مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4629
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5165592

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۲۱

مخاطب شناسي در راديو

كساني كه به مطالعه نوع رسانه  جمعي توجه دارند،  «تحليل رسانه» را مد نظر دارند. و وقتي كه توجه به افرادي باشد كه پيام را دريافت مي كنند توجه كنيم به «تحليل مخاطب» خواهيم پرداخت.و اگر بحث بر سر تاثير پيام باشد به «تحليل تاثير» خواهيم پرداخت.
اين مطلب كه اين جداسازي مفيد است يا خير  عميقا به يك غايت علمي مفروض بستگي دارد. براي مثال مي توان عنوان كرد كه در اكثر موارد تركيب تحليل مخاطب و تحليل اثر به مراتب ساده تر از جداسازي آنهاست. از سوي ديگر در تحليل محتوا تقسيم آن به مطالعه مفاهيم و مطالعه سبك مي تواند مفيد باشددر اينجا كوشش خواهيم كرد كه در مورد تحليل مخاطب راديو با توجه به تغييراتي كه در ايران رخ مي دهد بحث كنيم. ارتباط ميان افراد كه سبب انتقال مفاهيم، افكار و اطلاعات از فردي به فرد ديگر مي شود، شرط اصلي پيدايي و ادامه زندگي جمعي است. زيرا زندگي جمعي انسانها بدون وجود ارزشها، هنجارها، اهداف و حتي تعارضاتي كه از طريق ارتباط به وجود مي آيد، معنا و مفهومي نخواهد داشت.

علاوه بر اين پيدايي و قوام ارزش هاي گروهي، هنجارها، محتواي فرهنگي و همچنين روند هاي يادگيري اجتماعي و در عين حال تضاد هاي اجتماعي فقط از طريق ارتباط به وجود مي آيد. افراد براي زندگي جمعي بايد از اهداف ، مقاصد، آگاهي ها و همچنين از تفكر و برداشت ديگران مطلع گردد تا به ارائه كنش و واكنش در برابر آنها قادر گردد

جوامع بشري تاريخ درازي را به ارتباط با كلام پرداخته اند. فرهنگ ، دانش و تمام دست آوردها و تجربيات اجتماعي و تاريخي جامعه، از طريق كلام و گفتار انتقال يافته است. هرچند با پيدايش خط و كتابت بسياري از وقايع جامعه به صورت تا امروز باقي مانده است اما اكثر نسخه ها در معرض نابودي و فساد قرار داشت و در عين حال براي عموم قابل دسترس نبود. حتي با گسترش صنعت چاپ نيز بسياري از اين دانش تا مدتها محدود به اقشار خاص بود كه نسبت به كل جامعه سهم بسيار ناچيزي داشتند.
از اوايل قرن نوزدهم، نوع جديدي از ارتباط به وجود آمد كه با تمام انواع قبل تفاوت داشت. از اين نوع ارتباط با عنوان ارتباط جمعي نام مي برند. از جمله ضرورت چاپ روزنامه در شرايط سرمايه داري كه مي بايست به دست «توده» برسد
برقراري ارتباط از طريق رسانه جمعي، ارتباطي غير مستقيم است؛ زيرا بدون استفاده از ابزار پيشرفته تكنولوژيك امكان برقراري نخواهد داشت. و البته ارتباطي عمومي است به اين معني كه همگان امكان استفاده از پيام رسانه را دارند.
امروزه در ميان رسانه هاي جمعي اينترنت سهم مهمي يافته است اما همچنان تلويزيون و راديو ابزارهايي قوي و تاثيرگذار در اشاعه اطلاعات هستند. چراكه هر يك از اين رسانه ها داراي ويژگي هايي هستند كه توانايي هاي خاصي را به همراه دارد. همانطور كه ايميل نتوانست جاي پست را بگيرد. راديو نيز با به علت ويژگي هاي خاص خود همچنان در ميان ساير رسانه ها مخاطبين خود را حفظ كرده است.
به طور كلي برنامه هاي راديويي از تركيب سه عنصر صدا، موسيقي و كلام پديد مي آيند و نيروي بياني و ارتباطي خاصي را تشكيل مي دهد كه از بيان مكتوب مطبوعاتي و بيان سينمايي و تلويزيوني متمايز است. در زير به برخي از ويژگي هاي برجسته راديو اشاره مي كنيم:

-1قابليت حمل و بهره برداري در هر مكان.
2بهره برداري همزمان با انجام فعاليت هاي مختلف.
-3سرعت انتقال پيام(برخلاف مطبوعات)
-4وسعت دامنه انتشار (تقريبا در هر نقطه اي از جهان).
-5مقرون به صرفه بودن دستگاه.
-6امكان استفاده از فرستنده هاي متعدد.
-7سهولت ضبط برنامه ها براي استفاده مجدد.
-8 بكارگيري زبان ساده و سهولت در بهره مندي از پيام.
-9 قدرت تاثير بالا.
به نظر گروهي از مردم راديو عبارت است از قرائت روزانه برنامه هاي مطبوعات ولي به صورت گسترده تر و آسان تر. و گروهي ديگر راديو را وسيله اي مي دانند كه در كنار آن به يكباره گرفتگي و اندوه زدگي را از ميان ببرند و خويش را از چنگ دلتنگي و ملال زندگي گريز دهند. اين از خود گريختن سبب مي شود زندگي عوض شود و انسان خود را به آغوش دنياي افسونگرانه و اعجاز آميز توهم بياندازد. بهره وران راديو كساني هستند كه در جريان روز سخت ترين كارها را انجام مي دهند و در جريان كار يا در هنگام آسودگي از كار مايه نجات آنهاست.
 راديو يك وسيله نيرومند فرهنگي است از فرهنگ مايه مي گيرد و در عين حال خود سبب دگرگوني و تحولاتي در فرهنگ مي شود. بررسي اين تحولات و دگرگوني ها و اصولا نقش فرهنگي راديو با اندازه گيري هاي كمي برنامه ها قابل انجام نيست. بلكه تجزيه و تحليل كيفي و دقيقي را در گفتارها و محتواي برنامه ها مي طلبد.در مورد نقش آموزشي راديو نبايد بيش از آنچه واقعيت به ما مي گويد انتظار داشت؛ آموزش در درجه اولي به عهده نهادهاي ديگر چون مدرسه و خانواده است و راديو مي تواند نقشي مكمل داشته باشد. اما با اين حال راديو مي بايد در بدوش كشيدن بخشي از اين وظيفه تدبيري بيانديشد به ويژه كه مي بايد هماهنگ با نظام ارزشي جامعه و با توجه به امكانات در جهت برآورده كردن نيازها آموزشي و فرهنگي جامعه گام بردارد.
راديو از فرهنگي مايه مي گيرد كه خود مي خواهد شنوندگان را كه با آن فرهنگ زندگي مي كنند آموزش دهد. راديو  نمي تواند كاملا جدا از فرهنگي كه در جامعه جريان دارد حركت كند. بعلاوه گيرندگان پيام نيز منفعل نيستند بلكه عواملي چون پيشداوري درباره پيام، استنباط مفاهيم پيام و انطباق پيام با تربيت گيرنده در توجه آنها به برنامه هاي راديو موثر است.
به هر ميزان كه اهداف تحول جامعه مورد توجه جدي تر قرار بگيرد، ابزار مورد استفاده برنامه ريزان و دولت مردان هر كشوري از قبيل راديو و تلويزيون براي اداره جامعه و تحول فرهنگي از اهميت بيشتري برخوردار است.
 به منظور شناخت نقش و تاثير راديو ابتدا مي بايست رابطه راديو با مفاهيم تحولات مورد نظر روشن شود. آيا راديو در حالت كنوني اشاعه دهنده اين مفاهيم است يا ضد آن را ترويج مي كند و يا نسبت به آن بي اعتنا است. با مشخص شدن اين رابطه آنگاه مي بايد به نقش مخاطب به عنوان پايه مهم ديگر در اثر پذيري پرداخت. در واقع بايد پرسيد نقش مخاطب در اثر راديو براي ايجاد تحولات مذكور چگونه است. و چه مؤلفه هايي در فعاليت مخاطب باعث افزايش يا كاهش تاثير مي شود. پرداختن به اين مسائل از يك سو نيازمند شناخت مخاطبان برپايه ميزان استفاده آنها از راديو با توجه به متغيرهاي زمينه اي (جمعيت شناختي)براي تعيين تفاوت ها در خرده گروه ها است و از سوي ديگر  اين امر مستلزم طبقه بندي مخاطبان برپايه رويكرد آنها به تحولاتي است كه راديو در صدد ايجاد آن است.
براي درك مخاطبان رسانه لازم است بدانيم كه راديو چگونه با زندگي روزمره مردم تطبيق مي يابد. شيوه استفاده از راديو خود مي تواند از زمينه اجتماعي و فرهنگي اي كه استفاده از آن را احاطه كرده است، تاثير پذيرفته باشد. رويكرد ما به مخاطب رويكردي تركيبي است. مخاطب از راديو تاثير مي پذيرد و تاثير آن هم كم نيست اما مخاطب منفعل نيست، او با فعاليت خود بر محتواي پيام دريافت شده اثر مي گذارد و لذا فعاليت او مي بايد ملاحظه شود
براي بررسي عوامل موثر در ميزان افزايش يا كاهش تاثيرات با توجه رابطه ميان مخاطب و راديو مي توان دو هدف را  در نظر گرفت:


1-بررسي رابطه در معرض راديو قرار گرفتن و پذيرش تغييرات فرهنگي.
2-    طبقه بندي مخاطبان بر پايه ميزان نوگرايي با توجه به ساعات و نحوه استفاده از راديو .
به منظور توضيح اثر راديو بر نگرش ها و ارزش ها مي توان از رويكرد

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۲۰

مخاطب شناسي ؛ رمز بقاي رسانه ها 

 امروزه غالب رسانه‏هاي ديداري و شنيداري و حتي تكنولوژي‏هاي نوين ارتباطات متعامل‏ (دو طرفه)ناگزير از شناخت طبقات و طيف‏هاي متنوع و مختلف مخاطبان خويش مي‏باشند. توجه به گيرندگان پيام و شناخت آنها،گستره وسيعي از مشخصات فردي،اجتماعي، رواني و...(سن،جنس،مذهب،شغل،ميزان تحصيلات،گرايش صنفي،فكري و...)را شامل‏ مي‏شود.

 بديهي است براي ايجاد ارتباطي موفق،اشتراك در معني بين فرستنده و گيرنده لازم و ضروري است و اين اشتراك حاصل نمي‏شود مگر اينكه رسانه با شيوه‏ها و متدهاي علمي، مشتريان خويش و نيازهاي آنان را شناسايي و به توليد پيام‏هايي در همان راستا بپردازد.

 جامعه‏شناسان و انديشمندان ارتباطات،ضمن توجه به مقوله مهم مخاطب‏شناسي با خلق‏ تئوري‏ها و نظرياتي جامع در اين رابطه ضمن تفكيك گروه‏هاي مختلف مخاطبان،لزوم توجه‏ كارگزاران ارتباطاتي چون روزنامه‏ها،راديو،تلويزيون،اينترنت و...را به اين امر مهم گوشزد نموده‏اند.

 

 در نوشتار حاضر سعي شده است به اختصار نظريات ارتباطي و جامعه‏شناختي در باب‏ مخاطب تبيين و ارايه شود تا مورد استفاده كارگزاران ارتباطي قرار گيرد.

 

 يكي از مسايل مهم بررسي وسايل ارتباط جمعي بحث مخاطبان و چگونگي رويارويي آنها با وسايل ارتباط جمعي مي‏باشد.در اوايل نظر بر اين بود كه رسانه‏هاي جمعي علت لازم و كافي‏ تاثير بر مخاطبان هستند و باعث شكل دادن به نگرش‏ها و عقايد آنان مي‏شوند در حالي كه در اين ديدگاه مخاطبان منفعل فرض مي‏شدند(ديدگاه تزريقي و گلوله جادويي)امروزه اين‏ ديدگاه از مخاطبان وسايل ارتباط جمعي به كلي مردود شمرده شده و مخاطبان را در رويارويي‏ با پيام‏هاي ارتباطي پويا و داراي حق انتخاب فرض مي‏كنند به طوري كه مخاطب براي ارضاي‏ نيازهاي خود و به صورت آزادانه به جستجوي اطلاعات مورد نظر از منابعي كه به تخصص و اعتبار آنها اعتماد دارند مي‏پردازد.(1).

 

رسانه‏هاي جمعي به اعتقاد برخي كارشناسان براي نفوذ بر مخاطبان خود مي توانند سه كاركرد داشته باشند:

 

 1-عقايد مخاطبان خود را تقويت كنند.2-عقايد و باورهاي جديد بوجود آورند.3- عقايد موجود را تغيير داده و عقايد جديدي را به وجود آورند.

 

 روان‏شناسان اجتماعي معتقدند نقش تقويت كننده وسايل ارتباط جمعي‏ بر اساس استفاده انتخابي و ادراك انتخابي نسبت به ساير نقش‏ها داراي اهميتبيشتري است.يعني مخاطبان به منابعي براي كسب خبر مراجعه مي‏كنند كه با افكار و عقايد آنان همسو باشد بر همين مبنا اطلاعاتي مورد علاقه را كسب مي‏نمايند.

 

 ادراك انتخابي موجب مي‏شود تا مخاطبان اطلاعات دريافتي از رسانه‏ها را به‏ گونه‏اي كه با عقايد قبلي آنها مطابقت داشته باشد تعبير و تفسير كنند و تعابير با توجه‏ به تفاوت زمينه‏هاي فكري بسيار متفاوت از يكديگر است.بنابراين رسانه‏هاي جمعي‏ براي اين كه بتوانند تاثيرات لازم را در برخورد با مخاطبان بدست آورند بايد به نكات‏ روانشناسانه پيام توجه نموده و از شيوه‏هاي بسيار ظريف براي القاي افكار خود بهره‏ برند.

 

 برخي ازنظريه پردازان مكتب فرانكفورت(آدرنوماركوزه)معتقدند وسايل‏ ارتباط جمعي در عصر حاضر با تجاري شدن سعي در تخدير و همراه نمودن جامعه با نظام‏ حاكم را دارد به عبارتي ديگر وسايل ارتباطي جمعي با تحريف واقعيات جامعه و بزرگنمايي‏ اخبار كم اهميت سعي در تثبيت نظام حاكم بر جامعه و نيز به وجود آوردن روحيه منفعل و سازش طلبانه را در انسان دارند.

 

 آنچه روشن است اين است كه دست‏يابي به عيني‏گرايي واقعي نه تنها در كشورهايي با نظام‏هاي مستبدانه غير ممكن است بلكه درحكومت‏هاي دموكراتيك نيز مخاطبان به طور نامريي و پنهاني در معرض اخبار و اطلاعاتي قرار دارند كه در نهايت حفظ حاكميت را موجب‏ مي‏شود.

 

 نخستين نظريه در علوم ارتباطات در زمينه نقش مخاطبان،كاركردي منفعلانه براي‏ مخاطبان قايل بوده بر اساس نظريه‏"گلوله جادويي‏"(تزريقي)پيام‏هايي كه طراحي و ارايه‏ مي‏شدند در كوتاه مدت طيف وسيعي از مخاطبان را تحت تاثير مستقيم قرار مي‏داد.نگاه‏ يك طرفه و بدو از شناخت رواني-فيزيكي انسان‏ها موجب شد در طول چند سال نظريه جديد تحت عنوان‏"استحكام‏"از جانب صاحبنظران مطرح شود.براساس اين ديدگاه مخاطبان بايد باورهايي در ارتباط با پيام دريافتي داشته باشد و پيام پس از آن مي‏تواند آن عقيده را بيشتر تحكيم نمايد"كلاپر"در اين باره مي‏گويد:پيام به خودي خود سازنده نيست بلكه بازسازي كننده‏ و تقويت كننده نظرات مخاطبان است.

 

 با توجه به اين كه مجموعه فعاليت‏هاي پيام‏سازي براي ارضاي خاطر مخاطب و همراه‏ نمودن آن انجام مي‏شود،مي‏توان ادعا كرد كه در برقراري ارتباط،مخاطب از جمله مهمترين‏ عناصر به حساب مي‏آيد كه مي‏توان دست‏يابي به هدف را تضمين يا به طور كلي از ميان‏ بردارد.(2)

 

 در دهه 70 شكل تكامل يافته نظريه استحكام در قالب نظريه‏"نيازجويي‏"مطرح شده‏ براساس اين نظريه مخاطب در برخورد با پيام درست مانند نظريه استحكام پويا و فعال است‏ در اينجا نقش انتخاب كننده را نيز داراست به اين معنا كه گيرندگان پيام داراي مجموعه‏اي از نيازها مي‏باشند كه راه‏هاي متعددي براي رفع آن در پيش‏رو دارند بنابراين رسانه‏ها با توجه به نيازها و خواسته‏هاي مخاطبان پيام خود را تنظيم نمايند كه‏ پيامگير نيازهاي خود را از طريق آنان ارضا نمايد.(3)ساير نظرات‏ مطرح شده در گستره علوم ارتباطات مانند نظريه وابستگي، برجسته‏سازي و...به گونه‏ها و حالات مختلف رفتارهاي مخاطب را مورد توجه قرار داده‏اند. يكي ديگر از نظريه‏هاي مطرح شده در مورد مخاطبان نظريه‏"انگ‏"مي‏باشد.بر طبق اين‏ نظريه‏"زماني كه وسيله ارتباطي انگ يا نشاني نامطلوب بر پيشاني يافت از آستانه اعتماد فرو مي‏افتد و تمام محتواي آن با نيشخند و يا خشم مخاطب مواجه مي‏شود.در اكثر موارد چنين‏ وسيله ارتباطي دچار نوعي خلا نسبي مي‏شود و كساني كه مخاطب آن مي‏شوند از جانب‏ ديگران فاقد ارزش اجتماعي به حساب مي‏آيند.فرايندهاي اثر بومرنگ،بازخورد و پس فرست‏ منفي عوامل پيدايي نشان نامطلوب يا انگ در وسايل ارتباطي جمعي خواهد بود." (4)

 

 در مجموع مي‏توان گفت بايد به مخاطب به عنوان يك عنصر فعال،پويا و صاحب اراده و شناخت نگريسته شود زيرا كه قادر است تحولات بسياري را در سطح جامعه به وجود آورد. مخاطب در مسير حركت زندگي نيازهايي دارد كه اين نيازها اصلاح مي‏شود.تغيير شكل‏ مي‏يابد و گسترده يا محدود مي‏شود.او مي‏تواند از هزاران راه كه در پيش‏رو دارد.براي‏ ارضاي نيازهاي خود بهره جويد از جمله اين راه‏ها استفاده از پيام‏هاي وسايل ارتباط جمعي‏ است،بنابراين براي اينكه بتوان پيام‏هاي هدفمند،سازنده و نقش آفرين خود را به مخاطب‏ برسانيم او را در جرياني دو سويه به حساب آورده و نيازها و خواسته‏هايش را بشناسيم در غير اين صورت راه‏هاي بسياري براي جايگزين شدن پيام وجود دارد.

 

 "در دنياي ارتباطات و اطلاعات براساس قانونمندي‏هاي حاكم بر رفتارهاي انساني(انسان‏ همواره به دنبال حداكثر مطلوبيت)داشتن اعتماد ضروري است،پيام‏هاي ايجاد كننده‏ اعتماد مي‏تواند مطلوبيت براي خوانندگان ايجاد نمايد"(5)

 

 شناخت گردانندگان وسايل ارتباط جمعي،دادن اطلاعات صحيح در مورد سلامت رفتاري‏ و علاقه‏مندي آنها به ارايه اخبار و واقعيت‏هاست.تجربه مخاطبان در مورد اينكه وسايل ارتباط در پي كشف حقايق است مي‏تواند باعث افزايش اعتماد مخاطبان به آن شود.

 

 وسايل خبري جمعي بايد نسبت به بافت جامعه مخاطبان داراي بينش بوده و قادر باشند سلسله نيازهاي تعريف شده مخاطبان را با نقش‏ها و وظايف خود پيوند دهند در سايه چنين‏ پيوندي كه زمينه جلب اعتماد عمومي براي پيشبرد اهداف مورد نظر فراهم مي‏آيد.رسانه‏هاي‏ جمعي در فرايند اطلاع‏رساني بايد به مقابله با عوامل بي‏اعتمادي در خبر پرداخته و اعتماد مخاطبان خويش را به توليدات ارايه شده افزايش دهند تا آنان را از آنچه ويلبر شرام "پاداش‏آتي‏" مي‏نامد برخوردار سازند.

 منبع:

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/6483/29/text


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۱۹

مخاطب ‌شناسي جوان

مقدمه

ارتباط» 4 جزء وجود دارد كه عبارتند از: پيام، پيام رسان، پيام گير و واكنش. به نظر مي رسد در بين اين اجزاء، «پيام رسان» از اهميت ويژه اي برخوردار است و يكي از وظايف و مسؤوليتهاي سنگين آن، شناخت روحيات و ويژگيهاي «پيام گير» يا «جوان» است.

عدم شناخت كافي و لازم از جوان و فاصله گرفتن از او به بهانه تفاوت بسيار زيادي كه اين نسل با نسل قبلي خود دارد. استاد مطهري در اين زمينه مي گويد: «ما اول بايد درد اين نسل را بشناسيم. درد عقلي و فكري، دردي كه نشانه بيداري است، يعني آن چيزي را كه احساس مي كند و نسل گذشته احساس نمي كرد...»


جواني مرحله اي از عمر است كه مرز سني 18 تا 26 سال را در برمي گيرد. اين دوره از مهمترين و در عين حال پيچيده ترين مراحل حيات است . جواني دوران تربيت پذيري است و فرصتي كه در آن عقيده و اخلاق ريشه دار شده و فضايل و ملكات انساني در جوان تثبيت مي گردد.

در ذيل به برخي از ويژگيهاي اين دوران اشاره مي گردد؛ 1-

مهمترين تعبيري كه براي اين مرحله به كار مي رود تعبير «شباب» است. شباب در لغت به معناي برافروختگي و زبانه كشيدن است و همه حالات و رفتار جوانان حكايت از برافروختگي و هيجان دارد. جسم، روان، عواطف، احساسات و افكار جوان در كمال رشد و برافروختگي است. كه البته اين ويژگيها در صورت عدم كنترل، مي تواند خطرآفرين باشد.

اميرالمؤمنين عليه السلام نيز در روايتي اين دوران را به2-3- «4-«سكرالشباب» تعبير فرموده اند. دوران بلندپروازي، اميد و آرزوهاي دور و دراز، آرمان خواهي، حقيقت جويي و همت هاي بلند.كنجاوي طبيعي در اين دوران به چراجويي مبدل گشته و جوان را به سوي منطقي روشن و استدلالي قانع كننده مي كشاند.جوان» رقيق القلب و فردي پيشتاز است. شور، شوق، عشق و شيدايي او در مرحله اي از توان و رشد است كه براي اقدام در دشوارترين امور حاضر به سرمايه گذاري است.جواني مرحله اي است كه فطرت انسان بيدار است و مي تواند بسنجد و راه و رسم انسانيت و اخلاق را در پيش گيرد.

آنچه در بالا بدانها اشاره شد، تنها بخشي از ويژگي هاي دوران جواني است كه براي برقراري يك ارتباط موفق با جوان بايد مدنظر قرار گيرد


به نظر انديشمندان، بي تفاوتي و سهل انگاري والدين همانقدر آرامش جوان را بر هم مي زند كه دخالتها و امر و نهي هاي بيش از اندازه و نابجا

. حال با توجه به اين خصوصيات، نحوه برقراري يك ارتباط موفق با جوان به چه صورت است؟. اگر كسي بخواهد جوان را از راه تربيت صحيح و آگاهانه به آزادي، تفكر، استقلال رأي و احساس مسؤوليت فردي و اجتماعي هدايت كند، لازم است در نهايت متانت، بدون دخالت مستقيم و احياناً تحميل، او را در راه ناهمواري كه در پيش رو دارد همراهي كند . كساني كه در ارتباط مستقيم با جوانها هستند بايد بدانند كه رشد عقلي و روحي انسان خواه سريع، خواه كند ، خواه با كمك بزرگترها و يا بدون دخالت آنها به همان نسبت پيچيده است كه حيات در سير آفرينش و تبديل يك كرم ابريشم بي دفاع به يك پروانه ي بلند پرواز...

نگراني از آينده سبب يأس و نااميدي در جوانان مي شود

. و احساس ناامني اجتماعي و رواني بوجود مي آورد و به اين ترتيب ممكن است جوان دچار افسردگي شود. فرد افسرده جامعه پذير نيست و گرايش به آسيب هاي اجتماعي دارد، بنابراين ايجاد شادي معقول و منطقي در اين افراد مانع از افسردگي و انواع ناهنجاريهاي اجتماعي مي گردد و در نتيجه باعث افزايش كارآيي مي گردد.

بسياري از جوانها در زندگي خود هدف مشخصي ندارند، بايد به آنان كمك شود كه هدفهاي خود را انتخاب و براي آن كوشش نمايند و در اين راه آموزش مهارتهاي زندگي سبب مي شود تا بهتر بتوانند با مشكلات و معضلات زندگي هاي عصر ماشيني مقابله كنند.

به نظر مي رسد آشنايي جوانها با ارزشها به نحوي كه خدا ، رسول خدا و انبياء و علماي جامعه راه را نشان داده اند به خوبي فكرش را به سوي درست انديشيدن هدايت خواهد كرد

در پايان اينكه متأسفانه در اغلب اوقات نه تنها در نحوه ارتباط با جوان بلكه در ساير ارتباطات اجتماعي نيز فراموش مي كنيم كه

«گوش دادن رمز ارتباط است» و خوب گوش دادن را از يكديگر دريغ مي كنيم. شايد كليد طلايي موفقيت در ارتباط با جوان اين است كه بدانيم «تفاوت نسيم و طوفان در نوع برخورد است.»

ارتباط، كليدي‌ترين و زيباترين عامل تشكل انسان‌ها، وحدت القاء مفاهيم و پياده كردن اهداف است

1

. ارتباط (communication) چند اصلي ساختي دارد:ـ هدفمند 2ـ با قدرت 3ـ با شناخت محورهاي رابط 4ـ فعال 5ـ فراگير 6ـ مؤثر 7ـ منجر به تغيير 8ـ مداوم 9ـ پويا 10ـ همراه با انتقال يافته‌ها و تجارب 11ـ بارز در تنوع‌هاي ارتباطات.

ارتباط، يعني انتقال مفاهيم، معاني و تبادل پيام‌ها

. ارتباط، پيوند تنگاتنگي با نفوذ و تغيير دارد.

نفوذ

(influence) ، رسوخ پيام‌ها و معاني انتقال‌يافته در روح و روان و ضمير شخصي كه با او ارتباط برقرار شده است.

تغيير

(change)، پديده‌هاي قابل رؤيت و قابل بررسي در مدت زمان محدود، به صورت ملموس، محسوس و قابل مشاهده است.

ارتباط، معبر ايجاد تغييرات كمي و كيفي است

. عنصر ارتباط با انتقال افكار، انديشه‌ها و مفاهيم خاص، اول در روح افراد نفوذ كرده سپس منشأ تغيير مي‌شود.

مخاطب(addressee) ، هدف برقراري ارتباط است. كليه‌ي عمليات القاء مفاهيم و پياده كردن اهداف، نفوذ و تغيير متوجه مخاطب است. چگونگي ارتباط متقابل و مؤثر با مخاطب   : آنچه كه از مدل بالا (الگوي اميل دوركيم، جامعه‌شناس) استفاده مي‌شود آن است كه فرهنگ عمومي جامعه از طريق حاكميت (dispensation)، هيئات مذهبي (commission religious)، خانواده، كانون‌هاي فرهنگي (cultural clubs)و مذهبي مختلف، بوسيله‌ ارزش‌ها، آداب و رسوم و هنجارها به آحاد جامعه، انتقال مي‌يابد. اين انتقال بايد به گونه‌اي باشد كه آحاد جامعه، ارزش و هنجارهاي فرهنگ غالب جامعه را از آن خود كرده و از خود بدانند و در جان و دل آنها رسوخ كند. به عبارت جامعه‌شناسان، دروني (internalized) شود. در اين صورت افراد پس از دروني شدن ارزش‌ها و فرهنگ جامعه وارد نظام تقسيم كار (division of labor) مي‌شوند. در حالت جامعه‌ي سالم، تصور بر اين است كه هر فرد، قبل از ورود به بازار كار و عرصه‌ي اجتماع، انساني ارزش‌مدار و هنجارمند (normative) است، پس اگر در هر موقعيت كاري قرار گيرد به درستي و بدون نياز به كنترل‌هاي مختلف رسمي يا غير رسمي، وظايف محوله را انجام مي‌دهد و به عبارت روشن‌تر هر فرد كنترل كننده‌ي خود (self control) است. پس از اين كه افراد با درستي و صداقت (fidelity) و با رعايت ارزش‌هاي والاي الهي و انساني، كار خود را انجام دادند، در سيستم اجتماعي (social system) به هم پيوسته و متصل مي‌شوند و انسجام اجتماعي (social integration) يا به هم چسبندگي اجتماعي اتفاق مي‌افتد و اين مرحله باعث به وجود آمدن ثبات اجتماعي (social solidarity) مي‌شود كه در جوامع مختلف، متفاوت است. گاهي اين ثبات مكانيكي است و گاهي ارگانيكي. مجموعه‌ي اين چرخه باعث تازگي و جوان شدن فرهنگ عام و غالب جامعه مي‌شود و دوباره عمليات انتقال ارزش‌ها و هنجارها اتفاق مي‌افتد. نكته‌ي مهم اين است كه اگر در جامعه، شاهد انواع و اقسام آسيب‌هاي مذهبي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي هستيم اين از ديدگاه جامعه‌شناسي ناشي از عدم دروني شدن صحيح و كامل ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه است، دوباره بايد بازنگري شود و در اين بازخورد (feed back) هركس در هر جا و هر منزلتي است، مسئوليت دارد، تا به اصلاح تربيتي و رفتاري بپردازد. در جامعه اسلامي انتظار ويژه‌اي از خانواده‌ها به عنوان گروه نخستين (primary group) مي‌رود، چرا كه الگوي اوليه‌ي كودكان و نوجوانان در موقعيت مهم شكل‌گيري شخصيت، خانواده و والدين است. كودك و نوجوان پس از ورود به گروه‌هاي ثانويه (secondary group) تغييراتي را در شخصيت خود احساس مي‌كند، اگر در خانواده، خمير مايه‌ي مناسبي از شخصيت براي او شكل گرفته باشد، تأثيرات گروه‌هاي ثانويه، باعث تغيير جدي در شخصيت او نمي‌شود. بي‌ترديد حاكميت، گروه‌هاي مختلف، هيئات و كانون‌هاي مذهبي، مكان‌هاي آموزشي و كاري بخش مهمي از شكل‌دهي شخصيت افراد را تشكيل مي‌دهند كه اگر به خوبي وظايف خود را انجام بدهند، جامعه‌ي سالم شكل مي‌گيرد . جهان ذاتاً داراي خصلت پويايي و اثرگذاري است، همه چيزها (جان دار و بي‌جان) «نمود» هستند كه با خصلت ارتباط، تعريف و مورد شناخت قرار مي‌گيرند. ارتباطات انساني، سياسي، اجتماعي، رواني و اقتصادي باعث بقاء، دوام و ماندگاري جامعه است. در همين رابطه، تأثير متقابل و مؤثر در يك مجموعه‌ي منظم و هدفمند، هدف نهايي مخاطب‌شناسي است. كانون‌ها و هيأت‌هاي مذهبي و هر مركز انتقال پيام بايد داراي سياست و هدف برقراري ارتباط متقابل موثر با مخاطب، باشند. تأثير در مخاطب از نظرات مختلفي قابل تقسيم است 1 :ـ ايجاد هرگونه تغيير از طرف برقراركننده رابطه در شخصيت ارتباط‌پذير، بدون توجه. 2ـ ايجاد هرگونه تغيير از طرف برقراركننده رابطه در شخصيت ارتباط‌پذير، بطور آگاهانه. 3ـ ايجاد هرگونه تغيير در شخصيت ارتباط‌پذير، بدون آگاهي. 4ـ ايجاد هرگونه تغيير در شخصيت ارتباط‌پذير، با آگاهي. 5ـ ارتباط بدون آگاهي ارتباط‌پذير و ارتباط‌انگيز. 6ـ ارتباط با آگاهي ارتباط‌پذير و ارتباط‌انگيز   الزام دروني در اسلام : در فرهنگ اسلامي، عنوان الزام و التزام، بسيار مهم و از عناصر چندگانه‌ي خير و فضيلت است . سه عنصر در اين الزام و التزام‌هاي باطني تحقق مي‌يابد: ـ نداي عقل خالص ـ نداي فطرت پاك ـ نداي وحي الهي، اين نداها قادرند الزامي را در درون انسان‌ها بوجود آورند و آن‌ها را به طور باطني به دين، ملتزم نمايند. ارتباط، پيش‌ درآمد الزام و التزام است. اگر پيام‌هاي هيئات مذهبي و تشكل‌هاي ديني با رعايت اصول الزام دروني تنظيم شده و با عقل، فطرت پاك و وحي الهي تطابق داشته باشند، موفقيت در جذب و نگهداري مخاطب، حتمي است. تبليغ اسلامي 1 : فراگرد انتقال پيام اسلام از سوي فرستنده (با شرايط خاص) براي گيرنده (همه مردم) با هدف آموزش، اقناع، ترغيب و برانگيختن مخاطب براي انجام يك عمل متين (به شرط مشابهت معنا در گيرنده پيام) شكل مي‌گيرد. اين فرآيند چند گزينه نياز دارد:ـ سرشاري اطلاعات و معاني اندوخته در ذهن 2ـ تصميم براي گشودن قفل يكي از معاني 3ـ انگيزه براي انتقال 4ـ داشتن دغدغه جهت انتقال به مخاطب 5ـ درك ضرورت‌هاي باروري معاني ذهني 6ـ برخورداري از توان ارتباطي لازم. ويژگي‌هاي پيام 1 ويژگي‌هاي مخاطبان محتواي پيام 1 نتيجه :ـ برآوردن نياز مخاطبان 2ـ ارائه در شرايط مناسب 3ـ انتقال با توجه به مقتضيات سني افراد 4ـ آميخته با عنصر روشنفكري 5ـ مستند و قابل عرضه 6ـ نتيجه يك پژوهش بنيادي يا كاربردي : 1ـ توجه به وضعيت جسمي، روحي و رواني 2ـ طبقه‌بندي سني 3ـ ايجاد تشنگي در مخاطب 4ـ ايجاد انگيزه 5ـ ارتقاء سطح آگاهي مخاطبان 6ـ توجه به اصل اساسي مخاطب‌شناسي: ـ تناسب با نياز انسان‌ها 2ـ متناسب با فطرت 3ـ صحيح، منطقي، عقلاني و برهان.4ـ آميخته با رفق و مدارا 5ـ محتواي سهل و ساده و قابل دستيابي 6ـ ارتباط محتوا به مسائل اجتماعي 7ـ محتواي دلنشين و پرجاذبه 8ـ محتوا در معرض نقض و ابطال نباشد 9ـ اتقان : از آن‌چه گفته شد، مي‌توان اين جمع‌بندي نهايي را داشت كه 1) 2) 3) :مراكز فرهنگي و ديني براي موفقيت در برقراري ارتباط مؤثر و انتقال صحيح و كارآمد پيام‌هاي خود بايد اصول مخاطب‌شناسي را رعايت كرده و با لايه‌هاي تو در توي شخصيت و نظام فكري و فرهنگي آحاد جامعه آشنا باشند تا بتوانند از عهده‌ي وظايف خطير محوله برآيند. به درستي بايد گفت هر يك از انسان‌ها در هر جايگاهي از نظام تقسيم كار جامعه كه قرار دارند بايد با وجدان جمعي (conscience collective)، همراه بوده و وظايف خود را به درستي انجام دهند. اين گفته كه انتظار درست شدن همه چيز از حاكميت و دولت مي‌رود اصلاً صحيح نيست. نويسنده بار ديگر خوانندگان فهيم و محترم را به مطالعه‌ي مقاله‌ي خانواده و راه‌كارهاي مقابله با تهاجم فرهنگي كه در شماره 39 و 40 نشريه‌ي وزين بشري به چاپ رسيده است، ارجاع مي‌دهد.كانون‌ها، هيئات مذهبي و مراكز فرهنگي ديني با توجه بهخاطب شناسي را نام ببريد.

براي شناخت مخاطب راه هاي متفاوتي وجود دارد كه با آن مي توان با روحيات وخلقيات مخاطب آشنا شد. برخي از اين راه ها عبارتند از : 1- روش مشاهده طبيعي. (در اين روش استاد با مشاهده رفتار و پاسخ هاي فراگير، دور نمايي از شخصيت مخاطب را كشف مي كند. البته تفسير ديده ها و مشاهدات نبايد با دخالت سليقه هاي شخص صورت پذيرد.)

 2- روش نظر سنجي گروهي.  3- روش مصاحبه.  4- روش پرسشنامه.

5- يكي از روش هاي مخاطب شناسي روش مشاهده طبيعي است، در اين روش چه نكاتي را بايد رعايت كنيم؟

الف) در روش مشاهده طبيعي ابعاد مهم در رفتار فرد مورد شناسايي و دقت قرار مي گيرد نه مسائل جزئي.

ب) نكته هاي لازم ثبت و يادداشت شود.

ج) مشاهده گر بايد از تعبير و تفسير شخصي مشاهدات بپرهيزد.

د) بهتر است در شرايط و موقعيت هاي مختلف اجتماعي از اين روش استفاده شود .

ه) اگر فراگير، مقصود مشاهده گر را نداند مشاهده طبيعي تر پيش  مي رود زيرا در آن صورت رفتار تصنعي از خود بروز نمي دهد.

6- يكي از روش هاي مخاطب شناسي روش نظر سنجي گروهي است،در اين روش به چه نكاتي بايد توجه كرد؟

الف) گروه بايد از نزديك با شخص مورد نظر و روحيات وي آشنا باشد.

ب) هم كلاسي ها يا دوستاني كه به دلايلي نسبت به شخص مورد نظر كينه يا خاطره تلخي دارند نبايد در اين گروه شركت نمايند.

ج) قبل از هر چيز بايد صلاحيت، درست رفتاري، بي غرضي و صداقت گروه مورد تاييد باشد.

7- يكي از روشهاي مخاطب شناسي روش مصاحبه است در اين روش چه نكاتي بايد مورد توجه قرار گيرد؟

الف) مصاحبه بايد هدفمند و هدف مصاحبه را بايد براي فرد بيان نمود.

ب) بايد اعتماد مصاحبه شونده را جلب كرد و به او فهماند كه مطالب مورد بحث در اختيار ديگران نهاده نمي شود.

ج) سوالات بايد به طور واضح بيان شود و جواب ها يادداشت گردد.

د) مصاحبه گر بايد از توان علمي و حرفه اي و مهارت برقراري ارتباط موثر برخوردار باشد.

ه) مصاحبه گر بايد در تعبير و تفسير صحيح پاسخ هاي دريافتي توانا باشد.

8- يكي از روشهاي مخاطب شناسي روش پرسشنامه است، در اين روش چه نكاتي بايد رعايت شود؟

الف) سوالات پرسشنامه بايد روشن و قابل درك باشد.

ب) سوالات بايد بر اساس روال منطقي و در بر دارنده نكته هاي با اهمّيت باشد.

ج) سوالات بايد به گونه اي طرح شود كه تهيه جواب آن در وقت كم ميسّر باشد.

د) سوالات بايد به قدر امكان كوتاه باشد.

جلسه سوم        7/8/90

مخاطب شناسي :

1-   ويژگي هاي كلي مخاطب شناسي : نسبي بودن- مستمر بودن- وابسته بودن.

2-   اصول مخاطب شناسي : قابليت تعريف بودن - قابل اندازه گيري و شمارش - قابل دسترسي بودن - متناسب بودن – مقرون به صرفه بودن.

3-   تقسيم بندي مخاطب : منفعل بودن – گزينش گرا – فعال – چند وجهي – رسالت مند.

4-   ابعاد كيفي مخاطبان.

تقسيم بندي مخاطب : 1- مخاطب عام.   2- مخاطب خاص.

9- ويزگي هاي كلي مخاطب شناسي را بنويسيد.

1-   نسبي بودن (مخاطب شناسي ثابت نيست) فرايند زمان، مكان و شرايط ديگر در شناخت مخاطب تاثير دارد.

2-   مستمر بودن (مخاطب شناسي مقطعي نيست) در شناخت مخاطب بايد مستمر باشيم چون ممكن است در زمان ديگري تغيير كند.

3-   وابسته بودن ( وابسته بودن به محيط و مخطب هاي ديگر- وابسته بودن به يك گروه و...).

به دليل پيچيدگي وجودي مخاطب و اينكه هر نوع فعاليت ارتباطي شناخت خاصي از مخاطب را  مي طلبد، نمي توان شناخت صحيح و واقعي را از مخاطب ارائه داد.

پس نتيجه مي گيريم كه مخاطب شناسي يك امر مستمر و ادامه دار است و در واقع هنر خطيب آن است كه بتواند مخاطبان خود را با توجه به شرايط زماني و مكاني تحت تاثير خود قرار دهد.

جلسه چهارم     21/8/90

10- سه رويكرد در ايجاد " صميميت از دور " براي مخاطبان را نام برده و شرح دهيد.

1-   راهبرد هاي گفتماني : نظير استفاده از سبك خودماني و ديگر اشكال خطاب هاي دوستانه و صميمانه.

2-   خلق مخاطبان واقعي و خيالي : با استفاده از ابزار هايي نظير جلوه هاي ويژه صوتي (خنده، كف زدن) يا تلفن هاي مستقيم شنوندگان.

3-   برقرار كردن تعاملات شخصي : با شنوندگاني كه خواهان مشاركت در مباحث هستند.

نقد اين رويكرد : البته بكارگيري اين شيوه به رواج احساسات، عدم صداقت و زمينه بي اعتمادي منجر مي شود و اين شيوه متفكران منتقد را بر ان داشت تا رسانه هاي جمعي را متهم به فريب كاري ذاتي كنند.

11- تاثير رسانه ها بر ارتقاء روابط اجتماعي اشخاص را بنويسيد.

1-   كاهش انزوا ( تنهايي و اضطراب را از انسانها مي گيرند).

2-   تاثير بر روابط اجتماعي ( نوع ارتباطات و روابط اجتماعي را رسانه ها عوض كردند).

3-   يادگيري اجتماعي و جامعه پذيري از طريق رسانه ها ( رسانه ها با گسترش ارتباطات و فراگير نمودن اطلاعات، كاري كردند كه روستايي و شهري به يك اندازه اطلاعات داشته باشند).

12- سه تكنيك در جذب و حفظ مخاطبان رسانه ها كدامند؟ شرح دهيد.

1-   ميراث بري : يعني انتقال بخشي از مخاطبان يك برنامه يا يك آيتم به برنامه يا آيتم ديگر با فاصله بعد از آن.

2-   تماس و ارتباط پي در پي : مثلاً يك سريال را هر شب و پي در پي پخش مي كنند.

3-   ايجاد وفاداري : يعني مخاطبان، يك كانال خاص را مرتب مي بينند. مثلا دنبال كردن اخبار شبكه 2 .

هر كدام از روش فوق به رسانه ها كمك مي كنند تا مخاطبان بيشتري را جذب و حفظ نمايند.

13- عوامل افزايش وفاداري كوتاه مدت مخاطبان را نام برده و توضيح دهيد.

1-   كششي : پخش برنامه هاي پر جاذبه تا مخاطبان خود را حفظ كنند.

2-   كشكولي : پخش برنامه هاي ضعيف و كم جاذبه در بين 2 برنامه پر جاذبه.

3-   برنامه ريزي يكدست :پخش برنامه هاي مشابه كنار هم. مثل شبكه آي فيلم.

4-   عمود خيمه : قرار دادن برنامه پر جاذبه در مقابل 2 برنامه ضعيف.

14- ويژگي هاي مخاطب كه بر مخاطب شناسي تاثير جدي دارد را نام برده و شرح دهيد.

1-   پس زمينه و محيط اجتماعي : تحصيلات- مذهب- طبقه اجتماعي- محيط خانوادگي- علايق و فرهنگ و...

2-   مشخصه هاي فردي : سن- جنس- موقعيت خانوادگي، شغلي- سطح درآمد و...

3-   نيازهاي رسانه مدارانه : نيازها- منافع شخصي- معاشرت- منحرف كردن حواص- كسب اطلاعات.

4-   سليقه ها و رجحان شخصي : قالب ها- ژانرها، تيپ شخصيتي.

5-   عادات عمومي مربوط به استفاده از رسانه : مثلا ايراني ها در 30/20 دنبال اخبار هستند.

6-   ميزان دسترسي و تماس با رسانه ها.

جلسه پنجم     19/9/90

مخاطب شناسي راديو و بازنمود هاي فرهنگي آن

15- مطالعه در حوزه ارتباطات، گرايش به تمركز از چند پرسش است؟

وقتي مي خواهيم يك كنش ارتباطي را توصيف كنيم سوالات زير به ذهن خطور مي كند:

توصيف كنش ارتباطي ك چه كسي؟ چه مي گويد؟ از كدام دريچه؟ به چه كسي؟ با چه تاثيري؟

1-   تحليل كنترلي، چه كسي؟

سياست فرهنگي به‌مثابه فضايي تعريف مي‌شود كه نهاد فرهنگي، آفرينش هنري و مخاطب را در بر مي‌گيرد؛ چگونه اين سه واقعيت، كه هريك منطق خود را دارد، مي‌توانند با هم جمع شوند و تعامل بورزند؟ آن پويايي كه از روابط ميان تماشاگر، نهاد و بيان فرهنگي حاصل مي‌شود كدام است؟ چگونه فضاي رسمي نهادي حاضر است به فرد آزادي و خودمختاري بدهد؟ به اين پرسش‌ها در اين كتاب پاسخ داده مي‌شود، اما پاسخ‌ها با نشان‌دادن همة پويايي‌ها و تناقضاتي كه در مخاطب وجود دارد، جز به برخي از جنبه‌هاي شناخت آن نمي‌پردازد. تماشاگران، همان‌گونه كه آنتيگون موشتوري به ما مي‌گويد «ستون اصلي (يا سنگ بنايي) هستند كه به اثر و به نهاد فرهنگي معنا مي‌بخشند، معنايي كه بدون آن، نه اثر مي‌تواند وجود داشته باشد و نه نهاد فرهنگي».

«آنتيگون موشتوري» در كتاب «جامعه شناسي مخاطب در حوزه فرهنگي و هنري» بر آن است كه تحليلي جامع از مخاطبان عرصه هاي فكري يا هنري ارايه دهد.

موشتوري در ديباچه كتاب خود با بيان اين نكته كه افراد در حيطه اي عمومي زندگي مي كنند كه مولفه هاي پيچيده آن بر شكل گيري رفتارهاي آن ها اثر مي گذارند تحليل اين مولفه ها را لازم ارزيابي مي كند. چرا كه اين تحليل نه تنها ما را نسبت به رفتار افراد به عنوان مخاطب آگاه مي كند، بلكه در مورد روابط موجود ميان دولت و فرد، ميان گروه هاي اجتماعي و ميان فرهنگ و افراد نيز آگاهي مي بخشد. او بر اين باور است كه توجه دقيق به مخاطب در حوزه فرهنگ و حوزه هنر مي تواند عناصري را در حيات سياسي كشور (روابط سه گانه موجود ميان قدرت حاكم، جمعيت كشور و هنرمندان)، حيات گروه هاي اجتماعي و گروه هاي در تقابل با آن ها (تضاد ميان فرهنگ نخبه گرا و فرهنگ توده، ميان موضع اجتماعي متعلق به هر رده اجتماعي و ميان نخبگان و عامه مردم) و حيات آفرينشگري و اداره اجتماعي آن به وسيله ساختارهاي نهادين كه شكل گيري مخاطب به آن ها سپرده شده است، به ارمغان آورد.
بنابراين جامعه شناسي مخاطب واقعيت اجتماعي-سياسي اداره جهان فرهنگي و هنري را فهم پذير مي سازد و عناصر فهم چگونگي تربيت كنشگر و سليقه هنري او را نيز به دست مي دهد.
اين كتاب شامل پنج فصل است كه در آن به ترتيب پيدايش مفهوم مخاطب، مخاطب و فرهنگ توده (رسانه هاي توده اي و تربيت مخاطب، فرهنگ هنري و تحول اجتماعي، فرهنگ و منطق توليد)، مخاطب در فضاي سياسي (بعد سياسي فعاليت هاي فرهنگي، تربيت عامه و شكل گيري مخاطب)، مخاطب از نگاه علوم اجتماعي (بعد جامعه شناختي تحليل شكل گيري مخاطب، پژوهش هايي در مورد فعاليت هاي فرهنگي و وسايل اكتشافي براي شناخت مخاطب، حيطه عمومي، حوزه اي اكتشافي) و شكل گيري مخاطب (رابطه فرد/گروه، دستيابي به فرهنگ، درباره واسطگي، درباره عضويت، مبادلات ميان دو طرف: تماشاگر و موضوع فرهنگي، زمان بندي-مبادله ها-دريافت، مكان بندي و مخاطب) را مورد مطالعه قرار مي گيرد.
موشتوري مي گويد كه رابطه فرد يا افراد با فرهنگ يا حوزه هنري به تمايلات، توقعات اجتماعي و تعامل ها و تداخل هاي آن ها به دو چيز بستگي دارد: از يك سو قدرت عملي اي كه در اختيار دارند، يعني چيزي كه بازار حوزه فرهنگي عرضه مي كند و از سوي ديگر ارزش هاي رايج زمانه، در دوره اي معين.
از ديدگاه موشتوري، مخاطب گروهي نيست كه يك بار براي هميشه تشكيل شده باشد، بلكه ارگانيسمي زنده است كه مركب از گروه هاي اجتماعي مختلف برحسب دوره هاي زماني، شكل مي گيرد و از شكل مي افتد. آماتورهاي مجاز مثالي خوب از اين دست اند.

او تاكيد مي كند كه مخاطب فرهيخته كيفيت اثر هنري را مشروعيت مي بخشد، در حالي كه مخاطب عام، به نهاد مربوط مشروعيت مي بخشد.

به عبارت ديگر عامه مردم است و نه اهالي فرهنگ كه براي اثر هنري و آفريننده اش شهرت و افتخار مي آورند كه اين امر بي شك از نظر اقتصادي پيامدهاي مهم به همراه دارد پس بايد براي فرهنگ و دستيابي عموم به آن كوشيد.

موشتوري معتقد است كه با قراردادن كنشگر اجتماعي در چشم اندازي پويا، تحليل تربيت سليقه در فضاي عمومي مي تواند محل آزمايشگاهي تجربي تلقي شود. اين چشم انداز، در تعاملي حقيقي ميان فرد كنشگر و شهر او مورد توجه قرار مي گيرد. در روابط موجود ميان اين حيطه، جايي كه منافع متناقض با هم وجود دارند و با هم مي جنگند، جوهره اصلي تربيت سليقه قرار مي گيرد.

در اين فضاي عمومي اين كه كنشگر با فاصله اجتماعي برداشت خاص خود را از زندگي و به طور مشخص تر از حوزه هنري و فرهنگي نشان دهد، الهام بخش روابط اجتماعي است.

تربيت سليقه مخاطب داده اي است مربوط به اين روابط كه شهر با كنشگران خود وراي حيطه خصوصي و يادگيري هاي خود برقرار كرده است. زيبايي شناسي رايج و پذيرفته شده الزاما آن چيزي نيست كه محل هاي مشروعيت بخش ارايه مي كنند، بلكه چيزي است كه در مبادله هاي ميان افراد يك گروه اجتماعي توليد مي شود. آن چه عموماً مجاز و مورد قبول است ممكن است به مثابه شكل ديگري از مشروعيت بخشي و گاهي قوي تر از مشروعيت بخشي نهادي ظاهر شود.

موشتوري عبارت «تربيت سليقه» را ارجاع دهنده به حيطه خصوصي ارزيابي كرده و معتقد است كه اين «تربيت سليقه» بعد عمومي موجود انساني را از ميان برمي دارد و اين در حالي است كه دخالت وي در فضاي عمومي به او اجازه مي دهد كه از خلال ارزش مبادله به سوي فعاليت فرهنگي و هنري روي بياورد و به استدلال دست پيدا كند.

در رويكردي راديكال، موشتوري با بيان اين نكته كه فعاليت هاي فرهنگي داده هايي از نوع هستي شناختي و سياسي به دست مي دهند چرا كه بيان هنري به فرد اجازه مي دهد خود را در فضاي عمومي بسازد و در اين راستا، روابطي ميان خود و گروه اجتماعي اش برقرار كند. فرد از خلال اين بيان زيباشناختي، خود را پيدا خواهد كرد و فرديت خود را در فضاي اجتماعي فرياد خواهد كشيد و به اين ترتيب موجوديت خود را در جهان نشان خواهد داد.

همچنين روابطي كه فرد ميان خود و شهر خود جايي كه فعاليت هنري رابط اين روابط قرار مي گيرد و براي نشان دادن اين روابط به كار مي رود برقرار مي كند، علاوه بر بعد هستي شناختي ياد شده سياسي نيز هست.
با توجه به اين مقدمه است كه «آنتيگون موشتوري» معتقد است كه شكل گيري مخاطب بستگي متقابل ميان برداشت موجود از فرهنگ هنري و موقعيت اين فرهنگ در جهان است.

رهنمود او در اين رابطه اين است كه در حيطه عمومي سهم مديريت اجتماعي فعاليت هاي فرهنگي و هنري را از سهم تربيت سليقه، جدا كنيم.

چرا كه در حيطه عمومي، اثر هنري از يك سو وسيله اي است براي ايجاد مبادله ها ميان افراد و اين كه بتوانند با واقعيت فاصله اجتماعي بگيرند و از اين واقعيت اجتماعي، قرائتي داشته باشند و از سوي ديگر وسيله اي است براي نزديك كردن فرد به همين واقعيت. به اين ترتيب فرهنگ هنري داراي كاركردي پويا خواهد بود.

فرد كنشگر از خلال اين فاصله ميان شرايط ذهني حيطه خصوصي و شرايط عيني حيطه عمومي، در شهر خود موضع مي گيرد.

حيطه عمومي بستر ايجاد قضاوت ها را آماده مي كند و گفت وشنودهاي اجتماعي را ممكن مي سازد. در اين صورت، مبادله حاصل شده چيزي است كه امكان يافتن پيوندهاي تعلقي ميان فرهنگ و سياست را فراهم مي آورد.

تاكيدي بي مانند بر تماشاگران و مخاطبان فرهنگي به عنوان معنابخشان اصلي به اثر و نهاد فرهنگي كه بدون آن ها نه اثر مي تواند وجود داشته باشد و نه نهاد فرهنگي را در كتاب «جامعه شناسي مخاطب در حوزه فرهنگي و هنري» نوشته «آنتيگون موشتوري» با ترجمه «حسين ميرزايي» بخوانيد.
نويسنده كتاب آنتيگون موشتوري استاد انسان شناسي دانشگاه نانتر در پاريس و مترجم آن حسين ميرزايي دانشجوي دكتراي انسان شناسي در فرانسه است.

 

تهيه كنندگان:

لقمان پيش بهار ـ ياسين حسني ـ

علي احمدي پور ـ صائب كهنسال

دانشگاه امام حسين (ع)

منبع:

http://anthropology.ir/node/5005


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]


 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسي و شيوه هاي متقاعد كردن ، اقناع و ترغيب مخاطبان

۱۵

واقعيت هاي ارتباطات غير كلامي در مخاطب شناسي

ارتباطات را مي توان فرايند انتقال يامبادلة اطلاعات بين موجودات زنده دنيا تفسير كرد كه يكي از نيازهاي اساسي و مهم وجود انسانهاست.

تجربه نشان داده است كه انسانها زمانيكه از هرگونه ارتباط محروم مي شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگي و ديوانگي نزديك تر مي شوند.

ما به محض اينكه كلمه ارتباطات را مي شنويم ، بلافاصله، تلفن، راديو، تلويزيون، و يا كتابها و نشريات در ذهنمان مجسم مي شوند و همه وسايلي كه ما در ارتباطات كلامي با آن سر وكار داريم.

در ارتباطات كلامي ، مابا يك زبان كه بتواند معاني و مفاهيم و منظورمان را انتقال دهد ، سروكار داريم. زباني كه بايد بتواند با حاملها و اصطلاحات خود،زمان،فضا وشرايط روي دادها و وقايع و چگونگي آن را انتقال دهد.برچسب هايي كه بتواند بوسيله معاني مختلف كلمات ، تلفظ ها و شيوه هاي بيان آنها، موضوعي را از شخصي به شخص ديگر انتقال دهد و در اين نقل و انتقال تصّور شنونده از وقايع همانند گوينده باشد.

به راستي آيا ارتباطات كلامي ، تنها راه برقراري ارتباطات في مابين است ؟

به واقع آيا درك اهميت ارتباطات تنها بوسيله ابزارهاي ساده و ابتدايي آن به ما هديه شده است ؟

باعنايت به تعريف ارايه شده از ارتباطات كلامي ، ارتباطات غيركلامي مشمول تمامي حالتهاي ارتباطي مي شود كه بيك زبان رسمي وابسته نيست. ارتباطاتي كه به موجب آن ايده ها و مفاهيم بدون اينكه از مفاهيم و اصطلاحات كلامي استفاده شود ، تشريح و تفسير مي شوند.

به نظرشما آيا ارتباطات غيركلامي داراي چنان زمينه اي است كه بتواند چنين تعريف مهمي رادربرگيرد؟ پاسخ مثبت است . نسلهاي گذشتة ،انسانهايي كه قبل از تاريخ مي زيسته اند ، ازطريق ارتباط غيركلامي باهمديگر رابطه داشته اند.آنها همانند جانوران ، صداهايي از گلوي خود خارج مي كردند.

در واقع علايم، حركات بدني ، اشارات ، ترسيم نقشها تا زمانيكه زباني براي بيان مفاهيم آنها ايجاد شود، نيازهاي ارتباطي آنان را برآورده مي ساخت.

با نگاهي به اطراف خود ، در مي يابيم كه امروز هم روشهاي متعدد براي ارتباط غير كلامي ما را احاطه كرده اند . صرف نظر از مفاهيم ارتباطات غير كلامي ، بيشتر اينگونه ارتباطات با حسهاي ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نيز اين " حسّها " هستند كه مي توانند اطلاعات را انتقال دهند.

بشر هميشه فكر مي كرد كه فقط 5 نوع حس دارد . بعدها دريافت كه حس ششمي نيز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با اين حسها سر و كار دارد.

ارتباط غير كلامي مرتبط با حسهاي بشري ، با حركت ، رنگ و شكل توام است. در طبيعت نيز نمونه هاي بيشماري از اين نوع ارتباط وجود دارد . .

● اجازه دهيد از حركت شروع كنيم:

رقص يك زنبور عسل ، نمونه بارز اين ارتباط است . زنبور عسل كارگر حركت هاي پيچيده اي انجام مي دهد و اين حركت ها توسط ساير زنبورها بصورت دقيق ديده شده و تفسير مي شوند . پرواز و حركت اين زنبور عسلها ، علامت يا پيام خاص براي زنبورهاي ديگر است.اينگونه پيامهاي بيشتر دربارة محل اعلام شهد براي بقيه زنبورهاست .

سرپايان و هشت پايان كه به جانوران شب تاب نيز معروف هستند و فركانسهاي رنگي از خود ساطع مي كنند ، براي برقراري ارتباط از اشعه نوراني استفاده مي كنند.

استفاده از طيف نور و اشعه رنگي سرپايان بيشتر از سرشيدايي است.

سلولهاي رنگي(كروماتوفورها) از طريق رشته هاي ماهيچه اي با سيستم هاي عصبي مركزي مرتبط هستند. كنترل رنگهاي متنوع و تغييرات آن حيرت انگيز است.تماشاي رنگهاي اين جانوران يكي از ديدني ترين مناظر اعماق اقيانوسهاست.

اين جانوران مي توانند هررنگي رابصورت اشعه نوراني درهرسطحي كه بخواهند بتابانند. جانوران شب تاب همانند سرپايان مي توانند تركيبات نوراني را بصورت فعل و انفعالات شيميايي دروني ، توليد كنند.اما علل توليد اين پرتوهاي رنگي تاكنون براي انسانها مشخص نشده و همچنان در ابهام است.

درمورد انسانها چگونه فكر مي كنيد ؟ آيا ما انسانها هم مي توانيم همانند ديگر موجودات نمادهايي را براي برقراري ارتباط با سايرين از خود بروز دهيم ؟

بله انسانها مي توانند و انجام مي دهند.

همانطوري كه اظهار شد مردمان اعصار قديم در زمانهاي بسيار دور براي برقراري ارتباطات از تصاوير و طرحها استفاده مي كردند. طرحها و شكلهاي به جامانده از انسانهاي قديمي در دل غارها كه برخي از آنها حتي بيش از 000/20 سال قدمت دارند، و در منطقة كانتابريان (جنوب غربي فرانسه و شمال اسپانيا) كشف شده اند ، بقدر كافي جذابيت دارند.

بكارگيري تصاوير بعدها به صورت خط هيرو گليف در آمد كه تقريباً يك نوع خط تصويري بود . از زمان ايجاد خط هيرو گليف ، كه قديمي ترين آن به مصر (3100 سال قبل از ميلاد مسيح) و آخرين آن به قرن 14 نسبت داده شده است و در جزاير فيلايي (Philae)نمونه هاي آن كشف شده اند ، مشخص شده است كه اين خط به عنوان اولين خط تصويري،قديمي ترين ابزارارتباطي بين Hittites و Cretans بوده و در بين آنان كاربرد داشته است.

بشر به غير از ابزار تصويري كه با حس بينايي وي ارتباط داشت ، ابزارهاي ديگري همچون ارتباطات چهره اي و حركتي را نيز داشته است . نمادهاي چهره ا ي همانند اخم كردن ، خنديدن ، عصباني شدن، گريه كردن و ... حالت هاي مختلفي هستند كه بصورت مؤثر در موقعيتهاي مختلف و در ارتباطات رو در رو انتقال دهندة حالات و پيام آنها بوده است .

حالت هاي حركتي نيز در ارتباطات كاربرد دارند كه مي توانند مبهم يا روشن باشند.

اگر شخصي به يك تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره كند ، اين شايد نمونه اي ازيك ارتباط حركتي روشن و بدون ابهام باشد . يعني آشكار است كه وي تشنه است و در خواست آب مي كند از طرف ديگر دراغلب موارد موقعيت هاي غيرقابل تفسيري نيز وجود دارند كه در شرايط متفاوت معاني مختلفي را انتقال مي دهندوبرداشت دقيق و صحيح آن ها به عوامل مختلفي از قبيل عوامل فرهنگي ، جغرافيايي ، اجتماعي و غيره مربوط مي شود.

در هندوستان ، استراليا و برخي از كشور هاي غربي ، چنانچه كسي سرش را بالا و سپس پايين بياورد، به معني تأييد است اما همين حركت در كويت دقيقاً معني برعكس دارد و مفهوم (نه) را القاء مي كند. در شبه قاره هند چنانچه يك زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نمايد ، اين حركت نشاندهندة تعجب و شگفتي وي است. درخاورميانه همين حركت به معني خدمتگزاري بوده و فرد نيت و آمادگي خود را براي انجام كار حتي تحت سرپرستي يك شخص ديگر اعلام مي كند والبته اين نوع حركت ها بيشتر از سوي مردان انجام مي شود. در ايران نيز اگر شخص بخواهد بگويد كه من با كمال ميل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت مي كنيم،دست راست خودراروي چشم راست خود مي گذارد.

شايد كاربرد حركات بدني حاصل چهارچوب بنديهاي ماهرانه اي باشد كه همانند زبان انسانهاي كرولال كاربردداشته باشد.

ما درزندگي روزمره، بطور مداوم تركيبي ازكلمات وحركات راجهت بيان منظورمان بكارمي گيريم. صدا زدن كسي همراه با لبخند و گفتگو باوي ، باصدا كردن وي بدون لبخند متفاوت است .

ارتباطات غيركلامي ناخود آگاه ، آنچه كه ما آن را زبان بدني و يا درست بگوييم زبان حركتي (حالت اندامي)مي ناميم ، يك اصطلاح علمي است.

حالات بدن ما گاهي بيانگر حالات روحي رواني ما بوده بطوريكه شايد ما قادر نباشيم آن را با كلمات بيان نماييم.كاربردزبان حركتي مي تواند بازتابي يا غيربازتابي بوده و حالت بدني ، يا وضعيت وشرايط روحي ماهمراه پيام به شخصي كه منتظردريافت پيام است،منتقل شود.

زمانيكه تمركز مي كنيم ، مردمك چشممان تنگ مي شود و وقتي خسته ايم ، خميده تر به نظر مي رسيم و زماني كه به هيجان مي آييم فيزيك چهره مان فرق مي كند.

آقاي جوليوس فست (Julius Fast) دركتاب معروف خود به نام (زبان حركت بدني) كه درسال 1984 منتشر شد ، بيان كرده است كه زبان بدني حاصل نفوذ فرهنگي و محيطي است. شخصي كه درآمريكاي شمالي زندگي مي كند و به زبان حركات بدني آشنايي دارد ممكن است به سادگي در درك حس و قصد شخص ديگري كه در اسپانيا زندگي مي كند ، دچار اشتباه گردد.

بطور مثال يك دختر اسپانيايي با آگاهي به شرايط حاكم بر جامعه خود ، زيبايي هاي دخترانه خود را به رخ ديگران مي كشد بدون اينكه مفهوم برداشت شده از حركات وي ، حاكي از تمايل وي براي مردان باشد اما طبق نظريه آقاي Fast همان رفتار از طرف يك دختر امريكايي بانيت جلب توجه مردان تفسير ميشود . مطالعات نشان داده است كه امكانات برخي از مؤلفه هاي زبان حركت بدني جهاني بوده و به فرهنگ و نوع جنسيت افراد و همچنين محيط آنان بستگي دارد . به هر حال طبقه بندي زبان بدني به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن ، در مرحلة شكوفايي است .

از بين حسهاي پنج گانة خودمان ، حس شنوايي اساساً به ارتباطات كلامي متكي است اما مي تواند در ارتباطات غير كلامي نيز كاربرد داشته باشد . به تجربه ثابت شده است كه حس متانت و آرامش ، عصبانيت ، بشاشيت و خوشرويي ، افسردگي و امثال آن مي تواند از طريق آواهاي هماهنگ و موزون به ديگري منتقل شود. از آوا شناسي در درمان و بهبود افسردگي نيزاستفاده مي شود (كاسيليت 1999)

ارتباطات مي تواند با حس بويايي نيز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت كرده است كه برخي از جانوران و حشرات از طريق حس بويايي اميال جنسي خود را به جفت خود منتقل مي كنند.

حس لامسه از مدلهاي قوي و مؤثر در ارتباطات است . يك بوسه يا يك دست دادن ساده و يا در آغوش كشدن كسي، حتي يك لبخندكوچك توأم بانوازش يا بادست گذاشتن برروي دوش كسي، مي توان ارتباط بسيار قوي و مؤثري برقرار نمود كه حتي با صدها كلمه و حرف ميسر نمي شود.

برخي ها هم ادعا مي كنند كه با گرفتن دست كسي حتي مي توانند فكر آنها را هم بخوانند . از ميان اينهمه شواهد موجود در طبيعت ، باور نمي كنم كه برقراري ارتباط از طريق حس چشايي ميسر نباشد.

تله پاتي (دوهم انديشي) يكي از راههاي ارتباط كه در مورد آن بسيار صحبت شده است،يكي از امكانات برقراري اتباط بدون كلام است . تله پاتي با نفي حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتي به آواخر قرن بيستم برمي گردد.جنجالي كه توسط آقاي جوزف بي رينز(Joseph B.Rhines) و ساير روان شناسان دانشگاه گرونينگن Groningen هلند در سال 1937 راه افتاد .

آينده ممكن است روشهاي ديگري رابراي برقراري ارتباطات به ارمغان بياورد. يكي از روشهايي كه اخيراً بشر به آن دست يافته است ، امواج مغزي است .تجربه ثابت كرده است كه تمام فرايندهاي مغزي كه هم در حيوانات و هم در مغز انسانها جريان دارد ، حاصل يك الگوي پيچيده اي از جريان الكتريكي لحظه اي است (Bazier 1961) هر فرايند مغزي با نمونة نوسان الكتريكي فردي تلفيق مي شود . تجربه گرايان توانسته اند اين نوسانات الكتريكي مغزي را ثبت كنند. همچنين آنان دريافته اند كه با برگشت دادن جريان الكتريكي در مسير طي شده ، امكان اعمال تغيير و اصلاح در ذهن دريافت كننده پيام با يك مجموعه از نمونه هاي خاص وجود دارد(Delgado 1967).

تأثير روش دكتر دلگادو با ايجاد جريان الكتريكي معكوس بر روي مغز يك گاو و در يك سالن و روي رينگ بوكس ، بطور ديدني براي تماشاچيان تشريح شده است.

اين فرايند زماني كه بر روي يك انسان پياده مي شود، مي تواند تله پاتي نام بگيرد. كه تحت عنوان انتقال ويژه اطلاعات بين موجودات در طبقه بندي ارتباطات غيركلامي جاي مي گيرد.

در حال حاضر شايد برخي از مفاهيم ارتباطات بطور غيرمستقيم نقشهاي عمده اي در زندگي روزمره،داشته باشند بهرصورت اينگونه اثر گذاريها نمي تواند مانع توقف ذهنيت سازيهاي نويسندگان در زمينه هاي مختلف ارتباطي گردد.

در داستان (گاونر) نوشتة آقاي پيرس آنتوني 1976 نمونه هايي از قوانين يك نوع بازي كه(زندگي)نام گرفته است،براي به تصوير درآوردن ارتباطات بكار گرفته شده است. در داستان (ژوپيتر دزد) نوشته دونالد مفيت Donald Meffitt 1997 موجودات بيگانه اي خلق شده اند كه فقط از طريق حس بويايي ارتباط برقراري مي كنند.

داستان ها و افسانه هاي بسياري وجود دارند كه موضوع تله پاتي را القاء مي كنند اما شايد برجسته ترين آنها را بشودبه كتابهاي مردويرانگرنوشته(Alfred Bester)آلفردبستر1978 و مرد كامل كه توسط جان برنر 1973 به تحرير در آمده اند، اشاره نمود. .

كتاب مرد ويرانگر داستاني را بيان مي كند كه در آن هر يك از اعضاء جامعه ،يك (تله تاپ) هستند و داستان مرد كامل مسايل و موضوعاتي كه در آن تله تاپي بصورت منفرد و مجزا دريك جامعه بشري معمولي مطرح است ، بازگو مي كند.

آرتو پي، كلارك در مورد تخليه بارالكتريكي مغزها در داستانهاي خود،جزيرة دلفين ها (1971) و داستان محدودة عميق (1968) اشاره كرده است ، وي در اين داستانها در مورد رابطة بين بشر و خالقان دريا صحبت مي كند.

درخصوص مزيت ها و برتري ارتباطات كلامي و يا غير كلامي در ميان مردم ، بايد گفته شود كه زمينه هايي وجود دارد كه در آن مفاهيم ارتباطات كلامي و غير كلامي برهم منطبق اند مثلاً فن شاعري يكي از اين موارد است. يك شاعر خوب كلمات را با مهارت خاص بكار مي گيرد البته نه همانند كاربرد ارتباط كلامي و نه فقط به خاطر معاني آنها بلكه كلمات گاهي به خاطر صدا و آواهايشان بكار گرفته مي شوندوحتي گاهي به خاطر اينكه تصويرخاصي رادرذهن مخاطب ايجادكنند، ساخته مي شوند.

فرم يك شعر نيز بهمان ميزان كه مفاهيم آن مورد توجهند ، داراي اهميت است. نمونة ديگر براي نشان دادن تطبيق ارتباطات كلامي و غير كلامي به همديگر ، موضوع داستانهاي مصّور است . كتابهايي كه داستانهاي آن بصورت تصاوير گرافيكي طراحي شده اند، جاييكه كلمات و تصاوير بطور تلفيقي و هماهنگ مي توانند مفاهيم را انتقال دهند.(مك ليود 1999)(Mc Leod).

همانطوريكه ملاحظه مي كنيد، مفاهيم ارتباطات بيشتر در بخش ارتباطات بيروني و حسهاي خارجي مورد بحث قرار گرفت. مواردي كه بيشتر ، براي ارتباطات كلامي و غيركلامي از آنها استفاده مي كنيم.اما حسّهاي دوني ديگري نيز وجود دارند.

حسهايي كه دروني هستندومابهنگام ارتباط باخودمان از آنها استفاده مي كنيم. در اينجا منظور اين نيست كه به فضاهاي ماوراءطبيعي واردشويم چراكه هنوزدردنياي علوم انساني همانند يك ذره اي در مقابل عظمت جهان هستيم.

بگذاريد جهت روشن شدن اين نوع حسهاي دروني ، سئوالي مطرح شود :

زمانيكه گرسنه ايم ، چگونه اين گرسنگي را درك مي كنيم؟ پاسخ بسيار ساده است . از طريق درك حسهايي كه منشاء گرسنگي به آنها مرتبط است و دربخش هوشيار مغزمان فعال اند . اين همان ارتباط با خود است. در ارتباط با خود چگونه اعضاء بدنمان را در اطراف بدن خود حركت مي دهيم ؟

از يك زيست شناس يا فيزيولوژيست و يا يك متخصص اعصاب و يا روان شناس يا حتي از يك فيلسوف اين سيوال را بپرسيد . قطعاً هريك از آنها مثالهايي را در ارتباط با خود شما خواهند گفت و مواردي را كه بطور مرتب اتفاق مي افتد ، يادآوري خواهند كرد . همه اين ها ارتباطات غير كلامي است.

ارتباطات خواه اينكه باديگران باشد يا با خود فرد ، از ديدگاه علميِ زندگي، بسيار اهميت دارد و نبود آن مي تواند كاملاً در زندگي فرد مؤثر باشد همان چيزي كه يكي از دغدغه هاي خاطر بشر در طول زندگيست.

يك روز درحاليكه از تلفن كردن ها به ديگران خسته شده ايم اگر تلاش كنيم تابا خودمان ارتباط برقرار كنيم ، بشنويم كه دستگاه تلفن تكراركنان بگويد كه تمامي مسيرها به سمت مشترك مورد نظر اشغال مي باشد و من بطور مرتب شمارة شما را تكرار مي كنم .

درپايان بايد اعتراف كنم كه دامنه فعاليت ارتباطات بسيار وسيع تر از آن است كه دراين اندك گفته شود.دراين مطالب تلاش براين بود تا نگاهي به كاربرد ارتباطات كلامي و غيركلامي داشته باشيم و در اين خصوص به برخي از مفاهيم ارتباطات غيركلامي كه درگذشته مورد استفاده بشر بوده است اشاره شده و يادآورد شوم كه زمينه هاي مختلف ديگري نيز وجود دارند كه برخي از آنها را پذيرفته ايم و خود را با آن تطبيق داده ايم و برخي ديگر همانند جريان در ارتعاشات مغزي و غيره را كه آزمايشات و تجربيات كسب شده و مطالعات بيشترمي توانند درتوسعه و اشاعه آن مؤثر باشند.

منبع : وبلاگ مخاطب شناسي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۰:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]


 

از آنجايي كه شما اين صفحه را براي مطالعه انتخاب نموده ايد، بديهي است كه تا حدي از مزاياي يك سخنراني مجاب كننده با اطلاع هستيد. هدف هر سخنران اين است كه سايرين را قانع كند تا در مسير دلخواه او قدم بردارند.

اين امر نه تنها به عنوان جزئي لاينفك براي افرادي كه مطالب انگيزشي بيان مي كنند، مسئول تامين سرمايه بوده، و يا مدير فروش هستند محسوب مي شود، بلكه براي كسانيكه مسئول تفسير پروژه، شرح بودجه، و يا گزارش هاي فني هستند نيز لازم است. به هر حال حتي براي موارد پيش پا افتاده كه شايد به نظر ما، ارتباط كلامي در آن نقش مهمي را بازي نكند، باز هم ايراد يك نطق فصيح در بالابردن درجه اعتبار، توانايي، و پذيرش گوينده از سوي مخاطبين موثر خواهد بود.

**به اين دليل صحبت مي كنيم كه بر روي مخاطبانمان تاثير بگذاريم**

چه تكنيكي مي تواند به ما كمك كند تا به يك چنين هدفي دست پيدا كنيم؟

به آنها بگوييد كه چرا بايد گوش بدهند... چرا الان در مقابل آنها قرار گرفته ايد و در مورد اين مطلب صحبت مي كنيد؟

 

خاتمه

خاتمه: نه رها سازي

صحبت هاي خود را با يك نتيجه گيري تمام و كمال به پايان برسانيد و بعد از شنوندگان بخواهيد تا واكنش و يا پاسخ خود را مطرح نمايند؛ به عنوان مثال: " حالا كه شما از اين مشكلات با خبر شديد، آيا مي توانيم روي كمك شما در اين پروژه حساب كنيم؟"

 

لغات، عبارات و جمله ها

بررسي هاي متعدد حاوي اين مطلب هستند كه يك سخنگوي زبده همواره كلام خود را محكم، قاطعانه، قابل درك، شفاف و مشروح به گوش مخاطبان مي رساند. با صداي رسا جملات را بيان كنيد و فاكتور شفاف سازي را از ذهن دور نكنيد. به عنوان مثال براي عنوان كردن يك مشكل بهتر است از عبارت "ما به مشكل برخورد كرديم" استفاده كنيد تا اينكه بگوييد: "اين نكته نظر ما را به خود جلب كرده است كه مشكلي وجود دارد".

 

جامعيت

از عباراتي نظير تيم ما، كار كردن با آنها، همه ما، با هم، و كلماتي از اين قبيل استفاده كنيد.

 

از لغات پربار استفاده نماييد

تحقيقات حاكي از اين امر هستند كه مردم نسبت به لحن برخي از لغات واكنش هاي مثبت از خود بروز مي دهند. برخي از اين واژگان به شرح زير مي باشند: "مترقي" "طبيعي" "خالص" "تست شده" و "توصيه شده". به طور كلي مي توان گفت هر واژه اي كه ميزان اعتبار كلام شما را بالاتر ببرد، چه براي مصرف كننده و چه براي شنونده ارزش بالايي پيدا مي كند. حتماً مطالب خود را ويرايش كرده و چند نمونه از اين كلمات را در آنها بگنجانيد.

 

جملاتي كه قانع مي كنند نه اينكه گيج كنند

نوسان حالت و خلق و خو

هر بند از مفاهيم را با حالت خودش عجين كنيد. اگر در مورد يك مسئله تراژديك و غمناك با پوزخند و تمسخر صحبت كنيد، مخاطب به شما مشكوك مي شود. همچنين اگر بگوييد كه مثلاً پروژه اي را با نهايت اشتياق و انرژي قبول مي كنيد اما چهره اي سست و مايوس به خود گرفته باشيد، طرف مقابل احساس خوبي نسبت به شما پيدا نخواهد كرد.

 مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۹:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]


اگر تاكنون به تاثير گفت وگوهاي ۲نفره تان فكر نكرده ايد، همين امشب به ميزان مكالمات خودتان توجه كرده و بعد در مورد زندگي مشترك تان قضاوت كنيد.

حرف زدن آسان ترين كار دنياست اما چرا بعد از چند سال، اين موضوع هم در زندگي شما دردسرساز مي شود و رابطه تان را تهديد مي كند؟ شما اين همه فكر در سر داريد و اين همه موضوع براي گفتن وجود دارد پس چرا بااين وجود به گفت وگوهاي مشترك تان بي اعتماد شده ايد يا حرفي براي گفتن ميان تان باقي نمانده است. تكنيك هاي يك گفت وگوي موفق فقط به كار كارمند ها يا سياست مدار ها نمي آيد. شما مي توانيد از اين تكنيك ها براي بهتر كردن ارتباط ميان خود و همسرتان استفاده كرده و از حرف به عنوان راهي براي خوشبختي استفاده كنيد.
 
● سكوت يعني پايان خوشبختي

از سكوتي كه در رابطه تان ايجاد شده بترسيد، سكوت مي تواند پايان همه خوشبختي تان باشد. حالا اگر احساس مي كنيد، كم حرف شده ايد و موضوعي براي مطرح كردن نداريد، كمي به عقب برگرديد و نگاهي به ارتباط تان بيندازيد. درصورتي كه رابطه ميان شما و همسرتان محكم و نزديك باشد، ديگر براي صحبت كردن، جمله كم نمي آوريد. در يك زندگي موفق شما براي حرفONT size=3>● عوامل مؤثر در خوب گوش ندادن‏
۱) مشغله ذهني‏
داشتن مشغله ذهني، يكي از عوامل گوش ندادن به سخن شخص مقابل است. بارها برايمان پيش آمده كه ذهن، درگير يك مطلب علمي يا مشكلي است و در اين زمان، اگر ما مورد خطاب واقع شويم، غالباً يا متوجه نمي‏شويم يا اينكه درصد دقت و گوش كردن ما بسيار پايين است.
۲) بي‏رغبتي‏
بي‏رغبتي نيز موجب گوش نكردن مي‏شود. بي‏رغبتي عوامل مختلفي دارد كه برخي از آنها عبارتند از:
الف) تنفر از ظاهر و قيافه شخص گوينده؛ گاهي اوقات، عدم آراستگي ظاهر، موجب بي‏رغبتي در شنيدن مي‏شود. از اين رو، در اسلام، توصيه‏هايي در اين‏باره، به زنان و مردان شده است.
ب) دائمي بودن محرك؛ براي مثال، همسراني كه مرتب نق مي‏زنند.
ج) استفاده از كلمات نامأنوس.
ه) بي‏علاقگي به موضوع بحث.
۳) عدم تمركز
مغز به طوري باورنكردني، قوي و فعال است. ما در دقيقه، ۱۲۰ تا ۱۵۰ كلمه بر زبان مي‏آوريم؛ اما مغز مي‏تواند در هر دقيقه، ۴۰۰ تا ۸۰۰ كلمه توليد كند. اين امر، مي‏تواند گوش دادن را به نظر خيلي راحت و آسان جلوه دهد؛ اما در حقيقت، اين مسئله، تأثير معكوس دارد؛ چون ممكن است سرگرم گوش كردن كلمات گوينده‏اي شويم؛ اما هنوز مقداري از زمان مغز اضافه بيايد. گاهي ممكن است همسري به علت آرام صحبت كردن همسر خود، دچار عدم تمركز گردد.
۴) پيش‏داوري‏هاي غلط و پرش به سوي نتايج‏
گاهي اوقات همسران بدون توجه به صبحت‏هاي طرف خود، پيش‏داوري كرده، به سرعت نتيجه مي‏گيرند. به بيان ديگر، حرف در دهان گوينده مي‏گذارند. اين امر، يكي از دلايلي است كه موجب مي‏شود ما هنگام صحبت با افرادي كه به آنها نزديك هستيم، به ويژه همسران، ارتباط ضعيفي برقرار كنيم؛ چون مطمئن هستيم كه چه مي‏خواهند بگويند و به آن چه مي‏گويند، به دقت توجه نمي‏كنيم و حتي گاهي اوقات اصلاً نمي‏شنويم كه چه مي‏گويند.
شما بايد سعي كنيد كه به جاي تمام اين پيش‏داوري‏ها، شنونده خوبي باشيد و قبل از پايان سخنان طرف مقابل، در مورد او، پيش‏داوري و قضاوت نكنيد. لازم است عقايد همسر خود را قبل از اينكه در مورد او قضاوت كنيد، به خوبي درك كنيد؛ يعني ابتدا خوب گوش كنيد و وقتي مطمئن شديد كه متوجه منظور طرف مقابل شده‏ايد، آن وقت آنها را ارزيابي كنيد.
● چگونه شنونده بهتري شويم؟
براي تحقق اين كار، امور زير را انجام دهيد:
۱) پيام‏هاي مهم طرف مقابل را كشف كنيد.
هنگام صحبت كردن همسرتان، كاملاً به حرف‏هاي او گوش دهيد و اگر نكته مبهمي بود، حتماً سؤال كنيد؛ چون از اين طريق، هيچ نقطه ابهام و سوءتفاهمي باقي نمي‏ماند.
۲) گوش دادن را جدي بگيريد.
هميشه نخستين قدم براي رشد و توسعه، آگاهي فردي است. كوتاهي‏ها و قصور خود را در نقش يك شنونده، تحليل كنيد و تصميم بگيريد كه بر آنها فائق آييد. شنوندگان خوب، به همين صورت متولد نشده‏اند؛ بلكه آنها در زمينه آموزش گوش كردن مؤثر و قوي، كاركرده‏اند. خوب گوش كردن، مثل هوش، فرهنگ يا موقعيت اجتماعي، دست به دست، منتقل نمي‏گردد؛ بلكه اين مسئله مانند هر مهارت ديگر، از تمرين و انضباط فردي به دست مي‏آيد.
۳) از مهارت توجه استفاده كنيد.
مهارت توجه، يعني توجه جسمي و غيركلامي به طرف مقابل كه به او نشان دهد دقيقاً به صحبت‏هاي او گوش مي‏دهيد. هنگام گوش دادن، با بدني مايل به جلو و در فاصله‏اي مناسب، رودرروي گوينده قرار بگيريد؛ به طوري كه نگاهتان تا شعاع نيم متري صورت گوينده باشد. در اين حال، ضمن پرهيز از رفتارهاي حواس پرت كن، مانند بازي با كليد و غيره، سعي كنيد شنونده‏اي خشك و بي‏حركت نباشيد و محيط را از عوامل مزاحم دور كنيد. بنابراين، با نشان دادن عكس‏العمل‏هاي مناسب، مانند تكان دادن سر، نگاه كردن به گوينده و ابراز كلماتي مانند آره، بله و.. نشان دهيد كه با تمام وجود، به همسرتان گوش مي‏دهيد. مردان بايد به اين نكته توجه بيشتري داشته باشند؛ زيرا آنها عادت دارند در سكوت به مطلبي گوش دهند و از ابراز عكس‏العمل، غافل مي‏شوند. اين سكوت، بر زن‏ها گران تمام مي‏شود و تصور مي‏كنند كه همسرشان به آنها گوش نمي‏دهد. بنابراين، آقايان براي اين كه متهم به بي‏توجهي نشوند، بايد دقت بيشتري كنند!
۴) مهارت پي‏گيري را به كار بريد.
گاهي گوينده، نگران و هيجان‏زده است كه اين موضوع، در حالت‏هاي چهره، تُن صدا و رفتارهاي او نمايان است. در اين صورت، بايستي بدون زورگويي، او را به صحبت كردن دعوت كنيم؛ براي مثال، از عبارت‏هاي خوب، بعد چي شد، ادامه بده، درسته و يا از سؤال‏هاي كوتاه استفاده كنيد. گاهي حتي سكوت توأم با توجه و مشاهده، مي‏تواند اين موانع را از ميان بردارد.
۵) مهارت انعكاسي را مورد استفاده قرار دهيد.
مهارت انعكاس، يعني انعكاس توضيحات، احساسات و معاني درك شده از گوينده به خود او به گونه‏اي كه نشان دهنده درك، فهم و پذيرش او نزد شنونده باشد. گاهي اوقات، اين كار، باعث رفع سوءتفاهم مي‏گردد.
۶) برخي مواقع، فقط گوش كنيد.
يكي از ويژگي‏هاي فطري زنان اين است كه به ارتباط، بهاي زيادي مي‏دهند. گاهي اوقات، زنان بر خلاف مردان، نيازمند صحبت در مورد مشكلاتشان هستند و در پي دريافت راه‏حل از سوي همسران خود نيستند. مرداني كه دوست دارند زندگي شيريني داشته باشند، بايد به اين نكته مهم، توجه داشته باشند. حضرت علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:
از نشانه‏هاي بزرگواري و آقايي اين است كه انسان نسبت به گوش سپردن به شكايت و ناله دردمند، تحمل و صبر داشته باشد».
۷) به تماس چشمي بيشتر توجه كنيد.
شايد مهم‏ترين علامت توجه شنودي شما به همسرتان، تماس چشمي باشد؛ البته بايد از افراط و تفريط دوري كنيد و نبايد به گوينده خيره شويد كه از آن، تعبير به رفتار تهاجمي شود. از طرف ديگر، نبايد به طوري مستمر، به اين طرف و آن طرف يا بالا و پايين نگاه كنيد كه به عدم علاقه تفسير گردد. شنوندگان مؤثر، به طور مستمر، خيره نمي‏شوند؛ ولي تماس چشمي بيشتري نسبت به شنوندگان نامؤثر، برقرار مي‏كنند.
۸) از سدها و موانع ارتباطي زير، به طور جدي پرهيز كنيد:
الف) دستور دادن، تهديد كردن و ترساندن.
ب) موعظه، نصيحت و سخنراني كردن.
ج) قضاوت و انتقاد كردن.
د) ارائه دلايل منطقي و راه حل.
و) تحقير، توهين و ناسزا.
در پايان، بايد متذكر شد كه وقتي واقعاً هنر گوش دادن را فرا مي‏گيريد، افكار و احساسات خودتان را كنار بگذاريد تا آن چه همسرتان مي‏گويد، بشنويد و در راه نگريستن به چيزها، از ديدگاهي متفاوت گام برداريد. هر رابطه، از دو فرد متفاوت درست مي‏شود. بايد تصميم بگيريد و سعي كنيد كه خود را به جاي همسرتان بگذاريد و فقط يك دقيقه، آن گونه كه او مي‏بيند، بنگريد. واكنش شما نسبت به آن چه او مي‏بيند، متفاوت است. خوب شنيدن و خوب فهميدن، نزديكي را بهبود مي‏بخشد.
وقتي زن بداند شما احساس او را درك مي‏كنيد نه اين كه تنها به سخنش گوش مي‏دهيد. احساس رضايت خواهد داشت. در اين حال، او نيز در مقابل، مي‏خواهد كاري كه از دستش برمي‏آيد، انجام دهد تا شما را خشنود كند.

منبع:ويستا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۹:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]


 
حقيقت مسئله اين است كه هر كسي با يك دهان و تارهاي صوتي مي تواند با ديگران حرف بزند. مي تواند اينقدر حرف بزند كه به كلي خسته و درمانده شود. درمورد همه چيز مي تواند حرف بزند. مي تواند ادعا كند كه بهترين است، مي تواند تهديدتان كند يا حتي فحش و بد و بيراه نثارتان كند.
مي تواند دروغ بگويد، راست بگويد، فريبتان بدهد يا قصه هايي را از خود ببافد كه حقيقت نداشته است، مگر اينكه بتواند حرف هايش را با عمل ثابت كند...
 

● قهرماني كه قهرمان نبود
بيشتر آدم ها خيلي حرف مي زنند. نظرشان را در مورد همه چيز ابراز مي كنند، چه از آنها خواسته باشند چه نخواسته باشند. آنها به جاي اينكه با اعمال و كارهايشان زندگي كنند، با حرف زندگي مي كنند.
حتماً تابه حال با افراد خالي بندي برخورد داشته ايد كه گوشه اي نشسته و از خاطرات خود شروع به صحبت مي كند. با توجه به حرف هايش شما تصور خواهيد كرد كه او يك قهرمان، يك ورزشكار يا آدم مهمي است، تا اينكه در آخر كار وقتي تا مقصد دنبالش مي كنيد مي بينيد كه وارد پمپ بنزين شده و به كارش ادامه مي دهد.
جريان چيست؟ بله، اين فرد واقعيت خود را دوست ندارد، به همين دليل تصوير يك قهرمان را براي خود مي سازد تا همه قبولش كنند. البته او بايد بداند كه در زندگي كوچك خود، واقعاً يك قهرمان است، فقط بايد اين مسئله را بپذيرد. هر كسي با كمي قوه ي تعقل مي تواند قهرمان باشد.
● حرف هايتان را عمل كنيد
مردان واقعي معمولاً افرادي هستند كه كمتر حرف مي زنند. فقط در مواقع لزوم عقايد خود را ابراز مي كنند. هيچوقت آنها را در حال پرحرفي نمي بينيد چون براي آنها وقت طلا است. حرف فقط زماني مي تواند براي آنها به منزله ي سلاح باشد كه بتوانند آن را با عمل ثابت كنند.
خيلي وقت ها شنيده ايم كه افراد هنگام رويارويي با مشكلات چه تهديدات احمقانه اي مي كنند كه هيچ وقت عملي نمي شود. با اين كار ديگر كسي او را جدي تلقي نخواهد كرد.
براي اينكه ديگران ما را جدي بگيرند، هيچ وقت نبايد حرفي بزنيد كه نتوانيد آن را با عمل ثابت كنيد. اما اگر كسي شما را جدي تلقي نكرد، عصباني نشويد.
تا جايي كه مي توانيد همه ي حرف هايتان را به عمل برسانيد. لازم نيست كه سخنراني كنيد. حرفتان را واضح و كامل بيان كنيد طوري كه همه متوجه بشوند. اگر باز ديگران نفهميدند، ديگر وقتش رسيده كه آن را عملي كنيد. سعي نكنيد به خاطر نفهميدن ديگران شروع به پرحرفي براي توضيح آن كنيد. از قديم گفته اند، كم گوي و گزيده گوي چون دُر. خلاصه حرف بزنيد، اما جملات پرمعني بگوييد. و براي اينكه قدرت و احترام خود را همه جا حفظ كنيد حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را اجرا كنيد. و اگر هم زديد به هر قيمتي كه شده آن را عملي كنيد.
● فقط حرف نزنيد، عمل كنيد
عيب ندارد اگر به همه ي دنيا اعلام كنيد كه چه كارهايي مي خواهيد انجام دهيد. اما اول آن را نشان دهيد. حرف زدن آسان است، اين عمل كردن استrget="_blank">۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹arget="_blank">۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.