مشاوره مديريت

استراتژي دكوراسيون دفتر و موفقيت برند

طراحي هاي خاص زيادي وجود دارند، اما امروزه تأكيد اصلي مشخصا بر انعطاف پذيري و جمع و جور بودن طراحي ها است.امروزه، محيط هاي كاري تحولات زيادي را تجربه كرده اند و شركت ها از طراحي هايي استفاده مي كنند كه باعث افزايش كارايي كارمندانشان مي شود. براي مثال در بعضي از تجارت ها فضاي شخصي و كانكس هاي فردي برداشته مي شوند تا فضاي بازتري ايجاد شود. يا در بسياري از شركت ها ميزها قابل تطابق با لپ تاپ طراحي مي شوند.

  • چطور در صورت امكان حريم خصوصي ايجاد كنم؟

با اينكه ممكن است شما بخواهيد طراحي باز را در دفتر خود ايجاد كنيد، هنوز بايد فضاهايي داشته باشيد كه كارمندان بتوانند در آنها بدون سر و صدا وظايف شخصي را انجام داده يا حتي مكالمه خصوصي خود را داشته باشند. كارمندان تقريبا نيمي از زمان خود را در حالت متمركز مي گذارنند، بنابراين دفتر بايد تركيبي از فضاي شخصي براي كار فردي و فضاي همگاني” براي كار گروهي باشد. متخصصين پيشنهاد مي كنند كه اتاق هاي خصوصي در جاهايي ساخته شوند كه عوامل منحرف كننده قابل ديدن وجود ندارد.

  • ايجاد محيط رفاقتي !

امروزه شركت هاي زيادي ديوارها و كانكس هاي خود را حذف كرده و فضاي باز ايجاد مي كنند. حتي در بعضي از شركت ها مديران ارشد در يك فضا با كارمندان خود مي نشينند. چند وقت پيش به يك دفتر كار رفتم كه در آن از شيشه به جاي ديوار استفاده شده و فضايي باز بوجود آمده بود كه حس همكاري و با هم بودن را به كارمندان القا مي كرد. همين طور اين فضا به مشتري حسي از شفافيت و صداقت ارائه مي كند و او توانايي ديدن عناصر متفاوت را دارد. طراحي باز مي تواند روحيه تيم را نيز تقويت كند. وقتي شما فضاي باز ايجاد مي كنيد، شفافيت و حس با هم بودن باعث ارتقاي ارتباط گيري، شراكت در فعاليت ها و همين طور افزايش قابل توجه يادگيري در كارمندان مي شود.

  • ما واقعا چقدر فضا نياز دارم؟

طراحان دفاتر كار در گذشته ۷۵ متر مكعب براي هر كارمند در نظر مي گرفتند كه شامل محل كاري با ديوار و يك ميز براي كامپيوتر و لوازم شخصي مانند عكس هاي وي مي شد. امروزه اين فضا به ۴۵ مترمكعب كاهش پيدا كرده است. ديگر عكس ها روي ميز قرار نمي گيرند و در لپ تاپ فرد هستند كه مي تواند به راحتي از دفتر به منزل و از منزل به دفتر منتقل شود. ديگر مردم در هر جايي كار مي كنند. اين مسئله به كارمندان اجازه مي دهد بتوانند در منزل نيز كار كنند و بسياري از شركت ها نيز به كارمندان خود اجازه مي دهند در زمان هاي خاص در منزل خود كار كنند. بدين وسيله هزينه هاي سربار و هزينه هاي مربوط به انرژي و گاهي حتي بيمه كاهش پيدا مي كند. ديگر شما لازم نيست هزينه نگهداري وسايل شركت ، برق و بسياري ديگر از اين نوع هزينه ها را بپردازيد.

  • چطور مي توانم انعطاف پذيري فضا را افزايش دهم؟

يك شركت نوپا و رو به رشد كه انتظار دارد در آينده به كارمندان خود بيافزايد، مطمئنا نمي تواند پول ارزشمند خود را صرف بازسازي دفتر كند. متخصصين پيشنهاد مي كنند كه شما در حد امكان انعطاف پذيري فضا را حفظ كنيد. شما مي توانيد ميزهايي بخريد كه در زير آنها چرخ تعبيه شده است و تغيير دكوراسيون فضا را راحت تر مي كنند. همين طور شما بايد منطقه اي براي اتصالات تجهيزات الكترونيك ايجاد كنيد كه كارمندان مي توانند از آنها براي وصل كردن لپ تاپ خود استفاده كنند. در دفاتر مي توانيد اتاق هاي مخصوص براي جلسات گروهي در نظر گرفت و شما مي توانيد از ديوار هاي متحرك براي ايجاد اتاق كنفرانس استفاده كنيد. خيلي راحت و خيلي سبك. البته اين اتاق هاي متحرك به درد مذاكرات فروش نمي خورند ولي براي همفكري همكاران و كارمندان عالي هستند.

  • چطور منطقه پذيرش دفتر را به فضايي گرم و خوشايند تبديل كنم؟

بخش پذيرش و محل نشستن منشي شما، يكي از مكان هاي مهم در هر دفتري محسوب مي شود و به نوعي همان تأثير اوليه را بر مشتري مي گذارد كه شخصيت شركت را در ذهن وي تعريف مي كند. بنابراين بسيار مهم است كه شما جوي خوشايند و راحت در اين مكان ايجاد كنيد. شما مي توانيد با ايجاد نور ملايم چه به صورت مصنوعي و چه واقعي حسي گرم و خوشايند را براي مشتريان ايجاد كنيد. بعضي از طراحان پيشنهاد مي كنند كه از رنگ هاي خاص براي ايجاد حس هاي خاص استفاده كنيد( براي مثال بژ و كرم رنگ براي پيچيدگي، آبي براي صداقت و تعهد، و سبز براي پرستيژ). در آخر فضاي كلي نبايد استرس زا باشد.

  • طراحي دفتر بايد چه پيغامي را از شركت به مشتري انتقال دهد؟

طراحي دفتر شما مي تواند پيام هايي را نسبت به هدف شركت و تصوير كلي از آن به مشتري و كارمندان منتقل كند. طراحي دوباره فضا نه تنها به وضوح، نقطه تمركز و محصولات يا خدمات شركت را نشان مي داد، بلكه به كارمندان اجازه مي داد هر روز زندگي كردن در يك برند را تجربه كنند.
در طراحي دفتر شما بايد عناصري را بكار ببريد كه به صورت هدفمند شما و كارمندان را به سمت هدفي خاص سوق مي دهند. اگر شما مي خواهيد رفتار خلاق را در دفتر كار خود نشان دهيد ماكت هاي خلاق يا ديوار نوشته هاي خلاق يكي از اين راهكار ها هستند. سعي كنيد براي بيشتر درگير كردن كارمندان شركت با هم يك اتاق صرف چاي يا حداقل آشپزخانه هاي با يك دستگاه چايي ساز و قهوه ساز فرآهم آوريد تا براي رفت و آمد به اين اتاق مراجعه نمايند و با هم درگير شوند. دفتر خود ما بيشتر از ۱۳۰ يا ۴۰ متر نيست ولي آشپزخانه خوبي به همراه ۴ مبل راحتي داريم. شما هم تشريف بياوريد. فضاهاي شبيه به كافه، اتاق سيگار و مكان هاي شبيه به اين، فقط براي عكس هاي به اشتراك گذاشته شده از گوگل و مايكروسافت نيست. اگر ساختمان بزرگي داريد و اگر من به جاي شما بودم حتي براي نگهداري از بچه هاي كارمندان مهد كودك تاسيس مي كردم چه برسد به يك اتاق كوچك و خودماني.

همه اينها بر روي مشتريان شما تاثير مي گذارد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

9 نكته مهم در رابطه با برند در دنياي مجازي

نامي كه براي شركت خود انتخاب كرده ايد، شعار تبليغاتي، رنگ هايي كه در لوگو و طراحي هاي خود بكار برده ايد و محتوايي كه منتشر مي كنيد، جنبه هاي بصري و پيام برند شما را انتقال مي دهند.در واقع برند شما نشان دهنده و در بر گيرنده تمامي فعاليت هاي تجاري شما است. براي معرفي برندتان درفضاي مجازي بايد از قبل فكر و برنامه ريزي كنيد چون تصويري كه از همان ابتدا در ذهن مشتريان شكل مي گيرد به سختي قابل تغيير است.

با توجه به نكات زير مي توانيد برند خود را به صورت حرفه اي به مخاطبانتان معرفي كنيد.

نكات زير را بهتر است انجام دهيد

1. جذابيت هاي بصري.

اگر قصد داريد براي سازمان خود يك پروفايل آنلاين ايجاد كنيد، بهتر است از همان ابتدا حرفه اي ظاهر شويد چرا كه تصوير سازمان از همان ابتدا در ذهن كاربران شكل مي گيرد. وب سايت شما معرف سازمان شماست و هرچه حضور شما در اينترنت حرفه اي تر و جذاب تر باشد، تصوير بهتري از سازمان شما در ذهن كاربران ايجاد مي شود. بايد خود را طوري معرفي كنيد كه مشتريان بدانند حرفه اي هستيد و كيفيت و خدمات اولويت هاي شما هستند. اما چگونه ثابت كنيم كه در دنياي مجازي هم به اندازه دنياي واقعي حرفه اي هستيم؟ ممكن است كمي ظاهربينانه به نظر برسد اما تجربه نشان داده است كه كاربران اينترنت به جنبه هاي بصري توجه ويژه اي دارند. به همين منظور بهتر است وب سايت يا لوگوي سازمان را به نوعي طراحي كنيد كه توجه كاربران را جلب كند. مي توانيد از طراحان وب سايت كمك بگيريد يا از ابزارهاي طراحي وب سايت استفاده كنيد. من Wix را پيشنهاد مي كنم.

2. حضور فعال و ارتباط با مخاطبان.

براي اينكه كسب وكار شما معنا پيدا كند، بايد با كاربران در ارتباط باشيد. به اين منظور بايد پيش از انتخاب محتواي سايت، يك استراتژي بازاريابي اتخاذ كنيد. اين استراتژي بايد با نيازها و خواسته هاي مخاطبان شما همسو باشد. بنابراين، ايجاد يك پروفايل آنلاين تنها طراحي يك وب سايت يا صفحه در شبكه هاي اجتماعي نيست بلكه انتشار محتوا و مطالبي است كه براي مخاطبان شما جالب و حائز اهميت باشد. به اين منظور بايد از عبارات و كليدواژه هاي خاص بارها و بارها استفاده كنيد تا اگر مثلا كاربري مطلبي را در گوگل جست وجو كرد، در صفحه نتايج جست وجو، سايت شما بالاتر از بقيه سايت ها قرار بگيرد (در حوزه بازاريابي اينترنتي به اين عمل بهينه سازي موتور جست وجو يا SEO مي گويند).

3. ارسال يك پيام منسجم.

از آنجا كه در عصر ديجيتال ميان مشتريان و سازمان ها كانال هاي ارتباطي بسياري وجود دارد (مجلات، وب سايت ها، شبكه هاي اجتماعي، بيلبوردها و...) گاهي مشتريان و مخاطبان از ديدن ده ها پيام متفاوت از سوي يك برند دچار سردرگمي مي شوند. به همين منظور بايد تلاش كنيد تا يك پيام واحد و منسجم را به مخاطبان خود منتقل كنيد. اگر پيامي كه به مخاطبان خود منتقل مي كنيد واحد و منسجم باشد، تصويري محكم و به ياد ماندني از سازمان شما در ذهن مخاطبان شكل خواهد گرفت و هر كجا نشانه اي از شما ببينند (لوگو، شعار يا نقاشي) فورا به ياد شما خواهند افتاد. همين امر موجب مي شود كه مشتريان بارها و بارها به شما رجوع كنند و به شما وفادار باشند. پيام شما بايد معرف ارزش هاي سازمان باشد و با تصويري كه از سازمان خود ارائه كرده ايد، همخواني داشته باشد.

4. رهبري افكار مخاطبان.

تمام بازاريابان، بازاريابي و تبليغات را خوب بلدند اما كمتر كسي مي تواند افكار را رهبري كند. رهبري افكار، كار آساني نيست و نيازمند زمان و تلاش بسيار است اما اگر به جاي تبليغات به روش هاي سنتي بتوانيد افكار را رهبري كنيد، از تمام رقيبان خود يك قدم جلوتر خواهيد بود. اگر رهبري افكار را فرابگيريد، ديگر تنها يك بازارياب نيستيد، بلكه يك رهبر هستيد و اين يعني نفوذ بيشتر. اما چگونه رهبر افكار شويم؟ هيچ كس رهبر به دنيا نيامده و اين مهارتي است كه بايد به مرور زمان كسب كنيد. وظيفه رهبر افكار، تنها ارائه محتوا نيست. او مسائل و گرايشات را از زواياي مختلفي بررسي مي كند، راه حل هاي جايگزين را در نظر دارد و مي تواند گرايش هاي مردم را پيش بيني كند.

نكات زير را بهتر است انجام ندهيد

1. تظاهر كردن.

هرگز به آنچه كه نيستيد تظاهر نكنيد چرا كه اگر تظاهر كنيد، مشتريان شما احساس مي كنند در معامله با شما فريب خورده اند، اعتماد خود را از دست داده و وجهه سازمان و تصويري كه از شما در ذهن مشتريان نقش بسته، مخدوش خواهد شد. بهتر است سازمان خود را همان گونه كه هست، بر اساس فرهنگ، اصول و ارزش هايش معرفي كنيد. اگر هنگام معرفي سازمان شفاف عمل كنيد، ميان آنچه مشتريان درباره شما مي خوانند با آنچه در عمل مي بينند تفاوتي نخواهد بود و اين يعني تصوير يك برند قابل اعتماد.

2. استفاده از شبكه هاي اجتماعي به عنوان يك خيابان يك طرفه.

شبكه هاي اجتماعي با رسانه هاي سنتي متفاوتند از اين جهت كه شما از رسانه هاي سنتي تنها براي معرفي برند خود به عموم مردم استفاده مي كنيد. اما شبكه هاي اجتماعي مانند يك خيابان دوطرفه اند. ايجاد يك پروفايل آنلاين تنها به معناي ايجاد يك صفحه در فيس بوك يا يك حساب كاربري در توييتر نيست. شما در شبكه هاي اجتماعي بايد با مشتريان گفت وگو كنيد، از آنها نظرسنجي كنيد و به سوالات و مشكلات آنها پاسخ دهيد. از اين طريق شما به مشتريان اعلام مي كنيد كه به نظرات آنها اهميت مي دهيد و آنها نيز در امور مربوط به برند شما سهم دارند.

3. كپي برداري و تقليد از برندهاي ديگر.

كپي برداري عملي است كه نه به مذاق مشتريان خوش مي آيد و نه به مذاق كسب وكارهاي ديگر. به جاي تقليد از برندي كه مدت ها است جاي خود را ميان مشتريان باز كرده، بهتر است تحقيق كنيد و ببينيد كه نيازهاي بازار كدامند و چگونه با استفاده از تاكتيك هاي مختلف مي توانيد محصول يا خدمات متفاوت عرضه كنيد. آنچه شما را از سايرين متمايز مي كند در واقع نقطه قوت شما است. با نوآوري و فرهنگ سازماني منحصربه فرد مي توانيد تصويري متفاوت از برند خود ارائه كنيد.

4. فراموش كردن دنياي واقعي.

هرچند نقش دنياي مجازي در حفظ و بالا بردن وجهه يك برند غيرقابل انكار است اما نبايد دنياي واقعي را فراموش كنيم. مي توانيد با سازمان هاي محلي، اتاق هاي بازرگاني يا موسسات خيريه همكاري كنيد. فراموش نكنيد كه امكان ايجاد ارتباطات حضوري و عاطفي از طريق دنياي واقعي بيشتر از دنياي مجازي است. با مشتريان و رهبران ساير برندها ارتباط حضوري برقرار كنيد و برند خود را در دنياي واقعي نيز معرفي كنيد. هر يك از اين افراد مي توانند دوستان يا مربيان آينده شما باشند.

5. ناديده گرفتن عوامل برون سازماني.

هرچند عواملي چون فرهنگ و فلسفه سازماني در شكل گيري يك برند نقش مهمي ايفا مي كنند اما هنگام معرفي سازمان، نبايد عوامل خارجي و عرصه هاي ديگر را ناديده بگيريم. بايد گرايشات سهامداران و عوامل اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و سياسي را همواره در نظر داشته باشيم و ببينيم كه هر يك از اين عوامل چگونه برند ما و وجهه آن را نزد مشتريان تحت تاثير قرار مي دهند. اگر اين عوامل را در نظر داشته باشيد، برند شما براي مشتريان معنا مي يابد و آن را به خاطر خواهند سپرد.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

7 گام براي جايگاه سازي برند

جايگاه سازي يك برند، تمام ويژگي هايي است كه شما براي نام تجاري خود تعريف و طراحي كرده ايد و اين ويژگيها همانند يك نقاشي در ذهن مخاطبان شما جاي گرفته است. هنگامي كه برند (نام تجاري) خود را تعريف مي كنيد، گام مسلم بعدي، تثبيت موقعيت آن برند (جايگاه سازي برند) است، اما چگونه و طي چه فرايندي مي توانيم جايگاه مناسبي را ذهن مشتري بدست آوريم!

همه ي ما اهداف را دوست داريم و به دنبال خلق برند به عنوان يك هدف هستيم اما فرايند كارآمد و مفيد براي تدوين برنامه اي مدون دستيابي به برند را مورد توجه قرار نمي دهيم پس در ادامه در نظر داريم مراحل 7 گانه براي برنامه ريزي و دستيابي به جايگاه مناسب برند را با يكديگر مرور نماييم.

گام اول در جايگاه يابي برند: شناسايي مجموعه اي از محصولات رقابتي

در سطوح مختلف و بسياري مي توان از تجزيه و تحليل هاي موضع يابي استفاده كرد: سطح شركت ، سطح واحد فعاليت ، سطح طبقه محصول ، سطح خانواده خاصي از محصولات يا سطح نام تجاري خاص. در سطح شركت يا واحد فعاليت ، از چنين تجزيه و تحليل هايي مي توان براي تعيين نحوه جا افتادن يك شركت يا يك واحد فعاليت در بازار در مقايسه با رقبايشان استفاده نمود. در سطح طبقه محصول ، اين تجزيه و تحليل به بررسي نظرات مشتريان درباره انواع محصولاتي مي پردازد كه از نظر آنها جايگزين يكديگرند و مي توانند نياز اساسي يكساني را برآورده سازند. مثلا فرض كنيد كه يك شركت دارد معرفي و عرضه يك نوشيدني جديد مناسب صبحانه را بررسي مي كند. اين محصول جديد بايد با ديگر غذاهاي صبحانه مثل تخم مرغ ، سوپ جو ، پنير و حتي لقمه هاي نان و پنير رقابت كند. براي درك موقعيت اين محصول جديد در بازار ، مدير بازاريابي بر اساس ويژگي هاي تعيين كننده كليدي مختلف مي تواند نظرات مصرف كننده را در خصوص اين محصول جديد و در مقايسه با ديگر محصولات جايگزين موجود جويا شود و به دست آورد.
وقتي كه رقبا نام هاي تجاري مختلف و متعددي را به يك طبقه محصول مي افزايند؛ از تجزيه و تحليل موضع يابي در سطح محصول يا سطح نام تجاري مي توان براي درك بهتر دليل جذاب بودن برخي نام هاي تجاري نزد مشتريان، براي موضع يابي محصولات يا نام هاي تجاري جديد يا ارتقاي جايگاه محصولات يا نام هاي تجاري موجود ، و براي شناسايي فرصت هاي رقابتي جديد استفاده نمود. در هر سطحي كه تجزيه و تحليل موضع يابي انجام بشود ؛ نحوه انتخاب محصولات (يا طبقه محصولات يا شركت ها) توسط فرد تحليلگر ، بسيار مهم و حياتي است. آن دسته از تحليلگراني كه محصولات جايگزين مهم يا رقباي بالقوه را ناديده مي گيرند ممكن است شركت را در معرض خطر مواجهه با رقابت هاي پيش بيني نشده قرار بدهند.

گام دوم در جايگاه يابي برند : شناسايي ويژگي هاي تعيين كننده

موضع يابي را مي توان بر اساس انواعي از ويژگي ها انجام داد، برخي از آنها كه داراي ويژگي ها يا منافع مطلوب و مناسب به عنوان يك معيار موضع يابي برخوردارند به جاي ديگر ويژگي ها استفاده مي شوند. انواع متداول مباني موضع يابي عبارتند از:

  • جذابيت فيزيكي: جذابيت هاي فيزيكي اغلب در موضع يابي فيزيكي محصول و بنابراين در رابطه با محصولات صنعتي استفاده مي شوند.
  • منافع: مثل جذابيت ها، مستقيما به يك محصول مرتبط مي باشند.
  • كاربرد: كه شامل استفاده نهايي، جمعيت شناختي، رواني يا رفتاري و محبوبيت است.
  • انتساب(اصل و نسب): شامل كسي كه آن را مي سازد.
  • فرآيند توليد: اغلب سوژه تلاش هاي موضع يابي يك شركت است.
  • اجرا: به عنوان يك مبناي موضع يابي به وسيله برخي از توليد كنندگان پوشاك كه مي گويند لباس هاي ورزشي شان تنها از پشم خالص است استفاده مي شود.
  • ظهرنويسي ها: ظهرنويسي ها دو نوع اند، ظهر نويسي هاي صورت گرفته توسط متخصصين و ظهرنويسي هايي كه به منظور ترغيب حسن تقليد مشتري صورت مي گيرد.
  • مقايسه: مقايسه با يك محصول رقيب كار رايجي است.
  • موضع يابي زيست محيط دوست: به دنبال آن است كه از شركت تصوير يك شهروند خوب را جا بيندازد.
  • كلاس محصول: مثل وقتي كه قهوه خشك شده به عنوان يك نوع محصول جديد و متفاوت در مقابل قهوه عادي يا فوري معرفي شد.
  • قيمت/كيفيت: قيمت ارزان به همراه كيفيت خوب.
  • كشور يا حوزه جغرافيايي: پسته ايران ، خاويار ايران.

مصرف كنندگان مي توانند از ويژگي هاي زيادي براي ارزيابي محصولات يا نام هاي تجاري استفاده كنند اما تعداد كمي از اين ويژگي ها بر انتخاب مشتري تاثير مي گذارند، زيرا مصرف كنندگان تنها از آن ويژگي هايي كه مي شناسند براي ارزيابي استفاده مي كنند. هر قدر متغير بيشتري در ارزيابي يك محصول استفاده شود، احتمال سردرگمي و حتي بي اعتمادي مصرف كننده بيشتر مي شود. فعاليت موضع يابي بايد تا حد امكان به شكلي ساده انجام شود و به هر قيمتي از پيچيده شدن اين فرآيند بايد جلوگيري نمود. هنگام استفاده از يك يا چند ويژگي به عنوان مبنايي براي موضع يابي بايد به خاطر داشت كه اهميت قائل شده براي هر ويژگي اغلب متفاوت از اهميت داده شده براي ويژگي هاي ديگر است. حتي يك ويژگي مهم نيز ممكن است تاثير زيادي روي انتخاب مشتري نداشته باشد، اگر از نظر او همه نام هاي تجاري موجود در بازار از حيث آن ويژگي تقريبا يكسان باشند.

گام سوم در جايگاه يابي برند : جمع آوري اطلاعات مربوط به نظرات مشتريان درباره محصولات موجود در محيط رقابتي

مدير بازاريابي پس از انتخاب يك سري محصولات رقابتي ، مي بايد بداند كدام ويژگي ها براي بازار هدف تعيين كننده اند و همچنين طبقه محصول در دست بررسي را نيز مي بايد بشناسد. او همچنين مي بايد نظر مشتريان درباره محصولات مختلف در محيط رقابتي را با توجه به اين ويژگي ها بداند. اين اطلاعات بازار را بايد در وهله نخست از طريق انجام تحقيقات كيفي، مصاحبه يا گروه هاي كانوني ، به دست آورد تا مشخص شود كه كدام ويژگي ها، تعيين كننده اند. سپس به منظور جمع آوري اطلاعات مربوط به امتياز محصولات رقابتي از حيث اين ويژگي ها ، مي بايد تحقيقات كمي – شايد نظر سنجي از مصرف كنندگان- صورت پذيرد.

گام چهارم در جايگاه يابي برند: تجزيه و تحليل موقعيت فعلي محصولات در محيط رقابتي

فارغ از اينكه فرايند موضع يابي درباره يك محصول جديد هنوز معرفي و عرضه نشده صورت مي گيرد يا درباره موضع يابي مجدد محصولي كه موجود است ، مهم آن است كه دركي روشن از موضع يابي محصولات رقابتي انتخاب شده صورت بگيرد. يك ابزار مفيد براي انجام چنين كاري استفاده از شبكه موضع يابي يا نقشه ادراكي است. شبكه موضع يابي نمايش و ارائه بصري از موقعيت هاي محصولات يا نام هاي تجاري مختلف در محيط رقابت با توجه به دو ويژگي تعيين كننده، فرآهم مي آورد. بنابر تعريف، نام تجاري اي كه مصرف كننده آن را نمي شناسد، نمي تواند جايي را در ذهن آن مصرف كننده اشغال كند. اغلب مشتري سه يا تعداد كمتري از نام هاي تجاري موجود در يك طبقه محصول را خوب مي شناسند، با وجود اينكه تعداد نام هاي تجاري موجود بيش از ۲۰ تا مي باشد.بنابراين بسياري از نام هاي تجاري جايي در ذهن و خاطر بسياري از مصرف كنندگان ندارند. بنابراين اولين قدم در كسب جايگاهي متمايز و بارز براي يك نام تجاري ، آگاه كردن بازار و معرفي آن نام تجاري است. به اين منظور بايد نام تجاري را دائما و موكدا همراه يك يا چند مفهوم موثر بر تصميم خريد مصرف كننده تبليغ نمود. با ايجاد رابطه قوي بين يك نام تجاري و تعداد محدودي از ويژگي ها مي توان جايگاهي برجسته براي يك نام تجاري ايجاد كرد. تعيين ويژگي هايي كه بر اساس آنها جايگاه محصول مشخص مي شود ، دستاورد اصلي فرآيند موضع يابي بازار و محرك اساسي استراتژي ارتباطات بازاريابي و همچنن استراتژي كلي شركت است كه نهايتا طراحي و اجرا مي شوند. بدون داشتن اطلاعات شفاف درباره موقعيت مورد نظر محصول ، آژانس هاي تبليغاتي ، كاركنان فروش و ديگر افراد دست اندركار در آگاه كردن مردم و شناساندن محصول به بازار؛ انجام اين كار مهم به دشواري صورت خواهد گرفت.

گام پنجم در جايگاه يابي برند : تعيين برترين تركيب ويژگي ها از نظر مشتريان

تحليلگران مي توانند به روش هاي مختلف برتري هاي مشتري را ارزيابي و از آنها در يك تجزيه و تحليل موضع يابي استفاده كنند. مثلا مي توان از پاسخ دهندگان به نظرسنجي پرسيد كه محصول يا نام تجاري ايده آل آنها در يك طبقه محصول چيست؟ و چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟ سپس پاسخ دهندگان به پيمايش مي توانند محصول ايده آل خود و محصولات موجود را بر اساس چند ويژگي رتبه بندي كنند. يك روش ديگر آن است كه از پاسخ دهندگان به پيمايش خواسته شود كه نه تنها نظر خود را درباره ميزان شباهت ميان هر جفت نام تجاري موجود بيان كند بلكه نشان دهند و بگويند كه براي هر يك از آنها چقدر اهميت و برتري قائل اند. در هر صورت، تحليلگر با استفاده از تكنيك هاي آماري مناسب مي تواند محل امتيازهاي ايده آل داده شده توسط مشتريان را، در رابطه با موقعيت هاي نام تجاري مختلف موجود در بازار، بر روي نقشه فضاي محصول مشخص سازد.
روش ديگر ارزيابي برتري ها و انتخاب ها و مصالحه هاي مشتريان، استفاده از يك تكنيك آماري است به نام تجزيه و تحليل تركيبي(Cojoint analyzing) از مشتريان نظرسنجي مي شود و از آنها مي خواهند كه بگويند از ميان تركيبات فرضي يا واقعي مختلف(تركيبات محصول) كدام يك را بيشتر مي پسندند و ترجيح مي دهند. تركيباتي كه ويژگي هايشان متفاوت از يكديگر است با تجزيه و تحليل اطلاعات حاصل از اين نظر سنجي، مدير بازاريابي مي تواند بفهمد كه كداميك از آن چند ويژگي از بقيه ويژگي ها مهمترند. سپس از اين نتايج مي توان در تجزيه و تحليل هاي موضع يابي استفاده نمود. از هر روشي كه استفاده شود، نتايج يكسان خواهد بود و مجموعه يا خوشه اي فرضي از نقاط ايده آل را براي يك بخش از مصرف كنندگان به دست مي دهد.

گام ششم در جايگاه سازي برند : بررسي ارتباط ميان برتري هاي بخش هاي بازار با موقعيت فعلي محصولات

يك معيار مهم براي تعريف بخش هاي بازار، تفاوت در منافع مورد نظر و مورد جست و جوي مشتريان است. از آنجا كه تفاوت هاي ميان نقطه ايده آل مشتريان گويا و بيانگر تنوع و تفاوت در منافع مورد نظر آنهاست، اما يك تجزيه و تحليل موضع يابي بازار مي تواند به سرعت بخش هاي برجسته بازار و همچنين نظرات مشتريان درباره تجاري مختلف را شناسايي كند و آشكار سازد. وقتي كه نقطه ايده آل مشتريان در دو يا چند محل روي نقشه فضاي محصول متمركز مي شوند و كنار يكديگر قرار مي گيرند تحليلگر مي تواند هر مجموعه را يك بخش بازار برجسته و مشخص قلمداد كند. جهت استفاده در تجزيه و تحليل ها، هر خوشه يا مجموعه توسط دايره اي كه بيشتر نقاط ايده آل آن بخش را دربر مي گيرد مشخص مي گردد؛ اندازه اين دايره نشان دهنده اندازه و تعداد مشتريان موجود در يك بخش خاص مي باشد. قدم ششم نه تنها بخش فرآيند موضع يابي تجزيه و تحليل را به پايان مي رساند و تكميل مي كند بلكه فرصت هاي جديد براي توليد محصولات جديدي كه بتوانند نيازهاي كم تامين شده يا تامين نشده مشتريان كنوني را برآورده سازند، مشخص مي سازد.

گام هفتم در جايگاه سازي برند : تهيه گزارش جامع به منظور كمك به فرايند طراحي استراتژي بازاريابي

تصميم نهايي درباره محل مناسب عرضه يك محصول جديد يا موضع يابي مجدد يك محصول موجود، مي بايد بر پايه تجزيه و تحليل هدفگيري بازار مبتني باشد. موقعيت انتخاب شده بايد با برتري هاي يك بخش بازار خاص هم خواني داشته باشد و موقعيت هاي فعلي نام هاي تجاري در حال رقابت با يكديگر را نيز مورد توجه قرار داده باشد. همچنين مي بايد جذابيت فعلي و آتي بازار هدف (اندازه آن، رشد مورد انتظار و محدوديت هاي محيطي) و نقاط قوت و ضعف نسبي رقبا را نشان بدهد و مشخص سازد. چنين اطلاعاتي، به همراه تجزيه و تحليلي از هزينه هاي لازم براي كسب و حفظ اين موقعيت ها؛ ارزيابي آثار اقتصادي استراتژي هاي مختلف موضع يابي بازار را ممكن و ميسر مي سازد.
وقتي كه تفاوت چنداني ميان محصولات وجود ندارد، كه اين دسته از محصولات را محصولات مشابه مي نامند، يا وقتي كه منفعت خاص و متمايزي عايد مصرف كننده نمي شود؛ نه تنها موفق نشدن دشوار است، بلكه مسايل اخلاقي هم قد علم مي كنند. پس از اينكه ويژگي هاي مطلوب براي موضع يابي محصول تعيين شد، بايد آنها را مكتوب كرد تا آنهايي كه دست اندركار طراحي و اجراي استراتژي بازاريابي اند درك مشخصي از آنچه كه براي آن محصول در نظر گرفته شده داشته باشند و بدانند كه آن محصول كجا مي تواند موفق تر باشد. براي اين كار دو روش متداول وجود دارد. در روش كلاسيك، يك گزارش موضع يابي(Positioning statement) تهيه مي شود. در روشي جديدتر، كه روز به روز مورد استقبال تعداد بيشتري از شركت ها قرار مي گيرد، يك گزاره ارزش(Value proposition) براي آن محصول نوشته مي شود.
گزارش موضع يابي گزارشي است موجز و مختصر كه بازار هدف تعيين شده براي يك محصول و طبقه محصولي را كه عرصه رقابت آن محصول مي باشد شناسايي و معرفي مي كند و منافع منحصر به فردي را كه اين محصول عرضه مي دارد بيان مي كند. يك گزاره ارزش نيز آشكارا و به صراحت مشخص مي سازد كه محصول براي مشتري چه كاري انجام مي دهد (و گاهي چه كاري انجام نمي دهد) و همچنين حاوي اطلاعاتي است درباره قيمت محصولات شركت در مقايسه با محصولات رقبا. هم گزارش موضع يابي و هم گزاره ارزش مي بايد گزاره فروش بي نظير(Unique selling proposition) محصول مورد بررسي را منعكس كنند. در اين حالت، آنها مبنايي را نشان مي دهند كه شركت به اتكاي آن قصد دارد به مزيت رقابتي پايدار از طريق متمايز كردن محصول خود از محصولات رقبا دست يابد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

4 نكته براي برندينگ از نگاه مديران BMW

شركت BMW با ايجاد تغييرات ساختاري در خودش توانست به يكي از برندهاي محبوب خودرو در دنيا تبديل شود. بازار اتومبيل ها در حال حاضر رو به پيشرفت است و به همين دليل شركت هاي مختلف بايد به روش هاي متفاوت، ميزان موفقيت خودشان را افزايش دهند. اينكه بدانيد به چه شكل و در چه زماني دست به ايجاد تغييرات در شركت خودتان بزنيد، شما را به يك رهبر خوب و مديري موفق تبديل خواهد كرد.

تاحالا شده فكر كنيد شركت يا برندي كه در اختيار داريد در حال درجا زدن است و پيشرفت زيادي ندارد؟ اگر چنين حسي داريد، چند راه حل را به شما پيشنهاد مي كنيم كه مي توانند روند فعاليت شركت و برندتان را دگرگون كنند.ديويد دونكان (David Duncan) معاون شركت BMW در آمريكا به 4 نكته براي معرفي بهتر يك برند و شركت اشاره مي كند كه در ادامه آن ها را بيان مي كنيم.

1. هميشه گوش كنيد

اولين قدم براي ايجاد تغييرات در شركت، گوش دادن به درخواست مخاطب هاي مختلف است. مردم بازخوردهاي مثبت و منفي زيادي دارند و بايد به تمام آن ها گوش كنيد. بايد سعي كنيد كه فعاليت هاي شركت را با توجه به تغيير نياز كاربران عوض كنيد. اين موضوع در تمام حوزه ها و صنعت هاي مختلف كاربرد دارد.

2. خودتان را محك بزنيد

در قدم دوم بايد شركت خودتان را محك بزنيد. به طور مثال خود را جاي مشتري قرار دهيد و فعاليت هاي شركت را از ديد او نگاه كنيد. شركت BMW با انجام دادن اين كار فهميد كه تبليغات اش هيجان انگيز نيست و مردم زياد آن ها را دوست ندارند. مردم مي خواستند كه اين شركت محصولاتي خلاقانه و با كيفيت را توليد كند. براي جذب كردن مشتريان سطح بالا، بايد محصولي با كيفيت و سطح بالا هم توليد كنيد. همچنين بايد به شكل معرفي محصولات خود به مشتريان هم فكر كنيد. تبليغات بايد به شكلي باشند كه مشتري به خوبي متوجه نقاط قوت محصولي كه توليد كرده ايد، بشود. همچنين در تبليغات نبايد زياده روي كرد. با اين كار مي توانيد شركت خودتان را از ديدگاه مشتريان محك بزنيد.

3. از خود راضي نباشيد

يكي از چيزهايي كه باعث مي شود به شركت خودتان آسيب بزنيد اين است كه فكر كنيد روند شركت هميشه خوب است و توانسته ايد نظر مردم را به سمت خودتان جلب كنيد. به طور مثال ممكن است بخواهيد هميشه يك شركت دوست داشتني از ديد مردم باشيد و سعي كرده ايد كه فعاليت هاي شركت هم در اين راستا باشد. اينجاست كه بايد بدانيد هيچ روش و دليل خاصي براي اين كه يك شركت خوب باشيد وجود ندارد و بايد كارهاي مختلفي انجام دهيد. هميشه دست به كارهاي جديد بزنيد تا بتوانيد به روند موفقيت هاي خودتان ادامه دهيد. هيچ كس نمي تواند تمام مشكلات را حل كند و به همين دليل بايد جايگاه افراد را تغيير دهيد. تغيير دادن جايگاه افراد باعث مي شود كه تجربه هاي جديد به وجود بيايد تا افراد مختلف بتوانند براي كاري كه مي خواهند انجام دهند، راه حل هاي جديد خلق كنند. براي اينكه بتوانيد تجربه هاي كاري خوب به وجود بياوريد بايد نقش افراد را بارها و بارها تغيير دهيد تا آن ها بتوانند در جايگاه درست كار كنند.

4.همه چيز تبليغات و بازاريابي نيست

بازاريابي و تبليغات تنها روش براي تغيير برند يا معرفي فعاليت هاي آن نيست. شما بايد به تمام روش هايي كه فعاليت شركت تان را به مشتري مربوط مي كند، آگاهي داشته باشيد. بايد با مشتريان خود در ارتباط باشيد و هميشه با آن ها به خوبي برخورد كنيد. بايد به مشتريان خود گوش كنيد و ببينيد آن ها از چه چيزهايي خوششان مي آيد و چه چيزهايي باعث مي شوند كه شركت هاي ديگر از نظر آن ها موفق باشند. اگر بتوانيد اين كار را رعايت كنيد، قطعا مي توانيد خودتان را در ذهن مشتري نگه داريد.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 راهكار براي برند شدن

تقويت حضور آنلاين هيچگاه مهم تر از امروز نبوده است. به همين دليل، اولين كاري كه شركت هاي آنلاين بايد انجام دهند اين است كه برندي منحصر به فرد و اعتباري روزافزون براي خود دست و پا كنند. شركت ها ديگر قادر نخواهند بود با تاكتيك هاي قديمي براي خود برندسازي كنند؛ در دوره ي كنوني، شيوه هاي قديمي برندسازي به هيچ وجه جوابگو نخواهند بود. برندسازي براي حضور آنلاين اهميت زيادي دارد.

به نظر مي رسد يك نفر اين موضوع را از هر كس ديگري بهتر فهميده باشد؛ كسي كه تمام چارچوب هاي ذهني خسته كننده ي موجود را در هم شكسته است. نام او شان آذري است، مديرعامل يك شركت بازاريابي شبكه هاي اجتماعي به نام Breakthrough Social. هر كسي كه با كار شان در اين زمينه برخورد داشته باشد، نه تنها تحت تأثير برندينگ وي قرار خواهد گرفت، بلكه بررسي هاي موردي وي را نيز خواهد ستود. شان براي بررسي موردي مشتريان خود صفحه اي درست كرد. او جامعه ي دنبال كنندگان مشتري خود را ظرف ۸ ماه از ۵ هزار نفر به ۲۰۰ هزار نفر رساند. به خاطر همين مهارت فوق العاده ي وي در بازاريابي روي شبكه هاي اجتماعي، توجه بيشتري به سمت اين شركت جلب شد و با همين پروژه فروشش به سه برابر رسيد. آذري در حال حاضر بيش از ۳۰ نوع صفحه ي مختلف روي اينستاگرام دارد. براي اينكه به قدرت وي در اين كار پي ببريد كافي است به چند نمونه از صفحات وي با ۱۰۴ هزار، ۹۰ هزار و ۱۰۶ هزار نفر فالور نگاهي بيندازيد. اما در ادامه مي توانيد برخي از استراتژيهايي كه براي بازاريابي برند آنلاين شما در موردشان صحبت كرديم را از نظر بگذرانيد.

1- در مورد محصولات يا خدمات آگاهي رساني كنيد

هنوز هم خيلي از شركت ها به كنار گذاشتن شيوه هاي بازاريابي سنتي و به كارگيري بازاريابي ديجيتال تمايلي نشان نمي دهند. شان تصميم گرفت اين دسته از مشتريان احتمالي و سرسخت را به مشتريان بلند مدت خود تبديل كند. او با اينكه نسبت به محصول نگراني هاي بيشتري داشت، روي بازاريابي تمركز بيشتري كرد. راز موفقيت او از اين قرار بود: آذري به جاي آنكه به تبليغ خدمات خود بپردازد، روي آشكار كردن ارزش اين خدمات متمركز شد. او طرح بازاريابي محتوايي كسب و كار مورد نظر را آماده كرد و به آن در پياده سازي استراتژي ها روي تمام پلتفرم هاي ديجيتال كمك كرد.

شما مي توانيد براي كسب و كار خودتان از شناساندن فلسفه ي وجودي محصول يا خدمات خود شروع كنيد. اگر نتوانيد ارزش محصول خود را به مشتريان نشان دهيد، راه پيدا كردن به بازار آنها كار دشواري خواهد بود.براي آنكه به يك برند تبديل شويد، روي ارزش منحصر به فردي تمركز كنيد كه براي مشتريان خود فراهم مي كنيد؛ ارزشي كه شركت هاي ديگر از ارائه ي آن عاجزند. از اين نقطه، شرحي از شركت خود به وجود بياوريد كه بتوانيد آن را با مشتريان در ميان بگذاريد؛ حكايتي كه بيانگر گزاره ي ارزش منحصر به فرد شما باشد.

2- در رويكرد خود ثبات قدم داشته باشيد

شان و اعضاي تيمش، با ۱۲ سال سابقه اي كه در حوزه ي بازاريابي ديجيتال دارند، براي كمك به رشد برند ها و افزايش حضور آنلاين آنها تلاش بسياري كرده اند. آنها خوب مي دانند كه برند هر شركتي ارزشي دارد، اما بهبود و رساندن وجهه ي برند به مشتريان و يا واگذار كردن اين كار به هر كس ديگري، به تصميم خود شركت بر مي گردد. برندسازي نيازمند زمان است. اين فرايند به استراتژي مناسب و انسجام در اجرا نياز خواهد داشت. پيش از آنكه كسب و كار خود را تبديل به يك برند كنيد، يك سؤال از خودتان بپرسيد: «كسب و كار من قرار است چه كار كند؟» … بعد از آنكه جواب اين سؤال را پيدا كرديد، از مسير خود منحرف نشويد. منحرف شدن از اين مسير، روي برند شما تأثير منفي خواهد گذاشت.

3- از قدرت بررسي هاي موردي استفاده كنيد

اولين چيزي كه هنگام خريد محصول يا خدمات مد نظر قرار مي دهيد چيست؟ اول از همه، از دوستان و آشنايان خود در اين باره خواهيد پرسيد. سپس به نقد هاي آنلاين و يا مدركي قابل اعتماد در مورد محصول يا خدمات مورد نظر مراجعه خواهيد كرد. امروزه، لازم نيست بازاريابان تمام وقت خود را به صحبت كردن در مورد ويژگي ها و مزاياي محصول يا خدماتي كه ارائه مي كنند اختصاص دهند. در دنياي امروز، مشتريان مي خواهند فرايند خريدي پيدا كنند كه با بررسي هاي مورديِ قابل اعتماد پشتيباني مي شوند. شما با نشان دادن نمونه هاي زنده در قالب بررسي موردي، خودتان را از هزاران فروشنده ي چرب زباني كه براي فروش خود دست به ترفند هاي مختلفي مي زنند متمايز خواهيد كرد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 نكته مهم درباره احياي برند يا ريبرندينگ

يكي از مسائل هميشگي شركت ها، حفظ و توسعه برندها مي باشد. اما در سال هاي اخير در ايران، شاهد حذف و تضعيف بسياري از برندهاي مطرح در بازارهاي مختلف بوده ايم. اين عارضه مطمئناً دلايل متعددي به همراه دارد و بايد به فكر احياي برند باشيم.

پژوهشگران و مشاوران با بررسي هاي متعدد و همچنين با بنچ مارك نمودن ديگر كشورها و بررسي نحوه مقابله با بحران هاي برند و گذر از آن يعني احياي برند ها به نتايجي دست يافتند كه اين عوامل بومي شده را در اختيار شركت هاي تحت مشاوره خود قرار داده اند و شركت ها نيز با توجه به اين مولفه ها توانسته اند بسياري از ضربات و خدشه هاي وارد شده به برندها را كه در اثر عوامل داخلي (از قبيل تبليغات، توليد، بازاريابي و …) و خارجي (از قبيل مشتريان، عوامل سياسي، اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و…) به وجود آمده بود، كنترل و مهار نمايند. اما احياي برند فرايندي دشوار و در حقيقت درمان برند است كه علاوه بر هزينه، احتياج به زمان نيز دارد. راهكار پيشنهادي ممانعت و جلوگيري از افول برند مي باشد و در صورت بروز ضعف در برند، سه موضوع به منظور احيا برند Reviving Brand بايد بررسي گردد.

  • شناخت مصرف كنندگان و مشتريان و تغييرات اين رفتارها
  • ايجاد تمايز و نوآوري، به معني تغييرات تدريجي در وضعيت شركت، محصولات، نيروي انساني و …
  • جايگاه سازي مجدد برند در ذهن مشتريان

حال راهكار مشاورين به منظور احيا برند هاي آسيب ديده و يا در حال كم رنگ شدن و در بدترين شرايط در حال حذف شدن، ارائه برنامه هاي استراتژيك برند، برنامه هاي عملياتي و اجرايي به صورت كاملاً عملياتي در خصوص بازگرداندن برند به عرصه رقابت مي باشد. به گزارش خبرخودرو، در دهه گذشته اين خودروساز سوئدي عليرغم حدود دو برابر شدن فروش جهاني اش، با كاهش فروش در ايالات متحده مواجه شده بود. برنامه اين خودروساز شامل سيستم هاي انتقال قدرت جديد، خودروهاي تازه، اقساط بيش تر و بازاريابي نوين به لطف يك آژانس تبليغاتي جهاني است. خريداران خودرو، استراتژي جديد اين خودروساز را با عرضه كراس اوور XC90 بازطراحي شده در اواخر سال آينده خواهند ديد.

به گفته مديرعامل ولوو، هاكان ساموئلسون، اركان ولووي جديد، طراحي اسكانديناوي جذاب، ايمني و برتري محيط زيستي خواهند بود در حالي كه عملكرد هوشمندانه در حوزه سيستم هاي سرگرمي هنري بهتر ديده خواهد شد. اين خودروساز قصد دارد تا قبل از سال 2020 فروش جهاني خود را از 450 هزار دستگاه برنامه ريزي شده براي هر سال به حدود 800 هزار دستگاه افزايش دهد. از آنجايي كه مالكان جديد ولوو چيني هستند انتظار مي رود اين كشور با فروش سالانه 200 هزار دستگاه از ايالات متحده به عنوان بزرگ ترين بازار ولوو پيشي بگيرد. ممكن است در آينده برخي ولووهاي ساخته شده در چين به ايالات متحده صادر شوند.ولوو هنوز نام آژانس تبليغاتي جديدي كه رقابت جهاني آن را هدايت خواهد كرد، اعلام نكرده است. اين خودروساز بر پيشرفت اقساطش نيز تمركز خواهد كرد تا بتواند توليد خود را از 35 درصد امسال به 40 درصد برساند. در كل براي ريبرندينگ بايد بتوانيم ارزش افزوده خلاقانه و به تناسب نياز مشتري و فرهنگ منطقه ارائه نماييم و همين موضوع نيازمند تحقيق بازار آكادميك و علمي مي باشد.

 

منبع:وب سايت باني سايت 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

7 علت عدم برقراري رابطه مشتريان با برندتان

اگر با مشتريان تان متناسب با شخصيت خودشان ارتباط برقرار نكنيد، از رقبا عقب مي مانيد. با افزايش اهميت بازاريابي ديجيتال، مشتريان تجربه ي متناسب با شخصيت خود را انتظار دارند، و امروزه برندهاي آگاه، در حال تلاش براي تحقق اين خواسته هستند. اين تنها راه براي ادامه ي كسب وكار در دنياي امروز است. بنابراين اگر شما صاحب يك استارت آپ و يا يك شركت هستيد، خواهيد فهميد كه شخصي سازي بيش از پيش اهميت پيدا كرده است.

اما اگر براي ارتباط با مخاطبان تان تلاش كنيد و آن ها علاقه اي براي اين ارتباط نشان ندهند چه؟ اين اين حالت مي تواند دل سردتان كند. خوش بختانه، در اغلب موارد مي توانيد دليل اين كه مخاطبان تان با برند شما ارتباط برقرار نمي كنند را پيدا كنيد. در اين جا هفت دليل معمول آن را معرفي مي كنيم:

1ـ خيلي خود محور هستيد

ديل كارنگي جمله اي دارد كه مي گويد «اگر دو ماه براي علاقه مندكردن ديگران به خودتان تلاش كنيد، تعداد دوستان بيشتري پيدا خواهيدكرد تا اين كه دو سال سعي كنيد افراد علاقه مند به خودتان را پيدا كنيد». اين جمله براي كسب وكار هم صادق است. اگر مي خواهيد در زندگي كسي تاثيرگذار باشيد، روي اهداف و مشكلاتش متمركز شويد. به خواسته هاي مشتريان تان گوش دهيد و چيزي كه مشتريان تان به دنبال آن هستند، ارائه دهيد. مردم با كساني كه فقط در مورد خودشان صحبت مي كنند، ارتباط برقرار نمي كنند. در عوض، با كساني كه به آن ها احساس ارزش و قدرداني بدهند، رابطه اي عميق ايجاد مي كنند.

2ـ مخاطب هدف مشخصي نداريد

اگر براي همه ي افراد بازاريابي مي كنيد، با هيچ كس ارتباط برقرار نخواهيد كرد! بهتر است كه مخاطبان هدف تان را مشخص كنيد. سعي كنيد تا آن جا كه ممكن است محدودش كنيد. انجام اين كار به شما كمك خواهدكرد كه پيام و ارزش پيشنهادي تان را به شيوه اي جذاب تر به مخاطبان تان ارائه دهيد.
زماني كه مي خواهيد بازار و مشتريان هدف تان را بشناسيد، چند كار را انجام دهيد:

  • شناسايي افرادي كه بيشترين نياز را به محصول يا خدمت شما دارند.
  • مشكلات، چالش ها و اهداف شان را شناسايي كنيد.
  • بر اساس آن چه كه به دست آورديد، شخصيت ها را بسازيد.
  • براي اين گروه محدود افراد بازاريابي كنيد.

اين كار فرآيند پيچيده اي نيست، اما اكثر افراد ناديده اش مي گيرند. با صرف زمان براي شناخت مخاطب هدف، مي توانيد پيامي مناسب را، در زماني مناسب و به فردي مناسب برسانيد. و اين، بازاريابي قدرت مند است.

3ـ محتواي شما احساسات ديگران را بر نمي انگيزد.

كلمات ابزاري قدرت مند هستند، به خوبي از آن ها استفاده كنيد. هر كلمه اي كه مي نويسيد بايد پيام واقعي شما را انتقال دهد. بايد احساسات مناسب آن وضعيت را برانگيزد. زبان محتواي تان بايد بتواند به خوبي مشكلات مخاطبان تان را منتقل كند و راه حل براي آن ها پيشنهاد دهد. با انجام اين كار، ارتباطي تاثير گذار و ماندگار با مشتري خود برقرار خواهيد كرد.

4ـ ارزش پيشنهادي خود را بشناسيد

چه چيزي در كسب وكار شما منحصربه فرد است؟ چه چيزي شما را از ديگر رقبا در صنعت تان متمايز مي كند؟ درست به همان اندازه كه شناخت خريدارتان اهميت دارد، شناخت خودتان هم مهم است. تا زماني كه ارزش پيشنهادي اي كه قرار است براي فروش به مشتريان تان ارائه كنيد را به خوبي نمي شناسيد، چه طور مي توانيد با مخاطبان تان ارتباط برقرار كنيد؟ چيزي كه شما را از بقيه متفاوت مي كند پيدا كنيد. بعد از آن، بازاريابي، فروش و فرهنگ داخلي كسب وكارتان را حول آن شكل دهيد.

5ـ مخاطبان تان را وفادار نكرده ايد

روابط مانند يك خيابان دو طرفه هستند. كاري كنيد كه بين شما و مخاطبان تان ارتباطي دوطرفه شكل بگيرد و آن ها براي ادامه ي ارتباط با شما مشتاق باشند. براي اين كار، راه هاي خلاقانه براي مذاكره ي مستقيم با مخاطبانتان را پيدا كنيد. يك گفت وگو، ارسال يك هديه ي تفكر برانگيز، به اشتراك گذاري قدرداني اي كه از شما شده است، كارهايي هستند كه براي اين ارتباط مي توانيد انجام دهيد. اين كار ممكن است وقت گير باشد، اما با توجه به نتايجش ارزش اين سرمايه گذاري را دارد.

6ـ تيم مناسبي نساخته ايد

تيم شما مي تواند باعث از بين رفتن كسب وكارتان يا رشد آن شود. براي تيم سازي افرادي را پيدا كنيد كه با اهداف بلندمدت و چشم انداز كسب وكار شما هماهنگ باشند. از آن ها حمايت كنيد، موفقيت شان را تشويق كنيد و در زمان شكست به آن ها كمك كنيد. مهم تر از اين ها شايد پذيرفتن احتمال اين است كه استخدام كسي اشتباه بوده است.

7ـ بيش از حد براي نتايج بي تاب هستيد.

ايجاد مخاطب طول مي كشد و يك شبه اتفاق نمي افتد. بايد از ميزان ترافيك سايت تان و اين كه اكثر فالوئرها چه طور از آن خريد مي كنند، آگاهي داشته باشيد اما اعداد به تنهايي نمايش دهنده ي يك مخاطب نيستند. مخاطبان شما كساني هستند كه مي خواهيد روي آن ها سرمايه گذاري كنيد تا با خريد از شما روي كسب وكارتان سرمايه گذاري كنند! زماني كه مطمئن شديد مخاطبان مناسبتان را پيدا كرده ايد، مدتي هم تا ديدن نتايج كارتان طول مي كشد پس براي ديدن نتايج بازاريابي روي مخاطبان هدف تان بايد صبور باشيد.

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

11 نوع برند و مفاهيم آن‌

برندهاي گوناگوني براي درون و بيرون يك سازمان موفق وجود دارد كه در اين مقاله به معرفي هر يك مي پردازيم و عملكرد آن ها رو مورد بررسي قرار مي دهيم.

1- برند جهاني Global Brand

برندسازي جهاني، داشتن مشترياني در سرتاسر جهان و فرصت هاي جديد است كه همگي جذاب و هيجان انگيز هستند. اين گونه برندها به صورت گسترده اي پخش شده اند. مدل تجاري آن ها براساس شناخت، دسترسي آسان و پايداري است. مدل عملياتي اين برند بر اين فرض است كه همواره از سوي رقيبان در حال تهديد است و در صورت لزوم تغييراتي كوچك را براساس انتظارات و نيازهاي مصرف كننده در هر منطقه جغرافيايي ايجاد مي كند.

2- برند افراد مشهور Celebrity Brand

افراد مشهور با هدف افزايش فالوئرهاي خويش سعي بر آن دارند كه كارنامه كاري خويش شامل موفقيت ها، شايعات و رسوايي ها و هم چنين خصوصيات ظاهري خود را در شبكه هاي اجتماعي در اختيار علاقه مندان و طرفداران خود بگذارند. مدل تجاري آنان حضور دائم در تبليغات است كه منجر به فروش حق پخش، لايسنس، امضا و نقش آفريني به عنوان شخصيت تجاري برندهاي معتبر خواهدشد. برندها معمولا با همكاري چهره هاي مشهور، فروش محصولات خود را بهبود مي بخشند. توصيه هاي يك چهره مشهور راه بسيار مناسبي براي تشويق مخاطبان به خريد يك محصول به شمار مي رود.

3- برند عام Generic Brand

اين نوع برند با از دست دادن وجوه تمايز، به 3 شكل ايجاد شده است.

برند نوع اول (مرتبط با بهداشت و درمان): اشاره به برندهايي دارويي و بهداشتي دارد كه از قوانين حق اختراع ثبت شده، خارج شده اند و تمام رقبا نيز از همان برند استفاده مي كنند. مثل: فوليك اسيد.

برند نوع دوم: برند به عنوان نمادي براي تمام محصولات يا خدمات، فعاليت هاي مشابه به كار برده مي شود. به علت ازدياد حضور برند در زندگي روزانه افراد، اين برند به زبان محاوره اي مردم وارد شده است. مثل تايد.

برند نوع سوم: محصولات بدون برندي unbranded يا بدون برچسب تجاري unlabeled هستند كه براي ناميدن آنان از ظاهر يا عملكرد آن ها الهام گرفته مي شود. مثل: گلاب

4- برند لوكس Luxury Brand

يك نگاه دقيق بر مديريت محصولات لوكس كه واقعا سودآور هستند، روشن كرده است كه بايد به يك استراتژي با مجموعه اي از قوانين سفت و سخت پايبند باشيم. يعني هيچ كس يك برند لوكس را در جا وارد بازار نمي كند بلكه همه به صورت مستمر و پيوسته تخصيص منابع را در يك روش خاص مديريت مي كنند. مطابق گفته اي كارشناسان جهاني اين حوزه بازاريابي برندهاي لوكس مسلما بر 4 پايه استوار شده است كه مي توان آنها را 4E نام نهاد: تجربه (Experience)، منحصر به فرد بودن (Exclusivity)، تعهد (Engagement) و احساسات (Emotion).

5- برند فرقه Cult Brand

اين برند پيرامون هواداران يك فرد، گروه، يا محصول در يك جامعه شكل مي گيرد. اين برندها جنگ و ستيز عليه ساير برندها را مدنظر دارند. دليل رقابت اين برند با سايرين، ناشي از دلايل گروه مدارانه حاصل از نحوه نگرش آنان است و نه حضور رقيب يا نياز بازار. اينان تمايل به داشتن «پيروان» به جاي «مشتريان» دارند. قوانين را وضع و ديگران را به اجابت آن قانع مي كنند. اين برند يك فرهنگ مشخص را در بين هواداران خويش به وجود مي آورد.

6- برند چالشگر Challenger Brand

اين نوع برند يك برند مزاحم براي رقباست. شايد اين برند جايگاه دوم و يا جايگاه بيستم را از نظر سهم در بازار در اختيار داشته باشد، اما مهم اين است كه او يك برند نوآور است.اين نوع برندها صرف نظر از بزرگي يا كوچكي سازمان بر بال نوآوري و خلاقيت، بزرگان بازار را در دردسر انداخته و به صورت ناگهاني بر روند بازار موثرند. برند قدرتمند در اين حوزه موجب جلب توجه بيشتر سرمايه گذاران و خيرين مي شود.

7- برند سرمايه گذار Investor Brand

به برند شركت هاي سهامي عام و سرمايه گذاران اين بخش گفته مي شود. وضعيت اين گونه واحدهاي تجاري براساس نحوه سرمايه گذاري و عمليات پيرامون سهام انجام مي شود. اين شركت ها با تركيب برنامه هاي مالي و استراتژيك باارزش هاي پيشنهادي به ذينفعان و جامعه، به دنبال افزايش ميزان شهرت خود برند از طريق تقويت CSR يا فعاليت هاي اجتماعي و عام المنفعه شركت هستند.

8- برند موسسه غيرانتفاعي Non Profit Brand

اين گونه موسسه ها با توسعه مدل هاي ارزش آفرين علاوه بر جمع آوري كمك و اعانه، از راه هاي ديگري قادر به افزايش سرمايه در جهت انجام پروژه هاي عام المنفعه به عنوان ماموريت اصلي خويش هستند. اين نوع موسسه ها گاهي به نوعي عمليات برندينگ را براي افرايش سطح فروش خود انجام مي دهند، فروشي كه عوايد آن بر حمايت از ماموريت اصلي سازمان استوار است.

9- برند عمل گرا يا هدف Activist Brand

با توجه به بعد ظاهري برندها اگرچه در نوع خود ارزشمند هستند، اما پرداختن بيش از حد به آن ها ممكن است سازمان ها را دچار يك نوع سطحي نگري كند و آنها را از توجه به ابعاد پنهان و زيرساخت هاي برندسازي دور سازد. اين برند مترادف با هدف و يا چرايي انجام يك فعاليت است كه ذهن مصرف كنندگان نيز به همين صورت تداعي مي شوند.

10- برند مولفه يا تشكيل دهنده Ingredient Brand

برند مولفه از طريق چيزي كه به ارمغان مي آورد در پي افزودن ارزش به برند ديگر است. برند جزء داراي ارزش پيشنهادي خاصي است كه موجب تقويت برند اصلي مي شود. مصرف كننده با اين نوع برند از پيش آشناست زيرا شركت مالك اين برند مولفه با انجام فرايند برندسازي، مصرف كننده نهايي را با برند خود آشنا مي سازد. پس برند مولفه خود را به زنجيره تامين شركت توليدكننده ديكته مي كند. در اين زمينه در سايت aghayetablighat.com مواردي معرفي شده كه مي توانيد به آنها مراجعه كنيد.

11- برند كارفرما Employer Brand

برند كارفرما راهبرد مديريت سرمايه انساني، براي تمايز است. كاركرد اصلي برند كارفرما، جذابيت براي نيروهاي كاري بالقوه بيرون سازمان و نگه داري استعدادهاي درون سازمان است. برند كارفرما رابطه مستقيم با برند سازمان در بين مشتريان و ساير ذينفعان خود به وجود مي آورد. اگر برند كارفرما از قدرت بالايي برخوردار باشد، قدرت چانه زني داوطلب درخصوص حقوق دريافتي كاهش مي يابد و تمركز اصلي وي بر فرصت استخدام و بخشي از آن سازمان شدن است. مانند شركت هاي سواچ، توييتر، نايك و مايكروسافت.

منبع:وب سايت باني سايت

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

11 نوع برند و مفاهيم آن‌

برندهاي گوناگوني براي درون و بيرون يك سازمان موفق وجود دارد كه در اين مقاله به معرفي هر يك مي پردازيم و عملكرد آن ها رو مورد بررسي قرار مي دهيم.

1- برند جهاني Global Brand

برندسازي جهاني، داشتن مشترياني در سرتاسر جهان و فرصت هاي جديد است كه همگي جذاب و هيجان انگيز هستند. اين گونه برندها به صورت گسترده اي پخش شده اند. مدل تجاري آن ها براساس شناخت، دسترسي آسان و پايداري است. مدل عملياتي اين برند بر اين فرض است كه همواره از سوي رقيبان در حال تهديد است و در صورت لزوم تغييراتي كوچك را براساس انتظارات و نيازهاي مصرف كننده در هر منطقه جغرافيايي ايجاد مي كند.

2- برند افراد مشهور Celebrity Brand

افراد مشهور با هدف افزايش فالوئرهاي خويش سعي بر آن دارند كه كارنامه كاري خويش شامل موفقيت ها، شايعات و رسوايي ها و هم چنين خصوصيات ظاهري خود را در شبكه هاي اجتماعي در اختيار علاقه مندان و طرفداران خود بگذارند. مدل تجاري آنان حضور دائم در تبليغات است كه منجر به فروش حق پخش، لايسنس، امضا و نقش آفريني به عنوان شخصيت تجاري برندهاي معتبر خواهدشد. برندها معمولا با همكاري چهره هاي مشهور، فروش محصولات خود را بهبود مي بخشند. توصيه هاي يك چهره مشهور راه بسيار مناسبي براي تشويق مخاطبان به خريد يك محصول به شمار مي رود.

3- برند عام Generic Brand

اين نوع برند با از دست دادن وجوه تمايز، به 3 شكل ايجاد شده است.

برند نوع اول (مرتبط با بهداشت و درمان): اشاره به برندهايي دارويي و بهداشتي دارد كه از قوانين حق اختراع ثبت شده، خارج شده اند و تمام رقبا نيز از همان برند استفاده مي كنند. مثل: فوليك اسيد.

برند نوع دوم: برند به عنوان نمادي براي تمام محصولات يا خدمات، فعاليت هاي مشابه به كار برده مي شود. به علت ازدياد حضور برند در زندگي روزانه افراد، اين برند به زبان محاوره اي مردم وارد شده است. مثل تايد.

برند نوع سوم: محصولات بدون برندي unbranded يا بدون برچسب تجاري unlabeled هستند كه براي ناميدن آنان از ظاهر يا عملكرد آن ها الهام گرفته مي شود. مثل: گلاب

4- برند لوكس Luxury Brand

يك نگاه دقيق بر مديريت محصولات لوكس كه واقعا سودآور هستند، روشن كرده است كه بايد به يك استراتژي با مجموعه اي از قوانين سفت و سخت پايبند باشيم. يعني هيچ كس يك برند لوكس را در جا وارد بازار نمي كند بلكه همه به صورت مستمر و پيوسته تخصيص منابع را در يك روش خاص مديريت مي كنند. مطابق گفته اي كارشناسان جهاني اين حوزه بازاريابي برندهاي لوكس مسلما بر 4 پايه استوار شده است كه مي توان آنها را 4E نام نهاد: تجربه (Experience)، منحصر به فرد بودن (Exclusivity)، تعهد (Engagement) و احساسات (Emotion).

5- برند فرقه Cult Brand

اين برند پيرامون هواداران يك فرد، گروه، يا محصول در يك جامعه شكل مي گيرد. اين برندها جنگ و ستيز عليه ساير برندها را مدنظر دارند. دليل رقابت اين برند با سايرين، ناشي از دلايل گروه مدارانه حاصل از نحوه نگرش آنان است و نه حضور رقيب يا نياز بازار. اينان تمايل به داشتن «پيروان» به جاي «مشتريان» دارند. قوانين را وضع و ديگران را به اجابت آن قانع مي كنند. اين برند يك فرهنگ مشخص را در بين هواداران خويش به وجود مي آورد.

6- برند چالشگر Challenger Brand

اين نوع برند يك برند مزاحم براي رقباست. شايد اين برند جايگاه دوم و يا جايگاه بيستم را از نظر سهم در بازار در اختيار داشته باشد، اما مهم اين است كه او يك برند نوآور است.اين نوع برندها صرف نظر از بزرگي يا كوچكي سازمان بر بال نوآوري و خلاقيت، بزرگان بازار را در دردسر انداخته و به صورت ناگهاني بر روند بازار موثرند. برند قدرتمند در اين حوزه موجب جلب توجه بيشتر سرمايه گذاران و خيرين مي شود.

7- برند سرمايه گذار Investor Brand

به برند شركت هاي سهامي عام و سرمايه گذاران اين بخش گفته مي شود. وضعيت اين گونه واحدهاي تجاري براساس نحوه سرمايه گذاري و عمليات پيرامون سهام انجام مي شود. اين شركت ها با تركيب برنامه هاي مالي و استراتژيك باارزش هاي پيشنهادي به ذينفعان و جامعه، به دنبال افزايش ميزان شهرت خود برند از طريق تقويت CSR يا فعاليت هاي اجتماعي و عام المنفعه شركت هستند.

8- برند موسسه غيرانتفاعي Non Profit Brand

اين گونه موسسه ها با توسعه مدل هاي ارزش آفرين علاوه بر جمع آوري كمك و اعانه، از راه هاي ديگري قادر به افزايش سرمايه در جهت انجام پروژه هاي عام المنفعه به عنوان ماموريت اصلي خويش هستند. اين نوع موسسه ها گاهي به نوعي عمليات برندينگ را براي افرايش سطح فروش خود انجام مي دهند، فروشي كه عوايد آن بر حمايت از ماموريت اصلي سازمان استوار است.

9- برند عمل گرا يا هدف Activist Brand

با توجه به بعد ظاهري برندها اگرچه در نوع خود ارزشمند هستند، اما پرداختن بيش از حد به آن ها ممكن است سازمان ها را دچار يك نوع سطحي نگري كند و آنها را از توجه به ابعاد پنهان و زيرساخت هاي برندسازي دور سازد. اين برند مترادف با هدف و يا چرايي انجام يك فعاليت است كه ذهن مصرف كنندگان نيز به همين صورت تداعي مي شوند.

10- برند مولفه يا تشكيل دهنده Ingredient Brand

برند مولفه از طريق چيزي كه به ارمغان مي آورد در پي افزودن ارزش به برند ديگر است. برند جزء داراي ارزش پيشنهادي خاصي است كه موجب تقويت برند اصلي مي شود. مصرف كننده با اين نوع برند از پيش آشناست زيرا شركت مالك اين برند مولفه با انجام فرايند برندسازي، مصرف كننده نهايي را با برند خود آشنا مي سازد. پس برند مولفه خود را به زنجيره تامين شركت توليدكننده ديكته مي كند. در اين زمينه در سايت aghayetablighat.com مواردي معرفي شده كه مي توانيد به آنها مراجعه كنيد.

11- برند كارفرما Employer Brand

برند كارفرما راهبرد مديريت سرمايه انساني، براي تمايز است. كاركرد اصلي برند كارفرما، جذابيت براي نيروهاي كاري بالقوه بيرون سازمان و نگه داري استعدادهاي درون سازمان است. برند كارفرما رابطه مستقيم با برند سازمان در بين مشتريان و ساير ذينفعان خود به وجود مي آورد. اگر برند كارفرما از قدرت بالايي برخوردار باشد، قدرت چانه زني داوطلب درخصوص حقوق دريافتي كاهش مي يابد و تمركز اصلي وي بر فرصت استخدام و بخشي از آن سازمان شدن است. مانند شركت هاي سواچ، توييتر، نايك و مايكروسافت.

منبع:وب سايت باني سايت

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

7 ويژگي خاص برندهاي موفق

هيچ كس ترديد ندارد كه عرضه ي كالاها و ارائه ي خدمات كيفي از اهميت برخوردار است، ولي برندسازي موثر غالبا مهم ترين كاري است كه لازم است كسب و كارها براي رسيدن به رشد و شكوفايي انجام دهند. جري مك لافين معتقد است "برند يا نمانام ادراك ذهني آدم ها از شما، يك محصول، يك خدمت، يك سازمان، يك انگيزه و هدف، يا يك ايده است، برندسازي كوشش هاي انديشمندانه و ماهرانه براي ايجاد ادراك مطلوب و خواستني در ذهن اشخاص ديگر است."

با توجه به حجم رقابتي كه اين روزها بيش تر صنايع با آن روبرو هستند، شايد چيزي مهم تر از اين نباشد كه از رقابت بيرون برويد و با برندسازي راهبردي يك شخصيت بي همتا و يك گزاره ي ارزشي را خلق كنيد.اجازه دهيد ويژگي هاي مشترك برندهاي موفق و كامياب را بررسي كنيم تا بر آن اساس شما نيز بتوانيد برند خودتان را بسازيد.

1) شناخت مخاطب

بهترين برندها يا نمانام ها شناخت كاملي از خصوصيات جمعيتي بازار هدف و علايق و شيوه ها و ابزارهاي ارتباط گري آنان دارند. به استثناي ابرشركت هاي زنجيره اي مثل وال مارت، اكثر كسب و كارها به دنبال مخاطبان هدف مخصوصي هستند. شناخت بازار هدف از آن رو اهميت دارد كه ضمن حفظ هويت كلي يك برند زمينه را براي رساندن صدا به مشتريان و دسترسي به كارزار تبليغاتي، فراهم مي كند و در عين حال به خلق يك پيوند انساني و ارگانيك بين شركت و مخاطبانش كمك مي كند. پر واضح است كه نمي توان همه ي سلايق را پاسخ داد. به همين دليل تلاش براي جلب رضايت همه (به عبارتي ناديده انگاري مفهوم يك بازار هدف) مي تواند معكوس عمل كند و عملاً باعث شود برند يك شركت تضعيف شود و شكست بخورد. يافتن رهيافت برندسازي درست در وهله ي نخست مستلزم شناخت بازار هدف است.

2) بي همتايي (يا منحصربه فردي)

يك هويت يا شخصيت برند مستلزم وجود چيزي متمايز و مشخص است. مثلاً :

  • اپل را در سراسر جهان به خاطر محصولات خلاقانه و نيز جاذبه ي زيباشناسي و ميني ماليستي(ابزارك سازي) مي شناسند.
  • پيتزا دومينو مجبور بود كه به مشتريانش تضمين بدهد كه پيتزاهايشان تا ۳۰ دقيقه خواهد رسيد و در غير اين صورت مجاني هستند.
  • شركت تامس(TOMS) براي ايجاد جاذبه ي فروش به ازاي خريد هر جفت كفش يك جفت كفش را به رايگان به كودكان نيازمند اهدا مي كند.

خلق يك شخصيت يا هويت در عرصه ي اقتصاد و دنياي كسب و كار به يك ايده ي انقلابي نياز دارد. به عبارتي ديگر مستلزم چيزي مشخص و خاص است كه آن را از رقبا متمايز كند. در دنياي واقع، وجود يك شركت فقط با يك شگرد و قابليت منحصر به فرد امكان پذير است مشروط بر آن كه آن شگرد واقعا خوب باشد. به محض اين كه شركت به آن شگرد پي ببرد بهتر است روي آن متمركز شود و به موقع آن را عرضه و معروف كند. آيا مي دانيد كدام محصول، خدمت يا جاذبه ي فروش بي همتا در توان و استعداد شركت شما وجود دارد؟ اگر نمي دانيد بهتر است از همين حالا راهبرد برندسازي خود را آغاز كنيد.

3) اشتياق

با اين كه در كوتاه مدت مي توان يك برند با اشتياق ساخت، ولي حفظ و ماندگاري آن در بلند مدت امكان پذير نيست. وقتي شما گذشته ي آدم هاي بسيار موفق مثل استيوجابز را بررسي مي كنيد مي بينيد كه همه ي آنان يك شور و شوق يا اشتياق وصف ناپذير داشتند كه آنان را به حركت وامي داشت تا سخت كار كنند و مداوما به افتخار و كاميابي دست يابند. آن اشتياق به تعصب، حميت، و لذت ناب مي انجامد، كه به انسان هاي ديگر نيز سرايت مي كند. مشتريان اغلب فقط نسبت به يك محصول يا خدمت تعصب و وفاداري نشان مي دهند، كه اين علاقه مندي به نوبه ي خود به تبليغات و ارجاعات شفاهي مي انجامد. اشتياق و عشق وافر هم چنين به شركت ها كمك مي كند كه در برابر مشكلات و شدايد مقاومت كنند.

4) يكساني

وقتي مشتريان براي تكرار خريد به يك شركت يا محصولات و خدمات آن مراجعه مي كنند معمولا انتظار دارند همان سطح كيفيت را كه اولين بار تجربه كردند دوباره دريافت كنند. رستوران ها و كيفيت غذاها و خدمت شان بهترين مثال از اين دست است. آدم ها دوست ندارند از شركتي خريد كنند كه نمي توان به يكساني يا ثبات كيفيت آن اتكا كرد. با اين كه اكثر صنايع از رقبا و رقابت اشباع شده اند ولي نداشتن ثبات يا يكساني كيفيت مي تواند دليل كافي براي مشتريان باشد تا از جاهاي ديگر خريد كنند. به همين دليل است كه اهميت دارد يك استاندارد كيفي معيني براي محصول يا خدمت رعايت شود.

مك دونالد مثال بارزي از يك برند است كه يكساني و ثبات رويه ي شگفت انگيز و كم نظيري را به نمايش مي گذارد. اين قدرت برتر صنعت تغذيه ي فوري به مشتريان پر و پا قرصش منويي از غذاها را عرضه مي كند كه در سراسر جهان يك دست و يكسان است. تفاوتي ندارد كه يك نفر غذايش را در فلوريدا يا چين سفارش بدهد چون اطمينان دارد كه بيگ مك در همه جا طعم و مزه ي يكسان دارد.

5) رقابت

رسيدن به سطح برتر جهان كسب و كار به هيچ وجه كار آساني نيست. براي آن كه يك برند بتواند نامي را براي خود بسازد لازم است اعضاي تيم در رقابت كامياب شوند و دائما در جنب و جوش باشند كه بهتر بشوند. اين اصل اساسي جوهره ي كتاب سيهاكز كوچ پيت كارول، با عنوان "هميشه برنده"، و نيز روش مديريت تيم توسط وي است. هيچ يك از بازيگران اصلي هر صنعتي به اميد مصرف كنندگان شان نمي نشينند. برعكس، آنان دوست دارند بدون خستگي در راستاي برندسازي، و بهينه سازي برندشان آن قدر تلاش كنند تا از انتظارات مصرف كنندگان پيشي بگيرند. نتيجه ي نهايي مي تواند يك برند باشد كه به طور مداوم در راس و فراز صنعت جاي دارد.

6) معرفي

بخش بزرگ ديگري كه به عنوان يكي از ويژگي هاي برندهاي متمايز و موفق شناخته شده است توانايي دسترسي به مصرف كنندگان از طريق چند كانال اطلاع رساني و ارتباط گري است. بديهي است كه شركت هاي بزرگ از مزيت تبليغات برخوردارند، چون بودجه ي بازاريابي بزرگ تر و روابط پردامنه تري دارند. آن ها مي توانند هزينه ي تبليغات هنگفت تلويزيوني را بپردازند، در مجلات مشهور و پرطرفدار جهاني نقش اصلي را داشته باشند، و رتبه ي بالايي را در نتايج موتورهاي جستجوگر اينترنتي مثل گوگل كسب كنند.

با اين وجود، اينترنت و رسانه هاي اجتماعي فاصله ي بين شركت هاي بزرگ و كوچك را باريك تر كرده اند. در حال حاضر در مقايسه با گذشته ابزارهاي اطلاع رساني بيش تري وجود دارد كه به تمام شركت ها فرصت ساختن برندشان را مي دهد. هر شركتي با حضور در شبكه هاي اجتماعي مثل فيسبوك، توئيتر، لينكداين، و گوگل پلاس مي تواند تقريبا به هر مصرف كننده اي دست يابد. فقط بايد بداند چگونه اين كار را انجام دهد.(مهم ترين بخش يا ويژگي همين است.)

7) رهبري

مثل هر جامعه ي پررونق يا تيم هاي ورزشي، عموماً يك رهبر بانفوذ نيز وراي هر برند موفقي است. اين آدم براي شركت هاي بزرگ ممكن است مدير ارشد اجرايي(عموما مديرعامل) باشد. ولي در شركت هاي كوچك تر معمولا خودمالك اين نقش را برعهده دارد. براي هماهنگ كردن كوشش هاي اعضاي تيم و حركت به سوي يك چشم انداز راهبردي از يك برند، يك نفر بايد پيش قدم شود و هدايت كشتي را بر عهده بگيرد. اين رهبر مشكلات غامض را حل و فصل مي كند و براي ايجاد هماهنگي بين افراد به عنوان رابط بين بخش هاي متفاوت عمل مي كند. رهبران هم چنين انگيزه دهندگان و مشوقان ماهري هستند و خوب مي دانند چگونه توانمندي ها و قوت هاي اعضاي مختلف تيم ها را بيشينه كنند.

 

منبع : مديران گيلان



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 علت اهميت مديريت برند در سال 2016

در جهاني كه مصرف كنندگان به سرعت اطلاعات مورد نظرشان را دريافت مي كنند، و در كسري از ثانيه راجع به يك شركت تصميم مي گيرند، خصوصا در سال جديد مديريت برند، همه چيز است. اگر شركت ها بتوانند خودشان را در انظار عموم، خوب به تصوير بكشند، اساساً بر برداشت مردم از آنها تأثير خواهد داشت. در حقيقت، در موارد بسياري، برند و اين تصوير به اندازه ي (اگر بيشتر نه) خود محصول مهم هستند.

اين مسئله نشان مي دهد توانايي يك شركت در تحت تأثير قرار دادن بازار فروش، مثبت تر از كيفيت محصول و يا هر دارايي ديگري است. در ۲۰۱۶، كسب و كارهاي بسياري با شكست مواجه خواهند شد يا بسته به توانمندي برندشان، موفق خواهند شد.

1- اهميت ديدگاه ها

مسئله ي نظر و ديدگاه مشتريان در مديريت برند، بسيار مهم است. در حقيقت، ۸۹% از مصرف كنندگان عقيده دارند ديدگاه هاي برخط خدمات و محصولات، موثق و قابل اعتماد هستند. در همين راستا، ۸۰% از مصرف كنندگان اقرار كرده اند كه با خواندن يك ديدگاه بد در مورد يك كالا از خريدش صرف نظر كرده اند. بنابراين، ديدگاه هاي بد مي توانند به شركت آسيب بزنند، و ديدگاه هاي مثبت مي توانند به آن كمك كنند. آمارها نيز مويد اين موضوع هستند. ۸۵% از افرادي كه با آنها مصاحبه شده بود ادعا كردند مايل اند كالايي را بخرند كه ديگر مشتريان درباره اش ديدگاه خوبي را مطرح كرده باشند. اين نمونه اي از قدرت بي طرفانه ي ديدگاه ها است. مشتريان از هميشه دقيق تر شده اند، و در نتيجه بازاريابي و تبليغات تقريباً قدرت گذشته را ديگر ندارند. در سال هاي گذشته، تبليغات مي توانست با فنون بازاريابي به طور مؤثر، نظر يك خريدار را در مورد شركت عوض كند.

به هر حال، در ۲۰۱۶، مصرف كنندگان بسيار آگاه تر هستند و نسبت به تبليغات، شك و ترديد بيشتري دارند. خريداران به خوبي از اهداف شركت ها آگاه هستند. به همين دليل به شركت ها اعتماد نمي كنند، خصوصاً به ادعاهاي ساختگي آنها در مورد محصولاتشان. با اين حال، آنچه مصرف كنندگان به آن اعتماد مي كنند، ديدگاه هاي مصرف كنندگان ديگر است. هنگامي كه يك مصرف كننده، ديدگاه يا نظرش از محصول يك شركت مثبت است، فرض بر اين است كه اين ادعا بي طرفانه و در نتيجه صادقانه است. بنابراين، مصرف كنندگان به احتمال بسيار زياد به مصرف كنندگان ديگر اعتماد مي كنند تا يك شركت، به همين دليل است كه ديدگاه هاي مصرف كننده بسيار مهم است. قدم اول اين است كه به مشتريانتان اهميت بدهيد، و سپس آنها را دنبال كنيد تا مطمئن شويد ديدگاه هاي مثبتي دريافت خواهيد كرد.

2- تصوير همه چيز است

برند بد، يعني فروش ناچيز، از دست دادن مشتري و رشد ضعيف. برند مشخص مي كند كه تصوير شما در چشمان مشتريان و صنعتتان چگونه است. متاسفانه، ارزش حقيقي محصول و خدمت شما در زير لايه هاي گمراه كننده اي از مطبوعات، رسانه ها، صحبت هاي شفاهي و تبليغات-- همه ي آنچه برند منحصر به فرد شما را تشكيل مي دهند، پنهان است. اگر مي خواهيد در ۲۰۱۶ در بازار بمانيد، بايد بيشتر از هميشه روي برندتان تمركز كنيد. براي پيشرفت برندتان به ابزاري مانند RepRevive، نگاهي بيندازيد. اين برنامه براي ساخت برند و ايجاد اعتماد مصرف كننده بسيار مفيد است، چنين برنامه هايي كسب و كارها را قادر مي سازند قبل از اجراي نظرسنجي در وبگاه ها بتوانند ديدگاه ها را مديريت كنند.

RepRevive با عرضه ي آنلاين نرم افزار مديريت اعتبار و ابزار بازخورد كسب و كار، كمك مي كند تا كسب و كارها بر ديدگاه هاي بد غلبه كنند و به وفاداري و احترام مشتريان دست يابند. در واقع، اين برنامه، به كسب و كارهاي كوچك كمك مي كند تا تجربه ي مشتري را بهبود بخشند. اين برنامه با اجراي يك نظرسنجي، تجربيات مشتريان را برآورد مي كند و سپس اين بازخوردها را در جاي مناسب منتشر مي كند. اگر بازخوردها خوب باشد، آن را در فيسبوك پست خواهد كرد. اگر بد باشد، آن را بررسي مي كند و در اختيار خود شركت قرار مي دهد. اگر اين بازخوردها در حد متوسط باشد، ممكن است با مصرف كنندگان از طريق رسانه هاي اجتماعي ارتباط برقرار كند. اگر شما ديدگاه هاي خوبي دريافت كنيد، كسب و كارتان بهبود خواهد يافت و به اين ترتيب درآمدتان نيز بهتر مي شود.

3- مصرف كنندگان به مصرف كنندگان اعتماد مي كنند نه به كسب و كارها

اگر مي خواهيد مشتري جديد از شما خوشش بيايد، نياز داريد او به دنبال ارزيابي مشتريان راضي قبلي برود. براي كسب و كارهاي جديد، اين يك سناريوي مرغ و تخم مرغ است. اگر ديدگاه هاي خوب بعدي از ديدگاه هاي خوب قبلي ناشي مي شوند، پس پرسش اين است چگونه مي توان ديدگاه هاي خوب اوليه را به دست آورد؟ پاسخ اين است، با ارائه ي كيفيت. اگر مي خواهيد مشتريانتان شما را دوست داشته باشند، هيچ جايگزيني براي كيفيت محصولات و خدمات وجود ندارد. كيفيت كمك خواهد كرد در ابتدا رتبه ي شما افزايش بيابد. مخصوصاً براي كسب و كارهاي خدماتي، رتبه بندي بسيار مهم است. تفاوت يك ستاره در رتبه ي يك رستوران مي تواند تا ۱۰% بر درآمد شركت تأثير بگذارد. نيازي نيست كه كارشناس بازار باشيد تا اهميت ديدگاه هاي آنلاين را درك كنيد، بايد هر كاري كه مي توانيد براي بهبود آنها و مثبت نگاه داشتن شان انجام دهيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

5 نكته براي ماندگاري يك برند

از راه اندازي تا بلوغ مراحلي هستند كه شركت ها در مسير خود طي مي كنند؛ و هر فاز داراي پويايي متفاوتي است. آنها با تجسم اهداف از روز اول، با اطمينان كسب وكار و برندشان را توسعه مي دهند. اين رويكرد منجر به رشد شان مي شود كه به عنوان يك راهنما براي مشتريان، مديريت، كاركنان و سرمايه گذاران به صورت مضاعف عمل مي كند. مانند يك كارآفرين موفق، يكي از بزرگ ترين نقاط قوت شما اين است كه مي توانيد رويا ببينيد و برند شما بايد منعكس كننده روياهاي شما باشد.

و نشانگر آينده دوردست باشد. بنابراين، برندي كه شما مي سازيد بايد مسيري به سوي نقطه موفقيت داشته باشد و تصويري دقيق كه شما از موفقيت ترسيم كرده ايد، دارا باشد. با توسعه يك برند متمركز بر نقطه موفقيت، شما يك برند را ايجاد كرده ايد تا در آن رشد كنيد، نه اينكه شما به موازات رشد نياز به تغيير مداوم آن داشته باشيد. برند عبارت است از نقطه موفقيت شما. بسياري از برندها در همان لحظه برند هستند، نه فراتر از آن. آنها به مرور از اعتبار مي افتند. بنابراين، آنها اغلب به خودشان يك نام و يك برند اختصاص مي دهند كه متناسب با ديگر بخش ها نيست. اين مدتي كوتاه كارآيي دارد، اما همان طور كه آنها رشد مي كنند و با افزايش رقابت مواجه مي شوند، آن دسته از عوامل مشابه كسب وكار آنها را در خود محصور مي كند. مورد توجه قرارگرفتن سخت تر و سخت تر مي شود، فقط به اين دليل كه افزايش رقابت، تمايز را حياتي مي سازد.

بنابراين، آنها برند جديدي را تعريف مي كنند. همچنين اگر آنها بعدا نياز به وجوه سرمايه گذاران براي توسعه سرمايه خود را داشته باشند، ابتدا بايد اهداف برندشان مورد توجه سرمايه گذاران قرار گيرد. يك برند كه بر محصول متمركز شده احتمالا به اندازه كافي بزرگ يا بلند پروازانه براي اين ذي نفعان نيست. عنوان كاري آنها با سرمايه در گردش شان همتراز نيست. بنابراين، آنها مجددا برند جديدي تعريف مي كنند. اين روند در صورتي كه آنها نياز به ورود به بخش هاي جديد يا گسترش بازارشان، به منظور رويارويي با اهداف رو به رشد خود را داشته باشند، ادامه مي يابد و دوباره به يك برند جديد نياز دارند كه قادر به انجام آن باشد. و هر زمان كه آنها وارد فرآيند تغيير برند مي شوند، متحمل هزينه و زمان شده و مجبور به آموزش و شناساندن مجدد خود به بازار مي شوند.

اما ايجاد صحيح يك برند از همان آغاز، كه نزديك به چشم انداز شما از موفقيت باشد و خصوصيات برندتان به طريقي سازگار با نيت و هدف شما در طول پيشرفتش باشد، نشانگر آن است كه شما اقدام به تصميم گيري بهتري كرده ايد و به همه كساني كه با شما در ارتباط هستند اطمينان مي دهيد كه آنها در حال كار با يك شركت هدفمند هستند. بنابراين، دقيقا شما چگونه اين كار را انجام مي دهيد؟ چگونه يك برند بسازيم كه گواهي براي آينده باشد؟

1- با يك فرض قدرتمند شروع كنيد:

يك دليل براي راه اندازي كسب وكار براساس آنچه كه براي مصرف كنندگان مورد توجه است. ببينيد كه براي چه نيازي مي خواهيد يك راه چاره ارائه دهيد. چرا شما موفق خواهيد شد؟ براي اين نياز چه تدبيري انديشيده ايد؟ و چرا آن بسيار متفاوت از چيزي است كه امروز افراد مي توانند آن را انجام دهند؟ در مرحله بعد، نقطه موفقيت خود را تعيين كنيد از لحاظ آنچه كه كسب وكار شما در آينده چگونه به نظر مي رسد.

2- تا چه حد بزرگ خواهد بود؟

براي پاسخ به اين سوال، از خود بپرسيد: نقطه بيشترين سودآوري كجاست؟ آيا شما در مقياس خود سود آورترين يا به عنوان يك متخصص خواهيد بود؟ در رده محلي، ملي يا جهاني؟ درحالي كه براي بسياري از كارآفرينان عامل وسوسه كننده اين است كه به بزرگي برسند كه به معناي رسيدن به سودآوري است.

3- پويايي هاي احتمالي اين بخش چيست؟

اوضاع در اين فضا در طول سال هاي پيش رو به چه صورت مي گذرد و چه تعداد كار براي انجام وجود دارد؟ بخش هاي شلوغ تر احتمالا به معني رقباي بيشتر خواهد بود. نياز است كه چقدر متفاوت باشيد تا در آينده ايستادگي كنيد؟

4- چقدر فضا در اختيار داريد قبل از اينكه شما نياز به تنوع بيشتري داشته باشيد؟

به عبارت ديگر، آيا براي بازار شما رشد اساسي و كافي وجود دارد كه به برنامه هايتان بپردازيد؟چه مدت مي توانيد در اين بخش بمانيد، قبل از اينكه نياز به گسترش در حوزه هاي ديگر داشته باشيد؟ اين باعث اين تصميم خواهد شد كه برند شما بايد چه اندازه مصمم يا در بخش خود تك باشد.

5- چگونه مي خواهيد رشد كنيد؟

از طريق جريان نقدي يا از طريق سرمايه گذاري؟ اين كمك خواهد كرد كه شما تصميم بگيريد كه بايد بيشتر از همه به چه كساني رجوع كنيد.

با اين پاسخ ها، شما خواهيد دانست كه چرا قصد موفقيت داريد، تا چه وسعتي نياز به رشد داريد، تا چه شدتي شما نياز به رقابت داريد، شما براي رسيدن به آنجا با چه چيزي قصد مبارزه داريد، تا چه وسعتي نياز به تنوع داريد و چه ميزان نياز داريد كه افراد در حوزه شما يا يك كسب وكار سرمايه گذاري كنند كه بر اساس خريد و فروش رشد مي كند.اين رمز موفقيت است. برند خود و يك طرح كسب وكار براي آن را ايجاد كنيد، سپس از چالش هاي اوليه خارج شده و آن رويا را تعقيب كنيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 روش محاسبه ارزش برند

ارزش برند با ميزان اعتماد مشتري از يك برند اندازه گيري مي شود. ارزش برند، ارزشي است كه مشتريان و مشتريان بالقوه از يك برند درك مي كنند. ارزش برند يك شركت مي تواند با مقايسه درآمد مورد انتظار آينده از يك محصول با نام تجاري با درآمد مورد انتظار آينده يك محصول بدون نام تجاري معادل با آن محاسبه شود. اين تفاوت، كه معمولاً همان سود حاصله است، به معني ميزان اعتماد مشتريان به اين برند، و تمايل آنها براي پرداخت بيش از قيمت نسبت به برندهاي رقيب با ادراك ارزش پايين تر است.

منتها اين محاسبه بر اساس تقريب است. اين ارزش مي تواند شامل ويژگي هاي ملموس، كاركردي (مثلا قدرت پاك كنندگي دوبرابر يا ميزان چاق كنندگي نصف)و ويژگي هاي غير ملموس و احساسي (مانند برند از نظرافراد خوش سليقه يا با سَبك) باشد.​ در ادامه تعدادي از روش هاي ارزيابي ارزش برند را ارائه مي نماييم.

1- روش داموداران :

در اين روش جهت ارزش گذاري دارايي هاي معنوي، اين بخش از دارايي ها را در سه دسته طبقه بندي مي كنيم

اولين گروه، آن دسته از دارايي هاي معنوي هستند كه مربوط به يك محصول يا خدمت خاص مي باشند و جريان هاي نقدي ايجاد مي كنند. جهت ارزش گذاري اين دسته مي توان از مدل هاي تنزيل جريان هاي نقدي بصورت معمول استفاده نمود، كه برآورد جريان هاي نقدي با توجه به همان محصول يا خدمت و با در نظر گرفتن چرخه عمر محدود آن صورت مي پذيرد.

دسته دوم از دارايي هاي معنوي، پيچيده تر بوده چرا كه اين دارايي ها به جاي ايجاد جريان نقدي براي يك محصول يا خدمت خاص، به توليد جريان نقدي براي كل شركت پرداخته و عايدات آن ها، كل شركت را تحت تاثير قرار مي دهد. اين دسته، نام تجاري شركت است كه تمام جنبه هاي شركت از ميزان فروش تك تك محصولات تا نرخ هزينه سرمايه شركت را تحت تاثير قرار مي دهد.

دسته سوم، شامل آن دسته از دارايي هاي معنوي مي شود كه در حال حاضر هيچ گونه جريان نقدي ايجاد نمي كنند اما داراي اين پتانسيل هستند كه جريان هاي نقدي را در آينده، تحت شرايطي خاص به وجود آورند. اين دسته نه تنها شامل ذخاير منابع طبيعي است بلكه همچنين شرايط قابل تغيير شركت براي ورود به بازارها و كسب و كارهاي جديد و رها نمودن تجارت فعلي را نيز شامل مي شود. بهترين روش براي ارزش گذاري اين دسته از دارايي هاي معنوي استفاده از مدل قيمت گذاري حق امتياز معامله است.

2- روش اينتربرند (يا فايننشال ورد)

يكي از مشهورترين طبقه بندي نام هاي تجاري توسط فايننشال ورد ايجاد شده است. جهت ارزش گذاري و رتبه بندي نام هاي تجاري، فايننشال ورد از يك نسخه ساده شده روش اينتربرند استفاده كرد كه عبارت است از اختلاف ميان سودهاي يك نام تجاري و سودهايي كه اساساً بايد آن محصول بدون هيچ نام تجاري مشهوري به دست آورد. به اين اختلاف، سودهاي خالص خاص نام تجاري گفته مي شود. همچنين فايننشال ورد يك ضريب محاسبه شده را با توجه به توانايي نام تجاري به كار گرفت. حاصل ضرب اين دو، ارزش نام تجاري است. اينتر برند ارزش نام تجاري را از طريق ضرب تفاوت سودهاي نام تجاري در يك ضريب ارزيابي كرد. اين ضريب به وسيله تشخيص عامل هايي كه طبق نظر اينتربرند توانايي نام تجاري را مشخص مي كند، به دست مي آيد.

اين فرايند با محاسبه EBAT سه سال گذشته شركت شروع مي شود. نكته مهم در اين مرحله كسر اي.بي.آي.تي هاي متناظر با فعاليتهايي است كه نام تجاري در آنها نقشي ندارد. در مرحله بعد، پس از شناسايي شركت هاي بدون نام تجاري خاص،بتواندEBAT آن ها نيز محاسبه گرديده و اختلاف بتواندEBAT دو شركت به دست مي آيد. جهت تعديل شدن بتواندEBAT هاي سال هاي گذشته، اثر عوامل خارجي همچون نرخ تورم بر آن لحاظ مي شود. براي آنكه ارزيابي ما بتواندEBAT نام تجاري براي سال هاي آينده را بهتر پيش بيني نمايد، بايد از ميانگين وزني بتواندEBAT سال هاي گذشته استفاده نماييم. از آنجا كه ممكن است اين ميانگين وزني، از ميزان پيش بيني سال آينده اختلاف بتواندEBAT دو نوع شركت كمتر گردد، عنواني با نام ذخيره كسري بتواندEBAT آتي در نظر گرفته مي شود. در نهايت پس از كسر هزينه سرمايه و ماليات از ميانگين وزني، اختلاف سودها (بين شركت با نام تجاري و بدون نام تجاري) به دست خواهد آمد
از طرف ديگر، اينتربرند ضريبي را با نام "توانايي نام تجاري" جهت برآورد ارزش نام تجاري، محاسبه مي كند. اين ضريب تركيبي از هفت عامل زير است:

  • رهبري: يك نام تجاري بانفوذ، بسيار با ثبات است و ارزش هاي بسياري نسبت به نام هاي تجاري ديگر كه سهم بازار كمتري دارند، را داراست.

  • ثبات و پايداري: نام تجاري كه در طول زمان از درجه وفاداري بالاي خريداران برخوردار هستند، بيشترين نمره را در اين فاكتور به دست مي آورند.

  • بازار: يك نام تجاري با ثبات، در بازاري كه در حال رشد است، با ورود رقباي بسيار، بيشترين امتياز را داراست.

  • بين المللي: نام هاي تجاري فعال در بازارهاي جهاني ارزش بيشتري را نسبت به نام هاي تجاري ملي و منطقه اي دارند. البته، تمام نام هاي تجاري توانايي مواجهه با موانع و حصارهاي ملي و فرهنگي را ندارند.

  • روند: توجه نام هاي تجاري به اين كه به روز و مناسب براي مصرف كننده باشند ارزش آنها را افزايش مي دهد.

  • پشتيباني و حمايت: نام هاي تجاري كه از پشتيباني (و به نوعي خدمات پس از فروش) برخوردارند مي بايست از آنهايي كه فاقد چنين فاكتوري هستند،ارزش بيشتري داشته باشند. البته كميت و كيفيت اين خدمات و پشتيباني ها نيز بايد مد نظر باشد.

  • حفاظت: قدرت و وسعت قوانين حمايتي از نام تجاري (قانون انحصار) يك عامل مهم و حساس در ارزش- گذاري است.

3- روش هوليهان :

طبق روش مشاوران ارزش گذاري هوليهان ، ارزش نام تجاري، ارزش فعلي جريان نقدي آزاد شركت منهاي ضرب هر يك از دارايي ها در بازده مورد انتظار آنها مي باشد. جريان نقدي آزاد ناشي از نام تجاري تا حدي شبيه ارزش افزوده اقتصادي است.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

برند، متمايز چون اثر انگشت

احتمالا عاميانه ترين و دم دست ترين تعريف ممكن براي واژه برند اين است: نامي كه مستقيما دليل فروش كالاها يا استفاده از خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد. مشخص است كه برند فقط يك نام نيست بلكه يك نشانه يا سمبل يا آرم گرافيكي نيز دارد كه منحصر به فرد است.قطعا اگر اندكي تامل كنيد متوجه مي شويد كه هدف از ايجاد يك برند، چيزي فراتر از فروش كالا يا ارائه خدمات هدف است.

برند علاوه بر اينكه بايد سهم بازار را زير تسلط خود نگه دارد، براي رشد كسب و كار هم راه هايي را مطرح مي كند و كاركنان ماهر و مستعد را جذب و حفظ مي كند و ارزش خود را نزد سهام داران مجموعه هم ارتقا مي بخشد. اما مسئله اينجا ست كه حالا برند صرفا يك نام يا نماد نيست بلكه عناصر ديگري چون تجربه ها، شنيده ها، روايات و خاطره هاي ذهن افراد، ويژگي هاي خاص افراد مصرف كننده از آن و حتي موقعيت مكاني مراكز فروش يا ارائه محصولات و قيمت آن ها هم در اين مجموعه در هم تنيده شده و همه آنها با هم مفهوم برند را بوجود آورده اند.

در مجموع يكي از بهترين تعريف هاي برند توسط گاردنر و لوي در سال 1955 ارائه شده است .برند مفهومي پيچيده است كه دامنه متنوعي از ايده ها و ويژگي ها را در بر مي گيرد. برند نه تنها با استفاده از آهنگ خود (و نيز معني و مفهوم لغوي خود) بلكه مهم تر از آن با استفاده از هر عاملي كه در طول زمان با آن آميخته اند و در جامعه به صورت هويتي شناخته شده و نمود يافته است، با مشتري سخن مي گويد.البته تعاريف ديگري هم در مورد برند مورد استفاده قرار گرفته از جمله تعريف استفن كينگ كه معتقد است محصول چيزي است كه در كارخانه ها ساخته مي شود وبرند چيزي است كه مشتري آن را خريداري مي كند.از تعاريف بالا مشخص شد كه برند مفهومي پيچيده است كه جزئيات متعددي دارد.

فلسفه برند سازي امروزه گسترش فراواني يافته است؛ به طوري كه براي آن كمپين برند سازي ايجاد شده است، كه اين كمپين براي ايجاد يك برند به نكات زيادي توجه مي نمايد، از جمله جنبه هاي تصويري و حتي جنبه هاي شنيداري يك برند. حتي قسمت هايي بر روي تلفظ يك برند در زبان هاي مختلف مطالعه مي نمايند تا برندي را انتخاب نمايند كه در تمام زبان ها تلفظي يكسان داشته باشد. كارخانه كوكا كولا كه داراي يكي از برند هاي معتبر در دنياست، قبل از انتخاب برند خود روي بسياري از اين مسائل توجه كرده و يك برند با اعتبار براي خود و نام شركت خود ايجاد نموده است.در دنياي امروز بسياري از شركت ها كه فكر مي كنند مي توانند در زمينه تجارت موفق باشند، به دنبال نام و برندي براي خود مي باشند كه بتواند در سراسر جهان نام آنها را بر سر زبان بيندازد.

مي توانيم بگوييم اگر نام تجاري شركت ما تبديل به يك برند بشود، ديگر نيازي حتي به تبليغات گسترده نداريم. فقط نياز به تبليغاتي داريم كه نام برند ما بر سر زبان بماند.براي تبديل شدن نام شركت و به يك برند و بر سر زبان افتاد نام تجاري مان، كافي ست با طراحي سايت مناسب و بهينه سازي سايت، البته بعد از انتخاب نام برند و ثبت شركت و نام آن، اقدام به تبليغات براي خود نماييم.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۰ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

5 نكته كليدي براي ريبردينگ

ابزاري كه به شما شهرت و اعتبارمي دهد و كمك مي كند تا در ميان رقبا شناخته شده باشيد برندتان است و بين اين كه كسب و كار شما در چه زمينه اي است و چه چيزي به مشتريان ارائه مي دهيد، ارتباط برقرار مي كند. عادات مشتريان روز به روز در حال تغيير است و گاهاً در بعضي از مواقع، كسب و كار شما فاكتور جذابيت را از دست مي دهد و برندهاي ديگر جذاب به نظر مي رسند، در اين مواقع كسب و كار شما به برندينگ مجدد (rebranding) احتياج دارد. ريبرندينگ فرايندي است كه اكثر شركت هاي بزرگ جهان آن را انجام مي دهند.

با انتخاب برند جديد، شما قادر خواهيد بود تا رابطه خود را با مشتريان هدف بهبود دهيد، آگاهي از برند را گسترش دهيد و روابط عاطفي ايجاد كنيد. اطمينان حاصل كنيد كه برند بازتابي از آرمان هايتان است كه به شما مزيت رقابتي مي دهد و باعث رشدتان مي شود. علاوه برآن، توسعه بلند مدت بازار و نوآوري را كه هر دو ضامن سودآوري هستند، ترويج و گسترش مي دهد. با اين حال، برندسازي مجدد با وجود كسب و كارهايي كه آن را تجربه كرده اند آسان به نظر مي رسد، اما يك فرآيند پيچيده است. علاوه بر استخدام بهترين كارشناسان براي اين كار، شما بايد از 5 قانون طلايي زير آگاه باشيد تا از درست بودن اين مسير اطمينان حاصل كنيد.

1. بر روي تصوير بزرگتر تمركز كنيد، امّا خاص باشيد.

شما ممكن است نسبت به المان هاي كوچك لوگو خود حساس باشيد به دليل اينكه شركت هاي مشهوري مانند آمازون، نايك و اپل لوگوهاي جذابي دارند كه به طور موثري برند آن ها را ارائه مي دهند. با اين حال، به همان اندازه كه مخاطبان از داستان بيشتر لذت مي برند، تلاش زيادي براي تجزيه و تحليل لوگو شما نخواهند كرد. به جاي توجه زيادي به لوگوي خود، اطمينان حاصل كنيد كه برند شما در ميان ديگر رقباي موجود در بازار به راحتي قابل تشخيص است. براي دستيابي به موفقيت، بر روي مواردي كه كسب و كار شما را خاص مي كنند، محدود شويد و مشتريان و بازارهايي كه مي خواهيد بر روي آنها تمركز داشته باشيد را مشخص كنيد. برندي كه به معناي همه چيز است، در واقع هيچ نيست. همچنين در برخي از صنايع لوگو چندان مهم نيست به عنوان مثال، اگر خدمات سلامت ارائه مي دهيد مشتريان توجه زيادي به لوگوي شما نخواهند كرد. در حالي كه، اگر يك شركت طراحي گرافيك داريد لوگوي شما بايد جذاب باشد.

2. مخاطبان خود را در هر مرحله از راه مشخص كنيد.

در حالي كه شما در حال برندسازي مجدد هستيد، اين فرصت خوبي است كه بدانيد مخاطبانتان چه كساني هستند. به عنوان مثال يك برند لباس كه با فرهنگ لباس هاي اسپرت مرتبط بود، تلاش كرد تا نام خود را به عنوان يك لباس لوكس نشان دهد. برندسازي مجدد نتيجه تمايل اين برند براي بدست آوردن مشتريان جديد بود. با اين حال، تغيير برند مي تواند از طريق احساس نياز براي تحريك دوباره طرفداران قبلي تقويت شود. بنابراين، اطمينان حاصل كنيد كه سر و صدا و همهمه زيادي براي احساس و نگاه جديد خود ايجاد كرده ايد. اجازه ندهيد كه برند جديد با مشتريان كليدي بيگانه باشد در حالي كه آنها عامل سودآوري شما هستند. شما مي توانيد از طريق نظرسنجي و تحقيق نشان دهيد كه چه مقدار براي آنها در فرآيند ريبرندينگ ارزش قائل هستيد.

3. همه چيز را به روز كنيد

اطمينان حاصل كنيد كه همه چيز را تغيير داده ايد و برند خود را از همه نظر به روز كرده ايد. اگر مشتريان برند جديد شما را در برخي از مكان ها و برند قديمي را در جاهاي ديگر ببينند، تصور مي كنند كه شما بي برنامه هستيد و آن ها فكر خواهند كرد كه همه چيز اشتباه است. با افزايش رقابت مورد توجه قرارگرفتن سياري از برندها سخت تر و سخت تر مي شود و ايجاد تمايز حياتي مي شود.

4. كارمندان را از تصميمات خود آگاه سازيد.

افرادي كه حقيقتاً برند شما را تشكيل مي دهند بايد بدانند كه چه خبر است. رويكرد و چشم انداز جديد خود را با آنها به اشتراك بگذاريد و با آموزش معناي ريبرندينگ به كارمندانتان، موقعيت خود را تثبيت كنيد. آن ها بايد درك كنند كه چرا برند نياز به تغيير دارد، در نتيجه آنها مي توانند بر چيزي كه نياز به تغيير دارد، تمركز كنند.

5. فراموش نكنيد كه استراتژي هاي جديد خود را اعلان كنيد.

هم زمان با كار بسيار براي تغيير برند كسب و كار خود، به ياد داشته باشيد كه شروع دوباره خود را اعلان كنيد. هر كاري براي رسيدن به اين منظور انجام دهيد. شما بايد خصوصاً در اين مورد كه تغيير برند چه نتايج مثبتي بر تجربه مشتريان تان خواهد داشت، تأكيد كنيد. علاوه براين، شما بايد از ترس هاي مشتريان خود آگاه باشيد كه در اين صورت مي توانيد اين ترس ها را با مواردي كه آنها در مورد شركت دوست دارند از بين ببريد. تنها پس از آن مي توانيد هم چشم انداز و هم مشتريان موجود را كه در مورد مسير جديد هيجان زده هستند، با هم حفظ كنيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۱۰ توسط:مشاوره مديريت موضوع: