مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3814
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 21
همه : 5164777

تعزيه و تعزيه خواني

تعزيه يا شبيه‌خوانى در اصل نمايشى است برپايه قصه‌ها و روايات مربوط به زندگى و مصائب خاندان پيامبر اسلام و بخصوص وقايع ماه محرم سال ۶۱ هجرى در كربلا براى امام حسين (ع) و خاندانش. ابتدا دسته‌هايى وجود داشتند كه از برابر تماشاچيان مى‌گذشتند و با سينه زدن، زنجير زدن و كوبيدن سنج و نظاير آن و حمل نشانه‌ها و علم‌ها و نيز هم‌آوازى و هم‌سرايى در خواندن نوحه، ماجراى كربلا را به مردم يادآورى مى‌كردند. در مرحله بعد آوازها كمتر شد و نشانه‌ها بيشتر و يكى دو واقعه‌خوان ماجراى كربلا را نقل مى‌كردند و سنج و طبل و نوجه آنها را همراهى مى‌كرد. چندى بعد، تعدادى از نقالان، چند شبيه يا لباس‌هاى نزديك به واقعيت، شبيه‌سازى مصائب خود را شرح مى‌دادند. در مرحله بعد، شبيه‌ها با هم گفت و شنيد مى‌كردند. بعد بازيگران پديد آمدند. در آخرين نيم قرن دوره صفويه، تعزيه تحول نهائى خود را طى كرده و به شكلى كه مى‌شناسيم در آمد.بدليل حفظ حرمت، فقط مردان در اين دسته‌ها حضور مى‌يافتند و نقش زنان را جوانان كم سال بازى مى‌كردند.

در ابتداى دوره قاجاريه، تعزيه، بدليل حمايت شاهان و طبقه مرفه جديد بازرگان و سياسي، دامنه‌دار تر شد. بعدها در نمايش‌خانه‌هاى موقت بنام تكيه يا حسينيه اين نمايش‌ها اجرا مى‌شدند. تاريخ دقيق ساختمان يكى از اين تكيه‌هاى ثابت يعنى تكيه نوروزخان، ۱۱۷۷ ه.ش ، مقارن اوايل سال‌هاى سلطنت فتحعلى‌شاه است. در نخستين مراحل تعزيه، بسيارى از نقالان مذهبى و غيرمذهبى به بازى در آن پرداختند. به اين ترتيب تعزيه از مايه و سبك نقالى تاثير گرفت. تعزيه در دوره ناصرالدين‌شاه قاجار به اوج خود شكوه و توسعه خود رسيد. ساختمان مدور تكيه دولت در چهار طبقه، مجلل‌ترين نمايش‌خانه‌هاى تعزيه بوده است. همينطور مى‌توان از تكيه شاهي، تكيه ولى‌خان، سپهسالار، تكيه قورخانه، تكيه سرچشمه، تكيه عزت‌الدوله، تكيه نوروزخان، تكيه چهل تن، تكيه سيد ناصرالدين‌و ... ياد كرد. 


متن تعزيه يا تعزيه‌نامه، اغلب به شعر بود و شعر تعزيه عاميانه بود. زمينه شعرى تعزيه را رسم مرثيه‌سرايى ايجاد مى‌كرد و وقايع و داستانش را اساطير و حماسه‌هاى مذهبى كه از طريق نقالى مذهبى به او رسيده بود، تشكيل مى‌داد. از اوايل دوره ناصرالدين‌شاه نوعى مقدمه به تعزيه اضافه شد كه پيش‌واقعه خوانده مى‌شد. كم‌كم شكلى از تعزيه با رنگ هزل و مضحكه و مسخره بوجود آمده كه ”گوشه“ نام گرفت، گوشه تعزيه نامه‌اى بود تفننى و فكاهى كه افراد آن اشخاص اساطير مذهبى اسلامى بودند. هر تعزيه‌نامه كامل را يك مجلس يا دستگاه مى‌گفتند و به اشخاص بازى شبيه گفته مى‌شد. به كارگردان نيز تعزيه‌گردان يا شبيه‌گردان يا استاد مى‌گفتند. پس از دوره ناصرالدين‌شاه از اهميت و جلال تعزيه كم‌كم كاسته شد، اما عموميت آن محفوظ ماند. در دوره محمدشاه و احمدشاه ، تعزيه تدريجا حمايت اشراف را از دست داد. در تعزيه موسيقى جايگاه مهمى داشت و تعدادى سنت در موسيقى از طريق اجراى تعزيه بوجود آمد. يكى از ازرش‌هاى نمايشى آوازهاى تعزيه در آن بود كه قطعه‌ها و مقام‌هاى موسيقى با موضوع و شخص انطباق مى‌يافت.دسته‌هاى نوازنده موسيقى در هيئت‌هاى هفت يا هشت نفرى قرار مى‌گرفتند و سازها عبارت بود از شيپور، ني، قره‌ني، طبل، دهل، كرنا و سنج.

اثر چندين عامل موسيقايي را مي توان در موسيقي تعزيه يافت كه مهم ترين آنها تقسيمات موسيقي ايراني است كه اجزاي اصلي آوازهاي تعزيه را شكل مي دهد. در اكثر شهرها براي شبيه سازي ، رديف خاصي را سرمشق قرار مي دهند. مثل شبيه سازي حضرت عباس = چهارگاه حر = عراق . آوازهاي دشتي و شوشتري ، بيشترين كاربرد را در آوازهاي مذهبي و تعزيه دارند. در بين آنها موسيقي اي كه در مناطق مختلف ايران اجرا مي شود نقش مهمي در تعزيه دارد. در كنار تعزيه هايي كه در مناطق مركزي و قسمتي از پايتخت اجرا مي شود ، تعزيه در فارس ، گيلان ، مازندران ، آذربايجان كومش ( سمنان ، دامغان و شاهرود ) لرستان و كرمانشاه و بوشهر به وسيله آوازهاي محلي در كنار تقسيمات موسيقايي ايراني همراهي مي شود. هر كسي مي تواند به راحتي حضور موسيقي سنتي ايراني را در اكثر تعزيه ها در شكل آواز يا موسيقي دستگاهي تعزيه كه به وسيله آلات موسيقي چون بوق و ني و كرنا و ... اجرا مي شود ، تشخيص دهد. 

منبع :

http://www.ahangsara.com/mag/index.php?option=com_content&task=view&id=434





امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

هنر اقناع مخاطبان (3)

اقناع مخاطبان ، علاوه بر نياز به رعايت مقررات وشرائطي كه قبلا به آن ها اشاره شد و بعدا نيز به ساير موارد اشاره مي شود ، مستلزم توجه بيشتر به سه نكته مهم تر زير است :
تواضع و افتادگي سخنران : پذيرش وباور اين حقيقت وتجربه ، منصفانه وساده است كه مخاطبان ، شوق و ميلي به شنيدن كلام سخنران مغرورو متكبر را ندارند حتي اگر رساترين و شيوا ترين بيان را داشته باشد و حتي اگر دلائلي محكم ، براي تبيين سخنانش ارائه كند. در برابر مخاطبان ، بايد خاكسار بود و فروتن . هيچ مخاطبي ، كبر و غرور هيچ سخنراني را نمي پسندد و هيچ كس ، متكبران را دوست ندارد خاصه اگر متكبر ، سخنران باشد كه مرشد توده هاي مردم است . هر سخنران باتجربه ، عالم و مخاطب مدار، به خوبي مي داند كه خود دوستي و خودپسندي ، تيشه اي است برريشه اش . البته غافل هم نيست كه همچون هر مقوله ديگر ، تواضع نيز مرزهائي دارد. تجاوزازحدود آن ، زيانش كمتراز تكبر نيست: تواضع گرچه محمود است و فضل بي كران دارد نشايد كرد بيش از حد ، كه هيبت را زيان دارد فراموش هم نكنيم گرچه بايد تهي آئيم تا پر معاني رويم ، اما به دليل اختلاف شديد برداشت ها و ظرفيت هاي متفاوت مخاطبان ، اعتدال در تواضع ، براقناع وترغيب مخاطبان اثر بسيار دارد . گوش هاي مخاطبان ، زماني شنواست كه شنونده سخنان سخنراني باشند كه نه متكبر باشد و نه چاپلوس و متملق . معتدل باشد با كمي ميل به تواضعي موقر و متين . البته با رعايت اقتضائات زمان و مكان و مخاطبان و موضوع خطابه . افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگز نخورد آب ، زميني كه بلنداست
پيامي تازه با ساختاري روشن : هر حرفي براي گفتن ، بايد حامل پيام تازه اي باشد با ساختاري شفاف و روشن . خواه اين پيام درقالب و سبد يك برداشت و يادداشت و مقاله به مخاطبان منتقل شود و خواه ، از طريق يك سخنراني به گوش مخاطبان برسد . اگر چنين باشد ، صراحت و روشني ساختار پيام، قطعا مخاطبان رامجذوب و مجاب خواهد كرد . تكرار نكته هاي مهم و جاي دادن هريك از آن ها به جاي خود در متن سخنراني و نوشته ؛ و اختصاص دادن پايان كار به رساترين و زيباترين جمله ، كمك مي كند تا پيام روشن سخنراني ، در ياد مخاطبان ، پايدار و پويا بماند .
سخنراني بر پايه تخصص : هزاره " خواجه ها " و " حكيم ها " و " مولانا ها " و " علامه ها " ، سپري شده است . عصر ما ، عصر تخصيص " يك تخصص " ، در " يك رشته " براي " يك نفر " است . در اين روزگار ، علوم و فنون و حرفه ها ، منفجر و پراكنده و تجزيه شده اند و هر جزء آن ها ، مستقل و تخصصي شده است و طبعا مراجعات و گرايش هاي مخاطبان نيزبه كارشناسان ارشد و متخصص هرحوزه موردنياز آنها ، ارجح و اولي است . رجحان واولويتي برآمده ازاين باور كه :" ذي فن ، به جهان ، ز ذي فنون ، به " . مردم ، اولا براي دريافت پاسخ پرسش هاي خود به كارشناس متخصص همان آگاهي ها مراجعه مي كنند و ثانيا حرف كسي را مي پذيرند كه فقط در يك رشته متخصص باشد و نه بيشتر . براين اساس ، اقناع مخاطبان ، زماني براي سخنران هنرمند مقنع ، امكان پذير و ساده است كه ادعاهايش درهرزمينه اي، يا منطبق با آخرين يافته هاي علمي پژوهشگران متخصص همان زمينه باشدو ياخود درهر زمينه اي كه سخن مي گويد ، صاحب نظر باشد . مطالعات بسيار ، به روز كردن اطلاعات واستفاده از منابع معتبر ، ضمن اين كه سخنران پژوهشگر دانش مدار را نزد مخاطبان و هوادارانش دوست داشتني ترميكند ، سبب ميشود ترديد و دغدغه اي نيز براي استناد و اعتماد به حرف هايش نداشته باشند و در برابر كلام علمي و تخصصي اش ، بدون هر تكلف ، تسليم و متقاعد شوند .

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

شبيه خواني

شبيه‌خواني گونه‌اي از تعزيه است. تعزيه كه در واقع مفهوم عزاداري و سوگواري را دربردارد، در طي دوران يكصد تا يكصدوپنجاه سال تكامل واقعيِ خود از لحاظ مضمون و شيوة اجرا و تنوع در موضوع، راه به شيوه‌اي برده‌است كه در آن نوع از شبيه خواني، جنبه عزاداريِ خود را از دست داده‌است، كه اين خود از يك سو زادة نيازِ انساني و طبايع بشري به درك و ابراز شادماني است، و از سوي ديگر به علت آن است كه هر پديدة اجتماعي با گذشت زمان هم تحول مي‌يابد و هم تكامل، آن چنان كه از بن ماية اوليه فاصله مي‌گيرد.

شبيه خواني‌هاي زنانه كه دربردارندة قضايا و حوادث و مسائلي است كه جنبه‌هاي شادِ آن بسيار بر جنبة غمگينانه اش افزوني دارد، در آن شمار است و بهترين نمونة آن تعزية «عروسي قريش» يا «عروسي رفتن فاطمه الزهرا» است. در اين گونه شبيه خواني‌ها، همة اجراكنندگان و حتي شبيه گردان، زن هستند. اجراي بعضي از قسمت‌هاي آن توأم با موسيقي‌هاي شاد و گاه مطربي است. لباس‌ها كه كلاًزنانه‌اند يا فوق العاده فاخر و زيبا بوده و يا فوق العاده مسخره و مضحك.

اجراي اين گونه شبيه خواني‌ها عمومي نبوده‌است و همگان نمي‌توانستند اجراكنند و تنها ويژة حرمسراي پادشاهان قاجار و بالاخص ناصر الدين شاه بوده‌است. امكانات اجراي آنها جز براي درباريان و يا وابستگانِ بسيار نزديك و متنفذ دربار فراهم نبوده‌است. اين تعزيه‌هاي شاد در اوايل ماه ربيع الاول بعد از سپري شدن ايام محرم و صفر به اجرا درمي آمده‌است و شرايطي خاص داشته و هيچ مردي را حق حضور در آن نبوده و تنها زنان حرمسرا و خواجگان حرم مي‌توانسته‌اند ناظرِ اجرا و تماشاگرِ آن باشند.

ناصر الدين شاه كه پيوسته درصدد درك لذّات حيات بود، از طرفدارانِ پروپا قرص اين گونه مجالس زنانه بوده‌است. چه، تنها او و كامران ميرزاي نائب السلطنه مي‌توانستند در آن مجالس حضور يابند كه گاه ناصرالدين شاه از ميان خيل دختران جوان حاضر در مجلس همسراني براي خود برمي گزيده‌است.

عزاداري نيز در داخل حرمسرا با سردستگيِ يكي از دختران فتحعليشاه كه شوقي به اين كار داشت، در شب عاشورا صورت مي‌گرفت. وي با سر و پاي برهنه جلو مي‌افتاد و زنان ديگر به دنبال او حركت كرده و نوحة او را پاسخ مي‌دادند و سينه زني مي‌كردند. آنان ضمن عزاداري، عُلمي را كه به «عُلم شاهي» معروف بود، از موزه درآورده با خود حمل مي‌كردند و بعد آن را به موزه برمي گرداندند.

شبيه‌خواني در خوزستان

شهرحر از توابع شهرستان شوش درحاشيه رود خانه دز واقع است. با وجود اينكه مراسم شبيه واقعه كربلا وعزاداري امام حسين دراين منطقه ريشه تاريخي دارد، سوالي كه دراينجا مطرح است اين است كه ازچه زماني مردم منطقه شروع به برگزاري مراسم عزاداري حسيني به خصوص مراسمي به نام شبيه يا نمايش كرده‌اند و چه كسي پايه گذار اين عزاداري بوده‌است. بعضي از سالخوردگان منطقه كه مي‌توان سخن آنان را موثق دانست چنين نقل مي كنند كه ابتدااين مراسم توسط شيخ فرحان و شيخ غافل و شيخ فارس ابن شيخ سالم ازقبيله آل كثير تيره بيت كريم(بيت چريم) بوده‌است وشروع آن دراواسط قرن دوازدهم هجري قمري مي‌باشد. شيخ غافل سال (۱۲۲۴هجري قمري مصادف با ۱۱۸۱ هجري خورشيدي) به همراهي شخصي روحاني بنام شيخ حسين به قصد زيارت عتبات عاليات به عراق سفر كرده و به شهر حله رسيدند. به علتي كه زمان اين سفر مصادف با ماه محرم بود و مراسم عزاداري شبيه يا تعزيه گرداني رامشاهده نمود وشيخ غافل تمايل خود را به برپايي اين عزاداري در منطقه خود را به شيخ حسين ابراز نمود و از وي خواست نسبت به يادگيري و يادداشت شعرهاي آن اقدام كند. شيخ غافل آن را اجراكرد. در سال بعد شيخ غافل به همراهي شيخ حسين اقدام به برگذاري اين مراسم در منطقه خود كردند. (منبع تحقيقات محلي نويسنده به نقل از گفته مردمان آن منطقه)

برگرفته از :

نوشتار: شبيه خواني و عزاداري‌هاي زنانه، صادق همايوني – پژوهشگر فرهنگ مردم فارس

منبع نوشتار شبيه‌خواني در خوزستان برگرفته از سخنان مردم آن منطقه مي‌باشد و سند مكتوبي وجود ندارد.

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/شبيه‌خواني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

   

هنر تعزيه و تعزيه خواني در ايران

تعزيه و تعزيه خواني نمايش آييني مذهبي ايرانيان است . . .

تعزيه و تعزيه خواني نمايش آييني مذهبي ايرانيان است . هنري كه مخصوص ايرانيان و سرزمين ايران مي باشد. اين هنر نه از عربستان و عراق كه خاستگاه دين مبين اسلام است به ايران آمده نه از فرنگستان . ايران تنها كشور اسلامي است كه نمايش تعزيه را به مقياس جهاني آفريد.

ايرانيان شيعه در ساختن تعزيه و به نمايش درآوردن واقعه هاي كربلا و حديث مصايب سيدالشهدا به سنت نمايشهاي آئيني ايرانيان قديم و شيوه اجراي مناسك و آئين هاي آنان و پاره اي از عناصر اسطوره اي و حماسي سازنده نمايشهاي آئيني نظر داشته اند.

يكي از نويسندگان مصري معتقد است كه ايرانيان با پيش زمينه هنر تئاتر كه در جامعه شان داشتند توانستند از شهادت امام حسين و اصحابش درامهاي مذهبي بيافرينند. در صورتي كه اعراب هيچوقت به اين انديشه نيافتادند كه از اين وقايع بهره بگيرند. زيرا در ميانشان هنر نمايش سنت نبود.

نمايش مصايب ميترا و سوگ سياوش در ايران به احتمال قوي اصلي ترين نمونه از آئين هاي زمينه ساز نمايش مصايب امام حسين و وقايع كربلا بوده و اين دو آئين در شكل گيري تعزيه خواني تاثير داشته .

ايرانيان مهر پرست به هنگام برگزاري مناسك آئيني خود واقعه مصايب ميترا را نيز به نمايش در مي آوردند در اين نمايش چند تن از نقش آفرينان صورتكهايي بر چهره خود مي زدند و روي سكويي كه پيروان آئين مهر براي نيايشهاي مذهبي ساخته بودند مي رفتند و همراه نيايش واقعه مصايب مهر را نشان ميدادند.

در سال مرگ سياوش مردم بخارا همراه آئين سوگواري سياوش شهادت او را نمايش مي دادند.

در اين نمايش شبيه سياوش را مي ساختند و در عماري يا محلي مي گذاشتند. اين عماري يا محل را كه چهار سويش باز بود روي دوش مي گرفتند و مويه كنان و سينه زنان در گذرگاهها مي گرداندند.

تعزيه بيانگر وجهي از تاريخ ديني شيعيان و نشان دهنده رخدادي واقعي تاريخ در حوزه حيات قدسي قدسيان دين و مذهب در جهان تشيع است .

مضمون تعزيه رويارويي دو نيروي خيروشر اهورايي و اهريمني مي باشد كه در ظاهر نيروي شر پيروز مي گردد ولي پيروزي واقعي و باطني از آن نيروهاي اهورايي و خير مي باشد كه يك چنين قاعده اي در آيين زرتشت وجود دارد .

از اساطير ايراني نيز در پيدايش تعزيه بهره وافي و كافي گرفته شده و بيشتر هم شخصيت حضرت علي را وارد اسطوره ها نموده اند. و شجاعت و جوانمردي علي (ع ) در دوران اوايل اسلام بابي شد براي ورود شخصيت علي (ع ) به اسطوره ها توسط ايرانيان مثل تعزيه شست بستن ديوـ بيرالعلم .

حتي در اشعاري كه در نسخه هاي تعزيه وجود دارد نام رستم و سهراب اسفنديار افراسياب ليلي و مجنون شيرين و فرهاد و...... را ميتوان ديد .

در تاريخ ابن كثير شامي آورده است كه معزالدوله احمد ابن بويه در بغداد در دهه اول ماه محرم امر مي كرد تمامي بازارهاي بغداد را بسته و سياهپوش نموده و به عزاداري سيدالشهدا بپردازند.

چون اين قاعده در بغداد رسم نبود علماي اهل سنت آنرا بدعتي بزرگ دانستند و چون بر معزالدوله دستي نداشتند چاره جز تسليم نداشتند. بعد از آن هر ساله تا انقراض دولت ديالمه شيعيان در ده روز اول ماه محرم بر جميع بلاد رسم تعزيه به جاي مي آوردند و در بغداد تا اوايل دولت سلجوقي بر قرار بود .

در دوران سلجوقيان خوارزمشاهيان حمله مغول به ايران اين گونه مراسم نيز از دستخوش سردمداران اين دوران در امان نبود و به دست تواناي اين حكام مورد بازيچه قرار مي گرفت تا در دوران صفويان كه اين خاندان خود را از فرزندان امام موسي كاظم ميدانستند و پس از قدرت و به سلطنت رسيدن پايه گذار مكتب تشيع در ايران گرديدند. كه با پايه گذاري اين مكتب و پذيرفتن آن از طرف مردم ايران كه چون خاندان رسول را محترم مي دانستند در رشد و پيشرفت تعزيه نيز بسيار موثر بود.

هنر تعزيه و تعزيه خواني رفته رفته در دوران زنديه نيز با استقبال خوبي مواجه بود ولي اوج هنر تعزيه را در دوران قاجار ميتوان ديد.

علي الخصوص در دوران ناصرالدين شاه قاجار كه با ساختن تكيه دولت از طرف شخص ناصرالدين شاه در رشد تعزيه بسيار موثر بوده و نويسندگان تعزيه نسخه هاي بسيار زيادي نوشتند.

اين هنر با مخالفت رضا خان و محمد رضا شاه رو به رو بود تا حدي كه تكيه دولت به دست رضا خان تخريب شد و بيش از ۱۰۰۰ مجلس شبيه نامه كه در دوران قاجار نوشته شده بود به خاطر بي كفايتي شاهان پهلوي و مخالفت آنها با اين امر از ايران خارج و به موزه كشورهاي مختلف رفتند. و در حال حاضر نيز در آنجا وجود دارند. و تعزيه از رونق گذشته خود افتاد و به خاطر ممنوع دانستن از طرف دولت وقت در داخل شهرها هيچگونه اجرايي از تعزيه به چشم ديده نمي شد .

فقط بسيار اندك در روستاهايي كه فاصله هاي زيادي تا شهر داشتند مردم به اجراي تعزيه مي پرداختند پس از انقلاب به خاطر اين كه مذهب رسمي ايران مذهب تشيع بود باز رونقي به تعزيه داده شد.

تا اين كه در حال حاضر شاهد اجراي تعزيه در اكثر نقاط كشور هستيم و كمتر كسي را مي بينيم كه با تعزيه آشنا نباشد .

اين هنر ملي مخصوص ايرانيان است و بر ماست كه در حفظ و صيانت آن كوشا باشيم چون نمايش هر كشوري براي آن كشور از قداست و ارزش والايي بر خوردار است و در كنار تمام درامهاي شرق و غرب نام تعزيه ايران مي درخشد .

بسياري از نويسندگان و كارگردانان تئاتر غرب كه مورد احترام مردم آن ديار هستند و به عنوان هنرمندان صاحب سبك از ايشان ياد مي برند و نمايش نامه ها و آثار آنها براي مردم غرب از احترام خاصي برخوردار است مانند برتولت برشت پيتر بروك و ... همين هنرمندان غبطه تعزيه ايران را مي خورند.

هنر تعزيه هنري است كه به نوعي درون خود از تمام هنرها وام گرفته . در تعزيه علاوه بر آئين هاي مذهبي و اساطير ايراني هنرهايي همچون نمايش ادبيات موسيقي هنرهاي تجسمي را نيز ميتوان ديد .

و اين جاي بسي افتخار براي كشور عزيزمان مي باشد كه در مملكتي اسلامي كه مذهب رسمي اين مردم تشيع مي باشد درام و هنر تئاتر اين سرزمين نيز در كنار نام نامي اباعبدالله الحسين قرار دارد .

نمايش مصايب در تعزيه خواني چنان شور و غوغايي در درون مومنان پديد مي آورد كه رشته هاي پيوندشان را با زندگي نا مقدس دنيوي مي گسلد و آنان را به فضاي قدسي پر رمز و رازي كه تجليگاه روح مقدسان و نياكان است مي برد .

مردم با اهداي نيروي كار خود و عرضه خدمت رايگان و پرداخت اعانه نذريانه در مجلس تعزيه خواني زمينه اي براي توسل به نيرو هاي مقدس ديني فراهم مي كنند .

تعزيه خواني سهم برجسته اي در ساختن ذهنيت مذهبي تصويرگران وبا الطبع در تكوين و رشد شمايل نگاريهاي مذهبي روي ديوار اماكن مقدس پرده هاي درويشي نگارگري هاي عاميانه كتابها و نقاشي هاي معروف به نقاشي قهوه خانه داشته است .

تعزيه خواني بيرون از حوزه مسجد و منبر و دور از قلم و عمل و نفوذ دستگاه رسمي مذهبي ايران در ميان توده مردم شكل گرفت .

شكل گيري تعزيه خواني بر بنياد روايتهاي شفاهي عامه مردم از وقايع تاريخي و حماسه كربلا و مجموعه اي از گزارشهاي مقتل نامه ها و افسانه ها و باورهاي مردم بود . از اين رو تعزيه خواني دستاورد جهان بيني و شيوه تفكر و احساس دروني توده مردم جامعه اي سنتي است كه فرهنگي و انديشه اي رمزگرا و حماسه ساز بر ذهنيت آن جامعه چيره بوده است .

رمز و راز جاذبه تعزيه خواني و مقبوليت آن در جامعه دوره قاجار فرهنگي بود كه مردم در آن پرورش يافته بودند اين فرهنگ بر مجموعه اي از عناصر مذهبي و آئيني هاي تمثيلي و مناسك اسطوره انساني قوام يافته بود. چنين فرهنگي از يك سو رفتارهاي آئيني و عشيره اي كهن را به مردم جامعه القا ميكرد و آنان را در رفتارها و مناسبات اجتماعي به تقليد و تكرار سنتها و شيوه هاي رفتار پيشينيان برمي انگيخت و از سوي ديگر رفتارهاي دور از الگوهاي سنتي پيشينيان را در برابر ديدگان آنان ناروا و بدعت آميز و ضد ارزش مي نماياند و مردم را از پيروي آنها دور نگه مي داشت .

تعزيه خواني بر مردم جامعه هاي سنتي ـ مذهبي گذشته و گروههاي مذهبي سنت گرايي امروزي بيش از هر شكل ديگر مناسك و شعاير مذهبي توانسته تاثير بگذارد. تعزيه خوانان با به نمايش در آوردن وقايع كربلا در احساسات مذهبي و روان جمعي عامه مردم را در برابر رخدادهاي حزن آور كربلا بر مي انگيزانند و از اين طريق فلسفه حق جويي و از خود گذشتگي شهيدان حماسه آفرين تاريخ تشيع را همچون انگاره و نمونه برتر در ذهن و خاطر آنان زنده نگه مي داند.

هنر تعزيه كه توسط عده اي از خود مردم عام اجرا مي شود. بسيار تاثير گذار براي مخاطبان خود مي باشد. چون تعزيه همان گونه كه يك نوع عزاداري براي ائمه اطهارمي باشد. جنبه آموزشي هم براي مخاطبان خود دارد. چون تماشاگر با شخصيتهاي مذهبي آشنايي پيدا مي كند.

در تعزيه قهرمان هر داستان از تعزيه ها در نهايت به فيض رفيع شهادت نايل مي گردد و آن شخص شهيد يكي از قدسيان و از اوليا الهي مي باشد. كه اين باعث شكوفايي روحيه شهادت طلبي و مرگ با افتخار براي مخاطبان مي گردد.

تماشاگراني كه در يك محيط به تماشاي تعزيه نشسته اند در حين اجراي تعزيه همزمان با ديدن اين نمايش به نوعي به عزاداري براي معصومين پرداخته و به راحتي با قهرمانان تعزيه هم ذات پنداري مي كنند و روحيه توسل جويي و مرادخواهي درون تماشاگران به وجود مي آيند و به تزكيه روحي كه به تعبير ارسطو از آن به عنوان كاتارسيس ياد مي شود مي رسند.

استمرار و حفظ ادبيات و موسيقي ايران يكي ديگر از فوايد اجراي تعزيه باشد كه با اجراهاي تعزيه موسيقي اصيل ايراني كه ميراث ملي و ماندگار كشور ايران مي باشد بيش از پيش محفوظ تر خواهد بود.

تعزيه را در اغلب استانها مي توان به يك فرهنگ و هنر فولكولور از آن ياد برد. در استانهاي مختلف با فرهنگ خاص همان استان تعزيه ها اجرا مي شود. خرده فرهنگهايي كه درون ايران مي باشد به نوعي از طريق تعزيه نيز محفوظ مانند.

يكي از نويسندگان مصري معتقد است كه ايرانيان با پيش زمينه هنر تئاتر كه در جامعه شان داشتند توانستند از شهادت امام حسين و اصحابش درامهاي مذهبي بيافرينند. در صورتي كه اعراب هيچوقت به اين انديشه نيافتادند كه از اين وقايع بهره بگيرند. زيرا در ميانشان هنر نمايش سنت نبود

هنر تعزيه و تعزيه خواني رفته رفته در دوران زنديه نيز با استقبال خوبي مواجه بود ولي اوج هنر تعزيه را در دوران قاجار ميتوان ديد.

اين هنر با مخالفت رضا خان و محمد رضا شاه رو به رو بود تا حدي كه تكيه دولت به دست رضا خان تخريب شد و بيش از ۱۰۰۰ مجلس شبيه نامه كه در دوران قاجار نوشته شده بود به خاطر بي كفايتي شاهان پهلوي و مخالفت آنها با اين امر از ايران خارج و به موزه هاي كشورهاي مختلف برده شد.

اسماعيل مجللي

روزنامه جمهوري اسلامي ( www.jomhourieslami.com )



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
 خنياگري در ايران باستان
خنياگري ، سنت ديرينه ايرانيان است كه هنوزهم بقاياي آن در عاشيق هاي آذربايجان ، بخش هائي از خراسان و دوره گردان كولي در جنوب ايران ديده مي شود . اين هنر ، دنباله يك سنت بسيار باستاني است كه از هزاران سال پيش باقيمانده و در سي سال گذشته آخرين تكه هاي باقي مانده آن از بين رفته است . پيش از ايجاد واژه خنياگر ، واژه گوسان Goussan  متداول بوده است كه اصل آن از پارتيان است.
واژه گوسان ، هم به معناي نواگري / نواسازاست و هم گاهي به معناي نو آيين آمده است ، يعني مي توانسته هم يك اسم عام باشد و هم يك اسم خاص . كلمه (( گسن )) Gossan ارمني از آن بر آمده است و واژه گرجستاني ( مگسني )Magossani را نيز از آن مشتق دانسته اند . گوسان به زبان پهلوي خنيانگربوده و عده اي نيز گوسان را به لغت ( كوس ) Kous نوعي طبل مربوط كرده اند.يك متن پارتي قديمي مربوط به قرون سوم و چهارم ميلادي اشاره مستقيمي به گوسانها دارد و آنان را به نوعي نگاهدارنده سنتهاي ملي ايراني معرفي مي كند . هنر گوسانها را به ايجاد نمايشهاي ملي نيز مربوط مي دانند . اينان هميشه مورد نفرت و آزار مقامات مذهبي زمان خود بوده اند . گوسانها خانواده نبودند ،بلكه صنف مستقلي بودند و هر كس مي توانست به شرط چشم پوشي از بسياري بخششها، يكسره به دسته گوسانها وارد شود . مجموعه يافته ها نشان مي دهد كه گوسان در زندگاني پارتها و همسايگان ايشان تا پايان دوره ساسانيان نقش مهمي داشته است. آنان پادشاه و مردم را سرگرم مي كردند ، در بزم و رزم و شادي و سوگ حضور داشته ، نوحه سرا و طنزپرداز و داستان گو و نوازنده و شاعر و نگهدارنده دستاوردهاي قديم و بيان كننده موقعيت زمانه خود بوده اند. گاه تكنواز و گاه عضو يا سرپرست گروهي از نوازندگان بوده اند و در آن زمان ، با توجه به اين شرايط ،‌طبيعي است كه دانستن موسيقي بدون دانستن شعر و بالعكس ، قابل تصور نبوده است . بديهي است كه گوسانها طبقات مختلفي را شامل مي شدند و در تمام قشرهاي جامعه ، از شاه و گدا حضور داشته اند.با آنكه منابع تربيتي و تحصيلات گوسانها بر ما آشكار نيست ، نبايد اين تصور را داشت كه هنر گوسانها ، هنري بربري و خشن بوده است . در واقه ، شرايطي كه بزرگان قوم در نوشته هاي معتبر آن زمان براي گوسانها قائل شده اند هر گونه تصويري را درباره بدويت هنر آنها از ذهن دور مي كند . خنياگري ، چه نزد پارتها و چه مادها و چه هخامنشيان ، حرفه هم محسوب مي شده است . بسياري از داستانهاي اساطيري عهدهاي قديمي تر از هخامنشي ، توسط سنت خنيانگري دوره هخامنشي باقي مانده است .به جاي خنيانگر، در نوشته هاي قرنهاي بعد ،‌نواگر و چامه گو و رامشگر و حتي واژه هاي عربي ( مطرب و مغني ) نيز به كار رفته است . واژه ( هونيانگر ) پارسي هم براي شاعر به كار مي رفته و هم براي نوازنده و خواننده معلوم مي كند كه اين دو يكي بوده اند .سنت خنياگري غير حرفه اي نيز بين ايرانيان باستان ، با قدرت وجود داشته و حتي بسياري افراد از طبقه اشراف ، تفننا اين كار را انجام مي دادند . در (يادرگار زر ايران ) و در شاهنامه فردوسي اشاره هاي فراواني به چنگ نوازي و آواز خواني شاهزادگان خوانده مي شود . خنياگري به عنوان يك فن ( تكنيك ) اصالتا در خدمت زندگي و افزودن به خوشي هاي حيات بوده و تنها طبقه مخصوصي بدان اشتغال نداشته اند .جالب اين جاست كه از آواز و اهنگ موسيقي براي تدريس نيز استفاده مي شد . مستشرق معروف ( استرابو ) به نوعي آواز ايراني اشاره مي كند كه در آن 360 مورد استفاده از درخت خرما نام برده شده است و مستشرق ديگر ، بنام ( اميل بن وينت ) Benveistدر مورد منظومه معروف ( درخت آسوريگ ) كه منشاء پارتي دارد، مطالعه كرده است . منظومه درخت آسوريگ ، بازمانده اي از نوعي شعر شفاهي است كه ظاهرا به ادبيات ويژه ( افاضل و عقلاي ) جامعه تعلق داشته است ، نه به كاهنان و يا خنياگران . گذشته از اين ، استفاده از اشعار خنيايي به صورتهاي ديگر را نيز بايد مورد توجه قرار داد و نيز كاربرد موسيقي و شعر در آوازهاي مذهبي كه تاريخ نگاران كهن به آن اشاره هاي فراوان كرده اند. مري بويس ، پژوهشگر انگليسي ، نابودي تدريجي شعر خنيايي ( و نه سنت خنياگري ) در ايران را از چند جنبه بررسي كرده و اشاره مي كند كه بساري از اشعار خنيايي بعدها نوشته شد. او معتقد است بساري از مثلها و داستانهاي ادبيات عرب ، از اين رو ايراني بوده اند . اين شعرها و داستانها به زبان عربي گفته شده و جزيي از ادبيات آنها محسوب شده است .فخر الدين اسعد گرگاني ، سراينده معروف ( ويس و رامين ) به صورت آشكار به منابع كار خود به زبان پهلوي اشاره مي كند .بسياري از فضلاي ايراني ، عدم وجود وزن و قافيه هاي پشت سر هم و يكپارچگي ريتميك در اشعار غنايي ايران باستان را دليل بر از بين رفتن آنها مي دانند .با پيدا شدن بسياري از نوشته هاي شعري فارسي دوره ميانه وجود بازمانده عالي ادبي و روشهاي پيشرفته نوشتن و پشتيباني فني آن را نشان مي دهد . توسعه شيوه هاي نوين شعر سازي و شعر گذاري به موسيقي زير نفوذ فرهنگ عربي شعر خنياگري عهد باستان را بي رونق كرد و كم كم از بين برد و ايرانيان بعد از تسلط اعراب ، كم كم به زبان عربي شعر گفتند و وزنهاي ملي خود را بر اساس اين خواسته هاي جديد شكل بخشيد و تنها ميهن دوستان و زرتشتيان باقي مانده بودند كه حيات نيم نفس اين ميراث شعري را حفظ كردند . چون توجه و پرورش ثروتمندان جامعه براي پرورش خنيانگر و شعر خنيايي بسيار كم و اندك و حتي نابود شد ، اين سنت باستاني نيز خيلي زود رو به نابودي رفت . با اين حال ، روشن است كه شعر خنيايي ايران ، تا وقتي كه به صورت درست و نفيس آن به آواز و از روي حافظه خوانده مي شده تا چند نسل بعد از انقراض ساسانيان نيز همچنان توسط مردم استقبال مي شده است و به تدريج در بوته فراموشي افتاده است . از اين ميراث اندك ، آنچه كه باقيمانده بود ، اكثرا ، به طرز درستي نوشته نشده است و مثل منظومه ( ويس و رامين ) بر سبك نويني تنظيم شده است . به عقيده عبدرالقادر مراغي موسيقيدان متعلق به قرنها بعد از ساسانيان ، درباره شيوه نوپردازي ايرانيان باستان ، نواپردازان باستان هر آهنگ را در چهار بخش مي ساختند . قول ( با اشعاري داراي قافيه هاي منظم و نظم ثابت ) ، غزل ( با اشعار پارسي ) ، ترانه ( دو بيتي ) و اشعار موزون غير متقارن ، شبيه تصنيفهاي امروزي و فرود كه مانند قول بوده و معمولا به همان مايه سازنده قول برگشت مي كرده استنگارنده : پروين باستاني
منبع :http://iranology2.persianblog.ir/post/44


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

نخستين زنان نقال ايران

"واقعه‌خواني در ايران پيش ‌از اسلام، قصه‌سُرايي موزوني همراه با ساز بوده‌است. همين قوّالي پس از اسلام ساز را كنار نهاد و تنها نقل واقعه شد" (بيضايي: ۶۵ و ۲۲۴).

"نقّالي آوازي همراه با موسيقي را در ايران باستان خنياگري يا رامشگري مي‌ناميدند. خنياگر يعني ‌كسي ‌كه نوا و آواي خوش دارد، رامش نيز يعني شادي و رامشگر كسي ‌‌است‌ كه شادي مردمان را فراهم مي‌كند با موسيقي [و آواز]" (جنيدي: ۴۱- ۳۹). فريدون جنيدي و ابراهيم باستاني پاريزي رواج واژه‌هاي نقّال و نقّالي را احتمالاً مربوط به صفويه دانسته‌اند و ديديم كه در آغاز با ساز و آواز بوده، منحصر به حماسه و شاهنامه نبوده و به مرور نوع ديگري از آن منشعب ‌شده ‌كه نقّالي غير موسيقايي است.

پس واژۀ نقّالي در چهار قرن اخير رايج شده و پيشتر با اصطلاحات ديگري نيز شناخته مي‌شده، مانند واقعه‌خواني، قصه‌سُرايي موزون، نقّالي آوازي، خنياگري، رامشگري، روضه‌خواني، صورت‌خواني، مناقب‌خواني، سخنوَري، ذاكري، پرده‌خواني، قوّالي، معركه‌گيري و واگويه. (بيضايي: ۸۳- ۶۵)

اولين زن نقّال‌ ايران در زمان ساسانيان ‌كه در شاهنامۀ فردوسي با نام آزاده رومي ياد مي‌شود، خنياگر بهرام ‌گور بوده و نقّالي موسيقايي انجام مي‌داده‌‌است.

گزارش ديگر دربارۀ دختران دهقان برزين است‌: يكي چامه‌گوي و دگر چنگ‌زن/ دگر پاي‌كوبد شكن برشكن / بدان چامه‌زن ‌گفت كاي ماهروي/ بپرداز دل چامۀ شاه ‌گوي/ نخستين شهنشاه را چامه‌ گوي/ چنين‌ گفت‌ كاي خسروِ ماه‌روي/ نماني مگر بر فلك ماه را / نشايي مگر خسرَوي‌ گاه را (شاهنامه: رفتن بهرام به نخچير).

روشن است كه زن نقّال شخص خاصي بوده و مسئول نوازندگي، شخص يا اشخاص ديگري بوده‌اند. پس از زمان ساسانيان زنان نقّال بدون ساز هم نقّالي مي‌كرده‌اند. فقط چون واژة عربي نقّال در آن زمان متداول نبوده، به آنان نقّال نمي‌گفته‌اند. زنان نقالي همچون مشك‌ناز، مشكنك، نازتاب، سوسنك، ماه‌آفريد، فرانك، گُرديه، سميۀ خداينامك‌‌خوان‌ (مادر نضربن حارث، نقال ايراني عربستان)، خواهر صلاح‌الدين ايوبي‌ (صفي‌زاده: ۵۶)، دختر ملّاصدرا (اجتهادي: ۸۶۱)، عفت، دختر فتحعلي‌شاه (اجتهادي: ۷۰۹) و ملّا فاطمه، بزرگ‌ترين نقّال زمان ‌كريم‌خان زند كه بيست‌هزار بيت از شاهنامه و ديوان‌هاي شعرا حفظ بود. (رستم‌الحكما: ۳۴۱).

مهمترين زن نقّال پس از اسلام همسر فردوسي بوده كه خداي‌نامك يا شاهنامه‌هاي منثور پهلوي را براي فردوسي مي‌خواند. در آغاز بيژن و منيژه آمده، فردوسي به همسر خود‌ گفت: بنِه پيشم و بزم را ساز كن / به‌ چنگ ‌آر چنگ و مي‌آغاز كن / مرا مهربان يار بشنو چه‌گفت / از آن پس‌كه گشتيم با جام جفت: / بپيماي مي‌تا يكي داستان / ز دفتر بَرَت خوانم از باستان / پر از چاره و مهر و نيرنگ و جنگ / همه از درِ مردِ فرهنگ و سنگ (شاهنامه: بيژن و منيژه).

پس همسر فردوسي را نخستين زن نقال شاهنامۀ تاريخ ايران نيز مي‌توان دانست.

پيش از انقلاب اسلامي زن نقّالي به نام بلقيس مي‌زيسته و به‌گفتۀ هوشنگ جاويد و ابوالقاسم انجوي‌ شيرازي، "بلقيس معركه‌گيري بود كه به محلۀ "گارت‌ ماشين" (ايستگاه ماشين دودي) در شوش مي‌آمد و نقل مي‌گفت" (كارگزاران. ش ۵۳۴). مرشد بلقيس پس از انقلاب نيز نقالي مي‌كرده و پس از او فرحناز كريم‌خاني نخستين زن نقال شاهنامه پس از انقلاب اسلامي است (خبرگزاري ميراث فرهنگي).

در جشنوارة دانشجويي ۱۳۷۶ بانواني در نمايش فتحنامۀ ‌كلات به نقّالي پرداختند. در سال ۱۳۷۸ داود فتحعلي‌بيگي كلاس‌هاي نقّالي را داير كرد و از شاگردانشان مينا صارمي در سال ۱۳۷۸ در جشنوارۀ آييني سنّتي نقالي كرد و چهار زن نقّال ايران ساقي عقيلي، شيرين امامي، شقايق رهبري و زيبا عابدي در جشنوارۀ استان تهران در نمايش خاتون نقالي كردند.

در جشنوارۀ آيين‌هاي سنتي ۱۳۸۰ شيرين امامي، ساقي عقيلي و فاطمه حبيبي‌زاد اجراي نقّالي داشتند كه مرشد ترابي عصاي خود را به حبيبي‌زاد هديه داد و ساقي عقيلي به‌عنوان بهترين بازيگر زن از سوي تماشاگران برگزيده‌ شد و در جشنوارۀ آيين‌هاي سنتي ۱۳۸۲ حبيبي‌زاد و عقيلي در يك نقّالي مشترك هنرنمايي كردند و زنان نقال مذكور تا كنون به نقالي و هنرنمايي پرداخته‌اند.

منابع: اجتهادي، مصطفي: دائرة‌المعارف زن ايراني، تهران، بنياد دانشنامۀ بزرگ فارسي، ۱۳۸۲ باستاني پاريزي، محمد ابراهيم: شاهنامه آخرش خوش است، گذار زن از گدار تاريخ، تهران، علم، ۱۳۸۳ بيضايي، بهرام: نمايش در ايران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۹ جنيدي، فريدون: زمينۀ شناخت موسيقي ايراني، تهران، پارت ۱۳۷۲ رستم الحكما: رستم التواريخ، تهران، امير كبير، ۲۵۳۷ شهنشاهي صفي‌زاده بوره‌كه‌ئي، صديق: دانشنامۀ نام‌آوران يارسان، تهران، هيرمند ۱۳۷۵ فرخ‌زاد، پوران: زن از كتيبه تا تاريخ: كارنامۀ زنان ‌كاراي ايران، تهران، زرياب، ۱۳۷۸ فردوسي: شاهنامه، محمد عباسي، تهران، فخر رازي، ۱۳۷۰

منبع :http://fa.wikipedia.org/wiki/كاربر:Alifarhadpour


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

واقعه خواني ، قصه سرائي موزوني ، قوالي


"واقعه‌خواني در ايران پيش ‌از اسلام، قصه‌سُرايي موزوني همراه با ساز بوده‌است. همين قوّالي پس از اسلام ساز را كنار نهاد و تنها نقل واقعه شد" (بيضايي: ۶۵ و ۲۲۴).

"نقّالي آوازي همراه با موسيقي را در ايران باستان خنياگري يا رامشگري مي‌ناميدند. خنياگر يعني ‌كسي ‌كه نوا و آواي خوش دارد، رامش نيز يعني شادي و رامشگر كسي ‌‌است‌ كه شادي مردمان را فراهم مي‌كند با موسيقي [و آواز]" (جنيدي: ۴۱- ۳۹). فريدون جنيدي و ابراهيم باستاني پاريزي رواج واژه‌هاي نقّال و نقّالي را احتمالاً مربوط به صفويه دانسته‌اند و ديديم كه در آغاز با ساز و آواز بوده، منحصر به حماسه و شاهنامه نبوده و به مرور نوع ديگري از آن منشعب ‌شده ‌كه نقّالي غير موسيقايي است.

پس واژۀ نقّالي در چهار قرن اخير رايج شده و پيشتر با اصطلاحات ديگري نيز شناخته مي‌شده، مانند واقعه‌خواني، قصه‌سُرايي موزون، نقّالي آوازي، خنياگري، رامشگري، روضه‌خواني، صورت‌خواني، مناقب‌خواني، سخنوَري، ذاكري، پرده‌خواني، قوّالي، معركه‌گيري و واگويه. (بيضايي: ۸۳- ۶۵)

اولين زن نقّال‌ ايران در زمان ساسانيان ‌كه در شاهنامۀ فردوسي با نام آزاده رومي ياد مي‌شود، خنياگر بهرام ‌گور بوده و نقّالي موسيقايي انجام مي‌داده‌‌است.

گزارش ديگر دربارۀ دختران دهقان برزين است‌: يكي چامه‌گوي و دگر چنگ‌زن/ دگر پاي‌كوبد شكن برشكن / بدان چامه‌زن ‌گفت كاي ماهروي/ بپرداز دل چامۀ شاه ‌گوي/ نخستين شهنشاه را چامه‌ گوي/ چنين‌ گفت‌ كاي خسروِ ماه‌روي/ نماني مگر بر فلك ماه را / نشايي مگر خسرَوي‌ گاه را (شاهنامه: رفتن بهرام به نخچير).

روشن است كه زن نقّال شخص خاصي بوده و مسئول نوازندگي، شخص يا اشخاص ديگري بوده‌اند. پس از زمان ساسانيان زنان نقّال بدون ساز هم نقّالي مي‌كرده‌اند. فقط چون واژة عربي نقّال در آن زمان متداول نبوده، به آنان نقّال نمي‌گفته‌اند. زنان نقالي همچون مشك‌ناز، مشكنك، نازتاب، سوسنك، ماه‌آفريد، فرانك، گُرديه، سميۀ خداينامك‌‌خوان‌ (مادر نضربن حارث، نقال ايراني عربستان)، خواهر صلاح‌الدين ايوبي‌ (صفي‌زاده: ۵۶)، دختر ملّاصدرا (اجتهادي: ۸۶۱)، عفت، دختر فتحعلي‌شاه (اجتهادي: ۷۰۹) و ملّا فاطمه، بزرگ‌ترين نقّال زمان ‌كريم‌خان زند كه بيست‌هزار بيت از شاهنامه و ديوان‌هاي شعرا حفظ بود. (رستم‌الحكما: ۳۴۱).

مهمترين زن نقّال پس از اسلام همسر فردوسي بوده كه خداي‌نامك يا شاهنامه‌هاي منثور پهلوي را براي فردوسي مي‌خواند. در آغاز بيژن و منيژه آمده، فردوسي به همسر خود‌ گفت: بنِه پيشم و بزم را ساز كن / به‌ چنگ ‌آر چنگ و مي‌آغاز كن / مرا مهربان يار بشنو چه‌گفت / از آن پس‌كه گشتيم با جام جفت: / بپيماي مي‌تا يكي داستان / ز دفتر بَرَت خوانم از باستان / پر از چاره و مهر و نيرنگ و جنگ / همه از درِ مردِ فرهنگ و سنگ (شاهنامه: بيژن و منيژه).

پس همسر فردوسي را نخستين زن نقال شاهنامۀ تاريخ ايران نيز مي‌توان دانست.

پيش از انقلاب اسلامي زن نقّالي به نام بلقيس مي‌زيسته و به‌گفتۀ هوشنگ جاويد و ابوالقاسم انجوي‌ شيرازي، "بلقيس معركه‌گيري بود كه به محلۀ "گارت‌ ماشين" (ايستگاه ماشين دودي) در شوش مي‌آمد و نقل مي‌گفت" (كارگزاران. ش ۵۳۴). مرشد بلقيس پس از انقلاب نيز نقالي مي‌كرده و پس از او فرحناز كريم‌خاني نخستين زن نقال شاهنامه پس از انقلاب اسلامي است (خبرگزاري ميراث فرهنگي).

در جشنوارة دانشجويي ۱۳۷۶ بانواني در نمايش فتحنامۀ ‌كلات به نقّالي پرداختند. در سال ۱۳۷۸ داود فتحعلي‌بيگي كلاس‌هاي نقّالي را داير كرد و از شاگردانشان مينا صارمي در سال ۱۳۷۸ در جشنوارۀ آييني سنّتي نقالي كرد و چهار زن نقّال ايران ساقي عقيلي، شيرين امامي، شقايق رهبري و زيبا عابدي در جشنوارۀ استان تهران در نمايش خاتون نقالي كردند.

در جشنوارۀ آيين‌هاي سنتي ۱۳۸۰ شيرين امامي، ساقي عقيلي و فاطمه حبيبي‌زاد اجراي نقّالي داشتند كه مرشد ترابي عصاي خود را به حبيبي‌زاد هديه داد و ساقي عقيلي به‌عنوان بهترين بازيگر زن از سوي تماشاگران برگزيده‌ شد و در جشنوارۀ آيين‌هاي سنتي ۱۳۸۲ حبيبي‌زاد و عقيلي در يك نقّالي مشترك هنرنمايي كردند و زنان نقال مذكور تا كنون به نقالي و هنرنمايي پرداخته‌اند.

منابع:
اجتهادي، مصطفي: دائرة‌المعارف زن ايراني، تهران، بنياد دانشنامۀ بزرگ فارسي، ۱۳۸۲
باستاني پاريزي، محمد ابراهيم: شاهنامه آخرش خوش است، گذار زن از گدار تاريخ، تهران، علم، ۱۳۸۳
بيضايي، بهرام: نمايش در ايران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۹ 
جنيدي، فريدون: زمينۀ شناخت موسيقي ايراني، تهران، پارت ۱۳۷۲ 
رستم الحكما: رستم التواريخ، تهران، امير كبير، ۲۵۳۷ شهنشاهي
صفي‌زاده بوره‌كه‌ئي، صديق: دانشنامۀ نام‌آوران يارسان، تهران، هيرمند ۱۳۷۵ 
فرخ‌زاد، پوران: زن از كتيبه تا تاريخ: كارنامۀ زنان ‌كاراي ايران، تهران، زرياب، ۱۳۷۸
فردوسي: شاهنامه، محمد عباسي، تهران، فخر رازي، ۱۳۷۰

 منبع :
http://www.jadidonline.com/story/08032010/frnk/first_story_teller


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

رامشگري و خنياگري

در عهد ساساني رامشگران و خنياگران در بارگاه شاهان ساساني مقام بالايي داشتند.

مسعودي نام آلات موسيقي ايرانيان را چنين آورده‌است، عود، ناي، طنبور، مزمار و چنگ و گويد مردم خراسان بيشتر آلتي را در موسيقي بكار مي بردند كه هفت تار داشت و آنرا زنگ (رنج) مي خواندند اما مردم ري و طبرستان و ديلم طنبور را دوست‌تر داشتند و اين آلت نزد همه فرس مقدم بر ساير آلات بوده‌است.

شكارگاه خسرو پرويز در طاق بستان ظاهراً حاكي از اين است كه در آن عصر چنگ آلت درجه اول موسيقي ساساني بوده است. ديگر آلات كه مطابق آثار آن عصر مسلماً در عهد پرويز وجود داشته، عبارتند از: شيپور و طنبور و ناي، روي بعضي از ظروف نقره تصوير ناي زناني بنظر مي‌رسد.

نام عدهٔ كثيري از آلات موسيقي در رسالهٔ پهلوي خسرووغلامش مسطور است، از جمله عود عندي، موسوم به ون و عود متداول موسوم به دار، و بربط (بربوذ) و چنگ و تمبور و سنتورموسوم به كناره و ناي و قره ني موسوم به مار و طبل كوچكي به دمبلگ بوده‌است.

معروفترين رامشگران و ترانه سازان در دربار خسرو پرويز سركش و باربذ بوده اند. آنچه از احوال اين دو استاد به ما رسيده مأخوذ از خوذاي نامگ نيست بلكه از بعضي كتب عاميانه اواخر ساساني نقل شده است. گويند سركش در آغاز حائز مقام اول بود و براي حفظ پايگاه خود پيوسته باربذ را كه رامشگري جوان و بنابر قول ثعالبي از مردم مرو بود از حضور شاهنشاه دور ميداشت. باربذ حيله كرد و آواز خويش بگوش خسرو رسانيد و از آن پس مقرب شد.

روايت موجوده اختراع دستگاههاي موسيقي ايران را به باربذ نسبت ميدهند. در واقع اين مقامات پيش از باربذ هم وجود داشته، ولي محل ترديد نيست كه اين آهنگ ساز بزرگ تأثير بسزايي در موسيقي ساساني كرده است و اين موسيقي را هم منبع عمده موسيقي عرب و ايران بعد از اسلام بايد شمرد. ميتوان گفت كه در ممالك اسلامي مشرق هنوز آثاري از الحان باربذ باقي است زيرا شرقيان در اين رشته از صنعت بسيار محافظه كار هستند.

در برهان قاطع نام سي لحن كه باربذ براي بزم خسرو پرويز ساخته مسطور است و با مختصر اختلافي نام آنها در خسرو و شيرين نظامي نيز ضبط است. ثعالبي اختراع خسروانيات را به باربذ نسبت داده و گويد «در اين زمان هم مطربان در بزم ملوك و ساير مردمان مينوازند.» در واقع كلمه خسرواني بر يك دستان اطلاق نمي شده‌است.

اختراع خسرواني را به نگيسا كه يكي از رامشگران عهد خسرو پرويز است و نظامي گنجوي و خواجه سلمان و بعضي نويسندگان ديگر ذكري از او كرده‌اند، هم نسبت داده‌اند.

عوفي از نواي خسرواني نام برده‌است و ظاهراً مرادش همان هفت دستگاه شاهانه است كه مسعودي آن را الطرق الملوكيه ناميده‌است.

مطابق روايتي ديگر باربذ براي بزم خسرو ۳۶۰ دستان ساخته بود، چنانكه هر روز دستاني نو مي‌نواخت و قول او براي استادان فن قانون مطلق بشمار ميرفت و ديگران همه خوشه چين خرمن ذوق او بودند.

بنابر آنچه گذشت، دستگاه‌هاي موسيقي منسوب به باربذ مركب از هفت خسرواني و سي لحن و ۳۶۰ دستان بوده كه با ايام هفته و سي روز ماه و سيصد و شصت روز سال ساسانيان تناسب داشته است، خمسه مسترقه را بشمار نياورده‌اند.

در ديوان منوچهري و بسي از نويسندگان ايران اسامي بسياري از آوازهاي موسيقي ر مي‌بينيم.[۱]

پانويس

1. ↑ ايران در زمان ساسانيان، ص ۵۰۵ تا ۵۰۸

منابع

§ كريستين سن، آرتور. ايران در زمان ساسانيان، ترجمهٔ رشيد ياسمي. چاپ پنجم. تهران: انتشارات اميركبير ۱۳۶۷

منبع :
http://fa.wikipedia.org/wiki/موسيقي_در_دوران_ساساني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

نقالي


نقال كسي است كه نقل حماسي مي گويد و مضمون نقل هايش بيشتر پيرامون داستان شاهان و پهلوانان ايران زمين است (به مرور و بويژه در اين چند سده ي اخير، نقل هاي مذهبي هم رونق خاصي پيدا كرد و نقل مذهبي كه پيرامون داستان پيامبران، امامان، پهلوانيهاي حضرت علي (ع) و مصائب كربلاست از سبك هاي مهم نقالي حماسي به شمار آمد).
بي ترديد اجرا و گويش مرد نقال القاء كننده ي فضا، لحن، حس و حال و حركات پهلواني و حماسي است. آنچه كه نقالي را شاخص و متمايز از ديگر آيين هاي داستانگزاري مي كند اين است:

1.نقال بر پايه ي تومار كار مي كند، تومار روايت به نثر است كه داراي شاخ و برگ و حواشي بر اصل داستانهاست، روايت اين تومارها بيشتر بر پايه ي شخصيت هاي ملي و بعضاً مذهبي است طول تومارها گاه به بيش از 30 متر مي رسيد اما عرض آن از 20 سانتيمتر تجاوز نمي كرد، طومار لوله مي شد و در جيب جاي مي گرفت. پس از فوت يا پيري و كوري يا گرفتگي صداي مرشد نقال، تومار به شاگرد يا فرزند او مي رسيد.

2.در محضر مرشد يا استاد شاگردي كرده و يا تأثير گرفته است و اين تأثير و يادگيري به روش سنتي سينه به سينه است( روش سينه به سينه به اين ترتيب است كه شاگرد يا نوچه يا بچه مرشد پس از تأييد و موافقت استاد نقال در قهوه خانه يا پاتوق بطور مستمر و پيگير پاي نقل استاد يا مرشد      مي نشيند و فوت و فن و رموز و ريزه كاريها و چم و خم نقالي در مجالس مختلف، تومارخواني، تومار نويسي، آفرينش بداهه ي صحنه ي نقالي در محضر مرشد مي آموزد. در برابر مرشد همواره با احترام و ادب و فروتني حاضر مي شود و سر انجام چنانچه پس از تكرار و تمرين و اجراي بسيار مورد تأييد مرشد قرار ميگيرد، مجوز نقالي يا حكم نقالي را از او دريافت مي كند و بدين وسيله در بين مردم معرفي و مطرح مي شود تا جاييكه مي تواند خود صاحب پاتوق شود و يا از مكاني به مكان ديگر يا شهري به شهر ديگر سفر كند و با ديگر نقالان و مرشدان صاحب سبك به بحث و گفتگو بنشيند و با شيوه ي آنان نيز  آشنا شود و از كلام و گفتار و روش آنان نيز تأثير بگيرد.

3.نقال صاحب پاتوق اسمي است اين پاتوق هاي اسمي مكانهاي سرپوشيده و بيشتر قهوه خانه ها هستند، همينطور زورخانه ها، خانقاه ها يا مجلس بزرگان (برخلاف پرده خوانان كه در معابر، محلات، گورستانها و امامزاده ها دوره مي گردند).

4.مسلط به انواع فنون و شگردهاي سخن مانند انواع تومارخواني، آنهم از حفظ، انواع داستان نامه ها، فن حال گرداني(يعني تغيير فضاي داستان به فضاي ديگر)، ديوان شاعران مختلف،                 بحر طويل خواني، گل كشتي خواني، منقبت خواني، حكايت گويي، مدح و ثنا، رجز خواني، قصه ها و افسانه ها، تلفيق به جاي نظم و نثر، استفاده ي به موقع از مطالب در مناسبات مختلف (مسلط به مناسب خواني)، حاشيه گويي و ... .

5.مسلط به فن بيان يعني رعايت اوج و فرود و هيجان و شوق و مكث به جا و داراي حنجره ي توانمند، صداي گرم و گيرا و زنگ دار، قدرت تقليد صداي شخصيت هاي داستان

6.داراي حافظه ي قوي.

7.داراي قدرت تصور و تجسم بالا براي القاء معاني از طريق بيان و حركت.

8.داراي حركات چابك، اغراق آميز، غلو شده و صحنه پر كن، مانند دور چرخيدن( دورون زدن)،   دست زدن، پاكوبيدن و استفاده ي به جا از چوبدستي( كه عموماً به آن عصا، تعليمي، منتشاء يا مطراق گويند) براي القاء وقايع مانند كمان انداختن، كمان كشيدن، سوار بر اسب شدن، تاخت زدن، شمشير كشيدن، نيزه بازي و ... .

9.داراي قدرت بداهه و قريحه و ذوق.

10.نقالان مرداني روان شناسند و نبض مخاطب عامه را در دست دارند.

11.داراي جاذبه ي كلام و رفتار (بايد حس اعجاب و تحسين شنوندگان را بر انگيزند)

12.صاحب وجه و اعتبار در بين مردم.


نكته:


متأسفانه بسيار ديده شده كه برخي استادان يا دست اندر كاران تأتر به استناد واژه ي "نقال يعني نقل كننده" همه ي آيين هاي كلامي يا روايي را در زمره ي نقالي مي دانند مانند: روضه خواني، پرده خواني، شمايل خواني، مداحي، معركه گيري، منقبت خواني، چامه گويي، تعزيه خواني، خنياگري و ... 
در حاليكه هر كدام اين آيين ها ساختار و شكل و سبك و ويژگي هاي مربوط به خود را دارند (كه بعضي شان نيز در نقالي خوانده مي شود) و در فرهنگ مردم هم همه اين آيين ها بطور مستقل شناخته شده اند: نقال، نقال است. پرده خوان، پرده خوان. روضه خوان، روضه خوان و ... ..


منبع :


http://www.gordafarid.net/Default,fa-IR,Gordafarid,Content,Document,Name,Naqali,TabID,108.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

اتاق تاريك


اتاق تاريك يكي از پيش‌درآمدهاي عكاسي و فيلمبردار در جهان است. كاركرد اين اتاق بدين‌شكل است كه اگر در ديوار اتاقي تاريك يك روزنه كوچك ايجاد شود بر ديوار داخلي مقابل تصويري وارونه از آن‌چه در برابر آن است نقش مي‌بندد. اين تصوير به واسطه گذر شعاع‌هاي نوري منعكس شده محيط بيرون اتاق از روزنه و برخورد با ديوار اتاق تشكيل مي‌شود. پيشينه شناخت اين پديده تا چهار قرن پيش از ميلاد مسيح يعني اشاره‌هاي ارسطو به امكان مشاهده تصوير خورشيد طي كسوف برمي‌گردد. اما مستندترين نمونه اتاق تاريك را بايد به تجربه حسن ابن هيثم  البصر(1038ميلادي- 965 هجري) دانشمند و رياضيدان و منجم مسلمان متولد بصره نسبت داد. اين دانشمند مسلمان با مشاهده تصوير كسوف روي ماسه‌هاي ساحل به شكل معكوس كه به واسطه گذر نور از لابه‌لاي برگ‌ها و شاخه‌هاي درختان، به امكان استفاده از اين پديده جهت ساخت اتاق تاريك پي برد. بدين منظور او براي رصد ستاره‌ها از اتاق تاريكي استفاده كرد كه در يكي از ديوارهاي آن روزنه كوچكي ايجاد شده بود. اتاق ساخت او آن‌قدر بزرگ بود كه مي‌توانست خود در درون آن بايستد. تكامل اين اتاق را چند سده بعد به لئوناردو داوينچي (Leonard De Vinci)  نقاش ايتاليايي(1452- 1519ميلادي) نسبت مي‌دهند.
آشنايي اوليه غربيان با اتاق تاريك را، نتيجه جنگ هاي صليبي  در سرزمين ها غرب مسلمانان يعني فلسطين و لبنان امروزين مي‌دانند. داوينچي براي ترسيم دقيق پرسپكتيو مناظر از اين اتاق بهره گرفت و بدين منظور با افزودن آينه‌اي با زاويه 45 درجه در مقابل روزنه، تصوير شئ مقابل روزنه را روي كاغذ مات منتقل كرد و در نتيجه از ابعاد اتاق تاريك كاست. لئوناردو ساخته خود را كامرا ابُسكورا (Camera obscura) نام نهاد. سپس در سال 1550 ميلادي جرم كاردان Jerome Cardan رياضي‌دان ايتاليايي با نصب يك عدسي محدب بر روي روزنه اتاق تاريك تصاوير دقيق‌تر و واضح‌تري را به دست آورد. بعدها اين اتاق تاريك در ابعاد كوچك‌تر به دوربين عكاسي تبديل شد. يعني در برابر روزنه‌‌اي كه وجود داشت ماده حساس به نور قرار مي‌‌دادند تا تصاوير بازتاب يافته ثبت و ضبط شوند. در روند تكامل دوربين عكاسي، از عدسي و لنز در جايي كه روزنه قرار داشت استفاده شد و مواد حساس به نور به فيلم‌هاي عكاسي امروزين تبديل شدند كه در انواع سياه و سفيد و رنگي (نگاتيو) و اسلايد (پوزتيو) موجود است.
 بدين ترتيب امكان ساخت دوربين‌هاي عكاسي و در سال‌هاي بعدتر دوربين فلمبرداري باكشف رابطه نور و تاريكي بر مبناي تجربه اتاق تاريك فراهم شد.

منبع :


http://www.cinemamuseum.ir/Content.aspx?Id=1309


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]
پرده خواني
- پرده خواني و نقالي هر دو گونه اي  از هنرهاي مردمي اند كه اولي به تصويرو كلام متكي و دومي فقط بر كلام بنياد يافته است .
- پرده خواني نمايشي سنتي - ايراني است كه  در آن قصه گوئي و تصوير نقش اساسي دارد . پژوهشگران ريشه هاي اين گونة نمايشي  را به سده هاي پيش از اسلام (برگزاري آئين سوگ سياوش) نسبت مي دهند . در سده هاي اخير  پرده خواني ، متكي به داستانهاي مذهبي -  ايراني بوده كه يك نفر "پرده خوان " داستاني از اولياي دين را با اشاره به تصويرهايي كه برمبناي همان داستان بر پرده اي منقوش بوده با كلام آهنگين روايت مي كرد .
- نقالي يا داستان گوئي ، نمايش تك نفره اي است كه در آن نقال يك داستان حماسي – تاريخي را به شيوه اي جذاب و با حركت هاي دست ، پا ، صورت و تغيير مدام صدا  روايت مي كند . از اين رو پرده خواني گونه اي پيش رفته تر از نقالي است كه در آن روايتگر علاوه بر حركت هاي خود  براي نقل داستانش از تصاوير نقاشي شده بر پرده نيز استفاده مي كند و آنها را حين گفتار به مردم نشان مي دهد .
- در سده هاي پنجم و ششم هجري نقالان سني مذهب ايراني در كنار نقل داستان هاي حماسي ايران باستان به ذكر فضايل پيامبر اسلام ( ص )  و خلفاي راشدين مي پرداختند. كار اينان را "فضايل خواني " مي گفتند . اما داستان گويان شيعه افزون بر داستان هاي ايران باستان ، قصه هائي ازمناقب خاندان پيامبر (ص ) و ائمه اطهار ( ع )  را روايت مي كردند واينان " منقبت خوان" ناميده مي شدند .
- رواج پرده خواني به عصر صفويه باز مي گردد . در آن دوره با پيدايش و توسعه قهوه خانه به ويژه در اصفهان  - مركز دولت صفوي  - پرده خواني و نقالي نيز براي جلب مشتري مورد توجه قرار گرفت  . بدون شك انگيزه گسترش نقالي و پرده خواني نزد صفويان به ضرورت يك پارچه سازي ملت ايران با مذهب شيعي در برابر تركان مدعي خلافت اسلامي،  در پيوند است .
- ساختار پرده خواني بر دو ركن " پرده " و " پرده خوان " استوار است . پرده ، پارچه اي از جنس " متقال " يا " كرباس " است كه معمولاٌ اندازه آن 300 * 150 سانتي متر بوده كه بر روي آن نقوش عاميانه اي كه بر مبناي قوه خيال نقاش و بر اساس روايتهاي تاريخي به تصوير كشيده مي شدند . اين تصويرها فاقد پرسپكتيو بوده و از قواعد نقاشي كلاسيك و يا مينياتور ايراني نيز پيروي نمي كردند . در بعضي پرده ها چندين داستان در يك پرده به  تصوير مي آمد و چهره هاي زيادي از اشخاص قصه ها نقش مي شدند 
اين گونه نقاشي را كه نوعي هنر مردمي بشمار مي آيد " نقاشي قهوه خانه اي " و يا " نقاشي خيالي " نام نهاده اند  و بطور كلي داستان هاي آن ها  به سه دسته ؛ حماسي ، عاشقانه و ديني تقسيم مي شود.

منبع :
http://www.cinemamuseum.ir/Content.aspx?Id=1309


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
تئاتر سايه ها(خيال الظل)
تئاتر سايه ها گونه اي نمايش عروسكي است كه توسط عروسك گردان و سا يه هاي عروسك، اجرا مي شود.
در اين نوع نمايش، صحنه اي در معابر و قهوه خانه ها ويا تالار هاي عمومي،با برپا كردن يك حايل چوبي كه عروسك گردانان را از مكان استقرار تماشاگران جدا مي كرد،ايجاد مي كردند.در وسط اين ديوارچوبي، دريچه  اي به ابعاد يك متر در يك و نيم متروجود داشت كه پارچه نازك سفيدي هم چون پرده به آن آويخته بود.در پشت اين پرده،چراغي د رخشان از روغن و فتيله پنبه روشن بود.كه به واسطه نور اين چراغ سايه عروسك ها كه توسط عروسك گردانان در حال جنبش و حركت بودند بر روي پرده مي افتاد و تماشاگران كه در تاريكي نشسته بودند آن را مي ديدند.
اين عروسك ها پيكره هاي دو بعدي مفصل داري بودند كه از چرم يا پوست ماهي و به ندرت از كاغذ ضخيم ساخته شده بودند.براي حركت دادن سر و اعضاي اين عرو سك ها از دو يا سه اهرم چوبي چسبيده به عروسك ها استفاده مي شد.اين عروسك ها در قسمت سر و بالاتنه نيم رخ بودند اما قسمت پايين تنه آنها تمام رخ بود تا امكان تحرك و جنبش بيشتري داشته باشند.در اين نمايش، عروسك گردانان با صدايي رسا و بلند از پايين دريچه كه ديده نمي شدند قصه ، گفتار و هم چنين آواز هاي عروسك ها را مي خواندند. معروف ترين قصه هاي اين نمايش، روايت دلباختگي تاجري بغدادي به نام"تعادير" به دختري به نام "علم" كه فرزند راهبي قبطي در يكي از صومعه هاي مصر است،مي باشد كه در طي هفت پرده ودر هفت شب متوالي براي تماشاگران روايت مي شده است.
مستشرقان پيشينه اين گونه نمايش را به چين و هند نسبت مي دهند كه از آنجا به  ايران و سپس به سرزمين هاي عربي و تركيه و از انجا به يونان ،ايتاليا ،فرانسه وانگلستان گسترش يافت.

منبع :
http://www.cinemamuseum.ir/Content.aspx?Id=1309


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

نگاره ها، بنيان بيان تصويري 

بيان رويدادهاي اسطوره اي و تاريخي و باز آفريني زندگي روزانه به زبان تصوير پيش از اختراع خط در ميان آدميان رواج داشته است.گواه اين مدعا ديوار نگاره هاي غار لاسكو فرانسه(10000پيش از ميلاد) ، لرستان(6000پيش از ميلاد) و سفالينه هاي سيلك و زابل( 2500 تا 5000 پيش از ميلاد) در ايران است. هنوزازدوران امپراطوري بزرگ هخامنشيان(550-330پيش از ميلاد)،گونه اي از ثبت تاريخ و آمال ايرانيان بر ديواره هاي شهر پارسه برجاي ماند ه است. كه از ميان آنها مي توان به بخشي وسيعي از وضعيت فرهنگ و تمدن آن دوران دست يافت . كاري كه بعدها با كشف و اشنايي با كاغذ به اوراق كتاب ها سپرده شد و امروزه بر نوار سلوليد و حلقه هاي ديسك مالتي مديا بازنمايي مي شود. آدميان از دير باز با هر انگيزه اي كه به تصوير گري بر ديواره غارها و بدنه سفالينه ها پرداخته باشند، خواه برخاسته از حس جادو در تسلط بر جانوران و طبيعت و خواه براي تزيين محيط زندگي شان،امروزه تاريخي مصور را پديدآورده اند كه ما مي توانيم از طريق آن به پيشينه نياكان و آمال و آرزوهاي آنان اگاهي يابيم و اين ميسر نمي شد جز با زبان تصوير. ايرانيان باستان،فزون بر پوست گاو از سطح صيقلي قلزات و ديواره هاي سنگي براي تصوير سازي استفاده مي كردند.در بررسي نخستين نمونه هاي كتاب هاي مصور ايرانيان مي توان از اوستا كتاب مقدس ايرانيان باستان نامبرد كه در ابتدا روي هزاران پوست گاو نوشته و تزيين شده است. اين كار ايرانيان پس از آشنايي با كاغذ و نيز در دوران اسلامي با تصوير سازي مستمري همراه بوده، به گونه اي كه با بهره گيري هنر مينياتور از كتاب هاي اسطوره اي و نيز قران مقدس مجموعه گرانسنگي را به ميراث نهاده است كه امروزه نيز با گذشت زمان چشم هر بيننده اي را مسحور مي سازد. علاوه بر متون مقدس،شاهنامه فردوسي(370هجري) كه بزرگترين اثر حماسي تاريخ ادبيات ايران است بارها و بارها توسط تصوير گران ايراني، به تصوير درآمده است.اين كتاب به دليل بهره جويي از زبان اهنگين شعربه طرح اسوه سازي شخصيت هاي تاريخي و افسانه اي قهرمانان ايران باستان،پرداخته است. ابوالقاسم فردوسي شاعر شاهنامه با الهام از شاهنامه ابو منصوري و برخي روايت هاي شفاهي و ديگر نوشته هاي ايران باستان به خلق بزرگترين منظومه حماسي ايران همت گمارد و موفق شد تا شاهنامه خويش رابا قريب شصت هزار بيت شعر، سند ادبيات و فرهنگ ايرانيان كند. ايرانيان علاوه بر كتاب مقدس قرآن و شاهنامه فردوسي ، اشعار رودكي سمرقندي،ناصرخسرو قبادياني و كليله و دمنه، منطق الطير عطار، قابوس نامه،خمسه نظامي، ديوان حافظ و گلستان سعدي را بارها و بارها تصوير گري ورويدادها و آرمان هاي نهفته در اين اشعار را با زبان تصوير بيان و ترسيم كرده اند.

منبع :

http://www.cinemamuseum.ir/Content.aspx?Id=1309


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۲:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.