مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4379
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 8
همه : 4259915

پرچم هاي تازه افراشته شده : مجريان زن با حجاب

در روزگار امروزي، تلويزيون از هر رسانه ديگري به ما نزديكتر است. به ما چيزهاي تازه مي آموزد، آخرين اخبار را پخش مي كند، سرگرممان مي كند و حتي درد دل هايمان را بازگو مي كند.
تلويزيون قسمت بزرگي از وقت ما را به خود اختصاص داده و حتي جاي دوستان يا خانواده ما را هم تنگ كرده است. در بيشتر خانواده ها، تلويزيون يك عضو خانواده به حساب مي آيد كه همه خانواده در ساعاتي مي نشينند و به حرفهاي او گوش مي دهند. در بعضي خانواده هاي ديگر، اين عضو ناخوانده، جاي پدر و مادر را هم گرفته است. همه ما، مادرهاي زيادي را ديده ايم كه براي اينكه به كارهاي خانه برسند، كودك خردسالشان را جلوي تلويزيون نشانده اند و رفته اند.
اما فقط كودكان نيستند كه تحت تاثير تلويزيون قرار مي گيرند. يكي از مرجعهاي بزرگ ايجاد مد در جامعه، بازيگران و گويندگان تلويزيون هستند. نوع لباس پوشيدن آنها، تكيه كلامشان و شيوه پيرايش سر و صورت آنان، در مقياسهاي وسيع، توسط توده هاي جامعه تقليد مي شود.
در واقع در عصر ما، تلويزيون يك الگو دهنده بزرگ است كه از هر مجله مد يا روزنامه يا فيلم سينمايي، قوي تر عمل مي كند.
غربيها بسيار بيشتر از ما، درباره اين كاركردهاي تلويزيون تحقيق كرده اند و قابليتهاي آن را بهتر و بيشتر از ما مي شناسند. به همين خاطر است كه يك حمله قلدرمآبانه به كشورهايي مانند سودان، افغانستان و عراق، در افكار عمومي آن كشورها، با مخالفت چنداني مواجه نمي شود و اكثريت جامعه، بي تفاوت از كنار آن مي گذرند.
تا يك دهه پيش، انحصار رسانه هاي ماهواره اي، يا تلويزيونهاي بين المللي، كاملا در اختيار غرب بود. اما چند سالي است شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي غير غربي، جولانگاه غربيها در دنياي شرق را محدود كرده اند. شبكه هاي ماهواره اي عرب زبان الجزيره (قطر)، المنار (حزب ا... لبنان)، العربيه (عربستان سعودي) و العالم (ايران) مهمترين اين شبكه ها هستند.
در ميان اين چهار شبكه بزرگ، الجزيره از جايگاه ويژه اي برخوردار است. چرا كه از همه سابقه بيشتري دارد و نسبت به مناطق عرب زبان، پوشش قوي تري ايجاد كرده است.
مديران الجزيره هميشه سعي كرده اند با گرفتن وجه بي طرفي، خود را از دولت قطر مستقل نشان دهند. آنها حتي پا را از اين فراتر نهاده اند و با يك رويكرد سكولاريستي، شعار «تقدم كار حرفه اي بر همه چيز» را سر داده اند.
اما در يكي ـ دو سال گذشته اتفاقاتي افتاده است كه ناخواسته، الجزيره را به خاستگاه يك حركت اسلامي پر سر و صدا تبديل كرده است: با حجاب شدن زنان مجري.
مردم، مجري هاي تلويزيون را حتي از دوستانشان نيز بيشتر مي بينند. هرچه اين مجري محبوب تر باشد، الگوي قوي تري براي مخاطبان خود خواهد بود. اتفاقي كه براي بينندگان الجزيره نيز افتاده است.

1- خانم دكتر الهام بدر
خانم الهام بدر، اولين مجري زن شبكه الجزيره بوده است كه در سالهاي آغازين تاسيس اين شبكه، در آن مشغول به كار بود. او براي تكميل تحصيلات عالي خود، از الجزيره خارج شد و پس از گرفتن مدرك دكترا، هم اكنون مجري راديوي قطر است.

2- خانم خديجه بن قنه
يك روز قبل از عيد فطر سال گذشته، خديجه بن قنه، مشهورترين مجري زن شبكه ماهواره اي الجزيره، تصميم گرفت تا با حجاب شود. او از سال 1998 گرداننده مهمترين بخشهاي خبري الجزيره بوده است. هنگامي كه او با حجاب كامل بر صفحه تلويزيون ظاهر شد، زنگهاي تلفن الجزيره به صدا درآمد. با حجاب شدن اين مجري زن پر آوازه، بينندگان زيادي را تحت تاثير قرار داده بود.
خديجه بن قنه الجزايري گفته است كه او براي گرفتن تصميم قطعي با حجاب شدن و «راندن شيطان»، سه سال مردد بوده است. در اين مدت، مديران الجزيره نيز او را، تحت هيچ فشاري قرار نداده بودند.
او مي گويد: من سالهاست كه بر سر اين موضوع با خود كلنجار ميرفتم، به دنبال آن با چند نفر از روحانيون منطقه مشورت نمودم و آنها مرا تشويق نمودند كه حجاب اختيار كنم ، اما زماني كه نظر جاسم العلي (مدير سابق الجزيره) را جويا شدم، او اظهار داشت پوشش لباس يك «مسأله شخصي» است و شما كاملاً آزاد هستيد درباره نوع آن تصميم گيري كنيد. خديجه در نهايت ميگويد، بالاخره « شيطان را شكست دادم» و حجاب را انتخاب كردم. 
دو سال پيش از اين تصميم بن قنه، الجزيره آزمايشهايي تصويري را به عمل آورد تا مطمئن شود كه حضور بن قنه با حجاب اسلامي در استوديو، مشكل حرفه اي را در پخش اخبار ايجاد نمي كند. اما او هنوز مردد بود كه هنگام نمايش بر صفحه تلويزيون، با حجاب ظاهر شود يا نه.
خديجه بن قنه هنگامي توانست به تصميمي قطعي برسد كه در برنامه «شريعت و زندگي» شبكه الجزيره، با يك روحاني مصري به نام «عمر عبدالكافي» آشنا شد.
در نخستين روز با حجاب شدن خانم خديجه بن قنه، 1400 نامه الكترونيكي به دست او رسيد كه از اين كار وي حمايت مي كردند.
بيشتر مالكيت شبكه ماهواره اي الجزير به دولت قطر تعلق دارد و اين شبكه توانسته ميليونها بيننده عرب زبان را به خود جلب كند.
با حجاب شدن خديجه بن قنه بازتاب بسيار وسيعي در سطح جهان داشته است. خبرگزاري آسوشيتيتد پرس، خبرگزاري بي بي سي و اكثر روزنامه هاي دنياي عرب اين خبر را پوشش داده اند و عكسهايي از وي را، قبل و بعد از با حجاب شدن منتشر كرده اند.
متن خبر خبرگزاري بي بي سي در اين نشاني قرار دارد.
جوانان عرب نيز، در اقدامي خودجوش، نامه اي تهيه كرده اند و با توزيع آن در اينترنت، از ديگران خواسته اند تا آن را امضا كنند و در حمايت از خديجه بن قنه، به پايگاه اينترنتي شبكه الجزيره ارسال كنند.
شبكه «انشاد العالمي» با همكاري موسسه «امواج البحرين للانتاج الفني» نيز، سرودي را ساخته و به خديجه بن قنه تقديم كرده اند. براي شنيدن اين سرود مي توانيد به اين نشاني مراجعه كنيد.
موج با حجاب شدن زنان مجري، قبل از خديجه بن قنه، با خانم دكتر الهام بدر آغاز شد. او نيز مجري شبكه الجزيره بوده است.

3- خانم عصيف
خانم عصيف يكي ديگر از مجريان قديمي شبكه الجزيره است. او در اسفند ماه 1382، با حجاب كامل بر صفحه تلويزيون ظاهر شد.
خانم عصيف اصالتا عراقي است و هم اكنون نيز در دفتر شبكه الجزيره در عراق، فعاليت مي كند.
جالب اينجاست كه مسئول روابط عمومي همين دفتر در عراق، خانم صفانه، بي حجاب است.

4- خانم ناديا گابريل
موج مجريان زن با حجاب، به شبكه هاي عرب زبان محدود نيست.
در سال گذشته، كشور پادشاهي سوئد، با وضع قوانيني، آزادي مذهب و فرهنگ را به رسميت شناخت. اين تصميم در همان دوراني بود كه فرانسه و بعضي ايالتهاي آلمان، به دنبال قانوني براي ممنوعيت حجاب در نظام آموزشي اين كشورها بودند.
در حال حاضر، در سوئد، زنان باحجاب در بخش‌هايي چون پستخانه، بيمارستان‌ها و مراكز آموزشي مشغول به كار هستند. هر زن باحجابي كه به دليل داشتن حجاب مورد انتقاد قرار گيرد، يا حقي از او ضايع شود، مي‌تواند با مراجعه به محاكم قضايي شكايت كند. چندي پيش، يك دختر مسلمان به دليل داشتن حجاب از يك فروشگاه اخراج شد. اين دختر با مراجعه به دادگاه از كارفرمايش شكايت و دادگاه راي به بازگشت او به سركار صادر كرد. 
در حال حاضر، در سوئد، زنان سوئدي يا غيرسوئدي مي‌توانند بدون برداشتن حجاب، كارت شناسايي يا پاسپورت داشته باشند. 
اما اين قانون جديد سوئدي به تلويزيون اين كشور نيز كشيده شد. در مهر ماه 1382، تلويزيون سوئد به خانم ناديا گابريل اجازه داد تا با حجاب اسلامي، به عنوان مجري برنامه جديد «موزائيك»، بر صفحه تلويزيون حاضر شود و به عنوان اولين مجري زن با حجاب در رسانه هاي غربي، با زبان خود مسيحيان، با آنان حرف بزند.
برنامه موزائيك درباره حضور مهاجران در جامعه سوئد است.
خانم ناديا گابريل متولد سوئد است و مي تواند به دو زبان عربي و سوئدي صحبت كند.
قرار بود از اوايل سال 2004 ميلادي، او يك برنامه آشپزي جديد را هم اجرا كند.
جالب اينجاست كه در تلويزيون سوئد، نمايش فيلمهاي غير اخلاقي ممنوع است.

5- سه مجري زن باحجاب مصري
در همين روزگار، پس از اينكه سه مجري زن تلويزيون دولتي مصر، با حجاب بر صفحه تلويزيون ظاهر شدند و حاضر نشدند تا حجاب خود را بردارند، از ادامه كار منع شدند.
مطابق قانون اساسي مصر، اسلام دين رسمي است و شريعت اسلامي منبع اصلي قانونگذاري است. 
مجريان زن مصري نيز به همين نكته استناد كرده اند.آنها تصميم گرفته‌اند عليه كانال‌هاي دولتي اقامه دعوا كنند.
به گزارش سايت البوابه، يكي از اين خانم‌ها گفته است در قرارداد رسمي‌اش منعي براي پوشيدن حجاب وجود ندارد و تلويزيون با اين كارش، حقوق اساسي او را ناديده گرفته است. 
در حال حاضر، زنان مصري هر روز بيشتر و بيشتر به پوشش حجاب اقبال نشان مي‌دهند.
كميسيون آزادي هاي اتحاديه روزنامه نگاران مصر با انتشار بيانيه اي با اين سه مجري محجبه ابراز همبستگي كرده است. 
در اين بيانيه آمده است: ممنوع كردن يك مجري محجبه زن از ظاهرشدن در تلويزيون به علت ممانعت از برداشتن حجاب خود با اصول دين اسلام مغاير است و اين اقدام با اصول و مقررات قانون اساسي كشور نيز تناقض دارد، چرا كه براساس آن، قانون اسلامي (شريعت) منبع اصلي قانونگذاري در كشور است و اين قانون آزادي و برابري ميان شهروندان را تضمين كرده است. 
اين بيانيه را محمد عبدالقدوس، گزارشگر كميسيون آزادي هاي اتحاديه روزنامه نگاران مصر امضا كرد اما يحيي قلاش، دبير كل اتحاديه، آن را رد نمود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-72.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

لباس هاي مناسب جلوي دوربين

دربسياري از برنامه‌ها، هنرمندان لباس هاي خود را مي‌پوشند. آنها با لباس هاي خود احساس راحتي مي‌كنند و احتمالا انتخاب خود را از روي فكر و منطق انجام مي‌دهند. بنابراين گروه توليد بايد قبل از هرگونه اظهار نظر در مورد نامناسب بودن لباس هاي موجود در بايگاني استوديو،‌ احساسات و علايق بازيگران را در نظر بگيرند.
مشكل انتخاب :
طرح: لباسهاي گشاد و شل و وارفته، ‌بدون طرح و شكل خوشايند،‌ حالتي نازيبا و كيسه مانند به پوشش انسانس مي‌دهند.
رنگ :
- لباس هاي تيره‌رنگ و ساده به طور معمول در برابر دوربين تلويزيوني موفقترند.
- بهتراست از لباس هاي با رنگ بسيار روشن احتراز شود. رنگهاي تند و قوي در نماهاي بسته‌تر پرخاشگر و خشن به نظر مي‌رسند. علاوه بر آن،‌ رنگ تند آنها روي گردن و صورت انعكاس پيدا مي‌كند.
- سيگنال برخي رنگ هاي تركيبي، ‌هنگام تدوين تصاوير دو دوربين، تغييرات كمي پيدا خواهند كرد ( مثل رنگهاي ارغواني و بنفش).
- هنگامي كه از سيستم كروماكي (chromakey) يا برش فام استفاده مي‌كنيم، ‌هر رنگ آبي كه درلباس بازيگر وجود داشته باشد، ‌به اصطلاح موج (bizarre) مي‌زند و اثر تداخل رنگها را به همراه خواهد داشت.
- بهتر است رنگ و تن يا رنگمايه لباس هاي بازيگران،‌ بارنگ و رنگمايه زمينه صحنه داراي تضاد باشند.
- از تضاد بسيار زياد در رنگمايه‌ها پرهيز كنيد. رنگمايه‌هاي روشن براحتي در تصوير، ‌به اصطلاح مي‌سوزند و ديده نمي‌شوند. برعكس رنگهاي خيلي تيره، ‌توده سياه رنگي را به نمايش مي‌گذارند.
- وقتي بازيگري پيراهن سفيد و كت و جليقه بر تن دارد، فقط بخش محدودي از پيراهن سفيد از زير لباسها ديده مي‌شود كه تقريبا براي دوربين ويدئو قابل پذيرش است. اما هنگامي كه كت و جليقه را در مي‌آورد، ‌قسمت بيشتري از پيراهن سفيد نمايان مي‌گردد كه حاصل آن، ‌بازتاب مقدار بيشتري نور از روي پيراهن سفيد به سوي دوربين، و به اصطلاح سوختن آن بخش از تصوير،‌ است.
- لباس هاي تيره‌تر،‌ رنگ چهره روشن را روشن‌تر مي‌كنند. همان طور كه لباس هاي روشن،‌ رنگمايه پوست تيره‌تر به نظر مي‌رسد.
- لباسهاي با پارچه‌هاي سخت و خشن در تن بازيگران، ‌صداهاي ريز وناهنجاري ايجاد مي‌كنند كه هنگام استفاده از ميكروفن هاي گردني و يقه‌اي مشكل‌ساز مي‌شوند.
شرح تصوير:
1- از اختلاط رنگ و رنگمايه لباس بازيگران با زمينه دكور اجتناب كنيد.
2- از طرحهاي شلوغ و پر زرق و برق، ‌در لباس بازيگران و زمينه دكور، ‌پرهيز كنيد.
3- در فاصله‌هاي نزديك و معين ،‌لباسهاي راه‌راه،‌ باخطوط باريك هميشه براي دوربين ويدئو مشكل‌سازند.
 
ظاهر و سطح لباس:
لباسهاي با جنس براق و شفاف، نور را منعكس مي‌كنند و نواحي بزرگي از سطح لباس، به اصطلاح مي‌سوزد وبه رنگ سفيد يكدست ديده مي‌شود. لباسهاي تيره يا سطح و جنس براق و شفاف نيز به همين دليل تصوير نامطلوبي به‌دست مي‌دهند؛ از آن جمله‌اند لباسهاي آهاردار و پيراهن هاي از جنس ساتن و غيره كه ويژگي بازتابي بالايي دارند.
پارچه‌هاي مخمل و مخمل‌نما به قدري نور را جذب مي‌كنند كه تصوير ويژگي حجم‌سازي و برجسته‌نمايي خود را از دست مي‌دهد.
جزئيات:
زمينه‌هاي پوشاك با تضاد بسيار زياد، بويژه درنماهاي بسته، ‌تهاجمي و توفنده به نظر خواهند رسيد.
از گزينش پارچه‌هاي طرح جناغي يا چهارخانه و پيچازي،‌ كه خطوط تشكيل دهنده طرح آنها بسيار نزديك به يكديگر است ،‌يا پارچه‌هاي راه‌راه ريز،‌ بايد پرهيز كرد. با اين نوع پارچه‌ها، ‌تصويري ارائه خواهد شد كه ممكن است موجدار،‌لرزان و ابرمانند به نظر برسند. هنگامي كه تصوير اين پارچه‌ها به طور كامل واضح يا فوكوس مي‌شوند،‌ درنماهاي نزديك،‌ تماشاي آنها چشم را ناراحت مي‌كند و هنگامي كه در نماهاي باز از آنها،‌ در رنگ و رنگمايههاي ديگر مخلوط مي‌شوند.
جواهرات يا وسايل تزييني،‌ روي صفحه كوچك تلويزيون، اغلب نور را پيش از حد معمول بازتاب مي‌دهند و به نحو ناخوشايندي چشمك مي‌زنند. سايه‌هاي نامطلوبي را روي صورت منعكس مي‌كنند يا باعث نوفه‌هاي نوري و تصويري مي‌گردند .

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-67.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مجري تلويزيون

قالب بيشتر برنامه‌هاي تلويزيوني بر محور يك مجري تنها مي‌چرخد . اين شخص در نقش معرفي كننده برنامه‌ها،‌ ميزبان، مجري، گزارشگر، مفسر، گرداننده مراسم بزرگ،‌ گوينده اخبار، مربي،‌ كارشناس، ‌معلم يا استاد ظاهر مي‌گردد.
ارتباط با بيننده
مجري با بينندگان خود از راههاي مختلف ارتباط برقرار مي‌كند:
- نگاه كردن مستقيم به دوربين و صحبت كردن با بينندگان.
- نگاه كردن متناوب به دوربين و سخن گفتن درباره مطالب برنامه در حال انجام كار .
- كار كردن و ناديده گرفتن دوربين ( در اين حالت ،‌ممكن است شرحي توسط مجري و به صورت في‌البداهه،‌ يا طبق متن آماده شده قبلي خوانده شود)
- گفتگو با شخصي كه در كنار دوربين وخارج از قاب تصوير قرار دارد. بحث و گفتگو با تماشاگران حاضر در استوديو و ناديده گرفتن دوربين.
مهم اين است: مجري بداند كه كدام راه مفيد وموثر است البته گاهي ممكن است اين راه طي توليد برنامه تغيير نمايد. اگر برنامه با نظام چند دوربينه ضبط مي‌گردد و مجري بايد با دوربين صحبت كند،‌ بايد بداند كدام دوربين تصوير او را مي‌گيرد( معمولا دوربيني كه چراغ قرمزرنگ كوچكي بالاي آن روشن است) براي مجري اهميت دارد كه بداند به طور دقيق كجا و چه زماني بايستد، بنشيند يا حركت كند و محدوديتهاي نما را شناسايي كند ( به ويژه در نماهاي بسته و نزديك) .
اگر مجري مطالب را از روي متن‌رسان تعقب مي‌كند، بايد از خيره شدن و دزديده نگاه كردن به آن خودداري نمايد. كارگردان بايد اطمينان يابد كه :
- مجري متن را پيشاپيش خوانده است( احتمالا يك‌بار از روي آن نوشته است).
- او مشكلي در خواندن صفحه متن‌رسان از فاصله دور ندارد.
- او مي‌داند كه سرعت دستگاه متن‌رسان با او همراه خواهد بود ( مسئول فني ،‌ سرعت حركت مطالب را در دستگاه كنترل خواهد كرد)
- مجري از ترفند حركات سرو چشمها، تغيير حالات چهره و كتمان كردن اينكه او از روي يك نوشته مي‌خواند،‌ آگاه است.
حركت
حركات مجري را، بويژه هنگامي كه با فنون برنامه سازي تلويزيوني آشنا نيست،‌ ساده‌تر كنيد. زمان حركت كردن او را در مقابل دوربين به طور كامل مشخص سازيد. دراين مورد ؛‌ مدير صحنه)) مي‌تواند مجموعه‌اي از علايم مجزا را در هنگام لزوم به او بدهد.
برخي كارگردان ها،‌ به منظور ايجاد نقطه ديد تازه مجري را وادار مي‌سازند كه به طور مداوم در مقابل دوربين حركت نمايد، بايستد،‌ بنشيند،‌ راه برود تكيه كند و با اشاره سخن گويد، و به سوي دروبين ديگري بچرخد. اين كارها به جاي آنكه نشان از فن آوري داشته باشد،‌ مجري را بي‌تاب و ناآرام و ناراحت نشان مي‌دهد. رمزو راز كار در اين است كه هر نوع تغييري بايد منطقي و داراي انگيزه و علت طبيعي جلوه كند. به طور مشخص مجري را در صحنه مقابل دوربين سرگردان رها نكنيد،‌ بلكه در هر حركت نقطه اسكان دقيقي به او ارائه كنيد.
 
شرح تصوير
1) ميز را صاف ي هستند، گوينده و مجري موفقي نبوده‌ و باعث دفع مخاطب مي‌شوند.
وي، درباره‌ي شباهت صداي گويندگان راديو در سال‌هاي اخير به تقليد صدا و شخصيت‌سازي در راديو اشاره كرد و آن را از معضلات رسانه خواند و ادامه داد: يكي از دلايل تقليد صدا به خود راديو و سيستم پذيرش گوينده‌اي با آهنگ و تن صداي خاص بر مي‌گردد و دليل ديگر به گوينده مربوط مي‌شود كه با قبول نداشتن صداي خود به شباهت سازي با گوينده‌ي مورد نظر‌اش مي‌پردازد.
اين مجري، درباره‌ي پرحرفي و لودگي برخي از مجريان در برنامه‌هاي راديويي گفت: نداشتن سواد، نشناختن كار طنز و مسلط نبودن و تخصص نداشتن در گويندگان عامل اصلي جايگزيني لودگي به جاي طنز است.
او درباره‌ي اهميت وجود شخصيت راديويي براي گوينده به ايسنا تصريح كرد: يك گوينده راديو علاوه بر داشتن گوش و چشم قوي، بايد قدرت تجزيه و تحليل داشته و از طريق خيال‌پردازي احساساتش را در قالب خطابه و كلام به مخاطب القاء كند.
اين وكيل دادگستري افزود: گويندگان و مجريان بايد مانند خبرنگاران و گزارشگران رسانه و مطبوعات زندگي را متفاوت‌تر و عميق‌تر از مردم ببينند و در هر زمينه داراي اطلاعات كافي و لازم باشند.
مازيار قاسمي در پايان درباره‌ي محدويت‌هاي اجرا در راديو گفت: در تمام رسانه‌هاي دنيا خط قرمز و محدوديت‌هاي خبري وجود دارد. وجود اين خط قرمزها با توجه به برنامه ما و موضوعات مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، در برنامه‌هاي چالشي ورود خط قرمزها به راحتي صورت مي‌گيرد.  
  
 منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-56.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

 اجراي خوب يا مجري خوب؟ مساله اين است!

تلويزيون- آذر مهاجر:


سبك مجري‌گري و اجرا بويژه با استفاده از سيستم‌هاي ديجيتال در تلويزيون ، نسبت به سابق دچار تغيير و تحول شده است.

مجري به عنوان كسي كه سلام و عليكي با بينندگان مي‌كند، شعري مي‌خواند، گپي مي‌زند و بخش بعدي برنامه را معرفي مي‌كند، متعلق به دوراني است كه هنوز سيستم‌ها و بخش فني تلويزيون، ديجيتال نبود و لازم بود كسي بيايد و سر مردم را گرم كند تا بخش بعدي برنامه آماده شود.

شايد اين تعريف از كاركرد مجري در برنامه‌هاي تلويزيوني كمي اغراق آميز باشد اما حالا علاوه بر رشد فناوري تلويزيون، مخاطبان اين رسانه هم خيلي تغيير كرده اند و نيازهاي جديد‌تري دارند كه بايد به آنها توجه شود و البته به چيزهايي هم ديگر نياز ندارند كه بايد به آنها هم توجه شود.

مخاطب گريز‌پاي عصر تكنولوژي در دنيايي كه سرعت در ارائه اطلاعات و برقراري ارتباط براي او حرف اول را مي‌زند چه نيازي دارد به نشستن پاي حرف يك مجري كه همه حضورش در دست و پا زدن براي جذاب بودن و ديده‌شدن خلاصه مي‌شود؟

به نظر مي‌رسد ديگر دوره اجرا در تلويزيون به سر رسيده و  اين رسانه هيچ احتياجي به مجري نداشته باشد، مگر در مواردي خاص، آن هم در انواع برنامه‌هايي كه مجري- كارشناس يا مجري- بازيگر در آنها حضور داشته باشد.

 مجري- بازيگر‌ها فضاي شاد و مفرح را كه نياز اصلي مخاطب تلويزيون است، برايشان فراهم مي‌كنند و مي‌توانند بر اساس متون دقيق نمايشي مفاهيم و پيام‌هاي مد نظر شهر شبكه‌اي را به بهترين و تاثير‌گذار‌‌ترين شكل به مخاطبان خود ارائه كنند. مجري كارشناس‌ها هم در انواع برنامه‌هاي خبري، تحليلي و انتقادي نقش موثر ايفا مي‌كنند و به عنوان نمايندگان مردم در رسانه، وظيفه طرح  حرف ها و خواسته‌هايشان را برعهده مي‌گيرند. 

مجري- بازيگر يا مجري- كارشناس كسي است كه بتواند نقشي در پيشبرد يك برنامه و ارائه اطلاعات و پيام ايفا كند. در جامعه اي كه حداقل سواد عمومي به مقطع كارشناسي مي‌رسد، يك مجري تلويزيوني تا زماني كه نتواند به عنوان يك مجري- كارشناس خبره، عمل كند، حرفي براي گفتن نخواهد داشت و در نزد مخاطب اقبالي به دست نخواهد آورد. چه بسا كه همه ارزش‌هاي يك برنامه را نيز به دليل حضور بي منطقش زير سؤال ببرد و موجب فرار مخاطب از كل برنامه شود.

يك مجري- بازيگر هم كسي است كه روي لبه باريك فاصله بين اجرا و بازيگري راه مي‌رود و قرار است خودش را بازي كند و در عين حال باور پذير باشد و ميل به همذات پنداري را در مخاطب ايجاد كند. اين نوع اجرا تا افتادن به ورطه بازي‌هايي تصنعي فاصله‌ چنداني ندارد. نمونه چنين اجراهايي را در شبكه هاي سيما زياد ديده‌ايم. 2يا گاهي چند مجري كنار هم در فضاي آزاد يا در استوديو مي‌نشينند و گپ مي زنند.

تنها چيزي كه باعث مي‌شود مخاطب به اين برنامه‌ها توجه كند بده ‌بستان‌هاي مجريان است و كافي است حتي يكي از مجري‌ها در اين بده بستان‌ها هوشمندي لازم را از خود نشان ندهد تا همه زحمت  همكارانش را در توليد آن برنامه بر باد دهد.

 معمولا چنين اجراهايي با وجود اينكه به خاطر حضور چند نفر و گاه دعوت از يك مهمان كمي از حال و هواي اجراهاي كسل كننده و اجراهاي قديمي جلوتر مي روند اما در طراحي گفت‌وگو‌ها، دكور، نور و ابزار صحنه تفاوت چنداني با آن اجراها ندارند.

معمولا اجراهاي موفق زيادي را نمي‌شناسيم كه محصول يك حركت جمعي و تعامل فكري باشند.  تلويزيون ما مجرياني دارد كه به واسطه توانايي‌هاي شخصي يا نوع برنامه‌اي كه ارائه مي‌كنند مورد توجه مردم قرار مي‌گيرند.

در تلويزيون ما شايد معدود مجري هاي موفقي را سراغ داشته باشيم اما كمتر پيش مي‌آيد شاهد اجراهايي موفق باشيم كه حاصل شناخت دقيق از مقوله اجرا و انتخاب درست عوامل برنامه و همكاري منظم و خلاقانه همه دست اندركاران توليد يك برنامه باشد.
 
منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-32.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

نگاهي به تلويزيون و پديده يي به نام مجري

تلويزيون از جمله رسانه هاي قدرتمندي است كه حضور پرقدرت خود را به عنوان يكي از عوامل كنترل افكار تثبيت كرده و در كنار رسانه هاي ديگر از جمله روزنامه و سينما با شتاب هر چه بيشتر رو به رشد است.
كاركرد تلويزيون به عنوان رسانه يي كه مي تواند ابزار قدرت را به دست گرفته و بر افكار مردم تسلط داشته باشد بر هيچ كس پوشيده نيست و آرزوي هر كسي است كه بتواند بخشي از اين رسانه را در اختيار داشته باشد.
جذابيت تلويزيون در اين است كه از گروه هاي مختلفي جهت ارتقاي بار علمي، فرهنگي و هنري خود استفاده مي كند و هر كشوري به فراخور امكانات خود به شكل خاص از آن استفاده مي كند. اگر روزگاري لنين اعتقاد داشت كه با در اختيار داشتن سينما مي تواند جهان را كمونيست كند، اين باور كمي رنگ باخته است و تلويزيون توانسته است جاي آن را بگيرد.
شايد تلويزيون زدگي از عوارض دنياي امروز باشد، شايد هم نباشد، ولي آنچه معلوم است اين است كه بسياري از اقشار جامعه با تلويزيون خو گرفته اند و اين رسانه نقش عمده يي در زندگي آنها دارد.
بسياري از خانواده ها تنها سرگرمي خود را تلويزيون مي دانند و در ايران نيز پربيراه نگفته ايم كه اين سرگرمي جاي ويژه يي دارد. مردم عادت كرده اند كه برنامه هاي مختلف تلويزيون را ببينند و از فيلم ها و سريال ها و برنامه هاي متنوع آن استفاده كنند.اگر زماني اين باور رايج بود كه در خانواده ها اين بزرگان هستند كه بر فرزندان تسلط دارند، امروزه شاهد هستيم كه بحث پدرسالاري و مادرسالاري و حتي فرزندسالاري، رنگ باخته است و اين رسانه ها هستند كه براي خانواده ها تعيين تكليف مي كنند.
رسانه ها مي توانند جاي مشاور، روانكاو، راهنما، استاد و حتي در برخي موارد به غلط جاي دوست را نيز پر كنند. اينكه زمينه هاي جامعه شناختي رسانه تلويزيون مورد بررسي قرار بگيرد كاري است كه بسياري از متخصصان جامعه شناسي و روان شناسي به آن مي پردازند و ابعاد گوناگون آن در بسياري موارد بحث محافل اين چنيني است.
رسانه ها هميشه خبرساز بوده اند ولي اينكه چگونه خبري پخش و مورد بررسي قرار بگيرد موضوعي است كه به سياست هاي كشور بر مي گردد. هنوز در ايران رسانه تلويزيون در اختيار بخش دولتي است و براي همين سليقه ها و ديدگاه هاي مطرح در آن در سايه دولت است. بسياري عقيده دارند كه رسانه تلويزيون بايد جدا از بخش دولتي در اختيار بخش خصوصي نيز قرار بگيرد و اين همه تلاش براي در اختيار گرفتن اين رسانه به اهميت و جايگاه آن در دنياي ارتباطات برمي گردد.
برخي مي گويند كه برنامه هاي تلويزيوني ما محلي از اعراب ندارد و به ماهواره و اينترنت پناه مي برند. آيا تلويزيون ما به اين انديشيده است كه چگونه مي توان انبوه مخاطبان را با سليقه هاي متفاوت به خود جذب كند.در برنامه هاي فعلي تلويزيون اين وظيفه به عهده مجريان گذاشته شده است، مجرياني كه وظيفه دارند بيننده هاي عزيز پاي گيرنده ها را مشغول كنند و اجازه ندهند حوصله شان سر برود ولي حاصل كار اين است كه اكثر مخاطبان ترجيح مي دهند به جاي نگاه كردن به تلويزيون كار ديگري بكنند.شناخت و جذب مخاطب از جمله وظايف تهيه كنندگان و برنامه سازان تلويزيوني است، آنها وظيفه دارند رويكردهاي برنامه هاي خود را بشناسند و آنگاه به اطلاع مخاطب برسانند.
آنچه ما در تلويزيون ايران با آن روبه رو هستيم بي توجهي به مخاطب است و معيارهاي پخش برنامه ها براي مردم آشكار نيست و مردم وظيفه دارند تنها بيننده صرف باشند و حالت منفعل خود را حفظ كنند. كاري كه برنامه سازان تلويزيون بايد مدنظر داشته باشند از بين بردن اين حالت انفعال و تغيير آن به شركت و فعاليت مخاطب است. اينكه لابه لاي هر برنامه مسابقه يي با سوالات سطح پايين بگذاريم و جايزه يي برايش در نظر بگيريم به جذب مخاطب نمي انجامد، يعني توجه نمي شود كه تماشاگران تلويزيون به برنامه توجه ندارند بلكه اين جايزه است كه آنها را به سمت آن سوق مي دهد نه محتواي آن و در اينجا بحث ساختار برنامه پيش مي آيد و اينكه آيا به اين انديشيده ايد كه چه مي سازيد و به چه قيمتي؟
در ادامه موضوع مجريان تلويزيون بايد به اين مساله اشاره كنم كه در بحث تلويزيون و مخاطبان آن مساله يي وجود دارد با عنوان تعامل شبه اجتماعي و اين در صورتي پيش مي آيد كه مجريان تلويزيون جايگاه خود را فراموش كرده و دچار اين توهم مي شوند كه واقعاً دوست مخاطبان هستند و احياناً مي توانند هر طور كه راحت هستند حرف بزنند و برخورد كنند.اساساً آگاهي به جايگاهي كه تلويزيون در بين اقشار مختلف جامعه دارد ضروري است. شناخت مخاطب و درك نيازهاي او از جمله اين وظايف است. مخاطب، رسانه تلويزيون را صرفاً جهت سرگرمي مي خواهد و چون حوصله اش سر رفته است و از تنهايي يا حتي شلوغي مفرط خسته شده است به دم دست ترين چيز يعني تلويزيون پناه مي برد. آيا حق ندارد كه از وقتش به نحو احسن استفاده كند و لذت ببرد. مخاطب آرامش مي خواهد.
در چند سال اخير رسانه تلويزيون با استقبال خوبي از طرف فيلمسازان و بازيگران سينمايي مواجه شده و درصد ساخت سريال هاي تلويزيوني بالا رفته است ولي تلويزيون ما از آن دسته تلويزيون هايي نيست كه ۲۴ ساعته اختصاص به يك برنامه داشته باشد، چيزي كه تلويزيون كشورهاي ديگر دارد و هر شبكه اختصاص به يك برنامه مثلاً سينما، موسيقي، تئاتر، مسابقه، برنامه هاي ورزشي و غيره، آن هم با گرايش هاي مختلف اين رشته ها دارد و مخاطب آزاد است تا هر كدام را خواست انتخاب كند و تماشاگرش باشد.
چيزي كه ما بيشتر در برنامه هاي خودمان شاهد هستيم حضور مجري است و بحث اصلي بر سر حضور يا عدم حضور اين پديده است و اين مساله يي است كه بسياري از مردم با آن مشكل دارند و براي تماشاي يك فيلم سينمايي يا يك برنامه بايد حضور مجري را با حرف هاي باربط و بي ربطش تحمل كنند.برخي اعتقاد دارند نسل جديد مجريان تلويزيوني باعث رونق برنامه هاي تلويزيوني شده اند و در واقع اين تعداد از جوان هايي كه وظيفه مجري گري دارند كاملاً مسلط به حرفه خود هستند و شناخت كافي را از جامعه دارند و حضور اين مجريان باعث شده است ساختار برنامه ها شكل ديگري پيدا كند. ادعا مي كنند كه اين مجريان توانسته اند برخي از خط قرمزها را شكسته و شيوه اجراي شان متفاوت و جذاب است.
مد روز مي پوشند و عصا قورت داده نيستند. راحت برخورد مي كنند و مخاطب احساس صميميت مي كند.در اينكه شيوه جديدي از اجرا در تلويزيون رواج پيدا كرده است شكي نيست. نوع پوشش مجريان تغيير كرده است، درست است ولي اينكه توانسته اند خط قرمزها را بشكنند جاي بحث دارد. اساساً خط قرمزها در كشور ما تعريف خاصي دارد و جزء معيارهاي هر رسانه يي محسوب مي شود و اين موضوع لااقل در تلويزيون تحت اصول خاصي رعايت مي شود.يكي از وظايف تلويزيون ايجاد رضايت مندي در مخاطب است.
وقتي اين مورد ناديده گرفته مي شود، باقي قضايا تحت الشعاع قرار مي گيرد. برخي از همين مجريان تلويزيون پرحرفي را با اطلاع رساني اشتباه گرفته اند. به نظر مي رسد برنامه يي ساخته مي شود تا يك تايم پر شود، همين و ديگر هيچ مسووليتي در قبال آن وجود ندارد. مجري به خود اجازه مي دهد هر چه كه دلش مي خواهد بگويد.بحث جوان و پير بودن مجري در ميان نيست.
كورش رنجبر

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-27.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

گاهي به وضعيت مجريان برنامه‌هاي توليد سيماي استان

در ميان شاخص‌هاي فني موجود در توليدات طبقه ج و د مراكز به نظر مي‌رسد كيفيت اجراي مجري‌هاي اين برنامه نسبت به ساير شاخص‌ها از كيفيت بهتري برخوردار است. به طور كلي سطح كيفي مجري‌هاي شبكه‌هاي استاني بالاست. با اين حال به نظر مي‌رسد كه اين گروه از عوامل توليدي اگر بخشي از جزئيات را رعايت كنند مي‌توانند اجراهاي به مراتب بهتري داشته باشند.

در ميان شاخص‌ها و فعاليت‌هاي موجود در يك برنامه تلويزيوني شايد مجري يك برنامه مهم‌ترين بخش آن باشد. علت اين امر آن است كه درنهايت بيننده عادي ـ‌ اصلي‌ترين مخاطب رسانه ـ‌ قرار است توسط مجري برنامه با آن ارتباط برقرار كند. هرقدر شاخص‌هاي فني يك برنامه به درستي رعايت شده باشد ولي در انتخاب مجري دقت نشود حاصل كار بدون نتيجه خواهد بود. چون بيننده عادي چندان از اين شاخص‌ها اطلاعي ندارد. شايد به زبان سادة تمثيلي مي‌توانيم بگوييم كه اگر كل عوامل يك برنامه را همچون يك تيم فوتبال بدانيم مجري آن برنامه گلزن آن تيم است. اوست كه بايد حاصل زحمات يك گروه را به عمل رساند. لذا نوع و نحوة‌ اجراي ايشان براي هر برنامه اهميتي حياتي دارد.

با تكرار اين مطلب كه سطح كيفي اجراها در مراكز از حد متوسط بالاتر است براي آنكه كيفيت موجود ارتقاء  بيشتري يابد به پاره‌اي از ضعف‌هاي موجود و ارائه برخي از راهكارها مي‌پردازيم.

R متأسفانه در برخي از مراكز مجريان با اين مقياس انتخاب مي‌شوند كه شباهت‌هاي ظاهري با مجريان شبكه‌هاي سراسري دارند. برخي از آن‌ها به‌لحاظ صدا و قيافه مخاطب را به ياد مجري خاص در شبكه سراسري مي‌اندازند. اگر چنين مجرياني در كار خود موفق هم باشند درنهايت كيفيتي برابر اصل پيدا نمي‌كنند.

R بسياري از مجري‌ها براساس تنها يك فاكتور انتخاب كه همان خوش‌سيما بودن باشد انتخاب مي‌شوند. در حاليكه اين شاخص تنها يكي از شاخص‌هاست و حتي اصلي‌ترين آن‌ها هم نيست.

R بعضي از مجري‌ها مشكلات بياني دارند. نحوة اداي جملات مشكل دارد. ضعف‌هايي نظير سين زدن، شين‌زدن و ساير نارسايي‌هاي بياني در ارتباط بيننده با مخاطب اختلال ايجاد مي‌كند.

R يكي از آسيب‌هايي كه متأسفانه در بسياري برنامه‌ها مشاهده مي‌شود آن است كه مجري آشنايي با مطالب مطرح‌شده ندارد. اگر از برنامه‌هاي پزشكي صرف نظر كنيم در بسياري از برنامه‌ها مجري در جريان موضوع نيست و عملاً در برابر نقشي منفعل در برنامه دارد. برخي از مواقع مشاهده مي‌شود كه مجري برنامه خيلي از قواعد تلويزيوني را نمي‌شناسد ولي همين كه با موضوع آشنايي ضمني دارد خيلي از ناتواني‌هاي او كم‌رنگ مي‌شود.

R يكي از مشكلات موجود كه به مجري‌ها برمي‌گردد درعين حال كه خودشان مقصر اصلي اين آسيب نيستند آن است كه عملاً اين گروه از عوامل كمتر هدايت و كنترل مي‌شوند. برنامه‌سازان عملاً پلاتوي مجري را به طور كامل به خود مجري سپرده‌اند و مجري‌ها هر كاري كه مي‌خواهند مي‌كنند. اصطلاحي كه اخيرا به غلط رواج يافته برنامه هاي مجري محور است.   از آن جايي كه مجريان از بسيار قواعد فني بي‌اطلاعند نمي‌دانند كه بسياري از حركاتي نظير بالا و پايين‌بردن زياد دست، بالا آوردن گردن، حركات بي‌‌رويه در كادرها و ... چه تأثيرات منفي بر كار مي‌گذارد.

براي ارتقاء  كيفي مجريان سيماي استان‌ها رعايت پاره‌اي از جزئيات و توجهات كوچك مي‌تواند بسيار مفيد باشد.


راهكارها :

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مجري در رسانه ملي تعريف نشده است

در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران چيزي به نام "مجري" وجود خارجي ندارد و برخي مجريان مرز ادب و صميمت را درهم آميخته اند.

فرزاد جمشيدي درباره بايدها و نبايدهاي اجرا در برنامه هاي تلويزيون به ويژه برنامه هاي زنده به مهر گفت: با مطالعات و تحقيقاتي كه درباره اجرا انجام دادم، به اين نتيجه رسيدم كه ما در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران چيزي به اسم مجري نداريم. در رسانه هايي كه پيشرو هستند به مجريان آموزش داده مي شود، اما ما چيزي به اسم آموزش مجري نداريم، حتي نظام حقوق و دستمزد مجري هم تعريف نشده، بلكه گوينده تعريف شده است.

اين مجري تلويزيون ادامه داد: مجري بايد تعريف شود، آموزش لازم را ببيند و انتخاب مجري نبايد حاصل اتفاق باشد، بلكه تهيه كننده بايد محتوا و معلومات برنامه را به درستي بسنجد و بعد مجري را انتخاب كند. تلويزيون بايد مجري متخصص بپروراند. اين چهار ركن مجري است و در اين صورت مي تواند مجري موفق باشد.

جمشيدي درباره اجراي فرزاد حسني گفت: به نظرم آقاي حسني جواني هنرمند و خلاق است، اما برنامه را با توجه به فضاي آن اجرا مي كند. اگر برنامه براي ماه رمضان باشد با آن فضا اجرا مي كند. برنامه اي هم كه با سردار رادان داشتند، من ديدم. او وارد يك فضاي هيجاني شد كه ممكن است براي مجريان ديگر هم اتفاق بيفتد. صحبت من درباره همه مجريان است كه بايد آموزش ببينند. در تمام دنيا مجري ابتدا آموزش مي بيند و آزمون علمي و عملي از او مي گيرند، ولي در تلويزيون ما اين طور نيست.

وي خاطرنشان ساخت: من اولين كسي بودم كه در دانشكده صدا و سيما براي اجرا تدريس كردم، اما كلاس هايي كه براي اجرا گذاشته بودند، فقط براي كارمندان رسمي بود، در حالي كه 68 درصد مجريان رابطه استخدامي با صدا و سيما ندارند. همچنين اجرا تعلق خاطر اول برخي مجري ها نيست. بنابراين خيلي از دوستان از اين آموزش بي بهره هستند. همين مسئله باعث مي شود بيننده شاهد اين مسائل باشد.

اين مجري ادامه داد: اگر كار مجري به گونه اي باشد كه مردم با ديدن اجراي او بگويند ما هم مي توانيم مثل او اجرا كنيم، آن روز مرگ مجري است. 86 درصد مجريان به صورت اتفاقي وارد صدا و سيما شده اند، هشت درصد از راديو و شش درصد مجري بازيگر بودند. مجريان نبايد به صورت اتفاقي به صدا و سيما بيايند. در اين باره بايد مولفه هايي چون صدا، سيما و سواد داشته باشند. وي با اشاره به توليد برنامه ها در صدا و سيما كه حاصل دستپاچگي است، گفت: وقتي برنامه ها با عجله توليد مي شود، مسلما به مجري هم فرصتي براي انديشه داده نمي شود و مهمات لازم در اختيارش قرار نمي گيرد. مجري بايد صاحب انديشه باشد. به ويژه اجراي برنامه زنده مشكل است، چرا كه هر چه شما خوب يا بد بگوييد، ديگر راه برگشت وجود ندارد. مثل اينكه روي پلي قرار گرفته ايد و با هر قدمي كه برمي داريد پشت سرتان خراب مي شود.

جمشيدي درباره اينكه در اين مواقع تيزهوشي تهيه كننده تا چه حد مي تواند موثر باشد، توضيح داد: تهيه كننده موتور برنامه است، اما در اكثر برنامه ها تهيه كننده مجري طرح است. تهيه كننده بايد صاحب نظر باشد تا بتواند به مجري هم كمك كند، اما بيشتر وقت تهيه كننده صرف هماهنگي برنامه صرف مي شود و مجالي براي او باقي نمي ماند تا به محتواي برنامه توجه بيشتري كند.

وي درباره اينكه چرا برخي مجري ها از افعال مفرد استفاده مي كنند، خاطرنشان ساخت: من هميشه مثال زده ام كه هر نوبت اجرا مثل شب خواستگاري است. در آن شب سعي مي كنيد خيلي خوب صحبت و نظر ديگران را به خود جلب كنيد. مجري بايد هنجارها را بشناسد. مجري نماينده رئيس سازمان يا خودش باشد، بلكه نماينده فضيلت هاي ملت است. به نظرم مجري ها مرز صميمت و ادب را درهم آميخته اند و اين مرز لگدمال شده است.

جمشيدي در پاسخ به سئوالي درباره دليل رها كردن مسئوليت ساماندهي مجريان صدا و سيما توضيح داد: از تيرماه سال 85 اين آموزش را با مجريان شبكه يك شروع كردم كه به دليل استقبالي كه شد و آقاي ميرباقري معاون سيما از من خواستند اين آموزش را در شبكه هاي ديگر هم داشته باشيم، اما سه تا چهار ماه است اين كار را رها كرده ام، چرا كه احساس كردم مسئولان آن طور كه لازم است به اين حرفه توجه نمي كنند.

فرزاد جمشيدي از مجريان جوان و موفق صدا و سيماست كه بيشتر برنامه هاي مذهبي و معارفي اجرا مي كند. از وي سال گذشته برنامه سحرهاي ماه مبارك رمضان روي آنتن رفت. ضمن اينكه اجراي جمشيدي در همايش اخير مديران ارشد قوه قضائيه به شدت جلب توجه كرده بود

 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-31.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

6 قدم تا تبديل شدن به يك سخنران حرفه اي

 

ممكن است براي شما هم پيش آمده باشد تا براي گروهي از مخاطبان درباره موضوعي سخنراني كنيد. صحبت كردن در چنين جلساتي خود يك هنر و توانايي است و نيازمند يادگيري و تجربه آموزي مي باشد. اگر فكر مي كنيد كه با انتقال حجم انبوهي از اطلاعات مي توانيد سخنران موفقي باشيد، اشتباه مي كنيد.
فضاي جلسات سخنراني فراتر از فضاي مقالات و كتاب ها مي باشند. شما در جلسات سخنراني نه فقط اطلاعات، بلكه حس خود را منتقل مي كنيد. لازم است كه هر شخصي با اين موارد آشنايي داشته باشد و شما مي توانيد آنرا در ادامه ي اين مطلب مطالعه نماييد...

بقيه آموزش در ادامه مطلب


1. هيجان و شور داشته باشيد
تظاهر نكنيد. شنوندگان هوشمند هستند. اگر مطلبي را دوست نداريد اصلا درباره آن سخنراني نكنيد. وقتي شور داريد فقط لب و دهانتان حركت نمي كند، دست و ماهيچه هاي صورتتان به كمك شما مي آيند تا مطلب را تاثيرگذار تر مطرح كنيد.

2. كمتر از كلمات استفاده كنيد
در يك جلسه سخنراني، نيل به يك هدف تاثيرگذار بهتر از بدست آوردن ۱۰ هدف كم عمق و بي تاثير است. سعي كنيد يك مطلب را تاثيرگذار مطرح كنيد.

3. پر بار باشيد
مطلب را از زاويه ديد مخاطبان مورد بررسي قرار دهيد و بسنجيد. سعي كنيد آن چيزي را بگوييد كه مخاطب هم اكنون به آن مي انديشد. شيوه هايي را پيدا كنيد كه مخاطب مطلب شما را بهتر درك كند. مثال، داستان، ارائه هاي تصويري و يا ويدئويي و ... در درك بيشتر مطلب موثر است.

4. مخاطبان را به مشاركت دعوت كنيد
منتظر زمان پرسش و پاسخ در انتهاي جلسه نشويد. از همان ابتدا مخاطبان را در بحث شركت دهيد. از آنها بخواهيد بجاي دست بالا بردن از جايشان بلند شوند.

از برخي بخواهيد كه درباره مشكلات و راه حل هايشان صحبت كنند. براي اين منظور ويدئو هاي توماج فريدوني(سخنران و نويسنده در زمينه بازاريابي) آموزنده اند.

5. محل سخنراني را تجربه كنيد
يك روز قبل در محل سخنراني آماده شويد و همه چيز را تست و تجربه كنيد. روي صندلي بنشينيد و در Stage حركت كنيد، صدا را چك كنيد. حتي اگر محل سخنراني در جايي خارج از محل زندگي شما مي باشد سعي كنيد يك شب زودتر در آنجا حاضر شويد تا از لحاظ فيزيكي و روحي با محيط آشناتر باشيد.

6. از دلهره و اضطراب براي ارائه بهتر استفاده كنيد
در ابتداي سخنراني (البته اگر حرفه اي نباشيد) نفس شما بالا نمي آيد، دهانتان خشك مي شود و ... از همه بدتر آن است كه خودتان متوجه مي شويد كه خداي من، من مضطرب هستم و دارم خراب مي كنم!


Nan Crawford (مربي خانم ها براي ارائه سخنراني هاي بزرگ و حرفه اي) به شاگردان خود توصيه مي كند كه در زمان دلهره به اين فكر كنند كه "اين اضطرابي كه هم اكنون در من است بعد از اتمام سخنراني در دل تمام شنوندگان من براي تغيير بوجود خواهد آمد"

همچنين سعي كنيد زماني كه به مخاطبان خود نگاه مي كنيد، مقداري عميق تر نگاه كنيد. بدين معنا كه پياپي زاويه نگاه خود را تغيير ندهيد. هنگامي كه به آن گروه از مخاطب نگاه مي كنيد وضعيت چهره و پوشش آنها را بررسي كنيد و چيزي براي خنديدن پيدا كنيد. مطمئنا اضطراب شما كاهش مي يابد. همچنين اگر از سخنراني شما فيلم برداري شود، اين نگاه هاي عميق خيلي جذاب مي باشند.

 

منبع :

 

http://www.alvershop.com/education-download/amoozesh-omoomi/134-6---------


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
  آداب دعوت از سخنران در اين جا مي خواهم چند نكته در مورد آداب دعوت از سخنران بگويم:
الف) همواره بايد در نظر داشته باشيد كه وقت سخنران ارزشمند است. تدارك يك سخنراني مناسب وقت زيادي از يك سخنران مي گيرد. براي تدارك يك سخنراني يك ساعته حداقل دو روز وقت لازم است (در بسياري موارد بسي بيشتر). بايد حداقل يك ماه قبل از سخنراني از سخنران دعوت به عمل آيد. چند روز قبل از سخنراني نيز دوباره براي يادآوري و هماهنگي هاي لازم بايد با سخنران تماس گرفته شود.
ب) بايد به سخنران توضيح دهيد كه سطح معلومات شركت كنندگان در چه حد است. بايد صادقانه و تا حد امكان دقيق براي سخنران توضيح دهيد كه شركت كنندگان چه چيزهايي از قبل مي دانند و شما انتظار داريد چه نوع معلوماتي پس از شركت در سخنراني به دست آورند. نبايد از اين كه اين موضوعات را تشريح مي كنيد احساس خجالت كنيد. سخنران (اگر آدم معقول و منطقي اي باشد) از اين كار شما استقبال مي كند. در واقع بيشتر سخنران ها خود سئوال مي كنند كه شركت كنندگان چه چيزهايي از قبل مي دانند و انتظار دارند چه چيزهايي ياد بگيرند. اين اطلاعات باعث مي شود كه سخنران مطالب مفيدتري را آماده كند. اگر بخواهيم "كلاس بگذاريم" و سطح معلومات شنوندگان را بالاتر از آن چه كه واقعا هست نشان دهيم، سخنراني را چنان سطح بالا ارائه خواهد كرد كه كسي چيزي نخواهد فهميد. اگر بيجا تعارف كنيم و بگوييم ما هيچ نمي دانيم، سطح سخنراني را چنان ابتدايي تنظيم مي كند كه حوصله همه سر مي رود. صداقت و راستگويي مانند هميشه بهترين در اين مورد هم بهترين سياست است.

ج) بايد سئوالات سخنران را قبل از دعوت به دقت پاسخ دهيم. بي پاسخ گذاشتن اي-ميل ها و پيغام ها دور از نزاكت است! اگر جواب پرسش او را نمي دانيم باز هم بايد جواب او را بلافاصله بدهيم. البته هيچ اشكالي ندارد كه بگوييم من هنوز جواب شما را نمي دانم، سئوال مي كنم و پاسخ مي دهم. اشكالي ندارد كه چنين جوابي دهيد "با عرض معذرت من حالا نمي توانم جواب دهم چون اين روزها سرم شلوغ است. وقتي سرم خلوت تر شد در اسرع وقت پي گيري مي كنم." اما اي-ميل را بي پاسخ نگذاريد. شخص بايد بداند آيا شما اي-ميل را ديده ايد يا خير. بي تكليف نگاه داشتن او به معناي عدم درك ارزش وقت وي و بي نظمي و بي مسئوليتي است. اگر بناست اين سخنراني سرآغاز يك همكاري جدي شود، جواب ندادن اي-ميل و يا دير جواب دادن او را از همراهي و همكاري دلسرد مي كند.
د) در تعيين زمان سخنراني تا جايي كه امكان انعطاف نشان دهيد تا براي سخنران زحمت كمتري پيش آيد.   دو نكته ي ديگر درباره دعوت از سخنران ممكن است علاقه مند باشيم كه سخنراني دعوت كنيم كه محل اقامت او بسيار دور است و ما بودجه كافي براي پرداخت هزينه سفر او نداريم (يا اصلا هيچ گونه بودجه اي براي پرداخت هزينه سفر نداريم). بسيار مرسوم است كه در اين موقع به سخنران اي-ميل مي فرستند و مي گويند كه ما علاقه مند به شنيدن سخنراني او در فلان موضوع هستيم. به او مي گويند اگر شما به اين نزديكي ها تشريف مي آوريد خيلي ممنون مي شويم كه به موسسه (مدرسه، دانشگاه، پژوهشگاه و...) ما نيز تشريف بياوريد و سميناري ارائه دهيد. مي توانيد از او بخواهيد كه درصورت قصد سفر به نزديكي ها ي محل موسسه شما به شما خبر دهد. اين كار خيلي مرسوم است. مثلا خيلي از همكاران در اروپا به من اي-ميل مي فرستند و مي گويند در صورتي كه به اروپا مي آيي به ما خبر بده. ما بودجه كافي براي پرداخت هزينه سفر تو را از ايران نداريم ولي هزينه سفر تو را در داخل اروپا تقبل مي كنيم.
نبايد به خاطر كمبود امكانات مالي از دعوت سخنران شرمنده باشيم. اما وظيفه داريم شرايط را و اين كه چه مقدار از هزينه را مي توانيم پرداخت توضيح دهيم تا سخنران خود بتواند تصميم بگيرد و ببيند آيا مي تواند ترتيبي دهد كه با هزينه كم سفر را امكان پذير سازد يا خير.

گاهي اوقات اتفاق مي افتد كه يك شخص يا موسسه هزينه سفر شخصي را مي بپردازد و ما هم علاقه مند هستيم كه از فرصت استفاده كنيم و بخواهيم در كنار آن، براي ما هم سمينار ي ارائه دهد. اين كار علي الاصول كار خوبي است اما بايد با هماهنگي ميزبان اصلي كه هزينه ها را تقبل كرده و
زحمت هماهنگي ها را كشيده (بله! همه ي اين هماهنگي ها وقت و فكر زيادي مي گيرند) باشد. در غير اين صورت يك نوع حقه بازي و دودوزه بازي است. از آن نوع دودوزه بازي هايي است كه تنها يك آدم كم هوش به دنبال آن مي رود. چرا؟! خوب واضح است! آن سخنران از راه دور مي آيد چند روزي مي ماند و آن گاه مي رود. اگر با اين دودوزه بازي ها آدم، همكار و يا آشنايي را كه در همسايگي خود است آزرده سازد، در دراز مدت خود ضرر مي بيند.
دعوت يك سخنران -به خصوص سخنران خارجي- (به خصوص مسن)، صدها مسئوليت دارد. اگر تصادف كرد ميزبان بايد برود مسايل را حل كند. اگر مريض شد همين طور. اگر پاسپورت ومداركش را گم كرد همين طور. اگر كيف پول او را زدند باز همين ميزبان بايد برود و پي گيري كند. اميدوارم اين توضيحات روشن كند چرا يك نفر كه همه زحمت ها و هزينه ها و مسئوليت ها را بر عهده مي گيرد انتظار دارد براي دعوت مهمان او به جاي ديگر با او هماهنگي شود. در واقع در اين گونه هماهنگي ها مشخص مي شود كه هر كس كدام بخش از مسئوليت را بر عهده مي گيرد. آيا ميزبان اصلي براي مهمان برنامه ي ديگري دارد يا ندارد و....   منبع :   http://monjoogh.blogspot.com/
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ويژگي هاي گزارشگران

1.         كيفيت صدا شامل شفافيت – جذابيت و دلپذيري 

2.      طرز بيان  شامل بيان طبيعي – لحن صادقانه – زبان متناسب با سطح مخاطب

3.      قدرت بيان  شامل بداهه گويي – فضاسازي – شيوه گفت و گو و طرح سوال براساس ايده مصاحبه

4.      ابتكار و نو آوري  شامل سوژه تازه و غير تكراري – مسئله روز و فراگير براي مخاطب

5.      سطح سواد و اطلاعات شامل ميزان تحقيق و اشراف گزارشگر بر موضوع و سوژه

6.       توانايي در برقراري ارتباط و اداره كردن بحث

7.   نكات فني شامل : تعادل و هماهنگي سطح صدا لول – استفاده مناسب از آمبيانس محيط – اديت و تدوين صحيح – قابل تفكيك بودن صدا ي مصاحبه

8.      اخلاق و ادب حرفه اي شامل : وقار و متانت ، پرهيز از تحقير و لحن بازجو مآبانه و محاكمه 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-50.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه آهسته تر سخن بگوئيم ؟

برخلاف خوانندگان كه مي توانند كلمه اي را بكشند، سخنگويان توانايي چنين كاري را ندارند زيرا اين كار به نظر شنونده غير طبيعي مي رسد.

در چنين مواردي تنها حقي كه داريد اين است كه زمان را طولاني تر كرده و در تلفظ حروف صامت به اندازه كافي دقت كنيد.

سرعت: تمرين

متن زير را با سرعت و زمان طبيعي خود كه براي خواندن به كار مي بريد، بخوانيد:

سخنراني خوب بايد به يادماندني بوده و خيلي طولاني نباشد. بزرگ ترين هنر يك سخنران اين است كه بتواند سخنان خود را به بهترين شكل خلاصه كند.

نكته مورد بحث اينجاست كه براي انتقال صحيح پيام به مخاطب، چه كار بايد كرد؟

روش هاي اساسي وجود دارند كه بايد به آنها دقت كرد. ابتدا اينكه هرگز در مورد موضوعي كه چيزي درباره آن نمي دانيد و يا نسبت به آن مطمئن نيستيد، صحبت نكنيد. دوم اينكه براي نشان دادن تجربه خود، وسوسه نشويد كه يك سخنراني في البداهه را آغاز كنيد. سوم اينكه سعي نكنيد به نكته ها و موارد، بيش از حد اشاره كنيد و در نهايت فراموش نكنيد كه تمرين كردن عامل بسيار مهمي است. بسياري از سخنران ها ساعت ها وقت صرف تمرين نحوه انتقال پيام به شنوندگان خود مي كنند. توجه ويژه  به صدا نكته خوبي است، زيرا اگر تا كنون به اين مساله دقت نكرده ايد، متوجه خواهيد شد كه نياز داريد صداي تاثيرگذاري توليد كنيد.

 اگر متن قبلي را در زماني كمتر از يك دقيقه خوانديد، بدانيد كه سرعت بسيار زيادي در خواندن به كار مي بريد.

ساعت يا تايمر خود را روي يك دقيقه تنظيم كرده و متن را تكرار كنيد. اين بار سعي كنيد آهسته تر بخوانيد و مطمئن شويد كه خواندن متن، حدود يك دقيقه زمان لازم دارد.

اگر موفق شديد متن را در يك دقيقه بخوانيد، در ذهن خود اين طور تصور كنيد كه براي درس دادن و ارايه يك موضوع هم بايد به اين سرعت دقت داشته باشيد زيرا براي آن هم همين طور خواهد بود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-187.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۸:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
موضوعات وب
<ابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان