مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 12026
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 38
همه : 4340508

 

چند توصيه به گويندگان...  

1)واژه ها را كامل ادا كنيد ،هيچ حرفي را در كلمه و هيچ كلمه اي را در جمله ناقص و ناتمام بيان نكنيد. مثلا دقيقه را نگوييد دييقه،عزايزان را نگويي عيزان تغيير را نگويي تععيير و ...

2)مطالعه كنيد و فراوان متن و كتاب بخوانيد.با مطالعه ،مهارت كشف و دريافت مفاهيم بلند را كسب مي كنيد و گنجينه وازگان شما غني  تر مي شود.

كاربرد واژه ها و جايگاه هر كدام را دريابيد و در انتخاب واژه ها اشتباه نكنيد و شان مصرف هر كلمه رابياموزيد.گلستان سعدي ،ديوان حافظ،، نثر و شعر امروز، متون علمي ،فلسفي، هنري د يني ،تاريخي  سياسي ، داستان كوتاه و بلند،مثل هاي فارسي ،آيات و احاديث ،جملات بزرگان،نمونه هاي مطالعاتي،.

3)تقليد نكنيد،صدا و شيوه بيان گويندگان موفق را گوش كنيد و به چگونگي بيان آنها توجه كنيد اما تقليد نكنيد.تقليد نازل است و گوينده را از ورود به دنياي مستقل محروم مي كند.هر گوينده بايد خودش باشد نه ديگري .البته تقليد در زمان ابتدايي يادگيري لازم است اما به تدريج كه به تعادل و جايگاه مناسبي رسيديد به ويزگي ها و استعدادهاي فردي تكيه كنيد و خودتان باشيد، تقليد به اين معنا كه خودمان را فراموش كنيم و استعداد خود را حقير كنيم و ناديده بگيريم و كاملا فرد دست دوم از گوينده اي ديگر بشويم كار مرودود و بي جوابي است .مردم اينگونه افراد را دوست ندارند.

 4)زبان فارسي و قوائد زبان ملي خود را ياد بگيريد . اين يادگير باعث مي شود كه آشفته سخن نگوييد و  هميشه سخن شما را به راحتي بفهمند.

5) خطاها،مسامحات و غلط هاي رايج گفتاري و نوشتاري رابشناسيد و از آنها پرهيز كنيد.براي فرد عادي در جامعه خطاي زباني عيب است اما براي گوينده زشت است.خطاهايي مانند گاهاً، دوماً ،عمراً،خواهشاً،لازم به ذكر است،فرمايشات،اساتيد ،شئونات،اگرچه و ده ها نمونه ديگر ،گوينده را براي برقراي ارتباطي موثر يا مخاطب شنونده با بيننده عاجز مي كند.

6) شعر خواني را ياد بگيريد،شعر را غلط نخوانيد،تكيه ها، مكث ها،حركت ها   را هنگام خواندن شعر رعايت كنيد.

اگر بيتي از شعر سوالي است آن را سوالي بخوانيد اگر درخواست آن را با لحن درخواست ادا كنيد.اگر افسوس ،حسرت ،غبطه، خواهش يا نهيب ،دستور،نصيحت،عتاب،خبر،هدلي،مژده و بشارت در شعر باشد هركدام را درست بيان كنيد.

خوب است هنگام خواندن شعر در راديو ،تلويزيون يا اجراي همايش به هفت ويزگي خواندن شعر در اين حالات آشنا باشيد.

7) با ادبيات فارسي،ادبيات داستاني و نمونه هاي مكتوب و متون مربوط در حد نياز آشنا باشيد و نام شخصيت ها و مفاخر مرتبط با آن را بشناسيد و گاهي برخي از نمونه هاي مكتوب را ورق دم بدست نمي آيد مگراينكه از درون به شغل و وظايف حرفه اي خود متعهد باشيم و در قلب و دل مردم را دوست داشته باشيم.

20) نوع صداي خودتان را بشناسيد و جاي مصرف آن را بدانيد.صداي هر فردي محدوده مصرف دارد ،نبايد از آن پايين تر يا بالاتر برود.گاهي كه صداي برخي از گوينده ها و مجريان بالاتر مي رود و نزديك فرياد مي شود ديگر توان بيان احساس را ندارند.صدايشان خراب مي شود.بعضي از گويندگان چون جاي مصرف صدايشان را

نمي دانند و مهارت فراز و نشيب صدا را نمي دانند صدايشان را خراب مي كنند..گرچه اصل صداي ايشان خراب نيست نمي دانند چگونه آن را مصرف كنند..گستره مصرف صداي گوينده را ديو با گوينده تلويزيون تفاوت دارد.مصرف صداي گوينده با مجري فرق دارد.

 امروز بعضي از گويندگان و مجريان كارشان داد و فرياد است.به اسم اينكه شيوه گويندگي و اجراي رسانه اي در حال دگرگوني است. فرياد مي زنند و اگر هم اجرا مي كنند هم فرياد مي زنند.اينگونه كارها تحول و دگرگوني نيست .

گوينده اگر بخواهند تحول ايجاد كنند بايد روي سكويي مطمئن از ويژگي هاي پايه  و اصيل گويندگي قرا داشته باشد و سپس دست به ايجاد طرحي نو بزند.

كنترل مخاطب و توهين به مردم و ناديده گرفتن ادب ارتباط و فراموش كردن شيوه هاي  ارتباط كلامي را نمي توان تحول و دگرگوني رسانه اي نام گذاشت. يادتان باشد اين گروه مدتي موجي ايجاد مي كنند و به تدريج كم رنگ و حذف مي شوند.

http://irib20.blogfa.com/post-28.aspx
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۰:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

انواع صدا  

انواع صدا عبارتند از :  1- صداي سينه    2- صداي سر      3- صداي گلو

گلو، عنصر اصلي باروري صدا است. گلو، اسم انگليسي اش( larynx ) است؛ و بي بي سي به آن جعبه صدا ( voice box) مي گويد. پس اين مساله براي گوينده بسيار حياتي است.

تارهاي صوتي كه خداي متعال به انسان داده است؛ به حدي گردانند. كه برخي از گوينده ها، مثلا اگر صدتا تار صوتي داشته باشند از 20-30 تاي آن استفاده مي كنند. پس يكي از راههاي تقويت تارهاي صوتي استفاده از گلو است.

ظرفيت گلو و محتواي گلو؛  براي اداي كلمات است.  مثلا كلمه من آن نيم، را از بيني بگوييد؛ و بعد از گلو بگوييد. وقتي از گلو مي گوييد، بهتر و شفاف تر شنيده مي شود. و همين داستان در ميكروفون راديو هم اتفاق مي افتد، يعني صدايي كه تار صوتي تقويت اش كند شفاف تر ادا مي شود.

حالا چگونه مي توان تارهاي صوتي را بيدار كرد؛ مي نشينيم جلوي آينه، دست را روي گلو مي گذاريم، بطوري كه صداي قزقز تارهاي صوتي گلو را موقع اداي حروف، و حتي وقتي كه متني را مي خوانيد اين صداي قزقز بيايد. پس تارهاي صوتي بر اثر تنبلي است، كه باعث مي شود صدا اينقدرخفه باشد. وصدا بردار هم، دچار تشنج مي شود؛ صدا را تنظيم مي كند، مي بيند يك صداي خوب از گوينده بيرون نمي آيد.

برخي از صداها؛  نافذ، قشنگ، دوست داشتني و ماندني هستند. مثلا صداي خانم نشيبا و خانم بهروان.

صداي خانم بهروان، تقريبا 8 ويژگي جهاني صدا را دارد. وخانم نشيبا هم، 6-7 ويژگي صدا را دارد.

در ميان سخنوران امروز؛ از آيت الله حسن زاده عاملي مي شود، نام برد. ايشان به حدي قشنگ حرف مي زند؛ كه اگر شما گويندگان سخنراني هاي ايشان را گوش دهيد موجب مي شود كه، بسياري از گوهر هاي صدا در شما ايجاد شود. چون ايشان هر چه مي گويد راست است؛ و به هر چه مي گويد معتقد است وقبول دارد. و اصلا يكي از رازهاي نفوذ كلام اين است كه؛  به هر چه كه مي گوييد، خودتان آن را قبول داشته باشيد.

جنس صدا در هر انساني ذاتي است اما تربيت صدا ذاتي نيست. يعني اگر صداي كسي صداي سر باشد ذاتي است؛ ولي اگر بخواهيم صداي سر را تبديل به صداي سينه كنيم، نمي توانيم. اما هر دوي آن را مي توانيم در گلو تقويت، شفاف تر، نافذ تر و قشنگ تر كنيم.

اينكه مي گويند به دشت و كوه برويد و بايستيد، و شفاف گويي كنيد و بلند بلند حرف بزنيد و متن بخوانيد تا مرز سوزش گلو، و تااينكه، سوختن شروع شد رها كنيد؛ و يك ربع، نيم ساعت استراحت، ودوباره شروع كنيد. اين مساله است كه باعث مي شود؛ بعداز مدتي ببينيد صدايتان ، يك صداي ديگري است و آن صداي ملال آور، خسته كننده، ضعيف، خفه و گرفته ديگر نيست. و در صدا سازي يك صداي نوعي است.


 http://irib20.blogfa.com/post-29.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۱۰:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

درست گويندگي كنيم...  

اگرچه درست تلفظ كردن اعراب كلمات يكي از موارد فصاحت زبان است ، اما به نظر مي رسد برخي گويندگان راديو جز اين كه اعراب برخي كلمات را درست تلفظ كنند كوشش ديگري براي رسيدن به زبان فاخر و فارسي يعني درست حرف زدن را انجام نمي دهند.
امروز برخي گويندگان راديو سعي مي كنند با تلفظ درست كلمات در اصل عربي يا فارسي خود را به زبان معيار نزديك كنند كه كار پسنديده اي است ؛ اما سخن اصلي اينجاست كه يك گوينده بايد علاوه بر درست سخن گفتن از لحاظ اعراب كلمات ، به معناي واژه ها و غلطهاي دستوري و نگارشي هم توجه كند. اين كه يك گوينده شنيدن را با فتحه ، چشم را با فتحه ، بين الملل را با فتحه روي نون و… تلفظ كند كار بسيار درستي است ؛ اما مهمتر و درست تر از آن استفاده بجا از كلمه در قالب جمله و دانستن معني لغوي و اصطلاحي كلمات است.
اگر پژوهشي صورت بگيرد و آماري به دست بيايد از تعداد كلماتي كه گويندگان اصرار دارند اعراب آنها را درست تلفظ كنند شايد اين آمار از ۵۰نفر فراتر نرود، چرا كه متاسفانه هر گوينده به فراخور مطالعات خود و دايره لغات محفوظ در ذهن يك دسته از كلمات را درست و دسته ديگر را نادرست تلفظ مي كند. برخي گويندگان امروزه فقط قدرت گويندگي را در تلفظ آخر و آخر و كاربرد آنها در جمله مي دانند، در صورتي كه در بيان عاميانه و امروزي آنها آخر آخرست به معني پايان ، اگرچه در ادبيات آخر به معني پايان و آخر به معني ديگري است.
در مورد اين كه مساله تلفظ درست اعراب كلمات تنها مساله مهم براي گويندگان نبايد باشد، اين جمله است كه يكي از گويندگان در گفتگوي تلفني با يكي از هنرمندان ايراد كرده بود: «ما شگنيديم كه شما به بهانه برگزاري نمايشگاه كتاب اين ترجمه رو منتشر كرديد.» كه مهم براي گوينده فقط تلفظ اعراب شنيدن با فتحه بوده است و اصلا به اين كه به جاي بهانه بايد مي گفت به مناسبت توجهي نكرده است.
بسيار اتفاق مي افتد كه گوينده اي كلمات را با اعراب درست تلفظ كرده اما پشت سر هم و در قالب همان جملات گفته است : گاها، فرمايشات ، اساتيد، دستورات ، تكميل نواقص و… بايد پذيرفت كه گويندگان بايد در كنار اين كه تلفظ مي كنند: افريقا، امريكا، بايد متوجه باشند كه استعفا كردن درست است نه استعفا دادن.
به نظر مي رسد اگر گويندگان كمي مطالعه بيشتري داشته باشند و كلمات را با همان اعراب بعضا عاميانه تلفظ كنند و ذهن خود را بر اشكالات عمده دستوري و نگارشي متمركز كنند دنيا و آخرت بهتري خواهيم داشت.
در پايان بايد گفت بسيار بجاست كه گوينده فرق منتظگر با منتظر را بداند و كلمات عربي را در فارسي با رعايت حالت فاعلي و مفعولي به كار بندد، اما در كنار اين توجه به اعراب انتظار مي رود كه گويندگان از تركيب نقطه نظر به جاي ديدگاه استفاده نكنند. اگرچه كسادي با فتحه درست است بايد به اين نكته توجه كرد كه چگونه مي شود يك آيتم را علي الحساب شنيد يا چگونه مي توان چيزي را موقتا در ذهن داشت يا گزارش مبسوطي را از سطح شهر شنيد!
bحرف پاياني اين كه گويندگان بايد در فضاهاي بداهه كه متني در اختيار ندارند رعايت انصاف را در به كار بردن كلمات بكنند و با فراگرفتن آنچه نمي دانند و تسلط بيشتر بر ادبيات هم براي ارتقاي سطح كار خود بكوشند هم خطاي احتمالي سردبيران و تهيه كنندگان را در برنامه دروازه باني كنند؛ چرا كه بسيار كم اتفاق مي افتد كه گوينده اي مسلط اشتباه يا كاستي يك نوشته را جبران كند، هر چند كم نيستند گويندگاني كه حضور آنها در برنامه باعث اعتماد به نفس تيم نويسندگي و سردبير آن برنامه است.

http://irib20.blogfa.com/post-30.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ويژگي‌ها و جنبه‌هاي مختلف صدا  

1-حجم صدا volume

از يك نگاه صداي پر قدرت براي سخنور شايد همه چيز باشد. البته امروزه دستگاههاي الكترونيكي هر نوع صدايي را پر قدرت مي‌كند. اما مكان‌هايي هست كه شما ميكرفن در اختيار نداريد. مانند كلاس كه شما بايد تلاش كنيد با در اختيار داشتن وضع صدايتان آنرا متناسب با مكان بكار ببريد. بسياري از عوامل و موانع وجود دارد كه شما لازم است با آگاهي از آنها صدايتان را تناسب ببخشيد.

كميت و كيفيت حضور افراد در محيط، صداي خارج از محيط، وضع انعكاس صدا در فضا و موارد ديگر.

اگر شما در جايي زياد بلند صحبت كنيد مخاطبان ممكن است شما را بي‌ادب تلقي كنند اگر خيلي ملايم صحبت كنيد ممكن است مطالب شما تفهيم نشود.

يادتان باشد كه هميشه صدايتان براي خودتان بلند تر از آن است كه به شنونده مي‌رسد. به محض اينكه شروع كرديد به صحب، يه افرادي كه در عقب هستند نگاه كنيد اگر ابهامي در چهره دارند بدانيد كه بايد بلندتر صحبت كنيد.

2-زير و بمي صدا – ارتفاع pitch

ارتفاع صدا حالت زيرو بمي صداي فرد است. هر قدر امواج صدا بيشتر و تند تر مرتعش شوند  حالت زير بودن آن بيشتر است و هر چه كمتر ارتعاش داشته باشد حالت بم تري دارد.

دانگ يا زير و بمي صدا را مي‌توان از صدايي كه بين كليد اول و آخر پيانو توليد مي‌شود مشخص كرد. هنگام سخنراني زير و بم صدا بر معاني كلمات و صدا اثر مي‌گذارد.

تغيير در زير و بمي صدا را «آهنگ صدا » نيز مي‌نامند تغيير ارتفاع به صداي شما درخشش، گرمي و شور و نشاط مي‌بخشد. اين آهنگ صداي شماست كه مشخص مي‌كند آيا شما جمله‌اي را بصورت سوالي مطرح مي‌كنيد يا خبري.

آهنگ صدايتان همچنين غم و شادي و رضايت و عصبانيت و سر زندگي و  بي‌حالي و نگراني و آرامش و نيز سرحالي و خستگي شما را مشخص مي‌كند.

در گفتگو‌هاي روزمره ما بطور غريزي آهنگ صدايمان را براي بروز احساس و منظورمان بكار مي‌گيريم. افرادي كه اينچنين نيستند و يكنواخت صحبت مي‌كنند تنها مي‌توانند براي افراد كم خواب موثر باشند.

تعداد كمي از مردم صدايشان حالت يكنواختي مطلق دارد و هيچ تغييري در آهنگ كلامشان ايجاد نمي‌شود. اما افراد زيادي هستند كه از تغييرات آهنگ گفتار بصورت تكراري و  ملال آور استفاده مي‌كنند كه اين روش نوعي روش خواب آور و هيپنوتيزمي است.

شما مي‌توانيد براي مقابله با اين حالت‌‌ها از ضبط صوت كمك بگيريد و صداي خودتان را ضبط كنيد و بشنويد. اگر جملاتتان با آهنگ ثابت و ويژه‌اي پايان مي‌يابد سعي كنيد تغيير دهيد و مطابق با مفهوم كلمات آهنگ را بكار ببريد.

به هر حال تلاش براي رهايي از برخي حالت‌ها در ابتدا شايد بد جلوه كند  اما مطمئن باشيد كه براي تبديل به سخنوري قابل اين روش‌ها تضميني است.

3- سرعت و ميزان گفتار    Rate

سرعت به معناي تعداد كلماتي است كه در واحد زمان بكار مي‌بريم. مردم آمريكا معمولا در يك دقيقه 120  تا 150 كلمه را بكار ميبرند. اما ميزان ثابتي براي سخنراني موثر توصيه نشده است.

دانيل وبستر در يك دقيقه به سختي 90 كلمه سخن مي‌گفت. فرانكلين روزولت 110 كلمه، جان كندي 180 كلمه، مارتين لوتر كينگ با 92 كلمه آغار مي‌كرد و با 145 كلمه به پايان مي‌برد

بهترين ميزان سرعت سخن وابسته به چند عامل است. ويژگي‌هاي صوتي و آوايي سخنور ، حالت و احساسي است كه با آن تلاش مي‌كند مفهومي را بازگو كند، وضع و حالت شنوندگان و مخاطبانش و شرايطي كه در آن قرار دارد.

مثلا اگر شما بخواهيد هيجان يك مسابقه اتومبيلراني را بازتاب دهيد طبيعي است كه تند صحبت مي‌كنيد . سرعت گفتار در خلق احساس نشاط و شادي يا ترس و عصبانيت و ايجاد تعجب و حيرت به شما كمك مي‌كند . در حاليكه سرعت كم گفتار براي اظهار همدردي و غم مناسب‌تر است. بيان كند و آهسته براي طرح اطلاعات ظريف و پيچيده موثر است و طرح مطالبي كه براي مخاطب زمينه قبلي دارد نيازمند سرعت است.

تحقيقات ثابت كرده‌است كه در مجموع سخنران‌هايي كه در گفتار خودشان سرعت بيان دارند صلاحيت علمي و مهارت تفهيمشان بيشتر است.

دو روش خطا و غلط در سخنراني اين است كه اولا هنگام صحبت چنان كند و آهسته سخن بگوييم كه مخاطب ما خسته شود و ثانيا چنان تند صحبت كنيم كه مخاطب از ديدگاهها و مطالب ما عقب بيفتد و آنها را درك نكند.

در اينجا نيز استفاده از ضبط صوت و ارزيابي سرعت گفتارتان توصيه مي‌‌‌‌‌شود.

4- مكث pause

آموختن و دانستن چگونگي مكث بجا براي سخنرانان تازه كار روشي اصلي و مشكل است. لحظه‌اي سكوت گاهي معنايي در حد يك قرن دارد. هر چه تسلط و آمادگي شما در سخن گفتن بيشتر شود اهميت و كاربرد مكث و سكوت را بيشتر در مي‌يابيد.

مكث و سكوت مناسب گاهي پايان تفكر و نظري را اعلام مي‌كند و گاهي فكر جديدي ر ا براي برسي خلق مي‌كند و شايد تاثيري عاطفي به عبارت و جمله‌اي القا كند.

مارك تواين(Mark Twain ، نويسده با ذوق و شوخ طبع و بذله‌گوي مشهور آمريكايي) مي‌گويد:«كلمه و واژه مناسب و درست ممكن است نافذ و موثر باشد، اما هيچ كلمه و واژه‌اي موثرتر از يك لحظه سكوت مناسب و بجا نيست». او معتقد است كه مكث بيجا نيز ممكن است موجب خنده و تمسخر شود.

لازم است كه به سخنراني‌هاي افراد مجرب و مشهور گوش كنيم و به شيوه‌هاي سكوت كردن آنها در بين گفتارشان براي القاي حساس ترين ظرايف مفاهيم توجه كنيم.

وقتي مي‌خواهيد مكث كنيد يادتان باشد كه اين مكث بايد در بين بيان مفهوم مستقلي نباشد بلكه در پايان آن باشد در غير اين‌صورت شنونده و مخاطب خود را از پيامتان دور مي‌كنيد.

مهم‌تر از همه چيز اينكه هيچگاه از صداها و آواهايي مانند: اَ «Uh»، اِ «eh»  اوم «um»   در گفتارتان استفاده نكنيد. اين صداها موجب آزار مي‌شوند و موجب ترديد شنونده به هوشمندي و تعقل سخنران مي‌گردد.

5- تنوع آهنگ صدا  vocal variety

 همانطور كه تنوع چاشني زنددگي است، چاشني سخن سخنران نيز هست. صداي يكنواخت و بي‌حال و تغيير ناپذير درست مانند مسير يكنواخت بعضي از زندگي‌هاي بي‌روح و روزمره است.

شما براي ارتباط موفق با مخاطب و القاي نظر و احساستان گاهي لازم است صدايتان را كم كنيد .

چگونه مي‌توان به صدايي سرزنده و شاداب دست يافت؟ جدا از مهارت‌هاي ياد شده بايد سراغ سخنرانان و سخنراني‌هاي مهم رفت و به آنها گوش داد. احساس اعتقادي كه شخص به مطالب گفتني خود دارد و نيز تمايل فراوان به ايجاد ارتباط با مخاطب و انتقال آن مطالب موجب مي‌شود كه بتوان از صدايمان به نحو احسن استفاده كنيم.

البته شما بايد به ويژگي‌هاي صداي خودتان پي ببريد و بدانيد كه كدام ويژگي در صدايتان نيازمند تمرين و تربيت است . در اينجا نيز ضبط كردن صدا و گوش دادن انتقادي به آن موثر است.

همانطور كه در گفتگوي عادي و روزانه صدايتان را تغيير مي‌دهيد در سخنراني نيز بايد چنين عمل كنيد.

6- تلفظ  pronunciation

همه ما هنگام سخن گفتن دچار اشتباه در تلفظ كلمات يا اسم ها مي‌شويم.به نمونه‌هاي زير توجه كنيم، كدام يك درست است ؟

 زَمين            يا                  زِمين                       دسترَس         يا        دسترِس        

ثَبات              يا                 ثُبات                       مَفاد              يا        مُفاد   

مَحال            يا                 مُحال                      مَحابا             يا        مُحابا

مَهار              يا                 مُهار                       و...    

 احتمالا بسياري هنگام سخن گفتن اين كلمات را در جاي يكديگر استفاده مي‌كنند.

هر كلمه و واژه سه نوع عرصه ظهور دارد :

· خوانده مي‌شود

· نوشته مي‌شود

· بيان مي‌شود

تعداد كلماتي را كه اكثر مردم هنگام خواندن مي‌شناسند و معني آن را درك مي‌كنند خيلي بيشتر از تعدادي است كه در نوشتن بكار مي‌گيرند و اين تعداد حدود سه برابر كلماتي است كه در گفتار استفاده مي‌كنند. به همين علت است كه هنگام صحبت كردن در استفاده از كلماتي كه مربوط به عرصه خواندن و نوشتن  است گير مي‌كنيم و تپق مي‌زنيم. در موارد ديگر ممكن است عادي‌ترين كلمات را بد تلفظ كنيم، در غير اينصورت آنرا درست مي‌گفتيم. البته اگر آدم خوش اقبالي باشيم در لابلاي گفتار و صحبت ديگران تلفظ درست كلمه را مي‌شنويم و يا خيلي خصوصي از كسي خيلي محترمانه تلفظ درست كلمه را مي‌پرسيم. اما اگر شخص بد اقبالي باشيم  در برابر انبوهي از مردم كلمه‌اي را بد تلفظ مي‌كنيم در حالي كه ابروان همه بالا رفته و يا همهمه‌اي شنيده مي‌شود و يا اينكه خواهند خنديد. البته هر سخنران ورزيده‌اي در چنين تله‌اي مي‌افتد.

7- روش تلفظ و اداي آواها و  واژه‌ها، رسايي و شيوايي و كامل ادا كردن، همبندي و روش اتصال اجزاي يك كلمه articulation

 دقت كنيم هيچ حرفي از هيچ كلمه‌اي را ناقص و ناتمام و خورده ادا نكنيم. اين ويژگي سخن گفتن عينا مانند تلفظ نيست  . گاهي ممكن است واژه درست انتخاب شود و درست تلفظ شود اما حروف آن كامل بيان نشود و مانع بزرگي در طراحي يك سخنراني ممتاز و پرشور گردد.

شما كلمات دقيقه، عزيزان، حبيب، اسب سواري، تغيير ، شنبه، اجتماع، را چگونه ادا مي‌كنيد؟

برخي از غلط‌ها ناشي از عيب‌هاي اندام گفتار است ، شكاف يا بريدگي در كام، داشتن زباني بزرگتر از معمول، بد پيوند خوردن يكي از دو فك زيرين يا زبرين و گاهي بد قالب كردن يك دندان و يا داشتن سيم دندان موجب غلط‌گويي و خوردگي حروف مي‌شود.

البته عيب‌هاي جدي را بايد به كمك متخصص گفتار درماني برطرف كرد. اما اغلب اوقات ايراد در سخن گفتن ناشي از تنبلي لبها يا درست بكار نبردن زبان و فك و نرم كام است.

گفته مي‌شود مردم آمريكا بدترين شيوه تلفظ در اداي كلمات را در بين مردم غرب دارندو  يكي از دانشمندان آمريكايي انتقاد كرده‌است كه بي چون و چرا ما سخنوراني ولنگار و بي دقت هستيم. ما عادت كرده‌ايم بجاي رعايت روشني و وضوح  كلام بريده بريده و سرسري و با من من كردن حرف بزنيم.

8- لهجه – گويش- زبان محلي  dialect

اغلب زبانها لهجه‌هاي گوناگون دارند. هر لهجه آهنگ و تكيه (grammar) و واژگان (vocabulary) ويژه‌اي دارند.لهجه‌ها معمولا مبتني بر ساختاري محلي و قومي است.

در آمريكا چهار لهجه اصلي وجود دارد.

لهجه شرقي، انگليسي نو مربوط به مردم انگليس و لهجه جنوبي و نيز لهجه آمريكايي (general American) . اين لهجه‌ها بر شيوه تكلم مردم در مناطق مختلف آمريكا اثر مي‌گذارد. البته لهجه‌هاي ديگري نير در آمريكا هست از قبيل لهجه سياهان ، لهجه يهوديان، لهجه اسپانيايي و وابسته به آمريكاي لاتين،لهجه مردم فرانسوي‌الاصل اهل ايالت لوييزيانا و در سالهاي اخير هم يكي دو لهجه جديد و در مورد نياز مانند انگليسي، هائيتي و انگليسي كوبايي مشاهده شده است آمريكا هر قدر از نظر فرهنگي تنوع بيشتري پيدا مي‌كند همزمان تنوع زباني نيز دارد.

امروز زبان شناسان با تحقيقات زياد درباره لهجه‌ها محاسبه كرده‌اند كه هيچ لهجه‌اي از نظر نهادي و دروني به لهجه‌اي ديگر برتري ندارد. ما لهجه‌اي بنام لهجه‌ي غلط يا لهجه درست نداريم و هر لهجه‌اي نزد قوم و اقوامي كه آنرا براي ارتباط  بكار مي‌برند درست است.

البته گاهي سخنوران در استفاده از لهجه خودي كاملا وابسته و شديد عمل مي‌كند در چنين وضعي اگر مخاطب آشنايي با لهجه نداشته باشد از ايجاد ارتباط با او محروم است و مخاطب درباره شخصيت و توانايي علمي و هوشمندي فرد قضاوت منفي مي‌كند . به همين دليل است كه سخنوران حرفه‌ايي وقت و سرمايه‌ي بسياري براي يادگيري و درك جامع لهجه فراگير و معيار انگليسي كه همان general American يا لهجه فراگير است صرف كرده‌اند. آنها بيشترين وقت را براي گوش دادن به سخنان گويندگان خبر تلويزيون اختصاص داده‌اند . لهجه گويندگان تلويزيوني لهجه پذيرفته شده در سراسر آمريكاست.

ايا اين به معني آن است كه ما بايد كاملا مطابق اخبار گويان تلويزيون صحبت كنيم؟ اگر شما مي‌خواهيد در سخنراني‌هايتان موفق باشيد، اينگونه عمل نكنيد. لهجه محلي را تا زماني كه مخاطبان شما محلي هستند فراموش نكنيد. براي ارتباط بهتر با مخاطب محلي، لهجه محلي را بكار ببريد.

http://irib20.blogfa.com/post-31.aspx
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

بهداشت صدا و تارهاي صوتي گوينده  

شامل حذف موارد نادرست استفاده كردن از صدا، بهداشت غذايي، حفظ رطوبت حنجره، رعايت سلامت جسماني و روحي و غيره مي باشد كه براي داشتن يك صداي سالم و طبيعي ضروري هستند. بهداشت صوتي براي گويندگان، امري حياتي است.

براي داشتن يك صداي سالم و طبيعي بايد اين اصول را رعايت كنيم:

1-  حذف موارد استفاده نادرست از صدا:

مواردي وجود دارند كه اگر در افراد به صورت عادت درآيند و جزو رفتارهاي روزمره گردند باعث مي شود حنجره و تارهاي صوتي آسيب ببيند و فرد دچار اختلال صدا گردد.

دستور العمل هاي متخصص گوش، گلو و گفتار درمان براي جلوگيري از اختلال در حنجره و تارهاي صوتي:

· پرهيز از فرياد زدن و جيغ زدن

· سرفه و گلو پاك كردن فقط در صورت ضرورت و به صورت ملايم انجام شود

· پرهيز از بلند خنديدن

· خودداري از تقليد صدا

· پرهيز از صحبت ناگهاني و با فشار

· صحبت كردن با بلندگو، زير و بمي و سرعت معمول و طبيعي

· صدا سازي به آرامي و بدون تلاش و فشار انجام شود (به راحتي صحبت شود)

· در هنگام سخن گفتن يا گويندگي، سرتان را راست نگهداريد و عضلات صورت، گلو، گردن و شانه را سفت نكنيد

· سعي كنيد سرتان را هنگام حرف زدن براي مدت طولاني به يك طرف خم نكنيد. اين حالت گاهي اوقات، هنگام صحبت با تلفن ديده مي شود

· از ورزش هاي پر سر و صدا بپرهيزيد

· در صورت وجود هر گونه مشكل در صداي خود، از سخنراني و گويندگي درازمدت بپرهيزيد.

·  موقع بلندكردن وسايل سنگين صحبت نكنيد

·   موقع سرماخوردگي، زياد صحبت نكنيد

·  قبل از آموزش حرفه اي صدا، از صداي خود به طور حرفه اي استفاده نكنيد

·  با آب دهان، گلو را مرطوب نگهداريد.

 2-   بهداشت غذايي:

برخي از مواد غذايي بر سيستم صوتي اثر منفي مي گذارند. اين مواد غذايي با ايجاد حساسيت در فرد و يا آسيب مستقيم بر تارهاي صوتي وي، باعث ايجاد اختلال صدا مي شوند. از بين اين مواد، برخي از آن ها آسيب هاي جدي به صدا وارد مي كنند و برخي نيز خفيف تر هستند.

 اين دستورالعمل ها را جدي بگيريد:

· در مصرف مواد محرك مانند ادويه ها احتياط كنيد

·   از مصرف الكل و هر گونه دخانيات پرهيز كنيد

·   از مصرف مواد اسيدي مانند سركه خودداري نماييد

· مصرف غذاهاي سرخ كرده را محدود كنيد

·  اگر حساسيت داريد از مواد غذايي آلرژي زا پرهيز كنيد

· در مصرف مواد غذايي چرب محتاط باشيد (بياموزيم و بياموزانيم كه چرب كردن غذا، احترام به مهمان نيست و خيانت به او است.)

· از خوردن مواد بسيار شيرين بپرهيزيد

·  از خوردني هايي مثل چپس و پفك پرهيز كنيد

·  در مصرف موادي مثل قهوه و چاي غليظ و نوشابه هاي گازدار كه رطوبت راه هاي هوايي را كم مي كنند محتاط باشيد.

· مايعات خيلي گرم و خيلي سرد مصرف نكنيد

 3-   حفظ رطوبت كافي در حنجره

 رطوبت در ناحيه حنجره، بسيار مهم است. اين رطوبت باعث مي شود كه دستگاه صوتي انسان، نرمتر كار كند و كمتر آسيب ببيند. هر فرد، به ويژه كساني كه به طور حرفه اي از صداي خود استفاده مي كنند بايد سعي داشته باشند كه آب مورد نياز بدن خود را كه به طور متوسط حدود دو ليتر (8 ليوان معمولي) در روز است تامين نمايند.

همچنين آب ميوه و چند قطره آب ليمو براي اين هدف مفيد است.

 4-   سلامت جسمي و روحي

 استفاده كنندگان حرفه اي از صدا بايد زندگي آرامي داشته باشند. عدم تعادل روحي و شخصيتي بر صدا اثر مي گذارد.

 لذا مواردي براي حفظ سلامت جسمي و روحي توصيه مي شود:

· حفظ سلامت و ورزش منظم و كنترل وزن

·  پرهيز از حضور در محل هاي پر گرد و خاك و دودآلود

· پوشش كافي در سردما

·  هر گونه گرفتگي بيش از 2 هفته، جدي گرفته شود و به دكتر مراجعه شود

· به طور متوسط 8-7 ساعت استراحت در 24 ساعت

· اگر نفخ و برگشت اسيد معده به دهان داريد به اين موارد توجه كنيد:

1.   غذا را با حجم كمتر و وعده هاي بيشتر مصرف كنيد

2.   سه ساعت بعد از خوردن غذا بخوابيد

3.   سر را براي خواب 25-15 سانتي متر بالاتر قراردهيد

4.  چربي كمتر استفاده نماييد

·  رعايت بهداشت دهان و دندان

· رطوبت فضاي زندگي و كار را حفظ كنيد

. هر چند وقت يكبار به ويژه اگر گوينده هستيد. نزد متخصص گوش و گلو يا گفتار برويد تا شما را معاينه كند

· دوران قاعدگي در خواندن و گفتار زنان اثر دارد (قرص هاي ضد بارداري و همين طور بارداري نيز بر روي صدا تغييرات منفي ايجاد مي كند)

· در دوران بلوغ، پسران و دختراني كه تغييراتي را در صداي خود احساس مي كنند، بايد از استفاده بيش از حد صداي خود بپرهيزند زيرا مي تواند باعث آسيب شود

·  قبل از اجراي برنامه، از پرخوري پرهيز كنيد زيرا پري معده، بر تنفس و ديافراگم اثر منفي مي گذارد

·  تمرينات رهايي بخش يا ريلكسيشن به آرامش فرد و تارهاي صوتي او كمك مي كند

· استحمام به ويژه قبل از اجرا، مي تواند نشاط و شادابي را به شخص بر گرداند. البته قرار گرفتن بيش از حد در آب گرم مي تواند نتيجه معكوس داشته باشد.


 http://irib20.blogfa.com/post-32.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

گويندگي خبر راديو  

 

با توجه به اينكه مهم ترين عامل در گويندگي راديو، صدا مي باشد ، با استفاده از توضيحات ارائه شده درخصوص صدا، گفتار و راه هاي بهبود آنها ميتوان راه هاي پيشرفت در گويندگي راديو به ويژه، گويندگي خبر را طي كرد. ضمن اين كه گويندگي خبر راديو، ويژه گي خاص خود را دارد و علاوه بر صدا، عوامل ديگري هم در موفقيت او نقش دارند.

دبير – گوينده:

در بيشتر استيشن هاي راديويي جهاني ، گويندگان خبر در تهيه و تنظيم خبر نقش دارند از جمله مزاياي مهم اين روش اين است كه :

·با نوشتن و تنظيم متن اخبار ، با موضوع خبر و گزارش آشنا شده و درك و تسلط او از خبري كه مي خواند افزايش مي يابد.

شرايطي فراهم مي شود تا گوينده يا منابع خبري ارتباط پيدا كند و يان ارتباطات مي توانند او را در تلفظ صحيح اسامي و واژه هاي دشواري ياري دهد.

· اغلاط چاپ و ساير خطا هاي اثر گذار در خواندن خبر كاهش مي يابد و شرايطي فراهم مي شود تا گوينده فعاليت خبر نگاري هم انجام داده و در اخبار توفيق بيشتري پيدا نمايد.

 شناخت همكاران و وظايف آن ها:

گوينده خبر بايد عوامل مختلف در تحريريه خبر را بشناسد و ارتباط لازم با آن ها بر قرار نمايند، تهيه و تنظيم خبر هاي مورد نظر براي پخش و ترتيب و توالي آن ها زير نظر سر دبير خبر انجام مي شود. دبيران ، تهيه كننده گان و صدا برداران ساير  عواملي هستند كه گوينده خبر براي موفقيت به تعامل مناسب با آن ها نياز مند است.

شناخت كلي دستگاه ها  و امكانات فعال در استوديو پخش خبر:

· دستگاه هاي پخش نوار  شامل دستگاه پخش نوار  ريل، CD، كست براي پخش مصاحبه ها، پيام هاي تجارتي، آرم خبر، موسيقي و گوينده با شناخت طرز كار  اين دستگاه ها تسلط بيشتري بر كار خود در استديو و ارتباط با دستگاه ها ، پيدا مي كند.

· چراغ هاي رهنما: چراغ هاي كه معمولاً به رنگ سبز و سرخ مي باشد. روشن بودن چراغ سبز به معني قطع ميكروفون گوينده و براي پخش روي آنتن روشن بودن چراغ سرخ به معني باز بودن ميكروفون و پخش شدن صداي گوينده بر روي خط مي باشد. گوينده بايد در طول گوينده در استديو، به اين چراغ توجه داشته باشد.

· جعبه كليد مقابل گوينده: جعبه ايكه بر روي آن تعدادي دكمه و كليد وجود دارد كه گوينده مي تواند به كمك آن ها ميكروفون خود يا ميكروفون تماس متقابل را روشن يا خاموش كند يا ساير كاربرد هايي كه در ارتباط گوينده با ساير عوامل موثر هستند.

· ساعت استديو: يكي از مهمترين ابزار هايي است كه گوينده با آن سر وكار دارد. در بسياري از موارد سر دبير يا تهيه كننده از گوينده مي خواهد كه در زمان مشخصي با شنونده گان خدا حافظي كند يا خبر در زمان مشخص بايد ارائه شود، در چنين شرايطي توجه به ساعت استوديو و هماهنگي گفتار پاياني با زمان مشخص شدن بسيار مهم است. عدم توجه گوينده به محدوده زمان مي تواند موجب بروز اختلال در روند برنامه هاي راديويي و جدول پخش برنامه ها گردد.

 چوكي و ميز:

چوكي و ميز بايد به نحوي باشد كه بركيفيت صداي گوينده اثر نا مطلوبي نداشته باشد شرايط بايد به نحوي باشد كه گوينده راحت بنشيند و ستون فقرات را راست نگهدارد. كسي كه قوز كرده باشد ، نمي تواند تنفس صحيح انجام دهد زيرا عضلات شكم و پرده ديافراگم نمي توانند در بيرون راندن هوا از شش ها يا قدرت لازمي كه تار هاي صوتي را به ارتعاش در آورد. اقدام كنند. در عين حال گوينده بايد طوري بنشنيد كه براي خواندن و توجه به خبر و علايم ، تسلط لازم داشته باشد.

 ميكروفون:

عملاً ميكروفون ها شكل هاي مختلفي دارند اما ميكروفون هاي روميزي به گونه اي است كه گوينده خبر بايد فاصله 15-25 سانتي متري با آن را حفظ كند. با توجه به حساسيت بالاي ميكروفون هاي استديويي در انتقال صدا با گوينده بايد مراقب هر گونه رفتاري كه منجر به صدا هاي حتي ضعيف هم مي شود ، با شد به عنوان مثال در برخي موارد گزارش دست روي ميز، برداشتن متن ها و ورق هاي خبري و كنار گذاشتن آن ها بر روي ميز و حتي نوشتن با خودكار، ممكن است صداي اضافه در طول خبر خواندن ايجاد نمايد. در موارديكه با مهمان يا شخصيتي خبري در استوديو در حال مصاحبه هستيد ، دقت كنيد كه به دليل برگشتن شما رو به مهمان يا تغيير جهت ، صداي شما ضعيف نشود.
 
http://irib20.blogfa.com/post-33.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مجريان و سخنوران حرفه اي چه نگويند؟  

5- از به كاربردن كلمات انگليسي والفاظ بيگانه كه جايگزين آن موجود است واسم خاص نيست برحذرباشيد.
نگوييد "پانل تخصصي"

بگوييد " نشست تخصصي"

نگوييد" تايم ما رو به پايان است و باز نگوييد" زمان رو به پايان است"

بگوييد "دراين  لحظه هاي پاياني / دقيقه هاي آخر ...

اين روزها استفاده شكسته بسته زبان هاي بيگانه يك ضد ارزش تلقي مي گردد. ولي، به شيوايي صحبت كردن با زبان مادري شايسته ي تجليل است .

6-- از لغات وتركيبات غلط مصطلح استفاده نكنيد.

از كلمات فارسي با قواعد فارسي استفاده نماييد. بعضي از لغات وتركيبات غلط مصطلح است . شما به عنوان يك مجري حرفه اي ، دامنه ي لغات خود را براي يك بارتنظيم نماييد  تا كسي به شما تذكرادبياتي ندهد.

 مثلا گفتن جمله ي :" به رسم ادب ونزاكت تشويق بفرماييد."

نزاكت در ادب فارسي وجود ندارد براي اينكه از تركيب عربي استفاده شده است درحالي كه ريشه ي عربي ندارد. عدالت وصداقت از عدل وصدق مي آيد.

ولي يكي به ما بگويد ريشه ي نزاكت چيست ؟

 7- كلمات را با علامت غير فارسي " جمع نبنديد ، علامت جمع فارسي " آن " و" ها " است .

مخاطبين – مسئولين – اساتيد  اشتباه است  بگوييد" مخاطبان – مسئولا ن – استادان "

جمع الجمع اشتباه است.!!!!

احوال جمع حال است و احوالات اشتباه است.
امور جمع امر است و امورات اشتباه است.
شرايط جمع شرط است و شرايتها اشتباه است.(شروط جمع مكسر است و اشكال ندارد)   

اوقات جمع وقت است و اوقاتها اشتباه است.

(وقت بخير كه زياد هم استفاده شده است در ادبيات فارسي اشتباه است)

 8- ازبه كاربردن كلمه ي حضار وگرام و يا تركيب آنها به شدت برحذرباشيد .

حضار جمع مكسرعربي است وبايد بگوييد حاضران و كلمه ي گرام كاملا اشتباه است وگرامي درست است .

 تركيبات صحيح بسازيد:

نگوييد "ماه فروزان " اين تركيب اشتباه است بگوييد" ماه تابان ".

براي تقديراز ديگران منصب وشغل آنها را با تركيبات زيبا همراه نماييد .

مثلاً براي تقديراز يك منجم در همايش نجوم از اصطلاحات نجومي مثل اين استفاده نماييد.

ستاره درخشان و ماه تابان آسمان علم نجوم ايران جناب .........................

 9- دايم نگوييد " وقت ما تنگ است "

در مواقعي كه اززمان عقب هستيد مرتب درهر حضور نگوييد " وقت ما تنگ است " اين خود زمان براست وشما نفعي ازگفتن اين كلام نخواهيد برد جز اتلاف وقت . شما مجازيد تنها جملات خود را مجمل و مختصرنماييد.

10- ازتكرارمكررات و توضيح واضحات بپرهيزيد .

مرتب نگوييد " درخدمت شما هستيم " .اصطلاحي كه اين روزها زياد از مجريان غير حرفه اي شنيده مي شود.

اگر چيزي را نبايد مي گفتيد و گفتيد ، ديگر توضيح زيادي ندهيد و كار را از آن كه هست بد تر نكنيد.

همين طور اشكالات و كوتاهي ديگران را به بهانه پوزش خواستن ، برجسته نكنيد. به طور مثال براي دير شروع شدن برنامه ، يك پوزش رسمي توسط مجري كافي است و لازم نيست تا انتهاي همايش آن را  تكرار كرد.


10- از سخنان القايي منفي بپرهيزيد:

مرتب نگوييد يا تلقين نكنيد كه " مي دانم شما خسته شده ايد".

نگوييد " مي دانم بعضي از شما بليط داريد".

نگوييد " اشتباهات ما را ببخشيد".

11- دو بار سلام نگوييد.

در شروع مراسم رسمي جواب سلام نطلبيد. اگر جواب سلام شما را ندادند كه معمولاً چنين است، از آن عبوركنيد.

 اين اشتباه محرز شماست اگرعدم جواب سلام جمع را با كنايه يا عباراتي خودماني  پررنگ نماييد ولو اينكه بعضي ها در دفعه  دوم جواب سلام شما را بدهند.

بيش از يك بار به هيچ مقامي خيرمقدم عرض نكنيد (بعضي از افراد كنفرانس ها را با ضيافت شام خصوصي اشتباه مي گيرند كه البته از خوانندگان سايت ما نيستند).

حتي سخنرانان  بعد از شما هم مجاز نيستند بجز ذكر سلام ،  عرض خير مقدم بگويند (دبير همايش مستثني است).

 اين مهم در مراسم رسمي به عهده مجري است.

 12- هرگزنگوييد شما تقصيري نداريد و يا مشكلات تيم اجرايي را برجسته نكنيد .

 شما دعوت شده ايد تا عيب ونقص همايش را بگيريد نه اين كه مشكلات بوجود آمده را برجسته كنيد وتكراركنيد.

مثلا اگر اسمي  اشتباه چاپ شده است نگوييد به من ليست اشتباه داده شده است . فقط مودبانه عذر خواهي نماييد و اسم درست را تكرار كنيد.
 

http://irib20.blogfa.com/post-34.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه درهنگام سخنراني اضطراب و نگراني خود را كم كنيم.  

1- لباس گشاد بپوشيد

وقتي شمالباس تنگ برتن داريد شماشروع به عرق كردن مي كنيد شما حتي احساس ناخوشايند بيشتري مي كنيد بنا به دلايل مختلفي اولا لباس ها ممكن است حرارت شما را بالا ببرند. ثانيا وقتي كه عرق مي كنيد باعث مي شود لباس به بدن شما بچسبد واحساس ناخوشايندي بيشترملموس شود. سوم وقتي كه شما لباس تنگ برتن داريد ، نشانه هاي عرق درزير بغل تان سريع مشهود مي شود وباعث مي شود ميزان ناخوشايندي افزايش يابد. پوشيدن لباس آستين كوتاه جريان خنكي دربدن را افزوني مي بخشد

 2- استفاده از ضد عرق ورفع كننده ي بوي نامطبوع :

استفاده از دفع كننده هاي بو ممكن است احمقانه به نظر برسد اما هميشه برا ي عرق كردن زود هنگام آماده باشد. سعي كنيد به انواع مختلف  و ابزار مختلف مانع عرق كردن خود شويد.

 3- نوشيدن آب فراوان

خيلي مهم است كه درهنگام سخنراني آب بدنتان كم نشود مخصوصا اگر شماخيلي عرق مي كنيد.

ازدست دادن آب بدن باعث افزايش استرس و پايين آوردن  كارآيي حافظه مي شود ودرتعيين درستي لغات دچارمشكل مي شويد.

نوشيدن آب فراوان قبل ازسخنراني خيلي موثر مي باشد وهمين طور بايستي قبل از آن مراقب دستشويي رفتن هم بود.

پزشكان معتقدند كه اگر ادرار شما زرد روشن بود ، آن بدين معني است كه شما به نوشيدن مايعات فراوان احتياج داريد.

 4- در ابتدا كمي تمرين فيزيكي كنيد.

مي دانيم كه كمي تمرين فيزيكي باعث عرق ناگهاني دربدن مي شود وآن چيزي است كه شما از آط مخاطبان حرفه اي با ادبيا ت فارسي لذت زيادي از اشعار شما خواهند برد. همچنين  اشعار منتخب شما بايد در جشنواره دولتي و غير دولتي متمايز باشد. در بعضي از جشنواره هاي دولتي در ايران اشعار بعضي از شاعران با آنكه انتشار هم يافته اند ، ولي پيشنهاد نمي گردد.

۹ - اشعار را متناسب با مقتضيات زماني و مكاني انتخاب كنيد.

اگر به شهرهاي ديگر  دعوت شديد قبل از آن حتما در مورد آن شهر و خصوصيات جغرافيايي، شهرستان هاي اطراف آن، آب و هوا، صنايع دستي، سوغات، علم و تكنولوژي ، بزرگان و عالمان آن شهر و حتي لهجه و .... آن شهر مطالعه نماييد. شعري در مورد آن شهر بيابيد و در جمع آنان بيان نماييد. مي توانيد با ارتباطي كه با مجريان آن شهر داريد يا برقرار مي فرماييد، اين امر را تسريع بخشيد. اگر به شهر ساحلي مي رويد بايد شعر از رود و دريا و ساحل و ماهيگيري و دريانوردي باشد. اگر به شهر مذهبي مي رويد شعر از ايمان و عقيده و ديانت بيان نماييد. در ايام سوگواري و عزاداري و در ايام جشن و سرور اشعار متناسب تدارك ببينيد.

۱۰ - دسته بندي اشعار انتخابي :

اشعار انتخابي خود را كه نكات بالا بر آنها اعمال شده است را در دسته هايي تقسيم كنيد تا براي شروع  ، ميان برنامه و پايان برنامه استفاده نماييد. ما در اين قسمت پيشنهاداتي داريم به اين منوال.

شروع:  وصف خداوند - رازو نياز و مناجات او - سپاس و ستايش خداوند 

ميان برنامه متناسب با سخنران و هنرمندان : مثلا اگر قرار است از خيري تشكر شود - يا قرار است هنرمندي به جايگاه دعوت شود - و ....
تمام اشعار ديگري كه به عنوان حاضر جوابي در چنته داريد در اين زمان ها قابل بيان هستند. توجه نماييد حاضر جوابي في المجلس و  حد اكثر تا 5 دقيقه ، حاضر جوابي محسوب مي شود نه تا هر موقع و زمان

پايان برنامه:اشعار هيجاني و نشانه اي از وصال و ديدار دوباره همراه با القاي شادي باشد.اميد دهنده و نشاط بخش باشد تا به مخاطب اجازه ندهد از روي صندلي خود بلند شود.
 
http://irib20.blogfa.com/post-36.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

چطور مي توانيد با جديت رفتار كنيد و احترام را از آن خود نماييد ؟  

2-  وقتي چيزخوشايندي وجود دارد، لبخند بزنيد، درغيراين صورت نيازي نيست .

 برخي از افراد حتي هنگامي كه عصباني هستند، لبخند مي زنند و به نظرمي رسد آنها  هنگامي كه عصبانيت خود را نشان مي دهند مي خواهند ديگران را ناراحت نكنند.در اين مورد نيز مردم احساسات شما را جدي نخواهند گرفت . مطمئن شويد كه حالت صورت شما با احساسي كه مي خواهيد منتقل كنيد مطابقت كامل داشته باشد به عنوان مثال اگر مي خواهيد قاطعيت چيزي را بيان كنيد حالت صورت شما بايد اين قاطعيت را نشان دهد و اگر خوشحالي و وضع خوشايندي را بيان مي  كنيد ، بايد لبخند بزنيد.

 3-  اسم را به طوركامل بيان كنيد :

اسامي مخفف ، بطورمثال فاطي به جاي فاطمه مانند  اسم يك بچه به نظرمي رسد اين كارباعث كاهش جديت به خصوص وقتي كه شخصي درمحيط كاري و يا تجارت با شما در تعامل است مي شود.از اسم كامل استفاده كنيد: فريدون به جاي فري ، اسماعيل به جاي اسي .

 4-  صداي خود را كنترل كنيد : صدا بايد عميق باشد و توام با قاطعيت  باشد.

سعي كنيد تعداد دفعاتي را كه صدايتان در آخرجملات بالا مي رود، كاهش دهيد(مگر اين كه سوالي مي پرسيد).بالا بردن صدا در آخر جمله به منزله ي عدم اطمينان ازآنچه مي گوييد است ، و يا اينكه به منزله ي اين است كه شما بسيار جوان و خام هستيد. وقتي صدايتان بالا مي رود نظرات شما چندان مورد احترام مخاطبان واقع نمي شود.

 5-  تسليم نشويد.

اگر چيزي را بيان كرديد، مثلا در يك جلسه ، كه از سوي شخص ديگري به چالش كشيده شد، سريع عقب نشيني نكنيد و ساكت نشويد.

اين موقعيت مي تواندباعث شود تا شما روي تصميم خود بايستيد و ديگران را متقاعد كنيد كه شما درست مي گوييد .  اين چالش فرصتي است كه به شما اين امكان را مي دهد تا شواهد بيشتري فراهم آوريد و نظرات و عقايد خود را اثبات كنيد .اين كار باعث كسب احترام خواهد شد. عقب نشيني كردن باعث مي شود كه شما ضعيف به نظر برسيد(مگر اين كه ، البته ، عقب نشيني شما  به خاطر اين است كه   اشتباه مي كنيد و خيلي مودبانه اين را بيان مي كنيد). به بيان نكات خود اشتياق نشان دهيد اين كار باعث كسب احترام مي شود.

 6-  حس شوخ طبعي داشته باشيد و به خود بخنديد.

اگر همواره خود را جدي بگيريد ، اگر با مسايل شخصي برخورد كنيد، اگر نتوانيد به اشتباهات خود اقرار كنيد و به آنها بخنديد، ممكن است ، احترام مردم را از دست بدهيد.كسي كه اعتماد به نفس دارد مي تواند به اشتباهات خود بخندد و قسمت جالب و خنده دار زندگي را ببيند .به خودتان بخنديد آنگاه خواهيد ديدكه بسياري ازمردم به شما احترام مي گذارند.

 7-( نه ، متشكرم) اين واژه را مودبانه به كارببريد و براي خود مرزهايي داشته باشيد. بله گفتن به همه ي تقاضاها  و خواهش ها ، به طور خودكار موجب كسب احترام از سوي ديگران نمي شود .اين كار باعث مي شود كه شما جدي گرفته نشويد وبه عنوان يك خانم و آقاي (بله قربان ) مورد توجه ديگران قرارگيريد.برعكس اگرشما تقاضاهاي نامناسب و غير معمول را نپذيريذ  وبگوييد " نه متشكرم" البته بسيار مودبانه ، آن گاه صاحب احترام خواهيد شد. به ديگران اجازه ندهيد شما را به گفتن " بله " مجبور سازند به خصوص وقتي كه شما احساس مي كنيد بايد بگوييد( نه ، متشكرم )
 
http://irib20.blogfa.com/post-37.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه يك قصه گو شويم؟


 قصه گويي يك بازي است، هنگامي كه با عروسك ها بازي مي كنيد، وانمود مي كنيد كه آن ها سخن مي گويند، راه مي روند و فعاليت مي كنند.
 
هنگام بازي، ممكن است كه داستان جنگ بين سربازان را روايت كنيد،‌ يا رويدادي را در يك ميهماني چاي بازي كنيد و يا اين كه در زمان و مكان به حركت درآييد و به سوي ماجراجويي هاي دور و دراز برويد. 
 
هنگام بازي كردن، نيازي به آغاز، ميانه و پايان نداريد. تنها چيزي كه براي اين كار نياز داريد، اين است كه حركت كنيد و به جاي شخصيت هاي قصه حرف بزنيد و خودتان را به جاي آن ها قرار دهيد.
 
اما هنگامي كه قصه مي گوييد و مخاطباني داريد، بايد از خط داستاني مشخصي پيروي كنيد كه آغاز، ميانه و پايان داشته باشد. هنگام قصه گفتن، از جزئيات رفتارهاي شخصيت ها، از ديدن و شنيدن، چشيدن، بوييدن و لمس كردن چشم پوشي نمي كنيد. شما بايد با ابزار واژه ها، صحنه، زمان و احساسات جاري در قصه را مانند يك تابلو پيش چشمان شنونده ها نقاشي كنيد و جان ببخشيد.
 
شما به عنوان يك قصه گو بايد اجازه دهيد تا واژه هاي قصه، بر لحن و شيوه حركات شما اثر بگذارد. گويي كه در آن لحظه در ميان ماجراي داستان ايستاده ايد و در همان فضا قرار داريد. قصه گو به هيئت تك تك شخصيت هاي قصه درمي آيد و شنونده به تماشاي بازي او با واژه ها مي نشيند.
 
قصه گويي يعني با زبان و شيوه قصه گويي ويژه خود، در درون قصه قرار بگيريد. تلاش نكنيد كه از صدا يا حركات و رفتار يك قصه گوي ديگر تقليد كنيد. برخي از قصه گو ها عادت دارند كه صاف و بي حركت بايستند. برخي ديگر هنگام قصه گويي مدام حركت مي كنند. برخي  صداهاي خنده دار را چاشني قصه مي كنند و برخي ديگر با زبان و لحن ساده خود قصه مي گويند. مهم اين است كه  خودتان باشيد و اجازه دهيد تا فضاي داستان، شما را به بازي و واكنش برانگيزاند.
 نخستين گام براي اين كه قصه تان را تعريف كنيد اين است كه آن را بنويسيد. ايده و طرح قصه مي تواند از يك قصه قومي قديمي گرفته شده باشد و يا اين كه هر منبع ديگري داشته باشد. مهم اين است كه شما آن را به زبان خودتان بنويسيد و سپس آن را به زبان و با شيوه هاي حركت و بيان خودتان تعريف كنيد.
 براي گفتن يك قصه، روش هاي بسياري وجود دارد. مي توانيد قصه را به عنوان نمايشي در نظر بگيريد كه مي توانيد به جاي همه شخصيت هاي آن قرار بگيريد و واژه ها كه ابزار شما هستند، مي توانند همزمان كه داستان را پيش مي برند، صدا ها را توليد كنند، منظره ها، طعم ها و رايحه ها را بيافرينند و احساساتي را كه در قصه جريان دارد بيان كنند. هنگامي كه قصه مي گوييد بايد بتوانيد خود را در ميان ماجرا و شخصيت هاي آن تصور كنيد، درست مانند بازي در يك تئاتر.
 
تمرين: يك قصه قومي محبوب را انتخاب كنيد:
 
گام۱. از بخش هاي مهم هر صحنه از داستان كه تاثير اساسي در روند آن دارند، يك برگه كوتاه يادداشت تهيه كنيد. اين يادداشت، يك نقشه است كه خط اصلي داستان را به شما يادآوري مي كند، حتي اگر كمي از آن منحرف شويد. در هنگام قصه گويي ممكن است بخواهيد به شاخ و برگ آن بيفزاييد. قصه گوها در طول تاريخ، بارها روايت هاي تازه اي از قصه ها ساخته و پرداخته اند. از افزودن روايت تازه خودتان به اين گنجينه نهراسيد.
 
گام ۲. اكنون شروع كنيد به نوشتن نخستين صحنه از قصه خود. به يادداشت خود و خلاقيت خود تكيه كنيد. نوشته خود را در ميان جمع بخوانيد و از ايده هاي ديگران بهره ببريد. شايد تصميم بگيريد تا در ترتيب رويدادهاي صحنه تغيير دهيد يا  در يادداشت خود از نماي كلي صحنه تغييري به وجود آوريد. نگران نشويد، ممكن است پيش از رسيدن به ترتيب مناسب رويدادها در قصه، بارها و بارها يادداشت خود را تغيير دهيد.
 
هنگام نوشتن يك صحنه تازه از قصه، از خود اين پرسش ها را بكنيد. پاسخ ها، چارچوب صحنه را تشكيل خواهد داد:
 شخصيت هاي اين صحنه كدامند؟
 چه ماجرايي اتفاق مي افتد؟
 گره داستان چرا و چگونه اتفاق مي افتد؟
 صحنه در كجا و چه زماني اتفاق مي افتد؟
 آيا مي توانيد منظره هاي صحنه را توصيف كنيد؟
 چه شخصيت هايي در اين صحنه نقش دارند؟
 آن ها چه مي كنند؟
 چرا در راه شخصيت هاي اين صحنه مانع ايجاد مي شود؟
 چه كسي و چگونه اين مانع را به وجود مي آورد؟
 
جزئيات ديدني ها، شنيدني ها، چشيدني ها، بو كشيدن ها، طعم ها و لمس كردن ها را در صحنه مورد نظر فهرست كنيد. تصور كنيد كه گفت و گوي بين شخصيت هاي قصه را مي شنويد.
 
همزمان گفت و گويي از صحنه را در ذهن تصور كنيد و آن را اجرا كنيد. مي توانيد از كسي به عنوان منشي كمك بگيريد تا همان طور كه شما گفت و گو ها را تصور و اجرا مي كنيد واژه هايي را كه هر يك از شخصيت ها بر زبان مي آورد يادداشت كند. به نوبت به جاي شخصيت هاي مختلف حرف بزنيد و وانمود كنيد كه مانند آن ها رفتار مي كنيد و سخن مي گوييد.
 
گام سوم. تصور كنيد كه يكي از شخصيت هاي داستان هستيد. اكنون صحنه را از زاويه ديد اين شخصيت بنويسيد. مطمئن شويد كه هيچ چيز را، از ديدن، شنيدن، بوييدن، چشيدن و لمس كردن از دست ندهيد. وانمود كنيد كه شخصيت مورد نظرتان هستيد و قصه را با صداي بلند از زبان او تعريف كنيد. به اين ترتيب مي توانيد با تمام شخصيت هاي قصه تان به خوبي انس بگيريد.
 
گام چهارم. اكنون خود را به جاي شنونده ها بگذاريد. با كمك گفت و گوي بين شخصيت ها و روايت قصه از زبان هريك از شخصيت ها، و آن چه خود و دوستان تان نوشته ايد، قصه را با تكيه بر تصويرهاي ذهني خود بارديگر بنويسيد. اكنون قصه را با صداي بلند تعريف كنيد. هنگامي كه به جاي شخصيت هاي داستان حرف مي زنيد خود را آزاد بگذاريد تا مانند آن ها رفتار كنيد و حرف بزنيد. گاهي شما جزئيات صحنه را كه در ذهن خود مجسم كرده ايد براي شنوندگان توصيف مي كنيد. گاهي نيز خود را به جاي شخصيت ها مي گذاريد و احساس آن ها را درك مي كنيد. به خودتان اجازه دهيد تا در ميان ماجراي داستان قرار بگيريد و براي شنوندگان بگوييد كه چه دارد در آن دنيا اتفاق مي افتد.
 
تا اين جا شما مي توانيد:
 قصه خود را انتخاب كنيد
 يك نماي كلي از قصه تهيه كنيد
 خلاقيت به خرج دهيد و بنويسيد
 قصه را اجرا كنيد
 
اكنون، قصه را بارها و بارها با به كار بردن انواع صدا ها و ژست ها اجرا كنيد. مطمئن شويد كه روند قصه را به خوبي مي دانيد اما نياز نيست كه جريان داستان و گفت و گو ها را به خاطر بسپريد. در اين صورت خط كلي قصه را آن گونه كه تعيين كرده ايد در ذهن داريد و دست خود را براي تغييرات ناچيز آن باز مي گذاريد.
 
در هر بار اجرا، بايد اجازه دهيد قصه در شما زندگي كند. به اين ترتيب درمي يابيد كه هر قصه يك تجربه تازه است. يك قصه گوي ماهر، به ويژگي ها و شخصيت هر داستان واكنش نشان مي دهد. قصه گفتن مانند نقاشي كردن با بدن و صدا است. اگر در نقاشي، همه صفحه را با رنگ بپوشانيد زيبايي به دست نمي آوريد و تصويري هم خلق نمي كنيد. در قصه گويي هم اگر بيشتر از اندازه حركت يا صدا كنيد شنونده نمي تواند خط داستان را دنبال كند. اجازه دهيد همه چيز خود به خود پيش رود.
 
 براي همه چيز برنامه ريزي نكنيد، در عوض همزمان با آماده شدن براي قصه گويي، خود را رها كنيد و به خودتان اجازه دهيد كه بازي كنيد. خجالت نكشيد. امتحان كنيد. هنگامي كه بارها و بارها قصه را بازگو كرديد، درمي يابيد كه بسياري از لحظه ها و حركت ها خود به خود در اجراهاي مختلف تكرار مي شوند. به احتمال زياد، اين ها حركات و صداهاي مناسب هستند اما با اين حال، ژست هاي تازه و صداهاي جالب و مناسب ديگر هم كم كم پيدا مي شوند و شما بايد اجازه دهيد تا بر روي حركات شما اثر بگذارند. شنونده از ديدن خطركردن شما لذت مي برد. بنابراين، نترسيد و خود را به ميان قصه اندازيد. بگذاريد صداي تان بلند تر و نرم تر شود و قدرت بگيرد. خود را رها كنيد تا تمام بدن تان در اجراي حركات شركت كند.
 
همواره به خاطر داشته باشيد نخستين كسي كه از قصه گويي شما لذت مي برد، خودتان هستيد! هنگامي كه از اجراي خود خشنود شديد، آن را براي دوستان و نزديكان تان اجرا كنيد.  

منبع:


http://teacher.scholastic.com/writewit/mff/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

نقش قصه گويي در يادگيري كودكان

مقدمه

‏ قصه و قصه‌گو آشناي همه ِانسان‌ها در همه روزگاران و جوامع است.

قصه تنها، فاتح دنياي كودكان نيست بلكه بزرگسالان نيز هنگام شنيدن يا خواندن قصه، درست مثل كودكان، با قصه همدل و همراه مي‌شوند و صميميت و صفاي كودكانه مي‌يابند.

قصه پاسخي است به كنجكاوي انسان وكنجكاوي يكي از ابعاد فطرت انسان است.

قصه، آيينه‌اي است كه شنونده يا خواننده خود را در آن مي‌يابد. انطباق، الگو برداري، همسان سازي وگاه بازگو كردن در تنهايي و يا نمايش قصه توسط كودكان، نشان دهنده همين ويژگي است. علاوه بر اين قصه‌ها پاسخي به نياز انسان به آرامش نيز هستند و اين كه قصه از دير باز تاكنون با لحضه‌هاي خواب پيوند داشته است به همين دليل است. هم‌چنين آرزوها و آرمان‌ها نيز عمدتاً در داستان‌ها تحقق يافته‌اند.

فهم بخشي از رمز و رازهاي زندگي، القاي مفاهيم تربيتي، اخلاقي و آموزشي، دليل ديگري است كه قصه گويي و قصه پردازي را سبب مي شود.

قصه به سخن يا نوشته‌‌هايي از روزگاران قديم و جديد اطلاق مي‌شود كه در آن شخصيت‌هاي گوناگون خيالي يا واقعي ماجراهايي مي‌آفرينند. قصه‌ها از روزگاران قديم براي آموزش، انتقال تجربه‌ها و تاريخ هر قوم از نسلي به نسل ديگر پديد آمده‌اند.

گاهي قصه‌ها پاسخي به ناكامي هاي انسان مي‌باشند كه قهرمانان قصه‌هاي كهن مانند انسان‌هاي فقير، كچل و...... گواه اين خصوصيات است. لازم به ذكر است كه اصطلاح قصه در اين نوشتار شامل همه اصطلاحات ديگر هم‌چون افسانه، حكايت و داستان نيز مي شود.

منظور از افسانه، داستاني است كه در آن انسان‌ها، جانوران، اشياء يا موجودات تخيلي، ماجراهاي گوناگون باور نكردني به وجود مي‌آورند.

براي نمونه، در بعضي از افسانه‌ها، از قاليچه يا تخت يا بال‌هايي سخن گفته شده است كه انسان‌ به كمك آن‌ها به پرواز درآمده است. اگر چه پرواز انسان با وسيله‌ها واقعيت ندارد، ولي بيانگر آرزوي انسان براي كاستن از رنج سفر است.

امروزه داستان‌ها به انواع گوناگون رمان (داستان بلند) نوول(داستان كوتاه) و داستانك (داستان بسياركوتاه) تقسيم مي شوند.

در ادبيات سنتي به ماجراهايي كوتاه نثر يا نظم كه به صورت مستقل يا در ضمن موضوعات در كتاب‌ها ذكر مي‌شود كه به اين ماجراها، حكايت مي‌گويند.

نقش و تأثير قصه ها در كودكان

كودكان شيفته قصه و قصه گويي هستند. قصه تأثيري ژرف در روان، زبان و شخصيت كودك برجا مي‌گذارد. برخي از تأثيرات قصه در كودكان عبارتند از:

انتقال مفاهيم: قصه به دليل كشش، زيبايي و انگيزش كنجكاوي مي‌تواند بسياري از مفاهيم را به دنياي كودك انتقال بدهد. روش غير مستقيم انتقال مفاهيم نه تنها باعث جذب بهتر و سريع‌تر مفاهيم به ذهن و زبان كودك مي‌شود كه فهم آن‌ها را عيني‌تر و ساده‌تر مي‌سازد. به همين دليل مي‌توان داستان را از جدي‌ترين و بنيادي‌ترين روش‌هاي انتقال مفاهيم به دنياي مخاطب به ويژه كودكان دانست. به عنوان مثال داستان‌هاي علمي در همين جهت ساخته و پرداخته مي‌شوند.

انتقال ارزش‌ها: قصه‌ها در طرح فضيلت‌ها و بايست‌هاي رفتاري يا تخطئه و نفي ضدّ ارزش‌ها و رفتارهاي زشت و ناروا تأثيري ژرف دارند. از دير باز تاكنون، و در همه ملت‌ها و اقوام اين ويژگي از شاخص‌ترين خصوصيات داستان‌ها و داستان‌گويان بوده است. دعوت به راست‌گويي، شجاعت، انسان دوستي، بخشندگي، كمك‌كردن حتي به حيوانات، پرهيز از دروغ، خيانت، دورويي، ترس، خساست، ناپاكي، ظلم و ديگر رذيلت‌هاي اخلاقي، محور و موضوع بيشتر داستان‌ها در ملل گوناگون است.

اصلاح رفتارها: قصه‌ها با بياني غيرمستقيم كودك را به اصلاح رفتار دعوت مي‌كنند. قصه به كودكان و بزرگسالان مي‌آموزد كه چگونه بايد باشند. چون در قصه‌ها همسان سازي و انطباق با قهرمان يا قهرمانان قصه فراهم مي‌شود. بنابراين اصلاح رفتار طبيعي‌تر، سريع‌تر و بهتر اتفاق مي‌افتد. بسياري اوقات ديده شده است كه كودك بلافاصله نقش قهرمان داستان با بازي مي‌كند. اين ويژگي در قصه‌هاي تلويزيوني محسوس‌تر است.

تقويت خلّاقيت:كودكان پس از شنيدن داستان، گاه خود به داستان‌گويي مي‌پردازند يا با اسباب بازي‌هاي خود داستان را نمايش مي‌دهند يا به تغيير بخشي‌هايي از داستان مي‌پردازند و بنا به علاقه و دنياي خاص خود نام‌ها يا صفحه‌ها و حوداث داستان را تغيير مي‌دهند. گاه نيز رفتارهاي بديع و مبتكرانه در كودك ديده مي‌شود كه محصول قصه‌هاي شنيده يا خوانده و يا ديده شده است.

تقويت حس كنجكاوي: قصه‌ها به دليل زنجيره حوادث، كودكان را وادار مي‌كنند كه به تعقيب حوادث بپردازند و يا آنچه را كه در قصه شنيده در دنياي بيرون جستجو كنند. در يك قصه علمي به خوبي مي‌توان زمينه كنجكاوي در بيرون را فراهم كرد. مثلاً اگر قهرمان يك قصه، كودكي است كه در جنگل گم شده و از ستاره‌ها يا نشانه‌هاي طبيعت، جهت را پيدا مي‌كند. مي‌توان از كودك نيز خواست تا به همين شيوه جهت‌يابي كند. كودك پس از شنيدن داستان انگيزه‌ي بيشتر وكنجكاوي افزون‌تري براي انجام چنين كاري خواهد داشت. اين نكته گفتني است كه ما از نيرو و انگيزه‌اي كه داستان در كودكان ايجاد مي‌كند معمولاً بهره‌گيري و استفاده نمي‌كنيم.

اصلاح رفتار: قصه‌ها مي‌توانند به اصلاح بهبود و تغيير رفتار كمك كنند. در نظام سنتي قصه‌گويي، نتيجه‌گيري‌هاي پس از قصه عمدتاً به همين معنا و قصد بوده است. به عبارت ديگر مقصد قصه، عبرت آموزي بوده است و ترديدي نيست كه اگر در پايان قصه، باب موعظه و نصيحت باز نشود و قصه خود آموزنده و عبرت آموز باشد، چنين تأثيري را به صورت پيدا و پنهان در رفتار كودك خواهد داشت.

زبان آموزي: قصه‌ها، كودك را با واژه‌ها، اصطلاحات، ضرب المثل ها و... آشنا مي‌سازند به همين دليل قصه‌ها نقش مهم و جدي در زبان آموزي ايفا مي‌كنند. در كنار قصه‌گويي مي‌توان از كودك خواست تا كلمه يا كلماتي را تكرار كند يا مثلاً بگويد كه قهرمان از كجا حركت كرده نامش چه بوده، چه چيزي ديده، چه گفته و...، با اين تكرارها كه البته نبايد حركت و سرعت قصه‌گويي را كند و يا تحت تأثير قرار دهد، مي‌توان به كودك كمك كرد تا كلمات را بيان كرده، به خاطر سپرده و اگر احياناً اشتباه ياد گرفته باشد تصحيح كند. قصه فرصت خوبي براي اصلاح لغزش‌ها و اشكالات زباني مي‌تواند باشد.

تعامل اجتماعي: اگر كودكان در جريان قصه فعال باشند و حتي بعد از گفتن قصه از آن‌ها درخواست شود كه قصه را تعريف كنند، زمينه‌اي فراهم خواهد شد كه با برقراري ارتباط بين سخن گفتن و بيان احساسات، شيوه‌هاي ارتباط با ديگران را تمرين كنند. اين شيوه به ويژه براي كودكان خجالتي و انزوا طلب بسيار موثر است.

پيوند فرهنگي: قصه ها عامل انتقال ميراث فرهنگي و پيوند ميان امروز و گذشته مي‌باشند. كودكان با شنيدن قصه‌ها به آرمان‌ها، آرزوها، رنج‌ها و شادي‌ها، باور‌ها و نوع زندگي گذشتگان پي خواهند برد. گويي، قصه‌ها پلي هستند كه كودكان امروزي را به ژرفاي گذشته برده و نوعي آموزش تاريخي نيز مجسوب مي‌شوند زيرا از لابه‌لاي قصه‌ها، تصويري از گذشته فرا روي خواننده يا شنونده قرار مي‌گيرد.

پرورش قدرت تخيل: در قصه‌ها عنصر تخيل بسيار قوي و مؤثر است بسياري از قصه‌ها داراي عناصر تخيلي هستند. تخيل كودك با شنيدن و خواندن داستان پرورش مي‌يابد.گاه ديده شده است كه كودك در بيان داستاني كه شنيده است به دخل و تصرف مي‌پردازد يا داستاني بر همان مبنا مي‌سازد اگر اين تخيل جهت داده شود، كشف استعداد كودكان در زمينه‌هاي ادبي و هنري هموار مي‌شود. قصه گويي يكي از بهترين راه‌هاي كشف توان و استعداد كودكان است.

شرايط قصه گو

شايد از قصه مهم‌تر كسي باشد كه قصه مي‌گويد. بنابراين تمرين، تسلط، دوست داشتن قصه و قصه‌گويي، قصه شناسي و شناخت دنياي كودك ازضرورت هاي كار قصه گويي هستند.

قصه گو بايد:

· قصه را قبلاً كامل و به درستي خوانده باشد. هنگام قصه خواني مكث‌ها، زير و بم‌ها و فضاي مناسب كلامي را براي قصه خلق كند.

· احساسات قصه گو آن‌چنان بايد باشد كه كودك علاقه، درك و فهم و لذت قصه‌گو را از بيان قصه احساس كند.

· در حين گفتن قصه از فضاي قصه بيرون نرود، قطع كردن قصه، گفت وگو با ديگران، خوردن و هر كار ديگري جز جريان قصه‌گويي، سوءظن كودك در بي‌علاقگي يا كم توجهي قصه گو را بر مي‌انگيزد.

· صبور و با حوصله باشد. شتاب داشتن براي تمام كردن داستان، يعني بي‌علاقه و بي‌توجه بودن به احساسات كودكان. اگر كودك در لابه‌لاي قصه، پرسش‌هايي طرح كند نبايد بي‌حوصله و يا عصباني شود و اگر كودك نكته‌اي را متوجه نشده است بايد كوتاه و واضح توضيح داد.

· حركات قصه‌گو بسيار مهم و تأثيرگذار است، با تغيير صدا به تناسب شخصيت‌ها، قصه جالب‌تر، شيرين‌تر و دلپذيرتر خواهد شد. از حركات اضافي كه در جريان قصه وقفه ايجاد مي‌كنند بايد پرهيز كرد.

· فاصله و رابطه عاطفي قصه‌گو با كودك بسيار مهم است. نگاه، لبخند، ارتباط و حالات قصه‌گو، در انتقال و القاي بهتر قصه مؤثر هستند.

· لحن و حركات قصه‌گو هر چه به انتهاي قصه نزديك مي‌شود بايد آرامش بخش‌تر باشد.

· اگر قصه‌گو داراي لكنت زبان، صداي نامفهوم و لهجه غليظ باشد ممكن است به قصه و مخاطبان قصه لطمه وارد كند.

· ظاهر مناسب، لباس، آراستگي و پاكيزگي ظاهري بسيار مهم است. قصه گو بايد مراقب ظاهر خويش باشد.

· از قصه‌هاي دنباله دار مي‌توان استفاده كرد. قصه‌هاي دنباله‌دار در ايجاد انگيزه مطالعه، صبوري كودك، آمادگي براي برخورد با حوادث پيچيده و پرورش تخيل و خلاقيت كودك مؤثر مي‌باشند.

· موضوع قصه‌ها بايد متناسب و مناسب با دنياي كودك باشد.

· از گفتن و خواندن قصه‌هايي كه بد آموزي دارد و به خصلت‌هاي ناپسند مانند حسادت، دروغ گويي، آزار و اذيت ديگران دامن مي‌زنند يا در اعتقادات درست ترديد و تزلزل ايجاد مي‌كنند بايد پرهيز كرد.

· اگرقصه‌ها قابليت قصه‌گويي را نداشته و صرفاً مـناسب‌خواندن مي‌باشد يـا ازحادثه‌هاي براي گفتن برخوردار نبوده متكي بر تصاوير هستند بهتر است به همان خواندن اكتفا شود. خواندن اين نوع كتاب‌ها، علاقه به مطالعه را در كودكان بر مي‌انگيزند.

· در گزينش قصه‌ها، به نيازها و ضرورت‌هاي زماني توجه شود. مثلاً قصه شب (هنگام خواب) ممكن است با قصه روز متفاوت باشد.

· شروع قصه‌گويي بسيار مهم است. در سنت قصه گويي، يكي بود يكي نبود يا روزي روزگاري، جمله ورود به قصه‌ها است. پايان قصه‌ها نيز مهم است، معمولاً قصه ما به سر رسيد كلاغه به خونه‌ش نرسيد، حُسن ختام قصه‌هاي كودكانه ايراني است. قصه‌گو با ابتكار خود مي‌تواند از اين جملات يا هر جمله‌اي كه مناسب باشد بهره بگيرد.

· اگر قصه گو قصه خواني مي‌كند، نحوه‌ي گرفتن كتاب، ورق زدن، نگاه كردن و خواندن مهم است. چون با آموزش غير مستقيم، كودك ياد مي‌گيرد كه با كتاب چگونه برخوردي داشته باشد يا چگونه مطالعه كند.

· قصه نقش عمده‌اي در زبان آموزي دارد. واژه‌ها در قصه مهم و تعيين كننده هستند. قصه‌گو بايد واژه‌ها را به درستي تلفظ كند. "شايد بتوان گفت به تعداد قصه‌گويان موفق روش‌هاي قصه گويي وجود دارد".

منابع

1. سنگري.م، هدفها وشيوه هاي داستان پردازي در قرآن، مجله ادبيات داستاني شماره 26-27، 1372.

2. علي پور.م، آشنايي با ادبيات كودكان، انتشارات تيرگان، چاپ اول، تهران، 1379.

3. سنگري.م، جزوه اصول و مباني شعر و قصه كودك، 1384.

تهيه و تنظيم: مهناز فاتحي: كارشناس پرستاري

http://upnod32.persianblog.ir/post/389


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آيين تشريفات سخنرانان در همايش ها  

اين نكات ارزشمند از ديد احترام و اكرام شما سخنرانان نگاشته شده است و مراسم مختلف اقتضاي خود را ايجاب مي نمايد . اين نكات تنها به شما يادآوري مي نمايد شما به عنوان يك سخنران در مراسم رسمي در ديد همه هستيد و نه تنها مخاطبان به سخنراني شما گوش مي دهند بلكه آداب معاشرت و تشريفات شما را زير نظر دارند.ما برآنيم تا اين نكات را هم در كنار فنون سخنوري در اختيار شما قرار دهيم تا ضمانت ما در ارتقاي سخنوري استوارتر باشد.

 شخصيت شما برند تجاري شماست . اگر شما درياي علم باشيد مخاطبان تنها مجال درك قطره اي از علم شما را دارند ولي طريقه سخنوري شما همراه با آداب معاشرت شما نشان از فرزانگي شماست .

1-روي دو پاي خود تكيه دهيد:

هنگام پخش سرود ملي روي دو پاي خود بايستيد و دستان خود را چهار انگشت بر روي خط دوخت شلوار خود با جهت گيري شصت خود به سمت جلو قرار دهيد.سر و گردن خود را بالا نگه داريد و نگاهتان را مستقيم به جلو نگه داريد. از گذاشتن دست خود روي قلب خود خود داري نماييد .

2-شروع برنامه را جدي بگيريد:

هرگز در زماني كه قاري يا مجري در حال اجرا هستند صحبت نكنيد.صحبت نمودن شما باعث حواس پرتي شنونده خواهد شد و شما را دون شان شخصيت خويش فرض مي نمايد.از طرفي يادتان باشد قاري و مجري مراسم با تمرين زياد سعي دارند در فرصت كمي كه دارند حداكثر اثرگذاري را روي مخاطبان داشته باشند اين فرصت طلايي را از آنها نگيريد .

3-جاي مناسب شان خود بنشينيد:

هميشه مناسب با شان خود و مجلس در مكاني بنشينيد كه با حضور ديگر ميهمانان مجبور به ترك صندلي خود نشويد.اگر سخنران همان قسمت از برنامه هستيد ؛ رديف جلو و كمي دورتر از مركز بهترين مكان است.يادتان باشد هميشه افرادي هستند كه به همراه مقامات وارد مراسم مي شوند و در صورتي كه مستقيم و محكم روبروي صندلي خود نايستيد بدشان نمي آيد تا جاي شما را اشغال نمايند.پس محكم و استوار در برابر صندلي خود بايستيد و به آنها خوش آمد بگوييد.

4-زمان مناسب در جلسه سخنراني حاضر شويد:

زماني در مجلس حاضر شويد كه ديگران مجبور به ايستادن تمام قد در مقابل شما نشوند و اگر اين موضوع اتفاق افتاد از روبوسي در هنگام سخنراني ديگران و در انظار مخاطبان خود داري نماييد.

5-احترام را با احترام انجام دهيد:

از طرف مقابل ،نيم خيز شدن شما تنها انتقال پيامي است كه شما احترامي براي تازه وارد قائل نيستيد پس به خودتان زحمت ندهيد و محكم سر جايتان بنشينيد تا نظم مجلس برقرار باشد.سر تكان دادن از راه دور براي تازه واردان براي اداي احترام ، خارج از وصف آيين نگارش مطالب اين سايت است .

صحبت كردن در مورد تازه واردان يا با آرنج به پهلوي كناردستي زدن ، نشاني از عدم آگاهي نسبت به آداب تشريفات همايش است .

6-سخنراني همكاران را گوش دهيد:

هميشه قبل از سخنراني خود در سالن همايش حضور داشته باشيد و به سخنراني سخنران قبل از خود گوش دهيد.بعضي از همكاران بر اين باورند كه سخنران نبايد قبل از سخنراني ديده شود.اين شيوه شايد براي سخنراناني كه تنها سخنران سمينار هستند جالب باشد ولي با فرهنگ و شيوه مراسم در ايران مطابقت ندارد و بنده پيشنهاد نمي دهم.

7-بعد از سخنراني در فضا بمانيد:

سخنراناني كه بعد از اتمام سخنراني خود فضاي مراسم را بلافاصله ترك مي كنند از ديد مخاطبان انسان هاي مغرور و بدون اتيكت شناخته مي شوند . مهم نيست رتبه علمي شما چيست چون رتبه شما از مجموع رتبه مخاطبان كمتر است.

8-موقعيت طلب نباشيد:

سخنرانان ديگر و مقامات مدعو هم مانند شما به تنفس و استراحت نياز دارند.موقع تنفس ياد بگيريد براي سخنرانان فضاي آرامش و تجديد قوا ايجاد نماييد.اين موضوع نبايد مانع از گسترش ارتباطات موثر قلمداد شود.

9- به زمان همكاران و عوامل اجرايي ارزش قائل شويد:

هيچ گاه بيشتر از زمان خود سخنراني نكنيد . اين از اولين علائم نقض حقوق مدرن محسوب ميشود.يادتان باشد سخنراني اضافي شما علاوه بر ناخشنودي مخاطبان ، باعث به هم ريختن برنامه هاي عوامل اجرايي و ديگر سخنرانان خواهد شد.
در مواقع پرسش و پاسخ در هنگام سخنراني لازم نيست همه پرسش ها را جواب بدهيد و گاهي لازم است با دادن آدرس منبع و يا قول دادن به مخاطبان براي دادن پاسخ علمي در سايت خود و يا ارسال جواب به ايميل علاقه مندان علاوه بر رعايت و مديريت زمان مخاطبان ، ارتباطات خود را گسترش دهيد.

يادمان باشد در يك همايش 1000 نفري يك دقيقه اضافي يعني هدر دادن 1000 دقيقه ارزشمند

10- بر روي نام همكاران كليد نكنيد:
اگر در سخنراني خود خواستيد از سخنران قبلي مطلبي را تاييد يا رد نماييد ؛ تنها يك بار نام ايشان را ببريد و از نام بردن مكرر ايشان خود داري نماييد.نام بردن از اساتيد فن هميشه قابل تقدير و نشان حق شناسي شماست.

خيلي از سخنرانان بعد از اجراي سخنراني دچار نوعي غرور مي شوند و از ارتباط با ديگران غافل مي شوند.اين سخنراني ها خيلي زود فراموش مي شوند ولي ارتباط خوب شما با مخاطبان ماندگار خواهد ماند. مخصوصا ارتباط موثر با استادان و پيشكسوتان حاضر و اداي احترام به آنها به عنوان شخصي با آداب معاشرت بالا تلقي مي گردد.در جواب تمجيد و تعريف استادان خاضعانه اداي احترام نماييد.

11- نظام آراسته باشيد:

نظام آراستگي شما در همه ي احوال نشان شخصيت شماست و در همايش ها نمود بيشتري دارد. حضور در همايش ها بايد به عنوان مراسم رسمي و دولتي تلقي گردد و از پوشش غير رسمي و غير اداري برحذر بود.
از در دست داشتن دسته كليد ، تلفن همراه و يا تسبيح جدا خود داري نماييد.
در مراسم رسمي كه با حضور مقامات عالي نظام برگزار مي شود كساني در حال تسبيح خواني ديده مي شوند كه جاي تامل بسيار دارد. برداشت من اين است آنها در حال تسبيح هستند و سخنراني مقام اول كشور را گوش نمي دهند و اين صحيح نيست . حالت دوم اين است كه آنها در حال بازي كردن با تسبيح هستند كه اين عذر بد تر از گناه تلقي مي گردد.

12-هميشه شان مجلس را در نظر داشته باشيد:

گاهي شايد مخاطبان به لطيفه هاي شما بخندند ولي اين نبايد شما را به اشتباه بيندازد تا بي محابا هر حرفي را بزنيد . خنداندن مخاطبان هميشه نشان موفقيت شما نيست .هدف مراسم را در نظر داشته باشيد و در مسير هدف به ايراد سخنراني و يا خنداندن مخاطبان اقدام نماييد.
 
http://irib20.blogfa.com/post-39.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان