مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16378
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 34
همه : 4385212
  چگونه سخن گفتن آموختيم؟ زبان بزرگترين دست‌آورد بشر است. اما برخي با اين عقيده مخالف‌اند از جمله نوام چامسكي متفكر و زبان‌شناس صاحب‌نام آمريكايي از مؤسسه‌ي تكنولوژي ماساچوست. او زبان‌آموزي را كار خارق‌العاده‌اي نمي‌داند.

به عقيده چامسكي، زبان نيز مانند توانايي پرواز كه در جوجه‌عقاب به وديعه گذاشته شده، در نوزاد انسان وجود دارد. از نگاه او كودكان سخن گفتن را نمي‌آموزند بلكه بيشتر، ضرورت پاسخ‌گويي به محرك‌هاي خارجي است كه آنها را مجبور به سخن گفتن مي‌كند. بحث چگونگي زبان و زبان‌‌آموزي از ديرباز با انسان همراه بوده و هنوز نيز رازي است نگشوده كه تئوري‌هاي مختلفي را پديد آورده است. 

ايجاد ارتباط با ديگران، انگيزه‌ي قوي براي سخن گفتن

در سال ۱۸۶۶ «انجمن زبان‌شناسي پاريس» بحث در باره‌ي چگونگي پيدايش و تكوين زبان را ممنوع اعلام كرد. اما اين ممنوعيت نتوانست، جلوي كنجكاوي انسان در كشف خويشتن را بگيرد. عقايد گوناگوني تكوين يافت و هر كس به فراخور دركش اين موضوع را تعريف كرد. از تئوري تقليد گرفته تا تكرار اصوات ساده و كلمات شگفتي، مطرح شد تا به اين پرسش پاسخ داده شود: چگونه انسان نخستين، سخن گفتن را آموخت و واژه‌ها و اصواتش قانونمند شد و زبان پديد آمد؟

برخي مي‌گفتند، انسان‌هاي اوليه در انجام كارهاي گروهي مانند غلتاندن سنگي بزرگ مجبور به ارتباط كلامي بودند، كلماتي بر زبان مي‌راندند، مانند همنوايي در يك گروه. اين همنوايي سرانجام معنا يافت و به سخن گفتن انجاميد.

گروهي ديگر، تكرار اصواتي ساده مانند سينگ‌سانگ كودك را پيش ‌مي‌كشيدند و مي‌گفتند كه انسان‌ها براي بيان منظور و احساس خويش انگيزه‌اي قوي براي ايجاد كلمات و ربط دادنشان داشتند.

 زبان، حاصل احتمالي تكامل مغز؟

اما هيچ كدام اين‌ها اين پرسش را كه «زبان چرا به وجود آمد» پاسخ نمي‌دهد. Drek Bickerton «درك بيكرتون» از دانشگاه هاوايي در كتابش Language and Spices «زبان و انواع آن» مي‌نويسد: زبان حاصل احتمالي تكامل مغز است. وجود ساختارهاي نورولوژيك اوليه، انسان نخستين را قادر ساخت،‌ دريافت‌هايش را بيان كند و رفته رفته علائم و اصوات معني‌دار را به وجود بياورد. بدين ترتيب زبان نخستين به وجود آمد، زباني كه كلماتي معنادار داشت، اما قانونمند نبود و از قواعد گرامري خاصي تبعيت نمي‌كرد.

اما اين پاسخ هنوز قادر نيست،‌ سير پيچيده‌ي جهش از زباني ابتدايي به زبان صرفي (در اين زبا‌ن‌ها كلمات از يك يا چند هجاي تغييرپذير درست شده‌اند. يعني ريشه‌ي كلمات تغيير مي‌كند و به صورت‌هاي مختلف درمي‌آيد. علاوه بر اين پيوند پيشوند و پسوند با كلمات در اين زبان‌ها فراوان است. زبان‌هاي مهم دنيا از جمله زبان فارسي از اين نوعند) را توضيح دهد.

بيكرمن رخدادي ژنتيك را به ياري مي‌گيرد و با كمك آن اين جهش را تعريف مي‌كند. او مي‌گويد، همراه با تغييرات ژنتيك، اندازه‌ي مغز نيز تغيير يافت و سيناپس‌ها يا اتصال‌هاي نوروني جديدي به وجود آمد و دستگاه صوتي نيز بهبود و تكامل يافت و اينچنين شد كه زمينه‌هاي پيدايش زبان به وجود آمد.

جهش ناگهاني، عامل سخن گفتن

چامسكي نيز بر همين باور است. او نيز جهشي ناگهاني را در سير تكامل انسان، عاملي مي‌داند كه باعث شده سخن گفتن در قالب زبان‌هاي كنوني دنيا برايمان امكان‌پذير گردد. از نظر او تنها از اين راه مي‌توان توضيح داد، چرا كودكان مي‌توانند هر زباني را بياموزند، بي‌آنكه به قواعد گرامريش ‌آگاه باشند. چرا كه چنين توانمندي را مي‌توان تنها از موجودي برنامه‌ريزي شده انتظار داشت.

در آغاز هيچ نبود!

دكتر مريم نوروزيان، متخصص بيماري‌هاي مغز و اعصاب و دانشيار نورولوژي دانشگاه علوم پزشكي تهران در خصوص چگونگي پيدايي تكلم مي‌گويد: «انسان اوليه هنوز سخن گفتن را نمي‌دانست و حرف نمي‌زد. ارتباطات اول با حركات دست بود و بعد vocal يعني با توليد صدا و بعد verbal شد يعني با توليد كلام. انسان اوليه براي انتقال مفاهيم از دست استفاده مي‌كرد. اما اينكه چطور شد تكلم بوجود آمد،‌ اين بود كه وقتي انسان اوليه شروع كرد از دست‌هايش استفاده كند، آن دستي كه بيشتر كار مي‌كرد، و شروع كرد با دست حرف بزند، مركز تكلم در مغز طرف مقابل ‌شكفته شد و اين مركز با دست طرف مقابل ارتباط پيدا كرد. ولي اول هم تكلم نبود، يك چيز نامفهوم بود، فقط توليد صدا بود و بعد كم كم لحن كلام، خشم، عشق، نفرت، تهديد و وحشت به آن اضافه شد و كم كم به صورت زبان درآمد.»

مركز تكلم در مغز در چپ دست‌ها و راست دست‌ها

اما مركز تكلم انسان، با اين سير پيچيده،‌ در كجاي مغز قرار دارد. دكتر نوروزيان در اين خصوص مي‌افزايد: مركز تكلم در مغز، بستگي به اين دارد كه آن فرد راست‌دست يا چپ‌دست است. با توجه به اينكه بين ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد جامعه راست‌دست هستند، بنابراين ما الان در مورد افراد راست‌دست مي‌توانيم بگوييم كه مركز تكلم در اين افراد در نيمكره‌ي چپ مغز قرار دارد، در اكثر موارد، درصد خيلي كمي ممكن است كه در نيمكره‌ي راست باشد.

 به گفته نوروزيان، دو نوع مركز تكلم وجود دارد: «يكي از آنها براي توليد كلام هست كه فرد را قادر مي‌سازد، روان صحبت كند كه اين مركز حركتي تكلم هست كه در ناحيه‌ي فرونتال يا لب پيشاني قرار دارد. به اين ناحيه ناحيه‌ي بروكا مي‌گويند. مركز ديگر، مركز درك تكلم هست كه فرد را قادر مي‌‌سازد، درك كند كه خودش و ديگران چه مي‌گويند. اين مركز درك يا ورنيكال ناميده مي‌شود و در قسمت تمپورال مغز (گيجگاهي) قرار دارد و چپ يا راست بودنش بستگي به Handelness و اين دارد كه آن فرد عمدتا در برخي كارها مانند نوشتن، گرفتن قاشق، پرتاب دارت يا چيزهايي شبيه به آن از چه دستي استفاده مي‌كند. اما در افراد چپ‌دست داستان به طرز جالبي متفاوت هست. اينجور نيست كه در افراد چپ‌دست هم براي تكلم نيمكره‌ي راست غالب باشد. افراد چپ‌دست، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصدشان، در آنها هم نيمكره‌ي چپ،‌ نيمكره‌ي غالب تكلم هست. ولي در ۵۰ درصد موارد ديگر كه باقي مي‌ماند، تقريبا نيمي از آن يعني ۲۵ درصد نيمكره‌ي راست غالب است و در نيم ديگر يعني در ۲۵ درصد ديگر هر دو نيمكره با هم تعامل دارند. مي‌توانيم بگوييم، در افراد راست‌دست مغز خيلي lateralize (جانبي‌ يا يك‌طرفه) عمل مي‌كند و بيشتر براي تكلم از طرف چپ استفاده مي‌كند. ولي در افراد چپ‌دست،‌ مغز دوطرفه كار مي‌كند و از هر دو نيمكره‌اش استفاده مي‌كند.»

او درباره اينكه آيا اين موضوع نقشي هم در زندگي و سلامت انسان دارد، خاطرنشان مي‌سازد: «افرادي كه سكته‌ي مغزي مي‌كنند و راست‌دست هستند، اگر اختلال تكلم دارند و نمي‌توانند بعد از سكته صحبت كنند، ما حتما حدس مي‌زنيم كه اينها نيمكره‌ي چپشان آسيب ديده. ولي در افراد چپ‌دست، داستان تا حدي برعكس هست. معمولا مي‌گويند، افراد چپ‌دست از سكته‌هاي مغزي زودتر جان سالم به در مي‌برند، براي اينكه مغزشان دوطرفه عمل مي‌كند و خيلي وابسته به يك نيمكره نيستند.»

سير تكاملي كه به تفاوت ميان زن و مرد انجاميد

سير تكامل انسان به گونه‌اي پيش رفت كه نه تنها به سيستم عصبي مركزي مختصاتي ويژه بخشيد، بلكه ميان آناتومي مغز زن و مرد نيز تفاوت‌هايي به وجود آورد. دكتر نوروزيان در زمينه‌ي تفاوت آناتومي مغز زن و مرد مي‌‌گويد: «مغز زن و مرد با هم تفاوت‌هاي آناتوميك دارد، از نظر توانايي‌هاي كلامي و ديگر توانايي‌ها. مثلا مردها پرتاب دارت را خيلي بهتر انجام مي‌دهند. اگر از مردي بخواهيم كه ۱۸ كتاب را در يك قفسه جوري قرار بدهد كه در طبقه‌ي اول دو برابر طبقه‌ي سوم و در طبقه‌ي سوم يك‌سوم طبقه‌ي دوم باشد اين task كار را مردها بهتر انجام مي‌دهند. ولي اگر ۲۰ تا ۳۰ تا شيي را روي ميز بريزيد و به خانم‌ها بگوييد كه سريع آنهايي را كه شبيه به هم هستند، پيدا كنند، آنها خيلي زودتر از مردها اينها را پيدا مي‌كنند.

  نوروزيان درباره علت وجود اين تفاوتها مي‌گويد: «فرضيه‌هاي مختلفي داريم. مثلا گفته مي‌شود، اگر چه صد در صد نيست، كه اين يك چيز تكاملي است. مثلا مردها در دوران‌هاي اوليه‌ مجبور بودند، براي شكار بيشتر پرتاب را تقويت كنند و زنها براي گردآوري غذا و چيزهاي ديگر مجبور بودن، اين چيزها را پيدا بكنند. مثلا دانه‌هاي غذايي و چيزهايي شبيه به اين، ولي تفاوت‌هاي مغز زن و مرد به معناي توانايي‌هاي كمتر يا بيشتر آنان نيست. اين كاملا نشان مي‌دهد، همانطور كه در زنها تفاوت‌هاي فيزيكال ديگري داريم، در مغز هم همين مسئله وجود دارد.»

انسان، تنها موجودي كه واژه مي‌سازد و دروغ مي‌گويد

تطبيق ديگري كه انسان را از ديگر موجودات متمايز كرد و او را قادر به بيان كلمات ساخت، توانايي مغز براي تفكيك صداها بود. تنها انسان است كه از اين توانايي برخوردار است. انسان تنها پستانداري است كه نمي‌تواند همزمان بنوشد و نفس بكشد. اين نقيصه در سير تكامل دستگاه صوتي انسان و حنجره پديد آمد. در حاليكه دستگاه صوتي انسان نئاندرتال اين خصيصه را نداشت و شبيه به ميمون بود. او مي‌توانست همزمان تنفس كند و بنوشد. در سير تكامل، Homo sapiens derthalensis (هومو ساپينس نئاندرتالنسيس) كه نمي‌توانست سخن بگويد، منقرض شد و Homo sapiens sapiens (هومو ساپينس ساپينس) يا انسان انديشه‌ورز بقا يافت و سخن گفت. سگ تنها مي‌تواند پارس ‌كند، شامپانزه سعي مي‌كند، اصوات بي‌هدف را مهار كند و موفق نمي‌شود،‌ اما انسان، اين انسان توانا واژه مي‌سازد و دروغ مي‌گويد!

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-137.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]


 
اضطراب و استرس و مسائل مربوط به آن

استرس چيست؟

استرس فشار و فرسايش بدن به هنگامي است كه با محيط پيوسته در حال تغيير سازگار شويم. چنين تغييراتي آثار جسماني و هيجاني بر ما مي‌گذارد و مي‌تواند احساسات مثبت يا منفي ايجاد كند. در صورت مثبت بودن ، اثرات استرس ما را ناگزير به عمل مي‌كند، هوشياري تازه و چشم انداز مهيج جديدي براي ما به ارمغان مي‌آورد.

آثار منفي استرس احساس بي اعتمادي ، طرد ، خشم و افسردگي مي‌آفريند كه اين احساسات به نوبه خود به مشكلاتي مانند سردرد ، ناراحتي معده ، جوش و خارش پوست ، بي‌خوابي ، زخم معده ، فشار خون بالا ، بيماري قلبي و سكته مغزي مي‌انجامد. مرگ يك عزيز ، تولد يك كودك ، ارتقاي شغلي يا ايجاد يك رابطه جديد استرس به دنبال مي‌آورد. چون اين تغييرات ما را مجبور به سازگاري مجدد با زندگي خود مي‌كند. سازگاري با شرايط متغير ، بسته به نوع واكنش ما مي‌تواند كمك كننده يا آسيب رساننده باشد.

مردم اغلب چنان به استرس عادت كرده اند كه از وجود آن در خود بي خبرند. بسياري از ما به رغم اين كه عصبي و هيجان زده نمي شويم ، از تأثيرات وعوارض ضعيف كننده و مخّرب استرس در امان نيستيم . حتي در صورتي كه احساس يأس و اضطراب نكنيم، استرس مي تواند شيوه و طرز رفتار ما را با ديگران تغيير داده ، يا به بدن ما آسيب جدي وارد سازد. عوامل بسياري سبب بروز استرس مي شوند. مثلاً بيماري ، دير رسيدن به محل كار ، ترافيك و ... اما مهمترين عامل  طرز برخورد ، نوع نگاه و نگرش ما به حوادث و اتفاقاتي است كه پيرامون ما مي افتد.

ما مي توانيم احساسات خود را تغيير دهيم. اين كار از طريق تغيير در رفتار يا تغيير در تفكر و طرز فكرمان ميسر مي شود. به عنوان مثال انجام دادن مقداري از يك كار مي تواند ما را از نگراني درباره ي آن برهاند. ايجاد  يك برداشت و فهم جديد از يك وضعيت خاص ، از هراس و استرس  ناشي از آن مي كاهد.

توصيه هايي براي كاهش استرس

1-  ياد بگيريد كه برنامه ريزي كنيد.

آشفتگي ، بي نظمي و عدم سازمان دهي در كارها و برنامه ها مي تواند توليد استرس كرده ، يا نقطه اي براي شروع آن باشد. در دست داشتن برنامه ها و طرح هاي متعدد كه به صورت همزمان پيش مي روند اغلب منجر به سردرگمي ، فراموشي و احساس ترس از شكستِ طرح هاي ناتمام مي شود. هر زمان كه امكانش باشد طرح ها را يكي بعد از ديگري به انجام برسانيد . به اين صورت كه طرحي را شروع كرده ، روي آ ن كار كنيد تا تمام شود.

2-  محدويت ها و ضعف هاي خود را بشناسيد و آنها را قبول كنيد.

بسياري از ما براي خود اهداف دست نيافتني ، آرمان گرايانه و غيرمنطقي تعيين مي كنيم ، در نتيجه هر قدر هم كه كارايي و عملكرد ما بالا باشد يك نوع حس شكست يا عدم كفايت و صلاحيت در خود احساس مي كنيم . اين نكته ي مهم را نبايد فراموش كنيم كه ما هرگز نمي توانيم كامل و بي نقص باشيم. پس براي خود اهدافي تعيين كنيد كه  دست يافتني و قابل دستيابي باشند.

3-  ياد بگيريد كه در زندگي بازي ، تفريح و سرگرمي داشته باشيد.

شما هر از چند گاه  نياز داريد كه از فشار زندگي فرار كنيد و به تفريح و سرگرمي روي آوريد. صرف نظر از سطح توانايي و مهارتتان در بازي ، سرگرمي ها و بازي هايي پيدا كنيد كه برايتان جذاب و لذت بخش باشند.

4-  شخصي مثبت ، سازنده ومفيد باشيد.

از انتقاد و عيب جويي ديگران خودداري كنيد . ياد بگيريد از چيزهايي كه خوشتان مي آيد و دوستشان داريد و در وجود ديگران هست تعريف و تمجيد كنيد. سعي كنيد به صفات و خصوصيات خوب و پسنديده ي اطرافيانتان توجه نماييد. اطمينان حاصل كنيد كه براي خود ارزش قائليد و صفات خوب و ويژگي هاي برتر خود را تحسين مي كنيد.

5-  ياد بگيريد كه گذشت داشته باشيد و ديگران وعقايد آنها را تحمل كنيد.

تحمل نكردن ديگران و عقايد آنها منجر به يأس ، ناكامي وعصبانيت مي شود. تلاش براي فهميدن اين كه واقعاً مردم چگونه فكر مي كنند و چه احساسي دارند مي تواند باعث شود كه شما آنها را بيشتر بپذيريد. خودتان را نيز باور داشته باشيد و از خطاي خود چشم پوشي كنيد.

6-  از رقابت ها و چشم و هم چشمي هاي بيجا و غير ضروري پرهيز كنيد.

موقعيت هايي در زندگي وجود دارد كه جنبه ي رقابتي دارد و ما نمي توانيم از آنها اجتناب كنيم . درگير شدن افراطي ، مي تواند ايجاد تنش و اضطراب شديد كند و ما را تبديل به فردي پرخاشگر كند.

7-  به طور مرتب ورزش كنيد.

اگر به جاي ورزش و نرمش هايي كه انجام آنها برايتان سخت و طاقت فرساست ، ورزشي را انتخاب كنيد كه واقعاً  از آن لذت مي بريد ، احتمالاً بيشتر به آن خواهيد پرداخت و وقت بيشتري را به آن اختصاص خواهيد داد.

8-  ياد بگيريد كه روش شما براي استراحت و آرامش ، منظم و عاري از داروهاي آرام بخش و مسكن باشد.

مديتيشنMeditation( مراقبه و تفكر ) ، يوگا يا هر نوع از فنون مربوط به آرامش ذهن را مي توان از معلمان و مربيان مختلف و روان پزشكاني كه به صورت رسمي تأييد شده اند و مجوز دارند، فرا گرفت.

9-  مشكلات و مسائل خود را  در درون خود نگه نداريد .

يك دوست ، عضوي از هيأت علمي دانشگاه ، يك مشاور يا يك روان پزشك پيدا كنيد تا بتوانيد آزادانه و به راحتي با او صحبت كنيد. بيان احساسات و تنش هاي دروني خود به يك شخص درد آشنا و دلسوز مي تواند به صورت فوق العاده اي مفيد باشد.

10-    تفكر خود را عوض كنيد .

اين كه از نظر احساسي و هيجاني چگونه حس مي كنيم ، بستگي به ديدگاه و فلسفه ما درباره  زندگي دارد . دگرگوني و تغييرعقايد ، يك فرايند مشكل وپرزحمت است . دانش و آگاهي عملي در دنياي پيشرفته براي راهنمايي ما در حياتمان كمتر وجود دارد . هيچ كس تمام جواب ها را  ندارد، اما بعضي جواب ها در دسترس اند.

چگونه مي‌توان استرس را از زندگي خود حذف كرد؟

استرس مثبت بر تازگي و ابتهاج زندگي مي‌افزايد. همه ما با تحمل ميزان معيني از استرس زندگي مي‌كنيم. سر رسيدن مهلت ، رقابتها ، برخوردها و حتي ناكامي‌ها و نگراني‌ها به زندگي‌ها عمق و غنا مي‌بخشد. هدف ما حذف استرس نيست، بلكه فراگيري چگونگي استفاده از آن به منظور كمك به خود است.

استرس كمتر از حد ، عامل خمودگي است و در ما احساس خستگي و رخوت بر جاي مي‌گذارد. از سوي ديگر ، استرس مفرط تنش ايجاد مي‌كند. آنچه ما بدان نيازمنديم، يافتن سطح بهينه و مطلوبي از استرس است كه ما را برمي‌انگيزد، ولي ما را در خود غرق نمي‌كند.

چگونه مي‌توان فهميد سطح بهينه استرس براي افراد چيست؟

سطح واحدي از استرس كه براي همه انسانها بهينه باشد، وجود ندارد. هر يك از ما مخلوقاتي منحصر به فرد با نيازهاي ويژه هستيم. بنابراين ، آنچه براي يك شخص ناراحت كننده است، چه بسا براي ديگري شادي آفرين باشد. حتي وقتي ما روي ناراحت كننده بودن رويدادهاي خاص توافق داريم، احتمالا در واكنش هاي فيزيولوژي و روان شناختي به آن حادثه با هم تفاوت داريم.

شخصي كه شيفته مذاكره و حل اختلاف و تحرك شغلي است، اگر شغلي يكنواخت و بدون تحرك داشته باشد، در فشار و استرس قرار مي‌گيرد. در حالي كه شخصي كه به شرايط ثابت علاقه‌مند است، وقتي در شغلي قرار گيرد كه وظايفش از تنوع بالايي برخوردار باشد، به احتمال زياد خود را در تنگناي استرس احساس مي‌كند. قبل از قرار گرفتن در معرض تغييرات آزار دهنده ، اين موضوع كه استرسهاي شخصي ما چه هستند و ميزان تحمل ما در برابر آنها چقدر است، به شيوه زندگي و سن ما بستگي دارد.

اكثر بيماريها با استرس مداوم مرتبط مي‌باشند. اگر شما علائم استرس را تجربه مي‌كنيد و اگر استرس در سطحي فراتر از سطح بهينه استرس شما قرار دارد، بايد از استرس زندگي خود بكاهيد و يا توانايي مقابله و اداره استرس خود را بهبود بخشيد.

چگونه مي‌توان استرس را بهتر اداره كرد؟

شناسايي استرس مداوم و آگاه شدن از اثرات آن بر زندگي ما ، براي كاهش اثرات زيان آور آن كافي نيست. همانطوري كه منابع زيادي براي استرس وجود دارد، امكانات بسياري هم براي اداره آن وجود دارد. ولي آنچه بدان نيازمنديم، تلاش براي تغيير است، تغيير منبع استرس و يا تغيير واكنش نسبت به آن منبع. براي اين منظور چه كار مي‌توانيد انجام دهيد؟

از منابع استرس ، واكنشهاي هيجاني و بدني خود آگاه شويد.

به ناراحتي و تشويش خود توجه كنيد. آنها را ناديده نگيريد. مشكلات خود را به اجمال بررسي نكنيد.

تعيين كنيد چه رويدادهايي شما را ناراحت مي‌سازد. به خودتان درباره معناي اين رويدادها چه مي‌گوييد؟

چگونگي پاسخ بدنتان را نسبت به استرس مشخص كنيد. آيا مضطرب مي‌شويد؟ يا دلخور؟ اگر چنين است، به چه شيوه‌اي دچار اين احساسات مي‌شويد؟
مشخص كنيد چه تغييري مي‌توانيد ايجاد كنيد؟

آيا منابع استرس را از طريق اجتناب يا حذف كامل آنها ، مي‌توانيد تغيير دهيد؟

آيا شدت آنها را مي‌توانيد تغيير دهيد (يعني طي دوره درماني به تدريج آنها را كنترل و اداره كنيد، در مدت يك روز يا يك هفته)؟

آيا مي‌توانيد رويارويي خود را با استرس كوتاه سازيد؟ (استراحتي به خود بدهيد، يا محوطه ساختمان را ترك كنيد.)

آيا مي‌توانيد وقت و انرژي لازم را براي ايجاد تغيير اختصاص دهيد؟ (تعيين هدف ، فنون مديريت زمان و راهبردهاي به تعويق انداختن ارضا در اينگونه موارد مي‌تواند مفيد باشد.)
شدت واكنشهاي عاطفي و هيجاني خود را به استرس كاهش دهيد.

واكنش شما نسبت به واسطه درك شما از خطر (جسمي و يا عاطفي) به يك باره اتفاق مي‌افتد. آيا به منابع استرس به شيوه اغراق آميز مي‌نگريد و يا موقعيت را دشوار تلقي مي‌كنيد و از آن فاجعه مي‌سازيد؟

آيا انتظار داريد همه به شما خوش آمد بگويند و همه از شما راضي باشند؟

آيا واكنش مفرط نشان مي‌دهيد و همه چيزها را بحراني و اضطراري تلقي مي‌كنيد؟ آيا احساس مي‌كنيد كه بايد همواره بر هر موقعيتي تسلط داشته باشيد؟

ديدگاه خود را نسبت به استرس تعديل و اصلاح كنيد. سعي كنيد استرس را به عنوان چيزي در نظر بگيريد كه مي‌توانيد برآن فائق آييد، نه چيزي كه بر شما چيره مي‌شود.

سعي كنيد هيجانات شديد و مفرط خود را تعديل كنيد. موقعيت را در يك چشم انداز وسيع‌تر قرار دهيد. جنبه‌هاي منفي را شرح و بسط ندهيد و به خود نگوييد «چه مي‌شود اگر !!».
بياموزيد واكنشهاي بدني خود را به استرس ، تعديل كنيد.

نفس كشيدن آهسته و عميق ، ريتم فعاليت قلب و تنفس شما را به وضع طبيعي برمي‌گرداند.

فنون آرام بخشي ، تنش عضلاني را كاهش مي‌دهد. بازخورد زيستي مي‌تواند بر اموري چون تنش عضلاني ، ريتم قلبي و فشار خون كنترل ارادي ايجاد كند.

دارو به تجويز پزشك مي‌تواند در كوتاه مدت به تعديل واكنشهاي بدني شما كمك كند، ولي داروها به تنهايي پاسخگو نيستند. تعديل اين واكنشها را به منزله راه حلي بلند مدت ياد بگيريد.
ذخاير بدني خود را افزايش دهيد.

به منظور ايجاد تناسب و سلامت قلبي _ عروقي سه تا چهار بار در هفته ورزش كنيد. ( تمرينات موزون ، معتدل و يكنواخت بهترين انتخاب است. مانند قدم زدن ، شنا كردن ، دوچرخه سواري يا آهسته دويدن.)

غذاهاي مقوي به اندازه كافي و متعادل مصرف كنيد.

وزن مطلوب خود را حفظ كنيد.

فراغت و تفريح را با كار درآميزيد. به خود استراحت بدهيد و هرگاه ممكن بود، وقفه‌اي در كار ايجاد كنيد.

به قدر كافي بخوابيد. تا آنجا كه ممكن است برنامه خواب را رعايت كنيد.
و اما......

همان طور كه در مطلب قبل  توضيح داده شد؛ استرس  علل مختلفي دارد و عواملي كه مي تواند براي فردي استرس زا باشد ممكن است براي فرد ديگر نباشد. ما در اين مقاله برخي از عوامل اصلي و شايع استرس را اجمالاً بررسي مي كنيم.

بروز استرس رابطه ي مستقيم با پذيرش مسئوليت هاي بزرگ و انجام كارهاي سخت و سنگين دارد. البته ناگفته نماند كه عكس العمل فرد در رابطه با بروز استرس را نيز نمي توان در اين ميان ناديده گرفت. هر دو عامل، خانه و كار مي توانند به صورت جرقه اي براي ايجاد تنش جسمي و روحي محسوب شوند و تدريجاً رشد كنند و در صورتي كه ناديده گرفته شوند مي توانند به صورت معضلي جدي در به خطر انداختن سلامتي فرد مطرح گردند.

افراد زماني به پست مديريت و رهبري مي رسند كه داراي تخصص و دانش حرفه اي باشند، اما تنها اين دلايل براي رهبري يك بخش يا قسمت كافي نيست زيرا فرد ممكن است كارمند بسيار خوبي باشد، اما مدير خوبي نباشد. در اغلب موارد، ناتواني در ايجاد ارتباط مناسب، ريشه ي اصلي مشكلات است.

عوامل استرس زا و كار

به دلايل مختلف، محيط كار  در واقع پرورش دهنده ي زمينه هاي استرس است. زماني كه افراد مختلف در يك جا جمع مي شوند، امكان بروز تنش نيز قوّت مي گيرد.

افراد به خاطر داشتن گرايش هاي شخصيتي خاص ممكن است با هم درگير شوند، قوانين حاكم ما بين افراد يك گروه نيز ممكن است روشن و شفاف نباشند، در نتيجه كاركرد گروه به طور كلي به خاطر وجود اين عوامل منفي آسيب مي بيند.با وجود رقابت در محيط كه افراد مختلف در يك جا جمع مي شوند، امكان بروز تنش نيز قوّت مي گيرد.

افراد به خاطر داشتن گرايش هاي شخصيتي خاص ممكن است با هم درگير شوند، قوانين حاكم مابين افراد يك گروه نيز ممكن است روشن و شفاف نباشند، در نتيجه كاركرد گروه به طور كلي به خاطر وجود اين عوامل منفي آسيب مي بينند.

رقابت در محيط كار اغلب به مشاجره مي انجامد و اختلاف نظر عمومي در مورد اهداف و روش ها مي تواند به موفقيت و تكميل كار و يا قرارداد آسيب رساند.

ضرب العجل براي اتمام كار در تاريخي خاص در اغلب مشاغل ديده مي شود چرا كه بسياري از قراردادها مدت زمان معيني براي انجام و اتمام كارشان در نظر مي گيرند. ظاهراً نكته ي منفي در اين مورد وجود ندارد، البته در صورتي كه در حين انجام كار هر كس مسئوليت كار خود را كاملاً به عهده گيرد، متأسفانه در عمل هميشه كارها طبق برنامه پيش نمي رود، زيرا براي مثال، در مورد تعيين ضرب العجل براي اتمام كار، گاه پيش مي آيد كه اين زمان توسط افرادي تعيين مي شود كه هيچ گونه مسئوليتي در انجام آن ندارند، لذا بي دليل سخت گيري مي كنند و مدت زمان كوتاهي را براي اتمام كار در نظر مي گيرند كه شايد هم عمل به آن اصولاً امكان پذير نباشد. نتيجه چه مي شود؟ حاصل كار اين مي شود كه افراد ديگر در قرارداد در انتها احساس خشم و نااميدي مي كنند.

غير از زماني كه فرد براي خودش كار مي كند، بيشتر افراد مجبورند نتايج كار خود را به يك فرد با موقعيت اداري بالاتر گزارش دهند. استرس  زماني ايجاد مي شود و اوج مي گيرد كه رئيس، مديري خوب و خوش برخورد نباشد.

افراد زماني به پست مديريت و رهبري مي رسند كه داراي تخصص و دانش حرفه اي باشند، اما تنها اين دلايل براي رهبري يك بخش يا قسمت كافي نيست زيرا فرد ممكن است كارمند بسيار خوبي باشد، اما مدير خوبي نباشد. در اغلب موارد، ناتواني در ايجاد ارتباط مناسب، ريشه ي اصلي مشكلات است.

مورد ديگري كه در محيط كار مطرح است وجود همكاران مسئله دار است. هر كسي كه با فرد مسئله داري مدتي در يك محل كار كرده باشد به خوبي مي داند كه اين امر تا چه حد مي تواند كسل كننده و رنج آور باشد.

اگر اصطكاك و برخورد (چه به صورت علني يا غيرعلني) بين كارمندان وجود داشته باشد، باعث بروز خشم و عصبانيت  مي شود و اين دو خود به استرس مي انجامد و نهايتاً ادامه ي استرس منجر به بيماري شخص مي گردد.

شرح بيماري

علايم‌ شايع‌

فيزيكي‌: گرفتگي‌ عضلاني‌، سردرد ، درد قفسه‌ سينه‌ ، ناراحتي‌ معده‌ ، اسهال‌ يا يبوست‌، افزايش‌ ضربان‌ قلب‌ ، دستهاي‌ سرد و مرطوب‌، خستگي‌ ، تعريق‌ شديد، بثورات ‌، تنفس‌ سريع‌، لرز، تيك‌، تحريك‌پذيري‌، كم‌اشتهايي‌ يا بي‌اشتهايي‌، ضعف‌، احساس‌ خستگي‌، گيجي‌.

عاطفي‌: عصبانيت‌، اعتماد به‌ نفس‌ پايين‌، افسردگي‌ ، بي‌تفاوتي‌، تحريك‌پذيري‌، ترس‌ و پاسخهاي‌ هراسي‌، اشكال‌ در تمركز، احساس‌ گناهكاري‌، نگراني‌، بي‌قراري‌، اضطراب‌ و وحشت‌.
رفتاري‌: سوءمصرف‌ الكل‌ يا مواد مخدر، افزايش‌ مصرف‌ سيگار، اختلالات‌ خواب‌ ، پرخوري‌، كاهش‌ حافظه‌ و منگي‌.
علل‌

بدن‌ در يك‌ موقعيت‌ پراسترس‌ با افزايش‌ توليد هورمونهاي‌ خاصي‌ جواب‌ مي‌دهد كه‌ باعث‌ تغييراتي‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌ ، متابوليسم‌ و فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فيزيكي‌ مي‌گردد.
عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر

تغيير در شيوه‌ زندگي‌ و اختلال‌ در امور روزمره‌ طبيعي‌ شخص‌ كه‌ مي‌تواند استرس‌ ايجاد كند. برخي‌ از علل‌ شايع‌ استرس‌ عبارتند از:

مرگ‌ اخير فرد مورد علاقه‌ (همسر، كودك‌، دوست‌)
از دست‌ دادن‌ هر چيزي‌ كه‌ براي‌ فرد ارزشمند باشد.
آسيب‌ها يا بيماري‌هاي‌ شديد
اخراج‌ شدن‌ يا تغيير شغل‌
نقل‌ مكان‌ كردن‌ به‌ يك‌ شهر يا استان‌ جديد
مشكلات‌ جنسي‌ بين‌ فرد و شريك‌ جنسي‌ او
ورشكستگي‌ مالي‌ يا مقروض‌ شدن‌ شديد مثلاً به‌ خاطر خريد يك‌ خانه‌ جديد
تعارض‌ مدام‌ بين‌ فرد و يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ ، دوست‌ نزديك‌ يا همكار
خستگي‌ دايمي‌ ناشي‌ از استراحت‌، خواب‌ يا تفريح‌ ناكافي‌
پيشگيري‌

براي‌ كمك‌ به‌ پيشگيري‌ از استرس‌ منفي‌، به‌ آن‌ دسته‌ از امور زندگي‌ بپردازيد كه‌ مي‌توانيد از عهده‌ آنها برآييد.
از آنجا كه‌ هميشه‌ نمي‌توان‌ جلوي‌ استرس‌ را گرفت‌، روش‌هايي‌ را ياد بگيريد كه‌ براي‌ حفاظت‌ از سلامت‌ ذهني‌ و فيزيكي‌ خود، سازگار شويد. با مطالعه‌ مقالات‌ و كتب‌، در مورد استرس‌ به‌ خود آموزش‌ دهيد.
عوارض‌ احتمالي‌

استرس‌ مزمن‌ مي‌تواند در بسياري‌ از مشكلات‌ مربوط‌ به‌ سلامت‌ شامل‌ حوادث‌، آرتريت‌ ، آسم‌ ، سرطان ‌، سرماخوردگي‌ ، كوليت‌ ، ديابت‌ ، اختلالات‌ غدد درون‌ريز ، خستگي‌، سردرد، كمردرد، مشكلات‌ گوارشي‌، اختلالات‌ پوستي‌، بيماري‌ قلبي‌، فشار خون‌ بالا، بي‌خوابي‌، دردهاي‌ عضلاني‌، اختلال‌ كاركرد جنسي‌ و زخم‌ها نقش‌ بازي‌ كند.
درمان‌

آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشند:


مشاهده‌ علايم‌ توسط‌ خود شما
شرح‌ حال‌ طبي‌ و معاينه‌ فيزيكي‌ به‌ وسيله‌ يك‌ پزشك‌ در صورت‌ لزوم‌

برخي‌ از روش‌هايي‌ كه‌ به‌ كاهش‌ استرس‌ كمك‌ مي‌كنند:


يك‌ روش‌ را ياد بگيريد و به‌ طور منظم‌ و در صورت‌ امكان‌ هر روز آن‌ را تمرين‌ كنيد. روش‌هاي‌ بسياري‌ وجود دارند.
به‌ مدت‌ كوتاهي‌ از هر وضعيت‌ پر استرسي‌ كه‌ در طول‌ روز به‌ آن‌ برمي‌خوريد، دور شويد.
يك‌ روش‌ سفت‌ و شل‌كننده‌ عضلات‌ را ياد بگيريد و آن‌ را تمرين‌ كنيد.
از آوردن‌ مشكلات‌ خود به‌ خانه‌ يا بستر خودداري‌ كنيد. در پايان‌ روز، دقايقي‌ را به‌ مرور تك‌تك‌ تجارب‌ كل‌ روز اختصاص‌ دهيد بطوري‌ كه‌ انگار يك‌ نوار را مجدداً گوش‌ مي‌دهيد.
تمام‌ عواطف‌ منفي‌ را كه‌ متحمل‌ شده‌ايد (عصبانيت‌، احساس‌ عدم‌ امنيت‌ يا اضطراب‌) از خود برهانيد. از كليه‌ انرژي‌ها يا عواطف‌ خوب‌ (افكار عاشقانه‌، ستايش‌، احساسات‌ خوب‌ در مورد كار يا خودتان‌) لذت‌ ببريد.
در مورد كارهاي‌ ناتمام‌ تصميمي‌ اتخاذ كنيد و تنش‌ ذهني‌ يا عضلاني‌ را رها كنيد. هم‌اكنون‌ براي‌ يك‌ خواب‌ آرامش‌بخش‌ و بهبود دهنده‌ عواطف‌ آماده‌ هستيد.
ممكن‌ است‌ به‌ مدت‌ كوتاهي‌ داروي‌ آرام‌بخش‌ يا ضد افسردگي‌ مفيد باشد.
چند نكته

يك‌ برنامه‌ ورزشي‌ اتخاذ كنيد. افرادي‌ كه‌ در وضعيت‌ فيزيكي‌ خوبي‌ به‌ سر مي‌برند، به‌ احتمال‌ كمتري‌ به‌ عوارض‌ منفي‌ استرس‌ مبتلا مي‌شوند.
يك‌ رژيم‌ غذايي‌ طبيعي‌ و كاملاً متعادل‌ اتخاذ كنيد. مكمل‌هاي‌ ويتاميني‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ شوند.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-180.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمريناتي براي بالا رفتن كيفيت صدا

در اين بخش به انجام بعضى از تمرينات كه در بالا رفتن كيفيت صداى شخص بى تاثير نيست مى پردازيم .

الف ) تمرين قوى كردن حنجره 

منظور از حنجره قوى و صداى قوى ، صداى بلند و يا فرياد نيست بلكه منظور حنجره و صدايى مى باشد كه داراى بنيه اى بالا و قدرتى است كه بعد از اجراى يك برنامه ، توانايى خود را به طور كامل از دست نداده باشد و به اصطلاح ((زود نگيرد)). بعضى از اشخاص هستند كه صداى آنها بسيار پرطنين و پرحجم و بلند است اما بعد از مدتى كار كشيدن از حنجره ، تارهاى صوتى آنها از كار مى افتد و زود خسته شده و توان انجام فعاليت بيشتر از آن سلب مى شود؛ برعكس افرادى نيز هستند كه صداى كم حجم و نازكى دارند اما حنجره آنها از قدرت خوبى برخوردار است و تارهاى صوتى او به زودى از كار نمى افتند. آنچه مهم است اين است كه يك خواننده بتواند از ابتداى يك مجلس تا انتهاى آن را به تنهايى عهده دار شود و قدرت انجام يك برنامه كامل را داشته باشد، اگر چه اين خصوصيت بعد از سال ها مجلس دارى و اجراى برنامه براى شخص حاصل مى شود و به خصوصيات فردى از قبيل بنيه جسمانى ، حالت جمجمه ، بزرگى قفسه سينه ، بزرگى حفره هاى بينى و دهان و... نيز بستگى دارد.

خاطر نشان شدن اين مطلب لازم است كه بالا رفتن كيفيت صدا، رابطه مستقيم با كيفيت تنفس دارد. تنفس صحيح صدا را دلنشين تر مى نمايد. نكته ديگر اينكه تارهاى صوتى كه صدا را توليد مى كنند، در واقع چند عضله ضعيف و كوچك بيشتر نيستند. چون عضلات را مى توان با ورزش قوى تر كرد، بايد با ورزش دادن عضلات گلو و حنجره ، صدا را قوى تر نمود تا ديرتر توان خود را از دست بدهند. دقيقاً مثل يك بدنساز كه با استفاده از دمبل هاى سبك و سنگين عضلات شانه و بازوى خود را قوى مى كند تا بعد از مدتى بتواند يك وزنه سنگين را بلند نمايد. پس تنفس صحيح باعث پرطنين شدن صدا مى گردد و ورزش دادن عضلات باعث قوى شدن آن خواهد شد. در واقع ورزش عضلات بازو، دمبل زدن و ورزش عضلات حنجره ، خواندن مى باشد. تمرين قوى شدن صدا به اين ترتيب است كه ؛ ابتدا با آرامش در محلى ساكت و آرام بنشينيد و عضلات را شُل كنيد سپس نفس عميقى كشيده و در پايين ترين پرده ، حرف ((آ)) را به صورت ممتد و كشيده ادا نماييد و آن قدر ادامه دهيد تا بازدم شما تمام گردد. دوباره ريه ها را تا جايى كه امكان دارد، از هوا پر كنيد و در حالت بازدم به صورت كشيده بگوييد ((آ)). اين كار را تا پنج دقيقه به طور مداوم تكرار نماييد. در اين كار عجله نكنيد و از پايين ترين حالت ممكن آغاز نماييد. وقتى كه حس كرديد كه حنجره شما خوب گرم شده است ، حرف ((آ)) را در يك پرده بالاتر، با همان كيفيت اجرا كنيد. اين كار را همين طور پرده به پرده ادامه داده و بالا رويد و اين نكته را كسانى كه مبتدى هستند بايد توجه داشته باشند كه به هيچ وجه نبايد عجله نمايند. بايد با حوصله اين كار را به انجام رساند چون تمام پختگى صدا و قوت آن بستگى به تمرين در پرده هاى پايين دارد. اين كار را كه انجام داديد و به پرده آخر صداى خود در حرف ((آ)) رسيديد، حنجره شما به خوبى گرم شده است و بعد از اين يك ربع تمرين ، حالا مى توانيد با تمام قدرت ، يك بيت شعر را با آواز بلند (در اصطلاح شش دانگ صدا) بخوانيد، بدون اينكه آسيبى به حنجره شما برسد.

اگر در بين تمرين ، هنگام بالا بردن پرده بعدى احساس خارش يا سوزش و يا سرفه نموديد، بدانيد كه عجله كرده ايد و به توصيه اين حقير گوش نداده ايد. در اين حالت به پرده قبلى بازگشته و دقايقى آن را ادامه دهيد و يا اينكه تمرين را براى مدتى قطع نماييد همچنين در پركردن ريه ها هم نبايد عجله كرد. ابتدا آهسته آهسته شكم را پر نموده و سپس سينه را پر نماييد تا جايى كه شكم و سينه شما كاملاً متورم و مملوّ از هوا باشد. اگر پرده هاى پايين را در يك فضاى بسته و پرده هاى بالا و شش دانگ را در يك محيط باز مانند كوه يا بيابان تمرين نماييد، بهتر خواهد بود و پيشرفت خود را مشاهده خواهيد كرد و اگر بتوانيد تمرين شش دانگ صدا را بعد از يك برنامه كوه نوردى قرار بدهيد، بسيار بهتر و ثمر بخش تر خواهد بود چرا كه كوه نوردى باعث افزايش ظرفيت هوايى شش ها مى شود.

تمرينات فوق بايد حداقل يك تا دو ماه به طور مستمر و همه روزه صورت گيرد تا صدا براى آغاز كار، صيقل پيدا نمايد و از حالت ((نخراشيدگى )) بيرون آيد.

ب ) تمرين پرحجم كردن صدا 

بعد از تمرينات قوى سازى صدا، نوبت به پرحجم كردن و پرطنين كردن آن مى رسد. يعنى وقتى يك خواننده در يك اتاق معمولى مى خواند، صداى او بر فضاى اتاق احاطه كامل داشته باشد و از هر سمت و سويى به طور مستقيم و يك نواخت شنيده شود. اين خصوصيات يك صداى پرطنين مى باشد كه در اصطلاح ، اين صدا را ((زنگ دار)) گويند كه گرفتگى ندارد. البته هر نوع گرفتگى در صدا، مذموم نيست بلكه بعضى وقت ها به محزون بودن آن مى افزايد اما صدايى با اين كيفيت ، قابليت كمترى براى مانور دادن و تحرير زدن دارد. براى زنگ دار شدن صدا به تمرينات زير توجه نماييد

در حالتى راحت بنشينيد و عضلات را رها نموده و كلماتى از قبيل ((مَنگ ، هَنگ ، زَنگ ،...)) كه به ((نْگ )) ختم مى شوند را با آهنگى تودماغى ، با مسدود كردن دهان با زبان و كشيدگى ، اجرا نماييد.

يك شعر بيست بيتى را با نازك ترين آهنگى كه مى توانيد بخوانيد و وقتى كه گلوى تان خسته شد، پس از چند دقيقه استراحت دوباره از نو آغاز كنيد.

حرف ((ر)) را به صورت مشدد و مستمر و كشيده ((ر، ر، ر،...)) ادا كنيد.

گفتيم كه پرطنين شدن صدا، با تنفس رابطه مستقيم دارد. براى اينكه طنين صداى خود را تقويت نماييد به اين تمارين توجه كنيد.

ابتدا يك نفس عميق با كيفيتى كه قبلاً گفته شد بكشيد و ريه ها و شكم را از هوا پر كنيد به طورى كه شكم كاملاً بيرون آيد. بعد صدا را در حالى كه خارج مى كنيد، آهسته و پياپى بگوييد: ((آه ، آه ، اوه ، اوه ، ايه ....)). توجه داشته باشيد كه هر چه اين هوا آهسته تر و كندتر از شش ها خارج شود بهتر است و تكرار اين تمرين صدا را بهتر و رساتر مى كند.

فك پايينى را شُل كنيد سپس نفس هاى كوتاه و سريع ، از راه دهان بكشيد و كم كم بر سرعت آن بيافزاييد تا جايى كه صداى برخورد نفس ها را به سقف دهان تان بشنويد. البته نفس ها نبايد از راه تنگى گلو بوده بلكه بايد از پرده ديافراگم شكم باشد و از آن به عنوان تلمبه اى استفاده كنيد و هوا را از راه شكم بيرون و داخل بكشيد. اين تمرين باعث قوى شدن عضلات زير فك و اطراف گلو و شكم مى شود زيرا هنگام خواندن ، فشار زيادى به اين عضلات وارد مى گردد.

بدن را شل كنيد و هوا را به درون سينه بكشيد، بدون اينكه هيچ گونه فشارى به سينه وارد شود؛ آن قدر كه سينه از هوا پر گردد. سپس شمعى (يا يك باريكه كاغذ) را جلوى دهان تان بگيريد و هوا را خارج كنيد، آن چنان كه شعله شمع حركت ننمايد ولى هواى سينه به طور يك نواخت خارج شود. اين تمرين باعث افزايش ‍ظرفيت هوايى ريه ها و يك نواختى صدا مى شود كه بايد روزى سه تا چهار مرتبه تكرار شود و با يك فوت كردن قوى ، خاتمه يابد.

چانه را به سينه بچسبانيد به طورى كه وزن سر، روى چانه افتاده باشد. حالا چند مرتبه دهان را باز و بسته كنيد به طورى كه با اين حركت ، سرتان بالا و پايين رود. سپس مدتى دهان را به حالت نيمه باز و راحت ، استراحت بدهيد.

دستان تان را زير چانه بزنيد (حالتى كه انسان چيزى را تماشا مى كند) و فرض كنيد كه چيزى مى جويد و مكرر دهان تان را باز و بسته نمائيد. بعد از مدتى استراحت ، دوباره اين كار را انجام دهيد. اين تمرين و تمرين قبل ، باعث قوى شدن عضلات چانه ، شقيقه ، و گلو مى شود و كم كم فك و گلو در اختيار شما در مى آيد تا حروف را موقع خواندن بهتر ادا كنيد زيرا عدم توانائى در تلفظ واضح حروف و خستگى زودرس فك و دهان ، ناشى از ضعيف بودن اين عضلات است .

يك شعر را ابتدا با صداى زير و از نوك زبان و سپس با صداى بم و از ته زبان بخوانيد در حالى كه دهان مانند يك حفره شده و صدا با حجم بيرون مى آيد. اين تمرين نيز با قوى تر شدن زبان ، باعث پرحجم شدن صدا مى شود. زيرا قسمتى از خواندن ، به زبان بستگى دارد كه با تغيير دادن فضاى دهان ، موجب ايجاد صداى مناسب و حجم دلخواه مى شود.

ج ) چند دستورالعمل كلى براى محافظت از حنجره

تمريناتى كه تا اينجا گفته شد، باعث تغييرات محسوسى در تقويت و بهبود صدا مى شود، با اين شرط كه با حوصله انجام داده شود و از عجله كردن در آن خوددارى گردد و تصور نشود كه خواندن بستگى به اين تمرينات خسته كننده ندارد. مطمئن باشيد كه اگر اين دستورالعمل ها بدون شتاب زدگى انجام شود، اثرات ژرفى در صدا خواهد داشت اما اگر بدون دقت انجام شوند، باعث ضايعات جبران ناپذيرى خواهد شد. به عنوان مثال در تمريناتى كه در قسمت قوى شدن حنجره ذكر شد، اگر شخصى بدون گرم كردن حنجره ، زير آواز بزند و شش دانگ صدا را بيرون دهد، امكان پاره شدن تارهاى صوتى و يا ايجاد رگه هاى غير قابل بهبود در صدا، وجود دارد. پس توصيه اول ، عجله نكردن و دقت به خرج دادن در تمارين مى باشد. توصيه ديگر اين است كه بين تمرين ها نبايد وقفه اى ايجاد شود و بايد به طور مداوم صورت گيرد تا حنجره پختگى خود را آسان تر تحصيل كند و به طور كلى اگر كسى خواننده هم بشود، نبايد تمرين را قطع كند و هر روز بايد زمزمه اى داشته باشد تا حنجره ، انعطاف خود را از دست ندهد. درست مانند لولاى درب ، اگر مدتى درب باز و بسته نشود باعث سفت شدن لولاها مى شود. به خاطر داشته باشيد كه بهترين چيز براى حنجره ، خواندن و جلوگيرى از تنبلى و سستى آن است . البته از استراحت دادن آن هم نبايد غافل ماند و بايد از ((تاختن به حنجره )) پرهيز كرد. حتى در مجلس نيز هرگاه حس كرديد كه حنجره شما خسته شده است مى توانيد بدون آنكه سايرين متوجه شوند به آن استراحت بدهيد. به اين ترتيب كه فك پائين را شُل كرده و با زبان كوچك راه حلق را مسدود نمائيد، گوئى مى خواهيد خميازه بكشيد به طورى كه صداى آن در گوشها حس مى شود. اين كار باعث استراحت لحظه اى حنجره تا مدت كوتاهى مى گردد. بهترين استراحت براى حنجره قبل يا بعد از مجلس ، ((خواب )) است . چنان چه وقتى يكى از قاريان مصرى كه براى اجراى برنامه به ايران آمده بود، قبل از اجراى قرائت خود، مدتى مى خوابد و اين كار را به بقيه قرّاء هم توصيه مى نمايد. چون گفتيم كه تارهاى صوتى ، بافت عضله اى هستند و احتياج به استراحت دارند.

د) تجويز برخى خوراكى ها

همان طورى كه بين همگان مشهور است ، بعضى از خوردنى ها هستند كه بايد از آنها پرهيز شود و برخى بايد استفاده گردد تا صداى شخص را تقويت نمايد. حنجره را به لولاى در تشبيه كرديم ؛ همان گونه كه درب احتياج به باز و بسته شدن دارد تا سفت نشود، احتياج به روغن كارى هم دارد. به همان شكل كه بايد از حنجره كار كشيد تا انعطافش از بين نرود، بايد با خوردن بعضى خوراكى ها به تحرك بيشتر آن كمك نمود. ناگفته نماند كه معرفى اين خوراكى ها جنبه تجربى دارد و در افراد گوناگون ، مختلف است . امكان دارد كه در بعضى جواب ندهد ولى آنچه كه در عرف مداحان، قاريان و گويندگان و... براى تقويت حنجره معمول است ، خوردن غذاهاى كم چربى و آبكى مانند آش ، گوشت آب پز، باقلا پلو، آبگوشت بدون چربى ، نوشيدن شير گرم قبل و بعد از خواندن و نوشيدن آب ولرم در حين برنامه است . همچنين در مواقع گرفتگى و خستگى صدا، خوردن ژله نشاسته ، زرده تخم مرغ ، تخم مرغ عسلى ، آب شلغم ، و يا غرغره كردن آب نمك به اضافه چند قطره آب ليمو و يا خوردن انجير خشك كه در شير جوشيده ريخته شده باشد، تاءثير بسزايى خواهد داشت . همچنين خوردن تخمه هائى كه داراى لعاب مى باشند مانند بارهنگ ، به دانه ، تخم شربتى و... قبل از اجراى برنامه بسيار مفيد است .

ه‍) پرهيز

براى اينكه حنجره آسيب نبيند بايد از خوردن بعضى از خوراكى ها مانند انواع ترشى ها، سرخ كردنى ، چاى پررنگ ، آب سرد، بستنى و اين قبيل مواد غذائى خوددارى نمود. چون خوردن اينها به مرور زمان باعث تحليل رفتن قواى حنجره و ضعيف شدن صدا مى گردد و شايد به جراءت بتوان گفت كه اثر اين خوردنى ها در حنجره خواننده مخرّب تر از حنجره فرد معمولى است كه خواننده نمى باشد. چون حنجره كار كرده در مقابل بعضى چيزها آسيب پذيرتر از حنجره كارنكرده است

همچنين خوردن تخمه ، آجيل و حتى استعمال عطريات باعث گرفتن صدا مى گردد و مجدداً لازم است اين نكته را خاطر نشان كنيم كه پرهيز از خوراكى ها هم مانند تجويز بعضى ديگر خوردنى ها به تفاوت افراد، مختلف مى شود و در همه على السويّه نمى باشد و نيز سينه زدن و گريه شديد كردن نيز باعث گرفتگى حنجره مى شود. همچنين تنفس ‍در فضائى كه گرد و خاك دارد و يا محلى كه در آن غذا مى پزند و چيزى سرخ مى كنند نيز همان نتيجه را خواهد داد. البته همان طورى كه قبلاً نيز اشاره شد، بايد توجه داشت كه اين گونه پرهيزها و تجويزها، فردى است و شخص بايد با گذشت زمان و تجربه در خوانندگى ، پى به اثر مثبت يا منفى آنها روى خود ببرد و يك برنامه پرهيز غذائى براى خود داشته باشد. چون ممكن است هيچ يك از خواراكى هائى فوق ، اثرى در وى نداشته باشد.

تذكر كلى :

به طور كلى مى توان گفت كه هرگونه خوراكى كه در شخص توليد گلودرد مى كند و هنگام ابتلا به سرماخوردگى يا گلودرد باعث تشديد آن مى شود، در موقع سلامتى باعث ضعيف شدن حنجره و صدا مى شود و بر عكس هر گونه خوراكى كه در موقع گلودرد و عفونت سينه ، موجب بهبود شخص مى شود در موقع سلامتى موجب قوى شدن صدا و بالا رفتن كارآئى حنجره مى گردد.

ابوالفضل هادى منش

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-172.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]
   
گفت و گو هاي مفيد و جذاب!    مازيار ناظمي

اگر از ديدگاه برخي انديشمندان راديكالي مثل پل دومان كه وقوع گفت و گوي مفيد را غير ممكن مي دانند بگذريم! هستند انديشمنداني كه به وقوع  گفت وگو هاي مفيد اميدوارند(هابر ماس ) ... گفت و گوي مفيد تحت چه شرايطي اتفاق مي افتد؟ بنا بر تجربه شخصي و مطالعاتي كه داشتم عوامل زير در رخ دادن يك گفت و گوي مفيد مي تواند موثر باشد :

  • هم پايگاه بودن طرفين ميزگرد : هر چه افراد مدعو هم عرض و هم پايه باشند كمتر گفت و گو از شرايط اعتدال خارج مي شود به تجربه ديده ام هر وقت يكي از ميهمانان به نوعي مقتدر تر از بقيه باشد (يا حداقل اينگونه فكر كند) گفت و گو را از شرايط طبيعي خودش خارج و بسوي جنگ و منازعه مي كشاند دليل عمده آنهم تمايل ميهمان مقتدرتر براي كشاندن گفت و گو به سمت نظر هاي خود است
  • رسيدن به يك هدف مشترك : بارها ديده ام كه ميهمانان گفت وگو وقتي هركدام حرف خود را زده اند بدون توجه به نظر طرف مقابل ، نتيجه خاصي براي گفت و گو رقم نخورده است  و مخاطب سردرگم ميشود ، بالاخره كه چي ؟!
  • افشاگري : گفت و گو ها اگر منجر به آشكار شدن اسرار پنهاني يك موضوع شود قطعا ماندني تر خواهد شد صراحت ، شجاعت ، اطلاع و پيگيري مجري از مهمترين ابرازهاي شكل گرفتن چنين گفت و گو هايي است
  • برخورد(Conflict) : درگيري، جدال و مواجهه، اتفاقي است كه در گفت و گوهاي جذاب رخ مي دهد، حتما بايستي در چيدن ميهمانان نوعي دوگانگي را رعايت كنيد تا مواجهه صورت گيرد. مطمئن باشيد اين شكل كار، مشتريان زيادي را براي برنامه گفت و گو محور شما بدنبال دارد.

 _ پل دومان، متفكر بل‍ژيكي، مهم­ترين معرف و مبلغ شالوده ­شكني در آمريكا است.

- هابرماس، كه اكنون دوران سالخوردگي و بازنشستگي‌اش را طي مي‌كند، از بزرگ‌ترين فلاسفه و عالمان اجتماعي زنده دنيا و وارث مكتب فكري بانفوذ فرانكفورت است.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-140.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روش هاي سخن گفتن

وقتي لب به سخن باز مي كنيم، اغلب احساس مي كنيم كه صرفاً حرف مي زنيم! اما سخن ما و طرز اداي آن از دايره امكانات وسيعي انتخاب مي شود و ديگران نيز به اين انتخاب هاي ما درست به همان شكل كه به لباس هاي ما واكنش نشان مي دهند و آن را نشانه شخصيت و طرز تلقي ما مي دانند، واكنش نشان مي دهند. مثلاً پوشيدن كت و شلوار مي تواند نشانه لباس پوشيدن رسمي يا نشانه احترام قائل بودن براي يك موقعيت باشد، حال آن كه استفاده از يك پوشش بسيار عادي، نشانه خودماني تلقي كردن يا جدي نگرفتن به شمار آيد. شخصيت هايي نظير رسمي يا خودماني، آراسته يا ناآراسته و طرز تلقي هايي مانند احترام قايل شدن يا نشدن با طرز سخن گفتن نيز مشخص مي شوند.

در هر صورت آنچه مسلم است آن است كه هر حرفي بايد به شكلي زده شود. هر سخن لحن، سرعت، مكث و بلندي خاص خود را دارد. ممكن است قبل از صحبت بدانيم يا ندانيم چه بايد بگوييم يا چه مي خواهيم بگوييم، مگر اينكه شرايط جلسه، حالت مسلم و مشخص داشته باشد. در عين حال هيچگاه قبل از سخن گفتن، تصميمي بر اينكه كجا صدا را بلند يا كوتاه بايد كرد و يا كجا تند يا سريع بايد حرف زد، گرفته نمي شود. چون رعايت و به كار بستن تمامي اين نكات بستگي به موقعيت دارد، اما همه عواملي است كه ما منظور گوينده را درك مي كنيم و درباره طرز فكر خود نسبت به نظرات يكديگر تصميم مي گيريم.

سبك گفت و گو هرگز موضوعي فوق العاده و اضافي بر گفت و گو نيست بلكه بخش اصلي و جدانشدني از آن است. جنبه هاي سبك گفت و گو، ابزار اوليه آن گفت و گو هستند. نشانه ها و علايم مهم در سخن گفتن، سرعت حرف زدن مكث ها و بلندي صداست كه جملگي آنچه را ما آهنگ صدا و صحبت مي شناسيم مشخص تر مي سازند.

اين نشانه ها در تمهيدات زبان شناسي به كار مي روند كه اساس صحبت و گفت و گو را شكل مي دهند. مجموعه اي كه نوبت گيري در گفت و گو، بيان نقطه نظرها و اينكه در جريان صحبت و گفت و گو چه مي كنيم (گوش مي دهيم، علاقه منديم، قدرشناسي مي كنيم، رفتار دوستانه داريم، انتظار كمك داريم يا پيشنهاد كمك مي كنيم و ...) را مشخص ساخته و نشان مي دهند كه به هنگام گفت و گو، در چه انديشه اي هستيم.

نشانه ها، سرعت و مكث در صحبت

سارا سعي داشت با همسر جديد سعيد، در گفت و گو را باز كند. اما به نظر مي رسيد كه مينا (همسر سعيد) حرفي براي گفتن ندارد! در حالي كه سارا احساس مي كرد مينا حوصله گوش دادن به حرفهايش را ندارد، مينا به سعيد گفت كه سارا فرصت حرف زدن به او نمي دهد! كه در حقيقت مشكل موجود با انتظار در باره سرعت و مكث كردن ارتباط داشت نه با حرف و حوصله داشتن يا نداشتن سارا و مينا!

بايد دانست گفت و گو، يك بازي نوبتي براي سخن گفتن انسانها است! شما حرف مي زنيد، بعد نوبت به من و بار ديگر نوبت به شما مي رسد. هر كس زماني حرف مي زند كه مخاطب او حرفش را تمام كرده باشد. موضوع در ظاهر به همين سادگي است اما اينكه بدانيم طرف مقابل صحبت اش را تمام كرده است يا خير، خود موضوعي مهم است. وقتي صدا ملايم تر مي شود، وقتي گفته قبلي تكرار مي شود، وقتي ميان كلمات فاصله مي افتد و صدا باز هم ملايم شود؟ آيا تكرار جمله به معناي نداشتن حرفي تازه مي تواند باشد؟ آيا قصد، تاكيد است؟ يا ميان كلمات چه فاصله اي بايد بيفتد تا معناي "دارم حرفم را تمام مي كنم" يا "هنوز حرف دارم" يا "مكث كرده ام، اما حرفم هنوز تمام نشده است را بدهد؟"

طبيعي است كه در ميانه گفت و گو و صحبت با افراد، فرصتي صرف حل اين مسايل نمي شود. بلكه به دليل سالها تجربه در زمينه صحبت با اشخاص، فرد متوجه مي شود كه حرف پايان گرفته يا خير. از طرفي وقتي عادات گفت و گو در طرفين مشابه باشد، يا نوع سخن گفتن يكي براي آن ديگري واضح و مشخص باشد، هيچ اشكالي بروز نمي كند اما اگر عادات دو طرف با هم متفاوت شد، ممكن است يكي از طرفين گفت و گو به اين نتيجه برسد كه آن ديگري يا به حرف او گوش نمي كرده يا اصولاً اين طور تصور شود كه صحبتي براي گفتن وجود ندارد. (مثالي كه درباره سارا و مينا مطرح شد).

همچنين يكسان نبودن سبك و زمان و فرصت و مجال صحبت كردن، امكان دارد خصوصيات فرد را به جز آن چيزي كه هست، نشان دهد و درست به همين دليل است كه اندكي تفاوت در سبك گفت وگو و موضوعاتي مانند مكث و غيره مي تواند روي زندگي فرد تاثير قابل ملاحظه اي داشته باشد.

بلندي صدا در سخن گفتن

واي از دست شوهرم! نمي دانيد وقتي در خانه است چقدر بلند صحبت مي كند. باور كنيد از ده خانه آن طرف تر هم مي شود صدايش را شنيد. هر چه هم كه مي گويم بلند صحبت نكن، به خرجش نمي رود، ديگر كم كم دارم به بلند صحبت كردنش شك مي كنم چون با يكي- دو نفر اينطور حرف نمي زند. مثلاً هر وقت برادر كوچكش يا يكي از دوستانش كه از دوره دبيرستان با هم دوست هستند، به منزل ما مي آيند، صحبت كردنش آهسته مي شود! شما باشيد شك نمي كنيد؟!

هر حرف بايد به لحن خاصي بيان گردد. در حال صحبت نيز شدت صدا مي تواند كم و زياد شود. بلندتر حرف زدن روابط ميان نقطه نظرها را نشان مي دهد. مثلاً مي تواند حاكي از آن باشد كه "صبر كن، حرفي دارم كه بايد بزنم" يا صبر كن، هنوز حرفم تمام نشده است ياعصباني هستم و يا ... ملايم تر حرف زدن هم مي تواند معاني خاص خود را داشته باشد. به عنوان مثال، خسته شدم، تو حرف بزن، يا خجالت مي كشم با صداي بلند صحبت كنم. يا، حالا نوبت توست حرف بزني و يا نشانه اي براي احترام و ادب به ديگري و ديگران.

بلندتر صحبت كردن از حد انتظار نيز مي تواند براي شنونده، معاني مختلفي را در برداشته باشد. مثلاً فرد فاقد قدرت ابراز وجود باشد يا در جهت تحريك احساسات باشد، يا دستور تلقي شود و ... كه به هر حال اگر با اين مسئله نيز درست برخورد نشود، شنونده را دچار گيجي و سردرگمي از نيافتن ارتباط با شخص گوينده خواهد كرد.

آهنگ و زير و بم صدا

عادت به لحن صدا از جانب افراد، گاه موجب مي شود تا در برخورد با لحني ديگر آن لحن غيرطبيعي جلوه كند. به عنوان مثال دو نفر كه داراي فرهنگ دو گفت وگوي متفاوت اند، به طور قطع با توجه به فرهنگ خويش، با آهنگ و زير و بم و در مجموع حالت مخصوص به خود سخن مي گويند. حال اگر فردي شناخت مناسبي از مخاطب يا گوينده مقابل خود نداشته باشد، چه بسا در هنگامي كه آن فرد آرام يا عصباني است اين گونه تصور كند كه لحن طرف وي خسته كننده يا يكنواخت و يا خوشايند است.

آهنگ صدا ناشي از تركيبي از سرعت، مكث، رسايي و از همه مهم تر تغيير زير و بم آن صدا. در واقع حالت جسماني دهان و حنجره آن را مشخص مي سازد، زير و بم صدا مانند رسايي يا ملايم بودن صدا نيز معاني نسبي متفاوتي دارد.

از آنجايي كه نشانه هايي مانند تغييرات زير و بم صدا (و نيز بلندي و سرعت گام صحبت) همچنين نشانه بيان هاي احساسي هستند احتمالاً تعجب آور نيست كه زنها بيش از مردها، از تغييرات زير و بم صدا استفاده مي كنند. همانطور كه مشخص است زنها هم اغلب به احساساتي بودن بيش از مردها، شهرت دارند. همين مطلب، در مورد افراد يك فرهنگ خاص نيز صدق مي كند.

به هر حال بد نيست بدانيم وقتي قرار است من يا شما، در هر روز و ساعت از عمرمان، دقايق پي در پي و متوالي را صرف صحبت كردن كنيم، چه بهتر كه در باره مقتضيات و نحوه صحبت كردن بيشتر بدانيم و مهمتر از آن، اين داشته ها را به كار بنديم.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-136.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

كلياتي در رابطه با فن بيان و خطابه

سخنوري ( سعدي)

 هر بياني چه زباني و شفاهي و چه كتبي و نوشتاري، يك موضوع عام و كلّي دارد ( كه در خطابه عنوان سخن است و دركتاب و مقاله همان نام كتاب و عنوان مقاله مي بوده باشد) و نيز مقدمه و پيشگفتاري و، علمي، هنري، ادبي و محفوظات الفاظ زيبا و آيات و روايات و اشعار و ضرب المثلها و حكايات زياد داشته باشيم تا بتوانيم طرح حقايق و مطالب كنيم و شنوندگان را ترغيب و اقناع نماييم.

    5- زياد تمرين كنيم تا روان و بي تكلف سخن بگوييم.

    6- در سخن گفتن بايد سه مرحله را بپيماييم:

 الف: بايد بدانيم كه چه بگوييم، خلق و ايجاد معاني كنيم چون تا معاني نباشد لفظي نيست.

 ب: بايد بدانيم كه به چه ترتيب بگوييم، معاني ذهني را چگونه طرح بندي كنيم، از كجا شروع نماييم، موضوع مورد نظر را چگونه پرورش دهيم و تجزيه و تحليل كنيم و چگونه به پايان برسانيم .

د: بايد بدانيم كه معاني ذهني را در قالب چه الفاظ و عباراتي بريزيم، و به بيان ديگر : چه لباسي بر تن مفاهيم و مطالب مورد بحث بپوشانيم .

    7- كلمات مبتذل و ركيك و توهين آميز بكار نبريم .

    8- سعي كنيم لغات و كلمات را در جاهاي مناسب بكار ببريم .

     9- كلمات مهم را با تأكيد و محكم ادا كنيم .

     10- جملات مبهم را با آوردن مثال روشن نماييم .

     11- بعد از بيان هر نكته ي مهمي كمي تأمل كنيم .

     12- از استعمال كلمات ترديد آميز مانند: به نظر من، شايد، گويا، ممكن است، احتمال دارد، از چند حال بيرون نيست، و امثال اينها خود داري نماييم، چون از نفوذ كلام مي كاهد .

     13- هرگز چنين نگوييم : « فكر مي كنم گفتني ها را گفته باشم و بهتر است به كلام خود خاتمه بدهم»  چون ما را كم مايه جلوه مي دهد.

     14- هرگز شكسته نفسي و اظهار عجز نكنيم، و نگوييم « من سخنران نيستم، كوچكتر از آنم كه بتوانم در جمع شما صحبت كنم ، حرفي براي گفتن ندارم ، آماده ي نطق نيستم ، مطالب در خور شأن مجلس در ذهن ندارم و... چون شنوندگان طبعا چنين قضاوت خواهند كرد، هرچند مطالب عالي و مفيد بگوييم جدّي نخواهند گرفت .

     15- بايد كلام را با جمله هاي حساب شده و متين وجدي شروع كنيم، تا شنوندگان تا پايان مشتاق شنيدن باشند .

     16- تكيه كلام هاي مثلا، بالاخره، فهميده شد، توجه بفرماييد و... را ترك كنيم .

     17- از استعمال كلمات و جملات عاميانه پرهيز نماييم .

     18- در حين سخنراني به فكر زيبايي الفاظ و جمله ها نباشيم كه از اصل مطلب منصرف و منحرف مي شويم، ادا كردن الفاظ و جملات زيبا را بر اثر تمرين و ممارست ياد بگيريم بطوري كه در حين سخنراني بدون فكر و بي تكلف الفاظ و جملات زيبا بر زبان ما جاري و ساري شود .

   19 – از كلي گويي و مجمل گذاردن مطلب خودداري كنيم .

     20- از حاشيه روي بي جا پرهيز كنيم و موضوع اصلي سخنراني تحت الشعاع امثال و حكايات و شواهدي كه براي اثبات موضوع مي آ وريم قرار نگيرد، و اكتفا به قدر لازم شود، و سعي كنيم تهيه ي عالي و يك انجام عالي براي سخنراني پيدا كنيم و بقيه را كوتاه نماييم .

     21- به سخنان و مطالبي كه مي گوييم خود ايمان و اعتقاد داشته باشيم، چون گفته اند : «سخني كه از دل برخيزد بردل نشيند ».

     22- آنچنان صحبت نماييم كه شنوندگان منظور ما را درك نمايد.

     23- اگر جلسه مركّب از اهل سواد و عوام است رعايت سطح فكري اكثر را نماييم و از دستور « كلّم الناس علي قدر عقولهم » پيروي كنيم .

    24- سخنان خود را با اظهار نظر صاحب نظران قوّت بخشيم .

    25- با ذكر منابع و مدارك، سخنان خو د را مستند نماييم .

    26- شنوندگان را نادان و كم اطلاع تصوّر نكنيم، اما در عين حال آنان را چنان فرض نماييم كه نسبت به موضوع مورد نظر ما چيزي نمي دانند و جمع شده اند كه از ما بشنوند.

    27- از سبك و روش سخنراني ديگران تقليد نكنيم .

    28- سخنراني خود را قبلا تدوين و يادداشت نماييم .

     29- عناوين و سر فصل هاي مطالب سخنراني خود را در ورق كوچكي بنويسيم و با خود داشته باشيم چون هم باعث قوّت قلب مي شود و هم اينكه با نگاهي به آن مطلبي نا گفته نمي ماند، ولي حتي الا مكان به ياد داشت مان نگاه نكنيم، چون شنونده را كسل مي كند.

   30- از تجربه ي سخنوران نامي و مشهور استفاده نماييم .

    31- قبل از وقت در باره ي آنچه مي گوييم همواره بينديشيم وسعي كنيم طرح را مناسب تر كنيم .

   32- در حين سخنراني همواره جلب توجه شنونده نماييم .

    33 - اگر خسته هستيم سخنراني نكنيم .

     34- قبل از سخنراني خستگي ها و گرفتاري ها وپريشاني ها را از خود دور كنيم تا در حين سخنراني گرفتار ي و خشم و پريشاني و حواس پرتي و... نداشته باشيم .

   35- اگر در حين سخنراني حواس مان پرت شد اندكي صبر كنيم .

   36- شتاب نكنيم و نفس بكشيم و به پيش برويم .

    37- قبل از شروع سخنراني كمي مكث نماييم تا توجه شنوندگان را جلب كنيم .

    38- قبل از سخنراني غذاي زياد نخوريم و زياد گرسنه هم نباشيم .

      39- لباس مرتب و تميز بپوشيم و سر و وضع مان را برابر كنيم.

     40- لبخند بر لب داشته باشيم .

      41- آنچنان با شنوندگان روبرو شويم كه احساس كنند از ديدن آنان خوشحاليم .

    42- از خودستايي پرهيز نماييم .

      43- رفتارمان متين و موقر باشد.

     44- نگاه خود را بين شنوندگان تقسيم كنيم و به هر سو نظر كنيم .

    45- حركات سر و دست خود را با گفتارمان مناسب نماييم .

     46- در حين صحبت آب ننوشيم .

    47- هيچ ژستي در موقع سخنراني به خود نگرفته عادي و راست با يستيم.

   48- اگر ايستاده سخنراني كنيم بهتر است مگر در صورت ضرورت.

  49- در حين سخنراني  با موي و ريش و سبيل و دكمه لباس و تسبيح و... بازي نكنيم چون موجب انحراف توجه شنوندگان از موضوع و مطالب سخنراني مي شود .

 50- در حين سخنراني، پهلوي مان و مقابل چشم حضّار كسي ننشيند .

51- اگر جلسه دايره اي است، طرفين ميز سخنراني مان كسي نباشد .

52- گل و گلدان، عكس و پوستر و هرچيزي كه جلب توجه شنوندگان كنند روي ميز و جلوي منبر سخنراني مان نباشد.

53- اگر مكان سخنراني بزرگ و شنوندگان كم باشند، شنوندگان بايد جلو ي ميز خطابه جمع بنشينند .

54- در جلسات بزرگ بايد از بلند گو استفاده كنيم .

55- اگر افراد مستمع كم باشند بايد اتاق كوچك در نظر گرفته شود و بدون بلند گو صحبت كنيم .

 56- با صداي رسا و واضح صحبت كنيم .

 57- صداي مان را به طور مناسب بلند و پايين نماييم و با آهنگ يكنواخت صحبت نكنيم .

58- زياد نيرو و انرژي مصرف نكنيم و بايد طوري صحبت كنيم كه تا پايان سخنراني انرژي لازم را داشته باشيم .

59- در حين سخنراني بي مورد عصباني نشده و فرياد نكشيم .

60- وقت و مدت را رعايت كنيم .

61- اگر سخنراني در موضوعي باشد كه بايد از آمار و ارقام و جزئيات زيادي استفاده نمود، آن آمار و ارقام و جزئيات را يادداشت نماييم تا بتوانيم دقيق ارايه بدهيم .

62- سخنراني را شغل و حرفه ي خود قرار ندهيم بلكه از باب ايفاي وظيفه و بيداري و آگاهي و نيازهاي جامعه به سخنراني روي آوريم .

        بعد از سخنراني از خود بپرسيم :

1- آنچه مي خواستيم بگوييم چه بود ؟

2- آنچه گفتيم چه بود ؟

3- آنچه ديگران در باره ي سخنراني ما مي گويند چيست ؟

در پايان گفتني است كه اگر موضوع سخنراني ما عالي و مفيد باشد و با رعايت اصول و اركان و قواعد و دستورات اين فن انجام گرفته باشد، توسط علاقمندان ضبط و از نوار پياده خواهد شد و بدون دخل و تصرف و يا با اندك ويرايشي به شكل جزوه و اگر چندين سخنراني پيرامون موضوع واحد يا موضوعات مربوط به هم باشند به صورت كتاب در خواهد آمد و ماندگار خواهد شد .

   چنانكه بيشتر آثار بزرگان و سخنوران شهير مجموعه ي سخنراني هاي آنهاست، مثلا مرحوم علامه محمد تقي جعفري، مرحوم محمد تقي فلسفي، مرحوم شهيد مطهري، مرحوم دكتر علي شريعتي و ... كتابهاي كه مجموعه ي سخنراني هاي آن بزرگواران است بيشتر از آثار قلمي شان مي بوده باشد .

   پس بكوشيم پيرامون موضوعات مهم و بكر و تازه سخنراني كنيم، بر طبق قواعد و اصول سخن بگوييم تا به شكل جزوه و كتاب جاودان شود و به مرور زمان به ديار عدم و فراموشي سپرده نشود.

تــــير سخــــنت به آب شليــــك مـــــكن

بيهـــــــوده وبي حــــساب شليــــك مكن

حرف و عمل تو چون سلاح است وخشاب

هوش دار كـــه بي خشــــاب شليـــك مكن

« جواد محدّثي»

بدون فرا گرفتن قواعد و اصول فن سخنوري، سخن گفتن در آب شليك كردن و بي حساب تير انداختن و بي خشاب شليك نمودن است، وبا يد حساب شده و با هدف به سخنراني بپردازيم .

سخن بهتر از گوهر آبدار

                     چوبر جايگه بربرندش بكار                   

  « فردوسي »

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

منابع و مآخذ :

1- بر سمند سخن – گفتار شانزدهم   ( سخنوري)  تأليف : دكتر نادر وزين پور.

2-روشها – روش خطابه و سخنوري – تأليف : جواد محدثي.

3- شيوه ي بيان – تأليف : مهدي صديقي .

4- فارسي و آيين نگارش – سال سوم دبيرستان .

5 آموزش فن سخن گفتن – تأليف : دكتر رجبعلي مظلومي .

6- سخن و سخنوري از نظر بيان وفن خطابه – تأليف : محمد تقي فلسفي.

7- دفتر يادداشت ها ،  از نگارنده (محمد علي برهاني)

 منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-132.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

يك راه تازه براي حرف زدن گاهي از يك حرف تازه براي گفتن جالب ­تر است

صداي شما يك آلت موسيقي است كه نت ها را يكنواخت نمي­نوازد، بلكه كلمات را با لحني خشن، ملايم يا معمولي و با زير و بمي متفاوت ادا مي­كند كه تمام اين خصوصيات در برداشت شنونده از پيام شما نقش اساسي دارد.

·         كارشناسان معتقدند 38 درصد از استنباط اوليه از هر عبارت بستگي به نحوه بيان آن دارد. در حقيقت مردم از طرز گفتار ما درباره ما قضاوت مي­كنند. حقايق را بدون پيش داوري و با لحني غير مغرضانه و منصفانه بيان كنيد.

·         براي اينكه گفت و گوي شما داراي هدف خاص از پيش تعيين شده و برخوردار از برنامه­اي مدون باشد و بتوانيد نتايج آنرا پيش بيني كنيد، بايد قبل از آغاز سخن در يكي دو جمله مقصود كلي گفت و گو را بيان كنيد. به اين ترتيب براي گفتگوي خود چارچوب مشخص قائل شده­ايد.

·         شنونده انگيزه مي خواهد: براي اينكه مخاطب به سخنان شما با علاقه گوش دهد بايد احساس كند كه سخنانتان حامل اطلاعات و پيشنهادات مفيد و سودمند است.

شناخت مخاطب و اوضاع و احوال او ياريتان مي­كند تا چارچوب گفتاري خود را به نحوي تعيين كنيد كه براي او جالب توجه باشد و به شنيدن تشويق شود.

·         كلمات در پيامي كه به ديگري منتقل مي­كنيد تأثير فراوان دارد. بنابراين از به كاربردن كلمات بر حسب عادت و بدون انديشه خودداري كنيد.

·         مطلب را مختصر و مفيد بيان كنيد تا مخاطبين شوق شنيدن را از دست ندهند. تحقيقات نشان مي دهد كه آدمي تنها قادر است 3 تا 5 نكته را در آن واحد به ذهن بسپارد.

·         دستور ندهيد بلكه تقاضا كنيد. وقتي چيزي را تقاضا مي­كنيد. رفتارتان بر اساس احترام متقابل شكل مي­گيرد.

·         براي القاي كلام خود با استفاده از كلمات، تصاويري را در ذهن مخاطبين ترسيم و رنگ آميزي كنيد. براي اين منظور مي توانيد از كلمات بهره بگيريد و ساير حواس را نيز برانگيزيد و صداها و يا احساسات ديگر را در افراد تداعي كنيد و از مثالهاي زنده و گويا بهره گيريد.

·         مهارت در ايجاد رابطه مناسب با ديگران بر توانايي­ها و اعتماد به نفس ما مي­افزايد، استعداد و دست آوردهايمان را مي­نماياند و احترام و قدرداني ديگران را جلب مي­كند.

·         اگر مي خواهيد تعاملات خود را به نحو احسن سازماندهي كنيد لازم است پيامهاي موجود در شكل، محتوا و  رابطه را مد نظر قرار دهيد. بايد محتواي گفته­ها و نحوه دريافت پيام­ها را بدانيد.

·         يكي از بارزترين شيوه­هاي نفوذ كلام، شناخت سيستم روحي افراد و تقليد از آن است.

 استفاده از نام افراد تأثير شگرفي در حسن رابطه دارد.

·         استفاده از عبارتي نظير: ما فكر مي­كنيم و ما تصور مي­كنيم به جز مواردي كه شخص به عنوان سخنگوي رسمي يك گروه حرف مي­زند نشان دهنده ضعف و سستي در سخن است ارتباط و گفتگو را بايد با كلماتي نظير من تصور مي­كنم و من فكر مي­كنم انجام داد

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-216.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تكنيك هاي تند خواني

با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت كنيد:

۱- مكثــها و توقف هاي چشمان خود را حين مطالعه سطور كــاهش دهيد. اين همان تمركزهاي لحظه اي بروي حروف و واژه ها اسـت. مـا  هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك مـتـن چشمان خود را بصورت جهشي بسمت جلو حركت مي دهيم اكنون هر ميزان كه ما اين  كثـها و جهشــها را كـاهش دهيـم سـرعـت خـوانــدنمان نيز افزايش مي يابد.
تـــعداد اين توقفها معمولا در افراد كندخوان به ۷ بار در هر سطر ميرسد اما شما ميتوانيد اين تعداد مكث را به ۳ بار در هر سطر كاهش دهيد.
نكته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حركت دهيد و نه سر خود را.
نكته: براي كاهش مكث ها و توقفها ميبايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه بطور مستقيم به آنها نگاه كنيد،ببينيد.
نكته:اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني گردد.

۲- واژه ها را گروه بندي كنيد. ما ديگر آموخته ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله  را در آن واحد بخوانيم. و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته بندي كرده و مفهوم كلي يك پاراگراف را استخراج كنيم.
نكته: ثابت شده كه دسته بندي واژه ها قوه ادراك و فهم را افزايش ميدهد. بطور كلي مفهوم را آسانتر ميتوان از يك دسته واژه استخراج كرد تا از كلمات منفرد و حتي حروف تك.

۳- هيچگاه به عقب باز نگرديد. اغلب افراد عادت كرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و يا قسمتهايي از متن را كه بدرستي متوجه نشده اند را بازخواني كنند. اين كار فقط از سرعت خواندن شما ميكاهد. شما ميتوانيد با مطالعه تكميلي قسمتهايي كه بدرستي متوجه نشده ايد را  درك كنيد. شايد با خودتان بگوييد كه اين بازخواني مجدد هم زمانبر است. اما بازگشت  مكرر به عقب براي بازخواني قسمتهاي درك نشده به مراتب وقت گيرتر از مطالعه مجدد يك مطلب به روش تند خواني ست.

۴- هدفمند مطالعه كنيد. هدف خود را از مطالعه هر مطلبي از پيش تعيين كنيد. كه چه نوع اطلاعاتي را ميخواهيد كسب كنيد. اين كار سبب ميگردد تا شما اطلاعات غير ضروري و حاشيه اي را  در فرايند مطالعه حذف كنيد.

۵- فقط كلمات و مفاهيم كليدي را مطالعه كنيد. ما براي نگاشتن مطالب ناگزيريم پاره اي دستورات نوشتاري و ساختار صحيح جملات را  رعايت كنيم. اما هنگام خواندن نه.۴۰ تا ۶۰ درصد كل يك متن از واژه ها و حروف بي اهميت و غير ضروري (البته براي درك آن) تشكيل يافته است. مانند حروف ربط مانند”و” و  “يا”. بياموزيد تنها اسمها و افعال را بخوانيد. نكات و مفاهيم اصلي يك پاراگراف را يافته و آن را در ذهن بسپاريد و جزئيات خارج از موضوع اصلي را حذف كنيد.

۶- با صداي بلند مطالعه نكنيد. سرعت ادا كردن و صحبت كردن بسيار كمتر از ظرفيت يادگيري و مطالعه شماست. در فرايند مطالعه ميبايست فقط چشمها و مغز درگير باشند. سرعت قوه بينايي شما بسيار بيشتر از سرعت تكلم شماست. بنابراين از تلفظ حروف و واژه ها حين مطالعه خودداري كنيد. اما مسئله اصوات به همين جا ختم نيمشود. ما حين خواندن  در ذهن خود نيز اصوات مرتبط با حروف و واژه ها را بيان ميكنيم. اين همان نداي درون شماست زماني كه به اصطلاح در دلتان مطلبي را ميخوانيد. يعني ما پس از ديدن يك كلمه صبر ميكنيم تا صداي مرتبط با آن كلمه (تلفظ) در ذهنمان كامل شود سپس به سراغ  كلمه بعدي ميرويم. اين عادت نيز سرعت مطالعه شما را كاهش ميدهد. به ياد داشته باشيد كه حذف  كامل اين صداها در مغز و ذهن غير ممكن است اما ميتوان آنها را به حداقل رساند.

۷- در محيط مطالعه خود هر عاملي كه موجب پرت شدن حواس شما ميگردد را حذف كنيد.

۸- هر ميزان كه شما با واژگان و اصطلاحات يك زبان آشنا تر  و مانوس تر باشيد درك بهتري نيز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهيد داشت. بنابراين تا ميتوانيد واژه و اصطلاح جديد بياموزيد.

۹- تمرين كنيد، تمرين كنيد. تا ميتوانيد تند خواني را تمرين كنيد. تند خواني نيز همچون ساير مهارتها نياز به ممارست دارد.

۱۰- تمركز خود را حين مطالعه حفظ كنيد. بدين مفهوم كه در حين خواندن مطلبي در آن واحد به چيز ديگري فكر نكنيد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-217.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]



تكينيك هاي سخنراني در جمع

سخنراني در جمع براي اغلب افراد كار دشواري است.اگر مـي خـواهـيـد انـسـان موفـقي باشيد، بايد بر تكنيـكهـاي سخنراني تسلط پيدا نموده و يا حداقل هنگام صـحبـت در يك جمع احساس راحتي كنيد.

منظور از يك جمع، 500 سهامـدار عـصـبـانـي در جـلسـات  آخر سال نيست، بلكه ميتواند از چند فروشنده، كارمـند و يا چند دوست در جشن تولد نيز تشكيل شود. سخنراني در جمع به اين معني است كه شما چندين شنونده داريد كه در اغلب اوقات به تـك تـك واژه هـايـي كه از زبـان شمـا ادا ميشود، گوش ميدهند. به همين دليل اشتبـاه نـكـردن شما در حين صحبت حائز اهميت است.

1. آرام و ريلكس باشيد

بـرخي از افـراد همين كه به صحبت كردن در جمع فكر ميكنند، دچار اضطراب و نـا آرامـي شده و هنگامي كه در مقام عمل شروع به سخنراني مي كنند، خشكشان مـي زنــد، تپش قلبشان شديدتر ميشود، دستانشان شروع به لرزش ميكند و بصورتي گسسـتـه و لكنت وار شروع به صحبت مي نمايند.

موضـوع مـهمي كـه بـايد بخاطر داشت باشيد اين است كه در شرايط مرگ و زندگي قرار نداشته و صرفا" در حال گقـتن چند كلمه حرف حساب ( و يا هر چيزي ديگري كه دوست داريد اسمش را بگذاريد ) به ديگران هستيد. چه دو نفر باشند چه 200 نفر، بايد بـه يـك طريق صحبت كنيد به اينصورت كه عصبي نشويد، روي موضوع مربوطه تمركز كنيد و كار را به اتمام برسانيد.

2. موضوع مورد بحث را بشناسيد

معمولا ما زماني دچار اضطراب و نا آرامي مي شــويم كه كـاري كـه در مـورد آن تـبـحر و شناختي نداريم، مجبور به انجامش مي گرديم. افـراد انـدكي داراي تبحر كامل در زمينه سخنراني در جمع مي باشند اما اغلب مي توانند در صورت داشتن آمادگـي منـاسـب، از عهده آن بخوبي برآيند. كليد اين آمادگي آشنا بودن و شناختـن دقيق مـوضـوع مــورد صحبت مي باشد.

اگر شما يـك مديـر اجـرايـي در شـركت تـوليد نوشابه بوده و قصد سخنراني در مورد بازار رقابتي را داريد، بايد از همه ريزه كاريها و جزئيات شركتهاي ديگر توليد نوشابه همـانـنـد شركت خود آگاه باشيد. زماني را براي نت بـرداري و خـلاصـه سـازي ايـده هـاي خـود در قالب نوشتارهاي كوچك اختصاص دهيد.مرحله بعدي كار اين است كه آن قالبهاي كوچك را بخاطر سپرده و هنگام سخنراني آنها را بسـط و گسترش دهيد. اگر جلسـه پرسش و پاسخ در ميـان است، سـعـي كنـيـد سـؤالات احتمالي و پاسخهاي آنها را از قبل مهيا و آماده نماييد.

۳. مخاطبين خود را بشناسيد

اگر در مقابل مديران ارشد يك شركت در مورد راه كارهاي تجاري صحبت مي كنيد، بايـد نسبت به زمانيكه براي يك عده دانشجو كه ترم اول اقتصاد را مي گذرانند، روش بسيـار متفاوتي را در پيش بگيريد.

بايد ميزان سطح معلومات مخاطبين خود را سنجيده و مطابق با آن صحبت كنيد. به هر حال آنها آماده اند تا سخنان شما را بشنوند بنابراين گفته هاي شما بايد برايشان قابل فهم باشد.

4. با محل سخنراني آشنا شويد

اين يك نكته فراموش شده است، امـا شـمـا بـايـد بـا مـحلـي كـه قـرار اسـت در آنــجا به سخنراني بپردازيد، آشنا شويد. لازم است پيشاپيش به آنجا رفته و با امكـانات و محيط آن آشنا گرديد. سپس روي مسائل ديداري سخنراني خود كار كنيد تا مطـمـئـن شــويـد مطابق با آنچه كه در نظر گرفته ايد باشد. وارد شـدن بـه يـك سـالـن 20000 هـزار نـفـري نسبت به وارد شدن به يك كلاس درس 30 نفره نياز به تمهيدات بسيار بيشتري دارد.

يك روش خوب اين است كه در صندليهاي مختلفي كه قرار است حاظران بنشينند، قرار بگيريد تا چشم انداز مناسبتري از محل برگزاري بدست آورده و بتوانيد با همه شنودگان به يك نسبت ارتباط برقرار كنيد نه فقط با چند نفري كه در رديف جلو نشته اند.

5. موفقيت را مجسم كنيد

اغلب افراد به اين دليل در سـخنـرانـي شـكست ميخورند كه تصور ميكنند صحبتهايشان اشـتباه و بـي معني است. آنچه كه در ذهن مي پرورانيد، همان نيز اتفاق خواهد افتاد. اگر خودتان را يك نادان تصور كنيد، همان نيز خواهيد شد.

فكر عجز و ناتواني را در خودتان قبل از شـروع صـحبـت نـابـود كنـيد.  سعي كنيد پيش از سخنراني مطالب را در ذهن خود مـرور نـمـاييد. چگونگي بيان موفقيت آميز موضوعات و نيز حركات خود را مـجسـم نـمايـيـد. تا رسيدن به مرحله يك ايراد يك سخراني كامل اين اعـمـال را تـكـرار كـنـيـد. بـعـد از آن تـنـها كـاري كـه لازم اسـت انجام دهيد، عملي كردن تجسمات خود خواهد بود.

6. كار نيكو كردن از پر كردن است

مايكل جردن هم ممكن است وقتي براي اولين بار با توپ بسكتبال آشنا شد، 10 پرتاب اولش را در گل نكرد، اما با سخت كوشي و تمرينات بسيار، بـه بـهـتـريـن بسكتباليست دنيا مبدل شد. نكته اين است كه اگر بخواهيد سخنران بهتري شويد بايد تمرين كنيد.

بصورت داوطلبانه هنگـام اوقـات بـيـكاري جـلوي دوسـتـانـتان قرار گرفته و به جلوي جمع ايستادن عادت كنيد. بتدريج سعي كنيد به تعداد نفراتي كه در مقابلشان قرار گرفته ايد بيفزاييد و از افراد قويتر اسـتفـاده نـمايـيد. ايده ايـنكار اين است كه در شرايط غير واقعي كه اهميتي ندارد، متوجه اشتباهات و نقاط ضعف خود شويد. به اين ترتيب هنگامي كه روز موعود فرا ميرسد با اعتماد بنفسي كامل در مقابل جمع قرار گرفته و همـه چـيـز بـه خوبي پيش خواهد رفت.

7. روي پيغام تمركز كنيد

هنگام سـخنـراني در يـك جـمـع زيـاد به حاضرين فكر نكنيد. به پيغام و نكاتي كه بايد بـه ديگران منتقل كنيد تمركز نماييد. در نهايت دليل قرار گرفتـن شمـا پـشـت ميـكروفـن ايـن است كه مطلب مورد نظر خود را به شنـوندگـان بـفـهـمـانـيد. به اين ترتيب ديري نخواهد پاييد كه ديگر احساس ناآرامي و اضطراب نكرده و راحت تر تـوانـسـت بـا مـخاطبـيـن خود براي بحث و گفتگو ارتباط برقرار نماييد

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-219.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ويژگي‌هاي گوينده راديو ، صدائي گوش نواز (1 )

 

ويژگي‌هاي گوينده راديو ، صدائي گوش نواز (1 )

درسنامه - گفتاري از ايرج برخوردار

 اشاره: سلسله مباحثي كه به دنبال خواهد آمد سعي دارد شما را با تكنيك‌ها و ارزش‌هاي كار گويندگي در راديو به اختصار آشنا كند. اين گفتار‌ها از سوي استاد ايرج برخوردار ارائه مي‌شود كه خود مدرس و برنامه‌ساز راديوست و سال‌هاست در اين زمينه فعاليت دارد.

اولين بحثي كه مي‌خواهيم مطرح كنيم راجع به گويندگي در راديوست. كاملاً روشن است كه گوينده به كسي گفته مي‌شود كه مطلبي را براي راديو مي‌خواند و بيان و عرضه مي‌كند. اگر بخواهيم اين موضوع را به تعريف بياوريم بايد بگوييم گوينده شخصي است كه صداي خوب و لطيفي دارد، با آهنگي جذاب و متفاوت از ديگران. يعني در واقع صدايي خوب به صورتي كه قبلاً نشنيده باشيم يا براي گوش ما تازگي داشته باشد. علاوه بر صداي خوب، اين شخص در عين حال بايد داراي سواد و اطلاعات كافي باشد و بتواند به مفاهيم مربوط به متن ضمن خواندن توجه كند. در عين حال گوينده بايد توان تشخيص كافي در بيان و القاي مفاهيم و انتخاب ريتم مناسب براي بيان مفاهيمي كه در متنش وجود دارد را داشته باشد. تسلط كافي بر ادبيات و واژه‌هاي متن نيز بسيار مهم است و به همين منظور گوينده بايد مدام براي خوب بيان شدن اين واژه‌ها و اصطلاحات در صدد كسب اطلاعات تازه و جديد باشد.

از مهمترين خصوصياتي كه يك گوينده راديو بايد داشته باشد حساسيت در فهم و تفهيم مطالب است. يعني هم خودش خوب بفهمد و هم خوب بفهماند. و سعي كند كه اين حركت را با احساس مناسب و قابل قبول به شنونده منتقل كند. در واقع نقش عمده و نهايي گوينده اين است كه زمينه را براي برانگيختن رغبت شنيدن و گوش دادن و به طور كلي جلب توجه شنونده براي گرفتن اين اطلاعات فراهم كند.

يك گوينده خوب راديويي در ضمن كار و فعاليت‌هاي گويندگي‌اش بايد يكسري نكات و ملاحظات دائم مد نظرش باشد. يكي گسترده‌تر كردن آشنايي با ادبيات موضوعاتي است كه همواره در دسترس اوست و با آن سر و كار دارد. يعني شيوه‌ها، فرم‌ها، سبك‌هاي جديد را در ادبياتي كه درباره‌اش بحث مي‌كند مد نظر داشته باشد و آن را توسعه دهد. ديگر اينكه براي بيان درست، كامل و دقيق عبارات و واژه‌ها و اصطلاحات تمرين كند. چون مردم از گوينده ياد مي‌گيرند و اگر گوينده اين اصطلاحات را درست بيان كند ما هم به‌عنوان شنونده حتماً آن اصطلاحات و تعابير را درست بيان خواهيم كرد.

همچنين گوينده بايد در اداي صحيح واژه‌ها و كلمات اهتمام ورزد تا درست‌ترين شكل واژه‌ها و كلمات در گوش همه بنشيند و همچنين به دكلماسيون و رعايت اصول فني توجه كند. اگر به اين نكات توجه شود بيان مفاهيم هم بهتر صورت مي‌گيرد. يعني با توجه به دكلماسيون درست بهتر مي‌توان مفاهيم مورد نظر را بيان كرد. به اعتقاد من گوينده بايد متن را به گونه‌اي بخواند كه شنونده راضي نگه داشته شود. يعني گوينده دائماً خود را در ارتباط متقابل با شنونده ببيند و اين رابطه قطع نشود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-228.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارت‌هاي گويندگي راديو  - حفظ ريتم و ضرباهنگ صدا (۳)

3- صفت كلمات فارسي را به صورت مونث به كار نبريد.

درزبان فارسي مذكر ومونث نداريم واين مخصوص زبان هاي عربي، آلماني، انگليسي و....است .

ما درفارسي" مرحومه مغفوره" نداريم – "فقيده سعيده" نداريم – "وزارت عاليه" نداريم

– "بانوي مكرمه "اشتباه است .

4- از به كاربردن الفاظ  و تركيبات سخنراني منبري اجتناب كنيد.

نگوييد" في الواقع"

بگوييد " درواقع"  يا " درحقيقت"

نگوييد" با النسبه"

بگوييد "به نسبت"

نگوييد "علي اي حال"

بگوييد " به هر صورت "– " به هرجهت"

نگوييد" لذا"

بگوييد "بنابراين"

نگوييد" علي قص هذا "

بگوييد "به همين ترتيب"

5- از به كاربردن كلمات انگليسي والفاظ بيگانه كه جايگزين آن موجود است واسم خاص نيست برحذرباشيد.

نگوييد "پانل تخصصي"

بگوييد " نشست تخصصي"


نگوييد" تايم ما رو به پايان است و باز نگوييد" زمان رو به پايان است"

بگوييد "دراين  لحظه هاي پاياني / دقيقه هاي آخر ...

اين روزها استفاده شكسته بسته زبان هاي بيگانه يك ضد ارزش تلقي مي گردد. ولي، به شيوايي صحبت كردن با زبان مادري شايسته ي تجليل است .

6-- از لغات وتركيبات غلط مصطلح استفاده نكنيد.

از كلمات فارسي با قواعد فارسي استفاده نماييد. بعضي از لغات وتركيبات غلط مصطلح است . شما به عنوان يك مجري حرفه اي ، دامنه ي لغات خود را براي يك بارتنظيم نماييد  تا كسي به شما تذكرادبياتي ندهد.

مثلا گفتن جمله ي :" به رسم ادب ونزاكت تشويق بفرماييد."

نزاكت در ادب فارسي وجود ندارد براي اينكه از تركيب عربي استفاده شده است درحالي كه ريشه ي عربي ندارد. عدالت وصداقت از عدل وصدق مي آيد.

ولي يكي به ما بگويد ريشه ي نزاكت چيست

7- كلمات را با علامت غير فارسي " جمع نبنديد ، علامت جمع فارسي " آن " و" ها " است .

مخاطبين – مسئولين – اساتيد  اشتباه است  بگوييد" مخاطبان – مسئولا ن – استادان "

جمع الجمع اشتباه است.!!!!

احوال جمع حال است و احوالات اشتباه است.
امور جمع امر است و امورات اشتباه است.
شرايط جمع شرط است و شرايتها اشتباه است.(شروط جمع مكسر است و اشكال ندارد)    

اوقات جمع وقت است و اوقاتها اشتباه است.

(وقت بخير كه زياد هم مصطلح شده است كاملاً در ادبيات فارسي اشتباه است)

8- ازبه كاربردن كلمه ي حضار وگرام و يا تركيب آنها به شدت برحذرباشيد .

حضار جمع مكسرعربي است وبايد بگوييد حاضران و كلمه ي گرام كاملا اشتباه است وگرامي درست است .

تركيبات صحيح بسازيد:

نگوييد "ماه فروزان " اين تركيب اشتباه است بگوييد" ماه تابان ".

براي تقديراز ديگران منصب وشغل آنها را با تركيبات زيبا همراه نماييد .

مثلاً براي تقديراز يك منجم در همايش نجوم از اصطلاحات نجومي مثل اين استفاده نماييد.

ستاره درخشان و ماه تابان آسمان علم نجوم ايران جناب .........................

9- دايم نگوييد " وقت ما تنگ است "

در مواقعي كه اززمان عقب هستيد مرتب درهر حضور نگوييد " وقت ما تنگ است " اين خود زمان براست وشما نفعي ازگفتن اين كلام نخواهيد برد جز اتلاف وقت . شما مجازيد تنها جملات خود را مجمل و مختصرنماييد.

10- ازتكرارمكررات و توضيح واضحات بپرهيزيد .

مرتب نگوييد " درخدمت شما هستيم " .اصطلاحي كه اين روزها زياد از مجريان غير حرفه اي شنيده مي شود.

اگر چيزي را نبايد مي گفتيد و گفتيد ، ديگر توضيح زيادي ندهيد و كار را از آن كه هست بد تر نكنيد.

همين طور اشكالات و كوتاهي ديگران را به بهانه پوزش خواستن ، برجسته نكنيد. به طور مثال براي دير شروع شدن برنامه ، يك پوزش رسمي توسط مجري كافي است و لازم نيست تا انتهاي همايش آن را  تكرار كرد.

10- از سخنان القايي منفي بپرهيزيد:

مرتب نگوييد يا تلقين نكنيد كه " مي دانم شما خسته شده ايد".

نگوييد " مي دانم بعضي از شما بليط داريد".

نگوييد " اشتباهات ما را ببخشيد". 

11- دو بار سلام نگوييد.

در شروع مراسم رسمي جواب سلام نطلبيد. اگر جواب سلام شما را ندادند كه معمولاً چنين است، از آن عبوركنيد.

اين اشتباه محرز شماست اگرعدم جواب سلام جمع را با كنايه يا عباراتي خودماني  پررنگ نماييد ولو اينكه بعضي ها در دفعه  دوم جواب سلام شما را بدهند.

بيش از يك بار به هيچ مقامي خيرمقدم عرض نكنيد (بعضي از افراد كنفرانس ها را با ضيافت شام خصوصي اشتباه مي گيرند كه البته از خوانندگان سايت ما نيستند).

حتي سخنرانان  بعد از شما هم مجاز نيستند بجز ذكر سلام ،  عرض خير مقدم بگويند (دبير همايش مستثني است).

اين مهم در مراسم رسمي به عهده مجري است.

12- هرگزنگوييد شما تقصيري نداريد و يا مشكلات تيم اجرايي را برجسته نكنيد .

شما دعوت شده ايد تا عيب ونقص همايش را بگيريد نه اين كه مشكلات بوجود آمده را برجسته كنيد وتكراركنيد.

مثلا اگر اسمي  اشتباه چاپ شده است نگوييد به من ليست اشتباه داده شده است . فقط مودبانه عذر خواهي نماييد و اسم درست را تكرار كنيد.

منبع :

http://www.iranmojri.com/index.php?option=com_content&view=article&id=398:12-----------&catid=73:mojri&Itemid=150


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان