مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4323
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 12
همه : 4259859
 

 وجوه تمايز ارتباطات غيركلامي و كلامي  

واژه ارتباط غيركلامي به دامنه وسيعي از پديده ها گفته مي شود كه پهنه وسيعي را مي پوشانند. از بيان چهره اي و اشاره تا مد، از وضعيت نمادي تا تئاتر، موسيقي، و پانتوميم. از جريان تاثيرگذاري تا جريان ترافيك، از حاكميت جويي حيوانات تا تشريفات ديپلماتيك.
بوس ماجيان يكي از ارتباط شناسان غربي در تعريف توضيحي خود از ارتباطات غير كلامي مي نويسد: واژه ارتباط غير كلامي به دامنه وسيعي از پديده ها گفته مي شود كه پهنه وسيعي را مي پوشانند. از بيان چهره اي و اشاره تا مد، از وضعيت نمادي تا رقص، تئاتر، موسيقي، و پانتوميم. از جريان تاثير گذاري تا جريان ترافيك، از حاكميت جويي حيوانات تا تشريفات ديپلماتيك، از ادراكات ما فوق حسي تا كامپيوترهاي تمثيلي و از علم معاني مربوط به خشونت تا علم معاني مربوط به رقصهاي ابتدايي. هاريسون استاد دانشگاه ميشيگان حتي اشاره به ارتباط بالقوه با موجودات ذي شعور كيهاني مي كند ولي تاكيد دارد كه ادراكات ما فوق حسي وارتباط بالقوه با موجودات ذي شعور كيهاني از قلمروهاي كمتر جستجو شده و مرموزي هست كه مي توان از حوزه ارتباط غير كلامي حذف كرد و بيشتر به بررسي مسائلي كه روشن بينانه ترند پرداخت. ما در زندگي روزمره خود مرتبا پيامهاي غيركلامي مي فرستيم. چشمك مي زنيم، ادا در مي آوريم، دستهايمان را حركت مي دهيم، با دستها اشاره مي كنيم وغيره. قبل از تكامل شيوه هاي ارتباط كلامي از سوي انسان ارتباط بدني از قسمتهاي اصلي سيستم ارتباطي بوده است. اكنون نيز حركات بدن يكي از وسيله هاي اصلي براي انتقال پيام در ارتباطات انساني است. زيرا سخن گفتن به تنهايي قادر به انجام آن نيست. فراگرد ارتباط بيش از تبادل كلام است و در حقيقت ارتباط مي تواند بدون هيچ كلامي نيز صورت گيرد. چنانچه اكثرا چنين اتفاق مي افتد . مثلا هر گاه دو يا چند نفر باهم باشند مي بينيم كه ارتباط غير كلامي بين آنان در تمام مدت در حال انجام است، در حالي كه ارتباط كلامي فقط گاهي صورت مي گيرد. اين اعتقاد وجود دارد كه فرستنده به رفتار غيركلامي خود كمتر از سخن گفتن نظارت مستقيم دارد وبه همين دليل اين فرضيه از سوي بعضي از پزوهشگران مطرح شده است كه رفتار غير كلامي ما دلالت بر احساسات حقيقي ما دارد. در واقع ما نه تنها با الفاظ و كلمات با ديگران صحبت مي كنيم، بلكه سر رشته هايي غير كلامي را كه در باره چگونگي دريافت پيامهايمان هستند نيز در اختيار ديگران قرار مي دهيم. چه بسا اين زبان غير كلامي ما، موثرتر از زبان كلامي ما باشد. چرا كه زبان كلمات از بيان بسياري از حالتهاي احساس و هيجان و تجربه هاي شخصي افراد نا توان است، در حالي كه تحريك و تجلي هيجان و احساس آدمي با عوامل غير كلامي ميسرتر است.  در حقيقت تاثير كلمات از مفهوم آنان مهمترند، طريقه بيان يك مطلب بار عاطفي كلمات خاص انتخاب شده و تاكيد وتكرار منطقي كلمات بيان شده مكثها، ضرباهنگ، زمان اداي كلمات، زيروبم، تن، حجم و كيفيت صدا همچنين ترتيب و تركيب كلمات،گاه بيش از آنچه كه كلمات پيام را منتقل مي كنند، موثرترند. چنانچه يك هنرمند پانتوميم گفت: زبان هميشه غير قابل اعتماد بوده است زيرا هميشه در بيان حقيقت دروغهايي وجود دارد. مردم با كلمات بسيار به اشتباه انداخته شده اند.
بايد اثر و معني پيامهاي كلامي وغير كلامي را كه اغلب در هم نهفته اند در نهاد ودرون انسان جستجو كرد و چون پي بردن به احوال درون آدمي بدون شناخت هيجان و احساسات درونيش ميسر نيست وهمچنين تحريك وتجلي اين هيجانها واحساسات اغلب از طريق رفتارهاي غير كلامي است، از اين رو شناخت اينگونه ارتباط ورفتار آدمي حائز اهميت است. گذشته از هيجانها و احساساتي كه در زمينه هاي رفتار و ارتباطات غير كلامي در همه افراد بشر به طور غريزي كم وبيش به طور يكسان متجلي مي شوند همانند خوشحالي و شادماني، ترس و بيم و وحشت، خشم و غضب وعصبانيت، اضطراب و پريشاني، تعجب و شگفتي، بسياري از هيجانها و احساسات آدمي عمدتا مفاهيمي آموخته شده هستند كه جزيي از فرهنگ آن مردمان محسوب مي شوند.  ممكن است ابراز احساسي در غرب يك معنا و در شرق معنايي كاملا متفاوت با آن داشته باشد. بنابراين براي شناخت و راهيابي به اين قبيل ارتباط ورفتارها بايد به فرهنگ آن ملل رجوع شود.

ارتباط انسان با ماشين

حل مسئله انسان  - ماشين در گرو بررسي خرد داده هاي مربوط به ارتباطات ميان انسانهاست كه در قلمرو روانشناسي و جامعه شناسي گرد آمده اند. رشد تكنولوژي هاي متفاوت اين ارتباط را محور توجه قرار داده است.
داده هاي تجربي در مورد گفت وگوي انسان - ماشين براي درك مسايل محض نهفته در ارتباطات انسان نيز حائز اهميت است.
ارتباطات بين سفينه وايكينگ يك كه 20ژوئيه 1976 اولين پيام خود را به زمين مخابره كرد، نوع ديگري از ارتباط انسان با ماشين است. انسان يك ربوت بسيار پيشرفته را به مريخ فرستاد، او بر سطح مريخ فرود آمد. تصاويري رنگي و سه بعدي از سطح مريخ به زمين فرستاد، از خاك نمونه برداري كرد. لحظه به  لحظه كارش را در زمينه كشف آثار حيات در مريخ به زمين گزارش كرد.
پيامهايي كه اين ربوت از مريخ مي فرستاد، بيست دقيقه طول مي كشيد تا به زمين مي رسيد. توماس ماچ، سرپرست گروه مشاهده گر تصاوير (مدول نشين) بود. وقتي سفينه روي مريخ نشست، توماس ماچ در حالي كه فاصله اش با تصوير كافي بود اما خودش را به جلو خم كرده بود. حالت آدمي را داشت كه كسي را ملاقات كرده كه از مدتها پيش منتظرش بوده وحال تمام وجودش گوش شده است تا حرفهاي او را بشنود. بي جهت صندلي را حركت مي داد. انگشتان دستش را در هم انداخته بود و گاهگاهي بي اختيار فشار مي داد و صورتش را باز هم جلوتر مي برد. گاهي به دقت نگاه مي كرد و بعد خودش را روي صندلي رها مي كرد. بعد بي اختيار با انگشتش صفحه تصوير را به ديگران نشان مي داد.  حتي او نيز بي اختيار در مقابل اين ربوت حركاتي را انجام مي داد كه مشابه ارتباطات غير كلامي آدمها و پس فرستهاي آنان در مقابل دريافت پيامها بود. روز پس از فرود وايكينگ يك، وقتي دانشمندان در جلسه اي مشغول تصميم گيري براي نقطه فرود وايكينگ دو بودند صحبتهايي مي شد كه از ديدگاه ما نكات قابل توجهي داشت. بحث بر سر اين بود كه وايكينگ دو ممكن است به هنگام فرود در دره ها آسيب ببيند. در بحث و تحليل اين صحبتها، كلمات و جملاتي چون «فدا كردن»، «گذشتن از نكات عاطفي»، «فراموش كردن احساسات» شنيده مي شد. آنها يك عده دانشمند علوم تجربي بودند كه براي تصميم گيري درباره يك ماشين، بي اختيار از واژه هاي فدا كردن، عاطفه و احساسات استفاده مي كردند. واژه ها كه انسان انتظار دارد براي تصميم گيري درباره يك كودك بشنود.
اكنون بي توجه به مرزها، بشر از انواع وسايل رمزگذاري و ارسال رمز، دريافت رمز و رمز خواني يا به عبارتي انواع وسايل ارتباطي در ارتباطات انساني استفاده مي كند. اين وسايل را مي توان به دو دسته شنيداري و ديداري تقسيم بندي كرد.
ديوار نوشته هاي روي ديواره غار، خط تصويري، خط نيمه تصويري يا الفباي (رمزي) عكس، نقاشي، اسلايد، فيلم سينمايي صامت، رادار و... همگي از گروه پيامهاي ديدني هستند كه وسايل رمز گذاري آنها معمولا مغز و دست انسان است. در مورد وسايل دريافت رمز شنيدني مي توان گفت كه صحبت شما، صداي سوت پليس، سوت كارخانه اي كه پايان كار را اعلام مي كند، صداي زنگ ساعت شماطه دار، صداي زنگ تلفن، صداي مخاطب شما در تلفن ، صداي بلندگو، صداي راديو، گرامافون، ضبط صوت، كامپيوتر ناطق كه متن نوشته را تبديل به صدا مي كند (آن را مي خواند) همگي از گروه پيامهاي شنيدني است كه وسيله رمزگذاري آنها، اندامهاي بياني و يك سري دستگاه هاي دست ساز بشر از ساعت شماطه دار تا فرستنده راديو، دستگاه گرامافون، ضبط صوت وغيره است.  تكنيكهاي تازه فقط مخصوص شاخه ارتباط جمعي نيست، در ساير انواع ارتباطات انسان با انسان نيز تحولاتي روي داده است. مثلا دستگاه هاي ويدئو تله كنفرانس ، به شركت كنندگان يك ارتباط گروهي اجازه مي دهد دور از يكديگر حتي در دو شهر مختلف بنشينند و در يك ميز گرد شركت كنند. شركت كنندگان جلسه در مقابل دو صفحه تلويزيون رنگي بزرگ كه در داخل ديوار نصب شده مي نشينند. هر صفحه نيمي از حضار دوردست جلسه را نشان مي دهد. بالاي هر صفحه يك دوربين ثابت تلويزيوني است. اسناد لازم را مي توان با دوربين ديگري به آنان نشان داد.
از يك ضبط ويديو مي توان اطلاعاتي را كه قبلا ضبط شده است به موقع براي ديگر اعضاي جلسه نشان داد و همزمان مي توان تصاوير دريافتي را ضبط كرد. اين نخستين بار است كه تكنولوژي، پس از ميكروفون وبلند گو به ارتباطات گروهي توجه كرده است. علوم تجربي، در توسعه انواع وسايل ارتباطي در زمينه ارتباطات انسان با انسان سخت در تلاش است و مجلات علمي جهان، بانكهاي اطلاعاتي و واحدهاي ثبت اختراعات، آرشيو غني از خبرهاي تحول و توسعه اين وسايل را در اختيار دارند.

منبع: ارتباط شناسي، تاليف دكتر محسنيان راد.


 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

نقش‌ لباس‌ و لحن‌ در ارتباطات‌ غيركلامي   


ارتباطات‌ غير كلامي‌ عبارتست‌ از كليه‌ پيام‌هايي‌ كه‌ افراد علاوه‌ بر خود كلام‌، آنها را نيز مبادله‌ مي‌كنند. طرز قرار گرفتن‌، راه‌... 
 
 
ارتباطات‌ غير كلامي‌ عبارتست‌ از كليه‌ پيام‌هايي‌ كه‌ افراد علاوه‌ بر خود كلام‌، آنها را نيز مبادله‌ مي‌كنند. طرز قرار گرفتن‌، راه‌ رفتن‌، ايستادن‌،حركات‌، چهره‌ و چشم‌ها، لحن‌ صدا، طرزلباس‌ پوشيدن‌ و ... جملگي‌ نشانه‌هاي‌ ارتباطات‌ غير كلامي‌ هستند.
بنابراين‌ توجه‌ به‌ كليه‌ موارد فوق‌ مي‌تواند در نحوه‌ ارتباط‌ با مشتري‌ و جذب‌ وي‌ موثر واقع‌ شود . مشتري‌ در بدو ورود به‌ محل‌ كار شما با ديدن‌ نشانه‌هاي‌ غير كلامي‌ در مورد شخصيت‌ شما قضاوت‌ مي‌كند. بايد تلاش‌ كنيم‌ تا شخصيت‌ مثبتي‌ در ذهن‌ مشتري‌ از خود به‌ جا بگذاريم‌ تا در موردشما قضاوت‌ خوبي‌ داشته‌ باشد. اصولا در مراودات‌ اجتماعي‌ بيشتر بر نشانه‌هاي‌ غير كلامي‌ اعتماد مي‌كنند تا بر نشانه‌هاي‌ كلامي‌ پس‌ نشانه‌هاي‌ غير كلامي‌ را تقويت‌ كنيد . نخستين‌ برخورد و نخستين‌ تاثيري‌ كه‌ برمردم‌ مي‌گذاريد بسيار اهميت‌ دارد. بد نيست‌ بدانيد كه‌ كلام‌ ۷درصد، لحن‌ و طنين‌ ۳۸درصد و حركات‌ ( كه‌ ارتباطات‌ غيركلامي‌ در آن‌ دخيل‌ هستند )۵۵درصد اطلاعات‌ را منتقل‌ مي‌كنند.
بسياري‌ براين‌ باورند كه‌ همواره‌ ارتباطات‌ غير كلامي‌ بر ارتباطات‌ كلامي‌ از نظر صحيح‌ بودن‌ ارجحيت‌ دارد . چرا كه‌ علامات‌ غير كلامي‌ از درون‌ انسان‌ نشات‌ گرفته‌ و اغلب‌ نمي‌توان‌ آنها را كنترل‌ كرد و اكثر انسانها از مهار كردن‌ هيجانات‌ خود عاجزند، ناكامي‌ را نمي‌توانند ناديده‌ بگيرند و نشان‌ ندهند و شعف‌ را دير يا زود با حركات‌ خود به‌ ديگري‌ انتقال‌ مي‌دهند.
كانال‌هاي‌ غيركلامي‌ را مي‌توان‌ به‌انواع‌ مختلف‌ تقسيم‌ كرد.هشت‌ نوع‌ از اين‌ كانال‌ها عبارتند از:
۱) زبان‌ بدن‌«حركت‌گفتاري‌» ۲) صداهاي‌آوايي‌ «شبه‌صوتي‌» ۳) فضا «مجاورت‌» ۴) زمان‌ «زماني‌» ۵) شامه‌ «بو» ۶) زيبايي‌شناسي‌ «موزيك‌ و رنگ‌» ۷) مشخصات‌ فيزيكي‌ «شكل‌ بدن‌، اندازه‌ و رنگ‌ پوست‌ و...» ۸) مصنوعات‌ لباس‌، لوازم‌ آرايشي‌، عينك‌ها، جواهرات‌.»
بطور كلي‌ موارد زير در ارتباط‌ غير كلامي‌ اهميت‌ خاصي‌ دارند:
● لباس‌ و پوشش‌ ظاهري‌
لباس‌، احتمالا ماو شخصيت‌ ما را شكل‌ نمي‌دهد اما لباس‌ و وضع‌ ظاهر، اغلب‌ پايه‌يي‌ براي‌ قضاوت‌ اوليه‌ در مورد افراد است‌ و تاثير شگرفي‌ بر قضاوتهاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ ما دارد. بنابراين‌ بهتر است‌ در هنگام‌ مواجه‌ و روبرو شدن‌ با مردم‌ به‌ بهترين‌ وضع‌ ظاهري‌ مواجه‌ شد.
اصولا تميزي‌ و آراستگي‌ ظاهر به‌ ويژه‌ در لباس‌هاي‌ شما نشانگر شخصيت‌ و ارزشي‌ است‌ كه‌ شما براي‌ خود و حتي‌ به‌ ديگران‌ قايل‌ هستيد. بنابراين‌ در هنگام‌ انجام‌ وظيفه‌ پوشيدن‌ لباسي‌ كه‌ نشانگر شغل‌ شما باشداز يك‌ طرف‌ و تميزي‌ و آراستگي‌ آن‌ از طرف‌ ديگر موجب‌ موفقيت‌ شما در كار و ارتباط‌ صميمانه‌ شما با ديگران‌ خواهد بود .
● چهره‌ و چشم‌ها
چهره‌ به‌ مراتب‌ از رمزها و رسانه‌هاي‌ كلامي‌ راستگوتر است‌ و در ميان‌ رسانه‌هاي‌ غيركلامي‌ تماس‌ چشمي‌ مي‌تواند كمترين‌ دروغ‌ را بگويد. برخي‌ مطالعات‌ و تحقيقات‌ كه‌ بر روي‌ ارتباطات‌ غيركلامي‌ انجام‌ شده‌ فقط‌ روي‌ حركات‌ چشم‌ها و چهره‌ متمركز شده‌ اند . چشم‌ها از ميان‌ كليه‌ وجوه‌ ظاهري‌ ما، آشكار سازترند . چشم‌ها حتي‌ گاهي‌ بدون‌ اينكه‌ خود بخواهيم‌، ارتباط‌ برقرار مي‌كنند .مثلا وقتي‌ كه‌ مردمك‌هاي‌ چشم‌هاي‌ ما گشاد مي‌شوند صميمي‌ تر، جذابتر و گرمتر به‌ نظر مي‌رسيم‌.
● اشارت‌ و حركات‌ دست‌ ها
در زندگي‌ روزمره‌ شايد بارها به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ايم‌ كه‌ بسياري‌ از آدم‌ها با دست‌هاي‌ خود سخن‌ مي‌گويند. به‌ اين‌ معني‌ كه‌ آنان‌ با حركات‌ مختلف‌ دست‌ پيام‌هاي‌ گوناگوني‌ را به‌ مخاطبان‌ خود القا كرده‌ و با آنان‌ ارتباط‌ موثري‌ ازاين‌ طريق‌ برقرار مي‌كنند. دانش‌آموزي‌ كه‌ سعي‌ در بيان‌ آموخته‌هاي‌ خود به‌ معلمش‌ دارد، معلمي‌ كه‌ مفاهيم‌ نهفته‌ در ذهن‌ خود را با خلوص‌ براي‌ دانش‌ آموزان‌ خود تشريح‌ مي‌كند، روانكاوي‌ كه‌ با حركت‌ دادن‌ انگشتان‌ خود به‌ صورت‌ منظم‌ بر روي‌ ميز به‌ سخنان‌ بيمار گوش‌ مي‌دهد و ... مي‌توان‌ گفت‌ كمتر كسي‌ است‌ كه‌ از آن‌ بهره‌مند نگردد .
● لحن‌ كلام‌
همانطور كه‌ هر فرهنگ‌ نسبت‌ به‌ فرهنگ‌هاي‌ ديگر از بسياري‌ جهات‌ متفاوت‌ است‌ از نظر ارتباطي‌ نيز تفاوت‌هايي‌ مشهود است‌. مردمان‌ كوهستان‌ها و دشت‌هاي‌ فراخ‌ به‌ نسبت‌ شهرنشينان‌ از بلندي‌ بيشتري‌ در سخنگويي‌ و محاوره‌ استفاده‌ مي‌كنند . حرفه‌ نيز در بلندي‌ صدا موثر است‌ كارگران‌ و كاركنان‌ سازمان‌هاي‌ صنعتي‌ كه‌ با سر و صداي‌ بيشتري‌ سرو كار دارند از كارمندان‌ اداري‌ كه‌ در دفاتر تميز و بي‌ سر و صدا كار مي‌كنند بلندتر صحبت‌ مي‌كنند. معماران‌ عمدتا نسبت‌ به‌ ديگر حرفه‌ها مثل‌ پزشكان‌ يا كارمندان‌ دفتري‌ و حسابداران‌ از بلندي‌ صداي‌ بيشتري‌ در محاوره‌ با ديگران‌ استفاده‌ مي‌كنند.
هر اندازه‌ سر و صدا و عوامل‌ اختلال‌ زا بيشتر وجود داشته‌ باشد بلندي‌ صدا بيشتر مي‌شود. فردي‌ كه‌ بسيار بلند سخن‌ مي‌گويد اغلب‌ موجب‌ رنجش‌ ديگران‌ مي‌شود. روانشناسان‌ و متخصصان‌ ارتباطات‌ معتقدند: افرادي‌ كه‌ داراي‌ ويژگي‌ شخصيتي‌ تهاجمي‌ هستند با بلنداي‌ صداي‌ بيشتري‌ نسبت‌ به‌ كسي‌ كه‌ در نقطه‌ مقابل‌ است‌ و در ويژگي‌ شخصيتي‌ خجالتي‌ قرار گرفته‌ است‌ سخن‌ مي‌گويد.
كيفيت‌ صدا نيز بايد مطلوب‌ و خوش‌ طنين‌ باشد. ناخوشي‌هاي‌ مربوط‌ به‌ بيني‌، بيني‌ گرفتگي‌، گرفتگي‌ صدا، خشونت‌ صدا و نفس‌زني‌ (دشواريهاي‌ تنفسي) موجب‌ اختلال‌ در ارتباط‌ و ناراحتي‌ مشتريان‌ خواهد شد.
احمد يحيايي‌ايله‌يي‌
روزنامه اعتماد 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

داستان تاثير ارتباطات غير كلامي :از لبخند تا زندگي


داستان تاثير يك لبخند

بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي¬جنگيد . او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :" مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد يكي پيدا كردم و با دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟ " به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود. پرسيد:

" بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.


بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها من حقيقي وارزشمند نهفته است. من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند."

داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد.

منبع :

http://ashna1343.persianblog.ir/tag/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

ضرورت آموزش سخنوري

«بيان» و «سخن گفتن»، به ويژه در قالب تدريس و سخنراني در كلاس درس يا محفل عمومي، در حقيقت نفوذ معنوي در شنونده و تحت تأثير قرار دادن او است و اين كار مهم، نيازمند آموزش‏هاي لازم و آشنايي با زير و بم فنّ بيان و سخنوري است. اشتباه مردم درباره نطق، آن است كه مي‏پندارند آنچه لازم است، تنها اين است كه بايد مطلبي براي بيان كردن داشت؛ در حالي كه علاوه بر آن، بايد راه اصولي آن را نيز دانست و بدون آموزش و شيوه‏شناسي، نمي‏توان در ايجاد علقه با مخاطبان خود، موفّق شد. امام علي(ع) به كميل فرمود:
«يا كُمَيْلُ ما مِنْ حَرَكَةٍ اِلاّ وَ اَنْتَ مُحْتاجٌ فيها اِلي مَعْرِفَةٍ.»
اي كميل! هيچ حركتي نيست مگر اين كه تو در آن نياز به علم و معرفت داري.
زيرا اگر انسان بدون معرفت لازم، به كاري اقدام كند هرگز گام به بامِ پيروزي نيمي نهد و توفيقش مي‏شكند ؛ چنان‏كه امام صادق (ع) فرمود:
«اَلْعامِلُ عَلي غَيرِ بِصيرِةٍ كَالسّائِرِ عَلي غَيْرِ طَريقٍ وَ لاتزيدُهُ سُرْعَةُ السّيرِ اِلاّبُعْداً»
آن كه بي بصيرت، بكاري اقدام كند به كسي مي‏ماند كه به سرعت در بيراهه حركت كند ؛ چنين حركتي جز دوري از مقصد، چيزي بر او نمي‏افزايد.
سخن خوب، زماني زنده و استوار مي‏ماند كه در قالبي زيبا در آيد و با سبكِ صحيح و شيوا ادا شود. «سخنِ خوب گفتن» دريك كفه ترازو، و «خوب گفتنِ سخن» در كفّه ديگر آن است؛ تا چندي كه اين دو كفّه، به درستي موازنه نشود، ميزان گفتار، تراز نمي‏شود. گفتار، اگر در قالبي بي تناسب و ناهنجار جلوه كند، بر دل نمي‏نشيند، بر خلاف آن كه اگر همان گفتار در جام بلورين عرضه شود، بر مذاق اهل ادب، خوش‏تر آيد. تفاوت آن دو را دراين تصوير مي‏بينيد:
پادشاه با اضطراب از خواب برخاست و معبّران را پيش خود خواست به يكي از آن‏ها گفت: در خواب ديدم تمام دندان هايم ريخته است، تعبير آن چيست؟ پاسخ داد: همه خويشاوندانت مي‏ميرند و تو تنها مي‏ماني پادشاه نيز دستور قتل او را صادر كرد. از ديگري نظر خواست. وي گفت: ملكا! چه خوب است اين خواب شما. اين خواب نشان مي‏دهد عمر تو از همه كسانت، زيادتر مي‏شود و بيش‏تر از همه آن‏ها در دنيا مي‏ماني. پادشاه خوشحال گشت و دستور تكريم، و تشويق او را صادر كرد.
اختلاف تعبير آن‏ها مگر چه تفاوتي با يك ديگر داشت كه مُعَبّر اوّل را به بستر مرگ و معبّر دوّم را به مهد نعمت و رفاه، روانه كرد؟ به يقين، قلب گفتارشان يكي، ولي سبك و سياق سخنشان متفاوت بود؛ اوّلي با ساختار سلبي به تعبير خواب پرداخت و نتيجه تلخي از آن دريافت و دومي با ساختار اثباتي به آن پرداخت و ثمره شيريني از آن برداشت؛ «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا!»
با نظر به اين راز مهم وانعكاس رواني و اجتماعي سخن سرايي است كه امام علي (ع) آموزش دو مقوله «گفتارشناسي» و «سبك‏شناسي» را بر سخنوران شايسته، لازم مي‏داند و از سخنوري، بدون آشنايي با فنون آن و دريافت جوهره سخن، باز مي‏دارد و مي‏فرمايد:
«اِيّاكَ وَ الْكَلامُ فيما لاتَعْرِفُ طَريقَتُهُ وَ لاتَعْلَمُ حَقيقَتَهُ فَاِنَّ قَوْلَكَ يَدُلُّ عَلي عَقْلِكَ وَ عِبارَتَكَ تُنْبِي‏ءُ عَنْ مَعْرِفَتِكَ»
هرگز مباد كه در موضوعي سخن بگويي، بي آن كه راه و روش آن را فراگيري و از حقيقت آن آگاه شوي؛ چرا كه گفتارت نشانه مرتبه عقل تو است وعبارتت (=قالب و سبك سخنت) از مقدار علم ومعرفتت خبر مي‏دهد.
پس مطلب خوب، بدون اداي خوب، ضايع مي‏شود. تهيّه گفتار عالي، مستدل، نو و منطقي كافي نيست؛ زبان پر قدرت، روش درست و خوش آيند و بيان بليغ مي‏طلبد. ومهارت در آن‏ها، جز با آموزش فنّ خطابه و اصول سخنوري ميسور نيست.

منبع :

http://www.manaviat.com/Magazines/Show/101/13-4


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
مباني اطلاع رساني در فرهنگ ومنابع اسلامي


نويسنده : حجت الاسلام يدالله حبيبي

شيوه هاي اطلاع رساني بعدازرحلت پيامبراسلام (صلّي الله عليه و آله و سّلم)


1. فن خطابه و سخنوري :


شيوه گفتگوو حفظ روحيه علمي وبيان معارف ازطريق خطابه , بعدازپيامبراسلام (ص )نيز ادامه يافت .درراس اين حركت آگاهي بخش , خطابه هاي علي (عليه السّلام) است و سخنان كوتاه آن حضرت كه به مناسبتهاي مختلف انشا كرده است .مسعودي در «مروج الذهب »مي نويسد: «آنچه مردم ازخطابه هاي علي درمقامات مختلف حفظ كرده اندبالغ بر چهارصدوهشتادواندي مي شود.علي (عليه السّلام) آن خطابه هارابالبداهه وبدون يادداشت وپيش نويس انشامي كردومردم هم الفاظ آنرامي گرفتندوهم عملاازآن بهره مند شدند.(1)شاگردان آن حضرت نيزازاين طريق امر هدايت وآگاهي بخش را انجام مي دادند.يكي ديگر ازمقاطع تاريخ كه خطابه و سخنراني درآن مهمترين عامل بيداري وروشنگري راداشته است .نهضت امام حسين (ع )است . خطابه هاي امام حسين در مسيرنهضت كربلاوسخنان آن حضرت تاروزشهادت ونيزنامه هايي كه ارسال نمود,بيانگرانگيزه قيام و وضع جامعه مسلمان آن روزبودوباعث پيوستن افرادي به آن حضرت گرديد.نقش خطابه و سخنراني بعدازنهضت عاشورانيزهويداست . حضرت امام سجاد(عليه السّلام) و زينب كبري (سلام الله عليها) با خطبه هاي آتشين وافشاگر, وقايع وحوادث ايام عاشورارابه افكارعمومي منتقل نمودندوزمينه هاي شورش عليه بني اميه ازاين خطبه هاشكل گرفت .
مرحوم شيخ عباس قمي در«نفس المهموم » مي نويسد:«زينب كبري با اين منطق آتشين وپرمعناي خود,انقلاب راآغازكردو اول نتيجه اي كه گرفت اين بودكه خاندان نبوت رااز خطربزرگي كه آنهاراتهديد مي كردنجات داد.(2)

2. تدوين علوم


الف )علم قرائت :


در ميان علوم اسلامي اولين علمي كه تكوين يافت ,علم قرائت بود.اين علم مربوط به لفظ قرآن است كه چگونه خوانده شود.اصول و قواعدوقف ,وصل ,تشديد, ادغام وغيره درآن بيان ميشود.كسانيكه قرآن رااز پيامبراكرم (صلّي الله عليه و آله و سّلم) آموخته بودندشفاهاوسينه به سينه به ديگران منتقل كردندو بعدهاعلم قرائت تدوين گرديد.مرحوم سيدحسن صدر,ابان بن تغلب راكه از اصحاب امام سجاد(عليه السّلام) بود مولف ومدون علم قرائت مي داند.

ب )علم نحو:


خط قرآن درابتدانقطه نداشت واعراب گذاري نيزمعمول نبود«ابوالاسوددئلي »يكي ازاصحاب اميرالمومنين (عليه السّلام) بودكه تحت نظرآن حضرت نقطه گذاري قرآن وتدوين علم نحوراانجام دادتا مردم بافراگرفتن قواعدآن علم ,قرآن رادرست بخوانند.

ج )علم تفسير:


بعداز علم قرائت ,تفسيربوجود آمدكه مربوط به مفاهيم و معاني كلام الله مجيداست . درزمان حيات پيامبراسلام مردم نوعاشاهدشان نزول بودندوقرآن بازبان مادري آنان نازل شدلذادرفهم معاني قرآن كمتردچار اشكال مي شدندو سئوالات راازحضرت مي پرسيدندامابعداز رحلت پيامبراكرم (صلّي الله عليه و آله و سّلم) و دوري ازدوران نزول وحي وروبروشدن بااحتياجات جديدآنان راواداربه تعمق درآيات قرآن مي كردكساني هم كه عرب زبان نبودندو به اسلام گرويده بودنددر فهم آيات مشكل داشتند اين امورمقدمات شكل گيري علم تفسيررا فراهم نمودامام المفسرين علي (عليه السّلام) بودوبعدازايشان ابن عباس ابن مسعود,ابي ابن كعب وجابربن عبدالله انصاري رامي توان نام برد. ابن عباس درتفسير, صاحب كتاب شد.

د)حديث ودانش حديث :


حديث درلغت به معني سخن وسخن تازه است و دراصطلاح فقه شيعه به سخنان ,رفتارهاو كردارهاي پيامبر(ص )و امامان معصوم اطلاق مي شودودانش حديث يعني تحقيق وبررسي اسناد ومنابع حديث ,احاديث دومين وبعدازقرآن مهمترين منبع معرفتي و استنباط احكام شرعي است احاديث اگرچه در عرض قرآن نيستندليكن در تبيين جملات قرآن وتفسير آيات قرآني موثرترين نقش رادارندبگونه اي كه قرآن بدون عترت واحاديث شارح آن موجب گمراهي پيروان قرآن مي شود. اهتمام به ضبط وحفظ حديث دربين مسلمانان از زمان رسول اكرم (صلّي الله عليه و آله و سّلم) وجود داشت ابتدا شفاهاوبعدها مكتوب گرديده وامروز شاهدبزرگترين مجامع حديثي شيعه وسني هستيم كه نتيجه زحمات طاقت فرساي ائمه اطهار(عليهم السّلام) وشاگردان آن است .دوران شكوفايي ودرخشش حديث ودانش حديث مربوط به زمان امام باقر(عليه السّلام) وامام صادق (عليه السّلام) است كه از فرصت زماني پيش آمده كمال استفاده رانموده و دوران فترت زمان امام حسن مجتبي (عليه السّلام) تاامام سجاد(عليه السّلام) رابه دوران شكوفايي علوم اسلامي در حوزه معرفتي وعلمي تبديل كردند,فقه ,كلام , تفسير,شيمي ,طب ,اصول فقه و...محصول اين دوره وتربيت هزاران شاگرد متخصص درعلوم اسلامي ازافتخارات اين مقطع تاريخي است .مستندسازي احاديث ,تبويب احاديث , فهرست نويسي , موضوع بندي ,حفظ و انتقال آن ,كتابت حديث و نشرآن ازجمله كارهايي است كه درموضوع اطلاع رساني اين علم انجام شده است .

3. كتاب وكتابخانه :


حركت فرهنگي عظيم اسلامي همراه بودباپي ريزي نظام تازه مبتني برطرزفكرويژه وجهان بيني خاص ,ازاين روباعث شدتااركان عمده يك فرهنگ متكامل در قلمرواسلام درقالب كتاب وكتابخانه پديدآيد. مسلمانان اين كاررانخست باضبط ونگهداري نسخه اي ازقرآن مجيدآغاز كردندوسپس نوشته هاي حديث ووقايع صدراسلام وهمينگونه ديگرآثار مكتوب رانسخه مي كردند. درباره اهميت وعظمت و وسعت كتابخانه دراسلام و تاسيس اين بنيادفرهنگي و انديشه اي نيازمندبحث چنداني نيستيم زيرااين مسئله امروزشناخته شده است .

4. فهرست نويسي :


آثار دانشمندان كه بسيارشدو افزوني يافت ,نوبت ضبط كردن نام اين آثاروشناختن وشناساندن آنهامي رسد. بدينوسيله كار فهرست نويسي و كتابشناسي رخ مي نمايد.در دامن يك فرهنگ گسترده و غني ,بيگمان پژوهشگراني تربيت مي شوندكه به نوشتن فهرست آثارتاليفي آن حوزه فرهنگي دست بزنند.بطوركلي شناختن كتابهاونوشته هاي علمي و ادبي وموضوعات آنهاو ضبط نام درست آنهاو روشن كردن انتساب آنهابه مولفان ازكارهاي عمده علمي است كه ازآن به كتاب شناسي و فهرست نويسي تعبير مي كنيم .اين فهرستها,يا آماري است كه تنهابه ذكر نام ومشخصات كتابها بسنده مي شودوياتحقيقي وتوصيفي است .فهرست ابوغالب زراعي ,فهرست ابن نديم ,فهرست ابن الخضائري ,فهرست شيخ طوسي ,كشف الفنون و الذريعه الي تصانيف الشيعه شيخ آقابزرگ تهراني از جمله اين فهرستهاست .

5. فن ترجمه :


پرورش در دامن كتب علمي و عالم پروراسلام واشتياق به فراگيري وروح جستجوگري درمسلمانان , آنان راوادارمي كندكه علوم ومعارف رادرساير حوزه هانيزدنبال كنندو براي تعميم وگسترش فرهنگ اسلامي از دانشمندان ملل ديگرنيز بهره مندشوند.فن ترجمه با اين نگاه موردتوجه مسلمانان قرارگرفت . نخستين كسي كه اقدام به اين كارنموداستغان قديم بودكه به دستورخالدبن يزيددرزمان حكومت بني مروان كتاب «كيميا»را ازيوناني به عربي ترجمه نمود,غيرازاين كتاب كتابهاديگري رانيزدرزمينه علوم طبيعي ازيونان و قبطي به عربي ترجمه كرده است .
ترجمه دردوران بني عباس به اوج خود رسيدكه بدستورخلفاو ديگررجال كتابهاي زيادي ازيوناني ,فارسي ,هندي , نبطي ,قبطي ,عبري ,و سرياني به عربي ترجمه شدند.

6.جامعه اطلاعاتي دوران حكومت واحدجهاني اسلام :


به اعتقادشيعه وبه موجب قانون هدايت عمومي كه درهمه انواع آفرينش جاري است ,بشر ازروزي كه دربسيط زمين سكني گزيده ,پيوسته در آرزوي يك زندگي اجتماعي مقرون به سعادت بوده است وبه اميدرسيدن چنين روزي قدم برمي دارد واگراين خواسته تحقق خارجي نداشت ,هرگز چنين آرزوواميدي درنهاد وي نقش نمي بست . چنانچه اگرغذايي نبود, گرسنگي نبود.اگرآبي نبود, تشنگي تحقق نمي گرفت . بنابراين درآينده جهان روزي خواهدرسيدكه جامعه بشري پرازعدل و دادشده وباصلح وصفا همزيستي نمايدوافراد انساني غرق فضيلت و كمال شوند.ازويژگيهاي اين جامعه ,توسعه همه جانبه وشكوفايي درحد اعلي خواهدبود.همه استعدادهابه فعليت خواهد رسيد,زمين وآسمان بركات خودراتماماظاهر خواهندكردوعلم و اطلاعات درحدكمال در اختياربشرخواهدبودو حكومت واحدجهاني شكل خواهدگرفت .
امام صادق (عليه السّلام) فرمود تاقبل ازظهورمهدي (عج) وجه حكمت كشف نخواهد شد.(3)ودربيان اين آيه كريمه «وله اسلم من في السموات والارض طوعاو كرها(4)»فرمودهرگاه قائم (عج)قيام كند سرزميني نيست مگراينكه نداي شهادت لااله الاالله و محمدرسول الله (ص )در آن به صدادرمي آيد(5)ودر پاسخ سئوالي ازحضرت كه پرسيدندچراآن حضرت را «مهدي »ناميده اندفرمود: زيرااوبه هرامررهنمون مي شود.(6)آنچه دراين بخش گذشت شمه اي بوداز خدمات جامعه ديني و مسلمانان دراهتمام به موضوع اطلاعات و اطلاع رساني واتخاذ روشهايي متناسب بازمان براي روشنگري افكار عمومي راروشنگري .
ادامه دارد

پي نوشت :


1سيري درنهج البلاغه ,مرتضي مطهري ,ص 4
2نفس المهموم ,شيخ عباس قمي , ص 507
3بحارالانوار,ج 52ص 91
4آل عمران ,83
5ميزان الحكمه ,محمدي ري شهري ,ج ,1ص 29
6همان ,ص 277


منبع:http://www.e-resaneh.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارت ارتباط غير كلامي 


ارتباط به معني انتقال اطلاعات از يك فرد به فرد ديگر است. بيش تر مردم، حدود 75 درصد زمان بيداري خود را صرف برقراري ارتباط، تبادل اطلاعات، افكار و عقايد با ديگران مي كنند. ارتباط كلامي، در قالب زبان و كلمات انجام مي شود در حالي كه ارتباط غير كلامي، اين گونه نيست و بيش ترين ارتباط ما با ديگران، از اين طريق است.

ارتباط غير كلامي شامل اشاره ها، تماس چشمي، لحن صدا و حركت بدن مي باشد. گاهي نوع پوشش و سكوت اختيار كردن نيز جزو ارتباط غيركلامي به شمار مي رود. در يك ارتباط ، پيام ها به دو طريق كلامي و غير كلامي ارسال مي شود. اگر بين كلمات ادا شده و حركات بدن گوينده تضاد وجود داشته باشد، گيرنده پيام، بيش تر به حركات بدن و اشاره هاي غير كلامي اعتماد مي كند.

«جي. ديليو پورتر » ارتباط غيركلامي را در چهار گروه تقسيم بندي مي كند:

جسمي: ارتباط فردي شامل اشاره هاي چهره اي، لحن صدا، بو و حركات بدن

هنرشناسي: ارتباط از طريق موسيقي، بازيگري، نقاشي و مجسمه سازي

علائم: شامل پرچم ها، شليك توپ به پاس احترام، آژير و سوت زدن

نمادها: به كارگيري آداب و رسوم مذهبي، شأن و منزلت و جايگاه اجتماعي

آگاهي از ارتباط غيركلامي، براي مديران به عنوان رهبران سازماني، به دو دليل اهميت دارد:

مدير به عنوان رهبر گروه براي انجام بهتر وظايف، بايد با كاركنان ارتباط موثري داشته باشد اگر اشاره هاي غيركلامي كاركنان از سوي مدير به خوبي تفسير شود، مي تواند به آن ها پاسخي مناسب بدهد.

طرز تلقي، نگرش و احساسات كاركنان، از طريق ‎ارتباط غيركلامي ارسال مي شود بعضي از نيازهاي فردي مانند رشد، قدرشناسي، موفقيت و تشويق، بايد در سازمان ارضاء شود كه لازمه اين كار، شناخت و درك اين نيازها از سوي مديران و از طريق ارتباط غيركلامي  است. اگر كاركنان سازمان درك درستي از اشاره هاي غيركلامي داشته باشند، سازمان، شانس موفقيت بيش تري دارد.

نگاه مستقيم گوينده، نشان دهنده صفا، صداقت و احساس اعتماد او به شنونده است. نگاه كردن به پايين، حاكي از فروتني و چرخاندن چشمان به بالا، ناشي از خستگي گوينده است.

مطالعات نشان داده است كه ارتباط غيركلامي، اطلاعات لازم را براي مديران و كاركنان فراهم مي سازد يافته هاي اين پژوهش داراي دو جنبه قابل بررسي مي باشد:

الف) ويژگي هاي ثابت

- فاصله: فاصله اي كه يك نفر با ديگري رعايت مي كند، غالباً يك پيام غيركلامي را منتقل مي كند در بعضي از فرهنگ ها اين فاصله، نشان دهنده نوعي علاقه است در حالي كه گاهي مي تواند ناشي از منزلت اجتماعي  تلقي گردد.

- طرز قرار گرفتن: بسياري از افراد به روش هاي مختلفي مانند چهره به چهره، پهلو به پهلو يا حتي پشت به پشت ديگران قرار مي گيرند براي مثال افراد معاشرتي، به طور معمول پهلو به پهلو و افراد رقابت جو، چهره به چهره ديگران قرار مي گيرند.

- حالت اندامي: بعضي افراد ممكن است روي صندلي، صاف بنشينند يا لم بدهند يا هنگام تعامل با ديگران، بايستند. اين ها عواملي است كه باعث انتقال پيام مي شود.

- تماس جسمي: دست دادن، دست به شانه كسي زدن، هل دادن يا دست كسي را محكم گرفتن، همه مي توانند انتقال دهنده ي پيام ناشي از صميميمت و احساس محبت يا برعكس، نفرت و بي تفاوتي باشند.

ب) ويژگي هاي متغير و پويا

- بيان چهره اي: لبخند، اخم، ابروي بالا رفته، خميازه كشيدن و پوزخند زدن، همه انتقال دهنده اطلاعات هستند. بيان چهره اي به طور معمول به هنگام ارتباط و با توجه به واكنش شنونده، تغيير مي كند و در فرهنگ هاي مختلف، مي تواند معاني مشتركي داشته باشد.

- حركات و اشارات: يكي از مهم ترين حركات و اشارات، مربوط به دست هاست كه هنگام حرف زدن، كمتر به آن توجه مي شود. بعضي از حركات و اشارات مانند گره كردن مشت، داراي معاني جهاني است در حالي كه ساير اشارات و حركات در فرهنگ هاي مختلف، داراي معاني مختلفي مي باشند.

- نگاه كردن: يكي از ويژگي هاي مهم در ارتباطات اجتماعي، تماس چشمي است. نگاه كردن مي تواند انتقال دهنده هيجاناتي مانند محبت يا نفرت، علاقه يا بي تفاوت باشد.

روش هاي غير زباني

ويژگي هاي ثابت و متغير ارتباط غيركلامي مي توانند اطلاعات مهمي را از فرستنده به گيرنده ي پيام منتقل كنند. اكنون نگاهي به روش هاي غيرزباني انتقال پيام مي اندازيم:

- زبان بدن: بهترين روش براي دسترسي به توان مديريتي، فقط گوش دادن به حرف هاي كاركنان نيست. بلكه مشاهده حركات است كه كاركنان هنگام حرف زدن انجام مي دهند.

- بيان چهره اي: به طور معمول از بيان چهره اي، براي انتقال هيجان ها استفاده مي كنيم. چهره مي تواند نگرش و طرز تلقي گوينده باشد. محققان معتقدند كه بيان چهره اي، بهتر از هر عاملي مي تواند وضعيت هيجاني ما را توصيف كند به عنوان مثال حالت چشمان مي تواند شادي، غمگيني و يا حيرت ما را بيان كند و با يك لبخند و تبسم مي تواند صميميت، علاقه و محبت را نشان دهد. پايين بودن چهره، ابروها و پيشاني چروك شده مي تواند ناشي از خشم باشد.

- تماس چشمي: يكي از قوي ترين ارتباطات غيركلامي، تماس چشمي مستقيم است. در سازمان ها به طور معمول تماس چشمي مديران در مقايسه با كاركنان، طولاني تر است. نگاه مستقيم گوينده، نشان دهنده صفا، صداقت و احساس اعتماد او به شنونده است. نگاه كردن به پايين، حاكي از فروتني و چرخاندن چشمان به بالا، ناشي از خستگي گوينده است.

نگاه كردن مي تواند انتقال دهنده هيجاناتي مانند محبت يا نفرت، علاقه يا بي تفاوت باشد.

- فضاي شخصي: فضاي شخصي همانند يك حباب است كه بين شما و ديگران فاصله مي اندازد. اين فضا، قلمروي غيرمشهود است و وقتي آشكار مي شود كه كسي تلاش كند وارد آن شود هر چه مقام شما در سازمان بالاتر باشد، فضاي بهتر و بيش تري خواهيد داشت، از قلمروتان بهتر محافظت خواهيد كرد و به سادگي مي توانيد به قلمرو مرئوسين وارد شويد.

- زبان آوايي: يافته هاي محققان نشان مي دهد كه لحن، طنين و كيفيت صدا و سرعت كلمات ادا شده مي تواند هيجان ها را بدون توجه به محتواي پيام انتقال دهد. لحن صدا علاوه بر انتقال پيام مي تواند به عنوان مكمل پيام عمل نمايد به عنوان يك ارتباط گر بايد نسبت به تأثير لحن، طنين و كيفيت صداي تان بر تفسير پيام  از سوي شنونده توجه كنيد.

- سكوت و زمان: سكوت مي تواند تأثير مثبت و منفي بر فرآيند ارتباطات داشته و بر تحكيم يا قطع روابط، اثر گذار باشد. سكوت مي تواند باعث بروز تنش و اضطراب شده يا برعكس به حفظ آرامش گوينده كمك كند. سكوت مي تواند نشانه علاقه يا بي علاقگي، موافقت يا محافظت باشد.

زمان نيز مي تواند نشان دهنده جايگاه و منزلت اجتماعي و سازماني باشد در يك سازمان سالم، مدير و كاركنانش براي برقراري ارتباط و احترام متقابل به يكديگر، زمان را رعايت مي كنند.

نتيجه گيري

بدون توجه به اين كه در سازمان، داراي چه مقام و سمتي مي باشيد، بايد حساسيت تان را به ارتباط غيركلامي بهبود دهيد. سازمان ها بايد به اشارات غيركلامي كاركنان، پاسخ مناسب دهند و مهارت خودشان را در اين حوزه تقويت كنند. البته شما بايد هميشه در طول زندگي، با ارتباطات غيركلامي آشنا باشيد اما به راستي چه قدر به اين موضوع توجه داريد؟ 


منبع: ماهنامه شادكامي و موفقيت، شماره 66
  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۹:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

تأملي بر مباني و كارويژه هاي نظريە گفتمان (۲)

مفاهيم بنيادي نظريە گفتمان لاكلائو و موف:

۱- گفتمان: (discourse) صورتبندي مجموعه اي ازكدها، اشياء، افراد و… هستند كه پيرامون يك دال كليدي جايابي شده وهويت خويش را دربرابرمجموعه اي ازغيريت ها بدست مي آورند.

۲- مفصل بندي: (articulation) هرعملي كه ميان عناصرپراكنده ارتباط برقراركند، به نحوي كە هويت و معناي اين عناصردرنتيجه اين عمل اصلاح وتعديل شود.

۳-  دال مركزي: (nodal point) دال مركزي نشانه اي است كه سايرنشانه ها دراطراف آن نظم مي گيرند. هسته مركزي منظومه گفتماني را دال مركزي تشكيل مي دهد. و جاذبه اين هسته، سايرنشانه ها را جذب مي كند. همه نشانه‌هاي مفصل ‌بندي شده در يك گفتمان از ارزش برابر برخوردار نيست و به انواع گوناگوني تقسيم مي‌شوند. مهم‌ترين اين نشانه‌ها «دالّ مركزي» است. دالّ مركزي نشانه ممتازي است كه نشانه‌هاي ديگر حول آن انسجام مي‌يابد. اين دال، دال‌هاي ديگر را حمايت مي‌كند و آنها را در قلمرو جاذبه معنايي خود نگه مي‌دارد. مثلا آزادي در ليبراليسم يك دال مركزي محسوب مي شود و مفاهيمي چون دولت، فرد و برابري در سايه اين دال مركزي و با توجه به آن معنا پيدا مي كند.

۴- عناصر يا دال هاي شناور: (floating signifiers) عناصر: (Elements) دال ها ونشانه هائي كه معناي آنها هنوز تثبيت نشده است و گفتمان هاي مختلف سعي درمعنا دهي به آنها دارند. عناصر، نشانه­هايي هستند كه در حوزه گفتمان گويي قرار دارند و داراي چندگانگي معنايي هستند. گفتمان هاي مختلف هر كدام در تلاش اند تا اين عناصر را در درون نظام معنائي خود تبديل به وقته نمايند. در اين حالت نوعي انسداد در معناي نشانه حاصل مي­شود و مانع از نوسانات معنايي آن مي­شود اما اين انسداد و انجماد به هيچ وجه دايمي نبوده و انتقال از حالت عنصر به وقته هيچ ­گاه كاملا صورت نمي­پذيرد و بدين ترتيب گفتمان­ها هيچ ­گاه صد در صد تثبيت نمي شوند به گونه­اي كه امكان هر گونه تغيير و دگرگوني معنايي تحت تاثير چندگانگي معنايي حوزه گفتمان گويي از آن­ها سلب ­شود. اين ويژگي نشانه­ها موجب مي­شود كه به آن­ها دال شناور گفته شود. به صورت خلاصه اينكه گفتمان­ها تلاش مي­كنند تا از طريق تبديل عناصر به وقته­ها و تقليل معاني متعدد يك نشانه به يك معنا و ايجاد نوعي انسداد در معناي نشانه، ابهام معنايي را برطرف سازند. اما اين عمل به طور كامل امكان پذير نيست و معنا به طور صد در صد تثبيت نمي­شود زيرا احتمالات معنايي كه در حوزه گفتمان گويي وجود دارند همواره ثبات معنا در گفتمان مورد نظر را تهدي