مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان

مثل هزاران ياران

اي دوست

من راه اوفتادم اينك

آخر من بسيار خسته ام

و عضله هاي پاهايم

مانند مارهاي سرمازده

گرماي زوربخش تكاپو مي خواهند

من خسته ام

و ... جاده را نگاه كن كه چه ديوار پرسايه ي بلندي است آنجا

اي دوست !‌ اي خواب دوردست

اي دور اي دور دور

من رفتم

من رفته ام و آن سايه نيز رفت

اكنون اينجا برپيشخوان چركي ميخانه

به چشمه ي زلال پياله

آن چشمه سار فياض

خيره ام

و

خيره در زلالش مي بينم

در سايه ي گز پير

آن دوستم

آن ني زن قديم

هنوز

آنجا نشسته است

من خيره در زلال

آهنگ گيره وار كذايي را

از راه دور مي شنوم

باران باران ....

من خسته ام هنوز

او مي خواند

من خيره ام هنوز

او مي داند


منوچهر آتشي

 

يك روز وقتي

از زير سايه ها ي ملايم خوشبختي

پرسه زنان

به خانه بر مي گشتم

از زير سايه هاي مرتب مصنوعي

مردان « آرشيتكت » را دريدم

در صف كراوات

چرت مي زدند

ماندن چقدر حقارت آور است

وقتي كه عزم تو ماندن باشد

حتي روز

پنجره به سمت تاريكي

باز مي شوند

اگر بتواني موقع رسيدن را درك كني

برا ي رفتن

هميشه فرصت هست

اين دريچه را باز كن

چه همهمه اي مي آيد

گويا

« مرغ » و « متكا » توزيع مي كنند

اينها كه در صف ايستاده اند

به خوردن و خوابيدن معتادند

وقتي بهانه اي

براي بودن نداشته باشي

در صف ايستادن

خود بهانه مي شود

و براي زدودن خستگي بعد از صف

ورق زدن

يك « كلكسيون » تمبر

چقدر به نظرت جالب مي آيد

امروز

در روزنامه خواندم

ته سيگارهاي چرچيل را

به قيمت گزافي فروختند

آه خدايا

آدم براي سقوط

چه شتابي دارد!

ديروز در باغ وحش

شمپانزه اي ديدم

كه به نظريه ي داروين

فكر مي كرد

چگونه مي توان

با اين همه تفاوت

بي تفاوت ماند؟

پشت اين حصار

چه سياهي عظيمي خوابيده است

با دلم گفتم: برگرد براي رفتن فكري بكنيم

سلمان هراتي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
بهارترين



منشور باد

در دره هاي خلوت منجيل

زيتون ُنان خواب زمستاني

كوه و گيا و رود را

با مژده ي رسيدن فروردين

بيدار مي كند

تا آبشار رنگين كماني

بر گردن بلند قله بياويزد

در بيستون ، شيرين

روياي عشق را دوباره در خواب مي رود

و فرهاد

پيكار رنج هستي را بيدار مي شود



آبشخور وحوش

از نقره گون مهتاب

لب پَر زنان



قوچ بزرگ

با طاقديس شاخ بلندش

اين طاق هاي نصرت در موكب بهار

از سِحر ِ بوي مادگي ميش جفت جوي

سرمست و بادپا

از قله ها به جلگه سرازير مي شود



در روزگار ما

دردا بهار

ديگر نمي پَرَد

از دشت هاي خلوت رنگين

تا شهرهاي دودي غمگين

گويي كه سنگ و آهن و سيمان

در بسته اند

بر حشمت بهار



فصل بهار زنده ي من ، اما

گل داده در نسيم نفسهاي پاك دوست

بالندگي عجين شده با آب و خاك و دوست

فصل بلند چشم تو در چارفصل سال

در چشم من بهارترين فصل زندگيست

با تو يكي شدن

آغاز نوبهار خوش جاودانگيست

من با بهار چشم تو بيدار مانده ام

فصل بلند چشم تو سبز و شكفته باد

فرخ تميمي

 

تماشا

آب و آبي
با تو مي‎جوشد
آسمان
يا هر چه دريايي است
سبز و سوري
با تو مي‎رويد ـ
ـ زمين
يا هر چه زيبايي است

ارغنون و عشق
با تو مي‎ماند ـ
ـ لحن دل
يا آنچه ليلايي است
مهر و مينو
با تو مي‎تابد
آنچه روشن
آنچه رويايي است

ماه و مه پيچيده در هم
فرصتي مانده است ـ
ـ پشت راز سبز جنگل
فرصتي بي‎وهم
پاي رفتن هست و شوق نو رسي ـ
ـ با من
ـ سمت و سويي تا سحرزايي است

چشم مي‎چرخد تو را و باغ مي‎چرخد

من نمي‎گويم
خيل شبوهاي شادابي كه مي‎چرخند و مي‎جوشند و مي‎رويند ـ
ـ مي‎گويند:
«در چه چشمي»
«با چه آييني»‌
«چنين آيينه آرايي است»
من نمي‎دانم تو را آنسان كه بايد گفت
من نمي‎گويم چنين
يا آنچنان
يا چون چرايي چند
از تو گفتن ـ
ـ پاي دل در گِل
بال‎هاي شعر من در بند
من نمي‎گويم
خيل باران‎هاي بارآور كه مي‎بارند و مي‎پويند و مي‎جويند ـ
ـ مي‎گويند:
«تا نفس باقي است»
«فرصت چشمت تماشايي است»

محمدرضا عبدالملكيان

مادياني تشنه سطل شبنم را خواهم آورد
خر فرتوتي در راه من مگس هايش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر ديواري ميخكي خواهم كاشت
پاي هر پنجره اي شعري خواهم خواند
هر كلاغي را كاجي خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شكوهي دارد غوك
آشتي خواهم داد
آشنا خواهم كرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

سهراب سپهري

 

اي دل از پست و بلند روزگار انديشه كن
در برومندي ز قحط برگ و بار انديشه كن
از نسيمي دفتر ايام برهم مي‌خورد
از ورق گرداني ليل و نهار انديشه كن
بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت
ايمني خواهي، ز اوج اعتبار انديشه كن
روي در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام
چون شود لبريز جامت، از خمار انديشه كن
بوي خون مي‌آيد از آزار دلهاي دو نيم
رحم كن بر جان خود، زين ذوالفقار انديشه كن
گوشه‌گيري درد سر بسيار دارد در كمين
در محيط پر شر و شور از كنار انديشه كن
پشه با شب زنده‌داري خون مردم مي‌خورد
زينهار از زاهد شب زنده‌دار انديشه كن

صائب تبريزي

 

همين كه نعش درختي به باغ مي افتد

بهانه باز به دست اجاق مي اقتد

حكايت من و دنيا يتان حكايت آن

پرنده ايست كه به باتلاق مي افتد

عجب عدالت تلخي كه شادماني ها

فقط براي شما اتفاق مي افتد

تمام سهم من از روشني همان نوريست

كه از چراغ شما در اتاق مي افتد

به زور جاذبه سيب از درخت چيده زمين

چه ميوه اي ز سر اشتياق مي افتد

هميشه همره هابيل بوده قابيلي

ميان ما و شما كي فراق مي افتد؟


فاضل نظري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
(( 1 ))

دست او آيا نخواهد چيد

سيب را از شاخه اميد

نونهال مهر را پر بار

چشم او آيا نخواهد ديد؟


- نه نخواهد ديد

- دست او از شاخه اميد

- ميوه شيرين نخواهد چيد



***

باز مي گردد، دريغا بازگشت او

نيشخند دره ها را تاب نتواند

پيش طعن كوهها از شرم گشتن آب نتواند

باز مي گردد و مي خواند :

((‌ دره اي آغوش بگشوده

(( جاودان آغوش بگشوده

(( انتظارت چيست ؟

(( كارت چيست ؟

(( هان پذيرا ميشوي اين عابر آواره را در خويش ؟

(( اين پريشان خورده سر بر سنگ را، دلريش ؟

(( دره، آيا اين پريشان را ز درگاهت نمي راني ؟

(( جاودان در گرمي آغوش خاموشت -

نمي خواني ؟


دره خاموش است

دره سر تا پاي آغوش است

*****

(( 2 ))

و سكوتي سرد و صامت

در فضا گسترده سنگين بال

ناگهان پژواك « واي » مرد در دره طنين افكند

جغد زد شيون

چرخ زد كركس

دره زد لبخند


حميد مصدق

 

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كه اين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش باز كن
كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

شادروان دكتر مهدي حميدي شيرازي

 

گل باغ آشنايي

گل من ، پرنده اي باش و به باغ باد بگذر.
مه من ، شكوفه اي باش و به دشت آب بنشين.
گل باغ آشنايي ، گل من ، كجا شكفتي
كه نه سرو مي شناسد
نه چمن سراغ دارد؟
نه كبوتري كه پيغام تو آورد به بامي
نه به دست مست بادي خط آبي پيامي.
نه بنفشه يي،
نه جويي
نه نسيم گفت و گويي
نه كبوتران پيغام
نه باغ هاي روشن!
گل من ، ميان گلهاي كدام دشت خفتي؟
به كدام راه خواندي
به كدام راه رفتي؟
گل من
تو راز ما را به كدام ديو گفتي؟
كه بريده ريشه مهر، شكسته شيشه ي دل.
منم اين گياه تنها
به گلي اميد بسته.
همه شاخه ها شكسته.
به اميدها نشستيم و به يادها شكفتيم.
در آن سياه منزل،
به هزار وعده مانديم
به يك فريب خفتيم...

محمود مشرف تهراني ( م.آزاد )

 

وقتي كه من بچه بودم

وقتي كه من بچه بودم
پرواز يك بادبادك
مي بردت از بام هاي سحر خيزي ي پلك
تا
نارنجزاران خورشيد
آه
آن فاصله هاي كوتاه
وقتي كه من بچه بودم
خوبي زني بود
كه بوي سيگار ميداد
و اشكهاي درشتش
از پشت آن عينك ذره بيني
با صوت قرآن مي آميخت
وقتي كه من بچه بودم
آب و زمين و هوا بيشتر بود
و جيرجيرك
شبها
در متن موسيقي ماه و خاموشي ژرف
آواز مي خواند
وقتي كه من بچه بودم
لذت خطي بود
از سنگ
تا زوزه آن سگ پير رنجور
آه
آن دستهاي ستمكار مظلوم
وقتي كه من بچه بودم
مي شد ببيني
آن قمري ناتوان را
كه بالش
زين سوي قيچي
با باد مي رفت
مي شد
آري
مي شد ببيني
و با غروري به بيرحمي بي ريايي
تنها بخندي
وقتي كه من بچه بودم
در هر هزاران و يك شب
يك قصه بس بود
تا خواب و بيداري خوابناكت
سرشار باشد
وقتي كه من بچه بودم
زور خدا بيشتر بود
وقتي كه من بچه بودم
بر پنجره هاي لبخند
اهلي ترين سارهاي سرور آشيان داشتند
آه
آن روزها گربه هاي تفكر
چندين فراوان نبودند
وقتي كه من بچه بودم
مردم نبودند
وقتي كه من بچه بودم
غم بود
اما
كم بود

اسماعيل خويي

 

باچتر آبيت به خيابان كه آمدي
حتماً بگو به ابر به باران كه آمدي

نم نم بيا به سمت قراري كه درمن است
از امتداد خيس درختان كه آمدي!

امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده روئيت بنمايان كه آمدي

فواره هاي يخ زده يكباره واشدند
تا خورد بر مشام زمستان كه آمدي

شب مانده بود و هيبتي از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ايوان كه امدي

زيبايي رها شده در شعر هاي من!
شعرم رسيده بود به پايان كه آمدي

...پيش از شما خلاصه بگويم ـ ادامه ام
نه احتمال داشت نه امكان كه آمدي

...گنجشگها ورود تو را جار مي زنند
آه اي بهار گمشده ...اي آنكه آمدي!

فرهاد صفريان

 

آن ها

دين راهگشا بود و تو گمگشته‌ي ديني

ترديد كن اي زاهد اگر اهل يقيني

آهو نگران است ، بزن تير خطا را

صياد دل از كف شده ! تا كي به كميني ؟

اينقدر ميانديش به دريا شدن اي رود

هرجا بروي باز گرفتار زميني

مهتاب به خورشيد نظر كرد و درخشيد

هر وقت شدي آينه ، كافيست ببيني

اي عقل بپرهيز و مگو عشق چنان است

اي عشق كجايي كه ببينند چنيني

هم هيزم سنگين‌ سري دوزخياني

هم باغ سبك‌ مايه‌ي فردوس بريني

اي عشق ، چه در شرح تو جز «عشق» بگوييم ؟

در ساده‌ترين شكلي و پيچيده‌تريني


فاضل نظري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
خيام ظلمتيان را ، فضاي نور كني
به ذهن ظلمت اگر لحظه¬اي خطور كني
نشسته¬ ام به عزاي چراغ مرده¬ي خود
بيا كه سوك مرا، اي ستاره ! سور كني
براي من ، همه ، آن لحظه است ، لحظه¬ي قدر
كه چون شهاب ، در آفاق شب عبور كني
هنوز مي¬شود از شب گذشت و روشن شد ،
اگر تو - طالع موعود من ! - عبور كني
تراكم همه¬ي ابرهاي زاينده !
بيا كه يادي از اين شوره ¬زار دور كني
كبوتر افق آرزو ! خوشا گذري
براين غريب ، بر اين برج سوت و كور كني
چه مي¬شود كه شبي ، اي شكيب جادويي
عيادتي هم از اين جان ناصبور كني؟
نه از درنگ ، ز تثبيت شب هراسانم
اگر در آمدنت بيش از اين ، قصور كني

حسين منزوي

 

آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند

رفتند و شهر خفته ، ندانست كيستند

فريادشان تموج شط حيات بود

چون آذرخش در سخن خويش زيستند

مرغان پرگشوده طوفان كه روز مرگ

دريا و موج و صخره برايشان گريستند

مي گفتي٬ اي عزيز :«سترون شده ست خاك»

اينك ببين برابر چشم تو چيستند:

هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز

باز٬ آخرين شقايق اين باغ نيستند

شفيعي كدكني

 

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي ست هوا؟
يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد
كه هوا هم اينجا زنداني ست
هر چه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
ياد رنگيني در خاطرمن
گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون ‌آلود
هر دم از ديده فرو مي ريزد
ارغوان
اين چه راز ي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد ؟
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي افزايد ؟
ارغوان پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي بر اين درد غم مي گذرند ؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگير
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بيرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من


هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سايه)

 

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما

چونانكه بايدند

نه بايدها...

مثل هميشه آخر حرفم

وحرف آخرم را
با بغض مي خورم

عمري است

لبخندهاي لاغر خود را

دردل ذخيره مي كنم:

باشد براي روز مبادا!

اما

در صفحه هاي تقويم

روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هرچه باشد

روزي شبيه ديروز

روزي شبيه فردا

روزي درستمثل همين روزهاي ماست

اما كسي چه مي داند؟

شايد

امروزنيز روزمبادا

باشد!

وقتي تونيستي

نه هست هاي ما

چوانكه بايدند

نه بايدها...

هرروز بي تو

روز مباداست!

قيصر امين پور

 

به حسن و خلق و وفا ، كس به يار ما نرسد
تو را در اين سخن ، انكار كار ما نرسد


اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند
كسي به حسن و ملاحت ، به يار ما نرسد


به حق صحبت ديرين كه هيچ محرم راز
به يار يك جهت حق گزار ما نرسد


هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكي
به دلپذيري نقش نگار ما نرسد


هزار نقد به بازار كائنات آرند
يكي به سكه صاحب عيار ما نرسد


دريغ قافله عمر كان چنان رفتند
كه گردشان به هواي ديار ما نرسد


دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
كه بد به خاطر اميدوار ما نرسد


چنان بزي كه اگر خاك ره شوي كس را
غبار خاطري از ره گذار ما نرسد


بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او
به سمع پادشه كامگار ما نرسد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

ﻧﻘﺶﮐﻠﻤﻪ در ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي «ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار»: ﭘﺪﯾﺪه ﺗﻠﻘﯿﻦ

«ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار» ﭘﺪﯾﺪهاي اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎﺻﯽ اﻣﮑﺎن وﻗﻮع ﭘﯿــﺪا ﻣﯽﮐﻨـﺪ.

ﭘﮋوﻫﺶﺣﺎﺿﺮ ﮐﻮﺷﯿﺪ ﺗﺎ درونﻣﺎﯾﻪ ﯾﮑﯽ از ﺷﯿﻮهﻫﺎي «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ» راﯾــﺞ در ﺟﺎﻣﻌـﮥ اﯾـﺮان

ﺑﺮاي درﻣﺎن ﻣﺸﮑﻼت رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺳﺎزوﮐﺎر زﯾﺮﺳﺎز اﯾﻦ ﺷﯿﻮه را ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨــﯽ ﺑـﺮ ﺗﻠﻘﯿـﻦ و

اﯾﺠﺎد ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار اﺳﺖ، ﮐﺎوش و ﻧﻘﺪﮐﻨﺪ. ﻣﻮاد ﻣﻮرد آزﻣﻮن در اﯾــﻦ ﭘﮋوﻫـﺶ، دو ﻧـﻮار

ﺻﺪا از ﺑــﻮد ﮐـﻪ ﺑـﻪﻃﻮر ﺗﺼـﺎدﻓﯽ از ﻣﯿـﺎن ﻧﻮارﻫـﺎيﺻـﺪاي ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺨﺘﻠـﻒ اﯾـﻦﮔﻮﻧـﻪ

«ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽﻫﺎ» اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ. ﮐﻠﻤﺎت دو ﻧﻮارﺗﻮﺳﻂ دو ارزﯾــﺎب ﻣﻘﻮﻟـﻪ ﺑﻨﺪي و ارزﯾـﺎﺑﯽ ﺷـﺪ.

ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ذﻫﻦ ﻫﻤﮕﺎن ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎي

ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ، ﻧﻈﯿﺮ ﻟﺬت، ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺧﻮرده (ﯾﺎ ﺷﺮﻃﯽﺷﺪه) اﺳﺖ، ﺑﻪﻃﻮر ﭼﺸﻤﮕﯿﺮي ﺑــﺎﻻ اﺳـﺖ. در

ﭼﻬﺎرﭼﻮب اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶدرﺑﺎرۀ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮﮔﺬارﻧﺪه ﺑﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪ «ﺗﻠﻘﯿﻦ» و ﻣﻘﺎﯾﺴــﻪ آن

ﺑﺎ «ﺗﻤﺮﯾﻦ» ﺑﺤﺚ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

ﻣﻘﺪﻣﻪ

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ در دو دﻫﻪ اﺧــﯿﺮ، ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪﺑـﻪ ﻧﯿـﺎز روزاﻓـﺰون

ﺟﺎﻣﻌﻪ اﯾﺮان ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت روانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﺮاي درﻣﺎن ﻣﺸﮑﻼت رواﻧﯽ و

رﻓﺘﺎري، ﻣﻮج ﻓﺮآوردهﻫﺎي ﻧﻮﺷﺘﺎري، ﺷﻨﯿﺪاري و دﯾﺪاري زﯾﺮ ﻋﻨﻮان

«روانﺷﻨﺎﺳﯽ» ﺑﻪﻃﻮر ﻓﺰاﯾﻨﺪهاي «وﯾﺘﺮﯾﻦ» ﺑﺎزار را ﭘﺮ ﮐﺮده اﺳﺖﮐــﻪ

ﻫﺎﻟـﻪ درﻣـﺎﻧﯽ، اﻧـﺮژيدرﻣـﺎﻧﯽ، ﺗﮑﻨﻮﻟـﻮژي ﻓﮑـﺮ، ﻫﯿﭙﻨﻮﺗـﯿﺰم، ﺗــﯽام،

ﺧﻮدﺳﺎزي و NLP ﺷــﻤﺎري از آﻧﻬﺎﺳـﺖ. روﻧـﺪ روﺑـﻪ اﻓﺰاﯾـﺶاﯾـﻦ

ﭘﺪﯾﺪه، دﺳﺖﮐﻢ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐــﻪ ﻓـﺮوشاﯾـﻦﻓﺮآوردهﻫـﺎ آنﻗـﺪر

ﺳﻮدآور ﻫﺴﺖﮐﻪ ﻃﺮاﺣﺎن و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاران را ﺑﻪ اداﻣﻪ ﮐﺎر ﺗﺸــﻮﯾﻖ

ﻣﯽﮐﻨـﺪ. ﺗـﺎﮐﻨﻮن ﻫﯿـﭻ ﺗـﻼشﻣﻨﻈـــﻢ و ﻋﻠﻤــﯽاي ﺑــﺮاي ارزﯾــﺎﺑﯽ

درونﻣﺎﯾـﻪﻫﺎي اﯾـﻦ ﭼﻨﯿﻨـﯽ و اﺛـﺮات اﺣﺘﻤـﺎﻟﯽ آﻧـﻬﺎ ﻧﺸـــﺪه اﺳــﺖ.

ازﺳﻮيدﯾﮕﺮ، ﮔﺰارشﻫﺎي ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن روانﺷﻨﺎﺳﯽ، ﻣﺸﺎوره

و روانﭘﺰﺷﮑﯽ ﺣﮑﺎﯾﺖاز ﻣﺨﺮب و آﺳﯿﺐرﺳــﺎن ﺑـﻮدن اﯾـﻦ ﭘﺪﯾـﺪه

ﺑﺮاي ﮐﺎرﺑﺮان آﻧﻬﺎ دارد؛ ﮐﺎرﺑﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎً ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ درﯾــﺎﻓﺖﺗﺪاﺑـﯿﺮ

درﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره ﺣﺮﻓﻪاي ﻫﺴﺘﻨﺪ.

درﺳﺖاﺳﺖﮐﻪ ﻧﻘﺪ اﯾﻦﮔﻮﻧـﻪ ﻓﺮآوردهﻫـﺎ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫـﺎي ﻣﺸـﺎﺑﻪ

ﮐـﻪ ﺗﺤﺖﻋﻨـﻮان روانﺷﻨﺎﺳـﯽ ﺻـﻮرت ﻣـﯽﮔـﯿﺮد، اﺣﺘﻤـﺎﻻً آﮔـﺎﻫﯽ

ﻋﻤﻮﻣﯽ را ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺑﺮد و ﮐﺎرﺑﺮان را ﻧﺴﺒﺖﺑﻪ آﺳﯿﺐرﺳــﺎن ﺑـﻮدن اﯾـﻦ

ﺟﺮﯾـﺎن ﻫﺸـﯿﺎر ﻣﯽﺳـﺎزد، اﻣـﺎ ﮐـﺎر دﻗﯿـﻖ ﻋﻠﻤـــﯽ ﻣﺮاﮐــﺰﻋﻠﻤــﯽ و

ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺷــﯿﻮه ﺑﺮﺧـﻮرد درﺳـﺖﺑـﺎ اﯾـﻦ ﻣﻌﻀـﻞ را

زﻣﯿﻨﻪﺳﺎزي ﮐﻨﺪ. ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ، ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮑﯽ از دﻻﯾﻞﭘﺪﯾﺪآﯾﯽ اﯾــﻦ ﻣﺴـﺌﻠﻪ

و ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻣﺸﺎﺑﻪ، ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﺪن ﻣﺮاﮐﺰ داﻧﺸــﮕﺎﻫﯽ و ﺗﺤﻘﯿﻘـﺎﺗﯽ و ﻃﺒﻌـﺎً

ﻓﺮآوردهﻫﺎي ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎ اﯾﻦ «ﻣﺴﺌﻠﻪ» اﺳــﺖ. دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد ﮐـﻪ ﺑﺮﺧـﯽ

اﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺗﺮوﯾﺠﯽ و ﺗﺤﻘﯿﻘﯽﻋﻠﻢ در ﺣﯿﻄﻪ ﮐﻼسو

داﻧﺸﮕﺎه و ﺻﺮﻓﺎً ﺑﺮاي ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن داﻧﺸﺠﻮ و اﺳﺘﺎد ﻣﯽﭘﺮدازﻧﺪ. ﺣﺘــﯽ در

ﺑﺴﯿﺎري از ﻣﻮارد دﯾﺪه ﺷﺪه اﺳﺖﮐﻪ اﺳﺘﺎد، ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑــﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫـﺎ و

ﻓﺮآوردهﻫﺎي ﻋﺮﻓﯽ ﺑﺮاي ﻣﺨﺎﻃﺐ «ﻋﺎم و ﮐﻮﭼﻪ و ﺑﺎزار» را در ﺷـﺄن

ﺧﻮد ﻧﻤﯽداﻧﺪ. ﻇﺎﻫﺮاً ﺑــﻪ اﯾـﻦ «اﻧﮕـﺎره»، ﺑـﻪﻋﻨﻮان ﻣـﺎﻧﻌﯽ ﺑـﺮاي ﭘﯿﻮﻧـﺪ

ﻣﺮاﮐﺰ ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎ ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﻋﺮﻓﯽ و ﻣﺮدﻣﯽ ﻣﯽﺑﺎﯾﺴﺖﺗﻮﺟــﻪﮐـﺮد. اﯾـﻦ

درﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﻫﻤﺘﺎﯾﺎن ﻣﺎ در ﻣﺮاﮐﺰ ﻋﻠﻤﯽ دﻧﯿﺎ، ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﺨﺸــﯽ از

ﮐﺎرﻫﺎي ﺧﻮد را ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻋﻤﻮم، ﺑﻪﺻﻮرت ﺧﻮدآﻣﻮز (self-help)،

اﺧﺘﺼﺎصﻣﯽدﻫﻨﺪ.

اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﮔﺰارشﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﻣﯽ ﭘﺮدازد ﮐــﻪﺑـﻪ ﮐـﺎوشﮐﯿﻔـﯽ

ﭘﯿﺮاﻣﻮن درونﻣﺎﯾﻪﻫﺎي ﯾﮑﯽ از ﮐﺎرﻫﺎي ﻣﻄﺮح در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﭘﺮداﺧﺘـﻪ

اﺳﺖ. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم اﺛــﺮ اﯾـﻦ روشﻫـﺎﻣﺒﯿـﻦ ﺗﻠﻘﯿﻨـﯽ ﺑـﻮدن ﺗﻘﺮﯾﺒـﺎً

ﺗﻤـــﺎﻣﯽ آﻧﻬﺎﺳـــﺖ. ﺗﻠﻘﯿـــﻦ (suggestion) و ﺗﻠﻘﯿـــﻦﭘﺬﯾـــــﺮي

(suggestibility) از ﻣﻔـﺎﻫﯿﻤﯽ اﺳـﺖﮐـﻪﺗـﺎﮐﻨﻮن ذﻫـﻦ و ﻓﻌـــﺎﻟﯿﺖ

ﺑﺴﯿﺎري از ﻣﺤﻘﻘﺎن را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐﮐﺮده اﺳﺖ.

ﺗﻠﻘﯿﻦ و ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮي «ﻓﺮآﯾﻨــﺪ وادار ﺳـﺎﺧﺘﻦﮐﺴـﯽ ﺑـﺮاي رﻓﺘـﺎر

ﮐﺮدن ﺑﻪﮔﻮﻧﻪاي ﺧﺎصو ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻦ ﻋﻘﯿﺪه ﯾــﺎﺑـﺎور ﮐـﺮدن ﭼـﯿﺰي ﺑـﻪ

ﻃـﺮق ﻏﯿﺮﻣﺴـﺘﻘﯿﻢ» اﺳـﺖ (ﭘﻮراﻓﮑـﺎري، 1373). ﻗﻀــﺎوت، ادراك،

ﺗﻔﮑـﺮ، ﺣﺎﻓﻈـﻪ و دﯾﮕـﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪﻫـﺎي ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺗﺤـﺖﺗــﺄﺛﯿﺮ

ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮي ﻗﺮار ﮔﯿﺮد (ﻟﻮﻧﺪ، 1998 و 2000). اﻣﺮوزه، ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾـﺮي

ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏﻋﺎﻣﻞ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه، و در ارزﯾــﺎﺑﯽ ﮔﻔﺘـﻪﻫﺎي

اﻓـﺮاد در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫـﺎﯾﯽ ﻣـﺎﻧﻨﺪ دادﮔﺎهﻫـــﺎ درﻧﻈــﺮ ﮔﺮﻓﺘــﻪ ﻣﯽﺷــﻮد.

ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت زﯾﺎدي ﺗﺎﮐﻨﻮن اﺛﺮ ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮي را در «ﺷﻬﺎدت»ﻫﺎي اﻓـﺮاد

در ﺳﻨﯿﻦ ﻣﺨﺘﻠــﻒﻧﺸـﺎن دادهاﻧـﺪ (ﮐـﻮاس، ﮐﯿـﻦ، ﺷـﺎفو ﮔﻮدﻣـﻦ،

1997؛ ﺑﺮوك، ﻟﺴﯽ، ﻣﻠﻨﯿــﮏ، 1997). روان ﺷﻨﺎﺳـﺎن ﺑـﺮاي ارزﯾـﺎﺑﯽ

ﻣﯿﺰان ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮي در اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠــﻒ، اﻗـﺪام ﺑـﻪ ﺳـﺎﺧﺘﻦ آزﻣﻮنﻫـﺎي

اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﮐﺮدهاﻧﺪ. اﯾﻦ اﺑﺰار ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪﻧﻈﺮﯾﻪﭘﺮدازان ﯾــﺎري رﺳـﺎﻧﺪه

اﺳﺖﺗﺎ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻧﻈﺮي ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎي زﯾﺮﺳﺎز ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾــﺮي را ﺗﺒﯿﯿـﻦ

ﮐﻨﻨﺪ (ﻣﮏﻓﺎرﻟﯿﻦ و ﭘﺎول، 2002).

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮﺧﯽ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﺛﺮ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮي را در ﮐﺎﻫﺶاﺣﺴﺎس

درد ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺮدهاﻧﺪ (ﮐﯿﺮش، 2000). اﯾﻨﮏﺷﻮاﻫﺪ ﻋﻠﻤﯽ ﻣﻌﺘــﺒﺮي

ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﯾﻦ وﯾﮋﮔﯽ ﺑــﺮ ادراك، رﻓﺘـﺎر، ﺷـﻨﺎﺧﺖو

اﻧﮕﯿﺰشاﺛﺮ ﻣﯽﮔﺬارد (ﻟﻮﻧﺪ، 1998 و 2000).

وﺟﻪ ﻏﺎﻟﺐ رواندرﻣﺎﻧﯽﻫﺎي ﻋﻠﻤﯽ و ﻣﻌﺘــﺒﺮ، ﮐـﺎر روي ﻧﮕـﺮش،

ﻓﮑـﺮ، ﻣﻔـﻬﻮم ﺳـﺎزي و ﻣﻌـﺎﻧﯽ ﺗﺠـﺎرب ﺣـﺎل و ﮔﺬﺷـﺘﻪ و ﺑﺎزﺳــﺎزي

آﻧﻬﺎﺳﺖ (ﺑﮏ، 1993؛ ﮐﻼركو ﻓﺮﺑﺮن، 1997). درواﻗــﻊ «ﺗﻤﺮﯾـﻦ»

ﻋﻤﻠﯽ، ﭼــﻪ درﺧـﻼل ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺸـﺎوره و درﻣـﺎن و ﭼـﻪ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت

اﺟﺮاي ﯾﮏﺗﮑﻠﯿﻒدر ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻃﺒﯿﻌﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮد، ﺷﺮاﯾﻂ را ﺑــﺮاي

ﺗﻐﯿﯿﺮات دﯾﺮﭘﺎ و ﭘﺎﯾﻨﺪه ﻓﺮاﻫﻢ ﻣــﯽ ﺳـﺎزد. ﺷـﯿﻮهﻫﺎي راﯾـﺞ ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ

ﺗﻠﻘﯿـﻦﭘﺬﯾـﺮي، ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از ﺟﺎﯾﮕـﺎه ﺑﺮﺗـﺮ (authority)، ﻣﻘﺒﻮﻟﯿــﺖ،

ﺗﺠﺮﺑﻪ و ﻓﺮﻫﻤﻨﺪي(charisma) ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ(healer)، اﺑﺘﺪا ﺑــﺎﻋﺚ

ﺧﺸﻨﻮدي ﻣﺮاﺟﻊ و ﻣﺨﺎﻃﺐﺧﻮد ﻣﯽ ﺷﻮد، وﻟﯽ اﯾﻦﺧﺸﻨﻮدي دﯾﺮﭘــﺎ

ﻧﯿﺴﺖو ﭘﺲاز ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ رﻧــﮓﻣـﯽ ﺑـﺎزد (ﻓﺮاﻧـﮏو ﻓﺮاﻧـﮏ،

1991). درواﻗﻊ، ﻓــﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶﺑـﺎ ﻋﻠـﻢ و آﮔـﺎﻫﯽ از اﺛـﺮ ﺗﻠﻘﯿـﻦ، از

ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮي در ﻣﺨﺎﻃﺐرا ﻓﺰوﻧﺘﺮ ﮐﻨﺪ،

ﺳﻮد ﻣﯽﺑﺮد. اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻮر، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، ﺷﻌﺮ، ُﺗﻦ ﺻﺪا، ﻟﺤﻦ ﺻﺤﺒــﺖ،

ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت، روشﻫﺎي ﺗﺤﺮﯾﮏاﺣﺴﺎﺳﺎت، دراﻣﺎﺗﯿﮏﮐــﺮدن ﺻﺤﻨـﻪ و

…ازﺟﻤﻠــﻪ ﺷــﮕﺮدﻫﺎﯾﯽ اﺳــﺖﮐــﻪ در ﮐﻨــــﺎر ﺳـــﻮد ﻫﻨﮕﻔـــﺖ

ﺑـﺮﮔﺰارﮐﻨﻨـﺪﮔـﺎن، اﯾـﻦﮔﻮﻧـﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸـﯽ را ﺑـﻪ ﻣﻔـﻬﻮم ﺷــﺎرﻻﺗﺎﻧﯿﺰم

ﻧﺰدﯾﮏﻣﯽﺳﺎزد. در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻼشﺷﺪه ﺗﺎ ﺑﺎﺑــﻪﮐﺎرﮔـﯿﺮي روش

ﺷﻨﺎﺳﯽ ﮐﯿﻔﯽ، اﯾﻦ ﺷﯿﻮۀ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ» ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽﻗﺮار ﮔﯿﺮد.

روش

ﻣﻮاد آزﻣﻮدﻧﯽ

ﻣﻮاد ﻣﻮرد آزﻣﻮن در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، دو ﻧﻮار ﺻﺪا ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑــﻪﻃﻮر

ﺗﺼـﺎدﻓﯽ از ﻣﯿـﺎن ﻧﻮارﻫـﺎي ﺻـﺪاي ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺨﺘﻠـﻒ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺸـــﯽ»

(ﻧﺎﻣﮕﺬاري از ﺳﻮي ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ اﺳــﺖ) اﻧﺘﺨـﺎب ﺷـﺪ. اﯾـﻦ

ﺟﻠﺴﺎت در ﻗﺎﻟﺐﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ –اﻏﻠﺐﺗﮏﺟﻠﺴﻪاي- ﺑﺮﮔــﺰار

ﻣﯽ ﺷﺪ. ﮐﻪ در آﻧﻬﺎ ﯾﮏﻧﻔﺮ ﻓﺮد «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ» ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻣﯽ ﮐــﺮد. در

ﻫﺮﺟﻠﺴـﮥ ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽ و ارﺷـﺎد، ﺟﺮﯾـــﺎن ﯾــﮏﻃﺮﻓــﻪﮐﻠﻤــﺎت ﻓــﺮد

«ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ»، ازﺳﻮي وي ﺑﻪ ﺳﻮي ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن -ﮐﻪ ﮔﺎه ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ ﻫﺰار ﻧﻔــﺮ

ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ- ﺑﺮﻗﺮار ﻣﯽ ﺷﺪ. ﻣﺪت ﮐﻞ ﻫﺮﮐﺪام از ﻧﻮارﻫــﺎ ﺣـﺪود ﯾـﮏ

ﺳﺎﻋﺖو ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ دو ﺟﻠﺴﮥ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮد. ﻣﺤﺘﻮاي ﻫﺮ ﻧﻮار ﺷﺎﻣﻞ در

ﺑﺨﺶﻫﺎﯾﯽ از ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ در ﻟﺤﻈﻪﻫﺎي ﻫﯿﺠــﺎﻧﯽ، ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ ﻧـﯿﺰ

ﺑﻪ ﮔﻔﺘــﺎر اﺿﺎﻓـﻪ ﻣﯽﺷـﺪ. ﮐـﻞ ﮐﻠﻤـﺎت ﺗﻮﻟﯿـﺪﺷـﺪه در ﻫـﺮ دو ﻧـﻮار

17576 ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮد.

ارزﯾﺎﺑﺎن

دو ﻣﺘﺨﺼﺺروانﺷﻨﺎﺳﯽ ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و روانﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺮﺑﯿﺘــﯽﺑﺮاﺳـﺎس

ﻣﺘﻦ ﭘﯿﺎده ﺷﺪه، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ و ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي ﻣﺤﺘــﻮاي دو ﻧـﻮار ﭘﺮداﺧﺘﻨـﺪ.

درواﻗﻊ، دو ارزﯾﺎب در اﺑﺘﺪا ﺑﻪﻃﻮر ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ دوﺑﺎر ﻧﻮارﻫﺎ را ﮔﻮشو

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي اوﻟﯿﻪ را اﺳﺘﺨﺮاج ﮐﺮدﻧﺪ. ﺳــﭙﺲﻣﺘـﻦﻧﻮﺷـﺘﺎري در ﻫﻔـﺖ

ﺟﻠﺴﻪ ﻣﺸﺘﺮكﯾﮏﺳــﺎﻋﺘﻪ ﺑـﺎزﺧﻮاﻧﯽ ﺷـﺪ و ﺑـﺎﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي

ﺗﻮاﻓﻖ ﺷﺪه، ﮐﻠﻤﺎت و اﺻﻄﻼﺣﺎت، ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي و ﺑــﻪ ﻣـﺮور، ﻓﺮاواﻧـﯽ

آﻧﻬﺎ در ﺳﺮاﺳﺮ ﻣﺘﻦ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷــﺪ. ﭼﻨﺎﻧﭽـﻪ اﺑـﻬﺎﻣﯽ در ﻣﺘـﻦ ﻧﻮﺷـﺘﺎري

وﺟﻮد داﺷﺖ، ﺑﺮاي اﻃﻤﯿﻨﺎن و ﺗﺼﻤﯿﻢﮔــﯿﺮي ﺑـﻪ ﻧـﻮار ﺻـﺪا ﻣﺮاﺟﻌـﻪ

ﻣﯽﺷﺪ. ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪيﻫﺎ ﻓﻘﻂ درﺻﻮرت ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﺪ.

ﻣﻮارد اﺧﺘﻼﻓﯽ ﯾﺎ ازﻃﺮﯾﻖ ﺑﺤﺚو ﻗﺎﻧﻊﺳﺎزي ﺑﻪﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ اﻓــﺰوده ﯾـﺎ از

ﮐﻞ ﮐﺎر ﮐﻨﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ.

ﺷﯿﻮه اﺟﺮا

اﺑﺘﺪا از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻧﻮارﻫﺎي ﺟﻠﺴــﺎت ﻣﮑـﺮر «ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽ و ارﺷـﺎد»

ﯾﮏﻧﻔﺮ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ»، دو ﻧﻮار ﺑﻪ ﻃــﻮر ﺗﺼـﺎدﻓﯽ اﻧﺘﺨـﺎب ﺷـﺪ. ﺳـﭙﺲ

ﯾﮏﻧﻔﺮ ﻏﯿﺮروانﺷﻨﺎسﻣﺘﻦ ﻧﻮارﻫﺎ را ﺑﻪ ﻧﻮﺷــﺘﺎر ﺗﺒﺪﯾـﻞ ﮐـﺮد. ﺑـﺮاي

اﻃﻤﯿﻨﺎن از ﺻﺤﺖاﻧﺘﻘﺎل ﮔﻔﺘﺎر ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﺎر، ﻓﺮد دﯾﮕﺮي ﻧﻮﺷــﺘﻪﻫﺎ را ﺑـﺎ

ﮔﻔﺘﻪﻫﺎ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ و درﺻﻮرت ﺟﺎاﻓﺘــﺎدﮔـﯽ ﻣﻄﻠﺒـﯽ، ﻧﻮﺷـﺘﺎر را ﺗﮑﻤﯿـﻞ

ﻣﯽﮐــﺮد. اﻧﺘﺨــــﺎب ﯾـــﮏﻏﯿﺮروانﺷـــﻨﺎسﺑـــﻪدﻟﯿﻞ اﺟﺘﻨـــﺎب از

ﺳﻮﮔﯿﺮيﻫﺎي اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﻮد.

در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪ، ﻧﻮارﻫﺎ ﺑﻪ دو ارزﯾﺎب داده ﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻪﻃﻮر ﺟــﺪاﮔﺎﻧـﻪ

و ﺑـﺎ دﻗـﺖﺑـﻪ آﻧـــﻬﺎ ﮔــﻮشدﻫﻨــﺪ و ﺑــﺮاي ﻣﻘﻮﻟــﻪﺑﻨﺪي ﮐﻠﻤــﺎت

ﯾﺎدداﺷـﺖﺑﺮداري ﮐﻨﻨـﺪ. ﺳـﭙﺲدر ﯾـﮏﺟﻠﺴـﻪﻣﺸـــﺘﺮك، درﺑــﺎرۀ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدي ﺑﺤــﺚﺷـﺪ و ﻃﺒﻘـﺎت اﺻﻠـﯽﺑـﺮاي ﻣﻘﻮﻟـﻪﺑﻨﺪي

ﻣﻮرد ﺗﻮاﻓﻖ ﻗــﺮار ﮔﺮﻓـﺖ. ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي ﻣـﻮرد ﺗﻮاﻓـﻖ ﺗﻨـﻬﺎ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎﯾﯽ

ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﺮاي اﯾﺠﺎد ﺗﻠﻘﯿــﻦ ﻣﯽﺗـﻮان از آﻧـﻬﺎ اﺳـﺘﻔﺎده ﮐـﺮد.

ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖاﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﺪفﺗﺤﻘﯿﻖﺣﺎﺿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.

ﻣﺮﺣﻠـﻪ ﺑﻌـﺪ ﺷـﺎﻣﻞ ﺑـﺮﮔـﺰاري ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺸـﺘﺮكدو ارزﯾـــﺎب،

ﺑﺎزﺧﻮاﻧﯽ ﻣﺘﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎري، ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي و ﺷــﻤﺎرشﮐﻠﻤـﺎت ﺑـﻮد. اﺻـﻞ

اﺳﺎﺳﯽ ﺑﺮاي ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي و ﺷﻤﺎرش، ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب ﺑﻮد.

ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﻣﻮرد ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب در ﺷﺶدﺳﺘﻪﺗﻘﺴﯿﻢﺑﻨﺪي ﺷﺪﻧﺪ:

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ: ﻋﻤﺪﺗﺎً ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ در رﺷﺘﻪﻫﺎي ﻋﻠﻤــﯽ، ﻓﻨـﯽ

و داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒــﯽ: ﮐﻠﻤـﺎت و اﺻﻄﻼﺣـﺎﺗﯽ ﮐـﻪﻣﻌﻤـﻮﻻً در ﻣﺘـﻮن

ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ و ﻣﻮﻋﻈﻪﻫﺎ ﺑﺮاي ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻋﻤﺎل و ﻫﺪاﯾﺖاﻓــﺮاد از

آﻧﻬﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﺮﻓــﺎﻧﯽ: ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽ ﮐـﻪ ﻋﻤﺪﺗـﺎً در اﺷـﻌﺎر و ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎي

ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﺮاي ﺗﻠﻄﯿﻒﻋﻮاﻃﻒ، اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه و ﺣﺮﮐــﺖدر آدﻣـﯽ ﺑـﻪ

ﺳﻮي رﺷﺪ و ﮐﻤﺎل اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ: ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﯿﻦ دو ﻧﻔﺮ ﮐــﻪ ﻧﺴـﺒﺖ

ﺑﻪ ﻫﻢ ﺟﺎذﺑـﻪ ﺟﻨﺴـﯽ دارﻧـﺪ ﯾـﺎ ﺑـﺮاي ﺗﻮﺿﯿـﺢ اﯾـﻦ ارﺗﺒـﺎط، اﺳـﺘﻔﺎده

ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت اﻟﻘﺎﯾﯽ: ﮐﻠﯿــﻪ اﻟﻔـﺎظ ﯾـﺎ ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽﮐـﻪ ﻣﻌﻤـﻮﻻً در ﻣﺤـﺎوره

ﻣﺮدﻣﺎن ﯾﮏﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮاي اﻟﻘﺎي ﯾــﮏاﺣﺴـﺎس، ﺗﺮﻏﯿـﺐﺑـﻪ ﭘﺬﯾـﺮش

ﯾﮏﻣﻮﺿﻮع و ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺑﯽﭼﻮنوﭼﺮا اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔــﺮا: ﮐﻠﯿـﻪ ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽﮐـﻪ ﻣﻌﻤـﻮﻻً ﺑـﺮاي

ﺗﻮﺻﯿﻒراﺑﻄﻪ ﻣﺮاد و ﻣﺮﯾﺪ و دﻋﻮت ﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮشدر ﭼﻬﺎرﭼﻮب ﯾـﮏ

ﻓﺮﻗﻪ ﯾﺎ ﻣﺤﻔﻞ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮد. ﻣﻌﻤﻮﻻً در اﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖﮐﺴﯽ ﻗﻄــﺐ

و ﻣـﺮاد اﺳـﺖو دﯾﮕـﺮان ﻣﺮﯾـــﺪ و ﻣﺴــﺤﻮر ارادهاش، او را ﭘــﯿﺮوي

ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

ﻧﺘﺎﯾﺞ

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻃﯽ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ

در ﺟﺪول 1 درج ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒــﯽﺑـﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘـﻪ

ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ در ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒدر ﺟــﺪول 2 ﻗـﺎﺑﻞ ﻣﺸـﺎﻫﺪه

اﺳـﺖ. اﯾـﻦ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎ ﺑـﻪﺗﺮﺗﯿﺐاز ﻓﺮاواﻧﯽﻫـﺎي زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ ﻣﺮﺗـــﺐ

ﺷـﺪهاﻧﺪ. ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي ﻣﺮﺑـﻮط ﺑـﻪ ﮐﻠﻤـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ در ﺟـﺪول 3 و ﺑــﻪ

ﺗﺮﺗﯿـﺐاز زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ آﻣـﺪه اﺳـﺖ. ﮐﻠﻤـــﺎت ﺟﻨﺴــﯽ/ﻋﺸــﻘﯽ در

ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠـﻒدر ﺟـﺪول 4 دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد. در اﯾـــﻦ ﺟــﺪول

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﺑــﻪﺗﺮﺗﯿﺐﻓﺮاواﻧـﯽ زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ، ﺗﻨﻈﯿـﻢ ﺷـﺪهاﻧﺪ و ﺳـﺮاﻧﺠﺎم

ﺟﺪول 5 ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﮐﻠﻤﺎت و اﻟﻔﺎظ اﻟﻘﺎﯾﯽ و ﺟــﺪول 6 ﻧﻤﺎﯾـﺎنﮔـﺮ

ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا (ﺑﻪﺗﺮﺗﯿﺐ ﻓﺮاواﻧﯽ زﯾﺎد ﺗﺎ ﮐﻢ) اﺳﺖ.

ﺑﺤﺚ

ﭘﮋوﻫـﺶﺣـــﺎﺿﺮ ﮐﻮﺷــﯿﺪ ﺗــﺎ درونﻣﺎﯾــﻪﯾﮑــﯽ از ﺷــﯿﻮهﻫﺎي

«ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶ» راﯾـﺞ در ﺟﺎﻣﻌـﮥ اﯾـﺮان را ﮐـﻪ ﺑـﺮاي درﻣـﺎن ﻣﺸـﮑﻼت

روﺣﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد و ﺳﺎزوﮐﺎر زﯾﺮﺳﺎز آن را ﮐﺎوشو ﻧﻘﺪ ﮐﻨﺪ.

ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐــﻪ در

ذﻫﻦ ﻫﻤﮕﺎن ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎي ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ، ﻧﻈﯿﺮ ﻟــﺬت، ﭘﯿﻮﻧـﺪ ﺧـﻮرده (ﯾـﺎ

ﺟﺪول 1- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

145 Identity / ﻫﻮﯾﺖ

ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﻓﮑﺮ / ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﻋﺸﻖ 48

ﺳﯿﺴﺘﻢ / ﺳﯿﺴﺘﻤﺎﺗﯿﮏ / ﻣﺪل 45

ﺿﻤﯿﺮ ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه 34

ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي/ اﺳﺘﺮاﺗﮋي/اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ 15

اﻧﺮژي / ﻗﺪرت 14

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ 5

Prime (اﺻﻄﻼح رﯾﺎﺿﯽ) 5

ﺟﻤﻊ 341

ﺷﺮﻃﯽ ﺷﺪه) اﺳﺖ، ﺑﻪﻃﻮر ﭼﺸﻤﮕﯿﺮي ﺑــﺎﻻ اﺳـﺖ. در ﭼـﻬﺎرﭼـﻮب

اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، درﺑﺎرۀ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮﮔﺬارﻧﺪه ﺑﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪ «ﺗﻠﻘﯿﻦ» و

ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ آن ﺑﺎ «ﺗﻤﺮﯾﻦ» ﺑﺤﺚﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ.

ﻣﺤﺘﻮﯾﺎت ﺟﺪول 1 ﻧﺸﺎندﻫﻨﺪه ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽﺑــﻪ ﮐـﺎر ﺑـﺮده

ﺷـﺪه در ﺳـﺨﻨﺎن ﻓـﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶو ﻓﺮاواﻧـﯽ اﺳـﺘﻔﺎده از آﻧـﻬﺎ اﺳــﺖ.

ﻣﻌﻤﻮﻻً ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗــﺎً ﺗﻠﻔـﻆﻏﯿﺮﻓﺎرﺳـﯽ آن ﺑـﻪ ﮐـﺎر

ﺑﺮده ﻣﯽﺷــﻮﻧﺪ، ﺑـﻪ ﮐـﻼم ﺟﻨﺒـﻪ ﻋﻠﻤـﯽ ﻣﯽدﻫـﺪ و ذﻫـﻦ ﻣﺨـﺎﻃﺐرا

ﺑﻪﺳﻮي ﭘﺬﯾﺮشﺑﯽﭼﻮنوﭼﺮا ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﻣﯽﺳــﺎزد. درواﻗـﻊ، اﺳـﺘﻔﺎده از

واژهﻫﺎي ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﺑﻪدﻟﯿﻞ اﻧﺘﺴﺎب آﻧﻬﺎ ﺑــﻪﯾـﮏﻣﻨﺒـﻊ ﻣﻌﺘـﺒﺮ (رﺷـﺘﻪ

ﻋﻠﻤﯽ، ﻣﺘﻮن ﻋﻠﻤــﯽ، ﻣﺮﮐـﺰ داﻧﺸـﮕﺎﻫﯽ و…)، ﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺑـﺮاي ﮐـﻞ

ﺑﺎﻓﺖﺟﻤﻠﻪ، ﭘﺎراﮔﺮافﯾﺎ ﻣﺘﻦ، ﻫﺎﻟﻪاي از اﻋﺘﺒﺎر ﭘﺪﯾﺪ آورد. ﻫــﺮﭼﻨـﺪ

ذﻫﻦ ﻫﺸﯿﺎر ﻣﺘﻮﺟﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﭘﺪﯾﺪهاي اﺳﺖوﻟﯽ ذﻫﻦﻫﺎي ﮐﻤــﺘﺮ ﻫﺸـﯿﺎر

- و ﻧﻪ ﻓﻘــﻂ ذﻫﻦﻫـﺎي ﺳـﺎده (primitive) - ﺑـﻪ راﺣﺘـﯽ ﺑـﻪ ﻣﺮﺣﻠـﻪ

ﭘﺬﯾـﺮشﻣﯽرﺳـﻨﺪ. ﺑﺤـﺚدرﺑـﺎره ﺧﺼﻮﺻﯿـﺎت ﻣﺨﺎﻃﺒـﺎن اﯾـﻦﮔﻮﻧــﻪ

ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ، ﮐﻪ در ﺳﻄﻮر ﺑﻌﺪ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣــﺪ، ﻣـﯿﺰان اﺛـﺮﮔـﺬاري اﯾـﻦ

ﮐﻠﻤﺎت را روﺷﻦ ﻣﯽ ﺳﺎزد.

ﺟﺪول 2- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﺧﺪا/اﻟﻬﯽ/ﺧﺪاﮔﻮﻧﻪ/ﭘﺮوردﮔﺎر/ﻣﺎوراء ﻃﺒﯿﻌﯽ 190

ﮐﺎﺋﻨﺎت/ﺧﻠﻘﺖ/ﺧﻠﻖ 91

آﯾﺎت 55

ﻣﻼﺋﮏ/ﻓﺮﺷﺘﻪ/ﻣﻠﮑﻮﺗﯽ/آﺳﻤﺎﻧﯽ 46

ﻋﺮوج اﻟﻬﯽ/ﻧﺮدﺑﺎن ﻣﻌﺮاج/رﺳﺎﻟﺖ 37

ﺑﻬﺸﺖ 27

اﯾﻤﺎن/دﻧﯿﺎي ﺑﺎور 17

ﮔﻨﺎه/ﺗﻮﺑﻪ 15

ﻗﯿﺎﻣﺖ/ﻗﯿﺎم/آﺧﺮت 9

ﻧﻤﺎز/وﺿﻮ/اذان 9

ﺗﮑﻔﯿﺮ/ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ 4

ﺗﺎركدﻧﯿﺎ/ﺗﺮكدﻧﯿﺎ/رﻫﺒﺎﻧﯿﺖ 4

ﻗﺒﻠﻪ/ﮐﻌﺒﻪ 2

ﺟﻤﻊ 506

ﺟﺪول 3- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

زﯾﺒﺎﯾﯽ/زﯾﺒﺎ 165

ﮐﻤﺎل/ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ/ﻣﻌﻨﯽ/ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ 91

ﻋﺎﺷﻖ/ﻋﺸﻖ/ﻣﻌﺸﻮق/آﺗﺶﻋﺸﻖ 55

ﻋﺎرف/ﻋﺎرﻓﺎﻧﻪ/ﻋﺮﻓﺎن 31

ﻗﻠﺐ/دل/ﭼﺸﻢ دل/ﻗﻠﺐﺑﻠﻮرﯾﻦ ﺷﻔﺎف 28

رﻣﺰ و راز و ﺳﺮّ 17

ﺷﻮر/ اﺣﺴﺎس 16

ﻣﺮاد/ﻣﺮﯾﺪ/ارادت 16

ﺧﻮدﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ/ﺧﻮدﺳﺎزﻣﺎن دﻫﯽ 15

ﮔﻞﻫﺎ/ ﮔﻞﻫﺎي ﻗﺸﻨﮓ/ ﮔﻞ 11

ﺟﻤﻊ 445

ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ در ﺳﺨﻨﺎن ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﮐــﻪ در ﺟـﺪول

2 آﻣﺪه، ﻧﺸﺎندﻫﻨﺪه ﻣﯿﺰان ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻي اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﺳــﻨﺦ ﮐﻠﻤـﺎت

اﺳﺖ. ﯾﮑﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺻﻠﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓﺟﺎﻣﻌــﻪ، ﻣﺬﻫـﺐاﺳـﺖ. ﻣﺬﻫـﺐ

ﺑﻪﻃﻮر رﺳﻤﯽ ﻫﻤﻮاره در ﻃﻮل ﺗﺎرﯾﺦ در ﻫﺪاﯾﺖو ارﺷﺎد اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﮐﻮﺷﯿﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪاﯾﻦﺗﺮﺗﯿﺐ، ﮐﻤﺘﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪاي ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐــﻪ ﺗﺤـﺖ

ﺗﺄﺛﯿﺮ آﻣﻮزشﻫﺎي ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻗﺮار ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑــﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ، ﻋﻨـﺎﺻﺮ

ﻣﻘﺒﻮﻟﯿـﺖﯾـﺎ ﻣﺸـــﺮوﻋﯿﺖ (legitimacy) و ﻓﺮﻫﻤﻨــﺪي، در ﭘﺬﯾــﺮش

آﻣﻮزهﻫﺎي ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺲﻣﯽﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺖﮐﻪ ﮐــﺎرﺑﺮد

ﻓﺮاوان اﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎت در ﺳﺎﺧﺖﮐﻼﻣﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، اﯾــﻦ دو ﻋﻨﺼـﺮ

را ﺑﻪ ﺑﺎﻓﺖﺟﺪﯾﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﻨﺪ.

ﻫﻤـﺎنﮔﻮﻧـﻪ ﮐـﻪ در ﺟـﺪول 3 دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد، ﻓﺮاواﻧـﯽ ﮐﻠﻤــﺎت

ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﻣﺘﻦ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎد اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻧﻈــﺮ

ﻣﯽرﺳﺪ ﻋﺮﻓﺎن و رﻣﺰ و راز ﻧﻬﻔﺘﻪ در آن ﻫﻤﻮاره ذﻫﻦ اﻓﺮاد را ﻣﺘﻮﺟﻪ

ﺧـﻮد ﻣﯽﮐﻨـﺪ. وﺟـﻮد ﺟﻨﺒـﻪﻫﺎي ﻟﻄﯿـــﻒﺷــﺎﻋﺮاﻧﻪ و ﮔﺮاﯾﺶﻫــﺎي

رﻣـﺎﻧﺘﯿﮏدر ادﺑﯿـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ ﺗﻮاﻧﺴـﺘﻪ اﺳـﺖﻃﯿـــﻒﮔﺴــﺘﺮدهاي از

ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﺬب ﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ، ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻤﻨـﺪي در

ادﺑﯿﺎت ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ، ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺴــﯿﺎر ﻣـﻬﻤﯽ در ﭘﺬﯾـﺮشآن ﺑﺎﺷـﺪ. از ﻫﻤﯿـﻦ

زاوﯾـﻪ اﺳـﺖﮐـﻪ ﮐـﺎرﺑﺮد ادﺑﯿـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ در ﮐـﻼم ﻓـﺮد ﺷــﻔﺎﺑﺨﺶ

ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ او و ﮐﻼﻣﺶوﺟﻪ ﻓﺮﻫﻤﻨﺪي دﻫﺪ و ذﻫﻦﻫﺎي ﻣﺨﺎﻃﺐرا

ﺑﺮاي ﭘﺬﯾﺮشﭘﯿﺎم و ﺗﻠﻘﯿﻦ آﻣــﺎده ﮐﻨـﺪ. اﺳـﺘﻔﺎده از ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ و ﻟﺤـﻦ

اﺣﺴﺎﺳﯽ (sentimental) در ﮔﻔﺘﺎر ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﺑﻪ اﯾﻦﺟﻨﺒــﻪ ﻗـﻮت

ﻣﯽﺑﺨﺸﺪ.

ﺟﺪول 4- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﻗﺸﻨﮓﻣﻦ/ﻗﺸﻨﮓ/ ﺧﻮﺷﮕﻞ/ﻣﺤﺒﻮب ﻣﻦ/ﻟﻄﯿﻒ 144

آﻏﻮش/ﻫﻤﺎﻏﻮﺷﯽ و ﻣﺎﻧﻨﺪ آن 110

ﻟﺬت/ ﮐﯿﻒو ﻣﺎﻧﻨﺪ آن 35

ﻋﺰﯾﺰ دﻟﻢ/ ﻋﺰﯾﺰم/ ﻧﺎز/ﮔﻠﻨﺎز 30

ﮔﻞﻫﺎي ﺳﺮخ ﻋﺸﻖ 13

ﺧﻠﻮت ﮐﺮدن 11

ﺟﻤﻊ 343

ﺟﺪول 5- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت و اﻟﻔﺎظ اﻟﻘﺎﯾﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﻧﻪ؟ ﻣﮕﻪ ﻧﻪ؟ 32

ﯾﺎﷲ، ﯾﺎﷲ….!

30

آﻫﺎن، آﻫﺎن! 24

ﺟﻤﻊ 86

ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول 4، ﻣﯽﺗﻮان از ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ

ﺑـﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﺷـﺪه ﺗﻮﺳـﻂ ﻓـﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶآﮔـﺎﻫﯽﯾـﺎﻓﺖ. ﻣﻌﻤــﻮﻻً

ﮐﺎرﺑﺮد اﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﮐﻠﻤﺎت از اﯾﻦ دﺳــﺖﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪﺑـﻪ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕـﯽ و

ﺣﺘﯽ ارﺿﺎي ﻧﺴﺒﯽ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد. اﻧﮕﯿﺰشﺟﻨﺴﯽ ﺳﻮاي ﻫــﺪف

ﺗﻮﻟﯿﺪﻣﺜـﻞ در ﺟـﺎﻧﻮران، در ﺑﺮﺧـﯽ ﭘﺴـﺘﺎﻧﺪاران رده ﺑـــﺎﻻي ﺗﮑــﺎﻣﻞ،

ازﺟﻤﻠﻪ اﻧﺴﺎن، ﺑﺎ ﮐﻨﺶﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻟــﺬت ، رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ اﺣﺴـﺎس

ﭘﯿﻮﻧﺪ و ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ (intimacy)، ﺗﻘﻮﯾﺖاﻋﺘﻤﺎدﺑﻪﻧﻔﺲ، ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﻗﺪرت

(power) ﯾﺎ ﭼﯿﺮﮔﯽ(dominance) و ﮐﺎﻫﺶﺗﻨﺶو اﺿﻄﺮاب ﭘﯿﻮﻧﺪ

ﺧﻮرده اﺳﺖ (ﺑﻨﮑﺮاﻓﺖ، 1994).

ﭼﻨﺪان دور از ذﻫﻦ ﻧﯿﺴﺖاﮔﺮ ﺗﺼﻮر ﮐﻨﯿﻢ ﮐــﻪ اﯾـﻦ ﮐﻨﺶﻫـﺎ در

ﺷـﺮاﯾﻂ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕـﯽ و ارﺿـﺎي ﺟﻨﺴـﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪﺷـﺮاﯾﻂ را ﺑـــﺮاي

اﺣﺴﺎسﺑﻬﺘﺮ و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﻮﻗﺖﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨــﺪ. ﺑـﻪﻫﺮﺣﺎل، ﺑـﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ

ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕﯽ و ارﺿﺎي ﺟﻨﺴﯽ و ﮐﻨﺶﻫﺎي ﺗﺎﺑﻊ آن ﻣﯽﺗﻮاﻧــﺪ ﺷـﺮاﯾﻂ

را ﺑﺮاي ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮي آﻣﺎده ﺳﺎزد.

«ذﻫـﻦ ﻓﺮﻣـﺎﻧﺒﺮدار» ﭘﺪﯾـﺪهاي اﺳـﺖﮐـﻪ در ﻣﻮﻗﻌﯿـﺖو ﺷـــﺮاﯾﻂ

ﺧﺎﺻﯽ اﻣﮑﺎن وﻗﻮع ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﺑﺮاي ﺗﻮﺿﯿﺢﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ

ﺗﯿﺰدﯾﻞ، 1997). ﺑﻪﻟﺤﺎظ ﻧﻈﺮي، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪﺑﺎﻓﺖاﻃﻼﻋــﺎت ﺑـﯿﺮوﻧﯽ

ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ذﻫﻦ وارد ﻣﻮﻗﻌﯿﺖدﯾﮕﺮي ﻣﯽ ﺷﻮد. اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺑﻪ

ﺷﯿﻮه ﺧﻮدﮐﺎر ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد و در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ دروندادﻫﺎي ﻣﺤﯿﻄــﯽ

ﺑﻪﻃﻮر ﻏﯿﺮارادي ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽآﯾﺪ. اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه، در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ ﮐﻪ در زﻣﯿﻨﻪ

ﺷﻨﺎﺧﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه، ﺑﻪﺧـﻮﺑﯽ ﻧﺸـــﺎن داده ﺷــﺪه اﺳـﺖ. در

ﯾــﮏﻣﻄـﺎﻟﻌــــﻪ ﮐﻼﺳﯿـــﮏاوﻟـــﯿﻪ (ﺳــﺮول و واﯾــﺮ، 1979) ﺑــﻪ

آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ واژهﻫﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم «ﺧﺼﻮﻣﺖ» ﯾﺎ «ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ» اراﺋــﻪ

دادﻧﺪ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪاي ﮐﻪ در ﯾﮏﮔــﺮوه واژهﻫـﺎي ﺧﺼﻮﻣـﺖو در ﮔـﺮوه

دﯾﮕﺮ واژهﻫﺎي ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ زﯾﺎدﺗﺮي اراﺋﻪ ﻣﯽﺷﺪ. ﻫﺪف، ﺳﻨﺠﺶاﺛﺮات

اﯾﻦ واژهﻫﺎ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد آﻧﻬﺎ در آزﻣﺎﯾﻪ ﺑﻌﺪي ﺑــﻮد. در آزﻣﺎﯾـﻪ ﺑﻌـﺪي،

از آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﺻﯿﻒﻫﺎﯾﯽ را درﺑﺎره رﻓﺘﺎر ﻓــﺮدي

ﮐﻪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎي ﺧﺼﻮﻣﺖو ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ وي ﻣﺒﻬﻢ ﺑــﻮد، ﺑﺨﻮاﻧﻨـﺪ. ﺳـﭙﺲاز

آﻧﻬﺎ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ درﺟــﻪﺑﻨﺪي ﮐﻤّـﯽﺑﺮداﺷـﺖﻫﺎي ﺧـﻮد از ﻓـﺮد

ﻣﻮردﻧﻈـﺮ ﺑﭙﺮدازﻧـﺪ. درﺟـﻪﺑﻨﺪيﻫﺎ ﺑـﺎ ﺗﻌـﺪاد دﻓﻌـﺎت اراﺋـﻪ ﮐﻠﻤـــﺎت

«ﺧﺼﻮﻣﺖ» ﯾﺎ «ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ» ﻧﺴﺒﺖداﺷﺖ. اﯾﻦ ﺑﺪان ﻣﻌﻨﯽ اﺳﺖﮐﻪ اﮔــﺮ

آزﻣﻮدﻧﯽ ﺗﻌﺪاد ﺑﯿﺸﺘﺮي ﮐﻠﻤﻪ ﯾﺎ ﻣﺤﺘﻮاي ﺧﺼﻮﻣﺖدرﯾﺎﻓﺖﻣﯽﮐﺮد،

در آزﻣﺎﯾﻪ ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ، رﻓﺘﺎر ﻓﺮد ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ را ﺧﺼﻤﺎﻧﻪ ارزﯾــﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐـﺮد

و ﺑـﺎﻟﻌﮑﺲآن دﺳـﺘﻪ از آزﻣﻮدﻧﯽﻫـﺎ ﮐـﻪ ﺗﻌـﺪاد ﺑﯿﺸـﺘﺮي ﮐﻠﻤـــﻪ ﯾــﺎ

ﻣﺤﺘﻮاي ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ درﯾﺎﻓﺖﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ، رﻓﺘﺎر ﻓﺮد ﻣﻮردﻧﻈﺮ را ﻣـﻬﺮﺑﺎنﺗﺮ

ارزﯾـﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐﺮدﻧـــﺪ. اﯾــﻦ آزﻣــﺎﯾﺶﻧﺸــﺎن ﻣﯽدﻫــﺪ ﮐــﻪ ﭼﻘــﺪر

دروندادﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧــﺪ ذﻫـﻦ را در ﻣﻮﻗﻌﯿـﺖﺧـﺎصﻗـﺮار

دﻫﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺑﻌﺪي ﻫﻢ، ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺮول و واﯾﺮ را ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﮐــﺮد

(ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﺗﯿﺰدﯾﻞ، 1997). اﯾﻦ ﯾﺎﻓﺘــﻪﻫﺎ ﻧﺸـﺎﻧﮕﺮ آن اﺳـﺖﮐـﻪ ﺗﻐﯿـﯿﺮ

ﻣﺤﺮكﻫﺎي ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑــﻪ راهاﻧـﺪازي ﺧﻮدﮐـﺎر automatic)

(priming ﯾﮏﺣﺎﻟﺖذﻫﻨﯽ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ و ﺑﻪﻃﻮر ﺧﻮدﮐﺎر اﻟﮕﻮﻫﺎﯾﯽ را

ﻓﻌﺎل ﺳﺎزد. اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪﺑﻪﻋﻨﻮان ﺗﺄﯾﯿﺪي ﺑﺮاي ﻧﺘﺎﯾﺞ

ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﻗﻠﻤﺪاد ﺷﻮد. اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟــﻪ داﺷـﺖﮐـﻪ ﺷـﯿﻮه ﺑـﻪﮐﺎر

ﺑﺮده ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، ﺑﺮ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار

ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و از اﯾــﻦ رو ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺗﻐﯿـﯿﺮات اﺻﯿـﻞ و ﻣـﺎﻧﺪﻧﯽ ﭘﺪﯾـﺪ

آورد ﮐﻪ اﯾﻦ روشﮔﺬرا ﺑﻮدن ﺗﻐﯿﯿﺮات را درﭘﯽﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.

ﺟﺪول 5 ﻓﺮاواﻧــﯽ ﮐﻠﻤـﺎت و اﻟﻔـﺎظ اﻟﻘـﺎﯾﯽﻣـﻮرد اﺳـﺘﻔﺎدۀ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻃﻮل ﮔﻔﺘﺎر ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ. اﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎت ﯾﺎ اﻟﻔــﺎظ

ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﮑﺮر (ﭼﻨﺪ ﺑﺎر در ﯾﮏزﻣﺎن) اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻣﻌﻤــﻮﻻً

در ﻣﺤﺎوره اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮاي ﺗﺮﻏﯿــﺐﺑـﻪﭘﺬﯾـﺮشﯾـﮏﻣﻮﺿـﻮع ﯾـﺎ

اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻞ ﺑﯽﭼــﻮنوﭼـﺮا اﺳـﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷـﻮد. ﺑـﻪﻧﻈﺮ ﻣـﯽ رﺳـﺪ، اﯾـﻦ

واﺣﺪﻫﺎي ﮐﻼﻣﯽ وﻗﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻪ ﻓﺮد اﺟﺎزه ﻓﮑﺮ ﻣﺴــﺘﻘﻞ را

ﻧﻤﯽدﻫﺪ و ﺗﻠﻘﯿﻦ و اﻃﺎﻋﺖرا ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﺷــﺮط درﺳـﺘﯽ اﯾـﻦ

ﻓـﺮض، ﮐـﺎرﺑﺮد اﯾـﻦ اﻟﻔـﺎظ و ﮐﻠﻤـﺎت در ﺟﺎيﺟـــﺎي ﮔﻔﺘــﺎر ﻓــﺮد

ﺟﺪول 6- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ 15

ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا 10

ﺟﻤﻊ 25

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﺷﺘﺎب دﻫــﺪ. از دﯾـﺪﮔـﺎه ﻧﻈﺮﯾـﻪ

ﭘـﺮدازشاﻃﻼﻋـــﺎت، اﺳــﺘﻔﺎده ﻣﮑــﺮر از ﮐﻠﻤــﺎت اﻟﻘــﺎﯾﯽ، ﻣﺴــﯿﺮ

دروندادﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎت را آنﭼﻨﺎن اﺷﻐﺎل ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪﮐﻪ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑــﺮاي

ﭘﺮدازشو ﺑﺮونداد ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽﮔﺬارد.

ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا در ﮔﻔﺘﺎر ﻓــﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶدر

ﺟﺪول 6 دﯾﺪه ﻣــﯽ ﺷـﻮد. ﻣﻌﻤـﻮﻻً ﻓﺮﻗـﻪ (cult) ازﻃﺮﯾـﻖ ارادت ﺑﯿـﻦ

ﻣﺮﯾﺪان و ﻣﺮاد، زﻣﯿﻨﻪ اﻃﺎﻋﺖﮐﻮرﮐﻮراﻧﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽآورد (زﯾﻤﺒﺎرد

و وﻟﯿﭙﺮ، 1991). در واﻗﻊ، ﻋﻨﺼﺮ «ﻣﻘــﺎم ﺑـﺎﻻﺗﺮ» ﯾـﺎ اﺗﻮرﯾﺘـﻪ در اﯾﻨﺠـﺎ

ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ. ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ ﺷﯿﻮه ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳــﻂ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر اراﺋــﻪ ﺟﻤﻼﺗـﯽ ﻧﻈـﯿﺮ آنﭼـﻪ در اداﻣـﻪ ﻣﯽآﯾـﺪ ﻧﺸـﺎﻧﮕﺮ

ﭼﻨﯿﻦ ﮔﺮاﯾﺸﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ: «آﻣﺪم ﺗﺎ ﺑﺮاﯾﺖﺑﮕﻮﯾﻢﮐﻪ زﻧﺪﮔــﯽ در

ﮐﻤﺎل ﭼﯿﺴﺖو راه ﮐﺪام اﺳﺖ …ﻣـﻦ ﺑـﻪﻋﻨﻮان ﻗﺎﺋﻢﻣﻘـﺎم ﺧـﺪاي

رﺣﻤﺎن و ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ او در روي ﮐﺮه زﻣﯿﻦﻣﺄﻣﻮرﯾﺖﯾﺎﻓﺘﻢ…

ﻣﻦ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺑﻨﺪهاي ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ، زﻧﺪﮔﯽ را در ﻣﺴﯿﺮ ﮐﻤﺎل آﻏﺎز ﮐــﺮدم و

اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻦ ﻧﺮدﺑﺎن ﻣﻌﺮاج ﻣــﻦ اﺳـﺖ …ﻣـﻦ ﺑـﺎ ﺧﻠـﻖ اﻓﮑـﺎر ﻣﺜﺒـﺖو

روﺣﯿـﻪآﻓﺮﯾﻦ در ﮐﺎﺋﻨـﺎت اﻧـﺮژي ﻣﯽآﻓﺮﯾﻨـﻢ و ﺑـﺎ اﻓﮑـﺎر زﯾﺒـﺎﯾﻢ ﺑــﻪ

ﮐﺎﺋﻨﺎت ﻓﺮﻣﺎن ﻣﻮﻓﻘﯿﺖو ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺧﻮد را ﻣﯽدﻫﻢ …ﻫﺮ ﻓﮑﺮ ﻣــﻦ

ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖﺑﺮاي ﺷﻤﺎ و ﻣــﻦ …از ﺷـﻤﺎ ﮐﺎﺋﻨـﺎت ﮐـﻪ در ﺗﺴـﺨﯿﺮ و

اراده ﻣﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ، ﻣﯽﺧﻮاﻫﻢ ﮐﻪ اﻓﮑﺎر ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ و ﺧﻼق ﻣﺮا ﺑﻪ

اﻧﻮاﻋﯽ از اﻧﺮژي ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ درﻧــﻬﺎﯾﺖدر ﺧﻠـﻖ …ﻫـﺮ واژه ﻣـﻦ

ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖو ُﻧﺘﯽ اﺳﺖﮐﻪ در ﮐﺎﺋﻨﺎت و ﺟﻬﺎن ﻫﺴــﺘﯽ، ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ و

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﻣﺮا ﻣﯽﺳﺎزد.» اﯾﻦ ﺟﻤﻼت ﻫﺮﭼﻨــﺪ در ﻗـﺎﻟﺐﺧـﻮد ﻣﻤﮑـﻦ

اﺳﺖﺟﻠﺐﺗﻮﺟﻪ ﻧﮑﻨﺪ، وﻟﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖرا ﺑﻪﺳﻮي اﯾﺠﺎد ﯾـﮏ

راﺑﻄﻪ «ارادت» و ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي «ﻓﺮﻗﻪ» ﺳــﻮق دﻫـﺪ. اﯾـﻦ ﻣﻘﺎﻟـﻪ درﺑـﺎرۀ

اﯾﻨﮑﻪ اﯾﻦ ﮔﺮاﯾﺶآﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و ﯾﺎ از روي اﻋﺘﻘﺎد اﺳــﺖ، ﯾﺎﻓﺘـﻪﻫﺎي ﻻزم

را ﻧﺪارد. ﭼﻨﺎنﭼــﻪ اﯾﻦﮐـﺎر آﮔﺎﻫﺎﻧـﻪ و ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ اﻋﺘﻘـﺎد راﺳـﺦ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﺑﻪ داﺷﺘﻦ «رﺳــﺎﻟﺖﺧـﺎص» ﺻـﻮرت ﻣـﯽﭘﺬﯾـﺮد، اﺣﺘﻤـﺎﻻً

آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺳﯽ رواﻧﯽ ﺑﺮاي ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻣﻮﺿــﻮع، ﮐـﺎرﺑﺮد ﺧﻮاﻫـﺪ داﺷـﺖ.

اﮔﺮ ﮐﺎرﺑﺮان اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ روشﻫﺎ ﺑﺪون اﻋﺘﻘﺎدﻫﺎي آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺑــﺎ

آﮔﺎﻫﯽ از اﺛﺮﮔﺬاري ﺷﮕﺮدﻫﺎي ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑــﺮده ﺷـﺪه، ﻋﻤـﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨـﺪ،

ﮐﺎرﺷﺎن ﻣﺼﺪاق ﻋﯿﻨﯽ ﺳﻮء اﺳﺘﻔﺎده(abuse) اﺳﺖ؛ و ﭼﻨﺎنﭼﻪ اﺛﺮات

ﻣﺨــﺮب و آﺳﯿﺐرﺳــﺎن اﯾــﻦ روشﻫــﺎ ﺑــﺮاي ﻣﺮدﻣــــﺎن ﻣﺴـــﺘﻌﺪ

آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺳﯽ را درﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ، ﮐﺎر ﺳــﻮد-ﻣﺤـﻮر آﻧـﻬﺎ ﻧﻤﻮﻧـﮥ ﺑـﺎرز

ﺷﺎرﻻﺗﺎﻧﯿﺴﻢ اﺳﺖ. ﺗﻠﺨﯽ اﯾﻦ ﻣﻮﺿــﻮع ﻫﻨﮕـﺎﻣﯽﺑﯿﺸـﺘﺮ رخ ﻣﯽﻧﻤـﺎﯾﺪ

ﮐﻪ ﺧﻮاﻧﻨﺪه درﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ از ﺑﺎورﻫﺎي ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﺗﻤﺎﯾﻼت ﻋﺮﻓــﺎﻧﯽ

و ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮژﯾﮏاو ﺳﻮءاﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.

درﻣﺎن ﯾﮏﻣﻔﻬﻮم ﻋﻠﻤﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﺑﺮ اﺻﻮل و روشﻫــﺎي ﻣﻮﺟـﻪ

ﻧﻈﺮي و ﻋﻤﻠﯽ ﻣﺘﮑﯽ اﺳﺖ. رواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره، ﺑﻪ ﻋﻨــﻮان ﻧﻮﻋـﯽ

درﻣﺎن، ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي روشﻫﺎي ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺷﺪه ﻋﻤﺪﺗﺎً ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺗﻤﺮﯾﻦ،

«ﻓﺮآﯾﻨـﺪ ﺗﻐﯿـﯿﺮ» را راهاﻧـﺪازي و ﻫﺪاﯾـﺖﻣﯽﮐﻨـﺪ. ﺟﻨﺒـﻪ راﻫــﺒﺮدي و

ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ روان درﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره، آن را از ﻣﺸﻮرت و راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ

ﺟﺪا ﻣﯽﺳﺎزد. ﻫﻢﭼﻨﯿﻦ اﺗﮑﺎ ﺑﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺑﻪﻋﻨﻮان اﺻﻞ اﺳﺎﺳﯽ، آن را از

ﺗﻮﺻﯿﻪ، ﻗﻀﺎوت و ﭘﻨﺪ و اﻧﺪرز (ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮﺗﻠﻘﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ) ﺟــﺪا ﻣـﯽ

ﺳﺎزد. درواﻗﻊ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ازﻃﺮﯾﻖ ﺗﻤﺮﯾﻦ و ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﺟﺪﯾﺪ ﺟﻨﺒﻪ ﭘــﺎﯾﺪار و

ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر دارد، درﺣﺎﻟﯽﮐﻪ ﺗﻠﻘﯿﻦ اﺛﺮي ﮔﺬرا و ﻣﻮﻗﺘﯽ دارد.

ﯾﮏدرﻣﺎﻧﮕﺮ راﺳﺘﯿﻦ ﻫﺸﯿﺎراﻧﻪ، از «ﻣﺜﻠﺚﺗﻠﻘﯿﻦ» ﻣﯽﭘﺮﻫــﯿﺰد. ﺳـﻪ

رأساﯾﻦ ﻣﺜﻠﺚرا ﺳﻪ ﻧﻘﺶﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ دﻫﺪ: ﻣﻌﻠﻢ، ﻗــﺎﺿﯽ

و اﻧﺪرزﮔﻮ. ﻧﻘﺶﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ داﻧﺎي ﮐﻠﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﻫﻤــﻪ ﭼـﯿﺰ را

از ﺑﺮ اﺳﺖو ﻣﺮاﺟﻊ ﻋﺎﺟﺰاﻧﻪ ﻣﯽآﯾﺪ ﺗﺎ از درﯾﺎي داﻧﺶاو ﮔﻮﻫﺮي ﺑﻪ

دﺳﺖآورد. ﻧﻘﺶﻗﺎﺿﯽ ﺑــﻪ ﺷـﯿﻮهاي ﻣﻨﺘﺴـﺐاﺳـﺖﮐـﻪﺑـﺎ ﻧﮕـﺎﻫﯽ

ﻗﻀﺎوتﻣﻨﺪاﻧـﻪ اﻣـﻮر و اﻓـﺮاد را داوري و ارزشﮔـﺬاري ﻣﯽﮐﻨــﺪ. او

ﻣﻨﺼﺒﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﺣﮑﻤﺶﻧﺎﻓﺬ و ﻣﻄﺎع اﺳﺖ. ﻧﻘﺶاﻧﺪرزﮔﻮ از ﭘﻨﺪ و

اﻧﺪرز ﮐﺴﯽ ﺑﺮﻣﯽ ﺧﯿﺰد ﮐﻪ ﭘﺎكﻧﻬﺎد اﺳﺖو اﻋﺘﻤﺎد ﻋﻤﻮم ﺑﻪ اوﺳﺖ.

او ﺑﺮ ﻗﻠﮥ ﭘﺎﮐﯿﻬﺎ ﻧﺸﺴــﺘﻪ و ﻣـﯽ داﻧـﺪ ﮐـﻪ ﮐـﺪام راه در ﺳـﺖو ﮐـﺪام

ﻧﺎدرﺳﺖاﺳﺖ. اﻣﺎ ﻧﻘﺶرواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره ﺑﺎ ﻫﯿــﭻ ﯾـﮏاز اﯾﻨـﻬﺎ

ﻫﻤﭙﻮﺷﯽ ﻧﺪارد. رواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸــﺎوره ﭘﺪﯾـﺪهاي ﻋﻠﻤـﯽ، ﭘﯿﭽﯿـﺪه و

ﻫﻨﺮﻣﻨﺪاﻧـﻪ اﺳـﺖﮐـﻪ ﺑـــﺎ اﺻــﻮل و راﻫﺒﺮدﻫــﺎي ﻣﺸــﺨﺺدر ﭘــﯽ

ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي دﮔﺮﮔﻮﻧﯿﻬﺎي ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر در ﻓﺮد اﺳﺖ.

ﺑﺮ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﻧﯿﺴﺖﮐﻪ ﻋــﻮارضروشﻫـﺎﯾﯽ

ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮي ﭼﻨﺎن زﯾﺎد و ﺟﺒﺮانﻧﺎﭘﺬﯾﺮ اﺳﺖﮐﻪ ﮐﺎرﺑﺮد اﯾـﻦ

روشﻫﺎ (ﺑﻪ ﺷﺮط اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻓﺮﺿﯽ آﻧﻬﺎ) را ﻧﻪﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﺻﯿــﻪ ﻧﻤﯽﮐﻨـﺪ،

ﺑﻠﮑـﻪ روﯾﮕﺮداﻧـﯽ از آﻧـﻬﺎ را ﭘﯿﺸـﻨﻬﺎد ﻣﯽدﻫـﺪ. ﺑﯽﺷـﮏ، رواج اﯾــﻦ

ﮔﻮﻧﻪ روشﻫﺎ در ﻣﯿﺎن ﻋﺎﻣﻪ ﻣﺮدم، ﻧﺸﺎنﮔﺮ ﯾﮏﻧﯿــﺎز اﺳـﺖ. ﭼﻨﺎﻧﭽـﻪ

اﯾﻦ ﻧﯿﺎز را ﻣﺮاﺟﻊ ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺮآورده ﻧﮑﻨﻨﺪ، دﯾﮕــﺮان (ﻏـﯿﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼـﺎن

ﺳﻮداﮔﺮ) از آن ﺳﻮد ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺮد. ﭘﺲﺑﺮ ﻋــﻬﺪه ﺗﻤـﺎﻣﯽ ﻣﺘﺨﺼﺼـﺎن

اﺳﺖﺗﺎ ﺑﮑﻮﺷﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻓﺮآوردهﻫﺎي ﻋﻠﻤﯽﺑﺮاي ﺑــﺮآورده ﺳـﺎﺧﺘﻦ

ﻧﯿﺎز ﻋﻤﻮم، ﺑﺎ ﺑﺨﺸﯽ از ﻣﻌﻀﻞ ﺑﺮﺧﻮرد ﮐﻨﻨﺪ.

ﻧﺘﺎﯾﺞ اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺖﻫﺎي ﺧﻮد را دارد. در ﺑﺨﺶﻫـﺎﯾﯽ از

اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺮاﺳﺎسﺗﺠﺎرب ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و دﯾﺪﮔﺎه ﻧﻈﺮي ﺑﻪ ﻣﻮﻗﺖﺑﻮدن اﺛﺮ

روشﻫﺎي ﺗﻠﻘﯿﻨﯽ اﺷﺎره ﺷﺪ. ﺑــﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ، ﻣﯽﺑـﺎﯾﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌـﺎﺗﯽ را

ﺑـﺮاي ﺷﻨﺎﺳـﺎﯾﯽ و ﻧﺸـﺎن دادن ﻣـﺎﻧﺪﮔـﺎر ﻧﺒـﻮدن ﺗﻐﯿـــﯿﺮ و ﺑــﻬﺒﻮد در

ﻣﺨﺎﻃﺐاﯾﻦ ﺷﯿﻮهﻫﺎ، ﺳﺎﻣﺎن دارد.

اﻣﯿﺪوارﯾـﻢ، اﯾـﻦ ﺗﺤﻘﯿـﻖ و ﮔـﺰارشآن اﻧﮕـﯿﺰهاي ﺷـــﻮد ﺑــﺮاي

ذﻫﻦﻫﺎي ﻫﺸﯿﺎر ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان در ﺣﯿﻄــﻪ روان ﺷﻨﺎﺳـﯽ ﺗـﺎ ﺑـﺎ ﻃﺮاﺣـﯽ

ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻫﺎﯾﯽ از اﯾﻦ دﺳﺖ، ﮐﺎر ﮐﺎﻟﺒﺪﺷﮑﺎﻓﯽﺷﯿﻮهﻫﺎي ﻧــﺎرواي ﺷـﺒﻪ

روانﺷﻨﺎﺳﯽ (parapsychology) را ﺷﺪﻧﯽ ﺳﺎزﻧﺪ.

ﭘﻮراﻓﮑﺎري، ن. (1373). ﻓﺮﻫﻨﮓﺟﺎﻣﻊ روانﺷﻨﺎﺳﯽ. روان ﭘﺰﺷﮑﯽ و زﻣﯿﻨﻪﻫﺎي واﺑﺴﺘﻪ. ﺗﻬﺮان: ﻓﺮﻫﻨﮓﻣﻌﺎﺻﺮ.

ﺗﯿﺰدﯾﻞ، ج. (1997). راﺑﻄﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖو ﻫﯿﺠﺎن. ذﻫﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ در اﺧﺘﻼلﻫﺎي ﺧﻠﻘﯽ. دردﯾﻮﯾﺪ ﮐــﻼركو ﮐﺮﯾﺴـﺘﻮﻓﺮ ﻓﺮﺑـﻮرن، داﻧـﺶو روشﻫـﺎي

ﮐﺎرﺑﺮدي رﻓﺘﺎردرﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ (ﺗﺮﺟﻤﮥ دﮐﺘﺮﺣﺴﯿﻦ ﮐﺎوﯾﺎﻧﯽ). ﺗﻬﺮان: ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻋﻠﻮم ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ.

Lundh, L. (2000). Suggestion, suggestibility and placebo

effect. In De Pascalis V. Gheorghiu V.A. Sheehan P.

Kirsch I. (Eds.), Suggestion and suggestibility:

Advances in theory and research. Munich: M.E.G.-

Stiftung.

Lundh, L.G. (1998). Normal suggestion. An analysis of

the phenomenon and its role in psychotherapy. Clinical

Psychology and Psychotherapy, 5, 24-38.

McFarlane, F., & Powell, M.B. (2002). The video

suggestibility scale for children: How generalizable is

children's performance to other measures of

suggestibility? Behavioral Sciences and the Law, 20,

699-716.

Quas, J., Qin, J., Schaaf, J., & Goodman, G. (1997).

Individual differences in children's and adults'

suggestibility and false event memory. Learning and

Individual Differences, 9, 350-390.

Srul, T.K., & Wyer, R.S. (1979). The role of category

accessibility in the interpretation of information about

persons: Some determinants and implications. Journal of

Personality and Social Psychology, 37, 1660-1672.

Zimbardo, P.G., & Leippe, M. R. (1991). The

psychology of attitude change and social influence. New

York: McGraw-Hill.

Bancroft, J. (1994). Sexual motivation and behaviour. In

B. Parkinson & A.M. Colman. Emotion and Motivation.

London: Longman.

Beck, A. (1993). Cognitive therapy of depression: A

personal reflection. Aberdeen: Scottish Cultural Press.

Bruck, M., Ceci, S., & Melnyk, L. (1997). External and

internal sources of variation in the creation of false

reports in children. Learning and Individual Differences,

9, 289-316.

Clark, D. M., & Fairburn, C.G. (1997). Science and

practice of cognitive behaviour therapy. Oxford: Oxford

University Press.

Frank, J.D., & Frank, J.B. (1991). Persuation and

healing: A comprative study of psychotherapy (3rd ed.),

Baltimore: Johns Hopkins Unversity Press.

Kirsch, I. (2000). Hypnosis and placebos: Response

expectancy as a mediator of suggestion effects. In De

Pascalis V. Gheorghiu V.A. Sheehan, P. Kirsch I.

(Eds.), Suggestion and suggestibility: Advances in theory

and research. Munich: M.E. G.- Stiftung.

منبع :

www.SID.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتاري‌ و نوشتاري‌

از مهمترين‌ شاخه‌هاي‌ هنر، كه‌ در آن‌ واژه‌ و تعبير، براي‌ بيان‌ زيبا و نافذ وماندگار مقصود و انتقال‌ پيام‌ و انديشه‌ به‌ مخاطب‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شود، فن‌ّخطابه‌ و هنر نگارش‌ است‌. قلم‌ و بيان‌، دو ابزار مهم‌ّ در تأثيرگذاري‌ بر ديگران‌به‌ شمار مي‌رود، آن‌ هم‌ نه‌ هر نوشته‌ و سخني‌، بلكه‌ نوشته‌هاي‌ برخوردار ازجلوه‌هاي‌ ادب‌ و هنر و گفته‌هاي‌ سرشار از عناصر تأثيرگذار و جذّاب‌ وماندگار.

آنچه‌ در ادبيات‌ و علم‌ معاني‌ و بيان‌ به‌ آن‌ «فصاحت‌» و «بلاغت‌» گفته‌مي‌شود و در علم‌ بديع‌، به‌ صناعات‌ ادبي‌ اطلاق‌ مي‌شود، چه‌ در گفتار و چه‌ درنوشته‌هاي‌ حضرت‌ علي‌(ع) وجود دارد. علاوه‌ بر آنكه‌ آن‌ حضرت‌ نسبت‌ به‌جاذبه‌هاي‌ سخن‌، حرف‌ و نظر دارد، خودش‌ نيز در به‌كارگيري‌ آن‌ عناصر،سرآمد همگان‌ است‌ و امير بيان‌ و پيشواي‌ بلاغت‌ شمرده‌ مي‌شود.

دربارة‌ زيبايي‌ سخن‌، چنين‌ معياري‌ مي‌دهد:

احسن‌ُ الكلام‌ِ مازانَه‌ُ حُسن‌ُ النِظام‌ وَ فَهِمَه‌ُ الخاص‌ّ و العام‌. زيباترين‌ وبهترين‌ سخن‌ آن‌ است‌ كه‌ نظام‌ نيكو آن‌ را آراسته‌ باشد و خواص‌ وعموم‌ مردم‌ آن‌ را بفهمند.

اين‌ تعبير و معيار، در بردارندة‌ همة‌ ملاك‌هاي‌ هنرمندي‌ در ارائة‌ يك‌كلام‌ زيبا و سخن‌ جاودانه‌ و دلنشين‌ است‌. آراستگي‌ كلام‌ به‌ «حسن‌ نظام‌»، همة‌علم‌ بلاغت‌ و فصاحت‌ و خطابه‌ را در برمي‌گيرد.

وي‌ همچنين‌ مي‌فرمايد:

آفة‌ الكلام‌ِ الاطالة‌. آفت‌ سخن‌، طول‌ دادن‌ است‌.

اين‌ نيز اشاره‌ به‌ يكي‌ از عوامل‌ ضدّ جاذبه‌ در گفتار است‌.

نوشته‌ و سخن‌ هر كس‌، ميزان‌ هنرمندي‌ او را در «بيان‌ فكر» و «ترسيم‌واقعيات‌» نشان‌ مي‌دهد. آنچه‌ را كه‌ سعدي‌ گفته‌ است‌:

تا مرد سخن‌ نگفته‌ باشدعيب‌ و هنرش‌ نهفته‌ باشد

بر گرفته‌ از اين‌ كلام‌ حضرت‌ امير است‌ كه‌:

المرءُ مَخبوءٌ تَحت‌َ لِسانه‌. آدمي‌ مخفي‌ است‌ در زير زبان‌.

«گزيده‌گويي‌» يكي‌ از هنرهاي‌ كلامي‌ است‌. مردم‌ از سخنان‌ نغز، كوتاه‌ وپر معني‌ استقبال‌ مي‌كنند و اينگونه‌ كلمات‌، در حافظه‌ها مي‌ماند و به‌ضرب‌المثل‌ تبديل‌ مي‌شود.

حضرت‌ علي‌(ع) در اين‌ زمينه‌ نيز هنري‌ بي‌بديل‌ دارد، بخش‌ِ سوّم‌نهج‌البلاغه‌، «كلمات‌ قصار» است‌.سخنان‌ كوتاه‌ و گويا و پرمعناي‌ او شهرتي‌بسزا يافته‌ است‌. در مجموعة‌ ديگري‌ از سخنان‌ وي‌ كه‌ به‌ نام‌ «غررالحكم‌»معروف‌ است‌، هزاران‌ كلمة‌ قصار مي‌بينيم‌ كه‌ در عين‌ اختصار، دريايي‌ ازمفاهيم‌ بلند را در خود جا داده‌ است‌.

«ابن‌ ابي‌الحديد» نيز در جلد بيستم‌ شرح‌ خود بر نهج‌البلاغه‌، افزون‌ بركلمات‌ قصاري‌ كه‌ در نهج‌البلاغه‌ آمده‌ است‌، تعداد 998 سخن‌ كوتاه‌ ديگرآورده‌ كه‌ به‌ آن‌ امام‌ بلاغت‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌.

كم‌ گوي‌ و گزيده‌گوي‌، چون‌ دُرتا از كم‌ تو جهان‌ شود پُر

براستي‌ كه‌ كلمات‌ قصار علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌، چه‌ در جاذبه‌هاي‌ لفظي‌ وتعبيري‌ و چه‌ از جهت‌ غناي‌ محتوايي‌، بسي‌ ارجمند و جاودانه‌ است‌.

گزيده‌هايي‌ از خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات‌ قصار آن‌ حضرت‌ را كه‌ سيّد رضي‌گرد آورده‌ است‌، نام‌ «نهج‌البلاغه‌» بر آن‌ نهاده‌ است‌ و راستي‌ كه‌ شيوه‌ و روش‌بلاغت‌ و شيوايي‌ گفتار و نوشتار را بايد از علي‌(ع) آموخت‌ و اين‌ كتاب‌جاودانه‌، تابلوي‌ زيبايي‌ از كلمات‌ ماندگار آن‌ پيشواي‌ بلاغت‌ و سخنوري‌است‌.

به‌ گفتة‌ مورّخان‌، خطبه‌هاي‌ زيباي‌ آن‌ حضرت‌، حتّي‌ سالها پيش‌ از آنكه‌سيد رضي‌ نهج‌البلاغه‌ را گرد آورد، مورد توجّه‌ مردم‌ بوده‌ و صدها خطبة‌ او رااز حفظ‌ داشتند و عدّه‌اي‌ از سخنوران‌ مشهور عرب‌ گفته‌اند كه‌ فصاحت‌ وسخنوري‌ خويش‌ را مديون‌ صد خطبه‌ از سخنان‌ اميرالمؤمنين‌اند كه‌ در حافظه‌داشته‌اند.

جالب‌ است‌ بدانيد كه‌ «ابن‌ابي‌ الحديد» كه‌ از ادباي‌ عرب‌ و از مشهورترين‌شارحان‌ نهج‌البلاغه‌ است‌، دربارة‌ يكي‌ از خطبه‌هاي‌ امام‌ علي‌(ع) كه‌ دربارة‌مرگ‌ و عوالم‌ پس‌ از آن‌ و عبرت‌آموزي‌ از درگذشتگان‌ است‌، چنين‌اعتراف‌ مي‌كند:

سوگند به‌ كسي‌ كه‌ همة‌ امت‌ها به‌ او سوگند مي‌خورند، من‌ اين‌ خطبه‌ رادر مدّت‌ پنجاه‌ سال‌ تا كنون‌ بيش‌ از هزار بار خوانده‌ام‌. هيچ‌ بار آن‌ رانخواندم‌ مگر آنكه‌ در من‌ خشيت‌ و خوف‌ و پندي‌ ايجاد كرد و در دلم‌تأثير نهاد و مرا به‌ لرزه‌ آورد. هيچ‌ بار در آن‌ تأمل‌ نكردم‌ مگر آنكه‌ به‌ يادمردگان‌ از خويشاوندان‌ و نزديكان‌ و دوستانم‌ افتادم‌ و چنين‌ تصوّركردم‌ كه‌ آن‌ را كه‌ حضرت‌ به‌ توصيف‌ حالش‌ پرداخته‌، خود من‌ هستم‌.در اين‌ زمينه‌ بسيار از خطبا و فصحا داد سخن‌ داده‌اند و من‌ آنها رامكرّر خوانده‌ام‌، ولي‌ هيچ‌كدام‌، تأثير كلام‌ اميرالمؤمنين‌ را بر من‌نداشته‌ است‌ ....

مگر «همام‌» نبود كه‌ وقتي‌ توصيف‌ حضرت‌ را از ويژگيهاي‌ متقين‌ شنيد،تاب‌ نياورد، خروشي‌ برآورد و قالب‌ تهي‌ كرد؟ با آنكه‌ خودش‌ به‌ اصرار ازحضرت‌ خواسته‌ بود كه‌ اهل‌ تقوا را برايش‌ وصف‌ كند.

اينگونه‌ است‌ كه‌ سخن‌ حضرت‌ و جاذبه‌هاي‌ كلامي‌ او، اعصار و قرون‌ رادر نورديده‌ و هم‌ به‌ لحاظ‌ ظرافت‌ها و هنرمندي‌هاي‌ تعبيري‌ در كلام‌ او، و هم‌به‌ خاطر مفاهيم‌ بلند و ملكوتي‌ سخنانش‌، در انحصار زمان‌ خويش‌ نمانده‌ است‌و به‌ جهت‌ چند بطني‌ بودن‌ آن‌ كلمات‌ و ابعاد تودرتو و ژرفش‌، در عصر غيرخودش‌ هم‌ مخاطب‌ براي‌ پيام‌هاي‌ او فراوان‌ است‌. اگر سخن‌ حضرت‌ علي‌(ع)را پايين‌تر از كلام‌ خدا و فراتر از كلام‌ بشر دانسته‌اند، تنها نه‌ از حيث‌فصاحت‌ و بعد ادبي‌، بلكه‌ از نظر محتواي‌ متعالي‌ آن‌ نيز چنين‌ است‌.

اديب‌ فرهيخته‌ و نويسندة‌ فرزانه‌، استاد محمدرضا حكيمي‌، دربارة‌ «كلام‌جاودانة‌» آن‌ حضرت‌، سخنها دارد و در آغاز نوشتارش‌ مي‌نويسد:

سخن‌ گفتن‌ دربارة‌ «سخن‌ علي‌» نيز دشوار است‌، به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌سخن‌ گفتن‌ دربارة‌ خود علي‌(ع). اين‌ «كلام‌ جاودانه‌» را، كلامي‌ بايد تاآن‌ را بشناساند و در سُرايش‌ عظمت‌هايش‌ روزگار بگذارد. اينجاپهنه‌اي‌ و ژرفايي‌ و عظمتي‌ است‌ بيگانه‌ با نهايت‌ها. چه‌ بيشمارانديشمندان‌ و فرزانگان‌ و ژرفنگراني‌ كه‌ خاموش‌ ماندن‌ را سخت‌تردانستند و سكوت‌ را گوياتر شمردند و چه‌ بسيار فرهيختگان‌ وسخنوران‌ و شاعران‌ كه‌ قهرمانان‌ بزرگ‌ و پيروز پهنه‌هاي‌ سخن‌ وسخنوري‌ بودند، ليكن‌ در اين‌ پهنة‌ بيكران‌ و عرصة‌ سترگ‌ نيارستندپوييد ....lvetica, sans-serif">نكته اصلي در تمرين ، حفظ كردن مطالب و ترتيبي است كه براساس آن ، شما سخنراني را ايراد خواهيدكرد . تمرين براي تنظيم محتواي سخنراني و حصول اطمينان از اين كه تمام نكات مورد نظر شما با اهميت و مشخصاتي كه شما در نظر داريد ، ارائه شده اند ، بهترين فرصت و راهكار است . تمرين را با خواندن ساده و كامل از روي دست نويس خود شروع كنيد . زماني كه شما با مطلب احساس راحتي كرديد ، شروع به تمرين در برابر آينه كنيد و در صورت لزوم به يادداشت هاي خود مراجعه كنيد . نخستين كوشش ممكن است شمارا كمي عصبي و نا آرام نمايد ولي با هر تمرين ، اعتماد به نفس شما افزوده مي شود و بنابراين ، شما زماني كه در مقابل مخاطبان واقعي قرار گرفته و شروع به سخنراني مي كنيد ، كاملا آماده ايد .

بداهه گوئي را افزايش دهيد

فقط زماني كه از اعتماد برده وار به نوشته ها يا يادداشت ها رها شديد ، مي توانيد حس بداهه گوئي را آغاز كنيد . صحبت كردن بالبداهه با مخاطبان ، شيوه اي بسيار متفاوت در ايراد يك سخنراني تمرين شده است اما به اين شرط كه اين هدف ، هدفي دلهره آور نباشد ، ترفند در ظاهر بالبداهه بودن مطلب را با دانستن جزئيات مطلب خود افزايش دهيد . در انجام اين كار ، شما با افزودن جزئيات يا مثال هائي كه در سخنراني شما نوشته نشده اند ، به خودتان اعتماد به نفس مي دهيد . بنا براين ، سخنراني خودرا به نظر تازه ، بالبداهه و تمرين نشده جلوه مي دهيد .

نكته هائي در مورد تمرين

- شما نمي توانيد بيش از حد تمرين كنيد . اگر به مطلب خود اعتماد داريد ، مخاطبان نيز به شما اعتماد خواهند كرد .

- زماني كه براي سخنراني شما اختصاص داده شده ، شامل زماني كه از وسائل ديداري – شنيداري استفاده خواهيد كرد و زمان پاسخ دادن به پرسش هاي مخاطبان نيز خواهد بود . بنابراين ، براي اين ها ، درزمان تمرين ، فرصتي را اختصاص دهيد .

- تمرين در هردفعه بايستي كمتر و كمتر ، متكي به نوشته ها باشد .

- پرسش هاي نمونه ، بهتر است پيشتر آماده شوند . بنابراين شما مي توانيد پاسخ دادن به آن هارا تمرين كرده و زمان مورد لزوم را تخمين بزنيد .

در خواست بازخورد كنيد

زماني كه احساس كرديد آماده ايد شروع به تمرين سخنراني شما به صورت بلند در برابر يكي از دوستان يا همكاران كنيد ، از وي بخواهيد انتقاد سازنده و صادقانه كند . از مخاطبان خود دعوت كنيد جاهائي كه احساس مي كنند توضيح بيشتري لازم است و اين كه چگونه اين توضيحات مي توانند ارائه شوند ، تذكر دهند . مخاطبان شما بهتراست در ذهن خود محتوياتي كه درآن سخنراني پرداخته مي شود تصور كنند . بنابراين براي آن ها بطور واضح توضيح دهيد . سعي كنيد وضعيت مطلوب سخنراني خودرا ايجاد كنيد بخصوص فاصله بين شما و رديف جلوي مخاطبان تا آنجائي كه ممكن است نزديك باشد . به اين ترتيب شما مي توانيد حس كنيد صداي شما به خوبي منتقل مي شوند . بياموزيد صداي خودرا كنترل كنيد كه در اثرآن ، در نظر مخاطبان ، يكسان به نظر برسد چه زماني كه در يك تالار سخنراني مي كنيد و چه زماني كه با گروه كوچكي در اتاق ملاقات هستيد .

نكته هاي ديگر و خلاصه اي از اين بخش

- گم كردن مطلب را در نوشته خود و مجددا يافتن آن را تمرين كنيد .

- - صحبت كردن واضح را هم در آهنگ طبيعي صدا و هم در شدت آن تمرين كنيد .

- - سرعت سخنراني خودرا تغييردهيد و ببينيد كدام سرعت ، موثرترين است ؟

- مخاطبان آزمايشي بايد از لحاظ هرگونه رفتار گيج كننده ، شمارا جستجو كنند .

- از حالت هاي دست استفاده كنيد كه پيام شمارا تقويت مي كند .

- هر چه بيشتر مطالب را بازگوئي و حفظ مي كنيد ، كم تر از يادداشت هاي خود استفاده كنيد .

- توجه كنيد آيا زبان بدن مخاطبان ، علاقه مندي آن هارا نشان مي دهد يا خير ؟

- با يك مخاطب تمرين كنيد . بازگوئي در برابر يك دوست اعتماد به نفس شمارا افزايش مي دهد . فقط نظر آن هارا هم از لحاظ ارائه صدائي ؛ هم از لحاظ ارائه فيزيكي ، جويا شويد . از تحسين آن ها لذت ببريد ولي هرگونه انتقاد يا پيشنهاد براي بهبود را كه ممكن است مطرح نمايند ، پذيرا باشيد .


امتیاز:
 دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي‌شود -

  ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است -

خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند-

 درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است -

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

1-

حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد

-2

 پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

-3

 ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري نمائيد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

صحيح مطالعه كنيم


نكاتي چند درمورد روشهاي صحيح مطالعه

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((ده بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي  وخلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري ننمائيد .

 

منبع :

http://www.topiran.com/ravan8.html

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

شيوه هايي براي ارائه پايان نامه


خلاصه گويي  هم علم است وهم هنر.كساني كه در شرايط خاصي مجبور به ارائه سخنراني در جمعي از افراد  شده اند به ويژه اگر براي نخستين بار وبددون تمرين وآمادگي دزر جمع حضور يافته اند معني اين گفته را به خوبي درك مي كنند.بارها با اين شرايط مواجه شده ايم كه مجبوريم و يا از سر انتخاب بايد مطالبي را براي جمعيتي ارائه كنيم و اين موضوع براي كساني كه اولين بار قرار است اين كار راانجام دهند همراه با استرس و اضطراب و نگراني هايي است  در يكي از وبلاگ ها مطلب مفيدي در اين باره ديدم كه مي تواند آمادگي فرد را در مواجه شدن با اين شرايط بالا ببرد. مناسب ديدم  دوستاني كه در اين باره مشكل دارند آن را مطالعه كنند. چون همه  الزاما اين موقعيت را تجربه كرده و يا مي كنند.بخصوص هنگام دفاع از پايان نامه كه تاثير زيادي در كسب نمره براي دانشجويان دارد.

هنگامي كه مي خواهيد يك موضوع را در جلسه اي (با هر تعداد شركت‌كننده) توضيح دهيد، و يا گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد و يا حتي در يك جمع دوستانه صحبت كنيد مطمئنا كار سختي خواهيد داشت تصور كنيد چندين جفت چشم كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و چندين جفت گوش حرف به حرف شما را مي شنوند و براساس اين ديده ها و شنيده ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها و يا دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات خودتان هستيد در هر جايگاهي كه قرار داريد فرقي نمي كند، شما در موقعيت خطيري قرار گرفته ايد. پس سعي كنيد بهترين باشيد، دو اصل بسيار مهم را فراموش نكنيد اول تسلط كامل به مطالبي كه مي خواهيد ارائه دهيد و دوم حفظ خونسردي و آرامش. شما با رعايت اين دو اصل و توجه به نكاتي كه درپي خواهدآمد علاوه بر يك ارائه خوب، يك جلسه زيبا را برگزار مي كنيد .

1. مخاطبان را شناسايي كنيد .

اگر شما سطح علمي، فرهنگي و حتي شخصيتي مخاطبان را بدانيد، ارتباط بهتري با آنان برقرار مي كنيد و آنچه را كه آنها دوست دارند يا مي خواهند بشنوند ارائه مي دهيد و اين يعني اثرگذاري بهتر و بيشتر .

2. يك پيام مشخص داشته باشيد. خلاصه وگويا.

قبل از اينكه كار تهيه مطالب خود را شروع كنيد، پيام كليدي خود را مشخص كنيد. درواقع پيام شما بايد بتواند مخاطبان را به يك راه مشخص رهنمون و امكان تفكر درمورد راههاي ديگر را فراهم سازد.

3. براي هر تصوير متن كوتاهي آماده كنيد.

هر تصوير (متن يا عكس) كه پخش مي شود. خلاصه اي از موضوع آن بايد ارائه شود. اين خلاصه مي تواند شفاهي باشد يا به صورت زيرنويس ارائه شود. اين باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جويي شود.

4. مطالب و مفاهيم خاص را برجسته كنيد.

مطالبي را كه توضيح آنها براي «پذيرش» مخاطب «اهميت» بيشتري دارد را مشخص كنيد.

5. قبل از جلسه، تمرين كنيد.بخصوص از نظر تنظيم وقت تمرين فراموش نشود.

6 . ساختار اثربخشي براي ارائه طراحي كنيد.

طرح «مسئله» و «حل» آن بهترين روش براي ارائه قدرتمند يك مطلب است. اول «مسئله» را بيان كنيد بعد «راه‌حل» را ارائه دهيد و آن را با يك مثال توضيح دهيد.

7. جمله «همه تيزهوش نيستند» را فراموش نكنيد.

همه مخاطبان شما افراد تيزهوش نيستند. پس سعي كنيد مطالب را خيلي ساده و غيرپيچيده ارائه كنيد، در هر ساعت صحبت كردن 3 الي 4 نكته را شرح دهيد.

8. محكم و خوب شروع كنيد.

يك شروع خوب، موفقيت را تضمين مي كند. از روشهاي مختلف استفاده كنيد گاهي يك حكايت يا قصه يا يك خاطره و در بعضي مواقع پرداختن به اصل مطلب مي‌تواند شروع خوبي باشد.

9. از نمودار و چارت استفاده كنيد.پاورپوينت بسيار مفيد است.

بسياري از مخاطبان شما نمي توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزيه و تحليل كنند. نمودار كمك مي‌كند تا سريعتر به موضوع دست پيدا كنند و با شما همراه شوند.

10. پاياني با شكوه داشته باشيد.

بسياري از مخاطبان آخرين مطلبي را كه شما مي گوييد به خاطر مي سپارند مطمئن شويد كه آخرين مطالبي كه مي‌گوييد همانهايي هستند كه مي خواهيد مخاطبان به آن بيشتر توجه كنند.

11. بر نكات مهم تسلط داشته باشيد.

اگر شما نكات مهم را بدانيد راحت‌تر مي توانيد مخاطبان را قانع كنيد و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهيدبود.

12. خوب تنفس كنيد.

13. از چشمانتان استفاده كنيد.

حتما از چشمانتان براي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيد با اين كار مخاطبان احساس بهتري خواهند داشت و شما مي توانيد تاثير صحبتهايتان را ببينيد.

14. تجهيزات مناسب را آماده كنيد.

هر جلسه اي، نيازمند تمهيدات خاصي است. تجهيزات موردنياز (نه كم و نه زياد) از قبيل دستگاه نمايش، وايت‌برد، كامپيوتر و... را آماده كنيد.

15. تجهيزات را امتحان كنيد.

قبل از شروع جلسه تجهيزاتي را كه قرار است استفاده كنيد يكبار امتحان كنيد خرابي و يا عدم كارايي مناسب هركدام از دستگاهها (حتي يك ماژيك وايت برد ) مي تواند تاثير بسيار منفي بر مطالب شما داشته باشد.

16. بدانيد كه شما مركز توجه هستيد.

قبل از شروع جلسه فقط صداي شما شنيده مي شود هر حركت شما تاثير مستقيم بر مخاطب داشته و مي تواند جلسه شما را زيباتر يا زشت‌تر نمايد. با تمام وجود عمل كنيد.

17. «لبخند» را فراموش نكنيد.

18. هنگامت اهداف كاربردي در آيين نامه اجرايي تدوين چكيده برخي از دانشكده‌ها الزامي مي‌باشد و دانشجو موظف به ثبت اهداف كاربردي مي‌باشد )
- فرضيات و سوالات تحقيق كه بر اساس اهداف تدوين شده‌باشند
- تعاريف علمي و عملي واژه‌هاي موجود در عنوان و اهداف
- مروري بر حداقل سه مطالعه مشابه با موضوع اصلي تحقيق كه در داخل و يا خارج از كشور انجام شده‌باشند
- محيط، جامعه و نمونه تحقيق
- روش نمونه‌گيري
- تعريف ابزار پژوهش به طور كامل و شيوه تعيين روايي و پايايي ابزار
- روش جمع آوري اطلاعات و تجزيه و تحليل  آن‌ها
- ارائه نتايج بر اساس اهداف تحقيق به همراه تحليل دانشجو از يافته‌هاي تحقيق خود و ارائه استنادهاي مناسب موافق و يا مخالف يافته‌هاي اصلي پژوهش
- ارائه پيشنهادات بر اساس يافته‌ها
- ارائه محدوديت هاي احتمالي پژوهش
- نتيجه‌گيري نهايي و پاسخ به فرضيات تحقيق و هم چنين استدلال در مورد قدرت تعميم يافته‌ها از نمونه به جامعه
ثبت نتايج در خلاصه تهيه شده مي‌تواند به صورت انشايي و يا تهيه جدول و نمودار باشد. در هر صورت جهت ارائه شفاهي نتايج در جلسه دفاع، تهيه نتايج به صورت نمودار و جدول ضروري به نظر مي‌رسد . در حين ارائه شفاهي اين  چكيده- با توجه به آن كه  از قبل در اختيار اساتيد راهنما، مشاور و داوران قرار داده شده‌است – ارائه مطالب به صورت خلاصه‌تر از متن تهيه شده سبب توجه بيشتر مخاطبان در حين ارائه گرديده و جلسه به صورت مطلوب‌تري اداره خواهد شد .
جهت ارائه هر چه بهتر متن سخنراني در جلسه دفاع رعايت نكات زير به وسيله دانشجوي ارائه كننده پيشنهاد مي‌گردد:
بازديد از محل ارائه دفاع و آشنايي با مختصات فيزيكي محل ارائه نظير نورپردازي، محل دقيق قرار گرفتن در پشت تريبون و نحوه برقراري تماس چشمي با مخاطبان جهت همراهي هر چه بيشتر ذهني مخاطبان با سخنران و تخمين فاصله مناسب صورت با بلندگو جهت تنظيم مناسب صدا موجب افزايش اعتماد به نفس دانشجو شده و ارائه را براي وي آسان‌تر خواهد نمود.
پيشنهاد مي‌شود پس از بازديد از محل و اطمينان از مناسب بودن آن جهت ارائه دفاع، در برگه‌هايي با اندازه‌هاي مناسب،  زمان و مكان ارائه دفاع از پايان‌نامه، عنوان آن، اسامي دانشجو و استاد و يا اساتيد راهنما و در برخي از موارد حتي اسامي اساتيد مشاور ثبت شده و با فاصله زماني مناسب از جلسه دفاع (يك هفته تا سه روز قبل از برگزاري جلسه دفاع) در تابلو هاي اعلانات دانشكده  نصب گردد.
هماهنگي قبلي با مسئول تاسيسات و وسايل سمعي و بصري محل دفاع جهت آشنا شدن با عملكرد هر يك از وسايلي كه بايد در روز دفاع مورد استفاده قرار گيرد مانند پروژكتور، لپ‌تاپ و يا كامپيوتر جهت ارائه هر چه بهتر به دانشجو كمك خواهد نمود. بهتر است دانشجو در مورد نحوه ارائه خود در صورت قطع برق پيش بيني‌هاي لازم را به عمل آورده باشد.
توصيه مي‌شود دانشجويان از آمادگي ذهني كافي جهت ارائه سخنراني بدون وابستگي ‌به متن تهيه شده برخوردار باشند. بديهي است خواندن تمامي مطالب از روي متن، امكان برقراري ارتباط مناسب با مخاطبان را كاهش داده و در برخي از موارد موجب قطع اين ارتباط خواهد شد . بايد به ياد داشت كه برقراري تماس چشمي با مخاطبين يكي از شيوه‌هاي بسيار موثر در جلب نظر و افزايش توجه مستمعين خواهد بود.
پيشنهاد مي‌شود نكات مهم و كليدي و يا تصاويري در ارتباط با موضوع تحقيق با استفاده از نرم‌افزار Power Point  تهيه شده و در جلسه به نمايش درآيد. بهتر است اسلايدهايي كه به اين طريق تهيه مي‌شوند تا حد امكان ساده بوده و در تهيه  آنها نكات زير رعايت شوند.
-  استفاده از چهارچوب يكسان در كليه اسلايدها
- دقت به تركيب رنگ‌هاي زمينه و حروف (به عنوان مثال استفاده از حروف سفيد يا زرد در زمينه آبي يا سرمه‌اي يك انتخاب ايمن است).
- گنجاندن حداكثر هشت خط متن در هر اسلايد
- استفاده از تصاوير فقط در صورت نياز
در هر حال تعداد اسلايدها (با توجه به در نظر گرفتن متوسط زمان يك دقيقه براي نمايش و توضيح هر اسلايد و يا 6 اسلايد در هر ده دقيقه) بايد با زمان اختصاص داده شده براي سخنراني تناسب داشته‌باشد. 
ارائه سوال اصلي تحقيق در ابتداي مقدمه به نحوي كه توجه  مستمعين را به ضرورت اجراي تحقيق جلب نمايد سبب توجه و همراهي ذهني آنان با سخنران  تا پايان زمان ارائه سخنراني مي‌شود. ارائه جملات به صورت كوتاه و اجتناب از حاشيه‌هاي بي‌مورد و بدون ارتباط به موضوع پژوهش بر جذابيت‌هاي سخنراني خواهد افزود.
معمولاً ارائه يك پايان‌نامه حدود سي دقيقه به طول مي‌انجامد. همراه داشتن ذهن شنوندگان در طول اين مدت فقط از طريق ارائه يك سخنراني جذاب، تغييرات بجا و اصولي در شيوه ارائه مطالب، اجتناب از تُن صداي يكنواخت و كسالت بار و استفاده مناسب و بجا از وسايل سمعي و بصري امكان‌پذير خواهدبود.
پس از اتمام سخنراني دانشجو، نوبت طرح پرسش‌هاي داوران و سپس ساير حاضران مي‌باشد. توجه دقيق سخنران به سوالات فرد مطرح‌كننده پرسش، اجتناب از قطع كردن صحبت وي، يادداشت‌برداري از نكات مهم سوال به منظور پيشگيري از فراموش شدن بخشي از آن در حين ارائه پاسخ و دادن پاسخ‌هاي قانع‌كننده به دور از هيجان سبب مي‌شود تا داوران نيز بر توان‌مندي و تسلط محقق بر فرايند تحقيقاتي انجام شده صحه بگذارند. پاسخ به سوالات بايد واضح، دقيق و روشن بوده  و بر اساس بدنه سوال ارائه گردد. دستپاچگي در حين پاسخ دادن‌، طفره رفتن از ارائه پاسخ دقيق به سوال مطرح شده، بروز هيجان و اضطراب زياد و در اغلب موارد كاذب معمولا" به عنوان عدم تسلط كافي محقق بر موضوع تحقيق، فرايند انجام شده و يا ناتواني وي در اداره جلسه تلقي مي‌گردد.
اعلام تشكر از اساتيد راهنما و مشاور پايان‌نامه و  هيئت داوران كه با مطالعه پايان‌نامه و طرح سوالات خود– كه قطعا سبب ارتقائ علمي پايان‌نامه خواهد شد- نشانگر بلوغ فكري و اجتماعي دانشجو خواهدبود.

www.gums.ac.ir/Upload/Modules/Contents/.../sec3-presentation%20tez.doc


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۶:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][