مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 13661
دیروز : 42500
افراد آنلاین : 44
همه : 4540625

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۶ )

سكوت ، پنجره اي بسوي نور و حكمت


اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) در كتاب نهج البلاغه درياها و اقيانوسهايي از حكمت ها و زيبايي ها را به ما عرضه مي كند كه شايد تفكّر در هر يك از آنها سالها به طول انجامد! اگر اهل تفكري باشد البته...

يكي از زيباترين خطبه هاي حضرت خطبه ي بليغ و شيوايي است كه در آن به بيان صفات و ويژگي هاي اهل ايمان مي پردازد. اگر جان ما نيز چون جان همام پذيراي اين سخنان باشد، بي شك ما نيز همچون او قالب تهي مي كرديم. همام از جمله اصحاب حضرت بود كه مخاطب كلام امير(عليه السلام) قرار گرفت و صفات مؤمن را از زبان الهي علي (عليه السلام) نيوش كرد و حقيقت جز آن نبود كه ديگر روحش را مجال و فرصت اسيري در بدن نبود و از قفس تن به سوي مالك حقيقي ايمان گريخت! اين خطبه به خطبه ي همام نيز مشهور است. در اين خطبه ويژگي هاي خوبان عالم و مؤمنان راستين از زبان مرد ايمان بيان مي شود. در اينجا ما  قصد نداريم به فرازهاي اين خطبه ي و پرمحتوا بپردازيم بلكه تنها به مناسبت موضوع نوشتار خود به بخشي از آن اشاره مي كنيم.

براساس فرموده اميرالمؤمنين(عليه السلام) سكوت كردن يكي از ويژگي هاي مؤمن است كه مي كوشد در مواقع خطر و عصبانيت و هر كجا كه ضرورت سخن گفتن نباشد، سكوت كند. سكوت در اين عبارت احتمالاً سكوت اختيار كردن در مواقعي است كه سخن گفتن ضرورت ندارد وگرنه در مواردي كه وظيفه ي شرعي و ديني و اخلاقي انسان اقتضاء مي كند لازم است انسان سخن بگويد و به دفاع از دين بپردازد و نمونه ي اين موضوع را ما بسيار در سنت و سيره و رفتار معصومين(عليهم السلام) مشاهده مي نماييم

سكوت ، از ويژگي هاي ايمان!

در فرازي از اين خطبه حضرت يكي از ويژگي هاي مؤمن را چنين بيان مي دارند: آيا مي داني مؤمن كيست؟ ... او سكوت اختيار مي كند تا از لغزشها در امان بماند.

براساس فرموده اميرالمؤمنين(عليه السلام) سكوت كردن يكي از ويژگي هاي مؤمن است كه مي كوشد در مواقع خطر و عصبانيت و هر كجا كه ضرورت سخن گفتن نباشد، سكوت كند. سكوت در اين عبارت احتمالاً سكوت اختيار كردن در مواقعي است كه سخن گفتن ضرورت ندارد وگرنه در مواردي كه وظيفه ي شرعي و ديني و اخلاقي انسان اقتضاء مي كند لازم است انسان سخن بگويد و به دفاع از دين بپردازد و نمونه ي اين موضوع را ما بسيار در سنت و سيره و رفتار معصومين(عليهم السلام) مشاهده مي نماييم. امّا در رفتارهاي عادّي روزمره و در برخورد با ساير مردم، ويژگي اهل ايمان آن است كه تا ضرورت سخن نباشد لب باز نمي كنند و با سكوت خويش، خود را از خطاها سالم و محفوظ نگه مي دارند.

 سكوت، نور است!

از ديگر فوايدي كه سكوت كردن از آن برخوردار است آن است كه براساس فرموده امام جواد(عليه السلام) نور است! در حديثي شريف از امام جواد(عليه السلام) نقل شده است كه حضرت فرمودند: دين عزّت است و علم گنج و سكوت نور. براساس فرموده امام(عليه السلام) سكوت نور است و با سكوت كردن لحظات و اوقات و ايّام ما نوراني خواهد شد. نكته ي جالب توجه آن است كه حضرت نفرمودند سكوت همچون نور است. و اين موضوع را از باب تشبيه و تمثيل نفرمودند بلكه خود سكوت را از جنس نور دانسته اند. توجه به اين نكته ي ظريف معلوم مي كند كه سكوت كردن نوري الهي است كه بواسطه آن انسان نوراني مي شود و در هاله اي از نور الهي محفوظ مي گردد. اكنون سرّ سخن اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيز آشكار مي گردد كه چگونه سكوت انسان را از خطا حفظ مي كند! در واقع انسان مؤمن با سكوت كردن در مواقع غيرضروري سخن گفتن، خود را در هاله اي از نور الهي قرار مي دهد. اين نور، نوري معنوي و روحاني است و گرچه با چشم سر ديده نمي شود امّا در واقع وجود دارد و همان سبب مصونيت انسان از خطا مي شود. انسان محفوظ شده در نور الهي مي بيند و كار انجام مي دهد از خطا و لغزش در امان مي ماند.

همان طور كه امام جواد(عليه السلام) فرمودند، قرار گرفتن انسان در هاله ي نور الهي بواسطه سكوت همچنين سبب مي شود كه درهاي حكمت الهي به روي انسان باز گردد. در واقع نور الهي سكوت علاوه بر حفظ انسان از خطا و لغزش، او را به سوي كشف اسرار و حكمت هاي الهي نيز رهنمون مي سازد و راه را براي او روشن مي كند

سكوت ، و درهاي حكمت!

براساس آنچه به نقل از روايات شريفه ذكر كرديم سكوت فايده مهم بازدارندگي از خطا را بدنبال دارد. در روايت شريف ديگري از امام رضا(عليه السلام) حضرت به يكي ديگر از فوايد سكوت اشاره فرموده اند كه اثري فراتر از بازدارندگي از خطا و لغزش دارد! به فرموده حضرت(عليه السلام) با سكوت كردن درهاي حكمت به روي انسان باز مي شود! در واقع انساني كه بدون جهت و بي فايده سخن نمي گويد بيشتر فرصت تفكر و درون نگري را پيدا مي كند. در اثر همين تفكر و تدبّر دروني درهاي حكمت و علم به روي انسان باز مي شود. شايد بتواند گفت همان طور كه امام جواد(عليه السلام) فرمودند، قرار گرفتن انسان در هاله ي نور الهي بواسطه سكوت همچنين سبب مي شود كه درهاي حكمت الهي به روي انسان باز گردد. در واقع نور الهي سكوت علاوه بر حفظ انسان از خطا و لغزش، او را به سوي كشف اسرار و حكمت هاي الهي نيز رهنمون مي سازد و راه را براي او روشن مي كند.

 پايان سخن...

با همه آثار و فوايدي كه براي سكوت شمرده شده است كه حتي يكي از آنها براي سخن گفتن ذكر نشده است! واقعاً چرا تصميم نمي گيريم حداقل ساعاتي از روز را سكوت كنيم و به خويشتن خويش بپردازيم؟!! فرو خوردن خشم و غضب و سكوت در مواقع عصبانيت كه ديگر هيچ! بياييد از امروز ساعاتي نه يك لحظه و براي خود نه براي مردگان و از دست رفتگان سكوت كنيم!

فهرست منابع و مآخذ

1- نهج البلاغه – شرح علامه ي جعفري(ره)

2- بحارالانوار – علامه ي مجلسي(ره)

3- بحارالانوار – علامه ي مجلسي(ره)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۵ )

سكوت ؛ بستري براي خودسازي


در مقاله حاضر نويسنده ضمن بيان اهميت و فضيلت سكوت و تشريح كاركردهاي زبان و خاموشي در راه رسيدن به كمال، فوايد و آثار خاموشي را از ديدگاه قرآن و روايات و نيز عرفا بررسي كرده است كه با هم آنرا از نظر مي گذرانيم.
شكل گيري شخصيت انساني در اجتماع

آموزه هاي قرآني در راستاي تكامل فردي و جمعي است. از اين رو براي هر يك از قوا و توانايي هاي بشري آموزه ها و دستورهائي بيان شده است تا آن را در مسير تكاملي قرار دهد؛ زيرا قرآن كتاب هدايت، راهنماي بشر به سوي تكامل و بازگشت به سوي كمال مطلق و تقرب به خداوند يكتا و يگانه است. (بقره آيه 31) و لذا به همه بخش هاي زندگي توجه داشته و چيزي را فروگذار نكرده است.
يكي از مهم ترين بخش ها و حوزه هاي زندگي بشر مسئله ارتباطات اجتماعي است. ارتباطات اجتماعي به جهت ويژگي هاي خاص و تاثيرگذار در تكامل فردي و اجتماعي بشر آن چنان مورد اهتمام و تاكيد قرار گرفته برخي از دانشمندان و عالمان آموزه هاي قرآني را آموزه هاي اجتماعي مي دانند و جنبه هاي فردي آن را بسيار كم اهميت مي شمارند. در حقيقت بر اين باورند كه از آن جايي كه قرآن كتاب راهنماي زندگي است نمي توان به مهم ترين جنبه زندگي بشر كه جنبه هاي اجتماعي است بي توجه باشد. از اين رو جنبه هاي فردي آن نيز كه به شكلي همان فضايل اخلاقي را تشكيل مي دهد گرايش به مسايل اجتماعي و تاثير آن در روند شخصيت اجتماعي شخص دارد.
شخصيت انساني چيزي جز شخصيت اجتماعي وي نيست و شخص در حقيقت با توجه به ديگري خود را مي يابد و ماهيت خود را از ديگري باز مي شناسد.
شخصيت هر شخص، چيزي جز توانمندي هاي ارتباطي وي با ديگري از سويي و نمايش تفاوت ها و تمايزهاي خود از ديگري از سوي ديگر نيست. از اين رو شخصيت تنها در محيط اجتماعي شكل مي گيرد و شخص بي ديگري نمي تواند سخن از شخصيت داشته باشد.
شخصيت هر كس به معناي تمايزهايي است كه در اجتماع به دست مي آورد و انسان داراي شخصيت، كسي است كه بتواند در اجتماع خود را بيابد و سالم و متعادل نشان دهد.
با نگاهي به آيات نخست آفرينش حضرت آدم(ع) كه در سوره بقره و سوره هاي ديگر بيان شده است مي توان به اين نكته به صورت قطع و يقين اشاره كرد كه انسان دست كم نيازمند جفت و همسري است كه بي او نمي تواند به بسياري از اهداف كمال كه نخستين آن آرامش است، دست يابد. از اين روست كه شخص با اجتماع آميخته و شخصيت امري مرتبط با اجتماع است.
نقش كليدي زبان در زندگي و كمال يابي

اجتماع حتي اگر از جفت و همسر آن تشكيل شود نيازمند ابزارهاي ارتباطي است. به اين معنا كه هر يك از دو طرف نيازمند آن هستند تا نيازها و خواسته ها و دل واپسي هاي خويش را نشان دهند. از اين رو «بيان» به عنوان نعمت بزرگ، مطرح شده است. بيان به معناي طريق نشان دادن خواسته هاي نفساني و روحي و رواني و نيازهاي مادي و جسمي است. و لذا مي تواند به شكل اشارات و تغييرات در چهره و رمز و كنايات و مانند آن ابراز شود ولي بهترين و آسان ترين و كامل ترين شكل بيان همان بيان شفاهي از راه زبان است كه قرآن از آن به نعمت خاص بشر اشاره مي كند و از انسان ها مي خواهد كه سپاسگزار اين نعمت باشند.
بنابراين نقش زبان در زندگي بشر نقش كليدي و حساس است. با اين همه آيا مي توان از اين نعمت بزرگ كه خداوند از آن در آيات چندي تمجيد و تجليل نموده به عنوان امري بد و نادرست ياد كرد و خواهان توجه به ضد آن يعني سكوت و خاموشي و عدم استفاده از زبان و نعمت بزرگي چون آن شد؟
اين نوشتار پاسخي به اين پرسش براساس آيات و روايات است كه از سوي خدا و رسول (ص) و امامان معصوم(ع) به عنوان راهنمايان بشر مطرح شده است.
زبان در شخصيت سازي و كمال يابي انسان، نقش مهم و اساسي دارد. بسياري از مفاهيم علمي و نظري از راه زبان منتقل مي شود و احساسات و عواطف با بيان شفاهي، در جان ديگري نفوذ مي كند و خود را نشان مي دهد. در هر حوزه اي از زندگي اگر توجه شود مي توان نقش و كاركردهاي زبان را يافت. كنش هاي ارتباطي در جامعه دو نفره تا ميليوني از راه زبان به آساني امكان پذير و شدني است. زبان براي احياي عدالت و اجراي حق و تبيين مواضع و خواسته ها بهترين ابزار است.
سكوت كمالي

از نظر قرآن و روايات چنان كه دانسته شد زبان نعمتي بزرگ است كه مي بايست قدر و ارزش آن را دانست. انسان از نظر قرآن موجودي سخنگو است و سخنگويي وي نعمت بزرگي است كه بايد بر آن شكر گذاشت و بهترين شكر و سپاس از هر نعمتي بهره گيري درست از آن نعمت است؛ از اين رو همواره سخن گفتن براي انسان هم براي بيان احساسات و عواطف و هم براي آموزش و يادگيري مفيد و مورد اهتمام و ترغيب بوده است.
قرآن از اين ابزار براي رشد و تعالي انسان بهره جسته است. اكنون كه اين سخنگو، از سخن گفتن باز نمي ايستد و اين سخنگويي ذاتي اوست، چه بايد كرد؟
راهكار قرآن اين است كه آن را جهت داده و به ابزاري سودمند تبديل كند. هر نعمتي اگر به درستي مورد استفاده قرار نگيرد به نقمت و بلا تبديل مي شود. لذا در نعمت بودن هر چيزي و يا نقمت و بلاشمردن آن مي بايست به چگونگي استفاده از آن توجه داشت.
هرگاه چيزي براي انسان و تكامل و تقرب او مفيد و سازنده باشد آن چيز كمالي و خير و نعمت است وگرنه شر و بلايي است كه مي بايست از آن دوري گزيند و يا رهايي يابد.
به هر حال زبان كه از نعمت هاي بزرگ خداوند است اگر به درستي از آن استفاده نشود و به جاي شكر و سپاس و بهره گيري براي تكامل، در غيبت و تهمت و فحش و ناسزا به كار گرفته شود نقمت و بلايي بزرگ است كه دارنده وي را از مردم دور و از بهشت مي راند و به دوزخ مي كشاند.
يكي از مشكلات طبيعي زبان بهره گيري نادرست و نا به جاست. اين زبان كه مي بايست عنصر ارتباطي شود به دشمن ارتباطات تبديل مي شود و به جاي آن كه مهر و محبت را بيافزايد كينه و دشمني را مي پراكند. از اين رو به انسان سفارش بسياري مي شود تا آن را مهار و در مديريت و كنترل خود در آورد.
سكوت عرفاني

در بسياري از كتب عرفاني (از نثر و نظم) سخن از صمت و سكوت و خاموشي است. اين مطلب ريشه روايي دارد و در كتب روايي، سخنان بسياري از معصومان(ع) نقل شده كه خاموشي و سكوت را ستوده اند و حتي در ميان عارفان يكي از مقامات بلند و شامخ عرفاني شناخته و دانسته شده است. چنان كه صمت و سكوت، از ابزارهاي رسيدن به كمالات عرفاني و سير و سلوك، از جايگاه ويژه اي برخوردار است و گفته اند كه صوم و صمت و عوامل ديگر موجب شده است تا انسان هاي صاحب نامي چون عطار و مولوي به كمالات آن چناني دست يابند و سرآمد روزگار خويش گردند و جهان و جهانيان بدانان افتخار كنند اين گونه است كه مولوي اين عارف سالك دلسوخته به خموشي و خاموشي تخلص مي كند و در اشعارش خود را بدين نام مي خواند.
در روايات آمده است كه كمال العقل الصمت؛ به اين معنا كه وقتي عقل و خرد به كمال مي رسد و آدمي به يك معنايي به بلوغ عقلاني (كه مي گويند در ميانسالي و چهل سالگي بدان مي رسد) دست مي يابد، خاموشي برمي گزيند و سكوت اختيار مي كند.
در عرفان هاي سرخپوستي و بودايي و شرقي و غربي آن نيز، اين معنا وجود دارد كه سالك و عارف مي بايست دوره هاي سختي را براي كسب اين مقام طي كند و راه و روش سكوت را بياموزد. دوره هايي كه بس دشوار است و جان آدمي را به لب مي رساند.
مشكل اين جاست كه آدمي به طور طبيعي نمي تواند خاموش باشد. هر چند كه دندان به لب گزيده و خاموش به كنجي نشسته، ولي در دل او غوغايي است كه از بيرون او بيشتر است هزاران سخنگو با او از هر دري سخن مي گويند و او را سرگرم مي كنند. اين جاست كه شاعر پارسي گوي شيرين زبان ما مي سرايد:
در اندرون من خسته دل ندانم كه كيست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
در عرفان سرخ پوستي براي آنكه با منطق و زبان معمولي آدمي مبارزه شود و نوع ديگري از بينش و منطق جانشين روشي معمولي گردد، دستورهاي سختي براي رهايي از سخنگويي با خود داده شده است. سالكان آن راه و روش مي كوشند تا خود را به مقام صمت مطلق برسانند و آن من دروني را ساكت و خاموش سازند. كاري كه به محالات و ممتنعات شبيه تر است. يعني نوعي استحاله عقلي فراتر از استحاله عادي. به هر حال، اين عمل، تلاشي است كه در آن مكتب و روش انجام مي پذيرد و معلوم نيست تا چه اندازه مثمرثمر است و آيا ثمره و باري مي دهد يا اصلا اين همه چيزي جز تخيل نيست. آخر چه كسي را ياراي آن است كه اين فريادگر و سخنگوي درون را خاموش كند؟
انسان، اصولا با اين سخنگو همزاد است. با اين سخنگوست كه فكر مي كند و مي انديشد. اوست كه او را هدايت مي كند. اوست كه راه و روش و اختراع و ابتكار را به او مي آموزد. اين سخنگو در حقيقت، همان چيزي است كه به اصطلاح قرآني بيان ناميده شده است. يعني افتخار آدميت است و فصل مميز انسان از ديگران مي باشد. قرآن مي گويد آن گاه كه خداوند بيان را به آدمي آموخت به خود باليد. پرسش اين است كه اين بيان و اين افتخار آدميت چيست؟ آيا جز همين سخنگوي درون ما و اين قوه ناطقه آدمي است؟ آخر اگر اين سخنگو برود براي آدمي چه مي ماند؟
اهميت قوه ناطقه انسان

يكي از خصوصيات انساني اين است كه با آن كه ساكت و خاموش است سخن مي گويد و با خود حرف مي زند. انسان همواره با خود سخن مي گويد. اين سخنگوئي، ذاتي انسان است و نمي توان دمي را در سكوت مطلق بگذراند. آن چه مساله است اين كه اين سخنان دروني از راه زبان منتقل مي گردد؛ زيرا بسياري از گفت وگوهاي دروني و سخناني كه درجان آدمي است قابل گفتن نيست.
اصولا انسان با سخن گفتن تفكر مي كند و سخن ذاتي و دروني است كه به او كمك مي كند تا تفكر و تدبر كند و راه و چاه را بشناسد و علم دروني بيابد. ولي اين سخن درون است كه مي بايست كنترل و مديريت شود و بيراهه نرود. اين مرحله نخست است و آن گاه نيز مي بايست بهترين سخنان درون را بر زبان جاري ساخت. انسان بايد از بسياري تفكر و سخن گفتن دروني، تنها سخناني را بر زبان جاري مي كند كه براي خود و ديگري مفيد و سازنده باشد.
درعرفان هاي غير اسلامي، راهكاري براي تعالي به دست مي دهند و آن اين كه مديريت سخن ذاتي و دروني را به دست گيرد. البته اين امر، بسيار دشوار و گاه ناشدني است؛ زيرا اصولا تفكر و انديشه بدان انجام مي شود ولي مساله اي كه هست اصل اين مطلب است كه سخن گفتن تا چه اندازه مي تواند دركمال و يا سقوط انسان موثر باشد از اين رو در عرفان هاي غير اسلامي سخن از سكوت دروني است و اين كه ذهن به گونه اي تربيت شود تا حتي سخنگوي دروني ساكت وخاموش شود.
روش اسلام براي ترتيب قوه ناطقه

در اسلام روش ديگري براي مديريت سخنگوي دروني بيان شده و آن اين كه اذكار خاص را در درون بخواند و آن را تكرار كند تا سخن گوي دروني در هنگامي كه درحال تفكر نيست به بيراهه نرود. اين كه در اسلام و قرآن به ذكر و يادكرد، بسيار خدا توجه داده شده براي هنگامي است كه شخص در گوشه اي نشسته و سخنگوي درون، مديريت او را در دست گرفته و او را به هر سوي و سخني مي برد. دراين جاست كه با ذكر و دعا او را به مسير خاص هدايت مي كنند. اما بهترين كار آن است كه از اين سخنگوي دروني براي تفكر و انديشه در هستي و كمال استفاده شود. براين اساس تفكر يك ساعت، از عبادت هفتاد سال برتر دانسته شده است. اين بدان معنا نيست كه شخص درگوشه اي بنشيند و ذكري را بگويد بلكه بايد همانند متفكران و فلاسفه و دانشمندان درموضوعي تفكر كند و سخن گوي درون را در مسير كمالي و براي آن استفاده كند.
مسئله تفكر و تدبر، از اصول اساسي در راه و روش قرآني براي رسيدن به كمالات است. تفكر در انسان تدبر دركائنات، اصلي است كه قرآن بارها و بارها بر آن تاكيد داشته است. انسان سالك كسي است كه در آفاق ( بيرون) و انفس (درون) خود تفكر مي كند.
اما در زماني كه انسان بي كار است ومشغول تفكر نيست مي بايست خود را به ذكر مشغول دارد تا سخن گوي دروني بيراهه نرود. اين گونه سكوت و خاموشي است كه كمالي است نه هرگونه خاموشي ديگر؛ زيرا گوشه اي نشستن و درخود فرو رفتن و زمام امور را به سخنگويي سپردن كه وي را به هر بيراهه اي مي برد عين گناه است. بنابر اين انسان بهتر است تا زماني كه خاموشي را برگزيده، به تفكر بپردازد در غير اين صورت به سخنگوي درون خويش ذكري را بياموزد تا بيراهه نرود.
اگر امر داير شد كه سخن گويد و يا سخنگوي درون او وي را به هر كلامي مشغول دارد بهتر آن است كه با ذكر و اوراد زباني، خود را مشغول دارد بهترين كسان آنانند كه هنگامي كه سخن مي گويند و كلامي را بر زبان جاري مي كنند براي خود و ديگران سودمند باشد و دوم كساني هستند كه خاموشي گزيده و با سخنگوي دروني به مذاكره علمي مشغول شده اند و يا نهايت اگر تفكر و انديشه اي علمي ندارند سخنگوي دروني خويش را به ذكري مشغول مي دارند.
زبان، بيانگر شخصيت انسان

زبان بيانگر اسرار درون است؛ زيرا سخنگوي ذاتي و دروني براساس شخصيت است كه عمل مي كند و نمايانگر و نمايشگر شخصيت و شاكله وجودي هر فردي است؛ اين سخنگو است كه هر گاه به شكل بيان زبان و شفاهي خود را نشان مي دهد مي نماياند كه چه كسي است و از چه شخصيتي برخوردار مي باشد. از اين رو گفته اند كه زبان بيانگر اسرار مگوي شخص و نمايشگر شخصيت اوست. امام (ع) مي فرمايد:«تكلموا، تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه؛ سخن بگوييد تا شناخته شويد چرا كه انسان درزير زبان خود پنهان است.
شاعر پارسي گو شيرين سخن در اين باره چنين مي سرايد:
آدمي مخفي است در زير زبان
اين زبان پرده است بر درگاه جان
چونك بادي پرده را در هم كشيد
سر صحن خانه شد بر ما پديد
كاندر آن خانه گهر يا گندم است
گنج زر يا جمله مار و كژدم است
يا در او گنج است و ماري بر كران
زانك نبود گنج زر بي پاسبان
بي تامل او سخن گفتي چنان
كز پس پانصد تامل ديگران
و به قول شاعر ايراني:
تا مرد سخن نگفته باشد
عيب و هنرش نهفته باشد
زبان از ديدگاه علي(ع)

امير مؤمنان (ع) فرمود: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه.» (نهج البلاغه صبحي صالح، صفحه 476، شماره 40) زبان عاقل در پشت قلب او جاي دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.
مرحوم سيد رضي هنگامي كه اين جمله را در نهج البلاغه نقل مي كند مي گويد: اين جمله از كلمات شگفت انگيز و پرارزش مولا اميرالمؤمنين(ع) است و مقصود اين است كه انسان عاقل زبان خود را پيش از مشورت كردن و انديشيدن به سخن نمي گشايد، ولي احمق قبل از اينكه فكر و انديشه كند سخن مي گويد.
بنابراين، گويي زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولي قلب احمق از زبانش تبعيت مي كند. همين مضمون در عبارت ديگري از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «قلب الاحمق في فمه و لسان العاقل في قلبه.» (همان، صفحه 476، شماره 41) قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست.
و در جاي ديگر آمده است: زبان مؤمن در پس قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبان اوست. يعني مؤمن هرگاه بخواهد سخني بگويد نخست مي انديشد، اگر نيك بود مي گويد و اگر ناپسند بود از گفتن آن خودداري مي كند اما شخص دورو و منافق آنچه بر زبانش جاري مي شود مي گويد و نمي داند كدام سخن به سود او و كدام سخن به زيانش تمام مي شود. (سپس فرمود:) رسول خدا(ص) فرموده است: «ايمان هيچ بنده اي درست نمي شود مگر اينكه قلبش درست شود و قلبش درست نمي شود تا آنكه زبان او راست و مستقيم شود» (نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 175)
براين اساس انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمل كند و بيهوده سخن نگويد كه اگر در گفتار، زمام اختيار را از كف داد عواقب سوء و زيانباري به دنبال خواهد داشت.
انسان تا سخن نگفته سخن دراختيار اوست، اما وقتي از دهان او خارج شد انسان در اختيار آن قرار مي گيرد. اين حقيقت را حضرت علي(ع) اين گونه بيان مي فرمايد: سخن، مادام كه آن را نگفته اي در اختيار تو است اما همين كه از دهانت خارج شد تو دراختيار آن هستي. بنابراين زبانت را همچون طلا و نقره ات نگه دار، زيرا بسيار شده كه يك كلمه، نعمت بزرگي را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسري برايش فراهم ساخته است. (نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت .381)
بسيارند كساني كه از سخن گفتن نادم و پشيمان اند اما به خاطر سكوت هيچگاه اظهار ندامت نمي كنند. لقمان به فرزندش فرمود: «يا بني قد ندمت علي الكلام ولم اندم علي السكوت.» (المحاسن و المساوي بيهقي، ج.1 صفحه 166) فرزند عزيزم! چه بسا كه من در اثر گفتار پشيمان شده ام اما به خاطر سكوت افسوس نخورده ام.
بهترين كاركرد زبان

بهترين نمونه براي بيان نقش زبان نقش آن در مسئله امر به معروف و نهي از منكر است.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: خداي عزو جل دشمن دارد بنده ضعيفي را كه دين ندارد. سؤال شد: مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟ فرمود: آن كس كه نهي از منكر نمي كند. (وسائل الشيعه، ج.11 صفحه .391).
اگر قرار بود كه انسان هميشه سكوت كند و از منكر و زشتي جلوگيري نكند، امام باقر(ع) نمي فرمود: «ويل لقوم لايدينون الله بالامر بالمعروف و النهي عن المنكر.» (همان، صفحه .393) بدا به حال مردمي كه امر به معروف و نهي از منكر را وظيفه خود نمي دانند؛ زيرا بي ترديد اگر امر به معروف و نهي از منكر اجرا نشود هيچ يك از واجبات به پا داشته نخواهد شد.
امام باقر(ع) فرمود: «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه عظيمه بها تقام الفرائض.» (همان، صفحه .395) به پا داشتن ديگر فرايض و واجبات بستگي به امر به معروف و نهي از منكر دارد.
و امير مؤمنان(ع) درباره امر به معروف و مبارزه با منكرات مي فرمايد: «... و افضل من ذلك كله كلمه عدل عند امام جائر.» (نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 473).
از همه اين ها مهمتر سخني است كه براي دفاع از عدالت در برابر پيشواي ستمگري گفته مي شود.
خلاصه اگر در روايات، سخن از فضيلت سكوت و خاموشي به ميان مي آيد مقصود سخناني است كه بي جا و بي مورد از زبان انسان خارج شده و يا غيبت و تهمت و دروغ و افترا باشد. دراين موارد است كه بايد انسان خود را كنترل كند و لب فرو بندد: «الصمت اليق بالفتي من منطق في غير حينه.» (الذريعه الي مكارم الشريعه، صفحه 69.) سكوت از سخن گفتن بي مورد سزاوارتر است.
چند حديث درباره اهميت سكوت

در برخي از روايات آمده كه سكوت و خاموشي از سخن گفتن بهتر است: 1- رسول خدا(ص) فرمود: «نجاه المؤمن في حفظ لسانه.» (اصول كافي، ج2. صفحه 411، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 9) نجات مؤمن در حفظ زبان اوست.
2- امام صادق(ع) فرمود: «قال لقمان لابنه يا بني! ان كنت زعمت ان الكلام من فضه فان السكوت من ذهب.» (كافي، ج2 صفحه411؛ الحقائق في محاسن الاخلاق، صفحه 66) لقمان به فرزندش گفت: فرزند عزيزم! اگر گمان مي كني سخن گفتن، نقره است به درستي كه سكوت، طلا است.
3- رسول خدا(ص) فرمود: «من سره ان يسلم فليلزم الصمت.» (محجه البيضاء، ج 5. صفحه 391) كسي كه مي خواهد سالم بماند بايد سكوت كند.
4- شخصي خدمت رسول خدا رسيد و گفت: «اخبرني عن الاسلام بامر لااسئل عنه احدا بعدك، قال: قل امنت بالله ثم استقم؟ قلت فما اتقي؟ فاوما بيده الي لسانه.» (همان، صفحه 291)
درباره اسلام (و دستورهاي آن) مطالبي بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازي نباشد كه از ديگران در اين باره بپرسم. پيامبراكرم فرمود: بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش. ديگر بار پرسيدم از چه چيز خود را حفظ كنم؟ پيامبر به زبان خود اشاره كرد، يعني از زبانت بترس و آن را كنترل كن.
فوايد وآ ثار سكوت

امام صادق(ع) درباره فوايد خاموشي فرمود: خاموشي طريقه اهل تحقيق و شعار كساني است كه با ديده بصيرت در حقايق ثابت و استوار جهان مي نگرند؛ كساني كه در حقايق ماسبق و زمانهاي گذشته غور و بررسي كرده و حقايقي را بيان مي كنند كه قلم ها ننوشته و در كتاب ها نيامده است. آن گاه فوايد وآ ثار سكوت را برشمرده و مي فرمايد:
1- سكوت كليد هرگونه راحتي و آسايش دنيا و آخرت است.
2- موجب رضا و خشنودي خدا است.
3- باعث سبك شدن حساب انسان در روز قيامت است.
4- وسيله محفوظ ماندن از خطاها و لغزش ها است.
5- براي جاهل پرده و ساتر، و براي عالم زينت است.
6- وسيله اي است براي قطع شدن هوي و هوس هاي نفساني.
7- وسيله رياضت نفس است.
8- وسيله درك حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار است.
9- قساوت و سختي دل را از بين مي برد.
01- وسيله اي است براي كسب حيا و پرهيزكاري.
11- سبب زياد شدن تدبر و تعقل و مروت و مردانگي است.
21- موجب فهم و كياست و عقل انسان مي شود.
سپس امام صادق(ع) فرمود: اكنون كه به فايده هاي سكوت آگاه شدي، پس دهان فروبند و تا مجبور نشدي لب به سخن مگشاي، به ويژه اگر كسي را پيدا نكني كه براي خدا و در راه خدا با او گفتگو كني.
آنگاه فرمود: وسيله هلاكت و نجات مردم، سخن گفتن و سكوت است. پس خوشا به حال كسي كه توفيق شناخت سخن خوب و بد را پيدا كند و به فوايد وآ ثار پسنديده كم گويي و سكوت آگاه گردد،زيرا سكوت از اخلاق انبياي الهي و شعار بندگان برگزيده خداوند است و اگر كسي ارزش و قدر كلام را بداند بيجا سخن نمي گويد و سكوت را شعار خود قرار مي دهد و كسي كه بر لطايف سكوت آگاهي و اشراف داشته باشد و صمت و خاموشي را امين خزاين و اسرار دل خويش قرار دهد چنين شخصي گفتار و خاموشي اش هر دو عبادت مي شود و كسي جز خدا به حقيقت اين عبادت آگاهي ندارد.(مصباح الشريعه، باب72)
اين ها نمونه هاي اندكي از نقش سكوت و خاموشي در تكامل و خودسازي انسان است كه در روايات آمده است. نقش مهم سكوت و خاموشي به معناي پيش گفته است كه انسان را كامل مي سازد.
از اين رو سيره عملي بزرگان را بايد در خموشي، تفكر و ذكر به معناي پيش گفته دانست. اين گونه است كه در كنجي به خموشي، تفكر و ذكر مي نشينند و با سخنگوي دروني خويش به انديشه و ذكر مشغول مي شوند و بدين ترتيب ساعتي تفكر به هفتادسال عبادت و پرستش مي ارزد.

نويسنده:سيدرضا شريفي


منبع:كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب ( ۴ )

سكوت و جنبه مثبت و منفي زبان


نعمت زبان و بيان از ويژگي خاصي برخوردار است، لكن از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه زبان داراي دو بُعد مثبت و منفي است و نمي توان گفت چون زبان نعمت عظماي الهي است پس بايد هر چه بيشتر آن را به كار انداخت و بدون حساب هر سخني را بر زبان جاري ساخت بلكه بايد در موارد ضروري و مفيد از آن بهره برداري كرد.
سخن، بهترين عبادت و زشت ترين معصيت
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمود:
...و در ميان عبادات و طاعاتي كه از اعضاء و جوارح انسان سر مي زند عبادتي كم زحمت تر و كم مؤنه تر و در عين حال گرانبهاتر نزد خدا از سخن وجود ندارد البته در صورتي كه كلام براي رضاي خدا و به قصد بيان رحمت و گسترش نعمتهاي او باشد، زيرا بر همه مشهود است كه خداوند ميان خود و پيامبرانش جهت كشف اسرار و بيان حقايق و اظهار علوم پنهاني خود چيزي را جز كلام واسطه قرار نداده و وحي و تفهيم مطالب به وسيله كلام صورت گرفته است، چنانكه ميان پيامبران و مردم نيز وسيله اي جز سخن براي ابلاغ رسالت وجود ندارد. از اينجا روشن مي شود كه سخن بهترين وسيله و ظريف ترين عبادت است و همچنين هيچ گناهي نزد خداوند سنگين تر و به كيفر نزديكتر و پيش مردم نكوهيده‎تر و ناراحت كننده تر از سخن نيست.[1]
اصولا يكي از نشانه هاي انسان عاقل آن است كه بيجا سخن نمي گويد، زيرا زبان بيان كننده ميزان عقل آدمي است، چنانكه اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«تَكلّمُوا، تُعْرَفُوا فإنَّ الْمرْءَ مخْبوءٌ تحْت لِسانِهِ.»[2]
سخن بگوييد تا شناخته شويد چرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است.
آدمي مخفي است در زير زبان اين زبان پرده است بر درگاه جان
چونك بادي پرده را درهم كشيد سرّ صحن خانه شد بر ما پديد
كاندر آن خانه گهر يا گندم است گنج زر يا جمله مار و كژدم است
يا در او گنج است و ماري بر كران زانك نبود گنج زر بي پاسبان
بي تأمّل او سخن گفتي چنان كز پس پانصد تأمّل ديگران[3]
و در جاي ديگر فرمود:
«ألْمرءُ مخْبوءٌ تحْت لسانِِهِ.»[4]
آدمي در زير زبان خود پنهان است.
و به قول شاعر:
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
به هر حال، انسان عاقل و دورانديش اول فكر مي كند آنگاه سخن مي گويد.
اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«لسانُ الْعاقل وراءَ قلْبِهِ و قلْب الْأَحْمق وراءَ لسانِهِ.»[5]
زبان عاقل در پشت قلب او جاي دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.
مرحوم سيّد رضي هنگامي كه اين جمله را در نهج البلاغه نقل مي كند مي گويد: اين جمله از كلمات شگفت انگيز و پرارزش مولا اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ است و مقصود اين است كه انسان عاقل زبان خود را پيش از مشورت كردن و انديشيدن به سخن نمي گشايد، ولي احمق قبل از اينكه فكر و انديشه كند سخن مي گويد.
بنابراين، گويي زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولي قلب احمق از زبانش تبعيت مي كند. همين مضمون در عبارت ديگري از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
«قلبُ الْأحمقِ في فيهِ و لسانٌ الْعاقل في قَلْبِهِ.»[6]
قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست.
و در جاي ديگر آمده است:
... زبان مؤمن در پس قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبان اوست. يعني مؤمن هرگاه بخواهد سخني بگويد نخست مي انديشد، اگر نيك بود مي گويد و اگر ناپسند بود از گفتن آن خودداري مي كند اما شخص دورو و منافق آنچه بر زبانش جاري مي شود مي گويد و نمي داند كدام سخن به سود او و كدام سخن به زيانش تمام مي شود. (سپس فرمود:) رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «ايمان هيچ بنده اي درست نمي شود مگر اينكه قلبش درست شود و قلبش درست نمي شود تا آنكه زبان او راست و مستقيم شود»...[7]
خلاصه آنكه انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمّل كند و بيهوده سخن نگويد كه اگر در گفتار زمام اختيار را از كف داد عواقب سوء و زيانباري به دنبال خواهد داشت.
انسان تا سخن نگفته سخن در اختيار اوست، اما وقتي از دهان او خارج شد انسان در اختيار آن قرار مي گيرد. اين حقيقت را حضرت علي ـ عليه السّلام ـ اين گونه بيان مي فرمايد:
سخن مادام كه آن را نگفته اي در اختيار تو است اما همين كه از دهانت خارج شد تو در اختيار آن هستي. بنابراين زبانت را همچون طلا و نقره ات نگه دار، زيرا بسيار شده كه يك كلمه نعمت بزرگي را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسري برايش فراهم ساخته است.[8]
بسيارند كساني كه از سخن گفتن نادم و پشيمان اند اما به خاطر سكوت هيچگاه اظهار ندامت نمي كنند. لقمان به فرزندش فرمود:
«يا بُنيَّ قدْ نَدِمتُ علي الْكلامِ ولمْ أنْدم عَلي السُّكوتِ.»[9]
فرزند عزيزم! چه بسا كه من در اثر گفتار پشيمان شده ام اما به خاطر سكوت افسوس نخورده ام.
چند نكته درباره سكوت
در برخي از روايات آمده كه سكوت و خاموشي از سخن گفتن بهتر است:
1. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
«نجاهُ الْمؤمن في حفْظِ لسانِهِ.»[10]
نجات مؤمن در حفظ زبان اوست.
2. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«قال لُقمان لابْنهِ يا بُنيَّ! أنْ كُنت زَعَمْت أنَّ الْكلامَ منْ فِضَّهٍ فَانَّ السُّكوت من ذَهبٍ.»[11]
لقمان به فرزندش گفت: فرزند عزيزم! اگر گمان مي كني سخن گفتن، نقره است به درستي كه سكوت، طلا است.[12]
3. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
«منْ سَرَّهُ انْ يَسْلم فَلْيلزم الصَّمْتَ.»[13]
كسي كه مي خواهد سالم بماند بايد سكوت كند.
4. شخصي خدمت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ رسيد و گفت:
«اخْبرني عنِ الْاسلام بِامرٍ لا اسْئَلُ عنْهُ احداً بعْدك، قال: قُل امنْتُ بِاللهِ ثُم اسْتَقِمْ؟ قلتُ فما أتَّقي؟ فَأؤمأَ بيَدِهِ الي لسانِهِ.»[14]
درباره اسلام (و دستورهاي آن) مطالبي بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازي نباشد كه از ديگران در اين باره بپرسم. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش. ديگر بار پرسيدم از چه چيز خود را حفظ كنم؟ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ به زبان خود اشاره كرد، يعني از زبانت بترس و آن را كنترل كن.
شعار اهل تحقيق
امام صادق ـ عليه السّلام ـ درباره فوايد خاموشي فرمود: صمت و خاموشي طريقه اهل تحقيق و شعار كساني است كه با ديده بصيرت در حقايق ثابت و استوار جهان مي نگرند؛ كساني كه در حقايق ماسبق و زمانهاي گذشته غور و بررسي كرده و حقايقي را بيان مي كنند كه قلم ها ننوشته و در كتاب ها نيامده است.
آن گاه فوايد و آثار سكوت را بر شمرده و مي فرمايد:
1. سكوت كليد هرگونه راحتي و آسايش دنيا و آخرت است.
2. موجب رضا و خشنودي خدا است.
3. باعث سبك شدن حساب انسان در روز قيامت است.
4. وسيله محفوظ ماندن از خطاها و لغزش ها است.
5. براي جاهل پرده و ساتر، و براي عالم زينت است.
6. وسيله اي است براي قطع شدن هوي و هوس هاي نفساني.
7. وسيله رياضت نفس است.
8. وسيله درك حلاوت و لذّت عبادت و مناجات با پروردگار است.
9. قساوت و سختي دل را از بين مي برد.
10. وسيله اي است براي كسب حيا و پرهيزكاري.
11. سبب زياد شدن تدبّر و تعقّل و مروّت و مردانگي است.
12. موجب فهم و كياست و عقل انسان مي شود.
سپس امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: اكنون كه به فايده هاي سكوت آگاه شدي، پس دهان فروبند و تا مجبور نشدي لب به سخن مگشاي، به ويژه اگر كسي را پيدا نكني كه براي خدا و در راه خدا با او گفتگو كني.
آنگاه فرمود: وسيله هلاكت و نجات مردم سخن گفتن و سكوت است. پس خوشا به حال كسي كه توفيق شناخت سخن خوب و بد را پيدا كند و به فوايد و آثار پسنديده كم گويي و سكوت آگاه گردد، زيرا سكوت از اخلاق انبياي الهي و شعار بندگان برگزيده خداوند است و اگر كسي ارزش و قدر كلام را بداند بيجا سخن نمي گويد و سكوت را شعار خود قرار مي دهد و كسي كه بر لطايف سكوت آگاهي و اشراف داشته باشد و صمت و خاموشي را امين خزاين و اسرار دل خويش قرار دهد چنين شخصي گفتار و خاموشي اش هر دو عبادت مي شود و كسي جز خدا به حقيقت اين عبادت آگاهي ندارد.[15]
توضيح لازم و نكته قابل توجه:
البته بايد تذكر داد كه هدف اصلي از احاديث سكوت اين نيست كه انسان بايد هميشه و در همه حال لب فرو بسته و زبان به سخن نگشايد و حتي در مقام احقاق حق خود و ديگران سكوت اختيار كند و به دفاع از خود برنخيزد، بلكه مقصود جلوگيري از هرزه گويي و فضول كلام است، زيرا اگر روايات سكوت را اين گونه تفسير كنيم كه انسان بايد در هر حال حتي در برابر ستم ستمكاران و افساد مفسدان مهر سكوت بر لب زده و فرياد برنياورد چنين تفسيري بي ترديد مخالف ضرورت شرع انور است كه امر به معروف و نهي از منكر را از اهمّ واجبات شمرده و سكوت در برابر ظلم را گناهي بزرگ مي داند. اگر در برابر مفاسد و مظالم بنا بر سكوت باشد كيان اسلام به خطر مي افتد. در اين گونه موراد اسلام دستور مي دهد كه مُهر سكوت را بشكنيد و داد بزنيد و فرياد برآوريد و مردم را نيز عليه فساد و ستم برانگيزانيد، چرا كه:
اگر بيني كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشيني گناه است
در حقيقت، كساني كه در اين گونه موارد سكوت مي كنند اصل مسلّم قرآني را ناديده انگاشته اند و آن اصل امر به معروف و نهي از منكر است كه از اهمّ فرايض به شمار مي رود و در قرآن مجيد و روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ تأكيد زيادي بر آن شده است و از كساني كه امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنند نكوهش شده و آنها را مستوجب غضب و خشم خداوند دانسته اند.


[1] . مصباح الشريعه، باب چهل و ششم.
[2] . نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 392؛ فيض الاسلام، حكمت 384.
[3] . مثنوي معنوي، دفتر دوم، صفحه 241.
[4] . نهج البلاغه فيض الاسلام، حكمت 140.
[5] . نهج البلاغه صبحي صالح، صفحه 476، شماره 40.
[6] . همان، صفحه 476، شماره 41.
[7] . نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 175.
[8] . نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 381.
[9] . المحاسن و المساوي بيهقي، ج 1 / صفحه 166.
[10] . اصول كافي، ج 2 / صفحه 114، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 9.
[11] . اصول كافي، ج 2 / صفحه 114؛ الحقائق في محاسن الاخلاق، صفحه 66.
[12] . شعر معروف گر سخن نقره است خاموشي طلا است از اينجا گرفته شده.
[13] . محجّه البيضاء، ج 5 / صفحه 193.
[14] . همان، صفحه 192.
[15] . مصباح الشريعه، باب 27.

پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
خداي عزّوجلّ دشمن دارد بنده ضعيفي را كه دين ندارد. سؤال شد: مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟ فرمود: آن كس كه نهي از منكر نمي كند.[1]
اگر قرار بود كه انسان هميشه سكوت كند و از منكر و زشتي جلوگيري نكند، امام باقر ـ عليه السّلام ـ نمي فرمود:
«وَيْلٌ لِقوْمٍ لا يَدينُون اللهَ بِالأمْر بِالْمعروف و النَّهْي عنِ الْمنكر.»[2]
بدا به حال مردمي كه امر به معروف و نهي از منكر را وظيفه خود نمي دانند.
زيرا بي ترديد اگر امر به معروف و نهي از منكر اجرا نشود هيچ يك از واجبات به پا داشته نخواهد شد. امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«إنَّ الْأمر بِالْمعروفِ و النَّهي عنِ الْمنكرِ‌فريضهٌ عظيمهٌ بها تُقام الْفرائِضُ.»[3]
به پا داشتن ديگر فرايض و واجبات بستگي به امر به معروف و نهي از منكر دارد.
و اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ درباره امر به معروف و مبارزه با منكرات مي فرمايد:
«... و افْضل من ذلك كُلِّهِ كلمهُ عدلٍ عند إمامٍِ جائِرٍ.»[4]
... از همه اينها مهمتر سخني است كه براي دفاع از عدالت در برابر پيشواي ستمگري گفته مي شود.
خلاصه اگر در روايات سخن از فضيلت سكوت و خاموشي به ميان مي آيد مقصود سخناني است كه بي جا و بي مورد از زبان انسان خارج شده و با غيبت و تهمت و دروغ و افترا باشد. در اين موارد است كه بايد انسان خود را كنترل كند و لب فرو بندد:
«الصَّمْتُ الْيَقُ بِالْفَتي من مَنْطقٍ في غَير حينهِ.»[5]
سكوت از سخن گفتن بي مورد سزاوارتر است.
در برخي از روايات گفتاري كه آفتي به دنبال نداشته باشد و به ايمان انسان زيان نرساند بر سكوت ترجيح داده شده است:
از امام علي بن حسين ـ عليه السّلام ـ درباره سخن گفتن و خاموشي پرسيدند: كداميك از اين دو برتر است؟ فرمود: هر يك از اين دو آفاتي دارد كه اگر از اين آفات سالم بماند سخن گفتن از خاموشي بهتر است. عرض شد: چگونه يا ابن رسول الله؟ فرمود: براي اينكه خداوند عزّوجلّ پيامبران و اوصياي آنان را با سكوت مبعوث نكرد. آنها آمدند كه با مردم سخن بگويند. و هيچ كس با سكوت و خاموشي سزاوار بهشت و مستوجب ولايه الله و مصون از عذاب خدا نمي شود. تمام اين فوايد و نتايج به وسيله سخن متحقّق مي شود. (سپس فرمود:) من هيچ‎گاه ماه را با خورشيد در يك كفه برابر قرار نمي دهم (يعني كلام به مثابه خورشيد و سكوت به منزله ماه است)، چون تو در مقام توصيف سكوت از كلام بهره مي گيري ولي در توصيف كلام از سكوت نمي توان استفاده كرد.[6]
يعني چنانكه ماه به وسيله نور خورشيد خود را نشان مي دهد سكوت هم به وسيله سخن فضيلتش آشكار مي شود و عكس آن ممكن نيست كه خورشيد را با ماه نشان دهند.
در حديثي از حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ آمده است:
«من علامات الْفِقْهِ الْحلمُ و الْعلم و الصَّمْتُ إنَّ الصَّمت بابٌ من أبوابِ الْحكمهِ انَّ الصَّمت يَكْسبُ الْمحبَّهَ إنَّهُ دليلٌ علي كُلّ خيرٍ.»[7]
از نشانه هاي دانايي سه چيز است: بردباري، دانش، خاموشي. و به راستي صمت و سكوت دري از درهاي حكمت است. صمت و سكوت محبّتها را جلب مي كند و آن راهنماي تمام نيكيها است.
با توجه به آثاري كه براي صمت و سكوت در اين حديث آمده است معلوم مي شود كه مقصود از اين سكوت چيست، زيرا هر سكوتي نمي تواند داراي چنين ارزشهايي باشد.
نتيجه بحث
از آنچه گذشت نتيجه مي گيريم كه نعمت بيان با تمام ارزش و اهميتي كه دارد داراي دو بُعد مثبت و منفي است و در آغاز مرحله خودسازي بيشتر به بُعد منفي توجه شده است تا بُعد مثبت. آنگاه كه انسان در اين مرحله قدري پيش رفت و بر زبان خويش تسلط پيدا كرد، بحث سكوت مطرح نيست بلكه صمت مطرح مي شود، چون سكوت مطلق را صمت نمي گويند، صمت به سكوت معنادار و كنترل شده اطلاق مي شود، يعني سكوت بي مورد. پس آنچه مطلوب است سكوت مطلق نيست بلكه سكوت به مورد است، زيرا چنانكه گفتيم در بسياري از اوقات گفتار و اظهار عقيده و امر و نهي لازم و واجب است و در چنين مواردي سكوت حرام است (دقت كنيد).


[1] . وسائل الشيعه، ج 11 / صفحه 391.
[2] . همان، صفحه 393.
[3] . همان، صفحه 395.
[4] . نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 374.
[5] . الذريعه الي مكارم الشريعه، صفحه 96.
[6] . الحقائق في محاسن الاخلاق، صفحه 66. در بحارالانوار (چاپ بيروت، ج 68 / صفحه 274) اين روايت با تفصيل بيشتري نقل شده است.
[7] . اصول كافي، ج 2 / صفحه 113، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 1؛ تحف العقول، صفحه 332 با اندكي تفاوت.


محمد رضا مهدوي كني - نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، ص126

  1 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۳ )

شيوه هاي رهايي از خطرهاي زبان


كنترل زبان

۱- توجه كامل به خطرات زبان
انسان هر روز بايد به خود سفارش كند كه اي انسان مراقب زبان خود باش، زيرا اين عضو بسيار حساس و سرنوشت ساز است هم مي تواند تو را به اوج قلّه سعادت و خوشبختي برساند، به گونه اي كه در دنيا و آخرت از آثار بسيار ارزشمند آن بهره مند شوي و سرنوشتي زيبا و نوراني را براي خود رقم بزني و هم مي تواند تو را از قلّه رفيع انسانيت و خوشبختي به زيركشيده و در رديف پست ترين موجودات عالم قرار داده و سياه ترين سرنوشت را در زندگي براي تو به بار آورد.
زبان چون سگ درّنده است كه همواره در پي دريدن است امّا نه دريدن جسم و تن بلكه دريدن لباس سعادت و خوشبختي، عزّت و حيثيت و آبروي انسان. پس هميشه مراقب آن باش كه با طناب آن در چاه گمراهي و هلاكت ابدي واقع نشوي.
۲- سكوت نمودن
انسان هر قدر كمتر حرف بزند، كمتر در زندگي دچار خطا و لغزش مي شود، تمرين سكوت به انسان اين قدرت را مي دهد كه بتواند اختيار زبانش را داشته باشد به گونه اي كه سخني به ناحق و ناشايست نگويد.
جناب لقمان در يكي از سفارش هاي خويش به فرزندش مي فرمايد: (يا بُنَيَّ اِن كُنتَ زَعَمتَ اَنَّ الكلامَ مِن فضةٍ فانّ السكوتَ مِن ذَهَبٍ)۱؛ اي فرزندم اگر گمان مي كني كه سخن گفتن نقره است، همانا سكوت طلا است.
انسان هر قدر كمتر حرف بزند، كمتر در زندگي دچار خطا و لغزش مي شود، تمرين سكوت به انسان اين قدرت را مي دهد كه بتواند اختيار زبانش را داشته باشد به گونه اي كه سخني به ناحق و ناشايست نگويد

كم حرف زدن
و نيز حضرت داود به فرزندش حضرت سليمان در يكي از سفارشات خويش مي فرمايد: (فرزندم بر تو باد سكوت طولاني، زيرا پشيماني بر طولاني شدن سكوت، بهتر است از اينكه بارها از زيادي سخن پشيمان شوي)۲
بيان نوراني حضرت داود و جناب لقمان، حاكي از نقش فوق العاده مهم سكوت در حفظ سعادت و نجات ابدي انسان دارد.
در پايان اين بخش تذكر اين نكته ضروري است كه مراد از سكوت اين نيست كه انسان براي هميشه مهر خاموشي بر دهان بزند و سخن نگويد زيرا بسياري از مسائل مهم زندگي اعم از مادي و معنوي، فردي و اجتماعي، عبادي و غير عبادي از طريق سخن گفتن انجام مي شود، بلكه منظور از سكوت نمودن آن است كه انسان در سخن گفتن به حدّ ضرورت و لزوم اكتفا نمايد و از سخنان بيهوده و بي ارزش پرهيز نمايد.
اميرالمومنين عليه السلام در اين باره مي فرمايد: (الكلام كالدواء قليله ينفع و كثيره قاتل)۳؛ سخن گفتن مانند دارو است كه اندكش مفيد و زيادش كشنده است.
۳- فكر و انديشه قبل از سخن گفتن
براي اينكه انسان از خطرات مهلك زبان در امان بماند، ابتدا بايد در مورد سخني كه مي خواهد بگويد فكر نمايد كه آيا سخن سودمندي هست يا خير؟ خدا راضي هست يا خير؟ و بعد از اينكه اطمينان خاطر به سلامت آن پيدا نمود، آن را به زبان آورد.
امام حسن عسكري(عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (قلب الاحمق في فمه و فم الحكيم في قلبه)۴؛ عقل انسان احمق در دهان اوست و دهان انسان دانا و حكيم در عقل اوست. (يعني انسان احمق قبل از اينكه فكر كند، سخن مي گويد برعكس انسان دانا كه قبل از سخن گفتن تفكر مي كند)
تأمل كنان در خطا و صواب
به از ژاژ خايان حاضر جواب
در پايان دست نياز به سوي درگاه الهي بلند نموده و از آن قدرت بي همتا در جهت حفظ و كنترل زبان كمك و ياري مي جوييم، اميد است كه به دعاي خير امام عاشقان، امام عصر (عج الله تعالي فرجه الشريف)، مدد الهي شامل حال ما بندگان سرا پا نياز شود.
پي نوشت ها:
۱- كافي، ج۲، ص۱۱۴
۲- وسائل الشيعه، ج۱۲، ص۱۸۶
۳- غرر الحكم، باب قلة الكلام و آثارها، ص۲۱۱، ج۴۰۸۱
۴- بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۷۴

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۲ )

26 سال تمرين سكوت !

آيت الله سيد محمد حسيني همداني صاحب تفسير «انوار درخشان» مي فرمود: « در مدرسه قوام حجره داشتم، مطلع شدم مرحوم آقاي قاضي تبريزي در گوشه تنگ مدرسه حجره كوچكي اختيار كرده و من از اين كار تعجب كردم، بعد معلوم شد ايشان به علت تنگ بودن منزلشان و نيز كثرت عيال و اولاد، فراغت بال براي تهجد و عبادت و خلوت نداشتند؛ در طول دوران تحصيل در مدرسه قوام، شبي را نديدم كه مرحوم قاضي به آرامش و خواب و استراحت بگذارند و شبي را بدون ناله و گريه به سر بياورد. در اين مدت نزديكي با مرحوم قاضي، حالات و جرياناتي از ايشان مي ديدم كه در عمرم جز در مرحوم نائيني و اصفهاني، در شخص ديگري نديده بودم. او را چنين يافتم كه در تمام رفتار و اخلاق اجتماعي و خانوادگي و تحصيلي خود غير از همه كساني بود كه من از نزديك در درس آنها و يا در كنار آنان تحصيل مي كردم. مخصوصاً او را دائم السكوت و الصمت مي يافتم. احياناً از دادن پاسخ نيز طفره مي رفت و گاهي احساس مي كردم كه براي او پاسخ دادن بسيار سخت است تا اينكه تصادفاً به نكته اي برخوردم كه بسيار توجه مرا جلب كرد و آن هم اين بود كه داخل دهان مرحوم قاضي كبود رنگ بود، از استاد پرسيدم علت چيست؟


 ايشان مدتها پاسخم نداد بعدها كه خيلي اصرار كردم و عرض كردم كه به جهت تعليم مي پرسم و قصد ديگري ندارم،باز به من چيزي نفرمود تا اينكه روزي در جلسه خلوتي فرمودند: آقا سيد محمد! براي طي مسير طولاني سير وسلوك، سختي هاي فراواني را بايد تحمل كرد و از مطالب زيادي نيز بايد گذشت؛ آقا سيد محمد! من در آغاز اين راه در دوران جواني براي اينكه جلوي افسار گسيختگي زبانم را بگيرم و توانائي بازداري آن را داشته باشم 26 سال ريگ در دهان گذارده بودم كه از صحبت و سخن فرسايي خودداري كنم، اينها اثرات آن دوران است! »

http://www.aviny.com/Bozorgan/ghazi/Sireh_tarbiati/Sefareshat.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۱ )

سكوت ذهني ۲

سكوت ذهني

تمرين سكوت ذهن، تمريني پايه اي است در مراقبه ي ( Meditation )شرقي، فرد را براي مهار كردن ذهن آشفته و رساندن او به سكوت ذهني ياري مي كند.
اين تمرين همه جا قابل اجراست و براي تمركز بيش تر دانش آموزان در كلاس و توجه به مطالب درسي، بسيار مؤثر مي باشد.


اين تمرين به صورت آزمايشي روي دانش آموزان اول متوسطه اجرا شد؛ نتايج نشان داد آرامش دانش آموزان در كلاس درس و هم چنين تمركز و دقت آن ها هنگام تدريس معلم به طرز معنا داري بيش تر شده است.


تمرين سكوت ذهن را مي توان قبل از تدريس براي تمركز بيش تر و يا بعد از تدريس براي استراحت ذهني دانش آموزان انجام داد. مدت زمان اجرا 10 الي 15 دقيقه مي باشد. براي انجام اين تمرين از دانش آموز بخواهيد اين مراحل را يك به يك انجام دهد:


1- راحت بنشيند و چشم ها را ببندد.


2- تمام افكاري كه باعث اختلال ذهني و حواس پرتي او مي شود، در ذهن تجسم كند. در اين مرحله او بايد ذهن خود را مانند حوضچه اي در نظر بگيرد كه تمامي افكار مزاحم در آن شناور هستند. ( مدت زمان در اين مرحله 4 الي 5 دقيقه در نظر گرفته مي شود. )

3- يك كلمه آرامش بخش ( مانند واژه رها يا آرامش ) را در ذهن مانند قطره جوهري كه بر آب مي چكد و در سطح آن پخش مي شود، بچكاند؛ به نحوي كه تمام سطح ذهن را پر كند و تمام افكار مزاحم را پاك نمايد و از بين ببرد. مرحله ي سوم تمرين را بايد همراه با تنفس هاي عميق انجام دهد و بهتر است هنگام بازدم كلمه رهايي را در ذهن ايجاد كند و تمام سطح ذهن را با آن پر نمايد. ( مدت زمان در اين مرحله 8 تا 10 دقيقه در نظر گرفته مي شود. )

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام :

أبلغ البلاغة ما سهل في الصّواب مجازه و حسن إيجازه.

رساترين سخن آن است كه افزون بر درستي،

مجاز آن آسان(فهم) و كوتاهي آن نيكو (و در خور) باشد.

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم  :  ۱۱۱


درخشنده روشن روانِ كسي

كه كوتاه گويد به معني بسي

سخن گويد آن سان كه دلخواهتر

ز لفظ، آن گُزيند كه كوتاهتر


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب ( ۱ )

سكوت ذهني

سكوت يكي از مهمترين اصول تفكر به شمار مي رود.سكوت تمريني است براي تمركز فكري و راهيابي به راه حلهاي آساني كه در خستگي ذهني هرگز به سراغ شما نمي ايند. با سكوت ، تجربه هايمان را مرور مي كنيم و بدون اينكه خود را تحت فشار قرار داده باشيم به راه حل مي رسيم.


تمرين سكوت:
1-در محيط آرام و كم نوري بي سر و صدا دراز بكشيد يا طوري بنشينيد كه پشت گردن و ستون فقراتتان خميدگي نداشته باشد.
2- تنفس هايتان عادي باشد. به اعصاب چشمانتان فرمان استراحت بدهيد،سپس به تمام اعضاي بدنتان اجازه بدهيد در آرامش مطلق قرار بگيرند.
3-  پس از چند نفس عميق دوباره عادي نفس بكشيد و ا فكارتان را رها كنيد.
4- هنگامي كه در حالت استراحت كامل قرار داريد،سعي كنيد بهترين منظره اي را كه ديده ايديا قشنگ ترين خاطره اي را كه داريد،پيش خود مجسم كنيد و روي آن متمركز شويد.
5- با سكوت فشارهاي رواني و عصبي را از خود دور كنيد و اجازه ندهيد با شما ارتباط برقرار كند.
6- پس از خروج از فشارهاي عصبي،سعي كنيد فشارهاي احساسي و عاطفي را از خود دور كنيد.
7- اگر احساس مي كنيد ذهنتان گريز پايي مي كند و دايم درباره مسايل قضاوت مي كند،موكدا" از او بخواهيد چنين نكند.
8- خوبي ها و بدي هاي زندگيتان را در دو كفه ترازو قرار دهيد و از خود بپرسيد: كداميك سنگين تر است؟
9- با سكوت عميق بكوشيد كفه خوبي ها را سنگين تر از كفه بدي ها ببينيد تا به تدريج احساس آرامش به شما دست بدهد.
10- پس از اينكه به مدت 15 تا 20 دقيقه چنين كرديد،از سكوت خارج شويد و با نشاطي كه به دست آورده ايد ، زندگي را از نو آغاز كنيد.


  فكر مي كنم شما خواننده باهوش دريافته باشيد ديگر منظور ما از سكوت ،سكوت ظاهري نيست بلكه به سكوت ذهني نظر داريم.

دكتر علي اصغر كيهاني                                                                    


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنرانان ، گويندگان و مجريان

۲۰ - ورزش ، سلامت ، تناسب اندام ( ۷ )

۱۷ نكته براي تناسب اندام 
 
 
 براي كاهش وزن، بايد ميزان كالري هايي كه مي سوزانيد از مقدار كالري هايي كه مصرف مي كنيد كمتر باشد، حال چه با ورزش كردن باشد چه با كمتر خوردن.  
 
● چه مقدار كالري روزانه بايد مصرف كنيم تا چاق نشويم؟

اين سوال يك فرمول خيلي ساده دارد؛

۱) وزنتان را به پوند (هر پوند= ۴۵۳ گرم) در ۲.۲ تقسيم كنيد.

۲) آنرا در ۲۴ ضرب كنيد. (اين مقدار كالري است كه براي زنده ماندن بايد استفاده كنيد)

۳) با ضرب عددي كه در شماره ۲ به دست آورده ايد در ۱.۶ مي توانيد ميزان كالري فعاليت خود را به دست آوريد. اين آن مقدار كالري است كه بايد روزانه مصرف كنيد و چاق هم نخواهيد شد. براي كاهش وزن، بايد ميزان كالري هايي كه مي سوزانيد از مقدار كالري هايي كه مصرف مي كنيد كمتر باشد، حال چه با ورزش كردن باشد چه با كمتر خوردن.

● ساده ترين راه براي پايين آوردن كلسترول:

۱) انگور بخوريد. پوست انگور حاوي تركيبي است كه به پايين آوردن كلسترول كمك مي كند.

۲) سير بخوريد. سير ماده اي است كه به طرز نيرومندي كلسترول را پايين مي آورد. همچنين به پايين آوردن فشارخون نيز كمك مي كند.

۳) در روز دو عدد هويج بخوريد. همين به تنهايي كلسترول شما را ۱۰ تا ۲۰ درصد پايين خواهد آورد.

۴) حداقل سه بار در هفته پياده روي ۳۰ دقيقه اي داشته باشيد.

● ۶ راز لاغري:

همه انسانها در طول زندگي خود يك رژيم غذايي را امتحان مي كنند و تقريباً همه آنها در آن شكست مي خورند. در دنياي واقعي، براي همه ما دشوار است كه به يك رژيم غذايي پايبند بمانيم. آنها كه از طريق رژيم غذايي وزن كم ميكنند، بعد از مدتي بيشتر از آن وزن از دست رفته را اضافه مي كنند. بهترين راه براي دستيابي به كاهش و كنترل وزن ايجاد تغييرات كوچكي در شيوه زندگي تان است.

در زير به چند راه عالي اشاره مي كنيم كه به شما كمك ميكند بدون هيچگونه رنج و عذاب وزن كم كنيد.

۱) از خوردن صبحانه غفلت نكنيد.

تحقيقات ثابت كرده است كه افراديكه صبحانه مي خورند، بيشترين موفقيت را در كنترل وزن خود دارند. خوردن صبحانه قند خون شما را تثبيت كرده، چربي سوزي شما را تقويت كرده و اشتهايتان را سركوب مي كند.

۲) كمي طعم به زندگيتان بدهيد.

خردل و فلفل قرمز را به برنامه غذاييتان اضافه كنيد. همچنين سير و پياز را. اين موادغذايي حس چشايي شما را ارضاء كرده و باعث مي شود كمتر غذا بخوريد. و بالاتر از همه اينها، اين موادغذايي ۴۵ تا ۷۵ كالري از كالري هاي مصرفيتان را پس از هر غذا مي سوزاند.

۳) اشتهايتان را از بين ببريد.

۳۰ دقيقه قبل از غذا، يك خوراك مختصر، سبك و كم كالري بخوريد (يك برش طالبي، يك هويج، يك پرتقال، يك گلابي، يك تكه نان گندم كامل و ...). ۲۰ دقيقه طول مي كشد تا مغزتان از معده تان پيامي دريافت كند. زمانيكه براي خوردن غذا مي نشينيد، مغر شما اين پيام را دريافت كرده است كه ديگر گرسنه نيستيد. و با اين روش خيلي كمتر غذا خواهيد خورد.

۴) به موسيقي مناسب گوش كنيد.

قبل از اينكه براي خوردن غذا پشت ميز بنشينيد، موسيقي آرامبخش را روشن كنيد. تحقيقات ثابت مي كند كه با گوش دادن به موسيقي ملايم شما خيلي آرامتر غذا خواهيد خورد. كمتر هم غذا خواهيد خورد.

۵) بلافاصله بعد از خوردن غذا دندانهايتان را مسواك كنيد.

مسواك زدن دندانها بعد از خوردن غذا، اشتهايتان را فروخواهد نشاند. چرا؟ به خاطر اينكه خميردندان نعنايي حس چشايي شما را ارضاء كرده و تمايل كمتري به غذا و تنقلات بيشتر پيدا خواهيد كرد.

۶) خواب كافي داشته باشيد.

خيلي از آدم ها از روي گرسنگي غذا نمي خورند، بلكه از روي خستگي به سمت غذا روي مي آورند. پس به جاي اينكه ۱۵ دقيقه براي خوردن يك كاسه بستني وقت بگذاريد آن ۱۵ دقيقه را صرف يك استراحت كوتاه كنيد. همچنين اطمينان يابيد كه ۷ الي ۸ ساعت خواب شب را به طور كامل داشته باشيد.

● حركات كششي:

اگر تصور مي كنيد كه حركات كششي بهترين راه براي شروع تمريناتتان است، كاملاً در اشتباهيد. انجام حركات كششي روي عضلات سرد ممكن است منجر به آسيب ديدگي شود. مهم نيست كه چه ورزشي مي خواهيد انجام دهيد، بهتر است قبل از شروع ابتدا بدنتان را گرم كنيد و بعد حركات كششي را انجام دهيد. بهترين روش براي گرم كردن نوع سبكي از همان ورزشي است كه مي خواهيد انجام دهيد. مثلاً اگر ميخواهيد پياده روي كنيد، ورزشتان را با ۵ ۳ دقيقه پياده روي كند شروع كنيد. تمرينات كششي ملايم را نيز بعد از تمريناتتان انجام دهيد نه قبل از آن.

● براي متناسب شدن اندامتان هيچوقت دير نيست.

اگر سنتان بالاي ۵۰ سال باشد دليل بر اين نيست كه نمي توانيد ورزش كنيد، حتي اگر هيچوقت در طول عمرتان ورزش نكرده باشيد. باوجود سالهاي سال زندگي يكجانشيني، هنوز هم مي توانيد به ورزش و تناسب اندام روي بياوريد. در يك تحقيق مشخص شد افراديكه در زندگي گذشته خود ندرتاً ورزش مي كرده اند، به همان اندازه كسانيكه ۱۰ سال به طور منظم ورزش مي كرده اند، مي توانند به تناسب اندام دست يابند.

● چرا با بالا رفتن سن كاهش وزن دشوارتر مي شود؟

تغييراتي كه با بالا رفتن سن در متابوليسم، ساخت بدن، نيازهاي غذايي، و ميزان فعاليت بدن ايجاد مي شود، كاهش وزن را كمي دشوارتر مي كند. با بالا رفتن سن، متابوليسم بدن كندتر مي شود و بدن كالري كمتري مي سوزاند. اما، دليل ديگر اين سوزاندن كمتر كالري، اين است كه ميزان فعاليت ما نيز كاهش مي يابد. فعاليت جسماني و ورزش بدون شك بهترين راه براي مقابله با كند شدن متابوليسم بدن ميباشد.

● چه مقدار بايد ورزش كنيم تا بدن به چربي سوزي برسد؟

گرچه ۱۵ دقيقه ورزش كمي چربي مي سوزاند، به طور كل ۳۰ دقيقه طول مي كشد تا بدن به سراع ذخيره چربي هاي بدن برود. اگر قصد داريد وزنتان را پايين بياوريد، بايد ۳۰ دقيقه تمرين با شدت متوسط مثل پياده روي، را سه روز در هفته در برنامه خود قرار دهيد.

● بهترين ورزش براي كاهش وزن كدام است، پياده روي يا دو؟

يك مايل پياده روي به همان اندازه يك مايل دويدن كالري مي سوزاند. بعلاوه، پياده روي فوايد خاصي براي كاهش وزن دارد. نيمي از سوخت بدن در حين پياده روي از چربي ها تامين مي شود. اما طي دويدن، كمتر از يك سوم كالري هاي سوخته شده از چربي ها تامين مي شود.

● بيشترين منبع چربي براي خانم ها كدام است؟

برخلاف آنچه كه تصور مي كنيد، چربي هاي بدن شما به خاطر خوردن گوشت يا شيريني جات نيست. مقصر اصلي همان سس سالادتان است كه %۹ از چربي مصرفي شما را تشكيل مي دهد. به جاي سس سعي كنيد از آبليمو، فلفل و كمي نمك براي چاشني سالاد استفاده كنيد.

● سيريال: شكل هم اهميت دارد.

فيبر موجود در پوست گندم ساليان سال است كه دفاع مكمي در مقابل سرطان به ويژه سرطان روده بزرگ به حساب مي آيد. تحقيقات جديد نشان مي دهد كه در سيريال هاي صبحانه، شكل اهميت بسيار زيادي دارد. بااينكه پوست گندم براي مقابله با سرطان روده آلت دفاعي خوبي است، اين تحقيق دريافته است كه پوست گندم گرم شده و فراورده اي تاثير بيشتري دارد. پوست گندمي كه براي مصارف تجاري به شكل نوارهاي كوتاه و ترد درآمده است در جلوگيري از سرطان روده كارآمدتر است.

● سايز ميانتنه تان را كم كنيد.

خانم هايي كه ورزش مي كنند كمتر از خانم هايي كه ورزش نمي كنند دچار چربي شكم مي شوند. يك تحقيق جديد نشان داد كه خانم هايي كه ۵ روز در هفته به مدت ۳۰ دقيقه ورزش كرده اند، ۱۷ درصد كمتر از خانم هايي كه ورزش نكردند دچار چربي شكم شده اند. بهترين ورزش هم همانطور كه قبلاً ذكر شد پياده روي است.

● آيا عادت داريد شب ها غذا بخوريد؟

شما مي توانيد هر وقت كه ميل داشتيد غذا بخوريد. اكثر خانم ها تصور مي كنند كه اگر شامشان را درهنگام بخورند مستقيماً در بدنشان تبديل به چربي خواهد شد. طبق يك تحقيق جديد، هيچ جاي نگراني نيست. محققان دريافته اند، خانم هايي كه بيش از %۵۲ از كالري هاي مصرفيشان را بعد از ساعت ۵ عصر مصرف مي كنند، درمقايسه با افراديكه بيشتر كالري هاي مصرفيشان را در طول روز مصرف مي كنند، چربي بيشتري به دست نمي آورند. مهم مقدار كالري هايي است كه در روز مصرف ميكنيد نه ساعت مصرف آن.

● آب بخوريد....وزن كم كنيد.

خيلي از افراد نمي دانند كه آب راه بسيار خوبي براي از بين بردن اشتهاست. افراد زيادي تشنگي را با گرسنگي اشتباه مي گيرند و درنتيجه پرخوري مي كنند. دفعه بعد كه خواستيد به خوردن تنقلات روي بياوريد، به جاي آن يك ليوان بزرگ آب بنوشيد. اگر هنوز گرسنه تان بود، احتمالاً يك خوراك مختصر مي تواند گرسنگيتان را تا وعده غذاي بعد از بين ببرد.

● آجيل= قلبي سالم.

اكثر ما خوب مي دانيم كه آجيل حاوي ميزان زيادي چربي است. از اينرو آنهايي كه خيلي نگران وزنشان هستند، از خوردن آن خودداري مي كنند. اما آيا مي دانستيد كه چربي موجود در آجيل از جمله چربي هاي غيراشباع بسيار سالم است؟ تحقيقي جديد نشان مي دهد كه افراديكه بيشترين ميزان آجيل را مي خورند، كمترين احتمال ابتلا به بيماري هاي قلبي را دارد.

● از خوردن چيپس اجتناب كنيد.

چيپس ها هم مثل همان چيپس هاي سيب زميني هستند شايد بدتر هم باشند. هر ۳۰ گرم از اين چيپس ها چيزي درحدود ۱۵۰ كالري دارد كه تقريباً ۱۰ گرم آن چربي است.

● خمير بادام زميني و موز؟

درست است. خمير سيب زميني و ساندويچ موز كه با نان گندم كامل درست شده باشد، براي سلامت قلب شما بسيار مفيد است. بادام زميني، موز و گندم حاوي ميزان زيادي ويتامين B۶ مي باشند. طبق تحقيقات جديد، افراديكه بالاترين ميزان ويتامين B۶ را دارا هستند، كمتر در معرض ابتلا به بيماري هاي قلبي قرار دارند. منابع خوب ديگر براي اين ويتامين عبارت است از: سينه مرغ و سيب زميني پخته.

● بهترين راه براي كسب آنتي اكسيدان هاي ضد پيري

آب انگور بنوشيد. آنتي اكسيدان موجود در يك ليوان آب انگور معادل آنتي اكسيدان موجود در ۱۲ موز، ۱۱ هلو، و ۴۱ فنجان كاهو مي باشد.
 
   پورتال مردمان  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنرانان ، گويندگان و مجريان

۲۰ - ورزش ، سلامت ، تناسب اندام ( ۶ )

اهميت و فوايد ورزش


ورزش، حركات هماهنگ عضلاني است كه موجب سلامت و تقويت اعضاي بدن مي گردد. البته بايد در امر ورزش رعايت گروه سنّي، نوع فعّاليت افراد، تناسب نوع ورزش و كار، مقدار و هدف آن و دهها مؤلّفه ديگر را، مدّنظر گرفت.[1]
در دنياي ماشيني امروز كه تحرّك و فعّاليت كافي اندامهاي بدن كاهش يافته است؛ نياز به ورزش و نرمش، بيشتر احساس مي شود؛ تا عضلات به كار انداخته شوند و توانايي خود را در طول عمر حفظ كنند.
اما ورزش زماني تأثيرات عميق در انسان خواهد داشت؛ كه در آنِ واحد، تأثيرات روحي نيز ايجاد كند؛ به عبارتي، هم جسم را قوي كند و هم عقل را. در واقع، ورزش پيكار با سستي و پستي است و ورزشكار ورزيده، كسي است كه صاحب قواي بدني و سجاياي اخلاقي باشد.
حال پاره اي از اثرات ورزش بر جسم و روح را بيان خواهيم كرد تا با توجّه به اين فوايد، با انجام ورزش هاي مناسب، خود را از نظر جسمي و روحي قوي سازيم.
1ـ فوايد جسمي ورزش
سيستم هاي مختلف بدن، در اثر ورزش كارايي بهتري پيدا مي كنند و موجبات سلامتي و طول عمر را فراهم مي نمايند. اثر ورزش بر اين سيستم ها، به تفكيك عبارت است از:
الف) سيستم تنفّسي: در جريان ورزش، مصرف اكسيژن توسّط عضلات فعّال بيشتر شده و سرعت انتشار اكسيژن، از ريه به خون، افزايش مي يابد؛ تا بتواند اكسيژن بيشتري در اختيار عضلات بدن قرار دهد. در واقع، ورزش به ريه ها كمك مي كند؛ تا بهتر كار كنند و گنجايش ريه ها زيادتر شده و تنفس آسانتر صورت مي گيرد.
در اثر ورزش، تنفّس عميق تر، امّا تعداد آن كمتر مي شود.
ب) سيستم قلبي ـ عروقي: در طي ورزش، مقدار خوني كه توسّط قلب به داخل رگهاي خوني تلمبه زده مي شود(برون ده قلبي)، افزايش مي يابد و به دليل گشاد شدن عروق عضلات؛ جريان خون عضله افزايش يافته و اكسيژن و موادّ غذايي بيشتري به آنها مي رسد.
افزايش جريان خون در سراسر عروق بدن، باعث مي شود ميزان چربيهاي چسبيده به رگها كم شود؛ لذا از سخت شدن رگها جلوگيري كرده و فشار خون را كاهش مي دهد.
در اثر ورزش، رگهايي بين رگهاي اصلي قلب ايجاد مي شود و در نتيجه، خون دهي قلب بهتر و احتمال سكته قلبي كمتر مي شود.
ج) سيستم عصبي: ورزش جريان خون بافتهاي بدن را افزايش مي دهد؛ لذا پس از كارهاي فكري خسته كننده؛ از قبيل: مطالعه زياد، حلّ مسائل رياضي يا مواقع عصبانيت؛ اقدام به ورزش، باعث آرامش سيستم عصبي مي شود.
بي خوابي، هيجان و استرس نيز كه از ناراحتيهاي عصبي است، به وسيله ورزش مرتفع مي گردد و نيز خستگي اندك ناشي از تمرينهاي ورزشي؛ عامل خوبي جهت جلوگيري از بيخوابي است.
د) سيستم غدد داخلي: فعّاليت غدد داخلي، بر اثر ورزش افزايش يافته و كاركرد آنها بهتر مي شود.
هـ) سيستم عضلاني: قدرت عضلاني، در جريان 6 تا 8 هفته اوّل ورزش، حدود 30% افزايش يافته و توده عضلات بزرگتر و قدرت آنها بيشتر مي شود و دردهاي عضلاني ناشي از كم تحرّكي بهبود مي يابد. در اثر ورزش، از پوكي استخوان جلوگيري مي شود و عضلات و اندامها تقويت شده و تناسب اندام ايجاد مي شود.
و) متابوليسم (سوخت و ساز) بدن: در اثر ورزش و اكسيژن گيري بهتر دستگاه تنفّس و خون رساني بيشتر به اندام ها توسّط قلب، سوخت و ساز بدن افزايش يافته و بر اثر آن، چاقي برطرف مي شود. ورزش، كاهش وزن را تسريع مي كند و به حفظ وزن در اندازه معين كمك مي نمايد. قند و چربي خون توسط ورزش كاهش و انرژي بدن افزايش مي يابد.
وقتي انسان ورزش مي كند؛ بدن به فعّاليت بيشتر عادت كرده، ديرتر خسته شده و نيز ديرتر عرق مي كند؛ در نتيجه عضلات بدن و قلب، در اثر فعّاليت ناگهاني دچار صدمه نمي شوند.
ز) سيستم گوارش: ورزش، به هضم و جذب غذا و دفع سموم بدن كمك مي كند.
2ـ فوايد روانشناسي
الف) كسب خصال پسنديده: ورزش، روحيه شجاعت، اعتماد به نفس، فداكاري، گذشت، تعاون و همكاري، توجّه به حقوق ديگران، مبارزه با ظلم و ظالم، كمك به افراد ضعيف و ناتوان و حس مسؤوليت پذيري را در انسان ايجاد و تقويت مي كند و اراده وي را قوي مي سازد.
ب) ايجاد آمادگي روحي، براي انجام وظايف فردي و اجتماعي: ورزش، كسالت و تنبلي را از انسان زدوده و به وي شادابي و نشاط مي بخشد و او را براي انجام وظايف خويش آماده مي كند. اغلب كساني كه ورزش نمي كنند، در خود احساس سستي، كسالت، بي حالي و بي حوصلگي دارند.
از طرفي، ورزش هيجان و افسردگي را در انسان كاهش مي دهد و يكي از راههاي مهمّ علاج و تسكين فشارهاي رواني است؛ كه در نتيجه آن، آمادگي براي انجام كارهاي فردي و اجتماعي در انسان بيشتر مي شود.
ج) قانونمندي: ورزش، حسّ توجّه به قانون و اطاعت از آن را در افراد به وجود مي آورد.
وجود قوانين خاص در ورزشهاي مختلف و ملزم بودن ورزشكاران به رعايت آن؛ تمريني براي احترام گذاردن به ديگر قوانين اجتماعي و رعايت آنهاست.
د) ارضاي غريزه قدرت طلبي: در انسان، غريزه قدرت طلبي، برتري جويي و مبارزه وجود دارد. ورزش، وسيله اشباع اين غريزه را از طريق صحيح فراهم مي كند.
3ـ فوايد اجتماعي
بشر، ذاتاً اجتماعي است و از طرفي به نيرو، نشاط و تفريح روحي و جسمي، كه در ورزش مستمر است، نيازمند است؛ لذا به ورزشهاي اجتماعي و گروهي تمايل دارد. اين ورزشها، موجب تقويت روحيه اجتماعي و به فعليت در آوردن آن در بشر مي گردد.
برخي فوايدي كه در اثر ورزشهاي گروهي حاصل مي شود عبارتند از:
الف) توليد و بسط روابط اجتماعي صحيح: ورزش، مقدّمه اي براي ورود افراد به اجتماع است و خصوصيات، شرايط و حالات حركتي و روحي كه در آن پيش مي آيد؛ تكرار و تمريني شايسته و مفيد، براي آمادگي افراد اجتماع محسوب مي شود و به آنها توانايي برقراري روابط اجتماعي و پرهيز از گوشه گيري را مي آموزد. احترام متقابل اجتماعي، تحكيم روابط اجتماعي با گذشت و فداكاري و.... در اثر ورزش آموخته مي شود و شخصيت اجتماعي افراد شكل مي گيرد.
ب) توسعه فرهنگ ديني: با توجّه به روابط بين المللي كه در زمينه ورزش وجود دارد؛ انتقال فرهنگ و ارزشهاي اسلامي، بدون تنشها و تعارضات سياسي، در درون جامعه و خارج از آن، فراهم مي شود.
ج) رشد روحيات اجتماعي: ورزش، چون پديده اي اجتماعي است؛ به نحوي در رشد روحيات اجتماعي، بروز حسّ مسؤوليت در قبال جامعه و دردهاي آن، مبارزه با مظالم و مفاسد اجتماعي، همبستگي و برقراري روابط اجتماعي؛ نقش مؤثّري دارد.
درسهاي مربوط به رويارويي با مترفين، ظالمين و مفاسد اجتماعي؛ حمايت از محرومين و تلاش براي توازن اقتصادي و اجتماعي؛ عملاً در محيط ورزش فرا گرفته شده و تمرين مي گردد.
د) توسعه روابط ملل: مسابقات ورزشي بين كشورهاي مختلف، در همبستگي بين آنها و توسعه روابط، نقش بسزايي دارد.
ﻫ) ايجاد زمينه رقابت سالم: ورزش، يكي از مفيدترين و سالمترين سرگرمي هاست كه مي تواند اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر كند و از بسياري انحرافات اجتماعي؛ از قبيل: اعتياد، دزدي و.... جلوگيري نمايد.
عظيمي 1178 ورزش، دوستي و صميميت بين افراد و زمينه رقابت سالم را فراهم مي كند و در نتيجه، تلاش و تكاپوي افراد اجتماع بيشتر شده، مشكلات ناشي از بيكاري و عوارض آن به حدّاقلّ مي رسد.
منابع كمكي:
1. حقجو، محمد حسين، ورزش و ورزشكار، قم: مركز فرهنگي المهدي: 1376.
2. مركز مشاوره حوزه علميه قم، فوايد ورزش (از سلسله جزوه هاي مسائل پزشكي)، ش 8.

http://www.andisheqom.com/Files/moshavere.php?idVeiw=31726&level=4&subid=31726


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنرانان ، گويندگان و مجريان

۲۰ - ورزش ، سلامت ، تناسب اندام ( ۵ )

ورزش و بيماري هاي ريوي

ابتلاء به يك بيماري تنفسي حتي با شدت متوسط، مي‌تواند توانايي فرد را در پيش بردن يك زندگي خلاق و كارآمد در جامعه مختل سازد. بنابراين يك برنامه كامل توان بخشي ورزشي، جزء ضروري مراقبت‌هاي پزشكي متداول در بيماران مبتلا به بيماري‌هاي مزمن است. به تعبيري ديگر ورزش مناسب مي‌تواند بسياري از نشانه‌هاي عاجز كننده بيماري‌هاي مزمن انسدادي ريه مانند تنگي نفس متناوب يا دائمي را از بين ببرد.

بيماري مزمن ريه

سير بيماري در مبتلايان به بيماري مزمن ريوي روند صعودي دارد. با پيشرفت بيماري، تنگي نفس هم بدتر مي‌شود. كيفيت تنگي نفس در بيماران مختلف، متفاوت است. اما بين شدت فعاليت و ميزان ناراحتي بيمار ارتباط وجود دارد. برنامه‌هاي توانبخشي بر اساس تمرينات ورزشي در جهت كاهش اختلالات عملكردي ناشي از بيماري مزمن ريوي (CLD) به كار مي‌روند. در حال حاضر، ثابت شده است كه اگر بيمار مبتلا به بيماري مزمن ريوي ورزش كند، سطح تحمل او افزايش يافته، از تنگي نفس وي كاسته شده و وضعيت روحي رواني بهتري پيدا خواهد كرد.

بيماري مزمن انسدادي ريه (COPD)

اين بيماري با محدوديت مزمن در جريان هوا يا بدون افزايش پاسخ دهي مجاري تنفسي مشخص مي‌شود. وجود انسداد مزمن مجرا، پيش شرط تشخيص براي اين بيماري است. اين انسداد يا به علت برونشيت مزمن و يا آمفيزم ايجاد مي‌شود. در بيمار مبتلا و در جريان بازدم پر فشار،‌ ريه به حد طبيعي تخليه نمي‌شود. لذا ظرفيت و حجم باقيمانده افزايش مي‌يابند. تنفس سريع ناشي از ورزش، به هواي محبوس، افزوده و سبب پرهوايي ديناميك ريه‌ها خواهد شد. شدت تنگي نفس ناشي از فعاليت، هم‌خواني نزديكي با ميزان پرهوايي دارد.

مطالبي پيرامون ورزش

با بررسي تأثير ورزش در بيماران مبتلا به بيماريهاي مزمن انسدادي ريه، مشاهده شده تحمل اين افراد نسبت به ورزش افزايش يافته است. البته ميزان بهبودي و سطح تحمل وابسته به افراد مختلف، متفاوت و به عوامل متعددي از جمله شدت بيماري فرد بستگي دارد. يك برنامه توان بخشي جامع در مورد ريه‌ها شامل يك برنامه آموزشي (ماهيت بيماري، درمان و راهكارهاي غلبه بر آن به بيمار آموزش داده شود) و نيز يك برنامه ورزشي است. فوايدي كه بيماران مبتلا به هر نوع بيماري ريوي از ورزش مي‌برند عبارتند از:
ـ بهبود استقامت و قدرت عضلاني اسكلتي
ـ بهبود عملكرد عضلات تنفسي
ـ كاهش تهوية دقيقه‌اي تا 6 %
ـ بهبود تكنيك انجام ورزش
اين مراتب در مبتلايان به بيماري خفيف، متوسط و شديد به اثبات رسيده ‌است. اغلب بيماران مبتلا به بيماري مزمن ريه از انجام ورزش هراس دارند. اينها تنگي نفس ناشي از بيماري و ورزش را به هم مرتبط دانسته و از انجام هر فعاليتي خودداري مي‌كنند. ورزش تحت نظر متخصصين، اين موارد را برطرف كرده و باعث مي‌شود كه بيمار بر موانع روحي فائق آيد. البته لازم به تذكر است كه تمام بيماران بايد پيش از شروع برنامه ورزشي، يك تست استرس قلبي ريوي وابسته به علائم انجام دهند. اگر تجهيزات لازم براي پايش تبادلات گازي موجود نبود، مي‌توان تست استرس قلبي را جايگزين كرد كه در آن درصد اشباع اكسيژن و اسپيرومتري قبل و بعد از تست انجام شود.

واكنش ريه در برابر ورزش

ميزان تنگي نفس در حين ورزش به تعادل ظريفي بين نياز تهويه‌اي بدن و ظرفيت تهويه‌اي آن بستگي دارد. نياز تهويه‌اي ميزان هوايي است كه ريه‌ها حين ورزش بايد به درون بكشند و خارج كنند تا نياز بدن به اكسيژن و دفع دي‌اكسيدكربن زائد برآورده شود.
ظرفيت تهويه‌اي ميزان هوايي است كه در حين ورزش عملاً مي‌توان به درون كشيد و خارج كرد. اين ظرفيت بستگي به سلامت ريه‌ها دارد و در بيماران COPD ميزان آن كاهش مي‌يابد. وقتي نياز تهويه‌اي بدن بيشتر از ظرفيت تهويه‌اي مي‌گردد، تنگي نفس شديدي عارض مي‌شود و بايد ورزش را قطع و استراحت كرد.

نكته

متأسفانه ورزش مستمر نمي‌تواند اوضاع نامطلوب بيمار ريوي را تا حد مطلوبي كاهش دهد. اما هر چه بيشتر به ورزش مداومت نمايد، كمتر از تنگي نفس به زحمت مي‌افتد. زيرا با اين كار برخي از عوامل تعيين‌كننده نياز تهويه‌اي بدن بهبود مي‌يابند. مثلاً مي‌توان براي انجام مقدار مشخصي از ورزش به اكسيژن كمتري نياز پيدا كرد و مقدار دي‌اكسيد كربن و اسيد لاكتيك توليد شده حين ورزش كاهش يابد.

10 اصل ايمني در ورزش

1ـ تا زماني كه با درمان طبي مناسب، بيماري تنفسي خود را تحت كنترل قرار نداده‌ايد، به هيچ وجه ورزش نكنيد.
2ـ پيش از آغاز برنامه ورزشي و نيز در فواصل منظمي پس از ورزش، ارزيابي كاملي از وضعيت خود به عمل آوريد.
3ـ سعي كنيد بفهميد كه آيا هنگام ورزش نياز به نظارت پزشكي مستقيم داريد و آيا اين نظارت بايد از هفته‌هاي اول برنامه انجام شود؟
4ـ ضرورت استفاده از اكسيژن كمكي حين ورزش و علائم هشدار دهنده افت اكسيژن خون را از پزشكان سؤال نمائيد.
5ـ با علائم هشدار دهنده عارضه قلبي قريب‌الوقوع به خوبي آشنا شويد.
6ـ هيچ گاه تشديد نشانه‌ها يا ايجاد نشانه‌هاي جديد را ناديده نگيريد.
7ـ با پيروي از دستورات صحيح ورزشي، ايمني را سرلوحه اولويت‌هاي ورزشي خود قرار دهيد.
8ـ آگاه باشيد كه برخي داروهاي خاص واكنش بدن به ورزش را تغيير مي‌دهند.
9ـ اگر مبتلا به COPD هستيد، روش‌هاي مخصوص تنفس را ياد بگيريد تا حين ورزش كمتر دچار تنگي نفس شويد.
10ـ روش‌ جلوگيري از وقوع آسمِ ناشي از ورزش يا حداقل كاهشِ آن را بياموزيد.
در پايان اشاره به اين موضوع ضروري است كه فرم و شكل بدن نيز مي‌تواند باعث ايجاد و يا عدم اختلالات تنفسي گردد به طوري كه منقبض شدن عضلات شكم، گردن و يا خم نمودن اندام‌ها موجب ايجاد مشكلات تنفسي مي‌گردد.

http://elmoadab.ir/old_site/47/47v3.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنرانان ، گويندگان و مجريان

۲۰ - ورزش ، سلامت ، تناسب اندام ( ۴ )

ورزش و ارتباط آن با چاقي 
 
 
 تغيير در عادت هاي غذايي افراد و ميزان فعاليت بدني آنها بسيار مشكل است بنابراين ايجاد تغيير در وزن افراد كار ساده اي نيست.  
 
▪ چاقي و عادت غذايي : هنگامي كه انرژي وارده به بدن بيش از ميزان مورد نياز باشد باعث افزايش وزن و اگر مصرف انرژي بيش از دريافت آن ( از طريق تغذيه ) باشد باعث كاهش وزن خواهد شد. ميزان احتياج انرژي افراد به هيچ وجه ثابت و يكسان نيست بلكه به سن، جنس، وزن، شغل، ميزان فعاليت آنها و شرايط بدني بستگي دارد.

تغيير در عادت هاي غذايي افراد و ميزان فعاليت بدني آنها بسيار مشكل است بنابراين ايجاد تغيير در وزن افراد كار ساده اي نيست. پرخوري و كم تحركي در زمان تعطيلي مسابقات باعث چاقي ورزشكار مي شود. در اين شرايط عادت صحيح غذايي براي ورزشكار بسيار مهم است براي مثال بايد مصرف غذاهاي پر چرب را محدود و مصرف غذاهاي قندي را تعديل كند و از پر خوري نيز بپرهيزيد.

● تعريف چاقي

تجمع بيش از حد چربي در بدن را چاقي مي نامند. به طور كلي چاق به افرادي گفته مي شود كه به دليل ازدياد چربي در بدنشان بيش از ۱۵ % وزن مناسبشان اضافه وزن داشته باشند.

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه مرگ و مير در افراد چاق ۷۵ _ ۲۵ % بيش از افراد عادي است و با افزايش سن وخامت عواقب ناشي از چاقي نيز افزايش مي يابد.

خطر مرگ ومير در بين افرادي كه سن آنها بين ۵۰ _ ۴۵ سال است نسبت به افراد عادي به تناسب اضافه وزن افزايش مي يابد براي مثال :

۵/۴ كيلو گرم اضافه وزن ۸% خطر مرگ و مير را افزايش مي دهد.

۹ كيلو گرم اضافه وزن ۱۸% خطر مرگ و مير را افزايش مي دهد

۵/۱۳ كيلو گرم اضافه وزن ۲۸ % خطر مرگ و مير را افزايش مي دهد

۲۳ كيلو گرم اضافه وزن ۵۶ % خطر مرگ و مير را افزايش مي دهد

شايع ترين علل مرگ و مير افراد چاق در مقايسه با افراد عادي ناشي از بيماري هاي قلبي _ عروقي و كليوي است. آمار مرگ و مير ناشي از تصادفات رانندگي نيز در بين افراد چاق بيش از افراد عادي است و آن نيز به دليل عدم چابكي آنها است. همچنين مرگ ومير ناشي از ديابت در بين آنها ۴ برابر بيشتر گزارش شده است.

● علل چاقي

علل چاقي موارد بسيري دارد كه در اينجا به پنج مورد از آن اشاره مي شود :

۱) عوامل ژنتيكي

۲) عوامل محيطي

۳) عوامل رواني

۴) عدم تحرك كافي

۵) كم كاري غده تيروئيد

الف) عوامل ژنتيكي :

تقريبا ۱۰ % از فرزندان والدين چاق از وزن طبيعي برخوردارند. اگر يكي از والدين چاق باشد اين احتمال ۵۰ % و اگر هر دو چاق باشند ۸۰ % خواهد بود.

ب) عدم تحرك كافي :

متخصصان معتقدند مهمترين عامل چاقي در جامعه پيشرفته عدم انجام فعاليت هاي بدني و ورزشي است. پيشرفت سريع علم و زندگي ماشيني باعث كاهش ساعت كار، عدم مصرف انرژي و در نتيجه چاقي مفرط در بين افراد جوامع پيشرفته شده است.

ج) عوامل محيطي :

عدم داشتن رژيم غذايي مناسب و عادت نامناسب در رژيم غذايي يكي ديگر از عوامل چاقي است. مصرف بيش از حد كربوهيدرات و چربي ها باعث تجمع چربي و در نتيجه چاقي است.

د) كم كاري غده تيروئيد :

در اثر كم كاري غده تيروئيد به دليل كاهش هورمون هاي تيروئيد در متابوليسم بدن اختلالاتي ايجاد مي شود كه يكي از پيامد هاي آن افزايش وزن ودر نتيجه چاقي است.

پيامدهاي ديگر آن عبارت است از :

۱) ايجاد خستگي

۲) تغيير در كار قلب

۳) تغيير در ميزان كلسترول خون

۴) تغيير در وضعيت پروتئين عضلات

۵) تاثير روي مصرف اكسيژن به وسيله بافت ها

د) عوامل رواني :

برخي از متخصصان معتقدند افرادي كه دچار فشارهاي روحي و رواني هستند گاه سعي مي كنند با خوردن غذاهاي مختلف ناراحتي خود را فراموش كنند كه نتيجه اين پر خوري ناخواسته چاقي است.

هـ) عوارض چاقي :

افراد چاق آگاهي دقيقي نسبت به عوارض ناشي از چاقي ندارند بنابراين زماني به عوارض آن پي مي برند كه ديگر با مشكلات متعددي دست به گريبان شده اند. چاقي ممكن است باعث بيماري تنفسي، قلبي، فشار خون، ديابت، سنگ مثانه، ناراحتي هاي مربوط به دستگاه گوارش، كليه و واريس هاي وريدي شود. جالب است بدانيد تعداد مبتلايان به بيماري ديابت در بين افراد چاق ۴ برابر افراد عادي است.

▪ درمان چاقي : اولين گام در درمان چاقي تشخيص علت آن است. اغلب تشخيص بيماري هايي كه منجر به چاقي مي شوند بسيار ساده است اما شايع ترين نوع چاقي ناشي از فيزيولوژي ناشناخته مربوط به اشتها و گرسنگي است و عوامل رواني نيز در آن موثر است در نتيجه اين نوع چاقي درماني مشكل و اكثرا نا موفق دارد.

استفاده از رژيم غذايي حاوي كالري كم و افزايش فعاليت بدني در درمان چاقي بسيار موثر است اما گاه بيمار قادر به اجراي دقيق آن نيست بنابراين در درمان هاي كلينيكي با استفاده از رژيم غذايي حاوي پروتئين زياد از نظر بيمار مبتلا به چاقي قابل تحمل بوده مي توان نتايج نسيتا خوبي را به دست آورد.

● ورزش و چاقي

ورزش تاثيرات گوناگوني بر وزن و تركيب (نسبت مقدار چربي به وزن كل) بدن دارد. اغلب با فعاليت جسماني يا تمرين بدني مي توان نسبت بافت بدون چربي را به چربي افزايش داد اما از آنجا كه بافت بي چربي متراكم تر از بافت چربي است ممكن است وزن بدن تغيير نكند. قهرمانان ورزيده كه فعاليت ها و تمرين هاي سنگين و سختي دارند اغلب لاغر هستند ( دوندگان استقامت ). ورزش و فعاليت بدني هم در افراد چاق و هم در افراد عادي باعث از دست دادن چربي مي شود.

ورزش نقش بسيار مهمي در درمان چاقي دارد. فعاليت بدني بخش مهمي از برنامه كاهش وزن محسوب مي شود. اگر ورزش و رژيم غذايي هم زمان به كار گرفته شوند نسبت به زماني كه رژيم غذايي به تنهايي استفاده شود چربي بيشتر و بافت چربي كنتري از دست مي رود.

● كاهش وزن در رشته هاي خاص ورزشي

سر وزن بودن همواره موضوعي پر دردسر براي رشته هايي بوده است كه نياز به كاهش وزن دارند. اين ورزشكاران هميشه متحمل رنج بسيار زيادي مي شوند تا سر وزن لازم برسند.

كاهش وزن باعث ايجاد نارسايي هاي فيزيولوژيكي در بدن و حتي گاه عوارض روحي و رواني نامطلوبي مي شود. وزن كلي بدن شامل استخوان، عضله، چربي، خون و ارگان هاي داخلي است و به طور كلي به دو قسمت توده بدون چربي و توده چربي تقسيم مي شود.

در اينجا بايد متذكر شد كه چربي در بدن ضروري است زيرا :

۱) يكي از منابع انرژي براي استفاده سلول ها است.

۲) در ساخت بخشي از غشاي سلول و اعصاب شركت دارد.

۳) عايقي در برابر از دست دادن گرما است.

علاوه بر اين چربي بدن بيشتر در بافت چربي ذخيره مي شود و اين نوع چربي ( چربي زير پوستي ) ارگان هاي مختلف داخلي را پوشش مي دهند.

● تاثير كاهش زياد وزن

كاهش زياد وزن به شدت سلامت فرد را به مخاطره مي اندازد و باعث ضعف در توانايي ها و قابليت هاي بدني مي شود. ورزشكاران براي كاهش وزن از روش هاي مختلفي مانند رژيم غذايي، اجتناب از مصرف مايعات و تعريق استفاده مي كنند.

در شرايط خاص و گاه به دليل محدوديت زماني از روش هاي ديگري مانند ايجاد تهوع، استفاده از سونا، انجام تمرين هاي ورزشي با لباس هاي پلاستيكي نيز استفاده مي شود. به كارگيري اين روش ها باعث كاهش قدرت عضلاني كاهش زمان انجام فعاليت، كاهش جحم پلاسما و خون، كاهش عملكرد قلب، كاهش ميزان مصرف اكسيژن، كاهش جريان خون كليوي و حجم خون تصفيه شده به وسيله كليه، كاهش ذخاير گليكوژني كبد، نامنظم شدن تنظيم گرماي بدن مي شود.

● كنترل وزن ورزشكاران

كنترل وزن ورزشكاران نياز به برنامه اي دقيق و طولاني مدت دارد. تغذيه بايد كاملا متعادل باشد به گونه اي كه مقدار كالري مورد نياز بدن در ان كنجانده شود اما هرگز بيش از حد نياز نباشد زيرا در اين صورت وزن بدن افزايش مي يابد. مايعات بايد به اندازه كافي مصرف شود. برنامه هاي تمري براي حفظ وزن مطلوب بايد منظم و دراز مدت باشد.

اندازه تركيبات بدني ورزشكاراني كه نياز به كاهش وزن دارند ( درصد چربي بدن، درصد وزن بدون چربي بدن ) بايد چند هفته قبل از مسابقه انجام شود و اگر درصد چربي بدن كمتر از ۵ % وزن مطلوب باشد ورزشكار بايد به وسيله پزشك معاينه شود و گواهينامه شركت در مسابقه را دريافت كند.

استفاده از روش هاي مرسوم كاهش وزن مانند لباس هاي پلاستيكي، حمام بخار، اتاقك هاي داغ، سونا، داروهاي ملين و مسهل و ادرار زا بايد كاملا ممنوع شود.

كاهش وزن براي ورزشكاراني كه در سن رشد هستند آسيب بيشتري را دربردارد. ورزشكار بايد حداقل ۶ _۵ هفته قبل از زمان لازم به وزن ايده آل خود برسد. استفاده از داروهاي كاهش وزن به هيچ وجه توصيه نمي شود.

   منبع : مقالات دكتر جك.اج ويلمور  
 
   سايت وحيد هاشميان ( www.worldandsports.com )  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنرانان ، گويندگان و مجريان

۲۰ - ورزش ، سلامت ، تناسب اندام ( ۳ )

چاقي شكمي و اختلالات تنفسي 
 
طي سال‌هاي اخير اهميت چاقي شكمي نسبت به تجمع بافت چربي در ساير ناحيه‌هاي بدن و نيز چاقي بدن بطور كلي بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. مطالعات علمي متعدد بر ارتباط قوي بين چاقي شكمي و بيماري‌هايي از قبيل ديابت، فشار خون بالا و بيماري قلبي تاكيد مي‌نمايد. اهميت چاقي شكمي بطوري است كه چاقي شكمي به‌عنوان بخشي از يك گروه از اختلالات تهديد كننده سلامتي تحت عنوان سندرم متابوليك شناسايي مي‌گردد. مطالعات اخير حاكي از آن است كه تجمع بافت چربي در ناحيه شكم صرفنظر از ديگر فاكتورهاي پيچيده مانند چاقي سرتاسري و سيگار كشيدن تاثير قابل توجهي بر عملكرد ريه‌ها دارد.


در مطالعه‌اي كه اخيرا توسط محققان فرانسوي  روي 120 هزار نفر انجام گرفته است، اختلالات عملكردي ريه‌ها را نيز به ليست بلند بالاي مشكلات تهديد كننده سلامتي در اثر چاقي شكمي اضافه مي‌نمايد. چاقي شكمي را در بزرگسالان به‌عنوان داشتن دور كمر بيش از 88 سانتيمتر براي خانم‌ها و بيش از 102 سانتيمتر براي آقايان تعريف كرده‌اند.

در اين مطالعه كه در انستيتو ملي تحقيقات سلامت فرانسه انجام گرفته است، محققان عملكرد ريه‌ها را با سابقه سيگار كشيدن، مصرف الكل، همچنين چاقي عمومي بدن كه تحت عنوان BMI تعريف شده و نيز اندازه دور كمر مورد بررسي قرار دادند. نتايج اين مطالعه نشان‌دهنده ارتباط مستقل مثبت بين بدي عملكرد شش‌ها و سندرم متابوليك ناشي از عمدتا چاقي شكمي مي‌باشد. نتايج اين مطالعه همچنين ارتباط بين فشار خون، افزايش قند خون و نيز افزايش چربي‌هاي خون را با عملكرد ريوي نشان داده است. اما نكته جالب آن است كه قويترين ارتباط بين عملكرد ريوي با چاقي شكمي وجود داشته است. شايد علت اصلي اين قويترين ارتباط آن باشد كه چاقي شكمي خود تشديد كننده ساير اختلالات متابوليك فوق الذكر نيز مي‌باشد.

جالب آنكه مطالعات اخير در كودكان نيز تاييد كننده اهميت چاقي شكمي در ايجاد اختلال عملكرد ريوي در كودكان بوده است. در مطالعه اخيري كه توسط محققان كانادايي بر روي كودكان 176 ساله انجام گرفته است، نشان مي‌دهد كه چاقي شكمي در كودكان ريسك اختلال عملكرد ريوي را افزايش مي‌دهد، در حالي كه چاقي كلي بدن كه توسط نمايه توده بدني مشخص مي‌شود باعث تضعيف عملكرد تنفس در كودكان نمي‌گردد.

اين‌كه چرا چاقي شكمي باعث اختلال عملكرد ريوي مي‌باشد بدرستي مشخص نمي‌باشد. البته تئوري‌هايي در اين زمينه مطرح گرديده است. محققان فكر مي‌كنند چربي شكمي ممكن است حركت ديافراگم و عملكرد قفسه سينه را مختل سازد. علاوه بر اين گفته مي‌شود بافت چربي باعث تشديد پروسه التهاب در بدن گرديده كه مي‌تواند تاثير قابل توجهي در ايجاد اختلال ريوي داشته باشد.

 گرچه هنوز دليل قطعي براي وجود ارتباط بين چاقي شكمي و اختلال ريوي مشخص  نيست، ولي اين شواهد حاكي از آن است كه اندازه‌گيري دور كمر بايد به‌عنوان بخشي از ارزيابي‌هاي روتين عملكرد ريه‌ها مورد بررسي قرار گرفته و اين ارزيابي از سنين كودكي حائز اهميت مي‌باشد.

http://www.novindiet.com/Article.aspx?article=63


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان