مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 24602
دیروز : 33261
افراد آنلاین : 36
همه : 4509066

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۴ )

نقش تمرين در خودشناسي

آيا كسي هست كه بگويد حسادت خوب است .

نه همه ميدانند كه حسادت بد است.

پس چرا حسادت مي كنيم ؟

پس دانستن عيب و حسن يك عمل مانع از اشتباه كردن ما نمي شود.

فرمانده ذهن بشر چيست ؟

منطق يا احساس؟

البته احساس. چون دانستن مربوط به ذهن آگاه و منطقي ماست (ذهن حسابگر ولي عملكرد مربوط به ذهن ناخودآگاه ماست كه ريشه در احساس ما دارد)

مثال :

وقتي خشمگين مي شويم منطق ما كار نمي كند.

چرا تمرين؟

دانستن و مطالعه كتابهاي روانشناسي و از بر كردن آن مطالب شايد از انسان يك عالم علم روانشناسي بسازد ولي يك آدم خودشناخته نمي سازد، بلكه آنچه كه ما را و هر دانشمند علم روانشناسي را خود ساخته مي كند تمرين است و تمرين و تمرين. چه بسيار دكترهاي روانشناس كه خود گرفتار عصبيتهاي عديده اي هستند.

وقتي ما تمرين مي كنيم يعني خودمان را دوباره خلق مي كنيم.

مثال :

من تا امروز آدم زودرنج و حساسي بوده ام از امروز با تمرين مي توانم از خودم آدمي مقاوم و قوي بسازم.

يا اگر تا امروز با كوچكترين مخالفت ديگران از كوره در رفته و عصباني ميشدم از امروز با تمرين از خودم آدمي حليم و صبور ميسازم پس خودم را تغيير ميدهم.

مثال :

اگر يك پزشك متخصص دستگاه گوارش حصبه بگيرد بدون دارو خوردن و انجام كارهاي لازم و فقط به اتكاء به دانشش هيچ بهبودي حاصل نخواهد كرد.

اهميت تمرين:

هم بايد تمرين كنيم كه حال خود را خوب كنيم و از افسردگي و كسلي و بي تحركي و بدبيني خود را به شادي و فعاليت و نشاط و خوشبيني برسانيم. وهم تمرين كنيم كه رفتارهاي غيرارادي و ناخواسته و ناخودآگاه خود را عوض كنيم.

مثلا" : اگر در مقابل كسي كه سرمان داد ميزند دست و پايمان را گم مي كنيم و هر طور كه مخاطبمان خواست عمل مي كنيم اولا" اين مشكل خود را خوب بشناسيم و ثانيا" با تمرين يك رفتار دلخواه جايگزين آن كنيم.

از مسائل مهم تمرين:

1- تدريج

2- درك تفاوت بين دانستن و شدن

هر چند دانستن براي شدن ضروريست ولي اگر كوششي براي شدن كه همان بهتر شدن و رها كردن عصبيت است نشود ممكن است كه دانستن ما را به ورطه فخرطلبي بيندازد كه خود حركتي در جهت تحكيم عصبيت است.

در حاليكه وقتي تمرين مي كنيم و تغيير مي كنيم اين تغيير و شدن ما را به سمت دانستن هدايت مي كند چون شدن باعث رها شدن ترمزهاي انسان ميشود و راه رشد برايش باز ميشود.

http://new.behravanpana.com/tabid/94/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۱ )

واكنش سنجي
 
تعريف واكنش : واكنش عبارتست از هر احساس , گفتار, رفتار و پنداري كه در برخورد با عوامل و مسائل بيروني و دروني از ما سر ميزند.
همه رنجهاي دروني ما ناشي از عادت به بد رفتاري , بد گفتاري , بد پنداري و بد احساسي است.
 
راه نجات از اين عادتها: واكنش سنجي
واكنش سنجي يعني پس از هر واكنش از خو بپرسيم:
 
آيا واكنش من در مقابل اين موضوع متناسب با آن بوده ؟
1 - بله :                                                                                       
 
 
آيا اين واكنش متناسب، توام با احساس محبت، امنيت وآرامش براي خودم و طرف مقابلم بوده ؟
 
1-1- بله :                                                                                       
           خوشا به سعادتم             
 
2-1-  خير:  
 
1- 2 -1 - واكنشم كاملاً با موضوع متناسب بود. او به من آسيب زده بود ومن:
 حقش را كف دشتش گذاشتم.  
رويش را كم كردم.
آبرويش را بردم.
در واقع اين رفتارها هر چند كه متناسب با موضوع به نظر ميرسد ولي انتقامجويانه است و احساس حقارت را به خودمان و مخاطب اعمال مي كند. مي توان در مقابل تحقير، تمسخر و توهين ديگران رفتاري نشان داد كه ايشان را متنبه كرد بدون اينكه انتقامجوئي كرده و ما نيز متقابلاً آنها را تحقير، تمسخر وتوهين كنيم. مگر در موارد بسيار استثنائي كه بعد از تحمل بسيارلازم است كه به فرد انتقامجو تفهيم كنيم كه اگر در مقابلش صبوري مي كنيم از سر بي عرضگي و ناتواني نيست بلكه منتظريم كه او به خود آمده ومتوجه زشتي اعمالش بشود.
 
2- 2 -1 – او را تحقير، تمسخرو توهين نكردم ولي خودم به شدت احساس حقارت و اجحاف كردم. در اين حالت، من به او اجازه داده ام كه رفتاري نامناسب با شان من انجام دهد.
 
 
2 - خير:
 
    بي اختيار به او پرخاش كردم يا بي اختيار همه توهين هاي او را پذيرفتم و حتي خودم هم با او همكاري كردم.
يا اصلا بدون اينكه به من ربط داشته باشد در مسئاله دخالت كردم.
       
مثال: واكنش شديد دختر خانمي نسبت به آقائي كه در جستجوي راهي براي سرساعت خواباندن بچه اش بوده.
       اين واكنش نامناسب بدليل شرطي وي نسبت به بكن نكن پدر و مادرش بوده.
 
فوايد واكنش سنجي و واكنش سازي
1-     با انصا ف رفتار كردن با خود و ديگران
2-     درك بهتر واقعيات
3-     بهبود روابط انساني
4-     شناخت عميق عصبيتها و رفع آنها
 
 
ريشه يابي واكنشهايمان :
 
1-     غرور سنجي: بسياري از رفتارها وواكنش هاي نامناسب ما به دليل غرورهاي عصبيمان است , واين غرورها رادروقت مناسب بررسي خواهيم كرد.
آيا رفتار من ناشي از زخم غرور بوده؟
1-    غرور عقل و اراده و دانائي و توانائي
من فكر ميكنم كه همه چيز را بهتر از ديگران مي فهمم پس هيچ كس نبايد از من ايراد بگيرد ومن بايد عيب و ايراد همه را بگويم.
2-    غروراهميت( خود بزرگ بيني )
من فكر ميكنم كه از همه يك سروگردن بلندترم و هيچ كس نبايد بالاتر از من باشد. پس حق دارم هركس را كه فكر مي كند از من بالا تراست تحقيروتمسخر كرده وسرجايش بنشانم.
3-    غرور خواستني بودن
من فكر مي كنم كه آنقدر خواستني و تو دل برو هستم كه همه بايد عاشقم شوند و اگر نشوند من خشمگين مي شوم وحق دارم آنها را سرجايشان بنشانم.
4-    غرور شجاعت
من فكر ميكنم كه از هيج جيز نبايد بترسم و اگر بترسم با خودم بد ميشوم و يا از ترسوها بيزارم وآنها را مسخره مي كنم.
5-    غرور آزادي مطلق و يا بي نيازي
من فكر ميكنم كه هر كار كه دلم خواست بايد بكنم و هيچ كس حق ندارد به من اعتراض كند يا برايم تعيين تكليف كند.
يا من براي انجام كارهايم به هيچ كس نياز ندارم پس اگر كسي خواست در كارهايم به من كمك كند عصباني شده و به او توهين مي كنم.
 
6-    غرور درستي و سخاوت
من فكر ميكنم كه درستكارترين و عادل ترين و با سخاوت ترين فرد روي زمين هستم و اگر يك موقع خلاف آن از دستم در برود و يا سوء تفاهمي پيش آيد واكنش نامناسب نشان ميدهم .
2-     تضاد سنجي : واكنش من ناشي از كدام تضاد من بوده است .
 
 
مثال : پدر ژان كريستف عليرغم اينكه پيانيست زبردستي بوده و در بين دخترهاي طبقه اشراف خواهان زيادي داشته , ميرود و با يك دختر فقير و بي هنر ازدواج مي كند و يك عمر خودش را سرزنش مي كند و به همسرش سركوفت ميزند كه خيلي از تو بهترها همسر من مي شدند، و زندگي را به هر دويشان تلخ مي كند.
 
3-     عناد سنجي : واكنش نامناسب من ناشي از كدام عناد بوده است؟ چه نسبت به خودم وچه نسبت به ديگري .
 
 مثال 1: به من پيشنهاد شركت در يك كار سودآور ميشود و من بدون تحقيق در مورد سودآوري و مفيد بودنش آن كار را رد ميكنم و منافع خود را تخريب ميكنم . ريشه اين واكنش عناد بخود است .
 
مثال 2: دوست زرنگ و درس خوانم به من پيشنهاد مي كند كه با هم درس بخوانيم و من قبول نمي كنم .(عناد بخود )
 
مثال 3: كارنامه ام را گرفته ام و مي بينيم از چند درس نمره تك گرفته ام ولي بازهم كارم اينست كه فقط يا بخوابم و يا تلويزيون تماشا كنم .(باز هم عناد بخود)
 
4-     عادت سنجي : آيا واكنش من ناشي از يك عادت بوده ؟
 
 مثال : اگر كسي سرمن داد بزند من ناخودآگاه يك داد بلندتر بر سر او مي كشم و يا بر عكس از او وحشت كرده و حرفم يادم مي رود و از خير منفع خودم مي گذرم .
5-     باور سنجي :آيا واكنش نامناسب من ناشي از يك باورغلط بوده ؟
 
   مثال : در اثر تلقين و قضاوت اطرافيان  باورم از بچگي اين بود كه رياضياتم قوي است ولي انشايم خوب نيست به همين دليل هميشه با درس انشا خيلي سرسري برخورد ميكردم .ولي در سال چهارم دبيرستان يك روز تصميم گرفتم با فكر و حوصله يك انشاء بنويسم .با كمال تعجب دبيرم خيلي مرا تشويق كرد و از آن به بعد خيلي با علاقه انشاء نوشتم .
   در سال اول دانشگاه دو واحد ادبيات داشتيم و استادمان يك موضوع انتخابي انشاء خواسته بود و انشاي من جزء سه چهار انشايي بود كه با درجه سه ستاره جدا كرده بود تا سر كلاس بخوانيم .
حالا كه خودشناسي ميكنم متوجه ميشوم كه چقدر دوباره سنجي باورها ضروري است و لزوما" هر باوري كه از بچگي به ما القاء شده درست نيست و بايد آنرا زير سوال ببريم .
 
6-     انگيزه سنجي : يعني آيا واكنش من داراي انگيزه سالمي بوده و يانه .
البته به ندرت پيش مي آيد كه انگيزه يك واكنش صد در صد عصبي باشد. چون انسان موجود تك انگيزه اي نيست و مي تواند واكنش هايش مخلوطي از انگيزه هاي اصيل و عصبي باشد و كار ما اينست كه از عصبي هاي آن كم كرده و به اصيل هايش بپردازيم .
 
منشا عصبي : كلا ميتوان منشا عصبي را ناشي از نفع شخصي , خودنمائي , جاه طلبي , سلطه جوئي , حسادت و غيره دانست .
 
منشا اصيل : مهر اصيل , نياز به رشد و خلاقيت , نياز به داد و ستد مهر و دوستي , نياز به آموختن.
 
 
جدول واكنش سنجي و دوباره سنجي مشكلات
 
موضوع احساس افكار منفي واكنش منطقي
دعوا با همسرم 
 
رد شدن در امتحان ورودي دانشگاه يا استخدام
 
  اجحاف , تنهائي 
 
افسردگي , غم , عصبانيت , اجحاف , اضطراب فرار از محيط خانه , قطع رابطه , تمارض 
 
به در هيچ كاري نميخورم , بي سوادم , آينده ام تباه شد , ديگر هرگز آزمايش نخواهم كرد , به مردم چه بگويم ؟ فكر چاره جوئي , ديدن سهم خودم , در نظر كرفتن روحيه همسرم , صحبت با او
 
با يك بار رد شدن دنيا به آخر نمي رسد دوباره سعي ميكنم
شايد اشتباهي رخ داده بهتر است تحقيق كنم
بهتر است با برنامه ريزي صحيح درس بخوانم
 

نمونه واكنش هاي غلط و عصبي وجايگزين براي آنها :
 
1- بد و بيراه گفتن به ديگران هنگام رانندگي،
 واكنش جايگزين:   زمزمه كردن يك آهنگ با خود.
2- دلم ميخواهد به كسي ابراز محبت كنم ولي بر زبانم جاري نميشود،
 واكنش جايگزين : تصوير ذهني و تجسم خود در حال ابراز محبت.
3- عصباني شدن در صف انتظار،
واكنش جايگزين: بردن يك كتاب با خود و مطالعه آن
4- چاپلوسي كردن از ديگري،
واكنش جايگزين: حسن جوئي از خود و ديگران.
5- بي برنامگي و بي هدفي،
 واكنش جايگزين:  تهيه دفترچه ساعتي تعيين هدف سالم و برنامه ريزي براي آن. 
6- فرار از جمع و احساس غريبي در جمع،
واكنش جايگزين: تصوير ذهني لذت بردن از جمع.
7- نياز مبرم به تنهائي،
 واكنش جايگزين: كوشش در زياد كردن معاشرت با ديگران.
8- ترس از تنهائي،
 واكنش جايگزين: تدارك برنامه هاي جذاب و شادي آور براي ساعات تنهائي و كوشش در سپري كردن بعضي از ساعات در تنهائي.
9- افسرده يا عصباني شدن از تنهائي،
 واكنش جايگزين: تدارك برنامه هاي جذاب و شادي آور براي ساعات تنهائي و كوشش در سپري كردن بعضي از ساعات در تنهائي.
10- عصباني شدن و داد و فرياد كردن از سرو صداي ديگران، واكنش جايگزين: ترك محل پر سرو صدا يا درخواست از ديگران براي آرامش.
11- ترسيدن از حضور در يك صحنه دعوا و مرافعه،
 واكنش جايگزين: تصوير ذهني آرامش در اين موارد.
12- ترس از فقرو بيكاري،
واكنش جايگزين: كوشش براي برنامه ريزي براي كار و درآمد.
13- اضطراب شديد، 
واكنش جايگزين: تلقين آرامش به خود و خودشناسي.
14- عدم تمركز حواس،
واكنش جايگزين: برنامه ريزي و تهيه دفترچه ساعتي.
15- بي تصميمي،
واكنش جايگزين: خودشناسي و يافتن تضادها.
16- مردم گريزي،
واكنش جايگزين: تلقين پنج پند و پنج واقعيت پنابه خود.
17- طعنه و عيب جوئي از ديگران،
 واكنش جايگزين: حسن جوئي و واكنش پيش ساخته محبت آميز به ديگران.
18- ضعيف آزاري،
  واكنش جايگزين: حسن جوئي از خود و ديگران و ضعيف نوازي .
19- احساس ضعيف بودن،
 واكنش جايگزين: حسن جوئي از خود و ديگران و ضعيف نوازي.
20 – احساس تحميل،
 واكنش جايگزين: تمرين گفتن نه.
21- ترمز در برنامه ريزي،
 واكنش جايگزين:  نوشتن فوايد برنامه ريزي و مرور مكرر آن.
 
راه اصلاح واكنش ها :
         وقتي واكنشي نامتناسب با موضوع از ما سرمي زند مراحل زير را انجام دهيم:     
           
1-     نوشتن واكنش و احساس خودمان , به اضافه وقايعي كه در يكي دو روز قبل از واكنش اتفاق افتاده .
2-     نوشتن معايب واكنش و ضررها و صدمه هاي آن .
 
3-     ازخود بپرسيم: چه بهتر بود مي گفتم / چه بهتر بودميكردم.
 
واكنش مناسب براي جايگزيني را بنويسيم.
با  تمرين رفتار از پيش ساخته شده آن را جايگزين كنيم.
 
4-     نوشتن فوايد واكنش جايگزين.
5-     خواندن مكرر فوايد انجام رفتار جايگزين.
6-     تهيه يك جمله تلقيني و تكرار آن با خود و گذاردن يادآور روي ميز تحرير, آينه دستشوئي و هر جاي ديگر (بخصوص روي تلويزيون و كامپيوتر) يا روي تخنخواب.
 
مثال : من موجودي عزيز و محبوب و محترم و شايسته رشد و پيشرفت هستم.
 
مثال : من در برخورد با ملامت، مخالفت، مچگيري، تحكم،  تحقير، تحميل ؛ ملايم، متين، مهربان، منطقي و متبسم هستم.
 
 
7-     قرار دادن يك پاداش براي هر هفته كه اقلا" پنج روز آن تمرين كرده ايم .
8-     قرار دادن يك پاداش خوب براي هنگامي كه واكنش سالم بطور ناخودآگاه و اتوماتيك در ما عمل ميكند.

http://new.behravanpana.com/tabid/80/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

  

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۲ )

چهل تمرين خودشناسي


شخصيت شامل ويژگي ها و مختصاتي است كه هر فرد را از سايرين متمايز مي كند. شخصيت، سبك زندگي هر فرد را مي سازد، مجموعه باورها و اعتقادات، احساسات و رفتار هر فرد را شكل مي دهد و نحوه برقراري ارتباط او را با خود، ديگران و هستي تعيين مي كند. شيوه ادراك، تجربه اندوزي، تفاهم، ارزيابي، نحوه واكنش و برخورد با مسائل و مشكلات، اجزاء شخصيت افراد را روشن مي كند. شخصيت دو وجه دارد: يك وجه آن دروني است و يك وجه بيروني كه از آن محافظت مي كند(مانند جمجمه كه از مغز در برابر آسيب ها و لطمات و صدمات خارجي محافظت مي كند.) شخصيت ظاهري (بيروني) پوششي است براي شخصيت باطني(دروني) از ضربه هاي روحي و رواني. هر فرد داراي سه مركز يا غريزه است كه به وي كمك مي كند تا به زندگي خود ادامه دهد:

۱- غريزه صيانت ذات: در ناحيه شكم واقع شده است. كار اساسي آن آگاه ساختن ما از نيازهايمان است. هنگامي كه اين غريزه بيمار مي شود، احساس ناامني مي كنيم.

۲- غريزه ارتباطات: در ناحيه قلب قرار دارد و احساسات عاطفي و هيجاني شخص را توليد مي كند. هنگامي كه اين غريزه خوب كار نكند، دچار احساس تنهايي، ملال و افسردگي مي شويم.

۳- غريزه جهت يابي كه در مركز سر قرار دارد و احساس هويت و بودن ما را ايجاد مي كند: اين كه ما چه كسي هستيم، از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم رفت. اين غريزه كمك مي كند تا هدف و مقصود و مقصد و مفهوم زندگي خويش را بشناسيم. هنگامي كه اين غريزه آسيب مي بيند، احساس بيهودگي و پوچي مي كنيم. در طبيعت و سرشت انسان ها وجوه مشترك فراواني وجود دارد.

احساسات، انديشه ها و رفتارهاي خود را در زماني كه حس مي كنيد، داريد از هم مي پاشيد و توان مقابله با مشكلات را از دست داده ايد، شرح دهيد. ۱۷- با موقعيت هاي تنش زا چگونه برخورد مي كنيد و چگونه مي كوشيد تا با پيدا كردن موقعيت مناسب، خود را از اين وضع رها كنيد؟ آيا براي رهايي از مشكلي كه آزارتان مي دهد به روش هاي نوميدكننده و بي اثر متوسل مي شويد؟

افراد داراي رنگ هاي گوناگون شخصيتي هستند، اما در هر فرد يك رنگ مي تواند بر ساير رنگ هاي برتري و تفوق داشته باشد كه ديگر رنگ ها را تحت الشعاع خود قرار دهد. در واقع اين رنگ غالب، رنگ قوي تر شخصيت آن فرد را تشكيل مي دهد. اين سه مركز، كانون هايي براي استنتاج و ارزيابي و كسب اطلاعات است، مثلاً افرادي كه ناحيه شكمي را ترجيح مي دهند، تيپ هاي خوب، مقتدر و مسالمت جو هستند و افرادي كه ناحيه قلب در آنها برتري دارد، تيپ هاي دوست داشتني، اهل عمل و مبتكر هستند و افرادي كه مركز سر در آنها غالب است، تيپ هاي دانا، صادق و وفادار، شاد و مسرور هستند. هنگامي كه يك مركز بر آن مي شود تا وظايف ساير مراكز را انجام دهد آنگاه شاهد اختلالاتي چون عدم تعادل مي شويم و يا سرسخت و لجباز افراطي مي شويم و يا احساساتي و زودرنج، ولي وقتي كه هر سه مركز به گونه اي آزاد و هماهنگ عمل مي كنند احساس رهايي ،اعتدال و آرامش مي كنيم.

اگر مي خواهيم به تكامل برسيم بايد تمام جنبه هاي متضاد وجود خود را كشف كنيم و تمام آنها را مشخص سازيم و تنها به شناخت شماري از آنها اكتفا نكنيم. با معرفتي كه از قطب هاي متضاد وجود خود پيدا مي كنيم، انروي و نيروي لازم را در خويش بوجود خواهيم آورد، حال آن كه اگر تنها به يك قطب بپردازيم توان دلخواه را از دست مي دهيم. صفاتي كه براي شما قابل قبول است، در باطن شما جايگاه خاصي دارد و مشخص و معلوم است، اما صفاتي را كه از دايره شخصيت خود بيرون كرده ايد چه بسا به صورت رؤيا و كابوس به خوابتان مي آيند و يا آنها را به سوي ديگران فرافكني مي كنيد. به همين علت است كه در بعضي اشخاص صفات خوشايند و يا ناخوشايند مي يابيد. انجام تمرين هاي زير به خودشناسي شما كمك مي كند. در مورد پرسش هاي زير خوب بينديشيد و با دقت پاسخ دهيد:

۱- آيا به وضعيت فيزيكي (جسمي) خود رسيدگي مي كنيد تا بتوانيد آن را شاداب و با نشاط نگه داريد؟

۲- آيا با حالات جسماني خود مثل خستگي و بيماري كنار مي آييد؟

۳- وضعيت عاطفي و هيجاني شما چگونه است؟ آيا آنها را ابراز مي كنيد يا به احساسي مخالف با احساسي كه داريد، تظاهر مي كنيد؟

۴- عشق خود را چگونه اظهار مي كنيد؟

۵- خشم خود را چگونه اظهار مي كنيد؟

۶- آيا عواطف شما جسمتان را تحت تأثير قرار مي دهد؟

۷- آيا مي توانيد با ديگران برخورد مناسب و همراه با مسالمت و مدارا داشته باشيد؟ آيا با ديگران با گرمي و صميميت، رفتار مي كنيد؟ آيا به موقع مي توانيد خود را از مردم كنار بكشيد و در صورت ضرورت از ايشان دور نماييد؟

۸- آيا خود را آسيب پذير و ضعيف نشان مي دهيد؟ آيا براي آزاد ساختن هيجانات خود نياز به روان درماني، رفتار درماني و يا گروه درماني احساس مي كنيد؟

۹- آيا احساسات شما تابع شماست و يا شما تابع احساسات خود؟ آيا احساساتتان آشفته و ناگهاني هستند؟ با احساسات خود چگونه كنار مي آييد؟

۱۰- آيا قواعد ذهني شما با واقعيت هاي موجود توافق و هماهنگي دارد؟ آيا نقشه هايي را كه در ذهنتان مي پروريد، مبهم و غير حقيقي مي انگاريد؟ آيا نياز داريد كه نقشه هاي ذهني خود را با شرايط و اوضاع كنوني وقف دهيد؟

۱۱- آيا افكار آزاردهنده داريد و يا مسائل و مشكلات را كوچك و بي اهميت تلقي مي كنيد و خود را به تغافل و بي خبري مي زنيد؟

۱۲- آيا مي توانيد روي موضوع خاصي متمركز شويد و يا در دور باطلي قرار مي گيريد؟ آيا نياز به شناخت درماني داريد تا افكاري روشن، متمركز و منطبق با حقيقت داشته باشيد؟

۱۳- در تصميم گيري كدام مركز را براي مشورت انتخاب مي كنيد و به آن اطمينان داريد؟ تصميم هاي عجولانه و شتابزده مي گيريد و يا با هيجانات و احساسات خود مشورت مي كنيد و يا عقل و منطق را ترجيح مي دهيد(يعني نظريات مختلف را جمع آوري مي كنيد تا بتوانيد آنها را مورد استفاده قرار دهيد)؟

۱۴- تصميم هاي مهم زندگي خود را بنويسيد و كانون تصميم گيري خود را در هر يك مشخص كنيد و بالاخره كانون ارجح را پيدا كنيد كه جسمتان است يا قلبتان و يا ذهنتان؟

۱۵- هنگامي كه حال خوش و آرامي داريد چه احساس و تفكري نسبت به خود و ديگران و نحوه ارتباط با آنها داريد و اصولاً چه تفاوتي با زماني كه ناراحت و كج خلق و دلواپس هستيد داريد؟ مثلاً قادر به انجام چه كارهايي مي شويد كه در موقع بد حالي از عهده آنها برنمي آييد؟

۱۶- احساسات، انديشه ها و رفتارهاي خود را در زماني كه حس مي كنيد، داريد از هم مي پاشيد و توان مقابله با مشكلات را از دست داده ايد، شرح دهيد. ۱۷- با موقعيت هاي تنش زا چگونه برخورد مي كنيد و چگونه مي كوشيد تا با پيدا كردن موقعيت مناسب، خود را از اين وضع رها كنيد؟ آيا براي رهايي از مشكلي كه آزارتان مي دهد به روش هاي نوميدكننده و بي اثر متوسل مي شويد؟

۱۸- چه چيزهايي مانع از آن مي شود تا نتوانيد كار دلخواه خود را انجام دهيد و يا آنچه را در دل داريد به زبان نياوريد؟

۱۹-چه عواملي شما را از نيرومند شدن و يا عاشق شدن باز مي دارد و يا از ابراز احساسات شما جلوگيري مي كند و اجازه نمي دهد كه خوش خلق باشيد؟ ۲۰- آنچه را كه قادر به انجام آنها نيستيد يا اجازه انجام آنها را به خود نمي دهيد، به دقت بنويسيد. (منظور كارهايي است كه با انجامش مي توانيد تغييرات اساسي در سبك زندگي و شيوه ارتباطي خود بوجود آوريد).

۲۱- چه وسوسه هايي در ذهنتان داريد؟ آيا هيچ يك از اين وسوسه ها مسبب مشكلات شما نبوده و يا موجب انحراف خلق و خو و ناسازگاري در شما نگشته است؟

۲۲- به نظر شما چه خصوصياتي باعث رشد و بلوغ و كمال فردي مي شود؟ آن صفات، ويژگي ها و خصلت ها را فهرست وار بنويسيد.

۲۳- از مهارت هاي مذكور در سؤال قبل، كداميك را دارا و يا فاقد آن هستيد؟

۲۴- وقتي مضطرب هستيد و يا مثلاً دچار خشم و يا هراس شده ايد، چه واكنشي نشان مي دهيد؟ گزينه هاي زير را در مورد خود به ترتيب اولويت مشخص كنيد: - در خود مي خزيد و به تفكر مي پردازيد. - احساساتي مي شويد و بدون فكر وارد عمل مي شويد. - ديگران را سرزنش مي كنيد و عيب جو و خرده گير مي شويد. - كارهايي را انجام مي دهيد كه مطابق تمايلات باطني شما نيست. - آنچه را كه براي ديگران آشكار است ، انكار مي كنيد و مي كوشيد واقعيت را ناديده بگيريد. - و...

۲۵- ما براي چه در اين دنيا هستيم و هدف و مقصودما از زندگي چيست؟ خيلي واضح و روشن بيان كنيد به طوري كه يك موجود غيرزميني پاسخ شما را درك كند.

۲۶- اگر فقط يك سال فرصت زنده ماندن و زندگي كردن داشتيد چه كارهايي انجام مي داديد؟ چرا از هم اكنون اين كارها را انجام نمي دهيد؟

۲۷- وظايف شما در زندگي چيست؟ احساس مي كنيد براي چه كاري ساخته شده ايد و از عهده چه كاري بهتر برمي آييد؟ جملات زير را كامل كند: - دوست دارم چه جور آدمي باشم... - دوست دارم چه فعاليت هايي را دنبال كنم... - رسالت فردي من عبارت است از اين كه...

۲۸- چه توقعاتي داريد؟

۲۹- دنيا را چگونه مي بينيد؟ (مثلاً عقيده بر اين است كه دنيا رحم و مروت نمي فهمد. پس چه تاكتيك و شگردي بايد به كار برد تا بتوان در اين معركه مغلوب حريفان نشويم و در صحنه كارزار پيروز و سربلند شويم؟)

۳۰- در زندگي چه اشتباهاتي مرتكب شده ايد؟ در ازاي از دست دادن بعضي چيزها، چه چيزهايي را بدست آورده ايد؟ آيا جزو آن افرادي هستيد كه عشق را در جايي كه نبوده، جسته ايد؟ مثلاً در غذا و...

۳۱- چه هيولايي بر سر راه شما كمين كرده و نمي گذارد تا به شخصيت اصلي و باطني خود دسترسي پيدا كنيد؟ فهرستي از تمام آنچه كه شما را به هراس مي افكند، يادداشت كنيد (مثلاً از اظهار عقيده مي ترسيد و يا از عصباني شدن و ...)

۳۲- كداميك از ترس ها واقعي است و كدام غيرواقعي؟ آيا هنجارهاي شخصيتي و باورهاي ذهني شما نيست كه موجب ترس شما مي شود (مثل كمال گرايي، اصرار بر آرام و خونسرد بودن، قوي بودن و ...)؟

۳۳- اگر شما وارد قلمرو امر و نهي ها شويد و قواعد را بشكنيد و يا از اين حد و مرز بگذريد، احساس ترس مي كنيد؟

۳۴- براي از بين بردن اين ترس چه اقداماتي بايد انجام دهيد و به چه نيرويي نياز داريد تا بتوانيد با اين ترس ها مقابله كنيد؟ تمام ترفندها و شگردهايي را كه نياز داريد، فهرست وار ذكر كنيد.

۳۵- دو ستون رسم كنيد. در ستون اول تمام صفاتي را كه در خود سراغ داريد، بنويسيد. در ستون دوم، صفات متضاد را بنويسيد، صفاتي كه شما مايل به قبول آنها نيستيد. با توجه به پاسخ هايتان به سؤالات فوق، به پرسش هاي زير پاسخ دهيد.

۱- در دل شما چه مي گذرد؟ ادراكات و احساسات شما كدام است؟ با خود و ديگران چگونه ارتباطي داريد؟

۲- در ذهن شما چه مي گذرد؟ باورها، اعتقادات، ارزش ها و افكار شما چيست؟

۳- از چه مي ترسيد؟ (از گزينه هاي زير يكي را انتخاب كنيد.) الف) ابراز خشم، برخورد كردن، ضعيف بودن ب) نيازمندي، شكست، سطحي بودن ج) درد و رنج، انحراف و كوروي، تهي و پوچ بودن

۴- نيازهاي شما چيست؟ كداميك از مجموعه هاي زير را ترجيح مي دهيد؟ الف) نيكوكاري، صلح و آرامش، قدرت ب) عشق، كارايي، اصالت ج) عقل و خرد، وفاداري، شادماني

۵- كداميك از مكانيزم هاي دفاعي زير را غالباً به كار مي بريد؟ الف) واكنش سازي (تظاهر و وانمود كردن)، اعتياد، انكار ب) واپس راني، همسان سازي، درون نگري ج) انزوا، فرافكني، تصعيد

روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت  ( ۱ )

 

شخصيت منفي ذهن‌تان را بيرون كنيد

همه آدم ها در ذهن شان هم شخصيت منفي دارند وهم مثبت اماحالا وقت آن است كه شخصيت منفي ذهن‌تان را بيرون كنيد.

ممكن است شما هم مانند اغلب آدم‌ها گاهي با خودتان حرف بزنيد، بحث كنيد، نتيجه بگيريد و حتي مشاجره كنيد. صحبت‌هاي دروني موضوعي است كه اغلب آدم‌ها تجربه‌اش مي‌كنند. اغلب آدم‌ها در ذهن‌شان يك شخصيت مثبت و يك شخصيت منفي دارند كه گاهي براي ايجاد تعادل در تصميم‌هاي‌شان دست به دست هم مي‌دهند و گاهي هم عليه هم بسيج مي‌شوند و زندگي‌شان را به هم مي‌ريزند اما شما با انجام چند تمرين مي‌توانيد شخصيت منفي ذهن‌تان را رام كنيد و آن را براي گرفتن تصميمات منطقي به خدمت بگيريد. پس اگر فكر مي‌كنيد آماده جنگيدن با ديو درون‌تان هستيد با ما همراه شويد.


تمرين شماره يك

دفتر خاطرات‌تان را  برداريد

يك روز را براي انجام اين تمرين انتخاب كنيد؛ روزي كه نه در آن قرار است كار خاص و مهمي انجام دهيد و نه موضوع غم انگيزي براي بررسي‌ در پيرامون‌تان وجود دارد. سعي كنيد آرام‌ترين روزتان را براي اين كار انتخاب كنيد و در شرايطي باشيد كه كسي مزاحم انجام تمرين‌تان نشود. دفترچه خاطرات يا حتي يك ورق كاغذ را مقابل‌تان بگذاريد و سعي كنيد تمام قرارهايي كه با خودتان گذاشته‌ايد را بنويسيد. هر چند ساعت يك‌بار دفتر را برداريد و به جملاتي كه نوشته‌ايد نگاه كنيد. در اين ساعت‌ها چقدر موفق بوده‌ايد و تا چه اندازه توانسته‌ايد مكالمات دروني و افكارتان را كنترل كنيد؟
بعد از اين‌كه مدتي اين تمرين را انجام داديد خواهيد توانست بدون مراجعه ساعت به ساعت به نوشته‌هاي‌تان ذهن‌تان را كنترل كنيد و هوشيارانه جملاتي كه به‌خودتان مي‌گوييد را بررسي كنيد.


تمرين شماره 2

خودتان را در يك موقعيت مهم تصور كنيد

تصور كنيد فردا صبح قرار است در يك سمينار مهم شركت كنيد. تمام همكاران و روسا در آن جلسه حضور دارند و شما بايد آمادگي بالايي براي ارائه مطالب و پاسخگويي به آنها داشته باشيد. حالا شب قبل از اين نشست بزرگ است و در تاريكي شب روي تخت خواب‌تان دراز كشيده‌ايد. چه جملاتي را در مورد برنامه فردا به‌خود مي‌گوييد؟ چقدر زمان ببرد مهم نيست. شما بايد صادقانه و بادقت به اين مكالمات توجه كنيد. اگر احساس مي‌كنيد افكار منفي پياپي در ذهن‌تان چرخ مي‌زنند و شما را آشفته مي‌كنند، خوابيدن را فراموش كنيد و با خودتان گفت‌و‌گو كنيد. شما بايد براي آرام كردن ذهن‌تان و دور كردن اين افكار منفي به آن جملات پاسخ دهيد. مهم نيست ساعت چند است، يك قلم و كاغذ در دست‌تان بگيريد. تمامي پاسخ‌هاي‌تان را يادداشت كنيد اما هرگز در نوشتن‌شان خودسانسوري نكنيد. حالا كمي آرام‌تر شده‌ايد و توانسته‌ايد گوشه منفي ذهن‌تان را سرجايش بنشانيد و آرام بخوابيد.


تمرين شماره 3

نوشته‌هاي قبلي را مرور كنيد

در نخستين فرصتي كه براي‌تان پيش آمده نوشته‌هاي دو تمرين قبل را كنار هم بگذاريد و بررسي كنيد. سعي كنيد زماني را انتخاب كنيد كه هم تمركز كافي براي اين كار داشته باشيد و هم فرصت لازم. چه موضوعاتي در اين دو نوشته مشترك هستند؛ اين موضوعات مشترك مشكلاتي هستند كه هر روز در ذهن‌تان به آنها برمي‌خوريد پس بايد جدي‌تر از ديگر موارد با آنها برخورد كنيد و راهي براي جلو بردن‌شان پيدا كنيد. نوشتن را فراموش نكنيد. سعي نكنيد منطق‌تان را در ذهن‌تان نگه داريد بلكه آن را روي كاغذ بياوريد. حالا شما فهرستي از اين موضوعات مشترك داريد و وقت آن است كه راهي مناسب براي از ميان بردن‌شان هم پيدا كنيد.


نكته : در زماني كه به تمامي اين نوشته‌ها نگاه مي‌كنيد، سعي كنيد به اين سوال هم پاسخ دهيد: «در روز چطور دوستي براي خودتان هستيد؟»


تمرين شماره 4

خودتان را محك بزنيد

بعد از بررسي 2 نوشته، بايد خودتان را محك بزنيد. موضوعاتي كه در كاغذ‌ها نوشته‌ايد را ارزيابي كنيد. چه حال و هوايي داشته‌اند؟ آيا مثبت بوده‌اند يا پر از نااميدي و حتي خشم؟ اگر مثبت بوده‌اند، آيا عقلاني هم بوده‌اند؟ آيا محدوده وسيعي از اين نوشته‌ها پر است از افكار خشن و كينه‌جويانه؟ يا سرشار است از تفكرات مثبت و‌گاه رويايي و غيرواقعي؟ مواردي كه در نوشته‌تان به طرز واضحي مثبت يا منفي رده‌بندي مي‌شوند را با علائم جداگانه مشخص كنيد. مي‌توانيد از ماژيك‌هايي با رنگ‌هاي متفاوت كمك بگيريد و اين موضوعات را دسته‌بندي كنيد. همين‌طور مي‌توانيد مواردي را كه در حال حاضر از نظرتان منطقي يا غيرمنطقي به‌نظر مي‌رسند، مشخص كنيد و چند دقيقه‌اي به آنها فكر كنيد. با اين تقسيم‌بندي تا حدودي بهتر مي‌توانيد خودتان و ذهن‌تان را بشناسيد و درك كنيد بيشتر چه گفت‌و‌گوهايي را در مغزتان مي‌گذرانيد. چقدر با روزهاي قبل تفاوت كرده‌ايد و چقدر بر نوشته‌هاي قبلي‌تان پافشاري مي‌كنيد؟


تمرين شماره 5

چقدر موفق بوده‌ايد؟

بهتر است بار ديگر به تمرين‌هاي شماره يك و 2 برگرديد. متن‌هايي كه نوشته‌ايد را دوباره بررسي كنيد. چقدر بر مكالمات ذهني‌تان كنترل داشته‌ايد و چقدر اين گفت‌و‌گو‌ها خارج از كنترل شما به دنياي واقعي و بيروني زندگي‌تان راه پيدا كرده‌اند؟ آيا توانسته‌ايد يك كينه آني را در حد يك تفكر نگه داريد يا اينكه آن مكالمه ذهني واكنشي نادرست را در دنياي واقعي زندگي‌تان به همراه آورده است؟ شما تا چه اندازه توانسته‌ايد اين تفكرات را سركوب كنيد و آنها را با افكار بهتري جايگزين كنيد و تا چه اندازه در اين ماجرا هيجاني عمل كرده و خودتان را عليه خود تحريك كرده‌ايد؟ جواب‌هاي‌تان را بنويسيد. اين پنجمين كاغذي است كه براساس تفكرات ذهني‌تان روي آن يادداشت مي‌كنيد. خسته نشويد و اين كار را بي‌فايده ندانيد؛ تنها يك قدم ديگر براي رام‌‌كردن ذهن سركش‌تان باقي مانده است.


تمرين شماره 6

دوست خوبي براي خودتان بوده‌ايد؟

درست در زماني كه به تمامي اين نوشته‌ها نگاه مي‌كنيد، سعي كنيد به اين سوال هم پاسخ دهيد: «در طول روز چطور دوستي براي خودتان هستيد؟» اگر شما دوستي هستيد كه نكات منفي تمرين يك و 2 را در گوشتان زمزمه مي‌كند، آيا زمان آن نيست كه كمي تغيير كنيد.
به اين فكر كنيد كه چطور دوستي بايد براي خودتان باشيد؟ شما كسي هستيد كه هر روز و هر لحظه با ذهن‌تان صحبت مي‌كند و اين‌كه دوست خوبي براي خود باشيد مي‌تواند بيشتر از هرچيز ديگري در زندگي شما تاثير‌گذار‌ باشد.
بار ديگر از خود بپرسيد. چطور دوستي بايد براي خودم باشم؟ آيا تمام مدت دنيا را براي خود مسموم و آلوده جلوه مي‌دهم يا اين‌كه نكاتي كه در ذهن‌تان به‌خود گوشزد مي‌كنيد، منطقي و آرامش‌بخش است؟ آيا دوستي هستيد كه زندگي را براي‌تان مثبت جلوه مي‌دهد يا مدام در ذهن‌تان زمزمه مي‌كند كه «تو نمي‌تواني؟!» سعي كنيد در زماني كه خود را قضاوت مي‌كنيد جانبداري نكنيد. شما مقابل خودتان و بي‌حضور فرد ديگر ارزيابي مي‌شويد و قاضي اين دادگاه هم كسي جز خودتان نيست. پس طفره نرويد و سعي كنيد تا آنجا كه ممكن است، صادق باشيد.


تمرين شماره 7

حالا قضاوت كنيد

حالا وقت آن است كه خودتان را قضاوت كنيد.با خودتان صادق باشيد و به اين سوالات جواب دهيد.
1.آيا شما با قدرت به صداي دروني‌تان گوش مي‌دهيد؟ سعي كنيد به ياد بياوريد كه چه زماني بوده و در چه موقعيتي قرار داشته‌ايد.
2. آيا زندگي واقعي شما و آنچه از خود بروز مي‌دهيد و همين‌طور شخصيت اجتماعي‌تان در تقابل با افكار،  ارزش‌ها‌، اعتقادات و تعريف‌هايي قرار دارد كه براي زندگي خود
ساخته‌ايد؟
3. آيا امروز، درست در همين لحظه مي‌توانيد با جزئيات شرح دهيد كه چه كسي هستيد؟ به اين سوال با دقت فكر و سعي كنيد خودتان را آن‌طور كه مي‌شناسيد به‌خود معرفي كنيد. چه چيزهايي را در مورد خودتان هنوز نمي‌دانيد؟

باز نشر اختصاصي: Bartarinha.ir

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]


شما هم مي توانيد بهترين سخنراني را ارائه دهيد!


نويسنده: مريم نعماوي زاده
 
اگر همين الان از شما بخواهند در مورد موضوعي كه اطلاعاتي هم درباره ي آن داريد براي جمعي (مثلاً 100 نفره) صحبت كنيد، چه احساسي خواهيد داشت؟! احساستان هرچه باشد، بعد از خواندن اين مقاله، آرامش و اعتماد به نفس تان به نحو قابل ملاحظه اي افزايش خواهد يافت؛ و با انجام تمرين هاي ذكر شده و مداومت بر آنها، روز به روز توانايي شما در سخن گفتن براي جمع بيشتر خواهد شد.


نحوه ي برقراري ارتباط از جامعه اي به جامعه ي ديگر و از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است. اما چيزي كه در فرهنگ ها و جوامع مختلف مشترك است، اين است كه انسان ها از طريق كار و فعاليتي كه مي كنند، باور و نگاهي كه به دنيا دارند، اين كه چه مي گويند و چگونگي نحوه ي بيان عقايد و باورها، با ديگر انسان ها و جهان هستي رابطه برقرار مي كنند.


در دوران كودكي چون انسان هنوز پاي بند به قيود و الگوهاي رفتاري كه از طريق جامعه و خانواده به او تحميل مي شود نشده است، كاملاً طبيعي و بر اساس غرايز خود زندگي و رفتار مي كند. به همين خاطر است كه كودك به راحتي با رفتار و گفتاري كاملاً طبيعي، با ديگران رابطه برقرار مي كند.شايد يك كودك به راحتي در جمعي براي اطرافيان با لحن كودكانه اش شيرين زباني كند و نظر و عقيده خود را با ديگران در ميان بگذارد؛ اما همين كودك هر چه بزرگ تر مي شود و در قالبي قرار مي گيرد كه جامعه و خانواده سازنندگان آنند، فرد از بُعد طبيعي خود فاصله مي گيرد.


اگر چه رعايت بايد و نبايدها و الگوهاي رفتاري جامعه براي زندگي در آن جامعه لازم و ضروري است، اما اگر فرد از چگونگي و نحوه ي بكارگيري آنها آگاهي نداشته باشد، احساس خواهد كرد كه وجود بايد و نبايدها فقط موجب محدوديت خواهند شد؛ وجود احساس محدوديت موجب بروز ترس در فرد مي شود و در نتيجه نمي تواند به راحتي با ديگران رابطه ي مؤثر برقرار كند. به بيان ديگر، فرد در ارتباط با ديگران احساسات و عواطف خود را به راحتي بيان نمي كند و يا به نوعي آنها را سركوب مي كند. در نتيجه، فرد هميشه سعي مي كند حالتي رسمي و اتو كشيده به خود بگيرد و در پي اين باشد كه "لفظ قلم" و كتابي صحبت كند و فكر مي كند اين گونه ديگران او را خواهند پذيرفت.


شايد به همين خاطر است كه انسان هر چقدر بزرگ تر مي شود برايش مشكل تر است كه در جمع و حضور ديگران عقايد و نظرات خود را بيان كند و به عبارتي نمي تواند در جمع صحبت كند.
آيا شما هم جز افرادي هستيد كه از صحبت كردن در جمع هراس دارند؟!
 

همين حالا خود را ارزيابي كنيد...
- هر وقت مي خواهم در جمعي صحبت كنم، چار تعريق، لرزش، افزايش ضربان قلب، كوتاهي تنفس، انقباض عضلات و ... مي شوم.
- وقتي از من مي خواهند در جمعي صحبت كنم، اعتماد به نفسم را كاملاً از دست مي دهم، دست و پايم را گم مي كنم و نمي توانم درست فكر كنم.
- وقتي مي خواهم در جمعي صحبت كنم، تمركز حواسم را از دست مي دهم، دچار سرگيجه و لرزش صدا مي شوم و نمي توانم مطالب را به درستي و منظم بيان كنم و يادم نمي آيد كه قرار بود چه بگويم!
- برايم فرقي نمي كند كه محيط و حضار آشنا يا ناآشنا هستند؛ در هر دو حالت وقتي قرار است در جمعي صحبت كنم دچار اضطراب مي شوم.
- مي ترسم از اين كه ديگران مخالف نظر من باشند و يا مرا مسخره كنند!
- مي ترسم از اين كه ديگران متوجه مي شوند كه من هنگام صحبت اعتماد به نفس خود را از دست داده ام و اضطراب دارم!
- و...
همان طور كه مي دانيد، تأييد عبارات بالا نشان دهنده آن است كه شخص نمي تواند در جمع به راحتي صحبت كند و عقايد و نظرات و مطالبي را كه تهيه كرده است به طور منظم و دقيق براي ديگران بيان كند.
حتماً مي دانيد كه اين مسئله قابل حل است و مي توان با تمرين و تكرار، ترس در جمع صحبت كردن را از بين برد و اعتماد به نفس لازم را به دست آورد. با خواندن ادامه ي مطلب، شما به اين هدف دست خواهيد يافت.
آيا تا به حال از خود پرسيده ايد كه:
 

- چه عاملي موجب مي شود كه وقتي براي جمعي صحبت مي كنم، نمي توانم مانند زماني كه براي يك نفر صحبت مي كنم يا زماني كه به راحتي در جايي نشسته ام، بر اعصاب خود مسلط باشم؟
- چه دليلي دارد كه وقتي براي جمعي صحبت مي كنم دچار اضطراب مي شوم و نمي توانم بر افكار و صحبت هايم تسلط داشته باشم؟
پيش از هر چيز بايد بدانيد شما تنها كسي نيستيد كه چنين ترسي را تجربه مي كنيد؛ و البته بخشي از اين ترس لازم و مفيد است. اما اين ترس اگر به ميزاني باشد كه شما را از انجام فعاليت هايتان باز دارد و مانع پيشرفت و موفقيتتان شود، بايد به فكر غلبه بر اين ترس باشيد. براي رسيدن به اين هدف لازم است به تمريناتي كه ارائه مي شود توجه كنيد و آنها را به كار بگيريد.


اما قبل از انجام تمرينات لازم است خود را آماده كنيد:
- ابتدا چند دقيقه (2-5 دقيقه) نفس عميق بكشيد و اگر مي توانيد، از راه هاي ديگري كه مي دانيد، براي آرام كردن خود استفاده كنيد.
-اكنون زمان آن رسيده است هر چه افكار منفي نسبت به خود و ديگران و يا شرايط داشتيد را از خود دور كنيد تا از اين طريق بتوانيد اعتماد به نفسي را كه براي صحبت در جمع لازم و ضروري است، كسب كنيد.
- صاف و محكم بايستيد و سر و چانه و شانه هايتان را بالا نگه داريد. اين ژست نشان مي دهد موضوعي كه مي خواهيد درباره اش صحبت كنيد، موضوع مهم و با اهميتي براي شما و شنوندگان است.
اكنون شما با افكار و احساسات مثبتي كه نسبت به خودتان و شرايط اطراف داريد، آماده هستيد تا تمرينات زير را انجام دهيد.
(نكته: تمرين و تكرار بيشتر، موفقيت بيشتر را به همراه دارد.)
1- كنار گذاشتن هر نوع مانعي كه ذهن ايجاد مي كند
 

اولين مانعي كه موجب مي شود شما از صحبت كردن در جمع ترس داشته باشيد، اين است كه احساس خوبي نسبت به اطرافيان نداشته باشيد و فكر كنيد ممكن است ديگران به شما بخندند و شما را مسخره كنند و يا حتي متوجه شوند كه شما چقدر مضطرب هستيد و ... به همين دليل فكر مي كنيد كه بايد مثل آدم آهني يا به عبارت ديگر اتو كشيده و لفظ قلم صحبت و يا رفتار كنيد. زنجيرهاي قيود را بكشنيد و خودتان باشيد. اگر لهجه اي داريد، به لهجه ي خودتان صحبت كنيد (البته اگر مطمئن هستيد كه ديگران صحبت هاي شما را متوجه خواهند شد). پس: خودتان باشيد، آزادانه رفتار كنيد و آزادانه صحبت كنيد.
2- تقليد نكنيد
 

هيچ كدام از انسان ها دقيقاً مثل هم نيستند (حتي دو قلوهاي يك تخمكي هم تفاوت هايي با هم دارند). اگر ديديد كه شخصي به طرز خاصي در جمع صحبت مي كند كه مورد پذيرش ديگران واقع مي شود، سعي نكنيد مثل او باشيد! آن طرز صحبت و يا ژست رفتاري، مخصوص و برازنده ي آن شخص است نه شما! شما هم مي توانيد جوهره ي وجودي خود را كشف كنيد و به طريقي كه برازنده ي شماست صحبت كنيد.
پس بدانيد كه نه ديگران مي توانند مثل شما شوند و نه شما مي توانيد مثل ديگران باشيد. شما يگانه هستيد.
3- تمرين كنيد
 

شنوندگان دوست دارند كلام گوينده واضح، صريح و با لحني راحت و طبيعي باشد. به همين دليل لازم است قبل از اين كه بخواهيد در جمعي صحبت و يا سخنراني كنيد، ابتدا در مقابل آينه با خودتان صحبت كنيد، تمرين كنيد كه راحت و طبيعي صحبت كنيد؛ صحنه در جمع بودن را با تمامي جزئياتش تصور كنيد. مثلاً تصور كنيد كه يكي از حضار از شما سؤالي مي پرسد و شما با گفت و گوي كاملاً ساده و طبيعي به سؤال وي پاسخ مي دهيد. (توجه: شنونده نبايد احساس كند كه شما مطلب را فقط حفظ كرده ايد و اطلاعي درباره ي موضوع نداريد! پس لازم است اطلاعات خود را افزايش دهيد).
4- به رفتارهاي كلامي و غيركلامي خود توجه كنيد
 

بايد بدانيد هنگامي كه مي خواهيد در جمعي صحبت كنيد و مطلبي را به ديگران منتقل كنيد، علاوه بر كلام شما، رفتارهاي غيركلامي شما هم در انتقال مطالب بسيار مهم و تأثيرگذار است. اين كه گاهي از دستهايمان استفاده كنيم و يا متناسب با موضوع، حالت چهره و يا تُن صداي ما با توجه به هيجان هايمان تغيير كند، و همچنين قدرت صداي گوينده، در انتقال پيام مؤثر است.
به همين دليل توصيه مي شود كه از طريق بيان احساسات و عواطف خود براي بيان جملاتتان استفاده كنيد. اين كار موجب نزديكي گوينده و شنونده مي شود و موجب مي شود پيام بهتر و سريع تر منتقل شود.
5- به هدفتان توجه كنيد
 

از خودتان بپرسيد: چرا مي خواهم درباره ي اين موضوع صحبت كنم؟ آيا اين موضوع براي من اثبات شده است؟ چه چيزي را و چرا بايد در اين مورد به ديگران ثابت كنم؟ انتظار دارم چه موضوعي را و چگونه درك كنند و ... . بعد از اين كه پاسخ اين سؤالات را براي خود يافتيد، آنها را با شنوندگان صادقانه در ميان بگذاريد و آنها را از اهدافتان آگاه سازيد.
6- به حاضران در جمع احترام بگذاريد
 

مي توانيد در ابتداي جلسه از حضار بخواهيد كه در بحث ها با شما مشاركت كنند و اگر نظر و عقيده و يا سؤالي داشتند به راحتي بيان كنند؛ همچنين مي توانيد خودتان از آن ها سؤال كنيد و يا جمله اي را نيمه تمام بگذاريد و از آنها بخواهيد آن جمله را تكميل كنند. در آخر به خاطر پاسخي كه از آنها دريافت كرديد و همچنين حضور آنها در جلسه و وقتي كه براي ارائه مطالب در اختيار شما قرار دادند، از آنها تشكر كنيد.
شما هم مي توانيد بهترين تجارب سخنراني را داشته باشيد؛ اگر پشتكار و اراده داشته باشيد مي توانيد بر ترس خود غلبه كنيد. اين ترس در مقابل اراده ي شما ناتوان است. كافي است سخنراني را شروع كنيد، بعد از اين كه چند كلمه صحبت كرديد، كنترل سخنراني را در اختيار خواهيد گرفت و به بهترين نحو مطالب خود را ارائه خواهيد كرد. فقط كافي است باور داشته باشيد!
اين كه سخنراني شما به چه ميزان موفق باشد به اين بستگي دارد كه قبلاً چقدر درباره ي موفقيت فكر كرده ايد و خود را تا چه اندازه انساني موفق مي دانيد!
از اين پس شما در ارتباط با ديگران احساس امنيت و آرامش خواهيد كرد و نظرات خود را در اجتماعات رسمي و غير رسمي با قدرت بيان خواهيد كرد.


منبع:ماهنامه ي علمي - فني دانشمند، شماره ي 558

http://www.rasekhoon.net/article/show-66291.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۱۰ )

اميدواري را پاس بداريم  
 
 
دير زماني است كه در خيابان ،مترو ،اتوبوس،محل كار ،جمع دوستان،..موضوعي خاص اما كاملا محسوس دغدغه ذهنم شده است وآن چيزي نيست جز بي انگيزگي و نا اميدي جوانان ونوجوانان به حركت،پويايي و پيشرفت در ملزومات اوليه رشد و زندگي انساني.

اكثرا متوجه اين موضوع بوده ام كه جوانان با توجه به تحصيل در دانشگاه ويا مشغول به كار بودن بسيار نا اميدانه و مايوس به آينده خود مي نگرند.

گاهي اين پرسش اساسي در ذهنم پديد مي آيد كه چرا جوانان اينقدر نااميد ومنفعلند.هميشه در پي اين پرسش به مسائلي همچون وضع نابسامان اقتصادي،اجتماعي ،مشكل بيكاري،كم رنگ شدن ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي و سست شدن اعتقادات مردم و خانواده ها ميرسم.

ولي در آخر اگر از نگاه جامعه شناسانه و مردم شناسانه به اين موضوع بنگريم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه ريشه اصلي اين ياس و ناميدي در ميان جوانان تغيير و دگرگوني در ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي مي باشد كه از بنيان خانواده سرچشمه ميگيرد.

چرا كه پايه اصلي شخصيت اين جوانان كه سرمايه هاي آينده اين مرزو بوم مي باشند در درون همين خانواده ها است كه شكل مي گيرد و متبلور مي شود ولذا ريشه قوام ودوام يك جامعه به هسته اصلي آن يعني انسجام خانواده ها بستگي دارد .هرچند كه مسائلي چون،اقتصاد ،تورم،بيكاري ،و..ميتواند بر روي نگرش افراد و خانواده ها تاثير بسزايي بگذارد ،اما نبايد از عامل كم رنگ شدن ارزشهاي اصيل فرهنگي و اعتقادي غافل شد.

چرا كه همين تغيير ارزشهاي فرهنگي است كه باعث تغيير در نگرش خانواده ها و متعاقبا فرزندان آنها نسبت به مسائل اقتصادي ،اجتماعي ،واعتقادي شده و متاسفانه شاهد هستيم كه در اين سير تغيير و تحول ،ارزشهاي اصيل سنتي و فرهنگي به سوي ارزشهاي مادي و مادي گرايانه گرايش پيدا كرده است و روز به روز ارزشهاي انساني كمرنگ و كمرنگتر ميشوند.

اين در حالي است كه ما يك جامعه سنتي ودر حال گذار به حساب ميآييم و از روي ناآگاهي در حال پيروي كردن از مدل هاي اجتماعي و فرهنگي غربي هستيم،لذاهمين امر باعث بوجود آمدن

نوعي دوگانگي ارزشي مزمن در بين خانواده ها، كه ماحصل آن فراموش كردن هويت فرهنگي ،اجتماعي و اعتقادي و در پي آن بروز پديده ديگري به نام ياس و نااميدي اجتماعي شده كه نتيجه اي جز خسران و واپس ماندگي براي رشد و توسعه كشور عزيزمان ايران نخواهد داشت.

اما به دور از همه اين مسائل اميد واقعا كلمه زيبا و آرامش بخشي است .همه ما اميدواريم به چيزي خاص،به آرزويي خاص خود،وبراي رسيدن به انها ميبايست اميدوار باشيم تا راه رسيدن به آنها را تكميل كنيم.

مي توان اميد را بعد معنوي يك آرزو و آمال دانست.زيرا ما انسانها هيچگاه نميتوانيم در تلاشها و اهدافي كه داريم مطمئن باشيم كه تحقق ميپذيرند و اين جزو خصلت ما انسانها است كه اگر از نتيجه كاري مطمئن نباشيم كمتر كششي به سوي انجام آن خواهيم داشت،اما نكته مهم همين جاست كه اين همان بعد معنوي اميد است كه مارا به سوي انجام دادن كارهايي تشويق ميكند كه از آينده ان مطمئن نيستيم.

لذا اميدي كه باعث انجام هر كار و عملي مي شود با افكار و اعتماد به نفس ما رابطه مستقيمي دارد .گاهي انساني را ميبينيم كه مشغول انجام دادن عملي خاص است اما نا اميدانه و مايوس ادامه ميدهد ،دليلش اين است كه عملش با تفكراتش در تضاد است و يا از اعتماد به نفس كمي برخوردار است.

به نظرم يكي از راههاي موفقيت انسانها در اين زندگي پيچيده و مدرن كه روز به روز سخت تر مي شود غير از تلاش و كوشش داشتن اميد فراوان به همراه اعتماد به نفس بالا است كه از جمع اينها يك انسان موفق حاصل ميشود.البته نظريات در علوم انساني مطلق وثابت نيستند و ممكن است كسي با داشتن اين فاكتورها هم باز به موفقيت دست نيابد.

ولي آيا تا به حال به اين موضوع انديشيده ايم كه( اميد)اين كلمه چهار حرفي توانسته است تا چه اندازه زندگي ما انسانها را دگرگون سازد.

اگر ما انسانها به چيزهايي ،به كارهايي،وبه اعتقاداتي و آينده اي اميد نداشتيم شايد حتي از عصر حجر وسنگ چخماخ هم فراتر نمي رفتيم و نميتوانستيم اينگونه زندگي كنيم،پيشرفت كنيم،متمدن شويم،فرهنگ داشته باشيم ،اختراع ،اكتشاف ،ازدواج وتوليد مثل كنيم ،مراسم تدفين وعروسي بگيريم و...

به نظرم انسان در لحظه لحظه زندگي خود اميد به چيزهايي دارد كه اين اميد مي تواند لحظه بعدي زندگي او را بسازد .

پس هميشه سعي كنيم در لحظات اميد بخش زندگيمان اميدهاي قوي و پررنگ تر از لحظه قبلي داشته باشيم تا بتوانيم اين مسير پر پيچ وخم زندگي را آسان طي طريق كنيم و به سر منزل مقصود برسيم.
 

   مهدي ميراخورلي (كارشناس ارشد مردم شناسي)  
 
   هفته نامه فصل نو 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۹ )

مثبت نگري و اميدواري  
   
   انسان براي بقا و بهتر زيستن هميشه تلاش مي كند، در اين حركت مهم ترين مسئله بهره مندي از تفكر مثبت است و اين تلاش بشر را به سرمنزل آرامش و آسايش جسم و روح سوق مي دهد، گواه آن سفارش بسياري از بزرگان دين است كه انسان را به انديشه مثبت رهنمون كرده اند.اگر نگاهي به ساير ملل بيندازيم درخواهيم يافت، ملتي پيروز و سربلند مي شود كه انديشه مثبت را سرلوحه زندگي اش قرار دهد و در رسيدن به سعادت تلاش كند و هيچ چيز در دنيا غيرممكن نيست اگر و تنها اگر انسان از قوه فكر و انديشه اش استفاده كند. مثبت نگري در نگاه كلي درست نگريستن به زندگي است. مثبت نگري بسياري از ابهامات را از بين مي برد و پنجره اي به سوي روشنايي و اميد باز مي كند. اما سئوال اينجاست كه مثبت نگري مقوله اي روان شناختي است يا جامعه شناختي و به تعبيري اين فضا و شرايط اجتماعي است كه ما را به مثبت نگري رهنمون مي كند يا ويژگي هاي فردي ،شاخص ها و معيارهاي مثبت نگري كدام است؟ براي يافتن پاسخ اين قبيل سوالات به سراغ دو تن از كارشناسان اين دو عرصه رفتيم.

دكتر غلامرضا غفاري جامعه شناس و دكتر مصطفي تبريزي دكتراي تخصصي مشاوره.

* آقاي دكتر غفاري از نظر جامعه شناسي مثبت نگري چه مفهومي دارد؟

مثبت نگري حاصل تعامل آرام و بدون مشكل با محيط اجتماعي است كه كنشگران اجتماعي مخاطب آن هستند و پيامد آن مجموعه اي از تمايلات مبتني بر رضايتمندي، خوش بيني، اميد، اعتماد و اطمينان خاطر در فرد است. نقطه مقابل آن وجود بيزاري، ترس، عصبانيت، نااميدي و نگراني خواهد بود.

مثبت نگري زماني بوجود مي آيد كه افراد احساس نمايند دركشان از خودشان تأييد شده است. زماني كه پي ببرند نتايج را در مقياس هاي فردي و فرافردي متناسب با موقعيت و سرمايه گذاري خود دريافت مي نمايند و نسبت به رفتارهاي خود و رفتارهاي ديگران از ارزش يابي و اطمينان لازم برخوردارند.مثبت نگري نوعي خيرعمومي است كه پيامد و حاصل آن را بايد در تشريك مساعي، طراوت اجتماعي، وفاق اجتماعي، عواطف مثبت، زندگي انجمني و مشاركت اجتماعي جست وجو كرد. مثبت نگري نوعي سرمايه عاطفي است كه هزينه هاي كنترل و نظارت رسمي را كاهش مي دهد و افراد را متقاعد به رفتار مطابق با هنجارهاي اجتماعي پذيرفته شده مي نمايد. سرمايه اي كه به واسطه استفاده از آن زايش تازه اي پيدا مي كند، زيرا وقتي افراد از عواطف مثبتي كه ديگران ابراز مي دارند استفاده مي كنند به نوعي عواطف مثبت تازه اي را توليد مي كند، زيرا فرايند دوستي، تشريك مساعي، اميد، اعتماد و اطمينان فرايندهايي هستند كه هرچه ازآن ها بيشتر استفاده شود، آنها از قوام و پايداري بيشتري برخوردار مي شوند، در نتيجه انگيزش عاطفي مثبت غالب مثبت نگري احترام به تعهدات و انرژي انجام كارها را افزايش مي دهد به گونه اي كه انرژي عاطفي مثبت تعهد به انجام وظايف را در مقياس هاي فردي و سازماني در دوره هاي مختلف خصوصي (خانواده) و عمومي (محيط كار) را تقويت مي نمايد.

* آقاي دكتر تبريزي مثبت نگري از منظر روان شناسي چه پاسخي دارد؟

مثبت انديشي و مثبت نگري يعني ديدن چيزهاي خوب در اين دنيا، ممكن است دو زنداني از پنجره زندان بيرون را تماشا كنند. يكي سوسوي ستاره ها را در آبي آسمان ببيند و احساس دوست داشتن پيدا كند و زنداني ديگر زباله ها را تماشا كند و احساس منفي را تجربه كند. آدم ها اصولاً مثبت نگر هستند اما اطرافيان با رفتارها و گفتارهايشان آنها را به سوي منفي نگري و منفي انديشي سوق مي دهند.

* مثبت نگري بر روند زندگي عادي افراد چه تأثيري مي گذارد؟

دكترغفاري: مهم ترين تأثير مثبت نگري بر زندگي عادي يا روزمره اين است كه در صورت وجود مثبت نگري زندگي روزمره معطوف به آينده خواهد بود و افراد جامعه از گذشته نگري منفي و داشتن كنش هاي آني و لحظه اي رهايي پيدا خواهند كرد. آنها پذيراي برنامه و داشتن كنش هاي عقلاني معطوف به هدف خواهند شد. كنش هايي كه آنها را وادار به تلاش و كوشش مضاعف و نيل به اهداف متعالي تر مي نمايد به گونه اي كه نوعي آينده گرايي و آينده شناسي را در افراد جامعه تقويت مي نمايد كه خود مي تواند پيامدهاي مثبت متعددي را به دنبال داشته باشد.

* در اين ميان فرهنگ و جامعه چه نقشي دارند؟

دكتر غفاري: هر چند كه مثبت نگري در نگاه نخست و در نقطه آغازين آن از خود فرد شروع مي شود و تجلي آن را در فرد مي بينيم اما حاصل آن در تجربه جمعي فرد كه در فرايند تعامل اجتماعي شكل مي گيرد، ديده مي شود، تجربه اي كه نمونه فرافردي آن را در جامعه و فرهنگ حاكم بر آن مي بينيم. جوامع منعطف، بالنده و پويا در قياس با جوامع سخت و ايستا و بسته از آمادگي بيشتري براي مثبت نگري برخوردار هستند زيرا جوامع و فرهنگ هاي بسته بيشتر خصلت جرم گرايانه دارند كه بيشتر آن مولد نوعي بدبيني هستند.

برعكس جوامع و فرهنگ هاي باز مولد نوعي خوش بيني از حال اجتماعي و بيشتر متمايل به عام گرايي هستند كه مقدم بر مثبت نگري در افراد هست.

* دكتر تبريزي به نظر شما فرهنگ چه تأثيري در مثبت نگري دارد؟

من معتقد هستم كه فرهنگ مصاحبه تأثير بسزايي در مثبت نگري يا برعكس آن در منفي نگري دارد .در جامعه اي كه بدي و زشتي و ظلم و شرارت وجود دارد اين امر باعث مي شود تا افراد هر روز با آن بدي ها روبرو شوند و كم كم عادت كنند تا فقط زشتي ها را تداعي نمايند.اگر منفي نگري در جامعه اي شايع شود كودكان و نوجوانان آن جامعه با مشاهده منفي گرايي ها تحت تأثير قرار مي گيرند و همان طور كه تئوري يادگيري مشاهده اي بيان مي كند اين نگرش و رفتار را ياد مي گيرند و بروز مي دهند.

* دكتر غفاري مثبت نگري و واكنش هاي مردم در برابر آن ناشي از چيست؟

مثبت نگري هم ناشي از اميد اجتماعي است و هم مولد اميد اجتماعي است و علاوه بر اين اميد و نوع نگاه به مسائل و واقعيت هاي اجتماعي هم متأثر از نظام انتظارات كنشگران اجتماعي است و اين نظام انتظارات نسبت انتظار جامعه را به مسائل مختلف اجتماعي مشخص مي نمايد.

* به نظر شما چگونه مي توان جايگاه مثبت نگري را در ميان مردم افزايش داد؟

دكترغفاري: تقويت ارزش هاي اخلاقي مثبت در جامعه مديون كار و تلاش، صداقت، تعاون و همكاري و احترام به يكديگر و تقويت عزت نفس در سطح فردي و در سطح ملي و تقويت عملكرد، كارايي سازماني و حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مي تواند مثبت نگري را در بين افراد جامعه تقويت نمايند علاوه بر اين تقويت غرور ملي مي تواند زمينه را براي مثبت نگري فراهم نمايد و ازموانعي كه باعث پيشرفت مثبت نگري مي گردد مي توان عدم احساس موفقيت و كارا بودن و نرسيدن به آرزوها و آرمان ها و نااميدي را نام برد.

* مثبت نگري در خانواده شكل مي گيرد يا جامعه؟

دكتر تبريزي: بنظر من خانواده اولين كانوني است كه كودكان از آن همه چيز را يعني مذهب، اخلاق، روش هاي ارتباط و نگرش ها را ياد مي گيرند .چون تعامل كودك با خانواده بيشتر از تعامل با هر سيستم اجتماعي ديگري است و هزاران ساعت را در فضاي تعاملات خانواده مِي گذرانند. بنابراين مثبت انديشي نيز از خانواده آموخته مي شود. البته خود خانواده نيز يك سيستم باز است و از جامعه تأثير مي گيرد يعني از ساير سيستم هاي تعاملي مثل مدرسه، تلويزيون، سيستم حكومتي و امثال آن. بهتر است بگوييم مثبت انديشي مثل هر پديده ديگر حاصل تعاملات سيستم اندر سيستم اندر ... مي باشد.

* دكتر غفاري به نظر شما نقش خانواده در مركزيت است يا جامعه؟ آيا ريشه مثبت نگري را در فرهنگ هم مي توان يافت؟

مثبت نگري حاصل عملكرد بخش هاي مختلف جامعه است. بدبيني است كه اگر فرد احساس نمايد كه از خانواده مناسب و سالمي برخوردار است در سازماني كارا فعاليت مي كند و در كشوري موفق و فعال در صحنه هاي مختلف بين المللي زندگي مي كند احساس خوش بيني و مثبت نگري بيشتري خواهد داشت.

پس بي شك ريشه مثبت نگري از منظر جامعه شناسي در جامعه و فرهنگ نهفته شده است زيرا افراد در جامعه و فرهنگي كه مردم در آن هستند تعريف مي شوند و هويت آنها هويت اجتماعي و فرهنگي است.

* به نظر شما چه گروهي از جامعه در رسيدن به ديد مثبت قوي تر هستند؟

دكتر غفاري: در جامعه هر فرد يا گروهي كه احساس نمايد بيشتر به كمال مطلوب هاي خود رسيده است و توانسته به توقعات و انتظارات خود پاسخ درخور توجهي بدهد احساس رضايت بيشتري نموده و در نتيجه از مثبت نگري بيشتري برخوردار خواهد بود.

مثبت نگري حاصل دانش و عملگرا و مؤثر و تأثيرگذار است هر چه فرد احساس نمايد كه بر روند وفرايندهاي محيط خود اثرگذاري بيشتري دارد احساس موفقيت و مثبت نگري بيشتري خواهد داشت.

* دكتر تبريزي شما چه گروهي از جامعه را در رسيدن به ديد مثبت قو ي تر مي دانيد؟

گروهي كه از جامعه به «آگاهي» مي رسند بي شك به نگرش مثبت گرايش بيشتري پيدا مي كنند زيرا بيشتر آدم ها توسط باورهاي غلط و القائات اطرافيان از خودشان دزديده شده اند و آگاهي آنها را از دست دزدها رها مي كند و به خودشان باز مي گرداند. همچنين كساني كه از عزت نفس بيشتري برخوردارند مثبت انديش مي شوند. منظور از عزت نفس باور كردن خودشان و احترام به خودشان است.متن زير بياني از خانم ويرجينيا ستير درمانگر انسان دوست است و مي تواند بيانگر عزت نفس آدمي باشد. چه خوب است هر كس به عنوان اعلاميه جهاني حقوق من آن را در اتاقش نصب كند و هر چند يك بار آن را بخواند.

ايجاد رابطه دو انسان را در يك زمان به دو شكل درگير مي كند. هر انساني در ارتباط با خودش و هر كدام در ارتباط با ديگري، حال به يك تصوير آشنا نگاه كنيد. عزت نفس مركز هستي تمام انسان هاست و براي يك زندگي آزاد امري حياتي است ما براي بالا بردن عزت نفس و ايجاد يك رابطه خوب با ديگران نياز به روش هاي خاص خود داريم و من در مورد اين كه چه طور مي توانيم آن را به دست بياوريم نظر خود را تا جاي ممكن در اين شعر آورده ام:

اين من هستم

در تمام اين جهان

هيچ كس شبيه من نيست

از بعضي جهات

شايد بعضي،

ولي هيچ كس شبيه من نيست

هر چه از من سر زند از من است

چرا كه با ضمير خود آن را گزيده ام

من مالك هر آن چه هستم

كه در وجودم مي گذرد

تن من و هر آن چه در آن مي گذرد

روح من با فكرها و ايده هايي كه در آن جاري است

چشم هايم، با همه تصاوير و هر آن چه كه ديده

و احساس من، هر آن چه كه هست

خشم، لذت، ناكامي، عشق، نوميدي و هيجان

دهانم

كلماتم كه ممكن است، متين، شيرين، خشن

درست يا نادرست باشد

صدايم ملايم يا بلند

واكنش هايم، خواه در برابر خود يا ديگران

من مالك روياها، اميدها و ترس هايم هستم

من مالك پيروزي ها، موفقيت ها، همه شكست ها و اشتباهاتم هستم

بنابراين قادرم به آگاهي صميمانه تري نسبت به خود دست يابم

با اين تفكر، قادرم خود را دوست بدارم و با تمام وجود خود

نزديك باشم.

مي توانم به تمام جنبه هاي خود چنان واقعيت بخشم كه

هر يك به بهترين نحو عمل كند

مي دانم جنبه هايي از من گيجم مي كند و جنبه هاي ديگر را نمي شناسم

اما تا وقتي با خود صميمي هستم و خود را دوست دارم، مي توانم اميدوار باشم كه راه حل هايم را براي اين معماها و روش هايي براي شناخت بيشتر خود بيابم.آن چه را كه مي بينم، مي شنوم و حس مي كنم در يك لحظه مشخص از زمان از من است و نشان مي دهد كه در همان لحظه از زمان كجا هستم وقتي به عقب برمي گردم كه چه ديده و شنيده و حس كرده ام بعضي هايش با وجودم نمي خوانند و.آن چه را مناسب نيست از بين مي برم و آن چه را خوب است و زيبا نگه مي دارم.من مي بينم ، مي شنوم، احساس مي كنم، فكر مي كنم مي گويم و انجام مي دهم
  
   
   مصاحبه : روزنامه همشهرى  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۸ )

امنيت اجتماعي عاملي بر رشد اميدواري


در هر عصر و جامعه‌اي گروهي از انسانها گرد هم آمدند و براي رفع بهتر و راحت‌تر نيازهاي خود به امنيت، آسايش و سلامت و هر نوع نيازهاي انساني، هنجارهايي را تعريف و همه را به تبعيت از آن فرا خوانند. اين هنجارها در دوران‌هاي مختلف دستخوش تغييرات و تحولات گوناگون اجتماعي (صرف نظر از موقعيت جغرافيايي وقوع آن ) شده است.
تغييرات به‌رغم خصوصيات متفاوت و گاهي متضاد، برخوردار از خصيصه‌ها و شرايط‌ مشترك ويژه و فوق‌العاده كه در جامعه ايجاد مي‌كنند، موجب شده‌اند تا متفكرين علوم انساني اين نوع تغييرات را در رديف بحران‌هاي اجتماعي قرار دهند. بروز اين گونه ناهنجاري‌هاي متعدد در جامعه را مي‌توان ناشي از وقوع تحولات و دگرگوني‌هايي دانست كه در جامعه به تخريب، نابودي و در نهايت تغيير ساختارهاي گذشته، كه به ساليان بسيار دور منتهي و مدت زمان طي شده براي تكميل اين روند را سپري كرده‌اند، اشاره داشت و اين مي‌تواند به نوعي انعكاس توفيق يا عدم‌توفيق در رسيدن به همه يا برخي از اهداف تعيين شده در تغييرات و تحولات دانست.
بديهي است رسيدن به نتايج مورد نظر از بروز تغييرات، مستلزم سپري شدن مسير طبيعي و برنامه‌ريزي شده تحت نظارت در چارچوب اهدافي جامع براي ايجاد موازنه‌اي جديد در مناسبات و تعاملات اجتماعي است. تحولات اجتماعي موجب بروز زخم‌هايي بر پيكره قديمي جامعه كه وقوع تغييرات و بحران‌هاي ناشي از آن را نمايان مي‌كند، نيازمند ترميم و درمان است تا بتواند براي رسيدن به يك شرايط تازه از تعادل و وضعيت اجتماعي مناسب برخوردار شود.
 در جوامعي كه ابتلا به بيماري بي‌قانوني و عدم‌ تعادل باشد، دروغ جايگزين راستي و صداقت مي‌شود، رياكاري و نفاق راه بر شفافيت و يكرنگي مي‌بندد، تملق و چاپلوسي به جاي پالايش روحي مي‌نشيند و بازار تهمت و افترا رونق مي‌گيرد.
همه اينها چتري مي‌شود براي پوشاندن چهره‌ها و حفاظت از تيرهايي كه از هر سو به سوي جاماندگان در اين ميدان رقابت پررقيب رها مي‌شود. توسل به هر يك از خصيصه‌هاي منفي فوق‌الاشاره در وجدان آگاه فرد، روندي را طي مي‌كند كه در پايان آن دروغگويي، رياكاري، تملق، نفاق و … به ابزاري ضروري براي صيانت نفس و تفكر انساني تبديل مي‌شود و اعمال‌كننده آن با تطهير ذهني خطاهاي خود و توجيه وسيله‌اي كه براي رسيدن به مقصود برگزيده، تلاش مي‌كند خود را در ميدان رقابت همچنان پابرجا و مستحكم براي چالش‌هاي بعدي نگاه دارد و اين تلاش تا برقراري نظم و قانون و تقويت روح جمعي همچنان تداوم مي‌يابد. آنچه جامعه را به سرعت بسوي انحطاط، تباهي و تاريكي سوق مي‌دهد، ياس و نااميدي عميقي است كه بر پيكر جامعه سلطه مي‌افكند. در برخي از جوامع به دليل تحولات اجتماعي متعدد موجب شده تا مردم دچار ياس و انفعال اجتماعي، سياسي و فرهنگي شوند. ياس و انفعال ريشه‌هاي اجتماعي بسياري دارد، از جمله مي‌توان به مواردي مانند عدم‌ اعتماد به احزاب، گروه‌هاي سياسي، احساس عدم‌امنيت و بي‌هويتي و رشد روزافزون ناهنجاري‌ها نام برد. اين عدم‌ اعتماد، ضمن آنكه ريشه در نگاه خانواده آنها دارد، موجب شده تا وضعيت جوامع وخيم‌تر شود.
● امنيت اجتماعي
در ميان تعاريف متعدد از مفهوم امنيت، وجوه مشتركي وجود دارد كه مي‌توان امنيت را چنين بيان داشت: امنيت داراي شرايطي است كه فرد در چارچوب آن مقابل خطرات، تهديدات و زيان‌هاي ناشي از زندگي اجتماعي، مورد حمايت جمع ( جامعه) قرار مي‌گيرد. زيرا امنيت يك نياز بنيادي و پايدار براي برآوردن ديگر نيازهاي جمعي بوده و ادامه حيات ساير نيازها بستگي به وجود آن دارد. بشر به دليل اقتضاي خلقت، اجتماعي آفريده شده و هميشه نيازمند ارتباط با ديگران است.
آدمي در طول زندگي و خلقت خود روي زمين با جنبه‌هاي پر فراز و نشيبي از زندگي براي به‌دست آوردن و تامين آرامش، آسايش اقتصادي و ايمن بودن در برابر تهديدات گوناگون توانسته است با انديشه و ابتكار و خلاقيت خود بر آن مشكلات فائق آيد.. تدوين و تهيه قوانين و مقررات اجتماعي و چارچوب‌هاي انضباطي موجب شد تا در نهايت موضوعي به نام حكومت طراحي و ايجاد شود و اين خود موجب شد تا به عنوان مهم‌ترين ابزار و وسايلي براي تامين نيازهاي امنيتي به جامعه بشري ابلاغ و معرفي شود. اين مجموعه ابتكارها و خلاقيت‌ها در نهايت منجر به ايجاد امنيت و گسترش چتر حمايتي براي فرد و جامعه شده تا بتوانند زير اين چتر به بقا و زندگي خود ادامه دهند. متفكرين جامعه‌شناسي و علوم اجتماعي معتقدند در صورت نبود چنين وضعيتي جامعه به سوي بي‌قانوني و عدم‌تعادل در شرايط اجتماعي هدايت مي‌شود كه موجب بروز احساس عدم ‌امنيت در بين اقشار مختلف جامعه مي‌شود.
● احساس عدم‌امنيت اجتماعي
در نبود آنچه در جامعه «امنيت» گفته مي‌شود، ترس و وحشت، بي‌اعتمادي و سردرگمي حاكم شده و فرد، فرد جامعه نگران از چگونگي سرنوشت و جايگاه خود در اين شرايط، تنها به نجات خويش مي‌پردازد و فارغ از هرچه بر سر جمع مي‌گذرد، درصدد يافتن راه‌حلي براي فرار خود از مهلكه مي‌افتد و اين تنها به بهاي ناديده گرفتن حق و حقوق افراد جامعه بر اولويت خواسته‌هاي فردي خود تاكيد مي‌كند. تضارب و تقابل خواسته‌هاي فردي موجود در جامعه‌اي كه دستخوش بي‌قانوني است مي‌تواند متفاوت و متعدد باشد، استقامت و استواري چارچوب‌هاي اجتماعي را درهم كوبيده و به ناهنجاري‌هايي ميدان مي‌دهد كه به تشديد ناامني و تقويت تفكر هر كس براي خود و همه براي من مي‌انجامد.
بنابراين در سايه عدم‌امنيت اجتماعي، رضايت‌مندي از زندگي و شرايط اجتماعي كاهش يافته و يأس و انفعال، افسردگي فردي و اجتماعي جايگزين شادابي، تحرك و نشاط مي‌شود. در چنين شرايطي است كه فرد به‌خاطر حفاظت از خود در برابر تهديدات گوناگون برگرفته از اجتماع در غياب قانون و مقرراتي كه ضامن ادامه حيات جمعي و اجتماعي است، به هر وسيله‌اي براي حمايت از خود و دور شدن از مسائل و خطرات به خود بيشتر مي‌انديشد تا بقاي جمع و اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كند.
● جايگاه امنيت در جامعه
يكي از با اهميت‌ترين وجوه زندگي وجود امنيت است. مقوله امنيت در زندگي جمعي تا حدي است كه گروهي از متفكران اجتماعي در تعاريف خود كلمه امنيت را مترادف با مفهوم «سلامتي به كار مي‌گيرند، و وجود آن را ضامن بقا و پايداري جامعه سالم مي‌دانند. البته بر اين نكته مي‌توان تاكيد نمود كه «احساس امنيت» همواره رابطه مستقيم با امنيت واقعي نداشته و وجود و عدم‌ وجود امنيت و احساس آن لزوما» به معني بهره‌مندي يا محروميت از واقعيت امنيت نيست.
در جوامعي كه وجود امنيت موجب مي‌شود تا تعاملات اجتماعي در يك مسير واقعي قرار گيرد، احساس عدم‌ امنيت چه از لحاظ بودن يا نبودن واقعي آن مي‌تواند تحركات و جريان‌هاي اجتماعي را دچار اختلال كند و اين اختلالات خود سر منشاء‌ يأس و انفعال اجتماعي مي‌شود.


فرين مهرنگ  : روزنامه كارگزاران

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۷ )

اميد و اميدواري ، محاسن و تهديدات


يكي از مشخصه هاي بارز و عيني در رفتار عموم مردم جامعه مخصوصاً جوانان در آغاز هزاره سوم ،ضعيف بودن اميد و اميدواري به زندگي و آينده مي باشد،هر روزه در روزنامه ها ،تلويزيون ،سخنراني ها و مردم كوچه و خيابان مي بينيم و مي شنويم كه علي رغم رشد تكنولوژي و پيشرفت در صنايع و صنعتي شدن امور، متأسفانه در برابر اين رشد و پيشرفت سخت افزاري روحيات و سلامتي جسماني و رواني آحاد مردم جامعه رو به كاهش و ضعف مي باشد.در اين بين تأثيرات اين تفسير و دگرگوني بيشتر از همه قشر جوان جامعه را به جهت جريان تكويني و ذاتي كسب هويت و عبور از دوران سخت نوجواني كه اصطلاحاً در كتب تخصصي روان شناسي تحت عنوان دوران طوفان و تنش نام برده مي شود تهديد و متأثر مي گرداند،لذا از جمله موضوعات اساسي و مهم كه يا داوري آن به افراد مخصوصاً جوانان بسيار ضرورت دارد، موضوع «اميد و اميدوار بودن به زندگي،حيات،فرداي روشن و...» مي باشد.جوانان به دليل شرايط خاص سني و جريان تكوين شخصيت خود،ممكن است نسبت به رفع مشكلاتي كه در زندگي با ان روبرو مي شوند ،عاجز و درمانده شوند. در اين صورت با توجه به مسئله اميد و اميدواري در زندگي فردي و اجتماعي او مي توان بسياري از مشكلات را رفع نموده و زندگي سخت و نابسامان را تبديل به زندگي خوش و قابل تحمل نمود.از طرفي در تعابير اسلامي و قرآني نا اميدي مطرود واقع شده است چرا كه خداوند سبحان در سوره يوسف آيه ۸۷ مي فرمايند:
«از رحمت الهي نا اميد نشويد ، زيرا جز قوم كافران كسي از رحمت الهي نو ميد نمي شود.»
بنابراين همه ما بايد نهال و جوانه اميد را در خود به وجود آورده،سپس به رشد و تكامل آن اقدام نماييم و بدانيم اگر اميد و پويايي از بين ما رخت ببندد،در آينده نسلي ايستا و غمگين و دل مرده خواهِيم داشت و همچنين اگر نبود روحيه اميد و اميدواري بعد از فعاليت و يا شكست هيچ رشد و پويايي و حركت در توسعه و پيشرفت جامعه به وجود نمي آمد.
آخر هم ما شنيده ايم كه انيشتين در مدرسه مردود شده است و يا اديسون از مدرسه اخراج شده است ولي اگر پس از اين شكستها نا اميد مي شدند،هيچ گاه به مقام عالي نمي رسيدند.در ذيل عواملي كه اميد را به وجود مي آورند و همچنين عواملي كه اميد را تهديد مي كنند آورده خواهد شد.
توصيه هاي چند براي ايجاد اميد در افراد
▪ تقويت باورهاي الهي و ديني :
مهمترين منبع و عامل حمايت كننده كه مي تواند ما را در برابر خطرات و امواج منفي حمايت نمايد،باور به خداوند متعال و جهان آخرت مي باشد.همچنين ما بايد دنبال منابع قوي و انرژي زا و اميد آفرين در افراد باشيم،چرا كه هر چقدر ما از منابع قدرتي و انرژي روحي و رواني برخوردار باشيم،تحمل پذيري،استقامت و اميدواري ما بيشتر خواهد بود.لذا در آيه ۱۷ سوره انعام خداوند متعال مي فرمايند:« بدانيد كه هيچ كس غير از خداوند نمي تواند به سختي و غم شما پايان دهد و بر نا اميدي شما خط بطلان كشند.»
▪ الگو گيري از پيامبران _ اوليأ و بزرگان:
براي ايجاد و تقويت اميد و اميدواري در افراد مي توان به زندگي و راه و روش رفتاري بزرگان دين ،ائمه(ع) و شخصيتهاي كاملي كه منبع اميد و انرژي و حيات بوده اند توجه نمود، بزرگاني مانند پيامبر بزرگ اسلام كه با همه سختي ها و مشكلاتي كه براي ايشان در راه ترويج و نشر اسلام به وجود آمد، اما از مسير حق و اميدواري خارج نگرديدند و يا شخصيتهاي ديگري مانند حضرت امام(ره) شهيد مطهري،پروفسور حسابي و....
در اين زمينه خداوند سبحان در سوره احزاب آيه ۲۱ مي فرمايند:
« در پيامبر خدا ، براي شما ، چه در صبر و مقامت با دشمن و چه ديگر اوصاف و افعال نيكويي او سر مشق و الگوي نيكويي است .»
▪ شناخت ويژگي هاي خود :
در اين زمينه مي توان به شناخت صحيح از خود دنياي پيراموني خود ، سختي ها ، نقاط ضعف و قدرت خود اشاره نمود كه در مجموع باعث كنار آمدن بهتر با زندگي خواهد شد.
▪ بالا بردن روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي در افراد:
از عمده نقاط ضعف عموم مردم كشور ما ، عدم استفاده از فنون مهارت هاي اجتماعي و همچنين ميزان كم تعاملات اجتماعي و مشاركت جمعي مي باشد ، لذا در صورت ايجاد روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي ، افراد مي توانند باعث افزايش روحيه ، توانمندي ، اميدواري و... در همديگر بشوند.
▪ بالا بردن صفت سازگاري با محيط در افراد:
از مشخصه هاي شخصيتي و رفتاري افراد سالم و اميدوار ، برخوردار بودن از مهارت هاي مقابله اي و مقابله صحيح با مشكلات مي باشد ، امروزه در سطح دنيا افرادي از توانمندي و قابليت لازم براي زندگي اجتماعي و فردي در جامعه برخوردار مي باشند كه از كنار هوش و قابليت ذهني و انتزاعي از قابليت ديگري به نام هوش هيجاني و اجتماعي برخوردار باشند. لذا تقويت هوش هيجاني در افراد باعث سازگاري بهتر با جامعه و اجتماع خواهد گرديد و فرد در اين وضعيت از آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود.
▪ تنظيم سطح توقع افراد با ميزان تلاش آنها:
در افراد سالم و اميدوار دو نوع برداشت و خود كه عبارتند از خود ايده آل و خود واقعي تفاوت چنداني وجود ندارد . لذا افراد جامعه مخصوصاً نوجوانان و جوانان عزيز بايد توجه نمايند كه انتظاراتشان از خود و اطرافيان بايد واقعي ، قابل دسترس و متناسب با تلاش و فعاليت آنها باشد تا دچار ناكامي هاي زياد نگردند.
▪ وارد كردن عشق و علاقه و عواطف در زندگي ( پيدا كردن معني در زندگي):
از عمده علت هايي كه افراد را به بي تفاوتي ، بي هويتي و نااميدي سوق مي دهد ، نداشتن يك معناي درست از هدف و فلسفه زندگي مي باشد، متأسفانه در مراجعين باليني به اين مركز مخصوصاً در بين جوانان جامعه اين عامل به صورت زياد مشاهده مي گردد، كه جوان ما دچار بحران اساسي و يك پوچي در زندگي گرديده است ، لذا براي جلوگيري از اين آفت در عملكرد طبيعي افراد ، بايد والدين، معلمين ، دوستان و رسانه هاي جمعي به تقويت داشتن رابطه سالم و منطقي و همچنين توجه به يك فلسفه حيات بخش بر اساس شرع و عقل از زندگي تاكيد بنمايد.
تهديدات اميد (عواملي كه اميدواري را در افراد از بين مي برد):
۱) نداشتن ايمان و اعتقادات ديني
۲) عدم درك صحيح از خود و استعدادهاي خود
۳) عدم پذيرش فرد از خود (خود كم بيني )
۴) احساس عدم مسئوليت در برابر ديگران
۵) نداشتن برنامه در زندگي براي رسيدن به اهداف
۶) داشتن تفكر قطبي يا مبتني بر اصل همه يا هيچ ،يعني مطلق گرايي و تفكر در نهايت ها
۷) تعميم بيش از اندازه امور
۸) تحريف واقعيتهاي زندگي
۹) ترس و اضطراب كه به صورت مرضي در شخص و زندگي او تعميم يافته است
۱۰) غصه خوردن و مقايسه كردن زياد خود با ديگران
۱۱) پر توقعي و انتظار بيش از اندازه از خود
۱۲) فقر عاطفي و اطلاعاتي، در اين زمينه جمله اي از شهيد مطهري(ره) نقل شده است كه ايشان فرمودند:« انسان به هر نسبت كه آگاهي بيشتري دارد حيات بيشتري نيز دارد.»
● خلاصه(نتيجه گيري):
در نهايت مي توانيم به اين رهنمود در بهداشت رواني توجه نماييم كه پيشگيري مقدم بر درمان مي باشد و بهتر است كه ما در تعاملاتمان با خود، اعضاي خانواده،همكاران، افراد اجتماع و ... روحيه تقويت و افزايش اميد به زندگي را ايجاد نماييم ، همچنين مي توانيم از اميد و اميدواري تحت عنوان يكي از متغيرها و فاكتورهاي تشويقي و تقويتي اساسي همچنين نيازهاي اساسي رواني در تعيين سرنوشت افراد نام ببريم كه دائماً باِيد مورد توجه و اهميت قرار گِيرد چرا كه در فرهنگ اسلامي و ملي ما افرادي داراي موقعيت و ماندگاري شده اند كه توانسته اند اين ويژگي را با توكل به خالق هستي و صبغه الهي در خود ايجاد نمايند.مخصوصاً اين نكته براي دوستان خوب جوان مورد اهميت و توجه مي باشد چرا كه در زندگي با صحنه ها ، موقعيت ها و حوادثي مواجهه خواهند شد كه در خيلي از اين موارد براي آنها غير قابل پيش بيني مي باشد لذا با حفظ اين روحيه و ويژگي مثبت در خود مي توانند با اين حجم از اين مشكلات و مسائل به عنوان سنگ زيرين آسياب مطرح باشند و انشاء الله به ظفر و پيروزي نائل آيند.
در نوميدي بسي اميدهاست از پس ظلمت بسي خورشيدها ست


محمود برجعلي كارشناس ارشد معاونت پژوهشي و دانشجوي دكتراي روان شناسي ۱- منظور از جوانان افراد بين ۱۵ تا ۲۹ سال مي باشند. ۲- storme and stress ۳ - Adaptation ۴- Copping skills ۵ -Ideal self ۶ - real self


پژوهه دين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 
تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۶ )

به اميدم به اميدم به اميد...

شعري از فخرالدين اسعد گرگاني

نيينى باغبان چون گل بكارد

چه مايه غم خورد تا گل بر آرد

به روز و شب بود بى صبر و بى خواب

گهى پيرايد او را گه دهد آب

گهى از بهر او خوابش رميده

گهى خارش به دست اندر خليده

به اميد آن همه تيمار بيند

كه تا روزى برو گل بار بيند

نبينى آنكه دارد بلبلى را

كه از بانگش طرب خيزد دلى را

دهد او را شب و روز آب و دانه

كند از عود و عاجش ساز خانه

بدو باشد هميشه خرم و كش

بدان اميد كاو بانگى كند خوش

نبينى آنكه در دريا نشيند

چه مايه زو نهيب و رنج بيند

هميشه بى خور و بى خواب باشد

ميان موج و باد و آب باشد

نه با اين ايمنى بيند نه با آن

گهى از خواسته ترسد گه از جان

به اميد آن همه دريا گذارد

كه تا سودى بيابد زانچه دارد

نبينى آنكه جوهر جويد از كان

به كان در آزمايد رنج چندان

نه شب خسپد نه روز آرام گيرد

نه روزى رنج او انجام گيرد

هميشه سنگ و آهن بار دارد

هميشه كوه كندن كار دارد

به اميد آن همه آزار يابد

كه شايد گوهرى شهوار يابد

اگر كار جهان اميد و آزست

همه كس را بدين هر دو نيازست

هميشه تا بر آيد ماه و خورشيد

مرا باشد به مهرت آز و اميد

مرا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به سرو بوستانى

نه شاخش خشك گردد گاه گرما

نه برگش زرد گردد گاه سرما

هميشه سبز و نغز و آبدارست

تو پندارى كه هر روزش بهارست

ترا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به گلزار خزانى

برهنه گشته و بى بار مانده

گل و برگش برفته خار مانده

همى دارم اميد روزگارى

كه باز آيد ز مهرش نوبهارى

وفا باشد خجسته برگ و بارش

گل صد برگ باشد خشك خارش

دو چندان كز منست اميدوارى

ز تو بينم همى نوميدوارى

منم چون شاخ تشنه در بهاران

توى همچون هوا با ابر و باران

منم درويش با رنج و بلا جفت

توى قارون بى بخشايش و زفت

همى گويم به درد و زين بتر نيست

كه جز گريه مرا كاري ديگر نيست

چه بيچاره بود آن سو گوارى

كه جز گريه ندارد هيچ كارى

چو بيمارم كه در زارى و سستى

نبرّد جانش اميد از درستى

چنان مرد غريبم در جهان خوار

به ياد زادبوم خويش بيمار

نشسته چون غريبان بر سر راه

همى پرسم ز حالت گاه وبى گاه

مرا گويند زو اميد بر دار

كه نوميدى اميدت ناورد بار

همى گويم به پاسخ  تا به جاويد

به اميدم به اميدم به اميد...

از كتاب «ويس و رامين» فخرالدين اسعد گرگاني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۵ )

در باره اميد گفته اند . . .


۱) خدا اميد و خواب را براي جبران غم هاي زندگي به ما ارزاني داشته است.
۲) نااميدي اولين گامي است كه انسان به سوي گور برمي دارد.
۳) يأس در كارها خودكشي است.
۴) اميد و آرزو آخرين چيزي است كه دست از گريبان بشر بر مي دارد.
۵) داشتن ظرفيت اميد مهمترين حقيقت زندگي است، زيرا مقصود و توانِ رسيدن به حقيقت را براي انسان فراهم مي سازد.
۶) آن زندگي كه به اميد فردا بگذرد ، يك روز عقب مانده است.
۷) زندگي غافلان به دو بخش تقسيم مي شود : نيمه اول به اميد و نيمه دوم در حسرت نيمه اول.
۸) اميد، رؤياي بيداران است.
۹) خوب زندگي كردنِ امروز هر ديروزي را به رؤيايي از خوشبختي و هر فردايي را به چشم اندازي از اميد مبدل مي كند.
۱۰) كسي كه به عرصه ي ايمان گام مي نهد ( به آن مقام هستي كه نهايت آرزو است) به حريم حيات داخل مي شود.
۱۱) مال و ثروت، سرانجام انسان را تباه مي كند و دام آرزوها را گسترده مي دارد.
۱۲) آرزو براي انسان ها رحمت است. اگر آرزو نبود هيچ مادري به فرزند خود شير نمي داد و هيچ باغباني درختي در زمين نمي كاشت.
۱۳) آرزو چون سراب ، داراي نماي فريبنده اي است كه حقيقت ندارد.
۱۴) شما هميشه ترجيح مي دهيد كه زودتر به آرزوهايتان برسيد تا ديرتر. به همين دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي تان بي قرار هستيد.
۱۵) اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد.
۱۶) بهترين وسيله براي فتح و پيروزي اميدواري است . اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد

http://vista.ir/article/79184/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]


سخن‌چيني يكي از آفات زبان


يكي از آفات زبان كه از رذايل اخلاقي به شمار مي‌رود و انسان را از راه خدا دور مي‌سازد، نمّامي و سخن‌چيني است. سخن‌چيني يعني پشت سر ديگران سخن گفتن و عيبجويي كردن و به دنبال برملا كردن عيوب ديگران بودن و حرف را از محفلي به محفل ديگري برده و سخنان را پخش كردن.
قرآن كريم در نكوهش سخن‌چيني مي‌فرمايد:
 "وَيلٌ لِكُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه؛ (۱) واي بر هر عيب جويِ سخن چين."
 رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:
 " اَلا اُنَبِّئَكُم بِشِرَارِكُم قَالُوا بَلَي يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ المَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَهِٔ المُفَرِّقُونَ بَينَ الاَحِبَّهِٔ البَاغُونَ لِلبُرَآءِ المَعَايِبَ. " (۲)
 «آيا مي‌خواهيد شما را به بدترين افراد در ميان شما آگاه كنم؟ عرض كردند بلي اي رسول خدا . حضرت فرمودند: بدترين افراد آنهايي هستند كه به سوي سخن چيني مي‌روند، ‌كساني كه ميان دوستان جدايي مي‌افكنند و در جستجوي عيب براي افراد صالح و پاكدامنند.»
ايشان در جاي ديگري مي‌فرمايند:
 "لا يَدخُلُ الجَنَّهَٔ نَمَّامٌ" (۳)؛ سخن‌چين وارد بهشت نمي‌شود.

پي‌نوشت‌ها:
 ۱- همزه، ۱ .
 ۲- اصول كافي، ج۴، ص۷۵، ح۱ .
 ۳- محجهٔ البيضاء، ج۵، ص ۲۷۵ .


تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]


نفي مجادله در دين


شخصي به امام حسين(ع) عرض كرد: بنشين تا پيرامون دين باهم بحث كنيم. حضرت فرمود: «اي مرد من به دين خود بصيرت دارم (آن چنان كه نور) هدايت من بر من آشكار گشته است، اگر تو به دين خود ناداني، برو ياد بگير، مرا با مجادله (و بگو مگوي نابجا) چكار؟ اين شيطان است كه آدمي را وسوسه مي كند و در نهان با او سخن مي راند و مي گويد: پيرامون دين با مردم، مجادله كن تاگمان نبرند كه تو ناتوان و ناداني. مجادله (و بگو مگو) از چهارگونه بيرون نيست:
 يا اينكه تو و رفيقت در آنچه هر دو مي دانيد با يكديگر مجادله مي كنيد، در اين صورت، خيرخواهي نسبت به هم را ترك گفته ايد، و رسوايي هم را مي جوييد، و (بدين وسيله) آن علم را تباه ساخته ايد.
 يا اينكه در آنچه هر دو نمي دانيد با هم بگو مگو داريد، در اين صورت ناداني خود را آشكار كرده، و با هم از روي ناداني ستيز نموده ايد.
 يا اينكه در آنچه تو مي داني (و او نمي داند) يك و دو مي كنيد، در اين صورت تو كه از پي (نمايان ساختن ناداني و) لغزش رفيق خود برآمده اي به او ظلم نموده اي. و يا اينكه در آنچه او مي داند (و تو نمي داني) مجادله مي كنيد، در اين صورت تو (كه نمي پذيري) حرمت و منزلت رفيق خود را نگه نداشته اي.
 اين چهارگونه جدال، همگي (براي جوينده حق) ناممكن است، هر كه عادلانه رفتار كند و حق را پذيرا باشد و مجادله را ترك نمايد، ايمان خود را پايدار ساخته و دينداري خود را نيكو انجام داده و عقل خود را (از نادرستي) مصون داشته است.»(۱)
 
۱- موسوعه كلمات امام حسين(ع)، ص۸۱۱


روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان