مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4791
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 45
همه : 4414540
 

10 نكته براي مديريت تشريفات محل كنفرانس ها

اداره خوب سمينار ها و كنفرانسها نياز مند سازماندهي دقيق هستند.اگر مي خواهيد كنفرانسي عالي و بدون نقص برگزار كنيد علاوه بر داشتن  سخنرانان خوب و توانا و يك محل مناسب براي اجراي كنفرانس ، جزئيات جلسه نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است. لطفاً به نكات زير توجه نماييد.
 
1-اتاق و تالار كنفرانس را به سيستم سمعي و بصري عالي مجهز نماييد.
 
سيستم سمعي و بصري بايد در طول جلسه ي سمينار بخوبي كار كند .آگر تالار كنفرانس فاقد چنين تجهيزاتي است ، حتماً آن را تهيه و نصب نماييد.با كمك اين سيستم مي توانيد صداي هر سخنران را تنظيم كنيد و نمايش پاورپوينت براحتي انجام مي پذيرد. باتري هاي ميكروفون را از قبل كنترل نماييد.پروژكتورها بايد با لپ تاپ هماهنگ باشد.اگر همه جزئيات به خوبي رعايت شود و همه چيز از قبل تنظيم گردد ، جلسه بدون نقص پيش خواهد رفت.
 
 
 
2- جهت هماهنگي كليه امور ، يك مجري صحنه master of ceremony  (نه يك گوينده) تعيين نماييد.
 
اگر مي خواهيد برنامه ها به خوبي پيش روند بايد يك مجري صحنه داشته باشيد.يك MC كسي است كه همه ي اجزاي يك سمينار يا كنفرانس را به هم پيوند مي دهد.كسي كه مي تواند  مخاطبان و سخنرانان را تا آخرين لحظه ، مشتاق و پر انرژي نگه دارد.
 
 
 
3- براي هر برنامه اي ، هر چند كوچك هم ، زماني اختصاص دهيد.
 
يك برنامه زمان بندي دقيق تهيه كنيد. فقط زمان شروع و پايان را تعيين نكنيد.همه ي برنامه هابايد دقيق زمان بندي شوند.براي مجري برنامه نيز زماني تععين كنيد تا بتواند سخنرانان را معرفي كند و از آنها تشكر كند ومطالب آنها را جمع بندي نمايد.زماني را هم  جهت استراحت و پذيرايي قرار دهيد.يك برنامه ي زمانبندي دقيق موجب مي شود كه همايش شما طبق ساعت پيش رود.
 
 
 
4- از وسيله اي جهت متوقف ساختن سخنران هايي كه وقت آنها به پايان رسيده است استفاده نماييد.
 
اگر سخنرانان بيش از وقت تعيين شده ، صحبت كنند ، قطعاً مخاطبان را خسته خواهند كرد.براي جلوگيري از اين مشكل ، به مجري اين اجازه  را بدهيد تا با وسايل خاصي سخنران را متوقف نمايد.دادن كاغذ نوشته مناسب نيست و مجريان حرفه اي مي دانند چگونه به سخنران سيگنال بدهند.
 
در جلسات بين المللي و مجلس و دادگا ها از صداي زنگ هم استفاده مي شود و موردي ندارد.
 
 
 
5-برنامه ي كنفرانس را در صورت امكان تغيير ندهيد مگر در مواقع بحراني.
 
مخاطبان شما قطعاً برنامه ي زمان بندي كنفرانس را قبلاً مطالعه كرده و طبق آن برنامه ي خود را تنظيم نموده اند.همه ي افرادي كه قرار است صحبت كنند ، طبق برنامه سخنراني خود را تنظيم كرده اند بنابر اين هيچگاه برنامه ي كنفرانس را تغيير ندهيد.
 
هيچ موقع از سخنراناني كه سابقه غيبت در مراسم را داشته اند و نظم و اعتبار شما را زير سوال برده اند براي سخنراني دعوت نكنيد.
 
 
 
6- اگر قرار است در پايان سخنراني ، پرسش و پاسخ در نظر بگيريد ، ميكروفون سيار هم براي مخاطبان فراهم نماييد.
 
مسئله اي كه موجب عصبانيت مخاطبان مي شود اين است كه يا صحبت هاي سخنران به خوبي به گوش آنها نمي رسد يا صحبت هاي مخاطبان.
 
بنابر اين هم براي سخنران و  رييس نشست تخصصي و هم مخاطبان ميكروفون هاي جدا گانه در نظر بگيريد.
 
 
 
7-مانع ورود صدا از سالن هاي مجاور و يا نمايشگاه به تالار كنفرانس بشويد.
 
سر و صدا هم موجب حواس پرتي سخنران و هم مخاطبان مي شود.سالن هاي نمايشگاه و كار گاه هاي آموزشي و ميز پذيرش و همين طور محل استراحت و پذيرايي را دور تر از سالن اصلي برگزاري كنفرانس انتخاب كنيد.
 
مهم نيست دفعه قبل به چه شكلي نمايشگاه و پذيرش را برگزار كرديد يا ديگران چگونه عمل كردند. شما كنفرانس خود را به بهترين وجه مديريت نماييد و از  ايده هاي خوب استفاده كنيد و بگذاريد ديگران از تجربه ي شما استفاده نمايند.
 
 
 
8- از سخنرانان بخواهيد كه قبل از حضور در جلسه ، پاور پوينت ها  و چگونگي پخش انها را كنترل نهايي كنند.
 
اگر سخنرانان و مجري برنامه قبل از شروع برنامه ، همه ي مواردي را كه قرار است طي كنفرانس ارائه دهند ، يكبار بررسي نمايند ديگر مشكلي پيش نخواهد آمد.
 
 
 
9- اسامي سخنرانان را درشت و واضح مقابل آنها قرار دهيد.
 
بخش ارزشمند برگزاري يك كنفرانس اين است كه شركت كنندگان مجازي  نيز بتوانند از طريق رسانه ها يا اينترنت در كنفرانس حضور داشته باشند.در نتيجه اسامي سخنرانان را بزرگ و واضح مقابل آنها قرار دهيد طوريكه براحتي از فاصله ي دور قابل ديدن باشد.از يكي از منشي هاي صحنه بخواهيد نام هرسخنران را به موقع عوض نمايد.
 
 
 
10- با وقت هر سخنران منصفانه بر خورد كنيد.
 
اجازه ندهيد برخي از سخنرانان با زياد صحبت كردن ، وقت ديگران را بگيرند.به هر شخص زماني را كه قبلاً براي او تعيين كرده ايد، اختصاص دهيد و  مجري مراسم بايد براي دعوت از سخنران با ظرافت اين مهم را گوش زد نمايد.

منبع :

http://www.iranmojri.com/index.php?option=com_content&view=article&id=428:10-------&catid=96:tashrifat2&Itemid=130


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

چگونه شعر را دكلمه كنيم؟


قسمت اول

مقدمه

يك شعر به دو گونه خوانده مي‏شود؛ خوب و بد. شايد شما اين را تجربه كرده باشيد. اگر خود تجربه نكرده‏ايد شايد ديده باشيد كه كسي شعر خوب را بد دكلمه مي‏كند و فرد ديگر شعر بد را خوب دكلمه مي‏كند. اين دو نوع خواندن در هر نوع شعري امكان دارد. تأثيرات آنها نيز متفاوت است. وقتي يك شعر خوب، بد خوانده مي‏شود، شنونده نه تنها از آن احساس لذت نمي‏كند بلكه متنفر نيز مي‏گردد. يا هنگامي كه يك شعر بد، خوب خوانده مي‏شود، تمام كاستي‏هاي دروني شعر فرو‏مي‏نشيند و شنونده از آن لذت مي‏برد.

به اين ترتيب مي‏بينيم كه خوانش شعر روي شنونده اثر گذار است.چه اين‏كه شعر يك متن است در دست دكلماتور. اين دكلماتور است كه چگونه آن را عرضه مي‏كند. اگر "خواندن" شعر درست انجام گيرد به صورت طبيعي اثرات مطلوبي برجاي خواهد گذاشت اما اگر درست انجام نگيرد تأثيرات منفي را در پي خواهد داشت. چرا كه خواندن شعر فقط خوانش خط به خط نيست كه مثل يك نامه خوانده شود. خوانش يك شعر در حقيقت ايجاد دوبارۀ شعر هم هست. توليد معنا‏هاي تازه نيز مي‏باشد ؛ يعني شعر يكبار هنگامي كه شاعر آن را مي‏سرايد، زاده مي‏شود و يكبار ديگر هنگامي كه خواننده (دكلماتور يا  مطالعه كننده) آن را مي‏خواند آفريده مي‏شود. اين هردو باهم شعر را كامل مي‏سازد. اگر يك شعر، خوب سروده شود ولي خوب قرائت نگردد، پيام و اثر اصلي خود را نمي‏تواند برساند و اگر درست ادا يا خوانده شود، چه بسا نقايص آن نيز به وسيلۀ خواندن از بين برود. و بالعكس اگر يك شعر ناقص، درست خوانده شود ممكن است اثرات خود را به خواننده انتقال دهد. به همين خاطر "بيان" به عنوان يك رشتۀ علمي همواره مورد بحث واقع شده است واز زمان‏هاي بسيار دور تا به امروز اين بحث جريان داشته است. سياست مداران، مبلغان ديني و تمام كساني كه در ارتباط مستقيم با مردم بوده اند، كوشيده‏اند با استفاده از شيوۀ "بيان" پيام‏هاي خود را در به مخاطبين خويش انتقال دهند. يكي از موفقيت‏هاي "هتلر" در بسيج مردم خطابه‏هاي رساي او بوده است. يا يكي از دلايل پيروزي "اوباما" را در انتخابات همين بيان جذاب او به شمار مي‏آورند. صوت نيكو در خواندن قرآن كريم از شرايط اساسي قرائت مي‏باشد. براساس نقل راويان، چندين كس براثر قرائت زيبايي "عبدالباسط" مسلمان شده‏اند. امروزه در گويندگيِ راديو و تلويزيون ،خواندنِ درست و داشتن صوت خوب شرط اصلي به حساب‏ مي‏آيد.

بنابراين  داشتن بيان خوب، صداي رسا و نيكو، اداي درست جملات و كلمات، داشتن لحن مناسب و... از چيز‏هايي‏اند كه در بسياري حوزات تبليغي از قبيل گويندگي، وعظ و ارشاد، تبليغ و قرائت قر‏آن كريم استفاده مي‏شود. شعر يكي از مهم ترين بخش‏هاي تبليغي است كه نياز مبرم به بيان نيكو دارد. زيرا شعر خود زبان خاص و دقيق است. از اين رو نياز دارد تا به صورت دقيق و درست بيان شود.

اين مقاله درصدد است تا به حد وسع اين موضوع را پي بگيرد. نكاتي را كه فكر مي‏شود با اِعمال آنها مي‏توان شعر را خوب و درست دكلمه كرد، تذكر دهد.

دكلمه چيست؟

دكلمه واژۀ فرانسوي است كه از deklama گرفته شده است. منظور از آن "خواندن  شعر يا نثر ادبي با صداي بلند و آهنگ مناسب و با حالت‏هاي خاص به منظور القا كردن محتوا و مضمون كلام به شنونده مطابق كلام" است.

(انوري دكتر حسن ، فرهنگ بزرگ سخن)

دكتر مهشيد مشيري آن را اين‏گونه معنا كرده است: " قطعه‏اي كه با آواي رسا و آهنگ مناسب و با ژست‏هاي مطابق كلام اجرا مي‏شود."

(مشيري دكتر مهشيد، فرهنگ زبان فارسي)

يا در فرهنگ فارسي عميد مي‏خوانيم: " مطلبي را با صداي بلند و با آب و تاب از بر خوندن، با حرارت عليه كسي يا چيزي حرف زدن."

(عميد حسن، فرهنگ فارسي)

همۀ اين تعريف‏ها نشان مي‏دهند كه دكلمه يك امر كاملاً فني است. هركس نمي‏تواند به آن دسترسي داشته باشد. دكلمه تنها خواندن نيست بلكه خواندن + آواي رسا + آهنگ مناسب + ژست مناسب + حالت‏هاي خاص + داشتن حرارت و احساس مناسب مي‏باشد.

اهداف دكلمه:

چنانچه اشاره شد دكلمه بيان خاص به هدف خاص است. اين هدف چيست؟ اهداف دكلمه را مي‏توان اين گونه برشمرد:

1-     ايجاد ارتباط شاعر و شنونده: شعر يك زبان است. زبان هم به هدف ارتباط ايجاد شده است. شعر ارتباط احسن به شمار مي‏رود. چرا كه شعر از قدرتي برخوردار است كه زبان معمول آن قدرت را ندارد. شاعر با سرودن شعرمي‏خواهد ارتباط مؤثري با شنونده برقرار سازد. ارتباط مؤثر نياز دارد تا شعر خوب سروده شود و به شكل احسن بيان و ادا گردد.

2-     تأثير گذاري: يكي از خصوصيات عمدۀ شعر تأثير گذاري آن است. شعر به همين دليل "بيان برتر" خوانده شده و از نثر تفكيك گرديده است. شعر تأثير گذاري خود را از چند جا بازيافت مي‏دارد:

الف. زبان: يكي از راه‏هاي تقويت تأثير گذاري در شعر زبان آن است. شعر اگر زبان فخيم و استواري داشته باشد مانا‏تر و مؤثر‏تر است و اگر زبان شسته رفته وكمال يافته نداشته باشد طبعاً تأثير‏گذاري نيز خواهد داشت.

ب. محتوا: شعر با پيام ومحتواي مختلف ارايه مي‏شود. سطح انديشه درشعر متفاوت مي‏باشد. شعر خوب شعري است كه داراي محتواي عالي وغني باشد. انديشۀ قوي و حكيمانه‏اي را مطرح كند. به گونه‏اي موضوع را بيان كند كه فكر شود اين موضوع تازه است. قدرت جذب را دارد و مطابق خواست خواننده مي‏باشد.

ج. آهنگ: آهنگ از نياز‏هاي روحي انسان سرچشمه مي‏گيرد. شعر كلاسيك اين نياز را به خوبي تأمين مي‏كند. اما شعر نو ممكن است آهنگ لازم و كافي نداشته باشد. در اين صورت آهنگ دروني و استفاده از تكنيك‏هاي ديگر شعري مي‏تواند اين مهم را برآورده سازد.

د. تصوير آفريني: خيال از عناصر عمدۀ شعر محسوب مي‏گردد. بعضي آن را مهم‏ترين عناصر شاعرانه خوانده‏اند چرا شعر اگر اين عنصر را در خود نداشته باشد يا به نظم شبيه مي‏گردد يا به نثر. خيال به شاعر اين امكان را مي‏بخشد تا مفاهيم بيش‏تري را بيان كند واين مفاهيم را از طريق تصوير‏گري زنده‏تر سازد. شاعر با ايجاد فضاي جديد به وسيلۀ خيال، دامنۀ تأثيرات شعر را فراخ‏تر مي‏سازد و بر زيبايي شعر مي‏افزايد.

3-     انتقال درست معنا: هدف ديگري كه در دكلمۀ شعر نهفته است، انتقال درست معناست. شايد بگوييد اين انتقال به زبان معمول نيز امكان پذير مي‏باشد ولي بايد گفت انتقال معنا با زبان عادي و باخواندن يك نواخت متن امكان پذير است اما انتقال درست معنا از طريق خواندن يك نواخت و بدون حركات بدني يا بدون داشتن صداي گيرا امكان ندارد. خواندن يك شعر با خواندن يك نثر كاملاً تفاوت دارد. يك نثر را هرخواننده‏اي مي‏تواند بخواند ولي يك شعر را نه. در خواندن شعر داشتن صداي مناسب كافي نيست. دانستن فنون شاعري نيز ضروري است. مثلاً اگر شخصي اختيارات شاعري را نداند، كلمات را همانگونه كه نوشته شده‏اند مي‏خواند ولي كسي كه با اين موضوع آشنايي دارد، برخي كلمات را به دليل ايجاد مشكلات وزني از تلفظ مي‏اندازد مثل واژه‏هاي خون، خواست، آسمان آبي و...كه حرف "و" در "خون"  و "خواست" تلفظ نمي‏شوند و "ن" در "آسمان" به ياء تبديل مي‏گردد.

4-     لذت بخشي: هدف اساسي در يك اثر هنري لذت بخشي است. شعر هم نوعي هنر تلقي مي‏گردد. پس شعر نيز به دنبال اين هدف است. شاعر به خاطر همين امر قالب شعر را براي القاي معناي مورد نظر خود انتخاب كرده است. شاعر با سرودن شعر مي‏خواهد به خوانندۀ شعر خود لذت ببخشد. اين لذت زماني كامل مي‏شود كه خواننده آن را درست بخواند. اگر شعر درست دكلمه نگردد، نه معنا درست فهميده مي‏شود و نه شنونده از شنيدن آن لذت مي‏برد.


چگونه شعر را دكلمه كنيم؟
قسمت دوم

شرايط ديكلماتور خوب

 دكلماتور به كسي گفته مي­شود كه شعر يا يك متن ادبي را به خوبي قرائت يا دكلمه كند. يك دكلمه­ي خوب زماني صورت مي­گيرد كه دكلماتور از اوصاف زير بهره­مند باشد:

1.       داشتن صداي آرمش بخش: صدا را مي­توان به خوب، بد و متوسط تقسيم كرد. صداي خوب آن صدايي است كه به شنونده آرامش بدهد. شنونده احساس خوشي و لذت كند. صداي بد صدايي است كه تنفر شنونده را نسبت به خود برگزيند. صداي متوسط آن صدايي است كه شنونده از آن نه احساس خوشي  كند و نه احساس تنفر.

2.       شناخت آواز­ها: يك دكلماتور خوب بايد يك موسيقيدان خوب نيز باشد. آواز­ها را بشناسد و با كم وكيف آن آشنايي داشته باشد. بتواند موسيقي خوب را از بد تشخيص دهد و طريقه­ي استفاده از نت­هاي موسيقي را بداند. چرا كه هركلمه از خود موسيقي خاصي دارد. هر حرف صوت مخصوص به خود دارد. مثلاً حرف "ر" درشت تلفظ مي­گردد در حالي كه حرف"م" نرم تلفظ مي­شود. يا حرف" خ" يك نوع آهنگ دارد و حرف "ب" آهنگ ديگر. به اين ترتيب لازم است يك دكلماتور خوب با انواع صدا­ها و اشكال مختلف موسيقي آشنايي كافي داشته باشد. علاوه بر آن فن قرائت قرآن را نيز بداند و با علم تجويد آشنا باشد.

3.       قدرت برقراري ارتباط: هر فرد توانايي برقراري ارتباط با افراد ديگر را دارد ليكن نحوه­ي ارتباط هر فرد فرق مي­كند. كسي اين توانايي را كم­تر دارد و كسي بيش­تر. مثلاً يك فرد توانايي علمي زيادي دارد ولي در بيان خود مشكل دارد اما بالمقابل يك فرد ديگر از بنيه­هاي فكري كم­تري بهره­مند است ولي قدرت فوق العاده در بيان دارد. خيلي از مردم وقتي سخنان او را مي­شوند فكر مي­كنند دانايي او نسبت به فرد اول بيش­تر است. اين به خاطر همان قدرت ارتباط است كه در بيان فرد دوم ديده مي­شود. براي قدرت ارتباط  مي­توان عامل زيادي را برشمرد از قبيل:

الف. استعداد ذاتي: بعضي از آدم­ها استعداد ذاتي در نطق دارند. هيچگاه در بيان يك مطلب به مشكل مواجه نمي­شوند. از طرف ديگر برخي از آدم­ها در حرف زدن خود مشكل دارند. نمي­توانند به آساني مطلبي را به مخاطب تفهيم كنند. معمولاً چنين آدم­هايي از لحاظ روابط اجتماعي نيز به مشكل مواجه مي­باشند. آدم­هاي گوشه گير هستند. بيش­تر درونگرايند. زياد دوست ندارند كه حرف بزنند يا حرف بشنوند. غالباً با خود در گفت­و­شنودند. به همين خاطر وقتي مي­خواهند مطلبي را بيان كنند لفظ كم مي­آورند. ذخيره­ي لغات شان كم است.

ب. پشتوانه­ي انديشه­يي: كسي كه از لحاظ محتوا و انديشه فقير باشد، در ارائه­ي يك موضوع نيز دچار مشكل است. نمي­تواند به درستي ارتباط برقرار سازد. يك دكلماتور تا وقتي نفهمد كه چه مي­گويد نمي­تواند يك شعر را درست بخواند و ارتباط شاعر و شنونده را تأمين نمايد. بنابراين براي دكلمه­ي خوب بايد از دانايي كافي نسبت به موضوع نيز برخوردار باشد و شعر را خوب بفهمد تا بتواند پيام آن را به صورت درست انتقال دهد .

ج. انتخاب زبان مناسب: انتخاب يك زبان نيز در فرايند برقراري ارتباط مهم مي­باشد. مثلا شهيد مطهري با يك زبان صحبت مي­كرد و شهيد شريعتي با يك زبان ديگر. اين دو زبان از اساس باهم فرق دارند. زبان مطهري ساده و روان بود ولي از شريعتي زبان ادبي و دشوار. زبان مطهري براي عموم مردم قابل فهم بود ولي زبان شريعتي نه. عام مردم از زبان مطهري احساب لذت مي­كردند اما تحصيل كرد­گان از زبان شريعتي بيش­تر لذت مي­بردند. در شعر هم اين تفاوت وجود دارد. زبان حافظ يك نوع بيان دارد و زبان بيدل يك نوع ديگر. دكلماتور بايد اين دو زبان را از هم تشخيص دهد و مطابق زبان با شنونده هم­كلام گردد.

د. حركات بدني: حركات بدني از ديگر وسايل ارتباط به شمار مي­رود. حركات بدني باعث مي­شود كه ذهن شنونده به طرف گوينده متمركز گردد. در نتيجه پيام شعر به صورت مطلوب به شنونده انتقال پيدا كند. شايد تمام افراد هنگام سخن گفتن به نحوي حركات بدني داشته باشند اما آن­چه مهم است اين­است كه اين حركات بايد متناسب با محتوا و اداي واژگان باشد. هرگونه حركت نه تنها موجب جلب توجه نمي­گردد بلكه به احساس شنونده نيز لطمه مي­زند. او را از ادامه­ي شنيدن باز مي­دارد.

4.       قدرت انتقال حس: يك دكلماتور خوب در ابتدا بايد حس شاعر را ­_كه درشعرش انعكاس يافته_ در خود بازتوليد كند بعد آن حس را به صورت صحيح به شنونده انتقال دهد. سطح احساس­ها در هر شعر متفاوت است. بعضي از شعر­ها محتواي قوي دارند و بعضي عاطفه­ي و احساس قوي و برخي نيز تخيل  يا زبان بسيار قدرت­مند. به اين خاطر شعر­ها را به انواع مختلف تقسيم كرده اند؛ شعر محتوايي، شعر فرميك، شعر تخيلي و شعر احساسي.  كم­تر شعري هست كه همه­ي اين عناصر را به شكل يكسان در خود داشته باشد. يك دكلماتور خوب وقتي شعر فرميك را بر­مي­گزيند بايد در هنگام خواندن به زبان آن تكيه كند و وقتي شعر احساسي را قرائت مي­كند بايد هيجانات و احساسات شاعر را در نظر گيرد.

5.       قدرت انتقال فكر: انتقال درست فكرِ يك شاعر وابسته به اين است كه خواننده نخست آن را درك كند سپس آن را در احساس جديد بهم آميخته تحويل شنونده دهد. اگر شعر از خود دكلماتور است بايد زمان آفرينش و زمان خواندن را در يك زمان مدغم سازد و با احساس و انديشه­ي­ واحد همصحبت مخاطب شود. علاوه برآن مكان و نوع شنونده­ي خود را نيز در نظر داشته باشد.

6.       اداي درست كلمات: از شرايط مهم دكلمه­ي خوب اداي درست واژگان است. اساس دكلمه را همين امر تشكيل مي­دهد. دكلماتور خوب كسي است كه بتواند صامت و مصوت­ها را بشناسد و به طرز اداي كلمات آشنايي داشته باشد. دكلماتور بايد بداند كه كلمه­ي "باران" با كلمه­ي "ديني" دو گونه تلفظ مي­شود. واژه­ي نخستين از دو هجاي بلند "آ" و واژه­ي دوم از دو هجاي بلند "اي" تركيب يافته است. يا مثلاً كلمات سِمَت، سَمت، آهن، مسلمان و ... چگونه تلفظ مي­شوند. دكلماتور بايد بداند كه اندازه­ي كشش هجاي بلند آ، او، اي و اندازه­ي كشش هجاي كوچك اَ، اِ، اُ چقدر مي­باشد.

7.       داشتن صداي شفاف و رسا: صداي شفاف مربوط به حنجره­ي دكلماتور مي­شود. استفاده از نوع غذا نيز در شفافيت صدا  تأثير گذار است. اين موضوع را در قسمت­هاي بعدي  به صورت مفصل مطالعه خواهيم كرد.

8.       سلامتي دستگاه  صوتي و اندام گفتاري: جدا از شفافيت و رسايي صدا، سلامتي دستگاهي صوتي نيز در دكلمه مهم است. حنجره و زبان سالم در اداي درست كلمات نقش بارز دارند. كم و زيادي تارهاي صوتي بر مقدار تنفس انسان اثرگذار مي­باشد. تنفس كامل سبب مي­شود تا انسان يك جمله را كامل بگويد در حالي كه نفس كم موجب قطع شدن جمله و ناقص شدن معنا مي­گردد.

9.       توانايي خواندن درست جمله­ها و متن: در دكلمه بايد جمله مكمل ادا شود. گاهي پيش مي­آيد كه به دليل ترس، هيجان و اضطراب، انسان آرامش خود را از دست مي­دهد در نتيجه هنگام دكلمه جمله­ها ناقص تلفظ مي­گردند. بنابراين هنگام دكلمه بايد حالت آرام داشت و ترس و دلهرگي را از خود بيرون كرد.

10.    تناسب لحن و محتوا: محتواي هر اثري فرق مي­كند. برخي از آثار ادبي محتواي اخلاقي دارند و برخي عاشقانه­اند و بعضي هم سياسي و اجتماعي. در اين صورت بايد دكلماتور لحن خود را با محتوا تطبيق دهد. تناسب ميان آن­ها را رعايت نمايد.

11.    داشتن دانش ارتباطي: دكلماتور بايد از دانش ارتباطي و شيوه­­ي كابرد آن اطلاع داشته باشد. او مي­تواند از اين طريق بركيفيت دكلمه­ي خود بيفزايد.


--------------------------------------------------------------------------------

چگونه شعر را دكلمه كنيم؟(3)
قسمت سوم و پاياني

اركان دكلمه:

دكلمه­ي شعر بر چند ركن استوار است:

1)      شعر: شعر ركن اساسي دكلمه است. شعر نه تنها ابزار دكلمه است بلكه هدف دكلمه نيز هست. دكلمه بر آن استوار است. براي اين كه دكلمه به خوبي انجام شود، بايد دكلماتور شعر را بشناسد. قالب­هاي شعري را از هم تفكيك كند. با تكنيك­هاي شعري نيز آشنايي داشته باشد. فن شاعري را بلد باشد. علم بديع و بيان را تا حد لزوم بداند. مجاز و كنايه را بفهمد. چرا كه بدون درك مجاز، تشبيه، كنايه، استعاره و ساير صنايع ادبي فهم يك شعر دشوار مي­باشد. بنابراين لازم است دكلماتور با شعر آشنا باشد.

يك شعر دو شكل دارد:

الف. شكل ظاهري: شكل ظاهري شعر از واژه­ها، تركيبات، جمله­ها، بيت­ها، مصراع­ها، آهنگ، قافيه، زبان، استعاره، كنايه، مجاز و... تركيب يافته است.

ب. شكل باطني: شكل باطني از معنا، عاطفه و احساس تركيب مي­شود.

با توجه به اين دو شكل، دكلماتور بايد به اين نكته­ها توجه نمايد:

1.       تلفظ درست واژه­ها: بعضي از واژه­ها در زبان عاميانه يك نوع تلفظ مي­شود در حالي كه در زبان رسمي تلفظ ديگري دارد مانند كلمه­ي "هستي" كه دراين دو جمله : تو از همينجا(منطقه) هستي؟ و جمله­ي "هستي جز يك صدا بيش ندارد و آن مرگ است" دو معناي متفاوت دارد.

2.       تشخيص انواع تركيب­ها از همديگر: تركيب انواع مختلف دارد. اين شعر را توجه كنيد:

درخت بزرگي از اندوه

روييده از ميان سينه­ام

شاخه­هايش خشك،

        "دست برآورده به مهتاب"

ريشه­هايش سرد

تلخابه­نوش حسرت

پرنده­ا­ي

هزاره­ي غربت مرا

از سر شاخه­ي بلندش

مي­زند كو كو!

(نهفته عزيزالله، زندگي را مه گرفته، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1383، ص 14)

تركيب "تلخابه­نوش" با تركيب "درخت بزرگ"، دو نوع تركيبي است كه به دوصورت تلفظ مي­گردند؛ اولي به شكل توصيفي و دومي به شكل تركيب اضافي.

3.       اداي مكمل جمله، مصراع، يا بيت: اگر شعر شعر سپيد است و در وسط جمله، قطع نفس لازم نمي­افتد، ضروري است كه آن جمله به شكل مكمل ادا شود و بعد از تكميل آن، دم گرفته شود. همچنان مصراع يا بيت:

سكوت آواز مي­خواند پسِ لب­هاي لرزانت

نگه رقصيده بر مي­خيزد، از آغوش چشمانت

دوبيتي­هاي سرگردان تنهايي شوم پيشت

و تو آرام آن­ها را بخواني از دل و جانت

(مجير وهاب، آشفته­تر از باد، چاپ اول، انتشارات فرهنگي_ ادبي ظهير الدين محمد بابر، كابل،1386، ص 30)

در بيت نخست هر مصراع به صورت مستقل ادا مي­شود اما در بيت دوم، چون پيوستگي معنايي بيش­تري ميان دو مصراع موجود است، پس از توقف بسيار كوتاه باهم خوانده مي­شوند.

4.       درك معنا: دكلماتور نمي­تواند بدون درك معنا يك شعر را درست بخواند. فهم معناي يك شعر نخستين قدم براي دكلمه­ي خوب است.

5.       تناسب صورت و محتوا: شعر از لحاظ عاطفي به شكل­هاي گوناگون خوانده مي­شود. بعضي شعر­ها را بايد شاد خواند و برخي ديگر را غمگين. در شادي و اندوه يك شعر، موسيقيِ شعر نقش اساسي دارد. مانند ابيات زير از ديوان شمس:

تن تن تن ز زهره ام پرده همي زند نوا

دف دف دف ازين طرف پرده در درز رق رقي

دم دم دم همي زدهد چون دهلم هواي او

خم خم خم كمند او مي­كشدم كه عاشقي

( باختري واصف، نردبان آسمان، چاپ سوم، انتشارات انجمن قلم افغانستان، كابل، 1386، ص 71)

6.       آشنايي با وزن و قافيه: وزن و قافيه از اركان شعر كلاسيك محسوب مي­گردد. دكلماتور در انتخاب يك شعر لازم است به اين مسأله توجه كند. شعرهايي را كه مشكل وزن و قافيه دارند انتخاب نكند و يا اگر ديد در جايي وزن يا قافيه­ي يك شعر رعايت نشده، بايد بداند كه ممكن است شاعر از اختيارات شاعري يا ضرورت­هاي شعر استفاده كرده باشد. همچنان بايد بداند كه گاهي يك حرف در نوشته مي­آيد ولي در تلفظ نمي­آيد، بايد با كلمه­ي بعدي خود پيوسته خوانده شود. مثل اين "دراين" و "بلخ­ات" در ابيات ذيل:

ابري كه بغض كرده در اين روزگار من

آتش گرفته غلغله و گلبهار من

بلخ­ات به شب نشسته و غزنين تو به خاك

گم گشته­اي ستاره­ي دنباله دار من

(واعظي محمد، شاعر به انتهاي خيابان رسيده است، چاپ اول انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص49)

 

7.       رعايت علايم نگارشي: علايم نگارشي در شعر به خاطر جلو گيري از اشتباه خواني صورت مي­گيرد. رعايت آن در دكلمه نيز حتي المقدور ضروري است. مثلاً علامت سؤالي بايد با لحن سؤالي نشان داده شود. علامت تعجب با لحن تعجبي يا لحن عاطفي مشابه. علامت، كامه با توقف كوتاه، علامت نقطه با توقف كامل، و سايرعلامت­ها به اشكال مختلف ديگر نشان داده­ ­شوند.

8.       خواندن با نگاه دوم: خواندن خط به خط باعث مي­شود دكلماتور تمام توجه خود را به خطوط شعر معطوف بدارد. در اين صورت نمي­تواند حركات و فعاليت­هاي بدني و چشمي و توجه شنوندگان را تحت نظر داشته باشد. او وقتي متوجه خطوط باشد ديگر با مخاطبان خود ارتباط مستقيم برقرار نمي­تواند واين موجب كاهش تأثير گذاري شعر مي­گردد. بنابراين يك دكلماتور خوب بايد درعين حالي كه نيم نگاهي به خطوط روي كاغذ مي­اندازد نگاه ديگر به مخاطبين خود نيز داشته باشد. حركات و فعاليت­هاي آن­ها را زير نظر بگيرد.

9.       برجسته خواني: برخي از جاهاي شعر لازم است برجسته خوانده شود. صدا بلند­تر گردد و تأكيد بيش­تري روي آن صورت گيرد. مثل اين اين ابيات:

جمعه درست ساعتِ ... يادم نمي رود

در تنگ پنج متري قلبم شدي رصد

من التماس و خواهش اين­كه بمان! بمان!

اما تو برصداقت اين سينه دستِ رد

گفتم كجا؟ چرا؟ چمدان تو بسته بود

گفتي كه هيچ غم مخور اين نيز بگذرد

( ابراهيمي غلام رضا، هبوط در پياده­رو، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص43)

در تركيبات و كلمات "درست ساعت.../ بمان، بمان!/ گفتم كجا؟/ چرا؟/ گفتي/ هيچ غم مخور" بايد تن صدا بلندترگردد و با تأكيد تلفظ شوند.

 

2-     ديكلماتور: دكلماتور تنها شعر نمي­خواند بلكه خود حرف مي­زند. او تنها يك خواننده­ي متن نيست بلكه راويِ شخص اول است كه با مخاطب گپ مي­زند. بنابراين جدا از بيان زيبا، بايد ظاهر مناسب و آراسته نيز داشته باشد. لباس خوب و متناسب با شأن مجلس بپوشد. آراستگي ظاهري خود را حفظ نمايد. صاف و موأدب بنشيند. يا در حالت ايستاده راست و استوار بايستد. حركات دست وچهره­ي خود را مطابق رفتار وگفتار و معناي متن تنظيم نمايد. به گونه­اي كه هر حركت او معنا دار باشد و به القاي پيام شعر كمك كند. از رنگ­هاي تيز و شوخ و نيز زيوراتِ بسيار بپرهيزد. لب، مو، ابرو و گِرد چشم خود را به نحوي زننده آرايش نكند. سادگي را حفظ كند. به گونه­اي خود را بيارايد كه جذابيتِ مطابق محتواي شعر و مجلس داشته باشد.

چيز مهم ديگر در يك دكلماتور، برقرار ساختن ارتباط چشمي با مخاطب است. او درحالي كه سخن مي­گويد به مخاطب نيز  نگاه مي­كند. و اين  نگاه به گونه­اي باشد كه مخاطب را تحت تأثير قرار دهد.

نكته­ي مهم ديگر جنسيت دكلماتور است. اگر گوينده مرد است نبايد با حالت عاطفي زنانه و صداي مشابه سخن بگويد و اگر گوينده زن است نبايد با لحن خشن مردانه شعر را دكلمه كند. چرا كه نتيجه­ي معكوس در پي خواهد داشت.

علاوه براين اين­ها، حفظ وقار، هيبت و  اعتماد شخصي در گوينده خيلي مهم مي­باشد. كسي كه شعر دكلمه مي­كند بايد آنقدر ويژگي­هاي مثبت شخصيتي در خود داشته باشد كه بتواند توجه و اعتماد  مخاطبين را به خود جلب كند. مثلاً كسي كه ده سال را به  جرم آدم كشي يا اختطاف اطفال يا جرم­هاي مشابه ديگر در زندان سپري كرده، وقتي پشت تربيون ايستاده شده شعر مي­خواند، شنونده نمي­تواند به گفته­هاي او اعتماد كند چرا كه نسبت به او ذهنيت منفي دارد.

3-     شنونده: شنونده ركن ديگر دكلمه است. شنوندگان يك شعر ممكن است به لحاظ سني، جنسيتي، تعليمي و تحصيلي متفاوت باشند. دكلماتور خوب كسي است كه قبلاً  از نوعيت مخاطبين خود آشنايي داشته باشد و شعر را مطابق ذوق و سليقه­ي آن­ها انتخاب نمايد. او بايد بتواند روان آدم­ها را دريابد. سلايق و گرايش­هاي آن­ها را تشخيص دهد.

4-     صدا: صدا جزو اساسي دكلمه است. اما صدا چيست؟ شايد بگوييد صدا آوايي است كه از دهان انسان خارج مي­شود. اما معناي دقيق صدا اين نيست. صدا "محصول حركات هماهنگ و منظم اندام­ها و عضلات صوتي" مي­باشد. يك دكلماتور بايد اندام صوتي مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند كلمات را درست و بجا تلفظ  و ادا كند. اندام­هاي صوتي اين­هاست:

1.      دستگاه تنفسي: شامل شش‏ها، ناي، نايژه (مسير هوا از ريه­ها به طرف حنجره)

2.      عضلات و تار‏هاي صوتي حنجره (تشكيل دهنده صداي ابتدايي)

3.      حفره‏ها و ديوار‏هاي گلو (محل توليد حروف- تند وكند كنندۀ صدا)

4.      دهان: شامل زبان، فك، لب‏ها، لهات (زبان كوچك)، سقف كام

5.      دندان‏ها ولثه‏ها (محل توليد حروف- لطافت بخشيدن به صدا)

6.      مجرا و حفره‏هاي بيني (تقويت كنندۀ صدا- توليد كنندۀ حروف خيشومي)

 در دكلمه بايد اندام­هاي صوتي سالم باشند. صدا يك دست باشد

منبع :

http://jafarimahmood.blogfa.com/8912.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
آداب‌ گفت‌ و گو و سخنوري
نويسنده: علي‌نورمحمدي‌
 

ناشر: فروزان‌
تعداد صفحات: 280
قطع: وزيري(شميز) 


سخنوري‌ و شخصيت‌ در آداب‌ سخن‌
نويسنده: محمدعلي‌ مقدسي‌ 

 
            
هنر گويندگي‌ (يادواره) آئين‌ سخنوري‌ و سخنراني‌ در راديو و تلويزيون‌ شامل‌ دو كتاب‌ ...
نويسنده: حسن‌ شيدا 
 
ساير مشخصات
ناشر: يادواره‌ اسدي، فرهنگستان‌ يادواره‌
تعداد صفحات: 320
قطع: وزيري(شميز) 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه شعر را دكلمه كنيم؟(3)


قسمت سوم و پاياني

اركان دكلمه:

دكلمه­ي شعر بر چند ركن استوار است:

1)      شعر: شعر ركن اساسي دكلمه است. شعر نه تنها ابزار دكلمه است بلكه هدف دكلمه نيز هست. دكلمه بر آن استوار است. براي اين كه دكلمه به خوبي انجام شود، بايد دكلماتور شعر را بشناسد. قالب­هاي شعري را از هم تفكيك كند. با تكنيك­هاي شعري نيز آشنايي داشته باشد. فن شاعري را بلد باشد. علم بديع و بيان را تا حد لزوم بداند. مجاز و كنايه را بفهمد. چرا كه بدون درك مجاز، تشبيه، كنايه، استعاره و ساير صنايع ادبي فهم يك شعر دشوار مي­باشد. بنابراين لازم است دكلماتور با شعر آشنا باشد.

يك شعر دو شكل دارد:

الف. شكل ظاهري: شكل ظاهري شعر از واژه­ها، تركيبات، جمله­ها، بيت­ها، مصراع­ها، آهنگ، قافيه، زبان، استعاره، كنايه، مجاز و... تركيب يافته است.

ب. شكل باطني: شكل باطني از معنا، عاطفه و احساس تركيب مي­شود.

با توجه به اين دو شكل، دكلماتور بايد به اين نكته­ها توجه نمايد:

1.       تلفظ درست واژه­ها: بعضي از واژه­ها در زبان عاميانه يك نوع تلفظ مي­شود در حالي كه در زبان رسمي تلفظ ديگري دارد مانند كلمه­ي "هستي" كه دراين دو جمله : تو از همينجا(منطقه) هستي؟ و جمله­ي "هستي جز يك صدا بيش ندارد و آن مرگ است" دو معناي متفاوت دارد.

2.       تشخيص انواع تركيب­ها از همديگر: تركيب انواع مختلف دارد. اين شعر را توجه كنيد:

درخت بزرگي از اندوه

روييده از ميان سينه­ام

شاخه­هايش خشك،

        "دست برآورده به مهتاب"

ريشه­هايش سرد

تلخابه­نوش حسرت

پرنده­ا­ي

هزاره­ي غربت مرا

از سر شاخه­ي بلندش

مي­زند كو كو!

(نهفته عزيزالله، زندگي را مه گرفته، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1383، ص 14)

تركيب "تلخابه­نوش" با تركيب "درخت بزرگ"، دو نوع تركيبي است كه به دوصورت تلفظ مي­گردند؛ اولي به شكل توصيفي و دومي به شكل تركيب اضافي.

3.       اداي مكمل جمله، مصراع، يا بيت: اگر شعر شعر سپيد است و در وسط جمله، قطع نفس لازم نمي­افتد، ضروري است كه آن جمله به شكل مكمل ادا شود و بعد از تكميل آن، دم گرفته شود. همچنان مصراع يا بيت:

سكوت آواز مي­خواند پسِ لب­هاي لرزانت

نگه رقصيده بر مي­خيزد، از آغوش چشمانت

دوبيتي­هاي سرگردان تنهايي شوم پيشت

و تو آرام آن­ها را بخواني از دل و جانت

(مجير وهاب، آشفته­تر از باد، چاپ اول، انتشارات فرهنگي_ ادبي ظهير الدين محمد بابر، كابل،1386، ص 30)

در بيت نخست هر مصراع به صورت مستقل ادا مي­شود اما در بيت دوم، چون پيوستگي معنايي بيش­تري ميان دو مصراع موجود است، پس از توقف بسيار كوتاه باهم خوانده مي­شوند.

4.       درك معنا: دكلماتور نمي­تواند بدون درك معنا يك شعر را درست بخواند. فهم معناي يك شعر نخستين قدم براي دكلمه­ي خوب است.

5.       تناسب صورت و محتوا: شعر از لحاظ عاطفي به شكل­هاي گوناگون خوانده مي­شود. بعضي شعر­ها را بايد شاد خواند و برخي ديگر را غمگين. در شادي و اندوه يك شعر، موسيقيِ شعر نقش اساسي دارد. مانند ابيات زير از ديوان شمس:

تن تن تن ز زهره ام پرده همي زند نوا

دف دف دف ازين طرف پرده در درز رق رقي

دم دم دم همي زدهد چون دهلم هواي او

خم خم خم كمند او مي­كشدم كه عاشقي

( باختري واصف، نردبان آسمان، چاپ سوم، انتشارات انجمن قلم افغانستان، كابل، 1386، ص 71)

6.       آشنايي با وزن و قافيه: وزن و قافيه از اركان شعر كلاسيك محسوب مي­گردد. دكلماتور در انتخاب يك شعر لازم است به اين مسأله توجه كند. شعرهايي را كه مشكل وزن و قافيه دارند انتخاب نكند و يا اگر ديد در جايي وزن يا قافيه­ي يك شعر رعايت نشده، بايد بداند كه ممكن است شاعر از اختيارات شاعري يا ضرورت­هاي شعر استفاده كرده باشد. همچنان بايد بداند كه گاهي يك حرف در نوشته مي­آيد ولي در تلفظ نمي­آيد، بايد با كلمه­ي بعدي خود پيوسته خوانده شود. مثل اين "دراين" و "بلخ­ات" در ابيات ذيل:

ابري كه بغض كرده در اين روزگار من

آتش گرفته غلغله و گلبهار من

بلخ­ات به شب نشسته و غزنين تو به خاك

گم گشته­اي ستاره­ي دنباله دار من

(واعظي محمد، شاعر به انتهاي خيابان رسيده است، چاپ اول انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص49)

 

7.       رعايت علايم نگارشي: علايم نگارشي در شعر به خاطر جلو گيري از اشتباه خواني صورت مي­گيرد. رعايت آن در دكلمه نيز حتي المقدور ضروري است. مثلاً علامت سؤالي بايد با لحن سؤالي نشان داده شود. علامت تعجب با لحن تعجبي يا لحن عاطفي مشابه. علامت، كامه با توقف كوتاه، علامت نقطه با توقف كامل، و سايرعلامت­ها به اشكال مختلف ديگر نشان داده­ ­شوند.

8.       خواندن با نگاه دوم: خواندن خط به خط باعث مي­شود دكلماتور تمام توجه خود را به خطوط شعر معطوف بدارد. در اين صورت نمي­تواند حركات و فعاليت­هاي بدني و چشمي و توجه شنوندگان را تحت نظر داشته باشد. او وقتي متوجه خطوط باشد ديگر با مخاطبان خود ارتباط مستقيم برقرار نمي­تواند واين موجب كاهش تأثير گذاري شعر مي­گردد. بنابراين يك دكلماتور خوب بايد درعين حالي كه نيم نگاهي به خطوط روي كاغذ مي­اندازد نگاه ديگر به مخاطبين خود نيز داشته باشد. حركات و فعاليت­هاي آن­ها را زير نظر بگيرد.

9.       برجسته خواني: برخي از جاهاي شعر لازم است برجسته خوانده شود. صدا بلند­تر گردد و تأكيد بيش­تري روي آن صورت گيرد. مثل اين اين ابيات:

جمعه درست ساعتِ ... يادم نمي رود

در تنگ پنج متري قلبم شدي رصد

من التماس و خواهش اين­كه بمان! بمان!

اما تو برصداقت اين سينه دستِ رد

گفتم كجا؟ چرا؟ چمدان تو بسته بود

گفتي كه هيچ غم مخور اين نيز بگذرد

( ابراهيمي غلام رضا، هبوط در پياده­رو، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص43)

در تركيبات و كلمات "درست ساعت.../ بمان، بمان!/ گفتم كجا؟/ چرا؟/ گفتي/ هيچ غم مخور" بايد تن صدا بلندترگردد و با تأكيد تلفظ شوند.

 

2-     ديكلماتور: دكلماتور تنها شعر نمي­خواند بلكه خود حرف مي­زند. او تنها يك خواننده­ي متن نيست بلكه راويِ شخص اول است كه با مخاطب گپ مي­زند. بنابراين جدا از بيان زيبا، بايد ظاهر مناسب و آراسته نيز داشته باشد. لباس خوب و متناسب با شأن مجلس بپوشد. آراستگي ظاهري خود را حفظ نمايد. صاف و موأدب بنشيند. يا در حالت ايستاده راست و استوار بايستد. حركات دست وچهره­ي خود را مطابق رفتار وگفتار و معناي متن تنظيم نمايد. به گونه­اي كه هر حركت او معنا دار باشد و به القاي پيام شعر كمك كند. از رنگ­هاي تيز و شوخ و نيز زيوراتِ بسيار بپرهيزد. لب، مو، ابرو و گِرد چشم خود را به نحوي زننده آرايش نكند. سادگي را حفظ كند. به گونه­اي خود را بيارايد كه جذابيتِ مطابق محتواي شعر و مجلس داشته باشد.

چيز مهم ديگر در يك دكلماتور، برقرار ساختن ارتباط چشمي با مخاطب است. او درحالي كه سخن مي­گويد به مخاطب نيز  نگاه مي­كند. و اين  نگاه به گونه­اي باشد كه مخاطب را تحت تأثير قرار دهد.

نكته­ي مهم ديگر جنسيت دكلماتور است. اگر گوينده مرد است نبايد با حالت عاطفي زنانه و صداي مشابه سخن بگويد و اگر گوينده زن است نبايد با لحن خشن مردانه شعر را دكلمه كند. چرا كه نتيجه­ي معكوس در پي خواهد داشت.

علاوه براين اين­ها، حفظ وقار، هيبت و  اعتماد شخصي در گوينده خيلي مهم مي­باشد. كسي كه شعر دكلمه مي­كند بايد آنقدر ويژگي­هاي مثبت شخصيتي در خود داشته باشد كه بتواند توجه و اعتماد  مخاطبين را به خود جلب كند. مثلاً كسي كه ده سال را به  جرم آدم كشي يا اختطاف اطفال يا جرم­هاي مشابه ديگر در زندان سپري كرده، وقتي پشت تربيون ايستاده شده شعر مي­خواند، شنونده نمي­تواند به گفته­هاي او اعتماد كند چرا كه نسبت به او ذهنيت منفي دارد.

3-     شنونده: شنونده ركن ديگر دكلمه است. شنوندگان يك شعر ممكن است به لحاظ سني، جنسيتي، تعليمي و تحصيلي متفاوت باشند. دكلماتور خوب كسي است كه قبلاً  از نوعيت مخاطبين خود آشنايي داشته باشد و شعر را مطابق ذوق و سليقه­ي آن­ها انتخاب نمايد. او بايد بتواند روان آدم­ها را دريابد. سلايق و گرايش­هاي آن­ها را تشخيص دهد.

4-     صدا: صدا جزو اساسي دكلمه است. اما صدا چيست؟ شايد بگوييد صدا آوايي است كه از دهان انسان خارج مي­شود. اما معناي دقيق صدا اين نيست. صدا "محصول حركات هماهنگ و منظم اندام­ها و عضلات صوتي" مي­باشد. يك دكلماتور بايد اندام صوتي مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند كلمات را درست و بجا تلفظ  و ادا كند. اندام­هاي صوتي اين­هاست:

1.      دستگاه تنفسي: شامل شش‏ها، ناي، نايژه (مسير هوا از ريه­ها به طرف حنجره)

2.      عضلات و تار‏هاي صوتي حنجره (تشكيل دهنده صداي ابتدايي)

3.      حفره‏ها و ديوار‏هاي گلو (محل توليد حروف- تند وكند كنندۀ صدا)

4.      دهان: شامل زبان، فك، لب‏ها، لهات (زبان كوچك)، سقف كام

5.      دندان‏ها ولثه‏ها (محل توليد حروف- لطافت بخشيدن به صدا)

6.      مجرا و حفره‏هاي بيني (تقويت كنندۀ صدا- توليد كنندۀ حروف خيشومي)

 در دكلمه بايد اندام­هاي صوتي سالم باشند. صدا يك دست باشد

 منبع :

http://www.eqmweekly.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه شعر را دكلمه كنيم؟
 
نوري/ بخش سوم و پاياني
 
اركان دكلمه
 
دكلمه‏ي شعر بر چند ركن استوار است:
 
شعر: شعر ركن اساسي دكلمه است. شعر نه تنها ابزار دكلمه است؛ بل هدف دكلمه نيز هست. دكلمه بر آن استوار است. براي اين كه دكلمه به خوبي انجام شود، بايد دكلماتور شعر را بشناسد. قالب‏هاي شعري را از هم تفكيك كند. با تكنيك‏هاي شعري نيز آشنايي داشته باشد. فن شاعري را بلد باشد.
 علم بديع و بيان را تا حد لزوم بداند. مجاز و كنايه را بفهمد. چرا كه بدون درك مجاز، تشبيه، كنايه، استعاره و ساير صنايع ادبي فهم يك شعر دشوار مي‏باشد.
 بنابراين لازم است دكلماتور با شعر آشنا باشد.
 
يك شعر دو شكل دارد:
 الف. شكل ظاهري: شكل ظاهري شعر از واژه‏ها، تركيب‏ها، جمله‏ها، بيت‏ها، مصراع‏ها، آهنگ، قافيه، زبان، استعاره، كنايه، مجاز و... تركيب يافته است.
ب. شكل باطني: شكل باطني از معنا، عاطفه و احساس تركيب مي‏شود.
 
با توجه به اين دو شكل، دكلماتور بايد به اين نكته‏ها توجه نمايد:
 
تلفظ درست واژه‏ها: بعضي از واژه‏ها در زبان عاميانه يك نوع تلفظ مي‏شود، در حالي كه در زبان رسمي تلفظ ديگري دارد؛ مانند كلمه‏ي «هستي» كه دراين دو جمله: تو از همين جا (منطقه) هستي؟ و جمله‏ي «هستي جز يك صدا بيش ندارد و آن مرگ است» دو معناي متفاوت دارد.
 
تشخيص انواع تركيب‏ها از همديگر: تركيب انواع مختلف دارد. اين شعر را توجه كنيد:
 
درخت بزرگي از اندوه
 
روييده از ميان سينه‏ام
 
شاخه‏هايش خشك،
 
«دست برآورده به مهتاب»
 
ريشه‏هايش سرد
 
تلخابه‏نوش حسرت
 
پرنده‏يي
 
هزاره‏ي غربت مرا
 
از سر شاخه‏ي بلندش
 
مي‏زند كو كو!
 
(نهفته عزيزالله، زندگي را مه گرفته، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1383، ص 14)
 
تركيب «تلخابه‏نوش» با تركيب «درخت بزرگ»، دو نوع تركيبي است كه به دو صورت تلفظ مي‏گردند؛ اولي به شكل توصيفي و دومي به شكل تركيب اضافي.
 
اداي مكمل جمله، مصراع، يا بيت: اگر شعر شعر سپيد است و در وسط جمله، قطع نفس لازم نمي‏افتد، ضرور است آن جمله به شكل مكمل ادا شود و بعد از تكميل آن، دم گرفته شود. هم‏چنان مصراع يا بيت:
 
سكوت آواز مي‏خواند پسِ لب‏هاي لرزانت
 
نگه رقصيده بر مي‏خيزد، از آغوش چشمانت
 
دوبيتي‏هاي سرگردان تنهايي شوم پيشت
 
و تو آرام آن‏ها را بخواني از دل و جانت
 
(مجير وهاب، آشفته‏تر از باد، چاپ اول، انتشارات فرهنگي- ادبي ظهيرالدين محمد بابر، كابل،1386، ص 30)
 
در بيت نخست هر مصراع به صورت مستقل ادا مي‏شود؛ اما در بيت دوم، چون پيوستگي معنايي بيش‏تري ميان دو مصراع موجود است، پس از توقف بسيار كوتاه باهم خوانده مي‏شوند.
 
درك معنا: دكلماتور نمي‏تواند بدون درك معنا يك شعر را درست بخواند. فهم معناي يك شعر نخستين قدم براي دكلمه‏ي خوب است.
 
تناسب صورت و محتوا: شعر از لحاظ عاطفي به شكل‏هاي گوناگون خوانده مي‏شود. بعضي شعر‏ها را بايد شاد خواند و برخي ديگر را غمگين. در شادي و اندوه يك شعر، موسيقيِ شعر نقش اساسي دارد. مانند بيت‏هاي زير از ديوان شمس:
 
تن تن تن ز زهره ام پرده همي زند نوا
 
دف دف دف ازين طرف پرده در درز رق رقي
 
دم دم دم همي زدهد چون دهلم هواي او
 
خم خم خم كمند او مي‏كشدم كه عاشقي
 
( باختري واصف، نردبان آسمان، چاپ سوم، انتشارات انجمن قلم افغانستان، كابل، 1386، ص 71)
 
آشنايي با وزن و قافيه: وزن و قافيه از اركان شعر كلاسيك محسوب مي‏گردد. دكلماتور در انتخاب يك شعر لازم است به اين مساله توجه كند. شعرهايي كه مشكل وزن و قافيه دارند انتخاب نكند و يا اگر ديد در جايي وزن يا قافيه‏ي يك شعر رعايت نشده، بايد بداند كه ممكن است شاعر از اختيارهاي شاعري يا ضرورت‏هاي شعر استفاده كرده باشد. هم‏چنان بايد بداند گاهي يك حرف در نوشته مي‏آيد؛ ولي در تلفظ نمي‏آيد، بايد با كلمه‏ي بعدي خود پيوسته خوانده شود. مثل اين «دراين» و «بلخ‏ات» در بيت‏هاي ذيل:
 
ابري كه بغض كرده در اين روزگار من
 
آتش گرفته غلغله و گلبهار من
 
بلخ‏ات به شب نشسته و غزنين تو به خاك
 
گم گشته‏اي ستاره‏ي دنباله دار من
 
(واعظي محمد، شاعر به انتهاي خيابان رسيده است، چاپ اول انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص49)
 
رعايت علايم نگارشي: علايم نگارشي در شعر به خاطر جلوگيري از اشتباه‏خواني صورت مي‏گيرد. رعايت آن در دكلمه نيز در حد امكان ضروري است. به طور مثال علامت سوالي بايد با لحن سوالي نشان داده شود. علامت تعجب با لحن تعجبي يا لحن عاطفي مشابه. علامت، كامه با توقف كوتاه، علامت نقطه با توقف كامل، و سايرعلامت‏ها به اشكال مختلف ديگر نشان داده‏ ‏شوند.
 
خواندن با نگاه دوم: خواندن خط به خط باعث مي‏شود. دكلماتور تمام توجه خود را به خطوط شعر معطوف بدارد. در اين صورت نمي‏تواند حركت و فعاليت‏هاي بدني و چشمي و توجه شنوندگان را زير نظر داشته باشد. او وقتي متوجه خطوط باشد ديگر با مخاطبان خود ارتباط مستقيم برقرار نمي‏تواند و اين موجب كاهش تأثير گذاري شعر مي‏گردد. بنابراين يك دكلماتور خوب بايد درعين حالي كه نيم نگاهي به خطوط روي كاغذ مي‏اندازد نگاه ديگر به مخاطبان خود نيز داشته باشد. حركت و فعاليت‏هاي آن‏ها را زير نظر بگيرد.
 برجسته خواني: برخي از جاهاي شعر لازم است برجسته خوانده شود. صدا بلند‏تر گردد و تاكيد بيش‏تري روي آن صورت گيرد. مثل اين بيت‏ها:
جمعه درست ساعتِ ... يادم نمي رود
 
در تنگ پنج متري قلبم شدي رصد
 
من التماس و خواهش اين‏كه بمان! بمان!
 
اما تو برصداقت اين سينه دستِ رد
 
گفتم كجا؟ چرا؟ چمدان تو بسته بود
 
گفتي كه هيچ غم مخور اين نيز بگذرد
 
( ابراهيمي غلام رضا، هبوط در پياده‏رو، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص43)
 
در تركيب‏ها و كلمه‏هاي «درست ساعت.../ بمان، بمان!/ گفتم كجا؟/ چرا؟/ گفتي/ هيچ غم مخور» بايد تن صدا بلندترگردد و با تاكيد تلفظ شوند.
 
دكلماتور: دكلماتور تنها شعر نمي‏خواند؛ بل خود حرف مي‏زند. او تنها يك خواننده‏ي متن نيست؛ بل راويِ شخص اول است كه با مخاطب گپ مي‏زند. بنابراين جدا از بيان زيبا، بايد ظاهر مناسب و آراسته نيز داشته باشد. لباس خوب و متناسب با شان مجلس بپوشد. آراستگي ظاهري خود را حفظ نمايد. صاف و مودب بنشيند. يا در حالت ايستاده راست و استوار بايستد. حركت‏هاي دست و چهره‏ي خود را مطابق رفتار و گفتار و معناي متن تنظيم نمايد. به گونه‏يي كه هر حركت او معنادار باشد و به القاي پيام شعر كمك كند. از رنگ‏هاي تيز و شوخ و نيز زيور بسيار بپرهيزد. لب، مو، ابرو و گِرد چشم خود را به نحوي زننده آرايش نكند. سادگي را حفظ كند. به گونه‏يي خود را بيارايد كه جذابيتِ مطابق محتواي شعر و مجلس داشته باشد.
 
چيز مهم ديگر در يك دكلماتور، برقرار ساختن ارتباط چشمي با مخاطب است. او درحالي كه سخن مي‏گويد به مخاطب نيز  نگاه مي‏كند. و اين  نگاه به گونه‏يي باشد كه مخاطب را زير تاثير قرار دهد.
 
نكته‏ي مهم ديگر جنسيت دكلماتور است. اگر گوينده مرد است نبايد با حالت عاطفي زنانه و صداي مشابه سخن بگويد. اگر گوينده زن است نبايد با لحن خشن مردانه شعر را دكلمه كند. چرا كه نتيجه‏ي معكوس در پي خواهد داشت.
 
علاوه براين اين‏ها، حفظ وقار، هيبت و  اعتماد شخصي در گوينده خيلي مهم است. كسي كه شعر دكلمه مي‏كند بايد آن قدر ويژگي‏هاي مثبت شخصيتي در خود داشته باشد كه بتواند توجه و اعتماد  مخاطبان را به خود جلب كند. به طور كسي كه ده سال را به  جرم آدم‏كشي يا اختطاف اطفال يا جرم‏هاي مشابه ديگر در زندان سپري كرده، وقتي پشت تريبيون ايستاده شده شعر مي‏خواند، شنونده نمي‏تواند به گفته‏هاي او اعتماد كند؛ چرا كه نسبت به او ذهنيت منفي دارد.
 
شنونده: شنونده ركن ديگر دكلمه است. شنوندگان يك شعر ممكن است به لحاظ سني، جنسيتي، تعليمي و تحصيلي متفاوت باشند. دكلماتور خوب كسي است كه با مخاطبان خود آشنايي داشته باشد و شعر را مطابق ذوق و سليقه‏ي آن‏ها انتخاب نمايد. او بايد بتواند روان آدم‏ها را دريابد. سلايق و گرايش‏هاي آن‏ها را تشخيص دهد.
 
صدا: صدا جزو اساسي دكلمه است. اما صدا چيست؟ شايد بگوييد صدا آوايي است كه از دهان انسان خارج مي‏شود. اما معناي دقيق صدا اين نيست. صدا «محصول حركات هماهنگ و منظم اندام‏ها و عضله‏هاي صوتي» مي‏باشد.
 
يك دكلماتور بايد اندام صوتي مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند كلمه‏هاي را درست و به جا تلفظ  و ادا كند. اندام‏هاي صوتي اين‏هاست:
 
دستگاه تنفسي: شامل شش‏ها، ناي، نايژه (مسير هوا از ريه‏ها به طرف حنجره)
 
عضله‏ها و تار‏هاي صوتي حنجره (تشكيل دهنده صداي ابتدايي)
 
حفره‏ها و ديوار‏هاي گلو (محل توليد حروف- تند وكند كننده صدا)
 
دهان: شامل زبان، فك، لب‏ها، لهات (زبان كوچك)، سقف كام
 
دندان‏ها و لثه‏ها (محل توليد حروف- لطافت بخشيدن به صدا)
 
مجرا و حفره‏هاي بيني (تقويت كننده صدا- توليد كننده حروف خيشومي)
 
 در دكلمه بايد اندام‏هاي صوتي سالم  و صدا يك دست باشند.
 
 منبع :

http://eqmweekly.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
شعر را چگونه دكلمه كنيم؟
 
نوري
 
بخش دوم
 
دكلماتور به كسي گفته مي‏شود كه شعر يا يك متن ادبي را به خوبي بخواند يا دكلمه كند. يك دكلمه‏ي خوب زماني صورت مي‏گيرد كه دكلماتور از اوصاف زير بهره‏مند باشد:
 
داشتن صداي آرمش‏بخش: صدا را مي‏توان به خوب، بد و متوسط تقسيم كرد. صداي خوب آن صدايي است كه به شنونده آرامش بدهد. شنونده احساس خوشي و لذت كند. صداي بد صدايي است كه تنفر شنونده را نسبت به خود برگزيند. صداي متوسط آن صدايي است كه شنونده از آن نه احساس خوشي  كند و نه احساس تنفر.
 
شناخت آواز‏ها: يك دكلماتور خوب بايد يك موسيقي‏دان خوب نيز باشد. آواز‏ها را بشناسد و با كم وكيف آن آشنايي داشته باشد.
 بتواند موسيقي خوب را از بد تشخيص دهد و طريق استفاده از نت‏هاي موسيقي را بداند. چرا كه هركلمه از خود موسيقي خاصي دارد. هر حرف صوت مخصوص به خود دارد. به طور مثال حرف «ر» درشت تلفظ مي‏گردد در حالي كه حرف «م» نرم تلفظ مي‏شود. يا حرف «خ» يك نوع آهنگ دارد و حرف «ب» آهنگ ديگر. به اين ترتيب لازم است يك دكلماتور خوب با انواع صدا‏ها و شكل‏هاي مختلف موسيقي آشنايي كافي داشته باشد. علاوه بر آن فن قرائت قرآن را نيز بداند و با علم تجويد آشنا باشد.
 
قدرت برقراري ارتباط: هر فرد توانايي برقراري ارتباط با افراد ديگر را دارد، ليكن نحوه‏ي ارتباط هر فرد فرق مي‏كند. كسي اين توانايي را كم‏تر دارد و كسي بيش‏تر. به گونه مثال يك فرد توانايي علمي زيادي دارد، ولي در بيان خود مشكل دارد. در مقابل يك فرد ديگر از بنيه‏هاي فكري كم‏تري بهره‏مند است، ولي قدرت بهتر در بيان دارد. خيلي از مردم وقتي سخنان او را مي‏شوند فكر مي‏كنند دانايي او نسبت به فرد اول بيش‏تر است. اين به خاطر همان قدرت ارتباط است كه در بيان فرد دوم ديده مي‏شود. براي قدرت ارتباط  مي‏توان عامل زيادي را برشمرد از قبيل:
 
الف. استعداد ذاتي: بعضي از آدم‏ها استعداد ذاتي در نطق دارند. هيچ‏گاه در بيان يك مطلب به مشكل مواجه نمي‏شوند. از طرف ديگر برخي از آدم‏ها در حرف زدن خود مشكل دارند. نمي‏توانند به آساني مطلبي را به مخاطب تفهيم كنند. به‏طور معمول چنين آدم‏هايي از لحاظ روابط اجتماعي نيز به مشكل مواجه مي‏باشند. آدم‏هاي گوشه‏گير هستند. بيش‏تر درون‏گرايند. زياد دوست ندارند حرف بزنند يا حرف بشنوند. اغلب با خود در گفت‏و‏شنودند. به همين خاطر وقتي مي‏خواهند مطلبي را بيان كنند لفظ كم مي‏آورند. ذخيره‏ي لغت‏شان كم است.
 
ب. پشتوانه‏ي انديشه‏يي: كسي كه از لحاظ محتوا و انديشه فقير باشد، در ارايه‏ي يك موضوع نيز دچار مشكل است. نمي‏تواند به درستي ارتباط برقرار سازد. يك دكلماتور تا وقتي نفهمد كه چه مي‏گويد نمي‏تواند يك شعر را درست بخواند و ارتباط را ميان شاعر و شنونده تامين نمايد. بنابراين براي دكلمه‏ي خوب بايد از دانايي كافي نسبت به موضوع نيز برخوردار باشد و شعر را خوب بفهمد تا بتواند پيام آن را به صورت درست انتقال دهد .
 
ج. انتخاب زبان مناسب: انتخاب يك زبان نيز در فرايند برقراري ارتباط مهم مي‏باشد. به طور مثال شهيد مطهري با يك زبان صحبت مي‏كرد و شهيد شريعتي با يك زبان ديگر. اين دو زبان از اساس باهم فرق دارند. زبان مطهري ساده و روان بود؛ اما از شريعتي زبان ادبي و دشوار. زبان مطهري براي عموم مردم قابل فهم بود؛ اما زبان شريعتي نه. عام مردم از زبان مطهري حسابي لذت مي‏كردند، اما تحصيل‏كرد‏گان از زبان شريعتي بيش‏تر لذت مي‏بردند. در شعر هم اين تفاوت وجود دارد. زبان حافظ يك نوع بيان دارد و زبان بيدل يك نوع ديگر. دكلماتور بايد اين دو زبان را از هم تشخيص دهد و مطابق زبان با شنونده هم‏كلام گردد.
 
د. حركت بدني: حركت‏هاي بدني از ديگر وسايل ارتباط به شمار مي‏رود. اين روش باعث مي‏شود ذهن شنونده به طرف گوينده متمركز گردد. در نتيجه پيام شعر به صورت مطلوب به شنونده انتقال پيدا كند. شايد تمام افراد هنگام سخن گفتن به نحوي اشاره‏هاي بدني داشته باشند؛ اما مهم اين‏است كه اين روش بايد متناسب با محتوا و اداي واژگان باشد. هرگونه حركت نه تنها موجب جلب توجه نمي‏گردد؛ بل به احساس شنونده نيز لطمه مي‏زند. او را از ادامه‏ي شنيدن باز مي‏دارد.
 
قدرت انتقال حس: يك دكلماتور خوب در ابتدا بايد حس شاعر را ‏- كه درشعرش انعكاس يافته- در خود بازتوليد كند، بعد آن را به صورت صحيح به شنونده انتقال دهد. سطح احساس‏ها در هر شعر متفاوت است. بعضي از شعر‏ها محتواي قوي دارند و بعضي عاطفه‏ي و احساس قوي و برخي نيز تخيل  يا زبان بسيار قدرت‏مند. به اين خاطر شعر‏ها را به انواع مختلف تقسيم كرده‏اند؛ شعر محتوايي، شعر فرميك، شعر تخيلي و شعر احساسي.  كم‏تر شعري هست كه همه‏ي اين عناصر را به شكل يكسان در خود داشته باشد. يك دكلماتور خوب وقتي شعر فرميك را بر‏مي‏گزيند؛ بايد در هنگام خواندن به زبان آن تكيه كند و وقتي شعر احساسي را مي‏خواند بايد هيجان‏ و احساس شاعر را در نظر گيرد.
 
قدرت انتقال فكر: انتقال درست فكرِ يك شاعر وابسته به اين است كه خواننده نخست آن را درك كند، سپس آن را در احساس جديد به‏هم آميخته و تحويل شنونده دهد. اگر شعر از خود دكلماتور است بايد زمان آفرينش و زمان خواندن را در يك زمان مدغم سازد و با احساس و انديشه‏ي‏ واحد هم‏صحبت مخاطب شود. علاوه برآن مكان و نوع شنونده‏ي خود را نيز در نظر داشته باشد.
 
اداي درست كلمه‏ها: از شرايط مهم دكلمه‏ي خوب اداي درست واژگان است. اساس دكلمه را همين امر تشكيل مي‏دهد. دكلماتور خوب كسي است كه بتواند صامت و مصوت‏ها را بشناسد و به طرز اداي كلمه‏ها آشنايي داشته باشد. دكلماتور بايد بداند كه كلمه‏ي «باران» با كلمه‏ي «ديني» دو گونه تلفظ مي‏شود. واژه‏ي نخستين از دو هجاي بلند «آ» و واژه‏ي دوم از دو هجاي بلند «يي» تركيب يافته است. يا به گونه مثال كلمه‏هاي سِمَت، سَمت، آهن، مسلمان و ... چگونه تلفظ مي‏شوند. دكلماتور بايد بداند كه اندازه‏ي كشش هجاي بلند آ، او، يي و اندازه‏ي كشش هجاي كوچك اَ، اِ، اُ چقدر مي‏باشد.
 
داشتن صداي شفاف و رسا: صداي شفاف مربوط به حنجره‏ي دكلماتور مي‏شود. استفاده از نوع غذا نيز در شفافيت صدا  تاثيرگذار است. اين موضوع را در قسمت‏هاي بعدي  به صورت مفصل مطالعه خواهيم كرد.
 
سلامتي دستگاه  صوتي و اندام گفتاري: جدا از شفافيت و رسايي صدا، سلامتي دستگاهي صوتي نيز در دكلمه مهم است. حنجره و زبان سالم در اداي درست كلمه‏ها نقش بارز دارند. كم و زيادي تارهاي صوتي بر مقدار تنفس انسان اثرگذار است. تنفس كامل سبب مي‏شود تا انسان يك جمله را كامل بگويد در حالي كه نفس كم موجب قطع شدن جمله و ناقص شدن معنا مي‏گردد.
 
توانايي خواندن درست جمله‏ها و متن: در دكلمه بايد جمله مكمل ادا شود. گاهي پيش مي‏آيد كه به دليل ترس، هيجان و اضطراب، انسان آرامش خود را از دست مي‏دهد در نتيجه هنگام دكلمه جمله‏ها ناقص تلفظ مي‏گردند. بنابراين هنگام دكلمه بايد حالت آرام داشت و ترس و دلهرگي را از خود بيرون كرد.
 
تناسب لحن و محتوا: محتواي هر اثري فرق مي‏كند. برخي از آثار ادبي محتواي اخلاقي دارند و برخي عاشقانه‏اند و بعضي هم سياسي و اجتماعي. در اين صورت بايد دكلماتور لحن خود را با محتوا تطبيق دهد. تناسب ميان آن‏ها را رعايت نمايد.
 
داشتن دانش ارتباطي: دكلماتور بايد از دانش ارتباطي و شيوه‏‏ي كابرد آن اطلاع داشته باشد. او مي‏تواند از اين طريق بركيفيت دكلمه‏ي خود بيفزايد.

منبع :

http://www.eqmweekly.com

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
سخني اندرباب دكلمهءشعر

 شنيدن غزلي از صائب تبريزي در سايت يوتوب وسيله شد تا به بخش شعر و دكلمهء سايت روزنه رو آورم . به همت دوست فرهنگي ماآقاي عطازي مجموعهء بزرگي از شعر كه  بوسيلهء دكلماتوران نو پردازخوانده شده اند ، تهيه ، ترتيب و نشر شده است  .  پارچه ها را شنيدم ، نه تنها از سايت روزنه كه ازبرخي سايتهاي  ديگر نيز .  در حاليكه اين عمل را دربه ديدهء قدر مينگرم ، مواردي توجه مرا جلب كرد كه دريغم آمد تا  توجه دوست عزيز عطازي را به حيث تهيه كننده و گردانندهء سايت خوب فرهنگي روزنه وساير تهيه كنندگان و دست اندركاران شعر و دكلمه ، جلب نكنم . البته هدف اين نوشته به هيچ روي نقد اشعار خوانده شده نيست ، كه اگر چنين ميبود بايد هر اثر بطور جداگانه مورد بررسي قرار ميگرفت . منظور اين مختصر  ارائه برداشت هايم از اشعار نشر شده است ، برداشتهايي كه مرا واداشت تا به گفت و شنود با برخي ازصاحبنظران اين فن بپردازم و در رابطه به چگونگي دكلمه حرفهايي از آنان داشته باشم تا اگر ممكن باشد كمكي شود به آنعده دوستاني كه تازه به اين فن شريف روي آورده اند .

نميدانم چرا وقتي دكلمهء شعري را ميشنوم برميگردم به چهار دهه قبل و بر نامه هاي ادبي راديو افغانستان . هيچگاهي وقت نشر برنامه هاي از هر چمن سمني ، زمزمه هاي شب هنگام و راديويي مجله را از ياد نميبردم . هيچ مصروفيتي برتر از شنيدن اين برنامه ها برايم  نبود . آواز گيرا و دلپذير بزرگواراني چون داكتر اكرم عثمان ، عبدالله شادان ، فريده انوري ، اقليما مخفي ، گاهگاهي سيما شادان و بعدتر گويندگان خوب و نامور چون ثريا صديق ، ياسين طهير، نبيله همايون ، وهاب شادان و چند تن ديكر از جوانترها با خوانش شعر و داستان گوش جان آدمها را نوازش ميكردند . ياد همهء شان در هر كجايي كه هستند به خير . عجيب روزگارو امكاناتي بود . براي ثبت برنامه هاي ادبي فقط استديوي پل باغ عمومي را داشتيم . وقت ثبت برنامه ها معين بود . پروديوسر و نطاق ناگزير بودند در همان وقت تعيين شده كار شانرا تمام ميكردند و اگر چنين نميشد قيامت بر پا بود ، شكايت ميشد ، دعوا راه ميافتاد و حرفهاي ازين قبيل ؛ و با تمام محدوديتها سعي همه برين بود كه كيفيت كار خوب باشد و از حق نگذريم كه خيلي هم خوب بود و اگر خوب نميبود اصلا" به نشر نميرسيد . همين بود كه هم تهيه كننده و هم گوينده برنامه با احساس مسووليت و با آماده گي كامل بسوي ستديو ميرفتند .

و اما دكلمه هاي اين روزگار : اگر بگوئيم دگر اصلا" دكلماتور نداريم حرفيست نا صواب ؛ و اگر بگوئيم در حال حاضرهم دكلماتوران خوب داريم بازهم حرف ما ناصواب است  . به باور كامل در جمع آنانيكه تازه به اين كار رو آورده اند كساني است كه استعداد خوب دارند واگر با پشت كار اين راه را ادامه دهند ، آيندهء خوبي خواهند داشت . به هر حال آنچه را اين كمترين در تعداد زياد دكلمه ها قابل دقت و توجه  يافته است ، موارد زرين است :

ــ  بيشتر اين دوستان در تلفظ كلمات مشكل دارند . بگونهء مثال اداكردن حرف ح  به جاي الف و الف  به جاي ح وحمزه چون حشمت را اشمت ، هجران را اجران ، هردو را اردو و هردم را اردم خواندن .

ــ  توجه نكردن به اين مساله كه فشار روي كدام حرف يك كلمه باشد تا معني آنرا بتوانند بهتر به شنونده برسانند .

ــ  نادرست تلفظ كردن كلمات مثلا" آسمان را آسه مان ، دشنه را دشنه (با كسر دال )  و مانند آن .

ــ  بيشتر اين دوستان شعر را بسيار به عجله خوانده اند و هي تلاش كرده اند كه زود بخوانند و از شرآن خود را نجات دهند . 

ــ  انعكاس آوراز در برخي از دكلمه ها آزار دهنده است .

ــ  به هماهنگي بين موزيك متن و آواز گوينده در برخي دكلمه ها كمتر توجه صورت نگرفته است . و كمبوديهاي ديگري ازين دست .  اين مساله مرا واداشت تا پاي صحبت بزرگان اين فن و شخصيتهائيكه تجارب بزرگ درين عرصه دارند ، بنشينم و نظرايشان را جويا شوم .

داكتر اكرم عثمان :

وقتي مساله را با پژوهشگر، محقق ، حقوقدان ، داستان نويس و ادبيات شناس بزرگ داكتر اكرم عثمان كه تجارب بس عظيم در كار دكلمه دارند ، در ميان گذاشتم . جناب شان با توجه به اينكه براي دكلمهء شعر علاوه از صدا استعداد را هم ضرور ميدانند ، نظر دارند كه دكلماتوران بايد همواره تمرين عملي كنندزيرا تمرين و ممارثت در پرورش آواز اثر گزار است وپيشنهاد دارند كه اينان بايددر كارشان از دگران نظرخواهي كنند . داكتر صاحب به اين باور استند كه اگر فهم و بنياد ادبي ـ فرهنگي در افراد وجود نداشته باشد ، دشوار خواهد بود كه شعر خوب دكلمه شود . ايشان با ياد آوري از تجارب تدريس دكلمه كه خود شان مسوليت داشتند و كورس آموزش تلفظ درست كه شادروان استاد جاويد تدريس ميكردند، ميگويند كه حالا كه آن امكانات نيست بايد راههاي ديگر جستجو شود و يكي از آن راهها نظر خواهي قبل از نشر است .

فـريده انوري

بي نيازاز گفتن است كه نام هميشه ماندگار فريده انوري با برنامه هاي فرهنگي ـ ادبي راديو وتلويزيون وطن پيوند نا گسستني دارد .وي كه با آواز ملكوتي اش به شعر جان تازه ميبخشيد ، بدين باور است كه دكلمهء تنها خواندن شعر نيست بلكه خلقت دوبارهء آنست . وي ميگويد « همانگونه كه براي سرودن شعر ملكهء در كار است براي دكلمه اش نيزهمان ملكه بايد وجود داشته باشد . دكلمه هنر است و براي داشتن اين هنر استعداد در كار است . من وقتي شعري را دكلمه ميكردم چنان زير فشار ميامدم كه فكر ميكردم به قلهء بلند كوهي بالا شده ام . دكلماتور بايد احساس مسوليت در برابر انتقال شعر به مردم داشته باشد تا آنچه شاعر گفته است مردم هم حس كنند . من شعري را دكلمه ميكنم كه مرا صدا كند ، به اين معني كه آنرا دقيق بفهمم . »

عبدالله شادان :

 دكلماتوريكه جايگاه ارجمند ادبي اش به همگان معلوم است و حدود نيم قرن از عمر پر بار فرهنگي اشرا با شعر و دكلمه به سر برده است . كي است كه راديوي افغانستان را شنيده باشد وآواز جانپرور شادان را با دكلمهء بيتهاي از مثنوي معنوي در صبحگاهان و اشعار شاعران ديگر را در زمزمه هاي شب هنگام به ياد نداشته باشد . و اماوي هنوز پس از چهل سال دكلمه در هراس است كه مبادا آن چيز غير مرئي كه در شعر است از اثر دكلمهء نادرست آسيب بپذيرد . باور وي اينست كه شعر بايد جذب شودو در شعر بايد زندگي شود تا دكلمه خوب صورت بپذيرد . شادان ميگويد : « در شعريكنوع اعراب نامرئي وجود دارد و وقتي درست فهميده ميشود كه درست خوانده شود . دكلماتور بايد بداند كه هر مصرع شعر و هر كلمه فشار هاي معين دارد و اگر به آن دقت نشود معني شعردر اين فشار ها تغيير ميكند. عواطف مختلف لحن مختلف دارد ، بايد به اين مساله خيلي دقت كرد . نبايد تصور كرد كه كلمات را دراز دراز خواندن دكلمه است . اگر يكبار با كسي مشوره شود حاصل كار بهتر خواهد بود . »

اقليما مخفي :

چهرهء درخشان ديگري از دكلماتوران وطن كه ميشود گفت با شعر زاده شده و با شعر سر بلند كرده است نيز به فهم شعري براي دكلمه ارزش قايل است . از نظر وي دكلمه در حقيقت انتقال عواطف و احساسات شاعر براي جامعه است . وي كه از دكلمه كردن درسالهاي اخير ناراضي است ميگويد براي دكلماسيون بايد گريه كرد . بيشتر تازه كاران شعر را مونوتون ميخوانند آنهم نادرست .

ثريا صديق :

 يكي ديگر از استعداد هاي ناب و بدون ترديد ازبرازنده ترين دكلماتوران است كه از كودكي شعر ميخواند و ميخواست از آن لذت ببرد . اين كار دوام كرد تا دوران تحصيل دانشگاهي كه راه خود را دريافت و دانست كه چگونه بايد دكلمه شود . ثريا صديق نظر دارد كه : « شعر بايد كلمه به كلمه هضم شود و دكلماتور در بين آن غرق شود در غير آن نميتوان نامي از دكلمه برد . »

 اوميگويد در سالهاي اخير دكلمهء خوب خيلي كم شنيده است اما آيندهء برخي از تازه كاران را خوب ميبيند .

نبيله همايون :

 گويندهء و دكلماتور جوان و با استعداد كه با آواز گيرا و دلنشينش آثار خوبي از خود در دههء شصت خورشيدي بجا گذاشته  ، به اين باور است كه شعر زادهء يك لحظهء خاص از حالات و عواطف شاعر است بنا" روا نيست كه تراوش روح و روان كسي را نفهميده و احساس نكرده به خوانش بگيريم ، اين كار سخت تاثر انگيز است و گناهيست بزرگ . او ميگويد : « من بار ها از دوست به جان برابرم ثريا صديق كه معلم من هم بود در خوانش درست شعر مشوره گرفته ام و اگر كارم مورد پسند بوده باشد ، دليلش همان مشوره ها است . »

منظر حسيني :

 نويسنده ، پژوهشگر ، شاعر و دكلماتور توانمند همزبان ما از كشور ايران كه آثار خوبي درين عرصه خلق كرده است ، نيز صداي خوب و فرو رفتن در شعر را از اصول اساسي براي دكلمه كردن ميداند . باور وي اينست كه يك شاعر ميتواند بزرگ باشد اما صدا و عاطفهء شعر خواني در وي وجود نداشته باشد .

خانم منظرحسينس ميگويد : « برقراري ارتباط عاطفي با اثر از ارزش زيادي در دكلمه برخوردار است . در غير آن كار تبديل ميشود به يك عمل ميكانيكي .  وي علاوه ميكند كه ايجاد هارموني از لحاظ تكنيكي نيز بايدهمواره مد نظر باشد . »

 

با توجه به گفته هاي بالا به اين نتيجهء كلي ميرسيم كه فهم عميق از شعر و داشتن صداي مناسب براي دكلمه شرط بنيادي است . فكر ميشود با دسترسي به امكانات تخنيكي كه از بركت كمپيوتر ميسر است ، بيشترين تعداد دوستان ما خود ستديوي شخصي خويش را دارند و هر وقت خواسته باشند ميتوانند كار كنند و هيچ محدوديتي هم در كار نيست . چه خوب خواهد بود اگر دوستان ما دكلمهء شانرا قبل ازاينكه نشر كنند يكبار بشنوند و اگر به كمبودي در كار متوجه شدند آنرا رفع كرده به نشرش اقدام كنند . كه اين كاريست نه چندان دشوار .

 

      نصـير سهام

هشتم مارچ دو هزار و نه

كوپنهاگن ــــ دنمارك

منبع :

http://www.keegday.com/blog/story.php?no=15


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 

زياد نصيحت نكنيد

«انگار با ديوار صحبت مي‌كنم كوچك‌ترين عكس‌العملي نشان نمي‌دهد. از اين گوش مي‌گيرد از آن گوش درمي‌دهد.»
اين‌گونه صحبت‌ها را درباره بچه‌ها از والدين بسيار شنيده‌ايم. در مورد بعضي از بچه‌ها صحبت كردن باعث تغيير رفتار آنها نمي‌شود. ولي بعضي ديگر با گفت‌وگو تغيير رفتار مي‌دهند. بچه‌هاي مسئوليت‌پذير در برابر گفت‌وگو و توضيحات، رفتارهاي مناسبي از خود بروز مي‌دهند ولي براي برخي ديگر صحبت و نصيحت و توضيح از يك گوش شنيدن و از آن يكي در كردن است و باعث تغيير رفتار آنها نمي‌شود. اين بچه‌ها نياز دارند تا عواقب كار خود را تجربه كنند و با تجربه عواقب كار خود، رفتارهاي مناسب را بروز ‌دهند.

عباس مي‌پرسد: «امشب مي‌توانم به خانه دوستم بروم آنجا بخوابم؟»
مادر اعتنايي نمي‌كند. عباس دوباره مادر را مخاطب قرار مي‌دهد، مي‌پرسد: «مي‌توانم به خانه دوستم بروم آنجا بخوابم؟» پس از اينكه او اين سؤال را تكرار مي‌كند مادر مي‌گويد: «نه.»

و پس از چند لحظه فكر كردن در مورد آن مادر مي‌فهمد كه دليلي براي نه‌گفتن نداشته است. برخي از والدين قبل از آنكه حتي ذره‌اي به حرف‌هاي نوجوان خود فكر كنند به آنها پاسخ منفي مي‌دهند. به تعريفي ديگر قبل از اينكه فكر كنند حرف مي‌زنند. فكر نكردن منجر به عكس‌العمل‌هاي ديگري نسبت به نوجوان خواهد شد.

پدر فرهاد مي‌گفت: «فرهاد با پول‌هاي پس‌انداز كرده‌اش مي‌خواست يك دوچرخه بخرد، اولين فكري كه به ذهنم رسيد اين بود كه كاري احمقانه است. در مقابل حسرت فرهاد توضيح دادم، تو آنقدر پول نداري كه يك دوچرخه بخري مي‌دوني دوچرخه چقدر گران است؟ به عبارت ديگر مي‌خواستم به او بگويم فكرش مسخره است و عملي نيست.»

والدين مي‌بايستي از برخوردهاي منفي و شديد و كوچك جلوه‌دادن احساسات نوجوان و يا گفتن اينكه چقدر اشتباه كرده است پرهيز كرده و در عوض در كمال آرامش با او برخورد كنند و قبل از آنكه شروع به صحبت كنند اندكي فكر كنند.

در صورتي‌كه نمي‌توانيد كنترل خود را داشته باشيد و سريع به او جواب منفي مي‌دهيد، ايده خوبي است كه به نوجوان خود بگوييد، شرايط را بررسي خواهيد كرد و يا اينكه بگوييد «بگذار كمي فكر كنم بعداً به تو پاسخ خواهم داد.» همچنين مي‌توانيد بگوييد كه بايد اين مسئله را با پدرش درميان بگذاريد و بعداً به او جواب مناسبي بدهيد. به خاطر داشته باشيد كه پس از مدتي حتماً بايد به او جواب دهيد. روش‌هاي ديگر نيز مي‌تواند به شما كمك كند تا از تكنيك «فكر كردن قبل از حرف زدن» ياري جوييد.

فرصت‌هايي براي افزايش ارتباط

اگر نوجوان شما بيشتر وقتش را در اتاقش سپري مي‌كند و شما در قسمتي ديگر از خانه مثلاً آشپزخانه يا كتابخانه مشغول باشيد، احتمال ايجاد ارتباط بين شما و نوجوانتان كمتر مي‌شود؛ بنابراين براي ايجاد ارتباط، شما و نوجوانتان اگر در يك محل باشيد بهتر است.

سعيد به دستور مادر آشپزخانه را تميز و مرتب كرده بود و منتظر مادر بود كه از اداره بيايد و از او تشكر كند؛ حتي براي مادر ميز غذا را نيز آماده كرده بود. به محض اينكه مادر زنگ در را به‌صدا درآورد سعيد به استقبال او رفت و از مادر خواست كه چشمانش را ببندد و در آشپزخانه را باز كند ولي مادر چشمش را در آشپزخانه باز كرد و با تحكم گفت: «چرا چراغ‌گاز را تميز نكرده‌اي؟!»

مادر كار زيبا و هيجان سعيد و انتظار تشويق او را ناديده گرفت و به تعريفي ديگر (تو ذوق او زد)، قدر مسلم سعيد يادش رفته بود كه چراغ گاز را تميز كند ولي كارهاي زيباي ديگري انجام داده بود كه از ديد نامهربان مادر پنهان ماند. اين ارتباط كلامي منفي سعيد را از مادرش دور خواهد كرد.

با نوجوانتان صحبت كنيد آن هم صحبت مثبت و تأثيرگذار و مشوق او باشيد در رفتار مثبت و با برجسته كردن ويژگي‌ها، نگرش‌ها و فعاليت‌هاي مثبت او خطوط ارتباطي خود را با او باز كنيد تا بتوانيد بيشتر از احساسات و عقايد و اعتراضات نوجوان خودآگاه شويد.

نصيحت

برخي از والدين تنها دائماً نصيحت مي‌كنند و يا سؤال و جواب بي‌شمار.امروز چطور بود؟ ديشب بهت خوش گذشت؟ فردا چه برنامه‌اي داري؟ عمه از من چي گفت؟ پدرت كجا رفت؟ و... برخي اوقات نوجواني كه تجربه چنين سؤالاتي را داشته در مقابل سؤالات والدين تنها جوابي سرسري مي‌دهد يا دقيقاً به والدين چيزي را مي‌گويد كه آنها مي‌خواهند بشنوند يا اصلاً جواب نمي‌دهد.

عباس مي‌گفت وقتي نمره‌اي زير 20 مي‌گيرم تنم مي‌لرزد نه از كم بودن نمره بلكه از نصيحت‌هاي بي‌پايان و تكراري پدرم. باور كنيد غير از پند و اندرز از پدرم تاكنون حرف ديگري نشنيده‌ام؛ آنقدر تكراري شده كه از اولين جمله تا آخرش را فوت آبم.

وقتي بيشتر ارتباط والدين با نوجوان پند و اندرز باشد در شرايطي هم كه نياز به پند و اندرز باشد نزد نوجوان پند و اندرز بي‌ثمر و تكراري مي‌شود.

بسياري از والدين در سؤال كردن از تكاليف مدرسه نوجوانان وسواس عجيبي دارند و آنقدر تكراري سؤال مي‌كنند كه نوجوان از پاسخ دادن طفره مي‌رود.

دستوراتي نظير برو اتاقت‌رو تميز كن، برو سر تكاليفت، برو حمام كن و... ممكن است بارها و بارها تكرار شود. به جاي تكرار اين دستورات، بهتر است اين دستورات قانونمند شود و پاداش و تنبيهي داشته باشد.سؤالات پيچ در پيچ، نصيحت‌ها، تكرار سؤالات و دستورات، باعث عصبانيت، رنجش، نافرماني، مخالفت و فرار نوجوان مي‌شود. به‌خاطر داشته باشيد نوجوانان با اين سؤلات آزرده مي‌شوند.

هرچقدر ارتباط كلامي شما منفي‌تر باشد، عصبانيت و رنجش و ديگر احساسات منفي بيشتري را درنوجوان ايجاد مي‌كند. اگر 3 بار در روز با نوجوان خود صحبت كنيد و هر 3بار آنها منفي باشد به‌مراتب بدتر از آن مي‌‌شود كه تصورش را مي‌توانيد بكنيد. در كل يك قانون خوب را در ذهنتان حك كنيد، هنگامي كه حاضر مي‌شويد تا به رختخواب برويد به‌خاطر بياوريد كه چگونه روزتان را با نوجوانتان سپري كرده‌ايد؟

آيا بيشتر اوقات ويژگي‌هاي مثبت او را تقويت كرده‌ايد يا اعمال منفي او را؟نوجواناني كه مقدار بيشتري ارتباط گفتاري مثبت از والدين خود دريافت مي‌كنند، تمايل بيشتري براي صحبت با آنها دارند و درنتيجه رابطه آنها با والدين خود صميمانه و متكي به اعتماد خواهد بود و در اين ميان والدين به تكيه‌گاهي مطمئن براي درد‌دل و صحبت كردن و راهنمايي خواستن و مشورت نوجوانان تبديل مي‌شوند و ارتباط كلامي والدين با فرزندان مستحكم‌تر مي‌شود.

معمولاً ارتباط كلامي والدين بيشتر در حد تفهيم موضوع، درس دادن، وادار كردن نوجوان به تغيير زاويه ديد خود و تغيير رفتار است كه اين امر موجب مي‌‌شود كه از يك مصاحبه لذت‌بخش فاصله گرفته شود و اگر چنين شيوه‌اي ادامه يابد، علاقه آنان به مصاحبت با والدين كاهش مي‌يابد. هدف مهم در ارتباط با نوجوانان آن است كه در مقابل او موضع‌گيري نكرده و همانند يك دوست با او صحبت كنيد.

در ابتدا مي‌توان از طريق صحبت با نوجوانمان در مورد مسائل مورد علاقه به اين هدف نزديك‌ شويم. اصولاً بچه‌ها در اين دوره بيشتر به ورزش و بازي‌هاي رايانه‌اي و يا جنس مخالف و يا يك دوست از جنس خود علاقه‌مندند و اگر بخواهيم كه با او ارتباط برقرار كنيم بايد تنها همانند يك دوست با او صحبت كنيم و قصد و منظور ديگري نداشته باشيم. براي اين كار مي‌توانيد با نوجوانتان در مورد مسائل مورد علاقه‌اش صحبت كنيد. بسياري از اوقات تنها مهم اين است كه با او صحبت كنيد بدون اينكه سعي كنيد او را نصيحت كرده يا موردي را به او تفهيم كنيد، صحبت كنيد تا بتوانيد ارتباط برقرار كنيد.

من مي‌گم

سعي كنيد احساسات نوجوان خود را درك كنيد و به‌گونه‌اي مؤثر با او ارتباط برقرار كنيد. تحكم و اجبار را در گفتار خود به‌كار نبريد.

اگر روش (من مي‌گم) دائم تكرار شود، نوجوان را عاصي كرده و از ارتباط با والدين خودداري مي‌كند و درنتيجه از محيط خانه بيزار مي‌شود. نوجوان با رفتار مثبت والدين خود در خانه مي‌بايستي امنيت داشته باشد و خود را مالك بداند نه مستأجر.


خانواده- نازخند صبحي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
گاهي اوقات نه گفتن بهتر است


با خودتان رو راست باشيد. آيا وقت‌تان خيلي پر است و براي انجام وظايف‌تان، فرصت‌هاي دقيق و مشخصي داريد
كه بايد تلاش كنيد به زور آنها را بين برنامه‌هايتان جا دهيد؟ آيا در واقع مي‌خواهيد فعاليت‌هاي زيادي را در يك زمان كوتاه انجام‌دهيد؟ اگر اين طور است مي‌توانيد با گفتن تنها يك "نه" به برخي درخواست ها، استرس خود را كاهش دهيد بدون اينكه نياز به اقدام بيشتري باشد.

اما چرا لازم است برخي اوقات، نه بگوييم؟
طبيعي است شما همواره درخواست‌ها و دعوت‌هاي ارزشمند بي‌شماري داريد كه قرار است مقداري از وقت آزاد شما را پركند. اما اگر اين فرصت‌ها موجود نباشد، در عوض سطح استرس شما را افزايش مي‌دهد.به طوري كه متوجه مي‌شويد به راحتي شرايط پرفشاري در زندگي شما بوجود آمده است.
واقعيت اين است كه اگر شما نتوانيد به وظايف اصلي خود بپردازيد، مشكلات جدي براي شما پيش خواهد آمد. بنابراين، به هرحال لازم است توجه كنيد كه شما براي قرارگذاشتن با ديگران، فرصت‌هاي مطمئني را در اختيار داشته باشيد.

نه گفتن مي‌تواند براي شما خوب باشد.
نه گفتن به هيچ وجه يك عمل خودخواهانه نيست. در واقع، آن مي تواند سودمند‌ترين و خوشايند‌ترين كاري باشد كه شما براي بستگان خود يا انجام ساير تعهدات و وظايف‌تان انجام مي‌دهيد.

وقتي شما "نه" مي‌گوييد، قادر خواهيد بود وقت با‌كيفيت‌تري را براي مواردي بگذاريد كه قبلا آنها را پذيرفته‌ايد.

نه گفتن به شما اجازه مي‌دهد تجربه‌هاي جديد داشته باشيد.
وقتي شما به برخي درخواست‌ها، نه مي‌گوييد، طبيعي است وقت آزاد بيشتري خواهيد داشت كه به آنچه علاقه‌منديد بپردازيد.

نه گفتن به شما امكان شناسايي توانايي هاي ديگران را مي‌دهد.
اجازه دهيد ديگراني هم كه در اطراف شما هستند براي حل مشكلات به ميدان بيايند و سهمي در اين زمينه بپذيرند.

به عبارت ديگر، اگرچه ديگران ممكن است مانند شما نتوانند به خوبي از عهده حل مسايل برآيند، اما اين درس ارزشمندي‌است براي شما كه در ضمن بدست‌آوردن ثروت وقت آزاد، به ديگران هم اجازه دهيد در پيشبرد مسايل كمك كنند.

بله گفتن هميشه بهترين جواب نيست.
در شرايطي كه سر شما خيلي شلوغ است و زير فشار استرس زيادي هستيد،امكان زيادي وجود دارد كه بيمار، خسته يا درگير يك درد پيچيده كهنه‌شده شويد؛ در اين موقعيت، پذيرش هرنوع قراري با ديگران، نه به نفع شماست و نه به نفع آنها.

اما، چه موقع نه مي‌گوييم
گاهي اوقات تصميم‌گيري در مورد فعاليت‌هايي كه به نظرتان مي‌رسد جا دارد به آنها توجه كرده و براي‌شان وقت بگذاريد، مشكل است. توجه به اين نكات به شما كمك مي كند كه راحت تر بتوانيد در مورد فرصت ها و آنچه در مسير زندگي شما قرار مي‌گيرد ارزش‌گذاري كنيد.

خودتان را پيدا كنيد.
نه گفتن به شما كمك مي‌كند بتوانيد در مورد مسايلي كه براي‌تان مهم‌ترند اولويت قايل شويد. به اين ترتيب شما زماني را بدست مي آوريد كه مي‌توانيد آنچه واقعا مي‌خواهيد، انجام دهيد؛ مانند ترك كارتان در يك ساعت قابل قبول تا زماني را در پايان روز براي يك گريز آرام‌بخش ذهني و فكري به خودتان اختصاص دهيد.

وقتي به مواردي نه مي‌گوييد باعث مي‌شود وظايف جاري‌تان و به طور كلي اولويت‌هايتان را قبل از پذيرش هرتعهد و قرار جديدي بررسي كنيد و ببينيد آيا اين تعهدات جديد واقعا براي‌تان مهم است. اگر آن موردي است كه شما احساس قوي خوبي نسبت به انجامش داريد؛ آن را با تمام وجود بپذيريد.

بخش استرس‌زاي هربله را درنظربگيريد.
آيا براي اين پذيرش جديد، شما به دوره بلند يا كوتاه مدت تعهدات خود توجه داريد؟ در نظربگيريد اگر وقت‌تان را صرفا در يك بعدازظهربراي مثال به پختن كيك‌هايي براي فروش در مدرسه اختصاص دهيد كمتر وقت ارزشمند شما را مي‌گيرد تا اينكه در كميته سازندگي مدرسه براي يك سال كامل، وقت بگذاريد.

اگر يك فعاليتي مي‌تواند ساير منابع استرس در زندگي شما را ازبين ببرد يا به آنها پايان بخشد، بخصوص براي يك زمان طولاني؛ به آن توجه جدي كنيد.

بي‌مورد احساس گناه نكنيد.
اگر دوستان شما مي‌خواهند با هم يك بعدازظهر، بدون هماهنگي قبلي، برنامه‌اي خارج از شهربگذارند؛ درست زماني كه شما داشتن يك بعدازظهر آرام را در خانه با همسرتان برنامه‌ريزي كرده‌ايد؛ اين درست است كه پيشنهاد آنها را رد كنيد.

آيا شما خودتان را ملزم كرده ايد كه حتما به آنها ملحق شويد و به خاطر احساس گناه يا انجام وظيفه، عقيده خود را تغييرداده‌ايد. اين كار تنها شما را به سوي استرس بيشتر در زندگي، هدايت خواهد كرد.

وظايف جاري‌تان را حفظ كنيد.
نه گفتن به برخي پيشنهادها به اين معنا نيست كه وظايف خانوادگي و ارتباطات فاميلي و دوستانه خود را ازدست بدهيد. براي مثال، اگر دوستان يا اقوام شما مي خواهند با آنها شام بخوريد لازم نيست اين كار وقت زيادي از شما بگيرد مي‌توانيد ساده‌تر مسئله را برگزاركنيد. غذاي آماده از بيرون بگيريد يا از هركسي بخواهيد براي سهيم شدن درتدارك شام، يك نوع غذا بياورد.

حتي ممكن است نياز به استراحت داشته باشيد.
آيا با وجودي كه به شدت نياز به استراحت داريد، به راحتي با دعوت يك دوست وسوسه مي‌شويد كه داوطلبانه خود را درگير يك مورد قديمي كنيد يا حتي براي يك برنامه هيجان‌انگيز به او ملحق شويد؟
چه اشكالي دارد يك روز را بدون پذيرش هيچ درخواستي، تنها به خودتان اختصاص دهيد. قطعا فرصت‌هاي ديگري براي اين نوع ارتباطات خواهد بود.استراحت هم در جاي خود مي‌تواند يك برنامه جدي باشد كه به شما انرژي لازم را براي بهترانجام‌دادن برنامه هاي بعدي مي‌دهد.

اما اينكه چگونه نه بگوييم هم مهم است!
مي‌بينيد كه چقدر ساده و آسان مي‌توانيم با گفتن يك كلمه كوتاه نه، به خودمان اجازه دهيم كه حق تقدم‌هايي براي گذران وقت‌مان داشته باشيم. البته موارد زيادي نيز وجود دارند كه به اين سادگي نمي توان تصميم گرفت و به آن عمل كرد. شايد نكات زير به شما كمك كند كه بتوانيد بهتر از عهده اين كار برآييد.

ساده گويي و بي‌پرده گويي را تمرين كنيد.
دلايلي را كه باعث مي‌شود دعوتي يا انجام كاري را نپذيريد، مخدوش و تغييرندهيد. واقعيت هميشه بهترين و مهمترين اصل پذيرفته شده از سوي ديگران براي رد دعوت آنهاست. فرقي نمي كند كه آن شخص يك دوست باشد يا فاميل، همكار ويا يك فرد غريبه.
حتي تجربه به خوبي نشان مي‌دهد كه وقتي دلايل واقعي نپذيرفتن كاري را به سادگي بيان مي‌كنيم در واقع، طرف مقابل نيز مي‌پذيرد كه شما امكان انجام آن كار را نداشته‌ايد و هيچ بغض و غرضي در كار نيست.

بدون تندي و به آرامي ديگران را مايوس كنيد.
نه گفتن به ديگران اگرچه بسيار ساده مي‌نمايد اما واقعيت اين است اگر بخواهد درست انجام شود، عملي بسيار ظريف و حساس است.
ما بايد تلاش كنيم در كمال احترام به ديگران، حق خودمان را براي قبول يا رد خواست آنها به رسميت بشناسيم. بنابراين رفتار ما بايد نشانگر اين نحوه تفكر و نگاه باشد.قطعا هرنوع برخورد تند و سريع و از سربي‌حوصلگي مي‌تواند ديگري را بيازارد.

اما اگر مشكلات و دلايل ما با حسن نيت و به آرامي بيان شود؛ طرف مقابل فرصتي مي‌يابد كه آن شرايط را به درستي درك كند و بدون هرنوع پيش‌داوري و دلخوري و بدون اينكه خدشه‌اي به مناسبات دوستانه شما وارد آيد، راه ديگري را براي حل مسئله خود برگزيند.

گاهي ممكن است فردي به دلايل مختلفي- كه خود شما نيز به دليل توضيح مناسب ندادن در مورد مشكلات‌تان نقش مهمي در آن داريد- در چند نوبت درخواست خود را تكرار كند.در اين گونه موارد نيز قطعا بايد با حسن نيت و درك مسايل آن شخص، مشكلات خود را براي قبول درخواست او اگرچه تكراري باشد را دوباره مطرح كنيم.
در نهايت مي‌توان گفت:
اگر عادت داشته باشيد كه معمولا به دعوت‌هاي مختلف ديگران پاسخ مثبت دهيد، نه گفتن كار ساده‌اي نيست. اما واقعيت اين است كه يادگيري انجام صحيح اين كار، بهترين راه براي كاهش استرس ناشي از يك برنامه شلوغ و دردسرساز است.

به عبارتي، واي به حال شما اگر براي‌تان نه گفتن به خودتان، ساده‌تر و راحت‌تر از نه گفتن به ديگران باشد. به اين ترتيب گويا، توجه به خود را خودخواهي مي‌پنداريد و تنها براي ديگران حق و حقوقي قايل هستيد.

آيا نمي شود اين همه نگران ديگران نباشيم، نگران بچه‌ها، نگران پول، نگران ازدست‌دادن شغل، نگران دلخوري پدر و مادر و يا درنهايت، نگران رد پيشنهادها و درخواست‌هاي ديگران...آيا نمي‌شود در برابر اين همه نگرانيها قدري هم نگران خودمان باشيم. نگران دردها و رنج‌ها و خواسته‌هايي كه برروي هم انباشته شده‌اند و تنها با توجه به خودمان قابل تسكين و تخفيف هستند.

به واقع اگر به درستي- نه فقط در سطح ذهن‌مان- بپذيريم كه دنيا همچون اتاق پرو براي ما نيست كه باري به هرجهت و با آزمون و خطا آن را بگذرانيم بلكه رقم‌زننده زندگي وتنها شانس ما براي زندگي بهتر است؛ آن وقت، قبول مي‌كنيم كه لحظه لحظه عمرمان ارزش برنامه ريزي و استفاده رضايت‌بخش دارد.

قطعا در اين برنامه ريزي، ارتباط با ديگران نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند. شايد در نگاه اول، همه زندگي همين ارتباطات و مناسبات فردي و اجتماعي باشد اما به چه قيمتي بايد آن را حفظ كرد؟ رضايت، شور و شوق و آرامش درون شما در اين ميان، چه جايگاهي دارند.

به واقع اگر شما براي خودتان ارزش قايل نباشيد و به تعادل و آرامش رواني و دروني لازم نرسيده باشيد، آيا چيزي در توان داريد كه به ديگران ببخشيد؟ پس بياييد خودمان و ديگران را گول نزنيم و به ياد داشته باشيم كه وقتي خودمان را در انتهاي فهرست اولويت‌ها قرارمي‌دهيم، در واقع نه تنها خودمان، بلكه ديگران را نيز فريب داده‌ايم. و اين نكته قابل تاكيد است كه فراموش نكنيم ما درباره تنها فرصتي كه در اين جهان داريم، يعني تنها فرصت يك زندگي و عمري مشخص و محدود، صحبت مي‌كنيم.

منبع :

اوقات‌فراغت- همشهري‌آنلاين - معصومه كيهاني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنران شوخ طبعي باشيم

آنهايي كه دوست دارند باران را در باغچه هاي كوچك خانه شان گل هاي سرخ لاله و ميخك و رز مي رويد.در نگاهشان سادگي است و در كلامشان صميمت،و...
آنهايي كه دوست دارند باران را در باغچه هاي كوچك خانه شان گل هاي سرخ لاله و ميخك و رز مي رويد.در نگاهشان سادگي است و در كلامشان صميمت،و با چند قطره ساده محبت شاد مي شوند و بال هاي شان سنگين تر از وجودشان مي شود و راحت پرواز مي كنند.
شترمرغ ها هميشه حسرت پرواز گنجشك ها را دارند.حدود 160كيلو وزن دارند و روزانه چندين كيلو غذا مي خورند و هرچه بزرگ تر مي شوند رونق كشتارگاه بالا مي رود ولي كسي به خوردن گنجشك طمع ندارد.شوخ طبعي يعني سادگي پرواز و رهايي ساده از تعلق و وابستگي ها.شوخ طبعي قابل يادگيري نيست.يك كوشش بيهوده براي نمك ريزي و لودگي نيست، بلكه يك جوشش است.بخاري از سوزاندن بزرگ نمايي هاي دنيا،زياده خواهي ها و خودخواهي هاي بشر برمي خيزد.لازم نيست مزه بريزي و در دل نيتي بدمزه داشته باشيد.لازم نيست هميشه بخنديم،شوخ طبعي خنده دار نيست بلكه خنديدن به خنده هاي گريه دار است. بياييد باهم بخنديم نه اينكه به هم بخنديم.
زندگي امروز همه چيز ما را غارت كرده و فرصت ها را براي ما محدود ساخته است ،آرزوهاي ما را طولاني و دراز ساخته است.در اين رقابت سخت و ناهموار شما را به جديت و برنامه ريزي و محاسبه و تمركز دعوت مي كنند.جايي براي شوخي نيست.سرت را بجنباني باختي.بايد جدي باشي وقت طلاست.و ناگهان اتفاقي مي افتد و تلخي همه تلاش هايت رونمايي مي شود.فكركرديد مي گويم كار و تلاش بي فايده است؟اصلا و ابدا اين طور نيست.شما در فرايند تلاش هايتان بدجوري عمل مي كنيد ريشه هاي درخت فقط رو به جلو رشد نمي كنند.يك ريشه شاخه هاي زياد و شعبه هاي بسياري دارد.لازم نيست تا اعماق زمين فرو رود آنجا هوايي نيست مهم آن است كه انرژي و غذاي طبيعت را به پيكره ي درخت برسانند اما ما آدمها رگ و ريشه هاي خود را از ديگران منقطع مي كنيم.در محاسبات خود به اين نتيجه مي رسيم كه اگر خودمحور و تك بعدي عمل كنيم بهتر به هدف مي رسيم.نه،نه،نه،اين طور نيست طبع شما طبع خشكي است،شوخ طبعي يعني كسي كه ريشه هايش راحت و آسان از اطرافش جوانه زند.از لاك خود بيرون آمدن همواره با ترس همراه است اما بزرگترين گناه ترس است.
شوخ طبعي شما را به پاك بازي دعوت نمي كند.بلكه شجاعت مي خواهد و حكمت و انديشه خردمندانه كه شما خود را يكي ندانيد.ناخن هايت را تر كني و زير باران بروي.مي گويند مولا اميرالمومنين(ع) شوخ طبعترين مردان زمان بودند و يكي از بهانه هاي پوچ سران عرب آن زمان هم براي غضب حكومت همين مسئله بوده است شوخ طبع به معناي آن كه هر كه در حضورش حاضر شود روحيه ي متعالي بگيرد.
اما اين كه شوخ طبعي چيست،خيلي مهم است تا آن را با هتك حرمت اشخاص و الفاظ سبك و توهين آميز اشتباه نكنيم.
-كسي را مسخره نكنيم بلكه آيينه شفاف رفتار بد وي باشيم تا وقتي خودش را درمان مي نگرد واداربه خنده شود.بدون آن كه خودمان بخنديم.
-از قصه ها و ضرب المثل ها وحكايات شيرين در گفته ها و نوشته هايتان استفاده كنيد.
-قصدتان صرفا خنداندن نباشد بلكه كشف حقيقت و واقعيت باشد.
-حوادث و اتفاقات مشابه را استادانه به هم پيوند دهيد.
-از مجاورت دو پديده يا مشابهت آن ها با هم و تضاد بين پديده ها مي توان شوخ طبعي ايجاد كرد.
-موقعيت سنج باشيد و جايگاه هر انساني را محترم شماريد و از هوش خود استفاده كنيد.
-شوخ طبعي مرحله ي دوم ارتباط است.
-زندگي را زياد جدي نگيريد به راحتي زندگي كنيد.
-برنامه كودك و كارتون نگاه كنيد و از آن لذت ببريد.
-به دنبال سادگي و خصوصيات زيباي انسان ها باشيد.
-از تعارفات اضافي و تكيه كلام هاي متداول و تكراري بپرهيزيد.
-تكيه كلام هاي ديگران را به خودشان پس دهيد.
-بعضي از جوك ها را به ضرب المثل تبديل كنيد.
-از گرفتاري هاي خود كم كنيد اول خودتان شوخ طبع وجود خودتان باشيد بعد ديگران.
-از روش هاي خودتان استفاده كنيد شما نوع خاصي شوخ طبع هستيد و سعي نكنيد از ديگران تقليد كنيد.
-هرچه با ديگران صميمي تر و صادق تر باشيد از ارتباطات شوخ طبع گونه همديگر بيشتر لذت مي بريد.شوخ طبعي اوج اطمينان طرفين است.
ميان شوخ طبعي و خنداندن ديگران تفاوت بزرگي وجود دارد.شوخ طبعي زماني مصداق دارد كه وقتي لطيفه اي مي شنويد به آن واكنش نشان دهيد اما اين لزوما از شما فردي بذله گو نمي سازد.تعريف كردن لطيفه هاي خنده دار به ويژگي هاي پيچيده ي بيشتري احتياج دارد. از جمله اين ويژگي ها مي توان به انعطاف پذيري، بلوغ اجتماعي، هوش،همدلي فراوان،و البته شوخ طبعي اشاره كرد.
آزمون
با تكميل پرسشنامه زير ببينيد اين توانايي را داريد كه ديگران را بخندانيد يا نه با دو گزينه درست و غلط پاسخ دهيد.
1-من بيشتر برون گرا هستم تا درون گرا.
2-گاهي اوقات در آيينه ادا در مي آورم.
3-در فيلم هاي دلقك بازي حركت كند فيلم را به حركت تند ترجيح مي دهم.
4-وقتي درباره ام لطيفه مي گويند ناراحت مي شود.
5-اغلب عكس هاي من واقعيت زندگي ام را نشان نمي دهند.
6-من لطيفه هاي فراواني بلدم.
7-در باغ وحش ديدن شيرها و پلنگ ها را به ميمون ها و شام پانزه ها ترجيح مي دهم.
8-به لحاظ اجتماعي باز و گشوده هستم.
9-از اين كه با آواز خواندن و يا لطيفه گفتن ديگران را سرگرم كنم لذت مي برم.
10-كاغذي را خط خطي كنيد و بعد ببينيد توضيحاتي كه در ادامه مطلب در مورد اين سوال آمده درباره شما چه مي گويد.
محاسبه امتيازات
در ازاي هر جوابتان كه با جواب هاي زير يكي است يك امتياز به خودتان بدهيد. در جواب سوال شماره10 اگر خط هايي كه كشيده ايد منحني هستند،يك امتياز ديگر براي خودتان درنظر بگيريد.
1-درست
2-درست
3-غلط
4-غلط
5-غلط
6-درست
7-غلط
8-درست
9-درست
امتياز 10-8 :از شوخ طبعي خود راضي هستيد و مي توانيد ديگران را بخندانيد.
امتيازي7-4:از توانايي متوسطي براي خندان ديگران برخورداريد.
امتياز3-0:خودتان را بيش از اندازه جدي مي گيريد شايد دوست نداريد در كانون توجه قرار بگيريد سعي كنيد كمي راحت تر با مسايل برخورد كنيد.
نكته:بدون توجه به اين كه چه امتيازي آورده ايد،بدانيد كه شوخ طبعي تان با تمرين بيشتر مي شود سعي كنيد در طول روز جنبه هاي روشن مسايل را بيشتر ببينيد.
توضيحات
جواب هاي درست در اين پرسشنامه با توجه به جواب هايي كه اغلب افراد شوخ طبع مي دهند انتخاب شده اند در ادامه مطلب درباره هريك از پاسخ ها نظراتي ارايه داده ايم.
1-درست.شوخ طبعي تجربه اي به لحاظ اجتماعي اشتراكي است كه كسي كه به ديگران توجه داشته باشد معمولا از شوخ طبعي برخوردار است اين يكي از ويژگي هاي ضروري كسي است كه لطيفه مي گويد.
2-درست.اگر بتوانيد سرحال و شاداب باشيد و خود را به شكلي ببينيد كه ديگران مي بينند،مي توانيد درباره خود منصف باشيد.اين خصوصيت مهمي است كه مي تواند در شوخ طبعي موثر باشد.
3-غلط.فيلم با حركت آهسته به جنبه هاي زيبايي و علمي توجه دارد، اما فيلم با حركت سريع توليد خنده مي كند.
4-غلط.قبول كردن تضادهاي خود رابطه زيادي با شوخ طبعي دارد.
5-غلط.اشخاصي كه افكار منصفانه خود را رو مي كنند اغلب فاقد انعطاف هستند،خودشان را بيش از اندازه جدي مي گيرند،و شوخ طبعي محدودي دارند.
6-درست.كساني كه مي توانند داستان هاي خنده دار بگويند معمولا مي توانند لطيفه هاي متعددي را به ياد آورند.
7-غلط.ميان انسان ها و ميمون ها شباهت بيشتري وجود دارد ميان تا ميان انسان ها و شيرها و پلنگ ها.اشخاصي كه به ميمون ها علاقه مندند اغلب شوخ طبعي بيشتري دارند.
8-درست.باز و گشوده بودن،يكي از ويژگي هاي لطيفه گوهاست.
9-درست.ميل به سرگرم كردن ديگران نشانه آن است كه مي خواهيد مورد تحسين آن ها قرار بگيريد.
10-خطوط منحني شكل نشانه شخصيت با انعطاف و خطوط راست و مستقيم و زاويه دار نشانه شخصيت بي انعطاف است.

منبع:مجله موفقيّت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

عبارات تأكيدي (1)

سلام
مدت زيادي است كه ميخواهم عبارات تاكدي را در وبلاگ جمع آوري كنم كه به لطف خدا اين عمل صورت گرفت و هر روز به اميد خدا كاملتر و بهتر ميشودبراي موفقيت همديگر دعا كنيم.
منتظر پيشنهادات شما هستم....
با ارزوي موفقيت
خداوند محافظ من است و محتاج به هيچ چيز نخواهم بود.
نان كفاف ما را امروز به ما بده.
از همين لحظه هدايا و عطاياي خدا را در درون و پيرامونم بر مي ناگيزم و ا زهر جهت وهر دست ، بركت ، كامراني و شادماني راستين به سوي من مي آيد.
خدا دوستم دارد ، اكنون همهء موهبتها وعطاياي گرانقدر او را مي پذيرم. كاميابي   شادمانه ام مشيت خداست.اين كامراني به سيماي آرمانهاي شكوهمند و ثمرات نيكو هم اكنون پديدار ميشود.
امري را جزم خواهي نمود و برايت مقرر خواهد شد و روشنايي بر راههايت خواهد تابيد.
دلسرد نيستم،با پشتكار به پيش ميروم و مصمم هستم از راه شگفتي كه خدا برايم ميخواهد به كاميابي ميرسم.
عشق الهي هم اكنون از طريق من همهء آنچه را براي شادماني و خوشبختي و تكميل و كمال زندگيم لازم است عيان ميگرداند.
عشق الهي هم اكنون از طريق من متجلي مي گردد و همهء آنچه را رباي شادماني و خوشبختي و تكميل و كمال زندگيم لازم است به سوي من ميكشاند.
هم اكنون همه چيز و همه كس مرا توانگر مي سازد.
من كاملا تو را مي بخشم.تورا رها ميكنم و ميگذارم به راه خود بروي ، تا جايي كه به من مربوط است آنچه بين ما پيش آمد براي ابد تمام شده است.نميخواهم اندك آسيبي ببيني . من ازادم و تو نيز آزادي و همه چيز عالي است.
من تنها در پناه عفو وبخشايش و لطف و مرحمت خدا هستم.
وقتي با شخصي مدام گرفتاري داريد:
من رها وآزاد ميكنم . از همه چيز دست بر ميدارم تا همه چيز را به دست خدا بسپارم.
كيف پول را به دست بگيريد و بگوييد:
حتي هم اكنون از وفور بيكران وغني خدا لبريزي.خدا همين الان همهء نيازهايم را برآورده ميكند.
وقتي خرج ميكنيد:
اين وفور خداست و من آن را با خرد و شادماني برون ميفرستم.
بالترين و والاترين آرزوها:
من آرزومند والاترين موهبتهاي زندگي هستم ، هم اكنون بالاترين و بهترين موهبتهاي زندگي را به سوي خود  مي كشانم .
از توفيق كامل و بي درنگ الهي براي همهء اين آرزوها سپاسگذارم. اين آرزوها يا موهبتهايي عالي تر ، در زمماني بي همتا به سيماي عظيم ترينثروت و جلال بيكران خدا به سويم مي آيد.
پرداخت قبوض:
سپاس ميگذارم كه بي درنگ به طور كامل پرداخت ميشوي. از راههاي غني جوهر الهي ، بي درنگ به طور كامل مي پردازمت.

منبع :

http://mehrusef.blogsky.com/1387/08/05/post-20/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
عبارات تاكيدي (2)


در مورد لباس
__ سپاس مي گزارم كه زيباترين و مناسبترين جوهر غني خدا را به تن دارم.

در مورد خانه
__ سپاس مي گزارم كه در زيباترين و مناسبترين جوهر غني خدا خانه دارم .

در مورد وسيله نقليه
 _ سپاس مي گزارم كه در زيباترين و مناسبترين جوهر غني خدا به هر كجا كه بخواهم ميروم

خانمها و زيبايي
__براي سلامت و جواني و زيبايي روز افزونم سپاس مي گزارم .

__از وفور نعمت خدا كه پيوسته در زندگيم متجلي ميشود به وجد مي آيم . از بركت بيكران خدا كه اينجا و اكنون ، بيش از اندازهء مورد نيازم جلوه گر مي شود سپاسگزارم .

جلو گيري از اتلاف وقت
__اكنون نظم الهي بر قرار شده و حفظ مي شود ، والاترين هماهنگي در اينجا حاكم است .

در آغاز روز
__ با حمد . ثنا ، ثروتهاي بيكران خدا را پيشا پيش خود مي فرستم تا در اين روز هدايت ، حمايت و توانگرم كند ، هر آنچه نيازمندم هم اكنون مهيا ميشود . موهبت غني و دلخواهمامروز متجلي مي گردد .
افزايش در آمد
__سپاس مي گزارم كه ميزان پول و درآمد هم اكنون به قدرت عمل مستقيم خدا ، به شيوه يي قابل ملاحظه افزايش ميابد .

پرداخت قبوض
__سپاس ميگذارم كه همهء تعدات ماليم از راههاي شگفت خدا بي درنگ به طور كامل پرداخت مي شود.
__ سپاس كه هر روز از هر جهت دولتمند تر و غني تر ميشوم .

آزمون و امتحان
__ خرد الهي همهء آنچه را بايد بدانم اكنون بر من آشكار ميكند .

زايمان
__ خداي درونم قادر است و قدرت او را در زندگي و سلامتم مشاهده ميكنم . پس كودك سالم و بي نظيرم را به شادماني و آساني به دنيا مي آورم .

 رسيدن به كمال
__اينك زمان تكميل و كمال الهي است ، ثمرات كامل و تماميت يافتهء جوهر و بركت الهي هم اكنون متجلي ميشود. امروز روز تجلي عشق و حكمت الهي است .

شفا و اميد به زندگي و سلامتي
__ بادا هم اكنون سلامت الهي در من و براي من تجلي يابد .

اوضاع دشوار و ظواهر مخالف امور
__ بازگشت الهي صورت ميگيرد . موهبتي را كه ملخهاي تنگدستي خورده اند به شيوهيي الهي بازگردانده ميشود . قانون الهي توازن واعتدال به عاليترين كار خود سرگرم است .


مشكلات مالي
__ من در كمال فرزانگي و عشق و داوري نيكو ، در همهء امور ماليم از اقتدار مثبت جوهر غني خدا كام ميجويم و از هر جهت توانگرم .


__ ايمان دارم كه اين نيز ميگذرد .
__ همهء درها گشوده شده اند تا همهء پروتها به سوي من سرازير شود ، همهء راهها باز و آزادند تا وفور بيكران هم اكنون آغوشم را پر كند .

تجسم مبلغ مورد خاصي
__ همهء درها گشوده اند و همهء راهها باز و آزادند تا همهء ثروتها به سوي من سرازير شود. اكنون مبلغ .......... نزد من مي آيد .

__ سپاس مي گزارم كه اكنون ثروتمند وسالم و شادمانم و امور واليم در نهايت نظم الهي است . خدا راشكر كه هر روز از هر جهت دولتمند تر مي شوم : شكوهمند و خردمند .

__ اي پول فراوان ، اي ثروت بيكران ، هم اكنون در اينجا خودت را به وفور متجلي كن .

__ از آسمان طلا ميبارد .

__ من به توانگري ديگران حسرت ميخورم ، به خدا رو ميكنم ، هدايت او را ميجويم و توانگر ميشوم . ديگران نيز به توانگري من حسرت نميخورند ، به خدا رو ميكنند و هدايت او را ميجويند و توانگر ميشوند . در اين كائنات ، كاميابي و توانگري بيكران براي همه هست .

__ اي پدر آسماني ، اين موهبت يا موهبتي برتر را از خزانه بيكرانت به من عطا بفرما ! نيكي نا محدودت هم اكنون انجام خواهد پذيرفت .

__ من والاترين و عاليترين ويژگيهاي همهء مردم را دوست دارم . هم اكنون والاترين و عاليترين افراد را به سوي خود مي كشانم .

__هم اكنون همه چيز و همه كس سبب توانگريم مي شود و من نيز هم اكنون موجب توانگري همه چيز و همه كس مي شوم .

__من برايت بركت مي طلبم و هم اكنون تو را براي ثروتهاي خدا كه در تو و از طريق تو متجلي مي شوند متبرك مي كنم .

منبع :

http://mehrusef.blogsky.com/1387/11/05/post-33/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
عبارات تاكيدي


زندگي شما اثر هنري شماست
                                                                                  "شاكتي گواين"

 


در اين پست سعي كردم نكاتي در تكرار عبارات تاكيدي را بيان كنم و همينطور تعداي از عبارات تاكيدي را جمع آوري كردم كه برايتان در اين پست قرار دادم


با آرزوي موفقيت روزافزون براي شما


1- همواره عبارات تاكيدي را در زمان حال به كار ببريد. به گويي بيان نماييد كه گويي پيشاپيش وجود دارد.

2- عبارات تاكيدي را به مثبت ترين شيوه ممكن بسازيد و بيان نماييد.

3- عبارات تاكيدي هرچه كوتاهتر و ساده تر باشد موثرتر مي باشد.

4- همواره عبارات تاكيدي را برگزينيد كه در شما تاثير مثبت دارد و احساس مثبت به آن پيدا مي كنيد.

5- همواره يادتان باشد كه با تكرار عبارت تاكيدي چيزي را در حال آفرينش هستيد و نه تغيير چيزي ، كه در اين صورت شما حالت مقاومت در برابر چيزي را به وجود مي آوريد.

6-هدف عبارات تاكيدي ، ايجاد تضاد در احساسهايتان نيست بلكه پذيرفتن و تجربهء همه احساسهايتان ، از جمله احساسهاي به اصطلاح " منفي " بي هيچ تلاش براي تغيير آنها ، بسيار مهم است.

7- به هنگام تكرار عبارات تاكيدي ، بكوشيد آنها را تجربه كنيد و اين احساس را بيافرينيد كه امكان پذيرند.

 و تلاش كنيد كه عبارات تاكيدي را به جاي طوطي وار بيان كردن ، اين احساس را در خود به وجود بياوريد كه به راستي قدرت آفرينش آن را داريد


تعدادي از عبارات تاكيدي كه در كارهاي روزمره استفاده  را در اين قسمت آورده ام.

                                       
تعدادي از عبارات تاكيدي


- هرروز از هر جهت ، وضع من بهتر و بهتر و بهتر مي شود.

- همهء چيزهاي دلخواهم به آساني نزد من مي آيند.

- من موجود تابناكم ، سرشار از نور و محبت.

- من طبيعتا روشن مي بينم.

- زندگيم رو به كمال و شكوفايي هست.

-هر چه را كه براي كامروايي از اكنون و اينجا نياز دارم ، در اختيار من است.

-  هر انچه نياز دارم ، پيشاپيش درون من است.

- خرد و حكمت كامل در دل من است.

- من در خود ، كامل و تمام عيارم.

- من دقيقا به همين گونه كه هستم خود را دوست دارم و قدرداني مي كنم.

- من همهء احساسهايم را به صورت جزئي از خويشتن مي پذيرم.

-من محبت كردن و محبت ديدن را دوست دارم.

-هر چه بيشتر خود را دوست مي دارم ، محبت بيشتري براي ايثار به ديگران دارم.

- اكنون اكنون به رايگان محبت مي بخشم و محبت مي ستانم.

- اكنون كاري عالي و رضايت بخش ، با درآمدي بي نظير دارم.

- من از كارم لذت مي برم ، و همهء خلاقيتها و ثروتها و پاداشهاي مادي و معنوي را نثارم ميكند.

- من راهي گشوده براي جريان انرژي خلاق هستم.

- من به طرزي پويا ، خود را عيان و بيان مي كنم.

- همواره به شيوه اي روشن و موثر ارتباط برقرار مي كنم.

- اكنون براي به انجام رساندن همهء آرزوهايم ، وقت و انرژي و فرزانگي و پول كافي دارم.

- همواره در زمان درست ، در مكان درست قرار دارم و در كمال موفقيت به كار درست سرگرمم.

- در اختيار داشتن همهء چيزهايي كه مي خواهم كاملا درست و امكان پذير است.

- اين جهان ، جهاني غني و لبريز از وفور براي همهء ماست.

- نعمت بيكران ، حق طبيعي من است و اكنون آن را مي پذيرم.

- اكنون ثروتهاي لايتناهي به زندگيم جاري مي شوند.

- هر روز بر ثروت و توانگريم افزوده مي شود.

- هر چه بيشتر داشته باشم ، بيشتر در اختيار دارم تا ببخشم.

- هر چه بيشتر مي بخشم ، بيشتر مي ستانم و احساس شادماني مي كنم.

- تفريح وشادي براي من كاري درست است و همواره به آن سرگرمم.

- من آرام و متمركزم . براي همه چيز فرصت فراوان در اختيار دارم.

-اكنون از هر كاري كه انجام مي دهم لذت مي برم.

- من از اينكه زنده ام احساس شادماني و سرور مي كنم.

- سلامتم درخشان و زيباييم تابناك است.

- با آغوشي باز ، همهء تبركهاي اين عالم بيكران را مي پذيرم.

- ...( در جاي خالي هر چيزي كه مي خواهيد را بنويسيد) به آساني و بي هيچ تلاش نزد من مي آيند.

- من كاري استثنايي دارم ، با درآمدي استثنايي ، براي خدمتي استثنايي ، به شيوه اي استثنايي.

-اكنون كه نور خدا در درون من مي تابد ، در همهء جنبه هاي زندگانيم ثمره هاي نيكو به بار مي آورد.

-نور باطنم اكنون و اينجا ، در زندگيم معجزه ها مي آفريند.

- اكنون براي سعادت الهي ذهن و تن و امور مالي و همه روابطم سپاس مي گذارم.

- اكنون همهء چيزها براي به انجام رساندن خير و صلاحم دست به دست هم داده اند.

-اكنون با طرح الهي زندگيم هماهنگم.

-اكنون طرح الهي زندگانيم را كه گام به گام بر من آشكار مي شود ، در مي يابم و مي پذيرم و دنبال مي كنم.

- اكنون براي زندگيم كه از سلامت و ثروت و سعادت و بيان كامل نفس سر شارست ، سپاس
مي گذارم.

 

لطفا از نظرات خود ما را بهره مند سازيد

برگرفته از كتاب تجسم خلاق

منبع :

http://mehrusef.blogsky.com/1389/01/24/post-41/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان