مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4053
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 15
همه : 5160442
ترس از گفتار چه مي باشد؟

ترس از گفتار و همچنين ترس از صحبت كردن . يا logophobie نام گذاري شده است – وبه ترس از اجتماع تعلق دارد. وقتي كه شما تا كنون فكر مي كرديد . اين مشكل را خواهيد داشت سپس خودتان را اشتباهي نيرومند مي دانستيد. اين ترس اصلا" بندرت نيست .حدود40% درصد تما م انسانها اين ترس و يا حتي وحشت شديد را دارند. كه جلوي يك گروهي صحبت كنند.

ترس ازآشكار حرف زدن مي تواند در خيلي از روابط بروز كند. حالا اين نبايستي يك سخن بزرگ در جلوي صدها نفر انسان يا ورود در تلويزيون باشد . بعضي وقتها در جشنهاي خانوادگي يا صحبت با دوستان. در محل كار در كنفرانس يا جلسه هم مشكل مي شود . در جلسه شبانه مدرسه وجلسه صنفي بدين صورت ميتواند يك مبارزه طلبي باشد. همچنين سخنراني علمي در مدرسه ويا دانشكاه هم اغلب در موضوع ترس باشد.

ترس از گفتار صدمه ميرساند ، زيرا او راه ارتباط مارا قطع مي كند. ما وحشت ازترس داريم كه مارا رسوا ويا مورد تمسخر قرار بدهند. ما ترس حيواني داريم كه نتوا نيم درست وحسابي صحبت را تمام بيان كنيم ما لغتي پيدا نمي كنيم ما نامفهوم و بريده بريده و با لكنت صحبت مي كنيم و ديگر نمي خواهيم بدانيم چه چيز ميخواهيم بگوييم. با وجودي كه شركت كرديم و ميخواهيم بگوييم كه اينطوري هم نيست ما احمق و بدون اطلاع نيستيم.

چيزي كه مي خواهيم نطق و ترس از اين داريم كه روسوا شويم. براي ما خيلي مشكل و غير ممكن ميشود كه آگاهي مان را به آقا و يا خانم ارائه بدهيم. ما از درك مان اينطور مي دانيم كه در يك جريان خطرمرك نيستيم بااين وجود ما تصورمي كنيم و انجام مي دهيم گويي كه زندگي ما به اين نطق وابسته است. ما اين احساس را داريم اگر صحبت بكنيم جان و چيزهاي ديگر زندگي مان رو به خطر مي رود.

اين نشانه ترس از گفتار است : او نا مناسب و اغراق آميز از ترس است ، جلوي ديگران صحبت بكنيد . اين هيجان شديد نيست بلكه يك وحشت خاص است.

براساس اين آشفتگي از ترس ما روزها و يا هفته ها رنج ميبريم و در سخنراني هم ما را تا حد مرگ آزار ميدهد. هرزماني كه سخنراني انجام ميشود ما اجتناب ميكنيم ما پي ضرر كار را هم به جان خريديم. وقتي كه به ما فشار بياورد ما از آن متنفر مي شويم و اينگونه متنفر از ترس هستيم و فقط يك بد بياري بزرك از چيزي داريم كه ديگران هم مي توانند چنين داشته باشند.
چگونه بين ترس از گفتار وهيجان شديد تشخيص داده ميشود؟

در مقايسه ترس از گفتار مانند اين است كه يك سرايت بيماري گريپ سخت كه ما را مثل تيرخوردن از پاي در مي آورد ، هيجان شديد يك نوع سرماخوردگي سطحي ميبا شد كه قابل تحمل است. پيش هيجان شديد ما احساس عصبا نيت سطحي و نا آرامي مي كنيم . يك واكنش دروني ، هيجان زده ، در شكم پروانه داشتن و داشتن شايد دستهاي خيس و سرد.

درحالي كه ترس از گفتار راه ارتباط ما را كاملا" قطع مي كند و صدمه ميرساند. هيجان شديد ولي كاملا" كمك رسان است. او تمركز و فكر ما را بهتر مي كند. او يك برخورد با Adernalin كه فعال و تحريك كننده است و به ما كمك ميكند. و بما بهترينها را ميدهد.در هيجان شديد انرژي مثبت است كه ما مي توانيم از آن استفاده كنيم. هيجان شديد مفيد است.


از چه چيزي انسانها هراس ترس از گفتار دارند ؟

زماني كه ما گفتارمان را نگهداريم ،سپس چشهايمان و گوشهايمان در جهتي قرار ميگيرند. وما كاملا" جلوي امتحان مي ايستيم. و سوال به اينصورت است : پيروزي يا شكست . در اين ميان براي ما يك چيز وجود دارد درك ، كه ما ترس داريم براي اينكه درهمه ي اتفاقات احساس خطر ميكنيم. كه ما نعه از پيروزي ما خواهد شد ، و ما مورد انتقاد قرار خواهيم گرفت.

از عهده اش بر نيامدن – ما را مسخره كنند – هيچ صدايي بيرون نيايد – تاريكي ناگهاني در صحنه سخنراني داشتن – به ما نقطه ضعف دادن - مسخره شدن - ما را رسوا كنند. بعنوان يك عكس العمل ضعيف نشان مي دهد . ريزش عرق – لرزيدن- لكنت زبان – ويا سرخ شدن چهره بطور خلاصه ما در خطر و قدر نبودن و امتناع خواهيم رفت. ما ترس و وحشت در مقابل امتناع و انتقاد داريم. ترس از اين داريم كه نتوانيم انتظارات شنوندگان را برآورده كنيم.


چگونه ترس از گفتار بوجود مي آيد؟

ترس از گفتار آموخته ورابطه نزديك با تجربيات تخيلي درگذشته دارد ، اكثردر زمان جواني . بدين صورت تمام انسانها انجام مي دهند. آنهايي كه از ترس گفتار رنج مي كشند. در جوانيشان ويا بطور مكرراز تجربه اشان. جلوي كلاس در سخنراني رسوا شوند و خودشان را تنها و عاجز احساس كنند. اين احساس درد آور است . كه در ما نفوذ دارد. وقتي كه ما بزرگ هستيم تا حدي جوانان آسيب ديده و دختران آسيب ديده را تحمل مي كنيم .

در كنار چنين تجربيات تخيلي در زمان دوران مدرسه عوامل موجود ترس از گفتارترجيح مي دهيم ،حق زيادي به خودمان ميدهيم . ما از خود ما ن مي خواهيم شايد همه چيز را بايستي كامل انجام بدهيم. ما اجازه اشتباه كردن را نداريم. با ادعامان ترس بالا مي رود كه اشتباه كنيم و مارا رسوا و مورد انتقاد قرار بدهند. يك مبتلا يكبار گفت : بخاطر مقدار انتظارات زياد از خودم ، بدين خاطر ترس زياد دارم كه اشتباه بكنم.

كوشش در حد كامل، اكثر بيانگر از دست دادن مقدار احساس كم به ارزش خودمان است. مقدار احساس كم به ارزش خودمان باعث ميشود كه ما بيشتر فكر بكنيم . ولي شرايط عادي نمي باشد . يعني اينكه ما ترس از امتناع و انتقاد داريم. يك روش ديگركه با ترس و انتقاد ميشود برخورد كنيم اين است كه كوشش درحد كامل براي مسلط شدن بكنيم . وقتي من خودم بطور كامل انجام بدهم و نشانه ضعف نشان ندهم كسي هم نمي تواند از من انتقاد بكند.

كمبود احساس ارزشي منجر به احتياج شديد شده و در پي آن منجر به شناخت يك ترس بزرگ از امتناع ميشود. كه ما ازخودمان مي خواهيم. همه چيز را بايستي بطور كامل انجام بدهيم.وقتي كه ما باور داريم به تشخيص دادن ديگران وابسته هستيم و اجازه نداريم اشتباه بكنيم. سپس جلوي گفتار را توسط افكار زياد و شايدغير واقعي مسدود ميكنيم.اينطور بنظر ميرسد. من بايستي بدون هيچ قيد وشرطي ازعهده اش برآيم – من بايستي با زيركي و جذاب انجام بدهم.- من بايستي شنوندگان را متقاعد بكنم – من بايستي روان صحبت بكنم ومقداري جذاب بيان كنم و متفكر باشم. – من اجازه ندارم به هيچ عنوان به لرزم ، سرخ ، لكنت زبان بگيرم و عصبي شوم - من به هيچ عنوان اجازه ندارم نشان بدهم ، كه من متزلزل و مضطرب هستم.

ما از خودمان چيزي نمي خواهيم بلكه مقداري از شنونده گانمان : شنونده گان اجازه ندارند مرا امتناع كنند.- تماشا گران بايستي مرا دوستانه بدانند. شنونده گان بايستي چيز مثبتي با خود به منزل ببرند. دراينجا افكار غلط و تصورات بد اينطور مشاهده ميشود.حتما" صدايي از من بيرون نمي آيد.
من از مطلب پرت ميشوم – من ضايع مي شوم – من قرمز ميشوم . ديگران متزلزل شدن مرا متوجه ميشوند و راجع آن مي خندند. ديگران مرا مورد تمسخر قرار مي دهند. براي ناتواني و امتناع بايستي مقاومت بكنم و همچنين براي در ماندگي مان .

با توجه به چنين افكار و منظره مصيبت زا حيرت نمي كند. وقتي ما از سخنراني وحشت بكنيم .مگرنه؟ اين چنين افكاري حيرت آور نيست ،وقتي كه اعتماد به نفس ما ديگراز بين برود ، اين هم حيرت آور نيست مگرنه؟
چگونه ترس از گفتار در يك تراپي معالجه مي شود؟
چنانچه مي خواهيد بر ترس از گفتارغلبه كنيد. سپس به اين معنا ست كه درعلت بوجود آمدن ترس از گفتارتان تلاش كنيد- يعني چگونه پديد آمدن ترس درافكارتان.

براي آن يك روش بهتري اختصاص داده شده است درك كردن رفتار تراپي ميباشد.تمام روشها يك هدف دارند. كه شما را از ترس و امتنا ع مورد برسي و انتقاد قرارميدهد. گاهش بدهند. اعتماد بنفس شما را از نو ميسازند.
با سنگهاي بناي تراپي متفاوت ميشود به اين هدف دست يافت. درقسمت اول آن كنترل كردن افكار است. در اينجا ياد ميگيريد و ميشناسيد وابستگي بين افكار و احساستان را ، چگونه ترسناك بودن افكار وضربه روحي بر روي ترس شما اثر مي گذارد. در اينجا شما ياد مي گيريد صحبتهاي منفي براي مثال ، شما جلوي گفتار را سد و فلج خواهيد كرد و من اجازه ندارم خودم را جلوي شما روسوا بكنم.

از طريق باخود صحبت كردن آن را جانشين بكنيد. دراين حدي كه شما ياد ميگيريد. افكارتان را آزاد و كنترل بكنيد و از طريق كمك رساندن، افكارتان را تعويض كنيد. در اين حد ميتوانيد منتظره يك گفتار موثر باشيد. و همچنين در برداشت شخصي خودتان ، كارايي خودتان وعكس العمل ديگرانِ مورد آزمايش قرار مي گيرد. شما ياد مي گيريد ، براي مثال ادعا هاي زياد كه براي خودتان داريد و تلاشي كه براي آن كرديد گاهش بدهيد.

شايد پزشك معالج شما را تنها به رفتار آزمايشي تحريك كند ، كه درآن دانستن انتظارتان را امتحان كنيد. براي مثال توجه كنيد به عكس العمل شنونده گان و يا عكس العمل خودتان . احتمالا" او به شما نوارويدئو نشان خواهد داد. كه اين امكان را به شما بدهد خودتان به بيرون توجه كنيد وعيبهاي خودتان را برطرف بكنيد.

تا كنون احتمالا" اينطور بوده ، كه شما خودتان قسمتهاي اول تمام گفتار را بطوربد تصورمي كرديد كه چگونه مانند يك آدم ساده لوح جلوي شنونده گان به ايستيد، لكنت زبان يا اصلا" صدايي بيرون نمي آيد. قطع شدن موقت وغيره ...

درتمرين رواني شما مخا لف آن انجام مي دهيد . بدين معني كه شما تصور ميكنيد. چگونه گفتار شما موفق آميز است. شما از نيروي فكر براي رابطه گفتاراستفاده ميكنيد.

وقتي كه شما خودتان افكار و ضربه روحي را با سعي وگوشش بدست مي آوريد سپس اعتبار براي شما دارد . شما خودتان با آگاهي شرايط گفتار را مقايسه و تمرين كنيد. ميتواند در شروع اين نقش را بازي كنيد. بعدا" اما در واقع شرايط رفتارروخ ميدهد. دراينجا از رفتار اعتمادتان صرف نظر مي كنيد ريسك ميكنيد. اين كامل نمي باشد مورد تمسخر قرار بگيريد وغيره..
بيشتر لحظه ها اينطور است كه شما خودتان به راه تان اعتماد نداريد .شما اعتماد نداريد و به گفتارتان توجه نميكنيد. شما خودتان راعاجز و بي ارزش مي بينيد.

درتراپي ياد ميگيريد شما براي مثال خوب گفتار كنيد . گفتار كوتاه بسازيد. شما بر روي بها دادن به افكار وارزش احساستان كار ميكنيد بجاي افكار ناپسند. به اين معني براي مثال ، شما بيشتر خودتان را قبول ميكنيد.
يك سنگ بناي ديگر اين است كه تراپي ترس از گفتار بازانديشي يك تجربه ضربه روحي در جوانان است. وقتي كه در جواني يك حادثه ضربه روحي در سخنراني داشتند. سپس اين شرايط وحشتناك دوباره امروز صورت مي گيرد . اگر شما به يك سخنراني توجه كنيد دوباره متزلزل بودن خودتان را احساس مي كنيد. عاجزبودنتان و شرم حيا يتان. هدف اين است كه دسترسي پيداكنيد و شرايط را خنثي و بعنوان گذشته ببينيد. همينطورغلبه كردن بر گفتار از ترس خيلي كمك -رسا ن است . ياد گرفتن يك رفتارتمدد اعصاب و يا يك تكنيك تنفس .

همچنين بعد از يك تراپي هنوز شما هيجان وترس داريد ، اين معمولي است چيزي كه شما در تراپي ياد مي گيريد . وحشت و ترس از حرف زدن و با ترس احساس فلجي و عكس العمل بدن به هم متحد ميشوند.

منبع :

http://psychology.harferooz.com/thread2147.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۰:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]
1) سلام دادن را تو آغاز كن زيرا سلام موجب اطمينان طرف مقابل مي شود.
2) تبسم كن زيرا تبسم طرف مقابل را سحر مي كند و قلبش را مي نوازد.
3) به طرف مقابل خود اهميت ده و از او تقدير كن و با مردم آنگونه برخورد كن كه دوست داري با تو برخود كنند.
4) در شادي هاي مردم شريك شو.
5) نيازهاي مردم را برآورده كن زيرا بدين ترتيب به قلبشان راه مي يابي .نفس ها با برآورده كردن نيازها پر مي شود .
6) از لغزشها درگذر و در روح و روان خود تسامح نشان بده .
7) در جستجوي شگفتي ها باش ودر پي آنها باش كه باعث كسب دوستي و جذب قلوب مي شود .
8) در هديه دادن بخيل نباش اگر چه قيمت آن كم باشد زيرا ارزش معنوي آن بيشتر از ارزش مادي است .
9) دوست داشتن را به طرف مقابل اظهار كن زيرا كلمات دوست داشتني به قلب ها نفوذ مي كند .
10) در پي نصيحت مردم باش بگونه اي كه آبروي مخاطب نرود .
11) با ديگران در حد توجه شان صحبت كن زيرا افراد ميل دارند كه در مدار توجه شان كسي با آنها گفتگو كند.
12) خوشبين باش و بشارت را در دور و بر خود پخش كن .
13) اگر ديگران كار خوبي انجام دادند از آنها تعريف كن زيرا ستايش در نفس اثر مي گذارد اما در تعريف زياده روي نكن .
14) كلمات خود را برگزين تا جايگاه تو بالا رود زيرا كلمه ي نيكو بهترين وسيله براي نوازش قلبهاست .
15) با مردم متواضع باش زيرا انسانها از كسي كه احساس برتري مي كند متنفر هستند .
16) در پي صيد عيوب ديگران مباش بلكه به اصلاح عيوب خود مشغول باش .
17) هنرسكوت را بياموز زيرا مردم كسي را كه به آنها گوش مي دهد دوست دارند .
18) دائره دانش خود را وسيع گردان و درهر روز دوست تازه اي بدست آور.
19) تلاش كن كه تخصص و توجهات خود را متنوع تر سازي ،اين كار موجب آن ميشود كه هم دائره علم تو افزايش يابد و هم تعداد دوستانت .
20) اگر كار خوبي براي شخصي انجام دادي منتظر عوض آن نباش .

iranhalls.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۰:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 

وقتي مي خواهيم با رسانه ها مصاحبه كنيم


چند سال پيش، بعد از يكي از مصاحبه هايم با يكي از خبرگزاري ها، تعدادي از دوستانم در خبرنامه‌ها طي تماس‌هاي تلفني متعدد از من ‌پرسيدند كه براي داشتن يك مصاحبه موفق با رسانه‌ها، چه نكاتي را بايد مدنظر داشته باشيم. فكر كردم كه اين سوال را در وبلاگ و نيز خبرنامه پاسخ دهم شايد پاسخي براي سوال شما نيز باشد و بتواند شما را هم در اين زمينه راهنمايي كند.

در آلمان، شرط اول براي شركت در مصاحبه‌ با رسانه‌ها را برخورداري از اعتماد به نفس مي‌دانند و آنها اين موضوع را به افرادي كه مي‌دانند به زودي مورد توجه رسانه‌ها قرار مي‌گيرند مثل مديران شركتها يا حتي خوانندگان موسيقي‌هاي پاپ، هنرپيشه‌ها و نويسندگان و ... در دوره‌هايي آموزش مي‌دهند. وقتي رسانه‌اي از شما دعوت به شركت در مصاحبه‌اي مي‌كند ابتدا بايد خودتان را از هر لحاظ خصوصا از لحاظ روحي آماده كنيد. سوال‌هاي مختلفي ممكن است از شما پرسيده شود و شما بايد اين آمادگي را داشته باشيد كه بتوانيد اين سوالات را جوابي درست و منطقي بدهيد. بسياري از افراد (منابع) مطلع و آگاه، يا مشاهير و دانشمندان از اينكه مبادا از صحبت‌هايشان برداشتهايي اشتباه شود، يا روايات و نقل قول‌هايي نادرستي از ايشان در مطبوعات يا رسانه‌ها - مثلا در راديو و تلويزيون - منعكس شود از شركت در مصاحبه‌ها مي‌ترسند يا سر باز مي‌زنند، درصورتي كه با ايجاد يك آمادگي پيش از مصاحبه، اين ترس از بين مي‌رود و مي‌توانند از اين فرصت نهايت استفاده را ببرند. در اينجا سعي مي‌كنم برخي از نكات مهم را براي ايجاد اين آمادگي يادآوري كنم:
 
1- با ترس رو به رو شويد و پيش برويد و سعي كنيد اين را پيش خودتان بگوييد كه با اين مصاحبه آنها آمده‌اند به من فرصتي بدهند و من از اين فرصت به بهترين نحو استفاده خواهم كرد تا دانش و ديدگاههايم را به بهترين نحو منتقل كنم پس از اين فرصت استفاده مي‌‌كنم، اين اعتماد به نفس را دارم كه هدايت اين مصاحبه را از همين ابتدا به دست بگيريم پس ...
 
2- درخواست‌هاي رسانه‌ها براي شركت در مصاحبه را عاقلانه انتخاب مي‌كنيم. اين را بايد دقت كنيم كه چارچوب مصاحبه دقيقا در حيطه‌ي دانش و حرفه يا وظيفه‌ي ما قرار دارد يا نه. درخواست‌هاي خارج از حيطه دانش يا وظيفه را بسادگي مي‌توانيد رد كنيد، پوزش بخواهيد و صراحتا بگويد كه اين از حيطه دانش يا وظيفه‌ي شما خارج است. هيچ مشكلي پيش نمي‌ايد، بلكه اين اعتبار شما را در نزد آن رسانه و رسانه هاي ديگر وقتي چنين نقل قولي را از شما ببينند يا بشنوند و بخوانند بالاتر مي‌برد.
 
3- پيش از مصاحبه (با رسانه‌ها) از مصاحبه‌كننده بخواهيد كه دقيقا به شما بگويد كه در مورد چه موضوع يا موضوعاتي مي‌خواهد از شما بپرسد. اگر امكانش باشد، فرصتي بگيريد براي اينكه افكار خودتان را در آن زمينه متمركز كنيد. اينجاست كه مي‌توانيد تصميم بگيريد كه از چه سخن بگوييد و از چه چيزهايي يا چه كساني سخني به ميان نياوريد. مثلا مي‌توانيد به مصاحبه كننده بگوييد كه بسيار خوب، من الان بايد مطلبي را براي نيم ساعت ديگر آماده كنم و تحويل بدهم و سرم كمي شلوغ است، نيم ساعت ديگر با شما تماس مي‌گيرم و در خدمتتان هستم! دروغ هم نگفته‌ايد، شما بايد خودتان را براي مصاحبه‌اي كه نيم ساعت ديگر داريد آماده كنيد!
 
4- نكات كليدي و مهم داده‌هاي خود را در رابطه با موضوع مصاحبه آماده كنيد و آنها را با سوالاتي كه در طي مصاحبه احيانا از شما پرسيده مي‌شوند هماهنگ سازيد. مي‌توانيد اين مطالب را بنويسيد و كمي هم روي آنها تمرين كنيد، با صداي بلند بگوييد تا خودتان هم صدايتان را بشنويد. اين مي‌تواند مثل تهيه‌ي يك Outline باشد براي مصاحبه. اول نتايجح و يافته‌هايتان را بگوييد و بعد ان را همراه كنيد با مقدمه‌اي كوتاه‌ و صحبت خودتان را با حمايت و ارائه اسناد و مدارك لازم يا دلايل يا آمارهاي به دست آمده تكميل كنيد.
 
5- به هنگام مصاحبه تا حد امكان، شمرده، واضح، مختصر و البته با كمي صداي بلندتر (اگر اين مصاحبه از پشت تلفن انجام مي‌شود) صحبت كنيد چون شايد بخواهند صدايتان را ضبط كنند. هر چقدر كه توضيحات خودتان را طولاني‌تر و پيچيده‌تر ارائه دهيد امكان اينكه مصاحبه‌كننده را به اشتباه بياندازيد بيشتر مي‌شود و او ممكن است مطالبي را جا به جا يا غلط متوجه شود و همين موجب ثبت و نشر نقل قول‌هاي اشتباهي در رسانه مي‌شود.
 
6- فرازها، عبارت‌ها يا جملاتي انتقالي يا براي تغيير حالت كه اصطلاحا به آن Transitional Phrases مي‌گويند را از قبل تهيه كنيد و براي خودتان بنويسيد. ممكن است از شما سوالاتي بكنند كه جواب آنها را در آن لحظه نمي‌دانيد يا اينكه توجيه علمي يا مثلا اجتماعي و اقتصادي و سياسي و غيره براي آن نداريد (: در اين مواقع صراحتا بگوييد كه اطلاعات زيادي مثلا در مورد اين موضوع در حال حاضر نداريد، مي‌توانيد در جايي كه از شما سوالي مي‌شود كه نمي‌دانيد از اين جملات استفاده كنيد و موضوع را به موضوع مهمتري از سوال سوق دهيد كه درباره آن اطلاعات خوبي داريد.
 
7- تا حد امكان در فضايي آرام و ساكت مصاحبه را انجام دهيد و اگر مي‌توانيد برخي مطالب اضافي و مود نياز را در دسترس داشته باشيد، مثلا متني از بيوگراي خودتان، يا فهرستي از مقالاتي كه نوشته‌ايد و يا مرتبط با موضوع، اخيرا خوانده‌ايد يا تاريخچه‌ي شركت و محصولاتي (كالا و خدمات) كه شركت‌تان در دهه اخير ارائه كرده است

منبع :

http://www.webfaqt.com/wml/pa_item.asp?ID=88


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۰:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 

با قدرتمندترين كلمه هاست كه پيروز مي شويم ...


هر جا كه باشيم، در همين دنياي واقعي و يا اين دنياي مجازي، اينترنت، «كلمه ها» قدرتمندترين ابزار براي پيروزي و موفقيت ما به حساب مي آيند. سايت هاي اينترنتي بسياري - مخصوصاً در همين ايران خودمان- فراموش كرده اند كه مخاطبين اصلي سايت ها، انسان هستند ... ما براي ماشين ها و كامپيوترها سايت روي اينترنت نمي بريم ...

 يادتان هست؟ آن اوايل كه اينترنت گسترش و نفوذ خود را در ميان جوامع مختلف بشري آغاز كرده بود؟ يادتان هست كه يك بنده خدايي - طراح يا گرافيست - آمده بود و كاريكاتوري كشيده بود درباره اينترنت؟ او تصويري را رسم كرده بود كه سگي را پشت كامپيوتر نشان مي داد در حالي كه دستش را روي صفحه كليد گذاشته است و به اينترنت متصل شده، دارد با آن كار مي كند، كمي آن طرفتر، كاريكاتوريست در گوشه اي از تصوير نوشته بود «در اينترنت، هيچ كسي نمي فهمد كه تو يك سگي!»
 
پشت اين كامپيوترهاي متصل به اينترنت، انسانهايي نشسته اند، انسانهايي با تمايلات و احساسات انساني، آنها سرشارند از مجموعه اي از تجارب خوب يا بد انساني، آنها عاطفه دارند، روح دارند و روح و روانشان متاثر مي شود وقتي ببينند كه «آدم» به حساب نيامده اند.
 
اينترنت امروز فضايي مجازي است كه دنياي تعاملات و محاوره هاست. سايت هاي وب را كه نگاه كنيم متوجه يك وجه اشتراك خيلي قوي در ميان همه آنها مي شويم. همگي رو به سمتي پيش مي روند كه تعاملات و محاوره و گفتگو را -با مشتري بالقوه يا بالفعل و يا بازديد كننده و كاربر معمولي سايت افزايش دهند.
 
آري، تصاوير گوياي هزاران واژه اند، اما واژه ها هستند كه مي توانند اين ارتباط قوي را ايجاد كنند، گسترش و يا ادامه دهند و در نهايت حفظ كنند. بايد مواظب واژه ها باشيم، آنها به راستي اثر مي گذارند و مي توانند از كاهي، كوه بسازند.
 
استفاده از «واژه هاي مناسب» كاري حرفه اي است، هر كسي مي تواند ادعا كند كه «راه اندازي يك سايت اينترنتي» كه كاري ندارد، يك نرم افزار FrontPage يا Dreamweaver مي گيريم، چند تا تصوير، يك مقداري «متن» و ده دقيقه اي مي توانيم برايتان سايت اينترنتي درست كنيم. چند تا صفحه HTML كفايت مي كند. نه، به اين راحتي ها هم كه مي گوييد نيست. انتخاب واژه ها، عبارت هايي كه بكار مي بريد، كاري حرفه اي است، آنهايي پيروز مي شوند، كه «واژه هاي قدرتمند» و عبارت هاي «نو»، «خلاقانه» و «استادانه» بكار برده باشند. حال چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي.
 
هر جا كه باشيم، در همين دنياي واقعي و يا اين دنياي مجازي، اينترنت، «واژه ها» قدرتمندترين ابزار براي پيروزي و موفقيت ما به حساب مي آيند. سايت هاي اينترنتي بسياري - مخصوصاً در همين ايران خودمان- فراموش كرده اند كه مخاطبين اصلي سايت ها، انسان هستند ... ما براي ماشين ها و كامپيوترها سايت روي اينترنت نمي بريم، متن نمي نويسيم، مقاله نمي نويسيم. انسانها شديداً تحت تاثير آن چيزي كه مي بينند و يا مي خوانند قرار مي گيرند. ايجاد حس اعتماد در بازديد كنندگان و مشتريان و كسب «اعتبار» و جلب «اعتماد» بر روي اينترنت، كار ساده اي نيست. وقت مي گيرد، فكر مي برد و كار حرفه اي.
 
روي صفحات وب، بايد «مخاطب» يا «مشتري» را شناخت و با او به «شيوه اي انساني» ارتباط برقرار كرد. «واژه ها» و انتخاب مناسب ترين آنها نمي تواند به خودي خود و به تنهايي كارايي داشته باشد، بايستي عبارت هاي «قوي» و «هدف دار» نوشت. از بهترين و خلاقانه ترين «صفات» استفاده كرد، آنها را در كنار هم گذاشت و بر روي مخاطب «تاثير»ي گذاشت كه از پيش تعيين شده است. براي تحت تاثير قرار دادن مخاطبتان، روي اينترنت، فرصت زيادي نداريد. در واقع شما فقط «چند ثانيه» فرصت داريد و اگر نتوانيد از آن چند ثانيه استفاده كنيد، بازديد كننده تان را از دست داده ايد، شايد براي هميشه.
 
ارتباط برقرار كردن با مخاطبين از طريق سايت و صفحات وب شما، كاري است كه شما بواسطه «متن وب» (Web Copy) انجام مي دهيد. در «متن وب» خودتان از واژه هاي قدرتمند و از قدرت «واژه ها» استفاده كنيد. فروش بيشتري مي خواهيد؟ مي خواهيد با شما تماس گرفته شود؟ مي خواهيد ترافيك سايتتان افزايش يابد؟ با «گرد و خاكي» كه به راه انداخته ايم ببينيد كه WEBFAQT با چه «سرعتي» به پيش مي رود! ما كارها را خيلي سريعتر و حرفه اي تر انجام مي دهيم و براي همين است كه حرفه اي «گرد و خاك» به پا مي كنيم.

منبع :

http://www.webfaqt.com/wml/pa_item.asp?ID=19


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۰:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
آرايه‌هاي ادبي

در ادبيات فارسي، آرايه‌هاي ادبي يا صناعات ادبي يا صنايع ادبي بكار بردن فنوني است كه رعايت آنها بر جلوه‌ها و جنبه‌هاي زيبايي و هنري سخن مي‌افزايد. از جمله تناسب‌هايي آوايي يا معنايي.

به آن دسته از آرايه‌هاي ادبي كه از تناسب‌هاي آوايي و لفظي ميان واژه‌ها پديد مي‌آيد مي‌گويند.

واج‌آرايي (نغمه حروف)

به تكرار يك واج صامت يا مصوت در يك بيت يا عبارت گفته مي‌شود به گونه‌اي كه طنين آن در گوش بر جاي بماند و باعث پيدايش موسيقي آوايي در آن بخش از سخن شود.

مثال

رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار            دستم اندر ساعد ساقي سيمين ساق بود

(واج آرايي با تكرار صامت /س/)

مثال

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است           باد خنك از جانب خوارزم وزان است

(واج آرايي با تكرار صامتهاي /خ/ و /ز/)

اين دو حرف به زيبايي بيانگر خزان مي‌باشند.

قابل ذكر است كه واج تكرار شونده مي‌تواند صامت يا مصوت باشد. براي مثال:

مثال

خوابِ نوشينِ بامدادِ رحيل       بازدارد پياده را ز سبيل

كه همان طور كه مشاهده مي‌كنيد تكرار مصوت كوتاه «اِ» در اين مصراع تكامل بخش موسيقي دروني است.

مثال

خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد         كه تا زخال تو خاكم شود عبير آميز

مثال

قيامت قامت و قامت قيامت             قيامت مي‌كند اين قد و قامت

مثال

بر او راست خم كرد و چپ كرد راست          خروش از خم چرخ چاچي بخواست

مثال

شبست و شاهد و شمع و شراب و شيريني       غنيمتست چنين شب كه دوستان بيني

سجع

سجع در لغت به معناي آواز كبوتر است. در ادبيات هر گاه واژه‌هاي پاياني دو قرينه كلام در واج يا واج‌هاي آخر مشترك باشند آرايه سجع پديد مي‌آيد و آن دو جمله را مسجع مي‌خوانند. معمولاً هر قرينه از يك جمله تشكيل مي‌شود. اما گاهي نيز يك قرينه از دو يا چند جمله كوتاه پديد آمده‌است. همچنين در اغلب نمونه‌هاي نثر مسجع واژه‌هاي پاياني دو جمله در بيش از يك حرف مشتركند و در واقع هم قافيه مي‌باشند.

در گلستان سعدي نمونه‌هاي فراواني از ارايه سجع به وضوح ديده مي‌شود.

مثال

هر نفسي كه فرو مي‌رود ممد حيات است و چون بر مي‌آيد مفرح ذات

(سجع در بين حيات و ذات است)

ترصيع

هر گاه اجراي دو بخش از يك بيت يا عبارت، نظير به نظير، هم وزن و در حرف آخر مشترك باشند.

اي منور به تو نجوم جلال              وي مقرر به تو رسوم كمال

جناس

آرايه جناس را بايد به دو نوع اصلي تقسيم كرد

جناس تام

هر گاه واژه‌اي دو بار در يك بيت يا عبارت به كار رود و هر بار معنايي متفاوت از آن برداشت شود.

خرامان بشد سوي آب روان            چنان چون شده باز يابد روان

(روان در مصراع نخست به معني جاري و درمصراع دوم به معني جان و روح است)

جناس غير تام (ناقص)

هر گاه دو واژه در يكي از موارد آوايي زير با هم اختلافي جزيي داشته باشند و در يك بيت يا عبارت به كار روند. كه انواع آن جناس ناقص، جناس زايد، جناس مذيّل، جناس مركّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مكرّر هستند كه در مرور زمان به دليل تقسيم بندي زياد در حال كنار گذاشته شدن هستند.

اختلاف دو واژه در صداهايي كوتاه

كند (به كسر م ِ، به ضم م ُ)

كه به آن جناس ناقص به حركت يا جناس محرف نيز مي‌گويند فتاده اهلِ مِني در پي مُني و آرزو (تفاوت كسره در كلمهٔ اولي با ضمه در كلمه دومي.)

جناس اختلافي يا جناس ناقص به حرف

هر گاه دو ركن جناس در يكي از حروف با هم اختلاف داشته باشند به آن جناس اختلافي يا جناس ناقص به حرف مي‌گويند.. كمند/سمند.. آزاد/آزار.. زحمت/رحمت..

يك واژه، يك حرف، بيش از ديگري دارد.

خاص و خلاص كام كامل

يك واژه از تركيب دو واژه ديگر به دست مي‌آيد.

دل خلوت خاص دلبر آمد        دلبر ز كرم به دل بر آمد

دو واژه از نظر آوايي يكسان اما از نظر املايي متفاوت اند

هر گاه دو ركن جناس در تلفظ و خواندن با يكديگر يكسان باشند اما در نوشتار با هم متفاوت باشند به آن جناس لفظي مي‌گويند.. صبا/سبا.. خوان/خان.. حياط/حيات.. خيش/خويش...

اختلاف دو واژه در جابه جايي حروف است

بنات، نبات

شيرين: زيبا و دلنشين، معشوقه فرهاد

اي دمت عيسي دم از دوري مزن من غلام آن كه دورانديش نيست(دورانديش:عاقبت نگر/آنكه به دوري وجدايي بينديشد.)

ايهام تناسب

گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد در اين نمونه از واژه هوا تنها يك معنا برداشت مي‌شود كه آن هم آرزو است.

تشبيه

در تشبيه دو مورد پر پايه اشتراكي كه در صفتي دارند به هم مانند مي‌شوند مورد اصلي را مشبه و موردي كه مشبه به ان تشبيه مي‌شود مشبه به مي‌نامند. صفت مشترك ميان مشبه و مشبه به دليل شباهت يا وجه شبه ناميده مي‌شود. يا گاهي از واژه‌هاي از قبيل «مثل»،«مانند»... استفاده مي‌شود. كه به آنها ادات تشبيه گويند.

مجاز

به كار رفتن واژه‌اي به جاي واژه ديگر مجاز نام دارد. هيچ گاه چنين امري ممكن نيست مگرآنكه ميان آن دو واژه در خارج از كلام رابطه‌اي بر قرار باشد.

آن قدر گرسنه‌ام كه مي‌توانم تمام ظرف را بخورم. رابطه‌اي ميان دو واژه‌اي ظرف و غذا در اين عبارت است.

استعاره

هر گاه واژه‌اي به دليل شباهتي كه با واژه ديگر دارد به جاي آن به كار رود استعاره پديد مي‌آيد.(همچنين بيان امري نا شناخته بر حسب امر شناخته شده.)

بر كشته‌هاي ما جز باران رحمت خود مبار.(كشته‌ها به كسر«ك») در اين عبارت رحمت خدا به باران مانند شده‌است. روشن است كه در اين عبارت، منظور از كشته‌ها معنايي لفظي آن نيست بلكه مقصود اعمال بندگان است.

مثال جعفر و رضا:

هرچه خواهي در سوادش رنج برد       تيغ صرصر خواهش حالي سترد--------> تيغ صرصر استعاره از باد

كنايه

جملات و عباراتي كه منظور نويسنده يا گوينده از بيان آنها، چيزي غير از معناي ظاهري و لفظي آن عبارات يا جملات است. كه به آنها كنايه گوييم.

آب از دستهايش نمي‌چكد.

معنايي لفظي:نمي گذارد قطره‌اي آب از دستهاييش به روي زمين بچكد. معنايي كنايي:هيچ چيزي از او به ديگران نمي‌رسد، خيلي خسيس است.

تشخيص(انسان نمايي)

هر گاه با نسبت دادن عمل، حالت يا صفتي انساني به يك غير انسان، به آن جلوه انساني ببخشيم، آدم نمايي شكل مي‌گيرد.

طعنه بر طوفان مزن، ايراد بر دريا مگير بوسه بگرفتن ز ساحل موج را ديوانه كرد

ديوانگي و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده‌است و طبيعتاً بوسه گرفتن موج، بوسه دادن ساحل را به همراه دارد. پس در مصراع دوم به ساحل و موج حالت و رفتاري انساني نسبت داده شده‌است.

حس آميزي

هر گاه موضوعي را كه مربوط به يكي از حواس است. به چيزي نسبت دهيم كه با ان حس قابل احساس نباشد، آرايه حس آميزي آفريده مي‌شود كه در زبان روزمره نيز كم كاربرد نيست.

مزه پيروزي را چشيد.

در اين عبارت «مزه» كه مربوط به حس چشايي است به پيروزي نسبت داده شده‌است. اما پيروزي با حس چشايي قابل احساس نيست.

منابع

بيان در شعر فارسي، دكتر بهروز ثروتيان

راهنماي اموزش زبان فارسي، دكتر حسين ذوالفقاري و محمد غلام


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۰۰:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه با ترس از صحبت كردن در جمع مقابله كنيم؟

اجازه دهيد من اين مطلب را از اينجا شروع كنم كه مي‌گويند ترس از مرگ دومين ترس بزرگ بشر است، خوب دقت كنيد نگفتم اولين ترس، بلكه گفتم دومين ترس. پس اولين ترس كدام است؟ همين ترس از صحبت كردن در يك جمع. اين ترس به اشكال مختلف خودش را نشان مي‌دهد: ضربان قلب بالا مي‌رود، دست و پا ها به لرزه مي‌افتند، كف دست عرق مي‌كند، در بعضي ها صورت و گوشها قرمز مي‌شوند و ... ترس، مانع بزرگي است براي پيش رفتن اصلاً بوجود مي‌آيد كه ما را متوقف كند تا ببيند آيا توان مقابله با آن را داريم يا نه. يك جور امتحان است و ما بايد خودمان را براي اين امتحان آماده كنيم. ترس درست مثل هواي خيلي خيلي سردي است كه مي‌وزد. روستائيان ايراني كه در كوه و كمر و برف و كولاك سرگرم كار مي‌شوند وقتي صحبت از تاريكي و سرما مي‌شود مي‌گويند وقتي ترسيدي و سرما به تو هجوم آورد، سينه هايت را سپر كن و برو جلو و آنها را هل بده به عقب، اگر بلرزي و كز كني يك گوشه‌اي، سرما و ترس تو را از پاي در مي‌آورند. (كه هر جا هست سلامت باشد سيد موسي، دهقاني كه اينها را به من آموخت.) ترس مانع بزرگي است در راه رسيدن به موفقيت. اگر به ترس فكر كنيد كارتان تمام است، راه حل اين است كه او را عقب بزنيد. هر وقت ترس به سراغتان آمد ياد داستان سيد موسي كه برايتان نوشتم بيافتيد و كارتان را ادامه دهيد. ترس مي‌خواهد كه شما به او فكر كنيد و براي همين از خودش علائمي بروز مي‌دهد: دست هايتان عرق مي‌كنند و دهانتان خشك مي‌شود و ...

گاهي اوقات بعضي مردم، آنها كه از ترس هراسي ندارند، ا