مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20415
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 50
همه : 4348897

 ارائه كنفرانس دانشجوئي

 
1 ) يك موضوع  در حوزه مباحث درس خود  ( آيين زندگي   يا   فلسفه اخلاق ) انتخاب كنيد .
 
2 ) موضوعي را انتخاب كنيد كه بتوانيد به خوبي آنرا بفهميد و با تسلط كنفرانس دهيد . اگر موضوعي را سنگين ، گنگ و سخت ديديد يا جذبه لازم را برايتان نداشت ، به سراغ موضوع ديگري برويد .
 
   « از ارايه موضوعات  كلي خودداري كنيد ، عناوين جزيي و مرتبط با جوان ومسايل جديد ارزش بيشتري دارد . »
 
3 )  مقدار صفحاتي كه مطالعه كرده و به آنها استناد مي كنيدنبايد از 50 صفحه كمتر باشد.

4  )  آنچه فهميده ايد يادداشت كرده و عناوين مهم و مطالب اصلي را خلاصه كنيد .منظور از كنفرانس ارايه همه جزئيات و مطالب نيست بلكه خلاصه و فشرده آن بايد مطرح شود . توجه كنيد كه منظور از كنفرانس به هيچ وجه حفظ كردن يا روخواني از يك متن نيست .( به هيچ وجه اجازه روخواني به عنوان كنفرانس داده نخواهد شد.) البته همراه  داشتن طرح و متن كنفرانس ، نگاه كردن به كتاب و يادداشت يا خواندن برخي از بخش ها مانند آيات و احاديث از متن اشكال ندارد، اما به هر حال  چيزي كه در يك كنفرانس بسيار مهم است اين است كه بتوانيد آنچه خودتان درك كرده و خوب فهميده ايد ؛ مانند يك صحبت عادي و دوستانه به سايرين منتقل كنيد .

5 )  شايسته است خود را موظف و مكلّف كنيد كه كنفرانس خود  را دقيقا در زماني كه تعيين كرده ايد ارايه دهيد . ( حداكثر  زمان براي هر كنفرانس 15  دقيقه مي باشد . در اين باره قبلا تمرين كنيد . )

6  )  در هر كنفرانس بايد كتاب و منابع ديگري را كه استفاده كرده ايد دقيق به مخاطبان  معرفي كنيد .
 
7 )شايسته است منابع كنفرانس شما حداقل 2 كتاب باشد ؛ بي ترديد تعداد منابع و كتابهاي بيشتر بر ارزش كنفرانس شما خواهد افزود .
 
8 ) در عين حال كه مي توانيد از پايگاه هاي اينترنتي يا نرم افزار هاي مناسب به عنوان منبع كمكي استفاده كنيد ، اما اينها جاي كتاب را نمي گيرد و كنفرانسي كه تنها به استناد به منابع اينترنتي  باشد فاقد ارزش بوده و پذيرفته نميشود  .
 
9  )  ارايه كنفرانس هاي خوب و گيرا كه بتواند بر دانشجويان كلاستان اثر بيشتري گذاشته و آنان را درگير بحث كند نمره تشويقي خواهد داشت . بيشترين نمره و امتياز كنفرانس مربوط به اظهار نظر و جمع بندي خود دانشجو است . 

10) به محض احساس آمادگي براي ارايه كنفرانس ، براي انجام آن داوطلب شويد و انجام آنرا به جلسات پاياني ترم به تأخير نياندازيد (تجربه نشان داده كه دوستان دانشجو در روزهاي پاياني ترم مشتاق ارايه كنفرانس مي شوند )
 
10) در پايان هر كنفرانس مشخصات دقيق و كامل خود و كتاب (يا كتابهايي ) را كه كنفرانس داده ايد وتاريخ وشماره شخصي  خود را روي  فرم مخصوص  نوشته و به استاد تحويل دهيد .
 
11 ) شايسته است هنگام ارايه كنفرانس دوستانتان ، نظم و اخلاق و صبر را رعايت نموده و فضاي مناسب و سالم را براي كنفرانس دادن  او  ايجاد كنيد

منبع :

http://hossini39.parsiblog.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مناظره


«فشبر عبادي الذين يستمعون القول و يتبعون أحسنه»

از ويژگيهاي برجسته انسان در ميان بقيه موجودات سامان دادن عقايد و روشن نمودن حقايق از طريق گفتگو است. اين خصيصه فطري و طبيعي با شيوه‌هاي مختلف و مهارتهاي گوناگون فن بيان مورد استفاده قرار گرفته است.

در اين ميان اديان توحيدي بوسيله انبياء و اولياء جهت تبليغ عقايد حقه و انديشه‌هاي توحيدي از ابزارها و روش‌هاي پسنديده گفتگو بهره گرفته اند كه برخي از احتجاجات ايشان با قوم خويش در قرآن كريم انعكاس يافته است .

يكي از قالب‌ها و روش‌هاي صريح و تاثيرگذار گفتگو ، شيوه مناظره است كه بزرگان دين از آن بهره بردند .

مناظره‌هاي لوط و شعيب با منكران خود ، موسي با فرعون ، عيسي با متعصبان يهود ، پيامبر اسلام با مشركان و اهل كتاب نيز گواه بر موثر بودن آن است.

تداوم سنت پسنديده و سيره منطقي و عقلاني مناظره در اهل بيت عصمت و طهارت در جبهه‌هاي درون ديني و برون ديني متجلي شد كه مي‌توان به مناظره امام علي (ع)با دانشمندان يهود درباره خدا و صفات او، امام باقر(ع) با خوارج ، امام صادق (ع) با زنديقان در اواسط نيمه اول قرن دوم هجري و امام رضا(ع) با صائبين و زنادقه اشاره كرد.

اكنون بر ماست كه از اين ميراث گرانبها با هدف روشن شدن حقايق و بهره گيري از روش و منش اخلاقي بزرگان دين از اين قالب كه براي مخاطبان نيز جذاب و موثر است استفاده نماييم .

الف:

مناظره از حيث لغوي از باب مفاعله است و فعل ثلاثي مجرد، «نظر» بمعني نگاه كردن است ولي در اصطلاح گفتگوهاي متقابل پيرامون موضوعات گوناگوني است كه با هدف تبيين و تشريح و تعميق ديدگاههاي خود بين طرفين انجام مي گيرد و اين گفتگو ها ميتواند در حوزه هاي مختلف بشري صورت گيرد .

تا ديدگاهها و انديشه ها و باورها در حوزه نظر و عمل در معرض و مرعي ديگران قرار گيرد  و قضاوت را به مخاطب واگذار نمايند شايد يكي از بزرگترين ويژگي فرهنگ اسلامي بخصوص در عصر ائمه معصومين عليهم السلام برگزاري همين مناظره‌ها در بين نحله‌هاي گوناگون فكري است كه در تاريخ مضبوط است و اتفاقاً بر شكوفائي ، پويائي و غناي محتوائي آموزه هاي ديني افزوده است.

مناظره روش و متدبيان تبيين مطالب است و بصورت رودرو، شفاف و حضوري انجام مي‌شود و در معرض قضاوت گروه ديگر قرار مي گيرد و طرفداران هر يك از طرفين مناظره ميتوانند بر استحكام علمي و قوّت عملي نظريه هاي خود پي ببرند و نسبت به اصلاح و يا تحكيم آموخته ها و داشته هاي فكري خود مبادرت كنند.

ب:

پيشينه اين روش به يونان بر مي گردد و در جهان اسلام نيز مناظراتي بسيار جدي كه باعث تغيير عقايد و باورها شده است در تاريخ بزرگان دين مانند مناظرات ائمه معصومين (ع) و بخصوص امام رضا(ع) با سركرده صابئين و ديگر مكتبهاي فكري با حضور مأمون خليفه عباسي معروف است كه پس از آن رو به اسلام آورده و پيروانش نيز مسلمان شده‌اند و حتي هدايت و تشويق ائمه(ع) به برخي از شاگردان خود براي شركت در مباحثات علمي خواندني است .

در تاريخ گذشته و معاصر نمونه هاي فراواني وجود دارد كه ذكر همه آنها در اين مقال مختصر نمي گنجد مثل مناظرات شمس با مولانا و يا در سطح سياسي مناظره نيكسون با كندي و بخصوص در اوائل پيروز انقلاب اسلامي ايران مناظرات شخصيتي ارزشمند مثل شهيد بهشتي(ره)با سركرده هاي فكري الحادي‌و ... در ايران.

بايد توجه داشت كه مناظره روشي غير از مباحثه، مصاحبه و يا گفتگو است بلكه خود يك روش و شيوه مستقلي است كه بايد با لحاظ قرار دادن مقتضيات زماني و شرائط حاكم بر آن اقدام نمود تا اثرگذاري مناسب بدست آيد.

مناظره قدرت هيجان آفريني بالائي دارد از اين رو بايد فرصتها و تهيدات « هيجان» در جامعه و ظرفيت ايجاد هيجان را در حوزه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي ، مذهبي فرهنگي با كمك دستگاههاي امنيتي ، مديريتي و فرهنگي سنجش نمائيم تا اين هيجانات تبعات منفي از خود برجاي نگذارند .

در ظرف مناظره محتوي گوناگوني مي توان ريخت و از صناعات خمس (برهان – جدل – خطابه – مغالطه و شعر) مي توان بهره‌مند شد لكن بايد مراقب بود كه با هدف اسكات طرف مقابل از مقدمات قضايا مانند مشهودات – مقبولات و مظنونات كه بيشتر در مغالطه لفظي و ايهام انعكاس در مغالطه معنوي است استفاده نشود زيرا در اين صورت بر غناي محتوائي و ارزشي مناظره كاسته مي گردد.

ج:

هدف از مناظره به عنوان قالب بحث ، شفاف سازي و روشن شدن صريح و بي پرده موضوع است و لذا اغلب افراد – شخصيتها و يا انديشمنداني كه قلم و دانش و اطلاعات آنان در حوزه مورد مناظره وثيق و عميق وانيق است براي مناظره اعلام آمادگي مي‌كنند و اتفاقاً همين آمادگي نيز نشاندهنده ميزان و گستره علمي و توانمندي ورود و خروج در مباحث است زيرا اين هم آورد خواني به نوعي شكست و پيروزي – غالب و مغلوب در پي خواهد داشت و هر كس نتواند از عهده اش برآيد دچار خسران و ضرر خواهد شد و جبران آن تا مدتها به طول خواهد انجاميد

به همين دليل بايد بر شهامت و شجاعت استاد شهيد مطهري ياد كرد كه بر اساس اطمينان و اعتقادي كه به آموزهاي ديني و مكتب اسلام و جهان بيني مترقي آن داشته است قبل از پيروزي انقلاب و در اوج پيشروي مكتب سوسياليستي در جهان شرق پيشنهاد مي‌دهد تا كرسي‌كمونيسم شناسي در دانشگاه تهران ايجاد شود تا علماء و بزرگان اسلام به مقابله علمي و جدال حكمي و عقلي با آنان به پردازند تا حقائق و اسرار ناپيداي محتوائي فرهنگي وحياني و اعتقادات الهي تبيين و تشريح گردد .

بديهي است مناظره نياز به مهارت بياني و اطلاعات بالا و شيوه‌هاي مخصوص خود را دارد و چون ظرفيت ايجاد هيجان فوق‌العاده در ان نهفته است بايد بر تسلط و احاطه طرفين به مباحث اطمينان وجود داشته‌باشد.

د:

فوائد فراواني مي توان براي برگزاري مناظرات برشمرد ولي مختصراً، افزايش ضريب امنيت ملي بوسيله رشد سطح مشاركت فكري و علمي مخاطب ، بستر توسعه فكري و فرهنگي در جامعه مخاطب و گسترش نهضت آزاد انديشي، افزايش ضريب نظارت و ارزيابي همگاني و تقويت نقد عالمانه ديدگاهها در سطح جامعه ايجاد نشاط علمي و فضاي باز و آزاد سياسي- اجتماعي كه از نشانه هاي مردم سالاري ديني است هدايت و رشد افكار عمومي با ايجاد فرصت ارتباط زنده و بدون واسطه با افكار عمومي، ايجاد ظرفيت پاسخ گوئي و پاسخ خواهي و مطالبه‌گري جدي و صريح ، افزايش قدرت تشخيص و تخليه مخاطب، جريان شناسي سياسي- فرهنگي- اجتماعي و خنثي كردن تبليغات ، توطئه ها و شايعات دشمنان و افزايش حس اعتماد ملي به رسانه‌هاي ارتباط جمعي بخصوص رسانه ملي ايجاد بستر چند صدائي در رسانه ملي، كه بسيار هم مهم است، از ثمرات پر بركت مناظره‌ها است.

به اذعان بسياري از انديشمندان منصف در دنيا امروز در كشور ايران  و جمهوري اسلامي آزادي انديشه و بيان ديدگاهها و عقائد گوناگون وجود دارد و هركس در هر جائي مي تواند از ديگري انتقاد كند و حتي بسيار تند هم ابراز عقيده نمايد ولي گويا احساس آزادي كم رنگ است، لذا با برگزاري مناظرات بزرگ و تاثيرگذار بر تقويت احساس آزادي انديشه افزوده خواهد شد، البته تبليغات سوء و تكراري و هم آهنگ شده رسانه‌هاي جهاني را نبايد ناديده گرفت.

همچنين براي افزايش اقتدار نظام در مخاطب داخلي و خارجي براي ايجاد دانش افزائي خردپرور و پرنشاط و اثبات صداقت عملي براي آزادي انديشه و تضارب آراء و افكار و عقائد در جامعه مناظره‌ها نقش موثري ايفاء خواهند كرد.

هـ :

بدليل تأثير گذاري فراوان و قلمرو گسترده رسانه ملي بايسته هائي بايد در مناظره‌ها لحاظ گردد كه ذكر اصول و امهّات آن در اين مفال بي فايده نيست .

وجود اتاق فكر براي نياز سنجي و موضوع يابي و رصد كردن افكار عمومي براي شناسائي و احصاء نيازها بمنظور برگزاري و هدايت صحيح مناظره ها و تاثيرگذاري بيشتر ضروري است .

هدايت و مديريت مناظره در رسانه ملي نياز به چهار عنصر حمايت ، درايت ، شجاعت و مهارت است بايد جريان مناظره ميان دو طيف بوده تا چلنج اتفاق بيفتد و چالش حاصل شود .

مناظره در رسانه بايد محصول و نتيجه اش راهكارهاي مناسب باشد و اساساً شايد مناظره نيازي به مجري نداشته باشد و بايد در فرايند مناظره دو طرف اشتراكات خود را بيان كرده و به قدر لازم و مستوفي بحث كنند تا مطلب روشن شود لكن رسانه به دلايل مختلف اگر از مجري استفاده مي‌كند بايد متخصص فن مورد مناظره باشد .

صد البته به موازات انجام مناظره‌ها بايد ظرفيت نقد و فرهنگ پذيرش اشتباه در مناظره كنندگان و طرفداران ايشان افزايش يابد تا با رعايت مصالح و منافع ملي از منافع شخصي يا گروهي خود عبور نمايند،سعه صدر و تحمل زياد را تمرين نمايند بهتر است منشور اخلاق مناظره تدوين و ناظريني بر آن نظارت نمايند و بعضاً بدون جانبداري اظهار نظر نمايند تا به تدريج طراحي و نقشه مناظره هوشمندانه ، هدفمند و روشن نهادينه گردد .

بي طرفي رسانه در مناظره‌ها بيت‌الغزل آن مي باشد تا ضمن حفظ استقلال، عدالت و اعتماد را نسبت به خود و وجدان عمومي جامعه و مخاطب باثبات برساند .

البته مناظره كنندگان چون از نخبگان و برگزيدگان جريانهاي فكري و سياسي و .. مي‌باشند .

حتماً نظام ارزشي و هنجاري جامعه را در فرآيند مناظره رعايت مي كنند و علي‌الاصول نبايد نظام ارزشي و اخلاقي بواسطه مناظره ها لطمه ببيند .

نبايد مناظرات برريل نقاط ضعف و سياه نمائي حركت كند ، بلكه با نگاه به اينده هدايت گردد مغلطه – سفسطه و مناقشه در مناظره ها آفت روشنگري و شفاف سازي است و موجب ابهام و تشكيك مي‌گردد كه جبران آن دشوار خواهد شد .

در مناظره‌ها بحثهاي مديريتي صرف ، بيان عملكرد جز درحد ضرورت و بعنوان مصداقي از اثبات موضوع مورد بحث نبايد توسعه پيدا كند .

نبايد در فرآيند مناظره براي بهره گيري از مباحث، شتابزدگي وجود داشته باشد و بايد توزيع وقت به گونه اي باشد كه در كار پاسخگوئي اقناعي اختلال بوجود نياورد .

بي شك مضمون مناظره نبايد از سطح درك طرف مقابل و مخاطبان فاصله داشته باشد كه نتوانند با مفاهيم آن ارتباط برقرار كنند .

اكنون كه در دهه چهارم انقلاب اسلامي به سر مي‌بريم و اين دهه با عنوان پيشرفت و توسعه لقب گرفته است شايسته است همه رسانه ها بخصوص رسانه ملي با ايجاد فضاي پر نشاط و شاداب مناظرات تلويزيوني را دوام بخشيده و با مهندسي پيام بر تاثيرگذاري و متقاعد ساختي هرچه بيشتر مخاطبان خود همت گمارد.

منبع :

http://dpp.irib.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=2565&catid=117


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
شيوه هاي مباحثه درس


مباحثه يكي از امتيازهاي بزرگ حوزه هاي علميه است كه بسياري از مراكز علمي دنيا از آن بي بهره اند و موجب تثبيت مطالب در ذهن و رفع ابهام هاي درس و جوشش فكري افراد مي گردد .

در اين مورد، طلاب از روش هاي مختلفي استفاده مي كنند .

1 - روش روخواني

يعني، در مباحثه روزانه، يك نفر از روي نوشته خود (كه در كلاس نوشته است) مي خواند و ديگري گوش مي دهد .

در يك آمارگيري نمونه اي كه در حوزه علميه قم به دست نگارنده صورت گرفت، 8معلوم شد كه 45% از طلاب اين گونه عمل مي كنند .

2 - روش تقرير

در اين شيوه، يك نفر مطالب استاد را - بدون خواندن از روي نوشته - براي طرف مقابل تقرير مي كند و مثل يك استاد بيان مي كند و به سؤالات و اشكال هاي او پاسخ مي گويد .

3 - روش نقد و بررسي

برخي از طلاب، در مباحثه بعد از نقل كلمات استاد، آن ها را مورد نقد و بررسي قرار مي دهند و با توجه به منابع ديگر به تفكر و تامل پيرامون آن ها مي پردازند .

4 - روش تحقيق جمعي

ما اين شيوه را در شيوه هاي تدريس و نيز در روش هاي تحصيل توضيح داديم .

5 - روش پيش مباحثه

در اين شيوه، طلاب ابتدا موضوع درس روزآينده را مطالعه مي كنند و با توجه به منابع، در مورد اقوال و ادله آن به بحث و بررسي مي پردازند . و يك نفر مثل يك استاد درس آينده را تقرير و استدلال مي كند و به اشكال هاي دوستان خود پاسخ مي دهد و سپس به جمع بندي مطالب مي پردازد . در آمارگيري كه در حوزه علميه قم به دست نگارنده صورت گرفت 34% از افراد با اين شيوه مباحثه مي كنند .

بررسي: هر كدام از اين شيوه ها نقاط قوت و ضعف دارد و با روش هاي خاص از تدريس و تحصيل سازگار است . ما به برخي از آن ها اشاره مي كنيم:

1 - روش اول و دوم براي فهم كلام استاد مفيد است و مناسب درس هاي سطح حوزه است .

2 - روش سوم موجب تقويت قوه استنباط افراد مي شود; هر چند براي افراد مبتدي در درس خارج دشوار است .

3 - روش پنجم بهترين نوع مباحثه درس خارج است; چرا كه قدرت استدلال و حل مساله و قوه استنباط افراد را تقويت مي كند . ذهن خلاق و فعال مي شود و در حقيقت مرحله نازل تدريس است و قدرت بيان طلاب را تقويت مي كند .

كلامي از بزرگان
يكي از اساتيد حوزه مي فرمايد:

يك روش مباحثه در درس خارج، همان تقرير درس استاد است; يعني فقط مي خواهند درس استاد را مباحثه كنند و چند نفر جمع مي شوند و درس را براي يكديگر تقرير مي كنند; اين مرحله نازله مباحثه درس خارج است; البته مفيد هم هست، در حد حفظ كردن و تسلط بر مطالب استاد .

منبع :

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4217&id=27505


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
اهميت و جايگاه گروه هاي مباحثه اينترنت در مبادله اطلاعات  
  
  شبكه اينترنت امروزه به عنوان پديده اي اطلاعاتي با سرعتي شگرف همه گير و جهاني مي شود. به طوري كه به جرات مي توان اظهار داشت كه درآينده نزديك تقريباً همه امور مربوط به داد و ستد اطلاعات از طريق آن انجام خواهد شد. لذا قرار گرفتن انواع منابع و رسانه هاي اطلاعاتي در اين پديده نوظهور ضرورت روي آوري و گرايش به آن را بيش از پيش اجتناب ناپذير ساخته است.

شبكه اينترنت داراي يك رشته ابزارهاي عمده اي است كه شناخت آنها امر دستيابي به منابع اطلاعاتي را آسان مي نمايد. يكي از اين ابزارها گروههاي مباحثه (Discussion Groups) هستند كه از طريق پست الكترونيكي عمل كرده و نقش برجسته اي را در برقراري ارتباط فراگير و سريع ميان افراد و جوامع مختلف در سراسر جهان ايفا مي نمايند.گروههاي مباحثه در حقيقت مجموعه اي از كاربران شبكه هستند كه براي بحث و گفتگو در مورد موضوعي خاص در محيط شبكه از ابزار پست الكتريكي استفاده مي كنند. معمولاً تشكيل گروه بحث با تمايل فردي خاص شروع مي شود و با تعيين ميزبان رايانه اي مشخص اعلان گروه بحث و نشاني آن ميزبان تعيين شده ، علاقمندان به عضويت در گروه بحث الكترونيكي دعوت مي شوند.بنابراين با توجه به اهميت و جايگاه گروههاي مباحثه در مبادله اطلاعات علمي، فني و تجاري و نقش ويژه آنها در برقراري ارتباط گسترده ميان افراد و جوامع مختلف، در اين نوشته ضمن تعريف گروههاي مباحثه، اطلاعاتي در مورد مباحث و موضوعات قابل طرح در گروههاي مباحثه ارايه مي شود. همچنين نحوه عضويت در گروههاي مباحثه ذكر شده و سپس به تعدادي از موتورهاي كاوش و راهنماهاي دسترسي به گروههاي بحث و گفتگو در زمينه هاي مختلف اشاره مي شود. در ادامه نيز سياهه اي از گروههاي مباحثه حوزه كتابداري و اطلاع رساني در سطح ايران و جهان ذكر مي شوند.

●مفهوم گروههاي مباحثه

همان طور كه اشاره شد گروههاي مباحثه مجموعه اي از كاربران هم علاقه محيط شبكه هستند كه به صورت دسته جمعي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و در مورد موضوعي خاص با يكديگر بحث و گفتگو مي كنند. در واقع گروههاي مباحثه همانند انجمنهاي حرفه اي عمل مي كنند و محيطي را فراهم مي سازند كه افراد داراي علايق مشترك به راحتي بتوانند سوالها و ديدگاههاي خود را درباره مسايل و موضوعات گوناگون حرفه خويش براي همگان مطرح ساخته و از نظرهاي آنان سود ببرند. افراد گروه مباحثه ممكن است چند نفر در قالب يك گروه كوچك باشند كه در زمينه موضوعي خاص تبادل نظر مي كنند و يا گروه بسيار وسيعي در سطح منطقه، كشور و يا حتي در سطح جهان باشند. امروزه مبادله اخبار و كسب آگاهي از همايشها و انتشارات جديد در گروههاي مباحثه امري بسيار عادي شده است. گروههاي مباحثه از طريق نرم افزارها و برنامه هاي كاربردي مخصوص به خود مديريت مي شوند. اين نرم افزار كه موسوم به سرويس دهنده ليست (List server) مي باشند به صورت خودكار پيام ارسال شده يك شخص به ساير اعضاء و بالعكس را ارسال مي كنند.

●نحوه عضويت در گروههاي مباحثه

عضويت در گروههاي مباحثه معمولاً به آساني و از طريق ارسال پيام الكترونيكي صورت مي پذيرد و با توجه به سرويس دهنده هر گروه مباحثه ممكن است با يكديگر اندكي تفاوت داشته باشند . نحوه عضويت در گروههاي مباحثه بدين ترتيب است كه با ارسال يك پيام الكترونيكي از طريق پست الكترونيك به نشاني گروه مباحثه مورد نظر مي توان در آن گروه عضو شد. هنگامي كه فرد جديدي در يك گروه بحث عضو مي شود، نشاني پست الكترونيكي وي به طور خودكار به فهرست گروه مباحثه اضافه مي شود و بعد از مدتي كوتاه پيامي مبني بر پذيرش عضويت و نحوه كار و شرايط گروه بحث از طرف مسيول گروه به فرد ارسال مي شود و از آن پس از تمامي پيامهايي كه گروه بحث دريافت مي كند نسخه اي نيز براي هر عضو جديد ارسال شده و متقابلاً پيامهاي وي نيز براي تمامي اعضاي گروه ارسال مي گردد. با توجه به اين كه گروههاي مباحثه به طور خودكار اداره مي شوند، لازم است كه دستورالعملها و فرمانهاي مربوط به عضويت به دقت رعايت و از توضيح اضافي خودداري شود. در غير اين صورت، سرويس دهنده گروه بحث با ارسال پيامي كه حاكي از اشتباه بودن فرمان متقاضي عضويت مي باشد به درخواست وي ترتيب اثر نخواهد داد. توجه داشته باشيد كه بعد از عضويت لازم نيست كه به تك تك اعضاي گروه نامه اي از طريق پست الكترونيكي ارسال شود، بلكه وقتي كه پيام خود را به نشاني گروه بحث ارسال مي كنيد، از طريق نرم افزار گروه بحث پيام مربوطه به صورت خودكار براي تك تك اعضاء ارسال مي شود. زماني هم كه شما از عضويت در گروه بحث خارج مي شويد به صورت خودكار و توسط نرم افزار اسم و نشاني پست الكترونيكي شما از ليست حذف مي گردد و ديگر پيامي از طرف گروه بحث به شما نخواهد رسيد.

●موضوعات و مباحث قابل طرح در گروههاي مباحثه

موضوعات مورد بحث در گروههاي مباحثه ممكن است بسيار تخصصي و علمي يا در زمينه هاي عمومي تر باشد كه افراد بسياري مي توانند عضو آن شوند. ولي به طور كلي مسايل و موضوعاتي كه معمولاً در گروههاي مباحثه مطرح مي شود شامل موارد زير مي باشند:

1-اخبار و اطلاعات علمي، فني و هنري در زمينه هاي تخصصي

2-ارسال و دريافت كتابهاي جديد در زمينه هاي مورد علاقه

3-كنفرانسها و همايشهاي آينده و موضوعات آنها

4-دريافت متن كامل مجلات الكترونيكي

5-خدمات آگاهي رساني جاري CAS))

6- مبادله نظرات و تجارب درباره مسايل خاص

7- ارسال و دريافت فهرست مندرجات مجلات

8- ارسال و دريافت آگهي هاي تبليغاتي

9- خدمات اشاعه اطلاعات گزيده(SDI)

●روشهاي دسترسي به گروههاي مباحثه در اينترنت

با توجه به حضور محققان، متخصصان ، صاحبنظران و دانشمندان حوزه هاي مختلف، گروههاي ويژه اي در شبكه اينترنت شكل گرفته اند كه به بحث ، تبادل نظر و پرسش و پاسخ متقابل و چند جانبه مي پردازند. لذا با توجه به اهميت و جايگاه اين گروهها كه به گروههاي مباحثه معروف هستند، امروزه راهنماها و موتورهاي كاوش ويژه اي در شبكه اينترنت وجود دارند كه قابليت جستجوي موضوعي اين گروهها را براي انجام فعاليت، عضويت و يا مشاركت و نيز يافتن پيامهاي مربوط به يك موضوع خاص فراهم مي سازند. اين راهنماها در واقع ضمن شناسايي گروههاي مباحثه در حوزه هاي مختلف علمي، اطلاعات بيشتري را در اختيار علاقمندان و جستجوگران قرار مي دهند. با استفاده از اين راهنماها مي توان گروههاي مباحثه مورد علاقه را شناسايي كرده و در صورت نياز به عضويت آنها درآمد. بنابراين با توجه به نقش ويژه اين ابزارها در دسترسي يكپارچه به گروههاي مباحثه مختلف به تعدادي از آنها اشاره مي شود.

LISZT

●بهترين موتور كاوش گروههاي مباحثه

WWW.liszt.com

راهنماي الكترونيكي Liszt يكي از پرطرفدارترين پايگاههاي جستجوي گروههاي مباحثه مي باشد كه به صورت موضوعي امكان دسترسي به گروههاي مباحثه حوزه هاي مختلف را ميسر مي سازد. از طريق راهنماي Liszt كه يكي از مهمترين و كارآمدترين ابزارهاي جستجوي گروههاي مباحثه به شمار مي رود مي توان به اطلاعات بيش از 90 هزار گروه مباحثه در اينترنت دسترسي پيدا كرد. در بخش راهنماي موضوعي اين ابزار تعداد 17 موضوع اصلي نظير كتابها، اخبار، كامپيوتر ، علوم ، تجارت، هنر، بهداشت، سياست، طبيعت، فرهنگ و مذهب پوشش داده شده است.همچنين امكان جستجو در اين راهنما به صورت كليد واژه اي و با استفاده از عملگرهاي بولي مثل And,OR,Not نيز ميسر مي باشد. بدين ترتيب با جستجو در اين راهنما مي توان گروههاي مباحثه مورد علاقه خود را شناسايي كرده و در صورت لزوم عضو آن شد.از ديگر موتورهاي كاوش و راهنماهاي دسترسي به گرههاي مباحثه مي توان به موارد ذيل اشاره كرد.

1- http://n2h2.com/kovacs/

2- WWW.listtool.com

3- WWW.tile.net/listserv

4- WWW.Lsoft.com/lists/listrev.html

5- WWW.onelist.com

6- WWW.Coollist.com

7- WWW.nova.edu/inter-links/listserv.html

●گروههاي مباحثه حوزه كتابداري و اطلاع رساني

امروزه گروههاي بحث و گفتگوي الكترونيكي متعددي در زمينه ها و موضوعات مرتبط با حوزه كتابداري و اطلاع رساني مثل خدمات مرجع، امانت بين كتابخانه اي ، مجموعه سازي، فهرستنويسي و رده بندي و غيره وجود دارد كه كتابداران و اطلاع رسانان مي توانند با عضويت در آنها با نحوه كار و عملكرد آنها آشنا شده و در جريان تازه هاي علمي و حرفه اي اين حوزه قرار بگيرند. اين گروهها شيوه ارتباط كتابداران و دستيابي به منابع اطلاعاتي در شبكه را متحول ساخته است. ارتباط فرد با فرد براي كتابداران شامل كاركنان داخل كتابخانه و همكاران آنها در نواحي دور دست و نيز مشتريان و استفاده كنندگان از جمله عرصه هايي است كه تحت تاثير اين فناوري نوين قرار گرفته است. عضويت و شركت فعال در اين گروهها تاثير به سزايي در افزايش دانش تخصصي كتابداران و اطلاع رسانان دارد. مثلاً كتابداران بخش مرجع مي توانند از گروههاي بحث و گفتگو به عنوان منبعي جديد براي يافتن پاسخ سوالات مرجع بهره بگيرند.همچنين كتابداران بخش فهرستنويسي ور ده بندي مي توانند از طريق عضويت در گروههاي مباحثه مرتبط با مقوله فهرستنويسي و رده بندي نظير Auto cat و يا us marc با فهرستنويسان خبره سراسر جهان ارتباط برقرار كرده و اشكالات موجود در زمينه فهرستنويسي و رده بندي را از اين طريق رفع نموده و ضمن بالا بردن اطلاعات خود در اين زمينه از آخرين تحولات و گردهمايي ها و سمينارها علمي در زمينه فهرستنويسي مطلع شوند. لذا به جهت اهميت و جايگاه گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در افزايش دانش تخصصي كتابداران، در اين قسمت به تعدادي از گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در سطح ايران و جهان اشاره مي شود.

●گروه بحث الكترونيكي حوزه كتابداري و اطلاع رساني ايران

▪نشاني اشتراك: Lis@Ferdowsi.um.ac.Ir

▪نشاني مسيول گروه بحث : Fattahi@Ferdowsi.um.ac.Ir

اين فهرست نخستين گروه بحث الكترونيكي حوزه كتابداري و اطلاع رساني در كشور ايران مي باشد كه در سال 1376 در دانشگاه فردوسي مشهد و با مسيوليت آقاي دكتر سيد رحمت ا... فتاحي عضو هيات علمي گروه كتابداري دانشگاه فردوسي مشهد ايجاد شد. اين گروه بحث اعضاي زيادي در ميان كتابداران ايراني كه داراي پست الكترونيكي هستند دارد. علاقمندان جهت عضويت در اين گروه بحث مي توانند تمايل خود را از طريق ارسال يك پيام به نشاني مسيول گروه اعلام نمايند. گروه مباحثه انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران WWW.ilisa.org.ir/farsi/grouh-Bahs/index.aspاين گروه بحث توسط انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران پشتيباني مي شود. با عضو شدن در اين گروه بحث مي توانيد عضو ليست پست الكترونيك انجمن شده و بدين ترتيب پيغامهاي اعضاء گروه به آدرس پست الكترونيكي شما ارسال مي شود. در صورت تمايل به حضور در اين گروه بحث مي توانيد فرم عضويت آن را در وب سايت انجمن تكميل نموده و عضو آن شويد. گروههاي مباحثه مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران در حوزه تخصصي كتابداري و اطلاع رسانيhttp://tools.irandoc.ac.ir/zforum/default.asp گروههاي مباحثه مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران در حوزه هاي تخصصي اطلاع رساني، تكنولوژي اطلاعات، كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني، نظام ملي اطلاع رساني، اشتراك منابع ، اينترنت، ذخيره و پردازش اطلاعات فعاليت مي كنند .اين گروهها در 7 موضوع اصلي با زير مجموعه هاي خاص خود به شرح ذيل پوشش داده شده اند.

1-آموزش (آموزش اطلاع رساني و حوزه هاي وابسته، كيفيت آموزش، دوره هاي آموزشي، نقد و بررسي نظام آموزشي در حوزه اطلاع رساني و كتابداري)

2-مديريت (مديريت سيستمهاي اطلاعاتي، مديريت دانش)

3- نقد و بررسي سايتهاي اينترنتي (معرفي سايتهاي علمي، نقد محتوايي ، بررسي تطبيقي)

4- اينترنت ، كامپيوتر ، فناوري اطلاعات ( تكنولوژي اطلاعات، زيرساختهاي اطلاع رساني ، نرم افزار ، برنامه نويسي)

5- اطلاع رساني - كليات (مسايل كلي اطلاع رساني در سطح كشور، كتابخانه ها ، مراكز اطلاع رساني)

6- بازار كار اطلاع رساني (كاريابي، كارورزي، اشتغال، همكاري)

7- علوم اجتماعي ( جامعه شناسي، روش شناسي، علم سنجي، جمعيت شناسي، روانشناسي اجتماعي، پژوهشهاي اجتماعي، ارتباطات)

راهنماهاي گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در سطح جهان

از طريق اين راهنماها مي توان به گروههاي مباحثه مرتبط با حوزه كتابداري و اطلاع رساني در كشورهاي مختلف جهان دسترسي پيدا كرد.

1. ILL Gateway to Email lists and newsgroups in LIS

< http://www.itcompany.com/inforetriever/email.htm >

2. Washington Research Library Consortium

( http://www.wrlc.org/liblists/noframes.htm )

3. Illinois State Library Discussion Groups

< http://www.cyberdriveillinois.com/library/isl/egroup_listing.html >

4. SAR Library Discussion Groups

< http://www.sarlibrary.com/discgrp.htm >

5. Library Listservers

< http://lac.ncl.edu.tw/virlib/listserv.html >

6. Pace Online Health Law Library - Discussion Groups

< http://csmail.law.pace.edu/lawlib/Healthlaw/discuss.htm >

7. Online Library Discussion Groups

< http://www.colosys.net/pathfinder/WideWorld/OnlineLibDiscussionGroups.htm >

8. Usenet Library Discussion Groups

< http://www.seflin.org/libsci/libusenet.mnu.html >

9. For Librarians: Discussion Groups


منابع و مآخذ

1- محسني ، حميد، دستنامه پست الكترونيك و جنبه هاي كاربردي آن براي كتابخانه ها، كتابداران و محققان، تهران: نشر كتابدار، 1378

2- محمدي، حسين، گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در اينترنت ماوك (مجله اطلاع رساني و كتابداري) نشريه دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي. دوره دوم، شماره دوم، بهار 1381 ، صص 46-51

3. Discussion Groups in the field of library and Information science . [online] availble at: WWW.um.ac.ir/fattahi/Discgr1.htm . Accessed in [26jan 2004]

تاليف : سيد حسين محمدي

كارشناس كتابداري دانشگاه علامه طباطبايي

اينترنت

نما مجله الكترونيكي پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران
 
 منبع :

http://atalebi.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
نگرشي بر روش هاي تدريس مشاركتي
 

روش مباحثه اي (بحث گروهي)

بعضي موضوعات درسي بر تقويت و افزايش مهارت هاي اجتماعي، كلامي و ارتباطي مبتني است اهداف  مورد نظر، برآن دسته از مهارت ها ، كه در ارتباط فردي و جمعي موثرترند تاكيد زياد مي ورزند. اين نوع مهارت ها ، كه در تكوين شخصيت فرد در جامعه نقش ارزنده اي دارند، از طريق بعضي از روش هاي تدريس به نحو مطلوب تري كسب مي شود. يكي از روش هايي كه به طور فزاينده سبب رشد وگسترش مهارت هاي ارتباطي مي شود، روش مباحثه اي است . اين روش، بر اساس بحث و گفتگوي فردي و گروهي تنظيم مي شود وفراگيرندگان ، امكان بحث و تبادل تجربيات مي يابند وقدرت كلام و بداعت درآنان تقويت مي شود.

                 در روش بحث گروهي ، كه جزو يادگيري هاي اكتشافي است ،دانش آموزان فعالانه در فعاليت ها شركت مي كنند . گيج وبولانيد عقيده دارند كه روش بحث گروهي، همان امتيازهاي روش اكتشافي را دارد و علاوه بر آن، به دانش آموزان كمك ميكند از راه تمرين و استفاده از زبان و نحوه ي ابراز عقايد، خودرا بيازمايند . روش مباحثه اي، يك روش قديمي است كه همواره براي تجزيه و تحليل مطالب و موضوعات وبسط و گسترش آنها به كار مي رود و روشي فعال به حساب مي آيد.

 

                         مزاياي روش مباحثه اي

1-   مفهوم مشاركت و تلاش براي دانش آموزان روشن مي شود.

2-   بحث هاي گروهي ، ذهن آنان را فعال و پويا مي كند.

3-   در پايان فراگيرندگان به ديد گاه هاي مشترك مي رسند و درموردآنان توافق مي كنند. معلم،در مقام راهنما و كنترل كننده هاي بحث،ايفاي نقش مي كند.

4-   علاقه و انگيزه ي دانش آموزان افزايش مي يابد و تدريس، كسل كننده و ملال آور نمي شود.

5-   از طريق مشاهده ي رفتارها وبحث ها مي توان توانايي دانش آموزان را سنجيد.

6-   كم رويي وخجالت دانش آموزان كاهش مي يابد.

7-   ساير توانايي ها ومهارت هاي شناختي در آن ها رشد مي كندو گسترش مي يابد.

8-   گرايش هاي دانش آموزان به موضوع مورد بحث تغيير مي كند.

9-   توانايي سخن گفتن و مهارت هاي كلامي آنان براي برقراري ارتباط پرورش مي يابد.

10-                      آموزش ويادگيري ، بر استدلال و توجيه منطقي استوار مي شود.

 

شرايط لازم براي روش مباحثه اي

 

موضوع انتخاب شده براي مباحثه ،بايد مورد علاقه ي دانش آموزان با شد .آنان بايد از موضوع ،پيش زمينه اي داشته با شند تا امكان شركتشان دربحث ،فراهم آيد .

بنابراين،موضوع بايد ابعادمتفاوت وگسترده اي داشته باشد.تا فرا گيرندگان بتوانند عقايد متفاوتي ابراز دارند.

              

سازماندهي افراد براي اجراي روش بحث گروهي،به صورت زير انجام مي شود:

 

1-مربي يا معلم در مقام طراح و هدايت كننده ي روش بحث گروهي ،چند وظيفه  ي مهم به عهده دارد

-انتخاب روش بحث گروهي با توجه به موضوع تدريس وطراحي آموزشي مناسب.

 -تعيين روش بحث گروهي وشرح وظايف افراد وارائه ياهداف مورد نظر

-هدايت وراهنمايي جلسه به سوي اهداف مورد نظر

-ارزشيابي از پيشرفت كار دانش آموزان وانطباق آن با اهداف تدريس.

2-انتخاب يك دانش آموز به سمت منشي يا سخنگوي گروه

3-دانش آموزان شركت كنند گان در بحث گروهي هستند

4-در صورت نياز دعوت از صاحبنظران

5-انتخاب شخصي به سمت ناظر گروه

ناظر ،جدا از فرد مباحثه كننده،وظيفه دارد جريان فعاليت هارا مشاهده كند ودر صورت لزوم ،انتقادات ونظريات خود را براي سمت دهي بحث ها ارائه دهد. اوبايد از مانع خروج بحث از موضوع اصلي شود.

6-مشاهده گران بحث گروهي

در صورتي كه عده يدانش آموزان بيش از20نفر باشد ،چند نفر از آنان بايد مشاهده گر بحث هاي گروهي بشوند .اين عده ،اجازه شركت در بحث ها را ندارند اما بايد سوالاتي را كه در مورد جريان بحث گروهي دارند ياداشت كنند ودر پايان جلسه مطرح كنند تا شركت كنندگان به اين سوالها پاسخ گويند.

 

مراحل يادگيري به روش بحث گروهي

 

مرحله اول:موضوع بحث

گيج وبولايند ،موضوع هاي متفاوت براي بحث را به دو دسته ي موضوعات مورد توافق همگان و موضوعات بحث انگيز تقسيم كردهاند.

1-از فوايد انتخاب موضوعات مورد توافق همگان اين است كه دانش آموزان فرصت مي يابند عقايد خود را بطور روشن وقابل فهم ابراز دارند

 

2-به باور گيج وبولايند ،ارزش مطالب بحث انگيز در موارد زير مي باشد:

-اين نوع مطالب،مطالب خاصيت انگيزشي دارد وبحث در باره يمطالب مورد اختلاف ،علاقه يادگيرندگان وشركت آنان در بحث را افزايش مي دهد.

- نياز دانش آموزان را به مقابله با نظريات مخالف بر مي آورد

- سطح درك وفهم دانش آموزان را از منطق ،اطلاعات موقعيت بالا مي برد.

 

مرحله دوم:يافتن زمينه ي مشترك براي بحث

علاوه بر انتخاب موضوع مورد بحث ،بايددانش آموزان رابراي ايجاد يك زمينه ي مشترك جهت ايجاد بحث آماده كنيم.اين كار راميتوان از طريق خواندن فصلي از يك كتاب يا مقاله اي از يك روزنامه يا مطلب ديگري از اين قبيل انجام داد .نمايش دادن يك فيلم ،ديدن يك برنامه تلويزيوني،گردش علمي ياديدار از يك موزه يا كار خانه نيز از روش هاي مناسب است .

مرحله سوم: بيان هدف هاي آموزشي (ياد گيري)بحث

بيان هدف ،جريان را به سوي نتيجه گيري سوق مي دهد واز هدر رفتن انر‍‍ژي افراد وبي نتيجه ماندن بحث نيز جلو گيري مي كند. تعيين يك محدودهي زماني براي بحث نيز مفيد است .

مرحله ي چهارم:هدايت جريان بحث وگفتگوي اصلي

بهترين روشي كه معلمبايد در بحث گروهي در پيش بگيرد ،اين است كه بعد از صحبت هاي معمولي ومعرفي موضوع ،بلافاصله سكوت اختيار كند وبه شنوندهاي علاقه مند مبدل شود .وظيفه ياصلي او در بحث گروهي ،تحليل وارزشيابي جريان بحث است .

مرحله پنجم :نتيجه گيري واعلام مفاهيم مشترك ومورد توافق (دست آوردها)

در اين مرحله ،نتايج بحث ها وگفتگوها به صورت مفاهيم مشترك ومورد توافق استخراج مي شود وفراگيران ،آنها را يادداشت ميكنند .بايد توجه داشت مطالبي كه همه در مورد آنها به تفاهم مي رسند،آراي شركت كنندگان در بحث گروهي است وبه اين سبب ،بايد از تفسير به راي آنهاخود داري شود.

 منبع :

http://sociology09.blogfa.com/post-7.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
 

روش بحث گروهي :
 

روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص كه موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث است. اين روش براي كلاسهايي
 
 قابل اجراست كه جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي،
 
 روشي است كه به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود
 
 را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل مستند بيان كنند.
 
 
  چه دروسي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس كرد؟


1-        موضوعهايي كه بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.
2-       فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند كسب كنند.
3-        موضوع موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث باشد.
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي
 
 كارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه،

علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.

درباره موضوعاتي كه دانش آموزان كمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه كند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يك فيلم و ...
به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي كه از اين روش استفاده مي كند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت كند كه موضوع به بيراهه كشيده نشود.  

  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي


1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب كلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.
2- فراهم كردن زمينه هاي مشترك:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يكسان شود.
3- تعيين نحوه آرايش شبكه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است. 
 
  مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي


1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم كردن امكانات
ب: شركت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يك شنونده كاهش دهد.
ج: كنترل و هدايت بحث  
 
  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي


معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه كنند وسط حرف ديگران نپرند. با يكديگر صحبت نكنند، كاملاً به صحبتهاي ديگران گوش كنند، انتظار نداشته باشند كه نظر آنها حتماً پذيرفته شود.  
 
 
  محاسن و محدوديتهاي روش بحث گروهي
الف) محاسن
1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يكديگر (دانش آموزان)
2- تقويت حس همكاري و احساس دوستي
3- ارزيابي افراد از خود
4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي
5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران
6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افكار 
 
7- ايجاد علاقه و آگاهي مشترك در زمينه خاص
8- ايجاد و پرورش تفكر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجزيه و تحليل بپردازد.)
9- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع
10- تقويت توانايي انتقاد پذيري
11- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يك نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود كه وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)
12- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اكثر دانش آموزان فعال هستند، ساكت نمي نشينند.)
13- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري
14- آشنايي با روش كسب اطلاعات و حل مسايل
15- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي 
 

منبع :

http://social-i.persianblog.ir/post/4


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مباحثه روشي براي تدريس در دانشگاه


دكتر نعمت الله فاضلي

مقاله اي كه مي خوانيد نوشته اينجانب است كه در فصلنامه علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي شماره ۲۴ منتشر شده است. يكي از نوشته هايي است كه من آن را با شور و احساس زيادي نوشتم و اميدوارم در شما هم اين اشتياق را بر انگيزد

بورديو معتقد است مهمترين كاري كه دانشگاه انجام مي دهد شكل بخشيدن هويت تازه اي در فرد تحصيلكرده به نام هويت آكادميك است. انسان آكادميك از ديدگاه بورديو انساني است كه منش[1] و ساختمان ذهني مناسب «كنش آكادميك» و زيست دانشگاهي در او شكل گرفته باشد. منش كه از كليدي ترين مفاهيم در نظريه هاي بورديو است، نوعي آمادگي عملي، آموختگي ضمني، فراست، نوعي تربيت يافتگي اجتماعي از نوع ذوق، سليقه كه به عامل اجتماعي اين امكان را مي دهد كه روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و ديگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمي، اقتصادي، ورزشي، هنري، سياسي) را دريابد، درون آن پذيرفته شود، جا بيفتد و منشاء اثر شود، گفته مي شود.

مباحثه روشي براي تدريس در دانشگاه

نگرشي مردمنگارانه به آموزش مشاركتي

در آموزش مهمترين دستاورد براي دانشجو و دانش آموز، دانش ژرف و دقيقي كه او حاصل مي كند نيست، بلكه روش هاي كسب دانش، عادات روحي خاص، شيوه هاي طرح پرسش و مسئله، و موضع گيري هاي نظري مهمترين دستاوردهاي يك سيستم آموزشي است.

پير بورديو 1969

خلاصه

مقاله زير بحثي درباره كاربرد «روش مباحثه» در تدريس دانشگاهي با تكيه بر تجربه مردمنگارانه نگارنده است. مباحثه امروزه در دانشگاه هاي غرب به منزله راهي براي افزايش مشاركت دانشجويان در فرايند آموزش است. «رهيافت مشاركتي» در آموزش به رهيافت اجتماعي ويگاتسكي و پيتر برگر از علم- كه علم را توليدي اجتماعي كه در فرايند تعامل و ارتباط اجتماعي بين افراد خلق شده و اشاعه مي يابد- استوار است. مباحثه همچنين نقش مهمي در رشد اصول و مباني آموزش دموكراتيك دارد. اين مقاله تلاش مي كند تا نقش مباحثه در «دموكراتيزه كردن» آموزش و افزايش مشاركت دانشجويان در فرايند يادگيري تحليل كند. مقاله از بخش هاي زير تشكيل شده است. ابتدا به طرح مشكل تلقي غير دموكراتيك از يادگيري و تاثير آن در اشتياق زدايي دانشجويان به يادگيري در ايران مي پردازد. بخش دوم تحليلي از مباحثه و مزاياي آن است. در اين بخش پانزده امتياز مباحثه با تكيه بر ارزش ها دموكراتيك ذكر شده است. بخش سوم تعريف مباحثه به منزله روش آموزش در دانشگاه و تفاوت آن از ديگر اشكال صحبت گروهي مانند گپ زدن، گفتگو و پرسش و پاسخ است. بخش چهارم شرايط مباحثه بررسي شده است. بخش پنجم به روش هاي مباحثه اختصاص دارد. در اين بخش نگارنده با تكيه به تجارب شخصي در دوره دكتري انسان شناسي در دانشگاه لندن پنج الگوي مباحثه دو نفره، گروهي، جمعي، مباحثه برابر، و مباحثه در حين سنخراني را تشريح نموده ام. بخش ششم تحليل انتقادي روش مباحثه در ايران است. در اين بخش به محدوديت هاي روش مباحثه و پرسش هايي درباره ميزان عملي بودن بكارگيري آن در ايران پرداخته ايم. بخش هفتم توصيه هايي براي گسترش كاربرد روش مباحثه در دانشگاه هاي ايران است. و در پايان جمع بندي از مباحث ارائه شده مي پردازيم.

مقدمه: طرح يك مشكل

«تقاضاي اجتماعي»[1] و رقابت براي ورود به دانشگاه و ادامه تحصيل در ايران بسيار بالا و سنگين، و در عين حال رغبت و اشتياق وارد شدگان به دانشگاه ها براي يادگيري و تلاش علمي بسيار پايين و اندك است. اين تناقض آشكار در جامعه ايران ريشه در عوامل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي مختلفي دارد. از جمله اين عوامل، ناتواني نظام آموزشي دانشگاهي - شامل روش هاي آموزش، كتب و منابع درسي، استادان، محيط فرهنگي دانشگاه ها، قوانين و نظام اداري دانشگاه و كاستي هاي نظام مدرسه ايي - در ايجاد انگيزه و ميل و عطش دانشجويان براي يادگيري، خلاقيت، توليد فكر و كوشش علمي بيشتر است. دانشگاه ها در ايران قادر به تربيت چيزي كه «پير بورديو» انسان شناس و جامعه شناس بلند آوزاه فرانسوي، آن را «انسان آكادميك»[2] (1988) مي نامد، نيستند.

بورديو معتقد است مهمترين كاري كه دانشگاه انجام مي دهد شكل بخشيدن هويت تازه اي در فرد تحصيلكرده به نام هويت آكادميك است. انسان آكادميك از ديدگاه بورديو انساني است كه منش[3] و ساختمان ذهني مناسب «كنش آكادميك» و زيست دانشگاهي در او شكل گرفته باشد. منش كه از كليدي ترين مفاهيم در نظريه هاي بورديو است، نوعي آمادگي عملي، آموختگي ضمني، فراست، نوعي تربيت يافتگي اجتماعي از نوع ذوق، سليقه كه به عامل اجتماعي اين امكان را مي دهد كه روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و ديگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمي، اقتصادي، ورزشي، هنري، سياسي) را دريابد، درون آن پذيرفته شود، جا بيفتد و منشاء اثر شود، گفته مي شود. در صورتي كه انساني عادات و منش مربوط به «عرصه دانشگاه»[4]، ملكه ذهني و سازنده هويت او شود، او يك انسان آكادميك است. در اين صورت انسان آكادميك نه تنها براي پيشبرد علم، تامين نيازهاي شغلي، نيازها جامعه و ساير موضوعات، دائمآ در مسير يادگيري و ياد دادن، و توليد و اشاعه فكر و ايده هاي نو تلاش مي كند، بلكه براي اثبات و حفظ وجود و هويت خود ناگزير از اين تلاش ها است. به تعبير ديگر، فرايند تحصيل در دانشگاه فرايندي است كه در صورت ايده آل آن، انساني تربيت مي شود كه براي بقا و بودن خود «نيازمند» به علم است، بيش از آنكه علم به او نيازمند باشد. آموزه ماندگار دكارت كه «من مي انديشم، پس هستم»، فارغ از معاني و تفاسير فلسفي كه در بر دارد، «حديث نفس» و گزاره نماديني از «هويت انسان آكادميك» است، كه دكارت خود يكي از «سرمشق» هاي برجسته آن بود. انسان آكادميك محصول فرهنگ دانشگاهي[5] است.[6] فرهنگ دانشگاهي در هر جامعه ويژگي هاي خاص متناسب با آن سرزمين را دارد. براي مثال در «فرهنگ دانشگاهي» غرب قاعده اي وجود دارد كه مي گويد «چاپ كن يا بمير»[7]. اين قاعده ناظر به اين واقعيت است كه مقالات و نوشته ها - به منزله تجسم مادي و عيني فكر- «علايم حياتي» نشان دهنده تپش نبض انسان آكادميك غربي است.

اما انسان آكادميك چگونه تربيت مي شود؟ پائو فريره (1994) معتقد است ايفاي «نقش آكادميك» مستلزم «جامعه پذيري دانشگاهي»[8] است. جامعه پذيري دانشگاهي به معناي دروني شدن هنجارها، باورها، ارزش ها و معاني يا همان شكل گيري عادات مربوط به علم و دانشگاه در فرد است. فرايند «جامعه پذيري دانشگاهي»، به اعتقاد فريره از كودكي در خانواده آغاز و در مدرسه و دانشگاه به كمال مي رسد. بنابر اين اگر مي خواهيم در آينده ما فرزنداني فيزيكدان، شيميدان، زيست شناس، روان شناس و ... داشته باشيم بايد آنها را ابتدا در خانه و مدرسه براي براي ايفاي «نقش دانشگاهي» فيزيكدان، رياضيدان، جامعه شناس و انسان شناس و غيره آماده كنيم. درصورت عدم موفقيت در اينكار، وظيفه دانشگاه در تربيت «انسان آكادميك» بسيار دشوار خواهد شد. در صورت وجود «تأخر» در جامعه پذيري دانشگاهي- يعني در صورتي كه خانواده و مدرسه نتوانند بدرستي زمينه شكل گيري«عادات» مربوط به ايفاي نقش دانشگاهي را به فرد فراهم كنند، نااميد نبايد بود. دانشگاه مي تواند با ايجاد شزايط مناسب, «انگيزه» و اشتياق به علم در دانشجويان، زمينه اي فراهم كند كه در فرايند «جامعه پذيري ثانويه» موفق به تربيت انسان آكادميك شود، اگرچه اين كار بسيار دشوار و مستلزم تلاش مضاعف دانشگاهي است.

اما به نظر مي رسد علي رغم توسعه و گسترش چشمگير نظام آموزش عالي كشور، دانشگاه ها در تربيت انسان آكادميك به نحو مطلوب موفق نبوده اند. دانشگاه ها نه تنها به نحو مطلوبقادر به ارتقاء و كمال بخشيدن به كساني كه نتوانسته اند در مدرسه و خانواده آمادگي هاي ذهني و شخصيتي لازم براي ايفاي نقش انسان دانشگاهي را بدست آورند، نيستند، بلكه حتي كساني كه اين آمادگي ها را دارند نيز با ورود به دانشگاه يا دچار سرخوردگي و ياس مي شوند، يا در فضايي بيرون از دانشگاه علايق فكري خود را جستجو و دنبال مي كنند. اين امربيان كننده اين واقعيت است كه امرآموزش دانشگاهي كار پيچيده اي است و براي شكل بخشيدن به نظام آموزش دانشگاهي موفق بايد از دانش علمي كمك گرفت. يكي از اصول علمي آموزش دانشگاهي, در نظر گرفتن اصل مشاركت دانشجويان در فرايند آموزش است. در زير به نحو اختصار اين اصل را توضيح مي دهيم. به اعتقاد نگارنده بخشي از علل نا:ارآمدي نظام آموزش دانشگاهي در ايران فقدان يا ضعف حاكميت نگرش و بينش آموزش آموزش مشاركتي است اگرچه علل و مسائل بسيار ديگري در كاميابي يا ناكامي يك نظام آموزشي تاثير گذار است.

آموزش مشاركتي

امانوئل كانت در مطلع كتاب «تعليم و تربيت» مي نويسد: «از بين ابداعات بشر دو هنر از همه مهم تر و مشكل تر است: هنر مملكتداري و هنر تعليم و تربيت.» ناپلئون معتقد بود ارتباط تنگاتنگي بين اين دو وجود دارد زيرا «تا زماني كه به كودكان آموخته نشده كه آنها بايستي جمهوريخواه باشند يا سلطنت طلب، دولت نمي تواند يك ملت را تشكيل دهد» (شارع پور 1378: 132). مباني فلسفي و دلايل عقلي پيوند اين دو سيستم يعني سيستم تعليم و تربيت و سيستم حكومت را جان ديويي در «دموكراسي و آموزش» (1916) به انسان عصر مدرن نشان داد و فرمول «دموكراسي خلاق»[9] را پيش پاي ما نهاد. بعدها «پائو لو فريره (1993ك1994) لازمه «دموكراسي خلاق» و «آموزش دموكراتيك» را «تفكر انتقادي»[10] دانست. به تعبير روشن تر بنيان مملكتداري تربيت و بنيان تربيت نظام آموزش دموكراتيك، و شرط تحقق آموزش دموكراتيك «تفكر انتقادي» است. و تمامي عناصر مذكور تنها از راه «روش آموزشي» كه رشد تفكر انتقادي و دموكراسي خلاق را هدف خود قرار دهد ميسر مي شود, زيرا «در آموزش مهمترين دستاورد براي دانشجو و دانش آموز، دانش ژرف و دقيق كه او حاصل مي كند نيست، بلكه روش هاي كسب دانش، عادات روحي خاص، شيوه هاي طرح پرسش و مسئله، و موضع گيري هاي نظري مهمترين دستاوردهاي يك سيستم آموزشي است» (بورديو 1969: 115). تا به اين لحظه فرمولي موثرتر از مشاركت دانشجويان در فرايند شكل گيري دانش و آموزش آن خلق و ابداع نشده است. «مرسر»[11]يكي از صاحب نظران اين حوزه درباره ضرورت روش مشاركتي و كارآيي آن مي نويسد:

يادگيرندگان و دانشجويان براي آنكه خودشان به فهمي از دانش دستيابند، نيازمند آن هستند كه با دانش جديدي كه فرا مي گيرند درگير شوند. اين امر نيز تنها از راه شنيدن اطلاعات حاصل نمي شود. حتي اگر اين اطلاعات به نحو سيستماتيك و منطقي توسط متخصص به آنها منتقل شود باز آنها قادر به رسيدن فهم خودشان از آن اطلاعات نخواهند بود. اگر يادگيرندگان بخواهند دانش جديدي را كه فرا مي گيرند از آنِ خودشان كنند، نيازمند آن هستند كه آن را بكار گيرند و در شرايط مختلف كاربرد آن را خودشان امتحان و تجربه كنند. علم از راه انباشته شدن فراگيران دانش فراهم نمي شود، بلكه علم در فرايند كنش ارتباطي مردم شكل مي گيرد (Mercer 1995: 19. In Nazari 2003: 61).

مسلم اين است كه براي دستيابي به روش آموزش مشاركتي انتقادي دموكراتيك، نيازمند تغييرات اساسي در ابعاد مختلف نظام آموزش عالي و بيش از هر چيز تحول برداشت ما از مفهوم آموزش و تعليم و تربيت هستيم. اكنون يادگيري در دانشگاه هاي ايران اغلب يعني حضور يافتن در كلاس هاي خشك و بي روح و استماع اجباري سخنراني فردي بنام «استاد» است. كلاس درس بدون در نظر گرفتن تنوع فرهنگي و اجتماعي دانشجويان و نيازهاي آنها، تمام افراد را تنها به صرف آنكه «دانشجو» هستند در مقوله اي واحد گنجانده و در مقابل استاد نشانده است. نه تنها نيازهاي آنها ناديده گرفته شده است، بلكه «تفاوت» هاي ميان دانشجويان كه گنجينه غني از تجارب اجتماعي است و مي تواند در فرايند توليد دانش نقش فعال داشته باشند، ناديده گرفته مي شود و دانشجويان از مشاركت در كلاس محروم مي شوند. در وضعيت فعلي، دانشگاه جداي از جامعه و نيازهاي اجتماعي است و استادان مجري آموزش و عرضه كننده آن هستند، و دانشجويان منفعل و تنها دريافت كنندگان اطلاعات محسوب مي شوند. بدون ترديد با چنين فهمي از آموزش نمي توان دانشجو مشاركت جو، نقاد، خلاق و علاقه مند به علم و دانش را انتظار داشت.

در روش آموزش «استاد-محور»[12] كنوني، دانشجو در فرايند يادگيري مشاركتي ندارد. «آموزش مشاركتي»[13] و «يادگيري همكارانه»[14] هنوز براي دانشگاه هاي ما نا آشنا هستند. در سيستم سنتي كنوني هم در مدرسه و هم در دانشگاه آموزش به معناي «انباشتن ذهن متعلمان (دانش آموزان/جويان) از مطالب گوناگون است»، نه «ترغيب ذهن آنها به خلق افكار نو و بديع». در روش آموزش جا افتاده كنوني در ايران، معلمان و استادان اطلاعاتي را كه در متن كتاب هاي درسي و جزوات است به صورت خطابه به ذهن دانش آموزان/جويان انتقال مي دهند و متعلمان نيز از گفته هاي استادان يادداشت هايي مي نويسند و بعد از امتحان و پايان دوره تحصيلي آن ها را فراموش مي كنند. دلايل اين فراموش كردن بسيار است، از جمله اينكه آنچه متعلمان مي آموزند:

· اولآ به اجبار و نه به ميل و اختيار آنهاست؛

· ثانيآ در خلق و توليد آنها نقش و مشاركت ندارند؛

· ثالثآ آموخته هاي آنها كمتر متناسب و پاسخگوي نيازهاي زندگي واقعي شان است؛

· رابعآ آموخته ها آشكارا جنبه ايدئولوژيك و سياسي دارند، و اعتبار علمي آنها براي دانشجويان مورد ترديد است؛

· و بلاخره اينكه متعلمان اغلب آنچه در كلاس گفته مي شود را بدرستي «درك و فهم» عميق نمي كنند.

در روش سنتي موجود با انديشه ها و ديدگاه هاي دانشچويان به سردي برخورد مي شود و اجازه طرح و بحث به آنها داده نمي شود. بخصوص طرح ايده هاي انتقادي با محدوديت هاي مختلفي روبروست. روش هاي آموزش سنتي غير دموكراتيك، غير مشاركتي، و سركوبگرانه هستند، و زمينه پيدايش خلاقيت در كلاس هاي درس را از بين مي برند و مجال «مباحثه و گفتگو» را از دانشجويان مي گيرند.

مباحثه: راهي براي حل مشكل

همه ما مباحثه را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم و هر كس مي تواند با رجوع به «عقل سليم» و معرفت عامه، كارآمدي و فوايد مباحثه را تصديق كند. اما برخلاف زندگي روزمره، كه ما ايرانيان بسيار اهل گفتگو و گپ زدن هاي طولاني هستيم و از آن لذت مي بريم، در آموزش دانشگاهي بندرت مباحثه را تجربه مي كنيم. تنها تجربه دانشگاهي من از مباحثه كلاس هاي درسي دوره دكتري در دانشگاه لندن است. در آنجا امتيازات مباحثه به منزله روش آموزش را دريافتم. در كلاس هاي مباحثه اي دانشگاه بود كه دريافتم:

از راه گفتگو و مباحثه ديدگاه ها و نگرش هاي متنوعي كه اغلب در پشت هر موضوع پيچيده اي قرار دارد كشف مي شوند.
مباحثه روش شگفتي است كه پرسش هاي به ظاهر پاسخ داده شده را مي شكافد و چندگانگي و گستردگي تجربه و دانش انسان را آشكار مي كند.
با تنوع يافتن، گسترده تر و پيچيده تر شدن ديدگاه ها در جريان مباحثه و گفتگو است كه موضوع بحث داغ تر و زنده تر مي شود و اشتياق و عطش دانشجويان براي دانستن شعله ور مي شود.
وقتي شركت كنندگان در بحث احساس كنند به ايده ها و ديدگاه هاي آنها احترام گذاشته مي شود و ديدگاه هاي آنها ارزشمندند، اشتياق و ميل افراد براي ارائه ديدگاه هاي و تجربه هاي شخصي شان بيشتر مي شود و از اين راه دانشي متنوع، مكمل و موثر درباره موضوع بحث خلق مي شود، دانشي كه حاصل زندگي ماست.
با آشكار شدن طيف گسترده ديدگاه ها و احترام به همه آنها در جريان مباحثه، خصلت ذاتي و دروني مباحثه به منزله فرايندي دموكراتيك آشكار مي شود. شركت كنندگان در بحث دموكراتيك مجالي براي بيان آنچه احساس و ادراك مي كنند بدست مي آورند. و در عين حال كه نشان مي دهند به سخنان و ديگران نهايت توجه را دارند و گوش مي سپارند. در فضاي «ميني دموكراسي» مباحثه، همه از اين حق مسلم برخوردارند كه عقيده خود را آزادانه ابراز كنند، در عين حالي كه با گوش دادن دقيق به سخنان ديگران، آنها را تشويق مي كنند كه در بحث فعالانه شركت كنند و در بيان نظرات خود ساكت نمانند.

مباحثه و دموكراسي از يكديگر جدايي ناپذيرند، زيرا هر دو هدف مشتركِ تقويت و ارتقاء رشد انساني را دنبال مي كنند. منظور از رشد انساني «افزايش حداكثر ممكن ظرفيت انسان براي يادگيري، و در عين حال ارزش قائل شدن و لذت بردن از يادگيري ديگران است (جان ديويي 1916). دموكراسي و مباحثه مستلزم فرايندي از داد و ستد و گفتن و شنيدن و مبادله همه چيزهايي كه به گسترش افق ديد انسان و ارتقاء فهم متقابل كمك مي كند است. مباحثه يكي از بهترين روش هاي رشد انسان است، زيرا مباحثه بر اين اصل استوار گشته است كه چشم اندازها و ديدگاه هاي جديد و نو تنها از راه تشريك مساعي و همكاري بسوي ما گشوده خواهد شد. گشوده شدن ديدگاه هاي جديد فهم ما را افزايش مي دهد و انگيزه ما را براي تداوم يادگيري بيشتر تجديد مي كند. در فرايند مباحثه، استعدادها و توانايي هاي دموكراتيك ما تثبيت مي شوند، و در عين حال با ميدان دادن به حضور ديگران و افراد و آراء مختلف تا حداكثر ممكن، نوعي «خرد جمعي[15]» شكل مي گيرد، كه بدست آوردن اين خرد جمعي بصورت تنهايي ناممكن است.

فوايد و امتيازات مباحثه

ارزش مباحثه محدود به نقش آن در تحصيل هدف هاي دموكراتيك و رشد استعدادهاي دموكراتيك نيست, بلكه مباحثه يكي از لذت بخش ترين و مهيج ترين تجربه هاي ماست. نوعي لذت در مباحثه وجود دارد كه در اكثر فعاليت هاي روزانه ما وجود ندارد. در مباحثه ايده هاي نويي را كشف مي كنيم كه انتظار آنها را نداشته ايم. همچنين مباحثه در بردارنده ارزش اخلاقي است كه مكمل ارزش هاي آموزشي و رشد آگاهي و هوشياري سازي است. ريچارد رورتي يكي از فيلسوفان برجسته زمان ما ارزش اخلاقي مباحثه را اينگونه بيان مي كند:«گردآوردن مردم براي گفتگو و وادار كردن آنها به اينكه قوه تخيل شان را براي خلق معاني تازه، و ترغيب و هدايت افراد به اينكه قلمرو تعامل شان را بسط دهند، يك تلاش اخلاقي است» (1989: 192).

با توجه به آنچه گفته شد، پانزده امتياز براي بكارگيري مباحثه در آموزش دانشگاهي مي توان ذكر كرد:

1) مباحثه به دانشجويان كمك مي كند تا تنوع ديدگاه ها كشف و با ديدگاه مختلف درباره يك موضوع آشنا شوند.

2) مباحثه دانشجويان را از پيچيدگي و چندگانگي و ابهام در موضوعات مختلف آگاه مي سازد و ظرفيت آنها براي تحمل اين چندگونگي و چندگانگي و ابهام ها افزايش مي دهد.

3) مباحثه دانشجويان را ترغيب و تشويق مي كند تا به بررسي و بازبيني مفروضات خود كه بديهي يا مطلقآ درست مي پنداشتند بپردازند.

4) مباحثه توانايي دانشجويان براي «گوش دادن» همدلانه، احترام آميز و دقيق بالا مي برد.

5) مباحثه باعث رشد و گسترش ديدگاه هاي جديد و تفاوت ها مي شود.

6) مباحثه تيزهوشي، ذكاوت و زرنگي فكري دانشجويان را افزايش مي دهد.

7) مباحثه دانشجويان را با موضوع بحث عجين كرده و پيوند ماندگارتر و دائمي تري بين دانشجو و موضوع ايجاد مي كند.

8) مباحثه زمينه اي براي احترام و ارج نهادن به نظرات و تجارب دانشجويان فراهم مي كند.

9) مباحثه به دانشجويان كمك مي كند تا با فرايندها، سنن و آيين ها و عادات گفتگو دموكراتيك آشنا شوند.

10)مباحثه به دانشجويان كمك مي كند تا بياموزند چگونه عملآ ميان ايده ها و نظرات مختلف ارتباط برقرار كنند.

11) مباحثه بر نقش دانشجويان به منزله همكار در توليد و خلق دانش تاييد و به آنها نشان مي دهد.

12) مباحثه عادات لازم براي يادگيري مشاركتي و همكارانه را ايجاد و تقويت مي كند.

13) مباحثه سعه صدر دانشجويان گسترش مي دهد و در عين حال آنان را قاطع تر مي كند.

14) مباحثه باعث رشد مهارت هاي دانشجويان براي تحليل و تركيب و نتيجه گيري از مباحث مي شود.

15) مباحثه مرحله ي گذار و انتقال دانشجو از تجربه يك محيط دموكراتيك كوچك (كلاس) بسوي تشكيل جامعه دموكراتيك است.

مباحثه چيست؟

ماتيو ليپمن [16]در كتاب «تفكر در آموزش»( 235:1991) «گپ زدن»[17]، «گفتگو»[18]، و «مباحثه»[19] را از يكديگر متمايز مي كند. به اعتقاد ليپمن هدف گپ زدن ايجاد نوعي «تعادل»[20] است. در گپ زدن، يك طرف درد دل مي كند و طرف مصاحب گوش مي دهد. متقابلآ مصاحب حرف و حديث خودش را مي گويد و ديگري گوش مي كند. گپ زدن، تبادل افكار و احساسات در فضايي كاملآ صميمي و نشاط بخش است. اما بر خلاف گپ زدن، گفتگو و مذاكره درصدد تثبيت نوعي «عدم تعادل»[21] است. در ديالوگ و مذاكره، هر «بحث و استدلالي»[22] فورآ با نقد و «استدلال مقابل»[23] آن مواجه مي شود، نقدي كه تلاش مي كند بحث اوليه را نقض و درستي خود را اثبات كند. در ديالوگ طرفين خود را متعهد مي دانند كه از طريق مذاكره مسئله اي را حل كنند.

اما برخلاف گپ زدن و مذاكره كردن، هدف «مباحثه»[24] تلاش براي افزايش فهم گفتگوكنندگان و تبيين پرسش هاي تازه است، نه درد دل، معامله، مجادله و هر چيز ديگر. آنچه در كلاس درس دانشگاه مي تواند موثر و مفيد باشد، مباحثه است، نه گپ و نه مذاكره.

تجربه من از دوران دانشجويي و همچنين تدريس در دانشگاه هاي ايران نشان مي دهد كه ما در دانشگاه ها مذاكره كردن (چانه زني درباره حجم مطالب درسي، نمرات، وقت كلاس ها، و ... بين استاد و دانشجو) و گپ زدن (گپ زدن هاي معمول كلاس هاي درس كه گاهي تعمدآ براي وقت كٌشي انجام مي شود و....) را دائمآ تجربه مي كنيم، اما بندرت از مباحثه به منزله روش آموزش استفاده مي كنيم. توجه داشته باشيم مباحثه به منزله روش با پرسش و پاسخ دانشجويان و استادان متفاوت است. به طور طبيعي اشكال گوناگوني از «صحبت گروهي» در هر اجتماعي از جمله كلاس درس دانشگاهي رايج و معمول است. اما مباحثه از ديگر اشكال صحبت گروهي[25] متفاوت است زيرا همان طور كه گفتيم «مباحثه در جستجوي افزايش دانش، فهم و راي و نظر شركت كنندگان در بحث است» (17 :1988Bridge ).

استفن بروكفيلد و استفن پرسكيل نيز در كتاب «مباحثه به منزله روشي براي استادان دانشگاه» (1999) مباحثه را اينگونه تعريف مي كند:

مباحثه كوششي جدي و لذت بخش و بي بديل به وسيله يك گروه براي تبادل ايده ها و ديدگاه ها و به نقد گذاردن آنها در يك ارتباط متقابل و دو سويه است. به اعتقاد استفن بروكفيلد مباحثه چهار هدف را دنبال مي كند:

1) رسيدن به فهمي انتقادي و روشن از موضوع مورد بحث.

2) ارتقاء خود آگاهي افراد شركت كننده در مباحثه و بسط ظرفيت «خود-انتقادي»[26] آنها.

3) افزايش حس احترام و ارزش گذاري به هنگام مواجه با آراء و نظرات ديگران.

4) ايفاي نقش كاتاليست براي كمك به ديگران كه به روش آگاهانه تر و روشن تري در جهان رفتار كنند.

5) مباحثه روش خوبي براي با هم بودن و با هم زيستن است.

مباحثه مستلزم نقد است. وقتي مباحثه كنندگان موضع انتقادي داشته باشند، خود را متعهد و ملزم به پرسش كردن و زير ذره بين قرار دادن تمام موضوعات به نحو دقيق مي دانند. همچنين انتقاد و بحث كردن مستلزم «نگرش باز» به مسائل و آمادگي براي باز انديشي درباره آنچه تاكنون مسلم و قطعي و درست مي دانسته ايم است. متقابلآ باز انديشي مفروضات آشكار و پنهان منجر به شناخت و بررسي مسائلي كه سهوآ بديهي پنداشته شده اند مي شود. و اين امر رشته مستمر پرسش، نقد، استدلال و نقد استدلال را ايجاد مي كند. آمادگي ذهني مباحثه كنندگان در فضاي باز فكري، به معناي آمادگي افراد براي متقاعد شدن و تغيير ديدگاه هاي خود در صورت مواجه با مباحث متقاعدكننده است. البته نبايد انتظار داشت كه همه در بحث به توافق برسند، زيرا عدم توافق مي تواند به ادامه بحث و شكافته شدن ظرايف و دقايق بيشتر بحث شود.

شرايط مباحثه

همان طور كه گفتيم بين دموكراسي و آموزش نسبت مستقيم برقرار است. هر چه جامعه اي دموكرات تر و آزادتر باشد امكان بكار بستن روش مباحثه نيز آسان تر است. اما اين سخن به معناي ناكارآمدي يا غير ممكن بودن بكارگيري روش مباحثه در جوامع كمتر دموكراتيك و داراي ساختار اجتماعي و سياسي اقتدار گرايانه و سركوبگرانه نيست. زيرا اولآ يكي از اهداف آموزش شكستن ساختارهاي غير دموكراتيك و كمك به فرايند دموكراتيزاسيون است. و روش مباحثه از مهمترين ابزارهاي آموزشي براي اين هدف است. ثانيآ تقاضا براي مشاركت و دموكراسي در تمام جوامع روبه افزايش است و بخصوص دانشجويان بيش از گروه هاي ديگر آمادگي براي پذيرش و استقبال از روش هاي دموكراتيك دارند. آنچه اهميت دارد آموزش اهميت و شرايط مباحثه به مثابه روش به دانشجويان و استادان است. بروكفيلد و پرسكيل (1999) معتقدند بهتر است استادان دقايقي از نخستين جلسه درس خود را به بحث درباره بكاربستن روش مباحثه، اهميت، فوايد و شرايط آن اختصاص دهند. لازم است دانشجويان آگاهانه و با تفاهم جمعي كلاس روش مباحثه را تجربه كنند. به اعتقاد بروكفيلد و پرسكيل براي آنكه بتوان مباحثه ي انتقادي سازنده اي داشت، شركت كنندگان در بحث بايد داراي خصوصيات و خلقيات زير باشند:

1) صميميت و گرمخويي[27] : خوش مشربي و گرمخويي استاد باعث مي شود كه دانشجويان احساس كنندگان براي شركت به بحث و نقد كردن دعوت شده اند. از اينرو در كلاس بايد فضاي صميميتي حاكم شود كه همه احساس كنند نظرات شان محترم و ارزشمند است. شرط صميميت نيز اين احساس است كه ديگران، بخصوص استاد، آماده اند در صورت متقاعد كننده بودن، سخنان يكديگر را بپذيرند.

2) مشاركت[28]: كلاس و بحثي دموكراتيك تر است كه اكثريت اعضاي آن در بحث آزادانه و انتقادي شركت كنند. براي اين منظور هركس بايد بتواند راهي براي فهم موضوع بحث پيدا كند. گاهي توضيحات استاد، و گاهي بكارگيري تصوير و فيلم و شواهد تجربي موجب اين امر مي شود. دانشجو بايد اهميت حضور و مشاركت در بحث را احساس كند. اين امر وظيفه استاد است كه نشان دهد چگونه و چرا گفته هاي يك دانشجو اهميت دارد. گاهي لازم است استاد با دانشجوياني كه در بحث كلاس كمتر شركت مي كنند به نحو خصوصي گفتگو كند و راه هاي شركت آنها در كلاس را از آنها بپرسد. بهرحال، استادان نبايد آنقدر حرف بزنند كه وقت براي مشاركت دانشجويان نماند.

3) توجه عميق[29]: رابرت بلا در كتاب «جامعه خوب» (1991: 254) مي نويسد: «دموكراسي يعني توجه كردن». اما توجه كردن كار ساده و كوچكي نيست. همان طور كه بلا مي گويد«اين امر مستلزم بكار گيري تمام قواي فكري، احساسي و اخلاقي ماست.» گادامر (1989) ديالوگ را مستلزم اين مي داند كه هر دو طرف گفتگو در گفته هاي يكديگر چنان ريز و دقيق شوند كه كاملآ جذب و مستغرق شنيدن هم گردند. شرط توجه دقيق نيز آنست كه دانشجو احساس كند در كلاس هميشه وقت كافي براي ابراز نظراتش وجود دارد و تنها استاد يگانه فرد محق براي ابراز ديدگاه هايش در كلاس نيست.

4) تواضع و افتادگي[30]: يكي از شروط مباحثه دموكراتيك در كلاس درس اينست كه افراد در جايي كه نمي دانند و از امري آگاهي ندارند، آشكارا به عدم وقوف و آگاهي خود ازعان كنند. همچنين افراد، بخصوص استاد، بايد تصديق كنند كه دانش ما محدود است و ممكن است در ديدگاه و نظرات مان اشتباه كنيم. از اين طريق ميدان را براي طرح ديدگاه هاي ديگر فراهم مي سازيم و در عين حال زمينه مطلق انديشي را كاهش مي دهيم و امكان تساهل و تسامح در بحث رشد مي يابد. استادان بايد دائمآ به دانشجويان محدوديت دانش و آگاهي خود را گوشزد كنند تا دانشجويان نيز جسارت طرح نظرات شان كه احساس مي كنند ممكن است نادرست يا ناقص است را بيشتر پيدا كنند.

5) هم انديشي متقابل و دو جانبه[31]: بايد نشان دهيم به همان اندازه كه در فكر ارتقاء و رشد خود هستيم به فكر ديگران نيز هستيم. براي اين امر بايد در كلاس فضايي فراهم شود كه همه دانشجويان احساس كنند از كلاس و بحث بهره مند مي شوند. دانشجويان وقتي ريسك كرده و انتقادي بحث مي كنند كه بتوانند از مباحث سود ببرند. اين امر مي طلبد كه همه دانشجويان گونه اي بحث كنند كه علايق و خواست هاي همكلاسي هاي شان را در بحث در نظر بگيرند. گوش دادن متقابل نيز بخشي از تلاش براي هم انديشي در كلاس است. استادان نيز براي ايجاد حس هم انديشي بايد مرزهاي سنتي استاد-دانشجو را كم رنگ كرده و حس برابري و هم صحبتي بين خود و دانشجويان ايجاد كنند.

6) ژرف انديشي[32]: ژرف انديشي در مباحثه مستلزم پرداختن به موضوع بحث به نحو همه جانبه، مستند، و منطقي است. كلاسي دموكراتيك است كه محل بحث و مناظره ميان ديدگاه هاي مختلف باشد. اين امر مستلزم حاكميت فضاي احترام و حس برابري از يك سو، و دانش و بينش ژرف شركت كنندگان از سوي ديگر است. تعريف يورگن هابرماس از «موقعيت گفتگوي ايده آل»[33] (1984) بيان روشني از موقعيت مباحثه ژرف دموكراتيك است. هابرماس مي گويد «موقعيت گفتگوي ايده آل» موقعيتي است كه در آن همه شركت كنندگان در گفتگو از امكان برابر براي طرح بحث و استدلال خود را داشته باشند، تمام اشكال ممكن استدلال ارائه شود، و به همه فرصت كافي و برابر براي طرح نظرات، انتقادات و پرسش هاي شان داه شود، به نحوي كه در پايان احساس شود در پرتو بهترين استدلال ها، موضوع بحث بررسي و حل شده است.

7) تصديق كردن و ارزش گذاردن[34] : بحث دموكراتيك و مدني كه مبتني بر احترام و ارزش نهادن به عقايد و آراء مختلف است، نيازمند ابراز آشكار و علني ستايش و تحسين بحث كنندگان از نظريه ها و نقطه نظرات خلاق، نوآورانه و مورد پذيرش است. از اينرو هم استاد و هم دانشجويان لازم است در موقعيت هايي به تصديق و تاييد و حتي ستايش هم بپردازند. اين امر افراد را بهم نزديك تر مي كند و سطح اعتماد آنها را بالاتر مي برد. در عين حال تاييد گروه و كلاس پاداشي است كه به فرد بخاطر كمك به پيشبرد بهتر بحث و اهداف كلاس مي كند، و نوعي انگيزه براي ادامه بحث و مشاركت بيشتر دانشجويان فراهم مي سازد. براي مثال، استادان بايد اجازه دهند دانشجويان با كف زدن به تشويق همكلاسي هاي خود هنگام ارائه نظري جالب، قابل قبول، انتقادي، و نوآورانه بدهند.

8) استقلال:[35]: هر فرد در جامعه دموكراتيك مطابق فرديت و شايستگي هايش داراي ديدگاه ها و نظراتي است كه ممكن است با نظرات ديگران متفاوت و حتي مخالف باشد. كلاس درسي دموكراتيك است كه جسارت و شهامت لازم به دانشجويان براي ابراز اينگونه عقايد كاملآ فردي را بدهد و استقلال و فرديت دانشجو را برسميت بشناسد. دانشجو نيز متقابلآ در مقابل اين امتياز بايد آمادگي بازبيني و ارزيابي مجدد نظرات فردي اش در پرتو بحث هاي كلاس را داشته باشد. بهرحال، ما مي دانيم كه شرط تحقق بحث دموكراتيك حضور افرادي است كه با جديت، احساس، اعتقاد و باور شخصي عميق نظرات شان را مطرح و از آن دفاع مي كنند.

تحقق عملي بحث دموكراتيك در كلاس درس امر دشواري است. اين امر بيش از هر چيز نياز به تمرين دموكراسي در محيط هاي خانوادگي و اجتماعي دموكراتيك دارد. اما در عين حال نمي توان تحقق كلاس دموكراتيك را به شكل گيري و رشد دموكراسي در جامعه موكول كرد، زيرا ما به مدرسه و دانشگاه مي رويم تا زندگي به روش مدني و دموكراتيك را بياموزيم و تمرين كنيم. البته براي استاداني كه در جامعه اي با ساختار اجتماعي دموكراتيك تدريس مي كنند، تشكيل كلاس و بحث دموكراتيك آسان تر از همكاران شان در جوامع غير دموكراتيك است. اما در مقابل، پاداش استاداني كه در جوامع غير دموكراتيك تلاش مي كنند بيشتر است، زيرا زيرا اينان نه تنها اهداف تخصصي علم و دانش را دنبال مي كنند، بلكه آشكارا شيوه دموكراتيك انديشيدن، دموكراتيك زيستن و ارتباط برقرار كردن را به شهروندان كشورشان آموزش مي دهند و زمينه لازم براي تحولات اجتماعي به سوي دموكراسي براي همه را فراهم مي سازند و تلاش آنها علاوه بر آموزش نوعي مبارزه انساندوستانه و فداكارانه نيز محسوب مي شود.

روش هاي مباحثه

همان طور كه گفته شد آموزش و كلاس درس دموكراتيك، مشاركت جويانه، انتقادي و بهره مند از روش مباحثه امر ساده اي نيست. رسيدن به الگويي عملي از آموزش انتقادي نيازمند زمان، تلاش و تجربيات زيادي است. مباحثه روش بيگانه اي با آموزش در ايران نيست. همه مي دانيم كه روش سنتي «حوزه هاي علميه ديني» همواره مباحثه بوده است، اصطلاح «بحث طلبگي» مفهومي «جا افتاده»، «پذيرفته» و «مصطلح» در زبان فارسي امروز است. زيرا مباحثه ريشه تاريخي عميق در كليت نظام، روش و تفكر آموزش در حوزه هاي علوم ديني دارد. اما متاسفانه اصطلاح هم عرض آن يعني «بحث دانشجويي» در محاورات زبان فارسي معمول و متداول نيست و درصورت كاربرد آن، بسيار «نچسب» و «غير متعارف» به نظر مي رسد. من آشنايي و تجربه زيسته و فردي لازم از آموزش حوزوي براي نقل و بيان روش «مباحثه طلبگي» را در اينجا ندارم. اگرچه بارها از دور شاهد گروه هاي كوچك طلاب در «مسجد اعظم» قم و مساجد آستان قدس امام رضا (ع) بوده ام و ديده ام كه مباحثه طلاب به صورت گروه هاي كوچك كه گردهم حلقه زده و با هم گفتگو مي كنند، انجام مي گيرد. شايد بتوان گفت مهمترين اصل و سنگ بناي مباحثه همين تقسيم و تفكيك افراد به صورت «گروه هاي كوچك بحث»[36] است.

در اينجا با توجه به كلاس هاي دوره ي دكتري كه در مدرسه مطالعات آفريقا و شرق دانشگاه لندن داشته ام، چند الگو و نمونه از كاربرد روش مباحثه در كلاس درس را شرح مي دهم. بهرحال بايد اين نكته را بخاطر داشته باشيم كه هر جامعه اي متناسب ويژگي هاي خاص فرهنگي و اجتماعي اش مي تواند الگوي منحصر خود در زمينه روش تدريس و آموزش دانشگاهي را خلق و ابداع كند, و روش هاي مباحثه زير تنها بخشي از تجربه مردم نگارانه من است. قطعآ الگوهاي متعدد ديگري براي مباحثه وجود دارد.

1) مباحثه دو نفره

اولين دوره و كلاس آموزشي من «آموزش روش شناسي براي دكتري»[37] با پروفسور جان پيل، استاد انسان شناسي سوآس، در سال 2000 بود. هدف دوره آماده كردن دانشجويان براي تدوين «طرح تحقيق رساله دكتري» بود. اعضاي كلاس 16 نفر از كشورهاي آمريكا، ژاپن، هند، چين، آلمان، كره، تايلند، انگلستان، پاكستان، و ايران –نگارنده-بوديم. وجه اشتراك ما اين بود كه اولآ در زمينه انسان شناسي اجتماعي تحصيل مي كرديم، ثانيا مرحله مقدماتي تهيه و تدوين موضوع و طرح تحقيق براي رساله دكتري را مي گذرانديم. در اولين جلسه پروفسور پيل از دانشجويان خواست كه هر دانشجويي يك «شريك»[38] براي خودش انتخاب كند. ما مي بايست در طي سه ترم تحصيلي-يعني يك سال كامل- با همكاري و همفكري نزديك با شريك خود، طرح تفصيلي و جامع رساله دكتري در موضوعي خاص را مي نوشتيم. البته هر دانشجويي از راهنمايي هاي «استاد راهنما»[39] خود نيز بهره مند مي شد.

شركت ما در كلاس يك موقعيت و فرصت آموزشي و مشاوره اي بود تا از نظرات و انتقادات دانشجويان همكلاس و پروفسور پيل درباره طرح تحقيقي كه مي نويسيم استفاده كنيم. درپايان نيز كميته اي مركب از استاد راهنما، استاد مشاور، و يك استاد ممتحن طرح تحقيق را بررسي و پس از گذراندن يك آزمون يا مصاحبه شفاهي در حضور كميته مذكور، موضوع تحقيق پذيرفته مي شد. هر دانشجو در سه نوبت نتايج كارش در زمينه تدوين طرح تحقيق را به كلاس ارائه مي كرد.

گزارش نهايي كار هر دانشجو مي بايست 20000 كلمه شامل تعريف مسئله، اهداف، اهميت تئوريك و عملي تحقيق، مفاهيم و چارچوب نظري، پرسش ها، بررسي انتقادي مطالعات موجود درباره موضوع تحقيق، روش و فنون انجام تحقيق، طرح چگونگي انجام مطالعه ميداني، و بلاخره موانع و مشكلات تحقيق باشد. هر دانشجو مي بايست علاوه بر تهيه گزارش خود، همراه و همگام با شريك خود گزارش او را مي خواند و آن را نقد و در تهيه گزارش با او همفكري و همكاري مي كرد. اين همكاري ها شامل معرفي منابع، اصلاح مشكلات زبان و نوشتن (بخصوص براي آنانكه انگليسي زبان دوم آنها بود)، نقد، گفتگو درباره برخي موضوعات و كمك به تحليل و شكافتن مسائل، كمك به يكديگر در تهيه امكانات آموزشي و زندگي، و بلاخره درد دل و همنشيني دوستانه. مي بايست به قدري با يكديگر همكاري نزديك مي كرديم و با پروژه هاي يكديگر آشنا مي شديم كه در جلسات ارائه گزارش، شريك و هم مباحثه نيز مي بايست مثل نويسنده اصلي و دانشجوي گزارش كننده, در كلاس به نقد دانشجويان پاسخ دهد. هر دانشجو موظف بود دو هفته قبل از موعد ارائه گزارش، متن گزارش خود را از طريق ايميل به تمام اعضاي كلاس ارسال مي كرد و نسخه اي از آن را در اختيار دفتر دپارتمان قرار مي داد تا به دانشجويان داده شود. هر جلسه سه ساعت بود، و در هر جلسه دو گزارش تحليل و ارائه مي شد. ابتدا دانشجو در 20 دقيقه خلاصه اي از گزارش خود را ارائه مي كرد و بعد دانشجويان به نقد و گفتگو در باره آن مي پرداختند. نگاهي بر كلاس درس نشان مي دهد كه:

دانشجو از ابتدا دوست و همكار فكري براي گفتگو درباره طرح تحقيق و فعاليت آموزشي خود پيدا مي كرد. اين امر باعث مي شد در انجام كار خود احساس تنهايي نكند و گاه و بي تلخ و شيرين طعم كار را با تقسيم كند.
اين دوستي آموزشي چون مبتني بر نياز متقابل و واقعي دو طرف به يكديگر و براي هدفي از نظر اجتماعي مقبول بود، سريع استحام يافته و اغلب به دوستي پايدار تبديل مي شد.
از آنجا كه عملآ تمام دانشجويان در جريان كار يكديگر قرار داشتند، تجارب گروهي كلاس در زمينه روش و مشكلات تحقيق در اختيار همه قرار مي گرفت.
از آنجا كه هر دانشجو تنها در مقابل يكي از اعضاي كلاس (شريك خود) تعهد و التزام دارشت، مجال مطالعه و بررسي دقيق كار او را داشت.
از آنجا دانشجويان از كشورها مختلف بودند و زمينه هاي اجتماعي متفاوتي داشتند، نگرش چند فرهنگي و افق ديد وسيعي بر مباحث كلاس حاكم بود.
از آنجا كه از طريق ايميل ارتباط دايمي داشتيم و مباحث كلاس را بصورت «بحث گروهي» ايميلي ادامه مي داديم، عملآ «اجتماع مجازي» تشكيل داده بوديم كه از حصار كلاس فراتر رفته بود.

2) مباحثه دسته جمعي

كلاس ديگر ما در روز هاي دوشنبه عصر تشكيل مي شد. در اين كلاس كه «مردم نگاري در هزاره سوم»[40]نام داشت، تمام دانشجويان دكتري دپارتمان انسان شناسي سوآس مي توانستند در آن شركت كنند. اين كلاس دو هدف را دنبال مي كرد: اول ايجاد ارتباط اجتماعي ميان دانشجويان دكتري انسان شناسي سوآس، دوم ارائه سمينارهايي در راستاي نيازهاي خاص دانشجويان. تلاش مي شد كه كلاس كمتر جنبه رسمي و فرمال و ساخت يافته داشته باشد تا دانشجويان بتوانند متناسب نيازهاي شان موضوع بحث و چگونگي ارائه آن را تغيير دهند. يكي از استادان دپارتمان براي مشاركت در مباحث دانشجويان و رسميت بخشيدن در جلسات شركت مي كرد. اما نقش معلم و مدرس را نداشت. همچنين يك نفر از دانشجويان به عنوان «سازمان دهنده»[41]بود. دپارتمان مبلغي (1000 پوند) بابت كارهايي كه سازمان دهنده انجام مي داد به او پرداخت مي كرد. در جلسه اول به دانشجويان گفته شد دانشجويان مي توانند استادان مرتبط با موضوع پايان نامه ها و موضوعات دلخواه خود را براي ارائه سخنراني و بحث در كلاس دعوت كنند و دپارتمان هزينه آن را مي پردازد. مدير يا سازماندهنده كلاس هم وظيفه داشت مراحل دعوت از استادان مدعو و هماهنگي براي حضور آنان را انجام دهد. دانشجويان مي بايست ابتدا موضوعات دلخواه خود براي بحث در كلاس را تعيين، و بعد استادان مربوطه را معرفي مي كردند. همچنين براي هر جلسه سه دانشجو داوطلب مي شد كه درباره آن موضوع تحقيق، منابع و مطالب مربوط به آن را شناسايي، پرسش ها و موضوع اصلي بحث را شناسايي، و همچنين هدايت و مديريت جلسه بحث آن موضوع را عهده دار شوند. براي مثال، يكي از جلسات به «معيارهاي ارزيابي و سنجنش متون اتنوگرافيك» اختصاص داشت. اين موضوع به پيشنهاد من و در راستاي موضوع رساله دكتري من بود. از اينرو، پيتر همزسلي، از صاحبنظران روش شناسي مردم نگاري و مولف دو كتاب درباره معيارهاي ارزيابي اتنوگرافي (1998و 1996) براي بحث دعوت انتخاب شد.

همچنين من و دو دانشجوي ديگر عهده دار تدارك و مديريت كلاس شديم. ما مي بايست يك هفته پيش از جلسه بحث درباره موضوع معيارهاي ارزيابي اتنوگرافي» منابع اصلي، پرسش ها و موضوع قابل بحث را نوشته و براي دانشجويان ايميل مي كرديم. همچنين در جلسه بحث مي بايست مديريت كلاس را انجام داده و بيش از ساير دانشجويان فعالانه به گفتگو و نقد و نظر درباره موضوع مي پرداختيم. در هرحال، سخنران 20 دقيقه فرصت داشت تا به طور مقدماتي باب بحث را بگشايد، و بعد دانشجويان به ارائه ديدگاه ها خود و نقد آن مي پرداختند. همچنين، بعد از يك ساعت، نوبت به «زنگ تفريح» كه اصطلاحا «وقت چاي»[42] مي گفتند مي رسيد. دپارتمان يك كتري برقي و مقداري قهوه، چاي، شيريني و شكر براي رفع خستگي و پذيرايي در اختيار دانشجويان قرار داده بود. مدير كلاس از دانشجويان پذيرايي مي كرد و ده دقيقه استراحت مي كرديم. معمولآ آنقدر كلاس جذاب و شيرين مي شد كه بيش از دو ساعت به طول مي انجاميد. در اين كلاس ها ما شيوه ديگري از آموزش مشاكتي و مباحثه را تجربه مي كرديم، روشي كه در آن:

همه امور كلاس به دلخواه دانشجويان و توسط آنها انتخاب و اجرا مي شد.
همه بصورت جمعي پرسش و پاسخ مي كرديم.
در عين حال كار آموزش و پژوهش تيمي سه نفر را تمرين مي كرديم.
با استادان رشته در موضوعات مختلف از دانشگاه هاي مختلف آشنا مي شديم.
از طريق ارتباط دايمي ايميل «اجتماع مجازي» فعالي راتشكيل داده بوديم.
با دانشجويان مراحل مختلف و دانشجوياني كه در شرف فارع التحصيلي بودند آشنا مي شديم و از آنها تجارب لازم مربوط به نوشتن و دفاع از رساله آشنا مي شديم.
محيط دوستانه و غيررسمي كلاس اجازه مي داد كه همه بتوانيم درباره مسائل و مشكلات زندگي در لندن و نحوه دسترسي به امكانات دانشگاه با هم گفتگو كنيم و بخشي از مشكلات خود را حل يا تسهيل نمائيم.
مباحث كلاس و افراد مدعو به گونه اي بود كه ما مي توانستيم با انجمن هاي علمي، سمينارها و نهادهاي علمي رشته انسان شناسي آشنا شده و بعضآ بسهولت ارتباط برقرار كنيم.
از آنجا كه هر دانشجويي مايل بود و تشويق مي شد كه مسائل رساله و تحقيق خودش را مطرح كند، انگيزه ي زيادي براي مشاركت همه در بحث كلاس وجود داشت.

3) مباحثه گروه به گروه

يكي از كلاس هايي كه در آن شركت كردم، درس «مردم نگاري كشورهاي خاورميانه» بود كه توسط پروفسور ريچارد تاپر در 2001 برگزار شد. پروفسور تاپر دانشجويان را به چهار گروه پنج نفره تقسيم كرده بود. هر گروه وظيفه داشت يكي از كشورهاي خاورميانه را بررسي و در سه نوبت، هر ترم تحصيلي يك نوبت، سمينار بدهد. دانشجويان خارج از كلاس فرصت داشتند تا هفته اي دو ساعت با تاپر ملاقات و درباره مشكلات و نحوه مطالعات و تدوين گزارش هاي شان و ارائه آن در كلاس بحث وگفتگو كنند. هر جلسه دو ساعت بود. ساعت اول ارائه گزارش يك گروه و ساعت دوم بحث و بررسي و پرسش و پاسخ دانشجويان. هر گروه موظف بود يك هفته قبل متن مكتوب گزارش شان را براي دانشجويان ايميل كنند. نقش تاپر هم كمك به دانشجويان در بيرون كلاس براي شناسايي منابع، نحوه تدوين گزارش، مطالعه و نقد متن گزارش ها بود, در كلاس نيز مانند دانشجويان در بحث شركت مي كرد و نظرش را مي گفت. دانشجويان نيز اغلب بر مبناي شناخت هايي كه از منطقه و كشور مورد بررسي داشتند، موضوع را انتخاب مي كردند. در نتيجه مباحث هم به مطالعات آنها و هم مبتني بر تجارب زيسته شان استوار بود.

با توجه به چهار الگوي مشاركتي و مباحثه اي مذكور, اصول و راهبرد هاي زير را براي مباحثه و تحقق آموزش انتقادي و دموكراتيك موفق بيان كرد.

1) اولين پيش نيار مباحثه موفق, آماده كردن دانشجويان براي پذير

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 

روشهاي 30 گانه براي مباحثه بهتر

نوشته: استاد محمود اسماعيل
 
1.    بهتر است روش قناعت بخش و دوستانه را در مناقشه، گفتگو و مصاحبه در پيش بگيريد، نه روش آمرانه.
2.    كوشش كنيد كه از حواس خويش استفاده كنيد، صداي خويش را بلند نكنيد، آرام صحبت كنيد، از اشارات دست و جسم استفاده كنيد، در اين صورت امكان دارد كه هدف خويش را بدست آوريد و با شنونده همكاري كنيد كه هدف شما را به درستي بفهمند.
3.    سر سخن را از آنجا شروع كن كه شنونده با آن شوق دارد و ميشنوند، او را تاييد كن و بعد از آن نقاط مشترك و مثبت را بحث كنيد، از ايراد موضوعات اختلافي شروع نكنيد، و وقتيكه به عمق موضوع داخل ميشويد كوشش نكنيد كه طرق مقابل را از قناعت شان دور كنيد و بعد از آن از عوامل تعارض از كم تا زياد بپردازي.
4.    به شنونده تلقين كنيد سخن كه مي گوييد نظر او ميباشد، بخاطريكه انسان به افكاري كه خودش به آن دست ميآبد ميبالد، و وقتيكه در انجام اين كار موفق شديد در اين صورت شنونده از آن فكر و راي شما حمايت ميكند.
5.    در وقت صحبت كردن از اصل موضوع خارج نشويد، و از شرح خسته كننده بپرهيزيد.
6.    از صحبتهاي طولاني پرهيز كنيد، چرا كه شنونده بعد از 50 دقيقه خسته ميشود، و ياد داشته باشيد كه جذاب بودن سخن مربوط ميشود به خالي بودن آن از حاشيه روي و سخنان بي مورد.
7.    استدلال به دلائل در تاييد و رد يك موضوع فائده زيادي دارد، همچنان ميتوان شنونده را از اين طريق قناعت خوبي داد. اين در صورت است كه طرف مقابل از سطح تعليمي بالاي برخوردار باشد، اما اگر سطح تعليمي آنان پايين باشد ميشود كه به تقديم نمودن يك جانب قضيه اكتفا نمود.
8.    هر گاه سخن از ضروريات شنوندها زده شود آنان اهتمام خوبي به شنيدن سخن ميدهند، و چيزيكه سخنگوي ميگويد آنرا خوب حفظ ميكند و به شخصيت اش احترام قائل ميشوند.
9.    همچنان بايد از روشهاي منطقي و عاطفي براي جلب اذهان شنونده گان استفاده شود.
10.     بعضي از سخنان خويش را تكرار كنيد، تا قناعت مخاطبين حاصل گردد، اما از تكراريكه خسته كن باشد بايد جلوگيري شود.
11.    استفاده زياد از تكيه كلام نكنيد، همچنان از تكرار اشارات و تحريك دستان بطور هنگفت جلوگيري كنيد.
12.     از وسائل مختلف تاثير گذار استفاده كند، و بر يك وسيله اكتفا مكن، يعني براي تاييد سخنان خويش از آيات قراني، احاديث نبوي، ضرب المثل ها و اشعار درست استفاده كنيد.
13.     به عكس العمل هاي مخاطبين متوجه باشيد، از اين طريق نقاط مثبت خويش را تقويه و از نقاط منفي خويش جلوگيري كنيد.
14.     كوشش كنيد كه شنونده هاي خويش را در موضوع شريك كنيد.
15.     كوشش نكن كه خود را قناعت دهي، بلكه سعي كن كه مخاطبين خويش را قناعت دهي.
16.    بهتر است كه اشتباه خويش را بپذيري و نشود كه در دفاع از اشتباه خويش ادامه دهي. پذيرش اشتباه شخصيت شما را در نزد مخاطبين كم نميكند.

در صورت تعامل با مخالفين از روشهاي ذيل استفاده كنيد:
 
17.    كوشش كنيد كه مخالفت را آرام كنيد، و از روش زشت خود داري كنيد، و اين يك قدم مهم در تعامل با مخالفان است.
18.    صحبت كننده خوب آنست كه تاري كه بين او و مخالفش منحيث رابطه وجود دارد آنرا نگه كند و از حدود خويش تجاوز نكند.
19.    بعضي اوقات شنونده براي عصباني ساختن صحبت كننده از روش خشن و ستيزه جويانه استفاده ميكند، صحبت كننده نبايد در مقابلش عصباني شود تا براي مخالف چانس مهيا نگردد.
20.    فكر نكنيد هر كسيكه صحبت شما را قطع كند مخالف شما است، بخاطريكه بعضي اشخاص قصد اين را ندارد، پس صحبت كننده بايد خود را از حقيقت آگاه سازد.
21.    وقتيكه صحبت كننده به انتقاد مخالف جواب ميدهد، در صورتيكه با بعضي از سخنانش موافق باشد، كوشش كند كه از لهجه تند استفاد ه نكند، شايد كه اين كار برايش فرصت اين را بدهد كه اشتباه مخالف را به ديگران اظهار سازد.
22.    در مقابل دلائل شخص معارض، كوشش كنيد كه اول دليل ضعيفش را رد كنيد، و ديگر براي ديگران فرصت دهيد تا باقي دلائل اش را جواب گويند.
23.    صحبت كننده، بايد از تحقير، توهين و بر انگيختن احساسات سمت مخالف جلوگيري كند.
24.    دعوتگر بايد تمام جوانب مجلس را مراعات كند، ولو اگر اشخاص غير مسلمان نيز در آن باشد.
25.    بهتر است صحبت كننده اعجاب خويش را در مقابل افكار درست، خوب و جديد كه طرف مقابل بيان ميكند اظهار كند.
 استاذ هبه عمرو اضافه ميكند:
26.    هميش در گفتگو نيت نيك داشته باشيد، و آنرا بر جدال و تلخي تبديل نكنيد، چرا كه ما در جنگي كه كاميابي را ميخواهيم داخل نميشويم، بلكه در آن به اين نيت داخل ميگرديم تا از اين طريق دعوت به راه الله تعالي كنيم.
27.    كوشش كنيد كه كسي از شما آزرده نشود.
28.    در سخنان خويش راستگو باشيد، تا مباحثه شما موفق باشد.
29.    كوشش كنيد از بلند نمودن آواز جلوگيري شود، چرا كه بلند نمودن صدا به ضعف موقف دلالت ميكند.
30.    براي ديگران نيز فرصت صحبت را دهيد، و به آنان گوش دهيد.

منبع :

http://eslahonline.net/2793


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات روز آمد و متنوع ، نياز سوم فن بيان


هر خطيب كه مي خواهد شايستگي هاي يك سخنور محبوب و بزرگي را داشته باشد ، بايد افزون بر مطالعات تخصصي ،
در حوزه ها و قلمروهاي ديگر نيز ، مطالعه يا حتي ، دست داشته باشد . آگاهي هاي ويژه در موضوع مربوط براي
سخنور بودن كافي است ؛ اما بسندگي به مطالعات تخصصي ، زبان و بيان را ناتوان و ذهن را نا منعطف مي كند . سخنوري كه
محور سخنراني هايش موضوعات فلسفي است ، شايد نيازي به داشتن اطلاعات اجمالي در حوزه تاريخ معاصر يا آگاهي هاي
هنري يا فني در خود احساس نكند ؛ اما به حتم ، چنين سخنوري ، ازبياني نكته گو و جذاب بي نصيب خواهد بود .

نگاهي به فهرست ناطقان و سخنوران بزرگ و تأثيرگذار ، آشكار مي كند كه همگي آنان علاوه بر آگاهي هاي تخصصي ،
دانستني هاي بسياري در عرصه هاي گوناگون داشته اند ؛ از ورزش و موسيقي و فيلم گرفته تا تاريخ ملل و اقوام دور .
هرقدر حوزه اطلاعات و مطالعات سخنران وگوينده در موضوعات مختلف ، بيشتر و گسترده باشد ، زبان و بيان و اجراي او ،
چابك تر و زنده تر است .

آنان كه در موضوعات سخنراني خود عميق اند ، اما با هيچ حوزه ديگري آشنائي يا انسي ندارند ، بيان و گفتاري خمود و
خسته كننده دارند .
هر دانستني و اطلاعي كه جهان بيني ناطق و سخنوررا گسترش مي دهد ، ابزار او براي پرورش مطلب و راهي براي نفوذ در
جهان فكري مخاطبان و شنوندگان است . هر بند از هر كتابي كه مي خوانيم ، بر فصاحت و بلاغت بيان و كلام ما مي افزايد
هرچند فرسنگ ها از رشته تحقيقات و موضوع سخنراني هاي ما دور باشد . همه سخنوران و ناطقان بزرگ ، عاشقان خستگي ناپذير
كتاب و مطالعه بودند . آنان براي كتاب خواني ، وقت و هزينه اي جدا از مطالعات موضوعي و آكادميك در نظر مي گرفتند .

شوق به مطالعه و خواندن جنون آميز ، بيان گوينده را براي هر گونه آفرينش هنري در كلام خود قوي مي كند .
سخنراني ، مي تواند و بايد تخصصي باشد ؛ اما خواندن و مطالعه كردن ، چنين بايدي ندارد . گمان نكنيم مطالعه در موضوعات متنوع ،
وقت گيراست و كم فايده . نگاه به مقاله اي كه درنقد يكي از فيلم هاي هاليوود نوشته شده است اگر در محتواي سخنراني هاي ما
به كارنيايد ، بي شك و گمان در واژگان و هندسه و حتي زاويه ديد سخنران ، مؤثراست .

سرمقاله هاي هرروزنامه اي كه استانداردهاي حرفه اي را رعايت مي كند ، به سخنوري كه در حوزه هاي فلسفي
يا عرفاني سخنراني مي كند ، مي آموزد كه چگونه موضوع بومي و ساده اي را برجسته و يا حتي جهاني سازد .
مي توان از گزارشگران ورزشي وورزشي نويسان آموخت كه چگونه بر هيجان و شادابي سخنراني ها افزود . از نوشته هاي
آنان كه دررشته هاي جديد دانشگاهي مي نويسند ، مي توان دائقه هاي روشنفكري و شيوه هاي جديد استدلال و استناد را
فراگرفت و با همان شيوه ها در گفتگوي با آنان سخن گفت و كلمه ساخت و جمله پرداخت .
در ميان همه گرايش هائي كه ملكه سخنوري را در سخنران قوت و عمق مي بخشد ، جامعه گرائي و با خبري از اوضاع و احوال
كشور و حتي جهان است .

گرايش سياسي – اجتماعي ، از خصلت هائي است كه در همه سخنوران بزرگ و نامور جهان ديده مي شود . اكثر نويسندگان
و سخنوران بزرگ دنيا ، يا سابقه روزنامه نگاري دارند و يا روزنامه خوان هاي حرفه اي بوده اند . هرگاه كتاب يا مقاله اي ،
شوري در شما برانگيخت يا نهال شوق در جان شما نشاند ، اطمينان يابيد كه نويسنده آن ، خود انساني شورمند و
برون گرا است . اجتماع گرائي و زير نظر گرفتن واقعيت هاي جامعه ، سخنوررا صاحب بياني زنده و قدرتمند مي كند .

اين سخن ، هرگز به اين معنا نيست كه سخنوران بزرگ يا كوچك بايد نام خودرا در ليست يكي از احزاب روزگار خويش ثبت
كنند و در شمار فعالان سياسي درآيند . بيشتر بدان معنا است كه سخنور نمي تواند نسبت به واقعيت هاي تلخ و شيرين جامعه
خود مبالات نداشته باشد ؛ هرچند هيچ گاه در چنين موضوعاتي يك جمله نيز در سخنراني هاي خود نياورد . سخنور مي تواند
سياست مدار نباشد و به هيچ حزب و جناحي نگرايد ، اما نمي تواند چشم خودرا بر واقعيت هاي زندگي و اجتماع ببندد و
با رؤياهاي فردي خود سركند .

هيچ نويسنده و سخنوري را نمي توان يافت كه بتواند از كنار روزنامه فروشي به همان آساني و سرعت بگذرد كه از مقابل بوتيك
لباس مي گذرد . روزنامه ها ووبلاگ هاي هدف مند ، دماسنج هاي بسيار حساس و آئينه وش جامعه خود هستند . گشت و گذار
در صفحه هاي كاغدين جرايد يا صفحات شيشه اي وب ، سخنور را از دلمشغولي هاي مردم و مخاطبان بالقوه خود خبر مي كند .
سخنوري كه هرگز خبر يا گزارش يا مقاله اي را در هيچ روزنامه اي نخوانده و حتي نور چشم خودرا به بزرگ ترين تيترهاي اص>

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه براي مطالعه برنامه ريزي كنيم !

چگونه در امتحان موفق شويم؟
اصولاً امتحان از قسمت هاي مهم آموزش وپرورش است كه اگر آمادگي براي آن وجود داشته باشد مي توان به خوبي از عهده آن برآمد. در اين مقاله به نكاتي مهم اشاره مي شود كه موفقيت ما را در امتحان چند برابر مي كند.
¤ قبل از شروع امتحان تعداد ساعات و يا روز قبل از شروع امتحان را محاسبه كنيد و تعداد صفحات كتاب را تقسيم بندي كرده و به نوبت به مطالعه و مرور هر قسمت بپردازيد.
¤ برنامه ريزي براي دروس مشكل تر و آنهايي كه از آن نمره كمتري كسب كرده ايم مهمتر است تا كتاب ها و امتحانات آسانتر.
قبل از شروع امتحان:
 ¤ با خواندن سوره هايي از قرآن كه حفظ مي باشيم و ياد خدا مي توان اضطراب و استرس امتحان را از خود دور كرد.
¤ خوردن خوراكي هايي كه مواد قندي دارد مثل كشمش- خرما- عسل به ما انرژي زياد تري در امتحان مي دهد.
¤ از طرح سؤالات بي مورد از دوستان خود قبل از امتحان كه باعث اضطراب و هدر دادن انرژي ما مي شود خودداري كنيم و به هيچ وجه مطالعه و دوره مطالب قبل از شروع امتحان نداشته باشيم.
در جلسه امتحان:
 ¤ بعد از گفتن و خواندن سوره هايي از قرآن و توكل بر خدا مشخصات كامل خود را نوشته سؤالات را به دقت خوانده و جواب سؤالات را بي عجله و با دقت مي نويسيم.
¤ از گذاشتن وقت زياد بر روي سؤالات جزئي و با بارم كم خودداري كرده و وقت خود را با امتحان تنظيم مي كنيم.
¤ در تحويل برگه امتحان عجله نكرده و تمام پاسخ ها را دو مرتبه كنترل مي كنيم.
¤ از سؤالات ساده تر شروع كرده و بعد به سؤالاتي كه نمره بيشتر دارد و بعد به سؤالاتي كه مشكل تر و يا وقت بيشتري مي گيرد و يا نمره كمتري دارد بايد پرداخت.
¤ در امتحانات تشريحي ابتدا نكات مهم هر سؤال را در گوشه برگه مي نويسيم و بعد آنها را تنظيم و پاك نويس مي كنيم.
¤ از پرداختن به حاشيه خودداري و به اصل موضوع مي پردازيم و بر نوشتن موضوع اصلي و تشريح آن موضوع توجه مي كنيم.
¤ در امتحانات بعدي به سؤالات امتحاني قبلي خود نگاه كرده تا اشتباهات خود را تكرار نكنيم و با تمرين درس و يادگيري آشنا مي شويم.
¤ هميشه بعد از اتمام امتحان وقت خود را روي امتحان بعدي مي گذاريم و از ناراحت بودن براي امتحان گرفته شده جداً خودداري مي كنيم.
روش مطالعه مفيد و سودمند
 ¤ آغاز كار مطالعه با ياد خدا و بجا آوردن نماز واجب و كمي قرآن خواندن تا آرامش در ما ايجاد شود.
¤ انتخاب يك مكان آرام و بي سر و صدا
¤ نوشتن افكار مزاحم روي برگه كه مرتباً فكر ما را از درس دور مي كند.
¤ استفاده از ميز و صندلي مناسب يا حداقل يك ميز كوچك كه از خميده بودن و خستگي ما در درس جلوگيري كند.
¤ استفاده از زنگ تفريح 15 دقيقه اي بعد از هر مطالعه 45دقيقه اي كه خستگي را از بين برده و يك انرژي جديدي در ما ايجاد مي كند.
¤ تكرار مطالب درسي تا قدرت ذهن ما را بيشتر كند.
¤ استفاده از مثال يا توضيح باعث مي شود كه درس بهتر و كامل تر فهميده شود.
¤ خلاصه نويسي مطالب درسي به زبان خودمان باعث مي شود هم براي جلسه درس و هم امتحان پاياني فهم مطالب براي ما آسان شود.
¤ گاهي پيدا نمودن سؤالات امتحاني سالهاي قبل ما را در روش مطالعه درس كمك مي كند.
¤ هميشه به خود تلقين كنيد كه توانسته ايم با مطالعه كافي و مفيد نمرات بيشتري بدست آوريم و خود را مقيد بدانيد به برنامه مطالعه خود حتماً عمل كنيد و در صورت عدم انجام آن از چيزهايي كه دوست داريد خود را محروم كنيد مثل برنامه تلويزيوني يا بازي با همسالان و كامپيوتر، مهماني رفتن.
وظايف والدين در زمان برگزاري امتحانات فرزندان خود
 1- محيط امن و آرامي در منزل براي فرزندتان مهيا كنيد.
2- ازنظر تغذيه توجه ويژه اي در برنامه غذايي روزانه آنها اعمال كنيد.
3- در ايام امتحانات از رفت و آمدهاي اضافي و مسافرت و... خودداري كنيد.
4- از هر گونه جر و بحث و برخوردهاي نامناسب كه موجب برهم خوردن آرامش خانواده مي گردد پرهيز نمائيد.
5- با تشويق و دلگرمي فرزند خود را به امتحان بعد اميدوار كنيد.
6- از كنايه و تحقير و كلماتي كه بار منفي دارد خودداري فرمائيد.
7- اگر فرزندتان بعد از امتحان از نتيجه آن ناراضي بوده و از نمره آن نااميد بود به جاي محكوم كردن وي علت را بررسي كنيد.
8- اگر درمورد درس خاصي نگراني دارد قبل از امتحان با دبير مربوطه صحبت نموده تا علت نگراني مشخص گردد.
9- بعد از امتحان براي بررسي نقاط ضعف و قوت دانش آموزان در درسها حتماً به مشاور مدرسه مراجعه تا براي جبران در امتحانات نوبت دوم برنامه ريزي بعمل آيد.
و سخن آخر: فضاي روحاني حاكم بر منزل، توكل، دعا و استعانت از خداوند منان بهترين راه جهت آرامش روحي و رواني فرزند دلبندتان مي باشد. 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 
چگونه مطالعه كنيم؟


توسط : parstranslation

 
شما مى‏خواهم كه يك روش صحيح مطالعه را به من بياموزيد؛ زيرا با اينكه درس زياد مى‏خوانم، باز هم نمره‏ هاى خوبى نمى‏گيرم و درسى را كه مى‏خوانم فردا آن را به خوبى به ياد نمى آورم و براى امتحان هم نبايد كمتر از 2 بار بخوانم؛ زيرا اگر يك بار بخوانم، فراموش مى‏كنم. از شما خواهش مى‏كنم كه مرا در روش صحيح راهنمايى كنيد تا بتوانم در درس‏هايم موفق باشم.

 

يك مطالعه موفق، بايد در حال آرامش و بدون اضطراب صورت بگيرد تا رضايت بخش و ثمربخش باشد. براى اين كه به اين سؤال شما پاسخ كاملى داده باشيم، برخى از نكات مهم و كلى را درباره مكان، روش، كارآيى، تمركز و سرعت مطالعه به ترتيب، بيان مى‏كنيم تا با به كارگيرى آنها، مشكل خود را برطرف كنيد.

مكان مطالعه‏


دكتر فيل ريس، در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» و دكتر عين الله خادمى در كتاب «مطالعه روشمند» چنين نوشته ‏اند:


1. برخى افراد ترجيح مى‏دهند در سكوت مطالعه كنند و برخى در سروصدا. بعضى صندلى راحتى را مى‏پسندند و بعضى دراز كشيدن يا نشستن رسمى را. اصلاً وسواس به خرج ندهيد و در هر حالتى كه راحت‏تر هستيد، مطالعه خود را آغاز كنيد.


2. اگر مكان مطالعه شما كمى آشفته و به هم ريخته است، مرتب كردن آن را به نيم ساعت پس از مطالعه موكول كنيد؛ زيرا در اين صورت، در حين مرتب كردن اتاق، به مطالبى كه مطالعه كرده‏ ايد، فكر خواهيد كرد و زمان مفيدى را از دست نخواهيد داد.

3. گاهى اوقات از مكان‏هاى استثنايى و هيجان‏ انگيز استفاده كنيد تا مطلبى كه مطالعه مى‏كنيد، همراه آن خاطره در ذهن شما ماندگار شود؛ مثلاً در يك شب بارانى با يك چتر و يك چراغ قوه زير باران رويد و مطلب را مطالعه كنيد و يا در يك مكان تاريخى و قديمى، به تفكر و مطالعه در مورد مطلب مورد علاقه خود بپردازيد.


4. اگر امكان داشته باشد، موضوع مورد مطالعه شما با مكانى كه انتخاب مى‏كنيد، هماهنگى و سنخيت داشته باشد. اين كار، به افزايش بهره ‏ورى شما كمك بسيار مى‏كند. اين هماهنگى، شامل ابزار و لوازم مورد نياز نيز مى‏شود.


5. قبل از انتخاب محل مطالعه خود، چند خصوصيت مهم و ايده ‏آل را براى مكان مطالعه، در ذهن خود فهرست كنيد تا راحت‏تر بتوانيد آن را بيابيد.


6. در مكان مطالعه شما، بايد راهى براى خيره شدن به دور دست وجود داشته باشد؛ زيرا توقف در مطالعه و چشم دوختن به بى‏نهايت، در افزايش كارآيى مطالعه بسيار سودمند است؛ حداقل گاهى به سقف اتاق خيره شويد.


7. هيچ گاه مطالعه خود را به حضور در مكان خاصى مشروط نكنيد؛ زيرا در اين صورت بهانه‏ اى مى‏يابيد تا در ساير مكان‏ها از مطالعه بگريزيد. به ياد داشته باشيد كه در حقيقت، «مكان مطالعه، جايى است كه شما هستيد».


8. دقت كنيد كه ميزان نور، دماى محيط، شكل صندلى و ساير شرايط، در مكان مطالعه شما به گونه‏ اى نباشند كه شما را خواب آلوده كنند.


9. تهويه خوب و اكسيژن زياد در مكان مطالعه، شرطى حياتى است.


روش مطالعه‏


1. به قول آدريل جانسون، خوب كتاب خواندن را نمى‏توان از خواص مادرزادى دانست. براى قرائت، بدون شك، پرورش خاصى لازم است.


2. بهترين روش كتاب‏خوانى، روشى است كه خواننده در اين كار بتواند زيبايى‏هاى چيزى را كه مى‏خواند، دريابد و به هنگام لزوم، معايب آنها را بفهمد و اين از راه پرورش و ممارست حاصل مى‏گردد.


3. در معانى كلماتى كه براى نخستين بار مى‏بينيد، دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب، آن معانى را براى ما كشف مى‏كند. همان زمان، بهترين وقت براى رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.


4. اميل فاگه، نويسنده فرانسوى، عقيده دارد كه بايد در خواندن كتاب استقامت داشته باشيم. استقامت، لجاجت نيست؛ بلكه نوعى بردبارى است كه ذوق ما را مى‏پرورد و درك ما را عميق مى‏كند.


5. مون تنى، دانشمند شهير فرانسوى، درباره انتخاب كتاب و روش كتاب‏خوانى نظريه اى بسيار بديع و زيبا دارد. يكى از اين عقايد، آن است كه براى وصول به عمق معناى يك كتاب خوب، بايد آن را دوبار بخوانيم و با آن ارتباط دائمى داشته باشيم. يك اثر پربها، ما را مدت‏ها سعادتمند مى‏سازد. ما نمى‏توانيم با يك بار خواندن، به اين درجه از خوشبختى برسيم؛ هر چند در اين يك‏بار، دقت فوق العاده به كار بريم.


6. همچنين وى معتقد است كه اگر بخواهيم از كتابى كه خوانده‏ ايم، نظر صحيحى پيدا كنيم، بايد درباره آن گفت‏گو كنيم. كتاب‏هاى خوب، افق گفتگوهاى پرثمر را به روى ما مى‏گشايند و اين، همان چيزى است كه ما آن را مباحثه مى‏ناميم.


7. در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» آمده است: يكى از روش‏هاى خوب مطالعه، استفاده از يادداشت بردارى است. فقط توجه كنيد كه به جاى يادداشت، رونويسى نكنيد! طرح‏هاى گوناگون بريزيد؛ نكات مهم يادداشت را برجسته‏ تر بنويسيد و اگر مطلبى را درك نمى‏كنيد، به صورت سؤال يادداشت برداريد.


8. در كتاب «روش‏هاى تسريع در خواندن و درك» پيشنهاد شده است كه هنگام مطالعه، ابتدا خلاصه مطلب را كه اغلب در ابتداى مقاله يا كتاب آمده است، بخوانيد؛ سپس عنوان‏ها و فهرست اجمالى كتاب را مطالعه كنيد و بعد چند سطر از ابتداى هر عنوان را مطالعه كنيد؛ زيرا مهم‏ترين مطالب، معمولاً در همين خطوط ابتدايى هستند و سرانجام ساير توضيحات و تفاسير كتاب را بر اطلاعات خود بيفزاييد.


9. از همان زمان مطالعه، براى به كار بستن آن چه مى‏آموزيد، برنامه‏ريزى كنيد. به قول تولد، «مطالعه و عمل نكردن، مانند شخم زدن و بذر نپاشيدن است».


10. بيكن جمله زيبايى در اين باره دارد؛ «برخى كتاب‏ها را بايد چشيد؛ بعضى ديگر را بايد بلعيد و قليلى را هم بايد جويد و هضم كرد.

كارآيى مطالعه‏


1. كيفيت مطالعه را بالا ببريد؛ به روخوانى سطحى در حالت پراكندگى فكر قناعت نكنيد و با مفهوم و معناى مطلب، ارتباط برقرار سازيد تا آن چه را كه مورد نياز است، به خوبى درك كنيد.


2. حجم مطالعه، حواس شما را پرت نكند؛ مطالعه بيشتر و سريع‏تر، تنها بهانه ‏اى براى بيشتر دانستن است؛ پس ابتدا آن چه را مى‏خواهيد بدانيد و بفهميد، برداشت كنيد و آن گاه با كلمات «سرعت» و «بيشتر» وسوسه شويد.


3. قبل از آن كه از موضوع اصلى كتاب منحرف شويد و به مطلب ديگرى بپردازيد، قسمت‏هايى را كه دوست داريد به خاطر بسپاريد، مشخص كنيد.


4. حتماً براى مطالعه خود برنامه ‏ريزى داشته باشيد. اين كه قصد يادداشت بردارى داريد يا خير، در مورد چه موضوعى بايد تمركز كنيد، چه سؤالاتى در ذهن داريد كه در اين كتاب جواب آنها را مى‏جوييد و...، همه بايد از قبل برنامه‏ ريزى شده باشند.


5. بايد كتابى كه مطالعه مى‏كنيد، مختص به خود شما باشد تا به راحتى در آن علامت‏گذارى و نكته نويسى كنيد. استفاده از مداد يا ماژيك رنگى، به شما امكان مى‏دهد تا در مراجعه مجدد به كتاب، بهره بيشترى ببريد؛ هر چند نبايد اين خطوط رنگى، استفاده شما را از ساير خطوط كتاب كاهش دهد.


6. هنگام مطالعه، همواره يك قلم در دست داشته باشيد؛ زيرا مطالعه، آنگاه كارآيى مطلوب مى‏يابد كه همراه با مطالعه سؤالات، ذهن خود را با آموزه ‏هاى كتاب تطبيق دهيد و در حاشيه آن يادداشت كنيد.


7. ميان مطالعه و ساير كارهاى خود، تعادلى به وجود آوريد تا هم از خواندن خسته نشويد و هم تجربه و عمل را به بهره‏ ورى مطالعه خود بيفزاييد.


8. مطالعه پراكنده، با موضوعات گوناگون و متناقض، موجب كاهش بهره‏ ورى شما مى‏شود؛ سعى كنيد در نوع كتابى كه براى مطالعه انتخاب مى‏كنيد، مطالعات قبلى خود را در نظر آوريد تا نظم فكرى شما به هم نخورد.


9. اگر بتوانيد از هر كتابى كه مى‏خوانيد، نكات مهم و كليدى آن را خلاصه بردارى كنيد، بر كارآيى مطالعه شما مى‏افزايد. اين راهكار، آنگاه ارزشمندتر مى‏شود كه خواننده به زبان و عبارات خودش، مطالب را يادداشت كند.


10. به ياد داشته باشيد كه علاقه و انگيزه، در مورد مطلبى كه براى مطالعه انتخاب كرده ‏ايد، به بهره ‏ورى شما از آن چه مى‏خوانيد، بسيار مى‏افزايد.


11. گاهى قرار دادن يك پاداشِ مشروط براى مطالعه حجم خاصى از كتاب، به هيجان و لذت مطالعه مى‏افزايد و نوعى اثر تشويقى بر فرد مى‏گذارد. اين پاداش‏ها، مى‏تواند ديدن يك برنامه تلويزيونى، رفتن به مكانى خاص، انجام يك فعاليت مورد علاقه يا حتى خوردن يك خوراكى مورد علاقه باشد؛ مشروط بر اين كه ميزان تعيين شده، مطالعه شده باشد.


12. رنگ كاغذ، رنگ قلم، نحوه نشستن، فاصله چشم با كتاب، نور محيط و ساير شرايط مكانى نيز در كارآيى مطالعه شما كاملاً مؤثرند.

تمركز مطالعه‏


دكتر خادمى در كتاب «مطالعه روشمند»، نكاتى را براى ايجاد تمركز حواس لازم مى‏داند كه عبارتند از:


1. علاقه به موضوع مورد مطالعه، يكى از علل مهم ايجاد تمركز و دقت در حين مطالعه است.


2. هماهنگى اراده و تخيل نيز در اين رابطه كارساز است؛ به عبارت ديگر، چشمان فرد بر صفحه كتاب و افكارش در حال پرواز به دور دست‏ها نباشد.


3. برخى مسائل جسمى و روحى نيز مى‏توانند تمركز فرد را بر هم بزنند؛ مانند گرسنگى، تشنگى، بيمارى، نگرانى و اضطراب.


4. برخى مسائل محيطى نيز از عوامل برهم زننده تمركزند؛ مانند سروصداى زياد، نور زياد يا كم، لباس نامناسب و... .
آقاى حق جو در كتاب «روش‏هاى تسريع در خواندن و درك»، چند نكته مهم ديگر را نيز بر اين فهرست مى‏افزايد كه عبارتند از:


5. يكى از مهم‏ترين عوامل بر هم خوردن تمركز، عجله و شتاب است. اين حالت، سطح مطالعه را كاهش مى‏دهد و تمركز را بر هم مى‏زند.


6. يكى از مسائل قابل توجه ديگر، سنگينى معده و سيرى بيش از حد است و به قول حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ وآله، «پرى معده و سيرى زياد، به وجود آورنده حماقت است». اين، همان خواندن و نفهميدن و به عبارتى، عدم تمركز و عدم ارتباط، با مفهوم كتاب است.


7. انتخاب زمان مناسب، از عوامل ايجاد تمركز است؛ مثلاً پس از استراحت، خصوصاً در صبحگاهان، بهترين حالت تمركز و ساعات خستگى و كسالت، نامناسب‏ترين اوقات، براى تمركزند؛ البته در صبحگاهان، لازم است قدرى ورزش كنيد تا بدن آمادگى لازم را به دست آورد.


8. نظم و انضباط در نوع، ساعت و مكان مطالعه، همگى از عوامل ايجاد كننده تمركز مى‏باشند.

 

سرعت مطالعه


1. دكتر فيل ريس پيشنهاد مى‏كند كه اگر قصد داريد سرعت مطالعه را افزايش دهيد، حتماً ابتدا به فهرست كتاب نظرى دقيق بيندازيد تا نسبت به موضوعات كلى كتاب آگاهى پيدا كنيد.


2. تند خوانى، هميشه مناسب نيست و در مطالبى كه به تعمق و تأمل نياز دارد، اصلاً نبايد به كار گرفته شود.


3. مغز ما هميشه تندتر از بيان ما كلمات را دريافت مى‏كند؛ براى افزايش سرعت، سعى كنيد عادت بلند خوانى كتاب را ترك كنيد.


4. تمرين كنيد تا به جاى درك لغت به لغت يك جمله، به درك گروهى لغات عادت كنيد.


5. به نظر نويسنده كتاب «تسريع در خواندن و درك»، يكى از عوامل كندخوانى، برگشت است؛ يعنى آن كه فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پيشين بر گرداند. اين كار، تمركز فرد را از ميان مى‏برد و وقت زيادى را تلف مى‏كند. هنگام مطالعه، چشم بايد به طور مستقيم و به موازات صفحه حركت كند و از پريدن به سطرهاى بالا و پايين، دورى جويد.


6. كسانى كه با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال مى‏كنند، بايد اين عادت را ترك كنند؛ زيرا در تند خوانى، فقط چشم كار مى‏كند، نه دست و زبان.


7. نويسنده كتاب «مطالعه روشمند»، بر اين باور است كه حتى تكان دادن سر هنگام مطالعه، از سرعت مطالعه مى‏كاهد؛ پس بهتر است كه اين گونه بگوييم: در تند خوانى، فقط چشم كار مى‏كند؛ نه دست، نه زبان و نه سر. براى ديدن همه صفحه كتاب، اصلاً به حركت سر نيازى نيست؛ صفحه، خود در دامنه بينايى قرار دارد.


8. وى از مشكل ديگرى به نام «خالى خوانى» نام مى‏برد كه عبارتست از: سرگردانى چشم در حاشيه سفيد كتاب يا لابه‏ لاى خطوط و يا هر قسمت غير مفيد صفحه. اين حالت را ديدن غير مفيد نيز مى‏گويند و موجب كاهش سرعت مطالعه مى‏شود.


9. حتى نوع ورق زدن نيز به صرفه‏ جويى در وقت كمك مى‏كند. ورق زدن درست آن است كه با دست چپ واز گوشه بالايى صفحه صورت گيرد و چند لحظه قبل از پايان صفحه، دست براى ورق زدن آماده باشد. كسانى كه با دست راست و از گوشه پايينى صفحه ورق مى‏زنند، از سرعت و تمركز خود مى‏كاهند .

منبع :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=441755


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

براي پرهيز از انواع عقايد احمقانه چگونه رفتار كنيم؟


 براي پرهيز از انواع عقايد احمقانه اي كه نوع بشر مستعد آن است، نيازي به نبوغ فوق بشري نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست كم از خطاهاي ابلهانه باز مي‌دارد.اگر موضوع چيزي است كه با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو مي‌توانست از اين باور اشتباه كه خانمها دندانهاي كمتري از آقايان دارند با يك روش ساده پرهيز كند: از خانمش بخواهد كه دهانش را باز كند تا دندانهايش را بشمارد. او اين كار را نكرد چون فكر مي‌كرد مي‌داند. تصور كردن اين كه چيزي را مي‌دانيد در حالي كه در حقيقت آن را نمي‌دانيد، خطاي مهلكي است كه همه ي ما مستعد آن هستيم. من باور دارم كه خارپشتها سوسكهاي سياه را مي‌خورند، چون به من اين طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد كتابي درباره‌ي عادات خارپشتها بنويسم، تا زماني كه نبينم يك خارپشت از اين غذاي اشتهاكوركن لذت مي‌برد، مرتكب چنين اظهار نظري نمي‌شوم. در هرحال، ارسطو كمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعي درباره تك‌شاخ‌ها و سمندرها داشتند. با وجود آن كه هيچكدامشان حتا يك مورد از آنها را هم نديده بودند، يك نفر هم احساس نكرد لازم است از ادعاهاي جزمي درباره‌ي آنها دست بردارد.اغلب موضوعات از اين ساده‌تر به بوته‌ي آزمايش در مي‌آيند. اگر مثل اكثر مردم شما ايمان راسخ پرشوري نسبت به برخي مسائل داريد، روشهايي وجود دارد كه مي‌تواند شما را از تعصب خودتان با خبر كند. اگر عقيده‌ي مخالف، شما را عصباني مي‌كند، نشانه آن است كه شما ناخودآگاه مي‌دانيد كه دليل مناسبي براي آنچه فكر مي‌كنيد، نداريد. اگر كسي مدعي باشد كه دو بعلاوه‌ي دو مي‌شود پنج، يا اين كه ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جاي عصباني شدن، احساس دلسوزي مي‌كنيد، مگر آن كه اطلاعات حساب و جغرافي شما آن قدر كم باشد كه اين حرفها در افكار شما تزلزل ايجاد كند.اغلب بحثهاي بسيار تند آنهايي هستند كه طرفين درباره‌ي موضوع مورد بحث دلايل كافي ندارند. شكنجه در الاهيات به كار مي‌رود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و كار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامي كه پي مي‌بريد از تفاوت آرا عصباني هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسي بيشتر درخواهيد يافت كه براي باورتان دلايل تضمين كننده اي نداريد.

يك راه مناسب براي اين كه خودتان را از انواع خاصي از جزميت خلاص كنيد، اين است كه از عقايد مخالفي كه دوستان پيرامونتان دارند آگاه شويد. وقتي كه جوان بودم سالهاي زيادي را دور از كشورم در فرانسه، آلمان، ايتاليا و ايالات متحده به سر بردم. فكر مي‌كنم اين قضيه در كاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسيار مؤثر بوده است. اگر شما نمي‌توانيد مسافرت كنيد، به دنبال كساني بگرديد كه ديدگاههايي مخالف شما دارند. روزنامه هاي احزاب مخالف را بخوانيد. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان ديوانه، فاسد و بدكار مي‌آيند، به ياد داشته باشيد كه شما هم از نظر آنها همينطور به نظر مي‌رسيد. با اين وضع هر دو طرف ممكن است بر حق باشيد، اما هر دو نمي‌توانيد بر خطا باشند. اين طرز فكر زاينده نوعي احتياط است.براي كساني كه قدرت تخيل ذهني قوي دارند، روش خوبي است كه مباحثه اي را با شخصي كه ديدگاه متفاوتي دارد در ذهن خود تصور كنند. اين روش در مقايسه با گفتگوي رودررو يك فايده و تنها يك فايده دارد و آن اين كه در معرض همان محدوديتهاي زماني و مكاني قرار ندارد. مهاتما گاندي راه آهن و كشتيهاي بخار و ماشين آلات را محكوم مي‌كرد، او دوست مي‌داشت كه تمام آثار انقلاب صنعتي را خنثي كند.شما ممكن است هرگز اين شانس را نداشته باشيد كه با شخصي داراي چنين عقايدي روبرو شويد، زيرا در كشورهاي غربي اغلب مردم با دستاوردهاي فن آوريهاي جديد موافقند. اما اگر شما مي‌خواهيد مطمئن شويد كه در موافقت با چنين باور رايجي بر حق هستيد، روش مناسب براي امتحان كردن اين است كه مباحثه اي خيالي را تصور كنيد و در نظر بگيريد كه اگر گاندي حضور مي‌داشت چه دلايلي را براي نقض نظر ديگران ارائه مي‌داد. من گاهي بر اثر اين گونه گفتگوهاي خيالي واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز اين، بارها دريافتم كه با پي بردن به امكان عقلاني بودن مخالفان فرضي، تعصبات و غرورم رو به كاستي مي‌گذارد.نسبت به عقايدي كه خودستايي شما را ارضاء مي‌كند، محتاط باشيد. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قوياً معتقدند كه جنسيتشان برتري ويژه اي دارد. دلايل زيادي هم براي هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشيد مي‌توانيد نشان دهيد كه اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشيد مي‌توانيد پاسخ دهيد كه اكثر جنايتها هم كار مردان است. اين پرسش اساساً حل شدني نيست، اما خودستايي اين واقعيت را از ديد بسياري از مردم پنهان مي‌كند.همه ما، اهل هر جا كه باشيم، متقاعد شده ايم كه ملت ما برتر از ساير ملتهاست.*(نمونه:همين موج هاي ناسيوناليستي در فيس بوك ،صفحاتي كه ايراني و ايرانيان را تافته جدا بافته و پادشاهان گذشته  و هنر را تنها نزد آنان ميدانند و بس/نظاير آن)* ما با وجود دانستن اين كه هر ملتي محاسن و معايب خاص خودش را دارد، معيارهاي ارزشيمان را به گونه‌اي تعريف مي‌كنيم كه ثابت كنيم ارزشهايمان مهمترين ارزشهاي ممكن هستند و معايبمان تقريباً ناچيزند. در اينجا دوباره انسان معقول مي‌پذيرد كه با سوالي روبروست كه ظاهراً جواب درستي براي آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، اين است كه بخواهيم مراقب خودستايي بشر به واسطه‌ي بشر بودنش باشيم، زيرا ما نمي‌توانيم با ذهن غيربشري مباحثه كنيم. تنها راهي كه من براي برخورد با اين نوع خودبيني بشر سراغ دارم، اين است كه به خاطر داشته باشيم بشر جزء ناچيزي از حيات سياره كوچكي در گوشه كوچكي از اين جهان است و همانطور كه مي‌دانيم در ديگر بخشهاي كيهان هم ممكن است موجوداتي باشند كه نسبت بزرگيشان

به ما مثل نسبت بزرگي ما به يك ستاره دريايي است

مقاله از برتراند راسل/*بر متن اضافه شده است. /شاد باشيد.

منبع :

http://bonsorkh.blogfa.com/post-38.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]


كتاب بهتر بنويسيم بيش از آنكه علمي يا نظري باشد، تجربي است. فصل اول كتاب، گوشزد مي‌كند كه تا انديشه‌اي در كار نباشد، قلم به جنبش درنمي‌آيد. انديشه‌هاي تقليدي هم قادر به تحريك قلم نيستند؛ چون با قلب و روح نويسنده، درنياميخته‌اند و تا وقتي كه انديشه‌اي زادۀ درون انسان نباشد، توانايي‌هاي دروني او را براي نگارش به فعليت درنمي‌آورد. فصل دوم، دربارۀ "درست‌نويسي" است و فصل سوم از قواعد و فوايد ساده‌نويسي سخن مي‌گويد. فصل چهارم نيز ده راهكار براي "زيبانويسي" پيشنهاد مي‌كند؛ بدون آنكه زيبانويسي را محصور در اين راهكارها بداند يا حتي اميد قطعي به آنها براي شيواسازي متن داشته باشد. فقط پيشنهاد است و اصراري هم بر آنها نيست. دو فصل پاياني كتاب، حاوي مطالبي است كه دربارۀ اكثر آنها مي‌توانم ادعاي ابتكار بكنم.
اگر كسي از من بپرسد كه همۀ تجربۀ خود را در نويسندگي، در دو‌ يا سه جمله خلاصه كن، مي‌گويم:
1. براي خلق نوشته‌هاي زييا و خواندني، يا بايد تخيلي بلندپرواز داشت يا انديشه‌اي بكر و بديع. راه ديگري وجود ندارد. باور كنيد.
2. خواندن پيوستۀ شعر را نيز براي تقويت قلم، بي‌نهايت لازم مي‌دانم.
3. زيباترين متن، ساده‌ترين متن است و سادگي، يعني بي‌پيرايگي، نه بي‌مايگي.

منبع :

وبلاگ استاد رضا بابائي

با توجه به وجود وجوه مشترك بسيار در فن نويسندگي و فن بيان  ، مطالعه اين اثر پربار و زيبا به سخنرانان و فراگيران محترم فن بيان نيز توصيه مي شود .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
[قالب وبلاگ : فتا بلاگ] [Weblog Themes By : themzha.com] شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان