مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 5492
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 46
همه : 4415241

 

مجريان و سخنوران حرفه اي چه نگويند؟

12 نكته در مورد : مجريان و سخنوران حرفه اي چه نگويند؟

1-  ازجملات منفي استفاده نكنيد .

جملات را مثبت كنيد. از به كار بردن كلمات و الفاظي مثل خون – مرگ – قتل – غارت – غم – اندوه كه موج منفي ساطع مي كند خود داري نماييد.

2-  از سخنان عوام پسندانه استفاده نكنيد

در همايشهاي علمي ،ادبي ،فرهنگي وهنري از بيان مسائل روزمره اقتصادي مثل قيمت گوشت ومرغ جدا بپرهيزيد چون شما نه كارشناس مسائل اقتصادي هستيد واين بيان،  برداشت هاي متفاوتي در تصور مخاطبان به وجود مي آورد و وجه تشابهي با همايش ندارد.

3- صفت كلمات فارسي را به صورت مونث به كار نبريد.

درزبان فارسي مذكر ومونث نداريم واين مخصوص زبان هاي عربي، آلماني، انگليسي و....است .

ما درفارسي" مرحومه مغفوره" نداريم – "فقيده سعيده" نداريم – "وزارت عاليه" نداريم

– "بانوي مكرمه "اشتباه است .

4- از به كاربردن الفاظ  و تركيبات سخنراني منبري اجتناب كنيد.

نگوييد" في الواقع"

بگوييد " درواقع"  يا " درحقيقت"

نگوييد" با النسبه"

بگوييد "به نسبت"

نگوييد "علي اي حال"

بگوييد " به هر صورت "– " به هرجهت"

نگوييد" لذا"

بگوييد "بنابراين"

نگوييد" علي قص هذا "

بگوييد "به همين ترتيب"

5- از به كاربردن كلمات انگليسي والفاظ بيگانه كه جايگزين آن موجود است واسم خاص نيست برحذرباشيد.

نگوييد "پانل تخصصي"

بگوييد " نشست تخصصي"


نگوييد" تايم ما رو به پايان است و باز نگوييد" زمان رو به پايان است"

بگوييد "دراين  لحظه هاي پاياني / دقيقه هاي آخر ...

اين روزها استفاده شكسته بسته زبان هاي بيگانه يك ضد ارزش تلقي مي گردد. ولي، به شيوايي صحبت كردن با زبان مادري شايسته ي تجليل است .

6-- از لغات وتركيبات غلط مصطلح استفاده نكنيد.

از كلمات فارسي با قواعد فارسي استفاده نماييد. بعضي از لغات وتركيبات غلط مصطلح است . شما به عنوان يك مجري حرفه اي ، دامنه ي لغات خود را براي يك بارتنظيم نماييد  تا كسي به شما تذكرادبياتي ندهد.

مثلا گفتن جمله ي :" به رسم ادب ونزاكت تشويق بفرماييد."

نزاكت در ادب فارسي وجود ندارد براي اينكه از تركيب عربي استفاده شده است درحالي كه ريشه ي عربي ندارد. عدالت وصداقت از عدل وصدق مي آيد.

ولي يكي به ما بگويد ريشه ي نزاكت چيست

7- كلمات را با علامت غير فارسي " جمع نبنديد ، علامت جمع فارسي " آن " و" ها " است .

مخاطبين – مسئولين – اساتيد  اشتباه است  بگوييد" مخاطبان – مسئولا ن – استادان "

جمع الجمع اشتباه است.!!!!

احوال جمع حال است و احوالات اشتباه است.
امور جمع امر است و امورات اشتباه است.
شرايط جمع شرط است و شرايتها اشتباه است.(شروط جمع مكسر است و اشكال ندارد)    

اوقات جمع وقت است و اوقاتها اشتباه است.

(وقت بخير كه زياد هم مصطلح شده است كاملاً در ادبيات فارسي اشتباه است)

8- ازبه كاربردن كلمه ي حضار وگرام و يا تركيب آنها به شدت برحذرباشيد .

حضار جمع مكسرعربي است وبايد بگوييد حاضران و كلمه ي گرام كاملا اشتباه است وگرامي درست است .

تركيبات صحيح بسازيد:

نگوييد "ماه فروزان " اين تركيب اشتباه است بگوييد" ماه تابان ".

براي تقديراز ديگران منصب وشغل آنها را با تركيبات زيبا همراه نماييد .

مثلاً براي تقديراز يك منجم در همايش نجوم از اصطلاحات نجومي مثل اين استفاده نماييد.

ستاره درخشان و ماه تابان آسمان علم نجوم ايران جناب .........................

9- دايم نگوييد " وقت ما تنگ است "

در مواقعي كه اززمان عقب هستيد مرتب درهر حضور نگوييد " وقت ما تنگ است " اين خود زمان براست وشما نفعي ازگفتن اين كلام نخواهيد برد جز اتلاف وقت . شما مجازيد تنها جملات خود را مجمل و مختصرنماييد.

10- ازتكرارمكررات و توضيح واضحات بپرهيزيد .

مرتب نگوييد " درخدمت شما هستيم " .اصطلاحي كه اين روزها زياد از مجريان غير حرفه اي شنيده مي شود.

اگر چيزي را نبايد مي گفتيد و گفتيد ، ديگر توضيح زيادي ندهيد و كار را از آن كه هست بد تر نكنيد.

همين طور اشكالات و كوتاهي ديگران را به بهانه پوزش خواستن ، برجسته نكنيد. به طور مثال براي دير شروع شدن برنامه ، يك پوزش رسمي توسط مجري كافي است و لازم نيست تا انتهاي همايش آن را  تكرار كرد.

10- از سخنان القايي منفي بپرهيزيد:

مرتب نگوييد يا تلقين نكنيد كه " مي دانم شما خسته شده ايد".

نگوييد " مي دانم بعضي از شما بليط داريد".

نگوييد " اشتباهات ما را ببخشيد". 

11- دو بار سلام نگوييد.

در شروع مراسم رسمي جواب سلام نطلبيد. اگر جواب سلام شما را ندادند كه معمولاً چنين است، از آن عبوركنيد.

اين اشتباه محرز شماست اگرعدم جواب سلام جمع را با كنايه يا عباراتي خودماني  پررنگ نماييد ولو اينكه بعضي ها در دفعه  دوم جواب سلام شما را بدهند.

بيش از يك بار به هيچ مقامي خيرمقدم عرض نكنيد (بعضي از افراد كنفرانس ها را با ضيافت شام خصوصي اشتباه مي گيرند كه البته از خوانندگان سايت ما نيستند).

حتي سخنرانان  بعد از شما هم مجاز نيستند بجز ذكر سلام ،  عرض خير مقدم بگويند (دبير همايش مستثني است).

اين مهم در مراسم رسمي به عهده مجري است.

12- هرگزنگوييد شما تقصيري نداريد و يا مشكلات تيم اجرايي را برجسته نكنيد .

شما دعوت شده ايد تا عيب ونقص همايش را بگيريد نه اين كه مشكلات بوجود آمده را برجسته كنيد وتكراركنيد.

مثلا اگر اسمي  اشتباه چاپ شده است نگوييد به من ليست اشتباه داده شده است . فقط مودبانه عذر خواهي نماييد و اسم درست را تكرار كنيد.

منبع :

http://www.iranmojri.com/index.php?option=com_content&view=article&id=398:12-----------&catid=73:mojri&Itemid=150


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه درهنگام سخنراني بر اضطراب و نگراني خود فايق آييم ؟

درشروع سخنراني آن چه كه شما با وضعيت خود نشان مي دهيد بيانگر مفهوم مهمي است كه آيا شما احساس راحتي داريد يا نگران هستيد. براي كنترل عرق نكردن وسرخ نشدن بدون نياز به دارو، مواد مخدر و ... راه هاي مختلفي وجود دارد كه به شرح  ذيل  مي باشد:

1-    لباس گشاد بپوشيد

وقتي شمالباس تنگ برتن داريد شماشروع به عرق كردن مي كنيد شما حتي احساس ناخوشايند بيشتري مي كنيد بنا به دلايل مختلفي اولا لباس ها ممكن است حرارت شما را بالا ببرند. ثانيا وقتي كه عرق مي كنيد باعث مي شود لباس به بدن شما بچسبد واحساس ناخوشايندي بيشترملموس شود. سوم وقتي كه شما لباس تنگ برتن داريد ، نشانه هاي عرق درزير بغل تان سريع مشهود مي شود وباعث مي شود ميزان ناخوشايندي افزايش يابد. پوشيدن لباس آستين كوتاه جريان خنكي دربدن را افزوني مي بخشد

2-    استفاده از ضد عرق ورفع كننده ي بوي نامطبوع :

استفاده از دفع كننده هاي بو ممكن است احمقانه به نظر برسد اما هميشه برا ي عرق كردن زود هنگام آماده باشد. سعي كنيد به انواع مختلف  و ابزار مختلف مانع عرق كردن خود شويد.

3-    نوشيدن آب فراوان

خيلي مهم است كه درهنگام سخنراني آب بدنتان كم نشود مخصوصا اگر شماخيلي عرق مي كنيد.

ازدست دادن آب بدن باعث افزايش استرس و پايين آوردن  كارآيي حافظه مي شود ودرتعيين درستي لغات دچارمشكل مي شويد.

نوشيدن آب فراوان قبل ازسخنراني خيلي موثر مي باشد وهمين طور بايستي قبل از آن مراقب دستشويي رفتن هم بود.

پزشكان معتقدند كه اگر ادرار شما زرد روشن بود ، آن بدين معني است كه شما به نوشيدن مايعات فراوان احتياج داريد

4-    در ابتدا كمي تمرين فيزيكي كنيد.

مي دانيم كه كمي تمرين فيزيكي باعث عرق ناگهاني دربدن مي شود وآن چيزي است كه شما از آن اجتناب داريد به هرحال اضطراب ونگراني همچنين عرق كردن شما به دليل سبك شدن ممكن است كاهش يابد برهمين خاطراگركمي ورزش قبل ازسخنراني انجام دهيد خيلي بهتراست .

شما ممكن است كمي پياده روي نماييد يا با صداي بلند بالا پايين بپريد ويا مشتتان را به هواپرتاپ كنيد .همچنين مي توانيد صداي اسب درآوريد، يعني نفس عميقي بكشيد وازبين لبهايتان مثل آنچه اسب انجام مي دهد لبهايتان را بلرزانيد.آن باعث مي شود لب هايتان آرام وبشاش شود وناراحتي ازشما رخت بندد،سخنراني را با لبخند شروع كنيد كه باعث آرامش زياد مي شود .حد و روش خاصي را نمي توان براي ممارست وتمرين آرامبخش قبل از سخنراني تعيين نمود.

به هرحال شما يكي از موارد را براي آرام كردن خودتان قبل ازسخنراني پيدا خواهيد كرد. وقتي كه شما آرام هستيد كمترعرق مي كنيد، سرخ مي شويد و يا احساس نگراني خواهيد كرد.نكته ي مهمي كه بايستي بدانيد اين است كه اگر آدرنالين شما افزايش يافت خود راكنترل نماييد و در يك كلام ، ازنگراني هراسي نداشته باشيد.

در 1001 نكته مجريگري نكاتي براي اماده شدن قبل ازسخنراني آورده شده كه مي توانيد رجوع كنيد.

5-   بدانيد كه عرق كردن آنقدر مهم نيست .

سخنران هايي كه ازسخنراني نگران هستند انرژي زيادي را صرف مي كنند. خواه عرق نمايند، سرخ شوند ، لب هاي خشك داشته باشند ويا بلرزند وغيره .ياد داشته باشيد درآن روزعرق كردن شايد براي مخاطبين خيلي هم مهم نباشد حتي شايد آنها متوجه عرق كردن شما هم نشوند حتي اگر توجه هم كنند فرقي برايشان نمي كند.شما در جمع آنها نيستيد،  بنابراين اگر شما عرق نماييد زياد هم برايشان مهم نيست .

سخنرانان مضطرب به طور منظم تنفس نمي كنند، بنابرين مغز پيامي دريافت مي دارد كه اكسيژن تازه به مغز نمي رسد، سپس بدن دچارافزايش آدرنالين مي گردد كه اثرات مخرب آن سرخ شدن ، سريع عرق نمودن ، لرزه واحساس ناتواني درسخنراني است .عمومي ترين روش تكنسين ها را كه مي توانم توصيه نمايم اين است كه سه تا نفس عميق بكشيد.

6-  حركت هاي آرام در طول سخنراني

فكر آدرنالين به عنوان يك منبع انرژي مطرح است ازآن بايستي استفاده نمود. حركت كنيم ! وزود حركت كنيم ! درجاي ثابت نايستيم ، تريبون را نگيريم وسعي درچسبيدن به آن نداشته باشيم . به يك طرفي حركت كنيد، پاهايتان را كمي حركت دهيد قدمي ويا دوقدم به سمت حاضرين برداريد يا به طرفين .اگرپشت تريبون راحت تريد پاهايتان را كمي حركت دهيد يا لگن يا باسنتان راپهلو به پهلو حركت دهيد.شما مي توانيد آدرنالين براي سخنراني تان استفاده نمايد صدايتان را بلند كنيد، كلامتان را با تاكيد فراوان بيان نمايد. با استفاده از آدرنالين مي توانيد ژست خود را افزايش دهيد، خنده ي خود را افزايش دهيد.اگر شما ازآدرنالين استفاده  مي كنيد عرق كردن زياد مهم نمي باشد.

آدرنالين: (در شرايط استرس، توليد سلول هاي ايمني نوع لنفوسيتT افزايش مي يابد ومقدار زيادي سم در بدن انسان جمع مي شود. توليد هورمون آدرنالين به دنبال استرس و شرايط ناموزون با بدن، افزايش مي يابد. توليد بيشتر آدرنالين به بدن كمك مي كند تا انرژي بيشتري براي مقابله با شرايط جديد داشته باشد. از طرفي توليد آدرنالين، ذخاير موادقندي را تخليه مي كند. افزايش ترشح هورمون هاي بدن، پاسخ طبيعي بدن ما به استرس است.)

منبع :

http://www.iranmojri.com/index.php?option=com_content&view=article&id=104:1389-08-15-20-36-39&catid=67:ehsasat&Itemid=160


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ازحنجره خود مراقبت كنيم

عوامل پديد‌آورنده و تشديد‌كننده‌ اختلالات صدا-1 رفتارهاي غلط صوتي -2 استعمال دخانيات -3 استفاده از مواد الكلي -4 تغذيه نامناسب -5 بيماري هاي معده -6 آلرژي
-7 تغييرات حرارتي زياد حنجره يعني استفاده از چاي داغ و... -8 مواد غذايي حساسيت‌ زا مثل سير، ادويه ‌جات، فلفل، ترشيجات، غذاهاي چرب و سرخ ‌شده و آب خيلي سرد و هر ماده ديگري كه شما به آن حساسيت داريد.

روش‌هاي پيشگيري از اختلالات صدا

-1 منطقه حنجره را گرم نگه داريد -2 از ماسك و دستمال گردن استفاده كنيد -3 در هنگام صحبت كردن از فرم بدني مناسب استفاده كنيد. بايد سر، بالا رو به عقب باشد تا هواي بيشتري وارد شش‌ها شود و استفاده از تنفس صحيح شكمي به جاي تنفس سطحي باعث مي‌ شود تا هواي بيشتري را وارد شش‌ها كنيم و در نتيجه اكسيژن بيشتري به ريه برسد و تلاش و كار حنجره و سيستم تنفسي كمتري صورت گيرد -4 استفاده از دستگاه بخور سرد جهت افزايش ميزان رطوبت محيط كار يا منزل -5 مواد غذايي زير را در طول روز بيشتر استفاده كنيد؛ مايعات گرم مثل چاي كم رنگ و آب را با درجه حرارت مناسب هر يك ساعت چند جرعه بنوشيد. صحبت كردن باعث خشكي حنجره مي‌ شود كه بايد به وسيله نوشيدن چاي و آب، حلق را مرطوب كنيم. از مايعات ولرم استفاده شود -6 استفاده از چهارتخم، دانه به و گل ختمي زرد -7 انجام تمرين آه و خميازه كه باعث مي ‌شود تارهاي صوتي كاملا ريلكس شود -8 پرهيز از مصرف دخانيات -9 عدم استفاده از عطريات براي كساني كه حساسيت و آسم دارند -10 عدم استفاده از مواد الكلي -11 درمان بيماري هاي معده -12 پرهيز از صاف كردن صدا و سرفه كردن و پاك كردن گلو (درمان سينوزيت خيلي مهم است.) بايد محوطه بيني با سرم فيزيولوژي هر روز صبح شستشو داده شود -13 محدود كردن ميزان صحبت در طول روز با حذف گفتار هاي محاوره‌ اي غير ضروري و استفاده بيشتر از اشارات به جاي گفتار -14 اجتناب از پچ پچ كردن (جهت آرام صحبت كردن، فاصله خود را با شنونده كم كنيد) -15 اجتناب از داد زدن، جيغ كشيدن، بلند صحبت كردن، با عصبانيت حرف زدن -16 كاهش بلندي صدا (عدم استفاده از بلندگو با صداي زياد) -17 در موقعيت‌هاي گفتاري زير سكوت كنيد يا حد اقل ميزان گفتار را داشته باشيد؛ مكالمات تلفني - مكان‌ هاي پر سروصدا - محيط ‌هاي آلوده به دود و مواد شيميايي و گرد و غبار -18 پرهيز از استرس و نگراني، خشم و عصبانيت. وقتي فكر مي ‌كنيد در حالي كه ناراحت و خشمگين هستيد با اينكه حرف نمي‌ زنيد و در درون با خود صحبت مي‌ كنيد، تارهاي صوتي در ارتعاش هستند. سعي كنيد آرامش خود را حفظ كنيد -19 پرهيز از تقليد صداي حيوانات-20 اصلاح گفتاري كه با فك بسته همراه است -21 استراحت صوتي؛ برخي از ساعات روز سكوت كنيد و اصلا صحبت نكنيد -22 تمرينات آرامش -23 اجتناب از جابجايي وسايل سنگين و حتي انجام ورزش‌هاي سنگين در هواي آلوده -24 دست ‌ورزي و ماسا‌ژ گردن جهت آرامش دادن به تارهاي صوتي -25 گوش دادن به نواهاي زيبا و آرام، ايجاد احساس آرامش مي ‌كند. در نتيجه آرامش تارهاي صوتي را به همراه دارد -26 استراحت كافي و خواب عميق،‌ حد اقل هفت ساعت خواب در شبانه روز و اجتناب از ايجاد خستگي مزمن.

روش‌هاي استراحت صوتي

-1 روش مطلق: بعد از جراحي‌ ها تا 24 ساعت بيمار نبايد صحبت كند -2 روش نسبي: ميزان صحبت‌ مان را در كل موقعيت كم كنيم -3 روش موقعيتي: بهترين روش است. در طول شبانه روز، ساعاتي را براي سكوت انتخاب كنيد. فكر ناخوشايند نداشته باشيد چون استفاده از استراحت صوتي موقعيتي خيلي كمك مي‌ كند -4 روش خاص و حرفه‌ اي: قبل از شروع كارها بايد سكوت داشته باشيد. اگر از حنجره استفاده صحيح نشود بيماري آفوني يا بي ‌صدايي به وجود مي‌ آيد. شروع روز را با قرقره كردن آغاز كنيد. 
در صورت مشاهده‌ علائم حاد به متخصصين حلق و گلو يا گفتار درماني مراجعه كنيد.

منابع:
- نكات برتر آناتومي سر و گردن / قهرماني، حميد/ انتشارات نيك پيك
- آناتومي سر و گردن / حجازي، رضا / انتشارات دانشگاه تهران
- آناتومي سر و گردن / طباطبايي، محمود/ انتشارات ايران ارشاد
- جزوات هلال احمر
www.resalat-news.com
كاظمي

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]


دانش ارتباطي و آشنايي با مهارت هاي ارتباطات


امروزه هر فردي كه بخواهد در راديو و تلويزيون براي مردم و با مردم سخن بگويد، بايد

عالي ترين فنون و هنرهاي ارتباطي را بشناسد و آنها را بپذيرد و نهايتاً بكار ببرد. امكان ندارد
رسانه هاي الكترونيكي امروز بدون توجه به علم ارتباطات موفق شوند. البته آگاهي و علم به
دانش ارتباطي كافي نيست. بايد اين علوم دروني و تبديل به ميل و رغبت ارتباطي شوند. گاهي
شخص چيزي مي گويد كه به آن علم دارد اما آن را باور ندارد و قبول نمي كند. ميل به برقراري
ارتباط بايد دروني باشد. بسياري از افراد در كسب عالي ترين مدارك و نيل به عالي ترين مدارج
علم ارتباطات موفق مي شوند اما در كاربرد اين علوم موفق نيستند. منظور آشنايي با علم
ارتباطات، پذيرش، درك و كاربرد آن علم است. البته گاهي بعضي افراد در عمل، ارتباطي و
برون گرا هستند و در ارتباطات اجتماعي و رسانه اي موفقند اما به آنچه مي كنند آگاهي ندارند.
اين حالت نيز مطلوب نيست. گوينده هم بايد به دانش ارتباطات و هم به شيوه كاربرد آن آشنا
و علاقه مند باشد.
مردم به گويندگاني كه در ايجاد ارتباط موفقند علاقه دارند.آنها را مي پذيرند. دوست
دارند خبر را از دهان آنها بشنوند. اينگونه افراد شخصيت هاي اصلي يك برنامه خبري هستند.
گوينده اي كه از پشت ميز خبر به دوربين نگاه مي كند اما نمي تواند نگاه خود را از دوربين
عبور دهد و مفهوم را به دل و جان و ذهن مخاطب برساند، راه و شيوه و دانش ارتباطات را
نمي داند و نمي شناسد. وي فردي است خنثي و بدون تأثير. او همه زحمات عوامل خبري را
هدر مي دهد. در بعضي از برنامه هاي خبري،گوينده خبر با ابتدايي ترين شيوه هاي ارتباط
رسانه اي با مخاطب آشنا نيست.
مثلاً هنوز نمي داند زماني كه قصد دارد در آغاز با مخاطب سلام كند بايد مستقيم و با
ارتباط چشمي سلام كند نه اينكه نيمي از نگاهش پايين و به متن باشد.
در ارتباط كلامي،شروع خوب اعجاز مي كند.البته بايد به شدت از احساساتي شدن،

هيجاني سخن گفتن و خنديدن كه از هيبت گوينده مي كاهد، خودداري شود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-105.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]


بررسي رابطه ميان خصوصيات فردي مخاطبان و ويژگي هاي خبري سيما


در اين تحقيق قصد دارم به بررسي رابطه ميان ويژگي هاي فردي مخاطبان و ويژگي ها خاص خبر سيما بپردازم .

آيا ميان ويژگي هاي فردي مخاطبان و توجه به ظاهر يا محتواي اخبار ( شكل و سبك خبر , شرايط اجراي خبر , گوينده خبر ) رابطه اي وجود دارد يا خير ؟ هدف اصلي در اين تحقيق اين است كه آيا ويژگي هاي فردي مخاطبان مانند سن , جنس , تحصيلات و شغل در ميزان توجه آنها به اخبار تلويزيون و قسمت هاي مختلف آن تاثير دارد يا خير ؟ 
در اين تحقيق از روش پيمايشي (پرسشنامه ) استفاده شده است  حجم نمونه 100 نفر بوده است و در انتها داده ها تحليل شده است كه در بخش مشاهدات تجربي بيان خواهد شد.


مباحث نظري  :


در اين تحقيق از نظريه استفاده و خشنودي استفاده شده است  اعتقاد به مخاطب سرسخت   كه منفعل نيست و در شرايط مختلف دست به گزينش خواهد زد. مخاطب با توجه به نياز خود و در راستاي ارضاي نياز و انتخاب رسانه دست به ابتكار عمل خواهد زد  . و تنها به آن چيزي توجه مي كند كه به آن علاقه مند است و يا نيازي را از او بر طرف مي كند . 
و همچنين نظريه اعتبارمنبع كه مخاطبان تلويزيون با توجه به تجربه اي كه از رسانه هاي جمعي و ميزان اعتمادي كه به  آن دارند از آن استفاده مي كنند .  سعي شده است با توجه به همين نظريه ها  فرضيه ها ثابت شود.

فرضيات من در اين تحقيق عبارتند از :


1. با افزايش تحصيلات , مخاطبان خبر سيما بيشتر سعي مي كنند به شكل و سبك و محتواي خبر توجه كنند . 
2. مخاطبين با سنين پايين تر , بيشتر به نحوه اجراي خبر و شرايط آن و گوينده خبر توجه دارند.  
3. جنس نيز در ميزان توجه به قسمت هاي مختلف خبر مي تواند تاثير گذار باشد , به طوري كه زنان بيشتر به شكل ظاهري خبر و گوينده توجه مي كنند.  
4. شغل هم به طور كلي مي تواند توجه افراد را به قسمت هاي خاصي معطوف كند  افراد اگر از نظر شغلي درمراحل بالاتري قرار داشته باشند , بيشتر به شكل و سبك خبر و محتواي آن توجه مي كنند تا به ظاهر اخبار  .
به  طور كلي ويژگي هاي خبر سيما به سه دسته شرايط اجراي خبر  با متغير هاي (مدت زمان مناسب براي اجراي خبر , استفاده از موسيقي در پخش خبر , بيان خبر مطابق با واقعيت هاي روز) شكل و سبك خبر با متغير هاي  ( استفاده از اصطلاحات عاميانه , داشتن تفاسير خبري , استفاده از گزارشات عامه پسند و ملودرام هاي خبري , صدا و تصوير همزمان , ترتيب اخبار بر اساس اهميتي كه دارند ) گوينده خبر با متغير هاي (صميمي بودن گوينده , پوشش و لباس مجري , لحن و تن گوينده ) تقسيم شده است . 
در ويژگي هاي فردي مخاطبان هم متغير هاي  سن , جنس , تحصيلات و شغل در نظر گرفته شده است و رابطه هر كدام از آنها با سه ويژگي خبر تلويزيون سنجيده شده است كه توضيح بيشتر اين متغير ها در قسمت روش شناسي خواهد آمد .


توضيح برخي مفاهيم :


در شرايط اجراي خبر متغير هايي به كار رفته است كه توضيح برخي از آنها ضروري مي نمايد . 
در ميان سوالات اين بخش , بيان خبر مطابق با واقعيت هاي روز به چشم مي خورد كه منظور از آن تازگي خبر است تازگي اخبار به عنوان يكي از ارزشهاي هفت گانه خبر يعني هر اندازه كه فاصله وقوع رويداد و درج آن به عنوان خبر نزديكتر باشد , خبر تازه تر خواهد بود.  
در سبك خبر هم به توضيح چند متغير كه پيرامون آنها سوالاتي در پرسشنامه مطرح شده است , مي پردازيم .
گزارشات و تفاسير عامه پسند خبري كه همان ملودرام هاي خبري هستند. منظور از ملودرام هاي خبري هم گزارشاتي هستند كه مشكلات مردم جامعه را بررسي مي كنند و آنها را ملموس مي سازند  استفاده از شيوه مردم ساده , يعني اخباري كه بيان مي شود همان افكار مردم ساده است.  
بيان خبرها در قالب عكس ها و تصاوير , يعني استفاده از تصاوير زنده تلويزيوني و قدرت تصوير در اثبات خبر و جذابيت و قابل كردن تصوير براي القا خبر به مخاطب  زيرا تصوير تلويزيوني و موسيقي ميتواند اطلاعاتي كه زبان از بيان آنها عاجز است را انتقال دهد  .
در قسمت گوينده خبر هم منظور , صميمي بودن , لحن و تن گوينده , كيفيت نگاه مجري , اشاره هاي چهره و تاكيد هاي صوتي بر روي لغات كليدي و نمايشي كه گوينده از خود در مقابل دوربين به اجرا مي گذارد .


روش شناسي :


در اين تحقيق از روش پيمايشي ( پرسشنامه ) استفاده كرده ام براي هر متغير يك سوال در پرسشنامه اختصاص داده شده بود.  در بيان ويژگي هاي فردي مخاطبان , متغير هاي سن , جنس , شغل و تحصيلات در نظر گرفته شده و 4 سوال ابتداي پرسشنامه به آن اختصاص داده شده بود .
سن به صورت 18-22 و 23-27 و 28-32 و 33 به بالا در نظر گرفته شده بود .
تحصيلات نيز در يك طيف از ديپلم تا فوق ليسانس و بالاتر و حوزوي در نظر گرفته شده بود  شغل نيز به 5 قسمت دانشجو , كارمند , آزاد , نظامي , خانه دار و حوزوي تقسيم شده بود. 
ويژگي هاي خبر تلويزيون نيز در ابتدا به سه قسمت كلي تقسيم شد 1 – گوينده خبر  2- شكل و سبك خبر  3- شرايط اجراي خبر 
گوينده خبر شامل سوالاتي پيرامون لحن و تن گوينده , صميمي بودن گوينده با مخاطب , لباس و پوشش مجري بود .  در بخش شكل و سبك خبر سوالات مربوط به خبرهاي سنت شكسته و پرده برداري كننده از پشت صحنه اخبار , بيان خبر ها در قالب عكس ها و تصاوير , تفكيك اخبار به دوصورت كوتاه و مفصل , ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري , صداو تصوير همزمان تلويزيون , گزارشات خبري عامه پسند , وجود تفاسير خبري و استفاده از اصطلاحات عاميانه قرار داشت . در بخش شرايط اجراي خبر هم متغيرهاي مدت زمان مناسب براي اجراي خبر ( زماني نه خيلي بلند و نه خيلي كوتاه ) , استفاده از موسيقي در پخش خبر , تطابق اخبار با واقعيت روز قرار داشت .


نتايج تجربي :


تحليل ها و بررسي هاي به دست آمده براي بررسي رابطه ميان خصوصيات فردي مخاطبان و ويژگيهاي خاص خبر تلويزيون به شرح ذيل مي باشد :


ترتيب شرايط خبري در گروههاي سني 18-22و23-27 به ترتيب ذيل مي باشد : 
1- گوينده خبر   2- شكل و سبك خبر   3- شرايط اجراي خبر 


ولي در گروههاي سني 28-32 و 33 به بالا اين ترتيب عوامل به شرح ذيل مي باشد :

- شكل و سبك خبر 

- گوينده خبر 

- شرايط اجراي خبر


2- در تحصيلات هم افراد داراي ديپلم و فوق ديپلم هم به اين ترتيب قائل اند :

- گوينده خبر 

- شكل و سبك خبر 

- شرايط اجراي خبر


اما افراد داراي تحصيلات ليسانس و حوزوي معتقدند : 

- شكل و سبك خبر 

- گوينده خبر 

- شرايط اجراي خبر 


و افراد داراي تحصيلات فوق ليسانس و بالاتر معتقدند ترتيب عوامل به اين صورت است :

- شكل و سبك خبر 

- شرايط اجراي خبر 

- گوينده خبر 
از نظر شغلي افراد دانشجو , نظامي , حوزوي معتقدند عوامل مورد نظرشان به اين ترتيب ميباشد :  

- شكل و سبك خبر   

- گوينده خبر  

- شرايط اجراي خبر


افراد كارمند , شغل آزاد و خانه دار معتقدند :
 

-  گوينده خبر 

- شكل و سبك خبر 

- شرايط اجراي خبر


در ميان دو جنس زن و مرد هم ترتيب و اولويت اين ويژگي ها به شرح ذيل مي باشد :


زنان : 1- گوينده خبر   2- شكل و سبك خبر   3- شرايط اجراي خبر


مردان : 1- شكل و سبك خبر  2- گوينده خبر   3- شرايط اجراي خبر

 
كه تا اين مرحله فرضيات مورد نظر به اثبات رسيدند  .


با توجه به آزمون independed t test  كه مي خواهيم بدانيم در پاسخگويي به سوالات بين زنان و مردان اختلاف وجود دارد يا خير , نتايج زير به دست آمد : 
در جنس ميان زنان و مردان در سوالات لباس و پوشش مجري, صميمي بودن گوينده هنگام بيان خبر (گوينده خبر ),  خبر هايي كه سنت را شكسته و به دنبال پرده برداري از پشت صحنه اخبار هستند, تفكيك اخبار به دوصورت كوتاه و مفصل و تفكيك اخبار به اهم و مهم , داشتن صداو تصوير همزمان بيان خبر ها در قالب عكس ها و تصاوير (شكل و سبك خبر )  , استفاده از موسيقي در پخش خبر, رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر(شرايط اجراي خبر ) اختلافي ديده نشده است ولي در سوالات ذيل ميان آنان اختلاف مشاهده مي شود .
لحن و تن گوينده ( گوينده خبر ) , بيان خبر مطابق با واقعيت ( شرايط اجراي خبر ) , استفاده از ملودرام هاي خبري و گزارش هاي عامه پسند , داشتن تفاسير خبري, استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين اجراي خبر ( شكل و سبك خبر ).
H0:m1=m2
H1:m1=m2
استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين خبر در جلب توجه بينندگان از ديدگاه مردان و زنان تاثير غير همساني دارد . شايد بتوان دليل اين امر را ظرافت زنانه در بكارگيري الفاظ بيان كرد .
استفاده از تفاسير خبري از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير غير همساني دارد . استفاده از گزارشات خبري كه بيشتر با زندگي روز مره مردم ارتباط دارند از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير غير همساني دارد . تلويزيون در بيان خبر چقدر با واقعيت هاي روز تطابق دارد از ديدگاه مردان و زنان يكسان نيست . شايد دليل اين امر اين باشد كه زنان بيشتر زمان خود را در خانه صرف مي كنند و از واقعيت هاي روز به اندازه مردان با خبر نيستند و همواره اخبار را با توجه به ذهنيت خود , مطابق با واقعيت مي پندارند . لحن و تن گوينده خبر از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . صداو تصوير هم زمان در اخبار از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري از ديدگاه مردان و  زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . تفكيك اخبار به دو صورت كوتاه و مفصل در ديدگاه مردان وزنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . استفاده از موسيقي در پخش خبر در جلب توجه بينندگان از ديد گاه مردان و زنان يكسان است . بيان خبر در قالب عكس و تصاوير به منظور ايجاد آگاهي در جلب توجه بينندگان از ديدگاه مردان وزنان تاثير همساني دارد . صميمي بودن گوينده در هنگام خبر به از ديدگاه مردان و زنان تاثير يكساني دارد . رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر از ديدگاه مردان و زنان تاثير يكساني در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . لباس و پوشش مجري از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد .


در آزمون پيرسون براي بيان همبستگي ميان متغير ها به نتايج زير رسيديم :  


در بيان همبستگي ميان سن و ويژگي هاي خبر سيما , ميان سن و لباس و پوشش مجري , صميمي بودن گوينده ( گوينده خبر ) , بيان خبر ها در قالب عكس ها و تصاوير , تفكيك اخبار به صورت هاي كوتاه وبلند , صدا وتصوير همزمان ,داشتن تفاسير خبري ( شكل و سبك خبر ) استفاده از موسيقي در پخش خبر , بيان خبر مطابق با واقعيت هاي روز ( شرايط اجراي خبر ) وبه طور كلي عوامل سبك و شكل خبري همبستگي خيلي كم وجود دارد . بين سن با سوالات مدت زمان مناسب براي اجراي خبر ( شرايط اجراي خبر ) اولويت بندي كردن اخبار بر اساس اهميت ( شكل و سبك خبري ) و به طور كلي شرايط اجراي خبر همبستگي معكوس كم وجود دارد .  
بين تحصيلات با سوالات بيان خبر در قالب عكس ها و تصاوير , صدا وتصوير همزمان , استفاده از ملودرام خبري ( گزارش هاي خبري ) و داشتن تفاسير خبري ( شكل و سبك خبر ) , بيان خبرهاي مطابق با واقعيت هاي روز و به طور كلي شرايط اجراي خبر همبستگي كم وجود دارد . بين تحصيلات با سوالات پوشش مجري , صميمي بودن گوينده ( گوينده خبر ) , مدت زمان مناسب براي اجراي خبر , استفاده از موسيقي در بيان اخبار ( شرايط اجراي خبر ) , تفكيك اخبار به دو صورت كوتاه و مفصل و اولويت بندي كردن اخبار به اهم و مهم ( شكل و سبك خبر ) و به طور كلي عوامل گوينده خبر و شكل و سبك خبر همبستگي معكوس كم وجود دارد . 
در اين نمونه مردم معتقدند لباس و پوشش  مجري تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارد . همچنين رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر در جلب توجه بينندگان تاثير زيادي را دارا مي باشد . 
درصد زيادي از مردم هم به دنبال خبر هايي هستند كه سنت را شكسته و به دنبال پرده برداري از اخبار مي باشند . صميمي بودن گوينده در هنگام بيان خبر هم تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . بيان خبر ها در قالب عكس و تصاوير به منظور ايجاد آگاهي تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا ميباشد . استفاده از موسيقي در پخش خبر به منظور جلب توجه بينندگان تاثير زيادي را دارا نمي -باشد.
تفكيك اخبار به دوصورت كوتاه و مفصل تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارد . صدا و تصوير هم زمان تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا نمي باشد . لحن و تن گوينده خبر تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . از ديدگاه مردم تلويزيون در بيان خبر به ميزان زياد با واقعيت هاي روز تطابق ندارد . استفاده از گزارشات خبري كه با زندگي روزمره مردم سروكار دارد به ميزان زيادي در جلب توجه بينندگان موثر نمي باشد . داشتن تفاسير خبري نقش زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين خبر تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا نمي باشد . 
البته در ميان سوالات پرسشنامه , سوالاتي هم در مورد ميزان توجه مردم به اخبار سيما به طور كلي وجود داشت كه مي توان در اينجا اشاره اي كوتاه هم به آن داشت : با توجه به نمونه تلويزيون توانسته است نمره زيادي را در جلب رضايت بينندگان كسب كند و مردم معتقدند تلويزيون نقش زيادي در جلب اعتماد عمومي دارد .


نتيجه گيري :


همانطور كه در قسمت هاي قبل بيان شد , من در اين تحقيق از نظريه استفاده و خشنودي استفاده كردم و در بخش مشاهدات هم با تحليل هاي انجام شده فرضيات به اثبات رسيد . آنچه از نتيجه اين تحقيق برمي آيد , در واقع بيان مجدد و تاكيد بر همان نظريه استفاده و خشنودي است , همانطور كه مشاهده شد افراد با توجه به خصوصيات فردي خويش به هر آنچه كه اظهار علاقه مي كنند , توجه نشان مي دهند و از آن استفاده مي كنند و در راستاي نياز خود از رسانه استفاده مي كنند . بين سن , جنس , شغل و تحصيلات  و توجه به قسمت هاي مختلف خبر سيما هم رابطه وجود داشت . افراد با توجه به اين خصوصيات و شدت و ضعف و مراتب آنها ( مانند شغل ) به قسمت هاي مختلف خبر سيما و به ظاهر يا محتوا توجه مي كنند . درست همانطور كه ثابت شد هر چقدر تحصيلات افراد بالاتر بود , سعي مي كردند به شكل و سبك خبر بيشتر از گوينده و شرايط اجرا توجه كنند و از نظر شغلي هم همين فرضيه به اثبات رسيد كه هر چقدر افراد در پست هاي بالاتر شغلي قرار داشته باشند , توجه كمتري به ظاهر خواهند داشت . در جنس نيز زنان بيشتر به گوينده و ظاهر و مردان به محتوا و شكل و سبك خبر توجه مي كردند . از نظر سني هم افراد با سنين پايين تر به شكل و ظاهر و افراد با سنين بالاتر به محتوا توجه مي كنند .


مشكلات تحقيق :


از جمله مشكلاتي كه در ميانه راه كار را تاحدودي به تاخير انداخت , تعويض پرسشنامه بود . در جواب -هاي پرسشنامه اول كمي سوگيري وجود داشت و چون سوالات تاحدودي به صورت تخصصي و باز مطرح شده بود , با جواب ها همخواني پيدا نمي كرد و منظور از سوالات توسط پاسخگويان درك نمي -شد , به همين علت پرسشنامه اي جديد با سوالاتي آسان تر و عامه پسند تر مطرح و در اختيار جامعه نمونه قرار گرفت . همچنين به علت كثرت نتايج به دست آمده و جداول بيان همه آنها درصفحات موجود امكان پذير نبود .و من مجبور بودم تنها به اسم آزمون انجام شده و نهايتا بيان چند درصد اكتفا كنم .


پيشنهادات :
من در اين تحقيق صرفا به بررسي رابطه ميان مشخصات فردي مخاطب و ويژگي هاي خبر تلويزيون پرداخته بودم , كه در ميان سوالات يك يا دوسوال هم در مورد خود رسانه تلويزيون و ميزان اعتماد به آن و رضايت از آن مطرح شده بود كه تحليل آن به صورت بسيار خلاصه در مشاهدات تجربي بيان شد . اما مسئله جديدي كه فكر من را بسيار به خود مشغول كرد , ارائه تحقيقي صرفا در مورد ميزان اعتماد مردم به رسانه تلويزيون بود . از آنجا كه صدا و سيما در ايران از نوع رسانه دولتي مي باشد , مردم ميتوانند نظرات متفاوتي در مورد آن داشته باشند . عده اي به اخبار اين رسانه ها توجه نمي كنند , چون به علت دولتي بودن آن را جهت دار مي پندارند كه با گزينش به مخاطب القا مي شود و  سعي مي كنند بيشتر اخبار خود را از سايت هاي اينترنتي و راديو هاي بيگانه دريافت كنند . به طور كلي بررسي ميزان اعتماد مردم به سازمان رسانه اي  صدا وسيما مي تواند موضوع بسيار جالبي در عرصه ارتباطات باشد .

مريم آخوندي

فهرست منابع : 
سورين . ورنر . تانكارد . جيمز .1381.نظريه هاي ارتباطات .ترجمه دكتر عليرضا دهقان . انتشارات دانشگاه تهران . 
خبر . 1377 . يونس شكر خواه . مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها . تهران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

گويش هاي ايراني

گويش هاي ايراني در ادوار مختلف و در نقاط مختلف ايران تنوع زيادي دارد، كه بعضي از آنها در حال حاضر منسوخ شده، و برخي در حال فراموشي هستند.

در ادامه دسته بندي گويش هاي ايراني مورد بررسي قرار مي گيرد.


گويش هاي ايراني در اسناد تاريخي


در آثار مورخان و جغرافيا نويسان اسلامي، گذشته از فارسي دري كه زبان رسمي و اداري كشور ايران بوده است و پهلوي جنوبي (پارسيك) كه تا سه چهار قرن بعد از اسلام زبان ديني ايرانياني شمرده ميشد كه به آئين زرتشتي (زردشتي) باقي مانده بودند؛ از چندين گويش ديگر كه در نقاط مختلف اين سرزمين پهناور متداول بوده، ذكري آمده و گاهي نمونه هاي كوتاه، يا به نسبت بلندتر، از بعضي آنها ثبت شده است.

در اين كتب كه از اواخر قرن سوم تا قرن دهم هجري تأليف يافته به بيش از چهل گويش ايراني اشاره شده است.

در آثار مورخان و جغرافيا نويسان اسلامي، گذشته از فارسي دري كه زبان رسمي و اداري كشور ايران بوده است و پهلوي جنوبي (پارسيك) كه تا سه چهار قرن بعد از اسلام زبان ديني ايرانياني شمرده ميشد كه به آئين زرتشتي (زردشتي) باقي مانده بودند؛ از چندين گويش ديگر كه در نقاط مختلف اين سرزمين پهناور متداول بوده، ذكري آمده و گاهي نمونه هاي كوتاه، يا به نسبت بلندتر، از بعضي آنها ثبت شده است.

در اين كتب كه از اواخر قرن سوم تا قرن دهم هجري تأليف يافته به بيش از چهل گويش ايراني اشاره شده است، كه در زير به آنها اشاره مي شود:


اراني: گويش ناحيه اران و بردع در قفقاز بوده است. اصطخري و مقدسي از آن ياد كرده اند. مقدسي درباره آن مينويسد
«در اران سخن مي گويند و فارسي ايشان قابل فهم است و در حروف به خراساني نزديك است.»

مراغي: حمدالله مستوفي مينويسد: «تومان مراغه چهار شهر است
مراغه و بسوي(؟) و خوارقان و ليلان... مردمش سفيد چهره و ترك وش مي باشند... و زبانشان پهلوي مغير است.»

در نسخه ديگر "پهلوي معرب" ثبت شده و محتمل است كه در اين عبارت كلمه معرب تصحيف مغرب باشد، يعني گويش پهلوي مغربي. زيرا كه در غالب آثار نويسندگان بعد از اسلام همه گويشهاي محلي را كه با زبان فارسي دري متفاوت بوده به لفظ عام پهلوي يا فهلوي ميخواندند.

همداني و زنجاني: مقدسي درباره گويش اين ناحيه تنها دو كلمه ذيل را ثبت كرده است: "واتم" و "واتوا". شمس قيس رازي يك دو بيتي را در بحث از وزن فهلويات آورده و آن را از زبان "مردم زنگان و همدان" مي شمارد. حمدالله مستوفي درباره مردم زنجان مينويسد
زبانشان پهلوي راست است.

كردي
ياقوت حموي قصيده اي ملمع از يك شاعر كرد به نام نوشروان بغدادي معروف به "شيطان العراق" در كتاب خود آورده است.

خوزي: گويش مردم خوزستان كه در روايات حمزه اصفهاني و ابن النديم نيز از جمله زبانهاي متداول در ايران ساساني شمرده شده است. اصطخري درباره گويش اين ناحيه مينويسد
«عامه ايشان به فارسي و عربي سخن ميگويند، جز آنكه زبان ديگري دارند كه نه عبراني و نه سرياني و نه فارسي است.» و ظاهراً مرادش گويش ايراني آن سرزمين است. مقدسي نيز درباره گويش مردم خوزستان نكاتي را ذكر مي كند كه گويا مربوط به فارسي متداول در خوزستان است، نه گويش خاص محلي.

ديلمي: اصطخري درباره اين ناحيه مينويسد: «زبانشان يكتاست و غير از فارسي و عربي است» و مقدسي ميگويد
«زبان ناحيه ديلم متفاوت و دشوار است».

 

گيلي يا گيلكي: ظاهراً گويشي جداگانه از ديلمي بوده است. اصطخري مينويسد: «در قسمتي از گيلان (جيل) تا آنجا كه من دريافته ام طايفه اي از ايشان هستند كه زبانشان با زبان جيل و ديلم متفاوت است.» و مقدسي ميگويد
گيلكان حرف خاء (يا حاء) به كار مي برند.

طبري يا مازندراني
اين گويش داراي ادبيات قابل توجهي بوده است. ميدانيم كه كتاب "مرزبان نامه" به گويش طبري تأليف شده بود و از آن زبان به فارسي دري ترجمه شده است. ابن اسفنديار ديوان شعري را به زبان طبري با عنوان "نيكي نامه" ذكر مي كند و آن را به اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروين مؤلف "مرزبان نامه" نسبت ميدهد. در "قابوس نامه" نيز دو بيت به گويش طبري از مؤلف ثبت است. ابن اسفنديار از بعضي شاعران اين سرزمين كه به گويش طبري شعر ميگفته اند ياد كرده و نمونه اي از اشعار ايشان را آورده است. در "تاريخ رويان" اولياءالله آملي نيز ابياتي از شاعران مازندراني به گويش طبري ضبط شده است.

:اخيراً چند نسخه خطي از ترجمه ادبيات عرب به گويش طبري و نسخه هايي از ترجمه و تفسير قرآن به اين گويش يافت شده كه از روي آنها ميتوان دريافت كه گويش طبري در قرنهاي نخستين بعد از اسلام داراي ادبيات وسيعي بوده است. مجموعه اي از دو بيتي هاي طبري كه به "اميري" معروف و به شاعري موسوم به "امير پازواري" منسوب است، در مازندران وجود داشته كه "برنهارد درن" خاور شناس روسي نسخه آنها را به دست آورده و زير عنوان "كنزالاسرار" در سن پطرز بورگ (يا - سن پطرز بورغ) با ترجمه ترجمه فارسي چاپ كرده است. مقدسي مي نويسد كه زبان طبرستان به زبان ولايت قومس و جرجان نزديك است، جز آنكه در آن شتابزدگي هست.

گشتاسف: درباره مردم اين ناحيه (در قفقاز كنار درياي خزر ميان رودهاي ارس و كر) حمدالله مستوفي مينويسد
«زبانشان پهلوي به جيلاني باز بسته است.»

قومس و جرجان (گرگان): مقدسي در ذكر زبان مردم اين دو ناحيه مينويسد
«زبانشان به هم نزديك است. ميگويند "هاده" و "هاكن" و شيرينيي در آن هست.»

رازي: مقدسي درباره اهل اقليم الجبال مينويسد: زبانهاي گوناگون دارند. اما در ري حرف "راء" را به كار ميبرند. ميگويند
راده و راكن. از زبان رازي در جاهاي ديگر نيز اطلاعاتي داده اند. شاعري به نام "بندار رازي" اشعاري به زبان مردم اين شهر دارد كه از آن جمله چند بيتي در المعجم ثبت است.

رامهرمزي
درباره زبان مردم اين ناحيه مقدسي تنها اشاره ميكند كه زباني دارند كه فهميده نمي شود.

فارسي: اصطخري درباره يكي از سه زبان متداول در استان فارس مينويسد
«فارسي زباني است كه به آن گفتگو مي كنند، و همه مردمان فارس به يك زبان سخن مي گويند، كه همه آن را مي فهمند، مگر چند لفظ كه متفاوت است و براي ديگران دريافتي نيست.»

فهلوي يا پهلوي
بنابر نوشته اصطخري "زبان نوشتن عجم - ظاهراً يعني ايرانيان غير مسلمان - و وقايع و نامه نويسي زرتشتيان (زردشتيان) با يكديگر پهلوي بوده كه براي دريافتن عامه به تفسير احتياج داشته است». و گمان ميرود مراد او همان زبان است كه در حدود اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري چند كتاب ديني زرتشتي مانند دينكرد و بندهش را به آن تأليف كرده اند.

كرماني
مقدسي مينويسد كه زبان مردم اين سرزمين قابل فهم است و به خراساني نزديك است. اصطخري آورده است كه زبان مردم كرمان همان زبان فارسي است.

مكري
بر حسب نوشته اصطخري زبان مردم مكران، فارسي و مكري بوده است. مقدسي نوشته است كه زبان مردم مكران وحشي است.

بلوچي
اصطخري نوشته است كه بلوچان و اهل بارز جز فارسي زبان ديگري نيز دارند.

 

كوچي يا قفصي: طائفه قفص يا كوچ كه ذكر ايشان در بيشتر موارد و منابع با بلوچان يكجا مي آيد، بر حسب نوشته اصطخري بجز فارسي زبان ديگري نيز داشته اند كه "قفصي" خوانده شده است. مقدسي درباره طوايف "كوچ و بلوچ" مينويسد
زبانشان نامفهوم است و به سندي شبيه است.

نيشابوري: بر حسب نوشته مقدسي زبان مردم نيشابور فصيح و قابل فهم بوده است، جز آنكه آغاز كلمات را كسره ميدادند و يائي بر آن مي افزودند. مانند: "بيگو"، "بيشو"، و سين اي بي فايده (به بعضي صيغه هاي فعل) علاوه ميكردند. مانند
"بخردستي"، "بگفتستس"، "بخفتستي" و آنچه به اين مي ماند. و در آن سستي و لجاجي بوده است. و مينويسد كه اين زبان براي خواهش مناسب است.

هروي: مسعودي مينويسد: بهرام همه زبانها را ميدانست و در خشم به عربي، در جنگ به تركي، و در مجلس عام به زبان دري و با زنان به زبان هروي سخن ميگفت. مقدسي مينويسد
«زبان مردم هرات وحشي است و در همه اقاليم وحشي تر از زبان هرات نيست» و اين زبان را زشت شمرده و براي طويله مناسب دانسته است.

بخارايي
زبان بخارايي بنابر نوشته اصطخري همان زبان سغدي بوده است با اندك اختلافي، و مي نويسد كه زبان "دري" نيز داشته اند. مقدسي مينويسد كه در زبان ايشان تكرار فراوان است. مثلاً ميگويند "يكي مردي ديدم" يا "يكي ادرمي دادم"؛ و در ميان گفتار كلمه "دانستي" را بيهوده مكرر ميكنند. سپس ميگويد كه زبان ايشان "دري" است و هر چه از آن جنس باشد دري ناميده مي شود. زيرا كه آن زباني است كه بدان نامه سلطنتي را مينويسند و عريضه و شكايت به اين زبان نوشته ميشود؛ و اشتقاق اين لفظ از "در" است يعني زباني كه در "دربار" به آن گفتگو ميكنند.

مروي: مقدسي مينويسد كه در زبان ايشان سنگيني و درازي و كششي در آخـرهـاي كـلـمـات هـسـت و مـثـال مي آورد كه «مردم نيشابور ميگويند "براي اين" و مرويان ميگويند "بتراي اين" و يك حرف مي افزايند، و اگر دقت كني از اين گونه بسيار مي يابي». و جاي ديگر مينويسد: «اين زبان براي وزارت مناسب است.» ياقوت در كلمه "ماشان" كه نام نهري است مينويسد
«مردمان مرو آن را با جيم بجاي شين ادا مي كنند.»

خوارزمي: اصطخري مينويسد: زبان مردم خوارزم يكتاست و در خراسان هيچ شهري نيست كه مردمانش به زبان ايشان سخن بگويند. ياقوت در ذكر قصبه "نوزكاث" مينويسد
شهركي است نزديك جرجانيه خوارزم و "نوز" به زبان خوارزمي به معني جديد است، و آنجا شهري است كه نامش "كاث" است، و اين را يك "كاث جديد" خوانده اند.

ابوعلي سينا در رساله "مخارج الحروف" تلفظ حرفي را كه سين زائي خوانده از مختصات حروف ملفوظ زبان خوارزمي ذكر ميكند.

سمرقندي: مقدسي مينويسد
مردم سمرقند را كه ميان كاف و قاف است به كار مي برند و ميگويند "بكردك(ق)م"، "بگفتك(ق)م" و مانند اين، و در زبانشان سرديي هست.

صغدي (سغدي)
مقدسي مينويسد مردم ولايت صغد زباني جداگانه دارند كه با زبانهاي روستاهاي بخارا نزديك است، اما بكلي جداست. اگر چه زبان يكديگر را مي فهمند

زبان باميان و طخارستان
به نوشته مقدسي با زبان بلخي نزديك بوده، اما پيچيدگي و دشواري داشته است.

بلخي
زبان مردم بلخ در نظر مقدسي زيباترين زبانها بوده اما بعضي كلمات زشت در آن وجود داشته است. و مينويسد كه اين زبان براي پيام آوري مناسب است.

جوزجاني
به نوشته مقدسي زبان اين ناحيه ميانه زبان مروزي و بلخي بوده است.

بستي
همينقدر نوشته اند كه زباني زيبا بوده است.

زبان طوس و نسا
نزديك به زبان نيشابوري بوده است.

سجستاني
مقدسي نوشته است كه «در زبان ايشان ستيزه جويي و دشمني وجود دارد. صوتها را از سينه بيرون مي آورند و آواز را بلند ميكنند.» و ميگويد اين زبان براي جنگ خوب است.

غوري: شايد زبان اين ناحيه همان بوده باشد كه اكنون پشتو خوانده مي شود. در هر حال با فارسي دري متفاوت بوده است. بيهقي مينويسد
«امير... دانشمندي را به رسولي آنجا فرستاد با دو مرد غوري از آن بوالحسن خلف و شيروان تا ترجماني كنند.»

زبان چاچ (شاش)
مقدسي نوشته است كه زبان اين ناحيه زيباترين زبان هيطل است و از اين نكته درست معلوم نيست كه رابطه آن با زبانهاي ايراني چه بوده است.

قزويني
درباره زبان مردم اين شهر تنها اين نكته را ذكر كرده اند كه قاف به كار مي برند و بيشتر ايشان براي معني جيد ( = خوب) ميگويند بخ.

گويشهاي روستائي خراسان: مقدسي مينويسد
كوچكترين شهري از خراسان نيست مگر آنكه روستاهاي آن زبان ديگري داشته باشند.

شيرازي
در "گلستان" سعدي بيتي هست كه در بعضي نسخه ها در عنوان آن نوشته اند "تركيه" و گاهي "شيرازيه" و در هر حال به گويش محلي شيراز است.

:در كليات سعدي نيز يك مثنوي ملمع با عنوان "مثلثات" به عربي و فارسي و شيرازي باقي است. در ديوان حافظ هم غزل ملمعي متضمن بعضي مصراعها به گويش شيرازي ثبت است. چندي پس از زمان حافظ شاعري از مردم شيراز به نام "شاه داعي" منظومه هايي به اين زبان سروده است.

نيريزي
در يك جنگ خطي مكتوب در قرن هشتم اشعاري با عنوان "نيريزيات" ثبت شده است و در همين جنگ فصلي ديگر با عنوان "فهلويات" آمده كه شايد به گويش شيرازي باشد.

اصفهاني
اوحدي اصفهاني چند غزل به گويش محلي اصفهان سروده است كه در ديوانش ثبت است. عبارتي به گويش اصفهاني نيز در لطايف عبيدزاكاني آمده است.

آذري
يكي از گويشهاي ايراني كه تا اواخر قرن دهم هجري در آذربايجان متداول بوده است. ابن حوقل زبان مردم آن سرزمين را فارسي ميخواند كه مراد از آن يكي از گويشهاي ايراني است و به تعدد اين گويشها نيز اشاره ميكند. مسعودي (قرن چهارم) پس از آنكه همه زبانهاي ايرانيان را فارسي خوانده به اختلاف گويشها اشاره كرده و نام گويش "آذري" را در رديف پهلوي و دري آورده است. ياقوت حموي نيز زبان مردم آذربايجان را يكجا "آذريه" و جاي ديگر "آذربيه" نوشته است و ميگويد كه جز خودشان كسي آنرا نمي فهمد.

:همام تبريزي غزلي به گويش محلي تبريز داد كه متن آن را عبيد زاكاني در مثنوي "عشاقنامه" خود درج كرده است. در ديوان شاه قاسم انوار تبريزي نيز چند غزل به اين گويش وجود دارد و در رساله روحي انارجاني فصلهائي به زبان عاميانه تبريز در قرن دهم ثبت است.


اردبيلي
ابن بزاز در "صفوةالصفا" جمله هائي را از زبان شيخ صفي الدين با قيد زبان اردبيلي نقل كرده و سپس دو بيتي هاي متعددي را از شيخ آورده كه به احتمال كلي به همان گويش اردبيل است. شايد با آذري متداول در تبريز و شهرهاي ديگر آذربايجان تفاوتهائي جزئي داشته است.

اما چنانكه از مطلب مذكور در فوق دريافته مي شود، آگاهي ما از گويشهاي متعددي كه در قرون پيشين در سرزمين پهناور ايران رايج بوده است، اجمالي است و غالباً تنها به نام آنها منحصر است. فقط گاهي جمله هاي كوتاه يا مصراعي و بيتي از آنها قيد كرده اند و در موارد معدود نمونه گويشهاي مزبور به يك تا چند صفحه ميرسد. 

گويش هاي ايراني در زمان معاصر

اما در روزگار ما گذشته از "فارسي دري" كه "فارسي نو" نيز خوانده مي شود، و زبان رسمي اداري و دولتي و فرهنگي كشور ايران از قرن چهارم هجري تا همين زمان است؛ در اين سرزمين پهناور هنوز گويشهاي متعدد ايراني رايج است كه بعضي از آنها آثار مكتوب و ادبي نيز دارند، و بسياري ديگر تنها زبان محاوره اقوام بزرگ يا كوچكي است كه در گوشه و كنار فلات ايران زندگي مي كنند.

در روزگار ما گذشته از فارسي دري كه فارسي نو نيز خوانده مي شود، و زبان رسمي اداري و دولتي و فرهنگي كشور ايران از قرن چهارم هجري تا همين زمان است؛ در اين سرزمين پهناور هنوز گويشهاي متعدد ايراني رايج است كه بعضي از آنها آثار مكتوب و ادبي نيز دارند، و بسياري ديگر تنها زبان محاوره اقوام بزرگ يا كوچكي است كه در گوشه و كنار فلات ايران زندگي مي كنند.

مهمترين زبان ها و گويش هاي ايراني امروز از اين قرار است:

تاجيكي
اين زبان همان فارسي دري است با اندك تفاوتي در واژگان و چگونگي اداي بعضي از واكها. تاجيكي زبان ملي جمهوري تاجيكستان است و گذشته از اين در بسياري از نواحي جمهوري ازبكستان (دره فرغانه و دره زرافشان و ناحيه كشكه دريا و مناطق مسير رودهاي سرخان دريا و چرچيك و غيره) و نزد انبوهي از مردم شهرهاي بزرگ بخارا و سمرقند، و گروهي از ساكنان جمهوريهاي قرقيزستان (نواحي جلال آباد و اش) و قزاقستان متداول است.

:تاجيكان اصيل بازمانده ايرانياني هستند كه از قديمترين روزگار در آن سرزمين ميزيسته اند و به تدريج در طي قرنهاي دراز اقوام ديگر مشرق آسيا در سرزمين ايشان نفوذ كردند و جاي گرفتند و اكنون قسمتهائي از اين ناحيه به صورت جزيره هائي باقي مانده كه مردم آن، زبان و آداب ايراني خود را حفظ كرده اند.بعضي اقليتها مانند يهوديان و كوليان و عربهاي آسياي ميانه نيز به تاجيكي سخن مي گويند. شماره تاجيك زبانان را به دو ميليون و نيم تخمين كرده اند. 
:قطع رابطه اداري و حكومتي ميان كشور ايران و سرزمينهاي مزبور در چند قرن اخير موجب شده است كه زبان ادبي تاجيكي با فارسي دري اختلافاتي پيدا كند. عمده اين اختلافها در لغات و كلماتي است كه دسته اي از گويش جاري مردم آن نواحي در زبان ادبي تاجيكي راه يافته است. دسته ديگر از زبانهاي تاتاري و ازبكي در آن زبان وارد شده، و شماره بسياري از لغات علمي و فني هم از روسي در اين زبان نفوذ كرده است. با اين حال آثار گويندگان و نويسندگان فارسي زبان قرنهاي پيشين (كه بعضي از ايشان خود از مردم همان نواحي بوده اند) هنوز بخوبي براي مردم تاجيكستان دريافتي است و جزء ميراث فرهنگي ايشان شمرده مي شود. بعضي خصوصيات صرف و نحوي نيز زبان تاجيكي را از فارسي دري متمايز ميكند. 
:اين زبان را در اوايل تشكيل جمهوري تاجيكستان به الفباي لاتيني با تغيير چند حرف نوشتند و در آموزش و كتاب و روزنامه بكار بردند. اما پس از چندي الفباي روسي را براي نوشتن آن اختيار كردند و اكنون نيز همين خط در آن سرزمين متداول است. 
از نويسندگان بزرگ تاجيكستان در دوران اخير صدرالدين عيني است كه پدر ادبيات جديد تاجيكستان شمرده ميشود و رمان و داستان و شعر و مقالات تحقيقي فراوان دارد.

بختياري و لري
در كوهستان بختياري و قسمتي از مغرب استان فارس ايلهاي بختياري و ممسني و بويراحمدي به گويشهايي سخن مي گويند كه با كردي خويشاوندي دارد، اما با هيچ يك از شعبه هاي آن درست يكسان نيست، و ميان خود آنها نيز ويژگيها و دگرگونيهايي وجود دارد كه هنوز با دقت حدود و فواصل آنها مشخص نشده است. اما معمول چنين است كه همه گويشهاي بختياري و لري را جزو يك گروه بشمارند.

كردي
نام كردي عادةً به زبان مردمي اطلاق مي شود كه در سرزمين كوهستاني واقع در مغرب فلات ايران زندگي مي كنند. قسمتي از اين ناحيه اكنون جزء كشور ايران است و قسمتي در كشور تركيه و قسمتي ديگر از جمله كشور عراق شمرده ميشود. در خارج از اين منطقه نيز اقليتهاي كرد وجود دارند كه از آن جمله گروهي در شمال خراسان و گروههائي در جمهوريهاي ارمنستان، گرجستان و آذربايجان و عده كمي نيز در تركمنستان به اين گويشها سخن مي گويند. در سوريه نيز يك اقليت كرد زبان از چند قرن پيش به وجود آمده است.

:زبان يا گويش كردي همه اين نواحي يكسان نيست. حتي ترديد است در اين كلمه «كرد» به قوم واحدي كه داراي مختصات نژادي يا ايلي با گويش معيني باشند اطلاق شده باشد. در بسياري از منابع تاريخي كه به زبان عربي در قرنهاي نخستين اسلام تأليف يافته اين كلمه را معادل كلمه "شبان" و "چوپان" بكار برده اند. 
:ابن حوقل كوچ (قفص) كرمان را "صنف من الاكراد" ميداند و حال آنكه مقدسي (احسن التقاسيم) زبان ايشان را شبيه زبان مردم سند شمرده است. ياقوت حموي مردمان ساسون را الاكراد السناسنه ميخواند (معجم البلدان). حمزه اصفهاني مي نويسد: كانت الفرس تسمي الديلم الاكراد طبرستان كما كانت تسمي العرب اكراد سورستان (تاريخ سني ملوك الارض).در كارنامه اردشير بابكان هم كردان به معني شبانان آمده است نه نام و نژاد يا قبيله. در گويش طبري امروز نيز كلمه كرد به معني چوپان و شبان است. (واژه نامه طبري، صادق كيا، ص 166). 
:اما زباني كه كردي خوانده مي شود شامل گويشهاي متعددي است كه هنوز با همه مطالعاتي كه انجام گرفته درباره ساختمان و روابط آنها با يكديگر تحقيق دقيق و قطعي به عمل نيامده است. بر حسب عادت اين گويشها را به دو گروه اصلي تقسيم مي كنند: يكي كورمانجي كه خود به دو شعبه تقسيم ميشود: شعبه شرقي يا مكري در سليمانيه و سنه؛ و شعبه غربي در ديار بكر و رضائيه و ايروان و ارزروم و شمال سوريه و شمال خراسان. گروه اصلي ديگر يا گروه جنوبي در منطقه كرمانشاه و بختياري. از قرنهاي پنجم و ششم هجري آثار ادبيات شفاهي و كتبي كردي در مآخذ تاريخي ديده مي شود. از آن جمله قصيده اي ملمع از انوشيروان بغدادي معروف به شيطان العراق كه در معجم البلدان آمده است. 
:كردي داراي ادبيات شفاهي وسيعي است كه قسمتي از آن توسط محققان اروپايي و ايراني در زمانهاي اخير گرد آمده و ثبت شده است. در حال حاضر كردان عراق الفباي فارسي - عربي را با اندك تغييري در شيوه خط براي نوشتن زبان خود بكار ميبرند. كردان سوريه از الفباي لاتيني براي نوشتن گويش خود استفاده مي كنند و كردان ساكن جمهوريهاي آسياي ميانه الفباي روسي (سيريليك) را بكار مي برند. شماره متكلمان به گويشهاي مختلف كردي را به شش تا هشت ميليون نفر تخمين كرده اند.

دري افغانستان
دري نام يكي از دو زبان رسمي كشور افغانستان است. اين كشور كه قسمت عمده آن گهواره ادبيات گرانبهاي فارسي بعد از اسلام بوده است، بي شك يكي از شريكان بزرگ و وارثان بحق اين فرهنگ وسيع و عميق است و زباني كه بطور مطلق دري خوانده مي شود در حقيقت جز ادامه همان فارسي دري نيست كه رابعه بنت كعب و دقيقي و عنصري بلخي و سنائي و سيد حسن غزنوي و عبدالحي گرديزي و خواجه عبدالله انصاري هروي و ناصرخسرو قبادياني و دهها امثال ايشان با همكاري بزرگان ديگر اين سرزمين پهناور بنياد گذاشته و به كمال رسانيده اند.

:زبان دري افغانستان با فارسي تفاوتهايي جزئي دارد. بعضي از خصوصيات صرف و نحوي محلي در آن وارد شده و از اين جهت از فارسي ادبي متداول در ايران متمايز شده است. اين تفاوتها اندكي مربوط به چگونگي تلفظ و اداي واكهاست كه با تلفظ نواحي شرقي و شمال شرقي ايران در اكثر موارد همانند است. تفاوتهاي ديگر از نظر لغات و اصطلاحات محلي است كه در زبان ادبي افغانستان وارد شده است. ديگر آنكه بعضي از كلمات و اصطلاحات علمي و فني دنياي امروز در فارسي ايران از زبان فرانسوي اخذ و اقتباس شده، و همانها را در زبان دري افغانستان به سبب ارتباطي كه در طي يكي دو قرن اخير با هندوستان داشته است، از زبان انگليسي گرفته اند. به اين طريق در واژگان فارسي و دري اندك اختلافي وجود دارد. اين اختلافها با ارتباط فرهنگي ميان دو ملت دوست و برادر و همنژاد و همزبان و همدين بتدريج كمتر مي شود. 
:شمار مردمي كه در كشور افغانستان به زبان فارسي دري متلكم هستند به موجب آمارهاي اخير در حدود 5 ميليون نفر است. اما همه سكنه آن سرزمين اين زبان را مي دانند و بكار ميبرند. در سالهاي اخير در افغانستان براي اصطلاحات جديد اداري و علمي و فني الفاظي وضع كرده اند كه غالباً ريشه و ساخت آنها از زبان پشتو اخذ شده است. مانند كلمات { پوهنجي، پوهنتون، پوهاند، پوهنوال } در مقابل اصطلاحات ايراني { دانشكده، دانشگاه، استاد، دانشيار } و غيره.


بلوچي
بلوچي از گويشهاي ايراني شمال غربي شمرده مي شود اما در زمانهاي تاريخي نشانه متكلمان به اين گويش را در مشرق ايران مي بينيم. در شاهنامه ذكر مسكن اين قوم در حدود شمال خراسان امروزي آمده است. در كتابهاي جغرافيائي از اين قوم (همراه با طايفه كوچ - يا قفص) در حدود كرمان ياد مي شود. پس از آن بر اثر عوامل تاريخي اين قوم به كناره هاي درياي عمان رسيده و در همانجا اقامت كردند. اكنون قسمتي از بلوچان در دورترين قسمت جنوب شرقي ايران و قسمتي ديگر در غرب كشور پاكستان امروزي جاي دارند. مجموع اين ناحيه بلوچستان خوانده مي شود كه بر حسب مرزهاي سياسي به بلوچستان ايران، و بلوچستان پاكستان تقسيم مي شود. گروهي از بلوچان نيز در قسمت جنوبي افغانستان و جنوب غربي پنجاب و طوايفي از آنها نيز در كرمان و لارستان و سيستان و خراسان سكونت دارند. بعضي مهاجران بلوچ در جستجوي كار و كسب معاش به گرگان و حتي جمهوري تركمنستان رفته و در آن نواحي ساكن شده اند.

:بلوچي را به دو گروه اصلي تقسيم مي توان كرد: شرقي، يا شمال شرقي، و غربي، يا جنوب غربي، مجموع مردم بلوچي زبان را به يك و نيم ميليون تا دو و نيم ميليون نفر تخمين كرده اند. اما اين رقمها اعتبار قطعي ندارند.


تاتي
در سرزمين آذربايجان نيز يكي ديگر از زبانها يا گويشهاي ايراني رايج است كه تاتي خوانده ميشود. متكلمان به اين زبان در جمهوري آذربايجان (شمال شرقي شبه جزيره آبشوران) و بعضي از نقاط داغستان سكونت دارند. در بعضي از روستاهاي آذربايجان ايران نيز زبان تاتي هنوز رايج است. روي هم رفته زبان تاتي را در حدود يكصد و ده هزار نفر در جمهوريهاي شوري سابق به عنوان زبان مادري بكار ميبرند.

 

تالشي
در جلگه لنكران و سرزمين آذربايجان شوروي يك زبان ايراني ديگر متداول است كه طالشي خوانده ميشود و در قسمت جنوب غربي درياي خزر و در مرز ايران و شوروي نيز گروهي به اين زبان تكلم مي كنند. عده گويندگان اين زبان را تا 150 هزار نفر تخمين كرده اند كه از آنجمله نزديك 100 هزار نفر در جمهوريهاي شوري به سر ميبرند.

زبان تالشي از جمله زبانهاي ايراني شمال غربي است كه در زمانهاي قبل (تا حدود قرن دهم هجري) در سرزمين آذربايجان رايج بوده و از آن پس جاي خود را به يكي از گويشهاي تركي داده است. آثاري از اين زبان بصورت دو بيتي هايي منسوب به ناحيه اردبيل و متعلق به قرن هشتم هجري در دست است.


گيلكي
از گويشهاي ايراني است كه در قسمت گيلان و ديلمستان متداول بوده و هنوز مردم استان گيلان آن را در گفتار به عنوان زبان مادري خود بكار ميبرند. گيلكي خود به چند شعبه منقسم است كه با يكديگر اندك اختلافي دارند. شماره مردم گيلكي زبان از يك ميليون نفر تجاوز مي كند؛ اما اكثريت قاطع آنها زبان رسمي ايران يعني فارسي را نيز ميدانند. از زبان گيلكي دو بيتي هايي معروف به "شرفشاهي" در دست است كه به شاعري موسوم يا ملقب به "شرفشاه" منسوب مي شود. در قرن اخير بعضي از شاعران محلي مانند "كسمائي" به اين گويش اشعار سياسي و وطني سروده اند.

 

طبري يا مازندراني
يكي ديگر از گويشهاي ايراني كرانه درياي خزر است كه در استان مازندران كنوني و طبرستان قديم متداول است. اين گويش در شهرها و نواحي كوهستاني چه در تلفظ و چه در واژگان اختلافي دارد. در قسمت شهر نشين تأثير شديد زبان فارسي دري ديده مي شود كه بتدريج جاي گويش محلي را مي گيرد.زبان طبري در زمانهاي گذشته داراي آثار ادبي قابل توجي بوده است. كتاب مرزبان نامه نخست به اين زبان تأليف شده و سپس آنرا در قرن هفتم هجري به فارسي دري برگردانده اند. "قابوسنامه" و "تاريخ طبرستان" ابن اسفنديار و مآخذ ديگر نيز شعرهايي به اين زبان هست. در زمان معاصر مردم مازندران شعرهايي به زبان محلي خود در ياد دارند و ميخوانند كه عنوان عام "اميري" به آنها داده مي شود و همه را، اگر چه از روي خصوصيات زبان شناسي به يك زمان و يك شخص نمي توان نسبت داد؛ به شاعري موسوم به "امير پازواري" منسوب مي كنند.

:شماره متكلمان به گويش طبري را به يقين نميتوان تعيين كرد. اما در هر حال از يك ميليون متجاوز است. همه ايشان زبان رسمي كشور ايران يعني فارسي را نيز ميدانند و بكار مي برند. 
:طبري را با گيلكي از يك گروه مي شمارند و عنوان عام "گويشهاي كناره خزر" به آنها ميدهند.


پشتو
زبان پشتو كه افغاني هم خوانده مي شود در نواحي جنوبي و مركزي كشور افغانستان و قسمت شمال غربي پاكستان متداول است. گروهي از پشتو زبانان در بلوچستان و معدودي در چترال و كشمير و كناره مرزهاي ايران و افغانستان سكونت دارند. قديمي ترين آثار زبان پشتو از قرنهاي نهم و دهم هجري است. در طي قرون متمادي پشتو تنها در گفتار بكار ميرفته و آثار ادبي به اين زبان بسيار اندك بوده است. تنها از سي چهل سال پيش بود كه دولت افغانستان پشتو را زبان رسمي كشور قرار داد و از آن پس روزنامه، كتاب و آثار ادبي به اين زبان پديد آمد و تدريس آن در آموزشگاهها معمول شد.

زبان پشتو چه از نظر واك شناسي و چه از نظر ساختمان دستوري با زبانهاي ديگر ايراني تفاوتهايي دارد كه اينجا مجال بحث درباره آن نيست. اين زبان را معمولاً به دو گروه غربي (يا جنوب غربي) و شرقي (شمال شرقي) تقسيم ميكنند. گويش مهم گروه غربي، گويش قندهاري است و در گروه شرقي گويش پيشاوري اهميت دارد. اختلاف ميان اين دو گروه هم در چگونگي اداي واكها و هم در بعضي نكات دستوري است. از آن جمله همين نام يا عنوان زبان است كه در قندهاري « پختو » و در پيشاوري « پشتو » تلفظ مي شود. 
در قانون اساسي جديد افغانستان هر دو زبان رايج آن كشور، يعني دري و پشتو به عنوان زبانهاي رسمي ملي پذيرفته شده است.


آسي
در قسمتهايي از سرزمين قفقاز بقاياي يكي از زبانهاي ايراني هنوز متداول است. اين زبان « آسي » خوانده مي شود. گويندگان اين زبان قسمتي در جمهوري آستي شمال و قسمتي در جمهوري گرجستان كه ناحيه خودمختار «آستي جنوبي» خوانده مي شود، سكونت دارند. زبان آسي به دو گويش اصلي تقسيم مي شود كه يكي را « ايروني » و آن يك را « ديگوري » ميخوانند.

:گويشي كه بيشتر جنبه ادبي دارد « ايروني » است. زبان آسي را دنباله زبان سكائي باستان مي شمارند، و در هر حال كي از شعبه هاي زبانهاي ايراني است. شماره متكلمان به اين زبان اندكي بيش از چهل هزار نفر است. 

گويشهاي مركزي ايران

 

در روستاها و شهركهاي مركز ايران و آباديهاي پراكنده در حاشيه كوير گويشهاي متعددي هنوز باقي است كه غالباً شماره متكلمان آنها اندك است و هر يك خصوصياتي دارند، از آن جمله: 

گويشهاي ميان كاشان و اصفهاندر اين نواحي گويشهاي روستاهاي وينشون، قرود، كشه، زفره، سده، گز، كفرون و گويشهاي محلات، خوانسار، سو، ليمه، جوشقان در خور ذكر است كه درباره آنها تحقيقات و مطالعاتي كم يا بيش انجام گرفته است.گويش يزديكه با گويش زرتشتيان يزد و كرمان يكي است با اندك اختلافاتي در تلفظ.نائيني و اناركيميان اصفهان و يزد.نطنزي، يارندي و فريزنديشمال غربي نائين.خوري و مهرجانيدر قراء خور و مهرجان (در ناحيه بيابانك)گويشهاي حوزه شهر سمنانشامل سمناني، لاسگردي، سرخه اي، سنگسري و شهميرزادي.گويشهاي حوزه اراكشامل گويشهاي وفس، آشتيان و تفرش.تاكستانيدر جنوب غربي قزوين - و اشتهاردي در نزديكي آن.
گويش هاي سرزمين فارس

در بعضي از روستاهاي استان فارس گويشهاي خاصي هست كه با وجود زبان جاري سراسر آن استان كه فارسي است هنوز بر جا مانده اند؛ اگر چه هرگز كتابت نداشته و مقام زبان دري نيافته اند. اينها عبارتند از گويشهاي متداول در روستاهاي شمغون، پاپون، ماسرم، بورينگون و بعضي دهكده هاي ديگر. اين گويشها همه از گروه جنوب غربي شمرده مي شوند. اما بعضي ديگر مانند "سيوندي" در قريه سيوند (50 كيلومتري شمال شيراز) از جمله گويشهاي شمال غربي است كه شايد بر اثر مهاجرت در آن ناحيه رواج يافته و باقي مانده باشد. 
در ناحيه باشكرد (واقع در جنوب شرقي خليج فارس) نيز گويشهاي باشكردي وجود دارد كه خود به دو گروه جنوبي و شمالي تقسيم مي شود و داراي مختصاتي است كه آنها را از گويشهاي ديگر ايراني مشخص و متمايز مي كند.


زبان هاي پاميري

در دورترين نقاط شمال شرقي جغرافيائي ايران، يعني در ناحيه كوهستاني مجاور پامير، كه اكنون جزء دو كشور تاجيكستان و افغانستان و قسمتي در آن سوي مرز اين كشورها با چين است گويشهاي متعدد ايراني هنوز بر جا مانده است.


گويش هاي ديگر ايراني

مونجانيگويش عده معدودي است كه در مونجان واقع در سرچشمه رود كوكجه - شمال شرقي افغانستان - سكونت دارند. يغنابيگويشي است متداول ميان ساكنان دره يغناب و چند آبادي مجاور آن واقع در جمهوري تاجيكستان - شمال شهر دوشنبه - و اين گويش خود به دو شعبه شرقي و غربي تقسيم مي شود. پراچيميان نواحي فارسي زبان و پشتو زبان و هندي زبان، در چند روستا واقع در شمال كابل هنوز گروه معدودي به اين گويش متكلم هستند، اما همه ايشان زبان فارسي (دري - تاجيكي) را نيز ميدانند و براي ارتباط ميان خود و اقوام همسايه بكار مي برند. ارمويگويشي است متداول ميان قوم كوچكي كه در جنوب كابل و نقاطي از پاكستان سكونت دارند و كم كم بعضي به فارسي و بعضي به پشتو متكلم مي شوند و گويش خود را ترك و فراموش مي كنند. كومزارييگانه گويش ايراني باقي مانده در جنوب خليج فارس يعني در شمالي ترين قسمت شبه جزيره عمان است. يك قبيله بدوي در اين منطقه (كرانه جنوبي تنگه هرمز - روبروي بندرعباس) به اين گويش سخن مي گويند.زازا(در نواحي سيورك، چبخچور، كر) و گوراني (در كندوله، پاوه، اورامان، تل هدشك) گويشهاي متعددي كه به هم نزديك هستند و غالب آنها با گويشهاي كردي آميخته اند.


درباره رابطه گويشهاي ايراني امروز با يكديگر و طبقه بندي آنها با وجود تحقيقات و مطالعاتي كه انجام گرفته است هنوز نظر صريح و قطعي نمي توان داشت. تنها شايد بتوان گفت كه بعضي از گويشهائي كه جزء گروه مركزي شمرده مي شوند دنباله گروهي از گويشهاي ايراني ميانه هستند كه شامل گويش پهلونيك نيز بوده است، اما هيچ يك از گويشهاي جديد كه تاكنون مورد مطالعه قرار گرفته دنباله مستقيم پهلوانيك شمرده نمي شود. فارسي نو يا فارسي دري، كه دنباله زبان فرهنگي و اداري و بازرگاني دوره ساسانيان است و خود حاصل تحول و تكامل يكي از گويشهاي جنوب غربي است؛ بر همه گويشهاي محلي غلبه يافته، هر چند، چنانكه در تكوين هر زبان ادبي و رسمي طبيعي و جاري است، كلمات بسياري را از گويشهاي شمال غربي و شمال شرقي اخذ و اقتباس كرده است.

منبع :

تاريخ زبان فارسي، به قلم دكتر پرويز ناتل خانلري، جلد اول، چاپ چهارم

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]


راهنمائي هاي عملي براي گفتگوي مؤثر


 در اين بخش راهنمايي هاي‌ عملي‌ براي‌ گفت وگو ي‌ مؤثر تقديم مي شود :

 1 ـ تا آنجا كه‌ مقدور است‌ از پيش‌ با تماس‌ با مخاطب‌ يا مخاطبين‌ وقتي‌ براي‌ گفت وگو تعيين‌ كنيد و در زمان‌ تعيين‌ شده‌ با آمادگي‌ قبلي‌ به‌ گفتگو بپردازيد و خود را براي‌ شنيدن‌ و گوش‌ دادن‌ آماده‌ كنيد .

2 ـ در آغاز گفتگو خودتان‌ و سمت‌ تان‌ را بگوييد و هدف‌ از گفتگو را بطور خيلي‌خلاصه‌ تشريح‌ كنيد . اين‌ امر به‌ او كمك‌ مي‌ كند تا با شناخت‌ شما دقيق‌ تر و با آگاهي‌بيشتر با شما گفتگو نمايد.

 3 ـ مختصر ولي‌ كامل‌ صحبت‌ كنيد، حاشيه‌ نرويد، صحبتهايي‌ كه‌ به‌ موضوع‌ ارتباط‌ندارد بيان‌ نكنيد توضيح‌ واضحات‌ ندهيد و گفتار خود را تكرار نكنيد .

 ۴ـ به‌ سئوالات‌ با دقت‌ گوش‌ كنيد و بدون‌ حاشيه‌ رفتن‌ و افزودن‌ مطالب‌ اضافي‌ پاسخ‌دهيد .

5 ـ قدرداني‌ و تشكر خود را از كمكي‌ كه‌ خواهد كرد بيان‌ داريد و از وقتي‌ كه‌ براي‌گفتگو در اختيار شما گذاشته‌ شد تشكر كنيد .

۶ ـ در هنگام‌ ترك‌ مخاطب‌ شماره‌ تلفني‌ كه‌ بتواند از طريق‌ آن‌ پيرامون‌ موضوع‌ اطلاع‌بيشتري‌ را كسب‌ كند و با شما تماس‌ بگيرد در اختيار وي‌ قرار دهيد. گفتگوهاي‌ چهره‌ به‌ چهره‌ ابزار اصلي‌ ارتباط‌ با مديران‌ مؤسسه‌، سرپرستان‌ و كارمندان‌بخشهاي‌ گوناگون‌ و مراجعه‌ كنندگان‌ است‌. ارتباط‌ گفتاري‌ به‌ شكل‌ سخنراني‌، كنفرانس‌ و مصاحبه‌ هاي‌ مطبوعاتي‌ و راديو تلويزيوني‌و اشكال‌ ديگر براي‌ مسئولين‌ روابط‌ عمومي‌ پيش‌ مي‌ آيد كه‌ عمده‌ ترين‌ انواع‌ آن‌ را درادامه‌ تقديم خواهيم نمود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-82.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

در فن بيان ، چگونه حرفه اي بينديشيم ؟

نحوه صحبت كردن، لباس پوشيدن، نوشتن، رفتار كردن و كار كردن شما تعيين مي كند كه آيا يك حرفه اي مي باشيد و يا يك آماتور. با آنكه اغلب افراد آماتور بودن را عادي مي پندارند اما شما هرگز طوري رفتار نكنيد كه آماتور بنظر آييد. هر كاري را كه انجام مي دهيد، مانند يك حرفه اي انجامش دهيد: مطابق با معيارهاي حرفه اي.

1- يك حرفه اي تمام جوانب شغل خود را آموزش مي بيند. يك آماتور از هر فرصتي استفاده ميكند تا از روند يادگيري طفره رود.

2- يك حرفه اي به دقت در مي يابد به چه چيزهايي نياز و احتياج است. يك آماتور نيازها و احتياجات ديگران را حدس ميزند.

3- ظاهر و طرز بيان يك حرفه اي همانند يك حرفه اي ميباشد. يك آماتور ظاهر و گفتار به هم ريخته اي دارد.

4- يك حرفه اي محيط كار خود را پاكيزه و منظم نگه ميدارد. يك آماتور يك محيط كار شلوغ، آشفته و كثيفي دارد.

5- يك حرفه اي متمركز و مدبر است. يك آماتور سردرگم و پريشان خاطر.

6- يك حرفه اي از اشتباهات خود درس ميگيرد. يك آماتور اشتباهات خود را ناديده گرفته و يا پنهان ميكند.

7- يك حرفه اي از وظايف و ماموريتهاي دشوار استقبال ميكند. يك آماتور تلاش ميكند از كارهاي دشوار خود را رهايي بخشد.

8- يك حرفه اي در اسرع وقت پروژه ها را به انجام ميرساند. يك آماتور در ميان انبوه كارهاي ناتمام احاطه گشته است.

9- يك حرفه اي همواره خوشبيني و خونسردي خود را حفظ ميكند. يك آماتور از كوره در ميرود و بدترين وضعيت را متصور ميشود.

10- يك حرفه اي پول و حسابهاي بانكي خود را به دقت مديريت ميكند. يك آماتور پول خود را بي حساب خرج ميكند.

11- يك حرفه اي سعي ميكند مشكلات و ناراحتي هاي ديگران را رفع كند. يك آماتور از مشكلات ديگران اجتناب ميورزد.

12- يك حرفه اي از لحن احساسي مثبت استفاده ميكند: اشتياق، خوشي، علاقه، رضايت. يك آماتور از لحن احساسي منفي استفاده ميكند: خشم، خصومت، ترس، نفرت، قرباني.

13- يك حرفه اي آنقدر پافشاري ميكند تا به مقصود خود برسد. يك آماتور در ابتداي كار شانه خالي ميكند.

14- يك حرفه اي بيش از انتظار بهره وري دارد. يك آماتور تا اندازه اي كه كارها پيش رود.

15- يك حرفه اي خدمات و فراورده هاي مرغوب وب ا كيفيت بالا ارائه ميدهد. يك آماتور خدمات و محصولات با كيفيت پايين.

16- يك حرفه اي آينده اي نويد بخش دارد. يك آماتور آينده اي مبهم و نامشخص.

نخستين گام براي حرفه شدن شما آنست كه: باور كنيد حرفه اي هستيد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-76.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آداب هم كلامي


همكلامي يك سكه دورويه است ـ گفتن دارد و شنيدن ـ و هر دو رويش آداب و رسومي دارد گفتني و شنيدني. همكلام خوب، هم گوشش خوب و به موقع كار مي كند، هم  زبانش. افراط و تفريط در هر يك از دو روي اين سكه لاجرم همان حكمي را دارد كه افراط و تفريط در هر كار و بار ديگري.

۱
گفتني ها كم نيست
خوب گفتن و خوب حرف زدن به معناي شيرين سخني يا چرب زباني نيست. در همكلامي، خوب حرف زدن به اين معناست كه شما به عنوان گوينده بتوانيد شنونده تان را وادار كنيد به شنيدن. نه از سر ناچاري و اجبار، بلكه از سر ميل و رغبت؛ و اين كار البته كار آساني نيست. براي خوب حرف زدن به هنگام همكلامي،  به پانزده نكته زير توجه كنيد:
ساده و صميمي بگوييد اما سودمند
بيشتر آدم ها دلشان مي خواهد بدانند شما چه كاري مي توانيد برايشان انجام بدهيد ـ و نه بر عكس ـ تا مي توانيد، حرف هايتان را از محتويات سودمند پر كنيد و البته مراقب باشيد لحنتان خيلي هم خطابي و گفتاري نشود تا همكلام تان از شما فاصله نگيرد. مثلا گفتن اين كه: پريروزها كتابي خواندم كه راه هاي فوق العاده آساني براي تمركز ذهن آموزش مي داد. مثلا يك راهش اين بود كه... خيلي به همكلامي نزديك تر است تا اين كه بگوييد: يك راه خوب كه مي تواني براي تمركز ذهن استفاده كني، اين است كه...

براي حرفتان دليل بياوريد
دستور پشت دستور؟ اين رسم همكلامي نيست. اگر مي خواهيد از همكلام تان تقاضايي بكنيد، حتي المقدور برايش دليل موجهي بياوريد. مثلا نگوييد فلان كار را انجام بده چون من اين طور مي خواهم، يا اين يك قانون است و تو بايد رعايت اش كني و امثالهم. دليلي بياوريد تا مخاطب تان قانع شود كه انجام آن كار به صلاح خودش و اعضاي مجموعه اي است كه با او همكار يا همراه اند. ترجيحا بايد از دلايلي استفاده كنيد كه نفعي را هم متوجه خود او كند.

بحث را آگاهانه عوض كنيد
اگر مي خواهيد در طول يك مكالمه، ناگهان مسير بحث را عوض كنيد، بايد اين را پيشاپيش به شنونده تان بگوييد تا ذهنش آماده شود. اگر مرتب از اين شاخه به آن شاخه بپريد و شنونده تان را گيج كنيد، ممكن است او ديگر به شنيدن حرفتان رغبتي نشان ندهد. گوش نكردن، خيلي آسان  تر است از گوش كردن به يك مشت حرف  نامربوط و گيج كننده.

عادت  هايتان را سر و سامان بدهيد
موقع حرف زدن، حواستان به عادت هايتان باشد. تا آن جا كه مي توانيد، عادت هايتان را اصلاح كنيد. مثلا دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار، بازي كردن با انگشتان دست يا با خودكار به جايي كوبيدن، همه اين كارها ممكن است حواس مخاطب تان را پرت كند يا غيرمستقيم به او بگويد كه شما نسبت به حرفي كه مي خواهيد بزنيد، اطمينان نداريد يا بي علاقه و دستپاچه ايد.

حركات را با حرف هايتان متناسب كنيد
براي هر شنونده اي سخت است كه يكي دو ساعت پاي صحبت كسي بنشيند كه شق و رق مي ايستد و بدون هيچ ژست و حركت اضافه اي، يك ريز حرف مي زند. البته در اين كار هم مثل هر كار ديگري بايد اندازه نگه داشت. از ژست ها و حرف ها و حركات اضافي در طول صحبت كردن، هر چه كمتر استفاده كنيد، تأثيرش بيشتر مي شود. از اين ژست ها و حركات  بايد وقتي استفاده كنيد كه مي خواهيد روي قسمتي از حرفتان تأكيد كنيد و طبيعتا بايد آن ها را با حرف هايتان متناسب كنيد. اين را هم فراموش نكنيد كه موقع حرف زدن با فرد يا جمع، هيچ چيزي تأثيرگذارتر از يك لبخند ساده و صميمي نيست.

از تپق زدن فرار نكنيد
اشتباهات جزئي در طول حرف زدن معمولا چندان اهميتي ندارند. اغلب شنونده ها به اين اشتباهات جزئي، توجه چنداني نشان نمي دهند. البته اشتباه داريم تا اشتباه. طبيعتا اگر كسي در ميان حرف هايش ناگهان آروغ بزند، همه ،جا مي خورند و مي خندند. اما تپق زدن  و امثالهم را معمولا هيچ كس جدي نمي گيرد، مگر اين كه شما با دستپاچه شدن هاي مكرر، خودتان حواس مخاطب را به اشتباه تان جلب كنيد.

ارتباط چشمي داشته باشيد
تام كروز معتقد است كه: خوب نگاه كردن و برقراري يك ارتباط چشمي صحيح، اساسي ترين عنصر هنرپيشگي است. ـ درست و غلط  اين حرف به پاي خودش ـ اما آن چه او درباره بازيگري مي گويد، درباره همكلامي كاملا صادق است. ارتباط چشمي يكي از ساده ترين و مهم ترين پل هاي ارتباطي به هنگام همكلامي است.

خوب شروع كنيد
شروع صحبت خيلي مهم است. شروع بي سر و ته،  بدترين آفت يك سخنراني است. مثلا سردبير يك نشريه را در نظر بگيريد كه در جلسه سخنراني براي تحريريه ، با اين جمله شروع به حرف زدن كند: از امروز مي خواهم در تحريريه اين نشريه يك تغيير اساسي ايجاد كنم... اين شروع، حواس همه را به حرف هاي سردبير جلب مي كند. اما اگر او با اين جملات شروع مي كرد، چطور؟: وقتي قرار شد براي اعضاي تحريريه صحبت كنم، با خودم گفتم از كجا شروع كنم به حرف زدن و چه چيزي بگويم كه هم وقتمان ضايع نشود، هم بهبودي در اوضاع تحريريه ايجاد شود... مي بينيد؟ شروع دوم، خيلي ضعيف است. كسي رغبت نمي كند ادامه حرف ها را بشنود. شروع صحبت با يك داستان يا يك لطيفه هم مناسب است، البته به دو شرط: اول اين كه لطيفه يا داستانتان طولاني نباشد و دوم اين كه به بقيه موضوع صحبت  تان كاملا مربوط باشد. شروع صحبت با طرح يك سؤال هم شروع خوبي است،  البته به شرطي كه سؤالتان پخته و فكر شده باشد تا ذهن شنونده را به خودش مشغول كند. چنين شروعي خيلي تأثيرگذار است و آمادگي ذهني خوبي به همكلامتان مي دهد، حتي اگر تا پايان صحبت  تان جواب آن سؤال را به طور واضح بيان نكنيد.

روده درازي نكنيد
شفاف حرف بزنيد. از جمله هاي طولاني كه نفس شنونده را مي گيرد، كمتر استفاده كنيد. زود به نقطه برسيد. اثرگذاري جملات كوتاه معمولا بيشتر است. مثلا اگر بازيكنان يك تيم از زبان مربي شان بشنوند كه: فقط بايد ببريم. مساوي را هم فراموش كنيد... خيلي مشتاق تر به ادامه حرف ها گوش مي دهند، نسبت به زماني كه مربي با اين جملات، شروع به حرف زدن كند: ما بايد جامه غرور را از تن بيرون كنيم و با كار كردن بر روي نقاط ضعف حريف و تقويت نقاط قوت تيم خودمان، نتيجه اين بازي را به نفع خودمان تغيير بدهيم. طبيعتا تأثير اين جمله دوم، خيلي كمتر است از جمله اول.

از قدرت تضاد استفاده كنيد
استفاده به جا از تضاد و طباق در ميان صحبت، مفيد است. مثلا از يك سخنراني بلند مائو، همه فقط همين جمله را به خاطر سپرده اند و مرتب ذكر مي كنند كه: سياست، يك جنگ بدون خونريزي است، اما جنگ يك سياست همراه با خونريزي است. يا مثلا اين جمله از قول جان اف كندي، تاريخي شده است كه: نگوييد كشورمان براي ما چه كار كرده است، بگوييد ما براي كشورمان چه كار كرده ايم. استفاده به جا از مقايسه هم در ميان صحبت، توجه شنونده را جلب مي كند: وقتي ما داشتيم اين شركت را تحويل مي گرفتيم، هيچ چيزي جز 100 ميليون بدهي در بساط نداشتيم. اما الان تمام بدهي ها يمان را پرداخت كرده ايم و...

تكرار را دريابيد
گاهي تكرار برخي حرف ها خيلي اثرگذار است. معروف است كه مارتين لوتر در طول يكي از سخنراني هايش اين جمله را پانزده بار در فواصل مناسب تكرار كرد كه: من رؤياي بزرگي در سر دارم! و بعدها همين جمله، دستمايه ترانه هاي متعدد و ماندگار شد.

گاهي مكث كنيد
به موقع در ميان صحبتتان مكث كنيد. مثلا اگر شوخي لطيفي كرده ايد كه انتظار داريد مخاطب تان بخندد، يا حرفي زده ايد كه فكر مي كنيد شنونده تان مي خواهد ابراز احساسات  كند، حتما بايد مدت كوتاهي مكث كنيد و ريتم صحبتتان را كند كنيد.

تناسب را فراموش نكنيد
حرف هايي بزنيد كه با سن و سطح سواد و سليقه شنونده تان تناسب داشته باشد. ببينيد براي چه سن و سالي قرار است حرف بزنيد؟ چقدر با موضوع مورد بحثتان آشنايي دارد؟ از كلمات مناسب و طرز بيان مناسب استفاده كنيد.

مختصر و مفيد بگوييد
لرد برابازون مي گويد: اگر نمي توانيد تمام حرفتان را ـ مختصر و مفيد ـ در بيست دقيقه بگوييد، به تان توصيه مي كنم برويد كتاب بنويسيد. مي گويند يكي از تأثيرگذارترين سخنراني هاي تاريخ، سخنراني آبراهام لينكلن در سال 1863 در گيتسبورگ بود كه فقط دو دقيقه طول كشيد! هيچ شنونده اي تا به حال، از كوتاه بودن مدت سخنراني يك سخنران گلايه نكرده است، اما بر عكسش زياد اتفاق افتاده و مي افتد.

خوب تمام كنيد
پايان كلام هم بايد مثل شروع كلام، قاطع و تأثيرگذار باشد و البته بهتر است كه پايان حرف هايتان به نوعي با شروعتان هم در ارتباط باشد. لابد ديده ايد كه بسياري از فيلم ها هم از همين تكنيك استفاده مي كنند تا تأثيرگذاري بيشتري داشته باشند.

2
و اما شنيدني ها
خوب شنيدن، سرآغاز همكلامي است و شايد لازم ترين مهارت  در ارتباطات انساني. اگر نتوانيد خوب به حرف مردم گوش كنيد، يكي از آسان ترين راه هاي تأثير گذاشتن بر ديگران را از دست مي دهيد. بيشتر مردم فقط وقتي به حرف هايتان خوب گوش مي كنند كه حرف هايشان را خوب بشنويد. با اين مهارت مي شود موانع همكلامي را از ميان بر داشت. اما بد شنيدن، درست در نقطه مقابل، گوينده را دچار اين توهم مي كند كه شما به گوينده و حرف هايش بي علاقه و بي اعتناييد. براي خوب شنيدن لااقل بايد به پنج نكته توجه كنيد:
گام اول را محكم برداريد
علم ارتباطات مي گويد كه موقع همكلامي، هر چيزي كه تمركز حواس گوينده يا شنونده را به هم بريزد، دست و پا گير است و نامطلوب. تمام عوامل دست و پا گير اينچنيني را كه تمركز حواس شما يا طرف مقابل تان را مخدوش مي كند، از ميان برداريد. گوينده بايد حس كند كه شما فضاي امن و اطمينان بخشي را براي همكلامي با او مهيا كرده ايد. اين، قدم اول است.

با زبان  به گوش  كمك كنيد
خوب شنيدن به اين معنا نيست كه وقتي گوينده حرف مي زند، فقط سكوت كنيد و به او خيره شويد. زبانتان مي تواند و بايد به گوشتان كمك كند. مي پرسيد چطور؟ با طرح سؤال هاي به جا و به موقع. طرح چنين سؤال هايي، همكلام مان را مطمئن مي كند كه توجه ما كاملا معطوف شده است به حرف هاي او. اين توجه، احترام و توجه همكلام مان را هم نسبت به ما برمي انگيزد. خوب شنيدن و خوب سؤال كردن، نوعي اهميت دادن به طرف مقابل تلقي مي شود و نتيجه اين خواهد شد كه گوينده، حس خوب و مثبتي نسبت به خودش و شنونده پيدا كند.

فضاي مكالمه را باز نگه داريد
براي خوب شنيدن بايد سعي كنيد فضاي گفت وگو را باز نگه داريد. بسياري از آدم ها عادت دارند كه موقع حرف زدن، بخشي از حرف هايشان را بگويند و بخش ديگري را در ذهن و زبا نشان مخفي كنند يا به هر دليلي حرفشان را تمام و كمال به زبان نياورند. همكلامي با اين قبيل آدم ها سخت تر است. در چنين مواردي بايد با طرح سؤال هاي به موقع و پياپي، فضاي مكالمه را باز نگه داريد. با طرح پرسش هايي از اين قبيل كه: چطور، چرا،  چه كسي، چه چيزي، كجا و كي مي توانيد مكث هاي مكرري را كه در كلام چنين گوينده هايي به وجود مي آيد، بشكنيد.

هدفمند سؤال كنيد
از سؤال هايي كه مي پرسيد، بايد منظور خاصي داشته باشيد وگرنه به هدف  دلخواه تان نمي رسيد. بهتر است سؤال هايي طرح كنيد كه همكلام تان خوب بفهمدشان و بتواند به آن ها پاسخ بگويد. سؤال هايي كه چند مجهول را به طور همزمان مورد سؤال قرار مي دهند، سؤال هاي خوبي نيستند. بهتر است كه در هر نوبت، فقط يك مسأله را مورد سؤال قرار بدهيد.


قواعد را رعايت كنيد حتي در مشاجره
همكلام خوب حتي وقتي كارش به مشاجره مي كشد، قواعد خوب شنيدن و خوب گفتن را رعايت مي كند. خيلي از مشاجره ها فقط و فقط با خوب شنيدن حل و فصل مي شوند. باورش سخت است، اما حقيقت دارد. امتحان كنيد. درست در همان موقعي كه همكلام تان دارد سعي مي كند با داد و بيداد، حقانيت خودش را به شما ثابت كند، بدون اين كه حرف هايش را گاه  و  بيگاه قطع كنيد، خوب به حرف هايش گوش كنيد تا تمام حرف هايش را بزند. با خوب گوش دادن و تكرار كلماتي از قبيل بله، متوجه ام، منظورت را مي فهمم و امثالهم به همكلام تان نشان مي دهيد كه قصد شما آزار و اذيت او نيست. اين نكته بسيار مهمي است كه همكلام تان حس كند حرف هايش را به طور كامل برايتان گفته و شما تمام حرف هاي او را خوب شنيده و فهميده ايد. بي توجهي به همين نكته ساده در بسياري از مشاجره هاي پيش پاافتاده، كار را به جاهاي باريك مي كشد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-51.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

شاخص هاي ارزيابي گزارشگر راديو

ويژگي هاي گزارشگران

1.         كيفيت صدا شامل شفافيت – جذابيت و دلپذيري 

2.      طرز بيان  شامل بيان طبيعي – لحن صادقانه – زبان متناسب با سطح مخاطب

3.      قدرت بيان  شامل بداهه گويي – فضاسازي – شيوه گفت و گو و طرح سوال براساس ايده مصاحبه

4.      ابتكار و نو آوري  شامل سوژه تازه و غير تكراري – مسئله روز و فراگير براي مخاطب

5.      سطح سواد و اطلاعات شامل ميزان تحقيق و اشراف گزارشگر بر موضوع و سوژه

6.       توانايي در برقراري ارتباط و اداره كردن بحث

7.   نكات فني شامل : تعادل و هماهنگي سطح صدا لول – استفاده مناسب از آمبيانس محيط – اديت و تدوين صحيح – قابل تفكيك بودن صدا ي مصاحبه

8.      اخلاق و ادب حرفه اي شامل : وقار و متانت ، پرهيز از تحقير و لحن بازجو مآبانه و محاكمه 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-50.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

آشنائي با اصطلاحات خبر راديوئي

اين اصطلاحات به آن دسته از فراورده هاي خبري اطلاق مي شوند كه راديو در

بخش هاي خبري به شنوندگان عرضه مي كند؛ فراورده هايي كه مبتني بر صداي گوينده خبر، گزارشگر و صداي ضبط شده فرد يا افرادي است كه در پيدايش يا روند رويدادها نقش دارند.

READER

 اين اصطلاح درباره خبري به كار برده مي شود كه از ابتدا تا انتها با صداي گوينده خبر و به طور زنده پخش مي شود. پخش خبر با اين روش، ساده ترين و متداول ترين شيوه پخش اخبار از راديو به شمار مي رود.

 مثال :

 بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر ديشب با حضور  جمعي از سينماگران، هنرمندان و علاقه مندان به هنر هفتم در تالار بزرگ كشور گشايش يافت. 

 در اين مراسم  با پخش نماهنگي ياد و خاطره  سينماگران فقيد "علي حاتمي " و "رسول ملاقلي پور" گرامي داشته شد.

 برنامه تجليل از "پروانه معصومي " بازيگر باسابقه سينما و "مسعود جعفري جوزاني " از كارگردانان باسابقه و صاحب سبك سينما نيز از ديگر برنامه هاي افتتاحيه بود.

 بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر در 13 بخش سينماي ايران و جهان تا 22 بهمن در تهران برگزار مي شود.

 در مجموع در اين دوره 224 فيلم بلند سينمايي، كوتاه و مستند از 63 كشور روي پرده

مي رود كه از اين ميان 88 فيلم ايراني و 136 فيلم خارجي هستند.

(اخبار بامدادي راديو پيام 12/11/1386)

ACTUALITY

 اين اصطلاح به صداي ضبط شده فردي اشاره مي كند كه در پيدايش رويداد دخالت داشته و يا در ارتباط با آن بوده است.

 اين صدا ممكن است بخشي از يك مصاحبه، سخنراني و يا كنفرانس خبري باشد و بهتر است كه طولاني نباشد زيرا سبب خستگي شنونده مي شود.

 روش پخش خبرهايي كه حاوي صداي اصلي سخنران يا مصاحبه شونده است به اين صورت مي باشد كه ابتدا گوينده خبر مقدمه اي كوتاه درباره آيتم خبري مي خواند و سپس صداي ضبط شده فرد پخش مي شود. البته بايستي نام فردي كه خبر از او نقل مي شود در مقدمه آورده شود.

 كاربرد اين روش سبب افزايش سنديت و تاثير گذاري خبر و متنوع شدن بخش خبري مي شود. 

مثال :

 پيش فروش بليت هاي بيست و ششمين جشنـــواره بين المللي فيلم فجر از پنجم بهمن در سينماي فلسطين تهـران آغاز مي شود.  توضيحات آقاي ايل بيگي، مدير روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي :

                                                     ***   نوار  ***

 (اخبار بامدادي راديو پيام 2/11/1386)

VOICER

 خبري راديويي است كه حاوي مقدمه گوينده خبر و صداي گزارشگر خبر است. در چنين خبري، جزئيات رويداد فقط از زبان گزارشگر شنيده مي شود.

 در اغلب موارد، صداي گزارشگران از قبل ضبط مي شود اما برخي مواقع صداي آنها به طور زنده و معمولا از طريق ارتباط تلفني روي آنتن مي رود.  

 معرفي گزارشگر در مقدمه گزارش ضروري است.

مثال :

 بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجرساعتي پيش در تهران  آغاز بكار كرده است. ارتباط تلفني برقرار كرديم با همكارمان صدر مستقر در تالار بزرگ شهر .

 آقاي صدر سلام شب شما بخير آماده هستيم تا گزارش شما را از مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر بشنويم :

***   نوار   ***

(اخبار شامگاهي راديو ۱۱/۱۱/۱۳۸۶)

Wraparound

 اين اصطلاح در واقع به گزارش ضبط شده اي اطلاق مي شود كه تركيبي از صداي گوينده خبر، صداي گزارشگر و صداي ضبط شده فرد يا افراد مرتبط با موضوع يا رويداد است.

 در اين حالت، ابتدا مقدمه گوينده خبر پخش مي شود و سپس صداي گزارشگر در ابتدا و انتها و صداي فرد يا افراد مرتبط با رويداد در بين آن گنجانده مي شود.

 گزارش هايي كه با اين روش تهيه و پخش مي شوند بايستي با صداي گزارشگر پايان يابد. معرفي گزارشگر و موضوع گزارش در مقدمه ضروري است.

 همچنين در اين گزارش ها بايستي از كاربرد مصاحبه ها و سخنان طولاني و متعدد افراد پرهيز شود زيرا سبب سر درگمي شنونده خواهد شد. 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-34.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تعريف : كنفرانس ، سمينار ، بزرگداشت ، كنگره ، سمپوزيوم ، جشنواره و گردهمائي

كنفرانس (Conference)

              كنفرانس يعني مجلسي كه تشكيل مي شود براي آنكه كسي مطالب علمي را براي ديگران بيان كند. معني ديگر آن اجتماع و انجمني از عده معدودي براي بحث در مسايل سياسي، ‌اجتماعي و فني مي باشد.كنفرانس كوچكتر از كنگره است. ضمنا" به اجتماع گروهي از متخصصان فن براي شور و بحث در باب مسائل فني و يا اجتماع جمعي از سياستمداران ، روساي دولتها، ‌وزيران به منظور حل يك مسائله سياسي داخلي و بين المللي كنفرانس نيز اطلاق مي شود.

سمينار (Seminar)

              دسته اي از دانشجويان كه تحت نظر يك استاد، در رشته اي خاص به تحقيق و تتبع بپردازند و سخنراني هائي در آن رشته ترتيب دهند ،‌همچنين به دوره اي از تحصيلات،‌كه توسط چنين دانشجوياني تثبيت شود سمينار گفته مي شود. معني ديگر سمينار ،‌ اطاقي است كه دانشجويان در آن گرد هم آيند و به تشريح موضوعي  بپردازند .

            در كشورمان واژه "همايش" جايگزين سمينار شده است. اما ديده مي شود بسياري از مجامع با اهداف متفاوت از معني، با عنوان "همايش" برگزار مي گردند .

بزرگداشت

    بزرگ داشتن، تعظيم كردن، توقير كردن،‌تكريم كردن ياد و خاطره شخصيتي كه در عرصه هاي علمي، ‌فرهنگي، هنري و ... شاخص بوده است و اينك در ميان ما نيست. در مراسم بزرگداشت،‌ چندين سخنران در باره آراء و نظرات و آرمانهاي نيك آن شخصيت سخنراني مي نمايند .             

كنگره (Congress)

              كلمه كنگره فرانسوي است كه وارد فارسي شده در تلفظ بايد گافِ وسط آن ساكن باشد . يعني اجتماع و انجمني از آگاهان، ‌صاحبنظران و دانشمندان براي بحث و گفتگو پيرامون مسايل سياسي ،‌علمي ،‌هنري و نظاير آن . همچنين به مجمعي كه از سران دُوَل، نمايندگان كشورها يا دانشمندان تشكيل مي شود تا در باب مسايل سياسي ،‌اقتصادي و علمي بحث كنند، كنگره گفته مي شود

سمپوزيوم (Symposium)

  مجمعي كه هدفش مباحث فلسفي و علمي باشد و يا مجمعي كه در آن اشخاص مختلف راجع به موضوعي واحد، ‌مقالاتي ارائه نموده و يا سخنراني هايي ايراد نمايند. مانند سمپوزيوم نفت يا سمپوزيوم حكمت و فلسفه و نظاير آن. عنصر اصلي در سمپوزيوم، ‌موضوع واحد آنست .

جشنواره (Festival)

        جَشن + واره -

    1- واره " يعني نوبت، مرتبه - به قول رودكي سمرقندي : گــُــل دگر ره به گلستان آمد          واره باغ و بوستان آمد

          واره وقتي به آخر اسم ملحق شود معاني مختلفي پيدا مي كند از جمله " نوبت شادي "

    2- جـَشن " يعني مجلس شادماني ، محفل نشاط - ضيافت - سُرور و شادي.

         برگزاري مراسمي تحت عنوان " جشنواره " بدين علت است كه برگزاركنندگانش مي خواهند اتفاق مباركي كه مثلا" سال پيش در عرصه هاي مختلف علمي، هنري، فرهنگي، ‌صنعتي و نظاير آن رخ داده است، امسال مورد معرفي و تجليل و تمجيد قرار دهند. سخنرانان جشنواره مي توانند در باب موضوع جشنواره، از دري سخن گويند با اين تفاوت كه مطالب بايد به سوي معرفي و تجليل و تمجيد ميل داشته باشد .

گردهم آيي

  گردهم آيي ،‌اجتماع كردن براي بحث و گفتگو پيرامون موضوعي كه اصلا" جنبه علمي تحقيقاتي نداشته باشد . مجمعي است كه برگزار كنندگانش قصد آن دارند تا موضوع مورد علاقه خود را از زواياي مختلف مورد بحث و بررسي قرار دهند. مثل حضور استانداران، يا مديران كل واحدهاي يك سازمان و يا مسئولان انجمن هاي صنفي و تخصصي و نظاير آن .... در گردهم آيي سخراني و يا مقالات تخصصي ارائه نمي گردد.

دو نكته بسيار مهم

1- گذاردن كلمه " اولين‌" و يا " نخستين " در كنار كنفرانس، كنگره، جشنواره، گردهم آيي، همايش و .... اساسا" صحيح نمي باشد. چناچه برگزاري آن در موعد ديگري با همان اهداف و موضوع تكرار شد، ‌در آن صورت كلمه شمارش " دومين"،‌ "سومين" و غيره را مي توان در جلوي تيتر مراسم اضافه نمود .

2- معمول شده است برگزاركنندگان اينگونه مجامع در پايان مراسم، قطعنامه و يا بيانيه اي را منتشر مي نمايند. قطعنامه و يا بيانيه اصولا" محصول و يا عصاره مطالبي است كه در اثر اين اجتماع و مشورت و گفتگوها بدست آمده است. اما بين اين دو فرق است " قطعنامه" ناظر بر اجرا و مستلزم پيگيري هاي مفاد آنست كه بعضا" واجد الزامات حقوقي و يا قانوني هم مي باشد اما " بيانيه " سفارش نامه است، ‌توصيه است و فاقد هرگونه الزامات. اگر در پايان مراسم، از واژه قطعنامه استفاده شده، بايد در مجامع آتي نتايج اجراي قطعنامه مجمع قبلي گفته شود، در غير اينصورت بهتر است از واژه " بيانيه " استفاده گردد .

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-33.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

هفت راه علاقمند كردن شنوندگان

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1-  شنوندگان را هم درگير كنيد
شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد-مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2-  سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.

3-  صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.

4-  از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيد
هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.   

5-  لباس مناسب بپوشيد
روزي با يكي از مديران عامل صحبت مي كردم كه مي گفت: اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.

6-  حرف هاي تازه بزنيد
از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.

7-  تمرين داشته باشيد
با چندين مرتبه تمرين كردن، سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.

موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ
با اجراي اين نكات مطمئناً موفق خواهيد شد كه توجه حضار و شنوندگان را كاملاً به خود معطوف كرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-21.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۷:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان