مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1247
دیروز : 6465
افراد آنلاین : 6
همه : 5302044
شما پرحرف هستيد يا كم حرف! 
 

صحبت كردن يكي از نيازهاي طبيعي انسانهاست و اگر بخواهيم حق مطلب را بهتر ادا كنيم، بايد بگوييم حرف زدن يكي از مهارت‌هاي زندگي است كه براي توسعه و تداوم روابط سالم و مستحكم لازم است
همچنين نحوه سخن گفتن و عادت‌هاي كلامي تا حد بسيار زيادي بازگوكننده شخصيت افراد است. بعضي از مردم آنقدر حرف مي‌زنند كه همه ترجيح مي‌دهند از مصاحبت با آنها اجتناب كنند، و برخي ديگر آنقدر كم‌حرف‌اند كه حتي در زماني كه به حرف زدن احتياج هست نيز از اينكار طفره مي‌روند.

در اينجا ما پيشنهاداتي به شما ارائه مي‌دهيم كه نه فردي پرحرف و خسته كننده باشيد و نه فردي منزوي و خجالتي. مثل تمام جنبه‌هاي زندگي حفظ تعادل بهترين گزينه است.



چه مواقعي پر حرف مي‌شويم

وراجي كردن و مسلسل وار حرف زدن، شايد براي شخص سخنگو لذت بخش و دل انگيز باشد اما مسلماً اگر نظر شنونده را هم بپرسيد، تناقض اين نظرات كاملاً‌ برايتان مشهود خواهد بود.

گاهي مواقع پرحرفي بجز دلايل شخصيتي مي‌تواند دلايل ديگري نيز داشته باشد، از جمله وقتي:

عصبي هستيم يا احساس ناامني مي‌كنيم

اغلب مواقع وقتي حس تعادل دروني ما دچار نوسان مي‌شود و احساسات ضد و نقيض ما را احاطه مي‌كند، ناخوداگاه سعي مي‌كنيم اين احساس را با تند‌تند حرف زدن جبران كرده و بپوشانيم.

در چنين مواقعي آنچنان با جديت به حرف زدن ادامه مي‌دهيم كه گويي براي جلوگيري از برقراري سكوت مسئوليتي به عهده ما گذاشته شده و وظيفه داريم براي اداي اين وظيفه دست به ايراد هر سخني بزنيم حتي اگر اين سخنان كاملاً بي‌ربط و بي‌معني بوده و فقط جنبه حرافي داشته باشد.

اما اگر حرف چندان جالب توجه، باارزش، و مهمي براي گفتن نداريد، نبايد بابت اين سكوت زياد نگران باشيد و خود را مجبور به سخن گفتن بدانيد. با اين آرامش كنار بياييد و اجازه دهيد احساس نياز براي گفت‌وگو كردن روند طبيعي خود را طي كند و خود به خود به جريان بيفتد.

وقتي درباره خودمان صحبت مي‌كنيم

صحبت كردن درباره خود بزرگترين اشتباهي است كه همه مردم مرتكب مي‌شوند. حتماً تا بحال با افرادي كه دائماً‌ در حال بازگو كردن خاطرات و تجربيات شخصي هستند مواجه شده‌ايد، ‌آنها در قبال كوچكترين كلامي كه از طرف شما گفته شود سيلي از حرفهاي خسته كننده را به سوي شما روانه مي‌كنند و هيچ توجهي نيز به بي‌قراري و كلافگي شما نشان نمي‌دهند.

«براي ديگران سخن بگوييد نه به‌خاطر خودتان» اين قانون طلايي همه جا جواب مي‌دهد. درست نيست كه هدف ما از صحبت كردن صرفاً شخصي باشد و تنها براي درد و دل كردن و سبك شدن باب گفتگو را باز كنيم.

مثل تمام رابطه‌هاي دو طرفه در اينجا هم بايد به طرف مقابل توجه نماييم و براي آنها احساس ارزشمندي به ارمغان بياوريم. اما اگر فقط بخواهيم درباره خودمان صحبت كنيم و فقط نفس خود را ارضا كنيم، همان بهتر كه فقط و فقط خودمان مخاطب حرف‌هايمان باشيم.

براي اينكه متوجه شويد سخنانتان چقدر براي طرف مقابل خسته كننده و كسالت آور است، به زبان بدن آنها دقت كنيد.

اگر از حركات و احوالات آنها اينطور برمي‌آيد كه تلاش مي‌كنند به هر بهانه‌اي از دستتان در بروند، اگر سرشان را در دستانشان گرفته‌اند، اگر به نقطه‌اي دور خيره شده‌اند، ‌يا اگر تلاش مي‌كنند بحث را عوض كنند، اين بدين معناست كه آنها از سخنان شما خسته شده‌اند.

شايعات بي‌اساس و بدگويي از ديگران
صحبت كردن درباره خصوصيات بد ديگران، و يا مبالغه كردن درباره اشتباهات و نقطه ضعف‌هاي آنها عادت بسيار زشتي است كه متاسفانه اكثر جمع‌هاي دوستانه يا خانوادگي به چنين صحبت‌هايي منجر مي‌شود.
فقط به اين دليل كه همه اينكار را انجام مي‌دهند شما نمي‌توانيد خودتان را توجيه كنيد و با جماعت همرنگ شويد.

مسئله اين است كه اغلب اوقات با اينكه مي‌دانيم از لحاظ اخلاقي مجاز به انجام چنين رفتاري نيستيم، اما باز‌هم به نداي وجدان توجهي نكرده و به شيوه غلط خود ادامه مي‌دهيم، زيرا با بدگويي از ديگران مي‌توانيم بيشتر و بيشتر حرف بزنيم و هميشه سوژه داغي براي ادامه گفت‌وگو داشته باشيم.

اما يادتان باشد مردم هميشه براي كساني كه در چنين مواقعي سكوت اختيار كرده و از موقعيت‌هايي كه منجر به بدگويي از ديگران مي‌شود كناره گيري كنند، ‌احترام بيشتري قائل هستند.

اگر شما در همان برخوردهاي اوليه از ديگران انتقاد كنيد مسلماً در نظر آنها فرد قابل اعتمادي به نظر نمي‌آييد. در چنين موقعيت‌هايي سكوت شما بر بزرگي و احترام‌تان مي‌افزايد.

وقتي كه حرف مناسبي براي صحبت كردن نداريد

عقلا هميشه مي‌گويند «وقتي حرف باارزشي براي گفتن نداريد، بهتر است كه چيزي نگوييد و سكوت اختيار كنيد» به حق كه نصيحت به جايي است اما واقعاً چه تعداد از ما به اين جمله عمل مي‌كنيم.

چه مواقعي كم حرف مي‌شويم

منزوي و گوشه گير شدن كار ساده ايست، اين‌طور نيست؟ در چنين مواقعي ما از برخورد با افراد تازه وارد اجتناب مي‌كنيم و ترجيح مي‌دهيم هيچ‌گام مثبتي براي خارج شدن از خلوت آرامش و تنهايي خود بر نداريم.

در بيشتر مواقع اگر براي صحبت كردن و معاشرت با افراد جديد از خود علاقه نشان ندهيد، فردي خود شيفته و مغرور به نظر مياييد، پس سعي كنيد از لاك تنهايي‌تان بيرون بياييد و شما اولين نفري باشيد كه دست دوستي به سمت ديگران دراز مي‌كنيد.

البته تمام ما لحظاتي را تجربه كرده‌ايم كه به دلايل خواسته يا ناخواسته‌اي دچار بي‌حوصلگي و كم‌حرفي شده باشيم. شايد بتوان براي ايجاد چنين حال و هوايي چند دليل ذكر كرد:

خشم

يكي از دلايلي كه مي‌تواند بطور موقتي باعث كم‌حرفي شود، خشم و عصبانيت نسبت به اتفاقاتي است كه در زندگي همه ما رخ مي‌دهد.

يك پيشنهاد براي خلاص شدن از اين احساس فراموش كردن مسائل و افرادي است كه شما را خشمگين كرده‌اند. اگر از كسي گله و شكايتي داريد بهتر است به‌جاي اينكه خودخوري كنيد، با آرامش و خيلي مودبانه با او صحبت كنيد و يا حتي به‌صورت غير مستقيم حرف‌هايتان را بزنيد.

صحبت كردن هميشه به شفاف شدن فضا و برطرف كردن بسياري از سوءتفاهم‌هايي كه در اثر سكوت‌هاي بيجا ايجاد مي‌شود كمك مي‌كند.

سعي كنيد اگر حرفي روي دلتان سنگيني مي‌كند هر چه زودتر آن را به زبان بياوريد قبل از اينكه آنقدر سنگين شوند كه ما بين شما و كساني كه دوستشان داريد فاصله بياندازند.

اگر ما ياد بگيريم با چه روشي سخنان خود را بيان كنيم تا منجر به ايجاد خشم و عصبانيت در طرف مقابل نشود، در اين صورت به كليد طلايي ارتباطات دست يافته‌ايم و تنها در اين صورت است كه مي‌توانيم موقعيت‌هاي تنش‌زا را تنها با چند جمله به ظاهر ساده آرام كنيم.

غرور و كناره‌گيري

بعضي مواقع غرور عامل كناره گيري ما از صحبت كردن با بعضي از افراد شده و اين احساس برتري نهفته در درون ماست كه مانع از هم كلامي ما با كساني مي‌شود كه از لحاظ موقعيت اجتماعي يا خانوادگي در سطح پايين‌تري قرار دارند.

آيا تا به حال براي صحبت كردن با مسئول نظافت شركت خود پيش قدم شده‌ايد؟ فكر نمي‌كنيد كوتاهي شما به اين دليل بوده كه از لحاظ موقعيت اجتماعي او را پايين‌تر از خود مي‌بينيد؟

خجالت

خجالت يكي از عواملي است كه باعث مي‌شود نتوانيم شخصيت و احساسات واقعي خود را نشان دهيم و اين احساس مزاحم مانع از ارتباط ما با كساني مي‌شود كه دوست داريم با آنها هم صحبت شويم.

خجالت از احساس عدم امنيت و نگراني بابت آنچه در مورد ما گفته خواهد شد ناشي مي‌شود. اما اگر با خودمان صادق باشيم و نقاط ضعف و قوت خود را پذيرفته باشيم، ديگر نگران قضاوت‌هاي بعضاً نادرست ديگران نخواهيم بود.

ما موظف نيستيم كه همه را تحت تاثير اعمال و رفتار خود قرار دهيم. اجازه ندهيد خجالت سدي شود در مقابل علايق و خواسته‌هايتان و مانع از آن شود كه به راحتي با ديگران سخن بگويد.
 
منبع-

ir-teb

 


امتیاز:
 
بازدید:
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]
12نكته براي طرح گفتگوي كوتاه و سودمند 
 

بر اساس مكتوبات "دبرا فاين" نويسنده كتاب "هنر مكالمات كوتاه" توانايي برقراري ارتباط با ديگران از طريق گفتگوهاي كوتاه مي تواند شما را به جاهاي بالايي برساند. "فاين" در گذشته يك مهندس خجالتي بوده و در سمينارها و همايش ها داخل دستشويي پنهان مي شده تا با ديگران برخوردي نداشته باشد و مجبور نشود كه با آنها صحبت كند. در حال حاضر او يك سخنران حرفه اي است و معتقد است كه قابليت برقراري ارتباط با ديگران يك امر كاملاً اكتسابي است. "فاين" و همراهانش راهكارهاي زير را براي برقراري يك مكالمه كوتاه، مختصر و مفيد به ما پيشنهاد مي كنند:
1) زمانيكه آماده ملاقات با شخصي مي شويد، چند مطلب مشترك را در ذهن داشته باشيد تا در مورد آنها صحبت كنيد و همچنين چند سؤال نيز در ذهن داشته باشيد تا آنها را مطرح كرده و طرف مقابل را نيز به صحبت كردن وا داريد. اگر شخص مقابل را قبلاً ملاقات كرده ايد، سعي كنيد چيزهايي كه از او به يادتان مانده را به ميان بكشيد مثلاً علاقه مشتركتان به يك ورزش خاص، يا عضويت مشترك در يك مركز خيريه.
۲)اولين فردي باشيد كه مي گويد: "سلام." اگر مطمئن نيستيد كه طرف مقابل شما را به درستي به جا مي آورد يا نه، خودتان را معرفي كرده و اسمتان را بگوييد تا فشار و استرس كمتري را متحمل شود. به عنوان مثال اينطور عمل كنيد: "آقاي علي كاظمي؟ من محسن بختياري هستم، از ديدن شما خوشبختم" لبخند يادتان نرود و زمانيكه فردي را ملاقات ميكنيد، حتماً با او دست بدهيد.
۳) در زمان معارفه دقت كافي داشته باشيد و سعي كنيد نام ها را به خاطر سپرده و در طول مكالمه به كرات از آنها استفاده نماييد.
۴) با بيان يك عبارت متداول كاري كنيد تا طرف مقابل به صحبت كردن ادامه دهد و در نهايت هم يك سؤال كلي از او بپرسيد.
۵) با توجه به حرف هاي او و نشان دادن واكنش هاي مثبت از طرف مقابل پشتيباني كرده و تمام حواس خود را به وي معطوف كنيد. در تمام طول گفتگو ارتباط چشمي را برقرار نگه داريد و هنگاميكه فرد در حال صحبت كردن با شماست سر خود را به اين طرف و آن طرف نچرخانيد و قسمت هاي ديگر اتاق را نگاه نكنيد.
۶) بيشتر از آنچه حرف مي زنيد، گوش كنيد.
۷) چيز جالبي براي ارائه دادن در دست داشته باشيد. سعي كنيد دانش خود را همواره به روز نگه داريد و از وقايع و اخبار جديد با اطلاع باشيد. آگاهي از اخبار و وقايع فرهنگي مي تواند به شما كمك كند تا راحت تر با طرف مقابل ارتباط برقرار كنيد. مي توانيد سر صحبت را با جمله هايي به اين شرح باز كنيد: "نظر شما در مورد ........ چيست؟" ، و يا "شنيده ايد كه .............؟" از موضوعات منفي و بحث برانگيز پرهيز كنيد، و وارد جزئيات مسائل شخصي نشويد.
۸) اگر قصد ديدن شخص خاصي را داريد، بهترين راه اين است كه از يكي از آشنايان آن فرد تقاضا كنيد تا شما را به او معرفي كند. از يك دوست دو جانبه بخواهيد تا اين افتخار را نصيب شما كند.
۹) اگر كسي كارت ويزيت خود را به شما تعارف كرد، آنرا به عنوان يك هديه قبول كنيد. با هر دو دست آنرا بگيريد و مدتي به آن نگاه كنيد و چيزهايي كه روي آن نوشته شده است را به دقت بخوانيد. وقتي خواندن تمام شد، آنرا در جيب كت و يا كيف دستيتان قرار دهيد تا با اين كار نشان دهيد كه برايتان ارزشمند است.
۱۰) مراقب ژست و پرستيژ خود باشيد. افراديكه بيش از اندازه احساس راحتي ميكنند، موجبات ناراحتي ديگران را فراهم مي آورند. از سوي ديگر اگر راحت نبوديد باز هم اعتماد به نفس خود را حفظ كرده و خود را آرام و موقر نشان دهيد.
۱۱) پيش از افي براي بازپروري احساسات خود يا احساسات همسر خود ندارند و اكثر آنان نيز علاوه بر مسئوليت هاي خانه در خارج از خانه شاغل هستند، محيط آرام بخشي براي هيچ يك فراهم نمي شود و اگر هم اين امكان به وجود آيد، زمان كافي براي تمديد قواي جسمي- رواني در اختيارشان نخواهد بود.علاوه بر اين، دلايلي مثل تحمل گرسنگي و كمبود ويتامين ها هم مستعدكننده حالات خشم و عصبانيت است كه به راحتي مي توان از بروز اين حالات جلوگيري كرد. اكثر روانشناسان معتقدند راه حل هاي ديگري هم در هنگام عصبانيت وجود دارد مثل اين كه:
محل موردنظر را ترك كنيم و يك ليوان آب خنك بنوشيم، دعا كنيم يا ذكر بگوييم، قدم بزنيم يا به آيينه نگاه كنيم. اين روش ها در كاهش يا كنترل خشم مؤثر است، ولي در درازمدت بايد شيوه زندگي را به سمت سلامت بيشتر سوق داد.
گنجاندن سه نوبت فعاليت ورزشي در هفته، تفريحات سالم (سونا، استخر و شنا)، گرفتن رژيم هاي غذايي ساده با سبزيجات، حذف برنامه هاي تلويزيوني آسيب زننده، حذف بازي هاي كامپيوتري خشن، تنظيم الگوي خواب، گوش دادن به موسيقي و استفاده از حمام گرم مي تواند بسيار سودمند و مفيد باشد.
علاوه بر اين، تكنيك هاي مديتيشن و يوگا به جاي پناه بردن به مواد مسكن يا مخدر يا از اين قبيل و بالاخره در دسترس ترين روش، گفت وگو با يك دوست صميمي و خوب است.
بهتر است وقتي احساس خشم در شما فروكش كرد به بررسي علت ها و عوامل آن بپردازيد. اين جمله را اكثر روانشناسان مي گويند. بنابه اين نظر يادداشت كردن مسئله موردنظر باعث مي شود تا در صورت تكرار موقعيت، متوجه آن شده و زودتر مانع بروز اثرات زيانبار توفان خشم خود باشيم.
● اثرات اجتماعي عصبانيت
در ادبيات عامه امروز، خشونت مترادف با عصبانيت به كار برده مي شود. كاوه تيموري، جامعه شناس در مورد دلايل افزايش خشونت در جامعه معتقد است: خشونت سلسله مراتبي دارد كه از خشونت فردي تا خانوادگي و اجتماعي دامنه آن گسترده است.
هر سه اين انواع با يكديگر ارتباط دارند.
در سال هاي نه چندان دور يعني در يك دهه گذشته، آرامش رواني و بهداشت رواني در لايه هاي مختلف اجتماعي نسبت به شرايط فعلي از كيفيت بالاتري برخوردار بود ولي در حال حاضر آستانه تحمل فردي و اجتماعي به ميزان زيادي كاهش پيدا كرده است.
فرمولي در زندگي اجتماعي غربي هست كه آنان به اين قبيل فرمول ها بسيار توجه مي كنند. هشت ساعت كار، هشت ساعت خواب يا استراحت و هشت ساعت هم اوقات فراغت و اين مورد با مسافرت و تغيير محيط و ذائقه پر مي شود.
براي همين سطح بهداشت رواني جوامع غربي بالاتر است.اما گذران اوقات فراغت در جامعه ما با مشكلات زيادي روبه رو است. اگر ميانگين افراد جامعه را در نظر بگيريم مؤلفه هاي اوقات فراغت براي همه آنان مقدور نيست. براي همين مرتباً شاهد بحث و جدل راننده تاكسي با مسافران، شاگردان در كلاس هاي درس، پدر و مادر با فرزندان و با يكديگر، همكاران اداره با هم و ‎.‎.‎. هستيم البته حتي در جوامع غربي هم كه مدعي هستند. رفاه و شاخص هاي رفاه اجتماعي بالاست، يك درصد پرخاشگري دارند. به فرموده پيامبر اسلام (ص): «جامعه كثيري از همنوايان است و قليلي از كجروان» اما امروز ما شاهد اين هستيم كه حوصله اجتماعي پائين آمده و عصبيت نمود بيشتري پيدا كرده است.
اين كارشناس جامعه شناسي، يكي از دلايل مهم تنش هاي اجتماعي كنوني را در تأخير ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج مي داند. به نظر تيموري از آنجا كه ازدواج مقوله اي است كه در تثبيت شخصيت و جهت دادن زندگي افراد نقش مهمي دارد، تأخير در اين مسئله يك خلأ اساسي در زندگي افراد به وجود مي آورد. همچنين از صددرصد آمار ازدواج ها بيست درصد منجر به طلاق مي شود.
محصولات طلاق، انسان هاي عصبي و بي حوصله اي هستند. در مقايسه شهرها با روستاها تفاوت آرامش رواني و روحي بسيار است. فضاهاي تنگ آپارتمان نشيني، ترافيك سرسام آور، تورم افسار گسيخته و نگراني از آينده، ذهن و اعصاب مردم را بشدت تخريب مي كند.در اسپانيا در يك مسابقه گاوبازي تمام خشونت و هيجان مردم در جريان يك روز وحشتناك كاملاً تخليه مي شود يا مسابقات ديگر مثل خوردن كيك يا گوجه فرنگي يا هندوانه. اين ها كاركرد روانشناسي - اجتماعي دارد و باعث آزاد شدن پتانسيل نهفته افراد مي شود.

 ● آيا عصبانيت و خشم تعريفي مشخص دارد؟
بله، در روانشناسي از اين «احساس» تعريف معيني وجود دارد و بر اساس آن «عصبانيت» يك احساس مثل همه احساسات ديگر است؛ مثل اضطراب، شادماني، اندوه و غيره كه به هر صورت وجود دارند.
اين احساس مي تواند يك خشم كوچك باشد و يا احساسي قوي كه اداره آن از كنترل خارج است.
اگر چه عصبانيت براي جسم و روح انسان داراي مضرات بي شماري است اما بايد دانست كه نوع متعادل آن براي تحريك شهامت، شجاعت و ... و در مسير حمايت از حرمت نفس لازم است. هر چند وقتي از حد تعادل فراتر رود به پرخاشجويي، خشونت، تعدي و ... مي انجامد كه نوع مخرب و ويرانگر عصبانيت در زندگي روزمره آدم هاست و اگر از حد تعادل كمتر باشد به نوعي بي حالي و ضعف شخصيت ممكن است مبدل شود.
● مهمترين عوامل ايجاد كننده خشم و عصبانيت چه مواردي هستند؟
شايع ترين عوامل ايجادكننده خشم و عصبانيت در اشخاص به طور خلاصه و فشرده شامل موارد زير است:
۱- خستگي هاي جسماني وتحليل رفتن قدرت بدني بر اثر كارهاي سخت.
۲- گرسنگي و ضعف
۳- كمبود ويتامين ها بويژه ويتامين B۱
۴- توقعات و انتظارات بي جا و خودخواهي هاي افراد در مناسبات فردي و اجتماعيكنترل عصبانيت باعث بوجود آمدن اعتقادات وتفكرات ميشود:
عصبانيت وقتي بوجود مي آيد كه شما توانايي مقابله با برخي موقعيت ها را نداشته باشيد. اگر با عصبانيت خود مشكل داريد، دلايل نهفته مهمي وجود دارد كه هنوز آنها ار حل نكرده ايد ويا از شيوه هاي مقابله روحي ناكار آمد استفاده مي كنيد.
براي روبرو شدن با عصبانيت ،شيوه هاي دروني وبروني زيادي وجود دارد . بسياري از شيوه هايي كه با عواطف منفي مقابله مي كنند،مي توانند براي كنترل عصبانيت نيز به كار روند. عدم كنترل بر ارزشهاي مهم باعث بوجود آمدن عصبانيت مي شود. براي فائق آمدن بر عصبانيت بايدارزش هاي مهم خود را شناسايي كنيد وبفهميد چرا به توانايي خود براي خوشحال بودن اعتماد نداريد . مقصردانستن ديگران يا خودتان و عصباني باقي ماندن ، پيمودن مسيررا دشوارتر مي كند. يافتن راه هاي جديد براي فكر كردن درباره موقعيت ها وخوشحال كردن خود به تلاش هاي ماهرانه نياز دارد. اگر قصد داريد عصبانيت خود را كاهش دهيد، نكات وتكنيك هاي زير را براي بدست آوردن مجدد كنترل ذهني خود به كار بگيرد:
۱) عواطف آسيب وترس را كه باعث بوجود آمدن عصبانيت مي شوند، بشناسيد.
به خاطرداشته باشيد عصبانيت از ترس ونوعي حس نا اميدي ناشي مي شود. برخي ارزشها يا اهداف مهم مورد حمله قرا ر مي گيرند وشما احساس مي كنيد كنترل خود را بر اوضاع از دست مي دهيد. شايد دوست نداشته باشيد به احساس آسيب وترس خود اعتراف كنيد زيرا فكر مي كنيد اين اعتراف نشانه ضعف شماست. ولي اين احساسات به شما كمك خواهند كرد ارزش ها واهدافي را كه مورد حمله وتهديد قرار گرفته اند بشناسيد. شناسايي عواطف ترس وآسيب در را براي كنكاش درباره مسائل ريشه اي باز خواهدنمود . هنگامي كه احساس ترس وآسيب مي كنيد، چه تصاوير،افكار يا مسائلي با آنها همراهي مي كند يا آنها را بوجود مي آورد؟
۲) احساس همدردي ودرك خود را بيشتر كنيد.
اگر تصميم گرفته ايد عصبانيت خود را نسبت به افراد كاهش دهيد، اولين قدم تلاش براي ديدن موقعيت از زاويه ديد آنها مي باشد.شايد كارخود را با سؤال درباره زاويه ديد آنها آغاز كنيد،آنها را ترغيب كنيد درباره فرضيات واعتقادات ريشه اي يا عوامل زمينه اي كه آنها را به سوي داشتن زاويه ديد يارفتاري كه مورد رضايت شما نيست سوق داده است ، صحبت كنند. گفته هاي آنها را درباره احساساتشان خلاصه گويي كنيد. معمولاً راه تحت كنترل قرار دادن عصبانيت، درك وضعيت، زاويه ديد ودليل اعتقادات ورفتارهاي افراد است. www.migna.ir
بخشيدن به معناي فراموش كردن نيست. بلكه به معناي خاطر آوردن موضوع ورها كردن آن است:
اگر صحبت كردن با فردي براي شما غير ممكن است، سعي كنيد يك سناريوي درك براي خود تصوركنيد . سناريويي كه به شما امكان مي دهد عصبانيت خود را كاهش دهيد.
اما اگر فرد مقابل را به اندازه كافي نمي شناسيد وچيزي درباره انگيزه هاي او نمي دانيد چه كاري بايد انجام دهيد؟ در اين صورت بايد راه هايي براي برخورد با « سمت تاريك زندگي » پيدا كنيد.
۳) تا حد امكان بهترين منظورها ومقاصد را فرض كنيد.
تا وقتي زني فكر مي كند انگيزه همسرش براي دير آمدن به منزل اذيت كردن اوست، عصبانيت او افزايش مي يابد.اگر او روي افكاري مانند « او به من اهميت نمي دهد» ،«او بي توجه است»،« من هيچوقت اين كار رادرحق او انجام نمي دهم» يا«اوخيلي خودخواه است»متمركز كند،اين افكار مانند ريختن نفت برآتش عصبانيت وي را افزايش مي دهد. اما او مي تواند منظور نهفته همسرش را نيازي قانوني ومنطقي بداند. او مي تواند بر شواهدي ازحال وگذشته مبني بر اينكه او همسررش را دوست دارد، تمركز بيشتري داشته باشد.
من به عنوان يك روانشناس كه با صدها مراجعه برخورد داشته است دريافته ام حتي بدرفتارترين انسان ها نيزنمي خواهند به ديگران آسيب برسانند. آنها مي خواهند از خودشان دفاع كنند وارزش هاي خود را دريابند (غالباً بد رفتار ترين انسانها كساني هستند كه تجربيات منفي زيادي از بد رفتاري ديگران ومورد انتقاد قرار گرفتن از سوي آنها دارند ونسبت به آنها حساس شده اند.) اين ديد به من كمك مي كند قسمت زيادي از عصبانيت خود را كاهش دهم.
البته داشتن اين ديد لزوماً به اين معنا نيست كه با استفاده از نتايج محدود كردن رفتار خصمانه، اين رفتار در من كاهش خواهد يافت. بلكه به اين معناست كه من مي توانم نسبت به افراد خونسرد تر باشم ورفتارم بر ديگران تأثير بگذارد.
چگونه اين ديد كه افراد پرخاشگر براي دفاع از خود معمولاً پر خاشگري مي كنند بر افرادي كه روحيه خصمانه كمتري دارند اعمال مي گردد؟ اگر فردي كه معمولاً به شما اهميت مي دهد،از شما عصباني شود ويا به عمد به شما آسيبي برساند، اين كار را به خاطر دفاع يا مهرباني انجا

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۴:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

يكي از نعمت هاي بزرگ خداوند به بشر زبان و توانايي سخن گفتن است. بدون توان سخن گفتن آدمي ناتوان از ارتباط با ديگري و انتقال يافته ها و دانش هاي خويش است.

توانايي سخن گفتن به انسان اين امكان را مي دهد كه بتواند به سادگي و آساني با ديگري ارتباط برقرار كرده و دانش و عواطف و احساسات خود را منتقل كند.

نقش زبان و سخن گفتن در انسان تا آن اندازه است كه برخي بر اين باورند كه انسان با سخن گفتن فكر مي كند هر چند كه اين سخن گويي دروني است ولي شكلي از سخن گفتن است. متفكر و انديشمندي كه در گوشه اي نشسته است با سخن گفتن دروني تفكر مي كند و مي انديشد. از اين روست كه برخي انديشيدن را به معناي سخن گفتن دانسته اند و فلاسفه و علماي دانش منطق عنوان نطق و سخن گفتن را به معنا و مفهوم تفكر دانسته و از انسان عاقل و خردمند به ناطق تعبير كرده و گفته اند؛ انسان حيواني ناطق است.

 اين گونه است كه دانش منطق به معنا و مفهوم شيوه و روش تفكر و انديشه است و كسي را منطقي مي گويند كه به روش و شيوه اي درست تفكر كند و به علم و دانش دست يابد. با اين همه قرآن براي سخن گفتن به عللي آداب و نيز آفاتي را بيان مي كند كه هدف از بيان اين آداب در حقيقت شيوه و روش درست انديشيدن و سخن گفتن است و رهايي از آسيب ها و آفات فردي و اجتماعي آن است. به ويژه سخن گفتن به شكل ظاهري و معمولي آن ارتباط تنگاتنگي با حوزه عمل اجتماعي انسان و روابط عمومي وي دارد.

 اين نوشتار بر آن است تا راه هاي درست سخن گفتن و نيز آداب و آفات سخن گفتن را از منظر قرآن تبيين كند. البته قرآن افزون بر بيان خصوصيات و شيوه هاي بيان و سخن گفتن به مسايل ديگري چون محتواي سخن و پيام ها و مفاهيمي كه گويندگان و سخن گويان با سخنان خويش به ديگري القا مي كنند نيز توجه مي دهد كه اين مسايل هر يك در جاي خود بررسي مي شود. در اين جا هدف آن است تا تنها نقش ابزاري سخن براي انتقال مقاصد و مطالب بيان شود و آداب و آفات آن در روش و شيوه بيان گردد.


 مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:


 آداب سخن


 سخن به معنا كلام، قول، گفتار، بيان و نطق آمده است. (لغت نامه دهخدا ج 8 ص 11906) قرآن براي اين كه پيام و سخن آدمي تاثير مثبت و درستي در مخاطب و شنونده به جا گذارد اموري را به عنوان آداب سخن بيان مي كند كه در اين جا بدان ها اشاره مي شود.


 سلام و درود


 يكي از آدابي كه قرآن براي سخن گفتن بيان مي كند شروع سخن با سلام و درود است. به اين معنا كه در آغاز سخن گفتن شخص مخاطب را عزيز و گرامي شمارد و با درود و سلام بر وي سخن خويش را آغاز كند. اين گونه سخن گفتن موجب مي شود تا شخص احساس آرامش كرده و به مخاطب اعتماد نمايد. آغاز سخن با سلام به معنا و مفهوم آن است كه شخص سخني كه بر زبان مي آورد به قصد مهر و محبت است و عشق و علاقه خود را نسبت به شنونده اين گونه القا مي كند و عواطف و احساسات وي را برمي انگيزد. بي گمان ايجاد اعتماد در مخاطب نسبت به گوينده و تحريك عواطف و احساسات وي از گام هاي مهم در جلب توجه و اهتمام مخاطب به گوينده و پيامي است كه گفته مي شود. از آن جايي كه هدف گوينده از سخن گفتن انتقال پيام به شنونده است مي بايست نخست عواطف و احساسات پراكنده وي را به سوي خود جلب و متوجه سازد تا بتواند در مقام استماع و شنوندگي قرار گيرد و همه هوش و حواس وي متوجه گوينده باشد. اين زماني ممكن است كه عواطف و احساسات شنونده پيش از همه در اختيار گوينده قرار گيرد و براي تحقق اين هدف سلام كردن مي تواند احساسات و عواطف وي را برانگيزد و متوجه گوينده كند. اين روشي است كه فرشتگان در ديدارهاي خويش با پيامبران داشتند و خداوند در آيات 69 سوره هود و نيز 51 و 52 سوره حجر و هم چنين 24 و 25 سوره ذاريات بدان اشاره كرده است. تاثير اين شيوه براي جلب مخاطب تا آن اندازه است كه خداوند در آيه 54 سوره انعام از پيامبر(ص) مي خواهد در ارتباط با مردم به ويژه مؤمنان از اين شيوه بهره گيرد و پيش از آن كه سخني را به زبان آورد و پيامي را حتي از سوي خداوند به گوش شنوندگان و ديداركنندگان خود برساند با سلام آغاز كند و هرگاه مؤمنان به سوي وي آمدند با سلام شروع و آغاز كند.


 روي خوش


 دومين ادبي كه قرآن براي سخن گوي بيان مي كند بشاش بودن و روي خوش نشان دادن گوينده است. سلام گفتن بيان گر حالت دروني فرد است و گوينده كه سلام مي كند مي كوشد تا آرامش و نشاط و بشاشيت خود را به نوعي به مخاطب منتقل كند و با واژگان احساسي عواطف شنونده را برانگيزد. از اين روست كه به نشاط و سرور وي توجه مي دهد و براي تاثيرگذاري سخن از گوينده مي خواهد كه با روي خوش با مخاطب مواجه شود. اين روشي بود كه پيامبر همواره بدان عمل مي كرد و تبسم هرگز از روي چهره وي محو نمي شد.


 آغاز كلام با خبر خوش


 دليل ديگري كه براي لزوم بشاش و سرور در گوينده مي توان يافت افزون بر آيات پيشين، ادب ديگري است كه در سخن گفتن در آيات قرآني بيان شده است. خداوند از جمله آداب سخن گفتن را آغاز كلام با اخبار خوش و بشارت مي شمارد و از گوينده مي خواهد اگر انذار و هشدار و يا خبر ناخوشي در ميان است اول كلام خويش را با بشارت و مژده اي شروع كند تا عواطف و احساسات مخاطب و شنونده به سوي گوينده جلب و جذب شود. از اين روست كه در داستان فرشتگان و حضرت ابراهيم(ع) با آن كه براي عذاب قوم لوط به زمين آمده بودند در ديداري كه با آن حضرت داشتند نخست بشارت تولد كودكي براي ساره و ابراهيم(ع) را بيان مي كنند و سپس به ماموريت خويش در ارتباط با عذاب قوم لوط مي پردازند. (هود آيه 69 به بعد و نيز ذاريات آيه 24 تا 31 و نيز حجر آيه 51 به بعد)


 لطافت و مهرباني

از ديگر آداب سخن گفتن، ملاطفت و مهرباني است. به گونه اي درشت و تند و گزنده سخن نگويد كه احساسات شنونده جريح دار شود و از گوينده نفرت و بيزاري بجويد. اين مساله به ويژه در كلام و سخن گفتن با والدين در سنين كهن سالي و پيري تاكيد شده است؛ زيرا با آن كه از نظر هيكل و اندام درشت هستند ولي رفتاري كودكانه در پيش مي گيرند و خواسته هاي بسيار دارند و ناتواني ها پس از توانايي و قدرت آنان را سرخورده مي كند و دچار افسردگي و تندخويي مي شوند. در اين حالت است كه فرزندان مي بايست بيش تر توجه كنند و از غر زدن هاي پدر و مادر عصباني نشوند و به آنان اف نگويند و علايم و نشانه هاي ناخرسندي خويش را با صوت هاي خاص بيان نكنند ؛ زيرا همان ها زماني كه كودكي ناتواني بوديد شما را نگه داشتند و همه مهر و محبت خويش را نثار شما نمودند و اكنون در موقعيتي قرار گرفتند كه از انجام كوچك ترين خواسته ها و نيازهاي خويش ناتوان و عاجز شده اند.( اسراء آيه 23 و 24)

در داستان ابراهيم (ع) و ذبح و قرباني كردن اسماعيل (ع) برخورد بزرگوارانه حضرت اسماعيل و ملاطفت پدر و پسر در اوج ناتواني خود بهترين نمونه اي است كه قرآن در آداب سخن گفتن به دست مي دهد. در اوج ناراحتي و اين كه فرزندي مهربان را به قربانگاه مي برد با فرزند با مهر و محبت سخن مي گويد و با گفتن دلبندم و فرزندم سخن را شروع مي كند و نام او را به كار نمي برد. در برابر فرزند نيز اين گونه برخورد دارد و با محبت وملاطفت به خواسته پدر كه مرگش است تن مي دهد. (صافات آيه 102)

 

نرم گويي


نرمي در سخن گفتن و ملايمت با ديگران از ديگر توصيه ها و سفارش هاي خداوند در حوزه بيان آداب سخن گفتن است كه در آيه 159 سوره آل عمران و نيز 44 سوره طه و 28 سوره اسراء بدان اشاره مي كند.

نيكو سخن گفتن با مردم از ديگر آداب هاي سخن گفتن مي باشد كه در آيه 83 سوره بقره و نيز 23 و 24 سوره اسراء  بدان اشاره مي كند و مومنان را نيز موظف مي كند كه در بهترين شيوه بياني را براي سخن گفتن حتي با كافران و مشركان برانگيزنند و تند خو و بد سخن نباشند.( اسراء ايه 53) اين فرمان در حالي است كه مومنان همواره از سوي كافران و مشركان مورد اهانت و آزار بودند و مي خواستند كه واكنش هاي تندي را در پيش گيرند كه خداوند آنان را به نرمي و نيكويي دعوت مي كند تا به اين وسيله تاثير نيكو سخن گفتن را حتي در دشمنان بيان كند. اگر آنان مقابله به مثل مي كردند هر گز نمي توانستند تاثيري كه گذاشتند بگذارند ؛ چنان كه نرمي در گفتار و رفتار پيامبر(ص) موجب جلب مردمان به سوي ايشان شد. ( آل عمران آيه 159 و نگاه كنيد مجمع البيان ج 1 و 2 ص 868 و نيز همان مجلد 5 و 6 ص 450)

عفت در كلام


عفت در كلام در بيان برخي از مسايل به ويژه مسايل جنسي (بقره آيه 187 و 197 و 222 و 230 و 236 و نساء آيه 21 و 23 و 34 و آياتي ديگر ) و هم چنين اجتناب و پرهيز از بدگويي و زشت گويي و بد زباني (نساء آيه 148) از ديگر آداب سخن گفتن است.

يكي ديگر از آداب سخن گفتن اين است كه هر گاه سخن از انجام كاري در آينده داريد در هنگام بيان آن حتما با گفتن ان شاء الله استثنا را در نظر داشته باشيد و بدانيد كه هر كاري زماني مي تواند اجرايي شود كه اراده خداوند بدان تعلق گيرد.( كهف آيه 23 و 24)

خداوند در آيه 110 سوره اسراء از آداب سخن گفتن لزوم اعتدال را يادآور مي شود و در آيه 148 سوره نساء توضيح مي دهد كه پرخاش گري و فرياد زدن در سخن بر خلاف آداب سخن گفتن است و در آيه 19 سوره  لقمان  نيز به عنوان سفارش آن را مورد تاكيد قرار مي دهد.

استواري در سخن (نساء آيه 9 و احزاب آيه 70)، آشكار گويي(رعد آيه 10 و طه آيه 7) آسان گويي (مريم آيه 97 و دخان آيه 58) رسا گويي (نساء آيه 63) شايسته گويي (بقره آيه 263 و نساء آيه 5 و 8) راست گويي (احزاب آيه 70 و مريم آيه 49 و 50) پاكيزه گويي (حج ايه 23 و 24  و ابراهيم آيه 24 و 25) از ديگر آداب سخن گفتن است.

آفات سخن گفتن

قرآن در بيان شيوه و روش هاي بياني و سخن گفتن به آفات سخن نيز اشاره مي كند. برخي از آفاتي كه قرآن براي سخن گفتن بيان مي كند عبارتند از استهزا و تمسخر ديگري با زبان (نساء ايه 46) سخنان ياوه و بيهوده گويي و باطل (كهف آيه 14 و احزاب آيه 4 و حج آيه 30) بدگويي (ممحتنه آيه 1 و 2 و مجادله آيه 2) دروغ (كهف آيه 4 و 5 و نحل آيه 116) فحش و دشنام ( ) فريبندگي و نيرنگ ديگري (انعام آيه 112 و 113 و نيز انعام آيه 112) لغو گويي (مريم آيه 62 و واقعه آيه 25) لهوگويي (لقمان آيه 6)

اين ها نمونه هايي از آفات زبان است كه قرآن به اشكال مختلف با ذكر نمونه هاي عيني و تاريخي مي كوشد تا به شكلي مردمان از انجام آن دور سازد.

تحليل هر يك خود مي تواند بيان گر اين مطلب باشد كه همين وسيله ارتباطي و جلب و جذب بشر و عامل تعالي و تكامل و پيشرفت بشر كارد دو لبه اي است كه هم ممكن است سود برساند  وهم آسيب هاي جدي به خود و ديگري وارد سازد. باشد كه با پرهيز از اين شيوه و روش هاي نابهنجار از سخنان پاكيزه سود بريم و خود را گرفتار بلايا و آفات آن نسازيم .

زمينه هاي تاثير سخن

از نظر قرآن زماني سخن مي تواند تاثير گذار باشد و اهداف شخص را برآورده سازد كه سخن داراي آراستگي و زيبايي كلام (انعام آيه 112 و 113) باشد. زيبايي و آرايه هاي ادبي مي تواند در جان ها تاثير گذار باشد و عواطف و احساسات وي را بر انگيزد. اين بدان معنافتن در قالب زبان‌هاي كنوني دنيا برايمان امكان‌پذير گردد. از نظر او تنها از اين راه مي‌توان توضيح داد، چرا كودكان مي‌توانند هر زباني را بياموزند، بي‌آنكه به قواعد گرامريش ‌آگاه باشند. چرا كه چنين توانمندي را مي‌توان تنها از موجودي برنامه‌ريزي شده انتظار داشت.

در آغاز هيچ نبود!

دكتر مريم نوروزيان، متخصص بيماري‌هاي مغز و اعصاب و دانشيار نورولوژي دانشگاه علوم پزشكي تهران در خصوص چگونگي پيدايي تكلم مي‌گويد: «انسان اوليه هنوز سخن گفتن را نمي‌دانست و حرف نمي‌زد. ارتباطات اول با حركات دست بود و بعد vocal يعني با توليد صدا و بعد verbal شد يعني با توليد كلام. انسان اوليه براي انتقال مفاهيم از دست استفاده مي‌كرد. اما اينكه چطور شد تكلم بوجود آمد،‌ اين بود كه وقتي انسان اوليه شروع كرد از دست‌هايش استفاده كند، آن دستي كه بيشتر كار مي‌كرد، و شروع كرد با دست حرف بزند، مركز تكلم در مغز طرف مقابل ‌شكفته شد و اين مركز با دست طرف مقابل ارتباط پيدا كرد. ولي اول هم تكلم نبود، يك چيز نامفهوم بود، فقط توليد صدا بود و بعد كم كم لحن كلام، خشم، عشق، نفرت، تهديد و وحشت به آن اضافه شد و كم كم به صورت زبان درآمد.»

مركز تكلم در مغز در چپ دست‌ها و راست دست‌ها

اما مركز تكلم انسان، با اين سير پيچيده،‌ در كجاي مغز قرار دارد. دكتر نوروزيان در اين خصوص مي‌افزايد: مركز تكلم در مغز، بستگي به اين دارد كه آن فرد راست‌دست يا چپ‌دست است. با توجه به اينكه بين ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد جامعه راست‌دست هستند، بنابراين ما الان در مورد افراد راست‌دست مي‌توانيم بگوييم كه مركز تكلم در اين افراد در نيمكره‌ي چپ مغز قرار دارد، در اكثر موارد، درصد خيلي كمي ممكن است كه در نيمكره‌ي راست باشد.

به گفته نوروزيان، دو نوع مركز تكلم وجود دارد: «يكي از آنها براي توليد كلام هست كه فرد را قادر مي‌سازد، روان صحبت كند كه اين مركز حركتي تكلم هست كه در ناحيه‌ي فرونتال يا لب پيشاني قرار دارد. به اين ناحيه ناحيه‌ي بروكا مي‌گويند. مركز ديگر، مركز درك تكلم هست كه فرد را قادر مي‌‌سازد، درك كند كه خودش و ديگران چه مي‌گويند. اين مركز درك يا ورنيكال ناميده مي‌شود و در قسمت تمپورال مغز (گيجگاهي) قرار دارد و چپ يا راست بودنش بستگي به Handelness و اين دارد كه آن فرد عمدتا در برخي كارها مانند نوشتن، گرفتن قاشق، پرتاب دارت يا چيزهايي شبيه به آن از چه دستي استفاده مي‌كند. اما در افراد چپ‌دست داستان به طرز جالبي متفاوت هست. اينجور نيست كه در افراد چپ‌دست هم براي تكلم نيمكره‌ي راست غالب باشد. افراد چپ‌دست، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصدشان، در آنها هم نيمكره‌ي چپ،‌ نيمكره‌ي غالب تكلم هست. ولي در ۵۰ درصد موارد ديگر كه باقي مي‌ماند، تقريبا نيمي از آن يعني ۲۵ درصد نيمكره‌ي راست غالب است و در نيم ديگر يعني در ۲۵ درصد ديگر هر دو نيمكره با هم تعامل دارند. مي‌توانيم بگوييم، در افراد راست‌دست مغز خيلي lateralize (جانبي‌ يا يك‌طرفه) عمل مي‌كند و بيشتر براي تكلم از طرف چپ استفاده مي‌كند. ولي در افراد چپ‌دست،‌ مغز دوطرفه كار مي‌كند و از هر دو نيمكره‌اش استفاده مي‌كند.»

او درباره اينكه آيا اين موضوع نقشي هم در زندگي و سلامت انسان دارد، خاطرنشان مي‌سازد: «افرادي كه سكته‌ي مغزي مي‌كنند و راست‌دست هستند، اگر اختلال تكلم دارند و نمي‌توانند بعد از سكته صحبت كنند، ما حتما حدس مي‌زنيم كه اينها نيمكره‌ي چپشان آسيب ديده. ولي در افراد چپ‌دست، داستان تا حدي برعكس هست. معمولا مي‌گويند، افراد چپ‌دست از سكته‌هاي مغزي زودتر جان سالم به در مي‌برند، براي اينكه مغزشان دوطرفه عمل مي‌كند و خيلي وابسته به يك نيمكره نيستند.»

سير تكاملي كه به تفاوت ميان زن و مرد انجاميد

سير تكامل انسان به گونه‌اي پيش رفت كه نه تنها به سيستم عصبي مركزي مختصاتي ويژه بخشيد، بلكه ميان آناتومي مغز زن و مرد نيز تفاوت‌هايي به وجود آورد. دكتر نوروزيان در زمينه‌ي تفاوت آناتومي مغز زن و مرد مي‌‌گويد: «مغز زن و مرد با هم تفاوت‌هاي آناتوميك دارد، از نظر توانايي‌هاي كلامي و ديگر توانايي‌ها. مثلا مردها پرتاب دارت را خيلي بهتر انجام مي‌دهند. اگر از مردي بخواهيم كه ۱۸ كتاب را در يك قفسه جوري قرار بدهد كه در طبقه‌ي اول دو برابر طبقه‌ي سوم و در طبقه‌ي سوم يك‌سوم طبقه‌ي دوم باشد اين task كار را مردها بهتر انجام مي‌دهند. ولي اگر ۲۰ تا ۳۰ تا شيي را روي ميز بريزيد و به خانم‌ها بگوييد كه سريع آنهايي را كه شبيه به هم هستند، پيدا كنند، آنها خيلي زودتر از مردها اينها را پيدا مي‌كنند.

نوروزيان درباره علت وجود اين تفاوتها مي‌گويد: «فرضيه‌هاي مختلفي داريم. مثلا گفته مي‌شود، اگر چه صد در صد نيست، كه اين يك چيز تكاملي است. مثلا مردها در دوران‌هاي اوليه‌ مجبور بودند، براي شكار بيشتر پرتاب را تقويت كنند و زنها براي گردآوري غذا و چيزهاي ديگر مجبور بودن، اين چيزها را پيدا بكنند. مثلا دانه‌هاي غذايي و چيزهايي شبيه به اين، ولي تفاوت‌هاي مغز زن و مرد به معناي توانايي‌هاي كمتر يا بيشتر آنان نيست. اين كاملا نشان مي‌دهد، همانطور كه در زنها تفاوت‌هاي فيزيكال ديگري داريم، در مغز هم همين مسئله وجود دارد.»

انسان، تنها موجودي كه واژه مي‌سازد و دروغ مي‌گويد

تطبيق ديگري كه انسان را از ديگر موجودات متمايز كرد و د به ويژه در روابط خانوادگي.
 هر چند در يك زندگي مشترك زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشويي خود را بايد در اولويت كارهاي خود قرار دهند، اما هيچ شكي وجود ندارد كه هر يك از افراد كارهاي بسيار زياد ديگري نيز براي انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، ساير افراد فاميل و قوم و خويش و ساير مسئوليت هاي اجتماعي معمولاً وقت بسيار زيادي را از شما گرفته و اجازه نمي دهند آنطور كه بايد و شايد به مسائل زناشويي توجه كنيد. با انجام ساير كارها به راحتي توجه تان مي تواند از زندگي گرفته شده و زماني هم كه بچه ها را به زندگي مشترك اضافه كنيم، ديگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شركاي زندگي، به ويژه مادرها زمانيكه بچه دار مي شوند، فكر مي كنند كه تنها الزامي كه در زندگي دارند چيزي نيست جز مراقبت و نگهداري از فرزندانشان. تحت اين شرايط طرف ديگر زندگي مشترك به كنار زده مي شود.
 مي بايست به اين مطلب توجه داشته باشيد كه همسرتان هم مانند ساير التزام هايي كه در زندگي داريد، پر اهميت است و بايد مانند ساير مسائل به او توجه كنيد. و اين امر ميسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن "دوستت دارم" كاري را از پيش نمي برد و كافي هم نيست. اين امر نيازمند عمل كردن از جانب شما مي باشد. بايد سعي كنيد كه وقتي را براي همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمركز خود را به طور كامل در اختيار او قرار دهيد. به نيازهاي او بي توجهي نكنيد و به خاطر مسائل جزئي با ساير خواست هاي او مخالفت نكنيد. به خاطر اشتباهاتي كه انجام مي دهد، او را اينگونه تنبيه نكنيد كه وقتتان را با او صرف نكنيد. اگر تصميم بگيريد كه هر شب با دوستانتان بيرون برويد، اين امر به هيچ وجه به او ثابت نمي كند كه شما دوستش مي داريد و قصد داريد وقت بيشتري را با او صرف كنيد. اين بر عهده شماست كه يك تعادل مناسب ميان كارهايتان برقرار كنيد.


تاييد كرده، تشكر كنيد و قدردان باشيد 
 
يكي از خصلت هاي طبيعي هر انساني اين است كه به دنبال تاييد از طرف كساني است كه دوستشان مي دارد.
 به همين دليل كاملاً معقول مي باشد كه تا جايي كه مي توانيد تلاش كنيد تا مطمئن شويد كه شريك زندگيتان مي داند كه تا چه اندازه او را دوست مي داريد و برايش ارزش و احترام قائل هستيد. در ميان گذاشتن اين امر كه چه احساسي نسبت به همسرتان داريد، اصلاً نيازي به صرف وقت آنچناني ندارد. اگر هم احساس مي كنيد كه او در حال حاضر مي داند كه شما چه احساسي نسبت به او داريد، بد نيست گاه و بي گاه يادآوري هاي كوچكي داشته باشيد تا او هم بيشتر ترغيب به عشق ورزي نسبت به شما شود.
همه ما دوست داريم تا به خاطر كارهايي كه انجام مي دهيم، مورد تاييد و پذيرش سايرين قرار بگيريم. حال چه اين كار تامين مالي خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام كارهاي فردي، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و يا ساير موفقيت هايي كه در زندگي بدست مي آوريم.
 بنابراين اگر دائماً بخواهيد نقد كنيد و فقط جنبه هاي منفي شريك زندگي خود را ببينيد، گفتن "دوستت دارم" نمي تواند كاري را از پيش ببرد. در حقيقت با اين كار بدتر ارزش خود را زايل كرده و به راحتي او مي تواند متوجه شود كه حرف هايتان از ته دل نخواهد بود.
متاسفانه بيشتر ما چنين كاري را انجام مي دهيم. در قدم اول ابتدا بايد آسيب هايي را كه به طرف مقابل وارد آورده ايد را شناسايي كنيد و سعي كنيد تا انتقادهايتان آزار و اذيتي را به طرف مقابل وارد نسازد. بايد راه نبرد خود را به درستي انتخاب كنيد و با شيوه هاي مسالمت آميز از او انتقاد كنيد. به جاي اينكه تمام توجه خود را بر روي اشتباهات و عيوب طرف مقابل متمركز نماييد، بايد سعي كنيد در مسائلي كه او توانايي بيشتري دارد را تاييد، و تصويب كرده و از او قدرداني نماييد. به عنوان مثال زمانيكه همسرتان مثلاً با بيرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعي، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و يا روغن ماشين شما را تعويض مي نمايد، يادتان نرود كه از عباراتي به اين شرح استفاده كنيد.: "مرسي از اينكه.....را انجام داي" و يا "از تو سپاسگزاري مي كنم كه....." و يا "من تو را تحسين مي كنم كه........" سعي كنيد محدوده استفاده از اين كلمات و عبارات را افزايش دهيد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۳:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]
چرا زن‌ها اين‌ همه حرف مي‌زنند؟   

نويسنده: آلن و باربرا پيز
ترجمه: مهدي قراچه‌داغي

ظرفيت وحشتناك خانم‌ها براي حرف‌‌زدن، دركش براي مردها به‌شدت دشوار است.
زن‌ها در كنار هم و به اتفاق فرزندان‌شان نزديك غارهاي محل زندگي خود اجتماع مي‌كردند. توانايي ايجاد پيوند، اتصال و برقراري روابط نزديك براي دوام و بقاي هر يك از اين زنان مهم ب786">

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۳:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

گوشه اي از روانشناسي صدا در قرآن

 

در قرآن كريم آيات و اشارات تأمل انگيزي درباره‌صدا وجود دارد.

1. چند آيه هست كه از صداي بلند و بي‌ملاحظه بانگ برداشتن انتقاد كرده است: «واقصد في مشيك واغضض من صوتك إنّ انكر الاصوات لصوت الحمير؛ و در راه رفتنت ميانه‌روي كن و صدايت را آهسته بدار، چرا كه ناخوشترين آوازها بانگ دراز گوشان است» (سوره لقمان، آيه19). در اين آيه و آيات نظير آن، خداوند درباره بلند نكردن صدا، پند و رهنمود اخلاقي مي‌دهد. به ويژه به اعراب (كه نبايد با عربها اشتباه كرد؛ زيرا اعراب در عرف قرآن به اهل باديه كه بي‌فرهنگ هستند اطلاق مي‌گردد) و نيز آنان كه بي‌ملاحظه يا بي توجه هستند، مي آموزد كه وقتي در حضور پيامبر‌(ص) هستند، آهسته حرف بزنند و صداي خود را بلند نكنند؛ و از اين جمله است آيه:‌«يا ايها الّذين آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النّبِّي ولاتجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط اعمالكم وانتم لاتشعرون. انَّ الّذين يغضّون اصواتهم عند رسول‌الله اولئك الّذين امتحن اللّه قلوبهم للتَّقوي لهم مغفرة وأجر عظيم. إنّ الّدين ينادونك من وراء الحجرات اكثرهم لايعقلون؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، صداهايتان را از صداي پيامبر بلندتر مسازيد؛ و در سخن گفتن با او، مانند بلند حرف زدنتان با همديگر، بلند حرف مزنيد، مبادا كه اعمالتان تباه شود و آگاه نباشيد. بي‌گمان، كساني كه صداهايشان را نزد پيامبر خدا [آهسته و] پوشيده مي دارند، اينانند كه خداوند دلهايشان را به تقوا پالوده است‌؛‌ايشان از آمرزش و پاداشي عظيم برخوردارند. بي‌گمان، كساني كه تو را از پشت درِ حجره‌ها صدا مي‌زنند، بيشترشان نابخردند» (سوره حجرات، آيات2 ـ4).

2. مورد ديگر از توجه به صدا، در مورد همسران رسول‌اللّه است، كه خداوند به آنان پند و آموزش مي‌دهد كه با بيگانگان (مرد اجنبي، ارباب رجوع پيامبر(ص) و ديگران) كاملاً‌جدي حرف بزنند و لطافت و نرمي و نازكي را از صداي خود بگيرند، چرا كه بيماردلان به خيالات خام و ناروا خواهند افتاد و اين در شأن همسران رسول‌الله‌(ص) نيست كه مواظب ظرافت صدا و حرف زدنشان نباشند. در مجموع، ايرادي اگر هست، متوجه كژانديشان و بيماردلان است، نه همسران و حرم پاك رسول خدا‌(ص). در اين‌باره در سوره احزاب مي‌فرمايد: «اي زنان پيامبر، شما همانند هيچ يك از زنان نيستيد [و برتر و مسؤول‌تريد]، چون رعايت تقوا كنيد، پس در سخن نرمي نكنيد كه فرد بيمار دل به طمع [خام ] افتد؛‌و سخني سنجيده بگوييد.» (سوره احزاب، آيه32).

3. مورد سوم در مورد مخالفان و منافقان است. مي‌فرمايد:‌«آيا بيماردلان پنداشته‌اند كه خداوند هرگز كينه‌ها را آشكار نمي‌سازد؟‌و اگر بخواهيم، آنان را به تو مي‌نمايانيم، آن گاه ايشان را به سيمايشان مي‌شناسي و آنان را از آهنگ سخن‌شان مي‌شناسي؛‌و خداوند [ظاهر و باطن] اعمالتان را مي‌داند» (سوره محمد، آيه29ـ30). نكته ظريف اين است كه خداوند به پيامبرش مي‌فرمايد: «لتعرفنّهم في لحن القول؛ و آنان را از آهنگ سخن‌شان مي‌شناسي». و اين مبتني بر اين واقعيت روانشناختي انساني است كه روح و روحيه و حالت روحي و رواني شخص، در صدايش منعكس مي‌شود و ما امروزه از وراي سيم تلفن، با آنكه از طرف گفت‌و‌گوي خود كيلومترها يا فرسنگها يا حتي قارّه‌ها فاصله داريم، از لحن صداي او حالت روحي‌اش را تشخيص مي‌دهيم؛ يعني از چيزي و كيفيتي كه به محتواي كلام او مربوط نيست، بلكه به بافت صوت و صدا و طرز و لحن ادا مربوط است.

4. مورد ديگر، كه باز هم به روانشناسي انساني در مورد صدا مربوط است، اين است كه آدمهاي ناامن و منافقِ آشفته خاطر، كه بر اثر نفاق و تظاهر، ناامني خاطر يافته باشند، ظاهراً آرام و باطناً بي‌قرارند و هر صداي نا‌به هنگامي، آنان را دو چندانِ ديگران هراسان و آشفته و نگران مي‌سازد: «و‌چون‌ايشان را بنگري، بدنهاي ايشان تو را به شگفت آورد؟ و چون سخن گويند، به سخنانشان گوش دهي، گويي آنان همانند الوارهاي تكيه داده بر ديوارند، هر بانگي را بر ضدّ خويش مي‌انگارند، آنان دشمنند، از آنان برحذر باش. خداوند لعنتشان كند، چگونه بيراهه مي‌روند» (سوره منافقون، آيه4).
 
منبع :

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5253&id=48090


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۳:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

"توجه به زمينه‌هاي سخن" سبب كاهش سوءفهم‌ها مي‌شود
 

هر سخني و هر پيامي يا اگر دقيق‌تر گفته شود هر «چيزي» آن‌گاه معناي تا حد ممكن واضحي خواهد يافت (اگر بيابد) كه در بستر و زمينه‌اي كه در آن قرار دارد، مورد بررسي قرار گيرد، همان‌گونه كه گاه سخني در موقعيتي يك معنا دارد و اگر آن را در زمينه‌اي ديگر بكاويم معنايي ديگر را به ذهن متبادر خواهد كرد.
 
در فهم آدمي از جهان پيرامونش، تفسير و تعبير اين جهان و در نهايت بر نهادن قواعد و قوانيني براي اعمال نظر و خواست خود در جهان، عوامل بسياري مؤثرند، از ويژگي‌هاي فرهنگي و اقليمي گرفته تا شايد درد دندان يا ميگرن حادي كه در هنگامه فهم، تفسير و تعبير و نيز تصميم‌گيري براي اعمال نظر و تغيير در جهان بر ما حادث شده‌اند.
 
با اين اوصاف بي‌راه نيست اگر گفته شود كه اين فهم، تفسير و تعبير و در نهايت بر مبناي آنها، تغيير جهان پيرامون، اگر امري محال نباشد، كوششي بس صعب و دشوار است كه چه بسا لاجرم همان سركنگبيني باشد كه صفرا مي‌فزايد.
 
اين چنين است كه سخن، نه ديگر در قامت ديالوگ/گفتگو بر پاي خويش خواهد ايستاد و سخن‌گويان/گفتگوكنندگان را در راه بي‌پاياني با خود همراه خواهد كرد، بل به دستورالعملها و بخشنامه‌هاي اداري و فرمايشي مي‌ماند كه واضعان آنها بي‌هيچ بهره‌اي از جهان واقع و بي هيچ شناختي از زميني كه بر آن ايستاده‌اند، تنها به صدور احكام مي‌پردازند و گويي بذر در بيابان مي‌كارند؛ كه اگر ندانند و و چنين كنند، حرجي بر آنها نيست و اگر باشد از سر جهل است و اگر بدانند و چنين كنند، مقدم داشتن منافع شخصي و گروهي چه بسا نامشروع بر واقعيت و روح حاكم بر جهاني است كه در آن سر مي‌كنند.
 
براي دوري از در افتادن به ورطه روزمرگي (كه در جاي خود بس‌بسيار هم مهم است) و گم نكردن راه مقصود در اين يادداشت، تأكيد بر اين نكته نيز واجد اهميت بسيار است كه «همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده‌اند» و به ديگر سخن، «هيچ كسي نيست كه همه چيز را بداند».
 
اين گونه است كه شايد راه هموارتر مي‌شود تا آدمي مواجهه‌اي فروتنانه‌تر با جهان و با «ديگران» داشته باشد و از ساحت «امر» به آستان «سخن گفتن با ديگري» كوچ كند، چرا كه احتمالاً در غير اين صورت هر آنكه سخن مي‌گويد تنها سخن خويش را خواهد گفت بي آنكه به سخن ديگري وقعي نهد.
 
در هر ارتباطي آنچه پيش و بيش از هر چيز بايد مدنظر قرار گيرد زمينه‌ها و شرايطي است كه معنابخش آن چيزهايي است كه گفته مي‌شوند يا رخ مي‌دهند و اگر اين بستر و زمينه مورد توجه قرار نگيرد آنگاه شايد چيزي جز ابهام و ايهام و سوء فهمها و سوءتفاهمها نصيب نگردد.
 
منبع : خبرگزاري مهر


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۳:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

راهكارهاي سخنوري جذاب  


سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرين و ممارست به دست مى‏آيد و همان طور كه يكى از سخنرانان زبر دست گفته سخنوري يك هنر است. طبيعى است در هر هنرى اصول خاص خود و شيوه‏هاى مشخص دارد. ما در اينجا برخى اصول و روش هاى لازم براى تقويت قدرت نطق و سخن گفتن را بيان مى‏كنيم و اميدواريم مفيد واقع شود.
1- در جمع كوچكي از دوستان هم‏رتبه خود به سخنراني بپردازيد ولو در آغاز چند دقيقه بيشتر نباشد و حتي اگر سخنان شما موجب خنده و تمسخر ديگران شود. 2- سطح مطالعات خود را بالا ببريد و كتاب‏هاي مفيد را از آغاز تا پايان مطالعه كنيد. 3- كتاب‏هاي آيين سخنورى، ديل كارنگي و رمز پيروزي مردان بزرگ، آيت‏الله جعفر سبحاني را مطالعه كنيد. 4- متون مختلف را به صورت سخنراني در مقابل آينه (در منزل) پياده كنيد. بخصوص مقالاتي كه حالت ديكلمه دارد و موقع اجرا دقيقا در آينه به خود نگاه كنيد. 5- خاطرات و تجارب جالب خود را در جمع دوستان صميمي‏تان تعريف كنيد. 6- با افراد فعال و پرتحرك كه از قدرت بيان خوبي برخوردارند بيشتر مأنوس شويد. 7- روابط اجتماعي خود را گسترش دهيد، بدين منظور در سلام كردن و احوال‏پرسي با ديگران پيش‏قدم باشيد و درباره بعضي موضوعات عمومي سر سخن را بگشاييد و به گفتگو بنشينيد. 8- در كلاس درس سعي كنيد متناسب با مواد درسي مختلف داوطلبانه مقالاتى را تهيه كنيد و در حضور ديگران آن را بخوانيد. 9- هنگام سخن گفتن خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلف‏هاي بي‏مورد نسازيد، ساده، راحت و بدون هرگونه آداب خاص هدفتان را بيان كنيد. 10- به خود تلقين كنيد: «من جرأت بيان دارم» «شهامت سخن گفتن را دارم» «در بيان مطالبم از اعتماد به نفس كافي برخوردارم» و اين جملات را هر روز تكرار كنيد. [ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹-501.html" target="_blank">۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ank">۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابی