مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11887
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 38
همه : 4340369

 

براي سخنران يا مجري حرفه اي بودن بايد متمايز باشيد.

اين پست يك پايه قوي براي سخنراني شما با اعتماد به نفس زياد ايجاد مي كند.همچنين اين اطمينان داده مي شود كه شما يكي از بزرگترين اشتباهات رايج در ارائه سخنراني را برطرف خواهيد نمود. مشكل فراموشي مطالب يا فراموشي موضوعات مهم.

نوع مناسبت سخنراني به طور آشكار روي سخنراني شما اثر گذار است.مناسبت هاي مختلف نه تنها روي محتواي سخنراني شما بلكه بر مدت زمان سخنراني شما اثرگذار خواهد بود.همين طور روي سبك سخنراني شما و نيز انتظارات مخاطبان شما.

براي مثال جك و شوخي يا ادبيات  شايد براي يك سخنراني در كنفرانس علمي اقتصادي مناسب نباشد ولي در يك خوش آمد گويي بسيار زيبا در يك جنگ يا مراسم ورزشي مناسب باشد.
شما همچنين بايد به نقش  خود به عنوان يك سخنران يا مجري به مراعات مسائل زيادي  توجه داشته باشيد. 
بررسي دقيق تري انجام دهيد. مناسبت سخنراني اگر چه خود بيانگر موضوع سخنراني شماست ولي شما نبايد هرگز در برابر جمع كثيري ازمخاطبان  بر اساس تصورات خود به سخنراني بپردازيد.

از اولين چيزهايي كه ما بايد براي يك سخنراني عمومي  بررسي كنيم  ، مناسبت سخنراني است.

احتمالا شما فكر مي كنيد با تجربه زيادي كه داريد يا با اعتماد به نفسي كه داريد يك مجري يا سخنور آماده ايد.خوب اين ها لازم است براي يك سخنران حرفه اي.

اما چه چيزهاي ديگري لازم است تا بدانيد؟

شايد بخواهيد يك نگاه جالبتري به آن داشته باشيم.
شما شايد انتخاب شده باشيد براي سخنراني يا مجريگري در يك جشنواره.

شما شروع مي كنيد به فكر كردن براي جمع آوري اطلاعات در مورد جشنواره. فكر يك شروع خوب، چند تا شعر پرمغز و اطلاعات حرفه اي آن جشنواره.

بعد از آن شما مطالب جمع آوري شده خود را مرور مي كنيد و فكر مي كنيد كار تمام است و شما اطلاعات خوبي داريد. ولي اگر هوشيار باشيد تمام جوانب كار را مي سنجيد و از خود سوال مي كنيد آيا اطلاعاتي هست كه من از آن اطلاع ندارم؟

يك تماس با دبير اجرايي جشنواره خواهيد گرفت و از او نكات تاكيد و خطوط قرمز را سوال خواهيد نمود.

و آيا چيز ديگري هست كه بايد بدانيد؟
به طور مثال او خواهد گفت دبيرعلمي جشنواره يا يكي از  اعضاي هيات رييسه جشنواره در سفر يا در بستر بيماري هست و امكان حضور او در جشنواره نيست.

توجه نماييد.شما يك اطلاعات خوب و بدي را همزمان كسب كرديد به خاطر غيبت يك صاحبنظر در جشنواره.

خوب! شما به عنوان يك سخنران و  مجري حرفه اي يك ايده ناب داريد كه جالب است.

شما با شخص غايب تماس خواهيد گرفت و يا از طريق مناسب از او مي خواهيد يك متن پيام را نگارش كند و به شما ايميل بزند يا حتي پيشنهاد مي دهيد كه صدا يا فيلم ضبط شده او را براي دقايقي آماده پخش داشته باشند.
حتما با من موافقيد كه خط كردن نام يك نفر از ليست،  كه در طول سال تلاشهاي زيادي را براي برگزاري اين جشنواره نموده است ، آخرين راهكار يا شايد بدترين راهكار
مي باشد.

نكته اي كه لازم است بدانيم، اين است كه هر كس كه شهامت دارد صحبت  كند سخنران يا مجري نيست.

مراسم زيادي برگزار مي گردد ولي بعضي از مراسم ماندگار هستند و فيلم و تصوير آنها خواهد ماند.
مراسم هايي مانند جشنواره ها ، مراسم ازدواج و مراسم يادبود و بزرگداشت ها ، مراسمي هستند كه ماندگارند و اگر شما قرار است در آنها به ايراد سخنراني بپردازيد لازم است خيلي از جوانب كار را بسنجيد. در مطالب بالا فقط يك نمونه  از مسائل بيان گرديد و مهم اين بود كه ياد آوري نماييم براي حرفه اي بودن بايد متمايز باشيد.

http://irib20.blogfa.com/post-40.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
12 نكته چگونه در فيلم همايش با شكوه جلوه كنيم؟  

حتما شما هم با من موافقيد يك مجري حرفه اي بايد خيلي نكته سنج باشد. جدا از اجراي شما در روي سن فيلم اجراي شما هم مخاطباني دارد.

چگونه در فيلم  همايش با شكوه جلوه كنيم؟

1-خوب ديده شويد:

وقتي پشت تريبون قرار مي گيريد توجه داشته باشيد تا ميكروفون جلو صورت و دهان شما نباشد.  بخشي از سخن شما از روي حركات صورت و لبان شما به مخاطب انتقال مي يابد. با پنهان شدن پشت تريبون زبان غيركلامي شما كامل نمي شود.


2- با دوربين هماهنگ باشيد:

در پايان هر قسمت از اجراي ميان برنامه ، تا لحظاتي پشت تريبون باقي بمانيد و اجازه دهيد فيلم بردار از زاويه ديگر سخنران را نشان دهد. اگر شما سريع اقدام به ترك تريبون نماييد اين فرصت از فيلم بردار گرفته مي شود مخصوصا در مراسمي كه فيلم بردار حرفه اي نيست و يا يك دوربين در محل حضور دارد.


3- سخنران مدعو را ببينيد:

در پايان هر قسمت از برنامه ،با امتداد نگاه تان به سمت سخنران ، فيلم بردار را راهنمايي كنيد به سوي سخنران مدعو. شما بايد از قبل همه ي سخنرانان را بشناسيد و بتوانيد ارتباط چشمي با انها برقرار نماييد.

4- لبخند بزنيد:

در پايان دعوت و  تا سخنران به سمت جايگاه بيايد زمان خوبي است تا لبخندي پر انرژي به مخاطبان و سخنران مدعو تقديم نماييد . اكثر كساني كه مي خواهند در انتخابات محلي پيروز ميدان باشند از عكس هاي با لبخند استفاده مي نمايند.هميشه لبخند بر لب داشته باشيد.

5- سخنران را مشايعت كنيد:

تا قرار گرفتن سخنران پشت تريبون سن را ترك نكنيد و با ورود ايشان به سن با يك لبخند به ايشان و ايستادن در فاصله يك متري از تريبون به ايشان اعتماد به نفس بيشتري بدهيد. اين حركت شما از ديد مخاطبان به عنوان شخصي با آداب معاشرت بالا تلقي مي گردد.

6- با سخنران دست ندهيد:

سوال مي شود كه با سخنران مدعو دست بدهيم يا خير؟ اين سوال بيشتر از جانب مجريان مطرح مي گردد.

جواب قطعي براي اين سوال وجود ندارد ولي يادتان باشد شما حواستان باشد اگر سخنران با شما دست داد سريع دست او را بفشاريد ولي اگر شما اين كار را انجام دهيد و سخنران آمادگي جواب دادن به شما را نداشته باشد يا غافلگير شود يك سوتي بزرگ و ناجور براي شما رقم خواهد خورد و سخنران حواسش پرت خواهد شد. پس بهتر است شما پيش دستي نكنيد ولي حواستان باشد. در هر صورت شما مجاز نيستيد به مقامات پيش دستي كنيد.

7- فرهنگ سخنرانان خارجي را بدانيد:

براي مجريان خانم لازم است تا در همايش هاي بين المللي حواسشان باشد تا از طرف سخنرانان خارجي دعوت به دست دادن نشوند. گاهي اين سخنرانان صبح همان روز از يك كشوري با فرهنگ متفاوت در كنفرانس حاضر مي شوند و به فرهنگ شما اشنا نيستند.
شما يا بايد دستكش در دست داشته باشيد ( دستكش براي مجريان  مساله ساز است). پس بهترين كار اين است تا از سخنران به فاصله دو متري قرار بگيريد و اگر به طرف شما آمدند بايد عقب عقب فرار كنيد .مواظب باشيد از سن پايين نيفتيد.


8 - رنگ لباس مناسب مجلس انتخاب نماييد:

شما حتما مي دانيد كه بهترين رنگ براي فيلم همايش در روز و شب كدام است و در طول سال ؟ البته قبول دارم كه محدوديت هاي زيادي در مراسم مختلف وجود دارد ولي دانستن آن براي اينكه در فيلم همايش با شكوه باشيم بد نيست. رنگ آبي از نظر مستند سازان بهترين نمود و جلوه را در فيلم دارد.شما مي بينيد در مراسمي كه سران مملكتي حضور دارند اكثراً از پس زمينه ي آبي استفاده مي شود.

در تابستان از رنگ هاي روشن و در زمستان از رنگ هاي متمايل به تيره استفاده نماييد.

9 - مدل لباس خود را عوض كنيد:

در همايش هايي كه در دو روز و يا افتتاحيه و اختتاميه دعوت هستيد از دو رنگ و مدل لباس استفاده نماييد. خانم ها اگر از پوشش غير چادر استفاده مي كنيد مقنعه خود را داخل كت نماييد و اگر از پوشش چادر استفاده مي كنيد رنگ مقنعه را عوض نماييد

10 - دكمه كت خود را ببنديد:

اقايان بهتر از من مي دانند براي اينكه با شكوه باشند و متهم به نداشتن آداب معاشرت نشوند بايد دكمه كتشان بسته باشد و تا از روي صندلي خود بلند مي شوند بايد اولين اقدام آنها بستن دكمه هاي كتشان باشد.در مراسم جنگ ، بعضي از مجريان(شومن)از لباس هاي اسپورت استفاده مي كنند .يك مستر آو سيريموني هرگز اين اشتباه را نمي كند.

سخنرانان حاذق و ديپلمات ها هميشه از لباس هاي رسمي با دكمه هاي بسته استفاده مي كنند و معمولا از رنگ تيره براي كت و بلوز روشن در زير آن استفاده مي كنند.

11- به تريبون تكيه ندهيد:

هيچ موقع روي تريبون تكيه ندهيد . اگر شما قد بلند هستيد ميكروفون را تنظيم نماييد و نزديك به دهان خود قرار دهيد. يادتان باشد طوري پشت تريبون قرار نگيريد كه مخاطبان فكر كنند شما مي خواهيد ميكروفون را قورت دهيد.

12-  پاي خود را دور هم حلقه نزنيد.

بعضي افراد عادت دارند روي يك پاي خود تكيه كنند و يا پاي خود را حلقه بزنند اين حركت مناسب شما به عنوان مجري حرفه اي نيست و از ديد مخاطبان يك نوع بي احترامي محسوب مي گردد.
 
http://irib20.blogfa.com/post-41.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

12 + 1 تكنيك ضد خجالت

مقدمه لازم نيست. اين تيتر، خودش گوياست. به جاي مقدمه، فقط از دوستان محجوب اين صفحه قول مي گيريم كه هنگام اجراي اين دستورالعمل ها، با يكي دو شكست، ميدان را خالي نكنند. زياده عرضي نيست جز اين كه تسلط بر تكنيك هاي ضدخجالت و كسب مهارت هاي معاشرتي، مثل كسب ساير مهارت ها، نيازمند پشتكار و تمرين مداوم است. به همين سادگي!

۱) روي يك هنر متمركز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد.

۲) به ديگران كمك كنيد. منتظر نشويد كه ازتان كمك بخواهند. به دنبال كمك كردن به اين و آن، بايد بدويد. اين يك دستورالعمل است… ماشين يك نفر وسط خيابان خراب شده و روشن نمي شود و حالا راننده منتظر است كسي بيايد كمكش كند و ماشين را هُل بدهد… همسايه تان از بازار برمي گردد و دستش حسابي پر است و زنبيل دارد از دستش مي افتد…پيرمرد مغازه دار، زورش نمي رسد كه به تنهايي، كركره مغازه را بدهد بالا… خب، چرا معطليد؟ مگر نمي خواستيد تمرين هاي ضد خجالت تان را شروع كنيد؟ چه بهتر از اين؟ با اين تير، خيلي بيشتر از يكي دو نشان را خواهيد زد. مطمئن باشيد. خرجش فقط دو كلمه است: كمك نمي خواهيد؟ (البته لبخند و ارتباط چشمي را هم هنگام اداي اين دو كلمه فراموش نكنيد). نمي دانيد چقدر موثر است!

۳) دل تان مي خواهد وقتي وارد يك جمع مي شويد، با شما چطور برخورد كنند؟ دوست داريد با لبخند به استقبال تان بيايند؟ به تان توجه كنند؟ به حرف هايتان صميمانه گوش كنند و صميمانه با شما هم كلام شوند؟ و چيزهايي از اين قبيل؟ بسيار خب. مي گويند خجالتي ها، خجالتي ها را خوب مي شناسند. خجالتي هاي جمع را پيدا كنيد و با آن ها همان طوري رفتار كنيد كه دل تان مي خواهد با شما رفتار شود. با سوال هاي صميمانه تان، آن ها را به صحبت كردن وادار كنيد و جواب هايشان را با رغبت بشنويد. اين كار، هم براي معاشرتي تر شدن آن ها مفيد است، هم براي خودتان يك تمرين تمام عيار مجلس آرايي است. شروع كنيد و ببينيد كه چقدر روي خودتان تاثير مي گذارد!

۴) وقتي به يك محفل رودربايستي دار، مثلا به يك مهماني رسمي، دعوت مي شويد، وقت تان را طوري تنظيم كنيد كه زود برسيد. اين نكته در عين سادگي، بسيار مهم است. حداقل فايده اش اين است كه با سنگيني فضاي جلسه، زودتر آشنا مي شويد و كم كم ترس تان از آن جمع مي ريزد. امتحان كنيد! وقتي يك جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ مي شود، حس خجالت تان خيلي كم تر است نسبت به وقتي كه ناگهان به يك مجلس شلوغ وارد مي شويد. معمولا آن هايي كه ديرتر به چنين محافلي وارد مي شوند، استرس بيشتري را پشت سر مي گذارند و آن هايي كه زودتر مي رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار مي كنند.

۵) از هم صحبت خود تعريف كنيد. اين كه ديگر كاري ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتي ازشان تعريف مي كنيد، ذوق مي كنند و بيشترشان آن قدر ذوق مي كنند كه به هيچ قيمتي حاضر نمي شوند هم صحبتي با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجراي اين تكنيك بايد مواظب مغزتان هم باشيد؛ چرا كه ممكن است جاي دندان هاي كسي كه ازش تعريف كرده ايد، رويش باقي بماند. ضمنا هنگام تعريف و تمجيد از اين و آن، به هيچ وجه لازم نيست دروغ بگوييد. اگر كمي دقت كنيد، مطمئنا در هر آدمي بالاخره يك چيزي پيدا مي كنيد كه قابل تعريف باشد. البته تعريف هايتان هم نبايد خيلي بي ربط باشد. مثلا وقتي كسي دارد درباره يك موضوع فلسفي با شما صحبت مي كند، خيلي بي ربط است اگر بگوييد: پيراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت كنيد.

۶) نقش آفريني كنيد. نقش آفريني، يك اسلحه مخفي است كه حتي مطمئن ترين و بااعتمادبه نفس ترين آدم هايي هم كه شما سراغ داريد، از آن بهره مي گيرند. شما دل تان مي خواهد وقتي به يك جمع وارد مي شويد، چگونه رفتار كنيد؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صميمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه اين ها را مي توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين كنيد. همه ما آدم ها كمي تا قسمتي بازيگريم. نقش آفريني جلوي دوربين شايد كار آساني نباشد (من واقعا نمي دانم سخت است يا آسان)؛ ولي نقش آفريني در خلوت و در مقابل آينه را مطمئن ام كه كار آساني است. تمرين هاي مكرر اين چنيني، ناخودآگاه تان را به همان سمتي مي برد كه بيشتر تمرينش را مي كنيد و كم كم شما هماني خواهيد شد كه دل تان مي خواهد.

۷) هيچ وقت هيچ كس را تحقير نكنيد و خصوصا در حضور جمع از چنين كارهايي پرهيز كنيد. همه ما آدم ها به آرامش و كمك ديگران احتياج داريم؛ نه به دشمني و آزار و اذيت شان. مطمئنا وقتي شما كسي را تحقير يا مسخره كنيد، او هم به دنبال بهانه اي خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران كند! انرژي منفي براي اين و آن نفرستيد تا انرژي منفي براي تان نفرستند. موقع انتقاد كردن از اين و آن هم، يادتان باشد كه نبايد از هيچ كس در حضور جمع با تندي و خشونت انتقاد كنيد. وقتي ارتباط تان با دور و بري ها دوستانه و صميمانه باشد، آن ها هم براي رفع اين جور مشكلات و از جمله براي رفع اين حس خجالت دروني به شما كمك خواهند كرد.

۸) خيلي هم ايده آل گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوكي كه شما تعريف مي كنيد، همه غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفي كه مي زنيد، همه به به و چه چه كنند. براي هيچ كس ديگري هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد. مطمئن باشيد كه ديگران هم استانداردهايشان را اين قدر دست بالا تعريف نمي كنند. وقتي در يك جمع حضور داريد، كسي از شما انتظار ندارد كه فوق العاده باشيد. براي جمع، اين مهم است كه شما با آن ها همراه باشيد، فقط همين! اين را هم يادتان باشد كه خيلي از خانم ها و آقايان اصلا با آدم هاي پرحرف و شوخ و مجلس آرا ميانه خوبي ندارند. و يك خبر خوب ديگر براي خجالتي هاي عزيز: سكوت و كم حرفي شما را معمولا به پاي فروتني، حجب و حيا و بزرگ منشي تان مي گذارند و چه صفتي بهتر از اين چند صفت؟ راستي يادتان باشد كه، در ملاقات اول تان با هيچ كس زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصي تان را رو نكنيد. چه لزومي دارد؟ اين كار را متاسفانه بعضي ها براي پنهان كردن آن حس خجالت دروني شان انجام مي دهند. غافل از اين كه ديگران، اين كار را غالبا اين طور تفسير و تعبير مي كنند كه فاعلان اين فعل، آدم هاي كم ظرفيت و سرخورده يا آدم هاي گوشه گير و تنهايي هستند.

۹) ارتباط چشمي در برقراري يك ارتباط موثر، خيلي مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه كنيد. چه وقتي داريد صحبت مي كنيد، چه وقتي كه دارند با شما صحبت مي كنند. اين ارتباط چشمي را ترجيحا با يك لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه كنيد. اگر به هر دليلي از برقراري يك ارتباط چشمي مناسب ناتوانيد، سعي كنيد به پيشاني طرف مقابل تان نگاه كنيد. از معجزه نفس هاي عميق هم غافل نشويد؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت كنيد كه با نفس هاي عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مي توانيد خيلي راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد كه هيچ كس نمي فهمد اين كار شما چه معنايي دارد. باور كنيد كه اصلا كسي حواس اش به شما نيست. راحت باشيد.

۱۰) اگر خجالتي باشيد، احتمالا تنهايي را به فعاليت هاي جمعي ترجيح مي دهيد. خب، مي توانيد، از اين فرصت مغتنم استفاده كنيد و چيزي ياد بگيريد. آدم هايي كه تنهايي را دوست دارند، معمولا روحيه شان با هنرآموزي جور است. روي يك هنر متمركز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد. تا مي توانيد كتاب بخوانيد و اطلاعات كسب كنيد. روزنامه، مجله، برنامه هاي آموزشي، اينترنت و… به زودي، روزي مي آيد كه بايد حرفي براي گفتن داشته باشيد. خودتان را براي آن روز آماده كنيد.

۱۱) شكست هايتان را تدبير كنيد. وقتي داريد براي كسب مهارت هاي ضد خجالت تلاش مي كنيد، يادتان باشد كه مثل هر تلاش ديگري، ممكن است شكست هايي هم در سر راه تان باشد. ولي قرار نيست شما از ميدان فرار كنيد. تا رسيدن به پيروزي نبايد دست از تلاش برداريد. فراموش نكنيد كه نوابغ هم بارها و بارها در مسير تلاش هايشان شكست خورده اند؛ اما دست از كار نكشيده اند. اين را هم يادتان باشد كه شكست شما ممكن است ناشي از شرايط باشد، نه ناشي از اشتباه شما. مثلا ممكن است شما نتوانيد در ميان بحث دو نفر ديگر وارد شويد و آن ها را همراهي كنيد تنها به اين علت كه بحث آن ها خصوصي بوده و يا ممكن است سر صحبت را با كسي باز كرده باشيد كه او در آن لحظه به گرفتاري ها و مشكلات ديگر زندگي اش فكر مي كرده و اصلا دل و دماغ صحبت كردن نداشته است و… به هر حال، سعي كنيد از هر شكست تان، مثل نابغه ها، درس تازه اي بگيريد و آن درس تازه را در تمرين هاي بعدي به كار ببنديد.

۱۲) هميشه آماده و به روز باشيد. مطلع و گوش به زنگ. كتاب بخوانيد، روزنامه، مجله، اينترنت و… اخبار روز دنيا را پيگيري كنيد. اخبار هنري، فرهنگي، علمي، سياسي و… داشتن اين اطلاعات به شما كمك مي كند كه هميشه حرف هاي شنيدني در آستين داشته باشيد. سوال هاي حاضر و آماده هم غنيمت اند. از اين قبيل سوال ها هميشه همراه داشته باشيد. طرح يك سوال صميمانه و مودبانه معمولا نقطه شروع مناسبي براي ورود به بحث ديگران است و هر قدمي هم كه براي چنين هم كلامي هايي برداريد، مطمئنا قدم بعدي آسان تر و آسان تر مي شود. از سليقه ها و علاقه هاي دوروبري هايتان هم بايد باخبر باشيد. اين طوري راحت تر مي توانيد هم صحبت شان شويد. وقتي مي خواهيد سر صحبت را با يك جماعتي باز كنيد يا وقتي كه مي خواهيد در يك بحث گروهي شركت كنيد، بايد اين را ارزيابي كنيد كه آيا آن ها هم مايل اند حرف هاي شما را بشنوند و اصلا آيا شما خوب به حرف هاي آن ها گوش داده ايد يا نه. بي محابا حرف شان را قطع نكنيد. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثي وارد شويد.

۱۳) خودتان را درست كنيد. با ديگران (لااقل فعلا) كاري نداشته باشيد. نمي توانيد همه را مجبور كنيد همان طوري كه شما دل تان مي خواهد رفتار كنند. نمي توانيد همه را وادار كنيد نسبت به حرف ها و رفتارهاي شما همان طوري واكنش بدهند كه شما دوست داريد. چرا كه اولا همه آدم ها مثل هم نيستند و مثل هم فكر نمي كنند و ثانيا آن چه مهم است، تلاش و تمرين شماست و توجه به اين نكته كه آيا شما داريد كارتان را درست انجام مي دهيد يا نه. انتظار نداشته باشيد وقتي كه در يك مهماني، كنجي نشسته ايد و با هيچ كس حرف نمي زنيد، ديگران بيايند و شما را از پوسته تنهايي بياورند بيرون. خودتان هم بايد كمك كنيد. انجام دادن تمرين هايي كه از آن ها حرف مي زنيم، به عهده خودتان است، نه ديگران. ضمنا حواس تان به اين نكته هم باشد كه سطح توقع تان را از ديگران تصحيح كنيد. در هر مهماني، ممكن است كه بغل دستي شما هم خودش خجالتي باشد، مثلا از آن خجالتي هاي پنهان كه هفته پيش حرفش را زديم. لابد يادتان هست كه گفتيم نزديك به ۵۰ درصد آدم ها، كم و بيش، با درجات مختلف، خجالتي اند. پنجاه درصد يعني نصف آدم هاي هر جمع. كم نيست! شما هيچ وقت در اقليت نيستيد.

قرار نيست كه يك شبه متحول شويد و ناگهان تبديل بشويد به آدم بذله گو و پرحرفي كه مجلس آرايي مي كند و… اين حتي با تلاش شما هم به سرعت به دست نمي آيد. آدم ها ذات شان با همديگر فرق دارد. اما معاشرتي شدن، يك مهارت است كه با تمرين به دست مي آيد. به مهارت هاي ضدخجالت هم بايد يكي يكي تسلط پيدا كنيد. وقتي انرژي تان را در هر مقطع زماني روي يك يا دو مهارت بخصوص مي گذاريد خيلي زودتر به نتيجه مي رسيد. مثلا پيش دستي در سلام گفتن را بايد تمرين كرد. وقتي به آن تسلط پيدا كرديد، شروع به صحبت با لبخند ر ا تمرين كنيد. ارتباط چشمي، دويدن به دنبال كمك به ديگران، كمك به ساير خجالتي هاي جمع، تعريف هاي به جا و … هم همين طور. به دست آوردن يك مهارت ممكن است يك سال طول بكشد، در حالي كه به دست آوردن يك مهارت ديگر، ممكن است فقط دو روز وقت تان را بگيرد. هر چه سخت تر به دست بياوريد، سخت تر از دست مي دهيد. اين يادتان باشد!

منبع: همشهري جوان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

ترس و اضطراب

اكثر نوجوانان و جوانان هنگاميكه با موقعيت هاي تهديدآميز رو به رو مي گردند، دچار احساس ترس و اضطراب مي شوند. بوجود آمدن ترس و اضطراب باعث بوجود آمدن يك سري واكنش هاي نابهنجار در فرد مي شود كه با فشار رواني توام است. برخي از اين واكنش عبارتند از: تپش سريع قلب، لرزش بدن، عرق بيش از حد معمول بدن، تكرر ادرار، عدم كنترل ادرار و ... همگي از نشانه هاي ترس و اضطراب و از عوارض آنهاست. البته لازم به ذكر است كه ترسها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد.

- ترسهاي طبيعي و بهنجار- كه احساس ترس در برابر يك خطر واقعي يك تجربه بهنجار پديد مي آيد مانند عبور از يك منطقه خطرناك در شب.

- ترسهاي نابهنجار- كه منظور ترسي است كه از خطر واقعي نبوده و اكثر مردم در چنين موقعيتي نمي ترسند. مانند ترس از حيوانات، ترس از صحبت كردن در جمع، ترس از مكانهاي بسته و ... كه فرد مبتلا به آن از غيرمنطقي بودن آن آگاه است.

يكي از انواع اين ترسهاي نابهنجار كه در دوره نوجواني و جواني بسيار ديده مي شود «سرخي هراسي يا ترس از سرخ شدن صورت» است كه يك تر س غير معمول و غيرمنطقي از سرخ شدن صورت است.

يكي از انواع اين ترسهاي نابهنجار كه در دوره نوجواني و جواني برخي اوقات ديده مي شود «سرخي هراسي يا ترس از سرخ شدن صورت» است كه يك تر س غيرمعمول و غيرمنطقي از سرخ شدن صورت است. هر چند اين اختلال مانند ساير تظاهرات ديگر اضطرابي، خيلي شايع نيست اما به علت سوالاتي كه در بخش مشاوره در مورد اين مشكل بيان شده بود، لازم ديديم كه به طور مختصر ، به بررسي اين اختلال بپردازيم.

در اين نوع ترس بيمارگون، فرد نگران اين مساله است كه مركز توجه ديگران قرار بگيرد. اين دسته از افراد عموماً از مكانهاي عمومي، صحبت كردن در جمع، مورد تشويق قرار گرفتن و يا شرايطي كه تعداد زيادي از افراد جمع هستند، اجتناب ميكنند و متاسفانه همين واكنش آنها باعث مي شود كه شدت اين مشكل افزايش يابد. افرادي كه از اين بيماري رنج مي برند، همواره سعي دارند سرخي صورت خود را بپوشانند، غافل از اينكه اين اقدام باعث شدت گرفتن مشكلاتشان مي شود.

ترس از سرخي چهره مي تواند با علائم ديگري مانند تنگي نفس، گيجي، تعريق بيش از حد، لرز، تهوع، خشكي دهان، احساس مريضي، تپش قلب، ناتواني در صحبت كردن يا فكر كردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن كنترل، احساس غيرواقعي بودن و يا حمله اضطراب همراه باشد. اگر شما جز آن دسته نوجواناني هستيد كه وقتي در موقعيتهاي اجتماعي قرار مي گيريد صورتتان سرخ شده و يا هر يك از اين علايم را از خود نشان ميدهيد بايد بدانيد كه اين مشكل تنها شما نيست. بسيارند دختران و پسران نوجوان و جواني كه از اين مشكل رنج مي برند اما تنها در مورد آن صحبت نمي كنند- اما باز هم جاي نگراني وجود ندارد چرا كه انواع ترسها، از جمله سرخي هراسي داراي درمانهاي موثر و مفيدي است و در صورتيكه در اجراي شيوه هاي درماني آن تلاش لازم را به خرج دهيد، اين مساله قابل درمان است.

درمان

براي درمان انواع هراسها از جمله سرخي هراسي توصيه مي شود كه:

خود را در معرض موقعيتهاي هراس آور قرار دهيد

رفتار درماني شناختي (يكي از روشهاي درمان در روان شناسي)، از روش مواجهه با محرك اضطراب آور، استفاده مي كند. براي مثال اگر شما در هنگام مواجه شدن با يك جمعيت زياد، دچار احساس اضطراب مي شويد و چهره تان سرخ مي شود، احتمالاً بعد از آن واقعه سعي خواهيد كرد كه وارد فضاهاي پرجمعيت نشويد. اما اين رويكرد درماني تاكيد مي كند كه اين دسته از افراد با ترسها و هراسهاي خود رو به رو شوند و از آن فرار نكنند. هرچند كه به ظاهر اين رويكرد درماني، رنج آور است اما مراجعه منظم نزد روان درمانگر و همچنين يادگيري شيوه هاي «تن آرامي» در پشت سر گذاشتن اين نوع اضطراب بسيار موثر است.

صحبت كردن در مورد ترسها، در كاهش اضطراب موثر است

گفتگو درماني، يك روش درمان سنتي است كه در آن افراد وادار مي شوند در مورد ترسها، نگرانيها و اضطرابهاي خود صحبت كنند. هرچند اين روش درماني، يك روش قطعي نيست اما در جلسات اوليه درمان، نقش تسكين دهنده دارد.

تاثير داروها بر سرخي هراسي

هرچند كه در زمينه بسياري از ترسهاي مرضي مانند ترس از ارتفاع، ترس از رانندگي، ترس از حيوانات و ... رفتاردرماني مي تواند موثر باشد اما در زمينه سرخي هراسي، گاه لازم مي گردد كه افراد با تجويز روان پزشك، تا بهبود كامل، بطور مقطعي دارو مصرف نمايند.

ترس از سرخي چهره مي تواند با علائم ديگري مانند تنگي نفس، گيجي، تعريق بيش از حد، لرز، تهوع، خشكي دهان، احساس مريضي، تپش قلب، ناتواني در صحبت كردن يا فكر كردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن كنترل، احساس غير واقعي بودن و يا حمله اضطراب همراه باشد

انرژي درماني

مطالعات نشان داده كه انرژي درماني يك از موثرترين روشهاي درماني، در سرخي هراسي به شمار مي رود. زيرا اين نوع درمان، سريع، ايمن، موثر و بادوام است.

روش هاي درماني ديگر، بهره گيري از تمرينات يوگا است. يوگا باعث تنظيم ضربان قلب و همچنين تسكين اعصاب افراد مضطرب مي گردد و باعث كاهش تحريك پذيري سيستم عصبي اين دسته از افراد مي گردد. مهمترين نقش يوگا در درمان سرخي هراسي، توانايي كنترل يافتن فرد بر روي واكنشهاي بدني از جمله سرخي صورت است.

قصد متناقض

و آخرين روش درماني پيشنهادي ما «قصد متناقص» و يا «تمرين منفي وابستگي» است. در اين روش به افراد آموخته مي شود كه به جاي مبارزه با سرخ شدن صورت، به طور ارادي خود را در موقعيتي قرار دهد كه صورت، سرخ شود. مثلاً هر زمان و يا هر مكاني كه احتمال ميدهد، صورت وي سرخ مي شود حتماً با اين موقعيتها مواجه شود. اين تمرين بايد به طور مستمر و هر روزه انجام گردد تا به مرور زمان كنترل رفتار و احساسات به دست فرد مبتلا قرار بگيرد. اين تمرين روشي براي توانايي يافتن در بخشها و واكنشهايي از بدن است كه افراد گمان مي كنند نمي توانند بر آن تسلط و كنترل پيدا كنند.

http://forum.p30world.com/archive/index.php/t-415771.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

اجتماع هراسي ، جمع هراسي ، سرخي هراسي يا فوبيا

اجتماع هراسي ، جمع هراسي ، سرخي هراسي يا فوبيا به يه نوع خجالت (كمرويي) يا ترس غير عادي ميگن كه ادم رو به شدت ناتوان مي كنه . اين تاپيك رو براي اين زدم كه افرادي كه به اين مشكل دچارند با هم در اين مورد صحبت كنند وافرادي كه اين مشكل رو داشتن وحل كردن يا خودشون در اين زمينه متخصص هستند به ديگران راهنمايي كنند.

آشنايي با ترس مرضي و روشهاي درمان آن

ترس مرضي نوعي اضطراب به صورت ترس مداوم غيرمنطقي يا بيش از حد معمول نسبت به يك شيئي ، موقعيت ، فعاليت ، شرايط يا حتي يك عملكرد بدني (كه هيچ يك از اين ها اساساً خطرناك نبوده يا تناسب منطقي با اضطراب ندارند). اكثر افراد دچار فويبا ترس خود را نابجا نسبت به موقعيت مي شناسند.

فويبا به انواع زير تقسيم مي شود:

اجتماع هراسي (ترس از قرارگرفتن در موقعيت هاي اجتماعي نظير سخنراني عمومي يا استفاده از حمام عمومي )

جمع هراسي (ترس از حضور در شلوغي يا ترس از مكان هاي عمومي )

ترس مرضي ساده (ترس از يك نوع محرك خاص نظير حيوانات ، حشرات ، ارتفاع ، سفرهوايي ، مكان هاي بسته و غيره )

علايم شايع

علايم اضطرابي زير هنگام مواجهه يا فكر كردن در مورد محرك ايجادكننده ترس مرضي رخ مي دهند:

تپش قلب

تعريق

لرزش

گُرگرفتگي

تهوع

افكار منفي و تصورات مضطرب كننده

علل

علت واقعي اين اختلال ناشناخته است . علت احتمالي آن عبارتست از يك واكنش يادگرفته شده (ساخته شده در ذهن ) مثلاً ناشي از تماس با فرد ديگري داراي ترس مشابه ، يا داشتن تجربه يك ترس اوليه كه همراه با يك شيئي يا موقعيت خاص بوده است . ساير فرضيه هاي موجود در اين زمينه ، ترس مرضي را داراي يك معني سُمبليك در نظر مي گيرند.

عوامل افزايش دهنده خطر

سابقه خانوادگي اضطراب

اضطراب ناشي از جدايي در كودكي

وجود ساير اختلالات رواني

دارابودن شخصيبت كمال گرا

پيشگيري

اقدام خاصي براي پيشگيري از ترس مرضي وجود ندارد. روش هايي براي پيشگيري يا كنترل واكنش ها وجود دارد.

عواقب مورد انتظار

ترس ساده ـ در برخي موارد با بالارفتن سن خود به خود متوقف مي شود؛ برخي موارد نيز چنانچه از محرك ترس (مثلاً مار افعي ) اجتناب شود اختلال قابل توجهي در زندگي پديد نمي آيد؛ برخي موارد با قرار گرفتن فرد مبتلا در موقعيت هاي ترس آور (نظير سفرهوايي ) كاهش مي يابند؛ ساير موارد نيز با درمان قابل علاج اند.

اجتماعي هراسي ـ ممكن است با درمان برطرف شود؛ داروها در اين مورد معمولاً سودمندند.

جمع هراسي ـ افراد مبتلا بدون درمان روزبه روز بيشتر خانه نشين مي شوند؛ اغلب با اختلال هراس همراه است .

عوارض احتمالي

در اثر اجتناب از محرك هاي ترس مرضي زندگي روزمره دچار محدوديت مي شود. به خصوص جمع هراسي فعاليت فرد را دچار محدوديت كرده و شديداً ناتوان كننده است .

درمان

اصول كلي

- اقدامات تشخيصي شامل مشاهده علايم توسط خود بيمار است .

- بررسي سابقه طبي و اجتماعي و معاينه فيزيكي توسط يك پزشك ضروري است .

اگر شما احساس كرديد كه ترس شما تداوم دارد:

-افكار خود را از منفي بودن (مثلاً «سگ گاز خواهد گرفت ») به سمت افكار مثبت و واقع گرايانه (مثلاً «سگ با بند بسته شده است ») منحرف سازيد.

- به يك اقدام كنترل كننده بپردازيد ـ مثلاً شمارش معكوس از ۱۰۰۰، كتاب خواندن ، بلند حرف زدن ، تنفس عميق و شمردن آنها

-افكار خود را به سمت افكار خوشايند منحرف سازيد. از روش هاي آسوده سازي استفاده كنيد.

داروها

داروها گاهي در درمان ترس مرضي مؤثرند.

فعاليت

محدوديتي وجود ندارد.

رژيم غذايي

رژيم خاصي نياز نيست . از مصرف كافئين خودداري كنيد.

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد

اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم ترس مرضي باشيد كه با مراقبت هاي خود كنترل نشده است .

بازگشت علايم ترس مرضي پس از درمان

با افزايش پيوسته بيماري‌هاي رواني، اختلالاتي چون افسردگي، اختلال دوقطبي و اضطراب براي همگان به صورت شناخته شده‌اي درآمده‌اند.

امّا بيماري رواني ديگري نيز وجود دارد كه كمتر شناخته شده ولي مطالعات نشان مي‌دهد كه سومين اختلال رواني شايع در كلّ جهان است. اين بيماري، اختلال اضطراب اجتماعي نام دارد.

اختلال اضطراب اجتماعي چيست؟

اختلال اضطراب اجتماعي، يا به قول بعضي‌ها هراس از اجتماع يا اجتماع هراسي، اضطراب از مورد ارزيابي منفي قرار گرفتن از سوي ديگران است.

ترس از قضاوت ديگران در فردي كه به اين اختلال دچار است به احساس بي‌كفايتي و نابسندگي، شرم و تحقير در او منجر مي‌شود. همچنين ممكن است باعث افسردگي و سوء مصرف مواد گردد.

نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي

اختلال اضطراب اجتماعي باعث احساس اضطراب در فرد به هنگام مواجهه با يك موقعيت اجتماعي مي‌گردد. نشانگان فيزيولوژيك دقيقي به همراه اين اختلال وجود دارد كه عبارتند از:

خشكي حلق و دهان

لرزش

مشكل بلع

گرفتگي عضلاني

ترس وافر

گُر گرفتگي

ضربان تند قلب

عرق كردن

موقعيت‌هايي كه باعث درماندگي در مبتلايان به اختلال اضطراب اجتماعي مي‌شود

موقعيت‌ها و شرايط مختلفي وجود دارد كه باعث درماندگي در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي مي‌گردد. از جمله اين موقعيت‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

مورد قضاوت ديگران قرار گرفتن

ملاقات با ديگران براي نخستين بار

مركز توجه واقع شدن

زير نظر قرار گرفتن به هنگام انجام كار

برخوردهاي اجتماعي با افراد غريبه

چه كسي دچار اختلال اضطراب اجتماعي مي‌شود؟

بسياري از افراد به اختلال اضطراب اجتماعي دچار مي‌شوند. امّا شيوع آن در زنان بيشتر ازمردان است. مطالعات اخير نشان داده‌اند كه اختلال اضطراب اجتماعي سومين اختلال رواني شايع در جهان است.

سوء مصرف مواد و اختلال اضطراب اجتماعي

افرادي كه دچار اختلال اضطراب اجتماعي باشند احتمال زياد دارد كه به سوء مصرف الكل و موادمخدر به عنوان ابزاري براي مقابله با استرس، عزت‌نفس پايين و افسردگي ناشي از اين اختلال روي بياورند.

مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه 16 درصد از بيماراني كه داراي اختلال اضطراب اجتماعي بوده‌اند، مشكل سوء مصرف الكل داشته‌اند.

درمان اختلال اضطراب اجتماعي

اختلال اضطراب اجتماعي غالباً با حملات وحشتزدگي يا افسردگي اشتباه گرفته مي‌شود. اين امر مي‌تواند درمان اين اختلال را با مشكلات جدّي روبرو سازد. با وجود اين، چنانچه اين بيماري به درستي تشخيص داده شود، تركيبي از درمان‌هاي رفتاري شناختي و دارودرماني مي‌تواند براي درمان مبتلايان به اختلال اضطراب اجتماعي مفيد باشد.

با وجود شيوع اختلال اضطراب اجتماعي، اين اختلال غالباً اشتباه تشخيص داده مي‌شود. در حالي كه اختلال اضطراب اجتماعي، يك اختلال كاملاً واقعي بانشانگان مشخص و معين است. چنانچه نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي درمان نشده باقي بمانند مي‌توانند فرد مبتلا به اين اختلال را كاملاً زمين‌گير كنند و غالباً به اجتناب فرد از تمام موقعيت‌هاي مستلزم تماس‌هاي اجتماعي مي‌انجامد.

اجتناب از موقعيت‌هاي اجتماعي داراي پيامدهاي منفي در زندگي كاري، اجتماعي و مالي فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي است. امّا كمك‌هاي درماني مناسب داراي نتايج خوب و موثري براي اين اختلال است. به افرادي كه داراي نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي هستند توصيه مي‌شود با يك روان‌درمانگر مشورت كنند.

جمع هراسي (فويبا) و درمان آن

شرح بيماري

ترس‌ مرضي،‌ نوعي‌ اضطراب‌ به‌ صورت‌ ترس‌ مداوم‌ غيرمنطقي‌ يا بيش‌ از حد معمول‌ نسبت‌ به‌ يك‌ شيئي‌، موقعيت‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري ، شرايط‌ يا حتي‌ يك‌ عملكرد بدني‌ (كه‌ هيچ‌ يك‌ از اين‌ها اساساً خطرناك‌ نبوده‌ يا تناسب‌ منطقي‌ با اضطراب‌ ندارند). اكثر افراد دچار فويبا ترس‌ خود را نابجا نسبت‌ به‌ موقعيت‌ مي‌شناسند. فويبا به‌ انواع‌ زير تقسيم‌ مي‌شود: اجتماع‌ هراسي‌ (ترس‌ از قرارگرفتن‌ در موقعيت‌هاي‌ اجتماعي‌ نظير سخنراني‌ عمومي‌ يا استفاده‌ از حمام‌ عمومي‌) جمع‌ هراسي‌ (ترس‌ از حضور در شلوغي‌ يا ترس‌ از مكان‌هاي‌ عمومي‌) ترس‌ مرضي‌ ساده‌ (ترس‌ از يك‌ نوع‌ محرك‌ خاص‌ نظير حيوانات‌، حشرات‌، ارتفاع‌، سفرهوايي‌، مكان‌هاي‌ بسته‌ و غيره‌)

علايم‌ شايع

علايم‌ اضطرابي‌ زير هنگام‌ مواجهه‌ يا فكر كردن‌ در مورد محرك‌ ايجادكننده‌ ترس‌ مرضي‌ رخ‌ مي‌دهند: تپش‌ قلب‌ تعريق‌ لرزش‌ گُرگرفتگي‌ تهوع‌ افكار منفي‌ و تصورات‌ مضطرب‌كننده‌

علل‌

علت‌ واقعي‌ اين‌ اختلال‌ ناشناخته‌ است‌. علت‌ احتمالي‌ آن‌ عبارتست‌ از يك‌ واكنش‌ يادگرفته‌ شده‌ (ساخته‌ شده‌ در ذهن‌) مثلاً ناشي‌ از تماس‌ با فرد ديگري‌ داراي‌ ترس‌ مشابه‌، يا داشتن‌ تجربه‌ يك‌ ترس‌ اوليه‌ كه‌ همراه‌ با يك‌ شيئي‌ يا موقعيت‌ خاص‌ بوده‌ است‌. ساير فرضيه‌هاي‌ موجود در اين‌ زمينه‌، ترس‌ مرضي‌ را داراي‌ يك‌ معني‌ سمبليك‌ در نظر مي‌گيرند.

عوامل تشديد كننده بيماري

- سابقه‌ خانوادگي‌ اضطراب‌ - اضطراب‌ ناشي‌ از جدايي‌ در كودكي‌ - وجود ساير اختلالات‌ رواني‌ - دارابودن‌ شخصيبت‌ كمال‌گرا

پيشگيري

اقدام‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از ترس‌ مرضي‌ وجود ندارد. روش‌هايي‌ براي‌ پيشگيري‌ يا كنترل‌ واكنش‌ها وجود دارد.

عواقب‌ مورد انتظار

ترس‌ ساده‌ ـ در برخي‌ موارد با بالارفتن‌ سن‌ خود به‌ خود متوقف‌ مي‌شود؛ برخي‌ موارد نيز چنانچه‌ از محرك‌ ترس‌ (مثلاً مار افعي‌) اجتناب‌ شود اختلال‌ قابل‌ توجهي‌ در زندگي‌ پديد نمي‌آيد؛ برخي‌ موارد با قرار گرفتن‌ فرد مبتلا در موقعيت‌هاي‌ ترس‌آور (نظير سفرهوايي‌) كاهش‌ مي‌يابند؛ ساير موارد نيز با درمان‌ قابل‌ علاج‌اند. اجتماعي‌ هراسي‌ ـ ممكن‌ است‌ با درمان‌ برطرف‌ شود؛ داروها در اين‌ مورد معمولاً سودمندند. جمع‌ هراسي‌ ـ افراد مبتلا بدون‌ درمان‌ روزبه‌روز بيشتر خانه‌نشين‌ مي‌شوند؛ اغلب‌ با اختلال‌ هراس‌ همراه‌ است‌.

عوارض‌ احتمالي

در اثر اجتناب‌ از محرك‌هاي‌ ترس‌ مرضي‌ زندگي‌ روزمره‌ دچار محدوديت‌ مي‌شود. به‌ خصوص‌ جمع‌ هراسي‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فرد را دچار محدوديت‌ كرده‌ و شديداً ناتوان‌كننده‌ است‌.

درمان

اصول‌ كلي‌

- اقدامات‌ تشخيصي‌ شامل‌ مشاهده‌ علايم‌ توسط‌ خود بيمار است‌. اگر شما احساس‌ كرديد كه‌ ترس‌ شما تداوم‌ دارد: -افكار خود را از منفي‌ بودن‌ (مثلاً «سگ‌ گاز خواهد گرفت‌») به‌ سمت‌ افكار مثبت‌ و واقع‌گرايانه‌ (مثلاً «سگ‌ با بند بسته‌شده‌است‌») منحرف‌ سازيد. - به‌ يك‌ اقدام‌ كنترل‌كننده‌ بپردازيد ـ مثلاً شمارش‌ معكوس‌ از 1000، كتاب‌ خواندن‌، بلند حرف‌ زدن‌، تنفس‌ عميق‌ و شمردن‌ آنها -افكار خود را به‌ سمت‌ افكار خوشايند منحرف‌ سازيد. از روش‌هاي‌ آسوده‌سازي‌ استفاده‌ كنيد.

داروها

داروها گاهي‌ در درمان‌ ترس‌ مرضي‌ مؤثرند

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

محدوديتي‌ وجود ندارد.

درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

_ اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان داراي‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ باشيد كه‌ با مراقبت‌هاي‌ خود كنترل‌ نشده‌ است‌. _ بازگشت‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ پس‌ از درمان‌

حال كه با مفهوم ترس آشنا شديد خوب است راههاي غلبه بر ترس را بدانيد .

غلبه بر ترس

ترس واقعيتي است كه در زندگي ما حضور خارجي دارد كه با پيامد هاي خود مي خواهد ما را متقاعد مي‌سازد كه هرگز نمي‌توانيم به آرزوهايمان دست يابيم و از اينرو ما را دائماً در حالت سكوت نگه مي‌دارد. ترس ما را از بيان عشق و محبت به عزيزانمان محروم مي‌كند.

ترس قلمرو زندگي ما را چنان محدود مي‌كند تا ما در دايرۀ كوچك زندگي خود محبوس شويم. اما واقعا چگونه مي توان با اين موضوع روبرو شد و بر آن غالب آمد

بايد اذعان داشت كه ترس لزوماً در شرايطي خاص واكنش بدي نيست. ترس مي‌تواند به‌عنوان عنصري براي حفاظت ما باشد. اما تفاوت بارزي بين ترسي كه مانع سقوط ما از ارتفاعي بلند مي‌شود با ترسي كه ما را از حق زندگي كردن محروم مي‌دارد وجود دارد. دكتر هنري كلاد، مشاور و نويسنده در مقالۀ خود «غلبه بر ترس» نكاتي را جهت مبارزه با ترس كنترل كننده بر زندگي ابراز مي‌دارد كه در ذيل به آنها مي‌پردازيم.

1- ارتباط با ديگران

همۀ انواع ترس، چه بزرگ و چه كوچك، در تنهايي شخص نيرويي مضاعف مي‌يابند. دوستي را پيدا كنيد تا ترس‌هايتان را با او در ميان بگذاريد. غالباً از ابراز ترس‌هايمان مي‌ترسيم. زيرا فكر مي‌كنيم نظر ديگران دربارۀ ما عوض مي‌شود. پس بهتر است با شخصي قابل اعتماد، ترجيحاً يك مشاور درد دل كنيد. آنان به شما كمك مي‌كنند تا ترس‌هايتان را در نور جديدي ببينيد و شما را تشويق مي‌كنند تا از مواجه شدن با آنها نترسيد.

2- برنامه داشتن براي زندگي روزانه

زندگي روزانۀ خود را برنامه‌ريزي كنيد. ساعات مشخصي را براي فعاليت‌هاي مختلف در نظر بگيريد. برنامه مشخص خود عامل ايجاد امنيت است زيرا كه مي‌دانيم در صدد انجام چه كاري هستيم. بسياري از اوقات عناصر غيرقابل پيش‌بيني كه غالباً در نتيجۀ نداشتن برنامۀ خاص به‌وجود مي‌آيند، عامل ايجاد ترس هستند. اگر بتوانيد آنچه را كه قابل كنترل است را انجام دهيد (برنامه‌ريزي)، آنگاه توان رويارويي شما با عناصر غيرقابل كنترل بيشتر مي‌شود.

3- مواجه شدن با ترس

آخرين اقدام رويارويي با ترس‌هاست. اگر ترسي كه با آن روبروييم در فكر ما ريشه دارد تا در خارج از آن، به عبارت ديگر، اگر خطري واقعي در بيرون ما را تهديد نمي‌كند و ما صرفاً از خطري تخيلي در ذهنمان مي‌ترسيم، بهترين پادزهر انجام دادن آن است. فراموش نكنيد كه بايد قدم به قدم و مرحله به مnter> خلاصه كتاب روانشناسي خجالت 
   

فصل اول

دور و تسلسل

آيا شما در كنار ديگران احساس آرامش نمي‌كنيد؟ اگر پاسخ آري است؛ پس بايد گفت اين «ديگران» هستند كه شما را مي‌ترسانند. آيا ترس و هراس شما از ديگران طبيعي است؟ آيا اين طبيعي است كه يك نگاه، يك لبخند يا يك حركت ديگران اغلب از سوي شما به بدترين شكل تعبير و تفسير شود؟ پاسخ من اينست كه: تا حدودي عادي است.

 علائم خجالت

- تنگي نفس يا منقبض شدن عضلات

- لرزش لب‌ها و دست‌ها و پاها

- خشك شدن بزاق در دهان

- عرق كردن زياد از حد

 

 اثرات خجالت

خجالت مي‌تواند زندگي را متزلزل سازد و از رشد زندگي افراد جلوگيري مي‌كند.

- خجالت مانع از تجلي‌افكار عالي‌است، و تلاش افرادي را كه مي‌توانند تا بالاترين مراتب اجتماعي صعود كنند بي‌اثر مي‌سازد.

- خجالت از پيشرفت افراد باهوش كه شايستگي مديريت و رهبري را دارند جلوگيري مي‌كند

- كم‌رويي باعث مي‌شود عقايد مطرح نشود.

 كم‌رويي بسياري از افراد را غمگين مي‌كند. اين‌گونه افراد گرچه در تمام زندگي روياي معاش و دوست بودن با ديگران را مي‌بينند، ولي با جدا كردن خود از جمع،‌ روياي آنها شكل واقعي به خود نمي‌گيرد.

 

اثرات جسمي

ترس مهمترين  عامل در خجالت است.  گاهي ترس خيلي شديد نيست و فقط يك نوع دلواپس‍ ايجاد مي‌كند. زماني ترس آشكارتر شده و باعث انقباض در ناي يا اطراف قلب مي‌شود.

 

 اشكال در سخن گفتن

 

افراد كم‌رو به طور معمول از ناراحتي تنفسي رنج مي‌برند. اين ناراحتي با انقباض قفسه سينه ايجاد مي‌شود، در نتيجه كلمات بصورت ضعيف و بيمارگونه به‌گوش مي‌رسد.

 انقباض‌هاي عضلاني

افراد خجالتي از انقباض عضلات رنج مي‌برند و اين مانع از تحرك كافي در آنهاست. افزون بر اين شخص خجالتي چون مي‌داند يا اعتقاد دارد كه به او نگاه مي‌كنند، پاهايش سفت و سخت شده و آنها را به‌زحمت روي زمين مي‌كشد، همچنين انگشتان او مي‌لرزد.

 خستگي

يك شخص كم‌رو پس از هر بار احساس «ترس از حضور در جمع» دچار خستگي زيادي مي شود كه ناشي از حالت كلي انقباض عضلاني است.

 كسل شدن

حقيقت اينست كه شخص كم‌رو غير از چيزي كه او را مي‌ترساند‌، از همه چيز غافل است. ميزان دقت و هوشياريش كم مي شود. و قدرت ادراك حسي او نيز همپاي آن كاهش مي‌يابد. به همين دليل يك ناطق كم‌رو آنچه را كه درباره يك موضوع عنوان كرده است فراموش مي‌كند.

 اختلال‌هاي عروقي

انقباض و انبساط رگ‌هاي بدن باعث سرخي يا پريدگي رنگ چهره افراد كم‌روست و اين خود يكي از دلايل ناراحتي آنهاست.

 اختلال در غده‌هاي ترشح‌كننده بدن

با توقف ترشح بزاق؛ دهان و لب‌هاي آدم خجالتي خشك مي‌شوند و دست‌ها و زير بغل او فوق‌العاده عرق مي‌كند.

 اثرات رواني

 احساس ترس و نگراني

بطور كلي يك شخص خجالتي فردي لايق و ارزنده است؛ و با نااميدي احتياج دارد كه ديگران قدر و ارزش او را بدانند. آدم خجالتي از شكست در اجتماع مي‌ترسد. او هميشه از اينكه ديگران او را حقير بشمارند در هراس است.

شخص كم‌رو حتي زماني كه مقاومت مي‌كند و از فرار كردن دوري مي‌جويد؛ اضطراب و دلهره وحشتناكي او را فرامي‌گيرد و بر او غلبه مي‌كند.

 معماي ذهني

اگر از يك شخص خجالتي حتي اگر باهوش هم باشد سوال شود ، خاموش مي‌ماند و چنان به‌نظر برسد كه مات و مبهوت شده است. در شرايطي ديگر با صداي بلند مي‌خندد اما جرأت گفتن حتي كلمه‌اي ندارد. پس از اين حالت شخص كم‌رو مغزش از كار مي‌افتد.

 بيشتر افراد خجالتي را مي‌توان در سه حالت زير مشاهده كرد

- حساس: خيلي راحت آشفته مي شود. شخصيت خيلي عاطفي دارد. بالاتر از همه، شخص حساس غيرفعال است.

- عصباني: خيلي بي‌ثبات، بي‌اختيار، غيرقابل تغيير و عاطفي است. چنين فردي غيرفعال است.

شجاع و متهور: چنين شخصي تندخو، جاه‌طلب، خشن و غيرقابل انعطاف. برخلاف دو گروه پيشين فعال است.

افراد حساس، عصباني و خجالتي را خطر «واخوردگي يا كنار گذاشته شدن»؛ و دوري گزيدن ديگران از آنها تهديد مي كند. زيرا اين باور را دارند كه در سلك شكست‌خوردگان اجتماع خواهند بود! به همين خاطر است كه شخص خجالتي از حضور در جمع دوري مي‌گزيند. در حقيقت آنها خودشان پيشتر از آنكه ديگران آنها را كنار بگذارند، گوشه‌گيري كرده‌اند. اشتباه افراد خجالتي درست در همين نقطه است. چرا كه با ترس از شكست پيش از آنكه حركتي را شروع كنند شكست مي‌خورند.

 بررسي صفات ديگر افراد خجالتي

شخص خجالتي به‌خاطر داشتن احساس عاطفي تا حد زيادي تحت‌تاثير حوادث است . او غيرفعال است، از اين‌رو بجاي تلاش براي عمل يا عكس‌العمل داشتن، هيجان‌هاي خود را مخفي مي‌دارد. بنابراين يك شخص كم‌رو وقتي وارد عمل مي شود اغلب درمي‌يابد كه مشكل او حل شده است.

 خجالتي‌ها به جامعه باز مي‌گردند

اشخاص خجالتي از جامعه مي‌ترسند، با اين حال به جامعه باز مي‌گردند چون:

- نياز زيادي به محبت ديگران دارند.

- هم‌چنين نياز دارند به ديگران محبت كنند.

شخص كم‌رو اغلب فعال نيست به اين علت خيلي ناراحت است و ناشيانه عمل مي‌كند. هنگام سخن گفتن تمام نشانه‌هاي تمايل به گريختن را از خود نمايان مي سازند. شخص بايد تسلط بر كلام و بيان آنها را بياموزد و در حركات خود دقت كند.

بنابراين تكرار مي‌كنم اجازه ندهيد كه عواطف بر شما غلبه كنند.

 شخص خجالتي آسيب‌پذير است

فرد خجالتي بخاطر آسيب‌پذير بودن هنگام حمله بي‌دفاع است و قادر به عكس‌العمل سريع نيست. بخاطر غيرفعال بودن، فاقد هر نوع وسيله دفاعي است.

هميشه احساس مي‌كند مورد تهديد است حتي زماني كه كسي قصد سوئي نسبت به او دارد.

شخص خجالتي‌از اينكه مركز توجه و علاقه باشد رنج مي‌برد. از سويي ديگر از بي‌تفاوتي متنفر است. در مجموع شخص خجالتي از سر و كار داشتن با ديگران خشنود نيست اما انتظار دارد كه ديگران در برخورد با او ادب و نزاكت را رعايت كنند.

شخص خجالتي هميشه در جمع مراقب است كه ديگران چه مي‌گويند. او ساده‌ترين تغييرات را در صدا، خنده و نگاه افراد به‌خاطر مي‌سپارد. اين فرد تصور مي‌كند با پنهان شدن در لاك دفاعي‌خود مي تواند خود را حمايت كند، در حاليكه به اين ترتيب فقط غذاي فكري او تامين خواهد شد و بجاي حمايت صدمه خواهد ديد.

 فصل دوم: علائم و مظاهر خجالت

 ترس از حضور در جمع

ترس از حضور در جمع را مي‌توان به عنوان حمله شديد خجالت تلقي كرد. حمله ترس از حضور در جمع را مي‌توان از راه‌هاي زير برطرف كرد:

- با شروع كاري اين حمله نابود مي‌شود يا شخص گرفتار حمله ناگهاني، كاري را كه شروع كرده است متوقف سازد.

-ترس از حضور در جمع عموما دو نوع حالت رواني نيز در افراد ايجاد مي‌كند:

- شخص خجالتي آنچه را كه به هنگام ترس از حضور در جمع رخ داده است، اصلا به‌ياد نمي‌آورد

- هنگام ترس، او ناخودآگاه و خودكار عمل مي‌كند

 خجالت جنسي

اين نوع خجالت در جوانان رايج و عادي است. دوره بلوغ و نوجواني باعث تحريك استعدادهاي عاطفي است. كم‌رويي  در دوره بلوغ بيشتر از دخترها در پسرها رايج است. ملاحظه مي شود كه مقررات بي‌موردي بين پسران و دختران وجود دارد:

- پسرها ناشيگري و بي‌تجربگي خود را بصورت رفتارهاي مخالف با زنان بروز مي‌دهند.

- دخترها نيز خجالت خود را با رفتاري حاكي از تمسخر و ناز كردن پنهان مي‌كنند.

اگر حالت دوران جواني و بلوغ طولاني شود چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟ در تمام مراحل زندگي فرد تاثير خواهد گذاشت.

 

خجالت موقتي

اگر شما خجالتي هستيد، به‌اين دليل نيست كه با محيط سازگاري‌نداريد. بلكه بطور يقين براي خود مانعي ايجاد كرده‌ايد. براي در امان بودن از شر خجالت بايد خيلي سريع خود را با تمام شرايط هماهنگ سازيد. از بين رفتن خجالت موقت بستگي به عادت كردن شخصي با محيط دارد.

 

آيا خجالت يك بيماري است؟

بي‌ترديد بله. خجالت به هر ميزان كه باشد در اكثر موارد بيماري است. اين حاالت، همچنين علامتي است براي بيماري رواني. فراموش نكنيد كه خجالت واقعي اگر به‌خاطر بيم از ناتواني و سستي رواني باشد عذاب دائمي را به‌دنبال خواهد داشت. افرادي كه بطور حقيقي خجالتي هستند مدام در حالت ترس زندگي مي كنند. اين ترسي مبهم است كه نمي‌توان از آن رهايي يافت. از همين نوع ترس مي‌توان از دلواپسي و نگراني‌ نام برد.

 كم‌رويي و شرم

كم‌روير و شرم دو عارضه مهم هستند كه شخص خجالتي را آزار مي دهند. گاهي شرم ا سرخ شدن صورت ظاهر مي شود و هميشه با سردگمي همراه است. اشخاص خجالتي اغلب درباره خود قضاوت مي‌كنند. اهميت زيادي براي ديگران قائل مي شوند، ديگراني كه عملا شايستگي آنرا ندارند.

شخص كم‌رو به‌اين دليل احساس شرمساري دارد كه خود را از ديد ديگران بي‌ارزش مي داند.

 روي ديگر سكه خجالت

دسته بزرگي از افراد هستند كه به‌نظر مي‌رسند خجالت روي صورت آنها نقاب كشيده شده است. كساني كه لاف مي‌زنند، غوغا بپا مي‌كنند تا به‌اين ترتيب كم‌رويي خود را پنهان كنند.

 

معناي جبران چيست؟

وقتي انساني مجبور شد حقارت را احساس كند. تلاش مي‌كند بر خود مسلط شود. او انساني است كه خواري ديده و سعي مي‌كند كه ديگران را پست و خوار سازد. اما با عجله نبايد داوري‌كرد، بايد دريابيم كه تغيير در اين موازنه مفيد يا اينكه زيان‌آور بوده است.

 

جبران بيولوژيكي

اين تلافي يكي از وسايلي است كه بوسيله طبيعت براي درمان يك نقص سيستم به‌كار مي‌آيد؛ همچنين مي‌تواند تعادل عادي را برقرار سازد. اگر مردي يك پايش كوتاه است، به‌شكلي كه بايد به سوي ديگر بدنش متمايل شود ستون فقراتش با خم شدن مي‌تواند آنرا جبران كند.

 

تعريف جبران با واژه‌هاي روان‌شناسي

شخصي كه احساس حقارت مي‌كند به هر دليل به دو شكل واكنش نشان مي‌دهد:

1- از هر چيزي كه او را بترساند، دوري خواهد گزيد. اين حالتي است كه آن را «كمبود جبران» مي‌گويند.

2- او مي‌تواند عكس‌العمل مثبتي داشته باشد ولي در عمل زياده‌روي مي كند. همان حالتي كه فوق جبران ناميده مي‌شود، البته اين يك جريان دفاعي است.

 

در زندگي اجتماعي

شخص خجالتي از ديگران مي‌ترسد و مي‌تواند ديگران را بترساند. اعتماد‌به‌نفس او يك نقاب است يك نقاب مقوايي نه آهني! باطن او همچون ظاهرش استوار نيست. و به عبارت ديگر از درون حمايت نمي‌شود. شخص خجالتي و مغرور همواره نگران كنار رفتن نقاب از مقابل چهره خويش است. اين ترس باعث تشديد دلهره است.

 

عاطفي كيست؟

همه هستند. در سرشت همه ما عاطفه وجود دارد و شدت و ضعف آن بطور قابل ملاحظه‌اي به خصلت‌ها و شرايط محيط بستگي دارد.

 

عاطفه چيست؟

عاطفه اصلي‌ترين خصوصيت بشر است. اين ويژگي انسان را به پذيرش پسنديده‌ها و گريز از ناپسنديده‌ها وامي‌دارد.

 

حد قابل قبولي كه همه بايد به آن دست يابند

كمال مطلوب اينست كه بدون كم‌رويي يا تهاجم بتوانيم بر عواطف خود غلبه كنيم.

مغز

منبع اصلي عاطفه، در مهمترين مركز عصبي بدن انسان يعني‌مغز قرار دارد. مغز بعنوان مهمترين عضو بدن دو قسمت اصلي دارد: قسمت تحتاني و قسمت فوقاني

قسمت تحتاني: اين قسمت ويژه عواطف، غرايز، عادات، خاطرات از ياد رفته و حالات انسان است.

قسمت فوقاني: اين قسمت، لايه رويي و تيره مغز است كه آن را قشر مخچه مي‌نامند. خودآگاهي و اراده بستگي به كاركرد منظم مخچه دارد.

اين قسمت‌ها از طريق كانال‌هاي عصبي در ارتباط دائم هستند. ار قشر مخچه‌اي ضعيف شود، قسمت تحتاني‌غلبه مي‌كند و نتيجه آن: تشديد عاطفه، عصبانيت، هيجان و غيره مي‌باشد. اثرات اين عواطف بدون خواست شما آشكار مي‌شوند. چرا كه دستگاه كنترل طبيعي شما (مخچه) ضعيف شده است. مغز شما نيز مانند ديگر اعضا بدن از مراقبت كافي ‌بايد برخوردار باشد.

 آيا شما شديدا عاطفي هستيد؟

 عاطفه عادي‌است. اما چه وقت؟ هنگاميكه شدت و دوام آن، با شرايطي كه آن را ايجاد كرده است متناسب باشد.

 عاطفه زيادي

وقتي شخص عاطفي، احساسات عاطفي در درونش به غليان مي‌آيند؛ و روي ارگانيسم بدن او اثر مي‌گذارند. با اختلال در كار مغز قشر مخچه نيز از وظيفه باز مي‌ماند. پس از آن تشنج‌هايي كه از ناحيه تحتاني مغز نشأت مي‌گيرند، شروع مي‌شوند. عوارض اين حالت ترس از حضور در جمع افراد و هراس است و فرد خجالتي‌براي‌ رها شدن از چنگال ترس مي‌گريزد. اما... ترسي كه وجودش را احاطه كرده بود، در ضمير ناخودآگاه او جايگزين مي‌شود. اگر اين شخص بار ديگر به محل ياد شده باز گردد، اين بار به خاطر وجود سابقه ذهني بد، حالت بحراني شديدتر خواهد شد.

افراد فوق عاطفي دو صفت ويژه و مهم دارند كه عبارتند از:

حالت شك و ترديد دائمي و نداشتن قاطعيت در تصميم‌گيري

 ترس

بين ترس عادي و ترس ناشي از بيماري‌رواني تفاوت قائل شد. پس بايد گفت ترس دو سطح دارد؛ يكي اضطراب و نگراني و ديگري ترس به مفهوم واقعي‌كلمه.

 اضطراب

اضطراب يك حالت رواني است. شخصي كه دستخوش اضطراب است احساس مي كند كه هميشه خطري‌او را تهديد مي‌كند. او غير از بلاي بزرگي كه احساس مي‌كند او را تهديد مي‌كند به چيز ديگري نمي‌انديشد. بنابراين روز به روز افكارش پريشان‌تر مي‌شود.

هنگاميكه اضطراب نفوذ كرد و جاگير شد. در جسم انسان پديده‌هايي ظاهر مي‌شوند كه نشانه‌هاي ترس هستند:

- تنگي نفس

- نوسان شديد در ضربان قلب

- انقباض عضلات

همينطور شخصي كه دچار اضطراب يا ترس مي‌شود، نمي‌تواند خود را با اجتماع پيرامونش هماهنگ سازد.

 فصل سوم: علت‌ها و معلول‌ها

 در بحث كلي، حالت ناراحتي و بيمار بودن در جمع را، خجالت مي‌ناميم.  هم‌چنين عوامل ديگري نيز وجود دارند كه عبارتند از عاطفه،‌ترس و ناسازگاري.

مي‌خواهيم بدانيم اصولا چرا احساس هراس، گناه، رانده شدن از اجتماع وجود دارد. در حاليكه شخص مي‌خواهد به اجتماع خود وابسته باشد

 احساس حقارت

رايج‌ترين نوع احساس است. احساس حقارت،‌به شخص خجالتي اين باور را القا مي‌كند كه نسبت به ديگران حقيرتر است.

آيا احساس حقارت چيزي غيرعادي است؟ احساس حقارت در كودك طبيعي و عادي‌است. احساس حقارت در مقابل دفاع شخصيت، ناپديد مي‌شود. پس هر امري كه شخصيت جوان را تحت‌الشعاع قرار دهد و از دفاع بازدارد؛ احساس حقارت را در وجود او افزوده است. تحت تاثير عوامل محيطي، تربيت و مذهب مي‌توانند احساس حقارت را در ذهن يك كودك نقش بندند و آثار آن تتها در دوران بلوغ و جواني ‌بماند. اثر نامطلوب اين احساس در زندگي شخص منشاء ناكامي‌ها، ترس و خجالت خواهد شد. اين حالت مكانيسم‌هاي گوناگون دفاعي از جمله پرخاشگري را ايجاد خواهد كرد.

 قدرداني

مهم‌ترين و نيرومندترين عامل حركت و بر انگيخته شدن در بسياري از افراد را مورد تحسين و تشويق قرار گرفتن است.

 خودبيني

احساس توانايي‌انسان در مقابله با مشكلات و حل مسائل مربوطه افزايش مي‌دهد. مي دانيم كه در زندگي اجتماعي آگاهي فرد از ميزان توانايي خودش چقدر اهميت دارد. اگر در شرايطي اين آگاهي كاهش يابد، در زندگي‌او مشكلات فراواني بروز خواهند كرد؛ كه از جمله آنها خجالت است.

 چه عواملي عقيده شما را نسبت به خودتان تعيين مي‌كند؟

دو عامل اساسي را در اين رابطه مي‌توان نام برد:

- مشكلات انجام وظيفه

- ميزان رشد و بلوغ فكري شخص: سن عقلي‌مشا با سن جسمي شما هماهنگ باشد.

 چگونه احساس حقارت را بشناسيم؟

با آزمايش زير:

- حركات بدن

- حالت نگاهداري سر

- سبك سخن گفتن

- طرز راه رفتن

افراد خجالتي ‌بدن خود را غير عادي راست نگاه‌مي‌دارند و حركات كوتاه و سريعي‌ دارند. اينگونه افراد هنگام سخن گفتن انگشتانشان را جمع مي‌كنند. حركات و اشارات آنها ناشيانه، بي‌لطافت و خشك است.

بيشتر اوقات ما فكر مي‌كنيم كه احساس حقارت شخص چيزي سطحي است،‌اما اينطور نيست. اين موضوع تمام شخصيت فرد را ضايع مي‌كند و در هر يك از اعمال شخص نيز انعكاس دارد. حضور كامل اين احساس را در اختلالات رواني،‌ تخلف‌ها،‌اعتياد به داروهاي‌مخدر و انحرافات جنسي مي‌توان ديد.

 

فصل چهارم: فرار

 آيا مي‌توان بجاي كم‌رويي يا پرخاشگري در همه حالت‌ها آسوده خاطر و متعادل بود؟

پرش از هر چيز بايد به‌خاطر داشته باشيم:

براي اصلاح شخصيت، بايد در تلاشي پيگير، براي شناخت عواملي باشيم كه خجالت و احساس حقارت را به‌وجود مي‌آورند. عقايد نامربوط و اشتباه را بايد نخست شناسايي كنيم و سپس در اصلاح آن بكوشيم.

 خود را بشناس

بدون شناخت واقعي خودمان هرگز نمي توانيم خجالت، ترس يا احساس خود‌كم‌بيني را از خود دور كنيم. براي مبارزه با خجالت بايد ابتدا شخصيت را بشناسيم و متعادل كنيم. چرا كه خجالت ناشي از شخصيت است. اگر شما مي‌خواهيد بر خجالت غلبه كنيد، بايد از خود بپرسيد كه : «شخصيت واقعي من چيست و به چه صورت است؟»

بايد اين اصل را مورد نظر داشته باشيم، كه براي تمام افراد خجالتي اقدام كردن مشكل است و آنها هنگام عمل كردن ناتوان و ضعيف هستند. بيشتر افراد خجالتي در حمايت از خود  و قبولاندن حقايق  خود به ديگران ناتوان هستند و جز در بعضي از موارد اينكار را با بدگماني و پرخاشگري انجام مي‌دهند.

 گوشه‌گيري

شخص كم‌رو بخاطر خجالت است كه احساس مي‌كند ميل دارد تنها و جدا از اجتماع باشد اما به‌جاي اينكه خود را مقصر بداند سعي دارد گناه اين گوشه‌گيري را به گردن ديگران بگذارد.

شخص خجالتي بايد به خاطر داشته باشد كه :خجالت او از هر چيزي مايه گرفته باشد نبايد انسانيت را مقصر بداند. اگر در پرورش او اشتباهي رخ داده كه باعث بروز كم‌رويي  او شده است بدان معنا نيست كه تمام افراد مانند مربيان او دچار اشتباه مي شوند. بنابراين افراد گوشه‌گير بايد زمان حال را مورد توجه قرار دهند و گذشته را فراموش كنند.

 در بهشتي كه احمق‌ها براي خود ساخته‌اند زندگي نكنيد!

بسياري از افراد خجالتي به انزواي خود نوعي مباهات مي‌كنند. آنها تظاهر مي‌كنند كه اين شيوه زندگي كردن براي آنها راحت است و كمترين زحمتي ندارد اما آنها خود از اين زندگي راحت نيستند. و اين نكته آشكار است كه زندگي كردن خارج از اجتماع زندگي بدون عشق است و زندگي بدون عشق را هم نمي‌توان زندگي دانست. بنابراين گوشه‌گيران بايد:

- يا در انزواي خود باقي بمانند و رنج‌هاي حاصل از آن را تحمل كنند.

- يا بپذيرند كه بايد گوشه‌گيري را كنار گذاشته و به اجتماع بازگردند

- در انجام چنين كاري آنها بايد ياد بگيرند كه چگونه روش و رفتاري را كه به عادت تبديل شده است، از ميان بردارند.

 فراگيري

اجازه دهيد بپردازيم به موانعي كه شخص كم‌رو بايد با آنها روبرو شود

 كاه و كوه

شخص كم‌رو به‌سادگي آسيب‌پذير خواهد شد. كمترين حمله يا انتقاد به او صدمه خواهد زد. مايل است اينطور فكر كند كه فقط اوست كه رنج مي‌برد. در حاليكه بايد بداند چقدر در اشتباه است.

شما بايد عادت كنيد از خود بپرسيد: «آيا اين حمله در حقيقت متوجه من است؟ آيا من در حالت عاطفي‌هستم و از كاه كوهي مي سازم؟»

از لحظه‌اي كه او شروع كند و واقعيت را از دروغ جدا سازد. كم‌كم قدرت او را در افكارش غوطه‌ور كند. كم‌كم قدرت او براي غلبه بر اين حالت افزايش خواهد داشت. اما به‌ياد داشته باشيد كه اين تمرين نبايد در خلال لحظه‌هاي بحراني يا همزمان با اين لحظه‌ها شروع شود.

 ياد بگيريد به ديگران نگاه كنيد

به خود بياموزيد كه نترسيد در عوض بطور مستقيم به چشمان كسي كه با شما صحبت مي كند، نگاه كنيد. يا به نقطه‌اي بسيار نزديك به چشمان او، خيره شويد.

پس ياد بگيريد چگونه آرامش خود را حفظ كنيد. سعي كنيد تا حد امكان كم‌تر چشم‌هاي خود را باز و بسته كنيد. سعي كنيد افكار و واكنش‌هايتان قيافه شما را تغيير ندهند.

 مقاومت در برابر «به فكر فرو رفتن»

اگر شمل عادت داريد كه در فكر فرو غوطه‌ور شويد. بدانيد كه يك ضربه كوچك مي‌تواند به آسيب دائمي تبديل شود. درمان اين نوع «به‌فكر فرو رفتن» بدو صورت امكان‌پذير است:

يكي فراگيري «به‌موقع و به جا عمل كردن» و ديگري تمرين «به موقع آرام بودن» بايد بياموزند كه «خود» را فراموش كنند و ذهن خود را از چيزهايي كه باعث «به فكر فرو رفتن» مي شود، دور كنند. تنها راه تامين آرامش تمرين تدريجي و طولاني است.

 چگونه مي توانيم آرامش ذهني به دست بياوريم؟

صدايي را كه بيشترين تنفر را از آن داريد انتخاب كنيد. سعي‌كنيد با ظاهري آرام و خونسرد با آن برخورد كنيد و هرچه سريعتر آرامش خود را حفظ كنيد.

اما توصيه مي‌شود كه اين عمل را زياد تكرار نكنيد

 جاه‌طلبي

بيشتر افراد خجالتي در اصل جاه‌طلب هستند. در همين نكته يك دوگانگي آشكار مي توان يافت:

- شخص خجالتي جاه‌طلب است

- براي رسيدن به‌اين آرزو، بايد از حقوق خود دفاع كند

بسياري از افراد خجالتي آرمان‌هاي بزرگي دارند و سعي مي‌كنند كه خواست‌هاي خود را عملي سازند ولي اينكار از روي يك انگيزه آني و بدون استدلال است. او از انجام عمل منصرف و از آن روي‌گردان مي‌شود. اينجاست كه عقده حقارت فعال مي‌شود.

شخص خجالتي خيلي‌مايل است كه شكست‌هايش را بزرگ جلوه دهد. اصرار او در هر كاري كه آغاز كرد، هميشه اينست كه نخستين بار موفق شود. اين احساس او ناشي از خود كم‌بيني است. او گام‌به‌گام بايد با اين اميال مبارزه كند و بداند هر شكست مي‌تواند تجربه‌اي تجربه‌اي براي پيروزي در آينده باشد.

 

فصل پنجم: خود را بشناس

 برخورد يك بعدي با مشكل

فرد خجالتي مشكل را از يك بعد يا جهت آن مي‌بيند و باور مي‌كند كه حل مشكل به اين جنبه وابسته است.

 

علت‌ها

پشت همه احساس‌هاي‌واقعي خجالت «چيز ديگري» پنهان است.

اما علت‌هاي اصلي‌ خجالت كدامند؟

در نتيجه خجالت و ضعف اتكاء‌به‌نفس، در اثر نداشتن سازش با جامعه بوجود مي‌آيد. اين حالت به شرايط محيط و در سطحي بالاتر به واكنش دروني شخص به اوضاع و شرايط وابسته است.

 محدوديت‌هاي بزرگ در اجتماع كدامند؟

سه عامل بزرگ كه در صورت عدم برخورد صحيح مي‌توانند باعث آسيب شوند عبارتند از:

- زندگي خانوادگي و تحصيل

- مذهب، در صورتيكه برداشت درستي از آن نداشته باشيم.

- جنسيت، هنگاميكه درباره آن بدآموزي شود يا تعبير نادرستي در كار باشد.

بطور يقين مي‌توان گفت كه زمينه رشد بالقوه خجالت ناشي از اين سه عامل است و 90% از عقده‌هاي حقارت به يكي از اين سه عامل يا مجموع آنها بستگي دارد.

 

روش تربيت و خجالت

علت بنيادي انواع خجالت را مي‌توان در سخت‌گيري‌هاي نابجاي پدر و مادر و معلماني رديابي كرد كه قدرت ذهني كودك را درك نكرده‌اند.

بعضي از افراد تصور مي‌كنند كه اعمال يك كودك،‌ همان مفاهيم اخلاقي اعمال بزرگترها را داراست. آنها نمي‌دانند كه بسياري از كارهاي يك كودك در اصل بي‌اهميت است.

 

امنيت دادن

يك كودك، بالاتر از هر چيز، به احساس امنيت نياز دارد. اگر اولياء سختگير به فرزند خود ضربه مي‌زنند، پدر و مادر بيش از اندازه نگران نيز به روح فرزند خود آزار بيشتري ‌مي‌رسانند. بسياري از افراد كم‌رو و ترسو هستند تنها به اين خاطر كه در جوي از نگراني و اضطراب پرورش يافته‌اند.

 

برداشت نادرست از مذهب

بسياري از تعاليم مذهب بر پايه ترس از اعمال خطا و مجازات و پاداش در دنيا و آخرت عنوان مي شود. بسياري از پدر و مادرها خداوند و شيطان را براي‌فرزندان خود بعنوان چيزي ترسناك و هميشه حاضر تصوير مي‌كنند. اين اشتباه است. ما بايد براي كوك يا نوجوان خود حالت ذهني‌اي ايجاد كنيم كه هنگام گناه بداند خدا ناظر است و به‌خود آيد و دوري‌كند.

درك صحيح و برداشت درست از مذهب بايد اين شجاعت را در ما افزايش دهد كه خود را آنطور كه هستيم، مشاهده كنيم. اين برداشت بايد به عنوان نقطه شروع و الهام‌بخش ما باشد تا عشق و غرور را جايگزين شرم سازيم.

 فصل ششم: درمان خجالت

 

خجالت درمان قطعي دارد در صورتيكه به منشاء آن حمله كنيم و آنرا ريشه‌كن سازيم.

 

درمان جسمي

اين درمان بيشتر براي غلبه بر حالت فوق عاطفه صورت مي‌گيرد. دقت در كارهايي كه باعث تقويت اعصاب مي‌شوند. استراحت، استفاده درست از دارو، مراقبت‌هاي پزشكي و تمركز حواس همگي به عنوان درمان شخصي فوق عاطفي به كار مي‌رود.

 

درمان رواني

روان درماني از دو راه عملي است.

- بوسيله خوددرماني

- يا با كمك روان‌پزشك

در خودياري براي درمان، شخص بايد وجود خود را بررسي كند يعني به درون‌كاوي بپردازد. هم‌چنين بايد بتواند جسورانه با آشفتگي و اندوه كه دوري‌ناپذير است برخورد كند.

خجالتي انساني است كه آشفتگي‌هاي عاطفي را تحمل مي‌كند. اما 90% اين آشفتگي‌ها به ضمير ناخودآگاه انسان باز مي‌گردند.

درمان خجالت فقط با بررسي دقيق و كامل زندگي روحي و دروني بيمار امكان‌پذير است. شما بايد رويدادهاي جزئي زندگي روزانه خود را، بطور دقيق بررسي كنيد. هم‌چنين روابط خود را با كساني كه ملاقات مي كنيد، مورد مطالعه قرار دهيد.

اين بررسي به شما فرصت مي‌دهد :موجود ناشناخته‌اي  را كه در درون شماست شناسايي كنيد. بايد از صميم قلب، و با وجدان آگاه، در اين راه گام برداريم؛ و به هنگام كشف حقايق بيم به خود راه ندهيم.

مهمترين مساله براي موفقيت در اين راه بي‌باكي و پايداري است. بعد از سپري كردن اين مرحله، ما خود را آن‌طور كه هستيم مي‌بينيم.

 چگونه شخصي‌كه خجالتي‌است مي‌تواند خود را تجزيه و تحليل كند؟ ابتدا بايد بپذيرد كه خجالت يك علامت و نشانه است. در گام بعد بايد جوانب گوناگون زندگي خود را بررسي كند و تلاش كند سرچشمه مشكلات خود را در ناسازگاري با محيط پيدا كند.

از راه ديگر مشكلات بزرگي كه در راه خودشناسي بايد خيلي حساب شده با آن برخورد كرد، مقاومت دروني است كه شخص با آن مواجه مي‌شود.

انسان‌هاي خجالتي كه خود را تجزيه و تحليل مي‌كند، بايد خود را عادت دهد از كنار تمام احساساتي كه داشته است، بي‌تفاوت بگذرد.

اگر خجالت از آسيب‌هاي ناخودآگاه سرچشمه مي‌گيرد، با پيدايش خودآگاهي و در اثر هشياري شخص ناپديد خواهد شد.

براي خود درماني، درون‌نگري دقيق لازم و ضروريست . در پشت صحنه روان انسان مسائلي است. كه فقط يك متخصص مي‌تواند با استفاده از روش‌هاي ويژه روان‌كاوي  آنها را درك كند و بفهمد. روان‌پزشك زاويه‌هاي صحيح را براي حمله به بيماري مي‌يابد و به بيمار كمك مي‌كند كه مشكلات خود را از همان زاويه‌ها و همان‌طور كه هستند ببيند، نه آنطور كه خويشتن خجالتي غيرواقعي مي‌بيند.

 مواردي كه بايد دوري كرد:

- ناراحت شدن و به‌خاطر سپردن مطالبي كه نتيجه مهمي ندارند.

- بدون انديشه و با تحريك شدن يكباره اقدام كردن

- با كوچك‌ترين صدا از جا برخاستن

- زود عصباني شدن

- تغيير حالت سريع از شادي به غم

- براي انجام كارهاي گوناگون تلاش سريع كردن

- سطحي انديشيدن

 مطالبي را كه بايد هميشه در نظر داشته باشيد

- فقط مطالب جدي را، جدي بگيريد.

- فقط بعد از يك واكنش آرام، عمل كنيد

- به هوش باشيد كه شايد نظر ديگران زيان‌آور نباشد.

- خصلت مناسب را حفظ كنيد.

- با انديشه و فكر قضاوت كنيد

- قاطع و سريع عمل كنيد.

- كارها را يكي، يكي قبول كنيد و به انجام برسانيد.

- طوري رفتار كنيد كه از كار خود لذت ببريد.

- به علت‌هاي اساسي و مهم توجه كنيد.
 

www.isaarsci.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

نويسنده : بيژن باران

راوي در اشعار نيما

 
مقدمه. در اين جستار، نخست راوي در شعر تبيين شده؛ سپس با بررسي اشعار نيما يوشيج راوي درآنها تعيين مي شود. براي روايت، شاعر ديدگاهي براي خود مي گزيند؛ سپس روايت را از اين ديدگاه آغاز مي كند. در شعر مدرن و پسامدرن، ديدگاه از بيرون ذهن به درون ذهن و برعكس؛ نيز در چند راوي متعدد همزمان يا زنجيره اي با ذهن سالم يا پريشان تردد مي كند. در آثار كلاسيك 1 ديدگاه است با 1 تا 3 راوي. فرق ديدگاه و راوي چيست؟ ديدگاه، وضع مكاني- زماني است كه راوي درآن قرار مي گيرد. راوي از اين ديدگاه به بيان صحنه ي شعري يا شخصيت هاي درون اثر ادبي مي پردازد. هر اثر شعري 3 ركن دارد: شاعر، راوي، شخصيت. شاعر با فعال كردن بخشهايي از مغز خود مانند حافظه زباني، حواسي، عاطفي، زيبايي شناسي به آفرينش اثر ادبي مي پردازد. راوي كه در متن اثر پنهان است با حواس خود مانند ديدن و شنيدن روايت را به پيش مي برد. شخصيت، افراد درون اثر ادبي اند كه با هم در رابطه اند، كل روايت را مي سازند. نمونه: در افسانه، نيما شاعر است كه وزن و قافيه شعر را مي پايد، راوي با چرخش بين نقطه نظر من، او، تو شعر را روايت مي كند، يكي از شخصيتها، افسانه است كه شعر را آغاز مي كند.

هر روايت 8 شاخصه دارد: 1- راوي با ذهن سالم كه ناظر ماجرا است؛ 2- مكان مانند بالاي تپه اي مشرف بر جاده كه از آنجا ناظر است؛ 3- زمان روزانه يا تقويمي كه اين ناظر براي روايت گزيده؛ 4- جو/ واسطه اي مانند هواي شفاف يا شب برفي كه بين راوي و صحنه قرار دارد؛ 5- رنگ منبع نور چون نور سفيد يكنواخت روز، انداختن مداد نور سرخ ليزر يا تير نورافكن زرد بر صحنه؛ 6- پويش روايت بنا به ساختار دروني شعر شامل قاب/ گزينش مصالح كاربرده از زنجيره/ توالي شخصيتها، حوادث، توصيفات؛ 7- فاصله راوي از صحنه براي توصيف كه مي تواند از دور/ قدي long shot يا از نزديك/ چهره close-up باشد؛ 8- ابزار ضبط رويدادها مانند مداد/ كاغذ، كاست ضبط صوت، دوربين ويديو/ تلفن همراه. در نمونه هاي اشعار نيما در اين جستار تنها به راوي بسنده شده؛ بقيه شاخصه ها واشكافي نشده اند. اثرات خاص مانند التهابات ذهني راوي/ شخصيت، غلو در تاثير صحنه، اثر مواد بر راوي و جادويي مهتاب بر خواننده، بيشتر در ادبيات مدرن بكار مي روند. در كل، اين شاخصه هاي ديگر، تنها در برخي آثار فالكنر، اليوت، جويس، وولف بكار رفته اند.

تبيين راوي. ديدگاه POV=Point of View جايگاهي محاط بر صحنه است كه راوي از آنجا به توصيف رويدادها مي پردازد. در نقد يك اثر ادبي، گاهي راوي و ديدگاه يكي انگاشته شده؛ بطور مترادف بكار مي روند. ولي اين 2 ضرورتن يكي نيستند. مثلن در داستانهاي تنكابني ديدگاه از بالاي كاخ به مردم است؛ ولي در آثار بهرنگي ديدگاه از پايين به بالاي كاخ است. در حاليكه راوي مي تواند در بالا يا پايين كاخ قرار گرفته باشد. راوي مترادف زاويه ديد، ناظر، جايگاه، موقعيت، لحن، نگرش، پرسپكتيو، منظر آمده كه در روايت اثر ادبي به توصيف اشيا، شخصيتها، حوادث مي پردازد. مي توان راوي را دوربيني به دوش انگاشت كه موضوع را روي واسطه اي medium ضبط مي كند. روشن است كه سلامت دماغي/ حسي شاعر، راوي، شخصيتها، نور سفيد محاط بر صحنه، شرايط جوي مساعد (براي رويت) از مفروضات تلويحي يا تصريحي اند. زيرا سلامت عصبي، روحي، شخصيتي راوي در ديدن/ انديشيدن او تاثير مي گذارد. گاهي، راوي مداخله گر داناي كل است كه در باره شخصيتها يا حوادث هم نظر مي دهد. رئاليستهاي قرن 19م مانند لئو تولستوي، راوي مداخله گر بودند كه نظرات اخلاقي - در باره حيات انساني را بصورت پاساژي جدا و نامتصل با مسير داستان – ابراز مي كردند.

راوي گاهي چون خدا ناظر و آگاه از همه چيز در گذشته، حال و اينده است؛ محاط بر صحنه و شخصيتها بوده؛ نياز به نور سفيد براي ديدن ندارد. نور سفيد = سرخ + سبز + آبي. در نقاشي، رنگ سفيد مجموعه ي 3 رنگ اصلي سرخ، بنفش، سبز است؛ از تداخل سرخ و سبز ادراك زرد حاصل مي شود؛ از تداخل سبز و بنفش ادراك آبي حاصل مي شود؛ از تداخل بنفش و سرخ ادراك سيكلمن حاصل مي شود. در نور سفيد يا طبيعي رنگ اشياء با قرارداد جامعه زباني نامگذاري مي شود. در نبود نور سفيد كه تاريك است همه رنگها سياهند. رنگ سرخ زير نور آبي قهوه اي ديده مي شود. در آثار پيشا-مدرن، راوي از سلامت دُماغي برخوردار است. در آثار مدرن و پسا– مدرن خصايص روحي/ شخصيتي راوي در اثر موثر است. شخصيت افراد درون اثرند كه روايت را مي سازند. *

تعيين راوي. گزينش راوي در روند آفرينش يك شعر نياز به جستاري ديگر دارد. يعني چه باعث مي شود كه در مغز شاعر، گزينش من يا تو در نويسش شعر بكار مي رود. در اينجا، تنها به تعيين آن در يك اثر ادبي بسنده مي شود. چگونه مي توان راوي را در شعر تعيين كرد؟ در خوانش و تقطيع شعر، بايد فاعل/ ضماير هر سطر/ مصراع/ جمله را تعيين كرده؛ آن را با گزينه هاي اريب/ زيرخط/ كلفت مشخص كرد. گاهي اين كار با اِشكال روبرو مي شود. زيرا فعل بصورت مصدر، لحن خطابي، فشردگي زبان مانند حذف فعل و حروف ربط بكار رفته است. اين استثائات را بايد جداگانه بررسي كرد. گاهي يك شعر از آغاز تا پايان يك راوي دارد. زماني در يك مفصل شعري چرخش راوي وجود دارد. دركل اشعار ليريك و تغزلي راوي اول شخص دارند؛ از نظر كمي، غزل در دنيا و ايران بيشترين نوع شعر است. در اشعار توصيفي و روايتي معمولن راوي سوم شخص بكار مي رود. در آفرينش شعر 3 نوع راوي و در نقد شعر معمولن 2 نوع راوي وجود دارند.

انواع. روايت از 3 ديدگاه براي راوي با ضماير متناسب انتقال داده مي شود:
1- اول شخص = من/ما، بمن/بما، مرا/ما را/ خود را، م/ يم
2- دوم شخص = تو/شما، بتو/بشما، ترا/ شمارا، ي/يد
3- سوم شخص =او/ آنها، باو/بـآنها، او را/ آنها را، د/ند، ت/ تند

تاويل/ نقد شعر از 2 ديدگاه انجام مي شود:
1- اول شخص = من/ما، بمن/بما، مرا/ما را/ خود را، م/ يم
2- سوم شخص =او/ آنها، باو/بـآنها، او را/ آنها را، د/ند، ت/ تند
در نقد كنوني، راوي در اشعار نيما، راوي سوم شخص مفرد است. زيرا ضماير در جمله ها سوم شخص مفرد اند. نويسنده، راوي اول شخص مفرد را بكار نبرده؛ اين گزينش، متن نقد را غيرشخصي، جهانشمول، عيني مي كند.

تغيير ديدگاه. اگر داستاني براساس نامه نگاري 2 يا چند نفر باهم باشد، ديدگاههاي هر نامه متفاوت بوده؛ از يك نامه به نامه ديگر چرخش مي كند. گاهي فلش بك يا پس بيني flash-back / analepsis است كه مي تواند تقويمي و غيرتقويمي باشد؛ باعث چرخش راوي/ زمان هم بشود. بندرت، فلش بك در فلش بك هم كاربرد دارد. در اين موارد، صحنه مداخله گري ست كه در زمان عقب مي رود. نوع ديگر تغيير روايت پيش بيني flash-forward / prolepsis است كه آينده را مطرح مي كند.

فعل. در روايت فاعل/ضمير و فعل اولويت ويژه اي دارند. اگر راوي ثابت در مكان باشد در روايت يك سري افعال منسجم بكار مي رود. ولي گاهي ديدگاه راوي در حركت بوده؛ لذا اين حركت بر صرف و گزينش فعل تاثير مي گذارد. اين تاثير بر فعل را شاملو غلط انگاشته؛ چون مفروض او ثبات ديدگاه است. در مقايسه ديدگاه تنكابني و بهرنگي در بالا، مي توان اثر ديدگاه را بر گزينش فعل بوسيله نويسنده هم بررسي كرد. زيرا ديدگاه نه تنها بر احاطه به صحنه بلكه بر گزينش فعل هم تاثير دارد. نمونه: صَرف رفتن و آمدن بستگي به گزينش ديدگاه دارد. اگر ديدگاه پايين كاخ باشد شخصيت به كاخ مي رود؛ گزينش فعل مصدر رفتن است. اگر ديدگاه بالاي كاخ باشد شخصيت به كاخ مي آيد؛ گزينش فعل مصدر آمدن است. رك به ايليا ديانوش در نقد ديوان شرقي. http://naqdesher.persianblog.ir/1384_5_naqdesher_archive.html

راوي در اشعار نيما. اكنون پس از تبيين راوي، تعيين آن در برخي اشعار نيما واشكافي مي شود. الگو يا چهارچوب فوق در تبيين راوي جهانشمول است. مي توان آنرا بر آثار هنري مانند نقاشي، عكاسي، فيلم، ويديو، كليپ/ فلاش، اشعار قديم، مدرن، پسامدرن انطباق داد. بررسي راوي در شعر به تاويل، نقد، ادراك آن كمك مي كند. نيما در مرغ آمين، هم ديالوگ و هم تكنيك پيش بيني را بكار مي بندد تا آينده را تشريح كند:
خلق مي گويند:
" آمين!
در شبي اينگونه با بيدادش آئين.
رستگاري بخش- اي مرغ شباهنگام- ما را!
و به ما بنماي راه ما بسوي عافيتگاهي.
هركه را – اي آشناپرور- ببخشا بهره از روزي كه مي جويد."

" رستگاري روي خواهد كرد
و شب تيره، بدل با صبح روشن گشت خواهد." مرغ مي گويد.

همو در افسانه براي دراماتيك كردن اين شعر بلند، چرخش ديدگاه را از 3م شخص مفرد/او /افسانه به اول شخص مفرد/من/ عاشق بتناوب بكار مي برد. اين را مي توان در ضماير او و من در اين 2 مفصل ديد:
{افسانه:} در شب تيره ، ديوانه اي ك او
دل به رنگي گريزان سپرده
در دره ي سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه ي گياهي فسرده
مي كند داستاني غم آور..
{عاشق:} اي دل من ، دل من ، دل من
بينوا ، مضطرا ، قابل من
با همه خوبي و قدر و دعوي
از تو آخر چه شد حاصل من
جز سرشكي به رخساره ي غم؟

راوي اول شخص. اكنون 3 نوع راوي در اشعار نيما حفاري مي شوند. راوي اول شخص مفرد/ جمع است. اين ژانر وصف الحال عواطف شخصي شاعر است كه بر خواننده تاثيري مستقيم دارد. در فرازها، فاعل يا ضمير كلفت نموده شده اشت.
من بر آن عاشقم كه رونده است! – افسانه

به كجاي اين شبِ تيره بياويزم قباي ژنده‌ي خود را؟ - واي بر من

هان اي شب شوم وحشت‌انگيز
تا چند زني به جانم آتش
يا چشم مرا ز جاي بر كن
يا پرده ز روي خود فرو كش
- يا باز گذار تا بميرم
- كز ديدن روزگار سيرم. - اي شب

بيهده نشكسته‌ام من
بر عبث ننهاده‌ام نقشي شكسته بر شكسته - منِ لبخند

نازك‌آراي تن ساق‌گلي
كه بجانش كشتم
و به جان دادمش آب
اي دريغا! ببرم مي شكند. - ميتراود مهتاب

خانه‌ام ابري‌ست
يكسره روي زمين ابري‌ست با آن. - خانه‌ام ..

راوي دوم شخص . در ادبيات جهان راوي دوم شخص كم بكار مي رود. در اشعار نيما هم راوي دوم شخص كم است. نمونه هايي از اشعار نيما با راوي دوم شخص در اينجا مي ايند.
آي آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندان يد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
يكنفر دارد كه دست و پاي دائم مي زند
روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه ميدان يد. - آي آدمها

تو دروغي، دروغي دلاويز
تو غمي، يك غم سخت زيبا
بي بها مانده عشق و دل من
مي سپارم به تو، عشق و دل را
كه تو خود را به من واگذاري
اي دروغ! اي غم! اي نيك و بد، تو
چه كست گفت از اين جاي برخيز؟
چه كست گفت زين ره به يكسو؟
همچو گل بر سر شاخه آويز
همچو مهتاب در صحنه ي باغ - افسانه

راوي 3م شخص براي توصيف طبيعت كاربرد دارد. راوي سوم شخص مفرد/جمع است.
هنگام كه گريه مي ده د ساز
اين دود سرشت ابر بر پشت
هنگام كه نيل‌چشم دريا
از خشم به روي مي زن د مشت. - هنگام كه..

قوقولي قو، گشاده شد دل و هوش
صبح آمد. خروس مي خوان د

همچو زنداني شب چون گور
مرغ از تنگي قفس رسته است
در بيابان و راه دور و دراز
كيست كو مانده؟ كيست كو خسته‌است؟ - قوقولي قو

همچنان كاول شب رود، آرام
ميرسد ناله‌اي از جنگل دور...
كار هرچيز تمام است، بريده است دوام
كار شب‌پا نه هنوز است تمام! - كار شب‌پا

ققنوس، مرغ خوشخوان، آوازه‌ي جهان
آواره مانده از وزش باد هاي سرد
بر شاخ خيزران
بنشسته است فرد
بر گرد او به هر سر شاخي پرندگان

او ناله هاي گمشده تركيب مي كند
از رشته هاي پاره‌ي صدها صداي دور. - ققنوس

مانده از شبهاي دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچيني از اجاقي خرد
اندر او خاكستر سردي. - اجاق سرد

تغيير ديدگاه. گاهي راوي از يك ديدگاه به ديدگاه ديگر چرخش مي كند. نيما اين تكنيك را براي شخصي كردن يك روايت عيني خارج ذهن و تاثير عاطفي آن بر خواننده بكار مي برد. چند نمونه از چرخش ديدگاه در اين جا مي آيند.
تاريك شبي است. هرچه تنهاست
مردي در راه مي زن د ني
و آواش فسرده بر مي آيد.
تنهاي دگر من كه‌م از چشم
توفان سرشك مي گشايد. - هنگام كه..

ميتراود مهتاب
ميدرخشد شب‌تاب
نيست يكدم شكند خواب بچشم كس و ليك
غم اين خفته‌ي چند
خواب در چشم ترم مي شكند. – ميتراود مهتاب

با تنش گرم، بيابان دراز،
مرده را ماند در گورش تنگ.
به دل سوخته‌ي من ماند - هست شب

نتيجه. روايت از دوران باستان اساطيري در تمدن انسان وجود داشته است. روايت نه تنها براي بيان انديشه بكار رفته؛ بلكه در روند انديشيدن هم تاثير گذاشته است. روايت سهم بسزايي در سبك ادبي دارد كه وابسته به كاربرد زبان (گستره واژه ها + هنجار دستوري + لحن راوي) است. راوي مي تواند مرد، زن، كودك، مرده، جانور، بنا، درخت باشد. روايت مي تواند با افعال مختلف گذشته، حال، آينده باشد. ديدگاه مي تواند ايستا مثلن از زير درخت گردو قاليچه حضرت سليمان را توصيف كردن يا پويا سوار بر دوش ديو در اميرارسلان بتوصيف شهر فرنگ پرداختن باشد. روايت اول شخص از ديدگاه من/ ما ست. "من" مي تواند هر يك از شخصيتهاي روايت باشد كه مشاهدات، انديشه ها، ادراكات خود را كه محدود به حضور مستقيم او در حادثه است دربر گيرد. اين براي خود-زندگي نگاري Autobiography گزينه بهينه ايست. در ادبيات قديم ايران از خود نوشتن يكي از محرمات بوده؛ حتي در شعر هم از خود-روايي طفره مي رفتند. شخصيتهاي شعري عموما مانند آدمهاي مينياتورها، الگويي و تپيك ند، نه خاص و واقعي. در تمام غزليات حافظ و سعدي يك معشوق مشخص با نام و نشان كه انساني در محيط خاص اش باشد، ديده نمي شود. لبخند ژكوند داوينچي يا ماياي برهنه گويا انسانهايي بودند كه خصوصيات فردي مختص به خود داشتند. لذا اگرچه در اشعار قديم ايران اول شخص زياد بكار رفته ولي دربرگيرنده فاكتهاي زندگي روزانه شاعر نيست. شايد استثنائاتي در آثار رودكي و سلمان ساوجي بتوان يافت. گزينه 3م شخص از ديدگاه او/ آنها شامل حضور تصريحي راوي نمي شود. "او" مي تواند داناي كل باشد كه بر همه چيز درون روايت مشعر است. اين گزينه در آثار فني و ژورناليستي هم بكار مي رود؛ در اثار ادبي امكانات پويش روايت را گسترش مي دهد. "او" نيز مي تواند دانش محدود داشته باشد؛ مانند اول شخص كه در صحنه چرخش پيدا مي كند؛ از يك فرد به فرد ديگر مي چرخد تا روايت بهتر پيش برود. اين در ادبيات فارسي گاهي با گفتم-گفتا بصورت ديالوگ بكار رفته است. افسانه نيما نمونه موفق اين تكنيك است. گزينه 2م شخص از ديدگاه تو / ايشان هم كاربرد دارد؛ ولي كمترين حجم ادبيات را نسبت به 2 گزينه ديگر دارد. اين ژانر در "خود را جاي او بگذار" يا نقش بازي كردن بكار مي رود. هر كدام از اين 3 گزينه ها دلايل وجودي خود را دارايند. اين دلايل مي توانند در راستاي جذب خواننده، مهارت روايي شاعر، پويش موضوع مورد نظر، چرايي گزينش ژانر در لحظه آفرينش بوسيله شاعر، واشكافي شوند.

گزينش راوي در روند آفرينش شعر، نياز به كنكاشي جداگانه دارد. در نقد شعر، مي توان از زاويه راوي يك شعر را نقد كرد. راوي يكي از 3 ركن شعر در برابر شاعر و شخصيت درون شعر است. هر روايت داراي 8 شاخصه است: راوي، مكان، زمان، منبع نور، جو، پويش، فاصله، ابزار. نيما با دانستن اصول ترسيمي، نقاشي، نظري بسياري از اين شاخصه ها و ركنها را در اشعارش با استادي بكار مي برد. او نيز چرخش راوي را در اشعارش براي غنا و فضاسازي با اين شاخصه ها مي آميزد. برخي از اشعارش اگرچه تحت تاثير افسردگي روحي او يند؛ ولي انسانگرايي او حتي اينگونه شعرها را در نور مثبت قرار مي دهد. نيما با شخصيت والاي انساني، تخيل حاد، نوگرايي، شعر خود را جهاني كرد؛ الگويي براي ديگر زبانهاي رايج در فلات شد. بااين كه شعر او شعر مدرن است؛ در آن، فرديت، خود را نشان مي دهد؛ ولي شعر پسامدرن نيست كه در آن وضع دماغي نامتعادل راوي خود را نمايان كند. وسواس نيما در رواني و روشنگويي بر زيبايي شعر او مي افزايد. نيما استاد كاربرد تاثيرگذار راوي و جنبه هاي حسي (بصري، سمعي، لمسي) در شعر است. او در افسانه، مرغ آمين، ققنوس و ديگر اشعارش با جادوگري شگردهاي مربوط به راوي و روايت را بكار مي برد تا آثار جاوداني بيآفريند. نيما شاعري طراز اول است كه باعث شكوفاني مكتب شعر نو در اين نيم قرن گذشته شد. بقول خودش: "پي ات بگرفته نوخيزان، ز راه دور بس آيند." شعر نيما از چنان كيفيت جهاني برخوردارست كه بلسان حافظ "ثبت است بر جريده عالم دوام {ني} ما!"

پانويسها.
در اين جستار گاهي مترادفات و زنجيره چند كلمه با علامت = يا / بين 2 واژه آورده مي شوند. در نثر سنتي فارسي وفور و بين مترادفات،جمل، عبارات اثر تكرار را زايل مي كند. نيز واو يا حرف عطف ابهام آميز است.

http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=282


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

                به هنگام صحبت كردن، هوايي كه از ريه خارج مي شود طناب هاي صوتي را به ارتعاش درمي آورد و ارتعاش طناب هاي صوتي باعث توليد صدا مي شود. صوت مهم ترين راه ارتباط بين ما انسان هاست كه هم براي بيان عواطف و احساسات و هم براي ارتباطات كاري بسيار حائز اهميت است. استفاده صحيح و مراقبت از طناب هاي صوتي تان امكان داشتن صدايي خوب و دلنشين در سرتاسر عمر را بيشتر مي كند.

مشكل صوتي با خشونت صدا يا دو رگه شدن صدا مشخص مي شود. موارد زير ازجمله مشكلاتي است كه مبتلايان به بيماري هاي حنجره از آنها شكايت دارند:

تغيير تن صدا، در نيامدن صدا، منقطع شدن تكلم و گاهي درد مبهم يا تير كشنده به هنگام صحبت كردن. شايع ترين علت تغيير صدا عفونت هاي حاد دستگاه تنفسي فوقاني است.

گاهي به دنبال عفونت دستگاه تنفسي فوقاني حنجره هم ملتهب مي شود. التهاب طناب هاي صوتي باعث خشونت صدا مي شود. اين خشونت ممكن است تا ۲ هفته هم به درازا بينجامد. در چنين مواردي استراحت صوتي براي بهبود سريع تر حنجره سودمند است. چنانچه بعد از ۴ هفته صدا كاملاً به حالت عادي برنگشت لازم است بيمار به متخصص گوش، حلق و بيني مراجعه كند.

چنانچه يك فرد سيگاري دچار خشونت صدايي شود كه بيشتر از ۳ هفته به طول بينجامد بايد حتما از نظر حنجره به طور كامل بررسي شود.

سيگار اصلي ترين عامل سرطان حنجره است و مهم ترين علامت سرطان حنجره نيز تغيير تن صداست. هر چه زودتر سرطان حنجره تشخيص داده شود احتمال نجات و علاج بيمار افزايش مي يابد.

گاهي كساني كه بيش از حد معمول از حنجره خود استفاده مي كنند، دچار خشونت صدا مي شوند. اين نوع خشونت در معلمان، خوانندگان، گدايان يا دوره گرداني كه به دليل شغل خود مجبور به داد زدن هستند مشاهده مي شود. علت خشونت صدا در اين افراد، آسيب ديدن طناب هاي صوتي است. مبتلايان به اين نوع خشونت اگر سعي كنند استراحت صوتي داشته باشند و در حد معمول و متعارف از حنجره خود استفاده كنند مشكل شان برطرف خواهد شد اما اگر به استفاده بيش از حد از حنجره خود ادامه دهند بتدريج طناب هاي صوتي آنها دچار برآمدگي خواهد شد كه براي اصلاح آن ممكن است لازم باشد تحت عمل جراحي قرار گيرند.

رفلاكس يا برگشت محتويات معده به مري نيز مي تواند منجر به خشونت صدا شود. به طور معمول بين مري و معده دريچه اي يك طرفه قرار دارد كه اجازه مي دهد مواد غذايي وارد معده شوند و مانع برگشت آنها به مري مي شود. در مواردي ممكن است عملكرد اين دريچه مختل شده باشد. در اين صورت ترشحات اسيدي معده مي توانند از اين دريچه گذشته و به مري وارد شوند. از سوي ديگر مي دانيم كه قسمتي از مري به ناي راه دارد. اين راه به هنگام بلع توسط مكانيسم هاي دقيقي بسته مي شود تا مواد غذايي به هنگام بلع به تراشه وارد نشوند.

در مبتلايان به رفلاكس، ترشحات اسيدي معده كه به مري برگشته مي تواند منجر به تحريك و التهاب مخاط حنجره شود. اين امر به نوبه خود باعث خشونت صدا مي شود. در چنين حالتي درمان رفلاكس باعث بهبود خشونت صداي بيمار مي شود.

 http://www.dr-ameri.com/fa/patientpages.aspx?id=87


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

قصه گويي نوعي آگاهي ارزشمند و حس احترام به زندگي در مخاطب ايجاد مي كند. قصه گويي هنر گوش سپردن (دقت شنيداري) را تقويت مي كند و چنانچه داستاني كه براي كودكان نقل مي شود ارزش شنيدن داشته باشد آنان مشتاق يادگيري كليدهايي در داستان مي شوند كه نمادها را براي آنها مي گشايند و معنا مي كنند. كودك كاملاً با شخصيت و حوادث مستقل داستان همراه مي شود و آنها را با ديگر موقعيت هاي زندگي روزمر? خود همسان مي پندارد. شنيدن قصه امكان تمرين تصويرسازي ذهني را براي كودك فراهم مي سازد. كودك با شنيدن قصه، صحنه ها، اعمال و شخصيت هاي آن را خلق مي كند. توانايي تجسم و خيال پـردازي مبناي تصور خلاق است و به نظر مي رسد اين توانايي بر رشد شناختي و اجتماعي كودك تأثيري مثبت دارد. برخي عقيده دارند كه با قصه مي توان ميزان درك شنيداري و رشد بياني كودكان با ناتواني هاي يادگيري را با استفاده از داستان افزايش داد (مر، سيسكو و اسميت، 1992).

قصه و قصه گويي براي كودكان با نيازهاي ويژه
فردي كه براي كودكاني كه معلوليت ذهني، بينايي، شنوايي، جسمي و اختلالات عاطفي و رفتاري دارند، قصه ميگويد بايد ويژگيهايي برتر از يك قصه گوي خوب را داشته باشد.
- قصه گويي براي كودكان نابينا و نيمه بينا :
قصه گويي براي اين كودكان تا حدود زيادي شبيه داستان سرايي براي كودكان بيناست اما از آنجا كه حالات چهره، حركت¬هاي بدني به شنوندگان انتقال نمي¬يابد. كيفيت صداي قصه گو و واژه هايي كه بر مي گزينند بسيار مهم است.

- قصه گويي براي كودكان داراي ناتواني هوشي :
كاركرد هوشي اين دسته از كودكان كمتر از حد متوسط است و توانايي خيالپردازي آنها كمتر از ساير كودكان است به طوري كه در فهم مفاهيم مجرد با مشكل روبرو مي شوند. آنها از داستانهاي ساده درباره حيوانات و چيزهاي شناخته شده لذت مي برند.

- قصه گويي براي كودكان داراي ناتواني يادگيري :
اين كودكان اغلب در ادراك شنيداري، فرايندهاي گفتار و تفكر ناهجاريهايي از خود نشان ميدهند. در گذشته در انتخاب قصه براي اين گروه از كودكان بر عينيت تأكيد ميشد اما جدلوچو معلم ويژه كودكان ناتوان در يادگيري به اين نكته پي برد كه وحدت عاملي پر اهميت است. وحدتي كه در يگانگي حال و هواي قصه، طرح شخصيت، هماهنگي بين تصوير و قصه يا هماهنگي بين تصوير و اجزاي آن وجود دارد (گرين، آدينه پور، 1378) بنابراين استفاده از قصه هاي مصور مفيد فايده است. همچنين مي¬توان از قصه¬هاي نيمه تمام استفاده كرد تا او ادامه داستان را حدس بزند يا حين گفتن قصه جملات را ناتمام بيان كرد و فرصت تكميل جمله را به كودك دارد.

- قصه گويي براي كودكان داراي اختلالات عاطفي ـ رفتاري :
اين كودكان معمولاً تكانشي هستند و يا اضطراب دارند و معمولاً سازگاري با موقعيت هاي تازه برايشان دشوار است از آنجا كه گستره دقت آنان بسيار محدود است لذا بايد قصه ها را براي اين دسته از كودكان آهسته تر از حد معمول بازگو كرده و خود كودك را نيز در گفتن قصه سهيم نمود.

- قصه گويي براي كودكان ناشنوا :
داستان گويي به اين دسته كودكان به فنون خاصي نياز دارد. نمايش، درك مفهوم را براي كودك ميسر مي¬سازد. همين¬طور حالات چهره و حركات بدن نيز به فهم داستان كمك مي¬كند همچنين ضروري است داستان را با آهنگ ملايم براي آنها بازگو كنند.

كاربردهاي عمومي قصه گويي
قصه گويي به عنوان يك وسيل? تعليمي مي تواند دانش آموزان را به كشف معناي منحصر به فرد بودن خود ترغيب كند و توانايي آنها را براي برقراري ارتباط واقعي بين افكار و احساس ها افزايش دهد (عزت نفس و خودپنداره). مهارت هاي كلامي مي تواند توانايي دانش آموزان را براي حل و فصل تعارض بين فرد بــه صورت آرام وتوأم با بحث و گفت وگو افزون سازد (تعاملات بين فردي). بيان داستان و نيز گـــوش دادن به آن، دانش آموزان را به بهره گيري از تخيلاتشان تشويق مي كنند (تجسم و تصويرسازي ذهني). اين تخيل قوي مـي تواند اعتماد به نفس و انـگيزش شخصي را در دانش آموزان افــزايش دهد زيــرا آنان خود را براي نيل به اميال و آرزوهــايشان شايسته و توانا تصور مي كنند (زيپس، 2007).

قصه ها مي توانند از نظر تربيت اجتماعي، عاطفي و اخلاقي مؤثر واقع شوند و بسياري از مقررات و هنجارهاي اجتماعي و دستورالعمل¬هاي زندگي را منتقل نمايند. چگونگي رو به رو شدن با مشكل ها، حل آنها و بسياري از الگوهاي رفتاري در گروهها و طبقه هاي مختلف سني و اجتماعي در داستان¬ها بيان مي شود (آشتياني، 1371).
كاربردهاي درماني قصه
تبريزي (1374) در مقاله خود تحت عنوان «داستان گويي براي شناخت و درمان كودكان» اين نكته را مطرح كرده كه از داستان هاي نيمه تمام مي¬توان براي تشخيص مشكلات و پيچيدگي¬هاي ذهني و عاطفي كودكان استفاده كرد.
داستان هــا با فراهم نمودن مواد و منابعي براي استنتاج معنا، درك و بينش كمك بزرگي به فــرايند درمان و در واقع، چــارچوبي براي تغيير شكل فراهم مي كنند. همان گونه كه رابرتز عنوان مي كند؛ داستان¬ها مي توانند منبع تمركز و اتصال براي درمان باشند. آنها راهي براي نام نهادن بر تجربه هــاي افراد فراهم مي كنند. داستان هــا پل ارتباطي بين جمعيت باليني و غيرباليني به شمار مي روند زيرا در آنها اغلب مسائل خودمان تشخيص داده مي شود.
علاوه بر اين، استفاده از داستان ها مستلزم بكارگيري الگوي ويژه اي نمي باشد و صرف نظر از ساختار نظري درمانگر، مي¬توانند كاملاً مورد استفاده قرار گيرند. بيان داستان لزوماً يك رويداد كلامي نيست و داستان ها ممكن است بدون استفاده از واژه ها نيز دوباره گويي شوند.
لذا اين امكان وجود دارد كه خود داستان در بازي درماني، هنر درماني، نقش گزاري رواني و درمانهاي مربوط به داستان¬گويي يك نماد باشد. داستان¬ها ابزار منحصر به فردي براي درمان هستند و براي افراد تمام گروههاي سني به كار مي¬روند. در واقع، داستان خلاقيت گسترده¬اي است كه با آن هر فردي مي¬تواند عقايد به ظاهرنامعقول را بازيابي، آنها را جايگزين و استفاده سازنده از آن را مطرح كند. داستان¬هــا نظام عقايد و نگرش¬هاي تــازه¬اي را مي¬آموزند. هـدف اصلي درمان شناختي، تغيير نظام عقايد فرد به منظور تغيير واقعيت اوست (راشل، 1991 به نقل از دوايودي ، 2007).
فرويد پيشگام روان تحليلي، و درمانگرهاي پيرو مكتب او نيز به اهميت اسطوره ها در درك روان شناسي آنها پي بردند. رابرتز (1994) روش هاي متفاوتي از كاربرد داستان ها در خانواده درماني را نشان مي دهد و اظهار مي دارد كه گوش دادن به داستانهاي خانوادگي نه تنها فرايند درمان را تسهيل مي¬كند بلكه به اعضاي خانواده كمك مي¬كند تا در شناخت يكديگر و تجربه هاي منحصر به فردشان عميق¬تر شوند و حتي اين امكان وجود دارد كه درمانگر اعضاي خانواده را به گفتن داستان هايي درباره موضوع¬هاي اصلي مانند انضباط ترغيب كند. استفاده از داستان و استعاره در تمام شكل هاي روان درماني، براي مواردي مانند بدرفتاري و آزار رساني رواج دارد.

اريكسون نيز با استفاده از هيپنوتيزم درماني داستان¬هايي را براي بيمارانش مي گفت و به آنها كمك مي كرد تا از طريق داستان ها راه حل هاي معضلات زنــدگي خود را بيابند. استفاده از داستان ها، قصه¬هاي افسانه اي، موسيقي و ديگر شكل هاي هنري به محتويات ناخودآگاه اجازه مي¬دهد تا با گذر از ظرفيت محدود كننده عقل و منطق به خودآگاهي تراوش كنند (دوايودي، 2004).

به نظر اوكلاندر (2004)، در كار با كودك مي توان از داستانها به روش هاي مختلف استفاده كرد مانند ترغيب كودك به ارايه يك داستان يا نوشتن داستان زندگي اش و يا اينكه درمانگر خود قصه اي را براي كــودك بيان كند. زمـاني كــه كودك داستاني را خلق مي كند، درمانگر بايد دقيقاً آنچه را كودك مي گويد، بدون هيچ گونه تعبير و تفسير ثانويه، يادداشت كند. داستان ها را مي توان به عنوان استعاره منكعس كننده و تبيين كننده زندگي و تجربه هاي خود كودك نيز به كار برد (دوايودي، 2004).
درمانگران بايد داستان اصلي را به موازات داستان زندگي كودك بنويسند تا كودك بتواند تجربه¬هاي فشارزاي رواني را به روش غيرمستقيم درك كند (لاتُن، ادوادز به نقل از دوايودي، 2004).

يكي ديگر از موارد كاربرد داستان، موقعيت داغديدگي است. داستان گويي در چنين موقعيتي روش مفيد و درستي براي تسكين درد و آسيب متحمل ناشي از داغديدگي است. داستان¬ها، به ويژه داستان¬هاي پريان، بخش اعظم تجربه¬هاي دوران كودكي ما را شكل مي¬دهند و اغلب داراي معاني اخلاقي و عميقي هستند كه نه تنها آموزشي براي كودكان به شمار مي¬روند بلكه در درمان آنها نيز مؤثر مي¬باشند (داويس، 2004). كودكان همانند بزرگسالان توانايي استدلال را به دست مي¬آورند و در مراحل رشد، رويكردهاي شناختي متفاوتي دارند. بدين ترتيب، آنها مي¬توانند واقعيت را به گونه¬اي متفاوت تعبير كنند. اين موضوع ممكن است كودكان را به سوي اين احساس سوق دهد كه آنها به نوعي مسبب مرگ ديگران هستند و در آنها احساس گناه به وجود آورد. داستانها براي انكار فرايندهاي سوگ در نظر گرفته نشده¬اند بلكه براي ياري رساندن به كودكان براي گذر از فرايند مورد نظر مدنظر قرار مي¬گيرند.

بيان داستان ها ميتواند براي كودكان خــردسال فايده درماني داشته باشد. اين داستان¬ها تصورات كودكان را تسخير كــرده و آنها را به همسان سازي با شخصيت هاي داستان فرا مي خواند. اين فرايند براي فاصله گرفتن كودك از آسيب احتمالي بستر مناسبي فراهم مي آورد. براي مثال، در داستان «هديه هاي مهماني گوركن» كه در آن با مرگ گوركن دوستان او به سوگواري مي پردازند و روباه خبر حزن انگيز مرگ گوركن را پخش مي كند. تمام حيوانات گوركن را دوست داشتند مخصوصاً موش كور كه ... (وارلي، 1985).

كودك ممكن است پس از شنيدن قصه¬هاي اين چنين بگويد كه احساس او مثال احساس شخصيت داستان است و مثلاً به هنگام شب در بسترخود به تنهايي گريه كنند و... اما او به سرعت در مي يابد كه احساس ما به هنگام مرگ حيوان اهلي شبيه احساس ما نسبت به فوت انسان است. بنابرايــن، داستان بــه كودكان كمك مي كند تا بر دوره داغديدگي خود فائق آيند. اين داستان ها مي توانند به كودك اين بينش را بدهند كه داغديدگي تنها براي او اتفاق نمي¬افتد (دوايودي، 2004).

http://behesht-ahwaz.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 مراحل آماده سازي سخنراني و ويژگي هاي يك سخنران خوب 


مراحل آماده سازي سخنراني :

1-     انتخاب موضوع سخنراني

2-     شناخت مخاطبان

3-     شناسائي انواع اطلاعات مورد نياز و مربوط به موضوع

4-     شناسائي منابع اطلاعات

5-     گردآوري

6-     ارزيابي ، ‌طبقه بندي ، تصفيه و پالايش و تلخيص اطلاعات

7-     انتخاب اطلاعات و محورهاي اصلي سخنراني

8-     تقسيم يا توزيع و اختصاص اطلاعات اصلي بين مقدمه ، متن (‌ بدنه ) و نتيجه

9-     رتبه بندي و تعيين ترتيب مطالب در هر جزء

10-   نوشتن متن كامل سخنراني ( در صورت لزوم )

11-   تهيه يادداشت براي ارائه سخنراني

12-   تمرين

13-    كسب آخرين اطلاعات در باره مخاطبان ، مكان و زمان سخنراني

ويژگي هاي يك سخنران خوب :

1-     تسلط به موضوع سخنراني ( آمادگي كافي براي سخن گفتن در موضوع مورد نظر : تحصيلات مورد تخصص ، آمادگي براي سخنراني در باره موضوعي )

2-     قدرت بيان ( ساختار مستحكم زباني ، تسلط به زبان فارسي و دستور زبان  ، گنجينه غني واژگان ، آَشنائي با اصول و فنون سخنوري )

3-     صداي خوب ( نوع صدا ، شدت صدا ، فراز و فرود صدا )

4-     استفاده مطلوب از ارتباط غير كلامي ( نگاه ، حركات سر و دست ، ايما و اشاره ، حركات بدن ، جابجائي و راه رفتن ، آوايي )

5-     پايبندي به زمان بندي سخنراني ( حضور به موقع ، تقسيم زمان اختصاص يافته به سه بخش سخنراني : مقدمه – بدنه – نتيجه ، رعايت وقت اخصاص يافته )

6-     ظاهر آراسته ( از لحظه عزيمت ، كنترل هنگام ورود ، هنگام رفتن پشت تريبون وهنگام سخنراني )

7-     لحن مناسب ، به تناسب موضوع  و مخاطب و شرايط ( لحن دوستانه ، لحن رسمي ، لحن آمرانه ، لحن درخواست آميز ، لحن كودكانه و . . . )

8-     شناخت مخاطب

9-     ضريب هوشي مطلوب ( IQ بالاي 100 )

10-    برخورداري از هوش هيجاني مناسب ( EQ )

11-    پيش بيني واكنش مخاطبان مثل سؤالات

12-    صبوري و شكيبائي

13-    انتقاد پذيري

14-    تواضع

15-    اعتماد به نفس

16-    قدرت و ظرفيت گوش دادن به ميزان مناسب

17-    حافظه قوي ( يادداشت برداري ، مطالعه ، گوش دادن ، حرف زدن )

18-    قدرت جذب مشاركت

19-    قدرت جلب توجه و اعتماد

20-    آغاز و پايان جذاب  
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارتهاي سخنراني


مهارتهاي مختلف كلامي، هنرهاي تأثير گذاري هستند كه انسانها را در بيان و معرض مباحث و مسائل گوناگون شخصي و عمومي و سازماني ياري مي كنند اهميت و كاربرد هنرهاي بياني تنها مربوط به زمان و عصر حاضر نيست بلكه از پيدايش انسان و آغاز زندگي اجتماعي نشان و سابقه و اثر دارد. با اين همه اهميت اين مقوله بيش از توجه و رويكردي است كه به آن مي شود و با اينكه فوايد و تأثيرات شگرف آن مورد قبول خاص و عام است. از نظر آموزش فنون سخنوري در سطح مدارس و دانشگاه ها تلاشي جدي صورت نگرفته است. امروزه اقسامي از هنرهاي كلامي در سطح كلان جامعه به طور عام و در مراكز رسانه هاي جمعي و همايش هاي سازمان به طور خاص جلوه هاي عيني و كاربردي دارد.

براي اينكه اقسام مختلف مهارتهاي كلامي را بشناسيم و با كارايي ها و مشخصات آنها آشنا شويم آنها را به صورت دسته بندي شده در زير مجموعه عنوان كلي «‌سخنوري »‌ قرار مي دهيم. بنابراين واژه سخنوري شامل و در برگيرنده اقسام مختلف فنون كلامي است كه عبارتند از سخنراني، مجري گري همايش ها, ميز گرد، مناظره و مؤلف، گويندگي اخبار، ‌برنامه ها، ‌تفسير خواني و گزارشگري راديو  و تلويزيون، اينك به تبيين و توضيح هر يك مي پردازيم زيرا اين فنون و مهارتها درحقيقت جزو لوازم امور اجرايي در واحدهاي ارتباطي محسوب مي شود علاوه بر آنكه مورد استفاده همگان نيز مي تواند قرار بگيرد.

سخنراني

مراد از سخنراني ارايه و بيان مباحث مبسوط يك موضوع توسط يك شخص است. گفت وگوهاي معمولي خانه و كوچه و بازار يا تعاليم درسي كلاسها و امثالهم سخنراني محسوب نمي شوند.

معمولا سخنران با دعوت يا اعلام قبلي و در مراسمي كه به مناسبتي بر پا شده است در حضور جمعي از شنوندگان يا نمايندگان رسانه هاي جمعي سخنراني مي كند. ارايه مقاله هاي علمي - آموزشي در همايشهاي تخصصي و عمومي نيز از مقوله سخنراني هاي مذهبي و اجتماعي در حسينيه ها، مساجد، مجالس وعظ، جشن و عزاداري است .

سخنراني ها به طور  عمده علمي، ديني، تشريفاتي، قضايي، نظامي، ‌سياسي، فرهنگي و اجتماعي و در يك تقسيم بندي ديگر، عادي يا شور انگيز است.

در وصف و فوايد خوب سخن گفتن و بيان كلام زيبا شواهد و توضيحات زياد ضرورت ندارد چه امري است كه مورد اتفاق آراي عمومي است و به اصطلاح همگان را از آن خوش آيد.

آداب سخنراني

يك سخنران، ‌براي اينكه در ايراد سخنان خود موفق باشد - به اين معني كه در شنوندگان و بينندگان تأثير بگذارد و آنها با خاطره هاي خوش مجلس را ترك گويند و نكات و عناويني از سخنراني را به ياد بسپارند و چه بسا كه در احوال و آثار و كردارشان ملحوظ دارند- مي بايد ملاحظاتي را مد نظر داشته و آدابي را رعايت كنند كه عمده آنها به اين قرار است :

1- آراستگي ظاهري - لباس و كلاه و عينك و آنچه كه به پوشش و احيانا زينت هاي پوششي مربوط است بايد متناسب با اوضاع و احوال زمانه، سن، جنس و موقعيت سخنران باشد، نه جلف و سبك و نه گران و سنگين. البته پاكيزگي و زيبايي متعارف از لوازم آراستگي است.

2- سلامت جسمي - بي شك بيماريهاي جزيي و كلي حتي يك سردرد معمولي يا خستگي مفرط مي تواند درنحوه ارايه يك سخنراني تأثير منفي بگذارد و شخص را كم توان و بي قرار سازد. در اين وضعيت ها شنوندگان ناسلامتي و ناراحتي ناطق را معمولا درك مي كنند و در همدردي ناخودآگاه با او كمتر به سخنانش گوش مي دهند و سخنران نيز به راحتي از عهده بيان كلمات و جملات بر نمي آيد.

3- آرامش رواني - اضطراب و استرسهاي مختلف، تشويش خاطر، احساس نداشتن امنيت، ‌احساس ترس، نسيان مزمن و ... از تأثيرات مطلوب يك سخنراني ميكاهد .

سخنرانان بايد قبل از شروع سخنراني از آمادگي ذهن و روان خود اطمينان پيدا كنند.

4- گستردگي اطلاعات- مثل معروف بي مايه فطيراست دراينجا تداعي مي شود چنانچه همه نكات و شيوه ها و تكنيكهاي اساسي اجراي يك خطابه و نطق رعايت شود اما سخنران در باره موضوعي كه مورد بحث اوست و موضوع هاي مرتبط با آن اطلاعات كمي داشته باشد سخنراني خوب نخواهد داشت.

5- بسامي و گشاده رويي اين اصل هم در فرايند سخنوري كاملا بديهي و روشن است كه هيات و قيافه خشك ، تلخ و عبوس يك سخنران از مقبوليت كلامش مي كاهد و سخنانش به اصطلاح به دل نمي نشيند بويژه اگر صاحب سخن به طور طبيعي از چهره مناسب و خوشي برخوردار نباشد. ترشرويي ناكامي را دو چندان مي سازد.

6- دوري از اطاله كلام - مجموعه بيانات يك سخنران نبايد از ميزان متعارف و حوصله شنوندگان بيشتر باشد. رعايت وقت و زمان مناسب يكي از عوامل موفقيت در سخنراني است .

7- معتقد بودن به كلام - سخنراني كه به سخنان خود ايمان نداشته باشد نمي تواند با ريا كاري، فكري، حرفي و سخني را به ديگران بقبولاند. شگفتا كه مخاطبان خيلي زود اين نكته را در لحن و كلام سخنران كشف مي كنند و در مي يابند.

8- فصاحت و بلاغت - به طور خلاصه منظور از فصاحت، رواني و قابل فهم و درك بودن كلام و بلاغت، خوش آهنگي و گرم و مطبوع بودن كلام است.

9- تسلط بر كلام - كساني كه در سخنراني به طور دايم ، دنبال جمله و كلمه اي مي گردند و رشته سخن از دستشان در مي رود بر كلام خود مسلط نيستند.

10- پرهيز از بريده گويي- اِ اِ كردن و مِن و مِن كردن بيان را زشت مي كند . در ضمن بايد دانست كه حروف فارسي با صدا وبي صدا است . با صدا مثل آ، اي، اُ، اَ، اِ، او،بي صدا مثل ب، پ، ث، ق ، كلمه هايي مانند«‌يا »‌و «‌مو» كشش بيشتري دارد تا «‌سر » و «‌پل» بعضي كلمه ها كشش زيادتري دارند مانند «آزرم» « سيمرغ» و «‌درود»‌ سخنران بايد با تمرين به اندازه كشش هجاها واقف باشد و تناسب آنها را رعايت كند.

11- خونسردي و تعديل رفتار - به طور كلي حالت طبيعي و عادي بهترين وضعيت براي ايراد سخنراني است . پرحرارت تر نشان دادن خود و حركات زياد دست و سر، سخنراني را مصنوعي جلوه مي دهد و نازيبا مي سازد. بديهي است گاهي ايجاد شور انگيزي براي هدف هاي مشخصي مثل جنگ و دفاع ايجاب مي كند كه مطلب و سخن با حرارت بيشتري ادا شود.

12- پرهيز از تقليد- بعضي چون از نحوه سخنراني ديگري خوششان مي آيد در سخنراني خود از او تقليد مي كنند. اين عمل بي خردانه است و رشته سخن سرايي رااز دست سخنران خارج و كل برنامه سخنراني را خدشه دار مي سازد.

13- رعايت مكث هاي به موقع - بيان سلسله وار و بدون وقفه مطالب خسته كنن با كمك گرفتن از خود شنوندگان بيابيد .

 - قبل از سخنراني دقت نماييد كه اگر نكته‏اي مبهم و تاريك در محتواي سخنراني شما وجود دارد، آن را روشن و يا حذف كنيد .

 - پيش از سخنراني استراحت داشته باشيد و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهيزيد تا با شكمي پر و انباشته از غذا سخنراني نكنيد . و از خوردن چيزهايي مانند «نوشابه‏» خودداري ورزيد تا مبادا هنگام سخن گفتن آروغ بزنيد .

- شايسته است كه چند دقيقه‏اي پيش از وقت، به محل سخنراني خود برويد و از آنجا ديدن كنيد تا از كيفيت و كميت محل سخنراني و شنوندگان خويش مطلع شويد .

 - پيش از سخنراني، تاحدي كه مي‏توانيد، از شرايط فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي شنوندگان خود آگاه شويد و سخنراني خود را باتوجه به آن شرايط ايراد نماييد . به طور نمونه، اگر مخاطبان شما داراي شرايط اقتصادي ومالي خوبي نيستند، از آنان - براي امور خيريه و مانند آن - كمكهاي مالي سنگين و يا حتي هيچ كمك مالي را درخواست نكنيد .

 - در صورت لزوم، پيش از سخنراني، نقشه، لوحه، فيلم، اسلايد، اورهد و مانند آن را آماده كنيد تا زمان سخنراني شما با انجام دادن اين گونه كارها تلف نشود .

 - در صورتي كه پيش از سخنراني شما كس ديگري نيز سخنراني مي‏نمايد، سعي كنيد چند دقيقه زودتر از موعد مقرر خودتان، در محل سخنراني حاضر شويد تا از موضوع و محتواي سخنان او و بويژه مثلا مرثيه‏اي كه در پايان سخنراني‏اش مي‏خواند، آگاه شويد . با اين كار، هم به اين سخنران احترام گذاشته‏ايد، و هم از تكرار موضوع و مرثيه براي شنوندگان خود دوري جسته‏ايد .

 - براي آرامش بيشتر در سخنراني، پيش از سخن گفتن چند نفس عميق بكشيد .

- پيش از سخنراني صداي بلندگو را آزمايش و تنظيم نماييد و فاصله مناسب خود با آن را در نظر بگيريد و تلاش كنيد تا صداي نابهنجار و يا سوت دلخراش از آن توليد نشود، مثلا دهان خود را به ميكروفون نچسبانيد .

- در صورت امكان، از بانيان و برگزاركنندگان مجلس سخنراني خود بخواهيد كه هنگام سخنراني شما از دادن آب، چاي، خرما، حلوا، شيريني و مانند آن، به شركت كنندگان خودداري ورزند تا تمركز حواس شما و آنان از بين نرود و كنترل مجلس نيز به هم نخورد .

 

 روشن بودن موضوع سخنراني

نگهداري از انرژي موجود در صدا در تمام طول يك جمله

گاهي اوقات مردم يك جمله را با انرژي شروع مي كنند و سپس سسست و خسته مي شوند. در صورت انجام اين كار، جمله به صورت جويده و نامشخص تلفظ مي شود و در حقيقت مي توان گفت با اين كار اطلاعات اساسي و حياتي محو مي شوند.

اين روش نتيجه موارد زير مي باشد:

-         عادت كردن به اين شيوه سخن گفتن

-         مديريت ضعيف بر تنفس

-         جمله بندي ضعيف

 

تمرين

سعي كنيد اين جمله را يك نفس و بدون مكث تكرار كنيد:

«آدم ها اغلب نگران اين موضوع هستند كه گيج و يا فراموش كار به نظر برسند و اين امر كاملا قابل درك است.»

ممكن است هنگامي كه سعي مي كنيد اين جمله را با يك نفس بخوانيد، احساس ناراحتي كنيد و نتيجه اين مي شود كه كم كم سست مي شويد. بهتر است جمله را به دو بخش تقسيم كرده و يا آن را به صورتي مناسب جمله بندي كنيد.

دوباره سعي كنيد.

از مكث هاي كوتاهي استفاده كرده و هر جا كه نفسي تازه مي كنيد، علامتي بگذاريد:

 «آدم ها اغلب نگران اين موضوع هستند/ كه گيج و يا فراموش كار به نظر برسند/ و اين امر كاملا قابل درك است.»

احتمالا متوجه مي شويد كه در تمام طول جمله، انرژي لازم را خواهيد داشت؛ به علاوه هيچ كدام از اطلاعات ضروري حذف نمي شوند. (البته ممكن است همان ابتدا به راحتي از عهده خواندن اين متن كوتاه برآييد).

 

چرا سخنراني واضح و روشن مهم است؟

-         سخنراني واضح و روشن يكي از شروط لازم در طرح ريزي كردن صداست.

-         اگر صدا ضعيف يا نامشخص باشد، نكات اندكي را مي تواند انتقال دهد.

-         به هنگام انتقال اطلاعات، روشن بودن مطلب، عامل بسيار مهمي است زيرا شنونده اين شانس را ندارد كه شما را متوقف ساخته و بخواهد كه به روشني سخن بگوييد.

 

نكته هايي براي كساني كه از زبان انگليسي به عنوان زبان دوم استفاده مي كنند.

-         به جاي نگراني درباره لهجه خود، سعي كنيد روي آن تمركز كرده و به روشني سخن بگوييد.

-         سخنگويان انگليسي بومي، به صداي ضبط شده خود با لهجه ها و تلفظ هاي متنوع گوش مي دهند.

-         خيلي تند صحبت نكنيد، زيرا اين مساله براي شنوندگان بومي مشكل ايجاد مي كند.

-         بهتر است بدانيد كه صداهاي صامت در زبان انگليسي، ممكن است در زبان هاي ديگر وجود نداشته باشند. سعي كنيد اين صامت ها را شناسايي كرده و روي آن ها تمرين كنيد.

-         اگر در حال سخنراني و يا درس دادن هستيد و در مورد تند و واضح صحبت نكردن خود نگرانيد، سعي كنيد حين كار از ابزارهاي بصري استفاده كنيد.

-         اگر يك سخنراني رسمي پيش رو داريد، از قبل با يك انگليسي بومي تمرين كرده و از او بخواهيد به تلفظ و روش شما دقت كند.

-         به سخنراني هاي انگليسي هاي بومي گوش كرده و روي تلفظ هاي آن ها تمركز كنيد، زيرا اين كار در يادگيري شما بسيار موثر است.

-         تمرين هاي واضح سخن گفتن را انجام دهيد.

 

 ارزيابي وضوح سخنان شما

تمرين

-         متني شامل 300 كلمه انتخاب كنيد.

-         آن را دوبار با صداي بلند بخوانيد.

-         براي خواندن خود زمان بگيريد (متن شما بايد حدود دو دقيقه طول بكشد. اگر آن را كمتر از دو دقيقه تمام كرديد، بدانيد كه سرعت زيادي داشته ايد و بار ديگر آن را با سرعت كمتري بخوانيد).

-         متن را براي بار سوم بخوانيد و اگر امكان دارد صداي خود را ضبط كنيد.

-         صداي ضبط شده خود را به عقب برگردانيد و مقدار روشن و واضح بودن خود را ارزيابي كنيد.

-         از شخص ديگري بخواهيد به صداي ضبط شده شما گوش كرده و آن را ارزيابي كند.

 

نكته: ضبط كردن دقيق صدا مي تواند دقت و تمركز بيشتري به شما درباره صدايي كه توليد كرده ايد بدهد.

 

ارزيابي وضوح سخنان شما

تمريني براي طرز بيان

 متن زير يك متن كاملا مناسب است. روي تلفظ صحيح دقت كنيد. مي توانيد صداي خود را ضبط كرده و سپس آن را مورد ارزيابي قرار دهيد.

 

متن

آن اتاقي كه با ظرافت چيده شده، رو به شرق است. زيبايي موجود در كاغذ ديواري، به اين خوش سليقگي اضافه شده و خود نمايي رنگ اتاق، مورد توجه بودن اين مجموعه را مشخص مي كند. ساعت روي ديوار به طرز با شكوهي تيك تيك مي كند كه علاقه آن ها را به ساعت هاي نقاشي شده پاندول دار، نشان مي دهد و در گوشه اتاق يك شمعدان بسيار قديمي پوشيده در گرد و خاك به وسيله پرده اي پنهان شده است.

چگونه درهنگام سخنراني بر اضطراب و نگراني خود فايق آييم و  بر آن غالب شويم :

درشروع سخنراني آن چه كه شما با وضعيت خود نشان مي دهيد بيانگر مفهوم مهمي است كه آيا شما احساس راحتي داريد يا نگران هستيد. براي كنترل عرق نكردن وسرخ نشدن بدون نياز به دارو، مواد مخدر و ... راه هاي مختلفي وجود دارد كه به شرح  ذيل  مي باشد:

 

1-    لباس گشاد بپوشيد

وقتي شمالباس تنگ برتن داريد شماشروع به عرق كردن مي كنيد شما حتي احساس ناخوشايند بيشتري مي كنيد بنا به دلايل مختلفي اولا لباس ها ممكن است حرارت شما را بالا ببرند. ثانيا وقتي كه عرق مي كنيد باعث مي شود لباس به بدن شما بچسبد واحساس ناخوشايندي بيشترملموس شود. سوم وقتي كه شما لباس تنگ برتن داريد ، نشانه هاي عرق درزير بغل تان سريع مشهود مي شود وباعث مي شود ميزان ناخوشايندي افزايش يابد. پوشيدن لباس آستين كوتاه جريان خنكي دربدن را افزوني مي بخشد

 

2-    استفاده از ضد عرق ورفع كننده ي بوي نامطبوع :

استفاده از دفع كننده هاي بو ممكن است احمقانه به نظر برسد اما هميشه برا ي عرق كردن زود هنگام آماده باشد. سعي كنيد به انواع مختلف  و ابزار مختلف مانع عرق كردن خود شويد.

 

3-    نوشيدن آب فراوان

خيلي مهم است كه درهنگام سخنراني آب بدنتان كم نشود مخصوصا اگر شماخيلي عرق مي كنيد.

ازدست دادن آب بدن باعث افزايش استرس و پايين آوردن  كارآيي حافظه مي شود ودرتعيين درستي لغات دچارمشكل مي شويد.

نوشيدن آب فراوان قبل ازسخنراني خيلي موثر مي باشد وهمين طور بايستي قبل از آن مراقب دستشويي رفتن هم بود.

پزشكان معتقدند كه اگر ادرار شما زرد روشن بود ، آن بدين معني است كه شما به نوشيدن مايعات فراوان احتياج داريد.

 

4-    در ابتدا كمي تمرين فيزيكي كنيد.

مي دانيم كه كمي تمرين فيزيكي باعث عرق ناگهاني دربدن مي شود وآن چيزي است كه شما از آن اجتناب داريد به هرحال اضطراب ونگراني همچنين عرق كردن شما به دليل سبك شدن ممكن است كاهش يابد برهمين خاطراگركمي ورزش قبل ازسخنراني انجام دهيد خيلي بهتراست .

شما ممكن است كمي پياده روي نماييد يا با صداي بلند بالا پايين بپريد ويا مشتتان را به هواپرتاپ كنيد .همچنين مي توانيد صداي اسب درآوريد، يعني نفس عميقي بكشيد وازبين لبهايتان مثل آنچه اسب انجام مي دهد لبهايتان را بلرزانيد.آن باعث مي شود لب هايتان آرام وبشاش شود وناراحتي ازشما رخت بندد،سخنراني را با لبخند شروع كنيد كه باعث آرامش زياد مي شود .حد و روش خاصي را نمي توان براي ممارست وتمرين آرامبخش قبل از سخنراني تعيين نمود.

به هرحال شما يكي از موارد را براي آرام كردن خودتان قبل ازسخنراني پيدا خواهيد كرد. وقتي كه شما آرام هستيد كمترعرق مي كنيد، سرخ مي شويد و يا احساس نگراني خواهيد كرد.نكته ي مهمي كه بايستي بدانيد اين است كه اگر آدرنالين شما افزايش يافت خود راكنترل نماييد و در يك كلام ، ازنگراني هراسي نداشته باشيد.

در 1001 نكته مجريگري نكاتي براي اماده شدن قبل ازسخنراني آورده شده كه مي توانيد رجوع كنيد.

 

5-   بدانيد كه عرق كردن آنقدر مهم نيست .

سخنران هايي كه ازسخنراني نگران هستند انرژي زيادي را صرف مي كنند. خواه عرق نمايند، سرخ شوند ، لب هاي خشك داشته باشند ويا بلرزند وغيره .ياد داشته باشيد درآن روزعرق كردن شايد براي مخاطبين خيلي هم مهم نباشد حتي شايد آنها متوجه عرق كردن شما هم نشوند حتي اگر توجه هم كنند فرقي برايشان نمي كند.شما در جمع آنها نيستيد،  بنابراين اگر شما عرق نماييد زياد هم برايشان مهم نيست .

سخنرانان مضطرب به طور منظم تنفس نمي كنند، بنابرين مغز پيامي دريافت مي دارد كه اكسيژن تازه به مغز نمي رسد، سپس بدن دچارافزايش آدرنالين مي گردد كه اثرات مخرب آن سرخ شدن ، سريع عرق نمودن ، لرزه واحساس ناتواني درسخنراني است .عمومي ترين روش تكنسين ها را كه مي توانم توصيه نمايم اين است كه سه تا نفس عميق بكشيد.

 

6-  حركت هاي آرام در طول سخنراني


فكر آدرنالين به عنوان يك منبع انرژي مطرح است ازآن بايستي استفاده نمود. حركت كنيم ! وزود حركت كنيم ! درجاي ثابت نايستيم ، تريبون را نگيريم وسعي درچسبيدن به آن نداشته باشيم . به يك طرفي حركت كنيد، پاهايتان را كمي حركت دهيد قدمي ويا دوقدم به سمت حاضرين برداريد يا به طرفين .اگرپشت تريبون راحت تريد پاهايتان را كمي حركت دهيد يا لگن يا باسنتان راپهلو به پهلو حركت دهيد.شما مي توانيد آدرنالين براي سخنراني تان استفاده نمايد صدايتان را بلند كنيد، كلامتان را با تاكيد فراوان بيان نمايد. با استفاده از آدرنالين مي توانيد ژست خود را افزايش دهيد، خنده ي خود را افزايش دهيد.اگر شما ازآدرنالين استفاده  مي كنيد عرق كردن زياد مهم نمي باشد.

 

آدرنالين: (در شرايط استرس، توليد سلول هاي ايمني نوع لنفوسيتT افزايش مي يابد ومقدار زيادي سم در بدن انسان جمع مي شود. توليد هورمون آدرنالين به دنبال استرس و شرايط ناموزون با بدن، افزايش مي يابد. توليد بيشتر آدرنالين به بدن كمك مي كند تا انرژي بيشتري براي مقابله با شرايط جديد داشته باشد. از طرفي توليد آدرنالين، ذخاير موادقندي را تخليه مي كند. افزايش ترشح هورمون هاي بدن، پاسخ طبيعي بدن ما به استرس است.)

 

چگونه هنگام سخنراني بر ترس خود غلبه كنيم؟

يكي از نگراني‌هاي عمدة هر فرد ترس از سخن گفتن در حضور جمع است. بسياري از مردم به راحتي با هم گفتگو مي‌كنند اما هنگامي كه براي سخنراني فرا خوانده مي‌شوند دچار ترس و واهمه مي‌گردند.

اگر شما از ايستادن روي بلندي و صحبت كردن براي جمع مي‌ترسيد، بدانيد كه تنها نيستيد. سال 1973 در جامعة آمريكا تحقيق جالب توجهي در زمينه موارد ترس بعمل آمد و از 2500نفر آمريكايي خواسته شد كه هر كدام فهرستي از عمده‌ترين زمينه‌هاي ترس خود را بنويسند. در پايان كار آنچه محققان را بسيار متعجب ساخت ميزان 41 درصدي پاسخگويان بود كه همگي بزرگترين مورد ترس خود را سخنراني در برابر گروهي از مردم مي‌دانستند. تا حدي كه بسياري از آنها قبول چنين كاري را سرنوشتي هولناك‌تر از مرگ تلقي مي‌كردند.

قبل از سخنراني چه احساسي داريد؟

اغلب مردم ممكن است براي انجام دادن كار مهمي كه در حضور مردم صورت مي‌گيرد دچار هيجان و اضطراب باشند. بازيگران قبل از بازي، سياستمداران پيش از سخنرانيها و قهرمانان ورزشي قبل از مسابقه داراي چنين حالتي هستند.

در اين لحظات افراد موفق آنهايي هستند كه آموخته‌اند چگونه هيجان خود را به نفع خود بكار بگيرند.

تحقيقات نشان مي‌دهد كه 76 درصد از سخنوران ورزيده قبل از رفتن به جايگاه سخنراني دچار ترس و هيجان هستند اما آنها اين نوع هيجان را نشانه‌اي از سلامت روان براي انجام دادن فعاليتي مثبت تلقي مي‌كنند. به عبارت ديگر هيجاني بودن در آغاز سخنراني، حالتي كاملاً طبيعي و حتي مطلوب است زيرا بدن در اين حالت مانند هر حالت پر اضطراب ديگري تلاش مي‌كند با ترشح آدرنالين بيشتر واكنش مثبت نشان دهد.

اين ترشح ناگهاني آدرنالين همان عاملي است كه موجب تپش قلب و لرزش دست و زانو و عرق پوست مي‌شود و هر شخصي كه بخواهد در برابر جمع سخن بگويد تا حدودي اين واكنش‌ها را دارد.

حال سؤال اين است كه چگونه مي‌توان از اين حالات هيجاني و عصبي، كار مثبت كشيد؟

لازم است بدانيم بجاي اينكه تلاش كنيم همه هيجان روحي قبل از سخنراني را از بين ببريم، بكوشيم آن حالت را به وضعي مطلوب كه متخصصان آن را هيجان مثبت مي‌نامند، تبديل كنيم. هيجاني سرشار از شور و شوق و سرزندگي كه متفاوت با آن حالات عصبي و بازدارنده روحي است و ديگر شما را قرباني نخواهد كرد؛ بلكه حياتي جديد مي‌بخشد و حالات انسان را كاملاً در اختيار دارد.

در اينجا شش راه تجزيه شده و مطمئن براي تبديل حالات عصبي و رواني منفي قبل از سخنراني به حالات و هيجانات مثبت مطرح مي‌شود.

1- مرحلة اول، اين مرحله را شما قبلاً طي كرده‌ايد و دوره‌هاي آموزشي آن را پيش از اين گذرانده‌ايد. كافي است درباره گذشته خودتان در روزهاي اول كودكستان، دبستان، دبيرستان، دانشگاه و روزهاي اول آشنايي با محيط كار و شغلتان فكر كنيد. به احتمال زياد در همه موقعيت‌ها شما با وضعي جديد، غيرعادي و تنش‌زا روبرو بوده‌ايد. سازگار شدن با هر كدام از موارد، ترس و واهمه‌اي موقتي و كوتاه همراه داشته است. دربارة سخنراني كردن در وضع فعلي چنين حالتي مصداق دارد.براي اغلب افراد بويژه دانشجويان هنگام صحبت در برابر دوستان هم‌دانشگاهي خود مهمترين عامل، ناآگاهي است هر چه فرد از چگونگي سخنوري بيشتر آگاه باشد و بيشتر سخنراني كند، ترس و واهمه سخنراني كردن در او كمتر مي‌شود.

يادگيري مهارت سخن گفتن با يادگيري ديگر هنرها و فنون زياد متفاوت نيست و مانند آنها نيازمند تكرار، تمرين، آزمايش و خطاست.گاهي مي‌توان در كلاس، ميان دوستان دانشگاهي سخنراني كرد و آنها را بهترين مخاطب‌ها براي ارزيابي عيوب سخنراني خود دانست و اين كار يعني سخنراني در جمع نزديكان و دوستان به مرور شما را به مهارت و هنر سخنوري نزديك مي‌كند.

2- مرحله دوم، آمادگي است. راه حل ديگر براي كسب اطمينان و تسلط در سخنراني، انتخاب عنوان مناسب و مورد توجه و علاقه خود ماست. صحبتهاي هر سخنوري كه با آمادگي كم به سخنراني بپردازد، نامنظم، غيرمستند و مبهم خواهد بود.

براي آماده كردن يك سخنراني چقدر وقت لازم است؟

تجريه نشان داده كه براي هر دقيقه سخنراني يك تا دو ساعت آماده‌سازي نياز است و گاهي متناسب با ميزان تحقيق مورد نياز وقت بيشتري احتياج است.شايد چنين زماني طولاني به نظر برسد اما نتايج آن بسيار با ارزش است.

درست شبيه بازيگري كه تمرين مي‌كند تا درست نقش خود به طور كامل قرار بگيرد.شما نيز با صرف وقت براي ايجاد آمادگي بيشتر به احساس اطمينان و نهايتاً جايگاه درست نايل مي‌شويد.

يك كارشناس و مربي فن سخنوري به نام لي‌لي والترز در كتاب « شگردهاي سخنوران موفق» تخمين زده است كه آمادگي مطلوب ممكن است ترس و واهمة حضور در جايگاه سخنراني را تا 75 درصد كاهش دهد.

 

مثبت فكر كنيد  Think Positively

اغلب احساس اطمينان، عمده‌ترين نيروي ايجاد فكر و نگرش مثبت است. اگر شما نظر و فكرتان اين باشد كه مي‌توانيد كاري را انجام دهيد، معمولاً قادر به انجام آن هستيد و از طرفي اگر احساستان اين باشد كه در انتظار دردسر و مصيبتي هستيد، بيشتر اوقات چنين خواهد شد. اين حالات دقيقاً دربارة سخنراني كردن در حضور مردم نيز مصداق دارد. احتمال شكست در سخنراني براي سخنران‌هايي كه درباره خود و تجربه سخنراني‌شان فكر و نگرش منفي دارند، بيشتر از افرادي است كه درباره خود مثبت فكر مي‌كنند.

در اينجا چند شيوه تفكر براي انتقال از نگرش منفي به نگرش مثبت هنگام آماده شدن براي سخنراني مطرح مي‌شود.

 

نگرش و افكار مثبت  Positive Thought

· اين سخنراني فرصتي است كه بتوانيم ديگران را در افكار و عقايد خودم سهيم كنم و مانند هر سخنراني ديگري تجربه به دست آورم.

· هيچ كس كامل و عالي نيست اما من با هر سخنراني در حال پيشرفت و بهتر شدن هستم.

· هنگام سخنراني همه هيجاني هستند. اگر ديگران توانستند خودشان را آرام كنند، من هم مي‌توانم.

· من موضوع خوبي براي سخنراني خودم انتخاب كرده و كاملاً آماده‌ام. قطعاً همه از آن لذت خواهند برد.

 

نگرش و افكار منفي  Negative Thought

· اي كاش من ناچار نبودم كه سخنراني كنم.

· من سخنوري كارآزموده و بزرگ نيستم.

· من هميشه هنگام سخنراني ناراحت و مضطرب هستم.

· هيچكس به شنيدن آنچه من ناچارم بگويم علاقه‌مند نيست.

بسياري از روانشناسان معتقدند كه نسبت افكار مثبت به افكار منفي در زمينه فعاليتهاي هيجاني و پر اضطراب مانند سخنراني كردن، حداقل 5 بر يك است. به عبارت ديگر براي هر نگرش منفي، بايد حداقل 5 تفكر مثبت را رودروري آن قرار دهيد. اين گونه است كه شما حالت هيجاني را به طور كامل بر طرف نمي‌كنيد؛ بلكه آن را در اختيار خود قرار مي‌دهيد و به كمك آن بر افكار و عقايدتان براي انتقال به مخاطبان مسلط مي‌شويد و ترس و نگرانيهاي مخرب از شما دور مي‌شود.

 

 سخنگويان موفق

 

صحبت و گفت وگو اساسي ترين و ضروري ترين مشكل ارتباط ميان انسانهاست به طوري كه يك فرد عادي به طور متوسط در طول روز 18 هزار كلمه بر زبان مي آورد. البته در برخي از افراد اين رقم بيشتر است، از اين رو مهارت هاي خود را براي اينكه جزو بهترين سخنگويان و بهترين و موفقترين گويندگان باشيد چرا ارتقاء نبخشيد؟


اصول گفت گوي موفق در چهار چيز است :
 1- صداقت  2- نگرش مثبت  3- علاقه به طرف گفت وگو  4- بي ريايي يعني رك و بي پرده صحبت كردن

هشت ويژگي مشترك موفقترين سخنگويان : بيشتر افراد موفق، سخنگويان موفقي نيز  هستنند جاي تعجبي ندارد كه بر عكس اين نيز صادق است اگر شما احساس مي كنيد كه تا كنون فرد موفقي بوده ايد، مي توانيد با بهترين سخن گفتن خود را موفقتر كنيد براي بسياري از ما مهمترين كار، تاثيرگزاري در گفت وگوي روز مره است.

 بنابراين سخنگويان داراي چند ويژگي مشترك اند:

1- آنها به هر چيز از زاويه اي ديگر مي نگرند و ديدگاههاي غير قابل پيش بيني اي درباره ي موضوعات ارايه مي دهند.

2- در صحبت كردن سبك خاص خود را دنبال مي كنند.

3- آنها در تمام مدت درباره ي خود صحبت نمي كنند.

4- شوخ طبع هستند و برايشان دشوار نيست كه آن را درباره خود به كار ببرند. در حقيقت بهترين

گفت وگو كنندگان اغلب ماجراهاي درباره ي خود تعريف مي كنند.

5- آنها كنجكاو هستند و مي پرسند چرا ؟ آنها مي كوشند درباره ي مطلبي كه به آنها مي گوييد بيشتر بدانند.

6- اظهار همدردي مي كنند و مي كوشند خود را به جاي شما بگذارند تا با صحبت هاي شما ارتباط پيدا نمايند.

7- افراد احساساتي هستند. نسبت به آنچه در زندگي خود انجام مي دهند احساس خود را بروز مي دهند و نسبت به آنچه شما در آن لحظه به آنها مي گوييد علاقه نشان مي دهند. 

8- افق هاي فكري گسترده اي پيش روي آنها قرار  دارد و درباره  مسايل و تجربيات بي شماري وراي زندگي روزمره خود به تفكر و صحبت مي پردازند.

البته مهم نيست تا چه اندازه سخنگوي برجسته اي هستيد اما موقعي پيش مي آيد كه بهتر است ساكت بمانيد حتي اگر تحت هر شرايطي قرار داريد و احساس مي كنيد كه بايد حرف بزنيد چنانچه مي شنويد كه غريزه به شما مي گويد ساكت بمانيد به آن توجه كنيد و سكوت اختيار  كنيد.

صحبت كردن به گونه امروزي : اين نوع صحبت كردن ناشي از مدهاي كوتاه مدت و رويدادها و شخصيت ها ست واژگان و عبارات اين نوع صحبت كردن به صورت كليشه هاي فوري در مي آيند. گاهي اوقات اين عبارات به شما كمك مي كنند كه با فردي گفت وگو كنيد اما اغلب انجام اين كارها باعث مي شود نحوه  صحبت كردن شما مصنوعي به نظر برسد و گويي نمي توان با فكر و اراده خود جمله هايتان را بسازيد و ادا كنيد. از اين رو از بكار بردن عبارات كليشه اي يا امروزي بپرهيزيد كه سرانجام درمي يابيد كه گفت وگوي شما موثر و جذاب تر است، البته سعي كنيد كه در صحبت كردن از واژگان بي ارزش ( تكه كلام ها) دوري كنيد كه اين واژگان يا اصوات هيچ چيزي به سخنان ما اضافه نمي كنند بلكه فقط صحبت ما را بهم مي ريزند. اين واژگان يا اصوات تا زماني كه ايستاده ايد براي تكيه دادن سودمند است اما اگر بدان وابسته شويد گفت وگوي شما لنگ مي ماند، از جمله اين واژگان مي توان به ((مثلا، در واقع، احساسا و ...)) يا اصواتي چون ((اِوم )) اشاره كرد. در زبان انگليسي پركاربردترين عبارت  you know ( مي دانيد ) است براي از ميان بردن عادت هاي بد در صحبت كردن، به آموزش نياز داريد. اولين روش گوش دادن به صحبت هاي خود است يعني همين طور كه صحبت مي كنيد توجه به كلماتي كه از دهانتان خارج مي شود، موثر واقع مي شود. تمرين اين روش مي تواند سخنان شما را اصلاح كند.

دومين پيشنهاد اينكه از يك نفر كمك بگيريد تا به گفته هاي شما گوش دهد و هنگامي كه از واژه اي بي ارزش و زايد يا كليشه استفاده مي كنيد با نشان دادن حركتي سريع اين موضوع را به شما گوشزد كند اين كار تاثير چشمگيري را درپي دارد. شما از همسر، دوست يا همكارتان بخواهيد هر بار از اين واژگان استفاده كرديد با گفتن كلمه اي كوتاه مانند صبر كن، گفتن شما را متوقف كند. اگر اين فرد دست كم چند ساعتي از روز را با شما بگذراند، پس از گذشت چند روز از تمرين، ديگر از اين واژگان استفاده نخواهيد كرد.

شما در گفت گو با غريبه ها بايد چند نكته را مد نظر بگيريد كه عبارتند از : غلبه بر خجالت و كمرويي خود و ديگران، شروع كردن صحبت، قانون اول گفت وگو : گوش دادن، زبان غيركلاسي ( اشاره ) و دوري از برخي پرسش ها و صحبت ها است .

در واقع اگر شما مي خواهيد چيزهاي جديدي بياموزيد ناچار هستيد به صحبت ديگران گوش دهيد و اگر دوست داريد مورد علاقه همه باشيد بايد به همه علاقمند باشيد و آنها را به صحبت درباره ي كمالاتشان تشويق كنيد.

چطور يك سخنراني حرفه اي داشته باشيم

 
تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه اضطراب را به عنوان عكس‌العملي طبيعي باور كنيد و با آن كنار بياييد.
وقتي هنگام صحبت كردن در يك جمع اين احساس را در خود سركوب نكنيد ديگران نيز با اين احساس شما كنار مي‌آيند و هنگام بروز احتمالي استرس و يا اشتباهاتي در پي آن، شما را خواهند بخشيد.

در ضمن فراموش نكنيد كه شنوندگان توقع ندارند يك سخنراني بي‌عيب و نقص از شما ببينند و شما در مقام يك استاد سخنوري قرار نداريد، پس زياد به خودتان سخت نگيريد.

به اين فكركنيد با وجود اينكه ديگران از اضطراب شما آگاه هستند اما باز هم شاهد يك سخنراني عالي از شما خواهند بود و همين موضوع موجب كسب احترام بيشتري برايتان خواهد شد.

مي‌توانيد درباره استرس خود با آنها شوخي كنيد مثلا ‌بگوييد «فقط خدا مي‌داند من چگونه مي‌خواهم سخنراني كنم و خودش بايد به داد من برسد» و يا جملاتي از اين دست.

تعريف دوباره‌اي از شنوندگان خود داشته باشيد

تعريف دوباره از شنوندگان به اين معناست كه ديد خود را نسبت به آنها تغيير دهيد. به‌جاي اينكه آنها را استاداني ببينيد كه در حال ارزيابي و سنجش شما هستند، مي‌توانيد اينطور به خودتان بقبولانيد كه مخاطبان شما دانش‌آموزاني هستند كه منتظرند تا بعد از شما سخنان خود را ايراد كنند.

در اين صورت آنها هم به اندازه شما اضطراب دارند و شما را درك مي‌كنند و ديگر هيچ دليلي براي نگراني و دلشوره براي‌تان باقي نمي‌ماند يا اينطور تصور كنيد كه قرار است بعد از 10 سال دوستان قديمي خود را دوباره ببينيد، در اين صورت ايجاد ارتباط چشمي برايتان ساده‌تر مي‌شود و شنوندگان نيز از سخنان سرشار از صميميت شما لذت خواهند برد.

براي كاهش استرس خود اصلا‌ به روش‌هايي كه ناديده گرفتن شنوندگان را توصيه مي‌كند متوسل نشويد، تصور اينكه به جمعيت نگاه كنيد و با آنها صحبت كنيد ولي به خود تلقين نماييد كه هيچ كس در اطرافتان وجود ندارد كار بسيار سخت و تقريبا ‌غيرممكني است. پس بي‌خيال چنين روش‌هايي شويد.