مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4853
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 46
همه : 4414602



آيا مي‌شود درباره‌ي يك موضوع كسالت ‌آور سخنراني جالبي ارائه كرد؟

براي بيشتر ما كلاس‌هاي درس مدرسه و بعد دانشگاه اولين تجربه‌هاي گوش دادن به سخنراني يك شخص درباره‌ي يك موضوع بوده‌اند، از اين سخنراني‌ها همه‌ي ما خاطرات متفاوتي داريم اما شايد در مورد نحوه‌ي ارائه‌ي موضوع بشود به يك توافق جمعي رسيد، جايي كه گاهي معلمي را به ياد مي‌آوريم كه سخت‌ترين موضوعات را به گونه‌اي بيان مي‌كرد كه تا سال‌‌ها بعد هم مي‌شود از خاطره‌‌ي كلاس‌هاي او به خوشي ياد كرد، و درمقابل استادها يا معلم‌هايي هم بودند كه شيرين‌ترين درس‌ها هم پاي صحبت آن‌ها تلخ و سخت مي شد.

اين يك حقيقت است كه برخي موضوعات از بعضي ديگر جذاب‌تر هستند، اما هميشه سخنران‌هاي باهوشي هستند كه حتي خسته‌ كننده‌ترين موضوعات را هم به نحوي ارائه مي‌كنند كه مي‌توانند مخاطب‌شان را به خنده، گريه و يا هر دو وادار كند.

اين‌جا پنج نكته هست كه با رعايت آن‌ها مي‌شود سخنراني درباره‌ي يك موضوع خسته‌كننده را تبديل به يك ارائه‌ي جذاب‌تر كرد:

۱- با يك داستان شروع كنيد: مسئله تنها اين نيست كه داستان‌ها ذاتا جذاب هستند، در واقع علوم اجتماعي اين را تاييد مي‌كند  كه داستان‌ها يادآوردي نكات كليدي را براي مردم آسان مي‌كنند.

۲- مطالب را در يك چارچوب بيان كنيد: با داشتن يك داستان در شروع، شما بهتر است چارچوبي بزرگ‌تر براي بحث انتخاب كنيد، مثلا شايد حرف زدن طولاني درباره‌ي محصولات بيمه خسته كننده باشد اما بحث درباره‌ي اين‌كه بيمه چه كمكي به زندگي مردم مي‌كند فرق دارد و مي‌تواند جالب‌تر به نظر برسد.

۳- زمان را در دست داشته باشيد: خيلي از سخنران‌ها اگر هم بخواهند داستاني در ابتدا تعريف كنند، سعي مي‌كنند بيش از چهار دقيقه طول نكشد، چون از اين ترس دارند كه يك داستان بلند در ابتداي سخنراني يك جور سهل‌انگاري به نظر برسد، يا خيلي دراماتيك، يا حتي مخاطب فكر كند وقتش در حال تلف شدن است. اما شما بايد اثبات كنيد كه چطور مي‌شود به طور مؤثر با يك داستان شروع كرد، و سپس آن را به آرامي به مطلب اصلي سخنراني رساند در حالي كه موفق مي‌شويد از اين طريق توجه مخاطب را از همان لحظه‌ي اول جلب كنيد.

۴- به مخاطبان يك نقشه‌ي راه بدهيد: شايد اين روزها خيلي از سخنران‌ها ترجيح مي‌دهند كه محتواي سخنراني را از طريق چند خطي كه در صفحه‌ي اول پاورپوينت برجسته كرده‌اند براي مخاطب بيان كنند اما اين‌گونه ارائه‌ها معمولا يك نقشه‌ي راه به ما نمي‌دهند. شما مي‌توانيد بعد از پايان داستاني كه تعريف مي‌كنيد به سمت مخاطبان برگرديد و به آن‌ها بگوييد كه امروز مي‌خواهيد درباره‌ي چه چيزي حرف بزنيد…

۵- در سخنراني وابسته به پاورپوينت نباشيد: بخصوص در شروع سخنراني از پاورپوينت استفاده نكنيد، بعد از مدتي شما مي‌توانيد به سراغ پاورپوينت برويد و كار با آن را شروع كنيد.

http://todaymedia.org


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ممكن است شما به زودي يك سخنراني مهم در پيش داشته باشيد يا قرار است كه در يك برنامه تلوزيوني حاضر شويد.

احساس مي‌كنيد پاهاتان در حال لرزيدنند. قلب‌تان خيلي تند مي‌زند، و پيشاني‌تان عرق كرده است.

بيشتر افراد تجربه‌ي چنين دلشوره و اضطراب‌هايي را براي ارائه يك سخنراني دارند، و احتمالا با دليلي مشابه – هيچكس دوست ندارد كه با يك اشتباه ناراحت كننده باعث تحقير خودش در جمعي بشود و همين مسئله او را از رسيدن به اهدافش دور كند. به هر حال هيچ قرص جادويي براي حذف كامل اين اضطراب وجود ندارد. اما مي‌توانيد اين ترس را به شكل مؤثري مديريت كنيد، و ميزان اضطرابي را كه مانع اجراي‌تان است پايين بياوريد.

اين‌جا پنج نكته و تكنيك ارائه شده كه به شما براي غلبه بر اين ترس كمك مي‌كند:

۱- تمرين

بيشتر افراد گفته‌اند كه تنها و بهترين راه آن‌ها براي غلبه بر اين ترس‌ آشنايي و آمادگي بيشترشان با مطالب و از قبل حاضر كردن آن‌ها بوده است. ترس افراد معمولا با تجربه‌‌ي سخنراني‌هاي بيشتر رو به كاهش مي‌رود.

۲- شما نبايد بهترين باشيد

هيچكس شما را با معيارهاي يك سخنران حرفه‌اي قضاوت نمي‌كند. پس به يك لغزش زباني يا يك “اوووم” گاه و بي‌گاه يا لغتي كه اين‌جا و آن‌جا فراموش كرده‌ايد توجه نكنيد. اگر تمركز‌تان بر اصل موضوع يعني ارائه با كيفيت و با اشتياق محتوا باشد – احتمالا موفق مي‌شويد تاثير مثبتي بر مخاطبان بگذاريد.

۳- به ياد داشته باشيد – مسئله شما نيستيد

دست از تمركز بر ترس برداريد و در عوض به مخاطب توجه كنيد. به زندگي‌ آن‌ها فكر كنيد، به نيازهاي‌‌شان، و نگراني‌هايي كه دارند. به خودتان يادآوري كنيد كه چطور اطلاعات شما مي‌تواند زندگي ديگران را بهتر كند. سعي كنيد براي‌شان سودمند باشيد، و به آن‌ها احساس راحتي بيشتري بدهيد. مسئله شما نيستيد، موضوع به آن‌ها مربوط است.

۴- نفس عميق بكشيد

بزرگسالان به طور متوسط ۱۲ بار در دقيقه نفس مي‌كشند. اين مقدار در هنگام استرس بيشتر شده – باعث كاهش تراكم دي اكسيد كربن در خون و اكسيژن در مغز مي‌شود. نفس عميق گرفتن مي‌تواند در بازيابي كنترل بر تنفس به شما كمك كند. با آهسته خارج كردن هوا از ريه‌هاتان شروع كنيد و بعد آهسته هوا را از طريق بيني به داخل بكشيد تا ريه‌ها پر شوند. سپس نفس‌تان را تا جايي كه براي‌تان راحت است نگه داريد. بعد آرام هوا را از طريق دهان آزاد كرده تا احساس كنيد ريه‌هاي‌تان دوباره خالي شده‌اند. اين تمرين را ۱۲ – ۱۰ بار تكرار كنيد.

۵- عضلات‌تان را منقبض كنيد

بر روي يك صندلي راحتي بنشينيد و چشم‌هاي‌تان را ببنديد. عضلات صورت‌تان را براي ده ثانيه منقبض كنيد، بعد براي ۲۰ ثانيه آن‌ها را شل كنيد. بعد نوبت گردن است همين كار را تكرار كنيد، حالا آن را بر روي شانه‌ها، بازوها، دست‌ها، قفسه‌ي سينه ، و شكم هم تمرين كنيد، و به همين ترتيب تا به نوك انگشتان‌ پا برسيد.

http://todaymedia.org/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱۱

مديريت جلسات
 

معمولا بيشتر وقت موسسات و سازمان ها صرف اجراي جلسات و نشست هايي ميشود كه اثربخشي و نتيجه حاصل از آن ها جاي سوال دارد. بيشتر مواقع در موسسات و ادارات به هزينه اتلاف وقت كه بزرگترين سرمايه هاي زندگي شخصي و شغلي مي باشد ، كم توجهي ميشود و جلسات برگزار شده بي نتيجه يا با كمترين نتيجه ممكن پايان مي پذيرد .

به نظر مي رسد در راستاي اثر بخشي جلسات و جلوگيري از اتلاف وقت توجه به نكات زير موثر واقع گردد :

۱) هدف از اجراي جلسات به دقت بررسي و از ضرورت برگزاري جلسه اطمينان حاصل شود .

۲) بررسي فوايد برگزاري جلسات (دقت درخصوص رعايت اصل هزينه – فايده ) . پاسخ به اين سوال كه ، برگزاري جلسه چه ميزان اثربخشي خواهد داشت؟ و آيا نتيجه حاصل از آن هزينه هاي ايجاد شده را پوشش مي دهد ؟ در بحث هزينه ها منظور فقط هزينه هاي اجراي جلسه نبوده ، بلكه هزينه زمان از دست رفته از جمله مهم ترين عوامل ايجاد هزينه ها مد نظر مي باشد .

● مسائل قابل توجه جهت تشكيل جلسات
 
۱) تاريخ برگزاري جلسه با فاصله زماني مناسب (مثلا يك هفته قبل ) به اطلاع مدعوين برسد . بهتر است به فاصله دو يا يك روز مانده به تاريخ برگزاري جلسه ، با ارسال پيام كوتاه (sms) يا ارسال پيام به آدرس الكترونيكي (e-mail) زمان برگزاري جلسه يادآوري گردد . بدين ترتيب استفاده از فناوري نوين اطلاعات هم براي حاضرين در جلسه گوشزد مي گردد .

۲) در دعوت نامه، دستور جلسه به دقت به حاضرين اطلاع رساني شود تا با آمادگي كامل در جلسه شركت نمايند.


۳) ساعت شروع و خاتمه جلسه از قبل مشخص و به دقت رعايت گردد.

۴) زمان سخنراني هر يك از حاضرين در ابتداي جلسه در صورت امكان طي بودجه بندي زماني به شركت كنندگان ابلاغ گردد.


۵) دبير يا مسئول جلسه در جهت رعايت زمان اختصاص يافته به هر يك از شركت كنندگان كنترل لازم را اعمال نمايد.

۶) در خصوص اظهار نظر در ارتباط با سخنان هر يك از شركت كنندگان بايد توجه نمود كه هر كس با يادداشت برداري در زمان اختصاص يافته به خود مي تواند نسبت به اظهار نظر خود اقدام نمايد و نبايد در بين بيانات طرف مقابل وسط حرفهاي او وارد شده و سخنراني وي را قطع نمود.


۷) قرار دادن آمار و اطلاعات، لوازم التحرير ، كاغذ يادداشت و... مربوط به جلسه ، قبل از ورود شركت كنندگان بر روي ميز محل استقرار آنان ، نشانه ي نظم و انضباط حاكم در جلسه بوده و فهم مطالب ارائه شده به وسيله گردانندگان جلسه را براي شركت كنندگان تسهيل مي نمايد.

۸) در جلسات از انجام كارهاي خارج از موضوع جلسه جدا اجتناب گردد


۹) دستور جلسه بايد تا حد امكان ساده و كوتاه تهيه گردد.


۱۰) در ساعات اوليه جلسات ، معمولا شركت كنندگان هوشيارتر مي باشند، بنابراين بهتر است سعي گردد بحث در مورد موضوعات مهم در ابتداي جلسه مطرح شود .

۱۱) محل تشكيل جلسه طوري انتخاب گردد كه به دور از هر گونه مزاحمت هاي احتمالي باشد.

۱۲) در اغاز جلسه با بستن تلفن همراه خود شركت كنندگان را متوجه عدم استفاده از تلفن همراه بنماييد و يا كاملا مودبانه در ابتداي جلسه از آنان در خواست نماييد كه تلفن همراه خود را خاموش نمايند.

۱۳) مشاركت دادن شركت كنندگان در اجراي جلسه باعث دوري رخوت و بي حالي و خواب آلودگي در نزد آنها مي گردد.


۱۴) حتي الامكان جلسات كوتاه و گويا برگزار گردد و از اطناب كلام خودداري شود.

۱۵) از صحت عملكرد سيستم صوتي و تصويري ، سيستم رايانه اي و ويدئو پروجكشن و... قبل از شروع جلسه اطمينان حاصل گردد.

۱۶) در خصوص زمان و نوع پذيرايي دقت لازم به كار گرفته شود .بهتر است اين كار در وسط جلسه به عنوان وسيله اي جهت رفع خستگي باشد. در هر صورت برنامه ريزي در خصوص پذيرايي قبل از اغاز جلسه انجام گيرد و در طول جلسه در اين خصوص تعيين تكليف نگردد.

۱۷) رعايت ساعت شروع جلسه و حضور به موقع در آن از طرف برگزار كنندگان و شركت كنندگان الزامي باشد و قبل از ساعت مقرر هر دو گروه در محل جلسه حضور يابند.در صورت عدم رعايت وقت شناسي با برخورد جدي مناسب در راستاي فرهنگ سازي در اين خصوص گام برداريد.


۱۸) جلسه را دقيقا برابر برنامه ارائه شده مديريت نماييد.

۱۹) از شركت كنندگان در جلسه بخواهيد در خصوص مطالب ارائه شده يادداشت برداري نمايند تا ضمن بهره برداري از مطالب، همه آنها را به عنوان سابقه جهت استفاده هاي بعدي در اختيار داشته باشند. چه بسا حافظه ي افراد داراي ظرفيت هاي متفاوتي بوده و طبيعي است كه نتواند همه مطالب را ضبط و ثبت نمايد. اين مسئله جو بي اعتنايي احتمالي موجود در جلسه را هم كاهش خواهد داد.در اين خصوص استادي مي گفت :" اگر دانشجويي بدون دفترچه يادداشت جهت طرح موضوعي به من مراجعه كند از ارائه اطلاعات به وي خودداري مي نمايم."


۲۰) دبير جلسه يا يكي از شركت كنندگان موظف گردد تا ضمن يادداشت مطالب ارائه شده ، بلافاصله بعد از خاتمه جلسه نسبت به تنظيم صورت جلسه اقدام نمايد.

۲۱) هنگام تنظيم صورت جلسه از جملات كوتاه ، دقيق و مرتبط استفاده شود.

● قابليتهاي سيستم مديريت وظايف

سيستم مديريت وظايف يك سيستم مبتني بر وب مي باشد و جهت سامان دهي و كنترل پيشرفت وظايف محول شده در سازمان ها مي تواند مفيد واقع شود. در اين سيستم افراد به صورت سلسله مراتبي تعريف مي شود و وظايف نيز به صورت سلسله مراتبي به وظايف كوچكتر شكسته مي شوند. به تفكيك قابليت هاي سيستم عبارتند از:


▪ پايگاه داده مبتني بر MS SQLServer
 
▪ تعريف كاربران به صورت سلسله مراتبي

▪ شكستن وظايف به صورت سلسله مراتبي و تخصيص زير وظايف به كاربران بر اساس ساختار تعريف شده براي كاربران

▪ تخصيص وزن به هر زير وظيفه

▪ تعيين وضعيت و ميزان پيشرفت يك وظيفه


▪ گزارش گيري از وضعيت و پيشرفت يك وظيفه با توجه به پيشرفت زير وظيفه ها

▪ بلوكه كردن يك وظيفه

▪ امكان مجتمع شدن با سيستم پست الكترونيكي جهت اعلام تغييرات در يك وظيفه و يا زير وظيفه ها

http://www.pnu-m-s.com/post-585.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱۰

روش برگزاري جلسات بارش مغزي

يك گروه 6 تا 12 نفري از اعضا انتخاب مي شوند حتي الامكان از لحاظ رتبه ي اداري همسان باشند. مشكل به روشني تعريف شده و براي شركت كنندگان توضيح كافي داده مي شود. حداقل يك هفته از طرح صورت مسئله گذشته باشد يعني دستور كار هر جلسه قبلاً اعلام شده باشد. بلافاصله پيش از جلسه ي اصلي بارش مغزي، براي اعضا، جلسه اي توجيهي برگزار مي شود. با نوشتن صورت مسئله بر روي تخته سياه به طوري كه براي همه قابل خواندن باشد، جلسه ي بارش مغزي شروع مي شود. رئيس جلسه 4 قاعده جلسه بارش مغزي را متذكر مي شود.

هر يك از اعضا كه مايل به ارايه پيشنهاد باشد دست خود را بالا مي برد و در هر نوبت يك پيشنهاد را ارايه مي دهد. رييس جلسه طي يادداشتي 2 كلمه اي و كوتاه، هر يك از پيشنهادات را روي تخته سياه مي نويسد و در همين حال دبير جلسه پيشنهاد را با جزئيات بيشتري ثبت مي كند. در صورت لزوم رييس جلسه مي تواند براي برانگيختن اذهان در ارايه پيشنهادات جديد صورت مسئله با پيشنهادات ارايه شده، را مجدداً طرح كند. مدت زمان جلسه نبايد از حد مجاز، كه معمولاً 60 دقيقه است تجاوز كند.


مزايا و معايب :

با وجودي كه روش بارش مغزي بسيار متداول و رايج است، ليكن تاكنون به طور خاص، در جهت روشن نمودن بهترين شرايط اجراي اين روش، تحقيقات كافي صورت نگرفته است.

مزاياي اين روش عبارتند از: با توجه به اصل هم افزايي باعث مي شود كه خلاقيت گروهي مؤثرتر از خلاقيت فردي عمل كند. با اين روش، در مدت زمان نسبتاً كوتاهي، شمار زيادي پيشنهاد حاصل مي شود با نوشتن صورت مسئله بر روي تخته سياه به طوري كه براي همه قابل خواندن باشد ، جلسه ي بارش مغزي شروع مي شود.


معايب و نقايص اين روش عبارتند از: 

1. ممكن است ايجاد شرايط جهت اظهار نظر آزاد و بيواسطه دشوار باشد

2. گروه معمولاً تحت فشار اكثريت قرار گرفته و موجب مي شود فرد با نظر اكثريت موافقت كند، حتي اگر قوياً

3. احساس كند كه نظر اكثريت اشتباه است

4. اكثر اوقات تمايل گروه بر حصول يك توافق است، تا دستيابي به پيشنهادات متنوعي كه به خوبي مورد بررسي قرار گرفته باشند، در واقع اين حركت در حال حاضر بخاطر ساختار جلسات، به صورت عادت درآمده است

5. هنگام بارش مغزي، اغلب افراد مواردي بديهي يا ايده آل را پيشنهاد مي كنند و اين از تلاش آنها براي بحث بيشتر و در نتيجه ارايه پيشنهادات خلاق مي كاهد

6. ماهيت تنوع گراي بارش مغزي، خود به خود مسبب افزايش پيشنهادات مي شود ولي اصلاح و پالايش ساختاري پيشنهادات را در بر ندارند

7. اگر گروه از يك رييس جلسه خود برخوردار نباشد ممكن است برخي از افراد جلسه را، به طور كامل تحت الشعاع خود قرار دهند

8. اجراي موفقيت آميز اين روش مستلزم شناخت قبلي افراد از مسأله است

9. در اين روش، بهبود مرحله به مرحله " تدريجي " پيشنهادات كمتر مشاهد مي شود

10. گاهي اوقات اين روش، به مسايل نسبتاً ساده و پيش پا افتاده محدود گشته و باعث مي شود كه روش ارايه شده براي حل مسايل كلي پيچيده و كارآيي كافي را نداشته باشد

11. براي بعضي افراد، پيروي از قواعد اين روش، يا ارايه پيشنهادات متنوع مشكل است.

http://www.pnu-m-s.com/post-977.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۹

آشنايي با انواع گردهمايي‌ها


 

 1- كنفرانس
كنفرانس از لفظ لاتين «Conferanca» گرفته شده است و در اصل به معني مقايسه است، اما در اصطلاح به مجالسي گفته مي‌شود كه در آن عده‌اي گردهم مي‌آيند و براي حل مسائل گوناگون به گفت‌و‌گو مي‌پردازند.
خواه اين مجالس به امور علمي مربوط باشد، خواه اجتماعي يا اقتصادي. در ضمن به جلساتي كه براي تنوير افكار مردم داير مي‌شود و در آن شخص درباره يك مساله علمي يا اجتماعي يا اقتصادي سخنراني مي‌كند، ‌كنفرانس گويند. همچنين جلسه‌اي را كه شخصي به پرسش‌هاي روزنامه‌نگاران يا نمايندگان خبرگزاري‌ها پاسخ دهد، كنفرانس مطبوعاتي گويند.


2- كنگره
كنگره به معني مجلس و مجمع است. ليكن در مفهوم خاص خود به تجمعي گفته مي‌شود كه براي مشورت به وجود آيد؛ بنابراين لفظ كنگره را مي‌توان به مجامعي اطلاق كرد كه در آن، افرادي گردهم آيند و پيرامون موضوع مربوط به منابع عمومي و مسائل مشترك تبادل‌نظر كنند و به بحث و گفت‌و‌گو پردازند. از اين نظر تجمع طرح مسائل علمي و ادبي يا جلسات بررسي مطالب سياسي و اجتماعي، تفاوتي ندارند و همه آنها كنگره ناميده مي‌شوند. لفظ كنگره بيشتر در مواردي به كار رفته است كه عده‌اي از سياستمداران با اختيار تام گردهم آمده و درباره يك مساله مهم سياسي از قبيل عقد قراردادهاي بين‌المللي مثل خاتمه دادن به دوران جنگ و خونريزي و برقراري صلح و همچنين تصويب قوانين تضمين‌كننده حقوق بشر به گفت‌و‌گو و تبادل‌نظر پرداخته‌اند. در برخي از ممالك، مجمع دو مجلس «نمايندگان و سنا» را كنگره مي‌نامند. امروزه به جاي كنگره بيشتر لفظ كنفرانس را به كار مي‌برند.


3- سمپوزيوم
در اصل به معني ضيافت است و اكنون سمپوزيوم به تجمعي گفته مي‌شود كه در آن عده‌اي از متخصصان فن و دانشمندان، ‌موضوع واحدي را مورد بحث قرار دهند. توضيح اينكه طبق برنامه معين، از متخصصان فن دعوت مي‌شود كه در جلسه‌اي يا جلساتي شركت و درباره مطالب خاصي سخنراني كنند. موضوع سخنراني و بحث يكي است، اما هر يك از سخنوران جنبه جداگانه‌اي را مورد بحث قرار مي‌دهند. بعد از سخنراني، شنوندگان نيز وارد بحث مي‌شوند و نظر خود را اظهار مي‌كنند. جلسات سمپوزيوم بيشتر براي بررسي و تحقيق در يك امر علمي و اجتماعي تشكيل مي‌شوند و در مسير آخرين تحولات و تغييرات رشته تخصصي خود قرار مي‌گيرند. تعداد افراد سخنران در سمپوزيوم از 3 تا 5 نفر است.


4- سمينار
سمينار در اصطلاح به مدرسه و موسسه‌اي گفته شده است كه در آن روحانيون جوان براي فراگرفتن اصول و قوانين مذهب تحت تعليم و تربيت قرار مي‌گيرند.
اكنون سمينار معني وسيع‌تري دارد و به دسته‌اي از دانشجويان يا محققان گفته مي‌شود كه زير نظر يك استاد يا كارشناس در رشته‌اي خاص به تحقيق و تتبع پردازند و سخنراني‌هايي در آن رشته ترتيب دهند. در حقيقت جلسات سمينار بيشتر جنبه كارآموزي دارند. مقصود اصلي از برپاداشتن سمينار صرف‌نظر از آموختن شيوه‌هاي كار، تبادل‌نظر درباره امري است و روي هم رفته كوشش بر آن است كه از نظر همه شركت‌كنندگان در جلسه اطلاع حاصل شود و راهي انتخاب شود كه در پيشرفت كار موثر باشد.
به طور خلاصه تجمعي را مي‌توان سمينار ناميد كه در آن روش‌هاي جديد در هر فني مورد مطالعه قرار گيرد و براي افزايش بازده كار، ‌بهترين راه‌ها برگزيده شوند.


5- كميسيون
كميسيون داراي معاني متعددي است. به ماموريتي كميسيون گفته مي‌شود كه در آن اجراي امري به شخصي محول شود. همچنين در تجارت و امور بانكي به پول دريافت شده در مقابل انجام كاري كميسيون گفته مي‌شود.كميسيون به تجمعي گفته مي‌شود كه براي تحقيق و مطالعه درباره موضوعي تشكيل شود. به طور معمول اين تجمع در مقياس كوچك‌تر تشكيل مي‌شود و اغلب شعبه‌اي از مجامع بزرگ است. همچنين به هر يك از شعب مجالس مقننه متشكل از تعدادي نماينده براي رسيدن به يكي از امور كشوري رسيدگي مي‌كند، كميسيون مي‌گويند. تجمع تعدادي از اعضاي يك كميسيون مامور تحقيق يا اتخاذ تصميم درباره امري را سو كميسيون نامند.


6- كميته
در اصطلاح به مجمعي گويند كه از طرف يك حكومت يا مقام صلاحيت‌دار يا جمعيتي براي بررسي امري يا آماده كردن طرحي يا اجراي تصميمي انتخاب شود. در حقيقت كميته از حيث مفهوم با كلمه كميسيون مترادف است؛ با اين تفاوت كه كميته مي‌تواند قدرت اجرايي نيز داشته باشد.


7- ميزگرد
ميزگرد نوعي تجمع است كه عده‌اي در يك محيط دوستانه پيرامون ميزگردي جمع مي‌شوند و درباره موضوعي به گفت‌و‌گو مي‌پردازند. يكي از مقررات ميزگرد صحبت شركت‌كنندگان با اجازه رييس است و در آن، گفت‌و‌گو منحصرا درباره موضوع از پيش تعيين شده است. معمولا رييس به هيچ يك از شركت‌كنندگان در ميزگرد بيش از يك بار اجازه صحبت نمي‌دهد؛ مگر آنكه همه سخن گفته باشند.


8- مناظره
در لغت به معني مجادله و نزاع با همديگر و تفكر در حقيقت و ماهيت چيزي است و در اصطلاح تجمعي است كه در آن با قواعد معيني به اثبات يا نفي مساله‌اي مي‌پردازند تا با بهره‌گيري از استدلال، نظر خود را ثابت كنند. در هر مناظره به طور معمول چهار يا شش نفر شركت مي‌كنند. دو يا سه تن براي اثبات قضيه و دو يا سه تن ديگر براي نفي آن صحبت مي‌كنند.


9- مجمع
مجمع در لغت به معني محل، جاي گرد آمدن مجلس و جمعيت آمده است. از نظر حقوقي به تجمعاتي گفته مي‌شود كه از همه افراد جمعيت تشكيل شود. از نظر يك موسسه مجمع عمومي يكي از اركان مهم با تمام اختيارات محسوب مي‌شود.


منبع: كتاب مدير- - تاليف: تيمور آقايي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۸

شيوه برگزاري جلسات پرسش و پاسخ

انسان موجودي پرسشگر

مبلغ آگاه و دلسوز قبل از برگزاري جلسات پرسش و پاسخ، بايد در نگرش خويش كنكاشي داشته باشد كه آيا به اين جلسات بصورت ابزاري توجه دارد و به دليل اعتقاد عميق به پرسشگري انسان به اين حركت روي آورده است . نگاه دقيق مبلغ در اين عرصه موجب مي شود كه با متانت و اعتقاد قلبي اين جلسات را تشكيل داده، كارشناسانه و متين هدايت كند .

انسان موجودي داراي عقل و انديشه است و به لحاظ توان پي بردن به راز مجهولات، همواره باپاسخ به حس كنجكاوي خود، احساس هويت انساني مي كند و با تلاش براي يافتن و پي بردن به علوم جديد، روح حقيقت جوي خويش را سيراب و در اين راه بطور عجيبي احساس شادي و لذت مي كند .

برخي از انسانها براي پاسخ به اين نياز ژرف و عميق خود در طول تاريخ مشكلات طاقت فرسايي را به جان خريده و انواع لذتهاي مادي را دراين مسير قرباني كرده اند . همه اختراعات، اكتشافات و پيشرفتهاي علمي بشر مرهون همين حس كنجكاوي است و هرگونه تغيير در زندگي بشر از غارنشيني تا تسخير فضا و كنكاش در اعماق درياها و پي بردن به راز اتمها و پرواز بربال امواج و تبديل كره بزرگ زمين به دهكده جهاني و ... بازتاب همين پرسشگري آدمي است .

دربين علومي كه براي آدمي جذاب بوده و در ادوار مختلف حيات خويش به درك آن علاقه نشان داده است، چند موضوع بسيار اساسي در حيطه آفرينش است; چگونه آفريده شده؟ آفريننده او كيست؟ وظيفه او در برابر آفريننده اش چيست؟ و درنهايت به كجا خواهد رفت؟ و سرانجام، جهان چه خواهد شد؟

روزها فكر من اين است و همه شب سخنم

كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم

زكجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به كجا مي روم آخر ننمائي وطنم

انسان به دنبال آنست كه آفريننده خود را بشناسد، غرض از آفرينش خود را بداند، و به دنياي پس از مرگ پي ببرد، كه اينها در حيطه علم كلام و مباحث اعتقادي است . پس از شناخت و اعتقاد به خدا و قيامت، اين پرسش براي او مطرح است كه چگونه از آفريننده نعمتهاي فراوان جهان تشكر كند، و اين حوزه عبادات است . پس از آن مي خواهد بداند كه وظائف اجتماعي، سياسي و ... كه آفريننده اش براي او مشخص كرده كدام است تا به آنها عمل كند . اين مسائل نيز بخشي از معارف ديني را شامل مي شود .

امروزه اديان الهي بويژه اسلام به اين سؤالات پاسخ مي گويند . همچنين بصورت عقلاني فلسفه اسلامي به مباني اين سؤالات مي پردازد و علماء اسلام با استفاده از منابع ديني و با استدلالهاي فلسفي به گونه اي اين پرسشها را پاسخ مي گويند كه انديشه را قانع و درون آدمي را آرام سازند .

سؤالات مذكور براي همگان; در هر سطحي از آگاهي كه باشند، مطرح است و مبلغان ديني بايد بر اساس دريافتهاي اسلامي خود و با استدلالهاي قانع كننده سعي نمايند به تناسب سطح فكر مخاطبان، همگان را در يافتن پاسخ و اقناع فكر و انديشه ياري كنند .

همانگونه كه در قرآن و روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام اهتمام به پرسشها و پاسخ و يا هدايت آن پرسشها در مجراي درست آن موج مي زند .

قرآن و پرسشگري

روحيه كنجكاو و پرسشگر آدمي در قرآن مجيد مورد توجه بوده و در آيات بسياري به اين امر پرداخته شده كه شايسته است نكاتي در مورد اين آيات مطرح مي كنيم .

1 . در آيات بسياري سؤال مردم عينا با واژه يسئلونك و يا اذا سئلك بيان شده و قرآن به پاسخ سؤالات پرداخته است و اين نشان دهنده اهتمام قرآن به پاسخگويي و توجه به انديشه و روح كنجكاو و جستجوگر آدمي است .

2 . در مواردي سؤالي مطرح شده ولي از آنجا كه پرسش بي مورد و يا بي فايده بوده، قرآن پاسخ نگفته و يا آنكه اگر سؤالي كه مطرح شده جواب آن از اهميت ويژه برخوردار نبوده، قرآن ضمن جواب اجمالي بصورت مفصل به بخشي پرداخته كه مورد نياز مخاطبان است، اين موضوع در ادامه مقاله خواهد آمد .

3 . در موارد بسياري قرآن خود ايجاد سؤال كرده تا روح كنجكاو آدمي را فعال سازد و گاهي اين عمل در شيوه تبليغ پيامبران عليهم السلام نيز ديده شده است كه در اينجا نمونه هايي از هر دو مورد بيان مي شود .

الف) قرآن مجيد مي فرمايد:

- «احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون » ; (1) «آيا مردم خيال كردند كه اگر گفتند ايمان آورديم رها شده و آزمايش نمي شوند .»

- «ا لم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق » ; (2) «آيا براي افراد با ايمان زمان آن نرسيده كه قلوبشان در برابر ياد خدا و آنچه از حق نازل گشته خاشع گردد .»

- «الم تر كيف فعل ربك بعاد» ; (3) «آيا نديدي پروردگارت با قوم عاد چه كرد؟»

- «ا لم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل » ; (4) «آيا نديدي خدايت با اصحاب فيل چه كرد؟»

ب) حضرت يوسف عليه السلام براي هدايت دوستان زنداني خود يك سؤال اساسي مطرح و مخاطبان خود را به تفكر وا مي دارد .

«ا ارباب متفرقون خير ام الله الواحد القهار» ; (5) «آيا خدايان متفرق بهترند يا خداي يكتاي قهار .»

همه اين پرسشها و پرسشهاي فراوان ديگري كه از اين نوع در قرآن آمده، زمينه فكر و انديشه را براي انسان ايجاد مي كند .

4 . مطلب ديگري كه در فرهنگ قرآن بدان توجه گشته آنست كه طرح سؤالات بي حساب از رهبري كه آدمي با دليل و برهان حقانيت او را يافته، حركتي نابجا معرفي گشته است . از قصه حضرت خضر و حضرت موسي عليهما السلام در قرآن، مخاطب در مي يابد كه اگر در حد موسي بود و رهبري مورد اعتماد مانند حضرت خضر عليه السلام يافت بايد تبعيت كند و از سؤالهاي بي مورد بپرهيزد . حضرت خضر عليه السلام مي گويد:

«فان اتبعتني فلا تسئلني عن شيي ء حتي احدث لك منه ذكرا» ; (6) «اگر از من تبعيت كردي از آنچه انجام مي دهم هيچ سؤال مكن تا وقتي كه من از آن تو را آگاه سازم .»

موسي عليه السلام از جانب خداوند به حضرت خضر عليه السلام رسيده است، پس فردي كه مورد اعتماد تام واقع شده نبايد لحظه لحظه از هر عمل او سؤال شود .

ما هم اگر با دليل و برهان به حقانيت قرآن و كلام خداوند بودن آن پي برديم، پس از آن نبايد از راز هر حكم و دليلي سؤال كنيم و در صورت عدم دريافت فلسفه حكمي، آن حكم را باطل بپنداريم .

ايجاد فرصت براي طرح سؤالات ديني

از آنجا كه تبليغات ديني ما غالبا بصورت سخنراني و ارائه مطلب از سوي گوينده القاء مي شود، مردم دراين جلسات بطور بايسته فعال نبوده و معمولا زمينه طرح سؤالات و بيان مشكلات فكري برايشان فراهم نمي شود; از اينرو ايجاد زماني خاص براي طرح سؤالات مردم، كاري شايسته و بسيار ارزشمند است .

فضاهاي طرح سؤالات

براي بيان سؤالات مردم، مبلغ مي بايست حتما زمانهائي را اختصاص دهد و صبورانه سخنان آنان را شنيده و به راهنمايي و هدايتشان بپردازد . زمانها و فضاهاي طرح سؤال مي تواند به شيوه هاي ذيل برگزار شود:

1 . پس از نماز صبح و عشاء، براي سؤالات خصوصي و احكام زماني مشخص شود .

2 . حدود يكساعت قبل از غروب آفتاب، براي سؤالات اعتقادي، راهنمايي و مشاوره در امور خانوادگي و اجتماعي، حل اختلافات و اصلاح مشاجرات و ... مي تواند اختصاص يابد .

3 . در هفته يك شب براي طرح سؤالات عمومي و پاسخ به آنها مناسب است .

4 . براي بانوان به دليل احكام ويژه و مشكلات خاص آنان مي توان زماني رامشخص ساخته و براي اداره آنان از زنان مبلغه و يا همسران روحانيون استفاده كرد .

توجيه و كنترل عملكرد اين افراد، لازم است توسط روحاني پيگيري شود .

5 . اختصاص زماني در هفته براي پاسخ به سؤالات فرهنگيان، دانشجويان، معلمان و نيروهاي اهل مطالعه، مي تواند كارساز باشد .
 
شيوه برگزاري جلسات

از بين همه فضاهايي كه براي پاسخ به سؤالات مردم بر شمرديم، برگزاري جلسات عمومي پرسش و پاسخ از اهميت ويژه اي برخوردار است . زيرا اداره كارشناسانه آن، از سويي داراي تاثير گسترده و از سوي ديگر داراي حساسيت خاصي است، به حدي كه عدم كنترل آن گاهي ضايعات جدي به دنبال خواهد داشت; از اينرو به برخي از مسائلي كه بايد در اين جلسات مورد توجه قرار گيرد اشاره مي شود; گرچه برخي از اين مسائل در جلسات پرسش و پاسخ صنفي و يا خصوصي هم مي تواند كارساز باشد .

1 . از آنجا كه جلسات پرسش و پاسخ در برخي از مواقع با هيجان و استرس همراه است و اين هيجان از سويي شنوندگان و از سوي ديگر گوينده را مورد فشار روحي قرار مي دهد، لازم است عوامل افزايش دهنده فشارهاي عصبي مورد كنترل قرار گيرد; از اينرو مكان برگزاري جلسات بايد از جهت حرارت، برودت، محل نشستن شنوندگان، نور كافي، صوت، و ... مورد توجه قرار گيرد; چون هر كدام از اين عوامل مي تواند آرامش جلسات پرسش و پاسخ را تحت تاثير قرار دهد .

2 . شروع جلسه با تلاوت آياتي از قرآن مجيد باشد كه زمينه ساز رشد روحيه معنوي و آمادگي بيشتر براي پذيرش كلام حق خواهد بود .

3 . اعلان شود كه سؤالات بصورت كتبي مطرح شود .

4 . حيطه موضوعات مورد بحث مشخص شود، كه آيا از مباحث اعتقادي، اخلاقي، سياسي، احكام و ... كداميك مورد پرسش و پاسخ قرار مي گيرد .

5 . اگر جلسه مخصوص بانوان بوده و اداره كننده آن يكي از مبلغين است، سعي شود حتي الامكان با حضور چند مرد ميان سال و يا سالمند برگزار شود .

6 . پس از طرح سؤال و قبل از پاسخگويي، به حاضران - در جلسه - فرصت داده شود تا در صورت آمادگي پاسخ سؤال را بيان كنند و پس از آن، مبلغ جواب نهائي را مطرح كند .

7 . زمان جلسه به حدي طولاني نشود كه براي شنوندگان خسته كننده باشد .

8 . پس از جلسه، كساني كه سؤال كرده اند مورد مهر بيشتري قرار گيرند تا جرئت طرح سؤال و گفتگو با مبلغ را از دست ندهند .

9 . پس از اتمام جلسه، حتما مبلغ دقايقي را در جمع صميمي شركت كنندگان بنشيند . اين حركت فوائد بسياري دارد كه به چند مورد اشاره مي شود:

الف) كساني كه بخواهند براي درك بيشتر با مبلغ سخن بگويند، فرصت مناسبي مي يابند .

ب) حدود موفقيت جلسه در گفتار افرادي كه گرداگرد مبلغ مي نشينند مطرح، و نقاط ضعف و قوت مشخص مي شود .

ج) شنوندگان احساس نمي كنند كه مبلغ سخناني گفته و با سرعت معركه را ترك كرده است .

د) در اين نشستهاي صميمي تاثيرات تربيتي فراواني وجود دارد كه گاهي از خود سخنراني كمتر نيست .

ويژگيهاي پاسخ گوينده

مبلغ براي دستيابي به اهداف تبليغي خود در جلسات پرسش و پاسخ، بايد ويژگيهايي را لحاظ كند كه گاهي عدم توجه به آنها موجب شكست، سرخوردگي و بي آبرويي براي مبلغ گشته، مشكلات فراواني را به دنبال خواهد داشت . در اينجا به برخي از اين ويژگيها در دو بخش «ويژگيهاي ظاهري » و «روحي رواني » مي پردازيم .

ويژگيهاي ظاهري

در همه جلسات - بويژه مجالس پرسش و پاسخ - مبلغ با رعايت مسائل ذيل مي تواند موفق تر عمل كند:

1 . لباس مبلغ كامل باشد; يعني لباس كامل روحانيت را در برداشته و حتي جوراب هم پوشيده باشد; زيرا كسري لباس ظاهري شهامت فرد را در سخن گفتن و همچنين، تمركز ذهني گوينده را كاهش داده، در موارد بسياري موجب حواسپرتي مخاطبان مي گردد و از سوي ديگر اگر مخالفين حاضر در مجلس بخواهند نسبت به مبلغ خرده گيري كنند، همين امر زمينه را براي آنان فراهم مي سازد .

2 . لباسها نظيف بوده، از پوشيدن لباسهاي پاره، چروك خورده و عمامه نامنظم خودداري شود .

3 . موي سر و صورت اصلاح شده و در عين حال شانه كرده و منظم باشد .

4 . اگر مبلغ كتاب، دفتر، جزوه و يادداشت همراه دارد، منظم و آراسته بوده، به هيچ وجه آشفته، پاره و يا نامنظم احساس نشود .

5 . از آنجا كه برخي از مردم با حساسيت زيادي رفتار روحانيون و بستگان آنان را زير نظر دارند، اگر مبلغ فرزند پر تحرك و شلوغي دارد، از همراه بردن در اين جلسات پرهيز كند; زيرا هر حركت غيرقابل انتظار او افكار مردم را مشوش مي كند .

6 . مبلغ از همراه داشتن كيف و تزئينات خيلي جذاب و يا رفتارهايي كه دلالت بر ناز پروردگي و نشان دهنده رفاه زدگي است، بايد پرهيز كند .

7 . از حساسيت نسبت به نشستن در جاي مخصوص و يا صدر مجلس كه نشان دهنده توقع بي جا و انتظار زيادي است بپرهيزد; همانگونه كه پيامبر صلي الله عليه و آله در جلسات بگونه اي مي نشستند كه افراد غريبه ايشان را نمي شناختند .

ويژگيهاي روحي رواني

مسائلي را كه از جهت روحي رواني بايد گوينده در جلسات پرسش و پاسخ رعايت كند، امور فراواني است كه اكنون به مواردي اشاره مي شود:

1 . سعه صدر: فردي كه از جهت روحي توان شنيدن سخنان مخالف يا كلمات نيش دار را ندارد، نمي تواند جلسات پرسش و پاسخ را با متانت اداره كند . مبلغ بايد با آرامش سخنان را بشنود، سپس با وقار و متانت به پاسخ بپردازد .

گاهي مبلغ در فراز و نشيبهاي بحث، از كوره در رفته و با پرخاش به سؤال كننده، مشكل ايجاد مي كند و گاهي مكتب و مجموعه اي را كه احساس مي كند سؤال كننده طرفدار آن است، مورد تعرض قرار مي دهد . اين رفتارها گوينده را شكست خورده و طرف مقابل را موفق جلوه مي دهد .

2 . شادابي چهره: در طول بحث بايد مبلغ لبخند آرامي بر لب داشته و جلسه را پيش ببرد و هيچ گاه چهره اي مضطرب، دستپاچه و ناآرام از خود نشان ندهد .

3 . مبلغ بايد آمادگي پذيرش حق را داشته، اگر مطلب حقي را شنيد بزرگوارانه بپذيرد كه در روايت آمده است: «تواضع للحق تكن اعقل الناس; (7) در برابر حق كرنش كن تا عاقل ترين مردم باشي .»

4 . از نظر روحي توان آن داشته باشد كه اگر مطلبي را نمي داند با صراحت بگويد «نمي دانم، مطالعه مي كنم و در جلسات بعد پاسخ مي گويم .»

5 . هر گاه در حين بحث احساس مشكل نمود، يك لحظه به خداوند توجه كند و ضمن اظهار عجز، در دل بگويد: «خدايا! مي خواهم از دين تو دفاع كنم، مرا كمك كن .» همين يك آن توجه، در بسياري از مواقع موجب نزول بركات مي گردد .

6 . اگر در جلسه اي بخوبي بحث اداره شد و شيطان آدمي را به غرور علمي كشاند، مبلغ سعي كند در همان حال به خدا توجه كرده و بگويد: خدايا! يك آن مرا به خود وامگذار كه حتما آبرويم خواهد رفت .

هدايت محتوايي

از آنجا كه جلسات پرسش و پاسخ به لحاظ كمي و كيفي، خصوصي و يا عمومي بودن و ... متفاوت است، بايدها و نبايدهاي گوناگوني به تناسب هر كدام مي تواند مطرح شود، ليكن از آنجا كه بسياري از مسائل مي تواند براي همه جلسات و در هر حال مطرح باشد و فقط از حيث شدت و ضعف متغير است، ما مسائل مشترك را در اين فصل مورد بحث قرار مي دهيم .

1 . مبلغ بايد حيطه بحث و پرسشها را مشخص كرده، به دنياي بي كران چراهاي بي مرز وارد نشود و قبل از شروع، موضوع جلسه را مطرح كند و از حاضران بخواهد درباره همان موضوع سؤالات خود را مطرح كنند .

2 . لازم است براساس موضوع جلسه، مبلغ حتي الامكان مطالعات خود را به روز كرده و با حضور ذهن وارد جلسه شود .

3 . از شيوه «الكلام يجر الكلام » در هنگام پاسخگويي به سؤالات بپرهيزد; زيرا بحثهاي بيش از حد حاشيه اي، شنوندگان را خسته و آزرده مي كند .

4 . از پاسخگويي به برخي از سؤالات بايد پرهيز كند .

قرآن مجيد مي فرمايد: «يسئلونك عن الساعة ايان مرسيها قل انما علمها عند ربي » ; (8) «درباره قيامت از تو سؤال مي كنند، كي فرا مي رسد؟ بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است .»

مبلغ كه به همه علوم اولين و آخرين و عالم غيب مسلط نيست تا همه سؤالات را پاسخ گويد .

5 . بعضي از سؤالات كاملا فني است و بايد از متخصصان پرسيده شود . اگر سؤالي مطرح شد كه در فضاي اطلاعاتي مبلغ نيست، بايد سؤال كننده را به اهل فن ارجاع دهد .

قرآن مجيد مي فرمايد: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون » ; (9) «اگر نمي دانيد از اهل ذكر سؤال كنيد .»

اين يك اصل عقلاني است كه از اهل خبره سؤال شود . حال اگر مردم وظيفه دارند از اهل فن سؤل كنند، گوينده هم اگر اهل فن نيست نبايد پاسخ گويد .

6 . گاهي سؤالي مطرح مي شود كه پرداختن به جواب آن خيلي ضروري نيست . مبلغ مي تواند ضمن پاسخگويي اجمالي، بحث را به زاويه اي كه ضروري است بكشاند و آن بحث را مطرح كند . قرآن مجيد مي فرمايد: «يسالونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم من خير فللوالدين والاقربين واليتامي والمساكين وابن السبيل وما تفعلوا من خير فان الله به عليم » ; (10) «از تو سؤال مي كنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: هر خير و نيكي كه انفاق مي كنيد، بايد براي پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد . و هر كار خيري كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است .»

در اينجا پرسشگر از اينكه چه چيز انفاق كند سؤال مي كند، قرآن جواب مي دهد: هر چه خير بر او اطلاق شود وخوب است انفاق كنيد، ليكن اين زاويه كه به چه كساني انفاق شود مهم است و در عين حال از آن سؤال نشده است; ولي قرآن به آن مي پردازد كه ابتداء به پدر و مادر، بعد خويشان، سپس ... .

7 . برخي از افراد پرسشگر فقط دنبال كنجكاوي بي جا و گاهي وسواسي هستند كه در موارد بسياري با سؤالات بي حساب براي خود مشكل مي آفرينند . قرآن مجيد مي فرمايد: «لا تسئلوا عن اشياء ان تبد لكم تسؤكم » (11) ; «از چيزهايي سؤال نكنيد كه اگر براي شما آشكار شود شما را ناراحت مي كند [و دچار مشكل مي شويد] .»

يكي از مصاديق سؤالات بي جا قصه گاو بني اسرائيل است كه حضرت موسي عليه السلام از آنان خواست گاوي را بكشند و آنان سؤالات زيادي مطرح كردند و هر چه به نشانيهاي گاو افزوده شد، مشكل آنان بيشتر شد . در روايتي آمده است كه اگر آنان همان اول يك گاو معمولي را مي كشتند مشكل حل مي گشت .

8 . مبلغ در پاسخگويي به سؤالات نبايد به هيچ وجه طرفدار حزب و يا گروهي شناخته شود، بلكه تنها براساس ملاكهاي قرآن و روايات بايد مردم را راهنمايي كند و تشخيص مصداق را به خود آنان واگذارد .

9 . در اين جلسات به هيچ وجه نبايد به توجيه خطاهاي مسئولين پرداخت، بلكه حداكثر مي توان گفت كه نبايد از مسئولين انتظار عصمت داشته باشيد . در هر صورت اشتباه ديگران را نبايد توجيه كرد .

10 . ممكن است سؤالي نوشته شده باشد كه اگر مطرح شود، در ذهن شنوندگان شبهه ايجاد مي كند، در حالي كه آن شبهه در بين مردم شايع نشده است . بايد از طرح چنين پرسشهايي و پاسخگويي به آن در محافل عمومي خودداري كرده، به سؤال كننده گفته شود كه براي پاسخ شخصا بعد از جلسه يا در فرصتي ديگر مراجعه كند .

در اينجا بايد اذعان كرد كه توجه به حيطه گستره شبهه و شناخت صحيح آن بستگي به هنر و شناخت دقيق اجتماعي مبلغ دارد .

11 . گاهي مطلبي سؤال مي شود كه مربوط به قشر خاصي است و طرح آن در بين عموم مردم خلاف نزاكت تلقي مي شود . اين سؤالات بايد در بين همان گروه در جلسه مخصوص مطرح شود; مثلا نوجواني از علائم تكليف مي پرسد، مبلغ مي تواند با ظرافت و خيلي جدي در جمع عموم مطرح كند، ولي راه ديگري هم وجود دارد و آن اينكه بگويد در جلسه مخصوص نوجوانان توضيح مي دهم . در آن جلسه، مخاطبان بهتر مي توانند سؤال كرده، ابهامات را مرتفع كنند .

12 . برخي از شبهات نياز به يك يا چند سخنراني مستقل دارد، مبلغ مي تواند به مردم قول دهد كه در يك يا چند جلسه به آن شبهه خواهد پرداخت و پس از مطالعه دقيق و جامع در سخنرانيهاي خود به آن بپردازد .

همچنان لازم به ذكر است كه طرح پرسشهايي در سخنرانيهاي مستقل و پاسخگويي به آن در صورتي زيبنده است كه شبهه در بين اكثر مردم مطرح و تاثير منفي گذاشته باشد اما اگر مردم از شبهه اي بي خبرند، طرح آن، خود مشكل آفريني است .

13 . برخي از سؤالات را مي توان براي كسانيكه توان درك مطلب را دارند پاسخ گفته و براي كساني كه نسبت به آن حيطه نا آگاه هستند، به آرامي و لطافت پاسخ نگفت .

شخصي از حضرت علي عليه السلام در مورد قدر سؤال مي كند، حضرت مي فرمايند: «بحر عميق فلا تلجه; (12) درياي ژرفي است، در آن فرو نرو .»

فرد ديگري سؤال مي كند، حضرت چون توان علمي او را قابل درك مي يابند، مي فرمايند: «لا جبر ولا تفويض بل امر بين امرين; (13) نه جبر و نه تفويض است، بلكه امري بين اين دو امر است .» پس گاهي يك سؤال به فردي پاسخ گفته شده و به ديگري توصيه مي شود كه به دنبال جواب آن نباشد .

پي نوشت:

1) عنكبوت/2 .

2) حديد/16 .

3) فجر/6 .

4) فيل/1 .

5) يوسف/39 .

6) كهف/70 .

7) كافي، ج 1، ص 15; بحارالانوار، ج 1، ص 125 .

8) اعراف/187 .

9) نحل/43 .

10) بقره/215 .

11) مائده/101 .

12) بحار الانوار، ج 5، ص 56 و 97 و 110 .

13) همان، ج 5، ص 11 .

http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=3830&MagazineArticleID=29256


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۷

جلسات كنترل پروژه را چگونه برگزار كنيم  ؟

هيچ مدير پروژه اي دوست ندارد جلسات كنترل پروژه اش به درازا كشيده شود. بنابراين لازم است اين گونه جلسات بسيار متمركز برگزار گردد و به شدت مديريت شده و گروه پروژه را يك گام به سوي اهداف نزديك كند. اگر مدير پروژه به اين مهم دست يابد مي تواند انگيزه گروه پروژه را نيز افزايش دهد. در اين نوشتار 5 نكته براي كمك به مدير پروژه در راستاي بهتر برگزار كردن جلسات كنترل پروژه مطرح شده است:

نكته اول: برنامه ريزي خردمندانه

به منظور حصول اطمينان از اينكه بيشتر زمان جلسه در اختيار شما خواهد بود بايد آن را به طرز خردمندانه اي طرحريزي كنيد. قبل از برگزاري هر جلسه 3 هدفي كه مي خواهيد در جلسه به آنها دست يابيد را يادداشت نماييد. در اينجا چند نمونه از اين اهداف آورده شده است:

- من مي خواهم گروه پروژه بداند كه ما در مسير درست هستيم.

- من مي خواهم تمام موضوعات و خطرات احتمالي مطرح گردد.

- من مي خواهم گروه پروژه به احساس ارزش و انگيزه برسند.

اكنون شما به اين نكته نياز داريد كه چگونه جلسه را اداره كنيد تا به اهداف تعيين شده خود برسيد. پس حتما نكات بعدي را نيز به دقت از پيش رو بگذرانيد.

نكته دوم: باز و بسته كردن دقيق

بسياري از مردم به خاطر باز و بسته شدن پرده هاي تئاتر موضوع آن را بيشتر به خاطر مي سپارند. بنابراين جلسات كنترل پروژه را به دقت باز و بسته كنيد. هنگامي كه جلسه را شروع مي كنيد به اعضاي جلسه بگوييد چه هدفي از برگزاري اين جلسه داريد و بگوييد از آنها چه مي خواهيد. همچنين شرح دهيد كه چرا اين موارد مهم هستند. اين نكته توجه گروه پروژه را جلب خواهد كرد و بدين صورت صحنه نمايش تنظيم مي شود. هنگامي كه جلسه را به پايان مي رسانيد نيز به آنها بگوييد بر سر چه مسايلي توافق شده و گام هاي بعدي كدام است.

نكته سوم: كنترل گفتگو ها

شما بايد جلسه در تمام لحظات آن در كنترل كامل خود داشته باشيد. به منظور حصول اطمينان از اينكه اين كار به درستي صورت مي گيرد اقدامات زير را انجام دهيد:

- جلسه را با دستور جلسه مدوني آغاز كنيد.

- هيچ گاه مساله را به تنهايي مطرح و دنبال نكنيد.

- به اين امر اشراف پيدا كنيد كه يك نفر تسلط بر تمامي موارد ندارد.

- اين را بدانيد كه هر كسي گفته هاي خودش را دارد.

- جلسه را با ايستادن يا نشستن در محل برجسته اي از اتاق شروع كنيد.

- براي افزايش حضور ذهن افراد حين جلسه، صداي خودتان را كمي بلند كنيد.

- هنگامي كه صحبت افراد طولاني مي شود، افت و خيز متناوبي داشته باشيد و از طولاني شدن صحبت ها جلوگيري كنيد.

- مودب و قوي باشيد.

- جلسه را مشابه يك مربي فوتبال مرتبا كنترل كنيد بدين منظور تمام زمان جلسه را ببينيد، مطالب را بشنويد و گروه را هدايت كنيد.

- از شخص ديگري براي ثبت صورت جلسه درخواست كنيد.

بدين صورت شما خواهيد توانست تمام گفتگوهاي جلسه را به درستي كنترل كرده و به سه هدف از پيش تعيين شده دست يابيد.

نكته چهارم: پياده شو با هم بريم!

در بسياري از جلسات يك موضوع مي تواند زمان عمده اي از جلسه را مصرف كند. اگر موضوع مطرح شده با اهداف جلسه مرتبط نباشد آن وقت به اعضاي جلسه بگوييد پياده شويد با هم برويم!

موضوعات را روي يك تخته يا كاغذ ثبت كنيد و بعد از پايان جلسه هر كدام را با اعضاي مرتبط جلسه مطرح سازيد. اين كار جلسات را كوتاه تر و متمركز مي سازد.

نكته پنجم: اقدام گرايانه رفتار كنيد

پروژه ها همگي راجع به فعاليت هايي هستند كه انجام مي شوند. بنابراين اطمينان حاصل كنيد تا حد امكان تمام نتايج جلسات در زمان هاي مقرر پايان يابند. تمركز بر روي مصوبات جلسات ضروري است و روشي بسيار مناسب براي كاهش طول جلسات است.

https://sites.google.com/site/sadeghfar/articels/project-meeting


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۶

مديريت جلسات كوچك وبزرگ

۱. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر ب) نماي متوسط يا توضيح خبر ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:

هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:

ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:

اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:

ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:

ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:

ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:

لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:

ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

منبع : شاهرخ فرجامي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۲

چگونه گفت و گو را شروع كنيم؟ 


چه ميزبان باشيد چه ميهمان، شرايط اجتماعي ايجاب مي كند با ديگران تعامل داشته باشيد. ناتواني شما در آغاز كردن يك گفت و گو مربوط مي شود به اعصاب، باور اين كه وجه اشتراكي با طرف مقابل نداريد و تمايل نداشتن براي شروع يك دوستي.
 
مجله موفقيت: چه ميزبان باشيد چه ميهمان، شرايط اجتماعي ايجاب مي كند با ديگران تعامل داشته باشيد. ناتواني شما در آغاز كردن يك گفت و گو مربوط مي شود به اعصاب، باور اين كه وجه اشتراكي با طرف مقابل نداريد و تمايل نداشتن براي شروع يك دوستي.
 

اگر مي خواهيد بر بي اشتياقي خود براي گفت و گو با افرادي كه قبلا هرگز با آنها حرف نزده ايد غلبه كنيد، به پيشنهادهاي زير نگاهي بيندازيد.


مراحل:

*با معرفي خودتان شروع كنيد. خيلي ساده است، فقط بايد نام خود را به طرف مقابلتان بگوييد، با او دست داده و لبخند بزنيد.

*از قدرت سخنوري خود غافل نشويد. گاهي احساس مي كنيد نمي توانيد با كسي گفت و گو كنيد و با خود فكر مي كنيد: نكند خسته كننده باشم! نكند به اندازه كافي خوب نباشم! نكند مزاحم باشم! نكند وقت او را هدر بدهم! و... همين نگراني ها باعث مي شود سر صحبت را باز نكنيد.

كمروبودن در گفت و گو با ديگران غيرعادي نيست اما اين كمرويي باعث مي شود در گفت و گو خيلي موثر نبوده و نتوانيد خوب صحبت كنيد. براي آن كه بتوانيم با ديگران ارتباط برقرار كنيم، بايد بر اين كمرويي غلبه كنيم.

*به خودتان اطمينان بدهيد كه شخص مقابل نمي خواهد درمورد شما قضاوت كند. حتي اگر هم بخواهد اين كار را بكند به خودتان بگوييد: «خوب كه چه؟!»

*براي رهايي از فكرهاي منفي و آغاز يك گفت و گو، راه هاي زيادي وجود دارد؛ اين يك هنر است كه مي توان آن را آموخت، اما به تمرين نياز دارد.

*رازهاي يك گفت و گوي خوب را بدانيد. رازي كه در يك گفت و گوي خوب نهفته است اين است: به غير از مواقعي كه لازم است طرف مقابل خود را به ادامه صحبت تشويق كنيد، كمتر صحبت كرده و بيشتر گوش دهيد. اين كار يك هنر است، اما براي اينكه چنين اتفاقي بيفتد، دو مرحله زير را دنبال كنيد؛ سخت نيست.

1 – يك نظر كلي درباره مكان يا موقعيت موجود بدهيد. به اطرافتان نگاه كنيد و ببينيد آيا چيزي هست كه به درد اشاره كردن بخورد. مثلا: «چه اتاق جالبي است!»، «چه مهمان نوازي فوق العاده اي!»، «من عاشق اين منظره هستم!» و...

2 – يك سوال باز بپرسيد و مجبورشان كنيد راجع به خود حرف بزنند.

*بياموزيد كه چطور يك سوال باز بپرسيد. بيشتر مردم دوست دارند درمورد خودشان حرف بزنند. شما به عنوان كسي كه باب صحبت را باز كرده است، بايد راهي براي آن بيابيد. يك سوال باز سوالي است كه جوابش مستلزم توضيح و بحث باشد و فقط با يك پاسخ كوتاه بله يا خير، كه معمولا پاسخ سوال هاي بسته است، تمام نشود. سوال هاي باز معمولا با چه كسي؟ كي؟ چه؟ چرا؟ كجا؟ و چگونه؟ شروع مي شوند.

پاسخ سوال هاي بسته شما را دوباره به جاي اول برمي گرداند؛ درحالي كه سوال هاي باز موتور گفت و گو را راه مي اندازند و باعث مي شوند طرف مقابل به حرف زدن ادامه دهد.

نمونه هاي سوال هاي بسته: «كتاب دوست داريد؟»، «دانشگاه رفته ايد؟»، «بهار، فصل مورد علاقه شماست؟»، «آيا اغلب به اين جا مي آييد؟» نمونه اي سوال هاي باز: «از چه كتاب هاي خوشتان مي آيد؟»، «در دانشگاه چه خوانده ايد؟»، «كدام يك از فصل ها را بيشتر دست داريد و چرا»، «الان مشغول چه كاري هستيد؟»

*سوال خود را به صورت باز مطرح كنيد تا بدين ترتيب گفت و گو ادامه يابد.

مثلا بگوييد: «كيف دستي ات خيلي زيباست، از كجا خريدي؟» اين سوال به مالك كيف اجازه مي دهد تا از روزي كه به خريد رفته و اتفاق هاي بامزه اي كه داشته تعريف كند. اما اگر سوال را طور ديگري مطرح مي كرديد، مثلا مي گفتيد: «از مدل كيفتان خوشم مي آيد» او هم پاسخ مي داد: «ممنون» و بعد هم اين گفت و گو تمام مي شد!

*به مواردي كه بايد در يك گفت و گوي كوتاه رعايت شوند، دقت كنيد.

همان طور كه مي توانيد از تكنيك سوال هاي باز و مكان ها استفاده كنيد، بايد حواستان به يك موضوع خوب راي گفت و گو نيز باشد. وقتي براي اولين بار كسي را مي بينيد،كوتاه و ساده بودن گفت و گو اهميت ويژه اي دارد. تا زماني كه يكديگر را بهتر بشناسيد، به يك گفت و گوي مختصر و كوتاه بسنده كنيد و بكوشيد شباهت هايي را كه بين شما وجود دارند، بيابيد.

گفت و گوي مختصر مي تواند در مورد خريد يك ماشين جديد، بازسازي منزل، كارهاي هنري فرزندان، برنامه براي تعطيلات، كتاب خوبي كه اخير خوانده ايد و... باشد.

گفت و گوي مختصر نمي تواند راجع به موضوع هاي سياسي، ديني، خلع سلاح هسته اي يا قضاوت درمورد هر كسي به خصوص ميزبان باشد.

اگرچه صحبت در مورد آب و هوا كليشه اي است، اما اگر چيز غيرطبيعي اي درمورد آب و هوا وجود داشته باشد، موضوع خيلي خوبي براي گفت و گو يافته ايد.

*از كلماتي استفاده كنيد كه به حواس لامسه مربوط مي شود.

اينها كلماتي هستند مثل «ديدن»، «تصور كردن»، «لمس كردن»، «گفتن» و... كه سبب مي شود طرف مقابلتان بتواند در طول گفت و گو حرف هاي شما را در ذهن خود به تصوير بكشد.

*هماهنگ باشيد.

به منظور ادامه گفت و گو، زماني كه طرف مقابل شروع به صحبت مي كند، حرف هاي او را دنبال كنيد. به دقت گوش بدهيد تا بتوانيد در طول صحبت هاي او واكنشي از خود نشان داده و احساسات او را درك كنيد.

*هرازگاهي اسم طرف مقابلتان را به زبان بياوريد. اين امر نه تنها به شما كمك مي كند او را از ياد نبريد بلكه نشاني از احترام و دوست داشتن متقابل نيز هست.

عكس العمل هايي نشان بدهيد كه آنها را به ادامه گفت و گو تشويق كند. حتما لازم نيست خيلي حرف بزنيد، مي توانيد سرتان را تكان بدهيد، يا بگوييد واي، يا آه بكشيد و... يا از عبارت هاي كوتاه تشويقي استفاده كنيد، مثل «اين طوري بود واقعا؟»، «خداي من»، «آن وقت شما چه گفتيد؟ چه كار كرديد؟»، «فوق العاده است!» و...

*از زبان بدن خود استفاده كنيد. درصورت موافق بودن سر خود را تكان بدهيد، هرازگاهي با او تماس چشمي برقرار كنيد، اما به چشمان او خيره نشويد. هرازگاهي دست خود را روي قلبتان بگذاريد و...

*فقط افكار مثبت را به ذهن خود راه بدهيد. به جاي آن كه در كمرويي خود غرق شده و در خودتان فرو برويد، سعي كنيد كنجكاوي نشان بدهيد. هر بار به شباهت ها يا اهداف مشتري كه بين شماست، دقت كنيد تا به ياد بياوريد كه ادامه اين دوستي ارزشش را دارد.

*بسيار لبخند بزنيد و هربار كه طرف مقابل چيز بامزه اي تعريف كرد، بخنديد.

به تغييرتي كه در چهره طرف مقابلتان به وجود مي آيد دقت كنيد؛ ببينيد آيا او اصلا به ادامه اين گفت و گو تمايلي دارد؟

*دقت كنيد كه آيا طرف مقابلتان در حضور شما معذب و ناراحت است يا خير. اگر متوجه شديد كه طرف مقابلتان تمايلي به ادامه گفت و گو و تبادل اطلاعات با شما ندارد، زياد اصرار نكنيد.

*درباره چيزهايي كه ترجيح مي دهند حرف نزنند، سوالي نپرسيد. براي مثال، بعضي ها دوست ندارند راجع به مسايل شخصي مثل وزن، مدرك تحصيلي و... حرفي بزنند. وقتي هنوز كسي را خوب نمي شناسيد تا حد امكان با ملاحظه رفتار كنيد.

*اگر ديديد طرف مقابلتان هنوز هم علاقه اي به گفت و گو با شما نشان نمي دهد، زياد از او سوال نپرسيد.

شما چند انتخاب داريد:

*نشان بدهيد از اين كه مي خواهد درباره خودتان حرف بزنيد خوشحاليد. فقط زياده روي نكنيد و به خاطر داشته باشيد بعد از آن كه از خودتان تعريف كرديد دوباره آنها را با سوال هاي خود به صحبت كردن تشويق كنيد.

*اگر دوست نداريد در مركز توجه گفت و گو باشيد، بحث را عوض كنيد؛ مثلا بگوييد: «خوب، من عاشق كتاب هاي هري پاترم، به خصوص آخرين جلدش؛ شما كدام يك از كتاب هاي هري پاتر را بيشتر دوست داريد؟»

*سوال را با يك سوال جواب بدهيد. براي مثال: «چطور توانستي آن قدر زود مجلس را ترك كني؟»، «خوب، خودت چطور اين كار را كردي؟». بيشتر مواقع طرف مقابل به قدري در پاسخ دادن به شما مصم است كه فراموش مي كند خودش اول اين سوال را پرسيده است!

*براي شروع يك گفت و گو، تمرين كنيد.

ممكن است در ابتدا كمي برايتان سخت باشد، اما با تمرين كردن آسان مي شود. هر وقت در شرايطي قرار گرفتيد كه مجبور بوديد با كسي گفت و گو كنيد، فكر كنيد قسمتي از تمرين تان است و هر بار كه اين كار مي كنيد، به پيشرفت تان دقت كنيد.

پيشنهادها:

*واضح صحبت كنيد. اگر زير لب و نامفهوم صحبت كنيد، ادامه گفت و گو خيلي سخت تر مي شود.

*علاقه خودتان را نسبت به گفت و گو نشان بدهيد.

*از مكث هايي كه به وجود مي آيند نترسيد، از آنها براي تغيير موضوع گفت و گو، دوباره انرژي دادن به بحث، يا حتي گرفتن يك نفس كوتاه، استفاده كنيد.

*تلويزيون ديدن، گوش دادن به برنامه هاي راديويي و يا خواندن زياد روزنامه، مجله و يا كتاب، به شما اطمينان مي دهد كه درباره اتفاق هاي كه در دنيا مي افتد، مي توانيد نظر بدهيد.

*هر چيزي را كه دوست داريد و فكر مي كنيد بامزه يا عجيب و غريب است، به خاطر بسپاريد. ممكن است جايي كه حتي فكرش را هم نمي كنيد به دردتان بخورد.

*اگر خجالتي هستيد، بهتر است ابتدا به يكي، دو موضوع كه راحت تر مي توانيد درباره شان صحبت كنيد، اشاره كنيد.

*مراقب رفتار شنونده باشيد. اگر به نظر مي رسيد علاقه مند است، ادامه بدهيد؛ اما اگر به ساعت زياد نگاه مي كرد و يا به دنبال راه فرار بود، بدانيد كه زياده روي كرده ايد.

*اگر تلفني صحبت مي كنيد، هر طور شده طرف مقابل را در اين گفت و گوي تلفني، فعال نگاه داريد. اگر نمي توانيد موضوع خوبي براي گفت و گو پيدا كنيد، از سوال هاي باز استفاده كنيد.

*نيمي از گفت و گو مربوط به زبان بدن مي شود و لزوما نبايد همه گفت و گو را صحبت كردن در بر بگيرد؛ سعي كنيد زبان بدن دوستانه تري داشته باشيد.

*هميشه تعريف و تمجيد بهترين راه شكستن يخ طرف مقابل و شروع يك گفت و گوست.

*معمولا افراد دوست دارند بشنوند: «واي خداي من چقدر شما شبيه به عموي من هستيد!» يا «احتمالا شما با... نسبتي داريد؟» و سپس يك گفت و گوي عالي، شروع مي شود. 


منبع: ويوان نيوز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱

چگونه صحبت كنيم تا به ما گوش دهند ؟

هنگامي كه شما ايده‌اي را به يك عده, عرضه مي‌كنيد, يا يك جلسه را اداره مي‌كنيد و يا با همكاري, دو به دو صحبت مي‌كنيد, آيا آنها به حرفهاي شما گوش مي‌دهند؟ ـ چگونه مي‌توانيد با تمركز روي علاقه شخصي شنونده, او را برانگيزيد تا به صحبت‌هاي شما توجه كرده و يا آنها را درك نمايد؟ در اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.


الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:
ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ....

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:
اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه به خود» است, علاقه به خود در مركز آنچه كه هر يك از ما را به حركت وا مي‌دارد, وجود دارد ـ به سؤالات زير توجه كنيد:

ـ چه چيزي توجه شما را در محيط‌ كار جلب مي‌كند؟ كدام برنامه را زودتر انجام مي‌دهيد؟ و ...

جواب اين سؤالات همه به دور همان عامل مي‌چرخد ـ يعني «علاقه به خود» ـ هنگاميكه با همكاران خود ارتباط برقرار مي‌كنيد استفاده از عامل «علاقه به خود» كار مشكلي نيست, چون شما تجارب مشترك زيادي داريد, مثلاً شما خصوصيات و اخلاق همكار يا رئيس خود را كاملاً مي‌شناسيد.

ـ اينها كليدهاي مهمي هستند جهت بوجود آوردن راهبردهايي براي كنار آمدن با مخاطبين, شما بايد حتي راهبردهاي ارتباطي خود را در محدوده يك نياز مشترك بين همه انسانها يعني «نياز به قدرت داشتن» طرح‌ريزي كنيد, چون, انسانها هنگاميكه احساس مي‌كنند قدرتي دارند, بهتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند.

ـ تصور كنيد, شما خواسته‌ايد با يك كارمند زيردست خود جلسه‌اي داشته باشيد. شما به راستي از موضع قدرت برخورداريد, اما اگر مي‌خواهيد يك مكالمه با نتيجه داشته باشيد و نه فقط يك برخورد يك طرفه, بايد قدرت را تا حدي توازن ببخشيد, مثلاً اگر كارمندي در غياب شما, خود تصميم به كار گرفته باشد كه نياز به اطلاع شما داشته است, شما به 2 طريق مي‌توانيد با او برخورد كنيد:

1. آقاي محترم, من بارها به شما گفته‌ام در اينجا من هستم كه تصميم‌ مي‌گيرم چه كاري انجام بگيرد و چه كاري انجام نگيرد.

2. من افتخار مي‌كنم كه در خدمت شما هستم, فقط خواهش مي‌كنم در اين كارها, حتي الامكان با دفتر من هماهنگ شود.

ـ همانطور كه مي‌بينيد, در مثال اول رئيس فقط درصدد به اثبات رساندن قدرتش است, ولي در مثال دوم رئيس ضمن دادن تذكرات لازم, سعي كرد كه بين خود و همكارش, ميزان قدرت به توازن برسد.

ـ شما مي‌توانيد در طول يك جلسه به كارمندان خود اجازه ابراز نظر مخالف دادن را بدهيد واو را مطمئن سازيد كه صادقانه اين اجازه را مي‌دهيد.

ـ از طرف ديگر نظر به اينكه با چه كسي صحبت مي‌كنيد, موضوع قدرت ابعاد ديگري بخود مي‌گيرد ـ در اينگونه موارد ميزان قدرتي كه خود اميدوار هستيد بتوانيد به كار بگيريد نه تنها بستگي به موضوع و شرايط دارد, بلكه به موقعيت و شخصيت افراد مقابل شما نيز بستگي دارد.

ـ انواع شخصيتهاي كاري:
3 شخصيت كاري پايه وجود دارد:

1. انجام دهنده‌ها               2. پيوند دهنده‌ها                3. تأثيرگذاران

1. انجام دهنده‌‌ها:
اين افراد خود برانگيخته و با هدف هستند كه به تشويق ديگران احتياج ندارند, افراد با اين نوع شخصيت فكر مي‌كنند كه مناسبترين فردي هستند كه مي‌توانند هدف و استانداردهاي لازم براي هر كاري را تعيين كنند.
شما به اين افراد مي‌توانيد چنين بگوئيد: «من متوجه هستم كه اين راه, راه درست انجام دادن اين كار است اما يك نكته ديگر هست كه ممكن است كمي به سرعت عمل ما كمك كند به نظر شما چطور است...»

دراين مورد شما به دليل قبول كردن راه و دستورالعمل انجام دهنده براي انجام پروژه به او قدرت داده‌ايد اما در عين حال از ديدگاه خود و احتياج خود نيز صحبت كرده‌ايد وتا حدي براي خود قدرت كسب كرده‌ايد.

2. پيوند دهنده‌ها:

بر خلاف اين يك رئيس پيوند‌دهنده در صورتي احساس قدرت مي‌كند كه مورد احتياج باشد. به اين شخص چنين مي‌توانيد بگوييد: «اين پروژه واقعاً ايده جالبي است. خيلي خوشحالم كه شما از من خواستيد در گروهتان شركت داشته باشم. ما داراي توانايي و تخصص در اين مورد هستيم و مطمئنم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم ...». بار ديگر بوسيله در نظر گرفتن احتياج پيونددهنده‌ها براي همكاري و كار گروهي, شما موضوعات را بر طبق احتياج خود برنامه‌ريزي كرده‌ايد.

3. تأثيرگذاران:

بالأخره يك رئيس تأثيرگذار كه به جربزه شخصي, اقتدار و كنترل عقيده دارد و به وسط صحنه بودن, عادت دارد ـ به او مي‌گوئيد «حالا كه شما اين گروه را انتخاب كرده و راه انداخته‌ايد, گروه ما با تلاش كار را انجام خواهند داد... ممكن است من هم در كارهاي اين قسمت سهيم كنيد, فكر مي‌كنم مي‌توانم كمك بزرگي باشم».

 با اين صحبت شما احتياج تأثيرگذار براي رهبري يك گروه موفق را شناخته‌ايد و همچنين قدرت او را براي انتصاب شما به آن پستي كه خود شما ترجيح مي‌دهيد مورد توجه قرار داده‌ايد. ـ هيچكدام از ما هميشه و در تمام موقعيت‌ها, فقط يك شخصيت كاري نداريم ـ اما با اين وجود اگر با دقت به شخصيت ذاتي همكاران خود بنگريم, قادر خواهيم بود كه با موفقيت بيشتر با آنها ارتباط برقرار نماييم.

ـ چگونگي موفقيت در ارتباط كاري:

ـ ديديم كه چگونه مي‌توانيم طرف مقابل را در يك برخورد كاري ارزيابي كنيم, حالا براي برداشتن قدم بعدي, براي موفقيت در ارتباط كاري, مطالبي را بيان مي‌كنيم:

ـ شروع مطالب جديد را با سؤالي آغاز كنيم: چگونه براي برخوردهاي كاري برنامه‌ريزي كنيم؟

بيشتر اوقات برنامه‌ريزي براي يك برخورد كاري, با تنش و فشار عصبي همراه است. در فكر اين هستيم كه چه بگوييم؟ و چطور شروع كنيم؟ ابتدا يك تعداد يادداشت مي‌نويسيم و بعد آنها را دور مي‌ريزيم و دوباره مي‌نويسيم.

 يك راه خيلي منظم و حساب‌شده‌ اينست كه شما بايد با برنامه پيش برويد و هميشه از قبل آماده باشيد. هنگاميكه شما در موقعيت يك برخورد كاري قرار مي‌گيريد بايد انعطاف‌پذير باشيد, بايد لحظه را دريابيد و بتوانيد از راههاي مختلف استفاده كنيد. اما بايد كار را قبل از انجام دادن با يك راهبرد مشخص شروع كنيد ـ موقعيت را بررسي كنيد و آنگاه براي انجام دادن آماده شويد.

جهت آماده شدن براي هر نوع برخوردي, همانطور كه گفته شد شما بايد نيازها و ويژگي‌هاي طرف مقابل را شناسايي كنيد, روش خوب اينست كه بنشينيد و سرِفرصت و با دقت به اين موضوع فكر كنيد ـ همه چيز را يادداشت كنيد, اين كار از اقدامات نسنجيده شما جلوگيري مي‌كند, همچنين شما را از توانمندي‌هايتان براي برخورد با اين موضوع آگاه مي‌سازد ـ مثالي كه به شما نشان خواهد داد با يك مشكل در محيط كار چگونه برخورد كنيد:

ـ اگر يكي از كارمندان شما, گزارش‌هايش را دير ارسال مي‌كند, و هدف شما اين باشد كه گزارش‌ها را به موقع دريافت كنيد و وي متوجه خطاي خود شود شما بايد به اهداف كارمند ياد شده توجه كنيد براي اين كار كافيست به سادگي خود را جاي او بگذاريد, اگر رئيس شما در يك جلسه به شما اعلام مي‌كرد كه گزارش‌هاي شما هميشه تأخير دارند, شما چه مي‌كرديد, احتمالاً شما اين موارد را در نظر گرفته‌ايد: حفظ موقعيت كار ـ پيشگيري از عصبانيت رئيس و سعي در به موقع تحويل دادن كارها.

اگر شما با كارمند خود خيلي جدي و قاطع صحبت كنيد و احتمالاً روي ميز مشت بكوبيد, كارمند تمركز خود را نسبت به صحبت‌ها و منظور شما از دست داده و بدون شك حالات دفاعي بخود مي‌گيرد و بهانه‌‌هاي مختلف مي‌آورد و در نتيجه اهداف هيچكس مورد توجه قرار نمي‌گيرد؛ بجاي اين كار اگر به وي بگوييد: «ببين آقاي عزيز, اگر مي‌بيني عقب مي‌ماني و نمي‌تواني گزارش‌ها را به موقع تحويل دهي, قبل از هر چيز, بيا و موضوع را با من در ميان بگذار, به اين ترتيب ما مي‌توانيم مشكل را با هم حل كنيم», حالا راه درست اين بود, شما با اين كار به 3 هدف در آن واحد مي‌رسيد:

1. كارمند را مطمئن كرديد كه وي قادر به انجام دادن كار است. 2. وضعيتي ايجاد كرديد كه گزارش‌ها دير نرسند. 3. سوم اينكه با ايجاد يك محيط راحت و صميمي كارمندتان را بر آن داشتيد كه حتماً اين كار را انجام دهد.

ـ تقسيم‌بندي روند جلسات دو نفره:

ـ روند جلسات دو نفره اعم از اينكه جلسه با رئيس, كارمند و يا يك غريبه باشد به 4 قسمت تقسيم مي‌شود:

1. شروع جلسه       2. تعريف موضوع جلسه       3. اداره كردن روند جلسه     4. پايان يا نتيجه جلسه

1. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر              ب) نماي متوسط يا توضيح خبر        ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:
هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:
ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :
ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

 مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:
اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:
ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

 وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

 زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:
ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:
ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

 دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

 مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

 مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:
لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:
ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

ـ شما بايد بدانيد كه موضوع مورد بحث, مربوط به سخنراني شماست كه برآن تسلط داريد, يكي از راهها اين است كه شما مي‌توانيد سؤالات را با سؤال جواب دهيد.

با اين كار مي‌توانيد مسير سؤال را تغيير دهيد. با دانستن اين نكات, متوجه مي‌شويد كه چقدر قدرت براي جواب به سؤالات داريد و تا زمانيكه روي صحنه هستيد, همچنان قدرت در دست شماست.

و حالا من با اين سؤال روبرو هستم: چطور صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-41.aspx

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مديريت كلاس درس يكي از بزرگترين ترس هاي معلمين تازه كار است. اما مديريت كلاس مهارتي است كه نه تنها اكتسابي و يادگرفتني است بلكه بايد هر روز تمرين شود. در زير ۱۰ نكته درمورد مديريت موفق كلاس درس عنوان مي كنيم. اين نكات مي تواند به شما براي برقراري نظم در كلاس كمك زيادي كند.
 
۱. گذشت زمان همه چيز را راحت تر مي كند.

خيلي از معلم ها مرتكب اين اشتباه مي شوند كه سال تحصيلي را با نظم و مديريت ضعيف آغاز مي كنند. دانش آموزان خيلي سريع موقعيت در هر كلاس را ارزيابي مي كنند و مي فهمند كه در هر كلاس تا چه حد مي توانند پيش بروند. وقتي اول كار اجازه بدهيد كه در كارتان اخلال ايجاد كنند ديگر به كار بردن تكنيك هاي مديريتي دشوار خواهد شد. اما با جلو رفتن سال تحصيلي همه چيز آسانتر مي گردد. فقط اين جمله يادتان باشد كه، “تا رسيدن عيد لبخند نزنيد.”
 
۲. عدالت رمز كار است.

دانش آموزان خيلي خوب مي فهمند كه چه چيز عادلانه است و چه چيز نيست. اگر دوست داريد شاگردانتان به شما احترام بگذارند بايد با آنها با عدالت و انصاف رفتار كنيد. اگر با همه شاگردان با مساوات رفتار نكنيد، شاگردانتان ديگر از شما دستور نخواهند گرفت. پس اگر بهترين شاگرد كلاستان هم كار اشتباهي انجام داد حتماً تنبيهش كنيد.
 
۳. تا حد امكان با اخلال ها  يا ايجاد كمترين وقفه در كلاس برخورد كنيد.

وقتي در كلاس اخلال ايجاد مي شود خيلي مهم است كه با ايجاد كوچكترين وقفه در روند كلاس، فوري با آنها برخورد كنيد. اگر شاگردان با هم حرف مي زنند و شما مشغول درس دادن هستيد از يكي از آنها يك سوال كنيد تا حواس همه بچه ها جمع شود. اگر براي برخورد با اين اخلال ها روند كلاس را متوقف كنيد دقيقاً شاگرداني كه اين اخلال را ايجاد مي كنند را به آرزويشان رسانده ايد: يعني گذشتن وقت كلاس به بطالت.
 
۴. در حضور شاگردان از مواجهه دوري كنيد.

وقتي مواجهه اي در كلاس ايجاد مي شود هميشه يك برنده و يك بازنده وجود دارد. شما بعنوان معلم بايد نظم كلاس را حفظ كنيد. اما خيلي بهتر است كه به طور خصوصي اينكار را انجام دهيد تا اينكه آبروي شاگردي را در حضور دوستانش ببريد. اصلاً كار درستي نيست كه از مسائل انظباطي در حضور بچه ها نمونه اي بسازيد براي درس عبرت. بااينكه با اين روش ممكن است بچه ها درس عبرت بگيرند اما تا آخر سال حتي ديگر يك كلمه هم نخواهيد توانست به آن شاگرد آموزش دهيد.
 
۵. اخلال ها را با كمي شوخ طبعي متوقف كنيد.

گاهي اوقات بهترين چيز اين است كه همه سر كلاس حسابي بخندند تا همه چيز به روال سابق برگردد. اما خيلي وقت ها معلم ها شوخ طبعي را با ريشخند اشتباه مي گيرند. بااينكه شوخ طبعي مي تواند خيلي زود موقعيت را مرتب كند اما ريشخند رابطه شما با شاگردانتان را خراب مي كند. خوب قضاوت كنيد اما متوجه باشيد كه چيزي كه براي يكنفر خنده دارد است ممكن است براي ديگري آزار دهنده باشد.
 
۶. انتظارتان از كلاس بالا باشد.

انتظارتان از شاگردان ادب باشد نه اخلال. اين مسئله را با طريقه حرف زدنتان در كلاس به آنها نشان دهيد. در همان ابتداي كلاس انتظاراتتان را به بچه ها بگوييد مثلاً بگوييد، “طي اين جلسه گروهي انتظارم اين است كه موقع حرف زدن اول دستتان را بالا برده و اجازه بگيريد، به همديگر احترام بگذاريد و به حرفهايي كه دوستانتان مي زنند هم خوب گوش كنيد.”
 
۷. برنامه بيشتر داشته باشيد.

وقت آزاد چيزي است كه همه معلم ها بايد از آن خودداري كنند. وقتي به بچه ها وقت اضافي بدهيد كه با هم حرف بزنند، سابقه آموزشي خود را زير سوال مي بريد. براي خودداري از بروز اين مسئله برنامه بيشتر بريزيد. وقتي كار زيادي براي انجام دادن داشته باشيد، آموزش ها تمام نخواهد شد و وقت اضافي هم پيش خواهد آمد.
 
۸.  ثابت قدم باشيد.

يكي از بدترين چيزهايي كه بعنوان يك معلم مي توانيد انجام دهيد اين است كه در اجراي قوانينتان ثبات قدم نداشته باشيد. اگر روزي بدرفتاري ها را ناديده بگيريد و دفعه بعدي به خاطر يك تخلف كوچك يك نفر را تنبيه كنيد، احترامتان را بين شاگردان از دست مي دهيد. شاگردان شما اين حق را دارند كه  توقع داشته باشند هر روز رفتار يكساني داشته باشيد. دمدمي مزاج بودن رفتار خوبي براي يك معلم نيست. وقتي احترامتان را پيش شاگردانتان از دست بدهيد، توجه و ميل آنها به يادگيري را هم از دست ميدهيد.
 
۹. قوانينتان را توضيح دهيد.

تعداد قوانينتان نبايد اينقدر زياد باشد كه از عهده اجرا كردن آنها برنياييد. همچنين بايد اين قوانين را خوب توضيح دهيد. دانش آموزان بايد بفهمند كه چه چيز قابل قبول و چه چيز غيرقابل قبول است. همچنين نتيجه شكستن قوانين نيز بايد براي شاگردان مشخص باشد.
 
۱۰. هر روز را  تازه  و نو شروع كنيد.

در شروع هر روز  بايد انتظار داشته باشيد كه شاگردانتان مودب باشند. نبايد تصور كنيد كه چون فلان شاگرد هر روز هفته در كلاستان اخلال ايجاد كرده، امروز هم اينكار را مي كند. با اينكار آن شاگرد را به ايجاد اخلال دوباره تشويق نمي كنيد.
 
منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]


 
1= دربعضي ازكلاس ها دانش آموزان با صحبت كردن و وول خوردن نظم كلاس را به هم مي زنند چه كار بايد بكنم؟
 
الف: معمولاً  دركلاس هايي كه كم جمعيت يابزرگتر هستند ازدانش آموزان خواهش مي كنيم كه درتمام طول سال صندلي هارا طوري بچينند كه انگاركه امتحان دارند بدين ترتيب به هم دسترسي ندارند تاصحبت بكنند وهمچنين در مواقع امتحان  هاي كلاسي هم زماني براي جابجايي صندلي ها تلف نمي شود . لذا در اين زمينه به موارد ي ديگر اشاره مي كنم.
 
   ب :  بي شك ، كم شدن مشكلات انضباطي به داشتن آموزش اثر بخش تري مي انجامد.لازم نيست كه همه ي دانش آموزان كلاس رفتار نا هنجاري داشته باشند . سه يا چهار دانش آموز ويا حتي يك نفر مي تواند فرايند يادگيري را چنان مختل كند كه حتي دانش آموزان خوب نيز نتوانند از كلاس استفاده كنند. در زير پيشنهادهايي براي رفع اين مشكل مطرح كرده ام كه بخش بسيار كوتاهي از كتاب " الفباي مديريت كلاس درس ، نوشته ي روبرت تي . تابر و با ترجمه ي روان و خوب دكتر محمد رضا سر كار آراني از انتشارات مدرسه است .به شما توصيه مي كنم حتما اين كتاب را بخوانيد .اين پيشنهادها زياد شعاري نيست من آن ها را امتحان كرده ام ، جواب مي دهد . شما هم امتحان كنيد . پيشنهاد هاي زير در صورتي كه به طور منظم و با قاعده و آگاهانه به كار گرفته شوند ، مديريت كلاس درس را بهبود خواهد بخشيد .
 
 1 = عمل كنيد ، تنها واكنش نشان ندهيد: عمل كردن مسلط بودن است و واكنش نشان دادن يعني تسلط عوامل و شرايط را پذيرفتن .بنابراين پيش از آغاز مدرسه به برنامه ريزي فنون بر قراري انضباط بپردازيد ، همان گونه كه براي فنون تدريس و ترتيب مواد درسي برنامه ريزي مي كنيد نه اين كه صبر كنيد مشكلي پيش بيايد و شما در آن زمان به دنبال وضع قانوني باشيد كه ديگر چنين مشكلي پيش نيايد . 
 
     2=     مسئوليت ها را واگذار كنيد : دانش آموزان در قبال رفتارشان هر چه بيش تر احساس مسئوليت كنند ، نياز كم تري به اعمال مديريت از سوي معلم خواهند داشت .بر حسب توانايي دانش آموز از مسئوليت هاي ساده شروع كنيد تا دانش آموز حتما از عهده ي عمل به مسئوليت بر آيد تا مشكلات بعدي را به دنبال نداشته باشد.
 
 3 = عقب بايستيد و به ديگران فرصت بدهيد :  هنگامي كه دانش آموزي به سوالي پاسخ مي دهد ويا هر مطلب ديگري را بيان مي كند به او نزديك نشويد، به طوري كه گفتگو دو نفره شود، زيرا در صورتي كه دانش آموزان ديگر صداي صحبت شما را نشنوند احساس مي كنند كنار گذاشته شده اند واين بي نظمي به همراه دارد .
 
 4=آرام، خونسرد و حرفه اي برخورد كنيد : حتي يك بچه ي بي ادب مستحق احترام است .از فرياد زدن ، با حركت انگشت تهديد كردن ، نگاه هاي تهديد آميز و غيره اجتناب كنيد . اجراي برنامه ي انضباطي با خونسردي ، دانش آموز را متوجه ارتباط رفتارش با نتيجه ي منطقي ناشي از آن مي كند .در ضمن رفتار شما هنگام تأييد دانش آموزان براي آن ها الگو است .
 
 5 = به دانش آموزان توجه كنيد و تلاش كنيد تا اين توجه رانشان دهيد : سلام و احوال پرسي با دانش آموز در نظر گرفتن رفتار هاي خوب آن ها و بيان تشكر از آن ها در مواقع گوناگون مانند زماني كه براي شما كاري انجام مي دهندويا نتيجه ي خوبي در امتحانات بدست آورده اند .
 
 6 = رفتارهاي خوب دانش آموزان را در نظر بگيريد: هر قدر كه خوبي ها بيش تر در نظر گرفته شود انگيزه ي بيش تري براي تداوم آن ها وجود خواهد داشت .
 
 7 = از تجربه هاي همكارانتان استفاده كنيد خواه به صورت كلي ويا در مورد كلاس يا دانش آموز خاص .
 
 8 =   به صورت انفرادي تأديب كنيد : ناديده گرفتن رفتار ، اشاره ، كنترل از نزديك و كنترل همراه با بر
 
خورد .
 
9=  تفاوت هاي فردي و ويژگي هاي خاص دانش آموزان را در نظر بگيريد :به عنوان مثال اگر دانش آموزي از نظر درس شما از همكلاسان خود جلو تر باشد ممكن است به دليل خسته شدن از مباحث تكراري باعث ايجاد بي نظمي شود . چنين دانش آموزاني را شناخته و با تمرينات خاص آن ها را سر گرم كنيد .
 
 10 =  براي موقعيت هاي اضطراري و غير مترقبه برنامه ريزي كنيد : بر نامه هايي داشته باشيد تا در صورتي كه مجبور به ترك كلاس شديد ، دانش آموزان مجبور به اجراي آن برنامه شده و نظم كلاس حفظ شود . 11=  قانون را اجرا كنيد دليل تراشي را نپذيريد : در مقابل دانش آموزاني كه تلاش مي كنند با بحث و چانه زدن ، تخفيفي در تنبيه خود بدست آورند ، حتي براي يك بار تسليم نشويد0
 
  12= ارتباطات چشمي را دست كم نگيريد : وقتي قانوني را تكرار مي كنيد و يا پيامدي را به دانش آموزي مي رسانيد ،مستقيما به چشمانش بنگريدونگاهتان را با نگاهش تلاقي دهيد .
 
 13 - به جاي دوست بودن با دانش آموزانتان دوستانه رفتار كنيد : بين خود شما   (   معلم ) و آنان    ( دانش آموزان ) فاصله ي شغلي را حفظ كنيد . 14- كينه توزي نكنيدهر رفتار دانش آموز را جدا در نظر گرفته وتأديب كنيد .به دانش آموزان لقب ندهيد ، مانند درد سر آفرين ، بي ادب و...
 
 15 - در صورت امكان برخي رفتار هاي نا شايست را ناديده بگيريد .
 
 16 - عدالت را بر قرار كنيد .
 
 17 - نشان دهيد كه از آن چه در كلاس جريان دارد ، آگاه هستيد : قبل از آن كه رفتار انحرافي گسترش يابد فنون مديريت كلاس را اجرا كرده و رفتار را كنترل كنيد . 18 - به رفتار هاي طبيعي جنبه ي قانوني بدهيد
 
:
 
به عنوان مثال به آن ها بگوييد درصورتي كه در سراسر كلاس به درس توجه داشته باشند  پايان كلاس مي توانند 5 دقيقه آزادانه صحبت كنند .                                     
 
 19 = به سخنان دانش آموزان گوش دهيد : نه براي تأييد و دادن راه حل بلكه به عنوان همدردي .
 
20 = دانش آموزان را با احترام صدا كنيد : استفاده از القاب خانم يا آقا به آن ها احساس بزرگي داده و قبول مسئووليت و داشتنن رفتار مناسب به همراه دارد .
 
 21 – نام دانش آموزان را سريع به خاطر بسپاريد .

22– انتظارات خود و نياز هاي دانش آموزان را در نظر بگيريد : انتظارات خود را به طور آشكار بيان كرده و مستمرا مورد تقويت قرار دهيد
 
23=دانش آموزان وقتي خسته شده باشند ويا كار خصوصي نداشته باشند بد رفتاري مي كنند : پس اين فرصت را از آن ها بگيريد ، براي هر لحظه ي آن ها برنامه اي داشته باشيد .
 
 24 – وقت شناس باشيد : شما فعاليت هايي كه قرار است انجام دهيد به موقع انجام دهيد تا الگويي براي نداشتن تأخير در فعاليت هاي گو ناگون دانش آموزان باشيد
 
25= به دنبال جانشين هاي بهتري براي تنبيه باشيد . 26 – نتايج امتحانات و تكاليف را زود اعلام كنيد : بدين ترتيب دانش آموز به اهميت آن براي ما پي برده و با دانستن نتيجه ي فعاليت قبلي خود فعاليت جديد را بهتر انجام ميدهد .
 
 27 – قبل ازشروع درس ، حواس دانش آموزان را متمركز كنيد .
 
 28 – نپرسيد چرا ؟ : علت بد رفتاري را از دانش آموز نخواهيد .اين گونه سوالات هيچ پاسخي نداردو ممكن است مشكلات جديدي ايجاد كند
 
. 29= سمبلي از رفتار مطلوب باشيد: هر رفتاري را كه مي خواهيد تقويت كنيد خودتان انجام دهيد البته نه اين كه تظاهر كنيد ، اول خودتان را تغيير دهيد .
 
 30 - اساس و ريشه ي رفتار هاي نا مطلوب را از بين ببريد.

از اين كه وقت خود را صرف خواندن اين مطالب كرديد متشكرم

http://shkhc.persianblog.ir/post/26/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مقدمه:

انسان موجودي ظريف با روحيه‌هاي گوناگون و ظرفيت‌هاي مختلف است، لذا لازمه تربيت چنين موجودي، شناخت كامل و جامع او مي‌باشد. البته روش‌هاي گوناگون تربيتي به كار گرفته مي‌شود، ولي به علت عدم تناسب اين روش‌ها با تك‌تك دانش‌آموزان، متأسفانه در درازمدت مفيد و اثربخش نيست. موضوع تربيت مانند طناب محكمي‌ است كه از رشته‌هاي متعدد و باريك بافته شده است. از اين رو مربي و معلم بايد از روش‌هاي متعدد و متفاوتي براي هر دانش‌آموز استفاده كنند. در اين مجال روش‌هاي ناموفق معرفي مي‌شود تا انشاءالله مفيد واقع شود.

 

استفاده از مقررات خشك در كنترل كلاس

در كلاس‌هايي كه مقررات خشك بر آنها حاكم است، هيچ رابطه عاطفي بين معلم و شاگرد برقرار نمي‌شود. شاگرد، معلم را به چشم بيگانه‌اي مي‌نگرد كه مأمور است چند مطلب علمي ‌را به او ياد دهد. او درس را با اكراه مي‌خواند، تكاليفش را با نارضايتي انجام  مي‌دهد، زود خسته مي‌شود، از كلاس لذتي نمي‌برد و گاه سعي مي‌كند سكوت رخوت‌بار كلاس را با رفتارهاي غيرمعمول بشكند، كه در اين صورت با عكس‌العمل تند و تيز معلم روبه‌رو و وضع بدتر از قبل مي‌شود. در اين نوع كلاس‌ها، معلم نيز متقابلاً از كلاس خسته   مي‌شود و روحيه‌اش را از دست مي‌دهد. تدريس خشك به معلم نيز نمي‌چسبد. بعضي از معلمان، با وضع قوانين بيش از حد، شاگردان را سردرگم مي‌كنند. شاگرد نمي‌داند به كدام قانون، در كجا، چه وقت، چگونه و چرا بايد عمل بكند، به عبارت ديگر هدف‌هاي اصلي تربيتي در لابه‌لاي مقررات ريز و درشت گم مي‌شود و از بين مي‌رود.

 

استفاده از خشونت در كنترل كلاس

معلماني كه براي برپايي قانون در كلاس، از زور، خشونت، تهديد و آزار استفاده مي‌كنند دروغ‌گويي را در بين دانش‌آموزان رواج مي‌دهند، ارزش‌هاي اخلاقي و انساني را در آنها نابود مي‌كنند و در جهت آموزش خودكامگي و بي‌رحمي ‌گام برمي‌دارند.

در چنين فضايي شاگردان عادت مي‌كنند تنها در مقابل زور، فرمان برند و با زور فرمان برانند، و وقتي زور از بين رفت، فرمانبري و انجام وظيفه نيز از بين مي‌رود.

 

استفاده از پند و اندرز در كنترل كلاس

پند و اندرز گرچه در آغاز نتيجه مي‌دهد، اما نمي‌توان از آن به عنوان وسيله‌اي مطمئن، سودمند و هميشگي براي اداره كلاس استفاده كرد. در چنين شرايطي كلاس حالت جدي به خود مي‌گيرد، انعكاس صداي معلم و سكوت كلاس در هم مي‌آميزند، معلم سخنانش را تمام مي‌كند و فكر مي‌كند كه كارش را به‌خوبي انجام داده است، ولي اندكي بعد همان ماجراهاي قبل تكرار مي‌شود. معلم از اينكه بچه‌ها به حرف‌هايش وقعي نمي‌گذارند، ناراحت است، غافل از اينكه شناخت او از حالات رواني – عاطفي بچه‌ها، ناقص و اندك     مي‌باشد.

 

زياده‌روي در مهر و محبت و دوستي در كنترل كلاس

پاره‌اي از معلمان براي كنترل و اداره كلاس‌شان از محبت و دوستي بيش از اندازه بهره مي‌جويند. اين روش نيز آفت‌هايي دارد كه يك معلم كارآزموده بايد بدان‌ها توجه داشته باشد.

بزرگ‌ترين آفت، فراموشي و گم و گور شدن سرپرستي و هدايت است. در تمام جريانات تربيتي، موضوع تربيت نبايد فراموش شود. در اين كلاس‌ها موضوع تربيت دگرگون مي‌شود، اطاعت از بين مي‌رود و سردرگمي ‌و هرج و مرج شايع مي‌شود. شاگردان اينگونه كلاس‌ها در پي الگوهاي تربيتي نيستند. آرامشي بي‌پايه و پرورشي بي‌اساس بر كلاس حاكم مي‌شود. از اشتباهات و خطاها چشم‌پوشي مي‌شود. همه چيز به صورت عادي درمي‌آيد و اصلاح رفتارهاي ناشايست كودكان با اين روش ممكن نيست. بنابراين مهر و محبت و دوستي، گرچه تأثيري اعجازگونه دارند، اگر با تدابير تربيتي ديگري همراه نباشند، اثر مناسبي نمي‌بخشند.

 

روانه كردن دانش‌آموزان به دفتر مدرسه در جهت كنترل كلاس

اگر از معلماني هستيم كه مشكلات خود را نمي‌توانند در خود كلاس حل كنند و با هر بهانه‌اي دانش‌آموز را روانه دفتر مدرسه مي‌كنند، بايد در صحت و كارايي روش خود ترديد كنيم.

آيا تاكنون به احساسات دانش‌آموزي كه از كلاس طرد شده و روانه دفتر مدرسه شده است، فكر كرده‌ايد؟ فاصله بين كلاس و دفتر، بستري است براي از بين رفتن اعتماد نسبت به معلم و ايجاد كينه و نفرت و قبول عدم شايستگي خود. شايد معلم يكي دوبار آن هم در ظاهر بتواند با اين روش كلاس را تحت كنترل درآورد، ولي بعد چه مي‌شود؟ وقتي بچه‌ها فهميدند كه معلم براي اداره و كنترل كلاس جز فرستادن به دفتر مدرسه وسيله‌اي ندارد، آيا كلاس به محيطي سرد و دلهره‌آفرين تبديل نمي‌شود؟

هر كلاس، چون موجودي زنده و متفاوت با ساير كلاس‌ها، غذا مي‌خواهد، روحيه مي‌خواهد، به تربيت و مراقبت و رسيدگي نياز دارد تا بتواند در مسير رشد گام بردارد. آنان كه بي‌توجه به اين موضوعات در جست‌وجوي كلاس‌هاي مرتب و باانضباط و بدون مشكل‌اند، بايد در انديشه خود تجديد نظر كنند. هيچ معلولي بدون علت به وجود نمي‌آيد و هيچ موضوع تربيتي بدون سرمايه‌گذاري و به‌كارگيري روش‌هاي درست، انجام نيكو نمي‌يابد. هيچ گلي بي‌دلهره به بار نمي‌نشيند، پس ما چگونه مي‌توانيم از كلاسي كه كوچك‌ترين تلاشي در بهبود و رشد و تكامل آن به كار نبسته‌ايم، انتظار بالندگي داشته باشيم؟ اين گونه انتظارهاي بي‌پايه و بي‌دليل است كه منجر به ناگواري‌ها، ناكامي‌ها و تلخي‌هاي محيط آموزشي مي‌شود.

 در پايان سخن را با جمله‌اي از «كانت» به پايان مي‌برم؛ اينكه «دو علم از ميان علوم از بقيه دشوارترند، سياست و تعليم و تربيت».
 
http://mh1342.blogfa.com/post-413.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان