مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 5548
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 45
همه : 4415297


تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۱ )

كلمات، ابزار ارتباط با درون تو هستند !


اگر مي‌خواهيد دنياي اطراف خودتان را به‌طور شايسته، مؤثر و به طرز مطلوبي بسازيد، تفكر مثبت امري ضروري است. همه سطوح تفكرتان را كه مي‌تواند يكي از مهم‌ترين و همچنين سخت‌ترين سطوح براي زدودن منفي‌گرايي باشد، خانه‌تكاني كنيد. ممكن است تعجب كنيد، وقتي كه بدانيد ساختار صحبت كردن شما مي‌تواند يكي از عوامل اصلي‌اي باشد كه راه شما را در به دست آوردن خواسته‌هاي‌تان مي‌بندد.


از آنجايي كه، شما در يك جامعه فني زندگي مي‌كنيد، بخش عمده زندگي‌تان را بازي با كلمات، تشكيل مي‌دهد؛ كلماتي كه به زبان مي‌آوريد و يا مي‌نويسيد. هر جايي كه مي‌رويد به كلمات برمي‌خوريد: تابلوهاي اعلانات، علامت‌هاي خيابان‌ها، دستورالعمل‌ها و مطالبي براي خواندن. استفاده از كلمات آن‌چنان بخشي از وجود شما شده است كه حتي در موقع فكر كردن با خودتان از كلمات استفاده مي‌كنيد.


فكر كردن دروني شما به‌طور مستقيم بر شيوه‌اي كه ذهن ناخودآگاه شما، نيازها، اميال و آرزوهاي شما را پردازش مي‌كند، اثر مي‌گذارد. همان‌طور كه مي‌دانيد ذهن ناخودآگاه‌تان كاملاً قادر است امواج ذهني مخصوص به خود را توليد كند، درست همان‌طور كه ذهن خودآگاه، اين كار را انجام مي‌دهد. با اين تفاوت كه ذهن ناخودآگاه از كلمات و افكار دروني شما براي خلق امواج ذهني استفاده مي‌كند. اگر آن افكار و كلمات داراي بار منفي زياد باشند، امواج ذهني ناخودآگاه نيز داراي اين جنبه منفي خواهد بود و دنيايي را مي‌آفريند كه اين منفي‌گرايي را منعكس مي‌كند.


اكنون براي اينكه گفتار خود را تغيير دهيد، ابتدا بايد نسبت به ساختار گفتار هر روزه خود توجه كنيد. اما بدانيد كه كار ساده‌اي هم نيست. شما، همه عمرتان چنين گفتاري را به كار برده‌ايد و اكنون بسياري از آنها ناخودآگاه بوده، قسمتي از مكانيسم گفتار دروني‌تان شده‌ است.


اول، براي اينكه جريان ناخودآگاه سخن گفتن را آگاهانه كنيد، بايد به خودتان گوش فرا دهيد. گوش كردن به خود، انگار كه با ديگران گفتگو مي‌كنيد، ذهن آگاه، شما را متوجه عادات صحبت كردن‌تان مي‌كند. سعي كنيد پس از صحبت كردن با كسي، مكالمه خود را دوباره در ذهن‌تان تكرار كنيد و به ساختار چيزهايي كه گفته‌ايد بيشتر از معني كلي آن نگاه كنيد. از خودتان چند سؤال بكنيد:
ـ
چه كلماتي انتخاب كردم؟
ـ چرا اين كلمات را انتخاب كردم؟
ـ آن كلمات و عبارت‌ها چه معناي ضمني عاطفي‌اي داشتند؟
ـ آيا اين كلمات به‌طور مشخص ماهيت منفي يا مثبت داشتند؟


به مدت يك هفته، در حين صحبت به استفاده از زبان توسط خود گوش دهيد و آن را امتحان كنيد. ممكن است دستگاه ضبط صوت كوچكي به شما كمك كند تا برخي از مكالمات خود را ضبط كرده، بعداً به آنها گوش كنيد. اكنون در طي هفته‌اي كه اين كارها را انجام مي‌دهيد، عباراتي را كه اغلب به كار مي‌بريد، يادداشت كنيد. منظور كلمه يا تركيبي از كلمات است كه در بيشتر مكالمات شما به‌كار مي‌روند. اين كلمات و عبارات را به دو دسته تقسيم كنيد: مثبت و منفي. براي مثال، «عاليه» يك عبارت مثبت است. «اين يك دردسر است» يك عبارت منفي است.


اكنون آگاه مي‌شويد گروهي از عبارات منفي در مكالمات شما وارد مي‌شوند و شما آن‌قدر آنها را به كار برده‌ايد كه ديگر از وجودشان آگاه نيستيد. اگر اين عبارت‌هاي منفي مربوط به خود شما باشند، ناخواسته در زندگي‌تان آشفتگي و درهم‌ريختگي ايجاد مي‌كنيد. اگر اين عبارت منفي مربوط به شخص ديگر باشد، مي‌توانيد در هم‌ريختگي خود را بر آنها تحميل كنيد.


فراموش نكنيد كه مي‌توانيد تا حدي بر زندگي ديگران تأثيرگذار باشيد. گفتن به يك دوست به طور مكرر كه او مريض است ممكن است اين باور را در او تقويت كند. برون‌فكني مداوم منفي شما، در مورد زندگي فرد ديگر، مي‌تواند مانع پيشرفت آن فرد شود، يا حتي آن شرايط برون‌فكني شده را پيش بياورد.


خوب، پس چه كاري بايد انجام بدهيد؟ بسيار خوب براي شروع ـ همين كه يك عبارت منفي را پيدا كرديد، بايد آن را تغيير دهيد. اگر بخواهيم از مثال بالا استفاده كنيم، بايد جمله «اين يك دردسر است» را به «اين يك چالش است» تغيير داد. مشكلات، دردناك هستند و از پس آنها برآمدن دشوار. از طرف ديگر، چالش‌ها سرگرمي‌ هستند و بنابراين راحت‌تر مي‌توان از پس آنها برآمد. وقتي بر يك مشكل فايق مي‌آييد، آهي از دل برمي‌آوريد كه مانند آه كشيدن بعد از راحت شدن از يك درد است. وقتي كه در برخورد با يك چالش موفق مي‌شويد، فريادي از شادي مي‌كشيد. در اينجا يك مثال ديگر مي‌آوريم. عبارت منفي «او مريض است!» را مي‌توان به «او خوب نيست» تغيير داد. كلمه مريض نشان‌دهنده وضعيتي نامطلوب و غيرقابل تغيير است. اگرچه وضعيت خوب نبودن نشان‌دهنده اين است كه آن فرد معمولاً سالم است، ولي در حال حاضر كسالت دارد...

http://www.shamisapsy.ir/positive-orientation/118-1388-09-18-06-42-36.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۵)

چگونه در شرايط پر فشار خونسردي خود را حفظ كنيم؟
 

 
همه مي دانيم كه وجود استرس به سلامت جسمي ما آسيب وارد مي آورد اما در اين بخش مي خواهيم از مضرات استرس در زندگي شغلي آگاه شويم. مردم معمولا هنگاميكه فشار كاري به بالاترين سطح مي رسد عقل خود را از دست مي دهند و بدون كمك گرفتن از فكر خود دست به كارهايي مي زنند كه بعدها موجب پشيماني آنها مي شود. ممكن است حرفي بزنند و يا كاري انجام دهند (به ويژه در لحظات بحراني مثلا پيش از گرفتن ترفيع رتبه و يا اخراج از كار) كه بعدا از آن پشيمان شوند. 

 
امروزه مقوله استرس و كار جدا نشدني هستند. درايت و توانايي كنترل استرس خصيصه اي است كه كارمندان كارامد را از سايرين جدا كرده و از نمونه هاي توانايي بالاي مديريت به شمار مي رود. 

 
كلمات استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
دليل از دست دادن كنترل خود را در شرايط پر فشار پيدا كنيد. هنگام مواجهه با اين شرايط ذهن ما به حالت تدافعي غريزي خود باز مي گردد و بدن هورمون استرس زاي آدرنالين ترشح مي كند، حالت تدافعي به خود مي گيريم كه اين امر هر گونه پردازش منطقي را منحل مي كند. در جهان امروزي ما به وسيله گروهي از لغات رنج آور و آزاردهنده از خود دفاع مي كنيم و پس از اينكه ذهن مجددا "آرام" مي شود و به حالت عادي خود باز مي گردد، متوجه اشتباهاتمان مي شويم. 

 
راه حل؟ هشيار باشيد كه چه موقع ذهن شما در حال زايل شدن است و اجازه ندهيد كه آدرنالين بيش از اندازه ترشح شود تا ترس بر شما غلبه كند و شما را برانگيخته كرده و موجب شود كه شما خشونت به خرج دهيد. اجازه دهيد تا نيروي عقل و منطق شما دوباره به كار افتد. 

 
نفس عميقي بكشيد براي چند لحظه بر روي مطلب مورد نظر فكر كنيد. نقاط مثبت قضيه را در آوريد و آنرا را افزايش دهيد. 

 
شرايط استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
در اين قسمت براي شما 5 موقعيت را باز گو مي كنيم كه نيازمند حضور ذهن،خرد و شعور و از همه مهمتر خونسردي است. اگر بتوانيد در زمان بروز اين شرايط خونسردي و تعادل خود را حفظ كنيد شما را در محل كار "ابر قهرمان" مي نامند. 

 
1- به جدل كشيده مي شويد
پايان روز است، همه خسته شده اند و به زحمت بر روي پروژه اي كه تازه در ابتداي راه است كار مي كنند و هيچ كس هم اعصاب درستي ندارد. ناگهان يكي از همكارانتان به سمت شما مي آيد و به شما مي گويد" نامه اي كه براي من نوشته بودي بيش از اندازه مختصر بود و مراتب ادب و احترام در آن رعايت نشده بود" او به شما مي گويد كه قصد دست انداختن و برتري جويي نسبت به او را داشته ايد. 

 
شما در جواب به او مي گوييد كه بهتر است كوتاه بيايد و اينقدر حساس نباشد. براي او تشريح مي كنيد كه وقت شما كوتاه بوده و براي رعايت ادب و احترام زمان كافي نداشته ايد. 

 
او از كوره در مي رود و شما را متهم مي كند به دزدي كردن از پروژه و شما را مسئول تمام خرابي ها مي خواند و ... بحث بالا مي گيرد و چند تا از همكارهاي ديگر هم به شما مي پيوندند اما آنها نيز نمي توانند كاري را از پيش ببرند. 

 
در اين حال چون منطق خود را از دست داده ايد تصويري از نا كامي ها در ذهن شما نقش مي بندد و فقط باعث مي شود كه استرس خود شما و اطرافيانتان افزايش يابد. به جاي بهره گيري از منطق و ادراك به خوي غير انساني خود اتكا نكنيد. 

 
راه حل اين است كه حالت تدافعي به خود نگيريد و با اتكا به قوانين عقلي نقد وارده را رد كنيد. به جاي اينكه با پاسخ هاي از پيش تعيين شده جلو بياييد اندكي صبر كنيد حواس خود را جمع كرده و خونسردي خود را نيز حفظ كنيد. 

 
در همين مورد ذكر شده با آرامش پاسخ دهيد "من تو را درك مي كنم اما اين پروژه سنگين است و تاريخ تحويل هم نزديك شده بنابراين لازم است كه كوتاه و مختصر عمل كنيم تا بتوانيم از عهده تمام امور بر آييم. اگر تو به خاطر نامه من آزرده شدي همين جا از تو عذر خواهي مي كنم" 

 
با رعايت ادب و نزاكت در مقابل خصومت مي توانيد طرف مقابل خود را خلع سلاح نماييد زيرا او منتظر پاسخي از روي عصبانيت مي باشد. حتي اگر حق با شماست اثبات اين مطلب براي يك همكار خودسر كار بي فايده اي قلمداد مي شود. 

 
به عبارت ديگر بهتر است گاهي زيركانه عمل كنيد تا صادقانه.

 2- پاسخ سوالي را نمي دانيد
اين موقعيتي است كه بسياري از سياستمداران و تاجران بزرگ با آن مواجهند: سوالي كه آنها را در هنگام سخنراني خلع سلاح مي كند. مي توانيد در چنين شرايطي به لكنت زبان بيفتيد، عرق كنيد و بترسيد تنها به اين خاطر كه جواب مناسبي نداريد. اما راههاي بهتري هم وجود دارند كه افراد عاقل آنها را انتخاب مي كنند. 

 
به ياد داشته باشيد كه در هنگام سخنراني قدرت به دست شماست و مستمعين مي بايست مراتب ادب و نزاكت را رعايت كنند. اگر سوال خارج از حيطه بحث بود مي تواننيد اينطور عمل كنيد "به نكته جالبي اشاره شد، اگر به اندازه كافي وقت داشته باشيم من آنرا توضيح مي دهم اما اجازه دهيد كه در حال حاضر به موضوع اصلي بپردازيم." 

 
همچنين مي توانيد به آن شخص بگوييد كه خوشحال مي شويد پس از اتمام سخنراني با او شخصا صحبت كنيد. اين كار به شما زمان لازم براي آماده كردن جواب را مي دهد و يا مي توانيد از آن فرد تشكر كنيد و پاسخ سوال را موكول كنيد به پايان تشريح مسائل مهمتر. 

 
اما اگر سوال مرتبط با موضوع بحث بود پس بهتر است كه متواضع و فروتن باشيد و خيلي راحت اظهار كنيد كه پاسخ آنرا نمي دانيد. بالاخره شما هم يك انسان هستيد، اينطور نيست؟ اگر اين كار را با اعتماد به نفس كامل انجام دهيد مردم تصور نمي كنند كه شما از آمادگي لازم برخوردار نيستيد بلكه بر عكس به دنبال راهي براي حل مسائل پيچيده هستيد" سوال خوبي بود اما بايد اعتراف كنم كه در حال حاضر پاسخ آنرا نمي دانم، به شما قول مي دهم كه بررسي را همين حالا آغاز كنم و پاسخ مناسب را در اولين فرصت در اختيار شما قرار دهم" 

 
3- خطايي از شما سرميزند
شما با همكاران و مقامات بالاي شركت مشغول تجزيه تحليل اشتباهي هستيد كه باعث متوقف كردن پروژه شده است و ناگهان يكي از همكاران شما را مورد خطاب قرار داده و اشتباه را به شما نسبت مي دهد چرا كه فايل ناقصي را تحويل داده ايد كه باعث برهم زدن جريان عادي كار شده است. 

 
اگر اشتباه از جانب شما باشد بايد مسئوليت آنرا به عهده بگيريد البته نه به آن معنا كه سيلي از پوزش هاي سوزناك را بر روي ميز روان كنيد. به جاي آن بهتر است كه بگوييد "متشكرم كه آنرا براي من توضيح دادي، الآن متوجه شدم كه اشتباهم در كجا بوده و از اين به بعد تمام تلاش خود را مي كنم كه چنين اتفاقي نيفتد" 

 
اگر آن اشتباه به طور صد در صد به شما مربوط نمي شد چنين بگوييد "بله من اشتباه كردم و عذر خواهي مي كنم، اما هر فردي كه فايل مورد نظر را دريافت مي كند بايد آنها را دوباره چك كند تا خطايي در آن وجود نداشته باشد" چنين موقعيتي زمان مناسبي است كه از سيستم موجود انتقاد كنيد و راه حلي براي اجتناب از خطاهاي مجدد پيشنهاد كنيد. 

 
اما از سوي ديگر اگر اشتباه به هيچ وجه از جانب شما نبود اتهامات وارده را يك به يك و با اتكا به مدارك علمي رد كنيد. سعي كنيد با كسي كه از شما نقد مي كند مانند يك ابله رفتار نكنيد. به طور حتم زماني كه ثابت شد شما فرد مورد سرزنش نيستيد متهم اصلي خود به خود پيدا مي شود( و شايد همان منتقد شما باشد كه به دنبال راهي بوده تا قضيه را از سر خود باز كند) 

 
4- يكي از همكاران غيبت شما را مي كند
متوجه مي شويد كه عده اي در مورد شما شايعه پراكني مي كنند. بدترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه خود را به بي خيالي بزنيد و انتظار داشته باشيد كه همه چيز خود به خود حل شود. با انجام چنين كاري به او اجازه مي دهيد كه به رفتار زشت و زننده خود ادامه دهد. 

 
اما نبايد يكدفعه مغز خود را از دست بدهيد زيرا آنها منتظر همين هستند تا بتوانند بيشتر شما را اذيت كنند و به طور قطع شما هم كه نمي خواهيد آنها را به اهدافشان برسانيد! با او رودررو صحبت كنيد تا به واسطه ثبات و وقار شما متوجه اشتباه خود شود. 

 
هنگاميكه تنهاست به او نزديك شده و با او صحبت كنيد "هي، من شنيدم كه تو در مورد من چنين چيزهايي را به ديگران گفته اي، اگر چيزي هست چرا به خودم نمي گويي؟" 

 
پاسخ او هر چه كه باشد (ممكن است حالت تدافعي به خود بگيرد و يا با نامردي از حقيقت فرار كند) استراتژي شما يكي است. تنها چيزي كه او از شما انتظار ندارد رعايت ادب و نزاكت است. شما با اين كار او را خلع سلاح مي كنيد. سعي كنيد نقاط مشترك خود را با او پيدا كنيد و در مورد آنها صحبت كنيد مثلا بي علاقگي نسبت به كارفرما و يا يكي از مراجعين و يا اين آرزو كه هر دوي شما مي خواهيد كمپاني در صدر قرار گيرد و ...

 
بعد هم دايره توجه خود را بر روي گروه متمركز كنيد: "تو كه خودت بهتر مي داني كه همه ما با هم و در كنار هم در حال تلاش براي تكميل پروژه هستيم و چنين حرفهايي به سلامت رواني گروه لطمه مي زند. پس بهتر است كينه ورزي را كنار بگذاريم تا كارها به خوبي پيش روند." با انتقال مركز توجه از فرد به گروه ، شما خود را فردي عاري از خود خواهي و خود پرستي نشان مي دهيد و خيلي بهتر از او جلوه مي كنيد و اين كار باعث مي شود كه او دهان خود را ببندد. 

 
اگر او متقاعد نشد با روي باز به او اعلام كنيد كه اگر به اين كار ادامه دهد مراتب را به مقامات بالاتر گزارش خواهيد كرد. 

 
5- به تاريخ تحويل نزديك مي شويد
ثانيه ها سپري مي شوند و ارباب رجوع چشم انتظار محصول جديد شما كه هنوز در مراحل ابتدايي كار است مي باشد. در چنين مواقعي يك مسئله كوچك مي تواند در نظر افراد به منزله يك مشكل بزرگ جلوه كند و آنها را بيش از حد عصباني كند. با برنامه ريزي دقيق از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كنيد. 

 
نگاه انداختن به ساعت، كاري را از پيش نمي برد پس بهتر است بر روي كار تمركز كنيد نه مهلت هاي نهايي. ليستي از اولويت ها تهيه كنيد و ابتدا بر روي مسائل ضروري تر كنيد. اگر لازم شد كارهاي بزرگ را به امور كوچكتر اما قابل اجرا تقسيم كنيد و هر يك را در زمان خاص خود انجام دهيد. 

 
ابتدا بر روي اموري كار كنيد كه بايد مجددا توسط افراد ديگر بازبيني شوند. اگر امكان داشته باشد مي توانيد برخي از كارها را به عهده افراد ديگر بگذاريد. از حواس پرتي خود جلوگيري كنيد براي اين كار مي توانيد سيم تلفن را قطع كنيد و صفحه اينترنت را در صورتي كه به آن نياز نداري ببنديد. 

 
در آخر هم تنفس خود را كنترل كنيد. بالا بودن انرژي استرس را كاهش داده ذهن شما را در شرايط مناسبي نگه مي داردو اجازه ندهيد كه نا اميدي بر شما غلبه كند تا تمركز حواس خود را از دست بدهيد و هميشه به ياد داشته باشيد كه در آخرين فرصت ها معجزه هاي شگفت آنگيزي رويخواهد داد. 

 
ثابت قدم و پابرجا باقي بمانيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در محيط كاري كه استرس و فشار روز به روز افزايش مي يابد كساني به موفقيت دست مي يابند كه بتوانند خونسردي خود را حفظ كنند و براي پست مديريت نيز از يك چنين افرادي دعوت به عمل مي آيد. پس بهتر است زمانيكه غريزه غير انساني شما در حال انفجار بود خونسرد و متين باقي بمانيد و از قوه ادراك خود كمك بگيريد تا از پس كليه امور برآييد.

http://www.aftabir.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۴)

چه كساني با خشم برخورد مناسب ندارند!

با توجه به پژوهش‌هاي انجام شده درباره‌ي خشم آنچه مسلم است اين است كه شمار كساني كه با خشم خود برخورد نادرست مي‌كنند، به مراتب از شمار كساني كه به آن برخورد درست مي‌كنند بيشتر است. نيل‌وارنر در كتاب مشهور " خشم را، يار و ياور خود سازيد  " با توجه به رفتاري كه اشخاص به هنگام خشم بروز مي‌دهند، آنهايي را كه با خشم بر خورد درست ندارند به چهار دسته تقسيم مي‌كنند:
 
جسماني كننده‌ها،
 
خود مجازات‌گر‌ها،
 
منفجرشونده‌ها

و مخفي‌كننده‌ها.

 

جسماني كننده‌ها. اين‌ها اشخاصي هستند كه با خشم برخورد انفعالي مي‌كنند و آن را به بدن خود منتقل مي‌سازند. جسماني كننده‌ها كساني هستند كه احساسات خشم خود را آشكارا نشان نمي‌دهند به جاي آن از بيم آن كه مبادا مورد تأييد و تصديق ديگران واقع نشوند آن را بروز نمي‌دهند و پنهان مي‌كنند.
 از سوي ديگر، تفاوتي كه ميان جسماني كننده‌ها و ديگران وجود دارد اين است كه اين اشخاص خشم خود را به شكل ميگرن، سر درد ، زخم معده ، كُليت و وَرَمِ مفاصِل بروز مي‌دهند.

خود مجازات گرها. رفتار انفعالي ديگري در زمينه بروز خشم ، تبديل كردن خشم به احساس گناه است. اين اشخاص اغلب به اين دليل كه خشمگين شده‌اند بر خود خشم مي‌گيرند . در نتيجه تخليه هيجاني خشم را بروز نمي‌دهند . به جاي آن با كنترل ابراز خشم از ميزان عزت نفس خود مي‌كاهند.
 براي مثال پرخوري يا گرسنگي كشيدن عمدي، افراط در ميگساري ، افراط در خريد كردن و خوابيدن كه جملگي مي‌توانند از ميزان عزت نفس بكاهند، از جمله اقداماتي است كه خود مجازات گرها به نمايش مي‌گذارند.
منفجر شونده‌ها. منفجر شوند‌ها نمونه‌هاي كليشه‌اي پرخاشگري مديريت نشده هستند. اين‌ها كساني هستند كه خشم خود را به شكلي خصمانه به صورت كلامي‌يا جسماني بروز مي‌دهند. اين اشخاص مانند يك آتشفشان منفجر مي‌شوند و به هر كس كه در پيرامون آنها قرار گيرد هجوم مي‌برند.
منفجر شونده‌ها خشم‌شان را در خود نگه مي‌دارند و بعد ناگهان ، و به هر دليل آن را بر سر هر كسي كه در پيرامون‌شان قرار گيرد تخليه مي‌كنند. در بسيار‌ي از مواقع اين اشخاص به جاي اينكه نسبت به كسي كه موجب خشم آنها شده خشمگين شوند، خشم‌شان را نسبت به آنها سركوب مي‌كنند و بعد آن را بر سر اشخاصي كه كمترين گناهي مرتكب نشده‌اند، اشخاصي از قبيل، همسر، فرزندان و كاركنان زير دست خالي مي‌نمايند.
 در بسياري از موارد از خشم انفجاري به منظور ايجاد رعب و ارعاب و سلطه‌جويي استفاده مي‌شود.اين همان رفتاري است كه روانشناسان آن را نشانه‌ي شخصيت تيپ الف معرفي مي‌كنند و با بيماري‌هاي قلبي - عروقي در ارتباط نزديك است.

مخفي كننده‌ها. مخفي كننده‌ها هم مانند منفجر شونده‌ها خشم مديريت نشده‌اي را به نمايش مي‌گذارند. تفاوت رفتار ميان مخفي كننده‌ها و منفجر شوند‌ها اين است كه مخفي كننده‌ها معمولاًخشم خود را متوجه كسي كه سبب ساز خشم آنها شده مي‌كنند، اما اين كار را به طور غيرمستقيم انجام مي‌دهند، آنگونه كه به لحاظ اجتماعي مشكلي حاصل نشود.
 مخفي كننده‌ها به خاطر بي‌عدالتي كه در حق آنها روا شده مترصد تلافي هستند- با اين تفاوت كه خشم‌شان را به شكلي كه به لحاظ اجتماعي قابل قبول باشد، در ابعاد ملايم بروز مي‌دهند. نمونه‌هايي از ابراز خشم به شيوه مخفي كننده‌ها شامل دير رفتن سرجلسه، يا طعنه‌زدن مي‌باشد.
مخفي كننده‌ها خودشان را قربانيان زندگي ارزيابي مي‌كنند و با آنكه خشم‌شان اغلب متوجه كسي است كه آنها را ناراحت كرده است، تمام شدن خشم به ندرت اتفاق مي‌افتد.
وارنر خاطر نشان مي‌سازد كه همه‌ي ما با توجه به شرايط و موقعيت در مواردي از همه‌ي اين روش‌ها استفاده مي‌كنيم.
 اما در هر كسي يكي از اين روش‌ها حالت غالب پيدا مي‌كند و در تبادل‌هاي روزانه به طور گسترده مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بايد توجه داشت كه هيچ يك از اين چهار روش سالم نيستند، به هيچ جهت رفتن از يك حالت به حالت ديگر توصيه نمي‌شود. وارنر توصيه مي‌كند كه احساس خشم خود را شناسايي كنيم و آن را به شكل خلاقانه تخليه كنيم.

http://www.shamisapsy.ir/anger/215-1388-10-18-19-56-45.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۳)

در هنگام خشم چه مي‌كنيد؟
 

در روزگاران پيشين، زن و شوهر جواني از كوه بلندي بالا رفتند، در بالاي كوه پير دانايي را ديدند. پير، جايي را براي‌شان باز كرد تا بنشينند. آنگاه گفت: «هر مطلبي كه داشته باشيد، مي‌توانيد از من بپرسيد». آنها معناي زندگي را پرسيدند. پير به پرسش آنها پاسخ داد. آنها رمز خوشبختي را سؤال كردند. پير، نسخه‌اش را نوشت. آنها اسرار جهان را پرسيدند. پير به آن هم جواب داد. آنگاه سؤال دشواري را پرسيدند كه: «اي خردمند بزرگ، ما بسيار دچار خشم مي‌شويم. در هنگام خشم، يكديگر را آزار مي‌دهيم. چه ‌كنيم؟» ناگهان پير دانا به آنان خيره شد. آنگاه قلم خود را به دو نيم كرد و نفرين‌گويان به غار خود برگشت. در آستانه‌ غار، رويش را برگرداند و غريد: «افسوس، اگر من پاسخ اين پرسش را مي‌دانستم، ناچار نبودم تنهايي بر بالاي اين كوه زندگي كنم!»

در هنگام خشم چه مي‌كنيد؟
 هيچ‌كس واقعاً راه غلبه بر خشم را ـ دست‌كم در تمام موارد ـ نمي‌داند. خشم، نعمتي الهي و بخشي طبيعي از وجود انسان است، اما تسلط بر آن آسان نيست. خشم، در زندگي ما دردسرهاي بزرگي را پديد مي‌آورد. دشواري‌هاي خشم، شامل اموري است كه نمي‌گذارد بر خشم خود مسلط شويد. به عنوان مثال، ممكن است از خشم خود بترسيد، يا آن را خيلي دوست داشته باشيد يا آن را (فروخوريد) زيرا نمي‌دانيد چگونه آن را ابراز كنيد و چگونه دچار انفجار خشم شويد. مقصود از نوع خشم، نحوه‌ بروز آن با الگوي خاصي است كه هر كسي براي كنترل خشم خود به كار مي‌برد. از خود مي‌پرسيم: «در هنگام خشم، چه بايد بكنيم؟» آنگاه نوع خاصي از ابراز خشم را بر مي‌گزينيم.
 
دوري از خشم
 يكي از دوستان علي با او قرار ناهار مي‌گذارد. اما سر وعده حاضر نمي‌شود. اين كار، سه بار متوالي تكرار مي‌شود. آيا علي خشمگين است؟ البته كه خير. علي، به قول خودش هرگز از جا در نمي‌رود. اگر عصباني شود، خيال مي‌كند كه آدم بدي شده است. دوركنندگان خشم، عصبانيت را دوست ندارند. بعضي‌ها از خشم خود يا خشم ديگران مي‌ترسند و سعي مي‌كنند جنجال به پا نشود. مي‌ترسند در هنگام خشم، اختيار خود را از دست بدهند و ديو درون‌شان، مجال خودنمايي پيدا كند. بعضي ديگر فكر مي‌كنند كه خوب نيست عصباني شوند. اين چيزها را ياد گرفته‌اند كه (فقط سگ‌ها پارس مي‌كنند.) يا (پسر خوبي باش. عصباني مشو) و براي اينكه مورد محبت ديگران واقع شوند، خشم خود را پنهان مي‌كنند. كساني كه از خشم دوري مي‌‌كنند، چون از جا در مي‌روند، آدم‌هاي خوب و مهرباني به نظر مي‌رسند، به همين دليل، احساس امنيت و آرامش مي‌كنند. آنان كه از خشم مي‌گريزند نيز دشواري‌هايي دارند. اين افراد، در برابر امور غلط هم دچار خشم نمي‌شوند و چون نيروي خشم به بقاي آنان كمكي نمي‌كند. در ضمن نمي‌توانند مثبت و قاطع باشند چون در هنگام بيان خواسته‌هاي خود، احساس گناه مي‌كنند و چه بسا كه ديگران حق‌شان را پايمال كنند.
 
خشم پنهان (ريايي)
 دوستان محسن تلفن مي‌‌زنند و از او مي‌خواهند كه براي گردش دسته‌جمعي هفته بعد، تهيه صد ساندويچ را در برنامه كار خود قرار دهد. اين موضوع با ساير برنامه‌هاي محسن تضاد دارد با وجود محسن مي‌گويد «باشد». بالاخره روز گردش فرا مي‌رسد، ولي محسن پيدا نمي‌شود. وقتي تلفن مي‌‌زنند مي‌گويد: «فراموش كرده‌ام». وقت هم گذشته است. خيلي بد مي‌شود، ولي بالاخره دوستان او ناچار مي‌شوند فكر ديگري بكنند. كساني كه گرفتار خشم پنهان (ريايي) هستند هرگز نمي‌گذارند كسي بفهمد خشمگين شده‌اند. در واقع گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي‌دانند تا چه حد خشمگين هستند. اما خشم خود را از راه‌هاي غيرمستقيم نشان مي‌دهند. مثلاً به جاي اينكه كاري صورت دهند، مرتباً مي‌گويند: «بله، اما...» يا اينكه آرام در ميان افراد خانواده مي‌نشينند و به نوعي اعصاب بقيه را خُرد مي‌كنند. وقتي هم ديگران عصباني شوند، وانمود مي‌كنند كه رنجيده‌اند و صورت حق به جانب به خود مي‌گيرند. مي‌گويند: «چرا نسبت به من عصباني هستي؟» يا ـ «من كه كاري نكرده‌ام». مشكل همين‌جاست. اين افراد به همان دليل كه خشمگين هستند، كاري كه بايد، بكنند نمي‌كنند. اما در عين حال، خشم خود را هم به كسي بروز نمي‌دهند. خشمگينان رياكار، وقتي باعث دل‌سردي ديگران مي‌شوند، حس مي‌كنند كه بر زندگي خود تسلط يافته‌اند. با كم‌كاري، خودداري از انجام كار يا به تعويق انداختن كارها، برنامه‌هاي ديگران را به هم مي‌ريزند. خشم آميخته به ريا، دشواري‌هايي هم دارد. مهم‌ترين آنها اين است كه شخص سررشته‌ خواسته‌ها و نيازهايش را گم مي‌كند درست است كه اين افراد ممكن است نگذارند ديگران به خواسته‌هاي‌شان برسند، ولي خودشان هم نمي‌دانند كه با زندگي خودشان چه مي‌خواهند بكنند. نتيجه‌ آن كسالت، دلسردي و نداشتن رضايت در روابط با ديگران است.
 
خشم همراه با بدگماني
 بيژن عاشق همسرش است، به همين دليل او را مانند سايه تعقيب مي‌كند. از او سؤال‌هاي جوراجور مي‌كند. اگر همسرش براي لحظه‌اي، مرد بيگانه‌اي را نگاه كند، خشم در درونش زبانه مي‌كشد. او به قدري در اين زمينه حسود است كه ليلا را ديوانه مي‌كند. اخيراً ليلا گفته است كه اگر رفتارش را عوض نكند، از وي جدا خواهد شد. مشكل بيژن تنها حسادت نيست؛ او به شدت بدگمان است و غالباً خيال مي‌كند كه ديگران پشت سر او بدگويي مي‌كنند، به كمتر كسي اعتماد دارد و گاهي در فكر است كه ديگران چه نقشه‌ تازه‌اي براي آزارش كشيده‌اند. بارها ديگران را متهم كرده است كه از دست او عصباني هستند و قصد دارند به او كلك بزنند، اما معمولاً ديگران اين موضوع را انكار مي‌كنند. خشم همراه با بدگماني چنين است كه گفتيم. اين خشم، هنگامي به سراغ شخص مي‌آيد كه احساس كند به صورت غيرمنطقي مورد تهديد قرار گرفته است. افراد بدگمان، خطر تهاجم را در همه‌جا احساس مي‌كنند. اطمينان دارند كه ديگران مي‌خواهند چيزهايي را از چنگ‌شان درآورند. هميشه انتظار دارند كه ديگران به صورت جسمي يا لفظي به حمله كنند. اعتقاد دارند كه بايد از خودشان دفاع كنند. آنان راهي يافته‌اند كه بدون احساس گناه، خشمگين شوند. آنان خشم را در زير نقاب «حفظ ذات» پنهان كرده‌اند. براي خشم همراه با بدگماني، بهاي زيادي هم بايد پرداخت. افراد بدگمان احساس بي‌امنيتي مي‌كنند. به كسي اعتماد ندارند. بدتر از همه، قدرت قضاوت‌شان هم ضعيف است و بين احساسات خود و ديگران، نمي‌توانند كاملاً تمايز قائل شوند. آنان خشم خود را در چشم و كلمات دوستان، همسر و همكاران احساس مي‌كنند. به اين ترتيب خود و ديگران را گيج مي‌كنند.
 
خشم ناگهاني
 رؤيا آتش گرفته است. مادرش مي‌خواهد او را از خانه بيرون كند. چطور جرأت كرده است؟ رؤيا ناگهان از كوره درمي‌رود. هر چه در دستش دارد پرت مي‌كند. فرياد مي‌كشد و مشت به ديوار مي‌كوبد. شعله‌ خشم او فقط چند دقيقه زبانه مي‌كشد. اما پيش از آنكه اين شعله فروكش كند، مادرش گريه‌كنان از در خارج مي‌شود. كساني كه دچار خشم ناگهاني مي‌شوند، به رعد و برق بهاري شبيه‌اند. طوفان خشم، از نقطه‌ نامعلومي آغاز مي‌شود و هر چه بر سر راه باشد درهم مي‌پيچد. سپس فرو مي‌نشيند. گاهي فقط به صورت رعد و برق است. لحظه‌اي جلوه مي‌كند و سپس پايان مي‌گيرد. ولي غالباً ديگران را آزار مي‌دهند، خانه‌ها را خراب مي‌كنند و به اشيا خساراتي وارد مي‌كند كه جبران آنها مدت‌ها طول مي‌كشد. كساني كه دچار انفجار خشم مي‌شوند، براي لحظه‌‌اي موجي از قدرت را حس مي‌كنند. همه‌ احساس‌هاي منفي خود را تخليه مي‌كنند تا به آرامش برسند. بدون انديشه‌ سود و زيان، مهار را از عواطف خود برمي‌دارند. مشكل اصلي خشم ناگهاني، از دست دادن كنترل است. افرادي كه دچار اين نوع خشم مي‌شوند، ممكن است براي خود و ديگران خطر ايجاد كنند. و بي‌اختيار دست به كارهاي عجيب و غيرمنتظره بزند.
 معمولاً چيزهايي مي‌گويند و كارهايي مي‌كنند كه بعداً از پشيمان مي‌شوند، اما ديگر دير شده است و نمي‌توان آب رفته را به جو برگرداند.
 خشم عمدي، ممكن است براي مدتي مؤثر واقع شود، ولي در درازمدت كارساز نيست.
 
خشم ناشي از شرم
 فريد با اتومبيل، به دنبال همسرش شهلا مي‌رود. وقتي او را سوار مي‌كند، يادش مي‌رود كه آيا همسرش از تماشاي فيلم لذت برده است يا خير. شهلا با خودش فكر مي‌كند «اين ثابت مي‌كند كه مرا دوست ندارد. اگر به من اهميت مي‌داد، حتماً دلش مي‌خواست بداند كه من اوقاتم را چگونه گذرانده‌ام. همين مرا مي‌سوزاند!» كساني كه به توجه زياد، نياز داشته يا بيش از حد در برابر انتقاد حساس باشند، غالباً دچار اين نوع خشم مي‌شوند. كمترين انتقاد، اين افراد را دچار شرم مي‌كند. اين اشخاص متأسفانه، خودشان را چندان دوست ندارند. احساس مي‌كنند كه افرادي بي‌ارزش، نه‌چندان خوب، درهم شكسته و نخواستني هستند. بنابراين وقتي كسي آنها را ناديده مي‌گيرد يا مطلب ناخوشايندي به آنها مي‌گويد، آن را دليلي مي‌دانند كه ديگر آنها را دوست ندارند؛ همچنان كه خودشان، خودشان را دوست ندارند، اما اين موضوع، آنان را واقعاً به خشم مي‌آورد. آنگاه شروع به نيش، كنايه زدن و بدخُلقي مي‌كنند. در دل مي‌گويند «تو مرا رنجاندي و حالم را بد كردي پس من هم تو را اذيت مي‌كنم». اشخاصي كه دچار اين نوع خشم هستند، به علت خجلت‌زدگي سعي مي‌كنند نقطه‌ضعف ديگران را پيدا كنند. اين افراد، هنگامي از شرم‌زدگي خود خلاص مي‌شوند كه به سرزنش، عيب‌جويي يا مسخره‌كردن ديگران بپردازند. خشم سبب مي‌شود كه بتوانند از كساني كه ظاهراً آنها را خجالت داده‌اند انتقام بگيرند، آنها سعي مي‌كنند با خجالت دادن ديگران، احساس بي‌كفايتي را از خود دور كنند.
 خشم گرفتن بر ديگران، راه خوبي براي پنهان كردن شرمندگي نيست. افرادي كه دچار اين نوع خشم هستند، در نهايت كساني را كه دوست مي‌دارند، مورد حمله قرار مي‌دهند. در ضمن، روز به روز تصوير ضعيف‌تري از شخصت خويش پيدا مي‌كنند و نسبت به انتقاد ديگران حساس‌تر مي‌شوند. خشم و از كف دادن كنترل، فقط باعث مي‌شود كه احساس بدتري نسبت به خود پيدا كنند.
 
خشم عمدي
 رضا، هر وقت با خواسته‌هايش مخالفت شود، ابتدا قيافه مي‌گيرد. بعد داد و فرياد راه مي‌اندازد و طرف مقابل را به بي‌توجهي متهم مي‌كند. ظاهراً بسيار خشمگين به نظر مي‌رسد. گويي كنترل خود را از دست داده است. اما در كمال تعجب، وقتي به خواسته‌اش رسيد، خشمش فروكش مي‌كند. چگونه ممكن است كسي در اين لحظه عصباني باشد و چند ثانيه بعد آرام شود؟ خشم عمدي همراه با نقشه‌ قبلي است. كساني كه خشم خود را به اين شكل به كار مي‌گيرند، معمولاً مي‌دانند چه مي‌كنند. در واقع خشم آنان با طغيان عواطف همراه نيست. قصدشان تسلط بر ديگران است و بهترين راهي كه يافته‌اند، ابراز خشم و گاه اعمال خشونت است. مقصود افراد، از اظهار خشم عمدي، كسب قدرت و كنترل است. هدف اصلي آن است كه به خواسته‌شان برسند و براي رسيدن به اين مقصود، از تهديد و اعمال قدرت استفاده مي‌كنند. خشم عمدي ممكن است براي مدتي مؤثر واقع شود، ولي در درازمدت كارساز نيست. ديگران از توپ و تشر خوششان نمي‌آيد، بنابراين براي فرار از آن سرانجام، راهي پيدا مي‌كنند.
 
خشم اعتيادي
 كريم ذاتاً خشمگين است. غالباً احساس مي‌كند كه افسرده و كسل و از زندگي خود خسته است. اما هر چند وقت يك‌بار، ظاهراً حالش به كلي خوب مي‌شود. مي‌گويد: «مي‌داني چيست؟ هر وقت با كسي دعوايم مي‌شود خود را زنده احساس مي‌كنم. افزايش آدرنالين خون، معركه مي‌كند. فقط در چنين مواقعي است كه هيجان پيدا مي‌كنم». بعضي‌ها به عواطف نيرومندي نياز دارند كه با اظهار خشم همراه است. آنان طالب شدت عواطف هستند، كه هر چند ممكن است دردسرهاي ناشي از بروز خشم را نپسندند. خشم آنان، تنها يك عادت ساده نيست، بلكه موجب هيجان عاطفي آنان مي‌شود.
 خشم، شوخي نيست، بلكه عاطفه‌ آنان نيرومند است. معتادان به خشم، منتظرند كه دچار طوفان غضب شوند و از خماري دربيايند! اين افراد، اعتياد به خشم را نمي‌توانند به‌راحتي ترك كنند و حالت آنان شبيه كساني است كه به قمار، مواد مخدر يا ماجراجويي معتادند. اگر گه‌گاه دچار هيجان شديد نشوند، زندگي براي‌شان يكنواخت و كسل كننده مي‌شود. معتادان به خشم، در هنگام انفجار احساسات، اوج شدت عواطف و نيروي احساس را درك مي‌كنند. در اين هنگام است كه خود را زنده و پرانرژي مي‌يابند. هر نوع اعتيادي، دردناك و مخرب است. اعتياد به خشم نيز از اين قاعده مستثني نيست. معتادان راه ديگري براي رسيدن به حال خوب، سراغ ندارند، به اين جهت به خشم، وابسته مي‌شوند. اين افراد براي اينكه از خماري دربيايند، دعوا راه مي‌اندازند و از آنجاكه به شدت به احساسات نياز دارند، چون خشم آنان تابع قانون (همه يا هيچ) است. براي اين افراد هم خشم، بيش از آن كه حلال مشكلي باشد، خود مشكل‌آفرين است.

http://www.shamisapsy.ir/anger/74-1388-08-18-20-43-55.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۲)

روانشناسي خشم و نفرت

بزرگي يك انسان به اندازه چيزي است كه مي تواند او را خشمگين كند !

 سالها است كه انستيتو انديشه و زندگي به همت گروهي از صاحب نظران رشته هاي روان شناسي و متخصصين رفتار هاي انساني با همراهي Dalia lama و پيش كسوتان مكتب بودائي گردهمائي هاي ساليانه ي خود را به چاره جوئي پيرامون مشكلات احساسي بشر اختصاص داده اند و به بررسي علمي آنها پرداخته اند. كتاب Destructive Emotions نوشته Daniel Goleman فشرده اي از كنفرانس هشتم اين گروه را در سال 2000 گزارش مي كند كه در هندوستان و با شركت Dalia lama برگذار شده است :

بشر 6 نوع پريشاني رواني دارد:

1 – وابستگي واعتياد ، اشتياق ، طلبيدن Attachment & craving

2 – خشم و نفرت  Anger, Hatred

3 – بيهوده پنداري و جهالت Ignorance & Delusion

4 – غرور Pridefulness

5 – شك و ترديد هاي پريشان كننده

6 – باورهاي پريشان كننده

در اين مبحث به خشم و نفرت مي پردازيم چرا كه مهمترين و دردناك ترين آسيب ها را به ساختار زندگي انسان وارد مي كند.

احساس هاي مخرب (ويرانگر) ، Destructive Emotions

بزرگي يك انسان به اندازه چيزي است كه مي تواند او را خشمگين كند !

 سالها است كه انستيتو انديشه و زندگي به همت گروهي از صاحب نظران رشته هاي روان شناسي و متخصصين رفتار هاي انساني با همراهي Dalia lama و پيش كسوتان مكتب بودائي گردهمائي هاي ساليانه ي خود را به چاره جوئي پيرامون مشكلات احساسي بشر اختصاص داده اند و به بررسي علمي آنها پرداخته اند. كتاب Destructive Emotions نوشته Daniel Goleman فشرده اي از كنفرانس هشتم اين گروه را در سال 2000 گزارش مي كند كه در هندوستان و با شركت Dalia lama برگذار شده است :

بشر 6 نوع پريشاني رواني دارد:

1 – وابستگي واعتياد ، اشتياق ، طلبيدن Attachment & craving

2 – خشم و نفرت  Anger, Hatred

3 – بيهوده پنداري و جهالت Ignorance & Delusion

4 – غرور Pridefulness

5 – شك و ترديد هاي پريشان كننده

6 – باورهاي پريشان كننده

در اين مبحث به خشم و نفرت مي پردازيم چرا كه مهمترين و دردناك ترين آسيب ها را به ساختار زندگي انسان وارد مي كند.

مطالعات علمي نشان داده كه خشم به دو شكل در انسان ديده مي شود خشم از روي مهرباني و خشم از روي نفرت و اين دو در بررسي با دستگاه هاي Functional MRI از يك محل شروع مي شوند ولي دو روند متفاوت را دنبال مي كنند.

مثلا وقتي كودك يا نوه ي شما به سوي پله ها مي دود و شما سراسيمه مي پريد و او را قبل از سقوط مي گيريد ،خشمگين مي شويد اما او را در آغوش مي فشاريد و اشك به چشمتان مي آيد. در حالي كه خشم بيمار گونه به غضب و تهاجم و آسيب منجر مي شود.

حتي در اين گروه هم دريافته اند كه عده اي از پس آمد واقعه آگاهي دارند و به همين دليل به مهار كردن خشم توانا هستند اما برخي چنين توانائي را ندارند . در آنها كه توانايي كنترل خشمشان را دارند ، فعاليت بيشتري در قاعده بخش پيشاني مغز وهمچنين در هسته بادامي يا آميگدال ديده مي شود. در آنها كه اين توان را ندارند ،هسته ي آميگدان هم فعاليت چنداني ندارد.

خشم يكي از احساسهايي است كه كمتر كسي حاضر است آن را از آن خود بداند. اغلب ادعا مي كنيم كه ديگران اين احساس ناخواسته را در ما برانگيخته اند. در حالي كه خشم يكي از احساسهايي است كه ما انتخاب مي كنيم و در موارد بسياري ما دقيقاً مي دانيم چه مي كنيم و تا چه حدود بايد پيشروي كنيم.

خشم يكي از احساس هاي اوليهء انسان است و جزء ابزارهاي دفاعي انسان هاي اوليه در تنازع بقا بوده است. خشم از تولد تا مرگ با ما است و مي تواند براي ما از حربه هاي بسيار مفيد باشد يا ابزار نابودي ما را فراهم كند بسته به اينكه از آن چگونه استفاده كنيم.

خشم به عناوين مختلف خود را نشان مي دهد . ممكن است به صورت گريه كردن در آيد، يا تمسخر كردن، داد زدن ، حمله كردن ، افسردگي ، تجاوز ، خشونت يا خودكشي ، عزلت گزيدن، به سكوت پناه بردن و حتي گاه عكس العمل ناشي ازخشم را با رابطه جنسي نشان مي دهند.

چه عواملي سبب خشم ما مي شوند؟

دانشمندان مراكز خاصي را در مغز انسان و حيوانات پيدا كرده اند كه با تحريك يا تخريب آنها بدون هيچ گونه عامل خارجي، موجود مورد مطالعه خشم و غضب بي اندازه اي از خود نشان مي دهد . جالب توجه اين كه با تحريك هسته هاي مربوطه (Dorsomedial & ventromedial Nucleus ) در حيوانات مضاف بر نمايش خشم و تهاجم بدون كنترل ، افزايش فشار خون و پرخوري ملاحظه شده است. اين مراكز در انسان ارتباط مستقيم با مراكز افسرد گي و بيماري هاي تغذيه اي ( بوليميا و آنوكسيا ) دارند.

در انسان هسته هاي مركزي خشم و غضب از طريق ترشح Nor epinephrine با تمام بدن در ارتباط هستند . افزايش فشار خون ،افزايش قند خون ، افزايش ضربان قلب ، پرخوني عضلات ، ترشح اسيد در معده ،افزايش تعداد تنفس در دقيقه و كاهش عمق آنها ، تغيير در رنگ پوست بخصوص در صورت از علائم فوري خشم و غضب هستند. همچنين در طول زمان پركاري هاي تيروئيد ، كبد، كليه ها، روده ها و مثانه نيز به عوارض حاصله از خشم افزوده مي شوند.

مي گويند خشم چون ذغال افروخته ايست كه از كوره بر مي داريد كه به ديگري پرتاب كنيد !  كدام يك بيشترمي سوزد؟!

چرا خشمگين مي شويم:

دلايل بسياري بروز خشم در انسان مي شود ولي اين دلائل براي همگان يك شكل نيستند. چيزي كه مي تواند شما را شديداً خشمگين كند ممكن است در ديگري اصلاً اثري نگذارد و متقابلاً مسئله اي كه ديگري را شديداً به خشم آورد براي شما بي تاثير باشد. بلكه دريافت ما از مسائل عامل اصلي واكنش خشم و غضب مي باشد.

اينكه ما چگونه اتفاقات را معني مي كنيم ،طبعاً در گذشته ما ومحصول تعليم و تربيت ما در دوران كودكي ، رفتارها و واكنش هاي والدين و ديگران در مقابل مشكلات مي باشد.

و البته سواي نحوه نگرش به دنيا ، ساختار شخصيتي نيز نقش موثري در واكنش هاي ما در قبال مشكلات بازي مي كنند. وقتي از عصباني مزاجي شخصي گفتگو مي شود يا اينكه او خودخواه است ، طلبكار است و ... در حقيقت پيرامون شخصيت نا راضي ، طلبكار وعصباني گفتگو مي كنيم.

روانشناسان عوامل بو جود آمدن خشم را به پنج گروه تقسيم مي كنند ، اعتقاد بر اين است كه در هنگام خشمگين شدن اغلب يكي از اين موارد به خطر مي افتد و شخص براي حفظ تعادل خود خشمگين مي شود.

1- قدرت:

زماني كه در اثر رفتار يا گفتار ديگران فرد احساس آسيب پذيري و ناتواني مي كند ،خشم براي دفاع به كمك مي آيد . ترس از دست دادن قدرت شايع ترين عامل ايجاد خشم در روابط خانواده گي است.

وقتي پدر يا مادر مي بينند فرزندشان مشغول تماشاي تلويزيون است و درس نمي خواند ... احساس ناتواني مي كنند. وقتي براي فرزند تان محدوديت قايل مي شويد و او قوانين شما را مي شكند شما احساس ناتواني مي كنيد ، شما خشمگين كه قدرت خود را از دست داده ايد و فرزند خشمگين از اينكه براي حفظ قدرت منافع ديگري را از دست خواهد داد. در اين موارد اگر ما به نقاط ضعف خود آگاه باشيم و انتهاي كار را به بينيم حداقل سلامت رواني خود را به خطر نمي اندازيم . پدري گلايه مي كرد كه دخترش بعد از اتمام دوره ليسانس از دانشگاه بركلي به خانه برگشته و در انتظار نتيجه امتحانات و نام نويسي و غيره براي دوره دكترا است. اما در اين فاصله يا شب ها بسياردير به خانه آمده و يا اصلا" نمي آيد و روزگار او و همسرش را سياه كرده است.

پرسيدم در بركلي چه ساعت هايي به خانه مي آمد؟! پدر مكثي كردو سري به علامت منفي تكان داد و گفت " منظور اين است كه بايد دندان به جگر بگذاريم و تحمل كنيم ؟ ..."

ديسيپلين را از خردسالي به كودكانتان بياموزيد ، اما بگذاريد فرزند بالغ تان خودش از خودش مراقبت كند .

2- خطر براي امنيت و سلامت:

اين مورد در خانواده هاي ايراني در گذشته مرسوم بوده ، كتك زدن و تهديد هاي گوناگون نظير مي زنم ،مي شكنم ، بيرون مي كنم و از اين قبيل تماما" تهديد امنيت و سلامت ديگري است كه به خشم بسيار منجر مي شود و گاه عواقب ناگوار بر جا مي گذارد.

3- خطر براي خودكفائي:

اين نمونه عامل خشم در ارتباط والدين و نوجوانان شايع است. والدين اصرار دارند كه كنترل زندگي فرزند را از دست ندهند و فرزندان اصرار دارند كه براي خودشان تصميم بگيرند.

نوجوان بسيار نازنيني را مي شناسم كه درس خوان است ، سالم است ، هيچ مشكل خاصي ندارد اما بدليل اينكه والدين به او حتي اجازه تصميم گيري در مورد لباس و كفش و موي سر نمي دهند گرفتار افسرده گي شده است .

اين يكي نمونه هايي است كه خشم به صورت افسرده گي تظاهر كرده است.

4- حمله به اعتماد به نفس:

نياز به مطرح شدن و اهميت داشتن زيربناي بسياري از فعاليت هاي افراد براي رشد ، شهرت و محبوبيت است. حمله به آنها از طريق تحقير، انتقاد، بدگويي، تمسخر، آبروريزي، و غيره سبب خشم بسيار خواهد شد .

بيان احساسهاي واقعي خود با ديگران و كمك به اينكه ما را بهتر بفهمند هم احساس امنيت و اعتماد به نفس ما را افزايش مي دهد و هم به كنترل اين گونه از خشم كمك مي كند.

5- تجاوز به حريم مقدسات وباورهاي قلبي يك انسان:

سبب خشم و نفرت نسبت به عامل تجاوز مي شود در اين جا هم احساس خشم نياز به هر گونه احساس ناگوار ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد.

راه حل اين است كه باور كنيد خود شما نماينده اي از مقدسات خود هستيد و بايد بخشي از جذابيت ايدئولوژي خود باشيد. ثابت كنيد كه ارزش باورهاي شما با بد گوئي و تهمت ديگران كاهش نمي يابد.

آيا همه خشم و غضب ها مرئي هستند؟

متاسفانه نه ! بسياري از روان شناسان اعتقاد دارند كه در بعضي خانواده ها كه والدين يا مربيان اظهار و نمايش خشم را مذموم دانسته و كودكان را به خاطر تظاهر خشم تنبيه مي كنند در واقع به اين كودكان مي آموزند كه خشم هاي خود را به شكل هاي مبدل به نمايش بگذارند. اين واكنش ها مطلقا در سطح آگاهي فرد قرار ندارد:

1 – به تعويق انداختن غير ضروري كاري كه تكميل آن واجب است.

2 – دير رسيدن هاي غير ضروري مكرر.

3 – به كار بردن طعنه و كنايه و مسخره گي در گفتگوي با افراد.

4 – بيش از حد مودب بودن و خود را خوش حال نشان دادن مي تواند سرپوشي براي خشم پنهاني باشد.

5 – آه كشيدن هاي غير عمد مكرر.

6 – خنديدن به مسائل ناگوار.

7 – مكرراً خواب هاي ترسناك و ناگوار ديدن.

8 – بيحالي ، بي توجهي و بي علاقه گي به چيزهائي كه معمولاً براي فرد هيجان انگيز بوده است.

9 – زودتر از انتظار خسته شدن.

10 – به هم فشردن دندان ها ( دندان قروچه مزمن ) هنگام خواب .

11 – افسردگي هاي مزمن بي دليل.

12 – زخم معده.

http://www.avesinaaa.mihanblog.com/post/263


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

علي عليه السلام ، اقيانوسي عمود بر زمين

در گفتگو با خبر گزاري فارس

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900531135725


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۱)

خونسردي قابل تمرين است

بايد رفتارمان با محبت ، دوستي ، خيرخواهي ، رعايت حقوق ، دادن ارزش ، احترام و بالاخره جاذبه لازم همراه باشد .
 مدير رهبر بايد از جهتي خونگرم و از جهت ديگر خونسرد باشد . خونگرمي به معني خوب با مردم رابطه برقرار كردن با آنها جوشيدن و در ميان آنها بودن است . خونگرمي حالت و جوّي خوش آيند و مساعد براي جذب افراد بيشتر فراهم مي سازد . در مقابل ، مدير بايد در مواقع سختي و اضطرار ، بروز مشكلات و بحرانهاي سخت خونسرد و خودنگهدار باشد . او بايد قلبي بزرگ و روحي عظيم داشته باشد . هرچه اهداف انسان عالي تر و روحش بزرگتر باشد ، قدرت مقابله و توان سكون و آرامش او بيشتر مي شود . اكثر مردان بزرگ جهان ، بزرگي خود را از روح بلند و همت عالي خود يافته اند و در همين راستا در حوادث بزرگ چون كوهي استوار و سربلند ، آرامش و وقار خود را حفظ كرده اند .


 نكته مهم اين است كه خونسردي قابل تمرين كردن و يادگرفتن است . دليل روشن آن اين است كه معمولاً افرادي كه تجربيات بيشتري دارند ، از جوانان و افراد كم تجربه در برخورد با وقايع و بحرانها خونسردترند . از جهت ديگر ، نگاهي به روش زندگي جوامع مختلف نشان مي دهد كه مردم فرهنگهايي متفاوت ، از نظر درجه خونسردي ، خوش مشربي و اجتماعي بودن با هم فرق مي كنند . مدير بايد هنگام بروز دشواري ها به خود تلقين كند كه اولين وظيفه او حفظ آرامش و داشتن برخوردي منطقي با مسئله است . گاهي اوقات ، برخوردها و تجربيات شغلي و شخصي موجب عادت به خونسردي است . مديراني كه از مشكلات و سختي ها نمي هراسند و بعضاً به سراغ خطرها مي روند ، معمولاً افرادي خونسرد هستند .


 بدون ترديد ، سخن گفتن و شيوه سخنوري از عوامل عمده برقراري ارتباط و نفوذ در ديگران است و سبب موفقيت انسان در روابطش با زير دستان و همكاران مي شود .


 1-اعتماد به نفس و خودپنداري مثبت :
اعتماد به نفس يعني اينكه فرد نسبت به توانايي ها و نقاط مثبت خود اطمينان داشته باشد  . فردي كه اعتماد به نفس دارد ، خود را در انجام كارها و وظايفش توانا مي يابد و با اطمينان بيشتري قدم هاي بعدي را براي حصول نتيجه بر ميدارد . خودپنداري نيز در راستاي اعتماد به نفس قرار مي گيرد . اگر به فردي كه در موضوعي استعداد دارد گفته شود كه استعداد ندارد و آن فرد چنين ادعايي را بپذيرد ، از نظر پيشرفت تحصيلي و موفقيت در كارها دچار اشكال خواهد شد .
 فردي كه خود پنداري منفي دارد ، همواره زندگي و كارهايش با ترديد ، دودلي و هيجان تؤام مي شود كه همه اينها محدود كننده توانايي هاي فرد و در نتيجه كند و يا متوقف كننده موفقيت است .
 مدير بايد به گفته ها ، افكار ، اعمال و موفقيت هايش اطمينان داشته باشد .


 2-قابل اطمينان و اعتماد زيردستان بودن :
رهبر يا مدير نماينده زيردستان خود است و  به خاطر آنها رهبري مي كند و بايد بتواند با حسن نظر تمام ، به حرفها ، درد دلها و گرفتاريهاي آنها گوش بدهد و اسرار آنها را تا آنجا كه منافع عمومي جامعه به خطر نيفتد ، حفظ كند ، مديري كه قابل اعتماد نباشد ، نمي تواند از گرفتاري ها و مشكلات و خواست هاي افراد و سازمان آگاهي پيدا كند . معمولاً ، در چنين حالتي فقط مشكلات عمده كه به درجه انفجار و ظهور رسيده اند ، از نظر او مي گذرد . درستي و امانت و صداقت در گفتار و رفتار و قولهايي كه داده مي شود و بالاخره خيرخواهي و حسن نظرداشتن از مقدمات و لوازم قابل اعتماد بودن است . اين مسئله در مديريت آموزشگاهي از اهميت فراوان برخوردار است . نوجوانان و جوانان به علت كم تجربگي و خصوصيات خلقي سن خود و نيازهاي خاصي كه دارند ، هر لحظه ممكن است نياز به كمك و راهنمايي داشته باشند . مدير آموزشي بايد چنان قابل اعتماد باشد كه دانش آموزان ، معلمان و اولياء بتوانند مسائل خود را بدون ترس و احساس خطر با او در ميان گذارند . اگر مديري بخواهد داراي ويژگي قابل اعتماد بودن شود ، بايد يك يك مسائل فوق را رعايت كند تا پس از مدتي زمينه هاي اعتماد به او در بين همكاران و پيروان يا زيردستانش فراهم شود .


 3-داشتن فلسفه روشن و اهداف بزرگ :
كساني كه از توانمندي رهبري برخوردارند ، معمولاًداراي فلسفه و جهان بيني روشني هستند . آنها براي جهان خلقت ، پديده هاي جهان و زندگي اهدافي قائل هستند و مي دانند كه هيچ چيز بدون هدف وجود ندارد . اين افراد ، در زندگي فردي ، اجتماعي و سازماني خود هدفمند هستند و همواره به اهداف خود آگاهي مي باشد ، يك مدير خوب آموزشي دلايل مدير شدن خود را به خوبي مي داند ، به وظايف خود آشناست و مي تواند آينده روشني براي مدرسه يا سيستم آموزشي خود ترسيم كند . اين اهداف ممكن است، ميان مدت و بلند مدت باشد .
 مديراني كه زمينه هاي رهبري در آنها وجود دارد ، ازاهداف كوچك و روزمره مي گذرند و بيشتر بر اهداف بزرگ و بلند مدت تكيه دارند . معمولاً اهداف بزرگ ريشه در آينده دارند و هرچه هدف ، آينده عميق تري را در بر بگيرد ، بزرگتر است . اهداف بزرگ به سادگي بدست نمي آيد . براي رسيدن به اهداف بزرگ بايد مقدار قابل ملاحظه اي از خطر و يا ريسك را پذيرفت .


 4-بصيرت و قدرت پيش بيني كنندگي :
بصيرت يعني فهم نسبتاً سريع روابط علت و معلولي عوامل در وقايع ، مسائل و پديده ها و پيدا كردن راه حلهاي مناسب براي آنها . مدير يا رهبر بايد بايد توانايي پيش بيني كنندگي وقايع را داشته باشد . كسي كه بصيرت دارد ، مي تواند از روي شواهد و قرائن مسائل موجود را پيش بيني كند كه در آينده چه مسائلي يا وقايع جديدي پيش خواهد آمد . مدير بصير به آينده مي نگرد و وضع سازمان خود را براي آن زمان در نظر مي گيرد. او بدين طريق از يك طرف جلوي بروز مشكلات و مسائل زيادي را كه در آينده ممكن است اتفاق بيفتد مي گيرد و از طرف ديگر سازمان و افراد خود را براي پذيرش تغييرات آتي آماده مي سازد .
 بصيرت با هوش و استعداد فرد بي ارتباط نيست و به همين دليل مقدار آن از فردي تا فرد ديگر تفاوت دارد بصيرت از ماده بينايي و بينا بودن است . بينا كسي است كه مي بيند ، مي انديشد و وتصميم مي گيرد . پس بينايي ، ديدن با چشم ظاهري و حسي نيست ، بلكه بيشتر به معني ديدن با چشم عقل و هوش است . تفاوت فرد با بصيرت و بدون بصيرت اين است كه فرد بي بصيرت فقط مي بيند ولي فرد با بصيرت مي بيند و پيش بيني مي كند . ممكن است ، يك مدير آموزشي بي انضباطي دانش آموزان ، ترك تحصيل ، كاهش نمرات و يا مجموعه اي از رفتارهاي نا مطلوب را ببيند و با آنها فقط در حد تنبيه فرد و يا بررسي موردي مسئله برخورد كند . در مقابل ، مدير ديگر ، ممكن است آن را بصورت يك جريان كه عوامل و علل مختلفي دارد ببيند كه در صورت پيش گيري نشدن عواقب ناگواري از نظر تربيتي و اجتماعي براي مدرسه و جامعه به بار بياورد .
 مدير بصير كسي است كه به امور آشناست و درباره آنها شناخت دارد و بالاخره مي فهمد چه بايد بكند .
 امام صادق (ع) درباره بصيرت فرموده است :
 العامل علي غير بصيره كالسائر علي غير الطريق لايزيد سرعه السيرالابعداً
 هركه بدون بصيرت عمل كند ، مانند كسي است كه بي راهه مي رود و هر چه شتاب كند ، از هدف دورتر مي گردد .
 ( اصول كافي ، ج 1 ، ص 54 )


 5-قوه ابتكار و خلاقيت :
آموزش و پرورش عامل بوجود آورنده تفكر خلاق است و بيشتر كوشش هاي آن مصروف بارآوردن انسانهاي خلاق و مبتكر مي شود . مدير آموزشي ، راهنما و هدايت كننده معلمان و دانش آموزان به سمت اين هدف است . مدير آموزشي كه خود به عنوان يك الگو در صف اول اين حركت است نبايد فكري بسته و غير قابل انعطاف داشته باشد . افكار كليشه اي و قالبي جلوي رشد دانش آموزان و معلمان را مي گيرد ، مانع پذيرش تغييرات و نوآوري هاي ضروري مي گردد و جلوي بروز افكار نو و سازنده را مي گيرد . يك مدرسه ، هميشه به ايده هاي جديد و راههاي نو نياز دارد كه به تقويت روح خلاقيت و تشويق افراد به تشريك مساعي بپردازد.
 داشتن روح قدر شناسي از ايده ها و افكار جديد و توان تحمل آنها زمينه هاي آزادي و در نتيجه خلاقيت را فراهم مي سازد .
 داشتن ديدي انتقادي كه چراهاي يك راه و اثربخشي يك وسيله يا نيرو را مورد سؤال قرار دهد سبب پيدايش خلاقيت مي شود .
 در سازمانهايي كه مديران نسبت به مشاركت افراد در تصميم گيريها و دادن مسئوليت و اختيار علاقه بيشتري نشان مي دهند ، ميزان خلاقيت و ابتكار و مسئوليت پذيري براي حل مشكلات بيشتر از سازمانهاي خودكامه يا كاملاً متمركز است .
 بررسي هاي روان شناختي نشان مي دهد ، هرگاه مردم فرصت بيان انديشه هاي خود را بيابند و در تصميمي كه بر سرنوشت آنان اثر مي گذارد شريك شوند ، ايشان نوآفريني و آفرينندگي بيشتري از خود نشان مي دهند و مسئوليت بيشتري را مي پذيرند .


 http://portal.farsedu.ir/portal/show.aspx?page=17040


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۰)

چگونه در مواقع سخت ، خونسرد باشيم؟


اگر مصاحبه اي داريد تشويش و نگراني تان كاملا طبيعي است. اگرچه براي از بين بردن نگراني و استرس راهكار قطعي اي وجود ندارد اما راههايي براي آرام كردنتان وجود دارد كه در زير آمده است:


 ▪ آماده شويد:
 اكثر ما، وقتي هنوز كاملا آمادگي كاري را نداريم نگران و عصبي مي شويم. اگر سخنراني داريد، يك شب قبل از آن تمرين كنيد و يادداشت برداريد يا زمان بيشتري را صرف تمرين روي متن سخنراني تان بكنيد طوري كه به زمان حضورتان لطمه اي نخورد و سر موقع در جمع مهمانان حاضر شويد. زيرا هرچه ديرتر به محل برسيد دستپاچگي شما بيشتر مي شود و تمركزتان را از دست مي دهيد. همچنين قبل از سخنراني كاملا استراحت كنيد تا بدون استرس بتوانيد يك سخنراني خوبي را ارائه دهيد.


 ▪ خودتان را آرام كنيد:
 از خوراكي هايي كه خاصيت آرامش بخشي دارند استفاده كنيد مثلا چاي بابونه بخوريد. اما از مواد مهيج و هيجان انگيز مانند كافئين و سيگار و مشروبات الكلي كه ضربان قلبتان را بالا مي برد پرهيز كنيد. شما هرگز نمي دانيد بدنتان در مقابل اين مواد چه واكنشي نشان مي دهد. پس چرا ريسك كنيد؟


 ▪ تنش ها را از خودتان دور كنيد:
 معمولا وقتي كه تنش و نگراني به سراغمان مي آيد، ماهيچه هايمان به هم گره مي خورد كه درنتيجه گردش خونمان كم مي شود و امكان ريلكس شدن و آرامش داشتن سختتر مي شود. براي اينكه از اين اتفاق جلوگيري كنيد، ماهيچه هاي پايتان را منقبض كنيد، تا ۵ بشماريد و ماهيچه ها را آزاد كنيد. به همين روش انقباض ماهيچه هاي نقاط ديگر بدنتان را ادامه دهيد، و وقتي ماهيچه هاي شانه ها و گردنتان را منقبض كرديد، متوقف كنيد.


 ▪ هوا را به داخل فرو ببريد:
 اگر نفس عميق مي كشيد، هوا را از طريق بيني تان از شكمتان (نه از قفسه سينه تان) به داخل بكشيد. اين كار، آرامشي را براي شما به ارمغان مي آورد.


 ▪ با پزشك مشورت كنيد:
 مصرف بعضي داروها باعث عصبي شدن و تشويش و نگراني مي شود. اما انجام دادن يوگا به صورت مرتب تاثير بسزايي در از بين بردن تنش ها و نگراني ها دارد همچنين يوگا يك راه طولاني مدت براي كنترل اعصاب مي باشد.
 
پورتال سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۹)

مهار خشم و آشنايي با انواع عصبانيت

عصبانيت بخشي طبيعي از حالات انسان است كه كنار آمدن با آن هميشه هم آسان نيست. وقتي افراد نمي توانند آنرا كنترل كنند، آزار وآسيب هايي كه مي رسانند كاملاً مشهود است.

خيلي افراد عصبانيت خود را پنهان مي كنند. خيلي ها آن را با خشم و غضب بيرون مي دهند. براي خيلي هاي ديگر هم، عصبانيت يك حالت مزمن و سخت است كه عادت خشم و عصبانيت بطور مداوم نمود مي كند.

عصبانيت 10 نوع مختلف دارد:

اجتناب از عصبانيت: اين افراد اصلاً از عصبانيت خوششان نمي آيد. خيلي ها از عصبانيت خودشان يا ديگران واهمه دارند و مي ترسند كه كنترل خود را از دست بدهند. خيلي ها فكر مي كنند عصباني شدن كار زشتي است. اين دسته از افراد تصور مي كنند كه بايد هميشه مهربان و خوش خلق باشند تا احساس آرامش و امنيت كنند.

البته اينها هم مشكلاتي دارند. عصبانيت مي تواند به ما كمك كند وقتي اشكالي در كار وجود دارد آنرا برطرف كنيم. اما اين دسته افراد، احساس گناه مي كنند. به همين خاطر از خطاهاي ديگران مي گذرند.

عصبانيت موزي: اين افراد هيچوقت نمي گذارند كه ديگران متوجه عصبانيت آنها بشوند. گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي دانند كه چقدر عصباني هستند. اما اين عصبانيت به شكل هاي مختلف نمود پيدا مي كند مثل فراموش كردن مسائل يااينكه مي گويند مي خواهند كاري را انجام دهند اما هيچوقت دنبال آنرا نمي گيرند. گاهي هم فقط مي نشينند و فكر ديگران را خراب مي كنند. اين افراد مظلوم و صدمه ديده به نظر مي رسند و باعث مي شود كه مدام از آنها بپرسيد، "چرا از دست من عصباني هستي؟" وقتي  با اين رفتارهايشان فكر ديگران را خراب مي كنند، روي زندگي خود كنترل پيدا مي كنند. اما با همه اين حرف ها نيازها و خواسته هاي خودشان را هم گاهي فراموش مي كنند. نمي دانند بايد با زندگي خود چه بكنند و اين منجر به خستگي، بي حوصلگي و نارضايتي از روابطشان مي شود.

 عصبانيت پارانويايي: اين نوع عصبانيت زماني اتفاق مي افتد كه كسي از طرف ديگران مورد تهديد غيرمنطقي قرار گرفته است. آنها همه جا دنبال خشونت هستند. مطمئن هستند كه ديگران مي خواهند متعلقاتشان را از آنها بگيرند. فكر مي كنند كه ديگران مي خواهند به آنها آسيب فيزيكي يا كلامي بزنند. به خاطر همين تصورات بيشتر اوقات خود را با حسادت صرف گارد گرفتن و دفاع كردن از چيزهايي كه فكر مي كنند به آنها تعلق دارد مي كنند—عشق همسرشان، پولشان، يا چيزهاي باارزش ديگري كه دارند. افراديكه عصبانيت پارانويايي دارند عصبانيتشان را به اين و آن هم مي دهند. بدون اينكه متوجه عصبانيت خودشان باشند، فكر مي كنند همه آدم هاي ديگر عصباني هستند. آنها راهش را پيدا كرده اند كه چطور بدون احساس گناه عصباني شوند. هيچ امنيتي در زندگي خود احساس نمي كنند و به هيچكس هم اعتماد ندارند. قضاوت ضعيفي دارند چون عصبانيت و احساسات خودشان را با عصبانت بقيه اشتباه مي گيرند. آنها عصبانيت خود را در كلمات و چشمان دوستان، همكاران و نزديكان خود مي بينند و همين باعث سرگشتگي آنها مي شود.

عصبانيت ناگهاني: افراديكه عصبانيت ناگهاني دارند، مثل يك صاعقه اي در يك روز تابستاني منفجر مي شوند. از هيچ نقطه خاصي نشانه نمي گيرند، منفجر و بعد ناپديد مي شوند. گاهي اوقات فقط رعد و برق است، و خيلي زود از بين مي رود. اما معمولاً باعث آزاد و اذيت خيلي ها مي شود. آنها كه عصبانيت ناگهاني دارند، همه احساسات خود ر ا رها مي كنند و بعد احساس خوبي به آنها دست مي دهد و حس مي كنند كه رها شده اند. نداشتن كنترل مشكل اصلي اين دسته افراد است. اين عصبانيت ها مي تواند براي خود فرد و ديگران خطر بزرگي محسوب شود. آنها معمولاً حرف هايي مي زنند و كارهايي مي كنند كه بعداً از آن پشيمان مي شود اما آنموقع ديگر خيلي دير شده است و پشيماني سودي ندارد.

عصبانيت شرماگين: آنهايي كه به توجه زيادي نياز دارند يا خيلي به انتقاد حساس هستند معمولاً دچار اين نوع عصبانيت مي شوند. كوچكترين انتقادي احساس شرم و خجالت را در آنها زنده مي كند و متاسفانه اين افراد خودشان را خيلي دوست ندارند. احساس مي كنند بي ارزش هستند، به اندازه كافي خوب نيستند، و كسي آنها را دوست ندارد. و وقتي كسي به آنها بي محلي مي كند يا حرفي منفي درموردشان مي زند، آن را نشانه اين مي دانند كه آن فرد دوستشان ندارد. و اين خيلي آنها را عصباني مي كند. با خودشان فكر مي كنند، "تو باعث شدي من احساس بدي پيدا كنم به خاطر همين تلافي اش را سرت درمي آورم." آنها با مقصر كردن، انتقاد كردن، و مسخره كردن ديگران اين حس خجالت و شرم را از بين مي برند. عصبانيت آنها به آنها كمك مي كند از هر كسي كه باعث شده آنها احساس شرم و خجالت كنند، انتقام بگيرند. اما اين شيوه عصبانيت خيلي خوب عمل نمي كند. چون باعث مي شود كساني را كه دوست دارند ناراحت كنند. عصبانيت و از دست دادن كنترل فقط باعث مي شود كه احساس بدتري نسبت به خودشان پيدا كنند.

عصبانيت تعمدي: اين عصبانيت برنامه ريزي شده است. كساني كه از اين نوع عصبانيت استفاده مي كنند معمولاً از كار خود آگاهند. واقعاً احساس عصبانيت نمي كنند، حداقل در ابتداي كار. دوست دارند ديگران را كنترل كنند و به نظرشان بهترين راه براي آن عصبانيت است و حتي گاهي اوقات خشونت. قدرت و كنترل چيزي است كه از اين عصبانيت به دنبال آن هستند. هدف آنها اين است كه به تهديد و ارعاب ديگران، به آنچه كه مي خواهند برسند. اين روش تا وقتي موثر است اما در طولاني مدت بي اثر مي شود. مردم بالاخره راهي براي خلاصي و فرار از اين عصبانيت ها پيدا مي كنند.

عصبانيت اعتيادي: برخي افراد به آن احساسات قوي كه همراه باعصبانيت مي آيد نياز دارند. حتي اگر مشكلاتي كه عصبانيتشان به وجودمي آورد را دوست نداشته باشند، شدت آنرا دوست دارند. عصبانيت آنها بيشتر نوعي عادت بد است كه اشتياق احساسي ايجاد ميكند. جالب و سرگرم كننده نيست، اما قوي است. اين افراد وقتي از عصبانيت منفجر مي شوند، قدرت بسيار بالايي احساس مي كنند. احساس مي كنند زنده اند و سرشار از انرژي هستند. اما همه اعتيادها به نوعي مخرب است. اين اعتياد هم از قاعده مستثني نيست. آنها نمي توانند راه هاي ديگري براي شاد شدن پيدا كنند و به خاطر همين به عصبانيت تكيه مي كنند.

 عصبانيت عادتي: عصبانيت مي تواند به يك عادت بد تبديل شود. آنهايي كه عادتاً افرادي عصباني هستند، هميشه دچار عصبانيت مي شوند كه بيشتر مواقع سر مسائل بسيار كوچك و پيش پا افتاده است. در همه چيز و همه كس دنبال بدنترين نكته هستند. هميشه با احساس عصبانيت از چيزي به رختخواب مي روند و حتي خواب هايي كه مي بينند هم با اين عصبانيت دمخور است. افكار عصباني آنها باعث مي شود دعواها و مشاجرات بيشتر و بيشتري داشته باشند. حتي بااينكه خوشان هم از اين وضعيت ناراضي هستند، اما نمي توانند دست از اين عصبانيت ها بردارند. آنها نمي توانند به كساني كه دوستشان دارند نزديك شوند چون عصبانيتشان بين آنها فاصله مي اندازد.

عصبانيت اخلاقي: بعضي افراد فكر مي كنند حق دارند عصباني شوند چون يكي قانونشكني كرده است. اين باعث مي شود فردي كه قانونشكن، بد، شرير، گناهكار و بدجنس است تنبيه شود. اين افراد معمولاً به خاطر اشتباهات و كارهاينها كم بدي كه ديگران انجام مي دهند، عصباني مي شوند. مي گويند كه حق دارند از باورها و اعتقاداتشان دفاع كنند. حس برتري اخلاقي به آنها دست مي دهد. وقتي به خاطر اين دلايل عصباني مي شوند به هيچ وجه احساس گناه نمي كنند. حتي در عصبانيتشان هم خودشان را از ديگران برتر و والاتر مي دانند. طرز فكر اين افراد سياه و سفيد است و دنيا را خيلي ساده مي بينند. نمي توانند كساني را كه با آنها تفاوت دارند را درك كنند. تفكرات آنها خشك و سختگيرانه است.

نفرت: نفرت نوعي سخت از عصبانيت است. يك نوع زننده و بد از عصبانيت است كه زماني اتفاق مي افتد كه فرد به اين نتيجه مي رسد كه آن فرد مقابل كاملاً بد است. بخشيدن آن فرد به نظر غيرممكن مي آيد و درعوض ترجيح مي دهند كه او را تحقير كرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانيتي شروع مي شود كه برطرف نمي شود. بعد به خشم و كينه مبدل مي شود و بعد يك نفرت واقعي كه ت ابديت ادامه مي يابد. اين افراد معمولاً دنبال اين هستند كه چطور آن فردرا تنبيه كنند و معمولاً به آن فكرمي كنند. آنها تصور مي كنند كه خودشان قرباني هايي معصوم هستند. و دنيايي دشمن براي خودشان مي سازند كه بايد با آنها جنگ كنند و با نفرت و كينه با آنها مقابله مي كنند. اما اين تنفر به مرور زمان آسيب ها و تخريب هاي زيادي ايجاد ميكند. افراد متنفر نمي توانند با زندگي كنار بيايند.

عصبانيت يك حس نيرنگ آميز است كه وقتي ندانيد چطور بايد از آن استفاده كنيد، استفاده از آن برايتان دشوار خواهد بود. خيلي وقت ها مي تواند كمك خوبي به شمار برسد البته به شرط اينكه در دام هيچكدام از عصبانيت هايي كه توضيح داديم نيفتيد. آنهايي كه خوب از عصبانيت استفاده مي كنند روابط نرمال و سالمي با عصبانيت خود دارند. عصبانيت به نظر آنها اين است:

·         عصبانيت بخشي عادي از زندگي است.

·         نشانه خوبي براي وجود مشكل در زندگي فرد مي باشد.

·         اعمال توام با عصبانيت بايد با دقت كنترل شوند. لزومي ندارد چون مي توانيد حتماً بايد عصباني شويد.

·         عصبانيت اگر در حد اعتدال باشد هيچوقت كنترل فرد از دست نمي رود.

·         هدف حل مشكل است نه فقط ابراز عصبانيت.

·         عصبانيت به طريقي نشان داده مي شود كه ديگران قادر به درك آن باشند.

·         عصبانيت موقتي و زودگذر است. وقتي مشكل حل شد، از بين مي رود.

وقتي مهارت هاي درست و صحيح براي عصباني شدن را ياد بگيريد و تمرين كنيد، هيچوقت از عصبانيتتان بعنوان يك بهانه استفاده نخواهيد كرد. مسئوليت حرفهايي كه مي زنيد و كارهايي كه مي كنيد را گردن مي گيريد حتي اگر از عصبانيت جنون پيدا كنيد

هرچه بيشتر درمورد طريقه عصبانيت شخصي خود بدانيد، كنترل بيشتري روي زندگيتان خواهيد داشت. آنوقت مي توانيد عصبانيت و خشم اضافي و بيهوده را ناديده بگيريد.

http://www.mardoman.net/life/angertypes/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۸)
 
 تنفر چيز خوبي نيست  


  وقتي از چيزي تنفر داشته باشيم به گونه اي نامرئي به آن متصل مي مانيم و اين اتصال ، باعث ماندگاري موضوع تنفر مي شود.
مثال: فرض كنيد كه مقروض هستيد و از بدهكاري تنفر داريد.
با اين شرايط بهبود بخشيدن به وضعيت مالي ، كار آساني نيست. شما انرژي فراواني را صرف نشان دادن تنفرتان از قرض مي كنيد: "من دارم درجا مي زنم"،"من غرق شده ام"و... اما راه خروج از قرض و بدهكاري اين است كه واقعيت موجود را بپذيريم و بدون آشوب و اضطراب راهي براي خروج پيدا كنيم.
پذيرفتن واقعيت موجود به معني"تسليم شدن" نيست بلكه به معني درك واقعيت است . با عصباني شدن و دعوا كردن راه به جايي نمي بريد.براي غلبه كردن بر چيزي كه دوستش نداريد ابتدا بايد به جاي مقاومت كردن آن را بپذيريد و آنگاه چيزي مثبت را جايگزينش كنيد.
برگرفته از كتاب رازشادزيستن   
 
 روزنامه ابتكار
  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۷)
 
 دلبستگي يا تنفر ؟  


  از هر چيز كه دلبسته آن شوي از تو دور مي شود . از هر چيز كه فرار مي كني سراغ تو مي آيد.خوب دقت كن ! به اولي وابستگي داري كه باشد از تو دور ميشود و به دومي وابستگي داري كه نباشد سراغت مي آيد اين قانون كائنات وهستي است اين موضوع چيزي را ميخواهد به تو بگويد اينكه تو نبايد وابسته باشي تما م جريانات زندگي طوري قرار داده شده است كه وابستگي تو را از بين ببرد.تمام هستي به سمتي مي رود كه تو را در حد وسط نقطه تعادل نگه دارد.


خواستن و دوست داشتن چيزي با وابستگي فرق دارد. نخواستن با تنفر از چيزي فرق دارد.
حد وسط نقطه تعادل است. اين موضوع تو را به سمت خدا مي كشد تو فقط بايد وابسته و سر سپرده ي خدا باشي و لا غير . تمام اين قوانين مي خواهد وحدانيت ويكتايي خداوند را به اثبات برساند.
تو بايد فقط وابسته به خدا باشي تو حتي نبايد به كلمه_يك فكر _ راه وروش وابسته باشي اين ها وسيله هستند وابستگي بايد براي خدا باشد.


به هر چيز كه وابسته شدي كه باشد نابود مي شود به هر چيز كه وابسته شدي كه نباشد خلق ميشود پس سعي كن در حد وسط زندگي كني تنها پناهگاه تو خداست.


وقتي به چيزي وابسته ميشوي كه باشد از تو دور ميشود تو بجايي مي رسي كه درمانده ميشوي وناگهان از اين وضعيت خسته ميشوي وابستگي را رها مي كني چيزي كه خواستي به سرعت به تو خواهد رسيد .وگاهي وابسته اي كه چيزي نباشد به سراغ تو مي آيد وخلق ميشود وقتي صبر و تحمل كردي وبه نقطه اي رسيدي كه از آن موضوع فرار نكردي وبا تمام وجود آن را پذيرفتي كه باشد آنگاه آن موضوع محو ميشود .

تو خود بگو اين چه معنا يي دارد؟ اين يعني تسليم باش تسليم در برابر خدا .
در حد وسط زندگي كن
 

http://www.aftabir.com/
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۶)

نفرت از يكديگر ، پروژه پنهان اين قرن

نفرت از ديگران ناشي از يك سري خشم هاي فرو خورده و يا حسادت ها كينه توزي هاست. كه بسيار آزار دهنده است . و واقعا انسان را در تنگنا قرار مي دهد و چه بسا كه اتفاقات ناگواري را به دنبال داشته باشد .

اگر انسان نتواند خشم خود را در موردي و به هر دليلي جز در راه رضاي الهي ظاهر ساخته و به ناچار آن ‌را فرو خورد، آن خشم به باطن انسان رفته و به صورت عقده و كينه در مي‌آيد و به اين ترتيب قلب آدمي عداوت و تنفر از ديگري را در خود نگاه داشته و بر اين حالت باقي مي‌ماند. رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «مؤمن كينه توز نيست.»(محجة البيضاء5/317).

و اين نفرت ميتواند هزار و يك دليل داشته باشد كه در صدد بيان آن نيستيم چون هر كسي خودش بهتر ميداند كه دليل نفرتش چيست؟ اما بايد دانست كه اين حالتي است بس زشت و ناپسند چرا كه ما بايد نسبت به خطاهاي ديگران رئوف و مهربان باشيم وقتي كه خداوند متعال هر خطايي از ما سر ميزند را با مهرباني و لطف مي بخشد بدون اينكه هيچ نيازي به ما موجودات ضعيف داشته باشد، پس آيا بهتر نيست ما هم كه خود سراپا نقص و عيب هستيم كمتر خطاهاي ديگران را ببينيم و بذرهاي كينه و نفرت را از دل بيرون بريزيم و نگذاريم رشد كنند؟

راه درمان نفرت :

در مورد درمان كينه و نفرت راه‌هاي زيادي وجود دارد كه به تناسب اشخاص و با توجه به روحيات آن‌ها و شدت و ضعف كينه و نفرتي كه در دل دارند متفاوت است. اما آن‌چه مي‌توان به عنوان يك نسخه عمومي براي همه موارد استفاده كرد شامل مراحلي است كه به برخي از آن‌ها به طور خلاصه اشاره مي‌شود.

1. تأمل در عملي كه موجب كينه شده است. اگر عمل شخصي كه از او كينه به دل گرفته‌ايد را مورد بازبيني قرار دهيد از دو حالت خارج نيست. يا عمل او مورد رضاي خداوند بوده و شما تحمل كار الهي را نداشته‌ايد به طور مثال عمل خلافي را در محل كار انجام داده‌ايد مانند رشوه گرفتن و همكارتان شرح ماوقع را براي رئيس اداره بيان كرده و شما مورد مؤاخذه قرار گرفته‌ايد و همين عامل سبب كينه شما از همكارتان را فراهم آورده است و يا پسر يا دختري كه روابط مخالف شرعي را با جنس مخالف خود برقرار كرده و دوست او ماجرا را براي والدين او تعريف كرده است كه وي را نصيحت كنند.

شخص كينه توز بايد بداند كه هر چه اين صفت رذيله در قلب وي استمرار پيدا كند وي در غم و اندوه بسر برده و در دنيا و آخرت آزار و عذاب مي‌كشد. و به دليل عدم ابراز حالت خود دچار بيماري‌هاي مختلف رواني و روحي مي‌گردد

در اين موارد بايد گفت كه عيب متوجه خود انسان كينه توز است و بايد ظرفيت خود را در پذيرش حقايق بالا ببرد و شرح صدر نسبت به تكاليف شرعي و دستورات اسلامي پيدا كند و نه تنفر از دوست و همكار و اگر كاري كه سبب كينه شده عملي مخالف شرع بوده و با ضوابط اسلامي سازگاري ندارد به طور مثال شخصي به خواهر و يا بستگان ديگر انسان حرفي خارج از ضوابط اسلامي بزند و شخص شنيده و كينه او را به دل گرفته است. در اين صورت بايد گفت در چنين مواردي جاي كينه نيست بلكه جاي برخورد اسلامي و امر به معروف و نهي از منكر مي‌باشد و فرو خوردن خشم در اين‌جا از مكرهاي ابليس مي‌باشد كه از آن به بي‌غيرتي تعبير مي‌شود.

2. تأمل در نتيجه كينه‌ورزي: شخص كينه توز بايد بداند كه هر چه اين صفت رذيله در قلب وي استمرار پيدا كند وي در غم و اندوه بسر برده و در دنيا و آخرت آزار و عذاب مي‌كشد. و به دليل عدم ابراز حالت خود دچار بيماري‌هاي مختلف رواني و روحي مي‌گردد.


راه درمان نفرت

3. تأمل در نتيجه بخشش و عفو به جاي كينه و تنفر: براي شخص كينه توز، در صورت توانايي و قدرت دو امكان وجود دارد. اول آن‌كه حق خود را بدون كم و زياد در صورت محق بودن بازگيرد كه اين عدل مي‌باشد و اگر به ناحق باشد ظلم مي‌باشد. دوم آن‌كه به او نيكي كرده و او را ببخشد كه اين فضل است. امام صادق (ع) از پيامبر اكرم (ص) نقل مي‌نمايد كه ايشان كسي را كه در مقابل ستمي كه به او شده گذشت كند و به كسي كه از او بريده بپيوندد و به كسي كه با او بدي كرده نيكي كند را بهترين مخلوقات در دنيا و آخرت دانسته است.

4. مطالعه در سيره اهل بيت و الگوهاي اسلامي: دقت در زندگي اهل بيت به عنوان انسان‌هاي كامل مي‌تواند ما را در يافتن راه صحيح در مواجهه با مشكلات ياري رساند.

5. توجه به مقام انساني و خليفةاللهي وي و نحوه تعامل خداوند با انسان‌ها: اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه انسان به عنوان اشرف مخلوقات از اهميت ويژه‌اي نسبت به ساير موجودات برخوردار است و از طرفي انسان بايد همان توقعي كه از خداوند نسبت به اعمال بد خود دارد را در رابطه با ارتباط خود نسبت به اعمال ديگران داشته باشد. بدون شك هيچ كس از خداوند توقع رعايت عدالت را نسبت به اعمال خود ندارد چه رسد به ظلم. اگر دوست داريد كه خداي متعال لغزش هاي شما را ببخشد, شما نيز نسبت به لغزش ديگران اهل بخشش باشيد.

آگاه باشيد كه گاه اين نفرت ها دليلي ندارد و بدون هيچ دليلي احساس نفرت نسبت به كسي و يا فقط به جرم اينكه مثلا رفتارش شبيه كسي بودهكه مطلوب ما نبوده اين ها همه وسوسه هاي زشت شيطان است يك انسان سالم به طور طبيعي همه مخلوقات خدا را دوست دارد مواظب اين احساسات خود باشيد كه در دام ابليس ملعون گرفتار نشويد

نتيجه آن‌كه رعايت همين نكات، تآثير بسياري در تعديل انسان دارد گرچه برخي از مصاديق نفرت از ديگران نياز به درمان هاي روانشناسي دارد و متخصص خود را مي‌طلبد. با اين حال توكل كنيد و ببينيد نقصي كه او دارد و شما را به اينجا رسانده مواظب باشيد خود شما نداشته باشيد .
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان
منبع : وبلاگ آموزه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۵)

راه هاي مهار خشم

خشم سمج تر از همه كج خلقيهايي است كه مردم مي خواهند خود را از شر آن خلاص كنند. در واقع، عصبانيت بدترين حالتي است كه مردم از كنترل آن عاجزند. عصبانيت وسوسه انگيزترين احساس منفي است كه انسان دارد، نوعي تك گوئي دروني كه مغز آدمي را با متقاعد كننده ترين بحثها پر مي كند تا خشم خود را بر سر ديگري خالي كنيم. خشم بر خلاف غم و غصه انرژي بخش و حتي نشاط آور مي تواند باشد.

خشم يك حالت برانگيختگي و هيجاني شديد در هنگام روبرو شدن با محركهاي نامناسب محيطي است و احساسي است كه همه انسانها به نوعي آن را تجربه مي كنند و مي توان گفت خشم بخشي از زندگي ما است و همه آن را به گونه اي تجربه مي كنند و سعي مي كنند بياموزند كه چگونه با خشم خود كنار بيايند. گاهي با روشي كه مفيد است و گاهي هم با روشهايي كه مضر هستند. اما در ايجاد خشم عوامل گوناگوني نقش دارند از جمله: تجاوز به مالكيت افراد، حمله و آزار (مثل تمسخر كردن، تحقير كردن، بي احترامي كردن، فحش و ناسزا و ...)، حمله فيزيكي، طرد شدن، اصرار و پافشاري براي انجام كاري بر خلاف ميل خود، اضطراب، افسردگي و موارد ديگر.

اكثر اوقات مردم وقتي با اين عوامل محرك مواجهه مي گردند، بهترين راه را خالي كردن خشم يا بيرون ريختن خشم خود تلقي مي كنند. هر چند در بعضي شرايط خاص، بيرون ريختن خشم و غضب مي تواند كارساز باشد، ولي تحقيقات نشان داده است كه نه تنها خالي كردن خشم هيچگونه تاثيري در از بين بردن عصبانيت ندارد بلكه يكي از بدترين راههاي فرو خواباندن آن است. انفجار خشم معمولاً باعث برانگيختگي بيشتر آن بخش از مغز مي شود كه احساسات را تحت كنترل دارد و شخص را بيشتر خشمگين مي كند. در نظر سنجي اي كه در اين زمينه با بيش از صد شهروند تهراني از دو جنس زن و مرد و با ميانگين سني ۲۸ سال صورت گرفته است عوامل ايجاد كننده خشم و نحوه مواجهه با آن مورد بررسي قرار گرفته است. اين بررسي موارد زير را نشان داده است:

اين عده در پاسخ به اين سوال كه ۳ عامل ايجاد كننده خشم را بيان نمايند، ۳ عامل مسائل و مشكلات اقتصادي، عدم درك شدن توسط ديگران و عدم وجود شرايط مطلوب زندگي را برشمرده و عوامل ديگري مثل مزاحمت تلفني، كارهاي نيمه تمام و بدقولي در رده هاي بعدي قرار داشتند.

همچنين در مورد رنگهايي كه مي توانند باعث افزايش عصبانيت در آنها شود پاسخهاي زير بيان شده است: رنگ قرمز (۴۴ درصد افراد)، رنگ مشكي (۲۶ درصد)، رنگ آبي (۸ درصد) و رنگ زرد (۶ درصد) كه بيانگر اهميت رنگها در شرايط هيجاني افراد مي باشد.

در مورد نحوه بروز عصبانيت نيز پاسخهاي زير توسط اين پاسخگوها ابراز گرديد:

پرخاشگري بالاترين ميزان پاسخها را به خود اختصاص داده و با تفاوت بسيار زيادي سكوت و قهر قرار داشته است. در مورد راههاي كنترل خشم، بي تفاوتي و سرگرم كردن خود بالاترين ميزان، عدم كنترل در موقع عصبانيت و سكوت در رده بعد قرار داشتند.

همه ما آگاهيم كه جهان كنوني ما پر از تهاجم مي باشد و انسان از دوران بچگي هم در درون خانواده و هم در محيط خارج در معرض پيامهاي گوناگوني از پرخاشگري، خشم، و تهاجم قرار دارد كه بر روي نگرش كودك از پيرامونش و چگونگي حل مسأله تاثير قوي مي گذارد. وقتي كودك با چنين الگوهاي همانند سازي مي كند احتمال اينكه در هنگام حل مسأله خود نيز اين روشها را انتخاب كند زياد است.

بنابراين آموختن در مورد خشم و شناختن آن، و وادار كردن و به كنترل درآوردن خشم به يك روش مثبت و بي ضرر ممكن است يكي از مهمترين اصول زندگي هر فرد باشد تا از اين طريق به بهبود كيفيت زندگي در آينده كمك شود. يعني ما در زندگي روزمره خود، در ارتباط با دوستان و اقوام و در محيط تحصيل و كار خود با مواردي روبرو مي شويم كه نيازمند برخورد مناسب و حل موفقيت آميز مسأله است. به روشي نياز داريم كه حداقل تاثير منفي را روي احساس ما و ديگران بگذارد و بتوانيم خشم خود را به گونه اي موثر بروز دهيم.

همانطوري كه اشاره شده است تحقيقات مختلف بيانگر شيوه هاي گوناگوني است كه مردم براي فرو نشاندن خشم خود بكار مي گيرند، بعضي از اين موراد در اينجا ذكر مي گردد: پياده روي و قدم زدن، ورزش بدني فعال، تنفس عميق و شل كردن عضلات (زيرا اين اعمال فيزيولوژي، بدن را از حالت برانگيختگي شديد به وضعيتي آرامتر تغيير مي دهند و ضمناً حواسمان را از موضوعي كه موجب خشم مان شده پرت مي كند)، شمارش تا عدد خاص، پاشيدن آب به صورت، خوردن خوراكي يا نوشيدني، گوش كردن به موسيقي، ترك كردن محيط در صورتي كه شرايط از كنترل ما خارج است و يا اينكه ادامه بحث موجب بدتر شدن اوضاع مي شود، آموختن بيان خشم به روش غير تهاجمي، گفتگو و تعامل كلامي، بيان و انتقال خشم به يك روش مثبت، آموختن اينكه چگونه خودمان را از يك موقعيت تهاجمي و پرخاشگرانه خارج كنيم و آموختن اينكه چگونه قرباني اعمال پرخاشگرانه شخص ديگري نشويم.

اما بايد بدانيم كه اگر در مرحله فرو خواباندن خشم زنجيره افكار عصباني كننده خود را رها نكنيم آنگاه اين روشها هيچ تاثيري نخواهد داشت. بنابراين آشنايي با شيوه هاي برقراري ارتباط منطقي و مناسب با ديگران مي تواند در جهت كنترل و كاهش اثرات منفي خشم و حفظ آرامش و سلامتي فردي و اجتماعي بسيار موثر واقع گردد.
 
   http://shakhsyat.blogfa.com


محمد رضا حاجيلو 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان