مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3537
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 8
همه : 4259073

 

آلبرت بندورا (١٩٥٢) ، رفتار شناس، چهار متغير مؤثر بر يادگيري مشاهده اي را مطرح مي كند؛ فرآيندهاي توجه، يادداري يا به ياد سپاري، توليد رفتاري و انگيزشي.

آيا به مطالبي كه مطالعه مي كنيم توجه كافي داريم؟ آيا همه نكات آن را مهم و هم ارزش مي دانيم تا آن ها را كاملاً به ياد بسپاريم؟ آيا اين يادداري به اندازه اي هست كه منجر به توليد رفتار شود؟ و آيا پيش از مطالعه براي خودانگيزه لازم را ايجاد كرده ايم؟

در اين جا ما متغير هاي مؤثر بر يادگيري را به مشاهده منحصر نمي كنيم. اين عوامل عبارت اند از:

١-   ممارست: گفته اند كه كار نيكو كردن از پر كردن است. همه فعاليت هاي يادگيري از جدول ضرب گرفته تا خوب فوتبال بازي كردن، به تمرين وابسته است. گفته اند كه ٩٠ درصد نبوغ به عرق ريختن است و تنها ١٠ درصد آن الهام است.

٢-   نوع موضوع: اين مسئله كه « مواد آموزشي را بهتر است به صورت اجزا ياد گرفت يا به صورت كلي » همواره مورد بحث قرار مي گيرد.

كودكان اجزا را معمولاً بهتر ياد مي گيرند، ولي به طور كلي وقتي يادگيري بهتر صورت مي گيرد كه دانش آموز از كل موضوع، اطلاعاتي داشته باشد و با توجه به كل موضوع سعي كند اجزاي آن را بياموزد.


٣-   زمان مناسب: اگر ماده آموزشي طولاني باشد، شايد لازم باشد براي يادگيري، آن ماده آموزشي را تكه تكه ياد گرفت.

يادگيري اگر در يك مدت زمان معين توزيع شود، مؤثر تر خواهد بود. براي مثال اگر در يك مدت زمان معين توزيع شود، مؤثر تر خواهد بود. براي مثال اگر يك موضوع را طي سه روز بخوانيم و هر روز يك ساعت به آن اختصاص دهيم، بهتر از مواقعي ياد مي گيريم كه همان مطلب را در يك روز و سه ساعت متوالي مطالعه مي كنيم. پس يادگيري در فواصل متوالي و مرتب بهتر است تا در اوقات متوالي.

٤-   توالي متناسب با موضوع جديد: گفتيم كه يادگيري در فواصل متوالي و مرتب بهتر صورت مي گيرد. اين امر فقط مربوط به اوقات مناسب يادگيري نيست، بلكه به موضوعات جديد در فرآيند يادگيري نيز مربوط مي شود.

يعني يادگيري يك موضوع جديد، به خصوص اگر مشابه موضوع قبلي باشد، موجب مي شود كه موضوع قبلي را فراموش، يا دو موضوع را با هم مخلوط كنيم.

بنابراين هر چه موضوعات مختلف را پشت سر هم و به صورت متراكم مطالعه كنيم، بيش تر به فراموشي كمك كرده ايم.

٥-   طول مدت تمرين: گفتيم كه مطالعه موضوعات مختلف و پشت سر هم به صورت متراكم، باعث فراموشي آموخته ها مي شود. براي رفع اين مشكل بايد براي يك موضوع واحد وقت بيش تري بگذاريم. اگر چنين شود و تمرين، مدت بيش تري تداوم يابد، يادگيري نيز دايمي تر خواهد شد. در اين صورت، حضور در شرايط نامساعد نيز يادآوري موضوعات ياد شده را مختل نخواهد كرد.

٦-   علاقه، انگيزه و مشوق: ميزان معيني از اضطراب براي پيشرفت يادگيري مفيد است كه نام آن را اضطراب مجهول

يابي مي گذاريم. تا آن اندازه كه نگران يافتن پاسخي در خور براي مجهولات خود هستيم، بسيار پسنديده است.

اضطراب حداقل يا همان اضطراب مجهول يابي نه تنها باعث تشويش ذهن نمي شود، بلكه آن را تشويق هم مي نمايد.

شوق يافتن پاسخ، ما را در به ياد سپاري مطالبي كه مطالعه مي كنيم تحريك مي كند و اين تحريك ما را وادار مي كند تا به هر ترتيب كه شده به جواب خود دست يابيم.

اگر اين حداقل اضطراب نيز نباشد، فرد نمي تواند از توانايي هاي يادگيري خود حتي در سطحي پايين تر نيز بهره بگيرد.

به اصطلاح كسي كه اضطراب ندارد « غمي در جهان ندارد ».

از طرفي اضطراب زياد باعث لطمه زدن به توانايي هاي يادگيري مي شود.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=198578


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اگر از آن معلم هايي هستيد كه فكر مي كنند كلاس، جايي است كه بچه ها بايد در آن با لذت كار كنند، قصه گفتن در كلاس را مي پسنديد. امتحان اش كنيد. لذت بخش خواهد بود؛ هم براي شما و هم براي بچه ها.

اما اگر فكر مي كنيد شادي براي بچه ها آب و نان نمي شود، خوب است بدانيد كه هواردگاردنر كه خيلي روان شناسي آموزشي بلد است مي گويد: " يكي از راه هاي ايجاد توانايي راهبري در بچه ها، اين است كه مجبورشان كنيم با صداي بلند يك قصه تعريف كنند. به اين ترتيب، آن ها افق ديدشان را گسترش مي دهند، تخيل شان را تقويت مي كنند، و خودشان را براي زندگي پيش رويشان آماده مي كنند.

آموزه هاي ديني هم، از داستان هاي استعاري استفاده مي كنند تا مجموعه ي امكانات و محدوديت هاي يك ذهن هوش مند را هم آهنگ كنند.

داستان ها، تنها وسيله ي سرگرمي نيستند. آن ها مي توانند تجربه هاي ما را اصلاح كنند و به تغيير و رشد ما كمك كنند.

چطور در كلاس مان قصه هاي جذاب تعريف كنيم؟

هر معلمي شيوه هايي شخصي براي قصه گويي دارد. بعضي از معلم ها دوست دارند با حركات سر و دست داستان تعريف كنند. عالي است. اما اگر داستان ها را سر راست و بي ادا و اصول هم تعريف كنيم مي توانند همان قدر جذاب و مؤثر باشند. اجازه ندهيد " ترس از نمايش بازي كردن " جلوي كارتان را بگيرد. نگران نباشيد كه شايد بچه ها به شما بي توجهي كنند يا بي نزاكت شوند. اگر شما آرام و آسوده باشيد و از كارتان لذت ببريد، بچه ها هم به شور و اشتياق شما پاسخ خواهند گفت و به آن ها هم خوش خواهد گذشت.

چند ايده براي امتحان كردن
 

1- يك داستان ساده را انتخاب كنيد، داستاني كه دوست اش داريد و خوب بلديد.

براي بيش تر معلم ها،داستان هاي واقعي دوران كودكي شان، راحت ترين و دوست داشتني ترين داستان هايي هستند كه مي شود تعريف كرد. بچه ها خيلي دوست دارند داستان هايي درباره ي وقتي كه معلم شان كوچك بود بشنوند. مي توانيد داستان خود را با چنين عبارت هايي شروع كنيد: " يه بار وقتي كه " يا " وقتي من كوچيك بودم " يا مثلاً " تا حالا درباره عروسكم چيزي براتون تعريف كرده ام؟ "

2- تلاش هاي اول تان را در حد سه تا پنج دقيقه، كوتاه و مختصر كنيد. اگر گروه تان ظرفيت توجه بيش تر و طولاني تري داشت، هميشه بعداً مي توانيد جزئيات بيش تري اضافه كنيد.

3- داستان هايي بر مبناي كتاب هاي مصور و محبوب بچه ها برايشان تعريف كنيد. يك كتاب انتخاب كنيد كه هر سال براي كلاس بخوانيد. جزئيات طرح داستاني و سرعت تعريف كردن داستان را از پيش مرور كنيد. به اين ترتيب، وقتي قصه مي گوييد، به بچه ها مي فهمانيد كه شما مي خواهيد برايشان قصه اي تعريف كنيد نه اين كه يك داستان را از رو بخوانيد. بعضي از بچه ها تعجب خواهند كرد كه شما كتاب تان را كجا پنهان كرده ايد، و وقتي شما داستان را از حفظ مي گوييد آنها شيفته ي اين كار خواهند شد. گروه را ترغيب كنيد كه به شما بپيوندند. بيش تر مواقع اين كار موفقيت تان را تضمين مي كند.

4- خودتان را به وقت قصه گويي محدود نكنيد. در طول روز فرصت هاي زيادي براي شما و بچه هاتان هست كه در زمان گروهي، در گوشه ي آپارتمان، يا در يك مكان اجراهاي نمايشي قصه بگوييد.

5- شما هم شكوفا شويد! هر چه احساس راحتي بيش تري كنيد، آزادتر خواهيد بود تا قصه گويي تان را بهتر و طولاني تر كنيد. مي توانيد صدايتان را عوض كنيد و شخصيت ها و حالت هاي مختلف را اجرا كنيد؛ يا از صحنه سازي كمك بگيريد. مثلاً يك تكه پارچه را موج دار تكان بدهيد تا توفان را نشان بدهيد؛ و صداهاي خاصي از خودتان در بياوريد كه حوادث را در داستان به هم ربط بدهيد. بچه ها را تشويق كنيد كه در همه ي كارها مشاركت كنند.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=82778


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در 3 هفته‏ي اول سال تحصيلي


قسمت دوم

از تجربه‏هاي سبز آموزگاران جهان ياد بگيريم


36. براي شروع تدريس، از تصوير، طرح، معما، چند پرسش خاص و يا هر شيوه‏ي ديگري كه ذهن بچه‏ها را درگير مي‏كند، استفاده كنيم (توفان ذهن براي فراگيري بهتر مفاهيم).


37. پيش از شروع مبحث جديد، پرسش‏هاي دانش‏آموزان از مبحث قبلي را روي تخته‏سياه بنويسيم و بكوشيم با مشاركت بچه‏ها، پاسخ و پرسش‏ها را بيابيم.

38. تا پيش از رفع اشكالات دانش‏آموزان، مبحث جديدي را آغاز نكنيم.

39. هر جلسه از بچه‏ها بخواهيم درس جلسه‏ي آينده را مطالعه كنند و نكاتي را كه به نظرشان مبهم مي‏رسد، روي برگه‏اي بنويسند و به شما بدهند. با اين كار، هم شما با نكات مورد توجه بچه‏ها اشنا مي‏شويد و هم بچه‏ها به مطالعه‏ي مباحث درسي پيش از تدريس، عادت مي‏كنند.

40. از بچه‏ها بخواهيم هر جلسه يك خبر مهم از روزنامه يا مجله‏ي ويژه‏ي سنشان را بنويسند و همراه خود سر كلاس بياورند. روي خبر مورد نظر بحث كنيم و هر جلسه را به بحث روي يكي از موضوع‏ها اختصاص دهيم.

41. از دانش‏آموزان بخواهيم برنامه‏ها و آرزوهاي خود را روي برگه‏اي بنويسند و يك كپي از آن را پيش خودشان نگه دارند و اصل برگه را به شما بدهند. به اين ترتيب، شما از اهداف آن‏ها آگاه مي‏شويد و آن‏ها هم اهدافشان را از ياد نمي‏برند.

42. با اجراي برنامه‏هايي مثل برگزاري جلسه‏ي بحث و گفت‏و گو ارائه‏ي مباحث درسي در كلاس و... آن‏ها را براي حضور در جمع آماده كنيم.

43. برنامه‏هاي پرورشي مانند بازديد‏ها، برنامه‏هاي فرهنگي و... را از همان روزهاي نخست شروع سال تحصيلي آغاز كنيم.

44. اجراي برنامه‏هاي ورزشي از ديگر نيازهاي دانش‏آموزان هستند. برگزاري بازي‏ها و برنامه‏هاي ورزشي آن‏ها را از نظرجسمي و رواني آماده مي‏كند.

45. درباره‏ي فلسفه و هدف آموزش و پرورش با بچه‏ها صحبت كنيم تا همكاري و همراهي بيشتري با ما داشته باشند.

46. راه‏هاي جايگزين را به آن‏ها بياموزيم.

47. با همكاري دانش‏آموزان در فضاي كلاس، تغييراتي ايجاد كنيم تا فضا براي آن‏ها دوست‏داشتني‏تر شود.

48. آموزگار دموكراتي باشيم. هر چند رعايت نظم ضروري است، اما در پايه‏ي ابتدايي بايد كمي آزادانه‏تر عمل كرد.

49. پژوهش و تحقيق و شيوه‏ي آن را به دانش‏آموزان سوم ابتدايي به بعد بياموزيم و كمك كنيم تا براي پژوهش‏هايشان از منابع تحقيقاتي استفاده كنند.اين كار از شروع سال تحصيلي جديد، براي بچه‏ها به عادت تبديل مي‏شود.

50. براي فراگيري (آموزش) مفاهيم درسي هيجان ايجاد كنيم. براي اين كار كافي است در كنار تدريس، همان مفهوم درسي، فعاليت علمي، بازديد يا يك كار آزمايشگاهي ترتيب دهيم.

51. شماره تلفن محل كار والدين دانش‏آموزان را داشته باشيم.

52. دليل غيبت‏هاي آن‏ها را جويا شويم.برخي از غيبت‏ها به‏ويژه در نخستين روزهاي شروع سال تحصيلي، ممكن است به دليل ترس از مدرسه باشد.


53. تشويق نيازي انكارناپذير براي پيشرفت تحصيلي است. اين تشويق مي‏تواند زباني، با اهداي جايزه و يا هر شكل ديگري باشد. روزهاي نخست شروع سال تحصيلي نياز دانش‏آموزان بيش‏تر از هر زمان ديگري است.

54. دانش‏آموزان بايد واكنش‏هاي مثبت و منفي ما را ببينند.اما اين واكنش‏ها، به‏ويژه واكنش‏هاي منفي، بايد تنها با تغيير لحن كلام يا چهره، بدون هر گونه توهين صورت گيرد. در روزهاي نخست سال تحصيلي، بچه‏ها بيش از هر زمان ديگري نسبت به رفتار آموزگار حساس هستند.

55. با گروه‏بندي دانش‏آموزان، فعاليت‏هاي آن‏ها را منسجم كنيم.

56. به دانش‏آموزاني كه از نظر درسي ضعيف‏اند، مسؤوليت‏هاي آموزشي محول كنيم.

57. به دانش‏آموزان فرصت بدهيم تا در همين روزهاي نخست سال تحصيلي، مهارت‏هايشان را نشان بدهند. براي اين كار به آن‏ها فرصت فعاليت بدهيم.

58. با والدين جلسات خصوصي برگزار كنيم. تأثير اين جلسات بيش از جلسه‏هاي چندين نفره‏ي اوليا و مربيان است.

59. از همين روزهاي نخست شروع سال تحصيلي، بچه‏ها را به نوشتن عادت بدهيم. براي اين كار از آن‏ها بخواهيم هر روز حداكثر در دو تا سه خط، درباره‏ي موضوعي كه دوست دارند، مطلبي بنويسند.

60. مجله‏ يا كتابي مناسب با سن دانش‏آموزان انتخاب كنيم و با قسمت‏بندي ان، هر روز بخشي از آن را همراه دانش‏آموزان در كلاس بخوانيم. اين كار مهارت خواندن را در آن‏ها تقويت مي‏كند و باعث آشنا شدن با لغت‏هاي جديد مي‏شود.

61. بازي‏هاي فكري به‏ويژه آن‏هايي كه به صورت پرسش و پاسخ هستند، شروع خوبي براي تقويت حافظه‏ي دانش‏آموزان محسوب مي‏شوند.

62. از بچه‏ها بخواهيم هر كدام عكسي از خودشان بياورند. عكس‏ها را روي مقوا بچسبانيم و مشخصات مختصري از بچه‏ها را زير آن‏ها بنويسيم. اين تابلو را در كلاس نصب كنيم تا دانش‏آموزان با يكديگر بيش‏تر آشنا شوند.

63. گروه‏ها، اعم از كار گروه‏ها و يا گروه‏هاي ورزشي و... مي‏توانند براي خود سر گروه انتخاب و كارت عضويت صادر كنند. اين كار فعاليت آن‏ها را منسجم‏تر و ارتباط آن‏ها را بيش‏تر مي‏كند. به‏عنوان آموزگار، به اين برنامه‏ريزي‏ها هويت ببخشيم و آن‏ها را هدايت كنيم.

64. در صورت نياز به تكميل آموزش برخي مفاهيم، مي‏توانيم سرعت آموزش را كند كنيم.

65. تكليف شب، مكمل آموزش‏هاي مدرسه است، به‏شرطي كه ميزان آن‏ به حدي باشد كه مانع از تفريح و بازي بچه‏ها نشود.

66. از بچه‏ها بخواهيم دفترچه‏اي تهيه كنند. در هر صفحه، كارهايي را كه دوست دارند در طول يك روز انجام بدهند بنويسند و روبه‏روي آن‏هايي كه انجام داده‏اند، علامت بزنند. اين كار زمان‏بندي را به آن‏ها مي‏آموزد.

67. هر روز از يك دانش‏آموز بخواهيم پيش از شروع كلاس يا در پايان ساعت كلاس، داستان كوتاهي را تعريف كند. اين كار كم‏رويي روزهاي اول مدرسه را برطرف مي‏كند.

68. خلاصه‏نويسي، يكي ديگر از برنامه‏هايي است كه مي‏تواند در همين روزهاي شروع سال تحصيلي، بچه‏ها را با نوشتن و كوتاه نوشتن آشنا كند. براي اين كار در پايان هر جلسه و يا هر يك جلسه در ميان، از بچه‏ها بخواهيم چند خط درباره‏ي مطالبي كه ياد گرفته‏اند، بنويسند.

69. هنگام تدريس درس‏هايي مثل رياضيات يا علوم به بچه‏ها اجازه بدهيم راه‏حل‏هاي مختلف، حتي راه‏حل‏هاي اشتباهشان را با جرئت بگويند. پس از آن، همراه همه‏ي بچه‏ها، روي راه مورد نظر بحث كنيم.

70. اگر دانش‏آموزان در پايه‏ي قبل نيز در همين مدرسه بوده‏اند، با آموزگار سال گذشته‏ي آن‏ها گفت‏و گويي داشته باشيم تا از هر نظر بهتر و زودتر با شرايط آن‏ها آشنا شويم.

منبع

ترجمه و تدوين؛ مهتاب خسروشاهي


رشد آموزش ابتدايي، دوره‏ي 12،شماره‏ي 1،مهر 88

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=104655


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در 3 هفته‏ي اول سال تحصيلي

از تجربه‏هاي سبز آموزگاران جهان ياد بگيريم

اشاره

شروع هميشه سخت و البته مهم است. شايد تفاوتي هم نداشته باشد كه مديريت كلاسي پرجمعيت يا چند نفره را به عهده بگيريم. در واقع مقر فرماندهي شايد چندان مهم نباشد، تسلط بر اوضاع به‏ويژه در نقطه‏ي شروع مهم است. بررسي‏هاي پژوهشگران نشان مي‏دهد كه تدريس، كنترل كلاس و برقراري ارتباط مناسب با دانش‏آموزان در سه هفته‏ي نخست شروع سال تحصيلي، سخت‏تر و مهم‏تر از هر زمان ديگري است. اين شرايط در دوره‏ي ابتدايي به مراتب سخت‏تر وپيچيده‏تر است؛ چرا كه دانش‏آموزان بخشي از آموخته‏هاي سال گذشته را هم فراموش كرده‏اند و همين موضوع، در هفته‏ي نخست شروع سال تحصيلي جديد، وارد شدن به فضاي آموزش را به مراتب سخت‏تر مي‏كند. اما براي شكستن اين فضا، مركز آموزش و تدريس دانشگاه لينكولن نبراسكاي شمالي، با بهره‏گيري از تجربه‏هاي معلمان آن ديار، 101 راه كليدي را براي شروع آموزشي موفق در سه هفته‏ي نخست شروع سال تحصيلي پيشنهاد مي‏كند. با بعضي از اين نكات آشنا مي‏شويم. البته پژوهشگران اين دانشگاه معتقدند، اجراي موفق اين راه‏ها، به شش پيش شرط اساسي زير نياز دارد.


*‏همكاري مناسب دانش‏آموزان براي ورود به فضاي درس و مدرسه پس از گذر از فضاي طولاني مدت تابستان و ورود به فضاي جديد؛

*آگاهي دانش‏آموزان به ضرورت فراگيري مفاهيم درسي در ساعت‏هاي حضور در كلاس درس؛

*ادبيات كلامي آموزگار؛

*حمايت از دانش‏آموزان سال‏هاي نخست هر دوره‏ي تحصيلي به‏ويژه ابتدايي، براي ورود به فضاي آموزش؛

*تشويق دانش‏آموزان براي درگير شدن با فضاي آموزش و پرورش؛

*ايجاد فضاي مشاركت و هم‏ياري در كلاس؛

 

و اما 70 راه

1. در اولين روز شروع سال تحصيلي، فضاي كلاس را با آشنايي دانش‏آموزان با يكديگر و سپس بازي و سرگرمي شروع كنيم.

2. بازي‏هايي را انتخاب كنيم كه همه‏ي بچه‏ها در آن‏ها مشاركت داشته باشند.

3. بازي‏هاي پايه‏هاي دوم و سوم ابتدايي را با هدف ياد‏آوري مفاهيم درسي سال گذشته انتخاب كنيم.


4. از وسايل كمك‏آموزشي مانند كارت‏هاي بازي و يا هر وسيله‏ي كمك آموزشي كه كاربرد بازي هم داشته باشد، استفاده كنيم.

5. خودمان را كامل معرفي كنيم و كمي هم درباره‏ي خانواده‏مان براي آن‏ها صحبت كنيم. مثلا" اين كه چند فرزند دارم و سن آن‏ها چه‏قدر است.

6. تلاش كنيم با گفتار ساده و صميمي به بچه‏ها نزديك شويم.

 

7. با مطرح كردن موضوعي كه احساس مي‏كنيم به آن علاقه دارند، ذهنشان را درگير كنيم تا زودتر وارد فضاي درس و مدرسه شوند.

8. در مقابل پاسخ‏هاي آن‏ها جبهه نگيريم و بگذاريم راحت اظهار‏نظر كنند؛ حتي اگر اظهار‏نظرشان درست به نظر نيايد.

9. سعي كنيم در اين پرسش و پاسخ‏ها، خجالت و كم‏رويي احتمالي‏شان برطرف شود.

 

10. دانش‏آموزان كم‏حرف و ساكت را با پرسيدن سؤال، وارد بحث كنيم.

11. تشويق كليد موفقيت است. براي هر حركت مثبت، آن‏ها را تشويق كنيم.

12. با انجام فعاليت‏هاي عملي آموزش را شروع كنيم.

 

13. برنامه‏ها يا فعاليت‏هاي مشاركتي، بيش از فعاليت‏هاي فردي اثر‏بخش هستند.بهتر است برنامه‏هاي درسي يا هر فعاليت ديگري را به صورت گروهي برنامه‏ريزي كنيم.

14. هرچه زودتر با شرايط تحصيلي و سطح فراگيري دانش‏آموزان آشنا شويم؛ سريع‏تر مي‏توانيم الگوي آموزشي-پرورشي را انتخاب كنيم.

15. ويژگي‏هاي فردي دانش‏آموزان را بشناسيم.

 

16. نحوه‏ي برقراري ارتباط رواني و كلامي با دانش‏آموزان را شناسايي كنيم.

17.زمان‏بندي را به دانش‏آموزان بياموزيم.

18. آشنايي با كتاب‏خانه‏ي مدرسه، نخستين و مهم‏ترين گام براي آشنا كردن دانش‏آموزان با كتاب و كتاب‏خواني است.


19. آن‏ها را با منابع معتبر علمي مانند دايره‏المعارف‏ها آشنا كنيم.

20. اينترنت و رايانه و طرز استفاده‏ي صحيح از آن‏ها را به تدريج و با برنامه‏ريزي به دانش‏آموزان بياموزيم؛ حتي اگر اين آموزش به‏صورت تئوري باشد.

21. آن‏چه را از آن‏ها مي‏خواهيم؛ به دقت برايشان شرح دهيم؛ انضباط در كلاس، نظم در انجام تكاليف، حضور مستامر و...

 

22. شيوه‏ي برگزاري آزمون‏ها، چه كلاسي و چه آزمون‏هاي ترم را برايشان توضيح بدهيم.

23. هر چند ديگر مثل گذشته، نمره تنها ملاك سنجش دانش‏آموزان نيست، اما در اين‏باره هم با آن‏ها صحبت كنيم. اين‏كه چه سهمي از تلاش آن‏ها با استفاده از عبارت‏هاي گوناگون و چه سهمي از طريق نمره ارزش‏گذاري مي‏شود؟

24. منعطف باشيم؛ با وجودي كه بايد به اصول و مقررات تعيين شده پاي‏بند باشيم تا دانش‏آموزان هم به تعهداتشان به خوبي عمل كنند، اما در بعضي شرايط بايد انعطاف‏پذير باشيم.

 

25. در كلاس‏هاي پرجمعيت خود دانش‏آموزان و عملكرد آن‏ها بسيار مؤثر است. بنابراين تا حد امكان زمينه را براي فعاليت تك‏تك آن‏ها فراهم كنيم.

