مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
مطالب تصادفی
ترس و اضطرابطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۲۱

مخاطب شناسي در راديو

كساني كه به مطالعه نوع رسانه  جمعي توجه دارند،  «تحليل رسانه» را مد نظر دارند. و وقتي كه توجه به افرادي باشد كه پيام را دريافت مي كنند توجه كنيم به «تحليل مخاطب» خواهيم پرداخت.و اگر بحث بر سر تاثير پيام باشد به «تحليل تاثير» خواهيم پرداخت.
اين مطلب كه اين جداسازي مفيد است يا خير  عميقا به يك غايت علمي مفروض بستگي دارد. براي مثال مي توان عنوان كرد كه در اكثر موارد تركيب تحليل مخاطب و تحليل اثر به مراتب ساده تر از جداسازي آنهاست. از سوي ديگر در تحليل محتوا تقسيم آن به مطالعه مفاهيم و مطالعه سبك مي تواند مفيد باشددر اينجا كوشش خواهيم كرد كه در مورد تحليل مخاطب راديو با توجه به تغييراتي كه در ايران رخ مي دهد بحث كنيم. ارتباط ميان افراد كه سبب انتقال مفاهيم، افكار و اطلاعات از فردي به فرد ديگر مي شود، شرط اصلي پيدايي و ادامه زندگي جمعي است. زيرا زندگي جمعي انسانها بدون وجود ارزشها، هنجارها، اهداف و حتي تعارضاتي كه از طريق ارتباط به وجود مي آيد، معنا و مفهومي نخواهد داشت.

علاوه بر اين پيدايي و قوام ارزش هاي گروهي، هنجارها، محتواي فرهنگي و همچنين روند هاي يادگيري اجتماعي و در عين حال تضاد هاي اجتماعي فقط از طريق ارتباط به وجود مي آيد. افراد براي زندگي جمعي بايد از اهداف ، مقاصد، آگاهي ها و همچنين از تفكر و برداشت ديگران مطلع گردد تا به ارائه كنش و واكنش در برابر آنها قادر گردد

جوامع بشري تاريخ درازي را به ارتباط با كلام پرداخته اند. فرهنگ ، دانش و تمام دست آوردها و تجربيات اجتماعي و تاريخي جامعه، از طريق كلام و گفتار انتقال يافته است. هرچند با پيدايش خط و كتابت بسياري از وقايع جامعه به صورت تا امروز باقي مانده است اما اكثر نسخه ها در معرض نابودي و فساد قرار داشت و در عين حال براي عموم قابل دسترس نبود. حتي با گسترش صنعت چاپ نيز بسياري از اين دانش تا مدتها محدود به اقشار خاص بود كه نسبت به كل جامعه سهم بسيار ناچيزي داشتند.
از اوايل قرن نوزدهم، نوع جديدي از ارتباط به وجود آمد كه با تمام انواع قبل تفاوت داشت. از اين نوع ارتباط با عنوان ارتباط جمعي نام مي برند. از جمله ضرورت چاپ روزنامه در شرايط سرمايه داري كه مي بايست به دست «توده» برسد
برقراري ارتباط از طريق رسانه جمعي، ارتباطي غير مستقيم است؛ زيرا بدون استفاده از ابزار پيشرفته تكنولوژيك امكان برقراري نخواهد داشت. و البته ارتباطي عمومي است به اين معني كه همگان امكان استفاده از پيام رسانه را دارند.
امروزه در ميان رسانه هاي جمعي اينترنت سهم مهمي يافته است اما همچنان تلويزيون و راديو ابزارهايي قوي و تاثيرگذار در اشاعه اطلاعات هستند. چراكه هر يك از اين رسانه ها داراي ويژگي هايي هستند كه توانايي هاي خاصي را به همراه دارد. همانطور كه ايميل نتوانست جاي پست را بگيرد. راديو نيز با به علت ويژگي هاي خاص خود همچنان در ميان ساير رسانه ها مخاطبين خود را حفظ كرده است.
به طور كلي برنامه هاي راديويي از تركيب سه عنصر صدا، موسيقي و كلام پديد مي آيند و نيروي بياني و ارتباطي خاصي را تشكيل مي دهد كه از بيان مكتوب مطبوعاتي و بيان سينمايي و تلويزيوني متمايز است. در زير به برخي از ويژگي هاي برجسته راديو اشاره مي كنيم:

-1قابليت حمل و بهره برداري در هر مكان.
2بهره برداري همزمان با انجام فعاليت هاي مختلف.
-3سرعت انتقال پيام(برخلاف مطبوعات)
-4وسعت دامنه انتشار (تقريبا در هر نقطه اي از جهان).
-5مقرون به صرفه بودن دستگاه.
-6امكان استفاده از فرستنده هاي متعدد.
-7سهولت ضبط برنامه ها براي استفاده مجدد.
-8 بكارگيري زبان ساده و سهولت در بهره مندي از پيام.
-9 قدرت تاثير بالا.
به نظر گروهي از مردم راديو عبارت است از قرائت روزانه برنامه هاي مطبوعات ولي به صورت گسترده تر و آسان تر. و گروهي ديگر راديو را وسيله اي مي دانند كه در كنار آن به يكباره گرفتگي و اندوه زدگي را از ميان ببرند و خويش را از چنگ دلتنگي و ملال زندگي گريز دهند. اين از خود گريختن سبب مي شود زندگي عوض شود و انسان خود را به آغوش دنياي افسونگرانه و اعجاز آميز توهم بياندازد. بهره وران راديو كساني هستند كه در جريان روز سخت ترين كارها را انجام مي دهند و در جريان كار يا در هنگام آسودگي از كار مايه نجات آنهاست.
 راديو يك وسيله نيرومند فرهنگي است از فرهنگ مايه مي گيرد و در عين حال خود سبب دگرگوني و تحولاتي در فرهنگ مي شود. بررسي اين تحولات و دگرگوني ها و اصولا نقش فرهنگي راديو با اندازه گيري هاي كمي برنامه ها قابل انجام نيست. بلكه تجزيه و تحليل كيفي و دقيقي را در گفتارها و محتواي برنامه ها مي طلبد.در مورد نقش آموزشي راديو نبايد بيش از آنچه واقعيت به ما مي گويد انتظار داشت؛ آموزش در درجه اولي به عهده نهادهاي ديگر چون مدرسه و خانواده است و راديو مي تواند نقشي مكمل داشته باشد. اما با اين حال راديو مي بايد در بدوش كشيدن بخشي از اين وظيفه تدبيري بيانديشد به ويژه كه مي بايد هماهنگ با نظام ارزشي جامعه و با توجه به امكانات در جهت برآورده كردن نيازها آموزشي و فرهنگي جامعه گام بردارد.
راديو از فرهنگي مايه مي گيرد كه خود مي خواهد شنوندگان را كه با آن فرهنگ زندگي مي كنند آموزش دهد. راديو  نمي تواند كاملا جدا از فرهنگي كه در جامعه جريان دارد حركت كند. بعلاوه گيرندگان پيام نيز منفعل نيستند بلكه عواملي چون پيشداوري درباره پيام، استنباط مفاهيم پيام و انطباق پيام با تربيت گيرنده در توجه آنها به برنامه هاي راديو موثر است.
به هر ميزان كه اهداف تحول جامعه مورد توجه جدي تر قرار بگيرد، ابزار مورد استفاده برنامه ريزان و دولت مردان هر كشوري از قبيل راديو و تلويزيون براي اداره جامعه و تحول فرهنگي از اهميت بيشتري برخوردار است.
 به منظور شناخت نقش و تاثير راديو ابتدا مي بايست رابطه راديو با مفاهيم تحولات مورد نظر روشن شود. آيا راديو در حالت كنوني اشاعه دهنده اين مفاهيم است يا ضد آن را ترويج مي كند و يا نسبت به آن بي اعتنا است. با مشخص شدن اين رابطه آنگاه مي بايد به نقش مخاطب به عنوان پايه مهم ديگر در اثر پذيري پرداخت. در واقع بايد پرسيد نقش مخاطب در اثر راديو براي ايجاد تحولات مذكور چگونه است. و چه مؤلفه هايي در فعاليت مخاطب باعث افزايش يا كاهش تاثير مي شود. پرداختن به اين مسائل از يك سو نيازمند شناخت مخاطبان برپايه ميزان استفاده آنها از راديو با توجه به متغيرهاي زمينه اي (جمعيت شناختي)براي تعيين تفاوت ها در خرده گروه ها است و از سوي ديگر  اين امر مستلزم طبقه بندي مخاطبان برپايه رويكرد آنها به تحولاتي است كه راديو در صدد ايجاد آن است.
براي درك مخاطبان رسانه لازم است بدانيم كه راديو چگونه با زندگي روزمره مردم تطبيق مي يابد. شيوه استفاده از راديو خود مي تواند از زمينه اجتماعي و فرهنگي اي كه استفاده از آن را احاطه كرده است، تاثير پذيرفته باشد. رويكرد ما به مخاطب رويكردي تركيبي است. مخاطب از راديو تاثير مي پذيرد و تاثير آن هم كم نيست اما مخاطب منفعل نيست، او با فعاليت خود بر محتواي پيام دريافت شده اثر مي گذارد و لذا فعاليت او مي بايد ملاحظه شود
براي بررسي عوامل موثر در ميزان افزايش يا كاهش تاثيرات با توجه رابطه ميان مخاطب و راديو مي توان دو هدف را  در نظر گرفت:


1-بررسي رابطه در معرض راديو قرار گرفتن و پذيرش تغييرات فرهنگي.
2-    طبقه بندي مخاطبان بر پايه ميزان نوگرايي با توجه به ساعات و نحوه استفاده از راديو .
به منظور توضيح اثر راديو بر نگرش ها و ارزش ها مي توان از رويكرد

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۲۰

مخاطب شناسي ؛ رمز بقاي رسانه ها 

 امروزه غالب رسانه‏هاي ديداري و شنيداري و حتي تكنولوژي‏هاي نوين ارتباطات متعامل‏ (دو طرفه)ناگزير از شناخت طبقات و طيف‏هاي متنوع و مختلف مخاطبان خويش مي‏باشند. توجه به گيرندگان پيام و شناخت آنها،گستره وسيعي از مشخصات فردي،اجتماعي، رواني و...(سن،جنس،مذهب،شغل،ميزان تحصيلات،گرايش صنفي،فكري و...)را شامل‏ مي‏شود.

 بديهي است براي ايجاد ارتباطي موفق،اشتراك در معني بين فرستنده و گيرنده لازم و ضروري است و اين اشتراك حاصل نمي‏شود مگر اينكه رسانه با شيوه‏ها و متدهاي علمي، مشتريان خويش و نيازهاي آنان را شناسايي و به توليد پيام‏هايي در همان راستا بپردازد.

 جامعه‏شناسان و انديشمندان ارتباطات،ضمن توجه به مقوله مهم مخاطب‏شناسي با خلق‏ تئوري‏ها و نظرياتي جامع در اين رابطه ضمن تفكيك گروه‏هاي مختلف مخاطبان،لزوم توجه‏ كارگزاران ارتباطاتي چون روزنامه‏ها،راديو،تلويزيون،اينترنت و...را به اين امر مهم گوشزد نموده‏اند.

 

 در نوشتار حاضر سعي شده است به اختصار نظريات ارتباطي و جامعه‏شناختي در باب‏ مخاطب تبيين و ارايه شود تا مورد استفاده كارگزاران ارتباطي قرار گيرد.

 

 يكي از مسايل مهم بررسي وسايل ارتباط جمعي بحث مخاطبان و چگونگي رويارويي آنها با وسايل ارتباط جمعي مي‏باشد.در اوايل نظر بر اين بود كه رسانه‏هاي جمعي علت لازم و كافي‏ تاثير بر مخاطبان هستند و باعث شكل دادن به نگرش‏ها و عقايد آنان مي‏شوند در حالي كه در اين ديدگاه مخاطبان منفعل فرض مي‏شدند(ديدگاه تزريقي و گلوله جادويي)امروزه اين‏ ديدگاه از مخاطبان وسايل ارتباط جمعي به كلي مردود شمرده شده و مخاطبان را در رويارويي‏ با پيام‏هاي ارتباطي پويا و داراي حق انتخاب فرض مي‏كنند به طوري كه مخاطب براي ارضاي‏ نيازهاي خود و به صورت آزادانه به جستجوي اطلاعات مورد نظر از منابعي كه به تخصص و اعتبار آنها اعتماد دارند مي‏پردازد.(1).

 

رسانه‏هاي جمعي به اعتقاد برخي كارشناسان براي نفوذ بر مخاطبان خود مي توانند سه كاركرد داشته باشند:

 

 1-عقايد مخاطبان خود را تقويت كنند.2-عقايد و باورهاي جديد بوجود آورند.3- عقايد موجود را تغيير داده و عقايد جديدي را به وجود آورند.

 

 روان‏شناسان اجتماعي معتقدند نقش تقويت كننده وسايل ارتباط جمعي‏ بر اساس استفاده انتخابي و ادراك انتخابي نسبت به ساير نقش‏ها داراي اهميتبيشتري است.يعني مخاطبان به منابعي براي كسب خبر مراجعه مي‏كنند كه با افكار و عقايد آنان همسو باشد بر همين مبنا اطلاعاتي مورد علاقه را كسب مي‏نمايند.

 

 ادراك انتخابي موجب مي‏شود تا مخاطبان اطلاعات دريافتي از رسانه‏ها را به‏ گونه‏اي كه با عقايد قبلي آنها مطابقت داشته باشد تعبير و تفسير كنند و تعابير با توجه‏ به تفاوت زمينه‏هاي فكري بسيار متفاوت از يكديگر است.بنابراين رسانه‏هاي جمعي‏ براي اين كه بتوانند تاثيرات لازم را در برخورد با مخاطبان بدست آورند بايد به نكات‏ روانشناسانه پيام توجه نموده و از شيوه‏هاي بسيار ظريف براي القاي افكار خود بهره‏ برند.

 

 برخي ازنظريه پردازان مكتب فرانكفورت(آدرنوماركوزه)معتقدند وسايل‏ ارتباط جمعي در عصر حاضر با تجاري شدن سعي در تخدير و همراه نمودن جامعه با نظام‏ حاكم را دارد به عبارتي ديگر وسايل ارتباطي جمعي با تحريف واقعيات جامعه و بزرگنمايي‏ اخبار كم اهميت سعي در تثبيت نظام حاكم بر جامعه و نيز به وجود آوردن روحيه منفعل و سازش طلبانه را در انسان دارند.

 

 آنچه روشن است اين است كه دست‏يابي به عيني‏گرايي واقعي نه تنها در كشورهايي با نظام‏هاي مستبدانه غير ممكن است بلكه درحكومت‏هاي دموكراتيك نيز مخاطبان به طور نامريي و پنهاني در معرض اخبار و اطلاعاتي قرار دارند كه در نهايت حفظ حاكميت را موجب‏ مي‏شود.

 

 نخستين نظريه در علوم ارتباطات در زمينه نقش مخاطبان،كاركردي منفعلانه براي‏ مخاطبان قايل بوده بر اساس نظريه‏"گلوله جادويي‏"(تزريقي)پيام‏هايي كه طراحي و ارايه‏ مي‏شدند در كوتاه مدت طيف وسيعي از مخاطبان را تحت تاثير مستقيم قرار مي‏داد.نگاه‏ يك طرفه و بدو از شناخت رواني-فيزيكي انسان‏ها موجب شد در طول چند سال نظريه جديد تحت عنوان‏"استحكام‏"از جانب صاحبنظران مطرح شود.براساس اين ديدگاه مخاطبان بايد باورهايي در ارتباط با پيام دريافتي داشته باشد و پيام پس از آن مي‏تواند آن عقيده را بيشتر تحكيم نمايد"كلاپر"در اين باره مي‏گويد:پيام به خودي خود سازنده نيست بلكه بازسازي كننده‏ و تقويت كننده نظرات مخاطبان است.

 

 با توجه به اين كه مجموعه فعاليت‏هاي پيام‏سازي براي ارضاي خاطر مخاطب و همراه‏ نمودن آن انجام مي‏شود،مي‏توان ادعا كرد كه در برقراري ارتباط،مخاطب از جمله مهمترين‏ عناصر به حساب مي‏آيد كه مي‏توان دست‏يابي به هدف را تضمين يا به طور كلي از ميان‏ بردارد.(2)

 

 در دهه 70 شكل تكامل يافته نظريه استحكام در قالب نظريه‏"نيازجويي‏"مطرح شده‏ براساس اين نظريه مخاطب در برخورد با پيام درست مانند نظريه استحكام پويا و فعال است‏ در اينجا نقش انتخاب كننده را نيز داراست به اين معنا كه گيرندگان پيام داراي مجموعه‏اي از نيازها مي‏باشند كه راه‏هاي متعددي براي رفع آن در پيش‏رو دارند بنابراين رسانه‏ها با توجه به نيازها و خواسته‏هاي مخاطبان پيام خود را تنظيم نمايند كه‏ پيامگير نيازهاي خود را از طريق آنان ارضا نمايد.(3)ساير نظرات‏ مطرح شده در گستره علوم ارتباطات مانند نظريه وابستگي، برجسته‏سازي و...به گونه‏ها و حالات مختلف رفتارهاي مخاطب را مورد توجه قرار داده‏اند. يكي ديگر از نظريه‏هاي مطرح شده در مورد مخاطبان نظريه‏"انگ‏"مي‏باشد.بر طبق اين‏ نظريه‏"زماني كه وسيله ارتباطي انگ يا نشاني نامطلوب بر پيشاني يافت از آستانه اعتماد فرو مي‏افتد و تمام محتواي آن با نيشخند و يا خشم مخاطب مواجه مي‏شود.در اكثر موارد چنين‏ وسيله ارتباطي دچار نوعي خلا نسبي مي‏شود و كساني كه مخاطب آن مي‏شوند از جانب‏ ديگران فاقد ارزش اجتماعي به حساب مي‏آيند.فرايندهاي اثر بومرنگ،بازخورد و پس فرست‏ منفي عوامل پيدايي نشان نامطلوب يا انگ در وسايل ارتباطي جمعي خواهد بود." (4)

 

 در مجموع مي‏توان گفت بايد به مخاطب به عنوان يك عنصر فعال،پويا و صاحب اراده و شناخت نگريسته شود زيرا كه قادر است تحولات بسياري را در سطح جامعه به وجود آورد. مخاطب در مسير حركت زندگي نيازهايي دارد كه اين نيازها اصلاح مي‏شود.تغيير شكل‏ مي‏يابد و گسترده يا محدود مي‏شود.او مي‏تواند از هزاران راه كه در پيش‏رو دارد.براي‏ ارضاي نيازهاي خود بهره جويد از جمله اين راه‏ها استفاده از پيام‏هاي وسايل ارتباط جمعي‏ است،بنابراين براي اينكه بتوان پيام‏هاي هدفمند،سازنده و نقش آفرين خود را به مخاطب‏ برسانيم او را در جرياني دو سويه به حساب آورده و نيازها و خواسته‏هايش را بشناسيم در غير اين صورت راه‏هاي بسياري براي جايگزين شدن پيام وجود دارد.

 

 "در دنياي ارتباطات و اطلاعات براساس قانونمندي‏هاي حاكم بر رفتارهاي انساني(انسان‏ همواره به دنبال حداكثر مطلوبيت)داشتن اعتماد ضروري است،پيام‏هاي ايجاد كننده‏ اعتماد مي‏تواند مطلوبيت براي خوانندگان ايجاد نمايد"(5)

 

 شناخت گردانندگان وسايل ارتباط جمعي،دادن اطلاعات صحيح در مورد سلامت رفتاري‏ و علاقه‏مندي آنها به ارايه اخبار و واقعيت‏هاست.تجربه مخاطبان در مورد اينكه وسايل ارتباط در پي كشف حقايق است مي‏تواند باعث افزايش اعتماد مخاطبان به آن شود.

 

 وسايل خبري جمعي بايد نسبت به بافت جامعه مخاطبان داراي بينش بوده و قادر باشند سلسله نيازهاي تعريف شده مخاطبان را با نقش‏ها و وظايف خود پيوند دهند در سايه چنين‏ پيوندي كه زمينه جلب اعتماد عمومي براي پيشبرد اهداف مورد نظر فراهم مي‏آيد.رسانه‏هاي‏ جمعي در فرايند اطلاع‏رساني بايد به مقابله با عوامل بي‏اعتمادي در خبر پرداخته و اعتماد مخاطبان خويش را به توليدات ارايه شده افزايش دهند تا آنان را از آنچه ويلبر شرام "پاداش‏آتي‏" مي‏نامد برخوردار سازند.

 منبع:

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/6483/29/text


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۱۹

مخاطب ‌شناسي جوان

مقدمه

ارتباط» 4 جزء وجود دارد كه عبارتند از: پيام، پيام رسان، پيام گير و واكنش. به نظر مي رسد در بين اين اجزاء، «پيام رسان» از اهميت ويژه اي برخوردار است و يكي از وظايف و مسؤوليتهاي سنگين آن، شناخت روحيات و ويژگيهاي «پيام گير» يا «جوان» است.

عدم شناخت كافي و لازم از جوان و فاصله گرفتن از او به بهانه تفاوت بسيار زيادي كه اين نسل با نسل قبلي خود دارد. استاد مطهري در اين زمينه مي گويد: «ما اول بايد درد اين نسل را بشناسيم. درد عقلي و فكري، دردي كه نشانه بيداري است، يعني آن چيزي را كه احساس مي كند و نسل گذشته احساس نمي كرد...»


جواني مرحله اي از عمر است كه مرز سني 18 تا 26 سال را در برمي گيرد. اين دوره از مهمترين و در عين حال پيچيده ترين مراحل حيات است . جواني دوران تربيت پذيري است و فرصتي كه در آن عقيده و اخلاق ريشه دار شده و فضايل و ملكات انساني در جوان تثبيت مي گردد.

در ذيل به برخي از ويژگيهاي اين دوران اشاره مي گردد؛ 1-

مهمترين تعبيري كه براي اين مرحله به كار مي رود تعبير «شباب» است. شباب در لغت به معناي برافروختگي و زبانه كشيدن است و همه حالات و رفتار جوانان حكايت از برافروختگي و هيجان دارد. جسم، روان، عواطف، احساسات و افكار جوان در كمال رشد و برافروختگي است. كه البته اين ويژگيها در صورت عدم كنترل، مي تواند خطرآفرين باشد.

اميرالمؤمنين عليه السلام نيز در روايتي اين دوران را به2-3- «4-«سكرالشباب» تعبير فرموده اند. دوران بلندپروازي، اميد و آرزوهاي دور و دراز، آرمان خواهي، حقيقت جويي و همت هاي بلند.كنجاوي طبيعي در اين دوران به چراجويي مبدل گشته و جوان را به سوي منطقي روشن و استدلالي قانع كننده مي كشاند.جوان» رقيق القلب و فردي پيشتاز است. شور، شوق، عشق و شيدايي او در مرحله اي از توان و رشد است كه براي اقدام در دشوارترين امور حاضر به سرمايه گذاري است.جواني مرحله اي است كه فطرت انسان بيدار است و مي تواند بسنجد و راه و رسم انسانيت و اخلاق را در پيش گيرد.

آنچه در بالا بدانها اشاره شد، تنها بخشي از ويژگي هاي دوران جواني است كه براي برقراري يك ارتباط موفق با جوان بايد مدنظر قرار گيرد


به نظر انديشمندان، بي تفاوتي و سهل انگاري والدين همانقدر آرامش جوان را بر هم مي زند كه دخالتها و امر و نهي هاي بيش از اندازه و نابجا

منبع : وبلاگ مخاطب شناسي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۱۸

الفباي زبان بدن وارتباط آن درشناخت مخاطب

زبان بدن مي‌تواند به‌خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه فردي درحالي‌كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي‌دهد، قابل‌قبول نيست، پس بايد ياد گرفت چگونه زبان بدن را در زندگي روزمره وارد كرد

شايد براي اكثر ما مصداق ارتباط برقرار كردن؛ گفتار و به عبارتي حرف زدن باشد ولي بايد بدانيد بيشتر ارتباط بين افراد از طريق زبان بدن است. در واقع بيش از 90‌درصد آنچه شما به طرف مقابل‌تان انتقال مي‌دهيد از طريق حركات غيركلامي و به عبارتي زبان بدني شماست و تنها حدود 10 درصد منظور شما از طريق گفتار و كلام‌تان منتقل مي‌شود.زبان بدن مي‌تواند گوياي وضعيت دروني فرد باشد. براي مثال مي‌تواند خشم، خستگي، وضعيت آرام، گيجي و ديگر نشانه‌ها را نشان دهد. زبان بدن در واقع شامل تمام حركات شماست از حالت‌ها و حركات صورت شما گرفته تا تماس چشمي، ژست‌ها، مدل ايستادن و... . معمولا شناخت درست زبان بدن مي‌تواند كاري بسيار دقيق و ظريف باشد اما شما مي‌توانيد به راحتي با آشنايي با چند حركت رايج با اصول زبان بدن آشنا شويد، هر كدام از اين نشانه‌ها مي‌تواند بيش از هزاران كلمه، گويا باشد.

وقتي او آينه شماست


بسيار اتفاق مي‌افتد رفتارهاي دوفرد كاملا هماهنگ مي‌شود، يعني دوفردي كه با هم تعامل دارند، حركات و زبان بدن آنها كاملا شبيه هم باشد و انگار تمام ايماها و اشاره‌هاي زبان بدن آنها در آينه تكرار مي‌شود اما آيا مي‌دانيد اين هماهنگي مي‌تواند چه معنايي داشته‌باشد؟ وقتي شما با فردي ملاقات مي‌كنيد كه تمام حركات و زبان بدن شما را تقليد مي‌كند يا شما متوجه مي‌شويد خودتان حركات او را تقليد مي‌كنيد، نشان مي‌دهد كه شما دو نفر در يك وضعيت و حالت رواني هستيد.
همچنين از اين هماهنگي و تقليد رفتارها مي‌توانيد به علاقه شخص مقابل نسبت به‌خودتان پي ببريد. وقتي او حركات و رفتارهاي شما را مثل آينه تكرار مي‌كند نشان مي‌دهد به شما علاقه دارد و مي‌كوشد به نوعي خود را به شما وصل كند. براي مطمئن شدن از اين علاقه مي‌توانيد حركات خود را چند‌بار جابه‌جا تغيير دهيد تا ببينيد آيا او هم تغيير مي‌دهد يا نه؟‍‍!

اين دست دادن يعني ...


بايد بدانيد معني دست دادن خيلي فراتر از سلام گفتن، از ديدن شما خوشبختم  و... است. مهم‌ترين بخش در دست دادن، تماس كف دست شما با دست طرف مقابل است و مي‌توان گفت اين حركت ساده خيلي بيشتر از يك تماس است، تماس كف دست‌هاي شما نيت درست شما را نشان مي‌دهد و اينكه نسبت به اين رابطه حالت تدافعي نداريد و نوع تعامل شما كاملا صميمانه و بدون هيچ‌گونه تهديدي است.

 

او تسليم است اگر راحت نباشد


نشان مي‌دهد فرد اصلا راحت نيست و مي‌كوشد كف دستش كمترين تماس را با طرف مقابل داشته‌باشد. در واقع دست‌هاي فرد مانند ماهي شل است و فقط انگشتانش را دراز مي‌كند و به طرف مقابل مي‌فهماند كه چندان مايل به رابطه صميمانه نيست، حتي مي‌تواند نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز باشد.

مي‌ترسد اگر اطمينان نداشته باشد


وقتي فردي آن‌قدر دست‌هاي شما را فشار دهد كه حتي روي استخوان‌هاي خود اين فشار را احساس مي‌كنيد در اين حالت احتمالا فرد چندان احساس امنيت و اطمينان نمي‌كند و مي‌خواهد با اين سلام و دست دادن محكم، روي اين احساس خود را بپوشاند.

من رئيس هستم اگر سلطه‌جو باشد


در اين مدل فرد هنگام دست دادن كف دستش رو به پايين است وكف دست شما به سمت بالا،  در اين حالت طرف مقابل مي‌خواهد تسلط و نفوذ خود را بيان كند.


نفوذ اگر احساس قدرت داشته باشد


هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دست‌هاي فشرده شده استفاده شود اگر فرد دست چپ خود را از بالا روي دست‌هاي فشرده شده بگذارد يعني مي‌خواهد نفوذ و تسلط خود را نشان دهد،  اگر دست چپ را از پايين روي دست‌ها بگذارد يعني مي‌خواهد نقش حمايت‌كننده خود را نشان دهد و به شما احساس راحتي و آسودگي بدهد.

 

مدل ايستادن چه چيزهايي را نشان مي‌دهد؟


مدل ايستادن فرد مي‌تواند نشانه‌اي از نفوذ، قدرت يا سلطه پذيري او باشد


وقتي فردي هنگام ايستادن كمي خميده قامت است، مي‌تواند نشان از سستي و احساس ناامني در فرد باشد، در بعضي مواقع نيز فرد تا حدي احساس گناه يا عذاب وجدان يا شرم دارد.

وقتي فردي هنگام ايستان شانه‌هايش را عقب مي‌دهد و كاملا صاف مي‌ايستد نشان از سلطه گري اوست و در واقع نشان مي‌دهد او انساني با اعتماد به نفس، صادق و موفقي است. حتـي اگـر كـوتـاه قـد باشد، گرفتن يك ژست مطمئن و بي‌پروا فرد را پر ابهت نشان خواهد داد.

چگونه زبان بدن را به زندگي روزمره خود بياوريد


اگر مي‌خواهيد به بهترين وجه، زبان بدن خود را تنظيم كنيد و دقيقا خود را آنگونه نشان دهيد كه مي‌خواهيد، اول بايد به تمام لحظه‌هاي خود در طول روز فكر كنيد و تمام جوانب را درنظر بگيريد سپس تصميم بگيريد كه قصد داريد چگونه رفتار كنيد.

مثلا اگر مي‌خواهيد ديگران شما را به‌عنوان شخصيتي مهربان بشناسند،  نبايد صبح‌ها هنگام رفتن به سر كار مستقيم سر ميز خود برويد و از هرگونه ارتباط چشمي پرهيز كنيد،  چون در اين صورت همكاران‌تان از شما عكس اين برداشت را خواهند داشت. بنابراين بايد روي سلام و احوالپرسي خود دقت بيشتري داشته باشيد.

به همين طريق تمام روز خود را درنظر بگيريد. بايد به رفتارهاي خود هنگام ناهار توجه كنيد و اينكه بعد ازظهر و عصر خود را چگونه سپري مي‌كنيد. سعي كنيد از خودتان سوال‌هايي به اين روش بپرسيد: «آيا بايد لبخند بزنم؟آيا بايد با اطرافيان ارتباط چشمي برقرار كنم؟ يا....» درست است مفاهيم را همراه با زبان انتقال مي‌دهيد،  اما تاثير زبان بدن شما به لحاظ احساسي است و به‌طور عميق‌تري روي ناخودآگاه طرف مقابل تاثير مي‌گذارد. وقتي شما اصول و معناهاي زبان بدن را ياد بگيريد مي‌توانيد به بهترين حالت، رفتارهاي خود را مديريت كنيد تا رفتارهاي‌تان فراتر از گفتارتان منظور شما را نشان دهد و از طرف ديگر از زبان بدن ديگران نيز كاملا به سود خود استفاده كنيد و معناي نهفته در گفتار آنها را بفهميد.مثلا وقتي فردي هنگام صحبت كردن جلوي دهان خود را مي‌گيرد احتمالا در حال دروغ گفت است يا....به‌طور كلي شما مي‌توانيد از ميزان نزديك شدن طرف مقابل، حركت پاها، نوع حركت سر، نوع حركت دست‌ها و... به خيلي از وجوه شخصيت طرف مقابل پي ببريد.

چشم‌هايش با شما حرف مي‌زنند


تماس چشمي بين افراد معمولا در فرهنگ‌هاي مختلف متفاوت است، حتي مي‌توان گفت با توجه به فرهنگ نيز معناي تماس چشمي متفاوت است اما در بيشتر مناطق معناي آن صداقت و رك‌گويي فرد است. شايد بتوان گفت چشم‌ها يكي از مهم‌ترين اعضايي هستند كه به راحتي احساسات شما را به فرد مقابل انتقال مي‌دهندو در واقع مهم‌ترين جزء انتقال‌دهنده زبان بدن هستند، چشم‌ها مي‌توانند هر چيزي را بيان كنند از ناراحتي و خوشحالي گرفته تا درد و انواع احساسات ديگر.

افرادي هستند كه وقتي با آنها صحبت مي‌كنيد مدام به اطراف نگاه مي‌كنند و چشمان‌شان مي‌گردد، اين نشان مي‌دهد فرد يا عصبي است و دروغ مي‌گويد يا حواس او كاملا پرت است. به‌طور كلي مي‌توان گفت وقتي با كسي صحبت مي‌كنيد و او به شما نگاه نمي‌كند اين مي‌تواند نشانه آسودگي فرد باشد يا سلطه پذيري او را نشان دهد. چپ چپ نگاه كردن مي‌تواند نشان دهد فرد نسبت به شما بدگمان است و حرف‌هاي شما، او را متقاعد نكرده‌است.

وقتي طرف مقابل شما هنگام صحبت كردن مدام به زمين نگاه مي‌‌كند يعني احتمالا يا خجالت مي‌كشد يا كلا شخصيت كمرو و محجوبي است. وقتي چشم‌هاي فردي دوردست‌ها را نگاه مي‌كند معمولا نشانه اين است كه فرد در افكار خود غرق شده‌است و به حرف‌هاي شما گوش نمي‌دهد.

پاها نيز حرف مي‌زنند


وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي‌دهد به‌گونه‌اي مي‌خواهد اين پيام را به طرف مقابل بدهد كه من حوصله‌ام سـر رفته است. در واقع اين حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت باشد.

اين حالت متداول به‌طور يـكسان در مردان و زنان رايج است و مي‌توان اين برداشت را از آن داشت كه من بـسـيار آسـوده خاطر هستم و به‌خوبي به حرف‌هاي شما گوش مي‌دهم.

منبع : وبلاگ مخاطب شناسي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۱۷

روش هاي مخاطب شناسي

 

جلسه دوم       23/7/90

4- رت ارتباطي شناخت خاصي از مخاطب را  مي طلبد، نمي توان شناخت صحيح و واقعي را از مخاطب ارائه داد.

پس نتيجه مي گيريم كه مخاطب شناسي يك امر مستمر و ادامه دار است و در واقع هنر خطيب آن است كه بتواند مخاطبان خود را با توجه به شرايط زماني و مكاني تحت تاثير خود قرار دهد.

جلسه چهارم     21/8/90

10- سه رويكرد در ايجاد " صميميت از دور " براي مخاطبان را نام برده و شرح دهيد.

1-   راهبرد هاي گفتماني : نظير استفاده از سبك خودماني و ديگر اشكال خطاب هاي دوستانه و صميمانه.

2-   خلق مخاطبان واقعي و خيالي : با استفاده از ابزار هايي نظير جلوه هاي ويژه صوتي (خنده، كف زدن) يا تلفن هاي مستقيم شنوندگان.

3-   برقرار كردن تعاملات شخصي : با شنوندگاني كه خواهان مشاركت در مباحث هستند.

نقد اين رويكرد : البته بكارگيري اين شيوه به رواج احساسات، عدم صداقت و زمينه بي اعتمادي منجر مي شود و اين شيوه متفكران منتقد را بر ان داشت تا رسانه هاي جمعي را متهم به فريب كاري ذاتي كنند.

11- تاثير رسانه ها بر ارتقاء روابط اجتماعي اشخاص را بنويسيد.

1-   كاهش انزوا ( تنهايي و اضطراب را از انسانها مي گيرند).

2-   تاثير بر روابط اجتماعي ( نوع ارتباطات و روابط اجتماعي را رسانه ها عوض كردند).

3-   يادگيري اجتماعي و جامعه پذيري از طريق رسانه ها ( رسانه ها با گسترش ارتباطات و فراگير نمودن اطلاعات، كاري كردند كه روستايي و شهري به يك اندازه اطلاعات داشته باشند).

12- سه تكنيك در جذب و حفظ مخاطبان رسانه ها كدامند؟ شرح دهيد.

1-   ميراث بري : يعني انتقال بخشي از مخاطبان يك برنامه يا يك آيتم به برنامه يا آيتم ديگر با فاصله بعد از آن.

2-   تماس و ارتباط پي در پي : مثلاً يك سريال را هر شب و پي در پي پخش مي كنند.

3-   ايجاد وفاداري : يعني مخاطبان، يك كانال خاص را مرتب مي بينند. مثلا دنبال كردن اخبار شبكه 2 .

هر كدام از روش فوق به رسانه ها كمك مي كنند تا مخاطبان بيشتري را جذب و حفظ نمايند.

13- عوامل افزايش وفاداري كوتاه مدت مخاطبان را نام برده و توضيح دهيد.

1-   كششي : پخش برنامه هاي پر جاذبه تا مخاطبان خود را حفظ كنند.

2-   كشكولي : پخش برنامه هاي ضعيف و كم جاذبه در بين 2 برنامه پر جاذبه.

3-   برنامه ريزي يكدست :پخش برنامه هاي مشابه كنار هم. مثل شبكه آي فيلم.

4-   عمود خيمه : قرار دادن برنامه پر جاذبه در مقابل 2 برنامه ضعيف.

14- ويژگي هاي مخاطب كه بر مخاطب شناسي تاثير جدي دارد را نام برده و شرح دهيد.

1-   پس زمينه و محيط اجتماعي : تحصيلات- مذهب- طبقه اجتماعي- محيط خانوادگي- علايق و فرهنگ و...

2-   مشخصه هاي فردي : سن- جنس- موقعيت خانوادگي، شغلي- سطح درآمد و...

3-   نيازهاي رسانه مدارانه : نيازها- منافع شخصي- معاشرت- منحرف كردن حواص- كسب اطلاعات.

4-   سليقه ها و رجحان شخصي : قالب ها- ژانرها، تيپ شخصيتي.

5-   عادات عمومي مربوط به استفاده از رسانه : مثلا ايراني ها در 30/20 دنبال اخبار هستند.

6-   ميزان دسترسي و تماس با رسانه ها.

جلسه پنجم     19/9/90

مخاطب شناسي راديو و بازنمود هاي فرهنگي آن

15- مطالعه در حوزه ارتباطات، گرايش به تمركز از چند پرسش است؟

وقتي مي خواهيم يك كنش ارتباطي را توصيف كنيم سوالات زير به ذهن خطور مي كند:

توصيف كنش ارتباطي ك چه كسي؟ چه مي گويد؟ از كدام دريچه؟ به چه كسي؟ با چه تاثيري؟

1-   تحليل كنترلي، چه كسي؟

2-   تحليل محتوي، چه مي گويد؟

3-   تحليل رسانه، از كدام دريچه؟

4-   تحليل مخاطب، به چه كسي؟

5-   تحليل تاثير، با چه تاثيري؟

-        در سوال اول؛ چه كسي؟ موضوع بر سر ارتباط گر است يعني كسي كه آغاز كننده و هدايت گر كنش ارتباطي است. به اين حوزه از تحليل اصطلاحاً تحليل كنترل گفته مي شود.

-        چه مي گويد؟ (توجه به متن و محتوي) در واقع به حوزه تحليل محتوي باز مي گردد.

-        كساني كه به مطالعه نوع رسانه جمعي توجه دارند، تحليل رسانه را مد نظر دارند.

-        وقتي كه توجه به افرادي باشد كه پيام را دريافت مي كنند، توجه كنيم كه به تحليل مخاطب خواهيم پرداخت.

-        اگر بحث بر سر تاثير پيام باشد به تحليل تاثير خواهيم پرداخت.

         به طور كلي برنامه هاي راديويي از سه عنصر صدا- موسيقي- كلام پديد مي آيند و نيروي بياني و ارتباطي خاصي را تشكيل مي دهند كه از بيان مكتوب مطبوعاتي و بيان سينمايي و تلوزيوني متمايز است.

16- برخي از ويژگي هاي برجسته راديو نسبت به ساير رسانه ها را بنويسيد.

1-   قابليت حمل و بهره برداري در هر مكان.

2-   بهره برداري همزمان با انجام فعاليت هاي مختلف.

3-   سرعت انتقال پيام (برخلاف مطبوعات).

4-   وسعت دامنه انتشار (تقريباً در هر نقطه از جهان).

5-   مقرون به صرفه بودن دستگاه.

6-   امكان استفاده از فرستنده هاي متعدد.

7-   سهولت ضبط برنامه ها براي استفاده مجدد.

8-   بكارگيري زبان و سهولت در بهرهمندي از پيام.

9-   قدرت تاثير بالا.

10- عدم نياز مخاطب به داشتن سواد.

جهت اطلاع

به نظر گروهي از مردم :

-        راديو عبارت است از قرائت روزانه برنامه هاي مطبوعات، اما به صورت گسترده تر و آسان تر.

-        گروهي ديگر راديو را وسيله اي مي دانند كه در كنار آن به يكباره گرفتگي و اندوه زدگي را از بين مي برند و خويش را از چنگ دلتنگي و ملال زندگي گريز مي دهند، اين از خود گريختن سبب مي شود زندگي عوض شود.

-        راديو يك وسيله نيرومند فرهنگي است از فرهنگ مايه مي گيرد و در عين حال خود سبب دگرگوني و تحولاتي در فرهنگ مي شود.

-        راديو از فرهنگي مايه مي گيرد كه خود مي خواهد شنوندگان را كه با آن فرهنگ زندگي        مي كنند، آموزش دهد. راديو نمي تواند كاملا جدا از فرهنگي كه در جامعه جريان دارد حركت كند و بعلاوه گيرندگان پيام نيز منفعل نيستند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۱۶

جامعه شناسي مخاطب در حوزه فرهنگي و هنري

فرهنگ و دستيابي به آن وسيله‌اي است كه بايد در اختيار عموم قرار گيرد. با وجود اين، چگونه مي‌توان از چنين نظري دفاع كرد وقتي مي‌بينيم فرهنگ وسيله‌اي ممتاز براي كسب حيثيت اجتماعي است؟

سياست فرهنگي به‌مثابه فضايي تعريف مي‌شود كه نهاد فرهنگي، آفرينش هنري و مخاطب را در بر مي‌گيرد؛ چگونه اين سه واقعيت، كه هريك منطق خود را دارد، مي‌توانند با هم جمع شوند و تعامل بورزند؟ آن پويايي كه از روابط ميان تماشاگر، نهاد و بيان فرهنگي حاصل مي‌شود كدام است؟ چگونه فضاي رسمي نهادي حاضر است به فرد آزادي و خودمختاري بدهد؟ به اين پرسش‌ها در اين كتاب پاسخ داده مي‌شود، اما پاسخ‌ها با نشان‌دادن همة پويايي‌ها و تناقضاتي كه در مخاطب وجود دارد، جز به برخي از جنبه‌هاي شناخت آن نمي‌پردازد. تماشاگران، همان‌گونه كه آنتيگون موشتوري به ما مي‌گويد «ستون اصلي (يا سنگ بنايي) هستند كه به اثر و به نهاد فرهنگي معنا مي‌بخشند، معنايي كه بدون آن، نه اثر مي‌تواند وجود داشته باشد و نه نهاد فرهنگي».

«آنتيگون موشتوري» در كتاب «جامعه شناسي مخاطب در حوزه فرهنگي و هنري» بر آن است كه تحليلي جامع از مخاطبان عرصه هاي فكري يا هنري ارايه دهد.

موشتوري در ديباچه كتاب خود با بيان اين نكته كه افراد در حيطه اي عمومي زندگي مي كنند كه مولفه هاي پيچيده آن بر شكل گيري رفتارهاي آن ها اثر مي گذارند تحليل اين مولفه ها را لازم ارزيابي مي كند. چرا كه اين تحليل نه تنها ما را نسبت به رفتار افراد به عنوان مخاطب آگاه مي كند، بلكه در مورد روابط موجود ميان دولت و فرد، ميان گروه هاي اجتماعي و ميان فرهنگ و افراد نيز آگاهي مي بخشد. او بر اين باور است كه توجه دقيق به مخاطب در حوزه فرهنگ و حوزه هنر مي تواند عناصري را در حيات سياسي كشور (روابط سه گانه موجود ميان قدرت حاكم، جمعيت كشور و هنرمندان)، حيات گروه هاي اجتماعي و گروه هاي در تقابل با آن ها (تضاد ميان فرهنگ نخبه گرا و فرهنگ توده، ميان موضع اجتماعي متعلق به هر رده اجتماعي و ميان نخبگان و عامه مردم) و حيات آفرينشگري و اداره اجتماعي آن به وسيله ساختارهاي نهادين كه شكل گيري مخاطب به آن ها سپرده شده است، به ارمغان آورد.
بنابراين جامعه شناسي مخاطب واقعيت اجتماعي-سياسي اداره جهان فرهنگي و هنري را فهم پذير مي سازد و عناصر فهم چگونگي تربيت كنشگر و سليقه هنري او را نيز به دست مي دهد.
اين كتاب شامل پنج فصل است كه در آن به ترتيب پيدايش مفهوم مخاطب، مخاطب و فرهنگ توده (رسانه هاي توده اي و تربيت مخاطب، فرهنگ هنري و تحول اجتماعي، فرهنگ و منطق توليد)، مخاطب در فضاي سياسي (بعد سياسي فعاليت هاي فرهنگي، تربيت عامه و شكل گيري مخاطب)، مخاطب از نگاه علوم اجتماعي (بعد جامعه شناختي تحليل شكل گيري مخاطب، پژوهش هايي در مورد فعاليت هاي فرهنگي و وسايل اكتشافي براي شناخت مخاطب، حيطه عمومي، حوزه اي اكتشافي) و شكل گيري مخاطب (رابطه فرد/گروه، دستيابي به فرهنگ، درباره واسطگي، درباره عضويت، مبادلات ميان دو طرف: تماشاگر و موضوع فرهنگي، زمان بندي-مبادله ها-دريافت، مكان بندي و مخاطب) را مورد مطالعه قرار مي گيرد.
موشتوري مي گويد كه رابطه فرد يا افراد با فرهنگ يا حوزه هنري به تمايلات، توقعات اجتماعي و تعامل ها و تداخل هاي آن ها به دو چيز بستگي دارد: از يك سو قدرت عملي اي كه در اختيار دارند، يعني چيزي كه بازار حوزه فرهنگي عرضه مي كند و از سوي ديگر ارزش هاي رايج زمانه، در دوره اي معين.
از ديدگاه موشتوري، مخاطب گروهي نيست كه يك بار براي هميشه تشكيل شده باشد، بلكه ارگانيسمي زنده است كه مركب از گروه هاي اجتماعي مختلف برحسب دوره هاي زماني، شكل مي گيرد و از شكل مي افتد. آماتورهاي مجاز مثالي خوب از اين دست اند.

او تاكيد مي كند كه مخاطب فرهيخته كيفيت اثر هنري را مشروعيت مي بخشد، در حالي كه مخاطب عام، به نهاد مربوط مشروعيت مي بخشد.

به عبارت ديگر عامه مردم است و نه اهالي فرهنگ كه براي اثر هنري و آفريننده اش شهرت و افتخار مي آورند كه اين امر بي شك از نظر اقتصادي پيامدهاي مهم به همراه دارد پس بايد براي فرهنگ و دستيابي عموم به آن كوشيد.

موشتوري معتقد است كه با قراردادن كنشگر اجتماعي در چشم اندازي پويا، تحليل تربيت سليقه در فضاي عمومي مي تواند محل آزمايشگاهي تجربي تلقي شود. اين چشم انداز، در تعاملي حقيقي ميان فرد كنشگر و شهر او مورد توجه قرار مي گيرد. در روابط موجود ميان اين حيطه، جايي كه منافع متناقض با هم وجود دارند و با هم مي جنگند، جوهره اصلي تربيت سليقه قرار مي گيرد.

در اين فضاي عمومي اين كه كنشگر با فاصله اجتماعي برداشت خاص خود را از زندگي و به طور مشخص تر از حوزه هنري و فرهنگي نشان دهد، الهام بخش روابط اجتماعي است.

تربيت سليقه مخاطب داده اي است مربوط به اين روابط كه شهر با كنشگران خود وراي حيطه خصوصي و يادگيري هاي خود برقرار كرده است. زيبايي شناسي رايج و پذيرفته شده الزاما آن چيزي نيست كه محل هاي مشروعيت بخش ارايه مي كنند، بلكه چيزي است كه در مبادله هاي ميان افراد يك گروه اجتماعي توليد مي شود. آن چه عموماً مجاز و مورد قبول است ممكن است به مثابه شكل ديگري از مشروعيت بخشي و گاهي قوي تر از مشروعيت بخشي نهادي ظاهر شود.

موشتوري عبارت «تربيت سليقه» را ارجاع دهنده به حيطه خصوصي ارزيابي كرده و معتقد است كه اين «تربيت سليقه» بعد عمومي موجود انساني را از ميان برمي دارد و اين در حالي است كه دخالت وي در فضاي عمومي به او اجازه مي دهد كه از خلال ارزش مبادله به سوي فعاليت فرهنگي و هنري روي بياورد و به استدلال دست پيدا كند.

در رويكردي راديكال، موشتوري با بيان اين نكته كه فعاليت هاي فرهنگي داده هايي از نوع هستي شناختي و سياسي به دست مي دهند چرا كه بيان هنري به فرد اجازه مي دهد خود را در فضاي عمومي بسازد و در اين راستا، روابطي ميان خود و گروه اجتماعي اش برقرار كند. فرد از خلال اين بيان زيباشناختي، خود را پيدا خواهد كرد و فرديت خود را در فضاي اجتماعي فرياد خواهد كشيد و به اين ترتيب موجوديت خود را در جهان نشان خواهد داد.

همچنين روابطي كه فرد ميان خود و شهر خود جايي كه فعاليت هنري رابط اين روابط قرار مي گيرد و براي نشان دادن اين روابط به كار مي رود برقرار مي كند، علاوه بر بعد هستي شناختي ياد شده سياسي نيز هست.
با توجه به اين مقدمه است كه «آنتيگون موشتوري» معتقد است كه شكل گيري مخاطب بستگي متقابل ميان برداشت موجود از فرهنگ هنري و موقعيت اين فرهنگ در جهان است.

رهنمود او در اين رابطه اين است كه در حيطه عمومي سهم مديريت اجتماعي فعاليت هاي فرهنگي و هنري را از سهم تربيت سليقه، جدا كنيم.

چرا كه در حيطه عمومي، اثر هنري از يك سو وسيله اي است براي ايجاد مبادله ها ميان افراد و اين كه بتوانند با واقعيت فاصله اجتماعي بگيرند و از اين واقعيت اجتماعي، قرائتي داشته باشند و از سوي ديگر وسيله اي است براي نزديك كردن فرد به همين واقعيت. به اين ترتيب فرهنگ هنري داراي كاركردي پويا خواهد بود.

فرد كنشگر از خلال اين فاصله ميان شرايط ذهني حيطه خصوصي و شرايط عيني حيطه عمومي، در شهر خود موضع مي گيرد.

حيطه عمومي بستر ايجاد قضاوت ها را آماده مي كند و گفت وشنودهاي اجتماعي را ممكن مي سازد. در اين صورت، مبادله حاصل شده چيزي است كه امكان يافتن پيوندهاي تعلقي ميان فرهنگ و سياست را فراهم مي آورد.

تاكيدي بي مانند بر تماشاگران و مخاطبان فرهنگي به عنوان معنابخشان اصلي به اثر و نهاد فرهنگي كه بدون آن ها نه اثر مي تواند وجود داشته باشد و نه نهاد فرهنگي را در كتاب «جامعه شناسي مخاطب در حوزه فرهنگي و هنري» نوشته «آنتيگون موشتوري» با ترجمه «حسين ميرزايي» بخوانيد.
نويسنده كتاب آنتيگون موشتوري استاد انسان شناسي دانشگاه نانتر در پاريس و مترجم آن حسين ميرزايي دانشجوي دكتراي انسان شناسي در فرانسه است.

 

تهيه كنندگان:

لقمان پيش بهار ـ ياسين حسني ـ

علي احمدي پور ـ صائب كهنسال

دانشگاه امام حسين (ع)

منبع:

http://anthropology.ir/node/5005


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]


 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۱۵

واقعيت هاي ارتباطات غير كلامي در مخاطب شناسي

ارتباطات را مي توان فرايند انتقال يامبادلة اطلاعات بين موجودات زنده دنيا تفسير كرد كه يكي از نيازهاي اساسي و مهم وجود انسانهاست.

تجربه نشان داده است كه انسانها زمانيكه از هرگونه ارتباط محروم مي شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگي و ديوانگي نزديك تر مي شوند.

ما به محض اينكه كلمه ارتباطات را مي شنويم ، بلافاصله، تلفن، راديو، تلويزيون، و يا كتابها و نشريات در ذهنمان مجسم مي شوند و همه وسايلي كه ما در ارتباطات كلامي با آن سر وكار داريم.

در ارتباطات كلامي ، مابا يك زبان كه بتواند معاني و مفاهيم و منظورمان را انتقال دهد ، سروكار داريم. زباني كه بايد بتواند با حاملها و اصطلاحات خود،زمان،فضا وشرايط روي دادها و وقايع و چگونگي آن را انتقال دهد.برچسب هايي كه بتواند بوسيله معاني مختلف كلمات ، تلفظ ها و شيوه هاي بيان آنها، موضوعي را از شخصي به شخص ديگر انتقال دهد و در اين نقل و انتقال تصّور شنونده از وقايع همانند گوينده باشد.

به راستي آيا ارتباطات كلامي ، تنها راه برقراري ارتباطات في مابين است ؟

به واقع آيا درك اهميت ارتباطات تنها بوسيله ابزارهاي ساده و ابتدايي آن به ما هديه شده است ؟

باعنايت به تعريف ارايه شده از ارتباطات كلامي ، ارتباطات غيركلامي مشمول تمامي حالتهاي ارتباطي مي شود كه بيك زبان رسمي وابسته نيست. ارتباطاتي كه به موجب آن ايده ها و مفاهيم بدون اينكه از مفاهيم و اصطلاحات كلامي استفاده شود ، تشريح و تفسير مي شوند.

به نظرشما آيا ارتباطات غيركلامي داراي چنان زمينه اي است كه بتواند چنين تعريف مهمي رادربرگيرد؟ پاسخ مثبت است . نسلهاي گذشتة ،انسانهايي كه قبل از تاريخ مي زيسته اند ، ازطريق ارتباط غيركلامي باهمديگر رابطه داشته اند.آنها همانند جانوران ، صداهايي از گلوي خود خارج مي كردند.

در واقع علايم، حركات بدني ، اشارات ، ترسيم نقشها تا زمانيكه زباني براي بيان مفاهيم آنها ايجاد شود، نيازهاي ارتباطي آنان را برآورده مي ساخت.

با نگاهي به اطراف خود ، در مي يابيم كه امروز هم روشهاي متعدد براي ارتباط غير كلامي ما را احاطه كرده اند . صرف نظر از مفاهيم ارتباطات غير كلامي ، بيشتر اينگونه ارتباطات با حسهاي ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نيز اين " حسّها " هستند كه مي توانند اطلاعات را انتقال دهند.

بشر هميشه فكر مي كرد كه فقط 5 نوع حس دارد . بعدها دريافت كه حس ششمي نيز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با اين حسها سر و كار دارد.

ارتباط غير كلامي مرتبط با حسهاي بشري ، با حركت ، رنگ و شكل توام است. در طبيعت نيز نمونه هاي بيشماري از اين نوع ارتباط وجود دارد . .

● اجازه دهيد از حركت شروع كنيم:

رقص يك زنبور عسل ، نمونه بارز اين ارتباط است . زنبور عسل كارگر حركت هاي پيچيده اي انجام مي دهد و اين حركت ها توسط ساير زنبورها بصورت دقيق ديده شده و تفسير مي شوند . پرواز و حركت اين زنبور عسلها ، علامت يا پيام خاص براي زنبورهاي ديگر است.اينگونه پيامهاي بيشتر دربارة محل اعلام شهد براي بقيه زنبورهاست .

سرپايان و هشت پايان كه به جانوران شب تاب نيز معروف هستند و فركانسهاي رنگي از خود ساطع مي كنند ، براي برقراري ارتباط از اشعه نوراني استفاده مي كنند.

استفاده از طيف نور و اشعه رنگي سرپايان بيشتر از سرشيدايي است.

سلولهاي رنگي(كروماتوفورها) از طريق رشته هاي ماهيچه اي با سيستم هاي عصبي مركزي مرتبط هستند. كنترل رنگهاي متنوع و تغييرات آن حيرت انگيز است.تماشاي رنگهاي اين جانوران يكي از ديدني ترين مناظر اعماق اقيانوسهاست.

اين جانوران مي توانند هررنگي رابصورت اشعه نوراني درهرسطحي كه بخواهند بتابانند. جانوران شب تاب همانند سرپايان مي توانند تركيبات نوراني را بصورت فعل و انفعالات شيميايي دروني ، توليد كنند.اما علل توليد اين پرتوهاي رنگي تاكنون براي انسانها مشخص نشده و همچنان در ابهام است.

درمورد انسانها چگونه فكر مي كنيد ؟ آيا ما انسانها هم مي توانيم همانند ديگر موجودات نمادهايي را براي برقراري ارتباط با سايرين از خود بروز دهيم ؟

بله انسانها مي توانند و انجام مي دهند.

همانطوري كه اظهار شد مردمان اعصار قديم در زمانهاي بسيار دور براي برقراري ارتباطات از تصاوير و طرحها استفاده مي كردند. طرحها و شكلهاي به جامانده از انسانهاي قديمي در دل غارها كه برخي از آنها حتي بيش از 000/20 سال قدمت دارند، و در منطقة كانتابريان (جنوب غربي فرانسه و شمال اسپانيا) كشف شده اند ، بقدر كافي جذابيت دارند.

بكارگيري تصاوير بعدها به صورت خط هيرو گليف در آمد كه تقريباً يك نوع خط تصويري بود . از زمان ايجاد خط هيرو گليف ، كه قديمي ترين آن به مصر (3100 سال قبل از ميلاد مسيح) و آخرين آن به قرن 14 نسبت داده شده است و در جزاير فيلايي (Philae)نمونه هاي آن كشف شده اند ، مشخص شده است كه اين خط به عنوان اولين خط تصويري،قديمي ترين ابزارارتباطي بين Hittites و Cretans بوده و در بين آنان كاربرد داشته است.

بشر به غير از ابزار تصويري كه با حس بينايي وي ارتباط داشت ، ابزارهاي ديگري همچون ارتباطات چهره اي و حركتي را نيز داشته است . نمادهاي چهره ا ي همانند اخم كردن ، خنديدن ، عصباني شدن، گريه كردن و ... حالت هاي مختلفي هستند كه بصورت مؤثر در موقعيتهاي مختلف و در ارتباطات رو در رو انتقال دهندة حالات و پيام آنها بوده است .

حالت هاي حركتي نيز در ارتباطات كاربرد دارند كه مي توانند مبهم يا روشن باشند.

اگر شخصي به يك تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره كند ، اين شايد نمونه اي ازيك ارتباط حركتي روشن و بدون ابهام باشد . يعني آشكار است كه وي تشنه است و در خواست آب مي كند از طرف ديگر دراغلب موارد موقعيت هاي غيرقابل تفسيري نيز وجود دارند كه در شرايط متفاوت معاني مختلفي را انتقال مي دهندوبرداشت دقيق و صحيح آن ها به عوامل مختلفي از قبيل عوامل فرهنگي ، جغرافيايي ، اجتماعي و غيره مربوط مي شود.

در هندوستان ، استراليا و برخي از كشور هاي غربي ، چنانچه كسي سرش را بالا و سپس پايين بياورد، به معني تأييد است اما همين حركت در كويت دقيقاً معني برعكس دارد و مفهوم (نه) را القاء مي كند. در شبه قاره هند چنانچه يك زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نمايد ، اين حركت نشاندهندة تعجب و شگفتي وي است. درخاورميانه همين حركت به معني خدمتگزاري بوده و فرد نيت و آمادگي خود را براي انجام كار حتي تحت سرپرستي يك شخص ديگر اعلام مي كند والبته اين نوع حركت ها بيشتر از سوي مردان انجام مي شود. در ايران نيز اگر شخص بخواهد بگويد كه من با كمال ميل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت مي كنيم،دست راست خودراروي چشم راست خود مي گذارد.

شايد كاربرد حركات بدني حاصل چهارچوب بنديهاي ماهرانه اي باشد كه همانند زبان انسانهاي كرولال كاربردداشته باشد.

ما درزندگي روزمره، بطور مداوم تركيبي ازكلمات وحركات راجهت بيان منظورمان بكارمي گيريم. صدا زدن كسي همراه با لبخند و گفتگو باوي ، باصدا كردن وي بدون لبخند متفاوت است .

ارتباطات غيركلامي ناخود آگاه ، آنچه كه ما آن را زبان بدني و يا درست بگوييم زبان حركتي (حالت اندامي)مي ناميم ، يك اصطلاح علمي است.

حالات بدن ما گاهي بيانگر حالات روحي رواني ما بوده بطوريكه شايد ما قادر نباشيم آن را با كلمات بيان نماييم.كاربردزبان حركتي مي تواند بازتابي يا غيربازتابي بوده و حالت بدني ، يا وضعيت وشرايط روحي ماهمراه پيام به شخصي كه منتظردريافت پيام است،منتقل شود.

زمانيكه تمركز مي كنيم ، مردمك چشممان تنگ مي شود و وقتي خسته ايم ، خميده تر به نظر مي رسيم و زماني كه به هيجان مي آييم فيزيك چهره مان فرق مي كند.

آقاي جوليوس فست (Julius Fast) دركتاب معروف خود به نام (زبان حركت بدني) كه درسال 1984 منتشر شد ، بيان كرده است كه زبان بدني حاصل نفوذ فرهنگي و محيطي است. شخصي كه درآمريكاي شمالي زندگي مي كند و به زبان حركات بدني آشنايي دارد ممكن است به سادگي در درك حس و قصد شخص ديگري كه در اسپانيا زندگي مي كند ، دچار اشتباه گردد.

بطور مثال يك دختر اسپانيايي با آگاهي به شرايط حاكم بر جامعه خود ، زيبايي هاي دخترانه خود را به رخ ديگران مي كشد بدون اينكه مفهوم برداشت شده از حركات وي ، حاكي از تمايل وي براي مردان باشد اما طبق نظريه آقاي Fast همان رفتار از طرف يك دختر امريكايي بانيت جلب توجه مردان تفسير ميشود . مطالعات نشان داده است كه امكانات برخي از مؤلفه هاي زبان حركت بدني جهاني بوده و به فرهنگ و نوع جنسيت افراد و همچنين محيط آنان بستگي دارد . به هر حال طبقه بندي زبان بدني به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن ، در مرحلة شكوفايي است .

از بين حسهاي پنج گانة خودمان ، حس شنوايي اساساً به ارتباطات كلامي متكي است اما مي تواند در ارتباطات غير كلامي نيز كاربرد داشته باشد . به تجربه ثابت شده است كه حس متانت و آرامش ، عصبانيت ، بشاشيت و خوشرويي ، افسردگي و امثال آن مي تواند از طريق آواهاي هماهنگ و موزون به ديگري منتقل شود. از آوا شناسي در درمان و بهبود افسردگي نيزاستفاده مي شود (كاسيليت 1999)

ارتباطات مي تواند با حس بويايي نيز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت كرده است كه برخي از جانوران و حشرات از طريق حس بويايي اميال جنسي خود را به جفت خود منتقل مي كنند.

حس لامسه از مدلهاي قوي و مؤثر در ارتباطات است . يك بوسه يا يك دست دادن ساده و يا در آغوش كشدن كسي، حتي يك لبخندكوچك توأم بانوازش يا بادست گذاشتن برروي دوش كسي، مي توان ارتباط بسيار قوي و مؤثري برقرار نمود كه حتي با صدها كلمه و حرف ميسر نمي شود.

برخي ها هم ادعا مي كنند كه با گرفتن دست كسي حتي مي توانند فكر آنها را هم بخوانند . از ميان اينهمه شواهد موجود در طبيعت ، باور نمي كنم كه برقراري ارتباط از طريق حس چشايي ميسر نباشد.

تله پاتي (دوهم انديشي) يكي از راههاي ارتباط كه در مورد آن بسيار صحبت شده است،يكي از امكانات برقراري اتباط بدون كلام است . تله پاتي با نفي حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتي به آواخر قرن بيستم برمي گردد.جنجالي كه توسط آقاي جوزف بي رينز(Joseph B.Rhines) و ساير روان شناسان دانشگاه گرونينگن Groningen هلند در سال 1937 راه افتاد .

آينده ممكن است روشهاي ديگري رابراي برقراري ارتباطات به ارمغان بياورد. يكي از روشهايي كه اخيراً بشر به آن دست يافته است ، امواج مغزي است .تجربه ثابت كرده است كه تمام فرايندهاي مغزي كه هم در حيوانات و هم در مغز انسانها جريان دارد ، حاصل يك الگوي پيچيده اي از جريان الكتريكي لحظه اي است (Bazier 1961) هر فرايند مغزي با نمونة نوسان الكتريكي فردي تلفيق مي شود . تجربه گرايان توانسته اند اين نوسانات الكتريكي مغزي را ثبت كنند. همچنين آنان دريافته اند كه با برگشت دادن جريان الكتريكي در مسير طي شده ، امكان اعمال تغيير و اصلاح در ذهن دريافت كننده پيام با يك مجموعه از نمونه هاي خاص وجود دارد(Delgado 1967).

تأثير روش دكتر دلگادو با ايجاد جريان الكتريكي معكوس بر روي مغز يك گاو و در يك سالن و روي رينگ بوكس ، بطور ديدني براي تماشاچيان تشريح شده است.

اين فرايند زماني كه بر روي يك انسان پياده مي شود، مي تواند تله پاتي نام بگيرد. كه تحت عنوان انتقال ويژه اطلاعات بين موجودات در طبقه بندي ارتباطات غيركلامي جاي مي گيرد.

در حال حاضر شايد برخي از مفاهيم ارتباطات بطور غيرمستقيم نقشهاي عمده اي در زندگي روزمره،داشته باشند بهرصورت اينگونه اثر گذاريها نمي تواند مانع توقف ذهنيت سازيهاي نويسندگان در زمينه هاي مختلف ارتباطي گردد.

در داستان (گاونر) نوشتة آقاي پيرس آنتوني 1976 نمونه هايي از قوانين يك نوع بازي كه(زندگي)نام گرفته است،براي به تصوير درآوردن ارتباطات بكار گرفته شده است. در داستان (ژوپيتر دزد) نوشته دونالد مفيت Donald Meffitt 1997 موجودات بيگانه اي خلق شده اند كه فقط از طريق حس بويايي ارتباط برقراري مي كنند.

داستان ها و افسانه هاي بسياري وجود دارند كه موضوع تله پاتي را القاء مي كنند اما شايد برجسته ترين آنها را بشودبه كتابهاي مردويرانگرنوشته(Alfred Bester)آلفردبستر1978 و مرد كامل كه توسط جان برنر 1973 به تحرير در آمده اند، اشاره نمود. .

كتاب مرد ويرانگر داستاني را بيان مي كند كه در آن هر يك از اعضاء جامعه ،يك (تله تاپ) هستند و داستان مرد كامل مسايل و موضوعاتي كه در آن تله تاپي بصورت منفرد و مجزا دريك جامعه بشري معمولي مطرح است ، بازگو مي كند.

آرتو پي، كلارك در مورد تخليه بارالكتريكي مغزها در داستانهاي خود،جزيرة دلفين ها (1971) و داستان محدودة عميق (1968) اشاره كرده است ، وي در اين داستانها در مورد رابطة بين بشر و خالقان دريا صحبت مي كند.

درخصوص مزيت ها و برتري ارتباطات كلامي و يا غير كلامي در ميان مردم ، بايد گفته شود كه زمينه هايي وجود دارد كه در آن مفاهيم ارتباطات كلامي و غير كلامي برهم منطبق اند مثلاً فن شاعري يكي از اين موارد است. يك شاعر خوب كلمات را با مهارت خاص بكار مي گيرد البته نه همانند كاربرد ارتباط كلامي و نه فقط به خاطر معاني آنها بلكه كلمات گاهي به خاطر صدا و آواهايشان بكار گرفته مي شوندوحتي گاهي به خاطر اينكه تصويرخاصي رادرذهن مخاطب ايجادكنند، ساخته مي شوند. خوشبختانه گستره ي وسيعي از فنون سخنراني پيرامون متقاعد كردن سايرين پيش روي ما قرار دارد. مايليم تا شما را به مطالعه ي متن ذيل دعوت كنيم.

تكنيك هاي ساختاري

رئوس مطالب و شكل كلي نطق

خود را از روزمرگي ها جدا سازيد. فن بيان خود را تغيير بدهيد و شيوه اي را انتخاب كنيد كه كالا و يا خدماتتان به واسطه ي آن "به فروش " برسد. سعي كنيد يك داستان جالب تعريف كنيد، در مورد بايد ها و نبايد ها صحبت كنيد، ليستي از جملات تاكيدي مثبت تهيه كنيد. آگاه باشيد كه مخاطب شما با چه چيزي بهتر ارتباط برقرار مي كند.

آنها را با منطق راهنمايي و هدايت كنيد

منظور خود را پله به پله بيان كنيد تا طرف مقابل به طور كامل متوجه عناوين مختلف بشود. مواردي كه مي خواهيد به آنها اشاره كنيد را مي توانيد به شكل هاي متعددي سازماندهي نماييد؛ به عنوان مثال از فرمت قديمي 1و 2 و 3 گرفته تا رويكردهاي زمانبندي شده و يا رويكرد علت و معلولي. در اينجا مسئله اي كه داراي اهميت بالايي مي باشد اين است كه پي در پي توجه شنونده را به خودتان جلب كنيد و ببينيد با شما همراه است يا خير.

عناصر معتبر كننده

مقامات بالا و اولياي امور

نقل قول كردن از مقامات شناخته شده در زمينه مبحث مورد نظر، نشان مي دهد كه شما هم تكاليفتان رابه خوبي انجام داده ايد و هم برروي بحثي كه مطرح كرده ايد اجحاف كامل داريد.

منابع و ماخذ اطلاعاتي خود را مرتب و منظم سازماندهي نماييد.

هيچ گاه نبايد مخاطبين را پيرامون صحت و سقم مطالب خود در شك و ترديد رها كنيد. آنها بايد بدانند كه اطلاعات خود را از كجا بدست آورده ايد. منبع اطلاعاتي بايد موثق باشد تا بتوانيد آنرا در اختيار مخاطبين قرار دهيد.

تجربه شخصي

در حين سخنراني ديگران بايد به چشم يك فرد با نفوذ و مقتدر كه احاطه ي كامل به مطالب دارد به شما نگاه كنند. تجربه هاي فردي شما يكي از معيارهاي بنياديني است كه شما را در چشم شنوندگان خوش مي درخشاند. مطمئن شويد كه ليستي از تجربيات فردي خود را در مقدمه عنوان كرده باشيد؛ در عين حال بخشي از آنها را به صورت نامحسوس در لا به لاي جمله هايتان بگنجانيد. به عنوان مثال: "در طول 15 سال سابقه اي كه من در اين حرفه كسب كرده ام....." و يا " هر 1000 مرتبه اي كه ما پروژه هاي اينچنيني را اجرا كرده ايم....". عباراتي از اين دست ستون هاي بيشتري را به ساختمان اعتبار شما اضافه مي كنند.

مرجع صدور درخواست سخنراني

از جمله نكاتي كه مخاطبان براي آن ارزش زيادي قائل هستند اين است كه "گوينده كيست". آنها در ذهن خود همواره با اين سوال روبرو هستند: "شما چه كسي هستيد كه فلان چيز را معرفي مي كنيد؟"

شما بايد در ابتداي سخنراني عنوان كنيد كه درخواست ايراد سخنراني از سوي چه كسي بوده است. ممكن است علت سخنراني متفاوت باشد: شما يك پروژه را انجام مي دهيد و در حال گزارش دادن در مورد آن هستيد، يك تجربه ي مشترك در اين زمنيه داشته ايد، از سوي شخص مهمي كه در گروه آنهاست به اين سخنراني دعوت شده ايد، در مورد اين مطلب بنا به درخواست هيئت مديره تحقيق كرده ايد و ... به هر حال دليلش هر چه كه هست در ابتدا بايد به آن اشاره كنيد. حتي مي تواند به سادگي جمله اي به اين شرح باشد: "شما در ملاقات آخر از من خواستيد كه..."

 

اخص بودن

كداميك از دو گزينه ي زير براي شما از اهميت بيشتري برخوردار است؟ "زمين از بين خواهد رفت" و يا "يك شهاب سنگ ماه آينده با زمين برخورد خواهد كرد"

به كداميك از اين دو راحت تر كمك مالي خواهيد كرد؟ "بچه هاي فقيري كه در آنسوي مرزها هستند" يا " زينب 4 ساله اي كه آشغال ها را زير و رو مي كند تا غذايي براي خود پيدا كند". شنونده ها نياز به آيتم هاي ملموس و عيني دارند تا بتوانند راحت تر با آن ارتباط برقرار كنند. شما مي بايست مانند يك نقاش حرف هاي خود را برايشان به تصوير بكشيد.

 

شروع و خاتمه

 

شروع

به آنها بگوييد كه چرا بايد گوش بدهند... چرا الان در مقابل آنها قرار گرفته ايد و در مورد اين مطلب صحبت مي كنيد؟

 

خاتمه

خاتمه: نه رها سازي

صحبت هاي خود را با يك نتيجه گيري تمام و كمال به پايان برسانيد و بعد از شنوندگان بخواهيد تا واكنش و يا پاسخ خود را مطرح نمايند؛ به عنوان مثال: " حالا كه شما از اين مشكلات با خبر شديد، آيا مي توانيم روي كمك شما در اين پروژه حساب كنيم؟"

 

لغات، عبارات و جمله ها

بررسي هاي متعدد حاوي اين مطلب هستند كه يك سخنگوي زبده همواره كلام خود را محكم، قاطعانه، قابل درك، شفاف و مشروح به گوش مخاطبان مي رساند. با صداي رسا جملات را بيان كنيد و فاكتور شفاف سازي را از ذهن دور نكنيد. به عنوان مثال براي عنوان كردن يك مشكل بهتر است از عبارت "ما به مشكل برخورد كرديم" استفاده كنيد تا اينكه بگوييد: "اين نكته نظر ما را به خود جلب كرده است كه مشكلي وجود دارد".

 

جامعيت

از عباراتي نظير تيم ما، كار كردن با آنها، همه ما، با هم، و كلماتي از اين قبيل استفاده كنيد.

 

از لغات پربار استفاده نماييد

تحقيقات حاكي از اين امر هستند كه مردم نسبت به لحن برخي از لغات واكنش هاي مثبت از خود بروز مي دهند. برخي از اين واژگان به شرح زير مي باشند: "مترقي" "طبيعي" "خالص" "تست شده" و "توصيه شده". به طور كلي مي توان گفت هر واژه اي كه ميزان اعتبار كلام شما را بالاتر ببرد، چه براي مصرف كننده و چه براي شنونده ارزش بالايي پيدا مي كند. حتماً مطالب خود را ويرايش كرده و چند نمونه از اين كلمات را در آنها بگنجانيد.

 

جملاتي كه قانع مي كنند نه اينكه گيج كنند

نوسان حالت و خلق و خو

هر بند از مفاهيم را با حالت خودش عجين كنيد. اگر در مورد يك مسئله تراژديك و غمناك با پوزخند و تمسخر صحبت كنيد، مخاطب به شما مشكوك مي شود. همچنين اگر بگوييد كه مثلاً پروژه اي را با نهايت اشتياق و انرژي قبول مي كنيد اما چهره اي سست و مايوس به خود گرفته باشيد، طرف مقابل احساس خوبي نسبت به شما پيدا نخواهد كرد.

 مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۹:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]


اگر تاكنون به تاثير گفت وگوهاي ۲نفره تان فكر نكرده ايد، همين امشب به ميزان مكالمات خودتان توجه كرده و بعد در مورد زندگي مشترك تان قضاوت كنيد.

حرف زدن آسان ترين كار دنياست اما چرا بعد از چند سال، اين موضوع هم در زندگي شما دردسرساز مي شود و رابطه تان را تهديد مي كند؟ شما اين همه فكر در سر داريد و اين همه موضوع براي گفتن وجود دارد پس چرا بااين وجود به گفت وگوهاي مشترك تان بي اعتماد شده ايد يا حرفي براي گفتن ميان تان باقي نمانده است. تكنيك هاي يك گفت وگوي موفق فقط به كار كارمند ها يا سياست مدار ها نمي آيد. شما مي توانيد از اين تكنيك ها براي بهتر كردن ارتباط ميان خود و همسرتان استفاده كرده و از حرف به عنوان راهي براي خوشبختي استفاده كنيد.
 
● سكوت يعني پايان خوشبختي

از سكوتي كه در رابطه تان ايجاد شده بترسيد، سكوت مي تواند پايان همه خوشبختي تان باشد. حالا اگر احساس مي كنيد، كم حرف شده ايد و موضوعي براي مطرح كردن نداريد، كمي به عقب برگرديد و نگاهي به ارتباط تان بيندازيد. درصورتي كه رابطه ميان شما و همسرتان محكم و نزديك باشد، ديگر براي صحبت كردن، جمله كم نمي آوريد. در يك زندگي موفق شما براي حرف زدن با همسرتان نيازي به فكر كردن و تعيين موضوع نداريد بلكه ساده ترين اتفاق ها و موضوع ها مي توانند ساعت ها شما را مشغول كرده و سوژه يك گفت وگوي طولاني شوند.
 
● با دل و جان گوش كنيد

فرض كنيد همسرتان از گوشت گوسفند بيزار است و هر بار كه غذاي تان را با اين گوشت درست مي كنيد غر مي زند. در اين شرايط فكر مي كنيد او قدر نشناس و غرغروست اما اين طور نيست. شما بايد موضوع را از يك زاويه ديگر هم ببينيد؛ درست است كه شما ساعت ها زحمت كشيده ايد و براي خودتان و او غذا درست كرده ايد اما اين پايان ماجرا نيست. غر زدن همسرتان به خاطر طعم غذا نيست بلكه به خاطر شنيده نشدن حرفش است. او از شما انتظار دارد كه با يك بار گفتن خواسته اش، مشكلات حل شوند اما اين كه موضوعي كه او را آزار داده بار ها و بار ها گفته شود و آب از آب تكان نخورد، براي او نابخشودني ترين اتفاقي خواهد بود كه در زندگي مشترك تان مي افتد.


● حرف هاي تان را قرباني كنيد

شما هزار و يك حرف براي گفتن داريد و فكر مي كنيد كه صحبت هاي شما جالب ترين صحبت هاي دنيا هستند اما در همان لحظه همسرتان با چهره اي گرفته از در وارد مي شود و بي مقدمه از مشكلاتي كه در اين روز برايش پيش آمده صحبت مي كند درحالي كه شما هيچ علاقه اي به شنيدن مشكلات كاري او يا عادت ها و رفتار هاي همكارانش نداريد، او شروع به صحبت كردن از اين موضوعات مي كند. حالا بايد چه كار كنيد؟ با صراحت بگوييد كه حرف هايش براي تان مهم نيست يا اين كه با پريدن وسط حرف هاي او و گفتن موضوعات خود تان اين موضوع را نشان دهيد؟ پيشنهاد ما به شما اين است كه گاهي براي آرامش همسرتان، حرف هاي خود تان را فدا كنيد؛ كار سختي نيست؛ فقط به او كمي زمان دهيد تا آرام شود و انرژي لازم براي شنيدن حرف هاي شما را داشته باشد.
 
● تك روي نكنيد

چيزي كه يك نفر مي داند، ممكن است كليد مشكلات ديگري باشد. زندگي مشترك فقط به اشتراك گذاشتن خانه و وسايلش نيست؛ اگر شما پذيرفته ايد كه وارد چنين ارتباطي شويد، بايد همسرتان را در همه موضوعات شريك كنيد. لازم نيست كه حرف، حرف او باشد اما شما با مطرح كردن موضوعات مي توانيد در مورد تصميمي كه قرار است بگيريد صحبت كنيد و با تك روي ارتباط تان را دچار مشكل نكنيد گرچه در نهايت كاري را خواهيد كرد كه آرامش بيشتري به شما مي دهد اما مطرح كردن موضوعات و ۲نفره به دنبال راه حل گشتن، قطعا مي تواند راهي كه مي رويد را به نتيجه بهتري برساند.
 
● سر ميز مذاكره بنشينيد

ايده تان را براي همسرتان همراه دلايلش كامل توضيح دهيد و به جاي يك كلام بودن تلاش كنيد با استدلال و منطق نظر موافق او را جلب كنيد. اشكالي ندارد در ايده اوليه تان تغييراتي ايجاد كنيد. شما وارد يك زندگي مشترك شده ايد و بايد به اين ايمان داشته باشيد كه ۲فكر هميشه بهتر از يك فكر است.
 
● به اشتباه خودتان اعتراف كنيد

اگر يكي از تصميمات تان شكست مي خورد يا موفقيت آميز از آب درمي آيد، پرونده آن موضوع را نبنديد. باهم در مورد علت آن شكست يا برد صحبت كنيد. نقاط ضعف و قدرت زندگي مشترك تان را با كمك يكديگر بشناسيد و به بحث بگذاريد. فكر نكنيد كه اين دادگاه براي قضاوت در مورد شما تشكيل شده و جبهه گيري نكنيد؛ تنها آنچه هست را مطرح كنيد تا بتوانيد براي بهتر شدنش تلاش كنيد. ترس از اعتراف به اشتباه بلاي جان يك زندگي مشترك است؛ پس به جاي اين كه خودتان را هميشه برنده جلوه دهيد، اشتباهات تان را بشناسيد و دوباره براي حل مشكلات تلاش كنيد.
 
● مراقب جمله هاي تان باشيد

با همسرتان چطور صحبت مي كنيد؟ آرام يا با تحكم. يادتان نرود كه در زندگي مشترك موقعيت هردوي شما برابر است پس مراقب جملات و حتي نحوه حرف زدن تان باشيد حتي اگر بدترين اتفاق جهان افتاده باشد، شما اجازه توهين كردن به همسرتان را نداريد؛ پس آرام بگيريد و مثل يك فرد بالغ در مورد مشكلات تان بحث كنيد. شايد همكار يا دوست شما، وقتي كه چيزي از شوهرش مي خواهد، با قهر يا تهديد به آن دست پيدا مي كند اما ياد تان نرود كه شايد با يك جنگ بتوانيد به پيروزي برسيد اما تخريبي كه اين موضوع در زندگي شما ايجاد مي كند، به مراتب بيشتر از دستاوردي است كه داشته ايد.
 
● راه گفت وگو را نبنديد

واكنشي كه شما به حرف هاي همسرتان نشان مي دهيد، مي تواند گفت وگوي آينده شما را هم تحت تاثير قرار دهد. اگر نتيجه صحبت هاي شما هميشه سرزنش و شكست باشد، ديگر ميلي براي گفتن حرف هاي تازه باقي نخواهد ماند. به او با دل وجان گوش دهيد و انگيزه اش را براي گفتن حرف هاي تازه تقويت كنيد. يادتان نرود واكنش شما به حرف هايش كليد اصلي اين ماجراست.
 
● پابه پا پيش برويد

از زير مسئوليت ها شانه خالي نكنيد و كار ها و وظايف تان را روي دست ديگري نيندازيد. شما همان قدر در قبال اين زندگي مسئوليد كه او؛ پس به بهانه كوچك تر بودن يا ضعيف تر بودن تان نگذاريد از شما نااميد شود. مرد ها دوست دارند كه مورد اتكا باشند و همسرشان به آن ها پناه ببرد اما اين به اين معني نيست كه خود تان را تمام و كمال كنار بكشيد و تمام بار زندگي را روي دوش او بيندازيد.
 
● همدل باشيد

موقعيت همسرتان را درك كنيد. بدانيد او چه روزهايي بيشتر به شما احتياج دارد؟ چه لحظاتي به همدردي تان نياز دارند؟ هميشه براي او حاضر باشيد و نه به شيوه خودتان بلكه از راهي كه او نياز يا انتظار دارد، با او همدلي كنيد. اين موضوع هيچ ربطي به قرباني كردن خود تان و فداكاري هاي دردسرساز ندارد بلكه شما تنها با يك همدلي ساده همسرتان را به خود تان و خوشبختي اي كه ساخته ايد مديون كنيد و ادامه خوشبختي مشترك تان را تضمين كنيد.

● دوست باشيد

شايد فكر كنيد ازدواج جدي ترين كاري است كه يك فرد در زندگي اش انجام مي دهد و با شروع زندگي مشترك، زندگي شخصي، تفريحات و خوشگذراني هاي تان تمام مي شود اما اگر واقعا بخواهيد، شروع يك زندگي مشترك، مي تواند شروع خوشگذراني هاي مشترك هم باشد. به جاي ساختن يك زندگي خشك و غيرقابل تحمل، سعي كنيد دوست يكديگر باشيد. از قرارها و تفريحات ۲نفره صرف نظر نكنيد. كار و مسئوليت ها سرجايش اما شما نبايد به خاطر حفظ اين زندگي خودتان را نابود كنيد. با هم به كوه برويد؛ براي ۲نفره رفتن به تئاتر برنامه ريزي كنيد و بعضي شب ها براي يك مهماني ۲نفره برنامه ريزي كنيد يا يك شب رمانتيك را در رستوران بگذرانيد.
 
● دنيا را از نگاه او ببينيد

گاهي از همسرتان يك چيز ساده مي خواهيد اما انجامش نمي دهد. گاهي كاري مي كنيد كه به نظر تان بي عيب و نقص است اما او مي رنجد. به جاي اين كه دائما در مورد او قضاوت كرده و فكر كنيد مدام به دنبال پيدا كردن ايرادي در شماست، سعي كنيد اين ماجرا را از دريچه چشم او ببينيد و با توجه به حساسيت ها و طرز نگاه او به كاري كه كرده ايد، فكر كنيد.
 
● متعهد باشيد

تعهد شما به تصميم هاي مشترك تان و كاري كه با توافق يكديگر انجام مي دهيد مهم ترين اصل در يك زندگي مشترك است. شايد شما از اول با آن ايده موافق نبوده ايد اما مهم اين است كه آن را پذيرفته ايد پس بهانه گيري نكنيد و به مسئوليت تان فكر كنيد. بگذاريد همسرتان به شما اعتماد كند و بعد از گرفتن يك تصميم براي انجام شدنش مدام اضطراب نداشته باشد؛ تاجايي كه قبول مسئوليت كرده ايد پيش برويد و باقي ماجرا را هم به عهده او بگذاريد.

مجله زندگي ايده آل


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۹:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

قواعد برقراري ارتباط با نوجوانان و جوانانارتباط ركن اصلي ايجاد حسن تفاهم و يا سوءتفاهم است.

قواعد برقراري ارتباط با نوجوانان و جوانان

 فرايند اشاعه و تبادل انديشه و افكار و عقايد و احساسات و تاثير و هدايت و كنترل و تغيير رفتار و يادگيري انسانهاست كه در اين راستا بيشتر بايد به هدف، نياز، علاقه، رغبت، توانمندي اطرافيان انديشيد. به عنوان يك پيام دهنده، كه اگر ارتباط با زمينه هاي قبلي فراگيرنده سنخيت نداشته باشد، انتقال منفي صورت گرفته و آب در هاون كوبيدن است و اتلاف وقت. ارتباط يعني برقراري مناسبات و تعامل بين دو طرف از طريق تحريك احساس و ادراك او. ارتباط يعني مبادله حقايق و وقايع و عقايد بين پيام دهنده و گيرنده پيام است، اگر ارتباط صحيح و منطقي برقرار شود، پيام گيرنده پويا مي شود، نه جزم انديش كه پويائي در فرد احساس نياز به آموختن عارض مي كند. يعني:
▪ نياز
▪ ايجاد چالش
▪ كسب موفقيت
▪ رفتار هدف گرا
▪ انگيزش يافتن.
يعني فرمان زندگي را در دست گرفتن و تنش ها را كاهش دادن و احساس هويت كردن، يعني چيستم و كيستم فرد و خويشتن داري و خود پليس خود بودن را عارض مي كند. ايجاد ارتباط صحيح و منطقي قواعد خاص خود را دارد.
۱) زمان مناسبي جهت برقراري ارتباط انتخاب نمودن، يعني عوامل مخل و مزاحم فراگيري مثل خستگي، فيلم ديدن، عكس نگاه كردن، خواب، ناراحتي روحي و... نباشد تا اثربخش شود.
۲) لحن صداي پيام دهنده. يعني با طمأنينه و آرامش صحبت كردن تا دلپذير باشد و بر دل بنشيند.
۳) واضح و مبرهن و روشن صحبت كردن، نه با رمز و راز و گوشه و كنايه و تحقير و توهين.
۴) خصائل مثبت را گفتن، سپس اشاره مختصر به خصلت منفي مدنظر نمودن، يعني ستارالعيوب بودن نه خلاق العيوب و عيب جو شدن.
۵) به رفتار حين ارتباط جهت دادن، يعني رعايت ادب در حركات دست ها و نگاه ها و حتي كلام.
۶) به نيازهاي معقول و منطقي او توجه داشتن، نه فقط نياز فيزيولوژيك، بلكه مهر و محبت و عاطفه و امنيت روحي و رواني و كسب موفقيت و خودشكوفايي و آرامش او انديشيدن.
۷) تاكتيك به خرج دادن، يعني هنر استفاده از توانمندي هاي مخاطب و گفت وگوي متقابل را تمرين كردن كه پاتك هاي مخاطب ارتباط را خنثي نكند، چون گفت وگو و تعامل خود يك هنر است.
۸) خوب گوش كردن به مخاطب چون بد گوش كردن ريشه اغلب مشكلات طرفين است.
۹) چند بار گوش دهيم و يك بار خوب حرف بزنيم، چون زياد حرف زدن مين گذاري سرراه مخاطب است. كه پس از انفجار ديگر توجه به حرف نمي كند.
با آنكه سخن به لطف آب است
كم گفتن هر سخن صواب است
آب ارچه همه زلال خيزد
از خوردن پر، ملال خيزد
كم گوي و گزيده گوي چون در
تا زاندك تو جهان شود پر
گر باشد، صدستاره در پيش
تعظيم يك آفتاب از او بيش
علي(ع): سخن چون داروست، اندكش سود مي بخشد و بسيارش كشنده است.
۱۰) علي(ع): رب السكوت ابلغ من الكلام. سكوت فصيح تر و بليغ تر از كلام است.
رب القول انفذ من صول، چه بسا سخني كه از جنگ كارآيي بيشتري دارد.
سعدي: دو چيز طيره عقل است، دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي.
صائب: در مقام حرف بر لب مهر خاموشي زدن،
تيغ را زير سپر در جنگ پنهان كردن است.
۱۱) در دل مستمع و مخاطب نفوذ كردن، يعني كردار صدق گفتار بودن.
اين نكته بدان تو اي سخندان شهير
گر حرف تو بر نيايد از سر ضمير
هرچند كه مستمع بود پند پذير
اندر دل مستمع ندارد تاثير.
۱۲) از روش هاي غيركلامي (صامت) مثل لب ورچيدن، آه كشيدن، اخم كردن، از گوشه چشم نگاه كردن، قهر و آشتي كردن، از تسهيلات محروم كردن و ... هرازگاهي استفاده كردن، البته نه حين بحث و ارتباط كه رغبت مخاطب را نسبت به ايجاد ارتباط كاهش دهد، بلكه زماني كه احساس كرديم ارتباط كلامي گذشته، كارساز نبوده است.
۱۳) نصيحت نكردن يا مذمت نكردن در جمع.
گر نصيحت كني به خلوت كن
كه جز اين شيوه نصيحت نيست
هر نصيحت كه برملا باشد
آن نصيحت به جز فضيحت نيست.
۱۴) حين ارتباط، افراد را به رخ او نكشيدن.
۱۵) زمان ارتباط، او را با ديگران مقايسه نكردن.
۱۶) رفتار منفي او را به افراد خلافكار، تشبيه نكردن و رفتار مثبت او را به خود نسبت دادن.
۱۷) حين ارتباط او را توانمند و پژوهشگر لحاظ كردن و جلوه دادن.
۱۸) يادگيري آموزي را به او آموختن تا از ظرفيت و بالقوه هاي خود بهره جويد و سپس از تقويت كننده هاي مثبت استفاده نمودن.
۱۹) از افراط و تفريط در محبت، يا بي محبتي، جداً پرهيز كردن.
۲۰) طعم رياضت و سختي را با هم چشيدن، حتي اگر در اوج رفاه هستيم.
۲۱) او را از واقعيت هاي محيط اطراف واقف كردن، بدون تحميل انديشه ها، بلكه پس از آشنايي با واقعيت ها نظرات او را به عنوان يك انديشه مهم جويا شدن و او را به انديشيدن واداشتن.

روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۹:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]



يكي از مهارت‏هاي مهم اجتماعي، توانايي برقراري ارتباطي مؤثر و مناسب با ديگران است. اين مهم، حاصل نمي‏شود؛ مگر با توجه به ديگران كه يكي از راه‏هاي آن، خوب گوش كردن است. درك نظرات و احساسات ديگران و تمركز همراه با احترام به آن چه مي‏گويند، يكي از مهم‏ترين روش‏هاي برقراري ارتباط ميان افراد است. علاوه بر اين، شنونده خوب بودن، كليد حل بسياري از مسائل و مشكلات ما در زندگي است...

اين امر، در زندگي زناشويي، از اهميت دوچنداني برخوردار است؛ به گونه‏اي كه حتي مي‏توان گفت يكي از دلايلي كه باعث مي‏شود بسياري از ازدواج‏ها منجر به شكست شوند، ناتواني در برقراري ارتباط و درك هر يك از دو طرف نسبت به طرف مقابل است. نداشتن گوش شنوا، يكي از دلايل مهمي است كه باعث مي‏شود همسران، يكديگر را عصباني و آزرده سازند.
● تعريف گوش كردن‏
گوش كردن، به معناي شنيدن صدا نيست. شنيدن، يك فرآيند فيزيولوژيكي است كه عبارت است از ارتعاش امواج در گوش مياني و فرستادن محرك‏هاي الكتروشيميايي، از گوش مياني به ساختار مركزي شنوايي مغز؛ اما گوش كردن، شامل توجه دقيق به صدا و دريافت چيزي است كه مي‏شنويم.
● عوامل مؤثر در خوب گوش ندادن‏
۱) مشغله ذهني‏
داشتن مشغله ذهني، يكي از عوامل گوش ندادن به سخن شخص مقابل است. بارها برايمان پيش آمده كه ذهن، درگير يك مطلب علمي يا مشكلي است و در اين زمان، اگر ما مورد خطاب واقع شويم، غالباً يا متوجه نمي‏شويم يا اينكه درصد دقت و گوش كردن ما بسيار پايين است.
۲) بي‏رغبتي‏
بي‏رغبتي نيز موجب گوش نكردن مي‏شود. بي‏رغبتي عوامل مختلفي دارد كه برخي از آنها عبارتند از:
الف) تنفر از ظاهر و قيافه شخص گوينده؛ گاهي اوقات، عدم آراستگي ظاهر، موجب بي‏رغبتي در شنيدن مي‏شود. از اين رو، در اسلام، توصيه‏هايي در اين‏باره، به زنان و مردان شده است.
ب) دائمي بودن محرك؛ براي مثال، همسراني كه مرتب نق مي‏زنند.
ج) استفاده از كلمات نامأنوس.
ه) بي‏علاقگي به موضوع بحث.
۳) عدم تمركز
مغز به طوري باورنكردني، قوي و فعال است. ما در دقيقه، ۱۲۰ تا ۱۵۰ كلمه بر زبان مي‏آوريم؛ اما مغز مي‏تواند در هر دقيقه، ۴۰۰ تا ۸۰۰ كلمه توليد كند. اين امر، مي‏تواند گوش دادن را به نظر خيلي راحت و آسان جلوه دهد؛ اما در حقيقت، اين مسئله، تأثير معكوس دارد؛ چون ممكن است سرگرم گوش كردن كلمات گوينده‏اي شويم؛ اما هنوز مقداري از زمان مغز اضافه بيايد. گاهي ممكن است همسري به علت آرام صحبت كردن همسر خود، دچار عدم تمركز گردد.
۴) پيش‏داوري‏هاي غلط و پرش به سوي نتايج‏
گاهي اوقات همسران بدون توجه به صبحت‏هاي طرف خود، پيش‏داوري كرده، به سرعت نتيجه مي‏گيرند. به بيان ديگر، حرف در دهان گوينده مي‏گذارند. اين امر، يكي از دلايلي است كه موجب مي‏شود ما هنگام صحبت با افرادي كه به آنها نزديك هستيم، به ويژه همسران، ارتباط ضعيفي برقرار كنيم؛ چون مطمئن هستيم كه چه مي‏خواهند بگويند و به آن چه مي‏گويند، به دقت توجه نمي‏كنيم و حتي گاهي اوقات اصلاً نمي‏شنويم كه چه مي‏گويند.
شما بايد سعي كنيد كه به جاي تمام اين پيش‏داوري‏ها، شنونده خوبي باشيد و قبل از پايان سخنان طرف مقابل، در مورد او، پيش‏داوري و قضاوت نكنيد. لازم است عقايد همسر خود را قبل از اينكه در مورد او قضاوت كنيد، به خوبي درك كنيد؛ يعني ابتدا خوب گوش كنيد و وقتي مطمئن شديد كه متوجه منظور طرف مقابل شده‏ايد، آن وقت آنها را ارزيابي كنيد.
● چگونه شنونده بهتري شويم؟
براي تحقق اين كار، امور زير را انجام دهيد:
۱) پيام‏هاي مهم طرف مقابل را كشف كنيد.
هنگام صحبت كردن همسرتان، كاملاً به حرف‏هاي او گوش دهيد و اگر نكته مبهمي بود، حتماً سؤال كنيد؛ چون از اين طريق، هيچ نقطه ابهام و سوءتفاهمي باقي نمي‏ماند.
۲) گوش دادن را جدي بگيريد.
هميشه نخستين قدم براي رشد و توسعه، آگاهي فردي است. كوتاهي‏ها و قصور خود را در نقش يك شنونده، تحليل كنيد و تصميم بگيريد كه بر آنها فائق آييد. شنوندگان خوب، به همين صورت متولد نشده‏اند؛ بلكه آنها در زمينه آموزش گوش كردن مؤثر و قوي، كاركرده‏اند. خوب گوش كردن، مثل هوش، فرهنگ يا موقعيت اجتماعي، دست به دست، منتقل نمي‏گردد؛ بلكه اين مسئله مانند هر مهارت ديگر، از تمرين و انضباط فردي به دست مي‏آيد.
۳) از مهارت توجه استفاده كنيد.
مهارت توجه، يعني توجه جسمي و غيركلامي به طرف مقابل كه به او نشان دهد دقيقاً به صحبت‏هاي او گوش مي‏دهيد. هنگام گوش دادن، با بدني مايل به جلو و در فاصله‏اي مناسب، رودرروي گوينده قرار بگيريد؛ به طوري كه نگاهتان تا شعاع نيم متري صورت گوينده باشد. در اين حال، ضمن پرهيز از رفتارهاي حواس پرت كن، مانند بازي با كليد و غيره، سعي كنيد شنونده‏اي خشك و بي‏حركت نباشيد و محيط را از عوامل مزاحم دور كنيد. بنابراين، با نشان دادن عكس‏العمل‏هاي مناسب، مانند تكان دادن سر، نگاه كردن به گوينده و ابراز كلماتي مانند آره، بله و.. نشان دهيد كه با تمام وجود، به همسرتان گوش مي‏دهيد. مردان بايد به اين نكته توجه بيشتري داشته باشند؛ زيرا آنها عادت دارند در سكوت به مطلبي گوش دهند و از ابراز عكس‏العمل، غافل مي‏شوند. اين سكوت، بر زن‏ها گران تمام مي‏شود و تصور مي‏كنند كه همسرشان به آنها گوش نمي‏دهد. بنابراين، آقايان براي اين كه متهم به بي‏توجهي نشوند، بايد دقت بيشتري كنند!
۴) مهارت پي‏گيري را به كار بريد.
گاهي گوينده، نگران و هيجان‏زده است كه اين موضوع، در حالت‏هاي چهره، تُن صدا و رفتارهاي او نمايان است. در اين صورت، بايستي بدون زورگويي، او را به صحبت كردن دعوت كنيم؛ براي مثال، از عبارت‏هاي خوب، بعد چي شد، ادامه بده، درسته و يا از سؤال‏هاي كوتاه استفاده كنيد. گاهي حتي سكوت توأم با توجه و مشاهده، مي‏تواند اين موانع را از ميان بردارد.
۵) مهارت انعكاسي را مورد استفاده قرار دهيد.
مهارت انعكاس، يعني انعكاس توضيحات، احساسات و معاني درك شده از گوينده به خود او به گونه‏اي كه نشان دهنده درك، فهم و پذيرش او نزد شنونده باشد. گاهي اوقات، اين كار، باعث رفع سوءتفاهم مي‏گردد.
۶) برخي مواقع، فقط گوش كنيد.
يكي از ويژگي‏هاي فطري زنان اين است كه به ارتباط، بهاي زيادي مي‏دهند. گاهي اوقات، زنان بر خلاف مردان، نيازمند صحبت در مورد مشكلاتشان هستند و در پي دريافت راه‏حل از سوي همسران خود نيستند. مرداني كه دوست دارند زندگي شيريني داشته باشند، بايد به اين نكته مهم، توجه داشته باشند. حضرت علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:
از نشانه‏هاي بزرگواري و آقايي اين است كه انسان نسبت به>۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]

.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه