مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 13238
دیروز : 42500
افراد آنلاین : 36
همه : 4540202


مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود كاوي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۴۶ )

خود آگاهي فطري

انسان بالذات خودآگاه است ، يعني جوهر ذات انسان ، آگاهي است .

اينچنين نيست كه اول " من " انسان تكون مي‏يابد و در مرحله‏ء بعد ، انسان به اين " من " آگاهي مي‏يابد . پيدايش " من " انسان عين‏ پيدايش آگاهي به خود است . در آن مرحله " آگاه " ، " آگاهي " و " به آگاهي در آمده " يكي است . " من " ، واقعيتي است كه عين آگاهي به‏ خودش است .
 
انسان در مراحل بعد ، يعني پس از آنكه به اشياء ديگر كم و بيش آگاه‏ مي‏گردد ، به خود نيز به همان صورت كه به اشياء ديگر آگاه مي‏گردد ، آگاهي‏ مي‏يابد ، يعني صورتي از خود در " ذهن " خويش تصوير مي‏كند و به اصطلاح‏ به علم حصولي به خود ، آگاه مي‏گردد ، اما پيش از آنكه اين گونه به خود آگاه گردد ، بلكه پيش از آگاهي به هر چيز ديگر ، به خود به گونه‏اي كه‏ اشاره شد ، يعني به نحو علم حضوري ، آگاه است .
 
روانشناسان كه معمولا در باره‏ء خودآگاهي بحث مي‏كنند ، به مرحله‏ء دوم‏ نظر دارند ، يعني آگاهي به خود به نحو علم حصولي و ذهني ، ولي فلاسفه‏ بيشتر توجهشان به مرحله‏ء علم حضوري غير ذهني است . اين نوع از آگاهي‏ همان است كه يكي از ادله‏ء متقن تجرد نفس در فلسفه است .
 
در اين نوع از خود آگاهي ، شك و ترديد كه آيا هستم يا نيستم و اگر هستم آيا كدامم و امثال اينها راه ندارد ، زيرا شك و ترديد آنجا راه‏ دارد كه علم و آگاهي از نوع علم حصولي باشد ، يعني وجود عيني شي‏ء به آگاهي در آمده با وجود عيني آگاهي دو چيز باشد .
 
اما آنجا كه آگاهي عين آگاه و به آگاهي درآمده است و از نوع آگاهي‏ حضوري است ، شك و ترديد فرض نمي‏شود ، يعني امري محال است .
 
اشتباه اساسي " دكارت " در همين جاست كه توجه نكرده بود كه " من‏ هستم " شك بردار نيست تا از راه " من فكر مي‏كنم " بخواهيم آن شك‏ را رفع كنيم.
 
دكارت فيلسوف فرانسوي قرن هفدهم فلسفه‏ء خود را به اين ترتيب‏ آغاز كرد كه در همه چيز شك كرد حتي در بديهيات . سپس گفت من در همه‏ چيز نمي‏توانم شك كنم جز اينكه مي‏انديشم و شك مي‏كنم ، پس " فكر مي‏كنم‏ " دليل است بر اينكه " هستم " . و آنگاه از هستي خود ، هستي خدا واشياء ديگر را نتيجه گرفت . .
 

خودآگاهي فطري ، هر چند واقعي است ، اما اكتسابي و تحصيلي نيست ، نحوه‏ء وجود " من " انساني است ، از اين رو آن خود آگاهي كه به آن‏ دعوت شده ، اين درجه از خود آگاهي كه به طور قهري و تكويني در اثر حركت‏ جوهري طبيعت پديد مي‏آيد نيست .


آنجا كه قرآن مجيد پس از اشاره به مراحل خلقت جنين در رحم ، به عنوان‏ آخرين مرحله مي‏فرمايد :
 
" « ثم أنشأناه خلقا آخر »"( مؤمنون / . 14)

پس ما او را چيز ديگر و خلقي ديگر كرديم

اشاره به همين است كه ماده‏ء ناخود آگاه تبديل مي‏شود به جوهر روحي‏ خودآگاه .

منبع: كتاب انسان در قرآن /  نويسنده :شهيد مطهري  / صفحه  59-60


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۴۳ )

چگونه خود را بيشتر دوست داشته باشيم

فكر مي تواند همه چيز را بهتر كند و احساسات را تغيير دهد.

فكر سواري:

 دور كردن فكرهاي بد و آلوده از ذهن ،

 راه دادن فكرهاي مثبت در ذهن،

 يادآور گذاشتن براي دور كردن فكر هاي غلط.

به خود اميد واري دهيم،

 خود را جسماً و روحاً تقويت كنيم،

 كارهايي را كه رضايتمان را زياد مي كند انجام دهيم،

خود را براي خطاها و شكست هايمان سرزنش نكرده بلكه دنبال دليل خطايمان بگرديم،

سرزنش خود =  آزار تحقير خود و در نتيجه زياد شدن عناد به خود.

پيدا كردن دليل خطا و اشتباه = جلوگيري از تكرار اشتباه و تجربه اندوزي.

حسن جويي از خود و ديگران:

به ياد آوري(كساني كه دوستشان داريم، توفيقهايمان، خاطرات خوش، كساني كه مارا دوست دارند، پيشرفتهاي مثبتمان)، تجربه هاي برجسته خود را بنويسيم،

 انتخاب هدف با توجه به(استعداد، توانايي ها، علائق، دانش و آگاهي، تجربيات) خودمان.

هدف كوچك : انتخاب هدف كوچكتر از توان واستعداد خود مهر طلبانه است.

هدف بزرگ: انتخاب هدف بزرگتر از توان واستعداد خود برتري طلبانه است.

تمرين مهر بي انتظار به خود و ديگران،

 شرطي زدايي شش آفت دوستي ورعايت طلسم تصا با خودمان و ديگران،

رنجش زدايي،

تمرين تولرانس،

تمرين عفو،

 تمرين توجه و احترام به احساسات خود،

 تصوير ذهني و تجسم خو در حالت رسيده به هدف هاي دلخواه،

 كم كردن توقعات زيادي از خود،

 انتخاب هدف مناسب،

واگذار كردن مسائل ديگران  به خودشان ،

 دفترچه ساعتيمان پر از كارهاي غير ممكن و شلوغ نباشد،

خود را از لذات مشروع بهره مند سازيم،

خود را مجبور به عاشق شدن، كار كردن و از زير كار در رفتن نكنيم.

نكات مثبت و كارهاي خوبمان را بنويسيم و به خودمان جايزه بدهيم.

 كارهاي خوب ديگران و محيط اطرافمان را بنويسيم و به خودمان تلقين كنيم. موارد شكنجه خود را پيدا كرده و برايشان جايگزين قرار دهيم. مثل امساك زياد براي خود ، جايگزينش توجه به خواسته هاي خود و هزينه كردن براي آنهااست. تحديد خود به صورت دوري جستن از نيازهاي مشروع خود، جايگزينش لذت بردن از زندگي.

به تعويق انداحتن كارهاي ضروري، جاگزينش انگيزه انگيزي براي انجام كارهاي ضروري.

دعوا كردن با نزديكان،جايگزينش رنجش زدايي از آنها.

تصوير ذهني معوج از خود، جايگزينش تصوير ذهني مثبت.

همانطور كه مواظب حال عزيزان و نزديكان هستيم مواظب حال خودمان هم باشيم ومهر ورزي كنيم.

تلقين و تكرار پنج پند و ده واقعيت پنا.

تمرين گفتن نه براي مهر طلبها و برتري طلبها.

تمرين گفتن آري براي مهر طلبها و برتري طلبها.

تمرين گفتن آري براي عزلت طلبها.

مواردي را كه با سرويس دهي زياد ديگران را از خودمان متوقع مي كنيم پيدا كرده و جيره بندي كنيم.

خودمان را در چشم ديگران زيادي بزرگ  و يا زيادي كوچك نكنيم.

آيا معيار و محكي براي سنجش ميزان دوستي و دشمني با خودمان داريم؟ به عنوان مثال:

1- از خود راضي هستيم ، از ديگران ناراصي =  برتري طلبي و تعكيس نقايص خود روي ديگران

2- از خود ناراضي و از ديگران راضي هستيم =  مهرطبلي و توقع بيش از حد از خود.

3- عدم رضايت از خود و ديگران =  تضاد بين مهر طلبي و برتري طلبي .

4- رضايت از خود و از ديگران =  تعادل بين مهرطلبي و برتري طلبي و خود واقعي و داشتن قدرت درك ديگران.

5- داشتن قدرت ديدن حسن هاي خود و ديگران.

6- داشتن قدرت ديدن زيبائي هاي زندگي.

7- داشتن قدرت رنجش زدائي از خود و ديگران.

8- داشتن قدرت عفو و بخشش خود و ديگران.

9- جايگزين كردن، تحليل و ريشه يابي اشتباهات خود با سرزنش خود.

http://new.behravanpana.com/tabid/84/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۴۲ )

چگونه بهترين دوست خود باشيم

قبل از هر چيز ببينيم دوست كيست و دوستي چيست تا ما بهترين آن براي خود باشيم.

 
دوستي چيست ؟


1-     دوستي رابطه ايست كه به رشد و تعالي و نزديك شدن طرفين به خود واقعي شان كمك مي كند.

2-     در آن مهر و آشتي هست

3-     در آن رافت و گذشت هست

4-     در آن صداقت و بي ريائي هست.

5-     در آن همكاري هست

6-     در آن احترام هست

7-     درآن اعتماد هست

8-     در آن آرامش هست

9-     در آن صداقت هست

10-در آن رعايت حق و حقوق دوستان هست

11-در آن راحتي و در قيد نگذاشتن يكديگر هست

12-در آن مهر اصيل هست

13-در آن راهنمائي درست و خالصانه هست

14-در آن پذيرش يكديگر همانطور كه هستيم هست

 
15-در آن شنونده خوبي بودن هست 


16-در آن كم كردن توقعات هست.

1-     در آن قهر و سلطه جوئي نيست

2-     در آن دروغ و كلك و رنگ و ريا و ظاهر سازي نيست

3-     در آن خودخواهي و ابزار ساختن از ديگري نيست

4-     در آن تحقير و توهين و تحكم و تحميل نيست

5-     در آن ملامت ، مخالفت و مچگيري نيست

6-     در آن حسادت نيست

حال با اين شناخت كه از رابطه دوستي پيدا كرديم بدنيست از خودمان بپرسيم كه آيا ما در ارتباط با خودمان اين گونه عمل مي كنيم. مثلا" به محض اينكه كوچكترين خطائي از ما سرزد خود را به باد سرزنش و ناسزا ميگيريم:

1-     اي بي عرضه باز هم اجازه دادي تا حقوقت را پايمال كنند

2-     اي خنگ احمق چرا نتوانستي از امتحانت نمره بيست بگيري

3-  اي بيچاره دست و پا چلفتي ديدي همه از تو زده اند جلو و براي خودشان مقام و منزلتي بدست آورده اند ولي تو همان مفلس آس و پاس و بي جاه و مقام و منزلت هستي كه هستي

4-     از فلاني يادبگير ببين چقدر زرنگه از آب كره ميگيره و همينطور مرتب پول روي پول ميگذاره، ولي تو هميشه هشتت گروي 9 است

5-  آخه فلاني هم هم آدم بود كه خداوند يك همسر پولدارو والامقام نصيبش كرد ولي تو بايد با يك آدم كم پول محافظه كار تا آخر عمر سر كني

6-  مردم شانس دارند بچه هايشان درسخوان و زرنگ اند ولي ما اين همه معلم ميگيريم و خرج ميكنيم آخر هم بچه هايمان تنبل و درس نخوان و شاگرد آخرند.

يا اينكه به جاي اين ملامت ها سعي ميكنيم كه :

1-     اگر حقوقمان در جايي پايمال شده سعي كنيم راه و روش صحيح احقاق حقمان را پيدا كنيم.

2-  اگر نمره دلخواهمان را نتوانسته ايم كسب كنيم راه صحيح برنامه ريزي براي بهتر خواندن و يادگرفتن درسمان پيدا كنيم

3-  اگر موفقيت شغلي و مالي ديگران خيلي به چشممان مي ايد به جاي سركوفت زدن به خودمان در مورد راه و روش آنها را براي پيشرفتشان تحقيق كنيم و به كار بنديم (البته به شرط اينكه روش آنها سلامت باشد و از راه غير مشروع به آن نرسيده باشند.

4-     اگر درآمد هنگفت ديگران ما را آزار ميدهد روي حسادتمان كار كنيم

5-  اگر دائم موقعيت و همسر و داشته هاي ديگران به چشممان ميايد از حسن هاي زندگي خود و نزديكانمان ليست تهيه كنيم و مرتب آنرا مرور كنيم و تمرين شاكر بودن بكنيم.

6-  به جاي ملامت خود سعي كنيم خود را نوازش كنيم. همانطور كه اگر وقتي كسي كه خيلي دوستش داريم اشتباهي ميكند ما سعي مي كنيم كه به او دلداري بدهيم تا حالش سر جايش بيايد و با اشتباهش كنار بيايدو سپس سعي ميكنيم كمكش كنيم كه راهي براي جبران اشتباهش پيدا كند پس همين كار را براي خودمان انجام دهيم و به جاي ملامت خود سعي كنيم راهي براي جبران اشتباهاتمان پيدا كنيم و از اشتباهاتمان سكوي پرش و تجربه اندوزي سازيم نه عامل سركوفت و تحقير

7-  به جاي ديدن نقش منفي ديگران و محيط زندگيمان سعي كنيم با تكرار اين پند از پنج پند پنا كه " فكر مي تواند همه چيز را بهتر كند و احساسات را تغيير دهد" اين باور را در خود تقويت كنيم كه آنقدر كه فكر ما در خوشبختيمان نقش و اثر دارد چيز ديگري نقش ندارد.

8-  با تمرين مثبت انديشي و مثبت بيني آلودگي ذهنيمان را كاهش دهيم و احساس نارضايتي از خود را به احساس رضايت و اعتماد به نفس تبديل كنيم و زندگي را براي خودمان لذت بخش كنيم.

9-  هدفهايمان را در راستاي توانائي ها و استعدادهايمان و بدر از افراط و تفريط ترسيم كنيم . يعني خيلي غرور آميز و يا پائين تر از حد توانائيمان نباشد.

10-سعي كنيم نگراني ها و نارضايتي هاي خودمان را بشناسيم و رفعشان كنيم.

11-سعي كنيم غذاي سالم و به اندازه كافي بخوريم. شايد به نظر عجيب بيايد كه غذا چه ارتباطي با دوستي ما با خودمان دارد. ولي واقعيت اينست كه ما بسياري از اضطرابها ، ترسها و عصبيتهاو عنادبخودمان را تعكيس مي كنيم روي حجم و كيفيت غذائي كه ميخوريم. بهمين دليل سالم بودن و كافي و به اندازه بودن غذا اثر مثبت در روحيه مان دارد.


راههاي ميانبر براي اينكه بهترين دوست خود باشيم :


1-     تمرين مهر اصيل به خود و ديگران

2-     تعيين هدف مشخص در زندگي

3-     تهيه دفترچه ساعتي

4-     تهيه غذاي مفيد و مناسب براي خود و خوردن به اندازه كافي نه كم و نه زياد

5-     ورزش منظم

6-     توجه و دقت كافي و برخورد مسئولانه با كار

7-     توجه به تفريح

http://new.behravanpana.com/tabid/85/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۴۱ )

ضرورت وجود هدف در زندگي

اهداف                                                                    

آيا اصولاً وجـــــود هدف در زندگي ضرورتي دارد؟

زندگي بشر مثل كشتي در يك اقيانوس طوفان زده است. وبه قول استاد خــــواجه نوري هدف مثل فانوس دريائي اين كشتي توفان زده را راهنمائي و هدايت مي كند.

پس هدفهاي ما حتي اگر عصبي باشند، بهتر از آن هستند كه هيچ هدفي نداشته باشيم.

انسان طبيعي و فطري، كنجكاو ، خلاق و بلند پرواز است پس انسان سالم حتماً يك يا چند هدف دارد.

" يك ساعت تفكر بهتر است از صد سال عبادت"

حضرت علي عليه السلام

تفكر چه ربطي به هدف هاي ما دارد؟

   وقتي كه در انتخاب هدف دچـــــار عصبيت باشيم معمولاً تفكر در آن نقش سازنده اي نداشته و انگيزه هايمان عصبي و"بايدي" است.

انواع هدفها

   مهمترين هدف انسانها رسيدن به خوشبختي است، ولي هر آدمي اين هدف را به نوعي تعبير و تفسير مي كند. كسي با برآورده شدن نيازهاي ماليش خود را خوشبخت احساس مي كند وديگري با اين اماكانات هم احساس خوشبختي نمي كند. ديگري بدون بهره مندي از امكانات مالي احساس خوشبختي مي كند.

   به اين ترتيب تنوع هدفها به تنوع انسانها گسترده است. با همه اين اوصاف مي توان هدفها را به شرح زير دسته بندي كرد.

1- اهداف شخصي

1- نيازهاي شغلي و مالي و خانوادگي

1- كسب درآمد براي تأمين نيازهاي زندگي شايسته و بايسته.

مثل: تغذيه ، مسكن، پوشاك، تفريح، سفر

2- رفع نياز به رشد شغلي، مالي و اجتماعي و انساني

انسان در تعامل با ديگران و حضور در اجتماع به رشد دلخواه خود مي رسد .

3- تشكيل خانواده: كه روند طبيعي و غريزي حيات بشر است.

2- سلامت جسم

1- ورزش

2- تفريح و سرگرمي، مسافرت و گردش

3- استراحت

3- سلامت و رشد روحي

1- مطالعه                                                 

2 - خودشناسي براي برقراري رابطه سالم با كار, با خود, باديگران, بامحيط و با خدا براي تعالي روحمان، خلاق تر شدن، اعتمادبنفس و شكوفائي.

3- فراگيري يك هنر و يادانش و مهارت جدي

2- اهداف اجتماعي

1- شركت در كارهاي عام المنفعه

2- مشاركت در اجتماعات، احزاب و غيره

چگونه هدف بسازيم

   اگر در زندگيمان هدفهائي داريم كه بسيار عاليست ،براي اطمينان بيشتر مي توانيم عصبيت زدائي كنيم كه در بخش بعدي توضيح داده شده ولي اگر هدفي نداريم لازم است كه از خود بپرسم:

1- من به چه كسي و يا چه چيزي علاقه دارم؟ پس علائق ما مي شود منبع اهدافمان و براي رسيدن به آنچه دوست داريم و برقراري ارتباط با آن كس كه علاقه داريم برنامه ريزي مي كنيم. گاهي ممكن است به نظرمان بيايد كه به هيچ چيز و هيچ كس علاقه اي نداريم.

پس:

2- از خودمان بپرسيم از چه كسي يا چه چيزي بدمان مي آيد.

1-يادمان مي آيد كه از اينكه پولي براي خرج كردن نداشته باشيم بدمان مي آيد.

2- از فلاني كه لباسهاي فاخري مي پوشد و پز مي دهد بدمان مي آيد و يا لجمان مي گيرد.

3- از فلاني كه تحقير مي كند و سركوفت مي زند بدمان مي آيد.

4- از فلاني كه همه جا نقل مجلس است و همه توجه ها به سمت اوست بدمان مي آيد و يا لجمان مي گيرد.

خوب اين بد آمدنها و يا لج گرفتن ها چه ربطي به هدف سازي دارد؟

وقتي از عملكرد و رفتار ديگري بدمان مي آيد يا لجمان مي گيرد، مي توان آن را بازتاب يكي از موارد زيردانست:

1-حسادت به آن فرد

2- رقابت با آن فرد

3- احساس حقارت نسبت به آن فرد

4- تعكيس شخص نسبت به آن فرد

   با استفاده از اين آگاهي مي توانيم از اين احساسهاي منفي يك هدف مثبت و انگيزنده بسازيم.

  اگــــر به آن فـــرد حسادت و يا با او رقابت مي كنم ، شايد او خصوصيت و يا امتيازي دارد كه من ندارم، مثلاً زيباست، خوش صحبت است، موقعيت تحصيلي خوبي دارد، شغل خوب و درآمد بالائي دارد، پس من مي توانم براي خودم هدفهاي زير را تعريف كنم:

1-تمرين درك زيبائيها و حسن هاي خود و ديگران را انجام دهم.

2- تمرين خوب، درست و دلنشين صحبت كردن را انجام دهم.

3- براي خودم يك هدف براي ارتقاء تحصيلي قرار دهم.

4- براي افزايش درآمدم دنبال راه چاره و هدف گذاري و برنامه ريزي بگردم.

اگر نسبت به او احساس حقارت و يا روي او تعكيس مي كنم رو ي مهر و احترام به خود و ديگران تمرين كنم.

5- اگر او هنري دارد من هم دنبال آموختن هنري بروم.

3- ممكن است نه از كسي و يا چيزي بدمان بيايد و نه خوشمان بيايد. همانطور كه مي دانيد اين حالت بازتاب از خود بيگانگي و عزلت طلبي است. هرچند كه روياهاي روزانه در تمام عصبيتها وجود دارد ولي در عزلت طلب بيشتر است و مي تواند راهنماي خوبي براي هدف يابي باشد.

   عزلت طلب در روياهاي روزانه خود را در رفاه و فراواني كامل، برخوردار از دوستي و مصاحبت ديگران، هنرمند، اديب، خطيب و غيره مي بيند. پس براي به فعل درآوردن اين آرزوها عمداً براي يكي از اهداف زير برنامـــــــه ريري مي كند:

1-افزايش درآمد                                                                    

2- تبادل مهر و دوستي با ديگران و با خود                         

3- بهبود موقعيت اجتماعي                                                                     

4- افزايش سطح تحصيلات                                                   

5- ياد گرفتن يك هنر، مهارت و فن جديد

اگر هيچيك از اين موارد در مورد ما صادق نبود, روي نياز هاي اساسي زندگي مثل نيازهاي شغلي, رفاهي و وتعالي روحي خود تمركز كرده وهدف گذاري مي كنيم.

نقش عصبيت در انتخاب هدف

1- برتري طلب به دليل نياز به برتربودن با هر كس بر خورد مي كند مي خواهد در كار و حرفه اش سرآمد بوده و از او جلو بزند، پس دائم از اين شاخه به آن شاخه مي پرد و هدفهايش نه براي رشد و پيشرفت خودش كه براي اثبات برتريش بر ديگران است.

2- مهرطلب : معمولاً دنباله روي اهداف ديگران است و هدفهايش را ديگران تعيين مي كنند. اگر خودش هدفي تعيين كند، براي جلب توجه و تأييد ديگران است.

3- عزلت طلب: اصولاً نيازي به هدف داشتن نمي بيند.چون برايش قيدآور شده و او را آزار مي دهد.

    حتي عزلت طلبي كه با زندگي سطحي اش آدم اجتماعي و اهل تفريح و گشت و گذار به نظر مي رسد تمام اين بازي ها را در مي آورد كه از يك زندگي مسئولانه، عميق و هدف دار فرار كند.

نقش عادتها و تصوير ذهني در اهداف

عادت نگاه كردن به گذشته و افسوس خوردن

عادت نگاه كردن به آينده و اضطراب كشيدن

عادت به احساس شكست

عادت به احساس بي عرضگي

عادت به فراموش كردن اهداف

عات به انتخاب هدفهاي بزرگتر از توان خود

عادت به انتخاب هدفهاي كوچكتر از توان خود

در تمام اين عادتها ردپاي تصوير ذهني هاي مهرطلبانه و برتري طلبانه وجود دارد.

تكنيك پالايش هدفهايمان

1-هدفمان را نوشته و دو ليست برايش تهيه كنيم.

1- فوايد تحقق هدف

2- مضار و معايب تحقق هدف

دو ليست را با هم مقايسه كنيم و اگر فوايدش بر معايب و مضارش برتري داشت آن را انتخاب كنيم.

2- واكنش سنجي هدفها

1-  انتقامجوئي: متوجه مي شوم كه با رسيدن به اين هدف مي خواهم ديگري را حذف و يا تحقير و تخفيف كنم . يا براي رسيدن به آن  به جاي رفع مزاحمت ها مزاحمين را از سر راه حذف مي كنم.

2-  فخرطلبي: تمام تلاشم برآنست كه با رسيدن به اين هدف به ديگري فخرفروشي كنم.

3-  كمال طلبي : تمام كوششم براي رسيدن به هدف را ناديده گرفته و فكر مي كنم كه بايد براي آن كار محيرالعقولي انجام دهم و يا اصلاً نياز دارم كه هدفم محيرالعقول باشد.

4-  سيري ناپذير: هدفم آنقدر بزرگ و ايده آلي است كه نمي توانم تعريف درستي از آن بكنم و اجزاء آن را ببينم .

5-  تضاد: در مورد انتخاب هدفم يكدله نيستم و يا در بين هدفهايم از اين شاخ به آن شاخ مي پرم.

6-  حسادت: چون فلاني اين كار را كرده من هم بايد بكنم تا رويش كم شود.

حال كه توانستيم موارد عصبي در هدفمان را ببينيم آن را پالايش كنيم.                                                                          

  با حذف انتقامجوئي ها، كمال طلبي ها، تضادها، هدف را به خاطر تعالي, علاقه, لياقت و رشد خودمان انتخاب كنيم.

 مثال 1- من پيانوزدن را ياد مي گيرم چون از اينكه خودم بتوانم نواهاي زيبا را اجرا كنم لذت مي برم.

مثال 2- من ادامه تحصيل مي دهم چون توانائي ، استعداد و فرصت اين كار را دارم ، چون استحقاق رشد و پيشرفت را دارم.

چگونه اهدافمان را در سيستم رسيدن به آن قرار دهيم؟

1-مشخص و مكتوب كردن هدف.

2- پالايش هدف از طريق نوشتن نكات مثبت و منفي آن و واكنش سنجي نسبت به آن.

3- تحقيق در مورد هدف. چه از نظر كمي و چه از نظر كيفي.

مثلاً اگر هدف كسب درآمد بيشتر است، چقدر درآمد، درچه مدت و چگونه.

4- تفكيك هدف به اجزاء آن و تحليل آن اجزاء و سپس تركيب و اولويت بندي آنها در كنار هم.

5- تحقيق در مورد پيش نيازهاي هدف

1-نيازهاي جسمي

2- نياز هاي علمي

3- نياز هاي روحي

4- نياز هاي مالي                                                       

6- تحقيق در مورد امكانات موجود مثل منابع انساني و منابع مالي.

7- برنامه ريزي براي تحقق اجزاء هدف تا رسيدن به آن.

8- گنجاندن انجام كاري براي رسيدن به هدف در دفترچه ساعتي حتي شده اين كار فقط يك تلفن زدن باشد.

9- تعيين ضرب الاجل براي انجام هر جزء از هدف.

10- مجسم كردن هدف با تمام جزئيات آن.

11- مجسم كردن خود در حالت رسيده به هدف. در حالت خلوت و سكوت، لذت رسيدن به هدف را درذهن خودتجربه كنيم. به اين ترتيب هدف را به خلاقه ذهن ناخودآگاه مي سپاريم.

12- بازخوردها را بررسي كنيم تا موانع را تشخيص داده و رفع كنيم.

13- روش هايمان را اصلاح كنيم . اگر روشي به جواب نمي رسد آن را بازنگري و جايگزين كنيم.

14- در مورد هدفهايمان كلام مناسب انتخاب كنيم.

بسيار شنيده ايم كه: " من شانس ندارم", " مملكت خراب است و به درد كار و زندگي نمي خورد"

در حاليكه در اين مملكت بسيار كساني هستند كه با توفيق و پشتكار مشغول كارند و از فرصت ها و شانس ها   به نحو احسن استفاده مي كنند.

چرا جملات منفي را به زبان مي آوريم؟

1-ترس از شكست

2- ترديد در همت خود

3- عدم اطمينان از توانائي خود

4- تعكيس ناتوانائي و كم كاري خود

پس به جاي جملات منفي فوق چه بهتر است بگوئيم:

1- من نهايت سعي خودم را مي كنم

2- موانع را يكي پس از ديگري از سر راه برمي دارم.

3- همت كرده و با پشتكار و توكل به خدا كارم را به پيش مي برم.


15- پيش داوري نكرده و حكمي له يا عليه خود صادر نمي كنم:  


      1 - من اگر دانشگاه قبول شـــوم ديگر هيچ غصه اين نخواهم داشت.       

2-  اگر ازدواج كنم خوشبخت خواهم شد.

3- اگر خانه بخرم به همه آرزوهايم رسيده ام.

16- رفتار مناسب با هدف انتخاب شده اختيار كينم.

مثلاً هدف من آنست كه مدير يك كارخانه باشم ولي رفتارم شبيه پادوي آن كارخانه است. 

17- در صورت نياز از ديگران كمك بگيريم.

18- يافتن و تمرين روي معضل ترس از شكست. 

19- تصحيح عملكرد به سمت هدف. معمولاً مسير به سمت هدف مستقيم نيست. در نتيجه دائماً نياز به كنترل مسير به سمت هدف و تصحيح آن داريم.

20- بررسي عملكردمان در راه رسيدن به هدف.

آيا براي رسيدن به هدفم همه زندگيم را تعطيل كرده ام؟

آيا براي رسيدن به هدفم هيچ قدمي برداشته ام؟

21- تعديل هدفها: در صورتي كه در عمل هدف را خيلي بزرگتر و دور از دسترس و با توجه به توانائي و امكانات خود, ايده آلي مي يابيم آن را تعديل و كوچكتر كنيم تا بتوانيم به آن برسيم.

22- در خودشناسي پيگير باشيم تا هم هدف ها و هم روش هايمان براي رسيدن به آنها از عصبيت پالايش و اصيل شود

http://new.behravanpana.com/tabid/92/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۴۰ )

زيستن در لحظه
 
 حتما پيش آمده كه حادثه ناخواسته اي برايمان رخ دهد بطوريكه دائم فكرمان متوجه آن باشد؟
مثلا":
1-     از درسمان نمره اي را كه انتظار داشته ايم نگيرفته ايم ودائم خود را ملامت مي كنيم؟
2-     خداي ناكرده عزيزي از دست رفته است ودائم براي كوتاهي هائي كه در حق او كرده ايم خود را سرزنش مي كنيم ؟
3-     كاري از ما سرزده است كه اصلا" از خود انتظار نداشته ايم و بجاي چاره انديشي خود را سرزنش مي كنيم؟
4-     شرايط مالي خانواده دستخوش بحران شده است وبه جاي برنامه ريزي و تلاش براي پيدا كردن يك منبع مالي جديد خود را سرزنش كرده و حسرت مي خوريم؟
 
در مجموع تمام مدت فكرمان مشغول است و نه تنها به كار خلاق نمي پردازيم بلكه از انجام كار روزمره خود هم باز مانده ايم. دنيا در نظرمان تيره و تار است و همه جا را بدمنظره و بدريخت مي بينيم. آدمها به نظرمان بد ودشمن آمده واز همه كس بدمان مي آيد. قلبمان مالامال از كينه و بدبيني است.
 
2-   مشكل اساسي  چيست ؟
در اين لحظه در گذشته زندگي مي كنيم و مشكلي كه در قبل اتفاق افتاده ما را در زمان وقوع خودش نگه داشته است.
مثال :
وقتي مادرم به رحمت خدا رفت طبيعي بود كه خيلي افسرده بودم وعلاوه بر اين افسردگي پيوسته خودم را سرزنش مي كردم كه  بايد اين كار و آن كار را برايش ميكردم.  ياچرا فلان روز با او تندي كردم.
يك روز با خود گفتم اگر تمام اين كارها را ميكردي خوب بود، ولي در حال حاضر اوكه وجود ندارد سرزنش هم كه مشكلي را حل نميكند پس چه بايد بكنم.
شروع كردم به ديدن حسن هاي مادرم،  خودم و نزديكانم، وكارهاي خوبي را كه براي مادرم كرده بودم مرور كردم.  مهري كه به آنها داشتم به يادآوردم، ناگهان جرقه اي در ذهنم زده شد.
من ميتوانم كارهائي را كه براي او ميخواستم انجام دهم و فرصتش را پيدا نكردم ، براي عزيزانش انجام دهم ، تا ضمن خوشحال كردن روح ، به جاي حسرت خوردن براي ازدست رفته ها قدرِ باقي مانده ها را بدانم و به آنها مهر بورزم. اين نگرش بار غمم را به يك دهم رساند و جان تازه اي پيدا كردم وبا اميد به آينده و با انرژي بسيار به زندگي عادي برگشتم.
 
حتماُپيش آمده كه براي كاري كه در آينده بايد انجام دهيم روزوشب خود را ندانيم و  همينطور دور خود بچرخيم و نتوانيم از اين سردرگمي ها رها شويم ؟
 
مثلا" قرار است يك كنفرانس را اجرا كنيم ولي بجاي اينكه با حوصله به تهيه مطلب بپردازيم فقط يكسره خود را در حالت دستپاچه جلوي تريبون مجسم كنيم ؟
 
در اين حالت مشكل ما چيست ؟
 
آيا غير از اينست كه ترس از آينده ما را در اختيار خود گرفته و احاطه كرده و نمي گذارد كه از توانائي موجودمان استفاده كرده و به هدفهايمان برسيم ؟
 
هيچ شده كه در جائيكه خيلي به تمركز نياز داريد ، مثلا" در كلاس درس يا يك جلسه مهم ناگهان متوجه شويد كه چند دقيقه است در رويا بسر برده و اصلا" هيچ يك از مطالب گفته شده را نفهميده ايد؟
اينجا مشكل چيست ؟
 
در واقع يك نياز روحي و يا جسمي اقناع نشده داريم كه ناخودآگاه ذهن ما را دراختيارميگيرد.
 
هيچ شده كه بخواهيد كاري را انجام دهيد و يا درسي بخوانيد و چون وقت زيادي داريد به خود بگوئيد حالا دو روز وقت دارم فردا ميخوانم ؟
 
در اينجا مشكل چيست ؟
 
ما به خاطر فردائي كه هنوز نيامده و از حوادث آن هم هيچ خبري نداريم لحظه اكنون را كه نقدترين ثروت ماست از دست ميدهيم .
 
راه چاره چيست؟
 
وقتي در گذشته مشكلي داشته و يا چيزي را از دست داده ايم ويا از كسي رنجش داشته ايم كدام يك از عملكردهاي زيردرست تر است ؟
 
1-     مدام آن مشكل و چيز از دست رفته و يا رنجشمان را دوره كنيم وخودمان را غصه و حرص دهيم و از كار امروزمان هم باز بمانيم ؟
2-     مشكلمان را بنويسيم و يك وقت معيني براي حل آن در دفترچه ساعتيمان تعيين كنيم تا ذهنمان آزاد شده و با نيرو و خلاقيت به كار امروزمان بپردازيم؟
وقتي موقعيت خوب يا ثروت زيادي را از دست داده ايم كدام روش بهتر است ؟
 
1-     بنشينيم و زانوي غم در بغل بگيريم كه حيف و صد حيف من اين و آن را داشتم و از دست دادم و به اين ترتيب از كاري كه امروز مي توانيم براي خود انجام دهيم باز بمانيم ؟
2-     فكر كنيم كه آنچه از دست رفته ديگر رفته است ، حالا ببينيم با شرايط و امكانات موجود و توانائي هايمان چه بايد بكنيم تا زندگي سلامتي را در پيش بگيريم ؟
 
وقتي در يك روياي روزانه بسر مي بريم كدام كار بهتر است ؟
1-     به روياي خود ادامه دهيم و از موقعيتي كه در آن هستيم محروم بمانيم؟
2-     سريع موضوع رويايمان را بنويسيم تا در يك فرصت مناسب به آن بپردازيم و حواسمان را متوجه موقعيت جاري ولحظه اكنون كنيم ؟
برآيند تمام اين مسائل آنست كه به خود بگوئيم :
فقط اين لحظه مال منست با مهر و نظم شخصي شيرين و پربارش مي كنم .
 
چه چيزهائي به ما كمك مي كند كه در لحظه زندگي كنيم :
 
1-     حسن جوئي از خود وديگران و درك زيبائيها: چون توجه ما را به توانائي هاي خود و نزديكان و نعمتهائي كه از آن بهره منديم و امكاناتمان زياد كرده و روحيه مان تقويت ميشود.
2-     نيكي بيني و مثبت انديشي : چون با ديدن نيمه پر ليوان به جاي تاسف خوردن به آنچه نداريم و يا از دست داده ايم با استفاده از امكانات موجود مسائلمان را حل مي كنيم .
3-     رنجش زدائي :    رنجش زدائي بيشترين كمك را مي كند تا بندهاي حسرت گذشته و غل و زنجيرهاي انتقامجوئي آينده از دست و پايمان باز شود.
 
4-     دفترچه ساعتي : از تشتت آرا رها شده و بموقع و با تمركز بيشترو بموقع كارهاي ضروري وسازنده امان را انجام ميدهيم.
 
5-    تلقين مكرر اينكه :
1       -  فقط اين لحظه مال منست با مهر و نظم شخصي شيرين و پربارش مي كنم
          2    -  كار هايم را هرچه بيشتر خودم مي كنم چون خودش نمي شود.
 
6-      تمرين ديدن نعمتهائي كه داريم و شاكر بودن نسبت به آنها.

http://new.behravanpana.com/tabid/86/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۹ )

خوشبختي چيست؟

آيا خوشبختي :

-          پول زياد است؟

-          تحصيلات عالي است؟

-          يك ماشين آخرين مدل است؟

-          يك خانه شيك و استثنائي است؟

-          يك همسر زيبا و خوش تيپ يا پولدار و مقام دار و خلاصه استثنائي است؟

-          

 يا اينكه نه خوشبختي چيز ديگريست؟

در واقع خوشبختي يك احساس است.

معني اينكه خوشبختي يك احساس است چيست؟

ميدانيم كه احساسات ما در ذهنمان تجربه مي شوند. يعني تمام عوامل بيروني وقتي بر محمل ذهنيات ما سوار شده و رنگ آنرامي پذيرند احساساتمان را مي سازند. پس در آن واحد دو انسان از يك منظر واحد دو احساس متفاوت را تجربه مي كنند.

حال ببينيم اين احساس چگونه است ؟

1-  طبيعي است كه وقتي انسان پول كافي بدست مي آورد تا مايحتاجش را تامين كند احساس خوبي دارد و از داشتن آن پول احساس رضايت و خوشبختي مي كند. ولي وقتي در عين داشتن پول كافي براي مايحتاجش به محض اينكه با كسي مواجه شد كه از او پول بيشتري دارد، دچار عناد بخود و يا عناد به ديگري مي شود، آيا در اين لحظه احساس خوشبختي و احساس رضايت از خودش خاتمه مي يابد؟ و يا اگر انگيزه اش از پول درآوردن آن باشد كه بيشتر از ديگران داشته باشد، غيرازاين نيست كه هيچوقت احساس خوشبختي نمي كند.

2-  وقتي كسي توفيق و همت آنرا دارد كه درس بخواند و به مدارج بالاي علمي برسد، از پيشرفت خود خوشحال شده و احساس خوشبختي مي كند ولي اگر هدفش آن باشد كه از ديگران از نظر علمي جلو بزند نه تنها در طول تحصيل بلكه بعد از فارغ التحصيل شدن هم احساس رضايت و خوشبختي نخواهد كرد.

3-  در مورد ماشين و خانه و همسر استثنائي هم به همين ترتيب، اگر هدفمان از زندگي مشترك آنست كه همسري دلنشين، محب، مسئول، يكرنگ وهمراه در زندگي داشته باشيم، از داشتن او احساس خوشبختي وسعادت مي كنيم. ولي اگر هدفمان داشتن همسري پول دارتر، والامقام ترو هرچه تر ديگر داشته باشيم، آن موقع است كه دائم او را با همسر ديگران مقايسه كرده واحساس خسران وبدبختي مي كنيم.

4-  آيا ما تاوقتي سلامتيم و مفيديم و قدرت كار و فعاليت كردن را داريم قدر آنرا ميدانيم؟ يا اينكه وقتي خداي ناكرده آنرا به نوعي از دست داديم احساس بدبختي مي كنيم؟

5-  آيا وقتي آزادي و امنيت داريم قدر آنرا ميدانيم ولذتش را ميبريم يا وقتي از دستش داديم افسوسش را ميخوريم؟

6-  آيا از خودمان رضايت داريم يا دائم با مقايسه نداشته هاي خود با داشته هاي ديگران حالمان را بد كرده واحساس بدبختي را به خود تحميل مي كنيم.

7-  آيا به جاي اينكه از آنچه كه داريم خوشحال و راضي باشيم، دائم در حسرت آنچه كه نداريم به سر مي بريم؟

8-  آيا در رويا هايمان به آنچه كه دوست داريم داشته باشيم مي انديشيم، يا دائم خود را در معرض از دست دادن داشته هايمان و يا حسرت خوردن به آنچه نداريم مي بينيم؟

پس چاره چيست؟

با توجه به اينكه حق هر كسي است كه از زندگي و رفاه برخوردار باشد و پيوسته در راه كمال قدم بردارد چه كنيم كه طي كردن اين مسير توام با لذت و نشاط و احساس خوشبختي باشد؟

مثال :

كم نيستند آدمهائي كه در عين بهره مندي از همه نعمات زندگي احساس بدبختي مي كنند. مثلا" مدتي پيش در بازار يكي از آن حاجي ها كه خودش هم توليد كننده و هم فروشنده لوازم التحرير است و معمولا" كسي كه خودش بدون واسطه توليداتش را مي فروشد درآمد خيلي بالائي دارد ، آنچنان از سختي روزگار ناله ميكرد كه اگر اورا نمي شناختي مي گفتي حتما" محتاج نان شبش است.

در حاليكه يك روز كه براي زيارت خاك مادرم ماشين نبرده و با مترو رفته بودم از آخرين ايستگاه مترو به بهشت زهرا را با اتوبوس رفتم و برگشتم . آقائي كه بليط ها را از مردم ميگرفت آنقدر با روي خوش و رضايت خاطر بليط ها را از مردم ميگرفت كه فكر ميكردي چه آدم شاد و سرزنده و خوشبختي است.

 در آن روز به دليل مشكلات عديده دلگرفته بودم ولي با ديدن اين آدم خوشحال و راضي كه در شرايطي زير حداقل يك زندگي بود ، به كل روحيه ام تغيير كرده و يادم افتاد كه چقدر نعمت هاي فراوان و آدم هاي خوب و مثبت در اطرافم هست كه از بياد آوردن آنها غافل مانده ام وفراموش كرده ام  كه چقدر خوشبختم.

مثال :

خانمي از همكارانم خيلي به ماديات و موقعيت اجنماعي حساسيت نشان ميداد.روزي از اوايل انقلاب كه سطح حقوقي كارمندان دولت بشدت نزول كرده بود، با حسرت و اندوه مي گفت كه يك راننده لودر روزي سي و چند هزار تومان درآمد دارد در حاليكه ما در ماه اين درآمد را نداريم. در جوابش گفتم كه مي تواند به همان شغل مشغول شود تا حسرت اين درآمد را نخورد. او از اين پيشنهاد من برآشفته شد چون به عنوان يك خانم كارشناس خود را يك سرو گردن بالاتر از آدمهاي زير ليسانس ميديد، ولي در ضمن چشمش برنميداشت كه آدمي با تحصيلات كمتر از او آن همه درآمد داشته باشد.

مثال 1:

در فيلم ليدي كارولين لمب ، اگر اين خانم توانائي آن را داشت كه مهر اصيل همسرش به خودش را درك كند مي توانست با او زندگي شاد و سعادتمندانه اي را داشته باشد ولي چون به دليل عصبيتهايش (بخصوص برتري طلبيهايش) نياز به تجربه جديدي داشت به سمت يك عشق آتشين ولي عصبي كشيده شد كه جز رسوائي و عناد به خود حاصلي برايش نداشت.

مثال:

دخترخانم و آقا پسري با هم آشنا ميشوند و از هم صحبتي و ديدار هم خيلي خوشحال و راضيند و احساس خوشبختي مي كنند. ولي بعد از چند ماه توسط خانواده هايشان تحت فشار قرار ميگيرند كه تصميمشان را بگيرند كه بالاخره مي خواهند ازدواج كنند يا نه.

در اين لحظه احساس رضايت و خوشبختي دو طرف تبديل مي شود به اضطراب و تنش. هر كدام از اين دو از خود رفتارها و افكاري بروز ميدهند كه قبلا" اصلا" به ذهنشان خطور نمي كرده و هركدام به نوعي از وضعيت جديد خود به هراس مي افتند.

چرا اينطور ميشود؟

اگرهر يك از اين خانم و آقا مهرطلب باشد ، انتظار دارد كه در اين مرحله طرف مقابل عاشق و دلخسته و بيقرار او باشد تا با او ازدواج كند و در واقع نظر طرف مقابل است كه براي او تصميم ميسازد و خودش از احساساتش بي خبراست و نمي داند كه طرف مقابل را دوست دارد يا نه.

اگر عزلت طلب باشد از اين كه بخواهد تصميم بگيرد آنهم تصميمي كه او را در قيد ازدواج قرار ميدهد دچار اضطراب مي شود و ناگهان رشته انس و الفتي كه با آن آقا و يا خانم دارد بريده ميشود و اصلا" احساس مهري به او نمي كند.

اگر برتري طلب باشد ناگهان به ذهنش مي آيد كه براي من موقعيتهاي بهتري از اين آدم وجود دارد و آنوقت دچار احساس فريب مي شود و به اين نتيجه ميرسد كه علاقه اي به اين خانم يا آقا ندارد.

حاصل آن ميشود كه احساس رضايت و خوشبختي تبديل مي شود به اضطراب و دلتنگي و احساس فريب و فشار و بدبختي.

مثال 3:

موقعيت كاريمان به خطر مي افتد و به حد مرگ دچار احساس بدبختي و اضطراب مي شويم. اين يك واقعيت است كه ازدست دادن كار اضطراب شديدي به دنبال دارد، ولي چه بسا كه شانسي باشد براي شروع يك كار جديد و پر هيجان.

مثالهاي فوق بيانگر اين واقعيت است كه ميزان خوشبختي و احساس رضايت ما در زندگي نسبت عكس دارد با توقعات عصبيمان.

يعني چه ؟

يعني اينكه توقعات عصبي مانع از ديدن داشته ها و نعماتي ميشود كه در دسترسمان است. و هر چه اين توقعات را كم كنيم به احساس رضايت و خوشبختي خود افزوده ايم.

پس چه كنيم كه خوشبخت تر باشيم

1-  همت كنيم و جهد كنيم تا حسنهاي خودمان و اطرافيانمان را بنويسيم. براي اينكه اينكار را بهتر انجام دهيم  به ترتيب خودمان و اطرافيانمان را از صحنه زندگي حذف كنيم و ببينيم كه چه چيز را از دست ميدهيم. اين امر باعث مي شود كه قدرشناسيمان بيشتر شود و قدرت بيشتري در ديدن حسن هاي  خود واطرافيانمان پيدا مي كنيم.

همينطور موقعيتهاي كاري و زندگيمان را حذف كنيم تا با ديد قوي تر حسن هاي وجودي آنها را درك كنيم.

2-    وقتي كه توانائي ديدن اين حسن ها را پيدا كرديم تمرين شاكربودن كنيم.

3-     عوامل تغيير احساساتمان را شناسايي كنيم و روي ريشه هاي اين تغيير احساسات كار كنيم.

مثلا مقايسه، بيش از نود درصد در منفي كردن احساسات انسانها نقش دارد،

تحقير، تمسخر، تكبروتفاخر، عيب جوئي وامثالهم در منفي كردن احساسات انسانها نقش دارد

مثال: در مثالي كه راجع به دختر خانم و آقا پسري كه در بالا ذكر كرديم اگر اين دو قدرت ديدن حسنهاي هم را داشته باشند ، اثر عوامل خارجي روي آنها كم ميشود.

از طرفي اگر از تكنيك سنجش تغيير احساسات استفاده كنند مي توانند به ريشه هاي  عواملي كه احساس خوبشان را به احساس بد تبديل مي كند پي ببرند.

در غير اين صورت ديگران با رفتارهاي تحقيري و تمسخرآميزو تكبروتفاخرو عيب جوئي احساسات انها را منفي كرده ورابطه اشان را تخريب مي كنند.

براي روشن تر شدن مطلب كمي آنرا تجزيه و تحليل مي كنيم:

ديدن حسنها:

فرض كنيم كه هريك از اين دو طرف حسنهاي يكديگر را مي دانستند احساس مهرشان به هم عميق تر و اصيل مي شد.

مثلا" اينكه از هم صحبتي و هم نشيني با هم لذت مي برند.

يا اينكه هر يك بداند كه ديگري آدم قابل اعتمادي است

يا اينكه هر يك بداند كه ديگري آدم مهرباني است

 يا اينكه هر يك بداند كه ديگري آدم  مسئولي است

    "          "          "          "      باوفائي است

                                            راستگوئي است

    "          "          "          "      سازگاري است

                                            محترمي است

    "          "          "          "    شاد و سرزنده است

اگر اين حسن جوئي كتبي انجام شود و روي آن تمرين و تكرار شود اثري معجزه آسا دارد.

از طرف ديگر لحظاتي را كه احساسمان به طرف مقابل تغيير كرده را بررسي كنيم وواكنش سنحي كنيم.

مثلا" در مورد مثال فوق اينكه چرا فشار اطرافيان:

 مرا دچار اضطراب مي كند،

 يا ميزان علاقه يا مهرم را كم ميكند،

 و يا نيازم به اطمينان از محبت او را زياد ميكند.

من توقعم از يك زندگي مشترك چيست؟

آيا انتظاري كه از طرف مقابل دارم از خودم هم دارم يا بهتر بگوئيم خودم داراي آن صفاتي كه از ديگري مي طلبم هستم ؟

يا چون او صفاتش شبيه خودم است او را رد مي كنم و در پي آدمي جدا از خودم و متفاوت با خودم هستم.

از اين بررسي مي توانيم به اصالت خواسته هاي خود پي ببريم و دريابيم كه ريشه هاي احساس ناخوشبختي ما كجاست.

آيا من بدون توجه به واقعيتهاي وجودي او سعي دارم او را طبق دلخواه خودم باز سازي مي كنم؟

آيا من صفاتي به او نسبت مي دهم كه ندارد؟

آيا من صفاتي را از او صلب مي كنم كه دارد؟

چگونه براي خوشبختي، شادي، خوشي و سلامتي جسم و روح خود برنامه ريزي و كار كنيم.

1-    زماني به ورزش اختصاص دهيم.

2-    زماني به تفريح اختصاص دهيم.

3-  به تغذيه خود اهميت بدهيم و اگر شكم باره هستيم برايش چاره پيدا كنيم و يا بر عكس اگر بدغذائيم و كم خوراك آنرا چاره كنيم.

4-  دائم از خودمان بپرسيم كه آيا مي توانيم بهتر از اين كه زندگي مي كنيم زندگي كنيم و براي آن راه حل پيدا كنيم تا در يك ركود قرار نگيريم

5-  به هم صحبتي دوستان و نزديكاني كه از حضورشان لذت ميبريم اهميت بدهيم و وقت بگذاريم و هميشه خود را در معرض تبادل مهر اصيل قرار دهيم.

6-    در خودشناسي پيگير و كوشا باشيم.

7-    به جاي اينكه براي مشكلاتمان دنبال مقصر بگرديم ، براي حل آنها دنبال راه حل بگرديم.

8-  داشتن هدف مشخص مثل فانوس دريايي كه كشتي را در ظلمت شب هدايت مي كند انسان را براي هرچه خوشبخت تر زيستن كمك و هدايت مي كند.

9-    هر چه بيشتر مهر بورزيم.

10-                       حسن هاي خودمان، اطرافيانمان، كارمان، و محيط زندگي مان را يادداشت و مرور كنيم.

11-         به ميحط هائي كه انسانهاي محروم در آن زندگي مي كنند رفته وضمن دلجوئي از آنها قدر نعمتهائي را كه از آنها بهره منديم بيشتر بدانيم.

12-         با آدمهاي شاد و خوشبخت معاشرت كنيم تا ضمن لذت بردن از شادي ايشان، الگوهاي زندگي شاد و موفق را پيدا كنيم.

13-                       نعمتهاي الهي را ديده و براي آنها شكرگزاري كنيم.

14-                       روي نقش مثبت و موثر ديگران در زندگيمان تمركز كرده آنرا يادداشت  و مروركنيم.

 
http://new.behravanpana.com/tabid/87/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۸ )

ريلكس ( آرامش )


هيچ دقت كرده ايد كه چه موقع انسان مطالب را بهتر ياد مي گيرد ؟
موقعي كه مضطرب ، خسته، آشفته و ...... است؟
يا موقعي كه شاد، آرام، يكدله و فكرش متمركزاست ؟
هيچ دقت كرده ايد كه انسان چه موقع بهتر مي خوابد؟
وكي بهتر كار مي كند ؟
وقتي كه آرامش دارد
   "         يكدله است
   "        تمركز فكردارد
   "        جسمش خسته نيست
   "        محاوره دروني ندارد
 
وقتي ريلكس هستيم فضاي فكري و جسمي مان چگونه است ؟
1-     زيبائي ها را بهتر مي بينيم و از آنها لذت مي بريم.
2-     نيكي هارا بهتر درك كرده و از آنها لذت مي بريم.
3-     احساس امنيت مي كنيم و از آن لذت مي بريم.
4-     شوروشوق داريم كه كاري انجام دهيم يا چيزي يادبگيريم يا با ديگران ارتباط مهرآميز و دوستانه برقرار كنيم.
5-     قدرت يادگيريمان بيشتراست
6-     گذشتمان بيشتراست و يا بقولي گير به كسي ياچيزي يابه خوذمان نمي دهيم
7-     از نظر روحي محكم تر و پابرجاتر و استوارتريم
8-     احساس سلامتي جسمي بيشتري مي كنيم
9-     رضايت از خود بيشتري داريم .
 
تعريف ريلكس:
1-     وانهادن ، واهليدن ،آرامش ،آراميدن
2-     وقتي كه جسممان راحت و عضلاتمان در انبساط كامل است .
3-     وقتي فكرمان راحت است و آرامش فكري داريم و چيزي توجه ما را آنقدر جلب نكرده و در اختيار نگرفته كه بي اراده دنبال آن كشيده شويم .
4-     وقتي نفس هايمان آرام و طبيعي است و قلبمان ضربان عادي دارد
5-     وقتي تضادهايمان وتشويشهايمان را وانهاده ايم.
 
     چه عواملي باعث مي شود كه از حالت ريلكس خارج شويم ؟
1-     اضطراب و تشويش
2-     تضاد
3-     زخم غرور
4-     رنجش
5-     زخمهاي عاطفي
6-     عنادبخود
7-     استرس و تنش زياد
8-     فشارخون و چربي خون
9-     غذاهاي پرادويه،شيرين ،چرب ،پرانرژي، شور و برنج سفيد
10-      چاي ،قهوه ، سيگار، مشروب
11-      ورزش سنگين
12-      گرسنگي طولاني
13-      پرخوري
14-      كارزياد
15-      كم خوابي
16-      خستگي زياد
 
استرس ( تنش ) چيست ؟
استرس يا فشار عصبي عاملي است كه ايجاد تحرك در موجودات زنده مي كند و اين تحرك بايد متناسب با موضوع باشد. مثلا" اگر با يك حيوان وحشي برخورد كنيم پاسخ مناسب آنست كه با آخرين سرعت مناسب از مهلكه فرار كنيم، پس به محض برخورد با حيوان وحشي ضربان قلبمان تند ترو تنفسمان شديد تر مي شود تااكسيژن كافي به بدن رسيده وبتوانيم فرار كنيم.
انسان موجودي سايكوفيزيولوژيك (روحي – جسمي ) است يعني جسم روي روانش اثر مي گذارد و بالعكس.
 
 
بازتابهاي استرس :
1-     كشيده شدن و انقباض عضلات
2-     فعال تر شدن هيپوفيز
3-     فعال تر شدن غدد فوق كليه و زياد شدن آدرنالين در خون
4-     باز شدن مردمك چشم براي ديد بهتر
5-     زيادشدن ضربان قلب
6-     سريعترشدن تنفس
7-     بالارفتن قنذخون
8-     تعرق بدن
9-     كاهش سيستم ايمني بدن
10-       بالارفتن اسيدلاكتيك در خون كه خود موجب افزايش اضطراب مي شود.
 
آيا ريلكس مفيد تراست و يا استرس ؟
درواقع تمرين ريلكس ابزاريست براي كنترل استرس. چرا؟
براي انجام هر كاري جسم و روح انسان نياز به مقداري استرس دارد، اگر اين مقدار كمتر از حد مورد نياز باشد انسان از انجام آن كار باز مي ماند و اگر بيشتر باشد نمي تواند كار مورد نظر را با آرامش كافي انجام دهد.
مثلا" معمولا" صبح همراه صبحانه چاي مي نوشيم . اين مقدار چاي به ما امكان ميدهد كه بعد از رخوت خواب شبانه با هوشياري بيشتر به كار روزانه بپردازيم.
و يا قهرمانان جهان قبل از شروع به مسابقه نياز به استرس زيادي دارند تا بتوانند در حركتهاي سريع خوب عمل كنند.
ولي اگر بايد سخنراني كنيم در حين سخنراني آنقدر استرس داشته باشيم كه نتوانيم كلمات را خوب و راحت بيان كنيم و براي اين كار آرامش كافي نداشته باشيم ، سخنرانيمان موفقيت آميز نخواهد بود.
پس بالا بردن توان ما در ريلكس و آرامش ، به ما امكان كنترل استرسمان را ميدهد.
 
انواع ريلكس :
1-     حالت ريلكس داشتن به اندازه اي كه كارهاي روزمره مان را بخوبي انجام دهيم .
2-      حالت ريلكس داشتن به اندازه اي بتوانيم مطلبي را بياموزيم و ياد بگيريم و تمركز داشته باشيم.
3-       حالت ريلكس عميق يا Trans hypnosis . حالتي كه مثل قرارگرفتن فرد در وضعيت هيپنوتيزمشده است. در اين حالت ذهنمان آماده پذيرش تلقينهاي خودشناسي و نو آموختگي است .
 
 
عواملي كه ريلكس و آرامش را زياد مي كند:
1-     عادت به شتاب كمتر در كارها.
2-     هردوساعت يك بار به خودمان تلقين آرامش كنيم.
3-     ورزش كردن : ورزش ترشح اندروفين در بدن انسان را زياد مي كند كه يك مخدر و آرامبخش طبيعي است.
4-     نشاط جسمي اضطراب را كم مي كند.
5-     شنا ، پياده روي ، كوه پيمائي در حاليكه ذهنمان متمركز روي حركاتمان است و به چيز ديگري فكر نمي كنيم .
6-     ويتامين ها (به مقدار مناسب و نه زياد) آرامش بخش هستند.
 
موانع ريلكس
1 - به خواب رفتن هنگام ريلكس. راه چاره ريلكس كردن در حالت نشسته.
2 - ترس: راه چاره ريلكس كردن در جائي كه اطمينان بيشتري به ما مي دهد.
3 – غرور عقل واراده وسلطه جوئي: به دليل ترس از اينكه با ريلكس شده اختيار همه چيز از دست ما خارج شود. راه چاره
توكل به خدا وسپردن تقدير عالم به خدا.
4 – كلا هر يك از موارد زير مي تواند مانع ريلكس شود:
- اضطرب وتشويش
- زخم غرور
- رنجش
- عناد به خود
- چربي خون
- فشار خون
- مشروب, سيگار, قهوه و....
- ورزش سنگين
- كار زياد
- خستگي زياد
- پرخوري
- غمگيني
- به زور ريلك كردن
- بدخوابي
- بي برنامگي
- بي هدفي
- آگاه نبودن به فوايد ريلكس
- ندانستن روش مناسب براي ريلكس كردن هر كس
- دردهاي شديد جسمي
- محيط وشرايط تنش زا
 
فوايد و كاربردهاي ريلكس و آرامش:
1-     ريلكس آستانه تمركز است.
2-     تمرين خلاقيت ( شركتهاي بزرگ زمان معين براي ورزش و ريلكس دارند)
3-     در لحظه بودن را به ارمغان مي آورد
4-     فشار خون را كم مي كند
5-     به ما امكان نو آموختگي و تغيير عادتهاي بد به عادتهاي خوب را ميدهد.
6-     امكان تمرين تصوير ذهني كه معجزه خودشناسي است را ميدهد.
 
روش ريلكس كردن :
1-     تمرين تنفس شكمي: در اين نوع تنفس هوا را به گونه اي وارد ريه مي كنيم كه امعاء واحشائمان به پائين فشرده ميشود و تمام فضاي ريه ها پراز هوا شده در نتيجه تمام سلول هاي ريه فرصت تبادل هوا پيدا كرده واكسيژن بيشتري به كل بدن ميرسد.
2-     شل و آرام كردن عضلات بدن
3-     آرام كردن ذهن و تلقين هاي مثبت
4-     تجسم مناظر خوب در حاليكه چشمهايمان بسته است
5-     به يادآوردن و تجسم خاطرات خوش
6-     رفتن به دامان طبيعت ، ورزش و سونا
7-     فكر كردن به مهر و محبتي كه به ديگران داريم
8-     فكرهاي مثبت.
 
 
ريلكس مخصوص تمرين هاي خودشناسي:
اين تمرين مخصوص ريلكس عميق است براي انجام تمرين هاي خودشناسي:
1-     در يك جاي راحت (مثل روي تختخواب يا كاناپه يا يك مبل راحت ) دراز كشيده و يا مي نشينيم طوريكه سرمان تكيه گاه داشته باشد و چشمها را مي بنديم.
2-     به ترتيب از نوك پا تا فرق سرمان تمام ماهيچه ها، پوست و امعاء و احشائمان را به حالت انبساط و آرامش در مي آوريم طوريكه احساس كنيم بدنمان مثل يك تكه سنگ روي زمين افتاده و هيچ انقباضي در هيچ يك از اعضايمان نيست .
3-     اجازه مي دهيم كه نفسهايمان به طور طبيعي بيايد و برود. دو سه دقيقه به تنفس خودمان دقت مي كنيم . اين تنفس هماهنگ با تمام انرژيها و ريتم حيات درجهان هستي است بعد از اين تمركز، ذهن به حالت ريلكس در مي آيد و جسم حالت سبكي و پرواز پيدا مي كند.
4-     در اين حالت ، ذهن تلقين هاي خودشناسي را به بهترين و عميق ترين وجه جذب مي كند
5-     مي توان اين تلقين ها را با تمركز روي گفتار ريلكس كه در ابتداي كلاس پخش مي شود انجام داد.
6-     براي ريلكس شدن با خودمان نجنگيم وفقط چند دقيقه به تنفسمان ويا يك كلمه خاص فكر كنيم.

 

http://new.behravanpana.com/tabid/70/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

  
 مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۷ )

حسن جويي

حسن جوئي يعني كوشش براي ديدن حسن هاي اصيل و واقعي در خود، ديگران ، محيط زندگي ، محل كار و نوع كار و غيره .

1- مفهوم حسن جوئي آن نيست كه فقط حسن ها را ببينيم و چشممان را روي عيب ها ببنديم ، بلكه با بيشتر ديدن حسن هاي خودمان ، محيطمان ، ديگران و كارمان روحيه امان را قوي تر كنيم تا بتوانيم قدرت ديدن عيب هايمان راپيدا كرده و براي آنها فكري كرده و رفعشان كنيم .

2- ريشه عيب جوئي احساس حقارت است و كسي كه عيب جوئي مي كند احساس حقارت را در خود زيادتر مي كند و كسي كه حسن جوئي مي كند اعتماد به نفسش را زيادتر مي كند. شايد شخص عيب جو فكر كند كه با عيب جوئي از ديگران آنها را از ارزش مي اندازد ولي بر عكس چون خواستگاه عملش احساس حقارت است پس بااين كاراحساس حقارت را بيشتر در خودش تحكيم مي كند(چون انجام هر عملي انگيزه انجام آن را در انسان تحكيم مي كند).

هيچ به ياد مي آوريد كه بعد از يك توفيق دلچسب دنيا را چگونه مي بينيد؟
زيبا، شاد، دوست داستني و.....

1- توجه به زيبائي ها و نيكي ها انسان را شاد و خوشحال مي كند و از رنجوري او مي كاهد.

2- هر انساني حتما" حسن هائي دارد و توجه به حسن هاي ديگران و خود و خوبي هائي كه دارند انسان را خوشحال تر و اميدوارتر مي كند و مهر فرد را به خودش و ديگران بيشتر مي كند.

-          وقتي كه حسن ها و كارهاي خوب دوستان و نزديكانمان را مي نويسيم مهرمان نسبت به آنها و به خودمان بيشتر مي شود و از رنجش و بدبيني مان كم مي شود.

-          در حاليكه توجه به عيب ها و زشتي هاي ديگران انسان را نا اميد و رنجور و بدبين مي كند و روز به روز مهر شخص به خودش و ديگران كمتر مي شود.

قبل از اينكه بزني زنگ درت                    حسنجوئي كن كمي از همسرت

1- چقدر قادري كه دوست بداري و چقدر قادري كاري كني كه دوستت داشته باشند.

2- چقدر خلاقيت مفيد داري و چه اندازه قادري كه ديگران را به خلاقيت مفيد ترغيب كني .

3- چقدر توانائي و شوق آموختن داري و چقدر براي ديگران آموزنده اي .

4- چقدر قادري زيبائي ها و نيكي ها را ببيني و چقدر قادري نيكي و زيبائي بيافريني

3- انسان نيازمند ياري انسانهاي ديگر است و حسن جوئي مهر ديگران را نسبت به ما زياد مي كند و حسن همكاري آنها را بر مي انگيزد.

6- حسن جوئي انسان را محبوب تر مي كند و انسان حسن جو به نظر ديگران دوست داشتني تراست .

7- عمل كردن به حسن جوئي عادت به عيب جوئي از ديگران را كه در بعضي از افراد راسخ شده از بين برده و جايگزين آن مي شود و آدم عيب جو را كه همه كس از او فراريست به موجودي عزيز تبديل مي كند.

8- خوش بيني به خود و ديگران بيشتر شده و بدبيني كه باعث افزايش عناد بخود است كم مي شود.

9- اعتماد به نفس فرد بالا رفته و شادتر و اميدوارتر مي شود.

10- حسن جوئي اختياري عامل مهمي است براي تمرين تمركز و تقويت نيروي   تمركز.

11- عادت به حسن جوئي از انسان يك موجود شاكر مي سازد.

12- حسن جوئي از ابتلاء كساني كه زمينه پارانويا دارند به اين بيماري جلوگيري مي كند.

13- حسن جوئي دامنه دوستي هارا وسيع تر مي كند در حاليكه عيب جوئي دامنه دشمني هارا زيادتر مي كند.

14- آدم حسن جو از سلامت روان بالاتري برخوردار است .

15- آدم حسن جو با محيط خود سازگار تر است .

16- داروي درد سيري از سهل الحصولي جيره بندي مهر و عشق است آن هم در حاليكه ما از ديگران حسن جوئي مي كنيم ولي درحسن گوئي جيرهبندي ميكنيم.

17- همانطور كه غرغر و نق نق مسري است وقتي كه ما حسن جوئي مي كنيم اين رفتار نيز به ديگران سرايت مي كند و باعث بازگشت سلامتي به اجتماعات مي شود.

موانع حسن جوئي:

1- درك نكردن حقايق مربوط به فوايد و اثرات اين كار

2- عادت به عيب جوئي.

3- يكي از صفات بشر سيري از سهل الحصولي است :

1- مثل خواستگاري كه خيلي مشتاق است ولي به محض ازدواج كردن اشتياقش فروكش مي كند.

2- قدر ناشناسي فرزندان نسبت به والدين و اينكه فكر مي كنند كه هرچه پدر و مادر برايشان كرده اند وظيفه شان است .

3- اشياء بدليل صعب الوصول و يا كمياب بودنشان با ارزش مي شوند نه بدليل كارآئي و فوايدشان .

4- باورهاي غلط:

-          اگر حسن كسي را به او بگوئي پررو مي شود و مغرور

-          بعضي باور دارند كه براي ارزان بدست آوردن خدمات ديگران بايد توي سرشان زد. (مثل كالا و ابزار بايد با ديگران برخورد كرد)

-          بعضي معتقدند كه آدم ضعيف و مقهور و با ضريب هوشي پائين محبت مي كند و حسن هاي ديگران را مي بيند ولي ما معتقديم كه :

كمال و حسن عمل بين نه نقص و گناه

                                    كه هركه بي هنر افتد نظر به عيب كند

5- اشخاص سلطه جو: سلطه جو با بزرگنمائي عيب ديگران و تحقير آنها سعي مي كند كه هميشه آنها را زيردست نگه دارد و خودش بالادست و برتر باشد.

6- اعتياد به انتقامجوئي : ميل به انتقامجوئي و تنبيه ديگران وقتي به صورت عادت در انسان درآمد مانع بزرگي بر سر راه حسن جوئي مي شود. اولين چماق ما براي تنبيه ، عيب حوئي است و هر چه به عيب جوئي ادامه دهيم كينه توزتر و عنود تر خواهيم شد و روز بروز تحقير و زورگوئي و مخالفت و ملامت و.... در ما بيشتر خواهد شد چون بدليل حالت عناد و ميل به انتقامجوئي ناشي از احساس اجحاف مزمن ، بيشتر مايليم بزنيم ، تنبيه كنيم و انتقام بگيريم تا حسن جوئي كنيم .

             پيش چشمت داشتي شيشه كبود     لاجرم دنيا كبودت مي نمود

7- كمال طلبي : كمال طلب بي منطق و مبالغه آميز همه چيز را در حد كمال مي خواهد ، بنابراين دائم در حال ديدن عيب در خود و ديگران است .

9- رنجش : رنجش از خود و ديگران . اگر حسن جوئي كنيم رنجش هايمان از بين مي رود پس عيب جوئي مي كنيم تا به خودمان حق بدهيم كه رنجش داشته باشيم

10- منفي بيني : ديد آدم منفي بين و بدبين معوج است و نيمه خالي ليوان را مي بيند و قادر به ديدن حسن ها و نيمه پر ليوان نيست .

اگر مي خواهيد خوشبخت شويد ، خود يافته شويد ، رابطه تان با خودتان و با انسانهاي اطرافتان و كارتان بهتر شود آنقدر تكنيك حسن جوئي را تمرين كنيد تا خوي و عادت شما شود.

كار ما تمرين كردن و شدن است

                                  پس از امروز تا يك هفته روي

حسن هاي خودما نزديكانمان دوستانمان

حسنهاي محيطمان وكارمان تمركز

كرده وآنهارا ليست و مرورمي كنيم
با دانستن به جائي نمي رسيم ولي با تمرين به همه جا مي رسيم .


نتيجه بحث حسن جوئي :


8- پيش داوري : به علت پيشداوري غلط (كه مي تواند ناشي از تعكيس رفتار خود باشد) حسن جوئي و حسن گوئي افراد را رياكاري و دغلي مي بينيم و خودبخود از آن احتراز مي كنيم به عبارت ديگر: كافر همه را به كيش خود پندارد

 http://new.behravanpana.com/tabid/96/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 با ديدن نيمه پر ليوان از موقعيتها و فرصتهائي كه در دسترس ماست حداكثر استفاده را ببريم و روحيه خود را شاد و فعال نگاه داريم و توفيق را نصيب خود كنيم. و تا خلافش ثابت نشده به كسي ظن نبريم.

نكته  1:

   متاسفانه عادت غلطي در بين ما ايرانيها راسخ شده كه مدام همه حواسمان را متمركز كرده وفقط كمبود ها واشكالات خودمان، زندگيمان، كارمان ومحيط اطرافمان را  به درست يا به غلط پيدا كرده و غر مي زنيم. طوري كه در اغلب موارد شايد بيش از شصت هفتاد درصد وقتي كه اشخاص در كنار هم هستند صرف اين غرزدنها ميشود.

فكر مي كردم كه اين عادت در كشور خودمان است؛ ولي يكي از دوستانمان كه سال هاست مقيم آلمان است مي گفت هروقت با ايراني ها دور هم جمع مي شويم فقط غر مي زنند كه چرا دولت آلمان براي ما فلان كار را نكرد و يافلان پول را نداد و غيره. متوجه شدم كه اين يك عادت ثانويه ما ايراني ها شده كه غر بزنيم و به جاي استفاده از مواهب محيطي كه در آن هستيم به كمبودهايش خيره شويم.

نكته  2 :

نكته مهم آن است كه ما قرار نيست با بستن چشم خود بر روي  نقايص و كاستي ها از واقعيات اطرافمان غافل شويم و به ورطه خوش خيالي بيفتيم، بلكه مي خواهيم ضمن ديدن واقعياتِ گاها تلخ، قدرت چاره چوئي خود را بالا برده و از امكانات موجود حد اكثر استفاده را به بريم.

مضار خيره شدن به نقايص و كاستي ها:

ا -  خيره شدن به كاستي ها ونقايص كم كم ما را دچار منفي بيني وبد بيني مي كند.

2 - عادت به منفي بيني روحيه ما راتحليل برده و پتانسيل افسردگي وعناد به خود را در ما بالا مي برد. جنانچه صادق هدايت كه يكي از نخبه هاي ادبي وداستان نويسي كشورمان بود، آنقدر روي بدي ها و كاستي ها خيره شد تا عناد به خودش او را وادار به خودكشي كرد.

3 - وقتي عادت به عيب جوئي كرديم، توان فكريمان تحليل رفته واگر حسن و خوبي و خيري هم در اطرافمان باشد از ديدنش غافل ميشويم و شانس بهره مندي از فرصت ها را از دست مي دهيم.

4 – دجاربلاي پشداوري مي شويم.

فوايد نيكي بيني :

1        - رهائي از پيش داوري

اگر قرار باشد نسبت به هر غريبه اي كه با او برخورد مي كنيم با شك و سوء ظن برخورد كنيم توفيق پيدا كردن دوستان جديد را كه چه بسا خيلي ارزنده باشند، از دست ميدهيم

2        - حسن تفاهم و اعتماد در خانواده

اگر فردي متاهل باشد ولي نتواند به همسرش اعتماد كند و با سوء ظن با او برخورد كند از زندگي يك جهنم براي خودش و ساير افراد خانواده مي سازد، طوريكه حتي يك تلفن زدنشان او را دچار اضطراب مي كند و اگر بدون حضور اوبه جائي بروند آنها را متهم به خيانت مي كند.

ادامه اين وضع شخص را دچار شك شديد(بيماري پارانويا) مي كند.

در صورتيكه اعتماد به اهل خانه ريشه هاي محبت را عميقتر و محكم تر مي كند.

3 - پيدا كردن مهارت در رسيدن به هدفها

مثال : اگر من جائي كاري داشته باشم و ذهنيتم اين باشد كه كارم درست انجام نخواهد شد  با اولين جواب منفي از ميدان به در رفته و از ادامه پيگيري منصرف مي شوم .

ولي اگر ذهنيتم اين باشد كه من حتما" كارم را به نتيجه ميرسانم , اگر از ده نفر جواب منفي بشنوم ميروم سراغ نفر يازدهم تا بتوانم كارم را انجام دهم و دست از هدفم بر نمي دارم.

4        - از فرصتهاي زندگي حداكثر استفاده را مي برم

مثال : اگر كسي به من پيشنهاد كاري را بدهد ومن ذهن بدبيني داسته  باشم بدون بررسي او را متهم به سودجوئي ميكنم و در واقع فرصت را از خودم مي گيرم .

در حاليكه اگر فرصت را غنيمت شمرده و روي پيشنهادي كه دريافت كرده ام فكر و بررسي كنم چه بسا كه خيلي هم به نفع من باشد.

5        - حسن نظر به ديگران

مثال : اگر دو نفر در يك مجلسي با هم درگوشي صحبت كنند و در حين صحبتشان به من نگاه كنند و پوزخند بزنند چه فكر مي كنم ؟

1- در گوشي حرف زدن يك حركت غير اخلاقي وانتقامجويانه است پس كسي كه اين كار را مي كند به نوعي مريض است .

كسي كه به ديگران پوزخند ميزند آدم انتقامجوو مريضي است.

2-     دليلي ندارد كه ما حرف نشنيده را بر عليه خود بدانيم .

پس در واقع بهتر است كه ما بجاي اينكه از يك چنين آدمي عصباني بشويم و حرص بخوريم , دلمان برايش بسوزد و دركش كنيم.

3-     از استعداد و انرژيمان خوب استفاده مي كنيم

مثال : داريم درس مي خوانيم براي كنكو،راگر دائم فكر كنيم اي بابا قبولي در دانشگاه كه همه اش پارتي بازيست و سهميه و از اين قبيل حرفها, آنوقت چه بلائي سرمان ميايد؟

مغزمان هنگ ميكند و از آن چيزي هم كه مي توانيم يادبگيريم باز مي مانيم.

اين به مفهوم آن نيست كه چشممان را روي واقعيات ببنديم بلكه اين واقعيات را بهانه براي هدر دادن انرژي خود نكنيم.

6-     قدرت قدرشناسي از ديگران در ما بالا ميرود

وقتي كسي كاري براي ما انجام ميدهد به جاي اينكه كارهاي نكرده و يا اشتباهات فرد را ببينيم كه هم او را از همكاري با ما پشيمان ميكند و هم نسبت به انجام كار دافعه پيدا ميكند، حسن عملكرد و كارهائي را كه انجام داده ببينيم , به اين ترتيب ضمن دوستانه تروسالمتركردن رابطه امان با او وي را بيشتر تشويق به انجام آن كار كرده ايم و هم روحيه قدرشناسي را كه يكي از الگوهاي سلامت شخصيتي است در خود تحكيم كرده ايم .

7-           بالا بردن قدرت درك ديگران

اگر باور كنيم كه آدم بد وجود ندارد و آنكه بدش مي خوانند مريض است و نابالغ و يا شرطي و بدعادت , آنوقت راحت مي توانيم دركشان كنيم و اثر عملكرد غلطشان را در زندگي خود كم كنيم و به جاي اينكه ايشان اختيار زندگيمان را در دست بگيرد , خودمان اختيار دار زندگيمان مي شويم.

ولي اگر آدمي آنقدر مريض و نابالغ و شرطي و بدعادت بود كه ما را دچار مشكل ميكرد بهتر است از او فاصله بگيريم و زندگي خودمان را بكنيم .

8-     رمز اعتماد به مردم

در صد آدمهائي كه غير قابل اعتمادند خيلي كمتر از آنهائيست كه قابل اعتمادند. پس اعتماد كردن به ديگران به نفع ماست. بخصوص كه اعتماد كردن به ديگران اضطراب ما را كم ميكند. البته اعتماد كردن به ديگران به مفهوم دادن اختيار زندگي به دست آنها نيست.

9-           مديران با قدرت بالا به زير دستان اعتماد مي كنند. وقتي بدستورهاي نيكي بيني توجه و عمل كنيم مديري كارآمد خواهيم شد.

10-اگريك روزاز لحظه اي كه از خواب بيدار مي شويم با دقت ليستي از تمام كساني كه خدمتي به ما ارائه مي كنند تهيه كنيم، خواهيم ديد كه چقدر مهرمان نسبت به اطرافيانمان بيشتر شده وخاضع تر مي شويم. مثلا رفتگري كه ساعت سه يا چهار صبح كوچه وخيابان را نظافت مي كند، يا نانوائي كه از همان ساعتهاي زود نان مي پزد، يا راننده اتوبوس وتاكسي ونزديكانمان همه وهمه در كار وفعاليتند تا ما بتوانيم به آسودگي به كار و فعاليت خود به پردازيم.

11-اگر ليستي از نعمتهايي كه خدا به ماارزاني داده تهيه كنيم وهر از گاهي آنرا مرور كرده و شكر گزاري كنيم نه تنهاحال خود را خوب ومثبت مي كنيم، بلكه رضايت از خود وقدرت ديدن فرصتهاي موجود در زندكيمان را بالا مي بريم.

روش عملكرد:

1-     پرورش اين باور در خودمان كه آدم بد وجود ندارد و آنكه بدش مي خوانند يا نابالغ است يا مريض يا شرطي و بدعادت.

2-     تمركز روي حسن هاي خود و ديگران وليست كردن آنها.

3-     تمركز روي زيبائيهاي زندگي و محيط اطراف.

4-     تمركز روي حسن عملكرد ديگران و اينكه هر كس خوشي و سودي بمن برساند خود را بدهكارش ميدانم .

5-     تمركز روي هدفهايمان و تلقين اين باور كه قادريم به بهترين وجه به اين هدفها برسيم.

6-     پرهيز از پيشداوري و مطالعه و بررسي هر كار و هر آدمي كه با او سرو كار داريم.

7-     دور كردن افكار شك برانگيز از خود.

8-     مطالعه و بررسي پيشنهادات ديگران.

9-     فراگرفتن تكنيكهاي خودشناسي براي شناخت بهتر خود و درك ديگران.

10-بها دادن به هوش و استعداد و توانائي هاي خود.

11-تقويت قدرت قدرشناسي در خود .

12-ليست كردن نعمتهائي كه از آنها بهره منديم و مرور آن.

13-شاكر بودن را تمرين كنيم.

 

تمرين هفته

يك هفته براي همه مسائل

زندگي، كار و روابطمان با ديگران

نيكي بيني را جايگزين بدبيني كرده

ومواردش را يادداشت و مرور مكنيم.

 
http://new.behravanpana.com/tabid/98/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۵ )

هدف از خودشناسي

تفسير پنج پند و پنج واقعيت مسلم پنا:

1- آيا هيچ وقت در مورد موشكهاي ردياب جائي مطلب خوانده ايد؟

شايد تعجب كنيد كه خودشناسي چه ارتبايي به موشكهاي ردياب دارد؟

ربطش اينست كه ذهن ما مثل موشكهاي ردياب عمل مي كند.

عملكرد موشكهاي ردياب :

دانشمندان فيزيك سيستمي اختراع كردند كه در لحظه مي توانست اطلاعات محيط اطراف را با آنچه كه در حافظه اش به صورت الگو ذخيره شده بود مطابقت بدهد. اگر اين اطلاعات تغييراتش در جهت رسيدن به هدف تعيين شده در حافظه سيستم بود،سيستم مي دانست كه مسير حركت صحيح است در غيراينصورت آنقدر مسير حركت را تغيير ميداد تا در مسير حركت صحيح قرار گيرد.

مثلا" الگوي تعريف شده اين بود كه دائم درجه حرارت محيط را سنجش كند و در مسيري كه گرما در آن رو به افزايش بود حركت كند.

با كمك اين سيستم موشكهائي ساخته شد كه سيستم ردياب يا سايبرنتيك آن نسبت به اافزايش گرما حساس بود و چون برايش تعريف شده بود كه گرماي حاصل از عملكرد موتور يك هواپيماي جنگي چقدر است ، اين موشك از لحظه پرتاب درجه حرارت محيط را اندازه مي گرفت و مرتب در مسيري كه گرما افزايش پيدا مي كرد حركت كرده و خود را به اگزوز هواپيما مي رساند و آنرا منفجر مي كرد.

در اين عملكرد چند چيز مهم است :

1- در آسمان هواپيمائي براي هدف وجود داشته باشد.

2- موشكي آماده و مجهز و سوختگيري شده و مسلح براي پرتاب وجود داشته باشد.

3- هدف گيري موشك به سمت مسير هواپيما باشد.

ارتباطش با خودشناسي چيست ؟

تحقطقات روانشناسان در مورد عملكرد ذهن انسان به نتيجه نرسيد مگر موقعي كه براساس تحقيقات فيزيك دانان سيستم هاي ردياب ساخته شد. به اين مفهوم كه متوجه شدند ذهن بشر هم مثل اين سيستم ردياب عمل مي كند.

يعني اگر:

1- هدف معيني برايش تعريف شود.

2- ابزار رسيدن به هدف برايش مهيا شود.

3- برنامه ريزي براي رسيدن به هدف انجام شود.

بدون هيچ شكي هدف قابل دسترس شده و فرد به آن ميرسد.

حال هدف ما از خودشناسي چيست ؟

 1- رابطه مان با خودمان خوب باشد. يعني چه ؟

-         خودمان را دوست داشته باشيم .

-         شاد باشيم .

-         فعال باشيم .

-         به سلامتي مان اهميت بدهيم .

-         به رشد و پيشرفتمان اهميت بدهيم و استعدادهائي را كه داريم كشف كنيم.

-         به تفريح و استراحتمان اهميت بدهيم .

2- رابطه مان با ديگران خوب باشد. يعني چه ؟

-         با آنها داد و ستد مهرو دوستي داشته باشيم .

-         قادر باشيم حسن هايشان را ببينيم .

-         قادر باشيم عيب هايشان را بپذيريم.

-         قادر باشيم حد و حدود دوستيهايمان را نگه داريم .

-         قادر باشيم به تعامل و همكاري با آنها باشيم .

3- رابطه مان با كارمان خوب باشد. يعني چه ؟

-         با احساس علاقه و اشتياق به كارمان برسيم .

-         در كارمان پشتكار داشته باشيم .

-         در كارمان خلاقيت داشته باشيم .

-         در كارمان احساس مسئوليت داشته باشيم .

-         براي كارمان برنامه ريزي كنيم.

حال براي اينكه به هدف هاي بالا برسيم نياز داريم كه صفاتي را در خود پرورش داده و بارور كنيم .اين صفات ابزاريست كه مارا به هدفمان ميرساند.

از ان جمله است :

1-     صفت دوست داشتن خود و ديگران و اين احساس كه دوست داشتني و مورد اعتماد هستيم . چون نياز به محبوب بودن يك نياز اصِل و فطريست پس پند اول را مرتب در طول روز چند بار به حود تلقيِن مي كنيم :

پند اول :

طرفدار پرورش نيروي انساني "پنا" آدمي است مهربان ، مورد اعتماد ، دوستدار و دوست داشتني ، و من عضو پنا هستم .

پس از يك هفته تمرين معجزه ي آن را خواهيم ديد چون اين تلقين در ناخودآگاه ما جاي گرفته و ما را تبديل به موجودي دوست دار ودوست داشتني و مورد اعتماد مي كند و درست همانطور كه وقتي مي خواهيم كبريتي را از روي ميز برداريم مغز ما همه محاسبه ها را براي دراز كردن دست به اندازه اي كه به كبريت برسد و آنرا بلند كند انجام داده و فرمان مناسب را به ماهيچه هاي دست ميدهد و دست با فشار مناسب براي وزن قوطي كبريت آنرا از روي ميز بلند مي كند، اين تلقين هم ما را جوري بار مي آورد كه بطور اتوماتيك و ناخودآگاه احساس و رفتاري دوست داشتني و اعتماد برانگيز از ما بروز مي كند و محبتمان را نسبت به ديگران زياد مي كند.

مثال: دختري كه معتقد است كه پسرها از او فراري اند, رفتار نامطلوبي مي كند كه واقعا باعث فرار پسرها از او ميشود.

مثال : اگر در مورد پزشكي به ما بگويند كه آدمي نادرست ، شقي و خودخواه است بي اختيار نسبت به او احساس كينه مي كنيم . ولي اگر در همان لحظه بشنويم كه آن پزشك شقي و خودخواه فرد ديگريست و آن پزشكي كه ما مي شناسيم خيلي مسئول و انسان دوست است احساسمان نسبت به او كاملا" عوض مي شود و احساس مهر مي كنيم .

پند دوم :

مصمم هستم به هر كس كه مخاطب من است لطفي كنم و مهري برسانم ، ولو با كلام و نگاه باشد. چون با همين كار كوچك و سهل ، روحيه ام خودبخود مصفاتر و قوي تر مي شود. توهم يك هفته بيازماي تا به خودت ثابت شود.

براي ما چه فايده اي دارد كه كاري براي كسي انجام دهيم ؟

-         فطرت انسان اين گونه سرشته شده كه وقتي كاري براي كسي به اختيار و اراده خود انجام ميدهيد و محبتي به كسي مي كنيد حال جسمي و روحي خودش بهتر مي شود و احساس خوشي و راحتي مي كنيد . برعكس هنگامي كه در حال عناد و خشم و ستيز است نه تنها فكرش ناراحت و ناخوشحال است بلكه به تجربه ديده شده كه سم هائي در خون وي ترشح مي شود.

-         پس وقتي حالمان خوبست ، هم قوه يادگيري و هم خلاقيتمان چند برابر مي شود و هم آرامش داريم ، ضمن اينكه روابط انساني بهتري هم داريم .

-         اكثر ما منتظريم كه ديگران اول رفتار و گفتارشان با ما دوستانه و مهرآميز باشد تا ما واكنش مهرآميز نشان دهيم . حال بيائيم و ما پيش قدم شويم و از بازتاب اين حركت خوب بهره مند شويم و منتظر نباشيم كه اختيار بهتر شدن حالمان دست ديگران باشد.

-         همه انسانها نيازمند دادوستد مهر ودوستي هستند.

پند سوم :

من قلبا" ايمان دارم به اينكه فكر مي تواند همه چيز را بهتر كند و احساسات را تغيير دهد و ميدانم شناختن روحيه خود و ديگران ، مهمترين كليد محبوبيت ، موفقيت و خوشي است .

چرا تلقين اين پند به نفع ماست ؟

ويليام جيمز كه پدرروانشناسي آمريكا لقب گرفته كشف كرد كه انسان به هيچ وجه نمي تواند با اراده بر احساس نامطلوبش غلبه كند و هروقت اراده با احساس درگير مي شود اراده است كه شكست مي خورد.

پس چه كنيم كه اراده ما حاكم بر احساسمان و يا احساسمان تابع اراده مان شود؟

-         اگر من دائم رنج هائي كه از دوستم و يا خانواده ام كشيذه ام مجسم كنم ، طبيعي است كه نسبت به آنها كينه توز و بددل مي شوم ، ولي مي توانم با رفتار ارادي ( مثل محبت كردن به آنها) و پندار ارادي (مثل به ياد آوردن محبت هاي آنها مهرم را نسبت به ايشان زياد كرده و حال خودم و آنها و در نتيجه رابطه مان را بهتر كنم، چرا كه :

-         هر فكر مثبتي كه به قدر كافي در ذهنم مجسم كنم خود بخود احساس متناسب با آن فكر را در قلبم ايجاد مي كند.

مثال : در كشور ما رسم است كه وقتي رابطه بين دونفر تيره مي شود ميانجي ها از طرفين مي خواهند كه روي همديگر را ببوسند و اين درست همان توصيه ايست كه رفتارگرايان به صورت عمل مستقيم توصيه مي كنند. يعني كاري را كه اراده نمي تواند بكند(از بين بردن اخساس خصومت ) با اين رفتار ساده بوسيدن و در آغوش گرفتن يكديگر انجام مي شود.

پس چون اراده در جنگ با احساس مغلوب است مي توان :

- با تسلط اختياري بر فكر

                                                                 احساس را نيز عوض كرد و تحت اراده خود درآورد

- با تسلط اختياري بر رفتار

-احساس بزرگترين و زنده ترين فرمانده اعمال بشر است و با اين تمرين ساده مي توان آنرا تحت اختيار عقل درآورد.

پند چهارم :

چون هدف و فعاليت من در جهت سالم سازي محيط و خوشبخت تر ساختن و بلوغ بيشتر خود و خلق است ، هر چه بيشتر تعداد طرفداران پرورش نيروي انساني را زيادتر مي كنم تا به طور موثري به خوشي خود و ديگران كمك كرده باشم .

چگونه زياد تر كردن طرفداران پرورش نيروي انساني براي ما مفيد است ؟

چون وجود انسانهاي شاد و سلامت روحيه ما را بهتر مي كند ، همانطور كه وجود آدمهاي غم زده و افسرده ما را دلتنگ و نا شاد مي كند.

چگونه طرفداران پرورش نيروي انساني را زياد كنيم :

با خودشناسي عميق و پي گيري درتمرين ها و الگو شدن براي ديگران.

پند پنجم :

هيچ لذتي زحمتش كمتر و فايده اش بيشتر از شناختن روحيه خود و ديگران نيست و من در درك اين لذت مفيد هر روز كوشاتر مي شوم.

چرا تلقين اين پند به نفع ماست ؟

- اكثر اختلاف ها و نزاع ها ناشي از درست نشناختن و درست نفهميدن روحيه و انگيزه يكديگر است .

- ويكتور هوگو مي گويد"همه فهميدن ، همه بخشيدن است "

چون اكثر آدمهائي كه بدي مي كنند حركتشان نا آگاهانه و غير ارادي است با فهميدن ريشهء عملكرد غلط آنها، دركشان مي كنيم .

-   پرخاشگري ، خست ، شهوت پرستي ، جاه طلبي ، تنبلي ، ترسوئي ، دروغگوئي ، ظلم ، ظلم پذيري و ...... زائيده عصبيت است و فرد عصبي رفتارش در اختيار خودش نيست و اگر به اندازه كافي در خودشناسي كوشش كند قادراست آنرا عوض كند.

پنج پند " پنا "

با تمركز ذهن روزي چند بار پنج پند زير را بخودت تذكر بده و تلقين كن :

1- طرفدار پرورش نيروي انساني " پنا" آدمي مهربان ، مورد اعتماد ، دوستدار و دوست داشتني است و من عضو "پنا" هستم .

2- مصمم به هر كس كه مخاطب من است لطفي كنم و مهري برسانم ، ولو با كلام و نگاه باشد. چون با همين كار كوچك و سهل ، روحيه ام خود بخود مصفاتر و قوي تر مي شود. تو هم يكهفته بيازماي تا بخودت ثابت شود.

3- من قلبا" ايمان دارم باينكه فكر مي تواند همه چيز را بهتر كند و احساسات را تغيير دهد و مي دانم شناختن روحيه خود و ديگران ، مهمترين كليد محبوبيت ، موفقيت و خوشي است .

4- چون هدف و فعاليت من در جهت سالم سازي محيط و خوشبخت تر ساختن و بلوغ بيشتر خود و خلق است ، هرچه بيشتر تعداد طرفداران پرورش نيروي انساني را زيادتر مي كنم تا بطور موثري به خوشي خود و ديگران كمك كرده باشم .

5- هيچ لذتي زخمتش كمتر و فايده اش بيشتر از شناختن روحيه خود و ديگران نيست و من در درك اين لذت مفيد هر روز كوشاتر مي شوم .

2- پنج واقعيت مسلم "پنا"

من مطمئنم كه اگر صبح و ظهر و شب ، پنج واقعيت زير را به خود داده و تلقين كنم ، بتدريج تحول و بهبودي اساسي در زندگيم ايجاد مي شود و گذشت و مهر و آشتي با خود و ديگران ، جاي حسادت و رقابت و دشمني را مي گيرد:

1- من واقع بينانه معتقدم به اينكه هركس با رفتار و گفتارش ، خوشي يا سودي به من برساند، بايد خود را قلبا" مديون و متشكرش بدانم – و معتقدم كه عادت به قدرشناسي ، روحيه مرا قوي تر و روابط انسانيم را بهتر مي كند، زيرا به حق خود را بدهكار بشر خواهم ديد نه طلبكار.

-         چشم خود را باز كنيم تا حسن عمل ديگران را بهتر ببينيم .

-         روحيه قدرشناسي را در خود رشد دهيم .

2- من به تجربه دريافته ام كه بعد از هوا و غذا ، ضروري ترين عامل بهزيستي ، دادو ستد مهر و دوستي و حسن رابطه انساني است – و من اين را مهم ترين تكليف خود مي دانم .

-         واكنش هاي مهرآميز از پيش ساخته شده براي خود بسازيم .

2-     من معتقدم به اينكه علاقه ، عناد ، عقيده و عادت ، چهار فرمانده اصلي رفتار و گفتار و پندار و احساس من اند- بنا بر اين مي كوشم آنها يار من باشند ، نه عليه من .

     علاقه ، عناد ، عقيده و عادت بعدا" دوباره سنجي مي شوند.

4- من قلبا" معتقدم به اينكه آدم بد وجود ندارد ، و كساني را كه بد مي خوانند ، يا مريضند و نابالغ ، يا شرطي و بدعادت – و خوشبختانه همه اينها با تمرين رفع شدني است .

-         تمرين نيكي بيني كنيم.

5- من معتقدم به اينكه رنجش ، عناد به خود و عناد به ديگران ، مضرترين سموم روح بشرند. بنابراين هرروز بيشتر در تمرين رنجش زدائي مي كوشم تا زندگيم خلاق تر ، خوش تر و انساني تر گردد و بيشتر مهياي مهر و دوستي شود.

     رنجش زدائي و عناد به خود بعدا" دوباره سنجي مي شوند.

http://new.behravanpana.com/tabid/83/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۴ )

روش رسيدن به زندگي شاد و موفق

مشكلات روزافزون زندگي هاي مشترك:

1- انتخاب نادرست

2- نداشتن تفاهم و همدلي كافي

3- زندگي سرد و بي مهر و پر از درگيري و تنش و فرساينده روح

4- خشونت هاي خانگي

5- خيانت

6- بالا رفتن سن ازدواج

7- آمار رو به فزوني طلاق

 

ريشه هاي اين مشكلات

1-كاستي هاي قانوني

2- عقب ماندگي هاي فرهنگي( برخي رسوم كهنه/ برخي رسوم نيازمند بازنگري)

3- نداشتن آگاهي و توانائي فردي براي انجام رفتار معقول و سازنده در زندگي مشترك

4- مشكلات اقتصادي

  گاهي اين مشكلات تأثير متقابل روي يكديگر داشته و يكي موجب رشد، تغيير و يا تكامل ديگري مي شود.  

گاهي قانون از ديدگاه جامعه عقب مانده و گاهي ديدگاه جامعه با قانون مطابقت ندارد.

    در مورد اول مثل معاشرت دو طرف قبل از ازدواج كه فاقد تعريف قانوني است در حاليكه در جامعه عمل مي شود و در مورد دوم مثل طلاق كه امري قانوني است ولي مقبول جامعه نيست، و اغلب خانمهاي طلاق گرفته را دچار معضلات مي كند.

و يا كتك خوردن زن توسط شوهر كه از نظر روانشناسي برتابيده نمي شود، ولي قانون دستخوش محدوديتهاي بسيار است و باورهاي عام نيز با آن تقابل چنداني ندارد.

   در حاليكه همين خشن هاي جامعه ما در جوامع ديگري كه منع قانوني وجود دارد آدمهاي متين و سربراهي مي شوند.  

به دليل عدم اطلاع رساني تمايز روشني بين امور فرهنگي, قانوني, و شخصي وجود ندارد.

به آقاي داماد مي گويند مهريه و مراسمي را كه در توان مالي ات  نيست  نپذير: مي گويد مهريه را كه داده و كه گرفته.

به عروس خانم مي گويند هنگام عقد مي تواني,

حق طلاق,

حق حضانت فرزندان, 

حق ادامه تحصيل,

حق داشتن شغل,

وحق انتخاب محل زندگي را از آن خود كني.

مي گويد:" من نامزدم را مي شناسم، مرد خوبي است نيازي به اين كارها نيست" و به راحتي نقش واكسن گونه قانون فراموش  مي شود.

آداب دست و پاگير مثل:

مراسم و جشن هاي مفصل و پرهزينه

مهماني هاي پشت سر هم  و پر هزينه و كسل كننده

مداخله خانواده هاي دو طرف

كادو گرفتن هاي پر هزينه براي مراسم ديگران 

كه فشار زندگي را روي زوج جوان چند برابر مي كند.

    مراجعه به ريش سفيدان و ميانجي ها در هنگام بروز مشكلات مثل استفاده از مسكن براي يك درد ناشناخته است در حاليكه مراجعه به مشاور يعني سپردن كار به كاردان.

    كمبود امكانات مالي تأثير نامطلوبي بر انتخاب همسر مي گذارد چنانچه در هنگام انتخاب معيار توان مالي همسر قرار مي گيرد و تن دادن به زندگي مرفه ولي بدون عشق و تفاهم منجر به:

1-گذراندن لحظات عمر با رنج و تحمل و مدارا به جاي عشق و آرامش و لذت

2- بي پناه شدن فرزندان

3- خيانت .     

مي شود.

كمبود امكانات مالي نيز باعث:

1- پائين آمدن آستانه تحمل خانواده و خشونت.

2- افزايش تنش و درگيري و بي ثباتي خانواده.

3- از دست رفتن آرامش و شادي.

 مي شود.

راه چاره چيست؟

1- مشاوره با كارشناس قبل از ازدواج.

2- معاشرت و مشاوره با زوجهاي موفق.

3- درك اين واقعيت كه لازمه زندگي مشترك:

1-فداكاري

2- صميميت و محروم شدن با يكديگر

3- زير يك سقف زندگي كردن

4- تعيين اهداف و آرزوهاي مشترك

5- خلق لحظات ناب زندگي با يك فرد ديگر، متأسفانه بعضي از همسر خــــود فقط بعنوان وسيله اي براي نيازهاي خودشان استفاده مي كنند.

6- داشتن تعهد سنگين به يكديگر، بخصوص اگر بچه اي در بين باشد.

7- دانستن اينكه براي پرورش يك ارتباط عميق عاشقانه و دائمي سال ها وقت لازم است تا ضمن مواجهه با وقايع خوب و بد و همكاري در شدائد ، ارتباط سالم و موفق تقويت شود.

در واقع هر دوستي كه در شدائد زندگي ما را تنها نگذارد ، نزد ما معتمدتر است.

4- به مسائل مورد علاقه، عادت ها، شيوه زندگي، روش رسيدن به آرامش، شوخ طبعي و غيره توجه كرده و بها بدهيم.

5- صحبت از زندگي من نيست بلكه صحبت از ماست ،

 ماي فعال :

1-در هر تصميم گيري احترام به نظر طرف مقابل بگذاريم و نظر او را لحاظ كنيم.

2- به جاي حق با من است، راه حلي بيابيم كه به نفع هر دو باشد.

3- آنچه را مي توانيم تغيير دهيم خودمان است.

4- سعي كنيم او را همان طور كه هست بپذيريم و فكر نكنيم كه مي توانيم عادت او را تغيير دهيم.

6- فقط سعي كينم نوع نگرش خود به مسأله را عوض كنيم و او را انگيخته و تشويق به توجه به خواسته هاي خودمان كنيم.

7- خود را فراموش نكنيم و بين زندگي مشترك، زندگي شخصي و زندگي اجتماعي خود تعادل برقرار كنيم.

8- تنها دو انسان كامل ( بالغ) مي توانند يك زندگي مشترك موفق را خلق كنند. اين دو فرد بالغ مكمل هم شده و هر يك باقوتها و توانائي هاي منحصر به فردش ضعفهاي ديگري را پوشش داده و زندگي موفق و ارتباط صميمانه و يگانه را به وجود مي آورد.

9- خوشبختي ما بايد دروني باشد و احساس خوشبختي از درون ما برخاسته و بستگي به همسرمان نداشته باشد.

10- با خودمان رو راست باشيم و در ايجاد ثبات و همدلي در زندگي مشترك پيشرفت كنيم، در غير اينصورت به سرعت دچار غم و نامرادي مي شويم.

11- كدام آسان تر است؟

1-به بيرون خود نگاه كنيم و بگوئيم خوشحال نيستيم.

2- راه حلي پيدا كنيم كه اين نارضايتي را كمتر و كمتر كند.

12- اغلب شريك زندگيمان اول كسي است كه او را مقصر مشكلاتمان مي دانيم( تعكيس)، ولي بهتر است سهم خود را نيز به بينيم و به درون خود رجوع كرده و   روش زندگي دلخواه و هدف اين زندگي   و نيروي دروني اي را كه خالق اين خوشبختي است بيابيم.

13- چه تمهيداتي در زندگي زوج هاي موفق و خوشبخت است؟

1-زندگيتان را با شك و ترديد آغاز نكنيد و اگر منتظر همسر ايده آليتان هستيد، بدانيد كه دست نيافتني است. به اين فكر كنيد كه همسر فعلي اتان را به خاطر كدام خصوصيت و ويژگي اش انتخاب كرده ايد و روي حسن هاي او و حسن هاي خودتان تمركز كنيد و آنها را ليست كرده و موقع رنجش از او و از خودتان مرور كنيد.

2- مردان به گونه اي رفتار كنند كه گويي:

 1- همسرشان بهترين موجود روي كره زمين و گرانبهاترين چيزيست كه در زندگي دارند.

2- با قدرداني از زحماتش و يا يك كلام محبت آميز، روز او را بهتر و پربارتر كنيد.

3- به او بگوئيد كه چقدر وجوش براي خانواده اهميت دارد و بدون او زندگي سخت و پرمرارت خواهد بود.

4- زنان بايد به همسرانشان :

1-نشان دهند كه سپاسگزار زحمات او هستند.

2- بگوئيد كه او بهترين حامي خانواده است و به خوبي از آنها مراقبت مي كند.

3- بگويند كه همسر فوق العاده ايست و چقدر از زندگي كنار او احساس آرامش مي كنند.

4- طوري برنامه ريزي كنيد كه مانند دوران نامزدي گاهگاهي بيرون برويد و يا همراه با فرزندانتان براي تفريح و بازي به پارك برويد. احساس جوان و سرحال بودن را از دست ندهيد و از رفتن به سينما، تئاتر ، كنسرت و اماكن ورزشي لذت ببريد.

5- در برنامه ريزيتان زماني را براي مصاحبت با دوستانتان در نظر بگيريد. اين زمان اندك جدا بودن از همسر و فرزندان به مفهوم شارژ باطري وجودتان است. صرف اين زمان اندك با دوستان شما را سرحال به خانه باز گردانده و قدردان وجود همسر و فرزندانتان مي سازد.

6- از نخستين روز آغاز زندگي مشتركتان ارتباط صميمانه و خالصي را با همسرتان شروع كنيد.

- به يكديگر احترام بگذاريد و اعتماد داشته باشيد.7

8- هر يك از شما نياز دارد كه بداند در تمام لحظات خوب و بد زندگي مي تواند روي طرف مقابلش حساب كند وبه حمايت او دلگرم شود.

9- حسادت را در وجود خود نابود( درمان كيند) و اعتماد به نفس را كه نخستين عنصر يك زندگي سرشار از عشق و علاقه است را جايگزين حسادت كنيد.حسادت هيولاي زشتي است كه شادي و خوشبختي را از شما مي گيرد.

10- بخش پر احساس و عاشقانه زندگي خود را همواره شاداب نگه داريد.

11- روز خود را با كلمات و رفتار محبت آميز آغاز كنيد.

12- براي يكديگر آرزوي موفقيت كنيد.

13- در طول روز با رد و بدل كردن پيام هاي كوتاه محبت آميز و يا تلفن كوتاه و يا يادداشتهاي پرمحبت با يكديگر در تماس باشيد.

14- هميشه در اين فكر باشيد كه چگونه مي توانيد با انجام كاري كه همسرتان دوست دارد او را خوشحال و غافلگير كنيد.

15- تلاش كنيد كه با هم در تمام مراحل زندگي رشد كنيد.

16- با هم و به هم بياموزيد.

17- هرگز به يكديگر پشت نكنيد.

18- باور داشته باشيم كه آدمهائي در زندگي مشترك موفق مي شوند كه به اين نتيجه رسيده باشند كه چيزي براي تقديم كردن به ديگري دارند.   

http://new.behravanpana.com/tabid/99/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

آداب سخن گفتن از ديدگاه اسلام

گفتار آدمي بيانگر شخصيت اوست. انسان‌هاي مؤدب و باشخصيت هرگز در بدترين شرايط هم حاضر نيستند گفتار خود را به آنچه در خور شأنشان نيست، بيالايند.

گفتار آدمي بيانگر شخصيت اوست. انسان‌هاي مؤدب و باشخصيت هرگز در بدترين شرايط هم حاضر نيستند گفتار خود را به آنچه در خور شأنشان نيست، بيالايند.
آدمي مخفي است در زير زبان
اين زبان، پرده است درگاه دهان
چون كه بادي، پرده را در هم كشيد
سرّ صَحن خانه شد بر ما پديد1
سخن گفتن آدابي دارد كه مهم‌ترين آنها را مي‌آوريم:

يك‌ـ ميانه‌روي در گفتار
...............................
ميانه روي در هر امري، پسنديده است، ولي در گفتار، پسنديده‌تر. ميانه‌روي در گفتار موجب مي‌شود گوينده سخن از يك سو از گفتن درمانده نباشد و اشتباه‌ها و لغزش‌هاي گفتاري او كاهش يابد و از سوي ديگر، شنونده از سخن گوينده، خسته نشود.
امام علي(ع) درباره ميانه‌روي مي‌فرمايد: "خَيرُ الْكَلامِ ما لاتُمِلُّ ولا يقِلُّ؛ بهترين گفتار آن است كه نه خسته‌كننده باشد، نه بسيار كم. "2 همچنين مي‌فرمايد: "پرگويي، مرد حكيم را مي‌لغزاند و انسان بردبار را خسته مي‌سازد. پس در سخن پرگويي نكن كه دلگير سازي و كم مگوي تا خوار شوي ".3

دوـ سنجيده بودن گفتار
.................................
از ديگر آداب سخن گفتن، عاقلانه و با تفكر گفتن است. به تعبير ديگر، بررسي همه‌جانبه كلام قبل از آغاز سخن است كه از اشتباه‌ها و خطاهاي احتمالي دور باشد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "مَن تَفَقَّدَ مَقالَهُ قُلَّ غَلَطُهُ؛ كسي كه گفتار خود را بررسي كند، اشتباه او كم مي‌شود. "4 يا "لِلْعاقِلِ فِي كُلِّ كَلِمة نُبْلٌ؛ عاقل را در هر سخن، زيركي خاصي است ".5
در حقيقت، انسان عاقل نخست فكر مي‌كند، بعد حرف مي‌زند، ولي نادان اول حرف مي‌زند و بعد فكر مي‌كند. چه بسا گفتاري ناسنجيده، مشكل بزرگي براي گوينده پديد آورد، چنان‌كه سعدي از قول خردمندان گفته است: "هر كه سخن نسنجد، از جوابش برنجد ".6
روايت كنند از حكيم يوناني ارسطو پرسيده شد: "بهترين سخن كدام است؟ " گفت: "آنچه موافق عقل باشد. " گفتند: "پس از آن چيست؟ " گفت: "سخني كه شنونده بپذيرد. " گفتند: "پس از آن چيست؟ " گفت: "سخني كه از عاقبت آن اطمينان داشته باشيم كه زياني متوجه ما نخواهد ساخت. " گفتند: "پس از آن چيست؟ " گفت: "اگر سخن، يكي از اين شرايط را نداشته باشد، از صداي چهارپايان است ".7

سه‌ـ به جا بودن گفتار
...............................
امام علي(ع) در گفتاري ارزشمند مي‌فرمايد: "لِكُلِّ مَقامٍ مَقالٌ؛ هر جايگاهي را گفتاري است. "8همچنين مي‌فرمايد: "لِلْمتكَلّمِ اَوقْاتٌ؛ سخن‌گو را اوقات و حالاتي است ".9
اين فرمايش‌هاي وزين بيانگر آن است كه در آداب اسلامي، "هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد. " بسياري از حرف‌ها و سخن‌ها را نبايد در بسياري از جاها گفت. مثلي است كه مي‌گويد: "فرزند آدمي‌زاد، دو سال طول مي‌كشد تا سخن گفتن را بياموزد، ولي سي سال طول مي‌كشد تا چگونه سخن گفتن و به جا گفتن را ياد بگيرد. " اين واقعيت را بايد پذيرفت كه هركسي بي‌موقع و بي‌جا حرف بزند، همانند خروس بي‌محل است كه وقت سحر را فراموش كرده است و با خواندن بي‌موقع سبب مي‌شود مردم آن را خوش ندارند.

چهارـ قابل فهم بودن گفتار
.....................................
قابل فهم بودن گفتار از ديگر آداب سخن گفتن است. گوينده سخن بايد گفتار خود را به گونه‌اي بيان كند كه براي شنونده قابل فهم باشد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "اَحْسَنُ الكلام ما لاتَمجُّه الآذانُ و لايتعِبُ فَهمُهُ الاَفهام؛ بهترين سخن‌ها آن است كه گوش‌ها آن را به بيرون نيفكند و فهميدن آن براي فهم‌ها رنج‌آور نباشد. "10يا مي‌فرمايد: "اَحْسَنُ الكلام مازانه حَسَن النِّظام وَ فَهِمَه الخاص وَ العام؛ بهترين سخن‌ها آن است كه نظام نيكو آن را بيارايد و عام و خاص آن را بفهمند ".11
البته بهتر است گوينده براي فهم بهتر شنونده، از مواردي چون، شعر، حكايت و مثل بهره گيرد، چنان‌كه امام علي(ع) مي‌فرمايد: "لِاَهل الفَهمِ تُصَّرَفُ الْاَقْوالُ؛ براي اهل فهم، گفتارها دگرگون شود. "12 در حقيقت، سخن بايد به گونه‌اي باشد كه "قبل از اينكه لفظ كلام به گوش رسد، معني كلام به قلب رسد ".13

پنج‌ـ جذاب بودن گفتار
..............................
گوينده سخن بايد براي اثرگذاري بيشتر بر مخاطبان، سخنان خود را در قالبي جذاب و زيبا عرضه كند. اين‌گونه سخنان مي‌تواند براي گوينده سخن اعتبار و شخصيت ايجاد كند. برعكس، هر اندازه گوينده با معلومات باشد و نتواند آن را به خوبي به ديگران انتقال دهد، مخاطب خود را خسته خواهد كرد.
از اميرمؤمنان علي(ع) پرسيدند: "از آفريده‌هاي خداوند كدام زيباتر است؟ " فرمود: "سخن. " پرسيدند: "كدام زشت‌تر است؟ " فرمود: "سخن. " سپس فرمود: "به وسيله سخن روسپيد مي‌شوند و به وسيله سخن روسياه مي‌گردند. "14 همچنين ايشان فرموده است: "مَن عَذُبَ لسانُهُ كَثُرَ اِخوانُه؛ كسي كه زبانش شيرين باشد، برادرانش بسيار شوند. "15 و "ما منْ شَي ء اَجلَبٌ ِلقلبِ الِانسانِ مِنْ لسانٍ؛ براي جلب دل دوستان، چيزي مؤثرتر از زبان نيست ".16
جان مورگان مي‌نويسد:
وقتي با شخصي‌ صحبت‌ مي‌كنيم و او را متوجه جاي ديگري مي‌بينيم، بايد فوراً به اين نكته پي ببريم كه نتوانسته‌ايم او را مجذوب خود سازيم. موضوع صحبت ما با آنچه مورد علاقه و نظر اوست، فرسنگ‌ها فاصله دارد.17

شش‌ـ نرم بودن گفتار
...............................
نرم بودن گفتار يكي از آداب سخن گفتن در آموزه‌هاي ديني اسلام است كه در تربيت افراد نقش دارد. جالب اين است كه حتّي با سركش‌ترين افراد نيز ابتدا بايد نرم و لطيف سخن گفت. خداوند هنگامي كه حضرت موسي(ع) و برادرش را به سوي فرعون روانه مي‌كرد، فرمود: "فَقولا لَهُ قولاً لَينا لَعلَّهُ يتَذَكُّر اَو يخشي؛ و با او سخن نرم گوييد، شايد كه پند پذيرد يا بترسد. " (طه: 44) از سوي ديگر، اگر سخن گفتن، تند يا بلند و گوش‌خراش باشد، نه تنها نشانه بي‌ادبي است، بلكه گوش شنونده را آزار مي‌دهد و او را از گوينده، متوجه سوي ديگر مي‌كند.
امام علي(ع) مي‌فرمايد: "عَوِّّد لِسانِكَ لينَ الكلامَ وَ بَذلَ السَّلام؛ يكثُر مُحِبُّوكَ و يقِلَّ مُبغضِوُكَ؛ زبان خود را به نرمي گفتار و بذل سلام عادت ده تا دوستدارانت، بسيار و دشمنانت كم شوند. "18 همچنين فرموده است: "سُنَّه الْاَخْيار لينُ الْكَلامِ و اِفشاءُ السَّلام؛ روش نيكان، گفتار نرم و آشكار كردن سلام است ".19

هفت‌ـ مفيد بودن گفتار
.................................
رسول خدا صل? الله عل?ه و آله مي‌فرمايد: "قولُوا خَيراً تُغنِمُوا؛ خيري گوييد تا بهره بريد. "20 امام علي(ع) نيز مي‌فرمايد: "خَيرُ القول ما نَفَعَ؛ نيكي گفتار در سودمندي آن است ".21
از ديدگاه آداب ديني، گفتار بايد به حال گوينده يا شنونده سودمند باشد. از گفتن سخنان بيهوده و بي‌ارزش كه نفعي به حال دنيا و آخرت ندارد، بايد خودداري كرد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "عَجِبتُ لِمَن يتَكلَّم بِما لاينْفَعُهُ في دنياهُ و لا يكتَبُ لَهُ اَجرُه في اُخراهُ؛ در شگفتم از كسي كه سخن گويد به چيزي كه در دنيا سودش ندهد و براي او در آخرت، پاداشي نوشته نشود ".22
در واقع، اگر گوينده سخن، حرف سودمندي براي گفتن ندارد، بهتر است از گفتن آن صرف نظر كند تا هم وقت ديگران را نگيرد و هم خود را دچار دردسر و زيان احتمالي نسازد. امام علي(ع) باز در اين مورد مي‌فرمايد:
در شگفتم از كسي كه سخن درباره چيزي گويد كه اگر از او نقل شود، زيانش مي‌رساند و اگر از او نقل نشود، سودي ندهد.23

هشت‌ـ عامل بودن به گفتار
......................................
در آداب ديني، گوينده سخن بايد به آنچه مي‌گويد، عامل باشد و از آنچه بدان عمل نمي‌‌كند، بپرهيزد. در آداب اسلامي آنچه به گفتار گوينده ارزش مي‌بخشد، عمل به گفتار است. امام علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد:
المرء يوزَنُ بقولِهِ و يقَوَّمُ بفعله فَقُلْ مَا تَرجَّحُ زِنَتُه، وَ افْعَلْ ما تَجِلُّ قيمُتُه.24
آدمي سنجيده شود به گفتارش و قيمت شود به كردارش. بنابراين، بگو آنچه را از نظر وزن افزون كند و بكن آنچه بها و قيمت آن گران باشد.
همچنين گوينده سخن بيش از آنچه مي‌گويد، بايد عمل كند تا زينت گفتارش باشد. امام علي(ع) در حديثي ديگر در اين باره مي‌فرمايد:
به راستي كه فزوني سخن بر عمل، زشت است، ولي فزوني كردار بر گفتار، زيبايي و زينت است.25

نه‌ـ حق بودن گفتار
..........................
اگر ديگران حق داشته باشند خواسته يا ناخواسته، بر اساس پنداشته‌هاي خود هر چه مي‌خواهند، بگويند، كدورت‌، درگيري‌ و انحراف‌ در زندگي فردي و اجتماعي، پديدار مي‌شود. گفته‌هاي نادرست و ناحق و بدون شناخت كه بر اساس پندارها و تحليل‌هاي جاهلانه باشد، پي‌آمدهاي ناگواري دارد. حضرت علي(ع) انسان‌ها را از گفته‌هاي بدون شناخت و ناحق چنين باز مي‌دارد:
بپرهيز از سخن گفتن درباره چيزي كه راه آن را نشناسي و حقيقت آن را نداني؛ زيرا گفتار تو راهنماي عقل توست، و سخن تو خبر مي‌دهد از شناخت تو. پس نگه‌دار درازي زبان خود را از آنچه ايمن هستي و كوتاه كن سخن خود را به آنچه آن را نيكو داني.26
همچنين آن حضرت مي‌فرمايد: "دَعِ القَولَ فيما لاتَعرِفُ وَ الخِطابَ فيما لَم تُكَلَّفُ؛ واگذار سخن را درباره آنچه نشناسي و گفت‌وگو را در جايي كه وظيفه آن را نداري ".27
در حقيقت، مسلمان، نه تنها حق ندارد آنچه را از حقيقت آن شناختي ندارد، بيان كند، بلكه بسياري گفتني‌ها را كه از حقيقت آن هم آگاه است، نبايد در همه جا بگويد. امام علي(ع) در فرازي ديگر مي‌فرمايد: "لاتَقُل ما لا تَعلَمُ، بَل لاتَقُّل كُلَّ ما تَعلَمُ؛ نه فقط آنچه را شناخت نداري، بازگو مكن، بلكه هر چه هم مي‌داني، گفتني نيست ".28

ده‌ـ نيكو بودن گفتار
...........................
آداب اسلامي حكم مي‌كند انسان گفتاري نيكو داشته باشد و از گفتن هر سخن ناروايي بپرهيزد. خداوند در قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد: "قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً؛ با مردم به زبان خوش سخن بگوييد. " (بقره: 83) يا "قُل لِّعِبَادِي يقُولُواْ الَّتِي هِي أَحْسَنُ؛ به بندگانم بگو آنچه را كه بهتر است، بگويند ". (اسراء: 53)
در حقيقت، گفتار نيكو، روش انسان‌هاي نيكو و باادب و گفتار زشت و ناروا روش انسان‌هاي فرومايه و بي‌ادب است. آن كس كه خود را به روش نيكوگفتاري عادت دهد، همواره پيروز است و خود را از سرزنش ديگران بر كنار داشته است. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "عَوِّدْ لِسانَكَ حُسنَ الكَلامَ تأمَنِ المَلاَمَ؛ عادت بده خود را به سخن نيكو تا از سرزنش در امان باشي ".29

________________________________________________________________________________
پي نوشت :
1. اخلاق (1)، ص 95.
2. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 341.
3. همان، ص 335.
4. همان، ص 348.
5. همان، ص 347.
6. گلستان، باب هشتم، ص 234.
7. حسين ديلمي، حكايت و حكمت، قم، راه قرآن، 1382، ص 71.
8. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 347.
9. همان.
10. همان، ص 339.
11. همان.
12. همان، ص 348.
13. شيخ بهايي، كشكول، تهران، گلي، 1378، چ 5، ص 334.
14. ابن شعبه حراني، تحف العقول، تهران، انتشارات علميه الاسلاميه، 1363، ص 216.
15. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 348.
16. همان، ص 352.
17. جان مورگان، آيين آداب معاشرت (روان شناسي اجتماعي)، ترجمه: جهانگير افخمي، تهران، ارمغان، 1373، چ 3، ص 35.
18. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 344.
19. همان، ص 343.
20. همان، ص 377، ح 11.
21. بحارالانوار، ج 1، ص 219، باب 6، ح 48.
22. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 344.
23. همان.
24. همان، ص 335.
25. همان، ص 339.
26. همان، ص 337.
27. همان.
28. نهج البلاغه دشتي، ص 723، حكمت 382.
29. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 342.

منبع : كتاب "اداب اجتماعي "


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام :

المرء يوزَنُ بقولِهِ و يقَوَّمُ بفعله فَقُلْ مَا تَرجَّحُ زِنَتُه، وَ افْعَلْ ما تَجِلُّ قيمُتُه

انسان به گفتارش سنجيده و به رفتارش ارزش گذاري مي شود.

بنابراين ، حرفي بزن گران پايه ؛ و كاري بكن كه گران بها باشد.

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : 1264

غررالحكم و دررالكلم آمدي:  ج 2، ص ۳۳۵


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۵:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان