مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
مطالب تصادفی
ترس و اضطرابيري و روشهاي آن. رفتار گرايان جديد كمرويي را يك واكنش ناشي از هراس نسبت به وقايع اجتماعي قلمداد مي‌كنند. اين يادگيري ممكن است محصول يكي از موارد زير باشد:

*داشتن تجربه منفي در گذشته از روابط با مردم در موقعيت‌هاي مشخص ، خواه از طريق تماس مستقيم يا مشاهده بلايي كه بر سر ديگران آمده است.
*عدم فراگيري مهارتهاي صحيح اجتماعي
*تصور منفي از رفتار خود داشتن و مداوم نگران عملكرد خود بودن
*ياد گيري اين مطلب كه بخاطر عدم لياقت فردي به خود ارزش قائل نشود.

«من كمرو هستم» ، «من بي‌ارزش هستم» ، «من نمي توانم آن كار را انجام دهم» و «من مادرم را مي‌خواهم» بدين ترتيب اگر كمرويي از يادگيري راههاي نادرست عمل كردن در حضور ديگران پديد مي‌آيد، پس اگر فردي با استفاده از راههاي دست تشويق شود، كمرويي بايد كنار برود. در اين ديدگاه رفتار فري كمرو باعث بروز كمرويي مي‌شود.


ديدگاه روان شناسي اجتماعي


موقعيتهاي اجتماعي

فردي كه در چنگال نيروهاي اجتماعي گرفتار شده است ممكن است به سادگي مبدل به فردي كمرو گردد. زيرا به سادگي نمي‌توان به افراد ديگر دسترسي داشت. در جوامع امروزي موقعيتهاي اجتماعي كمي جهت مشاهده روابط گرم ، بخشنده و مشترك در ميان اعضا خانواده يا دوستان و همسايگان وجود دارد. همچنين فرصت براي «تمرين مكالمه ، يادگيري نحوه دريافت واكنش از ديگران ، مذاكره كردن و تعريف كردن و تعريف شنيدن از ديگران» بسيار كم و براي افراد منزوي (كمرو) دور از دسترس است.


تمايل به بهترين بودن

ميزان اهميتي كه براي اثبات ارزشمند بودن از نظر «موقعيت مادي ، كسب مقام و پيشرفتها» قائل مي‌شويم بشدت توسط كودكان احساس مي‌شود، براي اينكه مورد علاقه باشند، پذيرفته شوند و به آنها (ارزش) داده شود بايستي پاسخهاي مطلوب را ارائه دهند. اين تاكيد بيش از اندازه بر رقابت و پيشرفت فردي در شيوع پديده كمرويي مؤثر است. در واقع وقتي ارتباط ما با دوستان ما مطلقا «سودگرايانه» است. پس طبيعي است نگران آن باشيم كه مبادا چيزي كه ارائه مي‌دهيم (رفتار) به قدر كافي خوب نباشد. زيرا در غير اين صورت كنار گذاشته خواهيم شد.


بر چسبهاي اجتماعي

احتمال دارد عنوان و بر چسب كمرويي قبل از اينكه واقعا كمرو باشيم، پديد آمده باشد. در واقع ما پي در پي بر روي افراد ديگر و حتي شخص خودمان از طريق تجربياتمان برچسب مي‌زنيم. برچستها خلاصه مناست و ساده شده‌اي از تجربيات پيچيده‌اي مي‌باشد: «او متزلزل است، او دروغگو است، من رك هستم، من كمرو هستم و … »

اما درك اين مطلب مهم است كه در بسياري مواقع يك عنوان و بر چسب بر پايه اطلاعات كم يا مبهمي شكل گرفته است. آنها به واسطه برخي پيش داوريهاي فردي شكل مي‌گيرند. علاوه بر آن اطلاعاتي كه توسط آنها منتقل مي‌شود معمولاً از صافي عينك ذهني فرد برچسب زننده مي‌گيرند. (اطلاعات ذهني هستند و عيني)‌


ديدگاه جامعه شناسي


تاثير والدين

تحقيقات نشان مي‌دهد پدران و مادران كمرو فرزندان كمرويي نيز به بار مي‌آورند و پدران و مادران غير كمرو بر فرزندان غيركمرو. اگر چه اين مطلب مي‌تواند به عنوان تائيدي بر نظريه « صفات و انتقال از طريق ارث » باشد. اما يك نقطه جالب توجه وجود دارد و آن اينكه داشتن حداقل يك والد كمرو شانس مبدل شدن كودك به فرد كمرو را افزايش مي‌دهد اما يك كودك مانند آنان كمرو خواهد شد و آن احتمالاً اولين فرزند است و كمتر پيش مي‌آيد كه فرزندان بعدي كمرو شوند. آنان به اين خاطر كمرو نمي‌شوند كه والدين خواسته‌هاي كمتري از آنان دارند و بنابراين فشار كمتري بر آنان وارد مي‌كنند و اين دليل بر تاثير محيط بر كمرو شدن است.


تاثير مدرسه

براي رشد صحيح يك كودك وجود امنيت در محيط و در ارتباط با ديگران ضروري است. و اين وظيفه مدرسه و بخصوص معلم است كه به كودك نحوه «رفتار گروهي و اجتماعي و استفاده از وسايل و تجهيزات ، ابراز علاقه و توجه شادمانه و چگونه موفق زيستن در اجتماع » را آموزش دهند. اما معلمين در كل دانش آموزان كمرو را در نمي‌يابند (شناخت كافي از آنها ندارند) و شناسايي اين دانش آموزان عاجزند.

چه چيزي باعث مي‌شود كه معلم نمي‌تواند آنها را شناسايي كند؟ شايد به اين دليل كه آنان مشكل آفرين نيستند و در كلاس سر و صدا راه نمي‌اندازند و حتي سؤالات خود را نيز مطرح نمي‌كنند. اين امر ديگران را به اين نتيجه گيري سوق مي‌دهد كه آنان يك «مساله» نيستند، پس جاي تعجبي ندارد معلمين نسبت به آنها حساس نيستند.

http://psychology.harferooz.com/thread2172.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۸

كم رويي وروش هاي درمان آن

كمرويي يك پديده ي پيچيده و مركب ذهني - رواني و رواني - اجتماعي است كه به دلايل عديده در طول دوران رشد به تدريج پديدار مي شود. لذا در بحث درمان نيز بايد اذعان داشت كه براي كمرويي، يك درمان فوري وجود ندارد.
كمرويي با دارو برطرف نمي شود و اقدامات پزشكي و استفاده از داروهاي آرام بخش و تقويت كننده ها (مولتي ويتامين ها) تأثير مستقيمي بر كمرويي فرد ندارد. كمرويي اساساً رفتاري است اكتسابي و آموخته شده، و براي درمان و برطرف كردن آن بايد ياد زدايي صورت گيرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعي در فرد فراگير شود.
اساس درمان كمرويي تغيير در حوزه ي شناختي (شناخت درماني) و تحول در رويه ي زندگي و حيات اجتماعي فرد است، تغيير در شيوه ي تفكر، يافتن نگرش تازه نسبت به خود و محيط اطراف، برخورداري از قدرت انجام واكنش هاي نو در برابر اطرافيان و تعامل بين فردي، تغيير در باورها و نظام ارزش هايي كه كمرويي را تقويت مي كند و سرانجام دستيابي به كانون اصلي اضطراب، كاهش اضطراب در فرد كمرو، تقويت انگيزه و افزايش مهارت هاي اجتماعي و توانايي هاي تحصيلي، شغلي و حرفه اي، اصلي ترين روش درمان كمرويي است.
در اينجا سعي مي شود كه به مؤثرترين روش هاي كاربردي درمان كمرويي اشاره شود.


تقويت خودپنداري مثبت و خودباوري دوباره
از مهمترين روش هاي درمان كمرويي،توجه دادن فرد كمرو به قدرت تفكر، نحوه ي نگرش و بازخورد وي نسبت به پديده هاي مختلف و ايجاد آمادگي لازم دروني براي ايجاد تغييرات مثبت در حوزه ي شناختي اش است. هرگونه تغيير در نگرش ها و بازخوردهاي فرد كمرو نسبت به خود و محيط اطراف، مقدمه ي لازمي براي خود پنداري و تغيير رفتار خواهد بود. كمرويي يك رفتار است، نامطلوب است. هر رفتاري قابل تغيير است، اما بايد توجه داشت كه هر روشي، به توسط هر كسي و در هر شرايطي ممكن است مؤثر واقع نشود.


- خانواده و تربيت اجتماعي
توجه خاص اولياء و مربيان به مباني تربيت اجتماعي و تقويت مهارت هاي ارتباطي، از اساسي ترين مسائل در پيشگيري و درمان كمرويي كودكان و نوجوانان است. همه ي كودكان، نوجوانان و بزرگسالان بايد به نقش فردي، وظيفه ي خانوادگي و رسالت اجتماعي خويش در موقعيت هاي مختلف كاملاً واقف و در ايفاي مسئوليت ها پيشگام باشند.
در تربيت اجتماعي و پرورش مهارت هاي ارتباطي كودكان و نوجوانان، پيشگيري از معلوليت اجتماعي ايشان و درمان كمرويي،بيشترين مسئوليت ها بر عهده الگوهاي رفتاري بزرگسال است. بنابراين پدران و مادران و نزديكان كودكان و نوجوانان، به مثابه محبوبترين و مؤثرترين الگوهاي رفتاري در تعليم و تقويت مهارت هاي اجتماعي و يا پديدآيي كمرويي در ايشان به طور جدي سهيم هستند؛ چرا كه بچه ها به طور مستقيم و غيرمستقيم از الگوهاي رفتاري بزرگسال در موقعيت هاي مختلف خانوادگي و نقش آفريني هاي اجتماعي ياد مي گيرند و با ايشان همانندسازي مي كنند.
لذا ترديدي نيست كه در درمان كمرويي نوجوانان ، قبل از همه و بيشتر از اطرافيان و درمانگران، مسئوليت اصلي بر عهده ي مادران و پدران است. بديهي است هر كس كه بخواهد كمرويي ديگران را برطرف سازد، مي بايست ابتدا خود درمانگري كند، يعني مطمئن شود كه خودش از آدم هاي كمرو به شمار نمي آيد و از كفايت هاي اجتماعي و مهارت هاي مؤثر ارتباطي برخوردار است.

اجتناب از غالب ساختن تكروي، عصبانيت ، پرخاشگري و ديكتاتور منشي در كانون خانواده، اين ارزشمندترين حلقه ي زنجيره ي اجتماع انسان ها، و تلاش در غني كردن پيوندهاي عاطفي، كلامي و ارتباطي ميان اعضاي خانواده و تقويت رغبت ها و انگيزه هاي معاشرت اجتماعي در بين كودكان خواهد بود، بلكه اصلي ترين گام در جهت درمان كمرويي و مؤثرترين روش پيشگيري از اختلالات رايج عاطفي و رفتاري آنان نيز همين است.


كمرويي با دارو برطرف نمي شود و اقدامات پزشكي و استفاده از داروهاي آرام بخش و تقويت كننده ها  تأثير مستقيمي بر كمرويي فرد ندارد. كمرويي اساساً رفتاري است اكتسابي و آموخته شده، و براي درمان و برطرف كردن آن بايد ياد زدايي صورت گيرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعي در فرد فراگير شود.


بر همه ي پدران و مادران، به خصوص كساني كه فرزند كمرويي در خانه دارند فرض است كه به رغم همه ي اشتغالات فكري و شغلي، كوشش كنند كه در شبانه روز، ساعت و ساعاتي را صرفاً به گفت و گوهاي صميمي با كودكان و نوجوانان گوش جان سپردن به سخنان زيبا و دوست داشتني ايشان اختصاص دهند. بايد مواظب بود كه مبادا تنوع برنامه هاي تلويزيوني و گذراندن اوقات فراغت در خانه به صورت كاملاً انفعالي وايستا، زمينه ساز كمرويي ها و كژروي ها در كودكان و نوجواناني كه تشنه ي كلام شيرين و نگاه هاي محبت آميز اولياي خود هستند، نشود. (درصد قابل توجهي از كوكان و نوجواناني كه دچار مشكلات گوناگون عاطفي و اختلالات رفتاري نظير: كمرويي، حساسيت فوق العاده، گوشه گيري، لجبازي  و پرخاشگري  مي باشند، متعلق به خانواده هايي هستند كه به دلايل مختلف، به خصوص عادت به تماشاي برنامه هاي تلويزيوني، ويدئويي و استفاده از برنامه هاي ماهواره اي، فرصت برقراري ارتباط كلامي و عاطفي با يكديگر را ندارند و بعضاً ميانگين زمان گفت و گوهاي والدين با فرزندانشان به يك دقيقه در شبانه روز هم نمي رسد!)


توجه ويژه به فرزندان خانواده و تكريم شخصيت ايشان در گفت و شنودها، اظهار نظرها و تصميم گيري هاي خانوادگي بسيار حائز اهميت است. خانواده هايي كه از نعمت وجودي فقط يك فرزند برخوردارند نيز بايد توجه داشته باشند كه فرزند ايشان علاوه بر اين كه نياز دارد با اولياي خود مصاحبت دلنشيني داشته باشد، لازم است از معاشرت و مصاحبت با كودكان و نوجوانان همسال خود نيز برخوردار شود و بر تجارب خوشايند اجتماعي خويش بيفزايد.


مسلماً فراهم كردن چنين تجارب ارزشمندي با نظارت، هدايت و حمايت رواني والدين فوق العاده مؤثر و مفيد است و در تربيت اجتماعي اين قبيل كودكان و درمان كمرويي احتمالي ايشان كاملاً مؤثر و مفيد خواهد بود.

هنر درماني
مشاهده ي بعضي از برنامه هاي نمايشي (برنامه هاي سينمايي و تلويزيوني، تئاتر، نمايش عروسكي و ...) كه در آن كودك يا نوجوان كمرو نقش اصلي را عهده دار است و با تغيير نگرش، برانگيختگي رواني و تقويت اراده و خودباروي، به تدريج در گروه ها و عرصه هاي مختلف اجتماعي مشاركتي فعال پيدا مي كند و بعضاً رهبري گروه را نيز عهده دار مي شود، مي تواند در ذهن كودكان تماشاگر كمرو بسيار مؤثر واقع شود و در درمان كمرويي شان مفيد باشد؛ چرا كه كودكان كمرو با قهرمان نمايش همانند سازي مي كنند و تلاش مي كنند كه مثل  او باشند.


همچنين تشويق كودك يا نوجوان كمرو براي شركت در برنامه هاي نمايشي (در مراكز پيش دبستاني و مدارس) و ايفاي نقش هاي مؤثر به گونه اي كه فشار رواني چنداني متوجه او نباشد، روش مناسبي براي كاهش اضطراب اجتماعي و درمان كمرويي خواهد بود.

فعاليت هاي اجتماعي و بازي هاي گروهي
ترغيب كودكان و نوجوانان كمرو براي مشاركت در فعاليت هاي مختلف دسته جمعي و بازي هاي گروهي مي تواند تأثير بسيار زيادي در كاهش اضطراب و افزايش مهارت اجتماعي ايشان داشته باشد. واضح است كه ترغيب و تشويق كودكان كمرو براي شركت فعال در برنامه هاي گروهي نظير: تهيه ي كاردستي مشترك، آماده كردن پوستر يا روزنامه ي ديواري، مطالعه و مسابقه ي علمي، قصه گويي و داستان سرايي، اجراي برنامه ي نمايشي، شركت در گروه سرود، ورزش ها و بازي هاي چند نفره، فعاليت هاي عمراني، فرهنگي و بسيجي و ... توجه به نقطه ي قوت و ويژگي مثبت و قابل تأييد و تشويق كودك و سوق دادن وي به طرف فعاليت هاي جمعي، به خصوص در مراحل اول در جمع هاي آشنا و صميمي و بعضاً كم سن و سال تر از طريق همان نقطه ي مثبت و قابل عرضه ي وي صورت مي گيرد. به نحوي كه كودك يا نوجوان قادر مي شود در اولين تجارب گروهي خود از ويژگي مثبت و مهارت برتر خود بهره بگيرد و با تأثير توفيق نسبي در گروه و جلب تأييد ايشان، احساس خودپنداري و خود ارزشمندي اش تقويت گردد.


صحبت كردن، شعر خواندن، خاطره گفتن و نقل مطالب كتاب دلخواه، تعريف موضوع و محتواي يك فيلم سينمايي، اظهار نظر درباره ي مسائل خانوادگي و اجتماعي، قصه گويي و داستان سرايي، توضيح يك مسئله و يا تدريس يك موضوع درسي مورد علاقه توسط نوجوان يا بزرگسال كمرو به مخاطبان مختلف، به ترتيب اهميت و اقتدار ايشان از نظر فرد كمرو، از مخاطبان خردسال آشنا و صميمي نظير خواهرزاده ها، برادرزاده ها و فرزندان كوچك خانه و بستگان گرفته تا مخاطبان خردسال آشنا، اما غيرصميمي و غير فاميل؛ از مخاطبين خردسال غريبه تا مخاطبان همسال آشنا و صميمي؛ از مخاطبين همسال آشنا، اما غيرصميمي تا مخاطبان همسال غريبه؛ از مخاطبين بزرگسال آشنا و صميمي تا مخاطبان بزرگسال آشنا، اما غير فاميل و غير صميمي؛ و سرانجام از مخاطبين بزرگسال مقتدر و متنفذ، اما غير نقاد گرفته تا مخاطبان مقتدر، متنفذ و نقاد و برقراري و حفظ ارتباط بصري طبيعي با ايشان، با چهره اي گشاده و متبسم، صدايي محكم و مطمئن، با آرامش روان، اطمينان خاطر، اعتماد به نفس كامل و احساس خود ارزشمندي؛ مؤثرترين ه مثلروش اصولي و تدريجي اضطراب زدايي و افزايش مهارت اجتماعي و درمان كمرويي است.


- افزايش خودآگاهي، تقويت خودپنداري مثبت و كاهش كمرويي
به راستي شما چقدر كمرو هستيد؟ كمرويي خودتان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ در چه مواقعي، چگونه و به چه ميزان دچار كمرويي مي شويد و علتش را چه چيز مي دانيد؟

http://www.deltamosbat.com/archive/1387_08_15/000148.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۷

مؤثرترين گامها براي غلبه بر كمرويي


كمرويي رفتاري آموختني است و همه كودكان، نوجوانان و بزرگسالاني كه از كمرويي رنج برده يا اينكه از نظر ديگران كمرويي قابل توجهي دارند، اعم از زن و مرد، در هر موقعيت و شرايط رواني و اجتماعي و اقتصادي كه باشند، مي‏توانند با توكل به خداوند عليم و حكيم و قدير و نيز اعتماد به نفس و اراده قوي بر كمرويي خود غالب آيند...
 
براي غلبه بر كمرويي و زدودن نگراني و اضطراب اجتماعي بايد«كاري»انجام داد، فردا و فرداها دير است.از همين امروز مي‏بايست با برنامه‏اي جامع و معين كار درمانگري را شروع كرد.مايه اين كار توكل و جديت و اراده و خودباوري است.در انجام اين مهم بزرگترهاي خانواده به كوچكترهاي كمرو كمك خواهند نمود و بزرگترهاي كمرو ضمن برخورداري از بعضي مساعدتها و حمايتهاي رواني ديگران، بيشترين مسؤوليت را خودشان عهده‏دار بوده و بدون اينكه منتظر قطره شفابخش، يا درمان فوري و ناگهاني از جايي باشند، با جديت و قاطعيت و پشتكار امر درمانگري كارآمد را آغاز مي‏كنند:
 
1.با دقت تمام و به طور واقع‏بينانه و منصفانه نقاط قوت و ضعف خود را بازشناسي نموده و اهداف معقولي براي زندگي پرتحرك و پويا و مولد خود در نظر بگيريد.
 
2.براساس نقاط مثبت ويژگيهاي شخصيتي و ارزشي كه براي خود و هدفها و خواسته‏هاي خود قائليد تصميم بگيرد، و برنامه خود را از همان جا شروع كنيد.
 
3.مروري بر زندگي گذشته خود بنماييد و وضعيت گذشته خود را كاملا مشخص كنيد.ابتدا سعي كنيد ذهنتان را از تجارب و خاطرات ناخوشايند در روابط شخصي و ناكاميهاي ارتباطات اجتماعي پاك نماييد و در عوض تلاش كنيد تا تجارب موفق خود را در خانه و مدرسه، كوچه و خيابان و محل كار و در برخورد با ديگران مجددا با خودتان مرور كرده و آنها را به خاطر بسپاريد.
 
4.احساسات آزاردهنده و بازدارنده را از خودتان دور كنيد، احساس خجالت، احساس شرمندگي، احساس عجز، احساس حقارت، احساس بي‏كفايتي، احساس اجتماع‏گريزي، احساس تعارض، احساس ستيز و خصومت و...آفات رشد مطلوب عاطفي و تعالي شخصيت هستند.
 
5.جنبه‏هاي مختلف شخصيت و مجموعه رفتار خود را از نظر زيستي (جسماني)، ذهني، اجتماعي، اقتصادي و سياسي مورد بررسي قرار دهيد.مطمئن باشيد كه شما دچار نقيصه شخصيتي نيستيد.بر سلامتي كامل شخصيت خود اطمينان حاصل نماييد.
 
6.به خاطر بياوريد و مطمئن باشيد كه هميشه براي غلبه بر يك مشكل يا حالت و احساس ناخوشايند راههاي متعددي وجود دارد.هرگز در اينكه مي‏توانيد بر كمرويي خود غلبه كنيد ترديدي نداشته باشيد و همچنان به روشها و راه‏حلهاي مؤثر بينديشيد و تحمل كنيد.
 
7.هرگز خود را مورد سرزنش و شماتت قرار ندهيد و هيچ‏گونه احساس و نگرش منفي نسبت به شخصيت خود نداشته باشيد.زيرا كه وجود احساسات منفي و مزاحم مانع اضطراب‏زدايي و تقويت اعتماد به نفس و غلبه بر حالت كمرويي خواهد بود.
 
8.اجازه ندهيد كه ديگران از كمرويي شما سوء استفاده كرده با جسارت زياد و احساس خودبرتري از شما انتقاد بيجا كنند، بديهي است هميشه نظرات دلسوزانه و انتقادهاي منطقي و سازنده ديگران را پذيرا خواهيد بود.
 
9.به خاطر داشته باشيد كه بعضي اوقات شكست‏ها و ناكاميها خود بركت بوده و انسان با كوله‏باري از تجارب حاصله اهداف و برنامه‏هاي زندگي خود را مورد بازنگري قرار مي‏دهد و با انتخاب روّيه نوين و حركت تازه توفيقات بيشتري را كسب مي‏نمايد.
 
10.سعي كنيد در برابر افراد، شرايط و موقعيت‏هايي كه شما را با فشار رواني مواجه مي‏كنند و مستقيم يا غير مستقيم احساس بي‏كفايتي را به شما القاء مي‏نمايند ايستادگي و مقابله نماييد.اگر مي‏توانيد با اراده‏اي قوي بايد در بازخوردها و نگرشهاي افراد نقّاد، با شرايط و موقعيت تنش‏زداراي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۶

تست كمرويى 


(Shyness Questionnaire)  
 
 فهرستى از مشكلات و مسائلى كه مردم گاهى از آنها شكايت مى كنند در زير داده شده است . لطفا هر يك از آنها را با دقت بخوانيد و تصميم بگيريد اين مساله يا مشكل در طى هفته گذشته چقدر باعث ناراحتى شما شده است . سپس با گذاشتن علامت در يكى از پنج ستون جلو شماره مربوط به اين مشكل جواب خود را اعلام  كنيد .
 

براي انجام تست كمرويي به نشاني زير برويد :

http://www.seemorgh.com/health/default.aspx?tabid=2547
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۵

كمرويي و خجالت


كمرويي همواره با يك ناتواني از كنار آمدن با زندگي اجتماعي.خانوادگي وحرفه اي مشخص ميشود.در واقع يك فرد كمرو از انطباق خود با شرايطي كه به نظرش خطرناك مي آيند عاجز ميشوند.شخص خجالتي در حضور جمع وحشت زده است و به اين دليل ميترسد كه مورد قضاوت يا عدم قدر شناسي واقع شود.

نشانه هاي كمرويي:

-تنگي نفس يا انقباض عضلاني

-پاهاي لرزان

-خشك شدن بزاق دهان

-عرق كردن شديد

-سفت و سخت شدن بدن لرزش در پاها.دستها ولبها

-سرخ شدن يا رنگ پريدگي صورت

-تمايل به انزواي مطلق

-دلتنگي وخشم از خود و نفرت از خجالت

-بي تصميمي و افسردگي

-صحبت كردن سريع تر از معمول و سخنان خارج از كنترل

-احساس از همه حقير تر بودن(تفكر منفي)

-احساس مبهم در رابطه با گناهكار بودن نسبت به چيزي

-عدم اعتماد به نفس مانند عدم توانايي در پاسخ به يك تعارف

-ترس از مخالفت با نظرات ديگران يا بيان نقطه نظرات خود

-يك ترس دائم از مورد تمسخر قرار گرفتن


آثار اصلي كمرويي:

۱-آثار جسمي:

ترس:باعث گرفتگي در گلو يا در اطراف قلب و يك احساس خالي بودن در شكم ميشود.

دشواري در گفتار:يك نوع انقباض در قفسه سينه ايجاد ميشود كه در نتيجه آن سخن گفته شده ضعيف.لرزان و جسته گريخته ميشود.تارهاي صوتي كشيده و سخت ميشوند. تن صدا تغيير كرده و سخن با لكنت زبان و نا مفهوم گفته ميشود.

انقباضات عضلاني:شخص خجالتي اين باور را دارد كه ديگران به او نگاه ميكنند در نتيجه پاهايش سفت و سخت و در حين ورود به يك مكان دچار اشتباه ميشود ( به اثاثيه برخورد ميكند.استكان را روي ميز واژگون ميكند و ....)

خستگي:احساس ضعف مفرط كه ناشي از همان انقباض عضلاني مي باشد.

كند شدن حواس:فرد خجالتي هوشياريش كم شده و نيز ادراك حسي او كاهش مي يابد به عنوان مثال يك فرد خجالتي كه ناگزير است در مقابل جمع صحبت كند اگر فردي به او نگاه كند در آن لحظه اين ترس فقط روي آن فرد متمركز ميشود و تنها آن فرد را ميبيند و توجهش بر روي اين عامل ترس جلب ميشود.به خاطر همين است كه سختران كمرو دائما فراموش ميكند كه قبلا به نكته اي اشاره كرده است يا نه.

اختلالات عروقي:باعث سرخ شدن يا رنگ پريدگي در ناحيه صورت ميشود كه علت آن انقباض يا انبساط رگهاست.

اختلالات ترشحي:ترشح بزاق متوقف شده ولبها شديدا خشك ميشوند.تعريق شديدي در كف دستها و زير بازوها به وجود مي آيد.

۲-آثار رواني:

يك فرد خجالتي دائما احساس دلهره دارد و از اين امر پروا دارد كه توسط ديگران دست كم گرفته شود.اين ترس او را مثل يك پروانه در قفس شيشه اي محدود ميكند.اگر از يك فرد خجالتي ولي با هوش سوالي شود غالبا خاموش مي ماند مثل اين است كه  او مات و مبهوت شده باشد. در واقع او در آن موقع گنگ و گيج خواهد بود مغزش درست كار نميكند مي خواهد كار كند ولي نمي تواند و ترمز هاي محكمي او را در جا نگه ميدارد بنابراين در پس تعارفات خود را مخفي ميكند با مجبور به مبارزه نباشد.

علت كمرويي:

از نظر روانشناختي عواملي مانند احساس حقارت(ناچيز و منفور بودن)عزت نفس پايين.ترس وعدم توانايي مهارت در انطباق با محيط و تنبه و توهين شدن در دوران كودكي وجود دارند كه سبب بروز كمرويي ميشوند.

اغلب پرسيده ميشود كه آيا كمرويي اصولا قابل درمان است يا نه؟بله مطمئنا.اما زمانيكه به منشا اصلي آن پي برده شودو از ريشه بهبود يابد.

روشهاي مقابله با كمرويي:

-عقايد و باورهاي غلط خود را تصحيح نماييد.

-تفكيك آنچه حقيقتا هستيد از آنچه كه تصور ميكنيد(شناخت نقش واقعي خويش و دوري جستن از نقش خيالي) در واقع شناخت بهتر از خود ويا صادق بودن.

-به حال توجه كنيد و گذشته را فراموش كنيد.

-واقع بين باشيد واز زندگي در دنيايي كه براي خود ساخته ايد دست برداريد.

-سعي كنيد از انزوا و گوشه گيري دوري كنيد.

-با موقعيت هاي جديد سازگاري كنيد.

-سعي كنيد احساسات و عواطف خود را كنترل نماييد(از طريق استراحت.ورزش و مراقبتهاي دارويي)

-آهسته سخن گفتن.به نرمي اشاره كردن با سر و دست. با آرامش غذا خوردن را تمرين كنيد.

-ارتباط چهره به چهره داشته باشيد.

-در مقابل تمايل به تفكر منفي مقاومت كنيد.(سيستم تفكر جايگزين)

-سعي كنيد با آرامش و خونسردي شرايطي را كه قبلا براي شما غير قابل تحمل بوده كنترل كنيد.

-به جستجوي دوستان صميمي كه رفتار تحكم آميز نداشته و هيچ گاه از كمرويي شما سخن نميگويند بپردازيد.

-همان طور كه نقاط قوت خودتان را ميپذيريد نقاط ضعف خود را قبول كنيد.

-احساس مسئوليت كنيد.به آينده بنگريد و از فرصتها به نحو احسن استفاده كنيد.

-خوش بين باشيد و مثبت بينديشيد.مثلا به جاي گفتن خسته شدم بگوييد به استراحت بيشتري نياز دارم.

- سعي كنيد از كار كردن و انجام وظايف خود لذت ببريد.

- از مهارتهاي اجتماعي استفاده كنيد.

-در صورت نياز با مشاوران و روان شناسان ارتباط برقرار كنيد.

http://www.psychoalachigh.com/tabid/229/ctl/ArticleView/mid/597/articleId/245/--.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۴

راه هاي عملي درمان كم رويي چيست؟

يكي از مشكلات نسل جوان و از جمله شخص شما مسئله ي كم رويي است كه مانند بيماري هاي روحي ديگر به طور قطع قابل درمان و معالجه است. راه هاي عملي درمان كمرويي عبارت اند :


1. تلقين: به نظر روان شناسان، تلقين در درمان بسياري از بيماري¬هاي جسمي و روحي مؤثر است. اين جمله ر همواره با خود تكرار كنيد كه من از عهده¬ي سخن گفتن در برابر ديگران برمي¬آيم. كم رويي نشانه¬ي ترس از شكست و دليل بر وحشت از برخورد با اشخاص است. اين ضعف روحي را با فرار از معاشرت نمي¬توان رفع كرد بلكه بايد خود را به حشر و معاشرت با مردم مجبور سازيد و در مقابل انكار نفس از خود بپرسيد كه چرا ازاين شخص يا از اين جمعيت مي¬گريزم؟

ترس يا اضطراب، اساس تمام حركات عصبي است. اگر نمي¬توانيد در جمع سخن بگوييد و يا دچار مشكل مي¬شويد دليلش ترس دروني است. علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: (( بيان الرجل ينبي عن قوة جنانه؛ سخن آدمي حاكي از درجه¬ي قدرت روحي او است.))1
ترس از روبه رو شدن با مردم، ترس مذموم و موهوم است. علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: (( كسي كه ميترسد به مقصد نميرسد.))2


با تلقين به قدرت و تظاهر به نترسيدن بخشي از مشكل حل مي¬شود. يكي از گويندگان مشهور انگليسي در قرن نوزدهم اقرار مي¬كند كه در طول چند هفته قبل از نخستين خطابه-اي كه قرار بود ايراد كند چنان ناراحت بود كه آرزو مي¬كرد پيش از فرا رسيدن روز معقود پايش بشكند تا از حضور درمجلس معاف گردد، او موقعي كه به طرف كرسي خطابه مي¬رفت آن چنان از وحشت و اضطراب خود را مي¬باخت كه قيافه¬ي رقت باري پيدا مي¬كرد. عاقبت روزي تصميم گرفت در وضع خود به درستي تأمل كند، با خود گفت: هنگام سخنراني چه خطري ممكن است براي من پيش بيايد؟ هيچ چيز مهمي اتفاق نخواهد افتاد. اضطراب شديد او با اين جمله مرتفع شد و متوجه شد كه خيلي سخن مي¬گويد و در نتيجه يكي از بزرگ¬ترين گويندگان عصر خود گرديد.


2- اعتماد به نفس: توجه به توانايي¬ها و استعدادها مانع اظهار ضعف است. يكي از دلايل كم رويي، بي¬اعتمادي به خويش است. افراد كم¬رو همواره در اين فكرند كه ديگران درمورد آن ها چه فكر مي¬كنند، در صورتي كه اگر اين افراد بدانند در مقايسه با ديگران ضعفي ندارند و شايد در بسياري از موارد در زندگي نسبت به ديگران ارجحيت هم دارند، در اين حال در خود چنان قدرتي مي-يابند كه مي¬توانند در برابر هر امري مقاومت كنند. خودباوري و دوري از خود كم¬بيني بسياري از مشكلات روحي را درمان مي¬كند.


3- معا شرت با مردم: علي رغم ترس دروني، براي درمان كم¬رويي لازم است با ديگران معاشرت كنيد.علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: (( هرگاه سختي چيزي باعث بيم و هراس شما شد تو نيز در مقابل آن سخت و مقاوم شو تا مشكل بر تو آسان گردد))3 . و در جاي ديگر مي¬فرمايد: (( موقعي كه درباره¬ي چيزي دچار ترس شدي خود را در آن بيفكن كه اضطراب، سخت¬تر از ابتلاي به آن است.))4
سعي كنيد در معاشرت¬ها خود را فراموش كنيد. براي آن كه اين امر حاصل شود اولاً، به هر كه مي¬رسيد سلام كنيد و ثانياً، خوش¬رو باشيد. علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: هر تازه واردي در محيط نامأنوس حيرت زده مي¬شود ، براي آرامش خاطر سخن خود را با سلام آغاز كنيد.


4- تمرين و ممارست: سخن گفتن مانند هركار ديگر احتياج به تمرين و رياضت دارد. همه¬ي گويندگان كم و بيش در ابتدا با مشكلي همچون مشكل شما مواجه مي¬شوند و حتي از ضعف و نارسايي در اداي كلمات رنج مي¬برند ، اما با صبر و تحمل و تمرين نقايص خود را بر طرف مي¬كنند.
به كوشش به هر چيز خواهي رسيد *** به هر چيز خواهي كماهي رسيد

پي نوشت¬ها:

1. غرر الحكم، ج5 ، ص 342.
2. همان، ص 613.
3. همان، ص 319.
4. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره¬ي 166.

http://noorportal.net/394/499/500/27940.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۳

نشانه هاي كمرويي . غلبه بر كمرويي

كم رويي، نوعي ترس يا اضطراب اجتماعي است كه بواسطه آن زن يا مرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعي گريزان است.

ريشه اصلي كم رويي مي تواند در ترس يا اضطراب اجتماعي نهفته باشد. اضطراب يك پاسخ طبيعي در مقابل هر نوع تهديد يا فرآيند آگاه كننده و اخطاري به فرد در باره يك خطر يا موقعيت دشوار مي باشد. اضطراب در حد متعادل آن براي بسياري از اعمال و رفتارهاي انسان و تلاش و حركت و آمادگي براي مقابله با تهديدها و خطرهاي طبيعي و اجتماعي ضروري مي باشد. اما زماني كه نگرانيهاي فرد نسبت به مسايل مختلف فزوني مي يابد، دچار اضطرابي مي شود كه در نتيجه اعتماد به نفس او كاهش مي يابد، قدرت نگرش واقع بينانه و برقراري ارتباط متقابل با ديگران به حداقل مي رسد و گريز از ارتباطات معمول اجتماعي و دل مشغولي هاي مفرط، شخصيت را فرا مي گيرد.

اضطراب اجتماعي، وقوع نوعي ارزيابي شخصي در موقعيتهاي مختلف اجتماعي است. به عبارت ديگر زنان و دختراني كه دچار اضطراب اجتماعي مي باشند، از مواجهه با ديگران و از اينكه مورد داوري ديگران قرار گيرند، دچار ترس و واهمه هستند. زن يا دختر چنين احساس مي كند كه در هر موقعيت، شخص و يا اشخاصي هستند كه به محض مواجه شدن با او شخصيت و اعمال و رفتارش را مورد بررسي و كنكاش قرار مي دهند. بنابراين تا حد ممكن سعي دارد از مواجه شدن با ديگران دوري جويد.به عنوان نمونه سخن گفتن براي خانمهاي كارمندي كه در جلسات اداري شركت مي كنند و دچار كم رويي هستند، بسيار دشوار مي باشد. البته ممكن است اكثر افراد در موقعيتهاي اجتماعي خاص دچار اضطراب باشند اما افرادي كه كم رو هستند و اضطراب اجتماعي بالايي دارند بيش از اندازه نگران هستند.

بعضي افراد كم رويي را براي دختران و زنان امري عادي و حتي صفتي مقبول و مثبت تلقي مي نمايند و چنين دختران كم رويي را دختراني باحيا و باعفت مي دانند و حتي آنان را مورد تمجيد و تشويق قرار مي دهند. در حالي كه كم رويي پديده اي غير ارادي، ناخوشايند و نشانگر معلوليت اجتماعي است كه براي هر دو جنس پسر و دختر امري نامطلوب و نابهنجار مي باشد. بايد توجه داشت كه كم رويي يك پديده پيچيده رواني- اجتماعي بوده و علت آن عمدتاً به روابط بين فردي و نحوه تربيت برمي گردد.


عوامل موثر بركمرويي

خانواده يكي ازمنابع اساسي در ايجاد كم رويي مي باشد. نحوه ارتباطات خانواده و تجارب اوليه پسران و دختران خصوصاً در سالهاي پيش از دبستان و اوايل دبستان نقش اساسي در شكل گيري شخصيت آنان خواهد داشت و الگوي رفتاري بزرگسالان، برنامه هاي تلويزيوني، نحوه و ميزان ارتباطات عاطفي- كلامي و اجتماعي بزرگسالان با دختران و پسران، بيشترين تأثير را در رشد اجتماعي كودكان دارد.

انتظارات نا معقول والدين از دختران خود در شرايط مختلف و واداركردن آنان به انجام رفتارهاي قالبي و تصنعي در موقعيتهاي مختلف اجتماعي همچون در حضور جمع مهمانان و مهمانيها، در كوچه و خيابان، هنگام غذا خوردن و لباس پوشيدن، صحبت كردن و ... سخت گيري بيش از حد و توقعات فراوان و غير ضروري، تنبيه، تحقير و يا برعكس حمايتهاي افراطي و گزاف، از اصلي ترين زمينه هاي رشد معيوب اجتماعي دختران و بروز كم رويي است.

تعارض و دوگانگي در رفتار والدين و بزرگسالان، موجب كشاكشهاي دروني و در نتيجه، اختلال در رشد طبيعي شده، اضطراب شديد و كم رويي دختران را به همراه خواهد داشت. كم رويي در ميان تك فرزندان و فرزندان اول خانواده بيش از ساير كودكان ديده مي شود. اين مسأله زماني به شكل جدي مطرح مي شود كه والدين قادر نباشند زمينه تربيت و رشد اجتماعي مطلوب و هماهنگ كودك را مطابق با نيازهاي عاطفي و اجتماعي او فراهم آورند. فرزند اول يا تك فرزند معمولاً خود را با بزرگترها همانند سازي مي كند و تمايل بيشتري به برقراري ارتباط با بزرگسالان دارد تا نسبت به همسالان.

 مدرسه كه محيطي براي پروراندن مهارتهاي اجتماعي و مشوقي براي اجتماعي شدن دختران و گسترش ارتباطات بين فردي آنان مي باشد،گاهي از مواقع به جاي تشويق به برقراري ارتباط، دختراني را الگو و سرمشق ديگران قرار مي دهند كه داراي يك معلوليت اجتماعي يعني كم رويي هستند.

برخي از معلمان معمولاً بالاترين نمره انضباط را به دانش آموزان كم رو مي دهند و از آنان به عنوان شاگرداني مؤدب، ساكت و حرف گوش كن ياد مي كنند ! و... زماني كه معلمان ، به طور مكرر دانش آموزي را به عنوان فردي ساكت، مؤدب و ... خطاب مي كنند. اعمال فشارهاي رواني و اخلاقي، انضباط خشك، تحقير و تهديد، تنبيه و محدوديتهاي شديد و غيرمنطقي، هدايت دانش آموزان به سوي تسليم پذيري محض و رفتارهاي ديكتاتورمنشانه، زمينه هاي اضطراب و كم رويي را در كودكان و دختران تشكيل خواهند داد.

زن يا دختري كه قادر به برقراري ارتباط با ديگران نيست احساس مي كند كه از دوستان و نزديكان خود جداست. چنين فردي نمي تواند احساسات خوشايند يا ناخوشايند، اميدها و آرزوهايش را با نزديكانش در ميان بگذارد و پاسخهايشان را دريافت كند. احساس تنهايي، همانند كم رويي يك معلوليت اجتماعي به شمار مي رود. هر كسي در يك شرايط يا موقعيت ويژه ممكن است احساس كند كه تنهاست. فردي كه مدام اين احساس را داشته باشد به تدريج از ارتباطات بين فردي او كاسته شده و ويژگيهاي افراد كم رو را مي يابد.

علايم كمرويي

 تشديد ضربان قلب، برافروخته شدن چهره، به هم خوردن آهنگ تنفس، تغيير در تن صدا و ... از علايم فيزيولوژيكي در افراد كم رو مي باشد. دوري جستن از جمع، خجالت كشيدن و به لكنت افتادن، بريده و كم حرف زدن، مضطرب بودن و دستپاچه شدن، ناخن جويدن و با انگشتان خود بازي كردن، با لباس خود ور رفتن، سر را پايين انداختن و زير چشمي نگاه كردن، غرق در افكار خود شدن و بيشتر به خود توجه كردن از ويژگيهاي دختران و پسران كم رو مي باشد.

 كم روها بيشتر تمايل دارند با كوچكتر از خود بازي كنند و سرگرم باشند. آنها سرگرم شدن و بازي كردن با اشياء و لوازم مختلف را به جاي انسانها ترجيح مي دهند. با صداي آهسته و غيرطبيعي سخن گفتن، گرفته و نگران بودن، بيزاري شديد از نگاههاي منتقدانه ديگران، ضعف اعتماد بنفس، بي جرأت و شهامت بودن در عين توانمندي و قدرتمند بودن، دوري از دعوت كردن و دعوت شدن توسط ديگران و در نهايت تمايل به تنهايي از ديگر خصوصيات زنان و مردان كم روست.

غلبه بركمرويي

كمرويي بيشتر به روابط بين فردي و اجتماعي بر مي گردد"در نتيجه براي رفع مشكل كمرويي بايد روشهايي رابه كار گرفت تا روابط بين فردي افزايش يافته و ازنظر كيفيت نيزبه سطح قابل قبولي برسد. به طور مثال، چنانچه در دختران و زنان استعداد و هنر خاص و مثبتي موجود است بايد آن را تقويت كرده تا از اين طريق اعتماد به نفسشان بيشتر شود چرا كه هر چقدر اعتماد به نفس بالاتر باشد كم رويي كمتر مي شود.همچنين، حضور در مهمانيها، فعاليتهاي فوق برنامه مدارس و دبيرستانها، انجام بازيهاي گروهي(تعاون)مي تواند به از بين رفتن كم رويي كمك نمايد.

بيان و گفتار نيك و زيبا نيز در توان بخشي به كم رويي نقش مهمي دارد. چنانچه بدانيم منظور خودمان را چگونه بيان كنيم بري مدت طولاني هرگز كم رو نخواهيم ماند و زماني كه ببينيم صحبتهايمان توجه اطرافيان را به خود جلب مي كند، جرأت پيدا مي كنيم.

  تاليف و تنظيم: مريم محمد نبي
موسسه تحقيقات بهبود زندگي زنان


http://www.farsi.riwl.org
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۲

درمان كمرويي

نگاه اجمالي
كمرويي مشكل پيچيده‌اي است كه براي غلبه برآن بايد از روش هاي مختلف استفاده كرد. توصيه‌ها و تمرين هايي كه ارائه مي‌شود، تنها زماني مي‌توانند ارزشمند باشند كه تصميم خود را نسبت به تغيير روش زندگي خود اتخاذ كرده باشيد و در كنار آن به اين اعتقاد داشته باشيد كه امكان تغيير وجود دارد. درواقع تا زماني كه اعتقادي به تغييرپذيري نداشته باشيم، تصور تغيير يافتن محال است. عنصر لازم ديگر شجاعت در عملكرد است. اين يعني از تغيير نترسيدن و به پيشواز تغييرات رفتن در جهت بهبود روش زندگي و داشتن زندگي بدون كمرويي .
 
تغيير زندگي
اگر ديگر نمي‌خواهيد تحت عنوان وامانده اجتماعي به حيات خود ادامه دهيد يا از ديدن اينكه ، كمرويي شديد مانع استفاده از فرصت هاي خوب زندگي مي‌شود، احساس ناراحتي مي‌كنيد، وقت آن است كه همه چيز را تغيير دهيد. چهارنوع تغييرات اساسي مي‌بايد انجام شود كه عبارتند از:
 
• تغيير شيوه‌هاي فكري درباره خود و كمرويي
• تغيير نوع رفتارها
• تغيير درنحوه نگرش به عملكردها و شيوه‌هاي فكري افراد ديگر
• تغيير ارزش هاي اجتماعي مربوط به كمرويي

اعتقاد به تغييرپذيري
اگر خواهان تغيير زندگي باشيم ولي اعتقاد به امكان تغييرپذيري نداشته باشيم، تغيير رفتاري و فكري اساسي در فرد بوجود نمي‌آيد. بسياري از افراد ، افسانه تغيير ناپذيربودن را پذيرفته‌اند و به تغييرات ايجاد شده با بدبيني مي‌نگرند. مثلا مي‌گويند ممكن است در مورد ديگران موثر باشد، ولي نمي‌تواند در من تغيير ايجاد كند. اما شواهد زيادي از اين نتيجه گيري متضاد حمايت مي‌كنند كه شخصيت و رفتار افراد در صورت تغيير موقعيت كاملا تغيير پذيرند. در واقع طبيعت انسان به نحو قابل توجهي انعطاف پذير است و به سرعت خود را با چالش هاي موجود در محيط منطبق مي‌كند. انطباق پذيري با تغييرات محيطي در واقع تمام حيات و زندگي است.
 
شجاع بودن
بسياري از نيروهاي دروني ، ما را در جايي كه قرار داريم، نگاه مي‌دارند و مانع از حركت ما در جهت عملي ساختن توانايي هاي بالقوه‌ مان مي‌شوند. غلبه بر چنين مخالفان نيرومندي نيازمند داشتن تعهدي قوي از جانب افراد است. انجام تمرينات روزانه ده دقيقه‌اي در خلوت خانه كارساز نخواهد بود. در واقع براي كمرو نبودن بايد تصميم بگيريد، چه نوع انسان مي‌خواهيد باشيد و آنگاه وقت و انرژي خود را در جهت جامه عمل پوشاندن به آنها صرف كنيد.
 
روشهاي درمان كمرويي

شناخت خود
پس ازسالها زندگي با شخص خود بنظر مي‌رسد كه بايد خودمان را به خوبي بشناسيم. در كمال تعجب بايد گفت كه فقط تعداد كمي ‌از افراد چنين هستند. ما انسان ها براي شناخت واقعي خودمان وقت صرف نمي‌كنيم. تمرين هايي وجود دارند كه افراد را قادر مي‌سازند كه افكار و احساسات خودشان را با نگاهي نزديكتر و دقيقتر به تصوير بكشند. بعضي از آنها عبارتند از:
 
• برچسب زدن به خود : فهرستي از ده لغت ، عبارت و ويژگي شخصيتي كه به بهترين شكل معرف شماست، تهيه كنيد. سپس هر يك از اين عبارات را يكبار خودتان و بار ديگر توسط بهترين دوستتان از يك تا ده نمره گذاري كرده توسط كلمات مثبت ، منفي و خنثي رتبه بندي كنيد. رتبه بندي و نمره گذاري خود و دوستتان را با يكديگر مقايسه كنيد.


• يك ماه فرصت براي زندگي : فرض كنيد به يك بيماري لاعلاج دچار شده و فقط يك ماه فرصت زندگي كردن داشتيد. اين يك ماه را چگونه سپري مي‌كرديد ؟  كجا مي‌رفتيد ؟ دوست داشتيد موقع مرگ چه كسي كنار شما باشد ؟ دوست داشتيد روي سنگ قبرتان چه چيزي نوشته شود؟
 
درك كمرويي خود
اگر بتوانيد علت كمرويي خود را مشخص كنيد ، عملكردتان اثر بخش‌تر خواهد بود. درك علل ، همبسته‌ها و پيامدهاي كمرويي دو فايده مهم دارد. اول آنكه زمينه را براي ارائه طرحي عقلاني جهت دخالت و مداوا آماده مي‌كند. علاوه بر آن با تجزيه و تحليل صريح ماهيت و ابعاد كمرويي‌ آن را ازحالت ذهني خارج و به آن عينيت مي‌بخشيد. براي اين شناخت بايد به سوالات زير پاسخ دهيد :


 1. آيا خود را فرد كمرويي مي‌دانيد؟ به چه ميزان؟ (از بينهايت كمرو تا فقط مختصري كمرو )
 2. علت يا علتهاي كمرويي خود را مشخص كنيد ( نظير ترس از طردشدن ، عدم اطمينان به خود ، معلول بودن و ...)
 3. چه موقعيتهايي باعث بروز احساسات كمرويي در شما مي‌شوند ( نظير موقعيتهاي اجتماعي ، گروهها ، جنس مخالف و … )
 4. موقع احساس كمرويي چه نشانه‌هايي در شما بروز مي‌كند؟ ( علائم جسماني ، افكار و احساسات و رفتارهاي خود را موقع كمرويي مشخص كنيد).
 5. پيامدهاي منفي و مثبت كمرو بودن كدام هستند؟

پرورش اعتماد به نفس
اعتماد به نفس (self-confidence) يعني ميزان ارزشي كه به خودمان در مقايسه با ديگران قائل هستيم. افرادي كه براي خويشتن ارزش مثبتي قائل هستند، احساس امنيت و آرامش خاطر بيشتري دارند. چنين افرادي به تقويت كننده هاي اجتماعي و ستايش هاي ديگران وابستگي ندارند. زيرا آموخته‌اند چگونه بهترين دوست خود و بزرگترين مشوق خويشتن باشند. در مقابل افرادي كه از اعتماد به نفس پاييني برخوردار هستند، معمولا منفعل تر ، ترغيب پذيرتر و داراي محبوبيت كمتر هستند. اين افراد نسبت به انتقاد منفي به شدت حساس هستند و فكر مي‌كنند كه اين انتقاد ناشايستگي آنان را ثابت مي‌كند. تحقيقات مختلف همبستگي معني داري را بين كمرويي و اعتماد به نفس پايين گزارش كرده‌اند. بدين معني زماني كه كمرويي شديد است، اعتماد به نفس نيز پايين است و زماني كه اعتماد به نفس بالايي وجود دارد، كمرويي از صحنه حذف مي‌شود.
 
آموزش مهارت اجتماعي
لازم است، به افراد كمرو مهارت هاي اجتماعي آموزش داده شود تا از دستور العملهاي ساده و مستقيم ويژه‌اي براي تغيير الگوهاي رفتاري خود جهت دريافت پاداش هاي اجتماعي بيشتر استفاده كنند. در اين زمينه لازم است آنها مطالبي را فرا بگيرند، تمرين كنند، تشويق شوند و روشهايي كه آنها را از نظر جسماني و اجتماعي جالب توجه  تر مي‌كند، فرا بگيرند. بخش اعظم اين روش ها تحت عنوان جرات آموزي (Assertive Training) ارائه مي‌شوند. برخي از اين روشها شامل آموزش لباس پوشيدن و آراستگي ظاهر ، شروع يك گفتگو ، آموزش گفتگو با افراد ناشناس ، آموزش گوش كردن فعال ، آموزش نه گفتن است.


 http://daneshnameh.roshd.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۱

كمرويي (self - conscioushess) چيست ؟

تعريف كمرويي: هيچ تعريف واحدي كفايت نمي‌كند زيرا كم رويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوتي است، با اين حال در يك تعريف كلي مي‌توان كمرويي را به عنوان «ناراحت بودن در حضور ديگران » تعريف كرد.

نگاه اجمالي
كمرويي مقوله‌اي نا روشن است. هرچه نزديكتر بنگريم تنوع بيشتري در آن مشاهده مي‌كنيم. كمرو بودن نشانگر صفت فردي است كه بخاطر «ترسويي ، احتياط كاري و اطميناني » نزديك شدن به او مشكل است. فرد كمرو هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهايي مشخص يا انجام كاري همراه با آن بيزار است. در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است و توانايي «ابراز وجود» (self-assertion) نداشته و بطور مخصوصي مي‌ترسد. بخصوص ترس از افرادي كه به دلايل عاطفي تهديد كننده بشمار مي‌آيند. بيگانگان يا افراد ناشناس بدليل تازگي حضورشان يا عدم اطمينان به آنان يا مسئولان يا افراد با قدرت و افراد جنس مخالف.پي آمدهاي منفي و شدت كمرويي هر قدر باشد باز هم مي‌توان بر مشكل غلبه كرد و براي انجام اين كار لازم است ريشه‌هاي كمرويي را بشناسيم و آنوقت برنامه‌اي مناسب براي تغيير پايه‌اي آن طرح ريزي كنيم.
 
كمرويي در بين مردم

بزرگ يا خردسال
كمرويي در ميان دانش آموزان خردسال شايعتر از بزرگ سالان است. بسياري از بزرگ سالاني كه خود كمرو نيستند با برنامه ريزي بر كمرويي دوران كودكي خود غلبه كرده‌اند، اما كمرويي در ميان بخش قابل ملاحظه‌اي از جمعيت بزرگ سالان ادامه دارد.
 
دختر يا پسر
برخي شواهد تحريك آميز نشان مي‌دهد كه در دوران نوجواني كمرويي بيشتر در ميان دختران پديد مي‌آيد تا پسران. شايد دليل اين امر آن باشد كه نياز به محبوب بودن در مدرسه و از نظر جسماني جذاب بودن بگونه‌اي جا افتاده است كه فشار بيشتري بر دختران وارد مي‌شود تا پسران.
 
زنان يا مردان
آيا اين موضوع درست است كه «تعداد زنان كمرو بيشتر از مردان است.» تحقيقات هيچ تفاوت معناداري از نظر شيوع كمرويي در ميان زنان يا مردان نشان نمي‌دهد. اين يكي از تعليم‌هاي كاذب است كه حتما بر پايه ملاحظاتي همچون قاطع تر بودن پرخاشگر بودن و قابل رويت بودن در روابط اجتماعي پديد امده است.
 
حالت‌هاي كمرويي

حالت‌هاي عمومي
در حالت عمومي شخص كمرو به تاثيرش بر ديگران توجه مي‌كند. در اين حالت شخص سؤالاتي مانند « درباره من چه فكر مي‌كنند؟ ، چه تاثيري بر آنها مي‌گذارم؟، ايا مرا دوست دارند؟ و …. » در ذهن مي‌پرسد. بدين ترتيب كساني كه از نظر عمومي كمرو هستند مي‌توانند «ترس ، عدم اطمينان و خصوصيات خوب و خواسته‌هاي خود را با افراد ديگر در ميان بگذارند. بنظر مي‌رسد شدت كمرويي در اين افراد بيشتر از افراد گروه ديگر است. احساسات آنها بر عملكردشان تاثير مي‌گذارد كه در پي آن بر ارزيابي ديگران از آنان تاثير مي‌گذارد. كه در نهايت بر طرز تفكرشان درباره خودشان تاثير مي‌گذارد. احساسات بد ، عملكرد پايين ، گفتار و رفتار ضعيف ، عزت نفس پايين و … . فقط نمونه‌اي از احساسات و رفتار ناشي از كمرويي آنان است.
 
حالت‌هاي خصوصي
در حالت خصوصي فرد كمرو به درون خود متمركز مي‌شود. احساسات و تفكر او نسبت به خود و توانايي‌هايش به صورت جملاتي نظير «من بي لياقت هستم، من پست هستم، من احمق هستم، من زشت هستم و من بي‌ارزش هستم» بيان مي‌شود. با اين حال اين افراد چنانچه با استعداد باشند ممكن است در حرفه خود به سرعت پيشرفت كنند و حتي به افراد سرشناس تبديل شوند اما هيچ كس نمي‌داند براي اين پيشرفت‌ها چه نيرويي صرف شده است. در واقع انرژي رواني زيادي براي شركت در اين رويدادها و كارها صرف شده است حتي براي اجراي جزئيّات بسيار كوچك نيز انرژي رواني بكار رفته است.
 
تاثيرات كمرويي
كمرويي يك ناتواني ذهني است كه نتايج و تاثيرات ويرانگري از قبيل موارد زير را به بار مي‌آورد:

*كمرويي ملاقات با افراد جديد ، دوست يابي و بدست آوردن لذت واقعي را از تجربيات خوب را دشوار مي‌سازد.

*كمرويي مانع دفاع از حقوق بر حق خود و ابراز عقيده و بيان ارزشهاي فردي مي‌گردد.

*كمرويي ارزيابي مثبت از ويژگي‌هاي شخصيتي را محدود مي‌سازد.

*كمرويي باعث اشتغال شديد فكري در مورد روش رفتار فردي در موقعيتهاي اجتماعي را باعث مي‌شود.

*كمرويي تفكر مثبت و سازنده و برقراري ارتباط ثمر بخش را دشوار مي‌سازد.

*احساسات منفي مانند افسردگي ، اضطراب و احساس تنهايي همراهان كمرويي هستند.

علائم كمرويي

علائم فيزيولوژيكي (جسمي)
افراد كمرو در سطح فيزيولوژيك نشانه‌ها و علائم زير را گزارش داده‌اند: « نبض تند ، تپش قلب ، عرق كردن زياد ، دلشوره و التهاب دروني.» از ديگر علائم جسماني افراد كمرو ، سرخ شدن است كه نمي‌توانند اين نشانه را پنهان كنند. سرخ شدن ، احساس دست پاچگي، يعني احساس كوتاه مدت و شديداز دست دادن عزت نفس ختم مي‌شود. از طرف ديگر تحسين دور از انتظار نيز باعث دستپاچگي مي‌شود. دستپاچگي باعث بروز شش نوع رفتار زير براي حفظ ظاهري مي‌شود:

*عوض كردن موضوع صحبت با حالت دفاعي: «چقدر طول مي‌كشد؟ من قرار ملاقات دارم.»

*بهانه آوردن در نحوه اجراي برنامه: « نور چراغ ها تمركز مرا به هم مي‌زند.»

*عوض كردن ديدگاه و موضوع مورد علاقه : « تنيس ورزش مطلوب من نيست شطرنج بازي مي‌كنم.»

*قبول نكردن شكست: « هيچ كس هم نمي‌توانست اين كار را انجام دهد.»

*كنار گذاشتن كاري كه نمي‌تواند انجام دهد: « وقتي چنگال وجود دارد لازم نيست از چوب براي غذا خوردن استفاده كنيم.»

*تلاش براي كسب اطمينان: « اميدارم شما را گيج نكرده باشم، كرده ام؟»

علائم اجتماعي
هشتاد درصد افراد كمرو به داشتن روابط اجتماعي بي‌ميل هستند و نمي‌خواهند با كسي صحبت كنند. در واقع سكوت در موقعيت هاي اجتماعي ويژگي بارز آنها است. حتي زماني كه افراد كمرو روشهاي ويژه‌اي را براي صحبت كردن در جمع را فرا مي‌گيرند باز هم بعضي از آنها به سكوت خود ادامه مي‌دهند شايد دليل اين امر آن است كه هنوز هم در سطح فردي همگام برقراري ارتباط با ديگران احساس ناراحتي مي‌كنند.
 
علائم فردي
كمرويي باعث مي‌شودكه اين افراد برداشت و ديدگاه درستي از توانايي خود نداشته باشند در واقع آنها براي خود ارزش كمتري قائل هستند و به همين دليل افراد كمرو افكار و احساسات و اعمال بسياري را كه ظاهر مي‌شود سركوب مي‌كنند. افراد كمرو واقعاً در دنياي دروني خود زندگي مي‌كنند.

http://daneshnameh.roshd.ir/
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۵)

" آبراهام لينكلن حرفي زد كه همه بايد آويزه‎ي گوش خود كنند. "

تمرين خلاقيت با امور عادي

تا به حال شنيده‎ايد باغباني كه زندگي مي‎آفريند و به زندگي زيبايي مي‎بخشد، جايزه‎ي نوبلي دريافت كرده باشد؟ آن كشاورزي كه زمين را شخم مي‎زند و غذاي همه را تأمين مي‎كند ـ آيا تا به حال كسي به او پاداشي داده است؟ نه. او طوري زندگي مي‎كند و طوري مي‎ميرد كه گويي بر روي اين كره‎ي خاكي هرگز چنين كسي وجود نداشته است.

اين يك غربالگري نفرت‎‎انگيز است. هر روح خلاقي را ـ سواي آن چه مي‎آفريند ـ بايد مورد احترام و تمجيد قرار داد تا خلاقيت محترم شمرده شود. اما مي‎بينيم كه حتي برخي سياستمداران ـ كه جز جنايتكاراني قهار نيستند ـ جايزه‎ي نوبل دريافت مي‎كنند. اين همه خونريزي در دنيا به خاطر وجود همين سياستمداران روي داده است و آن‎ها هنوز هم سلاح‎هاي هسته‎اي بيشتري فراهم مي‎آورند تا به يك خودكشي جهاني دست بزنند. حس زيبايي شناختي ما چندان پر مايه و غني نيست.

به ياد آبراهام لينكلن مي‎افتم . او پسر يك كفاش بود و رئيس جمهور آمريكا شد. طبعاً همه‎ي اشراف زادگان سخت برآشفتند ، و آزرده و خشمگين شدند. و تصادفي نبود كه به زودي آبراهام لينكلن مورد سوء قصد قرار گرفت . آن‎ها نمي‎توانستند اين را تحمل كنند كه رئيس جمهور آمريكا پسر يك كفاش باشد. در اولين روزي كه او مي‎رفت تا نطق افتتاحيه‎ ي خود را در مجلس سناي آمريكا ارائه كند ، درست موقعي كه داشت از جا برمي‎خاست تا به طرف تريبون برود ، يك اشراف زاده‎ي عوضي بلند شد و گفت:

"  آقاي لينكلن، هر چند شما بر حسب تصادف پست رياست جمهوري اين كشور را اشغال كرده‎ايد ، فراموش نكنيد كه هميشه به همراه پدرتان به منزل ما مي‎آمديد تا كفش‎هاي خانواده‎ي ما را تعمير يا تميز كنيد و در اين جا خيلي از سناتورها كفش‎هايي به پا دارند كه پدر شما آن‎ها را ساخته است بنابراين هيچ گاه اصل خود را فراموش نكنيد."

 اين مرد فكر مي‎كرد دارد او را تحقير مي‎كند. اما نمي ‎توان آدمي مثل آبراهام لينكلن را تحقير كرد. فقط مي‎توان مردمان كوچك را، كه از حقارت رنج مي‎برند، سرافكنده و خوار كرد ؛ انسان‎هاي عاليقدر فراتر از تحقيرند . آبراهام لينكلن حرفي زد كه همه بايد آويزه‎ي گوش خود كنند. او گفت:

«من از شما سپاسگزارم كه درست پيش از ارائه اولين خطابه ‎ام به مجلس سنا ، مرا به ياد پدرم انداختيد. پدرم چنان طينت زيبايي داشت ، چنان هنرمند خلاقي بود كه هيچ كس قادر نبود كفش‎هايي به اين زيبايي بدوزد. من خوب مي‎دانم كه هر كاري هم انجام دهم ، هرگز نمي‎توانم آن قدر كه او آفرينش‎گر بزرگي بود، من رئيس جمهوري بزرگ باشم . من نمي‎توانم از او پيشي بگيرم . در ضمن ، مي‎خواهم به همه‎ي شما اشراف زادگان خاطر نشان سازم ، اگر كفش‎هاي ساخت دست پدرم ، پاهايتان را آزار مي‎دهد ، من هم اين هنر را زير دست او آموخته‎ام. البته من كفاش قابلي نيستم ، اما حداقل مي‎توانم كفش‎هايتان را تعمير كنم . كافي است به من اطلاع بدهيد تا خودم شخصاً به منزلتان بيايم.»

سكوتي سنگين بر فضاي مجلس حكمفرما شد و سناتورها فهميدند كه تحقير كردن اين مرد غير ممكن است. اما او احترام فوق‎العاده‎اي براي خلاقيت از خود نشان داد . مهم نيست آيا نقاشي مي‎كني ، مجسمه مي‎سازي يا كفش مي‎دوزي ـ چه باغبان باشي، چه كشاورز و چه ماهيگير باشي، چه نجار، هيچ فرقي نمي‎كند. آن چه اهميت دارد آن است كه آيا واقعاً روحت در گروي آن چيزي است كه مي‎آفريني؟ اگر چنين باشد حاصل كار خلاقانه ‎ات كيفيتي از الوهيت را در خود دارد. فراموش نكن كه خلاقيت به هيچ كار خاصي ربط ندارد. خلاقيت با كيفيت آگاهي تو سروكار دارد. هر عملي كه از تو سر مي‎زند ، مي‎تواند خلاقانه باشد.

هر كاري كه مي‎كني مي‎تواند خلاقانه باشد، و اين در صورتي است كه بداني خلاقيت يعني چه. خلاقيت يعني لذت بردن از هر كاري ، حتي از مراقبه ؛ انجام هر كاري با عشقي ژرف . اگر عشق بورزي و اين سالن سخنراني را تميز كني ، اين كاري خلاق است . اگر بي‎عشق عمل كني ، آن وقت مسلماً اين كاري شاق است ؛‌ وظيفه‎اي است كه بايد هر طور شده به آن عمل كرد. اين كار تحميلي است. بعد دوست داري وقت ديگري خلاق باشي . در آن برهه از زمان تو چه خواهي كرد؟‌ آيا كار بهتري سراغ داري؟ آيا فكر مي‎كني اگر به نقاشي بپردازي، خود را خلاق احساس خواهي كرد؟ اما نقاشي كردن درست به اندازه‎ي تميز كردن كف زمين كاري معمولي است تو رنگ‎ها را بر روي بوم نقاشي مي‎مالي يا پرتاب مي‎كني ـ اين جا هم تو زمين را مي‎شويي و تي مي‎كشي. فرقش چيست؟ احساس مي‎كني حرف زدن با يك دوست جز وقت تلف كردن نيست و دوست داري يك كتاب بي‎نظير بنويسي تا خلاقيت خود را نشان بدهي؟ اما يك دوست آمده! كمي گپ زدن چه قدر سرگرم كننده و زيباست ـ معطل چه هستي؟

خلاق باش ! همه‎ي رمان‎هاي تراز اول دنيا جز وراجي‎هاي مردم خلاق نيست . در اين جا من دارم چه كار مي‎كنم ؟ باز هم گپ زدن و وراجي ! آن‎ها روزي به كلمات قصار و وحي منزل تبديل خواهند شد، ولي در آغاز فقط يك مشت دري‎وري و حرف‎هاي خاله زنكي هستند. اما من از اين كار لذت مي‎برم. من مي‎توانم تا ابد به نوشتن ادامه دهم ـ تو ممكن است روزي خسته شوي، اما من نه. براي من اين سرخوشي محض است. شايد روزي فرا برسد كه شماها خسته شويد و ديگر مخاطبي براي من باقي نماند ـ و من هنوز در حال حرف زدن خواهم بود. اگر واقعاً عشق كاري باشد، آن كار خلاقانه است. اما اين براي هر كسي اتفاق مي‎‎افتد. بسياري از مردم وقتي براي اولين بار پيش من مي‎آيند، مي‎گويند «هر كاري، هر كاري ـ حتي نظافت !» دقيقاً همين را مي‎گويند : «حتي نظافت ! ـ اما شما بايد به كار اصلي خودتان برسيد و ما از هر كاري كه به ما بدهيد خوشحال خواهيم بود» بعد يك چند روزي كه مي‎گذرد تغيير عقيده مي‎دهند: «راستش نظافت … ما دوست داريم يك كار ابتكاري حسابي به ما محول كنيد.

بنابراين هنگام نظافت كردن، كافي است فكر كني داري نقاشي مي‎كشي. «اين نظافت كردن نيست، اين يك كار بزرگ ابتكاري است» ـ و همين طور هم خواهد بود ! اين فقط شيطنت و شوخي ذهن توست . اگر اصل مطلب را درك كني، آن وقت خلاقيت خود را در هر عملي كه انجام مي‎دهي، به كار مي‎اندازي. كسي كه اهل شعور و درك است، پيوسته خلاق است. نه اين كه سعي كند خلاق باشد ـ بلكه طرز نشستن او عملي مبتكرانه است. نشستن او را تماشا كن ؛ در حركات او كيفيتي خاص از رقص ـ متانتي خاص ـ را پيدا مي‎كني. همين چند شب پيش داستان استاد ذني را خواندم كه در قبر با متانتي بي‎نظير ايستاده بود ـ او مرده بود. حتي مرگش عملي خلاقانه بود. واقعاً شيرين كاشته بود. از آن بهتر نمي‎شد ايستاد ـ حتي در حالت بي‎جان با جلال و متانت خاصي ايستاده بود.

وقتي نكته را دريافتي، هر كاري ـ چه آشپزي ، چه نظافت و … ـ خلاقانه است. زندگي از چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده تشكيل شده است. فقط نفس تو مدام نق مي ‎زند كه اين‎ها چيزهاي پيش پا افتاده‎اي است و مي‎خواهد كار عالي و بزرگي انجام دهد .

ـ يك شعر عالي. تو دلت مي‎خواهد شكسپير، كاليداس يا ميلتون شوي. اين نفس توست كه اين دردسر را برايت درست مي‎كند. نفس را رها كن و آن وقت همه چيز خلاقانه است. زن خانه ‎داري كه از چالاكي شاگرد بقالي خوشش آمده بود ،‌از او اسمش را پرسيد. پسرك جواب داد: «شكسپير» زن گفت: «به ، اين اسم خيلي مشهور است» پسرك در جواب گفت : « بايد هم باشد . من در اين محله تقريباً سه سال است بسته‎هاي خريد مردم را دم در خانه ‎شان تحويل مي‎دهم .» من اين را مي‎پسندم ! چرا بايد دردسر شكسپير شدن را به خود داد ؟ سه سال تحويل بسته‎ها در محله ـ اين تقريباً به اندازه‎ ي نوشتن يك كتاب ، يك رمان يا يك نمايشنامه زيباست.

زندگي از چيزهاي كوچك تشكيل شده است كه اگر عشق بورزي ، به چيزهاي بزرگي تبديل مي‎شوند. بعد همه چيز فوق‎العاده عالي و بي‎نظير است . اگر خالي از عشق عمل كني ، آن وقت نفس مدام تلنگر مي‎زند كه « اين از شأن تو به دور است. تو و نظافت ؟ اين در شأن تو نيست. يك كار بزرگ انجام بد ه. ژان دارك شو!» اين‎ها همه ‎اش جفنگيات است. همه‎ي ژان دارك‎ها ياوه‎اند. نظافت كردن كار بزرگي است ! خودنمايي را بگذار كنار. دنباله‎ روي نفس نباش. هر وقت نفس آمد و تو را به انجام كارهاي بزرگ تشويق كرد، فوراً به خودت بيا و نفس را رها كن و بعد كم كم در مي‎يابي كه چيزهاي معمولي و پيش پا افتاده مقدس‎اند. هيچ چيزي زشت نيست. هيچ كاري قبيح نيست. همه چيز مقدس و متبرك است. و تا وقتي همه چيز برايت مقدس نشده، زندگي تو نمي ‎تواند الهي باشد. يك انسان مقدس، كسي كه او را قديس مي‎خواني نيست ـ چه بسا آن قديس هواي نفس تو باشد ، اما در نظرت قديس بنمايد، چون تو فكر مي‎كني كرامت‎هاي بزرگي از او سر زده است. انسان مقدس، انساني معمولي است كه به زندگي معمولي عشق مي‎ورزد ـ به تكه تكه كردن چوب، حمل آب از چشمه، آشپزي ـ و به هر چه دست مي‎زند قد سي مي‎شود. نه از اين رو كه به كارهاي بزرگي مبادرت مي‎كند، بلكه هر كاري مي‎كند،‌آن را به طرزي عالي انجام مي‎دهد. عظمت به كار انجام شده نيست.

بزرگي، آگاهي ‎يي است كه تو حين انجام آن كار به ارمغان مي‎آوري. امتحان كن ! يك دانه شن را با عشقي عظيم لمس كن تا به كوه نور ـ به قطعه الماسي بزرگ ـ مبدل گردد. لبخندي بر لبانت بنشان و در يك چشم به هم زدن شاه يا ملكه‎‎اي هستي. بخند، شاد باش… بايد هر لحظه از زندگي‎ات را با عشق مكاشفه گرانه ‎ات دگرگون سازي. وقتي مي‎گويم خلاق باش، منظورم اين نيست كه همگي برويد و نقاشان و شاعران بزرگي شويد. صرفاً منظورم اين است كه اجازه دهي زندگي‎ات يك تابلوي نقاشي، يك غزل باشد. اين را آويزه‎ي گوش كن، و گرنه نفس تو را به مخمصه مي‎اندازد. برو از جنايتكاران بپرس چطور شد دست خود را آلوده كردند ـ فقط به اين دليل كه كار بزرگي پيدا نكرده بودند، كه انجام دهند ! نتوانسته بودند رئيس جمهور شوند ـ البته، همه كه نمي‎‎توانند رئيس جمهور شوند ـ بنابراين رئيس جمهوري را زدند و كشتند؛ اين آسان‎تر است. آن‎ها به اندازه‎ي يك رئيس جمهور مشهور شدند و با تمام مشخصات و عكس و تفصيلات در صفحه‎‎ي اول همه روزنامه‎ها حضور پيدا كردند. همين چند ماه پيش از مردي كه هفت تا آدم كشته بود، سوال كردند: «چرا دست به اين كار زدي؟ تو كه با اين هفت نفر هيچ ارتباط خاصي نداشتي.» او گفت كه مي‎خواسته مشهور شود و هيچ روزنامه‎اي حاضر نشده شعرها و مقاله‎هايش را چاپ كند؛ همه جا با در بسته مواجه شده و هيچ كس حاضر نبوده عكس او را چاپ كند و مگر آدم چند بار به دنيا مي‎آيد؟ اين بود كه مجبور شد دستش را به خون هفت نفر آلوده كند.

آن‎ها ارتباط يا نسبتي با او نداشتند، او هيچ خرده حسابي با آن‎ها نداشت، فقط مي‎خواست مشهور شود ! معمولاً سياستمداران و جنايتكاران از دو سنخ متفاوت نيستند. بيشتر جنايتكاران سياسي‎اند و بيشتر سياستمداران جنايتكارند، نه فقط ريچارد نيكسون. بيچاره ريچارد نيكسون، كه از بد شانسي حين ارتكاب جرم مچش را گرفتند. ظاهراً بقيه حقه‎ بازتر و زبر و زرنگ‎تر بوده‎اند كه تا به حال دم به تله نداده‎اند! خانم مسكوويتس كه از فرط خودپسندي و غرور داشت مي‎تركيد ، از همسايه‎اش پرسيد: «از پسرم لويي خبر تازه‎اي نشنيده‎اي؟» «نه، پسرت لويي چي شده ؟ » «پيش روان‎پزشك مي‎رود. دو بار در هفته جلسه‎ي روان‎كاوي دارد.» «البته كه مفيد است. ساعتي چهل دلار مي‎دهد ـ چهل دلار! و همه‎اش درباره‎ي من حرف مي‎زند ! » هرگز اجازه ندهيد اين ميل در شما قوت بگيرد كه آدم بزرگ و مشهوري شويد، آدمي بزرگ‎تر از اندازه‎ي طبيعي، هرگز. اندازه‎ي طبيعي خودش عالي است. دقيقاً به اندازه‎ طبيعي بودن و درست در حد متعارف و عادي بودن،‌ به قدر كفايت خوب است. اما اين عادي بودن را به شيوه‎يي غير عادي زندگي كن. همه‎ي داستان آگاهي نيروانايي هم همين است. حالا بگذار نكته‎ي آخر را با تو بگويم: اگر نيروانا به هدف بزرگي براي تو مبدل شود، آن وقت در كابوس خواهي بود. آن وقت نيروانا مي‎تواند واپسين و بزرگ‎ترين كابوس تو باشد. اما اگر نيروانا در چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده باشد ـ شيوه‎اي كه تو هر فعاليت كوچك را به عملي مقدس، به يك عبادت، مبدل مي‎سازي … خانه‎ي تو به يك عبادتگاه و جسم تو به سراي خداوندي بدل خواهد شد و به هر كجا كه نظر كني و به هر چه دست بزني فوق‎العاده زيبا و مقدس خواهد بود ـ آن گاه نيروانا آزادي است. نيروانا يعني زندگي عادي را زندگي كردن؛ چنان هشيار، چنان مملو از آگاهي و چنان سرشار از نور كه همه چيز نوراني و درخشان مي‎شود. اين امري ممكن است. اين را مي‎گويم، چون من چنين زندگي كرده‎ام و چنين زندگي مي‎كنم. من ادعا نمي‎كنم ، بلكه با قدرت اين را مي‎گويم. وقتي اين را به زبان مي‎آورم، از بودا يا مسيح نقل نمي‎كنم، از خودم آن را مي‎گويم . اين براي من ميسر بوده است، براي تو نيز مي‎تواند امكان‎پذير باشد. در آرزوي نفس نباش. فقط زندگي را دوست بدار و به آن اعتماد كن . زندگي خودش همه‎ي چيزهايي را كه به آن نياز داري به تو خواهد بخشيد. زندگي براي تو به نعمت ، به دعاي خير ، تبديل خواهد شد.

مردمان پورتال جوانان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۴)

روشهاي تمرين تفكر خلاق

روشهاي آموزش خلاقيت : با بهره گيري از روشهاي زيرمي توان خلاقيت را آموزش داد:

    1- روش بارش مغزي :  Brain storming  

     الكس .اف .  اسبورن ،  اين روش را مطرح مي كند . بااستفاده از اين روش افراد قادر خواهند شد كه بيشترين بهره را از توانائيهاي فكري خويش ببرند. پس از تشكيل جلسه ي گروهي، موضوعي براي بحث طبق قوانين خاص ، مطرح مي شود . قوانين عبارتند از :

      الف - انتقاد ممنوع است : اجراي اين قانون موجب مي شود افراد بدون نگراني از تمسخر يا تحقير بتوانند ايده هاي عجيب و غريب خويش را بيان كنند .

       ب – كميت بيشتر، بهتر است: ارائه ي هر چه بيشتر افكار موجب مي شود ايده هاي بيشتري طرح شود و در نتيجه دامنه ي انتخاب وسيعترگردد. بعبارت ديگر كميت بيشتر، كيفيت بيشتر را بدنبال خواهد داشت .

      ج- تركيب و اصلاح ايده ها مهم است : از تركيب افكار مي توان ايده هاي جديدي بوجود آورد .

    رهبر گروه بايد با تاكيد بر اجراي قوانين جلسه بدون اينكه ايده اي را تكذيب يا تاييد نمايد ، نه تنها به جمع آوري عقايد بپردازد ،  بلكه از منشي جلسه بخواهد تمام ايده ها را ياد داشت كند. پس از پايان وقت جلسه مي توان به ارزيابي ايده ها پرداخت و ايده هاي خوب را استخراج نمود . همچنين با تركيب و تكميل ايده هاي معمولي ، بهترين ايده ها را از آنها ساخت .

معلم نقش سر پرست و رئيس جلسه را بعهده دارد و لازم است قبل از تشكيل جلسه دانش آموزان را با اهداف و روش كار آشنا نمايد. تحقيقات نشان داده گروههاي كوچكتر نتايج بهتري بدست آورده اند .تعداد 12 نفرمناسبترين تعداد براي تشكيل جلسه است . مدت زمان 30 تا 45 دقيقه براي يك جلسه بسيار مناسب است . پس از پايان جلسه اعلام مي شود كه تا روز بعد اگر به ايده اي تازه دست يافتند ، يادداشت كنند تابه فهرست ايده ها اضافه شود.

     2- روش ايجادارتباط اجباري (Forced association ) :

        اين روش توسط چرلز .اس . وايتينگ (Charles S. Whiting) مطرح شده است . نوعي رابطه ي اجباري و تحميل شده بين دو يا چند چيز يا فكر است، دو امري كه معمولا هيچ ارتباط با هم ندارند .

     اين روش مبتني برانديشه است كه هر فكر يا شيء تركيب جديدي از امور است. آسانترين راه اين است كه اشياﻋ و تصورات و افكار در سمت چپ يك جدول نوشته مي شود و اشياﻋ و تصورات ديگر در بالاي جدول. محل تلاقي هر كدام تركيب و مفهوم جديدي است كه در بسياري از اوقات ايده بخش است. درمورد كودكان جنبه ي سرگرمي و بازي بخود مي گيرد. و علاوه براين موجب ابداع وابتكار مي شود. بطورمثال ، ابداع يك سرگرمي تازه با تركيب وسايل سرگرميها و بازيهاي متفاوت يا تركيب تازه اي از غذاهاي مختلف.

3- روش سينكتيكز (Synectics ) يا بديعه پردازي :

      اين روش توسط  گوردن[1] و همكارانش طرح گرديد. سينكتيكز تركيبي از دو لغت لاتيني به معني اتصال و همراهي عناصر به ظاهر بي ربط است. تفكر خلاق در اين شيوه از طريق فعاليت استعاري و تمثيلي شكل مي گيرد، و تاكيد براين دارد كه امور نا آشنا را آشنا و امور آشنا را غريب نمايد. در اين روش از سه نوع قياس بيش از همه استفاده مي شود :

       الف – قياس شخصي ( Personal analogy ): در اين قياس فرد احساس مي كند خود قسمتي از موضوع مورد قياس است و با آن احساس همدلي مي نمايد. بطور مثال ، معلم از دانش آموز مي خواهد خود را كتاب مورد علاقه اش فرض كند و توصيف كند.

      ب- قياس مستقيم ( Direct analogy ): در اين نوع قياس دو موجود يا مفهوم بايكديگر مقايسه مي شوند. بطور مثال،معلم از دانش آموز مي پرسد پرتقال شبيه چه موجود زنده اي است ؟پوست بچه گربه نرمتر است يازمزمه ؟

      ج- تعارض متراكم ( Compressed conflict ) : توصيف يك موضوع در دو كلمه ي ضد و نقيض است. مانند دوست دشمن،سازندگي نابود كننده . ما با اين شيوه مي توانيم به عمق موضوع تازه وارد شويم .

     4- فهرست خصو صيات (  Attribute  listing ) :

     اين روش توسط رابرت كرافورد[2]  مطرح شد . در اين روش فرد فهرستي از صفات مختلف يك شيﻋ را تهيه مي كند و سپس هر صفت را بطور جداگانه بررسي مي نمايد .

      اين روش را ميتوان هم درمورد مسائل ساده و هم پيچيده بكار برد و همچنين از اشياﻋ تا مسائل انتزاعي را شامل مي شود . بطور مثال ، معلم از شاگردان مي خواهد اشياﻋ ساده اي مانند ميز، كاغذ ، مداد و ... را در نظر بگيرند و تمامي خصايص آنها را از قبيل شكل ، اندازه،  رنگ، كاربرد، فهرستي تهيه كنند. سپس روي هر خصوصيت تمركز كرده راههايي را كه بتوان آن ويژگي را اصلاح نمود يا تغييرداد و بهبود بخشيد را جستجو نمايند و مشخص كنند. با تقسيم مسئله به اجزاﻋ آن مي توان به ايده هاي بيشتري دست يافت و با مسئله از ابعاد مختلف برخورد نمود .

5- روش فهرست سئوالات :                             

     اين روش هم توسط " اسبورن " طرح گرديد . در اين روش فهرستي از سوالات مختلف تهيه مي شود تا موجب برانگيختن قدرت تفكر و تصور فرد گردد. سوالات آن بگونه ا ي تنظيم مي شوند كه ايده برانگيز باشند. سوالات عبارتند از:

   1- كاربردهاي ديگر:آيا مي توانيد از اين وسايل استفاده ديگري نمائيد؟چگونه مي توانيم آن را تغيير دهيم تا كاربردهاي ديگري داشته باشد؟ بطور مثال ،معلم مي پرسد ، از جوراب چه استفاده هاي ديگري مي توان بعمل آورد ؟

  2- اقتباس: چه روش ديگري مي توان براي اين كار اقتباس كرد؟چه چيز ديگري شبيه اين وسيله است؟بطور مثال ، معلم مي پرسد ، چه چيز ديگري شبيه گلدان است ؟

  3- تعديل و تغيير: چگونه مي توان در ويژگي هاي شيﻋ تغيير به وجود آورد؟ با چه تغييري مي توان آن را مناسبتر ساخت؟ بطور مثال ، معلم مي پرسد ، چگونه مي توان اتومبيلي ساخت كه پروازهم بكند؟

  4- جانشين سازي: چه چيزي را مي توان جانشين ساخت؟ چه كسي را ميتوان به جاي آن كار گرفت؟ بطور مثال ، معلم مي پرسد ، اگر سگها مي توانستند با انسان صحبت كنند چه مي شد؟

  5- بزرگ سازي: چه چيزي مي توان به آن افزود؟ آيا بايد قوي تر باشد؟ اگر به آن اجزائي اضافه شود چه مي شود؟ بطور مثال ، معلم مي پرسد ، اگر گربه ها به اندازه ي سگها مي شدند چه مي شد ؟

  6- كوچك سازي:چه چيز را مي توان حذف كرد؟ آيا مي توان آن را كوچكتر نمود؟ بطور مثال ،  معلم مي پرسد ، اگر فيلها به اندازه ي موشها مي شدند چه مي شد؟

  7- تغيير ترتيب: به چه نحو ديگري مي توان در اين ترتيب تغيير داد؟ چه نتيجه اي از تغيير ترتيب حاصل مي گردد؟

  8- وارونه سازي: بر عكس آن چيست؟ چگونه مي توان معكوس نمود؟ روش متضاد چيست؟

  9- تركيب: چه افكاري را مي توان تركيب كرد؟ چه اشيائي با هم تركيب شوند پديده ي جالبي مي شود؟

روشهاي تمرين تفكر خلاق :

 دوبونو براي تمرين تفكر خلاق روشهاي زير را توصيه مي كند:

    1- تغيير: يافتن راه حلهاي تازه بوسيله ي تغيير ساخت و تنظيم مجدد اطلاعات. براي تمرين اين شيوه ، تعيين سهميه روش خوبي است ، يعني معلم مي تواند در هرموضوع،  رسيدن به تعداد معيني جواب را مشخص نمايد. بدين ترتيب افراد تا تكميل سهميه به بررسي راههاي مختلف مي پردازند.        

    2- شك و ترديد : براي خلاقيت لازم است در مفروضات ترديد نمود. البته هدف ايجاد شكاكيت نيست بلكه مهم اين است كه شخص بداند توسط فرضها زنداني نمي شود. در اين صورت مي تواند با آزادي بيشتر از آنها استفاده كند.

    3- تعويض قضاوت : گرچه در نهايت صحيح بودن پاسخ مطرح است ، اما در طول راه اشتباه مجاز است. بدينوسيله امكان دستيابي به پاسخهاي بيشتر فراهم مي شود.

      در اجراي عملي اين روش، معلم مي تواند ايده هاي غلط را ارائه دهد و بجاي بررسي غلط بودن آن ، به بررسي اين نكته كه چگونه مي توان آن را مفيد ساخت ، بپردازد. يك ظرف سوراخ را فوري مي توان بدور انداخت يا به كاربردهاي ديگر آن انديشيد.

     4- ايده هاي حاكم : يافتن ايده هاي اصلي يك مطلب،  نقش مهمي در اجتناب فرد ازاين كه تحت تاثير آنها قرار گيرد دارد ، كسي كه نتواند ايده ي حاكم را بيابد تحت تاثير آن قرار مي گيرد.

      در اجراي عملي اين روش،  معلم مي تواند از شاگردان بخواهد به مطالعه ي مقاله يا كتابي بپردازد و سپس ايده هاي حاكم آنرا انتخاب كنند.

     5- معكوس سازي: در اين روش مطالب را ابتدا به شكل اوليه در نظر مي گيريم ، سپس آنرا وارونه و معكوس مي نماييم. بطور مثال ، بجاي جاري شدن آب از بالا ،آنرا به سوي بالا روانه مي كنيم. اين روش براي رهايي از الزام در نگرش بر موضوع بصورت رايج انجام مي شود. در اجراي عملي، معلمان مي توانند موضوعاتي را ارائه كنند ، دانش آموز بايد سعي نمايد آنرا به شيوه هاي مختلف تا جائيكه ممكن است وارونه سازد.

http://ivo.blogfa.com/post-40.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
3) خلاقيت را هم‌چنين مي‌توان با جايگزين كردن تفكر عمودي با تفكر افقي يا زيگزاك از قوه به فعل درآورد. تفكر عمودي، قوياً عقلاني و منطقي و داراي فرايند زنجيره‌اي است كه هر حلقه‌ي آن در يك توالي ناگسستني در پي حلقه‌ي پيش از خود مي‌آيد. هر حلقه از زنجيره اين تفكر، لزوماً بايد معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفكر عمودي، فقط چيزي را گزينش و بررسي مي‌كند كه ذي‌ربط با موضوع باشد.

به عكس آن، تفكر افقي در گستره‌ي سطح حركت مي‌كند و رو به سوي گوشه‌ها و جوانب دارد و چنين نيست كه راه ‌حلي را بپروراند، بلكه به بازسازي و تغيير آن مي‌پردازد. تفكر افقي به صورت فرآيندي زنجيره‌اي نيست. براي مثال انسان ممكن است براي گشودن مشكلي به جاي آن ‌كه از محل شروع راه ‌حلي كه مرسوم است، آغاز كند، از نقطه‌ي آخر آن بيآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفكر افقي لزوماً درست و معتبر نيست، زيرا چه بسا اقتضا كند از مسيري انحرافي بگذرد تا اين كه به جايي برسد كه راه درست، پديدار و آشكار گردد و در خاتمه، اين كه تفكر افقي خود را پاي‌بند اطلاعات مربوط با موضوع نمي‌كند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده يا غيرمربوط را به كار مي‌گيرد تا شيوه‌اي جديدي براي نگرش به مشكل بيابد.

 ب- روش‌هاي گروهي دومين روش براي برانگيختن خلاقيت است.

بيش‌ترين تلاش در زمينه‌ي پرورش خلاقيت را مي‌توان در حوزه‌ي كارهاي گروهي مشاهده كرد. برجسته‌ترين شيوه‌هاي گروهي براي پرورش خلاقيت عبارتند از: روش طوفان فكري (سيال‌سازي ذهن)، روش گوردن و روش تلفيقي نامتجانس‌ها.

 1ـ روش طوفان فكري:

 وجه شباهت روش طوفان فكري و روش گوردن در آن است كه شش تا دوازده نفر براي مدت معيني پشت ميزي مي‌نشينند و سعي مي‌كنند به طور آزادانه و فارغ از هرگونه عوامل بازدارنده‌ي ذهني تا جايي كه امكان‌پذير است، به ارائه‌ي روش‌ها بپردازند. در اين جلسه باب نقد و انتقاد درباره‌ي پيش‌نهادها كاملاً بسته است و تمامي پيش‌نهادهايي كه در جلسه مطرح مي‌كنند، مي‌نويسند تا بعداً راجع به آن‌ها به بحث و بررسي بپردازند و اما وجه تفاوت اين دو روش، در آن است كه در شيوه‌ي طوفان فكري، اعضاي گروه درباره‌ي مشكل، آگاهي دارند و رييس جلسه‌ي طوفان فكري، مشكل را به روشني تمام بيان مي‌كند، به گونه‌اي كه همه‌ي شركت‌كنندگان به درك آن نايل آيند. سپس وي اعضاي گروه را موظف مي‌كند تا جايي كه امكان دارد ذهنيت خود را درباره‌ي مشكل بيان كنند.

 2ـ روش گوردن:

 روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فكري، فرصت‌هاي بيش‌تري را براي ارائه‌ي راه‌حل‌هاي واقعاً بديع و تازه مهيا مي‌كند. چون كه فقط رييس جلسه از ماهيت دقيق مشكل آگاه است، او به جاي اين كه مشكل را به روشني براي گروه بيان كند، فقط به طور غيرمستقيم بدان اشاره مي‌كند. براي مثال رييس جلسه در روش طوفان فكري ممكن است مشكل را بدين صورت بيان كند: «مدرسه‌ي ما سال آينده فضاي آموزشي كافي براي ثبت‌نام‌كنندگان احتمالي ندارد.» اما رييس جلسه در شيوه‌ي گوردن ممكن است فقط عبارت‌هاي «فضاي آموزشي» يا «زيادي تعداد ثبت‌نام‌كنندگان» را بگويد. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسيار زياد است و كم‌تر ناظر بر هدف است، ولي فرصتي را براي شركت‌كنندگان فراهم مي‌كند تا راه‌هايي را بدون دخالت فلج كننده‌ي راه‌حل‌هاي سنتي كشف كنند. اين روش به جاي آن كه با تعبير و تفسير راه‌حل‌هاي موجود، براي انديشه محدوديتي ايجاد كند، آن را مجاز مي‌كند تا با آزادي كامل جولان دهد و تنها محدوديتي كه براي انديشه حادث مي‌شود ناشي از دلالت‌هاي ضمني كلمه يا كلماتي است كه رييس جلسه در اختيار شركت‌كنندگان گذاشته است.

3ـ روش تلفيق نامتجانس‌ها:

 يكي از مفيدترين راه‌هاي رشد قوه‌ي خلاقيت به صورت گروهي، تلفيق نامتجانس‌هاست و آن شيوه‌اي است كه فرد سعي دارد عناصر متفاوت و بي‌ربط را با هم تلفيق كند تا از اين رهگذر راه‌حل‌هاي تازه‌اي براي مشكل پيدا كند. بديهي است كه خيلي از مشكلاتي كه حادث مي‌شوند، تازگي ندارند.

آن چه محل بحث است، اين است كه مشكل را بايد به شيوه‌اي تازه نگريست. اين ديدگاه در جاي خود، ظرفيت و امكاني را براي عرضه‌ي راه‌حل‌هاي اساساً نو فراهم مي‌كند. براي يافتن نگرش‌هاي نو در مورد مشكلاتي كه سابقه‌ي وقوع دارند، ضروري است كه شيوه‌هاي آشناي نگاه كردن به مسائل را كنار بگذاريم. روش تلفيق نامتجانس‌ها به نحو گسترده‌اي از تمثيل، براي پيدا كردن شباهت‌ها و همانندي‌هاي موجود در كاركرد پديده‌ها و روابط ميان آن‌ها استفاده مي‌كند. براي نمونه، تمثيل مستقيم، مي‌تواند با مقايسه‌ي وجوه شباهت در واقعيات، علم و فناوري، راه‌حل‌هاي تازه‌اي را كشف كند. «الكساندر گراهام بل» با فهميدن ساز و كار عناصر موجود در گوش و به كار بستن آن‌ها در «جعبه‌ي سخن‌گوي» خود، به پديده‌اي شگفت‌انگيز دست يافت. او بعد از اين كه پي برد استخوان‌هاي برجسته‌اي در گوش با غشاي نازكي كار مي‌كنند، از خود پرسيد چرا قطعه‌اي محكم و ضخيم از غشا نبايد تكه‌اي از استيل را حركت دهد. او از درون همين قياس، تلفن را طراحي كرد.

 سيدعلي درباني

 كارشناس ارشد مشاوره و راهنمايي

http://www.kerna.ir/news/1390-03-05/news4736.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۲)

پايه ها و پويه هاي خلاقيت و نو آوري

مقدمه
• اصول اوليه خلاقيت
• وجوه هوش
• خصوصيات افراد بسيار خلاق
• عوامل باز دارنده خلاقيت
• عوامل تشديدكننده خلاقيت و نوآوري◦ انگيزه‌ها
◦ انگيزه‌هاي بيروني
◦ انگيزه‌هاي دروني

• ابزار ها

مقدمه
آرامش زندگي در گرو برآوردن نيازهاست. نيازها به طور كلي به 5 گروه تقسيم مي‌شوند:

•نيازهاي فيزيولوژيكي
•نياز به امنيت
•نيازهاي اجتماعي
•نياز به احترام
•نياز به خوديابي
كه بترتيب نيازهاي اولي نيازهاي رده پايين و نيازهاي آخري نيازهاي رده بالا به حساب آمده و نياز به خوديابي حد بالاي نيازهاست.
 برآورده شدن مناسب نيازها شرط لازم براي بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال يك فرد گرسنه و آواره هرگز به فكر پرواز بر فراز كوهها نخواهد افتاد. بسياري نيز معتقدند كه خلاقيت در نياز متولد مي‌شود همانگونه كه بسياري از اختراعات بزرگ نه محصول تعريف مشكلي خاص بلكه براي برآورن نيازي خاص به وجود آمده‌اند.
 


اصول اوليه خلاقيت
به طور كلي خلاقيت فرايندي است كه طي زمان ادامه داشته و ابتكار، انطباق‌پذيري و تحقق از خصوصيات بارز آن به شمار مي‌آيند و مي‌تواند جوابگويي براي مشكلات باشد. برخي از محققان اصولي براي مشخص شدن مرزهاي خلاقيت تعريف نموده‌اند: اول اينكه خلاقيت متضمن پاسخ يا مفهومي نو باشد يا آنكه احتمال وقوع آن بسيار كم باشد. اما بايد توجه داشت كه نو بودن و اصالت با آنكه شرط لازم خلاقيت است اما كافي نيست. زماني يك پاسخ را مي‌توان بخشي از يك فرايند خلاقيت به شمار آورد كه تا اندازه‌اي با واقعيت مطابقت داشته يا اصولاً واقعي باشد. دوم خلاقيت بايد گره‌اي را بگشايد يا با وضعيتي تناسب داشته و يا مقصود معيني را برآورد. سوم، خلاقيت واقعي مشروط به دوام آن بينش ابتكاري، ارزيابي و تفسير و رشد آن باشد. در جمله‌اي كوتاه مي‌توان اينگونه بيان كرد «خيلي‌ها ايده‌هاي خوب دارند اما عده كمي آنها را عملي مي‌كنند». همچنين يكي از عواملي كه معمولاً با خلاقيت مربوط مي‌دانند موضوع هوش است.
 


وجوه هوش
يك مبناي طبقه‌بندي، نوع فرايند و يا نحوه عملكرد خاصي است كه انجام مي‌گيرد. اين نوع طبقه‌بندي شامل 5 گروه اصلي از توانشهاي هوشي مي‌باشد كه عبارتند از عوامل
 
•شناخت
•حافظه
•تفكر همگرا
•تفكر واگرا و
•ارزشيابي
شناخت، كشف و يا كشف دوباره و بازشناسي است. حافظه عبارت از حفظ آن چيزي است كه درك شده است. در تفكر واگرا ما در جهات متفاوت تفكر مي‌كنيم، گاهي به تفحص مي‌پردازيم و گاهي در جستجوي تنوع هستيم در حالي كه در تفكر همگرا اطلاعات به يك جواب درست و يا به بهترين جواب شناخته شده و قراردادي منتج مي‌گردد. واضح است كه يكي از توانشهاي تفكر واگرا گوناگوني پاسخهايي است كه توليد مي‌شود. اين نوع توليد تماماً زاده اطلاعات ارايه شده نيست. در اينجاست كه مبحث انعطاف‌پذيري در تفكر پيش مي‌آيد كه از مباحث اصلي خلاقيت به شمار مي‌آيد.
 با اين حال در بررسي افراد خلاق اين نتيجه به دست آمده است كه اگر چه داشتن حد معيني از هوش لازم است ولي شرط كافي نيست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده‌اند در حالي كه افراد با هوش متوسط مي‌توانند افراد خلاق برجسته‌اي باشند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اكتسابي باشد تا فطري و مي‌توان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد.
 


خصوصيات افراد بسيار خلاق
از مطالعه افراد بسيار خلاق موارد زير نتيجه شده است. البته اين خصوصيات شخصيتي آنهاست نه اينكه با اينگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقيت برسد:
 
•تمايل به تعريف و تمجيد از خود دارند
•اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پيچيدگي و حتي بي‌نظمي در دريافتهاي خود هستند بدون آنكه نگران آشفتگي ناشي از اين امر باشند. اين بدان معني نيست كه آنان في نفسه بي‌نظمي را دوست دارند بلكه پرمايگي موجود در بي‌نظمي را به كم مايگي نظم ترجيح مي‌دهند. تمايل دارند نزد ديگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.
 •كارهاي آنها با اظهار نظر اينكه از موضوع پرت هستند مشخص مي‌شود. شوخ‌طبعي و بذله‌گويي از صفات بارز اين افراد است. بايد به اين افراد كمك كرد كه بدون اينكه كينه‌توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ كنند.
 


عوامل باز دارنده خلاقيت
•تلاشهاي قبل از بلوغ براي حذف خيالبافي
•محدوديتهاي بازدارنده قوه تدبير و كنجكاوي كودكان
•تكيه بيش از حد به نقش جنسيت؛ تفكر خلاق مستلزم حساسيتي بيش از حد (خصوصيتي كاملاً زنانه) و وابستگي به غير و اتكاي به خود (خصلتي كاملاً مردانه) است. از همين رو يك پسر بسيار خلاق نسبت به ساير همجنسان همسال خود بيشتر داراي صفات زنانه به نظر مي‌رسد.
 •تاكيد زياد بر پيشگيري (نحوه پاسخگويي كودكان به مسايلي كه مستلزم چاره‌انديشي فرد هنگام قرار گرفتن در وضعيتي بن‌بست است نشان مي‌دهد كه تأكيد بر پيشگيري قوه تصور بسياري از كودكان را از رشد باز داشته است).
 •القاي ترس و كمرويي
•تاكيد بر مهارتهاي كلامي
خطري كه استعداد خلاق فرد را تهديد مي‌كند، قضاوت يا ارزيابي تجربه فرد نيست بلكه پيشداوري است كه به تبع آن تجارب بسياري در حوزه دريافت را نمي‌يابند. خطري كه آموزشهاي معمول چه در خانه و چه در مراكز آموزشي در بردارند اين است كه نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جديد خيلي زود و بيش از اندازه مورد انتقاد قرار مي‌گيرند.
 


عوامل تشديدكننده خلاقيت و نوآوري
حس دروني تفكر، انسان را قادر مي‌سازد شرايطي را كه وجود خارجي ندارند، ‌در درون ذهن شبيه‌سازي نمايد و‌ به وي اين امكان را مي‌دهد تا در امكانات يكسان با سايرين براي خود فرصتهاي بهتري بيافريند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اكتسابي باشد تا فطري و مي‌توان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد. مجموعه عواملي كه باعث تشديد و ترغيب فرد به نوآوري مي‌گردند به عوامل تشديدكننده تعبير مي‌گردند كه خود به دو بخش كلي انگيزه‌ها و ابزارها تقسيم مي‌شوند كه در اينجا توضيح داده مي‌شوند.
 


انگيزه‌ها
انگيزه‌هاي ترغيب كننده به نوآوري، مي‌توانند به خصوصيات و زندگي خصوصي افراد مربوط باشد و يا اينكه به اجتماع محل سكونت فرد بستگي داشته باشد كه ما در اينجا دلايل بروز هر يك را بررسي مي‌كنيم.
 

انگيزه‌هاي بيروني
به همه انگيزه‌هايي كه از جامعه به فرد القاء مي‌گردند گفته مي‌شود كه خود بر اثر موارد زير ناشي مي‌گردند:
 
•بحران‌هاي جامعه:
مي‌دانيم سرچشمه خلاقيت نياز است. اغلب مواقع اگر نيازي در زندگي بشر مشاهده نشود، الزامي به خلاقيت وجود نخواهد داشت. نيازهاي بشر معمولاً به طور يكنواخت بروز مي‌يابند مگر در شرايطي استثنايي مانند بحران‌هاي مختلف از جمله بحرانهاي طبيعي چون سيل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنين بلايايي كه خود انسان مسب آنهاست كه بارزترين آنها جنگ است. نوع و دليل بروز يك بحران در اينجا مد نظر نيست و آنچه حائز اهميت است هجوم سيل عظيمي از نيازها پس از وقوع بحران است كه مي‌تواند در جامعه سبب يك انقلاب فكري در نزد افراد گوناگون گرديده و به شكل نوآوري و خلاقيت بروز نمايد.
 
•سطح توقعات جامعه:
جامعه‌اي كه در آن سير صعودي پيشرفت حاكم باشد، هر روز از طرف تك تك اعضاي خود شاهد خلاقيت و نوآوري است. در اين جامعه نوآوري به قشر متفكر و انديشمند محدود نگرديده و همه مردم را شامل مي‌شود بطوريكه حتي تبهكاران نيز در اين جامعه هر روز به فكر خلق روشي نو در روند كاري خود مي‌باشند.
 

انگيزه‌هاي دروني
انگيزه‌هايي كه از درون شخص، منشاء مي‌گيرند را انگيزه‌هاي دروني مي‌نامند كه شامل موارد زير مي‌باشند:
 
•اسعتداد ذاتي فرد:
اين امر حتي بدون وجود هر گونه محرك خارجي ممكن است آگاهانه يا ناآگاهانه صورت گيرد و با داشتن هوشي متوسط و آموختن راه‌هاي افزايش تفكر خلاق، كاملاً قابل دسترسي براي همه نيازهاي زندگي مي‌باشد.
 
•نيازهاي دروني:
گاهي اوقات افراد در خود نيرويي احساس مي‌كنند كه همواره آنان را وا مي‌دارد كه در جهت كمك به ديگران و ارتقاي سطح زندگي در جامعه، دست به نوآوري بزنند. اين افراد از هر جنس و سن و شغلي مي‌توانند باشند. به عنوان مثال خانمي در آمريكا كه از آگهي هاي تجاري تلويزيون ناراضي بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً مي‌نوشت.
 
•بحران‌هاي شخصي‌:
بحران‌هاي شخصي نيز مانند بحران‌هاي جامعه، مي‌توانند محرك بسيار قوي در امر نوآوري براي شخص باشند.
 


ابزار ها
برخي فاكتورهاي تعيين‌كننده براي دستيابي به تفكر خلاق و جود دارند كه مي‌توان از آنها به عنوان ابزارهاي نوآوري ياد كرد. اين ابزارها عبارتند از:
 
•اراده
•اعتماد به نفس
•كميت
•شبيه سازي
•استمداد از ديگران
•مجاورت / تشابه / تباين
•تغيير دادن
•فعاليتهاي جنبي و . . .
 

http://daneshnameh.roshd.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][