مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان

در صورتي داستانسرايي توسط كودكان براي معلم ها قابل فهم خواهد بود كه با نكات از پيش تعيين شده درباره ساختار خوب داستان، منطبق باشد. در حالي كه كودكان داستان را تعريف مي كنند اغلب معلم ها با آنها همكاري مي كنند تا مهارت داستانسرايي را پرورش دهند.

چنين همكاري در صورتي كه كودكان قبلا داستان هايشان را به روش هاي خواسته شده از طرف معلم ساختاربندي نكرده باشند، كمتر موفق خواهد بود. عدم تناسب بين روش هايي كه كودكان داستان را سازماندهي مي كنند و ساختاربندي معتبر داستان در كلاس درس بر درك و فهم ساخته شده توسط معلم نيز تاثير مي گذارد. به همان اندازه كه كودكان عدم تناسب ها را نشان ميدهند به احتمال زياد به عنوان ناتوان در يادگيري تشخيص داده خواهند شد.

مهارت هاي داستانسرايي مهمي كه بيانگر موفقيت در مدرسه اند عبارتند از:

1- مهم است كه كودكان نسبت به برانگيختگي ها و تحريكات معلم در توليد داستان، پاسخگو باشند. بيشترين مشكل معلم ها اين است كه كودك به سوال معلم، پاسخ كوتاه بدهد. در اين صورت معلم مطمئن نيست كه آيا كودك مطلب را فهميده است يا نه؟!

2- داستان ها بايد شامل اطلاعاتي چون توصيف افراد، موقعيت ها، اشياء، فعاليت ها و اسنادي باشند كه نقش مهمي را در حوادث داستان بازي مي كنند.

3- داستان گو بايد بتواند بدون توجه به اينجا و حالا به داستانسرايي بپردازد. مخصوصا در داستان هايي كه درباره تجارب شخصي است بايد موجب ايجاد چنين حسي در شنوندگان شود .

4- حوادث قصه هم از نظر زماني و هم از نظر علمي به يكديگر مربوط هستند، آنها تصادفا مرتب نشده اند. با تخمين زدن اين روابط است كه داستان انسجام مي يابد. يك كودك بايد بتواند اين حوادث را به طور واضح از نظر زماني به هم مرتبط سازد. واژه هاي مربوط به زمان شامل «سپس، و آنگاه، اول، بعد از آن، قبل از آن و بعد»؛ واژه هاي علمي شامل «زيرا، بنابراين، وقتي كه، اگر، در حالي كه و تا» مي باشند.

5- يك داستان اساسا توصيفي است از يكسري حوادث نظير مجموعه هاي دنباله داري كه بايد از نظر ترتيب زماني، مكاني و منطقي، سازماندهي شوند. از اين رو، حوادثي كه زودتر اتفاق افتاده اند قبل از حوادث و رويدادهاي بعدي؛ و حوادث علمي قبل از نتايج شان، توصيف مي شوند. بي نظمي زماني در داستان اغلب موجب گيجي شنوندگان مي گردد.

6- داستان به عنوان يك كل بايد به خوبي شكل داده شود. از نظر ساختاري دو نوع شكل دهي در داستان وجود دارد. لبو (1972) داستان هايي را كه خوب سازماندهي شده اند اينگونه مي داند كه توصيف زماني رويدادها در آنها منجر به ارزيابي يك نكته عالي يا يك بحران مي شود كه متعاقب آن نيز حل مي گردد.

نكته عالي اين نوع داستان اين است كه چرايي روايت داستان به عنوان يك كل را دربر مي گيرد. در مقابل، محققان ديگر داستان هايي را توصيف مي كنند كه حول و حوش هدفي ساخته شده اند و شخصيت هاي مهم داستان در پاسخ به مسئله مطرح شده در شروع داستان، تنظيم شده اند. سپس داستان كوشش هاي شخصيت هاي اصلي را براي رسيدن به هدف ها و نتايج تراش هاي شان توصيف مي كند.

فعاليت هايي كه در زير مي آيد باعث درك و فهم عميق كودكان از داستان مي گردد:

* هرگاه براي تان ميسر بود بين داستان و دنياي واقعي ارتباط برقرار كنيد. هنگامي كه داستاني درباره كاميون زباله مي خوانيد، مي توانيد درباره كاميون هاي واقعي زباله كه در خيابان مي گردند و افرادي كه زباله ها را جمع مي كنند، صحبت كنيد.

همچنين هنگامي كه كاميون واقعي زباله را در بيرون مي بينيد به كودك يادآوري كنيد كه اين همان كاميون زباله اي است كه در كتاب داستان خوانديم. كودك را تشويق كنيد تا چيزهاي مشابه و متفاوت با آن را به شما نشان دهد و از او سوالاتي بپرسيد.

* همانطور كه داستان ساده اي را مي خوانيد، فعاليت هاي كليدي آن را نقش بازي كنيد يا صداسازي كنيد. براي مثال، كودكان مي توانند شمع تولد را فوت كنند كلاه ها را سرشان بگذارند و بردارند، دست بزنند، پايكوبي كنند، سرشان را تكان دهند يا وانمود كنند كه خوابيده اند و با شخصيت هاي كتاب داستان، خر و پف كنند.

* همچنان كه داستان را تعريف مي كنيد بهتر است كودكان نقش هايي از شخصيت هاي آن را به عهده گرفته و نقش بازي كنند. اين تكنيك در پيش دبستان مورد استفاده قرار مي گيرد و پيش دبستاني ها خودشان نقش هايي را براي بازي كردن به عهده مي گيرند.


معلم گفته آنها را مي نويسد يا كمك مي كند تا آن را به خوبي اجرا كنند و سپس معلم و كودكان بار ديگر هنگامي كه بقيه در حال نقش بازي كردن هستند، كتاب را مي خوانند.

عبارت هايي كه به زيبايي نوشته شده اند، ريتم هاي شاعرانه و تصاوير داستان در حافظه آنها باقي مي مانند. شخصيت هاي كتاب داستان، دوست فرد مي شوند. كودكان از طريق صحبت كردن با بزرگترها درباره داستان، درس هايي را فرا مي گيرند كه مي تواند نگاه كودكان به دنيا را تغيير دهد و حتي در برخوردشان با مشكلات جديد تاثير بگذارد.

يك داستان اساسا توصيفي است از يكسري حوادث نظير مجموعه هاي دنباله داري كه بايد از نظر ترتيب زماني، مكاني و منطقي، سازماندهي شوند. بي نظمي در داستان اغلب موجب گيجي شنوندگان مي گردد.

ويوين گوسين پالي معلم دوره پيش دبستان در ايالت شيكاگو است. او به قدرت داستان ها در كلاس هايش پي برده است. وي وابستگي اش به كتاب هاي كودكان را با حرف هاي جالبي توصيف مي كند: «شعر، نثر و بهترين كتاب هاي كودك وقتي كه كوچك هستيم توي ذهن مان مي روند و دوباره در تمام زندگي مان آواز سر مي دهند.»

در صورتي داستانسرايي توسط كودكان براي معلم ها قابل فهم خواهد بود كه با نكات از پيش تعيين شده درباره ساختار خوب داستان، منطبق باشد.

http://mamanjoon.niniweblog.com/post265.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]


 تكلم و كودكان


كودك پيش از تكلم از سه شيوه براي فهماندن غرض و منظور خود استفاده مي‌كند اين شيوه ها عبارتند از : گريه و فرياد، اداي صداهاي نامشخص و اشارات (مهمترين قسمت همان شيوه دوم است) زيرا پس از چندي به صورت صداهاي مشخص و با معنا يعني لغات در مي‌آيد.


_گريه و فرياد : در روزهاي نخست زندگي بيشتر صداهايي كه از كودك شنيده مي‌شود به صورت گريه و فرياد است در طي هفته اول گريه در فواصل نامنظمي ظاهر مي‌شود نوزاد بدون هيچ گونه علت ظاهري گريه مي‌كند اما يك مرتبه گريه يا خود به خود و يا در نتيجه توجه مادر قطع مي‌شود.


_صداهاي غيرمشخص : در ماههاي اول زندگي علاوه برگريه صداهاي نامشخص ديگري ديده مي‌شود كودك اين صداها را نياموخته است بلكه به خودي خود آنها را ظاهر مي‌سازد و چه خوب است كه بدانيم اين صداها عموميت دارند ودرتمام اقوام وملل و نژادها ديده مي‌شود به طوري كه حتي كودكان ناشنوا نيز اين گونه صداها را نشان مي‌دهند كودك اغلب هنگامي كه تنهاست و فرد ديگري نيست كه او را مشغول كند به ايجاد اين صداها مي‌پردازد شنيدن صداي كودك براي خود او لذت بخش است وبه همين سبب است كه اغلب با شنيدن صداي خود تبسم مي‌كند وگاهي نيز مي‌خندد، كودكان ناشنوا نيز در ابتدا مانند كودكان سالم اين گونه صداها را ايجاد مي‌كنند ولي چون صداي خود را نمي شنوند تا ازآن لذت ببرند پس ازچندي دست ازايجاد صدا برمي دارند.


_اشاره : درابتدا كودك به موازات اشاره، صداهايي نيزايجاد مي‌كند و مي‌خواهد با كمك اين دو منظور خود را براي ديگران آشكارسازد ولي رفته رفته پي مي‌برد كه تنها با اشاره نيز مي‌توان منظور خود را آشكارساخت ولي اگر اشاره وي فهميده نشود او از گريه براي فهماندن غرض خود كمك مي‌گيرد اما در مورد زمان سخن‌گويي، بسياري از كودكان طبيعتاً بين دوازده و هجده ماهگي براي تكلم آماده مي‌شوند و چنانچه كودك دراين دوره آمادگي زبان باز نكند؛ ممكن است از نظرعاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته‌ها واحساسات خود را بيان كند.


درآموزش زبان، سن يك تا سه سالگي بسيار مهم است، ازآن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است وآنچه را آنها بگويند او ادايش را در مي‌آورد. از آنجا كه مادر، بيش از افراد ديگر با كودك درارتباط است نبايد نقش او را درآموزش زبان به كودك ناديده گرفت.


نكاتي درباره آموزش زبان براي مادران :


_بيان كلمات ازساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا به تدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت.


_با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند، نه با زبان علمي غليظ، البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست وصحيح حرف بزند.


_از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودك اند.


_ عبارات را سريع بيان نكندكه انتقالش به ذهن كودك با دشواري‌هايي همراه است.


_ عبارت طولاني به كار نبرد.


_ در حين صحبت اگركودك دچارخطايي شد با نرمي آن را اصلاح كند وكودك را تنبيه وتمسخر نكند.


_ اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را ازهم تشخيص مي‌دهد.


_هرگز كلمه اي را به حساب اين كه ازآن خوشش مي‌آيد غلط تلفظ نكنيم.


_ درآموزش يك اسم، نام اصلي وصحيح را به كارببريم به عنوان مثال : كلمه گوسفندرا براي گوسفند به كارببريم نه كلمه بع بعي را.


مادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي‌توانند استفاده كنند :


_ بازي با حروف و درآوردن صداي آن ازطريق بازي ويا بيان داستان.


_ آموزش شعر، سرودهاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل ميكنند، در اين امرآثار مفيدي دارد.


_ درآموزش زبان، كودك را بايد تشويق كرد وهرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند.


_ خودداري ازعيب‌جويي‌‌هاي خشن، تنبيه و تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي ن آموزش داده باشد، حرف زدن را ياد مي گيرند. علت اين است كه بسياري از واكنش هاي ما، درمورد كودكان به قدري طبيعي است كه متوجه ارزش اين واكنش ها نمي شويم. احتمالا" شما زمينه حرف زدن را از همان زمان نوزادي براي او آماده كرده ايد. با صداي ملايم با او حرف زده ايد،نق زدن ها و گريه كردن هايش را جواب داده ايدو هنگامي كه كودك به شما مي نگريسته است، باصداي آرام و رسا درباره كاري كه انجام داده ايد صحبت كرده ايد. درتمام اين موارد، شما حس يادگيري و تكلم را در كودك تحريك كرده ايد.
در طول دومين سال از زندگي كودك مي توانيد كمك به مراتب بيشتري به رشد مهارت هاي زباني كودك بنماييد. تحقيقات نشان داده است كودكاني كه والدين و پرستاران آنها به طور مرتب و مستقيما" با آنان صحبت مي كنند، درهنگام رسيدن به سنين پيش دبستاني از مهارت هاي زباني بسيار قوي برخوردارند. گرچه بعضي كودكان زودتر و بعضي ديرتر حرف زدن را مي آموزند، والدين مي توانند باتوجه مخصوص به روش حرف زدن با كودك، به كودكي كه دير زبان باز مي كند، كمك كنند. اگر كودك درحال حاضر نيز كلمات زيادي را برزبان مي آورد، اين روش ها زبان آموزي را دركودك تسريع و تضمين مي كنند.
• درطول روز با كودكتان گفت و گو كنيد. درباره كاري كه انجام مي دهيد حرف بزنيد. با استفاده از كلمات، كاري را كه او انجام مي دهد، تشريح كنيد. " من دارم با قاشق به هم مي زنم. تو هم يك قاشق داري. تو داري با قاشق ضربه مي زني."
• هنگامي كه كودك با اصواتي نامفهوم و گنگ، كه هنوز به صورت كلمات قابل فهم درنيامده اند، حرف مي زند، گويي كامل حرف مي زند. بهتراست واكنش نشان دهيد. اجازه دهيد دريابد تلاشش براي حرف زدن سودمند و باارزش است. درنتيجه، او به تلاش بيشتر تحريك مي شود."قا"،"اوه"، تو يك قاشق مي خواي؟ بيا، اين يكي رو بگير. همين رو مي خواستي؟"
• هنگامي كه كودك از يك كلمه استفاده مي كند، كلمه ها را به جمله هاي كوتاه گسترش دهيد. "بچه؟"، "بله، اون يك بچه است. بچه داره گريه مي كنه."
• همزمان با حرف زدن، كمك كنيد كودك با برزبان آوردن اشيا، خزانه لغات خود را ايجاد كند. كودكان يك ساله، هنگامي كه بتوانند چيزي را لمس يا مشاهده كنند، بهتر مي آموزند. با او درباره اشيايي كه در معرض ديد و يا براي لمس كردن در دسترسش قرار دارند، صحبت كنيد. مي توانيد به اتفاق به تصاوير يك كتاب نگاه كنيد و درباره آنچه او مي بيند، حتي اگر هنوز آمادگي شنيدن قصه را ندارد، حرف بزنيد.
• به جاي جملات پيچيده، جمله هاي ساده به كار ببريد. گرچه بيشتر كودكان يكساله، هنگامي كه بزرگسالان و يا ساير بچه ها حرف مي زنند، با لذت گوش مي دهند، اگر موضوع صحبتها پيچيده و مشكل باشد، تقليد و تكرار آنچه شنيده اند، مي تواند براي آنها مشكل باشد. كودكي كه با هجوم كلمات بسياري محاصره شده است، نسبت به كودكي كه والدينش درحد دانسته هاي او صحبت مي كنند، ممكن است براي يادگيري صحبت كردن به زمان طولاني تري نياز داشته باشد.
• صداهاي پس زمينه مثل صداي راديو و تلويزيون را درحداقل نگه داريد. شايد شما بتوانيد صداهاي مزاحم را هنگام صحبت كردن و يا شنيدن موسيقي، از ذهن خود حذف كنيد و به فردي كه با شما صحبت مي كند گوش فرادهيد، اما بسياري از بچه هاي كوچك قادر به اين كار نيستند.
• وقتي كودك حرف زدن را شروع كرد، به تمام كلمات او واكنش نشان دهيد، گويي اومكالمه را با جمله انجام مي دهد. "پيش."، "تو پيشي رو مي بيني؟" "مي ره" " بله، پيشي از در بيرون مي ره." "پيش؟" " پيشي رفت بيرون. مي خواي پيشي رو ببيني؟" پيش بيرون؟" " خيلي خوب، بيا بريم بيرون و پيشي رو ببينيم."
• براي حفظ توجه كودك، موضوع صحبت را درحدامكان تغيير دهيد،زيرا دامنه توجه كودك كوتاه است. شايد او بخواهد براي آنچه در يك باغچه مي بيند اسمي تعيين كند و سپس براي ديدن جزييات ريز يك قطعه سنگ خم شود. وقتي او به چيزي اشاره و يا زيرلب زمزمه مي كند و يا سعي دارد كلماتي برزبان براند، از او پيروي كنيد.
• از كودك خود سوال كنيد ولي درصورت نشنيدن پاسخ، نگران نشويد. كمي تامل كنيد، سپس درصورتي كه كودك شروع به صحبت نمود، كلمات را دراختيار او بگذاريد و واكنش نشان دهيد. "برايم چه آورده اي؟" "اوه، يه عروسك!" " متشكرم، مي تونم بذارمش اينجا؟" "نه، اونجا نه؟ اينجا؟ خيلي خوب، تو مي خواي اونجا باشه؟"
• براي كودك اشعار كودكانه و لالايي ها را بخوانيد و تكرار كنيد. كودكان نوپا، عاشق بازگويي و تكرار هستند. با بزرگ تر شدن كودك، درپايان هربيت شعر، كمي تامل كنيد تا متوجه شويد آيا كودك ميل دارد آخرين كلمه را برزبان جاري كند. درصورت عدم تمايل او، آخرين كلمه را شما بگوييد تا كودك به تدريج بازي را بياموزد و تقليد را شروع كند.
گاهي به والدين توصيه مي شود با كودكي كه دير زبان باز كرده، مدام صحبت كنيد تا به صحبت كردن مجبور شود و گاهي نيز به آنان گفته مي شود كودك را وادار به گفتن كلمات كنيد، و از ايما و اشاره يا زمزمه مطلب پرهيز كنيد. حتي احتمال دارد به آنان توصيه شود به تلاش هاي غيرگفتاري كودك براي برقراري ارتباط واكنش نشان ندهند. به هرصورت اگر به اولين اقدام كودك براي برقراري ارتباط واكنش نشان داده نشود، او خشمگين و عصباني خواهد شد و حتي احتمال دارد، از حرف زدن مايوس شود. اگر پيگير روش هاي پيشنهاد شده شويد، در گسترش مهارت هاي زباني كودك كمك شاياني كرده ايد.
گاهگاهي، ممكن است كودك به دلايلي جز ديررشد بودن، ديرتر زبان بازكند. معمولا" پدر يا مادري كه در تماس با كودك خود هستند اولين افرادي هسات بدون معني كه كودك آنها را پشت سر هم مي گويد. در واقع، توليد صدا براي كودك شما يك بازي مفرح است؛ او تلاش مي كند كه زبان، دندانها، سقف دهان و تارهاي صوتي اش را براي توليد صداهاي بامزه و متنوع، به كار گيرد. در اين مرحله، كودكان صداهايي مختلف از خودشان در مي آورند كه اصطلاحا "غان و غون" ناميده مي شود؛ و جالب اينكه اين صداها در كودكان مختلف كاملا شبيه به هم است، خواه والدين آنها فارسي، انگليسي، فرانسوي يا حتي ژاپني باشند! شما ممكن است مشاهده كنيد كه كودك شما، بعضي صداهاي خاص را دوست داشته و آنها را بارها و بارها تكرار كند، مانند "دا" يا "كا"؛ اين بدان خاطر است كه كودك از اين صداها، و همچنين از وضعيت اندامهاي صوتي اش در زمان توليد اين صداها، خوشش مي آيد.

شش تا نُه ماهگي

در اين دوره به نظر مي رسد كه صداهايي كه كودك توليد مي كند، تا حدي معنا و مفهوم دارند. اين بدان خاطر است كه كودك از صداها و الگوها، مشابه با خود شما استفاده مي كند. مي توانيد با كتاب يا شعر خواندن براي او، اين مهارت را در كودك تقويت كنيد.

دوازده تا هفده ماهگي

او در اين مرحله از يك يا چند كلمه استفاده مي كند و معناي آنها را هم مي فهمد. او حتي ممكن است از تغيير آهنگ صدا نيز استفاده كند و مثلا با لحن سوالي به شما بگويد: "بغل"، يعني "من را بغل كن"! او به تدريج اهميت حرف زدن را درك مي كند و مي فهمد كه توانايي ابراز و انتقال خواسته ها و نيازهايش، تا چه حد مهم است.

هجده تا بيست و چهار ماهگي

در اين دوره، او ممكن است تا 200 كلمه را ياد گرفته باشد، كه بسياري از اين كلمات، اسم هستند. بين هجده تا بيست ماهگي، كودكان مي توانند حدودا 10 كلمه را در روز ياد بگيرند. حتي برخي از آنها مي توانند كه در هر 90 دقيقه، يك كلمه جديد ياد بگيرند، پس بهتر است به دقت، مراقب نحوه صحبت كردن خود باشيد. او حتي ممكن است دو كلمه را با هم استفاده كرده و جملات دوكلمه اي بسازد: "من ببَر". در دو سالگي، او قادر خواهد بود جملات سه كلمه اي را به كار برده و آهنگهاي ساده را به صورت آواز، بخواند. در اين دوره، درك كودك از خودش به بلوغ مي رسد، و در نتيجه او درباره خودش - چيزهايي كه دوست دارد يا ندارد، آنچه فكر مي كند و آنچه احساس مي كند - حرف خواهد زد. البته استفاده از ضميرها ممكن است براي او گيج كننده باشند و در نتيجه ممكن است مشاهده كنيد كه او به جاي اينكه بگويد: «من انداختم»، بگويد: «ني ني انداخت».

بيست و پنج تا سي و شش ماهگي

او ممكن است هنوز نتواند بلند يا آرام حرف زدن را به طور مناسب به كار ببرد، اما به زودي در اين زمينه مهارت كافي پيدا خواهد كرد. همچنين او به تدريج معاني ضميرها (مانند: من، تو، او) را خواهد فهميد. بين دو تا سه سالگي، دامنه لغات او حدودا به 300 كلمه خواهد رسيد. او با استفاده از اسم ها و فعلها، جملاتي كامل اما ساده خواهد ساخت: «من امروز رفتم».

در سه سالگي، مهارت او براي حرف زدن بسيار افزايش يافته است. او مي تواند براي مدتي به طور مداوم با شما صحبت كند، و تُن صدا، الگوهاي صحبت و لغات مورد استفاده اش را با توجه به مخاطب خود، تنظيم كند. به عنوان مثال، هنگام صحبت كردن با يك كودك ديگر از كلمات ساده تر استفاده خواهد كرد، اما وقتي كه با شما حرف مي زند، لغتها و الگوهاي پيچيده تري را به كار خواهد برد. در اين زمان، شما مي توانيد منظور او را به طور دقيق و روشن بفهميد. او به راحتي و به صورتي روان، نام و سنش را براي ديگران گفته و همچنين هرگاه از او بخواهيد كاري را انجام دهد، به سرعت گوش خواهد داد.

مرحله بعدي

پس از مدتي، شما خواهيد ديد كه او ديگر صرفا حرفهاي بي سر و ته يا بي معني نمي زند؛ و روزهايي را كه او اصلا بلد نبود حرف بزند، فراموش خواهيد كرد. در اين دوره، او براي شما از كارهاي روزانه اش حرف مي زند و شما هم از نشستن و گوش دادن به شيرين زبانيهاي او لذت خواهيد برد. او براي شما تعريف مي كند كه در مهدكودك چه بازيهايي كرده است؛ دوستش چه خوراكي آورده بود؛ دوست ديگرش چه چيزهايي گفته است؛ و البته درباره هر چيز ديگري نيز كه در ذهنش مي گذرد، براي شما صحبت خواهد كرد. او همچنين يادگيري يك مهارت نسبتا پيچيده تر را نيز آغاز مي كند: "نوشتن".

نقش شما
وظيفه شما بسيار ساده است: با او حرف بزنيد. تحقيقات نشان مي دهند كودكاني كه والدينشان در دوره خردسالي، زياد با آنها صحبت مي كنند، بهره هوشي (IQ) بيشتري دارند. همچنين دامنه لغات آنها نيز وسيع تر از كودكاني است كه كمتر با اطرافيان خود صحبت مي كرده اند. شما مي توانيد صحبت كردن با كودك را از دوران حاملگي آغاز كنيد، تا او به صداي شما عادت كند. براي او كتاب بخوانيد و يا هنگامي كه به حمام مي رويد، با صداي بلند برايش آواز بخوانيد. پس از زايمان، هنگامي كه به او شير مي دهيد، پوشك او را عوض مي كنيد و يا او را به حمام مي بريد، با كودك صحبت كنيد؛ همچنين بهتر است به او فرصت بدهيد كه با يك لبخند و يا با برقراري ارتباط چشمي (نگاه كردن مستقيم به چشمان شما)، به حرفهاي شما پاسخ دهد. در پنج ماهگي، ممكن است متوجه شويد كه او با اشتياق به حركت لبها و دهان شما نگاه مي كند. به صحبت كردن ادامه دهيد، و او به زودي تلاش خود را براي پاسخ دادن به شما آغاز خواهد كرد.

البته گاهي از اوقات نيز مي توانيد با جملات و كلمات خود كودك (يعني با همان صداهاي بي معني و نامفهوم او) با ا