مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4341
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 12
همه : 4259877

قدرت زبان – چگونه آينده را به زبان آوريم؟

تصور كنيد در دنيايي زندگي ميكنيد كه هلن كِلر بعد از نوزده ماهگي خود را در آن يافت. دنيايي سياه و خاموش كه در نتيجه تب شديد كه قدرت و توانايي ديدن و شنيدن او را گرفته بود، به وجود آمده بود. هلن كِلر در نگارش زندگي شخصي خود مي نويسد، "بيماري آمد كه چشمها و گوشهايم را بست و مرا در بيهوشي يك نوزاد تازه متولد شده فرو برد." وقتي آن ساليوان براي آموزش او آمد، توانايي هلن براي ارتباط برقرار كردن محدود به برخي اشارات و حركات و صداهاي اوليه و ابتدايي بود.

اما برخلاف آنچه به نظر مي رسيد كه شرايط محيطي ديكته مي كند، هلن كلر زندگي با انتخاب خود طراحي كرد كه او را به مدارج و موقعيت هايي رساند كه به ندرت كسي توان رسيدن به آن را دارد. آيا تا به حال در شگفت شده ايد كه چطور كسي كه در يك شهر كوچك و بي اهميت بدون قدرت شنوايي و بينايي به دنيا آمده است، بتواند قلب و فكر كساني كه با او برخورد مي كنند را از آنِ خود كند؟

هلن كلر سرنخ هايي در زندگينامه خود براي ما به جاي گذاشته است. او مي نويسد، "در اين اثناء ميل و اشتياق فراوان براي ابراز احساساتم در من رشد كرد. علائم و اشارات محدودي كه از آنها استفاده مي كردم به هيچ عنوان براي من كافي نبودند و وقتي نمي توانستم كه منظور خود را به ديگران بفهمانم به شدت از لحاظ احساسي طغيان مي كردم. احساس مي كردم كه دست هايي نامرئي من را نگه داشته اند و من تلاش مي كردم كه خود را نجات دهم. من مبارزه ميكردم، نه اينكه اين مبارزه تفاوتي ايجاد مي كرد، اما روحيه مقاومت در درون من بسيار نيرومند بود. آخر كار اشكم سرازير مي شد و از نظر جسمي خستگي شديدي به سراغم مي آمد. بعد از مدتي نياز به يك راه ارتباطي بسيار ضروري مي نمود."

معلم مناسب كارساز خواهد بود

مي توانيد تصور كنيد كه آمدن آن ساليوان براي آينده هلن كلر چقدر مؤثر بوده است. آن ساليوان به طرزي عالي نيرويي به هلن منتقل مي كند كه براي ساختن يك زندگي فوق العاده بعدها از آن استفاده ميكند. و اين نيرو چه بود؟ اين نيرو، نيروي زبان بود—نيروي زبان براي فراهم كردن آنچه ميخواهيم. آن ساليوان متوجه شد كه براي تبديل هلن از يك دختربچه سرا پا استرس و مشكل به دختر خانمي كاملاً نيرومند و پرتوان، بايد به او آموزش دهد كه چطور ارتباط برقرار كند كه به هدف دلخواه خود برسد.

عليرغم اين واقعيت كه هلن كلر، مثل ساير انسانهاي سالم، قادر به ياد گرفتن هرچيز كه ميخواست بود، اولين قدم براي او اين بود كه ياد بگيرد چطور به نحوي مؤثر با خود—و با افراد دور و بر خود، ارتباط برقرار كند. او بايد ياد مي گرفت كه چطور از كلمات استفاده كند و فراتر از كلمات، چطور آينده دلخواه خود را پيش روي خود بياورد. آينده هلن به توانايي او به يادگيري زبان و نحوه ارتباط بستگي داشت. و وقتي توانست اين چيزها را ياد بگيرد، تا بالاترين حد ارتباط پيش رفت و به موقعيت هايي بسيار مهم و بانفوذ صعود كرد و تمام اين مدت تجربيات شيرين زندگي را مزه مزه كرد و به زندگي دست يافت كه هميشه مي خواست.

اما هلن چطور توانست به همچنين زندگي برسد؟ پاسخ اين سؤال تاحدودي مي تواند ميل و اشتياق فراوان او براي يادگيري باشد. و اين اشتياق مفرط باعث شد پله هاي ترقي را يك به يك بالا رود و به بالاترين درجه صعود كند.

اما همه اينها به چه درد شما مي خورد؟ به چه درد من مي خورد؟ همه چيز…يا هيچ چيز. انتخاب با شماست. ما مي توانيم چشمها و گشوهايمان را باز كنيم و از هلن كلر ياد بگيريم يا كه ياد نگيريم. او با شرايط و موقعيت هاي بسيار دشوار روبه روي بوده است اما توانسته بر همه ي آنها فائق آيد و راه خود را باز كند. و همه چيز از يادگرفتن زبان و نحوه ي استفاده از آن براي شكل دادن به آينده خود، براي او شروع شد. من و شما هم مي توانيم همين كار را انجام دهيم.

مطمئناً خيلي چيزها در زندگي شما وجود داشته كه آنطور كه مي خواستيد نبوده و برايتان دشوار بوده است. شايد در روابطتان با خانواده، دوستان يا ساير كساني كه برايتان اهميت دارند. شايد اين موقعيت هاي دشوار مربوط به كار، درآمد، روياها يا روابطتان با خودتان باشد.

چرا بعضي چيزها براي شما آنطور كه ميخواهيد ساده و لذت بخش نيست؟

اگر چيزي براي شما سهل و آسان نبوده، نشان از چيزي است كه هنوز نمي دانيد. نشان از اين است كه هنوز بلد نيستيد كه چطور آن كار را به طريقي ساده و خوشايند انجام دهيد. چيزي بيشتر از اين نيست. مسئله، مسئله يادگيري است. و برخلاف هلن كلر شما از نعمت ديدن و شنيدن چيزهايي كه در اطرافتان هست لذت مي بريد. به همين خاطر مي توانيد هرچه كه بخواهيد را سريع و طبيعي ياد بگيريد. خواه باور كنيد يا نه، در همه حال از نيروي ذاتي زبان استفاده ميكنيد. نيرويي كه شما را به جهتي خاص مي كشاند.

سؤال اين است كه مي خواهيد به كدام جهت برويد؟ درك روابط مداوم شما با ديگران، اينكه چطور اميال و خواسته هايتان را به زبان مي آوريد، اميدها و آرزوهاي شماست كه جهت و سرعت حركت شما را تعيين ميكند. سؤالاتي كه مي پرسيد—و پاسخ شما به آن سؤالات—به مغز شما و ذهن ناخودآگاهتان جهت مي دهد. اگر از خود بپرسيد، "چرا آن كار را انجام دادم؟" يا "چرا در زندگي پيش نمي روم؟" شما را به جهتي مي كشد كه نااميدي ها و خستگي هاي بيشتر انتظارتان را مي كشد.

در عوض ممكن است از خودتان بپرسيد، "چطور مي توانم يك قدم به هدفم نزديكتر شوم؟" يا "به چه طريق مي توانم راحت تر و خوشايند تر سالم بمانم؟" "چطور ميتوانم با كساني كه دوستشان دارم رابطه اي بهتر برقرار كنم؟" "شغل مورد علاقه من چه ويژگي هايي دارد؟" پرسيدن چنين سؤالاتي از خودتان، به شما براي ساختن آينده تان، انرژي و سرعت مي دهد. من تصور مي كنم كه هلن كلر در مراحل اول از خود ميپرسيده كه چرا كور و كر شده است…و فكر مي كنم خيلي زود ياد گرفته كه سؤالاتي مهمتر از اين را خود بپرسد. احتمالاً اين سؤالات چنين چيزهايي بوده است: "چطور مي توان روي آنچه كه دارم سرمايه گذاري كنم؟" "با چيزهايي كه دارم چه كاري ميتوانم انجام دهم؟" "چطور مي توانم با ديگران همكاري كنم؟" "چطور مي توانم به ديگران خدمت كنم و زندگيشان را ارتقاء بخشم؟"

همه ما انسانها، ظرفيت ذاتي داريم كه به بهترين و مقتدرترين حالت ممكن ارتباط برقرار كنيم. آنچه هلن كلر را از ديگران متمايز مي كند، فقط ميل و اشتياق او به يادگيري نبوده است، بلكه بصيرت او در تشخيص بهترين معلم يعني آن ساليوان بود. ذكاوتي كه هلن براي انتخاب اين معلم به خرج داد قابل ملاحظه است. مدت زماني قبل از اينكه هلن آمادگي آموزش دادن به جهان را پيدا كند، آمادگي ياد گرفتن را پيدا كرده بود. او قبل از اينكه گوينده و معلمي فوق العاده شود، دانش آموزي فوق العاده بود. رسيدن به اين درجه براي هلن مستلزم صبر و حكمت بسيار بود.

قدرت ايجاد اصلاحات ساده براي تغيير زندگي و آينده

شما چطور؟ دوست داريد چه چيز از قدرت و نيروي زبان و به زبان آوردن آينده تان ياد بگيريد؟ با ايجاد اصلاحات كوچك و جزئي در نحوه ارتباط خود با ديگران، خواهيد توانست تغييرات شگرفي در نتيجه اعمالتان ايجاد كنيد. اصلاحاتي مثل فكر نكردن به گذشته و ابراز نكردن مسائل مربوط به آن در صحبت هايتان. مثلاً به جاي اينكه بگوييد، "هر موقع مي خواهم سخنراني كنم، دست و پام شروع به لرزيدن مي كند" مي توانيد بگوييد، "ايندفعه كه آمدم سخنراني كنم دست و پام شروع به لرزيدن كرد." در مورد اول شما ندانسته باورها و رفتارهايي كه نمي خواهيد را دوباره  وارد اعمالتان مي كنيد. در مثال دوم، شما تشخيص مي دهيد چيزي كه در گذشته اتفاق افتاده مربوط به گشته بوده و ديگر گذشته است. و به اين طريق شما منتظر رويدادهاي جديدتري براي آينده تان هستيد و براي چيزي كه مي خواهيد فضا مهيا مي كنيد.

روزگار بر وفق مرادتان خواهد شد

اگر به يكي از نزديكانتان اينطور شكايت كنيد كه "چرا ما هيچوقت با هم وقت نمي گذرانيم؟"، بهترين و خوشايندترين پاسخ چه خواهد بود؟ از طرف ديگر، اگر بگوييد كه به جاي اين وضعيت چه مي خواهيد، نتيجه بهتري پيش خواهد آورد. مثلاً بگوييد، "من دوست دارم اين هفته ساعتي را با هم بگذرانيم. چطوره پنجشنبه عصر باهم به سينما برويم؟"

وقتي آشكارا آنچه كه مي خواهيد را بر زبان مي آوريد، چه براي خودتان و چه براي ديگران، آينده را به ميل خودتان رقم خواهيد زد. اكثر آدم ها وقتشان را صرف فكر كردن و تصويرسازي در مورد چيزهايي كه نمي خواهند اتفاق بيفتد تلف مي كنند. و تعجب ميكنند كه چرا روزگار آنچه را كه نمي خواهند پيش رويشان قرار مي دهد. مغز و ذهن ما، در سطح خودآگاه و ناخودآگاه، به سمت تصويرهاي ذهني كه ساخته ايم پيش ميرود. وقتي يك نفر به خود مي گويد، "فكر مي كنم به اندازه كافي پول نخواهم داشت كه در كارم پيشرفت كنم" او تصوير ذهني آن چيزي كه نمي خواهد را دقيقاً خلق ميكند و اين باورها و رفتارها را دوباره و دوباره  برقرار مي كند.

مراقب آنچه كه با خودتان و با ديگران ابراز مي كنيد باشيد چون آن را به طور ناخودآگاه جذب خواهيد كرد. علاوه بر اين، رفتارهاي آتي خود را زباناً برنامه ريزي مي كنيد. چرا همين الان تصميم نمي گيريد كه راه و روش برقرار ارتباط با خودتان و ديگران را ياد بگيريد تا رسيدن به هدف ها برايتان آسانتر و لذت بخش تر شود.

منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

۳ دليل اصلي شكست در مذاكرات

بااينكه كتابها و مقالات زيادي درمورد تاكتيك ها، تكنيك ها و استراتژي هاي مذاكره نوشته شده است اما مطلب چنداني درمورد دلايل شكست مذاكرات در رسيدن به اهداف خود وجود ندارد. در اين مقاله به بررسي سه دليل اصلي و اساسي برآورده نشدن اهداف اكثر مذاكره كننده ها مي پردازيم. همچنين اين موضوع كه چرا بسياري از مذاكره كننده ها كه در يك حوزه مذاكره توانايي دارند، در حوزه هاي ديگر خارج از تخصص خود موفق نمي شوند.

اولين و شايد اصلي ترين دليل شكست بسياري از مذاكره كننده ها اين است كه اكثريت آنها هيچوقت دانش عمومي خود را در زمينه مذاكره به مهارت هاي خاص كه مثلاً به سادگي جدول ضرب قابل يادآوري باشند، تبديل نمي كنند.

اگر از همه آنهايي كه به طور تخصصي كار مذاكره انجام مي دهند بپرسيد كه چه قالبي براي مذاكره به كار مي برند، فكر مي كنند كه از فضا آمده ايد.

حتي وقتي كسي سعي مي كند سوال را با نام بردن از چند پاسخ ممكن (مثل قالب كاراس، قالب هاروارد، قالب كوهن، و امثال آن) روشن تر كنند، اكثر مذاكره كننده ها قادر به ارائه يك پاسخ مشخص نيستند. و خيلي از آنهايي كه يك پاسخ مشخص مي دهند، ندرتاً مي توانند حتي ابتدايي ترين اصول آن قالب را هر روز هفته دنبال كنند.

وقتي از متخصصاني كه در كارگاه هاي  مذاكره شركت كرده اند سوالاتي از قبيل، "اولين قانون يا رهنمودي كه در دوره آموزشي كه شركت كرديد در اختيار شما قرار گرفت چيست؟" پرسيده مي شود، چيزي جز نكاتي جزئي درمورد آنچه كه در كلاس ها شنيده بودند يا از كتابها خوانده اند براي گفتن ندارند.

درمقابل، اگر از كسي كه به طور تخصصي كار مذاكره انجام مي دهند بپرسيد كه دو بعلاوه دو چند مي شود، پاسخ آنها چه خواهد بود؟ هر پاسخي به غير از چهار مطمئناً اشتباه خواهد بود.

با اين وجود، از همان فرد اگر بپرسيد كه از چه قالبي براي مذاكره استفاده مي كند، فقط مات و مبهوت شما را نگاه خواهد كرد. از آنهايي كه فكر مي كنند براي سوال قبلي پاسخ دارند، باز بپرسيد، "اصل اوليه قالبي كه استفاده مي كني چيست؟" و خواهيد ديد كه اكثريت قريب به اتفاق آنها قادر به ارائه يك پاسخ روشن نيستند.

چرا اينطور است كه خيلي از آنهايي كه فكر مي كنند حفظ كردن جدول ضرب براي ياد گرفتن جبر اصل مهمي است، قادر نيستند به اصول اوليه يك قالب مذاكره براي متخصص شدن در كار خود متعهد شوند؟

نكته اين نيست كه همه بايد از يك قالب مذاكره مشخص استفاده كنند؛ نكته اينجاست كه بدون متعهد شدن به يك قالب مشخص در مذاكره، رشد و پيشرفت مهارت هاي واقعي در مذاكره ممكن نخواهد بود.

علاوه بر اين، حذف يك قالب مذاكره خاص باعث مي شود كه آموزش تكرار نتيجه به ديگران سخت تر شود—مثلاً در مواردي كه شركت چيزهاي يكساني را مداوماً معامله مي كند—و اين يعني فقدان يك قالب خاص براي مذاكره با طولاني تر شدن يك رابطه، گران تر تمام مي شود چون اشتباهات پشت سر هم تكرار مي شوند.

و وقتي نتيجه نهايي يك مذاكره آن چيزي نيست كه بخواهيد آنرا تكرار كنيد چه اتفاقي مي افتد؟ يك مذاكره كننده چطور مي تواند بفهمد كه مذاكره اي از خط خارج شده است؟ به زبان ساده، اكثريت بيشماري از مذاكره گرهاي حرفه اي نمي توانند بفهمند كه كجاي كار در يك مذاكره كه نتيجه رضايت بخشي برايشان نداشته، اشتباه بوده است و چطور مي توانند در آينده آن اشتباهات را تكرار نكنند. و دليل آن اين است كه پايه خاصي براي مذاكرات خود ندارند كه استراتژي ها و تاكتيك هايشان را آناليز كند.

مذاكره گرهاي زيادي هستند كه هيچوقت در طول زندگيشان در كلاس هاي آموزشي اين حرفه شركت نكرده اند يا حتي كتابي در اين باره مطالعه نكرده اند اما تعداد آنها بسيار بسيار كم است. اگر چنين شخصي را مي شناسيد از او بخواهيد كه روش كار خود را به شما هم آموزش دهند. اكثر مواقع، بين كسي كه بلد است كاري را انجام دهد و كسي كه مي داند چطور به فرد ديگري ياد بدهد كه نتيجه يكساني بگيرد، تفاوت زيادي است.

به دست آوردن تخصص و مهارت در مذاكره با متعهد شدن به يك قالب و دنبال كردن آن تا زمانيكه اصول آن قالب را ياد بگيريد، شما را از اكثريت بيشمار مذاكره كننده هاي حرفه اي جدا ميكند. و مطمئناً سطح موفقيت شما در مذاكراتتان بالاتر خواهد رفت.

دومين دليل شكست مذاكره كننده ها اين است كه اكثريت آنها فقط روي نقطه شروع خود تمركز مي كنند نه روي نتيجه مطلوبشان. به عبارت ديگر، مذاكره گرهاي زيادي به نقاط قوت و ضعف نقطه شروع خود توجه دارند نه به ارزيابي چالش ها و مشكلات واقعي كه بين آنها و طرفين مذاكره شان قرار دارد.

يكي از حياتي ترين مهارت هايي كه يك مذاكره كننده مي تواند به دست آورد، مهارت اين است كه بداند چطور مشكلات واقعي كه بين دو طرف وجود دارد را ارزيابي كند. البته حتي خيلي از مذاكره كننده هاي باتجربه هم در تشخيص و فهم نقاط ضعف و قدرت خود و طرفين مذاكره شان اشتباه مي كنند.

ياد گرفتن ارزيابي و تشخيص صحيح موارد و مشكلات آشكار و پنهان بين دو طرف مذاكره مهارتي است كه نيازمند تمركز دقيق و رويكردي سيستماتيك است.

سومين دليل شكست مذاكره كننده ها ترس است. مهم نيست كه چقدر درمورد مذاكره يا نقاط قوت و ضعف طرفين مذاكره مي دانيد، اگر در مواجهه با ريسك و ابهامات،  شجاعت، نظم و عزم كافي نداشته باشيد مطمئناً قادر نخواهيد بود به بهترين نتيجه ممكن دست پيدا كنيد. ترس هميشه باعث مي شود به كمتر از آنچه كه تواناييش را داريد دست يابيد. اگر در يك منازعه رقابتي شركت داريد كه هدف اصلي شما در آن غالب آمدن بر طرف مقابل است، اول بايد با ترستان مقابله كنيد درغيراينصورت همين ترس منجر به شكست شما خواهد شد.

مبارزه با ترس نيازمند تعهد واقعي، فرايندي منظم و اسلوب دار و سفري فراي مرزهاي تاكتيك ها و تكنيك هاي اشتباه ناپذير است.

هر كسي مي تواند با از بين بردن اين س دليل اصلي شكست مذاكره كننده ها، به سرعت در مذاكرات خود پيشرفتي چشمگير داشته باشد. اول بايد يكي از قالب هاي متداول و شناخته شده مذاكره را انتخاب كرده و در كار به آن متعهد شويد و كليه اصول و قواعد آن را به خاطر بسپاريد. به تدريج مهارت ها، دانش و تخصصتان گسترده تر خواهد شد. دوم بايد اين توانايي را در خودتان پرورش دهيد كه موارد و مشكلات آشكار و پنهاني كه دو طرف مذاكره را در ابتداي مذاكره از هم جدا ميكند، شناخته و ارزيابي كنيد و بعد روي نتيجه مطلوبتان متمركز شويد نه روي دركي كه از موقعيت هاي دو طرف يا نقاط ضعف و قدرت آنها داريد. و آخر، ترس از رفتن فراتر از مذاكره را  كنار بگذاريد و خواهيد ديد كه بلافاصله موفقيت و ثبات بيشتري در كارتان پيدا ميكنيد.

مهارت هاي مذاكره

سوالاتي كه مي تواند در انجام مذاكره مفيد باشد:

- چرا اين چيزي كه مي خواهم را مي خواهم؟ آيا از خواسته خود مطمئن هستم؟

- آيا در اين مذاكره هر دو ما چيزي به دست مي آوريم؟

- اگر مذاكره بدون رضايت طرفين ختم شود، چه بايد بكنم؟

- آيا بايد آنها را متقاعد بكنم كه پيشنهادم براي هر دو آنها عادلانه است؟

- آيا براي شنيدن حرفهاي آنها آمادگي دارم؟

- آيا ممكن است در برابر طرف مقابلم حالت دفاعي گرفته و با او مخالفت كنم؟

معيارهاي يك مذاكره خوب

هر مذاكره اي سه پيام دارد:

۱. رضايت عاقلانه طرفين را ايجاد كند: من دنبال راه حلي هستم كه هدف شما و خودم هر دو برآورده شود و براي همه ما قابل قبول باشد.

۲. بهره وري: من فرايند را طوري كنترل مي كنم كه برايمان مفيد باشد—و محتواي كار را كنترل نمي كنم.

۳. حفط/تقويت رابطه بين دو طرف مذاكره: اين مسئوليت ماست كه درمورد واقعيت ها، نظرات و احساساتمان با هم صادق و روراست باشيم.

مذاكره اصولي

۱. فرد را از مشكل جدا كنيد.

۲. به سود توجه كنيد نه موقعيت.

۳. قبل از هر تصميمي، انتخاب هايي براي سود دوطرف مهيا كنيد.

۴. براي ارزيابي سود مخالف از معيار اهداف استفاده كنيد.

چرا مذاكرات با شكست مواجه مي شود:

سه دليل عمده شكست مذاكرات:

۱. دو طرف با هم صحبت نمي كنند (فقدان فرصتي براي گفتگو)

۲. دو طرف آنچه گفته مي شود را نمي شنوند.

۳. ايجاد سوءتفاهم درمورد نقطه نظرات فرد مقابل به دلايل زير:

- اطلاعات مختلف يا

- ارزيابي هاي مختلف از يك اطلاعات يكسان.

ساير عوامل:

- فقدان برنامه/فقدان آمادگي

- فشارهاي خارجي

- نبود رضايت طرفين

- رويكردهاي مختلف به ريسك و يك راه حل سريع

چرا افراد نمي توانند در آمادگي براي مذاكره پيشرفت كنند؟

- نمي توانيم از تجربياتمان درس بگيريم

- نمي توانيم تمرين كنيم

- به تنهايي خود را آماده مي كنيم و ياد مي گيريم.

چند توصيه مهم براي پيشرفت

- بررسي دوباره

- تمرين

- كمك گرفتن از همكاران

منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

۱۰ راهكار براي مذاكرات و معاملات تجاري

داد و ستد در كل به معناي دريافت چيزي در قبال دادن چيز ديگري است. اگر اين كار به درستي انجام شود، هر دو طرف معامله راضي خواهند بود. اما اگر نادرست انجام شود، حال هر دو طرف معامله گرفته خواهد شد.

در اينجا براي شما چند راهكار در معامله را ذكر مي كنيم. به اين نكته ها خوب دقت كنيد و آن ها را در مغزتان حك كنيد.

۱-  هيچگاه اولين پيشنهاد را شما ندهيد
بسيار ساده است، اينطور نيست؟ تا آنجا كه مي توانيد، در هر موقعيتي هم كه براي معامله قرار داريد، اولين پيشنهاد را شما ندهيد. ببينيد كه طرف مقابلتان اهل كجاست و با اين كار تا حدودي مي توانيد بفهميد كه مايل است چقدر جنس را معامله كند. اگر طرف شما با يك پيشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان مي دهد كه ممكن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بكشند و بروند چون سنگ بزرگ هميشه نشانه نزدن است. با رعايت اين نكته مي توانيد از قصد و نيت طرفتان باخبر شويد.

۲-  هميشه دو خريدار را در كنار هم قرار دهيد
كاري كه به شما خيلي قدرت عمل مي دهد اين است كه هميشه براي يك جنس مشخص دو خريدار را كنار هم قرار دهيد. چه در كار باشد و چه در زندگي يا عشق، اينكه دو نفر خواستار شما باشند هميشه باعث افزايش قدرت شما مي شود.

۳-  هميشه قيمت بالاتري بدهيد
هميشه قيمتي بالاتر از قيمت واقعي خودتان اعلام كنيد، اما نه اينقدر بالا كه كسي حتي براي نگاه كردن هم جلو نيايد چون با اينكار فقط يك طمعكار جلوه خواهيد كرد.

۴-  هيچوقت خود را مشتاق نشان ندهيد
هر چقدر هم كه به نظرتان معامله عالي باشد و كلي با آن سود كرده باشيد و بسيار خوشحال باشيد، هيچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهيد. چون با اينكار درونتان را به آنها نشان خواهيد داد و اين اصلاً خوب نيست. هميشه خونسرد و آرام باشيد.

۵-  هميشه براي ترك معامله آماده باشيد
اصلاً مهم نيست كه چقدر دوست داريد آن معامله انجام شود، بايد هميشه خود را براي سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهيد. ممكن است اين سخت ترين كار در طي يك معامله باشد، اما گاهي بسيار به نفع شما خواهد بود. اگر مي بينيد كه معامله اي درست نيست و ممكن است سرتان كلاه گذاشته شود، مي توانيد سريعاً كناره گيري كنيد.

۶.  فكر كنيد كه طرف معامله به شما نياز دارد
يكي از سخت ترين قسمت هاي معامله اين است كه شما فكر كنيد طرف شديداً به شما نياز دارد. اگر اينطور فكر نكنيد، اعتمد به نفستان پايين خواهد آمد. هميشه در ذهنتان مجسم كنيد كه طرف معامله عميقاً خواستار كالاي شماست.

۷-  ياد بگيريد كه ساكت بمانيد
گاهي اوقات وقتي پيشنهادي به شما ارائه مي شود، خيلي مهم است كه جوابي نداده و چيزي نگوييد. براي ۳۰ دقيقه، ۹۰ دقيقه، يك ساعت، براي هر چقدر كه شده دهانتان را باز نكنيد. سكوتي ناراحت كننده ايجاد كنيد و طرف مقابل براي شكستن اين سكوت جزئيات بيشتري بيان خواهد كرد. شما ساكت بمانيد، كناره گيري نكنيد اما فقط به آنچه كه طرف مقابل بازگو مي كند گوش فرا دهيد.

 8-  در مورد همه چيز تحقيق كنيد.
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتي كه در مغازه مي افتد يا تحقيق در مورد كالاي مورد نظر باشد، هميشه بدانيد كه در چه مورد مي خواهيد صحبت كنيد.

۹-  هيچوقت در وسط كار معامله را بر هم نزنيد
در معاملات هميشه تخفيف و امتياز دهي صورت مي گيرد. مهم نيست كه از چقدر مي گذريد تا معامله را تمام كنيد، اما مهم اين است كه معامله نبايد بر هم بخورد. هر چند كه ممكن است آخر كار اصلاً رضايت زيادي از آن معامله نداشته باشيد.

۱۰-  هميشه مودب باشيد
مهم نيست كه طرف مقلبلتان با شما بد حرف مي زند يا كالايتان را تحقير مي كند، شما هيچگاه خونسرديتان را از دست ندهيد و به طرف مقابل فحش و بد و بيراه نكشيد. با بدرفتاري چيزي جز شرمندگي نصيبتان نخواهد شد.

كار را به نماينده تان بسپاريد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممكن است هر چند بار هم كه اين مقاله را بخوانيد باز احساس كنيد كه هنوز در معامله استاد نشده ايد. بنابراين در اينجا به آخرين توصيه اشاره مي كنم كه از تمام اين نكات با ارزش تر است: اگر شك داريد، يا حوصله اين كارها را نداريد، نماينده اي براي خود پيدا كنيد كه اين كارهايتان را انجام دهد. اين نماينده هر كسي مي تواند باشد، يك وكيل حقوقي يا يكي از همكاران باتجربه، ولي به هر حال مسئله مهم اين است كه اگر حوصله نداريد به هيچ وجه اين كار را خودتان انجام ندهيد.

منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

اصول و عناصر يك سخنراني تجاري موفق

گفتگوي تجاري موفق ۷ عنصر مهم دارد:

·         ساختار

·         وضوح

·         ثبات

·         واسطه

·         ربط

·         تقدم/تاخر

·         قانون روانشناسي ۲±۷

اگر مي خواهيد در بيزنستان ارتباط موفقي داشته باشيد، داشتن اين ۷ عنصر الزامي است. اجازه بدهيد هركدام را تك تك بررسي كنيم.

ساختار

اينكه ارتباطتان را چطور ساختار بندي مي كنيد در سهولت جذب و درك آن توسط مخاطبين اهميت زيادي دارد.

هر ارتباط خوبي بايد اين سه عنصر ساختاري را داشته باشد: مقدمه، بدنه و نتيجه

مقدمه باعث مي شود مخاطب ارتباط شما سريعاً محتواي گفتگو را درك كند. يك مقدمه كوتاه و مرتبط باعث مي شود مخاطبينتان سريعاً تصميم بگيرند كه به آن پيام توجه نشان بدهند يا ندهند.

بدنه جايي است كه قلب پيام را مطرح مي كنيد. در بدنه سخنراني است كه همه واقعيات و اعداد و ارقام هاي مربوط به اقداماتي كه مخاطبينتان بايد پس از شركت در آن سخنراني انجام دهند را عنوان مي كنيد.

بيان سريع بدنه پيام يك راز دارد: تصاوير سخنرانيتان را به يك كودك هفت ساله نشان دهيد. اگر او بتواند متوجه آنها شود احتمال اين هست كه مخاطبينتان هم بتوانند.

نتيجه گيري جايي است كه شما گفتگويتان را خلاصه كرده و بيان مي كنيد. نكات مهم را به مخاطبينتان يادآور مي شويد و مشخص مي كنيد كه مي خواهيد از اين به بعد چه بكنند. هرچه اختتاميه سخنراني را با قدرت بيشتري به اتمام برسانيد به خاطر سپردن آن براي مخاطبينتان آسانتر خواهد بود.

اين قانون ساختاري در همه موارد صدق مي كند—ارتباطتان چه يك يادداشت باشد، چه يك تماس تلفني، يك ايميل، يك سخنراني يا …

يادتان باشد مخاطبين شما مي تواند فقط يك نفر، يك تيم كوچك، يك سالن بزرگ پر از آدم يا ميليون ها نفر باشد. براي همه اينها قوانين يكسان هستند.

وضوح

درمورد پيامي كه مي خواهيد منتقل كنيد بايد شفاف باشيد. ارائه يك پيام گيج كننده فقط موجب سردرگم شدن آنها و ناديده گرفتن پيامتان خواهد شد.

مثلاً اگر درمورد پرداخت اضافه كاري ها مي خواهيد حرف بزنيد نبايد جزئيات مسائل بودجه يا گردش دسته جمعي پرسنل را هم به آن اضافه كنيد  مگراينكه اين مسائل به پيام اصلي مرتبط باشند. خيلي بهتر است كه درمورد هريك از اين موضوعات فرعي هم جداگانه حرف بزنيد.

ثبات

هيچ چيز خواننده را بيشتر از تناقض و نا هماهنگي در پيام ناراحت نمي كند. اگر يك هفته درمقابل يك مسئله يك نظر بدهيد، هفته بعد نظرتان را عوض كنيد و هفته بعد از آن دوباره به نظر اول خودتان برگرديد فقط موجب غيرقابل اطمينان بودن پيام هايتان و همچنين خودتان مي شود.

كساني كه به شما اعتماد ندارند احتمال كمي دارد كه كارهايي كه از آنها مي خواهيد را درست انجام دهند. همچنين به پيام هاي آينده تان هم توجه اندكي نشان خواهند داد.

همچنين تناقض در خود پيامتان هم به همان اندازه براي درك مخاطبين مشكل ساز است. پس دقت كنيد كه حتماً حرفهايتان با هم سازگار بوده و از نظر دستور و نگارش بي اشكال باشد.

ابزار يا واسطه

اگر تنها ابزاري كه در جعبه ابزارتان داريد يك چكش است، خيلي زود همه چيز برايتان شبيه ميخ خواهد شد. همينطور اگر باور داشته باشيد كه تنها ابزار ارتباط شما powerpoint است بعد خيلي زود همه كاري كه مي كنيد اين خواهد بود كه همه فرصت هاي گفتگو را به شكل سخنراني هاي پاورپوينتي درست مي كنيد كه به سرعت براي مخاطبين تكراري و خسته كننده خواهد شد.

رمز كار اين است كه بهترين و مناسبترين ابزار را انتخاب كنيد. اما چطور بايد بفهميد كدام ابراز مناسب تر است؟ آن ابزاري مناسب است كه پيام شما را به طريق زير منتقل كند:

·         با بيشترين صحت و درستي

·         با بيشترين احتمال درك مخاطبين

·         با كمترين هزينه

·         در كمترين زمان

نكته: ابزار شما بايد همه اين معيارها را دارا باشد. اگر ابزاري كه انتخاب مي كنيد آنطور كه بايد پيام شما را منتقل نكند، خرج كردن مقدار زيادي پول واقعاً هيچ سودي نخواهد داشت.

انتخاب واسطه يا ابزار اهميت بسيار زيادي دارد. اگر ابزارتان را درست انتخاب نكنيد وقت و پول زيادي را براي چيزي گذاشته ايد كه نه مورد توجه مخاطبينتان قرار گرفته و نه اهدافتان را برآورده كرده است.

ربط

هميشه تعجب مي كنم از اينكه مديران هنوز تصور مي كنند كه همه به پيام هاي آنها علاقه مند خواهند شد و بعد نظر همه را به ديدن اسلايدشو پاوپوينتي كه درست كرده اند جلب مي كنند، اسلايدشويي با صفحات بسيار زياد و فونتي كه به زحمت قابل خواندن است.

واقعيت روانشناسي دراينجا اين است كه هيچ كس هيچ توجهي به شما نخواهد كرد مگر اينكه واقعاً به موضوع علاقه مند باشد. و اين يعني اگر مجبورشان كنيد كه حتماً در سخنرانيتان حضور داشته باشند، آنها را بر عليه خودتان خواهيد كرد و توجهات آينده آنها را هم از خودتان مي گيريد.

پس اين جدول ها و اسلايدشوها را براي كساني نگه داريد كه واقعاً به مطالبتان توجه ميكنند  و لازم است كه در آن موضوعات اطلاعات داشته باشند.

اگر در آن ارتباط بايد موضوعاتي را بيان كنيد كه چندان مورد علاقه مخاطبينتان نخواهد بود، منابع جايگزين ديگر كه توضيحات بيشتري در اين حيطه ها دارد را به آنها معرفي كنيد. مثلاً مي توانيد با ارائه آدرس يك وب سايت كه اطلاعات عميق تر و جامع تري درمورد آن موضوع دارد، اينكار را انجام دهيد.

حق تقدم/حق تاخر

لازم است بدانيد كه يك هفته بعد از سخنراني شما، آن ارتباط با يكي از دو مورد زير يادآوري مي شود:

·         قدرت و قابليت به خاطر سپاري مقدمه آن

·         قدرت و قابليت به خاطر سپاري نتيجه آن

روانشناسان تاثير يادآوري چند مورد اول ارائه شده را “تاثير تقدم” مي نامند. به همين ترتيب، آنها تاثير يادآوري چند مورد آخر را “تاثير تاخر” مي نامند. از آنجا كه برتري هريك از اين تاثيرات در افراد مختلف متفاوت است، بهتر است كه روي هر دوي آنها كار كرده و مقدمه و نتيجه گيري خوب، قوي و به ياد ماندني ارائه دهيد.

يك مقدمه قوي بايد با هرچيزي شروع شود كه توجه مخاطبين را خوب جلب كند، مثلا:

·         يك نقل قول

·         يك لطيفه

·         يك صداي بلند

·         يك جمله غيرعادي

دقت كنيد كه مقدمه تان با مطالبي كه مي خواهيد بيان كنيد مطابقت داشته باشد.

همچنين يك پايان خوب و قوي كه شباهتي به بدنه اصلي پيامتان نداشته باشد مخاطبي كه انتظار بيشتر از اين را داشته سردرگم و نااميد مي كند. و اصلاً هم خيال نكنيد كه شوخ طبعي اينجا به كارتان مي آيد.

ارتباط كاري عملي بسيار جدي است و تعداد كمي از افراد هستند كه مي توانند يك پيام طنز آميز را با مهارت طوري بيان كنند كه مخاطب را به انجام آنچه خواسته شده وادارد. 

اگر اصرار داريد كه در اختتاميه حرفهايتان از شوخي و فكاهي استفاده كنيد پس به توصيه هاي زير دقت كنيد:

·         داستان را طوري بگوييد كه انگار راست بوده است.

·         داستان را براي بيان يك نكته كاري بيان كنيد. اگر در آن حرف نكته كاري نباشد هيچ دليلي براي گفتن لطيفه نخواهد بود.

·         دقت كنيد كه داستان را درست تعريف كنيد.

مقدمه و موخره سخنراني كاري شما بايد به راحتي قابل به خاطر سپردن باشد به همين دليل مهمترين عناصر موجود هستند. پس حتماً حرفي بزنيد كه مطمئن باشيد مخاطب به خاطر مي سپارد.

قانون روانشناسي ۲±۷

ديرزماني است كه روانشناسان مي دانند مغز انسان ظرفيت محدودي براي نگه داشتن اطلاعات در حافظه كوتاه مدت خود دارد. مغز همچنين اين توانايي را دارد كه اطلاعات را به صورت دسته بندي كنار هم نگه دارد. ميانگين اين دسته ها، در همه انسانها، در ۷ مورد، مثبت يا منفي دو مي باشد. اين يعني مخاطب شما فقط قادر است بين ۵ تا ۹ بخش از اطلاعات را در يك زمان نگه دارد.

حالا اهميت وضوح و روشني پيام و داشتن يك مقدمه و موخره خوب و قوي را حس مي كنيد؟ اگر مي خواهيد نكات كليدي كه بيان مي كنيد به خاطر سپرده شوند، بايد حرفهاي خود را به ۵ تا ۹ نكته اصلي محدود كنيد.

همچنين اگر مي خواهيد ۵ هفته بعد نكات كليدي كه مطرح كرده بوديد به خاطر سپرده شده باشند، مطمئن شويد كه حرفهايتان بين ۵ تا ۹ سخنراني به خاطرسپردني است كه مخاطبينتان در ۵ هفته اخير در آن شركت كرده اند.

نتيجه گيري

گفتگوي كاري موفق ۷ عنصر مهم دارد:

·         ساختار

·         وضوح

·         ثبات

·         واسطه

·         ربط

·         تقدم/تاخر

·         قانون روانشناسي ۲±۷

اگر مي خواهيد در بيزنستان ارتباط موفقي داشته باشيد، رعايت اين ۷ عنصر ضروري است.

منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

نحوه ايراد يك سخنراني قانع كننده

از آنجايي كه شما اين صفحه را براي مطالعه انتخاب نموده ايد،
بديهي است كه تا حدي از مزاياي يك سخنراني مجاب كننده با اطلاع هستيد. هدف هر
سخنران اين است كه سايرين را قانع كند تا در مسير دلخواه او قدم بردارند.

اين امر نه تنها به عنوان جزئي لاينفك براي افرادي كه مطالب
انگيزشي بيان مي كنند، مسئول تامين سرمايه بوده، و يا مدير فروش هستند محسوب مي
شود، بلكه براي كسانيكه مسئول تفسير پروژه، شرح بودجه، و يا گزارش هاي فني هستند
نيز لازم است. به هر حال حتي براي موارد پيش پا افتاده كه شايد به نظر ما، ارتباط
كلامي در آن نقش مهمي را بازي نكند، باز هم ايراد يك نطق فصيح در بالابردن درجه
اعتبار، توانايي، و پذيرش گوينده از سوي مخاطبين موثر خواهد بود.

**به اين دليل صحبت مي كنيم كه بر روي مخاطبانمان تاثير
بگذاريم**

چه تكنيكي مي تواند به ما كمك كند تا به يك چنين هدفي دست
پيدا كنيم؟

خوشبختانه گستره ي وسيعي از فنون سخنراني پيرامون متقاعد كردن
سايرين پيش روي ما قرار دارد. مايليم تا شما را به مطالعه ي متن ذيل دعوت كنيم.

تكنيك هاي ساختاري

رئوس مطالب و شكل كلي نطق

خود را از روزمرگي ها جدا سازيد. فن بيان خود را تغيير
بدهيد و شيوه اي را انتخاب كنيد كه كالا و يا خدماتتان به واسطه ي آن "به
فروش " برسد. سعي كنيد يك داستان جالب تعريف كنيد، در مورد بايد ها و نبايد
ها صحبت كنيد، ليستي از جملات تاكيدي مثبت تهيه كنيد. آگاه باشيد كه مخاطب شما با
چه چيزي بهتر ارتباط برقرار مي كند.

آنها را با منطق راهنمايي و هدايت كنيد

منظور خود را پله به پله بيان كنيد تا طرف مقابل به طور
كامل متوجه عناوين مختلف بشود. مواردي كه مي خواهيد به آنها اشاره كنيد را مي
توانيد به شكل هاي متعددي سازماندهي نماييد؛ به عنوان مثال از فرمت قديمي ۱و ۲ و ۳
گرفته تا رويكردهاي زمانبندي شده و يا رويكرد علت و معلولي. در اينجا مسئله اي كه
داراي اهميت بالايي مي باشد اين است كه پي در پي توجه شنونده را به خودتان جلب
كنيد و ببينيد با شما همراه است يا خير.

عناصر معتبر كننده

مقامات بالا و اولياي امور

نقل قول كردن از مقامات شناخته شده در زمينه مبحث مورد نظر،
نشان مي دهد كه شما هم تكاليفتان رابه خوبي انجام داده ايد و هم برروي بحثي كه
مطرح كرده ايد اجحاف كامل داريد.

منابع و ماخذ اطلاعاتي خود را مرتب و منظم سازماندهي نماييد.

هيچ گاه نبايد مخاطبين را پيرامون صحت و سقم مطالب خود در
شك و ترديد رها كنيد. آنها بايد بدانند كه اطلاعات خود را از كجا بدست آورده ايد.
منبع اطلاعاتي بايد موثق باشد تا بتوانيد آنرا در اختيار مخاطبين قرار دهيد.

تجربه شخصي

در حين سخنراني ديگران بايد به چشم يك فرد با نفوذ و مقتدر كه
احاطه ي كامل به مطالب دارد به شما نگاه كنند. تجربه هاي فردي شما يكي از معيارهاي
بنياديني است كه شما را در چشم شنوندگان خوش مي درخشاند. مطمئن شويد كه ليستي از تجربيات
فردي خود را در مقدمه عنوان كرده باشيد؛ در عين حال بخشي از آنها را به صورت
نامحسوس در لا به لاي جمله هايتان بگنجانيد. به عنوان مثال: "در طول ۱۵ سال
سابقه اي كه من در اين حرفه كسب كرده ام….." و يا " هر ۱۰۰۰ مرتبه اي
كه ما پروژه هاي اينچنيني را اجرا كرده ايم….". عباراتي از اين دست ستون
هاي بيشتري را به ساختمان اعتبار شما اضافه مي كنند.

مرجع صدور درخواست سخنراني

از جمله نكاتي كه مخاطبان براي آن ارزش زيادي قائل هستند
اين است كه "گوينده كيست". آنها در ذهن خود همواره با اين سوال روبرو
هستند: "شما چه كسي هستيد كه فلان چيز را معرفي مي كنيد؟"

شما بايد در ابتداي سخنراني عنوان كنيد كه درخواست ايراد
سخنراني از سوي چه كسي بوده است. ممكن است علت سخنراني متفاوت باشد: شما يك پروژه
را انجام مي دهيد و در حال گزارش دادن در مورد آن هستيد، يك تجربه ي مشترك در اين
زمنيه داشته ايد، از سوي شخص مهمي كه در گروه آنهاست به اين سخنراني دعوت شده ايد،
در مورد اين مطلب بنا به درخواست هيئت مديره تحقيق كرده ايد و … به هر حال دليلش
هر چه كه هست در ابتدا بايد به آن اشاره كنيد. حتي مي تواند به سادگي جمله اي به
اين شرح باشد: "شما در ملاقات آخر از من خواستيد كه…"

اخص بودن

كداميك از دو گزينه ي زير براي شما از اهميت بيشتري
برخوردار است؟ "زمين از بين خواهد رفت" و يا "يك شهاب سنگ ماه آينده
با زمين برخورد خواهد كرد"

به كداميك از اين دو راحت تر كمك مالي خواهيد كرد؟
"بچه هاي فقيري كه در آنسوي مرزها هستند" يا " زينب ۴ ساله اي كه
آشغال ها را زير و رو مي كند تا غذايي براي خود پيدا كند". شنونده ها نياز به
آيتم هاي ملموس و عيني دارند تا بتوانند راحت تر با آن ارتباط برقرار كنند. شما مي
بايست مانند يك نقاش حرف هاي خود را برايشان به تصوير بكشيد.

شروع و خاتمه

شروع

به آنها بگوييد كه چرا بايد گوش بدهند… چرا الان در مقابل
آنها قرار گرفته ايد و در مورد اين مطلب صحبت مي كنيد؟

خاتمه

خاتمه: نه رها سازي

صحبت هاي خود را با يك نتيجه گيري تمام و كمال به پايان
برسانيد و بعد از شنوندگان بخواهيد تا واكنش و يا پاسخ خود را مطرح نمايند؛ به
عنوان مثال: " حالا كه شما از اين مشكلات با خبر شديد، آيا مي توانيم روي كمك
شما در اين پروژه حساب كنيم؟"

لغات، عبارات و جمله ها

بررسي هاي متعدد حاوي اين مطلب هستند كه يك سخنگوي زبده
همواره كلام خود را محكم، قاطعانه، قابل درك، شفاف و مشروح به گوش مخاطبان مي
رساند. با صداي رسا جملات را بيان كنيد و فاكتور شفاف سازي را از ذهن دور نكنيد.
به عنوان مثال براي عنوان كردن يك مشكل بهتر است از عبارت "ما به مشكل برخورد
كرديم" استفاده كنيد تا اينكه بگوييد: "اين نكته نظر ما را به خود جلب
كرده است كه مشكلي وجود دارد".

جامعيت

از عباراتي نظير تيم ما، كار كردن با آنها، همه ما، با هم،
و كلماتي از اين قبيل استفاده كنيد.

از لغات پربار استفاده نماييد

تحقيقات حاكي از اين امر هستند كه مردم نسبت به لحن برخي از
لغات واكنش هاي مثبت از خود بروز مي دهند. برخي از اين واژگان به شرح زير مي
باشند: "مترقي" "طبيعي" "خالص" "تست شده"
و "توصيه شده". به طور كلي مي توان گفت هر واژه اي كه ميزان اعتبار كلام
شما را بالاتر ببرد، چه براي مصرف كننده و چه براي شنونده ارزش بالايي پيدا مي كند.
حتماً مطالب خود را ويرايش كرده و چند نمونه از اين كلمات را در آنها بگنجانيد.

جملاتي كه قانع مي كنند نه اينكه گيج كنند

نوسان حالت و خلق و خو

هر بند از مفاهيم را با حالت خودش عجين كنيد. اگر در مورد
يك مسئله تراژديك و غمناك با پوزخند و تمسخر صحبت كنيد، مخاطب به شما مشكوك مي
شود. همچنين اگر بگوييد كه مثلاً پروژه اي را با نهايت اشتياق و انرژي قبول مي
كنيد اما چهره اي سست و مايوس به خود گرفته باشيد، طرف مقابل احساس خوبي نسبت به
شما پيدا نخواهد كرد.

منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

نحوه برگزاري جلسات و ميتينگهاي اداري

جلسات و ميتينگ ها راهي بسيار فوق العاده براي خلق ايده ها، توضيح و تفصيل افكار و اداره فعاليت هاي گروهي است. اما اين برخورد رو در رو با اعضاي گروه و همكاران، اگر با آمادگي قبلي نبوده و مديريت صحيح نداشته باشد، شكست مي خورد.

اهميت آمادگي قبلي  

براي اطمينان از اينكه همه ي افراد بتوانند مشاركتي موثر و كارآمد داشته باشند، خوب است زماني را براي جلسه انتخاب كنيد كه افراد فرصت ايجاد آمادگي قبلي در خود را داشته باشند.

وقتي زمان و مكان ميتينگ انتخاب شد، بايد خود را براي سوالاتي كه ممكن است از طرف شركت كنندگان جلسه پرسيده شود، آماده كنيد. اگر شما مدير جلسه هستيد، خوب دستور جلسه اي با قيد كامل و دقيق جزئيات تهيه كنيد.

در اين يادداشت ها، هدف اصلي و ساختار جلسه را طرح ريزي كنيد و آن را در اختيار شركت كنندگان نيز بگذاريد. اين كار باعث مي شود همه ي شركت كنندگان با آمادگي لازم براي بررسي هدف در جلسه شركت كنند.

موفقيت يك ميتينگ يا جلسه اداري به مهارت هاي رئيس جلسه بستگي دارد. براي اطمينان از موفقيت جلسه، رئيس بايد كارهاي زير را انجام دهد:

تهيه دستور جلسه
شروع بحث و تشويق ديگران به شركت فعالانه در جلسه
متعادل كردن روند جلسه—نه خيلي سريع و پرشتاب و نه خيلي كند
خلاصه كردن بحث موردنظر و ارائه پيشنهادات در انتهاي هر بخش از جلسه
اطمينان يافتن از اينكه كليه شركت كنندگان خلاصه مذاكرات و صورت جلسات را دريافت كرده اند.
علاوه بر اين نكات كه به شما كمك ميكند تا ميتينگي پربار و سودمند داشته باشيد، موارد مهم ديگري  را نيز بايد مد نظر قرار داد.

مديريت و رهبري ميتينگ

يكي از اصلي ترين كليدهاي موفقيت هر جلسه كاري، انتخاب صحيح شركت كنندگان است. بايد شركت كنندگاني را انتخاب كنيد كه بتوانند تصميمات خوب و ارزنده اي بگيرند و پيشنهادات سودمند ارائه دهند. تعداد شركت كننده ها نبايد از ۱۲ نفر تجاوز كند، حتي كمتر از اين تعداد باشند هم بهتر است. اين افراد بايد اطلاعات لازم براي مباحثه درمورد مواردي كه در صورت جلسه قيد شده را دارا باشند.

نكته:

كافي است فقط چند لحظه به مخارجي كه اين ميتينگ برايتان در بر خواهد داشت فكر كنيد. متوجه مي شويد كه راه انداختن ميتينگ كاري تقريباً پرهزينه است، به همين خاطر مهم است كه افرادي كه در جلسه شركت مي كنند و هر دقيقه از زمان اين ميتينگ ارزش دار باشند. پس افرادي را به جلسه دعوت كنيد كه حرفي براي گفتن داشته باشند و بتوانيد از وجود آنها استفاده كنيد. همچنين براي موضوعات و مشكلات ساده و پيش پا افتاده اي كه مي توان آنها را به راحتي با ايميل يا نامه برطرف كرد، لازم نيست ميتينگ تشكيل دهيد.

اگر شما رهبر جلسه هستيد، اطمينان حاصل كنيد كه افكار و ايده هاي همه ي افراد شركت كننده در جلسه مطرح شود و اختيار  عنان جلسه دست عده اي خاص نباشد و همه بتوانند آزادانه حرفهايشان را مطرح كنند. بهتر است پس از پايان يافتن هر بخش از موارد ذكر شده در دستورجلسه، توقف كوتاهي كنيد، بحث انجام گرفته را خلاصه بندي كنيد و سپس به سراغ مبحث بعدي برويد.

وقتي يكي از موضاعات و اهداف دستورجلسه به نتيجه مي رسد، مسئوليت آن را به يكي از افراد حاضر در جلسه بسپاريد. براي جلوگيري از هرگونه سردرگمي و سوء تفاهم، عمليات را خلاصه كرده و در گزارشات صورت جلسه قيد كنيد.

زمانبندي

معمولاً گفته مي شود كه جلسات اداري نوعي اتلاف وقت هستد. در اين قسمت راهكارهايي برايتان عنوان مي كنيم كه به شما كمك ميكند چطور از اتلاف و هدر رفتن زمان در جلساتتان جلوگيري به عمل آوريد.

جلسه را سر ساعت آغاز كنيد.
اگر كسي دير سر جلسه حاضر شد، مطالب گفته شده را دوباره براي او ذكر نكنيد، چون اينكار باعث مي شود گمان كنند دير آمدن سر جلسات اشكال و ايرادي ندارد و وقت ارزشمند ديگران را نيز هدر مي دهد.
زمان مشخصي براي اتمام جلسه در نظر گيريد و تا هر زمان كه دوست داريد جلسه را طول ندهيد.
براي اينكه بتوانيد بهتر  وراحت تر  مطالب لازم را تا زمان تعيين شده براي اتمام جلسه برسانيد، مي توانيد موضوعات دستورجلسه را به ترتيب اهميت فهرست كنيد، با اين كار اگر وقت كم بياوريد، بررسي موضوعات مهم را از دست نداده ايد.
اگر به همه ي مضوعات دستورجلسه رسيدگي به عمل آورده ايد و مسئله ديگري بر جا نمانده است، مي توانيد قبل از رسيدن وقت اتمام جلسه، جلسه را پايان دهيد.

تهيه گزارش كار

تصميمات اتخاذ شده و عملكردهاي توافق شده را مي توانيد در اين گزارش كار ذكر كنيد. در جلسات بعدي مي توانيد از اين گزارش كار به عنوان مروري بر تصميمات و عملكردهاي قبلي استفاده كنيد و با اين روش پيشرفت بيشتري در كارها روي مي دهد.

سبك نگارش اين گزارش كار يا صورت جلسه بستگي به موقعيت دارد. در موقعيت ها ي مهم و بحراني و زمانيكه ثبت گزارش اهميت زيادي دارد ، اين صورت جلسات بايد تفصيلي  بسيار دقيق باشند. در شرايط معمولي اين صورت جلسات مي تواند فهرست ساده اي از تصميمات اتخاذ شده و عملكردهاي توافق شده باشد. اندازه اين گزارشات بايد برحسب نياز باشد، تا حد ممكن خلاصه و با ذكر كليه اطلاعات لازم. تهيه چنين گزارش كاري ساده تر و سريعتر خواهد بود.

رئيس جلسه بايد اين گزارش كار را تا ۲۴ ساعت پس از اتمام جلسه در اختيار شركت كنندگان قرار دهد و اگر اينكار در همان روز جلسه صورت گيرد، چه بسا بهتر خواهد بود.

منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

قوانين يك سخنراني عمومي

سه قانون يك سخنراني عمومي عبارتند از:

صريح بودن

مختصر بودن

روندي ثابت داشتن

از مسؤل جلسه يا شنوندگان تشكر نكنيد.

تلاش نكنيد بگوييد در آن جا بودن براي شما مسرت بخش است.

سخن نبايد سريع و تند ودر نتيجه نا مفهوم باشد بلكه با يد ﺁرام و با طمأنينه باشد.

بيان ﺁسان از سوي سخنران ﺁنها راروشن و صريح در اذهان قرار مي دهد

سخن ران وقتي به اندازه ي 90 درجه در مقا بل تشويق ها خم مي شود  به مر تبه اي پايين تر از شخصيت خود سقوط مي كند و من چه بسيار سخن راناني را در اين موقعيت ديده

آماده سازي

روي يك يا چند نكته پا فشاري كنيد(با كلمات متفاوت و در موقعيت ها ي مختلف) تا از فراگيري آنها اطمينان حاصل كنيد.

از تلفظ صحيح كلمات تكنيكي و نام ها اطمينان حاصل كنيد.

تمرين زياد سخنراني را بيش از اندازه يكدست وفاقد جوشش ميكند. 

اگر نشانگر ليزري است بايد يكنواخت نگه داشته شود

اگر به پرده اشاره مي كنيد به سمت آن صحبت نكنيد. 

اگر به اسلايد روي پروژكتور اشاره مي كنيد  به جاي انگشت از اشاره گر استفاده كنيد.

سعي كنيد از مقابل تصوير پروژكتور عبور نكنيد.

از حالت عادي صحبت كنيد.

سعي كنيد صوتهايي مثل اااام يا آآآآآ را به كار نبريدو به جاي آن سكوت كنيد.

تن صدايتان را تغيير دهيد.

توصيه مي كند:بيشتر از صد لغت درثانيه صحبت نكنيد

سعي كنيد به همه نگاه كنيد

جا يي كه مي توانيد به شنوندگان نگاه كنيد.تا

به موقع تمام كردن سخنراني مهم است.

زمان از نظر سخنران خيلي سريعتر از شنوندگان مي گذرد.

يك توصيه: ساعتتان را باز كنيد و روي ميز بگذاريد. 

دست عرقي را روي اسلايد ها نگذاريد.

از كارهاي پر سرو صدا پرهيز كنيد.

اجازه ندهيد پرده بيشتر از چند ثانيه خالي بماند. 

ماده باشيد وسخنراني را تمرين كنيد.

اسلايد هاي خوانا و واضحي را تهيه كنيد.

زودتر به محل برويد و اتاق را بررسي كنيد.

دررابطه با چيزي كه بيان ميكنيد اشتياق نشان دهيد.

موقع تعويض اسلايد ها و يا اشاره كردن مضطرب نباشيد.

سر وقت و يا حتي زودتر صحبتتان را تمام كنيد.كاملا

كاملاً آماده باشيد وسخنراني را تمرين كنيد.

اسلايد هاي خوانا و واضحي را تهيه كنيد.

زودتر به محل برويد و اتاق را بررسي كنيد.

دررابطه با چيزي كه بيان ميكنيد اشتياق نشان دهيد.

موقع تعويض اسلايد ها و يا اشاره كردن مضطرب نباشيد.

سر وقت و يا حتي زودتر صحبتتان را تمام كنيد.

به سؤالات مؤدبانه و خلاصه پاسخ دهيد

اگر جواب سؤالي را نمي دانيد اظهار كنيد.

بعضي مواقع (بله) يا (خير) كفايت مي كند.

اگر از جوابي مطمئن نيستيد مثلاً بگوييد: ((اين سؤال جالبيه اما من جوابشو نميدونم)).

گاهي مي توانيد دوستانتان را از قبل با سؤالاتي آماده كنيد. 



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه يك سخنراني خوب ارائه دهيم؟

در طي برگزاري و شركت در چندين كنفرانس رياضي، نويسنده تعدادي سخنراني ماهرانه و تعداد زيادي سخنراني كسل كننده ديده است. آن چه در ذيل مي آيد مبتني بر تجارب وي و نيز چند يادداشت در اينترنت در پاسخ به سؤال مطرح شده در عنوان اين نوشتار است.

• عنواني جذاب و كوتاه انتخاب كنيد. موضوع سخنراني بايد جالب و محتواي آن براي حضارمفيد باشد.

• سطح سخنراني بايد متناسب با درك حضار باشد. يك سخنراني براي دانشجويان با سخني

كه براي اعضاي هيات علمي ارائه مي شود متفاوت است. بايد بدانيد كه مي خواهيد دامنه

اطلاعات مخاطبين را گسترش دهيد يا با به چالش كشيدن اطلاعات موجود بر ژرفاي دانش

آنها بيفزاييد.

• مرسوم نيست مقاله اي كه قبلا" چاپ شده است، سخنراني شود. بهتر است كارهاي

پژوهشي در دست اجرايتان را مطرح كنيد، زيرا عموما" بازخورد حاصل توسط حضار مي تواند

راهگشاي شما در كارهاي تحقيقاتيتان باشد.

• ارائه تاريخچه موضوع، مثال، تصوير، كاربرد، حدس و سؤالهاي چالش برانگيز در سخنراني به

جذابيت آن و درك ايده هاي اصلي كار شما كمك شاياني مي كند. همچنين ذكر علت علاقه

شما به موضوع و ارائه ارتباط آن با ديگر موضوعات مي تواند ديگران را به تحقيقاتتان علاقه

مند سازد.

• در يك سخنراني 20 دقيقه اي حداكثر سه تعريف اصلي ارائه كنيد تا همه مخاطبين قادر به

درك اصطلاحات و دنبال كردن سخنراني شما باشند.

• يك سخنراني 20 دقيقه اي را نبايد با سخنراني در دوره هاي كوتاه مدت اشتباه كنيد. قرار

نيست كه همه نتايجتان را ارائه دهيد. فقط تعدادي از آنها را كه جالب تر و مهم تر هستند

% انتخاب كنيد. يك سخنراني خوب مانند كوه يخ شناوري است كه 90 % آن زير آب و فقط 10

آن آشكار است. روي هر صفحه (اسلايد) بايد حداقل 2 دقيقه صحبت كنيد. سخنراني را در

نظر بگيريد كه در سخنراني 20 دقيقه اي خود، با سرعت صحبت مي كند و ضمن آن 89

صفحه را به سرعت از جلوي ديدگان حضار عبور مي دهد. 5 تا 15 اسلايد براي يك سخنراني

20 دقيقه اي مناسب به نظر مي رسد.

• سخنراني محل انجام محاسبات نيست. هيچ قضيه اي را هم اثبات نكنيد. مخاطبين حوصله

شنيدن جزئيات كار شما را ندارند. به محض آن كه شروع به اثبات كنيد عده زيادي سالن را

ترك مي كنند و يا خود را به كار ديگري مشغول مي كنند. سخنراني شما گزارشي از آخرين

تحقيقات يا مهمترين پژوهشهاي شماست و نه بخشي از كلاس درستان. مي توانيد نسخه

هايي از مقاله خود را كه شامل محاسبات، براهين و ديگر جزئيات است همراه خود به سالن

بياوريد و در پايان سخنراني آن را به حضار تقديم كنيد.

• نمادها، اصطلاحات فني، فرمول ها و اساسا" محتواي هر صفحه را به كمترين تعداد ممكن

برسانيد. همچنين بايد از به كاربردن نمادهاي غير استاندارد كه به سرعت فراموش مي شوند

اجتناب كنيد.

• سخنراني خود را به چند قسمت تقسيم كنيد تا در صورت كمبود وقت، بتوانيد از يك يا چند

قسمت آن صرف نظر كنيد.

• ارجاعات داخل اسلايد را به صورت [سال – نام نويسنده] ارائه دهيد و در انتها 5 تا 10 مرجع

اصلي كار خود را فهرست نماييد.

• سازماندهي مطالب بايد منجر به اين شود كه حضار در انتهاي سخنراني، ايده هايي را به

دست آورده باشند.

• متن سخنراني كه در واپسين ساعات قبل از سخنراني آماده شود مانند غذايي كه با عجله تهيه

شود، احتمالا" ناپخته و جانيفتاده خواهد بود. روي محتواي سخنرانيتان چندين روز فكر كنيد.

بعضي اعتقاد دارند كه تهيه يك سخنراني خوب دو هفته وقت مي برد.

• بايد متن سخنراني خوانده شود و حداقل دو بار به صورت آزمايشي (در اتاق خالي يا جلوي

آيينه) تكرار شود تا بتوان آن را به صورت سليس، واضح و در زمان تخصيص داده شده ارائه

داد. شايد شما سخنراناني را ديده باشيد كه دائم تپق مي زنند، منقطع صحبت مي كنند و خط

صحبت خود را گم مي نمايند. اينان كساني هستند كه بدون آمادگي شروع به سخنراني نموده

اند.

• هدف يك سخنراني نمايش يك مقاله نيست. متن سخنراني با متن مقاله اي كه براي چاپ به

مقاله اصلي Pdf يك مجله ارسال مي شود كاملا" متفاوت است. بعضي از سخنرانان از فايل

خود كه شامل تمام محاسبات، اثباتها و جزئيات است استفاده مي كنند. چنين متني به علت

كوچك بودن فونت آن به جز براي حضار رديفهاي اول و دوم، براي بقيه قابل تمييز نيست. در

Power Point يا Beamer حال حاضر، سخنراناني كه براي كار خود ارزش قائلند از

استفاده مي كنند.

و فلش مموري همراه داشته باشيد و قبل از CD • دو نسخه از متن سخنراني خود را روي

سخنراني خود، آن را روي رايانه اتاق سخنراني ريخته و روي پرده آزمايش كنيد.

• اگر به هر دليلي اضطراب و دلواپسي داريد، قبل از حضار به سالن بياييد و يا در سخنراني كه

قبل از سخنراني شما برگزار مي شود شركت كنيد. همچنين قبل از شروع به شنوندگان نگاه

كنيد و آنها را دوستان و آشنايان خود تصور كنيد. سپس چند نفس عميق بكشيد و سخنراني

خود را آغاز كنيد.

و قسمتهاي مهم آن را با متن رنگي ارائه (PC) Overhead • تلاش كنيد سخنراكنيد.

12. پيشنهاد خود را با كمترين هيجان بيان كنيد.

13. تا زماني كه مطلبي براي گفتن نداريد صحبت نكنيد.

14. قبل از اين‌كه پاسخ بدهيد صبر كنيد تا صحبت طرف مقابل تمام شود.

15. تمرين كنيد تا به ترفندهاي متداولي كه در مذاكره به كار گرفته مي‌شوند پاسخ مناسب بدهيد.

16. زماني كه موضوع ناشناخته‌اي مطرح مي‌شود جلسه را براي تنفس موقتاً تعطيل كنيد.

17. براي تأكيد روي نكات اصلي از روش تكرار مطالب و تن گفتار مثبت استفاده كنيد.

18. در پايان روز، يعني زماني كه نيروي شما تحليل رفته است، از مذاكره درباره موضوعات مهم اجتناب كنيد. 

19. براي رفع بن‌بست در مذاكرات، طرف مقابل را آگاه كنيد كه موارد ديگري هم براي به توافق رسيدن وجود دارد.

20. پرداختن به موضوعات مورد بحث را فداي سرعت بخشيدن به روند مذاكره نكنيد. 

منابع براي مطالعه بيشتر:

اصول وفنون مذاكره 

پديدآورنده: راجر فيشر، ويليام يوري،مترجم مسعود حيدري ناشر: سازمان مديريت صنعتي 

اصول وفنون مذاكرهپديدآورنده: روي لويستكي، مترجم: محمدجواد نائيجي ، مترجم: محمدرضا حسوميان ناشر: اختران 

منبع :

http://t_barnameh.persianblog.ir/post/14/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
مديريت و فنون سخنراني
  كسب اعتماد به نفس ، شهامت ، توانايي تفكر منطقي و همراه با آرامش به هنگام سخنراني در جمع حتي يك دهم آنچه كه مردم فكر مي‌كنند دشوار نيست.اين توانايي هديه‌اي الهي نيست كه خداوند به عده‌اي خاص عطا كرده باشد ، هركس از اراده‌ي لازم براي انجام اين كار برخوردار باشد ، مي‌تواند ظرفيت خويش را افزايش دهد . آيا كوچكترين دليلي وجود دارد كه وقتي در برابر حضار ايستاده‌ايد نتوانيد به خوبي زماني كه نشسته‌ايد فكر كنيد ؟ مطمئنا مي‌دانيد كه چنين نيست .در حقيقت هنگامي كه با ديگران روبرو مي‌شويد بايد بهتر فكر كنيد . حضور آنها بايد به شما انگيزه و تحرك ببخشد .شمار زيادي از سخنرانان عقيده دارند حضور سايرين انگيزه و محركي است كه حضور ذهن و دقت مغز آنان را افزايش مي‌دهد . با اين حال بايد به يك موضوع كاملا ايمان داشته باشيد:((آموزش و تمرين ، ترس از جمع را در شما خواهد كشت و به شما اعتماد به نفس و شهامتي دائمي خواهد بخشيد . ))براي اينكه تمامي تلاش خود را براي تبديل شدن به يك سخنران خوب به كار ببنديد و به سرعت به اين هدف دست يابيد ، رعايت چهار نكته ضروري است:-  با اراده‌اي قوي و خلل‌ناپذير شروع كنيد.-  دقيقا بدانيد كه مي‌خواهيد در مورد چه چيزي صحبت كنيد.-  با اطمينان عمل كنيد.-  تمرين!تمرين!تمرين در يك سخنراني خوب دو راز مهم نهفته است؛ آمادگي و تمرين.با صرف وقت كافي، خود را كاملاً آماده سخنراني كنيد، در اين صورت احتمال موفقيت شما افزايش فوق‌العاده‌اي خواهد يافت.لطفاً پيرامون فنون سخنراني به نكات ذيل توجه فرماييد:1. پس از نوشتن كامل متن سخنراني، تا جايي كه مي‌توانيد آن را خلاصه كنيد.2. نكات مربوط به يك موضوع را يك جا مطرح كنيد.3. با مخاطبان به بحث و تبادل‌نظر بپردازيد و متكلم‌وحده نباشيد.4. قبلاً از سالن سخنراني بازديد كنيد تا با محيط آن آشنا شويد.5. سخنراني خود را پيرامون سه يا چهار نكته‌ اصلي سازمان‌دهي كنيد.6. چند داستان بامزه مربوط به موضوع سخنراني در متن سخنان خود بگنجانيد و در مخاطبان براي دنبال كردن سخنراني علاقه لازم را ايجاد كنيد. 7. در ساختار سخنراني، پايان يك موضوع و آغاز موضوع بعدي را به وضوح مشخص كنيد.8. روش‌هاي مختلف ارائه يك مطلب را پيدا و طبيعي‌ترين راه را انتخاب كنيد.9. متن پيچيده باعث سردرگم شدن مخاطب مي‌شود.10. صفحات متن كامل سخنراني را شماره‌گذاري كنيد.11. آهنگ سخنراني خود را تغيير دهيد و ببينيد كدام آهنگ مؤثرتر است.12. حتي اگر تعداد مخاطبان كم است تعداد آنها را زياد تصور كنيد.13. ياد بگيريد كه عضله‌هاي صورتتان را شل كنيد و لبخند بزنيد.14. تمرين كنيد تا جمله‌ها را با افت و خيز متفاوتي ادا كنيد.15. شب قبل از سخنراني خوب بخوابيد تا در روز سخنراني سرحال باشيد.16. خود را در حال ايراد يك سخنراني موفقيت‌آميز مجسم كنيد.17. نفس عميق بكشيد، آرام باشيد، لبخند بزنيد و سخنراني را با تأني آغاز كنيد.18. هنگام بيان نكات مهم، مدت كوتاهي مكث كنيد.19. اولين تماس چشمي را با كسي برقرار كنيد كه به نظر شما خوش برخورد و صميمي است.20. سخنراني را با يك خلاصه خوب و قوي به پايان برسانيد. منابع براي مطالعه بيشتر: آئين سخنراني                    نويسنده:ديل كارنگي              مترجم:حسين معارف وندآئين نيكو سخن گفتن       نويسنده : محمد جبروتي         انتشارات :طلائيه  
منبع :
http://t_barnameh.persianblog.ir/post/11


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

7 راه علاقه مند كردن شنوندگان به سخنان خود

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1- شنوندگان را هم درگير كنيد


شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.
اشتباه نكنيد...مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك فقط كاربراني كه ثبت شده اند و فعال شده اند مي توانند لينكها را ببينند[براي ثبت نام اينجا را كليك كنيد] شروع كنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2- سرزنده و با روح باشيد


بهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي بايستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.

3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.

4- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيد.


هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.


5- لباس مناسب بپوشيد


روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي كردم كه مي گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.

6- حرف هاي تازه بزنيد


از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.

7- تمرين داشته باشيد


چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.7 راه علاقه مند كردن شنوندگان به سخنان خود


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه بر ترس ناشي از سخنراني غلبه كنيم؟

چه در حضور يك نفر و چه در حضور يك جمعيت پنجاه نفره، مي‌توان بر ترس و خجالت ناشي از سخنراني غلبه كرد. سخنراني مهارتي است كه همه مي‌توانند با تمرين، آن را بياموزند.

يك ارتباط چشمي خوب كمك مي‌كند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري كند و در توانايي‌هايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود مي‌آورد.

ارتباط چشمي خود را (پيوسته) حفظ كنيد؛ براي اين كار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا كنيد.

چند چهره صميمي را كه به مضمون سخنان شما واكنش نشان مي‌دهند، در بين حضار پيدا كنيد و سخنراني خود را با تمركز بر روي آنان انجام دهيد. در هر نوبت، ارتباط چشمي خود را چهار تا پنج ثانيه حفظ كنيد و سپس به سراغ نفر بعدي برويد.

صحيح ايستادن نشان‌دهنده‌ي اعتماد به نفس است. محكم بايستيد. حركات بيش از حد ممكن است حواس شنوندگان را پرت كند. طبيعتا در هنگام ايستادن دستان خود را در كنار بدن قرار مي‌دهيد. براي تاكيد بر روي نكات مهم، از حركاتي استفاده كنيد كه آهسته و دقيق و در عين حال طبيعي باشند.

به عاداتي كه ممكن است داشته باشيد، توجه كنيد؛ عاداتي مثل دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار يا با خودكار به جايي زدن. اين كارها نيز مي‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت كند يا به آنها بگويد كه شما (نسبت به موضوع) بي‌علاقه يا اينكه دستپاچه‌ايد.

سخنراني خود را در مقابل آينه تمرين كنيد تا نحوه اجرا و حركات بدن خود را بررسي كرده و در صورت لزوم آنها را تغيير دهيد. شيوه‌هاي متفاوتي را مورد آزمايش قرار دهيد تا در مجموعه حركات و ژست‌هاي خود به آن هماهنگي كه با آن احساس راحتي مي‌كنيد، برسيد و همان را در برابر حضار به كار ببريد.

وجود صميميت در حالت و حركات چهره‌ كمك مي‌كند تا رابطه‌اي گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آوريد. خنده‌اي كه شما به چهره داريد به مخاطب مي‌فهماند كه شما هم يك انسان و (در نتيجه) قابل اعتماديد، و بدين ترتيب به آنان اين فرصت را مي‌دهد كه نظرات شما را بپذيرند.

حالت چهره‌ شما (در حقيقت) بيانگر حال و هواي سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنراني) درگير مي‌كند.

انتخاب خوب لباس كمك مي‌كند تا براي مخاطب خود احترام قايل شويد. قبل از حضور در محل سخنراني، نظر ديگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نيز تناسب آن با مناسبت مربوطه جويا شويد.

گاهي آهنگ و لحن كلام اثري به مراتب قوي‌تر از محتواي آن دارد. با تمرين كردن، احساس و انرژي را به صداي خود بيفزاييد...


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
۶ راه براي موفق شدن در مشاجرات 


هيچ مردي نمي خواهد در مقابل همسرش شكست بخورد و مشاجره را ببازد و به همسر اجازه دهد تا آنجا كه مي تواند او را مورد عتاب و سرزنش قرار دهد. در اين مورد قوانين خاصي وجود دارند. حواس خود را جمع كنيد. 
در زمان مشاجره تنها به يك دليل عقل و منطق شما زايل مي شود: خانم ها هيچ وقت نمي پذيرند كه در اشتباه هستند. از اين بابت مطمئن باشيد و بهتر است كه در اين يك مورد اصلا فكر نكنيد. اصلا مهم نيست كه حق تا چه اندازه با شماست و حرف خانم تا چه حد اشتباه است. قرار نيست كه اين مسئله در رديف بازي هاي جوانمردانه قرار بگيرد. در اين قسمت چند تكنيك حرفه اي وجود دارد كه با به كارگيري آنها هيچ گاه در بحث با خانمتان بازنده از ميدان خارج نمي شويد. 


۱) هيچ گاه صداي خود را بلند نكنيد
با توجه به طبيعت دعواهاي خانوادگي (مثلا اگر برايشان بستني سفارش دهي تصور مي كنند كه شما با آنها دشمني داريد و مي خواهيد آنها دچار اضافه وزن شوند، اگر اين كار را نكنيد، اين معنا را در بر دارد كه در حال حاضر بيش از اندازه چاق هستند!) پس بهتر است مراقب تن صداي خودتان باشيد. بدون در نظر گرفت دفاعيات ديگر، هميشه بايد به نرمي و با آهستگي سخن بگوييد. او فقط به دنبال خشمگين كردن شماست. تنها با اين اميد كه بالاخره شما برنده ميدان مي شويد، با او به نرمي لب به صحبت بگشاييد. 


۲) اولين مردي باشيد كه به او گوش مي دهد
معمولا نام آقايون به عنوان شنونده هاي خوب به ثبت نرسيده است. متفاوت عمل كنيد. او مي خواهد آنقدر با شما صحبت كند كه خوابش بگيريد؛ پس اين كار را از او دريغ نكنيد. اما زماني كه هنگام دفاع كردن از خودتان سر رسيد، تمام گفته هايش را عليه خودش استفاده كنيد، تا متوجه شود كه شما به او گوش مي داديد. 
اگر براي شناسناندن او به خودش از گفته هاي شخصي خودش بهره بگيريد، او شما را به عنوان مشتاق ترين شنونده تلقي مي كند و زماني كه با چنين صحنه اي مواجه مي شود شما به قدرتمندي نيو در فيلم ماتريكس مبدل مي شويد. زود باش نيو، ادامه بده، دنبال خرگوش سفيد برو! 


۳) از اين شاخه به آن شاخه نپريد
حال بحث شما در مورد هر چيزي كه مي خواهد باشد (در مورد موسيقي، رزرو ميز شام، برخوردهاي ناآگاهانه و ...) شما بايد با قدرت و مستحكم ظاهر شويد. برد و باخت در چرخيدن حول محور موضوع مورد بحث، تعيين مي گردد. پس بهتر است در يك چنين شرايطي سعي كنيد از موضوع اصلي دور نشويد. 


۴) اشتباه را قبول كنيد تا برنده باشيد
گاهي اوقات پيروزي در يك مشاجره در عواقب بعدي آن نمود پيدا مي كند. اگر شما از همان آغاز مشكل را بپذيريد و اشتباه را قبول كنيد، او به هيچ وجه پيروز ميدان نخواهد بود. اگر پيروز ميدان باشيد آنوقت تحمل كردن مقداري غرغر چندان ناخوشايند به نظر نمي رسد. در اين شرايط اجازه دهيد تا هر اندازه كه راضي مي شود شما را تيرباران كند و بعد هم مثل افراد بي جان خود را به مردن زده و بر روي زمين پهن شويد. گاهي اوقات عقب نشيني بهترين راه مقابله با دشمن به شمار مي رود. با به كار گيري اين شيوه بدون شك پيروزي از آن شما خواهد بود. 


۵) از احساسات كمك بگيريد
بيشتر مواقع خانم ها به اين دليل دعوا و مرافعه راه مي اندازند كه احساساتي مي شوند. چيزي كه نبايد فراموش شود اين است كه ما مردها نيز زماني كه احساساتي مي شويم از بحث و مشاجره كمك مي گيريم. اين عمل به عنوان نوعي تخليه روحي به شمار مي رود. و تنها كاري كه از دست ما ساخته است، اين است كه به آنها اجازه دهيم كه احساساتشان را به بيرون بريزند. 
با قدرت و افتخار بجنگيد. اما از چيزهايي كه او به زبان مي آورد نرنجيد. براي يك خانم، مردي كه توانايي حفظ خونسردي خود را در گيراگير بحث و مشاجره داشته باشد، پادشاه به شمار مي رود. در اين صورت او هميشه فاتح است. 


۶) كار را تمام كنيد
بعضي از مردها آنقدر قدرتمند متولد نشده اند كه بتوانند مطابق اميال دروني شان رفتار كنند. و دقيقا اين نقطه اي است كه مردها را از پسر بچه ها جدا مي كند. اگر پيروزي در مشاجره ارزش ويران كردن رابطه را دارد و يا اگر خراب كردن ارتباط ارزش پيروزي در مقابل او را دارد؛ پس مي توانيد به راحتي از كلمات توهين آميز بهره بگيريد. اخطار: اگر اين كار را انجام دهيد هيچ راه برگشتي برايتان باقي نخواهد ماند. همانطور كه همه شما مي دانيد ساختن پل هاي خراب شده پشت سر كار اساني نيست. 

● به خاطر مشاجره
وقتي زمان مشاجره مي رسد حواس خود را جمع كنيد و تمام مسائل پيچيده را براي همسر خود روشن كنيد. دلايل آنرا همين چند لحظه پيش براي شما توضيح داديم. 
بحث و مشاجره به هر دليلي كه سر بگيرد، ما بايد توانايي رويا رويي با آن را در خود تقويت كنيم و در تمام شرايط از آماگي لازم بر خوردار باشيم. طبيعت انسان طوري سرشته شده است كه هميشه تمايل به دفاع از باورهاي شخصي خود دارد. اگر تمام مدت به دفاع از آنها بپردازيم ديگر زماني براي زندگي كردن باقي نخواهد ماند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۴:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان