مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 12007
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 36
همه : 4340489

سخنراني  Lecture

دكتر مريم حسيني ابريشمي – كارشناس برنامه ريزي آموزش مداوم

ساده ترين، قديمي ترين و متداول ترين شيوه آموزشي مورد استفاده مي باشد. براي آموزشي نمودن يك سخنراني لازم است آن را با ساير روش ها و با استفاده از مواد و وسايل كمك آموزشي و ... تلفيق نمود.

مزاياي سخنراني:

1-     برنامه ريزي جهت برگزاري سخنراني آسان و هزينه آن نسبت به ساير روش ها اندك مي باشد.

2-     مي توان فراگيران را دور هم جمع نمود و روي يك موضوع يا نكته متمركز شد.

3-     مي توان مقدار زيادي از مواد و مطالب آموزشي را در مدت كوتاهي ارايه نمود.

4-     مي توان به آساني برنامه زمانبندي شده يا زمان صرف شده روي موضوعات را كنترل كرد.

5-     يك روش آشنا براي فراگيران است و با آن راحت خواهند بود.

6-     مي توان اين روش را براي گروه هاي بزرگ تا جايي كه سخنران ديده و صدايش شنيده شود، استفاده كرد.

7-     مي توان از اين روش هنگامي كه امكانات فيزيكي محدود است، استفاده نمود.

 محدوديت هاي سخنراني

1-     فراگيران اغلب غيرفعال هستند.

2-     تسلط به سخنراني اثربخش مشكل است.

3-     اگر از سخنراني به مدت خيلي طولاني بدون مشاركت فراگيران استفاده شود آموزش خسته كننده و كسالت آور مي شود.

4-     سخنراني براي آموختن موضوعات عملي از قبيل كسب مهارت ها مناسب نيست.

5-     هنگام ارايه سخنراني، مشكل است قضاوت نمود كه فراگيران در حال آموختن و يادگيري هستند.

6-     بيشترين فراگيري و به خاطر سپاري فراگيران زماني است كه به طور فعال در فرآيند آموختن درگير هستند.

7-     به مهارت هاي كلامي كافي نياز دارد.

8-     ارتباط يك طرفه است.

 سازماندهي خوب در تدارك يك سخنراني مستلزم توجه به بسياري از جزئيات است:

1-     شرايط، مشخصات، نيازها و علائق گروه را دريابيد.

2-     اطلاعات جديد و صحيح را تهيه و ارائه نماييد.

3-     آنچه را كه مي خواهيد بگوييد، يادداشت كنيد. ليستي از نكات معدود و مهم سخنراني خود را تهيه نماييد.

4-     از مواد و وسايل كمك آموزشي بصري در سخنراني خود استفاده نماييد.

5-     تمام صحبت هايتان را طبق برنامه سخنراني خود تمرين نماييد.

6-   نتايج پژوهش هاي موردي را كه در زمينه موضوع سخنراني شما انجام شده است بازگو كنيد. اين امر صحبت هاي شما را مدلل و مستند خواهد نمود.

7-     استوار و مصمم بوده و از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشيد.

8-     شكيبا بوده و بر هيجان خود غلبه كنيد.

9-     در حاليكه اختيارحاضران و قدرت جلسه در دست شماست خود را برتر از ديگران نشماريد.

10- به موضوع احاطه داشته باشيد، زيرا بدون احاطه كامل بر موضوع، سخن گفتن ارزش لازم را نخواهد داشت.

11- حاضرالذهن و سريع الانتقال باشيد و سعي كنيد هرگز غفلت و فراموشي بر شما مستولي نشود.

12- به موضوع سخنراني توجه كامل داشته و فقط درباره آن صحبت نماييد.

13- تقدم و تأخر مطالبي را كه قصد بيان آنها را داريد، بخاطر بسپاريد.

14- تمام توجهات خود را روي شنوندگان متمركز نموده و ميزان علاقمندي آنان را به موضوع سخنراني افزايش دهيد.

15- در موقع سخنراني به سئوالات حضار، با صبر و حوصله كافي گوش فرا دهيد.

16- اعتماد به نفس و جرأت كامل براي سخن گفتن داشته باشيد، كه اين اعتماد بر اثر تمرين، علاقه و جديت در كار حاصل مي گردد.

17- ميل به سخنراني و خوب حرف زدن داشته باشيد.

18- سخنراني خود را خوب تهيه و تنظيم نماييد و مطالب سخنراني واضح و روشن باشد.

19- هميشه مطالب كافي براي سخنراني ذخيره داشته باشيد.

20- شنوندگان را واقعاً دوست داشته باشيد و احترام لازم را براي آنها قائل شويد.

21- با ميل و هيجان صحبت نموده و از ته قلب جملات را ادا كنيد.

22- مطالبي را بيان كنيد كه براي شنوندگان قابل فهم باشد.

23- سكوت فراگيران دليل بر موافقت و يا فهميدن مطالبي كه مي گوييد نيست و تأييد مطالب سخنراني توسط افراد معدودي از گروه نشانه درك كامل مطالب از جانب همه افراد گروه تلقي نمي شود. به وسيله پرسش و پاسخ و با استفاده از روش هاي مختلف ارزشيابي جلسات آموزش، از درك مطالب گفته شده مطمئن شويد.

آماده سازي سخنراني

á هدف يا اهداف سخنراني را بنويسيد.

á محتوا را تعيين كنيد. اين كار را با يادداشت كردن مطالب مهمي كه حول هدف سخنراني به ذهنتان مي رسد، شروع كنيد. وقتي ايده هاي اصلي مشخص شدند، نكات بعدي را كه از آنها منشعب مي شوند، با فكر كردن دقيق تر پيدا خواهيد كرد.

مثال هايي روشن براي نكات كليدي كه به ذهن شما راه خواهند يافت يادداشت كنيد.

-تذكر: در اين مرحله توجه خود را به نظمي كه نهايتاً مي خواهيد در سخنراني وجود داشته باشد، معطوف نسازيد.

   á برنامه را به مرحله نهايي برسانيد. محتواي خام برنامه را بايد به يك ساختار خطي كه داراي توالي منطقي باشد، تبديل كنيد.

 ارائه سخنراني

قبل از تحقق هر گونه يادگيري، لازم است فراگيران را هوشيار سازيد و به سخنراني خود چنان ساختاري بدهيد كه اين سطح از هوشياري محفوظ بماند. جهت برانگيختن علاقه مي توان از يك لطيفه، نمايش كوتاه و ... استفاده نمود.

- تذكر: بايد توجه فراگيران را به موضوع سخنراني معطوف نمود و نبايد اين توجه را به شخصيت سخنران جلب كرد.

 áشروع سخنراني

ساده ترين راه براي شروع سخنراني اين است كه هدف سخنراني و چگونگي سازماندهي آن شرح داده شود. مي توان سخنراني را با چندين سئوال بجا آغاز نمود.

- تذكر: مراقب باشيد كه اين سئوالات با رفتاري تهديد آميز توام نگردد. اگر نقايصي در معلومات فراگيران پيدا كرديد، لازم است دراصلاح آنها بكوشيد و نبايد بدون توجه به نقايص آنها، به ايراد سخنراني از پيش تعيين شده خود بپردازيد.

 á تغيير دادن شيوه

نبايد شروع زمان تنفس يا شروع تغيير بارز در شيوه ياددهي، بيش از 20 دقيقه از آغاز سخنراني به طول انجامد. راه هاي تغيير شيوه شامل: سئوال كردن، ايجاد بحث در بين فراگيران، نمايش يك فيلم يا نوار ويدئويي مي باشد.

á روش هاي مورد استفاده جهت تقويت سخنراني

- تغيير در روش ارائه گفتار: تغيير در لحن يا صوت و يا سرعت گفتار از ساده ترين روش هاست. سكوت، انجام حركاتي مانند دور شدن از محل سخنراني و آمدن در ميان فراگيران نيز نمونه ديگري از اين روش هاست.

- مشاركت فعال: قويترين راه افزايش يادگيري است.

1.      سئوال كردن: ساده ترين شكل تأثير متقابل است. سئوال بايد واضح، هدفدار و مختصر باشد. ايجاد تفكر نمايد. راهنمايي ناخواسته نداشته و با زمان پاسخگويي كافي و متناسب با سطح درك فراگيران و برحسب حيطه هاي يادگيري طرح شود.

تذكر: بهتر است وضعيتي ايجاد شود كه تمام فراگيران به پاسخ دادن بپردازند.

2.      فعاليت در گروه هاي كوچك: به عنوان يك روش قوي ياددهي بايد مدنظر داشت. مي توان فراگيران را به گروه هاي كوچك تقسيم كرد و در صورت لزوم صندلي ها را به نحو مناسبي چيد. از اين گروه هاي كوچك (گروه هاي همهمه) خواسته مي شود تا در مورد مطلبي به بحث بپردازند. سپس برخي يا تمامي گروه ها نتيجه بحث خود را ارائه مي نمايد.

3.      بارش افكار -  طوفان فكري: اين روش خصوصاً در ابتداي سخنراني براي جلب توجه فراگيران بسيار مفيد مي باشد. در اين روش سئوال يا مسأله اي براي فراگيران مطرح شده و از آنها خواسته مي شود تا نظرات و راه حل هاي خود را در اين زمينه عنوان كنند. سپس نظرات بدون هيچ انتقادي بر روي تخته يا طلق شفاف نوشته مي شود سپس بر اساس اين نظرات بحث آغاز مي گردد.

4.      بحث نفر به نفر: فراگيران به گروه هاي دو نفره تقسيم شده و سئوال يا مسأله اي مطرح مي شود.

ابتدا نفر اول نظرات خود را گفته سپس نفر مقابل عقايد خود را ابراز مي كند و سپس نتيجه بحث به اطلاع سخنران
مي رسد.

زمان سخنراني (تاريخ برگزاري)

زمان سخنراني از نظر عدم تداخل با ساير وقايع جامعه و يا ساير وظايف گروه، هماهنگي با سخنرانان، فرصت تهيه موضوع سخنراني و ... مناسب باشد.
 
مكان سخنراني

مكان سخنراني بايد از نظر وسعت و ظرفيت، سرما و گرما، ديدن سخنران، شنيدن صداي سخنران، رعايت نكات بهداشتي نزديكي به محل اقامت گروه، نور، بهداشت محيط و وضعيت صندلي ها مناسب باشد.
 
مدت سخنراني

مدت هر سخنراني بايد مناسب باشد تا فراگيران در سطح هوشياري مناسبي باقي بمانند كل صحبت با احتساب نمايش مواد و وسايل كمك آموزشي بصري مي بايست حداكثر 20 دقيقه باشد و حداكثر 25-20 دقيقه نيز به پرسش و پاسخ اختصاص يابد. در موارد خاص اين ميزان مي تواند حداكثر 2 برابر شود.
 
ويژگي هاي سخنراني با كيفيت بالا و اثر بخش

1-     اهداف سخنراني به خوبي توسط فراگيران فهميده و درك شده است.

2-     عنوان و محتواي سخنراني مرتبط و وابسته به دانش قبلي فراگيران است.

3-     سخنراني به خوبي سازماندهي شده و شامل مقدمه و نتيجه گيري است.

4-     سرعت بيان و ارائه سخنراني براي فراگيران مناسب است.

5-     فراگيران در يك محيط راحت بوده و سخنراني به خوبي مي تواند به وسيله فراگيران ديده و شنيده شود.

6-     سخنراني متناسب با نيازهاي فراگيران تنظيم شده است.

7-     به طول مكرر سئوالاتي از فراگيران پرسيده مي شود تا ميزان درك آنها توسط سخنران چك شود.
 
  منابع

1-     مباني و كاربرد تكنولوژي آموزشي و ارتقاي سلامت. دكتر رضا قاسمي برقي دكتر محمد پوراسلامي و همكاران، انتشارات بحرالعلوم، قزوين 1381.

2-     آموزش سلامت. جلد اول. دكتر ناصر محمدي، دكتر شهرام رفيعي فر و همكاران، انتشارات مهرراوش، تهران، 1384.

3-     روش هاي نوين در آموزش پزشكي و علوم وابسته. ديويد نيوبل و روبرت كانن، مترجم دكتر سيد محسن محمودي. انتشارات علمي و فرهنگي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 1376.

4- Teaching and Learning Method, Galbraith. M.W (2003) – Adult Learning Method, (Ed) Malabar, Eia: Krieger

منبع :

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

نحوه ايراد يك سخنراني قانع كننده

از آنجايي كه شما اين متن را براي مطالعه انتخاب نموده ايد، بديهي است كه تا حدي از مزاياي يك سخنراني مجاب كننده با اطلاع هستيد. هدف هر سخنران اين است كه سايرين را قانع كند تا در مسير دلخواه او قدم بردارند.

اين امر نه تنها به عنوان جزئي لاينفك براي افرادي كه مطالب انگيزشي بيان مي كنند، مسئول تامين سرمايه بوده، و يا مدير فروش هستند محسوب مي شود، بلكه براي كسانيكه مسئول تفسير پروژه، شرح بودجه، و يا گزارش هاي فني هستند نيز لازم است. به هر حال حتي براي موارد پيش پا افتاده كه شايد به نظر ما، ارتباط كلامي در آن نقش مهمي را بازي نكند، باز هم ايراد يك نطق فصيح در بالابردن درجه اعتبار، توانايي، و پذيرش گوينده از سوي مخاطبين موثر خواهد بود.

سخنراني

**به اين دليل صحبت مي كنيم كه
بر روي مخاطبانمان تاثير بگذاريم**
چه تكنيكي مي تواند به ما كمك كند تا به يك چنين هدفي دست پيدا كنيم؟
خوشبختانه گستره ي وسيعي از فنون سخنراني پيرامون متقاعد كردن سايرين پيش روي ما قرار دارد. مايليم تا شما را به مطالعه ي متن ذيل دعوت كنيم.

 
*تكنيك هاي ساختاري

رئوس مطالب و شكل كلي نطق
خود را از روزمرگي ها جدا سازيد. فن بيان خود را تغيير بدهيد و شيوه اي را انتخاب كنيد كه كالا و يا خدماتتان به واسطه ي آن "به فروش " برسد. سعي كنيد يك داستان جالب تعريف كنيد، در مورد بايد ها و نبايد ها صحبت كنيد، ليستي از جملات تاكيدي مثبت تهيه كنيد. آگاه باشيد كه مخاطب شما با چه چيزي بهتر ارتباط برقرار مي كند.


آنها را با منطق راهنمايي و هدايت كنيد
منظور خود را پله به پله بيان كنيد تا طرف مقابل به طور كامل متوجه عناوين مختلف بشود. مواردي كه مي خواهيد به آنها اشاره كنيد را مي توانيد به شكل هاي متعددي سازماندهي نماييد؛ به عنوان مثال از فرمت قديمي 1و 2 و 3 گرفته تا رويكردهاي زمانبندي شده و يا رويكرد علت و معلولي. در اينجا مسئله اي كه داراي اهميت بالايي مي باشد اين است كه پي در پي توجه شنونده را به خودتان جلب كنيد و ببينيد با شما همراه است يا خير.


*عناصر معتبر كننده

مقامات بالا و اولياي امور
نقل قول كردن از مقامات شناخته شده در زمينه مبحث مورد نظر، نشان مي دهد كه شما هم تكاليفتان رابه خوبي انجام داده ايد و هم برروي بحثي كه مطرح كرده ايد اجحاف كامل داريد.
منابع و ماخذ اطلاعاتي خود را مرتب و منظم سازماندهي نماييد.
هيچ گاه نبايد مخاطبين را پيرامون صحت و سقم مطالب خود در شك و ترديد رها كنيد. آنها بايد بدانند كه اطلاعات خود را از كجا بدست آورده ايد. منبع اطلاعاتي بايد موثق باشد تا بتوانيد آنرا در اختيار مخاطبين قرار دهيد.


تجربه شخصي
در حين سخنراني ديگران بايد به چشم يك فرد با نفوذ و مقتدر كه احاطه ي كامل به مطالب دارد به شما نگاه كنند. تجربه هاي فردي شما يكي از معيارهاي بنياديني است كه شما را در چشم شنوندگان خوش مي درخشاند. مطمئن شويد كه ليستي از تجربيات فردي خود را در مقدمه عنوان كرده باشيد؛ در عين حال بخشي از آنها را به صورت نامحسوس در لا به لاي جمله هايتان بگنجانيد. به عنوان مثال: "در طول 15 سال سابقه اي كه من در اين حرفه كسب كرده ام....." و يا " هر 1000 مرتبه اي كه ما پروژه هاي اينچنيني را اجرا كرده ايم....". عباراتي از اين دست ستون هاي بيشتري را به ساختمان اعتبار شما اضافه مي كنند.


مرجع صدور درخواست سخنراني
از جمله نكاتي كه مخاطبان براي آن ارزش زيادي قائل هستند اين است كه "گوينده كيست". آنها در ذهن خود همواره با اين سوال روبرو هستند: "شما چه كسي هستيد كه فلان چيز را معرفي مي كنيد؟"
شما بايد در ابتداي سخنراني عنوان كنيد كه درخواست ايراد سخنراني از سوي چه كسي بوده است. ممكن است علت سخنراني متفاوت باشد: شما يك پروژه را انجام مي دهيد و در حال گزارش دادن در مورد آن هستيد، يك تجربه ي مشترك در اين زمنيه داشته ايد، از سوي شخص مهمي كه در گروه آنهاست به اين سخنراني دعوت شده ايد، در مورد اين مطلب بنا به درخواست هيئت مديره تحقيق كرده ايد و ... به هر حال دليلش هر چه كه هست در ابتدا بايد به آن اشاره كنيد. حتي مي تواند به سادگي جمله اي به اين شرح باشد: "شما در ملاقات آخر از من خواستيد كه..."


اخص بودن
كداميك از دو گزينه ي زير براي شما از اهميت بيشتري برخوردار است؟ "زمين از بين خواهد رفت" و يا "يك شهاب سنگ ماه آينده با زمين برخورد خواهد كرد"
به كداميك از اين دو راحت تر كمك مالي خواهيد كرد؟ "بچه هاي فقيري كه در آنسوي مرزها هستند" يا " زينب 4 ساله اي كه آشغال ها را زير و رو مي كند تا غذايي براي خود پيدا كند". شنونده ها نياز به آيتم هاي ملموس و عيني دارند تا بتوانند راحت تر با آن ارتباط برقرار كنند. شما مي بايست مانند يك نقاش حرف هاي خود را برايشان به تصوير بكشيد.
 
  *شروع و خاتمه

شروع
به آنها بگوييد كه چرا بايد گوش بدهند... چرا الان در مقابل آنها قرار گرفته ايد و در مورد اين مطلب صحبت مي كنيد؟


خاتمه: نه رها سازي
صحبت هاي خود را با يك نتيجه گيري تمام و كمال به پايان برسانيد و بعد از شنوندگان بخواهيد تا واكنش و يا پاسخ خود را مطرح نمايند؛ به عنوان مثال: " حالا كه شما از اين مشكلات با خبر شديد، آيا مي توانيم روي كمك شما در اين پروژه حساب كنيم؟"


لغات، عبارات و جمله ها
بررسي هاي متعدد حاوي اين مطلب هستند كه يك سخنگوي زبده همواره كلام خود را محكم، قاطعانه، قابل درك، شفاف و مشروح به گوش مخاطبان مي رساند. با صداي رسا جملات را بيان كنيد و فاكتور شفاف سازي را از ذهن دور نكنيد. به عنوان مثال براي عنوان كردن يك مشكل بهتر است از عبارت "ما به مشكل برخورد كرديم" استفاده كنيد تا اينكه بگوييد: "اين نكته نظر ما را به خود جلب كرده است كه مشكلي وجود دارد".

جامعيت
از عباراتي نظير تيم ما، كار كردن با آنها، همه ما، با هم، و كلماتي از اين قبيل استفاده كنيد.
 
سخنراني

از لغات پربار استفاده نماييد
تحقيقات حاكي از اين امر هستند كه مردم نسبت به لحن برخي از لغات واكنش هاي مثبت از خود بروز مي دهند. برخي از اين واژگان به شرح زير مي باشند: "مترقي" "طبيعي" "خالص" "تست شده" و "توصيه شده". به طور كلي مي توان گفت هر واژه اي كه ميزان اعتبار كلام شما را بالاتر ببرد، چه براي مصرف كننده و چه براي شنونده ارزش بالايي پيدا مي كند. حتماً مطالب خود را ويرايش كرده و چند نمونه از اين كلمات را در آنها بگنجانيد.
جملاتي كه قانع مي كنند نه اينكه گيج كنند

نوسان حالت و خلق و خو
هر بند از مفاهيم را با حالت خودش عجين كنيد. اگر در مورد يك مسئله تراژديك و غمناك با پوزخند و تمسخر صحبت كنيد، مخاطب به شما مشكوك مي شود. همچنين اگر بگوييد كه مثلاً پروژه اي را با نهايت اشتياق و انرژي قبول مي كنيد اما چهره اي سست و مايوس به خود گرفته باشيد، طرف مقابل احساس خوبي نسبت به شما پيدا نخواهد كرد.
 
منبع :

http://emodiran.com/downloads/view/2240


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

اصول و آداب سخنراني


هدف
سخنران بايد از سخن گفتن هدفي داشته باشد و بخواهد از آن منظوري حاصل كند. سخنراني كه در سخن پردازي خود هدف مشخصي را دنبال نمي كند مانند آدم كوري است كه در چهار راهي سرگردان باشد.
 
آغاز سخن
آغاز يا شروع سخن بايد جذاب باشد تا در همان لحظات اول روح شنونده تسخير شود. هر سخنران بايد سعي كند كه شروع صحبتش خوب باشد ، اگر سخنراني با جمله هاي كوتاه و پرمعني يا با يك بيت شعر آغاز شود ، اثرش غيرقابل انكار است.
قبل از اينكه صحبت كنيد بايد توجه و پذيرش شنونده را به دست بياوريد. چند دقيقه اول اثر مهمي بر روي نتيجه پاياني خواهد داشت. بدين ترتيب شروع سخنراني با خنده ارتباط با شنونده را توسعه مي دهد و آنها را آرام مي كند.
 
تماس چشمي
به عنوان قسمتي از فن گفت و شنود ، تماس چشمي داشتن با يك گروه از افراد مهم مي باشد زيرا به شنونده شما كمك مي كند تا گوش دادن به صحبت هاي شما برايش آسان شود.
 
لبخند
خنده نشانه شادماني و سرور است. سخنراني كه با لبخندي طبيعي در پشت تريبون قرار مي گيرد موفقيتش حتمي است.
 
سكوت
استفاده كردن از سكوت هاي كوتاه و بجا بزرگترين هنر سخنران است ، سخنران خوب تنها كسي نيست كه متوالياً سخن بگويد بلكه آن است كه گاهي عاقلانه و ماهرانه در مواقع حساس لحظه اي سكوت كند تا بدين طريق بر جذابيت سخن خود بيفزايد.
 

يادداشت
در سخنراني بايد تمام نكات آن قبلاً با دقت تنظيم شود و بدون مطالعه قبلي نبايد سخنراني كرد. عمل تهيه گفتار بايد تا آغاز سخنراني ادامه يابد ، چندين بار خوانده شود ، رئوس مطالب آن يادداشت و از بين آنها نكات برجسته را نگاه داشت و بقيه را حذف كرد.
 
انتقاد
هر سخنران بايد بداند كه مردم و شنوندگان درباره سخنراني او اظهار نظر و انتقاد خواهند كرد و معمولاً محاسن را نخواهند ديد و بيشتر به دنبال معايب مي گردند بنابراين سخنران بايد آن قدرها ظرفيت و مقاومت داشته باشد كه از اين بابت ناراحت نگردد و برعكس سعي كند اولاً كمتر به دست بدگويان سوژه بدهد ، ثانياً اين انتقادها را براي بهتر شدن صميمانه بپذيرد
 
وضعيت سخنراني
بهترين وضعيت قرار گرفتن براي سخنراني ايستاده است كه در اين حالت مواردي وجود دارد كه از اهميت زيادي برخوردار است:
 
قدم زدن
بعضي افراد به خاطر فشار عصبي عادت دارند كه زياد قدم بزنند ، آنها طول سكو را دائم راه مي روند. در اين حالت ، چشمان شنوندگان ، سخنران را از طرفي به طرف ديگر دنبال مي كنند و اين مي تواند حواس پرتي فوق العاده اي را براي آنها فراهم نمايد و اين حركت جنبشي عاقبت مي تواند سبب گردد كه شنونده به يك سستي و خواب آلودگي دچار شود.
بديهي است حركت در حين سخنراني خوب است اما فقط بايد به صورت يك قدم و در نقطه اصلي سخنراني شما باشد.
 
ميز عادي يا ميز مخصوص سخنراني
پشت ميز بودن تنها در چند دقيقه اول ، قابل قبول است . پس تلاش كنيد به تدريج همانطور كه سخنرانيتيان پيش مي رود ، از پشت ميز تغيير مكان دهيد.

حركات دست
بعضي از سخنرانان به ويژه در آغاز سخنرانيشان در مي يابند كه دچار حالت عصبي مي شوند ، آنها با دست هايشان حركات غير قابل كنترل زيادي را انجام مي دهند . گاهي اوقات دستهايشان را در پشت بدن و يا در جلوي بدن قرار مي دهند، گاهي آنها را داخل جيب شلوار مي گذارند و كاهي با سكه ها يا كليدهاي موجود خود بازي مي كنند يا با دست بينيشان را پاك مي كنند يا با خودكار بازي مي كنند.
تمام اين موارد اختلالاتي است كه يك سخنران مي تواند آنها را در كنترل خود داشته باشد . جهت مقابله با اين اختلالات مهم است كه دست ها ديده شوند و بايد هميشه در جلوي بدن باشند ، همچنين حركات مناسب دست مي تواند ارزش آنچه كه گفته مي شود را افزون كند.
 
بايد ها و نبايد ها
دست ها بايد هميشه باز نگه داشته شوند ، اگرچه گاهي يك مشت گره شده مي تواند براي تأكيد بر قوت يك نكته استفاده شود ، ولي انگشتان يا دست هايي كه باز هستند يك فرد صريح تر را نشان مي دهد.
كف دستانتان نبايد با انگشتاني رو به بالا به طرف شنوندگان باشد زيرا اين عمل بر عدم قبول اشاره دارد.
انگشت اشاره كه به طرف شنوندگان تكان مي خورد اشاره به اين دارد كه شما آنها را ساكت مي كنيد .
يك حركت دوراني اتفاقي با دستهايتان مي تواند زماني كه با جمله اي اين چنيني تركيب شود خيلي مؤثر باشد «بگذايد شروع كنيم» و «بگذاريد در مورد اين نكته توافق كنيم»
حركات دست بايد طبيعي باشد بنابراين اگر شما نمي توانيد دست هاي خود را به درستي تكان دهيد فقط دست هايتان را در مقابل خود قرار دهيد .
 
ارائه
ما همه از تجربه گوش كردن به يك سخنراني با متن عالي ولي ارائه خسته كننده اي كه قادر نبوده حق مطلب را ادا كند ناراحت شده ايم . مواردي كه سخنران با حالت يكنواخت و يا حالت تندي صحبت مي كند بنابراين براي جلوگيري از اين مورد صدايتان را تغيير دهيد . گاهي بلند صحبت كنيد و گاهي آرام .
بر روي لغات و عبارت مشخص و مهم تأكيد نماييد ، گاهي اوقات ابتدا تند و سپس آهسته تر صحبت كنيد زيرا صداي شما و تأكيدي كه بر روي لغات معين انجام مي دهيد مي تواند متن آماده شما را با روح نمايد .
 
 
رسيدگي كردن به فشار عصبي
شما براي اينكه سخنران مؤثري باشيد ابتدا بايد ترس ها ، نگراني ها و هيجان هاي خود را درك كنيد و سپس بر سيستم عصبي خودغلبه نماييد.
بارها هنرپيشه ها را ديده ايد كه وقتي خبرنگار از آنها مصاحبه مي كند اعتراف مي كنند كه دچار استرس و فشار عصبي شده اند كه اين به خاطر ترشح هورمون آدرنالين در بدن است كه باعث مي شود ناراحتي هاي ناشي از فشار عصبي در بدن شود.
 
روش هاي غلبه بر فشار عصبي
كشيدن يك يا دو نفس عميق قبل از برخاستن يا به جلو برخاستن براي سخنراني .
همچنين انجام چند حركت ورزشي كمك مي كند كه هورمون ادرنالين در بدن حركت كند و اكسيژن را به خون برساند .
همچنين اگر مي لرزيد دستهايتان را به هم بچسبانيد و يا ميز كنفرانس را بگيريد .
و مهمتر از همه تهيه برنامه و آمادگي موضوعات است .
هيچ وقت از فشار عصبي نترسيد . اكثر افراد هنگام سخنراني در مي يابند كه صدا و دست و پاهايشان مي لرزد ولي در اغلب اوقات شنونده متوجه آن نمي شود .
 
اجتناب از عادات نامناسب :
- اهميت به خود
يكي از روش هايي كه باعث از دست دادن شنونده مي شود اهميت دادن به خودتان است براي مثال :
خانم ها و آقايان : نكته اي را دوست دارم به شما بگويم ، من تجربه 20 ساله داشته ام و برنامه هاي بي شماري در راديو اجرا كرده ام .
تعريف و تمجيد از خود ممكن است شخص را اغراق آميز جلوه دهد .
-عذر خواهي كردن :
نبايد سخنراني را با عذرخواهي شروع كرد ، مثلاً متأسفم من دير كردم يا متأسفم من آماده نيستم يا متأسفم كه وقتتان را مي گيرم .
فوراً عذرخواهي كردن هم سخنران و هم مطلب او را بي ارزش مي كند ، بهترين حالت اين است كه توسط فردي كه سخنران را دعوت مي كند انجام پذيرد .
ساده صحبت نكردن و سخن بي مفهوم (غير روزمره)
هميشه سعي كنيد متن سخنراني را طوري آماده كنيد كه شنوندگان قادر به درك مطالب آن باشند و از به كار بردن كلمات و عباراتي كه براي آنها ناآشنا است پرهيز كنيد .
لطيفه ها :
اگر شما از توانايي لطيفه گوييتان مطمئن نيستيد آن را كنار بگذاريد . و اين عبارت را به خاطر بياوريد «اگر شك داريد آن را كنار بگذاريد»
 
پرسش و پاسخ
زماني كه سؤالي از شما پرسيده مي شود و يا شما به نوبه خود از سؤال كننده مي پرسيد مي توانيد اين فن را به كار ببريد . بدين ترتيب كه شما مي توانيد عبارات زير را به كار ببريد :
«متأسفم من كاملاً آن را نفهميدم» يا «مي توانيد آن را تكرار كنيد» يا «مي توانيد دقيقاً آن را توضيح دهيد»
 
نكاتي كه در اين فن وجود دارد
اولاً سؤالات به ندرت دقيقاً به همان شكل اول تكرار مي شوند و وقتي تكرار مي شوند اغلب براي پاسخ دادن آسانتر مي شوند .
ثانياً بعضي از سؤالاتي كه به نظر مي رسند مشكل باشند سؤال نيستند بلكه اظهاراتي هستند كه سخنران مي تواند با آن موافق باشد يا ان را تصحيح كند .
ثالثاً و مهمترين نكته اين است كه وقتي سؤال كننده با تقاضا براي تكرار سؤال رو به رو مي شود اين عمل به سخنران مقداري وقت فكر كردن براي يافتن پاسخ را مي دهد .
اگر شما پاسخ را نمي دانيد سعي نكنيد از خود جوابي بسازيد بايد بگوييد كه متأسفم من نمي توانم به سؤال شما پاسخ دهم يا من پاسخ را براي شما پيدا خواهم كرد .
 
وسايل كمك آموزشي:
نقشه ها و تخته ها
در هنگام نوشتن بر روي تخته كه پشت سخنران و شنوندگان است سخنران بايد به جريان مكالمه ادامه دهد تا ارتباط او با شنوندگان قطع نشود .
 
پروژكتورها ، آورهدها و اسلايدها
عكس هايي كه روي پروژكتور يا اسلايد نشان مي دهيم بايد شامل حداقل جزئيات باشد اگر لازم است كه اطلاعات زيادي روي تصاوير گفته شود بهتر است از متن هاي چاپي استفاده شود .
وسايل ديگر مانند خط كش و ليزر براي نشان دادن قسمتي از تصوير نيز مورد استفاده قرار مي گيرد . در هنگان نشان دادن عكس يا شيء به حضار براي به دست آوردن نتيجه مشخص و مناسب ، حركات دست بسيار مهم است و شيء را بايد حداقل در بلندي شانه قرار داد .
تهيه كنندگان: سارا علومي – مريم كارنامه

منبع :

http://emodiran.com/downloads/view/138/t:%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D9%88_%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8_%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

كشف دروغ در زبان غيركلامي 
 
 
 «فريب زباني» از ديدگاه زبانشناسي حقوقي   
 
«ريشه هاي تكاملي فريفتن و ارتباط آن با بخش ناخودآگاه ذهن»عنوان كتاب جالب و جنجالي است از ديويد ليوينگستون اسميت كه پيرامون توانايي بشر در دروغ گفتن از ديدگاه زبانشناسي حقوقي نگاشته شده است. وي معتقد است كه استعداد دروغ گفتن و به كار بردن ديگر صفات فريبنده، به علت تكامل، در بخش ناخودآگاه ذهن بشر تعبيه شده است.

محققي در دانشگاه بوستون به نام جوزف تس شش گروه دروغ را شناسايي كرده است:

۱) دروغ به عنوان سپر حفاظتي كه فرد را از خطر محافظت مي كند.

۲) دروغ قهرمانانه كه فرد ديگري را در مقابل خطر محافظت مي كند.

۳) دروغ براي خوشي كه موجب مي شود موضوعي جالب تر به نظر آيد.

۴) دروغ در اثر غرور كه مانع از خجالت مي شود.

۵) دروغ پر منفعت كه باعث ترقي و يا رساندن سود به گوينده مي شود.

۶) دروغ مخرب كه به ديگري لطمه مي رساند.

زبانشناسان حقوقي براي شناسايي دروغ راه هايي را يافته اند. نخستين عاملي كه به آنان كمك مي كند، زبان غيركلامي يعني حركات اعضاي بدن و حالت چهره فرد گوينده است. البته اين عوامل شاخص هاي خوبي هستند كه به زبانشناسان محقق هوشياري مي دهد كه در مورد آنچه مي شنوند شك كنند، ولي به تنهايي براي تشخيص دروغ كافي نيستند.

آنان بايد به دنبال علائم استرس در چهره و يا حركات فرد گوينده باشند. در ضمن فرد دروغگو در هنگام پاسخگويي به سؤالات، قدري درنگ مي كند و با تأخير جواب مي دهد. پاسخ براساس حقيقت، سريع تر از دروغ توليد مي شود. وقتي فرد دروغ مي گويد در مقايسه با زماني كه راست مي گويد، صوت گفته اش داراي نواخت بالاتري است. صورت و بدن فرد در حال دروغ گفتن، منقبض تر مي شود. تماس دست با صورت افزايش مي يابد، خصوصاً لمس بيني و پوشاندن دهان با دست. دستها و صورت، نسبت به حالت هميشگي شان، رنگ پريده تر مي شوند زيرا در اثر استرس، گردش خون به اين اندام ها با تأخير صورت مي گيرد. سوراخ هاي بيني كمي گشادتر مي شوند.

تنفس عميق تر شده و شايد قابل شنيدن شود. لب ها نازك تر و تنگ تر از حالت طبيعي خود به نظر مي رسند. شانه ها به سمت بالا كشيده شده و آرنج ها به سمت پهلوها قرار مي گيرند و بدن فضاي كمتري را اشغال مي كند. در فاصله بين ابروها، پيشاني قدري به سمت بالا كشيده مي شود. چشمان فرد در حال دروغ گفتن، از تماس با نگاه شنونده هراس دارد و ممكن است كه به اطراف نگاه كند و يا ترجيح دهد گاهي بسته شود. ضربان قلب افزايش مي يابد. كف دست ها رو به زمين و يا بسته مي شوند و از نشان دادن خود به فرد شنونده شرم دارند. بنابراين دروغ گفتن آسان نيست.(!)

مورد ديگري كه محققان را در كشف دروغ كمك مي كند، تغيير ناگهاني در حركات فرد دروغگوست. فرد در حال دروغ گفتن تمايل دارد كه لحظه اي سكوت كند و سعي مي كند تا شرايط را تحت كنترل خود درآورد.

براي رسيدن به اين هدف، آرام تر مي شود و به اين نيت كه شنونده دروغ او را بپذيرد، از انجام حركات طبيعي و عادي اعضاي بدن خود ممانعت به عمل مي آورد. كلماتي كه براي دروغ گفتن به كار مي روند، بدون اشتباه تلفظي و تپق جاري مي شوند، در حالي كه هنگام راست گفتن، گوينده ممكن است مرتكب خطاي تلفظي و يا لكنت زبان شود. گوينده دروغ، محتاط تر از حالت طبيعي عمل مي كند و ممكن است براي منحرف كردن حواس شنونده، گاهي اشيا قرار گرفته بين خود و ديگران، مانند فنجان، كليد، لوازم التحرير، صندلي و از اين قبيل را جابه جا كند.

از آنجايي كه فرد در حال دروغ گفتن هيجان زيادي دارد، بنابراين نياز به آرام كردن خود دارد. گاهي موهاي خود را مرتب مي كند و بيشتر از حد معمول صورت خود را لمس مي كند و بيني خود را مي مالد و يا مي خاراند.

البته برخي افراد به طور طبيعي عادت به اين كارها دارند. در چنين مواقعي زبانشناسان حقوقي به منظور تشخيص جرم، موضوع بحث را عوض مي كنند. اگر فرد به لمس صورت و بيني بيش از حد طبيعي ادامه داد، مطمئن مي شوند كه اين عمل وي، دليلي بر دروغ گفتنش نيست، بلكه به دلايلي ديگر دچار استرس است. فرد خاطي از تغيير بحث خشنود و راحت مي شود، در حالي كه فرد راستگو از عوض شدن ناگهاني موضوع بحث، گيج مي گردد و بيشتر مايل است كه به بحث قبلي ادامه دهد.

زبانشناسان حقوقي اين موضوع را به خوبي مي دانند كه آنچه را كه فرد نمي گويد، گوياتر است از آنچه را كه به زبان مي آورد. زبان غيركلامي شامل حركات اعضاي بدن، ژست ها، حالات چهره و حركات چشم است.

انسانها علائم و نشانه هاي حاصل از زبان غيركلامي را به طور ناآگاهانه توليد و زبان غيركلامي دريافتي از ديگران را تعبير و تفسير مي كنند.

جان بورگ در تحقيقات سال ۲۰۰۸ خود عنوان نموده است كه زبان ارتباطي بشر شامل: ۹۳درصد زبان غيركلامي و فرازباني، و ۷درصد زبان واژه هاست.

بنابراين زبان غيركلامي، سرنخي است براي رسيدن به نقطه نظرات و وضعيت ذهني انسان و كارشناساني كه به عنوان زبان شناسان حقوقي با مراكز تشخيص جرم همكاري مي كنند با داشتن دانش كافي درباره زبان كلامي و غيركلامي، براي كشف جرائم زباني، نظر كارشناسي خود را به قاضي پرونده ارائه مي كنند.
 
   روزنامه ايران ( www.iran newspaper.com ) 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

دوديدگاه درباره ي زبان 
 
 
 هنگامي كه انسان با مقوله ها (چه فلسفي، چه اجتماعي، چه سياسي ،چه فرهنگي و...) برخورد مي كند، باتوجه به ظرفيت دهني اش يا آن راسطحي مي انگارد وياهم براي كالبد شكافي بيشتر، با آن برخورد ژرف مي كند.  


  هر مقوله اي درفرايند دستيابي، بادوريكرد روبه رو مي شود؛ يكي سطحي وديگري ژرفي.

به بيان روشن تر، هنگامي كه انسان با مقوله ها (چه فلسفي، چه اجتماعي، چه سياسي ،چه فرهنگي و...) برخورد مي كند، باتوجه به ظرفيت دهني اش يا آن راسطحي مي انگارد وياهم براي كالبد شكافي بيشتر، با آن برخورد ژرف مي كند.

سرشت فردي انسان در واقع به گونه ي نسبي در فرايند دستيابي به مقوله ها، با همين دوكنش (سطحي وژرفي) عمل مي كند.

با توجه به همين فرضيه، مقوله ي زبان هم چيزي است كه در فرايند دستيابي به آن، ماباهمين دورويكرد سطحي وژرفي مواجه ايم؛ اما در گام نخست ببينيم اين دورويكرد (سطحي وژرفي) چيست وچگونه در حوزه ي درك مااز زبان پديد مي آيد.


● رويكرد سطحي

در رويكرد سطحي، تعريف وتوجيه ما از زبان، برمي گردد به شناخت بسيار عمومي.

در شناخت عمومي، زبان بيشتر وسيله ويا ابزاريست براي انتقال پيام به خاطر فهميدن وفهماندن.

باآن كه اين نگاه (شناخت) عمومي تاحد زيادي بازگو كننده مسؤوليت ذاتي زبان است؛ اما اين توجيه وتعريف بيشتر جنبه ي ارتباطي{ پيام گيري وپيام رساني} دارد.

براي كساني كه از چشم انداز كلي وعمومي به زبان مي نگرند، زبان ابزاريست كه توسط آن گپ مي زنند، مي نويسند، مي فهمند ومي فهمانند، وفراتر ازافهام وتفهيم، دلچسبي بيشتربه درك حوزه هاي كاربردي ديگرزبان ندارند).

مسأله شناخت يانگاه عمومي ما از زبان كه در برگيرنده ي روند "افهام وتفهيم" است، بي ترديد به معناي بحث ابزاري بودن زبان است كه برمي گردد به همان رويكرد سطحي از زبان.

باتوجه به اين كه مهمترين اصل در زبان كه خصوصيت ماهوي آن در روند تأمين ارتباط نيز پنداشته مي شود مسأله گيرنده گي ودهنده گي پيام است ؛ اما با پژوهش بيشتر در رويكرد ژرفي، زبان افزون بر ماهيت تأمين ارتباط ووظيفه ي افهام وتفهيم، شكل دهنده ي مقوله ها ومفاهيم ديگر مانند: فلسفه، هنر،هويت و... نيز است كه با استناد به مسأله رابطه زبان با همين مفاهيم ومقوله ها وياهم زاده شدن مقوله هاي ديگر از دامن زبان، برخورد سطحي ما از زبان عوض مي شود ورويكرد دستيابي ما از زبان، بيشتر جنبه ي ژرفي پيدا مي كند.

 

● رويكرد ژرفي

در رويكرد ژرفي، زبان تنها ابزاري براي انتقال پيام وشكل دهي روند افهام وتفهيم نيست؛ بل زبان، پديده اي است كه در ارتباط با مقوله ها ومفاهيم ديگر مانند: تأريخ، فلسفه، ادبيات، هنر، هويت ، سياست، اجتماع، زيبايي و... بررسي مي شود وفرايند ايجاد، وتأثيردهي وتأثير گذاري آن برخودش، پديده ها ومقوله هاي ديگر، مورد پژوهش وشناسايي قرار مي گيرد.

زبان در حوزه ي مطالعه ژرف (رويكرد ژرفي) تنها از چشم انداز موارد ارتباطي يا آن چه به آن روند فهميدن وفهماندن مي گويند بررسي نمي شود؛ بلكه در حوزه هاي ديگر مانند: زبان شناسي، جامعه، سياست فرهنگ و... مورد شناخت قرار مي گيرد واز توجيه وتعريف عمومي كه همان ماهيت ابزاري بودن آن براي انتقال پيام است، فراتر مي رود.

 

● دوديد گاه در باره ي زبان

ديد گاه نخست مربوط مي شود به "پَل ريكور".

"ريكور" دركتاب"زنده گي دردنياي متن" (ترجمه ي بابك احمدي) دربحث جالبي كه در باره ي زبان شعر دارد، مسأله ابزاري بودن زبان را در شعر (وبه همين قياس در حوزه ي ادبيات) رد مي كند وبه اين باور است كه:" زبان، ابزاري براي بيان صرف نيست؛ بلكه در حوزه ي شعر، زبان براي تعالي بخشيدن خود زبان است".

اين اشاره ي ريكور در مورد زبان شعر، بي ترديد خصوصيت ابزاري بودن محض زبان را رد كرده وبراي رشد زبان ، فضاي گسترده تري را باز مي كند.

اين نگاه "ريكور"، درست خلاف نگاه متفاوت در حوزه ي ديد عمومي است كه زبان را تنها پديده اي مي داند ابزاري كه فقط در خدمت مطلق بيان است وفراتر از عمليه ي ابزاري بودن، كنش ديگري ندارد.

باآن كه اين نگره ي "ريكور" در زمينه ي رابطه زبان وشعر(زبان شعر) صرفا" در برگيرنده ي زبان ادبي ونگاه ادبي به زبان است ونه واكاوي همه فرايند هاي علمي زبان ؛ اما از آن جايي كه زبان شعرهم بخشي از فرايند تأمين ارتباط است، بحث ابزاري بودن محض زبان از ديدگاه اومنتفي دانسته مي شود.

ديدگاه دوم مربوط مي شود به "چارلز هيومن" انگليسي كه زبان را افزون برخصوصيت كلي تأمين ارتباط وپيام رساني، مقوله ي بسيار گسترده تري مي داند كه با فلسفه وفرهنگ همزاد است.

هيومن مي نويسد: "زبان، همزاد فلسفه وفرهنگ است؛ زيرا وقتي نخستين انديشه در ذهن شكل گرفت وسپس برزبان آمد، نخستين انديشه ي فلسفي ورويكرد فرهنگي كه همانا در ذات زبان است، نيز زاده شد" (۱)

اشاره ي "چارلزهيومن"، در فرايند رويكرد ژرفي (يانگاه ژرفي ، در باره ي زبان) بدون ترديد، بحث ابزاري بودن زبان را در رويكرد سطحي از زبان اگر به گونه ي قطع، منتفي ويا رد نمي كند، دست كم اين نكته را روشن مي سازد كه تنها وظيفه ي ماهوي زبان، انتقال پيام وكنش افهام وتفهيم نيست؛ بلكه ازچشم انداز ژرفتر ، زبان در توليد، باز آفريني وگسترش مقوله هاي ديگر نقش برازنده اي دارد وهمپا باپديده هاي ديگر در فرايند ژرفي، بايد مورد پژوهش وشناسايي قرار گيرد.

 

● فرجام بحث

بربنياد موارد ي كه در بحث رويكرد هاي "سطحي وژرفي"، در باره ي تعريف وتوجيه ما از زبان مطرح گرديد، گفته شد كه زبان در دريافت سطحي ما، پديده اي است كه تنها عمليه ي انتقال پيام را در مرحله ي گيرنده گي ودهنده گي براي ايجاد ارتباط شكل مي دهد؛ اما در مرحله ي دريافت ژرفي ما، زبان پديده اي است كه افزون برايجاد روند افهام وتفهيم، در توليد، بازآفريني ورابطه با مقوله ها وپديده هاي ديگر مانند: فلسفه، فرهنگ، هنر، جامعه، هويت، سياست و ... نقش ويژه يي دارد.

نقش فزاينده ي زبان در توليد، بازآفريني ورابطه با مفاهيم ومقوله هاي ديگر، به درستي اين نكته را روشن مي كند كه زبان، افزون برهمان كنش كلي وعمومي ايجاد رابطه(شكل دهي روند افهام وتفهيم ) مقوله ي چندلايه اي است كه بايد به دقت درزمينه هاي ديگرنيز مورد پژوهش قرار گيرد.
 
   جاويدفرهاد
چارلز هيومن، نگرشي برزبان،ترجمه: اميرالهي كلام، مجله ي توشه،ايران، شماره ۲۷، بهمن ۱۳۸۸ ، نشر كاپو، ص ۴۷ .  
 
   مقالات ارسالي به آفتاب  
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

زبان چرب، سر خشك مي كند آباد! 
 
 
 گفتگو با دكتر ميرعمادالدين فريور درباره ريشه هاي رواني تملق . . .  
 
گردن كج، قامت نيمه راست، رنگ رخساره غيرعادي و... اينها نشانه هاي فيزيكي و رواني شخصيت هايي است كه به دلايلي از جمله رسيدن به مطامع شخصي يا رفع خلأهاي شخصيتي و يا جاه طلبي به چاپلوسي و تملق روي مي آورند: «بنده نوازي كرديد... حقير در پيشگاه حضرتعالي كاهي در مقابل كوه هستم... سايه عالي مستدام... غلام حلقه به گوش تان هستم... نوكرم، چاكرم و...» ريشه اين قبيل تملق ها و مجيزگويي ها چيست؟ با دكتر ميرعمادالدين فريور، روان شناس، در همين رابطه گفتگو كرده ايم....

▪ آقاي دكتر! چاپلوسي از كجا مي آيد؟

ـ به نظر مي رسد تملق ناشي از كمبودهايي است كه اين گونه افراد در شخصيت خود دارند و لذا با چرب زباني و تملق مي خواهند ضمن سرپوش گذاري بر اين نقايص تا حدي آنها را ولو به صورت دروغين جبران كنند. يكي ديگر از ريشه هاي اين گونه رفتارها وجود حس قدرت طلبي و جاه طلبي افراد است كه البته اين مورد را بيشتر مي توان در بدنه دستگاه هاي اداري مشاهده كرد. نكته اي كه حايز اهميت است اين است كه ريشه رفتارهاي اين گونه افراد در تربيت خانوادگي و دوران كودكي شان است زيرا بسياري از مجيزگويي ها و تملق ها نتيجه بازگشت سرخوردگي هاي ناشي از انگيزه هاي سركوب شده دوران طفوليت است كه تلاش فرد در ايام كودكي براي رسيدن به خواسته هايش با ناكامي مواجه شده است و حالا كه بزرگ تر شده است مجالي براي جبران يافته است، بنابراين دست به تملق مي زند تا اقتدار خرد شده اش ترميم شود.

▪ برخي مي گويند چاپلوسي ريشه هاي تاريخي دارد. شما اين موضوع را تاييد مي كنيد؟

ـ به هر حال، ريشه چاپلوسي و تملق به گذشته افراد بازمي گردد. جوامعي كه در طول تاريخ همواره مورد هجوم كشورهاي بيگانه بوده و همچنين استبداد تاريخي داشته اند، بيشتر از ديگران دچار چاپلوسي و تملق گويي مي شوند. متاسفانه در جامعه ما نيز گاهي اوقات به افراد چاپلوس و متملق برمي خوريم كه با چرب زباني و خوش آمدگويي هاي فريبنده به ديگران آنها را دچار غرور و نخوت مي كنند.

▪ و چه عوارضي به بارمي آورد؟

ـ تملق و چاپلوسي يكي از آفاتي است كه روابط اجتماعي افراد را تحت الشعاع قرار مي دهد. متاسفانه اين صفت مذموم باب ميل بسياري از افراد قرار مي گيرد كه تشنه شنيدن مدح و تاييد هستند. در واقع اين پديده در جوامعي كه هنوز سرمايه هاي اجتماعي و كرامت انساني به طور كامل وجود ندارد با استقبال زيادي مواجه مي شود. حتي كساني كه از آنها تملق مي شود لب به اعتراض نمي گشايند و شادمان از شنيدن آنچه در خور لياقت خود نمي بينند، بر دامنه تكبر خود مي افزايند.

▪ چاپلوسي و تملق معمولا نسبت به چه افرادي صورت مي پذيرد؟

ـ اين چاپلوسي كه ما از آن سخن مي گوييم اغلب نسبت به كساني صورت مي پذيرد كه از توانمندي اقتصادي، سياسي، اجتماعي يا اداري بهره مندند و البته اين وضع محدود به تاريخ معاصر نيست و پيش از اين نيز گفتارهايي از تاريخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن مي توان دريافت كه چاپلوسي در مناسبات ايرانيان از ديرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغين زيادي در همه عرصه ها باعث مي شوند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسياري از افراد متين جامعه ناديد گرفته شود. اين گونه مطالب در نوشته هاي ادبي ايران نيز به چشم مي خورد و همواره شعرايي هم كه از كرامت نفس و متانت طبع بلندي برخوردار بوده اند در نكوهش آن سخن به زبان رانده اند؛ مثلا عبيدزاكاني در يكي از طنزهاي گزنده خود اين موضوع را به خوبي نشان داده و معلوم مي كند كه متاع تملق و چاپلوسي دست كم در دربار ايران و قدرت مندان مستبد وجود داشته است؛ شبيه همان حكايت معروف: «سلطان محمود را در حالت گرسنگي بادمجان بوراني پيش آوردند. خوش اش آمد و زياد خورد و گفت بادمجان طعامي است خوش. نديمي در مدح بادمجان، فصلي پرداخت. سلطان چون سير شد گفت بادمجان سخت مضر چيزي است. نديم در مضرت بادمجان مبالغتي تمام كرد. سلطان گفت: اي مردك! نه آن زمان مدح اش گفتي؟.... نديم گفت: قربان! من نديم توأم، نه نديم بادمجان!» چاپلوسان به خاطر منافع شخصي خودشان به تملق و مبالغه درباره خصوصيات و توانايي هاي افراد توانمند متوسل مي شوند و آنها را ستايش مي كنند.

▪ آيا مي توانيم انتظار داشته باشيم كه پديده چاپلوسي و تملق به طور ناگهاني از ذهن جامعه اي پاك شود؟

ـ اين واقعيت را بايد در نظر گرفت كه بسياري از پديده هاي اجتماعي با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادينه مي شوند و رسوب مي كنند و اغلب مردم با آن خو مي گيرند، بنابراين حتي در صورتي كه عوامل شكل دهنده پديده ها از بين بروند، باز هم آن پديده ها به تداوم خود در عرصه جامعه ادامه مي دهند. تملق هم يك پديده كهن است و نمي توان انتظار داشت كه از جامعه محو شود چون سايه استبداد براي مدتي طولاني در تاريخ و فرهنگ بومي ما وجود داشته و باعث مي شده كه رفتارهاي تملق آميز اشاعه و گسترش داده شوند.

▪ آيا با اين موافق ايد كه چاپلوسي متضاد صداقت و درستي است؟

ـ ببينيد؛ در محيط هايي كه چاپلوسي متداول است، هر نوع تغييري بايد موردپسند طبقه خاصي از جامعه باشد. در اين حالت، نتيجه اين مي شود كه صداقت و پاي بندي به اصولي كه تامين كننده منافع واقعي مردم است جاي خود را به تحسين مبالغه آميز و در نهايت به چاپلوسي مي دهد.

▪ شيوه هاي بروز چاپلوسي چگونه است؟

ـ شيوه هاي چاپلوسي متنوع و متعدد است. گاهي ممكن است به صورت آشكار و پنهان صورت گيرد. دادن القاب و عناوين جعلي و غيرواقعي و ستودن غلو آميز طرف مقابل يا افراد بالا دست، از جمله شكل هاي چاپلوسي است.

▪ ويژگي هاي جوامع چاپلوس و متملق را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

ـ چاپلوسي يا ساير آفات اخلاقي در هر مجموعه اي نشانگر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاي آن جامعه است. چنين فضايي در جامعه زماني شكل مي گيرد كه منزلت و نقش ها آن گونه كه شايسته افراد است توزيع نشود و در واقع شايسته سالاري به معني واقعي آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جايگاه درخور شأن خود قرار گيرد و مطابق با منزلت واقعي اش از نقش اجتماعي مناسب برخوردار شود، در روابط اجتماعي نيز از سلامت كافي برخوردار خواهد شد، البته در اين خصوص بايد به ظرفيت افراد متصدي امور نيز نگاه كرد. افرادي كه همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده اند تا جو تملق و چاپلوسي هاله اي اطراف آنان ايجاد كند، كم نبوده اند. مثال تاريخي آن را مي توان به افراد بزرگ تاريخ ربط دارد كه پيشاپيش خطرات ناشي از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثي كرده اند و در سيره عملي خويش نيز هيچ گاه فرصت چاپلوسي را در اختيار اطرافيان قرار نمي دادند و تا جايي پيش رفته اند كه عقل را معيار مناسبي براي قياس آنچه مداحان و مورخان مي گويند و قياس و ميزاني براي آيندگان برشمرده اند. متاسفانه ما گاهي اوقات گفتارهاي بزرگان دين و معرفت را به فراموشي مي سپاريم.
 
 
   دكترعلي برهاني 
 
 
   روزنامه سلامت ( www.salamat.ir )  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

روشهايي جهت بهبود سخنراني 
 
 
 سخنراني در جمع براي اغلب افراد كار دشواري است. اگر مـي خـواهـيـد انـسـان موفـقي باشيد، بايد بر تكنيـكهـاي سخنراني تسلط پيدا نموده و يا حداقل هنگام صـحبـت در يك جمع احساس راحتي كنيد.  
 
سخنراني در جمع براي اغلب افراد كار دشواري است. اگر مـي خـواهـيـد انـسـان موفـقي باشيد، بايد بر تكنيـكهـاي سخنراني تسلط پيدا نموده و يا حداقل هنگام صـحبـت در يك جمع احساس راحتي كنيد.

منظور از يك جمع، ۵۰۰ سهامـدار عـصـبـانـي در جـلسـات آخر سال نيست، بلكه ميتواند از چند فروشنده، كارمـند و يا چند دوست در جشن تولد نيز تشكيل شود. سخنراني در جمع به اين معني است كه شما چندين شنونده داريد كه در اغلب اوقات به تـك تـك واژه هـايـي كه از زبـان شمـا ادا ميشود، گوش ميدهند. به همين دليل اشتبـاه نـكـردن شما در حين صحبت حائز اهميت است.

در ادامه به ۷ روش ساده جهت بهبود سخنراني در جمع اشاره شده است.

۱) آرام و ريلكس باشيد

بـرخي از افـراد همين كه به صحبت كردن در جمع فكر ميكنند، دچار اضطراب و نـا آرامـي شده و هنگامي كه در مقام عمل شروع به سخنراني مي كنند، خشكشان مـي زنــد، تپش قلبشان شديدتر ميشود، دستانشان شروع به لرزش ميكند و بصورتي گسسـتـه و لكنت وار شروع به صحبت مي نمايند.

موضـوع مـهمي كـه بـايد بخاطر داشت باشيد اين است كه در شرايط مرگ و زندگي قرار نداشته و صرفا" در حال گقـتن چند كلمه حرف حساب ( و يا هر چيزي ديگري كه دوست داريد اسمش را بگذاريد ) به ديگران هستيد. چه دو نفر باشند چه ۲۰۰ نفر، بايد بـه يـك طريق صحبت كنيد به اينصورت كه عصبي نشويد، روي موضوع مربوطه تمركز كنيد و كار را به اتمام برسانيد.

۲) موضوع مورد بحث را بشناسيد

معمولا ما زماني دچار اضطراب و نا آرامي مي شــويم كه كـاري كـه در مـورد آن تـبـحر و شناختي نداريم، مجبور به انجامش مي گرديم. افـراد انـدكي داراي تبحر كامل در زمينه سخنراني در جمع مي باشند اما اغلب مي توانند در صورت داشتن آمادگـي منـاسـب، از عهده آن بخوبي برآيند. كليد اين آمادگي آشنا بودن و شناختـن دقيق مـوضـوع مــورد صحبت مي باشد.

اگر شما يـك مديـر اجـرايـي در شـركت تـوليد نوشابه بوده و قصد سخنراني در مورد بازار رقابتي را داريد، بايد از همه ريزه كاريها و جزئيات شركتهاي ديگر توليد نوشابه همـانـنـد شركت خود آگاه باشيد. زماني را براي نت بـرداري و خـلاصـه سـازي ايـده هـاي خـود در قالب نوشتارهاي كوچك اختصاص دهيد.مرحله بعدي كار اين است كه آن قالبهاي كوچك را بخاطر سپرده و هنگام سخنراني آنها را بسـط و گسترش دهيد. اگر جلسـه پرسش و پاسخ در ميـان است، سـعـي كنـيـد سـؤالات احتمالي و پاسخهاي آنها را از قبل مهيا و آماده نماييد.

۳) مخاطبين خود را بشناسيد

اگر در مقابل مديران ارشد يك شركت در مورد راه كارهاي تجاري صحبت مي كنيد، بايـد نسبت به زمانيكه براي يك عده دانشجو كه ترم اول اقتصاد را مي گذرانند، روش بسيـار متفاوتي را در پيش بگيريد.

بايد ميزان سطح معلومات مخاطبين خود را سنجيده و مطابق با آن صحبت كنيد. به هر حال آنها آماده اند تا سخنان شما را بشنوند بنابراين گفته هاي شما بايد برايشان قابل فهم باشد.

۴) با محل سخنراني آشنا شويد

اين يك نكته فراموش شده است، امـا شـمـا بـايـد بـا مـحلـي كـه قـرار اسـت در آنــجا به سخنراني بپردازيد، آشنا شويد. لازم است پيشاپيش به آنجا رفته و با امكـانات و محيط آن آشنا گرديد. سپس روي مسائل ديداري سخنراني خود كار كنيد تا مطـمـئـن شــويـد مطابق با آنچه كه در نظر گرفته ايد باشد. وارد شـدن بـه يـك سـالـن ۲۰۰۰۰ هـزار نـفـري نسبت به وارد شدن به يك كلاس درس ۳۰ نفره نياز به تمهيدات بسيار بيشتري دارد.

يك روش خوب اين است كه در صندليهاي مختلفي كه قرار است حاظران بنشينند، قرار بگيريد تا چشم انداز مناسبتري از محل برگزاري بدست آورده و بتوانيد با همه شنودگان به يك نسبت ارتباط برقرار كنيد نه فقط با چند نفري كه در رديف جلو نشته اند.

۵) موفقيت را مجسم كنيد

اغلب افراد به اين دليل در سـخنـرانـي شـكست ميخورند كه تصور ميكنند صحبتهايشان اشـتباه و بـي معني است. آنچه كه در ذهن مي پرورانيد، همان نيز اتفاق خواهد افتاد. اگر خودتان را يك نادان تصور كنيد، همان نيز خواهيد شد.

فكر عجز و ناتواني را در خودتان قبل از شـروع صـحبـت نـابـود كنـيد. سعي كنيد پيش از سخنراني مطالب را در ذهن خود مـرور نـمـاييد. چگونگي بيان موفقيت آميز موضوعات و نيز حركات خود را مـجسـم نـمايـيـد. تا رسيدن به مرحله يك ايراد يك سخراني كامل اين اعـمـال را تـكـرار كـنـيـد. بـعـد از آن تـنـها كـاري كـه لازم اسـت انجام دهيد، عملي كردن تجسمات خود خواهد بود.

۶) كار نيكو كردن از پر كردن است

مايكل جردن هم ممكن است وقتي براي اولين بار با توپ بسكتبال آشنا شد، ۱۰ پرتاب اولش را در گل نكرد، اما با سخت كوشي و تمرينات بسيار، بـه بـهـتـريـن بسكتباليست دنيا مبدل شد. نكته اين است كه اگر بخواهيد سخنران بهتري شويد بايد تمرين كنيد.

بصورت داوطلبانه هنگـام اوقـات بـيـكاري جـلوي دوسـتـانـتان قرار گرفته و به جلوي جمع ايستادن عادت كنيد. بتدريج سعي كنيد به تعداد نفراتي كه در مقابلشان قرار گرفته ايد بيفزاييد و از افراد قويتر اسـتفـاده نـمايـيد. ايده ايـنكار اين است كه در شرايط غير واقعي كه اهميتي ندارد، متوجه اشتباهات و نقاط ضعف خود شويد. به اين ترتيب هنگامي كه روز موعود فرا ميرسد با اعتماد بنفسي كامل در مقابل جمع قرار گرفته و همـه چـيـز بـه خوبي پيش خواهد رفت.

۷) روي پيغام تمركز كنيد

هنگام سـخنـراني در يـك جـمـع زيـاد به حاضرين فكر نكنيد. به پيغام و نكاتي كه بايد بـه ديگران منتقل كنيد تمركز نماييد. در نهايت دليل قرار گرفتـن شمـا پـشـت ميـكروفـن ايـن است كه مطلب مورد نظر خود را به شنـوندگـان بـفـهـمـانـيد. به اين ترتيب ديري نخواهد پاييد كه ديگر احساس ناآرامي و اضطراب نكرده و راحت تر تـوانـسـت بـا مـخاطبـيـن خود براي بحث و گفتگو ارتباط برقرار نماييد.
 
  منبع :

http://noori۸۷.blogfa.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

  پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

 ساز و كارهاي كاهش ترس به هنگام سخنراني

توانائي هاي خودرا بررسي  كنيد

مگر اين كه شما يك هنرپيشه آموزش ديده باشيد درغيراين صورت ، تلاش براي كس ديگري جز خودتان بودن ، مشكل است . برروي تعريف و كاربرد بهترين داشته هاي خود ، تمركزكنيد. مثلا : اگر صداي واضح و خوب داريد ، از آن ، به عنوان نقطه قوت و قابليت خود استفاده نمائيد .

اگر استعداد اين قبيل موارد را داريرد. رفتار يك فرد حالت هاي چهره، حركات بيانگر، وضع اندام و اعمال ديگر – جرياني بدون وقفه از اطلاعات و منبعي پايدار از نشانه هاي مربوط به احساساتي است كه او تجربه مي كند. فقط بخش كوچكي از درك و فهمي كه انسان با تعامل رو در رو به دست مي آورد حاصل لغات است.

از ديگر وجوه ارتباط غيركلامي حالتهاي چهره است شامل خوشحالي، غمگيني، شگفتي، ترس، خشم و بيزاري حالتي همگاني و جهاني داشته و در همه جاي جهان يكسان تعبير و تفسير مي شوند. يك جنبه مهم ارتباط غيركلامي بيان احساس از طريق چهره است.

در واقع حالتهاي چهره، حركات و حالات بدني به طور دائم براي تكميل سخنان و نيز انتقال معاني هنگامي كه عملاً چيزي گفته نمي شود، مورد استفاده قرار مي گيرد. حالتهاي حقيقي چهره معمولاً پس از چهار يا پنج ثانيه ناپديد مي شوند و لبخند يا ابراز تعجبي كه بيشتر طول مي كشد، مي تواند به خوبي نشان دهنده فريب باشد.

هر يك از شكل هاي صحبت و فعاليت كه زندگي روزانه ما پيرامون آن بنا گرديده، حالت چهره، اشارات يا وضع بدن مي تواند براي شوخي كردن، نشان دادن استهزاء يا شك و ترديد مورد استفاده قرار گيرند. به عنوان مثال حالت تعجب در چهره خيلي طول مي كشد، ممكن است به عنوان تقليدي طنزآميز به كار برده شود.

مي توان از چهره مفهوم وسيع تري را يافت چرا كه چهره نقش بسيار وسيعي در عملكرد و درك طرف مقابل از ما دارد. در زندگي روزانه، ما معمولاً توجه زيادي به نگهداري يا حفظ كردن آبروي يكديگر نشان مي دهيم. آداب داني نوعي تدبير حفاظتي است كه هر يك از دو طرف با اين انتظار به كار مي برند كه، در مقابل ضعف هاي خودشان تعمداً در معرض ديد عموم قرار نخواهند گرفت.

بنابراين زندگي هر روزه ما خود به خود پيش نمي آيد. همه ما بي آن كه بدانيم، در كنش متقابلي كه با ديگران داريم حالت چهره، وضع حركات بدن را به دقت به طور مداوم كنترل مي كنيم.

به عنوان مثال يك ديپلمات خوب بايد بتواند در حالي كه كاملاً آسوده و آرام به نظر مي رسد با ديگران كه ممكن است با عقايدشان موافقت نداشته يا حتي به نظرش نفرت انگيز برسند كنش متقابل داشته باشد. ميزان موفقيت در اين امر مي تواند در سرنوشت تمامي ملتها مؤثر باشد. ديپلماسي ماهرانه مي تواند تيرگي روابط بين ملتها را برطرف كرده و از جنگ جلوگيري كند.

علائم غيركلامي، نه تنها احساسات فرد را به تصوير مي كشند بلكه اغلب نشان مي دهند او چگونه با احساسات كنار مي آيد به طور مثال ممكن است خشم خود را با كشيدگي و تنش عضلاني سركوب كند و يا احساساتش را از طريق بر زمين كوبيدن پا، تكان دادن دست ها و محكم بستن در اتاق يا مواردي از اين قبيل تخليه كند.

احساسات افراد نسبت به روابطشان اساساً از طريق رفتارهاي غيركلامي آنان منتقل مي شود. هنگامي كه افراد فاصله قابل توجهي از يكديگر مي گيرند، بدنشان را منقبض مي كنند و از روبه روي هم قرار گرفتن يا تماس چشمي اجتناب مي كنند.

از آنجا كه رفتارهاي غيركلامي، ابزارهاي اصلي انتقال هيجان ها هستند براي درك مهمترين مواردي كه ديگران با ما در ميان مي گذارند، اهميت بسيار زيادي دارند. اوقاتي وجود دارد كه هر يك از ما لغات را به نحوي به كار مي بريم كه براي پنهان كردن احساساتمان مناسب باشد.

گاه اين تمايلات فريبكارانه در ضمير ناهشيار ما پنهان مي شوند و ما حتي از تلاش خود براي پنهانكاري آگاه نمي شويم. اما به همين ترتيب، هر يك از ما ياد گرفته ايم كه زبان بدن را كنترل كنيم. ما آگاهانه يا ناآگاهانه، تلاش داريم بروز هيجان هايي را كه از طريق رفتارهاي غيركلامي منتقل مي شوند كنترل كنيم.

به طور مثال هنگامي كه موضوعي براي ما از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، ممكن است شانه هايمان را با نوعي بي تفاوتي فريبكارانه بالا بيندازيم يا ممكن است خشم خود را با لبخندي دروغين استتار كنيم. از آنجا كه بخش زيادي از ارتباط بين فردي را ارتباط غيركلامي تشكيل مي دهد.

تفسير زبان تن يكي از مهمترين مهارتهاي لازم در گوش كردن اثر بخش است. عناصر غيركلامي ارتباط، به خصوص در درك احساسات شخصي ديگر اهميت بسيار دارد. مردم اغلب مي كوشند كه احساساتشان را از طريق كنترل رفتارهاي غيركلامي خود مخفي نگه دارند اما اين كار، در مقايسه مربوط به پنهان كاري، معمولاً از موفقيت كمتري برخوردار است. گاه ممكن است كه زبان بدن، بسيار واضح و آشكار باشد و گاه ممكن است كه رمزگشايي آن كار بسيار دشواري به نظر برسد.

هرگاه شنونده قادر باشد درك خود را از زبان بدن فرستنده به شكل مناسبي منعكس كند، ارتباط تا حد قابل توجهي بهبود مي يابد.

 منبع :


   راهكار مديريت 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

خوب ها خـوب حـرف مي زنـنـد؛ بـدها بـد 
 
 
 اولين تاثيري كه لحن خوب و مناسب بر گوينده مي گذارد، حس آرامش و بزرگواري است؛ يعني فرد خوشحال است كه توانسته منظورش را به خوبي و با طمانينه به مخاطب برساند.  

▪ آقاي دكتر! خوب صحبت كردن افراد، چه تاثيري بر خودشان و ديگران مي گذارد؟

اولين تاثيري كه لحن خوب و مناسب بر گوينده مي گذارد، حس آرامش و بزرگواري است؛ يعني فرد خوشحال است كه توانسته منظورش را به خوبي و با طمانينه به مخاطب برساند. بخش ديگري از اين تاثير، احترام به مخاطب است. خوب حرف زدن گوينده در واقع احترامي است كه او به مخاطبش مي گذارد و حرمت ها، خطوط قرمز و چارچوب هاي وي را در نظر مي گيرد. نقش ديگري كه خوب حرف زدن مي تواند داشته باشد، اين است كه گوينده، منظورش را به راحتي به ديگران مي رساند. گاهي اوقات محتواي پيام، خوب است ولي چون گوينده بد حرف مي زند، نمي تواند محتواي خوب را به مخاطبش ارائه دهد و اين ممكن است مشكلاتي را براي او ايجاد كند. يكي ديگر از نتايج خوب حرف زدن اين است كه پايان گفت وگو به نتايج موفقيت آميزي ختم مي شود. به همين دليل است كه قديمي ها گفته اند: «زبان خوش مار را از سوراخ بيرون مي كشد»؛ يعني در اين صورت، اگر فرد موضوع ناخوشايند و بدي را نيز در سر داشته باشد، چون با لحن و گفتار مناسبي آن را مطرح مي كند، سبب مي شود كه به نتيجه دلخواهش برسد. اثر ديگر خوب حرف زدن، تقويت ارتباط اجتماعي با ديگران است؛ يعني گوينده مورد قبول جامعه قرار مي گيرد و اين تاثير خوبي بر فضاي رواني او خواهد گذاشت.

▪ گاهي اوقات، افراد، به خصوص در روابط دوستي، بعد از اينكه با هم صميمي شدند، هر طور كه دلشان بخواهد، با طرف مقابل صحبت مي كنند. آيا صميمت مي تواند بهانه اي براي اين طرز صحبت باشد؟

نه! صميميت نمي تواند باعث شود فرد با هر لحن و كلامي كه خواست با طرف مقابلش صحبت كند. دوستان هر چقدر هم كه صميمي باشند، بايد خطوط قرمز و چارچوب هاي ارتباطي و شخصيتي و خانوادگي همديگر را حفظ كنند؛ زيرا اين گونه صحبت كردن ها آثار سويي بر گوينده و طرف مقابلش خواهد داشت. البته اين ارتباط ها ممكن است در بلند مدت ادامه پيدا نكند و يك طرف دوستي به دليل لحن بد دوستانش از گروه خارج شود. پس از آنكه زمان گذشت و در آينده كه دوستان به پختگي مي رسند، مي بينند در دوران نوجواني خود ارتباط درستي با دوست خود برقرار نكرده و چه كلمات زشتي را در صحبت هاي خود به كار برده اند. بنابراين همه بايد بدانند كه داشتن رفتار زشت، شوخي هاي ناجور و كلام ناسزا در مقابل (چه دوست صميمي و چه فرد متشخص با شأن و مقام بالاي اجتماعي) شايسته نيست و فقط افراد و ديدگاه هاي فكري و رفتاري آنها را زيرسوال مي برد.

نكته بعدي اين است كه وقتي ديگران نيز شاهد چنين رفتارهايي هستند آن را به معناي صميميت در نظر نمي گيرند. زيرا صميميت در فرهنگ ما، تعاريف ديگري از جمله بيان احساس، عواطف و كلام نسبت به يكديگر در چارچوب هاي اخلاقي، ارزشي، خانوادگي، شخصيتي، رفتاري و... دارد؛ نه آنكه فرد خارج از چارچوب هاي متعارف از كلماتي استفاده كند كه شخصيت مخاطبش را زير سوال ببرد. در اين صورت، گوينده از سوي ديگران طرد مي شود و ممكن است تحقير شود و زيرسوال برود.

▪ آيا رسيدن به قدرت مي تواند لحن كلام انسان ها را عوض كند و سبب شود كه آنها از موضع بالا با ديگران صحبت كنند؟

گاهي ارتقاي موقعيت هاي شغلي و اجتماعي بعضي از افراد و به قدرت رسيدن آنها، باعث مي شود لحن كلام و روش ارتباطي آنها تغيير كند ولي اين تغييرات در گروه خاصي از افراد ديده مي شود كه فهرست وار به آن اشاره مي كنم:

۱) افرادي كه ظرفيت هاي رواني شان پايين است.

۲) افرادي كه شخصيت متعادلي ندارند، وقتي به قدرت مي رسند، شخصيت و طبيعتا لحن كلامشان عوض مي شود.

۳) افرادي كه تربيت شان غلط بوده و زمينه هاي رواني و رفتاري براي رشد مادي و معنوي آنها فراهم نشده است، وقتي به مقامي مي رسند، خود را گم مي كنند و لحن شان عوض مي شود.

۴) افرادي كه ترس از دست دادن موقعيت شان را دارند هم گاهي لحن شان را عوض مي كنند تا جايگاه قدرتشان به خطر نيفتد.

۵) افرادي كه مديريت رفتاري و ارتباطي ضعيفي دارند، به جاي اينكه مديريت رفتاري بكنند، سعي مي كنند با تحكم و لحن تند كلام شان مشكلات خود را حل كنند.

۶) افرادي كه انتقاد پذير نيستند و از نظر شخصيتي، آدم هاي ضعيفي هستند، با لحن كلام ناخوشايندي با ديگران برخورد مي كنند و اصطلاحا آنها را سر جاي خودشان مي نشانند و سعي مي كنند ديگران را دورتر از فضاي رواني خودشان قرار دهند تا كسي به خودش اجازه انتقاد كردن از آنها را ندهد.

۷) افرادي كه اعتماد به نفس ضعيفي دارند نيز با تحكم و قدرت در لحن كلام شان سعي مي كنند ضعف خود را پوشش بدهند.

۸) افرادي كه در حوزه هاي ديگر، موفقيت هاي رفتاري ندارند (به عنوان نمونه در تصميم گيري برنامه ريزي، آينده نگري، دورانديشي و... مشكل دارند)، با قدرت كلام شان سعي مي كنند ضعف خود را پنهان مي كنند.

▪ در تربيت فرزندان چطور؟ لحن كلام و خوب صحبت كردن والدين تا چه حدي موثر است؟

والدين بايد تا حدامكان سعي كنند با لحني ملايم و آرام با فرزندانشان صحبت كنند تا ارتباط بين آنها قوي تر شود. كلام آنها بايد همراه با احترام باشد و در انجام برخي امور از فرزندان شان نظرخواهي كنند و با نوع گفتارشان به فرزند شان شخصيت بدهند. در اين صورت، احتمال شكل گيري رابطه اي خوب بين والدين و فرزندان، بيشتر مي شود.

 روزنامه سلامت ( www.salamat.ir
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
 

 ارتباط غير كلامي: تماس بدني

بطور سنتي مطالعه ارتباطات ،ارتباط غير كلامي را مطالعه كرده است شايد بدليل اينكه فرهنگ هاي غربي به كاربرد ان بيشتر اهميت و گرايش نشان مي دهند.اگر چه در 40 ،50 سال اخير موضوع تحقيق ارتباطات غير  كلامي افزايش يافته است اما هنوز نسبتا در اين حوزه غفلت شده است.در ارتباطات بين فرهنگي مرجع هايي وجود دارد درا اهميت يادگيري سنت ها و الگو ه هاي رفتاري ديگر فرهنگها،اما مباحث ناياب و كمي است درباره اهميت ارتباط غير كلامي و اين چگونه فقدان درك پيام هاي غير كلامي مي تواند مانع برقراري ارتباط باشد.

در اين مقاله من يك نگاه ويژه به حوزه ارتباط غير كلامي "تماس بدني"داشته ام.من معتقدم بطور قابل توجه اي اهميت اين موضوع بيشتر از اين تحقيقاتي كه تا كنون فرض شده انجام شده است.اولين بخش تصديق مي كند بعضي تفاوت ها بين ارتباط غير كلامي را با كلامي و چگونه اين دو با يكديگر ارتباط دارند.

دومين بخش رمز لمسي را تعريف مي كند و با نمونه كاربردهاي لمس كردن را بعنوان يك مكعني در ارتباطات نشان مي دهد.سومين بخش توصيف مي كند چگونه كدهاي لمسي در فرهنگ مختلف متفاوت هستند.بخش پاياني اين مقاله نشان ميدهد چگونه تفاوت ها در كدهاي لمسي مي تواند موانعي را در ارتباطات خلق كند و پيشنهاد مي كند بعضي ابزارهايي را براي اجتناب از اين موانع.

 

ارتباطات كلامي در مقابل ارتباطات غير كلامي

اگر چه رمزهاي كلامي و غير كلامي چندين حوزه مشترك دارنداما همچنين نگرش كاملا متمايز دارند.ارتباطات كلامي خواه صحبت يا خواه نوشتن به اساني استفاده مي شود.عناصر و كلمات قابل شناسايي بر اساس الگوها و قوانين منضم شده است.باوجود اينكه ارتباطات كلامي بطور ابتدايي اموخته مي شود بوسيله تقليد از خانواده ها و يا ديگر سرپرستان،اين توجه شود كه طبيعتا قواعد رسمي در مدارس اموخته مي شوند در مدارس و بمنظور ياد گرفتن زبان كلامي ديگر فرهنگ ها اين ضروري كه لغات و گرامر انها را مطالعه كنيم.اينجا راههايي براي بيان بررسي پيام هاي كلامي ايجاد شده است.ارتباط كلامي بخوبي خودش را در مباحث انتزاعي معطوف مي كند.رمز ساختار يافته است و قادر است پيام هايي از قبيل"يكي از اجدادش" كه در دو هزار سال قبل در استراليا مي زيسته شناسايي كند. نه تنها اين جملات اطلاعاتي راجع به مباحث فاصله دار را در فضا و زمان از فرستنده بلكه مفايم انتزاعي تر و جملاتي را كه در هيچ روش در فرستنده مرتبط نيستند از جمله همه كساني كه حتي براي مدت طولاني مرده اند را منتقل مي كند.

ازانجاييكه مطالعات انجام شده است مشخص كرده عناصر ارتباطات غير كلامي ،اغلب اينجا خيلي كمتر شناسايي شده اند نسبت به نقطه مقابلشان.اغلب نشانه هاي پيام هاي غير كلامي عدايت نمي كند ترجمه هاي كلامي ذا و حتي براي اين رمزها ،سخت است هر عامل خاصي را شناسايي كند.يك نمونه از اين مي تونه حركات يك شخص در يك تئاتر باشه براي يك كي ديگر و اشاره به يك صندلي خالي.اين حركت ميتونه ترجمه شود به اين معني كه "بيا اينجا"و اشاره به صندلي ترجمه اي استدر "من يك جا براي شما رزرو كرده ام" يا "اينجا يك جاي خالي است".اماتعيين كردن عوامل كوچكتري از ان سخت است.پيام هاي غير كلامي اغلب ترجمه كردن و تعيين وتحليل ان سخت است وساختارهاي ان كامل است و اين باعث مي شود رمز غير كلامي را در هيچ مدرسه اي نياموزيم و در اينجا هيچ ديكشنري يا گرامر براي ياد گرفتن زبان غير كلامي وجود ندارد.

رمز غير كلامي در مقوله بيشتر در ارتباط برقرار كردن احساسات بكار برده مي شود تا ايده هاي ذهني.هيچ روشي در بيان كردن مفهوم "بردباري مذهبي"بطور غير كلامي نيست.

رمزهاي غير كلامي اغلب در چند زير مجموعه تقسيم مي شود.بعضي از اينها زبان اوايي هستند ،حركات بدن و طرز ايستادن .استفاده و درك فضا بعنوان يك عنصر ارتباطات ،نشانه هاو رمزهاي استفاده شده براي ارتباطات و كاربرد لمس كردن بعنوان يك ابزار ارتباطات همه از ويژگيهاي اين ارتباطات است.

 

درك و استفاده لمس بدني

هارپر بيان مي كند تماس بدني و لمس كردن هستند پديده نزديكي و ان بنظر مي رسد توجيه پذير با توجه به اينكه همه كاربردهاي تماس بدني نيازمند استفاده مشخص از فضا يعني در فضاي مشخصي دريافت كننده وجود دارد.بنابراين از جنبه هاي لمسي مي تونه تحليل بشه ارزش هاي نزديكي كردن در انسانها اما پيام هاي لمسي ميتونه در روش هاي گوناگوني كه فقط رمزهاي مجاورت اجازه ورود به ان را ندارند استفاده بشود.تماس بدني يكي از اولين ابزار هاي تجربه بشري در ارتباط برقرار كردن بوده است.كلپ بيان مي كند كه"كودكان به تماس بدني حساس هستند به محض اينكه انها متولد مي شوندتماس داشتن با يك نوزاد متولد شده در يك روش محبت اميز به زندگي انها تسكين مي دهد.

بر طبق گفتع جانت تماس بدني همچنين است يكي از مهمترين قسنت هاي غير ارادي انسان او مي گويد كه :در همه حس ها و تماس بدني و…اغلب بدرستي بصورت غير ارادي ارتباط دارند.واقعا همه اين احساسات  قبل از اينكه مغز هوشمندانه واكنش نشان دهد دست به پاسخ مي زند.گراندين در گوشه اي اشاذه مي كند واكنش ها هاي شيميايي بوسيله تماس بدني كاهش مي يابد واينكه چطور تماس بدني ،حياتي است براي توسعه طبيعي ارتباطات.بنابراين مقداري از تماس بدني واقعا غريزي است و نياز براي ان خيلي اساسي در رشد و تربيت انسانها.اين بدين معني نيست كه رمزهاي لمسي اسان هستند با وجود اين ما هرگز ياد نمي گيريم رسما قواعد تماس بدني خيلي پيچيده است.

اولين درك همه ما از ارتباطات لمسي به زمينه ان بستگي دارد.بطور حرفه اي ما تماس بدني را را خواهيم پذيرفت وتفسيري نيست به مجبور كردن معني خاص از اين ارتباطات.

رفتن پيش دندانپزشك دكتر يا متخصص بيماريهاي زنان ما باور داريم كه تماس بدني برقرار بشه در مواقي خيلي صميمي.همانند ان وجود دارد فعاليت هايي معين و موقعيت هايي كه تماس بدني تفسير مي شود بعنوان عملي اتفاقي يا رسمي در نقطه اي خنثي و بصورت جداگانه تفسير مي شود.در روابط بين افراد تماس بدني همچنين يك زمينه مناسب است.

موقعيكه اعضاي يك خانواده و دوستان صميمي تماس بدني را استفاده مي كنند ،اين نوع تماس درك مي شود بعنوان ارتباطات اما تفسير مي شه خيلي متفاوت از ان چيزي كه اگر يك غريبه بعضي از اين ابزارها را استفاده كند.

درك ما از تماس بدني وابسته به تناوب است اگر تماس بطور قابل ملاحظه اي بيشتر يا كمتر مكرر ملاحظه شود نرمال در يك زمينه خاص و درك معني ان تغيير مي كند.تنها موقعييكه زمينه تناوب تعيين شده است مي توانيم پيام خاصي را تفسير كنيم.در ان هنگام امكان دارد دانستن نوازش(در اغوش گرفتن،لب گرفتن)حالتي دوستانه يا دعوتي خيالي ،دست برگردن انداختن شانه دلالت مي كند به يك ارزو براي صميميت و دوستي.شروع يك رقص واقعا يك قسمت از درمان دارويي است.

 

تفاوت هاي فرهنگي

درك لمس در يك فرهنگ متفاوت مي افزايد ديگر لايه هاي پيچيده را در نتيجع به لحاظ فرهنگي تفاوت هاي تعيين شده اتفاق مي افتد در لااقل سه سطح

اكثر فرهنگ ها دارند مجموعه اي از زمينه ها كه در حكم درك ارتباطات لمسي اما ساختار و جزييات زمينه ها متفاوت است.در گشور پرتغال يك عمو مي تونه يك ارتباط نزديك با اعضاي خانواده داشته باشه و استفاده تماس بدني او در زمينه خودش تفسير مي شه ،يك عمو در سوئد تنها مي تونه ارتباطاتش بعنوان يك اشنا باشد و تفسير ارتباطات لمسي او مطابقا اصلاح مي شود.يك اسانسور شلوغ يك زمينه ي كه انواع زيادي از تماس هاي بدني در ان شكل مي گيرئ كه تماس بدني اتفاقي بيشتر از يك تماس معني دار و از روي قصد ملاحظه مي شود اما تعريف اين نوع ازدحام ها متفاوت است.در سوئد شما در يك اسانسور مجبور هستيد كه تماس بدني خود را بكاهيد حتي اگر در ان بزور چپانده شويد اين شكل ممكن تنها قرار بگيرد در نيمي از مقدار افراد داخل يك اسانسور در پرتغال كه كافي براي توجيه تفسير تماس بدني بعنوان يك عمل غير عمدي.تناوب تماس بدني و تنوع ان بطور قابل توجه اي در بين فرهنگ ها متفاوت است.هارپر رجوع مي كند به چندين مطالعه ،يكي از انها تماس هاي بدني در كافي شاپ در طول يك ساعت نشستن در ان 180 تماس بدني ديده شد كه 110 تاي ان متعلق به فرانسئي هاست در انگلستان هيچي ديده نشد و دو تاهم در امريكا مشاهده شد.بمنظور دانستن اينكه اگر يك كسي تماس بدني بيشتر و متناوب تر از نذمال داشته باشد اين ضروري مه ببينيم اين نوع تماس ها در ان فرهنگ نرمال است.سرانجام هر عمل جداگانه تماس بدني در فرهنگ هاي متفاوت چيزي متفاوت معني مي دهد.يك بوسه از لب در فرانسه ،پرتغال و چندين كشور ديگر ملاحظه مي شود يك رفتار احترامي كه دلالت مي كند هيچ چيزي بيشتر از يك تربيت مودبانه نيست كه در يك فرهنگ مثل سوئد بعضي از رفتارها تفسير مي شود بعنوان يك صميميت و تاثير بيش از حد.

 

 در طرف ديگر،بغل كردن ملاحظه مي شود بعنوان يك احترام در خور مناسب بين دوستان در سوئد در حاليكه در پرتغال اين كشف رمز مي شود بعنوان يك دعوت سكسي يا لااقل دلالت بر رفتار بد

چانت شرح مي دهد(نقل مي كند) دو مرد كه دستهايشان را مي فشارند در بعضي فرهنگها نشانه علاقه دوستانه است در حاليكه در امريكا بعضي رمزهاي لمسي احتمالا تفسير مي شود بعنوان نماد همجنس بازي.

ساختن و شكستن موانع

انطوريكه ذكر شد ارتباطات لمسي فرض شده،متمايز است و از لحاظ فرهنگي مجزا بنابراين اگر اين قضيه ملاحظه شود در همه تفسير ها در اين حوزه به سادگي قابل بررسي است.به محض اينكه ما باقي مي مانيم در خرده فرهنگ مان اين ايده شكل مي گيرد كه هرگز نگذار هر كسي امتحان كنه ديگر شرايط بوجود امده را در تفسير بعضي از رمز هاي غير كلامي اما اگر ما تلاش كنيم براي ارتباط با ديگر افراد از محيط فرهنگي ديگر ،عدم درك ما از ان فرهنگ اجتناب نا پذير است.

هال صحبت مي كند درباره استفاده و درك متفاوت از فضا و انرا توصيف مي كند ودر ادامه مي گويد"چنانكه يك نفر مسافرت مي كند به خارج و امتحان مي كند روش هايي كه در ان فضا رفتار مي شود،چيزهاي زيادي كشف مي شوندتفاوت هايي كه شديدا به ان واكنش نشان مي دهيم .از زمانيكه هيچ يك از ما نياموخته ايم در نگاه به اطرافمان بعنوان يك نقطه جدا از ديگر اجتماعات ،احساسات ما راهنمايي است براي رفتار كردن در محيط كه اغلب نشان ديگر چيزها هستند.ارتباطات غير كلامي اين امكان را به ما ميدهد كه در بعضي از زمانها قبل از اينكه ما حتي تشخيص دهيم موانع ارتباطي را از بين ببرد.اجتماعات و احساسات كه پخش مي شود در اعضاي يك فرهنگ معني اغلب بطور يكنواخت چيز ديگري در فرهنگ ديگر معني مي دهد.

موقئيكه كه ما مي گوييم بعضي از خارجي ها تحميل كننده هستند در محيط اين معني را ميدهد كه مديريتشان از مكان اين تداعي را در ذهن ما اشكار مي كند.

در همه انواع ارتباطات اگاهي ضروري است براي اصلاح و بهبود كار.اين البته خيلي بيشتر در ارتباطات غير كلامي در كل و بخصوص در ارتباطات لمسي ،كه ارتباطاتي غير اختياري است.اگر چه ممكن ما اگاه باشيم از قرار دادن دستمان در دست ديگري براي ابراز همدردي،معمولا ما ساختاري براي پيامهاي لمسي يا تصميم هوشمندانه براي ان چيزي كه مي رويم انجام دهيم نداريم.

براي درك و استفاده تفاوت هاي فرهنگي و زباني در ارتباط غير كلامي نشانه هاي متفاوتي وجود دارد.

در تماس بدني با يك فرانسوي مجبوريم ياد داشته باشيم نشانه هاي انها را و كلمات فقط بطور فرانسوي ترجمه شود كه اينكار يك گام عمده در غلبه كردن موانع ارتباطات غير كلامي است.

اول از همه ما نياز داريم هوشيار باشيم باشيم در استفاده از رمزهاي لمسي خودمان .براي درك اينكه چطور و چه موقع چه نوع تماس بدني استفاده شود بعنوان يك ابزار ارتباطاتي در فرهنگ مان ،بايد اين نوع ارتباطات در ديگر فرهنگ ها مشاهده بشه و مقايسه شود.فرضا وجود دارد معاني متفاوت در نشانه هاي مشابه ،و پرسيدن از افراد در محيط فرهنگي جديد براي شرح و تفسير ويژه نه تنها براي رمزهاي لمسي انان بلكه همچنين براي قواعد مخصوص انها ما مي توانيم ياد بگيريم رمزهاي خارجي را و جلوگيري كنيم از موانع ارتباطي يا لااقل اين موانع را كمتر كنيم .

نتيجه گيري

تفاوت هاي محلي بين زبان كلامي و غير كلامي وجود دارد.يك از انهايي كه بسختي تعيين و تحليل مي شود ارتباطات غير كلامي است از قبيل:لمس(تماس بدني)

حتي ملاحظه تنها يك فرهنگ ،چندين عناصر مجزا از قبيل زمينه و تناوب بايدتعيين بشه قبل از انكه پيام هاي لمسي ساخته شوند و بعد رمز گشايي شود.

تفسير كردن رمزهاي لمسي از ديگر فرهنگ ها حتي بيشتر سخت است،انچنانكه تفاوت هاي فرهنگي در همه عناصر بصورت جداگانه وجود دارد.مهمتر از اين ارتباطات لمسي وجود دارد از زمان تولد و اغلب در شكلي غريزي توسعه يافته است.اين مسئله خلق مي كند اين فرض را كه رمزهاي لمسي مناسب و معتبر براي دوستان كه مي توانند خيلي از موانع و توطئه و دسيسه را از بين مي برند.نه تنها ممكن ما ارتباطات لمسي را اشتباه درك كنيم، ما ممكن حتي تشخيص ندهيم يك ارتباطات نادرست.

بمنظور غلبه كردن بر موانع خلق شده بوسيله تفسير نادرست از رمزهاي لمسي در ارتباطات بين فرهنگي ضروري است تشخيص دادن ان چيزي كه بنظر مي رسد غريزي است بطور واقعي اموختني است.از لحاظ فرهنگي رمز ويژه و با دانستن ان بعنوان يك اساس در افزايش اگاهي و قابليت هاي ارتباطات. موقعيكه تو درك مي كني و اگاه هستي از رمزهاي لمسي در فرهنگ خودتان ،چطور انها استفاده مي شود و چطور انها تفسير مي شوند تو مي توني مقايسه كني انها را با رمزها و قواعد مفهومي ديگر فرهنگ ها و شروع كني صحبت كردن با زبان خارجي بلكه بدرستي ارتباطات برقرار كردن با كسي و درك فرهنگ هاي خارجي.

منبع :

http://alidavtalab.blogfa.com/post-37.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 
 درست حرف بزن! 
 
 
 نگاهي به نقش غيرقابل انكار سخنوري در ارتباطات بين فردي  
  
 
«نمي توانم حرفم را بزنم؛ نمي توانم احساساتم را به زبان بياورم. تا وقتي ساكتم، اوضاع خوب است اما وقتي حرف مي زنم همه چيز خراب مي شود!» به نظر شما گوينده اين جمله ها، زندگي خوبي دارد؟ حتما مي گوييد نه؛ چون صحبت كردن اصلي اساسي براي برقراري ارتباط است و ما انسان ها به ارتباط برقرار كردن با همديگر نيازمنديم...

● پس چه بايد كرد؟

صحبت كردن، هديه اي است به انسان ها. ما تنها موجودات زنده اي در جهان هستيم كه در سطوح بالايي مي توانيم با هم ارتباط برقرار كنيم؛ از طريق همين صحبت هاي معمولي(نه لزوما سخنراني) و ارتباط برقرار كردن از طريق علايم و نوشته ها و...

صحبت كردن، راهي است كه ما از آن طريق، عقايدمان را در معرض نمايش مي گذاريم، از خودمان دفاع و در اجتماع شركت مي كنيم. با صحبت كردن، اخلاق و اصول اخلاقي را گسترش و به ديگران قوانين عادلانه را آموزش مي دهيم. بقيه زندگي ما معمولي است و مانند يك ماشين بي صدا مي ماند كه براي ما كار مي كند و صدايي از آن بلند نمي شود.

ارسطو، تكلم را تفاوتي اساسي بين انسان و بقيه موجودات مي دانست: «طبيعت، هيچ چيز عبثي ندارد و انسان تنها موجودي است كه صاحب گنج ارزشمند صحبت كردن است.» ما عقايدمان را در مذاكره ها و گفت وگوهايمان نشان مي دهيم؛ حتي در مذاكره با دشمنان مان. همه خواسته ها و نيازهاي اجتماعي انسان ها از توانايي صحبت كردن مي آيد. يكي از عواملي كه ارتباط را به هم مي زند، شنيده نشدن است. ما هميشه كساني را كه مي دانند چگونه با ديگران صحبت كنند يا توانايي ذاتي براي وارد شدن به گفت وگوهاي ديگران (حتي جمع هاي ناآشنا) را دارند، تحسين مي كنيم. خيلي ها بر اين باورند كه بعضي ها با يك توانايي ذاتي براي برقراري ارتباط به دنيا مي آيند و موهبتي به نام گفت وگوي سالم را هميشه با خود دارند. اما توانايي صحبت كردن و ابراز عقايد، يك توانايي ذاتي نيست؛ بلكه مهارتي اكتسابي است كه مي تواند ياد گرفته شود، پيشرفت كند و تكميل شود. براي شروع يادگيري اين مهارت مهم مي توانيد با اين تمرين ها شروع كنيد:

۱) آراسته باشيد: لباسي مناسب بپوشيد و ظاهري آراسته داشته باشيد تا بتوانيد با اعتماد به نفس بيشتري عمل كنيد.

۲) مطلع باشيد: اطلاعات تان را به روز كنيد و از اتفاقات روز باخبر و هميشه فهرستي از حرف هاي شنيدني داشته باشيد.اينها ابزارهايي هستند كه شما را آماده براي صحبت نگه مي دارند.

۳) در مركز توجه باشيد: اگر بخواهيد با ديگران ارتباطي قوي برقرار كنيد، بايد اين توانايي را درخود گسترش دهيد تا بتوانيد براي حرف هايتان شنونده هاي پروپاقرص دست وپا كنيد.

۴) احترام ديگران را نگه داريد: به احساسات، نظرات و عقايد ديگران احترام بگذاريد. هر كسي حق دارد عقايد خودش را داشته باشد. ما بايد اين توانايي را داشته باشيم كه عقايد مخالف مان را هم بشنويم. به هر كسي اجازه دهيد كه شنيده شود و صادقانه به ديگران گوش كنيد. اين چيزي است كه به ديگران احساس مهم بودن مي دهد.

۵) ارتباط چشمي برقرار كنيد: با اين كار مي توانيم به ديگران نشان دهيم كه دوستشان داريم و مي خواهيم با آنها صحبت كنيم.

۶) شنونده خوبي باشيد: خوب گوش كردن خيلي مهم است. صحبت كردن آسان است ولي شانس برقراري ارتباط را از ما مي گيرد. شنونده فعال بودن امر بسيار مهمي است. شما نبايد صحبت هاي ديگران را قطع كنيد و بايد نوبت خود را در گوش كردن رعايت كنيد.

۷) ارتباط ايجاد كنيد: اين البته كار آساني نيست ولي صداقت، كليدي است كه قفل برقراري ارتباط را باز مي كند. هم زمان سازي گفتار با رفتار، تغيير حالت هاي صورت، زبان بدن، ژست و تغيير تن صدا، راه هايي هستند كه از طريق آنها مي توان با ديگران ارتباط برقرار كرد.

۸) مثبت انديش باشيد: مطمئن شويد كه كلمات، تن صدا و ژست تان يك چيز واحد را نشان مي دهند. دنبال چيزي براي مشاركت دادن ديگران در بحث بگرديد و اگر چيزي پيدا نكرديد، خودتان را با جمع وفق بدهيد.

۹) سوالي باز مطرح كنيد: اين مساله كمك مي كند گفت وگويي راحت تر داشته باشيد.يافتن راهي براي ارتباط برقرار كردن با ديگران و به كار بردن اين استراتژي ها باعث مي شود در صحبت كردن با ديگران موفق باشيد. صحبت كردن، توانايي توضيح دادن و مبادله نظرات و عقايد با اين و آن است. با اين كار مي توانيد ارتباطات و اطلاعات تان را گسترش دهيد و آنها را به ديگران انتقال دهيد.

 
   سميرا آمين  
  
   روزنامه سلامت ( www.salamat.ir )  
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 
 ارتباطات غير كلامي 
 
 
 در مبحث پيام رمزهاي غيركلامي وجود دارد كه بر اساس قراردادهاي اجتماعي به صورت آگاهانه يا ناخودآگاه رخ مي دهد. قبل از تكامل شيوه هاي ارتباط كلامي از سوي انسان ارتباط بدني از قسمت هاي اصلي شكل گيري ارتباط بوده است. اكنون نيز حركات بدن يكي از ابزارهاي اصلي براي انتقال پيام در ارتباطات انساني است.  

در مبحث پيام رمزهاي غيركلامي وجود دارد كه بر اساس قراردادهاي اجتماعي به صورت آگاهانه يا ناخودآگاه رخ مي دهد. قبل از تكامل شيوه هاي ارتباط كلامي از سوي انسان ارتباط بدني از قسمت هاي اصلي شكل گيري ارتباط بوده است. اكنون نيز حركات بدن يكي از ابزارهاي اصلي براي انتقال پيام در ارتباطات انساني است.

اگر بخواهيم تقسيم بندي در خصوص پيامهاي غيركلامي داشته باشيم مي توان آن را به سه دسته تقسيم كرد:

بعضي رفتارهاي غيركلامي را بدون نيت انجام مي دهيم، بعضي رفتارها ممكن است در يك حد بالاي آگاهي طرح ريزي و انجام شود. بعضي رفتارهاي غيركلامي را بدون نيت انجام مي دهيم به طوري كه از انجام آن آگاه نباشيم. هر فرستنده اي حداقل چهار دستگاه اصلي به عنوان كانال دارد: چهره، چشمها، بدن و صدا و حد نهايت آنچه در چهره است اخم، لبخند، و حركات صورت نيست، جهت چشمها و حتي حركات غيرارادي همچون تنگ شدن مردمك چشمها نيز در اين دسته جاي مي گيرد.

نكته واجد اهميت در خصوص پيامهاي غيركلامي اين است كه در بسياري از مواقع قابل اعتمادتر از پيامهاي كلامي است چراكه در برگيرنده احساسات دروني و زواياي پنهان انسان است. يك هنرمند پانتوميم به نام مارسل مارسو در اين خصوص

مي گويد: " زبان هميشه غيرقابل اعتماد بوده است زيرا هميشه در بيان حقيقت دروغهايي وجود دارد. مردم با كلمات بسيار به اشتباه انداخته شده اند."

پيامهاي كلامي، زبانهاي گفتار و نوشتار با طرح ريزي قالبها و قوانين فاصله ميان انسانهاي را گسترش داده درحالي كه پيامهاي غير كلامي مرزهاي عدم ارتباط با دنياي وسيع فرهنگها را كمرنگ مي كنند اين نكته با مثالي ساده قابل درك است ديدن تصاويري از چهره جواني كه در تظاهراتي با خشونت به قتل مي رسد، ديدن هيجان و خوشحالي مردمي كه تيمشان در مسابقات جهاني به پيروزي دست يافته و يا تصاويري از سانحه ديدگان يك واقعه طبيعي ايجاد حس همدردي گوياي قدرت پيامهاي غير كلامي در انتقال احساسات و مفاهيم است.

در نظر گرفتن اين نكته خصوصاً در انتقال پيام در رسانه هاي جمعي واجد اهميت است چرا كه گاهي نوشتن صدها خبر و گزارش و ... نمي تواند به اندازه يك تصوير پيام را در ابعاد وسيع و جهاني منتقل سازد.

ويليامز در مبحث دريافت پيامهاي غيركلامي ابتدا به اهميت شنيدن و ديدن پرداخته است و مي گويد: شنيدن و ديدن از ديدگاه گيرنده پيام مهمترين منابع كسب اطلاعات هستند. علت تمايز و برتري ديدن و شنيدن در مقابل ساير حسها چند ويژگي آنها است:

عمل دريافت پيام را به طور مداوم انجام مي دهند. مي توانند پيامها را همزمان و يا به طور متوالي دريافت كنند و از اين لحاظ كه گيرنده پيام از آنها به طور انتخابي براي دريافت پيامها استفاده مي كند داراي اهميت هستند. ديدن در مقابل شنيدن خود از برتري ويژه اي برخوردار است در حالي كه گوشهاي ما هميشه باز است سيستم شنيدن نسبت به ديدن كمتر فعال است. در واقع ما بيشتر با چشمهايمان مي توانيم جست و جو كنيم تا با گوشهايمان.

سيستم شنيداري داراي عملكردي پي در پي است در حالي كه سيستم ديداري داراي توانايي بيشتر و ساده تري براي دريافت محركهاي همزمان است به طور همزمان علايمي كه از طريق موقعيت بدن فرستنده ارسال مي شود دريافت مي كنيم.

وجود فاصله فيزيكي ميان فرستنده و گيرنده در ارتباطات غيركلامي نقش مهمي دارد، در اين گونه ارتباطات چهار نوع فاصله وجود دارد:

۱) فاصله صميمي تقريباً حدود (۱۵ الي ۵۰ سانتي متر) در اين فاصله مي توان انتظار بيشترين حد پيامهاي غيركلامي را داشت.

۲) فاصله شخصي تقريباً تا حدود ۱۲۰ سانتي متر

۳) فاصله اجتماعي از حدود ۱۲۰ تا ۲۲۰ سانتي متر در اين چنين فاصله اي ارتباط غيركلامي دچار اشكال خواهد بود زيرا افراد آن قدر از يكديگر دور هستند كه ارتباط ديداري به خوبي انجام نخواهد شد.

۴) فاصله عمومي از حدود ۳ تا ۷ متر در اين چنين فاصله اي قسمت اعظم ارتباطات غيركلامي به ژستها و حالات ايستادن سخنران مربوط مي شود.

بنابراين ارتباط همواره توسط يك سري از تعاريف اجتماعي شكل مي گيرد كه ممكن است موافق با مردمي باشد كه درگير آن هستند و زماني كه توافق نباشد همكاري و هماهنگي مشكل به دست مي آيد.

 
   فاطمه عسگري پور  
 
   مقالات ارسالي به آفتاب  

منبع :

 http://www.aftabir.com/ 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴get="_blank">۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان