مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 24586
دیروز : 33261
افراد آنلاین : 35
همه : 4509050

 

8

ايما و اشارات ، فنون كلامي و كنترل كلاس
دربين معلمين اين حس وجود دارد كه در بيست سال گذشته كنترل شاگردان و حفظ اقتدار معلمي به طور جدي دشوار شده است . احساس اين گروه از معلمين اين است كه اگر شاگردان بخواهند مشت معلم را باز كنند ، عملا كار چنداني از او بر نمي آيد . بايد گفت اين حرف اگر در مورد بعضي صادق باشد قطعا در مورد همه معلمين درست نيست . چگونه است كه شاگردان ، بعضي معلمين را جدي مي گيرند اما بعض ديگر را نه ؟ چگونه است كه بعضي معلمين نسبت به همكاران ديگرشان گله و شكايت كمتري از يك كلاس دارند ؟ در نظر من كار تدريس با تئاتر مشتركات زيادي دارد ٬ به طوري كه در تدريس معلم نقش نويسنده ، بازيگر و منتقد را دارد . معلمين موفق كساني هستند كه دريافته اند ، بايد تمام توانايي هاي حرفه اي شان را به كار گيرند و كاملا روي هنر بازيگري شان در برخورد با موقعيت هاي كلاس سرمايه گذاري كنند .

استفاده از زبان تن
اغلب شاگردانم از من مي پرسند كه مگر پشت سرم هم چشم دارم . واقعيت اين است كه من فقط تلاش مي كنم كه براي هر چيزي كه ممكن است در كلاس اتفاق بيفتد از قبل آمادگي داشته باشم .در مورد شاگردان مسئله دار ، هميشه از نوع سو رفتاري كه ممكن است مرتكب شوند آگاه هستم . براي اين كه اين تصور را از خودم در كلاس ايجاد كنم ، هميشه سعي مي كنم كه ژستي شق و رق و با ابهت بگيرم تا به دانش آموزان القا كنم كه همه چيز را در كنترل دارم و از طرفي هم بتوانم بر كارهاي بچه ها در كلاس نظارت كنم . براي االقاي اين كه اعتماد به نفس دارم و در موضع ضعف و دفاع نيستم سعي مي كنم دست هايم از دو طرف بدنم آويخته باشد و حتي الامكان روي سينه ام حلقه نكنم .

طرزنشستن و ايستادن
با طرز نشستن و ايستادن خود پيام هاي قوي به مخاطبين خود مي فرستيد ،لذا توجه به يكي دو شگرد در اين زمينه به عنوان ابزاري براي كنترل كلاس بسيار ارزشمند است .در نشستن يا ايستادن قدرتي نسبي نهفته است . در مدرسه ، كه معمولا از بچه ها خواسته مي شود بنشينند ، ايسادن در كنار آنها ايجاد اقتدار مي كند .شما از كسي كه نشسته بسيار بلندتريدو اين كوتاه بودن به منزله فرودست بودن تلقي مي شود . همه جامعه شناسان در باره اهميت نمادها و نشانه هاي قدرت در كلاس سخن گفته اند . كار ساده اي مثل نشستن شما روي يك صندلي بزرگ مي تواند در مورد توازن قوا در كلاس پيام نمادين خوبي باشد .

صميميت
حال پس از ذكر اهميت استفاده از ژست هاي بدني براي فاصله گرفتن از شاگردان ، مي خواهم راهبرد متفاوتي را پيشنهاد كنم . گاه يكي از بهترين شيوه هاي كنترل شاگردان ايجاد شرايطي است كه بتوانيد به آنها نزديك شويد ، به طوري كه يكي از آنها محسوب شويد . بعضي وقت ها خوب است از فرصتي استفاده كنيد و كمي با شاگردانتان بنشينيد . اين كار حس همپايه بودن را ايجاد مي كند و لذا شاگردان مي توانند مستقيما با شما تعامل بر قرار كنند . اگر براي رو در رو شدن با مخاطب كاملا بدن خود را بچرخانيد باعث مي شويد گفتگويتان خودماني و خصوصي تر بشود . هم چنين اين كار نشانه آن خواهد بود كه كاملا به آنها توجه داريد و بيشتر علاقمند هستيد كه در كار سهيم باشيد تا بر شاگردان تسلط داشته باشيد . ظرافت كار اينجاست كه همين تجربه سهيم شدن با شاگردان ( اگر عاقلانه به كار گرفته شود )روش بسيار موثري در كنترل كلاس خواهد بود . نتيجه اين كه لازم است از هر دو شيوه كنترل آگاه باشيد و به تناسب از آنها استفاده كنيد .

ارتباط چشمي
در سمت فعلي ام به عنوان مدرس مركز آموزش نيروي انساني كار معلمين زيادي را مي بينم . يكي از كانون هاي اصلي اين مشاهدات ،سازمان دهي ، مديريت و نظم كلاس است . من نيز در ابتداي سال در باره اهميت كنترل تاكتيكي در كلاس براي معلمين صحبت مي كنم و به ويژه از مزاياي اعمال و استفاده مستمر از ضوابط و روش تدريس مشخص تعريف مي كنم . با اين همه ، اين معلم ها شكوه دارند كه در كلاس هميشه كارها مطابق طرح پيش بيني شده پيش نمي رود . اين نكته را هم خوب است ذكر كنم كه اين معلمان هر آنچه را از ايشان خواسته بودم ، از جمله تبيين انتظاراتشان از كلاس و توضيح مقررات و ضوابط كلاس ٬ در ابتداي سال تحصيلي انجام مي دادند . پس اشكال كار در كجاست ؟ چرا شاگردان همكاري نمي كنند ؟ به نظر من آنچه باعث ناكامي اين معلمين شده اكراه آنها از ايجاد ارتباط چشمي با شاگردان به هنگام بيان روش ها و قوانين كلاس بوده است .

چرا اين موضوع اين قدر اهميت دارد ؟ بايد گفت علاوه برآن كه لازم است كه كلاس به طور دايم تحت نظر باشد تا هر نشانه اي دال بر حواس پرتي شاگردان يا تخطي از انجام وظائفشان دريافت شود ،ارتباط چشمي براي درگير كردن كامل همه دانش آموزانبا درس ضروري است . نگاه كردن به دانش آموزان به آرامي و با علاقه ،گفتگو ها را صميمي تر مي كند و آها را با آنچه در درس مي گذرد درگير مي كند .اين كار تقريبا شبيه يك تعهد عاطفي و روان شناسانه است كه زير پا گذاشتنش براي شاگردان خيلي دشوار خواهد بود . مگر پيشتر نياموخته ايم كه روي برگرداندن از كسي كه با ما ارتباط چشمي برقرار كرده بي ادبي است ؟ چشم ها سطح اعتماد به نفس شما را برملا مي كنند . شاگردان از چشم هاي شما مي خوانند كه چقدر احساس اعتماد و امنيت مي كنيد . احساس دروني شما هر چه باشد ، مطلقا ضروري است كه بتوانيد هر وقت لازم باشد به داشتن اين حس اعتماد و امنيت تظاهر كنيد . نقل قول زير كه از يك دانش آموز سال هشتم در مورد معلمش است بر اهميت ارتباط چشمي در انگيزش و كنترل شاگردان تاكيد مي كند :

آن گونه كه او با آرامش و علاقه درس مي داد و به چشمان تك تك شاگردان نگاه مي كرد و بين شاگردان قدم مي زد ، همه را مجذوب كرده بود .

صدا
صدا به همراه ژست بدني مناسب و ارتباط چشمي ، ابزار بسيار مهمي در كنترل جمعي است . خيلي ها فكر مي كنند كه فرياد زدن برسر شاگردان تنها راه كنترل اوضاع و نشان دادن نارضايتي است . اگر بگويم من هيچ گاه بر سر شاگردانم فرياد نكشيده ام دروغ گفته ام . من اين كار را مي كنم ، اما در عين حال سعي مي كنم كه اين موارد را محدود به زماني كنم كه واقعا لازم باشد نكته اي را سريعا گوشزد كنم . در كل بايد از فرياد كشيدن اجتناب كرد ، چرا كه فرياد كشيدن قبل از هر چيز به اين معني است كه فرد اوضاع را در كنترل خود ندارد . با اين حال ، صدايي هم كه بيش از اندازه آرام است صلابت لازم را نخواهد داشت و شايد كسي بدان توجه نكند . به هنگام سخن گفتن با شاگردان سعي كنيد كه لحن صدايتان محكم و از صلابت كافي برخوردار باشد . البته قبول دارم كه انجام اين كار ساده نيست ٬ به خصوص وقتي اين حس صلابت در درون فرد وجود ندارد . اگر مبحثي از درس تمام مي شود و بحثي جديد بايد آغاز شود ، براي نشان دادن اين امر لازم است كه لحن صدايتان را تغيير دهيد . براي آنكه انتظاراتتان برآورده شود لازم است كه از لحن صريح و قوي در تعيين تكاليف شاگردان استفاده كنيد . هر چند اين كار راحتي نيست ، اما مي توانيد صدايتان را در كلاس ضبط كنيد تا از تاثيراتي كه صدايتان ايجاد مي كند آگاه شويد .

نقل قول زير از شاگرد ديگري ، اهميت لحن صدا را در انگيزش و كنترل شاگردان نشان مي دهد :

معلم بايد لحن صداي مختلفي داشته باشد تا موضوع را براي شاگردان جالب و هيجان انگيز كند ، بطوري كه بچه ها از كسالت در كلاس خوابشان نبرد . معلم ادبيات من در كلاس هفتم وقتي چيزي را توضيح مي داد يا چيزي را مي خواند همه را به هيجان در مي آورد .

ژست
ژستي كه به خود مي گيريد اهميت و اعتبار گفته هايتان را مشخص مي كند . حركات صريح و بي پروا اعتماد به نفس و صداقت را القا مي كند .اما در عين حال اين حركات نبايد غير عادي باشند ، چرا كه شما را عصبي جلوه خواهد داد . حركاتي كه به دست راست خود مي دهيد مي تواند براي تاكيد بر نكات درسي باشد و مخاطب را در جريان تدريس دخيل كند . مثلا كشيدن دست به طرف بدن مي تواند گرمي و نيز خواست شما به شركت همه بچه ها را در درس القا كند .وقتي پاها را روي هم نمي اندازيد و دست هايتان را روي سينه تان گره نمي زنيد و كمي هم به هنگام صحبت كردن به طرف جلو خم مي شويد و به بچه ها نزديك تر مي شويد احساس صداقت و آرامش خود را به شاگردان انتقال مي دهيد . هرگز ارزش يك لبخند را دست كم نگيريد . اگر لبخند بزنيد ، ارتباط چشمي مثبت و طولاني برقرار كنيد و دست هايتان را به هم حلقه نكنيد ، مي توانيد حس صميميت را القا كنيد . روشن است كه با ژست هاي ناساز ، پيام هاي معكوس را مي فرستيد . اگر لب هايتان را به هم بفشاريد ، از ارتباط چشمي اجتناب كنيد ، سينه بگيريد و دست هايتان را گره كنيد ، اين حس القا مي شود كه در وضعيت دفاعي و ضعف قرار داريد .

به نظر من بزرگترين متخصصين صاحب صلاحيت براي پاسخ به اين سوال كه ( معلم خوب چگونه معلمي است )شاگردان هستند . قبلا ديديد كه دو دانش آموز در اين زمينه چه احساسي داشتند . گفته هاي زير از آن گروهي از شاگردان سال هشتم است كه به پرسشي در باب ژست هاي معلم ، و كار آمدي تدريس ، به سوال ما پاسخ داده اند .

معلم خوب به هنگام صحبت چنان با اعتماد و محكم مي ايستد كه در نظر شما فردي مقتدر جلوه كند . او وقتي با شما صحبت مي كند و مستقيم در چشمانتان نگاه مي كند ، باعث مي شود پيامش قوي تر به شما منتقل شود .

معلم خوب راست قامت در كلاس مي ايستد و با اقتدار و اعتماد به نفس در كلاس قدم مي زند و با شاگردان صحبت مي كند . او هم چنين مي تواند به هر شاگرد چشم بدوزد تا با نگاهش به او بگويد : ( من اين جا هستم و هيچ كسي نبايد رفتار ناجور داشته باشد ) . صداي معلم بايد نرم و آرام باشد تا شاگردان بدانند او مهربان است . اما اگر بخواهد بگويد ( شلوغ كاري ممنوع ) باز هم بايد آرام تر باشد . اگر كار بدي كرده باشي آنچنان به تو چشم بدوزد كه از كرده ات پشيمان شوي .

معلم خوبي كه من دارم در وسط كلاس با اعتماد به نفس مي ايستد و همين باعث مي شود كه مقتدر به نظر برسد . ارتباط چشمي اش را با همه حفظ مي كند و همين كار او را فردي جدي جلوه مي دهد كه مي خواهد تدريس كند ، نه اينكه صرفا پولي در بياورد . اگر كسي در كلاس صحبت كند يا تكاليفش را فراموش كرده باشد ، برسر او داد مي كشد و نگاهي سرشار از غضب و عصبانيت به او مي اندازد . همين باعث مي شود كه كلاس تحت كنترل باشد . صدايش بلند است و مطمئن ، به طوري كه شاگردان مي دانند كه تا چه اندازه جدي است . انگار معلميني كه صداي ضعيف تري دارند اعتماد به نفس كمتري دارند و به اين دليل شاگردان بيشتر مشكل ايجاد مي كنند . معلم من براي تفهيم نكات درسي از ژست ها و حركات بدني متنوعي استفاده مي كند ، اين كار در اداره كلاس هم به وي كمك مي كند .

وقتي اين معلم مي خواهد در كلاس ما درس بدهد ، جلو مي آيد و در وسط كلاس مي ايستد . با اين كار اين پيام را مي دهد كه اعتماد به نفس دارد . هميشه ايستاده و با اطمينان تدريس مي كند . بيشتر نگاهش به كل كلاس است ، ولي هر از گاهي به تك تك افراد هم نگاه مي كند تا ببيند گفته هايش را فهميده اند يا خير . از چشم هاي باز و هوشيارش مي شود فهميد كه چقدر جدي است .

معلم خوب ايستاده تدريس مي كند نه اين كه بنشيند . با اين كار نشان مي دهد كه با شاگردان در فعاليت درسي شان همراه است .يه علاوه ، معلم خوب كسي است كه سرش را بالا مي گيرد و به شما نگاه مي كند ، نه اينكه در كل وقت كلاس اصلا به شاگردان نگاه نكند . حالات چهره معلم مهم است ، چرا كه هر وقت كار بدي مي كنيد از نحوه نگاه او اين را مي فهميد . صدايش هم مهم است ، چرا كه لحن آن به شما مي گويد كه وي در كارش جدي است .

معلم خوب به هنگام ورود شاگردان ، داخل كلاس ايستاده است تا نشان دهد آماده تدريس است . وقتي كه روي صحبتش با كل كلاس است سعي مي كند در وسط كلاس بايستد تا همه را با درس درگير كند و سعي مي كند با همه ارتباط چشمي برقرار كند . همين طور وقتي هم كه با يك نفر كار مي كند با او ارتباط چشمي خود را حفظ مي كند . اگر عصباني بشود ، به شما چشم مي دوزد و سخت توبيختان مي كند . وي طوري حرف مي رند كه معلوم شود از مسايل آسان نمي گذرد . علاوه بر اين ، معلم بايد از حركات دست براي كمك به امر تدريس استفاده كند . ايستادن معلم نيز بايد پر ابهت و با شكوه باشد .

معلم خوب كسي است كه بتواند به موقع صدايش را كوتاه يا بلند كند و به آن لحن هاي مختلفي چون صميمي ، شاد و غيره بدهد .

مطمئنا شما هم قبول داريد كه نظرات اين شاگردان ۱۳ ساله بسيار عميق و درايت آميز است . من تنها قبلا به آنها توضيحات مختصري در مورد اصطلاحاتي چون ژست و ايما و اشاره داده بودم . باقي كار را خود آنها انجام داده اند .

چه بخواهيد و چه نخواهيد امروز در عصري زندگي مي كنيم كه ( مصرف كننده ) حرف اول را مي زند و بسياري از خبرگان آموزش و پرورش بر اين باورند كه معلمين روز به روز بيشتر در چارچوب روابط ( بازار ) قرار مي گيرند و لذا ناچار به جلب نظر ( مصرف كننده ) هستند . در بخش اول ديديم كه اولين تاثيري كه بر جوانان مي گذاريد چقدر اهميت دارد . اميدوارم كه توصيه هايي كه در بالا ذكر شده اند به شما كمك كند تا بر شاگردان جديد خود ( كه در واقع مشتريان تازه شما هستند ) تاثير مطلوبي بگذاريد .

بخش دوم
نقش سوال كردن
به عنوان ابزاري در مديريت كلاس درس
10
ايجاد فضاي همياري
هيچ وقت در جلسه اي بوده يا در سخنراني شركت كرده ايدكه در آن فقط شنونده بوذه باشيد ؟بگذاريد رو راست باشيم . اگر در برنامه اي خود را دخيل ندانيد ، خيلي ساده آنرا رها مي كنيد و به كار ديگري مي پردازيد . نوجوانان هم همين طور هستند . با اين حال ، وقتي چنين موقعيتي پيش مي آيد نوجوانان كمتر مي توانند خود را كنترل كنند و نقشي منفعل به خود بگيرند و بيشتر احساسات خود را بروز مي دهند . و روشن است كه در اين حالت رفتارهاي مشكل زا از آنها سر مي زند . البته در چنين موقعيتي كارهاي زيادي مي توان انجام داد . به ياد داريد كه در بخش قبل بر نياز به استفاده از حركات بدن ٬ ارتباط چشمي و كنترل لحن صدا تاكيد كرديم تا از اين كه شاگردان همچنان با روند تدريس همراه هستند اطمينان پيدا كنيم . حال بگذاريد گامي پيشتر بگذاريم و نقش سوال كردن را در معادله مديريت كلاس بررسي كنيم .

اين كه بتوانيد در جلسات بحث و پرسش و پاسخ ، شاگردان هر چه بيشتري را شركت دهيد اهميت تام دارد . انتقال اين حس به شاگردان كه درس از آن آنهاست تاثير مثبت و قابل توجهي در كنترل كلاس دارد . تلاش كنيد وقتي شاگردان را براي پاسخ دادن به سوالات انتخاب مي كنيد توازني برقرار باشد . به طور خصوصي با شاگردان فعال صحبت كنيد و از تعهد و علاقه منديشان تشكر كنيد و توضيح دهيد كه لازم است به ديگران هم مجال تلاش بدهيم . تحقيقات زيادي انجام شده كه نشان مي دهد هسته كنترل موثر كلاس ، تكنيك خوب سوال كردن است . مطمئنا شما كه از روش بحث كلاسي يا پرسش و پاسخ در كلاس تان استفاده كرده ايد مي دانيد كه ساكت نگه داشتن بچه هاي زرنگ مشكل است و در عين حال شاگردان زيادي هم هستند كه چندان در درس و بحث كلاس شركت نمي كنند . اين ها همان شاگرداني هستند كه از درس منقطع مي شوند و از تجربه يادگيري باز مي مانند . حال بايد پرسيد كه چرا چنين اتفاقي مي افتد ؟ مطمئنا همه علت ها در سطح توانايي دانش آموزان در يادگيري خلاصه نمي شود . در بسيارري از موارد شاگردان با هوش تر هم صحبت كردن در كلاس درس را بسيار دشوار مي بينند .

تجربه من در ( مشاهده شاگردان ) به همراه گفتگوهايي كه با والدين و بچه ها داشته ام ، حاكي از آن است كه اين كار سه دليل دارد : اولين دليل به استنباط شاگرد از ارزش و اهميت شركت در گفتگوهاي كلاسي بر مي گردد .چرا بايد شاگردي كه به خوبي در درس پيش مي رود و نمرات عالي در تكاليف نوشتني اش مي گيرد با داوطلب شدن براي پاسخ به سوالات در كلاس خود را در معرض خطر قرار دهد ؟بديهي است كه براي اين دسته از شاگردان بايد ارزش شركت در بحث هاي كلاسي روشن شود . دوم ، بعضي شاگردان توانا به هنگام صحبت كردن در كلاس دچار بحران اعتماد به نفس مي شوند . آنها از اشتباه كردن و مورد تمسخر همكلاسي ها قرار گرفتن مي ترسند . اين شاگردان از اين حقيقت كه معمولا در پاسخ هايشان خيلي هم موفقند ٬ غافل هستند . بسياري از شاگردان از ترس اينكه همكلاسي هايشان آنها را علامه بنامند از شركت در بحث هاي كلاسي تفره مي روند . بايد توجه داشت كه همين استنباط شاگردان از موقعيت شان بر رفتار آنها تاثير مي گذارد و نهايتا مانع از مشاركت كلامي آنها در درس مي شود . احساس آنها اين است كه فرهنگ كاري كلاس بر فرد متمركز شده و اين فرهنگ ، رقابتي و ترس آور است . همين موضوع باعث مي شود كه از مشاركت در درس كنار بكشند و امكان شلوغي و رفتارهاي ناپسند از جانب آنها زياد شود . سوم ، عدده كثيري احساس مي كنند كه آنچه در كلاس مي گذرد به درد آنها نمي خورد ، پس چرا بايد در درس دخيل باشند ؟ اين مشكلي است كه با روش سوال كردن از همه مي توان آن را اصلاح كرد .

اگر قصدتان اين باشد كه همه شاگردانتان را كاملا درگير درس كنيد ، لازم است با ايجاد فضاي خالي از ترس و مبتني بر همياري با اين احساسات مقابله كنيد . من هميشه به شاگردانم مي گويم كه آنها بند باز هستند و من تور نجات آنها و از آنها انتظار دارم كه در كلاسم جرئت به خرج دهند . اگر هم بيفتند ، آنها را خواهم گرفت . پاسخ غلط آنها دركلاس نبايد موجب مسخره كردنشان گردد يا باعث شود شاگردان و همكاران به آنها بي توجهي كنند . بلكه اين پاسخ بايد به عنوان گام مهمي در راه دستيابي به اهداف آن درس تلقي شود . چند راهبرد موثر در ايجاد فضاي همكاري در كلاس گرد آوري كرده ام . اين راهبرد ها تجويزي نيستند . از ميان آنها آنچه را كه موثر مي بينيد انتخاب كنيد . اميد است كه اين نظرات ، شما را به انديشيدن در باره اين موضوع بر انگيزد و بتوانيد در آينده روش خاص خودتان را در زمينه تشويق نوجوانان به شركت آزادانه در بحث كلاسي پيدا كنيد .

11

راهبرد هايي براي افزايش يادگيري هاي مبتني بر همياري در كلاس
شناساندن ارزش مشاركت كلامي در كلاس به شاگردان
احساس من اين است كه براي شاگردان فهميدن ارزش مشاركت كلامي در يادگيري بسيار مهم است . مشاركت در فرآيند جذب اطلاعات از محرك هاي نوشتاري يا كلامي ، تحليل و تلفيق مطالب ، شكل دهي فرضيه و سپس نظم بخشيدن به افكار در قالب زباني روشن همگي در شاگردان حس مالكيت برآن مفهوم يا موضوع را ايجاد مي كند و آنها را كاملا به روند يادگيري ملتزم مي كند . اگر اين فرآيند پيش نيايد ، شاگرد به آساني از فرآيند يادگيري منفك خواهد شد و مفاهيم يا اطلاعات را كمتر به ذهن خواهد سپرد و در نتيجه حس مالكيت مطالب درس در وي ايجاد نخواهد شد . معلمين بايد منطق و اهميت مشاركت در دروس را در همان جلسات اوليه براي شاگردان تبيين كنند . البته بايد فرآيند مذكور را به زباني گفت كه براي شاگردان قابل فهم باشد . من براي توضيح اين فرآيند از نمودار شماره ۲ استفاده مي كنم .

12

الگوي اجزاي سازنده
تا كنون در مورد روش همياري و استفاده از آن در بحث كلاسي و جلسات پرسش و پاسخ صحبت كرده ايم . آنچه از نظر من ضرورت دارد نشان دادن اين فرآيند به شاگردان در كلاس توسط الگويي عيني است . دريافته ام كه با استفاده از مكعب هاي خانه سازي مي توان با موفقيت مفهوم و ارزش ياد گيري مبتني بر همياري در جلسات كلاسي را به دانش آموزان انتقال داد :

در ابتداي سال براي شاگردانم توضيح مي دهم كه هر پاسخ غلط در كلاس به مثابه محركي ( يك مكعب سازنده ) براي شاگرد ديگر عمل مي كند تا وي بتواند سير تفكر در مورد آن موضوع را كمي به پيش ببرد . بدين ترتيب ، براي هر پاسخ غلط شاءن و ارزشي قائل مي شويم . همچنين ، همانطور كه در نمودار شماره ۳ نشان داده ايم ، هر پاسخ نيمه صحيح نيز ما را به آن پاسخ مورد نظر نزديك تر مي كند و لذا اين پاسخ هم به منزله يك مكعب براي شاگردان ديگر عمل مي كند تا طرح ذهني شان را تكميل كنند و نهايتا به پاسخ صحيح برسيم . تاكيد مي كنم كه اين جريان بايد به صورت همياري و نه انفرادي باشد . پوستري روي ديوار كلاس نصب كرده ام كه اين ديدگاه را تقويت مي كند كه : ( اشتباه كردن عيبي ندارد ) . با اين كار سعي مي كنم نشان دهم كه بدون شركت همه اعضاي كلاس ، يادگيري واقعي تنها از آن گروه كوچكي از شاگردان خواهد بود . نتيجه ديگري كه احساس مالكيت درس در شاگردان خواهد داشت اين است كه بي انضباطي در كلاس كاهش چشم گيري پيدا خواهد كرد . به ياد دارم كه روزي بازرس عالي رتبه اي پس از بازديد از كلاس من گفت : ( شاگردان تو اصلا فرصت بازيگوشي در كلاس را ندارند . آنها نمي دانند كه سوال بعدي كي بر سرشان فرود مي آيد ) .

13

تغيير فرهنگ
انتظار معجزه نداشته باشيد . همه چيز يك شبه درست نمي شود .شاگردان براي درك اين حقيقت نياز به زمان دارند كه وقتي شما صحبت از يادگيري از طريق همياري مي كنيد واقعا به گفته هايتان معتقديد يا نه . لذا براي شركت دادن همه شاگردان در كارهاي شفاهي كلاس بايد راهبردها و روش هاي ديگري را نيز پيش بيني كرد . در زير چند ايده كه من براي متقاعد كردن ، راضي كردن و نهايتا وادار كردن شاگردان به شركت در درس ها استفاده مي كنم آورده شده است :

اگر مي دانيد كه درستان به طور عمده به صورت شفاهي خواهد بود ،سوالاتتان را براي عموم كلاس مطرح كنيد و به همه بگوييد كه در طي درس انتظار داريد كه هر شاگرد به سوالي پاسخ بگويد ، اما سوالات اوليه كمي آسان تر خواهند بود . با اين كار شاگردان ضعيف تر يا كم علاقه تر احتمالا در بخش اول درس پاسخ سوالات را خواهند داد .

ايده ( هر نفر يك سوال ) را باز هم پيش تر ببريد و سعي كنيد هر شاگرد را به تنها يك سوال در جلسه پرسش و پاسخ محدود كنيد . بدين ترتيب هر شاگرد بايد به دقت روي سوالي كه بايد پاسخ دهد فكر كند . لازم است به شاگردان تواناتر توصيه كنيد تا مطرح شدن سوالات دشوارتر بردباري به خرج دهند و صبر كنند . قبل از شروع درس به شاگردان بگوييد كه از هر كدامشان يك سوال در مورد محتواي درس خواهيد پرسيد . اين كار معمولا موجب اين تاثير مطلوب مي شود كه شاگردان در تمام مراحل درس به آن توجه كنند . به علاوه ٬ با اين روش ابزاري عالي براي آزمودن درك مطلب آنها به دست خواهد آمد .

از شاگردان بخواهيد اگر هنوز به سوالي پاسخ نداده اند دست شان را بالا بگيرند . با اين كار شاگرداني را كه قبلا به سوال پاسخ داده اند از دور خارج كنيد همه شاگردان را در اين كار شركت دهيد .

از روش سوال كردن تصادفي استفاده كنيد . از دو بسته كارت كه سوالات روي آنها نوشته شده استفاده كنيد و براي هر شاگرد يك كارت بيرون بياوريد و از او بخواهيد كه به آن پاسخ دهد . اين كار براي شاگردان لذت بخش است و در عين حال كمي هم در كلاس هيجان ايجاد مي كند و آنها را نيز در حال آماده باش نگه مي دارد . در گروههايي كه افراد آن در سطوح متفاوتي قرار دارند و شاگردان ضعيف تر از شركت در بحث ها در برابر همكلاسي هاي فعال تر خود اكراه دارند ، بايد روشي اتخاذ شود كه آنها نيز به طريقي در بحث شركت كنند و وجودشان حائز اهميت تلقي شود . بعضي مطالب درسي را صرفا براي آنها آماده كنيد و پيشاپيش اطمينان حاصل كنيد كه در سطوح ساده تري هستند ، به اين اميد كه اين گروه از شاگردان پاسخ درست بدهند ( و يا حداقل پاسخي كه زمينه بحث بيشتر را فراهم كند ) . در اين حالت مي توان آنها را تشويق كرد ، به ويژه وقتي كه پاسخ آنها به پيشبرد بحث كمك كرده باشد . در نتيجه ، ديگران خواهند ديد كه شاگردان ضعيف تر با موفقيت در بحث شركت كرده اند و خودشان نيز يقينا احساس بهتري نسبت به خود خواهند داشت .

بسيار اهميت دارد كه از شركت اين گروه از شاگردان در بحث هاي كلاسي قدر داني شود ، به ويژه آنهايي كه معمولا نمي توان به آساني به كارشان گرفت يا كساني كه شركت كردن در بحث هاي كلاسي را دشوار مي بينند و به هر جهت ، بعضي شاگردان براي صحبت كردن در كلاس جرئت زيادي لازم دارند . يك جمله ستايش آميز ، يك تلفن به خانه شاگرد ، دادن يك نمره خوب ، يا يك كارت تشويق براي فعاليت هاي مثبت آنان در كلاس و مدرسه ، از جمله شيوه هايي است كه مي توان به وسيله آنها از مشاركت بچه ها قدرداني كرد . اهميت مشاركت را با فرد فرد شاگردان در ميان بگذاريد و در اين زمينه براي هر كدام تكاليفي تعيين كنيد . حتي در صورت امكان از فرصتي استفاده كنيد و موضوع مشاركت را با معلمين مدرسه نيز مطرح كنيد . بگذاريد شاگردان دريابند كه آنچه را از آنها مي خواهيد تا در كلاس انجام شود بايد به كل برنامه درسي شان تسري پيدا كند . به عبارت ديگر ، آنچه را مي توانند در كلاس شما اجرا كنند در ديگر كلاسها هم انجام دهند .

14

فن سوال كردن و استفاده از وقت انتظار
حتي بسياري از معلمين با تجربه اذعان دارند كه به هنگام آغاز تدريس در كلاس جديد و به هنگام ايستادن در برابر شاگردان تا حدي دچار اضطراب مي شوند . در خلال صحبت هايشان مي توان دريافت كه در بسياري از موارد در اولين جلسات درس همواره نوعي دستپاچگي و شتاب زدگي وجود دارد . در استفاده از روش پرسش و پاسخ هم در ابتداي كار به دليل جديد بودن موقعيت و فقدان شناخت كافي از شاگردان ، اين هيجان زدگي و شتاب زدگي ديده مي شود . سيل سوالات به سرعت به سمت شاگردان سرازير مي شود بي آن كه آنان فرصت يابند تا در باره پاسخ ها بينديشند . اين رفتار را ضرب در ده كنيد تا دريابيد احساس معلمين بي تجربه در كلاس هاي جديد چگونه خواهد بود . همين فقدان اعتماد به نفس و اضطراب معلم نقش عمده اي در افزايش سوئ رفتار و بي نظمي در كلاس دارد . اي كاش مي شد به داشتن اعتماد به نفس تظاهر كنيم و به جاي آن كه ديوانه وار و به سرعت درس را به پايان برسانيم ، كار را آرام تر به پيش ببريم .

علاقه من به سوال كردن به مثابه ابزاري براي كنترل شاگردان سبب شده است كه بيشتر به بررسي مفهوم ( وقت انتظار ) بپردازم و طي يك دوره بيست ساله در موقعيت هاي مختلف از كلاس هاي ابتدايي تا سطوح دانشگاهي مفهوم ( وقت انتظار ) را بيازمايم . اما ( وقت انتظار ) چيست ؟ و چرا اهميت دارد ؟ از تحقيق هاي مختلف بر مي آيد كه نوعا اكثر معلمين تنها يك ثانيه يا كمتر ، بعد از طرح هر سوال مكث مي كنند و نيز پس از پاسخ شاگرد ، در كمتر از يك ثانيه سوال شفاهي بعدي را مطرح مي كنند . بنا بر نظر زيمفر و هووي وقتي معلم سه ثانيه يا بيشتر مكث مي كند تاثيراتي حاصل مي شود از جمله :

ــ زمان پاسخ دانش آموزان بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد طولاني تر مي شود .

ــ دانش آموزان آمادگي بيشتري براي مستدل كردن پاسخ هايشان پيدامي كنند .

ــ دانش آموزان به سوالات بيشتري پاسخ مي دهند .

ــ دانش آموزان بيشتري با شاگردان ديگر در مورد كارهايشان صحبت مي كنند .

ــ پاسخ هاي غلط شاگردان كمتر مي شود .

ــ تعداد دانش آموزان داوطلب پاسخ گويي بيشتر مي شود .

ــ معلم نياز كمتري به انجام اقدامات انضباطي پيدا مي كند .

كار آمدي اين شيوه در ايجاد انضباط در شاگردان نيز روشن است چرا كه كمتر احتمال دارد كه آنان از كلاس منقطع شوند و مشكلات رفتاري ايجاد كنند اگر :

ــ در اين جلسات پرسش و پاسخ به سوالات بيشتري جواب دهند .

ــ براي پاسخ هايشان طرحي منطقي پيدا كنند .

ــ سوالات بيشتري بپرسند .

ــ با همكلاسي هايشان در باره آن كار بيشتر صحبت كنند .

ــ و در درس مشاركت بيشتري داشته باشند .

بدين ترتيب در مي يابيد توجه به زمان انتظار براي معلمين چه نتايج بزرگي خواهد داشت . اساسا ، اگر اين قدر در خود اعتماد به نفس ايجاد كنيد كه پيش از پرداختن به سوال بعدي ، دو سه ثانيه اي صبر كنيد ، ثمره اش براي شما داشتن شاگرداني خواهد بود كه بيشتر به درس مي پردازند .

اميدوارم كه راهبرهاي مذكور اهميت شركت دادن كامل شاگردان در درس را روشن كرده باشد . آنچه از اين تحقيق به روشني بر مي آيد اين است كه درگير شدن كامل شاگرد با درس موجب كاهش چشمگير بي انظباطي مي شود و يكي از موثرترين شيوه هاي كنترلي است كه معلم مي تواند در اختيار داشته باشد

بخش سوم
اهميت محيط فيزيكي

از ديرباز بر اين باور بوده ام كه معلمين ، آگاهانه يا ناخود آگاه ٬ شخصيت و سليقه هاي شخصي خود را بر اصول تدريسي شان تحميل مي كنند . احتمال دارد اين كار تاثيرات مثبت يا منفي داشته باشد . مثلا كلاسي كه نور كافي دارد و در آن همه چيز به خوبي چيده شده و در شاگرد ايجاد انگيزه مي كند . در يادگيري نقش مهمي دارد . برعكس ، كلاس به هم ريخته و كم نور در واقع فضاي كاري منفي در بين شاگردان ايجاد مي كند .

هركس كه دركي كه از قدرت برنامه تحصيلي پنهان دارد مي داند كه محيط فيزيكي مدرسه مي تواند تاثيري شگرف بركيفيت ياددهي و يادگيري داشته باشد . نحوه چيدن ميز و صندلي ها ، ترتيب نشستن شاگردان ، شرايط عمومي كلاس و نظافت آن ، همه نقشي در ارسال پيام مثبت يا منفي به شاگردان در باره انتظاراتي كه از آنها داريد خواهند داشت . بنابراين ، سوال بزرگ اين است كه : ( كلاس درس تان چه چيزي در باره شما به شاگردان تان مي گويد ؟ )

وقتي كه طرح كلاس درس تان را مي ريزيد لازم است در باره راحتي كار و حركت شاگردان تان در كلاس كمي فكر كنيد و بهتر است در باره فاصله ميزهاي بچه ها از هم و راه رفت و آمد آنها از قبل تصميم گيري كنيد .سعي كنيد ميز و صندلي ها را طوري بچينيد كه حركت شاگردان در بين آنها آسان باشد و احساس كنند كه كلاس بزرگ است . قبل از شروع كار بهتر است چند سوال مهم از خود بپرسيد :

ــ آيا شاگردان مي توانند بدون بر خورد با شاگردان ديگر يا وسايل شان در كلاس حركت كنند ؟

ــ آيا به منابع و وسايل آموزشي به راحتي دسترسي دارند ؟

ــ آيا شاگردان مشكل ساز در جاي مناسبي قرار گرفته اند ؟

ــ آيا مي توانيد بي آنكه جاي شاگردان را تغيير دهيد تجهيزات اضافي مثل ويدئو و پروژكتور و غيره را به كلاس بياوريد و استفاده كنيد ؟

همه ما به عنوان معلم از گرفتاريهايي كه در صورت برخورد فيزيكي شاگردان در حين تدريس پيش مي آيد باخبريم . با كمي تدبير مي توان از بسياري از اين عوامل مخل تدريس اجتناب كرد و درس را در محيطي بسيار آرام تر به پيش برد .

بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه ( عادي شدن ) را مي توان به عنوان روشي عالي يراي تثبيت نظم و كنترل كلاس به كار برد . سريعا بايد به شاگردان آموخت كه كجا مي توان همه منابع و لوازم تدريس را پيدا كرد . به اين دليل با انجام كاري ساده ، مثل زدن برچسب روي كمد ها و كشو هايي كه وسايل آموزشي در آن قرار دارد ،مي توان بسياري از مشاجرات را خاتمه داد . چند بار برايتان پيش آمده كه وسط درس شاگردي از شما بپرسد ( آقا ، كاغذ خط دار كجاست ؟ ) يا ( خانم ٬ مداد رنگي ها را كجا مي گذاريد ؟ ) و بعد مجبور مي شويد كه كارتان را تعطيل و پاسخ اين شاگردان را بدهيد ؟ واضح است كه اگر شاگردان برحسب عادت بدانند كه مواد آموزشي كجا هستند ، چگونه آنها را بردارند و چگونه آنها را سر جايشان بگذارند در كار تدريس تسهيل زيادي صورت مي گيرد . معلماني را ديده ام كه با زحمت بسيار ، توجه و علاقه مندي همه كلاس را جلب مي كنند ، ولي همين كه مي خواهند درس را شروع كنند شاگردي در مورد جاي يك وسيله آموزشي سوالي مي كند و آنها مجبور به قطع روند تدريس مي شوند .

محيط كلاس مي تواند و بايد موجب رضايت و لذت شما بشود . بايد آثار شاگردانتان را روي ديوارهاي كلاس به شكل زيبا و جذابي به نمايش بگذاريد . اگر خود با گرافيك و هنر آشنايي نداريد ، از كساني كه در اين زمينه دست اندر كار هستند . كمك بخواهيد . يادتان باشد كه هر چند وقت يكبار اين آثار را تعويض كنيد تا پيشرفت هاي شاگردان نيز به نمايش در آيد . آما چرا اين كار مهم است ؟

ستايش و ابراز شادماني از موفقيت هاي شاگرد ٬ درس عبرتي براي شاگردان ديگر خواهد بود . اما حسن آن به همين مورد ختم نمي شود . اين كار مي تواند سهم شاگرد را در فرآيند تدريس افزايش دهد و موجب كاهش ميل به كناره گيري از امور كلاس شود . در عين حال ، هر گونه خط خطي كردن يا نقاشي كشيدن روي ديوارها را با جديت پيگيري كنيد . در بخش اول در مورد تثبيت رفتار و انتظارات خودتان صحبت كرديم . اگر كوچك ترين خط خطي كردني را بدون پيگيري بگذاريد يا حد اقل ، عدم رضايت خود را نشان ندهيد ، در ميان شاگردان تثبيت مي شود كه اين رفتار در كلاس شما قابل قبول است . وقتي معروف بشود كه از اين نوع رفتار به آساني نمي گذريد ٬ در آينده ديگر در اين زمينه مشكلي نخواهيد داشت :

ــ از امكانات فيزيكي كلاس درس براي انتقال ارزش هايتان به شاگردان استفاده كنيد .

ــ قوانين و ضوابط كلاس و مدرسه را روي تابلوي اعلانات كلاس نشان دهيد . مجموعه اي از ضوابط و روش هاي كاري تان را بر ديوار نصب كنيد .

ــ از هر فرصتي براي نمايش توصيه ها و راهنمايي هايتان در باره كار شاگردان در كلاس استفاده كنيد .

دوباره به بحث اهميت برنامه تحصيلي پنهان در تثبيت هنجارها ، ارزش ها و مهارت هاي لازم در حوزه تدريس شما برمي گرديم :

ــ چقدر به طرح و شكل ميزتان توجه نشان مي دهيد ؟

ــ آيا اين طرح و شكل براي فعاليت مورد نظرتان مناسب است ؟

ــ آيا شاگردان از نظر روابط اجتماعي بيش از حد در كلاس راحت هستند ؟

ــ هر چند وقت يكبار طرح ميزتان را عوض مي كنيد؟

براي مثال ، ميز كار گروهي ٬ كه تعامل شاگردان در آن زياد است ٬ مناسب زماني نيست كه مي خواهيد با آنها به تنهايي يا دونفره كار كنيد . البته روشن است كه در يك برنامه سنگين و فشرده تدريس نمي توان از شخص شما انتظار داشت كه وضع فيزيكي كلاس را براي تك تك درس ها تغيير دهيد . با اين حال ، مي توان چند طرح را در نظر گرفت و با شماره گذاري آنها و به كمك مبصر هاي كلاس در طي چند هفته آنها را آماده كرد :

ــ چقدر اطمينان داريد كه شاگردان تخته سياه يا تصوير ويدئو را از جايي كه نشسته اند به خوبي مي بينند يا به راحتي صداي ضبط را مي شنوند ؟

ــ آيا مثلا نور پنجره ، كيفيت تصوير تلويزيون را پايين نمي آورد ؟

ــ آيا اورهد ديدن تخته سياه يا وايت برد را با مشكل مواجه نمي كنند ؟

لازم است مرتبا اين موارد را جداگانه ٬ و همراه با تغييراتي كه در نحوه چيدن ميز و نيمكت ها صورت مي گيرد ، در طي دوره تحصيلي مرتبا كنترل كنيد . امكان دارد همه اين موانع در جريان تدريس خلل ايجاد كند و فرصتي براي شاگردان براي جدا شدن از درس يا پرت كردن حواس ديگران به وجود آورد .

يكبار ديگر به آنچه شاگردان در مورد اهميت محيط فيزيكي در معادله يادگيري - ياددهي گفته اند مراجعه كنيد .

من جزء آن دسته از معلمين خوش شانسي هستم كه اتاق تدريس خاص خودم را دارم . تنها دو سال پيش بود كه به خاطر مشكلات برنامه هفتگي از من خواسته شد كه يك درس را در كلاس ديگري برگزار كنم . خيلي زود معلوم شد كه كيفبت ياددهي - يادگيري در آن درس كه در كلاسي بيگانه برگزار مي شد بسيار پايين تر از حد معمول درس هاي ديگرم بود . علاقمند بودم كه بدانم آيا شاگردان نظرات متفاوتي نسبت به دو كلاس دارند يا خير و اين كه چگونه اين استنباط برنگرش ، رفتار و انگيزه هاي آنها تاثير مي گذارد .همين سوالات پايه چند بررسي در كلاس هاي پايين تر شد كه شيوه كار و منطق آنها در مقاله من در باب تاثير محيط فيزيكي بر رفتار دانش آنش آموزان مفصلا آمده است .

ضروري است به طور خلاصه تصويري از محيط فيزيكي كلاسي كه يك درس خود را در آن برگزار كردم به دست دهم . ميزها در چند رديف رو به روي تخته وايت برد كوچكي قرار داشتند . اين وايت برد آن قدر بزرگ نبود كه بتوان از آن براي نمايش اسلايد يا اورهد استفاده كرد ،هر چند مي شد مطالب درسي را روي آن نوشت . تخته سياه و پرده ويدئو پروجكشن در عقب كلاس قرار داشت كه اگر قرار بود از آنها استفاده شود بايد بچه ها صندلي شان را كاملا بر مي گرداندند . پريز برق فقط در جلو كلاس قرار داشت و لذا نمي شد به طور همزمان از ويدئو ، تلويزيون و اورهد استفاده كرد . معلم آن كلاس اگر چه فردي با تجربه بود ، اما سرش شلوغ بود و وقت آن را نداشت كه روي ميزش را مرتب كند . همين موارد در مشاركت موثر شاگردان ايجاد اختلال مي كرد ، چرا كه پيدا كردن جا براي كتاب هاي درسي و ديگر مواد آموزشي و مرتب چيدن آنها دشوار مي شد . در چنين بافتي بود كه تحقيق مذكور انجام شد . تعدادي از شاگردان را انتخاب كردم و از آنها خواستم كه پرسشنامه اي را تكميل كنند . در هر مورد به آنها توضيح دادم كه اگر چه پاسخ مشخصي براي سوالاتم مي خواهم ، اما نظرات جانبي آنها در مورد هر موضوعي كه به نحوي به اين تحقيق مربوط باشد برايم ارزشمند است . يافته هاي اين تحقيق به قرار زير است :

هفت نفر از هشت پاسخگو حس مي كردند كه كيفيت ياددهي - يادگيري به مقدار قابل توجهي در كلاسي كه در آن مهمان بودند پايين تر بوده است . به نظر آنها دليلش بيشتر اين بود كه شاگردان نمي دانستند كه وسايل كار كجا است . بعضي از شاگردان به دشواري هاي حاصل از اين عامل چه براي خود و چه براي من اشاره كرده بودند . يكي از شاگردان بر ( وقفه در جريان درس ) تكيه كرده بود و مرا وقتي كه در حين تدريس دنبال چيزي مي گشتم و پيدا نمي كردم و عصبي شدنم را توصيف كرده بود . دو نفر ديگر به صراحت كفته بودند كه من وقتي دنبال وسايل مي گشتم يا مي خواستم جايي پيدا كنم كه وسايل را بگذارم يا پروژكتور اورهد را در جايي مناسب بگذارم تا چه حد عصبي مي شدم . يكي نيز گفته بود كه اين تنش مشخصا تاثيري منفي بر كيفيت روابط معلم - شاگرد در كلاس گذاشته بود و توضيح داده بود كه مدت زماني كه براي آماده كردن كلاس جديد هدر مي رفت موجب آن مي شد كه شاگردان توجهي را كه معلم به فرد فرد آنها در كلاس هاي معمول جغرافي نشان مي داد از دست بدهند . اين نظر را شاگرد ديگري با گفتن اين نكته تاييد مي كرد كه :

احساس مان اين بود كه مي توانيم آزادتر باشيم ، چرا كه جو كلاس تغيير كرده بود و توجه شما بيشتر روي تهيه وسايل آموزشي بود تا به شاگردان .

وي از كمبود فضاي كلاس شكوه كرده بود و از مزيت هاي كلاس هميشگي جغرافي خود گفته بود كه:

ما با كلاس اصلي خودمان آشنا هستيم . كلاس ما جادارتر است و جو كاري بهتري دارد . مي دانيم كه وسايل كجا است و وقت چنداني صرف پيدا كردن يا آوردن آنها نمي كنيم .

همه شاگردان احساس مي كردند كه رفتن به كلاس ديگر تاثير منفي بر انگيزه ها و رفتارشان دارد . دو نفر ذكر كرده بودند كه اين كلاس را بيشتر يك كلاس غير رسمي و جبراني مي ديدند تا يك كلاس عادي جغرافي . نوشته بودند كه در مقايسه با كلاس هميشگي شان آرامش كمتري داشتند ، سر و صداي بيشتري مي كردند ، شاگرد ديگري هم مطالبي در مورد تاثير منفي فضاي آموزشي بر رفتار و انگيزه هاي شاگردان نوشته بود .

شاگرد ديگري مشاهدات زير را ارايه داده بود :

فكر مي كنم كه رفتار و انگيزه هاي شاگردان افول كرده بود ، چرا ؟ نمي دانم . شايد رفتارها در ظاهر تغيير چنداني نكرده بودند ، اما مي توانستم تفاوتي را تشخيص بدهم . آدم خيلي راحت حواسش پرت مي شد و اين سوال برانگيز بود . به نظرم كمتر از كلاس هميشگي مان كار مي كرديم ، چرا كه محيط كلاس خودمان روشن تر و جادارتر بود ، در حالي كه در كلاس جديد جايمان تنگ بود و نمي دانستيم كه وسايل كجا هستند .

خوب ، همه اين نظرات برچه چيزي دلالت دارند ؟ شايد اين همه مطلب تاكيدي بر آن گفته من باشد كه محيط فيزيكي تاثير قابل توجهي بر نگرش ها ، انگيزه ها و رفتارهاي شاگرداني دارد كه در آن محيط هستند . كلاس مرتب و به سامان شالوده اي محكم براي نظم و انضباط شاگردان است . همكاران من نيز كه هر كدام معلمين عالي رتبه اي هستند بر اين اصل اتفاق نظر دارند كه در كلاسي كه ايجاد انگيزه نمي كند و فاقد نظم و ترتيب است ، كار كردن با شاگردان و ايجاد جوي مثبت بسيار دشوار است .

درست است كه اگر مجبور باشيم در كلاسهاي مختلف تدريس كنيم در مورد محيط فيزيكي يادگيري كار چنداني نمي توانيم بكنيم ، اما حداقل مي توانيم قدر كلاسي را بدانيم كه به خودمان تعلق دارد و سعي كنيم از اين امكان يادگيري براي شاگردان حداكثر بهره را ببريم . خلاصه اين پيام جمله ساده اي است ( از كلاس تان به عنوان پايه و اساس ياددهي و يادگيري خلاق حداكثر استفاده را بكنيد . همه كس اين قدر خوش شانس نيست كه كلاسي از آن خود داشته باشد . )

بخش چهارم
دستيابي به برتري رواني
17

وقت شناسي
چند بار در زندگي تان در موقعيتي مشابه وضعيت زير قرار گرفته ايد ؟ به جلسه اي مهم دير رسيده ايد و مي بينيد كه ديگران همه زود رسيده و سخت مشغول پرداختن به دستور جلسه هستند . همين كه وارد اتاق مي شويد ، سنگيني نگاه ديگران را بر خود احساس مي كنيد . حسابي دستپاچه و ناراحت مي شويد ، چرا كه خود را از آن گروه مجزا مي بينيد .

در جمع همكاران اين احساس چندان طولي نخواهد كشيد . آنها معمولا هر كاري از دستشان برآيد مي كنند تا شما احساس راحتي كنيد و خود را در جمع شان پذيرفته شده ببينيد . جوانان دانش آموز البته اين قدر سخاوتمند نيستند . در آن فرصت كوتاه پيش از آمدن شما به كلاس ، مجموعه اي از هنجارها و رفتارها و پيوستگي هاي جمعي را بين خود تثبيت مي كنند و لذا در مقابل جايگزين كردن آنها با چيزي كه ( خودي ) نمي دانند مقاومت حواهند كرد . به عبارت بهتر ٬ آنها به ( برتري رواني ) دست يافته اند .

دير رفتن به كلاس ، جدا از آن كه نسبت به شاگردان كاملا بي احترامي است ، سياست خيلي بدي نيز در مديريت كلاس است . وقت شناسي تاكيد بر آن است كه شما در ( قلمرو خود ) حضور داريد و آماده ايد كه با ( ضوابط خودتان ) با شاگردان برخورد كنيد . و ( برتري رواني ) عمدتا با شماست . اگر دير به كلاس برويد مجبور خواهيد شد كه وقت ارزشمند تدريس را صرف پس گرفتن ( برتري رواني ) شاگردان كنيد . خوب ، چرا اين دردسرها را براي خود ايجاد مي كنيد ؟ البته هنگامي كه معلم مجبور است از كلاسي به كلاس ديگر برود ، خواه نا خواه ، در مواردي تاخير خواهد داشت . اما قطعا به بچه ها بر خواهد خورد اگر بدانند كه تاخير شما مثلا براي اين بوده كه خواسته ايد سر راه تان در اتاق كاركنان يك چاي ديگر بخوريد . در صورت تاخير ،توصيه من اين است كه خودتان الگو شويد و با ذكر دليل تاخيرتان از كلاس عذر خواهي كنيد . اين كار برخورد شما را با شاگرداني كه دير مي آيند آسان تر مي كند . هميشه طوري با مسئله تاخير برخورد كنيد كه براي شاگردان مسلم باشد كه وقت شناسي اصل مهمي است . با اين حال ، اين كار را طوري انحام دهيد كه در جريان تدريس خللي ايجاد نكند . حتي صرف گفتن اين جمله كه با كساني كه دير مي آيند بعدا برخورد خواهيد كرد ، ديدگاه شما را در مورد تاخير به كل كلاس منتقل مي كند . به هر حال ، يك بار ديگر تاكيد مي كنم كه پيگيري اين موضوع در عمل و فراموش نكردن آن بسيار مهم است . اصل ( قاطعيت و نه شدت عمل ) را هميشه به ياد داشته باشيد .

18

شاگردانتان را به اسم بشناسيد
براي كنترل خوب كلاس درس ، دانستن نام شاگردان مطلقا ضروري است . ل

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در اين وب متن كامل كتاب managing your classroom اثر dixie gerard كه در سال 2003 نوشته شده و جناب آقاي مجتبي فرداد دوست عزيز آنرا ترجمه كرده اند را ملاحظه خواهيد كرد .

ترتيب مطالب به شرح زير است :

مقدمه

۱- مرحله تثبيت

ــ مرحله تثبيت چيست و چه اهميتي دارد ؟

ــ چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد ؟

ــ چرا وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش آموزان ضروري است ؟

ــ وقت حضور و غياب

ــ وقتي شاگردان به كلاس وارد مي شوند

ــ ارايه دستورالعمل به كلاس

ــ ايما و اشارات ، فنون كلامي و كنترل كلاس

۲- نقش سوال كردن به عنوان ابزاري در مديريت كلاس درس

ــ ايجاد فضاي همياري

ــ راهبردهايي براي افزايش يادگيري هاي مبتني بر همياري در كلاس

ــ الگوي اجزاي سازنده

ــ تغيير فرهنگ

ــ فن سوال كردن و استفاده از وقت انتظار

۳- اهميت محيط فيزيكي

۴- دستيابي به برتري رواني

ــ وقت شناسي

ــ شاگردان را به اسم بشناسيد

ــ در مورد ساختار درستان بينديشيد

ــ از تشويق استفاده موثر بكنيد

ــ ايجاد تنش مفيد در درس

ــ چرخيدن در كلاس و زير نظر داشتن شاگردان

ــ استفاده از مكث و زمان تاثير

۵- نتيجه گيري

مقدمه

معلمين به ندرت فرصت اين را پيدا مي كنند كه بنشينند و در باره كارشان فكر كنند . راستش اين است كه من هم طي سي سالي كه به كار تدريس پرداخته ام كمتر وقت و موقعيتي براي انديشيدن در باره جنبه هاي متنوع كارم به عنوان معلم داشته ام .تحقيقي كه براي كسب مدرك تحصيلي دانشگاهي ام و نيز براي نوشتن كتاب حاضر انجام داده ام به تازگي اين فرصت را براي من فراهم آورده كه در مورد موضوعات وسيعي كه به كارم مربوط مي شود به تفكر بپردازم .يكي از اين موضوعات كه اساس اين كتاب را تشكيل مي دهد و من تماما بر آن تمركز كرده ام چيزي است كه زيمفير و هووي از آن به عنوان ( كفايت فني معلم در كلاس ) ياد كرده اند .به عبارت ديگر ، مي خواهم برآنچه معلمين با تجربه ( كنترل تاكتيكي ) مي نامند متمركز شوم.

لازمه كنترل تاكتيكي آن است كه معلم روشي نظام مند و عملي براي مديريت كلاس اتخاذ نمايد و شالوده اي را پي ريزي كند كه در آن بي نظمي و رفتار ناپسند دانش آموز كمتر مجال وقوع پيداكند . در اين كتاب من به بررسي كارهاي عملي زيادي پرداخته ام كه معلمين مي توانند براي جلوگيري از بروز بي نظمي در بين دانش آموزان خود انجام دهند .

بنابراين ، در پاسخ به سوالات زير راهنمايي هايي ارايه شده است :

ــ چرا مرحله ( تثبيت ) براي كنترل و نطم كلاس بسيار با اهميت است ؟

ــ چرا ( حركات بدن ) وجه مهمي از كنترل كلاس را تشكيل مي دهد ؟

ــ چگونه مي توان سوال كردن را به صورت ابزاري موثر در مديريت كلاس به كار گرفت ؟

ــ نقش ( تنش مفيد ) در كمك به كنترل كلاس چيست ؟

ــ ( محيط فيزيكي ) چقدر در كنترل كلاس اهميت دارد ؟

به علاوه قصد دارم بر جنبه هايي از مديريت كلاس كه مانع پيش آمدن بي نظمي شاگردان در كلاس مي شود نيز تمركز كنم ــ چيزي كه دوست دارم آن را ( كنترل از راه پيش بيني ) بنامم ، يعني آنچه را كه ممكن است در درسي مشكل ساز شود پيش بيني و براي رفع آن برنامه ريزي كنيد .

اما منظور از واژه ( كنترل كلاس ) دقيقا چيست ؟ با توجه به اهداف اين كتاب ، منظور آن است كه :

ــ توانايي جلب توجه كامل شاگردان را در كلاس در هر لحظه و هر جا بخواهيد ، داشته باشيد .

ــ اطمينان داشته باشيد كه در موقعيت هاي آزاد يادگيري ، اقتدارتان كاهش نخواهد يافت .

ــ و بتوانيد روابط غير رسمي خوبي با شاگردان در كلاس بر قرار كنيد ،ضمن آن كه قادر باشيد هر وقت لازم باشد به شرايط رسمي و تحت كنترل بر گرديد .

اما اين كتاب براي چه كساني نوشته شده است ؟ در وهله اول ، مخاطب اين كتاب معلميني هستند كه در ابتداي راهند ــ يعني دانشجويان تربيت معلم ، معلمين جديدالاستخدام و معلميني كه يكي دو سال تجربه كاري دارند . با اين حال تاكيد مي كنم كه آنچه گفته ام به همه معلمين در هر سني و با هر تجربه اي مربوط مي شود . قطعا اين گفته ها براي آنها بي فايده نخواهد بود .

1

بخش يكم
مرحله تثبيت
2

مفهوم مرحله تثبيت و اهميت آن
در مدرسه اي كه من در آن كار مي كنم ،معلمين تازه كار ، به عنوان بخشي از برنامه توجيهي خود ، فرصت پيدا مي كنند كه به مشاهده كار همكاران با تجربه تر خود در كلاس درس بپردازند . در جلساتي كه بعد از اين مشاهدات براي بحث در باره نتايج كار تشكيل مي شود بسياري از معلمين تازه كار از اين كه معلمين با تجربه ظاهرا چه آسان شاگردانشان را در كلاس كنترل مي كنند ابراز شگفتي و تعجب مي كنند .آنان كه خود در اين زمينه بي تجربه هستند سعي مي كنند عاملي را كه باعث مي شود معلمين با تجربه جوي آرام ، كاري و هدفمند را در كلاسشان بر قرار كنند، پيدا كنند .جالب اين است كه گاهي اين كلاس همان كلاسي است كه معلمين كم تجربه با آن مشكل فراوان داشته اند .

بعضي از معلمين تازه كار ، اين قابليت را مرهون شان و مقام اجتماعي معلمين مورد مشاهده مي دانستند . هر چند نمي توانستند موفقيت معلمين با تجربه اما فاقد اين جايگاه اجتماعي را توجيه كنند .عده اي ديگر قدرت كنترل اين معلمين را معلول جذبه آنان مي ديدند. من در عين حال كه مي پذيرم جذبه معلم اغلب مي تواند نقش مهمي در كنترل و انگيزش شاگردان داشته باشد ، معتقدم كه براي داشتن كلاسي كه منظم و به اصطلاح هميشه روي غلطك باشد كافي نيست . در طي سالها شاهد بوده ام كه بعضي از معلمين ارشد و پر جذبه براي اداره موثر كلاسشان به زحمت افتاده اند . اين معلمين به جاي آن كه به مقوله مديريت كلاس به شيوه اي متعادل تر و جامع تر نگاه كنند ، بيش از حد به توانايي هاي خود در انجام امور روزمره مدرسه تكيه مي كردند . آري چيزي بيش تر مورد نياز است ، اما چه چيز ؟ خوب ، پاسخ اين سوال به سختي موشك هوا كردن نيست . همه چيز به روشي بر مي گردد كه اين معلمين توانسته اند با آن در همان مراحل اوليه كار در آغاز سال تحصيلي ضوابط و مقررات خود را در كلاس تثبيت كنند .اين فرآيند جامعه پذيري را ( مرحله تثبيت ) مي ناميم .( چيزي كه اعمال آن در فرآيند ياددهي ، يادگيري امري حياتي محسوب مي شود ).شما چه دانشجو باشيد ،چه معلم جديدالاستخدام و چه معلم با تجربه ، قبل از تشكيل اولين جلسه درس بايد براي مرحله تثبيت برنامه ريزي كرده باشيد .

3

چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد؟

وقتي معلمي ،صرف نظر از ميزان تجربه اش ، براي اولين بار جلو كلاسي مي ايستد نوعي فرهنگ يادگيري را ايجاد مي كند كه تا پايان رابطه كاري بين معلم و شاگرد تثبيت مي شود و ادامه خواهد يافت .wragg در مورد نياز معلمين به داشتن مهارت در حوزه مديريت تاثير گذاري سخن گفته است .gaffman نيز به تبيين مراحل مديريت تاثيرگذاري مي پردازد كه از همان جلسه اول شروع و در برخوردهاي بعدي ادامه مي يابد :

اولين تصوري كه فرد از خود در ذهن ديگران ايجاد مي كند ٫ وي را ملزم مي سازد تا مطابق آن تصوير عمل كند و تظاهر به ديگرگونه بودن را به كناري بگذارد .البته با گسترش تعامل بين طرفين در اين وضعيت خاص اضافات و تعديل هايي صورت خواهد گرفت . اما ضرورتا اين تغييرات بايد با مواضع اوليه طرفين اين تعاملات تعارضي نداشته باشد و بر مبناي آنها بنا شده باشد .

حال اين سخن در عمل چه معنايي خواهد داشت ؟ شايد به اين معنا باشد كه معلمين در هر سن و با هر تجربه اي بايد روشن كنند كه كيستند و چه اعتقاداتي دارند و از شاگردان خود چه انتظاراتي دارند .ثبات در نحوه معرفي خود به شاگردان ، حداقل تا وقتي كه موقعيت تان در كلاس تثبيت نشده است ، اهميت بسيار دارد . شايد در آن زمان بتوانيد كمي از آنچه ضروري تشخيص داده بوديد كوتاه بياييد .

اين روند فكري شايد شما را بر آن دارد كه از خود سوالاتي جدي و محققانه در باره شخصيت و رفتارهاي معلمي تان بپرسيد : آيا مغرور ، از خود راضي ،بي احساس ، تند مزاج ، بد اخلاق ، طعنه زن ، يكدنده و يا دمدمي مزاج نيستيد ؟ وقتي هم مي خواهيد رفتارهاي معلمي و آموزشي خود را بسنجيد بايد اعماق روح خود را جستجو كنيد و مثلا از خود بپرسيد :

ــ آيا با حالتي مطمئن ، هدفمند و با اعتماد به نفس وارد كلاس مي شويد ؟

ــ آيا به هنگام سخن گفتن با دانش آموزان از ژست هاي بدني استفاده مي كنيد ؟( آيا سر بالا ، چانه كمي رو به پايين ، شانه ها به سمت عقب و در وضعيتي راحت و مستحكم قرار دارند ؟ )

ــ آيا از مكث هاي حاكي از ترديد و دودلي و الفاظي مثل ؛ ام ؛ و ؛ا ؛ اجتناب مي كنيد ؟

ــ آيا لحن قاطع و صريحي داريد؟ آيا زير و بم صدايتان را براي جلب توجه شاگردان تغيير مي دهيد ؟

ــ آيا در كلاس طوري مي ايستيد كه بتوانيد همه كلاس را زير نظر داشته باشيد؟

ــ آيا با شاگردانتان ارتباط كامل چشمي بر قرار مي كنيد تا :

الف) آنها را با درس درگير كنيد

ب) مطمئن شويد كه دارند كارشان را انجام مي دهند و شيطنت و شلوغي نمي كنند .

ــ آيا از تكان دادن بيش از حد تنه و دست هايتان اجتناب مي كنيد ؟( اين كار موجب مي شود حواس شاگردان پرت شود . )

ــ آيا به شاگردان لبخند مي زنيد ؟

ــ آيا خصوصيات آزار دهنده اي مثل بازي كردن با موهايتان ، مشت كردن دست در شلوارتان و غيره داريد؟

ــ آيا اين حس را در شاگرد ايجاد مي كنيد كه نسبت به آنچه مي گوييد از نظر علمي اشراف داريد ؟

ــ و آيا حوصله شاگردان را سر مي بريد ؟

اين كه افراد چقدر سريع در باره ديگران به قضاوت مي پردازند هميشه مرا متعجب مي كند . من به عنوان معلم جامعه شناسي هميشه به جريان دسته بندي كردن در مدرسه علاقمند بوده ام و بخش عمده اي از مطالعات من نيز در مورد دسته بندي هايي بوده است كه معلمين از شاگردان كرده اند .در عين حال ، تفحص در راه و روش دانش آموزان در دسته بندي معلم هايشان به همان اندازه اهميت دارد .در بحثي كه اخيرا با شاگردان خودم در كلاس دهم داشتم از آنها پرسيدم كه چقدر طول مي كشد تا در باره معلم جديدشان به قضاوتي قطعي برسند . پاسخ هاي آنها تكان دهنده بود . عمده شاگردان در اين كلاس ها فقط بين سه تا ده دقيقه براي اين كار وقت لازم داشتند . و وقتي از آنها پرسيدم كه آيا ممكن است در آينده اين قضاوت تغيير كند تعداد اندكي از آنها گفتند در آينده احتمال تغيير قابل توجهي در قضاوتشان وجود دارد . اگر چه اين مثال تجربي و غير علمي است ، مي توان دريافت كه تاثير مثبت بر شاگردان در همان اول كار چقدر اهميت دارد .

اگرچند سالي در يك مدرسه بمانيد مسلما راحت تر مي توانيد از عهده مرحله تثبيت برآييد . شهرت معلميني كه خوب خود را تثبيت كرده اند اغلب از خودشان جلوتر حركت مي كند . بنابراين ، ارزش آن دارد كه در سالهاي اول كارتان در مدرسه براي اين مرحله كار بيشتري انجام دهيد . با اين حال ،با رفتن به مدرسه ديگر انتقال نتيجه اين زحمات چندان آسان نخواهد بود . wragg توضيح مي دهد كه چگونه حتي معلمين مجرب از اين كه تثبيت اقتدار ، ضوابط و قوانين شان در مدرسه جديد مشكل مي شود ابراز شگفتي مي كنند .در اين جا لازم است با معلمين رزرو همدلي كنيم ، چرا كه آنها در طول دوره كاري شان ( اولين برخورد ) هاي زيادي را تجربه مي كنند . اين اولين برخوردها اغلب تجربه هاي دردناكي هستند و معلمين آرزوي فراموش كردنشان را دارند .من با اين نظر wragg موافقم كه اين برخوردهاي اول براي معلمين امري شخصي است و تعجبي ندارد كه در مورد اين خصوصي ترين دقايق آغازين برخورد معلم و شاگرد تحقيق چنداني صورت نگرفته باشد .

از دير باز بر اين باور بوده ام كه مقدار توانايي معلم در درك و كنترل احساساتش در اولين برخورد با شاگردان ، رابطه مستقيمي با كيفيت روابط آينده آنها خواهد داشت . اين امر مي تواند تاثيرات مستقيمي بر كيفيت اداره كلاس و نظم آن داشته باشد . با توجه به اين ديدگاه از معلميني كه سوابق تدريس مختلفي داشتند خواستم احساسشان را قبل از مواجهه با كلاس هاي جديد در آغاز سال تحصيلي توضيح دهند . گزيده اي از اين پاسخ ها در زير آمده است .

اولين پاسخ را كسي داده كه شش سال رئيس توانمند يك گروه درسي بوده و بسيار صادقانه احساسش را قبل از شروع اولين جلسه كلاس توضيح داده است :

هميشه در آغاز سال تحصيلي بسيار نگران هستم ، مي ترسم كه شاگردان قابل كنترل نباشند و مجبور شوم كه در طول سال با آنها كشمكش داشته باشم . البته اين اتفاق هرگز نمي افتد ،اما همين حس مرا بر مي انگيزد كه در كلاس هايم تا حد امكان ضابطه مند و مقرراتي باشم . در كلاس نه بر محتواي دروس بلكه بر ضوابط و مقررات به عنوان اولويت نخست درس تاكيد مي كنم تا اطمينان حاصل كنم كه شاگردان و هم من مي دانيم كه هر كدام در چه جايگاهي قرار داريم .

شايد خوانندگان از خواندن پاسخ بعدي نيز كه معاون گروه داده است ، متعجب شوند . وي مردي بسيار لايق و مورد احترام است و ۲۴ سال تجربه دارد :

مي دانم كه در شب قبل از آغاز سال تحصيلي بد خواهم خوابيد . هر ساعت از خواب مي پرم و با وجود آن كه مي دانم شب قبل همه چيز را آماده كرده ام صبح زود پا مي شوم و مثل ايام بيماري ، به زور چيزي مي خورم . وقتي به مدرسه مي رسم احساس مي كنم كه حالم بد تر شده است . وارد كلاس كه مي شوم دهانم خشك مي شود . جلسات اول هرگز نمي نشينم . تصورم بر اين است كه بايد ترسناك جلوه كنم و چون كوتاه قد هستم ، فكر مي كنم وقتي آنها نشسته اند و من ايستاده ام بين مان تمايزي ايجاد خواهد شد . وقتي شاگردان وارد كلاس مي شوند دقيقا آنها را ورانداز مي كنم و در اولين فرصت به آنها مي گويم كه چه وسايلي بايد با خود داشته باشند و همين طور در باره رفتاري كه از آنها انتظار دارم صحبت مي كنم . سعي مي كنم آنها را وادار كنم كه در باره ضرورت وجود ضوابط در كلاس سخن بگويند و شايد هم خودم در اين زمينه مفصلا صحبت كنم . كابوس من هميشه اين است كه مبادا روز اول مدرسه دير برسم يا اين كه شاگردانم در روز اول معلم نداشته باشند . در پايان روز اول واقعا خسته مي شوم . انرژي عصبي يك ماه را در همان روز اول مصرف مي كنم .

دانش جويان و معلمين تازه كار ، از پاسخ بعدي جرئتي پيدا خواهند كرد . اين پاسخ را معلم ارشد ،مورد احترام و بسيار موفقي با ۲۵ سال سابقه تدريس داده است . با اين همه ، خيلي راحت نقاط ضعف خود را به رشته تحرير در مي آورد :

روز قبل از شروع سال تحصيلي واقعا عصبي هستم . شب قبل از آن هرگز نمي خوابم ( آن هم بعد از ۲۵ سال ) . فردا كه كار شروع مي شود اعتماد به نفس ندارم . هميشه سعي مي كنم كه جلو در ورودي مدرسه بايستم و بچه ها را به هنگام ورود به مدرسه ببينم تا شايد جريان كار برايم عادي شود . وقتي اولين بار با شاگردانم در كلاس مواجه مي شوم ٬ نگراني و عدم اطمينان وجودم را فرا مي گيرد . هميشه در مورد روش كارم در كلاس و انتظاراتي كه از آنان دارم صحبت مي كنم . در اين ميان كمي هم رياضي به كار مي گيرم تا بتوانم فرصت پيدا كنم كه نام آنان را هر چه سريع تر ياد بگيرم . اين رياضي چيز خيلي سختي نيست ، چيزي است كه آنها بتوانند از عهده اش بربيايند و با اشتياق بيشتري منتظر جلسه بعد باشند

آخرين پاسخ از آن معلمي است كه تجربه زيادي دارد و همه در مورد او نظر مساعدي دارند ، به طوري كه بسياري از كاركنان در مورد مسايل تدريس خود از وي راهنمايي و مشاوره مي خواهند :

هميشه ، حتي پس از اين همه سال ٬ گرفتن يك كلاس جديد تجربه اي نگران كننده است .... دوباره شروع شد . دوباره بايد مطمئن شد كه شاگردان مي دانند كه من كيستم و چه جايگاهي دارم . هرگز در كلاسي آرام نخواهم بود ، مگر آن كه اطمينان پيدا كنم كه از عهده آن كلاس بر مي آيم . هر بار كه در كلاس وقت اضافه بياورم و كلاس را زودتر تعطيل كنم ٬ در مي يابم كه باز در مورد محاسبه زمان لازم براي اين كه شاگردان نكات درس را فرا بگيرند اشتباه كرده ام . البته اين اتفاقي است كه پيش مي آيد ، چرا كه ارزيابي سرعت يادگيري شاگردان ، بسته به گروه دانش آموزان ٬ ممكن است خيلي هم طول بكشد . هنوز قبل از شروع كلاس دلشوره دارم . همان روز اول روش كار و ضوابط كلاس را توضيح مي دهم و مكررا در روزهاي بعد آنها را گوشزد مي كنم .

معلمين تازه كار چه چيزي را بايد از اين گفته ها دريابند ؟ اول از همه اين كه پذيرش ضعف ها اهميت دارد . توجه داريد كه كاركناني كه از نظر ديگران اعتماد به نفس بالايي دارند و به نظر مي رسد كه بر كار خود تسلط دارند ، در درون خود چنين احساسي را ندارند . به خاطر همين اعتبارشان است كه از آنها خواسته ام كه احساساتشان را با شما در ميان بگذارند . موكدا به شما توصيه مي كنم كه تجارب ، نگراني ها و ضعف هاي خود را چه به طور رسمي با معلم راهنمايتان و چه به طور خودماني با همكارانتان در ميان بگذاريد . با اين كار در مي يابيد كه تنها نيستيد و اميد است كه كمتر احساس انزوا بكنيد .

با اين همه ، صرفا درك احساساتتان به خودي خود كافي نيست . نكته مشترك در بين همه كساني كه پاسخ هايشان را در بالا آورديم اين است كه آنها علي رغم احساس عدم كفايت و امنيت ،سعي مي كردند كه با اين احساسات برخورد كنند ، چرا كه مي دانستند كوتاهي در انجام كار موجب از دست رفتن نظم و كنترل كلاس مي شود . آنها اين قدر تجربه داشتند كه بدانند اين احساسات قابل كنترل و موقتي هستند ،و حداكثر تا پايان اين سال تحصيلي ادامه خواهند يافت . لذا ارزشمند است كه خود را كاملا آماده كنيد و محكم و استوار بكوشيد آنها را عقب برانيد .

خوب ، وقتي با كلاس جديدي مواجه مي شويد چه بايد بكنيد ؟ مسلما كار را بايد به گونه اي شروع كرد كه تا پايان سال ادامه يابد . بايد ژست هاي مثبت اختيار كنيد و لحن مطمئن به كلامتان بدهيد و انتظارات خود را روشن و صريح به شاگردان بگوييد . اين موضوعات را در بخش دوم با جزئيات بيشتر بحث خواهيم كرد . اين نكته مهم را بايد در نظر داشته باشيد كه نبايد وارد كلاس شويد و يكباره فهرستي از انتظارات خود را براي شاگردان صادر كنيد بي آنكه منطقي را كه در پس اين انتظارات نهفته است برايشان توضيح دهيد . سعي كنيد اين نكته را به آنها تفهيم كنيد كه فرآيند ياددهي - يادگيري عمدتا بر مبناي مشاركت است و طرفين بايد براي دستيابي به موفقيت با هم ( بده - بستان ) داشته باشند . مفهوم حقوق و وظيفه را برايشان روشن كنيد .

در صفحه بعد قرار داد ( حقوق و وظايف ) را كه من با شاگردانم مي بندم آورده ام . اين قرارداد را ابتدا با اورهد براي بچه ها در كلاس نشان مي دهم . سپس به هر كدام نسخه اي از آن را مي دهم كه آن را امضا كنند و در طول سال هميشه با خود داشته باشند . لازم است كه در طي سال تحصيلي مرتبا به اين قرار داد مراجعه و نكات آن را به شاگردان يادآوري كنيم .

پس از آن كه ارزش كار گروهي را براي شاگردان توضيح دادم ، به اين نكته مي پردازم كه اين معلم است كه كنترل كننده فرآيند يادگيري - ياددهي است لذا پذيرش اصول زير براي شاگرد و معلم ضروري است :

ــ معلم مي تواند جاي نشستن شاگرد را تغيير دهد ؛

ــ معلم بايد نام تك تك شاگردان را بداند ؛

ــ به هنگام لزوم شاگردان بايد كاملا به مطالب توجه كنند ؛

ــ هيج گونه مزاحمتي براي كلاس پذيرفتني نيست ؛

ــ بين معلم و شاگرد بايد احترام متقابل برقرار باشد ؛

ــ هر شاگرد بايد احساس كند كه وجودش ارزشمند است و در فرآيند يادگيري كاملا لازم است ؛

ــ و براي دستبابي به اين اهداف تعيين مقررات و ضوابط در كلاس ضروري است .

قرار داد معلم - شاگرد

من چه انتظاراتي از شما دارم ؟

۱-انتظار دارم با من و ديگر شاگردان با ادب و احترام رفتار كنيد .

۲- انتظار دارم هر وقت كه از شما بخواهم نهايت توجه را به گفته هايم نشان دهيد . اين كار به يادگيري شما كمك مي كند .

۳- انتظار دارم با خودتان صادق باشيد و هر گاه كه اشتباه كرديد آن را بپذيريد ( اين كار بخشي از فرآيند يادگيري است ) .

۴- انتظار دارم تكاليفتان را سر موعد تحويل دهيد . ( اين امر به من كمك مي كند تا بتوانم به شما كمك كنم ) .

۵- انتظار دارم كه هميشه حداكثر تلاشتان را بكنيد . خيلي مهم است كه بتوانيد در پايان سال تحصيلي با غرور به عملكرد خود در سالي كه گذشت نگاه كنيد .

۶- انتظار دارم كه در صورت عدم رعايت موارد بالا ٬ عواقب زير را بپذيريد :

ــ به طور خصوصي با شما صحبت خواهم كرد .

ــ اگر ادامه دهيد ٬ به عنوان تنبيه شما را از كلاس اخراج خواهم كرد .

ــ با مدير مدرسه صحبت خواهم كرد .

ــ با پدر و مادرتان تماس خواهم گرفت .

با اين حال فرآيند ياددهي - يادگيري امري مشترك است و لذا شما هم حق داريد چيزهايي از من انتظار داشته باشيد :

۱- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه با شما مودبانه رفتار كنم و حتي وقتي شما را شديدا مواخذه مي كنم احترامتان را نگه دارم .

۲- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه من همه تلاشم را براي كمك به پيشرفتتان يا حل مشكلاتتان به كار بندم .

۳- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه تكاليف و كارهاي شما را منظما بررسي كنم و نظرات سازنده اي در مورد آنها به شما انتقال دهم .

۴- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه هر گاه اشتباهي بكنم ، از شما عذر خواهي كنم .

۵- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه با شما در صورت بروز رفتار خطا و خلاف ادب ، با رعايت عدالت و انصاف بر خورد كنم .

امضا معلم امضا دانش آموز

4

چرا وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش آموزان ضروري است ؟
در متون موجود در باره عملكرد مغز آمده است كه بخش تحتاني آن مسئول اعمال حياتي انسان است .هنگام ترس اين بخش از مغز فعال مي شود ، و اگر قرار است كه يادگيري واقعي صورت گيرد بايد اين بخش از مغز در آرامش به سر برد . از آنجا كه يكي از موانع يادگيري در شاگردان احساس ترس و عدم امنيت است ، بيان روشن ضوابط ، مقررات و انتظارات و نيز برخوردهاي به دور از از تبعيض و ثبات در روش كار نقش اساسي در كاهش حس عدم امنيت در ميان شاگردان دارد .

بر خلاف مقاومتي كه بسياري از نوجوانان در برابر ضوابط و مقررات از خود نشان مي دهند ، معتقدم كه بخش عمده اي از آنان به طور ناخود آگاه در دروس خود خواهان وجود مرزبندي و چارچوب هاي مشخص هستند . به اجرا در آوردن اين معيارها به طور مستمر مطمئنا مانع بروز رفتارهاي آزارنده ٬ غير اجتماعي و مخربي مي شود كه در ياددهي و يادگيري مطلوب اختلال ايجاد مي كنند . لذا ارزشمند خواهد بود كه وقت زيادي صرف تفكر در مورد ضوابط مورد نياز كلاستان كنيد .

براي نمونه ، براي هر يك از مراحل تدريس زير چه ضوابط مشخص و تعريف شده اي در ذهن داريد :

ــ وقتي داريد حضور و غياب مي كنيد .

ــ وقتي شاگردان در گروههاي كوچك با هم كار مي كنند .

ــ وقتي همه كلاس در مورد موضوعي واحد بحث مي كنند .

ــ وقتي شاگردان امتحان مي دهند .

ــ وقتي شاگردان كنفرانس مي دهند .

ــ وقتي شاگردان وارد كلاس و يا از آن خارج مي شوند .

ــ وقتي شاگردان فعاليتي را تمام مي كنند و به سراغ فعاليتي ديگر مي روند .

ــ وقتي شاگردان كارهاي فردي خود را انجام مي دهند .

ــ وقتي شاگردان رفع اشكال مي كنند .

ــ يا وقتي كه داريد در جلو كلاس درسي را مستقيما ارايه مي كنيد .

در زير مثال هايي از مقرراتي را آوردم كه من در كلاس هايم اعمال مي كنم . البته به ياد داشته باشيد كه صرفا اخذ مقررات ديگران و استفاده از آن در كلاس هايتان هميشه كار آمد نخواهد بود . بايد هويت خودتان را به سيستم اداره كلاس بدهيد .

5

وقت حضور و غياب
مرحله اول :خوب ببينيم كه آيا امروز همه حاضر هستند ؟ با اين جمله به شاگردان هشدار مي دهم كه انتظارم اين است كه ساكت باشند و در ضمن صحبت شان را تمام كنند .

مرحله دوم : به همه كلاس نظري مي اندازم تا مطمئن شوم شاگردان همه رو به من نشسته اند .

مرحله سوم : نام شاگردان را يكي يكي مي خوانم .

مرحله چهارم : تذكراتي كه مسئولين مدرسه داده اند را به بچه ها مي گويم .

مرحله پنجم : به بچه ها اجازه مي دهم آزام صحبت كنند .

6

وقتي شاگردان به كلاس وارد مي شوند

مرحله اول :آرام وارد كلاس شويد . ( در مورد خواسته هايتان دقيق باشيد . از به كار بردن عباراتي مثل ؛درست رفتار كنيد ؛ اجتاب كنيد )


مرحله دوم : كتب و وسايل را روي ميزتان بگذاريد .


مرحله سوم : بنشينيد و آماده درس باشيد .


مرحله چهارم : كارهايي را كه روي تخته سياه از شما خواسته شده انجام دهيد .


معلمين نه تنها بايد در مورد قوانين و ضوابط كارشان در كلاس صراحت و قاطعيت داشته باشند ،بلكه بايد به شاگردان تفهيم كنند كه دقيقا در اين مورد چه انتظاري از آنها دارند و چرا چنين ضوابطي بايد در كار باشد . در موارد بالا ، دليل اوليه اجراي اين ضوابط آن است كه يادگيري به طور موثر و با حد اكثر سرعت ممكن اتفاق بيفتد .

نكته ديگر اين كه وقتي با دانشجويان ، معلمين جديدالاستخدام و حتي با معلمين با تجربه در باره روش كار و ضوابط كلاس صحبت مي كنم ،تقريبا همه مي گويند كه اين موارد را براي شاگردان نمي نويسند .اما نبايد فراموش كرد كه دانش آموزان بيشتر از طريق ديدن ياد مي گيرند تا شنيدن .به اين دليل اگر مي خواهيد ضوابط و روش كار شما را ياد بگيرند ، بايد چيزي در جلو چشم آنها بنويسيد . علاوه بر اين نسخه نوشتاري ، مي توانيد با تصاويري كه روي ديوارهاي كلاس مي چسبانيد اين يادگيري را تقويت كنيد . مي توانيد مثلا روش ها و ضوابط خود را با كلاس به بحث بگذاريد و از شاگردان بخواهيد براي هر كدام تصاوير و فلوچارت هايي مشابه شماره ۱ بكشند و در كلاس نمايش دهند . اين كار به آنها اين حس را مي دهد كه در روند كار داراي سهمي هستند و اين حس براي پيشبرد مقاصد آموزشي بسيار مهم و حياتي است .


اگر ادعا كنم كه هميشه روش هاي من در نهايت كمال و موفقيت به اجرا در مي آيند ،دروغ بزرگي گفته ام . در سال جاري بعضي كلاس هاي پر مشكل داشته ام كه در آنها هميشه امور آن گونه كه پيش بيني مي شده ، نبوده است . با اين حال سخت تلاش كرده ام كه در اعمال روش و ضوابط خود با ثبات عمل كنم . جالب اين كه در اين گونه كلاس ها نسبت به كلاس هايي كه در صورت مواجهه با مشكل در همان ابتداي كار اجراي روش خود را كنار مي گذاشتم موفقيت بيشتري داشته ام . اين را هم در نظر داشته باشيد كه شاگردان هميشه شما را محك مي زنند تا بدانند تا چه حد در كارتان جدي هستيد .براي اين كه اين روش ها و اجراي آن ها براي شاگردان عادي بشود لازم است كه مجازات هاي درجه بندي شده اي را به منظور تحكيم اين روش ها در نظر بگيريد . و بسيار ضروري است كه شاگردان از قبل دقيقا بدانند كه اين مجازات ها چيستند . مثلا اين مجازات ها مي توانند به صورت زير باشند :


اولين خطا : تذكر


دومين خطا : مواخذه و در خواست ارايه توضيح از شاگرد


سومين خطا : اخراج از كلاس


چهارمين خطا : تماس با والدين


اين نكته نيز ضروري است كه بايد مدام كنترل كنيد كه آيا شاگردان روش و ضوابط شما را درك كرده اند و هنوز آنها را به خاطر دارند ؟ نبايد تصور تان بر اين باشد كه با يك بار گفتن ، آنها به طور خودكار هميشه همه چيز را به خاطر خواهند داشت . بايد به طور جدي در زمينه كار كنيد . در پرسش هايي كه از معلمين جديدالاستخدام در دوره هاي ابتدايي در پايان اولين سال تدريس شان به عمل آمده ،بسياري از آنها آرزو كرده اند كه اي كاش در اجراي ضوابط و اعمال روش هايشان جديت بيشتري به خرج داده بودند . در زير بعضي از اين پاسخ ها آمده است .


7

در مورد روش ها و ضوابط چه بايد مي كردم :


معلم الف :

در اولين سال تدريس بايد در مورد تنبيه جدي تر مي بودم . بايد كار شاگرداني كه تكاليفشان را سر موعد تحويل نمي دادند جدي تر پي گيري مي كردم .بايد فهرستي از تكاليف عقب افتاده را تهيه مي كردم . در صورت تكرار ، تنبيهي در نظر مي گرفتم . بايد بي نظمي هاي مكرر و گم كردن كتاب و وسايل را جدي تر مجازات مي كردم . بايد با خانواده ها مكاتبات بيشتري مي داشتم و كارت هاي آفرين بيشتري براي تشويق شاگردان و تعيين سطح آنها مي دادم . بايد در مورد دير آمدن ها و لباس فرم سخت گيري بيشتري مي كردم به ويژه در مورد كفش ورزشي .

راستش من آن قدر درگير خوب درس دادن بودم كه ديگر آگاهانه به ضوابط حاكم بر كلاس نمي پرداختم . اداره كلاس بيشتر به شيوه طبيعي و غريزي انجام مي شد . ضابطه و روش براي اعمال كنترل همه جانبه بر شاگردان راه خوبي است ، اما به موازات آن شاگردان نياز به نوعي ثبات دارند . آنها به ضوابط و رهنمودهايي در زندگي روزمره نياز دارند ،به ويژه اگر اين ها را در خانه نياموخته باشند . اما قويا معتقدم كه قوانين و روش هاي مورد استفاده در كلاس در قالب هاي سخت ريخته شوند . با شكستن و تغيير الگوها و روش هاي روزمره و عادي تدريس ، مي توان در كلاس تنوع و هيجان سالمي ايجاد كرد . بي ترديد تغيير در روش ، راه خوبي براي آماده نگه داشتن شاگردان و تهييج و تشويق آنها به انجام امور مورد نظر است . اگر چه ثبات روش اهميت خود را دارد ، اما نبايد خود را در چارچوب آن حبس كنيد . اگر ديديد از روشي خسته شده ايد ، يقين داشته باشيد كه بچه ها هم چنين اند .

معلم ب :

قوانين و روش ها مانند ستون فقراتي مي مانند كه هر درسي بدان نياز دارد .

معلم ج :

در آغاز اولين سال تدريس بسيار نگران بودم كه بتوانم تاثير درستي بر شاگردانم بگذارم و اطمينان يابم كه آنها مي دانند كه من كنترل كلاس را در دست دارم . در تعطيلات تابستان ، همان گونه كه در دانشگاه ياد گرفته بودم ، ضوابط و قوانين كلاسم را نوشته بودم . وقتي كه مدارس باز شدند ،من ده قانون طلايي براي هر كلاس اعلام كردم . در تئوري اين كار بزرگي بود . اما در عمل ،ده قانون خيلي زياد از آب در آمد و شاگردان نمي توانستند آنها را در خاطر خود نگه دارند . امسال تابستان اين قوانين را دوباره نوشتم . حالا فقط سه جمله ساده و صريح هستند كه همه دانش آموزان مي توانند آنها را به ياد بياورند و بفهمند . سال گذشته خيلي نگران بودم ، انتظار داشتم كه همه شاگردان كاملا درست رفتار كنند . حال با تجربه و احساس اطمينان بيشتري كه پيدا كرده ام معتقدم كه در مورد بعضي از شاگردان قوانين بايد كمي انعطاف پذير باشند تا بتوان با آنها روابط مثبت و كار آمدتري برقرار كرد . دو سال طول كشيد تا من اين مطلب را دريابم و اين چيزي نيست كه در مراكز تربيت معلم به شما بگويند . فكر مي كنم اين تجربه از من معلم بهتري ساخته است .

معلم د :

در سال اول تدريس ،در شروع سال تحصيلي ضوابط و قوانين كلاس را خيلي روشن براي شاگردانم بيان كردم . اما در طي سال اين قوانين را به شاگردان يادآوري نمي كردم . صرفا انتظار داشتم كه آنها اين قوانين را به ياد داشته باشند و به آن عمل كنند .هر وقت هم كه يادشان نمي آمد ، عصباني مي شدم . امسال در شروع هر كار انتظاراتم را مكررا به آنها يادآوري مي كردم تا بدانند چه بايد بكنند . پارسال فكر مي كردم كه وقت كافي براي اين كار ندارم ، چرا كه بايد مطالب زيادي تدريس مي كردم . امسال دريافتم كه يادآوري اين قوانين در واقع موجب صرفه جويي در وقت مي شود ، چرا كه وقت كمتري صرف تاديب شاگرداني مي كردم كه كارهاي ناشايست در كلاس مي كنند . وضعيت فعلي عالي نيست ، ولي باز از پارسال بهتر است .

معلم ذ :

در اولين هفته مدرسه وقت زيادي صرف مرور قوانين اصلي كلاس مي كردم . شاگردانم بيشتر اين قوانين را مي پذيرفتند و من اطمينان پيدا مي كردم كه اين قوانين براي آنها كاملا روشن و واضح هستند . بعد از اين ، فرض من اين بود كه شاگردان آنها را هميشه به ياد دارند و اجرا مي كنند . اما اگر يادآوري مداوم در كار نبود ، به زودي همه چيز فراموش مي شد و من خودم را دوباره در پله اول مي ديدم . توصيه من اين است كه در ابتداي سال قوانين خود را تعيين كنيم و بعد در طي سال در هر فرصتي آنها را يادآوري كنيم . مثلا قبل از تماشاي فيلم به بچه ها قانون نشستن را يادآوري كنيم يا قبل از بحث كلاسي از بچه ها بپرسيم كه آيا يادشان هست كه بايد طوري صحبت كنند كه همه كلاس حرف هايشان را بشنوند ؟

معلم ر :

اشتباه من اين بود كه مجموعه روشني از قوانين را در شروع سال تحصيلي در كلاسم طرح نكردم و از اين بابت هنوز رنج مي برم . وقتي هم كه خواستم اين قوانين را در كلاس طرح و اعمال كنم ، ديدم كه فهرستي بلند بالا و ده قسمتي شده است . حال فكر مي كنم كه نبايد بيش از چهار يا پنج مورد باشند

بايد بدانيد كه نمونه هاي اين تحقيق معلمين بسيار توانمندي بوده اند كه همواره به انديشه تثبيت قوانين و روش ها در كلاس هايشان ملتزم بوده اند . كوتاهيشان در آن بوده است كه وقت وزحمت كافي صرف تقويت و يادآوري اين كار نكرده اند . همچنين شما را به نكات جالبي كه معلمين الف و ب در مورد ضرورت انعطاف پذيري مطرح كرده اند توجه مي دهم .قوانين و روش ها براي آن هستند كه در كلاس نظمي برقرار شود كه امر يادگيري را تسهيل كنند . اگر چنين كاري رخ ندهد ٬ لاجرم بايد روش را تغيير داد ، هر چند نبايد آنها را به كلي كنار گذاشت . قبلا هم تذكر داده بودم كه لازم است نوعي تسلط در اجراي قوانين و اعمال روش ها به دست آورد . معلمين ب و ر نوشته اند كه بنا بر آموزشي كه ديده بودند تا ده قانون در كلاس هايشان اعمال مي كرده اند . همان گونه كه خودشان پذيرفته اند ٬ اين كار موثر نبوده است و دريافته اند كه بايد اين تعداد به سه يا چهار قانون كاهش يابد . معلمين بايد خود در اين مورد به راه حلي برسند ٬ اما موضوع مهم اين است كه معلمين به قاعده اي معتي دار در كلاس داري دست يابند كه با شخصيت و شيوه تدريس آنها تناسب داشته باشد . در هر صورت ، مهمترين عامل به ياد داشتن اين نكته است كه قوانين را بايد به طور مستمر يادآوري و تقويت كرد . البته اين كار آساني نيست .

جالب اين است كه بسياري از معلمين ضوابط و قوانين خود را تا نيمه هاي سال سخت در كلاس حفظ مي كنند و بعد خسته مي شوند و در كنترل كلاس آسانگير مي شوند.خيلي ها هم زودتر از اين در مورد ضوابط و قوانين كوتاه مي آيند . سه چهار هفته كه از سال تحصيلي گذشت ، خوشحال از اين كه آن بي نظمي كه انتظارش مي رفت بروز نكرده سخت گيري ها را رها ميكنند و در مورد يادآوري روش ها نيز ديگر تلاشي نمي كنند . چيزي كه آنها در تشخيص آن كوتاهي كرده اند ( ماه عسلي ) است كه در بيشتر كلاس ها بعد از سه چهار هفته اول اتفاق مي افتد . اگر چه معلمين مجرب مي توانند هر وقت احساس كنند كه كلاس دارد از كنترل خارج مي شود دوباره كنترل خود را تثبيت كنند ، اما اين كار براي معلمين كم تجربه بسيار سخت تر خواهد بود .

معلميني كه در ابتداي كارشان هستند سرمايه شهرت و تجربه اي ندارند كه آنان را پشتيباني كند و به ناچار در كنترل مجدد اوضاع ، كار بر آنها بسيار دشوارتر خواهد بود . معلمين ( د ) و ( ر ) در اولين سال كارشان درسي بسيار آموزنده فرا گرفته اند و اكنون بايد در پي آن باشند كه به نحوي اين مسئله را براي خود حل كنند . روشن است كه چگونگي انجام اين كار به فرد بستگي دارد و من تنها مي توانم كاري را كه براي من موثر بوده مطرح كنم . مثلا اگر از نحوه ورود به كلاس شاگردانم راضي نباشم ، بعد از زنگ كلاس ، آنها را نگه دارم و انتظاراتم را به آنها گوشزد كنم . در مورد شاگردان كوچك تر بعضي وقت ها اين كار را با پرسش از قوانين كلاس انجام مي دهم . اگر چند دقيقه اي فرصت اضافي داشته باشيد ، قبل از آن كه بچه ها به درس ديگري بپردازند ، مي توانيد در مورد انتظاراتتان از كلاس برايشان صحبت كنيد . نكته اين كار اين است كه با تذكر مداوم قواعد و روش تان شاگردان را به معيارها و ارزش هاي مورد نظرتان متمايل و مانوس كنيد چه به عنوان معلم جديدالاستخدام و چه به عنوان معلمي كه به مدرسه تازه اي رفته ايد ، تلاش براي پذيرا كردن شاگردان كوچك تر نسبت به نحوه تفكرتان بسيار ضروري و ارزشمند است . ثمره اين كار را به ويژه زماني خواهيد چيد كه در آينده با اين شاگردان برخوردهاي بيشتري داشته باشيد .

ارايه دستورالعمل به كلاس
دادن دستورالعمل به شاگردان آن گونه كه در ابتداي امر به نظر مي رسد چندان هم ساده نيست . ديديم كه معلمين بسياري در ارايه آنچه كه به نظر دستورالعمل هاي ساده اي هستند ناموفق بودند . به اعتقاد من اين موضوع به ژرف انديشي بسيار نياز دارد ، به ويژه در دروس عملي كه در آن ها شاگردان آزادي عمل بيشتري دارند . مي توانيد براي تعيين دستورالعمل هاي خاص به شاگردان از راهنمايي هاي زير بهره ببريد :

چند توصيه:
ــ دستورات ساده باشند .

براي هر فعاليت كلاسي تعداد محدودي دستورالعمل انتخاب كنيد .

دستورات مبهم مثل ( درست رفتار كنيد ) نياوريد .

ــ دستورات خود را به موارد زير محدود كنيد :

مي خواهيد شاگردانتان چگونه در فعاليتي شركت كنند و چه نقشي از آنها انتظار مي رود .

انتظار داريد شاگردانتان چه رفتاري داشته باشند تا آن فعاليت را با موفقيت به انجام برسانند .

نمونه اي از مجموعه دستورالعمل هايي كه براي امتحان به شاگردان داده مي شود در زير آمده است :

۱- دلايل اساسي دستورالعمل هل را توضيح دهيد :

روز شنبه امتحان داريد . در اول كلاس در مورد امتحان شما را راهنمايي خواهم كرد . بسيار ضروري است كه به وقت ، اين راهنمايي ها را دنبال كنيد تا بتوانيد خوب امتحان بدهيد و موفق شويد .

۲- با سوال كردن بچه ها را درگير كنيد .

اگر شاگردان را در بحثي كه منطقا به آنها مربوط مي شود دخالت دهيد با آمادگي بيشتري دستورات را اجرا خواهند كرد :

اگر وقت زيادي صرف آماده شدن براي امتحان كنيم چه مي شود ؟ چه عواقبي در انتظار شاگردي خواهد بود كه وسايل لازم را با خود نياورده است ؟

۳- دستورات خاص امتحان را بيان كنيد .

حال وقت آن است كه دستورالعمل هايي را كه خاص امتحان است و پيروي از آنها مورد انتظار است ياد دهيد . خاطر نشان كنيد كه وقتي همه دستورالعمل ها را اجرا كنند ، همه شاگردان امكان موفقيت خواهند داشت .

به جز يك خودكار چيزي روي ميز نباشد .

صحبت نكنيد ، كسي از جايش بلند نشود .

تا وقتي كه نگفته ام ، برگه ها به پشت روي ميزتان باشد .

وقتي كه من گفتم شروع كنيد ، برگه ها را برگردانيد ، نام و تاريخ را روي آن بنويسيد و سوالات را به دقت بخوانيد .

وقتي آماده شديد ، شروع به نوشتن كنيد .

اگر سوالي داشتيد ، دستتان را بلند كنيد و تامن بالاي سرتان بيايم ، صبر كنيد . وقتي كه تمام كرديد پاسخ هايتان را كنترل كنيد . به جلو كلاس بياييد و برگه هايتان را تحويل دهيد . تا وقتي همه برگه ها جمع شوند مي توانيد كتابي را در آوريد و آرام مطالعه كنيد .

دوباره مي خواهم به مفهوم ( كنترل از راه پيش بيني ) برگردم . اين مطلب تا حدي شبيه قانون مورفي است كه مي گويد ( اگر كاري بتواند خراب شود ، خراب مي شود ) دستورات منسجم ، روشن و معتبر مي تواند احتمال بروز اشكال را در كلاستان كاهش دهد .

مثال هاي زير نمونه هايي هستند كه در آنها دستورات با شتاب و مبهم طرح شده اند يا نمونه هايي هستند كه در آن اوضاع مطابق برنامه پيش نرفته است . مطمئنا اين نمونه ها حس همدلي را در بعضي از شما عميقا بر خواهد انگيخت .

معلم جديدالاستخدام انگليسي :
بچه هاي سال هفتم دوست دارند مرتب سوال كنند و بيشتر وقت ها اين كار مرا ديوانه مي كند . اگر چه مي توانم سوالات بعضا بي ربط آنها را تحمل كنم مثل اينكه ( اسم كوچك شما چيست ؟ ) يا ( آيا در خانه گربه داريد ؟ ) اما آن روز براي آنها تكليفي تعيين كردم و بعد بي مقدمه آنچه را كه از آنها مي خواستم انجام دهند سريعا گفتم و آنها را به خال خود گذاشتم . ظرف چند ثانيه كلاس به هم ريخت . در ميان آن همه سر و صدا تنها چيزي كه مي شنيدم اين بود : ( آقا نفهميديم ، يعني چه ؟ چه كار بايد بكنيم ؟ ) اي كاش مي توانستم خونسرد بمانم و برايشان توضيح بدهم ، اما راستش را بخواهيد خودم هم نمي دانستم . دليلش هم اين بود كه شب قبل مجبور بودم صد و شصت كارنامه را آماده كنم و وقت نداشتم طرح درس تهيه كنم .

معلم جديدالاستخدام علوم :
داشتم بچه ها را براي انجام آزمايشي در مورد عدسي ها و فاصله كانوني آماده مي كردم . كلاس تونايي بالايي داشت و به اين دليل توضيحات و دستورالعمل ها را شفاهي گفتم و بعد از آنها پرسيدم كه آيا همگي فهميده اند . همه فهميده بودند . بنابراين ، به آنها اجازه دادم كه كار را شروع كنند ، اما ظرف پنج دقيقه مجبور شدم كار را متوقف كنم . چون هيچكس آزمايش را درست انجام نمي داد . مجبور شدم به آنها طرز انجام آزمايش را عملا نشان دهم . عجب اشتباه احمقانه اي . دفعه ديگر ، ابتدا خودم آزمايش را انجام مي دهم و از آنها مي خواهم كه آن را تكرار كنند .

معلم جديدالاستخدام انگليسي :
وقتي دستورالعمل ها به خوبي اجرا نمي شوند ، بدترين اتفاق آن است كه خودتان آمادگي لازم را نداشته باشيد و لذا دستور انجام كاري را بدهيد كه خودتان نيز تصور درستي از آن نداريد ، واقعا نمي دانيد كه از شاگردان چه مي خواهيد و بنابراين ، امكان هم ندارد كه بچه ها بدانند كه چه بايد بكنند . در اين حالت احساستان اين است كه داريد از چيزي فرار مي كنيد .

معلم جديدالاستخدام تربيت بدني :
به دليل ماهيت درس تربيت بدني خطر حادثه و اتفاق زياد است . لذا وادار كردن شاگردان به آرام نشستن و گوش دادن اهميت دارد . در اين مورد خاص داشتم خلاصه بعضي نكات درسي را براي شاگردان دوره مي كردم كه گفتم : مي شه اينقدر توپ هايتان را بالا پايين نكنيد . اين جور حرف ها شايد خنده دار باشد ولي يك مرتبه حال و هواي كلاس را عوض

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديريت كلاس درس - چگونه كلاس درس را مديريت كنيم ؟ 


وضع مقررات و دستورالعمل هاي واضح و روشن

يكي از عوامل اصلي براي تضمين جريان روان تدريس وضع دستورالعمل ها و مقررات مشخص از اغاز كار  تدريس است .

مقررات عبارت هاي رسمي و معمولا مكتوب هستند كه مشخص مي كنند دانش آموزان چه كارهايي را مي توانند انجام دهند و چه كارهايي را نبايد انجام دهند .

دستورالعمل ها تدابير غير رسمي هستند كه مشخص مي كنند در يك كلاس معين كارها چگونه بايد انجام شوند . مقررات غالبا در سطح مدرسه تعيين مي شوند و در پژوهش هاي كارامدي مدرسه به عنوان عامل تمييز دهنده مدارس كارامدتر از مدارس داراي كارامدي كمتر، شناخته شده اند .

براي اينكه مقررات و دستور العمل ها موثر واقع شوند لازم است انها را به صورت جدي به دانش اموزاناموزش داد و دلايل وجودي  آنها را براي آنان بيان كرد.

يكي از عوامل اصلي كه هنگام وضع مقررات و دستورالعمل ها ي كلاس درس بايد به ان توجه شود ضمانت اجراي پيوسته و مداوم آنهاست . چنانچه مقررات به طور پيوسته به اجرا در نيايد به زودي نقض مي شوند و ا زبين خواهند رفت .

مشاركت دانش اموزان در وضع مقررات غالبا مي تواند براي تقويت حس مالكيت و مسئوليت مشترك در قبال انها و براي همكاري انها در اعمال مقررات و دستور العمل ها مفيد باشيد . مقررات معدودي كه به راحتي قابل فهم و اجرا باشند نسبت به مقررات مفصل و زياد كه اجراي انها دشوار است كارامدتر خواهند بود .

نمونه اي از مقررات مدرسه به شرح ذيل است .

هميشه آهسته صحبت كنيد – به ديگران گوش دهيد – هميشه تمام توان خود را به كار گيريد– به دانش آموزان ديگر گوش دهيد و به آنها احترام بگذاريد – در راهروها ندويد

بررسي عواملي كه سرعت تدريس راكاهش مي دهند.(حفظ فرايند روان تدريس)

يكي از موثرترين راههاي جلوگيري از  بي انظباطي دانش آموزان درجريان تدريس ،حفظ فرايند روان تدريس است.

روشهايي وجودداردكه براساس آنها خودمعلم باعث كندشدن سرعت پيشروي درس مي شود. پديده بلاتكليفي وپديده الاكلنگ ازجمله آنهاست.

پديده بلاتكليفي: دراين روش وقتي معلم فعاليت خاصي راآغاز مي كند.اماآن را ناتمام رها مي سازد براي مثال وقتي معلم به آماده سازي مقدمات تمرين كلاسي مي پردازد وناگهان تصميم مي گيرد كه ابتدا بايد مطلب ديگري تدريس كند.

پديده الاكلنگ: دراين حالت معلم فعاليتي راشروع مي كند اماقبل از اتمام آن سراغ فعاليت ديگري مي رود وپس از آن دوبار ه به فعاليت قبلي مي پردازد

هردوروش فوق مي تواند باعث سردرگمي درميان برخي از دانش آموزان وشروع بي انضباطي در ميان دانش آموزان كنجكاو شوند. معلم بابرنامه ريزي درسي مناسب مي تواند از هردو پديده ذكر شده  جلوگيري كند.

توضيح اضافي: معلم از طريق توضيح اضافي هم مي تواند جريان درس را مختل كند

اين اتفاق وقتي روي مي دهد كه معلم ،بعدازاين كه دانش آموزان كاملا فهميدند چه كاري بايد انجام دهند به تشريح دستورالعمل ها ادامه مي دهد.اين مساله باعث بي حوصلگي دانش آموزان وافزايش احتمال بي انضباطي خواهد شد.به مثال زير توجه كنيد:

معلم در كلاس درس كاغذهاي خودراپخش مي كند.معلم مي گويد:جزوه ها را برداريد. يكي ازروبرداريدوبقيه را به بغل دستي خودبدهيد. حالا يكي از رو برداريد. چراهمه را بهم ريختيد. حالا يكي از رو برداريد...

زمان بيكاري down time

به قسمت هايي از جلسه ي درس كه طي آن يك ياچندنفر از  دانش آموزان يا كل كلاس به دليل اينكه تمرين كلاسي رازودتر تمام كرده انديادرس زودتر تمام شده است وموقع شروع مبحث جديد نيست يا  دانش آموزان بايد منتظربمانندتاموادووسايل لازم مهيا شود وقت آزاد پيدامي كنند زمان بيكاري مي گوييد.اگر دستورالعمل هاي مشخص براي مواجهه بااين موقعيت ها وجود نداشته باشد،به آساني مي توانند به بي نظمي منجر شوند.

بهترين روش اجتناب از مشكلات وقت بي كاري ،كاهش ميزان وقوع آن است. تكاليف وبرگ هاي تمرين اضافي و در اختيار دانش آموزقرار دادن آن روش مناسبي در اين زمينه است .

خاتمه دادن به درس

پايان درس آخرين مرحله اي است كه طي آن احتمال دارد مشكلات مديريتي روي دهد مشكلاتي كه در اين مرحله وجود دارد به شرح زير است :

1)اختصاص ندادن وقت كافي براي به پايان رساندن فعاليت هاي برنامه ريزي شده

2)وجود ابهام در تعيين و اعلام به موقع مشق شب

3)عدم وضع مجموعه اي از مقررات براي خروج تك تك دانش آموزان از كلاس درس

4)عدم نشانه گذاري به نحوي كه دانش آموزان بدانند كه درس تاچه مدتي بايد ادامه يابد

جريان انتقال دانش آموزان در تدريس

يكي از روشهاي اصلي براي سودمندي كلاس درس اين است كه در جريان انتقال از يك قسمت درس به قسمت ديگر وقت زيادي تلف نشود .درصورتي كه لازم باشد دانش آموزان از يك قسمت كلاس به قسمت ديگر آن بروند اين مساله مي تواند مشكل ويژه اي باشد.

اگر چنين انتقال هايي به طور مناسب اداره نشوند به آساني بخش قابل توجهي از وقت كلاس را به خود اختصاص مي دهند وباعث اتلاف وقت مي شوند.

مثلا تدريس مبحث جديد براي كل كلاس وانتقال به تمرين انفرادي به عنوان يك مبحث جديد يا زماني كه دانش آموزان بايستي از كلاس به كارگاه يا آزمايشگاه ياسمعي بصري ويانمازخانه آموزشگاه بروند.ياوقتي كه دركلاسهاي موضوعي كه امروزه درحال برنامه ريزي و اجرا  است بايد وسايلي مثل كتاب تمرين يا مداد يا خودكارشان را  بياورند .

مراحل انتقال بايد تا حدامكان كوتاه و آسان باشند.بدين منظور معلمان كارآمد دستورالعمل هاي روشني براي انتقال هاي درسي وضع مي كنند .

مثلا 1- محدود كردن تعداد دانش اموزاني كه در يك زمان مي توانند جابجا شوند

2- سپردن وظيفه جمع كردن برگه ها به يكي از دانش اموزان

3- در نظر گرفتن مراحل مشخص براي اجراي انتقال

نشانه گذاري cueing تكنيك سودمندي است براي اگاه كردن دانش اموزان از نزديك بودن زمان انتقال درسي

در اين روش به دانش اموزان گفته مي شود براي تمام كردن كارشان 5 دقيقه وقت دارند و اين جمله يك دقيقه قبل از پايان وقت تمرين كلاسي تكرار مي شود .

ارائه ي تكليف شب

ارائه مشق شب يكي از قسمت هاي مشكل تدريس است به ويژه به اين دليل كه همه دانش اموزان مشتاق انجام دادن تكاليف درسي نخواهند بود . براي به حداقل رساندن اين مشكلات  ، معلمان كارامد بلافاصله به دنبال فعاليت هاي كلاسي تكليف مي دهند . اين كار مشق شب را به عنوان يكي از قسمت هاي اصلي درس مطرح مي كند معلم همچنين بايد بگويد كه تكليف شب حائز اهمييت است .

براي مثال معلمي  كه مي گويد ." تمرين اين قسمت به شما كمك مي كند كه وقتي به تمرين هاي مشكل تر رسيديم آنها را خوب انجام دهيد به همين دليل چند تمرين در مورد آن به شما خواهم داد " نسبت به معلم ديگري كه مي گويد " من مجبورم براي شما تكليف معين كنم بنابر اين تمرين هاي 12 و 14 در صفحه 25 را انجام دهيد " انتظارات متفاوتي ايجاد مي كند .

جو كلاس درس

جو كلاس درس از دهه 1960 به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است . فرا تحليل تعداد زيادي از يافته  هاي پژوهشي كه توسط ونگ ،هارتل، و والبرگ ( 1997) اجرا شد نشان داد كه جو كلاس يكي از مهمترين عوامل تاثير گذار بر پيشرفت دانش اموزان است .

پرورش انگيزه در دانش اموزان

ظرفيت طبيعي و تمايل فرد به ياد گرفتن و رشد كردن به شيوه ي مثبت و هدفمند براي دست يابي به اهداف شخصي انگيزش نام دارد .

تقريبا هر كاري كه معلم در كلاس انجام مي دهد از جمله نحوه ارائه اطلاعات  ،نوع تمرين هاي مورد استفاده و شيوه ي تعامل با دانش اموزان و فرصت هاي كه به دانش اموزان براي تمرين انفرادي و يا گروهي مي دهيد  اثر انگيزشي بر روي دانش اموزان دارد با وجود اين اثرات انگيزشي متعدد معلمان ابزار كمي براي درك انگيزش و نحوه افزايش آن در دانش آموزان خود دارند .

 امروزه نظريه هاي انگيزشي بيشتر برنحوه تفكر افراد در باره خود و توانايي هاي يادگيري خويش متمركز است تا رفتارهاي انان ، علاوه بر اين نظريه هاي معاصر ، انگيزه يادگيري را ظرفيت طبيعي مي دانند  كه در تمامي دانش آموزان ، به طور بالقوه وجود دارد و اگر آنان به صورت مثبت فكر كنند و در محيط حمايت گرانه حضور داشته باشند گسترش مي يابد.

اكثر نظريه هاي شناختي معاصر بر ساختارهاي ذهني و سازماندهي تجارب ،تاكيد اساسي دارند و براساس اين رويكرد ، انگيزش حاصل باورهاي اموخته شده فرد در باره ارزشمندي فردي، توانايي ها و قابليت هاي خود ( خود پنداره هاي تحصيلي ) ، اهداف و انتظارات فرد براي كسب موفقيت يا شكست و احساسات مثبت و منفي ( كنجكاوي و اضطراب ) ناشي از فرايند خود ارزشيابي است . مانند انچه در تحقيقات البرت بندورا  (1) و كووينگتن( 2) و كارول دوك (3)  و ديگران آمده است .

1-albert bandura     2- martyCovington  3 – carol dwee

درك انگيزش و نحوه افزايش آن

   سئوال اين است كه معلم چگونه مي تواند از طريق كيفيت تعامل با دانش اموزان ، نقش خود را ايفا كند ؟ برخي از اصول اساسي بدستآمده از پژوهشهاي تربيتي عبارتند از :

الف ) دانش آموزان از طريق يادگيري شرايط و فعاليت هايي برانگيخته مي شوند كه به انها اجازه داده شود تا دست به انتخاب هاي شخصي بزنندو مقتضيات تكاليف را با ظرفيت هايشان هماهنگ سازند .

ب) انگيزش دانش اموزان در صورتي افزايش مي يابد كه دريابند تكاليف يادگيري به طور مستقيم با نيازها و علايق و اهداف شخصي انها مرتبط است و سطوح دشواري تكاليف به گونه اي است كه مي توانند به صورتي موفقيت اميزانها را انجام دهند .

ج) انگيزش ذاتي دانش آموزان به يادگيري مي تواند در محيطي امن ، اعتماد بخش و حمايت گرانه پرورش يابد.

راهبردهاي مهمي كه معلمان مي توانند براي كمك به دانش آموزان  در جهت خود انگيزشيانان به كار برند عبارتند از :

الف ) كاركردهاي روانشناختي  دانش آموزان را در ايجاد و هدايت افكاري كه بر انگيزه و يادگيري تاثير مي گذارند آموزش دهند .

فعاليت :

الف) درك چرخه افكار

ب) درك كردن اصل واقعيت هاي مجزا

ج) درك احساس ناامني

د) چرخه افكار در تعارضات بين فردي

و) درك ارزش يادگيري

ب) به دانش آموزان كمك كنند تا خودشان ، فرايند يادگيري و فعاليت هاي يادگيري خاص را ارزشمند تلقي كنند .

فعاليت :

الف ) درك ارزش يادگيري

ب) تشخيص نيازها و تعيين علايق و اهداف دانش آموزان

ج) نظر سنجي از علايق دانش آموزان در جلسات فردي و گروهي

د) مرتبط ساختن علايق و اهداف يادگيري

ج) فرصت هايي براي دانش آموزان ايجاد كنند تا تمايلات طبيعي خود نسبت به يادگيري و رشد كردن را ثابت كنند و مسئوليت يادگيري را بر عهده بگيرند .

فعاليت :

الف ) اهمييت كنترل شخصي دانش آموزان

ب) ارايه ي فرصت ايفاي نقش دانش آموزي

ج) ارايه ي مسئوليت يادگيري به دانش آموزان

د) تشويق به قبول خطرات تحصيلي تا پيامدهاي بالقوه منفي تجارب آموزشگاهي چون كسالت ، ترس از شكست و گوشه گيري و ... را جبران كنند .

فعاليت :

الف ) كلاس درس محيطي مناسب براي مشاركت باشد

ب) از اظهار نظر منفي ساير دانش آموزان جلوگيري شود

ج) از بي ارزش تلقي كردن مهارت هاي منحصر به فرد دانش آموزان اجتناب شود

د)  نظام جديد پاداش دهي ايجاد شود

و) ايجاد فضاي مثبت از حمايت شخصي و اجتماعي كه در آن تك تك دانش آموزان ، صادقانه احساس ارزشمندي و مورد احترام بودن كنند .

فعاليت :

الف ) ايجاد محيطي امن

ب) بيان واضح قواعد و مقررات و دستور العمل ها

ج) تصميم گيري دسته جمعي

د) تشويق دانش آموزان به ابداع و نوآوري

و) پذيرش ديدگاهها و راه حل هاي متفاوت

 اصول و فنون آماده سازي و ايجاد انگيزه          

                                                                                                                                                               انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتار تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد.
به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد.

از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد. زيرا در حالت مساوي برابري هوش و استعداد تحصيلي افراد، مشاهده شده است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آ ن كه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزه دانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.
اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمي  داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است.اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.


به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
۱) سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
۲) براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
۳) با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
۴) دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن    كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
۵) بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيم .
۶) براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در                        ابتداي درس فراموش نكنيم.
۷) چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص كنيم .
۸ ) به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
۹) در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
۱۰) تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
۱۱) مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
۱۲) از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
۱۳) در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
۱۴) علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
۱۵) آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
۱۶) براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
۱۷) با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيم .
۱۸) شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
۱۹) ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
۲۰) تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
۲۱) به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
۲۲) محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
۲۳) با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
۲۴) به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيم .
۲۵) در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
۲۶) زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
۲۷) دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
۲۸) به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
۲۹) به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
۳۰) مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
۳۱) تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
۳۲ ) به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
۳۳ )دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
۳۴) از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
۳۵) با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
۳۶) هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
۳۷)به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
۳۸) در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
۳۹ )تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
۴۰) گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيم
 
http://yadgiri.blogfa.com/post-62.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديريت كلاس درس - چگونه كلاس درس را مديريت كنيم ؟ 


وضع مقررات و دستورالعمل هاي واضح و روشن

يكي از عوامل اصلي براي تضمين جريان روان تدريس وضع دستورالعمل ها و مقررات مشخص از اغاز كار  تدريس است .

مقررات عبارت هاي رسمي و معمولا مكتوب هستند كه مشخص مي كنند دانش آموزان چه كارهايي را مي توانند انجام دهند و چه كارهايي را نبايد انجام دهند .

دستورالعمل ها تدابير غير رسمي هستند كه مشخص مي كنند در يك كلاس معين كارها چگونه بايد انجام شوند . مقررات غالبا در سطح مدرسه تعيين مي شوند و در پژوهش هاي كارامدي مدرسه به عنوان عامل تمييز دهنده مدارس كارامدتر از مدارس داراي كارامدي كمتر، شناخته شده اند .

براي اينكه مقررات و دستور العمل ها موثر واقع شوند لازم است انها را به صورت جدي به دانش اموزاناموزش داد و دلايل وجودي  آنها را براي آنان بيان كرد.

يكي از عوامل اصلي كه هنگام وضع مقررات و دستورالعمل ها ي كلاس درس بايد به ان توجه شود ضمانت اجراي پيوسته و مداوم آنهاست . چنانچه مقررات به طور پيوسته به اجرا در نيايد به زودي نقض مي شوند و ا زبين خواهند رفت .

مشاركت دانش اموزان در وضع مقررات غالبا مي تواند براي تقويت حس مالكيت و مسئوليت مشترك در قبال انها و براي همكاري انها در اعمال مقررات و دستور العمل ها مفيد باشيد . مقررات معدودي كه به راحتي قابل فهم و اجرا باشند نسبت به مقررات مفصل و زياد كه اجراي انها دشوار است كارامدتر خواهند بود .

نمونه اي از مقررات مدرسه به شرح ذيل است .

هميشه آهسته صحبت كنيد – به ديگران گوش دهيد – هميشه تمام توان خود را به كار گيريد– به دانش آموزان ديگر گوش دهيد و به آنها احترام بگذاريد – در راهروها ندويد

بررسي عواملي كه سرعت تدريس راكاهش مي دهند.(حفظ فرايند روان تدريس)

يكي از موثرترين راههاي جلوگيري از  بي انظباطي دانش آموزان درجريان تدريس ،حفظ فرايند روان تدريس است.

روشهايي وجودداردكه براساس آنها خودمعلم باعث كندشدن سرعت پيشروي درس مي شود. پديده بلاتكليفي وپديده الاكلنگ ازجمله آنهاست.

پديده بلاتكليفي: دراين روش وقتي معلم فعاليت خاصي راآغاز مي كند.اماآن را ناتمام رها مي سازد براي مثال وقتي معلم به آماده سازي مقدمات تمرين كلاسي مي پردازد وناگهان تصميم مي گيرد كه ابتدا بايد مطلب ديگري تدريس كند.

پديده الاكلنگ: دراين حالت معلم فعاليتي راشروع مي كند اماقبل از اتمام آن سراغ فعاليت ديگري مي رود وپس از آن دوبار ه به فعاليت قبلي مي پردازد

هردوروش فوق مي تواند باعث سردرگمي درميان برخي از دانش آموزان وشروع بي انضباطي در ميان دانش آموزان كنجكاو شوند. معلم بابرنامه ريزي درسي مناسب مي تواند از هردو پديده ذكر شده  جلوگيري كند.

توضيح اضافي: معلم از طريق توضيح اضافي هم مي تواند جريان درس را مختل كند

اين اتفاق وقتي روي مي دهد كه معلم ،بعدازاين كه دانش آموزان كاملا فهميدند چه كاري بايد انجام دهند به تشريح دستورالعمل ها ادامه مي دهد.اين مساله باعث بي حوصلگي دانش آموزان وافزايش احتمال بي انضباطي خواهد شد.به مثال زير توجه كنيد:

معلم در كلاس درس كاغذهاي خودراپخش مي كند.معلم مي گويد:جزوه ها را برداريد. يكي ازروبرداريدوبقيه را به بغل دستي خودبدهيد. حالا يكي از رو برداريد. چراهمه را بهم ريختيد. حالا يكي از رو برداريد...

زمان بيكاري down time

به قسمت هايي از جلسه ي درس كه طي آن يك ياچندنفر از  دانش آموزان يا كل كلاس به دليل اينكه تمرين كلاسي رازودتر تمام كرده انديادرس زودتر تمام شده است وموقع شروع مبحث جديد نيست يا  دانش آموزان بايد منتظربمانندتاموادووسايل لازم مهيا شود وقت آزاد پيدامي كنند زمان بيكاري مي گوييد.اگر دستورالعمل هاي مشخص براي مواجهه بااين موقعيت ها وجود نداشته باشد،به آساني مي توانند به بي نظمي منجر شوند.

بهترين روش اجتناب از مشكلات وقت بي كاري ،كاهش ميزان وقوع آن است. تكاليف وبرگ هاي تمرين اضافي و در اختيار دانش آموزقرار دادن آن روش مناسبي در اين زمينه است .

خاتمه دادن به درس

پايان درس آخرين مرحله اي است كه طي آن احتمال دارد مشكلات مديريتي روي دهد مشكلاتي كه در اين مرحله وجود دارد به شرح زير است :

1)اختصاص ندادن وقت كافي براي به پايان رساندن فعاليت هاي برنامه ريزي شده

2)وجود ابهام در تعيين و اعلام به موقع مشق شب

3)عدم وضع مجموعه اي از مقررات براي خروج تك تك دانش آموزان از كلاس درس

4)عدم نشانه گذاري به نحوي كه دانش آموزان بدانند كه درس تاچه مدتي بايد ادامه يابد

جريان انتقال دانش آموزان در تدريس

يكي از روشهاي اصلي براي سودمندي كلاس درس اين است كه در جريان انتقال از يك قسمت درس به قسمت ديگر وقت زيادي تلف نشود .درصورتي كه لازم باشد دانش آموزان از يك قسمت كلاس به قسمت ديگر آن بروند اين مساله مي تواند مشكل ويژه اي باشد.

اگر چنين انتقال هايي به طور مناسب اداره نشوند به آساني بخش قابل توجهي از وقت كلاس را به خود اختصاص مي دهند وباعث اتلاف وقت مي شوند.

مثلا تدريس مبحث جديد براي كل كلاس وانتقال به تمرين انفرادي به عنوان يك مبحث جديد يا زماني كه دانش آموزان بايستي از كلاس به كارگاه يا آزمايشگاه ياسمعي بصري ويانمازخانه آموزشگاه بروند.ياوقتي كه دركلاسهاي موضوعي كه امروزه درحال برنامه ريزي و اجرا  است بايد وسايلي مثل كتاب تمرين يا مداد يا خودكارشان را  بياورند .

مراحل انتقال بايد تا حدامكان كوتاه و آسان باشند.بدين منظور معلمان كارآمد دستورالعمل هاي روشني براي انتقال هاي درسي وضع مي كنند .

مثلا 1- محدود كردن تعداد دانش اموزاني كه در يك زمان مي توانند جابجا شوند

2- سپردن وظيفه جمع كردن برگه ها به يكي از دانش اموزان

3- در نظر گرفتن مراحل مشخص براي اجراي انتقال

نشانه گذاري cueing تكنيك سودمندي است براي اگاه كردن دانش اموزان از نزديك بودن زمان انتقال درسي

در اين روش به دانش اموزان گفته مي شود براي تمام كردن كارشان 5 دقيقه وقت دارند و اين جمله يك دقيقه قبل از پايان وقت تمرين كلاسي تكرار مي شود .

ارائه ي تكليف شب

ارائه مشق شب يكي از قسمت هاي مشكل تدريس است به ويژه به اين دليل كه همه دانش اموزان مشتاق انجام دادن تكاليف درسي نخواهند بود . براي به حداقل رساندن اين مشكلات  ، معلمان كارامد بلافاصله به دنبال فعاليت هاي كلاسي تكليف مي دهند . اين كار مشق شب را به عنوان يكي از قسمت هاي اصلي درس مطرح مي كند معلم همچنين بايد بگويد كه تكليف شب حائز اهمييت است .

براي مثال معلمي  كه مي گويد ." تمرين اين قسمت به شما كمك مي كند كه وقتي به تمرين هاي مشكل تر رسيديم آنها را خوب انجام دهيد به همين دليل چند تمرين در مورد آن به شما خواهم داد " نسبت به معلم ديگري كه مي گويد " من مجبورم براي شما تكليف معين كنم بنابر اين تمرين هاي 12 و 14 در صفحه 25 را انجام دهيد " انتظارات متفاوتي ايجاد مي كند .

جو كلاس درس

جو كلاس درس از دهه 1960 به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است . فرا تحليل تعداد زيادي از يافته  هاي پژوهشي كه توسط ونگ ،هارتل، و والبرگ ( 1997) اجرا شد نشان داد كه جو كلاس يكي از مهمترين عوامل تاثير گذار بر پيشرفت دانش اموزان است .

پرورش انگيزه در دانش اموزان

ظرفيت طبيعي و تمايل فرد به ياد گرفتن و رشد كردن به شيوه ي مثبت و هدفمند براي دست يابي به اهداف شخصي انگيزش نام دارد .

تقريبا هر كاري كه معلم در كلاس انجام مي دهد از جمله نحوه ارائه اطلاعات  ،نوع تمرين هاي مورد استفاده و شيوه ي تعامل با دانش اموزان و فرصت هاي كه به دانش اموزان براي تمرين انفرادي و يا گروهي مي دهيد  اثر انگيزشي بر روي دانش اموزان دارد با وجود اين اثرات انگيزشي متعدد معلمان ابزار كمي براي درك انگيزش و نحوه افزايش آن در دانش آموزان خود دارند .

 امروزه نظريه هاي انگيزشي بيشتر برنحوه تفكر افراد در باره خود و توانايي هاي يادگيري خويش متمركز است تا رفتارهاي انان ، علاوه بر اين نظريه هاي معاصر ، انگيزه يادگيري را ظرفيت طبيعي مي دانند  كه در تمامي دانش آموزان ، به طور بالقوه وجود دارد و اگر آنان به صورت مثبت فكر كنند و در محيط حمايت گرانه حضور داشته باشند گسترش مي يابد.

اكثر نظريه هاي شناختي معاصر بر ساختارهاي ذهني و سازماندهي تجارب ،تاكيد اساسي دارند و براساس اين رويكرد ، انگيزش حاصل باورهاي اموخته شده فرد در باره ارزشمندي فردي، توانايي ها و قابليت هاي خود ( خود پنداره هاي تحصيلي ) ، اهداف و انتظارات فرد براي كسب موفقيت يا شكست و احساسات مثبت و منفي ( كنجكاوي و اضطراب ) ناشي از فرايند خود ارزشيابي است . مانند انچه در تحقيقات البرت بندورا  (1) و كووينگتن( 2) و كارول دوك (3)  و ديگران آمده است .

1-albert bandura     2- martyCovington  3 – carol dwee

درك انگيزش و نحوه افزايش آن

   سئوال اين است كه معلم چگونه مي تواند از طريق كيفيت تعامل با دانش اموزان ، نقش خود را ايفا كند ؟ برخي از اصول اساسي بدستآمده از پژوهشهاي تربيتي عبارتند از :

الف ) دانش آموزان از طريق يادگيري شرايط و فعاليت هايي برانگيخته مي شوند كه به انها اجازه داده شود تا دست به انتخاب هاي شخصي بزنندو مقتضيات تكاليف را با ظرفيت هايشان هماهنگ سازند .

ب) انگيزش دانش اموزان در صورتي افزايش مي يابد كه دريابند تكاليف يادگيري به طور مستقيم با نيازها و علايق و اهداف شخصي انها مرتبط است و سطوح دشواري تكاليف به گونه اي است كه مي توانند به صورتي موفقيت اميزانها را انجام دهند .

ج) انگيزش ذاتي دانش آموزان به يادگيري مي تواند در محيطي امن ، اعتماد بخش و حمايت گرانه پرورش يابد.

راهبردهاي مهمي كه معلمان مي توانند براي كمك به دانش آموزان  در جهت خود انگيزشيانان به كار برند عبارتند از :

الف ) كاركردهاي روانشناختي  دانش آموزان را در ايجاد و هدايت افكاري كه بر انگيزه و يادگيري تاثير مي گذارند آموزش دهند .

فعاليت :

الف) درك چرخه افكار

ب) درك كردن اصل واقعيت هاي مجزا

ج) درك احساس ناامني

د) چرخه افكار در تعارضات بين فردي

و) درك ارزش يادگيري

ب) به دانش آموزان كمك كنند تا خودشان ، فرايند يادگيري و فعاليت هاي يادگيري خاص را ارزشمند تلقي كنند .

فعاليت :

الف ) درك ارزش يادگيري

ب) تشخيص نيازها و تعيين علايق و اهداف دانش آموزان

ج) نظر سنجي از علايق دانش آموزان در جلسات فردي و گروهي

د) مرتبط ساختن علايق و اهداف يادگيري

ج) فرصت هايي براي دانش آموزان ايجاد كنند تا تمايلات طبيعي خود نسبت به يادگيري و رشد كردن را ثابت كنند و مسئوليت يادگيري را بر عهده بگيرند .

فعاليت :

الف ) اهمييت كنترل شخصي دانش آموزان

ب) ارايه ي فرصت ايفاي نقش دانش آموزي

ج) ارايه ي مسئوليت يادگيري به دانش آموزان

د) تشويق به قبول خطرات تحصيلي تا پيامدهاي بالقوه منفي تجارب آموزشگاهي چون كسالت ، ترس از شكست و گوشه گيري و ... را جبران كنند .

فعاليت :

الف ) كلاس درس محيطي مناسب براي مشاركت باشد

ب) از اظهار نظر منفي ساير دانش آموزان جلوگيري شود

ج) از بي ارزش تلقي كردن مهارت هاي منحصر به فرد دانش آموزان اجتناب شود

د)  نظام جديد پاداش دهي ايجاد شود

و) ايجاد فضاي مثبت از حمايت شخصي و اجتماعي كه در آن تك تك دانش آموزان ، صادقانه احساس ارزشمندي و مورد احترام بودن كنند .

فعاليت :

الف ) ايجاد محيطي امن

ب) بيان واضح قواعد و مقررات و دستور العمل ها

ج) تصميم گيري دسته جمعي

د) تشويق دانش آموزان به ابداع و نوآوري

و) پذيرش ديدگاهها و راه حل هاي متفاوت

 اصول و فنون آماده سازي و ايجاد انگيزه          

                                                                                                                                                               انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتار تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد.
به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد.

از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد. زيرا در حالت مساوي برابري هوش و استعداد تحصيلي افراد، مشاهده شده است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آ ن كه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزه دانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.
اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمي  داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است.اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.


به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
۱) سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
۲) براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
۳) با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
۴) دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن    كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
۵) بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيم .
۶) براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در                        ابتداي درس فراموش نكنيم.
۷) چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص كنيم .
۸ ) به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
۹) در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
۱۰) تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
۱۱) مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
۱۲) از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
۱۳) در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
۱۴) علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
۱۵) آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
۱۶) براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
۱۷) با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيم .
۱۸) شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
۱۹) ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
۲۰) تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
۲۱) به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
۲۲) محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
۲۳) با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
۲۴) به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيم .
۲۵) در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
۲۶) زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
۲۷) دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
۲۸) به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
۲۹) به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
۳۰) مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
۳۱) تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
۳۲ ) به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
۳۳ )دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
۳۴) از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
۳۵) با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
۳۶) هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
۳۷)به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
۳۸) در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
۳۹ )تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
۴۰) گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيم
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

علل بي نظمي دانش آموزان در كلاس درس... بسياري از معلمان و حتي مديـران مـدارس از دانش آموزاني كه به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهاي نا خواسته و نا مناسبي از خود بروز مي دهند و به اين ترتيب نظم و انضباط مدرسه و كلاس درس را دچار اخلال مي كنند گله دارند....

براي خيلي از معلمان و مديران ومعاونين مدارس ، وجود كلاسهاي ساكت و به اصطلاح مودب و منضبط ، نشان از رضايت ديگران از نحوه كار معلم و مربي دارد و اين در حالي است كه به تمايل تحرك دانش آموزان در سنين مختلف توجه نمي شود و با انجام شيوه هاي بازدارنده فعاليت و تحرك ، بر جريان آموزش لطمه وارد مي آورند يكي از اين دوره هاي حساس دوره پيش دبستاني است ....يادگيري فعال را فداي مديريت كلاس و انضباط خشك نكنيم محدوديت هايي كه بر سر راه تحرك كودكان يا شركت فعالانه در طول دوره كلاس قرار گرفته در خور توجه مي باشد

مديريت كلاس در مقابل يادگيري فعال

كودكان فراگيرندگان فعالي هستند.آگاهي از اين امر بايد براي مربيان تربيت بدني كمي آسودگي فراهم آورد

با اين وجود اگر فعاليتهاي جسماني به عنوان رفتار اوليه اي كه كودكان فرا ميگيرند شناخته شود به نظر ميرسد كه تربيت بدني با طبيعت كودكان متناسب است . گاهي مدرسه اين ويژگي مهم كودك را ناديده ميگيرد . محدوديت هايي كه بر سر راه تحرك كودكان يا شركت فعالانه در طول دوره كلاس قرار گرفته در خور توجه مي باشد . طرح معمول اجراي يك كلاس تربيت بدني را در نظر بگيريد

كودكان به آرامي به درون سالن ورزشي قدم ميگذارند 

آنها خودشان را در صفهاي تيمي يا اشكال استاندارد ديگر نظم مي دهند

آنها دست به سينه و با نگاه به معلم خود آرام و ساكت مي نشينند

آنها به آرامي به دستورات معلم گوش مي دهند

آنها در واكنش به توصيه هاي معلم حركت مي كنند .

وقتي معلم به كودكان مي گويد وسايل را سر جايشان بگذارند و به آرامي و به صف سالن را ترك كنند زمان پايان كلاس فرا رسيده است

براي بيشتر معلم ها اين شرايط كلاس خيلي خوب را به تصوير مي كشد . با اين وجود اولين نگراني معلمان جديد ( همانند بسياري از معلمان با تجربه ) مديريت كلاس است . همچنين مديران و والدين توقع دارند معلمان كنترل كلاسهايشان را به دست گيرند . بارزترين نشانه مديريت موثر كلاس زماني است كه بچه ها تكاليف تعيين شده معلم را به آرامي تمرين مي كنند . هر چند كه سرو صدا و بي نظمي پيشنهاد نمي شود اما معلم ممكن است هنوز نگران باشد كه وسايل و زمان لازم براي به دست آوردن چنين كلاسي تلف شده استwww.zibaweb.com 

مشكلاتي در مديريت كلاس اغلب در آموزش پيش دبستاني وجود دارد . تاكيد بر يادگيري مستقيم از معلم در يك محيط محدود، شور و نشاط و توسعه يادگيري در كلاس را از بين مي برد . در يك محيط بازي بچه ها به يادگيري ترغيب مي شوند . آنها به نوبت طرحهاي بازي را براي همديگر توضيح مي دهند و با توجه به تواناييهاي فزاينده خود به حل كردن مسايل پيچيده و تصميم گيري مشغول مي شوند . در محيط مدرسه سنتي علايق و عقايد كودكان در مقايسه با علايق و عقايد معلمان كمتر مورد تاييد قرار مي گيرد . چنين تمهيدات يك جانبه اي در بين كودكان ممكن است به خاتمه زود هنگام پاره اي از نقش آنها (به عنوان دانش آموز و يكي از اركان مدرسه ) منجر شود 

همچنين در مدت زماني كه صرف مي شود استاندارد رفتاري تحت فرمان معلم ، مورد قبول واقع شود،  فرصت يادگيري به هدر ميرود . مدت زماني را در نظر بگيريد كه در كلاسهاي زيادي به انتظار پيروي از يك استاندارد رفتاري صرف مي گردد . مانند مدت زمان تشكيل يك صف مستقيم، ساكت نشستن ، وسايل را بي حركت نگه داشتن يا نگاه كردن به معلم .  بسياري از معلمان توجيه مي كنند كه دانش آموزان به اين موقعيتها نياز دارند تا كنترل خود را بياموزند . متاسفانه در بعضي از اين محيط ها آنها حتي تغيير ظاهري بسيار كمي را در رفتارشان به كار مي بندند  .

در نهايت تاكيد بر مديريت در دوران پيش دبستاني نا بجا مي باشد زيرا از نظر توسعه نا مناسب است . كودكان فقط فراگيران فعال نيستند ، آنها به سبب قدرت استدلال بسيار بالا موجودات فعالي هستند . پياژه در نظر يه خود استدلال مي كند كه كودكان از طريق شنوايي و تفكر چقدر مي توانند ياد بگيرند . مرحله (تفكر قبل از عمل ) نشان مي دهد كه كودكان از 6 يا 7 سالگي شكل دادن تصاويري را در مغزشان شروع مي كنند . به عبارت ديگر ، توانايي كودك براي شكل دادن يك طرح منطقي براي تحرك كاملا محدود مي باشد . از اين رو ، او به تحرك و فعاليتهاي دستكاري جسماني به عنوان يك ويژگي آموزشي نياز دارد. علاوه بر اين ، تمايل به موفقيت يا رقابت ، كودكان را به انطباق و وفق دادن اطلاعات ادراكي سوق مي دهد همان طور كه فعالانه در يادگيري يك وظيفه شركت مي كنند . بنابراين در حالي كه دانش آموزان فعالانه به تمرين مهارت درگيرند ، ارايه اطلاعات قبل از مشاركت ممكن است به اندازه آموزش (به عنوان عامل تقويت كننده ) مفيد نباشد . علاوه بر اين ، در نظر بگيريد كه كودكان قابليت زيادي براي يادگيري از يكديگر دارند . به يقين تمرين بي سر و صدا با كاهش بازخوردها از سوي همسن و سالانشان مانع يادگيري آنان از ديگران مي شود . همچنين فرصتهاي حل كردن مشكلات همسن و سالان نيز از اين طريق حذف مي گردد منبع:ماه نامه زيور ورزش

علل بي نظمي دانش آموزان در كلاس درس و شيوه هاي برخورد با آن

 بسياري از معلمان و حتي مديـران مـدارس از دانش آموزاني كه به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهاي نا خواسته و نا مناسبي از خود بروز مي دهند و به اين ترتيب نظم و انضباط مدرسه و كلاس درس را دچار اخلال مي كنند گله دارند . هر كدام از اين افراد واكنش هاي متفاوتي در مقابل اين نوع دانش آموزان از خود نشان مي دهند و تصميم گيري ها ي آنان در اين زمينه هم متفاوت است . معمول ترين و آشكار ترين اين تصــميـم گيـري ها  براي كاهش يا از بين رفــتن بي نظمي ، گرفتن تعهد كتبي از دانش آموزان و در صورت تكرار از والدين آنان ، تهديد به تنبيه و حتي عملي كردن آن و در نهايت اخراج موقتي از كلاس و مدرسه است . از اين رو ،  نگارش اين مقاله و مطالعه ي آن ،  به معلمان و مديران كمك مي كند تا تصميمات آگاهانه تري بگيرند .

 

در زمــينه ي بي نظــمي دانــش آمــوزان در كـلاس درس ، معلمان بايــد به سه سوال پاسخ دهند :

  1) علل و عوامل بي نظمي دانش آموزان كدام اند ؟

 2 ) چگونه مي‌توان از بروز و ظهور رفتار هاي نا مناسب دانش آموزان ، كه نظم و انضبــاط را به مخاطره مي اندازند ،  پيشگيري كرد ؟

3 ) به هنگام وقوع رفتار هاي نا مطلوب دانش آموزان ، چه بايد كرد ؟

 براي پاسخ دادن به اين سوال هــا به عــبارت ديــگــر ،  شنا سايي علل و عوامل بي نظمي دانش آموزان در مجموعه عامل هاي متعدد  ،  بايد زير مجموعه اي از عوامل كشف شوند تا با ارائه ي راه كار هاي كاربردي براي از بين بردن يا كاهش آن ها ، تغييرات مناسب و مثبت در كيفيت نظم و انضباط مدرسه ايجاد شود. در اين ارتباط ، كارگاهي با حضور عده اي از معلمان با تجربه در مراكز تربيت معلم ياسوج برگزار شد . حاصل چند جلسه بارش مغزي در اين كار گاه براي پاسخ به سوال هاي ياد شده ،  بررسي شد . سپس با اندكي دخل و تصرف و تغيير در ديد گاه هاي افراد  ،  اين مقاله براي استفاده ي معلمان و مديران مدارس و دست اندر كاران تعليم و تربيت تهيه و تنظيم شد.

علل بي انضباطي دانش آموزان را مي توان با توجه به ابعاد در يك مقاله نمي گنجد ،  اما به دليل كاربردي بودن بحث وجلوگيري از طولاني شدن آن  ابتدا به ذكر علل و عوامل كلي بي انـضباطي دانــش آموزان مي پردازيم ، آنگاه حاصل هم انديشي معلمان با جربه را در اين زمينه به طور مختصر بررسي مي كنيم و در پايان هر قسمت  ، راهكار هاي عملي براي جلوگيري از بي انضباطي دانش آموزان را به منظور برقراري نظم و انضباط در مدرسه ارائه مي كنيم .

 علل و عوامل بي نظمي دانش آموزان را مي‌توان به پنج دسته تقسيم كرد :

الف ) علل مربوط به دانش آموزان (ويژگي هاي فردي آنان ) ؛

ب ) عوامل مربوط به معلم ؛ 

ج ) عوامل مربوط به فضاي مدرسه  ، كلاس درس و كاركنان ستادي مدرسه ؛

 د) ويژگي هاي خانوادگي دانش آموزان ؛

 و ) عوامل اجتماعي .

 نظم و انضباط تعاريف متعددي دارد. عده اي كنترل رفتار فرا گيرند گان و تسلط بر عوامل رفتاري آنان را انضباط مي نامند . برخي ديگر معتقدند نظم و انضباط شامل هر نوع سازماندهي در محيط مدرسه و كلاس است ،  به نحوي كه سبب افزايش ياد گيري شود . صفوي ( 1383 ) مي گويد« انضباط عبارت است از اعمال قواعد و مقرراتي كه ياد گيري از تسهيل مي كند و اخلال در كلاس را به حداقل كاهش مي دهد (ص 266 ) . لو فرانسوا (1991 ) معتقد است " انضباط" به آن دسته از اعمال معلم اطلاق مي شود كه مانع سر زدن  رفتارهايي از دانش آموز است كه فعاليت كلاسي را مختل يا تهديد به اخلال مي كنند(نقل از زماني ، 1378) با وجود اين ،  بي نظمي يا بي انضباطي را مي‌توان اين گونه تعريف كرد :  انجام دادن هر عمل يا رفتاري به وسيله ي دانش آموز كه سازماندهي مدرسه و فعاليت هاي كلاس را مختل يا تهديد به اخلال مي كند. بروز رفتارهايي از دانش آموزان كه انضباط كلاس را مختل مي كنند  ، تنها به معلم و كلاس درس مربوط نيستند، بلكه همان طور كه قبلا گفته شد علل ديگري نظير عوامل آموزشگاهي‌ ،  خانوادگي ، اجتماعي و... وجود دارند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم زمينه را براي بروز رفتار هاي مخرب دانش آموزان فراهم مي‌كنند . بنابراين ،  براي برقراري انضباط در كلاس درس و اداره ي آن  ، معلمان بايد قبل از برقراري  نظم و انضباط اقدامات لازم را براي پيشگيري از رفتار هاي نامناسب دانش آموزان را به كار گيرند ؛ زيرا پيشگيري مهم تر از در مان است  . كانين ( 1970 ) در تحقيق خود كه به مقايسه ي رفتار معلمان در كلاس هاي داراي رفتارهايي نا مطلوب وكلاس‌هاي عادي پرداخته است او مي‌گويد : تفاوت اين كلاس‌ها به نحوه‌ي پاسخ گويي معلمان به رفتار نامطلوب  دانش آموزان مربوط نيست ،  بلكه از اقدامات پيشگيرانه ي آن ها نا شي مي‌شود (نقل از كديور 1382 ص 431 ) به هر حال بي نظمي هاي  دانش آموزان در كلاس علل متعدد دارد :www.zibaweb.com

 الف – علل مربوط به دانش آموزان 

گاهي علل بي نظمي در كلاس ناشي از خود دانش‌آموز است . برخي از اين علت ها عبارت است از :

1 ) ناراحتي هاي جسمي ، روحي و رواني ؛

 2 ) نداشتن علاقه و انگيزه  ؛

 3 ) سر در گم بودن و بي اعتنايي به انتظارات معلم و قوانين و مقررات مدرسه و كلاس درس ؛

 4 ) نداشتن برنا مه ي مشخص مطالعه ؛

 5 ) كم خوابي و خستگي مفرط ؛

 6 ) انجام دادن تكاليف خود ؛

 7 ) تغذيه ي نا مناسب ؛

 8 ) نا اميدي به آينده  ؛

 9 ) استقلال طلبي و مقابله با اقتدار معلم .

از بين بردن يا كاهش عوامل بي نظمي ، در درجه ي اول مستلزم هم كاري و هماهنگي ميان خانه و مدرسه است ، و روشن است كه معلمان و اولياي مدرسه به تنهايي و بدون همكاري والدين كاري از پيش نخواهند برد . بنا براين ، در نظام آموزش و پرورش براي برقراري ار تباط ميان خانه و مدرسه نهاد مستقلي به نام انجمن اوليا و مربيان به وجود آمده است كه اين نهاد در هر مدرسه اي براي آگا هي والدين از مراحل رشد فرزندان خود در سنين متفاوت و آگاه كردن آن ها از اين مسائل فعاليت مي كند :

o       توجه والدين به وضعيت جسمي و روحي فرزندان خود ؛

o       ايجاد شرايط  ، موقعيت و امكانات مورد نياز براي پيشرفت تحصيلي فرزندان خود ؛

o        تشويق ما دي و معنوي و تقويت اعتماد به نفس آن ها ؛

o        پذيرش وضعيت خاص فرزندان خود و مقايسه نكردن آن ها با افراد ديگر؛

o        تبعيض قايل نشدن بين آن ها ؛

o        تهيه ي ميز و صندلي ، اتاق مطالعه ، وسايل مورد نياز ، رعايت سكوت هنگام مطالعه؛

o       كمك به آن ها در تهيه و اجراي برنامه ي  مطالعه  ؛

o       تشويق آن ها به ورزش و تفريحات سالم و تنظيم خواب و استراحت آن ها ؛

o       داشتن برنامه ي تغذيه ي مناسب  ، كمك به آن ها در انتخاب دوستان مناسب ؛

o        آگاه كردن فرزندان از وظايف خود در مدرسه و خانه ، رعايت حقوق معلمان و كمك به دوستان و هم كلاسان خود  ؛

 و در نهايت تشويق آن ها به رعايت نظم و انضباط  در مدرسه و كلاس درس ،  اغلب، والدين علاقه مندند كه بدانند در طول سال تحصيلي، درخصوص امور تحصيلي وحتي تر بيتي فرزندان خود ، چه وظيفه اي به عهده دارند وچه كمك هايي سبب پيشرفت تحصيلي فرزندانشان مي شود . آگاهي از اين مسائل، مستلزم ارتباط مستمر با مدرسه است.www.zibaweb.com

ب- علل مربوط به معلم

1) فقدان آماد گي جسمي ،  روحي و رواني معلم ؛

 2 ) نا مناسب بودن وضعيت ظا هري معلم ؛

3 ) نا آگاهي از روش هاي جديد تدريس و استفاده ي مكرر از روش هاي سنتي ؛

4 ) بي علاقه بودن به شغل معلمي ؛

 5 ) نا تواني در برقراري ارتباط مطلوب با دانش آموزان ؛

 6 ) رعايت نكردن عدالت آموزشي ( تبعيض بين دانش آموزان )؛

 7 ) نا مناسب و نا رسا نا بودن صدا ي معلم؛

 8 ) نداشتن طرح درس؛

9) بي توجهي به نياز هاي دانش آموزان؛

10)    فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش آموزان ؛

 11) استفاده ي نا مناسب از تشويق و تنبيه؛

 12) بي حـوصــلگي و نداشتن صــبر و بــر د بــاري و سعه ي صدر ؛

13 ) بي نظمي معلم (نظير دير آمدن به كلاس و ترك زود هنگام آن و... )؛

 14 ) تسلط نداشتن به موضوع مورد ياد گيري؛

 15 ) نداشتن رو حيه ي انتقاد پذيري و خود داري از پاسخ گويي به سوال هاي دانش آموزان؛

 http://www.ariazimehr.blogfa.com/

http://www.zibaweb.com/Kelas10.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]


                                                                                                      

از مهم ترين عواملي كه در اداره ، كنترل و رهبري كلاس درس  به معلّمان  مي تواند كمك كند و به عنوان عوامل مؤثر  مطرح مي باشد :

الف) شخصيت معلّم         ب) دانش معلّم         ج) مهارت هاي تدريس

 -  مجموعه اي از ويژگي هاي رفتاري هرفرد،نماينده ي شخصيت آن فرد است .معلّم بايد فردي صبور،خونگرم،مهربان و اجتماعي باشد.سعي كندبا رفتار هاي خوب و مناسب خود اثر مثبت بر رفتار دانش آموزان  بگذارد.

   - معلّمي در اداره ،هدايت و رهبري كلاس درس خودموفّق است كه توانايي حل هوشمندانه ي تعارض ها و تضاد هاي موجود در مباحث كلاسي را دارا باشد. يعني در هنگام بحث و گفت وگو ي دانش آموزان، با توجّه به روش هاي معقول، سعي كند آن تضادها و اختلافات را در بين دانش آموزان حل كند.

   - اگرمي خواهيديك معلّم خوب وموفّق در اداره و كنترل كلاس باشيد بايد ازخودتان شروع كنيد. بايد آن قدر به موضوع درس مسلّط باشيد كه با بيان خوب و رسا،چنان درس بدهيدكه دانش آموز را مجذوب  خود نمايد.دراين زمينه به خصوص معلّمان تازه كار مي توانند به مطالعه ي كتاب هاي مربوط به روان شناسي تدريس – يادگيري بپردازند. هميشه با توجّه به پيشرفت علوم و تكنولوژي در دنيا  ايجاب مي كند معلّم از تازه هاي علم آگاه و باخبر باشد و در زمينه ي فني و اجتماعي و چگونه برقراري ارتباط بادانش آموزان ،هميشه آماده باشد . معلّم پيوسته معلومات و اطّلاعات خودرا بايدبه روز ونو كند. بايد علم خود را گسترش دهد تابتواند از عهده ي پاسخگويي به پرسش هاي دانش آموزان در سطح بالاتر بر آيد. معلّم بايد مفهوم يادگيري وياد دادن را بداند.درس دادن شامل فعاليت هاي معلّم مي باشدكه باعث واداشتن  دانش آموزان به توجّه،مشاهده،ايجادارتباط ،يادآوري ،استدلال و نتيجه گيري مي شود.

  - معلّم بايد نسبت به نياز هاو احساسات دانش آموزان  كلاس حساس باشد . همه ي يادگيرندگان يك كلاس شما بچّه هاي باهوش نيستند. از نظر ميزان هوش و توانايي ذهني و جسمي و از نظر استعداد  متفاوت هستند. چه دانش آموزان با هوش  و چه دانش آموزان كم هوش  و چه دانش آموزان منظّم و مرتّب و چه آن هايي كه سركش و بازيگوش هستند،همگي نياز به حمايت و تشويق دارند. معلّم نبايد از انتقاد كردن، بيش از حد  لازم استفاده كند زيرا گاهي وقت ها انتقاد كردن بيش از حد معلّم ،مي تواند تبديل به حالت سرزنش و سركوفت زدن از نظر دانش آموز جلوه كندو احتمالاً اثر تخريبي آن بيش از فوايدش خواهد بود.

  - معلّم بايد كارهايش را قبل از ورود به كلاس سازمان يافته وآماده نمايد يعني از وقت و زمان خود به خوبي استفاده كند. از قبل برنامه ي آموزشي خود را تنظيم كرده و براي عوض كردن موضوع بحث و گفت وگو، از لحظه ها در كلاس خوب استفاده نمايد. در كلاس فعاليت هاي متنوعي را به كار گيردزيرا باعث  مي شود هر حادثه ي يادگيري، مقدمه و بهانه اي براي حادثه ي يادگيري ديگر باشد.

 -  معلّم تمام تلاش خود را بايد بكار گيرد تا كلاس خود را به صورت زنده و شاد و فعّال اداره كندولي بر دانش آموزان فشاري بيش از حد توانشان وارد نكند. يك معلّم بايد چنان فضاي رواني مناسبي ايجاد كندكه دانش آموزان را نسبت به يادگيري مطالب ،گوش دادن و كنجكاو بودن آماده نگه دارد. موجباتي را فراهم نمايد كه هرچنددانش آموزان  درحال نشسته به يادگيري بپردازند.معلّم بايد آگاه باشد و چنان كنترل كلاس را در اختيار  بگيرد كه گويي چشمي نيز در پشت سر خود داردو هيچ وقت دانش آموزان نبايد احساس كنند كه تحت كنترل يا فشار معلّم هستند.

  - معلّمي هم حرفه وهم هنر است. معلّم بايد مهارت هاي تدريس رابه نحو مطلوب دركلاس ودرموقيعت هاي مناسب  به كار بگيرد. به طوري كه اين مسئله   مي تواند باعث جلب توجّه ،جذب و افزايش علاقه ي دانش آموزان  به سوي فعاليت هاي يادگيري شود. ارتباط معلّم با دانش آموزان بايد مطلوب باشد. در آن صورت حاصل آن نوعي اشتراك اطّلاعات ، معلومات و مهارت ها ميان معلّم و دانش آموزان خواهد بود.

 - يكي ديگراز راه هاي كنترل و مديريت كلاس ،طرح پرسش هاي مناسب توسط معلّم  جهت برانگيختن تفكّر و جهت دادن به مسير يادگيري دانش آموزان به هنگام انجام فعاليت هاست.معلّم بايداز انواع پرسش هاي علمي مانندپرسش هاي سازنده ،واگرا ،همگرا ،موضوع مدار ،فرد مدار و... استفاده كند .تنها از روش سخن راني  در كلاس استفاده نكنيد زيرا اين روش به تنهايي براي دانش آموزان  به خصوص دانش آموزان بازيگوش و ناآرام كه دوست ندارند گوش دهند و يا يادداشت برداري كنند،زياد مفيد نيست ونتيجه خوبي به همراه ندارد.معلّم بايد داراي آن چنان شيوه ي رفتاري مطلوب،دوستانه ودرحد استاندارد آموزشي باشد كه اكثريت دانش آموزان را به گوش دادن درس  علاقمند نمايدو غالباً بايد نسبت به شنيدن عقايد و نظر هاي جديد دانش آموزان  تمايل نشان دهد.

  - معلّم براي اين كه دانش آموزان خودرا كنترل كند بايد آن ها را بشناسد و آن ها را در امر يادگيري و ساير فعاليت هاي كلاسي مشاركت دهد.تشويق كندو استفاده از همكاري دانش آموزان در فعاليت هاي يادگيري امري ضروري براي رهبري ، هدايت ، اداره ي كلاس درس است. وقتي معلّم در مديريت و امر يادگيري از آن ها كمك مي گيريدآن ها احساس خوبي پيدامي كنند.حتّي شمامي توانيد براي حل برخي از مشكلات كلاس با آن ها مشورت نماييد و از آن ها نظر خواهي كنيد. تا جايي كه امكان دارد از اطّلاعات وآموخته هاي قبلي دانش آموزان در امر تدريس استفاده كنيد.

  - معلّم بايد مهارت آغاز درس را خوب انتخاب نمايد .مثلاً بايك داستان ، بايك مشاهده، بايك پرسش خوب يا طرح  يك معمّا  درس را آغاز كند. معلّم بايد بكوشد تادانش آموزان  كلاس خود را به نحوي به فعاليت وا دارد كه هيچ يك از آنان احساس خستگي و يك نواختي نكنند. زيرا خستگي و يك نواختي خود عاملي براي پيدايش  شيطنت هاي دانش آموزان و بي نظمي در كلاس  است.

http://kh48.blogfa.com/post-4.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۳

چگونه كلاس درس را كنترل كنيم ؟

در اين نوشته چند پيشنهاد مختصر و روشن آورده شده است كه به كار هر معلمي مي‌آيند. اين پيشنهادها به متغيرهاي زيادي اشاره مي‌كنند كه در كنترل معلم‌اند و بهتر است به آن‌ها توجه شود. متغيرهاي زيادي بر فرايند ياددهي- يادگيري اثر مي‌گذارند كه آشكارترين آن‌ها را بايد معلم ، دانش‌آموز ، موضوع درس و محيط يادگيري شمرد، كه در اين‌جا، تأكيد و تمركز بر كار معلم بوده است.


در جمع‌آوري اين پيشنهادها در كنار مراجعه به صاحب‌نظران تعليم و تربيت، پرسش از دانش‌آموزان مختلف، زمينه ساز اصلي بوده و از آنان چنين پرسيده شده است:

حتماً معلماني را از سال‌هاي قبل به خاطر داريد كه "خوب" يا "بد " بوده‌اند.

آن‌ها چه مي‌گفتند يا چه مي‌كردند كه امروزه چنين قضاوتي درباره‌شان مي‌كنيد؟

البته، اظهارنظرهاي دانش‌آموزان بسيار زياد بود كه پس از تعيين اعتبار و پايايي هر كدام، سرانجام موارد زير باقي ماندند و اكنون، مي‌توانم با اطمينان بگويم كه اين موارد، از نظر دانش‌آموزان مهم‌اند.

بايدها

1. با آمادگي قبلي به كلاس برويد. مواد و وسايل، نوع پرسش‌ها و فعاليت‌ها را قبلاً آماده كنيد. اغلب دانش‌آموزان شنيده‌اند كه معلم گفته است: معذرت مي‌خواهم، مطالب درس امروز را آماده يا مطالعه نكرده‌ام.

2. در جلسه اول، خود و روش خود را معرفي كنيد. دانش‌آموزان از همان ابتدا مايلند و حق دارند با روش كار شما، نوع امتحان كردن، نوع سؤال‌ها، مقدار تكليف شب، دفاتر و وسايلي كه از قبل بايد تهيه كنند و حتي استراحت چند دقيقه‌اي و مختصري كه ممكن است در وسط جلسه درس به آنان مي‌دهيد، آشنا شوند. حتي در ابتداي هر جلسه بايد خلاصه‌اي از درس گذشته و آن‌چه را كه مي‌خواهيد درس بدهيد، براي دانش‌آموزان بگوييد.

3. محيط كلاس را راحت نگه‌داريد. در اين‌جا هم منظور راحتي فيزيكي (آيا همه تابلوهاي كلاس را خوب مي‌بينند و حرف‌ها را خوب مي‌شنوند؟) و هم راحتي فكري ( اجازه پرسش‌ كردن و شركت در بحث) است.

4. هدف‌ها را بيان كنيد. تحقيقات نشان داده‌اند كه در اين صورت، يادگيري تسهيل مي‌شود و دانش‌آموزان از لحاظ ذهني آمادگي بيش‌تري براي فراگيري مي‌يابند . چنان كه در سخنراني‌ها هم شخص سخنران بايد به حاضران بگويد چه مي‌خواهد بگويد و چه را گفته است.

5. نظم داشته باشيد. در صحبت كردن، طبق نقشه قبلي پيش برويد و هر چه يادتان آمد بيان نكنيد. دانش‌آموزان، درس و مفاهيم سازمان دهي شده را بهتر دنبال مي‌كنند و ياد مي‌گيرند.

6. از ابزارهاي ديداري- شنيداري استفاده كنيد . همة ما زماني بهتر ياد مي‌گيريم كه بيش‌تر از يك حس ما به كار گرفته شده باشد. گذشته از آن، رعايت تنوع، جو كلاس را مطبوع‌تر مي‌كند.

7. وسايل و ابزارهايي را كه به كار مي‌بريد، خوب بشناسيد. اين نكته، بسيار مهم است. هيچ عاملي بيش‌تر از اين دانش‌آموز را از معلم روگردان نمي‌كند كه دريابد معلم بر كارش مسلط نيست. البته، دانش‌آموزان انتظار ندارند معلم همه چيز را بداند، اما در صورتي كه اطلاعات ناقص يا نادرست به آنان بدهد، از آن به بعد درباره هر چه مي‌گوييد ترديد خواهند كرد.

8. به پرسش‌ها پاسخ بدهيد. اين نكته، دو بخش دارد: اول اين كه پاسخ را در هنگام پرسيدن سؤال بدهيد. اگر دانش‌آموزي مثلاً توضيح تئوري نسبيت را بخواهد، مي‌توانيد پاسخ را به بعدها موكول كنيد، اما به خاطر داشته باشيد وقتي دانش‌آموز چيزي مربوط به درس را مي‌پرسد، معنايش اين است كه مفهوم خاصي را درك نكرده است و نياز به كمك دارد و ممكن است در صورت پاسخ ندادن شما، بقيه درس را هم نفهمد. دوم آن كه پس از پاسخ دادن به پرسش دانش‌آموز، از او بپرسد آيا به سؤالش جواب داده‌ايد يا نه. چه بسيار اتفاق مي‌افتد كه معلم نادانسته، به سؤال ديگري غير از آنچه دلخواه دانش‌آموز است پاسخ مي‌دهد، يا آن‌كه فقط قسمتي از سؤال را جواب داده است.

9. واكنش دانش‌آموزان را بگيريد. با وجود ابهام‌هاي زيادي كه درباره فرايند آموزش داريم، يك چيز را با اطمينان زيادي مي‌دانيم: اين كه بدون آگاهي از واكنش فراگير، آموزش اتفاق نمي‌افتد. معلم همواره بايد بداند كه دانش‌آموزان مفاهيم تدريس شده را دريافت كرده‌اند يا نه.

10. اشتياق نشان بدهيد. اشتياق شما بايد دو جهت داشته باشد: موضوع درس و آموزش شما. دانش‌آموزان، به معلم علاقه‌مند بيش‌تر توجه دارند.

11. كنترل كلاس را در اختيار داشته باشيد. در مورد مسائل انضباطي، بايد مسئوليت‌هاي آن‌ها را هم بپذيريد. شما بايد دانش‌آموزان مسئله ساز و سلطه‌جو را زير كنترل داشته باشيد. جالب آن كه مسائل انضباطي، در كلاس‌هاي بزرگسالان هم وجود دارند!

12. انعطاف‌پذير باشيد. معلمي كه از قبل آمادگي لازم را براي خود فراهم آورده، راه معيني را در كلاس دنبال مي‌كند. اما معناي اين نكته آن نيست كه او در هيچ شرايطي نبايد از خود انعطاف‌پذيري نشان بدهد. يادتان باشد كه وظيفه شما، كمك و خدمات رساني به دانش‌آموزان است.

13. مشوق شركت در بحث‌ها باشيد. فرايند يادگيري در كلاس‌هاي فعال كاملاً دنبال مي‌شود و در كلاس‌هاي غيرفعال، ممكن است دنبال شود . دانش‌آموزان را در بحث‌ها شركت بدهيد. توجه داشته باشيد كه وقتي دانش‌آموزان خودشان به مفاهيم پي مي‌‌برند، يادگيري آنان پايدارتر و عميق‌تر است.

14. رفتار صميمانه داشته باشيد. اعتراف مي‌كنيم كه اين نكته، ذهني و شخصي است، اما در پاسخ نامه‌هاي ما به دفعات آماده بود و نمي‌توانيم آن را حذف كنيم . رفتار دوستانه رانمي‌توان تعريف كرد، اما احساس كردن آن آسان است. دانش‌آموزان خود را "بچه" تصور نكنيد.

15. ميزان پيشرفت را ارزيابي كنيد. بديهي است كه وقتي چيزي ارزش درس دادن داشته باشد، ارزش‌يابي آن هم ضرورت خواهد داشت. ارزيابي‌ها را در فواصل كوتاه انجام بدهيد نه در پايان ماه و فصل، به ويژه كه هدف ارزشيابي، صرف نظر از تعيين ميزان يادگيري دانش‌آموزان، پي بردن به نقص‌هاي كار معلم هم هست.

16. خودتان باشيد. اغلب معلمان تازه‌كار، سعي مي‌كنند روش معلم‌ها يا استادان موفق و موردعلاقه خود را الگو قرار بدهند و تقليد كنند. اين نوع نقطه نظر، فقط زماني كارايي دارد كه شخصيت شما دو نفر نيز مشابه باشد. مسائل و اتفاقاتي كه در حين آموزش رخ مي‌دهند، همواره شبيه هم نيستند.

نبايدها

1. وقت را بيهوده نگيريد. درس را به موقع شروع كنيد و بعد از خوردن زنگ آن را ادامه ندهيد. با اين كار، فقط دانش‌آموزان را عصباني مي‌كنيد و باعث مي‌‌شويد كه به درس شما گوش ندهند.

2. وقت را تلف نكنيد. تعريف كردن خاطرات شيرين و لطيفه‌هاي بجا، در حد خود خوب است، اما يادتان باشد كه دانش‌آموزان براي چيز ياد گرفتن در كلاس شما نشسته‌اند!

3. متكلم وحده نباشيد. بيش‌تر ما به اين علت معلم شده‌ايم كه چيزهايي براي ياد دادن مي‌دانيم. وظيفه معلم نيز در كلاس همين است. اما بگذاريد دانش‌آموزان هم اظهار نظر كنند. طرح كردن پرسش‌هاي آموزنده در كلاس و به بحث كشاندن دانش‌آموزان يك هنر است.

4. متكبر نباشيد. بديهي است كه ديگران صميمت و افتادگي را دوست دارند و از تكبر بيزارند. اگر اين احساس را در دانش‌آموزان به وجود آوريد كه برايشان اهميت قائل نيستيد، به سرعت از شما رو گردان مي‌شوند.

5. مسخره نكنيد. مسخره كردن دانش‌آموزان در هر سن و سالي بسيار زشت است . البته، شوخي كردن مناسب با دانش‌آموزان به ويژه در مورد جواب‌هايي كه مي‌دهند، نشانه صميميت است، اما با مسخره گرفتن آنان، باعث ايجاد ترس از پاسخ يا واكنش نشان دادن خواهيد شد.

6. ديكتاتور نباشيد. شما بايد به ويژه در بحث‌ها نظر خود را به بقيه تحميل نكنيد. اين نكته، در كلاس‌هاي بزرگسالان از حساسيت زيادتري برخوردار است.

7. بسيار تند يا كند صحبت نكنيد. تند حرف زدن، دانش‌آموزان ديرآموز و كند حرف‌زدن، دانش‌آموزان مستعد را خسته مي‌كند. بخش‌هايي از صحبت خود را ضبط كنيد و با گوش دادن، متوجه اشكالات حرف زدن خود بشويد.

8. از روي چيزي نخوانيد. من نمي‌گويم اصلاً چيزي را در كلاس نخوانيد . گاهي، خواندن نوشته‌هاي كوتاه ديگران، بسيار هم آموزنده و گيراست. اما نيم ساعت خواندن، طبعاً كلاس را خسته خواهد كرد. در اين موارد، بهتر است نسخه‌هايي از متن مورد نظر را تهيه كنيد و به دانش‌آموزان بدهيد. يادتان باشد كه بيشتر دانش‌آموزان، با خواندن و نگاه كردن، بهتر از شنيدن چيز ياد مي‌گيرند.

9. پاسخ‌ها را قطع نكنيد. بسياري از معلم‌ها اين عادت بد را دارند كه پاسخ دانش‌آموز به پرسش‌ مطرح شده را در نيمه‌هاي آن قطع مي‌كنند و سؤال خودشان را نيز نيمه تمام مي‌گذارند. خود من عادت كرده‌ام براي جلوگيري از اين كار، در موقع پاسخ دادن دانش‌آموز دست‌هايم را از پشت به هم قفل ‌كنم.

10. با دانش‌آموز "يكي به دو" نكنيد. هيچ دليلي ندارد كه شما از همه دانش‌آموزان خوشتان بيايد، يا آن كه همه آنان بايد شما را دوست داشته باشند! در مقابله با دانش‌آموزان از قدرت و اختيار خود استفاده نكنيد. بهترين موقع براي تصفيه حساب، در زنگ تفريح يا بعد از خاتمه كلاس‌هاي روزانه است.

11. احترام دانش‌آموزان به خود را از دست ندهيد. از بين رفتن احترام به صورت‌هاي مختلفي اتفاق مي‌افتد. جاي توهين و بي‌حرمتي در كلاس درس نيست. معلم بايد نوعي ديوار نامرئي ميان خود و دانش‌آموزان داشته باشد. به هر حال، مقام معلمي بايد حفظ شود و اين نكته را در تضاد با گفته قبلي كه بايد با دانش‌آموزان صميمي بود، در تضاد نبينيد. بسياري از معلم‌ها مرز ميان اين دو را درست نمي‌شناسند.

12. مشكلات خود را به كلاس نبريد. شما بايد مسائل و مشكلات معمولي و روزمره از قبيل اوقات تلخي خانوادگي، بگو مگو با مدير يا كارمندان اداره و غيره را پشت در كلاس بگذاريد و سپس وارد شويد. در كلاس بايد خوش‌ اخلاق باشيد. دانش‌آموزان اغلب تحث تأثير نوع روحيه معلم خود قرار مي‌گيرند.

13. چيزي را از خود در نياوريد. اگر ناچار به دروغگويي شديد، سعي كنيد دروغ شما فاش نشود. قبلاً گفتيم كه معلم بايد اعتماد دانش‌آموزان را جلب كند. گفتن جمله "نمي‌دانم، اما جستجو مي‌كنم" كار‌ساز است. گاهي نيز مي‌توانيد پاسخ دادن به پرسشي را كه جوابش را نمي‌دانيد، به كلاس واگذار كنيد و آن را به اصطلاح، به بحث بگذاريد. با اين سياست، مي‌توانيد فرصتي براي فكر كردن دارا شويد.

14. حواس دانش‌آموزان را پرت نكنيد. منظور ما در اين‌جا، گفته‌ها و كارهايي است كه مي‌توانند فرايند ياددهي- يادگيري را متوقف كنند، يا به بيراهه بكشانند. تكيه كلام‌هاي بي‌مورد و زياده از حد، يا بازي كردن با كليد يا چيزي كه در دست داريد، عوامل حواس پرتي هستند و از تمركز دانش‌آموزان به موضوع مورد بحث مي‌كاهند

http://ravesh.parsiblog.com/Posts/126/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87+%d9%83%d9%84%d8%a7%d8%b3+%d8%af%d8%b1%d8%b3+%d8%b1%d8%a7+%d9%83%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84+%d9%83%d9%86%d9%8a%d9%85/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]


توصيه‌هاي راهگشا براي معلمان
 
بوي ماه مهر مي‌آيد. بوي مهر ما را به ياد كودكي‌ها و خاطرات مدرسه مي‌اندازد. ياد روز اول مدرسه و اقتدار معلم‌ها و هم‌كلاسي‌هاي جديد، شيطنت بچه‌ها و از تابستان گفتن‌ها و... چه لذت‌بخش است.
 
براي شروع مدرسه‌ها، همان‌طور كه دانش‌آموزان و خانواده‌هاي آن ها بايد آمادگي داشته باشند، معلم‌ها نيز بايد آماده باشند و با برنامه‌ريزي براي سال تحصيلي به پيش بروند تا بتوانند گام‌به‌گام به اهداف تعيين شده برسند. براي اين منظور، مقالاتي تهيه و در اختيار معلم‌ها گذاشته مي‌شود، به اميد اين‌كه راهگشا باشد.
 


اداره كلاس در اولين روز مدرسه
 مقدمه:
 معلم‌ها به دليل مشغله زياد به ندرت فرصت پيدا مي‌كنند تا درباره كارهايشان فكر كنند و اين باعث مي‌شود كه نقاط ضعف و قوت خود را كم‌تر دريابند و در اصلاح روش خود كم‌تر موفق شوند.
 
براي كنترل كلاس بايد ”‌كنترل تاكتيكي” داشت. كنترل تاكتيكي يعني اينكه معلم داراي روش نظام‌مند و عملي براي مديريت كلاس باشد و در آن بي‌نظمي و رفتار دانش‌آموز كم‌تر شود. هم‌چنين معلم بايد آنچه كه در درس ايجاد مشكل مي‌كند را پيش‌بيني كند و براي رفع آن برنامه‌ريزي كند. معلم در كنترل كلاس بايد توانايي جلب توجه كامل شاگردان را در كلاس درس و در هر لحظه و هرجا داشته باشد. مخاطب ما در اين مباحث در وهله اول، معلمان تازه كار مي‌باشند زيرا اولين روز مدرسه براي معرفي خود، اهميت به‌سزايي دارد و براي ايجاد اولين برداشت خوب، فرصت دومي وجود ندارد.
 


براي داشتن سال تحصيلي مفيد و هدفمند بايد ”‌مرحله استقرار” به خوبي انجام شود. معلم از طريق ”‌مرحله استقرار” مي‌تواند در مراحل اوليه كار در آغاز سال تحصيلي، ضوابط و مقررات خود را در كلاس درس تثبيت كند و بايد براي مرحله استقرار قبل از تشكيل اولين جلسه درس برنامه‌ريزي كرد.


دلايل اهميت اولين جلسه درس
 - معلم صرف نظر از ميزان تجربه، وقتي براي اولين بار جلو كلاسي مي‌ايستد، نوعي فرهنگ يادگيري را ايجاد مي‌كند كه تا پايان رابطه كاري بين معلم و شاگرد تثبيت مي‌شود و ادامه مي‌يابد.
 
- اولين تصويري كه فرد از خود در ذهن ديگران ايجاد مي‌كند وي را ملزم مي‌كند تا مطابق آن تصوير، عمل كند.
 
- اكثر شاگردان، 3 تا 10 دقيقه به معلم تازه وقت مي‌دهند تا خود را نشان دهد و با احتمال كم‌تر، در قضاوت‌شان تغيير ايجاد مي‌كنند.
 
- براي تسلط بر ذهن دانش‌آموز بايد قبل از آن با رفتار خود به قلب او تسلط پيدا كرد.
 
- روز اول مدرسه در ايجاد نگرش دانش‌آموزان كلاس اول نسبت به مدرسه بسيار مهم است.
 
راهبردهايي كه معلم‌ها براي روز اول بايد در نظر بگيرند. اين راهبردها به دو بخش، يكي راهبردهاي كاملاً شخصي است و ديگري راهبردهاي رفتاري مي‌باشد.
 


راهبردهاي شخصي:
 - معلم‌ها در هر سن و تجربه بايد روشن كنند كه كيستند و چه اعتقادي دارند و چه انتظاري از شاگردان دارند.
 
- ثبات در نحوه معرفي خود به شاگردان حداقل تا وقتي كه موقعيت‌شان در كلاس تثبيت شود، اهميت دارد.
 
- با جستجو در اعماق روح خود، رفتارهاي معلمي و آموزشي خود را بسنجيد و براي ارزيابي خود به سؤال‌هاي زير پاسخ دهيد:
 


1- آيا با حالتي مطمئن، هدفمند و با اعتماد به نفس وارد كلاس مي‌شويد؟
 
2- آيا به هنگام سخن گفتن با دانش‌آموزان از ژست‌هايي حاكي از اعتماد به نفس استفاده مي‌كنيد؟ (آيا سر بالا، چانه كمي رو به پايين، شانه‌ها به سمت عقب و در وضعيتي راحت و مستحكم قرار دارد؟)
 
3- آيا از مكث‌هاي حاكي از ترديد و دودلي و الفاظي مثل «ام» و «ا» اجتناب مي‌كنيد؟
 
4- آيا لحن قاطع و صريحي داريد؟ آيا زير و بم صدايتان را براي جلب توجه شاگردان تغيير مي‌دهيد؟
 
5- آيا در كلاس طوري مي‌ايستيد كه بتوانيد همه كلاس را زير نظر داشته باشيد؟
 
6- آيا با شاگردان‌تان ارتباط كامل چشمي برقرار مي‌كنيد تا اولاً آنها را با درس درگير كنيد و ثانياً مطمئن شويد كه دارند كارشان را انجام مي‌دهند و شيطنت و شلوغي نمي‌كنند؟
 
7- آيا از تكان دادن بيش از حد تنه و دست‌هايتان اجتناب مي‌كنيد؟ (اين كار موجب مي‌شود حواس شاگردان پرت شود.)
 
8- آيا به شاگردان لبخند ميِ‌زنيد؟
 
9- آيا رفتارهاي آزاردهنده‌اي مثل بازي كردن با موهايتان، مشت كردن دست در شلوارتان و غيره داريد؟
 
10- آيا اين حس را در شاگرد ايجاد مي‌كنيد كه نسبت به آنچه مي‌گوييد از نظر علمي اشراف داريد؟
 
11- و آيا حوصله شاگردان را سر مي‌بريد؟
 


- بين ميزان توانايي معلم در درك و كنترل احساساتش در اولين برخورد با شاگردان با كيفيت رابطه آينده آن ها، رابطه مستقيمي وجود دارد.
 
- ضعف‌هاي خود را بپذيريد، حتي معلماني كه در نظر ديگران تسلط بر كار خود دارند و داراي اعتماد به نفس هستند در درون خود چنين احساسي ندارند.
 
- ضعف‌هاي خود را به طور رسمي با معلم راهنماي يا به طور غيررسمي و خودماني با همكاران در ميان بگذاريد تا از احساس تنها بودن و انزوا رها شويد.
 
- با احساس عدم كفايت خود مقابله كنيد زيرا اين احساسات موقتي است و كوتاهي در مقابله كردن با آن ها باعث از دست رفتن نظم و كنترل كلاس مي‌شود.
 
براي اطمينان از قلب، معلمان تازه كار، احساسات بعضي از معلمان با تجربه در روز اول كلاس 20 تا 25 ساله را براي شما مي‌آوريم تا بدانيد كه اين احساسات طبيعي است.
 
- نگراني از اينكه بچه‌ها قابل كنترل نباشند و كشمكش با آن ها در طول سال ادامه يابد و اين مسأله باعث مي‌شود كه ضابطه‌مندي و مقرراتي بودن من مي‌شود.
 
- در شب قبل از سال تحصيلي بدخواب مي‌شوم و مكرراً از خواب مي‌پرم و صبح زود بيدار مي‌شوم.
 
- صبح روز اول مدرسه حالت مريضي دارم و به زور چيزي مي‌خورم، با رسيدن به مدرسه حالم بدتر مي‌شود و با ورود به كلاس، دهانم خشك مي‌شود.
 
- در جلسات اول هرگز نمي‌نشينم براي اين كه با ابهت‌تر و ترسناك‌تر جلوه كنم.
 
- بچه‌ها را به هنگام ورود به كلاس ورانداز مي‌كنم و به آنها تذكر مي‌دهم كه چه چيزي بياورند و از رفتاري كه انتظار دارم با آن ها صحبت مي‌كنم.
 
- براي اينكه مبادا در روز اول دير برسم، كابوس دارم و در پايان روز احساس خستگي مي‌كنم و انرژي عصبي يك ماهه را در همان روز اول صرف مي‌كنم.
 
- روز قبل از شروع سال تحصيلي عصبي مي‌شوم و احساس عدم اعتماد به نفس براي شروع كار دارم.
 
- هنوز براي اولين بار با شاگردانم در كلاس كه روبه رو مي‌شوم احساس نگراني و عدم اطمينان دارم.
 
- رفتن به كلاس جديد، تجربه‌اي دلهره‌آور است.
 
- در كلاس آرام نيستم تا اينكه اطمينان پيدا كنم از عهده كلاس برمي‌آيم.
 
اين‌ها صحبت‌هاي بعضي از معلمان مجرب بود. پس وقتي كه كار به اين سختي است نمي‌توان بدون پيش‌بيني و برنامه‌ريزي در آن گام نهاد.
 


راهبردهاي رفتاري:
 1- دل قوي داشته باشيد و به طور محكم و استوار براي موفقيت در كار كوشش كنيد.
 
2- كار را به گونه‌اي شروع كنيد كه تا پايان سال ادامه يابد.
 
3- قبل از شروع جلسه اول از كلاس درس بازديد كنيد تا مشكلات احتمالي (چراغ - پرده - تهويه - تجهيزات و...) را متوجه شويد.
 


4- در بدو ورود به كلاس سلام كنيد.
 
5- خود را معرفي كنيد و در صورت لزوم نام خود را روي تخته بنويسيد.
 
6- نام دانش‌آموزان را ياد بگيريد.
 
7- ژست‌هاي مثبت داشته باشيد و لحن مطمئن در كلام داشته باشيد.
 
8- با استفاده از فعاليت‌هاي يخ‌شكن (مثل ترتيب دادن يك بازي كه در آن بچه‌ها خود را معرفي كنند)، دانش‌آموزان را مشتاق و آن ها را با هم آشنا كنيد.
 
9- انتظارات خود را به روشني و صريح اعلام كنيد.
 
10- منطقي كه پشت انتظاراتتان وجود دارد را برايشان توضيح دهيد.
 
11- اين مطالب را كه فرآيند ياددهي - يادگيري عمدتاً بر مبناي مشاركت است براي آن ها تفهيم كنيد.
 


12- قرارداد حقوق و وظايف را از قبل تهيه كنيد و به هر كدام از دانش‌آموزان نسخه‌اي بدهيد تا امضا كنند و در پيش خود نگه‌دارند.
 
13- از تجربيات و قوانين معلمان ديگر اطلاع پيدا كنيد.
 
14- قوانين در حد توان و متناسب با سن رشدي آن ها باشد.
 
15- قوانين كلاس را به صورت بزرگ نوشته و با تصاوير نشان دهيد، تهيه اين كار را مي‌توانيد به دانش‌آموزان محول كنيد.
 
16- به قرارداد مرتباً مراجعه كرده و نكات آن را يادآوري كنيد.
 
17- به شخصيت دانش‌آموزان احترام بگذاريد.
 
18- با شاگردان در حد تعادل شوخي و مزاح داشته باشيد و در اين كار زياده‌روي نكنيد و هم‌چنين خشك و عبوس نباشيد.
 
19- چگونگي رسيدگي با دانش‌آموزان مشكل‌دار را ياد بگيريد.
 

http://bu-edugroup.ir/forum/showthread.php?tid=1446


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تاريخ تعليم و تربيت نشان مي دهد كه كودكان هميشه دچار مشكلات عاطفي و رفتاري بوده اند . سابقأ چنين كودكاني را شرور ، خطا كار ، سر كش ، اصلاح ناپذير ، بي ثبات ، ناسازگار و غيره مي نا ميدند .


در آثار ادبي كشور ما به نمونه هائي از مشكلات تربيتي كودكان اشاره شده است . سعدي در باب هفتم گلستان مي گويد :


يكي را از وزرا پسري كودن بود ، پيش يكي از دانشمندان فرستاد كه مرين را تربيتي ميكن مگر عاقل شود . روزگاري تعليم كردش و مؤ ثر نبود . پيش پدرش كس فرستاد كه اين عاقل نمي شود و مرا ديوانه كرد .


همچنين در همان باب در حكايتي ديگر آورده است :


" يكي از فضلا تعليم ملك زادهاي همي داد و ضرب بي محابا زدي وز جربي قياس كردي ، باري پسر از بي طا قتي شكايت پيش پدر برد و جامه از تن دردمند بر داشت ، پدر را دل به هم برآمد ... "


در زمان حاضر كه تعليم و تربيت كودكان به صورت مدرسه اي و در كلاس هاي پر جمعيت انجام مي شود ، يكي از متداولترين مسائلي كه معلمان با آن رو برو هستند مسأ له ي كلاسداري و اصلاح مشكلات رفتاري دانش آموزان است . چنانچه كلاس درس با اصول و قوائد صحيح اداره نشود چه بسا كه با اعمال رويه ها و شيوه هاي نا درست اثرات نا مطلوب و جبران ناپذيري در نتيجه ي كار معلم باقي گذارد . بنابراين ضرورت ، در اين مقاله به پاره اي اصول و قوائد شناخته شده ي كلاسداري مي پردازيم .


انواع رفتار هائي كه نظم كلاس را بر هم مي زند :


در بررسي ها ئي كه به منظور مطالعه رفتارهاي نادرست در مدارس ابتدائي انجام شده است ، انواع رفتار هاي زير كه موجب بر هم خوردن نظم كلاس و در نتيجه اخلال در آموختن مي شود مشخص گرديده است :


الف – رفتارهاي حركتي مانند : بلند شدن از جاي خود – ايستادن – دويدن – جستن – راه رفتن در كلاس – روي ميز رفتن – جابجا كردن ميز و نيمكت و غيره .


ب – رفتارهائي كه موجب توليد صدا مي شود :


توليد صدا با كوبيدن مداد و غيره روي ميز و اشياء ديگر – توليد صدا با دست – توليد صدا با پا مانند كوبيدن پا به زمين – توليد صدا با كاغذ – انداختن اشياء و نظاير آن .


ج – رفتارهاي تهاجمي :


قاپيدن اشياء ( كتاب – قلم – ورقه و غيره ) از ديگران – انداختن كتاب بغل دستي – نابود كردن اشياي ديگران – مشت زدن – با پا زدن – هل دادن – نيشگان گرفتن – سيلي زدن – با اشياء زدن – پرت كردن اشياء به ديگران – كشيدن مو – چنگ زدن به صورت .


د – رفتارهاي مربوط به تغيير جهت :


بر گر داندن سر براي نگاه كردن به ديگران – نشان دادن اشياء به ديگران – توجه به بغل دستي .


و – اظهارات نا بجا :


بي اجازه ي معلم جواب دادن – اظهار نظر كردن بدون اين كه سؤ ال شده باشد – صدا كردن معلم – گريه كردن – جيغ كشيدن – بلند خنديدن – بلند سرفه كردن .


ن – صحبت كردن :


گفتگو با ديگران به هنگامي كه معلم خواسته است سكوت برقرار باشد .


ز – بي اعتنائي


توجه نكردن به سؤال يا دستور معلم – انجام كاري متفاوت با آنچه از او خواسته شده است – بازي كردن با مداد، گچ و غيره به جاي انجام تكاليف درسي .


ح – وضعيت هاي نادرست بدني :


درست ننشستن مانند روي پا نشستن – ايستادن روي نيمكت به جاي نشستن – كج نشستن .


ط – جويدن :


مانند جويدن انگشت ، مداد و غيره .


ي – رفتار قدرت طلبانه :


بلند خواندن كتاب براي خود و يا ديگران – تقليد نقش معلم .

منبع : مجله ي پيوند نيمه اول سال 1370


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]


 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۴

 چگونه كلاس درس را اداره و كنترل كنيم   ؟ 

از مهمترين عواملي كه در اداره ، كنترل و رهبري كلاس درس به معلمان مي تواند كمك كند و به عنوان عوامل موثر مطرح مي باشد مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
الف- شخصيت معلم
ب- دانش معلم
ج- مهارتهاي تدريس نام برد.
مجموعه اي از ويژگيهاي رفتاري هر فرد نماينده شخصيت آن فرد است . معلم بايد فردي صبور ، خونگرم ،مهربان و اجتماعي باشد. و سعي كند با رفتار هاي خوب و مناسب خود اثر مثبت بر رفتار دانش آموزان بگذارد. معلمي در اداره ،هدايت و رهبري كلاس درس خودموفق است كه توانايي حل هوشمندانه تعارضها و تضاد هاي موجود در مباحث كلاسي را دارا باشد.
يعني در هنگام بحث و گفتگو دانش آموزان با توجه به روشهاي معقول سعي كند آن تضادها و اختلافات را در بين دانش آموزان حل كند. و اگر در اين راه توفيقي بدست نياورد ممكن است چنين دانش آموزاني را به كلاس ديگر انتقال دهد. و يا ممكن است ابتدا در حل تضاد بكوشد و اگر موفق نشد آنان را از يكديگر جدا كند. و مي توانيد از مربي پرورشي و مشاورين مدرسه هم كمك بگيريد. ولي بهتر است معلم از عقل سليم خود بهره بگيرد.
اگر مي خواهيد يك معلم خوب و موفق در اداره و كنترل كلاس باشيد بايد از خودتان شروع كنيد. و بايد آنقدر به موضوع گدرگس مسلط باشيد كه با بيان خوب و رسا چنان درس بدهيد كه دانش آموز را مجذوب خود نمايد. و در اين زمينه معلمان تازه كار بخصوص مي توانند به مطالعه كتابهاي مربوط به روان شناسي تدريس - يادگيري بپردازند.
و هميشه با توجه به پيشرفت علوم و تكنولوژي در دنيا ايجاب مي كند معلم از تازه هاي علم آگاه و با خبر باشد و در زمينه فني و اجتماعي و چگونه برقراري ارتباط با دانش آموزان هميشه آماده باشد .
معلم پيوسته معلومات و اطلاعات خود را بايد به روز و نو كند. بايد علم خود را گسترش دهد. تا بتواند از عهده پاسخگويي به پرسشهاي دانش آموزان در سطح بالاتر بر آيد. و از پاسخ دادن نادرست به سوالات دانش آموزان پرهيز كند. و در صورتي كه جواب سوال دانش آموزان را نمي داند بايد آنقدر مهارت داشته باشد كه به نحوي سوال را به شكل ديگر به خود دانش آموزان به عنوان كار تحقيق ارائه دهد. علاوه بر تسلط به موضوع درس معلم بايد مفهوم يادگيري و ياد دادن را بداند. درس دادن شامل فعاليتهاي معلم مي باشد. كه باعث واداشتن دانش آموزان به توجه ، مشاهده ، ايجاد ارتباط ، ياداوري ، استدلال و نتيجه گيري مي شود. معلم بايد نسبت به نيازها و احساسات دانش آموزان كلاس حساس باشد .
همه يادگيرندگان يك كلاس شما بچه هاي باهوش نيستند از نظر ميزان هوش و توانايي ذهني و جسمي و از نظر استعداد متفاوت هستند. و چه دانش آموزان با هوش و چه دانش آموزان كم هوش و چه دانش آموزان منظم و مرتب و چه آنهايي كه سركش و ياغي و يا بازيگوش هستند همگي نياز به حمايت و تشويق دارند. و معلم نبايد از انتقاد كردن بيش از حد لازم استفاده كند . و لازم نيست زيرا گاهي وقتها انتقاد كردن بيش از حد معلم مي تواند تبديل به حالت سرزنش و سر كوفت زدن از نظر دانش آموز جلوه كند. و احتمال اثر تخريبي آن بيش از فوايدش خواهد بود. معلم بايد كارهايش قبل از ورود به كلاس سازمان يافته وآماده نمايد يعني از وقت و زمان خود به خوبي استفاده كند. و از قبل برنامه آموزشي خود را تنظيم كرده و براي عوض كردن موضوع بحث و گفتگو از لحظه ها در كلاس خوب استفاده نمايد. در كلاس فعاليتهاي متنوعي را به كار گيرد. زيرا باعث مي شود هر حادثه يادگيري مقدمه و بهانه اي براي حادثه يادگيري ديگر باشد. از برنامه يا جدول يادگيري مثل جدول تحليل محتوايي درس و طرح درس مناسب كه از قبل آماده كرده است و مورد بررسي قرار داده است استفاده كند اين بخصوص براي معلمان تازه كار امر ضروري است. و معلم تمام تلاش خود را بايد بكار بگيرد تا كلاس خود را به صورت زنده و شاد و فعال اداره كند. ولي بر دانش آموزان فشاري بيش از حد توانشان وارد نكند. و به دانش آموزان فرصتهاي بيشتري بدهد تا خود را براي يادگيري آماده كند.
يك معلم بايد دانش آموزان خود را براي يادگيري انگيخته نگه دارد. و چنان فضاي رواني مناسبي را ايجاد كند كه دانش آموزان را نسبت به يادگيري مطالب و گوش دادن و كنجكاو بودن آماده نگه دارد. موجباتي را فراهم نمايد كه هر چند دانش آموزان در حال نشسته به يادگيري بپردازند. زيرا بعضي مواقع بچه ها از نشستن روي صندلي معمولا نامناسب مدارس خسته و شكايت مي كنند. معلم بايد آگاه باشد و چنان كنترل كلاس را در اختيار بگيرد كه گويي چشمي نيز در پشت سر خود دارد. و هيچوقت دانش آموزان نبايد احساس كنند كه تحت كنترل يا فشار معلم هستند. معلمي هم حرفه و هم هنر است. معلم بايد خوب مهارتهاي تدريس را در كلاس در موقيعت هاي مناسب به كار بگيرد. بطوري كه اين مسئله مي تواند باعث جلب توجه و جذب و افزايش علاقه دانش آموزان به سوي فعاليتهاي يادگيري شود. شما مي توانيد از مهارتها ، تجربيات معلمان برجسته و قديمي و يا موفق در همان مدرسه يا مدارس ديگر استفاده كنيد.
هر معلم از قبل بايد مهارتهاي لازم را براي آن درس مشخص نمايد و آنها را در مدت زمان مناسب تمرين و تكرار كند و بياموزد. ودر ضمن ارتباط معلم با دانش آموزان بايد مطلوب باشد. در آن صورت حاصل آن نوعي اشتراك اطلاعات ، معلومات و مهارتها ميان معلم و دانش آموزان خواهد بود. يكي از راههاي كنترل و مديريت كلاس طرح پرسشهاي مناسب توسط معلم ، جهت برانگيختن تفكر و جهت دادن به مسير يادگيري دانش آموزان به هنگام انجام فعاليتها است.
معلم براي اينكه دانش آموزان خود را كنترل كند بايد آنها را بشناسد و آنها را در امر يادگيري و ساير فعاليتهاي كلاسي مشاركت دهد. و تشويق كند و استفاده از همكاري دانش آموزان در فعاليتهاي يادگيري امري ضروري براي رهبري ، هدايت ، اداره كلاس درس است و همچنين نوعي احترام گذاشتن به دانش آموزان مي باشد وقتي شما در مديريت و امر يادگيري از آنها كمك مي گيريد آنها احساس خوبي پيدا مي كند.
حتي شما مي توانيد براي حل برخي از مشكلات كلاس با آنها مشورت نمايد و از آنها نظر خواهي كنيد. تا جاي كه امكان دارد از اطلاعات و آموخته هاي قبلي دانش آموزان در امر تدريس استفاده كنيد. و تنها از روش سخنراني در كلاس استفاده نكنيد زيرا اين روش به تنهايي براي دانش آموزان بخصوص دانش آموزان بازيگوش و فضول و نا آرام كه دوست ندارند گوش دهند و يا ياداشت برداري كنند زياد مفيد نيست و نتيجه خوبي به همراه ندارد.
بهتر است از روشهاي مختلف و متنوع مانند روش مباحثه اي كه دانش آموزان را براي شركت فعال در پاسخ گويي به سوالات ، اظهار نظر و رقابت مثبت و دفاع از نظر خود تشويق مي كند استفاده كنيد و يا مي توانيد از روشي به نام روش تمرين وتكرار كه همواره سبب ترغيب دانش آموزان به انجام يادگيري مهارتها مي شود استفاده كنيد و گاهي وقتها مي توانيد از روش پژوهش گروهي كه نوعي فعاليت دسته جمعي دانش آموزان در گروه هاي كوچك به منظور انجام دادن امر مطالعه و سازماندهي يادگيري است استفاده نمايد البته در اين مورد بايد حتما معلم از قبل مراحل جريان پژوهش گروهي را با دانش آموزان در ميان بگذارد و آن را بررسي و كنترل كند.
معلم بايد مهارت آغاز درس را خوب انتخاب نمايد مثلا از يك داستان ، از يك مشاهده نا همخوان كه او فكر نمي كند و انتظار اتفاق افتادن آن نيست و يا از يك پرسش خوب يا طرح يك معما درس را آغاز كند. و از دانش آموزان براي پيدا كردن جواب و حل آن مسئله يا پرسش و يا معما كمك بخواهد. معلم مي تواند از روشي به نام روش مكاشفه اي استفاده كند كه دانش آموزان و فعاليتهاي فكري آنها را در جهت كشف برخي مفاهيم و اصول علمي هدايت مي كند و فرصت كمتري براي بازيگوشي و انجام مسائل بي مورد پيدا مي كنند.
استفاده از روش پرسش و پاسخ در روش مكاشفه اي مي تواند سبب افزايش مهارتهاي ذهني در دانش آموزان بگردد و از آنجا كه خود دانش آموزان شخصا مطالب را كشف مي كنند ذوق و اشتياق او به يادگيري و انجام فعاليتها و منظم بودن بيشتر مي كند . حتي استفاده به موقع و مناسب روش انجام دهيد ، نگاه كنيد و ياد بگيريد در مورد همه بچه ها ( باستعداد- كم استعداد - متوسط ; ضيعف و....) كارايي فراوان دارد. در اين روش آنها از يكديگر كمك مي گيرند و در گروه همديگر را راهنمايي مي كنند و بتدريج توانايي ها و قابليت هاي گروهي دانش آموزان افزايش يافته و ياد مي گيرند چگونه به يكديگر احترام بگذارند و چگونه با هم همكاري داشته باشند. اگر معلم از برنامه يادگيري كند استفاده كند و در عين حال باعث سردرگمي دانش آموزان خود مي شود. و فضاي رواني كلاس به نحوي خواهد شد كه يادگيري براي آنها خسته كننده مي گردد.
مديريت و اداره كلاس دستخوش تغيير خواهد شد و كنترل كلاس از مسير اصلي خارج مي گردد. معلم بايد بكوشد تا دانش آموزان كلاس خود را به نحوي به فعاليت وا دارد كه هيچ يك از آنان احساس خستگي و يكنواختي نكنند. زيرا خستگي و يكنواختي خود عاملي براي پيدايش شيطنت هاي دانش آموزان و بي نظمي در كلاس است. معلم بايد داراي آن چنان شيوه رفتاري مطلوب ، دوستا نه اي و در حد استاندارد آموزشي باشد كه اكثريت دانش آموزان را به گوش دادن درس علاقمند نمايد. و غالبا بايد نسبت به شنيدن عقايد و نظر هاي جديد دانش آموزان تمايل نشان دهد. و از دانش آموزان خود دعوت كند كه در بحث و گفتگوي آزاد شركت كند.



http://www.shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=278


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

هيچ چيزي بيش تر از اين كه پاسخ پرسشي را با پرسش ديگري بدهيد، انگيزه ايجاد نمي كند. از اين رو، من اين شيوه آموزش و آموختن علوم را براي همه سطوح، از كودكستان تا دانشگاه، پيشنهاد مي كنم. علم با پرسش آغاز مي شود و با پرسش نيز خاتمه مي يابد.البته، به طور معمول پيش از آن كه درباره موضوعي بپرسيد، بايد به آن دقت كنيد.

كودكان همين طور كه بيش تر و بيش تر به اطرافشان توجه و دقت مي كنند، قلب والدين خود را از شادي سرشار مي سازند. آنان براي گرفتن يك انگشت، دست خود را دراز مي كنند، به يك صورت خندان با خنده واكنش نشان مي دهند به يك ماشين اسباب بازي ضربه مي زنند تا به حركت درآيد و زماني كه به توجه نياز دارند، گريه مي كنند .آنان درباره محيط اطرافشان مي پرسند و از آن چه كه افراد و اشيا در پاسخ به كاوش هايشان انجام مي دهند، مي آموزند.

متأسفانه، وقتي كودكان سخن گفتن ياد مي گيرند و والدين و ساير بزرگسالان را با جريان بي پايان پرسش هاي جالب و قابل تأمل خود روبه رو مي سازند، اغلب برخوردهاي شايسته اي با آنان نمي شود و گاهي نيز طرد مي شوند. البته اگر واقع گرايانه به موضوع بنگريم هيچ كس نمي تواند بي درنگ به همه پرسش هاي كودكان پاسخ دهد. اما اگر پرسش هاي آنان درباره جهان اطرافشان، به وسيله بزرگسالاني كه در زندگي آنان مهم و تأثير گذارند، به ندرت پاسخ داده شوند يا هرگز پاسخ داده نشوند، به اين نتيجه منطقي مي رسند كه " پرسيدن " كار مهمي نيست. به اين ترتيب، آنان در دوره راهنمايي يا حتي زودتر، پرسيدن و حتي مشاهده دقيق جهان پيرامونشان را رها مي كنند.

آيا دانش آموزان به علت نداشتن " استعداد علمي " يا به اين علت كه توان مشاهده كردن و حس كنجكاوي شان تقويت نشده بود، مشاهده گران دقيقي نبودند يا اين امر علت ديگري داشت؟ بسياري از آدم ها زندگي را با چشم هاي بسته سپري مي كنند. من انتظار ندارم كه همه دانش آموزانم دانشمند شوند، بلكه مي خواهم به آنان نشان دهم كه اگر به اطرافشان توجه نكنند، بسياري از جزئيات زندگي را از دست مي دهند.

برانگيختن كنجكاوي
 

ما به عنوان معلمان علوم، چگونه مي توانيم دانش آموزانمان را تشويق كنيم كه با دقت و با ديد وسيع تري به محيط پيرامونشان توجه كنند. دراين مورد، من به روش سقراط اعتقاد دارم؛ يعني پاسخ دادن يك پرسش با پرسش ديگر!

سرگذشت ماهي شناس معروفي به نام لوئيس آگاسيس كه اواسط قرن هيجدهم ميلادي در دانشگاه هاروارد تدريس مي كرد، روش پيشنهادي من را به خوبي تشريح مي كند. وقتي يك دانشجو آگاسيس را به عنوان استاد راهنماي خود بر مي گزيد، آن طبيعي دان بزرگ، دانشجو را به آزمايشگاه خود مي برد، يك نمونه ماهي در اختيار او قرار مي داد و به او مي گفت: " تا زماني كه به آزمايشگاه باز مي گردم به مطالعه آن بپرداز."

دانشجو نگاهي سطحي به ماهي مي انداخت و انتظار داشت استادش حداكثر پس از يك ساعت باز گردد. اما در حقيقت او تا روز بعد استاد را نمي ديد. روز بعد آگاسيس از دانشجوي خود چند پرسش درباره مشاهدات ديروزش مي كرد. وي در اين مرحله سؤالاتي مي كرد كه دانشجو متوجه شود  بيش از آن چه تصور مي كند، مي تواند از مشاهده يك ماهي ياد بگيرد.

اين كار چند روزي ادامه مي يافت، به طوري كه دانشجو تصور مي كرد هيچ تكليفي جز نگاه كردن به آن ماهي ندارد. در پايان، كاري كه با ملالت كامل آغاز شده بود، نه تنها به دانشي بنيادي و مفصل درباره آن ماهي متنهي مي شد، بلكه به كنجكاوي شورانگيزي درباره كل ماهي ها و حتي زمينه هاي ديگر زيست شناسي منجر مي شد.

شايد هيچ كدام از ما آن قدر زمان در اختيار نداشته باشيم كه روش آگاسيس را مو به مو اجرا كنيم. به علاوه، ما هر روز مورد هجوم محرك هاي زيادي قرار مي گيريم كه مجبوريم به نفع خود، آن ها را ناديده فرض كنيم. با وجود اين، چگونه مي توانيم دانش آموزان خود را به مشاهده جهان پيرامونشان تشويق كنيم، به طوري كه نه تنها به خاطر آماده شدن براي يك شغل علمي، بلكه حتي براي لذت بردن وسرزنده بودن در جهاني كه در خانه و كوچه و بازار حس مي كنند، درباره دنياي پيرامونشان بپرسند و بتوانند آن را درك كنند؟

پرسيدن درباره پاندول

در اين جا به تعدادي مثال اشاره مي كنم كه علاوه بر ايجاد زمينه هاي سؤال برانگيز، در پرورش مهارت مشاهده كردن و سازمان دادن مشاهدات نيز به نحوي كه به نتيجه اي آزمودني بينجامند ( از طريق طراحي آزمايش يا به كمك اطلاعاتي كه از پيش موجود بودند)، به دانش آموزان دوره هاي آموزشي گذشته من كمك مي كردند.

از مثال نخست كه نوعي نگاه تاريخي به روش علمي است، مي توان در پايه چهارم استفاده كرد. من آن را " بازي گاليله " ناميده ام. با گفتن سرگذشت گاليله و مشاهده نوسان چلچراغ " كليساي پيزا" كار خود را آغاز مي كنيم . احتمالاً نسيمي كه به درون كليسا مي وزيد باعث نوسان و عقب و جلو رفتن چلچراغ شده بود.

گاليله با مشاهده تدريجي حركت چلچراغ به فكر فرو رفت و سعي كرد به كمك نبض خود ، مدت زمان يك نوسان كامل را اندازه بگيرد. او مانند هر آزمايشگر دقيق و با تجربه اي، اندازه گيري خود را چندين بار تكرار كرد. هر چند پهناي ( دامنه ) نوسان ها تفاوت زيادي با هم داشتند، اما گاليله ( با همه محدوديت ها و بي دقتي ها كه روش او داشت ) براي همه نوسان هاي كامل، زمان يكساني به دست آورد.

شما ممكن است تصور كنيد، فاصله اي كه چلچراغ در هر رفت و برگشت مي پيمود، زمان لازم براي هر نوسان را تعيين مي كرد. متوجه رفتار دور از انتظار چلچراغ در حال نوسان شده بود. پس پرسش مهمي براي او مطرح شد: اگر فاصله پيموده شده، پريود ( زمان يك نوسان كامل ) چلچراغ را تعيين نمي كند، پس چه چيزي آن را تعيين مي كند؟

فراتر از كلاس درس

معلم ها اغلب نگرانند كه مبادا دانش آموزي سؤالي بپرسد و آنان جواب آن را ندانند. اگر به چنين موردي برخورديد، مطمئن باشيد كه بهترين پاسخ اين است : " من نمي دانم، فكر مي كني چه طور مي توانيم پاسخ آن را پيدا كنيم ؟"

حال به اصل روش تجربي مي پردازيم: سيستم مورد مطالعه را تا حد امكان ساده مي كنيم و تك تك عواملي را كه ممكن است بر رفتار آن تأثير بگذارند، مشخص مي سازيم .من و دانش آموزانم همانند گاليله به اين نتيجه رسيديم كه چلچراغ بيضوي و حجيم، درست مانند جرمي است كه به يك ميله آويزان باشد ( يعني يك پاندول ). از اين رو، با بستن يك قرقره كوچك به يك نخ نازك و آويزان كردن آن از يك قلاب، پاندولي درست كرديم كه آزادانه نوسان مي كرد.

اندازه قرقره و وزن نخ در طول و وزن پاندول تقريبا تأثيري نداشتند. بنابراين، به خاطر سادگي كار، تأثيرات آن ها را ناديده گرفتيم ( تصميم گيري براي ناديده گرفتن عواملي كه به يك تحقيق آسيب نمي رسانند، بخش مهمي از فعاليت يك دانشمند است )كار را شروع كرديم . فرضيه ما اين بود كه پريود يك پاندول، به جرم يا به طول آن و يا هر دوي آن ها وابسته است. من از دانش آموزان پرسيدم: " چگونه مي توانيم پي ببريم، كدام يك از اين دو عامل در اندازه پريود پاندول مؤثرند؟"

برخي از آنان به درستي پيشنهاد كردند كه از قرقره هايي با جرم متفاوت و نخ هايي با طول متفاوت استفاده كنيم و فرضيه را بيازماييم .برخي نيز پيشنهاد كردند كه بهتر است در هر بار آزمايش فقط يك عامل را تغيير دهيم.

اكنون بخش مشكل كار، يعني طراحي آزمايش براي آزمودن فرضيه را پيش رو داشتيم .دو يا سه قرقره با جرم متفاوت، چند قطعه نخ با طول متفاوت و يك زمان سنج در اختيار دانش آموزان قرار گرفت.

گاليله در تجربه خود براي سنجش زمان از ضربان نبض خود استفاده كرد، اما استفاده از زمان سنج، مثلاً يك ساعت مچي، آزمايش را واقعي تر مي كند. به اين ترتيب، همه چيز براي پيدا كردن پاسخ پرسش ما فراهم شد. البته خود اين فرايند، پرسش هاي ديگري را به وجود آورد كه پاسخ به آن ها تلاش ديگري را مي طلبيد.

با تشويق بچه ها به تفكر ، مشاهده و پرسشگري ، ميتوانيم همه آنان را به عرصه هاي جديدي از لذت بردن از جهان فرا بخوانيم.
منبع

Science and Children,November 1997

نوشته شارلوت وارد / ترجمه حسن سالاري

مجله رشد معلم ، شماره 7

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=81364


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]


روزي از روزها، گروهي از قورباغه هاي كوچك تصميم گرفتند باهم مسابقه ي دو بدهند. هدف مسابقه رسيدن به نوك يك برج خيلي بلند بود.

جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند. مسابقه شروع شد. راستش، كسي توي جمعيت باور نداشت كه قورباغه هاي به اين كوچكي بتوانند به نوك برج برسند. شما مي توانستيد جمله هايي مثل اين ها را بشنويد:

             - اوه، عجب كار مشكلي!

             - اون ها هيچ وقت به نوك برج نمي رسند.

             - هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست، برج خيلي بلنده!

 

قورباغه هاي كوچك يكي يكي شروع به افتادن كردند، اما بعضي با حرارت بالا و بالاتر مي رفتند. جمعيت هنوز ادامه مي داد:

 "خيلي مشكله! هيچ كس موفق نمي شه!"

و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه ي راه باز مي ماندند.

تا اين كه همه افتادند و فقط يكي به رفتن ادامه داد.

بالا، بالا و باز هم بالاتر.

اين يكي نمي خواست منصرف شود. بالاخره بعد از تلاش زياد به نوك برج رسيد. بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند كه او چگونه اين كار را انجام داده است.

وقتي از او پرسيدند كه چه طور قدرت رسيدن به نوك برج را پيدا كرده، مشخص شد كه برنده ي مسابقه كر بوده است.

 
شرح:
هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس كننده ي ديگران گوش ندهيد. چون آن ها زيباترين رؤياها و آرزوهايتان را از شما مي گيرند. هميشه به قدرت كلمات فكر كنيد، چون هر چيزي كه مي خوانيد يا مي شنويد، روي اعمال شما تأثير مي گذارد. هميشه مثبت فكر كنيد و در برابر غير آن، كر باشيد. هر وقت كسي خواست به شما بگويد كه به آروزهايتان نخواهيد رسيد، به اين جمله فكر كنيدكه:

"من به ياري خداي خود، همه كار مي توانم بكنم."

تبديل تهديد به فرصت

كشاورزي الاغ پيري داشت. يك روز الاغ او اتفاقي توي چاهي بدون آب افتاد.

كشاروز هر چه سعي كرد، نتوانست آن را از چاه بيرون بياورد. او و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاك پركنند تا الاغ زودتر بميرد و زياد زجر نكشد. آن ها با سطل روي سر الاغ خاك مي ريختند اما الاغ هر بار خاك هاي روي بدنش را مي تكاند و زير پايش مي ريخت. وقتي خاك زير پايش بالا مي آمد، سعي مي كرد روي آن بايستد. روستايي ها همين طور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همين طور به بالا آمدن ادامه داد تا اين كه به لبه ي چاه رسيد و بيرون آمد.

شرح:


مشكلات زندگي مثل تلي از خاك بر سر ما مي ريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم: اول اين كه اجازه دهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند. دوم اين كه از آن ها سكويي بسازيم براي صعود. الاغ در رو به رو شدن با مشكل (زنده به گور شدن)، به شكل ظاهري آن كه تهديد بود، توجه نكرد، بلكه با رويكرد متفاوت جنبه ي فرصت آن را يافت و از آن بهره برد.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=181160


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]


 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۵

اداره كلاس

در مقاله قبل، در مورد شيوه قانون‌گذاري صحبت كرديم. در ادامه آن مطالب در مورد دلايل ضرورت وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش‌آموزان بحث مي‌كنيم.

1- براي كاهش حس عدم امنيت در ميان شاگردان، بايد ضوابط و مقررات مشخص باشد و به روشني بيان شود تا پيش‌بيني‌پذير بودن مسائل كلاس، از عدم امنيت و نگراني دانش‌آموزان كاسته شود. زيرا بخش تحتاني مغز مسئول اعمال حياتي انسان است و چون اين بخش از مغز در هنگام ترس فعال مي‌شود، براي يادگيري واقعي بايد اين بخش از مغز در آرامش باشد.

2- احساس ترس و عدم امنيت، يكي از موانع يادگيري است.
3- وقتي معيارها به طور پيوسته به اجرا درآيد، از بروز رفتارهاي آزارنده و مخرب غيراجتماعي جلوگيري مي‌كند. زيرا اين رفتارها در فرآيند ياددهي – يادگيري مطلوب اختلال ايجاد مي‌كند.

4- خود معلم با وجود ضوابط از ابتداي كلاس و در مراحل مختلف، مي‌داند از كلاس چه مي‌خواهد و برنامه مشخصي دارد.

5- با وجود ضوابط مشخص به طور غيرمستقيم به دانش‌آموزان نظم را آموزش مي‌دهيم.
حال كه با وجود ضرورت ضوابط آشنا شديم، براي تنظيم آن چه كار بايد كرد...

1- براي تنظيم ضوابط مورد نياز كلاس بايد وقتي را براي تفكر در مورد آنها بگذرانيد و مشخص كنيد براي مراحل تدريس زير چه ضوابط مشخص و تعريف‌شده‌اي داريد.
- وقتي داريد حضور و غياب مي‌كنيد؛
- وقتي شاگردان در گروه‌هاي كوچك با هم كار مي‌كنند؛

- وقتي همه كلاس در مورد موضوعي واحد بحث مي‌كنند؛

- وقتي شاگردان امتحان مي‌دهند؛

- وقتي شاگردان كنفرانس مي‌دهند؛

- وقتي شاگردان وارد كلاس مي‌شوند يا از كلاس خارج مي‌شوند؛

- وقتي شاگردان فعاليتي را تمام مي‌كنند و به سراغ فعاليتي ديگر مي‌روند؛

- وقتي شاگردان كارهاي فردي خود را انجام مي‌دهند؛

- وقتي شاگردان رفع اشكال مي‌كنند؛ يا

- وقتي كه داريد در جلو كلاس؛ درسي را مستقيماً ارايه مي‌كنيد.

2- اداره كلاس شما بايد براساس ويژگي‌هاي شخصي خودتان باشد و از كپي‌برداري صرف كه با روحيه شما سازگار نيست، اجتناب كنيد.

3- در مورد ضوابط كار در كلاس، صراحت و قاطعيت داشته باشيد.

4- به شاگردان بايد تفهيم كنيد كه چه انتظاري داريد و منطق اين ضوابط را نيز براي آنها بيان كنيد.
براي روشن شدن مطلب مثال‌هايي از وقت حضور و غياب و ورود شاگردان به كلاس را در اينجا مي‌آوريم.

مرحله اول:
از سه تا يك آهسته آهسته و بلند مي‌شماريم. با اين كار به شاگردان هشدار مي‌دهم كه انتظار اين است كه ساكت باشند و در ضمن اين شمارش، صحبت‌ شان را تمام كنيد.

مرحله دوم:
به همه كلاس نظري مي‌اندازم تا مطمئن شوم شاگردان همه رو به من نشسته‌اند.

مرحله سوم:
نام شاگردان را يك ‌به ‌يك مي‌خوانم.

مرحله چهارم:
تذكراتي كه مسئولين مدرسه داده‌اند به بچه‌ها اطلاع مي‌دهم.

مرحله پنجم:
به بچه‌ها اجازه مي‌دهم آرام صحبت كنند.

5- با بچه‌ها بحث كنيد و آنها را در تعيين ضوابط مشاركت دهيد زيرا اگر آنها احساس كنند كه در اين فرآيند سهيم هستند، ضوابط را بهتر رعايت مي‌كنند و هم‌چنين براي پيشبرد مقاصد آموزشي اين امر مهم و حياتي است.

6- از ضوابط نسخه‌اي را نوشته و روي ديوار كلاس بچسبانيد، زيرا يادگيري از طريق ديدن بيشتر از شنيدن است.

7- اگر مي‌خواهيد كلاس مطابق پيش‌بيني شما پيش برود، در روش‌ها و ضوابط، ثبات داشته باشيد.

8- اين نكته را فراموش نكنيد كه گاهي شاگردان، معلم خود را محك مي‌زنند تا ببينند چقدر در كارش جدي است.

9- جريمه‌هاي درجه‌بندي شده به منظور تحكيم اين روش‌ها در نظر بگيريد و شاگردان را از قبل از آنها مطلع سازيد.
اولين خطا: تذكر

دومين خطا: مؤاخذه و درخواست ارايه توضيح از شاگرد

سومين خطا: ماندن در كلاس پس از اتمام مدرسه

چهارمين خطا: تماس با والدين

10- با يك‌بار گفتن، ضوابط به طور خودكار و هميشه اجرا مي‌شود. بايد مرتب كنترل گردد كه مطمئن شويد شاگردان ضوابط را درك كرده‌اند.
11- چون ضوابط براي ايجاد نظم در كلاس و تسهيل در يادگيري است، اگر متوجه شديد ضوابطي كه قرار داده‌ايد اين امر را ميسر نمي‌كند، مي‌توانيد آنها را تغيير دهيد.
علاوه بر ضوابط كه مواردي تقريباً ثابت در طول سال تحصيلي است. دستورالعمل‌ها نيز وجود دارد.

دستورالعمل‌ها، تدابير غيررسمي هستند كه در يك كلاس معين و يك موقعيت خاص وضع مي‌شود كه بگويد كارها چگونه انجام يابد. مثلاً در كلاس درس مواردي چون امتحان پيش مي‌آيد كه در همان لحظه دستورالعمل‌هايي را به شاگردان بايد داد.

1- دلايل وجود دستورالعمل ار شرح دهيد.
مثال:
راهنمايي‌هايي كه براي امتحان روز شنبه، قبل از شروع امتحان مي‌دهم. آنها را به دقت دنبال كنيد تا بتوانيد از عهده امتحان برآييد و موفق شويد.


2- بچه‌ها را سؤال كردن درگير كنيد.
مثال:
چه عواقبي در انتظار شاگردي است كه وسايل لازم را با خود به جلسه امتحان نياورده باشد.

3- براي مؤثر بودن دستورالعمل‌ها، آنها را بايد جدي آموزش داد.

4- دستورالعمل‌ها بايد پيوسته اجرا شوند، زيرا اگر پيوسته نباشد، نقض مي‌شوند.

5- در دادن دستورالعمل‌ها بايد متوسط شاگردان را در نظر گرفت، هرچند بچه‌هاي ضعيف‌تر را نبايد ناديده گرفت.
مثال:
دستورهاي خاص امتحان را توضيح دهيد.

- به جز يك خودكار چيزي روي ميز نباشد.

- صحبت نكنيد، كسي از جايش بلند نشود.

- تا وقتي نگفته‌ام، برگه‌ها به پشت روي ميزتان باشيد.

- وقتي كه من گفتم شروع كنيد، برگه‌ها را برگردانيد، نام خود و تاريخ را روي آن بنويسيد و سؤالات را به دقت بخوانيد.

- وقتي آماده شديد، شروع به نوشتن كنيد.

- اگر سؤالي داشتيد، دست‌تان را بلند كنيد؛ و تا من بالاي سرتان بيايم، صبر كنيد.

- وقتي كه تمام كرديد، پاسخ‌هايتان را كنترل كنيد. به جلو كلاس بياييد و برگه‌هايتان را تحويل دهيد. تا وقتي كه همه برگه‌ها جمع شوند مي‌توانيد كتابي را دربياوريد و آرام مطالعه كنيد.

حال اگر ضوابط مناسبي در نظر گرفته باشيم و دستورالعمل‌ها را نيز به درستي به شاگردان منتقل كنيم، آيا در اداره كلاس موفق هستيم يا باز مسايل ديگري نيز هست كه بايد رعايت كنيم؟

چگونه است كه شاگردان بعضي از معلمان را جدي مي‌گيرند و بعضي ديگر را نه؟

و چگونه است كه بعضي از معلمان از يك كلاس شكايت دارند ولي بعضي ديگر اين‌گونه نيستند؟

در اصل معلمان موفق كساني هستند كه پي برده‌اند كه بايد همه توانايي‌هايشان را در كار معلمي به كار گيرند، اين توانايي‌ها چه هستند كه معلم مي‌تواند استفاده از آنها تأثيرگذار باشد.

در اينجا ما آنها را به شرح زير معرفي مي‌كنيم:

1- استفاده از زبان بدن

هنگام صحبت كردن با شخص يا گروهي، پيام ما علاوه بر آنچه مي‌گوييم، از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي‌شود.

براساس پژوهش‌ها 7٪ پيام از طريق كلام و واژه‌ها، 38٪ توسط آهنگ صدا و 55٪ توسط زبان بدن منتقل مي‌شود.

هم‌چنين معلماني كه در ايجاد ارتباط غيركلامي تبحر دارند، در انتقال دانش هم موفق‌تر هستند.

ژست شق و رق و باابهت اين پيام را به دانش‌آموزان القا مي‌كند كه همه چيز در كنترل شما است و از طرفي هم مي‌توانيد بر كارهاي بچه‌ ها نظارت كنيد.

براي القاي اين‌كه اعتماد به نفس داريد و در موضع ضعف و دفاع نيستيد، سعي كنيد دست ‌هايتان از دو طرف بدن آويخته باشد و حتي‌الامكان از حلقه كردن دست‌ها بر سينه اجتناب كنيد.

2- طرز نشستن و ايستادن
در طرز نشستن و ايستادن خود پيام‌هاي قوي را به مخاطبين مي‌فرستيد و هم‌چنين در نشستن و ايستادن قدرتي نسبي نهفته است.

در مدرسه كه معمولاً بچه‌ها بايد بنشينند، ايستادن در كنار كسي كه در حال نشستن است، ايجاد اقتدار مي‌كند.

كار ساده‌اي مثل نشستن شما روي صندلي بزرگ مي‌تواند در مورد توازن قوا در كلاس پيام نمادين خوبي باشد.

3- صميميت
گاهي يكي از بهترين شيوه‌هاي كنترل شاگردان ايجاد شرايطي است كه بتوانيد به آنها نزديك شويد، به طوري كه يكي از آنها محسوب شويد.

بعضي وقت‌ها خوب است از فرصتي استفاده كنيد و كمي با شاگردان‌تان بنشينيد. اين كار حس هم‌پايه بودن را ايجاد مي‌كند و شاگردان مي‌توانند مستقيماً با شما تعامل برقرار كنند.

اگر براي رودررو قرار گرفتن با مخاطب كاملاً بدن خود را بچرخانيد، گفت‌وگوي‌تان خودماني و خصوصي‌تر مي‌شود. هم‌چنين اين كار نشانه آن خواهد بود كه كاملاً به آن توجه داريد و بيشتر علاقه‌منديد كه در اين كار سهيم باشيد.

براي شروع كلاس بهترين حالت يك احوال‌پرسي ساده با شاگردان است.

براي اشاره به يك دانش‌آموز، از انگشت استفاده نكنيد زيرا احساس ترس و نگراني ايجاد مي‌كند بلكه از او فاصله بگيريد و مستقيم به او نگاه كنيد و اگر لازم شد با دست كامل به او اشاره كنيد.

از هر دو شيوه كنترل و اقتدار و جدي بودن و صميميت آگاه باشيد و به تناسب از آنها استفاده كنيد.

4- ارتباط چشمي
چيزي كه باعث ناكامي بعضي از معلم‌ها مي‌شود، اكراه آنها از ارتباط چشمي در هنگام بيان روش‌ها و ضوابط كلاس است. ارتباط چشمي براي درگير كردن همه دانش‌آموزان به درس ضروري است.

نگاه به آرامي و باعلاقه به دانش‌آموزان، گفت‌وگوها را صميمي‌تر مي‌كند و آنها را درگير درس مي‌كند، اين كار شبيه يك تعهد عاطفي و رواني است.

شاگردان از چشم‌هاي شما مي‌خوانند كه چقدر امنيت و اعتماد داريد، زيرا چشم‌ها ميزان اعتماد به نفس شما را برملا مي‌كند. حتي زماني كه حس دروني شما خلاف اين مسأله بود، با اين كار به حس اعتماد و امنيت تظاهر كنيد.

۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان