مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4613
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5165576

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۷

روش هاي مهار احساسات در گفتگوها

 واكنش هاي احساسي مي توانند تاثير شگرفي بر هر قسمت از زندگي ما داشته باشند. در طول زندگي، فرايند اجتماعي شدن و بالغ شدن يك سيستم فيلترينگ در مغز ما ايجاد ميكند. هر چيزي كه وارد احساسات ما مي شود، قبل از اينكه ما از آن مطلع شويم، فيلتر مي شود.

اين فيلترها براساس رفتارها، باورها، ارزشها، احساسات، الگوها، و تصور ما از خودمان شكل مي گيرد. از آنجا كه اين فيلترها در درون ما هستند، ما معمولاً از وجود آن آگاهي نداريم اما آنها سخت سر جاي خودشان قرار دارند و بر هر چيزي كه مي بينيم، درك مي كنيم، تجربه ميكنيم، همه آدم ها، اخبار و همه چيز تاثير مي گذارد.

تمرين كنترل احساسات به اين معناست كه از فيلترهاي دروني خود آگاهي پيدا كنيد و بتوانيد از اين طريق واكنش هاي خود را كنترل كنيد. بايد با طريقه پاسخگويي بدنتان در مقابل يك واكنش احساسي آشنا شويد. اين يكي از راه هايي است كه با آن مي توانيد تشخيص دهيد و تاييد كنيد كه يك واكنش احساسي قوي در حال اتفاق افتادن است.

مثلاً وقتي يك نفر شما را دروغگو خطاب مي كند—يا هر حرف ديگر كه راستي و درستي شما را زير سوال مي برد—چه اتفاقي مي افتد؟ وقتي كسي درمورد شما از توهين هاي نژادي استفاده مي كند، چطور؟

توهين هايي كه باعث مي شود دربرابر درستي خود، ايده هايتان يا كساني كه با آنها در ارتباط هستيد، حالت تدافعي به خود بگيريد، مي تواند يك واكنش فوري در شما ايجاد كند. در زير به 6 تكنيك اشاره مي كنيم كه به شما كمك مي كند احساساتتان را تحت كنترل خود درآوريد:

1. حرفي كه فرد مقابلتان مي زند مي تواند احساسات شما را به شكل مثبت يا منفي تحريك كند. در هر دو صورت، هميشه اين خطر وجود دارد كه اختيارتان را از كف بدهيد. به همين دليل در وهله اول لازم است كه واكنش احساسي خود را به مخاطبتان تشخيص دهيد. فقط آنزمان است كه مي توانيد شروع به پاسخگويي به  آن كنيد. برخي علائم مي تواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شايد ميل شديدي به قطع كردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صداي خود پيدا كنيد، خط فكري خود را از دست مي دهيد، يا عضلاتتان سفت و سخت مي شوند.

2. وقتي تشخيص داديد كه يك واكنش احساسي شديد در حال نمودار شدن است، بايد جهت آن انرژي منفي را تغيير دهيد. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلي برمي گرداند و شما را از آنچه كه موجب ناراحتيتان شده بود، دور مي كند. تنفس عميق مي تواند به شما كمك كند، ناراحتي و عصبانيتي كه به خاطر حرف طرف مقابلتان در شما ايجاد شده بود را از بين ببريد. اگر حرفي كه طرفتان زد، واقعاً شما را اذيت كرده است، سعي كنيد تمركزتان را از روي آن روي تنفستان منتقل كنيد و داخل و خارج شدن آن را كنترل كنيد. اين نوعي تمرين مديتيشن است و مطمئن باشيد كه كمك زيادي به كنترل احساساتتان مي كند. بعلاوه تنفس عميق راه هاي ديگري هم براي تغيير تمركزتان وجود دارد. مثلاً مي توانيد روي چيزهاي خوب، زمانهايي كه احساس خيلي خوبي داشته ايد فكر كنيد.

3. اگر كسي چيزي به شما گفت كه ناراحت شديد، هميشه به طرف مقابل لبخند بزنيد و بعد از او بخواهيد كه كمي در مورد اين عقيده اش توضيح بدهد و مسئله را باز كند.

4. با كار كردن روي حداقل يكي از نتايج مثبت آن رابطه، اين تغيير احساس را از بين ببريد.

5. با كسي مشاوره كنيد. وقتي قرار باشد به كسي كمك كرده و با او مشاوره كنيد، ديگر نمي توانيد عصباني باقي بمانيد.

6. بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال كنيد. وقتي دوباره به حال و هواي آرام هميشه برگشتيد، كمي به گفتگويتان فكر كنيد و ببينيد چه چيز احساسات شما را تحريك كرده است. تا مي توانيد وارد جزئيات شويد. سوال كردن از خودتان به شما كمك مي كند دفعه بعد به چنين موقعيت هايي بهتر واكنش دهيد.

 يادتان باشد در زندگي همه ما روزهاي بد وجود دارد. تصور كنيد كه چقدر احساس بدي پيدا مي كنيد اگر بعدها خبر فوت يا ورشكستگي فردي كه حرفهايش موجب ناراحتيتان شده، را بشنويد. پس سعي كنيد يا هدف آن فرد را از بيان گفته ها پيدا كنيد و يا به كلي ناديده اش بگيريد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۶

شيوه برخورد و گفتگو با افرادي كه شما را تحقير مي كنند

 واكنش نشان دادن در مقابل افرادي كه شما را خوار كرده و ارزش هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناك است. گاهي اوقات زخم هايي كه اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممكن است تا ابد باقي بمانند.

مـن خــودم به شخصه زمانيكه به گذشته بر مي گردم افراد بســيار زيادي را به خاطر مي آورم كه در برهه هاي مختلف زنـدگي مرا تحقـيــر مي كردند و ارزش ها و توانايي هايم را دسـت كـم مــي گرفتند. مطمئنـــم كه همه شما تجربه اي مشـابه من داشته ايد، شايد كمتر كسي باشد كه در طول زنـدگي خود با افراد اين چنيني برخورد نكرده باشد. بهترين تكــنيك اين است كه ياد بگيريم به جاي اينكه برخورد تند از خود نشان بدهيم، با آنها مدارا كنيم.


در اين قسمت من چند تكنيك شخصي به شما آموزش مي دهم تا ياد بگيريد چگونه مي توان از پس اين افراد برآمد:

بايد توجه داشته باشيد كه افرادي كه شما را تحقير مي كنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در serif">ديگران تا زمانيكه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه كاري انجام داده ايد كه او به خودش اجازه داده تا يك چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟

بايد ببينيد كه چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عكس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.


اجازه دهيد بداند كه چه احساسي داريد

اگر به فكر تلافي كردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي كنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد كه نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين كار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيكه به نظريات من بي توجهي مي كني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان كنيد و منتظر واكنش آنها بشويد. بهتر است اين كار را زماني انجام دهيد كه تك به تك با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امكان وجود دارد كه آنها خودشان هم متوجه نباشند كه در حال آزار و اذيت شما هستند.

اگر چنين بحثي در محيط كار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موكول كنيد، به عنوان مثال اگر يكي از همكارانتان به شما گفت: "من احساس مي كنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل كاري تمركز كنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل كاري توجه كنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد"

با اين كار، آنها را متوجه مي كنيد كه هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم كاملاً حرفه اي با آنها برخورد كرده ايد.


ساير نكاتي كه در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:


شما نياز به تاييد ديگران نداريد

گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا كه از آنها انتظار تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه كند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "كارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح كني تا كارت قوي تر شود؟" ممكن است ناراحت شويد، و به اين دليل كه توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.

اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به كار بنديد.


راهي سريع براي ايجاد عزت نفس – به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد


آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟

در برخي شرايط، ممكن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيكه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين كاري را ندارد. اين امر به دليل تفكرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني كه براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد كه وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است.

در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض كنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد كه او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممكن است با خودتان فكر كنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده كند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد كه به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يك چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال كنيد كه آيا واقعاً همه چيز را آنطور كه هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيكه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينكه داستان ذهني خودتان را وارد كار مي كنيد.


داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟


آيا منعكس كننده اعتقادات شماست؟

بايد توجه داشته باشيد كه اگر خودتان احساس مي كنيد كه فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي كنند كه نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور كنيد كه فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يك چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد كه نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.


انعكاس دادن – كليد درك شخصي


نسبت به تحقيرهاي زيركانه هشيار باشيد

زمانيكه صبر مي كنيد و به پيغام هايي كه به طور روزانه دريافت مي كنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد كه خيلي بيشتر از آن چيزي كه تصور مي كرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است كه دنيا پر است از انسان هايي كه قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي كه مي رويد، به هر كجا كه نگاه مي كنيد، هر چيزي كه در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي كنيد، و حتي تبليغاتي كه مشاهده مي كنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند كه تا زمانيكه از محصولات آنها استفاده نكنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد،  به اندازه كافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند.

هيچ كس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي كنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي كه از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.


نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي كه شما را تحقير مي كنند


زمانيكه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد كه شما را خوار مي كنند، به ياد داشته باشيد:

1- با تحقير كردن متقابل، كارشان را تلافي نكنيد.

2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درك كنيد كه دليل همه اين كارها، خشم و نفرتي است كه وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن كنار بيايند نه شما.

3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يك "هديه" پيدا كنيد؟ مي توانيد به يكي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.

4- ممكن است برداشتي كه از نظريات آنها مي كنيد كاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم كنيد.

5- نسبت به پيام هاي زيركانه اي كه ممكن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي كه هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.

گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند كه برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده كنيد، بهترين كار را انجام داده ايد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۵

آرزويي در حد حرف زدن 



يادآوري خاطرات مدرسه برايش زجر آور است. شايد تنها چيزي كه از آن دوره در خاطرش مانده تمسخر هم كلا سي ها و نگاه هاي بي حوصله معلمانش بود. هميشه دوست داشت به راحتي و رواني اطرافيانش صحبت كند. تمام كلماتي را كه مي خواست بر زبان بياورد اول در ذهنش تداعي مي كرد و وقتي به كلماتي مي رسيد كه مي دانست از ادا كردن  شان عاجز است، همه حرفش را مي خورد واز صحبت كردن انصراف مي داد.
وقتي هم كلا سي هايش، او را سوژه اي براي خنديدن مي كردند، فقط بغض مي كرد و پرده اي از اشك جلو چشمانش را مي گرفت. اگر مي خواست جواب شان را بدهد  با لكنتي كه داشت باعث مي شد بيشتر دستش بياندازند.
اول هر سال تحصيلي مادرش را مجبور مي كرد كه با معلم هايش صحبت كند تا از او به صورت شفاهي درس نپرسند واو پرسش هاي معلمانش را به صورت كتبي پاسخ بدهد.
بعضي از معلم هايش اعتقاد داشتند بايد او در جمع وارد شود تا كم كم اين مشكلش از بين برود ويك راه حل خوب براي او زنگ انشا است. امابراي او وحشتناك تر از اين درس نبود. يك بار كه به اصرار معلمش سعي مي كرد انشايي را كه كلي برايش زحمت كشيده بود و دوست داشت فقط معلمش بخواند، سركلا س خواند هنوز اولين جمله را تمام نكرده بود كه كلا س مثل توپ تركيد.
هر آدمي كلي آرزوي طول و دراز دارد اما او فقط يك آرزو روي دلش مانده است، اين كه بدون لكنت بگويد: «من مي توانم حرف بزنم.»
زبان و گفتار جزو لا ينفك زندگي روزمره ماست كه به ندرت به آن فكر مي كنيم. مكالمه ها و گفت  و شنود ها با اعضاي خانواده، دوستان و حتي آشنايي هايي تصادفي آن چنان بي تلا ش و راضي كننده است كه به سختي مي توان تصور كرد كسي مشكلا تي در اين مورد داشته باشد. با اين وجود بسياري از ما هنگامي كه قرار است در جمعي صحبت كنيم يا در يك مصاحبه شغلي شركت كنيم چندان به روان صحبت كردن مان اطمينان نداريم. حالا  تصور كنيد اگر درباره گفتار و زبان خود هميشه نگران باشيم، چقدر در روابطمان با ديگران به مشكل بر خواهيم خورد.
با اينكه لكنت زبان، مشكل يك درصد مردم است، آن هم اكثر مواقع در دوران كودكي، اما وقتي از افراد مي خواهيم كه به اختلا لا ت زبان و گفتار فكر كنند، اولين موردي كه  به ذهن شان مي رسد، لكنت زبان است.
لكنت زبان اختلا ل آشكار در ريتم گفتار است، نوعي اختلا ل گفتار كه مشكلا تي در برقراري ارتباط با سرعت مناسب و به طور پيوسته و روان ايجاد مي شود. در واقع لكنت عبارت است از تكرار، كشش و يا قفل شدن غير ارادي كلمه يا بخشي از كلمه كه فرد قصد بيان آن را دارد. معمولا  در افراد لكنت دار همراه با تلا ش براي بيان درست كلمات، تغييراتي در سرو گردن به شكل پلك زدن، شكلك درآوردن، لرزش فك، لب ها، كج كردن سر و گره كردن مشت ها ديده مي شود. وجود چنين حالا تي در سنين مدرسه باعث اشكال دربرقراري ارتباط با هم سن و سالا ن و مشكلا ت تحصيلي در اثر اجتناب از صحبت كردن در جمع كلا س مي شود. بالطبع موفقيت هاي آموزشي و شغلي و اجتماعي مي توانند تحت تاثير لكنت قرار گيرند. با اين وجود كساني كه لكنت زبان شان تا بزرگسالي ادامه مي يابد، فقط يك سوم آن ها ممكن است در موقعيت هاي شغلي و تحصيلي شان دچار شكست شوند. برخلا ف يك سومي كه ممكن است لكنت زبان  سدي براي رسيدن به اهدافشان باشد، در طول تاريخ افراد برجسته و موفق زيادي وجود داشته اند كه بيشتر عمرشان با اين اختلا ل گفتاري همراه بوده است. از جمله اين افراد مي توان به وينسون چرچيل، چارلز داروين، ناپلئون اول و تئودور روزولت اشاره كرد.
از عوارض لكنت احساس خجالت و نااميدي است  كه مي تواند مشكل ساز شود و بر شغل، سطح درآمد، زندگي اجتماعي، عزت نفس و احساس خوب بودن تاثير منفي بگذارد.
افرادي كه دچار لكنت زبان هستند در كودكي نسبت به ساير كودكان كمتر قادر به كنترل رفتار و عواطف شان هستند و در موقعيت هاي رقابتي و پر استرس از نظر احساسي بيشتر تحريك مي شوند و حواس پرتي  بيشتري دارند و كنترل تمركز بر موضوعي برايشان دشوار است.
گفتيم كه بين همه انسان ها حدود يك درصد از جمعيت ممكن است دچار لكنت باشند و اين موضوع در پسران سه برابر دختران است. در خانواده هايي كه پدر يا مادر سابقه لكنت داشته باشند، احتمال ابتلا  در فرزندان سه تا پنج برابر بيشتر از خانواده هايي است كه در آن ها مشكلي وجود ندارد. حالا  اگر شما جزو اين يك درصد هستيد يا در بين دوستان، آشنايان و همكاران، كسي هست كه لكنت زبان دارد، سعي كنيد توصيه هاي زير را به خاطر بسپاريد.
1- علا وه بر مراجعه به گفتار درمانگر، هميشه سعي كنيد آهسته و شمرده صحبت كنيد و حروف صدادار را بكشيد.
2- با حركات شل وسبك لب  ها از روي كلمات بگذريد.
3- از جايگزيني كلمات خودداري كنيد، فرار از كلماتي كه تلفظشان دشوار است فقط ترس شما را از تلفظ كردن آن ها بيشتر مي كند.
4- موقع صحبت كردن، عقب گرد نكنيد. تكرار كلماتي كه گفته شده به شما كمكي نمي كند.
5- نگاه تان را از مخاطب تان ندزديد و سعي كنيد ارتباط چشمي  طبيعي را با كسي كه شنونده صحبت هاي شماست حفظ كنيد.
6- گاهي در صحبت لكنت عمدي ايجاد كنيد! با قطع و تكرار عمدي مي توان احساس كنترل بهتر و بيشتري روي تكلم در لحظه هاي حساس پيدا كرد.
7- در جست و  جوي كارها و مسائلي باشيد كه موقع لكنت مشكل را بيشتر مي كند. هر چه فرد خودش لكنتش را تجزيه و تحليل كند بهتر مي تواند هماهنگي دستگاه تكلم را برقرار كند.
8- به ياد داشته باشيد كه هدف تكلم سليس تر، بهتر و روان تر است نه تكلم بي عيب و نقص و ايده آل. حتي كساني كه هيچ لكنتي ندارند گاهي در صحبت كردن دچار مشكل مي شوند و بهترين سخنرانان هم درخلا ل كلا م شان گاها تپق مي زنند.
9- به مخاطب خود بگوييد كه لكنت داريد و هرگز آن را پنهان نكنيد.
10- اگر موقع صحبت دچار اضطراب مي شويد، آن را طبيعي تلقي كنيد و از آن خجالت نكشيد، چون عمدا دچار لكنت نشده ايد.
11- زمان هايي را كه دچار لكنت بيشتري مي شويد و باعث خجالت تان مي شود فراموش كنيد و مواقعي را كه در صحبت كردن موفق هستيد به خاطر بسپاريد.
اگر شما خودتان دچار اين مشكل نيستيد ولي با كسي كه دچار لكنت زبان است در ارتباط هستيد هم چند توصيه داريم:
1- با آرامش كامل به آن چه او مي گويد گوش كنيد نه به اينكه چگونه مي گويد.
2- اجازه بدهيد حرفش را تمام كند، شما جمله او را تمام نكنيد.
3- مكالمه هايتان با افراد اين چنيني به صورت پرسش و پاسخ نباشد، اجازه بدهيد تا او درباره فعاليت هايي كه به آن ها علا قه مند است صحبت كند.
4- بعد از اينكه صحبتش تمام شد، با آرامش و با به كار بردن تعدادي از لغات خودش به او پاسخ دهيد.
5- هنگامي كه به عنوان مخاطبش قرار گرفتيد از عباراتي چون: زود باش، الا ن صحبت نكن، كار دارم; حرف زدن راجع به اين موضوع را بگذار براي وقت ديگر و... استفاده نكنيد.
6- هرگز به او نگوييد چه كار كند تا لكنت نداشته باشد. مثلا  از عباراتي مانند يواش، آهسته،  نفس عميق بكش، آرام تر صحبت كن، استفاده نكنيد.
7- كامل كردن جملا ت كسي كه دچار لكنت است; دستپاچه كرن و وادار كردن او به تكميل جملا تش; قطع كردن نا به جاي گفتار; انتقاد مكرر، اصلا ح تلفظ صداها و كلمات; شتاب زدگي در زندگي روزمره; درخواست اينكه در حضور دوستان و آشنايان چيزي را تعريف كند باعث تشديد لكنت زبان مي شود.


منابع
1- كودكان استثنايي، دكتر فرهاد ماهر
2- آسيب شناسي رواني، يحيي سيد محمدي
3- مجله سلا مت، شماره 25

http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=15131


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۴

در موقعيت هاي دشوار ، ماهرانه رفتار و گفتگو كنيد


 بايد با آن روبه رو شويد. ما همه انسانيم. ممكن است گاهي در بعضي موقعيت هاي اجتماعي احساس ناراحتي، دست و پا چلفت بودن، كمرويي و خجالت كنيم و نتوانيم آنچه را كه در مورد آن فكر مي كنيم صراحتاً بر زبان آوريم و كلمات مناسب براي ابراز آن را پيدا  نمي كنيم. ممكن است در يك مراسم ترحيم يا روزي باشد كه يكي از هكارانتان از كار اخراج مي شود. ممكن است هر جايي اين احساس را تجربه كنيد.


با اين احساس مقابله كنيد
چيزي كه مهم است اين است كه ياد بگيريد چطور اين احساس را در خود كنترل كرده و در اين موقعيت هاي خطرناك چه بكنيد. با اينكه مي دانيد فرد مقابل حرف اشتباهي زده است، به جاي ترك گفتگو بايد سعي كنيد كه فرد مقابل را متقاعد كنيد.


براي مثال وقتي در يك مراسم ترحيم به دوستتان تسليت مي گوييد و او مي گويد: "نگران نباش، من خيلي هم به او نزديك نبودم." شما چطور جواب مي دهيد؟ در مهماني هاي فاميلي هم ممكن است از اين اتفاقات بيفتد و يكي از بستگان سؤالات زيادي در مورد هديه اي كه آورده ايد بپرسد. با اين رفتار چطور برخورد مي كنيد؟


خوشبختانه، من راه حلي براي اين موقعيت ها دارم. اين نكات را بخوانيد تا ياد بگيريد كه در اين موقعيت هاي ناراحت كننده چطور رفتار كنيد.  

كسي از شما تعريف و تمجيد مي كند
سه ماه است كه در ساعات بين كاريتان به باشگاه رفته و ورزش مي كنيد و كم كم ماهيچه هايتان دارند روي فرم مي آيند. مي دانيد كه ظاهر خوبي پيدا كرده ايد. دوستي قديمي را مي بينيد. او سريعاً متوجه تغييرات فيزيكي شما مي شود و صادقانه مشغول تحسين كردن و تعريف كردن از شما مي شود. اما شما فرد خجالتي و متواضعي هستيد و نمي دانيد كه چطور پاسخ اين دوست را بدهيد.


چه بگوييد:
گاهي يك جواب ساده بهترين جواب است. در اين موقعيت هم وضع به همين منوال است. جواب ساده اي مثل يك "متشكرم" كوتاه مي تواند كارتان را آسان كند. هنگام گفتن اين جمله در چشمان دوستتان نگاه كنيد تا تاثير بيشتري بگذارد.


مي توانيد اين تشكر را كمي بيشتر آب و تاب داده و كمي شكسته نفسي بكنيد. آهسته پشت دوستتان را نوازش كرده يا از ساير حركات دوستانه استفاده كنيد تا بفهمد كه تعريفش را جدي گرفته ايد.


در آخر براي اينكه اين تمجيد را به موضوع بحث بكشانيد مي توانيد كمي در مورد اين تغييرتان يا اينكه چطور وزن كم كرده ايد با او صحبت كنيد. اين باعث مي شود كه دوستتان تصور كند موضوع كاملاً مهمي را متوجه شده است.  

به دوستي تسليت مي گوييد
يكي از بدترين موقعيت ها وقتي اتفاق مي افتد كه دوستي يكي از بستگان نزديكش مثل مادر يا پدرش را از دست مي دهد. شما مي خواهيد دوستتان را مطمئن كنيد كه آنجاييد و حاضريد هر كاري انجام دهيد تا ناراحتي او كمتر شود. اما نمي دانيد كه او چطور با اين مشكل كنار مي آيد و نمي خواهيد مرزها را از بين ببريد. احساس همدردي با دوستان در چنين موقعيت هايي كار ساده اي نيست. چطور براي ابراز آنچه در فكرتان است كلمه ها را پيدا مي كنيد؟


چه بگوييد: 
بهترين راه اين است كه صادق باشيد. تماس هاي دوستانه (مثل بغل كردن، دست روي شانه ي فرد گذاشتن و...) مي تواند بسيار كمك كننده باشد. لازم نيست از روي چاپلوسي و رياكاري با او درد و دل كنيد. چيزي بگوييد كه واقعاً به آن فكر مي كنيد. اگر واقعاً به آن اعتقاد داريد بگوييد : "هر وقت خواستي من پيشت هستم" اما اگر واقعاً نمي توانيد اين كار را انجام دهيد گفتن ساده ي "متاسفم، همدردي من را بپذير" كفايت مي كند. همين كه در مجلس ترحيم شركت كرده ايد نشاندهنده ي اين است كه به او اهميت مي دهيد.

در اين موقع از سوال كردن ابا نداشته باشيد. در مورد ترتيب دادن مجلس ختم و اين مسائل از او سوال كنيد تا كمي از ناراحتي او كم شود. سعي كنيد هر چه مي توانيد انجام دهيد تا كمي از ناراحتي هاي او كم كنيد. از گفتن جمله هاي كليشه اي مثل "زندگي خوبي داشت" خودداري كنيد. اين جمله ها در آن شرايط كمي بي معنا هستند.

 

يكي از آشنايانتان از كار اخراج مي شود
با يكي از همكارانتان در اداره روابط نزديكي داشته ايد، اما او مجبور به ترك كار شده است. مطمئناً از اين مسئله بسيار ناراحت است و شما كسي هستيد كه بايد كمي به او اعتماد به نفس دوباره بدهيد. چه كار مي كنيد؟


چه بگوييد: 
درست است كه من هميشه طرفدار صداقت هستم اما در اين موقعيت گفتن دروغ مصلحتي بد نيست و خيلي به بهبود حال دوستتان كمك مي كند. فكر مي كنيد شانسي براي پيدا كردن شغلي با همان موقعيت ندارد؟ اشكالي ندارد، دروغ بگوييد. به او اطمينان دهيد كه شركت هاي بسياري هستند كه راغب به استفاده از فردي با شرايط او مي باشند. با اين كار باعث خواهيد شد كه تصور كند هنوز هم فرد فعالي در اجتماع مي باشد و اعتماد به نفس از دست رفته خود را دوباره به دست آورد. به او بگوييد كه مي تواند روي كمك شما حساب كند. اما قول پيدا كردن كار جديد را به او ندهيد. حرفي بزنيد كه بتوانيد به آن عمل كنيد.

 

تصادفاً كسي را مي رنجانيد
همسر يكي از دوستانتان كه حامله است به شما مي گويد كه مي خواهد اسم دخترش را بولا بگذارد. شما اين مسئله را در جمع دوستانتان تعريف مي كنيد و با خنده و مسخره مي گوييد كه بولا خيلي اسم زشتي است. يكي از دوستانتان در جمع ناراحت شده و مي گويد كه اسم مادر او هم بولا است. چه جوابي مي خواهيد بدهيد؟

چه بگوييد:
يكي از بهترين راه هاي در رفتن از چنين موقعيت هايي اين است كه مسئله را به شوخي و خنده گرفته و جوري صحبت را عوض كنيد. مثلاً بگوييد كه چقدر هميشه حتي از اسم خودتان هم متنفر بوده ايد. راه ديگر اين است كه خيلي ساده از دوستتان عذرخواهي كرده و بگوييد كه قصد بدي نداشته ايد.

 

يك "حالت چطوره؟" ي ساده برايتان داستان مي سازد
امروزه اصطلاحاتي مثل "چطوري؟" يا "حالت چطوره؟" مثل سلام كردن براي احوالپرسي استفاده مي شود. فكر مي كنيد مردم واقعاً دوست دارند بدانند كه شما چطور هستيد؟ نخير، آنها فقط مي خواهند كه سلامي كرده باشند و توقع دارند كه شما هم در جواب بگوييد "خيلي ممنون، شما چطوريد؟" گاهي ممكن است برايتان پيش آيد كه فردي اين موضوع را درك نكرده و با چنين سوالي از جانب شما شروع به گفتن داستان زندگيش كند. در چنين مواقعي چه برخوردي داريد؟


چه بگوييد:
در اينگونه مواقع سعي كنيد روي موضوع مورد بحث تمركز كنيد. اگر در جواب حالت چطوره ي شما گفته مريض است و تب دارد، از او در اين مورد بيشتر سوال كنيد و نظرات و توصيه هاي خود را هم به او بگوييد. سعي كنيد با او به خوبي برخورد كرده و به نرمي صحبت كنيد. دوستي كه با يك حالت چطوره مشكلات زندگيش را برايتان بيان مي كند حتماً نياز به دردودل كردن دارد.


كسي ناخواسته به شما توهين مي كند
ممكن است جديداً رابطه تان با نامزدتان را به هم زده باشيد و اوقات سختي را مي گذرانيد و در اين مورد با دوستانتان درد و دل مي كنيد. يكي از دوستانتان براي همدردي مي گويد "او از آن اول هم به درد تو نمي خورد" يا "زشت بود." شما متعجب مي شويد و با خود فكر مي كنيد كه آيا وقتي اين همه مدت با آن فرد بوده ايد هم او چنين فكري مي كرده است؟ شما هنوز نسبت به او احساس علاقه مي كنيد و اين دوست با گفتن اين حرف ها به كسي كه برايتان عزيز است توهين كرده است. شايد دوستتان منظوري هم نداشته باشد اما به هر حال حرفي زده است. در اين مواقع چه مي كنيد؟

چه بگوييد:
اولين واكنش شما بايد ناديده گرفتن آن حرف باشد. طوري كه انگار حرف آن فرد اصلاً ارزش توجه هم نداشته است. به قولي "جواب ابلهان خاموشي است." پس فراموشش كنيد. راه ديگر اين است كه با دوست خود صحبت كرده و ماجرا را كاملاً برايش شرح دهيد تا بفهمد كه چه اتفاقي افتاده است.


در موقعيت ها به جا عمل كنيد
ممكن است كه يافتن كلمات به جا و مناسب در همه ي موقعيت ها ممكن نباشد اما با رعايت اين نكات مي توانيد راحت تر با اين شرايط كنار بياييد. به جاي اينكه احساس ناراحتي و دست و پا چلفتي بودن كنيد، منظور خود را كوتاه و كامل با رعايت صداقت بيان كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۳

قدرت كلمات: تاثير الفاظ منفي بر سلامتي

گفتگوي مثبت با خود رمز مقابله با الفاظ منفي درمورد خودتان است.

كاملاً ثابت شده است كه كلمات هم قدرت دارند و همه ما از تاثير كلمات منفي بر افكار و اعمالمان آگاه هستيم اما همين الفاظ و كلمات منفي مي توانند بر سلامت ما هم تاثير بد بگذارند مگر اينكه شروع كنيم وقتي مي خواهيم درمورد خودمان حرف بزنيم از الفاظ و كلمات مثبت استفاده كنيم.

اين كلمات منفي مي توانند كاملاً وضعيت سلامتي، زندگي و ديدگاه شما را تغيير دهند. كافي است احساساتتان و اين قدرت منفي با آن كلمات منفي ادغام شوند تا ببينيد كه چه فاجعه اي به بار مي آورند! بله مي توانند كاملاً سلامتي شما را به خطر بيندازند.

آشيل، نمايشنامه نويس يونان باستان، نوشته است، "كلمات پزشك ذهن بيمارهستند."

من هر روز سعي مي كنم با بيمارانم درمورد تاثير كلام مثبت بر وضعيت سلامتي و زندگيشان صحبت كنم. آيا تابه حال توجه كرده ايد كه كلمات چطور مي توانند بر زندگي شما تاثير بگذارند؟ كلماتي كه بر زبان مي آوريد يا مي شنويد چه معنا و مفهومي برايتان دارند؟ و از اينها مهمتر، كلماتي كه درمورد خودتان استفاده مي كنيم چه تاثيري بر شما دارند؟

نقل قول هاي معروف

كلمات قدرت شفا، ويراني و تغيير دنياي شما را دارند. جملات معروف زير را خوب بخوانيد و ببينيد چطور اين جملات توانستند دنيا را عوض كنند.

"من يك رويا دارم.."

"حقيقت اين بر ما آشكار است: همه انسان ها يكسان خلق شده اند."

"چهار قرن و هفت سال پيش، پدران ما ملتي را به وجود آوردند كه آبستن آزادي بود و بر اين اصل تكيه مي كرد كه همه انسانها برابر خلق شده اند."

"تنها چيزي كه بايد از آن ترسيد، خودِ ترس است."

"اگر دروغي بگوييد كه به اندازه كافي بزرگ باشد و به اندازه كافي هم آنرا تكرار كنيد، همه باور مي كنند، حتي خودتان."

كلمات قدرت دارند: گفتگو با خود براي موفقيت

باقدرت ترين كلمات آنهايي هستند كه هر روز با خودتان تكرار مي كنيد. منظور آن گفتگويي است كه در طول روز با خودتان داريد. آيا تا به حال دقت كرده ايد كه چطور با خودتان حرف مي زنيد؟ من متوجه شده ام كه مردم حرفهايي را به خودشان مي زنند كه هيچوقت به كس ديگري نخواهند زد. حرفهايي مثل، "من چاقم" يا "براي انجام اينكار به اندازه كافي باهوش نيستم". خيلي كم پيش مي آيد كه از خودشان پيش خود تعريف كنند—همه ما سخت گيرترين منتقد خودمان هستيم.

كلمات قدرتمندند و تاثير چشمگيري روي سلامت ما دارند. آيا تابه حال شنيده ايد كه بگوييد، "من وقت براي ورزش كردن ندارم" يا " فقط يك كلمه كه كاري نمي كند". آيا معمولاً مي گوييد "خسته ام" يا "استرس دارم"؟ كلماتي مثل اين همان احساس را در شما ايجاد مي كند. اين احساسات موجب رفتارهايي از طرف شما مي شود كه اين احساسات منعكس مي كند و بعد موجب تقويت اين حس در شما مي شود.

اگر بگوييد كه خسته هستيد، آنوقت كم كم احساس مي كنيد كه خسته هستيد. حس خسته بودن موجب رفتارهاي كند از طرف شما مي شود كه به جاي ايجاد انرژي، خستگي را در شما ايجاد خواهد كرد. چيزي كه روي آن تمركز مي كنيد، در شما رشد مي كند. اگر بگوييد كه سالم نيستيد، كم كم مشكلات جسمي پيدا مي كنيد و دنبال آن رفتارهايي كه اين وضعيت را نشان مي دهد در شما ايجاد مي شود.

كلمات قدرت دارند: با كلمات خوب براي سلامتتان برنامه ريزي كنيد

كلماتي كه استفاده مي كنيد مثل كدهاي كامپيوتري مي مانند كه نرم افزار ذهن شما مي شوند. شما با كلماتي كه ادا مي كنيد مغزتان را برنامه ريزي مي كنيد. اگر از نتايجي كه در زندگي مي گيريد رضايت نداريد، بايد برنامه ريزي نرم افزار ذهنتان را تغيير دهيد. البته كشتن ويروس هاي اين برنامه زمان مي برد اما هدف اين است كه هوشيارانه تصميم بگيريد كه چه مي خواهيد، از كلمات و افكار متناسب با آن هدف استفاده كنيد و بعد رفتارتان را هم از روي آن افكار دنبال كنيد.

بعنوان مثال، اگر مي خواهيد لاغر شويد، بايد اول كلماتي كه استفاده مي كنيد را تغيير دهيد. گفتن "من چاقم" را ديگر كنار بگذاريد. آن كلمات را با "من از اينكه دارم لاغر مي شوم خيلي لذت مي برم" يا "خيلي خوشحالم كه دارم به وزن سلامتي ام مي رسم". مكالماتي كه در ذهنتان درمورد ورزش و تغذيه مي شود را هم بايد تغيير دهيد.

كلمات قدرت دارند: سالم حرف بزنيد-سالم فكر كنيد

با خودتان مثبت حرف بزنيد تا افكارتان هم مثبت شود. با خودتان فكر كنيد، "افراد سالم به جاي كيك شكلاتي سبزيجات مي خورند" و "افراد لاغر بيشتر روزهاي طول هفته را ورزش مي كنند پس من هم از همين امروز به باشگاه مي روم". همه افكاري را كه با اين هدف تناقض دارد را دور بريزيد و افكاري را وارد ذهنتان كنيد كه رفتارهايي سالم در شما ايجاد كند. خودتان را فردي سالم بدانيد و كلماتي سالم درمورد خودتان به زبان بياوريد و بعد رفتارهايي سالم در شما ايجاد خواهد شد.

باور كنيد كه كلمات واقعاً قدرت دارند.....

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام به امام حسين عليه السلام :

 اعْلَمْ أَيْ بُنَيَّ أَنَّهُ مَنْ لَانَتْ كَلِمَتُهُ وَجَبَتْ مَحَبَّتُه‏

هر كس سخن گفتنش نرم و روان باشد، دوست داشتنش نيز بايسته باشد.

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : ۹۹۴

تحف العقول : ۷۸


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۲

۱۰  اشتباه مخرب كه هر مشاجره اي را بدتر مي كند

تحقيقات نشان مي دهد كه داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء مي بخشد، همچنين صميميت، اعتماد و حمايت بين طرفين را نيز بيشتر مي كند. عكس اين مسئله نيز صادق است: ارتباط بد صميميت را از بين برده، عدم اعتماد و اطمينان ايجاد مي كند و حتي موجب تحقير و اهانت بين دو طرف مي شود. در زير به چند نمونه از رفتارها و الگوهاي ارتباطي ضعيف، منفي و حتي مخرب اشاره مي كنيم كه هر دعوا و مرافعه اي را بدتر مي كند.

1. اجتناب از دعوا به طور كل:

به جاي صحبت كردن درمورد مشكلات در يك جو آرام و توام با احترام برخي افراد سعي مي كنند هيچ چيز درمورد مشكلات و دليل ناراحتي خود به طرف مقابل نگويند و بعد آن را يكباره به صورت عصبانيتي وحشتناك بيرون مي دهند. اين به نظر راهي كم استرس تر مي آيد-كه بخواهيد به طور كل از بحث و مشاجره دوري كنيد—اما معمولاً استرس بيشتري براي هر دو طرف ايجاد مي كند چون با آن انفجار عصبانيت، تنش، خشم و مشاجره بيشتري بين دو نفر ايجاد خواهد شد. پس بهتر اين است كه به راحتي و با آرامش خاطر درمورد مشكلات خود با هم بحث كنيد.

2. حالت دفاعي گرفتن:

بعضي ها به جاي اينكه گله و شكايت هاي طرف مقابل را با ديدي منتقدانه و با ميل شخصي مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درك كنند، سعي مي كنند هرگونه اشتباه و خطاي خود را انكار كنند و به هيچ طريق زير بار نمي روند كه ممكن است خودشان موجب بروز مشكل شده باشند. شايد به نظر برسد كه انكار مسئوليت استرس را در كوتاه زمان كمتر مي كند اما در طولاني مدت موجب بروز مشكلات بسياري خواهد شد.

3. تعميم افراطي

بعضي ها وقتي اتفاقي مي افتد كه چندان به مذاقشان خوش نيست با عموميت دادن آن مشكل را بيرون مي دهند.  هيچوقت جملات خود را با "تو هميشه...." يا "تو هيچوقت..." مثل "تو هميشه دير مياي خونه" يا "تو هيچوقت كارايي كه من دوست دارم را انجام نميدي" شروع نكنيد. كمي مكث كنيد، فكر كنيد و ببينيد آيا اين جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنين هيچوقت با پيش كشيدن مشكلات قديمي سعي نكنيد كه مشاجره را بدتر كنيد.

4. حق داشتن

اگر بخواهيد فكر كنيد كه براي هر كاري روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما هميشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهيد كه طرفتان هم  مثل شما به قضايا نگاه كند و اگر ديدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نيندازيد. هميشه به دنبال مصالحه باشيد و يادتان باشد كه هيچوقت يك روش "درست" يا "غلط" محض وجود ندارد و ممكن است هر دو نقطه نظر كاملاً صحيح باشند.

5. روانكاوي

بعضي ها به جاي اينكه درمورد افكار و احساسات طرف مقابلشان سوال كنند، فكر مي كنند كه مي دانند كه طرفشان به چه چيز فكر ميكند يا درمورد يك مسئله خاص چه احساسي دارد و معمولاً هم اين تفسيرها منفي است. مثلاً وقتي طرفشان دير سر قرار مي آيند، پيش خودشان فكر مي كنند كه براي او اهميت ندارند. اين كار دشمني و سوءتفاوم بين دو طرف ايجاد مي كند.

6. گوش ندادن

بعضي افراد حرف به جاي اينكه خوب به حرفهاي طرف مقابلشان گوش كنند و حرفهاي او را درك كنند، موقعي كه طرفشان مشغول صحبت كردن است، حرف او را قطع مي كنند، چشمانشان را اينطرف و آنطرف مي گردانند يا به آنچه خودشان مي خواهند در جواب بگويند فكر مي كنند. اينكار باعث مي شود نتوانيد به خوبي از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شويد. هيچوقت اهميت گوش دادن به حرفهاي همديگر را دست كم نگيريد.

7. تقصير را گردن ديگري انداختن

بعضي افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او براي موقعيت حاضر با مشكل برخورد مي كنند. هيچوقت ضعف هاي خود را قبول نمي كنند و به هر قيمتي كه شده دربرابر آن ايستادگي مي كنند چون فكر مي كنند با قبول ضعف هايشان از اعتبارشان كم مي شود. به جاي اين رفتارها بايد سعي كنيد هر دعوا و مشاجره را فرصتي بدانيد براي بررسي منتقدانه وضعيت، ارزيابي نيازهاي هر دو طرف و رسيدن به يك راه حل كه به هر دو كمك كند.

8. سعي در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بين دو نفر بايد درك متقابل و رسيدن به توافق نظر يا راه حل باشد كه نيازهاي هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعي داريد نشان دهيد كه طرف مقابلتان چه اشتباهاتي انجام داده است، احساسات او را دست كم بگيريد و محكم روي نظر خودتان بايستيد، بدانيد كه مسير اشتباهي را انتخاب كرده ايد.

9. حمله هاي شخصيتي

گاهي اوقات برخي افراد هر عمل منفي ازطرف مقابل را جدي گرفته و آن را نقص شخصيتي او قلمداد ميكنند. مثلاً وقتي شوهري جوراب خود را اينطرف و آنطرف خانه مي اندازد، زن آن را يك اشكال شخصيتي در او قلمداد كرده و برچسب تنبل بودن و بي ملاحظه بودن را به او مي چسباند. اين روش در هر دو طرف درك و احساس نادرست ايجاد مي كند. يادتان باشد كه درهر شرايطي براي شخصيت طرف مقابلتان احترام قائل باشيد حتي اگر رفتاري از او را دوست نداشته باشيد.

10. توپ را به زمين مقابل شوت كردن

وقتي يك طرف مي خواهد درمورد مشكلي در رابطه صحبت كند، طرف مقابل حالت دفاعي به خود مي گيرد و از صحبت كردن يا حرف زدن با او طفره مي رود. اين نوعي بي احترامي به فرد مقابل است و در برخي موقعيت هاي خاص، حتي اهانت آميز است و موجب شدت گرفتن مشكل هم مي شود. اينكار نه تنها هيچ مشكلي را حل نمي كند، بلكه موجب جريحه دار كردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم مي شود. پس بهتر است كه با احترام و علاقه به حرفهاي طرف مقابل خود گوش كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۱

روش هاي برخورد  و گفتگو با انسان هاي رياست‌ طلب

در زندگي با آدم‌هاي زيادي برخورد مي‌كنيد كه كنار آمدن با آنها بسيار دشوار است و از سخت‌ترين اين آدم‌ها آنهايي هستند كه هميشه احساس رياست مي‌كنند. اين دسته از آدم‌ها طبيعتاً سلطه‌جو هستند و مي‌خواهند همه از آنها تبعيت كنند و حرف خودشان را به كرسي بنشانند. وقتي كسي با حرف آنها مخالفت كند، معمولاً حالت دفاعي مي‌گيرند و گستاخانه رفتار مي‌كنند. اين افراد نه‌تنها تنفر همه را جلب مي‌كنند بلكه مايه آزار اطرافيانشان هم خواهند بود. كنار آمدن با اينگونه افراد خيلي سخت به نظر مي‌رسد. اگر شما هم از اين دسته افراد در اطرافتان داريد و دوست داريد بدانيد چطور بايد با آنها رفتار كنيد، حتماً اين مقاله را مطالعه كنيد!
 
مهربان باشيد

اولين قدم براي مقابله با افراد رياست‌طلب اين است كه با آنها مهربان باشيد. شايد غيرعادي به نظر برسد اما مطمئن باشيد كه موثر است. اين افراد معمولاً انتظار دارند كه شما با عصبانيت واكنش دهيد و شما بايد خلاف توقع آنها رفتار كنيد. با محبت با اين افراد برخورد كنيد و بااينكار باعث خواهيد شد كه كمي به طرز رفتار خودشان فكر كنند.

او را مخاطب قرار دهيد

حرفهايي كه مي‌زند را ناديده نگيريد. درعوض ديدگاه‌ها او را تحسين كنيد اما بگوييد كه بااينحال ترجيح مي‌‌دهيد كارها را با رويكرد خودتان انجام دهيد. براي برخورد با رفتار دفاعي او، آرام اما قاطع عمل كنيد.
 
 نااميدي‌هايتان را رها كنيد

وقتي كسي رياست‌طلب باشد و سعي كند كه حرفايش را به شما تحميل كند، از طرز رفتار او ناراحت خواهيد شد و احساس نااميدي خواهيد كرد. اين مسئله موجب بروز احساسات منفي شده و اعتمادبه‌نفستان را از دست مي‌دهيد. سعي كنيد نااميدي‌هايتان را رها كنيد چون اين افكار مي‌تواند منبع استرس شما شوند.
 
قاطع باشيد

افراد رياست‌طلب مي‌خواهند با افكار و عقايدشان شما را تحت‌تاثير قرار دهند. براي آنها مشخص كنيد كه قصد تغيير رفتارتان را نداريد. اعتماد‌به‌نفس شما نقش مهمي در اين زمينه دارد. وقتي اين افراد ببينند كه شما از خودتان مطمئن هستيد و به افكارتان پايبنديد، بالاخره دست از تحميل عقايدشان برمي‌دارند.
 
مودبانه حرفتان را بزنيد

به‌آرامي و مودبانه به فرد رياست‌طلب بگوييد كه وقتي سعي مي‌كند رفتارهاي شما را كنترل كند چه احساسي پيدا مي‌كنيد. به او بفهمانيد كه اظهارنظرهاي گستاخانه او احساسات شما را جريحه‌دار مي‌كند. جلب توجه آنها به اين موضوع باعث مي‌شود كمي به رفتارها و حرفهايشان بيشتر فكر كنند.
 
به او احترام بگذاريد
 
همه دنبال احترام هستند، اينطور نيست؟ پس چرا بايد فرد رياست‌طلب از اين قاعده مستثني باشد؟ درست است كه رفتارشان موج منفي مي‌فرستد و حتي ممكن است رابطه شما را با آنها خراب كند اما دليلي هم ندارد كه با آنها با بي‌ادبي رفتار كنيد. به آنها احترام بگذاريد. رفتار مثبت شما شايد بتواند به رفتارهاي رياست‌مآبانه آنها پايان دهد.

 

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۰

چطور به كسي بگوييم كه دهانش بوي بد مي دهد يا . . .

اينكه بخواهيم به يك دوست يا آشنا بگوييم كه تنفسش بدبو است، ممكن است باعث ناراحت شدن او شود، مخصوصاً اگر آن شخص خودتان باشيد يعني كسي اين حرف را به شما بزند. در اين مقاله راه حل آنرا برايتان عنوان مي كنيم.

مراحل

1.              شخصي كه مشكل بوي بد تنفس دارد را شناسايي كنيد.

2.              سعي كنيد او را جايي تنها پيدا كنيد. اگر محيط ساكت است، حرف را در گوشش زمزمه كنيد.

3.               برحسب ميزان شناختي كه از طرف مقابل داريد، زياد موضوع را كش ندهيد و سريع سر اصل مطلب برويد. چون ممكن است دير يا زود كسي سر برسد و اين مطلب را به طرز ناخوشايندي به آنها بگويد. شنيدن اين حرف از زبان يك بيگانه خيلي سخت است به همين خاطر از دهان يك دوست بشنويم بهتر است. بهترين كاري كه مي توانيد درحقشان بكنيد اين است كه يك يا دو تا آدامس نعنايي به او بدهيد.

4.              بعد از گفتن حرفتان يا دنبال كار خودتان برويد يا كنار او بنشينيد. اگر كسي درمورد اين مسئله به آنها كنايه اي زد، از دوستتان دفاع كنيد. دوست به درد همين موقع ها مي خورد.

نكات

·         اگر فرد موردنظر را خوب مي شناسيد، تذكر دادن اين مطلب چندان دور از ادب نيست. اما اگر فقط با او آشناييت داريد، سعي كنيد طوري اين مطلب را عنوان كنيد كه كمتر آزاردهنده باشد.

·         گاهي اوقات وقتي طرف حرف شما را متوجه نمي شود، زياد خود را براي گفتن آن مطلب نگران نكنيد. چون بالاخره خودشان متوجه مي شوند.

·         اگر كسي آدامس نعنايي به شما تعارف كرد، حدس بزنيد كه ممكن است به اين دليل بوده باشد و حتماً تعارف او را قبول كنيد. يادتان باشد كه به محض اينكه به خانه رسيديد دندانهايتان را مسواك كنيد.

·         از فرد مورد نظر بپرسيد كه تنفستان بو مي دهد يا نه. وقتي جواب را گرفتيد اين احتمال هست كه او هم درمورد تنفس خودش سوال كند.

هشدارها

·         اگر فرد را خوب نمي شناسيد، شايد از حرف شما ناراحت شوند.

·         سعي كنيد سريع مطلب را انتقال دهيد اما هيچوقت گفتگويي را براي گفتن اين حرف قطع نكنيد. چون ممكن است توجه ديگران را جلب كند و باعث خجالت فرد شود.

·         هيچوقت آن را با صداي بلند فرياد نكنيد تا توجه اطرافيان جلب شود. با اشاره اي كوتاه مي توانيد مطلب را برسانيد.

به چه چيزهايي نياز داريد:

·         مهارت هاي اجتماعي

·         آدامس نعنايي

·         مهرباني

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۹

زماني كه يك لحظه ديگر هم حاضر بگوش دادن نيستيد


 همه ما همانطور كه در مورد انجام دادن كاري براي ديگران، و يا بخشيدن چيزهاي مختلف به آنها، در ذهن خود محدوديت هايي را قائل مي شويم، در مورد گوش دادن به صحبت هاي ديگران نيز بايد حدود و مرزهاي معيني را براي خود مشخص كنيم.

همواره اين امكان وجود دارد كه از حرف هاي بيهوده و مهملي كه ديگران به ما تحويل مي دهند، احساس بدي پيدا كنيم. صداي آنها مانند يك ضبط صوت دائما در حال تكرار شدن است و همين امر سبب مي شود تا فضاي مثبت رابطه كاهش پيدا كرده و به حالات منفي تغيير جهت پيدا كند. اگر احياناً فرد مورد نظر يكي از اقوام فاميل باشد، به طور حتم بر روي احوالات شخصي شما نيز تاثير منفي خواهد گذاشت و در دراز مدت باعث مي شود، واكنش نامتعارفي نسبت به چرنديات مزمن و دائمي او از خود نشان دهيد. اگر طرف مقابل هيچ ارزشي براي تلاش هاي شما به منظور ترك اين عادت ناپسند را نپذيرد و تغيير مثبتي در رفتارش ايجاد نكند، ديگر هيچ دليلي براي ارائه يك بحث منصفانه باقي نخواهد ماند. اگر واقع بين باشيد، متوجه خواهيد شد كه شنونده هيچ گاه حاضر نمي شود به فردي كه دائما در حال شماتت كردن است و دوست ندارد حتي يك قدم در راه حل مشكلات بردارد و از مواضع منفي خود كناره گيري نمايد، كمك كند.

در حقيقت، زماني كه گفته هاي فرد مقابل خارج از محدوده درك و ظرفيت ما براي گوش دادن باشند، به دنبال پيدا كردن راه فرار مي افتيم و يا سعي مي كنيم موضوع بحث را به سمت ديگري هدايت كنيم. هدف شما (بدون در نظر گرفتن واكنش هاي ديگران) بايد در هر حالتي، مراقبت فردي از خود و محافظت از گوش هايتان باشد.

دوباره و دوباره و دوباره

در زمان مكالمه بايد تمام حواس خود را به حرف هاي طرف مقابل بدهيد. بهتر است از نظر احساسي كاملا حاضر باشيد، دست به هيچ گونه گونه قضاوتي نزنيد، موانعي كه باعث ايجاد حواس پرتي مي شوند را از سر راه برداريد، با روي باز از تمام مسائلي كه طرف مقابل مطرح مي كند استقبال كنيد، پذيرش خود را تا حد امكان بالا ببريد، سعي نكنيد عقايد طرف مقابل را تغيير دهيد، در پي درست كردن رفتار آنها بر نياييد، و نهايتاً نصيحت كردن را كنار بگذاريد.

همه ما توانايي هاي بسيار زيادي براي گوش دادن به حرف هاي ديگران داريم و اگر در اين راه اندكي تلاش كنيم، مطمئن باشيد كه ارزشش را خواهد داشت. گوش دادن صحيح و شايسته در قلب صميميت و ارتباط متقابل نهفته است. زماني كه قادر شويم به درستي به صحبت هاي ديگران گوش دهيم، احساس اعتبار و ارتقا در طرف مقابل ايجاد مي شود و به مرور زمان شاهد چنين احساس مشابهي در خودمان نيز خواهيم بود. ذات آدمي همانطور كه نياز به شنيده شدن و درك شدن دارد به همان اندازه نيز نياز به گوش كردن به صحبت هاي ديگران دارد.

اما متاسفانه شايد در زندگي روزمره، موقعيت انجام متناوب اين كار را پيدا نكنيم. فاكتورهاي محيطي نيز در اين امر بي تاثير نيستند. شرايط و موقعيت هاي بيشماري پيش مي آيند كه احساس مي كنيم طرف مقابل ما را مجبور مي كند تا كاغذ در دهانش فرو كنيم و يا اگر نمي توانيم چنين كاري را انجام دهيم، انگشت هايمان را در گوشمان فرو كنيم تا از شنيدن صحبت هايش خلاص شويم. در اين حيطه دختران جوان به ويژه در مواجه با مادرها و مادر شوهرهايي كه گله و شكايت مي كنند، چنين احساسي را پيدا مي كنند. از آنجايي كه بانوان در سنين جواني اندكي حساس تر مي شوند، تاب تحمل گله و شكايت هاي مكرر را ندارند؛ البته هر كدام براي خود دلايل قانع كننده اي دارند. رابطه ميان مادر و دختر، آنقدرها هم كه تصور مي شود ساده نيست و يك دختر خانم به سختي مي تواند متوجه شود كه در چه زماني مسئوليت او در مقابل مادرش به پايان مي رسد و تنها در قبال خودش مسئول مي شود. اما به هر حال چه مادران در حق فرزندان خود از هيچ تلاش مضايقه نكرده باشند، چه به اندازه كافي به آنها اهميت نداده باشند، باز هم براي فرزندان مشكل است كه با ناراحتي مادران خود مواجه شده و به اين نتيجه برسند كه هيچ يك از تلاش هايشان تغييري را در وضعيت آنها ايجاد نكرده است.

مسئله اين جاست كه يك مشكل، مشكلات متعدد ديگري را به بار مي آورد. واكنش پذيري بيش از اندازه نيز شما را دچار مشكل مي كند. در نگاه اول، راه رهايي از اين دو مقوله، به نظر كاري مي رسد كه تنها از دست هركول بر مي آيد. در دوران بلوغ احساسات و نيازهاي عاطفي آدمي تغيير شكل پيدا كرده و تمايلاتي نظير: وابستگي، بي منطقي و خود محور بيني در فرد به وفور يافت مي شود. در اين سن شما به هيچ وجه نمي توانيد نسبت به كسي كه در درد و رنج به سر مي برد بي تفاوت بوده و از او روي برگردانيد و صرفاً هيچ توجهي نسبت به او نداشته باشيد. اما نبايد به خود اجازه دهيد كه با يك چنين پيش زمينه ذهني خود را درگير مسائلي كنيد كه همواره در حال بد و بدتر شدن هستند. نبايد به نام تقابن احساسات، راه را براي نفوذ استرس و اضطراب از طرف شخص ديگري به سمت خود باز كنيد.

گاهي اوقات برخي از افراد را مشاهده مي كنيم كه اصلاً نمي دانند بايد چگونه ارتباط برقرار كنند و تنها ياد گرفته اند تا از طريق گله و شكايت، آن هم به صورت اتوماتيك وار، و يا گاهي اوقات از طريق انتقاد و در ساير موارد با نصيحت كردن، با ديگران رابطه برقرار كنند. اگر به راستي قصد داريد تا گفتگوهاي روزمره خود را از قيد و بند هاي هميشگي نجات دهيد، مي بايست راهكارهاي ديگري نيز براي ارائه كردن در دست داشته باشيد. به اين منظور شما نيازمند تكنيك هايي هستيد تا با اتكا به آنها ياد بگيريد كه چگونه مي توان از چهارچوب يك گفتگوي قديمي و هميشگي انحراف مسير پيدا كرده و به انواع مدرن آن دست پيدا كرد. در اين قسمت 5 راه حل كليدي به منظور عقبگرد - البته بدون خارج شدن از مسير اصلي - را برايتان تشريح مي كنيم؛

قاعده 1# از موضع عشق و علاقه شروع به صحبت كنيد

بايد توجه داشته باشد كه به مرور زمان مواضع بنيادين يك خانواده، در الگوي هاي ذاتي تك تك افراد شكل مي گيرند و با يك يا دو جلسه گفتگو به شيوه مدرن، تغيير جهت نخواهند داد. در مواقعي كه استرس شديدي حكمفرما مي شود خصوصيات و واكنش هاي افراد مجدداً به مكان اوليه خود باز مي گردند. در يك چنين شرايطي، خوش مشربي و بذله گويي مي تواند كمك بسيار بزرگي به حساب آيد. هميشه به ياد دارم كه وقتي مادرم به طور افراطي و بيش از اندازه در مورد پدرم گله و شكايت ميكرد، من مي خنديدم و با بذله گويي مادرم را دست مي انداختم. پدرم در يك دوره خاص از زندگي بيش از اندازه بيمار بود و مادرم هم دائماً گله مند بود كه هزينه پرستاري و مراقبت از او بيش از حد توان خانواده ماست، اما من هم در پاسخ به او مي گفتم: "مامان، من مطمئن هستم كه تو داري يك جورايي زياده روي مي كني، اگر يك بار ديگر در مورد پدر بد صحبت كني،  دوبار ميشه، و من مجبورم بيايم و تو را ببوسم!"

همچنين در اين مواقع من سعي مي كردم نسبت به تفاوت هايمان نيز بي ملاحظه نباشم و تلاشم بر اين بود كه به هر طريقي كه شده حمايتم را از او اعلام كنم، نه اينكه صرفا از او انتقاد كرده، سرزنشش كنم و يا سعي نمايم تمام خصوصيات و رفتارهاي او را تغيير دهم. به عنوان مثال نزديكش مي شدم و مي گفتم: "مامان مي دوني چيه؟ من فكر كنم زمانيكه صحبت از پرداخت هزينه نگهداري پدر به ميان مي آيد، نظريات كاملاً متفاوتي داريم؛ من از اين موضوع خيلي خوشحالم كه افراد ديگري هستند كه ميتوانند از او مراقبت كنند، و من يا تو مجبور نيستيم كه اين كار را انجام دهيد. تو معتقدي كه بايد براي پول اهميت بيشتري قائل بود ولي نظر من اين است كه بايد براي خودمان ارزش بيشتري قائل شويم." يادم مي آيد كه اين مطلب را بارها و بارها به او گوشزد مي كردم.

از آنجايي كه من با روي باز و از سر علاقه و محبت با او برخورد مي كردم به همين دليل مي توانستيم با وجود ديدگاه هاي متفاوت نسبت به يك موضوع خاص، باز هم دست در دست هم به آن بخنديم؛ هيچ يك از ما قصد نداشتيم تا نقطه نظر ديگري را تغيير دهديم يا او را با خودش هم عقيده كرده و متقاعدش نماييم. از سوي ديگر احساس مي كردم كه با به كار گيري يك چنين شيوه اي مادرم هم از خود روي خوش نشان ميدهد و از نظر روحي تخليه مي شود.

يكي ديگر از راه حل هايي كه در اين زمينه بسيار سودمند مي باشد اين است كه شماتت ها و شكايت ها را همانند خودشان در همان حد افراطي، تحويلشان دهيد. هنگام بهره گيري از اين شيوه اصلاً لازم نيست دليل و مدرك بياوريد و طرف مقابل را متقاعد كنيد. در همين مورد يك بار به شدت به مادرم پيشنهاد كردم كه خودش را با يك عدد كاغذ و قلم در اتاق پدر به طور 24 ساعته حبس كند تا بتواند صورتحساب خدمات متفاوت پرستارها را محاسبه نمايد. مادرم به خوبي مي دانست كه به هيچ وجه لازم نيست تا تمام ساعات روزانه خود را به اين كار اختصاص دهد،  او به خوبي متوجه شوخي كه در اين پيشنهاد من بود، شد و اين امر به او كمك كرد تا بهتر بتواند قضيه را براي خود حل و فصل نموده و با آن كنار بيايد.

قاعده 2# بيش از اندازه بر روي يك موضوع تاكيد نكنيد

من هيچ گاه قصد نداشتم تا صداي مادرم را قطع كنم و يا او را سر هر مسئله اي خاموش كنم. اگر بخواهيم شخص را به طور كامل از صحبت كردن در مورد مقوله اي كه برايش از اهميت ويژه اي برخوردار است، محروم كنيم، آنگاه حساسيت او نسبت به قضيه شديد تر مي شود. اين شيوه برخورد غلط سبب مي شود تا فرد مضطرب به اين دليل كه به طور كامل از بروز نگراني ها و تنش هاي خود محروم مانده است، احساس افسردگي بيش از اندازه اي كند. در مورد مادرم بايد بگويم كه در همان حال كه با استفاده از شوخي و بذله گويي سعي مي كردم ميزان اضطراب و استرس او را نسبت به هزينه هاي پرستاري از پدر كاهش دهم، همزمان سعي مي كردم تا حدودي به صحبت هاي او اهميت دهم تا از اين طريق از درد و رنجي كه او دارد كاسته باشم؛ در اين موقعيت به جاي اينكه از خود واكنش هاي نامتعارف انجام دهيد، بايد كمي از حس خلاقيت و كنجكاوي خود استفاده نماييد.

زمان هايي كه احساس مي كردم مادرم از نظر روحي آرام بوده و ميزان استرس و فشار در او به پايين ترين حد خود رسيده،   پهلويش مي نشستم و سوالاتي مطرح مي نمودم تا هم او بتواند از نظر روحي خود را تخليه كند و هم خودم از تجربياتش مطلع شوم. به عنوان مثال از او مي پرسيدم: "براي تو سخت ترين قسمت اينكه مراقبت از پدر را به عهده پرستارها محول كرده ايم، چيست؟ آيا احساس گناه مي كني كه چرا خودت در خانه قادر به نگهداري از او نيستي؟" در چنين مواقعي جو حاكم به گونه اي است كه به راحتي و با فراغ بال مي توانيد در مورد مشكلات شخصي خودتان نيز با طرف مقابل صحبت كنيد. از او بخواهيد تا شما را نصيحت كند و ديدگاه هايش را با شما در ميان بگذارد. گفتگوهايي اينچنيني، من و مادرم را به هم نزديكتر مي كرد، و هويت اصلي مرا براي خودم روشنتر مي ساخت. با شركت در چنين مكالمه هايي من فرصت پيدا مي كردم تا توجه و همدردي كه مادرم از من طلب مي كند را در حد توانم به او هديه دهم.

قانون 3# حدود خود را معين كنيد

همانطور كه پيش تر نيز به آن اشاره كرديم، يكي از موثرترين روش هاي از بين بردن تفكرات منفي، و متوقف ساختن گله و شكايت، همان شوخي و بذله گويي و روشن دلي و خيال پردازي است. تن صداي ما در تمامي مراحل، به اندازه لغاتي كه به زبان مي آوريم، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشند. بايد تا آنجايي كه در توان داريد، ميزان كمتري از آن استرس و اضطرابي را كه از طرف مقابل دريافت مي كنيد، به او انتقال دهيد. براي دست يافتن به اين مهم راهي نداريد جز تعيين حدود ابتدايي آن هم از همان ابتداي شروع مكالمه و گفتگو. "مادر، من الان در حال حاضر نمي توانم به صحبت هاي تو گوش دهم، احساس تنش و استرس شديدي دارم و مشغله هايم به بالاترين ميزان خود رسيده اند."

تصور كنيد كه مادر به شدت از دست پدر، آشفته شده است؛ در آن لحظه هيچ چيز نمي تواند جلوي او را بگيرد، به سراغ شما مي آيد و با فرياد مي گويد: "بگذار بگويم پدر بي مسئوليتت اين بار چه دسته گلي به آب داده! " در چنين حالتي شما نمي توانيد دست روي دست بگذاريد و در جواب او بگوييد: "مامان راجع به پدر به من شكايت نكن، مشكل تو و پدر به من مربوط نمي شود، لطفاً من را درگير اين مسائل نكن! تو با اين كار منو در بلاتكليفي قرار مي دهي!"  همچنين اگر بخواهيد با "دليل" آوردن، مادرتان را قانع كنيد، باز هم خيالتان راحت باشد كه به نتيجه نمي رسيد.  انتقاد كردن، طرفداري از پدر، يا تفهيم نقطه نظرات ديگران به او نيز پي آمد مشابهي را در بردارند و نميتوانند شما را به سوي نتيجه دلخواه هدايت كنند. در عوض مي توانيد از عبارتي شبيه به اين استفاده كنيد: "خداي من؛ مادر تو الان بيشتر از 30 سال است كه با اين مرد در حال زندگي كردن هستي و هنوز اخلاقش دستت نيامده؟" بعد هم سعي كنيد موضوع بحث را به سمت مطلبي كه مي دانيد مادرتان به آن علاقمند است، تغيير دهيد.

اگر بخواهيم در مقابل هر چه طرف مقابل مي گويد، واكنش نسنجيده از خود بروز دهيم و جواب هاي بي معني بدهيم فقط خودمان را در دام مكالمات عادي و كوته فكرانه محدود كرده ايم. بنابراين بايد كاملا متفاوت عمل كنيد و از حس خلاقيت خود بهره گرفته و كاري انجام دهيد تا گفتگو، حال و هواي تازه اي به خود بگيرد.

قاعده 4# بازگشت به مسير اوليه

هر چند در بالا اشاره كرديم كه بايد مكالمه اي كه از ظرفيت جمع خارج است را از مسير خود منحرف كنيم، اما نياز داريم كه آنرا مجدداً به مسير اوليه خود بازگردانيم. شايد چندان منطقي به نظر نرسد، اما حقيقت اين جاست كه زماني مي توانيم تنش را از پيرامون يك بحث دور كنيم كه با ديدي كنجكاوانه و به دور از گونه انتقاد و خورده گيري به آن نزديك شويم. يكي از دلايل اساسي و حياطي در اين زمينه اصل "زمانبندي" است. اگر مشغول درست كردن شام باشيم و ناگهان يكي از افراد فاميل به ما تلفن كرده و شروع كند به بد و بيراه گفتن، و ضجه و زاري راه بيندازد، خوب طبيعي است كه ما هم حالت انفعالي به خود مي گيريم و نسبت به گفته هاي فرد مقابل حالت تدافعي از خود نشان داده و واكنش متقابل بروز مي دهيم. اما كار صحيح اين است كه در چنين زماني با خونسردي تمام، گوشي تلفن را برداريد و و سپس ادامه بحث را به زماني موكول كنيد كه كمي از نظر ثبات فكري آمادگي بيشتري داشته باشيد و بتوانيد با تمركز بيشتري بر روي مسئله تفكر كنيد.

فرض كنيد پدرتان دچار بيماري افسردگي و ماليخوليايي حاد است. احساس مي كنيد كه اگر يك مرتبه ديگر در مورد دكتر، دارو، و علائم بيماري اش با شما صحبت كند، آنگاه سر به بيابان خواهيد زد؛ به ويژه اگر آدمي باشد كه عادت به قبول نصيحت هاي شما هم نداشته باشد. در اين شرايط تنها كاري كه از دستتان بر مي آيد اين است كه در مورد نگراني هايش با او شوخي و بذله گويي كنيد و تمركز او را به سمت ديگري منحرف نماييد. به خاطر داشته باشيد كه شدت عمل و واكنش هاي هاي شديد و عصبي،  تنها تنش ها را افزايش خواهند داد.

شما مي توانيد از خود كمي خلاقيت نشان دهيد و سعي كنيد زمانيكه پدرتان از نظر روحي اندكي آرام تر است به او نزديك شويد و در آن موقع مشخص، اطلاعات بيشتري در مورد بيماري و مسائل پزشكي اش از او كسب كنيد. به مرور زمان مي توانيد به دفعات سوالات بيشتري را مطرح كنيد تا دانش بيشتري را در اين زمينه در اختيار شما قرار دهد.  به عنوان مثال مي توانيد سوال كنيد: "آيا افراد ديگري هم در خانواده ما هستند كه در اين مورد خاص نگران سلامتي خود باشند؟" "آيا مي تواني در مورد سكته پدر بزرگ و اينكه چگونه با آن كنار آمد، برايم بيشتر توضيح دهيد؟" ، "آيا فكر ميكنيد والدينت به اندازه كافي مراقب سلامتي خودشان هستند؟" و....

زماني كه خودتان به شخصه تمايل داريد تا پيرامون موضوعي خاص صحبت كنيد، درست نيست از طرف مقابل انتظار داشته باشيد تا نظر خود را در آن مورد ارائه نكند. اگر نمي توانيد برخي از گله و شكايت هاي مادر خود را در يك دوره زماني معين تحمل كنيد، بنابراين ديگر هيچ دليلي وجود ندارد كه به مادر خود نزديك شويد و بپرسيد: "مادر به نظر مي رسد كه چون من ازدواج نكرده و هنوز مجرد هستم، تو تا حدودي نسبت به آينده من نگران هستي، مي توانم بپرسم كه حوزه اصلي نگراني ات از چه چيز حاصل مي شود؟" و يا "چند نمونه از خانم هاي مجرد داخل فاميل را برايم نام ببر و در مورد زندگي هاي شخصي شان بيشتر برايم توضيح بده." با اتكا به چنين شيوه اي، ميتوانيم سؤالاتي را مطرح كنيم كه نياز كمتري به واكنش هاي شديد و منفي دارند و نيازمند ميزان مشخصي تعمق و تفكر بوده و امكان بروز هر گونه جر و بحث و مشاجره اي را به پايين ترين ميزان، كاهش مي دهند. هر چقدر منطقي تر با مسائل و مشكلات اطراف خود برخورد كنيم، آنگاه واكنش ديگران نسبت به ما نيز عاقلانه تر و منطقي تر خواهد بود. زماني كه حدودي را براي خود در نظر مي گيريم (مادر ذكر راههايي كه من مي توانم با يك مرد قرار ملاقات بگذارم، هيچ كمكي به متاهل شدن من نمي كند) فرد مقابل اين قدرت را پيدا مي كند كه شرايط ما را به طور كامل درك كند؛ اما شما تنها زماني مي توانيد به يك چنين سطح پيشرفته اي در گفتگوهاي خود دست پيدا كنيد كه به شخصه قادر شويد به درستي به صحبت هاي فرد مقابل گوش داده و درك متقابلي از او داشته باشيد.

قاعده 5# خط هاي قرمز را رسم كنيد

گاهي اوقات براي اينكه بتوانيم به طور كامل از خود مراقبت كنيم، مي بايست دور خود مرزهاي كاملا آشكاري بكشيم، به ويژه زماني كه با يك عده انسان هاي ملامت گر و سرشار از تفكرات منفي در زير يك سقف زندگي مي كنيم. بايد بگوييم: "من نميتوانم در يك چنين شرايطي زندگي كنم و تو بايد به من كمك كني تا از اين موقعيت نجات پيدا كنم". يكي از مراجعين من به نام "گلاره" پس از 3 سال تصميم گرفت تا در مقابل همسرش "بابك" چنين موضع گيري را از خود نشان دهد.

ذهن بابك پر شده بود از نگراني، شك و ترديد، و افكار منفي. هر زمان كه مشكلات خانوادگي و فشارهاي كاري افزايش پيدا مي كرد، پوچگرايي هاي او نيز به اوج خود ميرسيد و هيچ چيز نمي توانست مانع عصبانيت و استرس او شود. گلاره هم دلش به حال او مي سوخت و دوست داشت كه از او دلجويي كند، اما ديگر از اينكه هر روز بنشيند و از بابك انرژي منفي دريافت كند، خسته شد بود. بابك تصور مي كرد كه هيچ گاه در زندگي به موفقيت دست پيدا نخواهد كرد و به هيچ يك از اهدافش نخواهد رسيد. در ابتدا گلاره تصور مي كرد كه بايد به گوش كردن، ادامه دهد، اما به مرور زمان از اينكه با همسرش مخالفت نمي كرد تا مبادا او ناراحت شود، خسته شد. سپس تصميم گرفت تا با شوخي و بذله گويي، دنياي او را روشن كند و يا به طور مستقيم او را متوجه كند كه نمي خواهد به حرف هايش گوش دهد:" بابك نگاه كن، ذهن تو با يك سري افكار منفي عجين شده و اين امر واقعا مرا ديوانه مي كند، تو هر چقدر بيشتر اينچنين فكر كني و در مورد آن حرف  بزني،  فرو رفتگي ات در افكار منفي بيشتر ميشود. من تصور مي كنم بهتر است كه ذهنت را از اين افكار منفي پاك كني، بايد بر روي راههايي تمركز كني كه به كمك آنها قادر شوي خود را از افكار منفي دور كني و به آنها فائق آيي. من ديگر تحمل ندارم، تا كي مي توانم به توگوش بدهم و تو هم همواره خودت را پيش روي من بكوبي و خوار كني."

گلاره كم كم ياد گرفت كه در زمان بروز يك چنين شرايطي به داخل اتاق خواب خود برود و در آنرا ببندد تا به بابك بفهماند كه نمي خواهد به حرف هايش گوش دهد. اگر بابك از اين كار ناراحت مي شد، هيچ اشكالي نداشت، كسي تا حالا از ترشرويي و بداخمي نمرده است و انسان مي تواند براي مدت زمان بسيار طولاني و بدون متحمل شدن هيچ نوع ضرري در اين حالت باقي بماند. گلاره به طور مستقيم و كاملا آشكار در مورد خسارتي كه از افكار منفي به بابك وارد مي آيد، صحبت مي كرد و او را متقاعد مي كرد كه كارهايش آسيب هاي جبران ناپذيري را به رابطه شان وارد مي كند و مي گفت كه اگر او سعي نكند اخلاق خود را تغيير دهد، گلاره هم ديگر تضميني نمي دهد، كه در رابطه باقي بماند. او يك چنين خطوط قرمزي را در  فضايي سرشار از احترام و عشق، براي بابك تعيين مي كرد.

در آخر گلاره پافشاري مي ورزيد كه بابك بايد براي حل اين مشكل خود از متخصصان كمك بگيرد؛ كه او هم عاقبت اين كار را انجام داد. بابك عاشق همسر خود بود، براي نصيحت هاي او ارزش قائل بود، و ناراحتي و نا اميدي او را جدي مي گرفت. در دوره درمان، او كم كم به اين احساس دست پيدا كرد كه مي تواند در تصميم هاي خود اطمينان بيشتري داشته باشد.

رابطه در هر سطحي كه قرار گرفته باشد، ما بايد ظرفيت گوش دادن خود را به طور واضح، براي طرف مقابل معين كنيم و ياد بگيريم كه در صورت لزوم چگونه مي توانيم از گوش هايمان مراقبت كنيم. همچنين بايد تفاوت ميان گفتگويي را كه شخص مقابل در آن، در مورد دردها و مشكلات واقعي خود با ما صحبت مي كند و مكالمه اي كه در آن فرد، قصد دارد واكنش هاي مزمن منفي را به سمت ما نشانه رود را ياد بگيريم. اتصالات و پيوند هاي خانوادگي زماني محكم تر مي شوند كه ما هر دو بتوانيم حدود شخصي خود را معين كنيم و روش هاي ابتكاري و سودمندي را براي مقابله با گفتگويي كه نسبت به انجام آن الزامي احساس نمي شود را پيدا كنيم .

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۸

روش برخورد و گفتگو با افرادي كه خود را عقل كل ميدانند

آيا تا به حال با كسي برخورد داشته ايد كه احساس مي كند همه چيز را مي داند و هرچيزي كه مي گويد درست است؟ مطمئنم كه يكجا در زندگيمان همه ما با چنين كسي برخورد كرده ايم. سوال اين است كه وقتي با چنين شخصي مواجه شديد چه مي كنيد؟ در اكثر موارد، احتمالاً سعي مي كنيد كه از آنها اجتناب كنيد و تا حد ممكن از او دور شويد. اما كارهاي مختلفي براي فهماندن نظرتان به اين افراد مي توانيد انجام دهيد، البته بدون اينكه با او وارد يك رقابت  دردسرساز شويد.
 
اول از همه اينكه بايد بفهميد كه اين فرد چطور فكر مي كند. اگر فكر كند كه همه چيز را مي داند احتمالاً سعي مي كند آنرا با برخي واقعيات يا اطلاعاتي كه دارد ثابت كند. اكثر افرادي كه احساس مي كنند همه چيز را مي دانند معمولاً در خانواده هايي بزرگ شده اند كه از كودكي مسئوليت بسيار سنگيني بر دوششان بوده است. وقتي مي خواهيد نظرتان را به چنين افرادي بفهمانيد بهترين راه اين است كه درست به همان روشي كه او حرفش را به شما ثابت مي كند، شما هم حرفتان را به او ثابت كنيد. بعنوان مثال، اگر سعي داريد كه به كسي نشان دهيد كه بيشتر از يك روش براي پيدا كردن راه حل براي يك مشكل خاص وجود دارد مي توانيد به آنها بگوييد كه يك راه بهتر براي اينكار وجود دارد. بايد به او نشان دهيد كه چطور مي توانيد با استفاده از يك روش متفاوت به همان راه حل برسيد. اصولاً بايد بتوانيد گفته هاي خودتان را با واقعيت پشتيباني كنيد.
 
چند ايده و توصيه براي برخورد با آنها كه فكر مي كنند همه چيز را مي دانند

بهتر است در ابتداي گفتگويتان، سعي نكنيد به آنها بگوييد كه حرفشان غلط است. اينكار باعث مي شود كه فوراً حالت دفاعي بگيرند و ديگر به حرفهايتان گوش ندهند. اينجاست كه داد و بيدادها شروع مي شود. اگر نمي توانيد در همان لحظه نشان دهيد كه نظرتان چيست، بحث نكنيد، زماني ديگر را براي اثبات نظرتان در نظر بگيريد. آنهايي كه احساس مي كنند همه چيز را مي دانند افرادي بسيار خودخواه هستند. يادتان باشد كه با آنها وارد جار و جنجال شدن فقط باعث خوشحالي آنها مي شود نه شما. معمولاً آخر كار بسيار خسته مي شويد. رمز كار اين است كه مواجهه با چنين افراد يك راه درست دارد و يك راه غلط. دوري كردن از آنها كمك نمي كند كه بفهمند همه چيز را نمي دانند. درعوض مي توانيد اين را به آنها ثابت كنيد.
 
انواع كمي از آدمهاي ديگر هستند كه به اين اندازه ديگران را عصباني مي كنند. اين افراد باعث مي شوند فكر كنيم افرادي نالايق هستيم و هيچ قدرتي نداريم به همين خاطر خيلي بد واكنش مي دهيم و تاييد مي كنيم كه روي ما سلطه دارند. اما اگر آرامش خودتان را حفظ كنيد و كمي بيشتر فكر كنيد مي توانيد ياد بگيريد كه چطور با ايندسته افراد برخورد كنيد.
 
چرا اينكار را مي كنند؟

اگر سعي كنيد از ديدگاه خود آنها مسئله را ببينيد خيلي راحت تر مي توانيد با اين افراد برخورد كنيد. اين افراد معمولاً فاقد اعتماد به نفس هستند به همين خاطر سعي مي كنند بايد آنچه را كه مي دانند را نشان بقيه دهند و كاري كنند كه بقيه احساس كنند زيردست آنها هستند. شايد هيچوقت نتوانيد دليل اين رفتار خودخواهانه آنها را بفهميد اما با درك اينكه مسئله اي باعث شده است كه اين فرد چنين شخصيتي داشته باشد، مي توانيد درك خودتان را بالاتر برده و راحت تر با رفتار او كنار بياييد.
 
ارزش خودتان را گوشزد كنيد

اصلاً اينطور نيست كه شما پايين تر از اين فرد باشيد يا كمتر از او بدانيد. اين آنها هستند كه مي خواهند چنين حسي را به شما منتقل كنند. اگر به آنها اجازه بدهيد احساستان نسبت به خودتان را تغيير مي دهند. پس به جاي اينكه همه حرفهايي كه مي زنند را تاييد كنيد، به همه كارهاي مثبتي كه قادريد انجام دهيد فكر كنيد. ارزش شما بسيار بالاست و هيچكس حق خدشه وارد كردن به آن را ندارد.
 
به حرفهاي او گوش دهيد

گاهي اوقات چنين رفتاري به اين علت از فرد سر مي زند كه او فكر مي كند كسي نيست كه به حرفهايش گوش دهد. شما مي توانيد با گوش دادن به حرفهايشان بدون اينكه نظراتتان را مطرح كنيد، ترسهاي آنها را از بين ببريد. با اين روش، ديگر شما را تهديدي براي خود قلمداد نمي كنند.
 
به آنها نشان دهيد كه بعضي از نظراتشان را قبول داريد و خواهيد ديد كه احساس مي كنند كه به آنها ارزش و اعتبار داده ايد.
 
وقتي باعث شديد كه احساس اعتماد به نفس و راحتي بيشتري كنار شما بكنند، مي توانيد براي تغيير بعضي از نگرش هاي آنها وارد عمل شويد. اما بايد اينكار را خيلي زيركانه انجام دهيد. اگر مستقيماً آنها را به چالش بكشيد يا خشن برخورد كنيد، باعث مي شود كه همان رفتار دفاعي قبليشان را پيشه كنند.
 
درعوض بايد نگرششان را به خودشان انعكاس دهيد. بااين روش به آنها نشان داده ايد كه به حرفهايشان گوش كرده ايد و از ايده هايشان تقدير مي كنيد و احساس خوشحالي خواهند كرد. از اينجا به بعد مي توانيد به آرامي بعضي از ايده هايشان كه غيرقابل قبول به نظر مي رسد را انتخاب كرده و اطلاعات لازم براي تكذيب آنها را مطرح كنيد. به جاي اينكه ايده هايشان را رد يا مسخره كنيد، خيلي ساده شواهد متنقض آنرا به آنها نشان دهيد. بعد از آنها نظرشان را جويا شويد.
 
اما در اكثر موارد اين افراد از تغيير ديدگاهشان خودداري مي كنند. در چنين صورتي، با بررسي ديدگاه آنها در سايه اعتقادات خودتان، بايد سعي كنيد با بي اعتنايي از آنها بگذريد. مطمئناً اين افراد با باور يك چيز اشتباه صدمه اي به شما نمي زنند پس لازم نيست كه نگران چيزي باشيد.
 
اگر اين مشكل خيلي آزارتان داد مي توانيد ديگر آن فرد را نبينيد.

پس بااينكه برخورد و مواجهه با كساني كه فكر مي كنند همه چيز را مي دانند زمان و انرژي زيادي از شما مي برد اما مي توانيد تاثيري كه بر شما دارند را محدود كنيد. اعتقادات و باورهاي خودتان را بررسي كني تا از قدرت آنها مطمئن شويد. بااينكار اعتماد به نفستان در برخورد با اين افراد بالا خواهد بود. اكر فردي حساس و شكننده هستيد، شايد بتوانيد كاري كنيد كه باورشان را عوض كنند اما اگر نتوانستيد مي توانيد از آنها دوري كنيد فقط كافي است كه هميشه از آنچه هستيد شاد و راضي باشيد.
 

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۷

برخورد و گفتگو با افراد غيرممكن

اكثر افراد با اختلالات شخصيتي معمولاً دچار مشكلي به نام "اختلال نفس" هستند چون معمولاً باور ندارند كه دچار مشكل هستند. آنها فكر مي كنند، "اين منم" يا ""من هميشه اينطور بوده ام" و حس صيانت نفسشان باعث مي شود كه دوست داشته باشنده همانطور باقي بمانند. در اين مقاله مي خواهيم راهكارهايي براي برخورد با اين افراد به شما معرفي كنيم.

مراحل

1.              بدانيد كه افراد غيرممكن وجود دارند و چه بخواهيد يا نخواهيد دير يا زود با يكي از آنها برخورد مي كنيد. كاري از دستتان برنمي آيد. اولين قدم اين است كه با واقعيت كنار بياييد. اگر فكر مي كنيد كه احتمالاً با يكي از اين افراد روبه رو بوده ايد، مطمئناً درست فكر كرده ايد. اگر شك داريد، مراحل زير را قدم به قدم طي كنيد.

2.              بدانيد كه خيلي افراد سازگار نيستند. گاهي اوقات كسي كه با همه كنار مي آيد ممكن است براي شما فردي غيرممكن باشد. اكثر روابط بين افراد سايه هاي مختلف خاكستري دارد اما برخي افراد مثل آب و روغن با همه قاطي مي شوند. احتمالاً از فرد غيرممكنتان شنيده ايد كه، "همه من را دوست دارند". اين تلاشي است براي انداختن تقصير بر گردن شما پس آن را جدي نگيريد. مهم نيست كه روابط اين فرد با ديگران چطور باشد، واقعيت اين است كه رابطه بين شما دو نفر افتضاح است. يادتان باشد كه مقصر جلوه دادن شما واقعيت را تغيير نمي دهد.

3.              بفهميد كه مقصر شما نيستيد، آنها هستند. شايد سخت باشد چون اين افراد معمولاً توانايي زيادي در مقصر جلوه دادن ديگران دارند. اگر با چنين فردي مواجه هستيد احتمالاً مداوماً به شما مي گويد كه فلان مسئله يا مشكل تقصير شماست. اما اينطور نيست. واقعيت اين است كه هرچه بيشتر شما را مقصر جلوه دهند، خودشان تقصيركار جلوه مي كنند. اما به خاطر داشته باشيد كه اين راه مقصر دانستن آنها نيست. مقصر دانستن كار آدم هاي غيرممكن است كه دچار اختلال شخصيتي هستند. شما بايد فقط اين واقعيت را بدانيد، به خاطر خودتان. به زبان ساده تر: اگر بتوانيد مسئوليت اشتباهات خود را بپذيريد و براي ارتقاء خودتان تصميم بگيريد، پس يك فرد غيرممكن به حساب نمي آييد، چون اين افراد به نظر خودشان هيچ كار اشتباهي انجام نمي دهند.

4.              آرامش خود را حفظ كنيد و با عصبانيت با آنها برخورد نكنيد. هر كاري كه مي كنيد، فقط گريه نكنيد. اينكار باعث مي شود كه رفتار زشت خود را بيشتر ادامه دهند. سعي كنيد ناديده شان بگيريد. مثلاً نگاهتان را جاي ديگري بيندازيد و بحث ديگري را شروع كنيد. موضوعي را پيدا كنيد كه در آن با آنها هم عقيده باشيد. تحت هيچ شرايطي در انتقادها و عيب جويي ها با آنها همراه نشويد. هيچ وقت با آنها يا هر كس ديگري بد حرف نزنيد چون بااينكار در حد آنها خواهيد شد. يك چيز مثبت به مسئله وارد كنيد. و تا مي توانيد آرامش خود را حفظ كنيد.

5.              بدانيد كه نمي توانيد مثل كسان ديگر با اين افراد برخورد كنيد. يك جورهايي بايد مثل بچه ها با آنها رفتار كنيد. قيد هر جور بحث منطقي را با آنها بزنيد چون هيچوقت ممكن نخواهد بود. تنها چيزي كه عايدتان مي شود اين خواهد بود كه يك عالم تقصير و گناه بر گردنتان مي افتد.

6.              اعتماد به نفستان را حفظ كنيد. اگر مداوماً با همچنين فردي رابطه داريد كه هميشه سعي دارد شما را منبع همه بدي ها نشان دهد، بايد براي حفظ يك تصوير مثبت از خود اقدام كنيد. به خودتان يادآور شويد كه نظر اين شخص لزوماً واقعيت نيست. اگر مي بينيد كه انتقادات آنها خيلي دور از واقعيت است، از آنها دوري كنيد. مطمئناً شما به اندازه اي كه اين فرد دوست دارد به شما بقبولاند بد نيستيد. سعي نكنيد با داد و بيداد از خودتان دفاع كنيد چون او را به ادامه حرفهاي خود تحريك تر مي كند.

7.              عصبانيتتان را سركوب كنيد. اينطور فكر كنيد كه عصباني شدن شما براي آن فرد مثل يك هديه بي نظير است. هر حرفي كه موقع عصبانيت بزنيد يا هر كاري كه انجام دهيد بارها و بارها عليه شما استفاده خواهد شد. اين افراد حافظه هاي فوق العاده اي دارند و مطمئناً از يادآوري مسائل گذشته بر عليه شما ابايي ندارند.

8.              از خودتان دفاع نكنيد. بايد بفهميد كه به هيچ وجه نمي توانيد به اين افراد ضربه بزنيد. به خاطر همين است كه اسم "غيرممكن" را روي آنها گذاشته اند. در ذهن آنها شما منبع همه اشتباهات هستيد و هيچ حرفي كه بر زبانتان بيايد خلاف آنرا به آنها نشان نخواهدداد. نظر شما براي آنها هيچ فرقي نمي كند چون در دادگاه ذهن آنها شما مقصر شناخته شده ايد.

9.              بدانيد كه بالاخره شما و شخص غيرممكن بايد از هم جدا شويد. اين شخص چه دوستتان باشد، چه رئيستان، چه خانواده يا همسرتان، بالاخره زماني مي رسد كه مي فهميد بايد از او جدا شويد. حفظ رابطه با چنين شخصي واقعاً غيرممكن است. اگر نتوانيد بلافاصله از او جسماً فاصله بگيريد، بايد اول از نظر روحي و فكري از او جدا شويد. وقتي در فكرتان از او جدا شديد، دير يا زود زماني مي رسد كه مي توانيد به آن واقعيت فيزيكي بدهيد.

10.          اجازه ندهيد شخص غيرممكن شما را مثل خود كند. اگر مراقب نباشيد، به خودتان مي آييد و مي بينيد كه رفتار شخص غيرممكن را پيدا كرده ايد حتي اگر خودتان علاقه اي به آن نداشته باشيد. اما بايد درك كنيد كه اين بخشي از شخصيت او است و هر كاري كه بكنيد نمي توانيد گذشته آن فرد را تغيير دهيد.

11.         مدير باشيد. تا زمانيكه رابطه تمام نشده باشد، وظيفه شما مديريت كردن شخص غيرممكن است تا تخريب كمتري متوجه تان شود. بهترين منابع براي شما بعنوان يك مدير، سكوت، به شوخي گرفتن فرد مقابل و قطع اميد از تغيير دادن اوست. افراد غيرممكن به حرفهاي منطقي شما گوش نمي دهند. نمي توانند. حتي اگر بتوانند هم نمي خواهند. نمي توانيد آنها را متقاعد كنيد كه بخشي از تقصير مشكلاتي كه بين شما وجود دارد بر گردن آنهاست. آنها با دلايل منطقي اشتباهات خود را نمي پذيرند. به نظرشان اصلاً  خطايي مرتكب نشده اند. پس بايد درك كنيد و اين طرز تفكر را بدون انداختن تقصير بر گردن آنها مديريت كنيد.

12.         بدانيد كه اشخاص غيرممكن طرح و نقشه دارند. خودتان را بايد آماده كنيد كه همه اشتباهات و شكست هاي شخص غيرممكن به گردن شما انداخته خواهد شد. يادتان باشد، در ذهن آنها تقصير همه چيز گردن شماست. آنها تا بي نهايت مي توانند براي ثابت كردن اين ادعاي خود برايتان حرف بزنند و اگر اشتباه كرده و به اينكار تشويقشان كنيد خيلي خوشحال مي شوند كه به شما ثابت كنند شما آن فرد غيرممكن هستيد.

13.         برعكس آنها باشيد: شخصي ممكن باشيد. بعنوان نمونه اي از صبر، توشع و مهرباني زندگي كنيد چون اينها دقيقاً متضاد آن چيزي هستند كه فرد غيرممكن است. همه ما تحت تاثير افراد پيرامونمان هستيم و مي دانيم كه هيچكدام از آنها كامل نيستند، حتي خود شما. بايد به ديگران احترام بگذاريد چون انسان هستيد. اگر به شما احترام گذاشته نشد، اين ديگر مشكل آنهاست نه شما. ديگران را درك كنيد و مطمئن باشيد كه ديگران هم دركتان مي كنند. اين تنها راهي است كه ممكن است اوضاع را كمي قابل تحمل تر كند. شايد كلاً تغيير نكنند اما باز از آنچه هستند بهتر مي شوند.

نكات

·         مهم: اگر اين شخص غيرممكن را دوست داريد و برايتان مهم است و رابطه طولاني مدتي با او داريد، از آنها بخواهيد كه ار متخصص كمك بگيرند.

·         خود را قرباني نكنيد. قبل ازاينكه براي برخورد با شخص غيرممكن تلاش كنيد بايد ياد بگيريد كه چطور احساسات خود را كنترل كنيد. اگر نمي توانيد به كل اين شخص را از زندگي خود دور كنيد—چون در محل كار شماست، يكي از اعضاي خانواده است يا هر دليل ديگر—خيلي مهم است كه علايق ديگري پيدا كنيد يا با متخصص مشورت كنيد.

·         همچنين دقت كنيد كه همه ما برخي اوقات برخي از اين اختلالات شخصيتي را نشان مي دهيم. همه چيز بستگي به اين دارد كه يك فرد "طبيعي" را چطور تعريف كنيد.

·         ليست زير 10 نمونه از مهمترين اختلالات شخصيتي است. عنوان كردن آنها به اين دليل نيست كه بتوانيد اختلالات ديگران را تشخيص دهيد بلكه براي اين است كه آگاه باشيد خصوصيات شخصيتي مختلف چطور با هم ادغام مي شوند. اما اگر كسي بعضي از اين خصوصيات را داشت لزوماً به اين معنا نيست كه دچار آن اختلال شخصيتي است.

ú         افراد مبتلا به اختلال اسكيزوئيد همان افراد منزوي و گوشه نشين هستند. آنها به هيچ وجه از روابط نزديك لذت نمي برند، حتي اينكه عضوي از يك خانواده باشند. علاقه بسيار كمي به سكس يا هر فعاليت عادي ديگر دارند و از نظر احساسي سرد به نظر مي رسند.

ú         افراد اسكيزوفرني گونه واقعاً ديوانه نيستند، فقط آنطور به نظر مي رسند و عمل م يكنند. ممكن است متعلق به گروه هايي باشند كه در نظر مردم عادي شديداً غيرعادي و عجيب بيايد.

ú         افراد غيراجتماعي تصور مي كنند كه ديگران بد هستند و تنها راهي كه برايشان مانده اين است كه سر آنها را كلاه بگذارند. اما هميشه هم آنها را در زندان نمي بينيد. آنها معمولاً افرادي بسيار جذاب هستند و فروشنده ها يا سياست مداران بسيار خوبي مي شوند.

ú         افراد مبتلا به اختلال شخصيتي نمايشي چه زن باشند و چه مرد معمولاً ملكه نمايش خطاب مي شوند. آنها براي توجه ديگران زنده اند و براي به دست آوردن آن معمولاً از حد خود فراتر مي روند. هميشه بايد بهترين ماشين زير پايشان باشد، بهترين منطقه شهر زندگي كنند، بهترين لباسها را بپوشند و بچه هايشان را به بهترين مدرسه ها بفرستند.

ú         افراد مبتلا به وسواس فكري-عملي كه اضطراب هاي خود را با غرق شدن در جزئيات مسائل و از ياد بردن هدف اصلي يك فعاليت، برطرف مي كنند. آنها ساعات زيادي از روز را به تكرار كارهاي روزمره خود مثل بارها و بارها شستن دست هايشان يا تميز كردن بي وقفه خانه و ماشين مي گذرانند و ديگر وقتي براي نگران بودن درمورد مشكلات بزرگ زندگي برايشان نمي ماند.

ú         افراد با شخصيت هاي وابسته كه معمولاً اعتماد به نفس پاييني دارند. به هيچ وجه در زندگي ريسك نمي كنند و برايشان مهم نيست ديگران با آنها چه برخوردي داشته باشند. گاهي اوقات با اينكه مي دانند در يك رابطه بد هستند اما باز با اينحال احساس امنيت مي كنند چون مي توانند آن رابطه را درك كنند. برايشان ساده تر است كه همان رابطه بد را تحمل كنند تا بخواهند يك رابطه اي ديگري كه ممكن است بدتر باد را شروع كنند يا اصلاً رابطه اي نداشته باشند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي مرزي كه معمولاً مرزهاي درون فردي ضعيفي دارند و معمولاً روابطشان بسيار شديد، عاشقانه و كوتاه مدت است. چون عاشق عشق هستند نه عاشق فردي خاص. وقتي رابطه كم كم سرد مي شود خيلي راحت مي توانند آنرا كنار بگذارند. به ندرت مي توانند با كسي از جنس مخالف خود بدون ابراز عشق و محبت صحبت كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي خوددار كه شديداً خجالتي هستند و در تلاشند كه از موقعيت هايي كه ممكن است موجب خجالت زدگي آنها شود دوري مي كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي پارانوئيد كه معمولاً ريسك هايي كه اكثر ما مي پذيريم را دفع مي كنند چون به عقيده آنها اتفاق افتادن آن بسيار دور از ذهن است. آنها دوست دارند همه بدي هاي دنيا را به يك گروه از افراد بد نسبت دهند كه سعي دارند ما را كنترل كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي منفعل-پرخاشگر كه دشمي خود را به طور غيرمستقيم به ديگران حالي مي كنند مثل مهماني كه سر ميز شام به ميزبان مي گويد، "دستتان درد نكند خيلي خوشمزه بود، هيچوقت فكر نمي كردم از اين تكه هاي ارزان گوشت هم بشود غذاي خوشمزه پخت".

·         اگر هيچ چيز كمكتان نكرد، سعي كنيد تجربياتتان با اين اشخاص را درس هاي باارزش زندگي بدانيد. بدانيد كه بعد مدتي كنار آمدن با اين افراد، كنار آمدن با افراد عادي برايتان خيلي ساده تر خواهد شد. در رابطه تان با آنها يك دوره آموزشي خيلي خوب درمورد برخورد با افراد سرسخت مي بينيد كه بااينكه الان برايتان ناخوشايند است اما درس هايي كه مي گيريد در زندگي آينده برايتان ارزش زيادي خواهد داشت.

·         بپذيريد كه با يك سوءاستفاده گر احساسي روبه رو هستيد. اطلاعات زير مي تواند به دردتان بخورد.

ú         مهربان باشيد حتي اگر با منفي ترين حالت با شما برخورد كردند. اگر تنها هستند و نمي دانند چطور بايد توجه ديگران را جلب كنند، جذب رفتار محبت آميز شما خواهند شد و تغيير مي كنند. اما اگر ذاتاً افراد احمق و سرسختي هستند كه دوست دارند حرص ديگران را دربياورند، باز هم مهرباني و ملاطفت شما آنها را عصباني خواهد كرد چون نمي دانند كه چطور مي توانند حرصتان را دربياورند به همين خاطر بعد از مدتي رهايتان مي كنند.

·         در خرج كردن مهربانيتان دقت كنيد. مطمئناً دلتان نمي خواهد مدام به كسي كه از شما سوءاستفاده مي كند پاداش دهيد چون او را به سوءاستفاده بيشتر تشويق مي كند. مثلاً ممكن است سرتان داد بزنند كه كاري كه وظيفه خودشان است را انجام دهيد و شما تصميم مي گيريد كه مهربان باشيد و آنكار را انجام دهيد. بااينكار آن فرد احساس مي كند كه با داد زدن ديگر مي تواند شما را مجبور به انجام هر كاري بكند.

·         برخي از اين اشخاص مهرباني شما را تمايل شما براي خدمت كردن به خودشان مي بينند. وقتي ديديد كه چنين اتفاقي افتاد، خيلي آرام و با مهرباني حرفشان را رد كنيد. دروغ نگوييد، لازم نيست هيچ توضيحي برايشان بدهيد، فقط كافي است كه آن كار را رد كنيد. دروغ گفتن فقط كار را خراب تر مي كند و رابطه تان با اين شخص را سخت تر.

·         با آنها مخالفت نكنيد. راهي براي هم عقيده شدن با آنها پيدا كنيد حتي اگر مي دانيد كه اشتباه مي كنند. اگر مي گويند براي جلب نظر ديگران خيرات كرده ايد مي توانيد بگوييد كه ممكن است حق با آنها باشد. اينكار باعث مي شود كه جنگ و جدال ها كمتر شود. حتي مي توانيد وقتي خود را هم عقيده او نشان مي دهيد لبخند كوچكي هم بر لبانتان بنشانيد.

·         بدانيد كه سالمترين راه براي كنار آمدن با اشخاص غيرممكن دور كردن آن فرد از محيط اطرافتان است. با قرار دادن خود در معرض آن فرد خودتان را شكنجه نكنيد. ارزش شما خيلي بيشتر از اين حرفهاست. يادتان باشد كه به هيچ طريقي نمي توانيد او را درست كنيد.

·         وقتي كسي از شما سوءاستفاده مي كند، بقيه افراد سعي مي كنند با شما همدردي كنند. هيچ نيازي نيست كه طرف مقابلتان را نزد ديگران بد جلوه دهيد چون همه خودشان دير يا زود آنرا خواهند فهميد. اگر شخص غيرممكن باعث عصبانيتتان مي شود، بقيه هم به احتمال زياد اذيت مي شوند.

·         سعي كنيد به نقاط مثبت قضيه فكر كنيد. فكر به اينكه او هم يكي از بنده هاي خداست و خدا او را دوست دارد، حتي اگر خودتان او را دوست  نداشته باشيد، آرامش بيشتري به شما مي دهد.

هشدارها

·         هيچوقت شخص غيرممكن را عصباني نكنيد. بااينكه خيلي زود از كوره در مي روند  و به نظر خودشان در نظر همه افراد منطقي هستند، واقعيت اين است كه اگر عصبانيشان كنيد طوري حرصشان را سر شما خالي مي كنند كه باورتان نشود. هيچوقت سعي نكنيد با آنها بحث منطقي كنيد و برايشان دليلي و برهان بياوريد. با آنها مثل بيمار يا بچه ها رفتار كنيد. براي چنين رفتاري به تمرين نياز داريد اما يك مهارت اجتماعي است كه ارزش يادگيري را دارد.

·         اگر به هر دليلي توانستيد با دليل و مدرك شخص غيرممكن را متقاعد كنيد كه تقصير گردن آنهاست، اين احتمال وجود دارد كه كاملاً از آنطرف بام بيفتند و فكر كنند كه اگر در اين مورد خاص حق با آنها نيست پس در 100% موارد و موقعيت هاي ديگر هم اشتباه گردن آنهاست. اين تكنيكي است كه براي جلب همدردي ديگران به كار مي گيرند.

·         هيچوقت حستان درمورد اين فرد را به ديگران نگوييد. اگر رفتار غيرممكن اين شخص غيرممكن را اعتراف كنيد، و فرد مقابلتان هم نظرات شما را به ديگران انتقال دهد، اين احتمال وجود دارد كه به گوش خود شخص غيرممكن هم برسد و اين كار را از آنچه كه هست هم خراب تر مي كند.

·         از طرف ديگر اگر نمي توانيد از اين شخص دوري كنيد شايد بد نباشد كه با كمك شخصي ديگر اين موقعيت را مديريت كنيد.

·         حريم شخصيتان را حفظ كنيد. شخص غيرممكن از هر اطلاعات شخصي شما عليه تان استفاده مي كند. آنها مي توانند فقط به خاطر اظهار نظري كه سر ميز شام كرديد، داستان هاي زيادي را درمورد شما براي ديگران نقل كنند. يادتان باشد كه مهارت خيلي خوبي در به حرف كشيدن شما دارند. آنها به خوبي خود را  فردي نرمال  و عادي نشان مي دهند و اين باعث مي شود با خودتان فكر كنيد كه چندان آدم بدي هم نيستند. اين اشتباه بسيار بزرگي است. چون همان موقع كه برايشان درد و دل كرديد درواقع گور خودتان را كنديد. او از كوچكترين و ريزترين اطلاعات ممكن بر عليه تان استفاده مي كند.

·         هيچوقت با اين واقعيت كه آنها منبع و منشاء مشكل هستند با شخص غيرممكن برخورد نكنيد. چون با بمباراني از انكار روبه رو خواهيد شد.

·         مراقب حركات و اشارات غيركلامي آنها باشيد چون ممكن است سوء تفاهماتي ايجاد كند.

·         در ايجاد هر نوع برخورد فيزيكي با اين افراد بسيار دقت كنيد. حتي زدن يك ضربه آرام روي پشتشان مي تواند آرامترين شخص غيرممكن را هم به خشم بياورد.

·         به هيچ وجه اين مقاله را براي ثابت كردن سرسختي آنها نشانشان ندهيد. هميشه يادتان باشد كه هيچ راهي براي متقاعد كردن آنها وجود ندارد. تلاش شما بي حاصل خواهد بود.

·         قبل از به كار بردن نكات و هشدارهايي كه در اين مقاله ذكر شد، مطمئن شويد كه خودتان يكي از آن اشخاص غيرممكن نيستيد. چون ممكن است به خودتان صدمه بزنيد.

·         بدانيد كي وقت خداحافظي است. اگر اين رابطه خسته تان كرده است يا فكر مي كنيد كه رفتارهاي او برايتان خطرناك شده است و ممكن است به شما صدمه بزند، رهايشان كنيد. هر چه سريعتر رابطه تان را با او قطع كنيد. شخص غيرممكن تلاش خواهد كرد كه باز با شما رابطه ايجاد كند اما نپذيريد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۶

واكنش صحيح در برابر انتقادات

آيا از انتقادهايي كه با آنها روبرو مي شويد به عنوان ابزاري براي هر چه غني تر و آيين مند تر شدن استفاده مي كنيد؟ و يا بالعكس واكنش غير متخصصانه از خود نشان مي دهيد؟ آيا به موقعيتي هايي كه مي توانيد به نحو احسنت از آنها براي رشد و تعالي خود استفاده كنيد به ديده ي ترديد مي نگريد؟

شكي نيست كه پذيرش و هضم انتقاد كار دشواريست، حتي اگر منتقد در نهايت حسن نيت و درستي به اظهار نظر بپردازد. قبول كردن حرف هاي كسي كه اشتباهاتتان را به شما گوشزد مي كند امر خوشايندي نخواهد بود؛ اما براي تجلي هر چه بيشتر موفقيت در جامعه، "انتقاد" بايد در ذهن افراد جا بيفتد، در روح آنها سيلان پذيرد و به عنوان پاره اي تفكيك ناپذير از بدنه ي فرهنگي جامعه درآيد.

بحث توانايي يا ناتواني يك انسان به هنگام تقابل با شايستگي هاي فردي مطرح مي گردد و ميدان اين مقابله ظرفيت "انتقاد پذيري" اوست. براي درك صحيح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستري مناسب است كه اگر اين فضاي مناسب پديد آيد، شخص آسانتر مي تواند روند تكاملي خود را طي نمايد و از اين بابت بايد از منتقد تشكر و قدرداني نيز بعمل آورد. اگر بتوانيد يك چنين تحولي را در سير انديشه هاي خود ايجاد كنيد، آنگاه در زندگي فردي و شغلي خود به موفقيت هاي چشمگيري دست پيدا خواهيد كرد.

تحقيقات و تفصيل هاي گسترده در حيطه ي روانشناسي حاكي از اين مطلب است كه افراد زبده در هر رشته اي ياد گرفته اند كه به انتقادات با ديدي متفاوت از آنچه افراد معمولي دارند، نگاه كنند.

اين افراد انتقاد را به مثابه يك بازخوراند ارزشمند مي پندارند و از آن به عنوان فرصتي كم نظير براي پيشرفت و ترقي استفاده مي كنند. تنها دغدغه ذهني آنها، هدفمند و نظامند كردن اموري است كه در دست اجرا دارند و نه تنها هيچ گاه با بدفهمي يا دانش ناكافي با انتقادها برخورد نمي كنند، بلكه نرمش خاصي نيز از خود نشان مي دهند.

افراد حرفه اي به جاي اينكه از انتقاد فرار كنند به آن خوش آمد مي گويند.  حتي مي توان گفت به دنبال مشاوران و مستشاراني هستند كه پيوسته پيشنهاد كننده ي انتقادات سازنده و گاه دردناك نيز باشند. آنها سپس از اين نظرها به عنوان رهنموني براي پيشرفت مداوم بهره مي جويند.

براي اينكه در زمره مجريان درجه يك قرار بگيريد لازم است تا با روي باز از اظهارنظرهاي ديگران سود ببريد. در اينجا چند گام وجود دارد كه مي توانيد با به كار گيري آنها در زندگي روزمره هم پذيرش انتقاد ها را براي خود قابل هضم تر كنيد و هم به نفع خود از آنها استفاده كنيد.

1- كليد توقف را فشار دهيد

مهم است كه بتوانيد خونسردي و آرامش خود را حفظ كنيد و حالت تدافعي و بسته به خود نگيريد. يك نفس عميق بكشيد. لازم نيست حرفي بزنيد يا كاري انجام دهيد. اين توقف كوتاه مدت نه تنها به شما كمك مي كند تا خود را موجه سازيد و آماده تان مي كند تا به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد بلكه نشان از توازن فردي و اعتماد به نفس شما نيز دارد. حفظ آرامش در زمان شنيدن انتقاد نشان از آن دارد كه شما بر روي خودتان كنترل داريد.

2- مغزتان را روشن و احساساتتان را خاموش كنيد

اين خيلي مهم است كه واكنش اتوماتيك احساسي خود را در مقابل انتقادها غير فعال كنيد. در غير اينصورت دستخوش احساسات شده و قادر نخواهيد بود بطور عيني از ارزش انتقاداتي كه به شما مي شود آگاه شويد. بيشتر سعي كنيد بر روي واژه ها و حقايق متمركز شويد نه احساساتي كه واژگان و عبارات در شما ايجاد مي كنند. بدون توجه به اين مطلب كه فرد مقابل با چه لحني در حال گفتگوست به خودتان بگوييد كه اين مطالب صرفاً براي ترقي شما و نه نابود كردنتان بيان مي شود.

3- به دقت گوش كنيد

مشتاقانه به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد. اگر شما ذهن خود را به تكذيب و رد كردن حرف هاي او مشغول كنيد، آنوقت اين امكان وجود دارد كه برخي از اطلاعات مهمي را كه مي تواند به شما كمك كند تا از اشتباهات خود در آينده  اجتناب كنيد و عملكرد كلي خود را ارتقا بخشيد را از دست بدهيد.

4- اشتباهات خود را قبول كنيد

پذيرفتن اشتباهات و اعتراف كردن به آنها به آن معني نيست كه شما انسان كارامدي نيستيد و در نظر ديگران فرد ناتوان و شكست خورده اي قلمداد مي شويد. اگر اعتقاد داشته باشيد كه انتقاد به نفع شما بوده و از اعبتار بالايي برخوردار مي باشد، مي توانيد به راحتي مسئوليت كامل كاري را كه انجام داده ايد را به عهده بگيريد. هيچ چيز و هيچ كس را به دليل اشتباهاتي كه از شما سر مي زند سرزنش نكنيد. نيكوست كه اگر شرايط را مناسب ديديد يك عذر خواهي ديپلماتيك نيز انجام دهيد: " متاسفم كه كارهاي من منجر به يك چنين نتيجه اي شد، قصد من واقعاً چنين چيزي نبود". باز هم اگر شرايط مناسب بود مي توانيد سوال كنيد كه اگر پيشنهادي دارند ارائه دهند تا دفعه آينده شما عملكر و كارايي خود را بهبود ببخشيد.

5- اقدام اصلاحي انجام دهيد

زمانيكه به طور كامل به حرف هاي طرف مقابل گوش كرديد و از پيشنهادهاي او براي پيشرفت و بهبود مطلع شديد، اشتياق خود را براي رسيدن به موفقيت هاي بيشتر در آينده نشان دهيد. سپس هر فعاليتي را كه قصد داريد انجام دهيد تا اشتباه مرتكب شده ي شما را جبران و يا خنثي نمايد را مطرح كنيد.

6- از حسن نيت طرف مقابل قدرداني كنيد

از منتقد به خاطر بازخوراندش تشكر كنيد و به او بفهمانيد كه چقدر حرف هايش برايتان ارزشمند هستند. اين امر نشان مي دهد كه شما توانايي آن را داريد كه از انتقادها به عنوان وسيله اي براي رشد و پيشرفت خود بهره ببريد، يعني همان فاكتور كليدي كه هر رهبر با لياقتي از آن برخوردار است. علاوه بر اين اجازه دهيد كه طرف مقابل بداند كه شما با روي باز از ساير نظرهاي او در آينده استقبال خواهيد كرد.

در حالي كه شنيدن هر انتقادي مي تواند تا حدي دلسرد كننده و مايوس كننده باشد، بايد همواره در ذهن خود مرور كنيد كه هر نظر منفي به طور مستقيم در ارتباط است با سرعت بخشيدن به رشد سريعتر و و بازده بالاتر در شما. حتي اگر طرز بيان انتقاد درست نبود، باز هم از خود عكس العمل شديد نشان ندهيد. شما بايد از طرف مقابل متشكر هم باشيد چراكه وقتي انتقاد مي كند همپاي آن براي شما فرصتي به منظور پيشرفت و ترقي فراهم مي آورد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۸:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ.