مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3163
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 23
همه : 5164126

چگونگي بكاربردن زبان توسط گويندگان راديو

«استفاده گويندگان راديو از يك زبان غيررسمي و سريع كه مخاطبان جوان مي‌پسندند، منافاتي با زبان معيار ندارد. البته برخي از شبكه‌ها از اين امر به صورت نادرست استفاده مي‌كنند.»

ژاله صادقيان ـ گوينده برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني ـ با بيان اين مطلب در خصوص چگونگي بكاربردن زبان توسط گويندگان راديو گفت: در برخي از برنامه‌هاي راديو جوان و جنگ‌هاي طنز شبكه سراسري نوعي طرز صحبت كردن وجود دارد كه بوي ادب و فرهنگ ايراني را نمي‌دهد. چنان‌چه فردي در خيابان همان طرزصحبت كردن رابه كار برد، احساس بدي به عابران دست مي‌دهد؛ خانواده‌هايي هستندكه به فرزندانشان اجازه نمي‌دهند كه با چنين لحني صحبت كنند.

وي افزود: درست است كه زبان پويايي دارد، شكستگي در كلمات اجتناب‌ناپذيراست و با سرعت تكنولوژي تغييراتي در زبان ايجاد مي‌شود اما زبان فاخر لزوما زباني نيست كه مخاطب جوان نتواند با آن ارتباط برقرار كند. جوانان امروز ايران به راحتي درست را از غلط تشخيص مي‌دهند. بسيار دردناك است كه نسل‌هاي بعدي با زبان فارسي بيگانه و با زبان كوچه و بازاري آشنا باشند.

اين مجري برنامه‌هاي راديو و تلويزيون ادامه داد: راديوهاي ايران، شبكه‌هاي رسمي كشور و مظهر زبان ملي هستند. چنان‌چه راه درست انتخاب شود، مي‌توان با در گويندگي وجود شيطنت‌ها و شور و شر جواني، زبان فاخر را نيز حفظ كرد. اين بحث در خصوص راديوهاي محلي به كلي متفاوت است. در چنين راديوهايي چند جوان نه به عنوان گوينده بلكه به عنوان مخاطب مي‌توانند در زبان تغييراتي ايجاد كنند.

وي تصريح كرد: جوان امروز با سرعت فزاينده‌اي به جلو در حركت است. يك گوينده‌ي راديو نبايد همانند 30 سال پيش با آرامش با او صحبت كند. جوان امروز اين آرامش را نمي‌پذيرد. هنگام صحبت با او بايد سريع موضوع را گفت و تمام كرد.

صادقيان خاطرنشان كرد: بسياري از برنامه‌هاي مثال‌زدني در گذشته چنين بودند. سرعت زبان با فاخر بودن آن منافات ندارد. راديويي كه براي جوانان طراحي شده است، نبايد همانند خودشان در كوچه و بازار با آنها صحبت كند. البته در چنين شبكه‌هايي در زمان كوتاهي، نمي‌توان تغيير ايجاد كرد. بلكه اين كار بايد به تدريج و با برنامه‌ريزي صحيح صورت گيرد.

وي درباره‌ي حضور گوينده‌هاي راديويي در تلويزيون گفت: اين مساله ممكن است به خيال‌انگيز بودن راديو لطمه بزند. البته در حال حاضر مخاطب راديو تا حدي با خيال‌انگيزي فاصله گرفته است. آن‌ها ديگر در ذهن خود گوينده مورد علاقه‌شان را فرشته تصور نمي‌كنند.

اين گوينده برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني افزود: گوينده‌اي كه در راديو صداي مخملي دارد اما چهره خوبي ندارد، بزرگ‌ترين اشتباه است كه در تلويزيون برنامه اجرا كند. البته حضور گوينده راديو در تلويزيون بستگي به توانايي‌هاي او نيز دارد. گوينده‌اي كه بتواند از عهده‌ي دو نوع اجرا به خوبي برآيد، چه ايرادي دارد كه همزمان در راديو و تلويزيون فعاليت كند؟ از بسياري مخاطبان شنيده‌ام زماني كه چهره گوينده‌اي را از تلويزيون ديده‌اند، صداي او براي آنها دلنشين‌تر شده است. اين يك امتياز مثبت است كه تلويزيون به راديو مي‌دهد.

وي كه گوينده برنامه ستاره چين راديو برون‌مرزي صداي آشناست، در خصوص نحوه‌ي اجراي برنامه‌هايي كه مخاطب خارج از كشور دارند،ادامه داد: مخاطبان خارج از كشور چنان چه حس قربت را از صداي گوينده راديو درك نكنند، مطمئنا به گوش دادن برنامه ادامه نمي‌دهند. همان‌طور كه مخاطب برنامه‌هايي با موضوع‌هاي مختلف، نوع اجراي خاص آن موضوع را از گوينده توقع دارد.

صادقيان با بيان اين‌كه ستاره چين برنامه‌اي است با موضوع فرهنگي – هنري تصريح كرد: در برنامه ستاره‌چين نحوه توصيف گوينده براي مخاطبان داخل و خارج كشور درباره جشنواره‌اي كه در ايران در حال برگزاري است، كاملا با هم تفاوت دارد. مخاطب داخلي، ممكن است نيازي به توصيف‌هايي كه براي مخاطب خارج كشور مي‌شود، نداشته باشد.

وي با اشاره به نوع زباني كه گوينده برنامه‌هاي برون‌مرزي بايد به كار برد، خاطرنشان كرد: هرچند من موافق ساختارشكني زبان در برنامه‌هاي داخلي نيستم، اما بصورت كامل آنرا رد نمي‌كنم.اما ذهن مخاطب خارج از كشور بخصوص كودك پاك، و آماده پذيرش هر نوع زباني است. بنابراين گوينده در چنين برنامه‌هايي بايد از زبان معيار استفاده كنند.

مجري برنامه ستاره چين راديو برون‌مرزي صداي آشنا گفت: ايرانيان خارج از كشور در بيرون از خانه به زباني غير از زبان مادريشان حرف مي‌زنند. بهتر است گوينده راديويي به نحوي صحبت كند كه ذهنيت درست براي آنها بخصوص كودكان ايجاد شود. چنان چه اين امر اتفاق افتد، زماني كه به ايران خواهند آمد حداقل كلمات را درست ادا مي‌كنند.

وي در خصوص نوآوري در اجراي برنامه‌هاي برون‌مرزي افزود: در هر رسانه‌اي نوآوري معقول در شرايط درست، زيباست. البته نوآوري عجيب و غريب، مقداري برنامه را زير سوال مي‌برد. به عنوان مثال گوينده تلويزيوني براي توصيف هواي باراني به محوطه‌ي بازي مي‌رود و همان‌طور كه قطرات باران از چترش مي‌چكد فضا را براي مخاطب ترسيم مي‌كند. درحالي كه او مي تواند در استوديو روي صندلي بنشيند و هواي باراني را توصيف كند. كدام‌يك براي مخاطب دلپذيرتر است؟

صادقان در پايان از همكاري با گروه اجتماعي راديو ايران به عنوان بازيگر در برنامه‌هاي سيب نقره‌اي خبر داد. همچنين در شبكه دو سيما در برنامه‌اي كه به معرفي شبكه جام جم مي‌پردازد، همكاري مي‌كند. اين برنامه پل ارتباطي شبكه جام جم با مخاطبان داخل و خارج كشور است.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-101.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 ويژگي و چگونگي گفتار در برنامه‌هاي طنز و تفريحي راديو 

در نشست علمي آموزشي معاونت صدا گفتار در برنامه‌هاي راديويي ويژگي و چگونگي گفتار در برنامه‌هاي طنز، سرگرمي و تفريحي با حضور داريوش مودبيان (كارگردان، بازيگر و مدرس دانشكده صدا و سيما)، دكتر فرزان سجودي (عضو هيات علمي دانشگاه تهران) و محمدحسين سروش (مدرس گويندگي) بررسي شد.

به گزارش ايسنا، داريوش مودبيان، در ابتداي سخنانش درباره چرخه طنز، از فرآيند تلفيق خنده و انديشه گفت و خاطرنشان كرد: چرخه طنز از حضور و كاركرد متقابل و پيوسته دو عنصر خنده و انديشه به وجود مي‌آيد. اين دو عنصر به ظاهر متضاد هستند، اما ظهور و حضورشان در چرخه طنز ضروري است. ابزاري كه اين داده‌ها در درون طنز پرداز ايجاد مي‌كنند، جهان‌بيني آن است.

به اعتقاد وي خنده هدف طنز نيست بلكه ابزار آن است و مختص انسان مي‌شود.

داريوش مودبيان با طرح اين پرسش كه چرا ما به اشياء مي‌خنديم؟ خاطرنشان كرد: ديدن وجهي از فرد در اين اشياء ما را به خنده وا مي‌دارد. هدف طنز برانگيختن انديشه است. خنده و انديشه بايد در هم بياميزد و گاه تلفيق اين دو تجمعي است مانند آنچه در بذله‌گويي و بازي با كلمات اتفاق مي‌افتد.

پس از داريوش مودبيان، دكتر فرزان سجودي، ‌نشانه‌شناس و مترجم با پرداختن به جزئيات زبان طنز، تصريح كرد: ما تنها مي‌گوييم طنز ، اما اگر وارد جزئيات شويم، متوجه خواهيم شد كه بين هجو، هزل، بذله‌گويي و طنز تفاوتهاي بسيار به لحاظ سبك و الگو وجود دارد.

وي با تكيه بر صحبتهاي داريوش مودبيان ، خاطرنشان كرد: هرگز طنز در خلا اتفاق نمي‌افتد؛ اگر چنين رخدادي روي دهد، يك فاجعه محسوب مي‌شود. همواره در طنز بايد وجه آگاهي‌دهنده وجود داشته باشد و كار رسانه هم همين است.

فرزان سجودي همچنين جسارت، خلاقيت و آشنايي شهودي با شگردهاي طنز كلامي را از ويژگي‌هاي يك طنز آگاهي دهنده برشمرد.

داريوش مودبيان هم در ادامه صحبتهاي سجودي يادآور شد: حتي در كمدي محض(كمدي بوف) كه از سر بي‌خردي گفته مي‌شود، خردي وجود دارد كه از سوي نويسنده لوث و پنهان مي‌شود. در برخي برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني اين مساله ديده مي‌شود.

در ادامه فرزان سجودي، با اعتقاد به اين كه طنز قاعده جهاني ندارد اما از دستورهاي جهاني پيروي مي‌كند، خاطرنشان كرد: بافتهاي فرهنگي، زمينه‌ متفاوتي را در طنز و لطيفه ايجاد مي‌كند. بر حسب بافتهاي فرهنگي فضاي طنز تغيير مي‌كند اما مضامين غالب، سياسي و اجتماعي، نژادي و جنسي هستند.

طنز خلاق و آفرينش‌گر مي‌داند چگونه از اين مضامين استفاده و از بافتهاي قومي ، بومي و جنسي پرهيز كند.

وي ادامه داد: در راديو تنها با صدا سر و كار داريم؛ يعني از طرفي با محدوديتهاي بصري مواجه هستيم و از طرفي شايد اين محدوديت، فشار را به ويژگي‌هاي كلامي منتقل ‌كند كه باعث طنز كوبنده‌تر شود.

عضو هيات علمي دانشگاه تهران معتقد است كه در راديو همواره يك درام در حال رخ دادن است؛ چرا كه گوينده طنز مدام در موقعيتهاي ديالوگي و تغيير شخصيت قرار مي‌گيرد.

فرزان سجودي، در توضيح اين مطلب گفت: در اين شرايط طنز از سطح كاغذ به تحقق مي‌رسد و قابل دريافت مي‌شود.

وي درباره لزوم نگاه دانشي به حوزه طنز در راديو افزود: همواره جدالي بين عمل‌گريان و كساني كه آن حوزه را مطالعاتي مي‌كنند، وجود دارد. من تنها به اين طبقه‌بندي‌ها اعتقاد ندارم، بلكه معتقدم بايد يك گفت وگوي دو سويه‌ بين حوزه عمل و دانش مدون زبانشناسي وجود داشته باشد، تا هم طنزپرداز از آن سو تغذيه شود و هم سوي ديگر با اطلاع از حوزه عمل آگاهانه‌تر نظريه دهد.

پس از صحبتهاي دكتر فرزان سجودي، محمدحسين سروش مدرس دانشگاه به ايراد سخنراني پرداخت.

وي با تاكيد بر اينكه سخنان يك جوان بر روي اعمال و دل انسان بسيار اثر مي‌كند، خاطرنشان كرد: اگر اين ديدگاه آرمان شبكه جوان باشد، اگر چه آرماني است اما مي‌توان به آن نزديك شد.

سروش سپس به طرح اين پرسش‌ها پرداخت كه آيا شبكه جوان راديو نيم‌نگاهي به اين مفاخر پايدار انساني دارد و درون جوان را درك مي‌كند؟ و آيا امروز برنامه‌هاي شبكه جوان در اين مسير قرار دارد؟

وي ادامه داد: اگر شبكه جوان در اين مسير قرار دارد كه خدا قوت! و اگر نيست، چرا؟!

محمدحسين سروش با تاكيد بر تمايز طنز با هجو، فكاهي ، هزل وغيره، گفت: گاه در برنامه‌هاي راديويي اين سوالات با هم درهم مي‌آميزد و گوينده سردرگم مي‌شود.

وي در اين نشست همچنين ابراز اميدواري كه روزي شبكه‌هاي راديويي به جاي عنوان پرمخاطب از عنوان «خوش مخاطب» استفاده كنند.

اين مدرس دانشگاه پيشنهاد داد كه برنامه‌سازان راديويي لطايف عبيد زاكاني، حكايتهاي گلستان و لطايف نصرالدين را مطالعه و در متن برنامه‌ها از آنها استفاده كنند.

وي از هزل به عنوان لطيفه و بيهوده‌گويي ياد كرد و عبيد زاكاني را در زمره افرادي قرار داد كه در اين عرصه قلم زده است.

سروش، هجو را عيب كسي برشمردن و دشنام‌گويي دانست كه در ادبيات جاهلي ايران ديرينه دارد و افزود: در ادبيات جاهلي ما هجو به كمك دشنه و چاقو مي‌آمده و مكمل عملكرد آن مي‌شده است.

وي ادامه داد: فكاهه خوش‌طبعي و مزاح است. فكاهي زشتي هزل را ندارد و به بي‌پروايي هجو نيست؛ بلكه ملايم است؛ اما طنز شيوه‌اي خاص از شوخ‌طبعي است و بايد موقعيت برنامه‌هاي راديو جوان را بر اساس معيار طنز سنجيد.

اين مدرس گويندگي، از طنز مهران مديري كه به «خريد وجدان» اختصاص داشت، به عنوان نمونه‌اي براي طنز موفق ياد كرد.

وي ادامه داد:‌ طنز تركيبي از نقد، خنده و رمز است؛ طنز با شرم و حيا همراه است اما هزل از گفتن كلمات خلاف ادب ابا نمي‌كند؛ قصد طنز اصلاح است اما هزل تنها مي‌خنداند؛ نوعي وارونگي كلمات، در طنز بايد رعايت شود تا نوعي نهيب و طعنه‌ ايجاد كند.

وي از طنز به عنوان نوعي قضاوت ياد و ابزار اميدواري كرد كه روزي برنامه‌سازان راديو جوان بدانند كه طنز به معناي روكم‌كردن و تحقير افراد نيست.

سروش خاطرنشان كرد: اشك‌هايي كه در طنزنويس وجود دارد، بايد در لحن مجري و گوينده شنيده شود.

به گزارش خبرنگار سرويس راديو ايسنا، بخش ديگري از اين نشست به نقد و بررسي برنامه «هفت شنبه» راديو جوان با حضور معاون صدا مدير كل اداره پژوهشهاي راديو، مدير راديو جوان و مدير طرح و برنامه اين شبكه اختصاص داشت.

داريوش مودبيان، در ابتداي اين بخش با بيان اين كه هدف اين نشست، نقد و بررسي برنامه «هفت شنبه» نيست، خاطرنشان كرد: هدف ما پيداكردن مصاديقي براي 9 حوزه طنز در اين برنامه است.

پس از بيان اين نكته از سوي مودبيان، بخشهايي از برنامه «هفت شنبه»، براي حاضران در سالن اجتماعات ساختمان شهداي راديو پخش شد.

داريوش مودبيان در ادامه به ارائه نظريات طنز به صورت فهرست‌وار پرداخت و افزود: 9 حوزه طنز وجود دارد كه از اين ميان 3 حوزه به الگوهاي طنزپردازي تبديل شده‌اند.

وي يكي از الگوهاي طنزپردازي را «برتري» برشمرد و افزود: در اين الگو علت خنديدن، برترديدن خود است‌. در راديو از آنجا كه نمي‌توان از جلوه‌هاي بصري استفاده كرد، از صدا استفاده مي‌شود؛ اما از اين الگو اغلب بدون آگاهي دادن استفاده شده است.

پس از داريوش مودبيان، محمدحسين سروش خطاب به دكتر حسن خجسته(معان صدا) گفت: شبكه جوان از آنجا كه خط شكني و لحن خسته‌كننده گذشته را متحول كرده است، قابل تحسين و مقبول است؛ بايد چنين شبكه‌اي مي‌آمد و لحن دو –سه دهه پيش مردم را از راديو به تدريج دور مي‌كرد؛ اين كار با تدبير معاون صدا انجام ‌شد.

وي ادامه داد: اما اين نكته كه به مرور پيكره برنامه‌هاي راديو جوان دگرگون شده و احساس مي‌كنيم صداي برخي منقدان در آمده است، پرسشي است كه شايد بايد مدير راديو جوان پاسخ دهند.

وي سه ويژگي را براي زبان راديو قائل شد و افزود: سطحي‌گويي، ساده‌گويي و فاخر‌گويي، سه ويژگي زبان رسانه است. امروز موفق‌ترين شبكه‌ها و مديران با شيوه ساده‌گويي ، با جان و دل مخاطبان خود سخن مي‌گويند؛ مهارت مدير موفق رسانه اين است كه پيچيده فكر كند و ساده سخن بگويد.

به اعتقاد سروش زبان شبكه جوان بايد با مخاطب خود تناسب داشته باشد.

وي در توضيح اين مطلب گفت: ادعاي ما اين است كه به زبان جوانان كوچه وبازار امروز صحبت كنيم؛ اما آيا جوانان ما هر چه قدر هم كه نازل سخن بگويند در فضاي عمومي جامعه هم نازل سخن مي‌گويند؟! اين پرسشي است كه متوجه مديران ماست.

اين مدرس گويندگي با اعتقاد به اين كه غلط‌هاي راديويي امروز كمتر در شبكه‌ها مشاهده مي‌شود، ادامه داد: راديو جوان در ميان كم‌غلط‌ ترين شبكه‌هاي راديويي قرار مي‌گيرد.

محمدحسين سروش با اشاره به بخشهايي از برنامه «هفت شنبه» كه براي حضار پخش شد، خاطرنشان كرد: آيا شنيدن برخي از اين واژه‌ها احساس بدي به مخاطب نمي‌دهد؟ برخي از اين واژه‌ها حتي به هتاكي آلوده هستند و اگر برخي مديران چنين كلماتي را نمي‌شنوند، شايد علاقه‌اي به شنيدن آن ندارند. شيوه بيان نادرست حتي در لحن برنامه «هفت شنبه» نيز مشهود است.

به اعتقاد وي در برنامه‌هاي راديويي گاه به ذوق زباني مردم ايران توهين مي‌شود.

محمدحسين سروش در اين باره تصريح كرد: زبان رسانه بايد مراقب شعور ملي باشد و به غرور و شعور ملي توهين نكند.

اين مدرس گويندگي تاكيد كرد: شبكه جوان براي اينكه طرح جديدي خلق كرده تا از آن لحن خسته و فرتوت گذشته فاصله بگيرد، بايد تحسين شود؛ اما بايد مراقب اين چند نكته هم باشد؛ به ويژه گاهي نثر قوي است، اما گوينده و مجري ضعيف عمل مي‌كنند. لحن، امروز يك ابزار معتبر مصرف نثر محسوب مي شود.

در ادامه صحبتهاي سروش، مودبيان با طرح اين پرسش كه آيا بايد باهر چه كه مدنظر ماست شوخي كرد؟ خود پاسخ داد: مي‌توان با همه چيز شوخي كرد، مگر آن چه متعلق به همگان است؛ چرا كه پايه‌هاي آن سست مي‌شود.

دكتر فرزان سجودي نيز با اعتقاد به اين كه «هفت شنبه» الگوهاي «صبح جمعه با شما» را دنبال مي‌كند، ادامه داد: الگوهاي اين برنامه تكراري و پيش پا افتاده است و برنامه خاصي نيست. مضامين اين برنامه تكراري است و نقدهاي بي‌مايه‌اي به مسائل اجتماعي و شهري در اين برنامه صورت مي‌گيرد.

اين مدرس دانشگاه تاكيد كرد: برنامه‌هاي قديمي تشخصي براي خود داشتند و با ساخت برنامه‌اي مانند هفت شنبه نبايد وهم برمان بردارد كه برنامه خاصي توليد كرده‌ايم؛ هفت‌شنبه همان مضامين صبح جمعه با شما را دارد، با اين تفاوت كه جيغ و دادش بيشتر است.

عضوهيات علمي دانشگاه تهران با اشاره به برنامه هفت‌شنبه يادآور شد: روز گذشته براي حضور در جلسه امروز، مشغول شنيدن اين برنامه بودم كه فرزند 25 ساله‌ام پس از مدتي هدفون را برايم آورد و گفت پدر اگر تو مجبور به شنيدن اين برنامه هستي، ما اجباري به شنيدن آن نداريم!

وي با اشاره به جمله‌اي تحت عنوان «كساني كه برنامه ما را دوست ندارند، غلط مي‌كنند راديو را روشن مي‌كنند» كه در برنامه هفت‌شنبه مطرح شد، خاطرنشان كرد: اين جمله ما را به ياد شخصيتي در سريال مهران مديري مي‌اندازد، با اين تفاوت كه اين شخصيت در ذهن مخاطب جا افتاده بود. بيان اين جمله از سوي مجري، آن هم در شروع يك برنامه حتي به شوخي اصلا جايگاهي ندارد.

دكتر فرزان سجودي، با اشاره به گرايش كثرت‌گرايانه به زبان، تصريح كرد: جوانان در محل‌هاي مختلف با زبان‌هاي مختلف صحبت مي‌كنند و راديو جوان بايد اين نسيبت را رعايت كند.

عضو هيات علمي دانشگاه تهران، درباره شيوه اجرايي برنامه هفت شنبه ابراز عقيده كرد: روالي در حال جا افتادن در شبكه‌هاي راديويي است كه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي لس آنجلس بسيار ديده مي‌شود؛ چند نفر دور هم مي‌نشينند و صحبت مي‌كنند؛ اين در حالي است كه گپ زدن آدمها با يكديگر و خرج كردن به حساب مخاطب، چه معنايي مي‌تواند داشته باشد ؟!

به گفته‌ وي گاه حتي برخي رمزهايي كه بين گويندگان برنامه‌ها رد و بدل مي‌شود، به حدي شخصي است كه مخاطب فكر مي‌كند اين حرفها به من چه ربطي مي‌تواند داشته باشد و چرا بايد به آن گوش دهم؟

اين مدرس دانشگاه همچنين تاكيد كرد كه هر چيز متفاوتي كه ابداع محسوب نمي‌شود.

دكتر فرزان سجودي در عين حال گفت: راديو جوان برنامه‌هايي هم توليد و پخش مي‌كند كه به طنز مطلوب نزديك مي‌شود؛ البته برنامه‌هايي هم وجود دارد كه احساس مي‌شود مرز بين طنز و احساس گرفتن موقعيت برتر و دست انداختن افراد، در هم آميخته شده است.

اين مدرس دانشگاه معتقد است در برنامه «هفت‌شنبه» صدا به دل نمي‌نشيند.

وي در مقام يك شنونده، در اين باره گفت:‌ چه كسي مي‌گويد چنين صداهايي خوشايند است؟! بايد از گويندگان اين برنامه پرسيد كه آيا هدف از ساخت اين برنامه رنجاندن مخاطب است ؟! چنين صداهايي ربطي به خلاقيت ندارد؛ بايد فكري به حال اين صداهاي ناهنجار كرد.

به گزارش ايسنا، در بخش پرسش و پاسخ ، سرور پاك‌نشان ، يكي از گويندگان قديمي راديو با اشاره به صحبتهاي محمدحسين سروش كه اعتقاد داشت لحن گويندگان قديمي خسته‌كننده ‌شده بود، تصريح كرد:‌ آيا براي تحول بايد اين گونه وارد عمل شد؟! ضمن اين كه اين شيوه اجرا براي برخي شبكه‌ها جواب مي دهد. برخي مخاطبان راديو هم هستند كه دوست دارند شعر حافظ را كامل و درست بشنوند؛ ما مخاطبان فرهيخته‌اي هم داريم كه شايد خيلي به لحن گويندگان راديو جوان علاقه نداشته باشند.

سروش در پاسخ به اين اظهارات، گفت: نمي‌توان منكر اين تحول در گويندگي شد. شبكه جوان در اين امر جسارت به خرج داده است؛ اما وسط كار احساس مي‌شود اين شبكه كم آورده است و نمي‌دانم چرا در حال حاضر به اين روز افتاده‌ايم؟!

در پايان اين نشست دكتر شهرام گيل‌آبادي ، مدير راديو جوان به ايراد سخنراني پرداخت.

وي با بيان اين كه وجه طنز و كمدي در ايران در هم آميخته است ، ادامه داد: در راديو به سمت كمدي پيش نمي‌رويم، چرا كه بسيار سخت و دشوار است. در كمدي، وجه جدي غالب است كه با نگاه دراماتيكي كه در راديو داريم شايد سازگاري نداشته باشد.

وي برگزاري دوره‌اي طنز براي برنامه‌سازان راديو را ضروري دانست و افزود: اين كلاسها اتفاقا بايد با پرداختن به مقوله كمدي شروع ‌شوند.

مدير راديو جوان خاطرنشان كرد: نمي‌توانيم اشتباهات فاحشي كه در پاره‌اي موارد داريم رد كنيم و بر اين عقيد‌ه‌ايم كه اين اشتباهات را بايد به حداقل برسانيم.

شهرام گيل‌آبادي با اعتقاد به اين كه در برنامه هفت‌شنبه، بداعت صورت گرفته است تصريح كرد: نبايد زحمات دوستان را ناديده گرفت؛ اگر برنامه‌ي صبح جمعه را مرور كنيد، متوجه اين بدعت خواهيد شد.

وي فرم و ساختار هفت‌شنبه را يكي از ويژگي‌هاي اين برنامه برشمرد و افزود: حذف گوينده و رسيدن به فضاي دراماتيك، حركتي جديد در برنامه‌هاي صبح جمعه راديو محسوب مي‌شود. نظرسنجي‌ها نشان مي دهد كه سادگي كلام، در حال حاضر در برنامه‌ هفت شنبه وجود دارد و جوان احساس مي‌كند جمعي از همسالانش در كنارش نشسته‌اند و با او صحبت مي‌كنند.

پس از صحبتهاي گيل‌آبادي، داريوش مودبيان، با تذكر اين كه كمدي و طنز با هم تفاوتي ندارند،‌ تصريح كرد كه نبايد اين‌ها را از هم تفكيك كرد؛ بلكه طنز مي‌تواند زيربناي كمدي هم باشد.

گيل‌آبادي در ادامه با اشاره به جمله احمد شاملو كه حكمت در كوچه و بازار است اظهار كرد: هر چه بتوانيم به زبان جوان كوچه و بازار نزديك شويم، البته با در نظر گرفتن پالايش زباني ، موفق‌تر خواهيم بود.

مديرراديو جوان درباره اعتقاد فرزان سجودي به شنيدن صداهاي ناهنجار در برنامه هفت شنبه ادامه داد: اعتقاد ندارم كه صداي همكارانم ناهنجار است؛ اما گاه اختلاط صداها براي مخاطب مشكل ساز خواهد بود.

در پايان اين نشست، دكتر حسن خجسته با مثبت ارزيابي كردن نشستهاي عملي –آموزشي بررسي گفتار در برنامه‌هاي راديويي، درباره طنز راديويي گفت: طنز صبح جمعه كلاسيك و سنتي و مبتني بر طنزهاي مكتوب بود. اين نوع طنز به دليل توفيقي كه داشت به مجلات هم كشيده شد و هنوز هم در راديو وجود دارد.

وي ادامه داد: اين طنز با اشكالاتي هم مواجه بود؛ در اين طنزها برخي موارد همواره تحقير مي‌شدند كه اين مساله در راديو اصلاح شد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-70.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

گويندگي يك هنر است ؟

يك خاطره، سالها پيش كه كارم را در صداو سيماي مركز كرمان شروع كردم يكدست لباس پلو خوري داشتم و براي تلويزيون مي پوشيدم و دم در منتظر مي ماندم تا آفيش شوم به همراه چند كارآموز ديگر برويم داخل ...يك تهيه كننده قديمي هم داشت مركز كرمان ،اين بنده خدا هر روز مي امد قبل از ورود به ما مي گفت بچه ها من جاي شما بودم هر روز اين ميله هاي پرچم دم در سازمان را يك ماچ ! مي كردم و بعد ازيك تعظيم وارد مي شدم !! چند بار اين موضوع تكرار شد تا يك دفعه دل به دريا زدم و پرسيدم اقاي خ.الف چرا بايد اينكار را بكنيم ...؟ نگاهي به ماها انداخت و گفت : اخه اگر آنزمان (شاه )بود كي شما ها را با اين قيافه ها و صدا ها به راديو وتلويزيون راه مي دادند !!

واقعا گوينده بودن يك هنر است ؟ برخي اساتيد به من مي گويند بله و خود من مي گويم نه !! حالا چرا ... خيلي از علاقمندان اين شغل ، به صدا و تصوير خوب فكر مي كنند ...شايد اين دو فاكتور مهم باشند ولي در دنياي رسانه اي امروز ديگر كافي نيست ؟! ... بلكه عامل مهمتري برجسته شده آنهم دانش مجريان است ، به عنوان مثال عادل فردوسي پور را در نظر بگيريد به لحاظ فني از صداو  بيان معمولي برخوردار است ولي دانش خوب و به روز او ، عادل را از ساير گزارشگران متمايز مي كند ، واقعيت اين است كه گسترش شگفت آور وسايل ارتباطاتي ودسترسي مخاطبان به كانالهاي مختلف خبري و اطلاع رساني ، مهلتي را براي زنگ خبر باقي نمي گذارد و براي مواجهه با مخاطب امروزي بايد طرحي نو در انداخت،معتقدم حركت رسانه ملي بايد به سمت جذب وتربيت مجري - كارشناسان و سپس ستاره سازي از اين شخصيتها براي مخاطبان باشد نكته اي كه اگر در نهايت در نزد مخاطب مشروعيت پيدا كند ، بر اعتبار رسانه خواهد افزود

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-55.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 اتوكيو 

يكي از دوستان گوينده به من مي گفت ، روزي در خيابان يكي از بينندگان عزيز من را ديد و گفت شما چقدر حقوق مي گيرد تا همه اين خبرها را حفظ كنيد ! واقعا كار سختي است ... به عنوان يك اصل ،در كار رسانه اي تلويزيون  هر چه نگاه يك گوينده به مخاطب خودش بيشتر ، ملموس تر و نزديكتر باشد ، قطعا در جذب او موفق تر خواهد بود براي اينكا ر ما در كار گويندگي از وسيله اي بنام اتوكيو كه  ترجمه فارسي آن متن نما استفاده مي كنيم اين وسيله كه شكل آن را در زير اين متن مي بينيد براي تسهيل حالت محاوره اي گوينده است ، اين وسيله ارتباط چشمي و محاوره اي گوينده خبر با مخاطب را محكم مي كند و گوينده خبر تلاش مي كند با نگاه كردن به اتو كيو ( نه خيره شدن ) توجه شما بينندگان عزيز ! را به خود ودر نهايت خبر جلب كند ، شكل كلي هم به اينصورت است كه جلوي لنز دوربين يك صفحه LCD  قرار مي گيرد و متن خبر بر روي آن بوسيله پدالي كه زير  پاي گوينده است حركت مي كند در واقع هماهنگي حركت چشمها بر روي متن و ميزان فشردن پدال كه سرعت حركت متن را بر روي صفحه كامپيوتر را تعيين مي كند اصول فني بكارگيري اتوكيوست . بنابراين اگر ديديد گوينده محترم مدام سرش پائين است بدانيد مطمئنا از اتوكيو استفاده نمي كند و قطعا اين گوينده محترم در محاوره اي كردن خبر موفق نيست !

مازيار ناظمي

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-46.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 مي خواهم گوينده شوم. صورت سنگي ها Stone-Face

برگرديم به روزگار گذشته ، حدودا دهه 60 و تا خرداد 76 را مد نظر بگيريد ، چهره گويندگان خبر را بياد آوريد .... بسيار جدي و به گونه اي كه ناخود آگاه خودت را جلوي سيما جمع مي كردي ! در آن سالها ( خصوصا دوران جنگ ) به لحاظ شرايط كشور و حساسيت هاي موجود ، گويندگي خبر هم شرايط خاص خودش را داشت .يكي از گويندگان قديمي براي من تعريف مي كرد حتي سلام و عليك هم براي گوينده نوشته مي شد و ما نمي توانستيم جمله اي را از خودمان اضافه كنيم ، اگر هم لبخند مي زدي بعدا از شما سوال مي شد كه علت اينكار چه بوده است ؟ من از اين گروه گويندگان به عنوان نسل اوليها نام مي برم  كه در مباحث تخصصي از اين شيوه گويندگي به عنوان صورت سنگي ها ياد مي كنند .....اما گذر زمان و تحولات اجتماعي و به طبع آن گسترش وسايل ارتباط جمعي و صد البته تغيير ذائقه مخاطبان ايراني به لحاظ دسترسي به منابع ديگر خبرگيري نظير ماهواره و اينترنت ، شرايط را به گونه ا ي پيش برد كه شيوه هاي سنتي ديگر پاسخگو نبود و رسانه ملي به فكر افتاد تا از كورس رقابت در اين قسمت عقب نيفتد و شما كم كم  حضور نسل دوم گويندگان را شاهد بوديد ، نگاههاي صميمي ، دوستانه و مهربان به چهره هاي گويندگان خبر راه يافت ! در برنامه هاي توليدي هم كه گويندگانش به لحاظ  تفاوت كار از قديم ، آزادي عمل زيادي در اجرا داشتند ، شيوه بگو و بخند ، حتي بين مجريان مرد و زن بيشتر ديده شد ، نگاه با احساس به مخاطب و به نوعي ستاره سازي شبكه ها موجب شد تا در اين زمان كه از نيمه دوم سال 76مي شود ،برخي اسامي بيشتر و بيشتر مطرح شود و معروفيت گويندگان به سبب سواد و احاطه آنها بر فنون اجرا باشد تا نمايش مدام آنها بر صفحه تلويزيون ! ...من با اجازه شما در اواخر دوره صورت سنگي ها وارد صداو سيما شدم وكار را از آنها ياد گرفتم  و بخش مهمي از فعاليتم را به عنوان نسل دوم پيش بردم و معتقدم اين نسل وظيفه دشوارتري را براي شكستن برخي سنتها داشت مثلا در سال 1377 كه من از توليد به خبر آمدم و شيوه يا حداقل سبكي نو را در خبر ورزشي ارايه كردم كه با مقاومتهاي زيادي روبرو شد خاطرم هست يكي از اساتيد كه الان هم خدمتشان هستم مي گفت اين شيوه خبر گفتن تو ! مثل اين است كه آدم با پيژامه برود ميهماني !! ...خوب امروز خودتان قضاوت كنيد ، آيا چنين است ؟  در بخش ديگر اين مبحث به ظهور گويندگان نسل سوم و برخي خطاهاي اين گروه  مي پردازم

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-43.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 با فرشيد منافي گوينده راديو جوان

بايد صفحه اي را در مورد برنامه هاي راديو كار مي كرديم و من مرتب از زيرش شانه خالي مي كردم چرا كه اين رسانه را خوب نمي شناختم و خيلي وقت بود كه شنونده راديو نبودم مگر راديو پيام آن هم براي اينكه بدانم مسيرم را چگونه انتخاب كنم كه فقط با يك ساعت تاخير به قرارم برسم. يك روز، صلات ظهر، وسط ترافيك تهران يك صداي پرانرژي توجه مرا جلب كرد؛ «يه بوق بزن، جان من يه بوق بزن، من بميرم يه بوق بزن.» و راننده ناخودآگاه يك بوق زد و من همراه صداي بوق او، نظير آن را از چند ماشين ديگر هم شنيدم. بوق هايي بي دليل به بهانه با هم بودن. و اينجا بود كه متوجه شدم اين برنامه و اين مجري حرف هاي زيادي براي گفتن دارند. برنامه اي با نام «زير آفتاب» با اجراي «فرشيد منافي» از شبكه جوان. از فرشيد منافي دعوت كردم تا با هم گفت وگويي داشته باشيم، پذيرفت و هنوز آفتاب داغ زمين را مي سوزاند كه با هم به گفت وگو نشستيم.

---

با يك سوال كلي شروع مي كنم. مخاطبين راديو چه كساني هستند؟

راديو مخاطب خاصي ندارد، مخاطبين راديو عام هستند. از يك كارگر ساختماني تا يك سرباز، يا يك دانشجوي دكترا، از آدم هاي خيلي عادي كه در مترو هستند تا خانم هاي خانه دار، دخترها و پسرها. اما همه اينها بستگي به نوع زندگي شان دارد. اينكه آيا ماشين دارند كه راديوش را روشن كنند و يا در مكاني حضور دارند كه دسترسي به راديو هست يا نه.

سال ها پيش برنامه اي چون «صبح جمعه با شما» طرفداران زيادي داشت و بيشتر مردم به آن توجه مي كردند و با آن سرگرم مي شدند. به رغم احترامي كه براي اين برنامه موفق و عواملش قائل هستم اما دو دليل عمده را عامل اين موفقيت مي دانم. اول اينكه در آن زمان مردم راحت تر سرگرم مي شدند و انگولك كردن يك مساله كوچك اجتماعي به راحتي آنها را مي خنداند و نكته دوم اينكه رسانه اي به نام تلويزيون تنوع و گسترش حالا را نداشت. حتي مي توانم مورد سومي هم به اين دو نكته اضافه كنم كه مردم به واسطه اينترنت و ماهواره به روز هم نبودند اما موفقيت يك شبكه يا يك برنامه راديويي و همچنين يك مجري جوان در حال حاضر كار ساده اي نيست.

سوال من از شما اين است كه در شرايط كنوني چطور يك شبكه به نام جوان و يك مجري جوان به نام فرشيد منافي تا اين اندازه موفق شده كه طبق آمار 85 درصد مخاطب راديويي دارد، به بيان ديگر چه چيزي موجب مي شود براي مثال يك راننده موقعي كه مي خواهد CD موسيقي اش را عوض كند، يك آن صداي شما را بشنود، با نوع كلام شما ارتباط برقرار كند و راديو را به CD مورد علاقه اش ترجيح دهد.

مردم همچنان منتظر اين هستند كه يك چيزي باشد تا بخندند و باز هم دوست دارند آن شادي و نشاط و صميميت را بشنوند اما متاسفانه الان راديو و تلويزيون خيلي صادق نيستند. نه برنامه سازها و نه مجري ها حتي با خودشان هم صادق نيستند و گاهي هم اصلاً متوجه اين عدم صداقت نمي شوند و اگر روزي كنارشان بنشيني و هزاران دليل بياوري كه اين چيزهايي كه ابراز مي كني كيلومترها از انديشه و باورهايت فاصله دارد در نهايت متوجه مي شود تبديل به يك انسان مكانيكي شده كه عادت كرده كاري را انجام بدهد يا برنامه اي را داشته باشد كه عرف است يا كاراكتر فلان مجري موفق را الگوبرداري كند. اما من سعي كردم خودم باشم و هيچ توجهي هم به اين نداشتم كه نوع اجراي فلان مجري راديويي يا تلويزيوني چطور است. من خودم را زندگي كردم و حتي در اجرا هم خودم هستم. علاوه بر اين با آدم هاي اطرافم هم زندگي كردم؛ آدم هايي كه خيلي از آنها تهراني هم نيستند چرا كه همين آدم ها هستند كه جامعه را تشكيل مي دهند. مني كه در اطرافم هم مذهبي دارم، هم شهرستاني، هم كم درآمد و هم متمول يعني در حقيقت در بطن جامعه هستم و مي توانم از نزديك با زندگي مردم آشنا شوم، مي توانم ببينم دغدغه هاي آنها چيست، چطور حرف مي زنند، به چه چيزهايي مي خندند و از چه چيزهايي لذت مي برند و اينها الگوي من مي شوند، يعني در حقيقت الگوي اجراي من مي شوند و به اين ترتيب مي توانم راحت تر با مخاطب ارتباط برقرار كنم و از طرفي من سعي كردم نگران اين نباشم كه اين جمله اي كه مي خواهم بگويم شايد تا به حال هيچ كس در راديو نگفته باشد. خيلي راحت و عادي گفتم و اين از برنامه «روي خط جواني» شروع شد، من گفتم و شد. حالا هم خيلي ها فهميده اند كه مي شود اين گونه هم برنامه اجرا كرد و مي توان اين را هم گفت.

در اينترنت كه جست وجو مي كردم، جايي آقاي دكتر «شهرام گيل آبادي» مدير شبكه جوان گفته بودند كه هر چه را كه از زبان مجري ها مي شنويد برنامه ريزي شده است و اين گفته با صحبت هاي شما مغايرت دارد.

فكر نمي كنم منظور ايشان نوع اجرا و تكيه كلام ها باشد. گرچه متني كه در اختيار من قرار مي گيرد، تعيين شده است اما بخشي از واكنش ها و خنديدن هاي شنونده برمي گردد به آن اتفاقاتي كه در برنامه به صورت بداهه چاشني آن مي كنم به همين دليل برنامه «روي خط جواني» كه از نظر من يكي از بهترين برنامه هاي راديو بوده، توانسته موفق باشد.

مثلاً همين نمونه اي كه شما گفتيد «يه بوق بزن» ممكن است در متن آمده باشداما من سعي كردم آن را مال خود بكنم و چند تا كلمه يا پسوند و پيشوند به آن اضافه كنم تا آن چيزي كه مي خواهم بشود. همان طور كه گفتم «يه بوق بزن، جون من يه بوق بزن، مرگ من بزن» و لحن من موجب شد كه شنونده يك صميميتي را حس كند و همان اتفاقي بيفتد كه شما به آن اشاره كرديد و مرا بسيار تحت تاثير قرار داد. من چيزي را كه با آن ارتباط برقرار نكنم هرگز نمي گويم.

به صحبت هاي شما يك چيزي را هم من اضافه مي كنم. شما گفتيد از همه قشري شنونده داريد اما يك قشر خاص هم داريم كه احساساتشان با ديگران فرقي ندارد اما چون خيلي شيك هستند حاضر نمي شوند حتي يك بوق بزنند اما شما كم كم آنها را هم وسوسه مي كنيد. سوال بعدي من اينكه معمولاً وقتي در جامعه هنري كسي خلاقيت داشته باشد در محيط كار با مشكلاتي روبه رو مي شود، شما چطور؟

من در راديو دوستان خيلي خوبي دارم. خيلي دوستشان دارم و مي دانم آنها هم مرا دوست دارند اين به آن معنا نيست كه هيچ اختلافي پيش نمي آيد، بارها حتي توبيخ هم شده ام اما اين مسائل در هر محيط كاري عادي است. من يك تزي براي خودم دارم و آن اينكه زندگي يك بازي است و من بازيگر. اما هرگز رل بازي نمي كنم. نقش من در مقابل افرادي كه روبه رويم قرار مي گيرند متفاوت است؛ نقشي كه الان مقابل شما دارم، نقش من در موقع اجرا يا حتي نقشي كه در مقابل همسرم دارم. اما سعي مي كنم طوري باشم كه نه ضرر كنم نه ضرر برسانم. من از ارتباطم با آدم ها راضي هستم. اما شايد همين باوري كه در من وجود دارد از طريق ميكروفن به شنونده انرژي مي دهد تا با برنامه اي كه اجرا مي كنم ارتباط برقرار كند.

پس چكيده كلام شما اين است كه مخاطب يك رسانه صداقت را خيلي خوب حس مي كند و اين شرط ارتباط اوست.

بله، كاملاً همين طور است. خيلي از رسانه اي ها مخاطب را ساده فرض مي كنند در حالي كه اين طور نيست به خصوص حالا كه در اوج شعور است و خيلي زود درك مي كند. باور مي كنيد كه مخاطب با ديدن يا شنيدن يك برنامه، حتي پس از يكي، دو آيتم مي تواند حدس بزند كه پشت صحنه چه خبر است. مخاطب را نمي توان گول زد اگر هم بشود من بلد نيستم. اين را هم اضافه كنم در مورد صحبت قبلي كه گفتيد؛ «شما مي توانيد آدم هاي شيك را هم وادار كنيد بوق بزنند» بايد بگويم من خيلي از اين شنونده ها داشته ام؛ شنونده هايي كه سال ها بود با راديو قهر بودند و دقيقاً سر همين اتفاق CD درآوردن و گذاشتن و در همين فاصله شنونده برنامه شدند. در جامعه ما خيلي از تكنولوژي ها در بدو ورود بيشتر از آنكه جذابيت داشته باشند كلاس دارند مثل ماهواره، ويدئو، موبايل يا حتي اينترنت. مثلاً وقتي يك رئيس از اينها استفاده مي كند كارمندش هم فكر مي كند با تهيه آن به موقعيت رئيس اداره نزديك مي شود و اين سلسله مراتب ادامه دارد و شانسي كه ما آورديم اين بود كه يكسري آدم هايي برنامه ما را گوش دادند كه راه را براي عده ديگري باز كرد و راديو جايگاه خاص خودش را دوباره پيدا كرد.

به نظر شما رفتن از راديو به سمت تلويزيون يك حركت رو به رشد محسوب مي شود؟

به نظر من خير، چرا كه من راديو را دوست دارم و به رغم پيشنهادهاي متعددي كه از تلويزيون به من شد هميشه از اين واهمه داشتم كه اين امر موجب قطع ارتباطم با راديو شود. ضمن اينكه تصوير داشتن، مشكلات خاص خودش را هم دربردارد.

من در اجتماع بودن را دوست دارم، دوست دارم به راحتي بين مردم باشم، قدم بزنم و خيابان وليعصر را بالا و پايين بروم و حتي در بين راه يك بستني بخورم. يك چهره تلويزيوني از آنجا كه يك الگو است بايد هميشه مواظب رفتارش در اجتماع باشد و اين مرا آزار مي دهد. در حال حاضر همين كه چند نفري مرا در انظار بشناسند و با من سلام و عليك كنند يا عده اي مرا از روي صدايم بشناسند خشنود مي شوم اما اگر تصوير داشته باشم همه چيز فرق مي كند. از طرفي كساني هم هستند كه از چهره شدن لذت مي برند و براي آنها مسلماً حركت از راديو به سمت تلويزيون مي تواند يك پيشرفت محسوب شود ضمن اينكه از نظر مالي راديو درآمد چنداني ندارد و نمي توان از آن به عنوان يك حرفه براي گذران زندگي به تنهايي بهره برد. مثلاً عمده درآمد من از كارهاي تبليغاتي است كه انجام مي دهم و از راديو و دوبله درآمد خاصي ندارم. اما تلويزيون از نظر مالي شرايط بهتري دارد.

فكر مي كنم مجري گري در تلويزيون براي شما چندان آسان هم نباشد چرا كه خط قرمزهاي تلويزيون به مراتب پررنگ تر از راديو است و خيلي از بحث هايي كه در راديو به آن مي پردازيد يا با آن شوخي مي كنيد يك برنامه ساز تلويزيوني حتي جرات نمي كند از كنارش رد شود.

بله، همين طور است اما اگر قرار باشد در تلويزيون باشم مي خواهم باز هم اجرايي متفاوت از من ديده شود و خيلي از خودم دور نشوم به همين دليل خودم را كنترل كردم و احساسم را زير پا گذاشتم و هنوز به تلويزيون نرفته ام.

در مورد اين مساله كه يك فرد نمي تواند در آن واحد هم در راديو و هم در تلويزيون باشد توضيح مي دهيد؟

مساله حضور نيست. در حقيقت كسي كه مجري راديو باشد نمي تواند همزمان يك برنامه تلويزيوني را هم اجرا كند.

اين در مورد فرزاد حسني هم صدق مي كند؟

خير، فرزاد حسني جزء استثناهاي اين قانون است. البته او خيلي هم در راديو اجرا ندارد.

يك سوال شخصي دارم. با اين اشاره شروع مي كنم كه نيكلاس كيج وقتي براي فيلم «ترك لاس وگاس» كانديداي اسكار شد قبل از مراسم و اينكه اين مجسمه را لمس كند در يك مصاحبه گفته بود برادرزاده فوردكاپولا بودن خيلي هم آسان نيست. وقتي كه مي خواستم وارد اين عرصه شوم به من گفت مواظب نام من باش به همين دليل من نام خانوادگي كاپولا را از شناسنامه هنري ام حذف كردم چرا كه مي خواستم خودم باشم و كاستي هايم و موفقيت هايم را به او نسبت ندهم. شما پسر آقاي «علي منافي» هنرمند باسابقه راديو هستيد. اين نسبت چه امتيازهايي براي شما داشته و از طرف ديگر آيا محدوديت هايي را هم به وجود آورده. اين را هم بگويم به نظر من نسبت ها و وابستگي ها مي تواند موجب حضور كسي شود اما هرگز نمي تواند باعث دوام آن شخص باشد مگر اينكه خود او چيزي در چنته براي رو كردن بيابد.

نه اينكه بخواهم خودم را نيكلاس كيج بدانم يا پدرم را فوردكاپولا اما روزهاي اول من هم همين حس را داشتم. گاهي با خودم فكر مي كردم اي كاش مي توانستم نام خانوادگي ام را عوض كنم. حتي گاهي با پدر مخالفت مي كردم و وقتي مي گفت پيش فلاني رفتم و سفارشت را كردم ناراحت مي شدم. يادم مي آيد يك روز مريض بودم و نتوانستم سركار بروم، توبيخ هم شدم. پدر اصرار داشت كه بيماري ام را اطلاع دهد اما من نمي خواستم، گرچه او بالاخره كار خودش را كرد. آنقدر حساسيت پيدا كرده بودم كه اگر كسي صحبتي از پدر به ميان مي كشيد فوري مي گفتم؛ «علي منافي پدر من است. من فرشيدم.» اما حالا ديگر اين طور نيست گرچه پدرم استاد بوده و هست. اما من جايگاه خودم را پيدا كرده ام و اين جايگاه كاملاً از جايي كه پدرم در آن قرار دارد تفكيك شده است. مسلم اينكه از روي متن خواندن، اشتباه نداشتن و اينكه لحن يك مجري و ژانرهاي مختلف نظير سياسي، اجتماعي يا طنز بايد چطور باشد را از پدر ياد گرفتم اما وقتي كه اين مرحله را گذراندم و توانستم يك گوينده خوب باشم بعد از آن ديگر خودم بودم. مثلاً نوع اجراي من و اينكه الان مي توانم يك برنامه زنده را اجرا كنم همه و همه با آزمون و خطا به دست آمده. اجرايي كه كاملاً با كارهاي پدرم متفاوت است.

از كارهايتان بگوييد.

مدت يك سال و نيم «روي خط جواني» بودم. كار بسيار موفقي بود و از آن خيلي لذت بردم. مدتي هم مجري «پارازيت» بودم كه جدا از سليقه من بود و به همين خاطر رهايش كردم و حالا هم از ساعت 12/30 تا 13 برنامه «زير آفتاب» را به سردبيري «مجتبي اميري» و تهيه كنندگي خانم شايان اجرا مي كنم.

در حرفه شما برخي عقيده دارند «گوينده» با «بازيگر-مجري» فرق مي كند، نظر شما چيست؟

در جايي خواندم كه «مهران دوستي» گفته بود؛ «فرشيد منافي يك بازيگر است تا يك گوينده، در حقيقت يك مجري -بازيگر، مجري- بازيگر رفتني است و گوينده ماندني. گوينده واقعي و حرفه اي ما هستيم.»

دراين باره بايد بگويم افرادي نظير مهران دوستي دقيقاً يك گوينده واقعي و حرفه اي هستند؛ كاملاً متعلق به راديو و ماندني در آن. اما فرشيد منافي در حين اينكه گويندگي حرفه اي در راديو را ادامه مي دهد به واسطه نيازي كه حس مي كند براي ارتباط بهتر با مخاطب از اين توانايي و تخصص مضاعفي كه در وجودش هست نيز بهره مي گيرد و يك وجه تازه اي به گويندگي و اجراي راديويي مي بخشد. واقعاً متاسفم اگر علاقه وافر برخي از گويندگان به نوع اجراي من به دليل عدم توانايي باعث خاموش شدنشان مي شود.

و صحبت هاي پاياني...

در انتها باز هم خواهش مي كنم كه دروغ نگوييد، خودتان باشيد اگرچه دوستتان دارم حتي اگر دروغ بگوييد و خودتان نباشيد.

---

در اين بعدازظهر گرم تابستاني در حالي با فرشيد منافي گفت وگو كردم كه سالروز ازدواجش بود و در حين گفت وگو تلفني از دوستان نزديك دعوت مي كرد تا يك برنامه غافلگير كننده براي همسرش داشته باشند.

از ما خداحافظي كرد و رفت. چند دقيقه بعد او را در مسير ديدم كه پياده به سمت خانه مي رفت.

شايد مي خواست سر راه براي همسرش كادويي تهيه كند.

شايد مي خواست با مردم ارتباط نزديك داشته باشد و از آنها براي اجراي برنامه اش كمك بگيرد.

شايد به حرف هايي كه زده بود فكر مي كرد.

و شايد مي خواست اين بار زير سايه و نه آفتاب راه برود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-128.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 اوضاع اجرا در راديو به مراتب بهتر از تلويزيون است

اميرحسين مدرس: اوضاع اجرا در راديو به مراتب بهتر از تلويزيون است
--------------------------------------------------------------------
امير حسين مدرس گفت: من از سال 65 وارد كار اجرا شدم اما برنامه نيمرخ در سال 76 اتفاق افتاد و آن برنامه به دليل تفاوت عمده‌اي كه با ساير برنامه‌ها داشت شروعي دوباره بود و مورد توجه مردم قرار گرفت.
وي ادامه داد: شايد كسي كه نتواند خوب كتاب درسي‌اش را بخواند تا مقاطع بالاتر با همين مشكل روبرو است و سرمايه‌گذاري براي پرورش مجري در هيچ سالي انجام نگرفته است. ضمن اينكه اوضاع اجرا در راديو به مراتب بهتر از تلويزيون است.
راديو يك رسانه ديرپاي فرهنگي است با سابقه طولاني.
وي ادامه داد: تلويزيون مردم را فريفته رنگ و لعاب كرد ولي راديو اصالت خود را حفظ كرده است. هنوز راديو با تمام مشكلات و تنگناهايش رسانه مهم و تاثيرگذاري است.
مدرس در رابطه اينكه در نحوه اجراي خود از چه كساني تاثير گرفته گفت: از شخص خاصي نمي‌توانم نام ببرم ولي اساتيدي بودند كه نسل من از وجود آنها خيلي بهره برده است. اين مجري برنامه‌هاي راديويي و تلويزيني اظهار داشت: نوع ارتباط با مخاطب، تلفظ واژگان، انتخاب و استخدام كلمات، به كارگيري اشعار و امثال در بيان، تامل و تدبيري كه همزمان با خواندن متن در ذهن ايجاد مي‌شود و نوع خواندن مطالب از اهميت بالايي در اجرا برخوردار است ولي متاسفانه ما مجري‌ها كبر كاذبي داريم و كسر شانمان مي‌شود براي اجراي بهتر از كسي سوال بپرسيم.
وي درباره حضور افراد چهره در ميزان موفقيت برنامه‌ها نيز گفت: برنامه‌اي كه بناست موفق باشد با چهره‌ها موفق نيست. برنامه بايد آنقدر قوي باشد كه اگر چهره‌اي هم وارد اين برنامه مي‌شود در كنار آنها قرار بگيرد. اگر كسي توانايي انجام كاري دارد بر اوست كه كار را انجام بدهد.
در ادامه مراسم تجليل از بهروز رضوي‌نژاد سيد مصطفي موسوي به شعرخواني پرداخت و ترجيع‌بندي را در مدح حضرت علي (ع) قرائت كرد و پس از آن هداياي بهروز رضوي با حضور هنرمندان حاضر در مراسم و حضور اعضاي خانواده اش روي سن به او تقديم شد.

سونيا پوريامين گوينده و مجري برنامه‌هايي چون تهران 20،‌ درباره ويژگي هاي يك گوينده خوب گفت: بين مجري تلويزيوني و مخاطب فرق وجود دارد. مجري كسي است كه وقتي كارش را ديدند بگويند او از ما بهتر است و غلط‌هاي مصطلح را بشناسد .
وي افزود: ما مجري‌ها بايد كلمات را خوب ادا كنيم كه اين احتياج به دوره‌هاي آموزشي دارد.
در اين ميان خواندن اشعار كهن و معاصر خيلي مهم است. فردي در اين زمينه موفق است كه بتواند با شعر همزاد پنداري كند و در اين صورت است كه به دل مخاطب مي‌نشيند.
وي ادامه داد: درك ما از اشعار ضعيف است و معني برخي از آنها را نمي‌دانيم به همين خاطر نمي‌توانيم خوب آنها را منتقل كنيم.
همچنين اجراي تلويزيوني يكي از سخت‌ترين نوع ارتباط‌گيري است . وقت مردم را نبايد گرفت و مسايل شخصي مجري نيز نبايد روي آنتن مطرح شود. الان در جايگزيني مجري‌هاي جديد با مجري‌هاي قديمي دچار تزلزل هستيم و از بين مجري‌هاي جديد بايد انتخاب كرد در حالي كه در دوره‌هاي قبلي همه خوب كار مي‌كردند. ما به كارمان اعتقاد داشتيم و حرمت‌هايي بينمان رعايت مي‌شد.
پوريامين تصريح كرد: البته مجريان جديد تقصير ندارند چون تلويزيون به سبك و سياق جديد نياز دارد. شايد مقصر تلويزيون است كه درباره شيوه‌هاي جديد تحقيق نمي‌كند. آنتن جاي آزمون و خطا نيست و هضم آن با علامت سوال مواجه مي‌شود. وقتي به چيزي اعتماد و اعتقاد داريم از آن توقع خطا نداريم.
اين مجري تلويزيوني با بيان اينكه تلويزيون به همه جور اجرا و پتانسيل نياز دارد گفت: همه ما نياز داريم كه يكسري اطلاعات بروز به ما داده شود.
ما مجريان در خط مقدم قرار داريم يعني آموزش در طول كار به ما كمك مي‌كند تا اعتماد مردم به رسانه ملي بيشتر شود. الان تلويزيون اگر در زمينه اجرا موفقيت‌هايي دارد مرهون تجربيات شخصي است و ما سعي كرده‌ايم اعتماد مردم را جلب كرده و با آنها صادقانه رفتار كنيم. 



رضوي : راديو و تلويزيون از هم جدا نيستند
---------------------------------------------------------
بهروز رضوي گفت: هر كس دانشكده فني را طي مي‌كند، مهندس مي‌شود. يا هر كس پزشكي بخواند پزشك خواهد شد اما همه اين افراد هنرمند و بازيگر نيستند . اين گونه حرفه‌ها بايد از كودكي در نهاد آدمي باشد و از دوره دبيرستان استعدادها را شناسايي كند. گويندگي اصلا شغل نيست بلكه دلمشغولي است.
وي افزود: عالم هنر اصلا اين طور است و اگر فردي از كودكي و نوجواني با اين محافل اخت نشده باشد اين كاره نمي‌شود . گوينده دلنشيني كه نگاه مهربانش مخاطبان را يكباره جذب مي‌كند و حرف زدن برايش حرف زدن است بايد با سرمايه‌گذاري و صرف وقت تربيت شود.
وي اظهار داشت: همچنين اين تصميم اشتباهي است كه اگر يك گوينده در تلويزيون اجرا كرد ديگر در راديو نباشد يا اگر در راديو بود ديگر به تلويزيون نيايد. اين تصميم غلط تلويزيون است و منجر شده كه برخي از تهيه‌كنندگان فاميل‌هاي خود را كه هيچ سنخيتي با اجرا ندارند مجري كنند.
تلويزيون در دست ما امانت است و به ويژه در حال حاضر بسياري از گزارشگران ما نمي‌توانند خوب حرف بزنند چون فقط به واسطه ارتباطي كه با برخي از مسئولان داشتند به اين عرصه پا گذاشته‌اند و من به عنوان مخاطب چرا بايد قيافه غير حرفه‌اي اين افراد را تحمل كنم.
رضوي گفت: تلويزيون و راديو يك كاسه است. در راديو بايد گويندگان كار را فرا بگيرند و پس از آن براي تلويزيون از آنها تست گرفته شود. تمام مجريان موفق تلويزيون گويندگان راديو بوده‌اند.
اين مجري راديو و تلويزيون گفت: من هرگز راديو را به تلويزيون ترجيح نمي‌دهم و خودم راديو را انتخاب كرده‌ام. 40 سال در اين عرصه فعاليت كرده‌ام و همه جور مدير ديده‌ام. من در اين 40 سال چندين مدير و مسئول عوض كرده‌ام اما به دليل قبول و رضايت مردم است كه تا به حال ماندگار شده‌ام.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-168.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

گفت وگو با عليرضا معيني گوينده پيشكسوت راديو فرهنگ

عليرضا معيني متولد 1335 در شهرستان اصفهان، فارغ التحصيل رشته توليد برنامه هاي راديوئي و تلويزيوني از دانشكده صدا و سيما است. وي يكي از گويندگان صاحب سبك و متبحر به ويژه در حوزه شعر خواني و دكلمه آثار فاخر ادبي ايران و جهان مي باشد.
سابقه درخشان اين گوينده پيش كسوت راديو بهانه اي دست داد تا با وي در خصوص فعاليتش در حوزه صدا به گفتگو بنشينيم كه ماحصل اين گفتگو را در ذيل مي خوانيم:
 

با كداميك از پيش كسوتان هم دوره بوديد و برنامه اجرا كرده ايد؟
من با همه پيش كسوتان و صدا هاي ممتاز راديو كار كردم  و در حين كار بعضي از آنها را در جايگاه استادي مي ديدم و برايشان شاگردي مي كردم همچون زنده ياد استاد حميد عاملي، خانم فيروزه امير معز و استاد امير نوري.
 

كداميك از برنامه هائي كه تا به حال اجرا كرديد بيشتر به دلتان نشسته است ؟
برنامه راديوئي «آواز پر جبرئيل» كه در اين برنامه به غير از گويندگي،نويسندگي و سردبيري آن را به عهده دارم. اين برنامه نزديك هفت سال است كه هر روز صبح از شبكه فرهنگ به روي آنتن مي رود.
علت جذابيت اين برنامه براي من، دقت و وسواس خاص در تهيه مطالب وانتخاب اشعار است. چرا كه بهترين اشعار را در اين زمينه با حساسيت ويژه برمي گزينم و با شيوه خاص خودم نيز گويندگي مي كنم.
 

شروع فعاليتتان با راديو فرهنگ از چه زماني بوده؟
از ابتداي تشكيل شبكه فرهنگ من به طور جدي به كار گويندگي و سردبيري و تهيه كنندگي برنامه پرداختم حتي الان هم كه نزديك به سه سال از بازنشستگي ام مي گذرد همچنان پر كارتر از گذشته فعاليت دارم.
 

چرا ديگر شاهد ظهور و حضور صداهاي طلايي دوره 40 و50 كشورمان نيستيم؟ آيا مشكل در گزينش و انتخاب گويندگان است يا در آموزش آنها؟
مشكل در گزينش و آموزش غير كاربردي به آنهاست. راه حل نيز استفاده از همين معدود پيشكسوتان براي آموزش و انتقال تجربياتشان به گويندگان نسل جوان است.
نكته قابل توجه ديگر در اين زمينه هم عدم وجود كتاب و راهنماي قابل توجهي در اين باره است.  اخيرا من كتابي در اين زمينه به نام «پرنيان بيان» در دست نگارش دارم كه در آن بسياري از تجربياتم  در كلاسهاي گويندگي با شاگردانم را در آن جمع آوري كردم. همچنين به صورت كارگاهي نيز آموزش مي دهم و گويندگان برجسته اي هم داشته ام كه اكنون مشغول گويندگي در صدا وسيما هستنند. همچنين به تازگي انجمني به نام  انجمن گويندگان ايران تشكيل شده كه در آن بيش از صد نفر از گويندگان راديو و تلويزيون عضو هستند. و در انتخابات عمومي چند گوينده  از جمله پيش كسوتاني مانند بهروز رضوي، فاطمه آل عباس، عليرضا خضرائي و كيوان همتي را به عنوان هيئت رئيسه  انجمن انتخاب كردند و من نيز به عنوان رئيس انجمن گويندگان انخاب شدم اين انجمن براي رفع اين معضل برنامه هائي را در دست اقدام دارد، كه آموزش كارگاهي به گويندگان و علاقه مندان واجد شرايط ، از آن جمله است.
 

نظرتان در مورد برگزاري جشنواره هاي راديوئي چيست آيا كمك و الگوئي به گويندگان جوان ارائه مي شود تا آنها نقاط ضعف خود را جبران كنند؟
به صورت اين شيوه هاي متداول و خالي از نو آوري و كليشه اي خير، ولي به صورت كلي اين جشنواره ها محلي براي ارتقائ كيفيت برنامه سازي در راديو و شناخت روشهاي تازه در تهيه وتوليد برنامه هاست. از آنجائي كه انتخاب گويندگان برتر در اين جشنواره ها معمولا با انصاف و عدالت همراه نيست و بسياري از گويندگان جوان و آينده دار زمبنه اي براي معرفي و فرصتي براي بروز و تشويق نمي يابند، تاثير چنداني هم در پرورش و تربيت گويندگان ندارد، لااقل تا حالا نداشته است.
 

وكلام آخر؟
من صدايم را در اين دم شسته ام
                                     من، من خود را به شبنم شسته ام
من نمي خوانم مگر نازم كني
                                     ساكتم من تا تو آوازم كني
                               


گفتگو وتنظيم:ژاله ايزدي خبرنگار پايگاه اطلاع رساني راديو فرهنگ

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-188.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 بنفشه رافعي، مجري راديو جوان: آينه اي نشكن براي مخاطبان خود باشيم! 

گويندگان و مجريان راديو نيازمند تأمين امنيت شغلي هستند تا بتوانند به كسب جايگاه و ايفاي نقش مؤثر خويش دست يابند. با تأمين امنيت شغلي است كه مي توان از يك گوينده و مجري آماده سازي احساسي و حرفه اي شايسته، كسب نگاه علمي و به روز از جامعه و درك ظرايف و لطايف برقراري ارتباط مؤثر انساني با مخاطب را انتظار داشت. باور كنيم مخاطب راديو در آينه صداي يك گوينده و مجري به راديويي جذب و از آن طرد مي شود!

راديو، رسانه همراه است و اين همراهي، حداكثر صداقت و ارتباط درست انساني را طلب مي كند. بايد پذيرفت كه يك برنامه راديويي و حتي بالاتر از آن، يك ايستگاه راديويي زماني به كاميابي در جذب مخاطب دست مي يابد كه بتواند از توانمندي هاي گويندگان و مجريان بدرستي بهره گيرد تا از دالان ارتباطي بي واسطه و صميمانه به ارتباطي اطمينان بخش با مخاطبان خود دسترسي پيدا كند.متأسفانه علي رغم كوشش هاي صورت گرفته، نتوانسته ايم آنچنان كه بايد از استعدادها و ظرفيت هاي لازم براي توانمندسازي گويندگان و مجريان راديو بهره بگيريم. گويندگان و مجريان راديو نيازمند تأمين امنيت شغلي هستند تا بتوانند به كسب جايگاه و ايفاي نقش مؤثر خويش دست يابند. با تأمين امنيت شغلي است كه مي توان از يك گوينده و مجري آماده سازي احساسي و حرفه اي شايسته، كسب نگاه علمي و به روز از جامعه و درك ظرايف و لطايف برقراري ارتباط مؤثر انساني با مخاطب را انتظار داشت. باور كنيم مخاطب راديو در آينه صداي يك گوينده و مجري به راديويي جذب و از آن طرد مي شود!

 

· از سابقه فعاليت هاي خود در راديو بگوييد.
اسفند1380بود كه وارد مجموعه راديو شدم. ابتدا گوينده و مجري راديو شهركرد، مركز استان چهارمحال و بختياري، بودم. گرچه پيشتر از آن در دوره اي كوتاه در گروه نمايش راديو اصفهان نيز فعاليت مي كردم. بعد از يك  سال و نيم از راديو شهركرد به راديو اصفهان بازگشتم. در ادامه به راديو تهران آمدم. درحال حاضر حدود سه سال است كه به راديو جوان آمده ام و گوينده و مجري برنامه هاي صبحگاهي و عصرگاهي آن هستم.

· شما كه سابقه گويندگي و اجرا در راديوهاي محلي شهركرد، اصفهان و تهران و راديوي سراسري جوان را داريد، كمي از تفاوت هاي فضاي كاري اين راديوها بگوييد. آيا به نظر شما تفاوتي ميان اين راديوها وجود دارد؟
گرچه به لحاظ فني، امكانات و شايد الگوهاي برنامه سازي تفاوت چنداني وجود ندارد، ولي به طورحتم نگاهي متفاوت بر فضاي كاري اين راديوها حكمفرماست. هر راديو بنا به مخاطباني كه دارد نوع نگاهي متفاوت را طلب مي كند. راديو شهركرد مخاطباني بومي دارد، ولي راديوجوان داراي فضايي بزرگ تر است و سلايق و توقعاتي بالاتر در پيش رو دارد. فضاي كاري تهران پيچيدگي هاي خاصي دارد كه گاه از زمين تا آسمان با فضاي كاري شهرستان متفاوت است. البته گويندگي و اجرا در راديوهاي محلي به من كمك كرد كه كار در فضايي بزرگ تر را بهتر تجربه كنم. هرچند خواست خود من در ابتدا اين بود كه كار را با تجربه فضايي بزرگ تر آغاز كنم. از ابتدا دوست داشتم در تهران و در راديوهاي سراسري فعاليت كنم.

· بنفشه رافعي تا چه اندازه برنامه هاي خود را را از دريچه ذهن مخاطبان هدف مي شنود و به ايجاد ارتباط مؤثر با آنها مي انديشد؟
بسيار سعي مي كنم با مخاطب ارتباطي بي رنگ و ريا داشته باشم. به مخاطب خيلي نزديك مي شوم، گرچه شايد بسيار يكي شدن هم درست نباشد. تلاش دارم تا نظرات مخاطبان را بشنوم و با آنها همذات پنداري كنم. حتي خودم را به جاي آنها بگذارم و كاملا از دريچه ذهن آنها به زندگي و مسايل مختلف جامعه نگاه كنم.

· «حضور در راديوجوان و گويندگي و اجراي برنامه هاي مختلف در اين راديوي اختصاصي، نقطه عطف فعاليت هاي شما در راديو به شمار مي آيد.» تا چه اندازه با درستي اين گزاره موافق هستيد؟
كاملا موافق هستم. زيرا راديوجوان بستري خوب و مناسب براي فعاليت هاي من فراهم كرد و اين امكان را به من داد تا نسبت به فضاهاي قبلي كاري خود، چند گام بيشتر به سمت جلو بردارم.

· شما به عنوان گوينده و مجري راديوجوان چه ويژگي هايي در اين راديو مي بينيد كه آن را از ديگر راديوها متمايز مي كند؟
نخستين برگ برنده راديوجوان، نام آن است. مي دانيد كه اكثريت جمعيت ايران جوان هستند. بنابراين در راديوجوان به ضرورت بايد مؤلفه ها و فاكتورهايي كه مدنظر جوانان است، مورد توجه قرارگيرد تا در همان چارچوب با مخاطبان جوان ارتباط برقرار شود.

· آيا راديوجوان را داراي اين توانايي مي بينيد كه گويندگان و مجريان آن نسبت به ديگر راديوها متمايز و گاه شاخص باشند؟
بله. راديوجوان اين بستر را بري گويندگان و مجريان خود فراهم كرده است. اما اين به شرطي محقق مي شود كه گويندگان و مجريان هم محيط فعاليت، استراتژي راديو و فرهنگ كاري آن را بدرستي بشناسند و از آن به طور صحيح استفاده كنند. بستر فعاليت در راديوجوان به اندازه  فرصت، تهديد است. مخاطب راديوجوان به شدت گوينده و مجري راديو و توانمندي هاي او را در برقراري ارتباط با خود زير ذره بين دارد.

· شما فارغ  التحصيل رشته كارگرداني نمايش هستيد. تا چه اندازه از فنون و مهارت هاي اكتسابي نمايش در گويندگي و اجراهاي خود بهره مي گيريد؟
خط اصلي اجراي برنامه را نمايش(تئاتر) به من داده است. شايد بتوان گفت تمام خطوط و داشته هاي اصلي اجراي امروز من از آن نمايش(تئاتر) است. فن بيان، لحن، آوا، ارتباط روانشناسانه با تماشاگر و... جمله مهارت هايي است كه از عرصه نمايش(تئاتر) با خود به همراه آورده ام.

· گويندگان و به ويژه مجريان تا چه اندازه مي توانند از استعدادها و خلاقيت هاي خود در روند توليد و ساخت يك برنامه راديويي بهره گيرند؟
در راديوجوان تا اندازه اي اين اتفاق افتاده است. در اين راديو نوعي گوينده محوري وجود دارد. چرا كه مخاطب، گوينده و مجري را خوب مي شناسد و با او ارتباط برقرار مي كند. از اين رو، گوينده مي تواند از استعداد و خلاقيت خود به خوبي استفاده كند. من فكر مي كنم درحال حاضر در برخي برنامه هاي راديوجوان ابتدا گوينده و مجري را انتخاب مي كنند و سپس به دنبال متن و ديگر عوامل برنامه مي گردند.

· به نظر شما وقتي يك برنامه راديويي با قالب و اجرايي خاص به مرز اشباع براي مخاطبان مي رسد، چه بايد كرد؟
خود من تا كنون چنين تجربه اي را نداشته ام. عموما اگر احساس كنم كه به تكرار دچار شده ام، يا از برنامه فاصله مي گيرم و يا اينكه قبل از رسيدن به چنين حالتي خودم را از آن فضا رفته رفته دور مي كنم. مثلا در برنامه سه شنبه خط خطي راديوجوان احساس كردم ممكن است برنامه در آينده اي نزديك  به تكرار و به قول شما اشباع نزديك شود.

· به نظر شما راديوجوان تا چه اندازه توانسته است به جريان سازي هاي مناسب فكري و فرهنگي در جامعه دست زند؟
شايد بتوان گفت جريان سازي يكي از عمده ترين فعاليت هاي هر رسانه در جامعه است. راديوجوان نيز توانسته است تا اندازه اي اين كار را انجام دهد. گرچه مهم تر آن است كه بدانيم جريان سازي ها تا چه اندازه اصولي و هدفمند است. بايد ديد كه آيا اين جريان سازي ها بر روي پايه هاي درستي انجام شده است يا نه؟ يا اينكه آيا مجال مناسب براي چنين جريان سازي هايي به راديوجوان داده شده است يا نه؟ البته راديوجوان تا آنجا كه توانسته است به جريان سازي هاي متناسب دست زده است، اما با پراكندگي بسيار يك جريان مستقيم و هدفمند را دنبال نكرده است. شايد به خاطر تنوع تفكرات است. بهتر است كه انسجامي بيشتر در تفكر عوامل برنامه ساز ايجاد شود. جايگاه ونقش گوينده و مجري در اين ميان در راديويي چون جوان كه گوينده محور است بسيار مؤثر و حايز اهميت است.

· مثلث سردبير، گوينده و تهيه كننده در يك برنامه راديويي چگونه مي تواند به جذب مخاطبان بيشتر كمك و ياري رساند؟
اگر سردبير و تهيه كننده يك برنامه هردو در يك راستا باشند، مديريت دوگانه اي در استوديو ايجاد نمي شود. متأسفانه سردبيران و تهيه كنندگان وقت مناسبي براي همگامي با يكديگر نمي گذارند. به همين دليل، گوينده و مجري با دو فضاي جداگانه مديريتي روبه رو مي شود. ما در اجراهاي راديو جوان مي بينيم كه گويندگان و مجريان از دو نفر دستور مي گيرند. الگويي واحد براي دستورگرفتن وجود ندارد. گاه كار تهيه كننده را سردبير انجام مي دهد و تهيه كننده از مسئوليت خود فاصله مي گيرد و بيشتر به يك اپراتور دستگاه ريل و سي دي تبديل مي شود. اين درحالي است كه تهيه كنندگان خوش ذوق، كاركشته وتحصيل كرده بسيار داريم. ما بايد تعريفي درست از سردبير و تهيه كننده داشته باشيم و خط مشي مشخصي را در برنامه هايمان اعمال كنيم. 

· تا چه اندازه با پديده ستاره سازي در راديوهاي امروز موافق و بدان معتقد هستيد؟
اعتقاد من اين است كه گرچه گوينده و مجري يكي از زيرمجموعه هاي گروه برنامه ساز و در حقيقت، تهيه كننده به شمار مي آيد، اما عموما زماني برنامه مؤفق مي شود و با مخاطب خود ارتباط درستي برقرار مي كند كه گوينده يا بهتر بگوييم مجري در هيأت يك ستاره ظاهر شود و بتواند انتقال دهنده خوبي براي پيام مورد نظر باشد. اما اين براي همه برنامه ها و همه گويندگان مصداق ندارد. البته در توانمندي يك گوينده واقعي براي تبديل شدن به يك ستاره شكي نيست. ما متأسفانه بضاعت و ظرفيت لازم را براي ستاره سازي نداريم، منتها در نادر مواردي كه اين اتفاق رخ داده است، شاهد مؤفقيت هاي چشمگيري بوده ايم.

· راديوهاي ما تا چه اندازه از ظرفيت هاي تبليغاتي خود در جذب مخاطبان استفاده مي كنند؟ آيا ما در راديوهاي خود چيزي به نام تبليغات برنامه اي و ايستگاهي داريم؟
تبليغات راديوهاي ما بسياركم است. مثلا در راديوجوان، هرچند قبلا يكسري كلاه ها و ديگر اقلام تبليغاتي در مراسم و جشن هاي مختلف راديو به مدعوين و مردم داده مي شد كه آرم راديوجوان بر روي آن بود، اما اين حداقل كاري بود كه مي شد انجام داد. شايد چون راديوهاي ما خصوصي نيستند خيلي تبليغات را برازنده خود نمي دانند. شايد هم نخواسته اند اختلافي ميان راديوهاي مختلف در ارايه خود در جامعه باشد. اما اينها توجيه خوبي نيست. رسانه بايد خود را تبليغ كند. هنوز در ساختار رسانه اي ما جا نيفتاده است كه بايد به تبليغات روي آوريم. ريزتر كه به مسايل نگاه مي كنيم اين خود افراد هستند كه در چنين عرصه اي تلاشي به خصوص نكرده اند. سيستم هم كه به آنها ياد نداده است كه تبليغات جايگاه و نقشي ضروري و انكارناپذير در فرآيند توليد برنامه دارد.

· بسيار پيش مي آيد كه در نبود گوينده و مجري اصلي يك برنامه در راديوجوان و جايگزيني گوينده و مجري ديگر، برنامه دچار افت و ريزش مخاطب گاه وحشتناك مي شود. به نظر شما چه تدبيري بايد انديشيد تا چنين معضلي در روند برنامه هاي يك راديو كمتر ايجاد شود؟
ايده آل آن است كه برنامه بر اساس گوينده و مجري خاص تدارك ديده شود. نويسنده آنچنان براي گوينده اي خاص بنويسد كه اگر متن مكتوب را به گوينده اي ديگر دهند، اين متن و كار خوب از آب در نيايد. تهيه كننده و سردبير براساس توانمندي گوينده و مجري، برنامه را طراحي و اجرا كنند. اما هميشه اوضاع بدين منوال باقي نمي ماند. اينجاست كه سردبيران ما بايد آماده مواقعي كه گوينده و مجري مورد نظر به دلايلي حضور ندارد، باشند و بتوانند متن و ريتم برنامه را به گونه اي تغيير دهند كه گوينده بعدي بتواند به راحتي برنامه را اجرا كند و مخاطب هم پذيراي آن اجرا باشد. متأسفانه اين اتفاق نمي افتد. نه خود عوامل و نه شرايط سيستم ايجاب نمي كند كه اين اتفاق بيفتد.

· در راديوهاي امروز تا چه اندازه به مسأله جذب، نگهداشت و بارورسازي خلاقيت گويندگان و مجريان اهميت داده مي شود ؟
متأسفانه به ندرت به اين مسأله اهميت داده مي شود. ما از حد استاندارد خيلي فاصله داريم. امنيت شغلي گوينده از هر لحاظ نكته حايز اهميتي است.

· براي يك ارتباط گر رسانه اي در سويي، مخاطب و در سويي ديگر، سازمان و حكومت قرار دارند. تا چه اندازه توانسته ايد ميان نيازهاي مخاطبان و مصلحت هاي سازماني و حكومتي در عرصه گويندگي و اجرا تعادل برقرار  كنيد؟
هنر اصلي يك گوينده و مجري ايجاد تعادل ميان دو مقوله نياز و مصلحت است. درغير اين صورت مانند فردي مي ماند كه روي لبه ديوار حركت مي كند و به پايين پرتاب مي شود. خود من در عرصه اجرا هرچند برخي مواقع به ناچار دستم را در يك طرف و شايد در مرحله اي دستم را در طرف ديگر بگيرم، ولي درهرحال باز آن تعادل را رعايت مي كنم. اين را نبايد فراموش كرد كه ما هم خدمتگزار مردم و هم گوينده و مجري سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران هستيم. البته نبايد ميان اين دو شكاف زيادي ايجاد كرد. نوسان ميان اين دو را بايد كنترل و در محدوده اي متعادل كرد. تلاش من همواره اين بوده است كه اين تعادل را برقرار سازم. تعادلي كه با آزمون و خطا به دست آمده است. درحقيقت، ما همزمان با كارمان آموزش مي بينيم. شايد بهتر بود ابتدا آموزش مي ديديم و بعد به كار مي پرداختيم. متأسفانه درحال حاضر اينطور نيست.  

· مي خواهم نظر شما را به عنوان مجري برنامه هاي صبحگاهي و عصرگاهي راديوجوان درباره چينش جدول پخش(كنداكتور) برنامه هاي راديو و استفاده متناسب از توانمندي گويندگان و مجريان راديو بدانم.
چينش جدول پخش(كنداكتور) نه تنها در راديوجوان بلكه در ساير راديوها هم خيلي كارشناسانه،  دقيق و حساب شده نيست. اما در راديوجوان باز به آن بيشتر توجه شده است، گرچه از حد مطلوب خود فاصله بسيار دارد. امروزه برنامه سازان راديو؛ به ويژه راديوجوان، به اين باور رسيده اند كه از كدام گوينده براي كدام برنامه استفاده كنند. خود گويندگان هم اخيرا به اين مسأله توجه ويژه اي نشان داده اند. البته خود گوينده هم بايد اين توانايي را داشته باشد كه در فضاهاي مختلف اجراي خوبي داشته باشد. مثلا شيوه اجراي برنامه هاي صبحگاهي و عصرگاهي من با شيوه اجراي برنامه هاي شبانگاهي من يكسان نيست، چون فضا و ريتم زماني متفاوت دارد.

· در قسمتي از پاسخ هاي خود اشاره كرديد كه گويندگان و مجريان در راديوجوان به خوبي مي توانند از استعدادها و خلاقيت هاي خود استفاده كنند. تا چه اندازه معتقد به اين سخن هستيد كه بايد امكان به ثمر رساندن خلاقيت گويندگان و ستاره سازي از مجريان در راديوهاي مختلف فراهم شود؟
شايد من نوعي برخي مواقع با خود فكركنم كه در حوزه هاي مختلف خلاقيت دارم و در مقابل، ده نفر ديگر از عوامل بگويند كه من نوعي به درد اين حوزه نمي خورم و اين هدر دادن سرمايه و انرژي يك مجموعه است. معتقدم به خاطر مناسبات بهتر عوامل برنامه و پيدا كردن تعريفي بهتر از نياز مخاطب و اقبال به نوع اجراها بد نيست آزموني خيلي كوتاه از گويندگاني كه مايل هستند خودشان را در ساير حوزه ها امتحان كنند، داشته باشيم و نتايج آن را درنظر بگيريم. اين مي تواند به روند اصلي برنامه سازي هاي ما بهتر كمك كند. مثلا خيلي از افراد فكر مي كنند صداي خوبي براي گويندگي دارند، ثبت نام مي كنند وتست مي دهند. نمي خواهم بگويم كه اينگونه آزمون ها هدردادن انرژي و سرمايه است، ولي مشخص است وقتي فلان كس با اين كه صداي خوبي دارد ولي ساير عوامل گويندگي را ندارد و نمي تواند يك گوينده خوب شود، مي آيد و آزمون و تست مي دهد، انرژي و سرمايه اي هزينه مي شود. البته ايرادي ندارد در اين ميان افراد و استعدادهايي باشند كه كشف شوند و با تعليم دادن آنها گويندگاني خوب از آنها ساخته شود. اما نبايد ميان سرمايه و انرژي و توانمندي افراد بي تعادلي برقرار شود.

· به نظر مي رسد ما همچنان در به كارگيري درست واژگان دچار مشكل هستيم. مثلا ميان معناي واژه «گوينده» و «مجري» هيچ تفاوتي قايل نمي شويم. در نتيجه، گاه دچار سوءتفاهم هاي بسيار در عرصه عمل مي شويم. آيا به نظر شما بهتر نيست مديران و برنامه ريزان راديو تفاوت هاي بارز واژگان مجري و گوينده را در برنامه ريزي هاي خود بهتر بيان و مدنظر قرار دهند تا از سوءتفاهم هاي احتمالي جلوگيري شود؟
شايد از ابتدا بايد اين اتفاق مي افتاد و دو حوزه گويندگي و اجرا از هم تفكيك و متمايز مي شد. خوشبختانه حركت خوبي كه در جشنواره داخلي راديوجوان در سال 1387رخ داد، آن بود كه اجرا و گويندگي از يكديگر متمايز و مجزا شد. حتي جوايز جداگانه اي براي هر حوزه درنظرگرفته شد. چنين تفكيك و تمايزي اين اجازه و فرصت را به ما مي دهد كه بدانيم براي ستاره سازي از چه كسي در چه حوزه اي بايد استفاده كنيم.

· شما رفته رفته به يك دهه تجربه كاري خود در مجموعه راديو نزديك مي شويد. مي خواهم بدانم كه از نظر شما تا چه اندازه برنامه سازان راديو توانسته اند از ظرفيت هاي منحصربه فرد راديو براي به تكامل رساندن ايده ها و برنامه ها بهره بگيرند؟
من در اين عرصه روند رو به رشد خيلي پرسرعتي نديده ام. حتي در بسياري موارد درجا زدن و عقبگرد را ديده ام. انتظاري بيشتر از برنامه سازان راديو وجود دارد كه در عمل محقق نمي شود. فكر مي كنم از بضاعت و ظرفيت هاي راديو استفاده چنداني نشده است تا حداقل انتظارات برآورده شود. راديوجوان در ابتداي تأسيس و حتي در چند سال گذشته توانست قدم هايي بلندتر نسبت به ديگر راديوها بردارد. راديوجوان فقط به «بودن» هاي خود اكتفا نكرد، بلكه گام هاي خوبي براي اثبات «هست» هاي خود نيز برداشت.

· بنفشه رافعي، گوينده و مجري راديو جوان، مهم ترين دليل جذب جوانان به راديوجوان را در چه مؤلفه هايي جستجو مي كند؟
صداقت نخستين حرف را در جذب مخاطبان جوان مي زند. رودررويي بي واسطه، تعامل و ارتباط نفس با نفس، مخاطبان را به اين باور مي رساند كه با آنها صادق هستي. شايد براي مخاطب مهم باشد كه بداند من گوينده چند سال دارم؟ چه درسي خوانده ام؟ و... پس نخستين عامل همين رو راستي است. بعد، آن ايجاد و القاي انرژي احساسي است كه جوان امروز طالب آن است. جوان امروز به شدت طالب احساس و محبت است. گوينده و مجري است كه بايد اين انرژي احساسي را در او ايجاد و القا كند.

· از دلايل جذب و گسيل جوانان به راديوجوان گفتيد. حال از مهم ترين دلايل گريز جوانان از راديوجوان بگوييد.نمي توان گفت آن مخاطب جواني كه جذب برنامه هاي راديوجوان نمي شود نيازمند انرژي احساسي و محبت نيست و از صداقت گريزان است. شايد تعريف او از اين مفاهيم با ديگران متفاوت است. هنر راديويي مانند جوان بايد اين باشد كه آن مخاطب هدف را با تعريف خودش از اين مفاهيم هم راستا كند. البته اين انتظاري بيهوده است كه بتوانيم تمام سلايق و نيازهاي مخاطبان را برآورده و تأمين كنيم. كسي كه جذب ما نمي شود احتمالا انرژي احساسي برنامه ها را مناسب نمي يابد. شايد هم آن صداقت را باور نمي كند. حتي ممكن است تعريف درستي از احساس و صداقت برنامه ها نداشته باشد. بايد بپذيريم كه مخاطب ما سخت گير است. به راحتي نمي شود او را تحت تأثير قرار داد. چه بسا هم راستا شدن با اين مخاطب تلاش، زحمت و خلاقيت بيشتر از پيش را طلب مي كند.

· به پرسش پاياني رسيديم. اولويت هاي پيشنهادي شما با تجربه اي نزديك به ده سال اجرا در تحقق شعار كليدي «حفظ مخاطب فعلي و جذب مخاطب جديد» با تأكيد بر عنصر اجرا و گويندگي چيست؟
1.دارا بودن حداكثر صداقت در گويندگي و اجرا.
2.بهره گيري مناسب از شيوه هاي درست و مؤثر ارتباط انساني.
3.توانايي ايجاد و القاي انرژي احساسي در جامعه و مخاطبان هدف.
4.كسب آگاهي همه جانبه از مسايل و جريانات روز.
5.تبادل اطلاعات با مخاطبان. امروزه مخاطبان ما حتي از رسانه ها نيز جلوتر مي زنند تا جايي كه گاه بايد به دنبال آنها دويد.

منبع :

اداره كل پژوهش هاي راديو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

اركان نويسندگي و گويندگي

نويسندگي و گويندگي در بعضي امور، شرايط مشترك و در برخي شرايط مخصوص به خود را دارند. از اين روبه نكاتي چند از شرايط نويسندگي و گويندگي مي پردازيم.


۱) بيش از هر چيز اعتماد بنفس ،خودباوري، شهامت، شجاعت و همت لازم است. بايد به گفته و نوشته خود ايمان داشت و با زباني كه از قلب آميخته به اطمينان است سخن گفت. و كسي كه به خود بگويد من در اين امر كامياب و موفق مي شوم بر اثر اين تلقين، سرانجام روزي شاهد موفقيت را در آغوش خواهد گرفت.


۲) خونسردي و صبوري از اركان اساسي نويسندگي و گويندگي است. اگر انسان در هنگام سخنراني و نوشتن حالت عادي خود را از دست بدهد، به نتيجه نخواهد رسيد.


۳) در سخنراني و نويسندگي هميشه بايد "هدف"داشته باشيم و در هيچ حال هدف مطلوب را فراموش نكنيم و بي هدف سخن نگوييم و قلم نزنيم.


۴) سعي كنيم گفته ها و نوشته هايمان ابتكاري و تازه باشد و اگر مطالبي را بارها گفته اند، ما به صورت جالب و تازه ارائه دهيم.


۵) گوينده زبردست و نويسنده برجسته آن است كه حتما فصاحت و بلاغت را مدنظر داشته باشد به عبارت ساده تر بايد گفته ها ونوشته ها خالي از زوايد و عبارات ناآشنا بوده و با كمال رسايي و سادگي به مقتضاي سطح فكر اكثر شنوندگان و خوانندگان كلمات و واژه ها را انتخاب كند.


۶) سعي شود حاصل و محصول سخنراني خود را شسته و پيراسته از حاشيه روي هاي بي مورد ارائه نمايد تا بعد از شنيدن گفتار او و خواندن نوشته اش مطالبي عميق و متقن دستگير شنونده و خواننده شود. از مكررات ملال آور پرهيز كند، چه بسا تكرار زياد يك كلمه به بهترين سخنراني يا مقاله ضربه اي سنگين وارد مي كند.


۷) هر چه سطح معلومات گوينده يا نويسنده بالاتر باشد و در بكار بردن نكات مناسب و عميقي از رشته هاي مختلف علوم بهره داشته باشد، نگاشته ها و سخنراني هاي او بيشتر خريدار خواهد داشت.


۸) شنيدن سخنراني ناطقين برجسته و ديدن آثار نويسندگان برازنده و ملاحظه روش آنها در تهيه نطق و نويسندگي و طرز ورود و خروج آنها و اين كه چگونه جلب عواطف مي نمايند و رمز موفقيت آنان چه بوده است، به نوبه خود بهترين راه شناخت راز پيشرفت در سخن گفتن و نوشتن است.


۹) به كار بردن نكاتي تسخيري در لابلاي سخنراني و نگارش، به خاطر جلب عواطف و احساسات شنوندگان و خوانندگان از اموري است كه گفتن آن سهل است ولي به كار بردن به موقع آن مشكل مي باشد. بايد كاملا احتياط را مراعات كرد و حسن ظن شنوندگان و خوانندگان را نسبت به خود نگهداري نمايد تا ضعف و لغزشي از او نبينند.


۱۰) در آخرتمرين و ممارست، پركاري، تهيه مطالب گوناگون، تنبلي و بي حوصلگي را از خود دور كردن، پشتكار و استقامت و... در نويسندگي و گويندگي نقش بسزايي دارند.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-184.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

تخصص هاي جنبي گويندگان

گويندگان راديو و تلويزيون چه در استوديو مشغول اجراي برنامه باشند و چه خارج از استوديو با يك سري لوازم و اشيا سر و كار دارند كه اين لوازم و اشيا مورد استفاده ديگر دست اندركاران توليد است و البته مستقيما مسئوليت آنها به عهده گوينده نيست.

به طور مثال پروژكتورها، ميكروفن ها، مونيتورها، دستگاه هاي ضبط راديويي و تلويزيوني، پروتيكابل ها، دوربين ها، دكور، چراغ ها، علامات مختلف و خلاصه بسياري مسايل در كنار آنها وجود دارد كه انحصارا مورد استفاده مستقيم گويندگان نيست اما با آنها ارتباط نزديك دارند و گوينده بايد نه تنها با اين وسايل و ابزار و آلات آشنايي كامل داشته باشد بلكه در مورد استفاده از آنها هم متبحر باشد.

گوينده بايد انواع ميكروفن ها را بشناسد. كاربرد هر ميكروفن و چگونگي استفاده از آن را بداند. گوينده بايد از كاربرد نور، پروژكتورها، تاثير نور بر اشيا و به خصوص بر چهره و گريم مطلع باشد و از زيان ها و لطماتي كه ممكن است نور بيش از اندازه بر چهره گوينده وارد كند آگاه باشد. گوينده بايد هنگام  اجراي برنامه فاصله دهان خود و ميكروفن را با توجه به تن صدايش حفظ كند و بداند كه در چه شرايطي بايد تا چه اندازه از ميكروفن دور باشد و يا به ميكروفن نزديك شود.

گوينده بايد به كار دوربين ها آشنا باشد و علايم مخصوص باز بودن و بسته بودن دوربين ها را بشناسد و هنگامي كه با چند دوربين  برنامه اجرا مي شود و لازم است به همان دوربيني كه تصوير را مي گيرد نگاه كند. بدون اينكه نيازي به علامت متصدي دوربين باشد خود به سوي دوربين مورد نظر توجه كند. البته تنها علامت باز بودن  يا بسته بودن ميكروفن در استوديو  از علاماتي است كه همه كاركنان توليد از آن مطلعند و هنگام باز بودن ميكروفن هيچكس حق ورود به استوديو را ندارد.

گوينده بايد با گريم و چگونگي گريم كردن آشنا باشد و با وجود اينكه شخص گريم كننده مسايل تصويري و سليقه ها را مد نظر دارد خود از آنچنان آگاهي برخوردار باشد كه چنانچه ضعفي در گريم او وجود داشت يا احتمالا در پرتو نور پروژكتورها ممكن است سايه اي ايجاد شود آن را به گريمور تذكر دهد تا چنانچه موضوع از ديد گريمور مخفي بوده در رفع آن اقدام كند.

گوينده بايد از تاثير رنگ لباس خود تحت تاثير نور استوديو بر لنز دوربين كه همان چشم تماشاگر است مطلع باشد و از لباسي استفاده نكند كه  ايجاد بازتاب نور داشته باشد و يا به خاطر اشباع بودن موجب آزار ديد بيننده بشود. ضمنا رنگ لباس خود را با زمينه اي كه براي پشت سر او انتخاب شده با نظر كارگردان پخش تطبيق دهد.

گوينده بايد با تمامي علامات و نشانه هاي قراردادي كه بين گوينده و تهيه كننده يا كارگردان يا اپراتور هاي صدا وجود دارد و رد و بدل مي شود آشنايي كامل داشته باشد.

 گوينده در عين حال كه عهده دار اجراي برنامه است بايد از زبان و ادب فارسي اطلاع كافي داشته باشد. شايد بتوان گفت كه گوينده بايد خود نويسنده اي ماهر باشد و هر گاه كه در متن مورد اجرا اشتباهي ملاحظه كرد، البته با نظر نويسنده يا تهيه كننده به رفع آن اشتباه اقدام كند و خلاصه  گوينده بايد با كار تمامي اعضا گروه توليد تا حدي آشنايي داشته باشد. لذا گوينده فقط حرف نمي زند بلكه در عين حال كه مشغول اجراي برنامه است با حواس ديگرش مسايل اطراف خود را زير نظر و پيوسته در جريان كار توليد قرار داشته باشد.

گوينده اي كه به جز حرفه گويندگي كه وظيفه اصلي اوست به تخصص هاي مختلفي كه در رابطه با شغل او هستند آشنا باشد و همفكري و همكاري لازم را با گروه توليد داشته باشد بي ترديد موفق تر و كارآمدتر است و نه تنها مورد علاقه همكاران و دست اندركاران برنامه است بلكه به لحاظ توفيقي كه در تهيه برنامه هاي بهتر حاصل مي كند مورد توجه و قبول شنوندگان و بينندگان نيز قرار خواهد گرفت. البته گوينده براي تحصيل تخصص هاي فوق به گذراندن دوره هاي تخصصي نياز دارد و چنانچه به اطلاعات فني مذكور هم واقف نباشد گناهي مرتكب نشده است اما بايد توجه داشته باشد كه طبق فرمايش آيه نهم سوره مباركه زمر «آيا يكسانند آنانكه مي دانند و آنانكه نمي دانند؟»

و آيا به راستي گوينده اي كه در كنار هنر گويندگي به ظرايف و دقايق كار ديگر همكاران توليد واقف بوده و در گير و دار  توليد به كمك اطلاعات جنبي خود يار  و مددكار دوستان و همكاران خود قرار گيرد موفق تر نيست؟ و آيا با ديگران كه از نظر دانسته ها در سطح پايين تري قرار دارند يكسان است؟

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-179.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

سه نوع گوينده

اصولا كساني كه نام و عنوان گويندگي بر آنها گذاشته مي شود جدا از رده ها و دسته هاي مختلف كه وجود دارند به سه دسته تقسيم مي شوند.

اول- گويندگاني كه اصطلاحا خوب حرف مي زنند؛ اين گويندگان در اجراي برنامه هاي راديويي و برخي برنامه هاي تلويزيوني كه قبلا ضبط مي شود موفقند و به خوبي از اجراي متون مختلف بر مي آيند. اين گروه گويندگان با يكي دو بار مطالعه متن و با علامت گذاري روي كلمات و جملات به راحتي از عهده اجرا برآمده و در كوتاه ترين زمان، كار تهيه و توليد برنامه را به انجام مي رسانند. اين افراد ممكن است تحصيلات بالايي نداشته باشند و اگر هم تحصيلات دانشگاهي دارند مطالعات و تجربيات را با هم در اختيار دارند تا در اجراي برنامه هاي خود در كمترين زمان توفيق يابند و بتوانند زحمات گروه توليد را به خوبي و سرعت به نتيجه برسانند. اين گروه گوينده از صداي مطلوب و هوش و فراست كافي بر خوردارند و به راستي تكميل كننده تيم توليد مي باشند گرچه برخي از آنها هنگام اعلام مطلبي كوتاه، مجبورند جمله به جمله مطالب را قبلا يادداشت كنند.

دوم- گويندگاني كه حرف خوب مي زنند؛ اينها كساني هستند كه نياز به متن و نوشته ندارند. چنانچه براي اعلام برنامه احضار شوند يا مصاحبه و گزارشي پيش آيد بي هيچ مطالعه قبلي و با معلومات و محفوظات خود از عهده اجرا برآمده و جمله ها و مفاهيم لازم را به خوبي و في البداهه ايراد مي كنند. اين گروه كه تعدادشان هم بسيار كم مي باشد ممكن است صداي چندان قابل توجه و گيرايي نداشته باشند و يا از تصوير دلنشين و ممتازي برخوردار نباشند اما اطلاعات عمومي، معلومات حرفه اي و ذهن خلاق آنها همواره آماده و جوشان است و در هر شرايطي كه پيش بيايد و موضوع خاصي مورد نظر باشد، در آن زمينه اطلاع كافي داشته و آنچه مي بايست به اطلاع شنونده يا بيننده برسد با حضور ذهن ارايه مي كنند.

سوم- گويندگاني كه هم خوب حرف مي زنند و هم حرف خوب مي زنند كه اگر از تصوير دلنشين و مطلوبي هم برخوردار باشند براي يك تشكيلات ارتباط جمعي حكم جواهر را دارند. اين گوهرها و درهاي بي بديل تعدادشان بسيا كم است. به همين دليل بسيار ارزشمندند. اين گروه هم هنر اكتسابي دارند و هم از هنر ذاتي بر خوردارند. همه فن حريفاني هستند كه صدا و تصوير عالي دارند و همچنين ذهن و انديشه شان نيز بي نظير است. اينها از تحصيلات و تجربه هاي بالايي برخوردارند و پيوسته به محفوظات و ذخاير علمي خود با مطالعات و تحقيقات علمي و فني مي افزايند. اين گروه هنرمند از نخبگان گروه گويندگان هستند.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-178.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

خاطرات  و تجربه هاي گويندگي : فواد بابان

اين مصاحبه مربوطه به سال هاي قبل مي باشد. آن زماني كه آقاي بابان در شبكه اول سيما گويندگي مي كردند. از اين رو تازگي ندارد و شايد هم بعضي از شما دوستان  آن را قبلا خوانده باشيد. اما از آنجا كه حاوي مطالب زيبا و مورد توجه بسياري از علاقه مندان به گويندگي است آن را در اين وبلاگ مي آورم. اميدوارم مورد استفاده قرار بگيرد.

آقاي بابان، اينكه گفتيم موروثي دليل داشت. اين حرفه در خون شما و امثال شماست يا بايد مهارت لازم را كسب كرد؟

در مجموع براي كار گويندگي به جز مساله صدا، طبيعتا داشتن چهره اي نه زيبا، اما چهره اي مورد قبول لازم است - البته اين چهره براي هر كار و هر قسمتي از گويندگي متفاوت است. در قسمت خبر هر چقدر اين چهره جا افتاده تر باشد، طبيعتا مقبول تر است- نداشتن لهجه خاص البته در خيلي از جاهايي كه مختص آن منطقه است اگر لهجه آن منطقه باشد خيلي جالب است و ايرادي ندارد داشتن صدا و تصوير مناسب، اطلاعات عمومي زياد و تحصيلات عاليه در رشته اي كه بيشتر مرتبط است مثل رشته هاي علوم انساني، در واقع از گزينه هاي اصلي انتخاب گوينده است.

اما به طور كلي درصد كمي از كار گويندگي به صورت ذاتي است. 20 يا 30 درصد به صورت ذاتي و ژني، انتقالي و ارثي است و يك استعداد ذاتي و دروني است.

اما قطعا هر صداي زيبايي مناسب اين كار نيست.

اتفاقا اين اشتباهي است كه براي بيشتر افراد وجود دارد. بعضي ها فكر مي كنند صدايشان خيلي قوي است پس گوينده خوبي مي شوند يا بر عكس، بعضي ها فكر مي كنند صدايشان صداي زير يا ريز يا پاييني است و هرگز نمي توانند گوينده شوند. اما به تعداد ابناي بشر سليقه ها فرق مي كند و سليقه ها هم كاملا متفاوت است و اگر كسي داراي صداي معمولي است، نبايد فكر كند كه هرگز نمي تواند گوينده شود. چون گاهي اوقات ممكن است شخصي كه داراي صداي معمولي و آرامي است، گوينده خوبي شود. نحوه اجرا، ميميك هاي صورت و فيگورهاي مختلف، همه اينها فاكتورهايي هستند كه دست به دست هم مي دهند تا ويژگي يك گوينده را كامل كنند و يك گوينده را سوق دهند به سمت كار خوب.  

براي تقويت صدايتان كاري هم انجام مي دهيد؟

من اين كار را زياد انجام نمي دهم ولي براي گوينده لازم است. خيلي از افراد جامعه مان از 6 دانگ تارهاي صوتي و حنجره شان استفاده نمي كنند و خودشان هم اين را نمي دانند كه خيلي راحت مي شود تارهاي صوتي را پرورش داد. البته تارهاي صوتي را نبايد اذيت كرد، مخصوصا كسي كه در اين سبك و راه قدم مي گذارد، بايد پرهيزهاي خاصي داشته باشد. معمولا از خوردن چيزهايي كه خيلي آلرژيك يا حساسيت زا يا محرك هستند مثل ترشي، فلفل يا چيزهايي نظير آب يخ بايد خودداري كرد. البته قياس مع الفارق است ولي از استاد شجريان شنيده ام كه ايشان گفته اند سالهاست من در آرزوي يك ليوان آب ليمو هستم، چون استاد به حنجره شان خيلي اهميت مي دهند و مواظبش هستند و آن صدا، صداي ملكوتي و ماندگار و بي نظيري است.

شما به عنوان مجري، فقط خواننده خبر هستيد يا براي جذاب شدن به آن نمك و فلفل هم مي زنيد؟

ما هم مثل روزنامه ها يك هيات تحريريه اي داريم در بخش هاي مختلف، بخش داخلي و خارجي كه هر كدام داراي سردبير هستند. اينها خبرهاي خام را از كانال هاي مختلف مثل مراكز نمايندگي ما در خارج از كشور به شكل هاي مختلف تلفني، تصويري و مكتوب دريافت مي كنند كه در واحد مركزي خبر اين خبرها پردازش و تقسيم مي شوند و به واحد پخش اخبار انتقال مي  يابند. در واحد پخش اخبار هيات تحريريه هاي مختلفي هستند كه هر كدام يك سردبير دارند. سردبير، اخبار خارجي را بين دبيرهاي خبر خارجي و اخبار داخلي تقسيم مي كند و اعضاي هيات تحريريه اخبار داخلي و خبرها را آماده مي كنند و به كامپيوتر سردبير مي فرستند. وي خبرها را چك مي كند و بعد از چك نهايي، خبرها، رديف و طبقه بندي و به كامپيوتر ديگري داده مي شود كه مختص تايپيست است كه بايد در اختيار گوينده قرار دهد. گوينده هم در اين زمان مي تواند از كامپيوتر استفاده كند و با كد ويژه اي كه خودش دارد، تمام خبرها را مطالعه كند و اگر اظهار نظري دارد مي تواند اعلام كند. البته سابق بر اين گوينده حق چنين كاري را نداشت ولي الان بيش از 8 - 7 سال است كه اين آزادي را نه تنها به گوينده داده اند بلكه از گوينده خواسته اند به صورت اجباري حتما با هيات تحريريه همكاري داشته باشد، زمان بيشتري در هيات تحريريه باشد و پيشنهاد بدهد و چنانچه سردبير هم مورد قبولش بود، پيشنهاد را بپذيرد و اعمال كند. بعد خبرها كه آماده شد، گوينده يك دور خبرها را مي خواند كه اين خودش كار بسيار مهمي است.

خبر را حفظ مي كنيد؟

-... گوينده خبرها را از روي تله پرينتر مي خواند، اينطور به نظر مي رسد كه از حفظ مشغول خواندن است در حالي كه به طور كلي خبر قابل حفظ كردن نيست، چون خيلي از خبرها همان لحظه  به دست ما مي رسد و شايد بعضي اوقات حتي امكان يكبار خواندنش هم براي ما وجود نداشته باشد.

تله پرينتر تكنولوژي جديدي است؟

استفاده از اين دستگاه در همه جاي دنيا باب است؛ براي الفت بيشتر و ارتباط نزديك با بيننده، چون اگر يك گوينده و يك مخاطب در كنار هم قرار بگيرند يا رودر روي هم قرار بگيرند، اگر گوينده به طور مرتب سرش را بالا و پايين بيندازد آن ارتباط قطع مي شود و نوع ارتباط، زيبايي خودش را از دست مي دهد. ولي اگر اين دو، رو در رو و چشم در چشم هم باشند، اين ارتباط خيلي مانوس تر است.   اين دستگاه در سال هاي 66-65 دستي بود و خودمان اخبار را با خودنويس يا خودكار روي رل كاغذ مي نوشتيم و بعد آن را روي ذره بين دستگاهي كه به حالت LD آن را بزرگ مي كرد، مي گذاشتيم و يك نفر با دست آن را مي چرخاند. البته اكثر اوقات كاغذها پيچيده مي شد يا خبر معلوم نبود و مشكلات عجيبي به وجود مي آمد. تا اينكه يك دستگاه از اين كامپيوترها را براي پخش اخبار آوردند اما با وجود 4 گوينده خبر، در شروع خبر فقط يك نفر از گوينده ها مي توانست از اين دستگاه استفاده كند. ولي خب، اين مشكل رفع شد.

به نفع شما، البته.

مي دانيد، لحظه اي كه گوينده تپق مي زند، لحظه وحشتناكي است. هر چقدر اين تپق بدتر و بزرگتر باشد، فشاري كه به گوينده مي آيد بيشتر است، اما اين دستگاه كمك خوبي است.

مثل اينكه تجربيات را تدريس مي  كنيد، درست است؟

به صورت رسمي نه، اما طور غيررسمي و متناوب آموزش مي دهم. به لحاظ اينكه ما از تجربه زيادي برخوردار بوديم و فوق ديپلم بنده دقيقا در همين راستاست، از سوي مديران از من خواسته شده كه در كلاس هاي گويندگي كه به صورت كلاس هاي موقت يك ماهه و براي افراد تازه كار برگزار مي  شد كار اجرا و آموزش گويندگي را به عهده بگيرم و البته همكاران ديگر هم در زمينه آموزش گويندگي فعاليت دارند، از جمله آقاي حياتي و خانم تاج نيا و آقاي افشار كه در دانشكده صدا و سيما فن  گويندگي را تدريس مي كنند.

... و يكي از مواد درسي تاثير احساسات و عواطف روي صداست؟

مواردي كه هميشه به گوينده آموزش داده مي شود اين است كه گوينده مخصوصا گوينده واحد خبر به هيچ عنوان نبايد موضع گيري كند. ما به هيچ جناح و گروهي وابسته نيستيم. اما بعضي خبرها هستند كه گوينده بايد با يك اجراي زيركانه و زيبا آنها را اعلام كند. اگر خبر تاثرانگيز باشد چهره، نوع خواندن، آهنگ آوا و صدا بايد نشان داده و به بيننده انتقال داده شود. يعني اگر قرار باشد يك خبر مثلا خبر تشييع جنازه شهدا يا عزيزان جانباز شيميايي كه شهيد شده اند را اعلام كنيم نبايد عين همان حالتي باشد كه گزارش وضع آب و هوا يا خبر مربوط به آمريكا باشد. در واقع هر خبري در خودش احساسي نهفته دارد، زيبايي كار گوينده و هنرش اين است كه احساس را منتقل كند بدون آنكه موضع بگيرد. البته متاسفانه من خودم اين عيب را دارم كه در مورد بعضي اخبار آلرژي ويژه اي دارم و اصلا نمي توانم خودم را كنترل كنم!

حركات غيركلامي چقدر درخواندن خبر موثر است؟

حركات غيركلامي حركاتي است كه به وسيله حركات بدن، شامل حركت دست و صورت انجام مي شود و بسيار مهم است. البته شايد بعضي آن را رعايت نكنند، كوچكترين حركت لب، ابرو، دست، گوشه چشم و ... همه اينها بارهاي عجيب مختلفي دارند. بار مثبت، منفي، سياسي و ... شما مثلا كافي است بعد از خواندن خبر اغراق آميز، كمي مكث كنيد يا يك مقدار ابرو را بالاتر از حد معمول ببريد، اين عمل كاملا نشان مي       دهد چقدر غلو و اغراق يا دروغ پشت خبر بوده...

ولي شما در اعلام خبر جدي و خشك هستيد؟

قبلا شديدا به ما تاكيد مي شد كه هيچگونه حركت اضافي نبايد داشته باشيم. البته الان خيلي بهتر شده. بله، اصولا خبر كار رسمي است و با اجراي برنامه هاي ديگر فرق مي     كند بايد حالت رسميت ديگري را داشته باشد، البته يك مقدار هم برمي گردد به فرهنگ ما، ولي خيلي بهتر است كار، نرم تر اجرا شود. يك موقع زمان جنگ بود،بايد حالت جنگي مي گرفتيم و در واقع 8 سال اينگونه خبر خوانديم. ولي هيچ الزامي نيست كه آدم خبر را با گردن كلفتي يا ترشرويي يا با اخم و تخم به بيننده انتقال دهد. ما چندين بار افتخار شرف يابي به حضور مقام معظم رهبري را داشتيم و دو بار ايشان موكدا فرمودند كه خبر را راحت تر و آرام تر و با انعطاف بيشتر اجرا كرده و با استفاده از حركات دست و صورت از سفت و سخت اجرا كردن و سيخ نشستن در هنگام خبر خودداري كنيم.

گوينده ها بر اساس مهارت و تخصص چگونه طبقه بندي مي شوند؟

ما دو تا طبقه بندي در كار گويندگي داريم. يكي بر اساس سنوات كار كه هر چقدر سنوات بالاتر برود درجه اش هم بالا تر مي رود. ابتداي كار يك گوينده، رديف شغلي اش يك است بعد از چهار سال مي شود گوينده 2 ، بعد مي شود گوينده 3، 4، 5 و بعد مي شود گوينده ارشد يعني بعد از 20 سال از بدو كار تا آن زمان هر سه سال يا چهار سال با گذراندن دوره هاي مختلف، كلاس هاي زبان، و به روز بودن خود گوينده، اينها باعث مي شود ترفيعاتش را از نظر شغلي بگيرد و اين رده هاي شغلي را از 1 تا ارشد طي كند و حقوقش هم بر همين مبنا بالا مي رود، درست مثل يك كارمند معمولي كه هر چند سال، يك پايه مي گيرد. اما اگر از نظر كيفيت بخواهند يك گوينده را ارزشگذاري كنند، داستان فرق مي كند. درست عكس گروه و رديف است. يعني گويند ه ايي كه كارش ضعيف بوده و در ابتداي كار است مي گويند اين گوينده درجه 5 است، بعد مي شود گوينده درجه 4، 3۱،۲، و بعد هم مي شود گوينده ممتاز. يعني عكس آن پايه ها رديف شغلي كه از 1 تا 5 مي رفت، اين از 5 مي آيد تا 1 . گوينده ارشد هم گوينده اي است كه اين مراحل را گذرانده و از هر نظر، هم از نظر سردبير و هم كيفيت كار مورد تاييد است. البته تجارب هم كمك مي كند. مثلا بنده الان به غلط ! جزو گوينده هاي ارشد هستم، در صورتي كه  آقايان افشار، حياتي و خانم ها تاج نيا، اصغري و صداقت جزو گوينده هاي ارشد سازمان هستند. بعد از آن گوينده هاي درجه 1 و 2 و ...و دستمزدي هم كه پرداخت مي شود منهاي حقوق، اگر اضافه بر آن كار شود بر اساس همان رده است كه گوينده ممتاز دستمزدش با گوينده درجه يك فرق مي كند.

با اتفاق  ها و احساسات شخصي خود در هنگام قرائت خبر چگونه برخورد مي كنيد؟

اتفاقا همين چند روز پيش دست چپم به شدت درد مي كرد و طوري بود كه احساس مي كردم حتما قلبم ناراحت است و بايد بروم نوار قلب بگيرم. اتفاقا همان روز خبر هم داشتم؛ خبر ساعت 21. خلاصه من با درد خيلي شديد رفتم در استوديو تا خبر را بخوانم ولي به محض اينكه كار شروع شد، درد را فراموش كردم. وقتي از استوديو بيرون مي آمدم به همكاران گفتم خيلي جالب است، من قبل از اينكه به استوديو بروم درد شديدي داشتم، ولي الان كه خبر را خواندم دردي ندارم و هنوز اين جمله ام به پايان نرسيده بود كه درد دستم شروع شد. بعضي چيزها رفلكس هاي عصبي است مثل خميازه كشيدن، عطسه و سكسكه؛ اينها چيزهايي هستند كه در استوديو فراموش مي شوند.چنان فراموش كه انگار هرگز چنين اتفاقي نيفتاده. آنجا تمركز لازم به صورت اتوماتيك براي آدم ايجاد مي شود كه به هيچ عنوان ياد چيزي نمي افتد.

فشار روي گوينده ها بالاست؟

بله، خيلي زياد. بعضي اوقات خبرها دير به دستمان مي رسد؛ مخصوصا خبرهاي نيمروز، چون ساعت 2 بعدازظهر لحظه اي است كه تمام اتفاقات صبح با فاصله نه چندان زياد به دست ما مي رسد و تا بخواهند فيلم ها را با اخبار هماهنگ كنند، كمي اذيت مي شويم و اين فشار به حدي است كه گاهي اوقات وقتي از استوديو بيرون مي زنم، احساس مي كنم پاهايم قدرت حركت ندارند! يك روز در پايان بخش نيمروز من و آقاي حياتي خبري خوانديم. عينك آفتابي ام روي ميز بود و وقتي خبر تمام شد آقاي حياتي به من گفتند چه عينك قشنگي! و من هم گفتم بله، بعد هم آن را به چشمم زدم. لحظه، لحظه اي بود كه خبر تمام شده و قرار نبود تصوير ما روي آنتن باشد، ولي تصوير ما روي آنتن بود؛ من با عينك آفتابي و آقاي حياتي. آقاي حياتي متوجه اين قضيه شد و گفت: بابان تو روي آنتني! من همان لحظه عينك را از روي چشمم برداشتم و اينقدر آن را در دستم فشار دادم كه تكه تكه شد.

سال ها پيش در استوديو گوينده رابط بودم. مراسم رژه اي بود كه در بيرون استوديو و در داخل شهر انجام مي شد. در زماني كه صداي آنها پخش مي شد مي خواستم براي خودم متن بنويسم و تمرين كنم و اين كار را كردم، غافل از اينكه صدايم روي آنتن است. مي گفتم: هم اكنون نيروهاي رزمنده و مسلح،... بعد قطع مي  كردم و مي  گفتم نه، اينطوري نه و دوباره آن را با لحن ديگري مي خواندم. بعد از يك دقيقه ديدم تمام عوامل مركز در اتاق فرمان جمع شده اند كه آقا چه كار داري مي كني؟ خلاصه جريمه سنگيني شدم.

آيا به همان نسبت تشويق هم مي  شويد؟

بله. بارها شده اگر چيزي را خوب خوانده ام، وقتي از استوديو آمده ام بيرون، از طرف مديران كل، همان لحظه به من پاداش نقدي يا سكه داده اند. مرحوم فرهودي مديركل پخش اخبار، ايشان ضمن اينكه 3-2 بار درست و حسابي مرا جريمه كرد، 3-2 بار مرا خيلي خوب مورد تشويق قرار دادند.

فكر مي كنيد بدترين جريمه اي كه شديد چه بود؟

۱۰ روز كسر حقوق، درج در پرونده و يك مقدار عقب افتادن يكي از پايه هاي شغلي ام.

فكر مي كنيد تب دوربين با گذشت 30 سال سابقه كاري چه ميزان در وجود شما تغيير كرده؟

كلا دوربين آدم را مي گيرد. ولي بعضي ها را ديرتر مي گيرد. بعضي ها روزهاي اول و ماه هاي اول تب ندارند، بعدا تب مي گيرند، بعضي ها از همان اول تب دارند و بعدا كم  كم اين تب كم مي شود. خيلي ها هم مي گويند ما اصلا تب نداريم كه اين خوب نيست. مثل اين مي ماند كه كسي بگويد من از هيچ چيز نمي ترسم. حالت طبيعي اين است كه آدم در بعضي شرايط از بعضي چيزها بترسد. گوينده هميشه در تب و تاب است. اما همه اينها با ايمان به خدا و توسل به ائمه و يك تطمئن القلوب، ذكر يك آيه كوچك قبل از خبر، صلوات، بسم  الله و ... حل مي شود و چنان به آدم نيرو مي دهد كه تا پايان خبر آن تب ها نمودار نمي شود، ولي تب دوربين و ميكروفون تا مدت هاي زيادي هم گوينده ها را مي گيرد و من هم از اين قضيه مستثني نبودم و آن اوايل تا مدت هاي زيادي تمام بدن يا صدايم مي لرزيد، خيس عرق مي شدم يا تا مدتي بايد روي صندلي مي نشستم تا حال عادي پيدا مي كردم، ولي الان براي رفتن به استوديو شتاب و عجله دارم. ضمن اينكه بي تفاوت نيستم، چون به هر صورت برنامه زنده است.

قبل از خبر گريم هم مي شويد؟

بله، سابق بر اين نداشتيم. البته قبل از انقلاب بود، ولي بعد از انقلاب گفتند نيازي نيست، ولي الان مدتي است كه به اين قضيه خيلي اهميت داده شده و الان۱۲-10 گريمور در هيات تحريريه خبر مستقر هستند و به طور 24 ساعته دو اتاق يكي براي خانم ها و يكي براي آقايان اختصاص داده شده.

پدر من كارمند راديو و مادرم هم خانه دار بودند. ما 8 تا فرزند هستيم از يك پدر و مادر. درمنزل ما به طور كلي جو فرهنگي عجيبي حاكم بود چون پدرمن نويسنده، شاعروسال هاي سال بيش از 40-30 سال گوينده راديو بود.

همه مناطق كردنشين پدر من را مي شناسند و در مرز تهران همه مي گويند ايشان پدر بابان است ولي از مرز تهران كه بيرون مي رويم، مي گويند ايشان پسر آقاي بابان است و در واقع از مرز تهران كه خارج و به مناطق غرب كشور مي رويم، من را به خاطر پدرم مي شناسند، ولي در تهران عكس اين قضيه است. به طور كلي خانواده ما يك خانواده تقريبا فرهنگي است. پدرم اصرار داشت كه همه ما حتما زبان كردي را ياد بگيريم. موقع استراحت ما را وادار مي كرد كه حتما كتاب بخوانيم. ما را وادار مي كرد به اشعار سعدي و حافظ و شعراي كرد گوش كنيم و اينقدر روي اين قضيه اصرار داشت كه هرگاه ما خسته از بازي بر مي گشتيم تا اشعار را گوش نمي كرديم اجازه خوابيدن نداشتيم.

اولين افتضاح

در مركز كرمانشاه ساختمان راديو و تلويزيون دو ساختمان مجزا از هم بودند با فاصله 50 متري از همديگر و تحريريه خبر راديو و تلويزيون در ساختمان تلويزيون بود. براي خواندن خبر راديو بايد تلكس را از هيات تحريريه در ساختمان تلويزيون مي گرفتيم و به ساختمان راديو مي رفتيم و خبر را آنجا مي خوانديم. يك بار كه خبرها دير آماده شد كه آن موقع زياد معمول نبود، برخلاف الان كه خبرها دير آماده مي شود خبرها دير به دست من رسيد. من مجبور شدم فاصله بين ساختمان ها را بدوم و غافل از اينكه گوينده به هيچ عنوان نبايد بدود و بايد با آرامش برود چون مدتي طول مي كشد ضربان قلب به حالت معمول برگردد. من چون اين تجربه را نداشتم با همان سرعتي كه دويدم به داخل استوديوي راديو رفتم و صدابردار هم كيو داد و چراغ را روشن كرد و خواندن خبر را شروع كردم. يك جمله اول را كه خواندم نفسم ديگر در نمي آمد، يعني نفس هايم به شماره افتاد كه سروصداي همه درآمد. مديركل تنها كاري كه توانست بكند به نزديك ترين كسي كه آنجا بود - خانمي كه منشي ايشان بود و اتفاقا ايشان هم گوينده بود - گفت: با سرعت برود، اخبار را از دست من بگيرد و خودش خبر ها را بخواند. ايشان هم ظاهرا همان ناپختگي و بي  تجربگي را كه من داشتم، داشتند چون به سرعت دويدند و دوان دوان آمدند خبرها را از من گرفتند. پشت ميكروفون نشستند و اوضاع را بدتر كردند و طوري شد كه بيش از 4-3 دقيقه از يك خبر 15 دقيقه اي پخش نشد! و جريمه اي كه مدير براي من در نظر گرفت يك جريمه 6 ماهه بود، كه 6 ماه جريمه شدم فقط گوينده اعلام برنامه باشم.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-169.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۶:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.