به فرد باشيد.

2)تغيير و تحولات تخصص و حرفه، يك سبك زندگي است

تغيير و تحول و تجديدنظر در راهبردها و روش ها نه يك مقصد بلكه، مسيري ادامه دار است. تغيير و تحول به موقع و انعطاف پذيري را چاشني زندگي شخصي و حرفه اي خود كنيد و از عينك تحول به وقايع اطراف خود نگاه كنيد. قدرت فرصت يابي تنها يكي از هزاران ارمغان انديشه ي متحول گرا است.

3)اول آزمون مسير بعد حركت

گاهي با ديدن در باغ سبز به تصور آنكه مي توان به دستاوردهايي بزرگتر دست يافت، بي گدار به آب مي زنيم و وارد مسيري مي شويم كه نتيجه ي دلخواه ما را به بار نمي آورد. بدين رو، مي بايست قبل از هر اقدام عملي با بهره گيري از تكنيك هاي اكتشافي مثل كارآموزي، كارورزي و داوطلب به كارشدن، بازارسنجي، و ... و خلاصه ي كلام كمي خاك بازار خوردن ابتدا شرايط را بسنجيد و بعد رهسپار مسير شويد.

4)كشف دوباره ي خويشتن مسيري ممتد و رود به جلو است

باز كشف خود نه يك پروژه ي داراي تاريخ انقضا بلكه، فرايند مستمر است. در مسير كشف دوباره ي خويشتن فرصت هاي بسياري در كمين هستند كه مي توان با بهره گيري از شم فرصت يابي آن ها را دريافت و در مسير پيشرفت خويش قرار داد.

5)وجوه تمايز خود را تقويت كنيد

تفاوت شما مي تواند وجوه تمايزتان باشد. در دنياي سرشار از گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد كه چرا گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد چرا گزينه برتر هستيد.

6)داستان برند خود را خلق كنيد

داستان گويي و شنيدن ماجراها فارغ از هر سن و سالي از جذابيت هاي بسياري برخوردار است، حال اگر مردم داستان تجارب شخصي ما را بدانند چطور؟
ديدگاه عمده آن است كه داستانسرايي ميزان همدلي مردم (مشتري) را با برند شخصي ما ارتقا مي دهد و پيوندهاي عاطفي ميان آن و برند ما را مستحكم تر مي سازد.

7)به صورت متمركز مهارت آموزي كنيد

مهارت هايي را بياموزيد كه متناسب با چشم اندازتان هستند و داراي نتايج عملياتي مي باشند، فراموش نكنيد كه يادگيري گران است، اما گرانتر از آن نياموختن است. پراكنده آموزي و آموختن مهارت هاي جسته گريخته و نامرتبط، تنها موجب سردرگمي شما مي شود و بر دانش و قابليت هايتان چيزي نمي افزايد.

8)محتوا توليد كنيد

محتواي مناسب در واقع به عنوان تريبون برند شخصي ما به شمار مي رود، و انتشار اين محتوا و پيام هاي برند ما را به دنيا مخابره مي كند. محتواي مناسب نمودي از شخصيت برند ما است و گفتمان برند شخصي افراد به شمار مي رود.

9)حتي قبل از نياز براي برقراري روابط و مناسبات اقدام كنيد

ارتباط سازي را به عنوان يك عادت و نه كاري از سر وظيفه و يا اجبار تبديل كنيد. همواره از قبل شبكه ي ارتباطات خود را گسترش دهيد.

10)خود را در جايگاه مطلوب قرار دهيد

ساختن برند فرايندي زمان بر است؛ بدين رو، براي رسيدن به نقطه ي مطلوب بايد صبر و استقامت پيشه كنيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 بخش تقسيم بندي بازار در كسب و كار

بخش بندي بازار تبديل به ابزاري مي شود كه هر كسب و كاري جهت به دست آوردن مزيت رقابتي به آن نياز دارد. تعريف درست بازار به چندين دليل ضروري است. اندازه گيري سهم و رشد بازار ، تعيين مشتريان هدف، تشخيص رقباي موجود و در حال شكل گيري و از همه مهمتر شكل گيري راهبرد بازاريابي ست كه باعث ايجاد تمايز مي شود. بازارها معمولا به بخش هاي طبيعي تقسيم مي شوند كه كه شامل مشترياني با سطح علاقه مشابه و همچنين قرارگيري در يك طبقه خاص هستند.

بخش هاي بازار بايد ويژگيهاي خاصي داشته باشند:

  • بخشها بايد از اندازه مطلوبي برخوردار باشند تا شركت برگشت خوبي از تلاشهاي خود داشته باشد.

  • معيارهاي بخشها بايد اين توانمندي را به شركت بدهند تا شركت بتواند ارتباط موثري با آنها برقرار كند.

در عمل بخش بندي بازار يكي از دشوارترين مفهوم هاي بازاريابي جهت تبديل شدن به واقعيت است. در صورت عدم تبديل اين مفهوم به واقعيت، تبديل به يكي از صدها شركتي مي شويم كه محصولات معمولي مي فروشند. بدين مفهوم كه ، چيزي كه ما به مشتري ارائه مي دهيم بسيار شبيه به چيزي است كه ديگر شركتها ارائه مي دهند و در چنين شرايطي، ارزانترين محصول به فروش مي رسد.

بخش بندي بازار به سه مرحله تقسيم مي شود:

مرحله 1: نياز بازار

در ابتداي اين مرحله بايد مناطق جغرافيايي مربوطه را با درك كامل بازاري كه محصولات و خدمات شما در حال رقابت با رقبا مي باشد را تعيين كنيد. وقتي كه بخشها مشخص شدند، امكان تعيين اهداف مناسب بازاريابي و راهبردهاي خاص هر محدوده را به شما مي دهد. طراحي نقشه بازار، روش مناسبي جهت تشخيص اين موضوع است كه تصميم ها در مورد محصولات و يا خدمات در حال رقابت در كجا گرفته مي شوند و چه كساني مرحله بعدي را آغاز مي كنند. شما همچنين بايد روشهاي خاص توزيع محصول در بازار را در نظر بگيريد،چون همه آنها الزاما در همه مراحل وجود ندارند.

مرحله 2: درك اين موضوع كه چه كسي، چه چيزي را، كجا، چه وقت، و چگونه مي خرد؟

اين مرحله انجام كارهايي به قرار زير است:

  • تشكيل يك نمونه كلي براي تصميم گيرندگان مختلف

  • تعيين شرايط و ويژگيهاي خريدي كه تصميمات خريد در آن گرفته مي شوند.

  • توجه به صنايعي كه مشتري براي توصيف تصميم گيرندگان به كار مي برد.

هر جزء از موارد فوق تعيين مي كند كه كداميك از محصولات جايگزين بايد فروخته شود، تصميم گيرندگان را مشخص مي كند و همچنين سطح مشابهي از علاقه به مجموعه ي خاصي از ويژگيها را بيان مي كند.كه اين ويژگيها شامل چيزي كه فروخته شده، مكان فروش، زمان فروش و نحوه فروش هستند.

مرحله 3: به چرايي رفتارهاي مشتريان مي پردازد

آخرين و دشوارترين موضوع اين است كه هر تركيب خريد بايد توضيحي مختصر در مورد رفتار خاص خريدار داشته باشد. به عبارت ديگر، بايد منافع به دست آمده را بررسي كرد. ساختار بازار و بخش بندي بازار اركان بازاريابي هستند. اگر يك سازمان وقت و انرژي لازم را جهت اين چالش صرف نكند، غيرممكن است با بازار پيش برود. همين موضوع باعث مي شود كه در چنين سازماني، بازاريابي بي تاثير بوده و يا در بهترين حالت، سازمان وقت خود را صرف بهبود و فروش محصول يا خدمتي مي كند كه با بازار متناسب نيست.

فرآيند بخش بندي بازار شامل 7 گام است.

  • طراحي نقشه براي بازار: ساختار و تصميم گيرندگان بازار

  • چه كسي خريد مي كند: تعيين مشتريان

  • چه چيزي فروخته مي شود: گزينه هاي خريد

  • چه كسي چه چيزي مي خرد: مشتريان و خريدهاي آن ها

  • چرا خريده مي شود: نيازهاي مشتريان

  • شكل دهي بخش ها: تركيب مشتريان مشابه

  • فهرست بررسي بخش: بررسي واقعي

  • در كل، اهداف بخش بندي بازار شامل موارد زير است:

    • كمك به تعيين جهت بازار با تحليل و كمك به درك تمايلات و رفتارهاي خريداران

    • كمك به انجام بازاريابي واقع گرايانه و تعيين اهداف فروش

    • كمك به بهبود تصميم گيري با اجبار مديران به بررسي دقيق گزينه ها

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    14 نكته براي انتخاب نام تجاري مناسب

    آيا يك نام گذاري قانونمند و استاندارد در فروش ما تاثير خواهد داشت؟ شايد از خودتان بپرسيد وقتي كه هدف كسب و كار، كسب و افزايش سودآوري از طريق فروش محصولات است ديگر دليل يك نام گذاري قانونمند چه مي تواند باشد؟ پاسخ كاملاً مثبت است! نام هاي خوب بيشتر مي فروشند، سهم بازار بيشتري به دست مي آورند؛

    اين نام ها در خاطر مصرف كننده باقي مي مانند و شانس كسب پيروزي نهايي در بازار براي شان به مراتب بيشتر از نام هاي تكراري، غير استاندارد و پيش و پا افتاده يا پيچيده است. نام هاي غير اصولي محكوم به فنا هستند!

    امروزه قوانين بازاريابي بسيار بيشتر از زمان گذشته بازبيني و اصلاح شده است و بسياري از اشتباهات قديمي آن ديگر تكرار نمي شود، اما در كشوري مثل ايران كه بازاريابي در حد كتاب هاي ترجمه شده و تشريفات بروز مي كند با همان راهكارها و تكنيك هاي قديمي انجام مي شود. حال آن كه اگر شما در چنين فضايي كه اغلب رقباي تان هرگز به فكر انجام يك عمليات واقعي و سنجيده بازاريابي نيستند، هوشمندانه گام برداريد، پيروزِ ميدان نبردِ بازار خواهيد بود.
    در گذشته كشورهاي صنعتي -كه قريب به اتفاق شركت هاي ايراني در زمان فعلي مانند آن ها فكر مي كنند- گمان مي كردند كه با افزايش توان مندي نيروهاي فروشنده، گسترش كانال هاي فروش و سرعت در تحويل محصول به مشتري مي توانند سهم بازار بيشتري به دست بياورند و البته اين طرز تفكر كاملاً صحيح بود. اما پس از مدتي صاحبان مشاغل دريافتند كه اين چرخه محصول نمي تواند قدرت رقابتي پايداري براي ايشان به دست بياورد. چرا كه با ورود محصولات جديد كه مصرف كنندگان و جامعه علاقه بيشتري به صحبت كردن درباره آن ها داشتند باعث مي شد تا برخلاف در اختيار داشتن قدرتمندترين مذاكره كنندگان و فروشندگان؛ كانال ها و نمايندگان متعدد فروش و حتي غالب سهم بازار به زودي سهم فروش بالاي خود را از دست مي دهند و گاهي براي هميشه از حضور در بازار رقابتي حذف مي شوند يا انصراف دهند.

    امروزه برخلاف گذشته، عمليات بازاريابي ديگر به صورت تاكتيكي و با برنامه ريزي هاي كوتاه مدت انجام نمي شود. حالا عصرِ ظهورِ بازاريابي استراتژيك به جاي بازاريابي سنتي است و بازاريابي از كتاب و دانشگاه خارج و در تمامي سطوح بازار واقعي جريان پيدا كرده است. در چنين فضايي برگ برنده از آن كسب و كارها و محصولاتي است كه قدرتمندترين برند بازار را در اختيار داشته باشند. حالا مديران كسب و كارها به اين واقعيت رسيده اند كه وقتي يك برند خلق شود و جايگاه خود را در بازار پيدا كند از بين بردن آن تقريباً غيرممكن است. زماني كه با محصولي جديد و مفيد وارد بازار شويد كه قبلاً نمونه آن ديده نشده يا كمتر به چشم خورده باشد مشتريان و جامعه ترغيب خواهند شد تا درباره شما با ديگران صحبت كنند و از طريق قديمي ترين شيوه بازاريابي، يعني همان بازاريابي دهان به دهان مخاطبان و در نتيجه فروش هاي بيشتري را براي شما به وجود بياورند. اما سوال اين جاست كه اگر شما نام مناسب و خاصي را براي خودتان نداشته باشيد ديگران قرار است شما را چگونه صدا بزنند؟ به ياد داشته باشيد كسب و كارها و محصولات جديد و متفاوت هميشه نيازمند نامي جديد و متفاوت خواهند بود. به اعتقاد من اين نخستين قانون و پايه اي ترين عامل تاثيرگذار در برندينگ است.

    البته با آن چه در ادامه خواهيد خواند يقين مي آوريد كه نام گذاري نه تنها بسيار مهم و حساس بلكه يك فرآيند نسبتاً پيچيده است كه نام گذاري جديد به دليل پيروي از اصول بايد در آن واحد از چندين قانون مهم پيروي كند. از همين روست كه اصرار داريم نام گذاري را با صرف يك وعده صبحانه ساده اشتباه نگيريد! با همين نگرش هاي اشتباه سالانه براي من صدها درخواست از طريق ايميل ارسال مي شود كه همگي مايلند تا من به صورت بداهه يك نام جديد براي محصول آن ها ارائه كنم. حال آن كه براي آخرين پروژه نام گذاري كه به من واگذار شده بود با كمك همكارانم بيش از دو ماه زمان صرف كرديم تا يك نام خاص و مناسب را پيدا كنيم. حال اگر براي نام گذاري قانونمند كسب و كار يا محصول خود آماده ايد مرور قوانين را شروع خواهيم كرد!

    1- مواجه شدن با نام بد!

    آيا تابه حال به نام افراد شناخته شده جهاني دقت كرده ايد؟ همگي از نام هاي مناسب برخوردارند. روند انتخاب نام شما براي فرزندان تان چگونه است؟ اگر قسمتي از همان ظرافت را در نام گذاري تجاري خود به كار ببنديد قطعاً با نام هاي بد مواجه نخواهيد شد. در صورتي كه قبلاً نامي را براي كسب و كار يا محصول خود تكرار كرده ايد كه نمي تواند پاسخگوي رقابت در بازار باشد دو راه بيشتر براي تان باقي نمي ماند:

    • الف: نام تان را عوض كنيد!
    • ب: نام تان را عوض كنيد!

    به هر روي هر دو راهي كه پيش پاي تان قرار دارد سخت تر از آني است كه درباره اش صحبت مي كنيم اما به هر حال اگر دنبال رشد برند خود هستيد بايد چنين شجاعتي را داشته باشيد. بسياري از سوپر استارها بيش از صاحبان كسب و كار اين واقعيت را قبول كرده اند و پيش از آن كه مجبور به مسخره كردن نام شان باشند، نامي جديد براي خود برگزيدند. براي مثال كارگردان شهير، وودي آلن از طرف والدينش آلن استوارت كونيگسبرگ نام گذاري مي شود نامي كه نه به اين آساني در خاطر مي ماند و نه نامي است كه شباهت به نام افراد شناخته شده دارد. به راستي دليل تغيير نام وي از آلن استوارت كونيگسبرگ به وودي آلن چه بوده است؟ از نامش متنفر بوده يا بيشتر از شما بازاريابي مي دانسته است؟!

    2- از قوانين پيروي كنيد

    در حين برنامه ريزي و اجراي فرآيند نام گذاري به مسائل معنوي و عاطفي تكيه نكنيد. قانون را در پيش بگيريد تا بازنده نباشيد. حدوداً دو سال پيش در مورد نام گذاري شركت يكي از دوستانم كنجكاو شدم. از او پرسيدم دليل وجود واژه «مهر» در نام شركت چيست؟ و پاسخ غير حرفه اي نشان دهنده ميزان علاقه او به همسرش و تولد همسر وي در مهرماه بوده است. اگر چه با اين پاسخ منكر ميزان و شدت علاقه او به همسر متولد مهرماهي اش نمي شوم اما اين ها دلايل منطقي و كافي براي موفقيت در رقابت نخواهد بود.

    3- نام هاي كوتاه موفق ترند

    از آن جايي كه من هم در ايران زندگي مي كنم با قوانين دست و پاگير و مخل بازاريابي نام گذاري شركت ها در ايران آشنايم. لذا كافي است نام حقوقي خود را هر گونه كه مايليد به ثبت برسانيد و در عوض يك نام تجاري و مستعار كوتاه براي كسب و كار خود پيدا كنيد. قطعاً يك نام كوتاه مانند نوكيا به مراتب موفق تر از نامي چون سوني اريكسون در بازار رقابتي تلفن هاي همراه عمل خواهد كرد. حال آن كه نام هاي كوتاه نه تنها بيشتر دست نخورده و صحيح در ذهن مخاطب باقي مي مانند، معمولاً با بخت بيشتري در شيوه نگارش نيز روبه رو مي شوند.

    4- نام هاي منحصربه فرد قدرتمندترند

    يك نام منحصربه فرد مي تواند براي كسب و كار و محصول شما اقبال بيشتري را به همراه بياورد. نام هايي كه قبلاً شنيده نشده اند اما از تلفظ و نگارش راحتي نيز برخوردار باشند مي توانند شما را به يكي از بزرگ ترين رهبران بازار بدل كند. براي مثال Adobe يك نام كاملاً منحصر به فرد است كه پيش از آن كمتر كسي آن را شنيده بود. نام هايي چون گوگل، ياهو و سوني نيز از همين قانون تبعيت كرده اند.

    5- نام هاي ساده در دسترس بيشتري هستند

    بسياري ساده بودن يك نام را با كوتاه بودن آن اشتباه مي گيرند. اين در حالي است كه بسياري از نام هاي ساده چون «گاج» خود نياز به نام گذاري مجدد (Renaming) دارند. در عوض نام هاي ساده اي چون كاله يا تكدانه به واسطه نام ساده اي كه در ذهن ماندگار است نيمي از راه را رفته اند.

    6- IBM ديگري خلق نمي شود!

    اگرچه همواره رقابت بازاريابان در نام گذاري، در انتخاب نام هاي كوتاه بيشتر به چشم مي آيد اما شما فريب نام هاي اختصار را نخوريد. شركت IBM بيش از يكصد سال پيش دقيقاً در زماني كه هنوز نام هاي متعددي در بازار رقابتي اش وجود نداشت پايه گذاري شد. در حالي كه امروز در تمامي بازارها هزاران نام وجود دارد و حتي اگر شما نخستين فعال يك بازار جديد باشيد به واسطه وفور نام ها، ديگر براي اين كار دير شده است. نام هاي اختصار توانايي تداعي هيچ ذهنيتي را در سلسه افكار مشتري به جهت خريد و وفاداري به برند نخواهند داشت.

    7- از نام هاي عمومي استفاده نكنيد

    انتخاب نام هاي عمومي بزرگ ترين تله براي دفع شما از بازار است. نام هايي چون ميهن، كبريت توكلي و گلستان با حضور يك رقيب كه نامي خاص داشته باشند به چالش كشيده خواهند شد. براي مثال دايتي يك نام خاص و آماده براي رقابت با ميهن يك نام عمومي و آشنا بود چرا كه واژه ميهن هميشه به يك كلمه كامل كننده ديگر مثل بستني ميهن نياز دارد اما دايتي، دايتي است! از طرفي با گسترش نفوذ اينترنت و وب در زندگي روزمره مصرف كنندگان و مردم كلمات عمومي شانس موفقيت چنداني در رقابتِ حاكم در موتورهاي جست وجو نخواهند داشت.

    8- نوشتن و تلفظ يكي باشد

    Hyundai نمونه بارزترين نمونه ناموفق نام گذاري در اين زمينه است! جالب آن جاست نوع نوشتار و تلفظ اين نام در اغلب زبان ها با مشكل مواجه است. Hyundai كه در ايران هيونداي خوانده مي شود در اصل هانداي است. شما بايد نامي را انتخاب كنيد كه مصرف كننده با واسطه شنيدن نام بتواند به راحتي نام شما را نوشته و از آن مهم تر در اينترنت نام صحيح شما را تايپ كند. وگرنه قسطنطنيه هم يك نام است!! نكته مهم در در مورد قانون شماره هشت آن است كه نوع نوشتن و تلفظ آن در اغلب زبان هاي مختلف جهان به يك گونه باشد. براي مثال محصولات بهداشتي AVE در فارسي اوه نوشته مي شوند. اين در حالي است كه نوشتار فارسي واژه Oh نيز اوه است. اوه! خداي من!

    9- در دهان بچرخد!

    بعضي ها اصرار با استفاده يا خلق نام هاي عجيب و غريبي دارند كه حتي وفادارترين مصرف كنندگان و مشتريانشان هم نمي توانند به خوبي نام كسب و كار يا محصول ايشان را استفاده كنند. نام هايي چون هاويلوكس يا HSBC جز نام هاي معيوب در اين زمينه به شمار مي روند. به ياد داشته باشيد براي برندهايي كه به دنبال برتري هستند، دهان مردم مهمترين عضو آنهاست. چرا كه بازاريابي دهان به دهان يكي از مهمترين شيوه هاي موثر بازاريابي به شمار مي رود!

    10- جلب توجه كند

    نام هايي كه جلب توجه مي كنند هميشه موفق تر از نام هاي عادي جلوه خواهند كرد. معمولاً يك نام جلب توجه كننده كه از ديگر قوانين نام گذاري تبعيت مي كند بسيار موفق تر از ساير نام ها ظاهر خواهد شد و بيشتر در ذهن مخاطبين باقي خواهد ماند. توماج در مقايسه با نام ساير سخنرانان نيز يكي از همان نام هاست. شايد بازاريابي و برندينگ در خانواده ما يك حرفه ارثي باشد!!

    11- ذهنيت ساز باشد

    هر نامي براي يك گروه تجاري، صنعتي يا رشته فعاليت اقتصادي به درد مي خورد. از نام هايي استفاده كنيد كه با شنيده شدن آن ها ذهن مخاب به سمت و سوي يك دسته از محصول يا گروه خاصي از كسب و كارها هدايت شود.

    12- آهنگ داشته باشد

    به دنبال نامي باشيد كه مصرف كننده با گفتن آن آهنگ خاصي را نيز بشنود. نام هاي صدادار مي توانند به سرعت صداساز نيز شوند و سر و صدا چيزي است كه شما در برندينگ به آن به شدت نياز خواهيد داشت. از طرفي نام هاي صدادار شانس بيشتري در تبليغات خود به صورت موثر خواهند داشت. نامي چون BlackBerry، چي توز، تولي پرس و مخصوصاً اشي مشي از اين دسته هستند.

    13- تكراري نباشند

    نام هاي تكراري بودجه و انرژي زيادي را براي برندينگ خود نياز دارند. براي مثال من ماهان نام تكراري و پر هزينه است. با شنيده شدن نام ماهان، عده اي به ياد هواپيمايي ماهان و عده ديگري به ياد موسسه آموزش عالي آزاد ماهان خواهند افتاد. بودجه بازاريابي خود را در برندينگ و تبليغات هدر ندهيد!

    14- اينترنت را فراموش نكرده باشد!!

    در دنياي ارتباطات امروزي، اينترنت و وب سايت ها نقس به سزايي در بازاريابي و فروش شما بازي مي كنند. به دنبال نام هايي باشيد كه اصل نام با آدرس دامنه اينترنتي شما برابر باشد. براي مثال شركت مايكروسافت از آدرس Microsoft.com استفاده مي كند و آدرس هاي پيش و پا افتاده ديگري چون Microsoftco.com عملاً متنفي است. براي چك كردن دامنه هاي اينترنتي آزاد مي توانيد از وب سايت هاي Whois استفاده كنيد. هم چنين بسياري از نام هاي مد نظر شما از قيمت هايي چون ۷۰۰$ براي فروش گذاشته شده اند. البته يادتان باشد كه چند ماه پيش دامنه FB.com به قيمت هشت ميليون و پانصد هزار دلار معامله شد. به هر حال اگر نام مناسبي براي كسب و كار و محصول خود پيدا كرده ايد كمي دست و دلباز باشيد!

     

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    5 ارزش اعتباري برند

    بهترين روش شناخت يك برند، تشريح نحوه عملكرد برند در تعامل با مشتريان براي افزايش سطح آگاهي از برند و ايجاد اعتماد است. براي ارائه اين مقاله از نتايج تحقيقات موسسه The Values Institute در خصوص ارتباط مشتري با برند، بهره گرفته شده است. ارزش ويژه برند يا همان CBBE بسيار مهم است. در ادامه به تشريح نحوه قرارگيري برندهاي معتبر در بالاترين جايگاه در ذهن مخاطب خواهيم پرداخت.

    ابتدا بايد اين موضوع را شفاف نماييم :
    امروزه باارزش ترين برندها بر ايجاد ارتباط با مصرف كنندگان از طريق خلق يك تجربه خوشايند در ذهن وي، تمركز دارند.شركت هاي معتبر بر برندينگ احساسي (برندسازي احساسي) Emotional Branding براي ايجاد يك رابطه قوي با مشتري متمركز هستند.به قول جيم استنجل(مدير بازاريابي بين الملل P&G)، هنگامي كه مديريت برند و عمليات برندينگ بر تحريك عواطف و احساسات و درگير نمودن مصرف كنندگان، برنامه ريزي شده باشد، شما يك ميل بسيار قوي تر، كسب وكار بسيار قوي تر، رشد بسيار قوي تر و نتايج بسيار مناسب تري خواهيد داشت. وقتي به برندهاي P&G نگاه مي نماييم، احساسات بسياري قوي تري بين مصرف كننده و اين نمانام ها در مقابل برندهاي رقيب وجود دارد، رشد سهم بازار برندهاي پي.اند.جي خيلي بيشتر از ساير رقبايي است كه تنها بر برتري عملكردي تمركز نموده اند.

    راز برندهاي معتبر Secrets of Brands
    در اينجا به بررسي تاكتيك هاي بكار گرفته شده توسط اين شركت هاي به عنوان معتبرترين برندها در ارتباط با مشتري مي پردازيم.

    شخصي سازي در آمازون Amazon

    برند خرده فروشي اي است كه به دنبال ارائه محصولات با دسته بندي و الويت دهي بر اساس امتياز افراد است. امتيازي كه بر اساس تجربه مشتريان موجب خلق ارزش اعتباري براي آن محصول مي گردد. آمازون دسترسي به محصولات استثنايي، نحوه عملكرد آن محصول و تجربه ساير مشتريان را در اختيار مشتريان خود قرار مي دهد. اين امر موجب ايجاد اعتماد مصرف كنندگان و خلق يك نام تجاري قوي شده است. باوجود ميليون ها محصول، دسترسي ۲۴/۷، جستجوي پيش رفته، اعلام نظر كاربران و ساير امكانات موجود در سايت، Amazon.com ارائه دهنده تجربه شگفت انگيزه خريد آنلاين به مشتريان خويش است.

    ارائه محصولات جديد (باقيمت بسيار نازل و با ارسال رايگان) همراه با كاهش مدت زمان خريد است كه به عنوان ارزش پيشنهادي اصلي آمازون براي مشتري است. محصولي كه با يك كليك سفارش و در كمترين زمان ممكن دريافت خواهد شد. با توجه همكارهاي آمازون با ساير تامين كنندگان، تنوع بالاي محصولات موجب اتكاي هرچه بيشتر مشتريان به خريد همه چيز در اين سايت است و به قول معروف: هر آنچه بخواهي اينجا است و جاي ديگر خبري نيست. باوجوداين ميزان امكانات در سايت آمازون، شايد بكار بردن كلمه "شخصي سازي" خدمات ارائه شده به نظر غيرواقع بينانه به نظر برسد، اما باوجود كمك هاي فكري خريداران پيشين به مشتري جديد در فرايند تصميم گيري وي، امتيازدهي به محصولات و توصيه ها و پيشنهاد ها تكميلي، آيا انتخاب يك محصول در اين سايت در شرايطي متفاوت از ساير رقبا نيست ؟ البته آمازون پروفايل هاي ساخته شده توسط كاربران را براي شناخت پروفايل هاي جعلي را بر اساس اعلام نظرها، امتيازها، توصيه ها و فهرست هاي شخصي از محصولات مدنظر و .... موردبررسي قرار داده مي دهد.

    فروش شادي در كوكاكولا Coca-Cola

    عناوين تبليغاتي كوكاكولا : آفتاب سرد . بر خط تازگي بمان . طمع زندگي خوب. از زماني كه اين برند به جهان نوشيدني ها معرفي شد به دنبال تحقق يك قول است : شادي مصرف كننده. در واقع كوكاكولا به دنبال ايده اي براي القاي حمايت خود از "ايجاد شادي" در مصرف كننده است. كوكاكولا در تمام نقاط تماس خود با مشتري ، از فيس-بوك تا ماشين فروش خودكار به دنبال اعلام حمايت خود از شادي مشتريان خويش است. اگر ماجراي مفتضحانه تغيير مزه كوكاكولا در دهه ۸۰ با كمپيني تحت عنوان New Cook را كنار بگذاريم، تمام تلاش كوكاكولا بر ساخت يك هويت برند شركتي براي ايجاد يك تصوير مانا و قابل انتقال به نسل هاي آتي جهت ارائه تعريفي كوكاكولايي از شادي است. اين برند كاملا شفاف بيان مي دارد كه جايگاه كنوني خود را مديون مشتريان گذشته و حال خود است. اين اعتبار موجب شده است كه در تمام تحقيقات انجام شده پيرامون اين برند، يك تداعي منفي و ثابت از اين برند در بين مصرف كنندگان وجود ندارد.

    به قولتان، زندگي مي بخشيم در فدكس FedEx

    با شور و اشتياقي بسيار در انجام وظايف محوله، FedEx يك هويت شركتي بسيار قوي ايجاد نموده است. جاي تعجب نيست كه اين شركت به ميزان بالايي از كارايي براي دستيابي به چيزي كه خود قول داده، دست پيدا نموده است كه موجب شده دستيابي به اثربخشي خارق العاده اي در نتايج عملياتي آن سازمان شده است. فدكس براي آنكه قابل اعتماد بودن خدمات خود را نشان دهد با برپايي كمپين برندينگ تحت عنوان "We Understand" از درك كمبودهاي مشتريان خود صحبت نمود. به منظور ايجاد ارتباط مستقيم با مشتريان، فدكس برنامه ارائه جوايز شخصي سازي شده و همچنين ارتباط با مشتريان از طريق شبكه هاي اجتماعي را اجرا مي نمايد. فدكس به مشتريان خود به صورت يك انسان و نه يك عدد مي نگرد.

    باحال بمان در اپل Apple

    كدام شركت است كه افراد عادي جامعه و مطبوعات نفس نفس زنان منتظر ارائه محصولات جديد آن هستند ؟ نكته اساسي محصولات اپل كه سبب ايجاد اعتماد مشتري مي گردد آن است كه محصول بعدي باهوش تر و هيجان انگيزتر خواهد بود و موجب بهبود كيفيت ارتباط ، كار و تفريح مي گردد. مشتريان از تجربه خريد محصولات اپل لذت مي برند.درحالي كه اپل را با خلاقيت و سيماي زيبا ياد مي نمايد، اما نكته اصلي در نمايندگي هاي فروش اپل است. نمايندگي فروش اپل نقش بسيار مهمي در تهييج، همكاري و شفافيت بين مشتريان و كاركنان فروش ايفا مي نمايند. اپل يك رويكرد در خصوص شعب فروش دارد : ما برترين خرده فروشي در تاريخ هستيم. افراد وقتي وارد نمايندگي فروش مي شود بايد ميزان اميد و اعتمادبه نفسشان با توجه به تجربه شگفت آور خود در زمان خريد محصولات اپل، بالاتر رفته و حس خيلي خوبي داشته باشند. اپل از شعبه فروش براي نمايش و نه گفتن فلسفه خود استفاده مي نمايند. اين فلسفه با ميزهاي بسيار بزرگت ، فضاي آزاد درون شعبه، ديوارهاي شيشه اي و كاركناني مسلح به اسكنرهاي باركد خوان براي حذف صف پرداخت، به مشتري انتقال مي يابد.(apple store فروشگاه اپل)

    طراحي يك تجربه در تارگت Target

    اين موضوع كه Target يك فروشگاه زنجيره اي ارزان فروشي است، غالبا به راحتي فراموش مي گردد. زيرا با حركتي نرم، شيك و زيبا با همكاري با طراحان حرفه اي در كمپين هاي تبليغاتي خود، كاتالوگ هايي در نسخه هاي محدود براي ديوانگان فشن ارسال و با استفاده از چهره هاي محبوب هنري، خط بطلاني براي تصوير ذهني از اين برند به عنوان يك فروشگاه عرضه كننده انبوه محصولات تجاري، مي كشد. فروشگاه تارگت به دنبال ايجاد يك تجربه منحصربه فرد از خريد براي مشتريان است ، از طراحي فروشگاه تا انتخاب محصولات، قيمت و نوع خدمت به مشتري. فرانكل، مشاور برندينگ تارگت مي گويد: تمام تلاش تارگت بر ارائه محصولاتي باكيفيت در قيمت هايي بسيار نازل اما باتجربه خريد متفاوت است. گرم و انساني بودن تداعيات شخصيت اين برند است. سيستم خدمت به مشتري در اين فروشگاه ها بسيار دوست داشتني و استاندار شده است. براي مثال، صندوق داران به سراغ افراد حاضر در صف رفته تا صف كوتاه گردد. مشتري براي اين فروشگاه يك ميهمان است. با ميهمان چگونه بايد رفتار نمود ؟ مشتري به صرف قيمت هاي پايين به اين فروشگاه نمي رود.

    ثابت قدم ماندن در فورد Ford

    در عصري كه همه چيز در حال تغيير است، Ford يك برنامه برندينگ عملياتي ثابت و پايدار را به صورت يك فانوس هدايت گر تعريف نموده است.نام تجاري تك سيلابي و ساده اي كه هم لوگوي آن را شكل داده و هم يادآور پايه گذار اين شركت هنري فورد است. هويت بصري تجاري اين شركت در مقابل آزمون زمان همچنان پابرجاست. داستان برند فورد هر فردي را به تحسين وامي دارد. در بين ماشين هاي توليدي در منطقه ديترويت، فورد داراي بهترين ثبات برند، استراتژي محصول و اجرا است. فورد به مشتري گوش داده و بر اساس نياز وي، محصولي را توليد مي نمايند تا جايي كه مديرعامل اين شركت از طريق شبكه هاي اجتماعي با مشتريان در تعامل است.

    فرهنگ مي توني انجام دهي در نايك Nike

    بر اساس بيانيه مأموريت مندرج در سايت Nike : هدف نايك، الهام بخشي و نوآوري براي هر ورزشكار در جهان است. و مي افزايد : اگر بدن داري، ورزشكار هستي. اين يك پيام بسيار الهام بخش براي برقرار ارتباط بين يك شركت و تمام مصرف كنندگان در سراسر جهان است. به گفته پروفسور كلر ( استاد بازاريابي دانشگاه دارت موس) ، نايك بر مشتري بسيار متمركز است. با نقاط تماس بسيار زيادي كه در سراسر جهان دارد، ميزان ارتباط و استحكاك خود را با ورزشكاران نخبه و مصرف كنندگان عادي را در بالاترين سطح نگه داشته است. نايك به دنبال خود توانمندسازي افراد در رسيدن به بهترين شرايط فيزيكي و رواني است و اين برند هر فرد را به "Just Do It" معروف خود دعوت مي نمايند. نايك همواره درحال توسعه پايدار محصول است. اين برند با به كارگيري آخرين تكنولوژي ها مانند بالشتك هاي هوايي و پارچه هاي ضد رطوبت( يكي از برترين توانمندي هاي اين برند) به مصرف كننده خود اين اجازه را مي دهد كه مانند يك ورزشكار حرفه اي از يك محصول بسيار خاص استفاده نمايد.نوآوري از ديد مصرف كننده به معناي اهميت به بهبود كيفيت سلامت است.

    ايجاد ارتباطات دراستارباكس Starbucks

    غول دنياي كافي شاپ هاي زنجيره اي، يك قول اجتماعي به مشتريان خود داده است : ما مردمان را به يكديگر نزديك مي نماييم. استار باكس با داشتن تعداد بسيار زياد شعبه و دسترسي بالايي كه مشتريان به اين برند دارند، به ايجاد اين ارتباط بين افراد كمك نموده است. از Wi-Fi رايگان تا پخش موسيقي، ميزهاي بزرگ و اتاق هاي برگزاري جلسات تجاري، همه و همه براي تعامل سازنده با مشتري طراحي شده است. مديرعامل استارباكس مي گويد : همه چيز اين براي ارتباط، اكتشاف، الهام و خلاقيت فراهم آورده شده است. استارباكس يك رويكرد خلاقيت محور دارد و حرف هاي جديد خود را بلافاصله در شعب خود پيدا سازي مي نمايند. استارباكس با درك صحيح هنجارها و استراتژي رقباي منطقه اي، استراتژي رقابتي منطقه اي خود را براي رقابت با رقباي محلي تعريف مي نمايند.

    پس 5 ارزش اعتباري برند عبارتند از :

  • توانايي ( توانايي اجرايي و عملكردي)

  • اهميت ( اهميت به مشتري و كاركنان

  • ارتباط ( تسهيم ارزش ها با مشتري)

  • ثبات ( قابليت اعتماد و اتكا بر محصول/ خدمت)

  • صميميت ( گشاده رويي و صداقت)

  • منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    5 بخش مهم كتابچه برند يا برندبوك

    برندبوك يا كتابچه برند (Brand Book) سندي است شامل عناصر برند (Brand Elements) كه استانداردها و خطوط راهنماي كلي (Guidelines) مربوط به برند را بيان مي كند. بسياري از شركتهاي بين المللي براي برندهاي خود برندبوك تهيه و نگهداري مي كنند اما با مراجعه به برخي از سازمانهاي دولتي و خصوصي در ايران متوجه مي شويم كه بسياري از برندهاي مطرح ايراني داراي برندبوك نيستند.

    برندبوك ممكن است بر اساس مقتضيات سازماني سندي طولاني و چند صد صفحه اي باشد يا آنكه صرفا در قالب چند صفحه تدوين گردد اما معمولا قالب كلي اين سند مشابه است. تدوين اين سند موجب ايجاد هماهنگي و يكپارچگي در كليه فعاليت هاي برندينگ و ماركتينگ (از قبيل تبليغات، روابط عمومي و ارتباط با مشتريان) مي شود و حس انسجام در شخصيت و تصوير برند را نزد مشتريان تقويت مي نمايد. در ادامه متداول ترين مواردي كه بايد در اين سند شرح داده شوند بيان مي كنيم.

    1- تاريخچه برند (Brand History)

    در اين بخش تاريخ هاي مهم و اتفاقات يا تغييرات شگرف در طول سالهاي فعاليت برند توضيح داده مي شوند؛ مانند تاريخ ثبت برند، مالكيت حقيقي يا حقوقي برند از ابتدا تاكنون، زمينه فعاليت تعريف شده، تاريخ ورود به بازار، و… . در اين خصوص مي توان عكسها و تصاوير مربوطه (از قبيل تصوير روزنامه رسمي يا نامه نمايندگي برند و مانند آن) را در اين بخش يا در پيوست اين سند قرار داد. برخي برندها براي نشان دادن قدمت و اصالت تاريخ شروع به فعاليت را در زير لوگوي خود بيان مي كنند.

    2- واژه شناسي برند (Brand Terminology)

    در اين بخش در مورد معاني لغوي، ريشه كلمات به كار رفته در برند، دليل انتخاب برند و مواردي از اين قبيل توضيح داده مي شود. به عنوان مثال Adidas از بخش اول نام و نام خانوادگي بنيانگذار آن آدولف داسلر ساخته شده است، يا مثلا پوشاك ايكات در وب سايت خود بيان كرده است كه برند ايكات برگرفته از هنري كهن در ايران زمين به نام ايكات بافي يا دارايي بافي است.

    3- ويژگي هاي گرافيكي و بصري

    منظور از ويژگي هاي گرافيكي طرح، رنگ، Typeface، ابعاد و ساير ويژگي هاي بصري مربوط به برند است. اگر لوگوي برند به دو زبان فارسي و انگليسي طراحي مي شود بهتر است كه طراحي به گونه اي باشد كه دو طرح از نظر ابعاد، رنگ، و … در يك راستا و تداعي كننده يكديگر باشند. اين موارد در همه جا (بر روي محصول، بيلبورد، يا هر جاي ديگر) بايد رعايت شوند؛ به عنوان مثال زماني كه قصد نمايش لوگوي برند در ابعاد بزرگ تر مانند صفحه نمايش يك بيلبورد را داريم نبايد نسبت طول و عرض و ارتفاع تعريف شده به هم بخورد. گاهي اوقات مشاهده مي شود كه به عنوان مثال لوگوي يك برند در تبليغات روزنامه اي با تايپ فيسِ B Nazanin و بر روي بيلبورد با تايپ فيسِ B Titr نمايش داده شده است كه اين بيانگر عدم انسجام در شخصيت برند است.

    بايدها و نبايدها
    در اين بخش مهمترين بايدها و نبايدهاي برند مطرح مي شوند. مانند مثال زير:
    “در نمايش تصويري برند:

    • بايد به مختصات و نسبت طول و عرض لوگو توجه داشت و نبايد نسبت فوق الذكر را تغيير داد.
    • بايد از رنگ سازماني تعريف شده استفاده كرد و نبايد لوگوي اين برند با رنگي غير از آن نمايش داده شود.
    • تايپ فيس استفاده شده براي لوگوي اين برند “X” مي باشد و نبايد از چيز ديگري استفاده شود.
    • بايد لوگو همانند تصاوير تعريف شده نمايش داده شود و نبايد چيزي از قبيل كلمه يا تصوير به آن افزود.”

    4- تگ لاين برند ( Brand Tagline)

    تگ لاين برند عبارت كوتاهي است (ترجيحا حداكثر در هفت كلمه) كه هويت و ارزشهاي اساسي سازمان را بيان مي كند و معمولا در زير لوگو نمايش داده مي شود. كمپاني ها به ندرت تگ لاين خود را تغيير مي دهند. بد نيست در اينجا اشاره اي نيز داشته باشيم به اينكه شعار برند (Brand Slogan) عبارتي است كه در مقايسه با تگ لاين معمولا زبان غير رسمي تر و كلمات بيشتري دارد و بر اساس كمپين هاي تبليغاتيِ مورد نظر و متناسب با مقتضيات محصول طراحي مي شود و لذا ممكن است عمر كوتاه تري نيز داشته باشد. در زير به تگ لاين چند كمپاني مشهور اشاره كرده ايم.

    Nike: Just Do it
    Coca Cola: It’s the real thing.
    United Airlines: Fly the friendly skies
    Mazda: Zoom. Zoom.
    NBC: Must See TV

    5- سبد محصولات برند

    در اين بخش (يا در پيوست اين سند) ليست محصولات ارائه شده به بازار با اين برند نمايش داده مي شوند.

    ساير بخشهاي برندبوك

    بنا بر مقتضيات و مصالح سازماني ممكن است بعضي از بخشهاي گفته شده در بالا از اين سند حذف شوند و يا شايد در صورت محرمانه نبودن اطلاعات بخشهاي ديگري از قبيل چشم انداز، ماموريت، ارزشها، اهداف، استراتژي ها، بازار هدف و جايگاه برند نيز در اين سند شرح داده شوند.

    سخن آخر

    برندبوك همانند هر سند ديگري در سازمان نيازمند ارزيابي و تعديل به صورت دوره اي است. محتوا و ميزان ورود به جزئيات نيز بستگي به ضرورت هاي سازماني دارد. به طور كلي هرچه اين سند دقيق تر تدوين و اجرا شود تصوير منسجم تري از برند در ذهن مشتريان نقش خواهد بست اما بهتر است از ورود به جزئيات غير ضروري به خصوص مواردي كه در بازه هاي زماني كوتاه تغيير مي يابند اجتناب شود. با توجه به اهميت برندبوك در برقراري ارتباطات بازاريابي يكپارچه (IMC) پيشنهاد مي كنيم اگر داراي دانش و تجربه كافي در زمينه مباحث ماركتينگ نيستيد حتما از وجود يك مشاور حرفه اي بهره بگيريد.

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    5 بخش مهم كتابچه برند يا برندبوك

    برندبوك يا كتابچه برند (Brand Book) سندي است شامل عناصر برند (Brand Elements) كه استانداردها و خطوط راهنماي كلي (Guidelines) مربوط به برند را بيان مي كند. بسياري از شركتهاي بين المللي براي برندهاي خود برندبوك تهيه و نگهداري مي كنند اما با مراجعه به برخي از سازمانهاي دولتي و خصوصي در ايران متوجه مي شويم كه بسياري از برندهاي مطرح ايراني داراي برندبوك نيستند.

    برندبوك ممكن است بر اساس مقتضيات سازماني سندي طولاني و چند صد صفحه اي باشد يا آنكه صرفا در قالب چند صفحه تدوين گردد اما معمولا قالب كلي اين سند مشابه است. تدوين اين سند موجب ايجاد هماهنگي و يكپارچگي در كليه فعاليت هاي برندينگ و ماركتينگ (از قبيل تبليغات، روابط عمومي و ارتباط با مشتريان) مي شود و حس انسجام در شخصيت و تصوير برند را نزد مشتريان تقويت مي نمايد. در ادامه متداول ترين مواردي كه بايد در اين سند شرح داده شوند بيان مي كنيم.

    1- تاريخچه برند (Brand History)

    در اين بخش تاريخ هاي مهم و اتفاقات يا تغييرات شگرف در طول سالهاي فعاليت برند توضيح داده مي شوند؛ مانند تاريخ ثبت برند، مالكيت حقيقي يا حقوقي برند از ابتدا تاكنون، زمينه فعاليت تعريف شده، تاريخ ورود به بازار، و… . در اين خصوص مي توان عكسها و تصاوير مربوطه (از قبيل تصوير روزنامه رسمي يا نامه نمايندگي برند و مانند آن) را در اين بخش يا در پيوست اين سند قرار داد. برخي برندها براي نشان دادن قدمت و اصالت تاريخ شروع به فعاليت را در زير لوگوي خود بيان مي كنند.

    2- واژه شناسي برند (Brand Terminology)

    در اين بخش در مورد معاني لغوي، ريشه كلمات به كار رفته در برند، دليل انتخاب برند و مواردي از اين قبيل توضيح داده مي شود. به عنوان مثال Adidas از بخش اول نام و نام خانوادگي بنيانگذار آن آدولف داسلر ساخته شده است، يا مثلا پوشاك ايكات در وب سايت خود بيان كرده است كه برند ايكات برگرفته از هنري كهن در ايران زمين به نام ايكات بافي يا دارايي بافي است.

    3- ويژگي هاي گرافيكي و بصري

    منظور از ويژگي هاي گرافيكي طرح، رنگ، Typeface، ابعاد و ساير ويژگي هاي بصري مربوط به برند است. اگر لوگوي برند به دو زبان فارسي و انگليسي طراحي مي شود بهتر است كه طراحي به گونه اي باشد كه دو طرح از نظر ابعاد، رنگ، و … در يك راستا و تداعي كننده يكديگر باشند. اين موارد در همه جا (بر روي محصول، بيلبورد، يا هر جاي ديگر) بايد رعايت شوند؛ به عنوان مثال زماني كه قصد نمايش لوگوي برند در ابعاد بزرگ تر مانند صفحه نمايش يك بيلبورد را داريم نبايد نسبت طول و عرض و ارتفاع تعريف شده به هم بخورد. گاهي اوقات مشاهده مي شود كه به عنوان مثال لوگوي يك برند در تبليغات روزنامه اي با تايپ فيسِ B Nazanin و بر روي بيلبورد با تايپ فيسِ B Titr نمايش داده شده است كه اين بيانگر عدم انسجام در شخصيت برند است.

    بايدها و نبايدها
    در اين بخش مهمترين بايدها و نبايدهاي برند مطرح مي شوند. مانند مثال زير:
    “در نمايش تصويري برند:

    • بايد به مختصات و نسبت طول و عرض لوگو توجه داشت و نبايد نسبت فوق الذكر را تغيير داد.
    • بايد از رنگ سازماني تعريف شده استفاده كرد و نبايد لوگوي اين برند با رنگي غير از آن نمايش داده شود.
    • تايپ فيس استفاده شده براي لوگوي اين برند “X” مي باشد و نبايد از چيز ديگري استفاده شود.
    • بايد لوگو همانند تصاوير تعريف شده نمايش داده شود و نبايد چيزي از قبيل كلمه يا تصوير به آن افزود.”

    4- تگ لاين برند ( Brand Tagline)

    تگ لاين برند عبارت كوتاهي است (ترجيحا حداكثر در هفت كلمه) كه هويت و ارزشهاي اساسي سازمان را بيان مي كند و معمولا در زير لوگو نمايش داده مي شود. كمپاني ها به ندرت تگ لاين خود را تغيير مي دهند. بد نيست در اينجا اشاره اي نيز داشته باشيم به اينكه شعار برند (Brand Slogan) عبارتي است كه در مقايسه با تگ لاين معمولا زبان غير رسمي تر و كلمات بيشتري دارد و بر اساس كمپين هاي تبليغاتيِ مورد نظر و متناسب با مقتضيات محصول طراحي مي شود و لذا ممكن است عمر كوتاه تري نيز داشته باشد. در زير به تگ لاين چند كمپاني مشهور اشاره كرده ايم.

    Nike: Just Do it
    Coca Cola: It’s the real thing.
    United Airlines: Fly the friendly skies
    Mazda: Zoom. Zoom.
    NBC: Must See TV

    5- سبد محصولات برند

    در اين بخش (يا در پيوست اين سند) ليست محصولات ارائه شده به بازار با اين برند نمايش داده مي شوند.

    ساير بخشهاي برندبوك

    بنا بر مقتضيات و مصالح سازماني ممكن است بعضي از بخشهاي گفته شده در بالا از اين سند حذف شوند و يا شايد در صورت محرمانه نبودن اطلاعات بخشهاي ديگري از قبيل چشم انداز، ماموريت، ارزشها، اهداف، استراتژي ها، بازار هدف و جايگاه برند نيز در اين سند شرح داده شوند.

    سخن آخر

    برندبوك همانند هر سند ديگري در سازمان نيازمند ارزيابي و تعديل به صورت دوره اي است. محتوا و ميزان ورود به جزئيات نيز بستگي به ضرورت هاي سازماني دارد. به طور كلي هرچه اين سند دقيق تر تدوين و اجرا شود تصوير منسجم تري از برند در ذهن مشتريان نقش خواهد بست اما بهتر است از ورود به جزئيات غير ضروري به خصوص مواردي كه در بازه هاي زماني كوتاه تغيير مي يابند اجتناب شود. با توجه به اهميت برندبوك در برقراري ارتباطات بازاريابي يكپارچه (IMC) پيشنهاد مي كنيم اگر داراي دانش و تجربه كافي در زمينه مباحث ماركتينگ نيستيد حتما از وجود يك مشاور حرفه اي بهره بگيريد.

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    3 علت وجود استراتژي چند برندي

    در دنياي گجت ها اين شعار مرسوم است كه " خودتان خودتان را بخوريد، يا ديگران اين كار را مي كنند". استراتژي هاي چند برندي همواره براي تضمين بقا در بازار توسط متخصصين بازاريابي و برندينگ مورد استفاده قرار ميگيرد، گاهي به دليل كاهش سودآوري توليد و توزيع يك محصول، محصولات مشابه با نام تجاري ديگر و حتي با قابليت هاي ديگر يا ارزش پيشنهادي جديدي وارد بازار ميشود تا به كمك اين استراتژي سودآوري افزايش يافته و يا سهم بازار محصولات افزايش يابد.

    اين رويكرد را در ادبيات برندينگ " خودخوري " مي نامند. وقتي با متخصصين عرصه ي برندينگ صحبت مي كنيم، آنها دلايل زير را علت بروز استراتژي هاي چند برندي و يا همان خودخوري در برند، ميدانند.

    1- آنها معتقدند كه اين استراتژي سبب افزايش وابستگي خرده فروشان به محصولات ما ميشود زيرا آنها قفسه اي خود را با انواع محصولات ما و با نام هاي مختلف پر ميكنند و اصطلاحا shelf space خرده فروشان را افزايش ميدهيم و اين مورد احتمال فروش محصولات را افزايش ميدهد.

    2- به علت تغيير الگوهاي مصرف در دنياي امروز معمولا مصرف كنندگان براي كالاهاي تند مصرف، برندهاي مختلف را تست ميكنند تا به انتخاب نهايي برسند و در هر صورت انتخابشان از بين محصولات ما خواهد بود.

    3- برندهاي جديد از بعد ايجاد انگيزه و خلق جو خلاقانه در فرايند توليد و همچنين ايجاد تحول در بازار و پاسخ دادن به تنوع طلبي مشتري اين استراتژي را پيشنهاد ميدهند و دلايل بقا و جاودانگي در بازار را بر اساس ايجاد تحول چشمگير محقق مي سازند.

    رويكرد چند برندي زمان كاربردي خواهد بود كه تبليغات مناسبي براي همه ي محصولات و خدمات ارائه گردد و برندهاي جديد ما علاوه بر آنكه رقيب هم نيستند، بتوانند سهم بازار رقبا را نيز تصاحب كنند و در كل سودآوري را افزايش دهند. جايگاه يابي در بازار فرايندي است كه به صورت مرتب و زمان بندي شده (استراتژيك) يا به صورت موردي در مقابل كنش رقبا (تاكتيكي) صورت مي پذيرد كه يكي از راهكارهاي جايگاه يابي مجدد در بازار و ايجاد آگاهي از برند راهكار چند برندي مي باشد. اما در كنار اين مزايا اين خطر نيز وجود دارد كه با تقسيم بازار براي برندهاي مختلف سودآوري كاهش يابد زيرا هزينه ي تبليغات و برندينگ در گام ابتدايي براي هر محصول بسيار بالاتر از تبليغات و برندينگ محصول ترويج شده در بازار مي باشد، پس ممكن است اين استراتژي ضررهاي مالي زيادي را به سيستم وارد نمايد.

     

    منبع:وب سايت باني سايت 



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    3 بعد مهم ارزش ويژه برند در تاثير تبليغات

    اگر يك برند در ذهن مردم جايگاه مناسبي داشته باشد ممكن است براي خريد آن هزينه اي به مراتب بالاتر را نسبت به محصولاتي كه نمي شناسند پرداخت نمايند حتي اگر كيفيت ذاتي آن محصول تفاوت چنداني با محصول بدون برند نداشته باشد. در واقع با افزايش جايگاه برند در زندگي روزمره شاهد آن هستيم كه مردم ديگر پول خود را بابت محصول نمي دهند بلكه بابت برندها پرداخت مي كنند!

    ارزش ويژه برند ارزش افزوده يا پاداش يك محصول به مشتري است كه به نام برند نسبت داده مي شود در واقع به همان ارزشهاي نامشهود برند از جمله تصوير ذهني ,جايگاه و قدرت نفوذ در بين مخاطب را ارزش ويژه برند مي ناميم.بايستي توجه داشته باشيم ارزش ايجاد شده براي مشتري در نهايت موجب ايجاد ارزش براي شركت مي شود از اين رو ارزش ويژه برند را مي توان يكي از مهمترين دارايي ها در هر كسب و كار به حساب آورد و با درك و شناخت محرك هاي تاثيرگذار بر آن به توسعه برند كمك نمود. سوال بسياري از صاحبان برند اين است كه چگونه مي توان ارزش ويژه براي برند ايجاد نمود؟

    تبليغات همواره به عنوان يكي از مهمترين ابزارهاي ارتباطي در فعاليت هاي بازاريابي به شمار رفته است .مطالعات بسياري در زمينه ي ارزش ويژه برند نشان داده است استفاده از يك استراتژي تبليغاتي خلاق و متناسب با برند توانسته با افزايش آگاهي مخاطب نسبت به برند و ايجاد حس مثبت در مخاطب به توسعه برند كمك شاياني نمايد .تبليغات مي تواند با ايجاد آگاهي از برند و ايجاد تصوير مناسب ذهني در ايجاد ارزش ويژه برند تاثير قابل توجهي داشته باشدو حتي مي تواند با ايجاد ويژگي هاي انساني و تشديد احساسات مثبت به ساختن شخصيت و ارزش ويژه برند كمك نمايد.

    وقتي مشتريان بطور مستمر در معرض تبليغات قرار مي گيرند به صورت ناخودآگاه احساس اعتماد بيشتري نسبت به برند تبليغ شده پيدا مي كنند همچنين تبليغات مي تواند شخصيت برند را شكل دهد و سپس با تصوير سازي احساسي از برند به ايجاد علاقه نسبت به برند اقدام نمايد. با اين اوصاف تبليغات مي تواند كمك زيادي به ايجاد ارزش ويژه ي برند نمايد زيرا بر ابعاد ارزش برند تاثير مي گذارد . 3 بعد ارزش برند عبارتند از:

    • آگاهي برند
    • تداعي برند
    • وفاداري به برند

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    جايگاه و تاثير برندسازي در كسب و كار اينترنتي

    در اين بحث به بررسي جايگاه برند سازي در كسب در آمد اينترنتي و تجارت الكترونيك مي پردازيم.
    در شرايطي كه در همه دنياي كسب و كار اينترنتي ، برندها در حال راه اندازي امپراطوري هاي عظيمي هستند هيچ برند حرفه ائي ايراني در بازار كسب در آمد اينترنتي بچشم نمي خورد. آن شركت ها يا صنايعي هم كه قابليت برند شدن را دارا هستند يا برنامه كسب در آمد اينترنتي ندارند و يا به نظر مي رسد براي آن اهميتي قائل نيستند.

    نكته غير قابل كتماني است كه بسياري از طراحان پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي در ايران تقاوت بين لوگو و آرم يا نشان تجاري را نمي دانند و اگر هم لوگو يا آرمي را براي پايگاه كسب در آمد اينترنتي شان طراحي مي كنند ، كاركرد آن به قرار گرفتن در سمت چپ و بالاي همه صفحات پايگاه كسب در آمد اينترنتي شان محدود مي شود و ديگر هيچ برنامه خاصي براي آن ندارند.

    مي خواهم تلاش كنم با پرهيز از مباحث تئوري به ارزش عملي اين طرح كوچك براي پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي كه بايد براي آن وقت زيادي گذارد بپردازم.

    همه دوستاني كه به كسب در آمد اينترنتي مشغولند آنقدر با نشان هاي تجاري پايگاه كسب در آمد اينترنتي مانند گوگل يا ياهو يا اي.بي يا آمازون بطور روزمره برخورد ميكنند و ديدن آن ها برايشان بديهي است كه كمتر به اين نكته متمركز مي شوند كه چه پروسه ائي اين لوگو ها را تبديل به برند نموده و چه برنامه ريزي در پشت اين كار نهفته است. غالب ما مي دانيم كه اين سايت ها تيم هاي طراحي و بازاريابي خاصي براي انتشار و برجسته سازي برندهايشان دارند اما كمتر به اهميت اين كار در كسب در آمد خودمان از اينترنت مي انديشيم.

    در مباحث راه اندازي پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي گفتيم كه انتخاب آدرس مناسبي كه به ياد مخاطب بماند اهميت دارد. در آن مقاله توضيح داديم كه يك لوگوي مناسب تجارت الكترونيكي كه با استانداردهاي بازاريابي چريكي طراحي شده باشد ، مي تواند بازگشت مخاطبين را تضمين نمايد اما براستي چرا؟

    اين از ادات روانشناسي است كه مخاطبين نسبت به رنگ ها و طرحها واكنش نشان مي دهند و برخي آن ها را گريزان و برخي جذب ميكنند. بنابر اين از يك برند انتظار مي رود كه اين كارها را براي يك پايگاه كسب در آمد اينترنتي انجام دهد:

    - آدرس پايگاه كسب در آمد اينترنتي را در خود داشته باشد و به خاطر مخاطب ثبت كند.
    - رنگ مناسبي با سليقه عام مخاطبين پايگاه كسب در آمد اينترنتي داشته باشد تا ذهن ايشان گريزان نشود ( مثلاً به نظر شما برند يك فروشگاه كسب در آمد از فروش لوازم ماهيگيري بايد رنگ زمينه قهوه ائي داشته باشد يا آبي؟ ).
    طرحي قالب شكن داشته باشد تا بتواند تمركز اوليه مخاطب پايگاه كسب در آمد اينترنتي را به خود جلب نمايد. اين كار را معمولاً با قرار دادن يك علامت پنهان در برند انجام مي دهند.
    - به تنهائي و كاملاً به اتكا به شمايه گرافيك بتواند به مخاطب پايگاه كسب در آمد اينترنتي بگويد كه در زير اين برند چه تجارتي صورت مي گيرد.
    - شعار پايگاه كسب در آمد اينترنتي را در خود نهفته داشته باشد.
    - و ادات بسيار زياد ديگري كه منظور نظر بحث ما نيست و مي توانيد درباره آن ها در اينترنت جستجو نماييد.

    بسياري از پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي براي خلق چنين طرح زيركانه اي هزينه هاي زيادي را به طراحان پرداخت مي كنند. اما بعد از آفرينش اين طرح چه؟ آيا فقط روي كارت هاي ويزيت ، بنرها و گوشه صفحات پايگاه كسب در آمد اينترنتي تبعيد خواهد شد يا مي تواند از اين كار نقش مهم تري به عهده بگيرد؟

    واقعيت اين است كه تا محدوده خاصي در كسب در آمد اينترنتي برندها تحت حمايت بازاريابان قرار مي گيرند اما از محدوده خاصي به بعد اين كسب و كارها هستند كه تحت حمايت برندها قرار خواهند گرفت. اين آن رازي است كه برند سازي را با اهميت مي نمايد و صاحبان كسب و كارها و پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي بزرگ را قانع مي كند كه براي برند خود بيشتر از كسب درآمدشان هزينه بازاريابي صرف نمايند. براي مثال غالب جوان هاي ما در كشور خودمان مي دانند كه پوشاكي كه مارك آديداس داشته باشد از همتاي خودش بدون اين برند بسيار گرانتر است! برند آديداس در حال حمايت از كسب در آمد از كالاهاي اين شركت است و يا هيچكس در خريد كتاب از برند پايگاه اينترنتي آمازون ترديد رسيدن يا نرسيدن كتابش را ندارد.

    خوب اكنون برسيم به يك سئوال مهم: شما براي برند سازي در كسب در آمد اينترنتي تان چه برنامه اي داريد؟

    اينترنت محيط تقريباً نامنتهي است كه هر پايگاه كسب درآمدي ميتواند براي هميشه در آن از چشم كاربرانش پنهان بماند. برندها به تنهائي جلوي اين اتفاق را مي گيرند پس بايد براي آن برنامه داشته باشيد. اگر مطالب قبلي را به دقت خوانده باشيد نكات زيادي درباره آنچه ميتوانيد با يك برند انجام دهيد را خواهيد يافت.

    پس براي انديشيدن به اين طرح كوچك سرنوشت ساز برنامه اي بريزيد!

    منبع:وب سايت باني سايت 



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    نكاتي در مورد تفاوت هويت برند و تصوير برند

    اغلب اوقات افراد اصطلاحات “تصوير” و “هويت” را با هم اشتباه مي كنند.معمولا اصطلاحات “تصوير برند ” و “هويت برند” را به نوعي بكار مي برند كه انگار اين دو معنايي مشابه با هم دارند.

    در اين مقاله كپسول وار تفاوت اين دو را با هم مشخص مي كنيم.متاسفانه در ايران ما گاها در بعضي از معاني مشكل داريم.تصوير برند دقيقا در رابطه با اين است كه چطور مشتري به يك برند نگاه مي كند، در حالي كه هويت برند مجموعه بزرگي از موارد بصري، سمعي و ديگر نمونه هايي است كه بيان كننده برند و شكل دهنده تصوير آن است. هركدام از اين دو بايد عميقا در شكل گيري بنياد يك برند نقش داشته باشند.


    هويت برند را نظير هويت يكي از دوستان خود در نظر بگيريد كه از نام او، ظاهر، شخصيت، نحوه گفتار، رفتار و مسلك و استايل شخصي به همراه عناصر مشابه ديگر تشكيل شده است.

    در طرف مقابل تصوير  قرار دارد كه از ديد خارجي شخص نشات مي گيرد و آن چيزي است كه مردم در رابطه با دوست شما فكر مي كنند. تصويرچيزي است كه آن ها درك كرده اند و بنابراين حقيقت ذهني آن ها در رابطه با چيزي شكل مي دهد كه آن فرد است و يا نشان مي دهد كه آن است، در نتيجه بايد گفت در برندينگ در اصل اگر بر روي هويت برند تمركز كنيد، تصوير برند نيز به خودي خود به دنبال آن شكل مي گيرد.

    يك سري تفاوت را براي شما ليست مي كنم. متاسفانه نوشتارما بر حسب ماهيت پيچيده برند كمي كتابي است:

    تصوير برند 
    - تصوير برند را مشتري يا مصرف كننده شكل مي دهد.
    - پيام برند توسط مصرف كننده برند در قالب تصوير برند فهميده مي شود.
    - معني عمومي تصوير برند اين است كه “بازار و مصرف كننده و رقبا چطور شما را مشاهده مي كند؟”
    - تصوير برند نماد آنچه است كه مشتري مي بيند.
    تصوير برند نشان دهنده “تصور ديگران از ما” است
    - تصوير برند نگاه به گذشته است.
    - تصوير امري منفعل و كمتر دستخوش تغييرات است مگر با تحولات.
    تصوير بر “آنچه شما داريد” اهميت مي دهد.
    - تصوير برند، تصور كلي مشتريان در رابطه با برند است.
    - تصوير برند امري سطحي است.
    طبيعت تصوير برند ظاهرگرا يا تاكتيكي است.
    تصوير برند اين چنين است.

    هويت برند
    منابع شركت شكل دهنده هويت برند هستند.
    - پيام برند ارتباط نزديكي با هويت برند دارد.
    معني كلي هويت برند اين است كه “واقعا شما چه كسي هستيد؟ “
    هويت برند نمادي از حقيقت وجودي شركت ها و سازمانهاست.
    هويت برند نشان دهنده “ميل و خواسته شركت” است. يعني آنچه مي خواهيم باشيم.
    هويت نگاه به آينده است.
    - هويت امري فعال و پويا است.
    هويت بر”جايي كه شما دوست داريد باشيد” تاكيد مي كند.
    - هويت برند، قولي است كه شركت به مشتريان خود مي دهد.
    - هويت برند امري طولاني مدت و با دوام است.
    - طبيعت هويت برند بر مبناي ذات شركت و طبق استراتژي شكل مي گيرد.
    - هويت برند اين بود. ( البته با سواد اندك بنده و اساتيد نظرات كاملتري دارند)

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۰ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    ايده متمايز يا گامي به سوي نابودي

    همه شركت ها به دنبال تمايز و رسيدن به اوج رقابت در بازار تجارت هستند . اما اين اشتياق براي رشد مداوم، غالباً منجر به گير افتادن آن ها در تله ” همه چيز براي همه كس” مي شود و اين مسئله به نوبه خود وجوه تمايز آن ها را از بين خواهد برد.

    گام هايي به سوي تمايز

    • قدرت منطق

    فرهنگ لغات تعريفي از بحث منطقي به دست مي دهد كه عبارت از بحثي است كه مستدل، قانع كننده، مجاب كننده، معتبر و روشن باشد. اين تعريف نشان دهنده مهارت در فكر كردن و استدلال است.آيا تعريف فوق از بحث منطقي آن نوع بحثي نيست كه شما مايل باشيد هنگام فروش يك كالا از آن استفاده كنيد؟ حتماً همين طور است.با اين وجود در دنياي بازاريابي با چه تعدادي از اين نوع بحث ها مواجه مي شويد؟ خيلي كم
    فقدان منطق در بطن تعداد زيادي از برنامه هايي كه شكست مي خورند قرار دارد و در روي ديگر سكه، بحثي كه يك شخص برنده و موفق ارائه مي كند، به احتمال زياد بحثي منطقي است.
    اگر شركت avis كه در صنعت اتومبيل هاي كرايه رتبه دوم را داراست، به اين نتيجه مي رسد كه بايد سخت تر تلاش كند، اين نتيجه گيري خلاقانه نيست بلكه منطقي است.
    اگر شركت IBM در اندازه اي است كه تمام جنبه هاي محاسباتي را پوشش مي دهد، پس منطقاً بايد بهتر از سازنده ديگر كامپيوترها بتواند نسبت به تلفيق و مونتاژ همه قطعات كامپيوتر اقدام كند. توانايي در انجام محاسبات منسجم باعث تمايز آن شركت مي شود.

    • ابتكار و خلاقيت در مقابل منطق

    از آنجا كه منطق يك علم است، اين نيز منطقي به نظر مي رسد كه ارائه ي يك پيشنهاد فروش منحصر به فرد را يك علم بدانيم، نه يك هنر. با اين حال جناح مبتكر و خلاق با چنگ و دندان از هنري بودن اين موضوع حمايت مي كنند. آن ها از گير افتادن در يك فرايند كه باعث محدود كردن ژرف انديشي خلاقانه آن ها شود تنفر دارند.اما از اين بدتر اين است كه شركتي از فرايند تدوين راهبردهاي خود به نتيجه گيري مشخص و منطقي در مورد نام تجاري خود برسد و اين نتيجه گيري را براي اجرا در اختيار كاركنان خلاق خود قرار داده و آن گاه ناظر از بين رفتن آن راهبردها در انبوهي از آوازها و رقص ها باشد.يك بار، حين كار براي تدوين راهبردهاي يك بانك متوجه شديم كه آن ها پيشرو اعطا وام براي اداره كسب و كارهاي كوچك در منطقه فعاليت خود هستند و بيشتر وام ها را به مهاجراني كه براي تحقق روياي كسب موفقيت در آمريكا به تازگي شروع به كسب و كار در آن جا نموده اند اعطا مي كنند. راهبرد پيشنهاد شده منطقي و مستقيم بود. وجه تمايز اين بانك در اين است كه: اين بانك منزلگاه و سرچشمه روياي آمريكايي ها است. اين ايده كه مورد تاييد همگان قرار گرفته بود، براي اجرا به يك آژانس تبليغاتي داده شد. حاصل كار چيز ديگري از آب در آمده بود: متكي به روياهاي شما هستيم.
    ديگر صحبت از منطق و ايده متمايز كننده كافي است.
    براي اجتناب از به وجود آمدن يك چنين مسئله اي بايد اطمينان پيدا كرد كه همگان يك فرايند چهار مرحله اي ساده را به شرح زير رعايت مي كنند:

    گام اول: در زمينه ي فعاليت خود معني دار باشيد

    بحث ها به صورت انتزاعي صورت نگرفته و طبعاً در رابطه با وقايع و افراد ديگر پيش مي آيند. رقبايي كه شما را احاطه كرده اند، هميشه در تلاش هستند تا بحث هاي خاص خود را ارائه دهند. پيام شما بايد، در زمينه اي كه فعاليت مي كنيد، معني دار باشد. نقطه ي شروع بحث و پيام شما بايد منطقاً آن چيزي باشد كه بازار از رقباي شما شنيده و به خاطر سپرده است.
    شما بايد در اسرع وقت اطلاعات مختصر و نه مفصل و طولاني در مورد ادراكاتي كه از شما در اذهان وجود دارد به دست آوريد.شما بايد در جستجوي نقاط قوت و ضعف خودتان و رقبايتان، آن طور كه مشتريان گروه هدف شما در ذهن دارند، باشيد.روش تحقيق مورد علاقه ي ما براي اين مسئله اين است كه مشخصه هاي اصلي مربوط به يك رده كالا فهرست شده و از مردم خواسته شود تا به آن ها امتياز از ۱ تا ۱۰ بدهند. اين كار بر اساس رقيب به رقيب صورت مي گيرد. هدف اين است كه مشخص شود كدام رقيب در هر رده كالا صاحب يك ايده يا مفهوم شناخته مي شود. يك چنين چيزي زمينه ي بحث شما را تشكيل مي دهد.ارائه خدمت بهتر، كه به عنوان يك ايده متمايزكننده توسط نوردستورم در زمينه فروشگاه هاي بزرگ معرفي گرديد، بسيار موثر واقع شد، زيرا در آن هنگام فروشگاه هاي بزرگ ديگر براي كاهش هزينه هايشان اقدام به كاستن از نيروي انساني خود كرده بودند.درست در هنگامي كه شركت هاي توليدكننده كامپيوتر در آمريكا اقدام به شبكه سازي كامپيوترهاي خانگي نموده بودند، لوتوس مبادرت به معرفي اولين شبكه ارتباطي موفق در مورد نرم افزار كار گروهي موسوم به notes نمود.اين كار شبيه سوار شدن بر يك موج است. اگر خيلي زود يا خيلي دير بر موج سوار شويد به جايي نخواهيد رسيد. اما اگر درست به موقع بر آن سوار شويد، به خاطر اين كه موقع سوار شدن شما با ديگران تفاوت داشته است، سواري طولاني و پرسودي در انتظار شما خواهد بود.

    گام دوم: ايده متمايزكننده اي بيابيد

    متفاوت بودن به معني مثل ديگران نبودن و استثنايي بودن به معني منحصر به فرد بودن است.
    بنابراين شما بايد دنبال چيزي بگرديد كه شما را از رقبايتان متمايز كند. رمز اين كار در اين است كه شما اين موضوع را درك كنيد كه متفاوت بودن شما نبايد الزاماً مربوط به فرآورده باشد.
    به يك اسب توجه كنيد. آري، اسب ها بسته به نوعشان سريعاً از هم متمايز مي شوند. اسب هاي مسابقه، اسب هاي پرشي، اسب هاي مزرعه، اسب هاي وحشي و غيره. اما اسب هاي مسابقه را بسته به نژاد آن ها، عملكردشان، طويله اي كه در آن نگهداري مي شوند، مهتر آن ها و غيره مي توان از هم متمايز كرد.به يك كالج توجه كنيد. امريكا كالج ها و دانشگاه هاي بيش از حدي دارد: ۳۶۰۰ كالج و دانشگاه، بيشتر از هر كشور ديگري در عالم. اين كالج ها و دانشگاه ها از خيلي نظرها، به خصوص از نظر تمايل به دريافت كمك هاي دولتي، در قالب بورس و وام هاي دانشجويي، مشابه هم هستند.هيلزديل كالج، كه در نود مايلي غرب ديترويت واقع شده، با خودداري از قبول دلارهاي عمو سام، حتي در شكل وام هاي دولتي آن، يك پيشنهاد فروش منحصر به فرد به هواداران محافظه كار خود ارائه نموده است. تعداد خيلي كمي از رقباي او قادر به انجام چنين كاري هستند.قوت و اوج هيزديل در اين است كه اعلام مي كند: ما تحت نفوذ دولت نيستيم. آن ها با تاكيد بر اين مفهوم، خود را به عنوان مكه افكار محافظه كارانه موقعيت يابي كرده اند. يكي از افرادي كه براي اين كالج اعانه جمع مي كرد چنين اظهار نظر كرد: اين فراورده اي است كه ما قادر به فروش آن هستيم. و ارقام اعانات جمع آوري شده آن ها مويد اين نظر است.شما مي توانيد شركت و يا فراورده هاي خود را از نظر هاي زيادي متمايز كنيد. شگرد كار در اين است كه وجه تمايز خود را بيابيد و از آن براي فايده رساني به مشتريانتان استفاده كنيد.

    گام سوم: اعتبار داشته باشيد

    براي حمايت از ايده متمايز كننده خود بايد داراي اعتبار باشيد. در اين صورت قادر خواهيد بود كه يك بحث منطقي در مورد وجوه تمايزتان را بنيان گذارده و به اين نحو ايده مزبور را واقعي و قابل قبول جلوه دهيد. اگر تمايز شما در فراورده تان است بايد بتوانيد آن تمايز را نمايش گذاريد. خود اين ارائه و نمايش، براي شما اعتباري به وجود خواهد آورد. مثلاً اگر فراورده ي شما يك شير آب است كه نشت نمي كند، در اين صورت شما بايد بتوانيد آن را مستقيماً با شيرهاي آبي كه مي توانند نشتي پيدا كنند مقايسه كنيد.ادعا در مورد متمايز بودن بدون اين كه دليل ارائه شود، در حد ادعا باقي خواهد ماند. شما قادر نخواهيد بود با پنهان كاري و تزوير، خودتان را متمايز كنيد. مصرف كنندگان شكاك هستند. آن ها اين گونه فكر مي كنند: كه آقاي تبليغات چي راست مي گويي، ثابت كن! شما بايد بتوانيد بحث خود را ثابت نموده و آن را مورد حمايت قرار دهيد.نه اين كه كاملاً در محضر دادگاه حاضر شده باشيد، بيشتر شبيه اين است كه در دادگاه افكار عمومي حضور پيدا كرده ايد.

    گام چهارم: موارد تفاوت خود را به ديگران اطلاع دهيد

    همان گونه كه نمي توان نور را در زير يك سبد نگه داشت، موارد تفاوت يك فراورده را نيز نمي توان مخفي نگه داشت.اگر يك فراورده متمايز ساخته ايد، دنيا به صورت خودكار به سراغ شما نخواهد آمد. فراورده هاي برتر لزوماً برنده نمي شوند، بلكه اين برداشت ها و تلقي هاي برتر هستند كه برنده مي شوند. اگر به نوعي به حقيقت كمك نشود، هيچ گاه آشكار نخواهد شد. جنبه هاي مختلف ارتباطات شما بايد منعكس كننده ي تفاوت هايتان باشد.حرف آخر اينكه اطلاع رساني در مورد تمايز شما نبايد به افراط كشيده شود. يك ايده متمايزكننده ي واقعي در حقيقت يك ابزار انگيزشي واقعي هم هست.انگيزه ي واقعي با اسلحه اي به نام ايده متمايز كننده آغاز مي شود. آن گاه شما مي توانيد كاركنانتان را به چالش بكشيد تا آن ايده را در فروش، ساخت فراورده ي جديد، مهندسي يا هر قسمت ديگري كه در آن كار مي كنند محقق سازند.

     

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۰ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    بايد برند شويم

    وقتي موضوع برند و برندسازي مطرح مي شود، يكي از سئوالات اساسي اين است كه شركت ها درهنگام ايجاد يك راهبرد برند موفق و پيروزمند، چه نكاتي را بايد در نظر داشته باشند؟اين روزها برند در بازارهاي جهاني به يكي از بازيگران اصلي كسب و كار بدل شده است و هر كمپاني كه بتواند برند مقتدرتري در بازار داشته باشد، گوي سبقت را خواهد ربود.

    زمان آن فرا رسيده است كه به برند به عنوان يك دارايي راهبردي كه مي تواند ارزش هاي متعدد و بيشتري نسبت به دارايي هاي مشهود داشته باشد نگريسته شود.شركتهاي كوچك و متوسط ايراني نيز بر سر دوراهي اجراي برندسازي و تغيير پارادايم در مباني تفكراتشان هستند. باقي ماندن در دنياي رقابتي جديد مستلزم حركت از افسانه ها به سمت بايد هاست. اما آيا آنها موفق به شكستن الگوهاي رفتاري قبلي خود خواهند شد؟

    - نخستين چيزي در ايجاد برند موفق بايد در نظر گرفت، ايجاد تفاوت و تمايز است. بهترين راهبرد براي ايجاد يك برند نيرومند، ايجاد دركي از مفهوم تفاوت است. بزرگترين گام در فرايند تبديل شدن به يك برند مشهور و نه صرفاً يك نام مشهور، آن است كه برند هم متفاوت ديده شود و هم بهتر از رقبا باشد.

    دوم اينكه سهم خود را مطالبه كنيد و مدعي آني باشيد. روابط نيرومند با مشتريان، برندهاي نيرومند را تقويت مي كند ولي شركتها همچنان مايل به تمركز بر كسب سهمي از جيب مشتري هستند تا كسب سهمي از قلب و احساس مشتري. اين فلسفه ممكن است موجب فروش در كوتاه مدت شود ولي موجب ايجاد روابط بلند مدت نخواهد شد. دستيابي به سهمي از قلب و احساس مشتريان از طريق راضي كردن آنها نه فقط موجب ايجاد مشتريان وفادار خواهد شد بلكه اين مشتريان خشنود را به يك نيروي فروش كارآمد براي شركت تبديل خواهد كرد.

    - وجود احساسات موجب فروش مي شود و شركتها همواره بايد تلاش كنند كه رابطه اي احساسي را ميان برند يا برندهاي خود و مصرف كنندگان ايجاد كنند. بهترين راه براي اطمينان از اينكه احساسات به برند و ايجاد روابط با مصرف كنندگان تبديل شود، ايجاد شخصيت برندي نيرومند است.به عبارت ديگر استفاده از ارزشهايي كه مصرف كنندگان دوست دارند و مي توانند با آنها ارتباط بر قراركنند.

    چهارم اينكه به ياد داشته باشيد كه فرهنگ برند ايجاد كنيد. آموزش كاركنان، نقش بسيار مهمي در موفقيت برند دارد. تك تك كاركنان شركت بايد آموزش داده شوند تا هم ارزش برند را بدانند و هم در كارهاي روزانه شان در مسير ايجاد برند از آن استفاده كنند. افراد از تجربه هايي بزرگ در زمينه برند برخوردارند. آنها سفيران برند شما هستند.

    پنجم اينكه دست به استقرار سيستم مديريت برند بزنيد. همه نقاط تماس با مصرف كنندگان بايد مورد توجه و مراقبت ويژه باشد تا اطمينان حاصل شود كه كل تجربه هاي افراد در زمينه برند همخوان، هماهنگ و متناسب است. اين مسأله شامل تغيير دادن راهبرد ، سيستم، فناوري، فرايندها، خدمات، كالاها و حتي مكان هاي فيزيكي است تا بتوان تجربه هاي خريداران را مهندسي كرد.

    - يك عنصر بسيار مهم ديگر در حوزه برند سازي، متوازن كردن يكپارچگي و همنوايي با تغييرات است. گرچه مصرف كنندگان از محصولاتي كه با آن آشنا هستند و با خواسته هاي آنان سازگار هستند خوششان مي آيد، ولي در عين حال خواهان چيزهاي جديد نيز هستند. كالاها و خدمات جديد، عناصر بسيار مهم براي ارائه تجدد و ارتباط با مصرف كنندگان است. ولي ثابت نگه داشتن نام برند و ارزش هاي آن موجب افزايش اطمينان دوباره و اعتماد بيش از پيش مي شود.

    آخرين موردي كه لازمه ايجاد برند موفق است اين است كه شركتها بايد با برندسازي به عنوان يك سرمايه گذاري برخورد كنند نه به عنوان يك هزينه. اشتياق به سرمايه گذاري در زمينه برند در آسيا و كشورهاي درحال توسعه ضعيف است. تأكيد بسيار زياد بر تفكر و عملكرد كوتاه مدت سبب تضعيف برند سازي و به حاشيه راندن آن مي شود. در اغلب موارد، متناسب با تغيير عامل" احساس خوب" به برند ميزان تخصيص نقدينگي به موضوع برند سازي تغيير مي كند.

     

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع: