مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11762
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 36
همه : 4340244

 نگارش راديويي- مطلب كاربردي براي گويندگان و نويسندگان راديو

پيش از آنكه به توصيف و دسته بندي زبان گونه هاي رايج در برنامه هاي راديو بپردازيم نخست يادآور مي شويم كه فرآورده ها و مواد برنامه اي را در راديو به اعتبار "زبان" مي توان به دو دسته كلّي تقسيم كرد:


1- موادي كه عامل زبان در آنها در اختيار برنامه ساز نيست، شامل:
الف) آنچه از متون مكتوب و منابع و مآخذ نوشتاري عيناً (به عبارت) در راديو نقل مي شود، چه به شكل گفتار مستقل و چه به منزلهي شاهد در خلال گفتار عوامل برنامه (نظير كلمات قصار بزرگان وانديشمندان ، گزيده اي از گلستان سعدي، حكايتي از كليله و دمنه، متني از تاريخ بيهقي، غزلي از حافظ، نوشته ها و سروده هاي معاصر، متون ترجمه اي و امثال اينها)
ب) گفتار مسئولان و كارشناسان (چه به شكل مكتوب، چه به شكل سخنراني وچه از طريق مصاحبه و گزارشها وميزِگردها)
ج)اظهارنظرهاي مردم كه از راه تلفن و گزارش منعكس مي شود.
د) تصنيف ها و سروده
ه) آگهي ها و پيامهاي بازرگاني


2- موادي از برنامه كه عامل زبان در آنها به اختيار برنامه ساز است. شامل:
الف) متون داستاني و نمايشي (به قلم نويسندگان راديو يا با اعمال نظر اصلاحي آنان)
ب) متون گفتاري و خبري(آنچه نويسندگان راديو براي برنامه هاي مختلف مي نويسند يا بازنويسي مي كنند، همچنين گفتارها و سخنان بداهه ي گويندگان و مجريان و گزارشگران و كارشناسان ثابت برنامه ها و ارتباط گرهاي تلفني)
آنچه در اين نوشتار به آن مي پردازيم گونه هاي زباني عوامل ارتباط دهنده در برنامه هاي راديو يعني زبان "متون گفتاري وخبري"است.
توضيح اينكه، چهار وجه هر ايده برنامه اي (يعني موضوع، هدف، قالب و مخاطب) در هر برنامه فضا و موقعيت ارتباطي خاصي پديد مي آورند كه اين فضا و موقعيت مقتضي گونه زباني خاصي(ازحيث واژگان، جنبه هاي دستوري و نظام آوايي) است.
به ديگر بيان، زبانهاي ارتباطي گوناگوني، به اقتضاي موقعيت هاي مختلف ارتباطي، در راديو شكل مي گيرد كه آنها را مي توان براساس ميزان كاربردشان به دو دسته تقسيم كرد:


1- گونه هاي زباني خاص و كم بسامد راديو، شامل:
- گونه زباني كودك (نظير برنامه سلام كوچولو)
- برخي گونه هاي نامعيار(نظير گونه زباني برنامه چهارراه جواني كه خصلت نمايشي دارد ومتأثر از يك سبك اجتماعي است، همچنين برخي گونه ها با گرايش به فارسي كهن و تلفظ هاي بعضاً مهجور)
- لهجه ها و گويش هاي اقليمي مورد استفاده در پاره اي از برنامه ها (نظير برنامه نقلك از راديو كرج)
2- گونه هاي زباني عام و پربسامد راديو، شامل:
گونه هاي رايج و مسلط در سطح شبكه هاي ملي و بسياري از شبكه هاي استاني ( ازجمله زبان خبر و گونه هاي زباني تقريباً همسان در عموم برنامه ها مثل راديو پيام)
آنچه نوعاً تعبير "زبان رسانه" برآن اطلاق مي شود و مورد نظر و اشاره اهل ادب و زبان شناسان در مقاله ها و سخنرانيهاست همين دسته اخير است يعني زبانگونه هايي كه در بيشتر موقعيت هاي ارتباطي راديو در سطح شبكه هاي ملي به كار مي روند.
شناخت خصوصيات اين گونه هاي زباني و صورتهاي معياري آنها بلحاظ كاربرد وسيعشان در برنامه هاي راديو حائز اهميت است.
 
در يك تقسيم بندي، مجموعه اين گونه ها را مي توان، به اعتبار درجه رسميتشان، در سه دسته كلي قرار داد:
الف)گونه هاي نوشتاري (لفظ قلم، رسمي)
ب)گونه هاي نوشتاري-گفتاري (نيمه رسمي)
ج)گونه هاي گفتاري (محاوره)
 
گونه هاي نوشتاري (لفظ قلم، رسمي)
شماري از گفتارها در راديو، به حكم پاره اي ملاحظات رسانه اي و ضرورتهاي ارتباطي، به لفظ قلم نوشته و بيان مي شوند.
البته، سبك و سياق لفظ قلم در برنامه هاي مختلف راديو يكسان نيست مثلا، در متن هاي خبري و تفاسير سياسي، يا برخي گفتارهاي علمي، زباني بكار مي رود كه با زبان مطالب ادبي و ذوقي در راديو تفاوت دارد.
بر اين اساس،گونه هاي نوشتاري در راديو را مي توان به دو مجموعه زباني تقسيم كرد: گونه هاي "نوشتاري ساده" و گونه هاي "نوشتاري ادبي"، به شرح زير:
زبان نوشتاري ساده
مشخصه هاي اصلي اين زبان بدين قرار است :
واژگان و تركيب عبارات و جملات در آن عموماً ساده و روان و فاقد آرايه هاي ادبي و بار عاطفي اند. اگرچه
اين زبان به مقتضاي موضوع گاه به برخي اصطلاحات و واژگان تخصصي آميخته مي شود، تعقيد و تكلّفي درآن نيست و فهم آن راحت است. اين زبان صرفاً وسيله انتقال پيام و افاده معناست و خود در ميان نيست، يعني شنونده را درگير كلمات و الفاظ نمي كند.
زبان نوشتاري ساده بيشتر در برنامه هايي به كار مي رود كه به نوعي درجه رسميت آنها بالاست و فضاي كار اصولاً اقتضاي بيان محاوره و شكسته گويي ندارد.نظير اخبار و متون خبري و گزارشها و تفسيرهاي سياسي و نيز پاره اي گفتارهاي فرهنگي، ديني، تاريخي، علمي و هنري با صبغه پژوهشي و كارشناسانه.
البته، همچنانكه پيش از اين اشاره شد،گونه هاي زباني در راديو، به سبب تنوع خصائص برنامه اي (موضوع،
ويژگيهاي مخاطب، اهداف كار و قالب برنامه ها)صورت واحد و يكپارچه اي ندارند، بالطبع،گونه هاي نوشتاري ساده نيز در بافت هاي موقعيتي مختلف با هم فرق مي كنند.
متن هاي زير شواهدي از اين گونه هاست :
متن1)
"شهر يزد در محل كنوني خود به دست يزدگرد اول، پادشاه ساساني، بنا شد و بعد سه تن ديگر از پادشاهان ساختمان آنرا تكميل كردند. نام يزد از واژه يزدان مشتق شده و در آغاز "يزدان گرد"بوده، يعني شهر خدا.
ولي پيش از آنكه شهري به نام يزد و يزدان گرد ساخته شود،كمي دورتر، در سي چهل كيلومتري جنوب شهر كنوني، شهر مهم ديگري در زمان فرمانروايي مادها به نام ايساتيس وجود داشته و معلوم نيست به چه علت از بين رفته و خراب شده است"
متن2 )
"عموماً دانش آموزان عادت دارند كه شب امتحان تا دير وقت بيدار بمانند، غافل از آنكه همين بيداري از كارايي ذهن و مغز آنها كم مي كند.
متخصصان مي گويند: خواب به اندازه و كافي براي ذخيره سازي و بهره گيري دوباره از محفوظات مغز نهايت اهميت را دارد. كسي كه كمتر از سه ساعت در شب بخوابد، روز بعد تا سي درصد مهارت و كارايي خود را از دست مي دهد و تكرار بيخوابي همراه با كارمغزي مي تواند خطرناك باشد"
متن3)
"يكي از ناكارآمدترين روشهاي تربيتي كه از سوي والدين مورد استفاده قرار مي گيرد اقدام به تنبيه بدني كودكان است.
اين مساله باعث بروز رفتارهايي از طرف كودك، جهت كم كردن يا حتي خنثي سازي اثرات تنبيه مي شود و در درازمدت اثراتي به مراتب شديدتر از رفتار اوليه از خود برجا مي گذارد"
دامنه زبان نوشتاري ساده در راديو از گونه اي نازل از حيث عناصر زباني(نظيرمتن3) تا گونه اي فخيم و سنجيده
(متن 1) نوسان دارد.گونه زباني متن2، همچنين گونه رايج در اخبار راديو در ميانه اين طيف قرار مي گيرند.
علت نازل بودن زبان در متن 3 وجود تعابير نامناسب و خطاها و مسامحات زباني در متن است، نظير تركيباتي چون"از سوي والدين" ، "از طرف كودك" ، "مورد استفاده قرار دادن" ، "اقدام به تنبيه بدني كردن" ، "جهت كم كردن" ، "اثرات" و "رفتار اوليه (كدام رفتار؟).
چنانكه گفته شد، يكي از زمينه هاي كاربرد زبان نوشتاري ساده در راديو خبرنويسي است.متن هاي خبري رسمي ترين گفتارها در رسانه اند.بنابراين، سعي مي شود كه به زباني سنجيده و صريح و به دور از ابهام و كژتابي به نگارش در آيند.به علاوه، چون سرعت در انتقال خبر حائز اهميت است اين متن ها حتي الامكان به شكلي مختصر وروان نوشته مي شوند.
البته، اختصار وگزيده نويسي نبايد منجر به حذف اطلاعات مهم و كليدي خبر شود و در متن ايجاد ابهام كند، همچنانكه نبايد تراكم در اطلاع رساني را موجب شود و مخاطب را سردرگم سازد.
پردازش هرخبر، بسته به جزئيات موضوعي و ارزشهاي محتوايي آن، قسمي از آرايش اجزا و عناصر زباني را اقتضا دارد كه بي ملاحظه آنها مقصود پيامرسان برآورده نمي شود.
در خبر براي انتقال هر مفهوم سياسي يا اقتصادي هر اصطلاحي را نمي توان به كار بست.نيز بار معنايي خاصي كه هر واژه به ذهن القا مي كند مانع از جانشيني واژه هاي معادل آن مي شود.جابجايي عبارات نيز (ولو وفق الگوهاي نحوي و ضوابط دستوري باشد) لزوماً مجاز نيست. اينها روي هم به زبان خبر خصوصيتي حرفه اي مي دهند وآنرا از ساير گونه هاي نوشتاري متمايز مي كنند.
توجه به اين نكته هم ضروري است كه زبان خبر و طرز نگارش آن در راديو با مطبوعات فرق دارد. در راديو حتي الامكان از درازنويسي (آوردن جملات طولاني) و انباشتن اطلاعات خبري و اصطلاحات تخصصي در متن (خصوصا نخستين جمله) پرهيز مي شود تا مخاطب خبر را سريع تر و با فعاليت ذهني كمتري دريافت كند. ذيلاً، يك خبر مندرج در مطبوعات را (كه به تفصيل بيان شده) نقل مي كنيم، سپس در ادامه متن تلخيص شده آن را براي راديو بيان ميكنيم :
"حراج كريستي در هفته گذشته گران ترين اثر هنري آسيا را به فروش رساند.اين اثر هنري كوزه اي آبي و سفيد است كه يوان ديناستي در قرن 14 آن را ساخته است و در زمره يكي از زيباترين آثار هنري آسيا به حساب مي آيد. در ابتداي برگزاري حراج، قيمت پايه در نظر گرفته شده 15ميليون و 688 هزار دلار بودكه در پي تماس هاي متعدد و رقابت بسيار اين قيمت به 27ميليون و700 هزار دلار افزايش يافت. اين فروش نه تنها بالاترين قيمت پرداخته شده براي يك اثر هنري چين است بلكه گرانترين قيمتي است كه در سال جاري در حراج كريستي پرداخت شده است. دسموند هيرلي مدير برگزاري برنامه با اعلام خرسندي از برگزاري چنين حراجي گفت: اين كوزه هاي زيبا يك اثر ويژه است كه از قرن ها پيش به يادگار مانده است.اين كوزه يكي از كوزه هاي زيبا و هنري چين است كه با اشعار و نوشته هاي مختلف به رنگ آبي و زيبا تزئين شده و به اعتقاد كارشناسان از اين نوع هنر خاص تنها هشت كوزه برجاي مانده است"(روزنامه شرق).
 
تنظيم و نگارش خبر براي راديو:
"هفته گذشته يك كوزه چيني،مربوط به قرن چهاردهم، 27 ميليون دلار به فروش رفت.
اين كوزه كه گفته مي شود گرانترين اثر هنري آسياست از كوزه هاي زيبا و تاريخي چين است كه با اشعار و نوشته هاي مختلف به رنگ آبي و سفيد تزيين شده.
به گفته كارشناسان از اين نوع كوزه هاكه جزو آثار هنري ويژه محسوب مي شوند تنها هشت عدد در دنيا باقي مانده.
اين كوزه 27 ميليون دلاري را هفتصد سال پيش فردي به نام يوان ديناستي ساخته است"
در تنظيم و تلخيص خبر مذكور فقط اطلاعات اصلي و كليدي نقل شده و از ذكر اطلاعات جانبي و كم اهميت،به سبب رعايت گزيده گويي و سرعت در انتقال اخبار در رسانه شنيداري راديو پرهيز شده است.به علاوه،در سطر آخر يك بار ديگر قيمت كوزه (كه مهمترين اطلاع متن است)وقدمت آن را از باب تاكيد و ملاحظه حال شنونده اي كه سطر اول خبر را نشنيده ذكر كرده ايم(اين كار در مطبوعات لازم نيست)
 
گونه هاي نوشتار ادبي
اين گونه هاي زباني بيشتر كاركردي حسي و عاطفي دارند.گفتار ادبي در راديو هنگامي به كار مي آيد كه موضوع به نوعي با عواطف و روحيات مخاطب مرتبط باشد و برنامه ساز درصدد آن باشد كه مخاطب را به رفتار عاطفي خاصي ترغيب نمايد يا احساسي را در او برانگيزد. نويسنده در اين مقام با ايجاد جلوه هاي تصويري و فضاهاي حسي و لطيف در متن و با درگيركردن قوه احساس و تخيل مخاطب پيام خود را انتقال مي دهد، نظير متن هاي زير:
متن1)
"براي آنان كه با از دست دادن كمترين موقعيتي غمگين و آزرده مي شوند اين سخن افلاطون شنيدني است:
اگر روزي آمد و تو از شأن و مقامي كه داشتي فروافتادي غمگين مباش و اندوهگين مشو. بنگركه هرغروب خورشيد با همه شكوه و عظمتش در دل تاريكي ها فرومي رود، وهر بامداد، درخشان و سرفراز از افق سر برمي آورد"
متن2- براي آغاز برنامه)
"اين گفته انديشه برانگيز از لامارتين است كه براي بيان مفهوم عشق و دوستي بايد لغت نامه اي به وسعت همه دلهاي مهربان تاليف كرد.
اما در چنين لغت نامه اي، در پيشاني صفحه اول آن، واژه اي خودنمايي مي كند كه همه مفاهيم دوستي را يكجا با خود دارد. واژه سلام..."
و متني ديگر كه اگر چه نقش اطلاع رساني هم دارد كاركرد اصلي آن احساس برانگيزي است:
متن3)
"آيا هنر مرزي دارد؟آيا هنر محدود شدني است؟براي آنكه به اين سوال پاسخ دهيد يك لحظه چشمهاي خود را ببنديد و تصور كنيد در اين حال كه توانايي ديدن نداريد مي خواهيد نقاشي كنيد.آيا مي توانيد؟
قطعاً كار ساده اي نيست؛ شايد هم محال به نظر بيايد؛ اما واقع امر، اين كار شدني است.
اي كاش، هفته گذشته شما هم نمايشگاه آثار نقاشي كودكان و نوجوانان نابينا را ديده بوديد.آنها با دستهاي خود سبزي و شادابي بهار، صفاي دشت، پرواز پرنده، رقص برگها و جوشش چشمه و زيبايي گل سرخ را مي بينند و روي بوم نقاشي تصوير مي كنند.
ديدن آثار اين هنرمندان نابينا كه رنگها را از روي بوي آنها حس مي كنند شما را در برابر دنياي بدون مرز هنر قرار مي دهد و بي اختيار لب به تحسين مي گشاييد.
خانم مهوش سپهر كه مبتكر رنگهاي نقاشي مخصوص كودكان است مي گويد: وقتي رنگي بوي گل ياس مي دهد فرد نابينا متوجه مي شود كه اين رنگ سفيد است،همينطور وقتي او به دنبال رنگ زرد است رنگي را انتخاب مي كند كه بوي زرد چوبه مي دهد. زندگي با همه زيباييهايش در دستان اين هنرمندان مي بالد و شكل مي گيرد وتو باور مي كني كه هنر محدوديتي ندارد"
زبان نوشتاري ادبي نيز نظير نوشتاري ساده، طيفي از گونه ها را (از حيث قواعد دستوري، سطح واژگان و نحو جمله) در برمي گيرد. در يك سوي اين طيف گونه نازل و در سوي ديگر آن گونه فخيم ادبي قرار دارد، سه متن پيش از جهت گونه زباني در ميانه اين طيف قرار مي گيرند.
درباره زبان ادبي در راديو نكاتي در خور تذكر است. نخست آنكه، اين گونه را نبايد با گزافه گويي و زبان شاعرانه كاذب كه در واقع، گونه اي ادبي نما و غيراصيل و تفنني است يكي شمرد. در گونه اخير، كه متاسفانه سالهاست در راديو باب شده، قصد نويسنده بيشتر زيبايي آفريني صوري است، يعني نگارش نثرهاي آهنگين و پر طنطنه بي آنكه مضمون روشني داشته باشند يا پيام خاصي افاده كنند.
تصرفات سليقه اي و غيرمسئولانه در سطوح زبان، بي قيدي نسبت به ساخت دستوري، بازي با كلمات، تراكم عناصر شعري و تعبيرهاي مبالغه آميز و عبارتهاي تزييني بي نقش و نهايتاً معناگريزي از خصوصيات شاعرانگي كاذب است، نظير متن زير:
"از ژرفاي نگاه چكاوكي كه امتداد پروازش در فراخناي دشت زندگي و سيّال دل عاشقانه رازي است ناگشوده، تو را به نظاره ايستاده ام كه به شمشادهاي بيدار اقتدا كرده اي و بلوغ حضور را چونان تنديسي از نجابت در پيشگاه زمان فرياد مي كني"
اين قبيل نوشته ها، گذشته از آنكه اساساً تاثير عاطفي اندكي دارند، با طبيعت راديو كه رسانه اي شفاهي است (و در آن زنجيره گفتار سريعاً توليد و در بعد زمان محو مي شود و ناگزير به همين سرعت بايد درك شود) چندان سنخيتي ندارند، زيرا مضمون آنها را مخاطب به سختي دريافت مي كند (البته اگر مضموني در كار باشد)
بايد توجه داشته باشيم كه تنها عوامل زباني و عناصر واژگاني نيستند كه متني را ادبي مي كنند. از باب نمونه، دو متن را با موضوعي يكسان با هم مقايسه مي كنيم:
متن1)
"ميهنم ايران ؛
با تولبريزم از درخت، آب، آفتاب.
با تو سرشارم از عشق، جان ، ايمان.
خاكت اي پاك، طعم باران مي دهد..."
متن2)
"در حالي كه داشت به پسرش كمك مي كرد تا نقشه جغرافياي ايران رارسم كند گفت: به خاطر بسپار كه هر جا قلم مي گذاري بايد روزي وجب به وجب هم قدم بگذاري. چون كسي كه وطن خود را نمي شناسد مثل كسي است كه در خانه اي زندگي مي كند و آن را نمي شناسد"
چنانكه ملاحظه مي شود در متن نخست، نويسنده موضوع (عشق به ميهن) را با كلماتي زيبا و در بافتي شعرگونه انتقال داده است. با وصف اين، متن چندان احساس برانگيز نيست، اما همين موضوع در متن طرح گونه دوم به شيوه اي بيان شده كه به رغم زبان ساده آن عواطف مخاطب را بر مي انگيزد.
غرض آنكه، براي نوشتن گفتار ادبي در راديو نبايد يكسره به سراغ كلمات زيبا و تركيب هاي مخيّل و نمادين رفت. نوشته ادبي و هنري لزوماً مترادف با بيان شاعرانه و جملات خيال انگيز نيست. اصل آنست كه نويسنده در احساس مخاطب چنگ اندازد و او را متأثر سازد. اين مقصود در بسياري از موارد تنها با خلق گفت و شنودي ساده يا به تصوير كشيدن صحنه اي يا توصيف موقعيتي حاصل مي شود، بي آنكه نيازي به واژگان مطنطن باشد.
نكته ديگر آنكه، زبان ادبي راديو در هر بافتي (برنامه اي) با لفظ قلم ملازمه ندارد. همچنانكه در ادامه خواهيم گفت خيلي از متن هاي ادبي راديو به زبان نيمه رسمي نوشته مي شوند.
 
گونه هاي نوشتاري-گفتاري(نيمه رسمي)
اين زبان از لحاظ نحو و ساخت دستوري تابع قواعد نوشتاراست، اما در شكل بيان( در برخي صورتهاي فعلي و عناصر زباني) به محاوره نزديك مي شود. از اين رو، در پيوستاري كه نمودار تحول زباني متن هاي راديو از گونه هاي"نوشتاري" به گونه هاي "محاوره" است زبان "نوشتاري-گفتاري" را مي توان حدفاصل زبانهاي مذكور فرض كرد.
كاربرد اين زبان در بسياري از برنامه ها و موقعيت هاي ارتباطي در راديو (مواردي كه نه مي توان زبان رسمي برنامه هاي خبري را به كار گرفت و نه عيناً به زبان محاوره سخن گفت) اجتناب ناپذير است. خصوصا اينكه اجراي گوينده در راديو حتي الامكان بايد حس سخن گفتن با مخاطب را انتقال دهدنه حالت روخواني يا متن خواني صرف را، وبراي القاي چنين حسي است كه برخي مجريان برنامه ها، به مقتضاي شم زباني خود، پاره اي از عناصر را در زنجيره گفتار مي شكنند يا كوتاه مي كنند.
متني كه به گونه نيمه رسمي نوشته مي شود (به رغم شكستگي برخي الفاظ) به سبب سنجيدگي واژگان و نظم دستوري با گفتار محاوره فرق دارد. به عبارت ديگر، بداهه گويي (سخن گفتن بدون نوشته قبلي) در راديو ندرتاً به سبك نوشتاري-گفتاري (نيمه رسمي) امكان پذير است. در زبان نيمه رسمي راديو تنها محدودي از عناصر دستوري، به شرحي كه ذيلاً مي آيد، شكسته يا كوتاه مي شوند:
- برخي صورتهاي فعلي از بن مضارع (مي گويد/ مي گه، قرار مي دهند/ قرار مي دن)
- نقش نماي"را" (كتاب را/ كتاب رو)
- فعل اسنادي"است" (زياد است/ زياده)
- ضمير متصل جمع (كشورمان/ كشورمون)
- ضمير اشاره (آن/ اون ،آنهاو آنان/ اونها)
- صيغه هاي ماضي نقلي (گفته است/ گفته،گفته اند/ گفتند،گفتن)
متن زير شاهدي از اين گونه زباني است:
"در دنياي امروز ،بيشترين مصرف داروها مربوط به داروهايي ست كه براي رفع اضطراب و رسيدن به آرامش توصيه و مصرف ميشن.
بسياري از روانشناسان معتقدند، اگر ما نحوه نگاه خود به مسائل اطرافمون رو تغيير بديم مي تونيم بدون استفاده از داروهاي آرام بخش روان آرامي داشته باشيم"
بايد توجه داشت كه شكستگي افزون برموارد شش گانه فوق (و معدودي از عناصر دستوري يا قاموسي كه( حسب مورد و به مقتضاي شأن گفتار شكسته مي شوند) نظير "اگر، مگر، ديگر/ اگه، مگه، ديگه" ، "ماندگار/ موندگار") اغلب متن را از سبك "نوشتاري-گفتاري" ، بلكه از صورت طبيعي و بهنجار خارج مي سازد. نظير شكستگي كلمات ميان و جوان در متن زير:
"اگر به گسترش اعتقادات ديني در ميون جوونها [بين جوانها] توجه بيشتري بكنيم، مي بينيم كه جوونها [جوانها] با گرايش به مسائل ديني، در برابر ناملايمات روحي مقاومتر ميشن و از بي هويتي رنج نمي برن"
همچنين است شكستن بي مورد كلمه "تاباندن" در متن زير (كه معناي اين مصدر را تغيير داده است)
"براي تغيير زندگي و تابوندن نور شادي و اميد، بايد انديشه ها و افكار ناصواب رو از ذهنمون پاك كنيم"
متن در واقع بايد به شكل زير نوشته مي شد:
"براي ايجاد تغيير در زندگي و درخشش نور شادي و اميد در دلها، بايد انديشه هاي نادرست رو از ذهنمون پاك كنيم"
به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه عناصري كه معمولاً در موقعيتهاي گفتاري و زبان محاوره به كار نمي روند شكسته نمي شوند. مثلاً "كاهش مي يابد" و "مي نگرد" را (گو اينكه افعال مضارع اند) نمي توان به صورت "كاهش مي يابه" و "مي نگره" بيان كرد. صورت گفتاري اين دو فعل "كاهش پيدا مي كنه" و "نگاه مي كنه" است.
علاوه بر اين گاه كاربرد عناصر ادبي و شعري در متن، ولو اينكه در معرض شكستگي هم نباشند، با سبك و سياق گفتار نيمه رسمي سازگار نيست. نظير واژه "تاباندن" در متن پيش يا حرف "خويش" در متن زير:
"هيچ وقت نمي توان خلاف جريان آب شنا كرد، بايد واقعيتها رو پذيرفت. تلخي و شيريني زندگي رو چشيد و خويش [خود] رو بدست سرنوشت سپرد"
نظير آنچه درباره زبان "نوشتاري" راديو گفته شد، زبان "نوشتاري-گفتاري" نيز داراي گونه هاي ساده و ادبي است. ذيلاً نمونه متن هايي كه با اين گونه زباني نوشته شده از برنامه هاي راديو بيان مي شود:
- گونه نيمه رسمي ساده
"در بين دانشمندان و نوابغ دنيا كم نيستند افرادي كه در خانواده اي تهي دست به دنيا اومدن، اما با اتكا به پشتكار و استعداد خدادادي سرمنشاء تحولي شدن كه در تاريخ حيات بشر ماندگار شده. نظير لاپلاس كه پدرش دهقاني فقير بود و اونقدر استطاعت نداشت كه هزينه تحصيل فرزند خود رو تأمين كنه"
-گونه نيمه رسمي ادبي
"اميد به آينده همچون چراغي در قلبم سوسو مي زنه و هيجان گرمي درياي روحم رو به تلاطم وا مي داره. حسي ناآشنا در همين نزديكي هاس"


تفاوت زبان "نوشتاري-گفتاري" با زبان "نوشتاري" در دو چيز است:
1- سطح واژگان (واژگان در زبان رسمي در مجموع، فخيم تراز زبان نيمه رسمي است)
2- پديده شكستگي (زبان رسمي به لفظ قلم و فاقد شكستگي است ولي زبان نيمه رسمي در محدوده شش عنصر دستوري و گاه بيشتر شكسته مي شود)
همچنانكه گفته شد ظرفيت ارتباطي زبان "نوشتاري-گفتاري" راديو به سبب خوي دو وجهي آن از هر يك از زبانهاي "نوشتاري" و "گفتاري" بيشتر است و از همين رو بخش قابل ملاحظه اي از متن هاي راديو به اين گونه نوشته و اجرا مي شوند.
اين البته مقتضاي طبع راديو است. چه، دراكثر برنامه هاي آن مناسبترين شكل زباني و سبك بياني، گونه اي است كه در واقع نوعي صحبت كردن و سخن گفتن ِ سنجيده و روان با مخاطب باشد. يعني زباني كه هم به سياق گفتار باشد و هم به قاعده نوشتار
 
زبان گفتاري راديو
زبانگونه هاي گفتاري در راديو به دو دسته متفاوت تقسيم مي شوند: يكي گونه هاي داستاني و نمايشي كه ساختارهاي هنري و شكلي كاملاً طراحي شده و پيش ساخته دارند و ديگري گونه هايِ ارتباطي عوامل برنامه (گوينده، گزارشگر،...) يا به عبارتي، زبان صحبت كردن و سخن گفتن در برنامه هاي راديو كه معمولاً حالت بداهه دارد و برنوشته اي مبتني نيست.
مقصود ما از زبان گفتاري (در مقابل زبان هاي رسمي و نيمه رسمي) دسته اخيراست، يعني گونه هايي كه در موقعيت عام ارتباطي به كار مي روند و عرفاً از مصاديق زبان رسانه شمرده مي شوند (نه زبان نمايش و متن هاي گفت و شنودي مبتني بر ديالوگ)
زبان گفتاري راديو نيز نظير زبانهاي نوشتاري (رسمي) و نوشتاري-گفتاري (نيمه رسمي) بسته به نوع برنامه و درجه رسميت موقعيت، صورتهاي گوناگوني پيدا مي كند. مثلاً زبان گفتگو در ميزِگرد سياسي با زبان گفتگو در برنامه خانواده و نيز در برنامه هاي سرگرم كننده يكي نيست. اين گونه ها از حيث واژگان و ساخت دستوري و از جنبه آوايي و ميزان شكستگي با هم فرق دارند.
به نظر مي رسد كه صورتهاي مختلف زبان گفتاري در راديو طيفي را تشكيل مي دهند كه يك سوي آن به گونه نيمه رسمي (نوشتاري-گفتاري) وسوي ديگر آن به محاوره طبيعي (زبان مردم) منتهي مي شود. گونه اي كه در كانون اين طيف قرار دارد پر بسامدترين گونه گفتاري در راديو است كه ما آن را محاوره رسمي يا "محاوره راديويي" مي ناميم.
"محاوره راديويي" به گونه اي كه زبان شناسان آنرا گونه گفتاري زبان معيار فارسي توصيف مي كنند (يعني زبان تحصيل كرده هاي طبقه متوسط و بالاي شهر تهران) بسيار نزديك است.
يادآور مي شود كه زبان گفتاري در راديو، هر چند از سنخ محاوره است طابق النعل آن نيست. اصولاً زبان محاوره (به مفهوم عيني و اصيل آن) تنها به گفتار خود مردم محدود مي شود.به عبارتي، اين زبان به محيط طبيعي خود وابسته است و با زبان مقابل ميكروفن كه زبان مقيدي است فرق دارد.
عوامل راديو در موقعيت هاي مختلف ارتباطي عموماً سعي مي كنند رفتار زباني ِ منضبط و سنجيده اي از خود نشان دهند. بويژه آنكه اين رفتار به منزله جنبه اي از شخصيت و منش اجتماعي آنان در معرض قضاوت مخاطب قرار دارد و در عرف رسانه نيز نموداري از اقتدار و شايستگي حرفه اي آنان تلقي مي شود.
مراقبتهاي گفتاري و در چارچوب قرار دادن زبان كه در عين حال تابع موضوع و سطح كلام و فضاي برنامه و علائق و قابليتهاي گوينده است به محاوره راديويي شكلي نسبتاً حرفه اي و محتاطانه مي دهد و آنرا از محاوره طبيعي متمايز مي سازد.
البته، اين به معناي پاكيزه و بي اشكال بودن زبان گفتاري رسانه نيست. قدر مسلم اين زبان به مقتضاي همان سرشت محاوره اي و طبع هنجارگريزش در معرض خطا و اشتباه است. گوينده راديو هرچند آگاه و مجرب و خويشتندار باشد به سختي مي تواند در حال، قواعد دستور زبان را در گفتار رعايت كند و از خطا مصون بماند.خصوصاً، در حالتي كه سرعت انتقال گفتار بالا و به همان نسبت ميزان تمركز گوينده پايين است.
ويژگي حرفه اي و شكل محتاطانه داشتن محاوره راديويي به سبب دو تفاوت عمده اي است كه اين زبان با محاوره طبيعي (زبان مردم) دارد. اين تفاوتها نه در ميزان پايبندي به قواعد دستوري، بلكه در"ميزان شكستگي و كوتاهي زنجيره گفتار" و "نوع واژگان و تعابير" است.
از راه مقايسه (به شرحي كه در ادامه ذكر خواهيم كرد) وجه تمايز محاوره راديويي با هريك از زبانهاي حديِ طيف گفتار (يعني زبانهاي نيمه رسمي و محاوره طبيعي) را بهتر مي توان درك كرد.


زبان "گفتاري" (محاوره راديويي) زبان " نوشتاري- گفتاري " (نيمه رسمي)
1- واژگان و عبارات و جملات بيشتر خصلت گفتاري دارند تا نوشتاري. مثال:
الف) كم كم مسافرتهاي نوروزي هم شروع ميشه.
ب) انگار تو اين لحظه هاي قشنگ همه دارن مي خندن. 1- واژگان و عبارات و جملات بيشتر خصلت نوشتاري دارند تا گفتاري.مثال:
الف) به تدريج مسافرتهاي نوروزي هم آغاز ميشه.
ب) گويي در اين لحظه هاي زيبا همه در حال خنديدنن.
2- پديده شكستگي و كاهش علاوه بر موارد شش گانه در برخي عناصر دستوري ديگر نيز رخ مي دهد (به مقتضاي شأن گفتار):
حرف اضافه "در"/"تو"اگر/ اگه، مگر/ مگه،ديگر/ ديگه،...
همچنين، بعضي از عناصر قاموسي هم به تناسب سطح گفتارشكسته مي شوند: خانه/ خونه، آسمان/ آسمون،... بالأخره، هجاها به كوتاه تر شدن گرايش دارند. مثال:
موضوع ديگه اي كه امروز مي خوايم به اون اشاره كنيم رفتار بچه ها توي خونه و مدرسه س.
  ۳- پديده شكستگي و كاهش عمدتاً در عناصر دستوري زبان (و بيشتر در شش موردي كه ذكر شد) رخ مي دهد:
فعل مضارع ، نقش نماي "را" (رو) ، تبديل فعل ربطي "است" به پي واژه (دانش آموزاست/ دانش آموزه) ، ضمير اشاره (آن/ اون) ، ضمير متصل(محل كارتان/ محل كارتون) ، حذف فعل معين "است" در ماضي نقلي (گفته است/ گفته) و ندرتاً در پاره اي عناصر ديگر. مثال:
موضوع ديگري كه قصد داريم امروز به اون اشاره كنيم رفتار بچه ها در خانه و مدرسه هس.
۴- به ضابطه نحوي نوشتار چندان مقيد نيست. ممكن است اجزاي جمله جابجا شوند و ترتيب واژگان وعبارات
بهنجار نباشد.
مثال:
نامه ها ي زيادي براي ما ( برامون) فرستادن اين عزيزان. 3-نحواين زبان معمولاًبه قاعده نوشتاراست.يعني در ترتيب اجزاي جمله اغلب جابجايي غير مجاز پديدنمي آيد.
مثال:
اين عزيزان نامه هاي زيادي براي ما فرستادن.
 
وجه تمايز محاوره راديويي و محاوره طبيعي
1- در محاوره راديويي گرايش به كوتاه كردن زنجيره گفتار و كاستن از تعداد هجاها و شكستن عناصر زباني و تغيير دادن آواها كمتر از محاوره طبيعي است. به علاوه، تلفظ ها كاملتر و دقيق تر، و اداي كلمات شمرده تر است و بيان وضوح بيشتري دارد.به همين علت، سرعت انتقال گفتار در محاوره راديويي كندتر از محاوره طبيعي است:


محاوره طبيعي                           محاوره راديويي
- ساعت، شش و ده دقيقه س             - ساعت، شيش و ده ديقه س.
- اگه اجازه بديد (بدين).                       - اگه اجزه بدين.
- كتاب رو (كتابو) از رو ميز برداشتم.       - كتابو از رو ميز ورداشتم.
- پايِ من، خودِشون.                          - پاي من، خودشون(بدون كسره اضافه).
- بِخور، بِگو.                                      - بُخور، بُگو.
- هفده، دوازده.                                 - هيوده(17) ، دوازد
-حقيقتاً، نزديك، خداحافظ.                  - حيقتاً، نزّيك، خدافظ.
- راستي، خواستگاري، شكستن.        - راسّي، خواسگاري، شكسّن.
 
2- بعضي از افعال و واژگان و تعابير متداول در محاوره طبيعي و زبان عاميانه در محاوره راديويي به كارنمي رود.همينطور در محاوره راديويي كاربرد صورتهاي فعلي و ضمائر احترام آميز ترجيح دارد.اين خصوصيتها زبان محاوره راديويي را مؤدبانه تر مي سازد و آنرا در مرتبه اجتماعي بالاتري قرار مي دهد:


محاوره طبيعي                                            محاوره راديويي
- چند روزه اينجا بلاتكليف و سرگردونيم.                - چند روزه اينجا علّافيم.
- گويا نتونسّن بليط پيدا كنن(تهيه كنن).               - مثِ اينكه نتونسّن بليط گير بيارن.
- از خونه اومدم بيرون (بيرون اومدم).                    - از خونه زدم بيرون.
- ميشه حالا نريد(نرين).                                    - ميشه حالا رفتن رو بي خيال شي.
- بوي تعفّن همه جا رو گرفته.                             - بوي گند همه جا رو گرفته.
- مرتب بهانه مي گيره.                                      - هي بهونه مي گيره.
- به ايشون گفتم (عرض كردم).                           - بهشون گفتم، بهش گفتم.
- چاي ميل دارين(داريد)؟                                    - چاي مي خوري؟چاي مي خورين؟
- با منزلتون تماس گرفتيم تشريف نداشتيد.           - خونه تون زنگ زدم نبودين.
- حالتون خوبه؟                                                - حالت خوبه؟
- شما چند سالته (سالتونه)؟                             - تو چند سالته؟
- كنار در، كنار پنجره.                                         - دَمِ در، دَمِ پنجره.
- دوام، كلام، زندان، تهران.                                 - دووم،كلوم، زندون، تهرون.
 
 
در نوشتن متن براي راديو اين نكات را فراموش نكنيد :
1- دقيقاً بدانيد چه چيزي را مي خواهيد به مخاطب خود بگوييد. موضوع هر نوشته را بايد بتوان در چارچوب مشخص و معيني قرارداد. نبايد وقتي موضوع در ذهن خودمان مبهم است (واضح و روشن نيست) دست به قلم ببريم.
2- هدفمان از طرح يك موضوع مشخص باشد. به دنبال چه هستيم؟ قصدمان از بيان موضوع مورد نظر چيست؟ مي خواهيم چه تأثيري بر مخاطب بگذاريم؟ آيا قصد ما صرفاً اطلاع رساني است؟ آيا مي خواهيم نكته اي را آموزش دهيم؟ آيا مي خواهيم مخاطب را سرگرم كنيم؟ آيا مي خواهيم ذهن او را نسبت به مسأله اي روشن كنيم؟ آيا به دنبال تغيير نگرشي در او هستيم؟ قصد متقاعد كردن اورا داريم؟...
3- مخاطبي را كه برايش مي نويسيم بخوبي بشناسيم، چقدر سواد دارد؟ شغلش چيست؟ چه چيزي او را آزرده يا خوشحال مي سازد؟ ايده آلهاي او چيست؟ در چه مقطع سني است؟ آيا حوصله شنيدن اين حرفها را دارد؟ آيا مطلب ما مشكلي را از او حل مي كند؟...
4- "طرح" متن را در ذهن خود بريزيم، مسير نوشته را مشخص كنيم : از كجا شروع كنيم (نخست چه بگوييم) بعد چه بگوييم، و بعد از آن چه؟...
براي اينكار، لازم است حتي الامكان موضوع را قطعه بندي كنيم. تقطيع موضوع يعني تقسيم آن به جنبه هايي كه هرجنبه در يك پاراگراف بيان شود و جزئي از متن را تشكيل دهد. سپس اين اجزا را با ترتيب مناسبي دنبال هم بچينيم.
مثلاً اگر موضوع يك صفحه تكست "معرفي كتاب" خاصي باشد، اين موضوع را مي توان به شرح زير تقطيع كرد
– جمله اي مناسب براي شروع متن (به نحوي كه جلب كننده باشد) سپس اعلام نام كتاب و نويسنده آن.
– معرفي موضوع كتاب و بخش هاي مختلف آن (عناوين موضوعي بخش ها)
– نمونه نثر كتاب
– شمارگان و ناشر كتاب + جمله پاياني مناسب براي متن.
5- در خلال نوشتن متن، نوشته را براي يافتن واژه هاي زيباتر و مناسب تر متوقف نكنيد. ممكن است رشته سخن در ذهن شما گسسته شود و چه بسا به گونه اي كه مي خواستيد متن را بنويسيد و قبلاً در ذهنتان نقش بسته، نتوانيد متن را بنويسيد (يعني از يادتان برود).
6- موقع نوشتن متن مخاطبان گوناگون را در نظر نگيريد. متني كه مصالح و مقتضيات مخاطبان مختلف (با سنين و علائق متفاوت) در آن در نظر گرفته شود، اغلب هيچ مخاطبي را جذب نمي كند. اگر براي مخاطبان عام مي نويسيد يك نفر را با ميانگين سنّي و سطح سواد جمعيت تحت پوشش در نظر بگيريد.
7- سعي كنيد متن شما انشا نويسي نباشد (يعني با فشار آوردن به ذهن و زير و رو كردن محفوظات خود و نوشتن حرفهاي بديهي كه تازگي ندارد بخواهيد موضوعي ر توصيف يا بيان كنيد) چنين متني چيزي به مخاطب نمي دهد. سعي كنيد در متن از نقل قول، گزيده كتاب، شعر، ضرب المثل، خبر و امثال اينها استفاده كنيد به عبارت ديگر مطالب خود را به شواهدي مناسب بياميزيد. اين باعث ايجاد تنوع و غناي محتوا در متن مي شود.
8- در نوشتن متن اقتصاد كلام را رعايت كنيد. هر چقدر بتوانيد موضوع را در عبارات و جملات كمتري انتقال دهيد (به شرط آنكه البتّه نوشته شما روان وگويا باشد) آن متن نافذتر خواهد شد. اگر موضوعي را براحتي بتوان در چهارسطر بيان كرد درصورتي كه آن را در پنج سطر يا بيشتر بنويسيد از تأثير كلام خود خواهيد كاست. به اصطلاح، مغز محتوايي متن (هسته مفهومي آن) ناچيز و بي مقدار مي شود.
9- دقت داشته باشيد كه ممكن است دريافت و استنباط شخصي شما از يك موضوع درست و سنجيده نباشد. البتّه نظر شما براي خودتان محترم است ولي راديو محمل آراي شخصي و فردي نيست. ما چه حق داريم نظر خود را به توده هاي ميليوني مخاطب تحميل كنيم (بنابراين سعي كنيد از خودتان نظر ندهيد و به نظر و انديشه نويسندگان و متفكران موجّه و صاحب نام رجوع كنيد).
10- در نوشتن متن براي راديو معمولاً از واژگان و تعابيري استفاده كنيد كه مخاطب براي فهم آنها نيازي به رجوع به فرهنگ لغت نداشته باشد. توجه داشته باشيد كه شنوندگان ما براي استفاده از راديو (مثلاً در تاكسي) نمي توانند ده جلد كتاب لغت نامه با خود حمل كنند. بنابراين از قبيل جملات زير را در متن بكار نبريد :
"اگر در اين باره تدقيق و مداقه بيشتري شود... ."
به جاي اين جمله بنويسيد : اگر در اين باره دقت نظر بيشتري شود...
11- موقع نوشتن متن به اين نكته توجه كنيد كه مطلب شما در كجاي برنامه خوانده مي شود. موضع متن در كنداكتور برنامه كجاست؟ متن را به شكل انتزاعي (در فضاي مجرّد) ننويسيد سعي كنيد براي برنامه كنداكتور تهيه شود.
12- به اين نيز فكر كنيد كه موضوع و متن شما با توجه به اختصاصات برنامه مورد نظر، بهتر است با چه گونه زباني نوشته شود. بسياري از موضوعات را در راديو نمي توان با زبان فخيم و استوار و به نثر فصيح نوشت.همچنانكه خيلي از مطالب را هم نمي توان به سياق محاوره(نثر شكسته)بيان كرد ببينيد خصائص موقعيت ارتباطي(موضوع،هدف،مخاطب،قالب،زمان پخش،ريتم و ضرباهنگ و...)چه گونه زباني را اقتضا دارد.
به علاوه،در نوشتن متن حس زمان پخش و ساعت بيولوژيك بدن را در نظر بگيريد(واژه ها و طول عبارات و جملات در متن صبحگاهي با شامگاهي فرق مي كند).
13- در نگارش متن از جملات كوتاه و مستقل استفاده كنيد.تا مي توانيد آهنگ جملات را معلّق نگه نداريد.اگر ضرورتي ندارد از "واو" عطفي و "كه" موصولي و ربط دهنده استفاده نكنيد يا كمتر استفاده كنيد.در خيلي از موارد واقعاً ضرورتي ندارد دو جمله را با " و" به هم وصل كرد.
14- اطلاعات را به شكل فشرده و در هم تنيده به مخاطب ارائه نكنيد در راديو اطلاعات بايد بطور تدريجي و در قالب جملات كوتاه القاء شود و الّا در ذهن مخاطب نمي ماند. از بمباران اطلاعاتي مخاطب هم بپرهيزيد (متن راديويي ظرفيت انتقال محدودي دارد و با بولتن و روزنامه فرق مي كند).
15 - از ياد نبريد كه وجود "مخاطب خاص" موجب پيچيده گويي و پيچيده نويسي نمي شود. ولو مخاطبان ما عده اي از اهل قلم و نظر باشند متن راديو اصولاً بايد روان و ساده و بدون ابهام و تعقيد نوشته شود. اهل ادب هم متن هاي ثقيل را نمي پسندند.
16- سعي كنيد به طرز نگارش خود خصلت گفتار و سخن گفتن بدهيد (خصلت گفتار دادن لزوماً بدين معنا نيست كه الفاظ شكسته بكار ببريد) متن راديو در عين سنجيدگي و فكورانه بودن بايد حس سخن گفتن با مخاطب را القاء كند. هر عنصر و عاملي كه بي جهت ويژگي متن هاي مكتوب و رسانه هاي چاپي را به مطلب ما بدهد در راديو مشكل ساز است. شنونده حتي الامكان نبايد احساس كند گفتار راديويي از روي نوشته و به شكل روخواني القاء مي شود.
17- جمله شروع در متن راديويي بسيار حائز اهميت است. مدخل نوشته بايد گيرا و جذاب باشد بنحوي كه مخاطب را ناگزير به همراهي با گوينده سازد. گاهي شروع با يك سؤال مناسب، گاه نقل قولي جالب توجه از يك نويسنده، گاهي يك ضرب المثل، گاه يك عنوان(تيتر) نسبتاً خيره كننده مي تواند چنين شروعي را رقم بزند.
18- به قواعد دستور زبان فارسيِ معاصر مقيّد باشيد. فراموش نكنيد پاي بندي به قواعد و ضوابط دستوري براي اديبانه كردن يا كتابي كردن متن(يا بهانه ندادن دست اين و آن)نيست، بلكه براي صحيح نوشتن و راحت بيان كردن و به سهولت فهميدن است. البتّه، برخي مسامحات زباني در متن هاي شنيداري و مطالبي كه شفاهاً بيان مي شود طبيعي است و ايرادي ندارد.
19- عناصري كه خصوصيت معياري زبان فارسي را تضعيف مي كنند در نگارش متن و زبان نوشته وارد نكنيد (نظير كاربرد واژگان كهن و مهجور و منسوخ فارسي، تلفظ هاي لغت نامه ايِ نامتداول، گَرته برداري از نحو زبان انگليسي و فرانسه، عربي گرايي مبالغه آميز، عربي زدايي افراطي و به اصطلاح سره نويسي، كاربرد عناصر زبان صنفي و محلي، شاعرانگي كاذب و ...)
20- در خلال نوشتن به اين نكته توجه داشته باشيد كه چه كسي متن را مي خواند.آيا متن بايد براي اجراي يك گوينده نوشته شود يا دو گوينده؟ نيز قابليت هاي حرفه اي گويندگان برنامه را مدنظر داشته باشيد . ممكن است گوينده اي نتواند برخي اشعار و واژگان انتخابي شما را بخواند.
21- در نوشتن متن به حد و رسم طرح موضوع توجه داشته باشيد. ضوابط و مقررات محتوايي پخش گفتار در سازمان را از ياد نبريد. پا را نبايد از چارچوب سياستها فراتر گذاشت. نويسنده بايد خطوط قرمز مربوط به طرح هر موضوع را در نظر داشته باشد و حساسيتها را بداند.
22- در تعريف و تمجيد از اشخاص اندازه نگه داريد.القاب و صفات اغراق آميز و غير واقعي در مورد اشخاص
بكار نبريد. مثلاً نگوييد تصنيفي بشنويد از زنده ياد استاد و هنرمند فرزانه...
23- در متن نويسي براي راديو شرط "تنوّع" را نصب العين خود قرار دهيد (هم تنوّع در موضوعات برنامه، هم تنوع در متن واحد).شكل نوشته نبايد يكنواخت باشد مثلاً اگر قرار است براي يك "شعر" دو سه سطر مقدمه بنويسيد بهتر است اين مقدمه خودش شعر نباشد.
در نوشتن مطالب برنامه از همه قالبهاي مناسب براي طرح موضوع بهره بگيريد (گفت و شنودي، توصيفي، حكايت ، شعر، نامه، پيامهاي كوتاه،...)
24- به هيچ وجه براي راديو نثرهاي فريبنده و پرطنطنه بي محتوا ننويسيد. متأسفانه امروزه پاره اي از مطالب برنامه ها صرفاً گردايه اي از واژه هاي زيبا و آهنگين است و مفهوم روشني القاء نمي كند. توجه داشته باشيد كه اصولاً دريافت كلام مخيل ولو معني هم داشته باشد براي شنونده راديو دشواراست، خصوصاً اينكه راديو غالباً در محيط هاي ساكت شنيده نمي شود (انبوه صداهاي محيطي شنونده را احاطه كرده اند و معمولاً ذهن شنونده كاملاً معطوف به برنامه راديو نيست و گوش دادن به راديو و شنيدن برنامه كار اصلي مخاطب نيست).
25- سعي كنيد متن به گونه اي نوشته شود كه شنونده براي دريافت اطلاعات و مفاهيم آن ذهن خود را بيش از اندازه درگير نكند. متني كه در خلال آن ذهنِِ شنونده به هر علت متوقف شود و با گوينده برنامه در ادامه گفتار همراه نشود راديويي نيست.
توقف ذهن شنونده در متن فقط به سبب طولاني بودن جملات (دوري مبتدا از خبر) يا پيچيده بودن گفتار يا ابهام در عبارات و مفاهيم نيست. مثلاً، گاهي لازم است اطلاعات نهفته در متني صراحتاً به شنونده داده شود ولي نويسنده غفلت مي كند. به مثال زير توجه كنيد :
"ويكتور هوگو در سال 1802 در فرانسه به دنيا آمد و در سال 1885 چشم از جهان فروبست. كتابهاي بينوايان، گوژپشت نتردام، و رنجبران دريا از آثار مشهور است..."
در متن فوق لازم است پس از عبارت "در سال 1885" عبارت "در 83 سالگي" اضافه شود تا مخاطب براي دريافت سن نويسنده به تفريق اعداد در ذهن خود نپردازد.
26- در متن شما نبايد خلايي ازحيثِ اطلاع رساني احساس شود. شما موظفيد اطلاعات كليدي و اصلي را درباره موضوع به شنونده عرضه كنيد. متني كه جنبه اطلاع رساني دارد (مانند خبر) بايد سؤالات "اصلي" شنونده را پاسخ دهد.
در عين حال (همچنانكه گفته شد) اطلاعات زائد و حاشيه اي در متن نياوريد ازدحام بي مورد اطلاعات (خصوصاً اگر ضروري نباشد) ذهن شنونده را آشفته مي كند.مثلاً در متن زير عباراتي كه زيرآنها خط كشيده ايم زائد و بي مورد تلقي مي شوند :
"ويكتور هوگو در 26 فوريه سال 1802 در فرانسه به دنيا آمد و در 23 ماه مه سال 1885 ، در 83 سالگي چشم از جهان فروبست"
بديهي است هر كسي در ماهي به دنيا مي آيد و در ماهي از دنيا مي رود.
27- اعداد و ارقام را درمتن هاي راديويي در صورت امكان گرد كنيد (مگر آنكه بنا به ايده متن لازم باشد عدد بطور دقيق بيان شود). مثلاً در جمله زير :
"نتايج پرسشنامه اي كه 1972 راننده انگليسي آن را پر كرده اند نشان مي دهد"
بجاي عدد 1972 بگوييد حدود 2000 راننده انگليسي.
همچنين، اطلاعات اصلي و كليدي را در نخستين عبارت متن (دو سه كلمه شروع متن) نياوريد (زيرا مخاطب تا به خود بيايد اطلاع مورد نظر از دست رفته است) مثلاً، بجاي جمله 20000 نفر در يك مسابقه راهپيمايي در شهر هامبورگ آلمان شركت كردند" بگوييد :
"در يك مسابقه راهپيمايي در شهر هامبورگ آلمان 20000 نفر شركت كردند" بالأخره، پس از مقياسها و كميت هاي عددي ناآشنا (براي مخاطب ايراني) عبارتهاي ايضاحي مناسب بياوريد تا شنونده قادر به درك يا تجسّم ميزان مورد نظر شما باشد. مثلاً :
"الماسي به وزن 200 قيراط، معادل 42 گرم، در يك موزه انگليسي به نمايش گذاشته شد".
28- با گيومه (" ") نمي توان عبارات و جملات را در متن راديويي تفكيك كرد. (شنونده گيومه را نمي بيند) بنابراين، طرز نگارش متن زير اشكال دارد :
معصوم (ع) مي فرمايد : "پناهي نيكوتر از پرهيزكاري نيست" هر كه بخواهد از حوادث دنيا و عقبي امان يابد و هيچ آفت در دو جهان به او نرسد بايد پرهيزكار شود...
ايراد متن فوق در اين است كه شنونده نمي داند پايان كلام معصوم(ع) كجاست. براي رفع اين اشكال لازم است پس از كلام نقل شده عبارت ربطي مناسب قرار گيرد. مثلاً : آري هر كه بخواهد از حوادث...
29-كاربرد كلمه اي كه با كلمه ديگر تشابه آوايي دارد، يعني آواي يكسان دارند (نظير تهديد/ تحديد، نغز/ نقض، عمل/ امل،...) گاهي شنونده را به اشتباه مي اندازد. اين كلمات را طوري بكار ببريد كه از روي بافت جمله قابل تشخيص باشند. مثلاً در جمله زير كلمه "تحديد" مهجور است شنونده آن را "تهديد" تصور مي كند :
"تصميمات اخير كنگره آمريكا موجب تحديد منابع نفتي خاورميانه مي شود" بجاي اين كلمه بهتر است عبارت "محدود شدن " به كار رود. همينطور در جمله اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : شما را از طول امل برحذر مي دارم" بهتر است بجاي "طول امل" عبارت "آرزوهاي دور و دراز" به كار رود.
30- كلمات "هم نويسه" را نيز در صورتي كه احتمال مي دهيد گوينده اشتباه بخواند براي او اعراب گذاري كنيد (البتّه نه كلمه اي را كه گوينده از روي بافت جمله تشخيص مي دهد). در عينِ حال، از علامت گذاري بي مورد در متن پرهيز كنيد زيرا موجب وهن گوينده مي شود : كلماتِ بَدْوي / بَدَوي ، مُلك / مِلك / مَلَك / ملِك ، مُشرِف / مُشَرَّفْْ ،رُستن / رَستن و ... هم نويسه اند.
مثال :
– اين دشتِ راز آميز رُستن گاه لاله هاست.
– رأي هيئت بَدْوي پس از يك هفته اعلام شد.
البتّه، گاهي با اعراب گ

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

خاطرات گويندگي : بهروز رضوي

صداي او آدم را به ياد قصه، به ياد راديو، به ياد قصه هاي شب راديو مي اندازد؛ صداي او آدم را به ياد سينما، به ياد مستندهاي به يادماندني، به ياد تيزرهاي تبليغاتي بسياري از فيلم هاي دوست داشتني كيارستمي، كيميايي و مخملباف مي اندازد. چهل سال است كه بهروز رضوي در راديو، تلويزيون و سينما گويندگي مي كند و حالا ديگر صداي گرم و صميمي اش مثل همه خاطره هاي خوب مشترك، در حافظه جمعي ما ماندگار شده است. با بهروز رضوي در يك روز بهاري در استوديوي شماره ۴ ساختمان شهداي راديو قرار مي گذارم، ساعت ۴، روايت شب تمام و گفت وگوي ما آغاز مي شود.


● چه شد كه گوينده شديد؟
من همكاري ام با راديو را از سال ۱۳۴۷ شروع كردم. بعد مدتي بين همكاري من با راديو فترتي افتاد تا اينكه دو سال بعد به دعوت مرحوم نادر نادرپور، كه در آن زمان مسوول گروه ادب امروز راديو بود، به عنوان نويسنده به راديو برگشتم. بعد از مدتي به خاطر كمبود گوينده گفتند نويسنده ها متن هايشان را خودشان بخوانند و يوا ش يواش گوينده شدم.
دهه پنجاه، زماني كه شما فعاليت خودتان را در راديو شروع كرديد، دوران طلايي راديو در ايران بود، فكر نمي كنم راديوي ايران هيچ وقت تا اين اندازه مورد اعتماد هنرمندان بود...
بله در همان گروه ادب امروز كه به سرپرستي مرحوم نادر نادرپور اداره مي شد، آقاي عدنان غريفي، حسين منزوي، عمران صلاحي، حسن نامدار و بسياري ديگر از نام آوران شعر و هنر و مطبوعات كشور حضور داشتند. البته من فكر مي كنم راديو هنوز هم از تلويزيون جلوتر است و از جهت محتوايي خيلي راضي كننده تر از تلويزيون است ولي خب...


● همان طور كه مي دانيد يك كاركرد مهم راديو قصه گويي است. بسياري از صاحب نظران معتقدند در ميان رسانه هاي مختلف راديو تواناترين رسانه براي قصه گفتن و آفرينش خيال و رويا در ذهن مخاطب است؛ شما سال هاست كه راوي قصه هاي راديو هستيد، آيا قصه گويي در راديو يك سبك تخصصي گويندگي است؟
من سال هاست كه در راديو روايت مي كنم. در سال هاي قبل از انقلاب گويندگي بخش هاي روايتي با من بود و در سال هاي بعد از انقلاب هم مدت ها برنامه كتاب شب را اجرا مي كردم كه حالا اسمش عوض شده و از شبكه تهران آمده شبكه فرهنگ و اخيراً هم كه چند سالي است قصه شب را از شبكه ايران (سراسري) مي گويم. قصه گويي در راديو چه براي بزرگسالان و چه كودكان، اهميت زيادي دارد. شما ببينيد عمر قصه شب به طول عمر راديو است؛ مردم قصه را دوست دارند مخصوصاً قصه راديويي را بيشتر دوست دارند چون خودشان قصه را در ذهنشان كارگرداني مي كنند و آن را همان طوري كه دوست دارند در ذهنشان بازآفريني مي كنند.
من به دليل علاقه به روايت و روايت گويي در طول اين سال ها تلاش كردم راه هاي عملي براي بهتر و نتيجه بخش شدن سبك روايت گري ام در راديو پيدا كنم. من اساساً يك تعريف كلي براي گويندگي در راديو دارم كه مربوط به همه سبك هاي گويندگي مي شود و بعد از اين تعريف، به سبك هاي تخصصي مانند گويندگي قصه يا روايت گري در راديو مي رسيم.
به نظر من صدا و لحن گوينده بايد خيلي صميمي و بي تكلف باشد. خيلي از صداها مغرورانه هستند و شنونده نمي تواند به اين صداها نزديك شود و با گوينده ارتباط برقرار كند. هر كجا كه گوينده يك ذره بخواهد به من خودش بپردازد و خودش را نشان بدهد، قافيه را باخته. گوينده بايد در اختيار متن باشد، روايت گري هم براساس متن حالت مي گيرد. اگر دقت كرده باشيد قصه هايي كه من هر شب روايت مي كنم، هر كدام به اقتضاي متن، اجراي خاص خودش را دارد ولي عنصر صميميت و سادگي بايد در همه اجراها وجود داشته باشد، در مورد ساير متن ها همين طور است، هر چقدر متن ساده تر اجرا شود، يعني به گونه اي اجرا شود كه شنونده حس نكند كسي به عنوان واسطه ميان او و متن قرار دارد، به مراتب دلپذيرتر مي شود؛ هرگاه عوامل تصنعي و تحميلي در برنامه حضور پيدا مي كنند كار تشتت پيدا مي كند و انسجام لازم را از دست مي دهد.


● شما به عنوان يكي از گويندگان پيشكسوت راديو كار گويندگان جديد را چطور ارزيابي مي كنيد؟ فكر مي كنيد در كار نسل جديد گوينده ها چه چيزي كم دارند؟
هرچه مطالعه گوينده بيشتر باشد، هرچه گوينده به متون مختلف احاطه داشته باشد، اولاً اطلاعات عمومي اش بيشتر مي شود و دوم اينكه تسلطش بر واژه ها و بر ادبيات و ادبيت متن افزوده مي شود. اجراي زيبا در كار راديو به اين معنا نيست كه حتماً صداي من خيلي شفاف و اتوخورده باشد، گاهي خستگي صداي من، دو تا نفس اضافه در صداي من، يك سكوت مناسب يا يك گرفتگي صدا اجرا را زيبا مي كند. اين به معناي ادا درآوردن نيست، خود متن اين بلا را بر سر صداي من گوينده مي آورد. من نمي دانم چطور بگويم كه ديگران هم متوجه بشوند، ولي اگر گوينده خود را به دست حس متن بسپارد، كار همان كاري مي شود كه بايد بشود. شما نمي توانيد غزل حافظ را مثل غزل سعدي بخوانيد. هر متني حال و هواي خاص خودش را دارد كه سبك اجراي متناسب با آن حال و هوا را مي طلبد و اين چيزي است كه گوينده خوب مي تواند تشخيص بدهد. اينكه من مي گويم مطالعه كردن براي گوينده ها اهميت زيادي دارد به همين خاطر است. فقط يك گوينده اهل مطالعه مي تواند حال و هواي متن را دريابد و انديشه نويسنده متن را درست به مخاطب منتقل كند. گوينده هاي جوان وقتي موفق مي شوند كه مطالعه را بخش مهمي از كارشان بدانند و اگر روزي دو ساعت اجرا دارند، سه ساعت مطالعه كنند.


● يك ويژگي مثبت كار گوينده هاي قديمي راديو كه گوينده هاي جديد كمتر رعايت مي كنند، توجه به ريتم كلام و وزن واژه ها و رعايت آن در اجراي متون مختلف، حتي متون غيرادبي بوده و هست. اين اجراي روان و دلنشين چطور به دست آمده است؟
همان طور كه گفتم يك بخش مهم كار گويندگي مطالعه است، گوينده بايد ادبيات كلاسيك ايران را خوب مطالعه كند و مخصوصاً شعر بخواند. شعر خواندن در گويندگي وزن كلام ما را تصحيح مي كند. ما در شعر مي فهميم كه وزن كلمه اي مثل آسمان چيست. آيا بايد بگوييم آسًمان يا آســـــمان يا آسٍمان؟ اما وقتي در شعر حافظ مي خوانيم؛ آسمان بار امانت نتوانست كشيد مي فهميم وزن كلمه آسمان چقدر است. شعر چه كلاسيك باشد يا نو يا ترجمه اشعار خارجي، خيلي به گويندگي كمك مي كند. نبايد با مقوله گويندگي با شلختگي برخورد كرد. گويندگي اگر همراه با مطالعه و خلاقيت و تمرين نباشد، كار يكنواخت و كشنده اي مي شود.


● نظرتان درباره بداهه گويي در اجرا چيست؟
بداهه گويي مي تواند يكي از امتيازات مجريان راديو و تلويزيون باشد ولي مهم اين است كه اين بداهه گويي همراه با درك موقعيت و ضرورت استفاده از آن باشد. گاه گداري، ما جواب هايي مي دهيم كه حاضر جوابي است و خوب است؛ اما گاه گداري ديگر مي شود پر رويي.
گاهي ما در اجراي يك برنامه مي بينيم كه اين آقاي مجري مسلط است، بلد است حرفش را خوب بزند، اما گاهي مي بينيم نه، اين گوينده بچه پر رويي است كه ميكروفن گير آورده و اين آزاردهنده است. اول از همه شنونده زده مي شود. بعد دست اندركاران برنامه و آخر از همه گوينده.حاضر جوابي خيلي خوب است، بداهه گويي براي اجرا لازم است، بايد باشد اما اينها با بچه پرروبازي و دريدگي و دماغ سوزوندن و روكم كردن فرق مي كنند.


● صداي شما خيلي ها را به ياد تيزر هاي فيلم هاي سينمايي كارگردان هاي خوب كشورمان مي اندازد، چه شد كه در كنار كار روايت گري در راديو در اين ژانر گويندگي هم سبك خاص خودتان را به وجود آورديد؟
خدا رحمت كند آقاي مهدي رجائيان را كه از مونيتورهاي خوب سينماي ايران بود. اولين بار او از من دعوت كرد براي گويندگي تيزر و آنونس فيلم هاي سينمايي. و خيلي هم من را در اين كار هدايت كرد، من خصوصاً كار نريشن و گويندگي آنونس را مديون آن بزرگوار هستم. اوايل كار، وقتي از من دعوت مي كرد كه براي گويندگي تيزر يك فيلم بروم، مي گفتم اول فيلم را بگذاريد ببينم، فيلم را مي ديدم و مي گفتم نه، من تيزر اين فيلم را گويندگي نمي كنم. اوايل چيزي نمي گفت بعد از مدتي به من زنگ زد كه آقاي رضوي بالاخره شما مي خواهيد آنونس بگوييد يا نه؟ گفتم بله. گفت؛ پس چرا هر بار از تو مي خواهيم گويندگي كني ما را سنگ روي يخ مي كني، من به فلان تهيه كننده مي گويم از تو استفاده مي كنم و بعد تو مي آيي، مي گويي نه. قصدت چيه؟ گفتم؛ والا من مي خواهم تيزر فيلمي را بگويم كه اگر تماشاچي رفت ديد به من بد و بيراه نگويد.
وقتي خودم طاقت تماشاي فيلمي را ندارم چطور به مخاطب بگويم بيايد فيلم را ببيند. گفت؛ تو خيال مي كني چند تا از اين فيلم ها در ايران ساخته مي شود؟ يا اصلاً آنونس چند تا از اين فيلم ها را به ما مي دهند كه بسازيم؟ گذشته از اينها مي داني نظر من چيست آقاي رضوي، من وظيفه ام اين است كه حتي براي يك فيلم بد هم آنونس خوب بسازم. گفتم خب آدم به دروغ گويي مي افتد. گفت نه دروغ هم نمي گوييم، ولي جاهايي از فيلم را انتخاب مي كنيم كه جذاب تر است. گفتم باشد مهدي جان ولي من دوست دارم تيزر فيلم هايي را بگويم كه خودم از آن خوشم مي آيد. بعد از اين ديگر فيلم هايي را پيشنهاد مي كرد كه فكر مي كرد خوشم بيايد.


فكر مي كنم اين مساله در مورد اجراي راديويي شما هم صدق مي كند، شنيدم كه شما هر متني را اجرا نمي كنيد.
بله، من در برنامه هاي راديويي هم همين كار را مي كنم. خدا رحمت كند مرحوم آقاي تورج فرازمند را. روزي به من گفتند كه چيه مسخره بازي درآوردي، هفته اي يك روز پا مي شوي مي آيي راديو، مداركت را بردار بيار استخدام شو. گفتم من خيال مي كنم كار من جوري نيست كه استخدام بشوم. گفت چرا؟ گفتم من اگر استخدام راديو بشوم هر دري وري جلويم بگذاريد بايد بخوانم و وظيفه اداري ام را انجام بدهم ولي وقتي كارمند شما نيستم آزادم متني را كه مي خواهم بخوانم. خنديد و گفت مثل اينكه تو عقلت بيشتر از ماها رسيده. واقعاً اين جور كارها را نمي شود بدون داشتن نگاهي نقادانه انجام داد. علت اينكه من هنوز اندك حيثيتي دارم اين است كه در طول اين چهل سال، هميشه اين وسواس را داشتم كه متن سالمي بخوانم، متن بي ربطي نخوانم و حرف بي پر و پايه اي نگويم.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-166.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

ادبيات در رسانه

رسانه تلويزيون براساس گفتار شكل مي گيرد و به اين خاطر از مقوله ادبيات كه برپايه نوشتار است فاصله مي گيرد و همين عامل باعث مي شود تا ارتباط نزديكتري با مخاطب برقرار كند. البته عنصر نوشتار را مي توان به طور كامل از مقوله رسانه حذف كرد. زيرا برخي از گفتار گويندگان برپايه متن نويسندگان شكل مي گيرد و مجريان براي اينكه ارتباط بهتري با مخاطبان برقرار كنند ناگزيرند تا از خلاقيت خود براي جان بخشيدن به كلمات مرده استفاده كنند. بسياري از برنامه هاي تلويزيوني برپايه پخش زنده شكل مي گيرد و امكان اينكه تمام مطالبي كه در زمان پخش توسط گويندگان بيان مي شود از پيش نگاشته شود مقدور نيست, زيرا برنامه در هنگام پخش ساخته مي شود و لذت ديدن برنامه برپايه حوادث خلق الساعه است.
مدت پخش برنامه تلويزيوني تا اندازه اي است كه حتي در صورت پخش غير زنده هم نگاشتن تمام متون براي نويسندگان غيرممكن است, زيرا نويسندگان براي نگاشتن برنامه اي 24 ساعته زمان اندكي دارند. بنابراين در تلويزيون اصل برپايه گفتار است و آنچه شكل مي گيرد براساس ذهن خلاق مجري است, يكي از راهكارهايي كه فاصله مخاطب با تلويزيون را از بين مي برد به كار بردن واژه هاي مشترك ميان بيننده و مجري تلويزيون است. اين امر باعث مي شود تا بيننده و رسانه در يكديگر تلفيق شوند. اما آنچه كه در تلويزيون باعث آسيب رسيدن به ذهن مخاطب است فاصله گرفتن از ادبيات و نزديك شدن به فرهنگ گفتار است. فرهنگ گفتار زماني مي تواند پويا باشد كه برپايه ادبيات شكل بگيرد اما در اغلب برنامه ها مجريان مي كوشند تا با ابتدايي ترين روش با مخاطب خود در ارتباط باشند.
يكي از آسيب هاي شديدي كه تلويزيون را در خطر نابودي قرار داد, پخش زنده اغلب برنامه ها از اولين ساعات بامداد تا واپسين ساعات شامگاه و گسترش كانالهاي تلويزيوني بود. عوامل فوق باعث شد كه تمركز ادبي تلويزيون از بين برود و برگي درد البته اگر سه متوالي از اين دارو استفاده شود حالات افسردگي را از بين برده بيخوابي را مداوا مي كند و بيماران اعتماد بنفس خود را باز مي يابند.

نام: سيب
خواص: سيب Apple نام علمي Nigella Sativa گياه شناسي درخت سيب در بيشتر نقاط دنيا پرورش داده مي شود و سيب ميوه ايست كه مي توان گفت در هر جاي دنيا وجود دارد و همه مردم دنيا آنرا مي شناسند. در كشور عزيز ما ايران اين درخت بصورت وحشي در جنگل هاي شمال وجود دارد در لاهيجان و رودسر آنرا آسيب ، هسي و هسيب و در مازندران به آن سه مي گويند. سيب انواع مختلف دارد. انواع وحشي آن كوچك و پرورش يافته آن درشت و برد مي باشد. سيب نوع ترش و شيرين دارد. خواص داروئي: 1) سيب يك ميوه قليايي است و تميز كننده بدن است و بعلت دارا بودن پكتين زياد آب اضافي بدن را خارج مي سازد 2) سيب را مي توان براي برطرف كردن اسهال حتي براي كودكان بكار برد. بدين منظور سيب را بايد رنده كرد و استفاده نمود.سيب را مي توان پخت و براي آنهايي كه روده تنبل دارند آن را روي آتش ملايمي بپزيد البته حتما از ظرف لعابي يا تفلون استفاده كنيد زيرا به اين طريق پكتين و ويتامين هاي آن حفظ مي شود. 3) شربت سيب بهترين دارو براي درمان سرفه و گرفتگي صدا مي باشد.براي تهيه شربت سيب يك كيلو سيب راشسته و با پوست قطعه قطعه كنيد و در يك ليتر آب بپزيد سپس آنرا با پارچه نازكي صاف كنيد و چند تكه قند به آن اضافه كنيد و دوباره روي آتش ملايم قرار دهيد تا قوام بيايد و آن را از روي آتش برداريد روزي سه تا چهار فنجان از اين شربت بنوشيد. 4) سيب داراي مقدر زيادي كلسيم است و كلسيم سيب به بدن كمك مي كند كه كلسيم غذاهاي ديگر را نيز جذب كند. 5) خوردن سيب يبوست را برطرف مي كند و براي خستگي مفرط مفيد است 6) دم كرده برگ درخت سيب ادرار آور است و درمان كننده التهاب كليه و مثانه ميباشد. 7) نوشيدن آب سيب داروي موثري براي درمان سرماخوردگي و گرفتگي صدا و سرفه است. 8) سيب مقوي كبد و اشتها آور است. 9) سيب براي درمان تنگي نفس بسيار مفيد است حتي بوئيدن سيب نيز اين خاصيت را دارد 10) سيب پخته تقويت كننده معده و كبد و دفع كننده سودا و سموم بدن است. 11) سيب حرارت را از بدن خارج مي سازد. 12) سيب را رنده كنيد و در دستمال بپيچيد و روي چشم بگذاريد درد چشم را برطرف مي كند. 13) خوردن سيب حتي براي آنهايي كه بيماري قند دارند مفيد است چون قند خون را بالا نمي برد. 14) كسانيكه مي خواهند لاغر شوند حتما بايد سيب را با پوست بخورند. 15) دم كرده گل سيب داروي سرفه و تورم مجراي تنفسي است 16) سيب داروي خوبي براي درمان زخم ها مي باشد 17) سيب بهترين دارو براي سوء هاضمه است زيرا داراي مقدر زيادي پكتين مي باشد 18) آب سيب را حتي مي توان براي تنقيه استفاده كرد. اين تنقيه براي بيماريهاي روده بسيار موثر است. 19) پوست سيب را مانند چاي دم كنيد و بياشاميد اين چاي بهترين دوست كليه است. 20) آب سيب را با آبميوه گيري در منزل تهيه كنيد و فورا آنرا بنوشيد زيرا در اثر ماندن آنزيم هاي خود را از دست مي دهد. 21) آب سيب براي زيبايي پوست استفاده زيادي دارد بخصوص براي از بين بردن چين و چروك پوست موثر است بدين منظور آب سيب را صبح و شب روي پوست گردن و صورت بماليد و ماساژ دهيد البته هميشه آب سيب تازه استفاده كنيد. استفاده ديگر از سيب براي لطافت پوست سيب پخته است سيب رابپزيد و سپس له كنيد و با شير مخلوط كنيد و اين مخلوط را بصورت نيم گرم روي پوست بگذاريد و پس از چند دقيقه آنرا برداريد. خواص سيب ترش 1-سيب ترش قابض است و حالت استفراغ و دل بهم خوردگي را از بين مي برد. 2-سيب ترش را بپزيد درمان اسهال خوني است 3-آب سيب ترش مخلوط با انار براي تقويت معده و درمان اسهال و دل بهم خوردگي بكار مي رود 4-رب سيب ترش علاج اسهال ، استفراغ و درد و غم است 5-مرباي شكوفه سيب براي ضعف معده و ازدياد نيروي جنسي مفيد است 6-سيب ترش براي آنهائيكه مزاج گرم دارند بسيار مفيد است بالعكس آنهائيكه مزاج سرد دارند بايد سيب شيرين بخورند سيب در قديم معالج نقرس و بيماريهاي عصبي بوده است مضرات: همانطور كه قبلا گفته شد سعي كنيد هميشه سيب را با پوست بخوريد زيرا مقدر زيادي پكتين در پوست سيب وجود دارد سيب هايي كه در بازارهاي داخل ايران يا آمريكا و كانادا بفروش مي رسد روي آن داراي يك لايه چربي براي حفاظت آن مي باشد بنابراين حتما اين سيب ها را بدقت بشوئيد آنهائيكه دريا معده ضعيف هستند بايد سيب را بسيار نازك پوست بگيرند كه پكتين ها و ويتامين هاي آن از بين نرود.

نام: انار (رمان)
خواص: انار Pomegranate نام علمي Punica انار يكي از ميوه هايي است كه از قديم وجود داشته است حتي در كتب مقدس چندين بار نام آن ذكر شده است. هومر شاعر معروف يونان در كتاب خود ( اوديسه )  از آن نام برده است. معروف ايت كه حضرت سليمان باغ بزري پر از درخت هاي انار داشته كه به ان عشق مي ورزيده است. درخت انار بومي ايران و مناطق مجاور آن است. كلمه انگليسي Pomegranate از زبان يوناني مشتق شده كه به معني ( سيب با هسته هاي زياد )  مي باشد. انار درخت كوچكي است كه ارتفاع آن تا 6 متر مي رسد و در مناطق نيمه گرمسيري مي رويد. شاخه هاي آن كمي تيغدر و برگهاي آن متقابل ، شفاف و ساده است. گلهاي انار درشت برنگ قرمز اناري ولي بي بو مي باشد. ميوه آن كروي با اندازه هاي مختلف داراي پوستي قرمز رنگ و يا زرد رنگ مي باشد. رويهمرفته در حدود بيست نوع مختلف انار در دنيا موجود است خواص ميوه انار از نظر طب قديم ايران ميوه انار سرد ف تر و قابض است. آب انار سرد و تر و پوست انار سرد و خشك و بسيار قابض مي باشد. پوست ريشه درخت انار از بقيه قسمت هاي اين درخت قابض تر است. كليه قسمت هاي درخت انار داراي تان مي باشد كه بسيار قابض است. براي مصارف دارويي از گل ، برگ ، پوست درخت ، پوست ريشه و دانه انار استفاده مي شود. 1) انار شيرين ادرار آور است. 2) ملين مزاج است. 3)  آب انار شيرين براي بيماريهاي مجاري ادرار مفيد است. 4) ترشح صفرا را زياد مي كند. 5) آب انار اسهال را برطرف مي كند. 6) اگر آّ انار را با عسل مخلوط كرده و هر روز چند قطره در بيني بچكانيد از رشد پوليپ در بيني جلوگيري مي كنيد. 7)  خون ساز است. 8) خون را تصفيه مي كند. 10) براي سالمندان بهترين دارو براي تقويت كليه است. 11) آب انار خنك كننده است. 12) رنگ صورت را شاداب مي كند. 13) صدا را باز كرده و گرفتگي صدا را برطرف مي كند. 14) براي وزن اضافه كردن انار بخوريد. 15) آب انار مقوي قلب و معده است.

خواص ديگر قسمت هاي درخت انار 1. جوشانده پوست ريشه درخت انار كرم معده و روده را از بين مي برد. 2. جوشانده پوست درخت انار نيز اثر ضد كرم دارد. 3. براي برطرف كردن گلو درد و زخم گلو از جوشانده پوست انار و يا جوشانده برگهاي انار استفاده كنند. 4.خانم هائيكه عادت ماهيانه شان منظم نيست مي توانند از جوشانده برگهاي انار استفاده كنند. 5.برگهاي له شده انار را اگر روي پوست بگذاريد خارش را از بين مي برد. 6. براي برطرف كردن سوختگي پوست ، گلهاي انار را له كرده و با روغن كنجد مخلوط كنيد و اين پماد را روي قسمت سوختگي بماليد. 7. جوشانده پوست درخت و پوست ريشه درخت انار كرم كش است. 8.دم كرده گل انار اسهال مزمن را برطرف مي كند. 9.دم كرده گلهاي انار را بصورت غرغره براي از بين بردن زخمهاي دهان بكار ببريد. 10.براي برطرف كردن دندان درد ، دم كرده ريشه درخت انار را در دهان مضمضه كنيد. 11.انار ترش و شيرين (ميخوش ) ادرار را زياد مي كند. 12. براي برطرف كردن بواسير بايد معقد را با جوشانده پوست انار شستشو داد. 13.اگر شيرين باشد بر آب مرد ( مني )  مي افزايد و بچه را نيكو ميكند و اگر ملس باشد براي شكم خوب است و دود درخت انار حشرات را دور ميكند و خلال كردن با سيخهاي آن آكله را به حركت در ميآورد. انار سوراني طبيعت را معتدل ميكند و خوردنش با پوست كرم خوردگي دندان و بخار را ميزدايد و نفس را خوشبو و آن را روشن و قلب را زنده ميكند و هر كس به هنگام خواب اناري بخورد تا صبح كند از خودش در امان است انار شيرين با پيه آن معده را دباغي ميكند و تخمه را درمان ميكند و غذا را هضم مينمايد و در بدن تسبيح ميكند و كسي كه اناري را كامل بخورد خداوند شيطان را از سوزاندن دل او تا چهل روز باز ميدارد و كسي كه دو انار كامل بخورد خداوند شيطان را از سوزاندن دل او تا صد روز باز ميدارد و كسي كه سه انار كامل بخورد خداوند شيطان را تا يك سال از سوزاندن دل او باز ميدارد و كسي كه يك سال گناه نكند وارد بهشت ميشود و در هر انار دانه اي از بهشت است. شايسته است كه انار را ناشتا بخورند و بخصوص در پنجشنبه و جمعه به تنهايي بخورند و براي همه چيز سودمند است و هيچ چيز زياني به آن نميرساند.

نام: هويج
خواص: هويج Carrot نام علمي Daucus carota گياه شناسي هويج گياهي است دو ساله داراي ريشه راست و ساقه بي كرك كه نوع پرورش يافته آن در اكثر نقاط زمين كشت مي شود. قسمت مورد استفاده گياه هويج ،‌ريشه ،‌ميوه و تخم آن است. خواص داروئي: در هويج يك نوع آنسولين گياهي وجود دارد كه اثر كم كننده قند خون را درا مي باشد بنابراين اين عقيده قديمي كه هويج براي مبتلايان به بيماري قند خوب نيست كاملا غلط است وبيماران قند مي توانند به مقدر كم از اين گياه استفاده كنند. هويج با داشتن مواد مقوي و ويتامين ها يكي از مهمترين و مفيدترين براي بدن مي باشد. خوردن هويج مقاومت بدن را در مقابل بيماريهاي عفوني بالا مي برد مصرف هويج در برطرف كردن بيماريهاي آب آوردن انساج بدن ، عدم دفع ادرار ،‌تحريك مجاري هضم و تنفسي ، سرفه هاي مقاوم ، آسم ،‌اخلاط خوني و دفع كرم اثر معجزه آسائي درد از هويج مي توان در مورد زير استفاده كرد 1) براي برطرف كردن يبوست يك كيلو هويج را رنده كنيد و در مقدري آب دو ساعت بجوشانيد تا مانند ژله در آيد صبح ناشتا چند قاشق بخوريد 2) سوپ هويج براي كودكان شير خوار كه معده حساس دارند: ابتدا 200 گرم هويج رنده شده را در ديگ بريزيد و روي آن يك ليتر آب اضافه كنيد و بجوشانيد تا كاملا هويج ها لهش ود. سپس آنرا صاف كرده و به نسبت مساوي باشير مخلوط كرده و در شيشه شير بچه ريخته و به او بدهيد. 3) تخم هويج را به مقدر يك قاشق غذا خوري در يك ليوان آب جوش ريخته و آنرا بمدت 5 دقيقه دم كنيد. اين دم كرده اثر نيروي دهنده، اشتها آور ف مدر ، زياد كننده شير خانم هاي شير ده و اثر قاعده آور درد 4) برگ هويج را با آب بجوشانيد اين جوشانده را غرغره كنيد براي آبسه مخاط دندان و دهان موثر است بعلاوه مي توان براي رفع ترك و خراش پوست استفاده كرد 5) هنگاميكه كودك شروع به دندان درآوردن مي كند يك قطعه هويج باريك را براي دندان زدن به او بدهيد. 6) آب هويج را اگر روي صورت بكشيد باعث روشن شدن و جلوه پوست صورت مي شود. 7) اگر بخواهيد لاغر شويد همه روزه با غذا هويج خام بخوريد 8) اگر مي خواهيد چاق شويد بعنوان صبحانه بايد آب هويج بخوريد 9) هويج ويياز را با هم بجوشانيد و به آن آب ليمو اضافه كنيد داروي موثري براي درمان بيماريهاي عصبي ،‌امراض كليوي و همچنين جوان كننده پوست مي باشد 10) خوردن هويج براي بيماريهاي بواسير موثر است 11) براي خارج كردن سنگ كيسه صفرا هويج اثر معجزه آسا درد 12) خوردن هويچ جوشهاي صورت را درمان مي كند 13) براي تقويت قواي جنسي و تحريك كبد و روده ها هويج داروي موثري است 14) در فرانسه بيمارستان معروفي وجود دارد كه براي درمان بيماريهاي كبدي فقط از سوپ هويج استفاده مي كنند و دستور تهيه اين سوپ بشرح زير است حدود 750گرم هويج را رنده كنيد و آنرا در ظرفي كه مقدري آب نمك درد بريزيد سپس بان يك قاشق چايخوري جوش شيرين و يك قشلق سوپخوري كره اضافه كنيد آنرا بجوش آورده و با آتش ملايم بپزيد تا آب بخارشود و هر روز يك بشقاب از آن را ميل كنيد 15) هويج اعمال روده ها را منظم مي كند و كمبود الياف غذاهاي گوشتي را جبران مي كند بنابراين آنهايي كه گوشت زياد مصرف مي كنند حتما بايد هويج بخورند تا مشكل يبوست نداشته باشند. 16) براي برطرف كردن اسهال بچه ها بهترين دارو سوپ هويج است. براي اين منظور بايد 500 گرم هويج را رنده كرده و آنرا در يك ليتر آب بجوشانيد تا آنكه هويج كاملا پخته و نرم شود سپس آنرا در آسياب برقي ريخته تا آنكه بصورت شربت در آيد بعد بآن آّ اضافه كرده تا آنكه حجم آن يك ليتر شود. براي بچه هايي كه معده حساس دارند سوپ هويج بهترين دارو است بدين ترتيب كه مي توان يك يا دو بار در روز بجاي شير به بچه سوپ هويج داد حتي براي بچه هايي كه كمتر از سه ماه دارند مي توان بطور متناوب سوپ هويج به طفل داد يعني يك وعده شير و يك وعده سوپ هويج و بعد از سه ماهگي اين روش تبديل به يك وعده سوپ و دو وعده شير مي شود. 17) آب هيج در صبح ناشتا مواد سمي را از خون خارج مي كند 18) اگر آسم يا گرفتگي صدا دريد آب هويج بخوريد 19) خانم هايي كه پوست حساس دارند حتما بايد پوست صورت و رگدن خود را با آّب هويج پاك كنند 20) دم كرده تخم هويج و يا جويدن تخم هويج گاز معده را خارج كرده و فعاليت روده ها را زياد مي كند

نام: خاكشير
خواص: خاكشير FLixweld نام علمي Descurainia sophia گياه شناسي خاكشير گياهي است علفي يكساله يا دو ساله كه ارتفاع ساقه آن تا يك متر نيز مي رسد. پائين گياه كرك دراست در حاليكه بالاي آن بدون كرك مي باشد. تخم اين گياه كه همان خاكشير است ريز و كمي دراز و معمولا به دو رنگ وجود دارد يكي از آنها قرمز كه داراي طعم كمي تلخ است و ديگري برنگ قرمز تيره مي باشد. خواص داروئي: خاكشير از نظر طب قديم ايران گرم و تر است. 1) التيام دهنده زخم و جراحات است. 2) جوشانده خاكشير براي رفع اسهال هاي ساده و رفع ترشحات زنانگي مفيد است. 3) خاكشير ادرار آور است. 4) خاكشير تب بر است. 5) براي دفع كرم مفيد است. 6) التهاب كليه را برطرف مي كند. 7) سرخك و مخملك را دوا مي كند. 8) خاكشير صدا را باز مي كند. 9) براي از بين بردن كهير و التهابات پوستي از خاكشير استفاده كنيد. 10) از گلها و برگهاي گياه مي توان براي رفع بيماري ناشي از كمبود ويتامين C استفاده كرد. 11) سنگ كليه را دفع مي كند. 12) براي برطرف كردن جوشهاي صورت كه بعلت خوردن چربي و شيريني زياد ايجاد مي شود بايد جوشانده يك قاشق ترنجبين را با دو قاشق غذاخوري خاكشير مخلوط كرده و هر روز صبح ناشتا بمدت دو هفته آنرا ميل ميل كنيد تا جوشها از بين برود.

نام: كنجد
خواص: كنجد Sesame نام علمي Sesamus indicum گياه شناسي كنجد گياهي است يكساله با ارتفاع حدود يك متر كه قسمت انتهايي ساقه آن پوشيده از كرك است. برگهاي آن يبضي ، باريك و نوك تيز است. گلهاي آن برنگ سفيد و يا قرمز بطور تك تك در كناره برگ هاي قسمت انتهايي ساقه ظاهر مي شود. ميوه اين گياه بصورت كپسول و محتوي دانه هاي كوچك و مسطح و بيضوي است كه دانه كنجد ناميده مي شود و قسمت مورد استفاده اين گياه است. وطن اصلي كنجد هندوستان است كه از آنجا به نقاط ديگر دنيا راه يافته است. در حال حاضر چين بزرگترين توليد كننده كنجد در دنيا مي باشد. هندوستان و حبشه از نظر توليد بعد از چين قرار دارند. در ايران نيز مقدري كنجد توليد مي شود كه بيشتر آن به مصرف تهيه روغن و حلوارده مي رسد خواص داروئي: از نظر طب قديم ايران كنجد گرم و تر است. كنجد بسيار مغذي است و در اكثر كشورهاي فقير بعنوان جانشين گوشت بكار مي رود. 1) براي چاق شدن و تقويت نيروي جنسي موثر است 2) براي رفع قولنج كنجد را آسياب كرده و با سركه مخلوط كنيد و بمقدر نصف وزن كنجد ، مغز بادام پوست كنده را بآن اضافه كنيد آنها را پودر كنيد و هر روز بمقدر يك قاشق سوپخوري از آن بخوريد. 3)  كنجد گرفتگي صدا را از بين مي برد. 4) نرم كننده معده و روده است 5) كره كنجد كه در كانادا بنام تاهيتي معروف است و شبيه دره مي باشد غذاي خوبي براي رشد بچه هاست. 6) برگ كنجد را اگر به سر بماليد باعث رشد و سياهي موي سر مي شود 7) دره نرم كننده معده و روده هاست 8) كنجد فشار خون را كاهش مي دهد 9) كنجد ضد رماتيسم است 10) براي رفع ناراحتي كيسه صفرا مفيد است 11) دم كرده برگ كنجد اسهال خوني را برطرف مي كند 12) روغن كنجد براي رفع تنگي نفس و سرفه خشك و زخم ريه مفيد است 13) روغن كنجد سوزش ادرار را رفع مي كند 14) از روغن كنجد بجاي روغن زيتون در سالاد استفاده كنيد 15) كنجد با همه خواصي كه دارد براي معده اي ضعيف مناسب نيست زيرا ثقيل الهضم است. اينگونه اشخاص بايد آنرا با عسل وسركه بخورند.

نام: كرفس
خواص: كرفس گياهي است علفي، به ارتفاع 20 تا 60 سانتي متر كه ساقه اي منشعب دارد. قسمت مورد استفاده اين سبزي قسمتهاي مختلف آن به ويژه ريشه و برگ آن است. در بسياري از مناطق ايران از جمله در سيستان ، خوي و بندر عباس مي رويد. عصاره كرفس به عنوان ملين براي اينكه به روده هاي خسته و پير كمك شود ، توصيه مي شود كه هر روز يك ليوان عصاره كرفس مصرف شود. از اين طريق روده به روش طبيعي تخليه مي شود ( برگها را هميشه مصرف كنيد )  كرفس مواد مضر را دفع مي كند كرفس كليه و مثانه را تميز مي كند. از توليد سنگ كليه و مثانه جلوگيري مي كند و ملين است دانشمندان بر اين عقيده اند كه كرفس بهترين ماده غذايي است براي عفونت مجاري ادرار و اسيد اوريك بالا از طريق تميز كردن كليه و مجاري ادرار. ترپين ماده معطر كرفس كه مانع ماندن سنگ كليه در مجاري ادرار و يا آلودگي ميكروبي و درد مي شود. علاوه بر آن پتاسيم در غده و تنه آن جريان ادرار را تحريك و كليه و مثانه را تميز مي كند. بيش ازهمه براي بيماران نقرسي مفيد است. زيرا در خون اين افراد اسيد اوريك با غلظت بالا غالباً ديده مي شود. روغن اتري كه در كرفس وجود دارد باعث گشاد شدن مجاري كليه مي شود بطوريكه اسيد اوريك بهتر دفع ميگردد. آلودگي ميكربي ضعيف درروده نيز در اثر ترپين از بين مي رود. كرفس باعث تحريك شديدتر روده شده و ساير ناراحتي هايي از اين قبيل دراثر خوردن كرفس بهبود مي يابند. كرفس بوي بد دهان را ازبين مي برد تجربه نشان داده است كه يك وعده غذا ي كرفس دار بوي بد دهان را از بين مي برد. عصاره كرفس به عنوان ملين براي اينكه به روده هاي خسته و پير كمك شود ، توصيه مي شود كه هر روز يك ليوان عصاره كرفس مصرف شود. از اين طريق روده به روش طبيعي تخليه مي شود ( برگها را هميشه مصرف كنيد ). از ديگر خواص كرفس مي توان به موارد زير اشاره كرد: - تقويت كننده معده - تقويت كننده اعصاب -آب كرفس خام در مان خوبي براي گرفتگي صداست. - خوردن كرفس حافظه را زياد و قلب را پاك مي كند و ديوانگي ، جذام و پيسي را برطرف مي كند. - كرفس به علت دارا بودن فسفر زياد ، در ازدياد هوش مؤثر است. - كرفس در افزايش شير مادر مؤثر است.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-163.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

اندام هاي صوتي و چگونگي پرورش و تمرين صدا

توليد صوت و صدا، كه از حركات هماهنگ و منظم اندام ها و عضلات صوتي به وجود مي آيد، جنبۀ فيزيولژيك دارد. بخش مهمي از زيبايي لحن(سبك) و موفقيت در تطبيق مقامات و آهنگ ها مربوط به صدا است

صدا از جهت مختلف قابل تمرين و پرورش است. بنابر اين هر كس مي تواند با تمرينات صحيح صداي نسبتاً زيبا و جذابي داشته باشد. لذا توضيحات مختصري درباره اندام هاي صوتي و چگونگي پرورش و تمرين صدا لازم به نظر مي رسد:

يكم: آشنايي با اندام هاي صوتي

الف_ اندام ها و عضلات توليد كننده صوت كه به فرمان دستگاه عصبي به حركت در مي آيند به ترتيب از اين قرارند:

1_دستگاه تنفسي شامل شش ها (كه عمل دم و باز دم به وسيله آنها انجام مي شود) ناي و نايژه(مسير هوا از ريه ها به طرف حنجره).

2_عضلات و تارهاي صوتي حنجره (تشكيل دهنده صداي ابتدايي).

3_حفره ها و ديواره هاي گلو (محل توليد حروف_تند و كند كننده صدا)

4_دهان، شامل: زبان (قسمت هاي جلو و عقب زبان)، فك، لب ها، لهات(زبان كوچك ) و سقف كام(نرم كام، سخت كام )

5_دندان ها و لثه ها (محل توليد حروف – لطافت بخشيدن به صدا ).

6_ مجرا و حفره هاي بيني (تقويت كننده صدا – توليد كننده حروف خيشومي ).

دوم : صدا چگونه توليد مي شود ؟

     جريان توليد صدا از اين قرار است كه شش ها در هر بازدم، جريان هوا را به بيرون مي رانند. هواي بيرون داده شده از طريق نايژه ها و لوله ناي به تدريج وارد حنجره مي شود. با انقباض و انبساط عضلات حنجره، تارهاي صوتي به ارتعاش در مي آيد و موجب مي شود صدايي ساده شبيه زمزمه و ناله به وجود آيد. پس از عبور هوا و امواج صوتي از حفره هاي گلو، دهان و بيني صدا و كلمات تشكيل و تكميل گرديده و به صورت صوت و آهنگ منظوم يا غير منظوم شنيده مي شود.

 چون در توليد صدا، تنفس نقش مهمي دارد، تمرين هايي براي تقويت نفس پيشنهاد مي گردد.   

سوم _تقويت نَفَس  

     اندام تنفسي مانند عضلات ديگر قابل تمرين و پرورش است. با ورزش و تمرين، زمان نگه داشتن نفس طولاني تر مي شود و به زيبايي و كيفيت صدا مي افزايد.     

   ريه ها كه دو عضو اسفنجي شكل و قابل ارتجاع يعني بزرگ و كوچك شدن هستند، عمل دم و باز دم را انجام مي دهند. كساني كه نفس كوتاه دارند در حجم و شكل ريه اي آنها اشكالي وجود ندارد، بلكه اشتباه آنها در اين است كه عمل دم و بازدم را درست انجام نمي دهند. اولا ريه ها را خوب پُر نمي كنند و در ثاني هوا را زياد و زود مصرف مي كنند. بعضي ها عمل دم نفس كشيدن را درست انجام مي دهند، ولي چون در هنگام خواندن هواي بازدم را زود و زياد مصرف مي كنند از يك طرف دچار كمبود نفس مي شوند و از طرف ديگر، ممكن است در صدايشان لرزش ايجاد شود. بنابراين كساني كه به نحوي با صدا و صوت سر و كار دارند بايد بتوانند در كمترين فرصت (يك يا دو ثانيه) هواي كافي را (بدون كشيدن شانه و شنيدن صداي تنفس ) وارد ريه ها كنند و سپس خروج تدريجي و طولاني هوا را كنترل نموده، آن را به خوبي مصرف كنند.

    اينك قبل از اشاره به چند تمرين تنفسي چند نكته مهم را يادآوري مي كنيم :

1_ معده پُر در كار تنفس (نفس عميق و باز دم طولاني ) اخلال و نارسايي ايجاد مي كند، بنابراين قبل از خواندن نبايد معده را زياد پر كرد.

  2_ به هم خوردن تعادل رواني مثل ترس و اضطراب ... در ابتداي كار، جريان تنفس را كوتاه مي كند و در نتيجه در صدا لرزش و نوسان نامطلوب ايجاد مي شود.

   3_ بي حالي و ضعف بدن ناشي از بيماري، خستگي زياد، گرسنگي زياد، و زياده روي در عمل جنسي دستگاه تنفس را ضعيف مي سازد .

   4_ هنگام خواندن بهتر است نفس كشيدن (دم)، با دهان بسته و از طريق بيني انجام گيرد. تنفس از طريق بيني چند برتري دارد كه يكي از آنها گرم و ملايم شدن هوا است و به همين جهت ، تخريش و تحريكي در گلو ايجاد نمي شود. در حالي كه تنفس از طريق دهان گاهي ممكن است ايجاد تخريش و سرفه كند و دهان خشك شود.

چهارم : تمرين تنفس( دم و باز دم )

تمرينات دستگاه تنفس از جهات مختلف فوايدي دارد از جمله اين كه باعث طولاني شدن نفس و قوي شدن عضلات تنفسي مي شود .

  قابل ذكر است كه تعداد تنفس افراد در دقيقه در سنين مختلف يكسان نيست. دفعات تنفس در دقيقه از اين قرار است :

        در كودكان در بدو تولد 44 بار در دقيقه

        در كودكان 5 ساله 26بار در دقيقه

        در افراد 20 تا 25سال 26 بار در دقيقه

        در افراد 25 تا 30 سال 26 بار در دقيقه

        در افراد ورزشكار كمتر از 15 بار در دقيقه

        تعداد تنفس در دقيقه، در زنان بيشتر از مردان است.

       و اما تمرينات ويژه تنفسي كه تاثير بيشتري دارد و موجب طول تنفس و زيبايي صدا مي گردد به صورت زير است :

تمرين يك :

      نفس عميق بكشيد(بدون اينكه صداي نفس شما شنيده شود و شانه ها را بالا بكشيد)، هوا را داخل ريه ها كنيد و پس از حبس آن در يك لحظه، هوا را آرام آرام از دهان خارج كنيد(صداي نفس شما شنيده نشود ). اين تمرين را چند بارتكرار كنيد .

     تمرين 2:

     حال تمرين يك را از طريق بيني انجام دهيد، يعني با دهان بسته ريه ها را پر و خالي كنيد.

     تمرين 3:

      تمرين تنفس همراه با تمرين فك، لب ها و بيخ زبان.

       با نفس عميق هوا را به داخل ريه ها بفرستيد و پس از آن همچنان كه هوا را آرام آرام مصرف مي  كنيد، كلمه «بالحق» را تكرار كنيد. در اداي حرف «ب» فك را شل و رها كنيد. روي لب ها فشار بياوريد تا لب ها نيرومند شود. حرف «ل» را با نوك زبان به طور ملايم ادا كنيد تا زبان به روان كار كردن عادت كند. در هنگام اداي حرف «ق» گلو را كاملاً باز گذاشته، قاف را با فشار آوردن به بيخ زبان غليظ ادا كنيد تا ريشه و بيخ زبان تحريك بيشتري بيابد و روان كار كند. به همين شكل، كلمات ديگري را نيز تمرين كنيد. البته مي توانيد حروف و كلمات ديگري را كه مربوط است به لب ها، فك، بيخ زبان و كام به صورت كلمه و يا جدا ادا و تمرين كنيد.

    تمرين 4 :  

     هوا را از هر دو مسير يعني دهان و بيني با فشار و سريع (شبيه كشيدن خميازه) به داخل ريه ها بفرستيد و سپس با فشار بيرون برانيد. در اين كار امتداد و طول بازدم مورد نظر نيست .    

    تمرين 5 :

       با كشيدن نفس عميق، ريه ها را تا نهايت درجه پر كنيد و پس از حبس كوتاه بدون اينكه چيزي بخوانيد با كشيدن صداي «آه، آه» هوا را به تدريج خارج كنيد. طول نهايي اين بازدم را مشخص كنيد و پس از آن يك يا چند جمله طولاني را خوانديد‌‌‌- سعي كنيد به مرور زمان پس از چندين بار تمرين به همان درجه و ميزان برسانيد. قابل توجه اينكه طول تنفس بازدمي در ضمن تلفظ و خواندن، كمتر از طول كشيدن صداي ساده مي باشد و علت آن اين است كه در ضمن خواندن هواي بيشتري مصرف نمي شود. اين تمرين براي جلوگيري از مصرف زيادي و هدر رفتن هواست. يكي از علل كوتاهي تنفس، زياد مصرف كردن هواي بازدم است. بهتر است در ضمن اين تمرين ورزش فك، لبها و قسمت هاي جلو و عقب زبان نيز انجام گيرد. براي اين منظور جمله هايي را انتخاب كنيد كه در آنها چند حرف لبي و زباني پشت سر هم قرار گرفته باشد. در اين حال، نيز فك را رها كنيد و در اداي حروف حلقي و بيخ زباني، گلو را باز گذاشته، بيخ زبان را با فشار حركت دهيد.

     ياد آوري:                

     در اين تمر ين ها بيشتر تقويت صدا، فك، لبها، بيخ زبان و نيز تمرين تنفس مورد نظر است.      

   منبع : كتاب زينة القرآن / تاليف استاد عبد الشكور فلاح

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-162.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
http://mojri3.blogfa.com/post-152.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

تنفس ، نكته مهم در گويندگي . روش تمرين پرورش صدا

هر فني زبان خاص خود را داشته و براي نشان دادن هر نوع صدا، روش و شرايط مخصوصي وجود دارد. يك گوينده خوب بايد چند شرط لازم را داشته باشد تا بتواند محبوبيت لازم را بين بينندگان و شنوندگان كسب نمايد:

شرايط جسماني

شرايط تربيتي

شرايط رواني

يك گوينده صد در صد لازم نيست از لحاظ جسمي قوي باشد، ولي اعضايي كه كار گويندگي را انجام مي دهند بايد سالم باشند.

نكته اصلي و بسيار مهم در كار گويندگي تنفس يا به اصطلاح نفس كشيدن و نفس بيرون دادن است (دم و بازدم).

اصولا بدون تنفس صحبت كردن غير ممكن است، ولي نكته مهم اينجاست كه بيشترين گويندگان، نفس كشيدن را خوب انجام مي دهند ولي بازدم آنها صحيح نيست، در حاليكه براي گوينده بازدم صحيح مهم است نه نفس كشيدن.

افرادي كه لكنت زبان دارند بيشتر از سايرين در كنترل بازدم دچار اشكال هستند. كسي كه دويده يا چند پله را با سرعت بالا رفته و به نفس نفس افتاده باشد، محال است كه بتواند به خوبي حرف بزند. چون نفس كشيدن با كمك عضلات انجام مي شود و عضلات، تحت اختيار شخص، اين كار را انجام مي دهند.

بنابراين گوينده بايد دايما تمرين كند تا بتواند هواي بيشتري را درسينه فرو برده و بعدا به آهستگي بيرون بدهد.

تمرين هاي زير و اجراي دايمي آنها، گوينده را به نقاط ضعف خود آشنا كرده و او را ياري مي دهد تا آن نقاط ضعف را برطرف كند.

-        دو انگشت خود را در حفره دو طرف گلو قرار بدهيد و بكشيد و مثل فرماندهان نظامي فرمان بدهيد (ايست، به جاي خود، خبردار و از اين قبيل) توجه داشته باشيد كه صدا زياد هم بلند نباشد.

-        خميازه بكشيد و گلو را راحت بگذاريد و نفس بكشيد. بدون اينكه صداي نفس خود را بشنويد از يك تا بيست بشماريد و تا آنجا كه ممكن است اعداد را بالاتر ببريد. مثلا تا شماره سي يا چهل و ... يادآوري مي شود تمام حروف اعداد بايد گفته شود و كاملا مفهوم باشد. اگر توانستيد تا شماره پنجاه برسيد، شما داراي صداي خوب و مناسب و سالم براي گويندگي هستيد. اين تمرين را هر روز ادامه دهيد.

-       تمرين قبلي را با بالابردن و پايين آوردن صدا تكرار كنيد. همچنين روي بعضي از اعداد تكيه نماييد و گاهي نيز اعداد را برعكس به همان نوع تكرار كنيد؛20-19-18-17 ...

-        يك بيت شعر را انتخاب و آنرا قسمت قسمت و پس و پيش نماييد و بخوانيد. اگر زمان خواندن 4/1 (يك چهارم) شعر كامل و درست، بيشتر باشد وضع تنفس شما خوب نيست و بايد تمرين كنيد تا به اندازه تعيين شده برسد.

-        شش حركت اصلي (آ، اَ، اُ،اِ، او، اي) در زبان فارسي هست. گوينده بايستي حرف اُ و تركيبات آن مثل (اوي، اووي، آو) را تمرين كند و دهان تا آنجا كه ممكن است باز كند.

در اين تمرين، غضروف هايي كه به تارهاي صوتي چسبيده است، بيشتر تمرين خواهد كرد و اگر نقصي در دستگاه صوتي باشد آشكار خواهد شد.

-        گوينده بايد به حروف بي صدا توجه كند و آنها را به خوبي ادا نمايد (حروف آخر كلمات بي صدا هستند). اگر دقت كرده باشيد بعضي از گويندگان، آخر كلمات را يا مي جوند و يا به لغت بعدي مي چسبانند و يا آن را كاملا تلفظ نمي كنند.

-         تمرين حداقل صدا: صحبت كردن عادي گوينده نبايد با گويندگي در صدا و سيما تفاوت چنداني داشته باشد. گوينده با صحبت كردن پيش خود بايستي حداقل برد صدايش را بسنجد (حداقل برد صدا سه متر است).

-        چون يكي از اصول كار گويندگي كنترل خروج نفس است. گوينده خوب كسي است كه بداند حروف مختلف چقدر نفس مي برد. (حروفي كه از جلو دهان ادا مي شود مثل س- ف، نفس بيشتري مي خواهد).

براي مثال: جمله اي بيست كلمه اي انتخاب كنيد كه 16 حرف س و ف در آن باشد و جمله اي به همان اندازه بدون دو حرف س و ف. در موقع بيان متوجه مي شويد جمله اي كه داراي حروف س و ف هستند نفس بيشتري مي برد.

-        كنار ديوار صافي بايستيد، سر را به ديوار تكيه دهيد و سينه را بالا بياوريد و نفس بكشيد، (سعي كنيد شانه تكان نخورد و پهلو هم زياد باز نشود) در تمام دوران گويندگي اين كار را تكرار كنيد (راست نشستن براي گوينده زياد مهم نيست زيرا فقط عضلات بيروني و دروني موثرند، اما گردن را در موقع گويندگي نبايد محكم بگيريد زيرا صدا غير طبيعي مي شود).

-        سعي كنيد جمله اي را كه نفس به آن نمي رسد با يك نفس بخوانيد و هر بار لغات را زياد كنيد، البته در تمام مراحل فراموش نكنيد كه همه حروف بايد گفته شود. اينها تمرين هايي براي رفع نقايص صدا و پيدا كردن آن نقايص هستند.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-148.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

همراهي دنياي رسانه با دانش، مهارت و هنر برقراري ارتباط با مخاطب است

در دنياي نوين رسانه‌هاي ديجيتال و سنتي دانش ارتباط، مهارت ارتباط و هنر ارتباط در اصل برقرار كردن ارتباطات با مخاطب و پايداري آن با مخاطب رسانه نقش پر رنگي دارد.

به گزارش روز جمعه ايرنا، محمد حسين سروش، مدرس گويندگي و اجرا در بخش نشست‌هاي تخصصي دومين جشنواره و نمايشگاه ملي رسانه‌هاي ديجيتال با موضوع گويندگي در راديو اينترنتي گفت: آيا رسانه‌هاي ديجيتال تحولي هستند كه در امر سخت افزار، نرم افزار يا هردو به وجود آمدند؟ كدام يك از اين مباحث تابع ديگري هستند؟
وي افزود: به طور يقين اصل برنامه ريزي و نرم افزاري به همان شكل كه بوده ، باقي مانده اما اين تغييرات در ساختار اجرا و سخت افزاري اتفاق افتاده و امكانات ارتباطي تغيير يافته است.

اين استاد گويندگي با اشاره به اينكه اصل گويندگي در مسير ارتباط و رسانه كار ثابتي مي‌باشد و نيز جمع آوري، تدوين، سازماندهي در اين عرصه در تمام دنيا در يك راستا پيش مي‌رود تصريح كرد: براي برقراري ارتباط با مخاطب توسط يك گوينده رسانه ديجيتالي بايد ‪ ۲۰‬اصل رعايت شود كه در تمام دنيا به صورت يك فرمول تعريف شده است.

سروش ادامه داد: اگر ذره‌اي خلاء در رعايت اين ‪ ۲۰‬اصل به وجود آيد، ارتباط با مخاطب مختل خواهد شد.

وي معتقد است: در دنياي امروز سرعت گفتار و كوتاه نويسي و كوتاه گويي در اصل ارتباطات نقش مهمي را دارد.

سروش در نشست امروز به سه اصل از ميان اين ‪ ۲۰‬اصل اشاره كرد و گفت: اجراي اين سه اصل از مهمترين اصول يك گوينده رسانه ديجيتال در ارتباط با مخاطب است.

وي خاطرنشان كرد: نخستين اصل گويندگي در رسانه‌ها در تمام دنيا در ارتباط با مخاطب، اصل برقرار كردن ارتباط و پايداري آن ارتباط است.

استاد سروش افزود: در دنياي رسانه‌اي امروز بحث ابر رسانه‌ها مطرح شده و راديو يك ابر رسانه مي‌باشد.

وي با اشاره به توانايي راديو در ايجاد يگانه‌سازي به خاطر دسترسي آسان به آن گفت: ارتباط رسانه‌اي مبتي بر سه پايه دانش ارتباط ، مهارت ارتباطي و هنر ارتباطي است.

استاد سروش، هنر ارتباطي را دشوارترين بخش از اين سه گزينه دانست و تصريح كرد: شكار مخاطب خاص در حالات و لحظات خاص و نيز نفوذ به درون آن از هنرهاي ارتباطي است و اين سه گزينه چه در رسانه‌هاي ديجيتالي و چه در رسانه‌هاي سنتي بايد به طور كامل رعايت شود.

وي در مورد نخستين اصل گويندگي خاطر نشان كرد: تنها برقراري ارتباط خوب با مخاطب كافي نيست، مهمتر از آن مهارت پايداري با مخاطب، انتقال مفاهيم و اطلاعات به مخاطب است.

سروش دومين اصل را بيان دانست و افزود: يك گوينده رسانه بايد اندام گفتاري سالم داشته باشد.

وي با اشاره به اصل سوم كه اصل گفتار مي‌باشد اظهار داشت: در دنياي رسانه اي امروز بحث زبان رسانه‌اي مطرح است و پنج ويژگي دارد.

استاد سروش اين خصوصيات را ارتباط مستقيم، اصالت و سادگي، درستي زبان، تناسب با مخاطب، بدون جانب داري و محافظه كارانه دانست.

وي با اشاره به اينكه گفتار در راديو محبوب است تصريح كرد: رسانه ديجيتال تحولي است در امر برقراري ارتباط كه ابعاد بسيار گسترده تر و حساس تري را با مخاطب خود دارد.

سروش گفت:ارتباط در رسانه‌هاي ديجيتال به خاطر دسترسي آسان به آن بسيار حساس تر شده است. گوينده‌ها در دنياي امروز بايد در ثانيه ارتباط برقرار كنند، فرصت مقدمه چيني ندارند و نبايد به خاطر رقابت بالا در اين عرصه از دست بدهند.

اين استاد گويندگي معتقد است كه وظيفه راديو ديجيتال اين است كه ميراثي كه از رسانه‌هاي گذشته باقي مانده را از بين نبرده و به آن نيز لطمه نزند و اين امر نيز با رعايت كردن اصول استاندارد ارتباطات رعايت خواهد شد.

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪   منبع :   http://mojri3.blogfa.com/post-150.aspx
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

ويژگي هاي اخلاقي و حرفه اي گوينده

1ـ سلام كردن

سلام كليدي ترين واژه ارتباطي و قشنگ ترين كلمه براي ارتباط انسانها با هم است. گويندگاني كه در كاربرد سلام غفلت مي كنند بدانند كه اصلي ترين بخش ارتباط را از دست داده اند. هركس سلامش براي رفع تكليف است، بداند كه گوينده موفقي نيست. در سلام كردن سحر و اعجاز است. به ويژه اگر لحن ويژه انساني و نوع دوستي را هم به آن تزريق كنيم، سلام زيباتر مي شود. گاهي سلام حتي كدورت چند ساله را حل مي كند. وقتي به كسي كه سال ها از او دور بودي سلام مي كني، همان سلام، ديرينه را پاك و به محبت تبديل مي‌كند. براي اينكه در سلام سحراست و آتش عناد را به محبت تبديل مي كند. شخصي كه جلوي دوربين تلويزيون و پشت ميكروفون راديو مي نشيند و سلام مي كند، بداند كه بعد از نام خدا، سلام اثر بخش ترين واژه ارتباطي است. لفظ سلام عربي است، درود فارسي است و يا در زبانهاي ديگر، هر چه هست براي آغاز ارتباط كلامي و غير كلامي براي آن اصالت قائل شويد. سلام از واژه هاي ممتاز و سرآمد بهشت است. اگر مي خواهيد بدانيد رفع تكليفي كار مي كنيد يا نه، مي خواهيد بدانيد براي كلام و سخنتان اصالت قائل هستيد يا نه، ببينيد به بسم ا... الرحمن الرحيم و سلام كردنتان چقدر توجه داريد؟ سلام هاي چند سال كارتان چه طور است؟ روزمره است؟ رفع تكليفي است؟ گوينده اي كه در راهرو راديو براي ورود به استوديو و در راهرو تلويزيون براي نشستن جلوي دوربين دغدغه دارد كه امروز چگونه سلام كنم و چه واژة نويي را به كار ببرم و فضاي سلامم را چگونه طراحي كنم و تهيه كننده اي كه براي همراهي با صدا و لحن گوينده موسيقي ويژه سلام را انتخاب مي‌كند، اين گوينده موفق است. از همين لحظه تا پايان عمرتان كه خدا عمر صد و بيست سالة با عزت به شما بدهد، يادتان باشد براي هر سلام در هر جا و در هر مرحله از زندگي تان به ويژه در محضر مردم بزرگ كه قرار مي گيريد، از اعماق دل سلام كنيد و برگرفته از نوعي انسان دوستي، مردم دوستي و عشق به مردم باشد اگر عاشق مردم نيستيد از نحوه سلام كردنتان معلوم مي شود و اگر عاشق مردم نيستيد جاي كسي را كه عاشق مردم است غصب كرده ايد و حرام است صندلي را كه روي آن مي نشيند و صحبت مي كنيد. چيزي در سلام هست كه پيامبر اصرار مي كرد خودش زودتر سلام كند. به بچه، به بزرگ، به دشمن و به دوست سلام مي‌كرد. مي دانست كه در سلام سحر ارتباطي است. تجربه كرديد گاهي اوقات كه حرف مي زنيد، حرفهاي شما به جاي اينكه جذب مخاطب كند، مخاطب گريزي مي كند ! و ايجاد تشنج در مخاطب مي كند؟ نمي دانم البته اگر به اين درجه از بصيرت و بينايي پشت دوربين و ميكرفون رسيده باشيد، خوش به سعادت شما. دقايقي مشغول صحبت كردن هستيد اما كلام شما سردرگم است.

اين سردر گمي بر اثر همان غفلت از آغاز سخن گفتن شماست .

گاهي براي سلام كردن به شخصي كه براي شما بسيار عزيز است، از فاصله اي كه به سمت شما مي آيد، طراحي مي كنيد كه من چگونه به او سلام كنم و چه وجدي داريد براي سلام كردن. براي سلام كردن در راديو و تلويزيون با مخاطب حس كنيد محبوب ترين عنصر زندگي شما روبروي شماست. به سه سلام آخر نماز دقت كنيد. پيامبر را روبروي خود مي بيني سلام مي كني بعد سلام به صالحين مي كني. براي چه سلام به صالحين مي كني؟ يعني اينكه خدايا ما با همين نماز دست و پا شكسته كه خوانديم خود را جزو آنها مي دانيم. ما هم به آنها ملحق مي شويم . (السلام علينا و علي عباد ا... الصالحين) آخرين سلام هم سلام به هستي است به مبدا هستي به مبدع هستي و شنيده ايد كه بعد از اين سلام خداي متعال جواب سلام شما را مي دهد، براي سلام ارزش قائل باشيد.

واژه هاي ناشيانه و من در آوردي سلامي مجدد ، سلامي تازه، سلامي دوباره، سلام ديگه ، دوباره سلام و ... را به كار نبريد. من نمي دانم اين كلمات يعني چي؟ سلامي مجدد يعني چه؟ در بهشت ان شاء ا... همه مشرف بشويد و برويد دائم به شما سلام مي كنند. سلامٌ قولاً من رب الرحيم .

2ـ‌ خلق و خو

خلق و خوي متعادل از ديگر ويژگي هاي شخصيت يك گوينده است. يك گوينده زود عصباني نمي شود. زود به نشاط كاذب نمي رسد، خنده هاي عجيب و غريب نمي كند. عميق است و سخت از كوره در مي رود و يك و دو نمي كند و در يك كلام تعادل روحيه دارد. برخي از افراد را نمي توان پيش بيني كرد ولي گوينده را مي توان پيش بيني كنيم، مي دانيم كه او صبور و متعادل است. اگر از افرادي هستيد كه زود گريه مي كنيد، زود از كوره در مي‌رويد، عصباني مي شويد، ذره اي مرارت را تحمل نداريد، بدانيد كه اين خارج از معيار تعادل اخلاقي گوينده است. برخي گوينده ها در نقد پذيري افراط مي كنند. مدام از افراد مي پرسند كه چه اشكالي در كار من هست؟ چه ايرادي هست؟ چه ضعفي هست؟ نمي پرسند چه قوتي هست؟

يكي از معيارهاي خلق و خوي متعادل اين است كه اولاً هيچ گاه خودتان را تحقير نكنيد و ثانياً نقد پذير باشد. اگر كسي نكته اي را به شما مي گويد گوش كنيد، برخي اوقات يك نكته را 5 نفر به شما تذكر مي دهند، بايد سريع در صدد رفع آن بر آييد. اين مي شود شخصيت وبسيار باعث تقويت شما مي شود.

3ـ صداقت

صداقت داشتن بسيار مهم است. راستگو باشيد با مردم راست رفتار و صاف و صادق باشيد، دو جور نباشيد. گوينده هاي دروغگو را چه راحت مي شود تشخيص داد، خيلي حرف زشتي است، گوينده درغگو ... يك نمونه مثال مي‌زنم:

يكي از گوينده ها و مجري هاي دانه درشت ما در ماه رمضان داشت برنامه اجرا مي كرد. از آن گوينده هايي كه خيلي اظهار تواضع مي كرد نسبت به مردم و مي گفت من عاشق مردم هستم و كوچك مردمم. گفتم خدا كند راست بگويد انقدر اظهار تواضع مي كند. يك روز روي سن ايستاده بود داشت برنامه رمضان اجرا مي كرد با يك نفر ديگر. دوربين صحنه را از زاويه بالا نشان مي داد، جشني بود در سالن همايش . مي دانيد كه دوربين خيلي بي رحم است همه چيز را نشان مي دهد و داشت اين صحنه را نشان مي داد... آن همه ادعا كرده بود كه من مردم را دوست دارم و ... يك نوجواني از بين مردم بلند شد و لنگ لنگان رفت و رفت تا خودش را به سن رساند از پله ها آرام بالا رفت، پسر حدوداً دوازده سيزده ساله اي بود. پسر رفت بالا و اين مجري را گير آورد . دست گذاشت روي شانه هاي مجري در اين لحظه ما كه بيننده بوديم حس كرديم كه پسر نابيناست . اين مجري پر ادعا كه خيلي ادعا مي كرد عاشق مردم هستم، داشت همينطور اجرا مي كرد و حرف مي زد، ميكروفون را كنار گرفت و به پسري كه خود را با اين مرارت رسانده بود آن جا گفت : «بله چي مي گي؟» «خوب خوب، برو اونه، اون يكي يه... اصلاً كي گفته اين بياد بالا؟» حواسش نبود كه زير نگاه دوربين است. اِ تو همان عاشق پنج دقيقه پيش نيستي ؟ يكي از همان معشوقه ها آمده اينجور بايد رفتار كني ؟ يك جا مشت آدم باز مي شود. يا درونمان را درست كنيم يا زياد ادعا نداشته باشيم. صداقت يعني اين.

4ـ مباني اعتقادي و ملي

يكي ديگر از ويژگيهاي شخصيتي مباني اعتقادي و ملي داشتن است. بايد به چيزي معتقد باشيم . بدون هيچ چيز نمي شود بود كشورمان را دوست داشته باشيم، دينمان را دوشت داشته باشيم . اسلام را با جان و دل بپذيريم. مثلاً صبح تولد امام زمان گوينده وقتي درباره امام زمان سخن مي گويد نوعي لابه در لحنش باشد واقعاً حس كند كه در اين جشن تولد سهيم است نه انيكه صحنه سازي كند. بپرهيزيد از صحنه سازي كه از مهلك ترين اتفاقاتي كه در مراسم مذهبي سراغ گوينده ها ي صدا و سيما مي آيد حالت ريا است. افرادي كه حين اجرا يا گويندگي ريا كارند منفورترين مرم هستند. من دو سه گوينده را مي شناسم كه موقع اجرا در لحنشان ريا دارند. اينها منفور مردم هستند. برخي اوقات تشخيص ريا هم سخت است مثل حركت مورچه سياه در شب سياه روي سنگ سياه است. از لابه لاي حرفهاي گوينده معلوم مي شود كه خودش دين اسلام را مي پسندد يا نه ، عناصر فرهنگ كشورش را دوست دارد يا نه. مثلاً مجري براي اينكه رفتارش مورد پسند مخاطب قرار بگيرد ديوان حافظ دستش مي گيرد. مجرياني كه حافظ را عميقاً دوست دارند و ديوان حافظ را يكي از عناصر فرهنگي خودشان مي دانند اين كتاب را از آغاز تا پايان چه دوربين آنها را نشان دهد و چه نشان ندهد ديوان حافظ را با عزت در دست نگه مي دارند ولي مجرياني كه صحنه سازي مي كنند، حواسشان نيست. مثلاً ديوان را باز مي كنند، غزل را مي خوانند (گاهي اوقات هم غلط مي خوانند و تاراج مي كنند هرچه مي خوانند) بعد كه تمام شد مي گويند : خوب بينندگان عزيز مي‌پردازيم به اصل گفتار امروز و سخن خودمان را آغاز مي كنيم در حاليكه اين مجري حتي ديوان حافظ را با احترامي كه بايد در دست نگرفته است. حواسش نبود چه كرد. ولي برخي از مجريان روشن اول كه ديوان حافظ را با يك عزت خاص به دست مي گيرند و بعد باز مي كنند. دقت كنيد قاريان بزرگ قرآن حافظ قرآن هستند ولي قرآن را به احترام خود كتاب باز مي كنند و نگاه مي كنند. شايد آن سوره هم نباشد ولي اين كار ادب است. در حاليكه مي خوانند حظ مي برند و حظ مي رسانند، اما نگاهشان مودبانه به صفحات شريف قرآن است. آن فردي هم كه حافظ را مي خواند بايد بعد از خواندن با ادب كتاب را ببندد و با عزت و احترام نگه دارد و خيلي آرام سر جايش بگذارد . به اين ظرافت ها در رفتارتان، موقع خواندنتان و اجرا دقت كنيد. مردم مي فهمند. اين شعار دروني تان باشد كه مردم همه چيز را حتي از ميكرفون راديو و گيرنده‌هاي راديوشان مي فهمند. گوينده اي هستند كه بعد از پانزده، بيست سال گويندگي و اجرا مي روند و حتي يك نفر سراغ آنها را نمي گيرد. همين كه هيچ كس سراغ آنها را نمي گيرد چند پيام دارد :1ـ متوجه باشيد كه ممكن است انسانها يادتان نكنند پس براي خدا كار كنيد. 2ـ مي دانيد چرا يادتان نمي كنند؟ چون براي مردم هم كار نكرديد. دورو بوديد قبلاً گفتم براي خدا كار كنيد، براي مردم كار كنيد اگر اينچنين شد درهاي توفيق و محبوبيت، نه شهرت به روي شما باز مي شود. از شهرت منفور باشيد. محبوب شويد.

5ـ تعادل در احساس

هيچ گوينده و گزارشگري حق احاساتي شدن پشت ميكروفون و جلوي دوربين راديو و تلويزيون را ندارد. گوينده بايد تا مرز بغض پيش برود اما بغضش نتركد. گوينده بايد تا مرز خنده برود اما نخندد. تا مرز نهيب برود اما نهيب ندهد. گريه كردن ، احساساتي شدن، عاطفي شدن و كثرت بغض قوتي براي مجري نيست مثل بعضي لوس بازيها كه برخي دارند و گريه مي كنند. به ويژه در خبر مثلاً در بم زلزله آمده، گوينده مي خواهد اعلام كند، خوب اعلام كند . گزارشگر مي خواهد اعلام كند، خوب بكند. مردم كشور به اطلاعاتي كه تو مي دهي نياز دارند نه به احساساتت . مي خواهند كمك كنند، كار دارند، اطلاعات مي خواهند ببينند دقيقاً چه كار بايد بكنند . اينكه تو بايستي و گريه كني مشكلي را حل نمي كند. چند دقيقه مي ايستي، گزارش مي دهي، دقيق و مطمئن صحبت مي كني ... آي مردم بد بخت شديم، بيچاره شديم، دنيا به آخر رسيد ... همچين چيزي نيست، همچين چيزي نداريم . مي ايستي دقيق اطلاعات و آمار مي دهي و در اينصورت احساساتت را چه مي كني ؟ گزارشت كه تمام شد مي روي گو شه اي و براي خودت زار زار گريه مي‌كني ولي جلوي مردم جلوه درستي ندارد .

كسي ترديد نكند. يك و دو نكند كه آيا عواطف و احساسات گوينده را چه طور بايد پنهان كنيم. اين يك قوت روحي مي خواهد كه گوينده، گزارشگر، مجري و خبر نگار بايد در مواقع سرنوشت ساز كشور قوي سخن بگويند و مصون بمانند از احساساتي شدن و عاطفي شدن.

6ـ عزت نفس

افرادي كه مطابق باورهاي ذهني خود رفتار مي كنند (باورهايي كه در ذهن خود داريد، اعتقادات يا قبول داشتن چيزي) بعد از آن عمل و رفتار نوعي احساس رضايت خاطر دارند و همين احساس رضايت خاطر به آنها آرامش مي دهد. مي دانيد دو رويي يعني چه؟ نقش بازي كردن يعني چه؟ يعني چيزي را انجام بدهم كه در درونم قبول ندارم و همين تعارض تبديل به بحران روحي مي شود و دائم با خودت درگيري. عزت نفس يعني انيكه من خودم خودم را با هرچه كه دارم دوست داشته باشم. عشق و علاقه مندي به خود با از خود راضي بودن فرق دارد. به خودتان علاقه مند باشيد و خود را با همين وضعي كه داريد قبول كنيد. به خودتان احترام بگذاريد.

 مي خواهيد بدانيد خودتان را دوست داريد يا نه؟ مي خواهيد بدانيد عاشق خودتان هستيد يا نه؟ ببينيد نقد پذير هستيد؟ رشد خودتان را مي خواهيد؟ اگر كسي به شما تذكر بدهد خوشحال مي شويد؟ اگر خوشحال نمي شوي اگر نقد گريزي اگر انتقادپذير نيستي بدان عاشق خودت نيستي، خودت را دوست نداري و عزت نفس نداري بلكه نوعي حقارت در درون داري و اين وحشتناك است. خيلي راحت است تشخيص اينكه انسان عاشق خودش هست يا نه. با آن عاشق خواهاي نفس بودن فرق دارد، با آن از خود راضي بودن كه محركش بيرون است فرق مي كند. از خود راضي بودن محركش بيروني است اما عزت نفس محركش دروني است نوعي تمكين و شكر گذاري در برابر موهبت هاي الهاي است. مي خواهد بگويد من شما را دوست دارم، كارم را دوست دارم از آن طرف هم فرار مي كند، فكر براندازي همكارش است، از آن طرف ذره اي رشد براي همكارش نمي خواهد. آنقدر راحت مي شود به خودت نمره شخصيت بدهي. ببين وقتي دوستت برنامه اي را بسيار موفق انجام مي دهد، مي‌روي سراغ او و تحسينش كني؟ اگر اين كار را انجام مي دهي بدان انسان با شخصيتي هستي. سلامت نفس داري ـ سليم النفسي قلب سالمي داري، درستي، خوب جايي آمدي.

7ـ شجاعت در كلام

به قول BBC يكي از ويژگيهاي گوينده Having a sense of humour است يعني رايحه اي از شوخ طبعي در رفتارتان باشد. به ياد داريد گفتم تندخو نباشيد، زود عصباني نشويد و زودهم به نشاط كاذب نرسيد؟ كمي شوخ طبع باشيد و البته مجري و گوينده شوخ طبع حاضر جواب بهتر است. البته BBC كه مي‌گويد پوست كلفت باشيد. (Having a thick skin) ما پوست كلفت داشتن را تعبير مي‌كنيم به معيارهاي فرهنگي خود: جسارت در تكلم شجاعت در كلام حاضر جواب.

اگر خنده دم دست شما نباشد اولين لطمه اي كه به شما مي زند اين است كه هيبت شما را كم مي كند . يكي از ويژگي هاي شخصيت گوينده داشتن هيبت هم هست. در كنار شوخي طبيعي هيبت هم لازم است.

خنده هاي خود را اداره كنيد اگر دائم مي خنديد باعث كاهش هيبت شما مي‌شود. اگر اخمو هستيد شفافيت چهره را كم مي كند شما را از تعادل خارج مي كند. اگر تكبر داريد منفور مي شويد. اما غرور خوب است. غرور در زبان فارسي معني مثبت دارد اما در عربي نه. در قرآن :«يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم» اي انسان چه چيز تو را به خداي خود مغروركرده است؟ اين منفي است اما كسي كه در كلامش غرور فردي دارد مي تواند از غرور ملي كشورش هم دفاع كند.

 8ـ روحيه يادگيري

گوينده هايي كه درست رشد كردند هر چه بالاتر مي آيد براي يادگيري بيشتر مشتاق هستند. خيلي مهم است كه يك گوينده مجري خبرنگار گزارشگر درجاهاي مختلف سرك بكشد ببيند كجا چيز ياد مي دهند برود و ياد بگيرد ... چه كتابي گفت؟ كجا گير مي آيد؟ بروم و بخرم ...

9ـ شفاف گويي

دو سه راه وجود دارد براي افرادي كه تند حرف مي زنند، شفاف گو شوند:

يك گوينده رسانه بايد بتواند 110 كلمه را در دقيقه شفاف بگويد. گوينده انگليسي بايد بتواند 170 ـ 150 كلمه را در دقيقه شفاف بگويند البته نثر را، نه شعر. تند نه ... شفاف. به ويژه در خبر 110ـ 100 كلمه در دقيقه را بايد شفاف بگويد. بايد بسيار متن خواهند، حداقل يك ساعت در روز را وقت صرف خواندن متن كنيد. در اينصورت عناصر دهانت در اداي كلمات شفاف مي شود. يكي ديگر از شيوه ها براي شفاف گويي هنگام نماز خواندن است. نماز دو سه دقيقه اي را دو سه دقيقه ديگر اضافه كنيد بشود پنج شش دقيقه، بسيار موثر است. تأثير اين تمرين حتي از تمرين متن خواني هم بيشتر است و باعث شفاف گويي و آرامش كلمات حين خواندن مي شود.

البته هر تمريني ويژه يكي از ابعاد صداي شماست. مثلاً حافظ به طور ويژه جلاي سخن به شمار مي دهد، گرمي و نفوذ كلام شما را افزايش مي دهد. حتي براي گوينده خبر. مطالعات متون سعدي تر زباني به شما مي آموزد يك زبان زنده (vivid language) فردوسي استحكام سخن به شما مي دهد. البته بايد خانم ها مراقب باشند لطافت لحن زنانه شان بر اثر خواندن اشعار فردوسي از بين نرود و آقايان لحن مردانه شان از دست نرود. امروز در بين گويندگان ما گوندگان مردي هستند كه در لحنشان كرشمه زنانه دارند و گويندگان زني داريم كه لحن مردانه دارند. ما لحن زن داريم، لحن مرد داريم لحن زنانه داريم لحن مردانه داريم. هيبت مردانه داريم و لطافت لحن زنانه داريم. در ضمن نثر مردانه داريم و نثر زنانه. هر نثري را خانم هاي نخوانند و هر نثري را هم مردان نخوانند. مثلاً شب ساعت يازده خانمي با صداي زنانه اين نثر را خواند: «ديشب كه به خانه آمدم، خسته بودم، لباسهايم را در آوردم، دراز كشيده بودم روي تختم و فكر مي كردم فردا چطور همايش اجرا كنم.» خوب خانم اين قسمت را نمي خواندي يا مي دادي به همكار آقا كه اين قسمت را بخواند. يك كلماتي هست كه مخصوص مرد است و يك كلماتي هست كه مخصوص زن است همينجوري نمي شود خواند. بعد مي گوييم يك گوينده خوب است و يك گوينده بد. مي گويم چرا ؟ اين گوينده بد است اين كه صداي خوبي دارد؟ تنهاصداي خوب كه ملاك نيست.

با صداي تنها كه نمي شود گوينده شد. اگر فقط صدا ملاك است تشريف بياوريد ميدان امام حسين تهران هندوانه فروش هايي سراغ دارم كه صداي بسيار قشنگي دارند. نمكي هاي كوچه ها گاهي اوقات صدايشان بسيار زيباست. بُرد صدا دارند، شش هفت ويژگي صدا را دارند اما نمي توانند گوينده شوند.

برخي از واژه ها مردانه اند مثل «ياعلي» و برخي واژه ها زنانه است مثل «خاك عالم»

10ـ مردم دوستي

چه كسي مردم را بدون محدوديت دوست دارد؟ برخي مي گويند نه ... راست مي گويند، خيلي مهم است اگر همه را دوست داريد. كوچك، بزرگ، پير، جوان، دختر، پسر، بد اخلاق، خوش اخلاق، مريض، سالم اعدامي، غير اعدامي، منظم بي نظم ... گوينده اي كه مردم را دوست مي دارد وقتي درباره آدمهاي بي نظم يا راننده هاي بي نظم از راديو و تلويزيون صحبت مي كند با نوعي محبت حرف مي زند و همين كلامش اثر مي كند. سحر سخن پيامبر هم رازش همين بود. به اين سبب كه آتش عناد را به نور محبت تبديل مي كرد از يك بيابانگرد گم نامي بزرگترين شخصيت تاريخ را ساخت. گوينده هم مي تواند اين كار را بكند. مردم را دوست داريم ؟ صبح با مردم به شكل زيبا سلام و عليك كنيد. سلام‌هاي صبح بسيار مهم است نشان دهندة نوع شخصيت و مردم دوستي شماست. صبح كه بلند مي شويد، در راديو و تلويزيون به مردم چه طور سلام مي كنيد؟ سلام ها يك بار مصرفي است؟ زودگذر است؟

بسم ا... الرحمن الرحيم سلام صبح شما به خير صبح همه خوش اخلاق‌ها و صبح خيزها به خير صبح نانواي محلمان كه بوي نانش از صد متري به مشامم مي رسد دستمريزاد نانوا. سلام به راننده خوب اتوبوس سلام به راننده تاكسي سلام به معلم خوب و عزيزم سلام به پرستار مهربانم كه ديشب تا صبح با مرارت از بيمارها نگهداري مي كرد. سلام به همه شما مردم.

 اين جور ديگه اي سلام مي كند، انقدر سلامش نزديك به ماست مثل اينكه لابه لاي زندگي ماست.

قربون دستهاي مهربانت بروم مادر بزرگ كه صبحانه را آماده مي كني.

فداي همت پدر بزرگ كه بلند مي شوي و نان مي خري. سلام به تو معلم عزيز كه مصمم با يك لبخند نافذ عازم كلاس هستي. اثر مي كند... مي گويد اِ اين گوينده يه جور ديگر است اين گوينده انگار در كنار من به مدرسه مي رود. برخي گوينده ها سلام هاي آسماني و ابري مي كنند ... هميشه آن بالا به بالاها هستند نه كه قشنگ نيست، قشنگ است اما سلام هايتان را بياوريد پايين تر.

سلام سلامي چو بالهاي پرستوي عاشقي كه هم اكنون ...

اينها قشنگ است اما مشكلي را حل نمي كند.

ميرزا رفتگر عزيز دستت درد نكند ... ساعات چهار صبح صداي خش خش جارويت به گوشم رسيده مي دانم ساعت چهار صبح بيدار شدن چقدر سخت است. فداي دستانت هر چي آلودگي شب بود همه را پاك كردي كوچه‌ها را تميز تحويل ما دادي ... دست مريزاد.

نكاتي درباره شعر خواني

بين دو مصراع يك تا يك و نيم ثانيه مكث كنيد .

بين دو بيت دو تا دو و نيم ثانيه به فراخور زماني كه داريد مكث كنيد.

از روي كلمات نپريد . هر كلمه بايد كامل ادا شود. (هر حرف در كلمه و هر كلمه در جمله بايد كامل ادا شود)

11- انواع صدا

انواع صدا عبارتند از :  1- صداي سينه    2- صداي سر      3- صداي گلو

گلو، عنصر اصلي باروري صدا است. گلو، اسم انگليسي اش( larynx ) است؛ و بي بي سي به آن جعبه صدا ( voice box) مي گويد. پس اين مساله براي گوينده بسيار حياتي است.

تارهاي صوتي كه خداي متعال به انسان داده است؛ به حدي گردانند. كه برخي از گوينده ها، مثلا اگر صدتا تار صوتي داشته باشند از 20-30 تاي آن استفاده مي كنند.  پس يكي از راههاي تقويت تارهاي صوتي استفاده از گلو است.

ظرفيت گلو و محتواي گلو؛  براي اداي كلمات است.  مثلا كلمه من آن نيم، را از بيني بگوييد؛ و بعد از گلو بگوييد. وقتي از گلو مي گوييد، بهتر و شفاف تر شنيده مي شود. و همين داستان در ميكروفون راديو هم اتفاق مي افتد، يعني صدايي كه تار صوتي تقويت اش كند شفاف تر ادا مي شود.

حالا چگونه مي توان تارهاي صوتي را بيدار كرد؛ مي نشينيم جلوي آينه، دست را روي گلو مي گذاريم، بطوري كه صداي قزقز تارهاي صوتي گلو را موقع اداي حروف، و حتي وقتي كه متني را مي خوانيد اين صداي قزقز بيايد. پس تارهاي صوتي بر اثر تنبلي است، كه باعث مي شود صدا اينقدرخفه باشد. وصدا بردار هم، دچار تشنج مي شود؛ صدا را تنظيم مي كند، مي بيند يك صداي خوب از گوينده بيرون نمي آيد.

برخي از صداها؛  نافذ، قشنگ، دوست داشتني و ماندني هستند. مثلا صداي خانم نشيبا و خانم بهروان.

صداي خانم بهروان، تقريبا 8 ويژگي جهاني صدا را دارد. وخانم نشيبا هم، 6-7 ويژگي صدا را دارد.

در ميان سخنوران امروز؛ از آيت الله حسن زاده عاملي مي شود، نام برد. ايشان به حدي قشنگ حرف مي زند؛ كه اگر شما گويندگان سخنراني هاي ايشان را گوش دهيد موجب مي شود كه، بسياري از گوهر هاي صدا در شما ايجاد شود. چون ايشان هر چه مي گويد راست است؛ و به هر چه مي گويد معتقد است وقبول دارد. و اصلا يكي از رازهاي نفوذ كلام اين است كه؛  به هر چه كه مي گوييد، خودتان آن را قبول داشته باشيد.

جنس صدا در هر انساني ذاتي است اما تربيت صدا ذاتي نيست. يعني اگر صداي كسي صداي سر باشد ذاتي است؛ ولي اگر بخواهيم صداي سر را تبديل به صداي سينه كنيم، نمي توانيم. اما هر دوي آن را مي توانيم در گلو تقويت، شفاف تر، نافذ تر و قشنگ تر كنيم.

اينكه مي گويند به دشت و كوه برويد و بايستيد، و شفاف گويي كنيد و بلند بلند حرف بزنيد و متن بخوانيد تا مرز سوزش گلو، و تااينكه، سوختن شروع شد رها كنيد؛ و يك ربع ، نيم ساعت استراحت، ودوباره شروع كنيد. اين مساله است كه باعث مي شود؛ بعداز مدتي ببينيد صدايتان ، يك صداي ديگري است و آن صداي ملال آور، خسته كننده، ضعيف، خفه و گرفته ديگر نيست. و در صدا سازي يك صداي نوعي است . 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-131.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارت گويندگي خبر تلويزيوني

حسن عابديني

 

     فناوري هاي نوين موجب دگرگيسي در شكل و محتواي بسياري از فرايند ها شده است. اين دگرگيسي تا مرز دگرگوني در هويت هم پيش رفته است.حوزه ارتباطات بويزه خبر تلويزيوني نيز از اين تحول مستثني نيست. 

 معتقدم خبر ديگر گزارش عيني از يك رويداد واقعي نيست بلكه فناوري نوين اين اجازه را به بنگاههاي خبري تلويزيوني داده است تا با كار گذاشتن چند دوربين در كانون رويداد زمينه يي را فراهم كنند كه مخاطب بصورت زنده رويداد را مشاهده كند.

 در اين شيوه - مخاطب احساس مي كند كه داوري بر عهده او ست. البته اين كه دوربين كجا كاشته و زاويه اش چه باشد هنوز در اختيار صاحبان بنگاه خبري است. 

خبرنگار هم ديگر فقط مسووليت تهيه خبر را ندارد بلكه او بايد فراورده خبري  را بگونه يي بسته بندي كند كه زمينه فروش مناسب ان فراهم شود.

 در قرن بيست و يكم – مسووليت گوينده هم فقط خواندن خبر از روي متن يا اتوكيو نيست بلكه ارائه هنرمندانه ان است تا مشتري بيشتري جذب كند. 

 پيشتر گفته مي شد كه گوينده بايستي مهارت ارتباطي داشته باشد اما هم اكنون داشتن ميل و رغبت براي برقراري ارتباط با مخاطب از اولويت بيشتري برخوردار است. 

 خبر تلويزيوني را مي توان در زمره يك ژانر تلويزيوني جاي داد كه هنرپيشه  ان در نقش گوينده روي صفحه ظاهر مي شود.

 اين هنرپيشه بايستي خبر را بشناسد – ظرفيت رسانه را بداند – زبان معيار را بلد باشد- اندام مناسب گفتاري داشته باشد و از بيان مناسب نيز برخوردار باشد.

 گوينده يي كه تسلط بر موضوع نداشته باشد نبايستي جلوي دوربين قرار گيرد. او نمي تواند بدون اگاهي از روند كار در اتاق خبر - استوديو – رژي  و حتي محدويت هاي دوربين و ارتباط زنده – اجراي مطلوبي داشته باشد.

 فراموش نشود شناخت زبان بدن براي گوينده خبر هم از ضرورت هاي غير قابل انكار است. بهر روي اگر القاي پيام از سوي گوينده خبر بصورت زيركانه - نامريي - غير مستقيم و مهم تر از ان بدون سخن گفتن باشد انگاه ارتباط موثر برقرار خواهد شد. 

 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-117.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

ويژگي هاي گويندگي در خبر، گويندگي در برنامه هاي توليدي

در جايي از استادي مي خواندم كه مي گفت: «گوينده خوب مي تواند به شما آرامش دهد، هستي دهد، زندگي دهد و درست مثل يك جراح مغز عمل كند!» مي گفت: يك گوينده خوب بايد هنرپيشگي را بشناسد، آواز را، موسيقي را بشناسد، بايد خوب بشنود، خوب ببيند و عملي كه انجام مي دهد در مغز كنترل و در زبان پخش كند.»
گوينده حاصل كار مجموعه عوامل برنامه ساز، تشكيل شده از محقق، نويسنده، تهيه كننده... را در معرض شنيدن و قضاوت قرار مي دهد. گوينده بايد شخصيت خود را طوري در صدايش منعكس كند كه صدايش داراي «قدرت برقراري ارتباط»، «قدرت انتقال فكر»، «قدرت انتقال حس»، «منعكس كردن شخصيت» و «تلفظ و ادا كردن درست كلمات» باشد معني در پيام نيست، در ذهن مخاطب است. وظيفه گوينده پيوند پيام با ذهن مخاطب است به گونه اي كه پيام در ذهن او متناسب با نظر فرستنده، معني شود.گوينده خبر يا گوينده توليد مي داند كه مردم مطالب او را نمي خوانند بلكه گوش مي دهند. پس تنها يك بار فرصت دارد مطالب را به آنها تفهيم كند.


گويندگي در توليد و خبر


صدا اولين شرط گويندگي است. صدايي رسا و شفاف. در برنامه توليد، گوينده از صدايش راحت تر بهره مي گيرد، سرعت و اوج و فرود و مكث ها و همچنين نفس گيري بهتر، در اختيار خودش است.
ليكن از آنجا كه گوينده خبر مي بايست يك متن خبري را نه در شرايط راحت، بلكه با رعايت همه مواردي كه به كاري از جنس خبر مربوط مي شود، بخواند، لذا بايد بتواند به اين صداي رسا و شفاف چنان انرژي و برد كافي بدهد تا بتواند از ابتدا تا انتهاي يك خبر يا بخش خبري را بدون افت صدا و احساس خستگي بخواند.
گوينده برنامه توليدي به راحتي احساسش را درگير متني كه به او داده شده مي كند، انعطاف بيشتري در اجرا دارد، با موسيقي حس بهتري را نيز مي تواند به دست آورده و القا كند، به شنونده يا بيننده نزديك مي شود. صميمي مثل يك دوست؛ برايش شعر مي خواند، حكايت مي گويد، با او غمگين مي شود و باز با او شادمان! انگار در كنار هم اند! اما گوينده خبر مي بايست پيش از آغاز كار، يك متن بسيار رسمي و خبري را با فهم معاني و مفاهيم و اهداف آن، مطالعه كند. او بايد در حين گويندگي، واژه ها و مفاهيمي را كه داراي بار خبري بيشتري هستند برجسته تر كند. لحن متناسب با محتوا و فراز و نشيب ها و همچنين مكث و عطف و تاكيدها بيشتر از آنچه كه گوينده پخش (توليد) رعايت مي كند بايد توسط گوينده خبر رعايت شود.
اينجا سرعت نيز نقش متفاوتي دارد. خبرها از روي متن خوانده مي شود و به دلخواه گوينده سرعتش تعيين نمي شود. اين يك قانون است؛ بيش از ۱۰۰ كلمه فارسي در يك دقيقه! وگرنه سرعتي مناسب نخواهي داشت! گوينده خبر در برابر يك مسئله ديگر نيز قرار مي گيرد و آن اينكه بدون پيش بيني گاهي بايد در نقش يك مجري برنامه خبري ايفاي نقش كند. اينجاست كه اين گوينده به جز همه مواردي كه تقديم حضور شد بايد خبر را خوب بشناسد، اهميت و اولويت و حساسيت هاي آن را بداند، همچنين به چگونگي تنظيم و بيان تاثير گذار خبر آگاهي داشته باشد. او بايد حالا توانايي اداره منظم و هدفمند يك بخش يا برنامه خبري را داشته باشد.
بداهه گويي:بداهه گويي يعني هنر پروراندن مفهومي كه گاهي به طور ناگهاني گوينده را در دام مي اندازد چرا كه تا زماني كه گوينده متن مي خواند، مصونيت نسبي دارد و به محض خارج شدن از متن آسيب پذير مي شود.گوينده خبر هم تپق مي زند اما! در خبر به راستي كه تلفظ غلط و يا القاي مفهوم در غيرمنظور، خطايي فاحش است و نابخشودني.
لحن در خبر عامل تعيين كننده اي است. اين لحن و آهنگ مناسب گوينده است كه مخاطب را به شنيدن خبر ترغيب مي كند. لحن يا همان شيوه گفتار بايد متناسب با بخش خبري يا مخاطبان و موضوع خبر باشد. كه گوينده خوب خبر آن است كه با حفظ شأن خبر بتواند، شيوه گفتار مناسبي داشته باشد. گوينده بايد صدا و لحن خود را با متن و مفهوم خبر هماهنگ كند. به عنوان مثال لحن خواندن يك خبر علمي - فرهنگي با لحن خبر حمله يا حادثه متفاوت است.به قول (استاد) حسين توفيقيان، اولين گوينده خبر در راديو، «كسي كه صدايش انعطاف داشته و بتواند در هر قسمت، آن را با حال و هواي برنامه و شرايط آن وفق دهد، به دليل جذب بيشتر شنونده داراي امتياز بالاتري است.»
برجسته خواني در هر متني (خبري يا غيرخبري) از شرايط و ويژگي هاي يك گوينده خوب است.در هر متن خبري حداقل يك مفهوم مهمتر و برجسته تر است. مثلاً شماره يك كالابرگ، ميزان ريشتر يك زمين لرزه و...
راديو: از آنجا كه تنها ابزار ارتباطي گوينده راديو كلام است، گوينده خبر راديو بايد از توانايي هاي كلامي، فردي و حرفه اي ويژه برخوردار باشد مثلاً سكوت گوينده در راديو (توليد يا خبر)، سكوتِ رسانه است. گوينده خوبِ راديو بايد بتواند خبري را كه به خوبي تنظيم شده تصويرپردازي كند.
تلويزيون: آراستگي ظاهري، از ويژگي هاي گوينده تلويزيون است. شيوه نشستن، نگاه كردن و حركات دست و چهره او معنادار است و بايد حساب شده، دقيق و حرفه اي باشد و بالاخره اينكه گويندگان خبر، دروازه بانان خبرند. مسئوليت آنها به عنوان دروازه بان خبر اين است كه متن نهايي را طوري تنظيم كنند كه عاري از هرگونه اشتباه مفهومي، دستوري و مانند آن باشد. همچنين او بايد توانايي ايجاد ارتباط، القاي منظور و انتقال مفهوم را داشته باشد.
 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-112.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

عوامل موثر در جلب توجه مخاطبان ؛ نحوه ارتباط گويندگان و خبرنگاران

يكي از راههاي جلب توجه مخاطبان به اخبار به  نحوه ارتباط گويندگان و خبرنگاران با يكديگر بر مي گردد . معتقدم عوامل زير ارتباط بهتر ، موثرتر ، صميمي تر و موفق تر را موجب مي شوند .


۱ . تسلط بر موضوع و آگاهي از آن
اگر گوينده بر موضوع تسلط كامل داشته باشد، در مواقع بروز اشتباه ، به درستي و حرفه اي عمل مي كند و اين كاستي ها را به ديگران منتقل نمي كند . گوينده ها براي تسلط داشتن بر موضوع بايد مطالعه كنند ، خبر بخوانند ، خبر بنويسند ، خبر گوش كنند.
با تسلط بر موضوع است كه گوينده مي تواند با پرسيدن سئوالات جذاب ضرباهنگ و جذابيت خبر را افزايش دهد و در مواقع بروز اشتباه احتمالي واكنش مناسب داشته باشد . متاسفانه به علت فقدان تسلط يا تسلط ناكافي  برخي همكاران سئوالات كلي مي پرسند يا فقط در ابتداي ارتباط مي گويند : " همكاران محترم بفرمائيد " و خبرنگار و مصاحبه شونده هم درپايان مي گويد : " اگر سئوالي نداريد با شما خداحافظي مي كنم . "
۲. تسلط بر روند كار
"تسلط بر روند كار " تا حدود زيادي ارتباط موفق گوينده را تضمين مي كند . منظورم اين است گوينده براي جلوگيري از بروز اشتباه ، جمع و جور كردن شرايط بحراني و افزايش قدرت مانورش هنگام بروز اشتباه بايد با عوامل توليد و پخش خبر مرتبط باشد ، در فرايند كار مشاركت كند و يا حداقل از آن مطلع باشد . واضح تر بگويم  آگاهي گوينده از روندكار سردبير ، دبير خبر ، تهيه كننده ، كارگردان ، تصويربردار ، صدابردار و برنامه هاي بخش خبري ( آيا قرار است با جايي ارتباط داشته باشند ؟ خبر جديدي بيايد ؟ و يا ... ) به وي بسيار كمك مي كند و جلوي بسياري از اشتباهات را مي گيرد .
گوينده همنچنين مي تواند با برقراري ارتباط خوب با سردبير و اعضاي تحريريه و كادر فني و ايجاد فضاي اعتماد و اطمينان ، قدرت مانور بسيار زيادي در اجرا و تغيير محتوا هنگام بروز اشتباه براي خود  كسب كند.
۳. تسلط بر خود
برخي از همكاران خبر مي خوانند اما نمي دانند چه مي گويند !! اسم همكاراشان را مي دانند اما اشتباه مي گويند ، فراز و فرود  صدا دارند اما نابجا .  واژه ها را متصل يا منفصل مي خوانند اما معناي متضاد برداشت مي شود . ارتباط غير كلامي دارند امابي اثر و يا منفي و ....
اينان كساني هستند كه تمركز بر افكار ، تسلط بر اعضا و جوارح و متن ندارند . تسلط بر خود براي اجراي موفق تر ، ارتباط بهتر و نيز كاستن از فشارهاي روحي ـ رواني و جلوگيري از انتقال آن به ديگر عوامل بسيار سودمند است .
۴. ارتباط طبيعي
ارتباط طبيعي گوينده هاي خبر جذابيت ، اثرگذاري خبر و اعتماد مخاطبان را افزايش مي دهد . بنابراين گويندگان بايد از حركات تصنعي ، غيرطبيعي و غيرعادي بپرهيزند و از رفتارهاي مردم در روابط ميان فردي الگو بگيرند .
" اتوكيو " براي برقراري ارتباط طبيعي با مخاطبان  ابداع شد اما متاسفانه در موارد قابل توجهي به علت ارتباط نادرست برخي همكاران گوينده از اين ابزار و نگاه مصنوعي و استفاده افراطي و غلط از اين دستگاه به عنوان پارازيت و مخل ارتباط عمل مي كند . بايد از اتوكيو استفاده كرد اما نبايد ارتباط با متن خبر زير دست گوينده قطع شود . نبايد مردم فكر كنند گوينده نابغه است يا چند ساعت وقت گذاشت تا خبر را " حفظ " كند .
معتقدم بايد مثل مردم حرف بزنيم ، لباس بپوشيم ، ارتباط برقرار كنيم . نبايد مردم حس كنند گويندگان آرم هاي متفاوتي هستند .
ورود و خروج  گويندگان و خبرنگاران به خبر نيز نبايد كليشه اي و براي همه فصول ،بخش ها و مناطق باشد بلكه آنها بايد به تناسب زمان ، مكان ، نوع موضوع و ... بارعايت اصول و ضوابط ، متفاوت ، متعدد و متكثر باشد .
به عنوان مثال نبايد هميشه گفته شود :
سلام بينندگان عزيز ، شبتون بخير .
به اخبار خارجي كه همكارم خانم .... به اطلاع شما مي رساند توجه فرمائيد يا ....... مي توان به گونه ديگر سلام و عليك و خداحافظي كرد و به گويندگان و خبرنگاران پاس داد .
مثال ديگر در مورد ارتباط خبرنگار و گوينده :
ضرورتي ندارد هميشه هم گوينده بگويد : " خبرنگار از ما از لندن گزارش مي دهد " و هم خبرنگار در پايان بگويد : .... خبرنگار صدا و سيما – لندن .
گفتن نام " مكان " در پايان گزارش خبرنگاران فقط به بهانه نام بردن مكان رويداد لازم نيست بلكه آوردن نام مكان در موقعي الزامي است كه به خبر و رسانه اعتبار بدهد. (مانور حضور)
برخي مواقع لوكيشن و حوادث گزارش گوينده و خبرنگار را از بردن نام آن مكان بي نياز مي كند .

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-107.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ < href="http://mbatehran.com">آموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان