مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11846
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 38
همه : 4340328

 

 درست و محكم «دست» بدهيد 

حتما از تاثير اولين برخورد در طرف مقابل آگاه هستيد. فكر مي كنيد اولين چيزي كه به طرف مقابلتان نشان مي دهد كه چه نوع آدمي هستيد چيست؟ بله، درست حدس زديد، نحوه دست دادنتان... سعي كنيد هميشه سفت و محكم دست بدهيد، اين باعث مي شود كه در اولين برخورد تاثير خوبي بگذاريد. بعد از بررسي و دقت زياد روي اين موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسيم بندي كرده اند كه هر كدام نشان دهنده نوعي شخصيت است.

● دست دادن با دست هاي خيس:

مسلما دست دادن هاي زننده و تنفرآور انواع بسياري دارد، اما دست دادن با دست هاي خيس بدترين آنهاست. حتما توجه داشته باشيد كه قبل از دست دادن با كسي دست هاي خود را كاملا خشك كرده و آنها را از عرق پاك كنيد. در اينجا به دو نكته براي چگونگي خشك نگاه داشتن دست هايتان اشاره مي شود:

۱) قبل از رفتن سر قرارهاي مهم يا مصاحبه هاي كاري دست هايتان را خوب شسته و بعد خشك كنيد. دقت كنيد كه تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هايتان جلوگيري كنيد. چون باعث گرم شدن دست ها و عرق كردن آنها مي شود.

۲) دستان خود را قبل از دست دادن خشك كنيد. هميشه دستمالي براي اين كار با خود همراه داشته باشيد.

● دست دادن شل و ول:

دست دادن شل و ول نشان دهنده ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلما اين خصوصيات متضاد قدرت و استحكام است كه ويژگي افراد محترم و موفق است. توصيه مي شود اگر حالت دست دادن تان شل و ضعيف است، هنگام دست دادن كمي نيرو صرف كنيد. مطمئنا دست دادن سفت و محكم تاثير بسيار بهتري در مخاطب مي گذارد.

● دست دادن نوك انگشتي:

مطمئنا قبلا برايتان اتفاق افتاده است، يك نفر هنگام دست دادن نوك چهار انگشتتان را مي گيرد و نمي گذارد كه دست تان كاملا در دستش قفل شود و بعد دست تان را به سختي مي فشارد. بايد سعي كنيد تا مي توانيد از چنين دست دادني خودداري كنيد. البته ممكن است گاها به طور تصادفي يا وقتي عجله داريد برايتان پيش آيد. اما به شما توصيه مي شود در اين مواقع از فرد مخاطب عذرخواهي كرده و دوباره با او دست بدهيد. ممكن است كار خوبي نباشد اما در ذهن فرد مقابل مي ماند كه چقدر برايش احترام قائل بوده ايد.

● دست دادن خيلي محكم:

قديمي ها معمولا اينطور دست مي دادند. احتمالا تا به حال با چنين موردي برخورد كرده ايد. فردي احساس مي كند قوي ترين مرد جمع است و هنگام دست دادن دست تان را مثل ليمو مي چلاند. درست است كه اغلب افراد از دست دادن محكم خوششان مي آيد اما اين استحكام نبايد موجب ناراحتي طرف مقابل شود.

● دست دادن دوستانه و خودماني:

مردم بايد عادت كنند دست دادن هاي عجيب و غريبشان را كنار بگذارند. نيازي به شعبده بازي نيست: يك دست دادن ساده، محكم و دوستانه كافي است.درست است كه دست دادن مسئله اي پيش پا افتاده است اما مي تواند عامل مهمي در مصاحبه ها و جلسه هاي اجتماعي شود. سعي كنيد كه خيلي راحت اما محكم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه كنيد تا بهترين تاثير را در برخورد اول روي فرد مقابل بگذاريد.  

 روزنامه ابتكار 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]
اهميت قصه گويي● قصه درماني

شمار روزافزوني از روان درمانگران از قصه و داستان براي كمك به حل مشكلات مردم
استفاده مي كنند. كارل يونگ در كتاب انسان و سمبل هايش مي نويسد كه ما اگرچه ممكن
است پس زمينه هاي فرهنگي و مذهبي متفاوتي داشته باشيم اما همه در ضمير خودآگاه
مشتركي سهيم هستيم. او معتقد بود كه انسان ها از سمبل هاي يكسان يا مشابهي استفاده
مي كنند كه نماينده هر دو جنبه والا و پست حيات رواني هستند. برونوبتلهايم،
مشهورترين روانشناس در اين زمينه است كه از داستان به عنوان روش درماني كودكان
استفاده مي كرد. او مربي و درمانگر كودكان، روان پريش بود. به عقيده بتلهايم، مشكل
ترين كار در آموزش كودكان مساعدت به آنان در درك معناي زندگي است تا به بلوغ رواني
دست يابند. او در كتاب " برجسته اش كاربردهاي افسونگري " مي نويسد:صرف نظر از نقش
حياتي و مهم سرپرستان كودكان، ميراث فرهنگي كه به شكل افسانه ها است به زندگي آنها
معنا مي بخشد. وي معتقد است كه وقتي بچه ها را در برابر ادبيات قرار مي دهيم، قصه ها بيشترين جاذبه را براي آنها
دارند.

او چنين توضيح مي دهد: موضوع اين نيست كه فضيلت در پايان پيروز و
اخلاقيات ترويج مي شوند بلكه اين است كه قهرمان قصه
،جذاب ترين مسئله براي كودك است و او در تمام مبارزات، قهرمان خود
را در نقش قهرمان قصه مي بيند. به خاطر
اين هم ذات پنداري، كودك تصور مي كند كه به قهرمان داستان از آزمون ها و بلايا به
زحمت مي افتد و با او به پيروزي دست مي يابد. زيرا كه فضيلت پيروز است. كودك چنين
هم ذات پنداري را به تنهاي انجام مي دهد و چالش هاي دروني و بيروني قهرمان،
اخلاقيات را بر لوح ضمير او حك مي كند. شنل قرمزي نمونه اي از داستان هاي نمادين
است. شنل قرمزي كوچك براي ديدن مادربزرگ به آن سوي جنگل مي رود. او قلب مهرباني
دارد اما زود نصايح مادر را فراموش مي كند و به گرگ اعتماد كرده و تمام جزييات خانه
مادربزرگش را براي او افشا مي كند. گرگ هم ابتدا مادربزرگ و سپس شنل قرمزي را مي
خورد و اگر دوستان او كمي ديرتر رسيده بودند ممكن بود پايان غم انگيزي در داستان
داشته باشيم. شنل قرمزي ياد مي گيرد كه دوستي چيز بسيار خوبي است اما اعتماد بي جا
به هر كسي كاز راه مي رسد كار بسيار نابه جايي است.

داستان شنل قرمزي ممكن
است در نظر اول خيلي پيش پا افتاده به نظر بيايد، اما تمثيل بسيار خوبي براي ياد
دادن اين موضوع است كه هر كسي شايسته دوستي نيست نبايد هرگز به غريبه ها اعتماد
كرد. داستان و افسانه، پيام هاي روانشناختي مهمي در بر دارند. آن ها با آشنا كردن
كودكان با آن چه در ضمير ناخودآگاه شان مي گذرد، به كودكان كمك مي كنند تا بر
مشكلات روانشناختي رشد فايق آيند. داستان ها به كودكان مي آموزند كه مبارزه عليه
مشكلات شديد در زندگي اجتناب ناپذير و بخشي طبيعي در حيات بشري است و اگر انسان عقب
نشيند و ثابت و استوار با سختي غيرمنتظره و اغلب ظالمانه روبرو شود، بر تمام موانع
غلبه مي كند و در نهايت پيروز مي گردد.

كودكان ۲ ساله خيلي زود به شنيدن
داستان يا شعرهاي كودكانه علاقه نشان مي دهند. داستان هاي مخصوص كودكان نوپا نبايد
طولاني يا پيچيده باشند. ممكن است داستان تنها بازتاب كازهاي روزانه، مثل تهيه غذا
يا پختن آن باشد. وقتي كودكان بزرگتر مي شوند مي توانيد داستان هايي با حوادث و
شخصيت هاي بيشتري براي شان ب گويي د.
براي مثال ۳ ساله ها اغلب از شنيدن داستان هاي واقعي درباره كودكي خود يا بقيه
اعضاي خانواده خوش شان مي آيد. تا سن هفت سالگي، براي بچه ها مي توانيد قصه هايي به روش آهنگين و ريتميك ب گويي د كه در آن ها كلمات كليدي تكرار شوند.
براي اين گروه سني، اغراق در بيان و نشان دادن قصه
با حركات، بسيار مناسب است زيرا به تخيل آن ها پر و بال مي دهد و
رابطه خوبي بين قصه گو وشنونده ايجاد
مي شود.

به نظر رودلف اشتاينر_مؤسس مدارس والدورف_بچه هاي پيش دبستاني عاشق
حركات بياني با دست، تغيير حالت و احساس با صورت و صداهاي زمينه و جلوه هاي صوتي
هستند. براي اين كه شخصيت ها و حوادث را براي بچه ها زنده كنيد مي توانيد، مي
توانيد از اين عناصر استفاده كنيد. به ياد داشته باشيد كه اين عناصر را در يك
داستان هميشه مثل هم استفاده كنيد تا بچه ها آن ها را ياد بگيرند و به خاطر
بياورند. تطابق يابي، عنصرمهمي در قصه
گويي است كه به قصه ها نيروي نفوذ و تأثير مي بخشد. تطابق
يابي، يك فرآيند ذهني ناخودآگاه است. وقتي بچه ها به داستان گوش مي دهند به طور
مداوم آن چه را مي شنوند با خاطرات خود پيوند مي دهند. آن ها در ذهن خود جستجو مي
كنند تا تجربيات حاضر خود از داستان را با وقايعي از گذشته مرتبط كنند. اگر كودكي
بشنود " سگي بزرگ وخشمگين " شروع به تطابق يابي در تجربيات گذشته مي كند تا به اين
سه كلمه معني بدهد. بنابراين، عبارت " سگي بزرگ خشمگين " در هر كودك شنونده، تصوير
متفاوتي را در خاطر زنده مي كند. چون كودكان منحصر به فرد هستند،تجارب شان نيز
منحصر به فرد است. آن ها را از خلال حواس خود تعبير و بنا بر تجربيات گذشته شان
تفسير مي كنند.

براي انجام دادن اين كار، هر كودك ياد مي گيرد كه رشته اي از
الگو ها را بسازد. وقتي كودكان قصه اي
را مي شنوند، مدام حوادث و شخصيت هاي داستان را با تجربيات خود از وقايع ارتباط مي
دهند. فرآيند تطابق يابي در سطحي ناهوشيار رخ مي دهد. به طور مثال تا به حال به اين
نكته توجه كرده ايد كه اگر در روند قصه
شما اتفاقي عادي براي يكي از قهرمانان پيش بيايد، ممكن است يكي از
كودكان اتفاق مشابهي را كه براي خودش پيش آمده يا شاهد آن بوده به ياد آورد و دلش
بخواهد كه آن را بازگو كند.

اين روند به طور سريع در اتاق قصه به جريان مي افتد و تقريبا ً هر كدام از
آن ها چيزهاي مشابهي را به ياد مي آورند. در حقيقت شما يك جريان تطابق يابي را در
طول قصه گويي خود فعال كرده ايد.

منبع :

سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]
زاويۀ ديد point of view

يادداشتي بر روش روايت داستان از محمد رضا روزبه

- زاويۀ ديد point of view

   زاويۀ ديد (1) شيوه‌اي است كه نويسنده از طريق آن، داستان را ارائه مي‌دهد. به عبارت روشن تر، زاويۀ ديد، روش روايت داستان است: اينكه مثلاً راوي، خود نويسنده باشد (زاويۀ ديد بيروني) يا يكي از شخصيت‌هاي داستان (زاويۀ ديد دروني).

   قصه‌هاي قديم، زاويۀ ديدي يكنواخت داشتند و خود نويسندگان، نقال گونه، آن را با همان شيوۀ سنتي روايت مي‌كردند ولي داستان‌نويسان امروز، با بهره‌گيري از شيوه‌هاي متنوع روايت، چشم اندازهاي عميق‌تر و دقيق‌تري از زندگي و مناسبات انساني به روي خوانندگان مي‌گشايند. هوشمندي نويسنده در انتخاب زاويۀ ديد مناسب، موجب ساختمندي دقيق‌تر اثر مي‌شود.

برجسته‌ترين انواع زاويۀ ديد

   1.  زاويۀ ديد داناي كل نامحدود (سوم شخص): در اين شيوه، راوي خود نويسنده است و رابطۀ او با جهان داستان، شبيه رابطۀ آفريدگار با كاينات است؛ به اين معني كه نويسنده داراي اختيارات بي‌شمار است (فعال ِ مايشا و همه چيز دان است) او آزادانه به همه جا سر مي‌كشد و از همه جا و همه كس حتي از نيات، افكار و عواطف شخصيت ها خبر مي‌دهد. او از گذشته، حال و حتي آينده باخبر است و از آنها اطلاع مي‌دهد و حتي بنا به ضرورت، جريان داستان را متوقف مي‌كند و راجع به حالات، حوادث و افراد، به تحليل و تفسير مي‌پردازد. مزيت اين شيوۀ روايت، انعطاف آن است؛ به عبارت ديگر، وسيع‌ترين عرصۀ داستان پردازي را در اختيار نويسنده مي‌گذارد. اما از طرف ديگر، همين شيوه، ممكن است توام با معايبي از جمله اينكه: دخالت بيش از حد نويسنده در روند داستان يا تغيير پي در پي زاويۀ روايت از مكاني به مكان ديگر يا از شخصيتي به شخصيت ديگر، مي‌تواند باعث ايجاد شكاف بين خواننده و اثر شود و يا اينكه ارتباط ساختاري اجزاي داستان را به هم بزند. آثاري نظير، شوهر آهو خانم (افغاني) و كليدر (دولت آبادي) كمابيش دچار اين نقيصه‌اند. نويسندگان امروز هوشمندانه مي‌كوشند بيطرفانه از تفسير و تحليل زايد داستان بپرهيزند و به انگيزش بيشتر قوۀ تدبير و تخيل خواننده ياري رسانند. اغلب آثار داستاني قديم و شاهكارهاي كلاسيك به اين شيوه نوشته شده اند. از جمله: باباگوريو (بالزاك)، برادران كارامازوف (داستايوسكي)، جنگ و صلح (تولستوي)، خانوادۀ تيبو (روژه مارتن دوگار). از نمونۀ آثار فارسي مي‌توان از اين رمانها نام برد. شوهر آهو خانم (افغاني)، جاي خالي سلوچ و كليدر (دولت آبادي)، باغ بلور (مخبلباف) و... نمونه:

«سيد حسن خان در خواب غلتي زد و پهلو به پهلو شد و تا آمد بيدار شود و رنجهاي زندگي خود را به ياد بياورد و دوباره خوابش ببرد. اما اين خواب خيلي سبك بود. در حالتي بين خواب و بيداري دودل مانده بود كه آيا پيش از اين هم زنده و در دنيا بوده يا نه. در آن بيهوشي شيرين كه داشت، مي‌گشت بلكه از زنده بودن خودش چيزي به يادش بيايد؛ اما چيزي دستگيرش نشد و عكس العمل تنفر سرشاري كه در بيداري به زندگي داشت او را در شك باقي گذاشت.» (2)

   2. زاويۀ ديد داناي كل محدود: (3) در اين شيوه، نويسنده، در كنار يكي از شخصيت‌ها قرار مي‌گيرد و افكار و اعمال او را رهبري مي‌كند؛ يكي از منظر ذهن و نگاه او همه چيز و همه كس را توصيف مي‌كند. نويسنده، هم در بيرون با اوست و هم به درون افكار او مي‌خزد اما آگاهي او از نيات و افكار ديگران، محدود است به چشم انداز همين شخصيت. پس نويسنده در اينجا ديگر اختيارات وسيع داناي كل نامحدود را ندارد و آن شخصيت كليدي، نقش نمايندگي او را در داستان به عهده دارد. اين شيوه از آنجا كه تجلي تجارب فردي واحد است، يكدست‌تر و به طبيعت زندگي نزديك‌تر است اما به دليل تنگي ميدان ديد، نويسنده همواره دچار اين مشكل است كه چگونه اين شخصيت اصلي را در جاهاي حساس داستان حاضر كند. در اينجا نويسنده اگر فاقد خلاقيت هاي لازم باشد، به شيوه هاي كليشه اي متوسل مي‌شود، شيوه هايي نظير: آگاه شدن تصادفي شخصيت از يك قتل يا توطئه يا كودتا از طريق استراق سمع، شنيدن تصادفي مكالمه اي تلفني، يا ديدن صحنه اي حساس از سوراخ قفل در و...

   از جمله رمان هاي مشهوري كه با اين شيوه نگارش يافته اند، عبارتند از پيرمرد و دريا (ارنست همينگوي)، جنايت و مكافات (داستايوسكي)، سووشون (سيمين دانشور) درازناي شب (جمال مير صادقي). نمونه:

   « زري خوب حاليش شده بود. اگر آدم گناه كرد و موفق شد، آن گناه به عقيدۀ خودش و ديگران گناه نيست ولي اگر موفق نشد، آنوقت گناه، گناه است و بايد جبرانش كرد و خواست انديشۀ خود را بر زبان بياورد اما كي به حرف او گوش مي‌داد؟ حميد كه در اين دنيا غير از زن و ويسكي و كفتر، انديشه اي نداشت؟ يا سهراب كه جاه طلبي چشم و گوشش را بسته بود؟ يا عزت الدوله كه با خدا كلنجار مي‌رفت؟ يا عمه كه فعلاً مهاجرت به كربلا و ترك اعتياد ورد زبانش بود.» (4)

   3.زاويۀ ديد اول شخص: در اين شيوه نويسنده در جلد يكي از شخصيت ها (5) فرو مي‌رود و از چشم خواننده پنهان مي‌شود. پس داستان به شيوۀ اول شخص (من) از زبان همين شخصيت نقل مي‌شود.

   اين شيوه به حركت داستان، سرعت مي‌بخشد و آن را واقعي‌تر و صميمي‌تر مي‌كند. زيرا حاصل تجارب عيني و ذهني يك فرد خاص است و ديگر واسطه‌اي به نام نويسنده بين خواننده و اثر وجود ندارد. با اين حال در اين شيوه، دست نويسنده براي تحليل و تفسير حالات و حوادث و اشخاص بسته است. زيرا قلمرو داستان، به اندازۀ وسعت ديد همين شخصيت راوي است. او قدرت روانكاوي ديگران را ندارد و فقط مي‌تواند از نيات، افكار و احساسات خود خبر دهد. نيز اين خطر وجود دارد كه نويسنده، ميزان دانش و آگاهي شخصيت راوي را فراموش كند و در نتيجه گفتار او بعضاً با سطح درك و معلوماتش همسان نباشد. از جمله آثاري كه با استفاده از اين شيوه نوشته شده اند بايد نام برد از: ديويد كاپرفيلد (چارلز ديكنز)، هكلبري فين (مارك تواين)، پابرهنه ها (زاهاريا استانكو) و از آثار ايراني: چشمهايش (بزرگ علوي)، مدير مدرسه (آل احمد)، همسايه ها(احمد محمود)، زمستان62 (اسماعيل فصيح) و...، نمونه:

   «از در كه وارد شدم سيگارم دستم بود. همينطوري دنگم گرفته بود (6) قُد باشم. رييس فرهنگ كه اجازۀ نشستن داد نگاهش لحظه اي روي دستم مكث كرد و بعد چيزي را كه مي‌نوشت تمام كرد و مي‌خواست متوجه من بشود كه رونويس حكم را روي ميزش گذاشته بودم. حرفي نزديم. رونويس را با كاغذهاي ضميمه اش زير و رو كرد و بعد غَبغَب انداخت و آرام و مثلاً خالي از عصبانيت گفت:

جا نداريم آقا اينكه نميشه! هر روز يك حكم ميدند دست يكي و مي‌فرستنش سراغ من... ديروز به آقاي مدير كل...

حوصلۀ اين اباطيل را نداشتم. حرفش را بريدم كه:

ممكنه خواهش كنم زير همين ورقه مرقوم بفرماييد؟... (7) 

   4. زاويۀ ديد ظاهري (بيروني): در اين شيوه - كه آن را نمايشي هم مي‌نامند – نويسنده، مانند يك دوربين فيلم برداري سيار عمل مي‌كند؛ به اين معني كه فقط ديده ها و شنيده ها را روايت مي‌كند. در اينجا ديگر نويسنده نمي‌تواند حوادث و حالات را تحليل و تفسير كند، و يا از درون شخصيت ها خبر دهد. خواننده در برابر اينگونه داستانها، حكم تماشاگر فيلم و نمايش را دارد و تجزيه و تحليل داستان به عهدۀ خود اوست، البته داوري او در باب افكار و احساسات شخصيت ها، بر اساس حدس و گمان خواهد بود. زاويۀ ديد بيروني، سريع ترين شكل داستان گويي است اما به دليل محدوديت هاي فراواني كه براي نويسنده به وجود مي‌آورد، كمتر داستاني را مي‌توان يافت كه سراسر با اين شيوه نوشته شده باشد. رمان «داشتن يا نداشتن» (همينگوي) و داستانك «عدل» (چوبك) از اين شيوۀ روايت برخوردارند. نمونه از داستانك عدل:

   « اسب درشكه اي توي جوي پهني افتاده بود و قلم دست و كاسۀ زانويش خرد شده بود... دوسپور و يك عملۀ راهگذر كه لباس سربازي ِ بي سردوشي تنش بود و كلاه خدمت ِ بي آفتابگردان به سر داشت مي‌خواستند آن را از جو بيرون بياورند.

يكي از سپورها كه به دستش حناي تندي بسته بود گفت:

   من دمبشو مي‌گيرم و شما هر كدومتون يه پاشو بگيرين و يه هو از زمين بلندش مي‌كنيم...» (8)

برخي از شيوه هاي جديدتر روايت عبارتند از:

روايت مكاتبه اي (نامه اي): در اين شيوه، داستان در قالب يك يا چند نامه بين شخصيت ها ارائه مي‌شود. اين شيوه در قرن 18 در اروپا رواج بسياري داشت. «مردم فقير» (داستايوسكي) و رمانهاي «زيبا» از محمد حجازي و «از آنسوي ديوار» (به آذين) با اين شيوه نوشته شده اند. نمونه از رمان از آنسوي ديوار: (9)

   « كورسان اول اكتبر 1938

   محبوب بزرگم

   نامه ات هم اكنون به دستم رسيد و بسكه خوشحالم كرد بي درنگ خواستم جواب بنويسم. حتي دستهايم را نشستم. كار زمين كروزي را امروز صبح تمام كرديم. باران انگورها را گرچه خراب كرد. ولي محصول خوب است...»

   روايت يادداشت گونه: در اين شيوه، تكوين داستان بر اساس يادداشتهاي روزانه يا هفتگي يكي از شخصيت هاست كه به شيوۀ اول شخص نگاشته شده اند. مخاطب اين يادداشتها، در حقيقت خواننده است. رمان «قمار باز» (داستايوسكي)، «تهوع» (ژان پل سارتر)، «بيگانه» (آلبركامو) و نيز رمان «بايد زندگي كرد» (مصطفي رحيمي) داراي اين شيوه اند. نمونه از رمان «بايد زندگي كرد» (10):

   « چهارشنبه 14 آبان

   امروز باز سر و كلۀ آقاي امتياز پيدا شد. خيلي گرم و خودماني بود. سراغ خاطرات سفرش را گرفتم، گفت هنوز موفق به تنظيمات نشده است. احوال لي لي را پرسيد...

   جمعه 16 آبان

   امشب در ساختمان شركت نفت  مهماني مفصلي بود. مستركيسي و مستر شورت و خانم هاشان از مهمانها پذيرايي مي‌كردند. همۀ بروبچه ها بودند...»

   زاويۀ ديد دوم شخص: در اين شيوه - كه اندكي شبيه روايت نامه اي است – نويسنده، شخصيت يا شخصيت هايي را مورد خطاب قرار مي‌دهد و بدين وسيله داستان را روايت مي‌كند. البته گاه ممكن است در اين ميان دوم شخص به اول شخص تبديل شود. اين شيوه، به دليل آنكه ساختار داستان را گزارشگونه مي‌كند، چندان رواج و رونقي ندارد. رمان يك مرد (اوريانافالاچي) به اين شيوه نوشته شده است. نمونه از داستان «سگي زير باران» نوشتۀ نسيم خاكسار (11):

   دلت نمي‌خواهد بگذاري ياس بر تو چيره شود . افق را تاريك ببيني. اما مي‌شود. نمي‌خواهي احساس خستگي كني اما پيش مي‌آيد... آنگاه به گذشته ات بر مي‌گردي و از خودت مي‌پرسي كه بودي؟ و چه مي‌خواستي؟ آيا همۀ آن رنجهاي زندگي ات به خاطر اين بود تا ساحل عافيتي بيابي و روح مرده ات را از صبح تا شب به اينجا و آنجا بكشاني و ببيني كه جسم جوانت دارد پير مي‌شود...»

   شيوۀ روايت تك گويي: اين شيوه، نوعي شيوۀ روانكاوانه است كه حاصل پيشرفت علم روانشناسي در قرن بيستم و خصوصاً ظهور و گسترش نظريات فرويد، يونگ، فريزر و... است.

   در شيوۀ تك گويي، داستان از طريق سير انديشه هاي شخصيت يا شخصيت ها روايت مي‌شود كه گاه بر زبان مي‌آيند و گاه صرفاً در ذهن مي‌گذرند. بر اين اساس، شيوۀ تك گويي به سه نوع تقسيم مي‌شود:

تك گويي نمايشي               حديث نفس(خود گويي)               تك گويي دروني

الف) تك گويي نمايشي: در اين شيوه، شخصيت داستان، به تنهايي سخن مي‌گويد و مخاطبي معلوم يا نامعلوم دارد. اين شيوه ممكن است تمام يا بخشي از داستان را در بر بگيرد. آثاري چون: ناطور دشت (جي. دي. سلينجر)، سقوط (آلبركامو)، دل تاريكي (جوزف كنراد)، بادها خبر از تغيير فصل مي‌دهند (جمال مير صادقي) از اين شيوه برخوردارند. نومنه از زمان «بادها خبر از تغيير فصل مي‌دهند»:

   « پسر، اينقدر از قصه خوشم مي‌آمد كه يك دفعه خواستم قصه هايي [را] كه شنيده بودم، بنويسم اما انگار تعريف كردنش قشنگتر بود... پيرمردي، نمي‌دانم از كجا پيدايش شده بود، كنار ما ايستاده بود و با علاقه به حرفهاي آقا رسول گوش مي‌داد. خودم را بي سر و صدا كنار كشيدم و به آن سر راهرو رفتم...» (12)

ب:حديث نفس (خود گويي): در اينجا شخصيت د استان، با خود سخن مي‌گويد و مخاطبي ندارد. در اين شيوه- كه در نمايشنامه ها كاربرد بيشتري دارد- شخصيت، مقاصد، افكار و احساسات خود را به مخاطب مي‌شناساند. حديث نفس، از روشهاي به كارگيري «جريان سيال ذهن» است كه بزودي بدان خواهم پرداخت. قطعۀ «بودن يا نبودن» از نمايشنامۀ هملت (شكسپير)، بخش سوم رمان «خشم و هياهو» (فاكنر) ونيز داستان كوتاه «عروسك چيني من» (هوشنگ گلشيري) (13) با اين روش نوشته شده اند (14).  نمونه از «خشم و هياهو»:

   از در پشتي بيرون رفتم تا ماشين را عقب عقب ببرم بيرون، بعد مجبور شدم تمام خانه را دور بزنم بيايم جلو تا پيداشان كنم.

   مي‌گويم:« خيال مي‌كنم به ات گفتم آن تاير را بيندازي عقب ماشين.»

   لاستر مي‌گويد: وقت نداشتم. تا وقتي ننه كارشو توي آشپزخانه تمام نكنه، كسي نيس مواظب اين باشه.»...(15)

ج- تك گويي دروني: اين شيوه - كه يكي از راههاي ارائۀ جريان سيال ذهن است- نشانگر انديشۀ شخصيت يا شخصيت ها هنگام ظهور آن در ذهن است پيش از آنكه نظم يابد و به مرحلۀ گفتار برسد. به عبارت روشن تر، مفاهيم، صرفاً در ذهن فرد مي‌گذرد و كار نويسنده، انعكاس محتواي ذهن اوست. اساس تك گويي دروني، بر تداعي معاني است؛ يعني رشته اي از افكار و خاطرات – كه تداعي كنندۀ هم هستند – در كنار هم قرار مي‌گيرند. اين شيوۀ روايت، شبيه سخن گفتن بچه هاست در هنگامي‌كه بازي مي‌كنند و حرف مي‌زنند بي آنكه مخاطبي داشته باشند (16) يا سخن گفتن افراد پير و پريشان خاطر با خودشان؛ با تفاوت اينكه در اين شيوه، گفته ها در ذهن مي‌گذرند نه بر زبان. حال اگر سير مفاهيم و خاطرات ذهني، به طور منظم و به صورت بازگشت به گذشته باشد، با تكنيك سينمايي «فلاش بك»flash back  مواجه هستيم و اگر افكار، پريشان و نامنظم روايت شوند، با جريان سيال ذهن روبروييم كه بزودي راجع به آن سخن خواهم گفت.

   رمانهاي «گور به گور» (فاكنر)، سنگ صبور (چوبك)، شازده احتجاب (گلشيري) و... از اين شيوه بهره مندند. نمونه از رمان سنگ صبور: (تك گويي دروني «كاكل زري» پسر بچۀ بي كس هنگام بازي).

   « اما من خواهر ندارم. كاكا هم ندارم من تهنام. تهناي تهنا. يهئه! چقدر ماهي تو حوضه. يك، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هش، نه، ده، يازده، بيس، سي و ده، صدتان، هزارتان، ديبو از دهنش دود در مياد، مثه تنورۀ حموم... من از حموم بدم مياد. ديگه هيچ وقت حموم نمي‌رم؛ گِل سر شورم ميره تو چشام... آب صابون و كُناره ميره تو چشام مي‌سوزه... ديگه هيچ وخت حموم نمي‌رم. ننه م خوراكي مياره تو حموم مي‌خوريم. نون و كاهو سركه. چقده حموم خوبه. ننم سرم مي‌شوره... ننم رف تو كتۀ زغالي. تو كتۀ زغالي شبه. روزم  اونجا شبه. شبم خيلي شبه.

   من از كتۀ زغالي مي‌ترسم. ديبو تو كتۀ زغالي قايم شده...» (17)

   از آنجا كه تك گويي دروني از شيوه هاي ارائۀ جريان سيال ذهن است، جا دارد كه به اين شيوۀ اخير نيز اشاره اي داشته باشيم:

 

جريان سيال ذهن stream of cansciousness

   اين شيوه از جديدترين شگردهاي روايت داستان در آثار قرن بيستم است. در اين روش، افكار، ادراكات، احساسات و خاطرات، به شكلي تصادفي و در هم ريخته – آنگونه كه در ذهن شخصيت مي‌گذرند- به نمايش گذاشته مي‌شوند. در اينجا زمان و مكان در هم مي‌ريزد و ما با تصاويري ومغشوش از ذهن شخصيت مواجه مي‌شويم. به قولي گويي نويسنده، مدام عقربۀ ساعتش را جلو و عقب مي‌كشد. اين شيوه، براي نشان دادن ذهنيت افراد ديوانه، عصبي و... بسيار مناسب است. جريان سيال ذهن، در برگيرندۀ «سطح پيش تكلمي» ذهن است. و عمده ترين شگردهاي آن عبارتند از: بهره گيري از مكانيسم هاي روانشناختي براي تجسم بخشيدن به ذهنيت مغشوش افراد، به هم زدن انسجام دستوري و انتظام معنايي در گفتار شخصيت ها، به كارگيري واژگان چند صدايي و چند معنايي به ياري نمادها و ايماژها.

   رمانهاي «اوليس» (جيمز جويس)، «خيزابها» (18) (وير جينيا وولف)، خشم و هياهو (فاكنر)، و از رمانهاي فارسي: سنگ صبور (چوبك)، شازده احتجاب (گلشيري)، سمفوني مردگان (عباس معروفي)، نيمۀ غايب (حسين سناپور) از اين شيوه بهره مندند (19) . نمونه از رمان سمفوني مردگان (اورهان- شخصيت داستان- در بيابانهاي خارج شهر در محاصرۀ برف و كولاك شديد، در حال يخ زدن است و نويسنده، ذهنيات و افكار مغشوش او را- كه شامل توهمات يا خاطرات گذشته است- به تصوير كشيده است):

   «ديگر نيرويي نداشت... مثل پرچمها فرو نشست. به اطراف نگاه كرد. همه چيز در سكون مرده بود... خودش را ديد كه در سكون مرده بود، و برف داشت چالش مي‌كرد... بعد مادر را ديد كه از آسمان سرازير شده بود، و با دو دستش، هر دو انگشت شست اورهان را مي‌كشيد.

گفت: «نه مامان.نه»

مادر هيچ حرف نمي‌زد. فقط مي‌خنديد. با مهر مي‌خنديد.

گفت: «نه مامان. عدالت يعني همين مامان؟»

مادر انگشتهاي شستش را به شدت مي‌كشيد. آدم يكوقت مي‌افتد. جلو پام را كه نمي‌بينم.

گفت:« چقدر زندگي سخت شده.»

چلچله ها دسته دسته در برف، كش و قوس مي‌آمدند... مادر دست بردار نبود. محكم مي‌كشيد... مادر درآسمان سرازير شده بود و باد دامن ارغواني اش را تكان مي‌داد.

پدر هيچ وقت شده كه از زمستان تا بهار را دويده باشي؟ شماها مرده ايد. شماها. اما من از زمستان تا بهار را دويده ام... (20)

پاورقي ها:

1. زاويۀ ديد را «كانون روايت» هم مي‌نامند.

2. صادق چوبك، خيمه شب بازي، ص91

3. اين شيوه را «هنري جيمز» - نويسنده و نقاد آمريكايي- (1843- 1916) گسترش داد.

4. سيمين دانشور، سووشون، صص 184و 185

5. اگر اين شخصيت، شخصيت اصلي باشد. به آن «راوي قهرمان» و اگر شخصيتي فرعي باشد به آن «راوي ناظر» مي‌گويند.

6. دنگم گرفته بود: ميل داشتم، هوس كرده بودم

7. جلال آل احمد، مدير مدرسه، ص7

8. صادق چوبك، خيمه شب بازي، ص 44

9. نقل از داستان، جمال مير صادقي، ص258

10. نقل از عناصر داستان، صص 260 و 261 (با تلخيص)

11. نقل از صد سال داستان نويسي ايران، ج 3، صص 942 و 943 (با تلخيص)

12. جمال مير صادقي، بادها خبر از...، ص 11

13. اين داستان را در همين كتاب در بخش نمونه ها خواهيد خواند.

14. برخلاف زاويۀ ديدهاي اول شخص و تك گويي نمايشي، شيوۀ حديث نفس، بخشي از يك رمان را در بر مي‌گيرد نه تمامي‌آن را.

15. ويليام فاكنر، خشم و هياهو، ترجمۀ صالح حسيني، ص 170

16. ر.ك: داستان كوتاه «عروسك چيني من» در بخش نمونه ها.

17. صادق چوبك، سنگ صبور، صص 87 و 88 (با تلخيص)

18. اين رمان با عنوان «امواج» نيز توسط پرويز داريوش به فارسي ترجمه شده است.

19. داستان كوتاه «عشق روي پياده» از مصطفي مستور (در همين كتاب) نيز با اين شيوه نوشته شده است.

20. عباس معروفي، سمفوني مردگان، صص 366 تا 368 (با تلخيص)

 از كتاب ادبيات معاصر ايران (نثر) - نشر روزگار

منبع :

http://www.dibache.com/text.asp?cat=37&id=2851


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
قصه درماني و نيازهاي ويژه....(بخش سوم)

اهداف و ارزش هاي قصه گويي 
قصه گويي نوعي آگاهي ارزشمند و حس احترام به زندگي در مخاطب ايجاد مي كند. قصه گويي هنر گوش سپردن (دقت شنيداري) را تقويت مي كند و چنانچه داستاني كه براي كودكان نقل مي شود ارزش شنيدن داشته باشد آنان مشتاق يادگيري كليدهايي در داستان مي شوند كه نمادها را براي آنها مي گشايند و معنا مي كنند. كودك كاملاً با شخصيت و حوادث مستقل داستان همراه مي شود و آنها را با ديگر موقعيت هاي زندگي روزمرۀ خود همسان مي پندارد. شنيدن قصه امكان تمرين تصويرسازي ذهني را براي كودك فراهم مي سازد. كودك با شنيدن قصه، صحنه ها، اعمال و شخصيت هاي آن را خلق مي كند. توانايي تجسم و خيال پـردازي مبناي تصور خلاق است و به نظر مي رسد اين توانايي بر رشد شناختي و اجتماعي كودك تأثيري مثبت دارد. برخي عقيده دارند كه با قصه مي توان ميزان درك شنيداري و رشد بياني كودكان با ناتواني هاي يادگيري را با استفاده از داستان افزايش داد (مر، سيسكو و اسميت، 1992). 

قصه و قصه گويي براي كودكان با نيازهاي ويژه 
فردي كه براي كودكاني كه معلوليت ذهني، بينايي، شنوايي، جسمي و اختلالات عاطفي و رفتاري دارند، قصه ميگويد بايد ويژگيهايي برتر از يك قصه گوي خوب را داشته باشد. 
- قصه گويي براي كودكان نابينا و نيمه بينا : 
قصه گويي براي اين كودكان تا حدود زيادي شبيه داستان سرايي براي كودكان بيناست اما از آنجا كه حالات چهره، حركت¬هاي بدني به شنوندگان انتقال نمي¬يابد. كيفيت صداي قصه گو و واژه هايي كه بر مي گزينند بسيار مهم است. 

- قصه گويي براي كودكان داراي ناتواني هوشي : 
كاركرد هوشي اين دسته از كودكان كمتر از حد متوسط است و توانايي خيالپردازي آنها كمتر از ساير كودكان است به طوري كه در فهم مفاهيم مجرد با مشكل روبرو مي شوند. آنها از داستانهاي ساده درباره حيوانات و چيزهاي شناخته شده لذت مي برند. 

- قصه گويي براي كودكان داراي ناتواني يادگيري : 
اين كودكان اغلب در ادراك شنيداري، فرايندهاي گفتار و تفكر ناهجاريهايي از خود نشان ميدهند. در گذشته در انتخاب قصه براي اين گروه از كودكان بر عينيت تأكيد ميشد اماجدلوچو معلم ويژه كودكان ناتوان در يادگيري به اين نكته پي برد كه وحدت عاملي پر اهميت است. وحدتي كه در يگانگي حال و هواي قصه، طرح شخصيت، هماهنگي بين تصوير و قصه يا هماهنگي بين تصوير و اجزاي آن وجود دارد (گرين، آدينه پور، 1378) بنابراين استفاده از قصه هاي مصور مفيد فايده است. همچنين مي¬توان از قصه¬هاي نيمه تمام استفاده كرد تا او ادامه داستان را حدس بزند يا حين گفتن قصه جملات را ناتمام بيان كرد و فرصت تكميل جمله را به كودك دارد.

- قصه گويي براي كودكان داراي اختلالات عاطفي ـ رفتاري : 
اين كودكان معمولاً تكانشي هستند و يا اضطراب دارند و معمولاً سازگاري با موقعيت هاي تازه برايشان دشوار است از آنجا كه گستره دقت آنان بسيار محدود است لذا بايد قصه ها را براي اين دسته از كودكان آهسته تر از حد معمول بازگو كرده و خود كودك را نيز در گفتن قصه سهيم نمود. 

- قصه گويي براي كودكان ناشنوا : 
داستان گويي به اين دسته كودكان به فنون خاصي نياز دارد. نمايش، درك مفهوم را براي كودك ميسر مي¬سازد. همين¬طور حالات چهره و حركات بدن نيز به فهم داستان كمك مي¬كند همچنين ضروري است داستان را با آهنگ ملايم براي آنها بازگو كنند. 

كاربردهاي عمومي قصه گويي 
قصه گويي به عنوان يك وسيلۀ تعليمي مي تواند دانش آموزان را به كشف معناي منحصر به فرد بودن خود ترغيب كند و توانايي آنها را براي برقراري ارتباط واقعي بين افكار و احساس ها افزايش دهد (عزت نفس و خودپنداره). مهارت هاي كلامي مي تواند توانايي دانش آموزان را براي حل و فصل تعارض بين فرد بــه صورت آرام وتوأم با بحث و گفت وگو افزون سازد (تعاملات بين فردي). بيان داستان و نيز گـــوش دادن به آن، دانش آموزان را به بهره گيري از تخيلاتشان تشويق مي كنند (تجسم و تصويرسازي ذهني). اين تخيل قوي مـي تواند اعتماد به نفس و انـگيزش شخصي را در دانش آموزان افــزايش دهد زيــرا آنان خود را براي نيل به اميال و آرزوهــايشان شايسته و توانا تصور مي كنند (زيپس، 2007). 

قصه ها مي توانند از نظر تربيت اجتماعي، عاطفي و اخلاقي مؤثر واقع شوند و بسياري از مقررات و هنجارهاي اجتماعي و دستورالعمل¬هاي زندگي را منتقل نمايند. چگونگي رو به رو شدن با مشكل ها، حل آنها و بسياري از الگوهاي رفتاري در گروهها و طبقه هاي مختلف سني و اجتماعي در داستان¬ها بيان مي شود (آشتياني، 1371). 

كودك ممكن است پس از شنيدن قصه¬هاي اين چنين بگويد كه احساس او مثال احساس شخصيت داستان است و مثلاً به هنگام شب در بسترخود به تنهايي گريه كنند و... اما او به سرعت در مي يابد كه احساس ما به هنگام مرگ حيوان اهلي شبيه احساس ما نسبت به فوت انسان است. بنابرايــن، داستان بــه كودكان كمك مي كند تا بر دوره داغديدگي خود فائق آيند. اين داستان ها مي توانند به كودك اين بينش را بدهند كه داغديدگي تنها براي او اتفاق نمي¬افتد (دوايودي، 2004).

منبع :

http://seo-medu.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]
قصه درماني و نيازهاي ويژه....(بخش دوم)


......ادامه بخش اول

اهميت ادبيات كودكان 
ادبيات كودكان از جمله وسايل آموزشي و پرورشي غيرمستقيم است كه در مقايسه اين روش با روش مستقيم اثر بيشتري در تغيير مطلوب رفتار داشته است كه با توجه به توضيحات فوق مي توان گفت هــرگونه عمل تربيتي، اعم از رسمي و غيررسمي، نــاگريز از استفاده از ادبيات كــودكان است (شعاري¬نژاد، 1378). 
مي توان به برخي داده هاي گوناگون و مفاهيم مورد نياز و متناسب كودكان با استفاده از روش غيرمستقيم، از جمله آگاهي از روابط انساني، مقررات اجتماعي، آداب و رسوم فرهنگي، مسايل اخلاقي، ارزشي و اعتقادي، ضروريات اوليه بهداشت و سلامتي اشاره كرد. بهره گيري از ادبيات هنر مناسب به ويژه در سال هاي اوليه دوران كودكي و سنين پيش دبستاني نتايج سودمندي در پي خواهد داشت. اين روش درماني نيز از اهميت ويژه¬اي برخوردار است (ميرزابيگي، 1376). 

به نظر اسميت هدف از ادبيات، لذت بردن، اغناي زندگي شخصي و تعميق بينش نسبت به ماهيت و تجربه انساني است. پرفسور هرگارت نيز بر اين نظر است كه ادبيات كشف مي كند، باز آفريني ميكند و در جستجوي معناست و در نتيجه، هدف ادبيات كودكان آن است كه انسان و جامعه را بسازد (گرين/آدينه پور؛ 1378). 

ادبيات داستاني و ويژگي هاي رشد كودكان و نوجوانان 
دوره پيش دبستاني :
كودك در اين دوره پيشرفت سريعي در فراگيري زبان دارد و به واژه ها توجه خاصي مبذول مي كند. از كلام آهنگين و از وزن و قافيه و تكرار الفاظ بي معنا لذت مي برد. كودك پيش دبستاني از آنجا كه خود را در مركز كليه فعاليت ها مي بيند، دوست دارد خود را جاي قهرمان داستان بگذارد. او به داستان¬هايي تمايل نشان مي دهد كه به تجربه هاي روزانه زندگي مربوط مي شود (حجازي، 1374؛ شعاري¬نژاد، 1378). 

كــودكان در اين دوره علاقه مند به درك مفاهيم از طريق تجربه هستند و از اين رو، داستان مي تواند به آنها كمك كند تا ابعاد مختلف يك مفهوم را كشف كنند. آنان داستان¬هايي را دوست دارند كه موجودات بي جان در آنها شخصيت پيدا مي¬كنند (حجازي، 1374). 

دوره دبستان : 
در اين دوره كه كودك خواندن و نوشتن را مي¬آموزد لازم است نخستين تجربه¬هايش در مطالعه لذت¬بخش و موفقيت¬آميز باشد. كنجكاوي او نسبت به جهان اطرافش افزايش مي¬يابد و همچنين دوره استقلال كودك از بزرگسال آغاز مي¬گردد. حس كنجكاوي و استقلال كودك را مي¬توان با كتاب¬هاي مفيدي كه در اختيار او قرار داده مي¬شود، ارضا كرد. كودك در اين سنين از خواندن مستقل لـــذت مي¬برد و مطالعه را به عنوان وسيله¬اي سرگرم كننده مي¬پذيرد. در اين سنين مي¬توان جلسه¬هايي را براي بحث گروهي درباره داستان¬ها و تهيه و اجـــراي نمايشنامه¬ها تـرتيب داد (حجازي، 1374).

دوره پس از دبستان :
نوجوان در اين دوره به دنبال كشف شخصيت خود و شناخت ارزشهاست و در اين مسير به تدريج به اوضاع و احوال جهان توجه پيدا مي¬كند. او در اين سنين به جنس مخالف تمايل پيدا مي¬كند و در راستاي جستجوي فلسفه صحيح زندگي توجه خود را به مسايل انساني جامعه معطوف مي¬دارد (حجازي، 1374). 
افسانه و داستان نقشي در خور توجه براي تمام گروه¬هاي سني دارد. گرچه هنر با تفريح و تنوع همراه است، اما نقش آن صرفاً به سرگرمي محدود نمي¬شود بلكه پيامدهاي رفتاري آن تا حدي است كه مي¬تواند جنبه¬هاي تشخيصي، آموزشي، پرورشي و درماني را نيز در برگيرد (ميرزابيگي، 1376). 
بنابراين يك مربي با روان درمانگر با توجه به اينكه شنونده داستان كيت، چه رفتاري را بايد بياموزد و يا ترك نمايد، به انتخاب موضوع، قهرمان و محتواي داستان مي¬پردازد. 

ويژگي هاي داستان
قصه يا داستان نيز از نظر تربيتي شرايط و ويژگي¬هايي دارد از جمله : 
از آنجا كه وقتي كودك قصه¬اي را مي¬خواند خود را به جاي قهرمان آن قصه مي¬گذارد. بنابراين يكي از ويژگي¬هاي قصه بايد آن باشد كه : 

1- قهرمان قصه، خواه انسان، خواه پري يا حيوان به تنهايي از شايستگي لازم براي عبور از موانعي كه بر سر راه او قرار گرفته برخوردار باشد (وزيري، 1357). 
در كودكان حالت ايده آل جويي و قهرمان پرستي وجود دارد كه با شنيدن داستاني از يك الگو، خود را غيرمستقيم با آن الگوها تطابق مي¬دهند و زمينۀ مورد نظر را در خود ايجاد مي¬كنند (قائمي، 1376). 
2- حوادث قصه بايد مرتبط با يكديگر باشد و در مخاطب صورت¬هاي ذهني قوي ايجاد كند. 
3- زبان داستان بايد ساده باشد تا كودك قادر به فهم و تقليد از آن گردد. 
4- از آنجا كه كودكان بيشتر به محسوسات توجه دارند، تمام داستان مي¬بايست دربارۀ اندرز و مسايل محسوس باشد نه امــور معقول و معنوي كه از تصور آنان به دور است. آنچه از نظر تـربيت نيز اهميت دارد. 
5- تصوير داستان بايد به گونه¬اي باشد كه صحنه¬هاي آن كاملاً مجسم شود و كودك يا نوجوان خود را در آن صحنه ببيند و اين روشي است كه در قرآن¬كريم به آن برمي¬خوريم. صحنه¬هاي داستاني قرآن اغلب مجسم، روشن و قابل تجسم در ذهن هستند. 
- داستان متناسب سطح سن، درك و موقعيت كودك يا نوجوان باشد. 
- با توجه به هدف تربيتي يا درماني تهيه شود. 
- جنبه¬هاي مورد نظر از آداب و راه و روش زندگي را به كودك يا نوجوان بياموزد. 
- موجب ترس و خيالات بي¬حساب، وحشت و اضطراب نگردد. 
- داستان¬ها در عين اينكه در مواردي مولد خيالند، بايد سهمي از واقعيت داشته باشند و يــا لااقل گوشه¬هايي از حيات واقعي و انساني را به كودك بياموزد. 
- داستان بايد بتواند آموزنده راه و روش زندگي باشند، آگاهي بدهند، پيامد رفتارها را نشان بدهند و قوانين و مقررات مربوط به امور مختلف را بياموزند.
- داستان بــايد قادر باشد خاطره¬ها، افكار، اطلاعات و تجربه¬اي مفيد را به كودكان الهام كند و تجربه¬هاي تازه¬اي در اختيار آنها قرار دهد. داستان بايد داراي رنگ عاطفي باشد و هيجان¬هاي متعددي را در شنونده برانگيزد (شعاري نژاد، 1378). 
- كودك يا نوجوان قصه¬اي را مي¬پسندد كه در آن معمايي حل نشدني مطرح شده و نيازمند راه¬حل باشد، مشكلي رفع شدني يا هدفي دست يافتني مطرح شده باشد (حل مسأله). 
- عنوان نيز نقش مهمي را ايفا مي¬كند (وزيري، 1375). 
- مهم¬ترين ويژگي¬هاي داستان خوب آن است كه هدفي اخلاقي داشته باشد (شعاري¬نژاد، 1378). 
- و آداب اجتماعي را نيز به كودك آموزش دهد (منصوري، 1374). 
- مربيان و درمانگران با تجربه علي رغم بهره¬گيري از قصه از نحوه ارايه و بيان آن نيز بهره مي¬گيرند كه عبارت است از هنر يا حرفه نقل داستانها به شعر يا به نثر كه شخصاً آن را در برابر شنونده زنده اجرا و كارگرداني مي¬ند كه آن فن داستان سرايي يا قصه گويي مي¬نامند. 

قصه گويي 

بتلهايم (1975) مي نويسد كه سفر به اعماق جنگل كه در داستان هاي كودكان بسيار به چشم مي¬خورد نمايانگر سفري به درون ذهن و سرزمين ناخودآگاه است. افكار، باورها و تصاوير عميق ذهني كودكان در اين سرزمين تاريك و وسيع نهفته است كه روشن كردن آنها از طريق داستان¬سرايي متقابل، يك جريان باليني مهيج درماني است. براساس نظريۀ شناختي رفتاري، قصه گويي به عنوان روشي مناسب به منظور غني سازي مراحل درمان كودكان به كار مي رود (فريدبرگ ، 1994). 
قصه گويي ساده ترين، ارزان ترين و در عين حال موثرترين شيوه نمايشي است كه امكان اجراي آن براي هر خانواده وجود دارد. قصه¬گويي بهترين راه براي بيان آروزهاست. و زبان مشترك انسانها براي تشريح اشاره¬ها و معني و انتقال ارزش هاي اخلاقي و معنوي از نسلي به نسل ديگر است (اناپلويسكي/رحماندوست، 1376). 
سلامت و بهداشت رواني از دو جنبه پيشگيري و درمان نابساماني هاي روحي، اختلالات عاطفي و ناسازگاري هاي رفتاري حائز اهميت است. ايجاد بهداشت رواني مستلزم بهره گيري از شرايط، عوامل و روش هاي مناسبي است در اين ميان داستان كه از برجسته ترين و پر جاذبه ترين نوع هنر براي كودكان محسوب مي¬گردد مي¬تواند به عنوان اساس نمايش و تئاتر مد نظر قرار گيرد (ميرزا بيگي، 1376). 

قصه گويي مي¬تواند به عنوان ابزاري لذت بخش براي تقويت مهارت¬هاي شنيداري و گفتاري باشد. قصه گويي به عنوان يك هنر عام براي تمام گروههاي سني با توانايي¬هاي مختلف قابل فهم و در دسترس است و به هيچ ابزار خاصي به جز تصويرسازي و قدرت شنوايي و گفتاري براي خلق تصورهاي هنري نياز ندارد (گلشيري، 1375).


اهداف.....

منبع :

http://seo-medu.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

قصه درماني و نيازهاي ويژه....(بخش اول)


فهرست مطالب


مقدمه
تاريخچه
ادبيات داستاني
اهميت ادبيات كودكان
مطالعه ويژگي هاي رشد كودكان و نوجوانان
تعريف داستان
ويژگي هاي داستان
تعريف افسانه
تعريف قصه
تعريف قصه گويي
هنر قصه گويي
قصه گويي براي كودكان با نيازهاي ويژه
اهداف و ارزش هاي قصه گويي
كاربرد عمومي قصه
كاربردهاي درماني قصه
قصه درماني
قصعه درماني گروهي
درمان با قصه گويي دو سويه
نتيجه گيري
منابع فارسي
منابع انگليسي


مقدمه
بچه ها عاشق داستان هاي كوتاه هستند و به هنگامي كه در اين زمينه سخن آغاز مي شود با تمام وجود به آن گوش مي دهند معمولاً يكي بود يكي نبود، غير از خداي مهربان هيچكس نبود، در روزگاران قديم ... سرآغاز بسياري از داستانهاست اين عبارت ها از همان كودكي كشش و جاذبه اي فــوق العاده در شنونده ايجاد مي كند و خيال او را بــر مي انگيزد. بنابراين وجود چنين زمينۀ مثبتي مي تواند به مربي كمك كند تا در آموزش و تفهيم اصول اخلاقي و انساني و درس زندگي (راه و رسم مواجهه با مسائل و مشكلات و دشواريها) به كودك موفق باشد.

شايد نخستين قصه، قصۀ آدام و حوا باشد كه با فريب شيطان از بهشت خدا رانده شدند. شايد حضرت آدم عليه السلام به عنوان اولين قصه گو، بارها قصۀ رانده شدن خويش از بهشت را براي فرزندانش تعريف كرده باشد تا عبرت بگيرند و فريب نخورند. هر چه باشد قصه از زماني متولد شده است كه انسان به وجود آمده و تا زماني كه انسان هست، قصه هم خواهد بود. مسلماً علاقه به قصه را خداوند مهرمان در نهاد انسان نهاده است. زيرا خداوندي كه از زير و بم آفريدۀ خود دقيقاً آگاه است، در تمام كتابهاي آسماني، به زبان قصه با انسان سخن گفته است.
علاقه به قصه در ميان كودكان و نوجوانان به مراتب شديدتر از بزرگسالان است بنابراين در جنبه هاي تربيتي مي توان از قصه بسيار بهره برد. افلاطون از نخستين انديشمنداني است كه اهميت قصه براي كودكان و نوجوانان را دريافته است. او بخشي از كتاب مشهور خود يعني «جمهوريت» را به بيان اهميت قصه براي كودكان اختصاص داده است. افلاطون در اين بخش مي گويد: مربيان متوجه باشند پرورشي كه روح اطفال به وسيله حكايت حاصل مي كند به مراتب بيشتر از تربيتي است كه جسم آنها به وسيلۀ ورزش پيدا مي كند. در هر قصه ماجرايي پيگيري مي شود. ماجرايي كه نقاط مجهولي دارد و مي¬تواند حس كنجكاوي بچه ها را برانگيزد و قدرت تخيل آنها را پرورش دهد.
پيوستگي منطقي صحنه هاي قصه، عامل مهمي براي سرگرم كردن كودكان و نوجوانان و دادن نظم منطقي به فكر و خيال آنهاست. كودكان و نوجوانان با بهره گيري از قدرت تخيل خويش، به راحتي مي توانند خود را جايگزين يكي از شخصيت هاي قصه كنند و با پيگيري ناكامي ها و پيروزي هاي او به تـلطيف عواطف و احساسات خـود بپردازند و يا شادمــاني و لــذت را نصيب خويش سازند. شخصيت هاي اصلي هر قصه اي يا با «نفس بد» خويش در ستيزند و يا در تلاشند تا بر طبيعت پيروز شوند و يا مي خواهند با «بدها» بجنگند و خوبها را ياري دهند. حركات و گفتار شخصيت هاي قصه نمودار موضوع و موقعيت آنهاست و بچه ها مي توانند «خداپسندانه» بودن گفتار و كردار شخصيت هاي قصه را دريابند و از آنها تأثير بگيرند.

قصه هاي آموزشي نيز در پي آموختن ناشناخته اي هستند كه كودكان و نوجوانان را در بهتر زيستن ياري مي كنند. شايد هيچ چيز نتوانــد به سلامت يك قصه خوب، روح استقلال طلب و مــاجراجوي نوجوانان را پاسخ گويد. نــوجوانان با جايگزيني خويش به جــاي قهرمان داستان (قصه) به راحتي بــه چنين دست آوردي كـــه از نــظر تربيتي بسيار مــهم است، دست مــي يابند (مصطفي رحماندوست، 1377).

گفته مي شود اولين كتاب ويژۀ كودكان با عنوان «يادگاري براي كودكان» را يك روحاني مسيحي به نام جيمزجاني وي در سال (72-1671) نوشته است. اما ادبيات كودكان به مفهوم امروزي آن تا زمان هانس كريستيان اندرسن (1875- 1805) وجود خارجي نداشت. اندرسن مفهوم ادبيات كودكان را پايه گذاري كرد و از اين رو لقب پدر ادبيات كودكان را به خود گرفت (حجازي، 1374).

مربي بزرگ آلمان، فردريك فروبل، در پي تشخيص اهميت داستان، آن را بخش عمده¬اي از برنامه كودكستان¬هاي خود در سال (1873) قرار داد. متعاقب اين امر، داستان سرايي در مراكز تربيت مربي نيز آموزش داده شد و در سال (1905) ساراكن برايان اولين متن آموزشي داستان سرايي را با عنوان «چگونه براي كودكان قصه بگوييم» به رشته تحرير در آورد.

در آستانه قرن بيست و يكم ادبيات كودكان پل ارتباطي كودك با محيط زندگي خود و در واقع، ارتباط دهندۀ او با جهان ناشناخته آينده است. ادبيات كودكان در حال حاضر سعي بر آن دارد تا به دور از پند و اندرزهاي اخلاقي و شعارهاي سياسي و اجتماعي به كودكان كمك كند تا به تدريج در جهان در حال تغيير پيرامون خود نقش حساس و سازنده اي را ايفا كنند.
بينان گــذار ادبيات نوين كودكان در ايران جبار عسگرزاده باغچه بــان، بود. در سال هاي (1367-1298) عباس شريفي يمين آثار با ارزشي را در زمينه ادبيات كودكان خلق كرد و از نخستين كساني بود كه مجله اي براي كودكان انتشار داد (حجازي، 1374).
جنبش ادبيات كودكان در ايران به مفهوم نوين آن مديون گروهي است كه به انتشار مجله سودمند «سپيده» در دانشسراي عالي سابق تهران همت گماردند (شعاري نژاد، 1378).

اهميت ادبيات كودكان

http://seo-medu.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

     روشﻫﺎ و ﻓﻨﻮن ﺗــﺪرﯾﺲ  روش ﻫﺎي آﻣﻮزش 

ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ ﺗــﺪاﺑﯿﺮي ﮐــﻪ ﺑــﺎ اﺳــﺘﻔﺎده از اﻣﮑﺎﻧــﺎت ﻣﻮﺟــﻮد ﺑــﺮاي رﺳــﯿﺪن ﺑــﻪ ﻫــﺪﻓﯽ ﻣــﻮرد اﺳــﺘﻔﺎده ﻗــﺮار ﻣﯿﮕﯿــﺮد،   

روش  ﮔﻔﺘــﻪ ﻣــﯽ ﺷــﻮد ﮐــﻪ ﻧﻬﺎﯾﺘــﺎ ﺑــﻪ ﯾــﺎدﮔﯿﺮي در ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻣﻨﺠــﺮ ﻣــﯽ ﺷــﻮد  . ﻫــﺮ روش آﻣﻮزﺷــﯽ و ﺗــﺪرﯾﺲ

داراي ﻣﻌﯿﺎرﻫــﺎ و ﺷــﺮاﯾﻂ ﺧﺎﺻــﯽ اﺳــﺖ  ﮐــﻪ در زﯾــﺮ ﺑــﻪﺑﺮﺧــﯽ از اﯾــﻦ ﻣﻌﯿﺎرﻫــﺎ اﺷــﺎره ﻣــﯽ ﺷــﻮد 

 .ﯾــﮏ روش

ﻣﻄﻠﻮب،  اوﻻ و ﻗﺒﻞ از ﻫـﺮ ﭼﯿـﺰ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑـﺎ ﭘﺎﯾـﻪ ﻫـﺎي ﺑﯿﻮﻟـﻮژﯾﮑﯽ و رواﻧـﯽ رﻓﺘـﺎر اﻧﺴـﺎﻧﻬﺎ ﻫﻤـﺎﻫﻨﮕﯽ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ              .

ﺛﺎﻧﯿــﺎ داراي اﻋﺘﺒــﺎر و ارزش ﻣﻨﻄﻘــﯽ  و ﻫﻤﺴــﻮ و ﻫــﻢ ﺟﻬــﺖ ﺑــﺎ روﺷــﻬﺎي ﻣﻌﺘﺒــﺮ ﮐﺴــﺐ داﻧــﺶ ﺑﺎﺷــﺪ ، ﺛﺎﻟﺜــﺎ ﺑــﺎ    

اﺻﻮل و اﯾﺪه ال ﻫﺎي اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﻤﺪم وﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﺎﻻﺧﺮه داراي ارزش و اﻋﺘﺒﺎر ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .

ﻫــﺪف اﯾــﻦ ﻗﺴــﻤﺖ ، ﻣﻌﺮﻓــﯽ روش ﻫــﺎي ﻣﺘــﺪاول آﻣــﻮزش اﺳــﺖ . ﻣﻤﮑــﻦ ﺷــﻤﺎ ﻣﺮﺑﯿــﺎن در ﻣــﻮرد ﺳــﻼﻣﺖﻣﻄﺎﻟــﺐ

زﯾــﺎدي ﺑﺪاﻧﯿــﺪ وﻟــﯽ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐ ﺑــﺮاي دﺳــﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣﻮزﺷــﯽ و اﻧﺘﻘــﺎل ﻣﻄﺎﻟــﺐ و داﻧــﺶ ﺑــﻪ 

ﻓﺮاﮔﯿــﺮان را ﺑﺨــﻮﺑﯽﻧﺪاﻧﯿــﺪ  .ﻏﺎﻟﺒــﺎً روش آﻣــﻮزش ﺑــﺮ اﺳــﺎس ﻣﯿــﺰان دﺳــﺘﯿﺎﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﻪ ﻣﻄﺎﻟــﺐ و ﺑﻬــﺮه     

ﮔﯿــﺮي آﻧﻬــﺎ از دوره ﺗﻌﯿــﯿﻦ ﻣــﯽ ﺷــﻮد ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﺎ ﮔــﻮش ﮐــﺮدن ، دﯾــﺪن ، ﭘﺮﺳــﺶ و ﭘﺎﺳــﺦ و اﺟــﺮاي آﻣﻮﺧﺘــﻪ   

ﻫــﺎ ﻣﻄﺎﻟــﺐ را ﯾــﺎد ﻣــﯽ ﮔﯿﺮﻧــﺪ و ﺑــﺮ ﻫﻤــﯿﻦ اﺳــﺎس ﻫــﻢ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐ اﻧﺘﺨــﺎب ﻣــﯽﺷــﻮد  . روش ﻫــﺎي

ﺗــﺪرﯾﺲ ﻓــﺮاوان و ﻣﺘﻌــﺪد ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﮐــﻪ ﻫــﺮ ﮐــﺪام ﺷــﺮح ﻣﻔﺼــﻞ و ﻃــﻮﻻﻧﯽ دارد  ﻫــﺮ ﯾــﮏ از روش ﻫــﺎي آﻣﻮزﺷــﯽ 

ﺑــﻪ ﺗﻨﻬــﺎﯾﯽ ﻣﺰاﯾــﺎ و ﻣﻌــﺎﯾﺒﯽ دارد و از اﯾﻨﺮوﺳــﺖ ﮐــﻪ ﻏﺎﻟﺒــﺎً ﺑﮑــﺎرﮔﯿﺮي ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ اي از روش ﻫــﺎي ﺗــﺪرﯾﺲ و      

آﻣﻮزش ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﮐﺎرآﯾﯽ و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ   .

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ داﺷﺘﻪﺑﺎﺷﯿﺪ   :

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﮔﻮش ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ، ﻓﺮاﻣﻮش ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ؛  

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ ؛ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ آورﯾﺪ ؛  

و ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﯿﺪ ؛ ﯾﺎد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﺪ ؛  

ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ در زﻣﯿﻨﻪ “ﮔﻮش دادن” ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ   :

۶۰%  از وﻗﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻣﺪارس اﺑﺘﺪاﯾﯽ و  90%  در دوره ﻫﺎي ﺑﺎﻻﺗﺮ و داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎﺻﺮف ﮔﻮش دادن ﻣﯽ

ﺷﻮد.ﺷﺎﮔﺮدان  ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺎﭼﯿﺰي ازآﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪه اﻧﺪ ﺣﺪود  3/1 ( ﺗﺎ  %5/1  )  ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ ﺳﭙﺎرﻧﺪ . اﻓﺮاد ﺑﺎﻟﻎ

ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﮐﺮدن  50%  ﻣﻄﺎﻟﺐ در ذﻫﻦ ﺧﻮد ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺣﺪود  دو ﻣﺎه  ﺑﻌﺪ  ، اﯾﻦ ﻣﯿﺰان ﺑﻪ ﻧﺼﻒ ﻧﯿﺰ

ﮐﺎﻫﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﯾﺎﻓﺖ.

  ﻧﺘﯿﺠ  ﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد ﺻﺮف وﻗﺖ زﯾﺎد در ﮐﺎرﺑﺮد ﺣﺲ ﺷﻨﻮاﯾﯽ، اﯾﻦ ﺣﺲ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﺎﭼﯿﺰي در ﯾﺎدﮔﯿﺮي اﻧﺴﺎن

دارد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮي  ﮔﻮش ﮐﺮدن  20   %

ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن 50   %

ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن ﺻﺤﺒﺖﮐﺮدن  70   %

ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن ﺻﺤﺒﺖﮐﺮدن ﻋﻤﻞ ﮐﺮدن  100   %

آﺷــﻨﺎﯾﯽ ﺑــﺎ روش ﻫــﺎي آﻣــﻮزش ﻣــﯽ ﺗﻮاﻧــﺪ در ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ رﯾــﺰي آﻣــﻮزش و ﻧﯿــﻞ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣــﻮزش ﮐﻤــﮏ ﺑﺴــﯿﺎر

ﻣﺆﺛﺮي ﻧﻤﺎﯾﺪ از اﯾﻨﺮو ﺳﻌﯽ دارﯾﻢ ﺷﻤﺎ را ﺑﺎ ﺗﻌﺪادي از روش ﻫﺎي آﻣﻮزش ﻣﻮﺟﻮد آﺷﻨﺎ ﺳﺎزﯾﻢ   .

ﻗﺒﻞ از آﻧﮑﻪ روش ﺧﺎﺻﯽ را ﺑﺮاي آﻣﻮزش اﻧﺘﺨﺎب ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﻮال در ذﻫﻨﺘﺎن ﭘﺎﺳﺦ دﻫﯿﺪ   :

.1 ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.2 ﻣﺪت زﻣﺎن اﺟﺮاي آﻣﻮزش

.3 ﺳﻄﺢ آﮔﺎﻫﯽ و داﻧﺶ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.4 ﺗﺠﻬﯿﺰات آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز

.5 اﻧﺘﻈﺎر ﺷﻤﺎ از ﻣﯿﺰان ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻃﻮل دوره آﻣﻮزش

و ﺑــﻪ ﺧــﺎﻃﺮ داﺷــﺘﻪﺑﺎﺷــﯿﺪ ﮐــﻪ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣــﻮرد اﺳــﺘﻔﺎده ﺑﺎﯾــﺪ ﺑــﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣــﻮزش ﻣــﻮرد ﻧﻈــﺮ در   

اﻧﺘﻘــﺎل داﻧــﺶ ، ﺗﻐﯿﯿــﺮ ﻧﮕــﺮش و ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻋﻤﻠــﯽ و ﻋﻠﻤــﯽ رﻓﺘﺎرﻫــﺎي ﻓﺮاﮔﯿــﺮان     اﻧﺘﺨــﺎب ﺷــﻮد . ﭼﻨﺎﻧﭽــﻪ روش

آﻣﻮزﺷــﯽ ، ﻣﻨﺎﺳــﺐﺑــﺎ دوره ﻣــﻮرد ﻧﻈــﺮ اﻧﺘﺨــﺎب ﺷــﻮد ، ﺷــﻤﺎ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آن دوره دﺳﺘﺮﺳــﯽ ﭘﯿــﺪا ﻣــﯽ ﮐﻨﯿــﺪ و       

ﺗــﺪرﯾﺲ ﻣــﻮﻓﻘﯽ را اﺣﺴــﺎس ﻣــﯽ ﮐﻨﯿــﺪ  . روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺘﺨــﺐﺷــﻤﺎ ﺑﺎﯾــﺪ ﺑــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان اﺟــﺎزه ﺷــﺮﮐﺖ ﻓﻌــﺎل در   

ﮐــﻼس و ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪﻫــﺎي درﺳــﯽ را ﺑﺪﻫــﺪ و ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑﺘﻮاﻧﻨــﺪ ﺑــﺎ اﺑﻌــ   ﺎد ﻓﺮﻫﻨﮕــﯽ ﺟﺎﻣﻌــﻪ اي ﮐــﻪ ﻣــﯽ ﺧﻮاﻫﻨــﺪ در آن  

ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﻨﺪ ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ   .

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﮐـﻪ ذﮐـﺮﺷـﺪ ﻫـﺮ ﯾـﮏ از روش ﻫـﺎي آﻣـﻮزش ﻣـﺎ را در رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ اﻫـﺪاف آﻣﻮزﺷـﯽ ﮐﻤـﮏ ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ و ﺑـﺮ                

اﺳــﺎس اﻧﺘﺨــﺎب اﯾــﻦ روش ﻫــﺎ درﺟــﺎﺗﯽ از ﮐﺴــﺐ داﻧــﺶ ، ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻋ   ﻤﻠــﯽ و رﻓﺘــﺎر و ﻋﻤﻠﮑــﺮد را در ﻓﺮاﮔﯿــﺮان 

اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد . ﺟﺪول زﯾﺮ راﻫﻨﻤﺎي ﺧﻼﺻﻪ ، ﺑﺮاي اﻧﺘﺨﺎب روش آﻣﻮزﺷﯽ در ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .

روش آﻣﻮزﺷﯽ

  داﻧﺶ  ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ  رﻓﺘﺎر و ﻋﻤﻠﮑﺮد 

1  ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ 

2  داﺳﺘﺎن و ﺷﻌﺮ ﮔﻔﺘﻦ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ +  ﻣﺆﺛﺮ + 

3  ﻧﻤﺎﯾﺶ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ+ 

4  ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي

واﻗﻌﯽ 

ﻣﺆﺛﺮ +  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++ 

5  ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ  ﻣﺆﺛﺮ +  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++ 

6  اﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي  ﻣﺆﺛﺮ +  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ 

7  ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ  ﻣﺆﺛﺮ+  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ +  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ -/+ 

8  ﺗﮑﺮار ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻋﻤﻠﯽ

ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮ 

ﻣﺆﺛﺮ +  ﺷﺪﯾﺪاً ﻣﺆﺛﺮ +++  ﻣﺆﺛﺮ + 

9  اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ  ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ -/+  ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺆﺛﺮ ++++ 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

انواع روش هاي آموزشي

ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ   :

اﯾﻦ ﻧﻮع آﻣﻮزش ﺑﺮ اﺳﺎس ﮐﻼم و ﺻﺤﺒﺖ ﻣﺮﺑﯽ ﯾﺎ ﺳﺨﻨﺮان ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ و ﯾﺎدﮔﯿﺮي از ﻃﺮﯾﻖ ﮔﻮش ﮐﺮدن و ﯾﺎدداﺷﺖ

ﺑﺮداﺷﺘﻦ از ﻃﺮف ﻓﺮاﮔﯿﺮ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ ﮔﯿﺮد . ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﯽاﻟﺒﺪاﻫﻪ، ﺣﻔﻆ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ و ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺎ

آﻣﺎدﮔﯽ ﻗﺒﻠﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﺟﺮا اﺳﺖ  . ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ روش در اﻧﺘﻘﺎل اﻃﻼﻋﺎت روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﻣﺮﺑﯽ ﺑﺎﯾﺪ از

اﻃﻼﻋﺎت وﺳﯿﻊ و ﻓﻦﺑﯿﺎن ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ و ﻣﻄﺎﻟﺐ را ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي اراﺋﻪ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﺷﻨﻮﻧﺪﮔﺎن را ﺑﺮ

آورده ﺳﺎزد   .

درﺻﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮي در ﯾﮏ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﭘﯿﺎم ﻫﺎي ﮐﻼﻣﯽ و ﻏﯿﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﺳﺨﻨﺮان ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از   :

زﺑﺎن وﺣﺮﮐﺎت ﺑﺪن (55 %)    ،  ﮐﻠﻤﺎت %) 7(    ،  ﻟﺤﻦ ﺻﺪا (38 %)  

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   : .1 ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﻣﺮﺑﯽ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻫﺪاﯾﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در راﺳﺘﺎي اﻫﺪاف آﻣﻮزﺷﯽ

.2 اراﯾﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ زﯾﺎد در ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎه

.3 آﻣﻮزش ﻓﺮاﮔﯿﺮان زﯾﺎد در ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎه

.4 ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ و ﺳﻮد و زﯾﺎﻧﯽ ﻣﻄﺮح ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش  

.1 ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﮐﻢ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.2 دﺷﻮاري در ﯾﺎدداﺷﺖ ﺑﺮداري و ﺗﻮﺟﻪ و ﮔﻮش دادن ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﻪ ﺳﺨﻨﺮان

.3 ﺧﻤﻮدﮔﯽ و ﺧﻮاب آﻟﻮدﮔﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﮔﺮ ﻣﺮﺑﯽ ﻓﻌﺎل و ﻣﺤﺮك ﻧﺒﺎﺷﺪ

.4 اﯾﻦ روش ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮕﺮش و ﻧﻬﺎﯾﺘﺎً اﯾﺠﺎد رﻓﺘﺎر ﺟﺪﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ

.5 آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ ﮐﻤﺘﺮ وﺟﻮد دارد

.6 دﺷﻮاري در ارزﯾﺎﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در درك و ﻓﻬﻢ ﻣﻄﺎﻟﺐ

.7 ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﻣﺸﮑﻞ در زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﯽ ﻣﻬﺎرت ﮐﻼﻣﯽ ﻣﻮﻓﻖ و ﺟﺬاب ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻧﺤﻮه ارﺗﻘﺎي ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ اﯾﻦ روش   :

.1 ﻣﺤﺪود ﮐﺮدن زﻣﺎن ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ( 20 دﻗﯿﻘﻪ )

.2 ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﻃﺮح ﺳﻮال

.3 ﺑﮑــﺎر ﺑــﺮدن وﺳــﺎﯾﻞ ﮐﻤــﮏ آﻣﻮزﺷــﯽ ﺑــﻪ ﻣﻨﻈــﻮر اﻓــﺰاﯾﺶ ﺣﺎﻓﻈــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان و ﮐﻤــﮏ ﺑــﻪ ﺗﻔﻬــﯿﻢ ﻣﻮﺿــﻮع و     

اﯾﺠﺎد ﻓﻀﺎي ﻣﻄﻠﻮب آﻣﻮزﺷﯽ ( ﻧﻈﯿﺮ اورﻫﺪ ، اﺳﻼﯾﺪ ، راﯾﺎﻧﻪ و ...)

.4 از اﻃﺎﻟﻪ ﮐﻼم ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ و ﻓﻘﻂ ﻧﮑﺎت ﺿﺮوري را اراﯾﻪﮐﻨﯿﺪ و ﻧﮑﺎت ﻣﻬﻢ را ﺗﮑﺮار ﮐﻨﯿﺪ.

.5 ﻣﺜﺎل ﻫﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺰﻧﯿﺪ و از ﮐﻠﻤﺎت ﺳﺎده اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﯿﺪ

.6 در اﺑﺘﺪا و اﻧﺘﻬﺎي ﺟﻠﺴﻪ ، ﺧﻼﺻﻪ اي از ﻣﻮﺿﻮع را ذﮐﺮ ﮐﻨﯿﺪ

.7 در ﺻﻮرت اﻣﮑﺎن اﺟﺎزه ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺪﻫﯿﺪ

.8 ﺑﻠﻨﺪ و واﺿﺢ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ اﺟﺎزه دﻫﯿﺪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﯾﺎدداﺷﺖﺑﺮدارﻧﺪ

.9 ﺑــﺮاي اﻃﻤﯿﻨــﺎن از ﻓﻬــﻢ ﻣﻄﺎﻟــﺐ ﺑــﻪ ﺻــﻮرت ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻧﮕــﺎه ﮐﻨﯿــﺪ و ﺳــﻮاﻻﺗﯽ از آﻧﻬــﺎ ﺑﭙﺮﺳــﯿﺪ   . ﺑــﻪ ﺗــﮏ ﺗــﮏ

اﻓﺮاد ﺣﺎﺿﺮ در ﮐﻼس ﻧﮕﺎه ﮐﻨﯿﺪ .

روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ روش ﮐﺎﻓﯽ و ﺧﻮﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ و ﺑﺎﯾﺪ آن را ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ روش ﻫﺎي آﻣﻮزﺷﯽ اﺳﺘﻔﺎده

ﮐﺮد   .

اﻟﮕﻮرﯾﺘﻢ  اﺟﺮاي روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ   :

آﻣﺎدﮔﯽ

آﻣﺎدﮔﯽ از ﻧﻈﺮ ﺗﺠﮭﯿﺰات

      آﻣﺎدﮔﯽﻋﺎﻃﻔﯽ

آﻣﺎدﮔﯽ از ﻧﻈﺮ زﻣﺎن

اﯾﺠﺎد رواﺑﻂ ﺑﯿﻦﻣﻌﻠﻢ وﻓﺮاﮔﯿﺮاﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي( ﻃﻮﻓﺎن ﻓﮑﺮي ) 

اﯾــﻦ روش ﯾــﮏ ﻧــﻮع ﻓﻌﺎﻟﯿــﺖ ﺳــﺮﯾﻊ اﺳــﺖ ، ﮐــﻪ در ﺟﻤــﻊ آوري ﻧﻈــﺮات ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﻪ ﻣﺮﺑــﯽ ﮐﻤــﮏﻣــﯽ ﮐﻨــﺪ و ﯾــﮏ     

روش ﭘﺮﺗﺤﺮك ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

.1 ﺑﺮﻗﺮاري ارﺗﺒﺎط آزاد ﺑﯿﻦ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.2 اراﯾﻪ ﻧﻈﺮات و ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺟﺪﯾﺪ

.3 ﺑﯿﺎن آزاداﻧﻪ اﻓﮑﺎر

.4 ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻓﮑﺮي ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.5 ﺷﺮﮐﺖ در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي ذﻫﻨﯽ

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش   :

.1 ﺳﺮدرﮔﻤﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز

.2 ﻋﺪم اﺣﺴﺎس اﻣﻨﯿﺖ و راﺣﺘﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.3 اﺗﻼف  وﻗﺖ

.4 ﻋﺪم ﻓﺎﯾﺪه در ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﺗﺤﺼﯿﻼت ﻣﺨﺘﻠﻒ و رﺷﺘﻪﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن

.5 ﺳﺮدرﮔﻤﯽ و ﮔﯿﺠﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ اﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي ﻣﺨﺘﻠﻒ

ﻧﺤﻮه ارﺗﻘﺎي اﯾﻦ روش   :

.1 ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺸﮑﻼت و آﮔﺎه ﮐﺮدن ﮐﺎﻣﻞ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻧﺴﺒﺖﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع

.2 ﻣﺸﺎرﮐﺖ دادن ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺧﻼﺻﻪ ﮔﻮﯾﯽ و ﺗﺸﻮﯾﻖﺑﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎي ﺳﺮﯾﻊ

.3 اﺟﺘﻨﺎب از ارزﯾﺎﺑﯽ ﻓﮑﺮﻫﺎي ﻫﺮ ﻓﺮد

.4 ﻣﻄﻠﻊ ﻧﻤﻮدن ﻓﺮاﮔﯿﺮان از ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮐﻪ ﭘﺲ از ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻧﻈﺮات ﺑﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﮐﻨﻨﺪ

.5 ﺑﮑــﺎر ﺑــﺮدن اﻧــﻮاع ﭼــﺎرت ، ﺗﺼــﺎوﯾﺮ و ﺗﺨﺘــﻪﺳــﯿﺎه و ﮔــﭻ ﺑــﻪ ﻣﻨﻈــﻮر ﺗﻔﻬــﯿﻢ دﺳــﺘﻮرات و ﻧﻈــﺎرت ﺑــﺮ          

ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.6 ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﻧﻈﺮات و ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي ﺗﻔﮑﺮات و ﺑﺴﻂ و ﮔﺴﺘﺮش ﻧﺘﺎﯾﺞ

.7 ﭼﯿﺪﻣﺎن ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﺗﺠﻬﯿﺰات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

پژوهش هاي روزآمد براي معاصر سازي سخنراني ها


ايراد سخنراني موفق هميشه با انجام پژوهشي دقيق پيرامون موضوع سخنراني همراه است . اين مهم به ابتكار و كارسخت نياز دارد و مي تواند وقت گير باشد . زمان كافي براي پژوهش خود اختصاص داده و به هر تعداد منبع كه ممكن است ، از بريده هاي روزنامه ها تا اينترنت ، مراجعه و جستجو كنيد .

منابع را پيدا كنيد

نقطه شروع خوب براي پژوهش ، مطالعه يكي از كتاب هاي معتبر مربوط به موضوع سخنراني و نگاه به كتابنامه آن مي باشد و از آن مسير ، شما بايد بتوانيد شمارزيادي مرجع مربوط به موضوع و محتواي سخنراني خودرا بيابيد .

مطلب را جستجو كنيد

درآغاز پژوهش خود ، زمان كافي را براي توجه كامل به مزايا و معايب هر منبع اطلاعاتي كه مايل به استفاده از آن هستيد ، اختصاص دهيد . در مورد آنچه اميدداريد از هر منبع پيدا كنيد ، واقع بين باشيد و در مورد بهترين شيوه استفاده از اطلاعات در سخنراني خود فكر كنيد . هميشه از تماس هاي شخصي جهت مشورت براي هرگونه راهنمائي استفاده كنيد . هيچ چيز نا اميد كننده تر از اين نيست كه روزهارا در يك كتابخانه بگذرانيد فقط براي اين كه پيدا كنيد دوست دوستتان ، بزرگ ترين متخصص معاصر در زمينه موضوع مورد نظر براي سخنراني شماست .

وقتي تحقيق خودرا شروع مي كنيد ، سه يا چهار نكته عمده را درذهن داشته باشيد . همين كه مطلبي مربوط به سخنراني خود پيدا كرديد ، آن را در پوشه هاي جداگانه براي هر نكته عمده سازماندهي كنيد تا جائي كه به اندازه كافي براي غني كردن سخنراني و ارئه مطالبي پر محتوا ، نكته هاي ارزنده در اختيار داشته باشيد .

پژوهش هاي خودرا روز آمد و معاصر سازي كنيد

به هنگام آغاز پژوهش ، به تمام جوانب بينديشيد و در مورد زمينه هاي جديد تحقيق براي روح بخشيدن به سخنراني خود جستجو كنيد . به كتاب ها ، مجله ها ، نشريات و روزنامه هاي خاك گرفته قديمي ، اعتماد نكنيد . به دنبال منابع و مراجع جديد در محيط اينترنت جهت جمع آوري تازه ترين اطلاعات در زمينه موضوع سخنراني خود باشيد . اگر سخنراني شما با اقتباس از منابع مختلف و معتبر به نظر بيشتر نوآورانه باشد تا سرهم كردن اطلاعات قديمي ، در نظر مخاطبان ، جذاب تر خواهد بود . با فراهم سازي اطلاعات دست اول و قابل اعتماد و اساسي براي سخنراي و استفاده از تصاوير مناسب و مربوط ، به مخاطبان خود اين حس را القا كنيد كه به آن ها اطلاعات جديد مي دهيد .

پايگاه هاي مختلف در اينترنت را جستجو كنيد

هر سايت شبكه در اينترنت اطلاعات زيادي دارد كه مي تواند بررسي شود ، ذخيره شود يا چاپ شود و به عنوان مطلب مرجع استفاده شود . يكي از عمده ترين مزاياي اين نوع پژوهش كه سايت هاي شبكه اطلاعاتي دارند در مقايسه با همان اطلاعات چاپ شده اين است كه آن ها مرتبا به روز رساني مي شوند .

از وقت خود ، خوب استفاده كنيد

مهم است كه بسيار سريع تصميم بگيريد پايگاه خاصي كه براي پژوهش انتخاب كرده ايد ، ارزش پيگيري دارد يا خير ؟ وقتي شروع به پيدا كردن اطلاعات مربوطه كرديد ، به منبع آن و نكات مهم آن توجه كنيد . آيا اين مطلب جديدترين مطلب در زمينه موضوع و محتواي سخنراني شماست ؟ آيا اطلاعات صحيح است ؟ آيا به شما ، مسيرهاي جديد و بهتر يا حيطه هاي غني تر ي از تحقيق را معرفي مي كند ؟ فقط روي مطالبي كه ملاك پژوهش شمارا تأمين مي كند ، اصرار داشته باشيد .

از تكنولوژي روز استفاده كنيد

اينترنت يك كتابخانه الكترونيكي بين المللي را مستقيم به روي ميز شما مي آورد . كلمات كليدي خودرا براي تحقيق پيرامون مطلب مرجع مربوطه از محدوده غيرعادي اطلاعات دردسترس در اينترنت به خوبي انتخاب نمائيد . سايت هاي جديد روزانه اضافه مي شوند . هرچه كلمات كليدي شما مشخص تر باشند ، شانس بيشتري جهت يافتن اطلاعات مورد نيازتان در طول زماني مناسب داريد . بسياري از مطالب را روي وسائل اطلاعاتي رايانه دخيره كنيدكه يا مي تواند به عنوان بسته هاي نرم افزاري آماده خريداري شوند يا براي اهداف شما بطور مشخص ، طراحي شوند .

يادتان باشد كه ...

- وقتي مطلبتان را جستجو مي كنيد ، هدف هاي عيني مهم خودرا در دهن داشته باشيد .

- منابع متفاوتي را امتحان و بررسي كنيد تا مطمئن شويد آنچه يافته ايد مطمئن ترين است .

- يك منبع خوب را فقط به دليل اين كه اطلاعاتش فورا در دسترس شما نيست ، ناديده نگيريد .

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
انواع روش هاي آموزشي

ﻧﻤﺎﯾﺶ و اﺟﺮاي ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ

( Demonstration )

اﯾــﻦ روش در واﻗــﻊﻧــﻮﻋﯽ ﺗﻤــﺮﯾﻦ ﻣﻬــﺎرت ﻋﻤﻠــﯽ اﺳــﺖ ﮐــﻪ ﺑــﻪ وﺳــﯿﻠﻪ ﺷــﺨﺺ ﻣﺮﺑــﯽ ﻧﺸــﺎن داده ﻣــﯽﺷــﻮد ، ﻣﺮﺑــﯽ

ﺑﺎﯾـﺪ ﻗﺒــﻞ از اﺟــﺮاي ﻧﻤـﺎﯾﺶ ﺗﺠﻬﯿــﺰات ﻻزم را ﺗــﺪارك دﯾــﺪه ﺑﺎﺷـﺪ و ﺑــﻪ ﻋﻨــﻮان ﯾــﮏ ﻣﺮﺑـﯽ آﻣــﺎده ، ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻻزم

ﻋﻤــﻞ را ﻣــﺮور و اﺟــﺮا ﻧﻤﺎﯾــﺪ . ( ﻣﺎﻧﻨــﺪ ﻧﻤــﺎﯾﺶ اﺣﯿــﺎء ﻗﻠﺒــﯽ – رﯾــﻮي ) ﻏﺎﻟﺒــﺎً ﭘــﺲ از اﯾﻨﮑــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان داﻧــﺶ و ﺗﺌــﻮري

ﻫــﺎي ﻻزم را آﻣﻮﺧﺘﻨــﺪ ، ﺧﻮاﻫﻨــﺪ ﺗﻮاﻧﺴــﺖ ﺑــﺮاي ﯾــﺎدﮔﯿﺮي ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻋﻤــﻞ آﻣــﺎده ﺷــﻮﻧﺪ . ﭘــﺲ ﺑﺎﯾــﺪ اﺑﺘــﺪا داﻧــﺶ

ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﻮد ﺗﺎ ﻣﺮﺑﯽﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ را ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﯾﺎد دﻫﺪ .

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش

.1 ﯾﺎدﮔﯿﺮي آﺳﺎن و ﻋﯿﻨﯽ و ﻣﺼﻮر

.2 ﻟﻤﺲ واﻗﻌﯿﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮ و درك ﺣﻘﯿﻘﯽ

.3 اﻣﮑﺎن ارزﺷﯿﺎﺑﯽ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.4 اﻣﮑﺎن ﺗﮑﺮار و ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.5 اﯾﺠﺎد ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺷﺮﮐﺖ در ﯾﺎدﮔﯿﺮي

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش

.1 وﻗﺖ ﮔﯿﺮ اﺳﺖ

.2 ﻋﺪم درك ﺻﺤﯿﺢ ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﺑﺮداﺷﺖ ﻏﻠﻂ

.3 اﺣﺘﻤﺎل ﯾﺎدﮔﯿﺮي اﺷﺘﺒﺎه در ﺻﻮرت اﺟﺮاي ﻏﯿﺮ اﺻﻮﻟﯽ و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺑﯽ

.4 اﮔﺮ ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاﮔﯿﺮان زﯾﺎد ﺑﺎﺷﻨﺪ اﺣﺘﻤﺎل روﯾﺖ دﻗﯿﻖﻧﻤﺎﯾﺶ ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ ﻣﻬﯿﺎ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ

.5 ﻓﺮاﮔﯿﺮ ارﺗﺒﺎط ﺑﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺶ و اﻫﺪاف ﯾﺎدﮔﯿﺮي را درك ﻧﮑﻨﺪ

ﻧﺤﻮه ارﺗﻘﺎي اﯾﻦ روش

.1 آﻣﺎدﮔﯽ ﮐﺎﻣﻞ ﻗﺒﻠﯽ در ﻣﺮﺑﯽ

.2 وﺟﻮد ﺗﺠﻬﯿﺰات ﮐﺎﻓﯽ و ﻻزم

.3 وﺟﻮد ﻓﻀﺎي ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮاي ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﯽ و ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ رﺳﺎﻧﺪن ﺷﻠﻮﻏﯽ و ﺳﺮ و ﺻﺪا

.4 اﻣﮑﺎن ﻣﺸﺎﻫﺪه آﺳﺎن ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.5 اراﯾﻪ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻋﻠﻤﯽ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻋﻤﻠﯽ ﺗﻮﺳﻂﻣﺮﺑﯽ

.6 ﺗﻔﮑﯿﮏ ﻣﺮاﺣﻞ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﯽ و ﺷﺮح آن

.7 اﻣﮑﺎن ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﻤﺎﯾﺶ از زواﯾﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ

.8 اراﯾﻪ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﯾﮑﺒﺎر ﺑﺎ ﺗﻮﺿﯿﺢ و ﯾﮑﺒﺎر ﺑﺪون وﻗﻔﻪ و ﺑﺪون ﺗﻮﺿﯿﺢ .9 اﺟﺮاي آﻫﺴﺘﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ ﭘﯿﭽﯿﺪه

10. اﺟﺎزه اﺟﺮاي ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﺮ ﯾﮏ از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺮاي ﻣﺮﺑﯽ و راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺑﯽ

11. وﻗﺖ ﮐـﺎﻓﯽ ﺑـﺮاي ﺗﻤـﺮﯾﻦ ﺑﺪﻫﯿـﺪ . ﻫﻤﯿﺸـﻪ ﻣـﺪت زﻣـﺎن ﺑﯿﺸـﺘﺮي ﺑـﺮاي روش ﻧﻤـﺎﯾﺶﻋﻤﻠـﯽ و ﺗﻤـﺮﯾﻦ در ﻧﻈـﺮ

ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ .

12. وﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺮدﻧﺪ ، ﺧﻼﺻﻪ اي از ﻣﺮاﺣﻞ را ﻣﺠﺪداً ﺑﯿﺎن و ﻣﺮور ﮐﻨﯿﺪ.

ﻣﺜﺎل :

اراﯾﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎي اوﻟﯿﻪ و اﺟﺮاي CPR ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺑﯽ در ﮐﻼس

اﻟﻒ - اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ و اﻃﻼﻋﺎت

ب – ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ

ج – اﺟﺮا و ﻧﻤﺎﯾﺶﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺑﯽ

د – ﺗﻤﺮﯾﻦ و اﺟﺮا ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮداﺷﺘﻪﺑﺎﺷﯿﺪ :

ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺮدن ﺗﻨﻬﺎﺷﺮط ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﻧﯿﺴﺖ ، اﻣﺎ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺎﻣﻞ و درﺳﺖ ، داﻧﺶ را ﮐﺎﻣﻞ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از : ( ﺗﻮﺻﯿﻒ ، ﻧﻤﺎﯾﺶ و ﺗﻤﺮﯾﻦ )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۲:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 انواع روش هاي آموزشي

  ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ 

در اﯾــﻦ روش ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﯿﺶ از ﻣﺮﺑــﯽ ﺻــﺤﺒﺖ ﻣــﯽ ﮐﻨﻨــﺪ، اﻏﻠــﺐ ﺧــﻮب اﺳــﺖ ﮐــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان        ﺑﺼــﻮرت ﮔﺮوﻫــﯽ 

ﻣﺒﺎﺣﺜــﻪ ﮐﻨﻨــﺪ.اﯾﻨﮕﻮﻧــﻪﻣﺒﺎﺣﺜــﺎت را ﻣﯿﺘــﻮان در ﮔﺮوﻫﻬــﺎي ﮐﻮﭼــﮏ وﯾــﺎ ﺑــﺰرگ رﻫﺒــﺮي ﻧﻤــﻮد و ﺑــﻪ    2 ﺻــﻮرت اﻧﺠــﺎم

ﻣﯽ ﺷﻮد   .

.1 ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ در ﮔﺮوه ﮐﻮﭼﮏ

.2 ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ در ﮔﺮوه ﻫﺎي ﺑﺰرگ

ﯾــﮏ ﻣﺒﺎﺣﺜــﻪ در ﮔــﺮوه ﮐﻮﭼــﮏ ﯾــﺎ ﺑــﺰرگ  اﯾــﻦ اﻣﮑــﺎن راﺑــﻪﻫــﺮ ﯾــﮏ از ﻓﺮاﮔﯿــﺮان  ﻣــﯽ دﻫــﺪ ﮐــﻪ از ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ درﺳــﯽ 

ﺑﺮداﺷــﺖ ﻣﺸﺨﺼــﯽ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﺪ.ﻣﺮﺑــﯽ ﺑﺎﯾــﺪ در ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ ﻣﺪاﺧﻠــﻪ و ﺷــﺮﮐﺖ ﻧﻤــﻮده وﺑﺤــﺚ را ﺑﺎﺗﺴــﻬﯿﻼﺗﯽﮐــﻪ اﯾﺠــﺎد 

ﻣﯿﮑﻨﺪ آﺳﺎﻧﺘﺮ ورواﻧﺘـﺮﮐـﺮده وآﻧـﺮا ﻫـﺪاﯾﺖ ﮐﻨـﺪ و ﻣﺮاﻗـﺐ ﺑﺎﺷـﺪ ﺗـﺎ ﺑﺤـﺚ از ﻣﺴـﯿﺮ ﺧـﻮد ﺧـﺎرج ﻧﺸـﻮد              .ﻏﺎﻟﺒـﺎ در اﯾـﻦ  

روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﺑــﺮاي ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻓﺮﺻــﺘﯽ ﻓــﺮاﻫﻢ ﻣﯿﺸــﻮد ﺗــﺎ دﯾــﺪﮔﺎﻫﻬﺎ و ﻧﻘﻄــﻪ ﻧﻈــﺮات ﺷﺨﺼــ    ﯽ ﺧــﻮد را وﺳــﻌﺖ

داده وﺑﺎ ﻣﺮﺑﯽ و ﺳﺎﯾﺮ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ارﺗﺒﺎط ﻣﻮﺛﺮ ﺑﺮﻗﺮار ﮐﻨﺪ   .

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

 اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻄﺎﻟﺐ آﻣﻮزﺷﯽ زﯾﺎد در زﻣﺎن ﮐﻢ 

 ﺑﺮوز ﻧﻈﺮات و اﯾﺪه ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪ و ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻓﮑﺮي و اﻣﺘﺤﺎن ﻋﻘﺎﯾﺪ  

 ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﻌﺎﻻﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮي 

 ارﺗﻘﺎئ ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎي ﺑﺮﻗﺮاري ارﺗﺒﺎط و ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎي ﮐﻼﻣﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان 

 ﺗﺜﺒﯿﺖ داﻧﺶ در ذﻫﻦ ﻓﺮاﮔﯿﺮان  ﺑﻮاﺳﻄﻪﺗﮑﺮار وﻣﺪاﺧﻠﻪ در ﻣﻮﺿﻮع درﺳﯽ 

معايب اﯾﻦ روش  :

 ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ وﻗﺖ ﮔﯿﺮ ﺷﻮد 

 ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ  ﺑﺪون ﻧﻈﺎرت، ﻫﺪاﯾﺖ وراﻫﻨﻤﺎﯾﯽﻣﺮﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان از ﺑﺤﺚ وﻣﻮﺿﻮع ﺧﺎرج ﺷﻮﻧﺪ  

 ﺑﺮﺧﯽ از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺨﺼﻮص ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ در ﺑﺤﺚ ﺷﺮﮐﺖ ﻧﮑﻨﻨﺪ  

 ﺑﺮﺗﺮي ﯾﺎﺑﯽ ﺑﺮﺧﯽ از اﻓﺮاد ﮔﺮوه 

ﮐﺎر ﮔﺮوﻫﯽ: ﺗﺼـﻮر ﮐﻨﯿـﺪ ﻗﺼـﺪ دار   ﯾـﺪ  ﺑـﺮاي  اﻧﺠـﺎم ﮐـﺎري ودﺳـﺘﯿﺎﺑﯽ   ﺑـﻪ ﻫـﺪف ﻣﺸﺨﺼـ   ﯽ  ﺑـﻪﻣﺤـﻞ   ﻣـﻮرد ﻧﻈـﺮ  

ﺑﺮوﯾﺪ  ، ﺑـﺎﻟﻄﺒﻊ ﺑـﺮاي رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ آن ﻣﺤـﻞ راﻫﻬـﺎ وروﺷـﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔـﯽ وﺟـﻮد دارد          ﮐـﻪ ﮔﺮﭼـﻪ   ﻫـﺮ ﯾـﮏ ﺑـﻪ ﻧﻮﺑـﻪ ﺧـﻮد     

ﻣﺤﺎﺳﻦ وﻣﻌﺎﯾﺒﯽ دارد وﻟـﯽ ﻣﺠﻤـﻮع آﻧﻬـﺎ ﺷـﻤﺎ ر   ا ﺑـﻪ ﻫـﺪﻓﺘﺎن ﻣـﯽ رﺳـﺎﻧﺪ    . ﺑـﺎ  اﯾـﻦ روﯾﮑـﺮد ﺑـﺮاي ﻫـﺮ ﯾـﮏ از ﻣﺒﺎﺣـﺚ       

ﮐﺘــﺎب (ﺑﺴــﯿﺠﯽ اﻟﮕــﻮي زﻧــﺪﮔﯽ ﺳــﺎﻟﻢ } ﺑــﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣﻮزﺷــﯽ ﮐــﻪ ﺑــﺮاي آن ﺗﻌﯿــﯿﻦﺷــﺪه اﺳــﺖ در ﻣــﻮرد   

روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐﺑﺤــﺚ ﻧﻤــﻮده  و ﻣﺤﺎﺳــﻦ و ﻣﻌﺎﯾــﺐ ﻫــﺮ روش را در ﮔــﺮوه ﺑﺮرﺳــﯽ ودر ﺟﻤــﻊ ﺑﻨــﺪي          

روﺷﻬﺎي ﺗﻠﻔﯿﻘﯽ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ وﺗﻮاﻓﻖ ﮔﺮوه را ارﺋﻪ ﮐﻨﯿﺪ   .  

ﻣﻄﻠﻮب ﺗﺮﯾﻦ

ﻣﺎﻣﻮرﯾﺖ ﻣﻤﮑﻦ

در ﻣﺤﯿﻂ ﻓﻌﻠﯽ

اﺳﺘﺮاﺗﺰي   ﻫﺎ رﺳﺎﻟﺖ

اﻫﺪاف اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ

دورﻧﻤﺎ 

دوﺳﺖ دارﯾﻢ اﯾﻦ

ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﻣﺤﻮر زﻣﺎن

ﻣﺤﯿﻂ دروﻧﯽ

ﻣﺤﯿﻂ ﺑﯿﺮوﻧﯽ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 انواع روش هاي آموزشي

روش اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ  :           «   Role  Playing   »

         اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ ، ﻧﻮﻋﯽ روش آﻣﻮزﺷﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﻼت و ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ درآن ﻋﻨﻮان ﻣﯽ ﺷﻮد و ﻣـﻮرد ﺑﺤـﺚ و ﺑﺮرﺳـﯽ   

ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﺒﻬﻢ و ﺳﻮال ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ ﺑﺎﺷﺪ . دراﯾﻦ روش ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻧﻘﺶ را اﯾﻔـﺎء ﻣـﯽ ﮐﻨﻨـﺪ   

درﺣﺎﻟﯿﮑﻪ در روش ﻧﻤﺎﯾﺶ و اﺟـﺮاي ﺗﻤـﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠـﯽ ﻣﺮﺑـﯽ ﻧﻘـﺶ را اﯾﻔـﺎء ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ         . ( ﺗﻔـﺎوت  Demonstration و  Role

   . ( playing

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

 ﻣﺮﺑﯽ ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ از ﻗﺪرت ﻋﻤﻠﮑﺮد و ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه،آﮔﺎﻫﯽﭘﯿﺪا  ﮐﻨﺪ.

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ واﻗﻌﯿﺖ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﯿﺸﺘﺮي درزﻣﺎن ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ  واﻗﻌﯿﺖ ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﯾﺎد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ واﮐﻨﺶ ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ وﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻄﻮر ﻣﺴﺘﻘﻞ ﮐﺎرﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮي ﻗﻮاﻋﺪ و ﻧﻘﺶ ﺧﻮد ﻣﺘﮑﯽﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ .

 اﯾﻦ روش ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺪاوم ﻋﻼﻗﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﻪ ﺣﻀﻮر در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد .

 اﯾﻦ روش ﻣﻮﺟﺐ اﯾﺠﺎد ﺣﺲ ﻫﻤﮑﺎري و ارﺗﺒﺎط و و اﮐﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﯿﺎن ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﯽﺷﻮد .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻓﺮﺻﺖ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺼﻮرات و ﺑﺮوز ﺗﻔﮑﺮات و ﺧﻼﻗﯿﺖ را ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .

    ﻣﻌﺎﯾ  ﺐ اﯾﻦ روش  :

اﮔﺮﻓﺮاﮔﯿﺮ ﻧﺘﻮاﻧﺪ  ﻧﻘﺶ ﺧﻮد را ﺧﻮب اﯾﻔﺎ ﮐﻨﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺮ ﻣﺴﺎوي و از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ وي ﻣﯽ ﺷﻮد .

ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﯾﻦ روش را ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽﻧﮕﺎه ﮐﻨﻨﺪ و آن را ﺟﺪي ﻧﮕﯿﺮﻧـﺪ و اﺛـﺮ ﯾـﺎدﮔﯿﺮي ﮐﻤـﯽ داﺷـﺘﻪ     

ﺑﺎﺷﺪ .

وﻗﺖ زﯾﺎدي ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و ﺑﺎﻋﺚ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪن ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد

اﮔﺮ ﺗﻤﺮﮐﺰ روي روش ﻫﺎي اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰﺷﻮد ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﻫـﺪاف آﻣﻮزﺷـﯽ را ﺗﺤـﺖ اﻟﺸـﻌﺎع ﻗـﺮار دﻫـﺪ و از      

اﻫﺪاف دور ﺷﻮﯾﺪ .

ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻓﺮﺻﺖ اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ و ﺷﺮﮐﺖ در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ را ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

   اﻓﺰاﯾﺶﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ اﯾﻦ روش  :

 راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ و آﻣﻮزﺷﻬﺎي ﻻزم ﺑﻪ ﻃﻮر واﺿﺢ و ﺷﻔﺎف اراﺋﻪ ﺷﻮد

 اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﻄﻮر داوﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ .

 ﻫﺪف از اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ ﺑﯿﺎن ﺷﻮد و آرام ﺳﺎزي ذﻫﻨﯽ ﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﯾﺠﺎد ﺷﻮد .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان  ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ارﺗﺒﺎط ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ آﮔﺎه و ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

 زﻣﺎن ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮاي اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ داده ﺷﻮد . روي ﻧﮑﺎت آﻣﻮزﺷﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻮده و آﻧﻬﺎ را ﭘﺮرﻧﮓ ﺗﺮ ﻧﻤﺎﯾﺶ دﻫﻨﺪ .

 ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت اﯾﻔﺎء ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﻘﺶ ﭘﺲ از اﺟﺮا ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ وﺑﺤﺚ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد .

 از ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت اﯾﻔﺎﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﻘﺶ  ﺑﺎز ﺧﻮرد (ﻓﯿﺪﺑﮏ ) ﺗﻬﯿﻪ ﺷﻮد و ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد   .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 انواع روش هاي آموزشي

ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ  : 

دراﯾﻦ روش ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻗﺎدر ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎي ﺣﻘﯿﻘﯽ را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ و از ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﺎ آن آﺷﻨﺎ ﺷـﻮﻧﺪ و آﻧـﺮا ﺗﺠﺮﺑـﻪ   

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل اﻋﺰام راﻫﯿﺎن ﻧﻮرﺑﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺟﻨﮕﯽ و ﻣﺸﺎﻫﺪه آﺛﺎر و ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه از  8 ﺳـﺎل دﻓـﺎع ﻣﻘـﺪس ﮐـﻪ    

اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ آﻧﻬﺎ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﯾﻞ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس آﺷﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و اﻃﻼﻋﺎت و داﻧﺴﺘﻪ ﻫﺎي آﻧﻬﺎ ﺑﻄﻮر ﻋﯿﻨﯽ ﻣﺮور ﻣﯽﺷـﻮد و 

آﻧﻬﺎ را درك ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ   .

ﻫﻤﯿﺸﻪ از ارﺗﺒﺎط ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت و آﻣﻮﺧﺘﻪ ﻫﺎي ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻃﻤﯿﻨﺎن ﺣﺎﺻﻞ ﮐﻨﯿﺪ و از ﻓﺮاﮔﯿـﺮان 

اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪﺑﻌﺪاً ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﮑﺎر ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ . ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻓﺮﺻﺖ ﮐﺴﺐ ﺗﺠﺮﺑﯿـﺎت ﻓﺮاواﻧـﯽ از  

زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ دﻫﺪ و ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ اﻃﻼﻋﺎت ﺧﻮﺑﯽ ﺟﻤﻊ آوري ﻧﻤﻮده و ﺑﺎ ﺗﻠﻔﯿﻖ و اﻧﻄﺒﺎق اﯾﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺎ داﻧﺶ ﻗﺒﻠـﯽ ، ﺑـ  ﻪ

درك واﻗﻌﯽ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺮﺳﻨﺪ   .

 

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

اﯾﺠﺎد اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﻻ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان

روﯾﺎروﯾﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﻣﺮدم و واﻗﻌﯿﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ

اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ و اﯾﺠﺎد ﻧﮕﺮش ﻋﻤﯿﻖ و ﺑﺮوز رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب

ﺗﻤﺎس ﻧﺰدﯾﮏ و ﻣﻠﻤﻮس ﺑﺎ واﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎ

ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ و ﮐﺎر ﮐﺮدن اﻧﺲ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ و ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﺧﻮد را وﺳﻌﺖ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪ .

اﯾﺠﺎد ﺗﺸﻮﯾﻖ و ﻋﻼﻗﻪ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ درس و ﺗﺤﺮﯾﮏ و ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪي در ﭘﺬﯾﺮش ﺑﯿﺸﺘﺮ داﻧﺶ و اﻃﻼﻋﺎت

اﻓﺰاﯾﺶ درك و ﻓﻬﻢ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﺸﮑﻼت و ﻣﺴﺎﯾﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش :

 گاهي اﻣﮑﺎن ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ وﺟﻮد ﻧﺪارد .

 ﺗﺮﺗﯿﺐ دادن ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ وﻗﺖ ﮔﯿﺮ و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑـﺮ اﺳـﺖ و ﻣﺸـﮑﻼت زﯾـﺎدي ﻣـﻦ ﺟﻤﻠـﻪ ﻫﻤـﺎﻫﻨﮕﯽ،  ﻫﻤﮑـﺎري        

وﻣﺮاﻗﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارد .

 ﺑﻪ ﻋﻠﺖ آزادي اﯾﻦ روش ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان آن را ﺟﺪي ﻧﮕﯿﺮﻧﺪ .

 ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﮐﻤﯽ را ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺮد .

 دﺷﻮاري در ﻧﻘﻞ و اﻧﺘﻘﺎل

 ﺑﺎزدﯾﺪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻧﺘﻈﺎرات زﯾﺎدي را در ﻣﺮدم آن ﻣﻨﻄﻘﻪ اﯾﺠﺎد ﮐﻨﺪ

 دﺷﻮاري اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط ﻣﯿﺎن اﻫﺪاف آﻣﻮزش و ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﺣﺎﺻﻠﻪ در ﺻﺤﻨﻪ  ﻋﺪم ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﯽ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﻣﻨﺎﺳـﺐ ﻣـﯽ ﺗﻮاﻧـﺪ ﻣﻮﺟـﺐ اﺗـﻼف وﻗـﺖ،  ﺳـﺮﺧﻮردﮔﯽﻓﺮاﮔﯿـﺮان و ﺧﺴـﺘﮕﯽ و         

دﻟﺰدﮔﯽ از آﻣﻮزش ﺷﻮد .

 ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ و ﻣﺮدم ﺣﺎﺿﺮ در ﺻﺤﻨﻪ و ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎ و ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ را ﻣﻄﺮح ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻫﺪاف آﻣـﻮزش 

و ﺟﺎﻣﻌﻪ ارﺗﺒﺎط ﻧﺪاﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ و ﻣﻮﺟﺐ اﻧﺤﺮاف ﻣﺴﯿﺮ آﻣﻮزش ﺷﻮد .

اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزي اﯾﻦ روش :

 ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺮاي ﺑﺎزدﯾﺪﻫﺎ و ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل ﻣﺮﺑﯿﺎن و ﮐﻤﮏ ﻣﺮﺑﯿﺎن

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان را در ﺧﻼل ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ، ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﺮدن روش ﻫﺎي دﯾﮕﺮ آﻣﻮزﺷﯽﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﯿﺪ .

 اﻫﺪاف ﺑﺎزدﯾﺪﻫﺎ ﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ روﺷﻦ ﺷﻮد .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان را ﺑﺮاي ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﺑﺎزدﯾﺪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽﭘﯿﺶ ﻣﯽ آﯾﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ .

 اﻓﺮاد ﮐﻪ در ﺻﺤﻨﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ( ﻣﺮدم  ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ، راﻫﻨﻤﺎﻫﺎ )  را ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﯿـﺪﮐـﻪ ﻓﺮاﮔﯿـﺮان را در ﺟﻤـﻊ آوري    

اﻃﻼﻋﺎت ﮐﻤﮏ ﮐﺮده و ﺑﻪ ﺳﻮاﻻت آﻧﻬﺎ ﺑﻪ روﺷﻨﯽ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪ .

 دﯾﺪار ﻣﺠﺪد از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﭘﯿﮕﯿﺮي ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي وﯾﮋه اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮ ﺑﺎﺷﺪ .

 ﺧﻼﺻﻪ ﻫﺎﯾﯽ از ﺑﺎزدﯾﺪ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﯿﻦ ادراﮐﺎت و ﯾﺎﻓﺘﻪﻫـﺎي ﺧـﻮد ﺑـﺎ اﻫـﺪ    اف آﻣﻮزﺷـﯽ راﺑﻄـﻪ  

ﺑﺮﻗﺮار ﮐﻨﻨﺪ .

 ﻗﺒﻞ از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺮوﯾﺪ ، ﻧﻘﺸﻪ ﻣﺤﻞ ﻣﺰﺑﻮر و ﻋﮑﺲ  و ﻓﯿﻠﻢ  ( ﺧﺼﻮﺻﺎً ﺗﺼﺎوﯾﺮ ﻫﻮاﯾﯽ ) ﺗﻬﯿـﻪ ﮐﻨﯿـﺪ و ﺑـﺮاي   

ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﭘﺨﺶ ﮐﻨﯿﺪ و ﯾﺎ ﺟﺮﯾﺎن ﺣﺎدﺛﻪ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺼﺎوﯾﺮ ﺑﺮاي آﻧﻬﺎ ﻧﻤﺎﯾﺶ دﻫﯿـﺪ و ﻣﺴـﯿﺮﺣﺮﮐـﺖ   

ذﻫﻨﯽ آن ﻫﺎ را ﮐﺎﻣﻼً ﻫﺪاﯾﺖ و رﻫﺒﺮي ﮐﻨﯿﺪ .

 درﺑﺎره آﻧﭽﻪ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده و آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان اﻧﺠﺎم داد ، ﭘﺲ از ﻣﺮاﺟﻌﺖ از ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺻﺤﻨﻪ ﺑﺎزدﯾﺪ ﺷﺪه ، ﺻـﺤﺒﺖ 

ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ و از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺨﻮاﻫﯿﺪ راه ﺣﻞ اراﺋﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموز