مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
باder-vertical-spacing: 2px; ">
 5%كودكان تمام صداها را تاسن 5/4سالگي ميگويند به طور كلي صداهايي كه زياد تكرار ميشوند مانند ((پ))يا((م))قبل از
 سه سال و صداهايي مانند ((ر))و ((س))تاسنين پيش دبستاني اموخته ميشوند .
دليل اختلال توليدي چيست؟
-اشكالات عضوي:مانند شكاف كام، دندانهاي غير طبيعي،فلج
مغزي،عقب ماندگي ذهني،كم شنوايي .كه در اين موارد گفتار درمانگ با
همكاري يك تيم درماني شامل نورولوژيست ،ارتودنتيست ،شنوايي سنج
به درمان گفتار كودك مي پردازد .
-آپراكسي گفتار:عموما همراه اسيب مغزي است كه علائمي از جمله
كندي و تقلا در گفتار دارد
-اختلالات عملكردي:مانند داشتن دو يا چند زبان در خانه و ياتقليد كردن
اشتباهات گفتاري كودك توسط والدين كه سبب تثبيت ان ميشود
-تاخير رشدي:بيشترين علت اختلال تلفظي است كه ممكن است مستقيما
به علت كم شنوايي باشد
آيا ميتوان يك بزرگسال بااختلال تلفظي را درمانكرد؟
بيشتر اختلالات توليد قابل درمان هستند .اما اختلالاتي كه طولاني مدت باشند مشكل تر درمان ميشوند همچنين مشكلاتي كه با ضعف عضلانيهمراه باشند دير تر درمان شده و زمان زيادي نياز دارند
منبع :
http://www.nasseh2002.blogfa.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 گرفتگي صدا و علل آن

گرفتگي صدا علل گوناگوني دارد اما به هر دليلي كه باشد اگر بيش از دو هفته ادامه پيدا كند خطرناك بوده وبايد به متخصص گوش و حلق و بيني مراجعه نمود تا ميستقيما حنجره و تارهاي صوتي معاينه شود(لارنگوسكوپي مستقيم).

از جمله علل گرفتگي صدا ميتوان به بد استفاده كردن از تارهاي صوتي (تقليد صدا)،استفاده زياد از آنها (اين مورد بخصوص در خوانندگان و معلمان ديده ميشود)،لارنژيت،جيغ زدن و فرياد كشيدن زياد ،ايجاد ندول روي تارهاي صوتي ،سرطان حنجره و……نام برد 

البته با توجه به آلودگي شهري صوتي و هوايي ميزان گرفتگي صدا افزايش يافته است 

اگر شما نيز به دنبال آنفولانزا يا سرماخوردگي و يا دلايل ذكر شده ديگر چند روزي است كه صداي دورگه اي پيدا كرده ايد با رعايت موارد زير بهبود پيدا خواهيد كرد 

توجه:تذكر مهم اينكه به هردليل كه صدايتان گرفته است اگر مدت ان بيشتر از دوهفته طول كشيد به متخصص مراجعه كنيد

1-ازفرياد كشيدن خودداري كنيد

2-در اماكن شلوغ صحبت نكنيد

3-از نجوا كردن و پچ پچ پرهيز نماييد

4-در محيطهاي الوده و دودي تردد نكنيد 

5-حداقل روزي 8ليوان اب بنوشيد 

6-از خوردن چاي و ديگر نوشيدنيهاي كافئيني پرهيز كنيد 

7-از بوي سرخ كردنيها و خوردن انها اجتناب كنيد 

8-مايعات سرد و يا داغ نخوريد 

9-روزي چندنوبت با اب نمك 1%قرقره نماييد 

10-تا حد امكان سرفه نكنيد 

11-صداي خود را صاف نكنيد 

12-سعي كنيد از پله بالا نرفته يا در صورت نياز با ارامش و مكث بين هر چند پله اين كار را انجام دهيد 

13- مواد محرك ،تند،ترشمصرف نكنيد

14-بيني خودرا با سرم فيزيولوژي شستشو دهيد 

در نظر داشته باشيد كه حنجره و تارهاي صوتي شما جزو حساس ترين اعضاي بدنتان بوده و زندگي بدون صوت مشكل و ناراحت كننده است 

پس براي سلامت آن تلاش كنيم.

منبع :

www.nasseh2002.blogfa.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
آشنايي بااختلالات صوت

اختلال صوتي چيست ؟

هر عارضه اي كه روي عملكرد ارگان مولد صوت _ حنجره _ تاثير بگذارد مي تواند باعث اختلال صوتي شود . معمولا نشانه ي اصلي اختلال صوتي گرفتگي صداست ، اما اختلالات حنجره اي مي توانند باعث ايجاد مشكلات جزئي تر ديگري نيز شوند.
زماني اختلال صوتي وجود داردكه كيفيت ،زيروبمي ، بلندي و انعطاف پذيري صوت فردي متفاوت ازصوت افراد هم جنس، هم سن،گروه وفرهنگ مشابه وي باشد . 
وجود هرگونه ضايعه درتارهاي صوتي وحنجره ويا شكل واندازه حفره هاي تشديد موجب بروز اختلال صوت مي شود. 
علائم صوت غير طبيعي 
Harshness صداي خشن وگرفته 
breathiness صداي نفس آلوده 
Inspiratory voice صداي دمي 
Hypernasality خيشومي بودن بيش ازحد طبيعي 
Hyponasality خيشومي بودن كمتر ازحد طبيعي 
Falsetto voice صداي زير غير طبيعي 
صداي بم غير طبيعي 
بلندي بيش از حد صدا 
بلندي كمتر ازحد صدا 
Glottal tone صداي چاكنايي 
Diplophonia صداي دورگه 
Monotone صداي يكنواخت 
Aphonia بي صدايي 
علل اختلالات صوتي

Papilloma زگيل يا ندولهاي تارصوتي 
Abuse استفاده بيش از حد ازتارهاي صوتي 
Misuse بد استفاده كردن ازتاهاي صوتي 
Cleft palat شكاف كام 
Submucous cleft palate شكاف زير مخاط 
ضعف عضلات حلق وكام 
مسدود بودن بيني 
ضعف يافلجي تارهاي صوتي 
سرطان ناحيه حنجره 
ضربه هاي وارده به حنجره

نشانه هاي رايج اختلالات حنجره اي

۱- گرفتگي صدا يا نفس آلود بودن صوت 

۲- شكست صوتي

۳- محدوديت در طيف زير و بمي

۴- محدوديت در بلندي و رسا بودن صدا

۵- مشكل در درك صحبت يك فرد در حضور نوفه ي زمينه

۶- خستگي صوتي يا وخيم شدن و بد شدن صوت متعاقب استفاده ي طولاني

۷- كم آوردن نفس هنگام صحبت كردن

۸- سرفه كردن يا پاك كردن مزمن گلو

۹- مشكل در نفس كشيدن يا بلع

عوارض مختلفي مي توانند باعث بد عملكردي حنجره اي شوند . 

هر نوع گرفتگي صدا كه بيش از دو هفته طول بكشد به خصوص در افراد سيگاري بايستي توسط پزشكي كه مي تواند تارهاي صوتي را بررسي كند مورد ارزيابي قرار گيرد.

اختلالات صوتي مي توانند خيلي وابسته به فرد باشند : يعني آن چيزي كه مي تواند براي فردي يك مشكل جدي باشد ممكن است براي فرد ديگري مشكل كمي ايجاد كند. مقداري از اين تنوع مربوط به انتظارات يك فرد خاص است اما عامل كليدي در اينجا تقاضاي صوتي است . اگر بخواهيم ساده بگوييم تقاضاي صوتي نشاندهنده ي نيازهاي صوتي يك فرد خاص در زندگي روزمره است. مسلما يك خواننده يا يك هنر پيشه نيازهاي صوتي متفاوتي در مقايسه با يك معلم يا يك وكيل دادگاه دارد ، اين افراد نيز تقاضاهاي صوتي متفاوتي در مقايسه با فردي دارند كه بيشتر كارش را با صفحه كليد كامپيوتر انجام مي دهد يا فردي كه مسئوليت مراقبت از يك فرد آسيب ديده ي شنوايي را به عهده دارد .

هيچ شيوه ي مرسومي براي اندازه گيري نيازهاي صوتي وجود ندارد . معمولا هر چقدر يك فرد در طول روز طولاني تر و بلند تر آواسازي كند ميزان نياز صوتي وي بيشتر خواهد بود و احتمال اينكه نا منظمي هاي جزئي در عملكرد حنجره اي ايجاد شود بيشتر خواهد بود كه در بعضي موارد اين نا منظمي ها مشكل ساز خواهد بود كه در بعضي موارد اين نا منظمي ها مشكل ساز خواهد بود . همچنين انواع مختلف آواسازي مثل عملكرد صوتي حرفه اي در مقايسه با انواع ديگر آواسازي تحمل كمتري در برابر ايجاد تغييرات جزئي در كيفيت صوت دارند .

تخصصهايي كه معمولا در مورد اختلالات صوتي مورد ارزيابي قرار مي گيرند هنر پيشگان ، معلمان ، وكيلان ، فروشندگان و ساير پرسنلي هستند كه با مشتري سر و كار دارند.

چون كه ارزيابي كيفيت صوت معمولا ذهني است و نيازهاي صوتي معمولا فرق مي كنند بنابراين معمولا فرد مبتلا به اختلال بهترين شاهد براي شدت و اهميت مشكل است (با اين فرض كه اين اختلال سرطاني نيست) و اين اختلال نياز به درمان خاصي دارد .

در اختلالات صوتي خوش خيم ، نقش پزشك، تشخيص دقيق اختلال و توضيح احتمالات موجود از جمله بحث درباره ي پيامد احتمالي و خطرات جانبي مي باشد. پزشكي كه كاملا از علايم شما و نيازهاي صوتي شما آگاه است به بهترين حالت مي تواند توصيه هاي لازم را براي مشكل صوتي شما ارايه دهد. 

در نهايت يك تصميم درماني و مخصوصا تصميم براي جراحي بايد همراه با مشورت پزشكي گرفته شود كه از رفتارهاي صوتي و نيازهاي صوتي شما آگاه باشد. 

عملكرد صوت طبيعي

صوت در اثر ارتعاش تارهاي صوتي توليد مي شود . تارهاي صوتي يك جفت بافت انعطاف پذير هستند كه در بالاي ناي كشيده شده اند . اين تارهاي صوتي در ميان غضروف تيروييد قرار دارند كه اين غضروف ساختار سختي است كه جرمي را در منطقه ي گردن به وجود مي آورد كه تحت عنوان سيب آدم شناخته مي شود. تارهاي صوتي همراه با عضلات و غضروفهاي حامي آنها تحت عنوان حنجره شناخته مي شوند.

حنجره از نظر زيست شناختي به صورت دريچه اي است كه جهت حمايت جريان هوا و ريه ها به وجود مي آيد. بنابراين در جايي واقع شده است كه جريان هوا و مري از هم جدا مي شوند. تارهاي صوتي از هم جدا مي شوند تا به به عبور جريان هوا ي تنفسي كمك كنند و طي عمل بلع بسته مي شوند تا جلوي ورود غذا را به ريه ها بگيرند .

تار صوتي اصطلاح جديدي است كه به جاي چين صوتي به كار مي رود . اين تغيير در كاربرد اصطلاح ، به اين دليل به وجود آمده است تا درك بهتري از آناتومي و عملكرد حنجره به دست آيد. چين صوتي نشان دهنده ي باند يا رشته اي است كه در مسير هوا قرار دارد و هنگامي كه منقبض يا منبسط مي شود به ارتعاش در مي آيد. در واقع تار صوتي بخشي از عضلات حنجره است كه توسط بافت خاصي پوشيده شده است و مي تواند با سرعت بالا به ارتعاش در آيد. تار صوتي شبيه به لبه ي كوچكي از بافت است تا چين . فقط قسمت خارجي تار صوتي به ارتعاش در مي آيد .

زماني اختلال صوتي وجود داردكه كيفيت ،زيروبمي ، بلندي و انعطاف پذيري صوت فردي متفاوت ازصوت افراد هم جنس، هم سن،گروه وفرهنگ مشابه وي باشد . 
وجود هرگونه ضايعه درتارهاي صوتي وحنجره ويا شكل واندازه حفره هاي تشديد موجب بروز اختلال صوت مي شود. 
علائم صوت غير طبيعي 
Harshness۱- صداي خشن وگرفته 
breathiness۲- صداي نفس آلوده 
Inspiratory voice۳-صداي دمي 
Hypernasality۴- خيشومي بودن بيش ازحد طبيعي 
Hyponasality۵-خيشومي بودن كمتر ازحد طبيعي 
Falsetto voice۶-صداي زير غير طبيعي 
۷- صداي بم غير طبيعي 
۸- بلندي بيش از حد صدا 
۹- بلندي كمتر ازحد صدا 
Glottal tone۱۰- صداي چاكنايي 
Diplophonia۱۱- صداي دورگه 
Monotone۱۲- صداي يكنواخت 
Aphonia۱۳- بي صدايي 
علل اختلالات صوتي
Papilloma ۱- زگيل يا ندولهاي تارصوتي
Abuse ۲- استفاده بيش از حد ازتارهاي صوتي 
Misuse ۳- بد استفاده كردن ازتاهاي صوتي 
Cleft palat كام ۴ -شكاف
Submucous cleft palate۵- شكاف زير مخاط 
۶- ضعف عضلات حلق وكام 
۷- مسدود بودن بيني 
۸- ضعف يافلجي تارهاي صوتي 
۹- سرطان ناحيه حنجره 
۱۰-ضربه هاي وارده به حنجره

هر كدام از بخشهاي زير به شرح جزييات جنبه ي خاصي از صوت مي پردازد. اين بخشها عبارتند از : 

صدا

بلندي

زير و بمي

گرفتگي صدا

جهت توليد صوت ، ششها هوا را به سمت تارهاي صوتي كه بسته هستند مي فرستند اما اين تارها ميزان بستگي كمتر از حالتي را دارند كه طي عمل بلع دارند. هوا از فاصله ي خيلي كوچك بين تارهاي صوتي عبور مي كند و پوشش اين تارها را كه موكوس ناميده مي شود به ارتعاش در مي آورد. اين عمل توسط پديده اي صورت مي گيرد كه به آن اثر ونچوري مي گويند. هنگامي كه هوا از يك فضاي كوچك (يا ونچوري) عبور مي كند سرعت عبور آن افزايش مي يابد و حالت مكش را به وجود مي آورد. اين حالت مكش در موكوس قابل انعطاف هر تار صوتي صورت مي گيرد كه در قسمت وسط تارهاي صوتي وجود دارد و اين حالت باعث كشيده شدن هواي بيشتري از ششها مي شود.اين چرخه يك نوسان مكرر را به وجود مي آورد كه تحت عنوان موج موكوسي شناخته مي شود. براي توليد صوت خوب منظم بودن موج موكوسي ضروري به نظر مي رسد. 

انعطاف پذيري موكوسي بستگي به منسجم بودن لايه اي دارد كه مستقيما زير آن قرار دارد و تحت عنوان لاميناي سطحي روي تار صوتي ، يا لايه ي رينكه شناخته مي شود و اين نام از نام فردي گرفته شده است كه براي اولين بار به توصيف آن پرداخت . اين لايه متشكل از شبكه ي خاصي از مواد است كه در بدن منحصر به فرد است و مي تواند استرس تارهاي صوتي را در طول زمان تحت كنترل خود درآورد .

ضربه آوايي

تصاوير ويديويي ازارتعاش تارهاي صوتي با حركت آهسته توسط روشي است كه تحت عنوان استروبوسكوپي شناخته مي شود. در حقيقت تارهاي صوتي بيش از 100 بار در ثانيه در طي آواسازي به ارتعاش در مي آيند و گاهي اوقات دفعات ارتعاش بيش ازين تعداد است. اين حالت باعث وارد امدن استرس فيزيكي زيادي به تار صوتي مي شود . استرس ناشي از آواسازي تحت عنوان ضربه ي آوايي شناخته مي شود و عنصر مهمي است كه زير بناي انواع مختلف مشكلات تارهاي صوتي را تشكيل مي دهد.

بلندي

بلندي صدا بيشتر در نتيجه ي فشار هوايي است كه زير تارهاي صوتي وارد مي شود . خروج هوا با فشار بيشتر از شش ها باعث افزايش اين فشار مي شود. البته تارهاي صوتي بايستي تنش را افزايش دهند تا حالتي نزديك به بسته شدن را به وجود آورند كه اين حالت براي رخ دادن اثر ونچوري ضروري است. اگر اين حالت اتفاق نيفتد افزايش فشار هوا به راحتي اين تار آواها را از هم جدا مي كند و در ارتعاش اختلال ايجاد مي كند. اين حالت تنش تارهاي صوتي معمولا به صورت غريزي و بدون تلاش آگاهانه صورت مي گيرد . افراد مبتلا به فلج تارهاي صوتي يا ساير انواع ضعف تارهاي صوتي اغلب قادر به انجام اين عمل نيستند و اغلب از ناتواني براي افزايش بلندي صدا گله دارند.

افزايش بلندي صدا معمولا باعث افزايش ضربه ي آوايي مي شود. اين حالت در مورد افزايش بلندي صدا طي زمان صادق است و معمولا در افرادي كه در مكانهاي صنعتي يا محيط هاي پر ترافيك كار مي كننند صادق است حتي در افرادي ديده مي شود كه در يك خيابان شلوغ يا محيط پر سر و صدا مجبور به آواسازي هستند.

زير و بمي

بسامد موج موكوسي تعيين كننده ي زير و بمي صداست. تارهاي صوتي علاوه بر باز و بسته شدن قادر به كوتاه و بلند شدن هستند و اين حالت شيوه اي را به وجود مي آورد كه تنش تارهاي صوتي افزايش مي يابد. همانطور كه تنظيم تار گيتار باعث تنظيم زير و بمي آن مي شود ، اين حالت نيز باعث تغيير تنش تار هاي صوتي مي شود. در هر حال در مورد تارهاي صوتي تنش بايستي به طور متقارن تغيير كند ، يك فرد اين فعاليت را با سرعت و با دقت انجام مي دهد و اكثر اوقات اين كار را طي يك گفتگوي كوتاه انجام مي دهد.

گرفتگي صدا

گرفتگي صدا در اثر نا منظم بودن ارتعاش موكوسي به وجود مي آيد . عوامل خيلي زيادي روي شكل گيري و حفظ موج موكوسي تاثير مي گذارند اما اگر خواسته باشيم ساده بگوييم اين حالت را مي توان به دو صورت تقسيم كرد : بسته شدن تار صوتي و انسجام لاميناي سطحي روي تار صوتي . ناتواني تارهاي صوتي در بسته شدن به طور موثر همانطور كه در فلج تارهاي صوتي ديده مي شود ممكن است روي ايجاد اثر ونچوري كه زير بناي ارتعاش موكوسي را تشكيل مي دهد تاثير بگذارد. موكوس سفت و خشن كه در اثر تغيير در لاميناي سطحي روي تار صوتي به وجود مي آيد و در اسكار تار صوتي ديده مي شود قادر نيست خوب به ارتعاش در آيد يا اصلا مرتعش نمي شود . گاهي اوقات جرم بزرگي مانند كيست يا پوليپ مانع بسته شدن تارهاي صوتي و ارتعاش موكوس مي شوند.

منبع :

http://iranslp.com/paren/index.php?option=com_content&view=article&id=97:1389-02-29-19-18-03&catid=52:1389-02-04-14-31-05&Itemid=60


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

بهداشت صوتي

توصيه هايي براي مراقبت از صدا:

_ موقعي كه شما نياز به صحبت كردن داريد به آرامي صحبت كنيد و از داد زدن و جيغ كشيدن پرهيز كنيد .

_  از صاف كردن گلو اجتناب كنيد . زماني كه احساس مي كنيد خلط داخل گلويتان وجود دارد و آن را پاك مي كنيد .

_ با آب نمك گرم غرغره كنيد.

_ به طور آهسته بخار استشمام كنيد ، آب را در ظرفي بجوشانيد از روي بخاري برداريد و صورتتان را در بالاي بخار قرار دهيد (مواظب باشيد كه به دليل بيش از حد نزديك شدن به آب داغ پوستشان زخمي نشود.) براي جلوگيري از هدر رفتن بخار سرتان را كاملاً با يك حوله بپوشانيد

_ از پچ پچ كردن بپرهيزيد.

_  افراد با خستگي صوتي (مانند معلمان ، مداحان پس از يك روز پركار و اجراي برنامه سنگين ) نبايد نجوا كنند ، زيرا نجوا كردن اغلب، صحبت كردن بدون ارتعاش تارهاي صوتي است . بنابراين اگر شخصي خستگي صوتي دارد نجوا كردن به ماهيچه ها اجازه استراحت نخواهد داد .

_ از زياد حرف زدن خودداري كنيد ، در طول روز بايد 20 دقيقه سكوت كنيد زيرا باعث مي شود تارهاي صورتي كمي استراحت كرده و از بدتر شدن صداي فرد بكاهد .

_ از بلند صحبت كردن و جيغ زدن و فرياد زدن پرهيز كنيد زيرا باعث مي شود كه شما بيش از حد به سيستم صوتي خود فشار بياوريد .

_ در محيط هاي پر سروصدا صحبت نكنيد ، اگر مجبوريد در چنين محيط هايي صحبت كنيد ، با فرد مقابل به شكل چهره به چهره و با سرعت كم صحبتمواقعي كه درون ماشين هستيد كمتر صحبت كنيد و از آواز خواندن بپرهيزيد.

_  زماني كه بيمار هستيد مثلاً اگر صدايتان به خاطر سرماخوردگي يا عفونت گرفته است صحبت نكنيد .

_  تعدادي از داروهاي سرماخوردگي تارهاي صوتي را كم آب مي كنند در هنگام مصرف آنها دقت كنيد و از پزشك معالج بپرسيد .

_ اگر احساس خشكي در سيستم بدن خود داريد (مثلاً احساس مي كنيد كه دهانتان يا گلويتان خشك شده ) هنگام صحبت كردن آب بخوريد . همچنين در هر موقعيتي كه احساس كرديد دهانتان خشك شده مقداري آب بخوريد زيرا تارهاي صوتي موقعي كه سطوح آنها نمناك نگه داشته مي شود بهتر كار مي كند .

_ آب و آبميوه ها و چاي هاي گياهي مناسب هستند .

_ به خاطر داشته باشيد كه نوشيدني هاي كافئين دار  خاصيت خشك كننده دارند كنيد كه به تار صوتي تان فشار نيايد. اگر نمي توانيد كافئين و قهوه نخوريد سعي كنيد به ميزان خوردن آنها آب را نيز جايگزين كنيد.

- اگر در گلويتان احساس خشكي يا خستگي مي كنيد و يا صداي شما گرفته است از صدايتان كمتر استفاده كنيد ، صداي گرفته يك علامت خطر است و مي تواند نشان دهنده  التهاب تارهاي صوتي باشد .

_ به صداي خودتان در طول روز توجه كنيد ، اگر احساس مي كنيد صدايتان گرفته ، خش يا نفس آلود شده است يا تغييري در صداي خود احساس مي كنيد آن را جدي بگيريد .

منبع :

http://clp-guidance.blogfa.com/


 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

توصيه هايي براي سخنرانان ، خوانندگان ، مداحان و قاريان قرآن


-   قبل از انجام كار صوتي، زياد آب بنوشيد اما از نوشيدن آب بسيار سرد خودداري كنيد.

_ قبل از آواز خواندن و يا مداحي و يا تلاوت قران  ،چاي ، الكل ، قهوه استفاده نكنيد چرا كه ممكن است خاصيت آب زدايي داشته باشد . دريافت قرص هاي ويتامين C يا خوردن ميوه ها و سبزيجات پر از ويتامين C به حمايت طبيعي بدن شما كمك مي كند . ليمو ترش تازه ، عسل يا كشمش بي دانه سياه هر دو محتوي ويتامين c ميباشد. زنجبيل تازه خواص ضد التهابي دارد ، تركيب زنجبيل با آب داغ كه با عسل شيرين شده باشد مفيد است .

_ استراحت صوتي داشته باشيد(موارد موجود در پست قبلي) .

_ سرفه هاي شديد مي تواند به تارهاي صوتي آسيب برساند.

_ شربت ها و قرص هاي ضد سرفه مي توانند كمك كننده آواسازي باشند.

_ استشمام بخار آب داغ همراه يا بدون چند قطره اكاليپتوس (بيد) نعناع يا روغن هاي ديگر به تميزي سينوس ها كمك ميكند.

منبع :

http://clp-guidance.blogfa.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

توصيه هايي براي افراد داراي رفلاكس

اصطلاح رفلاكس به معني برگشتن جريان است و به برگشتن محتويات معده و خصوصا اسيد معده از ميان دريچه هاي مروي به مري وگلوگفته مي شود.

بعضي از مردم به شكل غير طبيعي رفلاكس اسيد معده را دارند كه  در اين حالت اسيد معده از دريچه تحتاني  مري بالا مي آيد و به داخل مري مي رسد. ساختارهاي گلو (حلق ، حنجره ، تارهاي صوتي و ريه ها ) به شدت به اسيد معده حساسند بنابراين كمترين مقدار رفلاكس به اين ناحيه مي تواند منجر به  آسيب هاي بزرگي شود.

به ياد داشته باشيد كه در طول بيماري، بافت صوتي شما آسيب پذيرتر است پس تا جايي كه ممكن است صحبت كردن خود را كم كنيد.

 _ از كاغذ و مداد يا ايميل (پيام) براي فرستادن پيام هايتان استفاده كنيد و زماني كه مجبور به صحبت كردن بوديد به آرامي صحبت كنيد و از جيغ زدن و فرياد زدن بپرهيزيد

 _ خوردن غذاهاي تحريك كننده مثل قهوه ، شكلات ، غذاهاي تند يا پرچرب ،و ... را كم كنيد..

_ سيگار كشيدن را ترك كنيد .

_ ازپوشيدن لباس هاي چسبنده  و محكم بستن كمربند خودداري كنيد.

_ چند دقيقه پس از غذا خوردن از خوابيدن خودداري كنيد و صاف بنشينيد

http://clp-guidance.blogfa.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 پرده خواني؛ مادر تعزيه 

هنر پرده خواني قدمت زيادي در ايران دارد و مردمان گذشته نيز علاقه زيادي به اين مراسم از خود نشان مي دادند اما متاسفانه اين هنر ارزشمند در جامعه كم رنگ شده بطوريكه به اعتقاد كارشناسان، لازم است با رويكردي نو و تازه به اين آيين،‌ سمبل ادبيات شفاهي ايران زمين را از محاق فراموشي به در آورد.

پرده ‌خواني هنري از هنرهاي نمايشي عامه كه به نقل واقعه ‌هاي مذهبي به ويژه واقعه عاشورا از روي تصاوير نقاشي شده روي پرده اختصاص دارد، در پرده ‌خواني،  نقالي كه پرده ‌خوان  ناميده مي ‌شود با بياني رسا و آهنگين داستان واقعه‌ هاي مجالس پرده را شرح مي ‌دهد.

پرده ‌خواني از جمله هنرهاي معركه ‌گيري و تركيبي از فنون قصه ‌گويي و نقالي است، پرده ‌خواني را شمايل ‌گرداني، پرده ‌داري و پرده ‌گرداني نيز مي ‌گويند. «صورت‌ خواني» را بخشي از پرده ‌خواني و يا با پرده‌ خواني يكي دانسته ‌اند.

از مشهورترين پرده ‌هاي مذهبي، پرده‌ هاي درويشي است كه معمولا از جنس كرباس و همچون طومار است كه در حدود سه يا چهار متر طول و يك‌ و نيم تا دو متر عرض دارد.

چهره اولياء و معصومان به ويژه حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت امام حسين (ع) و علي‌ اكبر، زيبا و متناسب و اندامشان بزرگتر از ديگران است و اغلب در مركز پرده قرار دارد و چهره اشقياء به ويژه  «مارد ابن سُديف» بزرگ، زشت، خشن، ستيزه ‌جو و بي‌ شرم است.

 

روي اين پرده ها كه پرده‌ هاي نقل خوانده مي ‌شوند، مجالسي از وقايع زندگاني پيامبر(ص) و برخي غزوات ايشان و حضرت علي (ع)، حوادث زندگاني ائمه و وقايع كربلا، صحنه‌ هاي از بهشت و جهنم و برخي واقعه ‌هاي برگرفته از قصص، احاديث و باورهاي عامه درباره روز قيامت و كيفر و پاداش گناهكاران و مؤمنان به تصوير درآمده ‌اند.

در كنار اين تصاوير نقشهاي هم به منظور تنبّه و آگاهي شنوندگان و تماشاگران از معجزات و كرامات ائمه مانند داستان جوانمرد قصاب و عاق والدين نقاشي شده است، تصاوير مجالس فشرده و در كنار يكديگر قرار دارند و از نظر موضوع كم‌ و بيش به يكديگر مرتبط ‌اند وهر پرده شامل مجالس متعددي است كه برخي از آنها 72 مجلس اصلي و فرعي دارند كه نمودار 72 تن ياران امام حسين (ع) در كربلاست.

در ايام سوگواري در مساجد يا مجالس روضه‌ خواني پرده‌ هاي نصب مي‌ كردند كه وقايع عاشورا را نشان مي ‌داد و روضه‌ خوانان گاهي به تصاوير وقايع عاشورا بر روي پرده اشاره مي ‌كردند.

شخصيت هاي هريك از مجالس پرده براساس نقشي كه در روايات مذهبي يا افسانه ‌اي داشته ‌اند به طور متفاوت به تصوير كشيده شده‌ اند.

چهره اولياء و معصومان به ويژه حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت امام حسين (ع) و علي‌ اكبر، زيبا و متناسب و اندامشان بزرگتر از ديگران است و اغلب در مركز پرده قرار دارد و چهره اشقياء به ويژه  «مارد ابن سُديف» بزرگ، زشت، خشن، ستيزه ‌جو و بي‌ شرم است.

چهره معصومان گاه با نقاب و گاه در هاله ‌اي از نور قرار دارد و يا هاله‌ اي از نور آن را مشخص مي‌ كند، چهره زنان كربلا گاهي محو و گاهي زيرپوشش پنهان است، اشخاص و وقايع هر مجلس با چند كلمه و يا جمله‌ اي كوتاه روي پرده معرفي شده‌ اند.

نقاشان اين پرده‌ ها با بهره ‌گيري از باورهاي عامه، از يكسو و رنگها از سوي ديگر تضاد ميان اولياء و اشقياء را نشان مي ‌دادند مثلا رنگ سبز را به نشانه تقدس و رنگ سرخ را به علامت ستمگري به كار مي ‌بردند و از درختان و حيوانات همچون نمادهاي استفاده مي ‌كردند.

پرده‌ هاي مذهبي سبكي از هنر عامه 

نقاشي پرده‌ هاي مذهبي بخش مهمي از نقاشي هاي سبك هنر عامه است كه به ويژه در اواخر عصر قاجار در قهوه‌ خانه ‌هاي شهرهاي بزرگ رونقي يافت و به«نقاشي قهوه ‌خانه» معروف شد، چون موضوع اين نقاشي ها اغلب مذهبي بود و به شهادت امام حسين (ع) و يارانش در كربلا ارتباط داشت، پيترسن اصطلاح «نقاشي كربلا»  را براي اين نوع نقاشي مناسب‌ تر مي‌ داند از استادان نقاشي كه پرده درويشي مي ‌كشيدند «محمد مدبر»  و «حسين همداني»  شهرت بيشتري داشتند.

با توجه به ارتباط اين هنر تصويرگري با اسطوره‌ ها و برخورداري آن از ارزشهاي مذهبي و فرا طبيعي و نيز با توجه به نقوش سفالينه‌ ها و پرده ‌هاي اساطيري در سوگ سياوش، برخي سابقه اين نوع نقاشي را به دوره پيش از تاريخ و برخي هم با توجه به نقاشي هاي ماني كه نشانه تفكرات و اعتقادات مذهبي است، قدمت آن را به زمان ماني مي ‌رسانند.

به هر حال، به تصوير درآوردن وقايع و رخدادهاي تاريخي ـ مذهبي مربوط به كربلا شايد از اواخر حكومت آل ‌بويه در ايران معمول شده است، در عصر صفوي به سبب رسمي شدن مذهب تشيع و توجه خاص به سوگنامه ‌ها، نقاشي هاي مذهبي رونق و تحول يافت و به صورت شمايل‌ نگاري بر روي پرده، ديوار، شيشه و كتاب درآمد.

اين هنر برپايه روايت هاي افسانه ‌اي و تاريخي برگرفته از كلام نقالان مذهبي، مداحان و تعزيه ‌خوانان، بهره ‌گيري از تخيل و احساس هنري تصوير‌گران آنها و باورهاي عامه شكل گرفت و برخي از پژوهشگران درخشندگي اين هنر را تا حدي متاثر از هنر نقاشان اروپايي در سده‌ هاي شانزدهم، هفدهم و هجدهم ميلادي مي ‌دانند.

ارتباط پرده‌ خواني و تعزيه‌ خواني و تاثير متقابل آنها كه هر دو از هنرهاي ديني يا قدسي است، بديهي به نظر مي ‌رسد. برخي پرده ‌خواني و شمايل ‌خواني را هنري مركب از هنر تجسمي نقاشي و هنر كلامي نقالي و مرتبط با روضه ‌خواني و تعزيه ‌خواني و برخي ديگر آن را مقدم بر تعزيه‌ و در شكوفايي آن موثر مي ‌دانند.

پرده‌ خوان كه وي را درويش، پرده ‌گردان، پرده‌ چي و در لرستان تذكره ‌خوان مي ‌نامند از برخي روايات مذهبي آگاهي دارد و با صوتي خوش و بياني جذاب و رسا آنها را توصيف مي‌ كند، برخي از پرده‌ خوانان به هنر شمايل ‌نگاري نيز كم ‌و بيش آشنايي داشتند و گروهي از شمايل‌ نگاران خود پرده‌ خواني مي‌ كردند.

پرده ‌خوان با شيوه ‌هاي نمايشي كردن وقايع آشنا بود و در مواقع لازم براي بيان و شرح واقعه‌ ها از اشعار مناسب استفاده مي ‌كرد.

مراحل كار پرده‌ خوان به ترتيب شامل پيش واقعه‌ خواني، مناجات و فضائل‌ خواني، مناقب ‌خواني و نقل قصه و حديث است، پرده خوان در پايان با لحني سوزناك گريزي به صحراي كربلا مي ‌زند و به نوحه و ندبه مي ‌پردازد. گرچه پرده‌ خوانان با نيت ثواب بردن و ثواب رساندن و تحريك احساسات مذهبي تماشاگران به پرده ‌خواني مي ‌پردازند، ليكن از راه پرده‌ خواني كسب معاش نيز مي‌ كنند از اينرو در پايان هر مجلس پولي به رسم تبرك از مردم دريافت مي‌ كنند.

پرده‌ خوان كه معمولا خود را  «سيد»  معرفي مي ‌كند، شالي سبز به كمر و پارچه ‌اي سياه يا سبز بر سر مي ‌بندد و يا به جاي پارچه، كلاهي سياه يا سبز بر سر مي‌ گذارد به هنگام پرده ‌خواني نخست طومار را به ديوار نصب و سپس آن را باز مي‌ كند و آنگاه پارچه سفيد روي پرده را كم ‌كم كنار مي ‌زند و با چوب ‌دستي خود كه «مطرق» يا «مطراق»  نام دارد، به تصاوير مجالس پرده اشاره و با بيان مقدمه ‌اي كار خود را آغاز مي ‌كند، شماري از پرده ‌خوانان از روي طوماري كه در دست دارند، داستان واقعه ‌هاي پرده را مي‌ خوانند.

 

مراحل كار پرده‌ خوان به ترتيب شامل پيش واقعه‌ خواني، مناجات و فضائل‌ خواني، مناقب ‌خواني و نقل قصه و حديث است، پرده خوان در پايان با لحني سوزناك گريزي به صحراي كربلا مي ‌زند و به نوحه و ندبه مي ‌پردازد. گرچه پرده‌ خوانان با نيت ثواب بردن و ثواب رساندن و تحريك احساسات مذهبي تماشاگران به پرده ‌خواني مي ‌پردازند، ليكن از راه پرده‌ خواني كسب معاش نيز مي‌ كنند از اينرو در پايان هر مجلس پولي به رسم تبرك از مردم دريافت مي‌ كنند.

 

«واعظ كاشفي» در فصل ششم فتوت‌ نامه سلطاني در شرح ارباب معركه به اركان معركه و بايسته ‌ها و خصوصيات اهل معركه اشاره مي ‌كند. وي ركن اصلي معركه را فيض گرفتن، فيض رساندن، قبول دلها، رفع نياز خود، مضايقه نكردن در رفع نياز درويشان و مبالغه نكردن در گدايي نوشته است كه در مورد پرده‌ خوانان كه از جمله معركه ‌گيران ‌هستند، نيز صدق مي ‌كند.

برخي از پرده ‌خوانان شاگردي دارند كه در مواقع لزوم از وي كمك مي‌ گيرند، در ميان چهره ‌هاي معروف پرده ‌خوانان از درويش«بلبل قزويني» و «مرشد نقي» اهل اليگودرز نام برده‌ اند.

ادبيات شفاهي خاستگاه پرده‌ خواني

خاستگاه ادبيات پرده‌ خواني بخشي شفاهي است كه معمولا از اقوال و روايات نقالان گرفته شده و بخشي ديگر كتبي و برگرفته از مقتلها و سوگنامه‌ هاي مانند روضه الشهداي حسين(ع) «واعظ كاشفي» است.

پرده‌ خواني در عصر صفوي با رونق گرفتن نقاشي هاي پرده، متداول شد اما از سالها قبل از آن مردم در ماههاي عزاداري، صحنه‌ هاي از زندگاني شهدا را كه بر روي تابلوهاي بزرگي به تصوير درآمده بود به مراسم عزاداري سيدالشهدا (ع) مي‌ بردند.

در عصر قاجار پرده‌ خواني رونق بيشتري يافت و پرده‌ خواني و شمايل‌ گرداني به مجموعه آئينهاي مراسم سوگواري افزوده شد و در مكانهاي متبركي مانند امامزادهها و زيارتگاهها برپا مي ‌شد، رفته ‌رفته در تمام ايام سال پرده ‌خوانان در محل تجمع و گذر مردم مانند ميدانها، چارسوها و سرگذرها پرده مي‌ گشودند و پرده ‌خواني مي‌ كردند.

يك كارشناس مسائل فرهنگي پرده خواني را از شيوه هاي عزاداري امام حسين (ع) دانست و گفت: نوحه خواني بر اساس پرده اي كه به ديوار نصب مي كنند و روي آن تصاويري ازچهره هاي خوب و بد در تاريخ اسلام بويژه حوادث مربوط به عاشوراست.

اين پرده خوان برجسته كشور گفت: اين گونه نقاشي را كه نوعي هنر مردمي است  «نقاشي قهوه خانه اي» و يا « نقاشي خيالي» نام نهاده اند و بطور كلي داستانهاي آنها به سه دسته حماسي، عاشقانه و ديني تقسيم مي شود.

وي همچنين درخصوص آيين پرده خواني درايران گفت: پرده خواني قدمت زيادي درايران دارد و مردم علاقه زيادي به اين مراسم از خود نشان مي دهند اما متاسفانه اين هنر ارزشمند در ايران كم رنگ شده است.

احدي بيان داشت: جوانان آگاه و هنرمند امروزي با رويكردي نو و تازه به آئين پرده خواني پرداخته و آن را از محاق فراموشي نجات دهند.

وي در ادامه يادآورشد: هم اكنون در ايران تعداد پرده خوانها از شمار انگشتان تجاوز نمي كند و اين امر نشان مي دهد كه پرداخت به اين موضوع از چه اهميتي برخوردار است.

به هر حال پرده خواني از هنرهاي اصيل و سنتي ايران و نيز مادر هنر تعزيه خواني است متاسفانه اين هنر اصيل همواره با بي مهري و كم توجهي روبه رو بوده از اينرو مسئولان بايد به هنر پرده خواني و نيز هنرمنداني در اين عرصه فعاليت مي كنند توجه بيشتري داشته باشند و اجازه ندهند هنري كه نسل به نسل انتقال يافته به فراموشي سپرده شود.

منبع :

خبرگزاري مهر

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1210642


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

نوحه ، مداحي و مولودي

نوحه زاري يا ناله‌است.

نوحه قطعه‌اي ادبي است كه به صورت آهنگين اجرا مي‌شود و مضموني غم انگيز و بعضا حماسي دارد.نوحه خواني ريشه‌اي به درازاي غم‌‎هاي تاريخ و زمزمه‌هاي افراد و بخصوص مادران و بانوان در سوگ عزيزانشان دارد.

در مذهب شيعه ، نوحه توسط مداحان و در مراسم مذهبي اهل بيت اجرا مي‌شود.

نوحه‌ها سبك‌هاي گوناگوني دارند و برخي از آنها امروزي و مثلا به صورت پاپ هستند.


مدح اصطلاحا به تعريف كردن از ديگري گفته مي‌شود. در فرهنگ ايراني مدح جايگاه بزرگي داشته است. شاهان ايران و اكثر نقاط دنيا به اينكه از آنها تعريف شود اهميت زيادي مي‌داده اند.

در فرهنگ شيعي نيز بر مدح خاندان پيامبر بسيار تاكيد شده است.


مولودي ، قطعه‌اي ادبي به نثر يا نظم است كه محتوايي شاد داشته و درباره اهل بيت مي‌باشد.مولودي در ايام شادي مذهبي توسط مداحان اجرا مي‌گردد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

روضه و روضه خواني

روضه نوعي مراسم مذهبي سنتي است كه شيعيان در يادبود امامان شيعه بويژه امام سوم حسين پسر علي برگزار مي‌كنند. روضه خوان كسي است كه اشعار و نقل‌هايي را در رابطه با عاشورا يا نحوه كشته شدن بزرگان شيعه با صداي بلند و به حالتي حزن گونه مي‌خواند.

اصطلاحات «روضه» و «روضه‌خواني» از نام كتاب روضةالشهدا في مقاتل اهل بيت اثر ملا حسين واعظ كاشفي گرفته شده است. اين كتاب به فارسي است و در آن از واقعه كربلا ياد مي‌شود. اين كتاب در ميان شيعيان مورد توجه واقع شد و در مجالس عزاداري ائمه آن را مي‌خواندند و مي‌گريستند و اين كار به روضه‌خواني معروف شد.

روضه در ايران

در ايران روضه‌ها بيشتر در ماه‌هاي محرم و صفر برگزار مي‌شوند. معمولاً هر مجلس روضه از دو بخش زنانه و مردانه تشكيل مي‌شود. برخي روضه‌ها ممكن است كاملاً زنانه باشند و گاه كاملاً مردانه. مجلس روضه ممكن است در خانه تشكيل شود و يا در تكيه‌ها، مساجد و حسينيه‌ها برپا شود.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

تعزيه خواني در ايام محرم

هر سال با آغاز ماه محرم و صفر، گروه‌هاي تعزيه خوان در سراسر كشور به اجراي مجالس گوناگون تعزيه مي‌پردازند. شايد شما هم اين روزها كه شهر سياه پوش امام حسين (ع) است،به ديدن نمايش تعزيه رفته باشيد. و نمايش را از نزديك ديده باشيد. ولي اگر نرفتيد هم مي توانيد با اين توضيحات بهتر آن را درك كنيد.

شبيه خواني، يا به اصطلاح عامه تعزيه خواني، نمايشي است كه در آن واقعه كربلا بدست افرادي كه هر يك نقشي از شخصيت‌هاي اصلي را بر دوش دارند، نشان داده مي‌شود.

نوعي نمايش مذهبي و سنتي ايراني-شيعي، بيشتر درباره شهادت امام حسين(ع) و مصائب اهل بيت است. واژهتعزيه/تعزيت در ريشه به معناي توصيه به صبر كردن، خرسندي دادن و پرسش از بازماندگانِ درگذشتگان و در برخي مناطق ايران مانند خراسان به معناي مجلس ترحيم است.

اگر تعزيه را به معني عزاداري و سوگواري و نه به معني شبيه‌خواني امروز تصور كنيم، نخستين سوگواري بعد از پيشامد عاشورا از سوي گواهان عيني واقعه كربلا بوده كه در سنين كودكي و نوجواني پس از عاشورا به اسارت رفتند، در واقع از هنگامي كه قافله اسرا به طرف شام حركت نمودند.

در تعزيه بر پاى دارنده اصلى تعزيه را بانى و گرداننده آن را تعزيه گردان، معين البكا يا ناظم البكا و بازيگران آن را شبيه خوان يا تعزيه خوان و ساير همكاران بر پايى آن را «عمله تعزيه» مى‏نامند. گاهى نيز لفظ عمله را براى همه دست به كاران تعزيهبه كار مى‏برند.

شبيه‏خوانها براى آسانى ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تكه كاغذى به نام فرد، در دست دارند كه در آنها مصراعهاى آخر نقش طرف مقابل يا نخستين مصراع از ادامه نقش خود يادداشت شده تا بتوانند به موقع و بى‏هيچ زحمتى نقش آفرينى خود را دنبال گيرند . بازيگران ناشى يا خردسال را تعزيه گردان، خود با توجه به مندرجات و يادداشتهاى بياضى كه در دست دارد از كنار محدوده نمايش راهنمايى مى‏كند.

نقش‏خوانى بر منبر ويژه اولياى نامدار است .

بزرگى و كوچكى چهارپايه‏هاى كه گاه اوليا براى سر دادن نقشهاى خود بر آن مى‏ايستند وسيله‏اى براى مشخص نمودن پايه و مرتبه آنهاست.

منبع :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=111396


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

سنّت عزاداري و منقبت خواني در تاريخ شيعۀ اماميه

بدون ترديد شيعه اماميه را مي توان عاطفي ترين فرقۀ اسلامي تلقّي نمود كه عشق، ايثار، عاطفه و محبّت سرشارش نسبت به پيامبر بزرگ اسلام(ص) و خاندان پاكش(ع) را همواره در طول تاريخ نمودار ساخته است. جلوه هاي اين شور و شعف شديد نسبت به رهبران ديني را در مراسم شب هاي قدر، عزاداري هاي محرّم و صفر، سوگواري هاي وفات پيامبر اكرم(ص) و فاطمۀ زهرا(س) مي توان ديد.

در واقع مي توان به روشني اظهار داشت كه شيعيان جماعتي هستند كه با محبت به اولياي خدا، پيامبر خاتم(ص) و خاندان او زنده اند، در اين راه بذل مال و جان مي كنند، از خانه و كاشانه و راحتي و آسايش مي گذرند، و هيئت و دسته و گروه و انجمن تشكيل مي دهند.

يكي از شعائر ديني و سنن اسلامي، كه از همان آغاز ظهور اسلام و بعثت نبي مكرم(ص) در ميان جامعۀ اسلامي پديد آمد و به تدريج داراي ويژگي ها و شمايل مخصوص گرديد، سنّت منقبت خواني و عزاداري پيامبر(ص) و خاندان پاك ايشان است. عزاداري به صورت واقعيت غيرقابل انكار تاريخي در حيات مسلمانان، پس از شهادت حسين بن علي(ع) به چشم مي خورد.

از جمله آيين هاي مذهبي شيعيان و سنّت هاي مهم شيعي، صرف نظر از زبان، جغرافيا، نژاد و قوميّت، پاي بندي شديد آنها به سنّت سوگواري سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است كه در عاشوراي 61 هجري با وضعيتي دلخراش و بي سابقه، همراه عده اي از خويشان و اصحابش در كربلا به شهادت رسيد. اين سنّت سوگواري ريشه هاي تاريخي پايداري دارد و به زمان حضور امامان شيعه(ع) و اهتمام آن ها به برگزاري مجالس عزاي امام حسين(ع) باز مي گردد. اين سيره سپس تداوم يافته و قرن به قرن و نسل به نسل تا به امروز - البته با اختلاف در درجۀ شدّت و حدّت، در كثرت و قلّت، به صورت يك آيين جمعي وسيع و يا در تجمع هاي خانگي محدود- حفظ گرديده است.

امامان شيعه(ع) تلاش مي كردند، حقانيت آن امام همام(ع) و باطل بودن ادعاهاي يزيد و امويان را ثابت كنند و اين حاكي از آن است كه جو عمومي جامعۀ اسلامي آن روز، چنان مسموم بود كه حتّي برخي از اصحاب و ياران امامان شيعه(ع) از اين موضوع غافل بودند،1چنان كه در بسياري از روايات و دعاهايي كه از امامان شيعه(ع) بر جاي مانده است، به طور مرتب تكرار مي شود كه امام حسين(ع) براي خدا و بر پا كردن احكام اسلامي هم چون نماز و امر به معروف و نهي از منكر قيام كرده است. نكتۀ ديگر اينكه، امامان شيعه(ع) با برپايي عزاي امام حسين(ع) و منسوب كردن خويش به ايشان، سعي در اثبات حقانيت خود و ستمگري و بطلان دشمنان و حكومت زمان خود داشتند و برپايي اين عزاداري را بهترين و مؤثرترين شيوۀ مبارزه در زمان خويش مي دانستند.

قيام امام حسين(ع) چنان تأثيري در استمرار حركت شيعه داشت كه دربارۀ آن گفته اند: «اسلام علوي است و تشيّع، حسيني».2بي ترديد واقعۀ كربلا نقطۀ عطفي در تاريخ شيعه به شمار مي آيد و شيعيان در ايام محرم و صفر با اجراي مراسم و سنت هايي ويژه اين خاطره را زنده نگه داشته و از آن هم چون سلاحي براي مبارزه با دشمنان شيعه و حفظ و گسترش هويت شيعي بهره مي گيرند.

طبيعي است كه ريشه ها و سرچشمه هاي سنّت عزاداري شيعيان و دوست داران اهل بيت(ع) را بايد در همان روزهاي نخست واقعۀ كربلا جست وجو كرد. شاهدان واقعۀ كربلا به بهترين شيوه قادر بودند زواياي آن حادثۀ غمبار را براي مردم شرح دهند و با اقامۀ عزاي امام حسين(ع) و يارانش، رسالت خود را در رسوا كردن حكومت جور به انجام رسانند. در اين زمينه امام سجّاد(ع) و حضرت زينب(س) و ديگر همراهان كاروان كربلا، الگو و سرمشق قرار گرفتند. در همان زمان، عزاداري امام حسين(ع) و سرودن مرثيه ها و بيان خطبه هايي كه حزن و اندوه و گريۀ شنوندگان و در پي آن، پشيماني از عدم ياري امام حسين(ع) و بغض و كينه از عاملان فاجعۀ كربلا را به دنبال داشت، صورت مي پذيرفت.

يكي از شيوه هاي امامان شيعه در برگزاري عزاداري امام حسين(ع) و زنده نگه داشتن ياد و خاطرۀ قيام عاشورا، استفاده از خطيبان و شاعران و افراد خوش صدا بوده است. به اين افراد «مُنشد» مي­گفتند كه معادل مداح امروزي بود. البته مسلّم است اين افراد كه در محضر امامان معصوم(ع) به شعرخواني و مرثيه سرايي مي پرداختند، از هرگونه گزافه گويي و غلو و سخن نادرست به دور بودند و اساساً حادثۀ كربلا آن قدر دلخراش و حزن انگيز است كه براي تحريك احساسات، نيازي به قصه پردازي و بيان مطالب نادرست -كه متأسفانه كار برخي مداحان شده است- نيست.

در مورد كيفيت و مدت برگزاري مراسم عزاداري در حضور امامان شيعه(ع) نيز از روايات و شواهد تاريخي چنين برمي آيد كه برخلاف ادعاي پنهاني بودن اين مراسم در زمان ايشان، ائمه(ع) براي رسيدن به اهداف خويش سعي مي كردند اين مراسم را به صورت دسته جمعي، حتّي در صورت امكان با حضور خانوادۀ خويش، علني و در ملأ عام و در هر فرصت ممكن بر پا دارند.

علاوه بر شيعه، اهل سنّت نيز در احياي عاشورا و عزاي حسيني سهم داشته اند، هرچند شيعيان به دليل باورهاي مذهبي و پيروي از اهل بيت(ع) به شعائر خاصّي، از جمله عزاداري، بيش تر پاي بند بوده، به اجراي آن با تحمل انواع مشكلات و ستم ها پاي فشرده اند و در اين راه در جاهاي مختلف و ادوار گوناگون تاريخي، ستم ها چشيده و قرباني ها داده اند. اهداف و انگيزه هاي قيام امام حسين(ع) تنها در محدودۀ انديشه هاي يك مذهب و فرقۀ اسلامي خلاصه نمي گردد، بلكه بسيار فراتر از تفكّرات و انديشه هاي فرقه ها و مذاهب متعدد اسلامي بوده و به بشريت و تاريخ تعلق دارد. اين قيام در واقع، ادامۀ مبارزۀ حق عليه باطل، آزادي در مقابل استبداد، عدالت در مقابل ظلم و تبعيض، و معنويت در مقابل انحطاط و ماديّت بود. 

از حيث زمينه ها و مباني ديني، عزاداري برگرفته از آموزه هاي قرآن كريم است كه مسلمانان را به مودّت  نسبت به اهل بيت(ع)3 سفارش مي كند. البته ارادت نسبت به آستان مقدّس آن بزرگواران، مفهومي جز پيمودن مسير آنان و عمل به سيره شان ندارد.  

كتاب سنّت عزاداري و منقبت خواني در تاريخ شيعۀ اماميه كه توسط مؤسسه شيعه شناسي انتشار شده است، بعد از مقدمۀ دكتر محمود تقي زاده داوري، از دو مقاله تشكيل شده كه مقالۀ اول تحت عنوان «شيعه اماميه و عزاداري امام حسين(ع) از آغاز تا عصر صفوي»، جزوۀ تحقيق دورۀ دكتري حسين پوراحمدي و تحت راهنمايي دكتر صادق آئينه وند بوده و مقالۀ دوم، «سنت عزاداري حسيني و منقبت خواني در ميان مسلمانان» نوشتۀ دكتر علي اكبر ولايتي مي باشد. پايان بخش كتاب نيز نمايه مي باشد.  

 

پي نوشت:

1. مظفر، محمدحسين، تاريخ شيعه، ترجمۀ محمدباقر حجتي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1368، ص69.

2. رباني خلخالي، علي، عزاداري از ديدگاه مرجعيت شيعه، قم، انتشارات مكتب الحسيني، 1400ق، ص30. .

3. سورۀ مباركۀ شوري، آيۀ شريفۀ 23.

 منبع :

http://www.ido.ir/a.aspx?a=1387100801

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مناقب خواني يا منقبت خواني

مناقب خواني يا منقبت خواني، هنر قدسي، مذهبي و آييني ايرانيان است. مناقب در لغت به معناي اوصاف حميده و منقبت نيز در معناي ستودن خصائل نيك است. هنر ستايشگري در ايران تاريخچه اي بس كهن تر از عهد هخامنشيان دارد. ايرانيان پس از اسلام و گرويدن به مذهب شيعه، هنر ستايشگري را در خدمت خاندان علويان درآوردند و پيشتاز هنري بس عظيم شدند كه اوج آن در قرن پنجم و ششم هجري بود. اشعار مدح و منقبت امام حسين(ع) و خاندان آل محمد (ص) از دوران سامانيان در كلام دلباختگان معصومين ظهور پيدا كرد و در زمان غزنويان و سلاجقه فراگير شد. با اين حال اين حكام به ويژه غزنويان با اين آثار آييني مخالفت مي كردند و اين اشعار در زمان آل بويه به اوج و شكوفايي رسيد و در زمان صفويه به شيوه اي منظم و پويا در ميان مردم رواج يافت و در طول زمان ارزش هاي معنوي آن با كلام پارسي پيوند خورد و در يك جريان تاريخي بر اثر كوشش هاي پيشينيان به هنري مستقل در موسيقي و شعر ايراني تبديل گشت. 
منقبت خواني يا مناقب خواني را مي توان نوعي كاربرد معنوي از موسيقي دانست. در اين هنر ستايشگرانه بسياري از آوازهاي موسيقايي كهن نهفته شده اند. خصائل نيك ائمه شيعه در كلام آهنگين منقبت خوان ذكر مي شود . منقبت خوان به لحاظ واژه شناسي تاريخي، به مداح شيعه گفته مي شود. براساس تاريخ، ايشان مبلغان ديني و مذهبي بوده اند كه به نقل و صوت و مدح و بيت، ارادات خود را به امام حسين (ع) و خاندان عصمت و طهارت ابراز مي كردند. منقبت خواني به بركت شعر پارسي شكوفا شد و به اين ترتيب بسياري از آثار آوايي و شفاهي منقبت خواني از كلام باشكوه شاعران برجسته ادب پارسي كه دلباخته خاندان عصمت و طهارت بودند، تأثير گرفت و در قالب مناقب حسيني، مناقب حسني، مناقب رضوي، فاطمي و مناقب مهدوي در فرهنگ هاي رنگارنگ ايران زمين روايت شد. با اين حال در ادبيات عرب نيز شاعران مشهوري از جمله كميت ابن زيد اسدي، دعبل خزاعي و سيد حميري، با سروده هاي خود در وصف خصائل نيك ائمه شيعه مدح و منقبت را رواج دادند. واقعه عاشورا بخش عمده متون منقبت خواني را به خود اختصاص داده است.
مدح رشادت هاي شهداي كربلا، جوانمردي هاي حضرت عباس (ع) و شخصيت متعالي حضرت امام حسين(ع) در طول تاريخ در صدا و آواي مداحان به گوش مردم مي رسيد و دل هاي آنان را به سرچشمه معرفت گره مي زد. در كتاب مناقب خواني كه به اهتمام هوشنگ جاويد به نشر رسيده آمده است: پس از كودتاي پهلوي اول و ممنوعيت اعمال و افعال مذهبي، منقبت خواني نيز رو به اضمحلال رفت، آنچه كه باز ماند در روستاها و شهرهاي دور از مركز بود و از آن زمان تاكنون به مدت هشتاد سال مناقب خوانان مورد بي مهري قرار گرفتند. بسياري داعيه اين را دارند كه تعزيه خواني، موسيقي رديف و دستگاه را حفظ كرده است، در حالي كه به جرأت مي توان گفت تمامي هنرهاي مذهبي در گونه هاي خود، چونان«مقتل خواني»، «منقبت خواني»، «مرثيه خواني» و ... اين حفاظت را انجام داده اند و تعزيه فقط بخشي را حافظ شده است. در هنر ستايشگرانه مناقب خواني به همان اندازه كه شعر وجود دارد ، الحان موسيقي حضور دارد و مي توان بسياري از گوشه هاي فراموش شده دستگاه هاي موسيقي ايراني را در آن شنيد. از مشهورترين مناقب سرايان ايراني كه موسيقي آوازي را در اشعارشان وارد كردند مي توان به ابوالفرج اصفهاني، حاكم نيشابوري، محتشم كاشاني، هماي شيرازي، قاآني شيرازي، ملك الشعراي بهار، شهاب تربتي، جلال الدين همايي و ناظرزاده كرماني نام برد.

منبع :

http://www.tehranconservatory.ir/MenuR10a.asp?Sub=&id=702


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

چامه سرائي يا شعر

شعر يا چامه يكي از كهن‌ترين گونه‌هاي ادبي و شاخه‌اي از هنر مي‌باشد. شعر يك گونهٔ ادبي است كه در آن از زيبايي‌هاي سطح و فرم زبان، بيان هنري احساسات، و تكنيك‌هاي خاص بهره گرفته مي‌شود. به سرايندهٔ شعر شاعر يا چامه‌سرا گويند.

آثار ادبي را به دو دستهٔ اصلي نثر و شعر تقسيم مي‌كنند كه معمولاً از جهت خوانش، زبان، و تكنيك‌ها توسط مخاطب قابل بازشناسي هستند. 

عوامل تاثيرگذار شعر

عاطفه

وزن

خيال

زبان

 

هويت و جايگاه ممتاز شعر در فرهنگ ايراني

هويت و تاريخي كه شعر در حوزهٔ كهن و گستردهٔ زبان و فرهنگ فارسي و در ايران دارد، با هويت و ديرينگي اين هنر والا و پرتأثير در بسياري از فرهنگ‌ها و كشورهاي دنيا، نظير شعر در زبان انگليسي، تفاوتهاي بنيادي دارد. تأثير و تاكيدي كه فارسي‌زبانان و ايرانيان بر زيبايي وزن و مفهوم شعر داشته‌اند، تقريباً كم‌نظير است. در حالي‌كه ترجمهٔ شعر، بخش اعظمي از اين ظرافت را از بين مي‌برد و تقريباً تنها زيبايي‌هاي مفهومي را باقي مي‌گذارد، شهرت شعر فارسي در جهان قابل ملاحظه است. مولانا جزو معروفترين شعراي دنيا مي‌باشد و به نقل از بي بي سي، در سالهاي گذشته محبوب‌ترين شاعر در آمريكا بوده است و اين محبوبيت شگفت‌انگيز در حالي رخ داده است كه زمان زيادي از ترجمه‌هاي قوي از كارهاي او به زبان انگليسي نمي‌گذرد. خيام هم از ديگر شاعراني است كه شهرت جهاني دارد. تاثيري كه حافظ، شاعر معروف ايراني، بر يوهان ولفگانگ گوته گذاشته است و ديواني كه اين شاعر آلماني با الهام از حافظ سروده است جاي بسي تامل دارد. شعر فارسي كاملاً بر فرهنگ‌ها و زبان‌هاي مجاور شامل شبه قارهٔ هند و زبان‌هاي عربي و تركي تاثير گذاشته است.

شعر و نظم

قبل از ورود به نوع‌شناسي شعر پارسي بايد دانست كه در زبان پارسي شعر داراي خيال است يا بهتر است بگوييم خيال انگيز است و اشعاري را كه از خيال خالي باشد ولي داراي وزن و قافيه و صنايع و ... باشد نظم مي خوانند شايد بتوان گفت تحول نيمايي و سپس بروز شعر سپيد در بوجود آمدن چنين گروه بندي بي تاثير نبوده است

انواع شعر فارسي

در زبان فارسي شعر به دو نوع اصلي طبقه بندي مي‌شود: شعر كهن (يا كلاسيك) و شعر نو.

شعر كهن فارسي

شعر كهن يا كلاسيك فارسي به صورت كنوني قدمتي بيش از هزار و صد سال دارد. اين گونه شعر كاملاً موزون بوده و وزن آن بر پايه ساختاري است كه عروض نام دارد. ساختار اوزان عروضي برپايهٔ طول هجا‌هاست. و هر مصراع به قالب هايي تقسيم مي‌شود كه هجاها بايد در آن قالب‌ها قرار گيرند.و تفاوت شعر هجايي با شعر عروضي در وجود همين قالب هاست كه شعر هجايي در قالبي قرار نگرفته و بر اساس هجاهاي مصراع ساخته مي‌شود.

تاريخچهٔ شعر كهن فارسي

نخستين نمونه‌هاي به دست آمده از شعر در ايران، پيشينه‌شان به روزگار زرتشت پيامبر و سروده‌هايش در گاهان مي‌رسد. اين سروده‌ها به گويش گاهاني از زبان اوستايي است. همچنين از دوران پهلواني (اشكاني) منظومه‌هايي - مانند اياتكار زريران (يادگار زريران) و درخت آسوريك - به زبان پهلوي اشكاني در دست است. افزون بر اين نمونه‌هايي از شعر (ترانه‌هاي خسرواني) به زبان پهلوي ساساني يافت شده‌است. (همچنين ببينيد: اشعار پارسي بجا مانده از دورهٔ ساسانيان)

سروده‌ها و اشعار مانوي به فارسي ميانه (پهلوي ساساني و اشكاني) نيز در نزد اهل فن اهميتي به سزا دارد. ليكن اجماع علماي فن بر اين است كه وزن هيچكدام از اين اشعار عروضي نيست، بنابراين اين اشعار با شعر امروزي فارسي تفاوتي بنيادين دارند

نخستين شاعران فارسي‌سرا (مراد از فارسي در اينجا فارسي دري و در مقابل فارسي ميانه است) در دربار يعقوب ليث صفاري پديدار شدند. اگر چه نمونه‌هايي از شعر به زبان فارسي دري، پيش از اين دوران وجود دارد، ولي بررسي آنها مشخص مي‌كند كه در زمان سروده‌شدنشان شعر فارسي هنوز قوام نيافته‌بود، چرا كه وزن آنان به طور مطلق عروضي نيست. در اينجا نمونه‌اي از اينگونه اشعار (كه تعدادشان انگشت شمار است) مي‌آوريم. اين قطعه شعري نگاشته‌شده در آتشكده كركوي واقع در سيستان است:

فُرخته باذا روش                             خُنيده كرشسپِ هوش

همي برست از جوش                       اَنوش كن مي‌انوش

دوست بَذآگوش                              بَذآفرين نهاده گوش

هميشه نيكي كوش                          كه دي گذشت و دوش

شاها خدايگانا                               بآفرين شاهي

محمد سگزي و بسام كورد از نام‌هاي چند تن از سرايندگان دربار يعقوب است.

مرحله بعدي شكل‌گيري و تكامل شعر كهن فارسي در ورارود (ماوراء النهر) و خراسان اتفاق افتاد. علت آن بيش از هر چيز پشتيباني فرمانروايان ايراني‌نژاد ساماني از زبان فارسي بود. در اين روزگار شاعران بزرگي چون رودكي سمرقندي، شهيد بلخي و دقيقي بلخي پديدار شدند. فردوسي، بزرگ‌ترين حماسه‌سراي ايران، نيز اواخر اين دوره را درك كرد.

با روي كار آمدن غزنويان ترك‌نژاد از رونق شعر فارسي كاسته نشد و ايشان بويژه محمود غزنوي از پشتيبانان جدي سخنوران بودند. در اين دوره شاهد برآمدن سرايندگان بزرگي چون فرخي سيستاني و عنصري بلخي هستيم.

از روزگار غزنوي به بعد بويژه از آغاز پادشاهي سلجوقيان اندك اندك جنبش سرايش شعر به زبان فارسي دري به نواحي مركزي ايران و حتي نواحي غربي (چون آذربايجان) كشيده شد و شعر و زبان آن تحت تأثير گويش محلي گويندگان اين خطه قرار گرفت. در اين عهد شاعران بزرگي چون ناصر خسرو بلخي، قطران تبريزي، فخرالدين اسعد گرگاني و اسدي طوسي پديدار شدند.

در سده ششم هجري شاهد پيدايش سرايندگان بزرگي چون عطار نيشابوري، نظامي گنجوي، خاقاني شرواني، جمال‌الدين عبدالرزاق اصفهاني، انوري ابيوردي، ظهير فاريابي و ده‌ها شاعر بزرگ ديگر هستيم.

سده هفتم هجري اوج شعر فارسي محسوب مي‌شود و در آن دو شاعر بزرگ سعدي شيرازي و مولانا جلال‌الدين بلخي رومي آسمان شعر فارسي را روشن كردند. پس از اين دو بزرگوار، شعر فارسي در سراشيب و فرود افتاد و اگر چه در سده هشتم هجري با ظهور شعرايي چون عبيد زاكاني و حافظ شيرازي اعتلا يافت.

بعداز حافظ كه پايان بخش سبك عراقي است. سبك هندي پيدا شد كه شاعران بزرگي چون صائب تبريزي دارد و بيدل دهلوي (كه در افغانستان و تاجيكستان جايگاه بالايي دارد) داشت.

در دوران مشروطه كه اواخر دوران شعر كهن فارسي بود، شاعران نقش مهمي درانقلاب مشروطه داشتند. ازخون جوانان وطن لاله دميده‌است شعر معروف عارف قزويني است. ميرزاده عشقي را سر مي‌برند و با ظهور نيما يوشيج دوره تكتازي شعر كهن سر مي‌آيد. ولي همزمان اين شعر همراه با شعر نو ادامهٔ حيات مي‌دهد بطوريكه شاعراني همچون سيمين بهبهاني-مهرداد اوستا- ابراهيم صهبا آن را ادامه مي‌دهند.

انواع شعر كهن فارسي

مثنوي

قصيده

غزل

مسمط

مستزاد

ترجيع بند

تركيب بند

قطعه

رباعي

دو بيتي

تك بيت

چهار پاره

سبك‌هاي شعر كهن فارسي

سبك هندي

سبك خراساني

سبك عراقي

سبك بازگشت

گونه‌ها و جريان‌ها در شعر كهن فارسي

حماسه

تصوف و شعر عرفاني

تغزل

شعر معناگرا

شعر نو فارسي

 

شعر نو فارسي

شعر نو فارسي عنواني است در مقابل شعر كهن فارسي اشعاري كه در يك قرن اخير بدنبال تفكرات نوگرايي پديد آمده اند و از آنجا كه در وزن عروضي و قالب از شعر كهن سنتي پيروي نمي‌كند را شعر نو مي‌نامند.

اين سروده ها را بعلت آزادي در رعايت معيارهاي شعر سنتي شعر آزاد نيز مي نامند و چنانچه شعر نو از هرگونه معيار و ساختار شعر سنتي بي قيد باشد آنرا شعر بي وزن مي نامند. نمونه بارز شعر آزاد اشعار نوپديد در عصر مشروطيت به بعد است و نمونه معاصرتر آن اشعار علي اسفندياري مسمي به نيمايوشيج است. نمونه اشعار بي وزن را مي توان اشعار احمد شاملو ناميد.

در يك تقسيم بندي علمي شعر نو دو دسته اصلي دارد: شعر آزاد و شعر بي وزن

شعر جهان

گونه‌هاي معروف شعر جهان

سونت

هايكو

غزل

ويلانل

مثنوي

 

جريان‌هاي مهم شعر جهان

فرماليسم

فوتوريسم

دادائيسم

 

شاعران جهان

شكسپير

گوته

حافظ

راينر ماريا ريلكه

بودلر

آرتور رمبو

پل والري

خوان رامون خيمنس

فدريكو گارسيا لوركا

ولاديمير هولان

نيكيتا استانسكو

زبيگنيف هربرت

سعدي

فردوسي

خيام

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/شعر


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی