مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3468
دیروز : 3843
افراد آنلاین : 13
همه : 5297800

 

گام ديگر در پرده‏خواني «خطبه‏خواني» است. پرده‏خوان با التجا به اوليا، به زبان شيوا خطبه مي‏خواند و خطيب برجسته‏اي مي‏شود:

خطبه‏اي ديگر من از اسرار عشق خواهم انشا كرد در بازار عشق.

ضمن اينكه پرده‏خوان در «قصّه‏گويي و حديث‏آوردن» استاد ماهري است:

گوش كن اي شيعه نيكو نهاد داستانِ تازه آوردم به ياد

داستاني سازم از نو آشكار كز وي آتش افكنم در روزگار.

پرده‏خوان قصّه در قصّه وقايع مربوط به زندگي اوليا را باز مي‏گويد:

«گريز زدن» ـ به اصطلاح ـ به صحراي كربلا، شيوه زيباي پرده‏خوان است. «نوحه و ندبه» هم از اركان اساسي مربوط به شناخت عوامل نمايشي پرده‏خواني‏اند. طاقت پرده‏خوان در حين توصيف ماجرا، طاق مي‏شود، اشك بر ديدگان مي‏آورد، جامه‏دران مي‏كند و به تذكار و يادآوري از صحراي كربلا مي‏پردازد: ابي‏عبداللّه آن‏گاه كه علي اكبرِ ملك‏منظر چشمان خسته كرد، فرمود:

آييد جوانان، ز دل و ديده بباريد نعش علي اكبر به درِ خيمه رسانيد.

سيل اشك و گريه به پرده‏خوان امان نمي‏دهد، خطاب به خود مي‏گويد:

مهلت اي گريه كه گوييم حديثي از شام كز تَفَش آب، دل خاره و فولاد كنيم.

«دعا» حسن ختام پرده‏خواني است:

خداوندا به اعزاز پيمبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به دامادش علي عليه‏السلام ، ساقي كوثر

به حق فاطمه، خاتون محشر الهي ربنا، آمين آمين.

تأثير تشيّع در نقّالي مذهبي و حمله‏خواني (به ويژه حمله حيدري) نيز آشكار و در قلمرو سينما و بهره‏گيري از مباحث نمايشي (سمعي و بصري ـ جمع هنرآوايي و ديداري) مربوط به تعزيه و متون شبيه‏خواني، ظرايف و دقايق فراواني به دنبال دارد كه مي‏توان از نظر شناخت نسخ شبيه‏خواني، فيلم‏نامه‏هاي باارزشي به رشته تحرير درآورد و به‏طور مستقيم يا غيرمستقيم، از وقايع حماسي كربلا، نكات چشمگيري انتخاب و ارائه كرد.

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۷:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

پرده‏خواني

پرده‏اي از عشق خواهم كرد باز گويم از عشق حقيقي يا مجاز

گوش كن تا بر تو خوانم از وفا قصّه‏اي از عاشقان كربلا.

يكي از تأثيرات مهمّ تشيّع در هنر اسلامي، اثرگذاري مناقب و فضايل و مصايب اهل بيت عليهم‏السلام بر نقش‏آفريني صور گويا و زيبا و موسوم به «شمايل‏نگاري» (از قلمرو هنرهاي بصري و ديداري) و «پرده‏خواني» (از حيطه هنرهاي نمايشي) است. شمايل‏نگاران، اين هنرمندان عارف و آگاه درباره همه روايات مربوط به خاندان رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، به ويژه فاجعه كربلا، با دقتي تمام، شمايل‏سازي و صحنه‏پردازي مي‏كنند و پرده‏خوانان ماهر نيز در به زبان آوردن و به حرف كشاندن چهره‏ها ـ به شيوه زبان‏حال ـ همّتي قابل تحسين نشان مي‏دهند. پرده‏خوانان همواره از وجاهت اوليا و كراهت اشقيا سخن مي‏گويند و به اقتضاي حضور چهره‏ها در صحنه‏ها، در ضمن شرح مجالس، به معرفي يك يك شخصيت‏ها مي‏پردازند.

مثلاً، عمر بن سعد در گوشه‏اي از ميدان ايستاده و خدمتگزارانش بر سر اين لعين خبيث، چتر رنگي گرفته‏اند. پرده‏خوان عصايش را با شتاب و پر از قهر و عتاب بر سر تصوير عمر بن سعد مي‏كوبد و مي‏گويد:

اين ظالمي كه ريشش سفيد و دلش سياست اين «ابن سعد» ملعون بي حياست.

و سپس عمله ظلم را در پشت جبهه مي‏نماياند:

و آن ظالمي كه تيغ به فرقش عيان نمود اين «صديف» آن سگ ملعون بي حياست.

اما وقتي كه به معرفي قدسيان مي‏پردازد، پرده‏خوان به مهر و وفا و شوق و صفا از چهره‏ها ياد مي‏كند:

اين مه‏لقا كه مشك به دوش و عَلَم به دست عبّاس، شير جنگي صحراي كربلاست.

معرفي حضرت علي اكبر عليه‏السلام :

گل هميشه بهار حسين عليه‏السلام ، تشنه جگر شبيه خاتم پيغمبران علي اكبر

شبيه ختم رسل، ماه مشرقين است اين نه مصطفي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، علي اكبرِ حسين عليه‏السلام است اين.

معرفي حضرت سجّاد عليه‏السلام :

آدم كوي سر انديب بلا نوح درد و غصّه اين زين العباست.

«شمايل‏نگاري» هنري است طرفه، و شمايل‏نگاران وقايع‏نگار تصويري مربوط به پيشاني‏نوشته اوليا هستند. آنان عشق و نفرت خود را و دوستي و دشمني خود را به روشني در پرده‏ها منعكس مي‏كنند. شمر را در هر قيافه‏اي كه باشد، با تركيبي ناساز و نفرت‏بار تصوير مي‏كنند و امام حسين عليه‏السلام را حتي در قتلگاه ـ پس از آن‏همه به خاك و خون آغشته‏شدن، با آن همه زخم و درد و اندوه ـ همچنان تميز و آراسته ترسيم مي‏كنند و هر دم به اداي احترام مي‏پردازند كه:

السلام اي پرده‏دارت حضرت روح الامين السلام اي ركن ايمان، عروة الوثقاي دين.

دل پرده‏خوان از توصيف مظالم و ستم رفته بر اولياء اللّه مي‏سوزد و داستان ديگري بازگو مي‏كند:

باز افتاده شراري در دلم سوخته برق مصيبت حاصلم

در دل ويرانه دارم شور و شين از غم ويران‏نشينان حسين عليه‏السلام .

مراحل پرده‏خواني در خور تأمّل هستند. پرده‏خوان، نخست به سخن محزون، «پيش‏واقعه‏خواني» مي‏كند و به عنوان پيش‏گفتار چنين مي‏گويد:

كنم چه چاره منِ بينواي سرگردان؟ رسيده است مه ماتم، اي عزاداران

بيا عزاي حسين علي عليه‏السلام بپا داريم عزاي نور دو چشمان مصطفي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله داريم.

سپس «مناجات» مي‏خواند:

الاكريم احد، خالق زمين و زمان منزّه از همه عيبي و خالي از نقصان

هزار دشمنم ار مي‏كنند قصد هلاك گرم تو دوستي، از دشمنان ندارم باك.

«فضايل‏خواني و مناقب‏خواني» مرحله ديگر از پرده‏خواني است:

اين پرده تا قيام قيامت به روزگار بر پرده‏هاي كلّ جهان دارد افتخار.

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۷:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 شبيه‏خواني


بار ديگر دارم اي دل، در نظر تا كنم در كربلا سير دگر
باز مرغ نطق من طيّار شد سيل خونش جاري از منقار شد.

هنر والاي «شبيه‏خواني» افزون بر جنبه‏هاي اعتقادي و عاطفي، جلوه‏هاي تصويري و حركات نمايشي چشمگيري به همراه دارد. تعزيه و شبيه‏خواني از نقطه نظر شخصيت‏پردازي، تيپ‏شناسي، لباس، سمبوليزم رنگ، صحنه‏آرايي، زيبايي‏شناسي گفتاري و كرداري، ظهور و بروز عواطف و احساسات انساني ـ در قالب گل‏واژه‏هاي كلامي و گل‏چرخ‏هاي رفتاري و بهره‏گيري از ظرايف و دقايق نمايش‏هاي «آييني ـ مذهبي» (شيعي) ـ نمايش ويژه‏اي است و ما از يمن و بركت آيين تشيّع، بيش از هر قوم و مردم هر سرزمين ديگري در جهان، اذن حضور در ميادين شبيه‏خواني را به خود اختصاص داده‏ايم.
در قلمرو بررسي جنبه‏هاي هنري شبيه‏خواني و تأثير تشيّع در اين هنر بي‏نظير، مي‏توان دريافت كه تعزيه نمايشي است «حماسي ـ بكايي» كه ضمن دارا بودن كليه قراردادهاي نمايشي، با هيچ نمايشي قابل مقايسه نيست.
كارگردان اين نمايش مذهبي و شيعي، خود ذاكر و خواننده‏اي است كه از رموز آيين تشيّع آگاه است، با اين توضيح كه شبيه‏خواني نمايشي است با قراردادهاي خاص و الفاظ و اصطلاحات مخصوص. تعلّق خاطر عاشقان خاندان نبوّت و آل اللّه به خاندان طهارت عليهم‏السلام موجب شبيه‏سازي و بازنمايي مصايب مربوط به اولياءاللّه گشته است. از زبان امير شاهي سبزواري، شاعر و عارف قرن هشتم هجري، بشنويم كه مي‏گويد:
در ماتم تو دهر بسي شيون كرد لاله همه خون ديده بر دامن كرد
گل جيب قباي ارغواني بدريد قمري نمد سياه بر گردن كرد.

از شهادت حمزه سيدالشهدا عليه‏السلام تا رحلت رسول الله صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و شهادت علي مرتضي عليه‏السلام و حسن مجتبي عليه‏السلام و آن‏گاه شرح ماجراي كربلا و شهادت شهيد اكبر ابي عبداللّه الحسين عليه‏السلام جملگي در حيطه شبيه‏خواني قرار مي‏گيرند:
باز نام كربلا آمد ميان از كفِ تقرير بگرفتم عنان
ابتدا در هر كجا گويم سخن منتهي در كربلا خواهد شدن.

ابوريحان بيروني در كتاب آثار الباقية عن القرون الخاليه (ترجمه اكبر دانا سرشت) مي‏نويسد: «... روز دهم محرّم، كه به نام عاشورا معروف است، حسين عليه‏السلام و خانواده او در نهايت تشنگي، به حمّام خون آمدند و سپس خيمه‏هاشان به آتش كشيده شد و تن‏هاشان در زير سم اسبان قرار گرفت. در تاريخ بشري، كسي شاهد اين‏گونه قساوت نبوده است.»
تعزيه با اينكه به عهد عتيق و عهد جديد و قصص انبيا توجه خاصي دارد، اما يك هنر شيعي و بركت يافته از مذهب تشيّع است. اوج مصايب خاندان طهارت در صحراي كربلا ديده مي‏شود. با اين حال، شهادت فرزندان بلافصل امام حسين عليه‏السلام ، كه هر يك به نوبت، سمت امامت داشتند و غيبت امام قائم(عج)، كه از جور اشقيا در پرده عصمت نهان شده است، هر يك مضامين خاص خود را دارند. ما ايرانيان مفتخريم كه هر چه از نيكي و نيكويي است، وقف بلنداي قامت رعنايان دريادل آل اللّه كرده‏ايم و جنبه‏هاي متعدّد تأثيرگذاري تشيّع در هنرهاي ايراني، به ويژه شبيه‏خواني، را از ياد نبرده‏ايم.
گفته شده است كه شبيه‏خواني هنر شبيه‏شدن به نيكان و پاكان و اولياء اللّه است؛ به منظور برپا داشتن عزا و نشان دادن شهامت اوليا و نحوه بازنمايي شهادت آنان و توصيف ايستادگي‏شان در برابر قوم دغا و ممدّ بر گريستن و حزن است و كتبي همچون طوفان البكاء و طريق البكاء (از تأليفات ميرزا محمّد ابراهيم المروزي، متخلص به «جوهري» و محمّدحسين ابن ملاّ عبداللّه شهرابي) را نگاشته‏اند تا به مويه و گريه، اسرار شهادت بازگويند، و روضة الشهداء را نوشته‏اند تا محنت چشيدگانِ معركه مشقّت، عيار كارشان را ظاهر سازند؛ زيرا كه به قول مولا واعظ كاشفي در كتاب مذكور، «بلا» محك نقد عالميان و معيار تجربه احوال آدميان است.
«تعزيه» قصّه بلندي است به بلنداي عمر انسان، گزارش مقدّسي است از شرح حال دريادلان و ماجراها و شگفتي‏ها و سرسپاري‏ها و پاكي‏ها و وجاهت‏ها، و در برابرش، گزارش تلخي دارد از عنادها، نيرنگ‏ها، ناپاكي‏ها و كراهت‏ها.
ابتكار و ذوق (كلامي، اجرايي و رفتاري، صحنه‏آرايي و ...) شبيه‏خوانان شيفته مه‏لقايان تا بدان پايه است كه نسخه‏هاي تعزيه با اتّكا به ادبيات شفاهي و رمز و راز نوحه‏خواني و مرثيه‏سرايي و فضايل‏خواني، متون چشمگيري در قلمرو مذهب تشيّع به وجود آورده‏اند.

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۷:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

«چاووش‏خواني» نيز در قلمرو هنرهاي آوايي شيعي قرار مي‏گيرد. «چاووش» به معناي پيشرو لشكر و قافله است. در فرهنگ ديني (به ويژه شيعي)، در گذشته‏هاي نه چندان دور (و هنوز هم در برخي از ولايات رسم است) طبق مراسم سنّتي، هنگام رفتن زوّار از شهرها و روستاها به زيارت نجف، كربلا، خراسان يا سفر حج، اشخاصي خبره و شيرين‏زبان و گرم‏چانه، به نام «چاووش» اشعاري با لحن سوزناك و به شيوه خاص مي‏خوانده‏اند، هم هنگامه بدرقه زائر و هم وقت استقبال به صورت تك‏خواني يا همخواني. محتواي اشعار هم اغلب سلام و صلوات بر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت عليهم‏السلام بود:

هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم الله هر كه دارد سر همراهي ما بسم الله.

بر مشامم مي‏رسد هر لحظه بوي كربلا ترسم آخر جان دهم در آرزوي كربلا.

ز تربت شهدا، بوي سيب مي‏آيد ز توس بوي رضاي غريب مي‏آيد.

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۷:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در كنار مقتل‏خواني، بايد از «روضه‏خواني»، به معناي ذكر مصيبت سيدالشهداء عليه‏السلام و مرثيه‏خواني براي ائمّه اطهار عليهم‏السلام ذكر كرد كه مورد تشويق امامان و يكي از عوامل زنده ماندن نهضت حسيني و پيوند روحي و عاطفي شيعه با اولياي دين است. اشك ريختن و گريستن در مصايب اهل بيت عليهم‏السلام نشانه عشق به آنان است و علاوه بر سازندگي‏هاي تربيتي براي سوگوار، موجب اجر و پاداش الهي در آخرت و بهره‏مندي از شفاعت اباعبدالله الحسين عليه‏السلام است.

معناي «روضه» در اصل، باغ و بوستان است، اما سبب اشتهار مرثيه‏خواني به «روضه» آن است كه مرثيه‏خوانان ـ سابقاً ـ حوادث كربلا را از روي كتابي به نام روضة الشهدا، كه تأليف ملاّحسين كاشفي واعظي سبزواري (م 910 ق) ـ يكي از خطباي خوش‏آواز سبزوار در قرن نهم هجري ـ بود، مي‏خواندند. در اين زمينه، بعدها كتاب‏هاي متعدّدي از جمله كتاب زاد الواعظين و انيس الواعظين از تأليفات مرحوم ميرزا حسين روضه‏خوان، معروف به «عارفچه» به رشته تحرير درآمد.

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۷:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نمونه بارز ديگري از تأثير تشيّع در هنرهاي شنيداري و سمعي و آوايي ايران، «مقتل‏سرايي» و «مقتل‏خواني» است:

از چشم سپيده خواب را مي‏بُردند از چشمه گل، گلاب را مي‏بردند

بر شانه خود، فرشتگان آهسته از علقمه، روح آب را مي‏بردند.

«مقتل» در لغت، به معناي قتلگاه و محلّ كشتن است. از اين‏رو، در فرهنگ اسلامي، خبرها و روايات و حوادث خونيني را كه در آن شخصيتي محبوب كشته شده باشد، «مقتل» مي‏نامند. مقتل‏نگاري و مقتل‏سرايي و مقتل‏خواني در حيطه فنّ سخنوري و هنر شاعري و از جمله فنون فصاحتي و بلاغتي محسوب مي‏گردد. به ويژه، محراب‏هاي خون‏نگار و گودابه قتلگاه سيدالشهداء عليه‏السلام موضوع مقتل‏هاي معتبري قرار گرفته‏اند.

در كنار مقتل‏نويسي، «مدايح» و «مراثي» هم در زمره هنرهاي آوايي مرسوم در سوگ زمان‏هايند. «مدايح» جمع «مدح» و «مديحه» است و «مراثي» جمع «مرثيه». «مدح» يعني ستايش، توصيف به نيك‏خويي و مدحت، و «مرثيه» در لغت، به معناي عزاداري، شرح محامد و اوصاف متوفّي، چكامه‏اي است كه در عزاي از دست‏رفته‏اي سرايند و اشعاري است كه از نظر مذهبي در ذكر مصايب و شرح شهادت پيشوايان ديني و بخصوص شهيدان كربلا سروده مي‏شود. در تاريخ شيعه، شاعراني برجسته همچون فرزدق، عوف بن عبداللّه، كميت اسدي، عبدالله بن كثير، دعبل و سيّد حميري با زيباترين وجهي، مفاخر و فضايل اهل بيت عليهم‏السلام را ترسيم كرده، با سوزناك‏ترين صورت، براي شهداي كربلا مرثيه سروده‏اند. در اين زمينه مجموعه‏هاي معتبري از اشعار شاعران شيعي گرد آمده‏اند.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۷:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تأثير تشيّع بر هنر آوايي ايران در بخش ديگري نيز ظهور و بروز مي‏نمايد كه «منقبت‏خواني» يا «مناقب خواني» عنوان مي‏گيرد كه در بيان بعضي از فضايل افضل اصفيا و اول اوليا، اميرالمؤمنين و امام العارفين، عليِّ مرتضي عليه‏السلام ، و ما يتعلّق بها مي‏باشد:

در خانه كعبه گر بُوَد منزل تو وز زمزم اگر سرشته باشد گل تو

گر مهر علي عليه‏السلام نباشد اندر دل تو مسكين تو و سعي‏هاي بي حاصل تو.

«منقبت‏خواني» شيوه‏اي از تحسين و توصيف اوليا و سرمنشأ امامت حضرت علي مرتضي عليه‏السلام است در قالب داستان و وقايع‏نگاري، همه در شأن علي عليه‏السلام و اولاد علي عليهم‏السلام و وابستگي آنان به نبيّ خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و همدلي علي عليه‏السلام با نبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله .

گشت هم‏معراج با احمد، علي زين سخن واقف بود روحِ ولي

زين دو تن شد نور وحدت آشكار زين دو تن گشته حقيقت پايدار

زين دو تن انوار دارد معرفت زين دو تن در فخر برتر از صفت.

يكي از برجسته‏ترين كتب موجود در اين زمينه، كتاب بي‏نظير مناقب المرتضوي العلوي از تأليفات مولانا كشفي الترمذي الحسيني است كه در 504 صفحه، قطع وزيري كوچك، به شيوه چاپ سنگي در بندر معموره بمبئي در سنه 1269 ق به چاپ رسيده است.24 اين كتاب در برگيرنده مطالب ذيل است:

باب اول: آيات با بركات قرآني در شأن اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب دوم: در بيان احاديثي كه سيد المرسلين صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از مناقب اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرموده؛

باب سوم: در بيان بعضي از فضايل افضل اصفياء؛

باب چهارم: در بيان عقد و نكاح سلطان الاولياء علي عليه‏السلام با سيدة النساء فاطمه عليها‏السلام ؛

باب پنجم: در بيان علم و كشف اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب ششم: در بيان خوارق عادات و ظهور كرامات معجزات آيات علي مرتضي عليه‏السلام ؛

باب هفتم: در بيان زهد و وَرَع اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب هشتم: در بيان سخاوت اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب نهم: در بيان شجاعت و قوّت اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب دهم: در بيان فراست و كياست اميرالمؤمنين علي