مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20468
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 51
همه : 4348950

چگونه با فرزندمان درباره مواد مخدر حرف بزنيم؟
 
ترجمه: دكتر ريحانه مرتضي‌زاده
 
تقريبا همه پدر و مادرها مي‌دانند كه فرزندان آنها براي مبتلا نشدن به بيماري‌هاي عفوني و خطرناك بايد واكسن بزنند. اما اكثر اين والدين نمي‌دانند كه اگر در سنين كودكي با فرزندان خود در مورد مواد مخدر صحبت كنند، كاري درست شبيه به واكسن‌ زدن عليه اعتياد انجام داده‌اند. كودكاني كه پدر و مادرشان هيچ‌وقت در مورد چنين مسايلي اطلاعات كافي به آنها نمي‌دهند، در نوجواني دچار مشكلات بيشتري نسبت به بقيه خواهند شد. چنين نوجواناني در اولين برخوردها با مواد مخدر، ترديدها و سوالات بي‌شماري پيدا مي‌كنند اما چون قبلا چنين صحبت‌هايي بين آنها و والدين‌شان رد و بدل نشده باز هم نمي‌توانند خيلي راحت با والدين خود در اين مورد حرف بزنند. بنابراين اكثر اين نوجوانان جواب سوالات خود را جاي ديگري جست‌و‌جو مي‌كنند و ممكن است هر نوع جواب و نتيجه‌اي هم به دست‌ آورند. اگر شما جزو والديني هستيد كه قصد دارند فرزند خود را عليه اعتياد واكسينه كنند، بهتر است بدانيد روش صحبت كردن و نوع جملات براي همه سنين يكي نيست و اين روش بسته به سن فرزند شما فرق مي‌كند.
 سنين پيش از دبستان
 صحبت كردن هدفمند با كودكان زير 7 سال، ابتكار عمل فوق‌العاده‌اي مي‌خواهد. هميشه بايد هوشيار باشيد و به محض اينكه زمينه‌اي ايجاد شد، نهايت استفاده را از آن ببريد. به عنوان نمونه وقتي فرزندتان مريض شده و قرص آنتي‌بيوتيك يا تب‌بر به او مي‌دهيد يكي از بهترين موقعيت‌هاست. مي‌توانيد براي فرزند خود توضيح دهيد كه هر دارويي به دليل اثر خوب و مفيد آن ساخته شده ولي اگر از همين دارو در جايي نامناسب و به شكلي غيرطبيعي استفاده شود آثار وحشتناكي دارد. ذهن بچه‌ها در اين سن آماده آموختن و به خاطر سپردن است. حتي مي‌توانيد با الهام گرفتن از شخصيت‌هاي كارتوني معروف اين بحث‌ها را آغاز كنيد. مثلا وقتي در يك كارتون كسي سيگار مي‌كشد رشته‌كلام را به دست بگيريد و در مورد اينكه سيگار و موادمخدر، انسان را زشت و بيمار مي‌كند، صحبت كنيد. البته چند نكته مهم را هميشه به خاطر داشته باشيد؛ اول اينكه با لحني ملايم حرف بزنيد و كلماتي به كار ببريد كه كودك معني آنها را بفهمد. علاوه بر آن هميشه آثار منفي مواد مخدر را خيلي واضح و كامل براي فرزند خود توضيح دهيد. مثلا امكان بروز افسردگي يا توهم، احتمال مرگ به دليل مصرف غيرقابل كنترل مواد يا بروز انواع مشكلات جسمي و خانوادگي. يادتان باشد همه اين حقايق را بگوييد ولي به زبان بچه‌ها.
 8 تا 12 سالگي
 اگر فرزندي در اين گروه سني داريد، مي‌توانيد هر بار پس از توضيحات خود، نظر او را هم در اين مورد بپرسيد. البته وقتي جواب او را شنيديد نبايد فورا شروع به قضاوت كنيد. چون اين كار شما باعث مي‌شود فرزندتان در نوبت‌هاي بعدي نظر اصلي خود را مخفي كند و آنچه شما دوست داريد، بشنويد را بگويد. بچه‌ها در اين سن و سال هنوز تمايل دارند مسايل كوچك و بزرگ زندگي خود را با والدين‌شان در ميان بگذارند. پس شما هم بايد طوري برخورد كنيد كه در اين رابطه باز بماند. يعني هميشه شنونده خوبي باشيد تا چنين صحبت‌هايي در آينده هم بين شما و فرزندتان وجود داشته باشد. موضوعاتي مثل خبر دوپينگ در يك ورزشكار حرفه‌اي، نقطه خوبي براي شروع يك مكالمه هدف‌دار با كودكي در اين سن و سال است. وقتي در چنين بحث‌هايي نظر فرزند خود را مي‌پرسيد ممكن است در آن لحظه هيچ جوابي از او نشنويد اما مطمئن باشيد اين فكر در ذهن كودك شما باقي مي‌ماند و خودش دوباره اين موضوع را پيش خواهد كشيد.
 13 تا 17 سالگي
 بيشتر بچه‌ها در اين سن دوست دارند، بدانند كدام يك از همكلاسي‌هايشان سيگار مي‌كشند يا احيانا از موادمخدر استفاده مي‌كنند. حتي سعي مي‌كنند دوستاني پيدا كنند كه موتورسواري يا رانندگي بلدند. اگر اهل حرف زدن با فرزند خود باشيد، حتي در اين سن هم آنها تمايل دارند احساسات خود را با شما در ميان بگذارند. وقتي اين فرصت دست داد و مثلا فرزندتان از علاقه‌اش به رانندگي گفت لازم نيست يك شنونده خنثي باشيد. درواقع بهتر است در چنين موقعيتي تمام خطرهاي رانندگي با سرعت زياد، بدون دقت و حتي رانندگي پس از مصرف مواد را كاملا براي او توضيح دهيد. حتي خطر جريمه شدن، زندان رفتن، نقص عضو و احتمال كشتن افراد ديگر را هم شرح دهيد. اگر فرزندتان به سن قانوني رسيد و خواست شروع به رانندگي كند، از همان ابتدا قوانيني براي او بگذاريد. مثل اينكه چند روز در هفته يا چه ساعت‌هايي در روز مي‌تواند رانندگي كند. يا اينكه اجازه دارد تا چه مسافتي از منزل ماشين ببرد. به او بگوييد كه اگر خودش يا دوستانش در ماشين سيگار بكشند حداقل تا 6 ماه آينده، ديگر ماشين را در اختيار او نمي‌گذاريد. به جز اين مورد، در سنين نوجواني مساله ديگري هم وجود دارد كه ممكن است زمينه مصرف موادمخدر را در فرد ايجاد كند. اين مساله مهم و اجتنا‌ب‌ناپذير ميهماني‌هايي است كه فرزندتان به آنها مي‌رود.
 وقتي فرزندتان كمتر از 17، 18 سال دارد بايد به او بگوييد كه پس از ميهماني خودتان دنبال او خواهيد رفت. يعني اجازه ندهيد افراد ديگر او را برسانند يا شب را همان جا بماند. البته نبايد نوجوان خود را در محدوديت بيش از حد قرار دهيد. يعني اگر مثلا ميهماني تا 2 شب ادامه دارد و همكلاسي‌هاي ديگر هم آنجا هستند شما هم بايد تا همان ساعت بيدار بمانيد و به دنبال او برويد. اين كار در عمل واقعا كار سختي است اما يادتان باشد كه هيچ نتيجه خوبي بدون زحمت به دست نمي‌آيد. اگر مي‌خواهيد پدر و مادر خوبي باشيد و فرزند سالمي پرورش دهيد، تحمل بعضي سختي‌ها اجتناب‌ناپذير است. در ضمن به ياد داشته باشيد بچه‌هايي كه دوستان سيگاري يا معتاد دارند بيش از بقيه در خطر معتاد شدن هستند. پس سعي كنيد دوستان فرزندتان را بشناسيد و حتي با خانواده‌هاي آنها هم‌ آشنا شويد. حتي بهتر است در فعاليت‌هاي فوق‌برنامه‌اي كه مدرسه فرزندتان ترتيب مي‌دهد هم شركت كنيد تا بتوانيد هرچه بيشتر محيط پيرامون او را ارزيابي كنيد.


منبع:www.salamat.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 چگونه حرف بزنيم تا نوجوانها گوش بدهند و چگونه گوش بدهيم تا نوجوانها حرف بزنند

ادل فيبر، الين مازليش، مهدي قراچه داغي (مترجم) 
 
مشخصات كتاب

تعداد صفحه: 184
نشر: مهر (01 دي، 1388)
شابك: 978-964-6142-53-4
قطع كتاب: رقعي
وزن: 550 گرم 
 
 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
بلد نيستيم حرف بزنيم

يكي از مشكلات عمومي كشور كه متاسفانه در همه ابعاد و حوزه‌ها واضحتر از آن است كه نيازي به استدلال و مصداق داشته باشد، اين است كه ما كلا بلد نيستيم درست با هم حرف بزنيم!

جالب است كه اين عيب بزرگ فرهنگي ـ اگر نگويم بيماري بزرگ فرهنگي ـ در همه اجتماعات ما مشهود است. از اجتماع كوچك يك خانواده گرفته تا حتي اجتماعات نخبگان و بزرگان كشور ما.

در خانواده‌هاي ما يكي از مهمترين دلايل اختلافات اين است كه زوج‌هاي جوان و حتي مسن بلد نيستند حرف‌هاي دلشان را بر زبان بياورند. به محض اينكه يكي از طرفين هم شجاعت به خرج داده و شروع به گفت‌وگو مي‌كند، طرف ديگر به محض شنيدن چند سوال و جواب، صدايش بالا مي‌رود و بگو و مگوي شديدي در گرفته و بعد از چند ماهي از ازدواج عاشقانه‌شان ناگهان بهترين و اولين راه حل مشكلات خود را در طلاق جستجو مي‌كنند!

اين رويه بي‌ظرفيتي در گفت‌وگو و تحمل نظرات همديگر، در بين نخبگان ما هم تسري دارد. يعني اصلا بلد نيستند معقولانه با هم حرف بزنند. عيوب همديگر را بگويند خوبي‌هاي همديگر را هم متذكر شوند و دلسوزانه در پي زياد كردن نقاط قوت و كاستن از نقاط ضعف بروند.

اين عيب بزرگ فرهنگي از چند چيز ناشي مي‌شود كه به ترتيب در مورد هر كدام از اين موارد چند كلمه اي مي نويسم.

1. خودخواهي:
كساني كه جز به منافع خود، گروه خود، خانواده خود و... به هيچ چيز ديگري نمي انديشند برايشان بسيار دشوار است كه خدا را جايگزين خود كنند و از حقوق ديگران هم مثل حقوق خود محافظت كنند.

2. نداشتن سعه صدر و كم ظرفيتي:
كساني كه ظرفيت هاي لازم براي احراز مقامي را ندارند و با دل هاي كوچك و ذهن هاي محدود مي خواهند كارهاي بزرگ انجام دهند در تناقض بين اين دو ضدّ، كمترين نقد و نظر مخالف را با شمشيركشي و تيغ آختن پاسخ مي دهند، در حالي كه شرح صدر نعمتي است كه بزرگان دين و حتي انبياء و اولياء الهي دائما از درگاه احديت درخواست كرده اند كه "رب اشرح لي صدري" و بدون اين شرح صدر "يفقهوا قولي" هم اتفاق نخواهد افتاد.

3. نداشتن استنادات كافي:
يك روانشناس بزرگ مي گويد هر كسي كه براي به كرسي نشاندن حرفش به گستاخي و بد دهني رو مي آورد معلوم است كه در دل اعتقادي و بر زبان استدلالي براي اثبات حقانيت انديشه خود ندارد!

4. دوري از ارزش هاي اخلاقي اسلام:
چه بياني براي مصداق يابي از اين بيان نوراني پيامبر رحمت و ادب و شفقت بر خلق حضرت محمد بن عبدالله(ص) اولي كه فرمود: "بعثت لاتمم مكارم الاخلاق". پس چگونه است كه ما همه خود را ارزشي مي ناميم و ارزش مدار ولي از آموزه هاي ديني و اخلاق محمدي به اندازه خردلي در باور و رفتار و اخلاق، نشاني به همراه نداريم؟

5. باور نداشتن عميق به آموزه هاي ديني:
حضرت اباعبد الله الحسين (ع) در صحراي تفتيده كربلا در مقابل سپاه كفر

اولا ـ تا دم آخر دم از نصيحت و اندرز نكشيدند و با كساني كه كمر به شهادت او بسته بودند از در نصيحت در آمدند پس چگونه است كه ما پيروان او كه هر سال در محرم به ياد او گريبان مي درانيم و چندان دست بر سينه مي كوبيم تا سينه مان كبود مي شود، در مقابل برادران و خواهران ديني خود كه سال ها براي پيروزي نهضت حسيني خميني در كنار هم و براي رضاي خدا با طاغوت و در دفاع مقدس با صدام خونخوار جنگيده ايم، به محض شنيدن كمترين نظر مخالفي چنگ به صورت هم مي كشيم و با تهمت و دروغ و افترا و به هر قيمتي تا به در كردن رقيب و ساقط كردن او بر جاي نمي نشينيم و آبروي افراد كه در روايات اهميت حفظ آن از حفظ حرمت كعبه اولي است پشيزي در نزد ما ارزشمداران!!؟ ارزشي ندارد؟

ثانيا ـ وقتي كه از اثرپذيري آن نابكاران نوميد شدند قريب به مضمون فرمودند: دين لقلقه زبان شماست. يعني دين به جان و دل و انديشه شما رسوخ نكرده است. آنگاه فرمودند اگر دين نداريد لااقل در زندگي تان آزاده باشيد.

آيا كسي كه به ارزش ها و اخلاق محمدي اندك باوري داشته باشد هرگز حتي با دشمنان و كفار چنين روا مي دارد كه ما با دوستان خود روا مي داريم؟

6. بي بصيرتي:
رهبر معظم انقلاب از سال ها قبل بر داشتن بصيرت، كسب قدرت تحليل سياسي، عبرت پذيري از تاريخ اسلام و ايران، توجه به تهاجم فرهنگي دشمن، پرهيز از ميكروب ارتجاع و... تاكيد داشتند چرا كه اگر بنا باشد نخبگان جامعه اسلامي كه بايد در برابر تعويض ارزش ها بايستند و خود در قول و عمل نماد ارزش ها باشند، خود مبلغ بي تقوائي و ناپارسائي و باندبازي و ... باشند چگونه مي توان از عموم مردم انتظار ارزش مداري و اخلاق داشت؟

اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبي
بر آورند غلامان او درخت از بيخ !

7. اخلاص:
اكسير اين روزها ناياب عرصه هاي سياسي يعني "اخلاص" اين روزها بدجوري به كار مسئولين و حاكمان ما مي خورد. من نمي دانم چه رازي است در اين قدرت كه همه در جهت جلب رضاي خدا براي كسب آن تلاش مي كنند ولي هيچ كس براي رضاي خدا آن را رها نمي كند!!

آيا اگر همه خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود مي دانستند و هدفشان جلب رضايت او مي بود ما امروز شاهد اين همه دروغ و تهمت و پشت هم اندازي و زير پا خالي كردن و رذالت هائي كه دامن گير حتي بعضي خواص ما شده است، بوديم؟ آيا اين دعواها و درگيري ها براي رضاي خداست؟ آيا واقعا هدف انجام تكليف است؟ نيت خدمت به مردم است؟....

8. قدرنشناسي و عدم وجود اعتدال در گفتار ورفتار:
زير سوال بردن خدمات و نكات مثبت دولت هاي گذشته و دولت فعلي و فقط و فقط بزرگنمائي ضعف ها چنان كه گوئي در همه سي سال گذشته قدمي براي خدمت به مردم برداشته نشده و همه در حال خيانت و چپاول بيت المال بوده اند يا تفكري كه همه اقدامات دولت فعلي را در جهت تضعيف نظام و خيانت به مردم مي پندارند تفكراتي اعتدالي و از باطن هائي مطهر و روان هائي سالم بر مي خيزد؟

در جريان حوادث بعد از انتخابات، عزيزي مي گفت اگر رهبري معظم انقلاب بعد از اولين مناظره تند بين دو نامزدي كه با توهين هائي به حاضرين و غائبين همراه بود دو خط مي نوشتند و از صداوسيما در علن مي خواستند كه به اين نوع مناظره ها پايان دهند شايد هيچ كدام از اين فتنه ها در پي نمي آمد. به او گفتم در بين روحانيون و اسلام شناسان موجود شخصيتي به روشنفكري واقعي و روشن انديشي و مدارا با مخالفين و علاقه مند به ايجاد فضاي باز فكري مثل آيت الله خامنه اي نمي شناسم (البته حتما هستند كساني كه با اين نظر حقير موافق نباشند وبه عنوان يك دانشگاهي از نظرات جامعه دانشگاهي و ميزان مخالفين و موافقين آن هم كاملا مطلعم).

بعد از گذشت سي سال از پيروزي انقلاب احساس و تدبير اين سيد صداقت مدار به او مي گفت كه بايد تاكنون خواص و نخبگان جامعه اسلامي به چنان درجه اي از پختگي و بلوغ و عمق فكري و روحي رسيده باشند كه فضا را باز كنيم و بگذاريم هر كس با هر ايده اي (آنهم حداقل بين نيروهاي نظام) نظرات خود را با نهايت صراحت با مردم در ميان بگذارند و مردم هم در اين تضارب افكار و ايده ها راه درست را انتخاب كنند و انتخاباتي پرشور رقم بخورد.

و ديديم كه تدبير او بسيار كارساز بود و حضور مردم بعد از سي سال پر شورتر از هميشه. حال آيا اگر مردم فهيم ما با ظرفيت كامل با اين موج اطلاعات مواجه شدند اما به اصطلاح نخبگان جامعه ما در برخورد با اين امواج به كلي چپ كردند! و در بيان نظرات خود بدترين شيوه ها را برگزيدند و حتي بعد از به هم ريختن كشور (بر اثر اين لجاجت هاي بچه گانه طرفين) باز هم قاطعانه!! بر آن پاي فشردند اين از ضعف رهبري است يا نخبگان؟

پس كي بايد اميدوار بود كه بعد از سي سال از گذشت انقلاب ما بياموزيم كه همه حق نزد ما نيست و در كشاكش اين بحث ها و گفتگوها ضعف ها مبرهن و نقاط قوت نيز آشكار مي گردد و اهل خرد از اين تصادم هاي فكري بايد نعمت ها حاصل و بركات برداشت كنند؟

و غمگنانه بايد گفت كه مثل هميشه مردم مخلص و بي ادعا از نخبگان پر سروصدا و پر ادّعا در شناخت حق و تشخيص دشمن پيش افتادند و مردم راهبر نخبگان شدند و اين آزمون خوبي براي نخبگان ما نبود.

شايد اگر در برخورد با امواج سهمگين و قابل پيش بيني نقدهاي منصفانه و غيرمنصفانه اين نوشته ام من هم چپ نكردم! در اين خصوص بيشتر بنويسم...

منبع :

http://www.tabnak.ir/fa/news/75655


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه با زبان بدن حرف بزنيم ؟

body language» (زبان حركات بدن ) چيست ؟

 قسمت اول

 متخصصان علم ارتباط مي گويند تنها 7 درصد از پيام هاي ما از طريق واژه هاي مخاطب منتقل مي شود و 33 درصد از طريق لحن و تن صدا و 60 درصد آن هم از طريق زبان بدن منتقل مي شود. حالا اين زبان بدن چيست كه حتي از حرف هاي ما بيشتر اطلاعات منتقل مي كند؟ به زبان علمي، پيام هايي كه توسط اعضاي بدن و حركات صورت منتقل مي شوند، زبان بدن را تشكيل مي دهند.
 از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.
 زبان بدن شامل دو قسمت است . يكي زبان حركات بدن و ديگري زبان آرايش و ظاهر بدن :
 بازكردن دكمه هاي كت:
افرادي كه باشما بي ريا وصميمي هستند غالباٌ دكمه هاي كت خود را باز كرده يا حتي آنرا از تن در مي آورند اما در يك مذاكره رسمي اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زماني كت خود را در مي آورند كه امكان دسترسي به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هواي اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسي بهتوافق را نداشته باشند كتشان را در نمي آورند.
 انداختن پاروي پا:
 در هنگام مذاكرات هر گاه يكي از طرفين يا هر دو ي آنها پاهاي خودرا روي هم مي اندازند نشانه اين است كه وارد مرحله جديدي از مذاكره مي شويد , مرحله ايي كه امكان تفاهم كمرنگ مي شود . اگر انداختن پا روي پاي ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يك فكر جدي براي تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعي خارج شود.
 كشيدن دست به چانه :
 اين علامتي از زبان رفتار است كه در هنگام تصميم گيري بكار مي رود. كشيدن دست به روي چانه معمولا” با حالتي از چهره همراه است كه در آن چشم ها كمي جمع مي شود. افرادي ديگر ممكن است در اين حالت لب بالايي را لمس كنند وآنرا بكشند و بعضي مردها با سبيل يا ريش خود بازي كنند كه همگي دليل بر تعمق و ارزيابي است. در بازي شطرنج نيز افرادي كه قرار است حركت بعدي را انجام دهند در بسياري از موارد چنين اشاره ايي را از خود نشان مي دهند كه پس از تصميم گيري متوقف مي شود .
 برداشتن عينك:
 برداشتن آهسته عينك جهت تميز كردن آن در شرايطي كه نيازي به اين عمل نيست اشاره تعويقي است, اين عمل در طي يك مذاكره ممكن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتي شخص مي خواهد با طفره رفتن از پاسخ يك سؤال يا ايجاد تاخير در پاسخ مطالبي را در ذهن خود بررسي كرده وموقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد مي خواهند زماني رابراي پرسش يا پاسخخود در اختيار بگيرند. اشاره مشابه ديگر مي تواند برداشتن عينك در كنار دهان باشد.
 دست زدن به بيني:
 اين علامت رفتاري ويا ماليدن با انگشت اشاره نشانه شك وترديد در مورد مطالب گفته شده در يك گفتگـــو يا مذاكره ميباشد؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاي صندلي باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسي كه بيني خود را‎ مي خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگري در اين زمينه ماليدن پشت گوش يا كنـار آن است كه حاكي از شك وترديد در ارائه يك پاسخ يا سبك وسنگين كردن آن است. در بسياري از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل ماليـدن چشـم انجام مي شود.
 ضرب گـرفتـن روي مـيـز:
 كسي كه با ريتمي يكنواخـت وكسل كننده به روي ميز ضرب ميزند مي خواهد احساس بي قراري خود را بيان كند.اشارات مشابه ديگـر مي تواند اين با شد كه فرد مرتباٌ‌ دكمه خودكار خود را بالا وپايين مي زند ويا باپاشنه پا به زمين ضربه ميزنـد. پيام مستقيم اين اشارات براي شما اين است كه بايد دريابيد كه حرفهايتان كسل كننده يا بي روح است ويا اينكه براي طرف مقابل تازگـي نــــدارد.

 قراردادن مچ يك پا به روي مچ پاي ديگر:
 اين اشاره اشاره ايست كه در مواقع بسياري بروز مي كند. مثلا”‏در جلسات دوستانه يا رسمي كه شخص تحت فشار رواني ؛ تنش يا استرس قرار گرفته است.
 مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدي دارند ،آنها به راحتي مي تواننـد افرادي كه از مسافرت با هواپيما مي ترسند را تشخيص دهنـد زيرا اين افراد با پاهاي گره خورده وقراردادن يك مچ به روي مچ ديگر مي نشينند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپيما.
 همچنين بسياري از افراد در موقعيت هاي تنش زا مانند شركت در مصاحبه يا آزموني براي استخدام ،مچ پاهاي خود راروي هم مي اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بيشتر با يكديگر ودر يك مجموعـه ظـاهر مي شوند وبه همين ترتيب بايد با هـم تعبير شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پايش را از روي پا بردارد و كمـي به طرف شما خم شود شما مي توانيد نتيجه بگيريد كه وي به سخنان شما علاقمند است و مايل است بيشتر بداند.
 پس توجه به زبان رفتار را در خود تقويت كنيد وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واكنش منفي از طرف مقابل در صدد متعادل كـردن اوضــاع برآييد. در اين مواقع بهتر است به جـاي ايـنكه شـيوه قـبلي خود را ادامه دهيد و بر آن اصــرار ورزيد سياست جديدي را در پيش گيريد،چراكه اگر فردي از رفتار يا گفتار شما ناراحت يا عصباني باشد علائم رفتاري او پيشاپيش اين موضوع را به شما هشدار مي دهند .
 
علائم منفـي زبـان رفتـار:
 - نوك پاهـا در جهت مخالـف شماست يا به سمت درب خـروجي است
 -تمـاس چشمـي محدود
 -تكان دادن سريع سـر به جهـت تائيـــد
 - لمس كردن و ماليدن پشـت گـردن
 - نگـاه كردن به سقـف وآسمـان
 - چرخـيدن به دور واطــراف و سـاير اشـاراتي كه در بــالا به آنهــا اشاره شد.
چشمها
 سطح چشمها:
 در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.
 مالش چشم:
 زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.
 چشم برگرداندن:
 اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.
 چشمان بسته:
 هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: “بـه حرف زدن خود خاتمه بده.”
 حركت چشم به سمت بالا:
 اين نشانه غضب و عصبانيت است.
 نگاه مختصر به اطراف:
 اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي بي باكانه دارد.
 نگاه ممتد:
 اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: “مايلم با شما بيشتر آشنا شوم”
 نگاه خيره شديد:
 اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.
 نگاه به بالا و پايين:
 هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است.
 چشمك:
 چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.
 بالا انداختن همزمان دو ابرو:
 در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.
 بالا انداختن يك ابرو:
 زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.
 ابروهاي گره خورده:
 زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن هيجانات دارد.
 پوشاندن صورت:
 زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد.
 زبان
 خنده زوركي:
 اين نيشخند كنترل شده تا چشمها گسترش نمي يابد.
 دهان كجي:
 گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمايان ميگرداند.
 تبسم با دهان گشوده:
 دندانهاي بالا نمايان شده و بـه شـخـصـي كـه بـا شـما گفتگو ميكند مي فهماند كه مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد.
 تبسم با لبان بسته:
 اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است.
 در هم كشيدن لبها:
 هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته.
 لبهاي سفت و جمع شده:
 دال برتنش و عدم پذيرش است.
 جويدن لبها:
 وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد است.
 تماس با لب ۱:
 هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد ميگويد: ساكت باش.
 تماس با لب ۲:
 ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز شود مفهومش چنين است: “مي خواهم با شما صحبت كنم”
 خميازه كشيدن:
 خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه “خميازه اجتماعي” نيز وجود دارد. خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان

منبع :

http://www.iran-eng.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه مذاكره‌كننده‌ بهتري باشيم
 

آموزش زندگي خانواده (F.L.E)
 

1- تعريف:
 

   مذاكره يك مهارت ياد گرفتني است در جهت انتقال و دريافت اطلاعات، احساسات و نگرشها بين حداقل دو نفر كه مي‌تواند روياروي يا غير روياروي باشد مذاكره كننده خوب با ديدگاه من عليه او مذاكره نمي‌كند بلكه ديدگاه ما عليه مشكل مي‌باشد.
 


2- اهميت:
 

   مذاكره مؤثر: روش اصلي و پايه ايجاد ارتباط صحيح است در حاليكه باافزايش فاصله بين افراد خانواده افزايش انحراف در فرزندان و همسران افزايش ديده مي‌شود.
 
3- عوارض:
 

   عدم مذاكره مؤثر مشكلاتي بوجود مي‌آورد كه از جمله:
 

الف: احساس ضعف در حل مشكلات
 

ب: احساس عدم خوشبختي
 

ج: غيرواقعي شدن توقعات
 

د: دخالت وابستگان در امور زندگي
 

ه: افزايش طلاق و كاهش بهره‌وري درخانواده
 

ي: كهنه شدن مشكلات و لاينحل ماندن آن
 

ع: غيرواقعي شدن توقعات
 

غ: عدم همكاري در زندگي مشترك
 

ف: افزايش بزه‌كاري و انحر افات در فرزندان
 

   طبق ماده 1103 قانوني مدني زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با هم مي‌باشد.
 

آداب مذاكره كردن:
 

   مذاكره آداب خاصي دارد كه شامل 6 مرحله اصلي مي‌باشد كه به ترتيب زير يكي بعد از ديگري بايد انجام شوند.
 

1-

 شناختن يكديگر
 

2-

 تعيين اهداف
 

3-

 شروع مذاكره
 

4-

 اظهار مخالفت و اختلاف
 

5-

 تجديد نظر در مصالحه
 

6-

   به توافق رسيدن
 


7- زمان و مكان مناسب
 

سبب شناسي:
 

   روانشناسان نقش باورهاي غلط را در ايجاد مشكلات زناشوئي يك اصل مي‌دانند كه شايع‌ترين باورهاي غلط با خطاهاي شناختي كه شايع مي‌باشند عبارتند از:
 

الف: حكم‌كنندگي:
 

   مثلاً هرگاه رفتار يا ويژگي خاصي را از همسر خود متوقع باشيد و با برآورده نشدن آن دچار احساس خشم شكست و خودخوري شويد نمونه اين توقعات را در جمله‌هاي زير مي‌توانيد مطالعه كنيد:
 

1-

   همسر من بايد هميشه نسبت به من و خواسته‌هايم حساس باشد.
 

2-

   من بايد به آساني رفتار همسرم را در دست داشته باشم.
 

3-

   من بايد هميشه در به دست آوردن محبت موفق باشم.
 

4-

 سعي كنيد در گفته‌هاي خود به جاي كلمه بايد از كلمه ترجيح ميدهم استفاده كنيد تا باعث بروز احساسات منفي در همسرتان نشود.
 

   مثال: ترجيح مي‌دهم همسرم نسبت به من و خواسته‌هايم حساس باشد اما نه هميشه
 

ب: نيازمندي:
 

   بعضي مواقع باورهاي غيرمنطقي الزاماتي را بوجود مي‌آورد كه به نظر فرد براي خوشبختي او ضروري است مثلاً در صورتي شاد هستم كه همسرم مرا دوست بدارد.
 

    من ديگر هيچ‌گاه نمي‌توانم فردي به اين جالبي پيدا كنم اين افراد براي دريافت محبت همسير هميشه مضطرب هستند و اگر تامين نشوند دچار رفتارهاي عصبي و افسردگي ميشوند.

ج: تحمل كم براي ناكامي
 

   برخي افراد به طور غير منطقي به خود قبولانده‌اند كه قادر به تحمل مشكلاتي كه در روابط پيش مي‌آيند يا پيش‌بيني مي‌شوند نيستند زوجها با اين اعتقاد كه زندگي بايد آرام و بدون هيچ مشكل عمده‌اي باشد براي خود دردسر ايجاد مي‌كنند زيرا باعث درماندگي بيشتري مي‌شود.
 

بايدهاي غيرمنطقي كه در خانواده‌ها ايجاد مشكل مي‌كنند:
 

زن نبايد بدون اجازه مرد كاري انجام دهد.


مرد بايد هميشه سر ساعت مشخص به منزل بازگردد.


لذت بردن از روابط زناشويي فقط حق مرد است.


ابراز احساسات زن كار سبكي است.


زن خوب كسي است كه خشم و عصبانيتش را درون خودش بريزد.


عدم قدرداني كلامي معادل عدم علاقه است.


و…

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

گوش دادن مهارتي لازم براي مذاكره


شنيدن با گوش دادن متفاوت است زيرا ارزيابي و تفسير شنيده‌ها را گوش دادن مي‌گويند لذا ما بايد سعي كنيم شنوندگان بهتري باشيم يك روش آسان كه مي‌تواند به شما كمك كند تا شنونده بهتري باشيد گوش دادن انعكاسي است. گوش دادن انعكاسي به صحبت كننده نشان ميدهد كه شما داريد به او گوش ميدهيد او را مي‌فهميد و احساس او را درك مي‌كنيد اين نوع گوش دادن حسن تفاهم به وجود مي‌آورد.مثال همسر شما با ناراحتي به شما مي‌گويد كه با رئيس يا كارفرماي خود مشكل جدي دارد شما جواب مي‌دهيد از اين مشكل خيلي ناراحتي يا نه؟ اين پاسخ شما او را متوجه مي‌كند كه به حرفهايش گوش داده‌ايد و به او توجه داريد.


بعنوان تمرين 5 دقيقه درباره مشكلي با دوست خود صحبت كنيد دوست شما بايد هر از چند لحظه آنچه را شنيده است را به شما منعكس كند و با تكان دادن سر، تبسم كردن يا گفتن عبارتهايي مثل "مي‌فهمم" "خوب بيشتر تعريف كن" علاقمندي خود را به سخنان شما نشان دهد حالا مي‌توانيد نقش خود را عوض كنيد به احتمال زياد استفاده از اين روش (انعكاسي) در دفعات اول مشكل است اما نتايج خوبي به بار مي‌آورد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه انتقاد كنيم تا نتيجه بگيريم
 
شما در مقابل انتقاد چگونه عمل مي‌كنيد؟
 

   آيا انتقاد سبب خشم و عصبانيت شما مي‌شود؟
 

   آيا شما نيز گه‌گاه با سخنان انتقادآميز خود موجب رنجش ديگران مي‌شويد؟ آيا از ترس اين‌كه مبادا كسي را از خود برنجانيد، در بيان مطالبي كه آن را مفيد مي‌دانيد، ترديد مي‌كنيد؟
 

   پاسخ اين پرسش‌ها اغلب مثبت مي‌باشد چرا كه مردم  معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خودداري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد « معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت: «انتقاد اظهارنظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است.»
 

چرا انتقاد در مفهوم رايج خود داراي تاثير تا بدين حد مخرب و منفي است؟

در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.


انتقاد به صورت متداول خود جرياني منحصراً‌ يكسويه است.


انتقاد نادرست احتمال رشد و پيشرفت را از بين مي‌برد. اين شيوه با تمركز بر روي اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهيز از خطا را مي‌بندد. وقت آن رسيده كه در تعريف انتقاد تجديد نظر كنيم و بدين ترتيب مفهوم قبلي آن را تغيير داده، در روند انتقاد كردن و انتقاد شنيدن تحول و اصلاحاتي ايجاد كنيم. به تعاريف جديد توجه كنيد:

انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند. و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي
 

   براي اينكه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودي كنيم، بايد به يك پرسش كليدي پاسخ دهيم:
 

   اطلاعاتي را كه مي‌خواهيم به فرد مخاطب بدهيم، چگونه بيان كنيم كه از يك طرف مخاطب ما آن را بپذيرد و از آن سود ببرد و از طرف ديگر به بهبود روابط ما با او كمك كند "به عبارتي ديگر" چه بگوييم؟ "و" چگونه بگوييم؟"
 

   اين پرسش، مركز ثقل مساله را از عيبجويي به حل مشكل تغيير مي‌دهد.
 

براي طرح يك انتقاد سازنده و مؤثر بايد موارد ذيل را مدنظر داشته باشيد:
 

رفتار مورد انتقاد را مشخص كنيد.


انتقاد خود را تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.


اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.


از عبارت نظر شخصي من اين است استفاده كنيد و از تحميل نظريات خود بپرهيزيد.

واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.
 

موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد، زيرا شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.


بكوشيد انگيزه‌هايي براي تغيير رفتار پيدا كنيد و خود را متعهد بدانيد كه انتقاد شونده را در حل مشكلش كمك كنيد.


اجازه ندهيد گفته هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.


از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظائر آن بپرهيزيد.


حالت و رفتار شما مي‌بايست گفته‌هاي شما را تقويت كند نه آنكه آنها را نفي كند.


با مشكلات و احساسات طرف مقابل، همدلي نشان دهيد.


شتابزده انتقاد نكنيد.


بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: « مي دانم كه به من اين اجازه را مي دهيد كه در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود.» در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.


اگر نتيجه انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين كنيد.

منبع: «هيچ كس كامل نيست» ترجمه: پريچهر معتمد گرجي
 
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات  بهداشتي درماني استان فارس - معاونت بهداشتي - واحد بهداشت روان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه مي توانم با فرزندم گفتگوي مناسب داشته باشم ؟
 

بهترين نوع گفتگو با كودكان


  براي گفتگو  و درك بهتر كودك مراحل زير را بكار ببريد .

ابتدا به حرفهاي او خوب گوش كنيد . صبر كنيد كودك خوب احساس خود را بيان يا تخليه كند سپس احساسات اورا شناخته و تصديق كنيد . به هيچ عنوان پند و اندرز و نصيحت نكنيد ? سعي كنيد نوعي احساس همدلي با او داشته باشيد بطور كلي نبايد در برابر مشكلات كودك راه حلهاي كلي و فوري ارائه داد .
 

 صريح و رك باشيد .

اغلب دستورات پدر و مادرها خيلي كلي است . مثلاً « كارهاي خوب كن » و يا « شلوغ نكن » چنين راهنمايي هاي كلي ممكن است براي افراد مختلف معاني گوناگوني داشته باشد . اگر رفتاري را كه از آنها انتظار داريم به طور مستقيم و به روشني بيان كنيم . بچه ها بهتر متوجه منظورمان خواهند شد . يك دستور ويژه به آنها مي گويد كه چه كاري بايد انجام دهند : مثال : « در يك مطب آهسته صحبت كن » يا وقتي مي خواهيم از خيابان رد شويم دست مرا بگير . اين روشي است كه فرزندانتان شما و دستوراتتان را بهتر مي پذيرند .
 

به آنها فرصت انتخاب دهيد .

در بسياري موارد مي توانيد به آنها انتخاب هاي محدودي را ارائه كنيد تا تصميم بگيرند و در نتيجه از شما اطلاعات كنند . دادن آزادي در انتخاب? به كودك احساس قدرت و تسلط مي دهد در حالي كه گستاخي او را كم مي كند مثال: « وقت خواب است – آيا قبل از خواب به حمام مي روي » يا « وقت لباس پوشيدن است خودت لباست را انتخاب مي كني يا من اين كار را انجام دهم » .
 

 قاطع باشيد

در موارد مهم كه نتيجه آن عدم پذيرش والدين از طرف فرزندان است بايد قاطعانه دستور را پياده كنيم . دستور قاطع به آنها مي گويد كه بايد رفتار ناخوشايند خود را كنار بگذارند و فوراً آن طور كه مي خواهيد عمل كنند . مثال : اسباب بازي براي پرت كردن نيست . اين گونه دستورات همراه با تغيير صدا و به صورت دستور و قيافه جدي بهتر است .


از طرف ديگر ? قاطع نبودن در چنين مواردي ? موجب مي شود كه بچه ها فكر كنند در انجام دادن يا انجام ندادن كاري قدرت انتخاب دارند . مثال : «چرا اسباب بازي هايت را به اطراف پرت مي كني» يا « تكليفت را انجام نمي دهي ؟» « همين حالا بيا خانه »  ?«اميدوارم كه بتواني كارهايت را خودت انجام دهي »اين دستور دادن هنگامي به كار مي رود كه از بچه مي خواهيد كاري را انجام دهد  ولي انجام آن ضرورتي ندارد . براي رفتارها و كارهايي كه بايد انجام شوند بهتر است در دستور دادن قاطع باشيد .
 

  دستورات مثبت به كار ببريد .

بچه ها دستور انجام بده را بهتر از انجام نده مي پذيرند . دستورات نكن يا بس كن تنها به آنها مي گويد چه كاري قابل قبول نيست ولي توضيح نمي دهد كه به جاي آن چه كاري بايد انجام دهند . به طور كلي بهتر است به آنها مستقيماً بگوييم كه چه كاري انجام بدهند ? نه اينكه چه كاري انجام ندهند . پدران و مادران منفي دستور منفي و والدين مثبت دستور مثبت به كار برند . 
 

 رفتار بد را سرزنش كنيد نه بچه بد را

هر چقدر هم كه رفتاري كه از بچه سرزده بد باشد آن رفتار را سرزنش كنيد نه خود بچه ها را. به جاي گفتن «پسربد» (سرزنش كردن كودك) بگوييد : «دعوا ممنوع» (تقبيح رفتار)
 

  لحن استفهامي (سوالي) داشته باشيد .

سعي كنيد وقتي كودك خطايي كرد به صورت سوالي رفتارش را مورد بررسي قرار دهيم . مثلاً فكر نمي كني الان شب است و نبايد سرو صدا كرد ؟ فكر نمي كني نبايد به وسايل ديگران دست زد ؟ اين باعث مي شود اولاً كودك كمي فكر كند و دوماً فرصت جواب داشته باشد سوماً جلوي لجبازي كودك گرفته شود .


 احساسات خود را كنترل كنيد .

پژوهشها نشان مي دهد كه وقتي پدرها و مادرها عصباني هستند ? فرزندان خود را بيشتر مورد تنبيه زباني و بدني قرار ميدهند . اوقاتي وجود دارد كه بايد خونسردي را حفظ كرد ? نفس عميقي كشيد و تا شماره ?? بشماريم . هدف ما آموزش رفتار درست به بچه هاست و هنگامي كه عصباني هستيد ? اموزش موثر نخواهد بود . بنابراين به جاي واكنش سريع و خشمگين در برابر بچه ها و گفتن اين جمله كه «چه كار كردي ؟» يك دقيقه صبر كنيد با حفظ خونسردي بپرسيد ؟ «چه خبر است»
 

 سعي كنيد شما به دنياي كودك وارد شويد .

سعي كنيد شما به دنياي كودك وارد شويد نه اينكه كودك را وادار كنيد مثل بزرگترها رفتار كند و به دنياي شما وارد شود . بايد ببينيد كودك در چه سني هست . هر سن خصوصيات خاص خود را دارد يك بچه ? ساله لجباز است وا ين ماهيت سن اوست . يك بچه ? ساله شيطان است . يك بچه ? ساله نمي تواند مانند بزرگترها مبادي آداب باشد . نبايد كودك را به خاطر اينكه مانند ما رفتار نمي كند سرزنش كنيم . بايد سن او را درك كرده و وارد دنياي او شويم تا ارتباط بهتري با كودك ايجاد كنيم . البته ممكن است برخي روشها منطبق با نوع تربيت و فرهنگ خانواده شما نباشد روشهايي كه فكر مي كنيد در خانه شما قابل اجراست را بكار ببريد.

منبع :

http://m33.parsiblog.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
قدرت تأثير سخنان مثبت


هر آنچه كودكان مي شنوند همان مي شوند

وقتي جودي  فُستر جايزه اسكار را به عنوان بهترين هنرپيشه فيلم دريافت كرد او از مادرش قدرداني كرد بخاطر اينكه مادرش به او گفته بود « همه نقاشيهاي او مثل پيكاسو است و هرگز نبايد از چيزي بترسد » . اين لغات در دوران نخستين كودكي به او گفته شد و باعث افزايش اعتمادبنفس در او گرديد كه در نهايت منتج به دو جايزه آكادمي شد .


ولي چه اتفاقي مي افتاد اگر بجاي جملات بالا گفته مي شد « با نقاشيهايت منو اذيت نكن . تكاليفت را تمام كن . شما هرگز يك هنرمند نمي شي . لغات و عبارات انتقادي يك اثر پايدار روي كودكان مي گذارد و در خيلي از مواقع آثار آن مي تواند بسيار مخرب تر از آسيب بدني باشد . درست است كه اين لغات در يك زمان كوتاه گفته مي شود ولي اثر آن مثل صداي آنكه « من تو را دوست ندارم » ساليان سال مي ماند .


« چوب و سنگ مي تواند استخوانهايم را بشكنند ولي اسم گذاشتن ، لقب دادن ها ، كلمات منفي ، عبارات منفي هرگز ضرر نمي رساند . » يك دروغ آشكار است اين لغات نه تنها آسيب مي رسانند بلكه جراحتي ايجاد مي كنند كه يك عمر زمان مي برد تا بهبود يابد . 


هر آنچه كودكان مي شنوند همان مي شوند .


مطالب زير درباره قدرت تأثير كلمات بر زندگي كودكان مي باشد . كلمات بر افراد اثر مي گذارد . هر لغت و جمله اي كه به كودكان گفته مي شود به همراه خود پيام مهمي درباره كودك و رابطه او با دنياي خويش دارد .


هنگامي كه كودك پيامهاي دريافتي را دروني مي سازد اين پيامها تبديل به يك باور مي شوند كه تجربيات آينده او را معين مي كنند حتي اگر او از اين باور ناآگاه باشد آن باور هنوز هم اثرات خود را بر همه شئونات زندگي او دارد . متأسفانه كودكان به آن توانايي نرسيده اند تا مطالبي را كه به ذهنشان وارد مي شود جداسازي كنند و مانع بعضي از آنها شوند . آنها نمي توانند بگويند « من اين تعريف را مي پذيرم و آن انتقاد را نمي پذيرم » . ديدگاه يك كودك نسبت به والدينش به عنوان اينكه آنها عقل كل هستند و همه چيز را مي دانند و سخنانشان مثل يك قانون و حكم قدرتمند است ، مي باشد . ابتدا او يك شنونده اي منفعل در برابر والدينش است . بعداً كودك مي تواند بازگردد و برنامه هاي اوليه خود را بازنگري كند .


در امريكا خيلي از زندانيان معتقدند پيامهاي اوليه اي را كه از والدينشان دريافت كرده اند اين بود : « يكي از همين روزها سر از زندان در مي آوري »


در زير مثالهايي از اثرات كاربرد منفي لغات در زندگي كودكان را ملاحظه مي كنيد .

جملات آزاردهنده


باور منفي كودكان
 

پيامد مخرب زندگي
 
صدايت را برايم بلند نكن

عصبانيت من بد است . من نمي توانم احساساتم را آشكارا بيان كنم


كودكان ناراحتي خود را مخفي مي كنند تا باعث خشنودي ديگران شوند

تو مرا مي كشي


من باعث درد مادرم شدم


كودك فكر مي كند مسئول مشكلات ديگران است و وقتي بزرگ شد بعنوان يك بزرگسال او اجباراً سعي مي كند مشكل ديگران را حل كند .

چرا مثل برادرت نيستي


من فرد مقبول و شايسته اي نيستم
 

كودك خود را با ديگران مقايسه مي كند و احساس خودكم بيني مي كند .

كارشما هيچوقت درست نيست


من احمق هستم ، من بي كفايت و نالايق هستم


كودك دلسرد و افسرده مي شود . او به اين باور است كه نمي تواند موفق باشد . بنابراين هرگز سعي و تلاش نمي كند .
 


تجربيات زير آثار كاربرد نادرست جملات يا لغات را نمايان مي سازد ، هر چند كه هنوز هم ممكن است در زندگي شما بكار برده شود . به دوران كودكي خود بازگرديد و لغات ، اصطلاحات ، جملات منفي كه توسط والدين ، دوستان ، معلم و ... به شما گفته شده است را به ياد بياوريد امواج كلمات ، جملات منفي بكاربرده شده مكرراً به گوشتان مي رسد عبارات زير باعث تجديد خاطره در شما مي شود .


كلماتي كه آسيب و آزار مي رساند


هرگز به چيزي نمي رسي


نمي تواني كاري را درست انجام دهي


من هميشه نگران تو هستم


اطاقت هميشه نامرتب است


كي مي شه تو يادبگيري


توبدتركيب زشت هستي


تو تنبل هستي


تو چاق هستي


تو مغرور هستي


تو ضعيف هستي


چرا مثل خواهر و برادرت نيستي


اگربلدنيستي چيزخوبي بگويي هيچ وقت صحبت نكن


اي كاش تو هرگز بدنيا نيامده بودي


مرا اذيت نكن


پسر بزرگ گريه نمي كند


همش تقصير تو است


شما « دختر » و « پسر » بدي هستي


و ...

 

منبع :

http://m33.parsiblog.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه با كودك حرف بزنيم؟


 مقدمه
 سن يك سالگي ، سني است كه كودك شما زبان باز مي كند. راهكارهاي ساده‌اي در جهت تقويت مهارت‌هاي گفتاري كودكان وجود دارد كه در اين جا به تعدادي از آنها اشاره شده است. نقطه عطف دوران كودكي فرزندتان زماني است كه او اولين كلمه را بر زبان مي‌آورد و اين زمان دوست داشتني ، در آلبوم كودكتان ثبت شده و جزء يكي از خاطرات فراموش نشدني زندگي‌تان به حساب مي‌آيد و اما گاهي ممكن است حرف نزدن كودكان نوپا باعث نگراني والدين شود. به عقيده يكي از متخصصين ، بسياري از والدين ابراز نگراني مي‌كنند كه آيا پيشرفت زباني فرزندانشان معمولي به نظر مي‌رسد! در حالي كه بيشتر اوقات اضطراب آنها بيهوده و بي‌اساس است.
 

آيا همه كودكان در بايد در يك زمان مشخص شروع به صحبت كردن كنند؟
 بطور طبيعي ، زمان زبان باز كردن در كودكان بسيار متفاوت است. بيشتر كودكان ، حتي آنهايي كه بطور ذاتي ساكت هستند، بالاخره در اين محدوده زماني زبان باز مي‌كنند. در حالي كه تعدادي از بچه‌هاي ۱۲ ماهه چند كلمه ساده ، مانند مامان ، بابا ، بالا و دد ،‌ كه كلماتي مشترك در بين اكثر بچه‌ها است، مي‌توانند بگويند. اما كودكاني هم هستند كه تا سن ۱۵ تا ۱۸ ماهگي نمي‌توانند صحبت كنند. به نظر دكتر رسكورلا ، كودكان بين ۱۳ تا ۱۸ ماهگي اولين كلمه را مي‌گويند.
 

مهارت‌هاي زباني كودكان
 هنگامي كه كودكان به سن ۲ سالگي مي‌رسند، در حدود ۷۰ درصد آنها ۵۰ تا ۲۵۰ كلمه را بر زبان مي‌آورند، كه معمولا كلماتي مانند اسم‌ها ، فعل‌ها و صفات هستند و همچنين مي‌توانند كلمات را كنار يكديگر قرار دهند و جملات دو يا سه كلمه‌اي بسازند مانند: شير مي‌خوام، هاپو بازي كنيم). به ندرت هم كودكاني هستند كه بتوانند جملات پيچيده‌تري بگويند مثل ، بابا كي مي‌ياد به خونه تا باهاش توپ بازي كنم؟
 
تعداد قابل ملاحظه‌اي از كودكان ، در حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ، در اين سن از لحاظ گفتاري از ديگران عقب‌تر هستند. اگر كودك شما در ۲ سالگي كمتر از ۵۰ كلمه مي‌گويد و يا نمي‌تواند جملات دو كلمه‌اي بسازد، از جمله كودكاني است كه دير به حرف مي‌افتند. به عقيده دكتر رسكورلا ، دير به حرف افتادن كودكان زنگ خطري به حساب نمي‌آيد ولي بخصوص در مورد بچه‌هاي ۵ ساله بهتر است كه موضوع را با پزشك كودك در ميان بگذاريد.
 
نگران كننده‌تر از همه عقب ماندگي در مورد فهميدن گفتار و يا آنچه كه فرزندتان درك مي‌كند، مي‌باشد. يكي از كارشناسان مي‌گويد: بيشتر كودكان يك ساله مي‌توانند دستورات ساده را عمل كنند. به عنوان نمونه ، كفشت را پيدا كن. اگر فرزند ۱۸ ماهه شما به نظر مي‌رسد كه بعضي چيزها را نمي‌فهمد، بهتر است كه با دكتر او مشورت كنيد.
 
اگر حرف‌هاي كودك شما براي همگان غير از شما نامفهوم است. اصلا نگران نشويد. يكي از متخصصان با مطالعه بين بچه‌هاي ۱۸ ماهه برآورد كرده است كه تنها ۲۵ درصد از آنچه كه فرزندتان مي‌گويد، مي‌تواند براي ديگران قابل درك باشد. (در مقابل نيز شما فقط ۹۵ درصد از صحبت‌هاي او را متوجه مي‌شويد). در آخر دكتر رسكورلا اضافه مي‌كند: توانايي صحبت كردن در ميان كودكان متفاوت است، تا ۳ سالگي نگران حرف زدن فرزند خود نباشيد.
 

بايدها و نبايدها
 اگر كودك شما مي‌گويد:
 

آبه- آبه.
 من دستشويي رفته باشم.
 به آب ميوه اشاره مي‌كند.
 با حركات سر و صورت به حيوانات پشمالو اشاره مي‌كند.
 

شما نگوئيد
 
آبه مي‌خواي
 نه، رفته باشي، نيست. من رفتم
 من به تو چيزي نمي‌دم مگر اين كه آب ميوه بگي.
 آيا خرگوش صورتي خودت را مي‌خواي؟
 

شما بگوئيد
 

آب مي‌خواهي
 بله ، شما دستشويي رفتيد
 آب ميوه ، تو آب ميوه مي‌خواهي
 آيا خرگوش صورتي خودت را مي‌خواهي يا خرس آبي‌ات؟
 كمك به شكوفايي گفتار در كودكان
 والدين در پيشرفت زباني كودكانشان نقش كليدي دارند. دكتر استيو برمن ، متخصص در پيشرفت‌هاي زباني و استاد دانشگاه در آمريكا مي‌گويد: تحقيقات نشان داده كه در پيشرفت زبان دو بخش حياتي حائز اهميت است: تعداد كلماتي كه كودك مي‌شنود و دوم مقدار كمكي كه از ديگران مي‌گيرد. با تشويق و صحبت كردن بيشتر شما با كودكتان ، دايره لغات او گسترش مي‌يابد.
 

برخي از روش‌هايي كه نقش اساسي در مكالمه كودك دارد
 بلند و رسا صحبت كنيد.
 به عقيده يكي از كارشناسان: هر كاري كه كودك شما انجام مي‌دهد،‌ از لباس پوشيدن گرفته تا خوابيدن، فرصت خوبي براي استفاده از كلمات است. يك داستان دنباله‌دار ، همراهي كردن با اشاره ، لباست اين جاست، سرت را بالا كن ، لغات جديدي را در ذهن او مي‌سازد و همچنين نشان مي‌دهد كه هر چيزي ، اسمي دارد.
 

با آهنگ و موزون صحبت كنيد.
 از زماني كه كودكان قبل از حرف زدن با دانش حركات آشنا مي‌شوند، صحبت كردن به صورت آهنگين و با حركات دست بازي كردن براي آنها بسيار سودمند و مفيد است. مانند: با دست مثل عنكبوت راه رفتن يا حركات دايره‌وار چرخ‌هاي اتوبوس. كلپرلژنژ كارشناس كودكان زير سه سال مي‌گويد: معمولا بچه‌ها بيشتر كلماتي را كه در ترانه‌ها مي‌شنوند را به آساني به خاطر مي‌سپارند.
 

كلمات را يكي يكي اضافه كنيد.
 دكتر رسكورلا مي‌گويد: وقتي كه فرزند نوپاي شما بعضي چيزها را خود به خود مي‌گويد، آن لغت را به كلمات ديگرش اضافه كنيد. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، مي‌گويد به او بگوئيد: توپ قرمز يا توپ بزرگ. اين راهكار نه تنها دامنه لغات او را افزايش مي‌دهد، بلكه به او ياد مي‌دهد كه كلمات را تركيب كند.
 

با اسم كلمات بازي كنيد.
 كودك شما بايد بداند كه هر چيزي اسمي دارد و همچنين مي‌تواند با استفاده از همين اسامي ارتباط برقرار كند. كتاب‌هاي مصور براي نشان دادن و ناميدن اسامي بسيار مفيد است. كودك از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگي ، به اسم‌هاي ساده متكي است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگي كلماتي مانند فعل دويدن ، خوردن يا نشستن يا صفاتي مثل بنفش ، كوچك و سرد به لغات او افزوده مي‌شود. پيش از درخواست او پاسخ ندهيد (مثل تيري كه از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهيد تا نيازهايش را قبل از اين كه شما بپرسيد ، بيان كند.
 
اگر اغلب پس از بيدار شدن از خواب تشنه است، فورا براي او آب نياوريد. بلكه در عوض اجازه دهيد تا او از شما بخواهد، سپس بگوئيد: تشنه هستي! الان برايت كمي آب مي‌آورم. تمرين كنيد و باز هم تمرين و تمرين. به فرزندتان اجازه دهيد تا در هر فرصت مناسب از مهارت‌هاي زباني‌اش، بخصوص با هم سن و سال‌هايش استفاده كند. به عقيده يكي از كارشناسان: وقتي كه كودك شما مي‌بيند كه بچه‌هاي ديگر صحبت مي‌كنند، او نيز براي حرف زدن با ديگران تشويق مي‌شود. بعضي از كارشناسان گفتاري معتقدند كه استفاده از پستانك ، شيشه شير و ليوان‌هاي دردار كه باعث مكيدن به مدت طولاني مي‌شوند، باعث نوك زباني بچه‌ها شده و ممكن است حروف س و ز را ناجور تلفظ كنند.
 
تحمل كنيد و صبور باشيد. يكي از متخصصين مي‌گويد: زماني كه كودكان دنبال كلماتي هستند كه مي‌خواهند بيان كنند، فرصت دهيد، اگرچه معمولا براي والدين خسته كننده است. همچنين از پريدن بين حرف‌هاي كودكان جهت كامل كردن جملاتشان خودداري كنيد. با اين كار به آنها فرصت مي‌دهيد تا از كلمات ذهني خود استفاده كنند و شما توانايي‌هاي آنها را باور خواهيد كرد و اين راه بهترين تشويق و ترغيب در همه مراحل است

منبع :

http://www.persian-area.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با كودكان حرف بزنيم ؟

برنامه‌هاي درازمدت و كوتاه مدت
 
در مقاله ي پيش در پي جواب به سوال «چگونه مي توان بين اهداف مطلوب و اعمال روزانه ارتباط بر قرار كرد؟» بوديم . حال گام به گام پيش مي رويم:
 
 
 
نخستين گام در برنامه ي دراز مدت اين است كه تصميم بگيريم به احساسات دروني و افكار باطني فرزندان‌مان نيز توجه داشته باشيم، نه اينكه فقط به اطاعت يا عدم اطاعت ظاهري‌شان توجه كنيم.
 
 
 
ما چگونه مي‌توانيم از احساسات و افكار دروني كودكانمان آگاه شويم؟
 
خود آنها ما را راهنمايي مي‌كنند. به هنگام صحبت، در كلامشان و در لحن كلامشان، در طرز ايستادن و در حركات و اشاراتشان آنان احساسات خود را بيان مي‌كنند. و چيزي كه ما محتاجش هستيم، گوشي است براي شنيدن آنچه كه مي‌گويند، چشمي است براي زير نظر گرفتن آنچه كه انجام مي‌دهند، و آخر از همه، قلبي است كه احساساتشان را درك كند.
 
شعار دروني ما اين است: بگذار درك كنم، بگذار نشان بدهم كه درك مي‌كنم، بگذار با كلام خود نشان بدهم كه اتوماتيك‌وار انتقاد يا اهانت نمي‌كنم.
 
وقتي كودك، ساكت و آهسته و بي‌حال از مدرسه به خانه مي‌آيد، از طرز قدم برداشتن او مي‌توانيم بگوئيم كه حادثه‌اي ناخوشايند برايش اتفاق افتاده است. با پيروي از شعار خود، ما نبايد گفتگوي‌مان را با يك گفته ي انتقادي نظير گفته‌هاي زير آغاز كنيم:
 
 
 
«لب و لوچه‌ات چرا آويزان است؟»
 
«اين ديگر چه جور قيافه‌اي است؟»
 
چكار كردي، بهترين دوستت را از دست دادي؟»
 
«اين دفعه چه دسته گلي به آب دادي؟»
 
«امروز ديگر دردت چيست؟»
 
 
 
از آنجا كه ما به واكنش‌ دروني كودك توجه داريم، بايد از گفته‌هايي كه فقط انزجار و نفرت در درون او ايجاد مي‌كنند، از گفته‌هايي كه كودك با شنيدنشان آرزو مي‌كند كه اي كاش دنيا خراب مي‌شد، پرهيز كنيم.
 
 
 
در عوض، پدر يا مادر مي‌تواند با هر كدام از گفته‌هاي زير فهم و درك خود را نشان دهد:

 
 
«حتماً امروز اتفاق ناخوشايندي برايت افتاده».
 
«حتماً امروز روز خوبي برايت بود.»
 
«حتماً امروز روز سختي بود.»
 
«احتمالاً كسي باعث ناراحتي تو شده است.»
 
 
 
اين گفته‌ها  بر سوالات «چته؟ چه اتفاقي افتاده‌؟» ارجحيت دارند. اين سوالات كنجكاوي را نشان مي‌‌دهد و آن گفته‌ها همدردي را.
 
 
 
نمي‌توان از اين واقعيت گريخت كه كودك آنچه را كه در زندگي مي‌بيند ياد مي‌گيرد. حال اگر زندگيش با انتقاد و سرزنش همراه باشد، احساس مسئوليت را ياد نخواهد گرفت. در زندگي توأم با سرزنش، او ياد مي‌گيرد كه خودش را محكوم كند و از ديگران ايراد بگيرد. او ياد مي‌گيرد درباره ي قضاوت خودش به شك بيفتد، توانايي خود را دست كم بگيرد و به مقاصد ديگران اعتماد نكند. علاوه بر اين‌ها، او ياد مي‌گيرد كه در زندگي خود در همه حال، به انتظار يك بدبختي قريب الوقوع باشد.
 
 
 
از جنگ تا صلح
 
والديني كه درگير يك جنگ خواسته و يا نا خواسته با كودكانشان بر سر كارهاي روزانه و مسئوليت‌ها هستند، بايد اين واقعيت را درك كنند كه در اين جنگ نمي‌توانند برنده باشند. ما هر چقدر وقت و توان براي  زور گفتن به آنان داشته باشيم، آنها وقت و انرژي بيشتري براي مقاومت در برابر ما دارند. حتي اگر هم در جنگ ببريم و موفق شويم كه اراده‌مان را بر آنان تحميل كنيم، آنان شايد با بي روح شدن، عصبي شدن و يا با نافرماني و قصور در كارها، انتقام بگيرند.

تنها يك راه هست كه ما را به پيروزي مي‌رساند: كودكان را با حرف‌هايمان متقاعد سازيم. شايد اين كار ناممكن بنظر مي‌رسده گاف زدن و همچنين بيهوده گويي و با عجله صحبت كردن جلوگيري مي‏كند. حتما ديده‏ايد افرادي كه پس از شنيدن حرفي يا سوالي مدت زماني كوتاه آنرا حلاجي نموده و سپس بيان مي‏نمايند و اكثر اوقات جواب آنها بسيار متين و درست است و هيچ جاي ايراد نيست. اما امان از افرادي كه آنچه به ذهنشان مي‏آيد را بيان مي‏نمايند، بدون اينكه حتي لحظه‏اي در مورد آن فكر كنند. به اصطلاح با صداي بلند فكر ‏مي‏كنند و اكثر اوقات حرفهايي مي‏زنند كه باعث پشيمانيشان مي‏گردد. فكر كردن آسان است. تمرين كنيم.

3- با صداي بلند نخنديم : خنده با صداي بلند شخصيت انسان را زير سوال مي‏برد. هيچ انسان گرانمايه‏اي را نخواهيد ديد كه با صداي بلند خنديده و يا قهقهه بزند. از بازيگران معروف سينما (در زندگي شخصي) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صداي بلند خنديدن باعث جلب توجه ديگران شده و با توجه به اينكه ديگران نمي‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها مي‏شود.

4- لبخند بزنيم : يك لبخند كوچك باعث جذب مي‏شود. هر انسان داراي كودك دروني است كه آن كودك درون به آنچه كه خود بخواهد جذب مي‏شود چه بخواهيم و چه نخواهيم. اخلاق كودك درون دقيقا مانند كودكان است و به چيزهاي زيبا عكس العمل مثبت نشان مي‏دهد. پس همانطور كه يك كودك جذب يك لبخند مي‏شود، ما نيز جذب چهره‏هاي بشاش و خنده‏رو مي‏شويم. همچنين لبخند باعث زيباشدن چهره مي‏شود.

5- در امور ديگران دخالت نكنيم : برايتان چقدر پيش آمده كه با تلفن همراه يا شخصي ديگر صحبت مي‏كرده ‏ايد كه دقيقا پس از پايان صحبت، يك نفر ديگر آمده وگفته "چي شده؟"؟ حتما برايتان پيش آمده است كه اين قضيه كمي باعث تنفر شما شده است. امور ديگران به ما ربطي ندارد زيرا اگر ربط داشت، با ما نيز در ميان گذاشته مي‎‏شد. دخالت در امور ديگران باعث دفع آنها شده و نوعي دورشدن را ايجاد مي‏نمايد. زيرا با توجه به شناختي كه افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتي صحبت مقابل وي خودداري مي‏كنند.

6- شوخ طبع باشيم ولي بسيار بسيار كم شوخي كنيم : شوخي هرقدر هم كوچك مي‏تواند باعث رنجش شود مگر اينكه اين شوخي با فكر قبلي و بررسي بيان شده و يا انجام شود. مثلا شوخي‏هايي كه با شخصيت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصيت مي‏شود. شوخي اگر در حد يك لبخند كوچك و مليح باشد، بسيار شيرين است و نه بيشتر. شوخي فراوان انرژي ذهني را كاسته و جذابيت را از بين مي برد. چراكه شوخي بتدريج پرده هاي حرمت را پاره كرده و كم كم موجب بي احترامي مي شود. با اين حال تبسم به چهره جذابيتي عميق مي بخشد. در تبسم سنگيني و متانت موج مي زند ولي در خنده زيادي و شوخي سبكي و كاهش جذابيت نهفته است.

7- آنچه هستيم باشيم : از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم.

8- به وضع ظاهري خود برسيم : يكي از عواملي كه باعث تاثيرگذاري در بين سايرين مي‏شود، خوش لباسي، خوشبويي و خوش صورتي است. مطمئنا هيچ كس دوست ندارد با شخصي كه دهان او بوي بد مي‏دهد و يا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اينكه هماهنگي و پاكيزگي ناخودآگاه باعث جذب مردم مي شود. البته بايد دقت شود كه لباس هاي عجيب و غريب باعث جذب نمي شود. تميزي و اطوي لباس، موهاي مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگي ظاهري فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمي شود بلكه حرفهاي زيبا، جملات مثبت، اعمال درست نيز باعث جذب است.

9- سكوت را تمرين كنيم : بعضي افراد مي پندارند كه هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بيشتر جذب مي شوند ولي اينطور نيست. سكوت تاثيري ذهني در افراد مي گذارد. هنگام سكوت، در اطراف خود ايجاد خلاء مي نماييم و اين خود باعث جاذبه است. ضمن اينكه سكوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان مي دهد، زمينه اي مناسب براي صميميت است. البته سكوت ناشي از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث كاهش جذابيت است. همچنين نرم و با ملايمت صحبت كنيم چراكه جيغ، داد و هوار، بلند صحبت كردن و خشن و عصبي بودن باعث قطع اعتماد مردم مي شود.

10- فرد محترمي باشيم : به خود و ديگران احترام بگذاريم. بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متين و محترم بي ترديد جذاب تر از بي ادبان است. هتاكي و ناسزا گفتن حتي به افراد بدصفت و بي شخصيت و همچنين تحقير و تمسخر و غيبت و بدگويي مخالف با احترام است.

11- در رفتار و كلام قاطعيت داشته باشيم : سست عنصر نبودن و پاي تصميمات و تعهدات ماندن موجب جذابيت است. افرادي كه شخصيتي قاطع دارند هدفهاي مشخص و ارزشهاي معيني و برنامه هاي مدوني دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست هاي بي ارزش ديگران موجب رويش جذابيت است. بعضي افراد خود را فداي اين و آن مي كنند و هركار مثبت يا منفي را قبول ميكنند و اينطور مي خواهد در دل ديگران رخنه كنند كه نمي شود. جذابيت يعني مصمم بودن و قاطعيت در رفتار و گفتار.

12- مراقب اميال و غرايز شخصي خود باشيم : افراد داراي شخصيت مسلط و چيره بر غرايز و اميال، داراي تسلط بيشتري هستند. كساني كه بر ميل جنسي، ميل غذا خوردن، عواطف و هيجانات خود مسلط هستند، جذابيت معنوي دارند. تاثير رواني گذاشته و انرژي مثبت از وجودشان فوران مي كند. كساني كه غريزي و هوي هوسي هستند و مدام در پاسخ به اميال خود به سر مي برند و نمي توانند خود را كنترل نمايند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نيستند، هيچگاه به جذابيتي كه انتظار دارند دست نخواهند يافت و مسلما بدون كسب جذابيت از تاثيرگذاري هم خبري

منبع :

http://www.iranibax.com/showthread.php?p=25366


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه فردي جذاب، با نفوذ و تاثيرگذار باشيم؟

بيشتر اوقات زندگي روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با ديگران ميگذرد. در منزل، محل كار، خيابان، تاكسي، مغازه، كلاس درس و … در اين ميان هميشه عده‏اي انگشت شمار از افراد در ميان ديگران برتر بوده و نامشان زبانزد ديگران است. همچنين هميشه باعث جذب سايرين شده و در كل افرادي پرنفوذ و تاثيرگذار هستند. البته جذابيت شخصيتي با جذابيت زيبا بودن فرق دارد. جذابيت و گيرايي شخصيتي كاملا اكتسابي است و آگاهانه و يا ناآگاهانه كسب ميشود. اينگونه افراد هيچ فرقي با ديگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و يا اينكه جادوگري بدانند بلكه به صورت دانسته و يا ناخودآگاه يك سري قوانين را هميشه رعايت مي‏نمايند كه همين قوانين عامل برتري و جذب ديگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نيز مي‏توانيم اينطور باشيم. در اينجا به بعضي از اين عوامل اشاره‏اي مختصر مي‏نمايم :
 
1- كمتر حرف بزنيم : اين بدان معنا نيست كه حرف نزنيم و يا سرمان در لاك خودمان باشد. بلكه هرجا نياز به صحبت كردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ايراد كنيم. متاسفانه بعضي افراد اينطور برداشت مي‏نمايند كه كم گويي يعني هيچ‏گويي و همين امر باعث منزوي شدن و دور شدن از اجتماع مي‏گردد.
 
2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانيه فكر كنيم : فكر كردن قبل از شروع صحبت هر چند كم و كوتاه باعث گزيده‏گويي شده و از هرگونه گاف زدن و همچنين بيهوده گويي و با عجله صحبت كردن جلوگيري مي‏كند. حتما ديده‏ايد افرادي كه پس از شنيدن حرفي يا سوالي مدت زماني كوتاه آنرا حلاجي نموده و سپس بيان مي‏نمايند و اكثر اوقات جواب آنها بسيار متين و درست است و هيچ جاي ايراد نيست. اما امان از افرادي كه آنچه به ذهنشان مي‏آيد را بيان مي‏نمايند، بدون اينكه حتي لحظه‏اي در مورد آن فكر كنند. به اصطلاح با صداي بلند فكر ‏مي‏كنند و اكثر اوقات حرفهايي مي‏زنند كه باعث پشيمانيشان مي‏گردد. فكر كردن آسان است. تمرين كنيم.
 
3- با صداي بلند نخنديم : خنده با صداي بلند شخصيت انسان را زير سوال مي‏برد. هيچ انسان گرانمايه‏اي را نخواهيد ديد كه با صداي بلند خنديده و يا قهقهه بزند. از بازيگران معروف سينما (در زندگي شخصي) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صداي بلند خنديدن باعث جلب توجه ديگران شده و با توجه به اينكه ديگران نمي‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها مي‏شود.
 
4- لبخند بزنيم : يك لبخند كوچك باعث جذب مي‏شود. هر انسان داراي كودك دروني است كه آن كودك درون به آنچه كه خود بخواهد جذب مي‏شود چه بخواهيم و چه نخواهيم. اخلاق كودك درون دقيقا مانند كودكان است و به چيزهاي زيبا عكس العمل مثبت نشان مي‏دهد. پس همانطور كه يك كودك جذب يك لبخند مي‏شود، ما نيز جذب چهره‏هاي بشاش و خنده‏رو مي‏شويم. همچنين لبخند باعث زيباشدن چهره مي‏شود.
 
5- در امور ديگران دخالت نكنيم : برايتان چقدر پيش آمده كه با تلفن همراه يا شخصي ديگر صحبت مي‏كرده ‏ايد كه دقيقا پس از پايان صحبت، يك نفر ديگر آمده وگفته "چي شده؟"؟ حتما برايتان پيش آمده است كه اين قضيه كمي باعث تنفر شما شده است. امور ديگران به ما ربطي ندارد زيرا اگر ربط داشت، با ما نيز در ميان گذاشته مي‎‏شد. دخالت در امور ديگران باعث دفع آنها شده و نوعي دورشدن را ايجاد مي‏نمايد. زيرا با توجه به شناختي كه افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتي صحبت مقابل وي خودداري مي‏كنند.
 
6- شوخ طبع باشيم ولي بسيار بسيار كم شوخي كنيم : شوخي هرقدر هم كوچك مي‏تواند باعث رنجش شود مگر اينكه اين شوخي با فكر قبلي و بررسي بيان شده و يا انجام شود. مثلا شوخي‏هايي كه با شخصيت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصيت مي‏شود. شوخي اگر در حد يك لبخند كوچك و مليح باشد، بسيار شيرين است و نه بيشتر. شوخي فراوان انرژي ذهني را كاسته و جذابيت را از بين مي برد. چراكه شوخي بتدريج پرده هاي حرمت را پاره كرده و كم كم موجب بي احترامي مي شود. با اين حال تبسم به چهره جذابيتي عميق مي بخشد. در تبسم سنگيني و متانت موج مي زند ولي در خنده زيادي و شوخي سبكي و كاهش جذابيت نهفته است.
 
7- آنچه هستيم باشيم : از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم.
 
8- به وضع ظاهري خود برسيم : يكي از عواملي كه باعث تاثيرگذاري در بين سايرين مي‏شود، خوش لباسي، خوشبويي و خوش صورتي است. مطمئنا هيچ كس دوست ندارد با شخصي كه دهان او بوي بد مي‏دهد و يا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اينكه هماهنگي و پاكيزگي ناخودآگاه باعث جذب مردم مي شود. البته بايد دقت شود كه لباس هاي عجيب و غريب باعث جذب نمي شود. تميزي و اطوي لباس، موهاي مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگي ظاهري فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمي شود بلكه حرفهاي زيبا، جملات مثبت، اعمال درست نيز باعث جذب است.
 
9- سكوت را تمرين كنيم : بعضي افراد مي پندارند كه هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بيشتر جذب مي شوند ولي اينطور نيست. سكوت تاثيري ذهني در افراد مي گذارد. هنگام سكوت، در اطراف خود ايجاد خلاء مي نماييم و اين خود باعث جاذبه است. ضمن اينكه سكوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان مي دهد، زمينه اي مناسب براي صميميت است. البته سكوت ناشي از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث كاهش جذابيت است. همچنين نرم و با ملايمت صحبت كنيم چراكه جيغ، داد و هوار، بلند صحبت كردن و خشن و عصبي بودن باعث قطع اعتماد مردم مي شود.
 
10- فرد محترمي باشيم : به خود و ديگران احترام بگذاريم. بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متين و محترم بي ترديد جذاب تر از بي ادبان است. هتاكي و ناسزا گفتن حتي به افراد بدصفت و بي شخصيت و همچنين تحقير و تمسخر و غيبت و بدگويي مخالف با احترام است.
 
11- در رفتار و كلام قاطعيت داشته باشيم : سست عنصر نبودن و پاي تصميمات و تعهدات ماندن موجب جذابيت است. افرادي كه شخصيتي قاطع دارند هدفهاي مشخص و ارزشهاي معيني و برنامه هاي مدوني دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست هاي بي ارزش ديگران موجب رويش جذابيت است. بعضي افراد خود را فداي اين و آن مي كنند و هركار مثبت يا منفي را قبول ميكنند و اينطور مي خواهد در دل ديگران رخنه كنند كه نمي شود. جذابيت يعني مصمم بودن و قاطعيت در رفتار و گفتار.
 
12- مراقب اميال و غرايز شخصي خود باشيم : افراد داراي شخصيت مسلط و چيره بر غرايز و اميال، داراي تسلط بيشتري هستند. كساني كه بر ميل جنسي، ميل غذا خوردن، عواطف و هيجانات خود مسلط هستند، جذابيت معنوي دارند. تاثير رواني گذاشته و انرژي مثبت از وجودشان فوران مي كند. كساني كه غريزي و هوي هوسي هستند و مدام در پاسخ به اميال خود به سر مي برند و نمي توانند خود را كنترل نمايند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نيستند، هيچگاه به جذابيتي كه انتظار دارند دست نخواهند يافت و مسلما بدون كسب جذابيت از تاثيرگذاري هم خبري نيست.

منبع :

http://www.iran-eng.com/
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ بازاريابي
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان