مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3535
دیروز : 3843
افراد آنلاین : 14
همه : 5297867


 

راههاي داشتن يك گفتگوي تاثير گذار
 
توانايي گفتگوي روان و مناسب ، يكي از عوامل كليدي موفقيت افراد در زندگي و شادماني شخصي است. اساسي‌ ترين و مهم‌ترين عاملي كه شما را به صورت شخصي درمي‌آورد كه همه مايل به صحبت با او هستند، اعتماد به نفس شماست.
در حقيقت مردم هميشه در گفتگو شما را همان طور كه خودتان را ارزيابي مي‌كنيد، مي‌پذيرند. اگر تصور كنيد هيچ گونه مهارت اجتماعي نداريد، ديگر مردم هم شما را همين گونه خواهند ديد. افراد هميشه وضعيت احساسي و عاطفي شما را مي‌گيرند و آن را به خودتان منعكس مي‌كنند.
 
اگر شما موضعي دفاعي يا نامطمئن داشته باشيد يا برعكس، اهل آرامش و گشاده‌رويي باشيد، طرف مقابل گفتگو آنها را مي‌گيرد و به شما برگشت مي‌دهد. پس هميشه به اين مهم توجه داشته باشيد كه احساس خوبي را در طرف مقابل خود به وجود آوريد؛ چراكه شما نمي‌توانيد كاري كنيد كه همه دوستتان بدارند؛ ولي مي‌توانيد نشان دهيد كه ديگران را دوست داريد.
 به گفته ريموند مورتيمر انگليسي، گفتگو بازي تنيس نيست كه در آن سرويس طرف مقابل را با يك ضربه به او برمي‌گردانيد؛ بلكه بازي گلف است كه در آن هركس توپ خودش را پرتاب مي‌كند. هيچ چيز بيش از اين ضرب‌المثل به شما براي اين كه گفتگوكننده اي نمونه باشيد، كمك نمي‌كند. نگه داشتن توپ در هوا هنر است و هدف مورد نظر در بيشتر گفتگوها محسوب مي‌شود، پس بهتر است در گفتگو به اصول زير توجه كنيد:
 
- بيشتر از واژه شما استفاده كنيد تا واژه من. البته منظور اين نيست كه هرگز واژه من را به كار نبريد، ولي زماني كه تعداد من به كاربرده شده بر تعداد شما فزوني مي‌گيرد، نوعي كاهش علاقه در طرف مقابل ايجاد مي‌شود.
 
- هنگام گفتگو، زماني كه در گروه قرار داريد، به تك‌تك افراد نگاه كنيد و حالتي شاداب به چهره خود بدهيد. اگر دل‌شكسته و يا ناراحت هستيد، سعي كنيد اين احساسات خود را بسته‌بندي كنيد و براي زماني ديگر بگذاريد؛ چراكه بروز اين احساسات در واقع هيچ كمكي به شما نمي‌كند.
 
- سعي كنيد طوري عمل كنيد كه هم‌صحبت شما احساس كند با او همساز و هم‌موج هستيد؛ چراكه ما به طور طبيعي نسبت به كساني كه با ما موافقت مي‌كنند، احساس گرمي و صميميت مي‌كنيم.
 
- از واژه‌هاي ما، مال ما، خودمان و به ما به منظور برقراري نوعي نزديكي و پيوند، نوعي احساس سرنشين يك قايق بودن استفاده كنيد.
 
- حتما دليلي وجود دارد كه گفته‌اند كم‌ گوي و گزيده گوي. تصور نكنيد بايد با گفتن موضوعاتي هيجان‌انگيز و جسارت‌آميز در گفتگو شركت كنيد يا حتي سخناني اديبانه يا روشنفكرانه بگوييد. گفتگو درباره موضوعات جاري روزانه هميشه مناسب و قابل قبول است.
 
كنترل زبان
 
اصولا كنترل بعضي حالات زبان بدني دشوار است ازجمله خجالت كشيدن و سرخ شدن، انقباض عضلات صورت، ادا و اصول و شكلك‌هاي ناخواسته و پلك زدن سريع. تنها راه درمان اين گونه واكنش‌هاي غيرارادي، تقويت اعتماد به نفس و سطح آرامش خودتان است. زماني كه خود را به عنوان گفتگوكننده‌اي توانا و كاردان نگاه كنيد، اين واكنش‌ها محو مي‌شود. شكل‌هاي ديگر زبان بدني كه لازم است هنگام گفتگو كنترل شود عبارتند از:
 
- نگاه كردن مداوم به ساعت خودتان
 
- ور رفتن با مداد، قلم و ديگر اشياء
 
- بيقراري
 
- بازي با حلقه و انگشتر
 
- خنديدن مضطربانه يا خيلي بلند
 
- خاراندن سر و چانه
 
- پيچاندن سبيل
 
بيشتر اين رفتارها از سوي كساني انجام مي‌شود كه هرگز متوجه كارهاي خود نيستند و احساسي ناشي از اضطراب و ناامني دارند. حركات بدني در صورتي كه به گونه‌اي افراطي انجام شوند و معتدل باشند، ايرادي ندارد. ممكن است از خودتان بپرسيد چه حركت بدني را مي‌توانيم انجام دهيم؟ پاسخ اين است كه بهترني حركت بدني لبخندي خوب و حركت گاه به گاه و بامعناي سر است. اين حركت گاه به گاه سر به طرف مقابل مي‌فهماند كه شما به حرف‌هاي او توجه و دقت كامل داريد. ولي در خصوص خنده مي‌توان گفت خنده مهم‌ترين زبان بدني است كه به طرف مقابل مي‌فهماند شما مهربان، خوشخو، راحت و پذيراي طرف مقابل هستيد. كشش طبيعي نوع بشر اين است كه احساس ابراز شده از سوي طرف مقابل خود را منعكس كند. بنابراين اگر شما لبخند بزنيد، به احتمال قريب به يقين طرف مقابلتان هم به شما لبخند خواهد زد.
 
چگونه و چه وقت لطيفه بگوييم
 
چه چيزي بامزه و خنده‌دار است؟ پاسخ ساده به اين پرسش اين است: چه كسي مي‌داند؟ لطيفه‌اي كه يك نفر را از خنده روده‌بر مي‌كند، ممكن است با نگاه متحير ديگري روبه‌رو شود. به طور كلي، در هر جمع كاري يا اجتماعي كه بيش از 2 نفر در گروه همصحبت شما هستند، دور لطيفه‌ها را خط بكشيد. اگر تنها 2 نفر حضور دارند كه شامل بهترين دوستتان است، ادامه دهيد و لطيفه بگوييد. به طور قطع، تعداد اندكي از مردم از نظر موقع‌شناسي، تشخيص، مناسبت، اختصار كلام و ارائه لطيفه كامل و بي‌عيب و نقص هستند. براي لطيفه گفتن زمان مشخصي وجود دارد (در نيمه وقت بازي، بعد از شام با خانواده، موقع پياده‌روي با دوستان)‌.
 
در حقيقت لطيفه هرگز جزو گفتگو محسوب نمي‌شود و اگرچه لطيفه‌اي بموقع ممكن است بحث و گفتگويي به راه اندازد، ولي خجالت و شرمساري ناشي از لطيفه‌اي بي‌مزه، مساله مهم‌تري است. شما هم در صورتي در گفتن لطيفه موفق خواهيد بود كه:
 
- لطيفه‌تان را با توجه به موضوع گفته شده ميزان كنيد و اگر ربطي به موضوع مورد گفتگويتان نداشت، آن را نگوييد.
 
- از گفتن لطيفه‌هاي ناجور خودداري كنيد. صرف‌نظر از اين‌كه شنوندگان شما بسيار بخندند، چرا كه شما به عنوان شخصي نه چندان موقر در ذهن شنوندگان باقي خواهيد ماند.
 
- از گفتن لطيفه‌هاي نژادي، مذهبي و جنسي خودداري كنيد. اين كار در اصل ارزش ندارد.
 
- هرگز راجع به يكي از اعضاي گروه، در خصوص نام، عادت‌ها، محل تولد، شغل، ظاهر يا گذشته شخص لطيفه‌اي نگوييد چرا كه هيچ كس دوست ندارد به اين نحو انگشت‌نما شود.
 
در حقيقت جهان به خنده نياز دارد و خوش‌خلقي در همه جا موجب موفقيت مي‌شود. بنابراين مسائلي كه در بالا در مورد لطيفه گفته شد، به معناي خفه كردن روحيه شاد يا طرفداري از يك گفتگوي خشك و جدي نيست، بلكه منظور اين است كه به خاطر داشته باشيد گفتگو ارتباطي دوطرفه است كه بعضي افراد اين موضوع را فراموش مي‌كنند. پس گاهي بهتر است لطيفه‌هايمان را براي اعضاي خانواده و دوستان نزديك خود نگه‌داريم.
 
گفتگو در مكان‌هاي عمومي
 
زمان‌هايي مي‌رسد كه شما مجبوريد در جاهاي مختلفي و در فاصله بين خانه و محل كار خود چند كلمه‌اي با افراد مختلف صحبت كنيد. محل‌هايي مثل سوپرماركت، كتابفروشي، خشكشويي، اتاق انتظار پزشك، پارك و ده‌ها محل ديگر. افرادي كه در مكان‌هاي عمومي با آنها برخورد مي‌كنيد، دو دسته‌اند: كساني كه آنها را مي‌شناسيد و افرادي كه برايتان ناشناس هستند. گفتگو با آشنايان به مراتب راحت‌تر است و مي‌توانيد حرف‌هاي شخصي زيادتري بزنيد اما با غريبه‌ها بايد مودبانه‌تر و رسمي‌تر برخورد كنيد. در مكان‌هاي عمومي، در موقعيت‌هاي مناسب بهتر است:
 
- با لبخند و تكان دادن سر با ديگران خوش و بش كنيد. سلام طرف مقابل را در همان سطحي كه ابراز شده، پاسخ دهيد.
 
- به حريم شخصي ديگران احترام بگذاريد. زماني كه كسي لباس غيرعادي پوشيده است يا چيز غيرعادي را مطالعه مي‌كند، از او نخواهيد دليل آن را براي شما توضيح دهد.
 
- در مورد افراد غريبه اجباري نداريد كه سخن خود را با گفتن نام خود و دست دادن شروع كنيد.
 
-‌ چنانچه طرف مقابل به تمايل شما در صحبت كردن پاسخ نمي‌دهد، هرگز به گفتگو كردن اصرار نكنيد.
 
- از طرح پرسش‌هاي بسيار شخصي و خصوصي مانند «آيا شما ازدواج كرده‌ايد؟» و يا «چند سالتان است؟» بپرهيزيد.
 
اصولا موضوعات مطلوب در مكان‌هاي عمومي مي‌تواند شامل مواردي چون عقايد، مشاهدات شما، موضوعات مهم مطرح شده در روزنامه‌ها، آب و هوا و محل‌‌هاي موردنياز باشد و از پرداختن به موضوعاتي چون بيماري‌ها، ناراحتي‌ها، موضوعات جدال‌برانگيز، پرسش‌هاي شخصي (حقوق و دستمزد افراد)‌ و لطيفه‌هاي نامناسب بپرهيزيد.
 
گفتگو در محيط كار
 
گفتگوهاي محيط كاري ممكن است روحيه، كارآيي و كار گروهي را تقويت كند، يا هر سه آنها را تحليل ببرد. حرف‌هايي كه در محيط كار زده مي‌شود، به اجبار بايد كوتاه و سطحي باشد، زيرا در محيط‌هاي كاري هيچ‌كس را براي صحبت كردن استخدام نمي‌كنند. در محيط كار شما مي‌توانيد موضوعات مورد نظر را در صورتي كه نمي‌خواهيد مستقيم مطرح شوند، به صورت غيرمستقيم ارائه كنيد. اجازه تبادل نظر به كاركنان يا كارگران و تشويق آنان به اين كار، گاهي موجب خلق ايده‌هاي جديد و بهتر مي‌شود. همچنين گفتگوهاي مختصر در راهرو، قبل از جلسات و بعد از پايان ساعت كاري روش خوبي براي تبادل نظرات است.
 
مواردي كه بايد در گفتگوهاي محيط كار در نظر گرفت عبارتند از:
 
- گفتگوها را تا جايي كه مي‌توانيد مختصر، مفيد و سطحي انجام دهيد مگر اين كه محتواي كاري داشته باشد.
 
- در صورت امكان يك واژه قدرداني به هر گفتگوي خود اضافه كنيد چرا كه فرهنگ تعريف و تمجيد متقابل در محيط كار در افزايش بهره‌وري، وفاداري شركتي و نيروي سازنده اعجاز مي‌كند.
 
- توجه ويژه به تازه واردان داشته باشيد. آنها بيش از بقيه به نوعي احساس پذيرش و تعلق داشتن نياز دارند.
 
- موضوعات شخصي و خصوصي خود را مطرح نكنيد، مگر آن كه به طور واقعي به مساله كاري مورد گفتگو مربوط باشد.
 
- از گفتگو درباره موضوعات كاري حساس يا جدال‌آميز خودداري كنيد.
 
- از واژه‌ها و عبارات منفي استفاده نكنيد. مخالفت هميشگي با هر عقيده جديد كاري سازنده نيست.
 
گفتگو با خانواده و دوستان
 
به نظر مي‌رسد بيشتر مردم نحوه گفتگو با خانواده و دوستان را مي‌دانند، ولي در حقيقت روابطي خودماني گاه موجب بعضي گفتگوهاي نه چندان خوب بين خانواده و دوستان مي‌شود چرا كه مودب بودن با عزيزترين و نزديك‌ترين افراد دشوارتر است، زيرا آنها را متعلق به خود فرض مي‌كنيم. در گفتگو با خانواده و دوستان نزديك بايد همواره نكاتي را در نظر گرفت از جمله:
 
- خود را وادار كنيد با خانواده و دوستان هم مثل مديرعامل شركت يا يك مشتري ارزشمند رفتار كنيد، زيرا گاهي رفتار ما با همه كساني كه در طول روز ملاقاتشان مي‌كنيم، بهتر و مودبانه‌تر از رفتاري است كه بعد از رسيدن به خانه در شب با خانواده خود مي‌كنيم.
 
- به خلوت طرف مقابل احترام بگذاريد. صرف اين كه شما يكديگر را مي‌شناسيد، به معناي اين نيست كه اجازه داريد به همه افكار يكديگر وارد شويد.
 
- احساسات خود را در ميان بگذاريد، ولي نه همه احساساتتان را و نه هميشه.
 
- به دقت به حرف‌هاي طرف مقابل خود گوش دهيد چرا كه گوش دادن مهم‌ترين و موثرترين روش براي برقراري رابطه دوستانه و حفظ اين رابطه است.
 
- براي ايجاد گفتگو و ابراز تاييد و تمجيد خود به طرف مقابل، منتظر رويدادهاي بزرگ نباشيد. در ميان گذاشتن رويدادهاي روزانه موجب پيوند ميان افراد مي‌شود.
 
- مودب و با نزاكت باشيد. بسياري از مردم تصور مي‌كنند زماني كه در ميان خانواده و دوستان هستند مي‌توانند بسيار آزادانه و بي‌ملاحظه باشند.
 
- در زندگي هر كس بايد مقداري باران ببارد. ممكن است بين شما و افراد خانواده يا دوستانتان احساساتي ناخوشايند پيش آيد. عذرخواهي قلبي و صميمانه را ياد بگيريد.
 
- اجازه دهيد براي شما تعريف كنند در زندگي‌شان چه مي‌گذرد، سعي كنيد علت ناراحتي‌شان را درك كنيد. از سوي ديگر اگر شخص مورد نظر بابت خبرهاي خوش، شادمان و خوشحال است، سعي كنيد در شادي او شريك شويد.
 
در پايان

هيچ كس نمي‌تواند بگويد تبديل شدن به گفتگوكننده‌اي دوست‌داشتني و جذاب كاري ساده است. بيش از صد سال پيش، گاماليل بردفورد اعتراف كرد: «اغلب اوقات گفتگو كردن برايم ناراضي‌كننده است. هرگز آنچه را مي‌خواهم بگويم نمي‌گويم و بعد در مسائلي غرق مي‌شوم كه مي‌بايست مي‌گفتم و نتوانستم بگويم.» آيا شما هم همين طور هستيد؟
 

 
منبع: www.jamejamonline.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۱:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]


حصه اي از چند و چون قصه هاي آذريزدي


بخش اول كلياتي درباره داستان ها و قصه هاي كودكان

يكي بود يكي نبود، غير از خدا هيچ كس نبود. و بعد در ميان خلايق، خداوند استاد مهدي آذريزدي را آفريد، و اين استاد روزي به فكرش رسيد كه آفريننده جهان، بچه ها، يعني آفريدگان خود را خوب خلق كرده است و (بنابراين) براي اين خوب ها بايد كاري كرد تا شكر نعمت خداي به جاي آورده شود، و فكرش به اينجا رسيد كه در قديم و نديم ها آدم هاي خوب به فراواني، قصه هاي خوبي گفته اند و بخشي از اين قصه هاي خوب را (كه يا بهتر از قصه هاي ديگر بوده و يا به علتي زودتر و راحت تر به آن دسترسي يافته اند) گروهي اديب، دانشمند، شاعر و نويسنده خوب به رشته تحرير درآورده اند. اما با وجود آن كه يكي از همين آدم هاي بزرگ و خوب يعني مولانا جلال الدين محمد بل