مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11476
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 39
همه : 4339958


جدول هم‌خوان‌ها

در زير همخوان‌هاي فارسي معيار را مي‌بينيد. اين همخوان‌ها در فراز و نشيب زمان دگرگون شده و به شكل امروزي در‌آمده‌است. فارسي همخوان غير‌شُشي ندارد.

بر اساس جدول آوانگاري بين‌المللي، آواهاي فارسي اين‌گونه است:

ششي

لبي

لثه‌اي

پس‌لثه‌اي

كامي

نرم‌كامي

زبان كوچكي (ملازي)

چاكنايي

خيشومي

م m

ن n

ن ŋ

انسدادي

واك‌دار

ب b

د d

گ g

ق ɢ

بي‌واك

پ p

ت t

ك k

ء ʔ

انسايشي

واك‌دار

ج

بي‌واك

چ

سايشي

واك‌دار

و v

ز z

ژ ʒ

غ ɣ

بي‌واك

ف f

س s

ش ʃ

خ x

ه h

تك‌ضربي

ر ɾ

لرزشي

ر r

ناسوده

ل l

ي j





امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
    واكه‌هاي كشيدهٔ كوتاه  

اگر واكه‌هاي كشيده پيش از /ن/ بيايد، كوتاه تلفظ مي‌گردد. همچنين در ديگر موارد نيز معمولاً مي‌توان اين كار را كرد.

دبيره

آوانگاري بين‌المللي

نمونه

ا

ɒ

نان /nɒn/

ي

i

ببين /bebin/

و

u

بيرون /biːɾun/

استثناها

همچنين استثناهايي هست كه از اين قرار است:

§  اگر تركيب ـَي /ay/، در حالتي بيايد كه ي ساكن داشته باشد، مي‌گوييم «زبر بر «ي» سنگين است»، يعني بايد به صورت /ey/ خوانده مي‌شود. مانند پَياپَي /payaapey/ كه پَي نخست به خاطر داشتن زبر، /pay/ خوانده شده و پِي دوم به خاطر زبر پشت «ي» ساكن، /pey/ خوانده مي‌شود.

البته در حالت ـَيّـ استثنا است، مانند صَيّاد /sayyaad/.
زبر پشت «ي»اي كه حركت دارد، گاهي جاي /ay/، /ey/ خوانده مي‌گردد، مانند تركيب «مَيِ انگوري» /mey e anguri/.

§  اگر تركيب ـَو /av/ (/aw/)، در حالتي بيايد كه ي ساكن داشته باشد، مي‌گوييم «زبر بر «و» سنگين است»، يعني بايد به صورت /o/ (گاهي هم /ow/ و /ō/) خوانده مي‌شود. مانند سَواره‌رو /savaare-ro/ كه سَوار به خاطر داشتن زبر، /savaar/ خوانده شده و رو به خاطر زبر پشت واو ساكن، /ro/ خوانده مي‌شود.

البته در حالت ـَوّـ استثنا است، مانند جَوّ /javv/.
زبر پشت واوي كه حركت دارد، گاهي جاي /av/، /ov/ خوانده مي‌گردد، مانند نَوين /novin/.

همچنين واكه‌هاي بلند نيز در واقع با واكه‌هاي كوتاه نوشته مي‌گردد كه اغلب نمي‌نويسندش. اين الگوها اين چنين است:

1.     ـَا = aa

2.     ـِي = i

3.     ـُو = u

پس حواستان باشد، بيت (كوچك‌ترين حافظهٔ رايانه) /bit/ را بياد نوشت «بِيت»، و بيت (هر سطر در شعر) /beit/ را بايد نوشت «بَيت»

تفاوت واكه‌ها در سه گويش

در درازاي تاريخ، واكه‌هاي e (ـِ معمولي)، i (اي كوتاه)، ī (اي معمولي)، ē (ـِ كشيده)، u (او كوتاه)، ū (او معمولي)، ō (ـُ كشيده)، a (ـَ معمولي)، ā (آ معمولي)، o (ـُ معمولي) و ů (؟) در ميان گويش‌هاي فارسي (افغاني، ايراني و تاجيكي) تغيير كرند. جدول زير اين تغيير را نشان مي‌دهد:

شكل ابتدايي

i

ī

ē

u

ū

ō

a

ā

افغاني

e

i

ē

o

u

ō

a

ā

ايراني

e

ī

o

ū

a

ā

تازيك

i

e

u

ů

a

o

همخوان‌ها

زبان فارسي بيست‌و‌سه نماينده‌ي واجي اصلي دارد. دو نماينده از اين‌ها، دو نماينده (ن و ر) خود دو همخوان را نشان مي‌دهد. واج ق نيز اخيرا در زبان فارسي آمده كه تقريباً همانند عربي تلفظ مي‌شود، با اين تفاوت كه ق عربي بي‌واك و ق فارسي واك‌دار است.

پس به جرأت مي‌گوييم كه فارسي بيست‌و‌شش همخوان دارد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

واج شناسي و آوا شناسي فارسي (2)

و نيز اگر بخش (هجا) هاي واژه، دوواجي درست‌شده از همخوان و واكهٔ /æ/، و نيز واجٍ دوم بخش بعد /ɒː/باشد، مي‌توان /æ/ بخش نخست را به /ɒ/ تبديل كرد؛ همچون بهار، نماز، نهار (ناهار، غذاي ظهر)، چهار، بي‌مَهابا، باصفا و ….

دبيره

آوانگاري بين‌المللي

شرايط

نمونه

ـَ

ɒ يا æ

پيروي از الگوي …ـَـَا

چَهَار /tʃɒhɒːɾ/ يا /tʃæhɒːɾ/

ـِ

يا e

پيروي از الگوي …ـِـِي

كِلِيد /kiliːd/ يا /keliːd/

ـُ

يا o

پيروي از الگوي …ـُـُوْ

سُرُود /suɾuːd/ يا /soɾuːd/

واكه‌هاي كوتاه كشيده 

گاهي واكه‌هاي كوتاه فارسي، مي‌تواند كشيده تلفظ شود.

اگر در بخش (هجاي) پاياني واژه يا تك‌واژ، پس از واكهٔ كوتاه دو همخوان آمده‌باشد، مي‌توان واكه را كشيده تلفظ كرد. در واقع هنگامي كه واكه پيش از دو همخوان چسبيده (دو حرف ساكن‌دار) آيد.

مثلاً /سَرْد/ را مي‌توان به صورت /sæːɾd/ يا /sæɾd/ گفت.

دبيره

آوانگاري بين‌المللي

شرايط

نمونه

ـَ

æː

پيروي از الگوي ـَـْـْ

سَبز /sæːbz/

ـِ

پيروي از الگوي ـِـْـْ

زرشك /zereːʃk/

ـُ

پيروي از الگوي ـُـْـْ

كوشك /kuːʃk/

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

واج شناسي و آوا شناسي فارسي (1)

زبان فارسي معيار شش واكه و بيست‌و‌چهار همخوان درست شده‌است.

البته در بخش همخوان‌ها بايد گفت كه آن‌چه مشهور مي‌باشد، بيست‌و‌سه همخوان است، ولي در واقع بيست‌و‌چهار‌تا است. البته بيست‌و‌پنجمي نيز در ميان مردم رايج است و بايد گفت كه فارسي عملاً بيست‌وپنج همخوان دارد، ولي آن را نپذيرفته‌اند؛ اين همخوان از زبان عربي به فارسي آمده و شايد براي همين هنوز پذيرفته نشده‌است. اگر بررسي را دقيق‌تر كنيم، همخوان‌هاي ديگري هم خواهيم يافت.

پيرامون واكه‌ها نيز بدانيد كه در فارسي افغاني، فارسي ايراني و فارسي تاجيكي اختلافاتي هست. يعني فارسي افغاني هشت واكه، و فارسي ايراني و تاجيكي شش واكه دارد.

البته به شرطي كه هجا‌هاي مركب را به حساب نياوريم اين گونه است، چون اين سي لفظ در واقع شالودهٔ ناب زبان فارسي است.

واج‌ها و آواها

واكه‌ها

زبان فارسي معيار، از لحاظ واكه‌ها امتيازهاي بسياري دارد و شايد در رستهٔ زبان‌هاي نادر و رايج دنيا باشد كه اين‌چنين است، و آن داشت تنها شش واج است، كه سه به سه در برابر هم است، سه واكهٔ كوتاه و سه واكهٔ كشيده. در واقع در فارسي، در نهايت تنها شش واكه داريم كه به تناسب هر كدام مي‌تواند كشيده يا كوتاه باشد كه دوازده گونه مي‌شود.

از ديگر امتيازات فارسي اين است كه دو واكه نمي‌تواند پشت‌سر‌هم آيد، يعني واك‌ها بايد ساده باشد و در فارسي واكهٔ تركيبي نظير انگليسي و تازي نداريم. اين ساختار واكه‌ها گفتار را ساده و روان كرده‌است.

البته گه‌گاه استثناهايي به چشم مي‌خورد كه در گويش معيار، نسبتاً كم‌ياب است.َ

جدول واكه‌هاي معيار فارسي

گويش معيار فارسي شش واكه دارد كه از اين قرار است:

 

دبيره

آوانگاري بين‌المللي

لاتين

نمونه

ـَ

æ

a

برده /bæɾde/

ـَا

ɒː

ā, aa

تاب /tɒːb/

ـِ

e

e

فِريب /feɾiːb/

ـِي

ī, i

تير /tiːɾ/

ـُ

o

o

بُت /bot/

ـُوْ

ū, u, oo

نوش /nuːʃ/

 

دبيره

آوانگاري بين‌المللي

لاتين

نمونه

ـَه

æ

a

نَه /næ/

ـِه

e

e

چِِه /tʃe/

و

o

o

تو /to/

واكه‌هاي كوتاهِ دراز

در فارسي، گاهي واكه‌هاي /ـُ/ و /ـِ/ به صورت /ـُوْ/ و /ـِيْ/ كوتاه تلفظ مي‌شود:

اگر يكي از بخش (هجا) هاي واژه، دوواجي درست‌شده از همخوان و واكهٔ /o/، و نيز واجٍ دوم بخش بعدي /uː/ باشد، مي‌توان /o/ بخش نخست را به /u/ تبديل كرد؛ مانند بِبين، پرينتر (چاپگر)، كليد، سريشم (ژلاتين)، نگين، فريني (فرني)، نشيمن، پريز، سپيد، ته‌نشين، ساكنين، آتِشين و

همچنين اگر بخش (هجا) هاي واژه، دوواجي درست‌شده از همخوان و واكهٔ /e/، و نيز واجٍ دوم بخش پسين /iː/ باشد، مي‌توان /e/ بخش نخست را به /i/ تبديل كرد؛ همانند نُمودن، گشوده، بي‌سكون، درود، شگون، ورودي، شكوفه، شلوغ و ….



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

آوا

آوا، به صداهاي گفتاري گويند. آواشناسي نيز دانش بررسي آواها و صداهاي گفتاري است. اين دانش كه بخشي از زبان‌شناسي بشمار مي‌آيد با بررسي سرشت آواها و شيوه‌هاي توليد آنها سر و كار دارد.

واژهٔ «آوا» در اشعار شاعراني چون رودكي، فردوسي، عنصري، منوچهري، ناصرخسرو، سنائي و خاقاني به كار رفته است.[۱]

دهخدا، علي‌اكبر، لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «آوا»

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/آوا
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

آواشناسي

آواشناسي (از واژه يوناني phone به معني صدا يا صوت) شاخه اي از زبان شناسي است كه مطالعه اصوات گفتار انسان را تشكيل مي دهد [۱]و با خواص فيزيكي اصوات گفتاري (آواها) ارتباط دارد كه عبارتند از: توليد فيزيولوژيكي آن ها، خواص آكوستيك، درك مخاطب و وضعيت نروفيزيولوژيكي. از سوي ديگر، واج شناسي به تعيين مشخصات گرامري چكيده سيستم هاي اصوات مربوط مي شود.

پيشينه

آواشناسي در سال 2500 پيش از ميلاد مسيح در هند باستان مورد مطالعه قرار گرفته و تعريف پانيني از مكان و طرز گفتار اصوات صامت در قرن پنجم پيش از ميلاد مسيح به سانسكريت برمي گردد. امروزه الفباي هندي اصلي، حروف صمات خود را مطابق با دسته بندي پانيني منظم كرده اند. يونانيان باستان نيز نخستين افرادي تلقي مي شوند كه يك سيستم نوشتاري را براي الفباي آوايي ارائه كردند. آواشناسي مدرن با الكساندر ملويل بل آغاز شد كه كتاب "گفتار مرئي" او سيستمي از نشانه هاي دقيق را براي نوشتن اصوات گفتاري فراهم مي نمود.[۲] مطالعه آواشناسي در اواخر دهه نوزدهم به سرعت رشد كرد كه بخشي از آن ناشي از ابداع آواسنج (فنوگراف) بود كه اجازه مي داد تا سيگنال گفتار ثبت شود. آواشناسان قادر بودند چندين بار سيگنال گفتار را بازپخش كرده و از فيلترهاي آكوستيك براي آن سيگنال استفاده نمايند. اما براي انجام اين كار بايد قادر به استنتاج دقيق تري در مورد طبيعت آكوستيك سيگنال گفتار مي بودند. لوديمار هرمان با استفاده از آواسنج اديسون خواص طيفي اصوات صامت و صدادار را بررسي كرده و در اين مقالات بود كه اصطلاح "مركب" براي نخستين بار معرفي شد. همچنين هرمان صداهاي ضبط شده صداداري را كه با آواسنج اديسون ساخته شده بود، در سرعت هاي متفاوتي بازپخش كرد تا نظريات توليد حروف صدادار ويليس و ويتستون را آزمايش كند.

زمينه هاي فرعي

آواشناسي به عنوان يك رشته تحقيقاتي داراي سه شاخه اصلي است:

آواشناسي تفصيلي به تفصيل گفتار مربوط مي شود؛ يعني موقعيت، شكل و حركت تفصيل دهنده ها يا اعضاي گفتاري مانند لب ها، زبان و تاهاي دهاني

آواشناسي آكوستيك با آكوستيك گفتار ارتباط دارد: خواص طيف سنجي امواج صداي توليد شده توسط گفتار مانند فركانس، شدت و ساختار هارمونيك آن ها.

آواشناسي مميزي با درك گفتار متناسب است: درك، دسته بندي و شناسايي اصوات گفتاري و نقش سيستم مميزي و مغز در اين فرايند.

آوانويسي

مقاله اصلي: آوانويسي فونتيك آوانويسي فونتيك سيستمي براي نوشتن آواي اصوات است كه در زبان گفتاري يا زبان ايمايي ايجاد مي شود. در شناخته شده ترين سيستم براي آوانويسي فونتيك يعني الفباي آوايي بين المللي (IPA) از نقشه برداري يك به يك بين آواها و نمادهاي نوشتاري استفاده مي شود.[۳] , [۴]طبيعت استانداردشده IPA به كاربران آن اجازه مي دهد تا آواها، گويش ها و لحن هاي زبان هاي مختلف را به درستي و به طور جامع بنويسند. [۳] [۵] IPA , [۶]نه تنها براي مطالعه آواشناسي، بلكه براي آموزش زبان، بازيگري حرفه اي و آسيب شناسي گفتار ابزار مفيدي است. [۵]

كاربردها

كاربردهاي آواشناسي عبارتند از:

آواشناسي مباحثه اي كه عبارت است از كاربرد آواشناسي (علم گفتار) براي اهداف (قانوني) مباحثه اي

شناسايي گفتار يعني آناليز و آوانويسي گفتار ضبط شده با استفاده از يك سيستم كامپيوتري

ارتباط با واج شناسي

برخلاف آواشناسي، واج‌شناسي عبارت است از مطالعه چگونگي الگوپذيري اصوات و ايماها در داخل و بين زبان ها كه چنين مسائلي را با سطوح و جنبه هاي ديگر زبان مرتبط مي كند. آواشناسي با خواص تفصيلي و آكوستيك اصوات گفتاري، چگونگي توليد شدن آن ها و چگونگي درك آن ها ارتباط دارد. آواشناسان مي توانند به عنوان بخشي از اين بررسي به خواص فيزيكي كنتراست هاي صداي معنادار و يا معناي اجتماعي كدگذاري شده در سيگنال گفتار (مانند جنسيت، مسائل جنسي، مسائل اخلاقي و غيره) بپردازند. با اين حال يكي از بخش هاي اساسي تحقيقات انجام شده در زمينه آواشناسي به عناصر معني دار موجود در سيگنال گفتار مربوط نمي شود. درحالي كه به شكل گسترده اي در مورد اين مسئله موافقت شده كه واج شناسي ريشه در آواشناسي دارد، شاخه متمايزي از زبان شناسي است كه به اصوات و ايماها به عنوان واحدهاي چكيده (مانند ويژگي ها، واج ها، وزن ها، هجاها و غيره) و تغيير شرطي آن ها (مثلا از طريق قوانين آلوفونيك، محدوديت ها و يا قوانين اشتقاق آن ها) مربوط مي شود.[۷] واج شناسي از طريق دسته اي از ويژگي هاي متمايز با آواشناسي ارتباط دارد كه نمايش چكيده واحدهاي گفتاري را براي ايماهاي تفصيلي، سيگنال هاي آكوستيك و يا نمايش هاي ادراكي مجسم مي كند. [۸] [۹] [۱۰]

پانويس

↑ O'Grady (2005) p.15

↑ Alexander Melville Bell 1819-1905 . University at Buffalo, The State University of New York.

↑ ۳٫۰ ۳٫۱ a b O'Grady (2005) p.17

↑ International Phonetic Association (1999) Handbook of the International Phonetic Association. Cambridge University Press.

↑ ۵٫۰ ۵٫۱ a b Ladefoged, Peter (1975) A Course in Phonetics. Orlando: Harcourt Brace. 5th ed. Boston:Thomson/Wadsworth 2006.

↑ Ladefoged, Peter & Ian Maddieson (1996) The Sounds of the World’s Languages. Oxford: Blackwell.

↑ Kingston, John. 2007. The Phonetics-Phonology Interface, in The Cambridge Handbook of Phonology (ed. Paul DeLacy), Cambridge University Press.

↑ Halle, Morris. 1983. On Distinctive Features and their articulatory implementation, Natural Language and Linguistic Theory, p. 91 - 105

↑ Jakobson, Roman, Gunnar Fant, and Morris Halle. 1976. Preliminaries to Speech Analysis: The Distinctive Features and their Correlates, MIT Press.

↑ Hall, T. Allen. 2001. Phonological representations and phonetic implementation of distinctive features, Mouton de Gruyter.

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/آواشناسي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

صدا

صدا يا صوت(به انگليسي: Sound)، يكي از انواع انرژي مي‌باشد كه از تحرك ذرات ماده بوجود مي‌آيند به اين گونه كه يك ذره با حركت (برخورد) خود به ذره‌اي ديگر ذرهٔ ديگر را به حركت در مي‌آورد و به همين ترتيب است كه صوت نشر مي‌يابد.

سرعت صوت در جامدات بدليل تراكم بيشتر بيشتر از مايعات و در مايعات نيز بيشتر از گازها است. صوت بر خلاف امواج ديگر مانند نور و گرما فقط در محيطي نشر مي‌يابد كه ماده وجود داشته باشد و اين بدين معناست كه اگر بر سطح ماه (كه هوايي وجود ندارد) انفجاري روي دهد شما هيچ وقت صداي آنرا نمي شنويد. از واحد دسي‌بل نيز براي اندازه گيري شدت صوت استفاده مي‌كنند. محدودهٔ شنوايي انسان بين ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز مي‌باشد.

واژهٔ «صدا»، معرب (عربي‌شدهٔ) «سدا»ي پارسي است.[۱]

دهخدا، علي‌اكبر، لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «صدا».


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

تعريف‌هاي «زبان» در كلام زبانشناسان

        در توصيف زبان عبارات گوناگوني در منابع تخصّصي آمده است كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم تا زاويه و افق ديد دانشمندان اين فن نسبت به زبان را به دست آوريم:

        ** زبان نظامي از رمزهاي آوايي است و ارزش هر رمزي به قراردادي است كه در ميان افرادي كه با آن سر و كار دارند استوار است.[1]

        ** زبان ابزار ارتباط (ارتباط غير مستقيم ميان دستگاه عصبي گوينده و شنونده) و انتقال انديشه بين گوينده و شنونده است.[2]

        ** زبانشناسان عمومًا زبان را به صورت مجموعه‌ي پيچيده‌اي از نظام‌هاي مجرد و ذهني تعريف مي‌كنند كه جزء توانش‌هاي مغز انسان به شمار مي‌رود و براي ايجاد ارتباط بين افراد بشر به كار مي‌آيد. بنا بر اين تعريف، زبان يك پديده‌ي مجرد و غير مادي است.[3]

        ** زبان يكي از وسايل ارتباط ميان افراد بشر است كه بر اساس آن تجربه‌ي آدمي در هر جماعتي به گونه‌اي ديگر تجزيه مي‌شود و به واحدهايي در مي‌آيد داراي محتوايي معنايي و صورتي صوتي به نام «تكواژ»، اين صورت نيز بار ديگر به واحدهايي مجزا و متوالي تجزيه مي‌شود به نام «واج» كه تعداد آنها در هر زباني معين است و ماهيت و روابط متقابل آنها هم در هر زباني با زبان ديگر تفاوت دارد.[4]

        ** تجربه‌گرايان زبان را به رفتارهاي عيني هر گوينده و شنونده‌ي واقعي اطلاق مي‌كنند در حالي كه چامسكي زبان را نوعي واقعيت ذهني به شمار مي‌آورد. به اين ترتيب كاربرد اصطلاح زبان در دو مفهوم عيني و ذهني باعث ابهام مي‌شود و چامسكي براي رفع اين ابهام در نخستين آثار خود توانش (مجموعه‌اي از دانش‌هاي تشكيل دهنده‌ي حالت ذهني پايدار در سخنگويان) را از كُنش (پديده‌اي بسيار متنوع و حاصل كاربرد زبان) جدا مي‌كند.[5]

        ** به اعتقاد سوسور زبان واقعيتي اجتماعي است. اين گفته از آن جهت كه فراگيري زبان جز با برقراري ارتباط معنايي مستمر ميان يك فرد و ديگر افراد جامعه‌ي زباني امكان پذير نيست، مورد تأييد است. زبان چيزي جز ابزاري براي برقراري ارتباط نيست و به عنوان نهادي اجتماعي و نظامي وابسته به فرهنگ جامعه از دگرگوني‌هاي اجتماعي تأثير مي پذيرد.[6]

        ** زبان نبايد با قوه‌ي ناطقه اشتباه شود. زبان تنها بخشي مشخص و با اين همه بخشي اساسي از قوه‌ي ناطقه است. در عين حال زبان فراورده‌اي اجتماعي و مجموعه‌اي از قراردادهاي ضروري است كه از طرف جامعه مورد پذيرش قرار گرفته تا افراد بتوانند قوه‌ي ناطقه را به كار اندازند. زبان به نفسه مجموعه‌اي جامع و نوعي اصل طبقه‌بندي است.[7]

        ** ساپير زبان را حاكمي مستبد در نظر مي‌گرفت كه نه تنها تجربه را منعكس مي‌سازد بلكه تعيين كننده‌ي آن نيز مي‌باشد كه تصورات ذهني و جزئيات جهان را به ما تحميل مي‌كند. ورف كه شاگرد او بود با او ديدگاه مشتركي داشت و عنوان مي‌ساخت كه «زبان صرفا ابزار بازآفريني براي تبديل ايده‌هاي ذهني به علائم صوتي نيست، بلكه سازنده‌ي ايده‌هاي ذهني ميباشد ... . ما طبيعت را در راستاي خطوط ترسيم شده‌ي زبان مادريمان باز مي‌شناسيم». وي همچنين ادعا مي‌كند كه ايده‌ها به صورت مستقل به وجود نمي‌آيند بلكه از طريق دستور زبان به دست مي‌آيند.[8]