مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4042
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 14
همه : 5160431

 

پيوند خطابه با اسلام

  خداوند در قرآن مي فرمايد:« الرحمن ، علم القرآن ، خلق الانسان ، علمه البيان » :خداوند رحمان است ، كه قرآن را تعليم داد ، انسان را آفريد ، بيان و سخن گفتن به وي آموخت ( سوره الرحمن ، آيه 1 تا 4) " خطابه " يعني سخنراني . اسلام يگانه ديني است كه سخنراني جز فريضه دين در آن قرار گرفته است و سر اينكه مساله خطابه و سخنراني در اسلام نسبت به همه دنيا خيلي پيشرفت كرد كه البته در شيعه يك وجه علاوه اي هم دارد كه مساله ذكر مصيبت امام حسين عليه السلام است همين است كه اساسا خطابه خواندن در متن اسلام و جز عبادات اسلام است، خصوصا براي زمامداران و آن كساني كه مي خواهند اقامه جماعت كنند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله تا وقتي كه در مكه بودند در حال خفا زندگي مي كردند و چون دائما در شكنجه بودند برايشان امكان تشكيل نماز جماعت نبود چه رسد به نماز جمعه، ولي هنوز وارد خود مدينه نشده بودند و در همين محلي كه امروز " قبا " ناميده مي شود چند روزي اقامت كرده بودند كه جمعه رسيد، در همين محل مسجد قبا كه الان در مدينه است، اولين جمعه در اسلام تاسيس شد.


اين مسجد قبا خيلي مسجد عزيزي است براي اسلام. مسجدي است كه قرآن به عظمت آن شهادت داده است: «لمسجد اسس علي التقوي من اول يوم» يعني از اولين روزي كه تاسيس شده است، هيچ غش و دغلي در كار آن نبوده است، بر پايه تقوا اين مسجد تأسيس شده است. «لمسجد اسس علي التقوي من اول يوم احق ان تقوم فيه رجال يحبون ان يتطهروا و الله يحب المطهرين» (توبه/1،8). پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله خطبه هاي خود را بيشتر در همين نماز جمعه ها ايراد مي كرده اند و مسائل مهم را در نماز جمعه ها به مردم عرضه مي داشتند. قسمت عمده خطبه هاي اميرالمومنين عليه السلام كه در نهج البلاغه است خطبه هايي است كه در نماز جمعه ايراد شده است.

پيوند خطابه با اسلام از چند نظر است ، اولا از اين نظر كه خطابه يك فن است يعني يك هنر است و هنر مطلقا مي تواند به كمك يك فكر و عقيده و يا به جنگ يك فكر و عقيده بيايد ، يعني يك فكر ، يك فلسفه ، يك دين ، يك آئين را مي شود به وسيله هنر يا صنعت تقويت كرد ، و همچنين مي شود به وسيله هنر يا صنعت تضعيف كرد . حالا فرق هنر و صنعت چيست بماند . شما اگر مسجد شاه اصفهان برويد و اگر گنبد مسجد شيخ لطف الله را ببينيد ، مي بينيد كه از جاهائي است كه علم و هنر و صنعت به كمك دين آمده است . يعني احساسات ديني از

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

سخنوري

دكتر بيژن باران

خلاصه

 يكي از عارضه هاي استبداد در تاريخ يك كشور، رشد كند دانش سخنوري است. در اين گونه حكومت ها، عدم قانونيت نهادهاي مردمي و صنفي در دوره اي طولاني باعث نبود چالش سخنران و منطق او مي شود.  اين نهادها مشتمل اند بر: احزاب قانوني، ديوان قضايي، پوديم *سنديكايي، دانشگاه ها، همايش ها، مجامع جهاني، سخنراني در ملاء عام، بحث و مناظره در رسانه ها. عدم چالش محتواي سخنان متكلم الوحده و  غدغني ارايه طرحهاي بديل و رقيب، تكوين اجتماعي را كند مي كند.  در اين گونه جوامع پيشاز مردنيته، سخنراني بشكل موعظه، مونولوگ مونوتون monotone يكنواخت، تكراري، طولاني، بدون چالش مي شود. اين نوع سخنراني حضار محبوس را در نوعي ناهشياري و خلسه فرو مي برد.  مراكز خرد، چالش، انتقاد، وجدان در مغز آنها را يخ زده، كرخت، نالازم مي كند. مراكز اعتقادي، تعصبي، احساسي، عبوديت، رفلكس مشروط در مغز آنها را پاداشداده، تثبيت، مسلط مي كند.  در جامعه مدرن، وجود روزنامه هاي نامميزي منجر مي شود به چالش سخنران، اثرات بيانات رسمي او ، نقد محتوايي او، طرز ارايه بيانات او، تشريح شگردهاي مربوط به سخنراني در رسانه ها.

مقدمه

در فرهنگ خاور ميانه پيشامدرن زن و بچه حق حرف زدن در جمع را نداشته؛ در بقاياي آن در اوضاع كنوني هم ندارند. اين يكي از محرمات/ تابوهايي است كه دانش سخنوري را در كودكي و در نيمي از جمعيت كشور در نطفه تعديل مي كند. اين تابو با تعميم بر اقليتها هم، زبدگان آنها را از چالش دانش سخنوري قادران خودي حاكم، منع و هزينه دار مي كند.  يكي از اصول مدرنيته/ تجدد آزادي انديشه، گفتار و كردار در دايره قوانين مدرن مي باشد. در اين راستاست كه جامعه آزاد، آباد، شكوفان مي شود. انبوه كثيري زاييده و برخاسته از اديان مختلف موجود در جامعه، بخاطر نوجويي در مغزشان از اعتقادات ارثي بريده، لذا صاحب كتب مقدس نيستند.  آنها عقايد موروثي و خانوادگي را كنار گذاشته، بدنبال نوآوري و ترقي وضع شخصي و در نهايت شكوفاني جامعه اند.  اين گروه اجتماعي است كه بدنبال تحول، اكتشاف، اختراع، آفرينش، نوآوري مي باشد. اگرچه برخي از آنها اعتقادات شخصي خود را دارند. اين گروه در مهاجرت به غرب خود را با مدرنيته تمام عيار انطباق داده؛ ظرف 20 سال زندگي خود و خانواده را از همتايان متوسط غربي برتر ميكنند.  اين برتري خود را در تحصيلات عالي، ورزش، هنر، ثروت، ثبات خانواده نشان مي دهد.  اين معيار ها ذهني نبوده؛ ارزيابي پذير اند. 

در خاور ميانه، اكثريت جامعه در فرهنگ پيشامدرن درجا ميزنند.  ادوات و افعال توليدي كشاورزي از دوران هخامنشي تا پساز اصلاحات مشروطيت در آغاز سده 20م،  همان گاوآهن، خيش، شانه، چپر، شخم، داس، آسياب آبي، سنگ آسياب، خرمن، باد دادن، زور/ كود حيواني، درو كردن، آبياري قناتي/ جويباري، ورزو/ گاو نر، كوبيدن بودند.  هيچ نوآوري، تغيير، راهيابي جديدي در اين 2500 سال در آن حادث نشد. اكثريت جامعه را كشاورزان، ايلات، شبانان تشكيل مي داند.  با اينكه بقاياي اين فرهنگ كند و پيشامدرن هنوز ماندگار است؛ ولي طليعه فرهنگ مدرن از زمان جنگهاي ايران و روس در قرن 19م بر افق اجتماعي فلات ظاهر شد. البته ابزار اطلاعاتي قرن 21مي مانند تلويزيون ماهواره اي، قرص فشرده دي وي دي، اينترنت، اس ام اس تلفن ديجيتال، جي پي اس نقشه ياب/ موقعيت ياب در گسترش فرهنگ مدرن دخيل اند. ولي اين عامل ابزاري بدون تشكل و رهبري آگاه از آينده جامعه، ديگران فرامرزي، گامهاي بعدي در جامعه است؛ پس در سطح فردي و خانوادگي رشدي نباتي و كند ولي گسترده و كشوري دارد.  در نبود نهادهاي صنفي و مردمي، نقد دانش سخنوري فارسي كه امري اجتماعي است، تبيين نيافته.  اگرچه كتابت آن از طريق ترجمه برون مرزي كه امري تاحدودي شخصي است از انقلاب مشروطه رشد كرده؛ بوسيله خلاقيت نوآوران اجتماعي درون كشور انكشاف مي يابد. ولي هيچگاه سيستماتيك نبوده؛ در تدريس رسمي دستگاه آموزشي گنجانده نشده؛ با برنامه پيش نمي رود.

خطابه

خطابه يك رويداد صرفا حضوري نيست. بايد متن و ويديوي آن ذخيره، ترابري و پخش دور گردد.  پس نياز به ابزار و قراردادهاي بخردانه rational دارد تا بتواند عين يا المثني بازتوليد fidelity آنرا تضمين كند. هنر سخنراني و خطابه نويسي شامل 2 بررسي است:

1- اصول بصري و قواعد املاء.  اصول بصري شامل ارايه سخن در جايگاه podium * عمومي مي باشد كه بوسيله رسانه هاي گروهي ضبط، ذخيره، تراشكلي transform ، ترجمه، پخش، آرشيو مي شوند.  كانونهاي سخنراني واقع در مراكز تخصصي، رسانه ها، سنديكاها، همايش ها، احزاب مي باشند. بررسي بصري نيز دربرگيرنده ژستها، لحن، ايجاد رابطه با حضار، تاثير بر آنها، موفقيت در اغناي آنها مي باشد. قواعد املايي شامل قراردادهاي خطي، املايي، ترجمه اي براي ابزار نوين رايانه اي اند. اين قواعد نياز به هنجارها و قراردادهاي منطقي و نه سنتي دارند تا فن آوري هاي نوين را قادرمند كنند. فن آوري هاي نوين شامل كودينگ coding ، ايندكس index ، ترابري transport متن از رايانه هاي متفاوت (ويندوز، مك، يونيكس) به سرورها servers، پلها bridges، راهياب ها routers يند كه جعبه هاي الكترونيكي رله اطلاعات در شبكه هاي فضاي سيبرنتيك مي باشند.  نياز ديگر تبديل تصوير /اسكن به متن براي جستجو كردن متن و قرار دادن آن در جاداده ها database ، خزينه ها، جدولهاي ساختارمند structured مي باشد.  بايد توجه داشت كه متنها (زباني، تصويري، صوتي) يا بدون ساختارند مانند ايميل يا ساختارمندند مانند جدول حسابداري.  با اين فنون مربوط به رايانه مي توان كليه آثار كتبي گذشته را تبديل به پرونده هاي الكترونيك كرده؛ در شبكه هاي دسترس پذير عامه قرار داد. نمونه هاي اين آثار: گاتهاي زرتشت، منشور حقوق ملل كوروش، سه خشتي ها يا شعر سه مصرعي 8 هجايي بازمانده از زمان ساسانيان، لو يا شعر هجايي كردي با مصرعهاي نابرابر و قافيه هاي ناثابت، شبيه شعر عروضي نيما ولي هجايي، عاشيق هاي تركي هم قوشما /نظم و هم سور /نثر، تعزيه هاي ايراني، كتب رازي و ابن سينا، كليات نيما، دانشنامه هاي فارغ التحصيلان.  عاشيقها شبيه mariachi هاي مكزيكي ند كه اين گروه دوم دوره گرد با گيتار، شيپور، طبل آوازخواني مي كنند، شادي را به استانها مي برند. با روند اسكن scan يا فتوگرافي ديجيتال، تصوير اشياي خواندني، بصري، صوتي مبدا را مي توان تبديل به متن مقصد (اردو، فارسي، خوزي، كردي، تركي، تاتي) كرد. تا بتوان آنها را براي ارايه در شبكه جهاني اطلاعاتي اينترنت پردازش شده /جستجوپذير كرد.  جستجوپذيري با واژه هاي كليدي، در مسئله ايندكس index محاط بر پرونده هاي الكترونيك، محوري است؛ زيرا يافتن واژه اي در متن، در جحم لايتناهي اطلاعات، تنها با ايندكس امكان دارد. يك رسم الخظ عقلايي براي جستجوگري رايانه اي كليدي است - بويژه فاصله گذاري بين اجراي يك كلمه مانند پيشوند، پسوند، قراردادهاي چسباني كلمات مركب.  اكنون در خزينه اطلاعاتي جهاني فن آوري نويني براي يافتن عكس tineye.com  پديد آمده؛ شايد روزي روشي نو براي جستجو در پرونده هاي صوتي اين خزينه هم پيدا شود.

2- محتواي سخنراني

 در اين بررسي، ساختار خردگرا و خطابه نويسي بمثابه امر ارتباطي يا بحث اغنايي تشريح مي شود. در خاور ميانه سنت نقلي و موعظه قدمت، گستردگي، حاكميت، تسلط مطلق دارد. هر كدام از 2 مقوله نقلي و موعظه نياز به كنكاش تاريخي، قياسي، محتوايي مبسوط دارد كه از ميدان/ حوصله اين جستار بيرون است.  سنت نقلي چنان مسلط است كه حتي در تحليلهاي علمي راست و اجتماعي – اقتصادي چپ دست بالا را دارد؛ جايگزين غور علمي جديد سيستماتيك شده است. سنت نقلي در ارايه يك متن اغنايي يا كنكاش علمي، روي نقل قول از آتوريتيه هاي مربوطه تكيه مي كند؛ در پردازش موردي چپ و راست، اينجا و آنجا، نقل قول از گذشتگان را براي اثبات حكمي مي آورد. لذا تكوين موضوع از طريق آوردن نقل قولهايي انجام مي شود كه نويسنده آنها را مربوط به بحث خود مي داند.  اين تقليد طوطي وار  و رج زدن نگينه هاي نقلي گدشتگان از تشكيك، خردگرايي، نوآوري مدرن فرسنگها دور است؛ فرهنگ را به تكرار گذشته و درجا زدن تبديل مي كند. در حالي كه زيربناي اقتصادي جامعه با ساختارهاي كلان مدني نوين تغيير مي يابد.   

فرهنگ كهنه نقلي و موعظه با سماجت در برابر نوآوري هاي فردي بومي و  گروهي غربي ايستادگي مي كند.  در تقابل با سنت نقلي عتيق، كنكاشگر نوين يك سيستم را در محيط ش تعريف مي كند.  مرز آنرا مساحي مي كند، عوامل بيروني، دروني، تضادها، تغييرات چوني /چندي آنرا بيرون مي كشد. سپس با روشهاي نوين روال تكويني آنرا رونديابي مي كند.  اين روشها شامل ترسيم روند تقويمي، تلخيص مشاهدات، يافتن عليات، تعريف ورودي ها/ خروجي ها/ پارامترها/ متغيرها/ تابتها/ ساختارها/ كاركردها مي شود.  سرانجام علل تغيير، انكشاف، تكوين سيستم را مي يابد.  در نهايت اين يافته را بر سيستمهاي مشابه انطباق داده؛ مجهز به ابزار پيش بيني و تغيير سيستمهاي ثانوي مي شود.

سنت موعظه با ساختار اجتماعي پدرسالاري و مقوله هاي ريش سفيدي، زعيم، قطب، مراد، امثال اينها سابقه طولاني دارد.  در اين مورد حضار خاموش و سربگوش به سخنران توجه دارند. موعظه با شگردهاي بياني مانند مقوله هاي سلبي، امري، نصيحتي و كاربرد تمثيل، حكايت، نقل قول، پند، اندرز، فكاهي همراه است. بيشتر روي تجربه، اتوريته، كبر سن سخنران تكيه ميكند تا اغنا، اثبات، استدلال، استنتاج، استقراء.  اين نوع سخن در جامعه ي ايستاي كهن اغماض پذير بود.  ولي در جامعه در حال تحول، گاهي خنده آور براي حضار با ذهن خلاق ميشود؛ اين وضع، پايه جوكها و پيامكهاي اس ام اس يا اشعار هجو و هزل مي شود. در موعظه سخنران جلوتر، بالاتر قرار مي گيرد؛ بلندتر حرف مي زند؛ تا احترام او تداعي شود. اين روش بويزه در نهادهاي آموزشي ديگر ملغا شده؛ جايش را شيوه بگو بگوش گرفته.  در اين نوع نو، پرسش و پاسخ انقطاعي يا پاياني بخشي از جلسه است.  شناخت موعظه نياز به بررسي مبدا و تكوين تاريخي آن، تدوين موضوعيت و اهداف آن، قياس آن با ديگر فرهنگها دارد.  رابطه آن با رجزخواني و كركري كه نوع كوتاه شده موعظه اند، نيز مي تواند روشن گر باشد. موعظه در مناسك آييني تاريخي طولاني دارد.  

تاريخچه سخنوري

 فرهنگ كلامي، آغازي شفاهي داشته؛ لذا سخنوري، منطق، و حتي فلسفه هم آعازي گفتاري داشتند.  بعدها درتاريخ، تبيين نظريه ها و رديه بر پاره اي از نظريه ها بشكل  نوشتاري پديد آمدند. در فرهنگ شفاهي نخست سخنوري و فلسفه؛ سپس منطق، شيوه استدلال، ارايه محتوا /حكم تدوين شدند. در اين فرهنگ شفاهي محتواي نطق حفظ مي شد؛ ولي با شرايط مشخص هر نطق، بداهه گويي هم در متن حفظ شده تداخل مي گرد. اين در متون مذهبي و ادبي بصورت ورژنهاي متعدد از يك متن اصلي در تاريخ ضبط شده.  سخنوري فردي در هر جامعه اي پديد ميآيد، از چين و هند تا ايران، بابل، سرزمين يهود، مصر وجود داشته. ولي آموزش سخنوري، بحث گروهي، هنر سخنوري در غرب، از 2500 سال پيش در يونان، سپس در روم تدوين يافت. در قرون وسطي در اروپا، سخنوري يكي از 3 هنر اصلي هنرهاي ليبرال همراه منطق و دستور زبان بود. بحث اغنايي در جرگه هاي عمومي و سياسي مانند مجلس نمايندگان و ديوان قضايي بكار مي رفت.  پس سخنوري بذاته نياز به جامعه دمكراتيك با حقوق آزادي بيان، اجتماعات مسثقل از دولت، ازادي سياسي بخشي از مردم را دارد. البته مداحي و  مراسم عمومي همراه با سخنوري در رژيمهاي خودكامه، تمامخواه، ايده او لوژيك وجود داشته و دارد.  نمونه: نطق هاي هيتلر و گوبلز در آلمان نازي، مك كارتي در آمريكا در نيمه قرن گذشته، فيدل كاسترو در كوبا در طول نيمه دوم سده گذشته. در مقابل، بحث هاي منصفانه و اغنايي گروهي با سخنراني هاي گاندي، مارتين لوتر كينگ و جسي جكسون در جنبش اقليتها در آمريكا، سخنراني هاي مصدق در جنبش ملي كردن نفت، شعرخواني سلطانپور نمونه هاي درخشان سخنوري و بسيج مي باشند.  گاهي اين اجراي سخنوري در فيلم هم استفاده مي شود.  نمونه اخير اين كاربرد را ال پاچينو در عطر زن اجرا مي كند؛ در بخش پاياني فيلم، او در فوروم محاكمه يك دانشجوي شجاع بدفاع از او و حمله به محافظه كاري و رياي نظام آموزشي مي پردازد.  نمونه ديگر: جك نيكلسون در فيلم چند مرد نيك در دادگاه بدفاع از خود و نظام ارتشي قديم مي پردازد؛ جمله معروف را در دادگاه نظامي مي گويد: "حقيقت؟ تو نمي تواني حقيقت را تحمل كني." ولي دانش سخنوري غير از سخنراني است، اگرچه اين دانش بر اساس نطقهاي تاريخي و نطاقهاي زبردست قرار دارد.

در قديم سخنوري شامل  نطق در مراسم ملي/ ديني، ارايه مورد قضايي براي دفاع، خطابه سياسي براي مدح/ ذم كسي معمول بود. پس يكي از دلايل شكوفايي زبان انگليسي و فرانسه در تقابل با ژاپني و آلماني دمكراسي موجود در دو كشور اول مي باشد.  گفتمان سخنراني قانوني و سياسي كمك به پيشرفت سخنوري، نظريه نقد، نقد ادبي، فلسفه، روش شناسي در علوم اجتماعي، تاريخ، علوم مربوط به قانون مي كند.  در فارسي يكي از دلايل عقب ماندگي 2 رشته منطق و فلسفه نبود دانش سخنوري است.  نگاهي به نشريات فارسي اين عقب ماندگي را نشان مي دهد. سطح منطق و فلسفه در فارسي در ابتدايي ترين مرحله يعني ترجمه واژه ها، تعريف هاي اين 2 رشته دانش، تدوين و ترجمه متون عتيق مي باشد.  چنانكه اكنون با رسانه هاي شبكه جهاني وب خواندن ترجمه گفتمان هاي استادان فلسفه و منطق غربي براي حتي فارغ التحصيلان دانشگاهي ناخواندني، مشكل فهم، ثقيل اند.  زيرا در دروس دبيرستاني و دانشگاهي اصول 3 رشته سخنوري، فلسفه، منطق گنجانده نيست. ترجمه كتب مدرن مربوط به 2 رشته منطق و فلسفه در سطح دانشگاهي براي گرفتن نمره قبولي مي باشد.  پيدايش و آفرينش آثاري در منطق و فلسفه از طرف فارسي زبانان شايد در نيم قرن بعدي امكان پذير باشد.  البته اين تنگي در زبان تركي و عربي هم ديده ميشود ولي در هندي و عبري برطرف شده است؛ زيرا مي توان تك نگاري هاي آكادميك در منطق و فلسفه را در اين دو فرهنگ آخري ديد. نيز، مراوده پژوهشي و مدرسي بين اينها و مراكز آموزشي، تحقيقي، انتشاري غرب را مي توان ديد.

ابزار سخنوري

در قرن 21 م بخاطر رسانه هاي گروهي دانش سخنوري در جهان رشد كرده است. رسانه گروهي شامل اس ام اس تلفن همراه، گپ/ پادكست رايانه اي، مصاحبه هاي تلفني/ تلويزيوني، فيلمسازي، نمايشنامه، كليپ سمعي/بصري در اينترنت، ويديو يا سكانس قابهاي پويا/ وبكم بصري/ مايك سمعي، تلويزيون ماهواره اي، كنفرانس از راه دور با ويديو، راديو/ تلويزيون اينترنتي، يوتيوب براي بارگذاري تصاوير پوياي صدادار است.  اصولن اينترنت اين امكان را مي دهد كه برنامه هاي سمعي، بصري، متني را كاربر هرگاه كه خواست بارگذاري كرده؛ از سرور دور به رايانه روي ميز، منتقل كرده، بيرون بكشد. فن آوري وب، مانند داشتن دي وي دي براي ديدن محتواي آن در خانه، بيرون كشيدن محتواي آماده بارگذاري در زمان دلخواه را ميسر مي كند. اين بيرون كشيدن pull در مقابل فن آوري پيشين است كه برنامه بوسيله فرستنده در زماني مشخص براي گيرنده هاي منتظر پخش مي شد؛ در ساعاتي بعد تكرار مي شد.  فن آوري پخش محتوا در قرن 20م مانند اكزان فيلم در سالن سينما بود. يعني پخش push مثلن اخبار بوسيله راديو در زماني مشخص با دريافت شنوندگان منتظر در پشت وسيله ارتباطي همزماني داشت. ولي اين معادله در قرن 21م دگرگون شد. اكنون يك برنامه را در هرزمان دلخواه كه كاربري به سرور شبكه وب براي بيرون كشيدن/ بارگذاري آن وصل شود مي تواند ببيند.  چون اين برنامه ها آرشيو مي شوند، لذا هميشه براي بارگذاري از راه دور آمده اند. توجه شود تقليل تعداد سينماهاي كشوري عمدتا بخاطر رويكرد طالبان فيلم به اينترنت، دي وي دي، تلويزيون ماهواره اي و كابلي است؛ ميتوان اين افت را در سرانه كتابخواني كشوري نيز ديد. سرانه كتابخواني از فروش عنوانهاي سالانه كتاب و جمعيت باسواد كشور بدست مي آيد؛ اين معيار با ورود اينترنت بايد تصحيح شود.

بارگذاري 2 بخش دارد:

 بالا گذاري كه پرونده الكترونيكي از مبدا محلي به سرور دوري فرستاده مي شود؛ پايين گذاري كه اين پرونده از سروري دور به رايانه مقصد روي ميز كاربر فرستاده مي شود. پادكست سخنراني و مشاركت حضار مجازي را از راه دور امكان پذير مي كند. بسياري از شهروندان مطالعات و آموزش دانشگاهي خود را از طريق اينترنت انجام مي دهند؛ گاهي هم با بارگذاري كتاب الكترونيكي آن را مي خوانند. مثلن آثار فروغ فرخزاد بوسيله دوستداران آثار او در اينترنت ذخيره اند؛ دوستداران مي توانند آنها را بار/ پايين گذاري download  كنند. يا كلي از جوانان با رايانامه‌ /پست الكترونيك/ ايميل، تارنما /ديدارگاه/ سايت،  تارنگار /وبلاگ نيازهاي خواندني خود را برآورده مي كنند. اين را با google.com مي توان انجام داد.  در مستطيل جستجو، نام كتاب فروغ را نمونه وار " فرخزاد اسير" تايپ كنيد؛ منابع حاوي اين نام يا كتاب روي صفحه تصويرگر ظاهر مي شوند تا بارگذاري شوند. 

بُردار كنوني

 رابطه شعر و سخنوري از 2500 سال پيش در فرهنگ ادبي بشر تبيين يافته است. در شرايط كنوني هم مي توان اين رابطه را به روز كرد؛ از منابع غربي اصول نظري را ترجمه كرد؛ از آثار سخنراني و شعري فارسي/ دري نمونه هاي گزيد تا اصول ادبي مدرن سخنوري در فارسي را تدوين كرد.  در قرن كنوني سخنراني از جرگه حضوري بسي فراتر رفته، با فن آوري هاي رايانه اي، بصري، سمعي جهاني شده. اين رسانه هاي گروهي افزون بر امكان همايشها، سخنراني ها، مجلس نمايندگان، جرگه هاي صنفي/ حرفه اي/ حزبي كمك به رشد سخنوري هم كرده اند. ولي هنوز محتواي اين رشد نقد، طبقه بندي، تبيين نشده.  دكتر شهرام بشرا در زمينه شعر با ترجمه مقولات مربوط به سخنوري، گامهاي نخست را در ادبيات مدرن فارسي برداشت ؛ در يك وبلاگ كارش را نشر كرد.

دكتر فروزان سجودي هم از جنبه نشانه شناسي برخي از آرايه هاي ادبي را با استناد به منابع غربي و نمونه هايي در شعر فارسي بطور ارزنده اي واشكافي كرد.  دكتر بيژن باران در جستارهاي زنجيره اي مي كوشد تا آفرينش، نويسش، خوانش، ادراك شعر را با مقوله هاي اعصاب، روحيات، شخصيت شاعر/ مخاطب در ارتباط قرار دهد تا رمز پايداري شاعران رده يك مانند فردوسي، خيام، مولانا، حافظ، نيما، فروغ، شاملو را تبيين كند؛ نشان دهد كه شاعران درجه 3 و4 حاشيه اي اختلالات در روحيات و شخصيت داشته اند كه موجب افت محبوبيت آنها پس ار مرگشان شده. بقول تهراني ها  در عصر حاضر، بدون كمك دولتي آنها "تنبان خود را نمي توانند بالا بكشند" چه رسد به خوشگذراني، امرار معاش، درآوردن هزينه خانواده. در زمان حيات آنها دور و بر قطبهاي قدرت، ثروت، منزلت فرصت طلبانه مي پلكند.  ُشهرگي آنها در حياتشان با نزديكي آنها به دولت و بلندگوهاي آن، شهرتي تبليغي و غيرتاريخي بآنها مي دهد.  پيشينيان انان شعراي دربار سلطان محمود غزنوي بودند. اينها علم سفيد تسليم "نوعي از هنر" و شعر ناب را در توي اتاق و پشت پنجره محافلشان تكان مي دادند و مي دهند. در زمانيكه شاعران مردمي در انبوه دوستداران چند هزار نفري شعر خواني و سخنراني مي كردند؛ كاست شعرخواني انها نقل محافل دانشجويي بود.

چون در گذشته سنت سخنوري بخاطر نبود مجلس نمايندگان، دادگاههاي قضايي، مجالس بحث در خاور ميانه رشدي نكرده؛ لذا بايد از غرب اصول سخنوري را ترجمه كرد.  نمونه هاي سخنراني را در فرهنگ مدرن جمعآوري كرد تا بتوان قواعد آنرا در بستر فرهنگ خاور ميانه استخراج كرد. اين قواعد را بر شعر مدرن و پسامدرن فارسي انطباق داد؛ آنرا تكميل كرد.  چون زبان شعر نو به زبان محاوره فارسي نزديك است؛ از اينرو سنت بديع، قافيه، عروض گذشته زياد بكار نمي يآيد.  ديگر اين كه سخنوري در غرب از علوم جديد روانشناسي، جامعه شناسي، عصب شناسي كمك گرفته؛ رشد پيگيري هم داشته است. نيز، قواعد نويني براساس نمونه هاي شعري و سخنوري مانند خطابه هاي تاريخي سياستمداران خاور ميانه در مجامع ملي و بين المللي بايد تبيين و تدوين شوند.  اين جستار گامي در اين راستا ست تا نخست، قواعد سخنوري را با نمونه هاي از شعر مدرن فارسي نگاشته.  تا بتوان اين قواعد را در نهادهاي آموزشي براي تربيت سخنرانهاي نسل جديد بكار برد. شاملو در شعرخواني روي كاست، سبك نويني را در گفتار فارسي آغاز كرد.  اين سبك نياز به حفاري و غور دارد تا ضوابط لحن، توناليته، جذبه، مكث، فراز/ فرود حجم صدا، تندي /كندي خوانش آن تشريح شوند.

زبان

 در تحليل زبان ادبي 2 برداشت از ان مي شود: زبان لفظي literary كه بيان فاكتها بدون غلو و دگرگوني موضوع است؛ سخن تجسمي كه بيان فاكتها با قياسهاي شبيه برويداد موردنظر با كمي غلو  توام است.  در تحليل لفظي، معني كلمات آن است كه در يك قاموس همگاني تصريح شده؛ در حالي كه كلمات لايه هاي تجسمي معني هاي اضافي را هم تلويح مي كنند. وقتي چشم/ گوش انسان پيام را مي گيرد؛ ذهن بايد اين داده را تعبير كند؛ آنرا به معني براي فهم تبديل كند. اين روند نياز به يك 4چوب شناختي دارد كه از حافظه، تمام معني هاي ممكن را يافته؛ در كاسه فعال cache بارگذارد؛ تا معني درست را براي كلمات متن بكار برد.  در اين روال نه تنها معاني مشترك يا لفظي بيرون كشيده مي شوند؛ بلكه معاني ديگري  هم كه نويسنده منظورش بوده، فعال مي شوند. نمونه: جمله "فلات تشنه است؛" 2 معني قاموسي و تلويحي را قاطي مي كند. فلات كه زنده نيست تا تشنه باشد.  خواننده مي فهمد كه معني قاموسي و لفظي نامناسب است.  او با تجربه فردي مي داند كه حس تشنگي از خشگي ناشي مي شود؛ پس معني جمله فوق را برابر با "فلات خشك است" گرفته، بدرستي آنرا بطور تلويحي درمي آبد. اين نوع ادراك در مغز با شبكه هاي عصبي مجاور يا ناظر ميسر مي شود.  زبان لفظي در ژورناليسم، كتب فني، مقالات و گزارشات بكار برده مي شود.

برداشت 2م، سخن تجسمي  figure of speech، را زبانشناسان تا 250 نوع گوناگون شمارش كرده اند.  در اين اواخر اين انواع را به 2 گروه اصلي بخش كرده اند:  استعاره اي metaphor وقتي كه 2 چيز را مي توان جانشين هم خواند؛ دگرنامي metonymy وقتي كه 2 چيز را مي توان همنشين/ مجاور هم خواند. در نمونه پارگراف فوق تشنه جانشين خشگ شده است؛ تا ادراك آن درست انجام شود. براي بسيط كردن اين مجردات چند نمونه آورده مي شوند.  نمونه اول:  يارو سگ شد؛ بجاي عصباني سگ جانشين شده. استعاره بخاطر تشابه 2 مقوله باهم است. پس سگ استعاره بصري براي عصباني تجريدي جانشين مي شود. نمونه دوم: پرسپوليس برد؛ بجاي تيم بازيكن نام پرسپوليس بكار رفته. اين دگرنامي براساس پيوستگي/ تداعي 2 مفهوم است. يعني پرسپوليس همنشين يا مجاور تيم بازيكنان فوتبال است. نمونه سوم: زبان فلات فارسي است.  در اين جمله عضو زبان برابر عضلات دهاني با معني دگرنامي براي گويش ساكنان فلات بكار رفته. نمونه چهارم: باليوود بيشترين فيلم را توليد مي كند.  باليوود محله اي در مومباي است ولي با دگرنامي بمعني صنعت فيلم  همه هندوستان بكار رفته است.  اين بحث را دكتر سجودي در مقاله استعاره، مجاز، .. در منبع فوق الذكر ارايه داده است.

در قسمت بعدي گزيده اي از نامها و تعاريف آرايه هاي سخن تحسمي خواهد آمد؛ سپس در اشعار نو نمونه هايي از آنها يافته، بصورت نقل قول ارايه خواهند شد.  در شكل زير از 100 كاركرد مغز زبان و منطق گزيده شده؛ ورودي ها، خروجي ها، پارامترها، متغيرها بطور موجز نام برده شده اند. ديگر مقولات در بخش بعدي واشكافي خواهند شد.  زبان و منطق دو كاركرد مغزي ندكه در سخنوري و شعر اصلي هستند. براي محدوديت طولي در اين جستار خلاقيت، احساس و ديگر كاركردهاي مغز كنار گذاشته شده اند.

___________

پانويسها 

۱- مولف آگاهانه از كاربرد 2 واژه علم و صنعت در مقولات مربوط به بديغ، بلاغت، ادبيات عدول كرده؛ زيرا در عصر مدرن اين 2 واژه معناي ويژه خود را دارند.  علم در رابطه يا اصول جهانشمول تجربي و نظري است؛ صنعت در رابطه با مهندسي محصولات با ابزار توليد مدرن است.

2- برابرهاي انگليسي براي پاره اي از واژه هاي تخصصي آمده كه هنوز جانيافتاده اند.  بسياري از واژه هاي تخصصي فنون گذشته از زبان فرانسه آمده اند. ولي اكنون انگليسي سرچشمه لغوي براي وازه هاي نوين مي باشد؛ بويژه در فنون راديو، سينما، اينترنت، پزشگي، دارويي، شيمي، مكانيك، علوم انساني، حسابداري.

3- منابع با ابرپيوندهاي مستتر hyperlink در متن آورده شده.  اگر اشاره گر cursor موش بر صفحه تصوير monitor قرار گيرد، لينك منبع نمودار مي شود.  با كليك كردن روي آن كاربر به پايگاه site حاوي مطلب برده مي شود. البته اين استتار منبع باعث مي شود كه منابع در چاپگر بروي كاغذ ناپديد شوند.

4- انقلاب مشروطيت ايران در 1906م با جنبش مردم در تبريز، تهران، مشهد، اصفهان، باكو، استانبول، نجف در يك روند خونين به تفكيك قواي مقننه، اجراييه، قضاييه و ايجاد مجلس شوراي ملي منجر شد.  در افغانستان، شاهزاده امان الله با سفر به اروپا، با تمدن غرب آشنا شد. در بازگشت، در ۱۹۲۶م او فرمان مشروطيت را توشيح كرد؛ براي اجراي اصلاحات سريع سياسي مانند مساوات قاطبه مردم، اجتماعي مانند كشف حجاب، فرهنگي مانند تاسيس مدارس پسرانه و دخترانه.

 

* podium = جايگاه سخنراني.

منابع:  چون اين سري جستارها برخط online ند؛ از اينرو تنها منابع نرم موجود در وب جهاني بكار رفته.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]


عوامل موثر در توليد صدا

 در هنگام سخنراني، درس دادن و يا معرفي كردن خود، چهار عامل موثر در توليد صدا وجود دارد كه نسبت به عوامل ديگر تاكيد بيشتري روي آنها داريم.


1-محيط


- مخاطبان چه مقدار از فضا را اشغال كرده اند.
- وضعيت سالن، كلاس درس و يا اتاق كارآموزي چگونه است؟
- چه تجهيزاتي وجود دارد؟
- مخاطبان در چه فاصله اي از جايگاه گوينده قرار گرفته اند؟
- مشخصات و ويژگي هاي صوتي اتاق چگونه است؟

نكاتي درباره محيط
اگر در فضاي وسيعي مشغول سخنراني هستيد، سعي كنبد از ميكروفن استفاده كنيد. بايستيد، طوري كه همه شما را ببينند و صدايتان هم تاثيرگذار باشد.
از شنوندگان بخواهيد از رديف جلو شروع به نشستن كنند، طوري كه صندلي خالي وجود نداشته باشد (اين كار از ميزان سختي كارتان مي كاهد).
ويژگي هاي صوتي اتاق، به شكل، اندازه و جنس وسايلي كه اتاق را در برگرفته اند، بستگي دارد. اگر فضاي اتاق به گونه اي است كه صدايتان در آن انعكاس پيدا كرده و سپس كم مي شود، خودخوري نكنيد.
براي سهولت كار، اتاق را با سقف كوتاه انتخاب كنيد كه صدايتان را به خود جذب كند و سپس وسايل را به دقت بچيند. 
بدن هاي شنوندگان هم مقداري از صدا را به خود مي گيرند.
كنترل راه هاي ورود و خروج هوا، چگونگي قرار گرفتن مخاطبان و روشن بودن اتاق از ضروريات است.

 

2- تقاضا
هرچند وقت يك بار به صحبت كردن، ارايه يك مطلب و يا تدريس نياز پيدا مي كنيد؟
براي چه مدتي به حرف زدن نياز داريد؟

چند نكته
اگر سخنراني مهمي در برنامه خود داريد، سعي كنيد زماني را براي استراحت صداي خود در بين ارايه كارها و يا درس هايتان در نظر بگيريد. البته اين امر هميشه براي معلمان و استادان امكان پذير نيست. براي اين منظور مي توانيد از غروب ها و تعطيلات آخر هفته استفاده كنيد. 
اگر لازم است بيشتر از ده دقيقه بدون وقفه سخن بگوييد، بهتر است  براي جلوگيري از خشك شدن گلويتان چند جرعه آب بنوشيد.
لازم است بدانيد براي سلامتي خود و جذب بيشتر مخاطب به مكث كوتاهي نياز داريد. 
اگر سر و صدا زياد است و يا سيستم هاي صوتي ضعيف عمل مي كنند، در صورت امكان سخنان خود را خلاصه كنيد.


تدابير شخصي


عوامل زير هم تاثير به سزايي روي صداي شما دارند:


- شكل ظاهر
- جنس و سن
- تجارب شخصي
-  سلامتي
- روشن بودن انگيزه و هدف برقراري ارتباط
- به تجربه قبلي خود مبني بر استفاده از صدايتان در جمع توجه كنيد.

نكاتي درباره تدابير شخصي
دقت داشته باشيد كه سطح زندگي، سلامتي و كاري كه داريد روي مكانيزم بيانتان اثر مي گذارد. تعداد سخنراني هاي خود را آنقدر زياد نكنيد كه مجبور به استراحت و بازيافتن سلامتي خود شويد.
 در ارايه سخنراني خود ميانه رو باشيد يعني به حرف زدن آرام و كلمه به كلمه تكيه نكنيد (مخاطبان هنگامي بيشتر جذب مي شوند كه سخنران در حرف  زدن خود اعتدال را رعايت كند).
تا انجا كه امكان دارد شيك و خوش اندام باشد. تمرين هايي از قبيل دو، شنا، پياده روي سريع و دوچرخه سواري براي رشد سلامتي و تنفس سريع موثر هستند. يوگا و مديتيشن هم براي تمركز و تنفس سريع مناسب هستند.

3- تكنيك
فن بيان خوب در هنگام استفاده از صدا بسيار مهم است. فن بيان ضعيف مشكل ساز بوده و مي تواند خسته كننده هم باشد.
 نگهداري و مراقبت از صدا بسيار ضروري است، درست همانطور كه به شيك لباس پوشيدن و مراقبت از خود در برابر بيماري اهميت مي دهيد.
توجه داشته باشيد كه صدايتان پيشرفت نمي كند مگر اين كه خودتان سعي كنيد آن را پرورش دهيد.

چگونگي به وجود آمدن صداي تاثيرگذار
يك صداي تاثير گذار شامل اين موارد است:
سرزنده بودن: به عنوان عنصر تفكيكي براي تعديل صدا و آهنگ
رتبه بودن صدا: براي تركيب سطح مناسب صدا با آنچه كه مشاهده مي كنيد.
شفافيت: توليد صداي رسا كه مشخص و واضح باشد. منظور از وضوح اين است كه صدا، نه شنونده را كر كند و ب=نه به صورت زير لب و نجواكنان باشد.

تمرين 1
متن شامل 200  كلمه انتخاب كرده و در حالي كه تصور مي كنيد كسي مقابل شما نشسته است، ابتدا يك بار متن را به طور آهسته و با صداي بلند بخوانيد. بايستي و اين طور تصور كنيد كه پنجاه نفر در فضايي وسيع مقابل شما نشسته اند. اكنون متن را تكرار كنيد. همان گونه كه ناگزيريد صدايتان را بلند كنيد، مطمئن باشيد كه عوامل سرزنده بودن، رسا بودن صدا و شفافيت هم افزايش مي يابند. نكاتي را كه از اين تمرين فهميده ايد، يادداشت كنيد.

چگونه صدا مكمل جريان برقراري ارتباط مي شود؟
«آنچه كه مرا متنفر مي سازد موضوع سخنراني نيست، بلكه نحوه ارايه آن است.»
آنتوني كلئوپاترا و شكسپير
نحوه ارايه مطلب بسيار تاثيرگذارتر از خود كلمات مي باشد.

عناصر پايه اي برقراري ارتباط انساني
وضعيت جسماني: به معناي ابزار انتقال  اطلاعات و توسط اشارهذ و حركات بدني در هنگام سخن گفتن.
فاصله: فاصله حفظ شده بين شنوندگان.

تمرين 2
تلفني در حال صحبت كردن با شخصي هستيد كه تا به حال او را نديده ايد. احساسي را كه نسبت به اين شخص پيدا مي كنيد بنويبسيد. به نظرتان چرا اين گونه احساسي پيدا كرده ايد؟
اكنون احساسات خود را نسبت به كسي كه او را ملاقات كرده ايد با احساسات قبلي خود مقايسه كنيد.  چقدر تفاوت بين اين دو نوع احساس مي بينيد؟ وقتي براثي برقراري ارتباط، فقط صداي طرف مقابل را مي شنويم، منحصرا بر اساس همين صدا يك تصوير ذهني درباره او مي سازيم. اغلب اوقات هم اين تصوير ذهني اشتباه از آب در مي آيد.

 گزيده اي از كتاب ريچارد پين

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-182.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

هنر ترغيب مخاطبان (۴)

هنر خوب گوش دادن (۲)

اصول و ادبيات خوب شنيدن (حسن استماع )

-         با خوب شنيدن ،  ارزياب دقيق نكته هاي پرسش پرسشگر باشيم و هر موضوع غريب و تازه در  سخن مخاطب را  ، در همان لحظه و جلسه ، رد نكنيم و در برابر مخاطب ، موضع مخالف نگيريم  . ( ابوعلي سينا : كلّما قرع سمعك من الغرائب فذره في بقعة الامكان ما لم يذدك عنه واضح البرهان . الاشارات و التنبيهات : ۳ / ۴۱۸ )

-         حتي سخن بي دليل و ناحق مخاطب را خوب بشنويم و سخن حق را مستدلّ و زيبا بگوئيم . خوشايندي و خشنودي مخاطب از سخن ناحق و بي دليل ، ملاك و مصداق گفتگوي حرفه اي و خوب شنيدن و خوب پاسخ دادن نيست .

-         با خوب شنيدن ، نكته هاي تازه اي در كلام پرسشگر را جستجو كنيم و به مخاطب بگوئيم كه نكته تازه اي در كلامش بود و از او تشكر كنيم .

-         هيچگاه مخاطب و پرسشگر را به دليل عقايد خاص يا باورهاي نادرست ، شماتت و سرزنش نكنيم .

-         درمقام حسن استماع ، پرحرفي متعارف مخاطب را تحمل كنيم و درمقام پاسخگوئي ، پرحرفي نكنيم .

-         خلط مبحث نكنيم . پاسخ هارا درهم و انبوه نكنيم . پاسخ بايد شفاف و درست باشد .

-        خوب بشنويم و با توجه به مقصود و منظور مخاطب ، به پرسش او پاسخ دهيم . نه به آن چه سؤال نكرده و نخواسته . چه ناگوار است كه مخاطبي در حضور حضّار ، از سخنران انتقاد كند كه به سؤالش ، دقيقا توجه نكرده است .

-         پاسخ منطقي و درست ارائه كنيم . آن چه مي دانيم بگوئيم و از اظهار نظر درباره آن چه نمي دانيم و در حوزه تخصص ما نيست ، خودداري كنيم و بگوئيم : نمي دانم . ( لا ادري نصف العلم )

-         در شنيدن ، زيبا شكيبا ئي كنيم ؛ و در پاسخ دادن ، دقيق و صبورو پر حوصله باشيم . شتاب نكنيم تا بتوانيم پاسخي درست ارائه كنيم . گاهي چند پرسش در يك پرسش مخاطب است . خوب بشنويم و به همه موارد پاسخ دهيم .

-         چه بسا با خوب نشنيدن كلام ديگران ، محكوم مي شويم گر چه دلائل در اختيار ما و حق با ماست و چه بسيار ، پاسخ مخاطب ، نهفته در پرسش اوست و با خوب شنيدن ، مي توان به كمك نكته هاي سؤالش ، پاسخ داد  .

-        با خوب شنيدن ، به شخصيت و سخن مخاطب احترام بگذاريم و پيش از اتمام پرسش مخاطب و انعقاد كلامش ، اقدام به پاسخگوئي و اظهار نظر نكنيم .

-         مخاطب را در كامل شدن جمله اش كمك نكنيم مگر خودش مايل باشد .

-         پيش از آن كه متوجه مقصود مخاطب نشده ايم ، پاسخ ندهيم . مخالفت نكنيم و ناآگاهانه ، به داوري ننشينيم .

-         خوب بشنويم و ساكت باشيم تا حرف و پرسش مخاطب تمام شود . همزمان با صحبت كردن مخاطب صحبت نكنيم . از او بپرسيم سخنش تمام شده ؟ سپس پاسخ دهيم .اگر پرسش مخاطب نا مفهوم بود ، با احترام از او بخواهيم پرسش را تكرار كند .

-         پرسش مخاطب را تكرار كنيم تا يقين كند به حرفش خوب گوش داده ايم و شنونده خوبي هستيم .

-         ضمن خوب شنيدن ، در صورت امكان ، نكته هاي مهم پرسش مخاطب را يادداشت كنيم . ( البته به خوب شنيدن صدمه اي نزند و تمركز لازم را داشته باشيم )

-         از مخاطب ، پرسشي خارج از موضوع نكنيم .

-         اگر پرسش مخاطب ، مربوط به موضوع سخنراني يا جلسه  گفت و گو نيست ، محترمانه تشكر و پاسخگوئي را به فرصت ديگري موكول كنيم .

-         متناسب با سن و سال ، پايگاه علمي و اجتماعي و جنسيت  و شخصيت مخاطبان ، برخورد كنيم و پاسخ دهيم . در عين حال به رعايت اصول عمومي احترام به همه مخاطبان ، پايبند باشيم .

-         از رفتار و گفتاري كه به تحقير مخاطب چه در خلوت و چه در جلوت مي انجامد ، بپرهيزيم .

-        با زبان بدن ، كراهت و بي ميلي خود براي شنيدن سخنان مخاطب را ابراز نكنيم .

-         چنانچه به هر دليل ، مخاطبان و حضار به سؤال پرسشگري خنديدند ، ما نخنديم ( استفاده خوب اززبان بدن )

-         هرگز عصباني نشويم و با فرياد و صداي بلند ، پاسخ مخاطب را ندهيم .

-         با پرسش بي جا ، ناگوار و نا به هنجار اگر مواجه شديم ، عصباني نشويم و خونسرد بمانيم .

-         در خوب شنيدن ، عادل باشيم . اين فرصت را بين همه مخاطبان و پرسشگران و طرف هاي گفت و گو ، برابر ، توزيع كنيم .

-         نوبت مخاطبان را در پاسخ به پرسش هايشان ، رعايت كنيم .

-         چنانچه براي پاسخگوئي ، به زمان بيشتري نياز داريم ، محترمانه با قراري تازه ، گفتگو را به فرصت ديگري موكول كنيم .

-         با زبان بدن ، وانمود نكنيم كه براي رفتن ، شتاب داريم يا فرصتمان كم است .

-         به هنگام طرح پرسش از سوي مخاطب و به هنگام پاسخگوئي به او ، ساكن و ثابت باشيم و محل استقرار را ترك نكنيم .

-        با متانت و آرامش ، سخنان مخاطب را خوب بشنويم و به مخاطبان و پرسشگران نا آرام و بيقرار ، آرامش خودرا منتقل كنيم .

-         زبان بدن ما ، در موقعيت هاي حساس ، گويا تر از زبان دهان ماست . هنگامي كه با دقت ، سخنان مخاطب را خوب مي شنويم و يا پاسخ اورا مي دهيم ، روبروي او بايستيم ، با گوشي همراه خود شماره گيري نكنيم ، به سقف و آسمان و اطراف نگاه نكنيم ، كيف خود را جستجو نكنيم ، سر و صورت خودرا بي مورد نخارانيم ، با شخص ديگري سخن نگوئيم ، سرگرم نوشتن مطلبي نشويم  ، با طرح پرسش انحرافي ، مسير پرسش و سخن اورا تغيير ندهيم و ..

-         هنگامي كه مخاطب سخن مي گويد و ما پاسخ مي دهيم ، با چشماني مهر آميز ، به چشمانش نگاه كنيم تا احساس كند دوستش داريم و كلام او براي ما ، ارزش بالائي دارد .

-         تكرار عبارت هائي همچون : "  از مشاركت شما در اين بحث سپاسگزارم " ، " پرسش دقيق و خوب و به جائي بود " ، " در اين جلسه از شما اطلاعات خوبي كسب كردم "  ، " حضورتان برايم بسيار مفيد و با ارزش بود " ، " به اميد ديدار شما در جلسات بعد "  و عبارت هاي اميد بخش و احترام آميز ديگر و هم چنين سپاسگزاري هاي پي در پي ، مي تواند به ماندگاري طولاني تر آثار مثبت  در ذهن مخاطبان كمك بسيار كند  و با نزديك تر شدن ارتباط سخنران و مخاطبان و تبادل انرژي هاي مثبت ، به غايت و مقصود سخنراني كه اقناع و ترغيب مخاطبان است ، دست يافت .

-         اگر ويژگي هاي مثبتي در پرسشگر پيداست ، ياد آور شويم . ( ويژگي هائي مانند : ريزبيني ، نكته سنجي ، خنده روئي ، رعايت نوبت ، واگذاري نوبت به ديگري ،  صداي خوب و ر