مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8040
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5169003

تمرين قوى كردن حنجره 

منظور از حنجره قوى و صداى قوى ، صداى بلند و يا فرياد نيست بلكه منظور حنجره و صدايى مى باشد كه داراى بنيه اى بالا و قدرتى است كه بعد از اجراى يك برنامه ، توانايى خود را به طور كامل از دست نداده باشد و به اصطلاح ((زود نگيرد)). بعضى از اشخاص هستند كه صداى آنها بسيار پرطنين و پرحجم و بلند است اما بعد از مدتى كار كشيدن از حنجره ، تارهاى صوتى آنها از كار مى افتد و زود خسته شده و توان انجام فعاليت بيشتر از آن سلب مى شود؛ برعكس افرادى نيز هستند كه صداى كم حجم و نازكى دارند اما حنجره آنها از قدرت خوبى برخوردار است و تارهاى صوتى او به زودى از كار نمى افتند. آنچه مهم است اين است كه يك خواننده بتواند از ابتداى يك مجلس تا انتهاى آن را به تنهايى عهده دار شود و قدرت انجام يك برنامه كامل را داشته باشد، اگر چه اين خصوصيت بعد از سال ها مجلس دارى و اجراى برنامه براى شخص حاصل مى شود و به خصوصيات فردى از قبيل بنيه جسمانى ، حالت جمجمه ، بزرگى قفسه سينه ، بزرگى حفره هاى بينى و دهان و... نيز بستگى دارد.

 

 لازم است كه بالا رفتن كيفيت صدا، رابطه مستقيم با كيفيت تنفس دارد. تنفس صحيح صدا را دلنشين تر مى نمايد. نكته ديگر اينكه تارهاى صوتى كه صدا را توليد مى كنند، در واقع چند عضله ضعيف و كوچك بيشتر نيستند. چون عضلات را مى توان با ورزش قوى تر كرد، بايد با ورزش دادن عضلات گلو و حنجره ، صدا را قوى تر نمود تا ديرتر توان خود را از دست بدهند. دقيقاً مثل يك بدنساز كه با استفاده از دمبل هاى سبك و سنگين عضلات شانه و بازوى خود را قوى مى كند تا بعد از مدتى بتواند يك وزنه سنگين را بلند نمايد. پس تنفس صحيح باعث پرطنين شدن صدا مى گردد و ورزش دادن عضلات باعث قوى شدن آن خواهد شد. در واقع ورزش عضلات بازو، دمبل زدن و ورزش عضلات حنجره ، خواندن مى باشد. تمرين قوى شدن صدا به اين ترتيب است كه ؛ ابتدا با آرامش در محلى ساكت و آرام بنشينيد و عضلات را شُل كنيد سپس نفس عميقى كشيده و در پايين ترين پرده ، حرف ((آ)) را به صورت ممتد و كشيده ادا نماييد و آن قدر ادامه دهيد تا بازدم شما تمام گردد. دوباره ريه ها را تا جايى كه امكان دارد، از هوا پر كنيد و در حالت بازدم به صورت كشيده بگوييد ((آ)). اين كار را تا پنج دقيقه به طور مداوم تكرار نماييد. در اين كار عجله نكنيد و از پايين ترين حالت ممكن آغاز نماييد. وقتى كه حس كرديد كه حنجره شما خوب گرم شده است ، حرف ((آ)) را در يك پرده بالاتر، با همان كيفيت اجرا كنيد. اين كار را همين طور پرده به پرده ادامه داده و بالا رويد و اين نكته را كسانى كه مبتدى هستند بايد توجه داشته باشند كه به هيچ وجه نبايد عجله نمايند. بايد با حوصله اين كار را به انجام رساند چون تمام پختگى صدا و قوت آن بستگى به تمرين در پرده هاى پايين دارد. اين كار را كه انجام داديد و به پرده آخر صداى خود در حرف ((آ)) رسيديد، حنجره شما به خوبى گرم شده است و بعد از اين يك ربع تمرين ، حالا مى توانيد با تمام قدرت ، يك بيت شعر را با آواز بلند (در اصطلاح شش دانگ صدا) بخوانيد، بدون اينكه آسيبى به حنجره شما برسد.

 

اگر در بين تمرين ، هنگام بالا بردن پرده بعدى احساس خارش يا سوزش و يا سرفه نموديد، بدانيد كه عجله كرده ايد و به توصيه اين حقير گوش نداده ايد. در اين حالت به پرده قبلى بازگشته و دقايقى آن را ادامه دهيد و يا اينكه تمرين را براى مدتى قطع نماييد همچنين در پركردن ريه ها هم نبايد عجله كرد. ابتدا آهسته آهسته شكم را پر نموده و سپس سينه را پر نماييد تا جايى كه شكم و سينه شما كاملاً متورم و مملوّ از هوا باشد. اگر پرده هاى پايين را در يك فضاى بسته و پرده هاى بالا و شش دانگ را در يك محيط باز مانند كوه يا بيابان تمرين نماييد، بهتر خواهد بود و پيشرفت خود را مشاهده خواهيد كرد و اگر بتوانيد تمرين شش دانگ صدا را بعد از يك برنامه كوه نوردى قرار بدهيد، بسيار بهتر و ثمر بخش تر خواهد بود چرا كه كوه نوردى باعث افزايش ظرفيت هوايى شش ها مى شود.

 

تمرينات فوق بايد حداقل يك تا دو ماه به طور مستمر و همه روزه صورت گيرد تا صدا براى آغاز كار، صيقل پيدا نمايد و از حالت ((نخراشيدگى )) بيرون آيد.

 منبع :

http://iranmojri.persianblog.ir/post/7/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۳:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

تمرين پرحجم كردن صدا 

بعد از تمرينات قوى سازى صدا، نوبت به پرحجم كردن و پرطنين كردن آن مى رسد. يعنى وقتى يك خواننده در يك اتاق معمولى مى خواند، صداى او بر فضاى اتاق احاطه كامل داشته باشد و از هر سمت و سويى به طور مستقيم و يك نواخت شنيده شود. اين خصوصيات يك صداى پرطنين مى باشد كه در اصطلاح ، اين صدا را ((زنگ دار)) گويند كه گرفتگى ندارد. البته هر نوع گرفتگى در صدا، مذموم نيست بلكه بعضى وقت ها به محزون بودن آن مى افزايد اما صدايى با اين كيفيت ، قابليت كمترى براى مانور دادن و تحرير زدن دارد. براى زنگ دار شدن صدا به تمرينات زير توجه نماييد.

 

در حالتى راحت بنشينيد و عضلات را رها نموده و كلماتى از قبيل ((مَنگ ، هَنگ ، زَنگ ،...)) كه به ((نْگ )) ختم مى شوند را با آهنگى تودماغى ، با مسدود كردن دهان با زبان و كشيدگى ، اجرا نماييد.

 

يك شعر بيست بيتى را با نازك ترين آهنگى كه مى توانيد بخوانيد و وقتى كه گلوى تان خسته شد، پس از چند دقيقه استراحت دوباره از نو آغاز كنيد.

 

حرف ((ر)) را به صورت مشدد و مستمر و كشيده ((ر، ر، ر،...)) ادا كنيد.

 

گفتيم كه پرطنين شدن صدا، با تنفس رابطه مستقيم دارد. براى اينكه طنين صداى خود را تقويت نماييد به اين تمارين توجه كنيد.

 

ابتدا يك نفس عميق با كيفيتى كه قبلاً گفته شد بكشيد و ريه ها و شكم را از هوا پر كنيد به طورى كه شكم كاملاً بيرون آيد. بعد صدا را در حالى كه خارج مى كنيد، آهسته و پياپى بگوييد: ((آه ، آه ، اوه ، اوه ، ايه ....)). توجه داشته باشيد كه هر چه اين هوا آهسته تر و كندتر از شش ها خارج شود بهتر است و تكرار اين تمرين صدا را بهتر و رساتر مى كند.

 

فك پايينى را شُل كنيد سپس نفس هاى كوتاه و سريع ، از راه دهان بكشيد و كم كم بر سرعت آن بيافزاييد تا جايى كه صداى برخورد نفس ها را به سقف دهان تان بشنويد. البته نفس ها نبايد از راه تنگى گلو بوده بلكه بايد از پرده ديافراگم شكم باشد و از آن به عنوان تلمبه اى استفاده كنيد و هوا را از راه شكم بيرون و داخل بكشيد. اين تمرين باعث قوى شدن عضلات زير فك و اطراف گلو و شكم مى شود زيرا هنگام خواندن ، فشار زيادى به اين عضلات وارد مى گردد.

 

بدن را شل كنيد و هوا را به درون سينه بكشيد، بدون اينكه هيچ گونه فشارى به سينه وارد شود؛ آن قدر كه سينه از هوا پر گردد. سپس شمعى (يا يك باريكه كاغذ) را جلوى دهان تان بگيريد و هوا را خارج كنيد، آن چنان كه شعله شمع حركت ننمايد ولى هواى سينه به طور يك نواخت خارج شود. اين تمرين باعث افزايش ‍ظرفيت هوايى ريه ها و يك نواختى صدا مى شود كه بايد روزى سه تا چهار مرتبه تكرار شود و با يك فوت كردن قوى ، خاتمه يابد.

 

چانه را به سينه بچسبانيد به طورى كه وزن سر، روى چانه افتاده باشد. حالا چند مرتبه دهان را باز و بسته كنيد به طورى كه با اين حركت ، سرتان بالا و پايين رود. سپس مدتى دهان را به حالت نيمه باز و راحت ، استراحت بدهيد.

 

دستان تان را زير چانه بزنيد (حالتى كه انسان چيزى را تماشا مى كند) و فرض كنيد كه چيزى مى جويد و مكرر دهان تان را باز و بسته نمائيد. بعد از مدتى استراحت ، دوباره اين كار را انجام دهيد. اين تمرين و تمرين قبل ، باعث قوى شدن عضلات چانه ، شقيقه ، و گلو مى شود و كم كم فك و گلو در اختيار شما در مى آيد تا حروف را موقع خواندن بهتر ادا كنيد زيرا عدم توانائى در تلفظ واضح حروف و خستگى زودرس فك و دهان ، ناشى از ضعيف بودن اين عضلات است .

 

يك شعر را ابتدا با صداى زير و از نوك زبان و سپس با صداى بم و از ته زبان بخوانيد در حالى كه دهان مانند يك حفره شده و صدا با حجم بيرون مى آيد. اين تمرين نيز با قوى تر شدن زبان ، باعث پرحجم شدن صدا مى شود. زيرا قسمتى از خواندن ، به زبان بستگى دارد كه با تغيير دادن فضاى دهان ، موجب ايجاد صداى مناسب و حجم دلخواه مى شود.

 منبع :

http://iranmojri.persianblog.ir/post/8/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

دستورات كلى براى محافظت از حنجره

تمريناتى كه تا اينجا گفته شد، باعث تغييرات محسوسى در تقويت و بهبود صدا مى شود، با اين شرط كه با حوصله انجام داده شود و از عجله كردن در آن خوددارى گردد و تصور نشود كه خواندن بستگى به اين تمرينات خسته كننده ندارد. مطمئن باشيد كه اگر اين دستورالعمل ها بدون شتاب زدگى انجام شود، اثرات ژرفى در صدا خواهد داشت اما اگر بدون دقت انجام شوند، باعث ضايعات جبران ناپذيرى خواهد شد. به عنوان مثال در تمريناتى كه در قسمت قوى شدن حنجره ذكر شد، اگر شخصى بدون گرم كردن حنجره ، زير آواز بزند و شش دانگ صدا را بيرون دهد، امكان پاره شدن تارهاى صوتى و يا ايجاد رگه هاى غير قابل بهبود در صدا، وجود دارد. پس توصيه اول ، عجله نكردن و دقت به خرج دادن در تمارين مى باشد. توصيه ديگر اين است كه بين تمرين ها نبايد وقفه اى ايجاد شود و بايد به طور مداوم صورت گيرد تا حنجره پختگى خود را آسان تر تحصيل كند و به طور كلى اگر كسى خواننده هم بشود، نبايد تمرين را قطع كند و هر روز بايد زمزمه اى داشته باشد تا حنجره ، انعطاف خود را از دست ندهد. درست مانند لولاى درب ، اگر مدتى درب باز و بسته نشود باعث سفت شدن لولاها مى شود. به خاطر داشته باشيد كه بهترين چيز براى حنجره ، خواندن و جلوگيرى از تنبلى و سستى آن است . البته از استراحت دادن آن هم نبايد غافل ماند و بايد از ((تاختن به حنجره )) پرهيز كرد. حتى در مجلس نيز هرگاه حس كرديد كه حنجره شما خسته شده است مى توانيد بدون آنكه سايرين متوجه شوند به آن استراحت بدهيد. به اين ترتيب كه فك پائين را شُل كرده و با زبان كوچك راه حلق را مسدود نمائيد، گوئى مى خواهيد خميازه بكشيد به طورى كه صداى آن در گوشها حس مى شود. اين كار باعث استراحت لحظه اى حنجره تا مدت كوتاهى مى گردد. بهترين استراحت براى حنجره قبل يا بعد از مجلس ، ((خواب )) است . چنان چه وقتى يكى از قاريان مصرى كه براى اجراى برنامه به ايران آمده بود، قبل از اجراى قرائت خود، مدتى مى خوابد و اين كار را به بقيه قرّاء هم توصيه مى نمايد. چون گفتيم كه تارهاى صوتى ، بافت عضله اى هستند و احتياج به استراحت دارند.
 

 تجويز برخى خوراكى ها

همان طورى كه بين همگان مشهور است ، بعضى از خوردنى ها هستند كه بايد از آنها پرهيز شود و برخى بايد استفاده گردد تا صداى شخص را تقويت نمايد. حنجره را به لولاى در تشبيه كرديم ؛ همان گونه كه درب احتياج به باز و بسته شدن دارد تا سفت نشود، احتياج به روغن كارى هم دارد. به همان شكل كه بايد از حنجره كار كشيد تا انعطافش از بين نرود، بايد با خوردن بعضى خوراكى ها به تحرك بيشتر آن كمك نمود. ناگفته نماند كه معرفى اين خوراكى ها جنبه تجربى دارد و در افراد گوناگون ، مختلف است . امكان دارد كه در بعضى جواب ندهد ولى آنچه كه در عرف مداحان، قاريان و گويندگان و... براى تقويت حنجره معمول است ، خوردن غذاهاى كم چربى و آبكى مانند آش ، گوشت آب پز، باقلا پلو، آبگوشت بدون چربى ، نوشيدن شير گرم قبل و بعد از خواندن و نوشيدن آب ولرم در حين برنامه است . همچنين در مواقع گرفتگى و خستگى صدا، خوردن ژله نشاسته ، زرده تخم مرغ ، تخم مرغ عسلى ، آب شلغم ، و يا غرغره كردن آب نمك به اضافه چند قطره آب ليمو و يا خوردن انجير خشك كه در شير جوشيده ريخته شده باشد، تاءثير بسزايى خواهد داشت . همچنين خوردن تخمه هائى كه داراى لعاب مى باشند مانند بارهنگ ، به دانه ، تخم شربتى و... قبل از اجراى برنامه بسيار مفيد است .

 پرهيز

براى اينكه حنجره آسيب نبيند بايد از خوردن بعضى از خوراكى ها مانند انواع ترشى ها، سرخ كردنى ، چاى پررنگ ، آب سرد، بستنى و اين قبيل مواد غذائى خوددارى نمود. چون خوردن اينها به مرور زمان باعث تحليل رفتن قواى حنجره و ضعيف شدن صدا مى گردد و شايد به جراءت بتوان گفت كه اثر اين خوردنى ها در حنجره خواننده مخرّب تر از حنجره فرد معمولى است كه خواننده نمى باشد. چون حنجره كار كرده در مقابل بعضى چيزها آسيب پذيرتر از حنجره كارنكرده است .

همچنين خوردن تخمه ، آجيل و حتى استعمال عطريات باعث گرفتن صدا مى گردد و مجدداً لازم است اين نكته را خاطر نشان كنيم كه پرهيز از خوراكى ها هم مانند تجويز بعضى ديگر خوردنى ها به تفاوت افراد، مختلف مى شود و در همه على السويّه نمى باشد و نيز سينه زدن و گريه شديد كردن نيز باعث گرفتگى حنجره مى شود. همچنين تنفس ‍در فضائى كه گرد و خاك دارد و يا محلى كه در آن غذا مى پزند و چيزى سرخ مى كنند نيز همان نتيجه را خواهد داد. البته همان طورى كه قبلاً نيز اشاره شد، بايد توجه داشت كه اين گونه پرهيزها و تجويزها، فردى است و شخص بايد با گذشت زمان و تجربه در خوانندگى ، پى به اثر مثبت يا منفى آنها روى خود ببرد و يك برنامه پرهيز غذائى براى خود داشته باشد. چون ممكن است هيچ يك از خواراكى هائى فوق ، اثرى در وى نداشته باشد.

منبع :

http://iranmojri.persianblog.ir/post/10/



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]


چگونه صداي خود را تقويت كنيم


تصوري كه شما از صداي خود داريد اغلب با واقعيت مطابقت نمي‌كند. بيشتر مردم هنگامي كه براي اولين‌بار صداي ضبط‌شده خود را مي‌شنوند سخت تعجب مي‌كنند. صداي ضبط‌شده را ساختگي، زير، وارفته و يا خفه مي‌يابند. اين امر دو علت دارد؛ يكي آنكه شما بخشي از صداي خود را از طريق هدايت استخواني و لرزش‌هاي درون جمجمه مي‌شنويد و دليل ديگر آن است كه شما صداي خود را به‌طور ذهني مي‌شنويد. يعني آنچه مي‌شنويد از يك‌سو آميخته است با تصوري كه از صداي خوب و مناسب داريد و از سوي ديگر با مفهوم و مطالبي كه مي‌خواهيد بگوييد.

براي ايجاد صوت دو عامل نياز است؛ يكي ضربه مي‌زند و ديگر آنكه ضربه را دريافت مي‌كند و متناسب با كيفيت مقاومت خود و شدت ضربه به لرزه درمي‌آيد. اين ارزش‌ها به نوبه خود هواي اطراف را مرتعش مي‌سازند و سلسله‌موج‌هاي صوتي پديد مي‌آورند كه به وسيله گوش دريافت مي‌شوند و متناسب با كيفيت‌شان در مغز تفسير و تعبير مي‌شوند. 
در توليد صدا، نفس عامل اولي است كه در حنجره بر تار آواها كه به يكديگر نزديك شده‌اند (يا كشيده شده‌اند) ضربه مي‌زند و آنها را به لرزه درمي‌آورد. اين لرزه‌ها امواج صوتي‌اي پديد مي‌آورند كه در سينه، حلق، حفره‌هاي بالاي حنجره، دهان، خيشوم، صورت و سينوس‌ها تشديد مي‌شوند. از آنجا كه اندام‌هاي گفتاري همه افراد از لحاظ شكل و اندازه متفاوت است صداي هر فرد كاملا با صداي ديگران متفاوت است. صداي برخي در ناحيه جمجمه بيش از اندازه تشديد مي‌شود. علت اين نقيصه وجود تنش در انتهاي كام و قسمت پسين زبان است كه به نت‌هاي سينه اجازه نمي‌دهد تا صوت را تقويت كنند. در اين گفتار بارها از ريشه‌دار كردن يا عمق بخشيدن به صدا سخن رفته است. از لحاظ فيزيكي اين كار عبارت است از به كار انداختن دنده‌هاي تحتاني و پايين بردن ديافراگم به درون شكم آنچنان كه نفس تا آنجا كه ممكن است از عمق بدن شما آغاز شود. هر گاه شما به هر علتي كلمات را با فشار پرتاب كنيد احتمالا نارسايي‌هاي زير به وجود خواهد آمد؛ صدا اندكي زير مي‌شود، انعطاف صدا و نوسان‌هاي آن از بين مي‌رود، صدا حالتي يكنواخت توليد مي‌كند، گفتار حالت مكالمه‌اي خود را از دست مي‌دهد و لحن خطابي مي‌يابد. تنش در گردن، گلو را منقبض مي‌كند و به آن فشار مي‌آورد. همچنين انقباض مانع توليد نت‌هاي سينه مي‌شود و موجب صدمه ديدن تار آواها مي‌شود. در عمل تنفس براي توليد صدا نفس نبايد زياد شديد باشد زيرا صوت را نازك مي‌كند و بدان امكان تشديد نخواهد داد. همچنين نبايد زياده ضعيف يا كم باشد چرا كه حالتي حلقي و خفه به صدا مي‌دهد. در كار تشديد و تقويت نت اوليه استخوان‌ها نيز مي‌توانند شركت كنند و شما مي‌توانيد لرزش ايجادشده به وسيله نت اوليه را تا انتهاي ستون مهره‌ها احساس كنيد. البته اين كار منوط به قرار داشتن بدن در يك حالت صحيح است. مثلا اگر پشت شما كاملا صاف نباشد دنده‌ها نمي‌توانند به‌طوركامل باز شوند و در قسمت پايين قفسه سينه امكان اندكي براي حركت به وجود مي‌آيد و باعث ايجاد تنش مي‌شود. مثلا تنش در كمر باعث تنش در شانه‌ها مي‌شود و يا تنش در پس گردن به تنش در قسمت پيشين گردن منجر مي‌شود كه حنجره در اين ناحيه قرار دارد و تنش علاوه‌بر اينكه استفاده از حفره‌هاي تشديد‌كننده را محدود مي‌كند ظرفيت تنفسي را كاهش مي‌دهد. اگر عمل تنفس را همراه با پايين بردن ديافراگم در پايين دنده‌ها به‌ويژه در قسمت پسين آنها و نيز در شكم انجام دهيد از آنجا كه تمام نيم‌تنه در عمل تنفس شركت مي‌كنند، لزومي ندارد براي توليد صدا به گلو فشار بياوريد و صوتي كه بدين‌صورت به دست مي‌آيد داراي عمق و ريشه‌دار خواهد بود. در ادامه بحث پيرامون پرورش صدا و بيان به تمرين‌هاي فيزيكي و بدني براي پرورش صدا مي‌پردازيم. به پشت، كف اتاق دراز بكشيد تا آنجا كه مي‌توانيد پشت خود را باز و گسترده كنيد. زانوها را خم كنيد به‌طوري كه نوك آنها به طرف سقف باشد. نبايد به پشت فشار آورد زيرا اين كار باعث ايجاد تنش در عضلات آن ناحيه خواهد شد. شانه‌ها را رها كنيد تا باز شوند. رها كردن آرنج‌ها در دو سوي بدن و گذاشتن مچ‌ها روي پهلو به اين منظور كمك مي‌كند. ليك چنان تصور كنيد كه پشت‌تان روي كف اتاق كش مي‌آيد. اجازه دهيد كه گردن كش بيايد و سر از شانه‌ها دور شود. مچ‌ها را به نرمي تكان دهيد و بگذاريد بيفتد.

منبع :

http://www.farheekhtegan.ir/content/view/4260/33/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
نكاتي پيرامون فنوn class="Apple-style-span" style="font-family: Arial; font-size: 16px; font-weight: bold; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px; ">مجله خيمه : خرداد و تير 1385 - شماره 23


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

عوامل موثر در درمان لكنت زبان

نقش مهم ترس

اسمايلي بلا نتون معتقد است كه عوامل رواني سبب بروز لكنت مي شوند بدين ترتيب كه ترس باعث مي شود قشر مغز نتواند كنترل خود را بر اندام هاي گفتاري اعمال كند و لكنت زبان ريشه در مسائل و مشكلا ت عاطفي دارد و به صورت نشانه هاي فيزيكي و اختلا لا ت زباني تظاهر مي كند. اغلب گفته مي شود كه لكنت مانند توده يخ شناوري است قسمتي كه در بالاي آب قرار دارد كه مردم مي بينند و مي شنوند قسمت كوچك تر آن است. قسمت بزرگتر آن شامل شرم ترس و گناه و تمام احساساتي است كه هر زمان سعي كرده ايد جمله ساده اي را بيان كنيد و نتوانسته ايد تماما زير سطح آب قرار دارد.
اكثرا لكنتها سعي مي كنند قسمت پايين اين توده شناور را پنهان نگه دارند تا خود را شخصي با گفتار عادي نشان دهند اين كار فقط قسمت پائين توده را بزرگتر مي سازد.

بهبودي از لكنت زبان

اضطراب و فشار عاطفي همواره لكنت را تشديد مي كند به همين دليل هدف بسياري از توصيه هاي درماني از لكنت زبان كودكان اين است تا آنجائي كه مقدور است تلا ش نماييد اضطراب و فشارهاي عاطفي را كاهش دهيد موفقيت وقتي حاصل مي شود كه بتوان منشا و منبع اضطراب را باز شناخته و متوجه آن شد.
 بسياري از كودكاني كه دچار لكنت هستند اگر اضطراب و فشار از بين برود بدون برنامه درماني خاص و ويژه به طور خود به خودي لكنت شان برطرف مي شود. امروزه روش هاي تازه تري براي كنترل تنفس، كنترل حنجره، زبان، لب ها و فك مورد استفاده قرار مي دهند و به فرد لكنتي ميآموزند كه سرعت صحبت را كم و آهسته كند ودر بين صحبت كردن نفس عميق بكشد. در شيوه اي ديگر كه جريان هوا ناميده مي شود توصيه مي شود تا نفس عميقي بكشد و اجازه بدهد در هنگام صحبت كردن هوا بيرون بيايد.
پياژه عقيده دارد كه كودك را بايد در موقعيت هايي قرار داد كه او در آن ها فعال باشد و ابتكار به خرج دهد. نقش بازي درمانگر را قادر مي سازد كه موقعيت هايي به وجود آورد كه در آن مواقع امكان كشف و پيدا كردن ساختارهاي رفتاري وجود داشته باشد. از طريق نقش بازي فرد لكنتي مي تواند ببيند كه اعضاي ديگر گروه (غير لكنتي ها) چگونه اند چه كساني آشفتگي ها و احساسات مشابه او را دارند و چه كساني همانند او به موقعيت ها و گفتارش واكنش نشان مي دهند مي بايست به شخص لكنتي اعتماد به نفس داده شود كه از طريق مختلف انجام مي شود، مانند: دادن هديه  مورد علا قه اش در هنگام صحبت كردن او. 
فرد لكنتي چنان احساس مي كند كه گويي لكنت به عنوان عامل خارجي به آنها واقع مي شود نه اين كه لكنت حالت و عملي است كه آنها انجام مي دهند.

روش هاي اصلا ح 
لكنت زبان

1- روش زباني يا بياني يا تلفظي
براي كودكان 7 سال به بالا  مي باشد در اين روش تمرين هاي مربوط به رها ساختن عضلا ني جلوگيري از گير و فشار از اهميت بسزايي برخوردار است.
2- روش دو جانبه يا مكمل 
بيشتر براي كودكان 3 تا 7 سال استفاده مي شود و هدف آن پرورش دو گانه اي از قدرت و صحت تفكر و قدرت و صحت بيان است. به كودك ميآموزند افكار خود را صريح و روشن دريابد و به زبان جاري كنند.
3- روش روان درماني: كه براي سنين پائين ثمر بخش نيست. 
4- روش دارو درماني: با استفاده از داروهاي آرام بخش، تنش ها و اضطراب  و هيجانات عاطفي كه يكي از عوامل لكنت مي باشد را تقليل مي دهند.
5- رفتار درماني: براساس نظريه مدافعان اين روش در اين است كه يكي از علل لكنت زبان كودك رفتارهاي سازش نايافته يا ناهنجار اوست. لذا در اين روش سعي بر اصلا ح رفتارها و بالطبع تقليل لكنت است.

عوامل موثر 
در درمان لكنت زبان

1) احساسات و هيجانات
لكنت يك اختلا ل پيچيده رواني و حركتي است كه داراي ابعاد فيزيولوژيكي و رواني است. مكانيسم صحبت كردن از يك تعادل خيلي ظريف برخوردار است لذا نفس لكنت كردن از نظر احساسي و عاطفي روي فرد تاثير مي گذارد و در بعضي از شرايط و موقعيت ها فرد لكنتي دچار دستپاچگي و شرمساري بشود زيرا از احساسات عجز و ناتواني خجالت، حقارت، افسردگي و بعضي از خود بي زاري رنج مي برد.
2) تنش، تنش زدايي و آرامش رواني حركتي
اگر كسي بتواند با تمرينات ورزشي و استفاده از شيوه هاي تنش زدايي اضطراب خود را افزايش دهد مفيد خواهد بود.
صحبت كردن آرام وآهسته و راحت و سنجيده موجب برقراري ارتباط آرام تر با ديگران مي شود.
3) بي توجهي به پديده لكنت يا فراموشي عمدي.

نقش پدران و مادران 
در  درمان لكنت زبان

اصلا ح كردن گفتار و رفتار كودك و منبع دائمي او ممكن است در عواطف او اختلا ل هايي ايجاد كند عدم علا قه يابي تفاوتي نسبت به گفتار و رفتار كودك نيز ممكن است تاثير مشابهي داشته باشد. پدر و مادر و مربي كودكان زير 7 سال مي توانند از گرفتار شدن كودك به لكنت زبان پيشگيري كنند يا اختلا ل زبان و گفتار او را كاهش دهند.
بايد براي اين گونه كودكان در محيط خانه جو آرامي پديد آورد و با آن ها صحبت كرد تا احساس كنند كه آن ها را هم مانند ديگر كودكان دوست دارند. بهترين پدران و مادران آن هايي هستند كه در مورد مشكلا ت كودك صبر، احترام، درك و توجه و همدردي دارند. كودك را بايد طوري بار بياورند كه بهترين دوست آن ها باشد.
براي كودك خود تجارب خوشايندي از صحبت كردن فراهم كنند براي آن ها قصه بگويند يا كتاب بخوانند بدون شك بايد از به كار بردن يك اصطلا ح خاص بپرهيزند و سعي كنند كه به كودك خود به عنوان يك لكنتي نگاه نكنند. اوليا مي بايست نارواني گويايي كودك را بپذيرند و پيرامون آن مطالعه كنند. توانايي آن ها در برخورد صحيح با لكنت زبان مي تواند زمينه مثبتي را فراهم كند كه بر روي فرزند خود كار كنند.
بهترين راه  براي اصلا ح فرزندانتان داشتن وقت كافي براي آن هاست. صبر و حوصله معلم بسيار مهم است او بايد به كودك فرصت بدهد به راحتي آن چه را مي خواهد بگويد و از هر گونه شتابزدگي، تمسخر و استهزاي كودك دوري نمايد.

منبع :
http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=33795


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

تعريف لكنت زبان


 لكنت زبان را مي توان عدم توانايي در بيان روان و سليس كلمات و يا جملات با مخاطب يا مخاطبين ناميد . معمولاْ لكنت زبان ريشه عصبي و رواني دارد كه ناشي از ترسها و يا شوك هاي رواني است كه در دوران كودكي رخ مي دهد . البته گاهي اوقات هم علت لكنت زبان جسماني يا ژنتيك مي باشد . افرادي كه داراي لكنت زبان هستند معمولاْ اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند و بسياري از اوقات همين عدم اعتماد به نفس و يا خجالت از منفي ارزيابي شدن باعث لكنت زبان بيشتر آنها مي شود و همينطور برعكس- لكنت زبان مي تواند باعث كاهش اعتماد به نفس و يا خجالت شود . بسياري از اين افراد به دليل همين نقص گفتاري شانسهاي پيشرفت خود را درزندگي از دست مي دهند . به هر حال هيپنوتيزم درماني ثابت كرده است كه مي تواند در درمان و يا كاهش لكنت زبان بسيار موثر باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]
لكنت زبان
  لكنت زبان، يك پديده پيچيده رواني – حركتي است كه به‌طور موقت يا دائم در ادا و تلفظ كلمات و سيلاب‌ها به وجود مي‌آيد كه به علت انقباض غيرعادي عضلاني، كلمه درست تلفظ نمي‌شود.[1] لكنت زبان، از مهمترين و متداول‌ترين انواع اختلالات تكلمي است و در سه مرحله سني امكان بروز دارد: الف. 2 تا 4 سالگي: يعني سن آغاز سخن گفتن، كه به علت رشد سريع فرهنگ لغات، كودك دچار لكنت مي‌شود. ب. 6 تا 7 سالگي: يعني زمان آغاز مدرسه، كه به لحاظ ويژگي‌هاي عاطفي و سازگاري‌هاي اجتماعي خاص اين مرحله از زندگي كودك و مواجه شدن وي با اولين تجربه رسمي اجتماعي، ايجاد مي‌شود. اين دوره زمان مناسبي براي بروز اين اختلال است. پ. دوران بلوغ: به علت تغييرات هورموني، رواني و اجتماعي، زمينه مناسبي براي بروز يا تشديد لكنت زبان است.   اين اختلال در ميان پسران، بيش از دختران شايع است به گونه‌اي كه در بررسي‌ها و تحقيقات مختلف، نسبتي در حدود 70% براي پسران و 30% براي دختران به دست آمده است.[2]  انواع لكنت زبان  با توجه به عوارض و حالات مختلف لكنت، يعني مدت زمان وقفه‌ها، فراواني و توالي آنها، ميزان قوت و فشار مربوط به تلفظ حروف و كلمات دو نوع لكنت وجود دارد: نوع اول: لكنت زبان انقباضي Tonic  به علت انقباض عضلات دهان، حلق، حنجره و تار آواها ايجاد مي‌شود و فرد مبتلا به اين نوع لكنت، دچار گير و وقفه در اداي كلمه و تلفظ مي‌شود و براي اداي كلمه شديدا به خود فشار مي‌آورد و پس از لحظاتي به‌طور ناگهاني كلمه را ادا مي‌كند. اين حالت بيشتر جنبه رواني دارد. نوع دوم: لكنت زبان تشنجي Clonic  در اين نوع، معمولا يك بخش(بخش اول) با تشنج تكرار مي‌شود. مثلا كلمه مادر را چنين بيان مي‌كند: م م م مادر. اين نوع را غالبا ناشي از اختلال فيزيولوژيك عصبي – عضلاني مي‌دانند. گاهي اوقات هر دو نوع لكنت در مبتلايان با هم ديده مي‌شود.[3]  علل لكنت زبان  از اين جهت كه لكنت، يك پديده پيچيده رواني – حركتي است، دلايل بروز لكنت در كودكان تاكنون به‌طور دقيق روشن نشده است، اما آنچه كه تا حدودي مشخص است آن كه، لكنت نمي‌تواند داراي يك علت باشد بلكه همواره معلول علل بدني، عاطفي و اجتماعي يا تركيب اين عوامل است. بسياري از مبتلايان، دچار بعضي از ناراحتي‌هاي عصبي و ناسازگاري‌هاي اجتماعي هستند، اما تشخيص اينكه آيا اين‌گونه ناراحتي‌هاي رواني، علت لكنت زبان است يا لكنت، خود علت حالات و فشارهاي رواني است، بسيار مشكل است. در بعضي از موارد ممكن است لكنت، حاصل نارسايي‌ها و اختلالات دستگاه عصبي باشد و در مواردي نيز از زمان كودكي بر اثر بعضي ناهنجاري‌هاي خفيف فيزيولوژيكي به وجود آيد. تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد مبتلايان به لكنت، به گونه‌اي در معرض فشارهاي عاطفي – رواني قرار داشته يا عموما والدين مضطرب و عصبي داشته‌اند كه مرتبا كودكان را به تلفظ صحيح كلمات وادار مي‌كردند و اين عوامل سبب اختلال در سيالي و رواني گفتار شده است.[4]  مراحل مختلف لكنت زبانالف. لكنت پذيرفته‌شده توسط كودك:  در اين مرحله، كودك به دليل سن كم و عدم آگاهي از اختلال و با وجود اينكه متوجه تكرار غيرطبيعي برخي كلمات مي‌شود، اما ظاهرا نگران نيست و رنجي نمي‌برد و تلاشي هم براي رفع آن نمي‌كند. لكنت كودك در اين مرحله همراه با اختلالات تنفسي و عوارض بيماري نيست و برنامه‌هاي گفتاردرماني موثر است. ب. لكنت پس‌رانده يا لكنتي كه كودك در برابر آن عكس‌العمل نشان مي‌دهد:  به‌تدريج كودك، بزرگ شده و دامنه مكالمات وسيع‌تر مي‌شود و به واسطه فشار از سوي والدين و همسالان، نسبت به اختلال خود عكس‌العمل نشان مي‌دهد و علاقه شديدي به تصحيح و بهبود تكلم خود دارد و همواره مي‌كوشد با تحمل اضطراب و فشارهاي روزافزون، بر لكنت خود فائق آيد. از ديگر خصوصيات اين مرحله، بروز حالات نامطلوب الحاقي است همچون: حركات مختلف چهره، فشردگي عضلات پيشاني و صورت، انقباض عصبي دست‌ها و تكان دادن سر، كه كودك در ابتدا اين حركات اضافي را براي پنهان كردن لكنت انجام مي‌دهد ولي به‌تدريج اين رفتارهاي اضافي و زائد به صورت عادي درمي‌آيد. پ. لكنت پيچيده و شديد:  به‌تدريج لكنت، شدت مي‌يابد و هرچه كودك بيشتر نسبت به موقعيت‌ها و كلمات از خود نگراني و ترس نشان مي‌دهد، لكنت او بيشتر مي‌شود و هرچه لكنت بيشتر شود، ترس او نيز از شرايط، موقعيت‌ها، كلمات و اصوات افزايش مي‌يابد. در واقع ميان لكنت و نگراني رابطه دوطرفه وجود دارد. به‌طور كلي شدت لكنت فرد بر اساس موقعيت‌هاي مختلف تغيير مي‌كند، مثلا زماني كه مي‌خواهد با تلفن صحبت كند لكنت شدت مي‌يابد. دوران بلوغ نيز با تحولات فيزيولوژيكي عاطفي و اجتماعي، يكي از عوامل تاثيرگذار در شدت لكنت است.[5]  روش‌هاي اصلاح و درمانروش زباني يا تلفظي  اين روش، توجه و تاكيد بر روي اصلاح تلفظ و بازپروري ريتم تنفسي دارد. در اين روش، تمرين‌هايي مربوط بهspan> تكرار بخشي از كلمه (part-word R) : ت ت ت تب تب تبليغات تكرار عبارت: چرا چرا چرا مگه؟ چرا مگه؟ تكرار واجها: پ پ پ پ پروانه ماشين ريچارد هام(1999): از واژه Clonic spasm براي تكرار استفاده كرد. و عقيده داشت لكنت دوران كودكي عموما از نوع تكرار است. تكرارهايي راحت، بدون تلاش و تقلا، ريتميك و در تعداد اندك. شيهان: حدود 80% تكرار در سطح واج و هجا است. 5% در سطح عبارت.2- گير يا قفل (block):در حين اين علامت جريان هوا و صداسازي و توليد متوقف ميشود. دراكثر تحقيقات گفته ميشود. گير عموما در سطح حنجره اتفاق مي افتد. در لكنتي هاي مزمن، قفل همراه با تنس و لرزش و طولاني تر است. اين لرزشها در لبها و فك قابل مشاهده است. در پشت اندامهاي قفل شده هوا جمع شده و بطور انفجاري و ناگهاني خارج ميشود. ريچارد هام(1999): گير را با اصطلاح Tonic spasm معرفي كرد. ايست، گير يا قفل (stoppage) را بعنوان مكث همراه با تنس يا مكث همراه با فشار (Tense pause) ناميد . او نام ديگري را نيز بكار برده است. مكث بي صداي پرفشار (Tense pause-inaudible). چون هم جريان صداسازي و هم جريان توليد قطع مي شود. وي عقيده دارد با افزايش آگاهي در كودك تلاش براي كنترل ناروانيهاي خفيف گفتار شدت مي يابد و باعث مي شود تكرار كودك نامنظم و غيرريتميك شود كه ممكن است تكرارهاي Clonic به سمت گيرهاي tonic يا Clono-tonic گسترش يابد.3- كشيده گويي (Prolongation): عبارتست از طولاني ادا كردن صداها، هجاها يا كلمات (بخصوص واكه ها). در كشيده گويي جريان هواي گفتار و يا صداسازي وجود دارد اما حركات توليدي متوقف ميشود. ريچارد هام(1999): براي آن از Tonic spasm استفاده كرد. اما تفاوت آن با گير، مكث پرفشار صدادار (Tense pause-audible) است. امكان همزماني كشيده گويي و تكرار در لكنتي هاي اوليه وجود دارد. البته جزء لكنت پيشرفته محسوب مي شود. كشيده گويي با ديرش 5/0 ثانيه غيرطبيعي است. نكته: افراد لكنتي از لحاظ نوع و بسامد وقوع علايم اصلي با هم متفاوتند. در لكنتي هاي خفيف ميزان بروز اين علايم 5% ، لكنتي هاي متوسط 10% ، لكنتي هاي شديد 50% مي باشد. ديرش كشيده گوييها نيز بين 5-1 ثانيه است.منبع :
http://iranslp.com/paren/index.php?option=com_content&view=article&id=154:1389-05-13-05-57-54&catid=36:1389-02-04-14-16-23&Itemid=58


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

تعريف نارواني گفتار

 بسياري از محققين سعي مي كنند با تعريف نارواني گفتار، و مقايسه آن با رواني گفتار، اين واژه را تعريف كنند.

 پيشنهاد مي شود براي تعريف رواني گفتار بايد به مواردي مثل مكث، ريتم، زيروبمي، تكيه و سرعت توجه كرد. درواقع بايد جنبه هاي زمانبندي و نوايي گفتار در تعريف رواني (Fluency) لحاظ شود (استاركويدر1987).

 علاوه بر اينكه بايد صداها و كلمات با سرعت منظم توليد شوند بلكه بايد فرد بتواند در انتقال اطلاعات و منظور خود نيز اين نظم سرعتي و زمانبندي را رعايت كند (Fast-talkers) . همچنين ميزان انرژي و تلاش فرد براي حرف زدن نبايد بيش از حد طبيعي باشد.

 در كل او، رواني را جريان روان و بدون تلاش و تقلاي گفتار داست.

 اختلال در اين جنبه از گفتار را باعنوان Disfluency of Speech ناميده اند

اجزاي رواني:

1. سرعت (Rate): منظور، تعداد كلمات يا هجاهاي گفته شده در واحد زمان مي باشد.

 عوامل تأثيرگذار بر سرعت گفتار: سلامت دستگاه گفتار- طول كلمات – اهميت پيام – موقعيتهاي گفتار- ديرش اصوات و كلمات – تعداد تكيه و مكث درگفتار

2. ديرش (Duration): منظور، مدت زمان شروع تا پايان گفته است. مدت زماني كه از شروع اولين واج تا پايان آخرين واج گفته فرد طول مي كشد.

3. تداوم – استمرار (Continuity): سهولت حركت از واجي به واج ديگر، يا هجايي به هجاي ديگر، كلمه به كلمه اي ديگر و درنهايت جمله به جمله اي ديگر.

 هرچه مختصات مميزه واجي درطول يك جمله بهم نزديك باشند، تداوم و پيوستگي واجها و كلمات سخت تر مي شود.

4. سهولت در گفتار (Articulation Facility): منظور، هماهنگي بين تنفس، آواسازي، توليد و تشديد است. پس يك فرايند عصبي- حركتي است.

 gestures، اشارات و حالات روحي- هيجاني فرد نيز بر سهولت در گفتار تأثيرگذارند.

5. ريتم (Rhythm): ريتم متشكل از سرعت، تداوم و الگوهاي نواي گفتار (تكيه، مكث، ديرش) است.

 منبع :

http://iranslp.com/paren/index.php?option=com_content&view=article&id=143:1389-05-12-07-59-18&catid=36:1389-02-04-14-16-23&Itemid=58


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]
تمرينات تنفسي براي گفتار

تنفس مناسب، يكي از مهمترين عامل در رشد گفتار و زبان كودك محسوب مي شود. اثرات تنفس در گفتار علاوه بر كيفيت گفتار (كه غالباً در كودكان كم شنوا بهم ريخته است) در سرعت و هماهنگي گفتار به خوبي به چشم مي خورد. كودك بايد قادر باشد با انبساط سينه ريه ها را از هوا پركرده (دم) و با خروج هوا از ميان تارهاي صوتي (بازدم) صوت خام توليد كرده و با حركت صداي خام از اندامهاي گفتاري فوقاني صداهاي گفتاري را توليد نمايد. برنامه هاي تنفسي به سه قسمت تقسيم مي شوند: 

الف) دم: 

هوايي است كه فرد در هر بار تنفس به داخل ريه ها فرو مي برد. جهت تقويت فعاليت دم از تمرينات زير مي توان استفاده كرد: 

▪ از كودك بخواهيد عمل دم را انجام دهد و شما بشماريد: ۱، ۲، ۳ و ... . 

▪ با استفاده از ني نوشابه از كودكان بخواهيد به صورت گروهي كاغذي به ابعاد ۱x۱ را با دم نگه دارند و يا آن را از جايي به جاي ديگر منتقل نمايند كه درصورت توانايي مي توان اندازه و ضخامت كاغذ و يا طول ني را افزايش داد. 

ب) بازدم: 

هوايي است كه فرد در هر بار تنفس از ريه ها خارج مي كند. براي افزايش بازدم نيز مي توان از تمرينات ذيل استفاده كرد: 

▪ فوت كردن شمع، كاغذ، پر و امثال آن كه در هر مورد معياري جهت ارزشيابي توانايي كودك در نظر گرفته مي شود؛ به عنوان مثال فاصله شمع از كودك را ثبت كرده و در تمرينات بعدي آن را افزايش دهيد. 

▪ بلند و كوتاه سوت بزند. 

▪ توليد صداهاي مصوت (آ، او، اي) به صورت كشيده و متناوب كه زمان كشش آنها ثبت و در تمرينات بعدي سعي مي شود ميزان آن افزايش يابد. 

▪ در تمرينات دم و بازدم از كودك بخواهيد عضلات شكم خود را لمس كند تا به وضعيت تنفسي خود آگاهي پيدا كند. 

ج) كنترل تنفسي: 

كنترل تنفسي در عمل به معني هماهنگي ميان دم و بازدم است. جهت تقويت آن به عنوان نمونه مي توانيد از تمرينات زير استفاده نماييد: 

▪ از كودك بخواهيد پس از دم عميق نفسش را حبس كند و سپس بازدم را انجام دهد. 

▪ پس از دم عميق و آهسته، بازدم كوتاه و سريعي داشته باشد و بالعكس. 

▪ هوا را از بيني گرفته و از دهان خارج نمايد. 

▪ تمامي تمرينات تنفسي را مي توان به صورت بازي با كودكان و به صورت گروهي انجام داد؛ به عنوان مثال مي توان با فوت كردن حبابهايي كه با كف صابون درست مي شود و يا حركت دادن قايق كاغذي بر روي آب (تقويت بازدم) و باجا به جا كردن كاغذهاي رنگي از روي يك ميز به روي ميز ديگر(تقويت دم) بين دو گروه از بچه ها مسابقه اي ترتيب داد. از كودكان بخواهيد با استفاده از يك شلنگ باريك، آب را از يك ظرف به ظرف ديگري منتقل نمايند (كنترل تنفسي).

منبع :

http://iranslp.com/paren/index.php?option=com_content&view=article&id=112:1389-03-27-09-59-57&catid=36:1389-02-04-14-16-23&Itemid=58


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
روش منبر و تبليغ از نگاه حجة الاسلام عرفانحجت الإسلام عرفان:

بسم الله الرحمن الرحيم. براي تعميق يا گسترش باورهاي ديني يا دين مداري، به چند حقيقت و واقعيت بايد توجه داشته باشيم. حقيقت آن است كه بايد باشد و واقعيت آن است كه هست. مرگ هم حقيقت است، هم واقعيت. خودكشي واقعيت دارد، ولي حقيقت ندارد؛ يعني نبايد باشد، ولي هست. نقص قابلي، محتوايي است كه در طول تاريخ وجود داشته است. اگر در گسترش دين‌مداري و دين‌باوري به اين نكته توجه نكنيم دچار اشتباه مي‌شويم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «اكثرهم لايعلمون» و «اكثرهم لايعقلون». اكثر مردم كه در قرآن مورد نكوهش قرار گرفته‌اند، بر اساس عوامل گوناگون، حق‌پذير نيستند و در هيچ شرايطي حق را نمي‌پذيرند. اينها نقص قابلي دارند. گاهي به ما مي‌گويند شما آخوندها چه كار كرديد؟ آقاي فلسفي فرموده بود يك ساعت راديوي شاه را به من بدهند من چه مي‌كنم. راديو و تلويزيون دست شما آخوندها است، چه كار كرديد؟ چه ره‌آوردي داشت؟ چرا مردم دين‌دار نشدند؟ جوابش اين است كه برخي انسان‌ها به هيچ شكلي زير بار حق نمي‌روند. الان اكثريت مردم دنيا حق‌پذير نيستند. نمونه‌هاي قرآني‌اش را بگويم. حضرت نوح براساس روايات ۲۰۰۰ سال عمر كرد. دوران رسالتش ۹۵۰ سال بود. حضرت نوح در دوران رسالتش هيچ نقص فاعلي نداشت؛ يعني دعوتشان كاملاً صحيح بود، استدلالي بود، منطقي بود، عاطفي بود، ذهني بود، پيگير بود. حضرت نوح فرمود: ۹۵۰ سال به صورت شبانه روزي مردم را دعوت كردم «فلم يزدهم الاّ فرارا». اين دعوت پيگيرِ ۹۵۰ ساله جز بر فرار و گريز آنها نيافزود. نقص قابلي در شنونده و مخاطب وجود دارد. ما هيچ گاه نبايد منتظر باشيم كه همة مردم دنيا دين مدار شوند. بسياري از مردم نقص قابلي دارند؛ يعني تسليم هيچ حق و حقيقتي نمي‌شوند، تسليم هيچ استدلالي هم نمي‌شوند. حالا من چند نمونه را مي‌گويم. نمونه قرآني‌اش را گفتم. نمونه غير قرآني‌اش را هم بگويم. آقاي ابطحي كه قبرشان در چهارمردان است، قبل از آن كه به مكه تشريف ببرند، كتابهاي شيعه و سنّي را مطالعه مي‌كنند و ادلّة بسيار زيادي براي حقانيت اميرالمؤمنين علي (ع) از كتب اهل تسنن گردآوري مي‌كنند. ايشان پس از آن كه به مدينه مي‌روند، اين ادلّه را به پيشنماز مسجد النبي مي‌گويد. پيشنماز مسجد مي‌گويد: آقاي ابطحي، بلند شويد برويم سر قبر پيامبر. آقاي ابطحي خيال مي‌كند او مي‌خواهد سر قبر پيغمبر شيعه شود. سر قبر پيامبر مي‌آيند، پيشنماز مي‌گويد: اين قبر كيست؟ آقاي ابطحي مي‌گويد: اين قبر پيغمبر است. مي‌گويد: آن قبر كيست؟ مي‌گويد؛ قبر ابوبكر است. پيشنماز مي‌گويد: تو اينها را گفتي كه من شيعه شوم. اگر صاحب آن قبر يعني پيغمبر زنده شود و به من بگويد حق با صاحب اين قبر يعني ابوبكر نيست من از او قبول نمي‌كنم، از تو قبول كنم؟! عده‌اي از انسان‌ها اين طوري‌اند. اينها نقص قابلي دارند. قرآن به آن تصريح كرده است. بسياري از مردم تسليم هيچ منطق و استدلالي نمي‌شوند. يكي از خوارج پس از شنيدن سخنراني علي(ع)، تحت تأثير فهم و درايت امام (ع) قرار گرفت، ولي تسليم نشد، بلكه گفت: «قاتله الله ما افهم؛ خدا اين مرد را بكشد. چقدر مي‌فهمد»، او نقص قابلي دارد. تجربة مكرر تاريخي هم داريم كه عده‌اي حق پذير نيستند. چند نوع بلا داريم. يك سري، بلاهاي عقوبتي است كه در دعا مي‌خوانيم: لاتأدبني بعقوبته. عده‌اي كه با گفتار و منطق و استدلال تسليم حق نمي‌شوند، خداوند با بلاهاي عقوبتي نابودشان مي‌كند؛ مثل طوفان نوح. قيام مسلحانة امام زمان جزء مسلّمات تاريخ است. اين را زياد سؤال مي‌كنند مگر امام زمان (ع) كه مي‌آيند عصر رسانه‌ها نيست؟ عصر فرهنگ، عصر فلسفه، عصر منطق نيست؟ چرا امام زمان (ع) نمي‌آيند استدلال كنند؟ چرا امام زمان نمي‌آيد كار فرهنگي كند؟ جوابش اين است كه در زمان امام زمان (ع) عده‌اي هستند حق پذير نيستند، حق ستيزند. اينها را بايد كشت. امام زمان (ع) به مدينه مي‌آيند و استدلال مي‌كنند، حقايقي را نشان مي‌دهند، كرامت‌هايي را نشان مي دهند، اما مردم زير بار نمي‌روند، مي‌گويند ما تو را قبول نداريم. اين نقص قابلي است. نقص فاعلي مربوط به من و شماست. يكي از نقص‌هاي تبليغي ما بسنده كردن به گفتار يا نوشتن است؛ در حالي كه به ما دستور دادند: «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم» مردم را به غير زبانتان دعوت كنيد. وقتي ما دعوتمان از عمل تهي شد، به ما مي‌گويند: «لم تقولون ما لا تفعلون». اين دعوت، دعوت خنثي است. وقتي من مي بينيم آقا با مرسدس بنز يا فلان ماشين مدرن مي‌خواهد بيايد از زهد اميرالمؤمنين براي من حرف بزند، خنده‌ام مي‌گيرد، باعث دين‌گريزي مي‌شود. بعد از انقلاب، عده‌اي از روحانيون مسئوليت پيدا كردند و سطح زندگيشان از سطح مردم جدا شد باعث دين گريزي شد. چگونه حرف كسي كه اسلام در زندگيش پياده نشده است را بپذيرند؟! بيشترين دعوت پيامبر اكرم(ص) دعوت عملي بود كه مؤثر واقع شد.
مردم بايد در رفتار و منش ما، اسلام را ببينند و جذب شوند. جدا كردن دعوت از دعوت عملي و داعي عملي از آفات مهم تبليغ است. وقتي مردم مي‌بينند آقا دنبال عياشي است، دنبال پول است، سخنان او اثري در مردم ندارد. تبليغ پيامبران داراي چند عنصر بود. يكي از عنصرها، كار خارق العاده بود. هيچ پيامبري را ما بدون معجزه در تاريخ سراغ نداريم. شيخ عباس قمي (ره) مي‌گويد پيامبر اسلام ۱۴۴۴ معجزه داشت. معجزه يعني كار خارق العاده. معجزه باعث گرايش مردم به دين مي‌شد. دعاي عرفه، دو نسخه بدل دارد. در يك نسخه بدلش، كلمة جذبه آمده است. جذبه باعث گرايش دفعي مردم به خدا مي‌شود. در تاريخ شيعه ما مكرر ديديم كرامت‌هاي اخلاقي و كارهاي خارق‌العاده باعث گرايش مردم به دين ‌شده. آقاي لرزاده كه اخيراً فوت كردند مهندس عالي رتبة ايران در زمان رضاشاه بود. ايشان معمار كاخ‌هاي رضاشاه بود. كاخ مرمر رضاشاه را ايشان ساخت. وقتي آقاي بروجردي (ره) مي‌خواهند مسجد را بسازند، به آقاي بروجردي مي‌گويند يك معمار مهم در ايران هست كه مي‌تواند مسجدي كه شما مي‌خواهيد را بسازد. آقاي لرزاده را به قم دعوت مي‌كنند. او از تهران با همان لباس و پرستيژ معمار شاه وارد خانة آقاي بروجردي مي‌شود و با غرور مي‌نشيند. آقاي بروجردي مي‌گويد مسجدي مي‌خواهم بسازم اين همه شبستان داشته باشد، اين همه زيربنا و اين خصوصيات را داشته باشد. او با غرور به آقاي بروجردي مي‌گويد: شما نمي‌توانيد بسازيد. آقاي بروجردي مي‌گويد: براي چي؟ مي‌گويد: پول فراوان مي‌خواهد. شما قدرتش را نداريد. اين كار يك دولت است، نه كار شما. آقاي بروجردي مي‌گويد من هم خيلي پول دارم. پرده را كنار زد، آقاي لرزاده نگاه مي‌كند مي‌بيند از كف تا سقف طاق مثل آجر روي هم پول چيده شده، به آقاي بروجردي مي‌گويد بله، شما مي‌توانيد اين مسجد را بسازيد. آقاي بروجردي مي‌فرمايد حالا كه مي‌توانيم، اجازه بدهيد من بروم وضو بگيرم. همين كه آقاي بروجردي مي‌روند، وضو بگيرند، لرزاده پرده را كنار مي‌زند كه بار ديگر پول‌ها را تماشا كند، اما مي‌بيند پولي در كار نيست، يك سري كتاب پوستي و قديمي پشت پرده است. همين كرامتي كه از آقاي بروجردي مي‌بيند، يك انقلاب در روح او ايجاد مي‌شود و معمار شاه مي‌شود معمار خانة خدا. آقاي بروجردي نه برايش كتاب خواندند، نه تفسير گفتند، نه حديث خواند؛ ولي انقلابي با ديدن اين جذبه در او ايجاد شد كه معمار خانة خدا شد. لرزاده از بزرگترين معماران مساجد جهان است كه يكي از معماري‌هايش همين مسجد اعظم است، مساجد ديگري هم در سراسر جهان ساخت. پيامبران هيچ كدامشان بي اعجاز و بدون كرامت معنوي نبودند. علماي شيعه عمدتاً اين كرامت‌هاي معنوي را داشتند كه باعث جذب مردم مي‌شد. متأسفانه به دليل دوري ما از اخلاق و تقوا، از آن كرامت‌ها هم دور شديم و يكي از عوامل جذب را از دست داديم. آفت ديگر تبليغ اين است كه به تبليغات عمومي بسنده مي‌كنيم. ما تبليغ شكاري و فردي نمي‌كنيم، به سخنراني و نوشتن كتاب و مقاله بسنده مي‌كنيم. تبليغ شكاري نداريم. تبليغ شكاري ؟ اين است كه در مدرسه،‌ كوچة بازار، بين پزشكان و مهندسان ببينيم كدامشان لياقت دارد كه ما رويش سرمايه‌گذاري كنيم، جذبشان كنيم. ما الان تبليغاتمان، تبليغ عمومي است. هر كس به مسجد آمد سخن ما را مي‌شنود و هركس بيرون مسجد است سخن ما را نمي‌شنود. هركه راديو را گوش كرد سخن ما را مي‌شنود. ما به دنبال مخاطب نمي‌رويم. كليسا هنوز تبليغ شكاري مي‌كند. چند نفر از مدرسة امام خميني به كانادا اعزام شدند تا در دانشگاه مك‌گيل كانادا درس بخوانند. كشيش‌هاي مسيحي دربارة آنان تحقيق كردند، ديدند يك نفرشان هوشش از همه بالاتر است، رويش سرمايه‌گذاري كردند؛ يعني برنامه‌ريزي كرده بودند به طور اختصاصي شكارش كنند. ما تبليغ شكاري نداريم، اما تبليغ عمومي داريم؛ يعني در مسجد و راديو حرف مي‌زنيم اما در كوچه و پس كوچه و بازار و دانشگاه و جاهاي ديگر افراد را به طور خصوصي دعوت نمي‌كنيم.
آفت ديگر تبليغ ما، اطاله است. اميرالمومنين فرمود خداوند به حضرت موسي(ع) در كوه طور فرمود: «وقتي براي مردم سخنراني مي‌كني، كم حرف بزن». شنونده بيشتر از گوينده خسته مي‌شود. ما براي مردم آن‌قدر حرف مي‌زنيم كه از دين خارج شوند.
آفت ديگر تبليغ، خشونت در گفتار و رفتار است. ركن اساسي موعظه، نرمي گفتار و رفتار است. خداي متعال به موسي و هارون مي‌گويد با فرعون كه مي‌خواهي حرف بزني «فقولا له قولاً ليّنا»، نرم حرف بزن. مرد دينداري به مأمون الرشيد گفت چرا اين كار را مي‌كني؟ مأمون گفت: من بدترم يا فرعون. گفت: فرعون، چون ادعاي خدايي مي‌كرد ولي تو ادعاي خدايي نمي‌كني، ادعاي مسلماني مي‌كني. مأمون گفت: تو بالاتري يا موسي؟ او گفت: موسي. مأمون گفت: خدا به موسي و هارون كه از تو بالاترند مي‌گويد به فرعوني كه از من بدتر است با نرمي حرف بزن. تو چرا با شدت با من حرف مي‌زني؟
ما آخوندها يكي از كارهايمان كه باعث دين‌گريزي مردم شده اين است كه در طول تاريخ عادت كرده‌ايم با هر بي‌ديني با شدت و خشونت حرف بزنيم. در زمان رضاشاه رسم شده بود عكس يك خانم آرايش كرده را روي نعلبكي‌ها مي‌زدند. بعضي از آخوند‌ها كه برايشان چايي مي‌آوردند عكس بي‌حجاب را در نعلبكي مي‌ديدند نعلبكي را پرت مي‌كردند كه چرا عكس بي‌حجاب در آن است. بعضي‌ها به ميزبان مي‌گفتند از شما بعيد است اين نعلبكي را داشته باشيد. بعضي‌ها فحش‌هاي ديگري مي‌دادند. آيت الله برهان به ميزبان با نرمي گفت: صاحبخانه خنده‌اش گرفت، گفت الان مي‌روم نعلبكي را عوض مي‌كنم. اين هم يك نوع برخورد است. روزي به جلسة روضة مجتهدي در قم رفتم، مردي آمد كه ريشش را تراشيده بود. آقا جلوي همه فرمودند صورتت را... يك نفر ريش تراشيده خدمت حاج شيخ عبدالكريم حائري مي‌آيد، حاج شيخ عبدالكريم جاي آن تيغ‌ها را مي‌بوسد و مي‌گويد خواهش دارم جاي بوسة من را ديگر تيغ نزن . او قبول مي‌كند. اين لينت در تبليغ است. قبر حاج ن شاه ارائه مي‌شده‌اند موضوع، متن و مرثيه همان است مردم از تكرار دل زده مي‌شوند. ؟؟ به دنبال تنوع و نوگرايي هستند بايد موضوع منبرها نو باشد يكي از موفقيت‌هاي حضرت فلسفي رحمه الله عليه وارد كردن موضوع‌هاي تازه و نو و زندگي آموز در حوزه سخنراني‌هاي ديني بود.
بايد متن سخن نيز با ادبيان نوين ارائه شود واز به كاربردن اصطلاحات خاص حوزوي مثل «قس علي هذا» «ايضا» و ... پرهيز شود.
بايد مرثيه‌ها نيز با سبك نوين و نوآوري‌هاي زيبا ارائه شود آن مرثيه‌هاي كليشه‌اي كه همه حفظ‌اند كم‌تر سوز مي‌آفريند.
بايد حتي در دعاها نيز نوآوري كرد و دعاهايي حماسي،‌عرفاني و ادبي ارائه كنيم. مانند: خداوندا امپرياليسم جهان‌خوار را مغلوب ساز.
به ما «كمال الانقطاع اليك» ببخش.
و آشيانة دل ما را خانه محبت ساز.

۱۲- يك نواختي

يكي ديگر از آفت‌هاي سخنوري يك نواختي در آهنگ صدا و در محتواست. آهنگ صدا بايد پيوسته متناسب با مضامين متفاوت باشد. محتوا نيز بايد سرشار از ضرب المثل، شعر، داستان و ... باشد.

۱۳- بي‌نظمي

از اين شاخه به آن شاخه پريدن، آسمان و زمين را به هم بافتن قصة كهنه ماست و دروازه است. سخنراني بايد موضوع مشخص و تعريف شده، مقدمه و متن و نتيجه داشته باشد و روند آغاز، اوج و پايان آن معين گردد.

۱۴- تكيه كلام داشتن

برخي از گويندگان يك اصطلاح يا يك كلمه را تكرار مي‌كنند مثلا پي در‌پي مي‌گويند: متوجه شديد، عرض كنم كه، توجه كرديد، توجه فرموديد و ...
اين تكرار رشته سخن را پاره مي‌سازد و حواس شنونده را پرت مي‌كمد و از شكوه سخن مي‌كاهد.

۱۵- عدم تناسب

سخنور مؤفق و دين گستر بايد تناسب زماني و مكاني را رعايت كند در ايام محرم جوك نگويد در ايام شادي نگرياند مسجد و حسينيه را حرمت پاس دارد.
اگر مخاطبان زن هستند نهايت رعايت عفت را داشته باشد.

۱۶_ضعف محتوا

اكنون چند سال است كه وارد قرن بيست و يكم شده‌ايم ميليون‌ها سايت اينترنت فعال است ميليون كتابخانه در سكوت مي‌خروشد. ميليون‌ها رسانه سخن مي‌پراكند. عصر قاجار نيست كه در يك دهكده رمالي مار بكشد و به مردم بگويد من باسوادم يا او كه مار نوشته است و مردم بگويند تو. و عالم ديار را رها كند.
امروز سخنراني‌هاي ديني بايد در اوج اتقان، با محتواي مستحكم، ادله روشن، شيوة اداي شيرين و همراه نوآوري باشد

منبع :
http://www.qomicis.com/farsi/neshast_elmi/bavar.aspx

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
آداب وعظ و منبر 
اهل منبر و وعظ،كه در محافل دينى و مجالس حسينى براى مردم القاى سخن و ايرادموعظه و ذكر مصيبت مى‏كنند، چون با دل و دين مردم سر و كار دارند و شنوندگان،كلامشان را حجت مى‏شمارند،بايد خود به حرفهايشان معتقد و عامل باشند،تا هم سخن‏تاثير كند و هم از وجهه دين و علماى دينى كاسته نشود. 
بنا بر اين بر فراز منبر رفتن و به موعظه خلايق يا نشر خلايق پرداختن،كار هر كس‏نيست و صلاحيتها و شرايطى مى‏طلبد.علماى بزرگ كه دلسوز دين بوده‏اند،همواره چه‏كتبى و چه شفاهى به اندرز و رهنمود در اين زمينه‏ها پرداخته‏اند.از جمله مرحوم ميرزاحسين نورى در كتاب ارزنده خود(لؤلؤ و مرجان)به بيان آداب اهل منبر پرداخته و«اخلاص‏»را پله اول منبر و«صدق‏»را پله دوم آن دانسته و نكاتى را هم بعنوان‏«مهالك‏عظيمه روضه خوانان و اهل منبر»دانسته كه بعضى از آنها از اين قرار است:

1-رياكارى و به خاطر دنيا كار كردن‏2-روضه خوانى را وسيله كسب خويش ساختن‏3-آخرت خود را به دنيا،و به دنياى ديگران فروختن‏4-عمل نكردن روضه خوان به گفته‏هايى كه خود نقل مى‏كند5-دروغ بافتن در منبر و رعايت نكردن صدق احاديث و حكايات. (5) شاگرد وى مرحوم محدث قمى در منتهى الآمال،پس از بيانى مبسوط در زشتى دروغ‏در مجالس عزادارى و منبر و مرثيه و استفاده از غنا در نوحه خوانى و رعايت نكردن دقت‏در نقلهاى تاريخى،سخنانى دارد، تحت عنوان‏«نصح و تحذير»و اهل منبر را بر حذرمى‏دارد از مبتلا شدن به:دروغ گفتن و افترا بستن بر خدا و ائمه و علماء، غنا خواندن،اطفال امارد را با الحان فسوق پيش از خود به خوانندگى واداشتن،بى اذن،بلكه با نهى‏صريح به خانه مردم در آمدن و بر منبر رفتن و آزردن حاضرين بر گريه نكردن به كلمات‏بليغه،ترويج‏باطل در وقت دعا،مدح كسانى كه مستحق مدح نيستند،مغرور كردن‏مجرمين و متجرى نمودن فاسقين،خلط كردن حديثى به حديث ديگر به طور تدليس،تفسير آيات شريفه به آراء كاسده،نقل اخبار به معانى باطله،فتوا دادن با نداشتن اهليت‏آن،متوسل شدن براى زينت دادن كلام و رونق گرفتن مجلس به سخنان كفره و حكايت‏مضحكه و اشعار فجره و فسقه در مطالب منكره و تصحيح كردن اشعار دروغ مراثى رابعنوان زبان حال،ذكر آنچه منافى عصمت و طهارت اهل بيت نبوت است،طول دادن‏سخن به جهت اغراض كثيره فاسده و محروم نمودن حاضرين از اوقات فضيلت نماز وامثال اين مفاسد كه لا تعد و لا تحصى است...و پس از بحثى پيرامون اهل عمل نبودن به‏گفته‏ها و توقعات بى مورد داشتن،اين شعر حافظ را نقل مى‏كند كه: 
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مى‏كنند چون به خلوت مى‏روند آن كار ديگر مى‏كنند مشكلى دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مى‏كنند گوئيا باور نمى‏دارند روز داورى كاين همه قلب و دغل در كار داور مى‏كنند (6) 


پى‏نوشتها 


5-«لؤلؤ و مرجان‏»،محدث نورى. 
6-منتهى الآمال،ج 1 ص 341.در اين زمينه‏ها به كتابهاى‏«حماسه حسينى‏»و«تحريفهاى عاشورا»از شهيد مطهرى‏مراجعه شود.

منبع :

http://1zekr.com/forums/showthread.php?s=bcafc552ce430208c336f60d65ffbfd4&t=226


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.