مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4429
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 19
همه : 5165392
 

آسيب شناسي دختران جوان ، زمينه اي براي انتخاب موضوع

سخنراني در حوزه مسائل خانواده و جامعه :

http://vu.hadith.ac.ir/forum/default.aspx?g=posts&t=16731


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

جشنواره جهاني رمضان

آداب و رسوم مسلمانان كشورهاي مختلف جهان در ماه مبارك رمضان

همراه با تصاوير زيبا از ديدني هاي هر كشور

http://vu.hadith.ac.ir/forum/default.aspx?g=posts&t=11695

از صفحه ۱۵ تا ۲۵


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

با ظهور حضرت مهدي اسرار الهي بعثت نمايان مي‌شود

درگفتگو با خبرگزاري فارس

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=9004090283


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ارزش صلح امام حسن (ع) كمتر از عاشورا نيست

در گفتگو با خبرگزاري فارس

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811240022


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

دانشجو حلقه طلايي پيوند‌دهنده اقشار مختلف جامعه است

در گفتگو با خبرگزاري فارس

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809160703


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گفتگو و گويندگي

۲ - تمرين هايي براي افزايش تمركز شما

تمركز بر نقطه سياه


قديمي ترين تمركز كه تاريخي بسيار كهن دارد و در بيشتر فرهنگهاي باستاني و بومي و در ميان قبايل بدوي و بسياري از انجمنها و دسته هاي قديمي وجود داشته، تمركز بر نقطه سياه است.
امروز نيز خيره شدن به نقطه سياه و تمركز بر آن، يكي از اساسي ترين تمرينهاي مانيتيست ها و هيپنوتيست هاست. اشخاصي كه تمرينات مختلف تمركز بر نقطه سياه را انجام داده اند در برتري و تأثير گذاري نقطه سياه توافق كامل دارند.
روش تمركز
يك نقطه سياه به قطر ۱ تا ۳ سانتيمتر بر روي يك زمينه سفيد قرار دهيد. اگر اين را با مداد سياه بر روي كاغذ مي كشيد، كاغذ شما نبايد خط دار باشد. اين نقطه را طوري روي ديوار نصب كنيد كه وقتي مقابل آن مي نشينيد، نقطه سياه مقابل پيشاني شما باشد. به فاصله دو متري از ديوار بنشينيد و در يك وضعيت راحت قرار بگيريد. به خاطر اين كه در طول تمركز بر نقطه سياه احساس ناراحتي نكنيد و يا پايتان خواب نرود توصيه مي كنيم روي صندلي بنشينيد و در اين وضعيت نقطه سياه در فاصله دو متري شما و در مقابل پيشاني تان روي ديوار باشد.
براي ايجاد وضعيتي راحت تر و ريلكسيشن بيشتر مي توانيد چند نفس عميق بكشيد و پس از آن كه به مغز خود اكسيژن فراوان رسانديد، خود را براي اين تمرين ذهني و فكري آماده كنيد و حتي بهتر آن است كه ريلكس را نيز انجام دهيد، عضلات چشم و صورت را رها كنيد و پس از راحتي عميق بلافاصله چشمها را باز كنيد و به نقطه سياه خيره شويد. قبل از آن كه چشمها را باز كنيد، مي توانيد به خود تلقين كنيد كه من بلافاصله پس از باز كردن چشمهايم، با اشتياق و علاقه فراوان به نقطه سياه خيره خواهم شد و تمام توجه و تمركز خود را با تمام وجود به نقطه سياه معطوف مي كنم.
اين كه مي گوييم بعد از ريلكس بلافاصله چشمهايتان را باز كنيد به معناي آن نيست كه تند و سريع چشمهاي خود را باز كنيد. پلكها را بايد به آرامي باز كنيد. كاملاً در نقطه سياه فرو رويد. به تدريج تمركز خود را از وسط نقطه سياه به حد فاصل نقطه سياه و سفيدي كاغذ معطوف كنيد. بهتر آن است كه كم كم چشم خود را در اين دايره سياه حركت دهيد. اين چرخش مي تواند در جهت حركت عقربه هاي ساعت يا بر خلاف جهت آن باشد.
پس از مدتي كه اين چرخش را دور تا دور اين دايره انجام داديد، بلافاصله يكباره و ناگهاني به نقطه سياه برگرديد و به تمامي در آن خيره شويد. ممكن است اين سياهي براي لحظاتي تمام ميدان بينايي شما را اشغال كند. اگر در اين خيرگي و تمركز و توجه، احساس كرديد چشمهايتان مي سوزد، پلكهاي خود را كمي به حالت نيمه بسته در آوريد و به اصطلاح چشم خود را ريز كنيد. پس از اين استراحت نسبي، چشم را بيشتر باز كنيد و خيرگي را دوباره شروع كنيد.
در اين تمرين نگذاريد كه فكرتان به جاهاي ديگر برود و هر وقت احساس كرديد فكرتان منحرف شده است، مجدداً با تمركز بيشتري به نقطه سياه بينديشيد. پس از مدتي كه در يك محيط ساكت و آرام با بدن ريلكس، به طور فعال اين تمرين را انجام مي دهيد، مي بينيد كه دقايق زيادي را بدون توجه به مسايل ديگر فقط در نقطه سياه بوده ايد. از آنجا كه اين تمرين را براي اولين بار انجام مي دهيد، ممكن است در ابتدا نقطه سياه برايتان ناملموس باشد اما تداوم اين تمرين كم كم شما را با نقطه سياه مأنوس مي كند.
در لحظاتي از اين تمرين و حتي شايد در طول تمرين ديوار يا كاغذ سفيدي كه نقطه سياه روي آن است نيز در ميدان ديد شما قرار دارد. اما توجه و تمركز شما در مركز اين ميدان و روي نقطه سياه است. ممكن است در طول تمرين شما اشكال يا سايه هايي را به صورت تصاوير خطوط يا نقاط مبهم روي ديوار يا اطراف نقطه سياه ببينيد. اين مسأله كاملاً طبيعي است و نبايد شما را نگران كند يا از ادامه تمرين باز دارد.
تمركز بر دواير متحد المركز
اين تمرين نيز تشابه فراواني با تمرين نقطه سياه دارد؛ اما برتري آن اين است كه مي توان به افكار خود نيز اجازه جولان دهيم و حتي آنها را روي دواير مي گسترانيم. براي اين تمرين روي يك زمينه سفيد، نقطه اي به قطر يك سانتي متر بكشيد و سپس با استفاده از يك پرگار به قطر۲  سانتيمتر دايره اي دور آن رسم كنيد. بعد با حفظ همان مركز پرگار، دايره هايي به قطر۳، ۴، ۵، ۶، و ۷ سانتيمتر بكشيد. سپس اين دايره ها را با مداد سياه پر رنگ و ضخيم تر كنيد، به شكلي كه حالت منظم خود را از دست ندهند. مجدداً اين را روي ديوار نصب كنيد. در فاصله ۲ متري آن قرار بگيريد. ارتفاع آن تا حد پيشاني شما باشد. تمرين را شروع كنيد. بدن را ريلكس نماييد و چند نفس عميق بكشيد. ابتدا روي بزرگ ترين دايره نگاه كنيد. براي اين منظور نگاهتان را طوري در وسط قرار دهيد كه وسط، مبهم باشد و دايره بزرگتر در حوزه ديد شما قرار گيرد. طوري كه گويي نقطه تمركز شما همان دايره بزرگتر باشد. حتي مي توانيد تمامي دواير كوچكتر داخلي را يك نقطه سياه رسم كنيد و به بزرگترين دايره فكر كنيد. پس از حدود ۴۰ ثانيه به دايره دوم بياييد و همين كار را در همين مدت زمان روي دايره دوم انجام دهيد. حالا به دايره سوم، چهارم، پنجم و … بياييد. روي هر دايره ۴۰ ثانيه تمركز مي كنيد و همين طور به دواير داخلي تر مي آييد. بهتر آن است كه همين طور كه به داخل مي آييد، مدت زمان توقف خود را روي هر دايره چند ثانيه افزايش دهيد. اين كار را آن قدر ادامه دهيد كه به نقطه سياه برسيد و سپس روي نقطه سياه، مانند تمرين قبل تمركز كنيد. حدود ۳ الي ۵ دقيقه در نقطه سياه متمركز باشيد. سپس بدون انحراف فكر و بر هم زدن توجه و تمركز، اين بار همين مسير را برگرديد. يعني: دايره به دايره از داخل به بيرون برويد، دايره ها را به ترتيب و با آرامش و تأني نگاه كنيد و روي هر دايره ۴۰ ثانيه متمركز باشيد.
تمركز بر شعله شمع
تمركز بر نقطه نوراني يا شعله شمع هم قدمتي كمتر از نقطه سياه ندارد. راه اساسي پرورش تمركز و پرورش فكر در تمرينهاي يوگا و هيپنوتيزم، تمركز بر شعله شمع است.
اگرچه معمولاً تمركز بر شعله شمع براي افراد، جذاب و گيراست و با علاقه بيشتري هم آن را دنبال مي كنند، شما توجه داشته باشيد كه اين گيرايي و جذابيت كاملاً نسبي است. يعني ممكن است هر كس براي خود تمريني را مؤثرتر تشخيص دهد يا از آن نتيجه بهتري بگيرد. ما ضمن توضيح متداولترين روشهاي تمركز، به شما پيشنهاد مي كنيم كه بيشتر به تمريني بپردازيد كه براي شما مؤثرتر است و از جذابيت بيشتري برخوردار است. با اين همه، تجربه نشان داده است كه افراد از همنشيني با شعله شمع و تمركز بر آن اظهار رضايت فراوان مي كنند.
روش تمرين
فضاي اتاق را تاريك كنيد و شمعي روشن نماييد. مسلماً اگر اين تمرين را در شب انجام دهيد، به شرط آن كه خوابتان نبرد، مؤثرتر است. شعله شمع را تا آنجا بالا بياوريد كه وقتي مي نشينيد بتوانيد به طور افقي به آن نگاه كنيد.
طبق معمول ابتدا چشمها را ببنديد، تمرين ريلكس و تنفس آگاهانه و عميق را انجام دهيد. عضلات را رها كنيد اما ستون فقرات صاف باشد. به آرامي چشمهاي خود را باز كنيد و به شعله شمع خيره شويد. صرفاً به شعله و آتش نگاه نكنيد. بلكه فضاي پيرامون شعله را كه به صورت هاله اي روشن، دور تا دور شمع ديده مي شود نگاه كنيد. در مرحله اول، بيش از يك تا دو دقيقه اين تمرين را انجام ندهيد. پس از اين زمان، پلكها را ببنديد و عضلات صورت را به ويژه، ريلكس كنيد. در ريلكس عضلات صورت، به آرامش عضلات چشم توجه كنيد. حالا همين كار را با چشمهاي بسته در ذهن خود انجام دهيد. شعله شمع را در ذهنتان مجسم كنيد و به آن خيره شويد. پس از آن يكي دو دقيقه پلكها را به آرامي باز كنيد و با نگاه خيره خود به شعله شمع هجوم ببريد. هر وقت احساس كرديد كه فكرتان منحرف شد، كافي است به قسمتي از شعله شمع توجه و تمركز كنيد. حركت، تغييرها، نوسانها و تغيير رنگ آن قسمت از شعله را در نظر بگيريد. بعد از دو دقيقه دوباره به آرامي چشمها را ببنديد، صورت را ريلكس كنيد و به تجسم ذهني شعله شمع مشغول شويد. اين رفت و برگشت را چندين بار انجام دهيد تا اين كه چشمهايتان كاملاً خسته شوند.
نكته اي را كه بايد تأكيد كنيم اين است كه اين تمرين و تمرينهاي نظير آن را با بي حوصلگي و فشار و زور انجام ندهيد بلكه با اشتياق فراوان، تمرين كنيد. اگر بتوانيد با نگاه كردن به دور شعله شمع هاله هاي نوراني را از هم مجزا كنيد و هر بار به يكي از اين هاله ها تمركز كنيد عالي است. تمرين را پس ازيك نگاه سه دقيقه اي به شعله شمع خاتمه دهيد و پس از آن چشمها را ببنديد و دراز بكشيد.
تمركز بر گل سرخ
تمركز بر گل سرخ، يكي از معروفترين و متداولترين تمرينهاي مراقبه يا مديتيشن است بدون ذكر مانترا. يعني بدون تمركز و بدون تمركز در گل سرخي كه در دست داريد، غرق شويد. اين تمرين اساس تقويت تمركز فكر است. يعني تمركز بر هيچ، تمركز غير ارادي كه زير بناي تمركز فكر است. شما آگاهانه نگاه مي كنيد و خيره مي شويد اما پس از آن تمركز ارادي انجام نمي دهيد بلكه نگاهتان را در گل سرخ رها مي كنيد. اين تمركز به هيچ، به تمرين نياز دارد كه البته تمريني بسيار گيرا و لذت بخش است. همين طور مي توانيد در يك پارك بنشينيد، به گوشه اي از طبيعت خيره شويد و حالتي وانهاده به خود بگيريد. منظره اي را نگاه مي كنيد، بدون فكر و بدون تمركز. هم عضلات راحتند و هم نگاه. شما هر وقت بتوانيد اين توانايي “تمركز نداشتن” را در خود ايجاد كنيد، خود به خود توانايي “تمركزداشتن” خود را بهبود بخشيده ايد. در واقع توانايي تمركز نداشتن، عبارت است از ديدن يك مجموعه، بدون تمركز به چيزي خاص. در عدم تمركز، تمام تلاش تمرين كننده به مشاهده برابر و يكسان همه چيز معطوف مي گردد و هر جزيي از اين مجموعه به اندازه ديگر اجزا مشاهده مي شود و شما آن قدر در اين تلاش غرق مي شويد كه بر هيچ فكر خاصي هم تمركز نداريد و فكر شما اسير جزييات تصوير نمي شود. شما در “كليت” منظره اي غرق شده ايد و همه چيز اين منظره پيش چشم شما برابر و يكسان است.
هميشه در برنامه هاي خود، در بين تمرينات تمركز، تمرين عدم تمركز را نيز انجام دهيد. انجام متناوب اين تمرينها با هم در پيشرفت و موفقيت شما تأثيري چشمگير خواهد داشت. با تمرين عدم تمركز حواس، شما احساس خواهيد كرد كه خيلي عميق تر از قبل مفهوم تمركز را در مي يابيد و دستيابي به تمركز براي شما خيلي آسان تر از قبل است. در واقع در تمرين عدم تمركز شما در خود خلأيي ايجاد مي كنيد كه براي تمرين تمركز شما را آماده و مهيا مي كند. ما توصيه مي كنيم هر وقت مي خواهيد تمركزي جدي داشته باشيد، مثلاً مي خواهيد كتابي را با تمركز عالي بخوانيد يا مسأله اي را با تمركز عالي براي خود حل و فصل كنيد، ابتدا تمرين وانهادگي و عدم تمركز را انجام دهيد.
تمرين پرش آگاهانه فكر
آخرين تمريني كه براي تمركز فكر به شما توصيه مي كنيم تمرين پرش آگاهانه فكر است. شما به اين شكل ياد مي گيريد كه هر زمان كه روي يك موضوع خاص فكر مي كنيد، به سرعت فكر خود را بر موضوعي ديگر متمركز كنيد. براي اين منظور شما آرام و ريلكس مي نشينيد و به يك موضوع فكر مي كنيد. هر موضوعي را كه دلتان مي خواهد انتخاب كنيد و به آن توجه كنيد. اين موضوع مي تواند تصويري عيني و يا تجسمي ذهني داشته باشد. مثلاً به ماه فكر كنيد كه در تاريكي آسمان، روشن است و نور مي دهد. بعد از چند دقيقه كه كاملاً فكر خود را متوجه تصوير نموديد، خيلي سريع برگرديد و فوراً به يك موضوع مورد علاقه ديگر فكر كنيد. مثلاً به يك درخت. مراقب باشيد وقتي به درخت فكر مي كنيد، فكر قبلي يا تصوير ماه به ذهنتان نيايد و كاملاً به جزييات درخت فكر كنيد. بعد از چند دقيقه به فكر خود جهش دهيد و به موضوع سومي فكر كنيد. توجه داشته باشيد كه روي هر سوژه بايد حدود دو دقيقه توقف كنيد. اين تمرين اگر چه ممكن است در ابتدا كمي مشكل باشد و افكار و تصاوير قبلي برايتان مزاحمت ايجاد كنند، اما خيلي زود پس از چند روز تمرين برايتان راحت مي شود.

http://www.pezeshk.us/?p=15410


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گفتگو و گويندگي

۱ - تمرين تمركز حواس

حواستان را جمع كنيد ، تمركز كار سختي نيست


افزايش تمركز از كارهاي آسان تا سخت‌ .
همه ما به تمركز نياز دارنيم . ولي گاهي اوقات افكار شما پراكنده است و ذهنتان از موضوعي به موضوع ديگر كشيده مي‌شود. در چنين مواقعي است كه نياز داريد ياد بگيريد چگونه حافظه خود را تقويت كنيد؟ تقويت حافظه عبارت است از يادگيري هاي منظم ذهني و مرتب كردن عواملي كه يكباره به ذهن ما خطور مي‌كنند.
 
كم كردن حواس پرت‌كن‌ها معمولاً بهترين راه افزايش تمركز است. البته يك سري فعاليت‌هاي مثبت براي افزايش تمركز مي‌توانيد انجام دهيد. مثلاً استراحت‌هاي منظم داشته باشيد و يك تعادلي بين انتظارات خود و سطح توانايي‌هايتان برقرار كنيد. در اين قسمت راهبردهايي براي افزايش تمركز توضيح داده شده است:‌
● تهيه ليست‌
اولين مانع تمركز، اطلاعات و افكار شما است كه به صورت آشفته، در مغز شما قرار دارد، پس تصميم بگيريد كه آنها را بنويسيد. وقتي مطالعه مي‌كنيد ليستي از كارهايي كه مي‌خواهيد انجام دهيد (مثلاً شستن لباس‌ها، زنگ زدن به دوستان، نوشتن تكليف دروس ديگر و …) را درست كنيد و مواردي كه به ذهنتان مي‌آيد را به آن اضافه كنيد.‌
در ضمن تاريخ انجام كارهايتان را نيز يادداشت نماييد. اين كار خيال شما را از بابت مشكلي كه ذهنتان را اشغال مي‌كند، راحت خواهد كرد. اگر با اين كار هم مشكل دست‌بردار نيست، بهتر است از مطالعه صرف‌نظر كنيد و به دنبال رفع مشكل برخيزيد و بعد از اين كه خيالتان راحت شد، به مطالعه بپردازيد.‌
 
● استراحت كنيد
اگر براي افزايش تمركز‌تان مجبوريد برخي نيازهاي خود را سركوب كنيد، هر از گاهي آن نيازها پيروز مي‌شوند و تمركز شما را به هم مي‌زنند. مثلاً اگر بخواهيد نياز اساسي مانند گرسنگي را انكار كنيد تنها چيزي كه به آن مي‌توانيد فكر كنيد غذا است! پس توصيه مي‌شود چند دقيقه استراحت كنيد و آن نياز را برآورده كنيد و سپس به مطالعه ادامه دهيد.‌
● بين اهدافتان و مهارت‌هايتان تعادل برقرار كنيد‌
يك روان‌شناس به نامentmihaly‌z‌Mihaly Csiks اعتقاد دارد: بهترين نوع تمركز ذهني وقتي برقرار مي‌شود كه يك تعادلي بين آن تعداد كاري كه مي‌پذيريد و سطح مهارتي كه شما دارا هستيد، ايجاد شود. اگر پذيرش يك كاري بيشتر از حد مهارت شما است، بعد از شروع به انجام آن اضطراب و نه تمركز حاصل مي‌شود و برعكس اگر مهارت‌هاي بالا داشته باشيد ولي كاري را به مبارزه نطلبيد، ناراحت خواهيد شد و حواستان به راحتي پرت مي‌شود و نهايتاً اگر هر ۲ سطح مهارت و مبارزه‌طلبي شما كم باشد شما نسبتاً بي‌عاطفه مي‌شويد و هدفي براي بالا بردن تمركز نخواهيد داشت.‌
● از مشاور كمك بخواهيد
اگر فهميديد كه با موضوعي درگير هستيد، امروز و فردا نكنيد و قبل از آن كه به مرحله اضطراب و يا بدتر بي‌عاطفگي و بي‌علاقگي برسيد از يك مشاور كمك بگيريد. به مركز مشاوره و راهنمايي دانشكده برويد و از مشاور كمك بخواهيد. در اغلب موارد زياد طول نمي‌كشد كه مشاور مشكل شما را حل مي‌كند و به شما كمك مي‌كند كه بقيه سال تحصيلي يا ترم را به راحتي بگذرانيد.‌
● مباحثه كنيد
هميشه كنار هم جمع شويد و در گروه‌هاي كوچك دانش‌آموزي، دانشجويي و يا گروههاي كوچك فكري درباره موضوعات ويژه و كل درس بحث كنيد وقتي اين مباحث رد و بدل مي‌شود مقدار زيادي راجع به موضوع درس ياد مي‌گيريد و موضوع درس ممكن است زنده‌تر به نظر برسد و حتي ممكن است علاقهِ برخي از اعضاي گروه به شما سرايت كند و شما را با آن موضوع آشناتر و در نتيجه علاقه‌مندتر كند.‌
● از يك كتاب جايگزين و يا كتاب‌هاي تمرين استفاده كنيد
اگر فكر مي‌كنيد با درسي مشكل داريد، ممكن است با كتاب درسي‌اش مشكل داشته باشيد نه با موضوع درس. با مقدار كمي وقت صرف كردن در كتابخانه يا كتابفروشي ممكن است كتاب‌هايي را پيدا كنيد كه در آن نويسندگان، ديگر موضوعات مشابه را به روشي كه براي شما قابل فهم‌تر است بيان كرده‌اند و اين دو مي‌توانند مكمل يكديگر باشند و يا اگر شما به اندازه برآورده كردن نيازهاي دوره، مهارت كسب نكرده‌ايد، نياز به تمرين بيشتري داريد.
كتاب‌هاي تمرين، تمرينات بيشتري براي ايده‌‌هايي كه در كتابتان فراهم مي‌شود بيان مي‌كند. اين كتابهاي كمك درسي با بالا بردن توانايي شما در آنچه فراگرفته‌ايد علاقه شما را زيادتر مي‌كند.‌
● براي مطالعه‌تان اهداف واقع‌گرايانه برگزينيد
بيشتر مواقع شما كاري خارج از حيطه مهارت‌هاي خود برمي‌گزينيد. شما با مشكلي مواجه مي‌شويد كه به راحتي بيان مي‌شود به جاي اينكه بخواهيد مطالب يك ترم را در يك دورهِ ماراتون در آخر ترم فرا بگيريد عادتتان را تغيير دهيد و اگر تا به حال كم‌كار بوده‌ايد و مطالعه نمي‌كرديد شروع كنيد.‌
● وقفه‌ها را حذف كنيد
اگر بين مطالعه‌تان وقفه داشته باشيد تمركزتان به هم مي‌خورد بنابراين به دوستان و آشنايان توضيح دهيد كه نمي‌خواهيد هنگام مطالعه مزاحمتان شوند. اگر دوستانتان هنگام مطالعه مزاحمتان مي‌‌شوند، آنها را با دوستاني كه اين گونه نيستند، جايگزين كنيد.‌
● با كارهاي ساده شروع كنيد
يك ليستي از كارهايي كه مي‌خواهيد انجام دهيد را تهيه كنيد و كارهاي ساده‌تر را اول انجام دهيد. اگر دو كار از يك درجه از اهميت برخوردارند ابتدا آن كاري كه براي شما آسان‌تر است را انجام دهيد.
يك راه ديگر براي شروع كردن، مرور مطالب مطالعه شده است. مثلاً اگر يك مسأله آمار تازه، مي‌خواهيد حل كنيد ابتدا مسائلي كه قبلاً حل كرده‌ايد را مرور كنيد و سپس مسأله جديد را حل كنيد.‌
● كارهاي سخت‌ را قبول كنيد
وقتي فكر مي‌كنيد كه يك چيزي سخت و ناخوشايند است، روي قبول آن كار نمي‌توانيد تمركز داشته باشيد. ذهنيت با ذهنيت بسيار متفاوت است.‌همهِ آنهايي كه به اهداف مهم مي‌رسند، كارهاي سخت انجام مي‌دهند. آنها براي رسيدن به اهدافشان مشتاقانه تلاش مي‌كنند.‌
● به خودتان براي مطالعه پاداش دهيد
شما مي‌توانيد براي متمركز شدن، خودتان را تشويق كنيد. مثلاً بعد از دو ساعت مطالعه يك برنامه خوشايند (يك مجله مي‌خوانم، در پارك قدم مي‌زنم و …) براي خودتان در نظر بگيريد.
مطالعه با پاداش معمولاً مولد است. اگر شما تنها سر ساعت فرصت مطالعه داشته باشيد، چون تفريحي را در برنامه خود قرار داده‌ايد حداكثر استفاده را از اين فرصت مطالعه مي‌كنيد. پاداش را براي تقويت اراده به خود بدهيد و اگر در انجام مطالعه كوتاهي نموديد، پاداش خود را حذف كنيد.‌
 
● افزايش فعاليت ها
اگر يك مطلب را سرسري بخوانيد، تمركز شما به راحتي برهم مي‌ريزد. در عوض براي هر قسمت ، سرتان را تكان دهيد و به دنبال پرسش بگرديد. براي اين مرحله بايد بگوييد “چگونه مي‌توانم سطح فعاليتم را در حين مطالعه بالا ببرم؟” سپس مطالعه كنيد تا جواب اين پرسش را پيدا كنيد. اين كار ساده را انجام دهيد. پرسشهايي كه براي هر قسمت طرح مي‌كنيد مركزيتي به افكار شما مي‌دهند و باعث مي‌شوند كه روي مطلب مورد مطالعه مسلط شويد. همچنين هنگامي كه درس مي‌خوانيد مي‌توانيد ليستي از پرسشها را تهيه كنيد و براي پيدا كردن جواب پرسشها ، به درس گوش دهيد. هر از گاهي ، مكان خود را تغيير دهيد. در جايي كه خيلي سرد است، ننشينيد. جا به جا شدن ، به حركت خون در بدن كمك مي‌كند و باعث مي‌شود كه اكسيژن بيشتري به مغز شما برسد و شاداب و سرحال باشيد.
● روشهاي ذهني ديگر
▪ چوب خط زدن براي افكار مزاحم
كارتهاي كوچكي درست كنيد و آنها را به ۳ قسمت مساوي تقسيم كنيد. يك قسمت را به صبح ، يك قسمت را به بعد از ظهر و قسمت سوم را به شب اختصاص دهيد. هر بار كه تمركزتان به هم ريخت و حواستان پرت شد، يك خط در قسمت مخصوص به آن بكشيد. براي هر روز يك كارت براي خود تهيه كنيد. وقتي به اندازه كافي ماهر شديد خواهيد ديد كه تعداد خطها روز به روز كاهش مي‌يابد و اين واقعاً جالب و هيجان انگيز است.
▪ زمان استراحت
استراحت كوتاهي براي خودتان در نظر بگيريد. هنگامي كه استراحت مي‌كنيد، اكسيژن بيشتري به مغزتان مي‌رسد. بلند شويد و براي چند دقيقه در اتاق قدم بزنيد. وقتي ما براي مدت طولاني مي‌نشينيم، خون بدن ما به دليل نيروي جاذبه ، به طرف پايينترين نقطه بدنمان ، يعني پاها كشيده مي‌شود. ماهيچه‌هاي ما همانند يك پمپ عمل مي‌كنند و هنگامي كه ما راه مي‌رويم، خون را بطور يكنواخت به سرتاسر بدن ما مي‌رسانند. در نتيجه ، اكسيژن بيشتري به مغز مي‌رسد و باعث احساس شادابي و نشاط در بدن مي‌شود.
▪ عوض كردن موضوع
بسياري از دانش آموزان بوسيله تغييردادن موضوع مطالعه ، به تمركزشان كمك مي‌كنند. شما هم مي‌توانيد موضوعات متفاوتي را در نظر گرفته و با عوض كردن عنوان درسهايي كه بايد مطالعه نماييد، آنها را منظم كنيد.
▪ جايزه و پاداش
هنگامي كه كاري را بطور كامل انجام داديد، به خودتان پاداش دهيد. كار شما ممكن است خيلي كوچك باشد و يا شايد يك مسئوليت بزرگ ، كه شما بايد آن را به پايان برسانيد. پاداشي كه براي خودتان در نظر مي‌گيريد، ممكن است قدم زدن در اطراف ساختمان ، يك ليوان آب و يا خواندن يك مطلب جالب و خنده‌دار در روزنامه باشد. براي پروژه‌ هاي مخصوص ، مانند پروژه پايان ترم يا دوره كردن يك كتاب حجيم ، پاداش و جايزه ويژه‌اي در نظر بگيريد كه اگر آنها را انجام داديد براي خودتان مثلاً يك پيتزاي مخصوص بخريد، به سينما برويد و يا بعد از ظهر را تلويزيون تماشا كنيد. بعضي از جايزه ها مي‌توانند خيلي بزرگ باشند. از اين جوايز براي تكاليف سخت يا پروژه هاي طولاني استفاده كنيد. وقتي كار بزرگي را انجام داديد، از پاداشهاي معمولي استفاده نكنيد.
▪ پرورش ذهن آشفته
پرورش تمركز ، يك مهارت است. پرتاب توپ بسكتبال به طرف حلقه ، تايپ كردن و يا مطالعه ، نياز به مهارت دارند. يادگيري يك مهارت نيز نياز به تمرين و ممارست دارد. همانطور كه وقتي دارويي را مصرف مي‌كنيد ، در بدن بدون كمك شما عمل مي‌كند و با كارهاي شما تداخل پيدا نمي‌كند، در مورد يك موضوع هم همين طور است و نبايد با ورود افكار ديگر بر هم بريزد. عمل تمركز ، به تمرين احتياج دارد. شايد در هنگام شروع تمرينات ، ابتدا تغييرات كمي را حس كنيد، ولي پس از ۴ تا۶ هفته كه از پرورش ذهن و يادگيري مهارتها گذشت، متوجه پيشرفتهاي قابل توجهي خواهيد شد و پس از مدت كوتاهي درمي‌يابيد كه چه سالهايي را براي تقويت حافظه و تمركز ذهن خود هدر داده‌ايد.
سعي كنيد از تكنيكهايي كه مفيد و مؤثر به نظر مي‌رسند، استفاده كنيد و حداقل به مدت ۳ روز آنها را بطور صحيح بكار ببنديد. اگر متوجه تغييرات كمي شديد ، پيشنهاد مي‌شود تمرينات خود را ادامه دهيد، چون در تمركز ذهن شما مؤثر خواهد بود. همچنين مي‌توانيد در محيط اطرافتان نيز تغييراتي بدهيد كه ممكن است براي شما مفيد باشند. عمده تكنيهاي پرورش ذهن براي كسب تمركز حواس در زير آمده است.
▪ حواست را جمع كن
اين شيوه ممكن است ظاهراً ساده به نظر بيايد، ولي در عين حال بسيار مؤثر است. هنگامي كه حواستان پرت مي‌شود و ذهنتان سرگردان است، مرتب به خودتان هشدار دهيد كه “حواست را جمع كن”. اين روش كم كم سبب مي‌شود كه توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود. براي مثال ، هنگامي كه در كلاس هستيد و ذهن شما را كنفرانس كلاسي ، تكاليفي كه داريد، تاريخ ، ساعت صرف غذا و يا هر چيز ديگري پر كرده ، به خودتان بگوييد: “حواست را جمع كن و به كنفرانس توجه كن”. به هر حال تا حدي كه ممكن است اجازه ندهيد تمركزتان به هم بريزد. و دوباره اين هشدار را پيش خودتان تكرار كنيد: “حوايد صدايي كه در محيط اطرافتان پخش مي‌شود، حواس پرتي شما را به حداقل مي‌رساند. راديوي شما هم مي‌تواند يك منبع خوب و در عين حال ارزان براي صداهاي يكنواخت باشد.
ـ زمان كافي براي انجام دادن كارها
ابتدا تخمين بزنيد كه براي هر درس چند ساعت در هفته نياز به مطالعه داريد. سپس يك جدول زماني شامل تمام كارهايي كه بايد درطول هفته انجام دهيد، تهيه كنيد. مثل كلاسها ، جلسات ، غذا خوردن ، لباس شستن و غيره. آنگاه يك زمان ويژه براي درس خواندن در جدول قرار دهيد. حالا وقتي درسي را مطالعه مي‌كنيد، نگران درسها و كارهاي ديگرتان نيستيد. چون مي‌دانيد كه وقت كافي براي همه آنها داريد.
جدول زماني خود را طوري طراحي كنيد كه قابل تغيير باشد مثلاً بتوانيد براي درسي كه به وقت بيشتري نياز دارد و مطالعه آن درس در زمان مخصوص انجام نشده تغيير كوچكي را در جدول زمان بندي ايجاد كنيد و به مطالعه خود ادامه دهيد. خلاصه اين كه مهارت تمركز به شما كمك مي‌كند كه به خودتان اطمينان داشته باشيد، چون توانايي اين را داريد كه هر آنچه را قبلاً خوب به آن توجه كرده‌ايد و روي آن تمركز داشته‌ايد، به ياد آوريد.

http://www.pezeshk.us/?p=20828


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
  همدلي، مهارت ارتباطي كليدي

- من و همسرم ظاهراً با هم روابط خوبي داريم، اما من احساس مي كنم كه رابطه ما آن قدرها هم صميمانه نيست. او احساسات مرا درك نمي كند... .
اساس نزديكي عاطفي در يك رابطه "همدلي" است، و "همدلي" ريشه و بنياد تجربه ما انسانها به عنوان "ما" به جاي "من" و "تو" است. اگر احساس كنيد شريك زندگي شما (يا طرف مقابل شما هركه باشد) واقعاً آن چيزي را كه شما در مورد يك مسأله احساس مي كنيد حس مي كند، سختي و فشار كمتري را احساس خواهيد كرد، علاوه بر اين به يكديگر نزديكتر خواهيد شد و بيش از پيش به او اعتماد خواهيد كرد، و اين كار به نوبه خود باعث خواهد شد تا او نيز احساسات مشابهي از نزديكي و اعتماد را نسبت به شما تجربه كند. اصولاً همدلي يك مهارت مثل هر مهارت ديگري است كه مي توانيد آن را كسب كنيد و از همسرتان هم بخواهيد آن را كسب كند. علاوه بر اين، تقويت مهارت همدلي به شما كمك خواهد كرد كه بتوانيد والدين خوبي نيز باشيد. بچه ها نيز نياز به همدلي دارند.
تخيل عاطفي
همدلي به معناي توافق يا تأييد نيست. همدلي يعني درك كردن، يعني مستقيماً لايه هاي زيرين احساسات، خواسته ها و محركهاي رواني فرد ديگر را درك كنيد، يعني به دنيا از چشمان وي بنگريد: "اگه من جاي اون بودم چه احساسي داشتم؟" همدلي، به معني چهار مهارت اساسي زير است: توجه كردن، پرس و جو، تعمق، مجدداً چك كردن
توجه كردن
توجه، مثل نورافكن است، موضوع موردنظر را روشن مي كند. به چندين طريق مي توانيد مهارت "توجه كردن" خود را تقويت كنيد: خونسردي تان را حفظ كنيد. خودآگاهانه بخواهيد كه براي مدت زماني خاص توجه تان را به مخاطب معطوف كنيد. فقط گوش كنيد، بدون اين كه درباره آن چه مي گويد، قضاوت كنيد. بدون اين كه سعي كند نقش روانكاو يا درمانگر را ايفا كند در مورد لايه هاي عميق تر احساسات فرد به ملايمت و با ملاحظه پرس و جو مي كند. اين كار بايد با دقت تمام و اغلب در اواخر گفت و گو انجام شود، بدون اين كه به نظر برسد شما مي خواهيد مسايلي كه اكنون مطرح شده بي اهميت تلقي كنيد (به خصوص اگر در مورد خودتان باشد).
چك مجدد
وقتي پيغامي را دريافت مي كنيم بايد به فرستنده اعلام كنيم "پيام دريافت شد". در غيراين صورت او همچنان به ارسال پيام ادامه خواهد داد، حتي گاه قوي تر و بيشتر. بنابراين سعي كنيد سؤالاتي نظير موارد زير را مطرح كنيد: بذار من بگم چي از حرفات فهميدم، تو مي گي... ؟من مطمئن نيستم كه اونو كاملاً فهميده باشم، اما به نظرم منظورت اينه كه...، درسته؟ آيا مسأله اصلي به نظرت اينه كه ...؟آيا درسته كه بگيم تو احساس مي كني كه...؟بنابراين يك قسمت قضيه اينه كه...، قسمت دومش اينه كه... و قسمت سومش هم اينه كه...، درسته؟
پاداش همدلي
با داشتن تصوير و تصور بهتري از احساسات و خواسته هاي طرف مقابل مان، بهتر مي توانيم مسايلمان را حل كنيم، چون به اين ترتيب مي توانيم رفتار هماهنگ تر و متناسب تري در قبال يكديگر داشته باشيم. علاوه بر اين وقتي طرف مقابل ما احساس كند كه درك شده، بيشتر مشتاق درك متقابل خواهد شد. وقتي نيازهاي اوليه و اصلي بقا برآورده مي شوند عميق ترين پرسش هركسي در هر رابطه مهمي اين است: "تو مرا درك مي كني؟" و تا وقتي كه اين سؤال با يك "بله" پاسخ داده نشود، اين سؤال همچنان به گل آلود كردن رابطه آن دو خواهد پرداخت، اما وقتي همدلي را دائماً زنده نگه مي داريم، تار و پود رابطه مكرراً درهم بافته مي شود و بافت رابطه محكمتر و مقاومتر مي شود.   برگرفته از:   www.familyresource.com

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

هنر گفت و گو در زندگي زناشويي


يكي از لذت بخش ترين تجربيات زندگي مشترك اين است كه حرف مبهمي را بزنيد و بدانيد كه همسرتان دقيقاً منظور شما را مي فهمد. توانايي در صحبت خودماني، ايماء و اشاره، نكته پراني و چشمك زدن و نظاير آن، نشانه ي نزديكي و صميميت است.

گفت و گويي كه پايان خوش دارد نشانه صميميت است. طرفين مي دانند كه ديگري چه مي گويد و تدريجاً از اين كه مي توانند آزادانه حرف بزنند و منظور يكديگر را بفهمند لذت مي برند.
اما در ازدواج هاي ناموفق ، لذت گفت و گو در فضاي شكايت ها و گله مندي هاي خشمگينانه و سوءتفاهم ها گم مي شود و جاي اشارات دلنشين ابروها و چشمك هاي خوشايند را نگاه هاي خيره و اشارات انتقادي و بهانه گيري ها و تهديدها پر مي كند. چه اتفاقي مي افتد؟ چرا صحبت هاي دلنشين از دست مي روند؟

مسئله اينجاست كه به مرور شيوه هاي متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهاي متفاوت و سوءتفاهم ها روي هم انباشته مي شوند و آهنگ دلپذير صحبت را تغيير مي دهند. برخي از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضي ديگر به طرز صحبت خود با ساير اعضاي خانواده حساسيت دارند. اگر با همسر خود صحبت مي كنيد، از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» يا «بي ملاحظه»، «لجباز» و غيره خودداري كنيد.زن و شوهر ممكن است هنگام صحبت علي رغم حُسن نيت به بيراهه بروند.

به جاي صحبت نرم و ملايم ، با هم مشاجره كنند و چون يكي از آنها به قصد سبك كردن فضاي سنگين صحبت، به شوخي حرفي بزند، ديگري چنان واكنش نشان دهد كه انگار در شوخي هم قصد و شري در كار بوده است. در اين شرايط هر اقدامي براي تلطيف فضاي صحبت، نتيجه معكوس مي دهد. هم صحبتي زن و شوهر با هم، براي رشد و بقاي احساس صميميت آنها نقش قطعي دارد. متأسفانه «بسياري از زوج ها» و شايد بتوان گفت «اغلب» آنها از مهارت هاي لازم براي گفت و گو با يكديگر برخوردار نيستند و بي آنكه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردي و تكدر خاطر مي شوند.

در اين جا به چند نمونه از مسائل و مشكلاتي كه بر سر راه گفت و گوي مؤثر همسران وجود دارد اشاره مي كنيم:

۱- مسئله: «نمي توانم با همسرم صادق باشم.»

۲- مسئله: «نمي توانم خودم باشم» بسياري از اشخاص مدعي هستند كه نمي توانند با همسرشان راحت صحبت كنند، بايد احتياط كنند مبادا حرفي بزنند و همسرشان را ناراحت كنند. زني شكايت مي كند كه «وقتي به شوهرم حرفي مي زنم واكنش بسيار بدي نشان مي دهد. بايد مواظب باشم، بايد روي كلماتم فكر كنم.»

سؤال مي تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهايت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه يك سؤال دقيق و حساب شده مي تواند به گونه اي اعجاب انگيز همسر شما را به صحبت تشويق كند. اما يك پرسش نابهنگام، طعنه آميز يا بي تناسب مي تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند. براي آموختن شيوه هاي جديد صحبت با همسر خود،كلمات را با سياست و با رعايت همه جوانب ادا كنيد، سعي كنيد لحن خوشايندي داشته باشيد. مي توانيد اگر خواستيد ياد صحبت هاي مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بيفتيد. استفاده از اين طرز صحبت در مناسبات زناشويي، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آميز داريد، ساده نيست. در اين صورت براي ايجاد تغيير بايد تلاش بيشتري كنيد. شكستن عادت ها ساده نيست، اما با ياد گرفتن الگوهاي جديد مي توانيد بدون كنترل و به طيب خاطر با همسرتان حرف بزنيد.

۳- مسئله: «همسرم مرتب سر من داد مي كشد» به اعتقاد بعضي ها بلند صحبت كردن همسر، نشانه عصبانيت و حتي ضعف اخلاقي است. در اين مورد زن و شوهر مي توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت كردن را حل كنند. زن يا مردي كه از صداي بلند همسرش رنجيده ، بايد اين احتمال را در نظر بگيرد كه ممكن است بلند صحبت كردن همسرش را اشتباه تفسير كرده باشد. از سوي ديگر همسر نيز مي تواند لحن صداي خود را ملايم تر كند. راه حل بهتر اين است كه كسي كه از صداي بلند همسرش ناراحت مي شود نسبت به آن حساسيت نشان ندهد. مي تواند به ملايمت اعتراض كند، اما رنجشي به دل نگيرد.

۴- مسئله: «شوهرم فقط به خودش فكر مي كند و به صحبت هاي من گوش نمي دهد» بسياري از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند كه از احساسات خودشان حرف بزنند، اين موجب مي شود كه آنها نسبت به شوهرانشان احساس صميميت بيشتري كنند. واكنش احساسي زن و مرد نسبت به فراز و نشيب هاي زندگي، به آنها احساسي از وحدت و انسجام مي بخشد. بسياري از نويسندگان، احتياط در ابراز احساسات از سوي مردها را يكي از اشكالات عمده آنها مي دانند. بسياري از زن ها هم درباره همسرشان همين نظر را دارند: «شوهرم مثل آهن سرد و خشك است. اگر احساساتش را بروز مي داد خيلي بهتر مي شد.» اما اغلب شوهرها، احتياط در ابراز احساسات را دليل نقص و ضعف نمي دانند. مردها در مقايسه با زن ها اغلب خويشتن نگري كمتري دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نيستند. مردي كه به احساسات خانمش توجه مي كند، نسبت به احساسات خودش هم حساس مي شود.

۵- مسئله: «با هم صحبت مي كنيم اما صحبت ما سرد و بي روح است» مسئله اين است كه طرفين موضوعات مورد علاقه يكديگر را طرح نمي كنند. از آن گذشته طراوت و شادابي گفت و گوهاي اوايل آشنايي، ديگر وجود ندارد و طرفين اقدامي براي جلب نظر يكديگر صورت نمي دهند. دليل ديگر اين است كه زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو براي حل مشكلات را از مكالمات خوشايند جدا كنند. بنابراين وقتي يكي از آنها با يك تعريف محبت آميز شروع مي كند، ديگري ممكن است فرصت را براي طرح يكي از گرفتاري هاي خود مناسب بپندارد، در نتيجه گفت و گوي محبت آميز و لذتبخش كمياب مي شود.

مقررات و آداب گفت و گو

قانون شماره ۱- با همسر خود هماهنگ شويد.

زن و شوهر براي اين كه بتوانند با يكديگر ارتباط سازنده برقرار كنند بايد در مسير صحبت يكديگر قرار گيرند، زيرا در بسياري از مواقع زن و شوهر با آنكه درباره ي موضوع واحدي صحبت مي كنند اما روش صحبت آنها به قدري متفاوت است كه نمي توانند با هم هماهنگ شوند. ممكن است زن يا شوهر قصد تسكين ناراحتي همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتي او بيفزايد. متأسفانه بسياري از زوج ها در مخابره افكار و احساسات خود به يكديگر با دشواري روبه رو هستند. بعضي خواسته هايشان را چنان طرح مي كنند كه به درك طرف مقابل منجر نمي شود؛ عقايد خود را مبهم طرح مي كنند، از طرح موضوع اصلي طفره مي روند ، حاشيه مي روند و با اين حال خيال مي كنند كه همسرشان موضوع را دقيقاً و آن طور كه هست درك مي كند. يكي بيش از حد وارد جزئيات مي شود و ديگري به قدري در كلمات صرفه جويي مي كند كه كلامش تفهيم نمي شود و هر دو بر اين باورند كه به تفاهم ميان خود كمك مي كنند.
گاه به نظر مي رسد كه اصولاً به دو زبان متفاوت حرف مي زنند. در اين شرايط، هرگز عجيب نيست كه زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زيرا هر كدام بي خبر از تفصير خويش، ديگري را به دير فهمي و سرسختي متهم مي كند.
(توجه داشته باشيد كه همسر شما با گفت و گوي خود ، گاهي فقط به حمايت شما و گاهي نيز به راهنمايي هاي عملي شما نياز دارد، پس بايد نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشيد تا راه هاي مناسب ارتباط با همسرتان را پيدا كنيد.)

قانون شماره۲ – با علاقه گوش بدهيد

گاهي اوقات زن شكايت مي كند كه شوهرش به حرف هاي او گوش نمي دهد و حال آنكه شوهر در مقام اعتراض مدعي است كه همه حرف هاي او را شنيده است. بررسي هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه در اين زمينه اختلاف جنسي مشهودي وجود دارد. زن ها هنگام گوش كردن با ابراز كلماتي نظير «آره»، «عجب» و تكان دادن سر، به گوينده مي فهمانند كه به حرف هاي او گوش مي دهند و حال آن كه مردها هنگام گوش دادن بيشتر سكوت مي كنند.
گاه شما فراموش مي كنيد كه گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت كردن و جواب نگرفتن در حكم صحبت با ديوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سكوت اختيار مي كنيد احتمالاً مي توانيد به اشاره كردن و تكان دادن سر، عادت كنيد و نشان دهيد كه به راستي گوش مي دهيد و همسرتان را از ترديد بيرون آوريد.

قانون شماره ۳: از قطع صحبت اجتناب كنيد

قطع صحبت براي كسي كه اين كار را مي كند احتمالاً طبيعي به نظر مي رسد اما ممكن است در كسي كه صحبت او قطع مي شود ايجاد نارضايتي و افكار منفي كند. «او به حرف هايم گوش نمي دهد، تنها مي خواهد خودش حرف بزند.»
قطع صحبت هم مانند ساير عادات ممكن است بخشي از طرز مكالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالي كسي كه صحبتش قطع مي شود ارتباطي با خود محوري و مخالفت و غيره ندارد. در اينجا نيز زن و مرد رفتار متفاوتي نشان مي دهند. مردها بيش از زن ها صحبت را قطع مي كنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نيست، يعني با مردهاي ديگر هم كه صحبت مي كنند همين سياست را دارند. بنابراين زني كه براي قطع صحبت از سوي همسرش دلايل منفي مي تراشد بايد به خاطر داشته باشد كه اين رفتار ممكن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با اين حال كسي كه صحبت را قطع مي كند بايد به انتظار پايان صحبت بپرد و صبر كند. ممكن است مردي با تأني و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش كه حاضر جواب و بي قرار است مرتب به ميان صحبت پريده، رشته كلام را قطع كند. در اين شرايط ممكن است مرد عصباني شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از اين كه رفتار خانم او دلايل عميق تري دارد. مردها در مقايسه با زن ها اغلب خويشتن نگري كمتري دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نيستند. مردي كه به احساسات خانمش توجه مي كند، نسبت به احساسات خودش هم حساس مي شود.

قانون شماره۴: ماهرانه سؤال كنيد.

سؤال مي تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهايت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضي ها طبيعتاً كم حرف هستند، در برخورد با اين اشخاص مي بايد زمينه صحبت را فراهم نمود. گاه يك سؤال دقيق و حساب شده مي تواند به گونه اي اعجاب انگيز همسر شما را به صحبت تشويق كند. اما يك پرسش نابهنگام، طعنه آميز يا بي تناسب مي تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند. در برخي از مواقع، لحن عتاب انگيز و يا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز مي شود: «چرا ديشب دير آمدي؟»، «چرا اين همه به خودت رسيده اي؟ » در بسياري از موارد سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي شوند توليد اشكال مي كنند، علتش اين است كه اين قبيل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعي قرار مي دهد. با آنكه ممكن است سؤال كننده صرفاً براي كسب اطلاع سؤال كرده و منظور ديگري هم نداشته باشد، استفاده از كلمه «چرا» در شروع يك جمله سؤالي احتمالاً شما نت ها و خطاب هاي پدر و مادر در دوران كودكي را تداعي مي كند: «چرا دير كردي؟»
از آن گذشته سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي شوند، اغلب بي اعتمادي و يا حتي سوء ظن را تداعي مي كند. مي توان براي اجتناب از اين مشكل ، سؤالات را به شكل ديگري مطرح كرد مثلاً به جاي «چرا دير كردي؟» مي توان پرسيد «مشكلي پيش آمده كه دير به منزل برگشتي؟» در اين صورت همسرتان از اين كه شما نگران او هستيد و يا دوست داريد در جريان مشكلات او قرار گيريد خوشحال خواهد شد.

قانون شماره ۵: سياست و نزاكت به خرج دهيد

شايد در ظاهر رعايت اين قانون در روابط زناشويي عجيب به نظر برسد اما در عمل، هر كس حساسيت هايي دارد و حتي نزديك ترين اشخاص ممكن است احساسات ما را جريحه دار كنند. برخي از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضي ديگر به طرز صحبت خود با ساير اعضاي خانواده حساسيت دارند. اگر با همسر خود صحبت مي كنيد، از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» يا «بي ملاحظه»، «لجباز» و غيره خودداري كنيد. اين برچسب ها با ايجاد تكدر خاطر، فضاي حاكم بر گفت و گوي شما را تيره مي كند. از مطلق گويي و استفاده از كلماتي مانند «هرگز» يا «هميشه» خودداري كنيد. اين واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسري پيدا مي شود كه «هرگز» كارش را درست انجام ندهد و يا «هميشه» در انجام كاري كوتاهي كند.
- حرفتان را بزنيد و از انتقاد خودداري كنيد . مثلاً به جاي اين كه بگوييد «تو هرگز به من كمك نمي كني» بگوييد «اگر در شستن ظرف ها به من كمك كني بسيار ممنون مي شوم».
- ذهن خواني نكنيد، احتمال اين كه ذهن خواني اشتباه باشد، زياد است و در نتيجه زمينه عصبانيت همسرتان را فراهم مي سازيد. اگر فكر مي كنيد كه همسرتان از شما دلگير است بهتر است به او بگوييد «احساس مي كنم از من دلگير هستي» تا او براي شما توضيح دهد.
صحبت با همسر خود، كلمات را با سياست و با رعايت همه جوانب ادا كنيد، سعي كنيد لحن خوشايندي داشته باشيد. مي توانيد اگر خواستيد ياد صحبت هاي مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بيفتيد. استفاده از اين طرز صحبت در مناسبات زناشويي، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آميز داريد.

اگر شنونده صحبت هاي همسرتان هستيد اين اصول را رعايت كنيد

- زمينه هاي توافق را پيدا كنيد. ببينيد با كدام يك از نكات مورد اشاره همسرتان موافق هستيد تا در نقش مخالف او ظاهر نشويد« بله قبول دارم كه اخيراً سرم خيلي شلوغ بوده است.»
- مضامين منفي صحبت هاي همسرتان را ناشنيده بگيريد، بعيد نيست كه همسر شما در حالت دلخوري يا عصبانيت در بيان مسئله مبالغه كند. به «علت» عصبانيت توجه كنيد و انتقادها و سرزنش ها را ناديده بگيريد.
- مطمئن شويد كه منظور همسرتان را درك كرده ايد، در غير اين صورت از او سؤال كنيد . مثلاً: «فكر مي كنم منظور تو اين است كه حاضر نيستي دخالت هاي مادرم را تحمل كني. درست است؟»
از گفتن «متأسفم» ترسي به دل راه ندهيد. روابط زناشويي ايجاب مي كند كه اگر خواسته و ناخواسته اسباب تكدر خاطر همسرتان را فراهم كرده ايد در مقام پوزش برآييد و تأسف خود را به او اطلاع بدهيد.

 

www.hamdardi.net


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

" نمي توانم " وجود ندارد ، من مي توانم سخنراني كنم 3

با اين باور كه قانون و اصلي به نام " نمي توانم " وجود ندارد و كم ترين مفهومي ندارد اصلا براي من ؛ و بايد به توان بالائي براي سخن گفتن در حضور جمع برسم ؛ و با علاقه و ذوق و شوق و ميلي كه داشتم و استعدادي كه در خود مي ديدم ، كتاب هاي فن بيان رابسيار  خواندم اما سخنران نشدم .

مگر مي شود با پي در پي خواندن كتاب هاي مربوط به  اصول و آئين نامه رانندگي فقط ، راننده ماهري شود كسي ؟ با مطالعه كتاب هاي جراحي قلب و مغز مثلا ، يا تماشاي ويدئوهاي آن مگر مي شود جراح قلب و مغز شد ؟ با خواندن و به خاطر سپردن و تكرار نظري اصول فني و پيچيده و دقيق خلباني ، مگر مي شود خلبان دورپرواز و سترگي شد ؟ با خواندن كتاب هاي اصول نگارش و روش هاي تحقيق ، مگر ممكن است نويسنده و پژوهشگر شد ؟ يا با خواندن آرايه هاي بروني و دروني ادبي ، شد شاعر ؟ و يا نقاش ؟ و يا بازيگر تئاتر و سينما ؟ و يا چتر باز ؟ و يا آقاي گل درفوتبال ؟ و يا خواننده اي با ميليون ها هوادار سينه چاك ؟ و يا هر تخصص ديگر در هر حرفه ديگر ؟

هنوز خجالت مي كشيدم و هنگام سخنراني ، كمروئي و ترس داشتم با استرس فراوان . آنقدر شديد كه توان ايستادن و گفتن و بيان را از من مي گرفت . كف دست هايم خيس مي شد . از گونه ها تا پشت گوش ها سرخ مي شد . به سختي نفس مي كشيدم . صدايم دورگه مي شد و مي گرفت  ؛ و  به تدريج مي رفت تا ته چاه و از آن جا حرف مي زدم انگار . چشم هايم تنگ و ريز مي شد و به تشبيه زنده ياد جلال آل احمد ، ميخ كوچكي زير ابروهايم كوبيده بودند انگار . چشم هايم شبحي مي ديدند از مخاطبان فقط و نمي شد چهره به چهره ، نگاهشان كنم . انگار مجرمي پر خطر در برابر صدها شاكي و شاهد و قاضي و منشي و داديار و مأمور،  نشسته در اتاقكي شيشه اي با دست و پائي بسته و گره خورده در زنجير و مأموران مسلح در اطرافش . حرف مي شود زد ؟

مطالب را فراموش مي كردم . بدنم مي لرزيد . پايم مثل فراگير تازه كار رانندگي روي كلاچ و ترمز ، لرزه لرزه و رعشه داشت بي اختيار . تمام بدنم خيس مي شد و پيشانيم ناودان ريزش عرق تنم مي شد .

با اينهمه ، حس مي كردم قدرت پنهاني دارم كه نهاده خداي من در نهاد من است به امانت و وديعت . جز من ، چه كسي پاسخگوي اين پرسش خواهد بود كه با اين نعمت نفيس و بزرگ چه كردي ؟ و ما كه به تو ظرفيت و قدرت تغيير داده بوديم ، تغيير دادي ؟ و توان بالقوّه را بالفعل كردي ؟  هم از درونم ، ندائي مي شنيدم كه با فرياد مي گفت انگار دل غمين مدار . تو چون مي خواهي ، مي تواني و چون جوينده اي ، سرانجام يابنده اي . فقط برخيز ، حركت كن و راه را بياب و برو تا ببيني كمي ديرتر ، كمي آن سوتر ، افق زيبا و خواستني مراد و مقصود را . و همان ندا مي گفت انگار به من كه براي تو ، براي تو كه عاشق سخن گفتن حرفه اي هستي ، نبايد " نمي توانم " وجود داشته باشد و مي تواني سخنراني كني با عزّت و قدرت . براي هزار هزار مخاطب عيني و فرضي . و در هر آب و هوائي .

روزگار سختي بود . حتي حركات ورزشي و تنفس عميق در روز و احساس خود بزرگ بيني كه روانشناسي مي گويد ، اثر نداشت . مشكلات را پذيرفتم و با آن ها كنار آمدم . يعني سازگار شدم با آن ها به جاي فرار از آن ها . به هر انجمن وجمعي كه مي رفتم و دچار ترس مي شدم ، به خودم مي گفتم : " رفيق ! تو ترسيده اي اما بايد صبركني تا اين اوضاع آرام و عادي شود . شكيبا نباشي و از اين حالت ها فرار كني ، اوضاع بدتر خواهد شد و حالت هاي موذي و نخواستني به قدرت بيشتري مي رسند . اين حالت ها طبيعي است . به جاي فرار از آن ها ، سعي كن در آن ها بماني و به آن ها عادت كني حتي براي يك دقيقه كه خيلي با ارزش است . جز اين باشد ، حتي در مواقعي حق با تو باشد اگر ، نمي تواني از خود دفاع كني ."

 اول ، حرف زدن با خودم را تمرين و تجربه كردم تا برسم به مرحله اي كه با ديگران حرف بزنم . با مشكلات كنار آمدم و كم كم ساختم با آن ها تا اوضاع بهتر شد . كم كم .

كتاب هاي فن بيان را مي خواندم تا با اصول آشنا شوم . مفيد و لازم بود اما كافي نبود بايد تمرين مي كردم تا به شيوه دلخواه خود برسم . شيوه اي شيوا و ساده و زيبا  . بنا بر اين ، تمرين هارا آغاز كردم . موضوعي را انتخاب مي كردم . مطالب تازه و جذاب مربوط به موضوع را جستجو ، يادداشت و حفظ مي كردم . هرجا كه مي شد و پا مي داد مي رفتم . گاهي در ساحل دريا براي موج ها و ماسه ها و لاك صدف ها ، گاهي در جنگل ها براي درخت ها و برگ ها ، گاهي براي همه زيبائي هاي دوست داشتني كوير ، گاهي براي يك مرداب و نيلوفرهايش و يا يك  رودخانه و سنگ هاي بستر و كناره اش ، گاهي براي صخره هاي يك دره و يك كوه ، گاهي براي ماهيان يك استخر يا ماهيان مظهر يك قنات و چشمه ، گاهي براي ميوه هاي يك باغ يا گل هاي يك بوستان خلوت و گاهي براي پرنده هائي پر از قفس !  سخنراني مي كردم . كوتاه و موجز و جذاب . سعي مي كردم پرحرفي نكنم و مديريت بر زمان سخنراني ، يادم نرود . حرف زائد و بيهوده اي نزنم و از موضوع ، خارج نشوم و نكته هاي بسيار كه رعايت مي كردم . و رقص ماهي ها در آب ، هيبت و عظمت و خشم و خروش موج ها ، عشوه ها و رقص و لرزش گل ها و برگ ها بر شاخه ها ، به عنوان ابراز احساسان مخاطبان بي زبان و فرضي نسبت به سخنراني هايم ، دلخوشم مي كرد و براي تشويقم ، شادي بخش بود و بس بود .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 

حرف زدن را از خدا بياموزيم!

اهميت كلام

قرآن كريم از سنخ كلام است خود را به عنوان بيان معرفى كرده است: «هذا بيان للناس» (آل عمران، ۳ / ۱۳۸) گر چه بيان، مفهومى است گسترده و بر هر چيزى كه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن يا خط يا اشاره، لكن شاخص همه آنها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بيش از خط يا اشاره پرداخته است.
به حسب عادت، سخن گفتن مسأله ساده‏اى به نظر مى رسد لكن با اندك تأمل خواهيم دانست كه اين امر از پيچيده‏ترين و ظريف‏ترين اعمال انسانى است.
اين ظرافت عظمت، از يك سو به نحوه همكارى اعضاى دستگاه صوتى براى ايجاد اصوات مختلف و نيز به وضع لغات و چينش آنها به دنبال يكديگر مربوط است و از سوى ديگر به تنظيم استدلالات و بيان احساسات از طريق عقل مربوط مى شود. عظمت زبان، اين عضو كوچك و فعال، و سخن كه فعل آن است، از نكات زير دريافت مى شود:
 
1. آن گونه كه از آيات 1 تا 4 سوره الرحمن استفاده مى شود، يكى از مهم‏ترين نعمت‏هاى الهى بعد از نعمت آفرينش، نعمت بيان است. در اين آيات آمده است: «الرحمن.علم القرآن. خلق الانسان. علمه البيان» خداى رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت. گويا مفهوم اين سخن آن است كه انسان است و بيانش.
 
2. در قيامت از مسؤوليت زبان سؤال مى شود.در سوره بلد آيات 8 و 9 مى خوانيم: «الم نجعل له عينين. و لسانا و شفتين» آيا دو چشمش نداديم، و زبانى و دو لب. شايد تعقيب آيه فوق به آيه ۱۰ اين سوره: «و هديناه النجدين» و هر دو راه‏[ خير و شر] را بدو نموديم)، اين مطلب را مى فهماند كه زبان يكى از ابزار هدايت است.
 
3. سخن بهترين ابزار انتقال افكار و حتى تأثير گذارى است كه در كلام پيامبر به عنوان سحر به آن اشاره شده. فرمود: ان من البيان سحرا.(1)
 
4. از ميان معجزات انبيا، با عظمت‏ترين معجزه، معجزه خالده نبوى يعنى قرآن، از سنخ كلام است. تأثير اين معجزه تا بدانجا بوده كه كفار با شنيدن اين كلام، از آن به

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

بايد‌ها و نبايد‌ها در كلام


براي انسان به عنوان منبع يا مخاطب در ارتباطات فردي و جمعي، حق و حقوق و نيز مسئوليت‌هايي تبيين شده است كه به كار بستن آنها در هر عصر و نسلي مي‌تواند نجات‌بخش همه‌ي آناني باشد كه در ارتباطات اجتماعي خود به چيزي جز راستي و درستي و جلب رضايت خالق نمي‌انديشند.


حقوق و مسئوليت‌هاي انسان در ارتباطات كلامي (فردي و جمعي)

تاليف: حسين صدري‌نيا

ناشر: سايه‌روشن، تهران

مشخصات ظاهري: 192 صفحه

قيمت: 4000تومان

معرفي كتاب:

بي‌شك قدرت بيان، خواندن و نوشتن يكي از قابليت‌هاي منحصر‌بفرد ما انسان‌ها به شمار مي‌رود و به واسطه‌ي وجود اين توانايي است كه مي‌توانيم با هم‌نوعان خود ارتباط برقرار كند.

پيامبر مكرم اسلام (ص) طي بياناتي كه به تاثير منحصر بفرد قدرت بيانگر سرنوشت آدمي اشاره دارد، تاكيد فرموده‌اند كه «اگر خداوند (فقط) يك نفر را به‌‌وسيله (راهنمايي‌هاي) انسان هدايت فرمايد، نتيجه‌ي آن برايش از دنيا و آنچه در آن است، بهتر خواهد بود.» (بحارالانوار، جلد1، ص 184)

امروزه با توجه به پيدايش فناوري‌هاي جديد ارتباطي رفته رفته تشخيص پيامهاي درست از نادرست روز به روز دشوارتر مي‌شود. تا جايي كه امروزه بخش قابل توجهي از اوقات روزمره افراد در مؤانست با اين تجهيزات سپري مي‌شود.

براي انسان به عنوان منبع يا مخاطب در ارتباطات فردي و جمعي، حق و حقوق و نيز مسئوليت‌هايي تبيين شده است كه به كار بستن آنها در هر عصر و نسلي مي‌تواند نجات‌بخش همه‌ي آناني باشد كه در ارتباطات اجتماعي خود به چيزي جز راستي و درستي و جلب رضايت خالق نمي‌انديشند.

بي‌شك قدرت بيان، خواندن و نوشتن يكي از قابليت‌هاي منحصر‌بفرد ما انسان‌ها به شمار مي‌رود و به واسطه‌ي وجود اين توانايي است كه مي‌توانيم با هم‌نوعان‌ خود ارتباط برقرار كند


با توجه به توضيحات نگارنده در ابتداي اين كتاب منبع و محور اصلي اين كتاب، قرآن كريم بوده و عند‌اللزوم در موارد معدودي به احاديث و روايات معتبر نيز اشاره شده است.

نقطه نظرات، اصول و قواعد قرآن كريم در مورد ارتباطات كلامي فردي و جمعي انسان در مقايسه با تمام نظريه‌ها، قوانين و دستاوردهاي بشر از جهاتي منحصر بفرد به ‌شمار مي‌روند من جمله: اين حقوق و مسئوليت‌ها فرازماني و فرامكاني هستند، با گذشت زمان و پيشرفت تجهيزات و فناوريهاي ارتباطي دگرگون نمي‌شوند، اصول و قواعد تشريعي همه‌ي عرصه‌هاي ارتباطات فردي و جمعي انسان را دربرمي‌گيرد و ... .

اين كتاب در چهار فصل تاليف يافته است كه هر يك از اين فصل‌ها بخش‌هاي مرتبط با خود را در بر مي‌گيرد، اين فصول به ترتيب عبارتند از: فصل اول: ظرفيت‌هاي ارتباطي دوگانه وجود انسان؛ فصل دوم: برتري‌هاي «نبا» بر «خبر» در كلام وحي؛ فصل سوم: حقوق و مسئوليت‌هاي انسان به عنوان منبع پيام؛ فصل چهارم: حقوق و مسئوليت‌هاي انسان به عنوان مخاطب پيام.

زهره سميعي

بخش كتاب و كتاب‌خواني تبيان

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=172538&Keyword=+%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa+%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

سخن گفتن بدون ترس و خجالت

سخن گفتن بدون ترس و خجالت

همه ما ، هنگام ارتباط با ديگران مشكلاتي داريم كه به طرز سخن گفتنمان مربوط است .

خيلي مواقع پيش مي آيد كه ناخواسته تسليم عقايد و يا خواسته هاي كسي مي شويم يا براي اينكه ديگران از ما نرنجند و يا دشمنمان نشوند ، از حقوق خود صرف نظر مي كنيم ، از دادن يا شنيدن پاسخ منفي وحشت داريم ، در محيط كار و يا مكان هاي ديگر اگر با فرد پرخاشگري مواجه شديم نمي دانيم چگونه با او رفتار كنيم ، از بيان صحيح و مستقيم خواسته هاي خود طفره مي رويم ، در جمع خانواده ، دوستان و يا همكاران اداري ، كمتر صحبت مي كنيم و نمي خواهيم مركز توجه قرار گيريم ، از رويارويي با اشخاص نكته گير و متلك گو يا از نيش و كنايه ديگران مي ترسيم و يا اينكه با پرخاشگري ديگران را از خود مي رنجانيم و... همه اين موارد و خيلي موارد ديگر به اين دليل است كه در برقراري ارتباط درست با ديگران مشكل داريم ، كتاب "سخن گفتن بدون ترس و خجالت "نوشته جوديت تينگلي , كمك مي‌كند كه ارتباط بهتري با ديگران داشته باشيم در اين كتاب اطلاعاتي در خصوص فنون تازه ارتباطي به دست مي آوريد و سپس راه‌هايي براي چگونگي سخن گفتن در محيطهاي گوناگون نيز عرضه مي‌شود.

نويسنده كتاب حاضر قيد مي كند كه هنوز افرادي هستند كه باورشان نمي شود در حال حاضر كساني وجود دارند كه از لب گشودن به سخن واهمه دارند و موضوع نفوذ كلام سال هاست كه به عنوان مشكل مطرح نمي شود ، در فرهنگ كشورها كلام نافذ امتياز محسوب مي شود و همچنان برارتباط خوب و صريح و مستقيم و صادقانه ميان افراد و گروهها تأكيد مي شود و آن را در دنياي شغلي امروز كليد موفقيت مي دانند اكنون تا حدودي در نتيجه تغيير ارزشها در سطح بين المللي و ملي زنان و مردان متوجه شده اند كه بايد مهارت هاي مربوط به نفوذ كلام را فراگيرند .

كتاب "سخن گفتن بدون ترس و خجالت" شامل 12 فصل است و درباره روش هاي صراحت كلام به توضيح و بحث پرداخته است.

فصل 1 : بايد عمل كرد در فصل اول نويسنده بيان مي كند كه اساسي ترين ركن هر ارتباط خوب و سالم در هرجا چه در محل كار چه در كوچه و خيابان هنر خوب گوش كردن است . دومين عامل راستگويي و بدون ابهام و روشن سخن گفتن است كه خود ناشي از صراحت بيان است كه به انسان اعتماد به نفس مي بخشد .

فصل 2 :هفت گام براي ارتباط موثر ، در اين فصل براي ارتباط مؤثر هفت گام مشخص شده است.

فصل 3 : تعيين و رفع موانع ،در اين فصل از كتاب از موانع احتمالي و عواملي را كه ممكن است شما را از رسيدن به هدف باز دارد و مشخص مي شود اگر مانعي نبود مي توانيد به آنچه مي خواهد برسيد صحبت شده است.

فصل4 : برنامه ريزي و انتخاب شيوه در اين قسمت از كتاب ،مشخصات ارتباط خوب و شيوه هايي كه مي توان براي رسيدن به هدف از آنها استفاده كرد تشريح شده است از جمله مختصر و مشخص سخن بگوييد و اساس گفتگوهايتان اختصار و دقت باشد.

فصل 5 : پاسخ منفي دادن به طور جدي ،شامل يك سري شيوه هايي براي پاسخ دادن منفي به ديگران است . به طور كلي نه گفتن به كساني كه كاري از شما مي خواهند كه دلخواه شما نيست و لزومي هم ندارد كه آن را انجام دهيد.

فصل 6 : سخن گفتن و بي پرده گفتن ،كه همانطور كه از عنوان آن مشخص است در رابطه با سخن گفتن و بي پرده گفتن صحبت شده است .

فصل 7 : گفتن هر چيز، آنچنان كه هست ،در اين فصل از كتاب در مورد سخن گفتن افراد در مورد هر چيز همان گونه كه هست بحث شده است ، اينكه چگونه اظهار نظرهاي مثبت و منفي درباره ديگران بكنيم به گونه اي كه باعث ناراحتي آنان نشويم.

فصل 8 : مقابله با نيشهاي غيرمستقيم و فصل 9 : مرا جدي بگيريد كه درباره جدي گرفتن افراد بحث مي كند

فصل 10 : مقابله با حمله پرخاشگرانه كه در اين فصل راجع به حمله پرخاشگرانه و چگونگي برخورد براي كم كردن يا رفع كردن پرخاش اينگونه افراد مي باشد.

فصل 11 : ماجراهاي يك روز كاري در اين فصل ماجراي يك روز كاري و فرصت ها و لحظاتي كه مي توان در آن از شيوه هاي صراحت بيان استفاده كرد راتشريح كرده است.

در فصل پاياني كتاب كه قدم بعدي است گفته شده حال كه فنون و مهارت هاي ارتباط صريح را آموختيم مي توانيم تجارب خود را گسترده تر سازيم و شيوه هاي غير مستقيم نفوذ را كه فراتر از صراحت نام دارد را فرا گيريم و در موقعيت هاي گوناگون از آن استفاده كنيم .

مشخصات كتاب

سخن گفتن بدون ترس و خجالت

نويسنده:جوديت تينگلي

مترجم :مهدي مجردزاده كرماني

ناشر:راه بين

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=173227


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.