مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
با آخر آيد
هم خطبه ٔ نام تو سر آيد.
نظامي .


- خطبه خواندن ؛در بالاي منبري پس از حمد خدا و نعت پيغمبر و آل او،مدح خليفه يا سلطان روز را خواندن : چنان نمود كه حديث خطبه بدو راست خواهد شد. (تاريخ بيهقي ).
دل ، سكه ٔ عشق مي نگرداند
جان ، خطبه ٔ عافيت نمي خواند.
خاقاني .


خطبه ٔ مدحش چو خواند آفتاب
مشتري حرز امان مي خواندش .
؟


- خطبه دادن ؛ خطبه خواندن :
فلك بنام تو تا خطبه داد در عالم
زمانه جز تو كسي را بپادشاه نخواند.
خواجه جمال الدين سليمان (از آنندراج ).

مفهوم " خطبه " :

خطبه .[ خ ُ ب َ ] (ع اِ) كلام كه در ستايش خدا و نعت نبي و موعظه ٔ خلق باشد. (از ناظم الاطباء). كلام خطيب كه در ستايش خدا و موعظت باشد. (از آنندراج ). در كشاف و اصطلاحات فنون خطبه چنين تعريف شده است : خطبه ، عبارتست از گفتاري كه مشتمل بسم اﷲ الرحمن الرحيم و سپاس ايزد متعال بدانچه او را سزاوار است و درود بر پيمبر آخرالزمان صلي اﷲ عليه و آله و سلم و در آغاز گفتار واقع شده باشد، سپس بايد دانست كه خطبه ٔ كتاب غير از خطبه اي است كه بر فراز منابر خوانند، زيرا خطبه ٔ منابر علاوه بر آنچه كه ذكر رفت بايد مشتمل بر توصيه ٔ بپرهيزگاري و وعظ و تذكر و امثال آن باشد بخلاف خطبه ٔ دفاتر. ج ، خُطَب : خطبه چنان دانم كه مردم رابدل مردم خوانند و دل از نشنودن قوي و ضعيف گردد. (تاريخ بيهقي ). || ديباچه ٔ كتاب . (ناظم الاطباء). در كشاف اصطلاحات فنون آمده : بدان كه در خطبه ٔ كتاب اگر مؤلف يا مصنف در آغاز شروع بتصنيف يا تأليف از نوشتن خطبه در ديباچه كتاب صرفنظر كند و پس ازختم تأليف خطبه را بياورد خطبه ٔ الحاقيه و اگر از آغاز شروع بتأليف به انشاء خطبه پرداخت ، آنرا خطبه ٔابتدائيه گويند : چون از خطبه ٔ اين فصول فارغ شدم بسوي راندن تاريخ بازرفتم . (تاريخ بيهقي ).
- خطبه نبشتن ؛ ديباچه نوشتن : چون ... شرط كردم كه در اول نشستن هر پادشاهي خطبه بنويسم ... اكنون آن شرط نگاه دارم . (تاريخ بيهقي ). سخت خطبه خواهم نبشت و چند فصل سخن بدان پيوست آنگاه تاريخ روزگار همايون او برانم . (تاريخ بيهقي ). || شغل و منصب خطيب : و بوسعيد شروطي را از خطبه عزل كرد و بوالحسين الماصلي را خطيب كرد. (تاريخ سيستان ). || دعا و ثنائي كه در روزهاي جمعه و ايام مهم بر سر منابر در مساجد و اماكن مقدسه خوانده ميشده و در آن علاوه بر حمد خدا و مدح پيغمبر واولياي دين خليفه يا سلطان روز مدح مي گرديد و اين يكي از سنن بزرگ حكومت بود :
فرو افژنگ بتو گيرد دين
منبر از خطبه ٔ تو آرايد.
دقيقي .


بنام و كنيتت آراسته باد
ستايشگاه شعر و خطبه تا حشر.
عنصري .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مفهوم " خطابه " :

خطابة. [ خ َ ب َ ] (ع مص ) خطبه خواندن بر قومي .(منتهي الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). خُطبَه كردن . (از زوزني ). منه : خطب القوم و عليهم خطابة و خطبة. (منتهي الارب ). || خطيب شدن . (زوزني ). منه : ماكان الرجل خطيباً و لقد خطب خطابة؛ نبود آن مرد خطيب هرآينه خطيب گرديد. || خطيبي كردن . (منتهي الارب ) : خطابة نيشابور را امير فرمود تا مفوض كردند به استاد ابوعثمان اسماعيل عبدالرحمن صابوني . (تاريخ بيهقي ).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
" سخن " در شعر پروين اعتصامي :

سخن از علم سماوات چه ميراني ؟
ايكه نشناخته‌اي باختر از خاور

سالك بهر قدم نفتد از پا
عاقل ز هر سخن نشود دلتنگ

وقت سخن مترس و بگو آنچه گفتني است
شمشير روز معركه زشت است در نيام

چو وقت كار شود، باش چابك اندر كار
چو نوبت سخن آيد، ستوده گوي كلام

گر نبودي سخن طيبت و رنگ و بو
خسك و خشك بدي همچو گل و ريحان

اهرمن را سخنان تو نترساند
كه تو كردار نداري، همه گفتاري

صفتي جوي كه گويند نكوكاري
سخني گوي كه گويند سخنداني

هنر نماي نبودم بدين هنرمندي
سخن حديث دگر، كار ، قصه دگريست

از آن، دراز نكردم سخن درين معني
كه كار زندگي لاله ، كار مختصريست

پروين، به كجروان سخن از راستي چه سود
كو آنچنان كسي كه نرنجد ز حرف راست ؟

هم از امروز سخن بايد گفت
كه خبر داشت كه فردائي هست ؟

تو بسخن تكيه‌كني، من بكار
ما هنر اندوخته‌ايم و تو عار

لانه دل‌افروزتر است از چمن
كار، گرانسنگتر است از سخن

عشق آنست كه در دل گنجد
سخن است آنكه همي بر دهن است

بهر معشوقه بميرد عاشق
كار بايد، سخن است اين، سخن است

امروز، سرافرازي دي را هنري نيست
ميبايد از امسال سخن راند، نه از پار

چو طوطيان، چه سخن گفتي و شنيدي، هين
چو بلبلان، بكدامين چمن پريدي، هان ؟

نگاهش، هزارم سخن گفت دوش
دل آگاه شد، گر چه نشنيد گوش

ياوه ميگوئي، چه ميگوئي سخن
كينه ميجوئي، چو مي‌بندي دهن

با سخن، خود را نمي بايست باخت
خلق را از كارشان بايد شناخت
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]
اجرا كنيد، اما ستاره نشويد!

آسيب‌شناسي اجرا در صدا و سيما در گفت‌وگو با مجريان راديو و تلويزيون
اجرا كنيد، اما ستاره نشويد!


 مبحث اجرا و مجري‌گري در همه تلويزيون‌هاي مهم جهان به حدي است كه بسياري از برنامه‌هاي پربيننده و محبوب، شهرت خود را وامدار مجريان‌شان هستند.
در ويترين اين برنامه‌ها، مجريان گرداننده اصلي به نظر مي‌رسند و براساس ميزان محبوبيت و نفوذ، حتي سياستگذاري‌هاي برنامه‌ها را نيز تعيين مي‌كنند. به ويژه كه در شبكه‌هاي معتبر و حرفه‌اي، همواره از ستاره‌سازي حتي در سطح مجريان نيز استقبال خوبي مي‌شود؛ حال آنكه گويا در صداوسيماي ما، ستاره‌ها بنا به دامنه وسيع حاشيه‌هايشان، چندان مقبول و مطلوب مديران نيستند! از سوي ديگر، برخي از كارشناسان روند حذف مجريان شبكه‌هاي رسانه ملي را كه سال‌ها قبل، بيشتر وظيفه اعلام برنامه‌ها را برعهده داشتند، ناشي از عدم تربيت و آموزش مجريان جديد و مستعد مي‌دانند.
نظرخواهي‌هاي ما از تعدادي از مجريان فعال اين سال‌هاي صدا و سيما، محملي شد براي طرح مسائل قابل اعتنا و روشن شدن زواياي كمتر پرداخته شده مبحث اجرا در رسانه ملي.
در گزارش حاضر، با طيف متنوعي از مجريان به گفت‌وگو نشستيم و كيفيت و وضعيت اجرا در صدا و سيما را مورد بررسي قرار داديم كه حاصل آن از نظرتان مي‌گذرد.

مرتضي حيدري:
شجاعت در اجرا مهم، شناخت چهارچوبهاي رسانه‌اي مهمتر
مرتضي حيدري، گفت: نطفه يك برنامه گفت‌وگو محور در انتخاب موضوع، ميهمان و رويكردهاي حاكم بر آن برنامه بسته مي‌شود و اگر موضوع برنامه جذاب نباشد و ميهمانان آن نيز بي‌ارتباط يا كم ارتباط با موضوع دعوت شده باشند، آن برنامه چنگي به دل نخواهد زد.
گوينده خبر 22:30 و مجري برنامه گفت‌وگوي ويژه خبري شبكه دو افزود: شجاعت در اجرا مهم است، ولي شناخت چهارچوب‌هاي رسانه‌اي از آن مهمتر است. جسارت و شجاعت بايد درست تعريف شوند و نبايد با بي‌ادبي، توهين و يا شكستن هنجارهاي ارتباطي جامعه آميخته شوند.
حيدري جسارت را طرح درست واقعيت‌ها و طرح صريح پرسش‌ها دانست و يادآور شد مجري ملزم به رعايت چهارچوب‌هاي رسانه‌اي است، حتي اگر به لحاظ فردي مخالف آنها باشد.
او ادامه داد: مجري به لحاظ قانوني، شرعي و عرفي مجاز نيست كه حريم شخصي مصاحبه شونده را بشكند، چون مصاحبه شونده يا كارشناس است يا مسؤول كه مجري تنها با شخصيت حقوقي او و مسؤوليت‌هايش سرو كار دارد.
وي همچنين گفت: سناريوي سوالات مجري بايد هدفمند طراحي شده و از ابتدا تا انتها مخاطب را با خود همراه كرده و در نهايت نتيجه لازم را پديد آورد.
حيدري در پايان شجاعت، صداقت و عدم خودنمايي را از فاكتورهاي اصلي يك مجري موفق دانست.


مهدي مطهرنيا:
رموز ماندگاري يك مجري خوب
مهدي مطهرنيا از كارشناس مجريان رسانه ملي در مورد برنامه‌هاي گفت‌وگو محور و اجراي چنين برنامه‌هايي گفت: برنامه‌هاي گفت‌وگو محور اساساً از يك نكته كليدي در رنج هستند كه ريشه در بافت متني ادراكات برنامه‌سازان و ناظران پخش اين برنامه‌ها دارد و آن هم فقدان يك تعريف هويت‌مدارانه از دانش واژه گفت‌وگوست.
وي افزود: گفت‌وگو با مصاحبه تفاوت دارد، اگر چه در آرايش شكلي يكسان‌اند، ولي در آرايش محتوايي، گفت‌وگو يك ديالوگ عالمانه، هدفمند و بهره‌مند از شفافيت‌سازي دريچه‌هاي نظر و زواياي ديد گوناگون به يك موضوع معين است. در حالي كه در نظر بسياري از برنامه‌سازان و مديران رسانه، مجري فقط بايد پرسش‌هايي را از كارشناسان يا مصاحبه شونده بپرسد و او هر چه مي‌خواهد به بيان بنشيند؛ لذا بيش از مجري، براي كارشناس بها و ارزش قائل مي‌شوند.
او ادامه داد: مجري كارشناس توانمند بايد با به چالش كشيدن كارشناسان مدعو برنامه و عدم عبور از خطوط قرمز، سد تعادلي ايجاد و در عين احترام به فهم مخاطب و بيان دقيق مسئله، برنامه را به جلو هدايت كند كه اين خود بيانگر سنگيني كار مجري كارشناس است.
مجري برنامه «جهان سياست» شبكه دو در مورد موضوعات برنامه‌هاي گفت‌وگو محور نيز گفت: كاربردي بودن موضوع از اهميت بالايي برخوردار است و اگر برنامه‌اي فاقد انواع دكورهاي رنگارنگ و فربه باشد، ولي شامل موضوعي به شدت مورد نياز جامعه،‌ با مباحثي عالمانه، چالش‌‌برانگيز و انباشته از تنوع نظريات مختلف موافق و مخالف باشد، بيشترين و بهترين تاثير و ماندگاري را خواهد داشت.
وي همچنين در مورد ارتباط بين اجرا و اثرگذاري موضوع بر مخاطب نيز، گفت: هر چه مجري كارشناس قدرتمند‌تر، مشخص‌تر و در عين حال محترمانه‌تر به اجراي برنامه بپردازد، موضوع و نتيجه بحث هم ماندگاري بيشتري در ذهن مخاطب خواهد داشت.
مطهرنيا ادامه داد: استفاده از زبان تخصصي علوم در برنامه‌هاي مختلف باعث مي‌شود كه اندك اندك مفاهيم آن علوم، از طريق علمي در جامعه گسترش يافته و اگر ساده‌گويي منجر به اشتباه‌گويي يا فقدان دقت در رساندن هويت يك مفهوم به مخاطب شود، بهتر است از زبان تخصصي علوم استفاده شود. به طور مثال دو دانش واژه «دولت» و «حكومت» كه در ادبيات سياسي پهلو پديده هم هستند، در زبان بسياري از كارشناسان سياسي، جابه‌جا به كار برده مي‌شوند و هنوز در ايران تفاوت ميان «state» و «goverment» مشخص نيست.
وي در پايان گفت: يك مجري خوب نبايد هرگز خدا را فراموش كند و بايد خدمت صادقانه به مردم را عبادت بداند و عالم و متفكر و صاحب نظر باشد و آخر آنكه بايد خودش باشد و ويژگي‌هاي شخصي‌اش را بازتاب دهد و اگر بخواهد از ديگران گرته‌برداري يا تقليد كند، ممكن است به تكثر كار يا شهرت آني دست يابد، اما به هيچ وجه در دل‌ها نخواهد نشست و در اذهان ماندگار نخواهد بود.

 
محمد نظري:
برنامه‌هاي مطابق با نيازهاي يك دهه پيش، هنوز روي آنتن هستند!
محمد نظري از مجريان برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني، در مورد مجريان و اجراي برنامه‌هاي گفت‌وگو محور گفت: بسياري از برنامه‌‌هايي كه در حال حاضر از صدا و سيما پخش مي‌شوند، يك دهه پيش هدف‌گذاري شده‌اند و اين برنامه‌ها كه مطابق با نيازها و مطالبات آن دوره هستند، هنوز هم روي آنتن مي‌روند!
مجري برنامه «به خانه برمي‌گرديم» شبكه تهران اظهار داشت: متوليان و تهيه‌‌كنندگان برنامه‌هاي گفت‌وگو محور نگاهشان به روز تغيير نمي‌كند و اين از ايرادات وارد براين حوزه محسوب مي‌شود؛ در واقع وقتي قالب برنامه‌اي كليشه باشد و آيتم‌هاي آن ثابت باشند، اجراي آن برنامه هم كليشه‌اي مي‌شود و با تعويض مجري هم در برنامه تغييري ايجاد نخواهد شد. نظري با اشاره به خطوط قرمزي كه براي مجريان وجود دارد، گفت: مجريان در اجراها، با خطوط قرمز مواجهند كه اين موضوع تنها شامل كشور ما نيست و در همه جاي دنيا وجود دارد و بايد رعايت شود. طبعاً همه مجريان بعد از يك ماه فعاليت در رسانه، متوجه اين خطوط قرمز شده و در صورت عدم رعايت اين خطوط در وهله اول به خود آسيب مي‌رسانند.
او با انتقاد از عملكرد برخي مجريان ادامه داد: متأسفانه مجرياني هستند كه بسيار نادرست، بد و بي‌ادبانه به اجراي برنامه پرداخته و اين را جسارت و شجاعت مي‌پندارند، ولي غافل از اين‌اند كه مخاطب گستاخي را جسارت نمي‌داند.
وي همچنين در مورد محدوديت‌ها و مميزي‌هاي مجريان در اجرا گفت: بعضي از اين محدوديت‌ها نرمال بوده و بعضي ديگر توسط مسؤولين و تهيه‌كننده برنامه اعمال مي‌شود. بطور مثال تهيه‌كننده از بيم بروز مشكلي براي برنامه از مجري مي‌خواهد كه در مورد مسئله‌اي سخن به ميان نياورد و در واقع گاهي اوقات چهره نازيبا در برنامه‌ها به دليل عدم نگاه درست مدير اجرايي، تهيه‌كننده و .... در برنامه صورت مي‌پذيرد.
مجري برنامه «سيب» در پايان، رمز ماندگاري يك مجري را در رعايت حرمت پيشكسوت و اعتقاد به فهم و شعور مخاطب دانست.


مازيار ناظمي:
تمايلي به ستاره سازي مجريان وجود ندارد
مازيار ناظمي، از مجريان تلويزيون گفت: يك برنامه وقتي جذاب است كه به لحاظ ارزش‌هاي خبري، چالش ذهني ايجاد كرده و شامل بحث‌هاي جذاب و قابل توجه باشد. در چنين برنامه‌هايي يك مجري معمولي قادر به اداره برنامه نخواهد بود، زيرا اجراي اين برنامه‌ها اصول و قواعد مخصوص به خود را مي‌طلبد.
اين برنامه ساز راديو در گفت‌وگو افزود: تربيت چنين مجري – كارشناساني بسيار وقت‌گير است و بايد به آنان فرصت كافي داده شود تا اعتبار كسب كنند، ولي در بسياري از برنامه‌ها به دليل عدم تمايل به ايجاد ستاره، اين فرصت داده نمي‌شود و در واقع مجري كارشناس حرفه‌اي و ماهري تربيت نمي‌يابد.
ناظمي ادامه داد: برنامه گفت‌وگو محور داراي سه ضلع مجري، كارشناس و موضوع خوب است و اگر به يك مجري از ابتدا زمان دهيم تا جاي خود را نزد مخاطب باز كند و نوع مميزي‌ها نيز براي چنين كسي متفاوت باشد، بي‌شك شاهد برقراري بهتر ارتباط با مخاطب خواهيم بود. او «تسلط به متون و علوم ارتباطي» و «مردم شناسي» را از شاخصه‌هاي اصلي يك مجري كارشناس خوب دانست و گفت: وقتي در انتخاب مجري سختگيرانه عمل شود و فيلترهايي كارآمد براي ورود به عرصه اجرا وجود داشته باشد، شاهد عملكردي قوي از مجريان خواهيم بود و مخاطب با مجريان بي‌سواد و يا كم سواد مواجه نخواهد شد.
وي همچنين شجاعت پرسشگري را از فاكتورهاي مهم در حوزه اجرا دانست و خاطر نشان كرد: جسارت مجري بايد ناشي از سواد باشد و در بحث‌ها مصالحه‌اي نداشته و با عدم عبور از خطوط قرمز گفت‌وگو را پيش ببرد كه در اين حالت رسانه نيز بايد از او حمايت كند. وي ادامه داد: آيتم‌ها و مباحث برنامه بايد براساس مخاطب چيده شده و برنامه به نيازها و مطالبات مخاطب اشراف كامل داشته باشد.
ناظمي در پايان داشتن مشروعيت مجري نزد مخاطب و نفوذ كلام را از فاكتورهاي اصلي يك مجري موفق و لايق عنوان كرد.


ژيلا صادقي:
هر قسمت از اجرا فلسفه خاصي دارد، نبايد تقليد كرد!
ژيلا صادقي مجري برنامه‌هاي تلويزيوني در مورد مجريان و اجراي برنامه‌هاي گفت‌وگو محور و مجري محور گفت: ريتم كند و خسته‌كننده اين برنامه‌ها در بسياري مواقع خارج از اختيار مجري است. طراحان و تهيه‌‌كنندگان برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني در ابتدا براي دريافت مجوز توليد برنامه، ‌طرح كامل برنامه را ارائه داده و با دستي پر جلو مي‌روند، ولي بعد از 10- 15 روز عملاً به علت اينكه تهيه‌كننده فقط مي‌خواهد چيزي را روي آنتن بفرستد، ريتم برنامه كند مي‌شود.
وي افزود: مجري تنها مي‌تواند شادي،‌ هيجان و اجراهاي متفاوت داشته باشد، ولي ساير عوامل مانند كيفيت گزارش‌ها، نوع موسيقي و ... تحت اختيار و تصميم او نيستند.
مجري برنامه «خانه فيروزه‌اي» شبكه سه سيما در مورد ضعف علمي مجريان نيز گفت: سكوت زياد مجري، هميشه دال بر احترام به مهمان نيست و نشان ضعف او نسبت به موضوع تلقي خواهد شد. مجري بايد جسارت داشته باشد و بتواند مهمان را به چالش بكشد.
صادقي همچنين عدم تقليد كوركورانه را از فاكتورهاي اصلي يك مجري توانا عنوان كرد و توضيح داد: هر قسمت از اجرا كه به هر شكلي انجام مي‌شود، داراي فلسفه‌اي است كه مجري بايد نسبت به آن تسلط كافي و وافي داشته باشد.
او در پايان، مطالعه، صداقت، شجاعت و شناخت مخاطب و جامعه را از فاكتورهاي مهم يك مجري لايق و كارآمد ذكر كرد.


حسين رفيعي:
سليقه سالاري به جاي شايسته سالاري در انتخاب مجري
حسين رفيعي گفت: چند سالي است كه برنامه‌هاي طنز و شوگونه در تلويزيون كم شده و رويكردها به سمت موضوعات مذهبي تغيير يافته‌اند و مجرياني كه ذاتاً جدي و مذهبي‌اند، بيشتر به اجرا مي‌پردازند.
وي افزود: كار تلويزيون با سينما تفاوت دارد؛ بيننده در سينما با اراده و قصد خود به تماشاي فيلم مي‌نشيند، ولي تلويزيون مخاطب عام دارد و متعلق به همه ايرانيان است. در نتيجه صدا و سيما بايد سلايق مختلف را تأمين كند، ولي با وجود هشت شبكه داخلي تلويزيوني، هنوز هم نيازهاي رسانه‌اي جامعه به درستي تأمين نمي‌شود. زيرا مخاطب ايراني خاص است و تنها در شهرها خلاصه نمي‌شود و به نوعي مي‌توان گفت در ايران به جاي شايسته سالاري، سليقه سالاري وجود دارد و متأسفانه ايران تنها كشوري است كه قيمت هنرمند، مجري و ... را سليقه مردم تعيين مي‌كند.
مجري برنامه «آفتابگردان» اعتقاد دارد: تنوع دراجراهاي تلويزيوني خوب است، ولي از آن مهمتر پيدا كردن مجري مناسب براي هر برنامه است و اگر اين اصل رعايت نشود، بيننده گريزي پيش خواهد آمد و مردم به سراغ شبكه‌هاي ماهواره‌اي خواهند رفت.
وي همچنين جسارت را با توهين و تخريب متفاوت دانسته و ادامه داد: اگر جسارت در جهت زيبا و پربار كردن برنامه باشد خوب است، ولي نبايد به عبور از خطوط قرمز موجود، منجر شود.رفيعي خطوط قرمز در اجراي برنامه‌هاي تلويزيوني را مختص ايران ندانسته و افزود: در تمام دنيا خطوط قرمز وجود دارند كه اين خطوط در اصل چارچوب، قاعده و قانون برنامه سازي محسوب مي‌شوند. او در پايان از محمد صالح علاء به عنوان نمونه بارز يك مجري كامل و باسواد نام برد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-230.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]
  حفظ ريتم و ضرباهنگ صدا   مهارت‌هاي گويندگي راديو -3حفظ ريتم و ضرباهنگ صدا درسنامه - ايرج برخوردار

اشاره:  "تنها صداست كه مي‌ماند" اين جمله مي‌تواند يك از مصاديق صداهايي باشد كه ما هر روز از راديو مي‌شنويم و لذت مي‌بريم امّا اين صداها چگونه ماندگار و جاودانه مي‌شوند؛ چه عناصري درآن‌ها نهفته است؟ و چرا همه صداها داراي چنين خاصيتي نيستند؟ اين قبيل سوالات موضوع سلسله گفتارهايي است از استاد ايرج برخوردار در مورد مهارت‌ها و تكنيك‌هاي گويندگي راديو.

در دو بخش گذشته اين مجموعه گفتارها در مورد دلنشين بودن صدا، داشتن اطلاعات كافي در حوزه ادبيات و نيز تكرار و تمرين متن از سوي گوينده تاكيد شد. ‌در اين قسمت لزوم حفظ ضرباهنگ و ريتم صدا مورد توجه قرار گرفته است.

**

 

يكي از نكات مهم در ادامه بحث گويندگي حفظ ريتم است. ريتم يا ضرباهنگ عبارت است از هماهنگ بودن فكر، انديشه، و احساس كه بيان مي‌كنيم. اين هماهنگي اگر همراه با درك درستي باشد هميشه كمك مي‌كند كه گوينده به بهترين شيوه و شكل ممكن انديشه‌هايش را درست و به‌جا منتقل كند. به اين ترتيب شنونده‌اي هم كه آن را مي‌شنود با آن احساس مشترك پيدا مي‌كند. ريتم مشترك بين گوينده و شنونده مثل اين است كه دو نفر با هم راه بروند به‌گونه‌اي كه هماهنگي در راه رفتن باعث برقراري ارتباط بهتر ميان آن‌ها شود. به گمان من شناختن ريتم درست متن‌ها، شعرها و هر چيزي كه قرار است خوانده شود در انتقال درست احساس و انديشه‌اي كه مي‌بايست به شنونده منتقل شود كمك بسياري مي‌كند.

از جمله ديگر خصوصيات لازم براي گوينده كه تذكر آن خالي از فايده نيست، نظم و تمرين است. نظم به اين معنا كه در زمان و موقعيت مناسب سر كارش حاضر شود و تمرين يعني يك، دو يا چند بار بازخواني آنچه كه قرار است منتقل شود. دليل تاكيد به اين نكته آن است كه وقتي من به عنوان گوينده مي‌خواهم مطلبي را براي عده كثيري بخوانم وظيفه اخلاقي‌ام ايجاب مي‌كند چنان بر كارم تسلط داشته باشم كه ديگران آنچه را كه قرار است از من بشنوند به راحتي بپذيرند، به مصداق شعر« بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود». يعني به گونه‌اي باشد كه مخاطب دريابد تمام آنچه كه گفته مي‌شود براي اوست. به عقيده من تمرين، ممارست، تكرار و جستجو و پرسش از اساسي‌ترين كارهايي است كه كمك مي‌كند تا يك گوينده هميشه قادر، توانا، مسلط و به روز و موثر به كار خود ادامه دهد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-229.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]
  زبان موضوعي در گفتارهاي راديويي   نويسندگي در راديو-3زبان موضوعي در گفتارهاي راديويي درسنامه - احمد سروري

اشاره: مهارت‌ها و تكنيك‌هاي نويسندگي در راديو عنوان مجموعه گفتارهايي از استاد احمد سروري از تهيه‌كنندگان ارشد راديوست. در اين بخش وي به زبان نگارش در گفتارهاي راديويي و اثرپذيري آن از موضوع برنامه مي‌پردازد.

***

زبان موضوعي در گفتارهاي راديويي

 سبك و سياق گفتار و زبان نگارش در برنامه‌هاي راديو گونه واحدي نيست. زيرا عواملي كه در شكل‌گيري زبان برنامه نقش دارند از يك موقعيت ارتباطي به موقعيت ديگر ثابت نيستند و تغيير مي‌كنند. اهم اين عوامل عبارتند از موضوع برنامه، اهداف، قالب، مخاطبان، زمان پخش برنامه و علايق و گرايش‎هاي زباني عوامل يعني نويسنده، گوينده، گزارشگر و كارشناس كه در خصوص هريك از اينها به اجمال توضيح مي‌دهم.

از جمله عواملي كه زبان برنامه را دست كم از جنبه واژگاني تحت تاثير قرار مي‌دهد، موضوع است. ما در راديو تقريبا با يازده طيف موضوعي متفاوت سروكار داريم كه عبارتند از موضوعات اجتماعي، علمي، فرهنگي، ادبي، هنري، تاريخي، سياسي، اقتصادي، ورزشي و موضوعات تفريحي و سرگرم كننده.

بديهي است برنامه‌اي كه موضوع آن علمي است با برنامه‌اي كه موضوع آن ادبي است نمي‌تواند زبان يكساني داشته باشد.

در مطالب علمي؛ اصطلاحات و تعبيرها تا حدودي تثبيت شده است؛ زبان خالي از بار عاطفي است و ساختاري شفاف و صريح دارد؛ برخلاف زبان ادبي در آن تركيب‌هاي خيال‌انگيز و صنايع لفظي نظير ايهام؛ استعاره و كنايه وجهي ندارند.

در متن علمي جمله به روشن‌ترين وجه و صرفا براي افاده معنا و انتقال اطلاع و مفهوم به كار برده ‌مي‌شود؛ كلمات و پوسته زبان خود در بين نيستند و نبايد ذهن مخاطب را درگير خود كنند.

اما در متن ادبي علاوه بر مفهومي كه از ساخت يك جمله موردنظر است خود واژه‌ها؛ الفاظ و صورت عبارات هم به جهت حس‌انگيزي و تاثير عاطفي در مخاطب حائز اهميت‌اند.

اينها درمد شما مصاحبه را با يك پيش فرض درباره او شروع و با نظر كاملا متفاوتي تمام كنيد. اما اين دقيقا همان چيزي است كه شخص مورد نظر شما مي‌خواهد. سعي كنيد با ديگران صحبت كنيد؛ همكاران و دوستان و مطالبي كه در مورد وي موجود است، تصوير روشن‌تر و برجسته ترياز وي ارائه مي‌دهند.

5) مودب باشيد! مصاحبه شونده را دستپاچه نكنيد. مهم است كه رابطه‌اي نزديك و مودبانه با مصاحبه شونده داشته باشيد. برخي از مصاحبه‌شوندگان براي راحت صحبت كردن به چند دقيقه زمان احتياج دارند. حتي اگر فقط سي دقيقه براي مصاحبه زمان داريد، نبايد شخص مورد نظرتان را هول كنيد. اگر احساس كرديد شخص مورد نظرتان عجله دارد، زمان‌تان را با او منطبق كنيد. به ياد داشته باشيد افراد متفاوتند و بايد وقت بگذاريد تا ارزشمندي منابع شما مشخص شود، مخصوصا زماني كه به  طرح سوال‌هاي تكميلي احتياج داريد و يا مي‌خواهيد از آنها به عنوان منبع براي گزارش‌هاي بعدي استفاده كنيد. اگر مصاحبه خوب پيش برود ممكن است از زمان تعيين شده هم بيشتر شود. زمان زيادي را براي قرارهاي مصاحبه در نظر بگيريدتا از نظر زماني به مشكل بر نخوريد.

6) گوش كنيد اما اگر متوجه نشديد نگران قطع كردن كلامش نباشيد! مخاطبان خود را در ذهن داشته باشيد! توضيح دادن مطلب براي خوانندگان، يكي از دلايلي است كه شما اين مصاحبه را انجام مي‌دهيد. اگر شخص مورد نظر از زبان و يا توضيحات نامفهوم علمي كه تنها براي هم سنخ‌هاي او قابل فهم است استفاده مي‌كند. مودبانه صحبتش را قطع كرده و توضيحات بيشتري بخواهيد. هرگز از ندانستن چيزي شرمنده نباشيد.

7) سكوت طلاست! دير يا زود مجبور خواهيد شد از مصاحبه شونده پرسش‌هايي كنيد كه از پاسخ دادن به آنها اكراه دارد. زماني كه شروع به طرح چنين پرسش‌هاي تحريك آميزي كرديد، پاسخ‌ها احتمالا كوتاه و بي فايده خواهد بود كه كلماتش به دقت انتخاب شده‌اند. حتي شايد هيچ جوابي نگيريد. اگر چنين اتفاقي افتاد، به چشم‌هاي شخص مورد نظر نگاه كنيد و هيچ حرفي نزنيد. در اغلب موارد طرف مقابل احساس ناخوشايندي مي‌كند و مجدداً اطلاعات را در اختيار شما خواهد گذاشت. اگر اين كار موثر نبود، سوال را دوباره بپرسيد. همچنين مي‌توانيد بعدا منابع ديگري را جست وجو كنيد كه احتمالاً پاسخ سوال شما را دارند.

8 ) تماس چشمي خود را حفظ كنيد! خبرنگاري كه بيشتر زمان انجام مصاحبه را با خم شدن روي كاغذها و يا نگاه به دفترچه يادداشتش مي‌گذراند، به اندازه يك نوار ضبط صوت مقابل صورت مصاحبه شونده آزار دهنده است. تا جاي ممكن در حال يادداشت‌برداري، تماس چشمي‌تان را حفظ كنيد. بياموزيد تا يادداشت‌ها را خلاصه شده برداريد، فقط گاه به گاه به پايين نگاه كنيد، در اين صورت مي‌توانيد روي مصاحبه تمركز داشته باشيد. اين كار مصاحبه را بيشتر شبيه يك گفت و گو مي‌كند و باعث مي‌شود مصاحبه شونده راحت‌تر باشد.

9 ) قبل از رفتن! از مصاحبه شونده بپرسيد كه آيا حرف ديگري، سخن پاياني هست كه فراموش كرده باشيد. شايد مصاحبه شونده مشتاق باشد تا مطالب مفيدي مطرح كند اما شما حتي به فكرتان نرسيده كه سوال كنيد. بدون گرفتن شماره تماس و يا آدرس ايميل و زمان مناسب براي طرح سوالات بعدي جلسه را ترك نكنيد. هميشه از منابع ديگر سوال كنيد. شايد همكاران يا دوستان مصاحبه شونده اطلاعات بيشتري داشته و يا براي گفت و گو با شما راغب باشند. از شخص مورد‌ نظرتان به خاطر در اختيار گذاشتن وقتش براي صحبت با شما، قبل از رفتن تشكر كنيد.

10) بعد از مصاحبه فوراً يادداشت‌هايتان را بازبيني كنيد! تا آخر روز و يا تا آخر هفته، براي بازبيني يادداشت‌هايتان صبر نكنيد. تا زماني كه همه چيز در ذهنتان تازه است فوراً به سراغ آنها برويد. خلاصه نويسي خود را كامل كنيد و مشاهدات خود را مشروح بنويسيد. تا وقتي كه يادداشت‌هايتان را بازبيني و مرتب نكرده‌ايد از قرار گذاشتن با همكاران‌تان براي نوشيدن چاي صرف‌نظر كنيد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-225.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]
ويژگي‌هاي گوينده راديو- صدايي گوش نواز   ويژگي‌هاي گوينده راديوصدايي گوش‌نواز درسنامه - گفتاري از ايرج برخوردار

 اشاره: سلسله مباحثي كه به دنبال خواهد آمد سعي دارد شما را با تكنيك‌ها و ارزش‌هاي كار گويندگي در راديو به اختصار آشنا كند. اين گفتار‌ها از سوي استاد ايرج برخوردار ارائه مي‌شود كه خود مدرس و برنامه‌ساز راديوست و سال‌هاست در اين زمينه فعاليت دارد.  

ولين بحثي كه مي‌خواهيم مطرح كنيم راجع به گويندگي در راديوست. كاملاً روشن است كه گوينده به كسي گفته مي‌شود كه مطلبي را براي راديو مي‌خواند و بيان و عرضه مي‌كند. اگر بخواهيم اين موضوع را به تعريف بياوريم بايد بگوييم گوينده شخصي است كه صداي خوب و لطيفي دارد، با آهنگي جذاب و متفاوت از ديگران. يعني در واقع صدايي خوب به صورتي كه قبلاً نشنيده باشيم يا براي گوش ما تازگي داشته باشد. علاوه بر صداي خوب، اين شخص در عين حال بايد داراي سواد و اطلاعات كافي باشد و بتواند به مفاهيم مربوط به متن ضمن خواندن توجه كند. در عين حال گوينده بايد توان تشخيص كافي در بيان و القاي مفاهيم و انتخاب ريتم مناسب براي بيان مفاهيمي كه در متنش وجود دارد را داشته باشد. تسلط كافي بر ادبيات و واژه‌هاي متن نيز بسيار مهم است و به همين منظور گوينده بايد مدام براي خوب بيان شدن اين واژه‌ها و اصطلاحات در صدد كسب اطلاعات تازه و جديد باشد.

از مهمترين خصوصياتي كه يك گوينده راديو بايد داشته باشد حساسيت در فهم و تفهيم مطالب است. يعني هم خودش خوب بفهمد و هم خوب بفهماند. و سعي كند كه اين حركت را با احساس مناسب و قابل قبول به شنونده منتقل كند. در واقع نقش عمده و نهايي گوينده اين است كه زمينه را براي برانگيختن رغبت شنيدن و گوش دادن و به طور كلي جلب توجه شنونده براي گرفتن اين اطلاعات فراهم كند.

يك گوينده خوب راديويي در ضمن كار و فعاليت‌هاي گويندگي‌اش بايد يكسري نكات و ملاحظات دائم مد نظرش باشد. يكي گسترده‌تر كردن آشنايي با ادبيات موضوعاتي است كه همواره در دسترس اوست و با آن سر و كار دارد. يعني شيوه‌ها، فرم‌ها، سبك‌هاي جديد را در ادبياتي كه درباره‌اش بحث مي‌كند مد نظر داشته باشد و آن را توسعه دهد. ديگر اينكه براي بيان درست، كامل و دقيق عبارات و واژه‌ها و اصطلاحات تمرين كند. چون مردم از گوينده ياد مي‌گيرند و اگر گوينده اين اصطلاحات را درست بيان كند ما هم به‌عنوان شنونده حتماً آن اصطلاحات و تعابير را درست بيان خواهيم كرد.

همچنين گوينده بايد در اداي صحيح واژه‌ها و كلمات اهتمام ورزد تا درست‌ترين شكل واژه‌ها و كلمات در گوش همه بنشيند و همچنين به دكلماسيون و رعايت اصول فني توجه كند. اگر به اين نكات توجه شود بيان مفاهيم هم بهتر صورت مي‌گيرد. يعني با توجه به دكلماسيون درست بهتر مي‌توان مفاهيم مورد نظر را بيان كرد. به اعتقاد من گوينده بايد متن را به گونه‌اي بخواند كه شنونده راضي نگه داشته شود. يعني گوينده دائماً خود را در ارتباط متقابل با شنونده ببيند و اين رابطه قطع نشود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-228.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]
وظايف خبرنگاران راديو و تلويزيون روزنامه نگاري -  مازيار ناظمي - بخش دوم

در بخش اول از شرايط مد نظر براي جذب و سطح بندي خبرنگاران راديو و تلويزيوني نكاتي را يادآور شدم. در بخش دوم به تقسيم بندي خبرنگاران اين حوزه و شرايط تخصصي هر كدام خواهم پرداخت. بنا به وظيفه شغلي تقسيم بندي خبرنگاران معمولا به اين ترتيب است :

  • خبرنگار مكتوب : از نامش پيداست كه كاري به صدا و تصوير ندارد، انتظار مي رود با مهارت بيشتر در خبر نويسي، مانند خبرنگاران رسانه هاي مكتوب عمل كند. بخش مهمي از توليد خبر براي سايت بر عهده اين گروه بزرگ از خبرنگاران است. عواملي مانند شناخت كلي سايت، آشنايي با اصول نگارشي و ويرايشي، تند نويسي، تنظيم صحيح خبر، توانايي كسب خبر، آشنايي با حوزه خبري، توانايي موضوع يابي، توليد خبر در محل، دقت و سرعت در كار براي اين دسته از خبرنگاران در سطوح عالي، خوب، متوسط و ضعيف مدنظر قرار مي گيرد.
  • خبرنگار راديويي ( صوتي): عناصر مهم ساخت يك گزارش راديويي كلام و آمبيانس ( صداي محيط ) است برخي خبرنگاران خوش ذوق هم از پالس هاي كوتاه موسيقي براي فصل بندي گزارش خود استفاده مي كنند. خبرنگاران اين قسمت بهتر است صداي خوبي داشته باشند. براي خبرنگاران راديويي معمولا عواملي مانند آشنايي با راديو و صدا، فن بيان (توانايي خبرنگار در ارائه و توصيف موضوع گزارش)، مهارت در تصوير سازي رويداد در نزد مخاطب، تدوين يا اديت صوتي و در بخش تخصصي تر توانايي خبرنگار راديويي در تهيه گزارش هاي خاع باشد و خود نقشي در تنظيم آن داشته باشد. دوران گويندگي‌هاي دكلمه‌وار در خبر به پايان رسيده. مهم اين است كه مخاطب درك كند كسي كه خبري را به او مي‌دهد در گفتار خود صادق است و قصد ندارد عقيده‌اش را به مخاطب به‌عنوان خبر تحميل كند. از اين روست كه در شبكه‌هاي تلويزيوني موفق جهان برخلاف سال‌هاي 1945 و پس از جنگ جهاني كه گويندگي پر هيجان  مد بود، اينك گويندگان كساني هستند كه خود تنظيم كننده خبرند ولو اينكه اشكالاتي جزئي در بيان سين و شين داشته باشند، و يا از چهره‌اي چون هنرپيشگان برخوردار نباشند. هر چه زمانه به جلو مي‌رود محتواي خبر و نحوه گزينش و چينش موضوعات برتري خود را نشان مي‌دهد. به همان شكلي كه تلويزيون از وسيله نمايشي و تفريحي روزهاي اول خود به يك ابزار جدي زندگي بدل شده است. البته دكور، نحوه كارگرداني، نورپردازي و فيلمبرداري مهم است اما نه به اهميت صداقت در محتواي خبر. بسيار مي‌بينيم كه خبر با يك لانگ‌شات بزرگ در استوديو خبر به منظور نشان دادن عظمت كار آغاز مي‌شود، اما گوينده اصلي در مركز تصوير كه مملو از مونيتور و دوربين است ظاهر مي‌شود. بديهي است اين اشتباه كارگرداني بر محتوا اثر مي‌گذارد ولي به هر حال اگر محتوا با صداقت و عينيت تهيه شود عيوب توليدي قابل اغماض است. پس آنچه در ارائه خبر مهم بايد باشد، صداقت ژورناليستي است.

    خبر چيست؟

    ويلبر شرام از پيشگامان صاحب نام تئوري رسانه‌ها در جهان، سال‌ها پيش گفته است كه «خبر در ذهن مخاطب شكل مي‌گيرد.» منظور او اين است كه خبر خود واقعه نيست بلكه برداشتي است از واقعه به وسيله رسانه كه پس از انجام واقعه توليد مي‌شود. خبر رسانه كاملاً شبيه اصل واقعيتي كه رخ داده نيست بلكه آن چيزي است كه در چارچوب محدوديت‌هاي رسانه به منظور شكل دادن به يك واقعه توليد مي‌شود. ميليون‌ها واقعه روزانه در جهان پيش مي‌آيد. كداميك از آنها خبرند؟ خبر را چه كسي توليد مي‌كند. بديهي است نظر رسانه و علاقه مخاطب در توجه به خبر مهم است. مردم به موضوعاتي علاقمندند كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم با زندگي آن‌ها رابطه دارد و يا دقايقي كه بر احساسات آن‌ها به عنوان يك شهروند اثر مي‌گذارد. اخبار سياسي، سوانح طبيعي مثل سيل و زلزله و سقوط هواپيما بسيار مورد توجه مردم است. نقش مهم را در اين مقوله گزارشگر بازي مي‌كند. كمتر اتفاق مي‌افتد كه گزارشگري شاهد سقوط هواپيما در لحظه سقوط باشد ليكن با نشان دادن محل سقوط و مصاحبه با شاهدان عيني يك توليد خبري را  شكل مي‌دهد، پس خبر يك توليد است. در مواردي ممكن است گزارشگري در پشت درهاي بسته يك دادگاه، مجلس يا يك واقعه سياسي قرار گيرد؛ در چنين مواردي وي سعي مي‌كند با جمع‌آوري و پخش اطلاعات زمينه و نهايتاً نتيجه جلسات يك بسته‌بندي كامل خبري انجام مي‌دهد. در هر دو مورد گفته شده نقش گزارشگر جمع‌آوري و شكل دادن به واقعه‌اي است كه خود شاهد آن نبوده است. ولي به‌عنوان يك عنصر مطلع با صداقت سعي در انتقال اطلاعات مربوطه دارد. در مواردي كه يك پديدة خبري نظير گزارش مستقيم  از يك ملاقات سياسي يا واقعه اي ورزشي در حال انجام است نقش گزارشگر از بيان‌كننده آنچه اتفاق افتاده به يك منعكس كننده واقعه تبديل مي شود و او سعي مي كند آنچه در صحنه رخ مي دهد را به درستي  بنماياند. پس گزارشگر در هر مورد خبري، نقش عوض مي‌كند ولي اساس كار يكي است: انتقال يك اطلاع صحيح. يك گزارشگر ضمن برخورداري از هوش احساسي (IQ)، بايد يك نقال و داستان‌سرا نيز باشد. متأسفانه بسياري از گزارشگران با لودگي سعي مي‌كنند فقدان ويژگي‌هاي فوق را جبران نمايند و بدين‌وسيله به دستگاه خبري خود لطمه مي‌زنند.

     بنابر اين  در ارائه خبر از ديد اجرا، نحوه كار مجري در استوديو كه خود توليد كننده خبر است و نحوه كار گزارشگر در اعتبار بخشيدن به دستگاه توليد خبر مؤثر است.

    به سادگي بگويم كه توليد خبر، رساندن اطلاع به نحوي كه ما توليدكنندگان دوست داريم نيست بلكه انتقال يك اتفاق به ذهن مخاطب است به طوري كه او را نسبت به محيط خود آگاه سازد و احساسات انساني او را برانگيزد و بالاخره از وي شهروندي مسئول بسازد كه خود خوب و بد را تشخيص دهد نه آن كه او را در خوابي خوش فرو بريم و بي‌اطلاع از وقايع عيني جامعه او را به تماشاي داستان‌ها و سريال‌هاي تخيلي سوق دهيم. اگر بين يك واقعه جدي كه به سرنوشت روزمره مردم مربوط است تا يك سريال مفرح مسحور كننده يك خطي مستقيم بين صفر و 180 رسم كنيم، يك تلويزيون مسئول، تلويزيوني است كه روي اين خط در حدود نقطه 90 درجه بين واقعيت و تخيل حركت مي كند و مفاهيم را با صداقت تمام از هم جدا كرده و به مخاطب ارائه برنامه كند. در اين درجه است كه تلويزيون ضمن ارائه واقعيت‌ها به اندازه كافي مردم را نيز سرگرم‌‌ مي‌كند ولي مخاطب درك مي‌كند كه دستگاه مذكور در برنامه خبر صادق است و در برنامه سرگرمي مفرح و تا حدي خيال‌پرداز.

    در خاتمه چند جمله در تفاوت بين خبر و تفسير خبري يادآور مي شوم، موضوعي كه اين روزها در تلويزيون‌هاي فارسي زبان داخل و خارج مخدوش شده است. تفاوت اصلي بين برنامه خبري و تفسير خبري در قصد توليد آن‌هاست. يك برنامه خبري هدفش ارائه خبر يك واقعه بدون تفسير است در حالي كه برنامه تفسير خبري با ارائه اطلاعات زمينه و بيان نظرهاي مختلف راجع به يك واقعه، قصد دارد مخاطب را به تحسين و توجه به خبر در جهتي كه مايل است هدايت كند. شش عامل در تفسير مهم است:

    • 1. ارائه مستندات و سپس تفسير
    • 2. تحليل تاريخي و تحليل رفتار انسان‌هايي كه واقعه را پديد آورده‌اند
    • 3. اعلام نظر تحليل‌گر و بيان قضاوت خود با تأكيد بر اين‌كه اين "نظر من" است
    • 4. اعلام اتفاقاتي كه ممكن است پس از اين واقعه رخ دهد
    • 5. استفاده از روش‌هاي دراماتيك نظير ايجاد تضاد بين مطالب

    در ادامه خبر و تفسير خبر به عوامل زير بايد توجه داشت:

    • 1. جدا ساختن واقعيات از عقايد؛ مثلاً گذاشتن پسوند در پي نام كشورها و اشخاص واقعيت را از عقيده شخصي ما جدا نمي‌سازد و در اعتبار كار خبري خدشه وارد مي‌كند.
    • 2. اگر بحثي را در زمينه تفسير به انجام مي رسانيم بايد بگوييم بر چه پايه‌اي اين ادعا را داريم.
    • 3. جوانب يك واقعه توسط برنامه‌ساز كاملاً چك شود و حداقل از سه منبع جداگانه صحت موضوع تأييد شود و از ارائه برنامه بر پايه «مي‌گويند» شديداً پرهيز شود.
    • 4. از مبالغه پرهيز شود.
    • 5. ما توليدكنندگان داناي كل نيستيم جاي اعتراض هم بايد باقي گذاشت.
    • 6. ايجاد وحشت عمومي يا احساساتي كردن بي‌اندازه مخاطب جامعه را به هم مي‌ريزد.
    • 7. از قضاوت سريع يا هدايت مخاطب به سوي نتيجه مورد نظر و تغيير در بيان واقعيت جداً بايد خودداري كرد.
    • 8. توانايي خود در دراماتيزه كردن موضوعات را نبايستي صرفاً به نفع سازمان توليدكننده به كار بريم. يعني نبايد از موضوعات مورد علاقه سازمان توليدكننده خبر با هيجان ياد كنيم، و براي نظر مخالف كاملاًَ بي‌تفاوت باشيم.
    • 9. هميشه آماده باشيم كه با صداقت و توازن نسبت به موضوع عكس‌العمل نشان دهيم و براي نظريه مخالف هم جايي بگذاريم.
    • 10. موارد ذكر شده در توليد و اجراي خبر اهميت دارد و عدم توجه به آن سازمان تلويزيوني را به سازماني بي‌اثر تبديل مي كند و مخاطب در بازار رسانه‌ها به توليدكننده يا پخش‌كننده ديگري روي مي‌آورد.

    تمرين: برنامه‌هاي خبري و تفسير خبري تلويزيون‌هاي در دسترس را از زبان فارسي (چه داخلي و چه خارجي) به دقت ملاحظه كنيد و موارد را يادداشت كنيد و در مقايسه با معيارهاي گفته شده ميزان انحراف آن‌ها را بسنجيد.

    منبع :

    http://mojri3.blogfa.com/post-226.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
  • [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

    تكنيك هاي تندخواني

    با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت كنيد:

    ۱- مكثــها و توقف هاي چشمان خود را حين مطالعه سطور كــاهش دهيد. اين همان تمركزهاي لحظه اي بروي حروف و واژه ها اسـت. مـا  هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك مـتـن چشمان خود را بصورت جهشي بسمت جلو حركت مي دهيم اكنون هر ميزان كه ما اين  كثـها و جهشــها را كـاهش دهيـم سـرعـت خـوانــدنمان نيز افزايش مي يابد.
    تـــعداد اين توقفها معمولا در افراد كندخوان به ۷ بار در هر سطر ميرسد اما شما ميتوانيد اين تعداد مكث را به ۳ بار در هر سطر كاهش دهيد.
    نكته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حركت دهيد و نه سر خود را.
    نكته: براي كاهش مكث ها و توقفها ميبايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه بطور مستقيم به آنها نگاه كنيد،ببينيد.
    نكته:اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني گردد.

    ۲- واژه ها را گروه بندي كنيد. ما ديگر آموخته ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله  را در آن واحد بخوانيم. و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته بندي كرده و مفهوم كلي يك پاراگراف را استخراج كنيم.
    نكته: ثابت شده كه دسته بندي واژه ها قوه ادراك و فهم را افزايش ميدهد. بطور كلي مفهوم را آسانتر ميتوان از يك دسته واژه استخراج كرد تا از كلمات منفرد و حتي حروف تك.

    ۳- هيچگاه به عقب باز نگرديد. اغلب افراد عادت كرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و يا قسمتهايي از متن را كه بدرستي متوجه نشده اند را بازخواني كنند. اين كار فقط از سرعت خواندن شما ميكاهد. شما ميتوانيد با مطالعه تكميلي قسمتهايي كه بدرستي متوجه نشده ايد را  درك كنيد. شابر يا ، يا حس خبري داشتن، مهارت هاي روابط عمومي، قدرت برقراري ارتباط مناسب با مخاطب، سبك خاص داشتن در گويندگي اش ، تلفظ درست و استاندارد لغات و كلمات آگاهي و اطلاعات  كافي در حوزه كاري (و حتي فراتر از آن )، شخصيت مناسب و قابل قبول، تحت نظم و قاعده صحيح قرار دادن نفس خود، جمله بندي، قدرت بداهه گويي، ايجاد هيجان، آشنايي با علائم قراردادي اتاق فرمان و ... برخوردار باشد.

    ·         مصائب شيرين گوينده ها !

       گوينده موظف است براي احترام گذاشتن به فهم مخاطب، اشتباهش را در تلفظ كلمات و خبرها جبران كند و هميشه لازم نيست گوينده با واژه­هاي مثل « ببخشيد» اشتباهش را جبران كند بلكه گوينده تلوزيون در بسياري مواقع مي­تواند با مكث و لبخندي كوتاه و نيز با تغيير چهره به گونه­اي احساس ناراحتي و عذرخواهي­اش را به مخاطب بيــان كند، اين وضع مخاطب را آگاه مي­كند كه گوينده به علت كمبود وقت براي عذرخواهي مستقيم از واژه ها استفاده نكرده است.

    در برخي مواقع اشكالات فني و عيب دستگاه ها، گويندگان را در نحوه  اجراي خبر دچار سردرگمي و با مشكل روبرو مي­كند كه تعامل گوينده با ديگر عوامل پيش از اجرا، هنگام اجرا و پس از اجرا در حل اين مشكل مي تواند كارساز باشد.

       همچنين حضور گوينده در تحريريه از ديگر عواملي است كه در نحوه اجرا و موفقيت او تاثير بســزايي دارد وموجب افزايش اطلاعات گوينده مي­شود.

       در اينجا لازم است از اهميت نقش آموزش و تاثير آن در اجراي موفقيت آميز گويندگان نيز غافل نمانده و آن را جز جدايي ناپذير كار گويندگي بدانيم .

    ·         و حسن ختام كلام آنكه ....

      اگر گوينده درباره خبري كه مي­خواند اطلاعات و نيز در اجراي خبر، جسارت كافي داشته باشد؛ خبر پر محتوا، جذاب تر و با ضرباهنگ تندتر اجرا مي شود و براي مخاطب جالب تر خواهد بود چرا كه با داشتن اطلاعات بالا گوينده مي­تواند سوالات مناسب و به موقع طرح كند و هدايت خبر و مصاحبه را در دست بگيرد و با اين كار خبرنگار را موظف كند كلي­گويي را كنار بگذارد و زواياي ديگر موضوع را بررسي كند و به پرسش هاي گوينده پاسخ دهد.

     منبع :

    http://mojri3.blogfa.com/post-213.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

    بايدها و نبايدهاي گويندگي

    گويندگي در يك تعريف ساده، حرف زدن، انتقال فكر يا منظوري نهفته در يك مطلب، به شيوه­اي زيبا و درست به مخاطب است .

    گوينده خوب علاوه بر داشتن صدا و بياني زيبا و بدون عيب ( از لحاظ تلفظ حروف، لحن و لهجه) بايد سواد كافي داشته باشد .

      گوينده خوب بايد خوب بشنود، خوب ببيند و عملي را كه انجام مي­دهد در مغز كنترل و در زبان پخش كند.

      يك گوينده بايد قدرت برقراري ارتباط داشته باشد. داراي قدرت انتقال فكر و احساس باشد و بتواند شخصيت خود را منعكس كند.

      اولين قدم در كار گويندگي خبر، درك و فهم خبر است .

             خودكار شدن فكر:

        گوينده بايد فكر خود را خودكار كند. فكر در حالت عادي صحبت كردن، خودكار است ولي موقع اجراي گويندگي اينچنين نيست و گوينده بايد براي اينكار، مطلبي را سريع بخواند و يكدفعه توقف كند و درباره آن فكر نمايد و ببيند موضوع چه بوده است، بعد دوباره مطلب را بخواند و اين بار فكر كند تا چه حد از مطلب را درك كرده است، اينكار را مرتب تكرار كند تا تمام مطلب را  بفهمد و با وقت گيري و كم كردن تعداد دفعات سعي كند به نتيجه مطلوب برسد.

      اينجا سرعت نيز نقش متفاوتي دارد، خبرها از روي متن خوانده مي شود و به دلخواه گوينده سرعتش تعيين نمي شود. اين يك قانون است. براي سرعت اداي كلمات " بيش از صد كلمه فارسي در يك دقيقه "  و گرنه سرعتي مناسب نخواهد داشت .

      يك گوينده عادي 80 تا 90 كلمه در دقيقه بايد بتواند حرف بزند و گوينده خوب كسي است كه بتواند تا دويست كلمه در دقيقه صحبت كند بدون اينكه نقصي درگفتار يا كلمات او پيش بيايد.

       اين ميزان سرعت براي خواندن ، هم كشش لازم براي خواندن خبر را ايجاد مي­كند و هم به نحوي است كه مطالب به راحتي شنيده و درك مي­شود.

      به هنگام خواندن خبر احتمال غلط خواني و يا تپق زدن براي گوينده وجود دارد، بنابراين بهترين روش متداول، اعتراف صادقانه به آن است .

      گوينــده خبر مي بايست در حين گويندگي واژه­ها و مفاهيمي را كه داراي بار خبري بيشتري هستند، " برجسته تر" كند.

    ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

    درباره وبلاگ

    تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
    پنل کاربری
    نام کاربری :
    پسورد :
    آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.