مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3512
دیروز : 3843
افراد آنلاین : 14
همه : 5297844

 
از حنجره خود مراقبت كنيم
 
براي بهداشت صوتي و جلوگيري از آسيب‌هاي جدي تارهاي صوتي كه شما را تهديد مي‌ كند، لازم است به نكات ذيل توجه كنيد؛

 حنجره
 حنجره قسمتي از مجراي تنفسي است و اسفنكتر مسئول توليد صدا مي‌ باشد. محل آن در قسمت قدامي گردن و در محاذات پنجمين و ششمين مهره ‌هاي گردني است. حنجره در بالا به داخل بخش حنجره‌ اي حلق باز مي‌شود و در پايين با ناي ادامه پيدا مي‌كند. حنجره از نه عدد غضروف و رباط و شش عضله و بافت‌هاي همبند به وجود آمده و از داخل به وسيله مخاط پوشيده شده است. عضلات داخلي و خارجي خيلي ظريف هستند و تحت تاثير عوامل خارجي و رواني، متاثر و آزرده مي ‌شوند.
طول حنجره در مردان حدود 44 ميليمتر و در زنان حدود 36 ميليمتر است.

چين صوتي
 چين صوتي )Vocal Fold( چيني متحرك در هر دو طرف حنجره است كه از غشاي مخاطي پوشاننده رباط صوتي تشكيل مي‌ شود و سفيد رنگ است و حالت صدفي دارد. بسته به جنسيت، سن و... تارهاي صوتي با هم فرق مي‌ كند. حنجره هنگام اداي صداهاي زير، بالا مي ‌رود و هنگام توليد صداهاي بم پايين مي‌ آيد. طناب‌ هاي صوتي اصلي كه با آن صحبت مي ‌كنيم تارهاي يك اسفنكتر است كه از قسمت جلو ثابت است و از پايين آزاد و متحرك هستند. وقتي كه احساس آرامش مي‌ كنيد تارهاي صوتي از هم باز هستند و هوا به راحتي عبور مي‌ كند. تارهاي صوتي هنگام بلع به هم نزديك و مجراي تنفسي را بسته و مانع ورود مواد غذايي به مجراي تنفسي مي‌شوند.

 چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت كنيم؟
 براي گروهي از مردم و بعضي حرفه‌ها خصوصا معلمين، نگهداري صدا مسئله بسيار مهم و حائز اهميتي است. معلمين براي ادامه خوب صحبت كردن بايد بهداشت صوتي را رعايت كنند تا صدا و سلامتي خود را حفظ كنند. صداي بلند و گوش‌ خراش، اذيت كننده است. صداي گرفته، قابل قبول نيست. صدا يك آيتم اكتسابي است و بايد صدا را تربيت كنيم و زير و بم و كيفيت آن را تغيير دهيم.

علت‌ شناسي اختلالات صوت
 جسمي: حنجره دچار بيماري هاي ويروسي يا باكتريايي مي‌شود
عملكردي: -1 بد استفا ده كردن از تارهاي صوتي مثل جيغ كشيدن و صاف كردن ممتد گلو -2 استفاده از مواد مخدر، سيگار و...

عملكرد ناصحيح چه اثراتي روي حنجره به وجود مي‌ آورد؟
ابتدا باعث مي ‌شود تغييراتي در طول و ضخامت تارهاي صوتي به وجود آيد. وقتي عصباني و ناراحت هستيد تارهاي صوتي با هم برخورد مي‌ كنند و بافت نرم و انعطاف ‌پذير به بافت ضخيم تبديل مي ‌شود كه تغيير صدا و كيفيت نفس‌‌آلود حين صحبت كردن، كم شدن توانايي صدا و بم شدن صدا نتيجه آن مي ‌باشد. اين تورم ‌هاي گذرا كه مرتب تكرار شود تبديل به ندول (گره) حتي ندول‌هاي سرطاني شده كه بايد شخص، كارش را كنار بگذارد.

عوامل پديد‌آورنده و تشديد‌كننده‌ اختلالات صدا
-1 رفتارهاي غلط صوتي -2 استعمال دخانيات -3 اس خلفي حنجره و ناي قرار دارد. مدخل مري و حنجره در حلق بسيار به هم نزديك است و زماني كه غذا بلعيده مي شود زبان كوچك كه اپي گلوت نام دارد به سمت پايين و روي حنجره حركت كرده و با بستن حنجره مانع ورود غذا به ناي مي شود.
 
سرطان حنجره كه سرطان حنجره اي نيز ناميده مي شود ممكن است به بخش هاي ديگر حنجره مانند قسمت مياني حنجره يا جايي كه تارهاي صوتي در آن جاي دارند، قسمت هاي فوقاني حنجره كه اپي گلوت ناميده مي شود و دريچه اي است كه در حين بلع ناي را مي پوشاند و مانع ورود غذا به ناي مي شود و يا به قسمت تحتاني حنجره يعني منطقه اي كه حنجره به ناي مرتبط مي شود انتشار يابد. اگر سرطان حنجره به بخش هاي خارج حنجره منتشر شود،معمولا ابتدا غدة لنفاوي ناحية گردن را مورد هجوم قرار مي دهد هم چنين ممكن است به قمست هاي خلقي زبان و يا قسمت هاي ديگر حلق و گردن يا ريه ها و گاهي به نقاط دوردست بدن گسترش پيدا كند. سرطاني كه از حنجره به نقاط ديگر بدن انتشار پيدا كرده نام مبدأ و منشأ اولية خود را حفظ كرده و به همان نام و بيماري ناميده مي شود در چنين شرايطي آن را سرطان متاستاتيك حنجره اي مي نامند.
 
علائم سرطان حنجره
 
علائم سرطان حنجره اساسا به حجم تومور و محل استقرار آن بستگي دارد. در بسياري از موارد محل بروز و ظهور سرطان حنجره در تارهاي صوتي است اين سرطان ها به ندرت دردناك هستند اما تقريبا هميشه خشونت صدا و تغييرات ديگر را موجب مي شوند.غده هايي كه در منطقة فوقاني تارهاي صوتي به وجود آمده اند موجب برآمدگي در گردن، زخم گلو، يا درد گوش مي گردند.
 
غددي كه در قسمت تحتاني تارهاي صوتي قرار دارند و بسيار نادر هستند مي توانند در عمل تنفس اختلال ايجاد كرده و تنفسي صدا دار به وجود آورند. نشانة ديگر وجود جسم خارجي و برآمدگي در گلو و همچنين وجود سرفه هاي مداوم است كه برطرف نمي شوند. به تدريج كه غدة سرطاني رشد مي كند ممكن است درد گلو، كاهش وزن، اشكال در تنفس و غالبا احساس خفگي هنگام عبور مواد غذايي از مري به وجود آيد. در برخي موارد سرطان
 
حنجره موجب مي شود بلع غذا به دشواري صورت گيرد افرادي كه علائمي از اين قبيل دارند به وسيلة متخصص گوش و حلق و بيني مورد معاينه قرار مي گيرند.
 
تشخيص سرطان حنجره
 
براي تشخيص بيماري و يافتن علت يا علل آن پزشك در معاينة باليني با لمس گردن نشانه هايي از قبيل: برجستگي، تورم و سفتي و يا تغييرات ظاهري ديگر را جستجو مي كند و همچنين قسمت هاي دروني حنجره را به دو طريق معاينه و مشاهده مي كند.(معاينه و مشاهده داخل حلق را اصطلاحا لارنگوسكپي مي گويند)
 
1- لارنگوسكپي با معاينة غير مستقيم داخل حنجره: در اين روش پزشك با آينة كوچك كه دسته بلندي دارد حلق و به خصوص قسمت هاي تحتاني حلق را براي يافتن شرايط غير طبيعي و يا بروز تغييرات در تارهاي صوتي و اين كه حركت تارها طبيعي يا غير طبيعي است معاينه و مشاهده مي كند.
 
2-  لارنگوسكپي با معاينة مستقيم داخل حنجره: در اين روش پزشك با عبور لوله اي كه در رأس آن چراغي تعبيه شده است و از راه بيني يا دهان به قسمت هاي پايين هدايت مي شود حلق و حنجره را مورد معاينه قرار مي دهد و در اين روش ضايعاتي را كه در روش مستقيم و با آينة معمولي ديده نمي شدند را مي توان به آساني مشاهده كرد. اگر ضايعه اي مورد توجه پزشك قرار گرفت اقدام به نمونه برداري از ضايعه خواهد كرد. تنها نمونه برداري و آسيب شناسي مطمئن ترين راه براي تشخيص و احراز وجود سرطان در بيمار است.
 
روش هاي درمان سرطان حنجره
 
بيماري سرطان حنجره معمولا با استفاده از اشعه كه به آن راديوتراپي مي گويند و يا انجام عمل جراحي درمان مي شود. راديوتراپي و جراحي روش هاي درماني موضعي هستند به اين معنا كه در اين روش ها فقط سلول هاي سرطاني منطقه آسيب ديده تحت تأثير قرار مي گيرند. بعضي بيماران ممكن است شيمي درماني شوند يعني اينكه داروها از طريق جريان خون خود را به سلول هاي سرطاني سراسر بدن مي رسانند.
 
راديوتراپي يا درمان با اشعه
 
براي تخريب سلول هاي سرطاني و متوقف كردن رشد آنها از اشعة با قدرت تابشي بالا استفاده مي شود. اشعه درماني ممكن است با جراحي همراه گردد. استفاده از اشعه قبل از عمل جراحي مي تواند حجم غدة سرطاني را كاهش داده و دامنة آن را محدود نمايد. همچنين اشعه درماني بعد از عمل جراحي قادر است سلول هاي سرطاني كه در ناحية عمل باقي مانده اند را تخريب نمايد در مواردي كه نمي توان با عمل جراحي غدة سرطاني را خارج كرده و يا در بيماراني كه به دلايل مختلف نمي توانند مورد عمل جراحي قرار گيرند از درمان با اشعه استفاده مي كنند. همچنين مواردي كه بعد از عمل جراحي غدة سرطاني عود كرده و رشد مجدد نمايد، درمان با اشعه درمان مناسبي است.
 
درمان جراحي
 
انجام عمل جراحي و يا جراحي همراه با اشعه درماني براي بيماراني كه به تازگي تشخيص بيماري در آنها داده شده است پيشنهاد مي شود همچنين اگر پس از درمان با اشعه سرطان عود كند انجام عمل جراحي درمان مناسبي است. نوع عمل جراحي بستگي به اندازة غدة سرطاني و محل آن دارد.اگر غده اي بسيار كوچك در تارهاي صوتي وجود داشته باشد ممكن است جراح از اشعة ليزر كه قدرت تابشي زيادي دارد استفاده كند اين اشعة ليزر كار چاقوي جراحي را انجام مي دهد. برداشتن و خارج كردن غدة سرطاني حنجره از طريق جراحي را لارنگكتومي مي نامند كه ممكن است شامل بخشي از حنجره و يا تمام حنجره باشد در هر نوع از اين جراحي جراح ناگذير است عمل تراكئوستومي يعني تعبيه مدخل در لولة تنفس و در جلوي گردن براي ورود هوا كه آن را استوي يا مدخل نيز مي نامند انجام دهد(درحالي كه حنجرة كلي برداشته شود از طريق مدخل تنفس مي كنند.
 
برداشتن بخشي از حنجره،صدا و تكلم بيمار را حفظ مي كند جراح فقط بخشي از جعبة مولد صوت و دقيقا يكي از تارهاي صوتي و را خارج مي كنند در اين صورت استومايا مدخل تعبيه شده نيز موقتي خواهد بود و بعد از دوره اي كوتاه لولة تراكئوستومي كه وظيفة آن بازنگه داشتن مجراي هوا است را خارج كرده و استوما يا مدخل مصنوعي بسته مي شود و بيمار مي تواند طبق معمول تنفس كرده و تكلم كند.
 
شيمي درماني
 
به كاربردن داروها به منظور از بين بردن و انهدام سلول هاي سرطاني را شيمي درماني مي نامند در بسياري موارد قبل از انجام جراحي و يا اشعه درماني از داروهاي ضد سرطان و يا شيمي درماني به منظور محدود كردن و يا كاهش حجم و اندازة غدة سرطاني استفاده به عمل مي آيد همچنين در موارد انتشار و گسترش سرطان حنجره به قسمت هاي ديگر بدن از شيمي درماني استفاده مي شود. در ضمن داروهاي ضد سرطان در درمان سرطان حنجره را معمولا از طريق داخل رگ تجويز مي كنند.
 
عوارض جانبي درمان هاي مختلف سرطان حنجره
 
روش هايي كه در درمان سرطان به كار گرفته مي شوند بسيار قوي و مؤثر هستند. محدود كردن اثرات درمان به شكلي كه فقط سلول هاي سرطاني را هدف قرار داده و تخريب نمايند و به سلول هاي سالم آسيب نرساند مشكل است و سلول هاي سالم نيز ممكن است صدمه ببينند. به اين دليل درمان سرطان غالبا عوارض ناخوشايندي به بار مي آورد. عوارض جانبي درمان سرطان مختلف هستند كه عمدتا به نوع و دامنة درمان بستگي دارند و همچنين واكنش هر بيمار نسبت به درمان با بيمار ديگر متفاوت است.
 
تأثير درمان بر تغذيه
 
بيماراني كه لارنگكتومي شده اند علاقة خود را به غذا از دست مي دهند چرا كه عمل جراحي تغييراتي در راه هاي چشايي و بويايي، راه هايي كه طعم و بوي اشياء به طور كلي و غذا اختصاصا حس مي شود به وجود مي آورد.
 
اشعه درماني نيز ممكن است در حس چشايي تأثير بگذارد.اشكال در خوردن و جويدن و بلع غذا ممكن است از عوارض شيمي درماني باشد. با وجود اين بيماراني كه به طور عادي غذا مي خورند و از تغذيه خوب برخوردار هستند ممكن است توانايي بيشتري در تحمل عوارض جانبي درمان به دست آورند به اين دليل تغذيه خوب و كافي اهميت بسزايي خواهد داشت.
 
يادگيري مجدد تكلم
 
بيماراني كه بخشي از حنجرة آنها برداشته شده است در طول يك هفته يا بيشتر مي توانند از راه طبيعي حرف بزنند ولي بعد از برداشتن كامل حنجره بيماران ناگذير به يادگيري تكلم متناسب با شرايط تازه هستند.
 
يادگيري تكلم مجدد براي اين بيماران1- بهره گيري از هواي درون مري يا لولة غذا و خارج كردن با فشار آن براي توليد صدا مي باشد 2- براي توليد صدا از نوعي حنجرة مكانيكي نيز مي توان استفاده كرد. در روش اول هواي خارج شده از مري ديواره هاي حلق را به ارتعاش در مي آورد و صداي جديدي به وجود مي آورد: زبان،لبها و دندان ها در حين عبور صدا از دهان كلمات را مي سازند در بعضي افراد لارنگكتومي شده هوا براي تكلم از راه مري و از طريق سوراخي كه جراح بين ناي و مري ايجاد كرده عبور مي كند در اين منفذ ايجاد شده يك دريچة پلاستيكي از جنس سليكون از راه استوما كار گذاشته مي شود دريچة يادشده از ورود غذا به ناي جلوگيري مي كند وقتي استوما بسته است هوا با فشار از ريه ها و از طريق دريچة ياد شده به داخل مري رانده مي شود هواي رانده شده با به ارتعاش در آوردن ديواره هاي حلق توليد صدا مي كند و بالاخره كلمه در دهان ساخته و ادا مي شوند.
 
اين روش مستلزم آموزشي همراه با صبر و شكيبايي است همة افراد در دستيابي به اين نوع تكلم موفق نيستند. و اما در روش دوم: دستگاه حنجرة مكانيكي ممكن است با نيروي باتري كار كند كه در اين صورت به آن حنجرة‌الكتريكي مي گويند و يا با نيروي هوا فعل مي شود كه حنجرة بادي نام دارد
 
نوعي حنجرة الكتريكي شبيه چراغ قوة كوچكي است كه صفحه يا ديسك موجود در آن صدايي با طنين پايين در حد نجوا ايجاد مي كند دستگاه را در مقابل گردن نگه مي دارند و صدا از گردن به داخل دهان جريان پيدا مي كند(اين دستگاه براي كساني كه اشعه درماني شده اند مناسب نيست). نوع ديگري از حنجرة الكتريكي لولة پلاستيكي قابل انعطاف است كه صدا را از دستگاه در دست بيمار به داخل دهان بيمار هدايت مي كند نحوة استفاده از حنجرة بادي به اين شكل است كه بيمار دستگاه را در قسمت فوقاني و نزديك استوما نگه مي دارد و از هوايي كه از ريه ها خارج مي شود به جاي نيروي باتري به منظور به ارتعاش در آوردن آن استفاده مي كند صداي حاصله از راه لولة پلاستيكي به داخل دهان هدايت مي
 
شود
 
پيشگيري و مراقبت هاي پس از درمان
 
پيگيري و مراقبت هاي منظم بيمار بعد از درمان سرطان حنجره اهميت زيادي دارد. پزشكان براي اطمينان از پيشرفت بهبودي و عدم عود بيماري در فواصل معين بيمار را معاينه و كنترل مي كنند. مراقبت منظم شامل بررسي و معاينة استوما، گردن و حلق خواهد بود هر چند وقت يك معاينة باليني كامل و آزمايش هاي خون و ادرار و راديو گرافي نيز انجام مي گيرد كساني كه اشعه درماني شده اند و كساني كه بخشي از حنجرة آنها برداشته شده است معاينة حنجره با لارنگوسكپ كه لارنگوسكپي خوانده مي شود خواهند شد. درضمن افرادي كه تحت درمان سرطان حنجره قرار گرفته اند نسبت به افراد عادي بيشتر در معرض ابتلا به سرطان جديدي در دهان، حلق يا نواحي ديگر سر و گردن هستند. اين مسئله در مورد افرادي كه سيگار مصرف مي كنند بيشتر صادق است.
 
علل بيماري سرطان حنجره و پيشگيري از آن
 
بيماري سرطان حنجره در ايالات متحده غالبا در سنين بيش از 55 سال روي مي دهد در مردان 4 برابر شايع تر از زنان است و در ايالات متحده در ميان سياه پوستان شايع تر از سفيد پوستان است در ضمن سرطان حنجره مسري نيست و واگير هم ندارد.
 
بيشترين كساني كه به سرطان مبتلا مي شوند افراد سيگاري يا الكلي هستند همچنين اشخاصي كه مصرف سيگار را متوقف كرده اند تا حدود زيادي احتمال خطر ابتلا به سرطان حنجره را در خود كاهش مي دهند. ترك سيگار احتمال بروز سرطان ريه، دهان، لوزالمعده، مثانه و مري را نيز كاهش مي دهد. احتمال بروز سرطان حنجره در كساني كه در كارخانجات پنبه نسوز كار مي كنند بيشتر است. كساني كه فكر مي كنند ممكن است در معرض ابتلا به سرطان حنجره باشند لازم است مسئله را با پزشك معالج خود مطرح سازند پزشك قادر است راه هاي كاهش احتمال بروز سرطان حنجره و برنامه هاي مناسب براي معاينات پزشكي ضروري را براي بيمار توضيح دهد.
 
منابع و موأخذ
 
1-   رهايي از سرطان:سهيلا خزائي
 
2-سرطان حنجره: دكتر سيد يوسف موحد

http://padida.ir/applied-sciences/medical/2079-%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 خاطرات و تجربه هاي گويندگي : فواد بابان

اين مصاحبه مربوطه به سال هاي قبل مي باشد. آن زماني كه آقاي بابان در شبكه اول سيما گويندگي مي كردند. از اين رو تازگي ندارد و شايد هم بعضي از شما دوستان آن را قبلا خوانده باشيد. اما از آنجا كه حاوي مطالب زيبا و مورد توجه بسياري از علاقه مندان به گويندگي است آن را در اين وبلاگ مي آورم. اميدوارم مورد استفاده قرار بگيرد.


آقاي بابان، اينكه گفتيم موروثي دليل داشت. اين حرفه در خون شما و امثال شماست يا بايد مهارت لازم را كسب كرد؟

در مجموع براي كار گويندگي به جز مساله صدا، طبيعتا داشتن چهره اي نه زيبا، اما چهره اي مورد قبول لازم است - البته اين چهره براي هر كار و هر قسمتي از گويندگي متفاوت است. در قسمت خبر هر چقدر اين چهره جا افتاده تر باشد، طبيعتا مقبول تر است- نداشتن لهجه خاص البته در خيلي از جاهايي كه مختص آن منطقه است اگر لهجه آن منطقه باشد خيلي جالب است و ايرادي ندارد داشتن صدا و تصوير مناسب، اطلاعات عمومي زياد و تحصيلات عاليه در رشته اي كه بيشتر مرتبط است مثل رشته هاي علوم انساني، در واقع از گزينه هاي اصلي انتخاب گوينده است.

اما به طور كلي درصد كمي از كار گويندگي به صورت ذاتي است. 20 يا 30 درصد به صورت ذاتي و ژني، انتقالي و ارثي است و يك استعداد ذاتي و دروني است.

اما قطعا هر صداي زيبايي مناسب اين كار نيست.

اتفاقا اين اشتباهي است كه براي بيشتر افراد وجود دارد. بعضي ها فكر مي كنند صدايشان خيلي قوي است پس گوينده خوبي مي شوند يا بر عكس، بعضي ها فكر مي كنند صدايشان صداي زير يا ريز يا پاييني است و هرگز نمي توانند گوينده شوند. اما به تعداد ابناي بشر سليقه ها فرق مي كند و سليقه ها هم كاملا متفاوت است و اگر كسي داراي صداي معمولي است، نبايد فكر كند كه هرگز نمي تواند گوينده شود. چون گاهي اوقات ممكن است شخصي كه داراي صداي معمولي و آرامي است، گوينده خوبي شود. نحوه اجرا، ميميك هاي صورت و فيگورهاي مختلف، همه اينها فاكتورهايي هستند كه دست به دست هم مي دهند تا ويژگي يك گوينده را كامل كنند و يك گوينده را سوق دهند به سمت كار خوب.

براي تقويت صدايتان كاري هم انجام مي دهيد؟

من اين كار را زياد انجام نمي دهم ولي براي گوينده لازم است. خيلي از افراد جامعه مان از 6 دانگ تارهاي صوتي و حنجره شان استفاده نمي كنند و خودشان هم اين را نمي دانند كه خيلي راحت مي شود تارهاي صوتي را پرورش داد. البته تارهاي صوتي را نبايد اذيت كرد، مخصوصا كسي كه در اين سبك و راه قدم مي گذارد، بايد پرهيزهاي خاصي داشته باشد. معمولا از خوردن چيزهايي كه خيلي آلرژيك يا حساسيت زا يا محرك هستند مثل ترشي، فلفل يا چيزهايي نظير آب يخ بايد خودداري كرد. البته قياس مع الفارق است ولي از استاد شجريان شنيده ام كه ايشان گفته اند سالهاست من در آرزوي يك ليوان آب ليمو هستم، چون استاد به حنجره شان خيلي اهميت مي دهند و مواظبش هستند و آن صدا، صداي ملكوتي و ماندگار و بي نظيري است.

شما به عنوان مجري، فقط خواننده خبر هستيد يا براي جذاب شدن به آن نمك و فلفل هم مي زنيد؟

ما هم مثل روزنامه ها يك هيات تحريريه اي داريم در بخش هاي مختلف، بخش داخلي و خارجي كه هر كدام داراي سردبير هستند. اينها خبرهاي خام را از كانال هاي مختلف مثل مراكز نمايندگي ما در خارج از كشور به شكل هاي مختلف تلفني، تصويري و مكتوب دريافت مي كنند كه در واحد مركزي خبر اين خبرها پردازش و تقسيم مي شوند و به واحد پخش اخبار انتقال مي يابند. در واحد پخش اخبار هيات تحريريه هاي مختلفي هستند كه هر كدام يك سردبير دارند. سردبير، اخبار خارجي را بين دبيرهاي خبر خارجي و اخبار داخلي تقسيم مي كند و اعضاي هيات تحريريه اخبار داخلي و خبرها را آماده مي كنند و به كامپيوتر سردبير مي فرستند. وي خبرها را چك مي كند و بعد از چك نهايي، خبرها، رديف و طبقه بندي و به كامپيوتر ديگري داده مي شود كه مختص تايپيست است كه بايد در اختيار گوينده قرار دهد. گوينده هم در اين زمان مي تواند از كامپيوتر استفاده كند و با كد ويژه اي كه خودش دارد، تمام خبرها را مطالعه كند و اگر اظهار نظري دارد مي تواند اعلام كند. البته سابق بر اين گوينده حق چنين كاري را نداشت ولي الان بيش از 8 - 7 سال است كه اين آزادي را نه تنها به گوينده داده اند بلكه از گوينده خواسته اند به صورت اجباري حتما با هيات تحريريه همكاري داشته باشد، زمان بيشتري در هيات تحريريه باشد و پيشنهاد بدهد و چنانچه سردبير هم مورد قبولش بود، پيشنهاد را بپذيرد و اعمال كند. بعد خبرها كه آماده شد، گوينده يك دور خبرها را مي خواند كه اين خودش كار بسيار مهمي است.

خبر را حفظ مي كنيد؟

-... گوينده خبرها را از روي تله پرينتر مي خواند، اينطور به نظر مي رسد كه از حفظ مشغول خواندن است در حالي كه به طور كلي خبر قابل حفظ كردن نيست، چون خيلي از خبرها همان لحظه به دست ما مي رسد و شايد بعضي اوقات حتي امكان يكبار خواندنش هم براي ما وجود نداشته باشد.

تله پرينتر تكنولوژي جديدي است؟

استفاده از اين دستگاه در همه جاي دنيا باب است؛ براي الفت بيشتر و ارتباط نزديك با بيننده، چون اگر يك گوينده و يك مخاطب در كنار هم قرار بگيرند يا رودر روي هم قرار بگيرند، اگر گوينده به طور مرتب سرش را بالا و پايين بيندازد آن ارتباط قطع مي شود و نوع ارتباط، زيبايي خودش را از دست مي دهد. ولي اگر اين دو، رو در رو و چشم در چشم هم باشند، اين ارتباط خيلي مانوس تر است. اين دستگاه در سال هاي 66-65 دستي بود و خودمان اخبار را با خودنويس يا خودكار روي رل كاغذ مي نوشتيم و بعد آن را روي ذره بين دستگاهي كه به حالت LD آن را بزرگ مي كرد، مي گذاشتيم و يك نفر با دست آن را مي چرخاند. البته اكثر اوقات كاغذها پيچيده مي شد يا خبر معلوم نبود و مشكلات عجيبي به وجود مي آمد. تا اينكه يك دستگاه از اين كامپيوترها را براي پخش اخبار آوردند اما با وجود 4 گوينده خبر، در شروع خبر فقط يك نفر از گوينده ها مي توانست از اين دستگاه استفاده كند. ولي خب، اين مشكل رفع شد.

به نفع شما، البته.

مي دانيد، لحظه اي كه گوينده تپق مي زند، لحظه وحشتناكي است. هر چقدر اين تپق بدتر و بزرگتر باشد، فشاري كه به گوينده مي آيد بيشتر است، اما اين دستگاه كمك خوبي است.

مثل اينكه تجربيات را تدريس مي كنيد، درست است؟

به صورت رسمي نه، اما طور غيررسمي و متناوب آموزش مي دهم. به لحاظ اينكه ما از تجربه زيادي برخوردار بوديم و فوق ديپلم بنده دقيقا در همين راستاست، از سوي مديران از من خواسته شده كه در كلاس هاي گويندگي كه به صورت كلاس هاي موقت يك ماهه و براي افراد تازه كار برگزار مي شد كار اجرا و آموزش گويندگي را به عهده بگيرم و البته همكاران ديگر هم در زمينه آموزش گويندگي فعاليت دارند، از جمله آقاي حياتي و خانم تاج نيا و آقاي افشار كه در دانشكده صدا و سيما فن گويندگي را تدريس مي كنند.

... و يكي از مواد درسي تاثير احساسات و عواطف روي صداست؟

مواردي كه هميشه به گوينده آموزش داده مي شود اين است كه گوينده مخصوصا گوينده واحد خبر به هيچ عنوان نبايد موضع گيري كند. ما به هيچ جناح و گروهي وابسته نيستيم. اما بعضي خبرها هستند كه گوينده بايد با يك اجراي زيركانه و زيبا آنها را اعلام كند. اگر خبر تاثرانگيز باشد چهره، نوع خواندن، آهنگ آوا و صدا بايد نشان داده و به بيننده انتقال داده شود. يعني اگر قرار باشد يك خبر مثلا خبر تشييع جنازه شهدا يا عزيزان جانباز شيميايي كه شهيد شده اند را اعلام كنيم نبايد عين همان حالتي باشد كه گزارش وضع آب و هوا يا خبر مربوط به آمريكا باشد. در واقع هر خبري در خودش احساسي نهفته دارد، زيبايي كار گوينده و هنرش اين است كه احساس را منتقل كند بدون آنكه موضع بگيرد. البته متاسفانه من خودم اين عيب را دارم كه در مورد بعضي اخبار آلرژي ويژه اي دارم و اصلا نمي توانم خودم را كنترل كنم!

حركات غيركلامي چقدر درخواندن خبر موثر است؟

حركات غيركلامي حركاتي است كه به وسيله حركات بدن، شامل حركت دست و صورت انجام مي شود و بسيار مهم است. البته شايد بعضي آن را رعايت نكنند، كوچكترين حركت لب، ابرو، دست، گوشه چشم و ... همه اينها بارهاي عجيب مختلفي دارند. بار مثبت، منفي، سياسي و ... شما مثلا كافي است بعد از خواندن خبر اغراق آميز، كمي مكث كنيد يا يك مقدار ابرو را بالاتر از حد معمول ببريد، اين عمل كاملا نشان مي دهد چقدر غلو و اغراق يا دروغ پشت خبر بوده...

ولي شما در اعلام خبر جدي و خشك هستيد؟

قبلا شديدا به ما تاكيد مي شد كه هيچگونه حركت اضافي نبايد داشته باشيم. البته الان خيلي بهتر شده. بله، اصولا خبر كار رسمي است و با اجراي برنامه هاي ديگر فرق مي كند بايد حالت رسميت ديگري را داشته باشد، البته يك مقدار هم برمي گردد به فرهنگ ما، ولي خيلي بهتر است كار، نرم تر اجرا شود. يك موقع زمان جنگ بود،بايد حالت جنگي مي گرفتيم و در واقع 8 سال اينگونه خبر خوانديم. ولي هيچ الزامي نيست كه آدم خبر را با گردن كلفتي يا ترشرويي يا با اخم و تخم به بيننده انتقال دهد. ما چندين بار افتخار شرف يابي به حضور مقام معظم رهبري را داشتيم و دو بار ايشان موكدا فرمودند كه خبر را راحت تر و آرام تر و با انعطاف بيشتر اجرا كرده و با استفاده از حركات دست و صورت از سفت و سخت اجرا كردن و سيخ نشستن در هنگام خبر خودداري كنيم.

گوينده ها بر اساس مهارت و تخصص چگونه طبقه بندي مي شوند؟

ما دو تا طبقه بندي در كار گويندگي داريم. يكي بر اساس سنوات كار كه هر چقدر سنوات بالاتر برود درجه اش هم بالا تر مي رود. ابتداي كار يك گوينده، رديف شغلي اش يك است بعد از چهار سال مي شود گوينده 2 ، بعد مي شود گوينده 3، 4، 5 و بعد مي شود گوينده ارشد يعني بعد از 20 سال از بدو كار تا آن زمان هر سه سال يا چهار سال با گذراندن دوره هاي مختلف، كلاس هاي زبان، و به روز بودن خود گوينده، اينها باعث مي شود ترفيعاتش را از نظر شغلي بگيرد و اين رده هاي شغلي را از 1 تا ارشد طي كند و حقوقش هم بر همين مبنا بالا مي رود، درست مثل يك كارمند معمولي كه هر چند سال، يك پايه مي گيرد. اما اگر از نظر كيفيت بخواهند يك گوينده را ارزشگذاري كنند، داستان فرق مي كند. درست عكس گروه و رديف است. يعني گويند ه ايي كه كارش ضعيف بوده و در ابتداي كار است مي گويند اين گوينده درجه 5 است، بعد مي شود گوينده درجه 4، 3۱،۲، و بعد هم مي شود گوينده ممتاز. يعني عكس آن پايه ها رديف شغلي كه از 1 تا 5 مي رفت، اين از 5 مي آيد تا 1 . گوينده ارشد هم گوينده اي است كه اين مراحل را گذرانده و از هر نظر، هم از نظر سردبير و هم كيفيت كار مورد تاييد است. البته تجارب هم كمك مي كند. مثلا بنده الان به غلط ! جزو گوينده هاي ارشد هستم، در صورتي كه آقايان افشار، حياتي و خانم ها تاج نيا، اصغري و صداقت جزو گوينده هاي ارشد سازمان هستند. بعد از آن گوينده هاي درجه 1 و 2 و ...و دستمزدي هم كه پرداخت مي شود منهاي حقوق، اگر اضافه بر آن كار شود بر اساس همان رده است كه گوينده ممتاز دستمزدش با گوينده درجه يك فرق مي كند.

با اتفاق ها و احساسات شخصي خود در هنگام قرائت خبر چگونه برخورد مي كنيد؟

اتفاقا همين چند روز پيش دست چپم به شدت درد مي كرد و طوري بود كه احساس مي كردم حتما قلبم ناراحت است و بايد بروم نوار قلب بگيرم. اتفاقا همان روز خبر هم داشتم؛ خبر ساعت 21. خلاصه من با درد خيلي شديد رفتم در استوديو تا خبر را بخوانم ولي به محض اينكه كار شروع شد، درد را فراموش كردم. وقتي از استوديو بيرون مي آمدم به همكاران گفتم خيلي جالب است، من قبل از اينكه به استوديو بروم درد شديدي داشتم، ولي الان كه خبر را خواندم دردي ندارم و هنوز اين جمله ام به پايان نرسيده بود كه درد دستم شروع شد. بعضي چيزها رفلكس هاي عصبي است مثل خميازه كشيدن، عطسه و سكسكه؛ اينها چيزهايي هستند كه در استوديو فراموش مي شوند.چنان فراموش كه انگار هرگز چنين اتفاقي نيفتاده. آنجا تمركز لازم به صورت اتوماتيك براي آدم ايجاد مي شود كه به هيچ عنوان ياد چيزي نمي افتد.

فشار روي گوينده ها بالاست؟

بله، خيلي زياد. بعضي اوقات خبرها دير به دستمان مي رسد؛ مخصوصا خبرهاي نيمروز، چون ساعت 2 بعدازظهر لحظه اي است كه تمام اتفاقات صبح با فاصله نه چندان زياد به دست ما مي رسد و تا بخواهند فيلم ها را با اخبار هماهنگ كنند، كمي اذيت مي شويم و اين فشار به حدي است كه گاهي اوقات وقتي از استوديو بيرون مي زنم، احساس مي كنم پاهايم قدرت حركت ندارند! يك روز در پايان بخش نيمروز من و آقاي حياتي خبري خوانديم. عينك آفتابي ام روي ميز بود و وقتي خبر تمام شد آقاي حياتي به من گفتند چه عينك قشنگي! و من هم گفتم بله، بعد هم آن را به چشمم زدم. لحظه، لحظه اي بود كه خبر تمام شده و قرار نبود تصوير ما روي آنتن باشد، ولي تصوير ما روي آنتن بود؛ من با عينك آفتابي و آقاي حياتي. آقاي حياتي متوجه اين قضيه شد و گفت: بابان تو روي آنتني! من همان لحظه عينك را از روي چشمم برداشتم و اينقدر آن را در دستم فشار دادم كه تكه تكه شد.

سال ها پيش در استوديو گوينده رابط بودم. مراسم رژه اي بود كه در بيرون استوديو و در داخل شهر انجام مي شد. در زماني كه صداي آنها پخش مي شد مي خواستم براي خودم متن بنويسم و تمرين كنم و اين كار را كردم، غافل از اينكه صدايم روي آنتن است. مي گفتم: هم اكنون نيروهاي رزمنده و مسلح،... بعد قطع مي كردم و مي گفتم نه، اينطوري نه و دوباره آن را با لحن ديگري مي خواندم. بعد از يك دقيقه ديدم تمام عوامل مركز در اتاق فرمان جمع شده اند كه آقا چه كار داري مي كني؟ خلاصه جريمه سنگيني شدم.

آيا به همان نسبت تشويق هم مي شويد؟

بله. بارها شده اگر چيزي را خوب خوانده ام، وقتي از استوديو آمده ام بيرون، از طرف مديران كل، همان لحظه به من پاداش نقدي يا سكه داده اند. مرحوم فرهودي مديركل پخش اخبار، ايشان ضمن اينكه 3-2 بار درست و حسابي مرا جريمه كرد، 3-2 بار مرا خيلي خوب مورد تشويق قرار دادند.

فكر مي كنيد بدترين جريمه اي كه شديد چه بود؟

۱۰ روز كسر حقوق، درج در پرونده و يك مقدار عقب افتادن يكي از پايه هاي شغلي ام.

فكر مي كنيد تب دوربين با گذشت 30 سال سابقه كاري چه ميزان در وجود شما تغيير كرده؟

كلا دوربين آدم را مي گيرد. ولي بعضي ها را ديرتر مي گيرد. بعضي ها روزهاي اول و ماه هاي اول تب ندارند، بعدا تب مي گيرند، بعضي ها از همان اول تب دارند و بعدا كم كم اين تب كم مي شود. خيلي ها هم مي گويند ما اصلا تب نداريم كه اين خوب نيست. مثل اين مي ماند كه كسي بگويد من از هيچ چيز نمي ترسم. حالت طبيعي اين است كه آدم در بعضي شرايط از بعضي چيزها بترسد. گوينده هميشه در تب و تاب است. اما همه اينها با ايمان به خدا و توسل به ائمه و يك تطمئن القلوب، ذكر يك آيه كوچك قبل از خبر، صلوات، بسم الله و ... حل مي شود و چنان به آدم نيرو مي دهد كه تا پايان خبر آن تب ها نمودار نمي شود، ولي تب دوربين و ميكروفون تا مدت هاي زيادي هم گوينده ها را مي گيرد و من هم از اين قضيه مستثني نبودم و آن اوايل تا مدت هاي زيادي تمام بدن يا صدايم مي لرزيد، خيس عرق مي شدم يا تا مدتي بايد روي صندلي مي نشستم تا حال عادي پيدا مي كردم، ولي الان براي رفتن به استوديو شتاب و عجله دارم. ضمن اينكه بي تفاوت نيستم، چون به هر صورت برنامه زنده است.

قبل از خبر گريم هم مي شويد؟

بله، سابق بر اين نداشتيم. البته قبل از انقلاب بود، ولي بعد از انقلاب گفتند نيازي نيست، ولي الان مدتي است كه به اين قضيه خيلي اهميت داده شده و الان۱۲-10 گريمور در هيات تحريريه خبر مستقر هستند و به طور 24 ساعته دو اتاق يكي براي خانم ها و يكي براي آقايان اختصاص داده شده.

پدر من كارمند راديو و مادرم هم خانه دار بودند. ما 8 تا فرزند هستيم از يك پدر و مادر. درمنزل ما به طور كلي جو فرهنگي عجيبي حاكم بود چون پدرمن نويسنده، شاعروسال هاي سال بيش از 40-30 سال گوينده راديو بود.

همه مناطق كردنشين پدر من را مي شناسند و در مرز تهران همه مي گويند ايشان پدر بابان است ولي از مرز تهران كه بيرون مي رويم، مي گويند ايشان پسر آقاي بابان است و در واقع از مرز تهران كه خارج و به مناطق غرب كشور مي رويم، من را به خاطر پدرم مي شناسند، ولي در تهران عكس اين قضيه است. به طور كلي خانواده ما يك خانواده تقريبا فرهنگي است. پدرم اصرار داشت كه همه ما حتما زبان كردي را ياد بگيريم. موقع استراحت ما را وادار مي كرد كه حتما كتاب بخوانيم. ما را وادار مي كرد به اشعار سعدي و حافظ و شعراي كرد گوش كنيم و اينقدر روي اين قضيه اصرار داشت كه هرگاه ما خسته از بازي بر مي گشتيم تا اشعار را گوش نمي كرديم اجازه خوابيدن نداشتيم.

اولين افتضاح

در مركز كرمانشاه ساختمان راديو و تلويزيون دو ساختمان مجزا از هم بودند با فاصله 50 متري از همديگر و تحريريه خبر راديو و تلويزيون در ساختمان تلويزيون بود. براي خواندن خبر راديو بايد تلكس را از هيات تحريريه در ساختمان تلويزيون مي گرفتيم و به ساختمان راديو مي رفتيم و خبر را آنجا مي خوانديم. يك بار كه خبرها دير آماده شد كه آن موقع زياد معمول نبود، برخلاف الان كه خبرها دير آماده مي شود خبرها دير به دست من رسيد. من مجبور شدم فاصله بين ساختمان ها را بدوم و غافل از اينكه گوينده به هيچ عنوان نبايد بدود و بايد با آرامش برود چون مدتي طول مي كشد ضربان قلب به حالت معمول برگردد. من چون اين تجربه را نداشتم با همان سرعتي كه دويدم به داخل استوديوي راديو رفتم و صدابردار هم كيو داد و چراغ را روشن كرد و خواندن خبر را شروع كردم. يك جمله اول را كه خواندم نفسم ديگر در نمي آمد، يعني نفس هايم به شماره افتاد كه سروصداي همه درآمد. مديركل تنها كاري كه توانست بكند به نزديك ترين كسي كه آنجا بود - خانمي كه منشي ايشان بود و اتفاقا ايشان هم گوينده بود - گفت: با سرعت برود، اخبار را از دست من بگيرد و خودش خبر ها را بخواند. ايشان هم ظاهرا همان ناپختگي و بي تجربگي را كه من داشتم، داشتند چون به سرعت دويدند و دوان دوان آمدند خبرها را از من گرفتند. پشت ميكروفون نشستند و اوضاع را بدتر كردند و طوري شد كه بيش از 4-3 دقيقه از يك خبر 15 دقيقه اي پخش نشد! و جريمه اي كه مدير براي من در نظر گرفت يك جريمه 6 ماهه بود، كه 6 ماه جريمه شدم فقط گوينده اعلام برنامه باشم.

http://tvnews.persianblog.ir/post/29/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

لزوم مقابله رسانه ها با جريانات انحرافي

مهدويت

در گفتگو با خبرگزاري فارس :

 

 

 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004260060


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]


زائران حج درصورت داشتن تب ماندگار به مراكز درماني مراجعه كنند


سلامت نيوز : رييس اداره آموزش اورژانس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اعلام كرد، زائران حج پس از بازگشت از مكرمه مكرمه و مدينه منوره، درصورت داشتن تب ماندگار و سرفه هاي خلط دار به مراكز درماني مراجعه كنند.
 
فرهاد رضواني در گفت و گو با ايرنا افزود: زائران حج گاهي با داشتن اين علايم باوجود مصرف داروهايي مانند استامينوفن، مداوا نمي شوند و بيماري آنان شدت مي يابد كه در اينگونه مواقع احتمال بروز بيماري هاي عفوني باكتريال، وجود دارد.
وي اظهار داشت: در حج به دليل ازدحام جمعيت و رعايت نكردن بهداشت از سوي برخي زائران كشورهاي ديگر و نيز آلودگي برخي اماكن، ممكن است زائران هنگام برگشت به بيماري هاي آنفلوانزاي فصلي و عفونت هاي ويروسي و باكتريايي مبتلا باشند.
اين متخصص بيماري هاي داخلي خاطرنشان كرد، همچنين به دليل ميانگين بالاي سني اغلب زائران، اين افراد مستعد ابتلا به گرما زدگي هستند.
به گفته رضواني، سالمندان، كودكان، بيماران ديابتي، مبتلايان به پركاري غده تيروئيد و بيماران قلبي بيش از ساير اقشار در معرض ابتلا به گرمازدگي قرار دارند.
وي، احساس داغي پوست بدن، افزايش ضربان قلب، احساس تهوع، سر درد، ضعف و بي حالي و كاهش سطح هوشياري را از جمله علايم گرمازدگي برشمرد و به زائران حج توصيه كرد، در ساعات پيك گرما - 10 صبح تا پنج بعدازظهر - از هتل هاي خود خارج نشوند.
رييس اداره آموزش اورژانس وزارت بهداشت گفت: زائران در حج بايد به اندازه كافي مايعات به ويژه آب بنوشند و درصورت مشاهده علايم گرمازدگي، به سرعت به پزشك مستقر در كاروان خود مراجعه كنند.
رضواني افزود: همچنين برخي زائران هنگام بازگشت از حج دچار گرفتگي صدا مي شوند كه اين گرفتگي صدا، ناشي از خوردن مايعات سرد در هواي گرم و ابتلا به بيماري لارنژيت است كه اين دسته از بيماران با صحبت نكردن و استراحت، بهبود مي يابند.
رضواني يادآور شد، علاوه براين، گرد و غبارهاي اخير هواي مدينه نيز مي تواند موجب بروز برخي حساسيت ها در برخي از زائران شود. 

http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=29044&cat=1


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

يبوست از بيماري هاي شايع در كودكان است


رئيس انجمن علمي گوارش و كبد كودكان ايران اعلام كرد: 28 درصد مراجعه كودكان به پزشكان فوق تخصص گوارش به علت يبوست است.

دكتر غلامرضا خاتمي با اعلام اين خبر گفت: آمارها در زمينه شيوع يبوست در كودكان متفاوت است كه در گزارشي از انگليس كودكان 4 تا 11 ساله سالم 34 درصد و در برزيل 18 تا 37 درصد از يبوست ناراحت بوده اند و در اكثر موارد علت يبوست غير عضوي است.

وي افزود: از ديگر مواردي كه در كودكان شايع است، پديده ريفلاكس كه همان برگشت بدون فشار غذا از معده به مري است و در تمام سنين در شيرخواران و كودكان به طور روزانه اتفاق مي افتد و از علائم آن در دوره شير خواري، استفراغ عود كننده، كاهش وزن، بي قراري و گريه، خون ريزي، آپنه تنفسي، سرفه، خس خس سينه، گرفتگي صدا، التهاب مري و لارنژيت است.

http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=2732&cat=7


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مردان 4 برابر زنان به سرطان حنجره مبتلا مي‌شوند


سلامت‌نيوز: يك متخصص راديوتراپي و انكولوژي از سرطان حنجره به عنوان شايعترين سرطان سر و گردن در ايران نام برد و افزود: مردان چهار برابر زنان در معرض ابتلا به اين سرطان قرار دارند.

به گزارش سلامت نيوز،  دكتر علي تقي زاده گفت: سرطان حنجره شايعترين سرطان سر و گردن در كشور به شمار مي رود كه تشخيص هر چه سريعتر اين بيماري در مراحل اوليه  موجب موفقيت بيشتر درمان و كاهش عوارض آن مي شود.

عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي مشهد با اشاره به اينكه مردان چهار برابر زنان در معرض ابتلا به سرطان حنجره قرار دارند، اظهار داشت: افزايش سن بالاتر از 55 سال، استعمال دخانيات، مصرف الكل، سابقه ژنتيكي، تماس داشتن با غبار اسيد سولفوريك، نيكل و آزبست و بيماران مبتلا به ريفلاكس معدي مروي از جمله علل ابتلاء به اين بيماري به شمار مي رود.

وي درباره علائم اين بيماري گفت: هر گونه تغيير در صدا، وجود توده در گردن، گلودرد يا احساس انسداد در گلو، سرفه اي كه بهبود نمي يابد، تنفس بدبو، درد گوش، كاهش وزن از جمله نشانه هاي اين بيماري است و افراد در صورت مشاهده اين علائم بهتر است به پزشك متخصص مراجعه كنند.

اين متخصص راديوتراپي و انكولوژي، معاينه باليني تيروييد، گردن و غدد لنفاوي توسط پزشك، سي تي اسكن و نمونه برداري را از راههاي تشخيص اين بيماري برشمرد و ابراز داشت: اين بيماري با روشهاي جراحي شامل برداشت كامل يا نيمه كامل حنجره، پرتو درماني و شيمي درماني مورد درمان قرار مي گيرد.

تقي زاده افزود: امروزه متخصصين سرطان در مواردي از سرطانهاي حنجره مي توانند با استفاده از تركيب پرتو درماني و شيمي درماني، حنجره بيمار را حفظ و باعث كاهش عوارض ناشي از برداشت حنجره و بهبود كيفيت زندگي اين بيماران شوند.

http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=26559&cat=1


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

افراد پرحرف به بيماري هاي حنجره مبتلا مي شوند


سلامت نيوز : پزشك متخصص گوش و حلق و بيني و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي گفت: افراد پرحرف و پرسر و صدا در معرض ابتلا به بيماري هاي حنجره مانند ندول و پليپ قرار دارند.
 
علي گلجانيان تبريزي در گفت و گو با ايرنا افزود: افراد پرحرف به ويژه زنان ميانسالي كه زياد حرف مي زنند به بيماري حنجره مبتلا شده و صداي آنان خشن مي شود.
وي اظهارداشت: برخي از فروشندگان و كودكان و نوجواناني كه زياد جيغ و داد مي كنند نيز به بيماري پليپ حنجره - توده زايد تارهاي صوتي حنجره - مبتلا مي شوند.
اين پزشك متخصص گفت: اين ضايعه روي تارهاي صوتي حنجره فرد ايجاد مي شود كه صداي او را دچار خشونت و گرفتگي مي كند. اين بيماري ها براثر استفاده نادرست و بيش از حد از تارهاي صوتي حنجره ايجاد مي شود.
وي گفت: اين دسته از بيماران به طور معمول براي يك دوره دو تا چهار ماهه گفتار درماني ، معرفي مي شوند اما درصورت بهبود نيافتن، نياز به عمل جراحي و برداشتن پليپ است.

http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=24667&cat=8


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۳۱ ] [ مشلعه انتخاب مي‌كنند و توقع يادگيري سطح مطلوب را دارند، ولي از اين حقيقت غافلند كه اين محلها بدترين محل براي مطالعه است.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تعريف داستان و خاطره براي آرامش كودكان لجباز

با استفاده از روش‌هاي ساده و سرگرم كننده مي‌توانيد كودك لجباز را آرام كرده و براي دقايقي او را مجبور به همكاري با خود كنيد. در نظر بگيريد مي‌خواهيد دندان‌هاي فرزندتان را مسواك بزنيد، دهانش را باز نمي‌كند. در موقع ناخن گرفتن ، او خيلي تكان مي‌خورد. اگر كودكتان پارك را ترك نكند، شما دير به محل كارتان مي‌رسيد، ولي او همچنان از تاب بازي دست بر نمي‌دارد.


معمولا كودكان ۴-۳ ساله، ساز ناسازگاري مي‌زنند، خصوصا زماني كه والدينشان بطور جدي كاري را از آنها مي‌خواهند، مخالفت مي‌كنند. علت مخالفت آنها بيشتر براي نشان دادن استقلال و بي‌نياز بودن آنها به ديگران است و حرف زدن در اين مورد با آنها بي‌فايده است.

بهترين روش براي مطيع كردن كودكان بدون فرياد زدن يا تهديد كردن چيست؟
با كمي خلاقيت و حوصله ، مي‌توانيد حواس فرزندتان را به كار مورد نظر جلب نماييد. هنگامي كه قرار است پزشك آمپولي را به كودكتان تزريق كند، يا مجبور هستيد براي مدت طولاني در صف خريد فروشگاه منتظر بمانيد، با بكارگيري روش‌هاي زير مي‌توانيد فكر او را به جاي ديگري مشغول كنيد.

او را بخندانيد :
خنداندن كودكان بهترين راه براي مسواك زدن يا دارو دادن به آنها است. وقتي كه آنها مي‌خندند، نه تنها فكرشان به جاي ديگري مشغول نيست، بلكه دهانشان نيز كاملا باز است. سعي كنيد با گفتن جوك‌هاي بامزه و شكلك درآوردن فرزندانتان را بخندانيد.

خاطرات دوران كودكي خود را تعريف كنيد :
بهترين روش براي سرگرم كردن فرزندانتان در مواقع ضروري ، داستان گفتن است. حتي اگر داستان ساختگي باشد. به عنوان مثال، اگر در رستوران بوديد و او در جاي خود آرام و قرار نداشت، بگوييد: «عزيزم تو مي‌داني، وقتي كه مامان ، بچه بود، او هرگز روي صندلي رستوران آرام نمي‌نشست، تا اين كه يك روز ...» در عين حال شما نيز مي‌توانيد قدرت تخيل خود را امتحان كنيد. با گفتن داستان‌هاي طولاني ، مي‌توانيد زمان بيشتري فرزندتان را سرگرم كنيد.

آهنگين و موزون صحبت كنيد.
معمولاً وقت خوابيدن بهترين زمان براي پشت گوش انداختن خيلي چيزها است. با لحني موزون مي‌توانيد فرزندتان را به مسواك زدن و لباس خواب پوشيدن تشويق كنيد. همچنين مي‌توانيد زمان آواز خواندن يك يا دو كلمه را اشتباه تلفظ كنيد. با اين كار حواس فرزندتان به اشتباه شما بيشتر از مسواك زدن جلب مي‌شود.

او را به رقابت در انجام يك كار خاص تشويق كنيد.
اگر فرزندتان بايد كلاه سرش كند و دستكش بپوشد و آنها را زير ميز آشپزخانه پنهان مي‌كند بگوييد: «چرا روي سر مامان كلاه نمي‌گذاري و من هم آن يكي كلاه را سرت كنم.» با اين كار با او در يك مسابقه شركت كرده‌ايد كه «چه كسي مي‌تواند زودتر كلاه سرش كند؟ شرط مي‌بندم كه برنده مي‌شوم!»

با تصوراتتان، حواس كودكان را پرت كنيد.
با صبر و حوصله و خلاقيت مي‌توان كارهايي كه به تحرك كمتري نياز دارد، مانند اندازه‌گيري درجه حرارت بدن را راحت‌تر انجام داد. هنگامي كه از دماسنج استفاده مي‌كنيد، بگوييد:«الان يك فرشته كوچك اينجاست. مي‌داني او چه كار مي‌كند؟» به همين صورت مكالمه را براي چند ثانيه يا چند دقيقه كه لازم است او را آرام بنشيند ادامه دهيد، «فرشته كوچك يك پشتك زد. واي چقدر جالب! الان او جلوي ما ايستاده!»

تغيير صدا دهيد.
براي كودكان داستان‌هاي جالب با تغيير دادن صدايتان تعريف كنيد. مانند صحبت كردن پيرزن بي‌دندان ، صحبت كردن با گويش‌هاي مختلف ، حرف زدن بچه‌گانه و يا هر تقليد صدايي كه مي‌توانيد انجام دهيد. به او بگوييد، آيا مي‌تواني شعر يك توپ دارم، قل قليه را مانند آقا خرگوشه از حفظ بخواني؟ با اين كار به راحتي مي‌توان كودكان را در اتاق انتظار پزشك آرام نگاه داشت. اگر چه در بسياري از مطب‌ها ، تصاوير زيبا و جالب وجود دارد.

لحظات شيرين را يادآوري كنيد.
هنگامي كه ناخن پاي فرزندتان به لبه فرش گير مي‌كند و لازم است كه شما آن را بگيريد براي مخالفت نكردن او با اين كار ، در مورد موضوع يا ماجراي جالبي كه قبلا ً اتفاق افتاده و مورد علاقه او است، صحبت كنيد. مثلا: يادت مي‌آيد روزي كه با پدرت پارك رفتي و به مرغابي‌هاي داخل درياچه غذا دادي؟ مرغابي‌ها خيلي زياد بودند. يك، دو، سه، چهار، پنج، بله پنج تا مرغابي. چگونه به آنها غذا دادي؟ وقتي كه ناخن او را مي‌گيريد، همه جزئيات را براي او تعريف كنيد و سعي كنيد در يادآوري مطالبي كه فراموش كرده ايد، از او كمك بگيريد.

رازي را به او بگوييد.
اگر تا ۱۵ دقيقه ديگه وقت دكتر داريد و فرزندتان سوار ماشين نمي‌شود، خم شده و در گوش او بگوييد:من يك راز خيلي مهمي را مي‌خواهم به تو بگويم. مي‌خواهي آن را بشنوي؟ وقتي كه با سر بله گفت او را بغل كنيد و چيزهاي جالب و شيريني را در گوشش بگوييد، سپس با سرعت او را در صندلي ماشين قرار دهيد.

روي نكات مثبت تأكيد بيشتري كنيد.
آيا فرزندتان از دست شستن قبل از شام يا شامپو زدن متنفر است؟ تعريف و تمجيد كردن از يك مدل قديمي‌ ترفند خوبي است. بگوييد: هر وقت كه سرت را با شامپو مي‌شويي، موهايت بسيار زيبا و براق به نظر مي‌رسند، همچنين بوي بسيار خوبي هم مي‌دهند. در همين زمان مقداري شامپو كف دستتان ريخته و آرام آرام آن را روي سر فرزندتان بريزيد.

او را غلغلك دهيد.
اگر با به كار بستن تمام اين كارها شكست خورديد و به بن بست رسيديد، سعي كنيد او را غلغلك دهيد. اين كار سريع ، راحت و نشاط آور است. قبل از اين كه متوجه شويد، فرزندتان لباسش را پوشيده و يا دستش را شسته، و ممكن است شما از قهقهه زدن او ناراحت شويد ولي فراموش نكنيد خودتان اين كار را انجام داده‌ايد.

چند لحظه ژست بگير!
نگرانيد كه چگونه مي‌توانيد از فرزندتان در يك آتليه عكاسي ، عكس بگيريد، براي راحتي كار از اين سه روش استفاده كنيد. با او مجسمه بازي كنيد. در طول مسير براي فرزندتان شرح دهيد كه هر دوي ما بازي مي‌كنيم، وقتي كه او را روي صندلي آتليه مي‌نشيند، شما كنار دوربين بايستيد. در همين زمان بگوييد: ايست ، بي‌حركت ، كسي برنده است كه موقع عكس گرفتن اصلا تكان نخورد، بي‌حركت ، فقط كمي لبخند. به او جايزه دهيد. بگوييد كه اگر هنگام عكس گرفتن تكان نخورد، آقاي عكاس به او جايزه مي‌دهد و بعد از عكس گرفتن به او جايزه دهيد تا هديه‌اش را باز كند. اجازه دهيد عروسكش را همراه خود بياورد. بگوييد اگر بچه خوبي باشد و آرام بنشيند، مي‌تواند با عروسك مورد علاقه خود عكس بگيرد.

منبع : سايت دانشنامه رشد

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

" نمي توانم " وجود ندارد ، من مي توانم سخنراني كنم ۱

من مي توانم مثل سخنرانان بزرگ سخنراني كنم . چون هر وقت مسئوليتي را به عهده مي گيرم ، پي آمد هاي آن را نيز از آغاز تا پايان مي پذيرم و با اين مهارت ، عملا توانائي و خود باوري را به خودم و اطرافيانم تأكيد مي كنم . در فرهنگ واژه هائي كه براي خودم نوشته ام ، شكست در هر سخنراني را تجربه معنا كرده ام و از شكست هاي بيشتر كه همان تجربه هاي بيشتر است ، هرگز هراسي ندارم . تكرار و تلقين را هميشه جدّي گرفته ام و فهميده ام كه هيچ چيز به اندازه تكرار و تلقين هر مفهوم مثبت ؛ و عبارت ها و جمله هاي تأكيدي مؤثّر ، نمي تواند ضمير ناخودآگاه مرا و مخاطبانم را تحت تأثير قرار دهند .

من مي توانم سخنراني كنم چون همه را هميشه بخشوده ام و مي دانم همه آن ها كه به گذشت از ديگران ايمان دارند ، سرشار از توان خود اتّكائي و خود باوري اند . همان ها كه روحي بزرگ ، پربار  و آزاد دارند . و فهميده ام ضمناً كه كاري زيباتر از دوست داشتن مخاطبانم نيست كه البته پس از عشق ورزيدن به خودم ، دومين عامل بنيادي و مهم اعتماد به نفس من در سخنراني هاست .

من مي توانم سخنراني كنم چون براي عزت و كرامت انساني خودم ارزش و احترام بسيار قائلم . خودرا " ما "  خطاب نمي كنم و مي گويم " من "  و عقايد خودم را فقط از جانب خودم مي گويم . و سعي نمي كنم همه مخاطبان را راضي نگه دارم چون مجبور مي شوم ارزش ها ، باورها و سليقه هاي گوناگوني را همزمان بپذيرم . و مي دانم نبايد با مخاطبان هر سخنراني ام  مقابله كنم چرا كه هميشه دست كم نيمي از مخاطبانم ، با انديشه هايم مخالفند و بايد آن را معمولي و عادي تلقّي كنم .

من مي توانم سخنراني كنم چون آموخته ام كه با ديگران مشورت كنم اما خودرا به ديگران وابسته نكنم و دانسته ام اعتماد به نفس با هر نوع وابستگي منافات دارد و هميشه به هنگام سخنراني ، هيئت و حالت آن هارا به خود مي گيرم كه موفق ، مصمّم ، پرتلاش و برخوردار از توان بالاي اعتماد به نفس هستند . و در همه كارهايم ، از عظيم ترين نيروي هستي ، ياري مي طلبم و اين مدد جوئي به هنگام هرسخنراني ضمن ايجاد ارتباط نزديك تر با خدايم و توكل به او ، بيش تر مي شود . و گفته اند و من ديده ام همه آن ها كه افسرده و كم ظرفيت و كم روحيه هستند ، بدون استثناء ، تنفس سطحي دارند و ميزان تبادل هوا در هردم و باز دمشان بسيار كم است و اين ها نمي توانند از احساس اعتماد به نفس برخوردار باشند . من از اين دسته نيستم . تنفس عميق را هميشه تمرين مي كنم تا با صدائي دلپذير ، پر حجم و رسا ، سخنراني كنم .

من مي توانم سخنراني كنم چون هميشه بر لب ، تبسم دارم و هنگام هر سخنراني در هر مكان و زمان ، مي بينم مخاطب به مخاطب ، حس مي كند كه تبسم و لبخندم ، نشان از آن دارد كه دوستش دارم و دوستم خواهد داشت و سخنم را خواهد شنيد و از حضورش در آن سخنراني ، لذت خواهد برد و با خاطره اي خوش ، خواهد رفت . من در سخنراني ها ، در جستجوي كاميابي مخاطبان و موفقيت  خود هستم هر چند كوچك . هدف ها و موضوعاتي انتخاب مي كنم كه قابل فهم و دسترسي همگان باشند . از درك سخنانم لذت ببرند و براي فهم حرف هايم ، به رنج نيفتند . از هر گمان و انديشه منفي ، از هر بيان و حرف منفي و از توجه به خرده گيري ها و انتقادهاي نا رواي مخاطبانم پرهيز مي كنم .

من مي توانم سخنراني كنم چون هر اشتباهي كه انجام دهم ، به خود مي گويم آن را به هر شكلي جبران خواهم كرد به جز با سرزنش خود . احساس گناه و خطا نمي كنم . اين احساس ، يعني تأييد نكردن خود و شايد يعني سرزنش خود . براي خود و مخاطبانم ، همراه  با هم ، ارزش قائلم . هم فرصتي را براي خود در نظر مي گيرم تا آن گونه شوم و آن گونه بگويم كه بايد آن گونه باشد و هم فرصتي را براي مخاطبانم كه از من چه مي خواهند ؟ و چه بايد بگويم تا بر دل آن ها اثر كند ؟ گرچه الزام به انجام وظيفه ، مقدم بر الزام به نتيجه است .

من مي توانم سخنراني كنم چون از خود انتقاد شديد نمي كنم و مي دانم اين كار ، زمينه بهتر سخن گفتن مرا فراهم نمي كند . از ستايش خود و از تواضع بي جا و بسيار در برابر مخاطبان پرهيز مي كنم و فقط در خلوت خود ، از خود به خوبي ياد مي كنم و ضمن اين ياد ، جنبه هاي مثبت و منفي خودرا حتما در نظر مي گيرم . فقط با خود كه هستم ، خودرا ستايش و تشويق مي كنم بخاطر حتي كوچك ترين كار خوبي كه انجام داده ام . به خودم عشق مي ورزم ، خود شيفته مي شوم ، عاشق جسم و روحم مي شوم تا اعتماد به نفس داشته باشم و براي رسيدن به خود شيفتگي ، سعي مي كنم شناخت و درك درستي از خويشتن خويش داشته باشم . نا رساها را رسا كنم ، نا شيواهارا شيوا كنم و نا توانائي هارا توانايي  و قدرت .

من مي توانم سخنراني كنم چون با جسم خود به خوبي رفتار مي كنم . مي دانم حنجره و صدايم ، ابزار و سرمايه من براي سخن گفتن است و بايد مراقب سلامت و قدرت آن ها باشم و هميشه هستم . من واقعا خودم و حرفه ام و مخاطبانم را دوست دارم و مي كوشم از هرچه به روح و جسم و تن و حنجره و صدايم آزار مي رساند و به سلامت و نشاطم آسيب مي زند ، دوري كنم . مثلا هرگز پرگويي نمي كنم ، پرخوري نمي كنم و بيش از اندازه نياز و مجاز نمي خوابم .

من مي توانم سخنراني كنم . هميشه ، همه جا و براي همه هم نوعانم و همه مخاطبانم كه دوستشان دارم و دوستم دارند . من اشرف مخلوقاتم . جاندار ناطق . از نسل خليفه خدا در زمين . از تبار آدم . موحودي مختار و متفكر . اجتماعي و اهل انس و الفت و گفت و گو با موجودي به نام انسان . انسانم و از سخن گفتن با انسان هاي ديگر ، وحشتي ندارم .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۹:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.