مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8263
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 5
همه : 5169226

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۸

3 دليل اصلي شكست در مذاكرات و گفتگوها

بااينكه كتابها و مقالات زيادي درمورد تاكتيك ها، تكنيك ها و استراتژي هاي مذاكره نوشته شده است اما مطلب چنداني درمورد دلايل شكست مذاكرات در رسيدن به اهداف خود وجود ندارد. در اين مقاله به بررسي سه دليل اصلي و اساسي برآورده نشدن اهداف اكثر مذاكره كننده ها مي پردازيم. همچنين اين موضوع كه چرا بسياري از مذاكره كننده ها كه در يك حوزه مذاكره توانايي دارند، در حوزه هاي ديگر خارج از تخصص خود موفق نمي شوند.

اولين و شايد اصلي ترين دليل شكست بسياري از مذاكره كننده ها اين است كه اكثريت آنها هيچوقت دانش عمومي خود را در زمينه مذاكره به مهارت هاي خاص كه مثلاً به سادگي جدول ضرب قابل يادآوري باشند، تبديل نمي كنند.

اگر از همه آنهايي كه به طور تخصصي كار مذاكره انجام مي دهند بپرسيد كه چه قالبي براي مذاكره به كار مي برند، فكر مي كنند كه از فضا آمده ايد.

حتي وقتي كسي سعي مي كند سوال را با نام بردن از چند پاسخ ممكن (مثل قالب كاراس، قالب هاروارد، قالب كوهن، و امثال آن) روشن تر كنند، اكثر مذاكره كننده ها قادر به ارائه يك پاسخ مشخص نيستند. و خيلي از آنهايي كه يك پاسخ مشخص مي دهند، ندرتاً مي توانند حتي ابتدايي ترين اصول آن قالب را هر روز هفته دنبال كنند.

وقتي از متخصصاني كه در كارگاه هاي  مذاكره شركت كرده اند سوالاتي از قبيل، "اولين قانون يا رهنمودي كه در دوره آموزشي كه شركت كرديد در اختيار شما قرار گرفت چيست؟" پرسيده مي شود، چيزي جز نكاتي جزئي درمورد آنچه كه در كلاس ها شنيده بودند يا از كتابها خوانده اند براي گفتن ندارند.

درمقابل، اگر از كسي كه به طور تخصصي كار مذاكره انجام مي دهند بپرسيد كه دو بعلاوه دو چند مي شود، پاسخ آنها چه خواهد بود؟ هر پاسخي به غير از چهار مطمئناً اشتباه خواهد بود.

با اين وجود، از همان فرد اگر بپرسيد كه از چه قالبي براي مذاكره استفاده مي كند، فقط مات و مبهوت شما را نگاه خواهد كرد. از آنهايي كه فكر مي كنند براي سوال قبلي پاسخ دارند، باز بپرسيد، "اصل اوليه قالبي كه استفاده مي كني چيست؟" و خواهيد ديد كه اكثريت قريب به اتفاق آنها قادر به ارائه يك پاسخ روشن نيستند.

چرا اينطور است كه خيلي از آنهايي كه فكر مي كنند حفظ كردن جدول ضرب براي ياد گرفتن جبر اصل مهمي است، قادر نيستند به اصول اوليه يك قالب مذاكره براي متخصص شدن در كار خود متعهد شوند؟

نكته اين نيست كه همه بايد از يك قالب مذاكره مشخص استفاده كنند؛ نكته اينجاست كه بدون متعهد شدن به يك قالب مشخص در مذاكره، رشد و پيشرفت مهارت هاي واقعي در مذاكره ممكن نخواهد بود.

علاوه بر اين، حذف يك قالب مذاكره خاص باعث مي شود كه آموزش تكرار نتيجه به ديگران سخت تر شود—مثلاً در مواردي كه شركت چيزهاي يكساني را مداوماً معامله مي كند—و اين يعني فقدان يك قالب خاص براي مذاكره با طولاني تر شدن يك رابطه، گران تر تمام مي شود چون اشتباهات پشت سر هم تكرار مي شوند.

و وقتي نتيجه نهايي يك مذاكره آن چيزي نيست كه بخواهيد آنرا تكرار كنيد چه اتفاقي مي افتد؟ يك مذاكره كننده چطور مي تواند بفهمد كه مذاكره اي از خط خارج شده است؟ به زبان ساده، اكثريت بيشماري از مذاكره گرهاي حرفه اي نمي توانند بفهمند كه كجاي كار در يك مذاكره كه نتيجه رضايت بخشي برايشان نداشته، اشتباه بوده است و چطور مي توانند در آينده آن اشتباهات را تكرار نكنند. و دليل آن اين است كه پايه خاصي براي مذاكرات خود ندارند كه استراتژي ها و تاكتيك هايشان را آناليز كند.

اگر بخواهيد متخصص مشروب شويد، مطمئناً هيچوقت نمي رويد با نوشيدن يك بطري از دوازده مشروب مختلف در آخر هفته به هدف خود دست پيدا كنيد. رويكرد بهتر اين خواهد بود كه دوازده مورد از يك نوع مشروب را به مرور زمان امتحان كنيد و بعد خصوصيات آن مشروب را با خصوصيات مشروب هاي ديگر مقايسه كنيد. دانشي كه در نتيجه آن به دست مي آوريد تخصص شما خواهد بود و توانايي شما در اين مقايسات در شرايط و موقعيت هاي مختلف نيز مهارت شماست. بله، مذاكره گرهاي زيادي هستند كه هيچوقت در طول زندگيشان در كلاس هاي آموزشي اين حرفه شركت نكرده اند يا حتي كتابي در اين باره مطالعه نكرده اند اما تعداد آنها بسيار بسيار كم است. اگر چنين شخصي را مي شناسيد از او بخواهيد كه روش كار خود را به شما هم آموزش دهند. اكثر مواقع، بين كسي كه بلد است كاري را انجام دهد و كسي كه مي داند چطور به فرد ديگري ياد بدهد كه نتيجه يكساني بگيرد، تفاوت زيادي است.

به دست آوردن تخصص و مهارت در مذاكره با متعهد شدن به يك قالب و دنبال كردن آن تا زمانيكه اصول آن قالب را ياد بگيريد، شما را از اكثريت بيشمار مذاكره كننده هاي حرفه اي جدا ميكند. و مطمئناً سطح موفقيت شما در مذاكراتتان بالاتر خواهد رفت.

دومين دليل شكست مذاكره كننده ها اين است كه اكثريت آنها فقط روي نقطه شروع خود تمركز مي كنند نه روي نتيجه مطلوبشان. به عبارت ديگر، مذاكره گرهاي زيادي به نقاط قوت و ضعف نقطه شروع خود توجه دارند نه به ارزيابي چالش ها و مشكلات واقعي كه بين آنها و طرفين مذاكره شان قرار دارد.

يكي از حياتي ترين مهارت هايي كه يك مذاكره كننده مي تواند به دست آورد، مهارت اين است كه بداند چطور مشكلات واقعي كه بين دو طرف وجود دارد را ارزيابي كند. البته حتي خيلي از مذاكره كننده هاي باتجربه هم در تشخيص و فهم نقاط ضعف و قدرت خود و طرفين مذاكره شان اشتباه مي كنند.

ياد گرفتن ارزيابي و تشخيص صحيح موارد و مشكلات آشكار و پنهان بين دو طرف مذاكره مهارتي است كه نيازمند تمركز دقيق و رويكردي سيستماتيك است.

سومين دليل شكست مذاكره كننده ها ترس است. مهم نيست كه چقدر درمورد مذاكره يا نقاط قوت و ضعف طرفين مذاكره مي دانيد، اگر در مواجهه با ريسك و ابهامات،  شجاعت، نظم و عزم كافي نداشته باشيد مطمئناً قادر نخواهيد بود به بهترين نتيجه ممكن دست پيدا كنيد. ترس هميشه باعث مي شود به كمتر از آنچه كه تواناييش را داريد دست يابيد. اگر در يك منازعه رقابتي شركت داريد كه هدف اصلي شما در آن غالب آمدن بر طرف مقابل است، اول بايد با ترستان مقابله كنيد درغيراينصورت همين ترس منجر به شكست شما خواهد شد.

مبارزه با ترس نيازمند تعهد واقعي، فرايندي منظم و اسلوب دار و سفري فراي مرزهاي تاكتيك ها و تكنيك هاي اشتباه ناپذير است.

هر كسي مي تواند با از بين بردن اين س دليل اصلي شكست مذاكره كننده ها، به سرعت در مذاكرات خود پيشرفتي چشمگير داشته باشد. اول بايد يكي از قالب هاي متداول و شناخته شده مذاكره را انتخاب كرده و در كار به آن متعهد شويد و كليه اصول و قواعد آن را به خاطر بسپاريد. به تدريج مهارت ها، دانش و تخصصتان گسترده تر خواهد شد. دوم بايد اين توانايي را در خودتان پرورش دهيد كه موارد و مشكلات آشكار و پنهاني كه دو طرف مذاكره را در ابتداي مذاكره از هم جدا ميكند، شناخته و ارزيابي كنيد و بعد روي نتيجه مطلوبتان متمركز شويد نه روي دركي كه از موقعيت هاي دو طرف يا نقاط ضعف و قدرت آنها داريد. و آخر، ترس از رفتن فراتر از مذاكره را  كنار بگذاريد و خواهيد ديد كه بلافاصله موفقيت و ثبات بيشتري در كارتان پيدا ميكنيد.

مهارت هاي مذاكره

سوالاتي كه مي تواند در انجام مذاكره مفيد باشد:

- چرا اين چيزي كه مي خواهم را مي خواهم؟ آيا از خواسته خود مطمئن هستم؟

- آيا در اين مذاكره هر دو ما چيزي به دست مي آوريم؟

- اگر مذاكره بدون رضايت طرفين ختم شود، چه بايد بكنم؟

- آيا بايد آنها را متقاعد بكنم كه پيشنهادم براي هر دو آنها عادلانه است؟

- آيا براي شنيدن حرفهاي آنها آمادگي دارم؟

- آيا ممكن است در برابر طرف مقابلم حالت دفاعي گرفته و با او مخالفت كنم؟

معيارهاي يك مذاكره خوب

هر مذاكره اي سه پيام دارد:

1. رضايت عاقلانه طرفين را ايجاد كند: من دنبال راه حلي هستم كه هدف شما و خودم هر دو برآورده شود و براي همه ما قابل قبول باشد.

2. بهره وري: من فرايند را طوري كنترل مي كنم كه برايمان مفيد باشد—و محتواي كار را كنترل نمي كنم.

3. حفط/تقويت رابطه بين دو طرف مذاكره: اين مسئوليت ماست كه درمورد واقعيت ها، نظرات و احساساتمان با هم صادق و روراست باشيم.

مذاكره اصولي

1. فرد را از مشكل جدا كنيد.

2. به سود توجه كنيد نه موقعيت.

3. قبل از هر تصميمي، انتخاب هايي براي سود دوطرف مهيا كنيد.

4. براي ارزيابي سود مخالف از معيار اهداف استفاده كنيد.

چرا مذاكرات با شكست مواجه مي شود:

سه دليل عمده شكست مذاكرات:

1. دو طرف با هم صحبت نمي كنند (فقدان فرصتي براي گفتگو)

2. دو طرف آنچه گفته مي شود را نمي شنوند.

3. ايجاد سوءتفاهم درمورد نقطه نظرات فرد مقابل به دلايل زير:

- اطلاعات مختلف يا

- ارزيابي هاي مختلف از يك اطلاعات يكسان.

ساير عوامل:

- فقدان برنامه/فقدان آمادگي

- فشارهاي خارجي

- نبود رضايت طرفين

- رويكردهاي مختلف به ريسك و يك راه حل سريع

چرا افراد نمي توانند در آمادگي براي مذاكره پيشرفت كنند؟

- نمي توانيم از تجربياتمان درس بگيريم

- نمي توانيم تمرين كنيم

- به تنهايي خود را آماده مي كنيم و ياد مي گيريم.

چند توصيه مهم براي پيشرفت

- بررسي دوباره

- تمرين
- كمك گرفتن از همكاران

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۷

چگونه با اطرافيان مشكل دار ، برخورد و گفتگو كنيم ؟

 از مخالفت هاي كوچك گرفته تا رقابت ها و چشم و هم چشمي ها، همه ي ما ميدانيم كه افراد مخالفمان چطور سر كار روي ما تاثير مي گذارند. اما حتي در موارد شديدتر، هميشه راهي براي برخورد با آن همكار ناسازگار هم وجود دارد.


اگر مجبوريد كه سر كار با افراد مختلف با شخصيت هاي متفاوت برخورد داشته باشيد، از نكات زير استفاده كنيد تا هميشه موفق باشيد.


كسي كه هميشه حالت تدافعي دارد
همه ي ما "عقل كل" را مي شناسيم. او كسي است كه هيچوقت نمي تواند انتقادهاي سازنده را بپذيرد، حال به هر شكلي كه شما اين انتقاد را انجام داده باشيد. او اعتقاد دارد كه راه و روش خودش هميشه صحيح است و هر چيزي كه شما يا ساير همكاران بگويند نظر او را تغيير نخواهد داد.


طريقه ي رفتار با او:  بهترين راه رفتار با "عقل كل" اين است كه قبل از گفتن اشكالاتش، از او تعريف و تمجيد كنيد. اول از خودتان انتقاد كنيد و آن را به او هم نسبت دهيد و بگوييد كه چور او نيز اشتباهات مشابهي انجام داده است. استفاده از كلمات تدافعي مثل هيچوقت و هميشه را فراموش كنيد. و خيلي كلي صحبت كنيد. به جاي كلمه ي "تو" از كلمه ي "ما" استفاده كنيد. سعي كنيد اين كار را هميشه رودرروي فرد انجام دهيد نه با ايميل يا پشت تلفن. با اين كار از بروز سوء تفاهمات جلوگيري خواهيد كرد.

كسي كه مداوم بحث مي كند
تا به حال با افرادي برخورد كرده ايد كه صحبت مي كنند تا فقط صداي خود را بشنوند؟ حتماً ديده ايد. همه ي ما با چنيني افرادي روبه رو شده ايم. اين فرد كسي است كه دوست دارد حتي در مورد بديهي ترين و معقول ترين مسائل هم بحث كند، فقط به اين دليل كه صدايش شنيده شود. همه ي ما عاشق مخالفت كردن هستيم، و با چيزي كه ديگران مي گويند مشكل داريم.


طريقه ي رفتار با او:   ممكن است وسوسه شويد كه او را سر جايش بنشانيد، اما بهترين رفتاري كه با چنين فردي مي توانيد داشته باشيد اين است كه بگذاريد حرف هايش تمام شود. بين صحبتش نپريد، بگذاريد هر چه مي خواهد بگويد. وقتي صحبت هايش تمام شد، شما هم نظراتتان را بيان كنيد. به جاي شعله ورتر كردن آتش، شما هم نظرات و عقايدتان را ابراز كنيد. و آن كسي كه حرفهايش معقول تر باشد هميشه برنده خواهد شد. در جايي كه لازم است موافقت يا مخالفت كنيد، و هميشه خونسرديتان را حفظ كنيد.


كسي كه هميشه "منم منم" مي كند
اين فرد كسي است كه هميشه در حال بزرگنمايي كردن خودش است و اعتقاد دارد كه هميشه همه چيز حول و حوش نيازهاي او مي چرخد. او خود را صاحب همه چيز ميداند، چه مستحق آن باشد چه نباشد. اين مسئله در پروژه هاي گروهي  نمود بيشتري دارد. او هميشه اعتقاد دارد كه مشكل هاي او هميشه بزرگترين مشكلات هستند و از مشكلات ديگران بسيار مهم تر است.


طريقه ي رفتار با او:  براي برخورد با اين فرد نيازمند كمي تلاش بيشتر هستيد. بايد سعي كنيد كه مدير شركت را از توانايي ها و لياقت هاي خودتان آگاه نگاه داريد، به خصوص در پروژه هاي گروهي، كارهاي خودتان را به او نشان دهيد. زياد هم سر به سر آن همكار نگذاريد، اما اگر مي بينيد از جمله آن افرادي است كه عقايد و ايده هاي شما را گرفته و به اسم خود جا مي زند، ديگر بايد دست به كار شده و تصوير او را در شركت خراب كنيد.

افراد لجوج و كله شق
اين فرد كسي است كه به درد هر كاري مي خورد به جز كارهاي گروهي. كسي است كه دوست دارد هميشه عقايد و ايده هاي خودش اجرا شود و با عقايد ديگران كاري ندارد. حتي اگر غيركاربردي بودن يا بي تاثير بودن ايده هايش براي همه مشخص باشد، باز هم معتقد است كه راه و روش كاري خودش از همه بهتر است.


طريقه ي رفتار با او:  بهترين چيز در چنين فردي اين است كه اگر ايده هايش قابل اجرا نيستند، شكستش او را متوجه خواهد كرد. به اين دليل بگذاريد كار خود را انجام دهد تا نتيجه اش را ببيند. سعي كنيد با آرامش، عقايد و ايده هاي ديگر را برايش توضيح دهيد، هميشه به حالت كلي صحبت كنيد و حرف هايتان حالت امري نداشته باشد.


كسي كه از پشت خنجر مي زند
اين شخصي است كه همه ي ما به راستي از او متنفريم. اين فرد هميشه درمورد شما و كارهايتان به بدگويي مشغول است و اين كار را معمولاً پشت سرتان انجام مي دهد. دوست دارد كه شما را نزد ديگران تبديل به فردي انزجار آور كند.


طريقه ي رفتار با او: دفعه اولي كه از اين موضوع اطلاع پيدا كرديد، او را تنها به مكاني خلوت برده و به او بگوييد كه از كارهايش اطلاع داريد. اگر همان بار اول اين كار را انجام دهيد، او تا حدي حساب كار خود را خواهد كرد و البته ممكن است جلوي روي شما زير همه چيز بزند، اما جريان كار دستش مي آيد.


كسي كه تقصيرات را گردن ديگران مي اندازد
اين فرد كسي است كه هيچگاه مسئوليت اشتباهات خود را نمي پذيرد و تقصير را گردن ديگران مي اندازد.


طريقه ي رفتار با او:  اگر رفتارش درست بود، شما هم قسمتي از مسئوليت را بپذيريد، حتي اگر بيشتر تقصير گردن او بوده باشد. اما اگر هيچ اشتباهي نداشته ايد، بهتر است حتماً رئيس شركت را از اين مسئله آگاه كنيد.


كسي كه هميشه شكايت مي كند
اين فرد كسي است كه هميشه در حال غرولند كردن و شكايت كردن است. از همه چيز ايراد گرفته و هميشه چيزي براي شكايت كردن از آن پيدا مي كند. اين كار را با افراد هم انجام مي دهد، چه آنها بخواهند بشنوند، چه نخواهند.


طريقه ي رفتار با او:  اين اخلاق در خون او است. به همين دليل شما نمي توانيد او را تغيير دهيد. اما كاري كه مي توانيد بكنيد اين است كه روابطتان را با آن فرد محدود كنيد. اگر به سراغتان آمد و خواست باز شروع كند، مي توانيد به او بگوييد كه كار داريد و نمي توانيد به حرفهايش گوش دهيد. البته ممكن است ناراحت شود، اما بالاخره بايد به ريقي اين مسئله را به او فهماند.


اگر همه ي اين كارها شكست بخورد...
شما همه ي سعيتان را براي انجام اين كارها در برخورد با افراد مشكل دار در محل كارتان كرده ايد. اما هنوز نتوانسته ايد موفق شويد. در چنين موقعيت هايي مي توانيد يكي از كارهاي زير را انجام دهيد.

از او دوري كنيد
لزومي ندارد كه به طور كامل او را ناديده بگيريد، اما تا آنجا كه مي توانيد از برخورد داشتن با او خودداري كنيد.

كارهايش را گزارش دهيد
از برخورد كردن با اين فرد خسته شده ايد، و او اصلاح نشده است. احتمالاً ديگر زمانش رسيده است كه كارهاي او را به قسمت مشاوره ي شركت اطلاع دهيد. كار آنها برخورد با چنين افرادي است.


درخواست انتقالي كنيد
مي توانيد از مدير قسمتتان درخواست كنيد شما را به بخش ديگري منتقل كند تا براي هميشه از دست آن فرد خلاص شويد.


در برخورد با چنين افرادي...
اولين كاري كه در برخورد با چنين افرادي بايد بكنيد اين است كه خونسري خودتان را حفظ كنيد. اگر اين فرد تمام تلاش خود را مي كند تصوير شما را در محل كار خراب كند، نبايد كمكش كنيد. سعي كنيد پخته و روشنفكرانه عمل كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۶

نكاتي پيرامون روش گفتگوي بهتر


 اگر به دنبال برقراري ارتباط مناسب هستيد، بايد بدانيد كه اين كار مستلزم تمرين، ممارست و تلاش فراوان است. بدون برقراري ارتباط هماهنگ، تقريباً حل كليه مشكلات و كشمش هاي خانوادگي غير ممكن مي نمايد. اگر شما دچار مشكلاتي در برقراري رابطه هستيد، به دنبال كمك مي گرديد و يا در پي چند توصيه مفيد مي باشد، ميتوانيد اين مقاله را مطالعه نماييد.

1- به خاطر داشته باشيد كه در يك بحث، قرار نيست كسي " برنده" شود. اگر در نهايت به نتيجه اي كه براي هر دو طرف مقبول باشد، نرسيد، آنگاه هيچ يك از طرفين پيروز تلقي نمي شوند.

2- مصالحه و سازش از انواع بهترين ابزارها براي برقراري گفتگوي سالم به شمار ميروند. پيش از اينكه بخواهيد در مورد مشكلات خود به بحث بنشينيد، بر روي تمام روش هاي ممكن در حل مشكلات خود، به دقت فكر كنيد. بايد بيشتر بر روي روش هايي تمركز كنيد كه با احتساب به آنها بتوانيد مشكلات را با يك درك دو جانبه رفع نماييد.

3-  وقتيكه زمان بحث كردن در مورد موضوعات حساس فرا مي رسد، سعي كنيد با ديد مثبت پيش برويد. به جاي اينكه يكدفعه شروع كنيد به مشاجره و جدل، گفتگو را اينطور آغاز كنيد كه هر يك از شركا بايد در رابطه به رشد و ارتقا دست پيدا كند، بعد بگوييد علاقمنديد تا در مورد پاره اي از مسائل كه موجب بهبود وضعيت خودتان مي شود با او به صحبت بنشيند. بهتر است كه ابتدا از مسائل مثبت شروع كنيد و بعد كم كم به سمت مسائل جدي تر، تغيير مسير دهيد.

4-  به حرف هاي طرف مقابل به دقت گوش دهيد و بازتاب فكري خود را مستقيماً به او منتقل كنيد. بايد كاري كنيد كه او مطمئن شود شما حرف هايش را درك مي كنيد. اگر از عبارت " چيزي كه من از تو شنيدم اين است كه .........." يكي از بهترين راههايي است كه به واسطه آن مي توانيد مطمئن شويد كه منظور طرف مقابل را به درستي درك كرده ايد.

5-  براي نشان دادن "كارت وقت اضافه" هيچ ترديدي به دل راه ندهيد. اگر بحث شما بيش از اندازه حاد شود، به راحتي مي توانيد آنرا متوقف كنيد. همچنين اگر از دايره عقل و منطق خارج نيز شد، بهتر است ادامه آنرا به زمان و يا مكان ديگري كه تصور ميكنيد ممكن است نتيجه بهتري بگيريد، موكول كنيد.

6-  مطمئن شويد كه حركت اعضاي بدن، حالات چهره، و تن صدايتان، با پيغامي كه قصد داريد به طرف مقابل منتقل كنيد، در يك راستا قرار دارند. يكي از پژوهش هاي اخير حاكي از اين مطلب است كه 55% از منظور باطني شما به وسيله حالت صورت و حركات اعضاي بدن به طرف مقابل منتقل مي شوند. اين در حالي است كه تنها 7% از مفاهيم احساساتي به صورت شفاهي قابل انتقال مي باشد.

7-  صادق باشيد، حرف هاي خود را به طور مستقيم بيان كنيد و در موضوعات عيني با هم به بحث بپردازيد. اگر وارد مشاجره اي شويد كه در آن هدف خود را معين نكرده باشيد، مطمئن باشيد كه به هيچ كجا نخواهيد رسيد.

8-  اگر تصور مي كنيد كه نمي توانيد به نتيجه مطلوب دست پيدا كنيد، حداقل سعي كنيد بحث را با يك جمله مثبت به پايان برسانيد. مثلاً: "خوشحالم كه هر دو توانستيم احساساتمان را با هم در ميان بگذاريم، بهتر است بعداً نيز در مورد اين مطلب با هم گفتگو كنيم تا به راه حل بهتري برسيم."

9-  هيچ گاه سعي نكنيد با لحن تند شروع به خوار كردن طرف مقابل نماييد. عقايد طرف مقابل را بي ارزش فرض نكنيد و هيچ گاه او را به تمسخر نگيريد. در عوض، با دقت به حرف هاي شريك زندگي خود گوش دهيد و بعد دليل مخالفت خود را با برهان و منطق و با رعايت كامل احترام، با او در ميان بگذاريد.

10-  ادامه كار خود را رها نكنيد. اگر در حال صحبت كردن در مورد مسائل و مشكلات مالي هستيد و ناگهان بحث هاي احساسي ديگر به ميان كشيده مي شوند، بايد بدانيد كه شما تنها در هر زمان تنها مي توانيد بر روي يك موضوع خاص تمركز كنيد، در غير اينصورت نه تنها به راه حل نمي رسيد، بلكه پرخاش و نزاع نيز به وجود خواهد آمد.

گاهي اوقات شايد لازم باشد از يك نفر سوم كمك بگيريد تا بتوانيد بطور موثر با هم ارتباط برقرار كنيد. يك مشاور و يا رواندرمانگر خانواده، مي تواند مشكلاتي كه حل آنها به نظر شما غير ممكن مي آيد را به راحتي از ميان بردارد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۵

عملگرا باشيم ، فقط حرف نزنيم


 اگر شما فردي هستيد كه به يك شيوه زندگي مي­كنيد و مي­گوييد كه قصد داريد در آينده به طرز ديگري زندگي كنيد، فقط اهل حرف هستيد. فردي هستيد كه هميشه كاري را به بعد موكول مي­كنيد ولي هرگز آن را انجام نمي­دهيد. عبارات كاشكي و اميدوارم، چيزي جز اتلاف وقت نيستند. اين عبارات، شما را از تصميمات مهمي كه در مورد فعاليـت­هاي زندگي خود اتخاذ كرده­ايد بر حذر مي­دارد. در واقع كارهايي كه شما انجام نمي­دهيد، به بعد موكول نمي­شود بلكه ضايع مي­گردند. وقتي كاري را به بعد موكول مي­كنيد، لحظات فعلي خود را به بطالت مي­گذرانيد. تعلل نوع ديگري از بطالت است. تعلل جنبه نيرومند و طاقت فرساي زندگي است. براي اكثر مردم تعلل مفري براي فرار از زندگي كنوني است. زمانيكه در كاري تعلل مي­ورزيد باعث مي­شود كه از توان خود در لحظه فعلي دريغ كنيد و از اين بابت به اين اميد دل مي­بنديد كه كارها در آينده روبراه خواهند شد. به قول بزرگي: تعلل، هنر ماندگاري در گذشته مي­باشد.


مهمترين عامل تعلل در كارها ترس مي­باشد. ترس پديده­اي نيست كه به خودي خود وجود داشته باشد، بلكه ميوه و ثمره يك فكر معيوب است. ترس يك پندار باطل است كه تنها به خواست و اجازه شما بر وجودتان حاكم مي­شود و شما با مهارت تمام اين ايده را پرورانده، به آن هيبت بخشيده و از آن يك غول بي شاخ و دم مي­سازيد. جسورانه ترين كار فرد ترسو و محافظه كار آن است كه بوجود چيزي بنام شهامت اقرار كند و آنگاه براساس آن دست به عمل بزند. قدرت نهايي انسان از حس جسارت و ماجراجويي او ناشي مي­شود. بنابراين، تمام تلاش خود را در راه غلبه بر ترس به كار ببريد. چرا كه اگر به پيام­هاي ترس و ترديد گوش دهيد، حقايق مسلم زندگي، چون صلح و صفا، تندرستي، شادماني و عشق را به بوته فراموشي سپرده، افكار سياه و منفي را بر خويش مسلط خواهيد ساخت. بنابراين براي غلبه بر تعلل در كارها نكات زير توصيه مي­شود:


1- اهل حرف زدن نباشيد. انسان هر چه بيشتر سخن بگويد، كمتر ذهن را به عمل متمركز مي­كند. كسي كه كاري انجام نمي­دهد، غالبا اهل انتقاد است. اهل حرف بودن آسان است ولي اهل عمل بودن مستلزم تلاش، مخاطره و تغيير است. افرادي كه در جهان اهل عمل هستند، وقتي براي انتقاد ديگران ندارند. آنها سرگرم كار خود هستند.

2- تصميم بگيريد كه كاري را در همين لحظه انجام دهيد. زندگي ارزش آن را ندارد كه اوقات خود را صرف نگراني از كارهايي كه مي­بايد انجام دهيد، كنيد. تعلل شما را وا مي­دارد كه لحظات فعلي را صرف نگراني از آينده كنيد. اگر كاري در زمان حاضر انجام گيرد، روشن است كه ديگر اثري از اضطراب بجا نمي­ماند. كل عمر شما ذره­اي بيش نيست. تاخير در هر كاري بي­معني است. براي انجام كاري كه از آن اجتناب مي­كنيد، شجاعت به خرج دهيد.

3- اگر شما بخواهيد كه دنيا تغيير كند، از آن گلايه نكنيد، كاري صورت دهيد. به عوض اينكه فردي آرزومند، اميدوار يا ايرادگير باشيد، مرد عمل باشيد. از كلمات كاري ساخته نيست، تنها به عمل و اقدام تكيه كنيد. اقدام، بزرگترين آموزگار روي زمين است. يك حركت به جا و مناسب معادل ميليون­ها كلمه سنجيده شده ارزشمند است. اقدام مركبي است كه توانايي­ها به توسط آن در جهان مادي متظاهر مي­شود. عمل موثرترين نوشداروي غلبه بر اضطراب و افسردگي و ساير احساسات منفي است. افسردگي مولود عدم تحرك و ركود است و نه مولد آن. هرچه بكنيد و از هر كجا كه آغاز كنيد بهتر و موثرتر از فرو رفتن در باتلاق عدم تحرك است.

4- قدرت و توانايي تنها به مدد آزمون و خطا دست يافتني است. ممكن است به بيراهه برويم و از جاده اصلي منحرف شويم ولي مي­توانيم با نگرش مثبت بر اشتباه خود، از آن تجربه پند بياموزيم و به مسير خويش بازگرديم. به پا خيزيد، دست به عمل بزنيد، شكست بخوريد و با نگرش بر جنبه مثبت اشتباه خود، از آن تجربه پند بياموزيد و عاقبت اهريمن ترس را نيست و نابود كنيد. يادتان باشد كه: شكست يعني رسيدن به جايي كه كار از آن جا آغاز شده است.

5- براي آفرينش تغيير عمده و اساسي، بايد متكي به ارزش­هايي باشيد كه به دست خود آنها را انتخاب و دروني ساخته­ايد. ارزش­هايي كه از ژرفاي وجودتان مي­جوشد ودر اعمال و رفتارتان متبلور مي­شود. اگر با جديت در جهت آرمان و ايده­آل خود پيش برويد، خواه با خواسته­ها و تمايلات ديگران موافق باشيد و خواه مخالف، به لحاظ استقامت و عزم راسخ خويش، احترام و تحسين ديگران را به سوي خود جلب خواهيد كرد. عنوان انسان نيرومند تنها شايسته افرادي است كه در ستيز با موانع و مسايل، به تواناييهاي خود ايمان آورده و با قاطعيت به پيش مي­تازند.

6- به خود نگوييد كه بايد كاري را خوب انجام دهيد. فقط اين را به خود گوشزد كنيد كه انجام كار به مراتب مهمتر از هر چيزي است.

7- به خود اجازه ندهيد كه از خستگي يا بيماري به عنوان يك مفر استفاده كنيد يا كاري را به بعد موكول كنيد.

8- كلماتي نظير اميدوارم، كاشكي و شايد را از واژگان خود خارج كنيد.

9- از صحبت كردن راجع به ترس­هاي خود شجاعت بخرج دهيد و ببينيد كه علت تاخير در كارها به خودتان مربوط مي­شود يا نه.

10- به جاي اينكه لحظات فعلي خود را صرف نگراني از تعلل­هاي خود كنيد، مسووليت اين نقطه ضعف نامطلوب را به گردن بگيريد و در اين لحظه زندگي كنيد.

11- نحوه مقابله با مشكلات زندگي بستگي به باورهاي شما دارد. مادام كه ترس و ترديد را از ذهن دور كنيد و مرارتهاي انجام يك كار را بپذيريد و وارد عرصه عمل شويد، طرح و نقشه خود را تحقق خواهيد بخشيد و به رضايت باطني دست خواهيد يافت.

12-بكوشيد اين احساس را در خود ايجاد كنيد كه خواسته شما امكان ­پذير است و بگونه­اي تصورش كنيد كه گويي پيشاپيش رخ داده و راههاي مختلف را آزمايش كنيد. در آنصورت، خواسته شما نمي­تواند از تحقق باز ايستد.

13- براي حفظ استقامت و قاطعيت اجازه ندهيد كه كمترين ترديد و تزلزل در آگاهي شما رسوخ پيدا كند.

14- پشتكار داشته باشيد. اما يكدنده نباشيد. زيرا پشتكار از تمايل و شدن نشئت مي­گيرد و يكدندگي از عدم تمايل و نشدن. اگر فكر مي­كنيد كه نسبت به ديگران كم استعدادتر هستيد، به ياد داشته باشيد كه با استعداد معمول و پشتكار غير معمول مي­توان به هر هدفي دست يافت.

15- خود را نسبت به ديگران دست كم نگيريد.

16- پيروزي هيچگاه آسان و سهل الوصول نيست. پيروزي آسان فقط در فيلم­ها يافت مي­شود.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]


مهارت هاي توجه و گوش كردن


مردم عادي مايلند كه ارتباط را فرايندي كلامي تلقي كنند اما دانشجويان علوم ارتباطات اغلب متقاعد مي شوند كه ارتباط ، بيشتر غير كلامي است .بر اساس پژوهش ها ، رايچ ترين برآورد آن است كه ۸۵ درصد ارتباطات ما را ارتباطات غير كلامي تشكيل مي دهد !
بنابر اين ، توجه يا جنبه غير كلامي گوش كردن ، زير بناي اصلي اين فرايند است.توجه كردن به معناي احتصاص توجه جسمي به فرد ديگر است .
گاهي اوقات ، من از توجه به عنوان گوش كردن با تمام بدن ياد ميكنم. توجه كردن ، ارتباطي غير كلامي است كه نشان مي دهد شما به فرد در حال صحبت،دقيقا گوش مي دهيد . مهارت هاي توجه كردن شامل حالت درگير بودن ، تحرك جسماني مناسب ، تماس چشمي و محيط غير مزاحم است
 ● اثرات توجه و عدم توجه
 توجه اثربخش ، كارايي بسيار زيادي در روابط بشري دارد . توجه كردن ،به طرف مقابل نشان مي دهد كه شما به او و صحبت هايش علاقمنديد . به همان نسبت كه توجه نكردن مانع صحبت گوينده مي شود ، اين مهارت ، بيان مهم ترين موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهيل مي كند.
 آلن آيوي و جان هينكل پيامدهاي توجه را در يك دوره دانشگاهي روان شناسي توصيف مي كنند . آنان رفتار توجه آميز را به شش دانشجو آموزش دادند و سپس از جلسه درسي كه توسط يك استاد ميهمان اداره مي شد فيلم برداري ويديويي كردن . دانشجويان ، رفتارهاي يك دانشجوي بي توجه به كلاس را
 آغازكردند و استاد بدون آگاهي از برنامه تعيين شده براي آنان ، صحبت خود را آغاز كرد. سخنراني او بر يادداشت هايش متمركز بود.
دراين مرحله ، استاد از هيچ نوع حركات بيانگري استفاده نكرد و با توجه اندكي كه به دانشجويان نشان مي داد ، فقط به صورتي يكنواخت و ملال انگيز صحبت كرد. اما پس از آن كه علامت از پيش تعيين شده به دانشجويان داده شد و آنان توجه فيزيكي و عمدي خود را آغاز كردند ، درعرض ۳۰ ثانيه ، سخنران درسي زنده را به وجود آورد.
توجه ، به تنهايي توانست كل جريان كلاس را تغيير دهد اما دانشجويان پس از دريافت علامتي ديگر دوباره توجه فيزيكي خود را متوقف كردند و سخنران پس از تلاشي بي حاصل براي تداوم پاسخ دانشجويان ، همان شيوه سخنراني غير چذاب آغاز كلاس را از سر گرفت.
 ● حالت درگير بودن
از آنچا كه زبان بدن يا تن ،اغلب با صدايي رساتر از واژه ها صحبت مي كند ، حالت درگير بودن ، براي گوش كردن اهميتي بسزا دارد.
 خم شدن به سمت گوينده ، در مقايسه با تكيه كردن به عقب يا لم دادن بر روي مبل ، انرژي و توجه بيشتري را انتقال مي دهد. اغلب افراد نه تنها تمايل دارند خود را به جلو خم كنند كه در صندلي هايشان نيز رو به جلو مي نشينند . اما بر عكس ، بعضي شنوندگان چنان به صندلي هايشان تكيه مي دهند كه همچون جنازه هايي نشسته و خشك ، به نظر مي آيند . و اين حالتي است كه براي گوينده بسيار ضدانگيزه است!
 رودرروي شخض ديگر بودن يعني قرار گرفتن شانه راست شما مقابل شانه چپ او – كمك مي كند كه درگير بودن خود را به او انتقال دهيد . عبارت رايج ( او برخوردي سرد با من داشت ) نشان دهنده بي تفاوتي و عدم پذيرشي است كه آن را مي توان از طريق قرار نگرفتن د رروبه روي فرد ديگر انتقال داد.
 حالت ديگري از روبه روي فرد ديگر بودن ، قرارگرفتن در سطح چشمي يكسان با گوينده است. اين موضوع ، به خصوص اگر شما براي گوينده ، مظهر قدرت ، پدر يا مادر ، معلم يا رئيس باشيد اهميت بيشتري
دارد . نشستن بر روي لبه ميز ، در حاليكه طرف مقابل روي صندلي نشسته است و يا ايستادن در موقعي كه او نشسته است ، مي تواند مانع مهمي براي تماس بين فردي باشد.
 حفظ يك وضعيت باز و پذيرا ، مانند دست به سينه نبودن و پا روي پا نينداختن ، بخش مهم ديگري از قيافه درگير بودن است . دست به سينه بودن و پا روي پا انداختن ، اغلب انتقال دهنده پيام بسته بودن و حالت
دفاعي داشتن است.
 رعايت يك فاصله مناسب با گوينده ، جنبه بسيار مهمي از گوش كردن است . فاصله زياد ، مانع ارتباط مي شود.
 حركت مناسب بدن ، براي خوب گوش كردن ضروريست . فرانكلين ارنست ، روان پزشك ، در كتاب خود با عنوان چه كسي گوش مي دهد ؟ مي نويسد:
 گوش كردن ، حركت كردن است . گوش كردن ، حركت داده شدن توسط شخص گوينده است، به صورت جسمي يا رواني . فرد بي تحركي را كه به گوينده خيره شده است مي توان به شكلي معتبر به عنوان
شخصي ارزيابي كرد كه گوش نمي دهد . هنگامي كه حركت قابل مشاهده فرد كاهش يافته است و ميزان پلك زدن چشمش كمتر از يكبار در شش ثانيه افت كرده است ، گوش دادن ، از نظر عملي متوقف شده است.
 تماس چشمي اثربخش بيانگر ميل و علاقه به گوش كردن است . اين كار شامل تمركز آرام چشم شنونده بر گوينده و تغيير گاه به گاه مسير چشم از صورت او به بخش هاي ديگر بدن مثل دست در حال حركت ، و
 سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراري مجدد تماس چشمي مي باشد. تماس چشمي ضعيف هنگامي روي مي دهد كه شنونده نگاه خود را از گوينده بر مي گيرد، يا به شكلي ثابت و مات به او خيره مي شود، و يا به محض آن كه گوينده او را نگاه مي كند ، او به جاي ديگري مي نگرد.
 تماس چشمي گوينده را قادر مي سازد كه ميزان پذيرش خود و پيامش را از جانب شما ارزيابي كند . اين كار كمك مي كند كه او مشخص سازد وقتي در كنار شما قرار مي گيرد تا چه حد امنيت دارد.
 اما مورد ديگري كه به همين اندازه اهميت دارد آن است كه شما مي توانيد از طريق تماس چشمي ، معنايي عميق تر كلام گوينده را بشنويد .
در واقع ، اگر گوش كردن اثربخش را به معناي راهيابي به اعماق وجود فرد ديگر و درك تجربه او از ديدگاه خودش تلقي كنيم ، يكي از بهترين راه هاي ورود به اين دنياي دروني را دريچه چشم افراد خواهيم يافت . رالف والدوامرسون گفته است: چشم انسان ها نيز به اندازه زبانشان حرف مي زند ، با اين تفاوت كه زبان چشم اين مزيت را دارد كه بدون نياز به فرهنگ لغت ، در سراسر جهان قابل درك است.
 در جامعه ما براي برقراري ارتباط بين فردي اثربخش ، توانايي ايجاد تماس چشمي مناسب ضروري است . گاهي اوقات نمي توان از آن زياد استفاده كرد زيرا ديگران احساس ناراحتي مي كنند. با وجود اين ،تماس چشمي اغلب يكي از مؤثرترين مهارت هاي مربوط به گوش كردن است.
 ● توجه رواني
بيشترين چيزي كه از يك شنونده انتظار مي رود حضور روان شناختي اوست . زيرا از او انتظار مي رود كه واقعا به خاطر گوينده ، در آن موقعيت حاضر شده باشد. توجه فيزيكي بر حضور رواني مي افزايد .
وقتي من در محيط مناسبي قرار مي گيرم ، تماس چشمي كافي و تحرك جسمي مناسبي دارم و قيافه درگير بودن خود را حفظ مي كنم ، معمولا توجه روان شناختي ام نيز بيشتر مي شود . چرا كه توجه فيزيكي من به فرد ديگر كمك مي كند تا حضور رواني مرا هر چه بيشتر احساس كند.


نويسنده : حميد رضا سهرابي

http://vista.ir/article/284402


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۴

چطور احترام ديگران را از طريق گفتگو نگه داريم ؟

احترام يكي از مهمترين ويژگي‌ها و خصوصيات اخلاقي است اما با اينحال تعريف آن دشوار است. مي‌توان آن را خيلي ساده اينطور تعريف كرد: درك اين واقعيت كه فردي داراي ارزش است. مهم نيست كه آن فرد ثروتمند باشد يا فقير، توانا باشد يا ناتوان، همه قابل احترام هستند.

ازاينرو خيلي مهم است كه بدانيم چطور احترام ديگران را نگه داريم و چطور با رفتارهاي غير محترمانه برخورد كنيم.

احترام --- لازم نيست براي اينكه به كسي احترام بگذاريم، او را دوست داشته باشيم. درمورد ديگران هم همينطور است؛ آنها به شما احترام مي‌گذارند اما ممكن است دوستتان نداشته باشند.

شناسايي محدوديت‌ها --- همچنين بايد بدانيد كه ديگران چطور مي‌توانند با شما كنار بيايند. اما اول بايد از خودتان مطمئن شويد چون اگر از محدوديت‌هاي خود آگاه نباشيد، نمي‌توانيد درمورد آن به ديگران بگوييد. بايد به وضوح بدانيد كه رفتارهاي بي ‌ادبانه و سوء استفاده‌ گرايانه را تحمل نمي‌كنيد، اما بي ‌احترامي بدون داشتن هيچگونه دليل مشخص اصلاً علامت خوبي نيست. حتي اگر كسي با شما رفتار بي ‌ادبانه ‌اي كرد مي‌توانيد بدون اينكه به او بي ‌احترامي كنيد، موضوع را حل كنيد.

پشتيباني --- اگر تصور كرديد كه نمي‌توانيد رفتارهاي غير محترمانه و بي‌ادبانه خودتان را كنترل كنيد، مي‌توانيد روي حمايت خانواده و دوستانتان هم حساب كنيد. حتي مي‌توانيد به آنها اجازه دهيد در اين زمينه به شما امر و نهي كنند. حمايت دوستان و خانواده براي حل اين مشكل بسيار مفيد خواهد بود.

كنترل خود --- سر هر چيز عصباني نشويد و از كوره در نرويد. درعوض، محدوده ‌هايتان را تعيين كنيد و از رفت‌و‌آمد با كسانيكه به محدوده شما احترام نمي‌گذارند خودداري كنيد.

عهدها --- يادتان باشد، قول و وعده بايد انجام شود. هيچوقت تعهداتتان و قول‌هايي كه داده‌ايد را زير پا نگذاريد. اگر ياد بگيريد هميشه به عهدتان وفا كنيد، اتوماتيك‌وار ياد مي‌گيريد كه با محبت و احترام رفتار كنيد.

مشاجره --- سعي كنيد با هيچكس مشاجره نكنيد. درعوض، سعي كنيد مشكلاتتان با اهل خانواده يا دوستان را حل كنيد. وقتي عصباني مي‌شويد، قبل از اينكه عملي انجام دهيد، تا 10 بشماريد و مي بينيد كه آرام‌تر خواهيد شد.

حفظ ادب --- براي اينكه ديگران به شما احترام بگذارند بايد به آنها احترام بگذاريد. با همه مودبانه رفتار كنيد. هميشه مراقب رفتارهايتان باشيد، مخصوصاً اگر قصد داريد كه رفتارهاي غيرمحترمانه‌تان را ترك كنيد.

جواب پس دادن --- جواب پس دادن به حرف ديگران مخصوصاً افراد سالخورده بدترين شكل بي‌احترامي است. هيچوقت به كسي جواب پس ندهيد، چشمانتان را گرد نكنيد و حسابي مراقب زبان بدنتان باشيد. اگر اين احساسات را كنترل كنيد، خيلي زود بهتر خواهيد شد.

گفتگو --- گفتگو رمز بسياري از مشكلات بزرگ دنياست. وقتي چيزي يا كسي اذيتتان مي‌كند، درموردش حرف بزنيد. اين باعث مي‌شود بتوانيد مشكلات را حل كنيد. هيچ‌وقت حرف‌هايتان را در دلتان نگه نداريد چون ممكن است يكدفعه منفجر شوند. همچنين اگر كسي براي حرف زدن در دسترستان نبود، مي‌توانيد حرف‌ها و احساساتتان را در يك دفترچه يادداشت كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

10 واقعيت اعجاب‌انگيز درمورد گفتار انسانها

1. مهارت حرف‌زدن يك شگفتي است. براي توليد يك عبارت، تقريباً 100 عضله در سينه، گردن، فك، زبان و لب‌ها بايد با هم همكاري كنند. هر عضله دسته‌اي متشكل از صدها يا هزاران فيبر است. براي هماهنگي اين عضلات، نورون‌هايي بسيار بيشتر از حد لازم براي پاي يك ورزشكار لازم است تا اين عضلات را منقبض كنند. فقط هر يك نورون حركتي مي‌تواند حركت را در 2000 فيبر عضلاني موجود در عضله ساق تحريك كند. اما نورون‌هايي كه تارهاي صوتي يا حنجره را كنترل مي‌كنند، مي‌توانند فقط به يك تا دو-سه سلول عضلاني بچسبند.

2. هر كلمه يا عبارت كوتاهي كه بر زبان مي‌آيد با الگوي حركت عضلاني خاص خود همراه است. كليه اطلاعات لازم براي بر زبان آوردن يك عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت گفتار ذخيره مي‌شود. اما اين برنامه ثابت نيست. اگر دچار زخمي در دهان باشيد كه مانع تلفظ عادي كلمات شود، اين حركات تغيير مي‌كنند و به شما اين امكان را مي‌دهند كلمات را تا حد امكان نزديك به حالت عادي بر زبان آوريد.
 
3. يك كلمه ساده "سلام" مي‌تواند اطلاعات زيادي را منتقل كند. تن صدا نشان مي‌دهد كه گوينده شاد است، خسته است، ناراحت است، عجله دارد، عصباني است، ترسيده است، خشن است و شدت اين حالات، كنايه، توجه و مهرباني، حمايت يا شوخ‌طبعي آن را نيز مشخص مي‌كند. حس يك عبارت ساده مي‌تواند برحسب مدت حركت هر عضله، با سرعت حركات و كسري از ثانيه تغيير كند.

4. انسان‌ها مي‌توانند حدود 14 حركت در هر ثانيه توليد كنند درحاليكه بخش‌هاي جدا از دستگاه گفتار مثل زبان، لب‌ها، فك و ساير قسمت‌ها قادر نيستند بيشتر از 2 حركت در ثانيه ايجاد كنند.
 
5. انسان‌هاي اوليه دستگاه گفتاري ابتدايي و اوليه از صدا‌هاي بصري، لامسه و شنوايي داشتند كه شبيه به گفتار حيوانات بوده است. فقط زمانيكه نياز به نشان دادن اشياء از طريق سمبل‌ها و صحبت كردن با فردي ديگر درمورد تولدات ذهني خود بودند حرف زدن اتفاق مي‌افتاده است. اين مغز خاص انسان بوده كه توانايي اينكار را به او مي‌داده است.
 
اولين زبان سمبليك 5/2 ميليون سال پيش پديدار شد كه انسان شروع به ساختن اولين ابزارهاي سنگي كرد. اين توانايي مطمئناً نقش مهمي در رشد و پيشرفت ارتباط سمبليك داشته است. صحبت كردن صحيح و كامل 150،000 سال پيش اتفاق افتاد كه انسان صدايي مشابه با آنچه انسان مدرن به زبان مي‌آورد از خود توليد كرد.

دهان، بيني و حنجره به يك دستگاه تبديل شدند كه در آن هوا به‌خاطر وضعيت بهتر زبان و لب‌ها، به حروف صدادار و بي‌صدا تبديل مي‌شد. علاوه‌براين، يادگيري دستورزبان و صرف‌ونحو درنتيجه يك فرايند تكاملي پديد آمد درحاليكه توانايي نوشتن برآمد تفسير آوايي آيكون‌هاي اوليه بوده است.
 
6. گفتار زاده شده يا ياد گرفته شده است؟ موارد مشهور از گم شدن كودكان در جنگل قبل از سن سه سالگي (كه زبان عمدتاً يادگرفته مي‌شود) و پيدا كردن آنها در سالها بعد نشان داده است كه طي آن دوران توانايي محدودي در يادگيري زبان انساني داشته اند و يادگيري زبان نياز به ايجاد رابطه با ديگران دارد. به نظر مي‌رسد كه مغز دوره‌اي دارد كه در آن گفتار را ياد مي‌گيرد و اگر اين دوره ناديده گرفته شود، فرد بعدها قادر به كسب مهارت گفتار نخواهد بود. مهارت گفتار فقط با حضور در يك اجتماع و در سن رشد مغزي ايجاد مي‌شود.

7. گفتار پيچيده انسان به دو هسته مغزي مرتبط است كه زبان را كنترل مي‌كنند (كنترل حرف زدن، ذخيره اطلاعات و ادغام قوانين دستورزبان) و در نيمكره چپ مغز قرار دارد. آنچه مي‌خواهيم بر زبان بياوريم در ناحيه‌اي در نيمكره چپ كه "منطقه ورنيك" (Wernicke zone) نام دارد توليد مي‌شود. اين قسمت با "منطقه بروكا" (Broca zone) كه مسئول قوانين دستورزبان است در ارتباط مي‌باشد. ضربه‌ها از اين نواحي به عضلات دخيل در گفتار مي‌روند. اين مناطق با سيستم بصري (به همين دليل مي‌توانيم بخوانيم) و سيستم شنيداري (به همين دليل مي‌توانيم حرف‌هاي ديگران را بشنويم، درك كنيم و به آن پاسخ دهيم) نيز در ارتباط است و همچنين يك بانك حافظه براي يادآوري عبارات مهم و باارزش دارد.

همين نيمكره چپ حركات دست راست را كنترل مي‌كند و 99 درصد از انسان‌ها راست‌دست هستند. نيمكره چپ همچنين مركز تفكر تحليلي است كه با توانايي‌هاي منطقي در ارتباط است.
 
8. با ظهور زبان حدود 50،000 سال پيش، تحول و پيشرفتي ناگهاني در تكامل گفتار پديد آمد.

گفته مي‌شود كه 6000 زبان مدرن دنيا همه ريشه در يك زبان مادر واحد داشته‌اند زيراكه 50،000 سال پيش انسانها جمعيتي بسيار اندك و فقط حدود 1000 نفر بوده‌اند. امروز، سه خانواده بزرگ از زبان‌هاي انساني وجود دارد.
 
9. به بسياري از ميمون‌ها از نژادهاي بومبو، شمپانزه، گوريل يا اورانگوتان، زبان علامات يا اداره علامت‌هاي گرافيكي يا كامپيوتري آموزش داده شده است. برخي از آنها قادر بوده‌اند تا 1000 كلمه را ياد بگيرند (روزانه 40 كلمه تازه) اما آگاهي موقت آنها پوچ است. د طرف مقابل هم منتقل كند.
 
ميدانيم كه وقتي بچه ها دعوا مي كنند بعد از اينكه مي فهمند چقدر دعوايشان احمقانه بوده، خيلي زود با هم آشتي مي كنند. درنتيجه، اينجا احساسات نقش داشته است و بچه ها را فريب داده و به آنها قبولانده كه دعوايشان قابل توجيه است. اما اگر بچه ها با فكرشان تصميم مي گرفتند مي توانستند درمورد مشكلشان با هم حرف بزنند و براي حل آن با هم كنار بيايند.
 
خشم رفتاري آموختني است كه همه ما بايد چه مستقيم و چه غيرمستقيم، با آن دست و پنجه نرم كنيم. وقتي در سيستمي زندگي كنيم كه به ما ياد مي دهد كه خشونت پاسخ مشكلات است، ديگر انتظار كنترل رفتار از فرد عصباني در جامعه خيلي سخت خواهد بود.
 
مي بينيم كه تاثير نقش بسيار مهمي در مشكلات مربوط به تندي و بدخلقي دارد. ازآنجاكه رهبران به ما مي گويند كه وقتي قادر به كنترل فرد مقابل يا گروهي از افراد نيستيد، خشونت چاره كار است، اينجاست كه با تاثيرات مواجه هستيم. اجتناب از تاثيرات منفي در اكثر مواقع غيرممكن است اما مي توانيم راه بهتري براي وفادار ماندن به حقايق و نقاط خوب زندگي پيدا كنيم.
 
با نگاه كردن به جنبه مثبت، مي توانيم ببينيم كه جنگ مشكلات بسيار زيادي براي ما به وجود آورده و به سود هيچكس نبوده است. مي توان با نگاه كردن به رهبران و  سردمداران جنگ ها به اين موضوع پي برد. حالا اگر در جامعه با خشونت رفتار كنيد به زندان برده مي شويد و رفتار شما عواقبي به دنبال دارد. درنتيجه، آنچه رهبران به ما ياد مي دهند اين است كه برتري نقش مهمي در كنترل و دشمني دارد. اينكه ياد بگيريم مثبت فكر كنيم، آنطور كه فكر مي كنيد سخت نيست. فقط كافي است كه مدام براي خودتان تكرار كنيد كه امروز قرار است روز خيلي خوبي براي من باشد.
 
براي اينكه براي اطرافيانتان فردي مطمئن و قابل پيش بيني باشيد، خيلي مهم است كه در زمانهايي كه عصبانيتتان تحريك مي شود، بتوانيد آرامش خود را حفظ كنيد. اين قدرت به شما اين امكان را مي دهد كه چه در كارتان و چه در زندگي خصوصيتان به اهدافتان دست پيدا كنيد.
 
1. احساسات و هيجانات منفي را فقط رودررو يا پشت تلفن بيان كنيد. ايميل، دستگاه پيامگير تلفن، و يادداشت براي بيان كلمات منفي مناسب نيستند. چيزي كه روي صفحه كاغذ مثل بمب است، وقتي كلامي بيان شود مثل پر خواهد بود.
 
2. در پاسخ خود از اين جمله استفاده كنيد، "مي فهمم". اين جمله درزمان هايي كه تنش بسيار بالا است و براي ايجاد توافق يا آشتي با طرف مقابل نياز به وجه اشتراك داريد، بسيار كمكتان خواهد كرد.
 
3. دقت كنيد كه چه موقعي با حرفي كه كسي به شما مي زند، احساس مي كنيد تهديد شده ايد. با وسوسه دفاع كردن از خودتان يا قطع رابطه با فرد مقابل مقابله كنيد.

4. تمرين كنيد كه وقتي عصباني هستيد از ديگران چيزي درخواست كنيد. مطمئناً هميشه درخواست داشتن خيلي بهتر از بروز عصبانيتتان مفيد است. بعنوان مثال، اگر پرستار بچه تان با گذاشتن ظرف هاي كثيف داخل سينك آشپزخانه ديوانه تان كرده است، خيلي بهتر است كه از او بخواهيد اينكار را تكرار نكند تا اينكه عصبانيتتان را بيرون بفرستيد.
 
5. سعي كنيد دقيقاً جملاتي كه كسي كه دچار درد احساسي عميقي شده به شما مي زند يا وقتي كاملاً با طرفتان مخالف هستيد را تكرار كنيد. اين تكنيك آينه باعث مي شود هم گوينده و هم شنونده بحصي متمركز داشته باشند، مخصوصاً وقتي اين تكنيك براي اين انجام مي شود كه فرد درك بهتري از يك ديدگاه ديگر پيدا كند.
 
6. مسئوليت احساساتتان را بر عهده بگيريد و دست از مقصر كردن ديگران برداريد.

7. سعي كنيد به حرفهاي هر دو طرف يك دعوايي كه خودتان در آن هستيد گوش دهيد انگار كه نقش داور را داريد. اگر بتوانيد به اين طريق گوش بدهيد و پاسخ بدهيد، سريعتر آرامش را به مشاجره برمي گردانيد و به راه حل دست پيدا مي كنيد. بعنوان مثال، در پاسخ به درخواست ترفيع يكي از كارمندانتان ممكن است بگوييد، "از يك طرف درك مي كنم كه واقعاً به اين ترفيع نياز داري و از طرف ديگر من نماينده شركتي هستم كه الان وضعيت بودجه آن چندان جالب نيست. آيا مي توانم به طريقي روي پاداش تو كار كنم كه نياز به پول در آ ن نباشد؟" به اين ترتيب ديدگاه ميانجي به دنبال مصالحه اي خلاقانه خواهد بود كه محدوديت ها و نيازهاي هر دو طرف را در نظر بگيرد.
 
8. براي ايجاد مهارت هايي براي كنترل احساسي خود در موقعيت هاي سخت، نگرشي جالب و تفريحي داشته باشيد. مي توانيد در يك مكالمه بسيار پر تنش و خشمگين بعنوان يك ورزشكار برجسته به خودداري فكر كنيد. همچنين مي توانيد ايجاد اين مهارت را با تمرين كردن با وزنه در باشگاه مقايسه كنيد كه هرچه عضله خوددار بيشتر استفاده شود، رشد بيشتري خواهد داشت و به ميزان بيشتري در شرايط پرتنش آرام مي ماند.
 
9. وقتي موقعيت ديوانه تان مي كند چند روز صبر كنيد تا كمي از نظر احساسي آرام شويد. با گذشت زمان مي توانيد منتقدانه تر به مسائل و موقعيت نگاه كنيد و راه حل بهتري براي مشكل پيدا كنيد.
 
10. تصميم بگيريد كه در مواقع عصبانيت رسمي و مودب حرف بزنيد. اگر به خودتان اجازه بدهيد كه عصباني شويد و از كوره در برويد ديگر افراد در كنار شما احساس امنيت نمي كنند. آنها تصور خواهند كرد كه شما فردي غيرقابل پيش بيني هستيد و ممكن است به هر عملي دست بزنيد. ترس ديگران شما را به اهدافتان در روابط يا كار نمي رس چنين افرادي انرژي خود را بازيابي كنيد. با كشيدن چند نفس عميق، بر خود مسلط شويد و سعي كنيد كه تمام رسوبات منفي افكار وي را از درون خود بيرون بريزيد.

 تنها خود شما هستيد كه مسئول كيفيت روابط خود هستيد. روابط سازگار و غير سازگار خود را تشخيص دهيد. به عنوان انساني عاقل، مي توانيد با يافتن روابطي مفيد، به استحكام و افزايش سطح روحيه ي خود كمك كنيد.

"شما نمي توانيد با جنجال، لاپوشاني و ناديده گرفتن سايه ها و ديگر مشكلات عاطفي و جسمي خود، آنها را ازبين ببريد، بلكه تنها راه مبارزه با آنها، تاباندن نور مسقيم و نمايان كردن آنهاست"  شاكتي گاوين

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۱

روش هاي رفع كشمكش ها و پايان دادن به گفتگوهاي مخرّب


 چند روز پيـش يـكي از دوستـانم با من تماس گرفت و گفت
كه با يكي از همكاران خانمش دچـار درگيـري و مشاجره ي
لـفظي شـده و در حال حاضر با هم صحبت نـمي كـنند. اين
دو نفر براي مدت ها بود كه با هم كار ميكردند، اما از زماني
كه با هم جر و بـحث كـرده بـودند، خانم دائماً راي مخافف او
مـي داد و هـر مـوقع حـرفي مي زد در مـقابل او جبهه گيري
كرده و نظري درست در نقطه ي مقابل نظر او را بيان ميكرد.

دوستم مي گفت كار به جايي رسيد كه تحمل شرايط واقعاً برايش دشوار شده بود، مي خواست به نحوي فضا را پاك سازي كند و سوء تفاهم هاي موجود را از ميان بردارد، اما نميدانست اين كار را بايد از كجا شروع كند و آنرا به چه نحوي انجام دهد. من به او چند راه حل براي از ميان برداشتن تعارض ها پيشنهاد كردم كه براي خود من در گذشته موثر واقع شده بودند. اكنون قصد دارم كه آنها را در اختيار شما هم قرار بدهم؛

ديدگاه طرف مقابل را درك كنيد

من به اين نتيجه رسيده ام كه اولين گام در راه از بين بردن تنش و يا هر گونه كشمكشي اين است كه ببينيد ديدگاه طرف مقابل در مورد "مبحث" مشكل آفرين چيست. سعي كنيد جلسه اي را تعيين كنيد، كنار هم بنشينيد (به عنوان مثال براي صرف نهار و يا حتي قهوه، در جايي كه چيزي در ميان حرف هاي شما وقفه ايجاد نكند) و در مورد مشكلي كه بوجود آمده با هم صحبت كنيد. به اين مسئله بپردازيد كه چرا نمي توانيد با هم به طور مقتضي ارتباط برقرار كرده و گفتگو كنيد و ببينيد كه چگونه مي توانيد راه حل پيرامون مشلات پيدا كنيد.

در ابتداي جلسه از او بخواهيد كه برايتان توضيح دهد با چه ديدي به مشكل موجود نگاه مي كند و درك او از قضايا به چه صورت است. در اين حالت بايد توجه داشته باشيد كه بايد به طور كامل بر روي اعصاب خود مسلط باشيد، با او مشاجره نكرده و حرف او را قطع نكنيد. اگر اين كار را انجام دهيد اين امكان وجود دارد كه او صحبت هايش را قطع كند، به گفتگو با شما ادامه ندهد، و عصباني شود. توجه داشته باشيد كه وقتي به حرف هاي او گوش مي دهيد، نبايد به فكر جواب دادن به او باشيد. سعي كنيد از ديدگاه او به قضيه نگاه كنيد. زمانيكه تصور كرديد او از نظر احساسي خود را تخليه كرده است، در مورد مشكل صحبت كنيد و گزينه هاي حل مسائل را ارائه كنيد.

من شركاي تجاري را مي شناسم كه به دلايلي آنقدر از دست هم عصباني شده بودند كه براي چند روز اصلاً با هم صحبت نمي كردند. كليه ي معملات تجاريشان تنها به خاطر كله شقي و يكدندگي از هم پاشيده شده بود. من تصميم گرفتم كه اين دو نفر را پاي ميز مذاكره بكشانم. آنها ابتدا بر سر هم فرياد مي كشيدند و با هم مشاجره مي كردند؛ اما در پايان ميزگرد هر دو به طور كامل از نظر احساسي تخليه شده بودند و براي اولين بار بود كه در يك فضاي كاملاً منصفانه به حرف هاي هم گوش مي دادند.

از خودتان بپرسيد: "من تا چه اندازه مقصرم؟"

مطرح كردن اين پرسش نيز يكي ديگر از گام هاي اساسي به منظور از ميان برداشتن زخم هاي دردناك روابط است. يك مثال قديمي هست كه مي گويد: "وقتي شما انگشت خود را به نشانه ي اتهام به طرف فرد ديگري نشانه مي گيريد، 3 انگشت ديگر به طرف خودتان نشانه مي رود."

من به شخصه زمانيكه در مورد مسائل كاري به مشكل بر مي خورم، اولين كاري كه انجام مي دهم اين است كه از خودم سوال مي كنم: "بگو ببينم چه كار اشتباهي انجام دادي؟" اين سوال مي تواند هم بر روي خودتان و هم بر روي فرد مقابل تاثير خوبي بگذارد. در چنين شرايطي طرف مقابل هم احساس خوبي پيدا مي كند و كمي نرم تر با شما برخورد خواهد كرد. در اين حالت هر دو نفر مي توانند از هم عذر خواهي كنند، با هم سازش كرده و به حل مشكلات و درگيري ها بپردازند.

وقفه كوتاهي ايجاد كنيد

اگر با وجود تمام اين مسائل باز هم احساس كرديد كه قادر به از بين بردن كشمكش ها نيستيد، مي توانيد پيشنهاد كنيد كه هر دو طرف براي مدت زماني پايشان را از قضايا بيرون بكشند و به طور اختصاصي به مشكلاتي كه بوجود آورده اند فكر كنند. اين وقفه به هر دو نفر اجازه  مي دهد كه خودشان را از نظر احساسي تخليه كنند. مطمئن باشيد كه يكي دو شب خواب آرام و راحت تاثير خوبي بر روي آنها گذاشته و سبب مي شود كه يكطرفه به قاضي نروند. البته منظور ما اين نيست كه رفع مشكلات را به تعويق بيندازيد و يا خداي نكرده در از بين بردن موانع كوتاهي كنيد. فقط براي مدت زماني به خود وقت بدهيد و سپس در يك وقت معين در يك مكان معين با هم قرار ملاقت بگذاريد و به بررسي مسائل بپردازيد.

يادم مي آيد كه زماني ميان دو مدير يك شركت دعوايي راه افتاده بود. يكي در بخش توليد و ديگري در بخش تحقيقات مشغول به فعاليت بود. هر يك از آنها ايده اي كاملاً متفاوت در مورد نحوه ي ايجاد فرايند توليد در كارخانه ارائه مي دادند. هر كدام از آنها سنگ خودشان را به سينه مي زدنند و به هيچ وجه نظر طرف مقابل را به حساب نمي آوردند. به همين دليل برنامه ي توليدات جديد عقب مانده بود. من جلسه اي را ترتيب دادم تا اين دو نفر با هم گفتگو كرده واختلافات را پشت سر بگذارند، اما متاسفانه در اين گردهمايي نيز نتوانستند به نتيجه ي مورد نظر دست پيدا كنند. در اين زمان من به هر دو طرف پيشنهاد كردم تا مدتي دور از هم باشند و تنها به عواقب كاري كه ميكنند فكر كنند: اگر محصول جديد تا زمانيكه تبليغات انتخابي شروع مي شود وارد بازار نمي شد، كمپاني با چه مشكلاتي مواجه مي شد. دو روز بعد آنها كم كم به حرف هاي يكديگر گوش دادند و مشكل آنها به مرور حل شد.

كمك بگيريد

اگر به هيچ نحوي نتوانستيد مشكل خود را حل كنيد، ميتوانيد از شخص سومي كه مورد اعتماد هر دو نفر است، كمك بگيريد. اين فرد بايد به اندازه ي كافي در مورد مشكل شما آگاهي داشته باشد و از شخص خاصي جانبداري نكرده و بي طرف باشد.

من در مشاجرات بسيار زيادي ميانجيگري كردم. تنها در صورتي مي توان به نتيجه رسيد كه هر دو نفر مرحله ي احساسي خود را رد كنند، ديدگاه هاي يكديگر را به طور كامل درك نمايند، عواقب به نتيجه نرسيدن را دريابند، منطقي با مسائل برخورد نمايند، و هر چقدر كه مي بخشند همان اندازه هم دريافت كنند. هميشه دو نفر مي بايست در جايي آن هم در پشت قضايا با هم سازش كنند.

دور نماي بلند مدت را در نظر بگيريد

اگر تا كنون هيچ گونه پيشرفتي حاصل نشده و يا ميزان كمي بهبود ايجاد شده، بايد طرف مقابل را در جريان قرار دهيد كه رفع مشكل مي تواند چه منفعتي را در آيند در بر داشته باشد. به او پيشنهاد كنيد كه در مورد هر مشكلي كه در گذشته بوجود آمده و او را عصباني كرده فكر كند. به او ياد آوري كنيد كه چه مشكلاتي را پشت سر گذاشته كه در حال حاضر به هيچ وجه يادش هم نمي آيد و بگوييد: "اين نيز بگذرد"؛ اين جمله مي تواند حسن ختام خوبي براي اتمام هر گونه درگيري و مشارجه اي به شمار رود. شايد فكر كنيد كه برخي از تفاوت ها هستند كه هيچ گاه از ميان نمي روند؛ بايد به خاطر داشته باشيد كه اين اين دو طرف دعوا هستند كه بايد بخواهند تا مشكلاتشان از بين برود.

و در آخر بايد اشاره كنم كه يك راز در مورد حل مشكلات وجود دارد – در نهايت هر دو نفر بايد بخواهند تا بتوانند مشكلات را از ميان بردارند؛ اگرنه مشكلات تا ابد به قوت خود باقي مي مانند و بُرد از آن هيچ يك از طرفين نخواهد شد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۰

با همكاران حسود خود چگونه برخورد و گفتگو كنيم  ؟

موفقيت، موفقيت مي آورد و متاسفانه حسادت!

طي صعود شما از نردبان ترقي در شركت، مطمئناً دوستان بسيار و تعدادي هم دشمن پيدا خواهيد كرد. اين دشمنان، كه هميشه با آنها برخورد خواهيد داشت، هميشه سعي بر اين خواهند داشت تا شما، كارها و دستاوردهايتان را پايين آورده و تحقير كنند. اين دشمنان، يا اصطلاح مهربانانه تر آن، همكاران حسود، اگر به حال خود رها شوند، ممكن است مانعي بر سر راه پيشرفت شما شوند و يا تله هايي براي در دام افتادن شما ترتيب دهند.


مشخص ترين همكاران حسود به راحتي قابل شناسايي هستند، از آنجا كه در هر تلاشي كه مي كنيد، به رقابت با شما برمي خيزند. زيرك ترين اين دشمنان معمولاً پي فرصت مناسبي براي تحقير شما به خاطر شكست ها و اشتباهاتتان هستند.


من كه خود با انواع مختلفي از اين دشمنان در رده هاي مختلف شركت برخورد داشته ام، در اين مقاله مي خواهم شما را با دو روش اصلي در برخورد با اين افراد آشنا كنم: (1) خنثي كردن حسادت آنها، و (2) تلافي كردن كارهايشان.

 

(1)  خنثي كردن حسادت دشمنان

آيا رفتار شما شايسته ي سرزنش و عيب جويي است؟ آيا كاري كرده ايد كه باعث شعله ور شدن هر چه بيشتر حسادت آنها شده است؟ آيا ديگران را تحقير مي كنيد و موفقيت هاي خودتان را به رخ مي كشيد؟


اينها سوالاتي است كه بايد از خودتان بپرسيد، چون قصد نداريد كه خودتان اسباب تنفر ديگران را فراهم كنيد. اگر متوجه شديد كه خودتان رفتارها و برخوردهايي ناشايست و منفي داشته ايد، بايد هر چه سريعتر آنها را تغيير دهيد. در واقع، تا مي توانيد صميمي و فروتن باشيد و ارزش ديگران را بالا ببريد. با تقسيم موفقيت هايتان با همكارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و به آنها نيز درس موفقيت بدهيد. 

اگر در گذشته بيش از حد متكبر و مغرور بوده ايد، خود را تغيير دهيد و سعي كنيد با دشمنانتان صلح برقرار كنيد. به خاطر كار، اعتبار، و سلامت روانيتان، بايد تا مي توانيد از هرگونه مجادله يا احساس بد و منفي دوري كنيد. اگر اينكار را به خاطر ترس از عكس العمل دشمنانتان انجام دهيد، مطمئن باشيد كه آنها متوجه اين مسئله خواهند شد. پس بايد اين تغيير از ته قلب و مخلصانه باشد.

جلب احترام همكاران

آيا تا به حال سعي مي كرديد كه خود را نفر اول و از همه كس بالاتر نشان دهيد؟ بدانيد كه هيچوقت براي جبران اشتباهات گذشته دير نيست. سعي كنيد از اين به بعد، همكاران و ساير افراد گروه را مقدم بر خود بدانيد. مطمئن باشيد اگر بتوانيد حمايت، پشتيباني و احترام اطرافيان خود را جلب كنيد، با نيروي بيشتري مي توانيد در برابر كارشكنان مقاومت كنيد. اگر فرد حسود را از سايرين جدا كنيد، ممكن است  آتش حسادت او نيز كم كم فروكش كند.

بر حسادت آنها پيشدستي كنيد

اگر بتوانيد همكار ناراضي و ناخشنود خود را زود شناسايي كنيد، خواهيد توانست بر حسادت او پيشدستي كنيد. هرجا كه لازم باشد امتياز بدهيد. فروتن باشيد، اما نه به آن اندازه كه شايستگي هايتان ناشناخته بماند. نكته اينجاست كه بايد قبل از شعله ور شدن آن حس حسادت، از آن جلوگيري كنيد.

 


همكارانتان را به خاطر موفقيت هايشان تشويق كنيد. سعي كنيد خودتان حسود نباشيد، چون اين نوع احساسات خيلي زود برملا مي شوند. اگر در خودتان نيز حس حسادت و رفتارها و عملكردهاي منفي مشاهده مي كنيد، بايد انتظار برخورد مشابه نيز از ديگران داشته باشيد.

 

(2)  تلافي كارهاي حسودان


اگر نتوانستيد حسادت همكارانتان را خنثي كنيد، بايد براي حفظ اعتبار و شهرت خود در محل كار، واكنش نشان دهيد. بايد هرطور شده تلاشهاي همكارن حسود خود را براي بي اعتبار كردن خود نابود كنيد.


اگر عملياتي افترا آميز و بدگويانه برعليه شما از جانب يكي از همكاران حسود آغاز شد، وظيفه ي شما اين است كه كاري كنيد تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعي نكنيد شما نيز كاري مشابه با او انجام دهيد، چون اين فقط شدت توهين هاي او را افزايش خواهد داد. هميشه سعي كنيد لبخند زده و سرحال نشان دهيد (اما نه بيش از حد)، سخت كار كنيد، و سعي كنيد از هرگونه غيبت و بدگويي از طرف مقابل نزد سايرين اجتناب كنيد و تاكتيك هاي زير را به كار گيريد.


بين افراد رده بالاي شركت، حامي پيدا كنيد

يكي از اولين كارهايي كه براي دفاع از خودتان بايد انجام دهيد، اين است كه به دنبال حامي و پشتيبان باشيد. با تجربه ي من، هرچه اين حاميان را از افراد رده بالاتر محل كارتان انتخاب كنيد، موفقيت آميزتر خواهد بود. چون اگر پاي يكي از مديران رده بالا هم در ميان باشد، دشمنان تمايل كمتري به در افتادن با شما پيدا خواهند كرد.

به هيچ وجه سعي نكنيد خود را ضعيف و شكننده نشان دهيد. خيلي راحت پشت درهاي بسته با او بنشينيد و مشكلاتتان را با او درمان بگذاريد، و او را از همه ي ماجرا بااطلاع كنيد.

از همه تخلفات آگاه باشيد

كليه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه داريد، و سعي كنيد از آن واقعه مدرك جمع كنيد. حرفه اي عمل كنيد. اگر او زشت و ناشايست رفتار كرد، شما مثل او رفتار نكنيد. ممكن است او نيز وقايع را ثبت و ضبط كند. اگر يك ايميل تند و زننده دريافت كرديد، آن را نگاه داشته و به هيچ وجه پاسخ ندهيد. اطمينان حاصل كنيد كه هيج يك از حرفهايتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم مي بينيد كه آن توهين ها و حرف هاي زشت را پاسخ دهيد، آن را به صورت شفاهي انجام دهيد.

به آنها فرصت دهيد تا از ادعاي خود صرفنظر كنند

نبايد دشمنان خود را به حالت دفاعي، تهديد شده و بيچاره ببريد. به خاطر داشته باشيد: شما مي خواهيد اين مجادله را به پايان برسانيد، پس به آنها فرصت تغيير عقيده و برگشتن از ادعاي خود را بدهيد. براي نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او امتياز بدهيد. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد كنيد، اما نه كوركورانه. ممكن است او به طريقي بخواهد عذر خواهي كند، بدون اينكه غرورش جريحه دار شود. اما هيچوقت شما با شديدتر كردن آزار و اذيتتان، ن را قرباني نكنيد، بخشنده و رئوف باشيد.


بهترين نتيجه را بگيريد!

برخورد با همكاران حسود موقعيت دشواري است كه همه از آن فراري هستند. اما شما مي توانيد با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اينكه مشكل ساز شود، همه چيز را به خوبي برطرف كنيد. اما اگر با اين روش راه به جايي نبرديد، بايد درصدد تلافي برآييد، شايد از اين طريق پي به اشتباه خود ببرند. در هر حال بايد هوشيار باشيد و حرفه اي عمل كنيد، تا بهترين نتيجه را بگيريد .

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۹

چگونه خواسته هاي پنهان خود را بگوئيم و آشكار سازيم ؟

خواسته هاي پنهان جملات يا آرزوهايي هستند كه هر كسي ممكن است در ذهن خود بپروراند، حرف هايي است در قلب و ذهن ما كه به دلايل مختلف از گفتن آن ها بازمانده ايم، رفتارهايي است  اغلب مفيد و موثر كه برخي اوقات توان اجراي آن را نداريم، اما قلبا علاقه داريم آن هارا به زبان بياوريم يا اجرا كنيم تا خواسته اي از ما برآورده شود.

بعضي وقت ها با بيان همين خواسته هاي كوچك و بزرگ مي توان مشكلات بزرگ و جدي در زندگي خود يا ديگران را حل كرد، انتظاري را به پايان رساند، فردي را متوجه اشتباهي كرد و يا واقعيتي را بر كسي آشكار نمود. همچنين بيشتر مواقع بيان نمودن جملات ناگفته موجب رفع سوء تفاهم، ابهام، دلخوري و ايجاد آگاهي و آشكار حقايق مي شود. اما پاره اي از اوقات اگر دقت و توجه كافي به نحوه بيان و شرايط گفتن مطالب نداشته باشيم،  ممكن است عواقب آن زندگي ما را طوري دگرگون كند كه ما از گفتن آنچه گفته ايم يا آنچه انجام داده ايم منصرف و پشيمان مي شويم.

به هرحال گفته هاي ناگفته حقايقي از زندگي است كه بهتر است با درنظر گرفتن موقعيت، جرات و قدرت گفتن آن را پيدا كنيم. زيرا اگر آن ها را به زمان نياوريم، احتمال دارد، مشكلات ما به حدي برسد كه نادم و پشيمان شويم و در خلوت خودمان را سرزنش و ملامت كنيم و از خود بپرسيم چرا از فرصت پيش آمده درست استفاده نكرده ايم. حتي شايد، احساس كنيم كه آرمان و عقايد خود را زير پا گذاشته ايم.

اما نكته ي جالب توجه اينجاست كه، بعضي وقت ها به دنبال فرصت و موقعيتي براي پرداختن به خواسته هايمان با فرد يا جمع خاصي هستيم،‌ ساعت ها و روزها آن را در ذهن مي پرورانيم و طريقه گفتن آن را تمرين مي كنيم، هر لحظه موقعيتي را جستجو مي كنيم تا آن مطالب را بيان كنيم اما، به محض اين كه فرصت مناسبي براي بيان آن ها يا انجام رفتار از قبل تمرين شده مهيا مي شود، غرور پنهان ما يا عامل ديگري از بيان آن مطالب جلوگيري مي كند و مارا در حال و هوايي گنگ و مبهوت بين گفتن و نگفتن قرار مي دهد تا اينكه فرصت به وجود آمده ثانيه هاي خود را به پايان مي رساند و لحظات انتظار و سردرگمي مجددا فرا مي رسد.

معمولا عواملي مانند،ترس از واكنش و مجازات، خجالت يا داشتن غرور، خستگي و دلخوري موجب مي شود تا فردي نتواند حرف دل خود را به ديگري بزند يا رفتار مورد علاقه خود را انجام دهد.

در اين ميان غرور يكي از عواملي است كه در اين زمينه موثرتر است و تا حدي در تصميم گيري افراد نفوذ پيدا مي كند كه آنها را از بيان خواسته هاي قلبيشان باز مي دارد و موقعيت زرين پيش آمده را از آن ها مي گيرد.

عامل ديگري كه معمولا مسبب اين اتفاق مي شود، "شرم و حيا" يا همان خجالت افراد است كه  تحت تاثير آن و ترسي كه از عكس العمل طرف مقابل وجود دارد مانع از گفتن حرف دل افراد مي شود.

كارگري بود كه به علت ديسك كمر نمي توانست اشياء سنگين را به تنهايي جابجا كند و از روي حيا و خجالت قدرت بازگو كردن مشكل خود را نداشت و توقع داشت كارفرمايش او را از انجام اين كار بازدارد، اما كارفرما به دليل مشغله كاري توجهي به روش كار كارگر خود نداشت و آن كارگر به علت اين كه انتظار داشت تا كارفرمايش مانع اشتباه او شود هر روز وضع بيماري خود را بدتر مي كرد و به خود آسيب مي رساند.

اما آن كارگر بايد درك مي كرد كه كارفرمايش از مشكل او به درستي با خبر نيست يا بنا به دلايلي به آن توجه ندارد، آن وقت با در نظر گرفتن شرايط و نوع رفتار كارفرماي خود كنار گذاشتن ترس و خجالت مشكلش را مجددا به او بازگو مي كرد و درخواست راهكار جديد مي نمود.

درك شرايط و موقعيت طرف مقابل، نكته اي ديگر است كه زمان بيان حرف هاي ناگفته خود بايد به آن دقت كافي داشته باشيم. به اين معني كه براي بيان خواسته هاي خود بايد تشخيص بدهيم كه اوضاع مناسب است. طرف مقابل در شرايط روحي مساعدي باشد، موقعيت زماني و مكاني مناسب باشد يا افراد اضافه در جمع نباشند و مواردي از اين قبيل.

به هرجهت براي آشكار كردن حقايق و گفتن ناگفته ها همه افراد ناگزير به گفتن آن ها هستند و بايد اين باور را پذيرفت كه براي به دست آوردن آن چه در آرزو و يا ذهن ما وجود دارد بهتر است ابتدا جرات و جسارت انجام آن را در شرايط مختلف به دست آوريم و بازدارنده هايي مانند، ترس، غرور، خجالت و توهم و تخيل را از خود دور كنيم. هيچ گاه نبايد منتظر بود تا معجزه اي پيش بيايد و طرف مقابل ناخودآگاه متوجه خواسته ما بشود حرف دل ما را بزند يا خواسته مان را عملي كند.

براي گفتن ناگفته ها بايد هر لحظه را غنيمت شمرد آن طور تصور كرد كه اين آخرين فرصت پيش آمده است و با از دست داده بخت مي شويد و اجازه مي دهيد كه ديگران احساساتتان را كنترل كنند.

پس اينگونه به اعتبار و ارزش داخلي تكيه مي كنيد تا خارجي. هرچه بيشتر و بيشتر به خودتان اعتبار و ارزش مي دهيد و نيازتان به تاييد خارجي كمتر مي شود. اما نبايد در اين رفتار هم بيش از حد پيش رويد. نبايد مثل آندسته از افراد مغرور و خودبيني شويد كه هيچوقت به هيچ انتقادي گوش نمي كند، حتي اگر عاقلانه و منطقي باشد.

اگر يك انتقاد چيزي براي درس گرفتن نداشته باشد و فقط ياوه گويي هاي مسخره باشد آنوقت بايد با اين طرز تفكر جلو برويد. در اين زمان ها هيچ اهميتي به آن حرف ها نمي دهيد و بعد خيلي زود فراموششان مي كنيد تااينكه بقيه روز را با عصبانيت و ناراحتي سپري كنيد.

به انتقاد گوش دهيد و جزئيات آنرا دريابيد

به جاي حمله كردن به طرف مقابل بخاطر انتقادش و ايجاد جوي خصومت آميز، سعي كنيد آنرا آرام كنيد. سعي كنيد آرام و منطقي با مسئله برخورد كنيد و ببينيد كه آن انتقاد چطور مي تواند به شما كمك كند. حتي وقتي يك نفر انتقادي نه چندان سازنده هم از شما مي كند باز هم بايد خوب درمورد حرف او فكر كنيد و ببينيد كه چطور مي توانيد مشكلتان را از بين ببريد. مثلاً اگر كسي درمورد شغل شما چنين انتقادي كرد: "كار تو واقعاً به درد نخور است." چند سوال از او بپرسيد:

- چرا به درد نخوراست؟

- براي بهتر شدن آن چكار مي توانم بكنم؟

- چطور مي توانم اين مشكلم را حل كنم؟

اگر نتوانستند به سوالهاي شما پاسخ دهند، پس احتمالاً فقط قصد آزار دادن شما را داشته اند. اما بيشتر وقت ها در انتقادات منفي مي توانيد نكات ارزشمندي پيدا كنيد. سعي كنيد عملي فكر كنيد و جزئيات انتقاد را بيرون بكشيد و از فرد منتقد اطلاعات بيشتري بگيريد. هرچه اطلاعات شما بيشتر باشد، حل مشكل برايتان ساده تر خواهد شد.

هميشه در مورد شما نيست

هر وقت كسي يك حمله شخصي به شما كرد و كلماتي آزار دهنده در موردتان به زبان آورد، يادتان باشد كه بعضي انتقادها هميشه در مورد خود شما نيست. انتقاد براي فرد منتقد راهي است براي بيرون ريختن عصبانيت هاي سركوب شده، خستگي ها يا حسادت ها. يا حتي راهي براي به كرسي نشاندن حرف خود. خيلي ها هم عادت دارند كه احساسات ديگران جريحه دار كنند تا دعوا راه بيندازند يا توجه ديگران را به خود جلب كنند. در اين مواقع انتقاد درمورد خود فرد منتقد اسن نه درمورد شما.

اگر اين نكته را يادتان باشد مي تواند به آرام شدنتان كمك كند. همچنين يادتان باشد كه فرد مقابل هم يك انسان است و ممكن است آن روز روز خوبي برايش نبوده باشد. اگر از اين ديدگاه به انتقاد نگاه كنيد، برخورد با آن مثل بودا، برايتان ساده تر مي شود.

ياد بگيريد كه انتقاد را مثبت تر تفسير كنيد

اين نكته به اين اشاره دارد كه به زندگي از ديدي مثبت تر نگاه كنيد. كتاب هاي روانشناسي زيادي براي ارتقاء ديدگاه شما نسبت به زندگي وجود دارد كه مي تواند كمك كننده باشد. سعي كنيد در زندگي روزمره تان واقعيت را به طريقي مثبت ارزيابي كنيد.

از آن مثبت انديشي مي توانيد براي برخورد با انتقادات هم استفاده كنيد، طوريكه به هيچ عنوان ناراحت و آزرده خاطر نشويد. اگر منطقي و واقع گرايانه با موضوع انتقاد برخورد كنيد و جانب گيري نكنيد، منتقد از اين منطق شما متعجب خواهد شد و كمي آرامتر مي شود و حرفهايش را با لحن بهتري به شما خواهد گفت.

بخوريد و بخوابيد

اين نكته خيلي ساده است. قبل از اينكه در يك ميتينگ كاري كه ممكن است مورد هجوم انتقادات مختلف قرار بگيريد يا هر موقعيت ديگر كه تصور مي كنيد همچنين جوي در آن حاكم باشد شركت كنيد، به اندازه كافي استراحت كنيد و خوب غذا بخوريد. گرسنگي يا كمبود خواب باعث مي شود غيرمنطقي برخورد كنيد.

با ايميل پاسخ ندهيد

از آنجا كه كلمات فقط 7% گفتگو را تشكيل مي دهد—بقيه 93% مربوط به صدا، لحن و زبان بدن است—عاقلانه تر است كه پاسخ انتقاد كسي را با ايميل ندهيد. بهتر است فردي كه آن ايميل انتقادي را به شما زده پشت تلفن پيدا كنيد يا براي ملاقاتش برويد. با اين كار از بروز سوء تفاهمات جلوگيري مي كنيد. همچنين اگر قصد انتقاد از كسي هم داريد، از انجام آن از طريق ايميل خودداري كنيد.

مردمان۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.