ي‌كند كه از طريق آن يك سري معني‌هاي نهفته شده در بطن يك پيام، به طريقي تغيير پيدا مي‌كند كه معني دريافت شده برابر با آنهايي است كه شروع كننده پيام، قصد آن را داشته است.
ميكي اسميت، در ارائه مدل ارتباطي خود، تعريفي براي ارتباط آورده كه در آن به انتقال حافظه‌ها در ارتباط نيز اشاره شده است. او مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه‌ها و فكرها در ميان مردم.
 مافيوس اسميت در تعريف ارتباط مي‌گويد:
 هر نوع عملي كه به وسيلة فردي انجام شود كه طي آن فرد ديگري بتواند آن را درك كند ارتباط ناميده مي‌شود. خواه اين عمل با استفاده از يك وسيله انجام شود يا بدون وسيله.
برخي ديگر، داشتن علايم مشابه با شيوة مشابه را شرط ارتباط دانسته‌اند لاسول مي‌گويد: «يك عمل ارتباطي بين دو نفر، وقتي كامل است كه آنها از علايم مشابهي با شيوه‌هاي مشابه آگاه باشند.»
عده ديگري از دانشمندان علوم ارتباطات، در تعريف‌هاي خود، عناصر موجود در جريان ارتباط را نيز مورد توجه قرار داده‌اند. جيمز واتسون، در كتاب فرهنگ ارتباط و بررسيهاي وسايل ارتباطي، تعريفي از ارتباط را برگزيده و ارائه داده است. اين تعريف از آن هولت رينه‌ هارت و وينسون است. اين تعريف نيز تقريباً مشابه تعريف لاسول است.
 ارتباط عبارت است از فراگرد توليد محتوايي نمادي از سوي يك فرد بر اساس يك كد با پيش‌بيني مصرف آن از سوي ديگران بر اساس همان كد.
 روبرت گوير در كتاب فراگرد ارتباط مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از روشي كه حداقل متضمن چهار عنصر زير باشد.۱- توليد كننده‌اي كه ۲- علامت يا نمادي را. ۳- براي حداقل يك دريافت كننده مطرح كند.
 ۴) و او درك معني كند.
 آرانگارن در كتاب ارتباط انساني مي‌نويسد:ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدودة سه چيز، انتشارemission انتقا ل condution و دريافت message.ميلر در كتاب روانشناسي زبان شناسي در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
 ارتباط هنگامي روي مي‌دهد كه يك منبع پيام، علايمي را از طريق كانال به دريافت كننده‌اي كه مقصد destination محسوب مي‌شود، ارسال كند.
گروه ديگري، در تعريف خود از ارتباط، پيام را بيشتر شكافته‌اند و روي آن تاكيد كرده‌اند مانند برلسون واشتاينر:
 انتقال اطلاعات، ايده‌ها، انگيزه‌ها، مهارتها و غيره، از طريق استفاده از نمادها.symbols، كلمات، تصاوير و شكلها، اعداد، نمودارها و غيره، عمل يا فراگرد انتقالي محسوب مي‌شود كه معمولاًَ آن را ارتباط مي‌گويند. برخي از تدوين كنندگان تعريف براي ارتباط به ارتباط مستقيم و غيرمستقيم اشاره كرده‌اند.
 براونل در كتاب اجتماع انساني مي‌نويسد:در فراگرد ارتباط مستقيم چيزي به نمادها تبديل و از شخصي به شخص ديگر انتقال مي‌يابد.، ولي ارتباط مستقيم، كاركرديfunction است از همانندي مردم نسبت به يكديگر و اين ارتباطي است بدون رسانة نمادين و در واقع همانند‌اي است از تجربه.
برخي ديگر در تعريفهاي خود از ارتباط(نه ارتباط جمعي) وسايل ارتباطي را مورد توجه قرار داده‌اند. انجمن بين‌المللي تحقيقات ارتباط جمعي(.International Association for Mass Communication Research) تعريف زير را براي ارتباط ارائه داده است:
 منظور از ارتباط روزنامه‌ها، نشريات، مجلات، كتابها. راديو، تلويزيون، آگهي، ارتباطات دور(تلفن، تلگراف، كابلهاي زير دريايي) و پست است. همچنين ارتباط چگونگي توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آن را در بر مي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۶)
 چارلز كولي در كتاب مفهوم و معني ارتباط در سازمانهاي اجتماعي ارتباط را چنين تعريف كرده است:
 ارتباط مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس و به وسيلة آن به وجود مي‌آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پاية آن توسعه پيدا مي‌كند. ارتباط، حالات چهره، رفتارها، حركات، طنين صدا، كلمات نوشته‌ها، چاپ، راه‌آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه انسان بر مكان و زمان ساخته شده است را در برمي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۸)
 او در سال۱۹۲۴ در اين باره مي نويسد: «خط واضح و دقيقي ميان معني‌هاي ارتباط و بقية كلمات بيروني آن وجود ندارد. در معني همة عينيتها و عملها، نماد بياني از ذهن هستند و تقريباً هر چيز ممكن است به عنوان علامت مورد استفاده قرار گيرد.» همان طور كه ملاحظه مي‌شود كولي در اين تعريف، تلگراف و تلفن را در كنار راه‌آهن به عنوان وسايل ارتباطي معرفي كرده است. ريموند ويليامز در كتاب ارتباطات در اين باره مي‌نويسد:
 كلمة : communication در زبان انگليسي از قديم به معناي انتقال افكار، اطلاعات و رفتارها از شخصي به شخص ديگر به كار رفته است. اما اكنون اين كلمه به معناي راه و وسيلة حمل و نقل از مكاني به مكان ديگر نيز استفاده مي‌شود و در معناي اخير راه‌آهن، كانالهاي دريايي و تمام مجراها و وسايل مسافرت و حمل و نقل انسانها و كالاها را در بر مي‌گيرد كه معمولاً به همة آنها ارتباطات مي‌گويند. در حالي كه اكنون وسايل جديد انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر كه شامل دستگاه‌هاي چاپ، تلگراف، تلفن، بي‌سيم، فيلم، راديو و تلويزيون است نيز ارتباطات ناميده مي‌شوند. به اين ترتيب در صورتي كه كلمة ارتباطات هم براي وسايط حمل و نقل و هم وسايل انتقال افكار و اخبار به كار رود. اين نوع وسايل و سايط با هم اشتباه شده و تشخيص آنها با دشواري روبرو مي‌شود. بنابر اين بهتر است كه براي معرفي وسايط انتقال انسانها و كالاها به جاي ارتباطات كلمة حمل ونقل transport استفاده شود و اصطلاح ارتباطات به تاسيسات و وسايلي كه وظيفة انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انسان را به عهده دارند اختصاص داده شود و براي معرفي جريان انتقال و دريافت پيام به كار رود.برخي از ديگر كارشناسان ارتباطات، در تعاريف خود مانند تعريف فوق، تاكيد دارند كه گيرنده يا فرستنده حتماً نبايد انسان باشد. به عنوان مثال چارلزموريس دامنة جريان ارتباط را تا آنجا توسعه مي‌دهد كه مي‌گويد رادياتور يك اتومبيل با اطراف خود ارتباط برقرار مي‌كند و پيام گرم شدن خودش را پخش مي‌كند. موريس تاكيد مي‌كند كه در ارتباط انتقال معني مهم است، حال اين انتقال با زبان انجام گيرد يا با وسيلة ديگري.
آرانگارن به هنگام توضيح دربارة انتقال و دريافت پيام مي‌گويد:
 بايد توجه كرد كه دريافت كننده پيام الزاماً نبايد يك انسان باشد بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. به همين ترتيب منتشر كننده پيام نيز الزاماً نبايد انسان باشد، بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. سرانجام به مسئله‌اي كه بايد توجه كرد اين است كه مقصود از پيام همان معناي روزمرة آن بدون هيچ گونه توضيح اضافي ديگري است.
عده‌اي از كارشناسان ارتباط در تعريفهاي خود حتي وجود ارتباط را در مورد روابط بين ماشينهاي خودكار و يا وراثت نيز ذكر كرده‌اند. كلودشنن در اين باره مي‌گويد:
 امروزه تمام ارتباط در يك معناي وسيع به كار مي‌رود و شامل تمام روشها و ساز و كارها و طرز كار دستگاههايي است كه يكي بر ديگري تاثير مي‌گذارد. به عنوان مثال دستگاهي كه قادر است به طور خودكار يك هواپيما را كنترل و جهت حركت آن را تنظيم كند اگر بر يك موشك‌انداز خودكار تاثير بگذارد و اين موشك انداز تحت تاثير عبور اين هواپيما به طور خودكار به كار افتد و آن را منهدم كند ارتباط روي داده است.
جرج ميلر در كتاب ارتباط زبان و معني به ارتباط بين ماشينها و حتي ارتباط در وراثت اشاره مي‌كند.
و سرانجام تعريف جرج گوردن در مورد ارتباط زمينه‌اي فوق‌العاده وسيع براي ارتباط مطرح كرده است. او در كتاب زبانهاي ارتباط مي‌گويد:«هر چيزي كه انسان انجام مي‌دهد به نحوي با مفهوم عمومي ارتباط مربوط است.»
رونالد بنژ نيز گسترة عظيمي براي ارتباط قايل شده است و مي‌گويد:«هيچ چيز هويت پيدا نمي‌كند. مگر در ساية ايجاد ارتباط.»
آخرين تعريفي كه به آن اشاره مي‌كنم، تعريفي است از دنيس لانگي و ميشل شين كه در فرهنگ لغات ارتباطات، سال۱۹۸۶ آمده است. آنها مي‌نويسند:
 «ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يك نقطه، يك شخص، يا يك دستگاه به ديگر ا ن.ُ
● تعريف پيشنهادي براي ارتباط
 به هر حال با توجه به تعاريف فوق مي‌توان گفت: «ارتباط عبارت از فراگرد انتقال پيام از سوي فرستنده براي گيرنده مشروط بر اينكه تأثيري بجاي گذاشته‌ باشد» يا در تعريف ديگري مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه: ارتباط يعني همانا ديده‌شدن، شنيده‌شدن، فهميده‌شدن و حاصل‌شدن از سوي ديگران است و هم‌چنين ديدن،‌ شنيدن، درك و پذيرش روح آنهاست و اينجا است كه مي‌گوييم ارتباط برقرار شده است.
● انواع روابط انساني از ديدگاه بوبر
مارتين بوبرmartin buber) )فيلسوف اتريشي به سه نوع رابطه با استفاده از تعابير شاعرانه اشاره مي‌كنند.
۱) رابطه من و آن I- IT Communication
۲) رابطه من و شما I- You Communication
۳) رابطه من و تو I- Thou Communication
▪ ارتباط من و آن
در رابطه من و آن، انسانها با يكديگر برخورد هاي كاملا غير مشخصي دارند و تقريبا با آنها همچون اشياء برخورد مي‌كنند. در رابطه من و آن، به طرف مقابل زياد اعتماد نمي‌كنيم. حتي اصلا اهميتي نمي‌دهيم كه چنين آدمي وجود دارد(رابطه با فروشندگان، كاركنان رستورانها، و كارمندان ادرات و... )
در خانواده‌هاي سازمان نايافته، پدر و مادر فرزندان خود را ناديده مي‌گيرند و با فرزندان خود همچون اشياء برخورد مي‌كنند و آنها را انسانهاي بي‌همتا و بي‌نظير در نظر نمي‌گيرند.
▪ ارتباط من و شما
دومين سطح رابطه از نظر بوبر، ارتباط من و شما است كه اكثر تعاملات انسان در زمره اين ارتباطات مي گنجد. ارتباط من و شما حد وسط ارتباطات غير فردي و ميان فردي است. در اين نوع ارتباطات، طرفين با يكديگر مثل اشياء برخورد نمي‌كنند. اما فرديت يكديگر را به طور كامل به رسميت نمي‌شناسند. (گفتگو با فروشنده كتاب، گفتگوي شما يا همكاري‌ها در اين گونه تعاملات)، شما ديگران را به واسطه نقشي كه دارند به رسميت مي‌شناسيد و به فرديت آنها بها نمي‌دهيد. در محيط كار نيز اكثر روابط از نوع روابط من و شماست.
ارتباط ما با ديگران در عرصه‌هاي اجتماعي در مقايسه با ارتباط با عزيزانمان عمق كمتري دارد.به اين ترتيب ارتباط ما با دوستان اتفاقي، همكاران، بستگان دورمان از نوع ارتباط من و شماست.
▪ ارتباط من و تو
نادرترين نوع ارتباط، ارتباط من و تو است. به نظر بوبر، اين نوع ارتباط، عالي‌ترين شكل گفتگوي انساني است. چون طرفين رابطه، يكديگر را موجوداتي ارزشمند و ارجمند و بي‌همتا مي‌بينند. وقتي در سطح من و تو ارتباط برقرار مي كنيم به تماميت و فرديت ديگران توجه مي‌دهيم. ديگر با آنها متناسب با نقش‌هاي اجتماعي آنها برخورد نمي‌كنيم. و آنها را انسانهاي بي‌همتا مي‌بينيم كه كليت وجود آنها را قبول داريم. در ضمن در ارتباطات من و تو، خودمان را نمي‌پوشانيم و بر چهره خود نقاب نمي زنيم بلكه تمام مكنونات قلبي خود را فاش مي‌كنيم. و مزيت‌ها، عيب‌ها ، و اميدها ترسها و نقاط قوت و ضعف خود را با آنها در ميان مي‌گذاريم.
به نظر بوبر در روابط من و تو به طور تمام و كمال انسان مي‌شويم و در تعاملات خالصانه رفتار مي‌كنيم.
به نظر بوبر، اكثر ارتباط انسانها در واقع «ظاهر سازي» هستند. يعني طرفين سخت مراقب چهره و تصوير خود هستند و مدام در بند اين هستند كه خودشان را چطور جلوه دهند و به نمايش بگذارند. اما در روابط من و تو، انسانها همانهايي هستند كه «هستند» و ماهيت و احساس واقعي خود را فاش مي‌سازند از نظر بوبر ارتباط من و تو كاملا ميان فردي است. زيرا در اين نوع برخوردها. انسانها يكديگر را اشخاصي كامل و زنده مي‌بينند.
روابط من و تو زياد رايج نيستند. زيرا نمي‌توانيم مكنونات قلبي خود را با هر كسي در ميان بگذاريم. انسانها دوست ندارند براي هر كسي در دل و با هر كسي رابطه خصوصي برقرار كنند به همين دليل روابط و ارتباطات من و تو بسيار كمياب و مظهر روابط ميان فردي كامل است. (جولياتي. ۱۳۷۹، ص ۴۵-۴۹)
بي‌ترديد در شمردن انواع ارتباط، مي‌توانيم انواع ديگر كنش ارتباطي را بيابيم ولي آنچه كه مسلم است اين است كه ارتباط در هر قالبي بگنجد، پيامش مثبت است و سازنده، البته اگر محتواي ارتباط هدفمند و خيرگرايانه باشد و در غير اين صورت پيام‌هاي منفي، آسيب‌زا هم مي‌تواند در قالب پيام‌هاي ارتباطي بگنجد. به هر صورت آنچه كه در يك پيام مهم است، تأثير مي‌باشد و رساندن پيام به گيرنده پيام.
● ويژگي‌هاي ارتباطات انساني
از آنجايي كه ارتباط بر اساس تعاريف فوق يك فراگرد محسوب مي‌شود. اين فراگرد داراي ويژگي‌هاي زير است.
۱) ميان‌كنشي بودن ارتباط
هنگامي كه مي‌گوييم فرآيند ارتباط ميان كنشي است، ما خود به خود بر آن باور گرايش خواهيم داشت كه، اين فراگرد بر پويايي رابطه ميان انسانها استوار است. اكثر جامعه شناسان و دست اندركاران علوم اجتماعي به معني وسيع كلمه، ميان كنش يا كنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سويه پيامها بين دو انساني كه به عمل ارتباطي پرداخته‌اند مي‌دانند كه به تغيير و دگرگوني در يكي از آنها يا هر دوي آنها مي‌انجامد.
ميان كنش زماني رخ مي‌دهد كه يك جريان و رابطه داد و ستدي دربين اجزاي آن فراگرد به وجود آيد. ميان كنش در ارتباطات عموما به تبادل پيامها اطلاق مي‌شود كه ميان دو نفر در جريان است كه اين خود، منتج به تغيير در پيامها شود. به گونه‌اي روشن، وقتي دو نفر در فراگرد ارتباطي درگير مي‌شوند، در تمام لحظه‌هاي تبادل و ميان كنش، هر يك دگرگون مي‌شوند و اين دگرگوني خود ناشي از دگرگوني در نگرشها و تمايلات هر يك از آنها است. پيامها چه كلامي و چه غير كلامي، تاثيري در طرف مقابل مي‌گذارند و آن تاثير منجر به دگرگوني در نگرشها و رفتارهاي فرد مقابل مي‌شود و او را بر آن مي‌دارد كه از طريق مكانيزم باز خور عكس العملي نشان دهد كه متمايز با آنچه كه قبلا خود نشان داده است، باشد. اين خود، در فرستنده پيام تاثير مي‌گذارد و او نيز دگرگون مي‌شود و ممكن است با شدت بيشتر به كار خود ادامه دهد و يا اينكه از تاب و توان گذشته خود بكاهد.
گاه ممكن است چنين به نظر آيد كه فقط يكي از طرفين فراگرد ارتباطي دگرگون شده است و طرف ديگر تغييري از خود نشان نمي دهد. پژوهشهاي دقيق و خرده نگر، نشان داده‌اند كه چنين نيست. هر دو طرف فراگرد ارتباطي تغيير مي‌پذيرند، هر چند كه ممكن است يكي از آنها چنين تغييري را كمتر از خود بروز دهد و سعي در پنهان كردن احساس و رفتار خود كند. خواه ناخواه انساني كه در فراگرد ارتباطي درگير شده است. دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني با شدت و ضعف در او نمايان خواهد شد گاه دگرگوني در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زماني در رفتار.
در ارتباطات آنچه ميان دو نفر مبادله مي‌شود پيام است. پيام عموما به آنچه نوشته و يا گفته مي‌شود اطلاق مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه پيام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمي‌يابد. بخش عظيمي از پيامهايي كه ميان مردم مبادله مي‌شود در كسوت گفتار و نوشتار نمي‌آيد. بلكه اعمالي هستند كه بيشتر انجام مي‌دهند و حركاتي كه از آنان به منصه ظهور مي‌رسند.
به عبارت ديگر، رفتارها، طرز لباس پوشيدن، بلندي و كوتاهي موي سر و يا ريش، نوع وسيله نقليه كه استفاده مي‌كنند. همه و همه پيامي هستند كه از فردي به ديگري منتقل مي‌شود و به او تفهيم مي‌كند كه طرف مقابل چگونه آدمي است و چگونه مي‌انديشد و چه احساسي دارد. اگر چيزي كه ما مي‌پوشيم و يا حركتي كه انجام مي‌دهيم معني خاصي را به ديگران منتقل مي‌كند. مي‌تواند پيامي از سوي ما به آنان باشد و آن هم مي‌تواند هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي ارتباطي را به وجود آورد (فرهنگي، ۱۳۷۹، ص ۲۴-۲۲)
۲) تعاملي يا مراوده‌اي بودن ارتباط
فراگرد ارتباطي در محيط شكل مي‌گيرد و انجام مي‌پذيرد. محيط نه تنها به فراگرد ارتباطي و نوع آن تاثير مي‌گذارد. بلكه به ادراكات( perception) ، آنچه بين خود ردو بدل مي‌كنيم. و حتي در سطحي كه ارتباط مي‌گيريم نيز تاثير مي‌گذارد. ما در خلاء با يكديگر ارتباط نمي‌گيريم.
كنشها و واكنشهاي ما در مقابل يكديگر در چارجوب نظامهاي اجتماعي( social system)و شرايط فيزيكي حاكم برماست. آنچه شما در خانه با والدين يا خواهران و برادران خود در ميان مي‌گذاريد، كاملاً متفاوت از آن است كه در دانشگاه يا كارخانه با دوستان خود در ميان مي‌گذاريد. يا به استادان و رؤساي خود مي‌گوييد. علاوه بر اين، آنگونه كه شما به جهان و دگرگونيهاي آن مي‌نگريد با توجه به عوامل محيطي و نظام اجتماعي بر رفتار ارتباطي شما اثر مي‌گذارد. محيط فيزيكي و شرايط اجتماعي كه در آن قرار مي‌گيريم نگرش و رفتار ما را همانگونه كه ديديم تغيير مي‌دهد و در نتيجه ما با ديگران همواره به گونه‌اي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كنيم. به عبارت ديگر ارتباط ما با ديگران موكول به وضعيت و شرايط حاكم برماست. ارتباط ما با ديگران همواره متفاوت است و ما خود نيز همواره در حالت متفاوتي نسبت به قبل خود هستيم. به گفته جيمزمك كر ا كسي James Mc crocks«رفتار ارتباطي ما تغيير پذير است و ما در مورد يك واقعيت به گونه‌هاي متفاوت عمل مي‌كنيم». بر اين اساس. واقعيت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطي ما با ديگران شكل مي‌گيرد واقعيت آن چيزي است كه از طريق ارتباط با ديگران براي ما پديد آمده است
مهمتر آنكه ما بخشي از «خود» را از طريق ارتباطات با ديگران در ميان مي‌گذاريم. بدين سان شدني است كه، ادراك ما از جهان- يا واقعيت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگوني است و بستگي به آن دارد كه در كجائيم و محيط جغرافيايي و شرايط اجتماعي و فرهنگي حاكم بر ما چگونه است و اين عوامل بر روي ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثيري گذارده‌اند. ممكن است برخي از ما اين تجربه مشترك را داشته باشيم كه پس از سالهاي سال دوري، از دوستي كه در دوره كودكي و يا دبيرستان با ما بوده و بسيار صميمي بوده‌ايم روبرو شويم. آن دوست در گذشته نزديكترين فرد به ما در زندگي بوده است، و ما از همه چيز يكديگر با خبر بوده‌ايم. اما اينك پس از چند سال جدايي و تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي براي هر كدام از ما- يكي در دانشگاه و ديگري در محيط بسته كار- احساس مي‌كنيم ديگر نمي‌توانيم به درستي با يكديگر ارتباط داشته باشيم. حرف يكديگر را نمي‌فهميم و وجود يكديگر را به راحتي نمي‌توانيم تحمل كنيم. چيز زيادي براي گفتن و در ميان نهادن با يكديگر نداريم. ارتباط بين ما با دشواري انجام مي‌پذيرد. اين دشواري از اين رو پديد آمده است كه ما ديگر در يك محيط و شرايط يكسان با يكديگر نيستيم. يكي دانشجوست و ديگري كارگري ساده، يكي تجارب فراواني در محيط كار بدست آورده است و ديگري دنياي وسيعي از تفكرات و آگاهيهاي علمي به رويش گشوده شده است. ديگر نزديكي و يگانگي گذشته نمي‌تواند بين ما دو نفر پديد آيد. مگر آنكه باز ما دو نفر در شرايط يكسان قرار گيريم. نزديكي intimacyكه در ارتباط بين شخص، مبحثي گسترده و جالب توجه است در حقيقت بر پايه‌هاي يكسان محيط جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي و نگرشي شكل مي‌گيرد. تفاوت هر يك از عوامل فوق در طرفين ارتباط درجه نزديكي را كاهش مي‌دهد. اين تجربه بيانگر اين واقعيت است كه ارتباط در فضا و محيطي كه بر ادراك ما تاثير دارد شكل مي‌گيرد و اين فضا يا محيط است كه اشكال و شيوه‌هاي ارتباطي را براي ما رقم مي‌زند. (همان منبع، ۱۳۷۹، ص ۲۷-۳۰).
 ۳) ارتباط يك تبادل است
 نظريه پردازان قديمي- همچون شنون و ويور(۱۹۴۹)- ارتباط را فرآيندي خطي مي‌دانستند كه طي آن منبع پيام را فرمول‌بندي و به گيرنده منتقل مي‌كند. اما اكنون ديدگاههاي تبادلي جاي اين نظريه را گرفته‌اند. در اين ديدگاه ماهيت پويا و متغيير اين فرآيند مورد توجه است و بر تاثير و تاثر ارتباط برقرار كنندگان بر يكديگر در يك سيستم دو سويه تاكيد مي‌شود. (هارجي و ساندرز و ديكسون،۱۳۷۷، ص۲۴).
 ۴) ارتباط اجتناب ناپذير است
 به نظر طرفداران ديدگاههاي فراگير در مورد اجزاي ارتباط(مثلاً واتزلاويك و ديگران، ۱۹۶۷، شف‌لين،۱۹۷۴) در موقعيت‌هاي اجتماعي كه افراد از حضور هم آگاهند و تحت تاثير كارهاي يكديگر هستند گريزي از ارتباط نيست. به نظر كارسن carson (۱۹۶۹، ص۱۶) »هر گاه رفتار طرفين وابسته به يكديگر باشد- و حتي اندكي نفوذ ميان فردي وجود داشته باشد- مي‌توان گفت كه دو طرف با هم ارتباط دارند.» در اينجا يادآوري جمله معروف واتز لاويك و ديگران ضروري مي‌نمايد:«ما چاره‌اي جز ارتباط نداريم» برخي ديگر از محققان تعريف محدود‌تري از ارتباط ارائه مي‌دهند. به نظر اكمن و فريزن (۱۹۶۹) زماني ارتباط برقرار مي‌شود كه طرف رمز گردان به عمد پيامي براي طرف گوينده ارسال نمايد. اما آيا طرف رمز گشا بايد از منظور وي آگاهي داشته باشد؟ اگر طرف رمزگشا متوجه تعمد او نشد و بر همين اساس واكنش نشان داد(يا اصلاًَ عملي انجام نداد)چطور؟ آيا باز هم مي‌توانيم بگوييم ارتباطي برقرار شده است؟ وينرwiener و ديگران(۱۹۷۲) نيز ارتباط را به مجموعه رفتارهايي محدود مي‌كند كه با يك رمز خاص هماهنگي داشته باشد، رمز اجتماعي مشتركي كه سنبل‌ها را معنا نمايد. اما باز هم مي‌توان پرسيد كه يك رمز تا چه حد بايد مشترك باشد؟ و رسميت آن چقدر بايد باشد تا بتوانيم آن را يك رمز محسوب كنيم؟
 ۵) ارتباط هدفمند است
 يكي ديگر از ويژگيهاي ارتباط، هدفمندي آن است: طرفين ارتباط هدفهايي دارند، آنها مي‌خواهند از ارتباط خود نتيجه مطلوب بگيرند(برگر berger،۱۹۸۹). به نظر كلرمن kellerman (۱۹۹۲) يكي از نشانه‌هاي هدفمندي ارتباط اين است كه ارتباط به فعاليتي«تنظيم شده» تبديل شود. يعني ارتباط برقرار كنندگان صحبتها و اعمال خود را متناسب با اهداف خود و الزامات موجود پي‌ريزي كنند. اين نكته با نظر وينوگراد winograd (۱۹۸۱) مبني بر اينكه«تمامي چيزهايي كه طرفين در برخوردهاي اجتماعي خ‌تواند موجب تفهيم و تفاهم بر حسب آنكه آيا پيام به درستي ارسال و دريافت شده باشد مي‌شود. اگر ارتباطات را فراگرد ارسال
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني،گويندگي وگفتگو : 22- ارتباطات غيركلامي و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۶

زبان بدن را بهبود بخشيم


جهان امروز جهان ارتباطات است ولي اين لغت «ارتباطات» مي‌تواند دو معني داشته باشد يكي همان ارتباطات از راه دور و بي‌سيم و دنياي مجازي اينترنت و چيزهايي از اين قبيل. معناي ديگر روابط بين انسان‌هاست كه مي‌خواهيم در زير به آن بپردازيم. همه ما روزانه با افراد زيادي برخورد داريم كه نزديك‌ترينشان اعضاي خانواده‌مان هستند و شايد نفر آخر يك صندوق‌دار فروشگاه باشد. ولي صرف‌نظر از شخص، آنچه كه در يك برخورد موفق موثرترين عامل است، «مهارت‌هاي ارتباطي» است. بسياري از مردم به قدر كافي از اين مهارت برخوردار نيستند و همين ضعف سبب مي‌شود كه بسياري تنش‌ها و درگيريهاي اجتماعي به وجود آيد كه گاهي عواقب ناخوشايندي در پي خواهند داشت.
● در اين جا هفت نكته ساده آورده‌ايم كه براي بهبود مهارت‌هاي ارتباط اجتماعي موثر و مفيد هستند:
۱) گوش‌دادن را ياد بگيريد. خوب گوش دادن از مباني ارتباطات اجتماعي مناسب است. دقت كنيد كه اول تمامي سخنان طرف مقابل را بشنويد و كاملاً از چند و چون آن آگاه شويد، سپس قضاوت كنيد.
۲) شتاب‌زده قضاوت نكنيد. اگر درست بلافاصله پس از شنيدن حرف‌هاي طرف مقابل نتيجه‌گيري كنيد، قضاوت درستي انجام نداده‌ايد. پس از اتمام سخنان او، فكر كنيد و روي ديگر سكه را هم در نظر آوريد.
۳) كمي فكر كنيد سپس پاسخ مخاطب خود را بدهيد. هنگامي كه طرف صحبت از شما نظر مي‌خواهد، فوراً جواب ندهيد. ابتدا حرف‌هايي كه مي‌خواهيد بزنيد را سبك سنگين كنيد بعد نظرتان را اعلام نماييد.
۴) هيچ وقت فكر نكنيد كه كاملاً حق با شماست و آنچه مي‌گوييد درست است. گاهي اوقات هم «شما» اشتباه مي‌كنيد و هيچ ايرادي هم ندارد. نكته اينجاست كه اشتباهتان را بپذيريد و نقطه ضعف را به درستي بشناسيد.
۵) مراقب باشيد كه وقتي با كسي صحبت مي‌كنيد و به حرف‌هايش گوش مي‌دهيد، حواستان پرت نشود و در خيالات خود غرق نشويد. اين رفتار در واقع يك جور بي احتراميست و بعضي افراد از آن ناراحت و آزرده‌خاطر مي‌شوند.
۶) اگر طرف صحبت شما جمله‌اي مي‌گويد كه آن را به درستي نمي‌شنويد يا معنايش را درك نمي‌كنيد، از او بخواهيد كه دوباره حرفش را تكرار كند. اين كار خيلي بهتر از آنست كه براساس حدس و گمان جمله او را كامل كرده يا درباره معنايش بينديشيد.
۷) بدانيد كه هنگام صحبت‌كردن بدن شما نيز در كنار زبانتان حرف مي زند. پس در موقع سخن گفتن حركات بدنتان را مراقب كنيد و اگر مي‌بينيد كه بدن شما به درستي و بازباني مناسب صحبت نمي‌كند، تمرين كنيد و با صحبت‌كردن جلوي آينه «زبان بدن» را بهبود بخشيد.
مهارت‌هاي ارتباطي در طي زمان و فقط و فقط با تمرين مهارت‌ها بهبود پيدا مي‌كند و به راحتي ميسر نمي‌گردد. مقوله هنر برقراري ارتباطات موثر در بحث هوش هيجاني و هوش اجتماعي جاي مي‌گيرد و مي‌تواند يك انسان ضداجتماعي و نا به هنجار را به فردي نوع‌دوست، مسلط بر نفس، خوددار و در عين حال قاطع و مصمم تبديل كند.


مترجم: آذين صحابي / روزنامه اعتماد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني،گويندگي وگفتگو : 22- ارتباطات غيركلامي و استفاده از زبان بدن


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۵

گوش دادن هم ارتباط كلامي است


زندگي انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز مي شود.
 نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگي مي‌كند، رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرد و با محيط زندگي خود سازگار مي شود.


 يكي از رفتارهاي اجتماعي انسان حرف زدن يا ارتباط كلامي است. «بطور كلي ارتباطCommunication يعني فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواي مورد انتقال از فرستنده‌ برگيرنده منتقل شود و بالعكس . براي برقراري رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركي داشته‌باشند تا معني اطلاعات موجود درپيام بدون‌اشتباه تعبير‌شود.»۱


 اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامي از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهاي غير كلامي مثل حركات و حالتهاي بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهاي غير كلامي به شكلي تفكيك ناپذير بخش كلامي شنونده را تحت تاثير خود قرار مي دهد .
با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطي دو سو دارد: يكي فرستنده و ديگري گيرنده (فعلاً به پيام و كانا‌ انتقال آن كاري نداريم.)


 در ارتباط كلامي فرستنده همان گوينده‌است و گيرنده همان شنونده .
 بنابراين مي بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشي برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامي دارند.
 پس گوش‌دادن هم بخشي از ارتباط كلامي است.


 حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ويژگي هايي دارد؟
 شنونده ي خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامي مي داند و آن را دست كم نمي گيرد. براي مثال وقتي كسي حرف مي زند، شنونده ي خوب مراقب است كه حواسش پرت نشود. براي اين كار سعي مي كند هرچند لحظه يك بار حرف‌هاي شنونده را در ذهن خود خلاصه كند و مهم‌ترين بخش آن را به خاطر بسپارد.


 مراقب زبان بدن يا پيام‌هاي غيركلامي خود است . براي اين كار سعي مي كند به حالت‌هاي خود تسلط داشته‌باشد. گاه‌‌گاه با يك حركت سر يا دست يا تغييرحالت در چهره‌ نشان دهد كه دارد به حرف گوينده توجه مي كند. گاه با بيان كلمه‌هاي كوچك و اصوات لازم گوينده را تشويق مي كند كه به حرفش ادامه دهد.
 ▪به ارتباط از طريق چشم اهميت مي دهد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه مي كند.


 ▪وسط حرف گوينده نمي آيد و كلامش را قطع نمي كند.
 ▪بي حوصلگي و بي تابي نمي كند و نشان نمي دهد كه باقي حرف را مي داند.
 ▪سعي نمي كند پيش‌داوري و قضاوت كند يا گوينده را محكوم كند.
 ▪ به فكر دفاع از خود نيست و تلاش نمي كند عقايد خود را به ديگري بقبولاند.
 ▪براي پاسخ به پرسش ها عجله نمي كند و فرصت مي دهد طرف مقابل فكر كند.
 ▪سعي مي كند احساسات گوينده را درك كند و براي اين كار بد نيست خودش را به جاي او بگذارد.
 ▪در مواقع لزوم احساس طرف مقابل را در قالب كلمه‌هاي خودش (شنونده) بازگو مي كند.
 ▪ اطلاعات خود را به رخ طرف مقابل نمي كشد.
 ▪ سعي مي كند پيا‌م‌هاي غيركلامي گوينده را درك كند.
 ▪گوينده را سوال پيچ نمي كند.


البته بايد توجه داشته باشيم همه‌ي اين سفارش‌ها براي موقعي است كه كسي بخواهد شنونده‌ي فعالي باشد. مسلماً ما هميشه فرصت نداريم يا به دلايل ديگر اصلاً مايل نيستيم شنونده‌ي فعالي باشيم در آن صورت بايد به فكر تكنيك‌هايي براي پايان دادن به گفتگو باشيم.


۱ تعريف از : فرهنگ علوم رفتاري ، علي‌اكبر شعاري نژاد
 مريم احمدي
مدير برنامه ريزي و امور اجرايي موسسه مادران امروز


موسسه مادران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني،گويندگي وگفتگو : 22- ارتباطات غيركلامي و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۴

دست ها بلندتر از كلمات حرف مي زنند  !

بگذاريد دستهايتان حرف بزنند  
 

   محققان در دانشگاه كلگيت دريافتند زبان اشاره و استفاده از دستها براي بيان مفهوم پيام تاثير بالايي بر افزايش درك مخاطب از مفهوم مورد نظر دارد. به بياني ديگر آنها معتقدند دستها بلندتر از كلمات حرف مي زنند.

شايد به نظر واقعي نيايد اما برخي از افراد در صورتي كه دستهاي آنها از پشت بسته باشد قادر به صحبت كردن نيستند. صحبت كردن با كمك اشاره و حركات دست و صورت نوعي زبان بين المللي به شمار مي رود كه افراد طي آن بيشتر با دستهاي خود صحبت مي كنند تا صدا و كلماتشان.

بر اساس مطالعات جديد محققان دانشگاه كلگيت دريافته اند اشاره ها و كلمات بيان شده به صورت متقابل به يكديگر وابسته اند به گونه اي كه كلمات و اشاره ها بخش و دسته بندي مهمي از يك زبان بوده و در كنار يكديگر زباني واحد را به وجود مي آورند.

اين تحقيقات همچنين نشان داده است در صورتي كه يكي از اشاره ها با كلمه اي كه در همان زمان بيان مي شود همخواني داشته باشد، مثل حركت دادن دست مشابه زمان خرد كردن چيزي در هنگامي كه درباره خرد كردن صحبت مي شود، پيام نسبت به زماني كه اشاره ها با كلمات همخواني ندارند بسيار سريعتر و دقيقتر درك مي شوند.

به بياني ديگر آنچه با دست بيان مي شود بسيار مهمتر از آن چيزي است كه با كلمات و دهان فرد بيان مي شوند. با اين حال هميشه اشارات افراد با كلمات آنها همخواني ندارند.

براي مثال محققان فيلم ۱۰ لحظه برتر جورج بوش را در مصاحبه با ديويد لترمن مشاهده كردند كه طي يكي از آنها بوش در حال گفتن اين جمله است: «دست چپ اكنون آنچه دست راست انجام مي دهد را مي داند» اما بوش در هنگام گفتن «دست چپ» دست راست خود را بلند كرده و در هنگام گفتن «دست راست» دست چپ خود را بلند مي كند.

به گفته محققان چنين ناهماهنگي مي تواند درك آنچه بيان شده است را براي بينندگان پيچيده تر سازد.

آزمايشهاي ديگر مشابه آنچه بوش در مصاحبه خود انجام داده بود بر روي گروهي از دانشجويان نشان داد كه داوطلبان زماني كه اشاره ها با كلمات همخواني پيدا مي كنند با سرعتي بالاتر قادر به درك پيام هستند و در صورتي كه اشاره كاملا با كلمات همخواني نداشته باشد ميزان خطاي مخاطبان در درك مفهوم پيام بيشتر مي شود.

محققان با توجه به اين نتايج اعلام كردند در صورتي كه مي خواهيد نكته اي را به صورت كامل و واضح بيان كنيد به دستها و كلماتتان اجازه دهيد در كنار يكديگر آن مطلب را بيان كنند زيرا دستها بسيار بلندتر از كلمات صحبت مي كنند.
  
  
   جام جم آنلاين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
.

امتیاز:
 
بازدید:
۲) كف دست رو به پايين.

۳) كف دست بسته با يك انگشت به حالت اشاره.

تفاوت بين اين سه حالت، با يك مثال مشخص مي شود: «فرض كنيم كه از شخصي درخواست مي كنيد كه جعبه اي را بلند كند و به نقطه ديگري در همان اتاق حمل كند. فرض را بر اين مي گذاريم كه شما از يك نوع آهنگ صدا، كلمات و حالت چهره استفاده مي كنيد و فقط حالت كف دست هاي خود را تغيير مي دهيد. حالت كف دست رو به بالا به عنوان يك حركت غيرتهديدآميز و سلطه پذير استفاده مي شود كه يادآور التماس گداي خياباني است.

شخصي كه از او درخواست حركت دادن جعبه شده است، احساس نمي كند كه درخواست همراه با فشار است و در يك وضعيت معمولي مافوق يا زيردست، از اين درخواست احساس تهديدشدگي نمي كند. زماني كه كف دست برگشته و به سمت پايين است، بلافاصله اقتدار را تداعي مي كند. شخصي كه از او چنين درخواستي شده، احساس مي كند كه برداشتن جعبه يك فرمان است و شايد نسبت به شما احساس دشمني بكند، كه اين بستگي به نوع ارتباط شما با او دارد.

به عنوان مثال، اگر شخصي كه از او اين درخواست را نموده ايد، همكار هم طراز شما است، مي تواند درخواست شما را كه با كف دست رو به پايين همراه بوده رد كند; اگر كف دست شما به سمت بالا باشد، تمايل بيشتري به پذيرفتن درخواست شما نشان مي دهد.

اگر شخصي كه اين درخواست از او مي شود، زير دست شما باشد، اين حركت قابل قبول است زيرا شما از اقتدار لازم براي استفاده از آن برخوردار مي باشيد. استفاده از انگشت اشاره يكي از ناراحت كننده ترين اشاراتي است كه يك شخص مي تواند در حين صحبت كردن بكار ببرد، بخصوص موقعي كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به اين كار داريد، توجه خود را به حركات كف دست رو به پايين و بالا معطوف نماييد. به زودي در مي يابيد كه رفتار راحت تري توسط شما ايجاد مي شود و اثر مثبت تري بر ديگران مي گذاريد.

● مصافحه(دست دادن)

«مصافحه»، يادگاري از زمان انسان هاي غارنشين است. هر زمانيكه انسان هاي غارنشين با هم ملاقات مي كردند، دست هاي خود را به هوا مي بردند و كف دست را نمايان مي كردند تا مشخص شود كه هيچگونه سلاحي در دست ندارند يا پنهان نكرده اند. با گذشت قرن ها، حركت «كف دست در هوا» اصلاح شد و به كف دست روي قلب و انواع ديگر حركات تغيير يافت. نوع امروزي اين رسم قديمي براي اداي احترام، قفل كردن كف دست ها درهم و دست دادن است كه امروزه در اغلب كشورها، به هنگام شروع ملاقات و نيز خاتمه آن، اجرا مي شود و دست ها معمولا بين پنج تا هفت بار حركت داده مي شوند.

● دست دادن سلطه پذير و سلطه گر

با توجه به مطالبي كه درباره تاثير فرمان دادن با كف دست رو به بالا و يا رو به پايين گفتيم، حال اجازه دهيد اهميت اين دو حالت كف دست را به هنگام دست دادن بررسي نماييم. فرض كنيد براي اولين بار با شخصي آشنا شده ايد و طبق رسم هميشگي براي اداي احترام با يكديگر دست مي دهيد. با اين كار يكي از سه نگرش اساسي از طريق دست دادن انتقال پيدا مي كند كه عبارتند از:

▪ سلطه گرانه: «اين شخص سعي مي كند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»

▪ تسليم آميز: «من مي توانم بر اين شخص مسلط باشم. او طبق خواسته من عمل مي كند»

▪ برابر: «من اين شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهيم بود»

اين سه نگرش مي تواند ناآگاهانه انتقال پيدا كند و يا تمرين و كاربري آگاهانه روش هاي دست دادن كه در زير آمده مي تواند يك اثر فوري بر شخص داشته باشد. اطلاعات اين بخش نمايان گر گوشه اي از نتايج مطالعات مستند روش هاي كنترلي دست دادن است. نگرش سلطه گرانه، با برگرداندن دست، به طوري كه در هنگام دست دادن، كف دست به سمت پايين باشد انتقال پيدا مي كند. نيازي نيست كه كف دست مستقيما رو به زمين باشد، اما نسبت به كف دست شخص، مي بايد به سمت پايين باشد و اين براي او بدين معني خواهد بود كه شما مايليد در رابطه تان كنترل و سلطه داشته باشيد. مطالعات انجام شده روي پنجاه وچهار مدير ارشد موفق نشان داد كه نه تنها ۴۲ نفر آن ها آغازگر دست دادن بودند، بلكه از روش سلطه گرانه نيز استفاده نمودند. همانطور كه يك سگ براي نشان دادن حالت تسليم به پشت غلت مي خورد يا گردن خود را جلو مي آورد، انسان از كف دستي كه رو به بالا است، براي نشان دادن تسليم به ديگران استفاده مي كند. اين حركت به خصوص زماني مهم است كه مي خواهيد طرف مقابل كنترل داشته باشد يا احساس كند كه بر وضعيت مسلط است. البته، با اينكه دست دادن با كف دست رو به بالا نشان گر تسليم است، موقعيت هاي متعادل تري نيز شايد وجود داشته باشد كه بايد آن ها را در نظر گرفت. به عنواONT size=3>۲۲

با چشم هايتان بشنويد  !  

آيا صبح كه همكارتان به اداره مي آيد، بلافاصله با ديدن او متوجه نمي شويد كه امروز سرحال است يا نه؟ آيا هيچگونه شكي در ذهن تان نسبت به اين مساله وجود دارد؟ ارتباطات غيرشفاهي، قوي ترين نوع ارتباطات است. ارتباطات غيرشفاهي، حتي بيشتر از صدا و كلمات، شما را به آنچه در ذهن فرد ديگري مي گذرد رهنمون مي سازد. بهترين ارتباط برقراركنندگان كساني هستند كه از قدرت انتقال غيرشفاهي افكار و احساسات آگاهي دارند.
محدوده ارتباطات غيرشفاهي از حالت هاي چهره تا زبان بدن را در بر مي گيرد. حركات سر و دست، علامت ها و استفاده از فضا نيز در ارتباطات غيرشفاهي اهميت دارند. تفاوت هاي فرهنگي در زبان بدن، حالت هاي چهره، استفاده از فضا، و به ويژه حركت هاي سر و دست بسيارند و به همين دليل ممكن است مورد سوء تعبير قرار گيرند.
يكي از خنده دارترين (و البته غم انگيزترين) ارتباطات غيرشفاهي كه تا كنون شاهد آن بوده ام در اداره آموزش يكي از دانشگاه هاي بزرگ اتفاق افتاد. يك دانشجوي خارجي سعي داشت مشكلش را با كارمند اداره آموزش كه خانم سفيدپوست و نسبتاً مسني بود در ميان بگذارد. آن دانشجو براي تاكيد حرف هايش به طور مرتب دستانش را تكان مي داد. او سعي مي كرد فاصله اش را با كارمند آموزش كم كند و در همان حال آن كارمند هم مرتباً عقب عقب مي رفت تا فاصله اش را با او حفظ كند. هنگامي كه مكالمه آن ها تمام شد، دانشجو آن كارمند را تا در خروجي ساختمان عقب برده بود و هنوز داشت با حرارت زياد دستانش را تكان مي داد! آن كارمند بعداً به من گفت كه از آن دانشجو ترسيده بوده در حالي كه آن دانشجو فقط مي خواست بگويد كه صورت حساب دريافتي از دانشگاه را پرداخت كرده است.
مطالعه اي كه در دانشگاه UCLA انجام شده نشان مي دهد كه تا ۹۳ درصد اثربخشي ارتباطات، توسط ايما و اشاره هاي غبرشفاهي تعيين مي گردد. مطالعه ديگري نشان داده است كه در اجراي يك نمايش، ۷٪ كلمات استفاده شده، ۳۸٪ لحن صدا و ۵۵٪ ارتباطات غيرشفاهي تاثيرگذار هستند.
اگر مي خواهيد احساسات يا واكنش آني خود نسبت به يك موضوع را پنهان نگاه داريد به رفتار غيرشفاهي خود توجه كافي بنمائيد. شما ممكن است صدا و كلماتتان را تحت كنترل آوريد امّا زبان بدن شما شامل حالت هاي چهره و حركات اندام ها مي تواند افكار و احساسات واقعي تان را بر ملا سازد. به ويژه براي افرادي كه در خواندن يا درك ايما و اشاره هاي غيرشفاهي مهارت دارند، اغلب ما همانند يك كتاب باز مي باشيم.
در زير چند توصيه و راهنمايي براي بهبود درك شما از اطلاعات غيرشفاهي آورده شده است. صرفنظر از موقعيتي كه در آن قرار داريد، مهارت در تفسير و تعبير ارتباطات غيرشفاهي بر توانايي شما در به اشتراك گذاشتن مفاهيم با افراد ديگر كمك مي كند. تفسير صحيح ارتباطات غيرشفاهي بر عمق توانايي شما در ارتباط برقرار كردن با ديگران مي افزايد.


● توصيه هايي براي درك ارتباطات غيرشفاهي
▪ انسان ها به شيوه هاي گوناگوني ارتباط برقرار مي كنند. به حالت هاي چهره، تلاقي نگاه، حركات دست و پا، طرز ايستادن، حركات بدن، طرز راه رفتن، لحن صدا و ... آن ها توجه كنيد. اگر با چشمانتان گوش كنيد، هر ايما و اشاره و حركتي، چيزي را به شما منتقل مي كند. خودتان را به نگاه كردن به ارتباطات غيرشفاهي عادت دهيد. توانايي شما در خواندن و درك ارتباطات غيرشفاهي با تمرين افزايش خواهد يافت.
▪ اگر كلام فرد يك چيز بگويد و ارتباطات غيرشفاهي او چيز ديگري، به ارتباطات غيرشفاهي گوش كنيد زيرا غالباً صحيح ترند.
▪ داوطلبان كار را براساس ارتباطات غيرشفاهي آن ها ارزيابي كنيد. مثلاً طرز نشستن متقاضي كار در اتاق انتظار مي تواند اطلاعات زيادي در اختيار ما قرار دهد. ارتباطات غيرشفاهي در خلال مصاحبه بايد مهارت ها و نقاط قوت و ضعف داوطلب را براي ما روشن سازد.
▪ در موقعيت هايي كه به دنبال كشف واقعيت و استدلال هاي قابل قبول هستيد، ارتباطات غيرشفاهي را مورد بررسي قرار دهيد. ارتباطات غيرشفاهي خيلي بيشتر از كلمات گفته شده توسط فرد مي توانند آشكار كننده واقعيت باشند.
به هنگام سخنراني در جلوي جمع، ايما و اشاره هاي غيرشفاهي مي تواند اطلاعاتي از اين قبيل را در اختيارتان قرار دهد:
▪ صحبت تان زياد طول كشيده است
▪ يك نفر ديگر مي خواهد صحبت كند
▪ حالت شنوندگان و واكنش آن ها به حرف هاي شما
درك ارتباطات غيرشفاهي به مرور زمان و با تمرين بهبود مي يابد. نخستين گام، تشخيص قدرت ارتباطات غيرشفاهي است. مطمئناً همه شما تا كنون اين احساس قلبي را تجربه كرده ايد كه حرفي كه يك نفر به شما مي زند صحت ندارد. به قلب خود گوش فرا دهيد. درك ارتباطات غيرشفاهي، علاوه بر تجربيات زندگي، آموزش و باورها، به نوعي شمّ دروني نياز دارد.   
 
 كارگاه آموزشي روان يار  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲۱

هفت اشتباه در هنگام سخنراني


 بيشتر مواقع، شنوندگان از طريق چشمهايشان به سخنان شما گوش ميسپارند. ايما و اشارههاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر ميشويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي و دستپاچه هستيد؟ مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژستهايي كه به خود ميگيريد، آغاز ميشود. اما چگونه ميتوانيد مهارتهاي غيركلاميخود را افزايش دهيد؟


 از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني را كه مناسب شرايط موجود هستند انجام دهيد. شما با اين كار متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود ميآيد، خواهيد شد. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آن گاه با چنين كار كوچكي، تغييرات چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.


 اشتباه   1  : اجتناب از برقراري ارتباط چشمي

  
 اين اشتباه يعني آنكه شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شدهايد.
 • حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشمهاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را به نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد صرف ميكنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن به طور مستقيم به چشمهاي شنوندگان خود نگاه ميكنند.


 اشتباه  2 : خميدگي 

 
 خميدگي در هنگام سخنراني به معني آن است كه شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست دادهايد.
 • حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانهها نيز بايد اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانهتر جلوه ميكنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.


 اشتباه  3  :  تكان خوردن، جنبيدن وپيچ و تاب خوردن 
 
 شما عصبي، دستپاچه و ناآرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
 • حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكانهاي بيجا و جنبشهاي بيمورد هيچ هدفي را به دنبال ندارند.


 اشتباه   4  :  بيحركت ايستادن 
 
 بيحركت ايستادن به هنگام سخنراني گوياي اين مطلب است كه شما انعطافپذير نبوده و فرد كسلكننده، بيانرژي و خستهكنندهاي هستيد.
 • حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم ميروند و مدام در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پرانرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، طبيعي است كه اين حركت او بيمورد است و جزو موارد هدفمند به شمار نميآيد. به سخنرانان پيشنهاد ميكنيم كه قسمت كوتاهي از سخنرانيهايشان را ضبط كنند تا بعد از ديدن آن بدانند كه آيا حركات خارج از محدوده انجام ميدهند و يا خير.
 

اشتباه 5 :  قرار دادن دستها در داخل جيب 
 
 اين كار به معني آن است كه شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و ناآرام هستيد.
 • حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل سادهاي براي شما داريم. دستهاي خود را از جيبتان درآوريد. قرار دادن يكي از دستها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر حركت نمايشي را انجام ميدهيد، قابل قبول است.


 اشتباه  6 :  استفاده از ژستهاي ساختگي 
 
 • حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژستهاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهشها ثابت كردهاند كه ژستهايي كه افراد به خود ميگيرند، منعكس كننده افكار بسيار پيچيدهاي است و همين ژستها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان ميدهند اما زماني كه از ايما و اشارههاي ساختگي استفاده ميكنيد، درست مانند انسانهاي رياكار جلوه خواهيد كرد.


 اشتباه 7 :  جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده
 
 گوياي اين است كه شما بينزاكت و عصبي بوده و بر جزئيات مطلب احاطه كامل نداريد.
 • حركات جايگزين: دوربيني برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلمبرداري كنيد، سپس سعي كنيد آن را با ديدي منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژستهايي پيدا ميكنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد.


 انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربههاي پا، دست زدن به صورت و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگامي كه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آن را متوقف كنيد!


 از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد. حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پرانرژي است، به شما كمك ميكند؛ حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پلههاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزينهاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي، شنوندهها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.


 www.salamat.com
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
موضوعات وب
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
[قالب وبلاگ : فتا بلاگ] [Weblog Themes By : themzha.com] شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان