مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4166
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 9
همه : 5160555
بلد نيستيم حرف بزنيم

يكي از مشكلات عمومي كشور كه متاسفانه در همه ابعاد و حوزه‌ها واضحتر از آن است كه نيازي به استدلال و مصداق داشته باشد، اين است كه ما كلا بلد نيستيم درست با هم حرف بزنيم!

جالب است كه اين عيب بزرگ فرهنگي ـ اگر نگويم بيماري بزرگ فرهنگي ـ در همه اجتماعات ما مشهود است. از اجتماع كوچك يك خانواده گرفته تا حتي اجتماعات نخبگان و بزرگان كشور ما.

در خانواده‌هاي ما يكي از مهمترين دلايل اختلافات اين است كه زوج‌هاي جوان و حتي مسن بلد نيستند حرف‌هاي دلشان را بر زبان بياورند. به محض اينكه يكي از طرفين هم شجاعت به خرج داده و شروع به گفت‌وگو مي‌كند، طرف ديگر به محض شنيدن چند سوال و جواب، صدايش بالا مي‌رود و بگو و مگوي شديدي در گرفته و بعد از چند ماهي از ازدواج عاشقانه‌شان ناگهان بهترين و اولين راه حل مشكلات خود را در طلاق جستجو مي‌كنند!

اين رويه بي‌ظرفيتي در گفت‌وگو و تحمل نظرات همديگر، در بين نخبگان ما هم تسري دارد. يعني اصلا بلد نيستند معقولانه با هم حرف بزنند. عيوب همديگر را بگويند خوبي‌هاي همديگر را هم متذكر شوند و دلسوزانه در پي زياد كردن نقاط قوت و كاستن از نقاط ضعف بروند.

اين عيب بزرگ فرهنگي از چند چيز ناشي مي‌شود كه به ترتيب در مورد هر كدام از اين موارد چند كلمه اي مي نويسم.

1. خودخواهي:
كساني كه جز به منافع خود، گروه خود، خانواده خود و... به هيچ چيز ديگري نمي انديشند برايشان بسيار دشوار است كه خدا را جايگزين خود كنند و از حقوق ديگران هم مثل حقوق خود محافظت كنند.

2. نداشتن سعه صدر و كم ظرفيتي:
كساني كه ظرفيت هاي لازم براي احراز مقامي را ندارند و با دل هاي كوچك و ذهن هاي محدود مي خواهند كارهاي بزرگ انجام دهند در تناقض بين اين دو ضدّ، كمترين نقد و نظر مخالف را با شمشيركشي و تيغ آختن پاسخ مي دهند، در حالي كه شرح صدر نعمتي است كه بزرگان دين و حتي انبياء و اولياء الهي دائما از درگاه احديت درخواست كرده اند كه "رب اشرح لي صدري" و بدون اين شرح صدر "يفقهوا قولي" هم اتفاق نخواهد افتاد.

3. نداشتن استنادات كافي:
يك روانشناس بزرگ مي گويد هر كسي كه براي به كرسي نشاندن حرفش به گستاخي و بد دهني رو مي آورد معلوم است كه در دل اعتقادي و بر زبان استدلالي براي اثبات حقانيت انديشه خود ندارد!

4. دوري از ارزش هاي اخلاقي اسلام:
چه بياني براي مصداق يابي از اين بيان نوراني پيامبر رحمت و ادب و شفقت بر خلق حضرت محمد بن عبدالله(ص) اولي كه فرمود: "بعثت لاتمم مكارم الاخلاق". پس چگونه است كه ما همه خود را ارزشي مي ناميم و ارزش مدار ولي از آموزه هاي ديني و اخلاق محمدي به اندازه خردلي در باور و رفتار و اخلاق، نشاني به همراه نداريم؟

5. باور نداشتن عميق به آموزه هاي ديني:
حضرت اباعبد الله الحسين (ع) در صحراي تفتيده كربلا در مقابل سپاه كفر

اولا ـ تا دم آخر دم از نصيحت و اندرز نكشيدند و با كساني كه كمر به شهادت او بسته بودند از در نصيحت در آمدند پس چگونه است كه ما پيروان او كه هر سال در محرم به ياد او گريبان مي درانيم و چندان دست بر سينه مي كوبيم تا سينه مان كبود مي شود، در مقابل برادران و خواهران ديني خود كه سال ها براي پيروزي نهضت حسيني خميني در كنار هم و براي رضاي خدا با طاغوت و در دفاع مقدس با صدام خونخوار جنگيده ايم، به محض شنيدن كمترين نظر مخالفي چنگ به صورت هم مي كشيم و با تهمت و دروغ و افترا و به هر قيمتي تا به در كردن رقيب و ساقط كردن او بر جاي نمي نشينيم و آبروي افراد كه در روايات اهميت حفظ آن از حفظ حرمت كعبه اولي است پشيزي در نزد ما ارزشمداران!!؟ ارزشي ندارد؟

ثانيا ـ وقتي كه از اثرپذيري آن نابكاران نوميد شدند قريب به مضمون فرمودند: دين لقلقه زبان شماست. يعني دين به جان و دل و انديشه شما رسوخ نكرده است. آنگاه فرمودند اگر دين نداريد لااقل در زندگي تان آزاده باشيد.

آيا كسي كه به ارزش ها و اخلاق محمدي اندك باوري داشته باشد هرگز حتي با دشمنان و كفار چنين روا مي دارد كه ما با دوستان خود روا مي داريم؟

6. بي بصيرتي:
رهبر معظم انقلاب از سال ها قبل بر داشتن بصيرت، كسب قدرت تحليل سياسي، عبرت پذيري از تاريخ اسلام و ايران، توجه به تهاجم فرهنگي دشمن، پرهيز از ميكروب ارتجاع و... تاكيد داشتند چرا كه اگر بنا باشد نخبگان جامعه اسلامي كه بايد در برابر تعويض ارزش ها بايستند و خود در قول و عمل نماد ارزش ها باشند، خود مبلغ بي تقوائي و ناپارسائي و باندبازي و ... باشند چگونه مي توان از عموم مردم انتظار ارزش مداري و اخلاق داشت؟

اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبي
بر آورند غلامان او درخت از بيخ !

7. اخلاص:
اكسير اين روزها ناياب عرصه هاي سياسي يعني "اخلاص" اين روزها بدجوري به كار مسئولين و حاكمان ما مي خورد. من نمي دانم چه رازي است در اين قدرت كه همه در جهت جلب رضاي خدا براي كسب آن تلاش مي كنند ولي هيچ كس براي رضاي خدا آن را رها نمي كند!!

آيا اگر همه خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود مي دانستند و هدفشان جلب رضايت او مي بود ما امروز شاهد اين همه دروغ و تهمت و پشت هم اندازي و زير پا خالي كردن و رذالت هائي كه دامن گير حتي بعضي خواص ما شده است، بوديم؟ آيا اين دعواها و درگيري ها براي رضاي خداست؟ آيا واقعا هدف انجام تكليف است؟ نيت خدمت به مردم است؟....

8. قدرنشناسي و عدم وجود اعتدال در گفتار ورفتار:
زير سوال بردن خدمات و نكات مثبت دولت هاي گذشته و دولت فعلي و فقط و فقط بزرگنمائي ضعف ها چنان كه گوئي در همه سي سال گذشته قدمي براي خدمت به مردم برداشته نشده و همه در حال خيانت و چپاول بيت المال بوده اند يا تفكري كه همه اقدامات دولت فعلي را در جهت تضعيف نظام و خيانت به مردم مي پندارند تفكراتي اعتدالي و از باطن هائي مطهر و روان هائي سالم بر مي خيزد؟

در جريان حوادث بعد از انتخابات، عزيزي مي گفت اگر رهبري معظم انقلاب بعد از اولين مناظره تند بين دو نامزدي كه با توهين هائي به حاضرين و غائبين همراه بود دو خط مي نوشتند و از صداوسيما در علن مي خواستند كه به اين نوع مناظره ها پايان دهند شايد هيچ كدام از اين فتنه ها در پي نمي آمد. به او گفتم در بين روحانيون و اسلام شناسان موجود شخصيتي به روشنفكري واقعي و روشن انديشي و مدارا با مخالفين و علاقه مند به ايجاد فضاي باز فكري مثل آيت الله خامنه اي نمي شناسم (البته حتما هستند كساني كه با اين نظر حقير موافق نباشند وبه عنوان يك دانشگاهي از نظرات جامعه دانشگاهي و ميزان مخالفين و موافقين آن هم كاملا مطلعم).

بعد از گذشت سي سال از پيروزي انقلاب احساس و تدبير اين سيد صداقت مدار به او مي گفت كه بايد تاكنون خواص و نخبگان جامعه اسلامي به چنان درجه اي از پختگي و بلوغ و عمق فكري و روحي رسيده باشند كه فضا را باز كنيم و بگذاريم هر كس با هر ايده اي (آنهم حداقل بين نيروهاي نظام) نظرات خود را با نهايت صراحت با مردم در ميان بگذارند و مردم هم در اين تضارب افكار و ايده ها راه درست را انتخاب كنند و انتخاباتي پرشور رقم بخورد.

و ديديم كه تدبير او بسيار كارساز بود و حضور مردم بعد از سي سال پر شورتر از هميشه. حال آيا اگر مردم فهيم ما با ظرفيت كامل با اين موج اطلاعات مواجه شدند اما به اصطلاح نخبگان جامعه ما در برخورد با اين امواج به كلي چپ كردند! و در بيان نظرات خود بدترين شيوه ها را برگزيدند و حتي بعد از به هم ريختن كشور (بر اثر اين لجاجت هاي بچه گانه طرفين) باز هم قاطعانه!! بر آن پاي فشردند اين از ضعف رهبري است يا نخبگان؟

پس كي بايد اميدوار بود كه بعد از سي سال از گذشت انقلاب ما بياموزيم كه همه حق نزد ما نيست و در كشاكش اين بحث ها و گفتگوها ضعف ها مبرهن و نقاط قوت نيز آشكار مي گردد و اهل خرد از اين تصادم هاي فكري بايد نعمت ها حاصل و بركات برداشت كنند؟

و غمگنانه بايد گفت كه مثل هميشه مردم مخلص و بي ادعا از نخبگان پر سروصدا و پر ادّعا در شناخت حق و تشخيص دشمن پيش افتادند و مردم راهبر نخبگان شدند و اين آزمون خوبي براي نخبگان ما نبود.

شايد اگر در برخورد با امواج سهمگين و قابل پيش بيني نقدهاي منصفانه و غيرمنصفانه اين نوشته ام من هم چپ نكردم! در اين خصوص بيشتر بنويسم...

منبع :

http://www.tabnak.ir/fa/news/75655


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه با زبان بدن حرف بزنيم ؟

body language» (زبان حركات بدن ) چيست ؟

 قسمت اول

 متخصصان علم ارتباط مي گويند تنها 7 درصد از پيام هاي ما از طريق واژه هاي مخاطب منتقل مي شود و 33 درصد از طريق لحن و تن صدا و 60 درصد آن هم از طريق زبان بدن منتقل مي شود. حالا اين زبان بدن چيست كه حتي از حرف هاي ما بيشتر اطلاعات منتقل مي كند؟ به زبان علمي، پيام هايي كه توسط اعضاي بدن و حركات صورت منتقل مي شوند، زبان بدن را تشكيل مي دهند.
 از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.
 زبان بدن شامل دو قسمت است . يكي زبان حركات بدن و ديگري زبان آرايش و ظاهر بدن :
 بازكردن دكمه هاي كت:
افرادي كه باشما بي ريا وصميمي هستند غالباٌ دكمه هاي كت خود را باز كرده يا حتي آنرا از تن در مي آورند اما در يك مذاكره رسمي اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زماني كت خود را در مي آورند كه امكان دسترسي به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هواي اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسي بهتوافق را نداشته باشند كتشان را در نمي آورند.
 انداختن پاروي پا:
 در هنگام مذاكرات هر گاه يكي از طرفين يا هر دو ي آنها پاهاي خودرا روي هم مي اندازند نشانه اين است كه وارد مرحله جديدي از مذاكره مي شويد , مرحله ايي كه امكان تفاهم كمرنگ مي شود . اگر انداختن پا روي پاي ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يك فكر جدي براي تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعي خارج شود.
 كشيدن دست به چانه :
 اين علامتي از زبان رفتار است كه در هنگام تصميم گيري بكار مي رود. كشيدن دست به روي چانه معمولا” با حالتي از چهره همراه است كه در آن چشم ها كمي جمع مي شود. افرادي ديگر ممكن است در اين حالت لب بالايي را لمس كنند وآنرا بكشند و بعضي مردها با سبيل يا ريش خود بازي كنند كه همگي دليل بر تعمق و ارزيابي است. در بازي شطرنج نيز افرادي كه قرار است حركت بعدي را انجام دهند در بسياري از موارد چنين اشاره ايي را از خود نشان مي دهند كه پس از تصميم گيري متوقف مي شود .
 برداشتن عينك:
 برداشتن آهسته عينك جهت تميز كردن آن در شرايطي كه نيازي به اين عمل نيست اشاره تعويقي است, اين عمل در طي يك مذاكره ممكن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتي شخص مي خواهد با طفره رفتن از پاسخ يك سؤال يا ايجاد تاخير در پاسخ مطالبي را در ذهن خود بررسي كرده وموقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد مي خواهند زماني رابراي پرسش يا پاسخخود در اختيار بگيرند. اشاره مشابه ديگر مي تواند برداشتن عينك در كنار دهان باشد.
 دست زدن به بيني:
 اين علامت رفتاري ويا ماليدن با انگشت اشاره نشانه شك وترديد در مورد مطالب گفته شده در يك گفتگـــو يا مذاكره ميباشد؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاي صندلي باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسي كه بيني خود را‎ مي خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگري در اين زمينه ماليدن پشت گوش يا كنـار آن است كه حاكي از شك وترديد در ارائه يك پاسخ يا سبك وسنگين كردن آن است. در بسياري از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل ماليـدن چشـم انجام مي شود.
 ضرب گـرفتـن روي مـيـز:
 كسي كه با ريتمي يكنواخـت وكسل كننده به روي ميز ضرب ميزند مي خواهد احساس بي قراري خود را بيان كند.اشارات مشابه ديگـر مي تواند اين با شد كه فرد مرتباٌ‌ دكمه خودكار خود را بالا وپايين مي زند ويا باپاشنه پا به زمين ضربه ميزنـد. پيام مستقيم اين اشارات براي شما اين است كه بايد دريابيد كه حرفهايتان كسل كننده يا بي روح است ويا اينكه براي طرف مقابل تازگـي نــــدارد.

 قراردادن مچ يك پا به روي مچ پاي ديگر:
 اين اشاره اشاره ايست كه در مواقع بسياري بروز مي كند. مثلا”‏در جلسات دوستانه يا رسمي كه شخص تحت فشار رواني ؛ تنش يا استرس قرار گرفته است.
 مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدي دارند ،آنها به راحتي مي تواننـد افرادي كه از مسافرت با هواپيما مي ترسند را تشخيص دهنـد زيرا اين افراد با پاهاي گره خورده وقراردادن يك مچ به روي مچ ديگر مي نشينند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپيما.
 همچنين بسياري از افراد در موقعيت هاي تنش زا مانند شركت در مصاحبه يا آزموني براي استخدام ،مچ پاهاي خود راروي هم مي اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بيشتر با يكديگر ودر يك مجموعـه ظـاهر مي شوند وبه همين ترتيب بايد با هـم تعبير شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پايش را از روي پا بردارد و كمـي به طرف شما خم شود شما مي توانيد نتيجه بگيريد كه وي به سخنان شما علاقمند است و مايل است بيشتر بداند.
 پس توجه به زبان رفتار را در خود تقويت كنيد وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واكنش منفي از طرف مقابل در صدد متعادل كـردن اوضــاع برآييد. در اين مواقع بهتر است به جـاي ايـنكه شـيوه قـبلي خود را ادامه دهيد و بر آن اصــرار ورزيد سياست جديدي را در پيش گيريد،چراكه اگر فردي از رفتار يا گفتار شما ناراحت يا عصباني باشد علائم رفتاري او پيشاپيش اين موضوع را به شما هشدار مي دهند .
 
علائم منفـي زبـان رفتـار:
 - نوك پاهـا در جهت مخالـف شماست يا به سمت درب خـروجي است
 -تمـاس چشمـي محدود
 -تكان دادن سريع سـر به جهـت تائيـــد
 - لمس كردن و ماليدن پشـت گـردن
 - نگـاه كردن به سقـف وآسمـان
 - چرخـيدن به دور واطــراف و سـاير اشـاراتي كه در بــالا به آنهــا اشاره شد.
چشمها
 سطح چشمها:
 در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.
 مالش چشم:
 زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.
 چشم برگرداندن:
 اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.
 چشمان بسته:
 هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: “بـه حرف زدن خود خاتمه بده.”
 حركت چشم به سمت بالا:
 اين نشانه غضب و عصبانيت است.
 نگاه مختصر به اطراف:
 اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي بي باكانه دارد.
 نگاه ممتد:
 اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: “مايلم با شما بيشتر آشنا شوم”
 نگاه خيره شديد:
 اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.
 نگاه به بالا و پايين:
 هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است.
 چشمك:
 چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.
 بالا انداختن همزمان دو ابرو:
 در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.
 بالا انداختن يك ابرو:
 زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.
 ابروهاي گره خورده:
 زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن هيجانات دارد.
 پوشاندن صورت:
 زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد.
 زبان
 خنده زوركي:
 اين نيشخند كنترل شده تا چشمها گسترش نمي يابد.
 دهان كجي:
 گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمايان ميگرداند.
 تبسم با دهان گشوده:
 دندانهاي بالا نمايان شده و بـه شـخـصـي كـه بـا شـما گفتگو ميكند مي فهماند كه مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد.
 تبسم با لبان بسته:
 اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است.
 در هم كشيدن لبها:
 هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته.
 لبهاي سفت و جمع شده:
 دال برتنش و عدم پذيرش است.
 جويدن لبها:
 وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد است.
 تماس با لب ۱:
 هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد ميگويد: ساكت باش.
 تماس با لب ۲:
 ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز شود مفهومش چنين است: “مي خواهم با شما صحبت كنم”
 خميازه كشيدن:
 خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه “خميازه اجتماعي” نيز وجود دارد. خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان

منبع :

http://www.iran-eng.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه مذاكره‌كننده‌ بهتري باشيم
 

آموزش زندگي خانواده (F.L.E)
 

1- تعريف:
 

   مذاكره يك مهارت ياد گرفتني است در جهت انتقال و دريافت اطلاعات، احساسات و نگرشها بين حداقل دو نفر كه مي‌تواند روياروي يا غير روياروي باشد مذاكره كننده خوب با ديدگاه من عليه او مذاكره نمي‌كند بلكه ديدگاه ما عليه مشكل مي‌باشد.
 


2- اهميت:
 

   مذاكره مؤثر: روش اصلي و پايه ايجاد ارتباط صحيح است در حاليكه باافزايش فاصله بين افراد خانواده افزايش انحراف در فرزندان و همسران افزايش ديده مي‌شود.
 
3- عوارض:
 

   عدم مذاكره مؤثر مشكلاتي بوجود مي‌آورد كه از جمله:
 

الف: احساس ضعف در حل مشكلات
 

ب: احساس عدم خوشبختي
 

ج: غيرواقعي شدن توقعات
 

د: دخالت وابستگان در امور زندگي
 

ه: افزايش طلاق و كاهش بهره‌وري درخانواده
 

ي: كهنه شدن مشكلات و لاينحل ماندن آن
 

ع: غيرواقعي شدن توقعات
 

غ: عدم همكاري در زندگي مشترك
 

ف: افزايش بزه‌كاري و انحر افات در فرزندان
 

   طبق ماده 1103 قانوني مدني زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با هم مي‌باشد.
 

آداب مذاكره كردن:
 

   مذاكره آداب خاصي دارد كه شامل 6 مرحله اصلي مي‌باشد كه به ترتيب زير يكي بعد از ديگري بايد انجام شوند.
 

1-

 شناختن يكديگر
 

2-

 تعيين اهداف
 

3-

 شروع مذاكره
 

4-

 اظهار مخالفت و اختلاف
 

5-

 تجديد نظر در مصالحه
 

6-

   به توافق رسيدن
 


7- زمان و مكان مناسب
 

سبب شناسي:
 

   روانشناسان نقش باورهاي غلط را در ايجاد مشكلات زناشوئي يك اصل مي‌دانند كه شايع‌ترين باورهاي غلط با خطاهاي شناختي كه شايع مي‌باشند عبارتند از:
 

الف: حكم‌كنندگي:
 

   مثلاً هرگاه رفتار يا ويژگي خاصي را از همسر خود متوقع باشيد و با برآورده نشدن آن دچار احساس خشم شكست و خودخوري شويد نمونه اين توقعات را در جمله‌هاي زير مي‌توانيد مطالعه كنيد:
 

1-

   همسر من بايد هميشه نسبت به من و خواسته‌هايم حساس باشد.
 

2-

   من بايد به آساني رفتار همسرم را در دست داشته باشم.
 

3-

   من بايد هميشه در به دست آوردن محبت موفق باشم.
 

4-

 سعي كنيد در گفته‌هاي خود به جاي كلمه بايد از كلمه ترجيح ميدهم استفاده كنيد تا باعث بروز احساسات منفي در همسرتان نشود.
 

   مثال: ترجيح مي‌دهم همسرم نسبت به من و خواسته‌هايم حساس باشد اما نه هميشه
 

ب: نيازمندي:
 

   بعضي مواقع باورهاي غيرمنطقي الزاماتي را بوجود مي‌آورد كه به نظر فرد براي خوشبختي او ضروري است مثلاً در صورتي شاد هستم كه همسرم مرا دوست بدارد.
 

    من ديگر هيچ‌گاه نمي‌توانم فردي به اين جالبي پيدا كنم اين افراد براي دريافت محبت همسير هميشه مضطرب هستند و اگر تامين نشوند دچار رفتارهاي عصبي و افسردگي ميشوند.

ج: تحمل كم براي ناكامي
 

   برخي افراد به طور غير منطقي به خود قبولانده‌اند كه قادر به تحمل مشكلاتي كه در روابط پيش مي‌آيند يا پيش‌بيني مي‌شوند نيستند زوجها با اين اعتقاد كه زندگي بايد آرام و بدون هيچ مشكل عمده‌اي باشد براي خود دردسر ايجاد مي‌كنند زيرا باعث درماندگي بيشتري مي‌شود.
 

بايدهاي غيرمنطقي كه در خانواده‌ها ايجاد مشكل مي‌كنند:
 

زن نبايد بدون اجازه مرد كاري انجام دهد.


مرد بايد هميشه سر ساعت مشخص به منزل بازگردد.


لذت بردن از روابط زناشويي فقط حق مرد است.


ابراز احساسات زن كار سبكي است.


زن خوب كسي است كه خشم و عصبانيتش را درون خودش بريزد.


عدم قدرداني كلامي معادل عدم علاقه است.


و…

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

گوش دادن مهارتي لازم براي مذاكره


شنيدن با گوش دادن متفاوت است زيرا ارزيابي و تفسير شنيده‌ها را گوش دادن مي‌گويند لذا ما ب>بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: « مي دانم كه به من اين اجازه را مي دهيد كه در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود.» در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.


اگر نتيجه انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين كنيد.

منبع: «هيچ كس كامل نيست» ترجمه: پريچهر معتمد گرجي
 
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات  بهداشتي درماني استان فارس - معاونت بهداشتي - واحد بهداشت روان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه مي توانم با فرزندم گفتگوي مناسب داشته باشم ؟
 

بهترين نوع گفتگو با كودكان


  براي گفتگو  و درك بهتر كودك مراحل زير را بكار ببريد .

ابتدا به حرفهاي او خوب گوش كنيد . صبر كنيد كودك خوب احساس خود را بيان يا تخليه كند سپس احساسات اورا شناخته و تصديق كنيد . به هيچ عنوان پند و اندرز و نصيحت نكنيد ? سعي كنيد نوعي احساس همدلي با او داشته باشيد بطور كلي نبايد در برابر مشكلات كودك راه حلهاي كلي و فوري ارائه داد .
 

 صريح و رك باشيد .

اغلب دستورات پدر و مادرها خيلي كلي است . مثلاً « كارهاي خوب كن » و يا « شلوغ نكن » چنين راهنمايي هاي كلي ممكن است براي افراد مختلف معاني گوناگوني داشته باشد . اگر رفتاري را كه از آنها انتظار داريم به طور مستقيم و به روشني بيان كنيم . بچه ها بهتر متوجه منظورمان خواهند شد . يك دستور ويژه به آنها مي گويد كه چه كاري بايد انجام دهند : مثال : « در يك مطب آهسته صحبت كن » يا وقتي مي خواهيم از خيابان رد شويم دست مرا بگير . اين روشي است كه فرزندانتان شما و دستوراتتان را بهتر مي پذيرند .
 

به آنها فرصت انتخاب دهيد .

در بسياري موارد مي توانيد به آنها انتخاب هاي محدودي را ارائه كنيد تا تصميم بگيرند و در نتيجه از شما اطلاعات كنند . دادن آزادي در انتخاب? به كودك احساس قدرت و تسلط مي دهد در حالي كه گستاخي او را كم مي كند مثال: « وقت خواب است – آيا قبل از خواب به حمام مي روي » يا « وقت لباس پوشيدن است خودت لباست را انتخاب مي كني يا من اين كار را انجام دهم » .
 

 قاطع باشيد

در موارد مهم كه نتيجه آن عدم پذيرش والدين از طرف فرزندان است بايد قاطعانه دستور را پياده كنيم . دستور قاطع به آنها مي گويد كه بايد رفتار ناخوشايند خود را كنار بگذارند و فوراً آن طور كه مي خواهيد عمل كنند . مثال : اسباب بازي براي پرت كردن نيست . اين گونه دستورات همراه با تغيير صدا و به صورت دستور و قيافه جدي بهتر است .


از طرف ديگر ? قاطع نبودن در چنين مواردي ? موجب مي شود كه بچه ها فكر كنند در انجام دادن يا انجام ندادن كاري قدرت انتخاب دارند . مثال : «چرا اسباب بازي هايت را به اطراف پرت مي كني» يا « تكليفت را انجام نمي دهي ؟» « همين حالا بيا خانه »  ?«اميدوارم كه بتواني كارهايت را خودت انجام دهي »اين دستور دادن هنگامي به كار مي رود كه از بچه مي خواهيد كاري را انجام دهد  ولي انجام آن ضرورتي ندارد . براي رفتارها و كارهايي كه بايد انجام شوند بهتر است در دستور دادن قاطع باشيد .
 

  دستورات مثبت به كار ببريد .

بچه ها دستور انجام بده را بهتر از انجام نده مي پذيرند . دستورات نكن يا بس كن تنها به آنها مي گويد چه كاري قابل قبول نيست ولي توضيح نمي دهد كه به جاي آن چه كاري بايد انجام دهند . به طور كلي بهتر است به آنها مستقيماً بگوييم كه چه كاري انجام بدهند ? نه اينكه چه كاري انجام ندهند . پدران و مادران منفي دستور منفي و والدين مثبت دستور مثبت به كار برند . 
 

 رفتار بد را سرزنش كنيد نه بچه بد را

هر چقدر هم كه رفتاري كه از بچه سرزده بد باشد آن رفتار را سرزنش كنيد نه خود بچه ها را. به جاي گفتن «پسربد» (سرزنش كردن كودك) بگوييد : «دعوا ممنوع» (تقبيح رفتار)
 

  لحن استفهامي (سوالي) داشته باشيد .

سعي كنيد وقتي كودك خطايي كرد به صورت سوالي رفتارش را مورد بررسي قرار دهيم . مثلاً فكر نمي كني الان شب است و نبايد سرو صدا كرد ؟ فكر نمي كني نبايد به وسايل ديگران دست زد ؟ اين باعث مي شود اولاً كودك كمي فكر كند و دوماً فرصت جواب داشته باشد سوماً جلوي لجبازي كودك گرفته شود .


 احساسات خود را كنترل كنيد .

پژوهشها نشان مي دهد كه وقتي پدرها و مادرها عصباني هستند ? فرزندان خود را بيشتر مورد تنبيه زباني و بدني قرار ميدهند . اوقاتي وجود دارد كه بايد خونسردي را حفظ كرد ? نفس عميقي كشيد و تا شماره ?? بشماريم . هدف ما آموزش رفتار درست به بچه هاست و هنگامي كه عصباني هستيد ? اموزش موثر نخواهد بود . بنابراين به جاي ون به تو چيزي نمي‌دم مگر اين كه آب ميوه بگي.
 آيا خرگوش صورتي خودت را مي‌خواي؟
 

شما بگوئيد
 

آب مي‌خواهي
 بله ، شما دستشويي رفتيد
 آب ميوه ، تو آب ميوه مي‌خواهي
 آيا خرگوش صورتي خودت را مي‌خواهي يا خرس آبي‌ات؟
 كمك به شكوفايي گفتار در كودكان
 والدين در پيشرفت زباني كودكانشان نقش كليدي دارند. دكتر استيو برمن ، متخصص در پيشرفت‌هاي زباني و استاد دانشگاه در آمريكا مي‌گويد: تحقيقات نشان داده كه در پيشرفت زبان دو بخش حياتي حائز اهميت است: تعداد كلماتي كه كودك مي‌شنود و دوم مقدار كمكي كه از ديگران مي‌گيرد. با تشويق و صحبت كردن بيشتر شما با كودكتان ، دايره لغات او گسترش مي‌يابد.
 

برخي از روش‌هايي كه نقش اساسي در مكالمه كودك دارد
 بلند و رسا صحبت كنيد.
 به عقيده يكي از كارشناسان: هر كاري كه كودك شما انجام مي‌دهد،‌ از لباس پوشيدن گرفته تا خوابيدن، فرصت خوبي براي استفاده از كلمات است. يك داستان دنباله‌دار ، همراهي كردن با اشاره ، لباست اين جاست، سرت را بالا كن ، لغات جديدي را در ذهن او مي‌سازد و همچنين نشان مي‌دهد كه هر چيزي ، اسمي دارد.
 

با آهنگ و موزون صحبت كنيد.
 از زماني كه كودكان قبل از حرف زدن با دانش حركات آشنا مي‌شوند، صحبت كردن به صورت آهنگين و با حركات دست بازي كردن براي آنها بسيار سودمند و مفيد است. مانند: با دست مثل عنكبوت راه رفتن يا حركات دايره‌وار چرخ‌هاي اتوبوس. كلپرلژنژ كارشناس كودكان زير سه سال مي‌گويد: معمولا بچه‌ها بيشتر كلماتي را كه در ترانه‌ها مي‌شنوند را به آساني به خاطر مي‌سپارند.
 

كلمات را يكي يكي اضافه كنيد.
 دكتر رسكورلا مي‌گويد: وقتي كه فرزند نوپاي شما بعضي چيزها را خود به خود مي‌گويد، آن لغت را به كلمات ديگرش اضافه كنيد. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، مي‌گويد به او بگوئيد: توپ قرمز يا توپ بزرگ. اين راهكار نه تنها دامنه لغات او را افزايش مي‌دهد، بلكه به او ياد مي‌دهد كه كلمات را تركيب كند.
 

با اسم كلمات بازي كنيد.
 كودك شما بايد بداند كه هر چيزي اسمي دارد و همچنين مي‌تواند با استفاده از همين اسامي ارتباط برقرار كند. كتاب‌هاي مصور براي نشان دادن و ناميدن اسامي بسيار مفيد است. كودك از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگي ، به اسم‌هاي ساده متكي است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگي كلماتي مانند فعل دويدن ، خوردن يا نشستن يا صفاتي مثل بنفش ، كوچك و سرد به لغات او افزوده مي‌شود. پيش از درخواست او پاسخ ندهيد (مثل تيري كه از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهيد تا نيازهايش را قبل از اين كه شما بپرسيد ، بيان كند.
 
اگر اغلب پس از بيدار شدن از خواب تشنه است، فورا براي او آب نياوريد. بلكه در عوض اجازه دهيد تا او از شما بخواهد، سپس بگوئيد: تشنه هستي! الان برايت كمي آب مي‌آورم. تمرين كنيد و باز هم تمرين و تمرين. به فرزندتان اجازه دهيد تا در هر فرصت مناسب از مهارت‌هاي زباني‌اش، بخصوص با هم سن و سال‌هايش استفاده كند. به عقيده يكي از كارشناسان: وقتي كه كودك شما مي‌بيند كه بچه‌هاي ديگر صحبت مي‌كنند، او نيز براي حرف زدن با ديگران تشويق مي‌شود. بعضي از كارشناسان گفتاري معتقدند كه استفاده از پستانك ، شيشه شير و ليوان‌هاي دردار كه باعث مكيدن به مدت طولاني مي‌شوند، باعث نوك زباني بچه‌ها شده و ممكن است حروف س و ز را ناجور تلفظ كنند.
 
تحمل كنيد و صبور باشيد. يكي از متخصصين مي‌گويد: زماني كه كودكان دنبال كلماتي هستند كه مي‌خواهند بيان كنند، فرصت دهيد، اگرچه معمولا براي والدين خسته كننده است. همچنين از پريدن بين حرف‌هاي كودكان جهت كامل كردن جملاتشان خودداري كنيد. با اين كار به آنها فرصت مي‌دهيد تا از كلمات ذهني خود استفاده كنند و شما توانايي‌هاي آنها را باور خواهيد كرد و اين راه بهترين تشويق و ترغيب در همه مراحل است

منبع :

http://www.persian-area.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با كودكان حرف بزنيم ؟

برنامه‌هاي درازمدت و كوتاه مدت
 
در مقاله ي پيش در پي جواب به سوال «چگونه مي توان بين اهداف مطلوب و اعمال روزانه ارتباط بر قرار كرد؟» بوديم . حال گام به گام پيش مي رويم:
 
 
 
نخستين گام در برنامه ي دراز مدت اين است كه تصميم بگيريم به احساسات دروني و افكار باطني فرزندان‌مان نيز توجه داشته باشيم، نه اينكه فقط به اطاعت يا عدم اطاعت ظاهري‌شان توجه كنيم.
 
 
 
ما چگونه مي‌توانيم از احساسات و افكار دروني كودكانمان آگاه شويم؟
 
خود آنها ما را راهنمايي مي‌كنند. به هنگام صحبت، در كلامشان و در لحن كلامشان، در طرز ايستادن و در حركات و اشاراتشان آنان احساسات خود را بيان مي‌كنند. و چيزي كه ما محتاجش هستيم، گوشي است براي شنيدن آنچه كه مي‌گويند، چشمي است براي زير نظر گرفتن آنچه كه انجام مي‌دهند، و آخر از همه، قلبي است كه احساساتشان را درك كند.
 
شعار دروني ما اين است: بگذار درك كنم، بگذار نشان بدهم كه درك مي‌كنم، بگذار با كلام خود نشان بدهم كه اتوماتيك‌وار انتقاد يا اهانت نمي‌كنم.
 
وقتي كودك، ساكت و آهسته و بي‌حال از مدرسه به خانه مي‌آيد، از طرز قدم برداشتن او مي‌توانيم بگوئيم كه حادثه‌اي ناخوشايند برايش اتفاق افتاده است. با پيروي از شعار خود، ما نبايد گفتگوي‌مان را با يك گفته ي انتقادي نظير گفته‌هاي زير آغاز كنيم:
 
 
 
«لب و لوچه‌ات چرا آويزان است؟»
 
«اين ديگر چه جور قيافه‌اي است؟»
 
چكار كردي، بهترين دوستت را از دست دادي؟»
 
«اين دفعه چه دسته گلي به آب دادي؟»
 
«امروز ديگر دردت چيست؟»
 
 
 
از آنجا كه ما به واكنش‌ دروني كودك توجه داريم، بايد از گفته‌هايي كه فقط انزجار و نفرت در درون او ايجاد مي‌كنند، از گفته‌هايي كه كودك با شنيدنشان آرزو مي‌كند كه اي كاش دنيا خراب مي‌شد، پرهيز كنيم.
 
 
 
در عوض، پدر يا مادر مي‌تواند با هر كدام از گفته‌هاي زير فهم و درك خود را نشان دهد:

 
 
«حتماً امروز اتفاق ناخوشايندي برايت افتاده».
 
«حتماً امروز روز خوبي برايت بود.»
 
«حتماً امروز روز سختي بود.»
 
«احتمالاً كسي باعث ناراحتي تو شده است.»
 
 
 
اين گفته‌ها  بر سوالات «چته؟ چه اتفاقي افتاده‌؟» ارجحيت دارند. اين سوالات كنجكاوي را نشان مي‌‌دهد و آن گفته‌ها همدردي را.
 
 
 
نمي‌توان از اين واقعيت گريخت كه كودك آنچه را كه در زندگي مي‌بيند ياد مي‌گيرد. حال اگر زندگيش با انتقاد و سرزنش همراه باشد، احساس مسئوليت را ياد نخواهد گرفت. در زندگي توأم با سرزنش، او ياد مي‌گيرد كه خودش را محكوم كند و از ديگران ايراد بگيرد. او ياد مي‌گيرد درباره ي قضاوت خودش به شك بيفتد، توانايي خود را دست كم بگيرد و به مقاصد ديگران اعتماد نكند. علاوه بر اين‌ها، او ياد مي‌گيرد كه در زندگي خود در همه حال، به انتظار يك بدبختي قريب الوقوع باشد.
 
 
 
از جنگ تا صلح
 
والديني كه درگير يك جنگ خواسته و يا نا خواسته با كودكانشان بر سر كارهاي روزانه و مسئوليت‌ها هستند، بايد اين واقعيت را درك كنند كه در اين جنگ نمي‌توانند برنده باشند. ما هر چقدر وقت و توان براي  زور گفتن به آنان داشته باشيم، آنها وقت و انرژي بيشتري براي مقاومت در برابر ما دارند. حتي اگر هم در جنگ ببريم و موفق شويم كه اراده‌مان را بر آنان تحميل كنيم، آنان شايد با بي روح شدن، عصبي شدن و يا با نافرماني و قصور در كارها، انتقام بگيرند.

تنها يك راه هست كه ما را به پيروزي مي‌رساند: كودكان را با حرف‌هايمان متقاعد سازيم. شايد اين كار ناممكن بنظر مي‌رسد: اما فقط دشوار است، و ما اين ظرفيت و توانايي را در خودمان داريم كه بر آن چيره شويم. حتي اگر هم فعلاً روابط دوستانه با كودك نداريم، چنين روابطي را مي‌توانيم در آينده ي نه چندان دور ايجاد كنيم.
 
 
 
والدين با استفاده از روش‌هاي زير مي‌توانند تغييرات مطلوبي در كودكانشان بوجود آورند:
 
 
 
1- گوش دادن  با حساسيت:

هنگامي كه والدين به احساسات و افكار كودكانشان بي‌توجه به‌نظر مي‌رسند، كودكان دچار نااميدي و رنجش خاطر مي‌شوند. به همين خاطر، آنها چنين نتيجه‌گيري مي‌كنند كه عقايدشان احمقانه و غيرقابل توجه هستند و اينكه دوست داشتني نيستند و كسي آنها را دوست ندارد.
 
پدر يا مادري كه با دقت به حرف كودكش گوش مي‌دهد، به او مي‌فهماند كه براي عقايدش ارزش قايل مي‌شود و به خود او هم احترام مي‌گذارد. چنين احترامي سبب مي‌شود كه كودك نسبت به خودش ارزش قايل شود و اين ارزش قايل شدن كودك نسبت به خود، سبب مي‌شود كه او بتواند با دنياي حوادث و با مردم درست برخورد كند.
 
 
 
2- جلوگيري از «خوشه‌هاي خشم»:
 
والدين بايستي از واژه‌ها و گفتارهايي كه مايه ي نفرت و رنجش كودك مي‌شوند، پرهيز كنند:
 
توهين‌ها: تو مايه ي شرمساري مدرسه‌ات هستي و آبرويي هم براي خانواده‌ات باقي نگذاشته‌اي.
 
نام‌هاي گوناگون نهادن بر كودك: مفت‌خور، پر فيس و افاده‌، كوتوله، احمق.
 
پيشگويي كردن: سرانجام كارت به دارالتأديب خواهد كشيد، آنجا جايي است كه جناب عالي تا ابد در آن خواهي بود.
 
تهديد‌ها: اگر مثل يك بچه‌ آدم يك گوشه‌ ننشيني، فكر و خيال اينكه اجازه كاري را به تو بدهم از كله‌ات بيرون كن.
 
اتهامات: هميشه اولين كسي هستي كه دردسر را شروع مي‌كني.
 
ارباب منشي كردن بر كودك: «حرف زيادي نزن، و بگذار يكي دو چيز را حاليت كنم.»
 
 
 
3- بيان احساسات و افكار بدون حمله‌ور شدن:

در موقعيت‌هايي كه مشكلي پيش آمده است، والدين اگر احساسات و افكار خودشان را بدون حمله‌ور شدن به شأن و شخصيت كودكنشان بيان كنند، بيشتر موثر خواهند بود.

 
 
هنگامي كه والدين با حساسيت گوش مي‌دهند، گفتارهاي تند و تيز و نيشدار را به تأخير مي‌اندازند و احساسات و خواسته‌هايشان را بدون اهانت بيان مي‌كنند، آنگاه تغييري در كودك حاصل مي‌شود. جوي كه همدردي بر آن حاكم است، كودك را به والدين نزديك‌تر مي‌كند؛ رفتارهاي درست، ملاحظه و نزاكت والدين مورد توجه و هم‌چشمي كودك واقع مي‌شود. اين تغييرات يك شبه صورت نم حال تبسم به چهره جذابيتي عميق مي بخشد. در تبسم سنگيني و متانت موج مي زند ولي در خنده زيادي و شوخي سبكي و كاهش جذابيت نهفته است.

7- آنچه هستيم باشيم : از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم.

8- به وضع ظاهري خود برسيم : يكي از عواملي كه باعث تاثيرگذاري در بين سايرين مي‏شود، خوش لباسي، خوشبويي و خوش صورتي است. مطمئنا هيچ كس دوست ندارد با شخصي كه دهان او بوي بد مي‏دهد و يا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اينكه هماهنگي و پاكيزگي ناخودآگاه باعث جذب مردم مي شود. البته بايد دقت شود كه لباس هاي عجيب و غريب باعث جذب نمي شود. تميزي و اطوي لباس، موهاي مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگي ظاهري فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمي شود بلكه حرفهاي زيبا، جملات مثبت، اعمال درست نيز باعث جذب است.

9- سكوت را تمرين كنيم : بعضي افراد مي پندارند كه هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بيشتر جذب مي شوند ولي اينطور نيست. سكوت تاثيري ذهني در افراد مي گذارد. هنگام سكوت، در اطراف خود ايجاد خلاء مي نماييم و اين خود باعث جاذبه است. ضمن اينكه سكوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان مي دهد، زمينه اي مناسب براي صميميت است. البته سكوت ناشي از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث كاهش جذابيت است. همچنين نرم و با ملايمت صحبت كنيم چراكه جيغ، داد و هوار، بلند صحبت كردن و خشن و عصبي بودن باعث قطع اعتماد مردم مي شود.

10- فرد محترمي باشيم : به خود و ديگران احترام بگذاريم. بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متين و محترم بي ترديد جذاب تر از بي ادبان است. هتاكي و ناسزا گفتن حتي به افراد بدصفت و بي شخصيت و همچنين تحقير و تمسخر و غيبت و بدگويي مخالف با احترام است.

11- در رفتار و كلام قاطعيت داشته باشيم : سست عنصر نبودن و پاي تصميمات و تعهدات ماندن موجب جذابيت است. افرادي كه شخصيتي قاطع دارند هدفهاي مشخص و ارزشهاي معيني و برنامه هاي مدوني دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست هاي بي ارزش ديگران موجب رويش جذابيت است. بعضي افراد خود را فداي اين و آن مي كنند و هركار مثبت يا منفي را قبول ميكنند و اينطور مي خواهد در دل ديگران رخنه كنند كه نمي شود. جذابيت يعني مصمم بودن و قاطعيت در رفتار و گفتار.

12- مراقب اميال و غرايز شخصي خود باشيم : افراد داراي شخصيت مسلط و چيره بر غرايز و اميال، داراي تسلط بيشتري هستند. كساني كه بر ميل جنسي، ميل غذا خوردن، عواطف و هيجانات خود مسلط هستند، جذابيت معنوي دارند. تاثير رواني گذاشته و انرژي مثبت از وجودشان فوران مي كند. كساني كه غريزي و هوي هوسي هستند و مدام در پاسخ به اميال خود به سر مي برند و نمي توانند خود را كنترل نمايند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نيستند، هيچگاه به جذابيتي كه انتظار دارند دست نخواهند يافت و مسلما بدون كسب جذابيت از تاثيرگذاري هم خبري

منبع :

http://www.iranibax.com/showthread.php?p=25366


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه فردي جذاب، با نفوذ و تاثيرگذار باشيم؟

بيشتر اوقات زندگي روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با ديگران ميگذرد. در منزل، محل كار، خيابان، تاكسي، مغازه، كلاس درس و … در اين ميان هميشه عده‏اي انگشت شمار از افراد در ميان ديگران برتر بوده و نامشان زبانزد ديگران است. همچنين هميشه باعث جذب سايرين شده و در كل افرادي پرنفوذ و تاثيرگذار هستند. البته جذابيت شخصيتي با جذابيت زيبا بودن فرق دارد. جذابيت و گيرايي شخصيتي كاملا اكتسابي است و آگاهانه و يا ناآگاهانه كسب ميشود. اينگونه افراد هيچ فرقي با ديگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و يا اينكه جادوگري بدانند بلكه به صورت دانسته و يا ناخودآگاه يك سري قوانين را هميشه رعايت مي‏نمايند كه همين قوانين عامل برتري و جذب ديگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نيز مي‏توانيم اينطور باشيم. در اينجا به بعضي از اين عوامل اشاره‏اي مختصر مي‏نمايم :
 
1- كمتر حرف بزنيم : اين بدان معنا نيست كه حرف نزنيم و يا سرمان در لاك خودمان باشد. بلكه هرجا نياز به صحبت كردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ايراد كنيم. متاسفانه بعضي افراد اينطور برداشت مي‏نمايند كه كم گويي يعني هيچ‏گويي و همين امر باعث منزوي شدن و دور شدن از اجتماع مي‏گردد.
 
2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانيه فكر كنيم : فكر كردن قبل از شروع صحبت هر چند كم و كوتاه باعث گزيده‏گويي شده و از هرگونه گاف زدن و همچنين بيهوده گويي و با عجله صحبت كردن جلوگيري مي‏كند. حتما ديده‏ايد افرادي كه پس از شنيدن حرفي يا سوالي مدت زماني كوتاه آنرا حلاجي نموده و سپس بيان مي‏نمايند و اكثر اوقات جواب آنها بسيار متين و درست است و هيچ جاي ايراد نيست. اما امان از افرادي كه آنچه به ذهنشان مي‏آيد را بيان مي‏نمايند، بدون اينكه حتي لحظه‏اي در مورد آن فكر كنند. به اصطلاح با صداي بلند فكر ‏مي‏كنند و اكثر اوقات حرفهايي مي‏زنند كه باعث پشيمانيشان مي‏گردد. فكر كردن آسان است. تمرين كنيم.
 
3- با صداي بلند نخنديم : خنده با صداي بلند شخصيت انسان را زير سوال مي‏برد. هيچ انسان گرانمايه‏اي را نخواهيد ديد كه با صداي بلند خنديده و يا قهقهه بزند. از بازيگران معروف سينما (در زندگي شخصي) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صداي بلند خنديدن باعث جلب توجه ديگران شده و با توجه به اينكه ديگران نمي‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها مي‏شود.
 
4- لبخند بزنيم : يك لبخند كوچك باعث جذب مي‏شود. هر انسان داراي كودك دروني است كه آن كودك درون به آنچه كه خود بخواهد جذب مي‏شود چه بخواهيم و چه نخواهيم. اخلاق كودك درون دقيقا مانند كودكان است و به چيزهاي زيبا عكس العمل مثبت نشان مي‏دهد. پس همانطور كه يك كودك جذب يك لبخند مي‏شود، ما نيز جذب چهره‏هاي بشاش و خنده‏رو مي‏شويم. همچنين لبخند باعث زيباشدن چهره مي‏شود.
 
5- در امور ديگران دخالت نكنيم : برايتان چقدر پيش آمده كه با تلفن همراه يا شخصي ديگر صحبت مي‏كرده ‏ايد كه دقيقا پس از پايان صحبت، يك نفر ديگر آمده وگفته "چي شده؟"؟ حتما برايتان پيش آمده است كه اين قضيه كمي باعث تنفر شما شده است. امور ديگران به ما ربطي ندارد زيرا اگر ربط داشت، با ما نيز در ميان گذاشته مي‎‏شد. دخالت در امور ديگران باعث دفع آنها شده و نوعي دورشدن را ايجاد مي‏نمايد. زيرا با توجه به شناختي كه افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتي صحبت مقابل وي خودداري مي‏كنند.
 
6- شوخ طبع باشيم ولي بسيار بسيار كم شوخي كنيم : شوخي هرقدر هم كوچك مي‏تواند باعث رنجش شود مگر اينكه اين شوخي با فكر قبلي و بررسي بيان شده و يا انجام شود. مثلا شوخي‏هايي كه با شخصيت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصيت مي‏شود. شوخي اگر در حد يك لبخند كوچك و مليح باشد، بسيار شيرين است و نه بيشتر. شوخي فراوان انرژي ذهني را كاسته و جذابيت را از بين مي برد. چراكه شوخي بتدريج پرده هاي حرمت را پاره كرده و كم كم موجب بي احترامي مي شود. با اين حال تبسم به چهره جذابيتي عميق مي بخشد. در تبسم سنگيني و متانت موج مي زند ولي در خنده زيادي و شوخي سبكي و كاهش جذابيت نهفته است.
 
7- آنچه هستيم باشيم : از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم.
 
8- به وضع ظاهري خود برسيم : يكي از عواملي كه باعث تاثيرگذاري در بين سايرين مي‏شود، خوش لباسي، خوشبويي و خوش صورتي است. مطمئنا هيچ كس دوست ندارد با شخصي كه دهان او بوي بد مي‏دهد و يا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اينكه هماهنگي و پاكيزگي ناخودآگاه باعث جذب مردم مي شود. البته بايد دقت شود كه لباس هاي عجيب و غريب باعث جذب نمي شود. تميزي و اطوي لباس، موهاي مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگي ظاهري فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمي شود بلكه حرفهاي زيبا، جملات مثبت، اعمال درست نيز باعث جذب است.
 
9- سكوت را تمرين كنيم : بعضي افراد مي پندارند كه هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بيشتر جذب مي شوند ولي اينطور نيست. سكوت تاثيري ذهني در افراد مي گذارد. هنگام سكوت، در اطراف خود ايجاد خلاء مي نماييم و اين خود باعث جاذبه است. ضمن اينكه سكوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان مي دهد، زمينه اي مناسب براي صميميت است. البته سكوت ناشي از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث كاهش جذابيت است. همچنين نرم و با ملايمت صحبت كنيم چراكه جيغ، داد و هوار، بلند صحبت كردن و خشن و عصبي بودن باعث قطع اعتماد مردم مي شود.
 
10- فرد محترمي باشيم : به خود و ديگران احترام بگذاريم. بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متين و محترم بي ترديد جذاب تر از بي ادبان است. هتاكي و ناسزا گفتن حتي به افراد بدصفت و بي شخصيت و همچنين تحقير و تمسخر و غيبت و بدگويي مخالف با احترام است.
 
11- در رفتار و كلام قاطعيت داشته باشيم : سست عنصر نبودن و پاي تصميمات و تعهدات ماندن موجب جذابيت است. افرادي كه شخصيتي قاطع دارند هدفهاي مشخص و ارزشهاي معيني و برنامه هاي مدوني دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست هاي بي ارزش ديگران موجب رويش جذابيت است. بعضي افراد خود را فداي اين و آن مي كنند و هركار مثبت يا منفي را قبول ميكنند و اينطور مي خواهد در دل ديگران رخنه كنند كه نمي شود. جذابيت يعني مصمم بودن و قاطعيت در رفتار و گفتار.
 
12- مراقب اميال و غرايز شخصي خود باشيم : افراد داراي شخصيت مسلط و چيره بر غرايز و اميال، داراي تسلط بيشتري هستند. كساني كه بر ميل جنسي، ميل غذا خوردن، عواطف و هيجانات خود مسلط هستند، جذابيت معنوي دارند. تاثير رواني گذاشته و انرژي مثبت از وجودشان فوران مي كند. كساني كه غريزي و هوي هوسي هستند و مدام در پاسخ به اميال خود به سر مي برند و نمي توانند خود را كنترل نمايند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نيستند، هيچگاه به جذابيتي كه انتظار دارند دست نخواهند يافت و مسلما بدون كسب جذابيت از تاثيرگذاري هم خبري نيست.

منبع :

http://www.iran-eng.com/
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه در تصميم گيري ها منطقي برخورد كنيم؟ 
 
 
 تصميم گيري، هنر و شاخص مهمي براي شناخت رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و رواني افراد مي باشد، كساني كه  به چنين رشدي نرسيده باشند، احتمال بيشتري وجود دارد كه اجازه دهند ديگران براي آنان تصميم گيري كنند.   
  تصميم گيري، بخش مهمي از زندگي را تشكيل مي دهد، ما هر روزه خود بارها مجبور به تصميم گيري هاي كوچك و بزرگ  هستيم. مانند كجا برويم؟ چه بخوريم؟ چه لباسي را بخريم؟با فلاني چگونه حرف بزنيم؟ به چه كسي راي بدهيم؟  هنگام عصبانيت چه بكنيم؟ چه شغلي، چه دوستي و يا همسري را انتخاب كنيم؟  تصميمات، زندگي ما را شكل مي دهند، ما از طريق انتخاب ها و تصميم هايمان قدرت مي گيريم.
 تصميم گيري، قضاوت و انتخاب بين دو يا چند چيز و يا راه حل است كه هركس در زندگي شخصي و محيط كار و اجتماع  خود با هر مقام و مسئوليتي كه باشد انجام مي دهد و گاه مي تواند بسيار مهم و حياتي باشد. تصميم گيري، نشانه  رشد و بلوغ و مسئوليت پذيري افراد است.
تصميم گيري درست و سنجيده موجب شادي و احساس موفقيت در فرد  شده و سازگاري و اعتماد به نفس او را افزايش مي دهد و اين حالت نه تنها در تصميم گيرنده، بلكه در اطرافيانش اثر  مثبت گذاشته و بهداشت رواني فرد و اعضاي خانواده را تامين مي كند.
 تصميم گيري، هنر و شاخص مهمي براي شناخت رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و رواني افراد مي باشد، كساني كه  به چنين رشدي نرسيده باشند، احتمال بيشتري وجود دارد كه اجازه دهند ديگران براي آنان تصميم گيري كنند.   
از آن جايي كه تصميم گيري از مهارت هاي زندگي محسوب مي شود، در اين جا به 15 راهكاردر تصميم گيري  درست و منطقي اشاره مي نماييم.
1-  در تصميم  گيري بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماييم. 
2-  در مورد تصميمات گروهي يا خانوادگي بهتر است نظر تمامي افراد گروه را نيز جويا شويم.
3-  براي اين كه تصميم گيرنده خوبي باشيم، سعي كنيم خود آگاهي مان را افزايش دهيم.
4-  در مورد مسائل شخصي با حفظ و تقويت اعتماد به نفس، اجازه ندهيم ديگران براي ما تصميم بگيرند.
5-  مسئوليت پيامدهاي تصميم خود را شخصا برعهده بگيريم.
6-  با مديريت و كنترل هيجان هاي خود تصميمات منطقي تري بگيريم. همان طور كه حضرت علي (ع) فرمودند: هنگام  خشم، نه تصميم، نه تنبيه، نه دستور.
7-  در تصميم  گيري هاي خود به تمام جوانب موضوع توجه كنيم.
8-  سعي كنيم قبل از اجراي تصميم خود پيامدهاي مثبت و منفي آن را بررسي كنيم و امتياز بدهيم.
9- نگاه مثبت، توام با تفكر و شناخت باعث مي شود كه تصميم هاي درست تر و منطقي تر بگيريم.
10-  فرصت تصميم گيري را از ديگران به ويژه فرزندانمان دريغ نكنيم و به آن ها اجازه دهيم در مسائل مربوط به خودشان  تصميم گيري نمايند.
11-  شهامت تصميم گيري را در خود و ديگران تقويت كنيم.
12-  به عوامل موثر در تصميم گيري مانند اطلاعات درست، تاثير فشار گروه ها و دوستان، هنجارها (جامعه، فرهنگ و  مذهب)، رسانه  هاي جمعي و ... توجه نماييم.
13-  به منظور جلب توجه فرزندانمان به پيامدهاي هر تصميم  گيري،در مورد برخي از مخاطره آميزترين تصميم  هاي دوره  نوجواني با آن ها گفتگو كنيم.
14-  هدف  گذاري در زندگي، مقدمه تصميم  گيري است. به عبارت ديگر افرادي كه اهداف كوتاه وبلند مدت خود را در  كليه شئونات زندگي مشخص كرده باشند، راحت تر و مناسب  ترتصميم  مي گيرند.
15-  مطالعه زندگينامه انسان  هاي موفق در عرصه علم و ادب و اقتصاد مي تواند زمينه تصميم  گيري هاي  مناسب  تر را در فرد مهيا سازد.

منبع :

http://www.shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=9390
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه نق موثر بزنيم
 
«هر روز خانه را تميز كن، ظرف ها را بشور، زباله ها را بيرون ببر» و... نق زدن هاي دنباله دار؛ نق زدن هاي مرتب كه نه تنها شريك زندگي و اطرافيان تان را ديوانه و عصباني مي كند؛ بلكه همه را مي رنجاند و به صميميت و روابط تان كه سال ها براي به دست آوردنش زحمت كشيده ايد، آسيب مي رساند....
اما به هر حال ما آدم هستيم و گاهي خسته مي شويم و نق هم مي زنيم. اما چه كنيم كه اين گاهي به هميشه نق زدن تبديل نشود؟! به جاي «نق زدن»، اين مطلب را بخوانيد.
جالب است بدانيد برخلاف تصور ما كه فكر مي كنيم تعريف «نق زدن» را مي دانيم و طبق اين تعريف فكر مي كنيم «نق نقو» نيستيم، بايد بدانيد نق زدن از تذكر دادن، درخواست كردن، خواهش كردن به صورت زباني و مداوم و با حالت ناراحتي شكل مي گيرد.
اگر شخصي با خودش و حتي در درونش فكر كند كه «چه يك بار بگويم چه صد بار يك گوشش در است يك گوشش دروازه يا آنقدر گفتم كه خودم هم خسته شدم»، اين رفتار نشانه بارزي از نق زدن است و اكثر افرادي كه نق مي زنند، خودشان متوجه نق زدنشان نيستند و فكر مي كنند اين كار به آنها كمك مي كند در حالي كه نتيجه عكس مي دهد.
زماني فرد شروع به نق زدن مي كند كه يك تذكر مفيد به يك اصرار تبديل مي شود و وقتي يك تذكر به نق تبديل شود، افراد از شنيدن آن رنجيده و آزرده مي شوند. پس اين رفتار به اين موضوع بستگي دارد كه فرد مورد تذكر چگونه آن را بشنود و به احساس فردي كه تذكر مي دهد بستگي ندارد.
 

 

خانم ها بيشتر نق مي زنند
چگونگي حس كردن و احساسات دروني نقش بزرگي در نق زدن و نق شنيدن دارند و با احترام بايد بگوييم كه خانم ها نقش اصلي در نق زدن را به دليل همين احساساتي بودن بازي مي كنند. زيرا براي آنها مشكل است كه در روابط شان مستقيما نيازهايشان را مطرح كنند و در تله نق زدن و ناليدن گرفتار مي شوند غافل از اينكه ناليدن و نق زدن مردها را به حالت تسليم درنمي آورد و يك روند نادرست به وجود مي آيد: هر چه بيشتر مرد نسبت به خواسته زنش بي اعتنايي مي كند زن بيشتر نق مي زند و مرد هم كمتر تمايل پيدا مي كند كه در برابر خواسته زنش واكنش نشان دهد.
نكته مهم بعدي اين است كه اين عمل هم مانند هر عمل و رفتار ديگري يك خيابان دوطرفه است و اگر فردي احساس كند كه به خواسته هايش واكنش نشان داده مي شود، پس ديگر لازم نمي بيند كه مساله را بزرگ كند و در چنين محيطي خيلي راحت مي توان جلوي نق زدن را گرفت و هر چه طرف مقابل بهتر واكنش نشان دهد، نق زدن هم كمتر اتفاق خواهد افتاد.
 

 

چگونه نق موثر بزنيم؟
اينكه چگونه يك نفر شكوه و شكايت خود را ابراز كند مشخص مي كند كه فرد مقابل چگونه واكنش نشان خواهد داد. وقتي فردي با حالت عصباني شروع مي كند به انتقاد كردن از ديگري و نق زدن بر سر او، بدن فرد مقابل خطر را احساس مي كند و به حالت فرار تغيير حالت مي دهد. چون او نمي خواهد با او بجنگد؛ پس از او فرار مي كند! هرچند ممكن است اين اتفاق مدتي طول بكشد به هر حال اتفاق مي افتد پس تا طرف مقابلتان را فراري نداده ايد، شعله نق زدنتان را پايين بكشيد.
 

 

چگونه «نق» نزنيم؟
۱) كنترل آب و هوا: يك تكنيك براي جلوگيري از نق زدن وجود دارد به اسم «كنترل آب و هوا». افراد نياز دارند ياد بگيرند كه چگونه در روابط شان نيازهايشان را بيان كنند و اين نياز به گفت وگو در محيطي آرام دارد كه در آن از آنچه شما گفته ايد و كرده ايد و آنها چه احساسي نسبت به آن داشته اند بتوانند صحبت كنند.
۲) عمل گرايي: تكنيك ديگر، عمل كردن به جاي سخنراني است. چگونه؟
نق زدن را بي خيال شويد و به جاي آن عمل كنيد. مهارت شنيدن فعال به افراد اجازه مي دهد تا ياد بگيرند همان طور كه با هم حرف مي زنند همان طور هم به يكديگر گوش كنند. اغلب اوقات وقتي افراد گرم گفت وگو با هم بر سر يك موضوع داغ هستند بيشتر سرگرم دفاع كردن از خودشان مي شوند و نمي توانند عميقا به يكديگر گوش كنند و حرف ها و احساسات هم را نمي شنوند. اگر آنها روش جنگ عادلانه را ياد بگيرند مي توانند به خوبي صحبت طرف مقابل شان را بشنوند و ديگر احتياجي به نق زدن نخواهد بود.
۳) ياد ايام: وقتي احساس مي كنيد مي خواهيد شروع كنيد به نق زدن روي تجربيات مثبتي كه در گذشته با آن فرد داشته ايد تمركز كنيد. به زماني كه چيزي جز نق زدن شما را به نتيجه رسانده است. به زماني فكر كنيد كه چيزي را از آن فرد خواسته ايد و او به خواسته شما توجه كرده است. فكر كنيد كه آن موقع چطور عمل كرديد كه جواب دلخواهتان را گرفتيد. از موقعيت هاي گذشته درس بگيريد و موقعيت هاي آينده را تغيير دهيد به گونه اي كه احتياج به نق زدن نداشته باشيد.
 

 

۶ نكته درباره «نق»
۱) نق مي زنيد و به شدت پريشان حال شده ايد چرا كه فكر مي كنيد اطرافيان شما را درك و به خواسته هايتان اعتنا نمي كنند.
۲) هر وقت از فردي خواسته اي داريد به شدت حالت تدافعي به خود مي گيريد و اصلا شرايط او را نمي بينيد؛ پس نق مي زنيد.
۳) چيزهايي كه شما را آزار مي دهند مدام بيشتر و بزرگ تر مي شوند.
۴) خشم و رنجش شما واگيردار است هر چقدر شما بيشتر آزرده و عصباني شويد اطرافيان شما هم بيشتر آزرده و خشمگين مي شوند.
۵) نقاط ضعف در رابطه تان مركز توجه تمركز شما مي شوند و نكات مثبت را نمي بينيد.
۶) و آشكارترين نشانه اينكه شما تمايل به نق زدن داريد اين است كه: شما يك چيز را حداقل به ۵ شيوه مختلف و در ۵ زمان مختلف گفته ايد و هنوز هم آن را ادامه مي دهيد.

منبع :

تبيان زنجان

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۱:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.