مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8271
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 3
همه : 5169234

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۳ )

لحظات نااميدي را پشت سر بگذاريم


۱) عواملي كه باعث بروز احساسات منفي در ما ميشوند، معمولاً نشانگر هستند تا سببي، اختلاف ميان شما با يك دوست و يا يك عزيز، يك مشكل جسمي، يك مانع و يا يك خبر ناگوار در روزنامه. هرگاه دلگير و نااميد شديد، اين دو پرسش را از خود بپرسيد:
 ۱) رويداد برانگيزنده اين احساس در شما چه بوده است؟
 ۲) و اينكه اين رخداد با چه چيزهايي مرتبط است؟ پرسش اخير مهم است. عاملي كه شما را حقيقتاً مكدر و ناراحت ميكند، رويداد و موضوع جاري نيست، بلكه عمدتاً چيزي در گذشته دور و يا نزديك شما است، چيزي موجود در ناخودآگاه شما كه سبب ناراحتي شما ميشود. آگاهي يافتن از اين جنبه عميق مشكلات، نخستين گام در جهت حل علل زير بنايي رويداد ها است.
 ۲) تفكر خودكشي داشته باشيد!! متعجب نشويد. اكنون ديگر به پايان خط رسيده ايد و ياس و سرخوردگي بر شما چيره گشته، و ميخواهيد به زندگي خود پايان بخشيد. اما كمي درنگ كنيد، چراكه شما اكنون بسيار توانمند و قوي هستيد. آيا چيزي بدتر از مرگ وجود دارد؟ مسلماً خير. بنابراين به سراغ كاري كه تا كنون شهامت انجامش را نداشته ايد و يا راهي كه آن را پيش از اين آزمايش نكرده ايد، برويد. ديگر شكست، طرد شدن و ترسيدن براي شما معنايي ندارد، چراكه آنها هر چه باشند، از مرگ بدتر و ناخوشايند تر نيستند. بنابراين شانس خود را براي آخرين بار هم كه شده امتحان كنيد، مسلماً اين بار موفق خواهيد شد. بنابراين ميتوان از تفكر منفي خودكشي در جهت مثبت هم بهره گرفت.
 به احتمال زياد ۸۰ تا ۹۰ درصد محتواي انديشه شما مربوط به زمان گذشته و يا آينده است. نكوهش عملكردهاي گذشته و ترس از وقايع آينده. اما آگاه باشيد كه گذشته يك خاطره است و آينده نيزعمدتاً به نحوه عملكرد و نگرش ما در زمان حال بستگي دارد. بنابراين در زمان حال بيانديشيد، سخن بگوييد و عمل كنيد.
۳) نظرگاه غالب خود را تغيير دهيد. نظرگاه شما با چيزها و افرادي كه به تجربه خود وارد ميسازيد ارتباط دارد. چنانچه فردي منفي باف و بدبيني ميباشيد، خود را تغيير دهيد و خوشبينانه تر به مسايل پيرامون خود نگاه كنيد.
۴) قدر شناس باشيد. شايد بگوييد من چيزي نداريم كه سپاسگذار آن باشم. اما چنانچه شما اين مقاله را مطالعه ميكنيد،پس احساس داريد،قادريد بيانديشيد،بياموزيد،رشد كنيد و براي آينده ذهنيت مردم و ساختار اجتماعي ـ سياسي و قدرت و زبان اطلاق مي‌شود؛ وقتي گفتمان تغيير مي‌كند، طبيعتاً همه اين موارد هم دستخوش دگرگوني مي‌شوند.

براي روشن شدن موضوع، مي‌توان به نمونه‌اي از پيوند زبان و قدرت در مسأله جنسيت اشاره كرد. در جامعه مردسالار، مردان در خانواده قدرت را در دست دارند و همين ساختار در حكومت و سياست هم وجود دارد و زنان نمي‌توانند نقشي در سياست داشته باشند. در زبان چنين جامعه‌اي هم، طبيعتاً كلمات "زن" و "زنانگي"، نشان‌دهنده ضعف و ناقص‌عقلي‌اند، در عوض كلمه‌هايي مثل "مردانگي" ارزشمندند و تعابيري مثل "جوانمردي" و "قول مردانه" وجود دارد. چنين زباني در چنان ساختار اجتماعي، بر دختران اثر مي‌گذارد و سبب مي‌شود آنها از همان كودكي باور كنند كه از پسرها كمترند و بايد به حاكميت آنها تن در دهند. همين دخترها ازدواج مي‌كنند و مردسالاري را در خانواده مي‌پذيرند و پسرهايشان را با اعتماد به نفس و دخترهايشان را متكي به ديگران، بار مي‌آورند. در اين شرايط، اصطلاحاً گفته مي‌شود گفتمان حاكم بر اين جامعه، گفتمان مردسالاري است. ليكن وقتي گفتمان مردسالار در اين جامعه از بين مي‌رود، امكان تعليم و تربيت يكسان و نيز امكان كار كردن در بيرون منزل و به تبع آن، استقلال اقتصادي براي دختران به وجود مي‌آيد و در نتيجه، آنها به موقعيت‌هايي در جامعه دست مي‌يابند، در خانواده نظرشان به اندازه نظر همسرشان ارزش پيدا مي‌كند و در اجتماع، از رايي مساوي برخوردار مي‌شوند و در سياست و حاكميت نيز نقش پيدا مي‌كنند. تغييرات به وجود آمده در نظام اجتماعي، فكري و سياسي اين جامعه، حتي در زبان آن هم پديدار مي‌شود، براي مثال، در زبان انگليسي، پيش‌تر براي اشاره به سوم شخص، به طور مطلق، صرفاً he به كار مي‌رفت، اما امروزه، نويسندگان انگليسي‌زبان، در جايي كه جنسيت آن فرد سوم مورد نظر نيست، خود را موظف مي‌بينند از تعبير he or she استفاده كنند.

http://zorwanplus.persianblog.ir/post/38


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۲ )

سازگاري در روزگار سركش با اميد به آينده


كارشناسان مسائل اجتماعي و روانشناسان معتقدند ايجاد امنيت رواني و دغدغه هاي مثبت، فراهم كردن فضاي رقابت هاي سياسي نشاط آور و تغيير نگاه هاي منفي و غلط به زندگي و آينده از مهم ترين گام ها براي تقويت روحيه اميد به زندگي درگروه هاي مختلف جامعه است.
 ● اميد به زندگي نگرش است
 دكتر كامبيز كامكاري، دبير كميسيون تخصصي سنجش در نظام روانشناسي كشور مي گويد: از منظر «روانشناسي كمال» اميد به زندگي نوعي نگرش است.
 به گفته وي، پيشگامان و نظريه پردازان اين شاخه بر خلاف گروهي از همكاران شان كه به جنبه هاي منفي افراد مي پردازند همواره به جنبه هاي مثبت و شخصيت انسان هاي سالم توجه دارند.
 عضو هيأت علمي دانشگاه تهران در ادامه، به تشريح اين ديدگاه پرداخته و عنوان مي كند: روانشناسي كمال به سه عنصر عاطفي، شناختي و رفتاري توجه ويژه اي دارد. اگر نگرش شخص به زندگي و محيط اطراف مثبت باشد او از زندگي لذت برده و احساس شادكامي و خوشحالي مي كند. عنصر شناختي نيز به زندگي او معني و مفهوم مي بخشد. بدين ترتيب فرد براي خود و اهدافش ارزش ويژه اي قائل است و خود را انسان مفيدي مي داند.
 عنصر رفتاري نيز فرد را به زندگي و طول عمر بيشتر ترغيب كرده و حس توجه به سلامتي و نشاط جسمي را در او تقويت مي كند.
 ●نقش فرد در كسب موفقيت پر رنگ شود
 دكتر كامكاري، در ادامه مي افزايد: براي افزايش و تقويت روحيه اميد به زندگي بايد نقش فرد را در كسب موفقيت هايش بزرگ و چشمگير نشان داد. بايد به او گفت كه خودش موجب موفقيت شده است. در نقطه مقابل نيز اگر شخص با شكست مواجه شد بايد نقش فرد را در اين زمينه بسيار كمرنگ نشان داد.
 وي يادآور مي شود: متأسفانه در جوامع جهان سوم و كمتر توسعه يافته، به اين نكته هاي مهم توجه جدي نمي شود، زيرا اگر فرد بخواهد از موفقيتش صحبت كند بلافاصله اين گونه تلقي مي شود كه او قصد تعريف از خود را دارد. اين در حالي است كه براي تعريف شكست ها و نقاط تاريك و منفي شيدن يعني صورت مسأله را خوب فهميدن و بهترين راه حل را براي آن اعمال كردن است. بايد انسان ها ياد بگيرند كه فهم و درك واقعيت ها از ارائه راهكار براي حل آن دشوارتر و پر اهميت تر است. اين كه چگونه مسائل را ارزيابي كنيم و چگونه به تفسير رخدادهاي روزمره مان بپردازيم و چه نگرشي نسبت به توانايي ها و محدوديت هايمان داشته باشيم نقش تعيين كننده اي در ارائه راه حل براي مقابله با آن مسائل دارد. انسان واقع بين در وهله اول خودش را بيش از ديگران دوست دارد و براي توانايي ها و محدوديت هايش ارزش قائل است و در اين ميان درصدد است تا نقاط مثبت اش را تقويت كرده و نقاط منفي اش را اصلاح كند. سپس درمي يابد كه نسبت به هيچ چيز هيچ كس ناتوان نيست، زيرا اگر انسان در گام نخست، خودش را خوب بشناسد، درمي يابد كه مهار كردن شرايط برايش ناممكن نيست.
در اين ميان وقتي كه دريابد دست هاي پنهاني هست كه او را حمايت كرده و توان مقابله اش را صد چندان افزون مي كند و آن هم چيزي نيست جز توكل به خالق هستي، آن گاه پاهايش قدرت فراواني براي گام برداشتن به سوي هدف و ديدگانش جرقه هايي از اميد به آينده و دستانش توان بي حدي براي برداشتن موانع از پيش پايش مي يابد. اينجاست كه فصل تازه اي از زندگي به روي انسان گشوده مي شود


روزنامه ايران : داريوش آرمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]


 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۱)

خداحافظ، نا اميدي


بشر از ديرباز به شناخت خويشتن علاقه‌اي وافر ابراز مي‌داشته و در اين راه سخت تلاش و كوشش و اهتمام مي‌ورزيده و بر همين اساس و ميل دروني براي شناخت خويشتن است كه حالات سلامت و بيماري براي وي از اهميتي درخور و شايسته برخوردار شده است. افسردگي يكي از نخستين اختلال‌هاي رواني است كه پزشكان به شرح آن پرداخته‌اند. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل‌گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساس‌ها معمولا كوتاه بوده و تاثيرات كم و جزئي بر روي فعاليت‌هاي معمول روزانه دارند. در سطح بعدي افسردگي نشانه‌ها شدت يافته و براي دوره‌اي طولاني‌تر تداوم مي‌يابد.فعاليت‌هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند. اما هنوز شخص قادر به مقابله با آنهاست. به هر حال در اين حالت احساس نااميدي شايد آن‌قدر شديد شود كه خودكشي به عنوان تنها راه‌حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي‌كند ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره‌گيري كامل از فعاليت‌هاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.
 ● عوامل موثر در بروز افسردگي
 بروز افسردگي در فرد دلايل مختلفي مي‌تواند داشته باشد، از جمله حوادث مختلفي كه در دوران زندگي پيش آمده، رفتار ديگر اعضاي خانواده نسبت به او، تغيير محل، محل زندگي و يا شكست و ناكامي‌هاي زندگي را مي‌توان نام برد. كساني كه در كودكي از حضور در اجتماع و فعاليت‌هاي گروهي و اجتماعي محروم بوده‌اند و بيشتر وقت خود را در منزل گذرانده‌اند در آينده بيشتر در معرض ابتلاي به اين بيماري قرار مي‌گيرند.
 ▪ اتفاقات زندگي:
بسيار عادي است كه در زمان روبه‌رو شدن با يك فاجعه غم‌انگيز مانند داغ‌ديدگي و يا از دست دادن شغل افسرده شويم.
 ▪ شرايط و موقعيت‌ها:
‌اگر ما تنها بوده و دوستي نداشته باشيم، تحت فشار رواني باشيم، نگراني داشته و يا از نظر جسمي افت كرده باشيم، احتمال بيشتري مي‌رود كه افسرده شويم.
 ▪ بيماري جسمي:‌
افسردگي بيشتر زماني كه از بيماري جسمي رنج مي‌بريم به سراغ ما مي‌آيد.
 ▪ شخصيت : ‌
 هر فردي احتمال دارد افسرده شود اما برخي از افراد احتمال بيشتري براي افسرده شدن دارند.
▪ جنسيت:
‌زنان بيشتر از مردان افسرده مي‌شوند شايد به اين دليل كه مردان كمتر اجازه مي‌دهند احساساتشان بارز شود و اغلب بر آنها سرپوش مي‌گذارند.
 لذت بردن از زندگي و علاقمند شدن به انجام كارهاي روزمره براي اين عده دشوار مي‌شود. كارهاي لذت‌بخش معمولي مانند خواندن روزنامه و يا تماشاي تلويزيون دشوار و تحمل‌ناپذير مي‌شود. وقتي افسردگي به شديدترين سطح خود مي‌رسد ممكن است توانايي واكنش هيجاني را از دست بدهد و به آنجا برسد كه احساي است اين است كه بعضي ها متأسفانه اولويت را به امور منفي مي دهند و بچه ها هم نقل مي كنند و فراموش مي كنند كه اثر بدي براي تربيت فرزندان گذاشته مي شود و فكر ميكنند كه در دنياي بد با افراد وحشتناكي مواجهند كه هيچ اميدي به زندگي نيست . ما همواره بايد شخصيت هاي خوب گذشته و معاصر را يادآوري كنيم و از ياد نبريم اگر مي گوييم شمر هست وجود امام حسين (ع) را هم يادآوري كنيم يا اگر مي گوييم هيتلر در تاريخ وجود داشت بگوييم گاندي > آلبرت شوايتزر> حافظ > مولوي و ... هم بوده اند و نگذايم كه صرفاً امور منفي ذهن را احاطه كند .

ذخيره اول زيباسازي ذهن از طريق طبيعت بوده ذخيره دوم از طريق زيبايي هاي انسان ها بود كه بايد يادآوري شود . اگر در خانواده اي فرد بدي بود و از آن طرف فاميل خوب ديگري هم حضور دارد وظيفه خانواده هست كه به فرزندان يادآوري كنند كه در قبال شخصيت بد فرد خوب هم وجود دارد. يعني در كنار زشتي حتماً زيبايي را هم مطرح كنند. مقوله اي وجود دارد به نام ذهن خائن يعني كه انسان طلب هاي خود را به خاطر دارد و بدهكاري هاي خود را از ياد مي برد . هرچه نكبت هست مي بيند نعمت را نمي بيند و ... به اين طريق روحيه افسردگي پيدا ميكند. آنچه كه درباره زيباسازي ذهن گفته شد از روي ترتيب نبود وليكن در بخش هاي ديگر هر كدام حايز اهميت است .

سومين راه رسيدن به ذهن زيبا به عنوان يك خوراك فرهنگي هفت هنر يا هنرهاست كه به تجربه ثابت شده است كسي كه ذوق هنري خود را بالا مي برد مي تواند به الطيف روح و روان و حتي جسم و ارتباطش كمك زيادي نمايد . مشاهده مي كنيم افرادي كه روحيه خوبي نداشتند با رفتن به مثلاً يك كنسرت موسيقي تغيير روحيه مي دهند. لذا بايد به فرزندان و خودتان بياموزيد كه مي توان از اين نعمت هايي كه خداوند در وجود هر يك از آنها با عنوان هنردوست يا هنرمند ايجاد كرده نيروي زيادي گرفت چون خود موضوعهاي هنري خلق زيبايي مي كنند و در اين زمينه اثرات زيادي روي انسان مي گذارند و الان خوشبختانه در اين چند سال مي بينيم كه در خانواده بچه ها به موسيقي و ساير هنرها علاقه زيادي پيدا كرده اند كه در تلطيف روح آنها تأثير زيادي دارد . جواني كه تمرين موسيقي ميكند و درسش را خوب مي خواند و براي حضور در المپياد تلاش مي كند به دنبال مواد مخدر يا كارهاي ناسالم ديگر نخواهد بود. بنابراين زيباسازي ذهن از نظر اثراتي كه دارد يك كار بهداشت رواني و سلامت نيز در جامعه هست .

در اين راستا بايد هنر و مراكز موجود از جمله فرهنگ سراها > به نحوي تقويت شوند.

چهارمين مورد روحيه سازي> ورزش و حركت جسمي است . از قديم هم شنيده ايم كه كارگران و زحمت كشان نزد خداوند جاي خاصي دارند به خاطر عرق جبيني كه روي پيشاني آنها مي نشينند. انسان طوري ساخته شده است كه غير از فعاليت هاي فكري حتماً بايد فعاليت هاي جسمي نيز داشته باشد ( از طريق حركت ) اگر فرد عرق نكند> سموم بدنش خارج نمي شود و نمي تواند حال و روحيه خوب داشته باشد .

پنجمين عاملي كه در زيباسازي ذهن اثر ميگذارد > امور اعتقادي و رابطه با خداوند است. قرآن مي فرمايد ياد ونام خدا قلب ها را آرامش مي دهد و امروزه در روان شناسي ثابت شده است انساني كه اعتقاد ندارد نمي تواند خير ببيند. رابطه الهي و عبادي انسان اثرات خاصي در سلامت جسمي و روحي و رواني اش ايجاد مي كند. در كناراينها مطالب زيادي مي گنجد كه از جمله علم و دانش عشث و مهر سازندگي وخلاقيت است كه تمام اينها با افزايش يك ذهن زيبا در فرد تبلور خود را به نوعي ايجاد مي كند. تمام كساني كه در اين مملكت در عرصه فرهنگ خدمت مي كنند. ابتدا بايد از خودشان شروع كنند و چراغ كوچكي را كه به كنك آنها روشن مي شود روشن نكه دارند و ان احساس مسوليت در تغذيه فرهنگي سالم و زيباي خود و اطرافيان و به وجود آوردن منابع مطالعات و تحقيقاتي است كه در اين زمينه ميتواند كمك كند.

من با اطمينان مي گويم اگر كسي تمام نعمت هاي دنيا را داشته باشد ولي يك حال و روحيه خوبي نداشته باشد نمي تواند از اين دنيا خيري ببرد . كهنسالان ما حرف هايي مي زنند كه امروزه در علم به اثبات رسيده است يكي از آن موارد اين است كه وقتي از مسايل مختلف زندگي بحث مي شود مي گويند آدم بايد دلش خوش باشد و امروزه در مكاتب روان شناسي ثابت شده است كه دل ناخوش مشكلات زيادي را ايجاد ميند و ما بسيار خوشحاليم كه فرهنگ ادبي ما به اين موضوعات توجه داشته است . براي بيمار> كلمه اي به نام ناخوش داريم كه وقتي فرد سلامت خود را به دست آورد بايد حالش خوش شود . بلكه حق انسان است كه خوش باشد چون ديده شده است كه انسان در مرحله سرور و شادي و خوشي اصيل يك حالت الهي و عرفاني پيدا مي كند. تعريفي كه از مومن مي شود اين است كه امنيت دارد و كسي امنيت دارد كه بتواند حال و روحيه خوب داشته باشد . بنابراين از نظر اعتقادي هم بر من و شما فرض است كه در زيباسازي ذهن از طريق فرهنگ در جامعه كوشا باشيم .

يكي از بخش هاي مهم حال خوب زيباسازي ذهن است و بخش ديگر ( كه فقط الان عنوانش را ذكر مي كنم) درست انديشي است كه يكي از بخش هاي مهم وظايف فرهنگي است . تحقيقات دانشگاهي در اين زميه نشان داده است كه وقتي افراد درست و زيبا مي انديشند حال بد ندارند. بنابراين درست انديشي و زيبا انديشي داراي اهميت زيادي است .

بخش دوم بحث > كه فرصت پرداختن به آن نيست بحث شناخت و انديشه انسان است كه در فلسفه اسلام و علم جديد توجه زيادي به آن شده است . دكارت از جمله فلاسفه اي بود كه روش هايي را به منظور درست به كار بردن عقل و انديشه توصيه مي كرد و بسياري از فلاسفه در اين زمينه كار كردند. هم اكنون علم جديديبه نام علوم اطلاعات و شناخت مطرح است و در اين خصوص بحث مي كند كه چگونه درست انديش باشيم . افرادي كه درست انديش نيستند سياه و سفيد مي كنند تعميم هاي غيرمنطقي مي دهند و بسياري از امور را مطلق مي كنند. به عبارت ديگر يك انسان فرهنگي بايد درك و شناخت خود را از دنياي درون و بيرون خويش به واقعيت نزديك كند تا بتواند راه و چاه را از هم تشخيص دهد . مشاهده مي كنميم كه وقتي حال كسي خيلي بد مي شود تحليل و درك درست را از دست مي دهد و از آن طرف از جمله وظايف دست اندركاران امور فرهنگي آن است كه كوشش كنند. افراد آموزش هايي فرا گيرند ( اعم از مهد كودك دبستان و دبيرستان ) تا بدانند چگونه به درست انديشي برسند.

خلاصه آنكه اگر زيبا انديشي و درست انديشي در جامعه به يكديگر ملحق شوند به بخش فرهنگ معنوي جامعه كمك هاي بسيار زيادي خواهند كرد. در باب فرهنگ مادي و اقتصادي امروزه نظريات زيادي وجود دارد . واقعاٌ اين گفته پيامبر ( ص ) بسيار جاي تأمل دارد كه من از فقر امتم بيمناك نيستم ولي از سوء تدبيرش بيمناكم . در بسياري از جاها فقر اقتصادي به خاطر سوء تدبير يا عدم مديريت است كه اگر بتوان روحيه سازي فرهنگي و اجتماعي انجام داد و راههاي به وجود آورد كه افراد جامعه مدير باشند و مديريت هاي درست انجام دهند مي توانند فقر به نوعي حل كنند.

خلاصه تمام بحث روحيه سازي فرهنگي اين است كه مي كوشين به اين وسيله افراد از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قو تغيير حالت دهند و تحقيقات علمي نشان مي دهد كه انسان ها وقتي ذهنشان زيبا و درست انديش است حالشان خوب است . و زماني رابطه درست انديشي و ذهن زيبا را دارند كه در شرايط اجتماعي اقتصادي و سياسي زندگي كنند كه در آن حرمت انسان حفظ شود و به قول جامعه شناسان مقررات قوانين و نهادهاي اجتماعي با شناخت دقيق از طبع و طبيعت الگوهايي را تدوين كنند كه فرد در برآوردن نيازهاي اساسي زندگيش كه حق دارد و درست است رضايت خاطر داشته باشد و در اين مجموعه بتواند در جايگاه فرهنگي خود قرار گيرد وبالاخره اين مجموعه را مي توان ويتامين هاي فرهنگي ناميد و جا دارد كه پژوهشگران در اين زمينه تحقيقاتي را دنبال كنند كه به چه مواردي مي توان ويتامين هاي فرهنگي اطلاق كرد و كمبود كداميك از ويتامين هاي فرهنگي است كه باعث مي شود روحيه ضعيف و افسرده شود و روحيه فرهنگي به يك روحيه ناسالم تبديل شود.

نويسنده : دكتر عيسي جلالي

http://www.iranpress.ir/farhang/template1/News.aspx?NID=181


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۹)

دولت سليماني در سايه سار همت بلند  
 

همت واژه اي عربي است كه داراي معاني چندي از جمله حزن و غم، اراده، دوستي و محبت به چيزي، تشويش و اضطراب، عزم و قصد به كار رفته است. اهتمام شخص به چيزي به معناي عنايت و توجه ويژه به امر آن مي باشد كه موجبات قلق و اضطراب و تشويش شخص را نيز فراهم مي آورد و همه فكر و ذهن وي را به خود مشغول مي دارد و هم و غم او را شكل مي بخشد.

هنگامي كه به عنوان صفت شخصي به كار مي رود و گفته مي شود كه فلاني انساني با همت است به معناي آن است كه عالي ترين و برترين چيزها را مي جويد و طلب مي كند. از اين روست كه وي را صاحب همت بلند نيز مي گويند كه در طلب معالي امور مي باشد. برخي آن را به عزم قوي و يا نخستين عزم تفسير ند.

توكل به خدا در همه امور مي تواند اراده آدمي را قوي و استوار سازد؛ زيرا در برخي از مواردي كه دچار شكست مي شود نوميد نمي گردد و دست از كار و تلاش نمي شويد و اميدوارانه به توفيق الهي حركت خويش را ادامه مي دهد و تا دست يابي كامل به مقصد و مقصود از پا نمي نشيند، زيرا مي داند كه خداوند درجات ما را بلند مي دارد و همت ما را والا مي سازد.

نكته اي كه نبايد از آن غفلت ورزيد فقر ذاتي بشر است. اين توجه به فقر ذاتي موجب مي شود تا در اعتماد به نفس به بيراهه نرود و بر خود نبالد و از خداوند غافل نشود. آگاهي از قصور و كوتاهي همت و نياز آن به تطور و تكامل از سويي و نيز دانايي نسبت به حضور ربوبي و پروردگاري خداوند در هر كاري موجب مي شود تا هرگز براي اراده خود بيش از اندازه، ارزش قايل نشود و همواره بر زبان و دل و جانش «ان شاء الله» جاري باشد و بدان اعتراف كند.

اعتراف به قصور همت و باور به امكان رشد و تكامل آن دو عامل اساسي و مهم در مساله همت است؛ زيرا اين دو امر موجب مي شود تا ضمن ايجاد توكل به خداوند، تلاشي را درراستاي رضاي خداوند انجام دهد و زمينه را براي تطور و تكامل همت خويش فراهم آورد.

مطالعه زندگي وسيره اولياي الهي عاملي است تا آدمي را برانگيزد تا همت خويش را بلند سازد و از كوتاهي و قصور درهمت رهايي يابد. از اين روست كه بسياري از انديشمندان درحوزه تربيت و تعليم بر مطالعه سرگذشت مردمان موفق و بلند همت تاكيد مي ورزند.

هم چنين همراهي و مصاحبت با صاحبان همت بلند و اقتدا به سيره و رفتار ايشان مي تواند درايجاد همت بلند در انسان كمك شايان بكند. از اين روست كه در انتخاب دوست مي بايست به كساني تكيه كرد كه داراي همت بلند هستند و درزندگي خويش موفقيت را قرين مي باشند.

درزندگي امور بسياري است كه مي بايست به آن توجه يافت؛ بسياري از مردم از تحليل امور مهم از اهم عاجز و ناتوان هستند، همين ناتواني است كه آنان را از دست يابي به موفقيت هاي بزرگ باز مي دارد.

بنابراين لازم است تا در زندگي ميان امور تفاوت قايل شويم و براي آن ها ارزش هاي مساوي قرار ندهيم بلكه مراعات اولويات را داشته باشم و با اهم و مهم كردن آن ها توجه و اهتمام بيش تري به مسايل اهم داشته باشيم.

رقابت امري است كه مي تواند همت ها را بلند سازد و عالي گرداند. از اين روست كه خداوند در قرآن از تسارع و استباق دركارهاي خبر سخن به ميان مي آورد تا با ايجاد رقابت سالم، همت ها را بلند سازد.

رقابت سالم در دانش آموزان مي تواند درايجاد انگيزه و يا تقويت انگيزه و تعالي آن نقش مهم و اساسي را ايفا كند. همين مساله در امور زندگي معمولي و ميان ملت ها نيز اتفاق مي افتد.

انسان ها به طور طبيعي نيازمند سرمشق هستند؛ چنان كه آنان به طور طبيعي به چيزي كه عادت كرده اند به سادگي عمل مي كنند. براين اساس مي بايست الگوهايي را به ايشان نشان داد و آنان را تشويق و ترغيب كرد تا بدان رفتارهاي انسان هاي بلند همت را تقليد كنند و به آن عادت نمايند. به هرحال عادت در تحصيل كمالات و تشويق مردمان به معرفت و دانش مي تواند مهم ترين عامل در ايجاد انگيزه هاي بلند در مردم باشد.انسان مي بايست همواره به بالاتر از آن چيزي كه دارد گرايش داشته باشد و اين گونه عادت كند كه به آن چه دارد رضايت ندهد و بسنده نكند بلكه برتر از آن را بجويد و در راستاي دست يابي به آن تلاش كند.البته عدم رضايت به معناي ناشكري و ناسپاسي نيست. اگر هر كسي از مقامي كه در آن نشسته است جلوتر آيد، هرگز دست از كوشش وتلاش بر نمي دارد و سكون و تنبلي پيشه نمي كند. از آن جايي كه براي هركمالي، فراتري است تا تمام كمال نمي بايست دست از كوشش و تلاش برداشت و به كم آن بسنده نمود.

دوري و اجتناب از هرچيزي كه موجبات تباهي و سقوط آدمي مي شود از اموري است كه آدمي را به سوي همت بلند مي كشاند. بسياري از مردم توانمندي هاي خويش را صرف اموري مي كنند كه برايشان سودي ندارد بلكه موجبات زيان و ضرر ايشان مي شود. از اين جمله مسائل مي توان به اموري چون وقت گذراني به شكل ولگردي و وبگردي و مانند آن بي هدف مشروع و معقول اشاره كرد. رفيق بازي و سرگرمي هاي رايانه اي و فرو رفتن درماديات و تفريحات بيش از اندازه را مي توان از اين امور نامشروع و نامعقول برشمرد.

● همت از منظر روايات

در روايات از ارزش و قدر همت بسيار سخن به ميان آمده است. از پيامبر(ص) نقل است كه فرموده است: «من هم بحسنه ، فلم يعملها، كتبها الله عنده حسنه كامله ؛ هر كسي به همت به انجام حسنه اي داشته باشد و آن را انجام ندهد خداوند برايش حسنه كامل مي نويسد.»

اميرمؤمنان حضرت علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «قدر الرجل علي قدر TRONG>

همت به معناي توجه و عنايت ويژه نفس به چيزي است كه امروزه از آن به دغدغه ذهني ياد مي شود. دغدغه اي كه آدمي را چنان چون عشقه و پيچك دربرمي گيرد كه گوشت و چربي آدمي را آب مي كند و به قول راغب اصفهاني در مفردات الفاظ قرآن كه درباره فرهنگ واژگاني قرآن نوشته است، همت، حزن و غمي دروني است كه چربي و شحم آدمي را ذوب مي نمايد.

اين كه گفته مي شود فلاني به امري اهتمام مي ورزد يعني نسبت به آن علاقه اي شديد دارد و عنايت و توجه اش را به خود جلب كرده است به گونه اي كه همه جان و روحش را اشغال كرده و اجازه نمي دهد تا دمي از آن غافل شود. از اين روست كه صاحب درد و رنجي جانكاه مي شود و تا تحقق خارجي آن دست از تلاش و كار و كوشش برنمي دارد.

همت نياز جدي كساني است كه اهدافي بلند دارند و به امور خرد و كوچك بسنده نمي كنند و عزم خويش جزم نموده اند تا به هر وسيله اي شده به مقصد و مطلوب خويش برسند.

از ويژگي هاي اهل همت مي توان به علم و بصيرت ايشان نسبت به موضوع و هدف اشاره كرد، چنان كه مي توان به عزم جزمي آنان و نيز اراده قوي براي دست يابي آنان به مقصد و مطلوب توجه نمود. اين گونه است كه اهل همت، هم اهل توجه و هم اهل بصيرت و آگاهي مي باشند چنان كه اهل درد و رنج هستند و آرام و قرار ندارند تا آن كه به مطلوب دست يابند. دمي از هدف خويش غافل نمي شوند و هم و غم خويش را مطلوب و دست يابي به آن قرار مي دهند. بنابراين پشتكار و تلاش در ايشان امري عادي است.

● همه چيز در سايه سار بلند همتي

از آن جايي كه جهان به گونه اي ساخته شده تا هر چيزي به سادگي به دست نيايد بنابراين دست يابي به اهداف عالي و آرمان هاي بلند نياز به همتي بلند است؛ زيرا همت هاي بلند است كه مي تواند موانع جدي را بردارد و مقاومت هاي پيش رو را سركوب نمايد.

از اين روست كه مرحوم الهي در توضيح فصل سي وسوم «فصوص الحكم» معلم ثاني ابونصر فارابي در آثار نفس ناطقه مي فرمايد: يكي از صفات نفس ناطق قدسي، صفت نباهت و بلندهمتي است. در جهان هركس به هر مقامي رسيد، از نظر بلند و همت عالي رسيد.

روح بزرگ هميشه به امور عالي و كارهاي ستوده و استعلاي معنوي و محاسن بزرگي آميخته است و هرگز به پستي همت تن نمي دهد و به قبايح و زشتي هاي اخلاقي از جمله دنائت و ذلت براي نيل به مقاصد خود گرايش نمي يابد. گرايش به بلندي و مراتب كمالي به تمام معنا، خلق و خوي نفوسي است كه گرايش به علو و استعلا دارد.

نشانه هاي بلند همتي را مي توان در رفتارها و كردارهاي شخص جست. به اين معنا كه وجود همت بلند در شخص ايشان را به سوي بخشش، سخاوت، احسان و نيكي به ديگران سوق مي دهد و شجاعت و غيرت و عزت نفس در ايشان بروز و ظهور مي يابد. از همين روست كه اميرمومنان علي(ع) درباره نشانه هاي علو همتي مي فرمايد: «الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛ كردار زيبا از بلندي همت، خبر مي دهد.

در كلام اميرمومنان علي(ع) مي توان نشانه هايي براي شناسايي انسان هاي بلند همت يافت كه در اين جا به برخي از آن ها اشاره مي شود.

آن حضرت مي فرمايد: «الشرف بالهمم العاليه لا بالرمم الباليه؛ شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده. بنابراين مي توان گفت كه انسان هاي بلند همت، انسان هاي شريف نفسي مي باشند كه تن به هيچ پستي نمي دهند و شرافت و بزرگي را مي بايست به جا قد و قامت كالبد بشري در قد و قامت كالبد انساني و روح و روان ايشان جست.

اين گونه است كه همت بلند ايشان، آنان را به سوي قرب الهي در قالب اطاعت از خداوند و فرمان هايش مي برد و دوري و پرهيز از هر چه پلشتي عقلاني و عقلايي و وحياني را مدنظر خود قرار مي دهد و تقواي واقعي را اين گونه به نمايش مي گذارد. چنان كه امام علي(ع) در وصف ايشان مي فرمايد: الطاعه همه الاكياس، المعصيه همه الارجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيركان است. نافرماني از خدا همت پليدان است؛ زيرا از نظر آن امام همام: اشرف الهمم، رعايه الذمام؛ شريف ترين همت ها نگهداري حق و حرمت ها و رعايت عهد و پيمان هاست.

كساني كه به عهدها و پيمان ها عمل مي كنند همان تقواي عقلاني از پلشتي را درپيش گرفته اند كه گام نخست در رهايي از ضلالت ها و گمراهي ها و حركت در مسير درست خلقت و آفرينش است. از اين روست كه خداوند پيمان شكنان را كساني شمرده است كه تقوا ندارند و قابليت هدايت را از دست مي دهند.

امام علي(ع) درباره ديگر نشانه بلند همتي و بزرگي آن مي فرمايد: الكف عما في ايدي الناس، عفه و كبر همه؛ طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلندهمتي است.

به نظر آن حضرت قناعت بازتابي از بلندهمتي و شرافت آن دارد. از اين روست كه در بيان ديگر نشانه بلندهمتي و شرافت مداري آن مي فرمايد: من شرف الهمه، لزوم القناعه؛ پايبندي به قناعت، از والايي همت است.

بسياري از مردم همت و اهتمام خويش را مصروف اموري مي كنند كه يا پست و بي ارزش است يا آن كه داراي ارزش و اهميت كمي مي باشد. از اين رو آن حضرت هشدار مي دهد كه همت رامصروف اموري كنند كه انسان را بلند مي سازد و نيازهاي دنيوي و اخروي او را برآورده مي سازد. اقصر همتك علي ما يلزمك و لاتخض فيما لايعنيك؛ همت خود را صرف چيزهايي كن كه به آن نياز داري و آنچه را به كار تو نمي آيد پي گيري كن.

برهمين اساس و پايه است كه خود را به خداوند واگذار مي كند و در پناه او قرار مي دهد تا گرفتار پستي همت نگردد و به اموري فرومايه نپردازد: نغوذبالله من المطامع الدنيه و الهمم الغير المرضيه؛ به خدا پناه مي بريم از مطامع پست و همت ها و خواسته هاي ناپسند.

برهمين اساس است كه آن حضرت مي فرمايد: ما ابعد الخير ممن همته بطنه و فرجه؛ چه بي خير است كسي كه فكري جز شكم و شهوت ندارد؛ زيرا كسي كه همت وي چنين پست و فرومايه است نه خود و نه ديگران را نمي تواند رهنمون به خير باشد و به بزرگي و رفعت و شرافت برساند.

بي گمان اصلاح جهان و قرارگرفتن در نقش ربوبيت و پروردگاري نيازمند آن است كه شخص متاله و خدايي شود؛ براين اساس مي بايست هر كار بلندي را از خود شروع كند و همانند كساني نباشد كه ديگران را به خير و نيكي مي خوانند ولي خود از انجام آن سرباز مي زنند. از اين روست كه اصلاح امور را از خود مي داند و مي فرمايد: ان سمت همتك لاصلاح الناس فابدأ بنفسك، فأن تعاطيك صلاح غيرك و انت فاسد اكبر العيب؛ اگر همت والاي اصلاح مردم را در سرداري، از خودت آغاز كن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، درحالي كه خود فاسد باشي بزرگترين عيب است.

به هرحال، هرچه انسان همتش عالي تر است، مال و جاه دنياي بي ثبات درنظرش بي قدرتر است، بدين جهت اگر غني است سخي و اگر فقير است صبور مي باشد و درهرحال فقر و غنا خود را بزرگ مي داند و درعين بزرگي با كوچك و بزرگ خلق تواضع و فروتني مي كند و با فقيران باايمان و مستمندان با علم و معرفت متواضع تر خواهد بود و هرگز به چشم حقارت به كس نمي نگرد.

از سخنان اميرالمؤمنين علي(ع) است: الشرف بالهمم لا بالرمم الباليه ؛ شرف و بزرگي به همت بلند است، نه به استخوان پوسيده پدران. (غرر الحكم، ص۴۴۸، الفصل الثامن في الهمه ، حديث ۱۰۲۷۳)

خلاصه اين كه صفت علو همت و عظمت روح كه بسياري از اوصاف ستوده و محامد اخلاقي لازمه اوست، يكي از نيروهاي نفس ناطقه قدسيه است و شايد مراد از نباهت، تنبه و انتقالات دفعي و قوت حدس و فراست و بيداري است.

«و ليس لها انبعاث و هي أشبه الأشياء بالنفوس الفلكيه و لها خاصيتان النزاهه و الحكمه »؛ و منبعث از جسمانيات نيست مانند نفس نباتي و حيواني كه از كبد و قلب برانگيخته مي شود، بلكه نفس قدسي از عالم تجرد و نشانه ملكوت است و منزه از ماده و ماديات و برتر از جهان حس و محسوسات و شبيه ترين چيز به نفوس فرشتگان عالم بالا است و اين نفس را دو خاصيت است، يعني دو چيز از مختصات اوست: يكي نزاهت و يكي حكمت. (بحارالانوار، علامه مجلسي ج۵۸، ص۵۸، تذييل و تفصيل في بيان اقوال الحكماء.)

● درك مقامات عالي معنوي با علو همت

وقتي انسان نظري بلند و همتي والا داشت، از بركت اين نظر و همت بلند كه محصول ارتباط با انبيا و امامان(ع) و اولياي الهي است مقصدي و هدفي جز حضرت حق نخواهد داشت و براي نيل به اين مقصد، ابتدا از تماشاي آثار به يقين رسيده، آن گاه با كوشش در جنب يقين به نفس قدسي نايل گشته، سپس در حركتي ديگر به نفس كليه الهيه رسيده، در آن مقام به شهود جمال موفق مي شود و هيبت و عظمت و جلال حضرت دوست را يافته، از ناچيزي خود دچار ترس شده و به مراقبت و مواظبت خويش مي كوشد كه مبادا از حضرت او دور افتد و در آن مقام به فرموده حضرت صادق(ع) به غفلت دچار گشته و به بلاي خطر عظيم گرفتار آيد!!» مسجد، خانه و بساط اوست و بدون گذشتن از نفس اماره و رسيدن به نفس ناطقه قدسي و آراسته شدن به نفس كليه الهيه، درك هيبت و عظمت ملك الملوك ميسر نيست كه ساده و عادي به مسجد رفتن و اين رفت و آمد به صورت عادت درآمدن ثواب چنداني براي اهل مسجد ندارد.

بكوشيد تا آن روح عالي را به دست آورده و لايق مقام آن جناب گشته و به فيض ديدارش با چشم دل نايل آييد و در بساط آن جناب به درك عظمت و هيبت او موفق شده غرق ترس و شرم شويد و در شعله ترس و شرم آن چنان بسوزيد كه اثري از هستي شما نماند، چون اثر از هستي و انيت نماند به مقام فنا رسيده و به بقاي او باقي و ابدي خواهيد شد و به حضرت دوست در آن مقام خواهيد گفت:

دو عالم را به يك بار از دل تنگ

برون كرديم تا جاي تو باشد

اين روح كه به واسطه آن انسان به بساط حضرت او راه مي يابد و آنچه بايد ببيند در آنجا مي بيند، روحي است كه غير خدا كه هستي حقيقي است همه چيز در نظرش ناچيز است و به فرموده سرور مؤمنان و قبله عارفان علي(ع): عظم الخالق في انفسهم فصغر مادونه في أعينهم؛ خداوند در باطنشان بزرگ و غير او در ديدگانشان كوچك است. (نهج البلاغه، خطبه۴۸۱، خطبه متقين؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۵۱۳، باب۴۱، حديث۰۵)

روحي است كه بر خلاف ارواح جزئي به هيچ چيز ازنظر انتفاع شخصي و استفاده مادي نمي نگرد، بلكه چون ظل حق است و مستغني به حق بر همه موجودات معطي و مشفق و مهربان است و انتفاع خلق منظور اوست. روحي است كه پيوسته داراي عصمت و قدس و نزاهت و محفوظ از هر خطا و لغزش علمي و عملي است و دوريش از عصيان حق ذاتي و اشتياقش به طاعت وي فطري است. روحي است كه اميال جزئي به كلي از او زايل شده و ميل كلي و عشق به نظام كل جايگزين او گرديده است. روحي است كه تحت تأثير لذات حسي زماني نيست و آرزوهاي موقت فاني و اوهام خيالات شيطاني در آن روح پاك مؤثر نخواهد بود.

روحي است كه او را عبدالله، عين الله، يدالله و بيت الله و خليفه الله و ظل الله و وجه الله بتوان گفت، روحي است كه از خود فنا و به حق بقا يافته و در عين محروميت از هر نعمت به لقاي منعم و لذت شهود وي شتافته از خودپرستي رهيده، به حقيقت پرستي رسيده؛ خود پرستيدن را نقص ذات و پرستش خدا را كمال مطلوب يافته.

روحي است كه در عين فقر، غني است و از همه چيز عالم و تمام علل و اسباب آفرينش جز حضرت دوست خود را مستغني يافته و از هر چه مورد نياز خلق است خويش را بي نياز مي شناسد و به زبان ذات گويد:

گر ما به فقر و فنا كمتر ز خاك رهيم

از مجد و عز و غني بر خلق پادشهيم (نگاه كنيد: عرفان اسلامي، حسين انصاريان)

● همت در كلام معصومان(ع)

پيامبر اكرم حضرت محمد(ص) مي فرمايد: «ان الله يحب معالي الامور و يكره سفسافها»؛ خداوند متعال از كارهاي بزرگ و امور عالي خوشنود مي گردد و كارهاي پست و بي ارزش را ناپسند مي داند. (وسائل الشيعه، ج۱۷، ص۳۷)

و فرمودند: «من اصبح من امتي و همته غيرالله فليس من الله»؛ هر فردي از امت اسلامي، اگر همت روزانه و اهتمام هر بامدادش، چيزي غير از خداوند باشد، از خدا بيگانه است و چنين شخصي، الهي نمي انديشد و براي خدا كار نمي كند و در نتيجه، حشر او نيز با انگيزه موهوم غيرخدايي خواهد بود. (بحار؛ ج۷۰، ص ۲۴۳، ح۲۱ به نقل از آيت الله جوادي آملي كتاب ولايت فقيه، ص ۴۹۲)و فرمود: «من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم»؛ كسي كه در هر صبحگاه به امور مسلمين همت نگمارد و در انديشه كارهاي آنان نباشد از آنها نيست، و كسي كه بشنود مردي فرياد مي زند و كمك مي طلبد و به او كمك نكند مسلمان نيست (اصول كافي، ج۲/صفحه ۴۶۱، حديث۵.)

در ستايش همتهاي بلند

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «خير الهمم اعلاها»؛ بهترين همت ها، بلندترين آن ها است.

و نيز مي فرمايد: «ما رفع امرء كهمته و لاوضعه كشهوته»؛ هيچ چيز مانند همت بلند انسان را بزرگ نكرد؛ چنان كه چيزي مانند شهوت راني او را به زمين نزد.

و نيز مي فرمايد: «من رقي درجات الهمم عظمته الامم»؛ هر كه از نردبان همت بلند، بالا رود جهانيان او را به ديده تعظيم بنگرند.

نتايج همت بلند

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه »؛ كار زيبا خبر از بلندي همتي مي دهد.

و نيز مي فرمايد: «من بذل جهد طاقته بلغ كنه ارادته»؛ هر كه توان خود را براي رسيدن به هدف خود به كار گيرد به تمام خواسته هايش خواهد رسيد.

و نيز مي فرمايد: «قدر الرجل علي قدر همته»؛ ارزش آدمي به اندازه همتش است.

و مي فرمايد: «من شرف الهمه بذل الانسان»؛ بذل و بخشش آدمي نشانه بلندهمتي اوست.

نيز مي فرمايد: «شجاعه الرجل علي قدر همته»؛ شجاعت مرد به اندازه همت اوست. <ني باشد كه به قصد تخريب آمده و يا ناتواني كه كلام بلندي را به فهم ناقص خود، برداشت نادرستي مي كند و از دين بيرون مي رود. بنابر اين، اگر ابوذر آن چه را كه سلمان محمدي از پيامبر (ص) و علي (ع) آموخته بود، مي دانست، بي گمان كافر مي شد و از دين بيرون مي رفت، در حالي كه ابوذر كسي است كه پيامبر (ص) صداقت و راستگويي اش را تصديق مي كند و مي فرمايد: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده است.

● اهميت شناخت مخاطب

اين بدان معناست مخاطب شناسي در عرصه پيام بسيار مهم است و كساني كه در سايه قرار مي گيرند و يا حركت مي كنند و از آفتاب مي هراسند، مي بايست از ايشان برحذر بود و در همان سطح بسيار نازل به ايشان پاسخ داد و تنها از دروغ پرهيز نمود و حقيقتي را در كف دستشان نگذاشت، زيرا كسي كه در سايه حركت مي كند يا با حقيقت بيگانه است و يا از حقيقت مي گريزد و يا با دروغ هم پيمان است و دست كم صداقت ندارد.

● ضرورت رجال شناسي

درعلوم حديث شناسي، اموري چون رجال شناسي از موقعيت بسيار مهمي برخوردار است برخي گمان كرده اند كه مراد از رجال شناسي تنها آگاهي از توثيق و وثاقت شخص يا عدم آن است. از اين رو گفته اند با توجه به اثبات كساني كه اهل وثاقت بوده اند ديگر نيازي به علم رجال شناسي نيست. در حالي كه استاد نگارنده آيت الله فاضل لنكراني بسيار بر اين نكته تاكيد داشتند كه ما به جهاتي ديگر به رجال شناسي نيازمند هستيم. اگر بخواهيم محتواي حديثي را بررسي كنيم و سطح علمي آن را به دست آوريم نيازمنديم تا اشخاصي را بشناسيم كه پرسش ها را مطرح و پاسخ ها را دريافت كرده اند. در ميان راويان حديث همه گونه آدم داريم. از بقال و تمار و صراف گرفته تا عارف و فاضل و دانشمنداني كه در علوم مختلف داراي نظريه و اختراع و ابتكار بوده اند. برخي چون زراره در فقه متبحر بودند و برخي ديگر چون هشام بن سالم در علم كلام و آن ديگري در علم مجادله و ديگري در مناظره و آن ديگري چون خود، امير الحاج بود درمسايل حج و آن ديگري در امور صرافي و معاملات.

اگر هر چه بيش تر مخاطب پيام ها را بشناسيم بهتر مي توانيم تحليل كنيم،زيرا كه سيره وروش عملي پيامبران و امامان (ع) بود، آنان به سطح فكري و ايماني و امور ديگر مخاطبان توجه داشته و بر اساس آن پاسخ مي داند و حديث معروف: «نحن معاشر الانبياء نكلم الناس بقدر عقولهم، يك فرمول كليدي در پيام بوده است.

● قدر هر كس به قدر خود اوست

مخاطب دعاي معروف و بلند حضرت خضر پيامبر (ع) كه اميرمومنان علي (ع) خود از او آموخته بود، كميلي عارف است نه مالك اشتري فرمانده رزمي. با اين همه اميرمومنان (ع) حتي امارات شهري كوچك را به كميل نمي سپارد، زيرا عرصه عرفان و مديريت را دو مقوله جدا مي داند و اين بدان معنا نيست كه قدر كميل را كم داشته باشد، بلكه به قدر او قدرش داشته است.

كم هستند كساني كه در همه عرصه ها، كامل باشند و به حكم الهي، در رديف «اسوه كامله» قرار گيرند؛ زيرا هر پيامبري حتي پيامبر اولوالعزمي چون حضرت ابراهيم (ع) نتوانسته است تا به كمال مطلقي دست يابد كه اسوه كامل قرار گيرد و خداوند الگوبرداري از وي را محدود به اموري كرده است. بنابر اين، از هر كسي مي بايست به مقدار منزلت خودش توقع داشت و اگر كسي در عرصه اي موفقيت يافت به معناي آن نيست كه در همه عرصه ها الگو است بايد از او پيروي كرد.

حسين اكبرزاده : روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۷)

همت بلند و علو همت

● مفهوم همت

بنابراين بلندي همت متوقف بر علم و دانشي كامل نسبت به اهداف بلند و مقاصد عالي است، هم چنين نيازمند اموري چون آگاهي و علم از راهكارها، شرايط، موانع و بصيرت كامل نسبت به آن است؛ زيرا مي توان بدون تدبير و تفكر و ناسنجيده به دامن كار و عمل آويخت؛ زيرا هر كرامت و بزرگي منوط به مشكلات و سختي هاست كه مي بايست از پيش رو برداشت. مقاصد عالي و كمالات جز به سختي و مشقت به دست نمي آيد و عبور از اين راه جز به تلاش و كار توانفرسا شدني نيست.

علم و آگاهي نسبت به موقعيت خود و مقصد مي تواند اطمينان و قدرتي را براي انجام ايجاد كند كه از راه هاي ديگر شدني نيست. انسان آگاه و دانا با توكل مي تواند در درون فتنه ها و سختي ها درآيد و سربلند از آن سو بيرون رود. از اين روست كه خداوند مي فرمايد: فاذا عزمت فتوكل علي الله؛ هنگامي كه بر كاري و مقصدي عزم كردي بر خداوند توكل نما.

هرگونه سستي و وهني موجب مي شود تا شخص نتواند به مقاصد عالي و بلند خويش دست يابد. از اين روست كه در آيات و روايات بر دوري از سستي، تنبلي، فتور، غفلت، امروز و فردا كردن و به تأخير انداختن كارها تأكيد شده و آن را مانع جدي در سر راه همت بلند انساني دانسته است.

صاحب همت بلند كسي است كه عشقي قوي در جانش شكل گرفته است و جز به دست يافتن به مقصد و مقصود از پا نمي نشيند و اين شعف دروني است كه او را چون شعله اي فروزان نگه داشته و به سوي مقصد پيش مي راند و همه موانع و مقاومت ها را در هم مي شكند. البته از آن جايي كه همت همواره با بصيرت و بينايي و عقل و علم همراه است، موجبات تباهي شخص نمي شود و اين گونه نيست كه موانع را نبيند و نسنجد.

 
   علي رحيم زاده  :   روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۶)

 تقويت روحيه صبر


بسم الله الرحمن الرحيم

خيلي ها هستند كه خيلي زود رنجور مي شند و  صبرشون رو از دست مي دند به همين خاطر ممكنه به دنبال راههايي براي كسب روحيه صبر در خودشون باشند در اينجا بيست و هشت پيشنهاد در خصوص كسب اين روحيه براتون نوشتم .

اما قبل از ارائه موارد پيشنهادي جهت تقويت روحيه صبر توجه شما را به چند نكته جلب مي كنم :

نكته اول : خوبه بدونيد از مهم‏ترين زمينه‏هاى درك فيض و عنايت الهى ، صبر و شكيبايى هست. تا جايى كه ائمه اطهار(ع) به واسطه صبر عظيمي كه داشتند به مقام شامخ ولايت و امامت نايل شدند « وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...» « و از آنان امامان(و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما(مردم را) هدايت مى‏كردند؛ چون شكيبايى نمودند ... » (سجده، آيه‏ى 24)، يعنى ريشه امامت و رهبرى صبره .

نكته دوم : صبر هرگز به معنى تحمل بدبختيها و تن دادن ذلت و تسليم در برابر عوامل شكست نيست بلكه صبر و شكيبايى به معنى پايدارى و استقامت در برابر هر مشكل و هرحادثه است لذا رسول خدا صل الله عليه و آله براي صبر سه شاخه ترسيم نموده و براي هر يك از آنها پاداش مخصوصي ذكر نموده است .

رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند : «صبر سه گونه است: صبر نزد مصيبت است (پايدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و شكست روحى و ترك جزع وفزع)، و صبر بر طاعت است (مقاومت در برابر مشكلاتى كه در راه طاعت وجود دارد)، و صبر از معصيت (ايستادگى در برابر انگيزه هاى گناه و شهوات سركش و طغيانگر) . پس كسى كه صبر كند بر مصيبت تا آنكه برگرداند مصيبت و شدت آن را به نيكويى عزاى آن (يعنى با صبر جميل شدت مصيبت را ردّ كند)، بنويسد خدا براى او سيصد درجه، ما بين هر درجه تا درجه ديگر مثل ما بين آسمان و زمين است . و كسى كه صبر نمايد بر اطاعت، بنويسد خدا از براى او ششصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله قعر زمين تا عرش مي باشد . و كسى كه صبر كند بر معصيت، بنويسد خداوند براى او نهصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله منتهاى زمين تا منتهاى عرش مي باشد . (اصول كافي    ج‏2 ص 91)

نكته سوم : خداوند متعال در آيات متعددي از قرآن كريم صابرين را مورد تمجيد و ستايش قرار داده و وعده هاي بسياري از سوي خداوند متعال و معصومين عليهم السلام براي صابران ذكر شده است . به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن مي فرمايد : - «انَّما يُوَفَّى الصَّابِرونَ اجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ» تنها صابران را بدون حساب پاداش كامل مى‏دهند. (سوره زمر، آيه 10).

نكته چهارم : متاسفانه برخي صبر را با بي تفاوتي و بي موالاتي اشتباه مي گيرند مثلا كسيكه هميشه در وعده هايش دير مي كند به عنوان فرد صبور و با حوصله معرفي مي شود و حال آنكه چنين فردي آدمي داراي صفت زشت بي موالاتي و ضايع كننده وقت و حقوق ديگران مي باشد .

نكته پنجم : صبر داراي آفاتي مي باشد كه بي توجهي به آنها عدم موفقيت انسان را در كسب اين ويژگي اخلاقي نيكو به دنبال خواهد داشت كه برخي از اين آفات به شرح ذيل مي باشد :

1 ـ عجله و شتابزدگي: وقتي بر خلاف خواسته انسان چيزي پيش آيد تحمل او تمام شده و قانون اين جهان را فراموش مي كند و با عجله و شتابزدگي به دنبال فرار از آن مي باشد .

2 ـ عصبانيت و خشم: انسان در زمان عصبانيت و خشم ارزش صبر را فراموش مي كند .

3 ـ دل تنگي و بي تابي : (انسان با اين دو، نيروي صبر و مقاومت خود را از دست مي دهد)

4 ـ نااميدي: (بزرگترين آفت صبر است و براي هر فعاليتي انسان بايد بذر اميد در دل خود بكارد تا موفق شود). (برگرفته از تحقيق : منيره محمديان تبار/ مدرسه علميه نرجس عليهاسلام www.m-narjes.org/maaref/ghoraan )

براي تقويت روحيه صبر راههاي متعددي وجود دارد كه با بهره گيري از آنها انسان مي تواند فرد صبوري باشد كه در اينجا بيست و هشت مورد از راههاي تقويت روحيه صبر را پيشنهاد مي نمايم و اميدوارم با بكارگيري آنها كسانيكه بدنبال رسيدن به اين امر هستند بتوانند به هدف مقدس خود نائل گرديد .

1-      شناخت طبيعت زندگي دنيا:

از مسائلي كه مي تواند صبر انسان را تقويت نمايد شناخت زندگي دنيا مي باشد و دانستن اينكه اين دنيا فاني است و انسان آفريده شده تا با آزمايش هاي مختلف الهي وجودش را صيقل داده و مستعدّ زندگي جاودانه نمايد. و خداوند انسان را در رنج و سختي آفريده و شادي و سلامت بدون غم و بيماري نيست. همانگونه كه خودش فرموده : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ كَبَدٍ (بلد/ 4) كه ما انسان را در رنج آفريديم(و زندگى او پر از رنجهاست)!

2-    خودشناسي:

 اگر انسان همه چيز خود را از خدا بداند ديگر در حوادث و يا جايي كه چيزي از او گرفته مي شود، گويي اتفاقي نيفتاده و همواره اين شعار را الگوي رفتار خويش نمايد (ما از خدائيم و به او باز مي گرديم)

3- اميد قطعي به وعده الهي مبني بر گشايش سختي ها :

اينكه انسان به اين وعده الهي كه فرموده: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً «(آرى) مسلّماً با(هر) سختى آسانى است » (الشرح :  6) به يقين برسد .

4-  اميد بستن به جبران محروميّتها:

پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: خداوند دنيا را خانه گرفتارى و بلا، و آخرت را خانه جزا قرار داده، پس بلاى دنيا را، سبب پاداش آخرت و عوض آن معيّن نموده، پس بلاى دنيا عطا و پاداش آخرت را در پى دارد، و دنيا زودگذر است و به سرعت پيموده مى‏شود،6 ـ كمك از ذات حق: از ديد قرآن مهمترين پشتوانه صبر ياري خداوند ا               به رفتارهايي كه باعث بي صبري شما مي شود توجه نكنيد

به برخى رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مى‏زند. و شما را به بي صبري دعوت مى‏كند، توجه نكنيد؛ مثلاً اگر كسى با حرف ناروا شما را بر مى‏افروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى اجتناب كنيد و حتى گوش ندهيد يا محيط را ترك كنيد. ديگر به گفته‏هاى او دقت و توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد و راه بى‏توجهى و تغافل را پيش گيريد.

18-                 ذكر «لا حول و لا قوة الا بالله» را زياد بر زبان جارى سازيد و سوره والعصر را زياد بخوانيد.

19-دعاى 24 صحيفه سجاديه «يا من تحل به عقد المكاره» و دعاى 58 و 175 آن را بخوانيد

20-                   رواياتى كه در فضيلت صبر رسيده حتما مطالعه كنيد.

چراكه اگر كسى بداند ثواب صبر به مراتب بيشتر از چيزى است كه از دست داده، زيرا چيزى از دست داده كه جز در زندگى دنيا با او نمى‏ماند و چيزى بدست آورده كه بعد از مرگ ابد الدهر با او خواهد بود، در اينصورت مى‏تواند به راحتي صبر كند. (ترجمه‏اخلاق ص :  365 )

21- رواياتى كه در فضيلت مبتلا بودن به مشكلات دنيوى وارد شده مورد مطالعه قرار دهيد.

22-                   با خود يادآوري كنيد كه زمان مصيبت و بلاهاي دنيايي اندك و وقت آن كوتاه است و به زودى از آن رهايى خواهيد يافت و اصولًا عمر دنيا كوتاه است.

23-                بينديشيد كه جزع و بى‏صبرى چه ضررهايى بر آن مترتب است.

زيرا كسي كه  بداند كه جزع و بى‏تابى كارى است زشت و به دين و دنياى او زيان مى‏رساند، و هيچ فايده‏اى ندارد جز اينكه ثواب را باطل و ضايع مى‏كند و آدمى را گرفتار عقاب مى‏سازد، چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: «اگر صبر كنى آنچه مقدّر است خواهد شد و تو اجر مى‏برى، و اگر بى‏تابى نمائى آنچه مقدّر است خواهد شد و براى تو بار گناه و عقوبت خواهد بود». (بحار الأنوار  ج‏68 ص 92 ) در اينصورت بهتر در برابر مشكلات صبر مي نمايد .

24-                 احوال كسانى را كه به بلاى عظيم‏تر از شما گرفتار شده‏اند و مشكلات گذشته و حالشان با شما قابل مقايسه نيست، به ذهن آوريد و شكر كنيد كه شما كمتر مبتلا بوده و هستيد.

25-                 به خداوند بزرگ اميدوار باشيد و دائماً بر او توكل كنيد.

ارتباط خود را با او استحكام بخشيد و با نماز و ذكر، پيوسته او را ياد كنيد و در مشكلات و مصيبت ها از او استمداد بطلبيد.

26-                 هيچ گاه مأيوس نشويد و با روحيه اميد به پيش برويد و با برنامه ريزي در سدد حل مشكلات باشيد.

27-                در موقع اندوه ذكر لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ را تكرار كن.

28-                موارد فوق را در برنامه‏اى منظم با درج موارد آن در يك جدول و نمره دادن به عملكرد خود و رعايت اين امور سعى در تقليل موارد تخلف داشته و همت خود به افزايش صبر و تحصيل سعه صدر معطوف بداريد.

http://pishnahad20.persianblog.ir/post/35


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۴:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۵)< دور از هيجان و تنش با بچه ها و خواسته هاي كوچك و بزرگ آنان كنار آيد.»
 ● روحيه جواني نيازمند مديريت است
 حسرت از زندگي ديگران و غوطه ور شدن در درياي متلاطم رويا و آرزو راهكار مناسبي براي كسب جايگاه مطلوب در جامعه نيست. اين كه چرا عده اي از افراد جامعه در مواجهه با نيازهاي امروز و فرداي خود تن به اين دريا مي سپارند سؤالي است كه بايد پاسخ آن را با واكاوي دوباره رفتارهاي فردي و بازشناخت موثر خود يافت.
 «دائمي فر» بر نقش مديريت خانواده براي ارتباط، كنترل و هدايت جوانان تاكيد مي كند: «يك شرط موفقيت در مديريت بهره مندي از هنر و توانايي هاي انسان است. جوانان هم نياز به مديريت دارند تا با هدايت صحيح، فكر خود را در راه مثبت جهت دهند. در بحث مديريت خانواده نكاتي نهفته است از جمله اين كه چگونه خانواده از جوانان خود حمايت مي كند. مثلا اگر توانايي اقتصادي وجود دارد براي جوان جوياي شغل ايجاد كار كند. اما متأسفانه برخي از خانواده ها امكانات اقتصادي چندان مناسبي ندارند. به هر حال فرزندان آنان هم تحصيل كرده اند اما بيكار هستند، در چنين حالتي وظيفه مسئولان است كه نسبت به موقعيت و اشتغال جوانان اقدام و آن ها را جذب و مديريت كنند.
 وي با بيان اين كه بخشي از مسائل جوان- به عنوان سرمايه هاي نيروي انساني- به چگونگي موقعيت اجتماعي كه در آن بسر مي برند برمي گردد، مي افزايد: بعضي از افراد توانمند هستند كه ولخرجي مي كنند ولي براي بچه و خانواده خود خست نشان مي دهند. در اين حالت نمي توان از آنان انتظار مديريت صحيح داشت. وي كه صحبت هاي خود را برآمده از مطالعاتش در حوزه اجتماعي و روانشناسي قلمداد مي كند، به توقعات زياد بعضي از جوانان اشاره مي كند: در شرايط زندگي كنوني همه امكانات و بهره وري از فناوري هاي علمي وجود دارد و بسياري از افراد از آن ها استفاده مي كنند. لذا در چنين وضعيتي برخي از جوانان توقع دارند خواسته هايشان فوري برآورده شود در حالي كه چه بسا خانواده ها توانمندي پاسخ گويي به اصرار نياز فرزندان شان نداشته و يا ندارند. اين قبيل جوانان بايد از سر تعقل بپذيرند همه خواسته ها با توجه به وسع خانواده را نمي توان برآورده كرد، با زحمت، تحمل، همياري و به مرور زمان مي توان ممكن ساخت. وي تاكيد مي كند: «بهره گيري از استعدادها و مديريت صحيح آن ها جدايي از حوزه خانوادگي، در بخش جامعه هم مي تواند منشأ اثر گسترده باشد.»
 ● دغدغه ها فرصت ها رامي سوزاند
 البته اين كه ضريب خواسته ها نسبت به ظواهر مادي و امكانات روز تا حد نيازمان ارتقا يابد اشكالي ندارد زيرا پيشرفت و برخورداري از وسايل جديد و مورد نياز در قاموس زندگي انسان است اما بايد دو رويكرد را مورد توجه قرار داد. از يكسو به مدرنيزه كردن زندگي توجه داريم و از ديگر سو بايد دل و حواس را به كاهش سطح توقعات سوق داد.
 مسئله مهم و قابل تامل اين است كه ملاك و تراز توقعات برخي از مردم كه از توانمندي هاي بالقوه خود بهره اي نمي گيرند و مديريت موثري در چرخه خانواده ندارند در اندازه امكانات دارندگي هاي قشري توانمند است. نتيجه كلي اين حالت از كف دادن فرصت هاي دلپذير است.
 يك كارشناس امور اجتماعي درباره سؤالي مبني بر اين كه نقش توانمندي هاي بالقوه افراد يك خانواده و مديريت آن در چرخه متعارف زندگي و بعضا در برابر ناسازگاري ها و كاستي ها، چيست؟ مي گويد:«امروز در زندگي از يك سو رو به مدرنيزه شدن حركت كرده ايم و از طرف ديگر مي خواهيم سطح توقعات خود را پايين بياوريم. اما با نگاهي گذرا به گذشتگان درمي يابيم آنان راحت تر به خواست هايشان مي رسيدند چرا كه به فكر مدرن كردن امكانات زندگي خود نبوده و زندگي يك دست و سازگار داشتند.» وي با اشاره به اين كه جامعه سطح توقع مردمان را بالا مي برد مي گويد: «البته خوب است كه به حق، هر شهروند از پديده هاي نو استفاده كند اما ميزان درآمد و تمكين مالي معمولا اجازه بهره مندي از پديده هاي نوين را نمي دهد. كساني مي توانند از امكانات مدرن برخوردار باشند كه متمكن هستند وتوانايي مالي شان از گذشته و يا در حال حاضر كسب مي كنند اما زندگي اكثريت مردم اين طور نيستند.»
 وي يادآور مي شود: «ما توانايي مان را نسبت به خود نمي سنجيم، با ديگران مي سنجيم ولي به خود مي گوييم چرا، آن گونه وسايل و تمكن نداريم؟ اما بايد به جاي مقايسه توانمندي هاي وجودي خود را به كار گيريم و تحولي در مديريت خانواده ايجاد كنيم.» اين كارشناس تأكيد مي كند: بايد از داشته هاي خود كه در اختيارمان است استفاده- بهينه- كنيم اما متأسفانه، فرصت هاي بهره مندي از دارندگي هاي موجود را به خاطر دغدغه هاي كاري و ديگر مشغلات، از دست مي دهيم. در حالي كه معقولانه تر آن است كه اول خودمان- به عنوان منبع انرژي- سرمايه و ارزش خودمان را بهاء دهيم ولو فرضاً نسبت به ديگران، ناچيز باشد. اگر اين ها از دست بروند، همان ميزان سرمايه هاي كم، خردخرد به صفر خواهد رسيد.»
 رضايي يادآور مي شود كه بايد قدرشناس توانمندي هاي بالقوه خود و سرمايه هايي كه داريم باشيم از قياس دائم موقعيت خود با دارايي هاي ديگران بپرهيزيم و فرصت ها را از دست ندهيم.»
 ● تربيت نادرست آسيب فرهنگ عمومي
 يك شهروند بازنشسته كه تمايل به معرفي خود ندارد براين باور است كه افزايش سطح توقعات بچه ها را بايد در شيوه تربيتي خانواده ها جست و جو كرد. وي معتقد است كه برخي از خانواده ها با تربيت نادرست بچه ها زمينه زياده خواهي را در جامعه افزايش مي دهند.
 وي مي گويد: «فرهنگ عمومي با كاركرد تمام خانواده شكل مي گيرد كه بايد به آن توجه بهينه اي داشت. وقتي فردي بر مبناي زياده طلبي ها وبلندپروازي ها تربيت مي شود بر رفتار عمومي جامعه نيز تأثيرگذار است.
 فاصله ميان خواستن تا توانستن را با پشتكار و تلاش مضاعف مي توان پيمود اما بايد باور داشت كه تحقق غيرممكن هم محال است.
بهترين راه دستيابي به انتظارات و توقعات اين است كه به توانايي هاي بالقوه خود تلنگري بزنيم. البته بايد مديريت امور زندگي، تراز وضعيت مالي با توقعات ريز و درشت اعضاي خانواده را نيز همواره مدنظر داشت.
 اين كه گمان كنيم در تقويم زندگاني از همان اولين روز ورود به ميدان مسئوليت هاي خانواده و همچنين جامعه آن چه نياز داشته ايم روي ميز خواسته هايمان چيده شده تصوري به خطا آلوده است.
شرايط تحول و پيشرفت را بايد خود بيافرينيم. به اطراف نگاه نداشته باشيم. تكيه به توانمندي هاي خدادادي خود بزنيم و مديريت را از امور فردي خود شروع كنيم. در مقطع كنوني جامعه،منشور همت و توانمندي خانواده و مديريت و توقعات اعضاي خانواده اگر با انديشه ورزي و قناعت توامان باشد، سقف مطمئني براي خواستن و توانستن زده شده است.
بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه اگر تربيت و آموزش صحيح بچه ها به عنوان يك اصل و وظيفه حياتي در كانون خانواده مورد توجه قرار گيرد و پدر و مادر احساسات و توقعات جوانان را به آرامي و شكيبايي توجيه و مديريت كنند، بسياري از فرزندان شان قانع مي شوند كه به اصطلاح پاي به اندازه گليم دراز كنند.
كارشناسان مسايل اجتماعي و تربيتي يكي از علل ناسازگاري هاي برآمده از توقعات زياد جوانان و حتي زوج هاي جوان را در عدم مديريت توانمند و هنرمندانه در نهاد خانواده ارزيابي مي كنند و تاكيد دارند كه ريشه مشكلات را بايد در اين قلمرو جستجو كرد. از سوي ديگر، شور و حساسيت و شوق داشتن ها- جدا از توقعات ولو متعارف و يا كم- نزد بسياري از مردم، حد و مرز ندارد؛ به عبارتي ميداني است به وسعت فراگيري همه پديده ها بنابراين در چنين گستردگي احساس و تمايل بديهي است كه به مديريت آگاه و مدبر در هدايت و رهنموني نياز وجود دارد.
بدون ترديد چشمداشت و انتظار بچه ها، نوجوان ها و جوانان در تحقق خواسته هايشان را با ايجاد گرد و غبارهاي «نداري» و كمبود وسع مالي در محيط خانواده نمي توان سامان بخشيد. ليكن با درايت بيشتر و تقويت روحيه و مهمتر، توجه دادن آنان به راهكارها- به عنوان كمك به اقتصاد خانواده- از جمله شايستگي بهره گيري از توانمندي هاي بالقوه، مي توان ازگذرگاه مشكلات عبور كرد.
● استفاده از فرصت ها
خانم «جهاني» معتقد است هر شخص در نهادش استعدادهايي دارد و در عين حال در صحنه زندگي و آموزش هاي مفيد مي تواند يك سري فن و هنر و دانش بياموزد و از آن ها سود بگيرد اما متاسفانه برخي از افراد بزرگسال يا جوان از توانايي هاي بالقوه نه تنها بهره نمي گيرند و چه بسا انتظارات فراتر از بودجه خانوادگي هم دارند.
وي كه پيشتر در سازماني به عنوان يك كارمند دفتري اشتغال داشته است مي گويد كه از فرصت هاي بين امور كاري استفاده كرده و به فراگيري زبان فرانسوي پرداخته است . اكنون مي تواند تدريس كند. او مي گويد:« در كار اداري احساس مي كردم با حقوق ثابت و كار ثابت، يك روند كليشه اي و تكراري را ادامه مي دهم. تصميم گرفتم با حدود بيست و دو سه سال سابقه، كارم را خاتمه دادم. در حال حاضر در منزل ضمن آن كه كم و بيش به امور درسي فرزند دانشجويم مي پردازم و با خيال راحت نيز به رتق و فتق زندگي مي رسم و در منزل تدريس مي كنم.»
وي مي افزايد:«زماني كه كار رسمي اداري داشتم، مثل برخي از همكاران بي توجه به وقت هاي خالي ام نبودم. عقيده ام هم اين است كه خيلي از مردم در تربيت بچه ها آن طور كه بايد، وقت صرف نمي كنند. بعضي از جوان ها كه توقع زياد از پدر و مادر خود دارند در واقع توانمندي هاي ذاتي شان را از بين مي برند و يا بدون بهره مي گذارند.
در حالي كه برخي جوانان و نوجوانان در جامعه داريم كه خلاق فنون و هنرهاي مختلف شده اند. فقط بايد بخود آييم.»
 ● تاثير مديريت جوانان در خودكفايي
با «بهزاد رضواني» در فرصت گذرا در مترو درباره توانمندي هاي بالقوه جوانان و توقعات آنها از خانواده صحبت را باز مي كنم. او تبسمي مي زند و مي گويد:«اگر جوانان چه در خانواده و چه در جامعه و دانشگاه و مدارس به طور جامع تحت مديريت جدي تربيت شوند. وضعيت كشور و اوضاع اقتصادي، فرهنگي بسامان شده و خلاقيت هاي خودكفايي شكوفه مي زند. اما به تنهايي هم هر جوان بايد از استعداد و توانايي هاي خود استفاده كند. اين شدني است. من دانشجو شخصاً تجربه كرده ام. هزينه تحصيلم را از فرصت هاي تابستان با كار ساده در يك كارگاه توليدي، تامين كرده ام.»
 ● جوانان از تجارب آموزشي بهره بگيرند
«زهرا رضايي» كارشناس مسايل اجتماعي در ادامه اظهارنظرات پيشين خود به نكاتي ديگر درباره مديريت و سطح توقعات و ... مي پردازد. وي مي گويد:«امسال دختر خانمي در كنكور شركت كرده بود. احتمال مي داد قبول نشود. اما او مي گفت اگر در كنكور قبول نشود لزومي ندارد وقتش را همچنان صرف آمادگي كنكور سال آينده كند. دوره هاي لازم آموزشي ديگر را ديده است و از تجارب آموخته هاي خود استفاده مي كند. از وقت و فرصت هاي ديگر بايد بهره برد.» اين كارشناس مي افزايد:جواني كه مي گويد توانايي من در فراگيري ضعيف است اما وقت و فرصتش را با كلنجار رفتن و مقايسه وضعيت خود با ديگران هدر مي دهد.
از يك جنبه در واقع امر به توانمندي هاي بالقوه ديگر خود توجه نمي كند، در حالي كه به طور معمول يك جوان حداقل از كلاس هاي آزاد آموزشي تجاربي آموخته است. او مي تواند اين يافته هاي علمي-آموزشي خود را در فرصت هاي مناسب بارور كند و بهره بگيرد.»
 اين كارشناس تاكيد مي كند:«اصولاً به بچه ها مي بايد آموزش هايي - جداي از تحصيل كلاسيك- داده شود. اگر به حال خودشان بگذاريم و مديريت نكنيم ممكن است دچار غفلت شده ازاستعدادهاي بالقوه ديگر خود بي نصيب بمانند و بعد توقعات بي حد و حساب بدون دستمايه هاي خود را بر خانواده تحميل كنند.»
 ● آنچه سريع به دست آيد زود هم از دست مي رود
«رضايي» همچنان آموزش بچه ها از دوران كم سالي را و نيز اين كه از داشته هاي خود قانع و قدرشناس زحمات پدر و مادر باشند مورد تاكيد قرار مي دهد و معتقد است والدين از آن كه فرزندشان، خود را با ساير همسن و سال هاي شان مقايسه مي كنند مراقب باشند. از سوي ديگر جوان خانواده هم مصر بر آن نباشد كه خواسته اش در كمترين زمان ممكن تحقق يابد. پدر و مادر همچنين يادآوري كنند از هر آنچه در توانايي دارند بخش اعظم آن را صرف پرورش و تامين نيازشان مي كنند.«در اين صورت مي توان گفت درصد بسياري از بچه ها اقناع خواهند شد.»
 وي همچنان با ابراز تاسف تاكيد مي كند: «بعضي جوان ها توانمندي هاي بالقوه وآموزه هاي خود را دست كم مي گيرند» و نيز گوشزد مي كند:«جوان ها بايد بدانند آنچه كه سريع به دست مي آورند زود هم از دست خواهند داد.»
 ‌● الگو از تربيت درست و مديريت در خانواده
از ۱۳ سالگي علاوه بر تحصيل در بازار كار فعال بوده و از همان زمان به مخارج خانواده اش كمك مي كرده است.
«رستمي» حالا مدير يك چاپخانه است. او ثمره و نتيجه سال ها كار و تحصيلاتش را ناشي از تداوم تربيت درست و مديريت پدر در جمع خانواده مي خواند كه الگوي خود و فرزندان تحصيلكرده و قانع در زندگي است. نقش مديريت در خانواده را در چگونگي تربيت و پرورش فرزندان مي داند:«پدرم بسيار خوب فرزندانش را تربيت كرده است. چند پسر تحصيلكرده و اجتماعي تحويل جامعه داد.» او و برادرانش از دوران بچگي ضمن درس خواندن كار مي كرده اند؛ «احساسم اين بود پدر كه كاسب بود نمي تواند به تنهايي مخارج اعضاي خانواده را به دست آورد. در انجام كار طوري كوشش و پشتكار داشتم كه صاحب كارم نسبت به انجام كارها ابراز رضايت مي كرد.»
 او موقعيت كنوني اش را به لحاظ تربيت فرزندان، مديريت و اشتغال، با پدر خود قياس مي كند؛ «همچون پدر، فكر و حواسم اين بود كه بچه هايم درس بخوانند و خوب تربيت شوند و تحويل جامعه بدهم... فرزندانم همگي تحصيلكرده هستند. توقع شان در زندگي زياد نبوده است. هيچ وقت انتظار ماديات نداشته و ندارند.»
 ● قانع به آنچه كه داريم
«رستمي» نيز بر اين باور است كه شيوه مديريت در هر خانواده روي تربيت، توقع و افكار بچه ها تاثير قطعي مي گذارد؛ «نظارت بر كردار و رفتار بچه هايم در حد يك كنترل معمولي بوده است. در جامعه كنوني كه برخي كمتر حرمتگذار بزرگان خود هستند در خانواده كمتر به يكديگر پرخاش مي كنند و ليكن توقعات بيش از توان خانواده دارند.»
او مي گويد:«از خداوند هرچه خواسته ام عنايت كرده است. در طول زندگي و تاكنون قانع بوده و هستم. اگر - فرضاً- در يك نقطه شهر خانه داشته باشم، توقع و يا به اصطلاح چشم و دلم دنبال داشتن خانه در فلان نقطه شمال شهر نبوده و نيستم.»
 ‌● فرصت شكوفايي توانمندي هاي جوانان
 «كبيري» فارغ التحصيل جامعه شناسي، مي گويد در هر كشور و جامعه اي كه جمعيت جوانش بيش از سنين ديگر است، يك جامعه بالنده و اميدوار كننده محسوب مي شود. زيرا اين گروه از اقشار جامعه پشتوانه تمام عيار ملي و كشوري در زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي و الي آخر، به شمار مي آيند.
جامعه ما، يك جامعه جوان است. نياز به مديريت، اقتصاد و توليد دارد. شعور جامعه ما در توليد و اكتشاف از بسياري كشورهاي ديگر بالاتر است. اين فهم و فكر بايد مديريت شود، بالند تر و سازنده تر شود. سرمايه وجودي جوان كافي است كه فرصت شكوفايي يابد. اين استعدادها در برخي اساس ژنتيك دارند و در بسياري يك وديعه خلقت است كه به عنوان توانايي هاي فكري و بسياري خودجوش هرازگاه و در طول ساليان طولاني، جهاني شده و مي شوند اما بسياري از همين قبيل و طيف، از توانايي هاي خود بهره اي نمي برند. خود را نمي سنجند. چه بسا كه حتي ممكن است تحصيلات دانشگاهي نداشته باشند اما توان هاي شگفت آفريني در پديداري نوآوري از خود نشان مي دهند. فكرشان از خيلي افراد تند و تيزتر است. متاسفانه اين گروه از هموطنان در پاره اي از مقاطع تاريخي به لحاظ فكري و حمايت نشده اند. برخي خانواده ها هم شايد توان اقتصادي مناسب ندارند تا زمينه هاي بروز توانايي و استعداد بچه هاشان را مهيا كنند. ناچار به كارهاي سبك و بعضاً كاذب روي مي برند.»
 وي درباره انتظارات بچه ها، معتقد است، بايد قبول كنيم بشر از دوران طفوليت تا مرز جواني توقعات زياد داشتيم و داريم، برخي به رويا و خيالات هم مي رسيده است! توقع بچه نشانه احساس، نياز و سلامت اوست. لذا همانگونه كه چه در سيستم اداري و آموزشي و چه امثالهم، قاعده و نظامات در تربيت و فن آموزي حاكم است در تامين نياز و تربيت جوان ها هم مي بايد اين نكات رعايت شوند. يك معادله دوسويه است؛ هم خانواده نقش دارد و هم ملاحظات يا توقعات جوان. توقع بيش از حد و وسع جايز نيست ولو خانواده اي بسيار متمكن باشد.»

حسن آقايي  : روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۴)

سه راه  تـقويت اراده


براي بسياري، اين سؤال وجود دارد كه چگونه ميتوانند ارادة خود را تقويت كنند و به محض تصميم گرفتن و فراهم بودن شرايط و اسباب، آن را جامة عمل بپوشانند؟ در پاسخ سؤال، به سه راه اشاره ميكنيم:
 
1. تمرين و ممارست: همانگونه كه تمرين دادن اندام بدن و به كارگيري آنها، باعث رشد و تقويت و نيرومندي جسمي ميشود و تمرين ندادن آنها، ناتواني و عدم رشد را در پي دارد، دربارة  اراده نيز مسأله چنين است كه با تمرين و ممارست، ميتوان آن را تقويت كرد. ناگفته پيدا است تمرين تقويت اراده، بايد ابتدا در مواردي باشد كه به سادگي قابل انجام است و به اسباب و شرايط گوناگون نياز ندارد. براي انجام اموري مانند بيدار شدن از خواب در ساعتي خاص از صبحگاهان به صورت مستمر، روزهداري چند روز در ماه، مخالفت با خواسته نفساني، پرهيز از پُرخوري، پُرخوابي، پُرگويي، پرهيز از بيكاري و تنبلي، نماز گزاردن در اول وقت به صورت هميشگي، دوري از دل مشغولي به كارهاي روزمره و بيهوده، پرهيز از روزمرگي، خواندن زندگينامه افرادي كه ارادة پولادين داشتهاند، تلاوت قرآن كريم، ورزش هاي روحافزا مانند كوهنوردي و اسب دواني، مطالعه كتاب و تمام كردن آن در زمانبندي محدود، و ... بيترديد با انجام تمرين در زمينههاي آسان، به تدريج ميتوان چنين تصميمهاي بزرگي را عملي كرد.
امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
فمروا صبيانكم إذا كانوا أبناء تسع بما أطاقوا من صيام فإذا غلبهم العطش أفطروا؛10
كودكان خود را وقتي به نُه سالگي رسيدند، به روزه واداريد؛ اما هنگامي كه تشنگي بر آنان چيره شد، روزه خود را افطار كنند.


2. تفكر و تلقين مثبت: در راستاي انجام هر كار و حل هر مشكل، بايد هماره مثبتنگر بود و هرگز نبايد كلمه «نميشود» را بر زبان جاري كرد؛ زيرا استفاده از الفاظ و مفاهيم منفي، به گونهاي شكست و عدم موفقيت را بر ما تحميل ميكند. بايد از ابتدا تلقينهاي منفي را به تدريج از ذهن و فضاي انديشه دور كرد؛ زيرا كلمات منفي، قفلهايي بر درهاي موفقيت هستند. هرگز نبايد اين عبارات را بر زبان آوريم: «من هميشه كارها را ناتمام رها ميكنم»، «هر حادثهاي مرا متزلزل ميكند»، «حوصله انجام اين كارها را ندارم»، «از اين كار خسته شدم»، «اين كار بيفايده است» و... ؛ بلكه در برابر اين كلمات، بايد از مفاهيم و كلمات اميد بخش و دلگرم كنندهاي بهره گيريم كه موجب اعتماد به نفس بيشتر ميشود و انرژي بخش و تحرك آفرين است؛ مانند «من ميتوانم»، «خدا ياور من است»، «اين كار را به هر قيمتي انجام ميدهم»، «هيچ چيز مانع من نيست»، «من ميخواهم و بايد بتوانم» و... .


3. دعا: خداوند مهربان، انسان را برابر مشكلات و دشواريها و در راه رسيدن به اهداف و مبارزه با بلاها و  سختيها، تنها نگذاشته، او را سزاوار ياري از سوي خود قرار داده است؛ به شرط اينكه او خود بخواهد و با سلاح دعا، از خداي توانا ياري جويد. امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
الدعاء سلاح المؤمن؛11
دعا، سلاح مؤمن است. در روايت ديگري ميفرمايد:
الدعاء أنفذ من السنان الحديد؛12
دعـا از نيـزه تيز، نافذتـر است.
پيدا است دل بستن به خداي توانا و مهربان، ارادة آدمي را پولادين و او را در راه رسيدن به آرمانها و اهداف خود، استوار ميسازد و به او ثبات قدم ارزاني ميكند. ما بايد همچون امام سجادعليه السلام از خداوند استمداد جسته و به آن امام همام اقتدا كنيم.
اللّهم يا مَنْ تُحِّلُ به عُقَدُ المكاره و يا مَنْ يَفثَأ بِهِ حِدُ الشّدائد و يا مَنْ يُلتمس مِنه المخرج إلي مَحَلِّ الفرج! ذَلَّت لقدرتك الصعاب و تسبّبت بلطفك الأسباب؛13
خداوندا! اي كسي كه به ياري او گرة مشكلات و سختيها گشوده ميشود و اي كسي كه به ياد تو، فشار دشواريها و بلاها آرام ميگيرد و اي كسي كه تنها از تو راه نجات و رهايي از ناملايمات خواسته ميشود! قدرت عظيم تو، امواج حوادث را در هم ميشكند و لطف تو است كه چارهسازي و سببسازي ميكند.

http://www.tebyan.net/hawzah/ethics_morality/2010/3/31/118122.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۳)

شيوه هاي تقويت اراده


ضعف اراده و نشانه هاي آن
قبل از اينكه وارد مبحث تقويت اراده بشيم و راهكارهاي اين مهارت رو بگيم، بهترِ خود واژه «اراده» روتعريف كنيم. اصولاً به تعداد روان شناسان، از هر واژه اي تعريف وجود داره، اما معناي عرفي «اراده» ، همون خواستن فوق العاده وجدي در بعضي لحظه هاي دشوار يا برهه هاي حساس زندگيه و
حالا كه مي خوايم از راه هاي تقويت اراده صحبت كنيم، خوبه كه اول نشونه هاي ضعف اراده رو بشناسيم و بعد براي تقويت اون فكري بكنيم.


و اما نشونه هاي ضعف اراده
يكي از نشونه هاي ضعف اراده آدم، اينه كه هميشه كارها شو به تأخير مي اندازه. بعضي ها رو ديديد؟ هميشه مي گن از شنبه اينكار رو شروع مي كنم. حالا اين شنبه، كدوم شنبه ثبت شده در تاريخِ، خدا مي دونه.
يكي ديگه از نشونه هاي آدم سست اراده اينه كه نمي تونه به جا و به موقع تصميم بگيره. هميشه تصميماش رو با دو دلي و اكراه بيان مي كنه؛ نظرش براي انجام دادن يا انجام ندادن يه كار هميشه پنجاه پنجاهه. وقتي مي خواد تصميم بگيره، به دهن ديگران نگاه مي كنه؛ اگه تعداد موافقين بيشتر از مخالفين بود، اون كار رو انجام مي ده؛ اگه برعكس بود، انجام نمي ده.
در همون مثال قبلي، يه نشونه ديگه از ضعف اراده رو مي بينيم، و اون دهن بيني افراد بي اراده يا كم اراده است. اين آدما زياد تحت تأثير ديگران قرار مي گيرن و بيش از حد، از خودشون انعطاف نشون مي دن.
يه چيز رو تا يادم نرفته بگم؛ نشونه هايي كه گفتيم و مي گيم، حتماً نبايد همشون در يه آدم جمع بشن تا بگيم اين آدم اراده ضعيفي داره. حتي وجود دو تا از اين نشونه ها در ما، يه تلنگريه تا به فكر تقويت اراده بيفتيم.
و اما نشونه بعدي؛ آدماي كم اراده؛ اصولا كم صبر هم هستن. مثلاً يه كاري رو شروع مي كنن و به محض اينكه كار، يه كم پيچيده مي شه، اصلاً نمي تونن صبور باشن و بردباري كنن، تا پيچيدگي و سختي اون كار رو كم كم برطرف كنن، بلكه زود عصباني مي شن و حتي ممكنه از ادامه دادن اون كار، براي هميشه صرف نظر كنن.
خلاصه اينكه آدمايي كه اراده شون ضعيفه، فكرشون با عملشون هماهنگ نيست؛ هميشه فكراشون ايدئاله، ولي وقتي وارد ميدون عمل مي شن و با واقعيت رو در رو مي شن، نمي تونن فكر شونو عملي كنن. اين جور آدما شب ها ، مخصوصاً وقتي زياد چايي يا قهوه خوردن وخوابشون نمي بره، شروع مي كنن به تهيه يه فهرست از كارهايي كه روز بعد ميخوان انجام بدن.توي اين ليست ذهني كارها مرتب و پشت سر هم رديف شدن، كه اگه همه اونا طبق برنامه انجام بشه؛ يه تغيير بزرگ اتفاق مي افته؛ مثلاً يه تغيير بزرگ در دكوراسيون منزل، يه تغيير بزرگ در برنامه ريزي براي قبولي كنكور، يه تغيير بزرگ براي معدل الف شدن توي دانشگاه و خلاصه اين فكر اگه، عملي بشه چي مي شه!!.. حالا صبح شده و سپيده سر زده. آدمي كه ديشب اون همه برنامه داشته، از خواب يبدار مي شه. از اونجايي كه طبق برنامه ريزي ديشب، ساعت هفت و نيم بايد از خواب بيدار مي شد وحالا ساعت نه وپنجاه دقيقه است، همين بهانه اي مي شه براي اينكه اجراي برنامش رو به فردا موكول كنه، و دوباره فردا، به بهونه ديگه و عقب انداختن برنامه به پس فردا و... خلاصه اينكه چند روز كه مي گذره، اون ليست برنامه ها چون ذهني بوده، خيلي زود فراموش مي شه! آدم بي اراده هم هميشه در همون جايي كه بوده و همون موقعيتي كه داشته، باقي مي مونه.
آدماي بي اراده، اجازه مي دن كه زندگي شون تصادفي پيش بره، و هر شرايطي كه در مسير زندگي شون قرار مي گيره، باهاش كنار مي يان و تسليم اون شرايط مي شن؛ البته نه اينكه اين جور آدما هيچ وقت هيچ آرزويي نداشته باشن يا نخوان كه آدم مصممي باشن؛ بلكه چون خودشونو «باور» ندارن، به سادگي بي خيال آرزوهاشون مي شن.
اگه تربيت ما اين باور رو در ما ايجاد كرده باشه كه هر چي در ذهنمون داريم مي تونيم عملي كنيم، در اكثر موارد، همين طور هم خواهد شد. ولي متأسفانه خيلي ها چنين تربيت و باوري رو ندارن. (پس يادمون باشه كه فرزندانمون رو با اصل خود باوري تربيت كنيم) ولي نبايد نااميد بشيم. چون آموزه هايي براي خود باوري وجود داره. ما بايد ياد بگيريم كه چطور اين باور رو در خودمون ايجاد كنيم و اين كار با عمل به چند راهكار، شدنيه.


راه هاي ايجاد خود باوري
يكي از مهم ترين راهكارها براي ايجاد خودباوري، اينه كه به توصيه هاي افراد ناموفق گوش نكنيم. چند بار براي راهنمايي گرفتن، سراغ دوست، اعضاي خانواده يا همسايه اي رفتيم كه خودش در موقعيتي مشابه يا بدتر از ما بوده و در اون موقعيت موفق نشده؟ اين كار، درست مصداق اين مثليه كه مي گه كوري عصاكش كور دگر شود. آدماي سست اراده يا بي اراده، سراغ كسايي مي رن كه با اونا احساس راحتي مي كنن و اين اشخاص الزاماً كسايي نيستن كه اطلاعات مورد نياز براي موقعيت و موفقيت اونا رو داشته باشن. بهترين كار اينه كه به مشاور يا مربي مراجعه كنيم. يا از كسي الگوبرداري كنيم كه راه دل خواه ما رو با موفقيت رفته باشه. يكي ديگه از راه هاي موثر براي تقويت اراده، اينه كه هر كاري رو به اجزاي كوچك تر تقسيم كنيم؛ يعني همون برنامه ريزي. اگه كار به اجزاي كوچك تر تقسيم نشه، فرايند رسيدن به موفقيت، برامون مبهم مي مونه و همين ابهام، در اراده ما براي رسيدن به انتهاي راه تأثير بذاره و خستمون كنه. نكته اي كه بايد در تقسيم اجزاي كار و برنامه مون رعايت كنيم؛ اينه كه از كم شروع كنيم؛ يعني با كار كم حجم و سبك شروع كنيم كه يقين داشته باشيم انجامش مي ديم و كم كم حجم كار رو زياد مي كنيم. مثلاً كسي كه مي خواد با ورزش، اضافه وزن خودش رو از بين ببره؛ اگه از روزاي اول، براي سه ساعت ورزش برنامه بريزه عملي نمي شه. روزهاي اول بهتره با نيم ساعت شروع كنه. بنابراين نبايد كل كار رو نگاه كنيم؛ مثلا آدمي كه 25 كيلو اضافه وزن داره، اگه هر روز به اين فكر كنه كه بايد 25 كيلو وزن كم كنه، سختي كار، اراده اش رو ضعيف مي كنه. بايد اول به اين فكر كنه كه مثلاً توي اين ماه مي تونه سه يا پنج كيلو وزن كم كنه.


نقش تربيتي روزه در تقويت اراده
خداي مهربون رو بي نهايت شاكريم كه از خزانه موهبت و الطاف بي كرانش، برما منت نهاد تا يه بار ديگه بتونيم ماه رمضان، اين ماه پربركت و پرفضيلت رو درك كنيم. ماهي كه پيامبر عظيم الشان اسلام، در وصف اون فرمود: « اگر بنده، ارزش ماه رمضان را مي دانست، آرزو مي كرد كه سراسر سال، رمضان باشد.»(1)
هركسي ممكنه به يه جنبه از بركات اين ماه خوب خدا فكر كنه؛ يكي ممكنه به فوايد جسمي روزه داري در اين ماه فكر كنه و ديگري به تأثيرات روحي اون. اونايي بهره بيشتري از اين ماه مي برن، كه علاوه بر فوايد جسمي وروحي روزه داري، به نقش تربيتي اين فريضه الهي توجه داشته باشن و اين دسته، خردمندان واقعي هستن.
دو - سه برنامه اي هست كه درباره اراده و عوامل تقويت اراده صحبت مي كنيم، حالا كه ادامه اين بحث با ما مبارك رمضان، مقارن شده، خوبه كه درباره نقش و تأثير اين ماه و اعمالش در تقويت اراده، كمي با هم گفت و گوكنيم. اشتباه نكنيد. ... اين برنامه يه برنامه عبادي و مذهبي نيست، بلكه مي خواد از تأثيرات رواني روزه داري در تقويت مهارت اراده با شما حرف بزنه. با ما همره باشيد!
كسي كه روزه مي گيره؛ از خوردن وآشاميدن خود داري مي كنه. البته روزه فقط اين نيست، بلكه بايد از خيلي چيزها و خواسته هاي ديگه هم چشم پوشي كنه؛ در واقع آدم روزه دار، با خواهش هاي نفسش مي جنگه و در برابر غرايز مقاومت مي كنه. و اين برنامه، يك ماه در سال انجام مي شه؛ يعني تقريباً يك دوازدهم هر سال، اين برنامه قشنگ در جوامع اسلامي تكرار مي شه. اين تكرار، درحقيقت ، تمرين تقويت اراده و افزايش قدرت تصميم گيريه.
روزه داري، يعني تحقق يافتن واقعي صبر. از لحظه اذان صبح تا اذان مغرب. يادتون مي ياد در همين شماره بود، گفتيم كه اين آدما صبر ندارن؟! گفتيم آدماي سست اراده يا احياناً بي اراده، وقتي يه كاري رو شروع مي كنن و كار براشون يه كم پيچيده و دشوار مي شه، همه ايده ها وآرزوهاشون يادشون ميره و نمي تونن اون سختي رو تحمل كنن. بنابراين، از همون ابتداي راه برمي گردن.
توصيه مي كنيم آدماي سست اراده از اين ماه مبارك و فريضه روزه داري براي تقويت اراده شون، كمك بگيرن. چون روزه و روزه داري يه جورايي تمرين براي افزايش نيروي استقامتِ، و اراده رو تقويت مي كنه. اين تمرين، تحمل رنج و سختي روآسون مي كنه.
واقعاً يكي از توصيه هاي خيلي خوبي كه مي شه به آدماي كم اراده كرد، سفارش به روزه گرفتنه. از امتيازهاي معنوي و نقش مثبت تربيتي روزه در تزكيه نفس هم كه بگذريم؛ تمريني كه روزه داري از لحاظ وقت شناسي به ما مي ده، خيلي مي تونه دركارهاي روزمره و موقعيت هاي فردي به كارمون بياد. شايد فكر كنيم كه اين نظم و انضباط در بهره گيري از زمان، يكي از ويژگي هاي زندگي تمدن غربِ. درحالي كه اين وقت شناسي و تنظيم اوقات زندگي، از آموزه هاي اصيل اسلام. همتون اين وصيت اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) رو شنيديد كه فرمود: «شما را به تقوا و نظم دركارها سفارش مي كنم.» راستي اگه در جهان اسلام متفاوت بود! نظر شما چيه؟ اصولاً همه فرايض اسلام در وقت خودش بايد انجام بشه؛ مثل حج يا نمازهاي پنج گانه؛ روزه هم همين طور. تمرين تزكيه و اراده روزه داري، با ديدن هلال ماه مبارك واجب، و با ديدن هلال ماه شوال، حرام مي شه، و با غروب خورشيد به پايان مي رسه؛ نظامي كه نمي شه از اون سرپيچي كرد. اين هم يكي ديگه از درساي تقويت اراده، در مدرسه ماه رمضان.
پي نوشتها:
1. بحار الانوار، ج 96، ص247، ح13.

 
پايگاه موعود


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت