مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 2960
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 6
همه : 5163923

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۸

زبان بدن

چشم ها ، ابروها ، صورت ، دست ها ، پاها

يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.


از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.


زبان بدن شامل دو قسمت است . يكي زبان حركات بدن و ديگري زبان آرايش و ظاهر بدن :


بازكردن دكمه هاي كت:

افرادي كه باشما بي ريا وصميمي هستند غالباٌ دكمه هاي كت خود را باز كرده يا حتي آنرا از تن  در مي آورند اما در يك مذاكره  رسمي اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زماني كت خود را در مي آورند كه امكان دسترسي به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هواي اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسي بهتوافق را نداشته باشند كتشان را در نمي آورند.


انداختن پاروي پا:

در هنگام مذاكرات هر گاه يكي از طرفين يا هر دو ي آنها پاهاي خودرا روي هم مي اندازند نشانه اين است كه وارد مرحله جديدي از مذاكره مي شويد , مرحله ايي كه امكان تفاهم كمرنگ مي شود . اگر انداختن پا روي پاي ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل  بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يك فكر جدي براي تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعي خارج شود.


كشيدن دست به چانه :

اين علامتي از زبان رفتار است كه در هنگام تصميم گيري بكار مي رود. كشيدن دست به روي چانه معمولا” با حالتي از چهره همراه است كه در آن چشم ها كمي  جمع مي شود. افرادي ديگر ممكن است در اين حالت لب بالايي را لمس كنند وآنرا بكشند و بعضي مردها  با سبيل يا ريش خود بازي كنند كه همگي دليل بر تعمق و ارزيابي است. در بازي شطرنج نيز افرادي كه قرار است حركت بعدي را انجام دهند در بسياري از موارد چنين اشاره ايي را از خود نشان مي دهند كه پس از تصميم گيري متوقف مي شود .


برداشتن عينك:

برداشتن آهسته عينك جهت تميز كردن آن در شرايطي  كه نيازي به اين عمل نيست اشاره تعويقي است, اين عمل در طي يك مذاكره ممكن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتي شخص مي خواهد با طفره رفتن از پاسخ يك سؤال يا ايجاد تاخير در پاسخ مطالبي را در ذهن خود بررسي كرده وموقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد مي خواهند زماني رابراي پرسش يا پاسخخود در اختيار بگيرند. اشاره مشابه ديگر مي تواند برداشتن عينك در كنار دهان باشد.


دست زدن به بيني:

اين علامت رفتاري ويا ماليدن با انگشت اشاره نشانه شك وترديد در مورد مطالب گفته شده در يك گفتگـــو يا مذاكره ميباشد؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاي صندلي باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسي كه بيني خود را‎ مي خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگري در اين زمينه ماليدن پشت گوش يا كنـار آن است كه حاكي از شك وترديد در ارائه يك پاسخ يا سبك وسنگين كردن آن است. در بسياري از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل ماليـدن چشـم انجام مي شود.


ضرب گـرفتـن روي مـيـز:

كسي كه با ريتمي يكنواخـت وكسل كننده به روي ميز ضرب ميزند مي خواهد احساس بي قراري خود را بيان كند.اشارات مشابه ديگـر مي تواند اين با شد كه فرد مرتباٌ‌  دكمه خودكار خود را بالا وپايين مي زند ويا باپاشنه پا به زمين ضربه ميزنـد. پيام مستقيم اين اشارات براي شما اين است كه بايد دريابيد كه حرفهايتان كسل كننده يا بي روح است ويا اينكه براي طرف مقابل تازگـي نــــدارد.


قراردادن مچ يك پا به روي مچ پاي ديگر:

اين اشاره اشاره ايست كه در مواقع بسياري بروز مي كند. مثلا”‏در جلسات دوستانه يا رسمي كه شخص تحت فشار رواني ؛ تنش يا استرس قرار گرفته است.

مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدي دارند ،آنها به راحتي مي تواننـد افرادي كه از مسافرت با هواپيما مي ترسند را تشخيص دهنـد زيرا اين افراد با پاهاي گره خورده وقراردادن يك مچ به روي مچ ديگر مي نشينند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپيما.

همچنين بسياري از افراد در موقعيت هاي تنش زا مانند شركت در مصاحبه يا آزموني براي استخدام ،مچ پاهاي خود راروي هم مي اندازند.  اصولاّ علائم زبان رفتار بيشتر با يكديگر ودر يك مجموعـه ظـاهر مي شوند وبه همين ترتيب بايد با هـم تعبير شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پايش را از روي پا بردارد و كمـي به طرف شما خم شود  شما مي توانيد نتيجه بگيريد كه وي به سخنان شما علاقمند است و مايل است بيشتر بداند.

پس توجه به زبان رفتار را  در خود تقويت كنيد وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واكنش منفي از طرف مقابل در صدد متعادل كـردن اوضــاع برآييد. در اين مواقع بهتر است به جـاي ايـنكه شـيوه قـبلي خود را ادامه دهيد و بر آن اصــرار ورزيد سياست جديدي را در پيش گيريد،چراكه اگر فردي  از رفتار يا گفتار شما ناراحت يا عصباني باشد علائم رفتاري او پيشاپيش اين موضوع را به شما  هشدار مي دهند .

علائم منفـي زبـان رفتـار:
- نوك پاهـا در جهت مخالـف شماست يا به سمت درب خـروجي است
-تمـاس چشمـي محدود
-تكان دادن سريع سـر به جهـت تائيـــد
- لمس كردن و ماليدن پشـت گـردن
- نگـاه كردن به سقـف وآسمـان
- چرخـيدن به دور واطــراف و سـاير اشـاراتي كه در بــالا به آنهــا اشاره شد.

سطح چشمها:

در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از ساتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت كردن ميباشد.


تكان بيقرار دستها:

اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هـورمـون آدرنـاليـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـيـن پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميـگويد كه: شما احتيـاج بـه تـوجـه داريـد. در كـافه ايـن عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس پرتي ميگردد.


دست زدن به كراوات:

اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شديدا” در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد.


دست كشيدن در ميان موها:

وقتي افراد نمي دانـنـد چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان موها مي كشند. نـاظـري كه قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد
تكان دادن پاها:

وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي دهد پيام اين است: من حوصله ام سـر رفته. حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت مي باشد.


انداختن پاها روي هم در ناحيه زانو:

اين حالت متداول بطور يـكسان در مردان و زنان رايج مي باشد. مفهومش اين است كه: من بـسـيار آسـوده خاطر هستم.


قوزك پا روي زانو:

اين معمولا عملي مردانه مي باشد. ميگويد: من قاطعانه از حقوقم دفاع مي كنـم اما بـا آرامـش هسـتم. اين همان ژست اصيل “پا روي پا اندازي كابويي” است.


انداختن پا روي هم در ناحيه قوزك:

اين ژسـت در مـردها بيش از زن ها مورد استفاده قرار مي گيرد. مي گويد: “من مودبانه در آرامش هستم.”


به هم پيچيدن پاها:

اين ژست در خانمها رايج مي باشد. زن پاهايش را به هم مي پيچانـد طوري كه يك پايش را به پشت قوزك پاي ديگرش قلاب ميكند. مردها انجام دادن اين كار را دشوار مي پندارند. بـه هم فشردگي اين حالت برداشت ” در آغوشگيري” و نوعي تمايل جنسي را در ذهن تداعي مي سازد.


قفل كردن پاها:

اين نيز نمونه اي از ژست زنانه ميباشد. او در حالي كه ايستاده يك پا را به پشت پاي ديگر قفل مي كند. اين عمل معمولا به مفهوم آن است كه فرد عصبي و ناراحت مي باشد.

خم كردن بازوها:

اين كار ميگويد: “من پر زور و نيـرومند هستم.” بالا آوردن يـك بازو نيز راهي براي جلب توجه ميبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي ميباشد.


دستها به پشت:

وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: “من راحت هستم” مشابه حركتي كه سربازان زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند.


دستها به جلو:

هنگامي كه ما مضطرب مي باشيم تمايل به نگاه داشتن دستهـاي خود در جلوي بدن خود داريم تا بتوانيم يك سد حفاظتي ايجاد گردانيم.


دستهاي قلاب شده:

بر خـلاف دسـت به سـينه بودن كه دستها بطور متقاطع به روي سينه قرار ميگيرند، اين ژست در افرادي مشاهده ميشود كه در شرايط اضـطراب آمـيزي قرار دارند. در واقع چنين به نظر مي آيد براي حفظ جانشان به خودشان دست آويخته اند.


دستهاي تا شده:

زمانيكه دستها مقابل بدن همديگر را قطع ميكنند، مـعـمـولا نشانگر وضعيت تدافعي ميباشد. فرد ميگويد: من تمايل ندارم به هرچيزي كه با عقايدم در تضـاد مي باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعي كه اين طرز ايستادن پديد مي آورد آهاي فرد باشد تا بتواند فرد را به سوي تشخيص درست رهنمون شود.
موي بلند و موي كوتاه

باور غالب اين است كه موي كوتاه نشانه‌ي محافظه كاري و سازگاري و موي بلند نشانه‌ي ماهيتي هنري و عصيان‌گري است. اين باور گهگاه درست مي‌نماياند؛ وليكن در همه‌ي موارد اين گونه نيست, زيرا موهاي بسيار كوتاه مي‌تواند نشانه‌ي موارد زير باشد:
فرد احتمالاً اهل ورزش است؛
در حال طي كردن دوره‌ي نظام بوده و يا اين كه در گذشته يك نظامي بوده است؛
شخص در سازمان و يا اداره‌اي كار مي‌كند كه مجبور است مويش را كوتاه نگه دارد؛ اين امر مي‌تواند نشان‌گر گرايشات هنري, عصيان‌گري و مدگرايي باشد (در صورتي كه مو به طور غريبي رنگ شده باشد و يا اين كه بسيار كوتاه باشد)؛
ممكن است نشانه‌ي محافظه‌كاري فرد باشد؛
احتمالاً شخص به نوعي مشغول درمان بوده و يا اين كه اين امر از ضرورت درماني ناشي شده است؛
احتمال دارد فرد اين گونه بپندارد كه جذابتر مي‌نماياند؛
فرد به دليل راحتي و سهولت كاري, موي كوتاه را ترجيح مي‌دهد.
اگر چه تامل در خصوص موارد بالا مي‌تواند براي تشخيص ماهيت اشخاص راهگشا باشد, ليكن بسندگي صرف به اين ذهنيات و كليشه‌ها مي‌تواند بازدارنده باشد.
موي آراسته: مردي كه با موي آراسته, سشوار كرده و تافت زده ظاهر مي‌شود و اين امر را با لباس و كفش گرانقيمت همراه مي‌كند, خواهان به رخ كشيدن موقعيت و پايگاه غبطه‌برانگيز اجتماعي و شغلي خود است.
اين حالت مي‌تواند نشانه‌ي كاميابي اقتصادي, خودمهم پنداري و اثرگذاري بر روي ديگران باشد. معمولاً مردان اين گونه براي موي سر خويش سرمايه‌گذاري پولي و زماني نمي‌كنند. در هر حال, استنباطي كه از اين حالت مي‌توان كرد اين است كه چنين مرداني بدين وسيله قدرت, توان مالي و برتري پايگاه اجتماعي خويش را به رخ ديگران مي‌كشند.
بعلاوه, همين برداشت را مي‌توان به ناخن‌هاي آراسته نيز تعميم داد.


نشانه‌هاي مرتبط با ريزش, كم پشتي و طاسي سر
مرداني كه معدود تارهاي موي باقيمانده بر روي سر خود را با دقت و وسواس محسوسي شانه مي‌كنند و به اصطلاح به آن حالت مي‌دهند, در واقع بدين وسيله خودخواهي خود را نشان داده و در عين حال نسبت به قضاوت و داوري ديگران غافل هستند. زماني كه من با چنين مرداني برخورد مي‌كنم, نخستين سوالي كه به ذهنم خطور مي‌كند اين است كه آيا اين مرد نمي‌داند كه ما چشم داريم و همه چيز را مي‌بينيم. نكته‌ي قابل توجه اين كه اين برداشت‌ها وحي منزل نيست و در همه‌ي حالات استثنا به چشم مي‌خورد.

دقيقاً به طول و شكل و شمايل ريش و سبيل مردان توجه كنيد, زيرا ريش و سبيل‌هاي بلند مي‌تواند گرايشات سياسي ليبراليستي مردان را بنماياند. از سوي ديگر, ريش و سبيل نامرتب, كثيف و ناآراسته مي‌تواند نشانه‌ي ويژگي‌هايي چون كاهلي, دلمردگي, اختلالات و عوارض روحي و فيزيكي, فقدان قدرت داوري و ساير كاستي‌ها و نقايص بهداشتي باشد.


موهاي ساير قسمت‌ها:

ابروان پرپشت و نامرتب و موهاي زياد دماغ و گوش مردان, نشانه‌ي اين است كه اين اشخاص به ظاهر خويش اهميتي نمي‌دهند. برخي از اين مردان بر اين باورند كه مرتب كردن و آراستن موهاي اين قسمت‌هاي صورت عملي نادرست و نامردانه است.


مدل موي نامتعارف و نمايان:

مدل و يا رنگ موي غير عادي و نامتعارف مي‌تواند دلالت بر موارد زير داشته باشد:
ماهيت ناسازگار؛
فرد ماهيتي عصيانگرانه و شورشي دارد؛
فرد شيفته‌ي ماجراجويي است؛
فرد گرايشات مدپرستانه و هنري دارد؛
فرد داراي شغلي نامتعارف بوده و سبك زندگيش نامتعارف است؛
شخص بدين وسيله خواهان عضويت در يك گروه هم سال خاص است؛
سازگاري با مدل‌‌هاي غالب و حاكم در اجتماع؛
بي‌توجهي به صورت‌هاي ظاهر؛
ميل به منحصر به فرد بودن و جلب توجه كردن؛
تاثيرات فرهنگي (سن و سال فرد, نژاد و گروه‌هاي مختلف اجتماعي).
مدل موي زنان در قياس با چگونگي موي مردان محدوديت چنداني ندارد, زيرا مردم آسان‌تر انواع مدل موي سر زنان را مي‌پذيرند, چون مدگرايي عمدتاً از آن جنس مونث است. با اين وجود, موي سر نمايان و نامتعارف زنان نيز تعابير و تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد.


موهاي كوتاه و بلند:

بر اساس فرهنگ ما, جواني و جذابيت جسماني زنان با موي بلند تعريف و تبيين مي‌شود. به همين دليل, بلندي و كوتاهي موي زنان تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد. حال اگر عليرغم اين نگرش فرهنگي زني مويش را كوتاه نگه دارد, بايد به موارد زير توجه كرد:


موي زيبا, كوتاه و آراسته

اين حالت مي‌تواند نشان‌گر تمايلات هنري فرد بوده و در عين حال از برخورداري مالي حكايت كند. باري, هزينه كردن مبلغ قابل توجهي از درآمد براي آرايش مو مي‌تواند نشانه‌ي اهميت دادن به ظاهر شخصي, ميل به پذيرفته شدن, اهميت دادن به نظرات ديگران و احتمالاً عدم ايمني باشد.


موي كوتاه معمولي زنان

چون نگه داشتن موي بلند دشوار و هزينه بر است, بسياري از زنان موي خود را كوتاه مي‌كنند تا از دنگ و فنگ نگهداري موي بلند در امان باشند. در هر صورت, از نشانه‌هاي بارز اين حالت مي‌توان از عملگرايي فرد نام برد, به ويژه اگر اين حالت با ساير ويژگي‌هاي عملگرايي همراه شود.
موي بسيار كوتاه سبب توجه ديگران مي‌شود _ چنان چه لباس زني زرق و برق دار و زننده باشد, جلب توجه كردن اين حالت مو نمود مي‌يابد.
احتمال دارد كه موي بسيار كوتاه دلالت بر ضرورت‌هاي درماني داشته باشد _ فرضاً, زناني كه شيمي درماني مي‌شوند, چاره‌اي جز اين ندارند.
در رابطه با موهاي بلند بايد موارد زير را از نظر گذراند:
چون فرهنگ ما موي بلند را نشانه‌ي جذابيت و زيبايي مي‌داند, زني كه بيش از چهل سال سن دارد و در عين حال موهايش را به طور نماياني بلند نگه مي‌دارد, در برابر پير شدن از خودش مقاومت نشان مي‌دهد و ادا و اطوار جوانان و چشم نوازان را در مي‌آورد. از ويژگي‌هاي اين زنان مي‌توان به مواردي چون ذهنيت گرايي, روياپردازي و واقعيت‌گريزي اشاره كرد.


موي بلند نمايان

ممكن است حالت چشم‌نوازي نداشته باشد و اين كيفيت سبب شود كه بپندارد كه بدين شكل جذابيت جنسي محسوسي كسب مي‌كند.


موي بلند نامتعارف

مي‌تواند نشانه‌ي عصيانگري و ماهيت شورشي بر عليه آداب و سنن دست و پا گير و بازدارنده باشد, زيرا بسياري از زنان موي بلند نمايان را نشانه‌ي آزادي و فارغ بودن از هر گونه محدوديتي مي‌دانند. حال اگر نوع لباس زن اين برداشت را تقويت كند, در آن صورت اين نشانه انكار ناپذير مي‌شود.


موي بلند كثيف و ژوليده

مي‌تواند نشان‌گر خصوصياتي چون فقدان قوه‌ي تشخيص و داوري, بيماري, كاهلي و تنب

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

چشم ها چه مي گويند؟

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۷

زبان چشم ها

 از راز ارتباط غير كلامي چه مي دانيد؟ چنانچه بسياري از شما خوانندگان عزيز اطلاع داريد در يك ارتباط متقابل بيش از  مهارت هاي كلامي ، زبان بدن و حركات و ارتباطات غير كلامي است كه مي تواند نوع رابطه را تحت تاثير خود قرار دهد. در اين ميان چشم ها نقش بسزايي را ايفا مي كنند و مي توانند پيام رساني قوي را داشته باشند. البته در بحث از حركات و زبان بدن هميشه نمي توان به مطلق بودن و قطعيت رسيد و بهتر است براي تصميم گيري از مجموعه عوامل ديگري نيز كمك گرفت اما اين حركات راهنماي خوبي براي مخاطب هستند.

سطح چشمها:

 در يك گروه، معمولا فردي كه سطح ديد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب مي گردد. هنگامي كه شما ايستاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار مي دهد.

مالش چشم:

زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهد نشانگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد مي خواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. اين حركت غير ارادي يك افشاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيام چنين است: “به حرف زدن خود خاتمه بده.”

چشم برگرداندن:

اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

چشمان بسته:

هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيام چنين است: “به حرف زدن خود خاتمه بده.”

حركت چشم به سمت بالا:

اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف:

اين ژستي خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره مي شود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشاره بر كمرويي بي باكانه دارد.

نگاه ممتد:

اين بي ترديد يك نشانه تمايل به آشنايي بيشتر است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند مي گويد: “مايلم با شما بيشتر آشنا شوم”.

پوشاندن صورت:

زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مفهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و متجاوز فاصله مي اندازد.

نگاه خيره شديد:

اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو:

در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو:

زماني كه يك ابرو بالا انداخته مي شود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده:

زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شود كه دلالت بر اضطراب، درد، ترس و يا آميزه اي از اين هيجانات دارد.

سايت پزشكان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]


ابزارهاي جامعه شناختي چگونگي برقراري ارتباطات انساني


ارتباط دغدغه ذهني بشر از سپيده دم تاريخ تاكنون:ارتباط برقرار كردن، از آغاز جهان هستي، بعنوان نياز طبيعي انسان در تعامل با ديگران همواره مورد بحث بوده است، بسيار مباحث و گفته‌ها در اين مورد آمده و بعد از اين نيز خواهد آمد، در واقع برآيند تعاريف مختلف گوياي آن است كه هر كسي از ديدگاه خود به تعريف ارتباط و ويژگي‌ها و شرايط برقراري آن مي‌پردازد،
 اما آنچه مسلم است بي‌ترديد پيام همه اين نوشته‌ها، ديدن، شنيدن، درك و پذيرش روح انسان از سوي طرفين است و آنگاه يك ارتباط انساني برقرار شده است. در همة زمان‌ها، در همة فرهنگ‌ها و در همة مليت‌ها، و با همه شرايط اجتماعي متفاوت در جاي جاي جهان هستي، ارتباط و چگونگي و چرايي برقراري آن همواره مورد بحث و مباحثه قرار گرفته است. و در شرايط اجتماعي متفاوت، قالب‌هاي برقراري ارتباط هم مختلف بوده است، اما هدف همة اين ارتباطات همواره برقراري ارتباطي انساني بوده است. هر چند در اينگصاب خود چه مي‌كنيد؟ اين پرسشي است كه در اغلب مصاحبه‌ها از افراد پر مشغله سئوال مي‌شود.پاسخ اين سئوال از فعاليت‌هاي فيزيكي افراد گرفته(«پياده روي مي‌كنم»، «؟ بازي مي‌كنم»، «با بچه‌ها دو چرخه سواري مي‌كنم»، «پرورش اندام كار مي‌كنم») همه و همه مستلزم برقراري ارتباط خواهد بود. اين فعاليت‌ها، خواه شركت در مسابقه‌اي باشد، خواه همكاريهاي متقابل افراد در كار، همگي بر مبناي گونه‌هاي مختلف ارتباط صورت مي‌گيرد.
 ● ارتباط چيست؟
در يك بررسي كلي مي‌توان گفت:«ارتباط ((Communication شاخة علمي تازه‌اي است كه از تلفيق رياضيات، فيزيك، روانشناسي، زيست‌شناسي، و زبان‌شناسي به وجود آمده است.» ولي بايد افزود كه اين رشتة تازة علمي نه تنها مورد توجه زبان‌شناسي و رشته‌هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي قرار گرفته، بلكه به تدريج در علوم تجربي نيز راه باز كرده است. علاوه بر آن در دهه‌هاي اخير، بينشهايي مانند نظرية «كنش متقابل نمادي»( Symbolic interaction) در جامعه‌شناسي شكل گرفته كه طي آن ارتباط ، به ويژه ارتباطات نمادين، پايه و اساس تمامي كنشهاي اجتماعي شناخته شده است.
اما محققان، به ويژه در جهان سوم، به دلايل مختلف پيش از آنكه به مطالعة رشتة اصلي اين دانش يعني ارتباطات انساني بپردازند توجه، فرصت و بودجه‌هاي تحقيقاتي را صرف ارتباط جمعي كرده‌اند و شايد همين كم توجهي ، در كنار جوان بودن اين رشته از دانش بشري. سبب شده است كه هنوز تعريف كامل مورد توافق دانش پژوهان علوم ارتباط، يعني رشته‌هاي گوناگون علوم اجتماعي و علوم تجربي تدوين نشود.
براي ارتباط تعاريف زيادي در كتابهاي مختلف آمده است كه به نظر من بسياري از آنها جامع و مانع نيست. در زير به بررسي تعدادي از اين تعاريف مي‌پردازيم.
● نگاهي به تعاريف ارتباط
از ميان فرهنگهاي لغت خارجي، و بستر و از فرهنگهاي فارسي فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي آريان پور و فرهنگ فارسي معين را انتخاب مي‌كنيم.
در فر هنگ لغا ت وبستر،communicationعمل ار تبا ط بر قر ار كر د ن ،تعر يف شد ه ا ست.در اين فر هنگ همچنين از معا د ل ها يي ما نند تا ثير (impact)،بخشيد ن(bestow)،ا نتقا ل د ا دن(lonvey)،آ گا ه سا ختن ،مكا لمه و مر او ده و دا شتن(have interaction) استفاده شده است.
در وبستر اضافه شده است كه عمل برقرار كردن ارتباط مي‌تواند از طريق كلمات. حروف، پيامها، كنفرانسها، مكاتبه‌ها و ديگر راهها انجام گيرد. (محسنيان راد، ۱۳۸۰، ص ۴۲-۴۱)
فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي دكتر عباس آريان‌پور براي لغتcommunication معادلهاي فارسي زير را ارائه داده است.
ارتباط، خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطي، مبادله، گزارش، ابلاغيه، ابلاغ، اطلاعيه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشاركت، جلسة رسمي و سري فراماسيونها، عمل رساندن، ابلاغ، كاغذنويسي، مكاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل و انتقال ، (آريان‌پور، ۱۳۵۴، ص ۴۳۲)
فرهنگ فارسي معين، ارتباط را يك بار به صورت مصدر متعدي و بار ديگر اسم مصدر معني كرده است.
۱) مصدر متعدي: ربط دادن، بستن ، بر بستن، بستن چيزي را با چيز ديگر
 ۲) اسم مصدر: بستگي پيوند، پيوستگي، رابطه. (معين، ۱۳۵۶، ص ۱۸۹)
در فرهنگ فارسي معين، علاوه بر اين واژه‌ها، مدخلهاي «ارتباطات» «ارتباطچي»، «ارتباط داشتن» «ارتباطي» و«ارتباطيه» نيز آمده است كه اطلاع اساسي تازه‌اي. علاوه بر آنچه براي «ارتباط» گفته شده است، به ما نمي‌دهد.
همان طور كه از ابتدا پيش بيني كرديم. چون بحث ما دربارة ارتباط جنبة تخصصي دارد نمي‌توان از توضيحات مندرج در فرهنگهاي لغت استفادة زيادي كرد.
توماس نيلسون در رسالة پيرامون تعريف ارتباط كه متن درسي او بوده است مي‌گويد: معني لغت ارتباط از يك سو روشن و واضح و از سوي ديگر پيچيده و غامض است. در استفادة معمول از اين لغت، مفهوم آن روشن است ولي وقتي به جست و جوي تعيين حدود و كاربرد آن مي‌پردازيم. مسئله‌اي پيچيده و غامض مي‌شود.
ارسطو فيلسوف يوناني شايد اولين انديشمندي باشد كه ۲۳۰۰ سال پيش نخستين بار در زمينة ارتباط سخن گفت، او در كتاب مطالعة معاني بيان (ريطوريقا) Rehtoric كه معمولا آن را مترادف ارتباط مي‌دانند. در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
ارتباط عبارت است از جست و جو براي دست يافتن به كلية وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع( Persuasion ) ديگران. شايد بسياري از تعريفهايي كه براي ارتباط ارائه شده تا حدودي از تعريف ارسطو سرچشمه گرفته باشد. تعريف زير كه شايد تشابه بيشتري با تعريف ارسطو داشته باشد به عنوان نمونه ذكر مي‌شود.
ويلبرشرام در كتاب فراگرد و تاثير ارتباط جمعي مي‌گويد: در فراگرد ارتباط به طور كلي ما مي خواهيم با گيرندة پيام خود در يك مورد و مسئله معين همانندي (اشتراك فكر) ايجاد كنيم.
كلودشنن در كتاب نظريه‌هاي رياضي ارتباط مي‌نويسد: ارتباط عبارت است از تمام روشهايي كه از طريق آن ممكن است ذهني بر ذهن ديگر تاثير بگذارد. اين عمل نه تنها با نوشته يا صحبت كردن بلكه حتي با موسيقي، هنرهاي تصويري، تئاتر، باله و عملا تمام رفتارهاي انساني عملي است. برخي ديگر از كارشناسان ارتباطات، مسئله تاثير را در تعريف خود به صورت محرك و پاسخ مطرح كرده‌اند. تعريف كارل‌هاولند در كتاب ارتباطات اجتماعي را مي‌توان به عنوان نمونة اين گونه تعريفها ذكر كرد:
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال يك محرك(معمولا علامت بياني)از يك فرد(ارتباط گر)communicator به فردي ديگر (پيام گير)communicates به منظور تغيير رفتار او! ديويد برلو، در تعريف خود از ارتباط، بر پاسخ و باز تاب تاكيد بيشتري كرده است. او مي‌گويد:
«ارتباط برقرار كردن عبارت است از جست و جوي پاسخ از سوي گيرنده." دانشمنداني چون آزگود عمل تاثير گذاري و تاثير پذيري را نه فقط بين افراد بلكه بين سيستمها مطرح كرده‌اند. آزگود مي‌گويد: «وقتي ما ارتباط برقرار مي‌كنيم كه يك سيستم يا يك منبع روي حالت و چگونگي يا اعمال سيستم ديگر تاثير بگذارد. مقصد يا دريافت كننده از طريق انتخاب علايم متناوب كه مي‌تواند در كانال حمل شود با فرستنده مرتبط مي‌شود. در رويا رويي با سيستمهاي ارتباط انساني معمولا ما علايمي مي‌فرستيم كه پيام محسوب مي‌شوند. اينها اكثرا (نه الزاما، در همة موارد) به صورت پيامهاي زباني و بياني هستند.» گروه ديگري از انديشمندان ارتباط، مسئله تاثير و يا جريان محرك و پاسخ را در تعريف ارتباط به صورت انتقال معني مطرح كرده‌اند. به عنوان نمونه. هنري ليندگرن در كتاب هنر ارتباط انساني مي‌گويد: «ارتباط از ديدگاه روانشناسي فراگردي است حاوي تمام شرايطي كه متضمن انتقال معني باشد.»
ليندگرن در تعريف خود بيشتر بر انتقال معني تكيه كرده است. از نظر او اينكه اين معني ها به چه ترتيب منتقل خواهند شد، چندان مطرح نيست.
 رايت نيز در تعريف خود همچون ليندگرن مسئله انتقال معني را مطرح كرده است:«ارتباط فر اگرد انتقال معني بين دو فرد است.»
لارسن مسئله معني را بيشتر شكافته و تعريف دقيق‌تري ارائه داده است او مي‌نويسد:ارتباط دلالت بر فراگردي مي‌كند كه از طريق آن يك سري معني‌هاي نهفته شده در بطن يك پيام، به طريقي تغيير پيدا مي‌كند كه معني دريافت شده برابر با آنهايي است كه شروع كننده پيام، قصد آن را داشته است.
ميكي اسميت، در ارائه مدل ارتباطي خود، تعريفي براي ارتباط آورده كه در آن به انتقال حافظه‌ها در ارتباط نيز اشاره شده است. او مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه‌ها و فكرها در ميان مردم.
 مافيوس اسميت در تعريف ارتباط مي‌گويد:
 هر نوع عملي كه به وسيلة فردي انجام شود كه طي آن فرد ديگري بتواند آن را درك كند ارتباط ناميده مي‌شود. خواه اين عمل با استفاده از يك وسيله انجام شود يا بدون وسيله.
برخي ديگر، داشتن علايم مشابه با شيوة مشابه را شرط ارتباط دانسته‌اند لاسول مي‌گويد: «يك عمل ارتباطي بين دو نفر، وقتي كامل است كه آنها از علايم مشابهي با شيوه‌هاي مشابه آگاه باشند.»
عده ديگري از دانشمندان علوم ارتباطات، در تعريف‌هاي خود، عناصر موجود در جريان ارتباط را نيز مورد توجه قرار داده‌اند. جيمز واتسون، در كتاب فرهنگ ارتباط و بررسيهاي وسايل ارتباطي، تعريفي از ارتباط را برگزيده و ارائه داده است. اين تعريف از آن ه كرد اين است كه مقصود از پيام همان معناي روزمرة آن بدون هيچ گونه توضيح اضافي ديگري است.
عده‌اي از كارشناسان ارتباط در تعريفهاي خود حتي وجود ارتباط را در مورد روابط بين ماشينهاي خودكار و يا وراثت نيز ذكر كرده‌اند. كلودشنن در اين باره مي‌گويد:
 امروزه تمام ارتباط در يك معناي وسيع به كار مي‌رود و شامل تمام روشها و ساز و كارها و طرز كار دستگاههايي است كه يكي بر ديگري تاثير مي‌گذارد. به عنوان مثال دستگاهي كه قادر است به طور خودكار يك هواپيما را كنترل و جهت حركت آن را تنظيم كند اگر بر يك موشك‌انداز خودكار تاثير بگذارد و اين موشك انداز تحت تاثير عبور اين هواپيما به طور خودكار به كار افتد و آن را منهدم كند ارتباط روي داده است.
جرج ميلر در كتاب ارتباط زبان و معني به ارتباط بين ماشينها و حتي ارتباط در وراثت اشاره مي‌كند.
و سرانجام تعريف جرج گوردن در مورد ارتباط زمينه‌اي فوق‌العاده وسيع براي ارتباط مطرح كرده است. او در كتاب زبانهاي ارتباط مي‌گويد:«هر چيزي كه انسان انجام مي‌دهد به نحوي با مفهوم عمومي ارتباط مربوط است.»
رونالد بنژ نيز گسترة عظيمي براي ارتباط قايل شده است و مي‌گويد:«هيچ چيز هويت پيدا نمي‌كند. مگر در ساية ايجاد ارتباط.»
آخرين تعريفي كه به آن اشاره مي‌كنم، تعريفي است از دنيس لانگي و ميشل شين كه در فرهنگ لغات ارتباطات، سال۱۹۸۶ آمده است. آنها مي‌نويسند:
 «ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يك نقطه، يك شخص، يا يك دستگاه به ديگر ا ن.ُ
● تعريف پيشنهادي براي ارتباط
 به هر حال با توجه به تعاريف فوق مي‌توان گفت: «ارتباط عبارت از فراگرد انتقال پيام از سوي فرستنده براي گيرنده مشروط بر اينكه تأثيري بجاي گذاشته‌ باشد» يا در تعريف ديگري مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه: ارتباط يعني همانا ديده‌شدن، شنيده‌شدن، فهميده‌شدن و حاصل‌شدن از سوي ديگران است و هم‌چنين ديدن،‌ شنيدن، درك و پذيرش روح آنهاست و اينجا است كه مي‌گوييم ارتباط برقرار شده است.
● انواع روابط انساني از ديدگاه بوبر
مارتين بوبرmartin buber) )فيلسوف اتريشي به سه نوع رابطه با استفاده از تعابير شاعرانه اشاره مي‌كنند.
۱) رابطه من و آن I- IT Communication
۲) رابطه من و شما I- You Communication
۳) رابطه من و تو I- Thou Communication
▪ ارتباط من و آن
در رابطه من و آن، انسانها با يكديگر برخورد هاي كاملا غير مشخصي دارند و تقريبا با آنها همچون اشياء برخورد مي‌كنند. در رابطه من و آن، به طرف مقابل زياد اعتماد نمي‌كنيم. حتي اصلا اهميتي نمي‌دهيم كه چنين آدمي وجود دارد(رابطه با فروشندگان، كاركنان رستورانها، و كارمندان ادرات و... )
در خانواده‌هاي سازمان نايافته، پدر و مادر فرزندان خود را ناديده مي‌گيرند و با فرزندان خود همچون اشياء برخورد مي‌كنند و آنها را انسانهاي بي‌همتا و بي‌نظير در نظر نمي‌گيرند.
▪ ارتباط من و شما
دومين سطح رابطه از نظر بوبر، ارتباط من و شما است كه اكثر تعاملات انسان در زمره اين ارتباطات مي گنجد. ارتباط من و شما حد وسط ارتباطات غير فردي و ميان فردي است. در اين نوع ارتباطات، طرفين با يكديگر مثل اشياء برخورد نمي‌كنند. اما فرديت يكديگر را به طور كامل به رسميت نمي‌شناسند. (گفتگو با فروشنده كتاب، گفتگوي شما يا همكاري‌ها در اين گونه تعاملات)، شما ديگران را به واسطه نقشي كه دارند به رسميت مي‌شناسيد و به فرديت آنها بها نمي‌دهيد. در محيط كار نيز اكثر روابط از نوع روابط من و شماست.
ارتباط ما با ديگران در عرصه‌هاي اجتماعي در مقايسه با ارتباط با عزيزانمان عمق كمتري دارد.به اين ترتيب ارتباط ما با دوستان اتفاقي، همكاران، بستگان دورمان از نوع ارتباط من و شماست.
▪ ارتباط من و تو
نادرترين نوع ارتباط، ارتباط من و تو است. به نظر بوبر، اين نوع ارتباط، عالي‌ترين شكل گفتگوي انساني است. چون طرفين رابطه، يكديگر را موجوداتي ارزشمند و ارجمند و بي‌همتا مي‌بينند. وقتي در سطح من و تو ارتباط برقرار مي كنيم به تماميت و فرديت ديگران توجه مي‌دهيم. ديگر با آنها متناسب با نقش‌هاي اجتماعي آنها برخورد نمي‌كنيم. و آنها را انسانهاي بي‌همتا مي‌بينيم كه كليت وجود آنها را قبول داريم. در ضمن در ارتباطات من و تو، خودمان را نمي‌پوشانيم و بر چهره خود نقاب نمي زنيم بلكه تمام مكنونات قلبي خود را فاش مي‌كنيم. و مزيت‌ها، عيب‌ها ، و اميدها ترسها و نقاط قوت و ضعف خود را با آنها در ميان مي‌گذاريم.
به نظر بوبر در روابط من و تو به طور تمام و كمال انسان مي‌شويم و در تعاملات خالصانه رفتار مي‌كنيم.
به نظر بوبر، اكثر ارتباط انسانها در واقع «ظاهر سازي» هستند. يعني طرفين سخت مراقب چهره و تصوير خود هستند و مدام در بند اين هستند كه خودشان را چطور جلوه دهند و به نمايش بگذارند. اما در روابط من و تو، انسانها همانهايي هستند كه «هستند» و ماهيت و احساس واقعي خود را فاش مي‌سازند از نظر بوبر ارتباط من و تو كاملا ميان فردي است. زيرا در اين نوع برخوردها. انسانها يكديگر را اشخاصي كامل و زنده مي‌بينند.
روابط من و تو زياد رايج نيستند. زيرا نمي‌توانيم مكنونات قلبي خود را با هر كسي در ميان بگذاريم. انسانها دوست ندارند براي هر كسي در دل و با هر كسي رابطه خصوصي برقرار كنند به همين دليل روابط و ارتباطات من و تو بسيار كمياب و مظهر روابط ميان فردي كامل است. (جولياتي. ۱۳۷۹، ص ۴۵-۴۹)
بي‌ترديد در شمردن انواع ارتباط، مي‌توانيم انواع ديگر كنش ارتباطي را بيابيم ولي آنچه كه مسلم است اين است كه ارتباط در هر قالبي بگنجد، پيامش مثبت است و سازنده، البته اگر محتواي ارتباط هدفمند و خيرگرايانه باشد و در غير اين صورت پيام‌هاي منفي، آسيب‌زا هم مي‌تواند در قالب پيام‌هاي ارتباطي بگنجد. به هر صورت آنچه كه در يك پيام مهم است، تأثير مي‌باشد و رساندن پيام به گيرنده پيام.
● ويژگي‌هاي ارتباطات انساني
از آنجايي كه ارتباط بر اساس تعاريف فوق يك فراگرد محسوب مي‌شود. اين فراگرد داراي ويژگي‌هاي زير است.
۱) ميان‌كنشي بودن ارتباط
هنگامي كه مي‌گوييم فرآيند ارتباط ميان كنشي است، ما خود به خود بر آن باور گرايش خواهيم داشت كه، اين فراگرد بر پويايي رابطه ميان انسانها استوار است. اكثر جامعه شناسان و دست اندركاران علوم اجتماعي به معني وسيع كلمه، ميان كنش يا كنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سويه پيامها بين دو انساني كه به عمل ارتباطي پرداخته‌اند مي‌دانند كه به تغيير و دگرگوني در يكي از آنها يا هر دوي آنها مي‌انجامد.
ميان كنش زماني رخ مي‌دهد كه يك جريان و رابطه داد و ستدي دربين اجزاي آن فراگرد به وجود آيد. ميان كنش در ارتباطات عموما به تبادل پيامها اطلاق مي‌شود كه ميان دو نفر در جريان است كه اين خود، منتج به تغيير در پيامها شود. به گونه‌اي روشن، وقتي دو نفر در فراگرد ارتباطي درگير مي‌شوند، در تمام لحظه‌هاي تبادل و ميان كنش، هر يك دگرگون مي‌شوند و اين دگرگوني خود ناشي از دگرگوني در نگرشها و تمايلات هر يك از آنها است. پيامها چه كلامي و چه غير كلامي، تاثيري در طرف مقابل مي‌گذارند و آن تاثير منجر به دگرگوني در نگرشها و رفتارهاي فرد مقابل مي‌شود و او را بر آن مي‌دارد كه از طريق مكانيزم باز خور عكس العملي نشان دهد كه متمايز با آنچه كه قبلا خود نشان داده است، باشد. اين خود، در فرستنده پيام تاثير مي‌گذارد و او نيز دگرگون مي‌شود و ممكن است با شدت بيشتر به كار خود ادامه دهد و يا اينكه از تاب و توان گذشته خود بكاهد.
گاه ممكن است چنين به نظر آيد كه فقط يكي از طرفين فراگرد ارتباطي دگرگون شده است و طرف ديگر تغييري از خود نشان نمي دهد. پژوهشهاي دقيق و خرده نگر، نشان داده‌اند كه چنين نيست. هر دو طرف فراگرد ارتباطي تغيير مي‌پذيرند، هر چند كه ممكن است يكي از آنها چنين تغييري را كمتر از خود بروز دهد و سعي در پنهان كردن احساس و رفتار خود كند. خواه ناخواه انساني كه در فراگرد ارتباطي درگير شده است. دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني با شدت و ضعف در او نمايان خواهد شد گاه دگرگوني در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زماني در رفتار.
در ارتباطات آنچه ميان دو نفر مبادله مي‌شود پيام است. پيام عموما به آنچه نوشته و يا گفته مي‌شود اطلاق مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه پيام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمي‌يابد. بخش عظيمي از پيامهايي كه ميان مردم مبادله مي‌شود در كسوت گفتار و نوشتار نمي‌آيد. بلكه اعمالي هستند كه بيشتر انجام مي‌دهند و حركاتي كه از آنان به منصه ظهور مي‌رسند.
به عبارت ديگر، رفتارها، طرز لباس پوشيدن، بلندي و كوتاهي موي سر و يا ريش، نوع وسيله نقليه كه استفاده مي‌كنند. همه و همه پيامي هستند كه از فردي به ديگري منتقل مي‌شود و به او تفهيم مي‌كند كه طرف مقابل چگونه آدمي است و چگونه مي‌انديشد و چه احساسي دارد. اگر چيزي كه ما مي‌پوشيم و يا حركتي كه انجام مي‌دهيم معني خاصي را به ديگران منتقل مي‌كند. مي‌تواند پيامي از سوي ما به آنان باشد و آن هم مي‌تواند هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي ارتباطي را به وجود آورد (فرهنگي، ۱۳۷۹، ص ۲۴-۲۲)
۲) تعاملي يا مراوده‌اي بودن ارتباط
فراگرد ارتباطي در محيط شكل مي‌گيرد و انجام مي‌پذيرد. محيط نه تنها به فراگرد ارتباطي و نوع آن تاثير مي‌گذارد. بلكه به ادراكات( perception) ، آنچه بين خود ردو بدل مي‌كنيم. و حتي در سطحي كه ارتباط مي‌گيريم نيز تاثير مي‌گذارد. ما در خلاء با يكديگر ارتباط نمي‌گيريم.
كنشها و واكنشهاي ما در مقابل يكديگر در چارجوب نظامهاي اجتماعي( social system)و شرايط فيزيكي حاكم برماست. آنچه شما در خانه با والدين يا خواهران و برادران خود در ميان مي‌گذاريد، كاملاً متفاوت از آن است كه در دانشگاه يا كارخانه با دوستان خود در ميان مي‌گذاريد. يا به استادان و رؤساي خود مي‌گوييد. علاوه بر اين، آنگونه كه شما به جهان و دگرگونيهاي آن مي‌نگريد با توجه به عوامل محيطي و نظام اجتماعي بر رفتار ارتباطي شما اثر مي‌گذارد. محيط فيزيكي و شرايط اجتماعي كه در آن قرار مي‌گيريم نگرش و رفتار ما را همانگونه كه ديديم تغيير مي‌دهد و در نتيجه ما با ديگران همواره به گونه‌اي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كنيم. به عبارت ديگر ارتباط ما با ديگران موكول به وضعيت و شرايط حاكم برماست. ارتباط ما با ديگران همواره متفاوت است و ما خود نيز همواره در حالت متفاوتي نسبت به قبل خود هستيم. به گفته جيمزمك كر ا كسي James Mc crocks«رفتار ارتباطي ما تغيير پذير است و ما در مورد يك واقعيت به گونه‌هاي متفاوت عمل مي‌كنيم». بر اين اساس. واقعيت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطي ما با ديگران شكل مي‌گيرد واقعيت آن چيزي است كه از طريق ارتباط با ديگران براي ما پديد آمده است
مهمتر آنكه ما بخشي از «خود» را از طريق ارتباطات با ديگران در ميان مي‌گذاريم. بدين سان شدني است كه، ادراك ما از جهان- يا واقعيت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگوني است و بستگي به آن دخوردها شود لنگر(۱۹۹۲) تاكيد مي‌كند كه:
 عدم آگاهي از انتخاب كلمات در هنگام صحبت ما را از فرآيندي كه به نفع ماست محروم مي‌سازد. عدم آگاهي از اين انتخابها در هنگام گوش دادن به هنگام حرفهاي ديگران نيز براي ما گران تمام مي‌شود...اگر رويكرد آگاهانه‌اي داشته باشيم كه در آن از ساير چشم‌اندازها و باورها نيز مطلع گرديم آنگاه ميزان كنترل ما بر ارتباط افزايش خواهد يافت. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۲۵-۲۶)
 ۶) ارتباط چند بعدي است. يكي ديگر از ويژگيهاي مهم ارتباط، چند بعدي بودن آنهاست، چون پيام‌ها بندرت به صورت جداگانه و مجزا مبادله مي‌شوند. واتز لاويك و ديگران(۱۹۶۷) متوجه شده‌اند كه فرآيند ارتباط در دو سطح مجزا اما به هم مرتبط روي مي‌دهد. سطح اول مربوط به محتوي است و با موضوع اصلي مرتبط است. مثلاً صحبت درباره فيلم ديشب، انتخاب رستوران، تشريح نظريه نسبيت، و موضوعات ديگر. اين مساله موضوع گفتگو را تشكيل مي‌دهند و وقتي به آنچه در هنگام ارتباط روي داده فكر مي‌كنيم، معمولاً همين مساله به ذهن ما خطور مي‌كنند.
 اما اين كل ماجرا نيست. ارتباط جنبه‌هاي ديگري هم دارد كه كمتر مشهودند. مثلاً فرافكني هويت در حين مذاكره درباره رابطه، و يا تعريف ارتباط از سوي تعامل كنندگان. تعامل كنندگان با انتخاب موضوع بحث(و موضوعاتي كه بايد از آنها اجتناب كرد)، بخصوص با انتخاب كلمات و شكلهاي ابراز، لهجه‌ها، سرعت گفتار و كل ويژگي‌ها و رفتارهاي غير كلامي، به ارائه خود self-presentatonيا كنترل برداشت مي‌پردازند. منظور تعامل كننده، ارائه مثبت خود در نظر عموم و اصولاً ارائه خود به شكلي خوشايند است.
 ايجاد برداشتي صحيح و مطلوب در اذهان، چند فايده مهم دارد، از جمله اينكه علاوه بر پاداشهاي مادي، منافع اجتماعي همچون تاييد، دوستي و اقتدار را هم در پي دارد. گافمنgaffman درسا ل(۱۹۵۹)بر اهميت حفظ صورتكها- كه در واقع ابزار ارزشمندي شخص هستند- توسط بازگران اجتماعي تاكيد مي‌ورزد- صورتك عبارت است از ابزار ارزشمندي خودمان در حضور ديگران- گافمن متوجه شد كه بازيگران اجتماعي نه تنها سعي مي‌كنند صورتك خود را حفظ كنند، بلكه مراقب هستند تا صورتك طرف مقابل را نيز بي‌اعتبار نسازند. براون و لوينسون (۱۹۷۸) در يكي از فصول ارزشمند كتاب خود به اين نكته اشاره مي‌كنند كه مودب بودن، شيوه‌اي براي كاهش احتمال لو رفتن صورتك است. (همان منبع،۱۳۷۷، ص۲۷).
 ۷) ارتباط برگشت ناپذير است.
 به بيان ساده مي‌توان گفت كه وقتي چيزي را گفتيم نمي‌توانيم آن را«پس بگيريم» گاهي با فاش كردن يك راز، اعتماد ديگران را از خودمان سلب مي‌كنيم اما ديگر كار از كار گذشته است، و گفته‌ ما برگشت‌ناپذير است.
 البته منظور اين نيست كه نمي‌توان پيامدهاي شخصي و رابطه‌اي اين عمل را اصلاح كرد. ما براي اصلاح وقايع و براي آنكه كمتر سرزنش شويم بايد ماجرا را دوباره تعريف كنيم، به همين خاطر به مكانيسم شرح account متوسل مي‌شويم. منظور ما از شرح، توضيح دادن اعمال مبهم و مشكل آفرين است. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص۲۸).
 وظايف ارتباطات وظيفه اصلي ارتباطات انساني و دگرگوني ، سازش با دگرگوني است. ما در اينجا به چهار وظيفه ارتباطات كه عبارتند از: وظيفه پيوستگي، اطلاعاتي و استدراكي و تاثيرگذاري و تصديق مي‌پردازيم.
 ـ وظيفه پيوستگي( affinity function)يكي از وظايف ارتباطات استقرار، ابقاء و دگرگوني روابط اجتماعي است. بدون شك بسياري از ما از اين رو به ارتباطات روي مي‌آوريم تا به ديگران بپيونديم، و خود را با دگرگوني‌هايي كه از آن حادث مي‌شود سازگار كنيم. اين وظيفه عموماً بيانگر وجود و يا عدم وجود جاذبه، نزديكي. تشابه و اشتراك بين مردم است. دو نفر يكديگر را مي‌بينند. ارتباطات موجب ايجاد يا افزايش و يا بر عكس موجب از بين رفتن و يا كاهش پيوستگي ميان طرفين ارتباط يا اشخاص مي‌شود.
 ـ وظيفه اطلاعاتي و استدراكي
 اكثر دانشمندان ارتباطات بر اين باورند كه يكي از مهمترين وظايف ارتباطات، وظيفه اطلاعاتي و استدراكي است كه موجب افزايش استدراك از طرف مقابل فراگرد ارتباطات يا افزايش اطلاعات مي‌شود. يكي از كارهايي را كه ارتباطات مي‌كند، همانطور كه اشاره شد، فرستادن و دريافت پيام و يا به عبارتي اطلاعات است كه به نوبه خود مي‌تواند موجب تفهيم و تفاهم بر حسب آنكه آيا پيام به درستي ارسال و دريافت شده باشد مي‌شود. اگر ارتباطات را فراگرد ارسال

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۶

زبان بدن را بهبود بخشيم


جهان امروز جهان ارتباطات است ولي اين لغت «ارتباطات» مي‌تواند دو معني داشته باشد يكي همان ارتباطات از راه دور و بي‌سيم و دنياي مجازي اينترنت و چيزهايي از اين قبيل. معناي ديگر روابط بين انسان‌هاست كه مي‌خواهيم در زير به آن بپردازيم. همه ما روزانه با افراد زيادي برخورد داريم كه نزديك‌ترينشان اعضاي خانواده‌مان هستند و شايد نفر آخر يك صندوق‌دار فروشگاه باشد. ولي صرف‌نظر از شخص، آنچه كه در يك برخورد موفق موثرترين عامل است، «مهارت‌هاي ارتباطي» است. بسياري از مردم به قدر كافي از اين مهارت برخوردار نيستند و همين ضعف سبب مي‌شود كه بسياري تنش‌ها و درگيريهاي اجتماعي به وجود آيد كه گاهي عواقب ناخوشايندي در پي خواهند داشت.
● در اين جا هفت نكته ساده آورده‌ايم كه براي بهبود مهارت‌هاي ارتباط اجتماعي موثر و مفيد هستند:
۱) گوش‌دادن را ياد بگيريد. خوب گوش دادن از مباني ارتباطات اجتماعي مناسب است. دقت كنيد كه اول تمامي سخنان طرف مقابل را بشنويد و كاملاً از چند و چون آن آگاه شويد، سپس قضاوت كنيد.
۲) شتاب‌زده قضاوت نكنيد. اگر درست بلافاصله پس از شنيدن حرف‌هاي طرف مقابل نتيجه‌گيري كنيد، قضاوت درستي انجام نداده‌ايد. پس از اتمام سخنان او، فكر كنيد و روي ديگر سكه را هم در نظر آوريد.
۳) كمي فكر كنيد سپس پاسخ مخاطب خود را بدهيد. هنگامي كه طرف صحبت از شما نظر مي‌خواهد، فوراً جواب ندهيد. ابتدا حرف‌هايي كه مي‌خواهيد بزنيد را سبك سنگين كنيد بعد نظرتان را اعلام نماييد.
۴) هيچ وقت فكر نكنيد كه كاملاً حق با شماست و آنچه مي‌گوييد درست است. گاهي اوقات هم «شما» اشتباه مي‌كنيد و هيچ ايرادي هم ندارد. نكته اينجاست كه اشتباهتان را بپذيريد و نقطه ضعف را به درستي بشناسيد.
۵) مراقب باشيد كه وقتي با كسي صحبت مي‌كنيد و به حرف‌هايش گوش مي‌دهيد، حواستان پرت نشود و در خيالات خود غرق نشويد. اين رفتار در واقع يك جور بي احتراميست و بعضي افراد از آن ناراحت و آزرده‌خاطر مي‌شوند.
۶) اگر طرف صحبت شما جمله‌اي مي‌گويد كه آن را به درستي نمي‌شنويد يا معنايش را درك نمي‌كنيد، از او بخواهيد كه دوباره حرفش را تكرار كند. اين كار خيلي بهتر از آنست كه براساس حدس و گمان جمله او را كامل كرده يا درباره معنايش بينديشيد.
۷) بدانيد كه هنگام صحبت‌كردن بدن شما نيز در كنار زبانتان حرف مي زند. پس در موقع سخن گفتن حركات بدنتان را مراقب كنيد و اگر مي‌بينيد كه بدن شما به درستي و بازباني مناسب صحبت نمي‌كند، تمرين كنيد و با صحبت‌كردن جلوي آينه «زبان بدن» را بهبود بخشيد.
مهارت‌هاي ارتباطي در طي زمان و فقط و فقط با تمرين مهارت‌ها بهبود پيدا مي‌كند و به راحتي ميسر نمي‌گردد. مقوله هنر برقراري ارتباطات موثر در بحث هوش هيجاني و هوش اجتماعي جاي مي‌گيرد و مي‌تواند يك انسان ضداجتماعي و نا به هنجار را به فردي نوع‌دوست، مسلط بر نفس، خوددار و در عين حال قاطع و مصمم تبديل كند.


مترجم: آذين صحابي / روزنامه اعتماد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۵

گوش دادن هم ارتباط كلامي است


زندگي انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز مي شود.
 نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگي مي‌كند، رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرد و با محيط زندگي خود سازگار مي شود.


 يكي از رفتارهاي اجتماعي انسان حرف زدن يا ارتباط كلامي است. «بطور كلي ارتباطCommunication يعني فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواي مورد انتقال از فرستنده‌ برگيرنده منتقل شود و بالعكس . براي برقراري رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركي داشته‌باشند تا معني اطلاعات موجود درپيام بدون‌اشتباه تعبير‌شود.»۱


 اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامي از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهاي غير كلامي مثل حركات و حالتهاي بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهاي غير كلامي به شكلي تفكيك ناپذير بخش كلامي شنونده را تحت تاثير خود قرار مي دهد .
با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطي دو سو دارد: يكي فرستنده و ديگري گيرنده (فعلاً به پيام و كانا‌ انتقال آن كاري نداريم.)


 در ارتباط كلامي فرستنده همان گوينده‌است و گيرنده همان شنونده .
 بنابراين مي بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشي برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامي دارند.
 پس گوش‌دادن هم بخشي از ارتباط كلامي است.


 حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ويژگي هايي دارد؟
 شنونده ي خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامي مي داند و آن را دست كم نمي گيرد. براي مثال وقتي كسي حرف مي زند، شنونده ي خوب مراقب است كه حواسش پرت نشود. براي اين كار سعي مي كند هرچند لحظه يك بار حرف‌هاي شنونده را در ذهن خود خلاصه كند و مهم‌ترين بخش آن را به خاطر بسپارد.


 مراقب زبان بدن يا پيام‌هاي غيركلامي خود است . براي اين كار سعي مي كند به حالت‌هاي خود تسلط داشته‌باشد. گاه‌‌گاه با يك حركت سر يا دست يا تغييرحالت در چهره‌ نشان دهد كه دارد به حرف گوينده توجه مي كند. گاه با بيان كلمه‌هاي كوچك و اصوات لازم گوينده را تشويق مي كند كه به حرفش ادامه دهد.
 ▪به ارتباط از طريق چشم اهميت مي دهد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه مي كند.


 ▪وسط حرف گوينده نمي آيد و كلامش را قطع نمي كند.
 ▪بي حوصلگي و بي تابي نمي كند و نشان نمي دهد كه باقي حرف را مي داند.
 ▪سعي نمي كند پيش‌داوري و قضاوت كند يا گوينده را محكوم كند.
 ▪ به فكر دفاع از خود نيست و تلاش نمي كند عقايد خود را به ديگري بقبولاند.
 ▪براي پاسخ به پرسش ها عجله نمي كند و فرصت مي دهد طرف مقابل فكر كند.
 ▪سعي مي كند احساسات گوينده را درك كند و براي اين كار بد نيست خودش را به جاي او بگذارد.
 ▪در مواقع لزوم احساس طرف مقابل را در قالب كلمه‌هاي خودش (شنونده) بازگو مي كند.
 ▪ اطلاعات خود را به رخ طرف مقابل نمي كشد.
 ▪ سعي مي كند پيا‌م‌هاي غيركلامي گوينده را درك كند.
 ▪گوينده را سوال پيچ نمي كند.


البته بايد توجه داشته باشيم همه‌ي اين سفارش‌ها براي موقعي است كه كسي بخواهد شنونده‌ي فعالي باشد. مسلماً ما هميشه فرصت نداريم يا به دلايل ديگر اصلاً مايل نيستيم شنونده‌ي فعالي باشيم در آن صورت بايد به فكر تكنيك‌هايي براي پايان دادن به گفتگو باشيم.


۱ تعريف از : فرهنگ علوم رفتاري ، علي‌اكبر شعاري نژاد
 مريم احمدي
مدير برنامه ريزي و امور اجرايي موسسه مادران امروز


موسسه مادران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۴

دست ها بلندتر از كلمات حرف مي زنند  !

بگذاريد دستهايتان حرف بزنند  
 

▪ در حالت اول، كف دست رو به بالا مي باشد كه علامت گدايي براي پول يا غذا است.

▪ در حالت دوم، كف دست رو به پايين قرار مي گيرد، انگار چيزي را پايين نگه داشته يا از بالا آمدنش ممانعت مي كند. يكي از معتبرترين روش ها در تشخيص اينكه شخصي صادق و شريف است يا خير ، مشاهده حالات كف دست است.

همانطور كه يك سگ براي اظهار تسليم و سلطه پذيري، گردن خود را جلو مي آورد، انسان هم از كف دست هايش براي اظهار همين رفتار يا احساس استفاده مي كند. به عنوان مثال، زماني كه شخصي مي خواهد كاملا صادق و رك باشد، يك يا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمايان مي كند و احتمالا مي گويد، «بگذار كاملا رك باشم» زمانيكه شخصي رفتاري صادقانه در پيش مي گيرد و يا شروع به گفتن حقيقت مي كند كف دست هايش يا بخشي از آن ها را براي طرف مقابل نمايان مي كند.

همانند اكثر حركات بدن، اين حركت كاملا ناآگاهانه انجام مي شود، و بدين ترتيب شما را متوجه صداقت آن شخص مي كند. كودك هنگام دروغ گويي يا پنهان كردن يك چيز، كف دست هايش را پشت خود قايم مي كند.

همچنين، شوهري كه مي خواهد به همسر خود دروغ بگويد، دست هايش را در جيب خود مي گذارد يا دست به سينه مي شود و اين حركت، همسر وي را متوجه كتمان حقيقت مي كند. اغلب به فروشنده ها مي آموزند، چنان چه مشتري دليلي براي نخريدن محصول آن ها ارائه مي كند، به كف دست هايش نگاه كنند، زيرا دلايل معتبر فقط با كف دست هاي نمايان همراه است.

● استفاده عمدي از كف دست براي فريب دادن

اين سوال شايد به ذهن خواننده برسد كه «اگر كف دست هايم به هنگام دروغ گويي نمايان باشد، مردم گفته مرا باور خواهند كرد؟» پاسخ به اين سوال آري و خير است. اگر يك دروغ آشكارا با كف دست هاي نمايان همراه كنيد، شايد براي شنوندگان خود رياكار به نظر برسيد، زيرا خيلي ديگر از حركاتي كه بايد به هنگام صداقت نمايان باشند، وجود ندارند و حركات منفي كه هنگام دروغ گويي استفاده مي شوند، با كف دست هاي باز متناقض است.

همانطور كه قبلا ذكر شد، كلاهبردارها و دروغ گوهاي حرفه اي كساني هستند كه مي توانند دروغ هاي خود را هنرمندانه با علائم غيركلامي تكميل كنند. هرچه استفاده كلاهبردار از رفتار غيركلامي حاكي از صداقت به هنگام دروغ گويي ماهرانه تر باشد، حرفه او بهتر انجام مي شود.

البته مي توانيد هنگام برقراري ارتباط با ديگران، بازكردن كف دست ها را تمرين نماييد و خود را محق تر جلوه دهيد; از طرفي، هر قدر كه حركات كف دست هاي باز تبديل به يك عادت شود، تمايل به دروغ گويي نيز كمتر مي شود. نكته جالب اينجاست كه اكثر مردم به سختي مي توانند با كف دست هاي باز دروغ بگويند و در واقع استفاده از اين حركت، شايد بر كاهش دروغ گويي تاثير داشته باشد و مردم را تشويق كند كه با شما صادق باشند.

● قدرت كف دست

يكي از اشارات غيركلامي كه كمترين توجه را به خود معطوف داشته اما از بيشترين قدرت برخوردار است، توسط كف دست انسان ارائه مي شود; و زماني كه به نحو صحيح مورد استفاده قرار گيرد توشه اي از اقتدار براي استفاده كننده اش فراهم مي كند و قدرت صدور فرمان سكوت به ديگران را مي دهد. در حركات كف دست، سه حالت اصلي وجود دارد:

۱) كف دست رو به بالا.

۲) كف دست رو به پايين.

۳) كف دست بسته با يك انگشت به حالت اشاره.

تفاوت بين اين سه حالت، با يك مثال مشخص مي شود: «فرض كنيم كه از شخصي درخواست مي كنيد كه جعبه اي را بلند كند و به نقطه ديگري در همان اتاق حمل كند. فرض را بر اين مي گذاريم كه شما از يك نوع آهنگ صدا، كلمات و حالت چهره استفاده مي كنيد و فقط حالت كف دست هاي خود را تغيير مي دهيد. حالت كف دست رو به بالا به عنوان يك حركت غيرتهديدآميز و سلطه پذير استفاده مي شود كه يادآور التماس گداي خياباني است.

شخصي كه از او درخواست حركت دادن جعبه شده است، احساس نمي كند كه درخواست همراه با فشار است و در يك وضعيت معمولي مافوق يا زيردست، از اين درخواست احساس تهديدشدگي نمي كند. زماني كه كف دست برگشته و به سمت پايين است، بلافاصله اقتدار را تداعي مي كند. شخصي كه از او چنين درخواستي شده، احساس مي كند كه برداشتن جعبه يك فرمان است و شايد نسبت به شما احساس دشمني بكند، كه اين بستگي به نوع ارتباط شما با او دارد.

به عنوان مثال، اگر شخصي كه از او اين درخواست را نموده ايد، همكار هم طراز شما است، مي تواند درخواست شما را كه با كف دست رو به پايين همراه بوده رد كند; اگر كف دست شما به سمت بالا باشد، تمايل بيشتري به پذيرفتن درخواست شما نشان مي دهد.

اگر شخصي كه اين درخواست از او مي شود، زير دست شما باشد، اين حركت قابل قبول است زيرا شما از اقتدار لازم براي استفاده از آن برخوردار مي باشيد. استفاده از انگشت اشاره يكي از ناراحت كننده ترين اشاراتي است كه يك شخص مي تواند در حين صحبت كردن بكار ببرد، بخصوص موقعي كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به اين كار داريد، توجه خود را به حركات كف دست رو به پايين و بالا معطوف نماييد. به زودي در مي يابيد كه رفتار راحت تري توسط شما ايجاد مي شود و اثر مثبت تري بر ديگران مي گذاريد.

● مصافحه(دست دادن)

«مصافحه»، يادگاري از زمان انسان هاي غارنشين است. هر زمانيكه انسان هاي غارنشين با هم ملاقات مي كردند، دست هاي خود را به هوا مي بردند و كف دست را نمايان مي كردند تا مشخص شود كه هيچگونه سلاحي در دست ندارند يا پنهان نكرده اند. با گذشت قرن ها، حركت «كف دست در هوا» اصلاح شد و به كف دست روي قلب و انواع ديگر حركات تغيير يافت. نوع امروزي اين رسم قديمي براي اداي احترام، قفل كردن كف دست ها درهم و دست دادن است كه امروزه در اغلب كشورها، به هنگام شروع ملاقات و نيز خاتمه آن، اجرا مي شود و دست ها معمولا بين پنج تا هفت بار حركت داده مي شوند.

● دست دادن سلطه پذير و سلطه گر

با توجه به مطالبي كه درباره تاثير فرمان دادن با كف دست رو به بالا و يا رو به پايين گفتيم، حال اجازه دهيد اهميت اين دو حالت كف دست را به هنگام دست دادن بررسي نماييم. فرض كنيد براي اولين بار با شخصي آشنا شده ايد و طبق رسم هميشگي براي اداي احترام با يكديگر دست مي دهيد. با اين كار يكي از سه نگرش اساسي از طريق دست دادن انتقال پيدا مي كند كه عبارتند از:

▪ سلطه گرانه: «اين شخص سعي مي كند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»

▪ تسليم آميز: «من مي توانم بر اين شخص مسلط باشم. او طبق خواسته من عمل مي كند»

▪ برابر: «من اين شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهيم بود»

اين سه نگرش مي تواند ناآگاهانه انتقال پيدا كند و يا تمرين و كاربري آگاهانه روش هاي دست دادن كه در زير آمده مي تواند يك اثر فوري بر شخص داشته باشد. اطلاعات اين بخش نمايان گر گوشه اي از نتايج مطالعات مستند روش هاي كنترلي دست دادن است. نگرش سلطه گرانه، با برگرداندن دست، به طوري كه در هنگام دست دادن، كف دست به سمت پايين باشد انتقال پيدا مي كند. نيازي نيست كه كف دست مستقيما رو به زمين باشد، اما نسبت به كف دست شخص، مي بايد به سمت پايين باشد و اين براي او بدين معني خواهد بود كه شما مايليد در رابطه تان كنترل و سلطه داشته باشيد. مطالعات انجام شده روي پنجاه وچهار مدير ارشد موفق نشان داد كه نه تنها ۴۲ نفر آن ها آغازگر دست دادن بودند، بلكه از روش سلطه گرانه نيز استفاده نمودند. همانطور كه يك سگ براي نشان دادن حالت تسليم به پشت غلت مي خورد يا گردن خود را جلو مي آورد، انسان از كف دستي كه رو به بالا است، براي نشان دادن تسليم به ديگران استفاده مي كند. اين حركت به خصوص زماني مهم است كه مي خواهيد طرف مقابل كنترل داشته باشد يا احساس كند كه بر وضعيت مسلط است. البته، با اينكه دست دادن با كف دست رو به بالا نشان گر تسليم است، موقعيت هاي متعادل تري نيز شايد وجود داشته باشد كه بايد آن ها را در نظر گرفت. به عنوان مثال، شخصي كه از آرتروز دست رنج مي برد، ناچار است به علت وضعيتش كمتر فشار بياورد، لذا برگرداندن كف دست او به حالت تسليم، بسيار آسان است.

افرادي كه در حرفه خود از دست هايشان استفاده مي كنند، مانند جراحان، هنرمندان و نوازندگان نيز شايد در دست دادن كمتر فشار بياورند و اين فقط به خاطر مراقبت از دست هايشان است. اشارات و حركاتي كه پس از دست دادن دنبال مي شوند، راهنمايي هاي بيشتري براي سنجش شخص ارائه مي دهد. شخص مطيع از علائم سلطه پذير استفاده مي كند و شخص سلطه گر علائم پرخاشگرانه تري بكار مي برد. زمانيكه دو شخص سلطه گر با يكديگر دست مي دهند، يك مبارزه نمادين روي مي دهد; در حالي كه هر يك سعي مي كند كف دست ديگري را به حالت تسليم برگرداند، كف دست هر دو در يك حالت عمودي قرار مي گيرد و هر دو در يك حالت عمودي قرار مي گيرد و هر يك حس احترام و تفاهم را به ديگري انتقال مي دهد. اين روش گرفتن دست به طور عمودي، روشي است كه يك پدر زماني كه مي خواهد به پسرش «دست دادن مثل يك مرد» را ياد بدهد، از آن استفاده مي كند. زمانيكه با يك شخص سلطه گر روبه رو مي شويد، نه تنها مشكل مي توان كف دست او را به حالت تسليم برگرداند، بلكه انجام اين عمل بسيار واضح است.

روش ساده اي براي خنثي كردن دست دادن سلطه گرانه وجود دارد كه علاوه بر برگرداندن كنترل به سمت شما، با تجاوز به حريم شخصي طرف مقابل، او را ناراحت مي كند. براي آموختن اين روش «خلع سلاح» بايد به تمرين جلو آوردن پاي چپ خود در حالي كه دست خود را براي دست دادن جلو مي آوريد، بپردازيد. سپس پاي راست خود را به جلو بياوريد و روبه روي او به سمت چپ حركت كنيد و وارد حريم شخصي اش شويد. حال، پاي چپ خود را به طرف پاي راست بياورد تا اين حركت كامل شود; سپس با او دست بدهيد. اين شيوه باعث مي شود كه حالت دست دادن طرف مقابل به حالت تسليم برگردد. همچنين باعث مي شود كه با ورود به حريم خصوصي او، كنترل به دست شما بيفتد. شيوه دست دادن خود را بررسي نماييد و مشخص نماييد كه هنگام دست دادن، با پاي چپ به جلو مي رويد يا با پاي راست. اكثر مردم راست پا هستند; از اين رو زمانيكه با شخصي سلطه گر روبه رو مي شوند، در وضعيت نامطلوبي قرار مي گيرند زيرا انعطاف كم يا فضاي اندكي براي حركت كردن در قلمرو مصافحه دارند، لذا شخص ديگر كنترل را به دست مي گيرد. به تمرين دست دادن با جلو گذاشتن پاي چپ بپردازيد; متوجه مي شويد كه خنثي كردن يك شخص سلطه گر و در دست گرفتن كنترل، نسبتا ساده است.
 
 
    روزنامه ابتكار  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام  :

ءاية البلاغة قلب عقول ولسان قائل

نشانه بلاغت ، داشتن انديشه اي سرشار از خِرَدورزي و زباني سرشار از گويايي است  .

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : ۱۱۱


سخن چون برابر بُوَد با خِرَد

ز گفتار گوينده رامِش بَرَد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲۲

با چشم هايتان بشنويد  !  

آيا صبح كه همكارتان به اداره مي آيد، بلافاصله با ديدن او متوجه نمي شويد كه امروز سرحال است يا نه؟ آيا هيچگونه شكي در ذهن تان نسبت به اين مساله وجود دارد؟ ارتباطات غيرشفاهي، قوي ترين نوع ارتباطات است. ارتباطات غيرشفاهي، حتي بيشتر از صدا و كلمات، شما را به آنچه در ذهن فرد ديگري مي گذرد رهنمون مي سازد. بهترين ارتباط برقراركنندگان كساني هستند كه از قدرت انتقال غيرشفاهي افكار و احساسات آگاهي دارند.
محدوده ارتباطات غيرشفاهي از حالت هاي چهره تا زبان بدن را در بر مي گيرد. حركات سر و دست، علامت ها و استفاده از فضا نيز در ارتباطات غيرشفاهي اهميت دارند. تفاوت هاي فرهنگي در زبان بدن، حالت هاي چهره، استفاده از فضا، و به ويژه حركت هاي سر و دست بسيارند و به همين دليل ممكن است مورد سوء تعبير قراy>
 بيشتر مواقع، شنوندگان از طريق چشمهايشان به سخنان شما گوش ميسپارند. ايما و اشارههاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر ميشويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي و دستپاچه هستيد؟ مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژستهايي كه به خود ميگيريد، آغاز ميشود. اما چگونه ميتوانيد مهارتهاي غيركلاميخود را افزايش دهيد؟


 از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني را كه مناسب شرايط موجود هستند انجام دهيد. شما با اين كار متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود ميآيد، خواهيد شد. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آن گاه با چنين كار كوچكي، تغييرات چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.


 اشتباه   1  : اجتناب از برقراري ارتباط چشمي

  
 اين اشتباه يعني آنكه شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شدهايد.
 • حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشمهاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را به نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد صرف ميكنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن به طور مستقيم به چشمهاي شنوندگان خود نگاه ميكنند.


 اشتباه  2 : خميدگي 

 
 خميدگي در هنگام سخنراني به معني آن است كه شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست دادهايد.
 • حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانهها نيز بايد اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانهتر جلوه ميكنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.


 اشتباه  3  :  تكان خوردن، جنبيدن وپيچ و تاب خوردن 
 
 شما عصبي، دستپاچه و ناآرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
 • حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكانهاي بيجا و جنبشهاي بيمورد هيچ هدفي را به دنبال ندارند.


 اشتباه   4  :  بيحركت ايستادن 
 
 بيحركت ايستادن به هنگام سخنراني گوياي اين مطلب است كه شما انعطافپذير نبوده و فرد كسلكننده، بيانرژي و خستهكنندهاي هستيد.
 • حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم ميروند و مدام در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پرانرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، طبيعي است كه اين حركت او بيمورد است و جزو موارد هدفمند به شمار نميآيد. به سخنرانان پيشنهاد ميكنيم كه قسمت كوتاهي از سخنرانيهايشان را ضبط كنند تا بعد از ديدن آن بدانند كه آيا حركات خارج از محدوده انجام ميدهند و يا خير.
 

اشتباه 5 :  قرار دادن دستها در داخل جيب 
 
 اين كار به معني آن است كه شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و ناآرام هستيد.
 • حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل سادهاي براي شما داريم. دستهاي خود را از جيبتان درآوريد. قرار دادن يكي از دستها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر حركت نمايشي را انجام ميدهيد، قابل قبول است.


 اشتباه  6 :  استفاده از ژستهاي ساختگي 
 
 • حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژستهاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهشها ثابت كردهاند كه ژستهايي كه افراد به خود ميگيرند، منعكس كننده افكار بسيار پيچيدهاي است و همين ژستها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان ميدهند اما زماني كه از ايما و اشارههاي ساختگي استفاده ميكنيد، درست مانند انسانهاي رياكار جلوه خواهيد كرد.


 اشتباه 7 :  جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده
 
 گوياي اين است كه شما بينزاكت و عصبي بوده و بر جزئيات مطلب احاطه كامل نداريد.
 • حركات جايگزين: دوربيني برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلمبرداري كنيد، سپس سعي كنيد آن را با ديدي منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژستهايي پيدا ميكنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد.


 انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربههاي پا، دست زدن به صورت و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگامي كه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آن را متوقف كنيد!


 از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد. حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پرانرژي است، به شما كمك ميكند؛ حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پلههاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزينهاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي، شنوندهها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.


 www.salamat.com
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۶:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲۰

مهارت ارتباط غير كلامي

ارتباط به معني انتقال اطلاعات از يك فرد به فرد ديگر است. بيش تر مردم، حدود 75 درصد زمان بيداري خود را صرف برقراري ارتباط، تبادل اطلاعات، افكار و عقايد با ديگران مي كنند. ارتباط كلامي، در قالب زبان و كلمات انجام مي شود در حالي كه ارتباط غير كلامي، اين گونه نيست و بيش ترين ارتباط ما با ديگران، از اين طريق است.
ارتباط غير كلامي شامل اشاره ها، تماس چشمي، لحن صدا و حركت بدن مي باشد. گاهي نوع پوشش و سكوت اختيار كردن نيز جزو ارتباط غيركلامي به شمار مي رود. در يك ارتباط ، پيام ها به دو طريق كلامي و غير كلامي ارسال مي شود. اگر بين كلمات ادا شده و حركات بدن گوينده تضاد وجود داشته باشد، گيرنده پيام، بيش تر به حركات بدن و اشاره هاي غير كلامي اعتماد مي كند.
«جي. ديليو پورتر » ارتباط غيركلامي را در چهار گروه تقسيم بندي مي كند:
جسمي: ارتباط فردي شامل اشاره هاي چهره اي، لحن صدا، بو و حركات بدن
هنرشناسي: ارتباط از طريق موسيقي، بازيگري، نقاشي و مجسمه سازي
علائم: شامل پرچم ها، شليك توپ به پاس احترام، آژير و سوت زدن
نمادها: به كارگيري آداب و رسوم مذهبي، شأن و منزلت و جايگاه اجتماعي
آگاهي از ارتباط غيركلامي، براي مديران به عنوان رهبران سازماني، به دو دليل اهميت دارد:
مدير به عنوان رهبر گروه براي انجام بهتر وظايف، بايد با كاركنان ارتباط موثري داشته باشد اگر اشاره هاي غيركلامي كاركنان از سوي مدير به خوبي تفسير شود، مي تواند به آن ها پاسخي مناسب بدهد.
طرز تلقي، نگرش و احساسات كاركنان، از طريق ‎ارتباط غيركلامي ارسال مي شود بعضي از نيازهاي فردي مانند رشد، قدرشناسي، موفقيت و تشويق، بايد در سازمان ارضاء شود كه لازمه اين كار، شناخت و درك اين نيازها از سوي مديران و از طريق ارتباط غيركلامي است. اگر كاركنان سازمان درك درستي از اشاره هاي غيركلامي داشته باشند، سازمان، شانس موفقيت بيش تري دارد.
نگاه مستقيم گوينده، نشان دهنده صفا، صداقت و احساس اعتماد او به شنونده است. نگاه كردن به پايين، حاكي از فروتني و چرخاندن چشمان به بالا، ناشي از خستگي گوينده است.
مطالعات نشان داده است كه ارتباط غيركلامي، اطلاعات لازم را براي مديران و كاركنان فراهم مي سازد يافته هاي اين پژوهش داراي دو جنبه قابل بررسي مي باشد:
الف) ويژگي هاي ثابت
- فاصله: فاصله اي كه يك نفر با ديگري رعايت مي كند، غالباً يك پيام غيركلامي را منتقل مي كند در بعضي از فرهنگ ها اين فاصله، نشان دهنده نوعي علاقه است در حالي كه گاهي مي تواند ناشي از منزلت اجتماعي تلقي گردد.
- طرز قرار گرفتن: بسياري از افراد به روش هاي مختلفي مانند چهره به چهره، پهلو به پهلو يا حتي پشت به پشت ديگران قرار مي گيرند براي مثال افراد معاشرتي، به طور معمول پهلو به پهلو و افراد رقابت جو، چهره به چهره ديگران قرار مي گيرند.
- حالت اندامي: بعضي افراد ممكن است روي صندلي، صاف بنشينند يا لم بدهند يا هنگام تعامل با ديگران، بايستند. اين ها عواملي است كه باعث انتقال پيام مي شود.
- تماس جسمي: دست دادن، دست به شانه كسي زدن، هل دادن يا دست كسي را محكم گرفتن، همه مي توانند انتقال دهنده ي پيام ناشي از صميميمت و احساس محبت يا برعكس، نفرت و بي تفاوتي باشند.
ب) ويژگي هاي متغير و پويا
- بيان چهره اي: لبخند، اخم، ابروي بالا رفته، خميازه كشيدن و پوزخند زدن، همه انتقال دهنده اطلاعات هستند. بيان چهره اي به طور م="page-293.html" target="_blank">۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ing="2" cellspacing="1" width="100%" style="font-family:Tahoma; font-size:8pt; ">

لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.