مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8113
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5169076

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۳)

از خشم استفاده مثبت كنيد  . كنترل يا حذف پرخاشگري؟ 
 
اولين گام به منظور اداره و كنترل خشم اين است كه باور كنيد، مي توانيد اين كار را انجام دهيد. با اينكه همه ما خشم را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم، ولي سعي مي كنيم آن را با شيوه اي سازنده ابراز كنيم. برخي افراد تا زماني كه فشار ناكامي و خشم دروني، زندگي روزانه آنان را طاقت فرسا نكرده است، خشم را در خود نگه مي دارند. برخي ديگر اما در عصبي شدن، فرياد كشيدن، زدن و پرتاب كردن و گاهي بدتر از اين اعمال، متخصص و خبره هستند.

● كنترل يا حذف پرخاشگري؟

خشم مخرب از لحاظ فردي و اجتماعي به ما آسيب مي زند. اداره و كنترل خشم لزوما به معني ابراز كمتر خشم نيست، بلكه به معني فراگيري شيوه اي از ابراز خشم است كه براي ما و كساني كه پيرامون ما هستند، مفيد باشد. هرچند ممكن است تصور ابراز خشم به شيوه اي سازنده، غريب به نظر برسد، ولي بايد گفت كه چنين امري ممكن است. براي مثال، برخي افراد وقتي درباره خشم خود مي نويسند، يا آن را نقاشي مي كنند، با دوستان يا اعضاي خانواده صحبت مي كنند، قدم مي زنند، ورزش مي كنند يا آميزه اي از اين رفتارها و ساير فعاليت ها را انجام مي دهند، به آرامش دست مي يابند.

● تشخيص خشم

هميشه ابتدا نشانه هاي اوليه و هشدار دهنده خشم بروز مي كند. بيشتر ما انسان ها از نشانه ها و سرنخ هاي موقعيتي و بدني كه بر پاسخ هاي خشم ما مقدم هستند، ناآگاه هستيم. آگاهي از اين نشانه ها گامي بسيار اساسي در اداره خشم است، زيرا اين آگاهي خواهد توانست قبل از آنكه كنترل خشم دشوار شود، وقت زيادي را براي مداخله در اختيار ما قرار دهد. براي كنترل اوليه، توجه زيادي به حالات زير داشته باشيد:

موقعيت هايي (افراد و مكان هايي) كه شما را خشمگين مي كنند.

تغييرات بدني كه قبل و در حين خشم شما رخ مي دهند: براي مثال، افزايش ضربان قلب، احساس فشار در سر، احساس داغ شدن، مشت شدن دست ها، احساس گرفتگي و سفتي عضله در ناحيه شكم، سينه و غيره.

نشانه هاي شناختي يعني افكاري كه شما درباره گذشته، حال و آينده داريد و قبل از احساسات خشم و ناكامي پيدا مي شود. داشتن فهرستي از اين نشانه ها در مديريت خشم بسيار مفيد است. يك نفر ممكن است قبل از خشمگين شدن فكر كند كه ديگران به او و حرف هايش توجهي نمي كنند. يا ديگران قصد توهين يا بي توجهي عمدي به او را دارند.

همين شناسايي علايم هشدار دهنده، موجب كاهش شدت، مدت يا فراواني خشم شما مي شود.

● مهار خشم با وقفه اندازي

حال كه شما نشانه ها و سرنخ هاي خشم خود را شناخته ايد هرگاه متوجه اين علايم شديد، مكثي كنيد و نفس عميقي بكشيد. يك وقفه چند ثانيه اي و نفس عميق مي تواند اثر پايداري بر شما بگذارد. خشمي كه احساس مي كنيد، آنچه كه به خود مي گوييد و آنچه در اثر اين خشم انجام خواهيد داد، تحت تاثير اين وقفه شما قرار خواهد گرفت. شيوه انديشه ما با شيوه احساس ما مرتبط است. برخي انديشه ها ما را مستعد خشم و ناكامي مي كنند. شيوه هاي رايجي كه مردم قبل از بروز خشم آن را به كار مي گيرند، عبارتند از: توقف كردن روي مساله مشكل آفرين، تمركز روي جنبه هاي منفي، ناچيز شمردن وجوه مثبت، داشتن نگرش انعطاف ناپذير و تفكر دو قطبي (سياه سياه يا سفيد سفيد). شيوه هاي درماني كه مي توانند به ما كمك كنند، عبارتند از: از چشم ديگران به موقعيت و مشكل نگريستن، تامل در باب آنچه مايليد انجام دهيد، تامل درباره پيامدهاي احتمالي اعمال خود، قبول اين نكته كه همه خطاپذيرند و جست وجوي شيوه هايي كه به كمك آنها مي توان يك موقعيت مشكل زا را به نحو مثبت كنترل و اداره كرد. هرگاه متوجه شديد كه توانسته ايد با يك موقعيت برانگيزنده خشم به خوبي مقابله كنيد، يا خشم خود را به شيوه مناسب ابراز داريد، از خود بپرسيد چگونه آن را انجام دادم؟ هر فردي نوعي توان و استعداد براي كنترل خشم دارد. توان شما چگونه است؟ روي اين مساله بسيار تمركز و تمرين كنيد و آن را تقويت كنيد. عفو هديه اي است كه شما مي توانيد به خود بدهيد. گاهي اوقات عفو كساني كه موجب درد و رنج ما شده اند، غيرقابل تصور است. هراس ما ممكن است اين باشد كه گذشت موجب مي شود رفتار شخص موجه شمرده شود. چرا من كسي را عفو كنم كه موجب خشم يا رنج شديدي در من شده است؟ پاسخ اين است كه ما ديگران را به خاطر خودمان مي بخشيم. وقتي ما كسي را مي بخشيم، به كنترل او روي چگونگي احساس خود پايان مي دهيم. ما به خودمان شانس يك زندگي تازه را مي دهيم، زندگي اي كه در آن تنفرهاي كهنه و مزمن جايي ندارند. بنابراين، عفو هديه به ديگران نيست، بلكه هديه به خودمان است.

وقت و نيرويي كه تنفر از شما مي گيرد، مي تواند به مردم و فعاليت هايي اختصاص يابد كه براي شما شادي و رضايت و براي آنها خدمت و محبت به دنبال دارد. انتخاب بخشش براي كنترل خشم به تدريج حاصل مي شود. شما نبايد مادامي كه احساس آمادگي در اين زمينه نكرده ايد، آن را انتخاب كنيد اگر موارد كوچك را عفو كنيد، به تدريج ياد خواهيد گرفت كه چگونه خطاهاي بزرگ ديگران را عفو كنيد. .

● انتخاب هاي سالم براي پيشگيري از خشم

خشم، فرصت طلب است و در بدني كه خسته، فرسوده و بيمار است به آساني جان مي گيرد. در نتيجه به منظور اداره و كنترل خشم به عبادت و معنويت، خواب منظم، غذاي خوب، لذت و اوقات فراغت و تفريح نياز داريد.
 
   محسن عزيزي  
 
   روزنامه شرق (
www.sharghnewspaper.com )  
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۲)

راه هاي مبارزه با خشم  


 خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي كند.  
همه ما با حالت روحي خشم آشنا هستيم و در زندگي بارها آن را تجربه كرده ايم. خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي كند.خشم مي تواند يك رنجش و ناراحتي زودگذر باشد و يا يك عصبانيت تمام عيار. در هر حال خشم پديده اي كاملاً طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه سلامت و تندرستي و عواطف انساني است، اما هنگامي كه از كنترل خارج شود، مي تواند به يك حس مخرب و ويرانگر تبديل شده و پيامدهاي ناگوار در محيط كار، روابط شخصي و در تمامي عرصه هاي زندگي شما به وجود آورد.

 طبق نظر دكتر چارلز اسپيلبرگر، خشم نيز احساسي نظير ساير احساسات انسان است كه با ويژگي هاي روانشناسي اشخاص تغيير مي كند. هنگامي كه عصباني مي شويد آثار فيزيولوژيك خشم در بدن شما ظاهر مي شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا مي رود و ميزان ترشح هورمون ها نيز افزايش مي يابد.

خشم عكس العمل طبيعي در برابر تهديد، خطر و ... است كه به ما اين اجازه را مي دهد كه در شرايط بحراني از خود دفاع كنيم. بنابراين عصبانيت براي بقا و پايداري انسان ها ضروري و اجتناب ناپذير است، ولي نبايد فراموش كرد كه برخورد فيزيكي با افراد و مواردي كه ما را خشمگين مي كنند، از لحاظ قانوني و معيارهاي اجتماعي ناهنجار تلقي شده و پيامدهايي منفي خواهد داشت.

▪ سه روش مهم براي برطرف كردن منطقي خشم وجود دارد:

۱) ابراز كردن

۲) سركوب كردن

۳) آرام كردن.

ابراز كردن خشم به اين معناست كه در بيان خشم خود، جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر، اين روش منطقي ترين راه كار براي ابراز خشم است. شما بايد ياد بگيريد كه چگونه رفع اتهام كرده و خود را تبرئه كنيد و چگونه به اين هدف بدون صدمه زدن به ديگران برسيد. جسور بودن به اين معني نيست كه قلدر باشيد و به ديگران زور بگوييد، بلكه به اين معني است كه براي خودتان و ديگران ارزش قائل باشيد و با احترام رفتار كنيد و مشكلاتتان را از راه منطقي حل كنيد.

سركوب كردن خشم ، جهت دادن و تبديل آن به رفتارهاي ديگر راه حل بعدي مهار عصبانيت است. هنگامي كه خشمگين مي شويد، در مورد موضوعي كه باعث خشم شما شده است، فكر نكنيد و به جاي آن به چيزهايي خوب و مثبت بينديشيد.

هدف از اين روش، مهار خشم شما و تبديل آن به رفتارهاي سازنده است، اما پيامد منفي اين روش، اين است كه اگر عصبانيت خود را ابراز نكنيد، خشم فرو خورده در درون شما باقي مي ماند و اين خشم دروني مي تواند باعث افزايش فشار خون و يا افسردگي شما شود. از اين رو، بيان نكردن خشم مي تواند مشكلات ديگري را به وجود آورد. افرادي كه خشم خود را ابراز نمي كنند، نسبت به همه چيز بدبين هستند و با ديگران رفتاري پر از كينه و خصمانه دارند. آن ها مرتب ديگران را تحقير مي كنند و همه چيز را مورد انتقاد قرار مي دهند و معمولاً در روابط خود با ديگران دچار مشكل هستند و كمتر رابطه اي موفق دارند.

 در نهايت سومين راهكار فرونشاندن خشم مرحله آرام كردن آن است. در اين حالت با جملات و واژه هاي تسكين دهنده خود را آرام كنيد. بنابر اين مي توان چنين نتيجه گرفت كه شما نه تنها در قبال اعمال ظاهري خود مسوول هستيد، بلكه روحيات دروني خود را هم بايد پرورش دهيد. پس سعي كنيد در موقع خشم خود را تسكين بدهيد و احساسات خود را مهار كنيد.

كنترل خشم باعث كاهش احساسات و تحريكات جسماني ناشي از عصبانيت مي شود. بي ترديد نمي توان پيشاپيش حوادثي را كه باعث خشم مي شوند، از سر راه برداشت و يا از روبه رو شدن با آن ها اجتناب نمود، شايد نتوانيم آن ها را تغيير دهيم اما مي توانيم بياموزيم كه چگونه واكنش هاي خود را كنترل كنيم.
 
   روزنامه تهران امروز 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي ومبارزه با خشم و نفرت ( ۱)

عصبانيت و راههاي مقابله با آن


احساساتي كه آدمي تجربه مي كند مثل شادي ، خشم و... رفتار را فعال و هدايت مي كنند. هيجان را هم عوامل دروني وهم عوامل بيروني مي توانند تحريك و راه اندازي كنند. هيجان نه تنها مضّر نيست ، بلكه لازمه زندگي است . زيرا نمي توانيم هيجان ها را از زندگي دور كنيم . تنها كاري كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه يا از وقوع آنها بكاهيم ، يا ياد بگيريم كه چگونه با آنها سازگاري (مثل غم ) يا مقابله (مثل خشم ) داشته باشيم . همه ي ما عصبانيت را احساس كرده ايم و مي دانيم كه چيست. عصبانيت عموما" رفتار كاملا" طبيعي انسان هاست. اما زماني كه عصبانيت خارج از كنترل و ويرانگري باشد ، مي تواند مشكلاتي دركار ، ارتباطات اجتماعي و حتي در كل كيفيت زندگي به وجود آورد . ممكن است كار به جايي برسد كه شما احساس كنيد اسيرهيجان قدرتمندي هستيد كه نمي توانيد از آن اجتناب كنيد. هيجان عصبانيت مي تواند يك احساس آزار دهنده باشد يا يك عمل وحشيانه . هدف ما در اين بحث اين است كه به افراد كمك كنيم تا بتوانند عصبانيت را درك و آن را كنترل كنند.

ماهيت عصبانيت

عصبانيت يك حالت هيجاني است كه از لحاظ شدت مي تواند خفيف ، شديد يا ويرانگر باشد . همانند ديگر هيجانات . عصبانيت موجب تغييرات متعدد زيستي و فيزيولوژيكي مي شود ؛ مثل افزايش فشار خون ، ضربان قلب ، تنفس و همچنين افزايش ميزان توليد انرژي از آدرنالين و نورآدرنالين . برانگيختگي شديد فيزيولوژيكي مشخصه آن دسته از حالات هيجاني است كه جاندار را براي عمل – فراريا جنگ – آماده مي كنند.

عصبانيت مي تواند ناشي از عوامل دروني يا بيروني باشد. شما مي توانيد از دست فرد مشخصي ، مثل يك همكار يا ازيك حا دثه ( ترافيك يا پرواز لغو شده ) عصباني شويد. عصبانيت شما مي تواند ناشي از نگراني يا تفكر شما درمورد مسائل شخصي باشد مثل قد و قيافه خود و يا يادآوري حوادث و خاطرات تلخ وآسيب زا .

تجلي عصبانيت

روش طبيعي وغريزي بيان عصبانيت رفتار پرخاشگرانه است . عصبانيت يك پاسخ طبيعي انطباقي در برابر تهديد هاست و غالباً عصبانيت احساسات و رفتار ما را بر مي انگيزد تا از خود درمقابل مهاجم دفاع كنيم يا با او بجنگيم.

بنابراين ميزان معيني از عصبانيت براي ادامه حيات لازم است . ازسوي ديگر ، ما نمي توانيم به هر فرد يا شيئي كه ما را عصباني و ناراحت كرده است حمله كنيم ؛ زيرا قوانين ، هنجارها ي اجتماعي وعقل سليم تا حدود زيادي از شدت عصبانيت ما مي دهد . نشان دادن دندان ها و فشار دادن آنها به هم ، علامت بين المللي خشم وعصبانيت است، گر چه علائم ديگري نيز با عصبانيت همراه است ؛ مثل چهره ي برافروخته ، ابروان پايين افتاده و درهم كشيده و گشاد شدن سوراخ هاي بيني . البته فرهنگ نيز در اين مورد مؤثر است.

سه راه اصلي بيان احساس عصبانيت عبارت است از : ابراز كردن ، باز داري و سكوت، جرئت ابراز عصبانيت البته نه به روش هاي پرخاشگرانه . براي انجام اين كار بايد ياد گرفت كه چگونه نيازهاي خود را بيان كرد وچگونه نيازهاي خود را بدون آسيب رساندن به ديگران ارضا نمود. با جرئت بودن به معني پر زور بودن يا دعوا كردن نيست ، بلكه به معني به خود و ديگران احترام گذاشتن است .

پرخاشگري مي تواند سركوب شود و آن گاه تغيير جهت دهد ، يا در قالب جديدي خود را آشكار سازد. سركوب زماني اتفاق مي افتد كه فرد عصبانيتش را مخفي كند، ازفكر كردن به آن بپرهيزد و به موارد مثبت فكر كند. هدف از بازداري و سركوبي آن است كه رفتار سودمندتري داشته باشيم. خطر سركوبي عصبانيت اين است كه اگر بالاخره خود را آشكار نسازد مي تواند تأثيرات دروني بر شما داشته باشد. عصبانيتي كه متوجه درون است ممكن است موجب بالا رفتن فشار خون ، افسردگي و حتي سكته شود. عصبانيت هاي تخليه نشده همچنين موجب مشكلات ديگري مي شوند ؛ مثل خود خوري ، عيب جويي دائمي و رفتار پرخاشگري انفعالي .

افرادي كه دائماً دست رد به سينه ديگران مي زنند، از هر چيزي خرده مي گيرند وعيب جويي مي كنند ، ياد نگرفته اند كه چگونه عصبانيت خود را به روش مثبت بيان كنند. جاي تعجب نيست كه آنان نتوانند با ديگران روابط اجتماعي سالم داشته باشند. روش سوم اين است كه شما خود را از درون آرام كنيد . ازاين طريق نه تنها مي توانيد رفتار هاي بيروني خود را كنترل كنيد بلكه مي توانيد پاسخ هاي دروني خود را نيز مهار نماييد . مثلاً كم كم ضربان قلبتان را پايين بياوريد، خودتان را آرام واحساسات خود را مهاركنيد . به عقيده برخي روان شناسان - مثل اسپيل برگر - موقعي كه هيچ يك از سه تكنيك فوق مؤثر واقع نشوند، دراين صورت به اشياء يا افراد آسيب وارد مي شود .


غلبه برعصبانيت

هدف كنترل عصبانيت ، كاهش احساس هاي هيجاني و كاهش برانگيختگي فيزيولوژيكي است كه عصبانيت علت آنها مي باشد . هيچ كس نمي تواند از عصبانيت خلاص شود يا از آن اجتناب كند، زيرا هميشه پديده ها يا افرادي هستند كه ما را خشمگين سازند و تغيير يا كنترل آنها از توان ما خارج است . ما تنها مي توانيم ياد بگيريم كه چگونه رفتارهاي خود را كنترل و عصبانيتمان را كاهش دهيم و آن را به طريقه مناسب نشان دهيم.

چرا بعضي از مردم عصباني ترند؟

طبق نظر دكتر دفن باچر ، بعضي از مردم واقعاً نسبت به ديگران بي پرواترند . آنها نسبت به عامه مردم زودتر عصباني مي شوند و عصبانيتشان هم شديد تر است. همچنين افرادي وجود دارند كه عصبانيت خود را به روش هاي غيرعادي كه موجب جلب توجه ديگران شود نشان نمي دهند، اما بسيار تحريك پذيرو كج خلق اند. افرادي كه به آساني عصباني مي شوند ممكن است دشنام دهند ، اشياء را پرت كنند ، قهر كنند و انزواي اجتماعي را انتخاب نمايند يا اين كه دچار بيماري جسمي شوند.

افرادي كه معمولاً زود عصباني مي شوند سطح تحمل ناكامي درآنان پايين است، يعني دوست ندارند كه هيچ موضوعي آنها را ناراحت يا آزرده خاطر سازد. آنها آن قدر عصباني اند كه هنگام راه رفتن تعادل ندارند وآن قدر آتشين مزاج اند كه اگر موقعيت بر وفق مرادشان نباشد به خاطر كوچك ترين اشتباهي ، ديگران را شديداً تنبيه مي كنند. يكي از علل عصبانيت ، عوامل ارثي و مسائل فيزيولوژيكي است . گرچه شواهد علمي كافي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد، ولي مردها عصباني ترند. بعضي از بررسي ها نشان داده اند كه بعضي از كودكان از هنگام تولد تحريك پذير، زود رنج و كج خلق اند و اين علائم از اولين روزهاي بعد از تولد قابل مشاهده است . علل ديگر ممكن است اجتماعي – فرهنگي باشند. عصبانيت غالباً به عنوان يك رفتار منفي تلقي مي شود، زيرا ياد گرفته ايم كه اضطراب ، افسردگي ، ترس وديگر هيجاناتمان را بيان كنيم ، اما عصبانيت را مخفي كنيم . در حقيقت ما يا د نگرفته ايم كه چگونه آن را كنترل كنيم يا آن را در مسير مناسبي هدايت نماييم.

بعضي ازپژوهش ها زمينه خانوادگي را دراين مورد مؤثر مي دانند. براي نمونه ، افرادي كه به آساني عصباني مي شوند متعلق به خانواده هاي آشفته ، از هم گسيخته و خانواده هاي فاقد مهارت هاي ارتباطي و هيجاني اند، كه معمولاً بايد به عوامل بالا ، فقر اقتصادي و فقر فرهنگي را نيز افزود.

آيا خوب است اجازه دهيم تا افراد ، طغيانگر شوند؟

اين موضوع خطرناك است . بعضي از مردم اين نظريه را به عنوان عاملي براي آسيب رساندن به ديگران مي دانند . زيرا مجاز شمردن حمله هنگام عصبانيت باعث گستر ش عصبانيت و پرخاشگري مي شود و هيچ كمكي به بهبود وضعيت نسبت به شخصي كه از دست او عصباني هستيم نمي كند. بهتر است ابتدا عواملي را كه باعث شروع عصبانيت شده اند، پيدا كنيد و سپس راهبردهاي كاهش عصبانيت را توسعه دهيد.

 


راهبردهاي غلبه برعصبانيت

1- آرميدگي

روش هاي ساده آرميدگي مثل تنفس عميق وآرام سازي ذهني مي توانند به شما دركاهش احساس عصبانيت كمك كنند. اگر شما در كار با شركاي خود دچار مشكل و عصباني شده ايد ، فكر مناسب اين است كه تكنيك هاي آرميدگي را ياد بگيريد.

به عنوان مثال مي توانيد در وضعيت راحتي دراز بكشيد، چشمانتان را ببنديد ، تمام ماهيچه هاي خود را به حالت آرميدگي در آوريد واين كار را از پاها شروع كنيد و ادامه دهيد تا تمام ماهيچه ها يتان به آرميدگي برسند. آن گاه از راه بيني نفس بكشيد و به تنفس خود توجه كنيد و هنگام بازدم بگوييد يك . دوباره نفس بكشيد وهنگام بازدم بگوييد يك . اين كار را 20 دقيقه ادامه دهيد . سعي كنيد فقط صداي نفس كشيدنتان را بشنويد.

براي رسيدن به آرميدگي مي توانيد در حالي كه در وضعيت راحتي درازكشيده ايد يك ورد يا كلمه را مكرراً تكرار كنيد، مثلاً بگوييد: آرام باش ، سخت نگير وامثال آن . روش سوم آرام سازي استفاده از تصوير سازي ذهني است. براي اين منظور يك صحنه يا تجربه زيبا و آرامش بخش را مجسم كنيد و فقط به آن فكر كنيد و اجازه ندهيد هيچ فكر ديگري به ذهن شما وارد شود تا به آرميدگي دست پيدا كنيد .

تمرين هاي فوق مي توانند عضلات شما را به آرامش برسانند واحساس آرامش شما را بيشتر كنند. اين تمرين ها را هر روز بايد انجام داد . بايد ياد بگيريد هر زماني كه در وضعيت تنش زا قرار مي گيريد به طور خودكار ا ز اين تكنيك ها استفاده كنيد.

2- بازسازي شناختي

منظور از بازسازي شناختي اين است كه هر فردي به راحتي مي تواند افكارش را تغيير دهد. مردم عصباني تمايل دارند كه با صداي بلند حرف بزنند و ناسزا بگويند، به گونه اي كه افكار دروني خود را منعكس كنند. موقعي كه عصباني هستيد، افكارتان مي توانند خيلي اغراق آميزو غمناك باشند . تلاش كنيد به جاي اينها افكاري را كه مبثت تر ومنطقي ترند جايگزين كنيد . براي نمونه به جاي اين كه بگوييد : اَه چه قدر زشت است، چقدر وحشتناك است ، همه چيز خطرناك و مضر است ، كاري از دستم بر نمي آيد. "به خودتان بگوييد: " آن مسئله تأثيري ندارد، وعلت مضطرب بودن من در اين باره قابل درك است ، اما دنيا به آخر نرسيده . به هر حال عصبانيت نمي تواند مرا اسير خودش كند."

عباراتي مثل : اين ماشين هرگز كار نمي كند ، يا شما غالباً فراموشكاريد ، دقيقاً صحيح نيستند. كلماتِ غالباً، هرگز و امثال آن كه ممكن است براي خودمان يا هر شخص ديگري به كار بريم كمك مي كنند كه احساس كنيم عصباني شدنمان به حق و بجا بوده و راه حل ديگري وجود نداشته است. در حالي كه اين كلمات سبب توهين به افرادي مي شود كه قصد كمك به ما را دارند ودرنتيجه وضع را بدتر مي كنند. براي مثال شما دوستي داريد كه دائماً دير سر قرار ملاقات حاضر مي شود. براي شما بايد ديدن دوستتان مهم باشد نه زمان. از گفتن عباراتي مثل: توهميشه دير مي كني ، آدم غير مسئولي هستي ، شخص بي فكري هستي و ... اجتناب كنيد . چون اين جملات به دوستي تان آسيب مي زند و او را از دست شما عصباني مي كند و مي رنجاند. اول ببينيد مشكل چيست ، سپس بكوشيد براي آن راه حلي پيدا كنيد كه براي هردوي شما مناسب باشد. مثلاً مي توانيد ساعت ملاقات خود را نيم ساعت زودتر تعيين كنيد وخودتان با توجه به اين كه مي دانيد دوست شما ديرخواهد آمد نيم ساعت ديرتر سر قرار حاضر شويد تا به علت ديرآمدن او ، از دستش عصباني نشويد.

همان گونه كه بسياري از فقرا زندگي شاد، با نشاط ودلپذيري دارند، مي توان هنگام عصبانيت نيز احساس هاي مثبت و خوشايند داشت. زيرا عصباني شدن شكل ثابت وازپيش تعيين شده اي ندارد. با دور كردن ذهن از بي منطقي و روي آوردن به منطق مي توان عصبانيت را كاهش داد يا حذف كرد. منطق عصبانيت را از بين مي برد، حتي اگر عصبانيت قابل توجيه باشد مي تواند به سرعت غير منطقي شود . همه مردم خواستار ادب ، موافقت ، قدرشناسي و كلاً امور مثبت اند ودر صورت عدم دستيابي به آنها احساس شكست و ناكامي مي كنند؛ اما افراد عصباني وقتي به خواست خود نمي رسند احساس نااميدي مي كنند وعصبانيتشان نامتناسب با موقعيت ، شديد و ويرانگر است . افراد عصباني بايد انتظاراتشان را به آرزوهايشان تغيير دهند. مثلاً بهتر است بگويند كه من عواملي را كه موجب سلامت وامنيت اند دوست دارم ، نه اين كه بگويند من مي خواهم، يا من بايد فلان چيز را داشته باشم . بعضي از افراد عصبي ، از عصبانيت به عنوان راهي براي اجتناب از احساسات آزاردهنده استفاده مي كنند.

برخي از باورها و تفكرات غيرمنطقي و مولد خشم وعصبانيت كه بايد كنار گذاشته شوند عبارت اند از:

- بايد اعمال و رفتار ما هميشه مورد تأييد ديگران باشد.

- همه چيز بايد مطابق ميل ما باشد.

- سر رشته زندگي از دستمان در رفته وكنترلي بر آن نداريم .

- ما به شدت اسير گذشته هستيم.

- خود را مسئول اعمال ديگران مي دانيم.

- من فردي بسيار لايق، شايسته وباهوش هستم .

3- مسئله گشايي

بعضي از اوقات ناكامي و به دنبال آن عصبي شدن ناشي از مسائل واقعي و غير قابل اجتناب زندگي است . دراين حالت عصبانيت نابجا نبوده ، پاسخي طبيعي به مشكلات است . يك باور فرهنگي مبني بر اين كه هر مشكلي راه حلي دارد ، وجود دارد ؛ ولي ما غالباً نمي توانيم راه حل را پيدا كنيم . هميشه بهترين كار يافتن راه حل نيست ، بلكه بهتر است بدانيد كه چگونه با مسئله روبه رو شويد. مثلاً ممكن است نقشه اي بكشيد وپيشرفت خود را دراين مسير بررسي كنيد . اگر نقشه كشيدن منجر به حل مسئله نشد خود را تنبيه نكنيد . زيرا آنچه مهم است تلاش و كوشش براي حل مسئله است ، نه حل مسئله . چرا كه بعضي از مسائل حل ناشدني اند يا اين كه تنها با تلاش هاي پيگيرانه مي توان به راه حل نزديك شد . مهم آن است كه در طول تلاش ها صبرتان را از دست ندهيد و به فكر همه يا هيچ نرسيد . همچنين مسئله گشايي شامل يادگيري و انجام دادن فعاليت هايي است كه يا به محرك آزاردهنده يا به هيجان هاي منفي مثل خشم و اضطراب ، (كه به وسيله محرك هايي كه از طريق شرطي شدن به صورت علامت خطر درآمده اند) پايان دهد.

4- ورزش

ورزش ، مخصوصاً درفضاي باز، نه تنها سلامت جسمي را بهبود مي بخشد، بلكه به تسكين اعصاب و سلامت رواني نيز كمك مي رساند. ورزش در فضاي باز مثل پياده روي ، دويدن ، نرمش ، شنا ، فوتبال و ... سبب مصرف زياد و مداوم اكسيژن مي شود، خصوصاً اگر در فضاي سبز و مناطق كوهستاني انجام شود.

ورزش مداوم سبب سلامت قلب و عروق ، كاهش چربي بدن ، زيبا سازي شكل بدن، از بين بردن غم وافسردگي و اضطراب

، افزايش عزت نفس و شادي و سرزندگي فرد و افزايش خود كنترلي رفتار مي شود.

5-شوخ طبعي

"خنده برهر درد بي درمان دواست." شوخ طبعي از طرق مختلفي مي تواند موجب كاهش عصبانيت شود. به عنوان اولين عامل ، شوخ طبعي مي تواند به شما كمك كند تا ديدگاه متعادلي داشته باشيد. زماني كه عصباني هستيد هر فردي را با نامي صدا مي كنيد يا اين كه آنها را در قالب كلمات خيالي (مثلاً هيولا) مورد خطاب قرار مي دهيد. اين كار را متوقف كنيد ودر نظر داشته باشيد كه بايد از كلمات زيبا و خوشايند استفاده كرد. شوخ طبعي بارمشكلات ما را سبك مي كند وبه ما كمك مي كند تا شرايط استرس زا را تحمل كنيم . نرمان كازنيز ( 1979) ، در كتاب خود با نام آناتومي بيماري ، خاطر نشان مي كند كه ده دقيقه خنده از ته دل اثرتسكيني قوي بر درد و ناراحتي دارد. شوخ طبعي نه تنها روحيه ما و اطرافيانمان را شاد مي كند بلكه باعث افزايش انرژي و توان براي حل مشكلات و برخورد با مسائل مي شود. شوخ طبعي همچنين باعث خوشبيني مي شود.

6- اجتناب

اگر هنگام ورود به اتاق كودكتان بي نظمي اتاقش سبب عصبي شدن شما مي شود، در اتاق او را ببنديد. ازهر عاملي كه عصبانيت شما را بر مي انگيزد ، پرهيز كنيد . نگوييد كه " چون من عصباني مي شوم ، بچه ام بايد اتاقش را مرتب كند"، اين درست نيست ، درست اين است كه خودتان را آرام كنيد.

براي رهايي از درد سرهاي ترافيك يا بايد مسير روزانه تردد خود را تغيير دهيد، يا از اتوبوس و قطار برقي زيرزميني استفاده كنيد ، يا جزء به جزء مسير خود را مشخص كنيد . درغير اين صورت بايد خود را به دست ترافيك بسپاريد.

7- داشتن شخصيت تيپ B

يكي از طبقه بندهاي شخصيتي ، قراردادن افراد دردو تيپB وA است . افراد تيپ Aمبارزه جو، بي حوصله ، رقابت پيشه و پرخاشگرند. آنها احساس مي كنند كه هل داده مي شوند و زير فشارند. آنها زودتر از موقع برسر قرار حاضر مي شوند، تند راه مي روند ، تند حرف مي زنند وتند غذا مي خورند و از افراد كند كاربدشان مي آيد. افراد تيپ B افرادي اند كه زندگي را آسان مي گيرند و بيشتر به كيفيت آن توجه دارند. آنها كمتر جاه طلب ، كمتر بي حوصله و بيشترمنظم و محتاط اند . با تغيير شخصيت از تيپ A به تيپB مي توان از ميزان و شدت عصبانيت كاست.

8- تغيير محيط

بعضي از اوقات عوامل محيطي - اجتماعي محرك عصبانيت و ناراحتي ما مي باشند. دراين گونه موارد يگانه راه براي حل مشكل ، تغيير محيط است . مثلاً فرد درون گرايي كه به عنوان مسئول روابط عمومي سازمان يا اداره اي مشغول به كارشده است، بايد مسئوليت ومحيط كارش تغيير يابد. يا فردي كه به كشوري مهاجرت كرده است كه بين آن كشور و كشور محل تولدش هيچ همخواني فرهنگي وجود ندارد، راه حل اساسي، بازگشت به كشور خود مي باشد.

9- ارتباط بهتر

مردم عصباني تمايل دارند كه زود به نتيجه برسند، بعضي ازاين به هدف رسيدن ها مي تواند تا حدودي نادرست باشد. اگرشما از مباحثه اي ناراحت شده ايد ، اولين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه فكرتان را بر روي پاسخ ها متمركز كنيد و ناراحتيتان را كاهش دهيد. نمي گوييم كه اولين چيزي را كه به ذهنتان آمد به زبان آوريد ، بلكه مي گوييم كه عصبانيت خود را كاهش دهيد ودرمورد حرفي كه مي خواهيد بزنيد، فكر كنيد.

به دقت به آنچه به شما مي گويند گوش بدهيد و قبل از پاسخ دهي ، آنها را تفسير كنيد . همچنين به آنچه علت اصلي عصباني شدن شماست گوش بدهيد. براي مثال، شما آزادي و در حال خود بودن را دوست داريد، وبه علت اهميتي كه به ديگران مي دهيد خواهان پيوند گسترده با مردم هستيد . اگر همكارتان در مورد كارها ي شما شروع به غر زدن كند، با خطا كارخواندن او يا فردي كه هميشه ايجاد مشكل مي كند، تلافي نكنيد.

زماني كه فردي ازما عيب جويي مي كند، دفاع كردنمان طبيعي است ، ولي ما با او نمي جنگيم . در عوض ممكن است بگوييم كه او از روي ناداني صحبت مي كند ، ما را دوست ندارد، اوفرد كم حوصله و ناشكيبايي است و نياز به مقداري تنفس و استراحت براي رسيدن به آرامش دارد. بايد دراين گونه مواقع خودمان را خونسرد نشان دهيم تا از وقوع يك فاجعه جلوگيري كنيم .

10- زمان بندي

انسان هميشه دريك حالت و وضعيت روحي – رواني نيست . بعضي از افراد صبح ها سرحال و پرانرژي اند و عصرها خسته . به همين علت عصرها و شب ها ممكن است سطح تحمل شان بسيار پايين باشد وآماده عصباني شدن باشند. دراين گونه موارد بهتر است موضوعات ومسائل حساس بحث برانگيز در ساعاتي مطرح شوند كه زماني مناسب است . مثلاً شب هنگام ، زماني كه همسرتان موضوع بحث برانگيزي را مطرح مي كند ممكن است شما تمايل داشته باشيد كه با او دعوا كنيد، به اين دليل كه شما خسته يا آشفته ايد، بهتر است طرح اين گونه موضوعات را به زمان ديگري موكول كنيد تا صحبت هايتان منجر به بحث و جدل نشود. بنابراين مسائل بايد در زمان مناسب مطرح شوند تا نتيجه بخش باشند.

11- آزمون مصون سازي

هدف از اين روش كه به وسيله مايكنبام مطرح شده است ، ايجاد مهارت هاي مقابله با موقعيت هاي استرس زاست. اين روش چهار مرحله دارد :

الف – آماده شدن براي موقعيت استرس زا

ب – مقابله با محرك و موقعيت استرس زا وكنار آمدن با آن

ج – مقابله با احساس تحريك شدن به وسيله موقعيت استرس زا

د – تقويت خود پس از موفقيت دركنترل خود

نواكر ( 1975) اين روش را براي كمك به افراد ، دركنترل خشم ، درموقعيت هاي مولد عصبانيت با موفقيت به كاربست . آزمودني هاي نواكر ، مردان جوان خشمگيني بودند كه به سادگي عصباني مي شدند. محرك عصبانيت فردي بود كه با حالت غير دوستانه به آزمودني ها نگاه مي كرد. نگاه با حالت غير دوستانه سبب مي شد كه درآزمودني ها احساسات و افكاري مبني براين كه طرف مقابل ، آنها را حقير مي شمارد ايجاد شود واين احساس ها منجر به اين مي شد كه آزمودني ها عصباني شده ، دعوا كنند. نواكر مراحل چهارگانه فوق را به اين شكل به اجرا در آورد:

در مرحله 1، فرد پيش از مقابله با محرك استرس زا ، مثلاً قبل از ورود به يك مكان عمومي مثل رستوران ، به خود بگويد: تصميم دارم كاري بكنم كه كنترلم را از دست ندهم. درمرحله 2، هنگامي كه مردي گستاخانه به او نگاه مي كند به خود مي گويد: مي توانم بدون از دست دادن كنترل اين موقعيت را تحمل كنم . به او فرصت نمي دهم كه با ديدن عصبانيت من خرسند شود . درمرحله 3 وقتي كه مرد مي خواهد با او دعوا را آ غاز كند و او شديداً تحريك شده است ، به خود مي گويد: حتي حالا هم مي توانم خود را كنترل كنم . وضعيت انفجار آميز است ، اما من آرامم واين حالت را خنثي مي كنم . درمرحله آخر، پس از آن كه آزمودني از پس موقعيت بر آمد به خود مي گويد: " من واقعاً كاردرست وخوبي كردم ، آفرين به خودم."

12- خود كنترلي بندورايي

خود كنترلي رفتار توسط بندورا مطرح شده و داراي سه مرحله است:

الف – توجه ومشاهده اعمال و رفتار خود

ب – قضاوت درمورد اعمال و رفتار خود

ج – پيامدهاي شخصي

از اين روش براي كنترل عصبانيت به اين شكل مي توان استفاده كرد كه از فرد بخواهيم در پايان روز (مثلاً آخر شب ) دفعات عصبي شدن هاي خود را روي يك كاغذ يادداشت كند و آنها را بشمارد . فردا نيزاين عمل را انجام دهد. اگر تعداد عصبانيت امروزش كمتر از ديروز باشد خود را پاداش دهد و تشويق كند، و اگر بيشتر از ديروز بود خود را تنبيه و سرزنش نمايد. با تكرار اين عمل براي روزهاي بعد و مقايسه آن با روز قبل، به اين شكل كه در صورت كاهش وقوع عصبانيت ، خود را تشويق ودر غير اين صورت خود را تنبيه كند، مي تواند عصبانيتش را كاهش داده ، به صفر برساند تا اين كه درحد طبيعي باشد. خود تشويقي مي تواند به شكل گوش دادن به يك موسيقي ، ديدن فيلم ، رفتن به پارك و... باشد. خود تنبيهي نيز مي تواند به طرق مختلفي چون محروم كردن خود از يك وعده غذاي دوست داشتني ، نديدن يك برنامه جذاب تلويزيوني و ... صورت پذيرد. انسان عاقل و متمدن بدون نياز به ناظر وكنترل كننده بيروني مي تواند هدايت گر اعمال خود باشد.

نياز به مشاوره

اگر احساس مي كنيد كه عصبانيت شما خارج از كنترل است ، اگر عصبانيت شما تاثيرات منفي بر روابط اجتماعي وشغلي تان گذاشته است ، يا اين كه قسمت مهمي از زندگي تان تحت تأثير آن است ، ممكن است به مشاوره به عنوان عاملي براي ياد گيري توجه كنيد كه به شما كمك مي كند چگونه بهتر رفتار كنيد . يك روان شناس يا مشاور مي تواند به شما كمك كند تا با به كارگيري تكنيك هاي تغييرافكار و رفتار، اعمال خود را كنترل كنيد. بايد به مراجع اطمينان داد كه مشكل او قابل حل است و تكنيك هاي تغيير رفتار تنها براي تأثير گذاشتن بر احساس و تجليا ت احساسي ، مورد استفاده قرار نمي گيرند. روان شناسان در برخورد با مراجعانِ خواهان كمك ، بايد كارخود را متمركز برسه موضو ع نمايند:

الف) جرئت آموزي به افراد عصباني تا عصبانيت خود را سركوب يا دروني نكنند، بلكه آن را به روش هاي منطقي غير پرخاشگرانه ابراز دارند. فردي كه عصبانيتش را ابراز نمي دارد روز به روز منفعل تر وبيمارتر مي شود.

ب) آموزش اين كه عصبانيت جزئي از زندگي و حذف آن غير ممكن است . زندگي بايد توأم با ناكامي ، درد، فقر و ديگر مسائل غيرقابل پيش بيني باشد . همان گونه كه نمي توان مانع رخداد بيماري ، فقر، مرگ ، شكست و... شد، پديده هاي مولد عصبانيت را نيز نمي توان حذف كرد.

ج) آموزش تكنيك هاي تغيير رفتار براي تأثير گذاري برعصبانيت و كاستن از شدت آن .

http://www.mums.ac.ir/ch_kalat/fa/asabaniat


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۱۰)

چرا مي‌ترسيم ؟ !


همه ما ترس را تجربه كرده‌ايم، نگران بوده‌ايم و در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه اضطراب مانع از انجام درست كارهايمان شده است اما واقعا منظور از ترس چيست و نگران بودن چه معنايي دارد؟
ترس، ناشي از فرايندي در جسم و بدن ماست كه با چيزي كه مي‌بينيم، مي‌شنويم و لمس مي‌كنيم آغاز مي‌شود و منشأ آن هم ممكن است دنياي بيرون يا تصورات خودمان باشد اما در هر صورت هيجان خوشايندي نيست و باعث دلهره و نگراني مي‌شود، ضربان قلب را شدت مي‌بخشد و مي‌تواند عامل بروز بسياري از خطاها و حتي بيماري‌ها شود.


معمولا ترس‌ها 2 نوع هستند؛ واقعي و غيرواقعي. ترس واقعي يا مفيد در لحظه جاري شكل مي‌گيرد. اين نوع ترس ما را وامي‌دارد كه براي گريز از خطر دست به عمل بزنيم، بنابراين سودمند است چون ما را از خطرات احتمالي نجات مي‌دهد. اما ترس غيرواقعي از تصور ما درباره آنچه ممكن است اتفاق نيفتد ناشي مي‌شود. اين نوع ترس اغلب درباره چيزي است كه دوست نداريم در آينده روي دهد. بدين‌ترتيب هميشه تصوراتي آزاردهنده از موقعيتي سخت خواهيم داشت كه جز آزار و اذيت، ثمره‌اي براي ما نخواهد داشت.نوع ديگري از ترس هم به نام ترس مرضي يا «فوبيا»ست كه ترسي فراتر از ترس معمولي است؛ فوري، غيرمعقول و شديد درباره يك موقعيت، يك حيوان يا چيزي است كه به طور مستقيم تهديدآميز نيستند اما فرد را بيمار ساخته و حال او را دگرگون مي‌كنند.


ترس‌هاي مرضي رايج ديگر، ترس از سوارشدن به آسانسور، ترس از دندانپزشكي و ترس از جمعيت و شلوغي است. همه اين ترس‌ها ممكن است تا حدي با خطر همراه باشند اما فرد در صورتي كه مبتلا به ترسي مرضي باشد به طور قطع از موقعيت و فكر كردن درباره آن اجتناب خواهد كرد. افرادي كه دچار اين نوع ترس هستند مي‌دانند خطري واقعي در كار نيست؛ هرچند ممكن است بعدا سعي كنند كه ترس‌شان را توجيه كنند. اما ترس مرضي، خفيف يا قوي است. ترس يا فوبياي ضعيف باعث نمي‌شود فرد دست به هيچ عملي نزند. اما افرادي كه دچار حالت ترس مرضي شديد از ارتفاع (بلندي) هستند خطر نمي‌كنند كه حتي وارد ساختمان بلندي شوند كه بايد از آن بالا، پايين را نگاه كنند و حتي تصور اين كار هم برايشان مشكل است.


اضطراب
ترس مرضي خفيف به تدريج به اضطراب تبديل مي‌شود. اضطراب، ترسي است كه اغلب مربوط به آينده است و در مواردي هم شايد ناشي از موقعيتي خاص يا احساسي مبهم باشد.
حتي در موقعيتي خوشايند هم، هنگامي كه از اشتباه كردن مي‌ترسيم ممكن است دچار اضطراب شويم. البته اضطراب ممكن است دليل منطقي هم داشته باشد ولي اغلب ناشي از تصورات ماست؛ در صورتي كه خطر بسيار كمتر از آن است كه فكر مي‌كنيم (مانند سفركردن با هواپيما). متأسفانه ما اغلب در برابر ترس‌هاي غيرواقعي واكنش‌هاي نامناسبي نشان مي‌دهيم. براي مثال در اين نوع ترس نمي‌توانيم به سرعت عمل كنيم و معمولا تسليم مي‌شويم. همين موضوع هم باعث مي‌شود كه از لحاظ جسمي نيز با مشكل مواجه شويم. در واقع اضطراب و ترس نه‌تنها در شما احساس بدي به وجود مي‌آورد بلكه حالت رواني ناشي از آن، برخورد معقولانه شما با موقعيت را مشكل و ناممكن مي‌سازد. به همين دليل بايد بدون توجه به موقعيت، حالت هيجاني و عاطفي خود را تغيير دهيد و احساس بهتري داشته باشيد.


احساس گناه
احساس گناه، احساسي است كه در آن خود را مسئول بسياري از اشتباهات واقعي يا خيالي مي‌دانيد. اين احساس ممكن است به صورت احساس تعهد نسبت به دد مجسم كنيد.
- حال مي‌توانيد موقعيت مشابهي را در نظر بگيريد كه ممكن است در آينده با آن مواجه شويد.
موقعيت را درست به همان صورتي كه دوست داريد اتفاق بيفتد تمرين كنيد. در واقع اين نوع تمرين ذهني، شما را براي آينده آماده خواهد كرد و به شما اطمينان مي‌دهد كه اشتباهات قبلي خود را دوباره تكرار نكنيد و خود را اسير ترس‌هاي بيهوده گذشته نسازيد.


ترس از آينده
همه ما نگران آينده خود هستيم و دائم تلاش مي‌كنيم تا در آينده زندگي بهتري را تجربه كنيم. آينده نامعلوم است و همين ناآگاهي ما نسبت به آن، ترسمان را بيشتر مي‌كند. بسياري از افراد بدبين به ما مي‌گويند كه هيچ چيز قابل اطمينان نيست و بايد احتياط كنيم. اما تعميم دادن موضوع با اين روش بدبينانه، فقط باعث مي‌شود كه احساس بدتري به ما دست دهد. شواهد زيادي نشان مي‌دهند كه داشتن افكار منفي و بدبيني زياد به تندرستي و سلامت فرد آسيب مي‌رساند. در عوض افراد خوشبين براين اعتقادند كه در آينده صلح و امنيت بيشتري در جهان حاكم خواهد شد و راه‌هاي زيادي را مي‌توان براي از بين رفتن مشكلات در نظر گرفت و همين موضوع هم باعث احساس بهتري در آنها خواهد شد.


در واقع ديدگاه‌ها و عقايد افراد خوشبين و بدبين، نوعي پيش‌بيني است، نه واقعيت. ولي ما با تصميم‌هايي كه در حال حاضر مي‌گيريم يك واقعيت را براي خود مي‌سازيم. ما مي‌توانيم براي ساختن آينده روشن‌تر و بهتر، با نهايت كوشش براي رسيدن به زندگي بهتر تلاش كنيم. البته به‌تنهايي نمي‌توانيم تمام مشكلات را حل كنيم ولي آنقدر هم ناتوان نيستيم كه فقط تماشاگر باشيم و هيچ اقدامي انجام ندهيم. در واقع هر يك از ما براي خود حوزه قدرتي- هرچند كوچك- داريم و مي‌توانيم همراه ديگران تلاش كنيم تا آينده بهتري داشته باشيم.براي اين منظور بهترين راه رسيدن به شناخت، آگاهي و اطلاعات بيشتر است. اطلاعات مفيد براي احساس امنيت تعيين‌كننده و ضروري است. درواقع آگاهي بيشتر، امنيت و اطمينان بيشتري به شما مي‌دهد، درست مثل زماني كه در امتحاني شركت مي‌كنيد، هرچه بيشتر خوانده باشيد و اطلاعات بيشتري داشته باشيد، ترس و اضطرابتان هم كمتر خواهد بود و بالطبع ضريب اطمينان بيشتري نيز براي موفقيت خواهيد داشت.


شايد در گذشته دستيابي به اطلاعات خيلي آسان به نظر نمي‌آمد اما اكنون مشكلي در اين زمينه وجود ندارد. اطلاعات به قدري زياد و در دسترس هستند كه از اين بابت كمتر كسي با مشكل مواجه خواهد بود. طبعاً استفاده از اينترنت در اين رابطه مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد. كافي است شما بخواهيد درباره موضوعي آگاهي بيشتر داشته باشيد؛ با چند دقيقه جست‌وجو در سايت‌هاي مختلف مي‌توانيد اطلاعات بسيار گرانبها و باارزشي به‌دست آوريد.


اينترنت، مجلات و گروه‌هاي خبري هرگونه اطلاعات و موضوع قابل تصوري را به ما عرضه مي‌كنند. بدين‌ترتيب با آگاهي بيشتر كم‌كم درمي‌يابيم كه دليلي براي ترس و واهمه از آينده وجود نخواهد داشت. آينده خيلي زود از راه مي‌رسد و اگر هميشه نگران آن باشيم، تنها كاري كه كرده‌ايم اين است كه زمان حال خود را هم از دست داده‌ايم.در واقع، اين روش برخورد شما با ترس و اضطراب است كه مهم است. اگر بتوانيد با آگاهي بيشتر نسبت به آنها توانمندتر باشيد، اين احساسات نيز كم‌كم از بين مي‌روند و به تدريج شما فردي قدرتمند و خلاق خواهيد شد؛ مشروط بر آنكه خودتان بخواهيد كدام راه را انتخاب كنيد؛ قوي بودن و مقتدربودن يا منفعل بودن و ترسو بودن‌را؟

http://www.shaaer.com/articles/viewarticle-28109.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۹)

چرا مي ترسيم ؟     

آيا شما از بلندي مي‌ترسيد؟ يا از يك فضاي بسته؟ يا از مارها، حشرات و موش؟ اغلب ما فكر ميكنيم ترس يك پديده ي مرضي و يك بيماري روحي است ، در صورتيكه در انتهاي اين مقاله خواهيم ديد اين تفكر صحت نداشته و بر عكس ترس در حالت اوليه اش ، يكي از مكانيسم هاي دفاعي بدن است و نقش بسيار مهمي در سلامت موجود زنده و ايمن نگاه داشتن او از بلايا و خطرات ايفا مي كند . البته موارد مرضي ترس هم وجود داررند كه مي توا؟ خب اين ترس؛ كودك را بيشتر پيش مادر نگه مي‌دارد و مادر نه تنها مي‌تواند به كودك غذا دهد بلكه او را از خطرات نيز حفظ مي‌كند. به همين دليل هم كودكان از تنها ماندن و تاريكي ترس دارند. پدر و مادر نيز به طور طبيعي هنگام ترس كودك پيش او مي‌روند. بهترين راه براي ساكت كردن كودك در آغوش گرفتن او و غذا دادن به او است و اين بهترين راه مراقبت از كودك است، تكامل زيركانه. حال مي‌توانيد در مورد برخي از ترس‌هاي خود فكر كنيد. آيا شما از پرواز در ارتفاع 35000 پايي، فضاي بسته و ارتفاع، حيوانات و حشرات، مارها و موش مي‌ترسيد؟ از غريبه‌ها مي‌ترسيد؟ تنها از قدم زدن شبانه در جنگل مي‌ترسيد؟ از سير تكامل ترس، شما چه معنايي داريد؟

http://drzohrabi.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۸)

اضطراب و ترس هاي بيمارگونه (فوبياها)

اضطراب چگونه احساسي است؟
اضطراب يكي از احساسات عادي نوع بشر است، همه ما در زمان روبرو شدن با موقعيتهاي تهديد كننده و يا دشوار آن را تجربه كرده ايم.
بيشتر وقتها مردم حالت هاي اضطرابي را استرس فرض مي كنند، در حالي كه استرس يا فشار رواني داراي دو معني است. اول چيزي كه ما را مضطرب مي كند و دوم، واكنش ما نسبت به آن. به همين دليل در اينجا از كلمه استرس (فشار رواني) استفاده نخواهد شد.
اضطراب يعني احساس ناخوشايند و مبهم دلواپسي بدون علت مشخص كه اغلب با نشانه هايي از سيستم عصبي خودكار همراه است. اضطراب علامت هشداردهنده است و نشانه هاي مشابه ترس در انسان ايجاد مي كند با اين تفاوت كه ترس واكنش انسان به تهديد شناخته شده مشخص و خارجي است.
بطور طبيعي هم اضطراب و هم ترس مي توانند مفيد باشند و به ما در دوري از خطر كمك كنند و انگيزه روبرو شدن با مشكلات را در ما ايجاد كنند. ولي چنانچه ترس و اضطراب شديد و طولاني شوند ما را از آنچه كه مي خواهيم انجام دهيم بازمي دارند و در نهايت زندگي را به كاممان تلخ مي كنند.
«فوبيا» يعني ترسي كه مربوط به موقعيت هاي خاص است كه اكثريت مردم آنها را ترسناك نمي دانند.

نشانه هاي اضطراب
          در ذهن
     احساس نگراني
     احساس خستگي
     ناتواني در تمركز
     احساس تحريك پذيري و بي قراري
     خواب نامناسب
          در بدن
     ضربان نامنظم قلب (تپش قلب)
     عرق كردن
     گرفتگي ماهيچه يا احساس درد
     تنفس سخت و سنگين
     سرگيجه
     ضعف
     سوء تغذيه
     اسهال

فوبياها (ترس هاي بيمارگونه)
افراد مبتلا به فوبيا، علائم اضطراب شديد را كه گفته شد دارند اما تنها در موقعيت هاي مشخص آن را احساس مي كنند و در مواقع ديگر راحت و آرام هستند. طرح مثالي در اين مورد موضوع را روشن مي كند، مثلا شما:
     اگر از سگ مي ترسيد تا زماني كه سگي دوروبر شما نباشد احساس خوبي داريد.
     اگر از بلندي مي ترسيد تا زماني كه روي سطح صاف و همواري هستيد، مشكلي نداريد.
     اگر از حضور در جمع مي ترسيد تا زماني كه افرادي دوروبر شما نيستند در آرامش بسر مي بريد.
مشكل زماني حس مي شود كه در چنين شرايطي قرار مي گيريد و آن گاه نشانه هاي ذهني و بدني اضطراب را تجربه مي كنيد.
افراد مبتلا به ترس هاي بيمارگونه چون مي دانند در صورت روبرو شدن با چنين موقعيت هايي دچار ترس و اضطراب شديد مي شوند كوشش مي كنند كه همواره از اين موقعيت ها دوري كنند در حالي كه شيوه برخورد با مشكل به تدريج اوضاع را از آنچه كه هست بدتر مي كند و همچنين سبب مي شود كه شخص براي دوري از موقعيت هاي ترس برانگيز هميشه در حال احتياط باشد. آنها معمولا مي دانند كه هيچ خطر واقعي تهديدشان نمي كند ولي با اين وجود هنوز نتوانسته اند بر ترس خويش غلبه كنند.

آيا اين ترس ها شايع هستند؟
ممكن است از هر ده نفر يك نفر در طول زندگي مبتلا به اضطراب هاي دردساز و يا فوبياها شود، هرچند اكثريت آنها برan dir="rtl">۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۷)

مديريت استرس


استرس چيست؟
استرس فشار و فرسايش بدن به هنگامي است كه با محيط پيوسته در حال تغيير سازگار شويم. چنين تغييراتي آثار جسماني و هيجاني بر ما مي‌گذارد و مي‌تواند احساسات مثبت يا منفي ايجاد كند. در صورت مثبت بودن ، اثرات استرس ما را ناگزير به عمل مي‌كند، هوشياري تازه و چشم انداز مهيج جديدي براي ما به ارمغان مي‌آورد.

آثار منفي استرس احساس بي اعتمادي ، طرد ، خشم و افسردگي مي‌آفريند كه اين احساسات به نوبه خود به مشكلاتي مانند سردرد ، ناراحتي معده ، جوش و خارش پوست ، بي‌خوابي ، زخم معده ، فشار خون بالا ، بيماري قلبي و سكته مغزي مي‌انجامد. مرگ يك عزيز ، تولد يك كودك ، ارتقاي شغلي يا ايجاد يك رابطه جديد استرس به دنبال مي‌آورد. چون اين تغييرات ما را مجبور به سازگاري مجدد با زندگي خود مي‌كند. سازگاري با شرايط متغير ، بسته به نوع واكنش ما مي‌تواند كمك كننده يا آسيب رساننده باشد.
 
چگونه مي‌توان استرس را از زندگي خود حذف كرد؟
استرس مثبت بر تازگي و ابتهاج زندگي مي‌افزايد. همه ما با تحمل ميزان معيني از استرس زندگي مي‌كنيم. سر رسيدن مهلت ، رقابتها ، برخوردها و حتي ناكامي‌ها و نگراني‌ها به زندگي‌ها عمق و غنا مي‌بخشد. هدف ما حذف استرس نيست، بلكه فراگيري چگونگي استفاده از آن به منظور كمك به خود است.
 
استرس كمتر از حد ، عامل خمودگي است و در ما احساس خستگي و رخوت بر جاي مي‌گذارد. از سوي ديگر ، استرس مفرط تنش ايجاد مي‌كند. آنچه ما بدان نيازمنديم، يافتن سطح بهينه و مطلوبي از استرس است كه ما را برمي‌انگيزد، ولي ما را در خود غرق نمي‌كند.
 
چگونه مي‌توان فهميد سطح بهينه استرس براي افراد چيست؟
سطح واحدي از استرس كه براي همه انسانها بهينه باشد، وجود ندارد. هر يك از ما مخلوقاتي منحصر به فرد با نيازهاي ويژه هستيم. بنابراين ، آنچه براي يك شخص ناراحت كننده است، چه بسا براي ديگري شادي آفرين باشد. حتي وقتي ما روي ناراحت كننده بودن رويدادهاي خاص توافق داريم، احتمالا در واكنشهاي فيزيولوژي و روان شناختي به آن حادثه با هم تفاوت داريم.

شخصي كه شيفته مذاكره و حل اختلاف و تحرك شغلي است، اگر شغلي يكنواخت و بدون تحرك داشته باشد، در فشار و استرس قرار مي‌گيرد. در حالي كه شخصي كه به شرايط ثابت علاقه‌مند است، وقتي در شغلي قرار گيرد كه وظايفش از تنوع بالايي برخوردار باشد، به احتمال زياد خود را در تنگناي استرس احساس مي‌كند. قبل از قرار گرفتن در معرض تغييرات آزار دهنده ، اين موضوع كه استرسهاي شخصي ما چه هستند و ميزان تحمل ما در برابر آنها چقدر است، به شيوه زندگي و سن ما بستگي دارد.

اكثر بيماريها با استرس مداوم مرتبط مي‌باشند. اگر شما علائم استرس را تجربه مي‌كنيد و اگر استرس در سطحي فراتر از سطح بهينه استرس شما قرار دارد، بايد از استرس زندگي خود بكاهيد و يا توانايي مقابله و اداره استرس خود را بهبود بخشيد.
 
چگونه مي‌توان استرس را بهتر اداره كرد؟
شناسايي استرس مداوم و آگاه شدن از اثرات آن بر زندگي ما ، براي كاهش اثرات زيان آور آن كافي نيست. همانطوري كه منابع زيادي براي استرس وجود دارد، امكانات بسياري هم براي اداره آن وجود دارد. ولي آنچه بدان نيازمنديم، تلاش براي تغيير است، تغيير منبع استرس و يا تغيير واكنش نسبت به آن منبع. براي اين منظور چه كار مي‌توانيد انجام دهيد؟
 
از منابع استرس ، واكنشهاي هيجاني و بدني خود آگاه شويد.

•به ناراحتي و تشويش خود توجه كنيد. آنها را ناديده نگيريد. مشكلات خود را به اجمال بررسي نكنيد.


•تعيين كنيد چه رويدادهايي شما را ناراحت مي‌سازد. به خودتان درباره معناي اين رويدادها چه مي‌گوييد؟


•چگونگي پاسخ بدنتان را نسبت به استرس مشخص كنيد. آيا مضطرب مي‌شويد؟ يا دلخور؟ اگر چنين است، به چه شيوه‌اي دچار اين احساسات مي‌شويد؟

مشخص كنيد چه تغييري مي‌توانيد ايجاد كنيد؟

•آيا منابع استرس را از طريق اجتناب يا حذف كامل آنها ، مي‌توانيد تغيير دهيد؟

 
•آيا شدت آنها را مي‌توانيد تغيير دهيد (يعني طي دوره درماني به تدريج آنها را كنترل و اداره كنيد، در م و استرس ( ۶)

درمان طبيعي استرس


ورزش كنيد
هر چند امروزه مردم از لحاظ جسمي فعاليتهايي دارند ولي فعاليتهاي بدني آنها معمولا فعاليتهاي سالمي نيستند و در اغلب اوقات خود موجب ايجاد استرس مي‌شوند. مثل دويدن با سرعت براي رسيدن به اتوبوس. اين فعاليتها جزء فعاليتهاي سالم بشمار نمي‌روند و در نتيجه فرد را بي‌نياز از فعاليتهاي ورزشي نمي‌كنند. بنابراين لازم است ساعاتي براي ورزش با هدف خود ورزش كردن نه چيز ديگر ، اختصاص داده شود و تمرينات ورزشي سالمي انجام گيرد. كساني كه در برنامه‌هاي ورزشي شركت مي‌كنند فوايد زيادي نصيبشان مي‌شود. علاوه بر فوايد فيزيكي ورزش شامل جلوگيري از بيماري قلبي ، اضافه وزن ، پوكي استخوان و ... داراي فوايد روانشناختي عميق است. از جمله كاهش افسردگي ، كاهش اضطراب و مهمتر از آن ايجاد حفاظت در مقابل استرس.
 
تاثير ورزش در پيشگيري و درمان استرس بسيار مهم و شناخته شده است اين امر ممكن است به علت اثر ورزش بر روي دستگاه ايمني بدن باشد. ورزش باعث افزايش فعاليت آنتي كورها مي‌شود و نيز باعث مي‌شود كه لنفوسيتهاي نوع T افزايش پيدا كند كه حامل آنتي كور هستند. اين امر به ما كمك مي‌كند تا خطرات آنتي ژنها را قبل از اينكه فرصتي براي ضرر رساندن به بدن ما را داشته باشند دفع كنيم. فوايد ورزش در ارتقا و گسترش رفتارها و نگرشهاي مثبت و بالا بردن اعتماد به نفس و خود شناسي و عزت نفس كه از عوامل مهم در كاهش استرس هستند، شناخته شده است.
 
تغذيه مناسب داشته باشيد.
تغذيه نقش مهمي در سلامت جسمي و رواني افراد دارد. همانگونه كه مصرف برخي مواد غذايي در حالت افراط و تفريط بيماريهايي چون فشار خون ، كلسترول بالا ، انواع سرطانها را موجب مي‌شود مقاومت افراد را در برابر انواع استرس نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد. واكنش افراد در مقابل استرسها با نوع تغذيه آنها ارتباط نزديك دارد. مصرف مشروبات الكلي ، سيگار ، غذاهاي آماده ، ادويه‌جات با افزايش استرس رابطه نشان مي‌دهند. بنابراين توصيه مي‌شود برنامه غذايي افراد بويژه افرادي كه در معرض استرس بيشتري قرار دارند به صورت سالمتري برنامه ريزي شود. در اين برنامه‌هاي غذايي علاوه بر رعايت ميزان كالري مورد نياز براي هر جنس و هر گروه سني بهتر است از يك مواد غذايي استفاده بهينه به عمل بيايد.
 
مصرف ويتامينها بويژه ويتامين C ويتامينهاي گروه B و در اين ميان اهميت اساسي دارد. استفاده از ميوه‌جات گوناگون نيازهاي طبيعي بدن را برآورده مي‌كند در غير اين صورت از انواع مكمل با تجويز پزشك مي‌توان استفاده كرد. در ميان ميوه‌ها نيز برخي خواص بيشتري در درمان استرس از خود نشان مي‌دهند. خواص كيوي در اين ميان براي مبارزه عليه استرس و بيماريهاي ديگر شناخته شده است. بر اين اساس توصيه مي‌شود روزانه 4 - 2 كيوي مورد استفاده قرار بگيرد. مصرف شير نيز استرس را كاهش مي‌دهد. مصرف شير بويژه قبل از خواب ايجاد آرامش نموده و خواب راحتتري را براي فرد فراهم مي‌كند. مصرف شير در ساعات پراسترس توصيه مي‌شود.
 
خواب خود را تنظيم كنيد.
خواب يك فاكتور مهم در چرخه استرس است. عوامل مختلفي ممكن است ايجاد استرس كرده و به اين ترتيب خواب فرد را تحت تاثير قرار دهند و فرد را دچار بيخوابي يا بدخوابي كنند. از سوي ديگر هر عامل ديگري كه موجب بيخوابي شود براي فرد توليد استرس كرده و با كاهش توان جسمي و رواني تحمل فرد را براي مقابله با رخدادهاي روزمره زندگي كاهش مي‌دهد. تلاش كنيد بهداشت خواب خوبي داشته باشيد و نكاتي را كه به فراهم ساختن يك خواب آرام بخش كمك مي‌كند، رعايت كنيد. مثلا چند ساعت قبل از خواب شام خود را صرف كنيد و بلافاصله بعد از صرف غذا به رختخواب نرويد به مصرف لبنيات بويژه شير تاثر خوبي روي به خواب رفتن شما خواهد داشت. پياده روي قبل از خواب در هواي آزاد نيز خواب خوبي را براي شما فراهم خواهد ساخت. مي‌توانيد قبل از رفتن به رختخواب يك دوش بگيريد.
 
يكي از تكنيكهاي مدتيستين را به صورت روزانه انجام دهيد.
مدتيستين انواع گوناگوني دارد ولي آثار همه آنها در وهله اول معمولا ايجاد آرامش جسمي و روحي است. بكار بردن مداوم اين تكنيكها با فراخواني آرامش به روح و جسم شما ، توان مقابله شما را در برابر استرسها افزايش خواهد داد و به شما كمك خواهد كرد كه استرسهاي فعلي خود را درمان كنيد.
 
شيوه زندگي خود را تغيير دهيد.
در اكثر اوقات افراد پراسترس داراي شيوه زندگي نادرستي هستند، تغذيه ناسالم دارند، برنامه ريزي مناسب ندارند و اغلب اوقات سرشان بي‌خود و بي‌جهت شلوغ است. سر و ساماني به زندگي خود بدهيد و هر چيزي را سر جاي خود قرار دهيد. اين كار را مي‌توانيد با الويت بندي امور بر اساس ارزشي كه در زندگي شما قرار دارند انجام دهيد.


 http://daneshnameh.roshd.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس  ( ۴)

اضطراب و دلشوره


اضطراب و دلشوره يك حالت نابسامان و درهم ريختگي جسماني مخصوصاْ در قفسه سينه همراه با يك نگراني فكري مي باشد كه هشداريست براي وقوع يك اتفاق واقعي و يا خيالي . معمولاْ اضطراب بيمارگونه يك جنبه خيالي و يا بدون هيچگونه دليلي مي باشد كه فرد قادر به كنترل آن نيست و يا اينكه مي تواند با دارو بطور موقت آنرا كنترل نمايد . تجربه نشان داده است كه روان درماني و هيپنوتيزم درماني به همراه هم مي تواند فرد را به صورت اساسي و ريشه اي درمان كند . حالتهاي اضطراب همان آشفتگي و بيقراري جسمي و فكري مي باشد كه در فرد بوجود مي آيد . حالتهاي اضطراب مانند : تپش قلب - دلشوره - لرزش اندام - حالت تهوع - تنگي نفس - سرگيجه - خشكي دهان - سستي اندام و غيره ... منشاء اضطراب ناشي از تجربيات تلخ و ناراحت كننده دوران كودكي و يا گذشته فرد و يا ناشي از شرايط فعلي فرد مي باشد. شروع ناگهاني استرس و اضطراب به همراه همه علائم ذكر شده فوق را تقريبآ مي توان حمله هراس يا وحشت ناميد (panic attack)

نمونه هاي گزارش شده پس از دوره درمان:

خانم 30 ساله اي با استرس و اضطراب بسيار شديد ، مشكل صحبت در جمع ، حالت افسردگي، خواب هاي آشفته، بد خوابي و كم خوابي و.... مراجعه و در طول دوره درمان از روند بهبودش كاملآ احساس رضايت و تقريبآ در جلسات پاياني چنين گزارش نمود: احساسم در مورد خودم نسبت به گذشته خيلي بهتر شده، انگيزه ام بالا رفته و خواب آرامي دارم. و به زندگي اميدوار شده ام.
خانم 21 ساله اي با مشكل اضطراب شديد، افسردگي، پرخاشگري و بد خوابي مراجعه و در طي روند جلسات درمان، او و والدينش كاملآ از روند بهبودي احساس خرسندي مي نمودند. (البته اين بيمار داراي ديابت نوع 1 كه علي رغم استفاده از انسولين، قند ناشتاي او 200 و غير ناشتا 400 بود. كه طبق گزارش شان به ترتيب به 100 و 200 كاهش پيدا كرد. البته اين هيچ دخالتي در امر پزشكي نيست و در كتب روانشناسي در ارتباط با كاهش فشار خون و ديابت به وسيله فنون روانشناسي گزارشات زيادي وجود دارد. و اين بيمار نيز پس از چندين ماه پيگيري نه تنها حالات گوناگونش بهبود پيدا كرده بود، بلكه به نظر مي آمد از ميزان قند خونش نيز راضي بود.) و بطور كلي بيمار از همه لحاظ احساس بسيار خوب و مثبتي را گزارش نمود. در ارتباط با كاهش قند خون مي توان گفت با كاهش استرس و فشار هاي روحي مي توان بطور غير مستقيم بر كاهش قند خون اثر گذاشت.
آقاي 27 ساله اي با مشكل حمله هراس و وحشت (پانك اتك) هر چند روز يك بار به همراه استرس و اضطراب شديد و مداوم،كابوس شبانه،حالت تهوع در هنگام وحشت و.... مراجعه و پس از چندين جلسه درمان چنين گزارش مي دهد: بعد از 2 يا 3 جلسه پدرش چنين مي گويد پسرم نسبت به قبل خيلي بهتر شده. بيمار مي گويد روحيه ام خيلي بهتر شده وديگر آن حمله ها به من دست نمي دهد. بطور كلي در پايان جلسات درماني مي گويند انتظارش را نداشتم كه اينگونه و با كمك شما خوب شوم از قبل از درمان هم بهترم.خدا را شكر مي كنم.

http://drdtavana.com/?g=288


امتیاز:
 
بازدید:
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۲ )

مثبت انديشي موجب كاهش استرس مي شود


مثبت­انديشي به شما كمك مي­كند كه استرس­هاي زندگي­تان را مديريت كنيد و سلامتي و تندرستي­تان را تضمين كرده و آن را بهبود بخشيد. شما با شناخت درست ذهن و فكرتان مي­توانيد بر افكار منفي خودساخته­تان غلبه كنيد. و اين تمرين را مي­توانيد با چند مثال شروع كنيد. (شايد بسيار پيش آمده كه اين مثال را شنيده باشيد كه فلاني نيمه خالي ليوان را مي­بيند) يك ليوان كه نيمي از آن را آب كرده در مقابل خود بگيريد از خود بپرسيد آيا من به اين ليوان چگونه نگاه مي­كنم؟ اين يك ليوان است كه نيمي از آن پر از آب است؟ يا يك ليوان كه نيمي از آن خالي از آب است؟ پاسخي كه شما به اين سوال معروف و قديمي مي­دهيد در واقع همان عكس­العملي است كه دورنماي زندگي شما را مشخص كرده و نقطه­نظري است كه درباره خودتان داريد كه آيا فردي خوش­بين هستيد يا فردي بدبين؟


در واقع، بعضي از مطالعات نشان داده است كه همين ويژگي شخصيتي در مورد خوش­بيني و بدبيني افراد مي­تواند تاثير بسزايي در همه فضاي زندگي و در نتيجه تندرستي و سلامتي جسم و روان داشته باشد. مثبت­­انديشي همچنين كليد موثري براي مديريت بخش عمده­اي از استرس­هاي شماست.


مثبت­انديشي بدين­ معني نيست كه شما مثل كبك سرتان را در برف كنيد براي اينكه حالت­هاي ناخوشايند زندگي­تان را ناديده بگيريد. بلكه فقط به اين معني است كه شما با يك راه سودمند و مثبت، ناخوشايندي­هايتان را هم به دست گرفته و مديريت كنيد.


با همين تفكر، شناخت مثبت­انديشي و تفكر مثبت يك جريان مفيد و رهايي­بخش سرشار از سود و منفعت براي زندگي واقعي خود شماست.


درك مثبت­انديشي
خودكلامي (صحبت فرد با خودش) رود بي­انتهاي ذهن و فكر است كه هر روز در سر شما جريان دارد. اين افكار اتوماتيك مي­تواند مثبت باشد يا منفي. بعضي از اين تفكرات شما، از منطق و استدلال سرچشمه مي­گيرد و برخي هم ممكن است از تصورات غلطي باشد كه شما به دليل عدم آگاهي و اطلاعاتتان در ذهن خود، آن­ها را نقش مي­بنديد.


اگر تفكري كه از ميان ذهن و سر شما عبور مي­كند، اغلب منفي باشد درون شما در زندگي نيز احتمالاً بدبينانه خواهد بود و اگر تفكري كه از سر شما عبور مي­كند اغلب، مثبت باشد شما احتمالاً يك خوشبين هستيد كه مثبت انديشيدن را در زندگي خود پياده كرده است.


بهره بردن از منفعت مثبت­انديشي براي سلامتي و تندرستي
محققان ،تحقيقات خود را پيرامون تاثير مثبت­انديشي و خوش­بيني در سلامتي انسان ادامه داده­اند، منافعي كه مثبت­انديشي مي­تواند براي تندرستي و سلامتي داشته باشد شامل اين موارد است:


۱-افزايش طول عمر
۲ -پايين آوردن ميزان افسردگي
۳ -پايين آوردن درجات گوناگون اضطراب و پريشاني
۴ -بالا بردن مقاومت انسان در برابر هرچه موجب دلسردي مي­شود
۵ -بهبود حالت فيزيكي و روحي و رواني
۶ -كاهش خطر مرگ ناشي از مريضي­هاي روحي
۷ -بهبود توانايي­ها و مهارت­ها در كوران دشواري­ها و زمان­هاي استرس
به راستي چرا مردم متعهد نشوند كه مثبت­انديش شوند تا اين موارد كه ذكر شد را خودشان تجربه كنند.
يك تفكر،كه درون­مايه­اي مثبت دارد قادر است حالت سرشار از استرس شما را بهبود ببخشد چرا كه اثرات زيان­آور و استرس­زا براي سلامتي و تندرستي شما را كاهش مي­دهد و بدن شما را نيز سالم­تر مي­كند و اين تفكر همچنين ذهن شما را مثبت مي­كند و در نتيجه مردم خوشبين ،سالم­تر زندگي مي­كنند و براي فعاليت­هاي فيزيكي و بدني نيز آماده­تر و تواناتر هستند. در نتيجه يك فرد سالم در اثر خوشبيني، هميشه پرهيزكار هم مي­باشد چرا كه ميزان استفاده او از سيگار و الكل و مخدرات نيز كاهش مي­يابد

http://www.deltamosbat.com/archive/1388_11_15/000059.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۱)

ترس و اضطراب ، علائم ، دلايل و درمان آن

اضطراب عبارت است از يك احساس منتشر، ناخوشايند و مبهم هراس و دلواپسي منشاء ناشناخته، كه به فرد دست مي‌دهد و شامل عدم اطمينان، درماندگي و برانگيختگي فيزيولوژي است. وقوع مجدد موقعيت‌هايي كه قبلاً استرس زا بوده‌اند يا طي آن‌ها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد مي‌شود. همهٔ انسان‌ها در زندگي خود دچار اضطراب مي‌شوند، ولي اضطراب مزمن و شديد غيرعادي و مشكل‌ساز است. تحقيقات و بررسي‌ها نشان مي‌دهند كه اضطراب در خانم‌ها، طبقات كم‌درآمد و افراد ميان‌سال و سال‌خورده بيشتر ديده مي‌شود.
 
تنيدگي (استرس) يا اضطراب

استرس و اضطراب كلماتي هستند كه در زندگي روزمره، براي توصيف حالات و احساسات بسيار استفاده مي‌شوند: به طور مثال، به‌هنگام سخنراني در برابر جمع، به‌هنگام امتحان، به‌هنگام مشكلات مادي، تاُخير سر يك قرار و … هنگامي كه در شرايطي چون شرايط فوق، در سخنان خود از اين دو كلمه استفاده مي‌كنيم، توجه چنداني به تفاوت موجود ميان آن دو نداريم. ولي به طور مثال هنگام سخن گفتن از مشكلات روحي شايع در كودكان و نوجوانان، بايد دقيق تر بود و تفاوت ميان استرس و اضطراب را به خوبي درك كرد. در روان‌شناسي، اضطراب مرحلهٔ پيشرفتهٔ استرس مزمن است، كه هنگامي به صورت يك مشكل بهداشت رواني در مي‌آيد كه براي فرد يا اطرافيانش رنج و ناراحتي به‌وجود آورد يا مانع رسيدن او به اهدافش شود و يا در انجام كارهاي روزانه و عادي او اختلال ايجاد كند.
 
اضطراب هنگامي در فرد بروز مي‌كند كه شرايط استرس‌زا در زندگي او بيش از حد طولاني شود يا به‌طور مكرر رخ دهد، و يا اينكه دستگاه عصبي بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنيدگي پايان دهد و بدن براي مدتي طولاني همچنان بسيج باقي بماند. در اين صورت بدن فرسوده و در برابر بيماري‌هاي جسمي و رواني (مانند اضطراب) آسيب‌پذير مي‌شود.
 
علايم شايع اضطراب

از علايم اضطراب مي‌توان موارد زير را نام برد:
 ■احساس خستگي
 ■عصبي بودن و بي‌قراري
 ■ترس و نگراني
 ■بي خوابي يا بدخوابي
 ■تپش قلب و تنفس نامنظم و سريع
 ■عرق كردن
 ■سردرد و سرگيجه
 ■مشكل در تمركز و حافظه
 ■لرزش يا پرش عضلات
 ■تكرر ادرار
 
علل اضطراب

به طور كلي علل اضطراب به سه عامل زير برمي‌گردد:
 ■عوامل زيست‌شناختي و جسماني:
 
در افراد مضطرب، ميزان بعضي از هورمون‌هاي موجود در خون غيرعادي است. بنابراين هر آن‌چه كه باعث اختلال در سيستم هورموني شود، براي بدن خطر محسوب مي‌شود. بارداري، كم‌كاري يا پركاري تيروئيد، پايين بودن قند خون، وجود غده‌اي در غدد فوق‌كليوي كه هورمون اپي‌نفرين توليد مي‌كند و بي‌نظمي ضربان‌هاي قلب از اين عوامل هستند.
 ■عوامل محيطي و اجتماعي:
 
عوامل اجتماعي و ارتباطي بسياري باعث به‌وجود آمدن اضطراب در افراد مي‌شود، مانند مشكلات خانوادگي، احساس جدايي و طردشدگي،… از عوامل محيطي مي‌توان تغييرات ناگهاني و غيرمنتظره را، همچون زلزله، بيماري، مرگ يكي از نزديكان،… نام برد.
 ■عوامل ژنتيكي و ارثي:
 
يكي از مهم‌ترين عوامل اضطراب ژنتيك است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسيار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگيري و تكرار كارهاي آنان نقش مهمي در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعي)، ولي تحقيقات و بررسي‌هاي انجام‌شده بر روي حيوانات و دوقلوهايي كه با هم يا جدا از هم زندگي مي‌كنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده‌اند، نشان مي‌دهند كه عوامل ژنتيكي نيز بسيار مؤثرند. با اين وجود باور نمي‌رود كه ژن به خصوصي در اين مورد نقش داشته باشد، بلكه تركيب بعضي از ژن‌ها چنين پيامدي را به دنبال دارد. طبق آخرين تحقيقات به نظر مي‌رسد كه عوامل ژنتيكي در بعضي انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از مكان‌هاي باز نقش زيادي دارد
 
عوامل جانبي مؤثر در ابتلا به اضطراب
■طبق گفته‌هاي بعضي از متخصصان، تغذيه‌ي نادرست نيز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. كمبود بعضي از اسيد آمينه، منيزيم، اسيد فوليك و ويتامين ب۱۲، باعث تسريع در ابتلا به آن مي‌شوند.
 ■استفادي‌دهد. همچنين مشغول كردن ذهن به كاري كه در حال انجام است و فكر نكردن به زمينه‌هاي اضطرابزاي آن بسيار مؤثر است.


 ■كسب اطلاعات در مورد شرايط تنش زا
 
بي اطلاعي از موقعيت فشارآور باعث استرس و اضطراب بيش تري در افراد مي‌شود. كسب آگاهي و اطلاع از شرايط و مواردي فرد كه با آن‌ها مواجه خواهد شد سبب مي‌شود كه كمتر دچار نگراني و دلواپسي شود. به طور مثال در جريان گذاشتن بيماران از نحوهٔ عمل و دردهاي پس از آن باعث مي‌شود تا آنان كمتر دچار اضطراب شوند.


 ■خنديدن
 
خنده از سالمترين راه‌هاي جلوگيري از فشار رواني است. به هنگام خنده هورموني ضد درد (كه باعث احساس خوشي و سلامتي در شخص مي‌شود) در مغز آزاد مي‌شود و ميزان هورمونهاي استرس زا در خون پايين مي‌آيد.


 ■ابراز هيجان بر روي كاغذ
 
نوشتن سادهٔ هيجانات و احساسات بر روي كاغذ موجب تسكين فشارهاي رواني ناشي از رويدادهايي چون از دست دادن شغل، مشكلات خانوادگي و … مي‌شود.
 
درمان اضطراب
 
بعضي از موارد اضطراب اصولا بيماري نيستند و بدون نياز به پزشك مي‌تواند درمان شود. به اين موارد، اضطراب طبيعي مي گويند كه طي آن اضطراب به خوبي توسط بيمار كنترل و برطرف مي‌شود (مثل اضطراب ناشي از امتحان). اضطراب طبيعي مي‌تواند با روشهايي از قبيل حمام گرفتن به مدت طولاني، تنفس عميق، صحبت كردن با شخصي مورد اعتماد، استراحت در يك اتاق تاريك و … تحت كنترل درآيد.
 
مراجعه به پزشك زماني ضروري مي‌شود كه خود درماني فرد جواب ندهد، يا فرد دچار هراس بيش از حد يا علايمي جديد و غير قابل توجيه شود. در آن صورت پزشك درمان دارويي يا درمان غير دارويي (روش‌هاي كلاسيك) را به او پيشنهاد مي‌كند. از داروهايي كه امروزه براي درمان اضطراب مورد استفاده قرار مي‌گيرند مي‌توان فلوكستين ( پروزاك) ، داروهايي از خانوادهٔ بنزوديازپين‌ها (براي مدت كوتاه)، سرتالين  و … را مثال زد. درمانهاي دارويي گاه در برخي بيماران داراي عوارضي هستند . از بين درمانهاي غيردارويي مي‌توان تن‌آرامي (آرام‌سازي), حساسيت زدايي، توقف تفكر، سرمشق دهي و … را مثال زد. در اين روش‌ها به بيمار آموزش داده مي‌شود كه بدن خود را براي مقابلهٔ مؤثر و مستقيم با عوامل تنشزا آماده كند.
 
منبع : ويكي پديا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۳:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.