مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3368
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 12
همه : 5159757
شيوه هاي مباحثه درس


مباحثه يكي از امتيازهاي بزرگ حوزه هاي علميه است كه بسياري از مراكز علمي دنيا از آن بي بهره اند و موجب تثبيت مطالب در ذهن و رفع ابهام هاي درس و جوشش فكري افراد مي گردد .

در اين مورد، طلاب از روش هاي مختلفي استفاده مي كنند .

1 - روش روخواني

يعني، در مباحثه روزانه، يك نفر از روي نوشته خود (كه در كلاس نوشته است) مي خواند و ديگري گوش مي دهد .

در يك آمارگيري نمونه اي كه در حوزه علميه قم به دست نگارنده صورت گرفت، 8معلوم شد كه 45% از طلاب اين گونه عمل مي كنند .

2 - روش تقرير

در اين شيوه، يك نفر مطالب استاد را - بدون خواندن از روي نوشته - براي طرف مقابل تقرير مي كند و مثل يك استاد بيان مي كند و به سؤالات و اشكال هاي او پاسخ مي گويد .

3 - روش نقد و بررسي

برخي از طلاب، در مباحثه بعد از نقل كلمات استاد، آن ها را مورد نقد و بررسي قرار مي دهند و با توجه به منابع ديگر به تفكر و تامل پيرامون آن ها مي پردازند .

4 - روش تحقيق جمعي

ما اين شيوه را در شيوه هاي تدريس و نيز در روش هاي تحصيل توضيح داديم .

5 - روش پيش مباحثه

در اين شيوه، طلاب ابتدا موضوع درس روزآينده را مطالعه مي كنند و با توجه به منابع، در مورد اقوال و ادله آن به بحث و بررسي مي پردازند . و يك نفر مثل يك استاد درس آينده را تقرير و استدلال مي كند و به اشكال هاي دوستان خود پاسخ مي دهد و سپس به جمع بندي مطالب مي پردازد . در آمارگيري كه در حوزه علميه قم به دست نگارنده صورت گرفت 34% از افراد با اين شيوه مباحثه مي كنند .

بررسي: هر كدام از اين شيوه ها نقاط قوت و ضعف دارد و با روش هاي خاص از تدريس و تحصيل سازگار است . ما به برخي از آن ها اشاره مي كنيم:

1 - روش اول و دوم براي فهم كلام استاد مفيد است و مناسب درس هاي سطح حوزه است .

2 - روش سوم موجب تقويت قوه استنباط افراد مي شود; هر چند براي افراد مبتدي در درس خارج دشوار است .

3 - روش پنجم بهترين نوع مباحثه درس خارج است; چرا كه قدرت استدلال و حل مساله و قوه استنباط افراد را تقويت مي كند . ذهن خلاق و فعال مي شود و در حقيقت مرحله نازل تدريس است و قدرت بيان طلاب را تقويت مي كند .

كلامي از بزرگان
يكي از اساتيد حوزه مي فرمايد:

يك روش مباحثه در درس خارج، همان تقرير درس استاد است; يعني فقط مي خواهند درس استاد را مباحثه كنند و چند نفر جمع مي شوند و درس را براي يكديگر تقرير مي كنند; اين مرحله نازله مباحثه درس خارج است; البته مفيد هم هست، در حد حفظ كردن و تسلط بر مطالب استاد .

منبع :

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4217&id=27505


امتیاز:
 
بازدا در زمينه هاي عمومي تر باشد كه افراد بسياري مي توانند عضو آن شوند. ولي به طور كلي مسايل و موضوعاتي كه معمولاً در گروههاي مباحثه مطرح مي شود شامل موارد زير مي باشند:

1-اخبار و اطلاعات علمي، فني و هنري در زمينه هاي تخصصي

2-ارسال و دريافت كتابهاي جديد در زمينه هاي مورد علاقه

3-كنفرانسها و همايشهاي آينده و موضوعات آنها

4-دريافت متن كامل مجلات الكترونيكي

5-خدمات آگاهي رساني جاري CAS))

6- مبادله نظرات و تجارب درباره مسايل خاص

7- ارسال و دريافت فهرست مندرجات مجلات

8- ارسال و دريافت آگهي هاي تبليغاتي

9- خدمات اشاعه اطلاعات گزيده(SDI)

●روشهاي دسترسي به گروههاي مباحثه در اينترنت

با توجه به حضور محققان، متخصصان ، صاحبنظران و دانشمندان حوزه هاي مختلف، گروههاي ويژه اي در شبكه اينترنت شكل گرفته اند كه به بحث ، تبادل نظر و پرسش و پاسخ متقابل و چند جانبه مي پردازند. لذا با توجه به اهميت و جايگاه اين گروهها كه به گروههاي مباحثه معروف هستند، امروزه راهنماها و موتورهاي كاوش ويژه اي در شبكه اينترنت وجود دارند كه قابليت جستجوي موضوعي اين گروهها را براي انجام فعاليت، عضويت و يا مشاركت و نيز يافتن پيامهاي مربوط به يك موضوع خاص فراهم مي سازند. اين راهنماها در واقع ضمن شناسايي گروههاي مباحثه در حوزه هاي مختلف علمي، اطلاعات بيشتري را در اختيار علاقمندان و جستجوگران قرار مي دهند. با استفاده از اين راهنماها مي توان گروههاي مباحثه مورد علاقه را شناسايي كرده و در صورت نياز به عضويت آنها درآمد. بنابراين با توجه به نقش ويژه اين ابزارها در دسترسي يكپارچه به گروههاي مباحثه مختلف به تعدادي از آنها اشاره مي شود.

LISZT

●بهترين موتور كاوش گروههاي مباحثه

WWW.liszt.com

راهنماي الكترونيكي Liszt يكي از پرطرفدارترين پايگاههاي جستجوي گروههاي مباحثه مي باشد كه به صورت موضوعي امكان دسترسي به گروههاي مباحثه حوزه هاي مختلف را ميسر مي سازد. از طريق راهنماي Liszt كه يكي از مهمترين و كارآمدترين ابزارهاي جستجوي گروههاي مباحثه به شمار مي رود مي توان به اطلاعات بيش از 90 هزار گروه مباحثه در اينترنت دسترسي پيدا كرد. در بخش راهنماي موضوعي اين ابزار تعداد 17 موضوع اصلي نظير كتابها، اخبار، كامپيوتر ، علوم ، تجارت، هنر، بهداشت، سياست، طبيعت، فرهنگ و مذهب پوشش داده شده است.همچنين امكان جستجو در اين راهنما به صورت كليد واژه اي و با استفاده از عملگرهاي بولي مثل And,OR,Not نيز ميسر مي باشد. بدين ترتيب با جستجو در اين راهنما مي توان گروههاي مباحثه مورد علاقه خود را شناسايي كرده و در صورت لزوم عضو آن شد.از ديگر موتورهاي كاوش و راهنماهاي دسترسي به گرههاي مباحثه مي توان به موارد ذيل اشاره كرد.

1- http://n2h2.com/kovacs/

2- WWW.listtool.com

3- WWW.tile.net/listserv

4- WWW.Lsoft.com/lists/listrev.html

5- WWW.onelist.com

6- WWW.Coollist.com

7- WWW.nova.edu/inter-links/listserv.html

●گروههاي مباحثه حوزه كتابداري و اطلاع رساني

امروزه گروههاي بحث و گفتگوي الكترونيكي متعددي در زمينه ها و موضوعات مرتبط با حوزه كتابداري و اطلاع رساني مثل خدمات مرجع، امانت بين كتابخانه اي ، مجموعه سازي، فهرستنويسي و رده بندي و غيره وجود دارد كه كتابداران و اطلاع رسانان مي توانند با عضويت در آنها با نحوه كار و عملكرد آنها آشنا شده و در جريان تازه هاي علمي و حرفه اي اين حوزه قرار بگيرند. اين گروهها شيوه ارتباط كتابداران و دستيابي به منابع اطلاعاتي در شبكه را متحول ساخته است. ارتباط فرد با فرد براي كتابداران شامل كاركنان داخل كتابخانه و همكاران آنها در نواحي دور دست و نيز مشتريان و استفاده كنندگان از جمله عرصه هايي است كه تحت تاثير اين فناوري نوين قرار گرفته است. عضويت و شركت فعال در اين گروهها تاثير به سزايي در افزايش دانش تخصصي كتابداران و اطلاع رسانان دارد. مثلاً كتابداران بخش مرجع مي توانند از گروههاي بحث و گفتگو به عنوان منبعي جديد براي يافتن پاسخ سوالات مرجع بهره بگيرند.همچنين كتابداران بخش فهرستنويسي ور ده بندي مي توانند از طريق عضويت در گروههاي مباحثه مرتبط با مقوله فهرستنويسي و رده بندي نظير Auto cat و يا us marc با فهرستنويسان خبره سراسر جهان ارتباط برقرار كرده و اشكالات موجود در زمينه فهرستنويسي و رده بندي را از اين طريق رفع نموده و ضمن بالا بردن اطلاعات خود در اين زمينه از آخرين تحولات و گردهمايي ها و سمينارها علمي در زمينه فهرستنويسي مطلع شوند. لذا به جهت اهميت و جايگاه گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در افزايش دانش تخصصي كتابداران، در اين قسمت به تعدادي از گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در سطح ايران و جهان اشاره مي شود.

●گروه بحث الكترونيكي حوزه كتابداري و اطلاع رساني ايران

▪نشاني اشتراك: Lis@Ferdowsi.um.ac.Ir

▪نشاني مسيول گروه بحث : Fattahi@Ferdowsi.um.ac.Ir

اين فهرست نخستين گروه بحث الكترونيكي حوزه كتابداري و اطلاع رساني در كشور ايران مي باشد كه در سال 1376 در دانشگاه فردوسي مشهد و با مسيوليت آقاي دكتر سيد رحمت ا... فتاحي عضو هيات علمي گروه كتابداري دانشگاه فردوسي مشهد ايجاد شد. اين گروه بحث اعضاي زيادي در ميان كتابداران ايراني كه داراي پست الكترونيكي هستند دارد. علاقمندان جهت عضويت در اين گروه بحث مي توانند تمايل خود را از طريق ارسال يك پيام به نشاني مسيول گروه اعلام نمايند. گروه مباحثه انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران WWW.ilisa.org.ir/farsi/grouh-Bahs/index.aspاين گروه بحث توسط انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران پشتيباني مي شود. با عضو شدن در اين گروه بحث مي توانيد عضو ليست پست الكترونيك انجمن شده و بدين ترتيب پيغامهاي اعضاء گروه به آدرس پست الكترونيكي شما ارسال مي شود. در صورت تمايل به حضور در اين گروه بحث مي توانيد فرم عضويت آن را در وب سايت انجمن تكميل نموده و عضو آن شويد. گروههاي مباحثه مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران در حوزه تخصصي كتابداري و اطلاع رسانيhttp://tools.irandoc.ac.ir/zforum/default.asp گروههاي مباحثه مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران در حوزه هاي تخصصي اطلاع رساني، تكنولوژي اطلاعات، كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني، نظام ملي اطلاع رساني، اشتراك منابع ، اينترنت، ذخيره و پردازش اطلاعات فعاليت مي كنند .اين گروهها در 7 موضوع اصلي با زير مجموعه هاي خاص خود به شرح ذيل پوشش داده شده اند.

1-آموزش (آموزش اطلاع رساني و حوزه هاي وابسته، كيفيت آموزش، دوره هاي آموزشي، نقد و بررسي نظام آموزشي در حوزه اطلاع رساني و كتابداري)

2-مديريت (مديريت سيستمهاي اطلاعاتي، مديريت دانش)

3- نقد و بررسي سايتهاي اينترنتي (معرفي سايتهاي علمي، نقد محتوايي ، بررسي تطبيقي)

4- اينترنت ، كامپيوتر ، فناوري اطلاعات ( تكنولوژي اطلاعات، زيرساختهاي اطلاع رساني ، نرم افزار ، برنامه نويسي)

5- اطلاع رساني - كليات (مسايل كلي اطلاع رساني در سطح كشور، كتابخانه ها ، مراكز اطلاع رساني)

6- بازار كار اطلاع رساني (كاريابي، كارورزي، اشتغال، همكاري)

7- علوم اجتماعي ( جامعه شناسي، روش شناسي، علم سنجي، جمعيت شناسي، روانشناسي اجتماعي، پژوهشهاي اجتماعي، ارتباطات)

راهنماهاي گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در سطح جهان

از طريق اين راهنماها مي توان به گروههاي مباحثه مرتبط با حوزه كتابداري و اطلاع رساني در كشورهاي مختلف جهان دسترسي پيدا كرد.

1. ILL Gateway to Email lists and newsgroups in LIS

< http://www.itcompany.com/inforetriever/email.htm >

2. Washington Research Library Consortium

( http://www.wrlc.org/liblists/noframes.htm )

3. Illinois State Library Discussion Groups

< http://www.cyberdriveillinois.com/library/isl/egroup_listing.html >

4. SAR Library Discussion Groups

< http://www.sarlibrary.com/discgrp.htm >

5. Library Listservers

< http://lac.ncl.edu.tw/virlib/listserv.html >

6. Pace Online Health Law Library - Discussion Groups

< http://csmail.law.pace.edu/lawlib/Healthlaw/discuss.htm >

7. Online Library Discussion Groups

< http://www.colosys.net/pathfinder/WideWorld/OnlineLibDiscussionGroups.htm >

8. Usenet Library Discussion Groups

< http://www.seflin.org/libsci/libusenet.mnu.html >

9. For Librarians: Discussion Groups


منابع و مآخذ

1- محسني ، حميد، دستنامه پست الكترونيك و جنبه هاي كاربردي آن براي كتابخانه ها، كتابداران و محققان، تهران: نشر كتابدار، 1378

2- محمدي، حسين، گروههاي مباحثه كتابداري و اطلاع رساني در اينترنت ماوك (مجله اطلاع رساني و كتابداري) نشريه دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي. دوره دوم، شماره دوم، بهار 1381 ، صص 46-51

3. Discussion Groups in the field of library and Information science . [online] availble at: WWW.um.ac.ir/fattahi/Discgr1.htm . Accessed in [26jan 2004]

تاليف : سيد حسين محمدي

كارشناس كتابداري دانشگاه علامه طباطبايي

اينترنت

نما مجله الكترونيكي پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران
 
 منبع :

http://atalebi.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
نگرشي بر روش هاي تدريس مشاركتي
 

روش مباحثه اي (بحث گروهي)

بعضي موضوعات درسي بر تقويت و افزايش مهارت هاي اجتماعي، كلامي و ارتباطي مبتني است اهداف  مورد نظر، برآن دسته از مهارت ها ، كه در ارتباط فردي و جمعي موثرترند تاكيد زياد مي ورزند. اين نوع مهارت ها ، كه در تكوين شخصيت فرد در جامعه نقش ارزنده اي دارند، از طريق بعضي از روش هاي تدريس به نحو مطلوب تري كسب مي شود. يكي از روش هايي كه به طور فزاينده سبب رشد وگسترش مهارت هاي ارتباطي مي شود، روش مباحثه اي است . اين روش، بر اساس بحث و گفتگوي فردي و گروهي تنظيم مي شود وفراگيرندگان ، امكان بحث و تبادل تجربيات مي يابند وقدرت كلام و بداعت درآنان تقويت مي شود.

                 در روش بحث گروهي ، كه جزو يادگيري هاي اكتشافي است ،دانش آموزان فعالانه در فعاليت ها شركت مي كنند . گيج وبولانيد عقيده دارند كه روش بحث گروهي، همان امتيازهاي روش اكتشافي را دارد و علاوه بر آن، به دانش آموزان كمك ميكند از راه تمرين و استفاده از زبان و نحوه ي ابراز عقايد، خودرا بيازمايند . روش مباحثه اي، يك روش قديمي است كه همواره براي تجزيه و تحليل مطالب و موضوعات وبسط و گسترش آنها به كار مي رود و روشي فعال به حساب مي آيد.

 

                         مزاياي روش مباحثه اي

1-   مفهوم مشاركت و تلاش براي دانش آموزان روشن مي شود.

2-   بحث هاي گروهي ، ذهن آنان را فعال و پويا مي كند.

3-   در پايان فراگيرندگان به ديد گاه هاي مشترك مي رسند و درموردآنان توافق مي كنند. معلم،در مقام راهنما و كنترل كننده هاي بحث،ايفاي نقش مي كند.

4-   علاقه و انگيزه ي دانش آموزان افزايش مي يابد و تدريس، كسل كننده و ملال آور نمي شود.

5-   از طريق مشاهده ي رفتارها وبحث ها مي توان توانايي دانش آموزان را سنجيد.

6-   كم رويي وخجالت دانش آموزان كاهش مي يابد.

7-   ساير توانايي ها ومهارت هاي شناختي در آن ها رشد مي كندو گسترش مي يابد.

8-   گرايش هاي دانش آموزان به موضوع مورد بحث تغيير مي كند.

9-   توانايي سخن گفتن و مهارت هاي كلامي آنان براي برقراري ارتباط پرورش مي يابد.

10-                      آموزش ويادگيري ، بر استدلال و توجيه منطقي استوار مي شود.

 

شرايط لازم براي روش مباحثه اي

 

موضوع انتخاب شده براي مباحثه ،بايد مورد علاقه ي دانش آموزان با شد .آنان بايد از موضوع ،پيش زمينه اي داشته با شند تا امكان شركتشان دربحث ،فراهم آيد .

بنابراين،موضوع بايد ابعادمتفاوت وگسترده اي داشته باشد.تا فرا گيرندگان بتوانند عقايد متفاوتي ابراز دارند.

              

سازماندهي افراد براي اجراي روش بحث گروهي،به صورت زير انجام مي شود:

 

1-مربي يا معلم در مقام طراح و هدايت كننده ي روش بحث گروهي ،چند وظيفه  ي مهم به عهده دارد

-انتخاب روش بحث گروهي با توجه به موضوع تدريس وطراحي آموزشي مناسب.

 -تعيين روش بحث گروهي وشرح وظايف افراد وارائه ياهداف مورد نظر

-هدايت وراهنمايي جلسه به سوي اهداف مورد نظر

-ارزشيابي از پيشرفت كار دانش آموزان وانطباق آن با اهداف تدريس.

2-انتخاب يك دانش آموز به سمت منشي يا سخنگوي گروه

3-دانش آموزان شركت كنند گان در بحث گروهي هستند

4-در صورت نياز دعوت از صاحبنظران

5-انتخاب شخصي به سمت ناظر گروه

ناظر ،جدا از فرد مباحثه كننده،وظيفه دارد جريان فعاليت هارا مشاهده كند ودر صورت لزوم ،انتقادات ونظريات خود را براي سمت دهي بحث ها ارائه دهد. اوبايد از مانع خروج بحث از موضوع اصلي شود.

6-مشاهده گران بحث گروهي

در صورتي كه عده يدانش آموزان بيش از20نفر باشد ،چند نفر از آنان بايد مشاهده گر بحث هاي گروهي بشوند .اين عده ،اجازه شركت در بحث ها را ندارند اما بايد سوالاتي را كه در مورد جريان بحث گروهي دارند ياداشت كنند ودر پايان جلسه مطرح كنند تا شركت كنندگان به اين سوالها پاسخ گويند.

 

مراحل يادگيري به روش بحث گروهي

 

مرحله اول:موضوع بحث

گيج وبولايند ،موضوع هاي متفاوت براي بحث را به دو دسته ي موضوعات مورد توافق همگان و موضوعات بحث انگيز تقسيم كردهاند.

1-از فوايد انتخاب موضوعات مورد توافق همگان اين است كه دانش آموزان فرصت مي يابند عقايد خود را بطور روشن وقابل فهم ابراز دارند

 

2-به باور گيج وبولايند ،ارزش مطالب بحث انگيز در موارد زير مي باشد:

-اين نوع مطالب،مطالب خاصيت انگيزشي دارد وبحث در باره يمطالب مورد اختلاف ،علاقه يادگيرندگان وشركت آنان در بحث را افزايش مي دهد.

- نياز دانش آموزان را به مقابله با نظريات مخالف بر مي آورد

- سطح درك وفهم دانش آموزان را از منطق ،اطلاعات موقعيت بالا مي برد.

 

مرحله دوم:يافتن زمينه ي مشترك براي بحث

علاوه بر انتخاب موضوع مورد بحث ،بايددانش آموزان رابراي ايجاد يك زمينه ي مشترك جهت ايجاد بحث آماده كنيم.اين كار راميتوان از طريق خواندن فصلي از يك كتاب يا مقاله اي از يك روزنامه يا مطلب ديگري از اين قبيل انجام داد .نمايش دادن يك فيلم ،ديدن يك برنامه تلويزيوني،گردش علمي ياديدار از يك موزه يا كار خانه نيز از روش هاي مناسب است .

مرحله سوم: بيان هدف هاي آموزشي (ياد گيري)بحث

بيان هدف ،جريان را به سوي نتيجه گيري سوق مي دهد واز هدر رفتن انر‍‍ژي افراد وبي نتيجه ماندن بحث نيز جلو گيري مي كند. تعيين يك محدودهي زماني براي بحث نيز مفيد است .

مرحله ي چهارم:هدايت جريان بحث وگفتگوي اصلي

بهترين روشي كه معلمبايد در بحث گروهي در پيش بگيرد ،اين است كه بعد از صحبت هاي معمولي ومعرفي موضوع ،بلافاصله سكوت اختيار كند وبه شنوندهاي علاقه مند مبدل شود .وظيفه ياصلي او در بحث گروهي ،تحليل وارزشيابي جريان بحث است .

مرحله پنجم :نتيجه گيري واعلام مفاهيم مشترك ومورد توافق (دست آوردها)

در اين مرحله ،نتايج بحث ها وگفتگوها به صورت مفاهيم مشترك ومورد توافق استخراج مي شود وفراگيران ،آنها را يادداشت ميكنند .بايد توجه داشت مطالبي كه همه در مورد آنها به تفاهم مي رسند،آراي شركت كنندگان در بحث گروهي است وبه اين سبب ،بايد از تفسير به راي آنهاخود داري شود.

 منبع :

http://sociology09.blogfa.com/post-7.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
 

روش بحث گروهي :
 

روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص كه موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث است. اين روش براي كلاسهايي
 
 قابل اجراست كه جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي،
 
 روشي است كه به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود
 
 را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل مستند بيان كنند.
 
 
  چه دروسي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس كرد؟


1-        موضوعهايي كه بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.
2-       فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند كسب كنند.
3-        موضوع موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث باشد.
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي
 
 كارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه،

علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.

درباره موضوعاتي كه دانش آموزان كمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه كند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يك فيلم و ...
به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي كه از اين روش استفاده مي كند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت كند كه موضوع به بيراهه كشيده نشود.  

  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي


1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب كلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.
2- فراهم كردن زمينه هاي مشترك:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يكسان شود.
3- تعيين نحوه آرايش شبكه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است. 
 
  مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي


1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم كردن امكانات
ب: شركت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يك شنونده كاهش دهد.
ج: كنترل و هدايت بحث  
 
  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي


معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه كنند وسط حرف ديگران نپرند. با يكديگر صحبت نكنند، كاملاً به صحبتهاي ديگران گوش كنند، انتظار نداشته باشند كه نظر آنها حتماً پذيرفته شود.  
 
 
  محاسن و محدوديتهاي روش بحث گروهي
الف) محاسن
1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يكديگر (دانش آموزان)
2- تقويت حس همكاري و احساس دوستي
3- ارزيابي افراد از خود
4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي
5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران
6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افكار 
 
7- ايجاد علاقه و آگاهي مشترك در زمينه خاص
8- ايجاد و پرورش تفكر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجزيه و تحليل بپردازد.)
9- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع
10- تقويت توانايي انتقاد پذيري
11- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يك نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود كه وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)
12- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اكثر دانش آموزان فعال هستند، ساكت نمي نشينند.)
13- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري
14- آشنايي با روش كسب اطلاعات و حل مسايل
15- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي 
 

منبع :

http://social-i.persianblog.ir/post/4


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مباحثه روشي براي تدريس در دانشگاه


دكتر نعمت الله فاضلي

مقاله اي كه مي خوانيد نوشته اينجانب است كه در فصلنامه علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي شماره ۲۴ منتشر شده است. يكي از نوشته هايي است كه من آن را با شور و احساس زيادي نوشتم و اميدوارم در شما هم اين اشتياق را بر انگيزد

بورديو معتقد است مهمترين كاري كه دانشگاه انجام مي دهد شكل بخشيدن هويت تازه اي در فرد تحصيلكرده به نام هويت آكادميك است. انسان آكادميك از ديدگاه بورديو انساني است كه منش[1] و ساختمان ذهني مناسب «كنش آكادميك» و زيست دانشگاهي در او شكل گرفته باشد. منش كه از كليدي ترين مفاهيم در نظريه هاي بورديو است، نوعي آمادگي عملي، آموختگي ضمني، فراست، نوعي تربيت يافتگي اجتماعي از نوع ذوق، سليقه كه به عامل اجتماعي اين امكان را مي دهد كه روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و ديگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمي، اقتصادي، ورزشي، هنري، سياسي) را دريابد، درون آن پذيرفته شود، جا بيفتد و منشاء اثر شود، گفته مي شود.

مباحثه روشي براي تدريس در دانشگاه

نگرشي مردمنگارانه به آموزش مشاركتي

در آموزش مهمترين دستاورد براي دانشجو و دانش آموز، دانش ژرف و دقيقي كه او حاصل مي كند نيست، بلكه روش هاي كسب دانش، عادات روحي خاص، شيوه هاي طرح پرسش و مسئله، و موضع گيري هاي نظري مهمترين دستاوردهاي يك سيستم آموزشي است.

پير بورديو 1969

خلاصه

مقاله زير بحثي درباره كاربرد «روش مباحثه» در تدريس دانشگاهي با تكيه بر تجربه مردمنگارانه نگارنده است. مباحثه امروزه در دانشگاه هاي غرب به منزله راهي براي افزايش مشاركت دانشجويان در فرايند آموزش است. «رهيافت مشاركتي» در آموزش به رهيافت اجتماعي ويگاتسكي و پيتر برگر از علم- كه علم را توليدي اجتماعي كه در فرايند تعامل و ارتباط اجتماعي بين افراد خلق شده و اشاعه مي يابد- استوار است. مباحثه همچنين نقش مهمي در رشد اصول و مباني آموزش دموكراتيك دارد. اين مقاله تلاش مي كند تا نقش مباحثه در «دموكراتيزه كردن» آموزش و افزايش مشاركت دانشجويان در فرايند يادگيري تحليل كند. مقاله از بخش هاي زير تشكيل شده است. ابتدا به طرح مشكل تلقي غير دموكراتيك از يادگيري و تاثير آن در اشتياق زدايي دانشجويان به يادگيري در ايران مي پردازد. بخش دوم تحليلي از مباحثه و مزاياي آن است. در اين بخش پانزده امتياز مباحثه با تكيه بر ارزش ها دموكراتيك ذكر شده است. بخش سوم تعريف مباحثه به منزله روش آموزش در دانشگاه و تفاوت آن از ديگر اشكال صحبت گروهي مانند گپ زدن، گفتگو و پرسش و پاسخ است. بخش چهارم شرايط مباحثه بررسي شده است. بخش پنجم به روش هاي مباحثه اختصاص دارد. در اين بخش نگارنده با تكيه به تجارب شخصي در دوره دكتري انسان شناسي در دانشگاه لندن پنج الگوي مباحثه دو نفره، گروهي، جمعي، مباحثه برابر، و مباحثه در حين سنخراني را تشريح نموده ام. بخش ششم تحليل انتقادي روش مباحثه در ايران است. در اين بخش به محدوديت هاي روش مباحثه و پرسش هايي درباره ميزان عملي بودن بكارگيري آن در ايران پرداخته ايم. بخش هفتم توصيه هايي براي گسترش كاربرد روش مباحثه در دانشگاه هاي ايران است. و در پايان جمع بندي از مباحث ارائه شده مي پردازيم.

مقدمه: طرح يك مشكل

«تقاضاي اجتماعي»[1] و رقابت براي ورود به دانشگاه و ادامه تحصيل در ايران بسيار بالا و سنگين، و در عين حال رغبت و اشتياق وارد شدگان به دانشگاه ها براي يادگيري و تلاش علمي بسيار پايين و اندك است. اين تناقض آشكار در جامعه ايران ريشه در عوامل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي مختلفي دارد. از جمله اين عوامل، ناتواني نظام آموزشي دانشگاهي - شامل روش هاي آموزش، كتب و منابع درسي، استادان، محيط فرهنگي دانشگاه ها، قوانين و نظام اداري دانشگاه و كاستي هاي نظام مدرسه ايي - در ايجاد انگيزه و ميل و عطش دانشجويان براي يادگيري، خلاقيت، توليد فكر و كوشش علمي بيشتر است. دانشگاه ها در ايران قادر به تربيت چيزي كه «پير بورديو» انسان شناس و جامعه شناس بلند آوزاه فرانسوي، آن را «انسان آكادميك»[2] (1988) مي نامد، نيستند.

بورديو معتقد است مهمترين كاري كه دانشگاه انجام مي دهد شكل بخشيدن هويت تازه اي در فرد تحصيلكرده به نام هويت آكادميك است. انسان آكادميك از ديدگاه بورديو انساني است كه منش[3] و ساختمان ذهني مناسب «كنش آكادميك» و زيست دانشگاهي در او شكل گرفته باشد. منش كه از كليدي ترين مفاهيم در نظريه هاي بورديو است، نوعي آمادگي عملي، آموختگي ضمني، فراست، نوعي تربيت يافتگي اجتماعي از نوع ذوق، سليقه كه به عامل اجتماعي اين امكان را مي دهد كه روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و ديگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمي، اقتصادي، ورزشي، هنري، سياسي) را دريابد، درون آن پذيرفته شود، جا بيفتد و منشاء اثر شود، گفته مي شود. در صورتي كه انساني عادات و منش مربوط به «عرصه دانشگاه»[4]، ملكه ذهني و سازنده هويت او شود، او يك انسان آكادميك است. در اين صورت انسان آكادميك نه تنها براي پيشبرد علم، تامين نيازهاي شغلي، نيازها جامعه و ساير موضوعات، دائمآ در مسير يادگيري و ياد دادن، و توليد و اشاعه فكر و ايده هاي نو تلاش مي كند، بلكه براي اثبات و حفظ وجود و هويت خود ناگزير از اين تلاش ها است. به تعبير ديگر، فرايند تحصيل در دانشگاه فرايندي است كه در صورت ايده آل آن، انساني تربيت مي شود كه براي بقا و بودن خود «نيازمند» به علم است، بيش از آنكه علم به او نيازمند باشد. آموزه ماندگار دكارت كه «من مي انديشم، پس هستم»، فارغ از معاني و تفاسير فلسفي كه در بر دارد، «حديث نفس» و گزاره نماديني از «هويت انسان آكادميك» است، كه دكارت خود يكي از «سرمشق» هاي برجسته آن بود. انسان آكادميك محصول فرهنگ دانشگاهي[5] است.[6] فرهنگ دانشگاهي در هر جامعه ويژگي هاي خاص متناسب با آن سرزمين را دارد. براي مثال در «فرهنگ دانشگاهي» غرب قاعده اي وجود دارد كه مي گويد «چاپ كن يا بمير»[7]. اين قاعده ناظر به اين واقعيت است كه مقالات و نوشته ها - به منزله تجسم مادي و عيني فكر- «علايم حياتي» نشان دهنده تپش نبض انسان آكادميك غربي است.

اما انسان آكادميك چگونه تربيت مي شود؟ پائو فريره (1994) معتقد است ايفاي «نقش آكادميك» مستلزم «جامعه پذيري دانشگاهي»[8] است. جامعه پذيري دانشگاهي به معناي دروني شدن هنجارها، باورها، ارزش ها و معاني يا همان شكل گيري عادات مربوط به علم و دانشگاه در فرد است. فرايند «جامعه پذيري دانشگاهي»، به اعتقاد فريره از كودكي در خانواده آغاز و در مدرسه و دانشگاه به كمال مي رسد. بنابر اين اگر مي خواهيم در آينده ما فرزنداني فيزيكدان، شيميدان، زيست شناس، روان شناس و ... داشته باشيم بايد آنها را ابتدا در خانه و مدرسه براي براي ايفاي «نقش دانشگاهي» فيزيكدان، رياضيدان، جامعه شناس و انسان شناس و غيره آماده كنيم. درصورت عدم موفقيت در اينكار، وظيفه دانشگاه در تربيت «انسان آكادميك» بسيار دشوار خواهد شد. در صورت وجود «تأخر» در جامعه پذيري دانشگاهي- يعني در صورتي كه خانواده و مدرسه نتوانند بدرستي زمينه شكل گيري«عادات» مربوط به ايفاي نقش دانشگاهي را به فرد فراهم كنند، نااميد نبايد بود. دانشگاه مي تواند با ايجاد شزايط مناسب, «انگيزه» و اشتياق به علم در دانشجويان، زمينه اي فراهم كند كه در فرايند «جامعه پذيري ثانويه» موفق به تربيت انسان آكادميك شود، اگرچه اين كار بسيار دشوار و مستلزم تلاش مضاعف دانشگاهي است.

اما به نظر مي رسد علي رغم توسعه و گسترش چشمگير نظام آموزش عالي كشور، دانشگاه ها در تربيت انسان آكادميك به نحو مطلوب موفق نبوده اند. دانشگاه ها نه تنها به نحو مطلوبقادر به ارتقاء و كمال بخشيدن به كساني كه نتوانسته اند در مدرسه و خانواده آمادگي هاي ذهني و شخصيتي لازم براي ايفاي نقش انسان دانشگاهي را بدست آورند، نيستند، بلكه حتي كساني كه اين آمادگي ها را دارند نيز با ورود به دانشگاه يا دچار سرخوردگي و ياس مي شوند، يا در فضايي بيرون از دانشگاه علايق فكري خود را جستجو و دنبال مي كنند. اين امربيان كننده اين واقعيت است كه امرآموزش دانشگاهي كار پيچيده اي است و براي شكل بخشيدن به نظام آموزش دانشگاهي موفق بايد از دانش علمي كمك گرفت. يكي از اصول علمي آموزش دانشگاهي, در نظر گرفتن اصل مشاركت دانشجويان در فرايند آموزش است. در زير به نحو اختصار اين اصل را توضيح مي دهيم. به اعتقاد نگارنده بخشي از علل نا:ارآمدي نظام آموزش دانشگاهي در ايران فقدان يا ضعف حاكميت نگرش و بينش آموزش آموزش مشاركتي است اگرچه علل و مسائل بسيار ديگري در كاميابي يا ناكامي يك نظام آموزشي تاثير گذار است.

آموزش مشاركتي

امانوئل كانت در مطلع كتاب «تعليم و تربيت» مي نويسد: «از بين ابداعات بشر دو هنر از همه مهم تر و مشكل تر است: هنر مملكتداري و هنر تعليم و تربيت.» ناپلئون معتقد بود ارتباط تنگاتنگي بين اين دو وجود دارد زيرا «تا زماني كه به كودكان آموخته نشده كه آنها بايستي جمهوريخواه باشند يا سلطنت طلب، دولت نمي تواند يك ملت را تشكيل دهد» (شارع پور 1378: 132). مباني فلسفي و دلايل عقلي پيوند اين دو سيستم يعني سيستم تعليم و تربيت و سيستم حكومت را جان ديويي در «دموكراسي و آموزش» (1916) به انسان عصر مدرن نشان داد و فرمول «دموكراسي خلاق»[9] را پيش پاي ما نهاد. بعدها «پائو لو فريره (1993ك1994) لازمه «دموكراسي خلاق» و «آموزش دموكراتيك» را «تفكر انتقادي»[10] دانست. به تعبير روشن تر بنيان مملكتداري تربيت و بنيان تربيت نظام آموزش دموكراتيك، و شرط تحقق آموزش دموكراتيك «تفكر انتقادي» است. و تمامي عناصر مذكور تنها از راه «روش آموزشي» كه رشد تفكر انتقادي و دموكراسي خلاق را هدف خود قرار دهد ميسر مي شود, زيرا «در آموزش مهمترين دستاورد براي دانشجو و دانش آموز، دانش ژرف و دقيق كه او حاصل مي كند نيست، بلكه روش هاي كسب دانش، عادات روحي خاص، شيوه هاي طرح پرسش و مسئله، و موضع گيري هاي نظري مهمترين دستاوردهاي يك سيستم آموزشي است» (بورديو 1969: 115). تا به اين لحظه فرمولي موثرتر از مشاركت دانشجويان در فرايند شكل گيري دانش و آموزش آن خلق و ابداع نشده است. «مرسر»[11]يكي از صاحب نظران اين حوزه درباره ضرورت روش مشاركتي و كارآيي آن مي نويسد:

يادگيرندگان و دانشجويان براي آنكه خودشان به فهمي از دانش دستيابند، نيازمند آن هستند كه با دانش جديدي كه فرا مي گيرند درگير شوند. اين امر نيز تنها از راه شنيدن اطلاعات حاصل نمي شود. حتي اگر اين اطلاعات به نحو سيستماتيك و منطقي توسط متخصص به آنها منتقل شود باز آنها قادر به رسيدن فهم خودشان از آن اطلاعات نخواهند بود. اگر يادگيرندگان بخواهند دانش جديدي را كه فرا مي گيرند از آنِ خودشان كنند، نيازمند آن هستند كه آن را بكار گيرند و در شرايط مختلف كاربرد آن را خودشان امتحان و تجربه كنند. علم از راه انباشته شدن فراگيران دانش فراهم نمي شود، بلكه علم در فرايند كنش ارتباطي مردم شكل مي گيرد (Mercer 1995: 19. In Nazari 2003: 61).

مسلم اين است كه براي دستيابي به روش آموزش مشاركتي انتقادي دموكراتيك، نيازمند تغييرات اساسي در ابعاد مختلف نظام آموزش عالي و بيش از هر چيز تحول برداشت ما از مفهوم آموزش و تعليم و تربيت هستيم. اكنون يادگيري در دانشگاه هاي ايران اغلب يعني حضور يافتن در كلاس هاي خشك و بي روح و استماع اجباري سخنراني فردي بنام «استاد» است. كلاس درس بدون در نظر گرفتن تنوع فرهنگي و اجتماعي دانشجويان و نيازهاي آنها، تمام افراد را تنها به صرف آنكه «دانشجو» هستند در مقوله اي واحد گنجانده و در مقابل استاد نشانده است. نه تنها نيازهاي آنها ناديده گرفته شده است، بلكه «تفاوت» هاي ميان دانشجويان كه گنجينه غني از تجارب اجتماعي است و مي تواند در فرايند توليد دانش نقش فعال داشته باشند، ناديده گرفته مي شود و دانشجويان از مشاركت در كلاس محروم مي شوند. در وضعيت فعلي، دانشگاه جداي از جامعه و نيازهاي اجتماعي است و استادان مجري آموزش و عرضه كننده آن هستند، و دانشجويان منفعل و تنها دريافت كنندگان اطلاعات محسوب مي شوند. بدون ترديد با چنين فهمي از آموزش نمي توان دانشجو مشاركت جو، نقاد، خلاق و علاقه مند به علم و دانش را انتظار داشت.

در روش آموزش «استاد-محور»[12] كنوني، دانشجو در فرايند يادگيري مشاركتي ندارد. «آموزش مشاركتي»[13] و «يادگيري همكارانه»[14] هنوز براي دانشگاه هاي ما نا آشنا هستند. در سيستم سنتي كنوني هم در مدرسه و هم در دانشگاه آموزش به معناي «انباشتن ذهن متعلمان (دانش آموزان/جويان) از مطالب گوناگون است»، نه «ترغيب ذهن آنها به خلق افكار نو و بديع». در روش آموزش جا افتاده كنوني در ايران، معلمان و استادان اطلاعاتي را كه در متن كتاب هاي درسي و جزوات است به صورت خطابه به ذهن دانش آموزان/جويان انتقال مي دهند و متعلمان نيز از گفته هاي استادان يادداشت هايي مي نويسند و بعد از امتحان و پايان دوره تحصيلي آن ها را فراموش مي كنند. دلايل اين فراموش كردن بسيار است، از جمله اينكه آنچه متعلمان مي آموزند:

· اولآ به اجبار و نه به ميل و اختيار آنهاست؛

· ثانيآ در خلق و توليد آنها نقش و مشاركت ندارند؛

· ثالثآ آموخته هاي آنها كمتر متناسب و پاسخگوي نيازهاي زندگي واقعي شان است؛

· رابعآ آموخته ها آشكارا جنبه ايدئولوژيك و سياسي دارند، و اعتبار علمي آنها براي دانشجويان مورد ترديد است؛

· و بلاخره اينكه متعلمان اغلب آنچه در كلاس گفته مي شود را بدرستي «درك و فهم» عميق نمي كنند.

در روش سنتي موجود با انديشه ها و ديدگاه هاي دانشچويان به سردي برخورد مي شود و اجازه طرح و بحث به آنها داده نمي شود. بخصوص طرح ايده هاي انتقادي با محدوديت هاي مختلفي روبروست. روش هاي آموزش سنتي غير دموكراتيك، غير مشاركتي، و سركوبگرانه هستند، و زمينه پيدايش خلاقيت در كلاس هاي درس را از بين مي برند و مجال «مباحثه و گفتگو» را از دانشجويان مي گيرند.

مباحثه: راهي براي حل مشكل

همه ما مباحثه را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم و هر كس مي تواند با رجوع به «عقل سليم» و معرفت عامه، كارآمدي و فوايد مباحثه را تصديق كند. اما برخلاف زندگي روزمره، كه ما ايرانيان بسيار اهل گفتگو و گپ زدن هاي طولاني هستيم و از آن لذت مي بريم، در آموزش دانشگاهي بندرت مباحثه را تجربه مي كنيم. تنها تجربه دانشگاهي من از مباحثه كلاس هاي درسي دوره دكتري در دانشگاه لندن است. در آنجا امتيازات مباحثه به منزله روش آموزش را دريافتم. در كلاس هاي مباحثه اي دانشگاه بود كه دريافتم:

از راه گفتگو و مباحثه ديدگاه ها و نگرش هاي متنوعي كه اغلب در پشت هر موضوع پيچيده اي قرار دارد كشف مي شوند.
مباحثه روش شگفتي است كه پرسش هاي به ظاهر پاسخ داده شده را مي شكافد و چندگانگي و گستردگي تجربه و دانش انسان را آشكار مي كند.
با تنوع يافتن، گسترده تر و پيچيده تر شدن ديدگاه ها در جريان مباحثه و گفتگو است كه موضوع بحث داغ تر و زنده تر مي شود و اشتياق و عطش دانشجويان براي دانستن شعله ور مي شود.
وقتي شركت كنندگان در بحث احساس كنند به ايده ها و ديدگاه هاي آنها احترام گذاشته مي شود و ديدگاه هاي آنها ارزشمندند، اشتياق و ميل افراد براي ارائه ديدگاه هاي و تجربه هاي شخصي شان بيشتر مي شود و از اين راه دانشي متنوع، مكمل و موثر درباره موضوع بحث خلق مي شود، دانشي كه حاصل زندگي ماست.
با آشكار شدن طيف گسترده ديدگاه ها و احترام به همه آنها در جريان مباحثه، خصلت ذاتي و دروني مباحثه به منزله فرايندي دموكراتيك آشكار مي شود. شركت كنندگان در بحث دموكراتيك مجالي براي بيان آنچه احساس و ادراك مي كنند بدست مي آورند. و در عين حال كه نشان مي دهند به سخنان و ديگران نهايت توجه را دارند و گوش مي سپارند. در فضاي «ميني دموكراسي» مباحثه، همه از ايي ناكارآمدي يا غير ممكن بودن بكارگيري روش مباحثه در جوامع كمتر دموكراتيك و داراي ساختار اجتماعي و سياسي اقتدار گرايانه و سركوبگرانه نيست. زيرا اولآ يكي از اهداف آموزش شكستن ساختارهاي غير دموكراتيك و كمك به فرايند دموكراتيزاسيون است. و روش مباحثه از مهمترين ابزارهاي آموزشي براي اين هدف است. ثانيآ تقاضا براي مشاركت و دموكراسي در تمام جوامع روبه افزايش است و بخصوص دانشجويان بيش از گروه هاي ديگر آمادگي براي پذيرش و استقبال از روش هاي دموكراتيك دارند. آنچه اهميت دارد آموزش اهميت و شرايط مباحثه به مثابه روش به دانشجويان و استادان است. بروكفيلد و پرسكيل (1999) معتقدند بهتر است استادان دقايقي از نخستين جلسه درس خود را به بحث درباره بكاربستن روش مباحثه، اهميت، فوايد و شرايط آن اختصاص دهند. لازم است دانشجويان آگاهانه و با تفاهم جمعي كلاس روش مباحثه را تجربه كنند. به اعتقاد بروكفيلد و پرسكيل براي آنكه بتوان مباحثه ي انتقادي سازنده اي داشت، شركت كنندگان در بحث بايد داراي خصوصيات و خلقيات زير باشند:

1) صميميت و گرمخويي[27] : خوش مشربي و گرمخويي استاد باعث مي شود كه دانشجويان احساس كنندگان براي شركت به بحث و نقد كردن دعوت شده اند. از اينرو در كلاس بايد فضاي صميميتي حاكم شود كه همه احساس كنند نظرات شان محترم و ارزشمند است. شرط صميميت نيز اين احساس است كه ديگران، بخصوص استاد، آماده اند در صورت متقاعد كننده بودن، سخنان يكديگر را بپذيرند.

2) مشاركت[28]: كلاس و بحثي دموكراتيك تر است كه اكثريت اعضاي آن در بحث آزادانه و انتقادي شركت كنند. براي اين منظور هركس بايد بتواند راهي براي فهم موضوع بحث پيدا كند. گاهي توضيحات استاد، و گاهي بكارگيري تصوير و فيلم و شواهد تجربي موجب اين امر مي شود. دانشجو بايد اهميت حضور و مشاركت در بحث را احساس كند. اين امر وظيفه استاد است كه نشان دهد چگونه و چرا گفته هاي يك دانشجو اهميت دارد. گاهي لازم است استاد با دانشجوياني كه در بحث كلاس كمتر شركت مي كنند به نحو خصوصي گفتگو كند و راه هاي شركت آنها در كلاس را از آنها بپرسد. بهرحال، استادان نبايد آنقدر حرف بزنند كه وقت براي مشاركت دانشجويان نماند.

3) توجه عميق[29]: رابرت بلا در كتاب «جامعه خوب» (1991: 254) مي نويسد: «دموكراسي يعني توجه كردن». اما توجه كردن كار ساده و كوچكي نيست. همان طور كه بلا مي گويد«اين امر مستلزم بكار گيري تمام قواي فكري، احساسي و اخلاقي ماست.» گادامر (1989) ديالوگ را مستلزم اين مي داند كه هر دو طرف گفتگو در گفته هاي يكديگر چنان ريز و دقيق شوند كه كاملآ جذب و مستغرق شنيدن هم گردند. شرط توجه دقيق نيز آنست كه دانشجو احساس كند در كلاس هميشه وقت كافي براي ا همواره مباحثه بوده است، اصطلاح «بحث طلبگي» مفهومي «جا افتاده»، «پذيرفته» و «مصطلح» در زبان فارسي امروز است. زيرا مباحثه ريشه تاريخي عميق در كليت نظام، روش و تفكر آموزش در حوزه هاي علوم ديني دارد. اما متاسفانه اصطلاح هم عرض آن يعني «بحث دانشجويي» در محاورات زبان فارسي معمول و متداول نيست و درصورت كاربرد آن، بسيار «نچسب» و «غير متعارف» به نظر مي رسد. من آشنايي و تجربه زيسته و فردي لازم از آموزش حوزوي براي نقل و بيان روش «مباحثه طلبگي» را در اينجا ندارم. اگرچه بارها از دور شاهد گروه هاي كوچك طلاب در «مسجد اعظم» قم و مساجد آستان قدس امام رضا (ع) بوده ام و ديده ام كه مباحثه طلاب به صورت گروه هاي كوچك كه گردهم حلقه زده و با هم گفتگو مي كنند، انجام مي گيرد. شايد بتوان گفت مهمترين اصل و سنگ بناي مباحثه همين تقسيم و تفكيك افراد به صورت «گروه هاي كوچك بحث»[36] است.

در اينجا با توجه به كلاس هاي دوره ي دكتري كه در مدرسه مطالعات آفريقا و شرق دانشگاه لندن داشته ام، چند الگو و نمونه از كاربرد روش مباحثه در كلاس درس را شرح مي دهم. بهرحال بايد اين نكته را بخاطر داشته باشيم كه هر جامعه اي متناسب ويژگي هاي خاص فرهنگي و اجتماعي اش مي تواند الگوي منحصر خود در زمينه روش تدريس و آموزش دانشگاهي را خلق و ابداع كند, و روش هاي مباحثه زير تنها بخشي از تجربه مردم نگارانه من است. قطعآ الگوهاي متعدد ديگري براي مباحثه وجود دارد.

1) مباحثه دو نفره

اولين دوره و كلاس آموزشي من «آموزش روش شناسي براي دكتري»[37] با پروفسور جان پيل، استاد انسان شناسي سوآس، در سال 2000 بود. هدف دوره آماده كردن دانشجويان براي تدوين «طرح تحقيق رساله دكتري» بود. اعضاي كلاس 16 نفر از كشورهاي آمريكا، ژاپن، هند، چين، آلمان، كره، تايلند، انگلستان، پاكستان، و ايران –نگارنده-بوديم. وجه اشتراك ما اين بود كه اولآ در زمينه انسان شناسي اجتماعي تحصيل مي كرديم، ثانيا مرحله مقدماتي تهيه و تدوين موضوع و طرح تحقيق براي رساله دكتري را مي گذرانديم. در اولين جلسه پروفسور پيل از دانشجويان خواست كه هر دانشجويي يك «شريك»[38] براي خودش انتخاب كند. ما مي بايست در طي سه ترم تحصيلي-يعني يك سال كامل- با همكاري و همفكري نزديك با شريك خود، طرح تفصيلي و جامع رساله دكتري در موضوعي خاص را مي نوشتيم. البته هر دانشجويي از راهنمايي هاي «استاد راهنما»[39] خود نيز بهره مند مي شد.

شركت ما در كلاس يك موقعيت و فرصت آموزشي و مشاوره اي بود تا از نظرات و انتقادات دانشجويان همكلاس و پروفسور پيل درباره طرح تحقيقي كه مي نويسيم استفاده كنيم. درپايان نيز كميته اي مركب از استاد راهنما، استاد مشاور، و يك استاد ممتحن طرح تحقيق را بررسي و پس از گذراندن يك آزمون يا مصاحبه شفاهي در حضور كميته مذكور، موضوع تحقيق پذيرفته مي شد. هر دانشجو در سه نوبت نتايج كارش در زمينه تدوين طرح تحقيق را به كلاس ارائه مي كرد.

گزارش نهايي كار هر دانشجو مي بايست 20000 كلمه شامل تعريف مسئله، اهداف، اهميت تئوريك و عملي تحقيق، مفاهيم و چارچوب نظري، پرسش ها، بررسي انتقادي مطالعات موجود درباره موضوع تحقيق، روش و فنون انجام تحقيق، طرح چگونگي انجام مطالعه ميداني، و بلاخره موانع و مشكلات تحقيق باشد. هر دانشجو مي بايست علاوه بر تهيه گزارش خود، همراه و همگام با شريك خود گزارش او را مي خواند و آن را نقد و در تهيه گزارش با او همفكري و همكاري مي كرد. اين همكاري ها شامل معرفي منابع، اصلاح مشكلات زبان و نوشتن (بخصوص براي آنانكه انگليسي زبان دوم آنها بود)، نقد، گفتگو درباره برخي موضوعات و كمك به تحليل و شكافتن مسائل، كمك به يكديگر در تهيه امكانات آموزشي و زندگي، و بلاخره درد دل و همنشيني دوستانه. مي بايست به قدري با يكديگر همكاري نزديك مي كرديم و با پروژه هاي يكديگر آشنا مي شديم كه در جلسات ارائه گزارش، شريك و هم مباحثه نيز مي بايست مثل نويسنده اصلي و دانشجوي گزارش كننده, در كلاس به نقد دانشجويان پاسخ دهد. هر دانشجو موظف بود دو هفته قبل از موعد ارائه گزارش، متن گزارش خود را از طريق ايميل به تمام اعضاي كلاس ارسال مي كرد و نسخه اي از آن را در اختيار دفتر دپارتمان قرار مي داد تا به دانشجويان داده شود. هر جلسه سه ساعت بود، و در هر جلسه دو گزارش تحليل و ارائه مي شد. ابتدا دانشجو در 20 دقيقه خلاصه اي از گزارش خود را ارائه مي كرد و بعد دانشجويان به نقد و گفتگو در باره آن مي پرداختند. نگاهي بر كلاس درس نشان مي دهد كه:

دانشجو از ابتدا دوست و همكار فكري براي گفتگو درباره طرح تحقيق و فعاليت آموزشي خود پيدا مي كرد. اين امر باعث مي شد در انجام كار خود احساس تنهايي نكند و گاه و بي تلخ و شيرين طعم كار را با تقسيم كند.
اين دوستي آموزشي چون مبتني بر نياز متقابل و واقعي دو طرف به يكديگر و براي هدفي از نظر اجتماعي مقبول بود، سريع استحام يافته و اغلب به دوستي پايدار تبديل مي شد.
از آنجا كه عملآ تمام دانشجويان در جريان كار يكديگر قرار داشتند، تجارب گروهي كلاس در زمينه روش و مشكلات تحقيق در اختيار همه قرار مي گرفت.
از آنجا كه هر دانشجو تنها در مقابل يكي از اعضاي كلاس (شريك خود) تعهد و التزام دارشت، مجال مطالعه و بررسي دقيق كار او را داشت.
از آنجا دانشجويان از كشورها مختلف بودند و زمينه هاي اجتماعي متفاوتي داشتند، نگرش چند فرهنگي و افق ديد وسيعي بر مباحث كلاس حاكم بود.
از آنجا كه از طريق ايميل ارتباط دايمي داشتيم و مباحث كلاس را بصورت «بحث گروهي» ايميلي ادامه مي داديم، عملآ «اجتماع مجازي» تشكيل داده بوديم كه از حصار كلاس فراتر رفته بود.

2) مباحثه دسته جمعي

كلاس ديگر ما در روز هاي دوشنبه عصر تشكيل مي شد. در اين كلاس كه «مردم نگاري در هزاره سوم»[40]نام داشت، تمام دانشجويان دكتري دپارتمان انسان شناسي سوآس مي توانستند در آن شركت كنند. اين كلاس دو هدف را دنبال مي كرد: اول ايجاد ارتباط اجتماعي ميان دانشجويان دكتري انسان شناسي سوآس، دوم ارائه سمينارهايي در راستاي نيازهاي خاص دانشجويان. تلاش مي شد كه كلاس كمتر جنبه رسمي و فرمال و ساخت يافته داشته باشد تا دانشجويان بتوانند متناسب نيازهاي شان موضوع بحث و چگونگي ارائه آن را تغيير دهند. يكي از استادان دپارتمان براي مشاركت در مباحث دانشجويان و رسميت بخشيدن در جلسات شركت مي كرد. اما نقش معلم و مدرس را نداشت. همچنين يك نفر از دانشجويان به عنوان «سازمان دهنده»[41]بود. دپارتمان مبلغي (1000 پوند) بابت كارهايي كه سازمان دهنده انجام مي داد به او پرداخت مي كرد. در جلسه اول به دانشجويان گفته شد دانشجويان مي توانند استادان مرتبط با موضوع پايان نامه ها و موضوعات دلخواه خود را براي ارائه سخنراني و بحث در كلاس دعوت كنند و دپارتمان هزينه آن را مي پردازد. مدير يا سازماندهنده كلاس هم وظيفه داشت مراحل دعوت از استادان مدعو و هماهنگي براي حضور آنان را انجام دهد. دانشجويان مي بايست ابتدا موضوعات دلخواه خود براي بحث در كلاس را تعيين، و بعد استادان مربوطه را معرفي مي كردند. همچنين براي هر جلسه سه دانشجو داوطلب مي شد كه درباره آن موضوع تحقيق، منابع و مطالب مربوط به آن را شناسايي، پرسش ها و موضوع اصلي بحث را شناسايي، و همچنين هدايت و مديريت جلسه بحث آن موضوع را عهده دار شوند. براي مثال، يكي از جلسات به «معيارهاي ارزيابي و سنجنش متون اتنوگرافيك» اختصاص داشت. اين موضوع به پيشنهاد من و در راستاي موضوع رساله دكتري من بود. از اينرو، پيتر همزسلي، از صاحبنظران روش شناسي مردم نگاري و مولف دو كتاب درباره معيارهاي ارزيابي اتنوگرافي (1998و 1996) براي بحث دعوت انتخاب شد.

همچنين من و دو دانشجوي ديگر عهده دار تدارك و مديريت كلاس شديم. ما مي بايست يك هفته پيش از جلسه بحث درباره موضوع معيارهاي ارزيابي اتنوگرافي» منابع اصلي، پرسش ها و موضوع قابل بحث را نوشته و براي دانشجويان ايميل مي كرديم. همچنين در جلسه بحث مي بايست مديريت كلاس را انجام داده و بيش از ساير دانشجويان فعالانه به گفتگو و نقد و نظر درباره موضوع مي پرداختيم. در هرحال، سخنران 20 دقيقه فرصت داشت تا به طور مقدماتي باب بحث را بگشايد، و بعد دانشجويان به ارائه ديدگاه ها خود و نقد آن مي پرداختند. همچنين، بعد از يك ساعت، نوبت به «زنگ تفريح» كه اصطلاحا «وقت چاي»[42] مي گفتند مي رسيد. دپارتمان يك كتري برقي و مقداري قهوه، چاي، شيريني و شكر براي رفع خستگي و پذيرايي در اختيار دانشجويان قرار داده بود. مدير كلاس از دانشجويان پذيرايي مي كرد و ده دقيقه استراحت مي كرديم. معمولآ آنقدر كلاس جذاب و شيرين مي شد كه بيش از دو ساعت به طول مي انجاميد. در اين كلاس ها ما شيوه ديگري از آموزش مشاكتي و مباحثه را تجربه مي كرديم، روشي كه در آن:

همه امور كلاس به دلخواه دانشجويان و توسط آنها انتخاب و اجرا مي شد.
همه بصورت جمعي پرسش و پاسخ مي كرديم.
در عين حال كار آموزش و پژوهش تيمي سه نفر را تمرين مي كرديم.
با استادان رشته در موضوعات مختلف از دانشگاه هاي مختلف آشنا مي شديم.
از طريق ارتباط دايمي ايميل «اجتماع مجازي» فعالي راتشكيل داده بوديم.
با دانشجويان مراحل مختلف و دانشجوياني كه در شرف فارع التحصيلي بودند آشنا مي شديم و از آنها تجارب لازم مربوط به نوشتن و دفاع از رساله آشنا مي شديم.
محيط دوستانه و غيررسمي كلاس اجازه مي داد كه همه بتوانيم درباره مسائل و مشكلات زندگي در لندن و نحوه دسترسي به امكانات دانشگاه با هم گفتگو كنيم و بخشي از مشكلات خود را حل يا تسهيل نمائيم.
مباحث كلاس و افراد مدعو به گونه اي بود كه ما مي توانستيم با انجمن هاي علمي، سمينارها و نهادهاي علمي رشته انسان شناسي آشنا شده و بعضآ بسهولت ارتباط برقرار كنيم.
از آنجا كه هر دانشجويي مايل بود و تشويق مي شد كه مسائل رساله و تحقيق خودش را مطرح كند، انگيزه ي زيادي براي مشاركت همه در بحث كلاس وجود داشت.

3) مباحثه گروه به گروه

يكي از كلاس هايي كه در آن شركت كردم، درس «مردم نگاري كشورهاي خاورميانه» بود كه توسط پروفسور ريچارد تاپر در 2001 برگزار شد. پروفسور تاپر دانشجويان را به چهار گروه پنج نفره تقسيم كرده بود. هر گروه وظيفه داشت يكي از كشورهاي خاورميانه را بررسي و در سه نوبت، هر ترم تحصيلي يك نوبت، سمينار بدهد. دانشجويان خارج از كلاس فرصت داشتند تا هفته اي دو ساعت با تاپر ملاقات و درباره مشكلات و نحوه مطالعات و تدوين گزارش هاي شان و ارائه آن در كلاس بحث وگفتگو كنند. هر جلسه دو ساعت بود. ساعت اول ارائه گزارش يك گروه و ساعت دوم بحث و بررسي و پرسش و پاسخ دانشجويان. هر گروه موظف بود يك هفته قبل متن مكتوب گزارش شان را براي دانشجويان ايميل كنند. نقش تاپر هم كمك به دانشجويان در بيرون كلاس براي شناسايي منابع، نحوه تدوين گزارش، مطالعه و نقد متن گزارش ها بود, در كلاس نيز مانند دانشجويان در بحث شركت مي كرد و نظرش را مي گفت. دانشجويان نيز اغلب بر مبناي شناخت هايي كه از منطقه و كشور مورد بررسي داشتند، موضوع را انتخاب مي كردند. در نتيجه مباحث هم به مطالعات آنها و هم مبتني بر تجارب زيسته شان استوار بود.

با توجه به چهار الگوي مشاركتي و مباحثه اي مذكور, اصول و راهبرد هاي زير را براي مباحثه و تحقق آموزش انتقادي و دموكراتيك موفق بيان كرد.

1) اولين پيش نيار مباحثه موفق, آماده كردن دانشجويان براي پذير

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 

روشهاي 30 گانه براي مباحثه بهتر

نوشته: استاد محمود اسماعيل
 
1.    بهتر است روش قناعت بخش و دوستانه را در مناقشه، گفتگو و مصاحبه در پيش بگيريد، نه روش آمرانه.
2.    كوشش كنيد كه از حواس خويش استفاده كنيد، صداي خويش را بلند نكنيد، آرام صحبت كنيد، از اشارات دست و جسم استفاده كنيد، در اين صورت امكان دارد كه هدف خويش را بدست آوريد و با شنونده همكاري كنيد كه هدف شما را به درستي بفهمند.
3.    سر سخن را از آنجا شروع كن كه شنونده با آن شوق دارد و ميشنوند، او را تاييد كن و بعد از آن نقاط مشترك و مثبت را بحث كنيد، از ايراد موضوعات اختلافي شروع نكنيد، و وقتيكه به عمق موضوع داخل ميشويد كوشش نكنيد كه طرق مقابل را از قناعت شان دور كنيد و بعد از آن از عوامل تعارض از كم تا زياد بپردازي.
4.    به شنونده تلقين كنيد سخن كه مي گوييد نظر او ميباشد، بخاطريكه انسان به افكاري كه خودش به آن دست ميآبد ميبالد، و وقتيكه در انجام اين كار موفق شديد در اين صورت شنونده از آن فكر و راي شما حمايت ميكند.
5.    در وقت صحبت كردن از اصل موضوع خارج نشويد، و از شرح خسته كننده بپرهيزيد.
6.    از صحبتهاي طولاني پرهيز كنيد، چرا كه شنونده بعد از 50 دقيقه خسته ميشود، و ياد داشته باشيد كه جذاب بودن سخن مربوط ميشود به خالي بودن آن از حاشيه روي و سخنان بي مورد.
7.    استدلال به دلائل در تاييد و رد يك موضوع فائده زيادي دارد، همچنان ميتوان شنونده را از اين طريق قناعت خوبي داد. اين در صورت است كه طرف مقابل از سطح تعليمي بالاي برخوردار باشد، اما اگر سطح تعليمي آنان پايين باشد ميشود كه به تقديم نمودن يك جانب قضيه اكتفا نمود.
8.    هر گاه سخن از ضروريات شنوندها زده شود آنان اهتمام خوبي به شنيدن سخن ميدهند، و چيزيكه سخنگوي ميگويد آنرا خوب حفظ ميكند و به شخصيت اش احترام قائل ميشوند.
9.    همچنان بايد از روشهاي منطقي و عاطفي براي جلب اذهان شنونده گان استفاده شود.
10.     بعضي از سخنان خويش را تكرار كنيد، تا قناعت مخاطبين حاصل گردد، اما از تكراريكه خسته كن باشد بايد جلوگيري شود.
11.    استفاده زياد از تكيه كلام نكنيد، همچنان از تكرار اشارات و تحريك دستان بطور هنگفت جلوگيري كنيد.
12.     از وسائل مختلف تاثير گذار استفاده كند، و بر يك وسيله اكتفا مكن، يعني براي تاييد سخنان خويش از آيات قراني، احاديث نبوي، ضرب المثل ها و اشعار درست استفاده كنيد.
13.     به عكس العمل هاي مخاطبين متوجه باشيد، از اين طريق نقاط مثبت خويش را تقويه و از نقاط منفي خويش جلوگيري كنيد.
14.     كوشش كنيد كه شنونده هاي خويش را در موضوع شريك كنيد.
15.     كوشش نكن كه خود را قناعت دهي، بلكه سعي كن كه مخاطبين خويش را قناعت دهي.
16.    بهتر است كه اشتباه خويش را بپذيري و نشود كه در دفاع از اشتباه خويش ادامه دهي. پذيرش اشتباه شخصيت شما را در نزد مخاطبين كم نميكند.

در صورت تعامل با مخالفين از روشهاي ذيل استفاده كنيد:
 
17.    كوشش كنيد كه مخالفت را آرام كنيد، و از روش زشت خود داري كنيد، و اين يك قدم مهم در تعامل با مخالفان است.
18.    صحبت كننده خوب آنست كه تاري كه بين او و مخالفش منحيث رابطه وجود دارد آنرا نگه كند و از حدود خويش تجاوز نكند.
19.    بعضي اوقات شنونده براي عصباني ساختن صحبت كننده از روش خشن و ستيزه جويانه استفاده ميكند، صحبت كننده نبايد در مقابلش عصباني شود تا براي مخالف چانس مهيا نگردد.
20.    فكر نكنيد هر كسيكه صحبت شما را قطع كند مخالف شما است، بخاطريكه بعضي اشخاص قصد اين را ندارد، پس صحبت كننده بايد خود را از حقيقت آگاه سازد.
21.    وقتيكه صحبت كننده به انتقاد مخالف جواب ميدهد، در صورتيكه با بعضي از سخنانش موافق باشد، كوشش كند كه از لهجه تند استفاد ه نكند، شايد كه اين كار برايش فرصت اين را بدهد كه اشتباه مخالف را به ديگران اظهار سازد.
22.    در مقابل دلائل شخص معارض، كوشش كنيد كه اول دليل ضعيفش را رد كنيد، و ديگر براي ديگران فرصت دهيد تا باقي دلائل اش را جواب گويند.
23.    صحبت كننده، بايد از تحقير، توهين و بر انگيختن احساسات سمت مخالف جلوگيري كند.
24.    دعوتگر بايد تمام جوانب مجلس را مراعات كند، ولو اگر اشخاص غير مسلمان نيز در آن باشد.
25.    بهتر است صحبت كنندهخنراني هاي خود نياورد . سخنور مي تواند
سياست مدار نباشد و به هيچ حزب و جناحي نگرايد ، اما نمي تواند چشم خودرا بر واقعيت هاي زندگي و اجتماع ببندد و
با رؤياهاي فردي خود سركند .

هيچ نويسنده و سخنوري را نمي توان يافت كه بتواند از كنار روزنامه فروشي به همان آساني و سرعت بگذرد كه از مقابل بوتيك
لباس مي گذرد . روزنامه ها ووبلاگ هاي هدف مند ، دماسنج هاي بسيار حساس و آئينه وش جامعه خود هستند . گشت و گذار
در صفحه هاي كاغدين جرايد يا صفحات شيشه اي وب ، سخنور را از دلمشغولي هاي مردم و مخاطبان بالقوه خود خبر مي كند .
سخنوري كه هرگز خبر يا گزارش يا مقاله اي را در هيچ روزنامه اي نخوانده و حتي نور چشم خودرا به بزرگ ترين تيترهاي اصلي
جرايد نتابانده است ، هرگز در پيشبرد اهداف خود در سخنراني ها ، توفيقي كسب نخواهد كرد .

بي گمان ، زندگي در ميان آثار و مقالات متنوع چه با سلايق و علايق ما موافق باشد يا نباشد ، ذهن و بيان سخنوررا پرورده تر
و امكانات آن را براي جولان سخنور بر كرسي خطابه ، بيشتر مي كند .

شهيد مطهري را به ياد آوريم كه به دلالت آثارش چه گفتاري و چه نوشتاري ، در كتاب خواني و سركشي به موضوعات مختلف ،
محبوس تخصص خويش نبوده است . يكايك بندها و عبارات او در آثارش ، حكايت از سخنوري مي كند كه ميدان هاي گوناگوني را
تاخته و به زير اسب تأمل و مطالعه گرفته است ؛ از عرفان و تصوف گرفته تا علوم تربيتي و تاريخ و ادبيات و حافظ پژوهي و اقتصاد
و انديشه هاي اصلاحي و داستان و هنر و البته كلام و فلسفه و تفسير . آن گرامي استاد ، درباره همه موضوعات و عناوين فوق ،
اثري آفريده است ؛ گاه كتاب ، گاه مقاله ، گاه يادداشت و گاه سخنراني . به حتم درزمينه هاي ديگري نيز كتاب خوانده و انديشيده است ؛
هرچند به بهانه آن ها ، پشت ميز تحرير خود ننشسته باشد .

ديگر آن كه بايد هرچه زودتر تكليف خودرا با كتاب ها و نويسندگان ناهم فكر يا دگرانديش روشن كنيم . هر سخنران و اهل مطالعه ،
به لحاظ منش فكري و گرايش هاي عقيدتي ، رغبت بيشتري به مطالعه آثار موافق دارد . يك سخنران روشنفكر لائيك ، معراج السعاده
يا حلية المتقين نمي خواند ، آيا سخنران متدين نيز بايد دايره مطالعاتي خودرا محدود به نويسندگان و آثارخودي كند ؟

انبوهي از آن چه اكنون در بازار نشر خودنمائي مي كند ، ناهمدلانه است ؛ و برخي به جد ، خصمانه . بخوانيم يا نخوانيم ؟ بدانيم يا ندانيم ؟
به ديده تأمل بگيريم يا نگيريم ؟ چيست ياران طريقت ، بعد از اين تدبير ما ؟

تكليف ما با اين هشدار امام صادق عليه السلام چيست كه فرمود :
انّ بني اميّة اطلقوا للناس تعليم الايمان و لم يطلقوا تعليم الشرك ؛ لكي اذا حملوهم عليه لم يعرفوه ( كافي / 2 / 415 / 1 )
بني اميه آموزش ايمان را براي مردم آزاد گذاشتند ، اما آموزش شرك را آزاد نگذاشتند ، تا اگر آنان را به شرك كشاندند ، متوجه نشوند .


سخنوراني كه خودرا درمقام پاسخ گوئي و نظريه پردازي مي بينند ، ترديدي به خود راه نمي دهند كه بايد بخوانند و بدانند
و تأمل ورزند . نه فقط سخنوران بلكه هركس خودرانسبت به دين و جامعه خود متعهد وپاسخگو مي داند ، گزيري جز مطالعه
آثار مخالفان فكري و عقيدتي خود ندارد .

بي گمان ، زندگي در ميان آثار و مقالات متنوع دگرباشان و دگرانديشان – اعم از موافق و مخالف – ذهن و بيان را پرورده تر مي كند
و امكانات آن را براي جولان بر كرسي خطابه بيشتر . اما آيا هر عطائي را بايد خواست و از لقاي آن نهراسيد ؟ پاسخ به اين پرسش
آسان نيست ؛ اگرچه گره گشا است . بي مبالاتي در كتاب خواني و نشستن بر سر سفره هركس كه مطبخي دارد و لقمه اي ، چگونه است ؟

رواياتي كه مؤمنان را از خريدن و خواندن كتب ضاله منع مي كنند ، چه مرزهائي را گرد ما مي كشند ؟ در ذيل آيه فلينظرالانسان
الي طعامه ( عبس / آيه 24 ) ، روايت مشهوري است كه طعام را به علم تفسير مي كند ؛ يعني انسان بايد دريابد كه دانش خودرا از كه
مي گيرد و درهاي روحش را به كدام سو گشوده است ؟ ( ر. ك : فيض كاشاني ، تفسير صافي ، ذيل آيه . اصل روايت در اصول كافي ،
از امام ششم عليه السلام نقل شده است )

تحفظات ديني و صنفي و گاه شخصي ، آثار بسياري را از كتابخانه ما دور نگه مي دارد ؛ اما تا كنون كمتر به چند و چون اين منع مقدس نما
انديشيده ايم .

تأمل در سيره پيشوايان معصوم عليهم السلام و عالمان متقدم ، كمك بسياري به حل و فصل اين پرسش ويرانگر مي كند . از رفتار آنان
چنين بر مي آيد كه آن نيك سيرتان ، در اينجا نيز به اعتدال گراييده اند و در مقام نقد ، انصاف از كف نداده اند و بر منبر وعظ ،
بايسته هاي خردمندي را از ياد نبرده اند .

اميرمومنان عليه السلام ، مولاي نيكان و پاكان را پرسيدند : كيست شاعرترين شاعران ؟ ، فرمود :
ان القوم لم يجروا في حلبة تعرف الغايه عند قصبتها فان كان و لا بد فالملك الضليل [ يريد امرء القيس ]
(نهج البلاغه،حكمت 447)
شاعران در ميداني نتاخته اند كه آن را نهايتي بود و خط پايانش شناخته شود ، و اگر در اين باره داوري كردن بايد ، پادشاه گمراه
را اين لقب [ = اشعر الشعراء ] شايد . [ مقصودش امرء القيس بود ]

اين داوري ، درباره امرء القيس است ؛ كسي كه در همه عمر پرچم جاهليت عرب را بر دوش كشيد . با اين همه ، امام علي عليه السلام
مقام ادبي و شاعري اورا انكار نمي كند ؛ بلكه از تفضيل او بر همه همقطازانش سخن مي گويد . اورا شاعرترين مي خواند ؛ اما گمراه
بودنش را نيز تذكار مي دهد .

كساني كه ن۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]


كتاب بهتر بنويسيم بيش از آنكه علمي يا نظري باشد، تجربي است. فصل اول كتاب، گوشزد مي‌كند كه تا انديشه‌اي در كار نباشد، قلم به جنبش درنمي‌آيد. انديشه‌هاي تقليدي هم قادر به تحريك قلم نيستند؛ چون با قلب و روح نويسنده، درنياميخته‌اند و تا وقتي كه انديشه‌اي زادۀ درون انسان نباشد، توانايي‌هاي دروني او را براي نگارش به فعليت درنمي‌آورد. فصل دوم، دربارۀ "درست‌نويسي" است و فصل سوم از قواعد و فوايد ساده‌نويسي سخن مي‌گويد. فصل چهارم نيز ده راهكار براي "زيبانويسي" پيشنهاد مي‌كند؛ بدون آنكه زيبانويسي را محصور در اين راهكارها بداند يا حتي اميد قطعي به آنها براي شيواسازي متن داشته باشد. فقط پيشنهاد است و اصراري هم بر آنها نيست. دو فصل پاياني كتاب، حاوي مطالبي است كه دربارۀ اكثر آنها مي‌توانم ادعاي ابتكار بكنم.
اگر كسي از من بپرسد كه همۀ تجربۀ خود را در نويسندگي، در دو‌ يا سه جمله خلاصه كن، مي‌گويم:
1. براي خلق نوشته‌هاي زييا و خواندني، يا بايد تخيلي بلندپرواز داشت يا انديشه‌اي بكر و بديع. راه ديگري وجود ندارد. باور كنيد.
2. خواندن پيوستۀ شعر را نيز براي تقويت قلم، بي‌نهايت لازم مي‌دانم.
3. زيباترين متن، ساده‌ترين متن است و سادگي، يعني بي‌پيرايگي، نه بي‌مايگي.

منبع :

وبلاگ استاد رضا بابائي

با توجه به وجود وجوه مشترك بسيار در فن نويسندگي و فن بيان  ، مطالعه اين اثر پربار و زيبا به سخنرانان و فراگيران محترم فن بيان نيز توصيه مي شود .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 مباحثه سنتي ديرينه

از رذايل و زشتي هايي كه مباحثه را ضايع مي سازد بايد پرهيز كرد كه بعضي از آنها عبارتند از:  تكبر، خود بزرگ بيني، عجب و خودستاني، ريا، حسد، رقابت، خود را تزكيه كردن و جاه طلبي و امثال آنها .

سعدي(عليه الرحمه) مي گويد:

«سه چيز پايدار نماند: مال بي تجارت و  علم بي بحث و مُلك بي سياست»

از جمله عواملي كه باعث رسوخ در ذهن ميگردد و دانشجو را در يادگيري صحيح كمك مي كند، مباحثه و مناظره علمي است، البته به شرط آنكه آداب و آيين مناظره رعايت شود و دانشجو يان ازاين رهگذربه حقيقت دانش برسند نه اينكه وسيله اي براي برتري جويي، اظهار فضل و ديگر آفات مناظره شود.

باكمال تاسف امروزه مباجثه كردن جايگاه خود را در ميان دانشجويان به دست نياورده و جز طلاب حوز ه اي علميه، ديگر دانشجويان دانشگاه هاي رسمي كشور غالباً از آن محرومند. البته حتي در ميان حوزويان نيز امروزه اهميت گذشته را ندارد و بساري از اينان بي آنكه درس هاي خود را مباحثه نمايند به مراحل بالا مي رسند.

در اين قسمت پيش از همه چيز انگيزه مباحثه را بيان كنيم:

هدف مباحثه بايد تنها «حقيقت جوئي» و دانش طلبي باشد نه چيز ديگر. نبايد هدف بحث به كرسي نشاندن و اثبات سخن خود باشد، و يا هميشه به سخن هم مباحثه اي به ديد سخني باطل نگريسته شود. اگر هدف مباحثه، كسب حقيقت و دانش صحيح نباشد بي شك وارد ستيزه جويي و مراء مي گردند و اين امر در اسلام بسيار ناپسند و مذموم است.

دراينجا بايد به 4 فايده اساسي مباحثه اشاره كنيم:

1- نقش مباحثه كه مباحث به طور جدي در ان طرح مي گردد، باعث مي گردد كه دانسته ها در ذهن ثابت شود و پس از مباحثه غالباً آن دانش فراموش نمي شود. اين و يژگي خاص مباحثه است و در غير اين صورت چون مطالعه و درس يك طرفه است، مطالب به راحتي قابل حفظ نيست و اگر حفظ شود، خيلي زود به فراموشي سپرده مي شود. سخن سعدي را در اين باره در اغاز بحث ذكر كرديم.

2- هنگامي كه مطالبي در ميان دو كس بحث مي شود بسياري از جوانب پيچيده آن كه چه بسا بر ما پوشيده بود، روشن مي شود و ما از جهل مركب خارج مي شويم؛ زيرا در مباحثه پرسش و پاسخ ها و اشكال گيري هاي ميان طرفين باعث ميشود كه به اشتباه خود پي ببريم. البته اين هنگامي است كه منصفانه مباحثه كنيم و بر جهل خود به خاطر عدم پذيرش حق اصرار نورزيم.

3- گاهي ما منشا خير و بركت براي ديگري و يا ديگران مي شويم؛ يعني در حين مباحثه، اي بسا چيزي كه ما مي دانيم ولي هم مباحثه اي از آن غافل مي شود و مباحثه باعث مي گردد كه از اجر و پاداش تعليم و آموزش به ديگران هم بهرمند شويم و مشمول اجر و پاداش معلمان گرديم.

4- گاهي هم، مباحثه باعث مي شود كه مطلب نافهميده اي را دريابيم يعني به ناداني خود پي ببريم. اگر چه در مباحثه به آن نرسيم و پاسخ آن را نيابيم ولي همين كه مباحثه زمينه ساز اين امر شده خود نعمتي بزرگ است و ما مي توانيم پس از مباحثه مساله را از استاد يا..... سوال كنيم.(1)

5- مباحثه باعث ايجاد دقت در تحصيل و سرعت در انتقال مي شود.

آداب مباحثه

مباحثه علمي بين طلاب والامقام كه حكايت از تبادل افكار و آراء در درس مي نمايد به عنوان بخشي وعضوي از پيكره نظام طلبگي تلقي مي شود. مباحثه وگفتگوي دو يا چند نفره آداب و شرايط قابل توجهي دارد كه به بعضي از موارد آن مي پردازيم:

1- بحث كننده در مقام اثبات حرف خود نباشد، بلكه مقيد به بيان واقعيت موجود در بحث باشد و اگر متوجه اشتباه خود در بحث شد اذعان و اعتراف كند.

2- اغراق گويي و تحريف در مطالب جايز نيست، مباحثه كننده نبايد براي آنكه حرف خود را به كرسي بنشاند مطالب را كم و زياد كند و از دايره بحث خارج شود.

3- مباحثه كنند نبايد به منظور غلبه و يا اظهار فضل بر طرف بحث خود كند.

4- از رذايل و زشتي هايي كه مباحثه را ضايع مي سازد بايد پرهيز كرد كه بعضي از آنها عبارتند از:  تكبر، خود بزرگ بيني، عجب و خودستاني، ريا، حسد، رقابت، خود را تزكيه كردن و جاه طلبي و امثال آنها .

و از همه آنها زشت تر كه يكي ديگر از آفات مباحثه محسوب مي شود جدال و پرخاشگري است؛ طرفين بحث بايد مواظب باشند كه به هيچ وجه مدار بحث وگفتگو را به ستيزه جويي و سماجت نرسانند بدين علت كه گذشته از زشتي عمل ممكن است به صورت عادت و طبيعت دوم در شخص يا اشخاص در آيد و در آينده هر حرفي را بخواهد با جدال و خشونت به ديگران ثابت كنند.

امير المومنين علي عليه السلام مي فرمايد:

«اياكم والمراء و خصومۀ فانهما يمرضانٍ القلوب علي الاخوان و ينبتُ عليها النفاق»(2)


از ستيزه جويي و خصومت برحذر باشيد زيرا اين دو حالت، قلب انسان را نسبت به برادران ايماني بيمار مي سازد. و نفاق و دورويي را در دلها ريشه دار مي نمايد.(3)

سيد مهدي موسوي گروه حوزه علميه

منابع

1- اخلاق دانشجويي، نجفعلي ميرزايي.

2- فروع كافي، ج3، ص409.

3- منش طلبگي، سيد كاظم ارفع،تهران، فيض كاشاني، 1375، ص29.

منبع :

http://www.tebyan.net/hawzah/hawzah_education/2010/1/23/113634.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
مهارت هاي مباحثه

مباحثه را مي توان "بازگويي درس براي ديگران" تعريف كرد، چنان كه مي توان از آن به تدريس محدود و غير رسمي تعبير نمود. مباحثه عمدتاً اسلامي و نشات گرفته از فرهنگ اسلام است ، هرچند نشانه هايي از موجود مباحثه در ميان ساير ملل نقل شده است، بدون ترديد در فرهنگ اسلام، ارزش خاصي پيدا كرده است. از اين رو برخي از بزرگان در مقدس ترين ساعات از بهترين زمانها «شب قدر در ماه مبارك رمضان » به "مذاكرۀ العلم" سفارش كرده، آن را افضل دانسته اند.(1) تقويت بيان و حافظه، گويا شدن زبان، ثبت و ضبط مطالب در ذهن، توجه به اشكالات، راه يابي به برخي پرسشها و پاسخ آن ها، شكوفا شدن استعداد، بالا رفتن نيروي نقد و بررسي و بهره بردن از افكار ديگران، از جمله فوايدي است كه بر مباحثه و مذاكرات علمي متربت است.

در اين بهره بردن طلاب قوي و غير قوي شريك هستند. البته بهره بردن از مباحث بستگي  به نكاتي دارد؛ كه ذيلاً توضيح بيش تري داده مي شود.

زمان مباحثه

زمان مباحثه مي تواند قبل از رفتن به درس روزانه باشد؛ اما مناسب ترين وقت مباحثه، پس از پشت سر گذاشتن مراحلي است كه  قبلاً براي مطالعه بيان كرديم. البته ياداشت كردن نكات درس بهتر است بعد از مباحثه صورت گيرد، لكن بقيه مراحل بايستي قبل از مباحثه انجام گيرد. پس بهترين زمان مباحثه بعد از مطالعه و قبل از گرفتن درس جديد مي باشد.

مكان مباحثه

مكان مباحثه شرط خاصي ندارد؛ هر جا كه آرام و موجب صفاي روح باشد براي مباحثه مناسب است. معروف است كه علماي قديم يونان سعي مي كردند مباحث علمي خود را نزديك قبور بزرگان مطرح كنند؛ زيرا معتقد بودند كه ارواح بزرگان بر روح آنها موثر است. بدون تريد اين كه علماي ما معمولاً مباحثه خود را نزديك حرم ائمه اطهار (عليه السلام) يا نزديك قبور علما انجام ميدادند، صرفاً به خاطر كمبود مكان مناسب نبوده است؛ اما اين نكته از نگاه آنها دور نبوده است كه نزديك شدن به يك روح بزرگ باعث تاثير پذيري از آن روح مي گردد.

شيوه مباحثه

مباحثه به شيوه هاي مختلفي صورت مي گيرد:

گاهي مباحثه به اين شكل است كه افراد خط به خط مطلب را مي خوانند و معناي مي كنند (معمولاً در مقطع سطح اين گونه است)؛ بعضاً كتاب را مي بنند و بحث مي كنند. به نظر مي رسد بهترين روش در مباحثه همان روشي است كه براي تدريس بايد انجام شود؛  يعني مباحثه واقعاً شبيه كلاس درس بايد باشد. به عبارت ديگر همان طور كه مثلاً استاد درس را چنين شروع مي كند: امروز سه مطلب داريم؛  مطلب اول اين است، مطلب دوم و مطلب سوم آن؛ سپس مطالب را توضيح و در ادامه بر متن كتاب تطبيق مي دهد؛ در مباحثه هم مناسب است كه همين شيوه صورت بگيرد، مطلب دوم به دنبال مطلب اول و مطلب سوم به دنبال مطلب دوم طرح و بحث گردد. اين شيوه پسنديده و مفيد براي مباحثه است.

پس مباحثه درس بايد به طريقي صورت بگيرد كه استاد بايد تدريس نمايد؛ البته همراه نقد و بررسي و اظهار نظر از خود و بيان مطالب كتاب هاي جنبي و حواشي مختلف همچنين است كه طرف اصلي در هر مباحثه كه گوينده و تقرير كننده درس است قبل از شروع مباحثه با قرعه معين شود تا زمينه حضور در بحث بدون مطالعه از بين برود؛ زيرا اگر چه فرض بر اين است كه طرف هاي بحث منظم  و متعهد به رعايت شرايط مباحثه از جمله مطالعه قبلي هستند؛ ممكن است اين ذهنيت كه امروزه، خواندن بحث نوبت من نيست، باعث مطالعه نكردن يا عدم دقت لازم در مطالعه گردد؛ از اين رو مناسب است كه قبل از شروع مباحثه گوينده بحث معلوم نباشد تا زمينه مزبور از بين برود.

شرايط هم بحث

نظم معقول، پاي بندي به مقررات و شرايط مباحثه، اهل جدال و مراء نبودن، بهره بردن از تمامي توان و استعداد، از شرايط لازم مباحثه است.

برخي از شرايط ديگر، مانند قرار داشتن در يك پايه تحصيلي، قوي تر يا مساوي بودن هم بحث از شرايط ترجيحي مباحثه است؛ نه شرايط لازم و حتمي؛ زيرا اگر هر كس به دنبال هم بحث قوي تر باشد، مباحثه اي صورت نخواهد گرفت؛ چنانكه هم بحث مساوي هم كم پيدا مي شود؛ ضمن اين كه دستيابي به فوايد مباحثه، مستلزم داشتن هم بحث قوي تر يا مساوي نيست؛ از شيخ انصاري چنين نقل شده است كه من گاهي از جوان ترين شاگردهايم به واسطه اشكالاتي كه مطرح مي كردند؛ مطلب مي آموختم و اشكالات آن ها مرا به فكر وامي داشت؟

البته بديهي است كه مباحثه با قوي تر از خود نعمتي است كه بايد قدر آن را دانست.

ضمن اينكه بايد در نظر داشت فرهنگ و اخلاق ديني به ما آموخته است كه هميشه نبايد نفع خود را در نظر گرفت و همه چيز را در قالب معادلات مادي و رياضي ريخت. اگر محصلي با خداي خود معامله كند و برخي افراد ضعيف تر(البته منظم و كوشا) را در مباحثه خود بپذيرند، بدون شك خداوند اقدام او را بدونه پاسخ نمي گذارند. اگر خداوند به دانش پژوهي استعداد وافر داده است، بايد بهره آن را به ديگران هم برساند: «زكاۀ العلم نشرۀ». البته هم بحث بايد منظم  و مرتب باشد و طرف مقابل را به مباحثه تشويق كند. اگر هم بحث موجب سستي انسان گردد، يا در مباحثه به سخنان پراكنده بپردازد،  بهتر است سراغ هم بحث ديگري رفت.

اخلاق بحث

همچنين لازم است اخلاق هم بحث پسنديده باشد. از هم بحث تند خو و بد اخلاق و لجوج بايد فاصله گرفت؛ زيرا انسان از اخلاق طرف مقابل تاثير مي پذيرد. گذشته از اين شرايط، شرط ديگري به عنوان شرط اساسي مباحثه، مطرح نيست، هر چند ممكن است شرايط ترجيحي متعددي فرض نمود؛ اما همان طور كه گفته شد، شرايط ترجيحي غير از شرايط الزامي است.

تعداد هم بحث

اصولاً نمي توان عدد خاصي براي شركت كننده در بحث پيشنهاد داد؛ در روال طبيعي سه نفر بهترين تعداد است؛ به ويژه اگر افراد شركت كننده در مباحثه در سه رتبه: قوي، متوسط  و ضعيف باشند.(2)

فرآوري: سيد مهدي موسوي گروه حوزه علميه

منابع

1- مفاتيح الجنان، اعمال شب بيست و يكم و بيست و سوم رمضان.

2- صراط(هدايت تحصيلي طلاب و دانش پژوهان، ابوالقاسم عليدوست، قم، دارالفكر، 1387، ص72.

منبع :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=113941


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.