26. قبل از برگزاري آزمون‏ها، چه كلاسي و چه امتحانات ترم، با ارائه‏ي نمونه سؤال، آن‏ها را با فضاي امتحان و نحوه‏ي برگزاري و نوع سؤال‏ها آشنا كنيم.

27. در اولين آزمون‏ها، برگه‏ها را همراه خود دانش‏آموزان تصحيح كنيم تا ترس از امتحان برطرف شود.

 

28. تفاوت بين همكاري و يا انجام تكاليف به جاي دوستان و هم‏كلاسي‏ها را براي آن‏ها شرح بدهيم.

29. با وضيعت تحصيلي و خانوادگي دانش‏آموزان آشنا شويم.

30. بعضي از بچه‏ها براي همراهي با والدين، بخشي از وظايف آن‏ها مثل نگه‏داري از خواهر‏ها و برادرهاي كوچك‏تر را به عهده مي‏گيرند. درباره‏ي اين مسائل آگاه باشيم و از اين نظر هم وضيعت بچه‏ها را بررسي كنيم.

 

31. بخش مهمي از موفقيت‏ فرايند آموزش و پرورش، به تمركز دانش‏آموزان روي فعاليت‏هاي فردي بستگي دارد. تلاش كنيم تا دانش‏آموزان با برنامه‏ريزي به فعاليت‏هاي فردي بپردازند.

32. كلاس درس را با نشاط آغاز كنيم. خواندن يك سرود دسته‏جمعي، چند حركت ساده‏ي تردستي در كلاس و كارهاي ديگري از اين دست، باعث ايجاد نشاط در دانش‏آموزان مي‏شود.

33. كلاس درس را سروقت آغاز كنيم تا در عمل بچه‏ها را به نظم عادت دهيم.

 

34. نظم كلاس را حين تدريس حفظ كنيم. اين نكته به‏ويژه درباره‏ي كلاس‏هاي پرجمعيت بسيار مهم است.

35. هر روز در پايان تدريس، چند پرسش شفاهي مطرح كنيم تا به اين ترتيب ارزيابي بهتري از ميزان فراگيري دانش‏آموزان داشته باشيم.


منبع


ترجمه و تدوين؛ مهتاب خسروشاهي


رشد آموزش ابتدايي، دوره‏ي 12،شماره‏ي 1،مهر 88

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=104507

 

ادامه مطلب در قسمت دوم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]


1- براي اينكه بچه ها قسمت هاي متفاوت كلاس يا  آزمايشگاه يا اتاق رايانه را تميز و مرتب نگه دارند بهتر است به جاي بكار بردن كلمات، از تصوير استفاده كنيم. زيرا كه گفته اند «ارزش يك تصوير معادل هزار كلمه است»!


از قسمت هاي متفاوت كلاس يا آزمايشگاه مثل قسمت قفسه ها و كمدها، كتابخانه كلاس، ميز كامپيوتر و مركز ياد گيري،عكس هايي تهيه كنيد. سپس عكس ها را روي يك تكه مقوا بچسبانيد وزير آن عنواني مثل ((يك كتابخانه مرتب شبيه اين تصوير است)) را بنويسيد. سپس آنها را در اطراف فضاهاي مربوط به خود بچسبانيد. تصوير ها هنگام مرتب كردن آن مكان، انتظار ما را از دانش آموزان به خوبي نشان مي دهند. 

2- كليه موارد انضباطي و نحوه اجراي كارهاي روزمره را بنويسيد و در كلاس بچسبانيد. بچه ها مي خواهند و نياز دارند بدانند كه كارهاي روزمره مدرسه را با چه ترتيبي اجرا كنند و يا چه مواردي بي انضباطي محسوب مي شود. چگونه تكاليف را به شما نشان دهند. چگونه صف ببندند و يا چه مواقعي مي توانند در كلاس صحبت كنند. براي اينكه صبح ها را با آرامش بيشتري شروع كنيد، كارهاي روزمره بچه ها را از لحظه ورود به كلاس و انتظاراتتان را از آنها بطور واضح بنويسيد و بر ديوار كلاس آويزان كنيد.

در اينصورت بچه ها كاملا مي دانند كه چه انتظاري از آنها مي رود. در مواقع بي انضباطي يك دانش آموز، توجه او را به موارد نوشته شده جلب كنيد. اين كارها خيلي زود با ذهن بچه ها عجين مي شود بطوريكه نيازي به مراجعه به آن وجود ندارد. مثالي از اين دستور العمل ها بصورت زير است: كارهايي كه قبل از شروع كلاس بايد انجام دهيد:

كيف و كت خود را آويزان كنيد.
دفتر يادداشت خود را روي ميز معلم قرار دهيد.
مداد خود را تيز كنيد.
دفتر  و كتاب مربوطه را بهمراه تكاليفتان روي ميز قرار دهيد.
3- براي اينكه دانش آموزان قول هايي كه به شما مي دهند فراموش نكنند و در طي روزههاي آينده، هميشه به ياد اهدافشان باشند، از وسيله اي ابتكاري استفاده كنيد. با كمك بچه ها، با مقداري كاموا، حيوانات كوچك پشمالويي درست كنيد. بچه ها دست و پا و اجزاء صورت عروسك را بچسبانند. سپس دانش آموزان اهدافشان يا قول هايشان را تا زمان مشخص روي تكه كاغذي بنويسند و آن را روي عروسك بچسبانند. دانش آموزان عروسك ها را به خانه ببرند و در جايي جلوي چشم قرار دهند. اين راهي بامزه جهت تلاش براي رسيدن به اهداف است.

4- معمولا همه دانش آموزان كلاس، يك دفتر يادداشت تكليف دارند. شما هم چنين دفتر يادداشتي تهيه كنيد و آن را در محلي در جلوي كلاس قرار دهيد. هرگاه  تكاليفي را براي بچه ها تعيين مي كنيد و آنها در دفتر يادداشت خود ثبت مي‏كنند، شما نيز اينكار را در دفتر خود انجام دهيد. موقعي كه دانش آموزي غايب مي شود، پس از بازگشت به مدرسه، مستقيم به سراغ دفتر يادداشت كلاس مي رود و تكاليفي را كه عقب افتاده، يادداشت مي كند. اين ترفند مانع از مراجعه مكرر غايبين براي تعيين تكاليف به معلم مي شود. ضمنا بچه ها را تشويق مي كند تا به طور مستقل از چيزهايي كه در غيبت خود عقب افتاده اند آگاهي يابند.

5- بعضي اوقات، صف بستن بچه ها به صورت مرتب و منظم براي ما يك مساله است. اين ترفند جديد را امتحان نماييد: جاي پاهايي را با مقواي رنگي براي همه دانش آموزان درست كنيد و شماره ليست آنها را روي جاي پاها بنويسيد. سپس آنها را با فاصله مناسب به كمك نوار چسب هاي شفاف و پهن كف كلاس بچسبانيد. موقع صف بندي، با صدا زدن نام هر دانش آموز، او در محل مناسب روي جاي پاي خودش مي ايستد اين روش نه تنها در صف بندي بچه ها موثر است بلكه به شناخت بچه هاي كوچكتر از رنگ ها و شماره ها نيز كمك مي كند.

6- حتماً شما بارها مشاهده كرده ايد كه هر روز صبح با ورود معلم به كلاس ،دانش آموزان دور ميز او جمع مي شوند و با نگراني، موضوعات بسيار  اضطراري خود را مطرح مي كنند. اين وقفه ها، زمان با ارزش آموزش را هدر مي دهد و در كارهاي روزمره صبحگاهي اختلال ايجاد مي كند. براي برطرف كردن اين مشكل، يك جعبه  مخصوص صبح ها، درست كنيد، (يك جعبه كفش ساده كه در جلوي كلاس قرار داده شود). دانش آموزان خبرها مسائل و نظرات خود را با نام و تاريخ روز روي برگه اي مي نويسند و داخل جعبه مي اندازند. خواندن برگه ها و رسيدگي به موارد فوري، فقط چند دقيقه از وقت شما را خواهد گرفت. سپس براي بقيه برگه ها كه فوريت ندارد، در طول روز پاسخ كتبي بنويسيد. اين تدبير، مديريت امور صبحگاه كلاس را راحت تر، ارتباطات كلامي را بهتر و رابطه را با بچه ها محكم تر خواهد نمود.

7- نيازي نيست كه شما معلمان، حافظه تصويري بسيار قوي داشته باشيد تا بياد آوريد تزيينات سال گذشته چگونه بوده و از چه وسايل و طرح هايي استفاده كرده ايد. مي توانيد از كليه فعاليت هاي انجام شده (كارهاي نمايشگاهي، كاردستي بچه ها، مركز يادگيري در كلاس. تزيينات ديوارها) عكس بگيريد. سپس عنوان تصوير را زير آن يادداشت كرده و در پرونده مربوط به آن سال نگهداري نماييد.

اطلاعاتي از قبيل: سال تحصيلي، پايه تحصيلي، نام فصل، نوع فعاليت و موضوع آن فعاليت، براي طبقه بندي تصاوير مناسب است. براي انجام هر فعاليت جديد، با نگاه به تصاوير گذشته، ايده هاي زيادي به سراغتان خواهد آمد. اين سيستم ساده، بخصوص در مواردي كه براي برپايي مراسم، كمبود وقت داريم به مجريان  امور كمك فراواني مي كند.

8- «كي رياضي داريم؟ كي وقت ناهار مي شه؟» شايد به شنيدن همسرايي اين سوالها در طول روز عادت كرده باشيد، بياييد راه حلي براي آن پيدا كنيم. راه حل از اين قرار است كه براي هر فعاليت و موضوع درسي، علامتي انتخاب كنيد. سپس روي برگه مقوايي بزرگي در مقابل هر علامت كه معرف يك فعاليت مثل رياضي، خواندن و خوردن ناهار يا تغذيه است، تصوير يك ساعت ديواري ديجيتالي و يك ساعت عقربه اي را كه زمان شروع آن فعاليت را نشان مي دهند، بكشيد و آن را روي ديوار كلاس نصب نماييد.

دانش آموزان براي دانستن زمان يك فعاليت، به جاي مراجعه به شما يا سوال از همكلاسي خود، با يك نگاه به اين ساعت، پاسخ خود را مي يابند. اين تدبير دفعات مراجعه دانش آموز به معلم را كاهش مي دهد و انتقال از يك فعاليت به فعاليت ديگر را راحت تر مي كند.

9- براي اينكه دانش آموزان تكاليف خود را بهتر سازمان دهي كنند، از پوشه هاي رنگي استفاده نماييد. ابتداي سال تحصيلي، از دانش آموزان بخواهيد پوشه هايي به رنگهاي متفاوت بخرند. سپس هر رنگ را به يكي از دروس اختصاص دهيد (مثلا آبي براي رياضي، زرد براي علوم و . . . ) دانش آموزان روي هر پوشه، نام درس مربوطه را مي نويسند. سپس برگه هايي داخل هر پوشه مي چسبانند تا تكاليف مربوط به آن درس را روي آن برگه بنويسند و تاريخ و شماره بزنند. در پايان روز، وقتي كه تكاليف را روي تخته مي نويسيد، دانش آموزان نيز تكليف مربوط به هر موضوع درسي را در پوشه آن درس وارد مي كنند يا پلي كپي هاي داده شده را در پوشه مي گذارند. استفاده از رنگ ها، اشتباهات دانش آموزان را هنگام آوردن تكاليف و انجام دادن آنها به حداقل مي رساند.

10- بعضي وقتها كه انتقادي از سوي والدين يا جامعه بر ما معلمان وارد مي شود احساس افسردگي مي كنيم. در كشوي ميزتان پوشه اي قرار دهيد. هرگاه تاييد و تشكري در رابطه با شغل معلمي از طرف والدين يا همكاران يا شاگردانتان دريافت مي كنيد، آن را در اين پوشه نگهداري نماييد. مي توانيد نام پوشه را (تغيير روحيه) بگذاريد. در حالات افسردگي كه نياز فوري به بالا بردن روحيه داريد به اين پوشه مراجعه نماييد.

مولف
خانم فروزان

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=108551


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اشاره
تاكنون پژوهش هاي بي شماري در زمينه ي فعاليت هاي آموزشي اثربخش در كلاس درس انجام شده است. به طوري كه نتايج اين پژوهش ها رهنمودهاي مفيدي را براي بهبود فعاليت هاي معلم در كلاس درس به همراه داشته است. بر اين اساس در اين مقاله، به ده اشتباهي پرداخته شده است كه معلمان در كلاس درس بايد از آن ها دوري كنند.

معلمان همواره مي خواهند در كلاس نقش مثبتي داشته باشند و اگر مراقب نباشند، نمي توانند اين مأموريت خطير را به خوبي به انجام برسانند. آيا تاكنون به عوامل زير كه مخل تدريس هستند، توجه كرده ايد؟

1. دوستي بيش از اندازه با دانش آموزان

اغلب معلمان كم تجربه مي خواهند بچه ها آن ها را از همه بيشتر دوست داشته باشند، در حالي كه اين كار اشتباه است. اگر شما مرتكب چنين اشتباهي شويد، كنترل كلاس از دستتان خارج مي شود و اين به آموزش بچه ها لطمه خواهد زد. به جاي آن، به دنبال احترام گذاشتن به دانش آموزان، تحسين و تقدير آن ها باشيد. در اين صورت به يكباره خواهيد ديد، وقتي جدي و منصف هستيد، دانش آموزان به شما بيشتر ابراز علاقه خواهند كرد و اين نشان مي دهد كه در مسير صحيحي قرار گرفته ايد.

2. آسان گيري در نظم و انضباط

به دلايل گوناگون، معلمان در آغاز سال در مورد انضباط سخت گيري كم تري دارند و يا اصلاً سخت گيري نمي كنند حتماً اين جمله را شنيده ايد كه «تا شب عيد لبخند خود را به دانش آموزان نشان ندهيد.» شايد اين جمله اي سخت گيرانه باشد، اما واقعيت اين است كه «بايد از ابتدا نظم و انضباط داشته باشيد تا هر چه به جلو مي رويد، در اجراي قوانين راحت تر باشيد.» اما قبل از هر چيز، انعطاف پذير بودن خود را نشان دهيد.

3. سازمان دهي نكردن كارها از ابتدا

تا يك سال كامل تدريس نكرده ايد،ش كشف مسئله

ب- روش حل مسئله

ج- روش اكتشافي هدايت شده

د- روش بحث گروهي (جستار گروهي)

ه- روش پرسش و پاسخ

 

تفاوت روش هاي تدريس نمايشي و اكتشافي در اين است كه، در روش هاي تدريس نمايشي، مطالب آماده، با استفاده از بيان شفاهي يا كتاب و يا كامپيوتر در اختيار يادگيرنده قرار مي گيرد؛ حال آن كه در روش هاي اكتشافي، يادگيرنده خود بايد مطالب را پيدا (كشف) كند. در روش هاي تدريس نمايشي، هدف، انتقال معلومات و مهارت هاست نه پرورش تفكر و خلاقيت؛ در حالي كه در روش هاي تدريس اكتشافي، هدف پرورش تفكر و خلاقيت مي باشد.

در يادگيري اكتشافي، دانش آموز بايد خود مسئله را مشخص كند، راه حل هاي ممكن را براي آن در نظر بگيرد، اين راه حل ها را با توجه به شواهد، آزمايش كند و با توجه به اين آزمايش ها، نتيجه گيري هاي مناسبي به دست آورد و سپس اين نتيجه گيري ها را در موقعيت هاي جديد  به كار گيرد و سرانجام به قوانين كلي و قابل تعميم، دست يابد.

 

فوايد استفاده از روش هاي تدريس اكتشافي

1. پرورش قدرت تفكر

2. افزايش انگيزه دروني

3. پرورش اعتماد به نفس

4. نظم دادن به مطالب پراكنده

5. افزايش قدرت خلاقيت و كاوشگري

6. گروهي بودن كار

 

روش هاي تدريس اكتشافي، عبارتند از:
الف) روش كشف مسئله: در اين روش، معلم يادگيرنده را با يك موقعيت مبهم مواجه مي سازد و سعي مي كند يادگيرندگان، اين «مبهم بودن موقعيت» را حس كنند. در اين روش، كمك معلم به حداقل مي رسد و اين يادگيرنده است كه هم بايد مسئله را مشخص كند و هم برايش راه حل پيدا كند و هم اين كه راه حل خود را آزمايش كند تا از صحت آن مطلع شود؛ به عنوان مثال در سؤالات زير، هم مسئله نامشخص است و هم علت يا راه حل آن نامشخص است كه دانش آموز بايد هر دو را كشف كند و به نتيجه گيري برسد.

1. علت ركود اقتصادي چيست و چگونه مي توان آن علل را از بين برد؟

2. چرا گاهي لامپ مي تركد و چگونه مي توان اين مشكل را حل كرد؟

ب) روش حل مسئله: در اين روش يادگيرنده با يك مسئله مشخص مواجه مي شود؛ يعني برخلاف روش كشف مسئله، در اين جا فراگير با «موقعيت مبهم» مواجه نيست؛ بلكه معلم مسئله را در اختيار يادگيرنده قرار مي دهد و يادگيرنده فقط براي آن مسئله راه حل پيدا مي كند و سپس راه حل خود را آزمايش مي كند.

در اين روش، ميزان كمك معلم به فراگير، افزايش مي يابد؛ به عنوان مثال؛ شما علت پوسيدگي لوله ها در اثر تماس با آب شور را مي دانيد و نيز با خواص مواد محافظ و روش هاي محافظت از پوسيدگي فلزات آشنا هستيد، حال بگوييد چگونه مي توان از پوسيدگي لوله هاي آب در شهرهايي كه آب شور دارند (مثل زاهدان) و با روش مقرون به صرفه جلوگيري كرد؟ چگونه از مؤثر بودن و مقرون به صرفه بودن روش خود مطمئن هستيد؟

ج) روش اكتشافي هدايت شده: در اين روش نيز يادگيرنده با يك مسئله مواجه است كه در پي كشف مسئله يا پيدا كردن راه حل براي مسئله و آزمايش آن مي باشد. در اين جا براي آزمايش راه حل، از طرف معلم، راهنمايي هايي به صورت مستقيم و غيرمستقيم انجام مي گيرد. ميزان كمك معلم به يادگيرنده در اين روش، با توجه به تفاوت هاي فردي، قابل افزايش يا كاهش است و علت نام گذاري اين روش به «اكتشافي هدايت شده»، همين مداخله و كمك معلم مي باشد. بهتر است كمك معلم در حد اشاره (سرنخ) باشد، كه مي تواند با عبارتي چون «با توجه به...»، «با استفاده از...» و... شروع شود و نيز اشاره ها مي توانند به صورت مستقيم و غيرمستقيم بيان شوند. اشاره هاي غيرمستقيم، به پاسخ يا راه حل اشاره نمي كنند؛ بلكه پاسخ ها و راه حل هاي اشتباه يا نامطلوب را حذف مي نمايند؛ اما اشاره هاي مستقيم، به جاي بستن راه هاي انحرافي، به راه اصلي اشاره مي كنند.

اشاره ها هم چنين مي توانند به صورت صوري باشند؛ به عنوان مثال: يكي از راه هاي كاهش آلودگي هوا، استفاده از وسايل نقليه گ... است (جواب = گازسوز) حرف اول جواب از طرف معلم راهنمايي شده است.

ونيز اشاره ها مي توانند با توجه به موضوع يا عنوان مطلب انجام گيرد به عنوان مثال: مغز تكانش هايي را از طريق عصب... از گوش داخلي مي رسد، درك مي كند (جواب = شنوايي) كه موضوع خود بيان گر جواب هست.

و نيز اشاره هايي وجود دارند كه مبتني بر مترادف يا متضاد هستند. مثال: اگر بعد از انجام يك رفتار، رويداد مطلوبي صورت گيرد، تقويت مثبت روي داده است و اگر بعد از انجام يك رفتار، شخص از يك محرك نامطلوب خلاص شود، تقويت... انجام گرفته است. (جواب = منفي) كه تقويت مثبت و تقويت منفي متضاد هم هستند و جواب جاي خالي با توجه به تضاد اين دو كلمه، كاملاً آشكار است.

 

د) روش بحث گروهي (جستار گروهي): روش بحث گروهي عبارتست از، فعاليت دسته جمعي دانش آموزان (غالباً در قالب گروه هاي كوچك) كه به منظور انجام دادن امر مورد مطالعه، سازماندهي مي شود.

 به زعم صاحب نظران علوم تربيتي زماني از روش گروهي استفاده درست و مناسب مي شود كه در عمل، نتيجه ي مطالعات گروهي دانش آموزان، بيش تر از بازده مطالعات فردي آنان باشد. لازمه ي فعاليت هاي مشترك و گروهي، مهارت هايي است كه فرد  فرد اعضاي گروه بايد از پيش كسب كرده باشند. براي انجام دادن پژوهش هاي گروهي در كلاس درس، توصيه مي شود كه عده ي اعضاي گروه بين 5 تا 6 نفر باشد؛ زيرا در اين حالت، همه ي اعضا، فرصت مطالعه، تفكر و اظهارنظر در گروه را به دست مي آورند.

روش بحث گروهي را براي تعداد محدود 6 تا 20 نفر مي توان به كاربرد و براي گروه هاي بيش از 20 نفر ايجاد مشكل مي كند.

اين روش براي دانش آموزان دوره ي ابتدايي كارايي زيادي ندارد. يكي از مشكلات اين روش اين است كه گاه ممكن است وقت گير باشد؛ اما اگر معلم به موقع بحث را هدايت كند و راه هاي انحرافي را ببندد و نيز اگر يادگيرندگان اطلاعات كافي در زمينه ي موضوع مورد بحث داشته باشند، تا حد زيادي مشكل وقت گير بودن برطرف خواهد شد. در اين روش يادگيرنده از انديشه ي ديگران استفاده مي كند و قدرت بيان افراد، افزايش مي يابد.

 

ه) روش پرسش و پاسخ: در اين روش نيز يادگيرنده در صدد كشف مسئله يا حل آن است و ميزان كمك معلم مي تواند افزايش يا كاهش يابد. فرقي كه اين روش با روش هاي قبلي دارد، اين است كه در اين جا معلم علاوه بر استفاده از اشاره ها، مسئله يا موقعيت مبهم را به سؤالات جزئي تري نيز تقسيم مي كند. به اين ترتيب معلم دو كمك را يعني، اشاره ها و سؤالات جزئي را به طور هم زمان ارائه مي دهد.

در اين روش با توجه به پرسش ها و پاسخ هاي متعدد، يادگيرندگان فعال تر هستند.

 

و) تلفيق روش ها: معلم پس از اين كه با روش هاي مختلف تدريس آشنا شد، در عمل و به هنگام ارائه ي درس، بايد با تشخيص موقعيت، روش ها و فنون مناسب را انتخاب كند؛ به عنوان مثال اگر معلمي در تدريس خود از روش سخنراني استفاده مي كند، در صورت لزوم مي تواند با دانش آموزان بحث گروهي داشته باشد يا از روش پرسش و پاسخ استفاده كند يا به آن ها تمرين بدهد يا برايشان آزمايش كند يا نمونه سؤالي و مدلي را به آن ها نشان دهد و در مجموع چند روش تدريس را درهم بياميزد.

 

رشد معلم

 

مركز يادگيري سايت تبيان - تنظيم: شكوفه باصري

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=141957


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۱:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]


 
رفتار با انسان پيچيده و دشوار است.

كار معلم با انسان است و انسان به عنوان اشرف مخلوقات، پيچيده ترين سيستمي است كه ما آن را در طبيعت مشاهده مي كنيم. اين موجود نه تنها خود پيچيده است بلكه در جامعه، رابطه ي پيچيده تري را به وجود مي آورد كه پيش بيني رفتار و سخن گفتن دقيق در باره او را به حداقل مي رساند. اصولا سر كار داشتن با انسان كار بسيار سختي است خصوصا اگر با اجتماع انسان ها سر كار داشته باشيم كار سختتر مي شود. چون انسان ها در اجتماع از نظر رواني، رفتارهاي خاصي را از خود نشان مي دهند كه به تنهايي آن رفتارها را از خود بروز نمي دهند.

برخورد با انسان هايي كه در يك جا جمع شده اند و با هم همسويي مي كنند و اهداف مشتركي را دنبال مي كنند و هر كدام شخصيت ويژه اي دارند بايد بسيار هوشيارانه و ماهرانه باشد كه كار هر كسي نيست.

تدريس كار سختي است


برخي تدريس را كار سهل و آسان مي پندارند. اما واقعيت اين است كه تدريس كاري سخت و مشكل است. يك معلم علاوه بر اينكه بايد سواد و معلومات لازم را براي تدريس داشته باشد، همچنين هنر طرح ريزي فرايند تدريس را نيز داشته باشد. يك تدريس موثر وابستگي شديدي به توانايي هاي مدرس دارد. كه به دست آوردن اين توانايي ها كار آساني نيست. سختي تدريس كردن هنگامي آشكار مي شود كه ما بدانيم كه يك معلم در كلاس با دانش آموزان ناهمگون روبه روست و آن ها مثل هم نيستند. براي همين است كه يك معلم بايد طوري تدريس كند كه هم دانش آموزان تيز هوش و زرنگ درك كنند و هم دانش آموزان متوسط و ضعيف. علاوه بر اين دانش آموزان از نظر داشتن هوش هفت گانه مثل هم نيستند. برخي از راه شنيدن و بيان كردن ياد مي گيرند برخي از راه ديدن و برخي نيز نوشتن و نقاشي كردن و غيره. همه اين مسائل نشان مي دهد كه يك معلم در امر تدريس وظيفه بزرگ و مشكلي دارد. وظيفه اي كه علاوه برداشتن معلومات كافي توانايي هاي مديريتي را نيز طلب مي كند.

 

اين در حالي است كه معلم براي داشتن تدريس موفق بايد قبلاً كلاس را براي تدريس آماده كند. آماده كردن كلاس براي تدريس بعضاً كاري نشدني است. و معلم فشار سختي را تحمل مي كند. فرض كنيد كه معلمي زنگ آخر به كلاسي مي رود كه چند نفر از دانش آموزان به علت اينكه دو روز تعطيلي در پيش است غايب هستند و گروهي نيز عجله مي كنند مدرسه زود تعطيل شود. همزمان قبل از ورود معلم بين چند نفر از دانش آموزان درگيري رخ داده است و اين چند نفر از نظر رواني در وضعيت نابساماني بسر مي برند. در اين صورت بسيار مشكل خواهد بود كه معلم بخواهد شرايط را براي تدريس آماده كند.

 

چالش هاي عصبي و رواني معلمين در سر كلاس
كلاسي را در يك دبيرستان در نظر بگيريد كه ده نفر دانش آموزان دارد. اين ده نفر نوجواناني هستند كه تمايل دارند دست به شيطنت بزنند.چون در اوج انرژي و احساسات به سر ميبرند. خصوصا با حضور معلم انرژي دانش آموزان براي شيطنت هايي چون خنده، مسخره كردن و شوخي كردن چند برابر مي شود.

 

دست انداختن معلم براي دانش آموزان بسيار لذت بخش و خنده آور است. و بسياري از دانش آموزان اين سرگرمي لذت بخش را بر مشق و درس ترجيح مي دهند. اما بسياري از معلمان مايل نيستند كه كلاس درسشان اين وضعيت را پيدا كند، چون به محيطي كه براي تدريس آماده باشد و معلم بتواند آن را كنترل كند بسيار حساس هستند. اما دانش آموزان اين حساسيت را ندارند و بيشتر مايل هستند كه در كلاس جو شوخ طبي حاكم باشد. اما اين شوخي و شيطنت هاي افراطي با حضور معلم بعضا جو كلاس را خصومت آميز مي كند. و معلم مجبور مي شود با برخي از دانش آموزان برخورد نمايد. (كه اين هم تبعات خاصي خود را دارد) در بسياري از اين مواقع معلمان فشارهاي رواني و عصبي سختي را تحمل مي كنند. و بعضاً از وظيفه اصلي خود منحرف مي شود در نتيجه تدريس خوبي هم صورت نمي گيرد.

 

اصولا شرايط كلاس داري در سطح نوجوانان در مدارس براي بسياري از معلمان فشار روحي و رواني و عصبي وارد مي كنند. كه بعضا دو ساعت تدريس، آن ها را بسيار خسته مي كند. اگر خستگي يك كارگر بيشتر جسمي است، خستگي يك معلم بيشتر عصبي و روحي و رواني است. كه اثرات سوئي مي تواند در براي او داشته باشد.

 

چالش ديگري كه معلمان با آن روبرو هستند بي اهميتي برخي از دانش آموزان به درس و مشق است. (مثل دانش آموزاني كه با زور والدين به مدرسه ميآيند يا دانش آموزاني كه نا اميد و افسرده هستند و يا دانش آموزاني كه از درسي خوششان نمي آيد) اين دانش آموزان حوصله برنامه ها و آموزش هاي معلم خود را ندارند و مايل هستند كه خود را به هر شكلي از فشار رواني كلاس خلاص كنند.

اين دانش آموزان به دو صورت به معلم خود فشار رواني وارد مي آورند:

1) به برنامه هاي معلم بي انگيزه و بي تفاوت هستند.

2) در پي رسيدن به تمايلات آزاد گونه خود از فشار رواني محيطي كه از آن رضايت مندي ندارند، رفتارهاي تخريبي انجام مي دهند و جو رواني كلاس را بر هم ميزنند.

چنين رفتارهايي باعث مي شود كه معلم نتواند روي برنامه درسي خود در سر كلاس تمركز داشته باشد و مقداري از انرژي خود را صرف فعاليت هاي دروني، جهت كنترل رفتار آن ها كند. كه اين خود مي تواند تنش زا باشد.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=163765


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مقدّمه


تدريس يكي از اركان اصلي هر سيستم آموزشي به شمار مي‌رود كه كارآيي هر نظام آموزش بستگي به آن دارد. يكي از مشكلات نظام تعليم و تربيت، مربوط به عدم آشنايي و عدم استفاده از الگوها و روش‌هاي پيشرفته تدريس است.
مشاهدات مكرر نشان داد كه متأسفانه بسياري از اساتيد، هنوز از روش‌هاي سنتي و غيركاربردي استفاده مي‌كنند. استادان دروس معارف اسلامي نيز از اين امر مستثني نبوده و برخي استادان هنوز هم از روش‌هاي منسوخ بهره مي‌گيرند و در نتيجه در زمينه تأثيرگذاري از موفقيت‌ كمتري برخوردارند.
از اين رو در اين نوشتار سعي شده به برخي از شاخصه‌هاي تدريس موفق در حوزه‌هاي مختلف علمي، مهارتي، عاطفي و تأثيرگذاري اشاره گردد.
اميد است اساتيد محترم با مطالعه اين نوشتار با معيارها و انتظارات از استاد معارف بيشتر آشنا شوند، ضمن اينكه توصيه مي‏شود اساتيد بزرگوار براي اطلاع بيشتر به كتبي كه در اين زمينه نوشته شده مراجعه فرمايند.


الف) عامل علمي
مراد از عامل علمي، مجموعه عناصري است كه توانمندي و تسلط علمي استاد را در مقام ارائه درس نشان مي‏دهد. به عبارت ديگر، محور اصلي در اين عامل، تسلط علمي استاد بر موضوع درس مي‏باشد؛ از اين رو يكي از مهم‏ترين اصول آموزش و نيز ويژگي‏هاي استاد، تسلّط بر محتوا و موضوع درس و آگاهي كافي و گسترده درباره مطالب آموزشي است، به نحوي كه استاد را توانا سازد تا با تسلّط كامل مطالب درسي را ارائه دهد.
استادي كه تسلّط علمي كافي ندارد شايد بتواند متن درس را آماده كرده و به شكل كامل و صحيح در كلاس ارائه كند؛ اما به دليل ضعف علمي و عدم احاطه كامل بر مطالب آموزشي، نكات مهم درس تشخيص داده نمي‏شود و اگر ارائه خوب درس نياز به خلاقيت (مثل تقدّم و تأخّر مطالب و...) و يا ذكر مطالب تكميلي و... داشته باشد استاد از عهده آن بر نمي‏آيد.علاوه اينكه نمي‏تواند پاسخگوي سؤالات و ابهامات فراگيران باشد و استادي كه در مسائل علمي ضعيف باشد و نتواند به پرسش‏هاي فراگيران خود پاسخ دهد و روحيه پرسشگري و نقّادي آنها را اقناع و ارضا نمايد مسلّماً در كار خود شكست خواهد خورد.


از اين رو مطالعه دائم و مستمر استاد در زمينه موضوع مورد بحث، امري ضروري و لازم مي‏نمايد؛ زيرا اين امكان را به استاد خواهد داد تا ضمن تقويت بنيه‏هاي علمي خود، با شبهات و يافته‏هاي جديد در زمينه كار خود آشنا شده و در نتيجه بتواند با تسلّط و آمادگي بيشتري در كلاس حضور پيدا كند؛ چراكه گاهي كمبود وقت و يا احياناً سهل‌انگاري ممكن است سبب شود استاد با عدم آمادگي كافي وارد كلاس شود. در چنين مواردي ممكن است استاد براي تظاهر به داشتن آمادگي جهت تدريس، معلومات نادرست ارائه دهد و يا صرفاً به نوشته كتاب يا جزوه اكتفا كند.
علاوه اينكه عدم آمادگي استاد و نداشتن مطالعه كافي پيرامون موضوع مورد بحث، اين فرصت را از وي خواهد گرفت تا هنگام تدريس، نكات اصلي و كليدي درس را گوشزد نمايد و نيز مشكلات و شبهات احتمالي درس را پيش‏بيني نموده و آنها را جهت ارتقاي سطح علمي فراگيران در كلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا اين امر باعث شود تا استاد يا اصلاً علاقه‏اي براي طرح چنين سؤالات و شبهاتي را از خود نشان ندهد كه اين حالت، موجب ركود و خمودي كلاس شده و مانع رشد، تكامل، خلاقيت و نوآوري فراگير است؛ و يا اگر هم چنين مسائلي از طرف فراگيران مطرح شود اين عدم آمادگي سبب مي‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقي و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرايي در مقام پرده‌پوشي از اين ضعف برآيد.
از اين رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگي لازم را براي ارائه درس كسب نمايد تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدريس مكرّراً به كتاب يا جزوه مراجعه ننمايد.
البته توقّع نمي‏رود كه استاد هميشه همه محتواي درس را حفظ باشد، بلكه طبيعي است گاهي نيم‌نگاهي به طرح درسي كه از پيش تهيه كرده است، داشته باشد؛ ولي رجوع مكرّر به كتاب يا جزوه باعث مكث مخلّ به تدريس و از بين رفتن نشاط كلاس مي‏شود.

 
در مورد عامل علمي دو نوع شاخص فرعي وجود دارد:
۱ )شاخص‏هايي كه با درس خاصي ارتباط نداشته، بلكه در هر درسي لازم و ضروري هستند.
۲ )شاخص‏هايي كه به درس خاصي اختصاص دارند.
به عنوان مثال كامل بودن مطالب ارائه شده و يا صحت آنها در هر درسي لازم است. اما تحليل مطالب تاريخي و نتيجه‏گيري از آنها فقط در دروسي نظير درس تاريخ تحليلي اسلام و يا انقلاب اسلامي ضرورت مي‏يابد و يا توجه به مباحث نظري علم اخلاق كه فقط در درس اخلاق اسلامي مورد توجه قرار مي‏گيرد.
در اينجا ابتدا به توضيح شاخص‏هاي علمي مشترك پرداخته و سپس شاخص‏هاي علمي اختصاصي هر يك از گرايشهاي پنج‌گانه دروس معارف اسلامي را بيان مي‏كنيم.
الف) شاخص‏هاي علمي مشترك
۱) كامل بودن مطالب ارائه شده: بديهي است مطالبي كه از سوي استاد ارائه مي‏شود بايستي با توجه به متن و سر فصلهاي درس كامل باشد، به اين معنا كه مطالب ارايه شده ضمن اينكه بايستي تمامي سر فصلهاي مورد نظر را پوشش دهد، لازم است تمام مباحث مورد نياز و مرتبط با هر سرفصل را نيز مطرح سازد؛ و به طور كلّي محتواي درس بايد تمام حقايق، مفاهيم و اصولي را كه لازم است فراگيران بياموزند، در برداشته باشد.
۲) صحّت مطالب ارائه شده: لازم به ذكر است كه مطالب ارائه شده توسط استاد بايستي قوي، مورد قبول و خدشه‏ناپذير ارايه گردد و تحقق اين أمر مستلزم اين است كه محتويات و مباحث طرح شده به گونه‏اي ارائه گردد كه از صحّت و اتقان لازم برخوردار بوده و اصول و مسلّمات علمي در آنها رعايت شود، چه اينكه يادگيري هنگامي اثربخش خواهد بود كه مطابق با واقعيات بوده و از دقت و صحّت لازم برخوردار باشد؛ زيرا اگر فراگير احساس كند كه با بعضي از مسائل، غير علمي و بدون دقت كافي برخورد شده است هر آينه ممكن است بقيه مباحث و مطالب را ـ هر چند حق هم باشند ـ نپذيرد و با ديد منفي به آنها بنگرد و به اين ترتيب اعتماد فراگير به درس و استاد كاسته شده و نفوذ كلام استاد نيز كم مي‏شود.
۳) استفاده از منابع متعدد و ارجاع به آنها: ضروري است استاد به مطالب آموزشي موجود در متن اكتفا نكند، بلكه از هر فرصتي براي توسعه فكري و اطلاعات فراگيران استفاده نمايد.
از اين رو، جهت عمق بخشيدن به اطلاعات و ارائه تدريسي شايسته، لازم است استاد آشنايي كامل با منابع معتبر و گوناگوني كه در زمينه موضوع درس وجود دارد، داشته باشد و متناسب با واحد درسي، سطح علمي فراگيران و... از آن منابع ـ كه عمدتاً اصلي و معتبر باشند ـ در تهيه و ارايه محتواي درس استفاده كند؛ زيرا مطالعه مستمر و مراجعه به منابع متعدد در زمينه موضوع مورد بحث، اين امكان را به استاد مي‏دهد كه ضمن بالابردن توان علمي خود، با ديدگاههاي مختلفي كه پيرامون موضوع مطرح است نيز آشنا شده و در نتيجه بتواند با تسلّط و آمادگي بيشتري به تدريس بپردازد.
البته تذكر اين نكته ضروري است كه همواره در اين امر بايد حدّ اعتدال را رعايت كرد تا محتواي درس انباشته‏اي از گفته‏ها و سخنان ديگران نشود.
۴) نگارش و تلفظ صحيح آيات، روايات، اسامي، اصطلاحات و عبارات تخصصي: در موضوعات و مباحثي كه استاد احساس مي‏كند بايد از آيات، روايات، اسامي يا اصطلاحات خاص استفاده كند بايد توجه داشته باشد كه نگارش و تلفّظ آنها به طور صحيح باشد؛ ضمن اينكه لازم است كاربرد آنها كاملاً بجا و بر حسب ضرورت باشد و حتي‏الامكان از استفاده مكرر از اصطلاحات تخصصي غير ضروري خودداري شود.
۵) پاسخگويي صحيح به سؤالات دانشجويان: مقصود از اين شاخص، صرف اسكات فراگيران در مقام بحث و سؤال نيست، بلكه استاد بايد بتواند پاسخ صحيح، علمي و قانع‏كننده ارائه كند و با پاسخگويي صريح و منطقي به سؤالات و مشكلات علمي فراگيران و دفاع صحيح و معقول از مباني دين و انقلاب اسلامي، موجبات نشاط علمي كلاس را فراهم آورد. لازمه چنين امري اين است كه:
اولاً استاد توان علمي لازم را دارا باشد. ثانياً سؤالهاي احتمالي را حتي‏الامكان پيش‏بيني نمايد كه لازمه دست يافتن به اين مهم، داشتن طرح درس مناسب و سنجيده‏اي است كه استاد قبل از تدريس براي يك جلسه درس تهيه مي‏كند، چنين طرح درسي به وي فرصت خواهد داد تا سؤالات و ابهامات احتمالي تدريس را پيش‏بيني كند و پاسخ لازم و متناسب با آنها را بيابد.
تذكر اين نكته ضروري است كه اگر استاد، پاسخ سؤالي را به هر سببي ندانست لازم نيست كه با داستان‏سرايي در مقام پرده‏پوشي بر آنچه كه نمي‏داند بر آيد، بلكه بايد صراحتاً ارائه پاسخ صحيح را به جلسه آينده موكول نمايد.
۶) دارا بودن جامعيت نسبي در معارف اسلامي: استادان گروه معارف اسلامي افزون بر اينكه بايد تسلط و توان علمي لازم را در گرايش مورد نظر داشته باشند در زمينه‌هاي ديگر معارف ديني از جامعيت نسبي بر خوردار باشند؛ چراكه رسالت يك استاد معارف صرفاً در فعاليت‌هاي آموزشي خلاصه نمي‌شود، بلكه يكي از مهم‌ترين رسالت آنان تبليغ دين در كنار آموزش مي‌باشد. همان‌گونه كه در اهداف تك‌تك دروس معارف آمده است، محوريت در تدريس اين دروس، دين با نگاه تبليغي و ترويجي و در نهايت تأثيرگذاري است. استاد تاريخ اسلام يا انقلاب اسلامي و... صرفا بيانگر حوادث و وقايع تاريخي نيست، بلكه به همراه تحليل وقايع و توجه به عبرت‌آموزي آن به نكات اخلاقي، اعتقادي و مذهبي مبتني بر باور‌هاي ديني نيز توجه دارد؛ مثلاً استاد اخلاق بايد در زمينه مباحث اعتقادي، تاريخي، سياسي، احكام شرعي و... داراي اطلاعات باشد تا در صورت لزوم توان پاسخگويي را داشته باشد. همچنين نكات اخلاقي را بايد با باورهاي ديني پيوند دهد و...
يا مثلاً استاد در درس انديشه اسلامي ۱ـ۲، بايد اطلاعات اجمالي نسبت به تاريخ اسلام و تاريخ معاصر داشته باشد يا استاد انقلاب اسلامي نيز بايد با احكام شرعي يا مباحث قرآني و روايي آشنا باشد.
۷) آمادگي در ارائه درس: كمبود وقت و يا احياناً سهل‌انگاري ممكن است سبب شود استاد با عدم آمادگي كافي وارد كلاس شود. در چنين مواردي ممكن است استاد براي تظاهر به داشتن آمادگي جهت تدريس، معلومات نادرست ارائه دهد و يا صرفاً به نوشته كتاب يا جزوه اكتفا كند.
علاوه اينكه عدم آمادگي استاد و نداشتن مطالعه كافي پيرامون موضوع مورد بحث، اين فرصت را از وي خواهد گرفت تا حين تدريس، نكات اصلي و كليدي درس را گوشزد نمايد و نيز مشكلات و شبهات احتمالي درس را پيش‏بيني نموده و آنها را جهت ارتقاي سطح علمي فراگيران در كلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا اين امر باعث شود تا استاد يا اصلاً علاقه‏اي براي طرح چنين سؤالات و شبهاتي را از خود نشان ندهد كه اين حالت، موجب ركود و خمودي كلاس شده و مانع رشد، تكامل، خلاقيت و نوآوري فراگير است؛ و يا اگر هم چنين مسائلي از طرف فراگيران مطرح شود اين عدم آمادگي سبب مي‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقي و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرايي در مقام پرده‌پوشي از اين ضعف برآيد.
از اين رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگي لازم را براي ارايه درس كسب نمايد تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدريس، مكرّراً به كتاب يا جزوه مراجعه ننمايد. البته توقّع نمي‏رود كه استاد هميشه همه محتواي درس را حفظ باشد، بلكه طبيعي است گاهي نيم‌نگاهي به طرح درسي كه از پيش تهيه كرده است، داشته باشد؛ ولي رجوع مكرّر به كتاب يا جزوه باعث مكث مخلّ به تدريس و از بين رفتن نشاط كلاس مي‏شود.

 


● راز طلايي موفقيت

 

روزي از سرخپوستي كه به عنوان كارگر روي اسكلت آسمان خراش در ارتفاع چند صد متري زمين كار مي كرد پرسيدند ‚ چه چيز باعث شده كه تو از آن ارتفاع چند صد متري نترسي؟و او گفت من اگر از ارتفاع ده متري سقوط كنم همان بلايي سرم ميآيد كه از ارتفاع چهار صد متري. پس چرا بايد ترسم بيشتر از كارگري باشد كه روي اسكلت يك آپارتمان معمولي كار مي كند.
خوب به اين نكته ظريف فكر كنيد اگر در هر كاري در زندگي بدترين وضعيت ممكن را تجسم كنيد و يكبار با تجسم ذهني خود را در آن وضعيت قرار دهيد خواهيد ديد كه وقتي آب از سر بگذرد ديگر يك متر يا صد متر با هم فرقي نمي كند . پس اگر بتوانيد در عمق پنج متري شنا كنيد در اقيانوس ها ي با عمق بيشتر از پانصد متر هم مي توانيد غوطه ور شويد.
براستي معناي شكست چيست؟آيا معنايش اين است كه چيزي به دلخواه شما يا آن گونه كه انتظارش را داشتيد پيش نيايد؟ قانون تجربه همواره كامل و بي نقص است. ما انديشه ها و اعتقاد هاي دروني خود را به شيوه اي عالي باز مي تابانيم. يا يكي از گامها را بر نداشته ايد يا اعتقاد باطني شما اين بوده است كه لياقتش را نداريد‚ و يا احساس بي ارزشي كرده ايد.
اين گفته قديمي كه اگر بار نخست موفق نشدي باز هم بكوش.براستي حقيقت دارد .معنايش اين نيست كه خود را بكوب و ديگر بار همان شيوه سابق را تكرار كن. معنايش اين است كه اشتباه خود را درياب و از راهي ديگر وارد شو تا بياموزي چگونه درست آن را انجام بدهي.
اين حق طبيعي ماست كه در تمام مدت عمر خود‚ از موفقيتي به موفقيت ديگر رهسپار باشيم. اگر وضع مااينگونه نيست ‚ يا با تواناييهاي ذاتي خود همنوا نيستيم ‚ يا معتقديم كه موفقيت از آن ما نيست ‚ يا موفقيت خود را در نمي يابيم.
اگر نسبت به جايگاه اين لحظه خود ‚ معيارهاي چنان دور از دسترس برگزينيم _كه هم اكنون نتوانيم به آن دست يابيم_ همواره شكست خواهيم خورد.
هنگامي كه كودك سرگرم آموختن راه رفتن يا حرف زدن است ‚ تشويقش مي كنيم و براي هر پيشرفت كوچك تحسينش مي كنيم . كودك به وجد در مي آيد و مي كوشد كه بهتر آن را انجام دهد . آيا به هنگام آموزش چيزي تازه ‚ خود را به همين شيوه تشويق مي كنيد؟ يا اينكه با گفتن كلماتي نظير احمق يا دست و پا چلفتي يا شكست خورده فراگيري خود را دشوار تر مي نماييد؟
بسياري از ستارگان و هنر پيشه ها تصور مي كنند كه از همان نخستين نمايش نحوه اجرايشان بايد عالي و بي نقص باشد . اما آنها بايد بدانند كه هدف نمايش ‚ تمرين و آموختن است . بر روي صحنه مي اييم تا اشتباه كنيم و راههاي تازه را بياموزيم و بياموزيم . تنها با تمرين مكرر چيزي تازه را مي آموزيم و آن را جزيي از طبيعت خود مي سازيم هر گاه در هر زمينه اي به يك كار تمام شده حرفه اي مي نگريد به حاصل ساعتهاي بي شمار تمرين چشم مي دوزيد.اصلا مهم نيست كه براي چه مدت زماني خود را شكست خورده پنداشته ايد . مي توانيد هم اكنون الگوي موفقيت را بيافرينيد .اهميت ندارد كه در چه زمينه اي مي خواهيد كار كنيد. اصول يكسانند . لازم است كه دانه موفقيت را بكاريم . اين دانه ها خرمني عظيم به بار خواهند آورد.


● سخني چند از بزرگان علم


ـ وظيفه آموزش اين است كه ذهن هاي خالي را به ذهن هاي باز تبديل كند نه ذهن هاي پر.
ـ دوستاني انتخاب كنيد كه اهل زحمت باشند و شما را به درس خواندن و زحمت كشيدن تشويق كنند.
ـ خوشبخت كسي است كه به يكي از اين دو دسترسي داشته باشديا كتابهاي خوب يا دوستاني كه اهل كتاب باشند.
ـ يك تمبر پستي موفقيتش را تضمين مي كند چون اين توانايي را دارد كه تا رسيدن به هدف به چيزي بچسبد.
ـ موفقيت مانند سايه به دنبال پشتكار است.
ـ شرط پيروزي داشتن اراده قوي است شرايط ديگر اهميت چنداني ندارد.
ـ خواندن بدون فكر كردن همانند خوردن بدون هضم كردن است.
ـ براي آدمهاي مصمم و جدي هميشه وقت و فرصت فراهم است.
ـ آرمانهاي بزرگ همت هاي بلند مي طلبد.
ـ عظمت زندگي در علم نيست بلكه در عمل است.
ـ جديت مقصد را نزديك مي كند.
ـ در دنيا لذتي نيست كه با لذت مطالعه برابري كند.
ـ فردا وقتيست كه تنبلها كار خواهند كرد.


● نكاتي در مورد يادگيري آسان تر مطالب

 
ـ نكته ۱)مطالبي كه در آغاز و در پايان مطالعه مي خوانيد بهتر در حافظه مي مانند و مطالبي كه در ميان قرار دارند ‚احتمال فراموش كردنشان بيشتر است .
پس بخش هاي مياني مطالعه به تمرين زيادتري نياز دارند. پس مدت زمان مطالعه نبايد به حدي باشد كه مطالب زيادي در بين شروع و انتهاي آن قرار گيرند .
بهترين زمان مطالعه ۵۰ دقيقه و ۱۰ دقيقه استراحت است. مطالعه براي مدت زمان طولاني و مستمر نه تنها سبب يادگيري بيشتر نمي شود بلكه به علت خستگي از كارايي تان نيز كم مي شود. دقت كنيد اين زمان تنها براي استراحت است ‚ مرور كردن مطالب و حتي فكر كردن به آن چه كه مطالعه كرديد نيز سبب خستگي شما مي شود.
ـ نكته ۲) مطالعات نشان مي دهد كه ايجاد تداعي هاي ذهني در قدرت به خاطر سپاري مطالب بسيار موثر است .يعني بين موضوعي ديگر ارتباط برقرار كنيد تا در ذهنتان باقي بماند . لزومي ندارد كه تداعي ها طبيعي يا منطقي باشند .اگر آنها حالت مضحك و غير عادي هم داشته باشند حتي موثر تر هم هستند. تداعي بايد حتما از خود شما باشد و استفاده از تداعي هاي ديگران در مورد شما موثر نيست.
ـ نكته ۳) حتما مطالب را مرور كنيد.
ـ نكته ۴) از مطالب مهم و مطالبي كه دير به ذهن سپرده مي شوند در كاغذهاي كوچك فيش و خلاصه برداريد .گمان نكنيد اين كار باعث اتلاف وقت مي شود با امتحان اين عمل متوجه مي شويدكه چقدر خلاصه نويسي براي شما مفيد است.
ـ نكته ۵) بايد دانست تكرار يكنواخت و پي در پي مغز را خسته مي كند و در نتيجه به شخص حالت خواب آلودگي دست مي دهد ‚ به اين جهت بايد از طوطي وار از بر كردن و تكرار بي معني خودداري كنيد.
▪ منظور از ترك تحصيل
دانش آموزاني كه زودتر از موعد مقررمدرسه را ترك مي كنند و يا به عبارتي قبل از اتمام يك دوره قادر به ادامه تحصيل نمي باشند و به ناچار مدرسه را ترك مي كنند.ترك تحصيل معمولا به دنبال تكرار پايه و ناتواني و عدم كارايي مدرسه مي باشد. همچنين ترك تحصيل منجر به افزايش بي سوادي در جامعه مي گردد.
▪ روند ترك تحصيل در ايران
ترك تحصيل يكي از معضلات آموزش در جهان مي باشد. امروزه ترك تحصيل و افت تحصيلي در تمام كشور هاي جهان از عمده ترين مباحث و مسائل آموزش و پرورش و حتي مسئولان نظام آموزشي است.نظام آموزشي ايران مانند بسياري از كشور هاي در حال رشد از يك سلسله بيماري رنج مي برد و اين مسائل عمدتا از رژيم قبل به ارث رسيده اند. و علي رغم كوشش هايي كه تا به حال انجام گرفته هنوز اين مشكل لاينحل باقي مانده است.

عوامل موثر در ترك تحصيل دانش آموزان

برترين عوامل مشترك در ترك تحصيل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي بخصوص در مقطع متوسطه بيانگر اين حقيقت است كه فقر مالي و فقر انگيزشي بيشترين نقش را داشته است و همچنين محيط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚
تنبيه و تشويق معلم ‚ سختگيري هاي بيهوده كه باعث مي شود انگيزه تحصيلي شاگردان ضعيف شودزمينه هاي ترك تحصيل فراهم مي گردد.
از عوامل ديگر كه در موفقيت تحصيلي جوانان و نوجوانان مي توانند تاثير گذار باشندسلامت جسمي و روحي و بهداشتي ‚عوامل ارثي ‚ذهني و هوشي ‚ امكانات آموزشي ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتكار فردي ‚ تاثير همسالان ‚ اهميت قائل شدن والدين به تحصيل فرزندان مي باشد. در اينجا مهمترين موارد موثر در افت تحصيلي دانش آموزان بيان شده است.
۱) شرايط اقتصادي
۲) سواد والدين
۳) برخورد معلم
۴) محتواي كتب درسي
۵) شيوه برگزاري امتحانات(شيوه هاي ارزيابي)
۶) عقب ماندگي درسي
۷) نارسايي هاي جسماني
۸) انگيزه
▪ شرايط اقتصادي
ترك تحصيل دانش آموزان با وضعيت اقتصادي جامعه و خانواده در ارتباط مي باشد. عواملي چون پايين بودن در آمد ‚مسكن نا مناسب عدم سرپرستي و حضور پدر و مادر در خانواده‚ كثرت فرزندان و طبقه پايين شغلي والدين بر ترك تحصيل فرزندان تاثير دارد. پس مسلم است كه كيفيت آموزش و تربيت در رشد جسماني و قواي دفاعي دانش آموز در خانواده هايي با سطح پايين اقتصادي و فرهنگي جامعه و خانواده اثرات مستقيمي بر عدم پيشرفت فرزندان به جاي مي گذارد. مشكلات والدين در راه كوشش و تلاش براي معاش و گرفتاري هاي بي شمار آنها در اين رابطه معمولا والدين را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل مي نمايد و در حقيقت رابطه صحيحي را لازمه يك زندگي سالم است را مختل مي سازدو اثرات اين نوع زندگي در ظرف چند سال به اعماق نحيف افراد نفوذ مي كند و موجب تخريب نيروهاي بالقوه آنان مي گردد. وقتي فقر در خانواده اي باشد امكان بروز مشكلاتي در رفتار جوانان من جمله دانش آموزان وجود خواهد داشت . علي عليه السلام درباره فقر مي فرمايند&#۶۴۸۳۱;فان الفقر منقصه للدين ‚مدهشه للعقل و داعيه للمقت&#۶۴۸۳۰; فقر باعث نقصان دين سراسيمگي عقل و بر انگيختن خشم مي شود و بيكاري ‚ جوانان را به جانب برخي از بزهكاري ها مي كشاند. البته اسلام زمينه اجتماعي را براي تعادل اقتصادي ايجاد مي كند و بر واليان امور فرض مي داند كه مبادا فقر آنان را به انحراف بكشاند. پس معلوم مي شود كه مهمترين عامل براي رهايي دانش آموزان از تحصيل فقر اقتصادي است.
▪ سواد والدين
يكي از عوامل مهم در پيشرفت يا ترك تحصيل دانش آموزان سواد والدين محسوب مي شود. اگر بچه ها در محيط خانواده احساس پشت گرمي نمايند و هر گاه از نظر درسي مشكلي برايشان پيش آمد مطمئن باشند كه اولياي آنها كمك مي كنند در اين صورت با دلگرمي بيشتري درس مي خوانند و دچار عقب ماندگي تحصيلي نخواهند شد. چون تحصيلات والدين تاثير بسزايي در موفقيت تحصيلي فرزندان دارد. تحقيقات متعددي نشان مي دهد كه پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني كه والدين آنها افرادي آگاه و با سواد بوده اند موفقيت تحصيلي آنان بيشتر بوده است. محيط خانواده در پيشرفت تحصيلي نقش مهمي دارد. دانش آموزي كه والدين خود را مشغول مطالعه مي بيند خودش نيز تشويق به درس خواندن مي شود و آنها را به عنوان بهترين الگوي همانند سازي تحصيلي انتخاب مي كند. بنابراين كمك و راهنمايي فرزندان توسط والدين امري است ضروري و نمي توان كار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در اين زمينه غافل شد. دانش آموزان اوقات زيادي را در منزل مي گذرانند و تحت تاثير اعمال و رفتار والدين هستند و از آنها انتظار كمك و راهنمايي در زمينه درس را دارند.
▪ برخورد معلم
پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تا حدود زيادي بستگي به شرايط محيطي و نحوه برخورد معلمان و اطرافيان دارد . فضايي كه نوجوانان در آن پرورش مي يابند بايد به گونه اي باشد كه موجب موفقيت آنها گردد. برخورد معلم بايد منطقي بوده تا دانش آموز را در مسير موفقيت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پيدا كند و از خود انتظار موفقيت داشته باشد زيرا موفقيت هم چون نردباني است كه وقتي شروع شد تا آخرين پله ادامه مي دهد.
بنابراين مي توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان ديگر دبيرستان مي تواند موفقيت دانش آموزان را تحت تاثير قرار دهد و از ترك تحصيل جلوگيري كند.
برخورد معلم و اولياي دبيرستان بايد به گونه اي باشد كه دانش آموز از طريق دستكاري اشيا ‚آزمايش‚جمع آوري اطلاعات ساختن و خلق كرد مباحث ومشاركت در كارهاي گروهي‚گوش دادن‚خواندن و اكتشاف به تجربه يادگيري بپردازند و بدين وسيله از ترك تحصيل دانش آموزان جلوگيري نمايند .
همچنين استفاده از تشويق هاي مادي و غير مادي مفيد است . استفاده بيشتر معلمان از تشويق هاي كلامي و تشويق در جمع در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارد و هم باعث جلوگيري از افت تحصيلي دانش آموزان مي شود.
 

▪ محتواي كتب درسي

 
عواملي مانند عدم تناسب نيازها و علايق دانش آموزان با محتواي كتب درسي‚عدم هماهنگي اهداف آموزشي با نياز ها و علايق دانش آموزان از عوامل افت تحصيلي مي باشد.اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعا با نياز ها و رغبت ها و مسائل و مشكلات دانش آموزان تناسب داشته باشد باعث مي شود كه آنها در تحصيل بهتر كوشش كنندو تحصيلات خود را به پايان برسانند و در نتيجه از ميزان ترك تحصيل كاسته شود.
كتابها و موارد درسي و محتواي دروس مهم ترين راه رسيدن به اهداف آموزشي است .نگاهي اجمالي به كتب درسي نشان مي دهد كه غالب كتابها و برنامه هاي آموزشي از نظر كيفي و كمي با توان و و نياز هاي دانش آموزان هماهنگي ندارد .
بين محتواي كتب‚ ساعات تدريس و درك دانش آموزان و مراحل رشد آنها تناسب وجود ندارد.
يكي از مهم ترين و موثر ترين عوامل ترك تحصيل محتواي كتب درسي است و همچنين ارتباط نداشتن محتوي دروس با نياز هاي دانش آموزان‚ ارتباط نداشتن محتوي دروس با آموخته هاي قبلي دانش آموزان ‚حجيم بودن محتواي كتب درسي با توجه به مقدار زماني كه براي يادگيري فرصت دارند‚ ارتباط نداشتن محتواي دروس با نياز هاي حال و آينده جامعه‚ روان نبودن و جذاب نبودن و قابل درك و فهم نبودن مطالب درس‚ عدم ايجاد تفكر و عدم ايجاد روابط اجتماعي مطلوب در دانش آموزان نيز از ديگر عوامل مرتبط مي باشد .

▪ شيوه برگزاري امتحانات(شيوه ارزيابي)

 
هدف عمده در مدرسه پيش بردن يادگيري دانش آموزان است . تمام فعاليت هاي مدرسه بايد متوجه همين هدف باشد . زيرا مقدار و نوع يادگيري دانش آموزان است كه ميزان فعاليتهاي مدرسه را روشن مي كند. هرگاه دانش آموز مطلبي را ياد بگيرد ‚اين امر موجب تغيير رفتار وي خواهد شد و به عبارت ديگر تجارب يادگيري موفقيت آميز موجب تغييراتي در رفتار دانش آموز مي شود.
بوسيله ارزيابي و امتحان است كه معلم مي تواند اثر كوششهاي خود را بفهمد و يا بداند كه چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسيدن به هدفهاي مورد نظر كمك كند و خود نيز تا چه حد موفق بوده است.
چنانچه امتحان به جاي اينكه يك وسيله باشد ‚يك هدف اصلي به شمار آيد و اين بر كل فرايند آموزشي اثرات سو مي گذارد و هدفهاي حقيقي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد.در چنين حالتي امتحان بر چگونگي تدريس و يادگيري تاثير گذاشته و دانش آموزان فقط براي كسب نمره و قبول شدن در امتحان فعاليت مي كنند .
دانش آموزان براي دريافت نمره به حفظ كردن مطالب مي پردازند و در نتيجه قدرت تفكر و استدلال و نو آوري فراگيران ضعيف مي گردد و موجب خستگي آنها از درس و معلم مي شود.
همه اين موارد منجر به عدم پيشرفت و افزايش ميزان افت تحصيلي و در نهايت ترك تحصيل دانش آموزان مي گردد.
استفاده از شيوه هاي صحيح امتحان يا ارزيابي پيشرفت تحصيلي ‚نه تنها معلم را قادر مي سازد كه دانش آموزان خود را در رسيدن به هدفهاي آموزش و پرورش راهنمايي كند بلكه بر اساس ارزيابي مداوم مي تواند روش تدريس را نيز ارزيابي كند.به اين ترتيب مي تواند از ترك تحصيل دانش آموزان جلوگيري كند.
بنابراين امتحان وسيله اي نيست كه تنها در پايان مراحل تحصيل و براي انتخاب افراد مستعد و شايسته تر به كار رود ‚ بلكه امتحان بايد به طور مداوم و در جريان تدريس باشد و در موقعيت هاي مختلف انجام گيرد.


▪ عقب ماندگي درسي 
 

برخي از دانش آموزان عقب ماندگيشان ناشي از افت هوشي و نارسايي ذهني نيست بلكه صرفا ناشي از تن پروري يا بيكارگي است .
يعني عقب ماندگي درسي ناشي از تنبلي .
گاهي عقب ماندگي ناشي از تن پروري و تنبلي است بدين معني كه كودكان وقت و تلاش خود را مصروف كار و تحصيل نمي كنند و مانند ديگر دانش آموزان درس نمي خوانند و يا عوامل ديگر مانند وجود نارسايي هاي عضوي ‚ چون ضعف در بينايي و در شنوايي عدم قدرت بيان ‚اختلال در رفتار ‚ حالت گيجي و ماتي و گم كردن دست و پاي خود در حين پاسخ به سوالات معلم است.


▪ نارسايي هاي جسمي

دانش آموزاني كه داراي بنيه ضعيفي هستند و از سلامت عمومي كامل برخوردار نيستند نمي توانند به اندازه كافي كوشش و فعاليت داشته باشند.
وجود ضعف در بينايي و شنوايي نيز باعث عقب ماندگي و افت تحصيلي مي شود.اين نوع دانش آموزان به علت خوب درك نكردن درسها افت تحصيلي پيدا مي كنند .
ناراحتي هاي مربوط به مراكز عصبي و ناهماهنگي هايي حتي حركتي در جاي خود باعث افت تحصيلي دانش آموز خواهد بود.

 
▪ انگيزه
 

به حركت هاي دروني فرد كه موجب هدايت رفتار او به سوي نوعي هدف است انگيزه گفته مي شود.
محققان يكي از دلايل افت تحصيلي را نداشتن انگيزه پيشرفت مي دانند.براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان بايد تلاش نمود تا فرد احساس نياز كند.وقتي دانش آموزان در اثر شكست در دل تازه نسبت به آن نگرشي منفي پيدا مي كنند ‚بايد به او كمك كرد در درس تازه موفقيت كسب كند در نتيجه به تصويري مثبت تر به توانايي خود در مورد يادگيري مطلب درسي دست يابد‚ زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود.و بايد شرايطي را فراهم كرد كه دانش آموزاموفقيت خود را احساس مي كند زيرا هيچ چيز مانند خود موفقيت به آن كمك نمي كند.معلمان تكاليف يكنواخت ارائه ندهند‚ به عبارت ديگر از خاصيت برانگيختگي مطالب مختلف استفاده كنند.


● در آخر

 
در آخر مي توانم بگويم ترك تحصيل يكي از مهمترين مشكلات نظام هاي آموزشي است و در نظام تعليم و تربيت ما نيز ترك تحصيل به صورتهاي مختلف يكي از مشكلات عمده محسوب مي شود.
ترك تحصيل يا همان افت تحصيلي (اين كلمه از زبان اقتصاد دانان آمده است ) هر ساله مقدار قابل توجه اي از بودجه و نيروهاي انساني و امكانات را به هدر مي دهد و اثرات ناخوشايندي نيز چه از نظر روحي و چه از نظر رواني به دانش آموزان وارد مي نمايد و مشكلات عديده اي را براي خانواده ها بوجود مي آورد.اكنون اينجانب دبير شيمي دبيرستان بنت الهدي به عنوان عضو كوچكي از خانواده آموزش و پرورش وظيفه خود دانسته تا با ارائه اين كار و آپديت آن به صورت ماهانه تا حدودي هر چند اندك راهكار هاي مناسب را براي ارتقاي سطح دانش فرزندانمان ارائه دهم.
باميد روزي كه در ايران مشكلي به عنوان ترك تحصيل به پايين ترين درجه ممكن برسد.


 
كيهان كمانگر

 http://atcce.com/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-2013.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

برخي روشهاي تدريس ارائه شده در اين صفحه :روش كنفـــــرانس ( گــــرد هم آيي )،روش شاگــــرد ـ استــــادي ،روش چند حســـي ( مختلط ) ،روش پـــــروژه اي ،روش حل مسئله،شيوه تمــــريني ،شيوه بحثي،الگــــوي كاوشگري به شيوه حقوقي،الگــــوي آموختن كنترل خود ،الگوي ايفاي نقش

 

روش هاي نوين تدريس

تعريف روش:


« روش در مقابل واژه ي لاتيني «متد » به كار مي رود ، وواژه ي متد در فرهنگ فارسي « معين » و فرهنگ انگليسي به فارسي «آريانپور »به :روش ، شيوه ،راه ،طريقه ، طرز ، اسلوب معني شده است . به طور كلي «راه انجام دادن هر كاري » را روش گويند .روش تدريس نيز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد .


تقسيم بندي روش تدريس :


1 ـ روشهاي تاريخي 2 ـ روشهاي نوين « صفوي ، ص 239، 1370)
« اصطلاح تدريس ،اگر چه در متون علوم تربيتي مفهومي آشنا به نظر مي رسد ،اكثر معلمان و مجريان برنامه هاي درسي با معني و ماهيت درست آن آشنايي دارند . برداشتهاي مختلف معلمان از مفهوم تدريس مي تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ي كار كردن با آنها تأثيرمثبت يا منفي بر جاي گذارد . برداشت چند گانه از مفهوم تدريس مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد ؛از مهمترين آنها ضعف دانش پايه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از ديدگاههاي مختلف تربيتي است. گاهي آشفتگي و اغتشاش در درك مفاهيم تربيتي به حدي است كه بسياري از كارشناسان ، معلمان و دانشجويان اين رشته مفاهيمي چون پرورش ، آموزش ،تدريس و حرفه آموزي را يكي تصور مي كنند وبه جاي هم به كار مي برند . اين مفاهيم اگر چه ممكن است در برخي جهات وجوه مشترك و در هم تنيده داشته باشند ، اصولاً مفاهيم مستقلي هستند و معناي خاص خود را دارند .
پرورش يا تربيت «جرياني است منظم و مستمر كه هدف آن هدايت رشد جسماني ، شناختي ، اخلاقي و اجتماعي يا به طور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آموزان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعداد آنان است » (سيف ،1379 ، 28 ) . بر اساس چنين تعريفي پرورش يك نظام است ، نظامي كه كاركرد اساسي اش شكوفا كردن استعداد و تربيت شهرونداني است كه هنجارهاي مورد پذيرش جامعه راكسب كنند و متعهد به ارزشهاي آن باشند . حتي بسياري از صاحب نظران تربيتي كاركردي فراتر از كاركرد ذكر شده براي پرورش قائلند و معتقدند كه القاي ارزشها و سنتها و اخلاقيات پذيرفته شده جامعه به افراد يكي از قديمي ترين ديدگاه پرورشي است ، به جاي چنين كاركردي ،نظام تربيتي بايد رشد مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر انتقادي ، تحليل ارزشها و مهارتهاي گروهي را در كانون كاركردهاي خود قرار دهد تا زمينه ي مردم سالاري در جامعه فراهم شود . (ميلر ،1983) گروهي ديگر نيز بر اين باورند كه نظام تربيتي بايد عامل تغيير و تحول اجتماعي باشد . (فريره ، 1972 )
تحليل مفاهيم و كاركردهاي ذكر شده نشان مي دهد كه به هيچ وجه نمي توان مفهوم «پرورش » را با مفاهيمي چون آموزش ،تدريس و يا حرفه آموزي يكي دانست .پرورش مفومي كلي است كه مي تواند ساير مفاهيم را در درون خود جاي دهد .
مفهوم آموزش برخلاف پرورش يك نظام نيست ، بلكه آموزش فعاليتي است هدفدار واز پيش طراحي شده ،كه هدفش فراهم كردن فرصتها و موقعيت هايي است امر يادگيري را در درون يك نظام پرورشي تسهيل كند و سرعت بخشد .بنابراين آموزش وسيله اي است براي پرورش ، نه خود پرورش .آموزش يك فعاليت مشخص و دقيق طراحي شده است ؛پس هدفهاي آن دقيق تر و مشخصتر و زودرستر از هدفهاي پرورشي است .آموزش ممكن است با حضور معلم ويا بدون حضور معلم از طريق فيلم ،راديو ،تلويزيون و ساير رسانه ها صورت گيرد .
مفهوم تدريس به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود . تدريس بخشي از آموزش است و همچون آموزش يك سلسله فعاليت هاي منظم ، هدفدار واز پيش تعيين شده را در بر مي گيرد و هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري از سوي معلم است . به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه به وسيله ي رسانه ها و بدون حضور و تعامل معلم با دانش آموزان صورت مي گيرد به هيچ وجه تدريس گفته نمي شود. بنابر اين آموزش معنايي عامتر از تدريس دارد . به عبارت ديگر مي توان گفت هر تدريسي آموزش است ،ولي هر آموزشي ممكن است تدريس نباشد .

چهار ويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :


الف ) وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان
ب) فعاليت بر اساس اهداف معين واز پيش تعيين شده
ج ) طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات
د) ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري . » ( شعباني ،ص 9 ، 1382)
تعريف تدريس :


« تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد ، بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم ،براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد . تدريس مفاهيم مختلف مانند نگرشها ، گرايشها ،باورها ، عادتها و شيوه هاي رفتار وبه طور كلي انواع تغييراتي راكه مي خواهيم در شاگردان ايجاد كنيم، دربر مي گيرد .» (ميرزا محمدي ،ص 17 ، 1383)
روش هاي نوين تدريس


روش كنفـــــرانس ( گــــرد هم آيي )


«اين روش با روش سخنراني تفاوت دارد زيرا در روش سخنراني، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است. در حاليكه در اين روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوري و ارائه مي گردد. اين روش مي تواند مشخص كند كه دانش آموزان تا چه اندازه مي دانند. اين روش يك موقعيت فعال براي يادگيري به وجود مي آورد. نقش معلم در كنفرانس صرفاً هدايت و اداره كردن جلسه و جلوگيري از مباحثاتي است كه منجر به انحراف از موضوع كنفرانس و روال منطقي آن شود. اين روش براي كليه دروس وسنين مختلف كاربرددارد.
روش شاگــــرد ـ استــــادي
قدمت اين روش به زماني كه انسان مسئوليت آ موزش دهي انسانهاي ديگر را چه از طريق غيررسمي و چه از طريق رسمي به عهده گرفت ،مي رسد .و قدمت آن به صدر اسلام برمي گردد مسجد نخستين موسسه اي بود كه چنين سيستمي را براي تعليم و تربيت مسلمانها به كار برده است. از روشهاي تعليمي كه در روش شاگرد ـ استادي حائز اهميت است , روش حلقه يا مجلس است, كه پيامبر عظيم الشان اسلام از اين روش به مردم آن زمان آموزش مي داد. همه افراد در كودكي دوست دارند نقشي غير از نقش واقعي خود بازي كنند , روش شاگرد ـ استادي به اين نقش خيالي, جامه عمل مي پوشاند. در اين روش به دانش آموزان اجازه داده مي شود كه نقش معلم را ايفا كنند. هدف اساسي اين روش آن است كه شاگرد , معلم گردد و از اين طريق تجارب تازه و ارزشمندي به دست آورد .در اين روش ,در صورت فقدان معلمان متخصص, تعداد زيادي از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته اند و مي توان از آنها استفاده كرد.
روش چند حســـي ( مختلط )
استفاده از اين روش مستلزم به كار گرفتن همه حواس است و جريان يادگيري از طريق تمام حواس صورت مي گيرد . از طريق كار بست اين روش مي توان , مطالب و مهارتها را درك كرد , ارتباط موثرتري برقرار كرد , مهارتها و مطالب را از يك موقعيت به موقعيت ديگر تعميم داد. در يادگيري روش چند حسي به طور كلي از همه حواس استفاده مي شود, به بيان ديگر ,يادگيري بصري كه 75 % از مجموع ياد گيري ما از طريق ديدن است , يادگيري سمعي كه 13 % از مجموع يادگيري ما از طريق شنيدن است , لمس كردن , كه 6% از مجموع يادگيري ما از طريق لمس كردن است , چشيدن كه 3% از مجموع يادگيري ما از طريق چشيدن است و بوييدن كه 3% از مجموع يادگيري از طريق بوييدن است.
روش حل مسئلــــه
اين روش يكي از روشهاي فعال تدريس است. اگر نظام آموزشي بخواهد توانايي حل مسئله را به دانش آموزان ياددهد, (البته مسئله به معني مشكل و معضل نيست, به بيان ديگر مسئله موضوعي نيست كه براي ما مشكل ايجاد كند, بلكه رسيدن به هدف در هر اقدامي, به نوعي حل مسئله است, (خورشيدي , غندالي , موفق, 1378) در اين روش آموزش در بستر پژوهش انجام مي شود و منجر به يادگيري اصيل و عميق و پايدار در دانش آموزان مي شود. در اين روش ابتدا معلم بايد مسئله را مشخص, سپس به جمع آوري اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوري اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوري شده دانش آموزان فرضيه سازي و در نهايت فرضيه ها را ازمون و نتيجه گيري شود. اگر روش حل مسئله درست انجام شود مي تواند منجر به بارش يا طوفان فكري گردد. يعني اگر معلم روش تدريس حل مسئله را به درستي انجام دهد, دانش آموزان مي كوشند تا براي حل مسئله با استفاده از تمام افكار و انديشه هايي كه دارند, در كلاس راه حلي بيابندو آن را ارائه دهند. به بيان ديگر اگر معلم در روش تدريس حل مسئله به درستي عمل كند, منجر به روش تدريس بارش مغزي نيز مي شود. به طور كلي اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقويت زمينه هاي بالقوه خلاقيت نقش مهمي ايفا كند همانا بست روشهاي تدريس حل مسئله و بارش فكري در كلاس درس توسط معلمان است.
روش پـــــروژه اي
روش تدريس پروژه اي به دانش آموزان امكان مي دهد تا قدرت مديريت, برنامه ريزي و خود كنترلي را در خودشان ارتقاء بخشند. در اين روش دانش آموزان مي توانند با توجه به علاقه ي خود موضوعي انتخاب و به طور فعالانه در به نتيجه رساندن آن موضوع شركت نمايند. براين اساس در اين روش دانش آموزان ياد مي گيرند كه چگونه به طور منظم و مرحله اي كاري را درس انجام دهند و اين روش باعث تقويت اعتماد به نفس در دانش آموزان مي شود زيرا بين آنها و معلم رابطه صحيح آموزشي بر قرار است و در نهايت اين روش باعث تقويت همكاري, احساس مسئوليت, انضباط كاري صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقايد ديگران و مهارتهاي اساسي پژوهش در دانش آموزان مي شود.www.zibaweb.com
شيــــــوه سخنــــــراني
معلم به طور شفاهي اطلاعات و مفاهيم را , در عرض مدتي كه ممكن است از چند دقيقه تا يك ساعت يا بيشتر طول بكشد, در كلاس ارائه مي دهد. در سخنراني مي توان معلم را با عنوان پيام دهنده و دانش آموز را به عنوان پيام گيرنده تصور كرد. از اين نظر سخنراني شيوه اي است يك سويه, براي انتقال اطلاعات, كه معمولاً فراگير در آن نقش غير فعالي دارد. محتواي سخنراني را معلم قبل از ورود به كلاس تعيين مي كند.
شيوه بازگويـــي
بازگويي شيوه اي است كه معلم بكار مي برد تا فراگير را در بياد سپردن اشعار, قواعد, فرمولها, تعاريف و اصطلاحات تشويق كند. در بازگويي معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد كه موضوع بياد سپرده را كلمه به كلمه بيان كند. شيوه بازگويي مطالب, با آنكه اغلب در كلاسها مورد استفاده قرار مي گيرد, ولي متاسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق يادگيري نمي كند. كاربرد اين شيوه تنها نشان مي دهد كه دانش آموز مطالب مورد نظر را بياد سپرده است. گاهي هدف معلم اساساً اين است كه دانش آموز موضوعي را بخاطر بسپارد تا براي درك مفهوم خاصي از آن را بكار برد, در اين روش صورت بكار گرفتن اين شيوه ممكن است مفيد باشد.

شيـــــوه پــــرسش و پاســـــخ


شيوه پرسش و پاسخ شيوه اي است كه معلم به وسيله آن فراگير را به تفكر در باره مفهومي جديد يا بيان مطالبي فرا گرفته شده تشويق مي كند. معلم, وقتي كه مي خواهد مفهوم دقيقي را در كلاس مطرح نمايد يا توجه فراگيران را به موضوعي جلب كند شيوه پرسش و پاسخ را به كار مي برد و نيز بدين وسيله فراگير را تشويق مي كند تا اطلاع خود را درباره موضوعي بيان كند ممكن است براي مرور كردن مطالبي كه قبلاً تدريس شده اند مفيد باشد, يا وسيله خوبي براي ارزشيابي ميزان درك فراگير از مفهوم مورد نظر باشد.
شيوه تمــــريني


معلم معمولاً بوسيله تمرين, فراگير را به تكرار مطلب يا كاربرد آن تشويق مي كند تا فراگير در موضوع مورد نظر تبحر لازم را كسب كند. مثلاً معلم انگليسي از فراگير مي خواهد كه با تكرار شفاهي اصطلاحات, تلفظ صحيح آنها را فراگيرد, يا بعد از يافتن طرز ساختن جملات شرطي, پنج جمله شرطي بسازد. ممكن است معلم رياضي , پس از درس دادن مفهوم مشتق و طرز مشتق گيري از توابع, از دانش آموزان بخواهد كه ده مسئله در رابطه با اين موضوع حل كنند. در تمام موارد بالا معلم, با استفاده از شيوه تمريني, دانش آموزان را به تكرار يا كاربرد مفاهيم مورد نظر تشويق مي كند.
شيـــــوه بحثــــي


در شيوه بحثي, دانش آموزان فعالانه در يادگيري شركت مي كنند و مفهوم مورد نظر را از يكديگر مي آموزند. در اين شيوه معلم را مي توان به عنوان محرك, شروع كننده بحث و راهنما تصور كرد. معلم طوري سوال يا مسئله را مطرح مي كند كه دانش آموزان را به پاسخگويي يا حل مسئله تشويق كند. اين شيوه در دو مورد زير, كاربرد خاصي دارد:
۱- موقعي كه معلم مي خواهد مفهوم جديدي را به فراگيران بياموزد ( مانند موقعيت بالا )و انتظار دارد كه همه آنها مفهوم را به شكلي واحد در يابند در اين صورت معلم سعي مي كند كه بحث را به جهتي بكشاند كه شكل صحيح مفهوم از آن نتيجه گيري شود.
۲- هدف معلم اين است كه ذهن دانش آموز را به تكاپو وجستجو وادارد. در اين صورت معلم مسئله اي را عنوان مي كند كه تا دانش آموزان راه حل آن را پيشنهاد كنند. در اين موقعيت معلم سعي مي كند كه موضوع بحث را به دلخواه خود كنترل نكند, تا راه حلي را كه خود در نظر دارد به كلاس تحميل نكرده باشد.
شيــــوه نمايشــــي


در اين شيوه معلم معمولاً, براي فهماندن مطلبي خاص به فرا گيران, از وسايل و اشياء گوناگون استفاده مي كند. در صورتي كه معلم نتواند براي فهماندن مطلب درسي آزمايش انجام دهد, شيوه نمايشي مي تواند شيوه خوبي براي روشن تر كردن مفهوم براي فراگيران باشد.
شيــــوه آزمايشـــي ( روش اجرا كردن يا يادگيري بوسيله عمل )
آزمايش فعاليتي است كه در جريان آن فراگيران با به كار بردن وسايل و مواد بخصوصي در باره مفهومي خاص عملاً تجربه كسب مي كنند. آزمايش معمولاً در آزمايشگاه انجام ميگيرد, اما نداشتن آزمايشگاه مجهز يا وسايل مناسب در مدرسه نبايد دليلي براي انجام ندادن آزمايش در كلاس وسايل بسيار ساده اي لازم است كه معلم و حتي دانش آموز مي تواند به آساني آنها را تهيه كند. آزمايش, گاهي به منظور آشنا كردن دانش آموزان با جنبه هاي عملي يك مفهوم, مورد استفاده قرار مي گيرد. براي اينكار معلم دستور عمل انجام آزمايش را در اختيار فراگيران مي گذارد و انتظار دارد كه دانش آموزان با استفاده از دستور كار سرانجام به نتيجه يكساني برسند. در موارد ديگر آزمايش به منظور فراهم آوردن محيطي مناسب براي حل مسئله تلقي مي شود. در اينصورت معلم جهت كلي فعاليت را مشخص مي كند و فراگيران را بر آن مي دارد تا در اجراي آزمايش به طور مستقل تصميم گيري و نتيجه گيري كنند. آزمايش براي تدريس مفاهيم علوم تجربي به ويژه فيزيك, بسيار لازم است و بدون آن دانش آموز نمي تواند مفاهيم مورد نظر را به درستي فراگيرد.
شيــــوه گـــــردش علمـــــي


گردش علمي به دانش آموزان امكان مي دهد كه از طريق مشاهده طبيعت, وقايع, فعاليت ها, اشياء و مردم تجزيه علمي بدست آورد. در گردش علمي دانش آموزان با مشاهده واقعيتها مي توانند مفاهيمي را كه در در وچك 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم و بر روي موضوعات تعيين شده فعاليت مي نمايند.
مـــرحله مشاركت
در اين مرحله مجدداً دانش آموزان شركت كننده در كارگاه كه به گروههاي 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم شده بودند, دور هم جمع مي شوند, كه به بحث و بررسي جمع بندي موضوعات تعيين شده مي پردازد. ( حداكثر زمان اين مرحله از كل زمان كارگاه است). بديهي است كه در اجراي كلاس كارگاه آموزش بايد از روش مهارت آموزي (ابتدا و انتهاي فعاليت كاملاً مشخص شده است) سود جست. كاربست روش تدريس كارگاهي مي تواند نتايج آموزش را تضمين كند. البته با رعايت نكات زير:

مرحله درسي كوتاه و فشرده:


۱) معلم ابتدا اهداف و انتظاراتي كه از كارورزان و دانش آموزان دارد, دقيقاً بيان و تحليل مي نمايد و از طريق آزمون تشخيصي, رفتار ورودي آنها را مي سنجد.
۲) معلم مباني نظري هر محور كلي را در سالن عمومي تبيين و تحليل نموده و به رفع اشكالات كارورزان يا دانش آموزان در ابعاد نظري مي پردازد . البته بهتر است قبل از تشكيل كارگاه مباني نظري را ( به منظور تسلط دانش آموزان ) براي آنها ارسال كند.
۳) سپس معلم ( مدرس) دانش آموزان را به گروههاي كوچك كاري تقسيم نموده و يك نفر به عنوان مسئول و گزارشگر و يك نفر به عنوان منشي انتخاب كه جلسات كارگاهي را اداره و نكات كليدي را يادداشت نمايند.
۴) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است.
مرحله فعاليت گروهي و انجام وظايف انفرادي:
۱) در اين مرحله كار مسئول گروه كاري , همانا استخراج مفاهيم كليدي بر اساس مباحثات همه كارورزان است, سپس منشي گروه كاري كليه نكات كليدي را (كه در مورد توافق اكثريت گروه است) نوشته و طبقه بندي مي نمايد. شايسته است كه منشي جلسه كليه نكات مطروحه را بر روي تابلو نوشته تا كليه دانش آموزان آنها را مشاهده و سرانجام پس از نهايي شدن روي كاغذ منعكس نمايد.
۲) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است.
۳) محل تشكيل گروههاي كاري بايد جدا از يكديگر باشد.
مرحله مشاركت و جمع بندي:
1) كليه دانش آموزان در سالن عمومي جمع شده و سپس مسئولين گروههاي كاري به ترتيب گزارشي از نتايج مباحثات بر روي موضوعات مطروحه را ارائه و سپس نكات كليدي مشخص و توصيه هاي كاربردي به عمل مي آورند.
2) زمان بهينه براي اين مرحله همان حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است. در پايان يعني مرحله ارزشيابي و بازخورد كارگاه, مدرس به اجراي آزمون پس خروجي پرداخته و آن را با آزمون پيش ورودي مقايسه مي نمايد و نگرش دانش آموزان را نسبت به كارگاه ( البته بدون ذكر نام ) دريافت مي كند.


الگـــــوي دريافت مفهـــــوم


اين الگو براي ياد دادن نحوه طبقه بندي كردن, نحوه فكر كردن و چگونگي دريافت مفهوم به دانش آموزان اهميت دارد. در اين الگو معلم به عنوان حامي و هدايت گر فرضيه هاي دانش آموزان است به نحوي كه از قبل مفاهيم را انتخاب و در نمونه هاي مثبت و منفي سازمان مي دهد و فراگيران را جهت نيل به اين مفهوم هدايت مي كند. اين الگو دانش آموزان قادر به مفهوم سازي پيشرفته, مفاهيم خاص, استدلال استقرايي, تسلط و آگاهي به چشم اندازها, دورنماها, تحمل ابهام و حساسيت به استدلال منطقي در ارتباطات مي نمايد. مراحل الگوي تدريس دريافت مفهوم به شرح زير است:
• عـــرضه مطالب و شناسايي مفهــــوم
• آزمـــون دستيابــي به مفهـــــوم
• تحليل راهبــردهاي تفكــر
الگــــوي تفكـــــر استقرايــــي
اين الگو باعث بهبود ظرفيت تفكر, گردآوري, سازماندهي و كنترل اطلاعات و نام گذاري مفاهيم ميشود. به بيان ديگر اين الگو باعث گردآوري اطلاعات سازماندهي و كنترل مطالب ميشود. در اين الگو معلم آغازگر فعاليت است, زيرا فعاليتها از قبل به وسيله معلم تعيين مي شوند, اما جو همكاري و دوستانه بين معلم و شاگردان وجود دارد. تماس يكايك دانش آموزان براي دسترسي به اطلاعات فراهم نمايد. اين الگو منجر به افزايش آگاهي فردي و رشد خود كنترلي دانش آموزان مي گردد و در همه سطوح تحصيلي كاربرد دارد.

مــــراحل تدريس الگوي تفكر استقرايــــي عبارتند از:
• تكوين مفهـــوم
• تفسيــــر مطالــــب
• كاربــــرد اصــــول يا عقايد
الگـــوي آمــــوزش كاوشگــــري
اين الگو باعث تقويت استدلال فراگيران, شناخت مفاهيم, فرضيه ها و آزمون آنها در دانش آموزان مي شود. در اين الگو جو همكاري بين معلم و شاگردان وجود دارد, ولي سيستم اجتماعي بيشتر توسط معلم به ترغيب فراگيران جهت آغاز كاوشگري مي پردازد و شيوه ها ي كاوشگري را به آنها ياد مي دهد, اين الگو منجر به يادگيري و تقويت مهارتهاي جريان علمي, كاوشگري خلاق, تقويت روح خلاقيت, استقلال در ياد گيري, تحمل ابهام و موقتي بودن دانش در دانش آموزان مي شود.
مـــراحل تدريس الگــو عبارت است از :
• مواجه نمودن فراگيران با مسئله
• گردآوري داده ها در خصوص مسئله و اثبات آن
• طبقــــه بندي داده ها (اطلاعـــات)
• تجـــــزيه و تحليـــل داده ها
• تحليل جـريان كاوش
الگـــوي پيش سازمـــان دهنـــده


اين الگو باعث يادگيري با معنا در دانش آموزان مي شود و در آن معلم, ساخت ذهني را در دست دارد و همواره مطالب قبلي تميز دهنده را در دست دارد و همواره مطالب يادگيري را به سازمان دهندگان ارتباط مي دهد و به شاگردان كمك مي كند تا مطالب جديد را از مطالب قبلي تميز دهند اين الگو منجر به تقويت مفاهيم, درون سازي معني دار اطلاعات و افكار, عادت به تفكر منظم و منطقي و تقويت روحيه كاوشگري در دانش آموزان مي شود, و براي كليه سطوح تحصيلي مناسب است. مـــراحل پيش سازمان دهنده:
۱- از طريق روشن كردن منظور درس به وسيله مثال و تكرار.
۲- ارائه مطالب , يا وظيفه مورد نظر براي دانش آموزان با يك نظم منطقي.
۳- تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يك نظم منطقي.
۴- تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يكپارچه.


الگوي يادسپاري


اين الگو باعث تاكيد بر پردازش اطلاعات, افزايش يادسپاري و دروني كردن اطلاعات در دانش آموزان مي شود. معلم و شاگردان بصورت يك گروه براي دادن مطالب جديدجهت يادسپاري تلاش مي كنند.اين الگو نياز به عكس, وسايل مجسم , فيلم و ساير مطالب ديداري و شنيداري دارد. معلم شاگردان را در تعيين موضوعها, جهتها و تصويرهاي كليدي ياري مي كند.اين الگو دانش آموزان را در تسلط بر حقايق و افكار سيستمي براي يادسپاري تقويت قدرت ذهني و افزايش يادسپاري كمك و در تمام مراحل و سنين كاربرد دارد. مراحل تدريس اين الگو عبارت است از:
۱- توجه به مطالبي كه بايد يادسپاري شوند. از طريق خط كشيدن زير آنها و ...
۲- ايجاد ارتباط از طريق فنون كلمه كليدي و كلمه جايگــــزين
۳- بسط تصاويــــــر
۴- تمــــرين و ياد آوري به منظور آموخته شدن كامل
الگوي رشد عقلي
اين الگو باعث سازگاري و متناسب نمودن آموزش با مراحل رشد فراگيران ميشود. در اين الگو كاوشگري در جوي اجتماعي و عقلي آزاد همراه است. معلم بايد جو تسهيل كننده اي ايجاد تا شاگرد احساس خود را آزادانه بيان كند. اين الگو منجر به تقويت جنبه هاي انتخابي رشد شناختي و جنبه هاي عاطفي و اجتماعي در دانش آموزان مي شود.مـراحل تدريس الگو عبارتند از:
۱- به وجود آوردن موقعيتي كه مطابق رشد دانش آموز باشد.
۲- كاوشگري از طريق دريافت پاسخهاي دانش آموزان.
۳- انتقال از طريق بررسي استدلال دانش آموزان.
الگوي كاوشگري علمي
اين الگو باعث آموزش علمي به سبكهاي مشخص و آموزش مفاهيم بنيادي در دانش آموزان مي گردد . رسالت معلم در اين الگو پرورش كاوشگري , ايجاد جوي توام با همكاري و داشتن انعطاف است. اين الگو منجر به دانش علمي تعهد به كاوشگري علمي, ژرف انديشي و روح مهارت همكاري در دانش آموزان مي شود. مـراحل اين الگو عبارتند از:
۱- فراهم آوردن زمينه جستجو براي دانش آموزان .
۲- تعيين مسئله از سوي دانش آموزان .
۳- مشخص كردن مسئله در هر جستجو توسط دانش آموزان .
۴- دانش آموزان حدس در خصوص راههاي توضيح مشكل مي پردازند.


الـگــــوي تدريس غيـــــر مستقيم


اين الگو باعث مشاركت فراگيران در يادگيري شده و به آنها ياد مي دهد كه چگونه خود را به فراگيري مطالب پرداخته و مسائل را حل نمايند. معلم نقش هادي, راهنما و تسهيل كننده را دارد و دانش آموز آغاز كننده به نحوي كه معلم به دانش آموزان كمك مي كند تا مسائل را تعريف و براي حل موفقيت آميز آنها اقدام نمايند. همچنين معلم بايستي مكاني آرام توام با جو مثبت و اطلاعات مورد نياز براي دانش آموزان فراهم نمايد. اين الگو دانش آموزان را قادر به افزايش آگاهي فردي, رشد خود, هدفهاي اجتماعي و تحصيلي متنوع مي نمايد. مراحل تدريس اين الگو عبارتند از:
۱- تعريف موقعيت توسط فراگير به نحوي كه معلم ابراز احساسات را ترغيب مي كند.
۲- كشف مشكل بوسيله دانش آموزان .
۳- رشد بينش توسط بحث دانش آموزان در باره مسئله و حمايت معلم از آنها.
۴- برنامه ريزي و تصميم گيري توسط دانش آموزان .
۵- يكپارچگي از طريق توسعه بينش دانش آموزان در خصوص مسئله و حمايت معلم از آنها.
الگـــوي بدايع پــــردازي ( افـــزايش تفكــــر خلاق )
هدف اين الگو افزايش تفكر خلاق و مشكل گشايي در مواقع خاص, بر هم زدن سنتهاي متداول و گسترش افقهاي فردي و اجتماعي در دانش آموزان است. معلم سوالاتي از دانش آموزان مي نمايد, ولي پاسخ دانش آموزان كاملاً باز است و معلم بايستي كمك كند تا شاگردان تفكر خود را بسط دهند اين الگو باعث رشد خلاقيت و نوع آوري, همبستگي گروه و بر هم زدن سنتها در نزد انظار مي شود.
مراحل تدريس الگو عبارتنداز:www.zibaweb.com
۱- توصيف وضعيت جديد به كمك معلم
۲- قياس مستقيم به نحوي كه معلم قياس مستقيم ( مقايسه ساده از دو موجود يا دو مفهوم) را پيشنهاد و از شاگردان مي خواهد آنها را توصيف كنند.
۳- قياس شخصي به نحوي كه معلم شاگردان را به قياس مستقيم ( شدن) ترغيب ميكند.
۴- مقايسه قياسهـــا از طــــــريق شاگردان
۵- تــوضيح تفاوتها به كمك شاگــردان
۶- اكتشاف به كمك شاگــردان
۷- قياس زايي، شاگردان مجدد به بيان شباهتها و تفاوتهاي قياس مي پردازند.
الگــــوي آگاهي يابي


اهداف اين الگو كمك به دانش آموزان براي توسعه آگاهي از توانايي هاي خويشتن در تفكر و احساسات گروهي, مناسب انساني و ايجاد تصور ذهني از خود است. معلم بايد در اين الگو انعطاف پذير باشد. اين الگو منجر به افزايش آگاهي، خود يك پارچگي روابط ميان فردي مي شود. مــــراحل اين الگو عبارتند از :
۱- مشخص كردن تكليف براي شاگردان از طريق ايجاد محيط امن براي آنها
۲- بحث و تحليل در خصوص گام اول
الگـــــوي ديــــدار در كــــلاس درس


اين الگو براي كمك به فراگيران در پذيرش مسئوليت رفتار و شرايط اجتماعي است معلم بايستي داراي شخصيتي صميمي و ماهر در فنون بحث ميان فردي باشد و بيشتر اقدامات كنترل, ولي با دانش آموزان سهيم است. اين الگو باعث استقلال و خود محبت دهي و آزاد انديشي مي شود. مــــراحل الگو عبارتند از:
۱- استقرار فضايي از پذيرش مشاركت ( تشويق دانش آموزان براي مشاركت و سخن گفتن)
۲- طرح مسئله براي بحث بوسيله دانش آموزان يا معلم و بررسي پيامدهاي آن
۳- بررسي قضاوت ارزشي توسط فراگيران در خصوص مسئله
۴- تعيين اقدام ديگر جايگزين از طريق توافق دانش آموزان كه كدام مسئله را پيگيري نمايند.
۵- التزام علمي دانش آموزان در برابر جمع
۶- پيگيري رفتاري از طريق سنجش رفتارهاي جديد ايجاد شده در دانش آموزان .
الگــــوي پــــژوهش گـــروهي ( تفحص گــــروهي )


اين الگو براي كمك به دانش آموزان در تقويت مردم سالاري, تشريك مساعي و آموزش آنها از طريق همكاري كاوشگرانه در فهم و مسائل اجتماعي و تحصيلي است در اين الگو معلم مانند يك مشاور عمل مي كند و بايستي بتواند به درخواستهاي دانش آموزان پاسخ دهد و به كمك آنها نيازمنديهاي آموزش را فراهم آورد. اين الگو نيازمند يك جو مثبت براي استدلال و مذاكره مي باشد و در همه سنين و سطوح تحصيلي و انجام كارهاي گروهي كاربرد مناسبي دارد. اين الگو در نهايت منجر به كاوشگري منظم , كنترل و پويش موثر گروهي, تقسيم كار, مردم سالاري, تعهد و تمايل نسبت به كاوشگري و هم كوششي در دانش آموزان مي شود.

الگــــوي آمــــوزش آزمايشگاهــــي
اين الگو باعث افزايش فهم اجتماعي , مهارت , توانايي يادگيري و تقويت كار گروهي در دانش آموزان مي شود. معلم در اين الگو نقش مشاور را ايفا نموده و دانش آموزان را حمايت مي نمايد. در نهايت منجر به تقويت يادگيري و آموزش در بستر پژوهش در آنها مي شود. اين الگو براي كليه دروس به ويژه علوم دقيقه و در تمام دوره هاي تحصيلي و سنين مختلف كاربرد دارد.
الگـــوي كاوشگـــــري علـــوم اجتماعـــــي
اين الگو باعث درك مسائل اجتماعي, از قبيل مردم شناسي, جامعه شناسي, فرهنگ شناسي, مهارت عقلي, آموختن اطلاعات, تشكيل مفاهيم و استفاده مناسب از مفاهيم در دانش آموزان مي شود. در اين الگو معلم موقعيت كاوشگري را ايجاد و از دانش آموزان مي خواهد تا به بررسي و نتيجه گيري در مورد آن بپردازند. اين الگو در تمام سنين و دوره هاي تحصيلي به ويژه در درس علوم اجتماعي كاربرد دارد. و در نهايت باعث تقويت فهم و درك دانش آموزان در خصوص مسائل اجتماعي مي شود.
الگـــوي يادگيـــــــري در حد تسلط آمـــــــوزش مستقيـــم
(نظــــريه اجتماعــــي يادگيــــري )
هدف اين الگو ايجاد و تقويت مهارتهاي اساسي, مطالب آموختني از ساده به مشكل و دادن مطالب درسي به صورت انفرادي به دانش آموزان و استفاده از تكنولوژي ديداري و شنيداري و دانش آموزان است. در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و به آنها كمك مي كند تا مستقل ياد بگيرند. اين الگو در نهايت دانش آموزان را قادر به تسلط بر محتواي علمي, تقويت انگيزه درس خواندن, توانايي كنترل خود و تقويت عزت نفس مي نمايد. اين الگو در همه دوره هاي آموزشي و سنين مختلف كاربرد دارد.
الگـــوي آمــــوزش براي رشد مفهــــوم و مهـــارت
اين الگو معمولاً به دو صورت زير است:
۱- الگوي نظريه و عمل:
مانند يك مهارت رياضي كه در آن مهارت با نشان دادن ممارست, باز خورد و نظارت در هم مي آميزد تا دانش آموز بر آن مهارت تسلط يابد.
۲- شبيه سازي كه از توصيف موقعيت هاي زندگي ايجاد مي شود.
مثال :معلم در درس جغرافيا, كره زمين است و يا از مولاژ استفاده مي كند و اندامها و دستگاه هاي مختلف بدن انسان را نشان مي دهد. در اين الگو معلم نقش هادي و راهنما را دارد و بايستي يادگيري با تشكيل شركت سهامي فكر بين دانش آموزان و معلم انجام گيرد اين الگو در همه سنين و سطوح تحصيلي كاربرد دارد و در نهايت باعث افزايش مفاهيم و مهارتهاي آگاهي درباره سيستمهاي اجتماعي, همدردي, آگاهي از تنش تغيير و احساس اثر بخشي در دانش آموزان مي شود.»(محمدي ، ص49 ، 1383 )
منابع:
1 ـ سنگري،محمد رضاو...، 1383 ،طراحي آموزشي فارسي اول دبستان (بخوانيم و بنويسيم)،تهران ، انتشارات مدرسه .
2 ـ شعباني ،حسن ، 1385، مهارتهاي آموزشي روشها و فنون تدريس ، تهران ، سمت .
3 ـ صفوي ،امان الله ، 1370 ، كليات روشها و فنون تدريس ، تهران ، نشر معاصر .
4 ـ ميرزا محمدي ، محمد حسن ، 1383 ، كتاب ارشد ، تهران ، پوران پژوهش
http://www.m-abtahy.com/ravesh2.htm
000000000000000000000000000000000000


ادغام روش ها، بهترين الگوي آموزش


بسياري از معلمان در تلاشند تا فرآيند آموزش را از حالت منفعل بيرون بياورند و دانش آموزان را ترغيب كنند تا به صورت فعالانه در يادگيري مطالب درسي مشاركت داشته باشند.يكي از الگوهاي آموزش «دانش آموز محور»، الگوي تجربه و گفت وگو است. در اين الگو تمامي فعاليت هاي آموزشي برپايه تجربه و گفت وگو بنيان نهاده شده است. تجربه به دو بخش عملي و مشاهده تقسيم مي شود و گفت وگو نيز شامل دو بخش گفت وگوي دروني و گفت وگو با ساير دانش آموزان است.
● گفت وگوي دروني
در اين روش از دانش آموزان خواسته مي شود تا درباره موضوع درسي به خوبي فكر كنند و سپس ايده ها و نظرات و عقايد خود را درباره آن به روي كاغذ بياورند يا به نحو ديگري ثبت كنند. استفاده از اين روش موجب مي شود تا دانش آموز از موضع يك شنونده مطلق بيرون بيايد و فعالانه فكر كند.
● گفت وگو با ديگر دانش آموزان
در شيوه هاي آموزش سنتي نيز از اين روش به صورت كنفرانس دادن دانش آموزان يا در كلاس كتابي را با صداي بلند خواندن استفاده مي شود. هر چند اين موارد مي تواند در كلاس تنوعي ايجاد كند، ولي چندان كارآمد نيست.
● مشاهده
در اين روش دانش آموزان موضوع درس را به صورت ديداري يا شنيداري فرا مي گيرند.
استفاده از آزمايشگاه ، ديدن فيلم ، گوش دادن به نوار يا CDهاي صوتي، رفتن به اردوهاي علمي و بازديد از موزه هاي مختلف در اين دسته قرار مي گيرند.
● تجربه عملي
در اين روش دانش آموز خود وارد عمل مي شود و دست به انجام فعاليت هاي مختلف مي زند.
انجام دادن آزمايش هاي مختلف ، انجام دادن كارهاي هنري ، نمايش دادن و بازي هاي نقش آفريني در اين دسته قرار مي گيرند.
● استفاده از الگوي تجربه و گفت وگو
چگونه يك معلم مي تواند از اين مدل چهارگانه براي مؤثرتر كردن آموزش دانش آموزان استفاده كند راهكارهاي زير مي توانند در اين باره بسيار مؤثر باشند.
● توسعه روش هاي تدريس
براي آموزش دادن مي توان از روش هاي متنوع و زيادي استفاده كرد. اگر بتوانيد دانش آموزان را به مشاركت در يادگيري ترغيب كنيد، خودتان هم از تدريس بيشتر لذت خواهيد برد. استفاده از بحث هاي گروهي دانش آموزان را فعال و مشتاق مي كند و كلاس را از حالت كسالت بار بيرون مي آورد.
سعي كنيد دانش آموزان را به سوي تحقيق و پژوهش و حتي گفت وگو با افراد متخصص درباره موضوع درسي سوق دهيد. در كلاس از محصولات سمعي و بصري به خوبي استفاده كنيد. فيلم ها، عكس ها و پوسترها مي توانند به خوبي ذهن دانش آموزان را درگير موضوع درس كنند.البته استفاده از چهار مدل ارائه شده در اين الگو به موازات يكديگر مي تواند نتايج بسيار خوبي در برداشته باشد.
● يادگيري استدلالي
در استفاده از الگوي تجربه و گفت وگو، هدف ايجاد تعامل و تعادل بين اين دو است. در حقيقت تجربه و گفت وگو از يكديگر جدا نيستند و پيشرفت در هر يك از آنها موجب توسعه ديگري مي شود. تجربه موجب مي شود تا دانش آموزان از زواياي مختلف موضوع درسي را بررسي كنند و افكار و عقايد خود در آن زمينه را به سطح بالاتري ارتقا دهند كه بازتاب آن در گفت وگو ديده مي شود. گفت وگو نيز موجب درك بهتر تجربه دستيابي به معاني و مفاهيم وسيع تري از مشاهدات و آزمايش ها مي شود.
غزاله مرعشي

يادداشت : روزنامه ايران

****************************

روش تدريس

بسياري از معلمان در تلاشند تا فرآيند آموزش را از حالت منفعل بيرون بياورند و دانش آموزان را ترغيب كنند تا به صورت فعالانه در يادگيري مطالب درسي مشاركت داشته باشند.يكي از الگوهاي آموزش «دانش آموز محور»، الگوي تجربه و گفت وگو است. در اين الگو تمامي فعاليت هاي آموزشي برپايه تجربه و گفت وگو بنيان نهاده شده است. تجربه به دو بخش عملي و مشاهده تقسيم مي شود و گفت وگو نيز شامل دو بخش گفت وگوي دروني و گفت وگو با ساير دانش آموزان است.

● گفت وگوي دروني
www.zibaweb.com
در اين روش از دانش آموزان خواسته مي شود تا درباره موضوع درسي به خوبي فكر كنند و سپس ايده ها و نظرات و عقايد خود را درباره آن به روي كاغذ بياورند يا به نحو ديگري ثبت كنند. استفاده از اين روش موجب مي شود تا دانش آموز از موضع يك شنونده مطلق بيرون بيايد و فعالانه فكر كند.
● گفت وگو با ديگر دانش آموزان
در شيوه هاي آموزش سنتي نيز از اين روش به صورت كنفرانس دادن دانش آموزان يا در كلاس كتابي را با صداي بلند خواندن استفاده مي شود. هر چند اين موارد مي تواند در كلاس تنوعي ايجاد كند، ولي چندان كارآمد نيست.

● مشاهده

در اين روش دانش آموزان موضوع درس را به صورت ديداري يا شنيداري فرا مي گيرند.
استفاده از آزمايشگاه ، ديدن فيلم ، گوش دادن به نوار يا CDهاي صوتي، رفتن به اردوهاي علمي و بازديد از موزه هاي مختلف در اين دسته قرار مي گيرند.

● تجربه عملي

در اين روش دانش آموز خود وارد عمل مي شود و دست به انجام فعاليت هاي مختلف مي زند.
انجام دادن آزمايش هاي مختلف ، انجام دادن كارهاي هنري ، نمايش دادن و بازي هاي نقش آفريني در اين دسته قرار مي گيرند.
● استفاده از الگوي تجربه و گفت وگو
چگونه يك معلم مي تواند از اين مدل چهارگانه براي مؤثرتر كردن آموزش دانش آموزان استفاده كند راهكارهاي زير مي توانند در اين باره بسيار مؤثر باشند.

● توسعه روش هاي تدريس

براي آموزش دادن مي توان از روش هاي متنوع و زيادي استفاده كرد. اگر بتوانيد دانش آموزان را به مشاركت در يادگيري ترغيب كنيد، خودتان هم از تدريس بيشتر لذت خواهيد برد. استفاده از بحث هاي گروهي دانش آموزان را فعال و مشتاق مي كند و كلاس را از حالت كسالت بار بيرون مي آورد.
سعي كنيد دانش آموزان را به سوي تحقيق و پژوهش و حتي گفت وگو با افراد متخصص درباره موضوع درسي سوق دهيد. در كلاس از محصولات سمعي و بصري به خوبي استفاده كنيد. فيلم ها، عكس ها و پوسترها مي توانند به خوبي ذهن دانش آموزان را درگير موضوع درس كنند.البته استفاده از چهار مدل ارائه شده در اين الگو به موازات يكديگر مي تواند نتايج بسيار خوبي در برداشته باشد.

● يادگيري استدلالي

در استفاده از الگوي تجربه و گفت وگو، هدف ايجاد تعامل و تعادل بين اين دو است. در حقيقت تجربه و گفت وگو از يكديگر جدا نيستند و پيشرفت در هر يك از آنها موجب توسعه ديگري مي شود. تجربه موجب مي شود تا دانش آموزان از زواياي مختلف موضوع درسي را بررسي كنند و افكار و عقايد خود در آن زمينه را به سطح بالاتري ارتقا دهند كه بازتاب آن در گفت وگو ديده مي شود. گفت وگو نيز موجب درك بهتر تجربه دستيابي به معاني و مفاهيم وسيع تري از مشاهدات و آزمايش ها مي شود. غ مرعشي

http://www.zibaweb.com/tadris3.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

  انواع روش هاي تدريس
 |  |  به مجموعه تدابير منظمي كه براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امكانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويند...  الگوي تدريس -  الگوي عمومي تدريس    الگوي تدريس چيست؟  الگو، معمولاً به نمونه كوچكي از يك شيء يا به مجموعه اي از اشياي بيشمار گفته مي شود كه ويژگيهاي مهم و اصلي آن شيء بزرگ يا اشياء را داشته باشد. الگوي تدريس، چهارچوب ويژه اي است كه عناصر مهم تدريس در درون آن قابل مطالعه است. انتخاب يك الگوي تدريس، بستگي به نوع آگاهي معلم از فلسفه و نگرشهاي تعليم و تربيت خواهد داشت.تدريس يك فرآيند است و فعاليتي است كه در داخل يك الگو صورت مي پذيرد، الگوهاي تدريس متعددي توسط صاحبنظران معرفي شده اند كه به مهمترين آنها اشاره خواهيم كرد.     الگوي عمومي تدريس (general teaching model)  اين الگو، توسط "رابرت گليزر" در سال 1961 مطرح شد كه در 1971 توسط "راجرز" و "رابينسون" بسط داده شد.در اين الگو، فرآيند تدريس به پنج مرحله تقسيم مي شود: 1) تعيين هدفهاي تدريس و هدفهاي رفتاري: معلم بايد هدفهاي تدريس خود را به صورتي عيني و قابل اندازه گيري تعريف و مشخص كند. 2) تعيين رفتار ورودي و ارزشيابي تشخيصي: اصطلاح رفتار ورودي در اينجا منعكس كننده كليه يادگيريهاي گذشته فراگيران، تواناييهاي عقلي، وضع انگيزشي و برخي عوامل اجتماعي و اقتصادي مؤثر در يادگيري و ميزان رشد آنان است. 3) تعيين شيوه ها و وسايل تدريس: در اين مرحله معلم با آگاهي از شرايط و موقعيت آموزشي يكي از روشها مانند روش سخنراني، آزمايشي، آموزش انفرادي و ... را انتخاب كند و وسايل تدريسي را نيز با توجه به مفاهيم و شرايط و ويژگيهاي فراگيران را برگزيند. 4) سازماندهي شرايط و موقعيت آموزشي: معلم بايد قادر باشد كه با ابتكار و خلاقيت، حداكثر استفاده از امكانات موجود، در امر تدريس و تحقق اهداف آموزشي را ببرد. 5) ارزشيابي و سنجش عملكرد: معلم در اين مرحله علاوه بر ارزشيابي هاي معمولي مي تواند عملكرد شاگردان را در موقعيتهاي متعدد، مانند انجام دادن پروژه، شركت در فعاليتهاي آموزشي و ... را ارزيابي كند و در صورت عدم موفقيت با توجه به نتايج ارزشيابي به ترميم و اصلاح مراحل قبلي الگو اقدام كند.    تعريف روش هاي تدريس  از مراحل مهم طراحي آموزشي، انتخاب روش تدريس است. معلم بعد از انتخاب محتوي و قبل از تعيين وسيله، بايد خط مشي و روش مناسب تدريس خود را انتخاب كند. به مجموعه تدابير منظمي كه براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امكانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويند.    انواع روش هاي تدريس روش نمايشي ( نمايش علمي ) / روش آزمايشي (آزمايشگاهي)  اين روش بر مشاهده و ديدن استوار است. افراد مهارتهاي خاصي را از طريق ديدن فرا مي_ گيرند. بعنوان مثال معلم در كلاس درس تصميم دارد كار كردن با يك وسيله را به دانش آموزان ياد دهد كه از طريق اين روش مي تواند عمل كند. مهمترين حسن اين روش، به كارگيري اشياي حقيقي و واقعي در آموزش است و بيشتر براي درسهايي كه جنبه عملي و فني دارند كاربرد دارد.    مراحل اجراي روش نمايشي    1- مرحله آمادگي:  معلم بايد هدف از تدريس را دقيقاً مشخص كند و امكانات لازم را از قبل فراهم نمايد و از سالم بودن آن ابزار اطمينان حاصل كند.     2- مرحله توضيح:  معلم قبل از انجام تدريس، بايد اهداف تعيين شده را براي شاگردان به وضوح بيان كند، نحوه و علت انجام دادن عمل را توضيح دهد و سوالاتي را كه انتظار دارد شاگردان در پايان تدريس، پاسخ دهند را مطرح كند كه باعث جلب توجه شاگردان شود.       3- مرحله نمايشي:  معلم بايد روش صحيح كار و مراحل آن را به نمايش بگذارد و بعنوان مثال فرآيند كار يك موتور ديزل را به دانش آموزان توضيح دهد.     4- مرحله آزمايش و سنجش:  بعد از احراي مراحل بالا، معلم بايد از دانش آموزان بازخورد دريافت كند تا متوجه شود كه دانش آموزان موضوع را فهميده اند يا نه ( مهارت لازم را كسب كرده اند يا نه؟) و در صورت بروز مشكل، معلم نقايص را برطرف نمايد كه با پرسشهاي كتبي يا شفاهي مي تواند به اين موضوع دست يابد.       محاسن و محدوديت هاي روش نمايشي  از محاسن اين روش مي توان از به كارگيري اشياي حقيقي و واقعي نام برد. اين روش، در مدارس فني كه اغلب با ماشين آلات سر و كار دارند، و وسايل كار بسيار محدود است، روش مناسبي است. اما با توجه به اين كه شاگردان نمي توانند از راه تجارب مستقيم و از راه عمل و تمرين و تكرار، مهارت لازم را كسب كنند، يادگيري از كيفيت چندان مطلوبي برخوردار نخواهد بود.   روش آزمايشي (آزمايشگاهي)  اساس اين روش بر اصول يادگيري اكتشافي استوار است. در اين روش، موقعيت و شرايطي فراهم مي شود تا شاگردان خود از طريق آزمايش به پژوهش بپردازند و جواب مسأله را كشف كنند. اين روش، فعاليتي است كه در جريان آن، شاگردان عملاً با به كاربردن وسايل و تجهيزات و مواد خاص درباره مفهومي خاص تجربه كسب مي كنند. براي موضوعات علوم تجربي روش بسيار مناسبي است ولي در روانشناسي و ساير علوم انساني نيز از آن استفاده مي شود. اين روش مي تواند كيفيت يادگيري را افزايش دهد. براي ارضاي حس كنجكاوي و تقويت نيروي اكتشاف و اختراع و پرورش تفكر انتقادي فراگيران بسيار مفيد است و اعتماد به نفس و رضايت خاطر را در دانش آموزان ايجاد مي كند. نقش معلم در اين روش، هدايت شاگردان و نظارت بر كار آنهاست   با توجه به اين كه انجام بعضي از آزمايشها خطرناك است بايد در ابتدا آن آزمايش توسط معلم با دقت صورت گيرد و سپس دانش آموزان در حضور معلم به آزمايش بپردازند با اين حال، رعايت موارد ذيل مي تواند مفيد باشد:  1- وسايل و ابزار آزمايش قبل از تدريس فراهم و سازماندهي شود. 2- قبل از آزمايش، براي اطمينان و گرفتن نتيجه مطلوب، آزمايش به صورت تمريني انجام شود. 3- هنگام آزمايش، وسايل موردنياز روي جعبه آزمايش قرار داده شود. 4- براي جلوگيري از انحراف توجه شاگردان، وسايل اضافي، در داخل جعبه آزمايش گذاشته شود. 5- قبل از آزمايش به وسيله پرسش، توجه شاگردان به جريان آزمايش جلب شود. 6- آزمايش به گونه اي انجام شود كه همه شاگردان براحتي بتوانند آن را ببينند. 7- در ضن آزمايش، از ساير روشها، مثلاً روش سخنراني نيز استفاده شود.   محاسن و محدوديتهاي روش آزمايشي  الف) محاسن  1- چون يادگيري از طريق تجارب مستقيم حاصل شده است، يادگيري با ثبات تر و موثرتر خواهد بود. 2- شاگردان علاوه بر دست يافتن به هدفهاي آموزشي، روش آزمايش كردن را نيز ياد مي_ گيرند. 3- در شاگردان انگيزه مطالعه و تحقيق را تقويت مي كند. 4- حس كنجكاوي شاگردان را ارضا مي كند و به آنها اعتماد به نفس مي دهد. 5- نيروي اكتشاف، اختراع، و تفكر علمي را در شاگردان تقويت مي كند. 6- اين روش، فعاليتهاي آزمايشي را براي فراگيران جالب و شيرين مي كند، و در نتيجه آنان را كمتر خسته و بي حوصله مي كند.     ب) محدوديت ها  1- احتياج به وسايل و امكانات فراوان دارد، لذا در مقايسه با ساير روشهاي تدريس از نظر اقتصادي گران تمام مي شود. 2- به معلمان آگاه و مجرب كه خود با روش آزمايشي آشنايي داشته باشند، نياز دارد. 3- نسبت به ساير روشها ممكن است اطلاعات و معلومات كمتري در اختيار شاگردان قرار دهد، و دامنه لغات و مفاهيم آنان را تقويت نكند. 4- در صورت عدم كنترل، ممكن است به صورت غلط اجرا شود، و اين روش غلط در رفتار شاگردان تثبيت گردد.     در روش آزمايشگاهي معلم براي هرچه بهتر كردن اين روش بايد نكات زير را رعايت كند:  - گروه بندي شاگردان بر اساس امكانات و تعداد شاگردان - تعيين وظايف اعضاي شاگردان هر گروه و مراحل فعاليت - انجام روش صحيح آزمايش براي شاگردان - تقسيم بندي وسايل موجود در آزمايشگاه برحسب نياز هر گروه - رعايت نكات ايمني - ارائه گزارش از شاگردان در مورد آزمايشهاي صورت گرفته    انواع روش هاي تدريس روش بحث گروهي  روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص كه موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث است. اين روش براي كلاسهايي قابل اجراست كه جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است كه به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان كنند.    چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس كرد؟  1- موضوعهايي كه بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد. 2- فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند كسب كنند. 3- موضوع موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث باشد. (در اين روش، شاگردان بيش از استفاده از كتاب يا معلم، خود مولف به يافتن نتايج، اصول و راه حلها هستند و اين در صورتي است كه شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.) موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي كارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند. درباره موضوعاتي كه دانش آموزان كمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه كند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يك فيلم و ...معلم بايد تا حد امكان مفيد را نيز به فراگيران معرفي كند و به هر يك از آنها يك منبع ارائه كند تا در بحث گروهي، ديدگاههاي مختلف مطرح شود و اين موضوع به توانايي علمي و مفني معلم برمي گردد. به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي كه از اين روش استفاده مي كند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت كند كه موضوع به بيراهه كشيده نشود.       در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده كرد؟  1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترك در زمينه خاص 2- ايجاد و پرورش تفكر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجربه و تحليل بپردازد.) 3- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع (بيشتر دانش آموزان از اين كه در كلاس اظهارنظر كنند، مي ترسند.) 4- تقويت توانايي انتقاد پذيري ( به شرطي كه انتقادگري به معناي عيبجويي و ايراد گرفتن نباشد.) 5- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يك نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود كه وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.) 6- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اكثر دانش آموزان فعال هستند، ساكت نمي نشينند.) 7- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري 8- آشنايي با روش كسب اطلاعات و حل مسايل 9- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي     مراحل اجراي روش بحث گروهي مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي  1- انتخاب موضوع : موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب كلمات و جملات صريح و روشن بيان شود. 2- فراهم كردن زمينه هاي مشترك: قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يكسان شود. 3- تعيين نحوه آرايش شبكه هاي ارتباطي: ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است. - رهبر گروه - شاگردان - شخص مهمان - ناظر يا ارزياب     مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي  1- وظايف معلم در روش بحث گروهي الف: فراهم كردن امكانات ب: شركت در بحث: معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يك شنونده كاهش دهد. ج: كنترل و هدايت بحث     2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي  معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه كنند وسط حرف ديگران نپرند. با يكديگر صحبت نكنند، كاملاً به صحبتهاي ديگران گوش كنند، انتظار نداشته باشند كه نظر آنها حتماً پذيرفته شود.     محاسن و محدوديت هاي روش بحث گروهي الف) محاسن  1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يكديگر (دانش آموزان) 2- تقويت حس همكاري و احساس دوستي 3- ارزيابي افراد از خود 4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي 5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران 6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افكار     ب) محدوديتها  1- اين روش براي كلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست. 2- براي شاگردان دوره ابتدايي چندان مناسب نيست. 3- روش اجراي آن بسيار مشكل است و به مهارت احتياج دارد.    انواع روش هاي تدريس  الگوي حل مسأله (problem-solving model)   در اين الگو، شاگردان با بهره گيري از تجارب و دانسته هاي پيشين خود، درباره رويدادهاي محيط خود مي انديشند تا مشكلي را كه با آن مواجه شده اند به نحو قابل قبولي حل كنند.    ويژگي هاي الگوي حل مسأله: 1ـ مراحل اجرا در الگوي مسأله:  الف) طرح مسأله يا بازنمايي مشكل: مسأله را از راههاي مختلف مي توان در ذهن شاگردان ايجاد كرد. قبل از طرح مسأله بايد به خصوصيات فراگيران نظير سن، ميزان تحصيلات، رشد ذهني و عاطفي، ويژگيهاي فرهنگي، شرايط اجتماعي و اقتصادي و ... توجه كرد. ب) جمع آوري اطلاعات: منابع گردآوري اطلاعات بايد از نظر علمي معتبر باشند و اطلاعات جمع آوري شده بايد با توجه به معيارهاي صحيح وعلمي طبقه بندي شوند. ج) ساختن فرضيه، منظور از فرضيه سازي، پيش بيني راه حلهاي احتمالي و حدسي براي حل مسأله است. شاگرد براي ساختن فرضيه ناگزير است به تفكر بپردازد و براي حل مسأله چندين راه را برمي گزيند. د)آزمايش فرضيه: فرضيه، حدسي است كه براساس اطلاعات پيشين و شواهد موجود، در برخورد با دنياي خارج، در ذهن شاگرد شكل مي گيرد. ه) نتيجه گيري، تعميم و كاربرد: فرآيند حل مسأله، بايد به نتيجه منتهي شود. بدون نتيجه گيري مسأله حل نخواهد شد.       2- چگونگي كنش و واكنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي حل مسأله:  معلم نقش راهنما را در فرآيند تدريس بازي مي كند. روش كسب اطلاعات را به شاگردان مي آموزد. در اين الگو علاقه و رغبت و توانايي همواره مورد توجه است و محتوي آموزشي از پيش تعيين شده نيست. در آموزش از انگيزه هاي دروني استفاده مي شود. شاگردان دائماً با معلم در ارتباطند.     3- روابط ميان گروهي در الگوي حل مسأله:  در اين الگو، همه شاگردان با معلم در ارتباطند. ارتباط دو جانبه است: گاهي به صورت فردي و گاهي به صورت جمعي نقش معلم، نقش مشاور و راهنماست. ارتباط اعضاي كلاس براساس احترام و محبت متقابل است.     4- منابع و موقعيت در الگوي حل مسأله:  عواملي چون معلم، كتاب درسي، كتابخانه، فيلم، موزه و ... مي توانند منبع دريافت اطلاعات باشند. فعاليتهاي آموزشي منحصر به كلاس درس نيست.     محاسن و محدوديتهاي الگوي حل مسأله:  در اين الگو، شاگرد فعال است، احساس مسئوليت بيشتري مي كند، هنگام موفقيت يا شكست، خود را مسئول مي داند نه معلم را، رشد شاگرد هدف اصلي است. روح پژوهش و انتقادگري را پرورش مي دهد و شاگرد فردي خلاق و نوآور خواهد بود. در مورد محدوديتها مي توان به: اين الگو به معلمان قوي و باتجربه و پژوهشگر نياز دارد. امكانات فراواني را مي طلبد. تعداد شاگردان در هر كلاس محدود است و بطوركلي تعداد شاگردان، در هر كلاس نبايد از 20 نفر تجاوز كند.  انواع روش هاي تدريس   الگوي پيش سازمان دهنده (preadvance-organizer model)  "پيش سازمان دهنده" يك مطلب يا مفهوم كلي است كه در مقدمه تدريس مي آيد تا مبحثي را كه به شاگردان ارائه داده مي شود با مباحث پيشين همان درس مربوط سازد و پايه اي براي ارتباط مفاهيم جديد با پيشين شود. در اين الگو، معمولاً مطالب از كلي به جزئي مورد بررسي قرار مي گيرد.    ساخت شناختي چيست؟  مجموعه اطلاعات و مفاهيمي كه در زمينه يك رشته درس در ذهن فرد به وجود مي آيد، "ساخت شناختي" او را از آن مجموعه دانش تشكيل مي دهد. مثلاًٌ مفاهيم درس فيزيك كه از قبل در ذهن دانش آموز به وجود آمده است، بر روي هم ساخت شناختي او را در علم فيزيك تشكيل مي دهد.     يادگيري معنادار چيست؟  به آن نوع يادگيري گفته مي شود كه مفاهيم جديد، ريشه در مفاهيم گذشته فرد داشته باشد و براساس آن بنا شود.    ويژگيهاي الگوي پيش سازمان دهنده:1- مراحل اجراي الگوي پيش سازمان دهنده:  در ابتدا پيش سازمان دهنده ارائه مي شود كه بايد از مطالب درس جديد كلي تر باشد سپس معلم به ارائه مطالب و مفاهيم درس جديد مي پردازد و در آخر كار براي تفهيم بيشتر مطالب جديد بايد مثالها و نمونه هايي ارائه مي دهد.   2- چگونگي كنش و واكنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي پيش سازمان دهنده:  در اين الگو معلم نقش انتقال و ارائه كننده مفاهيم درس را دارد و شاگردان، دريافت كننده و پذيرنده مطلب درسي هستند. براي اثر بخشيدن به اين الگو، مهمترين نكته اين است كه معلم بايد براي ارائه مطالب درسي، مناسبترين پيش سازمان دهنده را انتخاب كند. جهت ارتباط، هميشه از طرف شاگرد يا شاگردان است.     3- ماهيت روابط ميان گروهي:  در اين الگو، معلم با فرد فرد دانش آموزان يا با كل آنها ارتباط پيدا مي كند ولي اين ارتباط يك طرفه است يعني شاگردان معمولاً با او و با يكديگر ارتباط ندارند و در واقع معلم بر كلاس مسلط است. براي افزايش روابط ميان گروهي در اين الگو، معلم مي تواند با طرح پرسشهاي راهنمايي كننده، فراگيران را به شركت در بحثهاي كلاس علاقه مند كنند.       4- شرايط و منابع لازم در الگوي پيش سازمان دهنده:  در اين الگو، معلم و كتاب و كلاس درس فقط منابع و شرايط آموزشي هستند. در اين الگو معلم بايد بتواند مطالب كلي را از جزئي تميز دهد. بايد سخنران خوبي باشد، به فراگيران فرصت دهد تا در فرآيند آموزشي شركت جويند. معلم در هر موقعيت آموزشي، يكي از منابع متعدد اطلاعات است و ساير منابع از جمله ابزارهاي آموزشي، به شاگردان امكان مي دهند تا به مطالب درسي از زاويه هاي مختلف نگاه كنند.     محاسن و محدوديتهاي الگوي پيش سازمان دهنده:  الگوي پيش سازمان دهنده، الگوي مناسبي براي دروس نظري است و مناسب براي نظامهاي آموزشي فقير مي باشد. در اين الگو از يك زمان آموزشي محدود مي توان حداكثر استفاده را كرد. از اتلاف وقت جلوگيري مي شود. مفاهيم، بطور منظم در ساخت شناختي شاگردان جاي مي گيرد. از محدوديتهاي آن مي توان به: در اين الگو تمام تصميمات توسط معلم گرفته مي شود به نيازها و علايق و تواناييهاي شاگردان كمتر توجه مي شود، محتوا با زندگي واقعي شاگردان چندان ارتباطي ندارد. به مسائل رواني، عاطفي و اجتماعي شاگردان كمتر توجه مي شود.    روش هاي آموزش انفرادي   روش هاي آموزش انفرادي  در اين نوع روشها ، شاگردان بر حسب تواناييشان پيش مي روند. روحيه استقلال طلبي شاگردان در اجراي پروژه هاي كوچك و بزرگ تقويت مي شود. اولين و اساسي ترين گام در راه تحقق چنين هدفي پذيرفتن مفهوم شاگرد محوري در طراحي و آموزش است.    اهداف آموزش انفرادي:  1- رعايت تفاوت هاي فردي: اگر در كلاس تفاوتهاي فردي در نظر گرفته نشود، خستگي، انزجار و تنفر از فعاليت آموزش تقويت خواهد شد. 2- رشد استقلال در عمل و يادگيري: دانش آموزان در آموزش انفرادي روش آموختن مستقل مي گيرند، يعني ياد مي گيرند كه چگونه ياد بگيرند. 3- عادت به مطالعه: در اين روش شاگردان معلومات بيشتري را كسب مي كنند. كسب معلومات بيشتر، رضايت از فعاليت هاي آموزش را فراهم مي كند و در اثر ادامه فعاليت شاگرد به مطالعه عادت مي كند. 4- ايجاد مهارت در مطالعه: رابينسون روش SQ3R را پيشنهاد كرده است: الف) مطالعه اجمالي: يعني مطالعه عناوين و يادآوري ، اطلاعات گذشته. (Survey) ب) سؤال : ايجاد سؤالهايي در ذهن، يعني برگرداندن عناوين كتاب به سؤالهايي كه احتمالاً پاسخ آنها بايد داده شود.(question) ج) مطالعه (خواندن): يعني قرائت دقيق متن براي يافتن پاسخ سؤالات (read) د) از برخواندن : يعني تلاش براي يافتن پاسخ هاي دقيق تر موالات، بدون استفاده از كتاب.(rectie) ه) بازنگري : يعني مرور يادداشت ها و به يادآوردن نكات مهم (review) 5- مطالعه خود هدايت شده و مستقل : هر گاه هدف هاي فعاليتهاي آموزشي براي شاگردان با ارزش تر باشد، يادگيري بارزتر مي شود و شاگردان را در انجام كار منظم تر مي سازد، در اين روش ياد مي گيرد كه خود كنترل باشد. از نكات ديگر مي توان به يادگيري تا حد تسلط اشاره كرد. در اين روش شاگرد آنقدر به مطالعه و امتحان ادامه مي دهد تا در يادگيري به سطح قابل قبولي برسد. معيار قابل قوبل معمولاً 80 الي 90 درصد پاسخ صحيح است.     يادگيري تا حد تسلط:  براساس اين نظريه، يادگيري و پيشرفت تحصيلي فراگيران به طور وسيعي با زمان يادگيري بستگي دارد.(كارول ،1963) به عقيده كارول شاخص اصلي استعداد تحصيلي شاگردان ، زمان است. در يادگيري تا حد تسلط اگر روش تدريس مطلوب و عالي باشد، وقت كمتري نياز خواهد بود و استعداد هر فرد در اين روش نقش بسزايي دارد. بلوم معتقد است مهارت يادگيري در حد تسلط روي مفهوم خود، شاگردان اثر مي گذارد. شاگردان به ارزش و كفايت خود پي مي برند و اين روش ، يكي از قويترين منابع سلامت روحي است. در اين روش معلم سعي مي كمند روشهاي آموزش خود را براساس تفاوت هاي فردي تنظيم كند.     تدريس خصوصي:  اساس كار در اين نوع آموزش ، توجه به زمينه ها، علايق و توانايي هاي شخصي شاگردان است . در اين روش ، معلم بايد به يك مجموعه عوامل تقويت كننده مثبت مجهز باشد. هر شاگرد بايد با خودش مقايسه شود. جلسات آموزش، بايد به اندازه كافي كوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش، خسته و بيزار يا متنفر نشود. محيط آموزشي بايد راحت، همراه با تفريح و مناسب با من و وضعيت تحصيلي فرد سازماندهي شود.     آموزش برنامه اي programmed instruction:  يك نظام آموزش انفرادي است كه كوشش مي كند يادگيري را با نيازهاي شاگردان، هماهنگ سازد. در اين روش، مواد آموزشي به واحدهايي كوچك تقسيم مي شود كه چهارچوب يا گام ناميده مي شود. اين گام ها براساس دانش قبلي شاگرد و تنظيم شده است. هر گام دانش آموز را به هدف نهايي نزديك مي سازد. از نظر تنظيم مطالب، آموزش برنامه اي به دو صورت خطي يا شاخه اي عرضه مي شود. در آموزش برنامه اي خطي ، شاگرد بايد تمامي گام ها را مطالعه كند و قدم به قدم پيش رود و براي درك مطلب ، شاگرد بايد تمامي گامهاي قبلي را با دقت مورد مطالعه قرار دهد. گامها بايد كوتاه باشند. بازخورد بي درنگ داده شود. در برنامه شاخه اي دانش آموز براساس توانايي خود اين آموزش را دنبال مي كند يعني اگر بعد از هر گام به سؤال پاسخ صحيح بدهد به صورت خطي پيش مي رود و در صورت دادن پاسخ غلط به گامهاي جبراني سوق داده مي شود. كه هدف از گامهاي جبراني، اين است كه شاگرد با دريافت مطالب اضافي، اشتباه خود را تصحيح كند و در آموزش برنامه اي شاخه اي ، همه دانش آموزان تمام قسمتهاي برنامه را نمي خوانند. در اين نوع آموزش نقش معلم، تهيه هدف هاي آموزش ، آشنايي با مواد و تجهيزات آموزشي، رسيدگي به فرد فرد شاگردان و ارزش يابي برنامه آموزش خواهد بود.      روش هاي آموزش انفرادي  آموزش به وسيله كامپيوتر  اين روش به مانند آموزش برنامه اي است با اين تفاوت كه پيشرفت در مطالعه در كنترل ماشين است و فقط زماني كه شاگرد در يك مرحله از آموزش موفق شد، اجازه پيشرفت و رياضت مطالب تازه به او داده مي شود. كامپيوترهاي مورد استفاده در آموزش ، «ماشين آموزش» ناميده مي شوند. ماشين هاي آموزشي وسايلي هستند كه آموزش را به طريق منظم عرضه مي كنند، و موجب فعاليت شاگرد و بازخورد فوري و آموزش انفرادي مي شوند.    مشخصات ماشينهاي تدريس به طور خلاصه عبارتند از :  1- پاسخ را فوراً تقويت مي كند. 2- شاگرد براساس استعداد و توانايي خود برنامه را دنبال مي كند. 3- مفاهيم با يك سير منطقي در آن تنظيم شده اند. 4- پرسش ها به صورت زنجيره اي به يكديگر وابسته اند. 5- شاگرد در صورتي مي تواند به برنامه ادامه دهد كه مراحل قبل را آموخته باشد. 6- اطلاعات مربوط به جوابهاي شاگردان، در آن نگهداري مي شود. 7- اطلاعات از طريق غيركلامي (تصاوير ، نمودار و تصاوير متحرك) نيز به شاگردان ارائه مي شود. 8- ماشين بر خلاف انسان دچار عوارضي مانند بي حوصلگي، عصبانيت و ناراحتي نمي شود.     مباني نظري تدريس  در اين مبحث، به بررسي مفاهيمي كه در زمينه تدريس رايج است مي پردازيم.     1- Education:  در گذشته به تعليم و تربيت و آموزش و پرورش اطلاق مي شد. امروز معادل فارسي پرورش را به كار مي برند. پرورش يا تربيت جرياني است منظم و مستمر كه هدف آن ، هدايت و رشد جسماني، اجتماعي و اخلاقي يا بطور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آ موزان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي اجتماعي مورد پذيرش و كمك به شكوفايي استعداد افراد است. پرورش يك نظام و سيستم است كه مجموعه اي از عناصر در آن وجود دارد كه اين مجموعه عناصر براي رسيدن، به يك هدف كه همانا رشد و شكوفايي استعدادها است فعاليت مي كنند.     2-Instruction:  آموزش فعاليتي است هدف دار و از پيش تعيين شده كه هدف آن فراهم نمودن فرصتها و موقعيت هايي است كه امر يادگيري را تسريع مي كند.     3- Teaching:  تدريس، سلسله فعاليتهاي منظم و مرتبي است كه از قبل طراحي شده است و هدف آن ايجاد شرايط مطلوب براي تغيير و تسهيل يادگيري توسط فراگيران است. تدريس بدون تعامل معلم و شاگرد بي معني است. تدريس آن فعاليتي است كه با حضور معلم در كلاس انجام مي شود.     4- Training :  تعليم به معناي كارآموزي است يعني فراگير حرفه يا مهارتي را ياد مي گيرد. هدف از تعليم، شكوفايي همه جانبه استعدادها نيست، بلكه نظم بخشي به فنون و مهارت هايي است كه در حرفه اي معين به آن نياز دارد.    ديدگاه هاي مختلف تدريس    1- نگاه توصيفي (Descriptive):  همان نگاه صنعتي به تدريس است يعني انتقال دانش و اطلاعات از سوي معلم به دانش آموزان. معلم متكلم وحده است و دانش آموزان حالت انفعالي دارند. نگاه توصيفي بيشتر در قالب روش سخنراني مي گنجد.     2- نگاه موفقيتي ( success):  تدريس عامل موفقيت است. هر تدريس نتيجه اش يادگيري است. يعني وقتي معلمي مي گويد: من فلان درس را تدريس مي كنم بايد طي آن فرايند يادگيري هم صورت گرفته باشد.     3- نگاه ارادي:  نگاهي رفتارگرايانه است. معلم گاهم هاي آموزش را مشخص مي كند. هدف ها را تعيين مي كند و به فعاليتهاي جهت مي دهد. مثالي ملموس در اين باره كارخانه است ، در كارخانه طي فرايند توليد و مواد خام تبديل به يك محصول قابل استفاده مي شوند. در اين جا يادگيري و تدريس يك فرايند است.     4- نگاه هنجاري:  در اين نوع نگاه، همه چيز ديد ارزشي دارند بعنوان مثال چه چيزي را بايد به دانش آموزان آموزش دهيم؟ از چه روش استفاده كنيم.     5- نگاه علمي :  در اين نوع نگاه، مفهوم تدريس، منظم و روشن و دقيق بيان مي شود و تدريس يعني مجموعه فعاليتهاي منظم و هدفداري كه منجر به تغيير يا يادگيري شاگرد شود. يعني فعاليت ها بايد از قبل طراحي و برنامه ريزي شده باشند.     انواع روش هاي تدريس 1-  روش سخنراني  اين روش كه سابقه اي طولاني در نظامهاي آموزشي دارد به ارائه مفاهيم به طور شفاهي از طرف معلم و يادگيري آنها از طريق گوش كردن و يادداشت برداشتن از طرف شاگرد مي پردازد. در اين روش يك نوع يادگيري و رابطه ذهني بين معلم و شاگرد ايجاد مي شود.  مراحل اجراي روش سخنراني  مرحله اول: آمادگي براي سخنراني- آمادگي از نظر تجهيزات (آيا در سخنراني از وسايل آموزشي استفاده خواهد شد؟)- آمادگي عاطفي (آيا من با آسودگي سخنراني مي كنم؟) - آمادگي از نظر زمان (آيا زمان كافي براي آماده شدن وجود دارد؟)مرحله دوم: مقدمه سخنراني1- ايجاد رابطه بين معلم و شاگرد (معلم در ابتداي صحبت با دانش آموزان گپي بزند. لطيفه اي تعريف كند و ...) 2- جلب توجه شاگردان: با فعاليتهايي همچون طرح سوال، بخث و گفتگو، استفاده از وسايل بصري مي توان به اين مهم دست پيدا كرد. در جلب توجه شاگردان، روايت نكات زير مي تواند بسيار مفيد باشد: الف: شناخت علايق و خواسته هاي شاگردان (توجه به عواملي همچون سن، جنس، وضع اجتماعي، اقتصادي و ...) ب: ايجاد انگيزش (در فرآيند تدريس، بهتر است به شاگرد گفته شود موضوع مشكل ولي قابل فهم و حل مي باشد.) ج: بيان صريح هدفها و نكات مهم سخنرانيد: استفاده از پيش سازمان دهنده: ارائه پيش سازمان دهنده باعث دسته بندي اطلاعات، حفظ كردن آنها مي شود. ه) پيش آزمون و فعال كردن آگاهي و اطلاعات شاگردان: آزوبل مي گويد: «يادگرفته هاي قبلي فراگيران مهمترين عامل در يادگيري آنهاست».مرحله سوم: متن و محتوي سخنراني1- جامع بودن محتوي: متن سخنراني بايد تمام اهداف آموزشي را در بر داشته باشد. شاگرداني كه سخنراني معلمانشان جامعيت بيشتري داشته باشد بهتر ياد مي گيرند. 2- سازماندهي منطقي محتوي: اسكينر معتقد است وقتي مواد آموزشي خوب سازماندهي شوند. يادگيري آسانتر مي شود زيرا سازماندهي قدرت درك مفاهيم را افزايش مي دهد. 3- استقرار توجه شاگردان در طول ارائه محتويالف: تغييردادن محرك: تنوع در به كارگيري محركها سبب بالا رفتن انگيزه يادگيري خواهد شد. بين تنوع در حركات و حالات چهره معلم و پيشرفت تحصيلي شاگردان، رابطه مستقيم وجود دارد. تغييرات تُن صدا در هنگام صحبت متناسب با موضوع در يادگيري تأثيرگذار است. تحقيقات نشان داده است كه رابطه تغيير محرك و پيشرفت تحصيلي در دبستان منفي و در دبيرستان مثبت است. ب: تغيير كانالهاي ارتباطي: با تعييردادن ارتباط از سمعي به بصري احتمال تغيير مناسب در الگوي رفتاري به وجود مي آيد. بزرگسالان نظام آموزش بصري را بر سمعي ترجيح مي دهند. (استفاده از اسلايد، نمودار، عكس و ساير رسانه هاي بصري) ج: فعاليت جسمي: يادگيري بايد به صورت فعالانه انجام شود. معلمان مي توانند روش تدريس خود را با امكان درگيري جسمي و فكري شاگردان در روند يادگيري، غني تر سازند. مثلاً با زنگ تفريحهاي كوتاه مدت در بين سخنراني، تكرار پاسخ شاگردان و استفاده از اسامي در مخاطب قراردادن آنها، موجب ايجاد توجه بيشتر در فرآيند تدريس شوند. د: استفاده از طنز: كاربرد طنز در تدريس، ميزان توجه و يادگيري شاگردان را افزايش مي دهد (البته شوخيهايي كه مربوط به مطلب تدريس شود). ه: شور و حرارت سخنران: تحقيقات بيانگر اين نكته است كه مطالبي كه با ذوق و شوق از جانب معلم ارائه شود بيشتر و بهتر ياد گرفته مي شود. (آهنگ صدا، تغيير حالات چهره، ارتباط چشمي) و: پرسش و پاسخ در حين سخنراني: سوال كردن از شاگردان مي تواند تأثيرات مطلوب زير را داشته باشد: - تأكيد - تمرين - خودآگاهي - توجه - استراحت كوتاه - تكرارمرحله چهارم: جمع بندي و نتيجه گيريبعد از اتمام سخنراني معلم مي تواند: الف: از شاگردان بخواهد كه بعضي از نكات مهم درس را به خاطر بياورند يا نظر خود را درباره آنها بگويند. ب: به سوالهاي شاگردان پاسخ گويد. ج: نكات مهم و اساسي درس را گوشزد و مرور كند. در پايان يك جلسه سخنراني، معلم بايد با شاگردان وارد مسائل غيررسمي شود تا خشكي و يكنواختي درس كاهش يابد و شاگردان در جلسات ديگر با رغبت بيشتر شركت كنند.     محاسن و محدوديت هاي روش سخنرانيالف) محاسن  روش سخنراني، مختص كلاسهاي پرجمعيت است. روش بسيار ارزاني است. اين روش مي تواند تا حد زيادي با برنامه معلم تطبيق يابد. با توجه به موقعيتهاي زماني و مكاني و مجموعه تجهيزات، روش سخنراني بسيار انعطاف پذير است موقعيت سخنراني ممكن است سبب تقويت اجتماعي، ذوق زيبايي، علاقه، اعتماد به نفس و كاهش احساس تنهايي شود.     ب) محدوديت روش سخنراني  در اين روش، چون معلم متكلم وحده است شاگردان چندان فعال نيستند. بيشتر از حس شنوايي استفاده مي شود. قدرت تكلم شاگردان چندان تقويت نمي شود. تفاوتهاي فردي در آن منظور مي گردد. و محدوديت روش سخنراني بيشتر متعلق به عدم كاربرد صحيح آنهاست. اين روش، مستلزم وجود برخي از خصوصيات شخصيتي مانند صدا، روش سخنگويي، رواني سخن، آرامش و نظم و ... است.    مقايسه روش هاي تدريس در فرايند ياد دهي – يادگيري ، همانگونه كه از ظاهرآن نمايان است تنها به تدريس پرداخته نمي شود بلكه ياد دهي و تدريس دريك سو و يادگيري در سويه ي ديگر آن قرار دارد . با توجه به اينكه تمام دروس دوره راهنمايي تحصيلي به گونه اي خاص به همديگرمرتبـط اند نمي توان بين دروس حايل قائـل شد . مقايسه روشهاي سنتي و نوين درفرايندياددهي يادگيري روش سنتي « غير فعا ل» روش نوين« فعا ل» 1-   فراگيران مفاهيم ، تجربه هاو قوانين را مي خوانند و حفظ مي كنند و مي كوشند كه به خاطر بسپارند. 1- فراگيران ضمن انجام فعاليت ها و يا كسب تجربه ، در توليد مفاهيم شركت دارند و به طور مستقيم نتايج هر تجربه را به دست مي آورند. 2- فراگيران هر چه به طور امانت ، به ذهن خود سپرده اند ، پس مي دهند و هنگام آزمون ،امانت هاي دريافتي را مسترد مي دارند. 2- فراگيران با تمام افراد گروه به بحث و گفت و گومي پردازند، با هم كار مي كنند ، نظرات خود را با يكديگر مقايسه و به تصحيح اشتباهات خود مي پردازند و به فراگيري دانش ياري مي رسانند. 3- معلم اغلب با روش سخنراني تدريس مي كند و نقش حل مسائل را ايفا مي كند. (تمرين مي دهد ،به حل تمرين ها كمك مي كند، با مثال مفاهيم را توجيه مي كند.) 3- معلم راهنماي يادگيري است و به جاي پاسخ مستقيم به پرسشها، مي كوشد تا با پرسش هاي متعدد از فراگيران ، آنها را به پاسخ هاي صحيح هدايت و آنها را به انديشيدن  ترغيب كند. 4- معلمان اغلب جزوه مي گويند ،مطالب كتاب را خلاصه مي كنند و فراگيران را به سوي استفاده از كتاب هاي حل مسائل سوق مي دهند. 4- معلمان به فراگيران پاسخ كليشه اي نمي دهند،پرسش هايي را مطرح مي كنند كه قابل بحث باشد و فرصت گفت و گو را براي دانش آموزان ايجاد مي كند. 5-  معلم به كلاس تكليف مي دهد و فراگيران در اين فرايند به عنوان تماشاگر هستند. 5-  معلم،هر فراگير را تشويق مي كند كه از ديگران كمك بگيرد، براي نظريه هاي خود وسائلي بسازد، تجربه كند و نتيجه را گزارش دهد. 6-  معلم كلاس را كنترل مي كند. 6-  حضوروغياب كارسرگروه و معلم نظارت ميكند. 7-  معلم در صحنه ي آموزش كاملاٌ فعا ل است و فراگيران ساكت هستند. 7-  فراگيران در صحنه ي آموزش فعاليت مي كنند و معلم ،راهنماي فعاليت هاي آنها است. 8-  معلم تمرين مي دهد،تمرين حل مي كند، پاسخ پرسش ها را مي دهد، رفع مشكل مي كند، تدريس مي كند و جزوه مي گويد. 8-  در اين شيوه  شاگردان با اعضا گروه بحث مي كنند و معلم در صورت لزوم آنان را به طرح پاسخ صحيح هدايت مي كنند. 9-  هدف ياد دادن است و تكيه بر محفوظات و كسب دانستني هاي ضروري و غير ضروري . 9-  هدف يادگيري است ،  فراگيران به يادگيرنده هاي مادام العمر تبديل مي شوند. 10-  بيشتر تكاليف  ، رونويسي و...مي باشد. 10-  تكاليف جمع آوري اطلاعات ميباشد.     آيا با روش و دانش ديروز  مي توان دانش آموزان امروز را براي آينده آموزش داد ؟  معرفي الگوي تدريس دريافت مفهوم به كمك اين ا لگو : قدرت خلاقيت -ثبات يادگيري -فرضيه سازي - افزايش تحمل ابهام -درفراگيران تقويت مي گردد الگوي دريافت مفهوم ا زخانواده پردازش اطلاعات است اين خانواده برراهاي تقويت كشش دروني انسان براي درك جهان از طريق گرد آوري وسازماندهي اطلاعات اوليه كشف مسايل وارائه راه حل هاي آن ها وايجاد مفاهيم وزبان نقل آنها تاكيد دارند بنيان گذرا اين الگو جروم برونر است الگو ي دريافت مفهوم جستجو وكشف نمودهايي است كه از آن براي تميز نمونه ها از غير نمونه هاي طبقات استفاده مي شود به سخن ديگر دراين الگو از فراگيران مي خواهم مثال هايي را كه شامل آن نمودها نيست مقايسه كنند وبدين وسيله نمودهاي مقوله را كه درحال حاضر درذهن معلم وجود دارد كشف نمايند مراحل اجراي الگو براي اجراي الگوي دريافت مفهوم سه مرحله اساسي به ترتيب زير در نظر گرفته مي شود : مرحله اول : معلم دراين مرحله فهرستي از مثال ها  :  مفهومي درذهن دارم آن را حدس بزنيد ( نمونه ها ) دردوستون ارائه مي شود اگر كلمه يا جمله يا شكلي درستون آري مطرح شود مثالي از آن مفهومي است كه درذهن من است واگر كلمه يا جمله يا شكلي درستون خيراائه گردد مربوط به آن مفهوم نيست   مقايسه ي تدريس دركشورهاي آلمان، ژاپن ، آمريكا وايران   براساس آنچه بيان شد، مي توان اظهارداشت كه فرايندتدريس تابع فرهنگ تدريس است . ازاين رو، توالي تدريس دركشورهاي مختلف فرق مي كند . پس ازانتشارنتايج سومين مطالعه ي بين المللي علوم ورياضيات(Timss) ، پژوهشي درنحوه ي تدريس معلمان سه كشورآمريكا، آلمان وژاپن صورت گرفت ونشان دادكه تدريس يك مقوله فرهنگي است وتفاوت هاي آشكاري ازنظرفرايندتدريس درميان معلمان اين كشورهاوجوددارد . تدريس درآلمان 1.مرورمطالب قبلي وتكاليف بايادآوري مطالبي كه دانش آموزان قبلاً يادگرفته اند . 2.بيان موضوع درس توسط معلم 3.تبيين روش هاي حل مسأله؛ توضيحات لازم درباره ي مسأله ، استفاده ازتخته سياه ، نظارت معلم و... ازفعاليت هايي است كه دراين مرحله انجام مي شود . 4.تمرين ؛ اين كارازطريق ارائه تمرين هاي كلاسي صورت مي گيرد. اگرحل اين تمرين هاوفعاليت هاي كلاسي دركلاس بع اتمام نرسد ، آنهارابه صورت تكليف درمنزل ارائه مي دهند . تدريس درژاپن 1.مروردرس گذشته باصحبت مختصرمعلم ياهدايت بحث توسط او . 2.بيان مسأله ي مربوط به جلسه ؛ معمولاً يك مسأله كليدي وجودداردكه محوربخش اعظم فعاليت هاي درسي راتشكيل مي دهد . 3.فعاليت فردي ياگروهي دانش آموزان ؛ اين فعاليت تقريباً هميشه پس ازارائه ي يك مسأله ياطرح موضوع انجام مي شود و از1تا3 دقيقه طول مي كشد.(گفت وگو،آزمايش،بارش مغزي، ... دراين مرحله صورت مي گيرد.) 4.بحث درباره ي راه حل ها؛ پس ازآن كه دانش آموزان برروي مسأله كاركردند،يك ياچندراه حل موردبحث قرارمي گيرد. اغلب،معلم ازچندنفرمي خواهدكه يافته هاي خودرابراي همه ي كلاس توضيح دهند. سپس گفته هاي آنهاراجمع بندي مي كندوتوتوضيح بيشتري مي دهد . تدريس درآمريكا 1.مرورمطالب قبلي ؛ درس باكنترل وبررسي تكاليف يافعاليت آماده سازي شروع مي شود . 2.نشان دادن چگونگي حل مسأله مربوط به آن جلسه ؛بعدازبررسي تكاليف ،معلم باارائه ي چندمسأله نمونه ونشان دادن چگونگي حل آنهاموضوع جديدرامعرفي مي نمايد . 3.تمرين ؛ فعاليت كلاسي ارائه مي شودوازدانش آموزان خواسته مي شودمسائل مشابه راحل كنند . 4.تصيحيح تمرين كلاسي وارائه ي تكاليف ؛ درپايان درس، بعضي ازتمرين هاي كلاسي ومسائل متعدد ديگري به عنوان تكليف ارائه مي گردد. تدريس درايران (الگوي قديمي ) اين الگوي انتقالي ونتيجه محورازسال هاي گذشته درمدارس ايران حاكم شده است وضعف عمده ي آن، عدم فعاليت دانش آموزان درفرايندتدريس است . 1.بررسي تكاليف وپرسش هاي درس قبل؛ معمولاً پس ازحضوروغياب،تكاليف موردانتظاربررسي مي شودوازچندنفرسؤال مي شود . 2.معرفي موضوع درس جديد؛ بانوشتن موضوع درس جديدبرتخته سياه، موضوع درس معرفي مي شودوازدانش آموزان خواسته مي شود، سكوت كنندوبه صحبت هاي معلم گوش نمايند . 3. بيان مفاهيم كليدي درس؛ باروش سخنراني ،مطالب توضيح داده مي شودودرحين تدريس سعي مي شوددانش آموزان باسؤال وجواب هدايت شوندومطالب رايادبگيرند . 4.جمع بندي مطالب ؛ معمولاً دراين مرحله معلم خودبه جمع بندي مطالب مي پردازد . 5. تمرين ؛ چندنمونه تمرين ازسوي دانش آموزان حل مي شودياازچندنفرسؤال مي شود . 6.ارائه ي تكليف ؛ تكاليف مشخص مي شودوازدانش آموزان خواسته مي شودآنها رادرمنزل انجام دهند . تدريس درايران (الگوي فعال ) اين الگوي فعال، اكتشافي وفرايندمحورازسال 1375 باتغييربرنامه ي درسي علم پديد آمد . 1.بررسي تكاليف وپرسش ازدرس قبل . 2.معرفي موضوع درس جديد ؛ درس جديدبانشان دادن يك فيلم ياتصوير،نقشه وآوردن وسايل آزمايشگاهي دركلاس،زمينه سازي مي شود . موضوع درس به صورت يك مسأله طرح سؤال اصلي ازسوي خوددانش اموزان يامعلم مطرح مي شود . 3. مرحله ي كاوشگري ؛ دانش آموزان به صورت فردي ياگروهي هدايت مي شوند تاابعاددرس راازطريق آزمايش ، گفتگو، مطالعه و ... بررسي نمايندوباطرح راه حل هاي مختلف، آمادگي خودراجهت ارائه ي گزارش اعلام نمايند . 4.مرحله ي تبيين ؛ پس ازدريافت گزارش هاي دانش آموزان باكمك خودآنهاابعاددرس وراه حل هاي بيان شده تبيين مي شود. 5.مرحله ي تمرين وانتقال ؛ پس ازاطمينان ازفهم دانش آموزان- ازطريق ارزشيابي مستمر ... – به منظورتثبيت يادگيري ، تمرين هايي ارائه مي شودتاعده اي ازدانش آموزان آن راانجام ياتوضيح دهند . 6. ارائه ي تكاليف بارويكردي تمريني وكاوشگري ؛ پس ازاطمينان ازيادگيري دانش آموزان ، تكليف درسي با توجه به تفاوت هاي فردي دردوسطح تمريني وكاوشگري ارائه مي شود . جمع بندي مرورمطالب قبلي بيان موضوع ومسأله درس درهمه ي كشورهايكسان است .اماتفاوت درنحوه ي برخوردبامسأله وفعاليت هاي پيرامون آن است :   درالگوي آلماني، باطرح مسأله، زمينه براي توضيحي طولاني درباره روش حل آن آماده مي شود . درژاپن، ارائع ي يك مسأله ، زمينه رابراي فعاليت دانش آموزان به صورت فردي وگروهي آماده مي كند . درآمريكا، ارائه ي يك مسأله زمينه اي براي نشان دادن راه حل آن است . درايران ، طبق الگوي قديمي ، ارائه ي يك مسأله زمينه اي است براي نشان دادن راه حل ازسوي معلم . ولي طبق الگوي نوين، كه تا حدي به الگوي ژاپني شبيه است ، سعي مي شودپس ازطرح مسأله، زمينه ي فعاليت دانش آموزان فراهم شودتاضمن كشف راه حل، به بازآفريني آن بپردازند .   آيا با روش و دانش ديروز  مي توان دانش آموزان امروز را براي آينده آموزش داد ؟  معرفي الگوي تدريس دريافت مفهوم به كمك اين ا لگو : قدرت خلاقيت -ثبات يادگيري -فرضيه سازي - افزايش تحمل ابهام -درفراگيران تقويت مي گردد الگوي دريافت مفهوم ا زخانواده پردازش اطلاعات است اين خانواده برراهاي تقويت كشش دروني انسان براي درك جهان از طريق گرد آوري وسازماندهي اطلاعات اوليه كشف مسايل وارائه راه حل هاي آن ها وايجاد مفاهيم وزبان نقل آنها تاكيد دارند بنيان گذرا اين الگو جروم برونر است الگو ي دريافت مفهوم جستجو وكشف نمودهايي است كه از آن براي تميز نمونه ها از غير نمونه هاي طبقات استفاده مي شود به سخن ديگر دراين الگو از فراگيران مي خواهم مثال هايي را كه شامل آن نمودها نيست مقايسه كنند وبدين وسيله نمودهاي مقوله را كه درحال حاضر درذهن معلم وجود دارد كشف نمايند مراحل اجراي الگو براي اجراي الگوي دريافت مفهوم سه مرحله اساسي به ترتيب زير در نظر گرفته مي شود : مرحله اول : معلم دراين مرحله فهرستي از مثال ها  :  مفهومي درذهن دارم آن را حدس بزنيد ( نمونه ها ) دردوستون ارائه مي شود اگر كلمه يا جمله يا شكلي درستون آري مطرح شود مثالي از آن مفهومي است كه درذهن من است واگر كلمه يا جمله يا شكلي درستون خيراائه گردد مربوط به آن مفهوم نيست آري خير      معلم : دراين مرحله معلم يكي يكي مثال ها رادرستون مربوط مي نويسد فراگيران دراين مرحله با مشاهده كردن فكر كردن حدس زدن مرحله دوم : دانش آموزان عزيز خوب مشاهده كنيد دقت كنيد وآن مفهوم را حدس بزنيد اما حدس خود را با د ست گرفتن اعلام كنيد وبه زبان نياوريد (فرضيه دادن ) درجريان تدريس فعال مي شوند : معلم : مرحله سوم : من مثال هايي را مطرح مي كنم شما بيان كنيد هر كدام از آنان دركدام يك از ستون ها قرارمي گيرند دانش آموزان با دست گرفتن مشخص مي كنند كه هركدام از كلمات يا جملات يا شكل ها دركدام ستون قرار مي گيرد درادامه ي اين مرحله معلم با رهبري ونظارت از فراگيران مي خواهد هم مثال بزنند وهم نشانه (آري – خير ) آن را تعيين كنند: دراين مرحله معلم خطاب به داش آموزان مي گويد حدس ها وفرضيه هاي خود را شرح وبسط وارائه دهيد درپايان معلم با كمك دانش آموزان به استنتاج وجمع بندي نظر ا ت مي پردازد وبه مفهوم اصلي اشاره نموده توضيحات اضافه را بيان مي نمايد آثار ونتايج الگو قدرت تفكر ودرك مفاهيم را در فراگيران تقويت مي كند تحمل ابهام را درفراگيران افزايش مي دهد استدلال استقرايي را درفراگيران تقويت مي كند ياد گيري براي فراگيران حنبه ي معمايي پيد ا مي كند و لذا انگيزه ي يادگيري درفراگيران افزايش مي يابد نكات كاربردي قبل از اجراي اين الگو دركلا س وظيفه ي معلم اين است كه مثال ها وغير مثال ها را آماده وتدوين كند تعداد مثال ها وغير مثال ها بايد حدود بيست جفت وسير ارائه ي جفت ها از وضوح به ابهام باشد درگام هاي اول ودوم ميزان ارائه ي جفت ها بستگي به فراگيراني دارد كه پاسخ درست را حدس زده اند وبا رفتار غير كلامي نشان مي دهند درصورتي كه ازاين الگو براي آموزش آموخته هاي جديد استفاده شود بايد مثال ها ومصادين روشن تر وبيشتر باشد اولين اجراي اين الگو مي تواند به منزله ي ارزشيابي تشخيصي يعني ارزشيابي از درس قبل باشد دراين حالت مثال ها بايد تا حدي دشوار تر باشد اما در
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

با هر كسي از هر گروهي بايد به زباني سخن گفت


با كودكان‌تان كودك باشيد
 
زبان همه ‌فهمي وجود ندارد؛ با هر كسي از هر گروهي بايد به زباني سخن گفت كه دركش دشوار نباشد.
 
كودكان زبان بزرگ‌ترها را نمي‌دانند؛ به دنيا مي‌آيند، چند ماه بعد چند كلمه ياد مي‌گيرند و مي‌خواهند وارد دنيايي شوند كه پدر و مادرها هستند. سخن گفتن با كودكان بايد به زباني ساده و روشن انجام شود، جمله‌هاي كوتاه، دستورهاي پيچيده و فرامين سخت براي كودكان قابل درك نيست. توان كودكان براي انجام آنچه بزرگ‌ترها مي‌خواهند كافي نيست. زبان كودكان براي بيان احساس، ياري‌شان نمي‌كند. صبر، ‌حوصله، ‌وقت، عشق و علاقه لازم است تا دانستن را به كودكان آموخت.رمز و راز دنياي آدم بزرگ‌ها براي كودكان چنان معمايي است كه سال‌ها بعد در نوجواني و جواني هنوز به جست‌وجوي يافتن راز اين معماها هستند تا پرسش‌هاي كودكي‌شان را پاسخ دهند. دست‌هاي كوچك، ‌پاهاي ضعيف، قدهاي كوتاه و نگاهي كه از بالا، بر سر كودكان مي‌ريزد آنها را بيش از پيش آسيب‌پذير مي‌كند و در اين ميان، سخن گفتن يكي از راه‌هايي است كه به كودكان اين اعتماد را مي‌دهد كه حمايت مي‌شوند و به آنها مي‌قبولاند كسي يا كساني هستند كه خطرها را از سر راه برمي‌دارند و دنياي امني برايشان مي‌سازند.
 
ايجاد ارتباط كلامي با كودك هر چند يك تخصص است اما به هر حال تمام كساني كه با كودكان سروكار دارند مي‌بايست بخشي از اين تخصص را كسب كنند تا بتوانند پل ارتباطي محكمي بين خود و كودك ايجاد كنند. هر كودك حقوقي دارد كه لازم است رعايت شود. اين حقوق از وي انساني مي‌سازد كه قادر است در جامعه‌زندگي كند. ناآگاهي نسبت به حقوق كودكان اگر چه فراگير است اما نمي‌توان از آن به‌عنوان دليلي براي بدرفتاري با كودكان ياد كرد. هر پدر و مادري موظف است تا نسبت به حقوق كودكش آگاه باشد. اين آگاهي اگر چه مي‌بايست پيش از ازدواج به والدين آينده آموزش داده شود اما در شرايطي كه جاي آموزش خالي است لازم است والدين اين اطلاعات را با مطالعه يا مشورت با يك مشاور به‌دست آورند.
 
آموزگاراني كه به كودكان آموزش مي‌دهند بايد به اين نكته آگاه باشند كه حريم كودكان را رعايت كنند و به بهانه انجام‌ندادن تكاليف مدرسه كودكان را مورد تحقير، سرزنش يا تنبيه قرار ندهند. ايجاد حس حقارت در كودكان به‌دليل انجام‌ندادن تكاليف مدرسه اگر چه به‌صورت يك مشكل همه‌گير ظاهر شده‌است اما اين گستردگي دليل بر تاييد اين روش آموزش نخواهد بود. آسيب‌پذيري كودكان به‌ويژه از نوزادي تا 12‌سالگي حساسيت بيشتري را براي برخورد با آنها مي‌طلبد.
 
ميان اعضاي خانواده، كودكان ضعيف‌ترين افراد به شمار مي‌آيند. در كنار اين ضعف بسياري از والدين نسبت به كودكشان احساس مالكيت تام دارند؛ به اين معنا كه خود را مالك فرزندشان دانسته و اعمال هر رفتاري با كودكان را از اختيارات تام خود مي‌دانند. ‌ايجاد حس مالكيت از والدين به سوي كودكان سبب مي‌شود تا بخش زيادي از حقوق آنها زير پا گذاشته شود و معمولا نخستين قربانيان شرايط نامناسب خانه باشند. هر چند لازم است تا در محيط خانه و مدرسه كودكان رفتار اجتماعي را آموزش ببينند اما دادن مسئوليت‌هايي بيش از توانايي‌شان نه تنها از آنان مردها و زن‌هاي قدرتمندي نخواهد ساخت بلكه به موجوداتي در هم شكسته و مايوس تبديل خواهند شد.
 
روانشناسان معتقدند كه رشد كودك مي‌بايست حتما با ميزان توانايي‌اش متناسب باشد. اين توانايي از كودكي به كودك ديگر متفاوت است. لازم نيست 2 كودك همسن و سال توانايي‌هايي همانند داشته باشند اما بيشتر والدين بر اين باورند كه سن شناسنامه‌اي كودك تنها ملاك براي سنجش توانايي‌هاست درحالي‌كه شرايط روحي كودك و خلق و خو تاثير ‌بسزايي در ايجاد توانايي افراد دارد.
 
انجام تكاليف مدرسه با سرعت زياد، مرتب كردن دائمي اتاق، ‌مودب بودن هميشگي، اعتراض نكردن، راضي بودن و حتي شاد بودن از جمله‌خواسته‌هاي ريز و درشتي است كه والدين از كودكان‌شان دارند. غافل از اين هنوز هيچ انسان بالغي از پس اجراي تمامي اين فرامين برنيامده است؛ پس با كودكان‌تان كودك باشيد.
 
مينا شهني

http://tebyan-zn.ir/News-Article/blest_family/2012/4/11/58289.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

راهكارهاي كارشناسي براي تقويت مهارت هاي زباني–خواندن، نوشتن و سخن گفتن–در كودكان مبتلا به اختلال بيش فعالي

اگر به نظر مي رسد فرزند شما گاهي براي يافتن و به كار بردن واژه‌ها درمانده شده است، بدانيد دليلي دارد. مهارت‌هاي زباني دركودكان دچار بيش فعالي يا اختلال كمبود توجه، غالباً كندتر از هم‌سن‌و‌ سالانشان پيش مي‌رود. كودكان دچار (اختلال كمبود توجه) در فهميدن آنچه مي‌شنوند، كند هستند.
 
و براي سازمان دادن به انديشه‌هايشان و ساختن جمله‌ها به زمان بيشتري نياز دارند. اين قضيه، پاسخ دادن سريع به پرسش آموزگار را حتي زماني كه پاسخ را مي‌دانند، براي آنان مشكل مي‌سازد. بيان نوشتاري براي‌شان چالشي باز بزرگتر است. آفرينش ايده‌ها، بازيابي خاطرات، به كارگيري قوانين ديكته و دستور زبان و تكاليفي از اين دست، ممكن است كودكان دچار بيش فعالي يا اختلال كمبود توجه را از كامل كردن كار كلاسي و امتحان‌ها در زمان مقرر باز دارد. وجود مشكل در مهارت هاي ظريف حركتي نيز ممكن است عمل نوشتن را كند سازد و تمركز لازم براي انتقال انديشه‌ به كاغذ را دچار اختلال كند. درمان زود هنگام براي كودكان داراي مشكلات زباني ضروري است. اگر فكر مي‌كنيد مشكلي هست، كاري كنيد كودك شما ارزيابي شود و در صورت نياز براي گفتار درماني او اقدام شود. راهكارهاي زير نيز مي‌توانند مفيد باشند.
 راه حل ها در كلاس
 
 بي شتاب صحبت كنيد و اطلاعات را در واحدهاي كوچك ارائه دهيد. دادن ميزان زيادي اطلاعات در يك لحظه، سبب مي‌شود اين گروه از كودكان از درك مطلب عقب بمانند. ممكن است شما درسي را به پايان برسانيد و او هنوز در حال دست و پنجه نرم كردن با مطالب دقايق اوليه‌ باشد.
  كاري كنيد ترس اين گروه از كودكان، از بيان شفاهي بريزد و آن‌ها را به شركت در فعاليت‌هاي كلاسي تشويق كنيد. كودك را مطمئن سازيد كه هرگز او را با پرسيدن سؤالي كه پاسخش را نمي‌داند، در تنگنا قرار نخواهيد داد.
 وقتي دستش را بلند مي‌كند، هر چقدر لازم است به او زمان بدهيد و اگر لازم شد، با سؤال‌هاي كمكي ياريش كنيد.
 رويكرد ديگر اين است كه بين پرسيدن سؤال از دانش‌آموزان و پاسخ دادن آن‌ها، زماني مكث كنيد. مثلاً ممكن است از دانش‌آموزان بپرسيد كه سه دليل انقلاب آمريكا چه بود. يك دقيقه صبر كنيد، سپس يك دليل را از كودك دچار بيش فعالي يا اختلال كمبود توجه بپرسيد. اين كار به او اجازه مي‌دهد فكر كند و اولين نفري باشد كه جواب مي‌دهد.
   به دانش آموزان دچار مشكل در بيان شفاهي، اجازه دهيد به پرسش‌ها به شكل كتبي پاسخ دهند. با اين تكنيك فرصت بيشتري نيز براي تنظيم پاسخ در اختيارشان مي‌گذاريد.
  ترتيبي بدهيد تا دانش‌آموزي كه كند مي‌نويسد از يادداشت‌هاي كلاسي دوستش استفاده كند، يا فهرستي از نكات مهم درس برايش تهيه كنيد. كودك دچار بيش فعالي يا اختلال كمبود توجه ممكن است نتواند همزمان هم گوش دهد و هم بنويسد.
   فشار زماني را با كوتاه كردن تكاليف و امتحانات نوشتاري كاهش دهيد. مثلاً اگر آزموني شش سؤال نوشتاري دارد، مي توانيد از دانش آموزان داراي بيش فعالي بخواهيد كه فقط به سه سؤال پاسخ دهند. اگر تمام سؤالات بايد پاسخ داده شوند، مثلاً در امتحانات سراسري، به آن‌ها وقت اضافي بدهيد. در پروژه‌هاي طولاني مدت، براي دانش آموزان بيش فعال زمان بيشتري در نظر بگيريد.
  به خاطر دست خط بد يا اشكالات دستوري نمره كم نكنيد. مگر اين كه تكليفي اختصاصاً اين مهارت‌ها را بسنجد. اگر كودكي براي به ياد سپاري و ارتباط برقرار كردن سخت تلاش مي‌كند، بهتر است اجازه دهيم برخي چيزها ناديده گرفته شوند.
 اگر دست خط دانش آموزي فوق‌العاده بد است، پيشنهاد يك ارزيابي اختلال در يادگيري را بدهيد. كودكي با مشكل نوشتارپريشي حروف را با اندازه و شكل‌هاي نامتعارف مي‌نويسد، واژه‌ها يا حروف را نيمه‌كاره رها مي‌كند، و مدادش را به شكل نامناسبي به دست مي گيرد. او را به بخش آموزش‌ استثنايي مدرسه ارجاع دهيد يا از والدين كودك بخواهيد با يك درمانگر حرفه‌اي، متخصص اعصاب و روان، يا متخصص اعصاب اطفال مشاوره كنند.
   به دانش آموزان نشان دهيد چگونه افكارشان را پيش از نوشتن به صورت نقشه سازمان دهند. در يك «نقشه ي ذهني»، يك تصوير يا لغت كه نماينده ي ايده ي اصلي است، درون يك دايره در وسط صفحه قرار مي گيرد. ايده هاي مرتبط بر روي خط هايي كه از ايده ي اصلي منشعب مي شوند، قرار مي گيرند. راه كار «پرسش از خود» را در هنگام نوشتن، آموزش دهيد. تا دانش آموز بتواند بر روي مسائلي مثل اينكه در حال نوشتن براي چه كسي است، سعي دارد چه بگويد، و آيا افكارش را واضح بيان كرده است يا نه، تمركز نمايد.
   اجازه دهيد دانش آموزان از نقاط قوت براي نمايش دادن معلومات كمك بگيرند. كودكي كه در بيان شفاهي مشكل دارد ممكن است در نوشتن يا ساختن يك ابزار بي نظير باشد. دانش آموزي كه مشكل نوشتاري دارد ممكن است ترجيح دهد تا يك پوستر بسازد يا گزارشي شفاهي يا يك ارائه ي نمايشي بدهد.
 در خانه
 
خانه ي خود را به محيطي تبديل كنيد كه در آن كودك شما احساس ايمني كند. اگر او آهسته صحبت مي كند، صبور باشيد؛ اگر گير مي كند، لغاتي براي كمك به او كه راه بيفتد ارائه دهيد. اگر او از اطلاعات برداشت اشتباهي مي كند يا از لغات اشتباه برداشت مي كند، اجازه ندهيد خواهر و برادرهايش مسخره اش كنند.
  كتاب، فيلم، بازي، و نرم افزار كامپيوتري باعث پديد آمدن ايده هاي جديد مي شوند. اين ها را با فرزندتان كشف كنيد و ديدگاه هايش را جويا شويد.
  فرصت هايي براي كودكتان ايجاد كنيد تا در بحث شركت كند. موضوعاتي را براي گفتگوي زمان شام معرفي كنيد، نشست هاي خانوادگي برگزار كنيد، و از حوادث گذشته ياد كنيد.
  كودكتان را با دوستان، فاميل و ديگر افرادي كه او مي تواند با آن ها مهارت هاي ارتباطي را تمرين نمايد، احاطه كنيد.
به او پيشنهاد كمك در تكاليف دهيد. هنگامي كه كودكتان به سؤالات به صورت شفاهي پاسخ مي دهد، آن ها را بنويسيد يا تايپ كنيد.
 

برگردان:
الهه زهره وندي

منبع:
http://www.additudemag.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان