مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3882
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 13
همه : 5164845
اصول برگزاري و ارايه سخنراني هاي علمي
شابك: 978-964-5890-67-2
قيمت پشت جلد: 16500
تاريخ نشر: 861225
شماره چاپ: 1
شمارگان: 2000
تعداد صفحه: 96
كد كنگره: 6الف9ر/PN4121
كد دوئي: 808.5 
چاپ شهر: تهران
ابعاد: رقعي
نوع جلد: شوميز
زبان كتاب: فارسي

موضوعات: 
ارتباط گفتاري ،سخنراني ،سخنوري ،


گرداورندگان: 
محمود اميني ،محمدعلي حسيني ،سميه شريعتي راد ،سعيد عليميرزايي ،استفان روزنر ،


انتشارات: 
سارگل ،


چكيده كتاب: سخنرانان حرفه اي به خاطر تمرين هايي كه انجام مي دهند از كارشان لذت مي برند و پشت تريبون راحت هستند. اتفاقات پيش بيني نشده سخنرانان كم تجربه را به وحشت مي اندازند اين افراد تنها با تمرين مي توانند توانايي رويارويي موفق با اين اتفاقات را در خود به وجود اورند. تغيير اهنگ شدت و حجم صدا تكنيك هاي موثري براي علاقه مند نگه داشتن مخاطبين هستند. با تمرين كردن در حضور اعضاي خانواده يا همكاران و جويا شدن نظرات شان در خصوص عملكردتان مي توانيد تاثير اين تكنيك ها را بيازماييد. در كتاب حاضر مطالبي در زمينه ي اغاز و پايان سخنراني سخنراني با استفاده از اسلايد و پاور پوينت لباس سخنراني روش استفاده از ميكروفن دستورالعمل تهيه ي پوستر موثر و... اورده شده است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

نحوه ايراد يك سخنراني قانع كننده

از آنجايي كه شما اين صفحه را براي مطالعه انتخاب نموده ايد، بديهي است كه تا حدي از مزاياي يك سخنراني مجاب كننده با اطلاع هستيد. هدف هر سخنران اين است كه سايرين را قانع كند تا در مسير دلخواه او قدم بردارند.


اين امر نه تنها به عنوان جزئي لاينفك براي افرادي كه مطالب انگيزشي بيان مي كنند، مسئول تامين سرمايه بوده، و يا مدير فروش هستند محسوب مي شود، بلكه براي كسانيكه مسئول تفسير پروژه، شرح بودجه، و يا گزارش هاي فني هستند نيز لازم است. به هر حال حتي براي موارد پيش پا افتاده كه شايد به نظر ما، ارتباط كلامي در آن نقش مهمي را بازي نكند، باز هم ايراد يك نطق فصيح در بالابردن درجه اعتبار، توانايي، و پذيرش گوينده از سوي مخاطبين موثر خواهد بود.

**به اين دليل صحبت مي كنيم كه بر روي مخاطبانمان تاثير بگذاريم**

چه تكنيكي مي تواند به ما كمك كند تا به يك چنين هدفي دست پيدا كنيم؟

خوشبختانه گستره ي وسيعي از فنون سخنراني پيرامون متقاعد كردن سايرين پيش روي ما قرار دارد. مايليم تا شما را به مطالعه ي متن ذيل دعوت كنيم.

تكنيك هاي ساختاري

رئوس مطالب و شكل كلي نطق

خود را از روزمرگي ها جدا سازيد. فن بيان خود را تغيير بدهيد و شيوه اي را انتخاب كنيد كه كالا و يا خدماتتان به واسطه ي آن "به فروش " برسد. سعي كنيد يك داستان جالب تعريف كنيد، در مورد بايد ها و نبايد ها صحبت كنيد، ليستي از جملات تاكيدي مثبت تهيه كنيد. آگاه باشيد كه مخاطب شما با چه چيزي بهتر ارتباط برقرار مي كند.

آنها را با منطق راهنمايي و هدايت كنيد

منظور خود را پله به پله بيان كنيد تا طرف مقابل به طور كامل متوجه عناوين مختلف بشود. مواردي كه مي خواهيد به آنها اشاره كنيد را مي توانيد به شكل هاي متعددي سازماندهي نماييد؛ به عنوان مثال از فرمت قديمي 1و 2 و 3 گرفته تا رويكردهاي زمانبندي شده و يا رويكرد علت و معلولي. در اينجا مسئله اي كه داراي اهميت بالايي مي باشد اين است كه پي در پي توجه شنونده را به خودتان جلب كنيد و ببينيد با شما همراه است يا خير.

عناصر معتبر كننده

مقامات بالا و اولياي امور

نقل قول كردن از مقامات شناخته شده در زمينه مبحث مورد نظر، نشان مي دهد كه شما هم تكاليفتان رابه خوبي انجام داده ايد و هم برروي بحثي كه مطرح كرده ايد اجحاف كامل داريد.

منابع و ماخذ اطلاعاتي خود را مرتب و منظم سازماندهي نماييد.

هيچ گاه نبايد مخاطبين را پيرامون صحت و سقم مطالب خود در شك و ترديد رها كنيد. آنها بايد بدانند كه اطلاعات خود را از كجا بدست آورده ايد. منبع اطلاعاتي بايد موثق باشد تا بتوانيد آنرا در اختيار مخاطبين قرار دهيد.

تجربه شخصي

در حين سخنراني ديگران بايد به چشم يك فرد با نفوذ و مقتدر كه احاطه ي كامل به مطالب دارد به شما نگاه كنند. تجربه هاي فردي شما يكي از معيارهاي بنياديني است كه شما را در چشم شنوندگان خوش مي درخشاند. مطمئن شويد كه ليستي از تجربيات فردي خود را در مقدمه عنوان كرده باشيد؛ در عين حال بخشي از آنها را به صورت نامحسوس در لا به لاي جمله هايتان بگنجانيد. به عنوان مثال: "در طول 15 سال سابقه اي كه من در اين حرفه كسب كرده ام....." و يا " هر 1000 مرتبه اي كه ما پروژه هاي اينچنيني را اجرا كرده ايم....". عباراتي از اين دست ستون هاي بيشتري را به ساختمان اعتبار شما اضافه مي كنند.

مرجع صدور درخواست سخنراني

از جمله نكاتي كه مخاطبان براي آن ارزش زيادي قائل هستند اين است كه "گوينده كيست". آنها در ذهن خود همواره با اين سوال روبرو هستند: "شما چه كسي هستيد كه فلان چيز را معرفي مي كنيد؟"

شما بايد در ابتداي سخنراني عنوان كنيد كه درخواست ايراد سخنراني از سوي چه كسي بوده است. ممكن است علت سخنراني متفاوت باشد: شما يك پروژه را انجام مي دهيد و در حال گزارش دادن در مورد آن هستيد، يك تجربه ي مشترك در اين زمنيه داشته ايد، از سوي شخص مهمي كه در گروه آنهاست به اين سخنراني دعوت شده ايد، در مورد اين مطلب بنا به درخواست هيئت مديره تحقيق كرده ايد و ... به هر حال دليلش هر چه كه هست در ابتدا بايد به آن اشاره كنيد. حتي مي تواند به سادگي جمله اي به اين شرح باشد: "شما در ملاقات آخر از من خواستيد كه..."

اخص بودن

كداميك از دو گزينه ي زير براي شما از اهميت بيشتري برخوردار است؟ "زمين از بين خواهد رفت" و يا "يك شهاب سنگ ماه آينده با زمين برخورد خواهد كرد"

به كداميك از اين دو راحت تر كمك مالي خواهيد كرد؟ "بچه هاي فقيري كه در آنسوي مرزها هستند" يا " زينب 4 ساله اي كه آشغال ها را زير و رو مي كند تا غذايي براي خود پيدا كند". شنونده ها نياز به آيتم هاي ملموس و عيني دارند تا بتوانند راحت تر با آن ارتباط برقرار كنند. شما مي بايست مانند يك نقاش حرف هاي خود را برايشان به تصوير بكشيد.

شروع و خاتمه

شروع

به آنها بگوييد كه چرا بايد گوش بدهند... چرا الان در مقابل آنها قرار گرفته ايد و در مورد اين مطلب صحبت مي كنيد؟

خاتمه

خاتمه: نه رها سازي

صحبت هاي خود را با يك نتيجه گيري تمام و كمال به پايان برسانيد و بعد از شنوندگان بخواهيد تا واكنش و يا پاسخ خود را مطرح نمايند؛ به عنوان مثال: " حالا كه شما از اين مشكلات با خبر شديد، آيا مي توانيم روي كمك شما در اين پروژه حساب كنيم؟"

لغات، عبارات و جمله ها

بررسي هاي متعدد حاوي اين مطلب هستند كه يك سخنگوي زبده همواره كلام خود را محكم، قاطعانه، قابل درك، شفاف و مشروح به گوش مخاطبان مي رساند. با صداي رسا جملات را بيان كنيد و فاكتور شفاف سازي را از ذهن دور نكنيد. به عنوان مثال براي عنوان كردن يك مشكل بهتر است از عبارت "ما به مشكل برخورد كرديم" استفاده كنيد تا اينكه بگوييد: "اين نكته نظر ما را به خود جلب كرده است كه مشكلي وجود دارد".

جامعيت

از عباراتي نظير تيم ما، كار كردن با آنها، همه ما، با هم، و كلماتي از اين قبيل استفاده كنيد.

از لغات پربار استفاده نماييد

تحقيقات حاكي از اين امر هستند كه مردم نسبت به لحن برخي از لغات واكنش هاي مثبت از خود بروز مي دهند. برخي از اين واژگان به شرح زير مي باشند: "مترقي" "طبيعي" "خالص" "تست شده" و "توصيه شده". به طور كلي مي توان گفت هر واژه اي كه ميزان اعتبار كلام شما را بالاتر ببرد، چه براي مصرف كننده و چه براي شنونده ارزش بالايي پيدا مي كند. حتماً مطالب خود را ويرايش كرده و چند نمونه از اين كلمات را در آنها بگنجانيد.

جملاتي كه قانع مي كنند نه اينكه گيج كنند

نوسان حالت و خلق و خو

هر بند از مفاهيم را با حالت خودش عجين كنيد. اگر در مورد يك مسئله تراژديك و غمناك با پوزخند و تمسخر صحبت كنيد، مخاطب به شما مشكوك مي شود. همچنين اگر بگوييد كه مثلاً پروژه اي را با نهايت اشتياق و انرژي قبول مي كنيد اما چهره اي سست و مايوس به خود گرفته باشيد، طرف مقابل احساس خوبي نسبت به شما پيدا نخواهد كرد.

منبع :

http://www.mardoman.net/success/perspeech/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

7 زبان جسماني كشنده


بيشتر مواقع مستمعين از طريق چشم هايشان به سخنان شما گوش مي سپارند. ايما و اشاره هاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر مي شويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي  و دستپاچه هستيد؟ 

مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژست هايي كه به خود مي گيريد، آغاز مي شود. آقاي" جو الن ديميتريوس" عضو مشاوران مشهور هيئت منصفه دادگاه مي گويد: "زماني كه از هيئت منصفه، دليل قبول شهادت افراد را جويا مي شويم، آنها ا‌ظهار مي دارند كه حركات و ايما اشاره دو برابر چيزهاي ديگر تاثير گذار هستند." 

اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غير كلامي خود را افزايش دهيد؟ 

از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني كه مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد. با اين كار شما متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود مي آيد، خواهيد شد. من بعد از ساليان دراز كار در اين زمينه و آموزش تعداد بسياري بازرگان كارآمد، به 7 حركت كشنده دست پيدا كردم كه انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آنگاه با يك چنين كار كوچكي تغييرات چشگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد. 


قاتل 1 # اجتناب از برقراري ارتباط چشمي

گوياي چه مطلبي است: شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شده ايد. 

حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشم هاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را صرف نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد، و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد مي كنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي كنند. 

"جان رابرتز" نامزد رياست دادگستري آمريكا مورد تقدير بسياري از روزنامه ها قرار گرفت. از او به اين خاطر كه "مطمئن به نظر مي رسد" تشكر شد. اما او به راستي چه كاري انجام داد كه باعث شد در ذهن افراد يك چنين تصويري را از خود بر جاي بگذارد؟ او در حين تمام سخنراني هايش، به جاي اينكه بر روي نوشته هايش خم شود و نگاهش به يادداشت هايش باشد، مستقيما به چشم هاي مستمعين نگاه مي كرد. 


قاتل 2 # خميدگي 

گوياي چه مطلبي است: شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست داده ايد. 

حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز مي بايست اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانه تر جلوه مي كنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد. 


قاتل 3 # تكان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن 

گوياي چه مطلبي است: شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد. 

حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكان هاي بي جا و جنبش هاي بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. من اخيرا با رئيس يك شركت كامپيوتري جلسه اي داشتم. مشكل از اين قرار بود كه او مي بايست جريان تاخير در حمل يكي از محصولات را به اطلاع يكي از سرمايه گذاران بزرگ شركت مي رساند. او و تيمش تقريبا توانسته بودند كه شرايط را تحت كنترل خود در آورند و از شكست خود درس هاي خوبي بگيرند، اما متاسفانه حركات غير كلامي آنها گوياي امر ديگري بود. 

بزرگترين مشكل اين فرد عقب و جلو رفتن در هنگام ايراد سخنراني بود. اين امر كمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي كنترل امور را بيان مي كند. با آموختن اين مطلب كه بايد در حين سخنراني حركات هدفمند انجام دهد، او توانست زندگي شغلي خود را از خطر نابودي نجات دهد. سرمايه گذار نيز جلسه را با اين ديد كه تمام امور تحت كنترل است، ترك كرد. 

قاتل 4 # بي حركت ايستادن 

گوياي چه مطلبي است: شما انعطاف پذير نبوده و فرد كسل كننده، بي انرژي و خسته كننده اي هستيد 

حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بيشتر افرادي كه براي آموزش آداب سخنراني به نزد من مراجعه مي كنند، داراي اين تصور غلط هستند كه يك سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخكوب شود. چيزي كه من به آنها مي گويم اين است كه نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلكه خوشايند نيز هست. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و دائما در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند، اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، خوب بالطبع اين حركت او بي مورد است و جزء موارد هدفنمد به شمار نمي آيد. علت اينكه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي كنم كه قسمت كوتاهي از سخنراني هايشان را ضبط كنند نيز اين است كه مي خواهم بدانم كه آيا حركات خارج از محدوده انجام مي دهند و يا خير. 


قاتل 5 # قرار دادن دستها در داخل جيب 

گوياي چه مطلبي است: شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد، و غير متعهد و نا آرام هستيد. 

حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم: دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در حين سخنراني هر دو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند. قرار دادن يكي از دست ها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر در حال انجام دادن ژست و فيگور هستيد قابل قبول مي باشد. 


قاتل 6 # استفاده از ژست هاي ساختگي 

حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثابت كرده اند كه ژست هايي كه افراد به خود مي گيرند منعكس كننده افكار بسيار پيچيده اي است و همين ژست ها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان مي دهند . اما زمانيكه از ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده  مي كنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا كار جلوه خواهيد كرد. 

به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هايي خود از ژست هايي استفاده مي كند كه هيچ ارتباطي با گفته هاي او ندارند. شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته باشد. درست مثل زماني كه صدا يك چيز باشد و تصوير يك چيز ديگر." دانا كاروي" نيز از اين موقعيت به نفع خود استفاده كرد و با تقليد از رفتار و گفته هاي بوش براي خود يك شغل پر در آمد درست كرد. او به طور زنده اين برنامه را اجرا كرد، البته شايد به اندازه جرج بوش مستمع نداشت كه بتواند به آنها حكم كند و دستور دهد اما... واقعا هيچ يك از ما نمي خواهيم كه بعد از اتمام يك جلسه مورد تمسخر هم قطارانمان قرار بگيريم. 


قاتل 7 # جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده 

گوياي چه مطلبي است: شما بي نزاكت و عصبي بوده و بر جزيئات مطلب احاطه كامل نداريد. 

حركات جايگزين: يك دوربين برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلم برداري كنيد، سپس سعي كنيد آنرا با يك ديد منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژست هايي پيدا مي كنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد؟ چندي پيش با نويسنده اي برخورد كردم كه كتابي در مورد پروژه هاي مديريتي نوشته بود. او در طي جلسه معرفي كتاب هيچ كاري به غير از به صدا در آوردن تك تك سكه هايي كه در جيبش بود نداشت و متاسفانه در آن روز نتوانست كتاب هاي زيادي را به فروش برساند و علاوه بر اين امتيازي از نظر مهارت هاي مديريتي نيز كسب نكرد. 

انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربه هاي پا، دست زدن به صورت، و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگاميكه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آنرا متوقف كنيد! 


از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد 

حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پر انرژي است به شما كمك مي كند حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پله هاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزين هاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي شنونده ها به طور حتم در پي شما خواهند آمد. منبع :http://www.mardoman.net/success/killers/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

تمرين 15 دقيقه اي براي رفع استرس


بين كتابهاي داستان و نقاشي بچگي دخترم، كتابي بود كه اسمش "آرامش 5 دقيقه اي" بود. اين كتاب درمورد يك فيل مادر بود كه يك فنجان چاي داغ براي خودش مي ريخت، يك حمام آب داغ مي گرفت اما هرچه تلاش مي كرد نمي توانست از تقاضاهاي پشت سر هم بچه هايش فرار كند كه هركدام به طريقي تنها نياز او را در دنيا كه 5 دقيقه آرامش بود، برهم مي زدند.

براي همه ما هم وضع به همين صورت است. در خانه، در راه و در محل كار، همه حسمان درگير چيزهاي مختلف است. اگر تقاضاهاي همسرمان، دوستان، فرزندمان، همكاران يا ساير نزديكان نباشد، سروصداي ناموزون راديو، تلويزيون، بيلبوردهاي تبليغاتي، ترافيك و ساخت و سازهاي درون شهري است. هميشه چيزي براي مزاحمت وجود دارد.

اين مزاحم ها هميشه و همه جا وجود دارند تاجاييكه حتي گاهي ديگر حضور آنها را متوجه نمي شويم. جسم و فكر ما طي فرايندي كه سازگاري حسي ناميده مي شود، با اين تجاوزها و مزاحمت ها خو گرفته است. درواقع، ما نسبت به اين دردها بي حس شده ايم. اما چه از آن آگاه باشيم و چه نباشيم، اين دردها كماكان وجود دارند و ما را اذيت مي كنند.

همين سال پيش اين جمله را بارها و بارها از دوستان و اطرافيانم شنيده ام: "واقعاً ديگر بريده ام. احساس مي كنم ديگر چيزي براي ارائه دادن به كسي ندارم."

حرف هاي نوميدي. اين حرفها نشاندهنده اين است كه اين مردها و زن ها، مثل ميليونها آدم ديگر، دربرابر اين آزارها و مزاحمت ها مغلوب شده اند. اين افراد، كه به اندازه كافي از اين مزاحمت ها، به خودشان تعطيلي و استراحت نداده اند، دربرابر تاثيرات بسيار زياد آن آسيب پذير شده اند. و چه دوست داشته باشيد و چه نداشته باشيد، حالا مجبورند كه كاري كه همه اين مدت نكرده بودند را انجام دهند: يعني باطريشان را از نو شارژ كنند.

رويكرد بهتر اين است كه منتظر نمانيد تا وضعيتتان به اين حد حاد شود. اما چطور؟ در يك دنياي كامل، همه مي توانند به يك مركز معنوي رفته و در آنجا مدتي تنها باشند (گرچه در يك دنياي كامل چنين نيازي وجود نخواهد داشت). درواقع، فقط زماني مي توانيد ناهنجاري اين سروصداها و مزاحمت ها را عميقاً درك كنيد كه براي مدتي در يك مكان ساكت و آرام زندگي كنيد.

اوقاتي را كه من خودم در سكوت مطلق مي گذراندم و تنها با خودم و افكارم و صداي طبيعت ارتباط داشتم، واقعاً جواني و سرزندگي را به من برمي گرداند. آن زمان بود كه مي توانستم به طور واقعي، لذت زندگي را تجربه كنم.

حتي موقع غذا خوردن در اتاقي كه بقيه هم تمرين سكوت مي كنند، من سعي مي كردم غذايم را آهسته تر بجوم و نسبت به طعم و ظاهر آن دقت و حساسيت بيشتري داشتم. هر فعاليتي—كتاب خواندن، پياده روي، حمام كردن—را با توجه و دقت بيشتري انجام مي دادم. منظورم از اين آگاهي از اين زمان خاص است كه مكان و زمان حضور من را كامل مي كند. واقعاً چه نعمتي است.

اما متاسفانه پنج روز سكوت در ماه براي ما خيلي واقعبينانه نيست. اما حتي يك روز پياده روي در سكوت كنار دريا يا در جنگل هم چندان قابل انجام نيست.

پس چه بايد كرد؟ تنها راه چاره اين است كه با مديتيشن اين آرامش و سكوت را براي خودتان ايجاد كنيد.

تحقيقات و مطالعات بسيار زيادي نشان داده است كه مديتيشن راهي بسيار عالي براي كاهش يا حتي از بين بردن عواقب جسمي استرس است. مديتيشن اگر به طور مداوم و منظم انجام شود، ضربان قلب و تنفس را پايين آورده و سيستم ايمني بدن را تقويت مي كند. اين تمرينات حتي مي تواند بيماري هايي مثل ديابت و ورم مفاصل، اضطراب و افسردگي، ميگرن و وسواس را نيز بهبود بخشد.

براي خيلي از افراد، كلمه مديتيشن تصاويري از راهبان بودايي را در نظر مجسم مي كند كه چهار زانو و بي حركت براي ساعت ها و ياحتي روزها روي زمين مي نشينند. اما مديتيشن حتماً نبايد اينقدر عجيب و غريب باشد تا تاثير بگذارد. من خودم شخصاً فوايد بسيار زيادي از 15 تا 20 دقيقه مديتيشن (تلاش براي متمركز كردن ذهن) در روز مي برم. گاهي اوقات چهار زانو  و گاهي اوقات دوزانو روي زمين مي نشينم، خيلي وقت ها هم عادي روي صندلي مي نشينم اما همه تلاشم اين است كه محلي را براي اينكار انتخاب كنم كه به ساكت ترين شكل ممكن باشد.

اول چشمهايم را مي بندم و چند نفس عميق مي كشم (سعي مي كنم اين تنفس از راه بيني باشد، چه دم و چه بازدم) و به اين ترتيب پروسه ريلكسيشن را كم كم شروع مي كنم. بعد سعي مي كنم تمركزم را روي تنفسم متمركز كنم—به داخل و خارج رفتن هوا و نقاطي از بدنم كه اين هوا با آنها برخورد مي كند. هر از گاهي تمركزم برهم مي خورد و فكري مشغولم مي كند. به محض اينكه متوجه اين مسئله شوم، به آرامي سعي مي كنم دوباره روي تنفسم متمركز شوم. حتي بعد از گذشت 15 دقيقه وقتي چشمانم را باز مي كنم، شديداً آرامتر شده ام و براي مواجهه با چالش هاي آن روز آماده هستم.

البته راه هاي مختلف ديگري هم براي مديتيشن وجود دارد. مثلاً خيلي از افراد سعي مي كنند توجهشان را روي نقطه ارتباط دست هايشان متمركز كنند، خيلي هاي ديگر به يك شيء ثابت خيره مي شوند. افراد ديگري هم برخي صداهاي خاص كه مانترا ناميده مي شود را تكرار مي كنند. وجه اشتراك همه اين روش ها همان تمركز است. وقتي به تمركز رسيديد، حتي براي چند لحظه، آنوقت اهميت آن را متوجه مي شويد.

تمركز مي تواند هميشه و همه جا با شما باشد. پس حتي اگر سروصداهاي اطراف هم وجود داشته باشد مي توانيد با تمركز خودتان را در جزيره اي زيبا و آرام تجسم كنيد و 5 دقيقه آرامش خودتان را بگذرانيد.


منبع :


http://www.mardoman.net/life/removestress/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

راه و روش غلبه بر اضطراب


قرار ملاقاتي در آينده نزديك داريد؟ يا يك جلسه كاري؟ شايد هم بايد پيش روي همه دانش آموزان كلاستان كنفرانس بدهيد؟

آرامشتان را از دست داده ايد. يكجا بند نمي شويد. با انگشتانتان بازي مي كنيد. كف دستانتان كمي عرق كرده است. اصلاً حس خوبي نداريد. احساس اضطراب مي كنيد. 

چه كار بايد بكنيد؟ 

براي جلوگيري از بروز اضطراب چه پيشگيري هايي مي توانيد انجام دهيد؟ براي كم تر كردن يا از بين بردن استرس و اضطرابي كه درست قبل از يك اتفاق در شما ايجاد مي شود چه بايد بكنيد؟ 

در اين مقاله نكاتي برايتان مطرح مي كنيم كه به شما براي اين منظور كمك ميكند. بعضي از اين نكات را ميتوانيد همين حالا به كار ببنديد و بعضي از آنها را هم ميتوانيد در برنامه طولاني مدت زندگيتان قرار دهيد. 

ممكن است بخواهيد از تركيبي از اين نكات استفاده كنيد. مثلاً اگر در حال حاضر احساس اضطراب بسيار شديدي داريد، نبايد همين اول كار به سراغ تجسم مثبت برويد. اگر مضطرب باشيد و ذهنتان در حال حاضر انباشته از تصورات منفي است، تجسم مثبت نمي تواند تاثير چنداني برايتان داشته باشد. 

درعوض، قبل از هر چير چند نفس عميق بكشيد تا آرام شويد و خودتان را در زمان حال ببينيد نه در تصوير منفي از يك آينده ممكن. بعد، وقتي تنفستان خوب شد، خيلي آرام و عميق پيش خودتان تجسم كنيد كه جلسه يا كنفرانسي كه در پيش داريد، چقدر خوب برگزار شده است. 

آماده باشيد 

كاملاً مشخص است. اگر كنفرانسي در پيش داريد، بايد قبل از اينكه قدم روي سكوي كنفرانس بگذاريد، يادداشت هايتان و چيزي كه قرار است در سخنراني درمورد آن صحبت كنيد را خوب و بادقت مطالعه كنيد اگر جلسه كاري مهمي در پيش داريد، كارتان را بررسي كنيد و ببينيد قرار است در آن جلسه در چه مواردي حبت شود. اگر قرار ملاقاتي در پيش داريد، مي توانيد درمورد چند موضوع بحث يا سوال جالب فكر كنيد تا جلوي سكوت ناخوشايندي كه گهگاه ايجاد مي شود را بگيريد. اگر مصاحبه كاري داريد، به اين فكر كنيد كه چه سوالاتي ممكن است از شما بپرسند و پاسخ هاي خوبي براي آن آماده كنيد. 

اگر اين كارها را به دقت انجام دهيد بخش زيادي از اضطراب شما از بين خواهد رفت. البته هميشه هم كار خوب و مفرحي نيست. اما آماده بودن قبل از هر اتفاق نه فقط براي از بين بردن اضطراب مفيد است، بلكه باعث مي شود كارتان را هم خوب انجام دهيد. 

از خودتان بپرسيد: بدترين چيزي كه ممكن است اتفاق بيفتد چيست؟ 

واقعاً بدترين اتفاقي كه ممكن است بيفتد چيست؟ در طولاني مدت چه تاثيري ممكن است بر شما بگذارد؟ در خيلي از موارد متوجه مي شويد كه پاسخ سوالتان اين است: واقعاً نه آنقدر. معمولا ً همه ما قبل از پيش آمدن چيزي عادت داريم آنرا بزرگ جلوه دهيم و عواقب ممكن آنرا در ذهنمان مجسم مي كنيم، انگار كه برايمان موضوع مرگ و زندگي است. اما به ندرت اينطور است. پرسيدن چند سوال ساده ديدگاهتان را سالمتر و اعصابتان را راحت تر خواهد كرد. 

30 نفس عميق بكشيد 

تنفس عميق راه بسيار عالي براي از بين بردن احساسات و تجسم هاي منفي  و بازگشت به زمان حال است. فقط كشيدن چند نفس عميق، تنفس مضطرب و كم عمقتان را به تنفسي بسيار آرام و قوي تبديل خواهد كرد. در زير نحوه انجام اينكار را برايتان توضيح مي دهيم: 

· در موقعيتي راحت بنشينيد و پاهايتان را از هم باز كنيد. 

· دست هايتان را روي شكم قرار دهيد. با استفاده از شكم، به آرامي از بيني نفس بكشيد. اگر اينكار را درست انجام داده باشيد، شكمتان بايد باد كند و آنرا با دستهايتان احساس خواهيد كرد. 

· آرام نفس را دوباره از بيني بيرون دهيد. اين كار را با كمي شدت انجام دهيد تا شكمتان به داخل فرو رود. 

· 30 مرتبه به اين شكل نفس بكشيد. نفسهايتان آرام و عميق باشد. 

· بعد از كشيدن 30 نفس عميق، و تمركز روي شمردن آنها، نه تنها بايد احساس راحتي و تمركز بيشتري بكنيد، بلكه بدنتان به اين شيوه نفس كشيدن عادت مي كند، بدون اينكه براي آن تمركز كنيد. 

تصويرسازي مثبت 

بيشتر زندگي ما به طور عادت صرف تجسم كارهاي اشتباهي مي شود كه ممكن است در آينده مرتكب شويم. البته اينكار استرس و اضطراب زيادي ايجاد مي كند. ممكن است باعث شود به همان نتيجه اي كه تصور مي كرديد يا از آن ترس داشتيد هم برسيد. اگر فكر كنيد كه شكست مي خوريد، موفقيتتان را خيلي خيلي سخت تر مي كنيد. 

تصويرسازي مثبت مطمئناً راهي مفيدتر و خوشايندتر براي وقت گذراندن است. ممكن است تصور كنيد كه اينگونه تصويرسازي و خيال خيلي غيرواقعي است اما خيالپردازي منفي هم به همان اندازه غيرواقعي است. در هر دو صورت شما چيزي را تجسم مي كنيد كه هنوز اتفاق نيفتاده و ممكن است در آينده اتفاق بيفتد. خيالپردازي منفي فقط به اين دليل برايتان واقعي تر است كه كاري است كه همه اطرافيانتان انجام مي دهند يا چند وقتي است كه خودتان به آن عادت كرده ايد. 

اينكه چطور فكر كنيد و خيالپردازي هايتان چه باشد بر رفتار و عملكرد و احساس شما نسبت به آن موقعيت آينده تاثير ميگذارد. و اين هم مي تواند تاثير شگرفي بر اتفاقاتي كه مي افتد بگذارد. 

در زير به چند دستور عملي براي زماني اشاره مي كنيم كه مثلاً يك جلسه كاري در پيش داريد: 

پيش خودتان تجسم كنيد كه همه چيز چقدر خوب پيش مي رود—آن را ببينيد و بشنويد—و همينطور ببينيد كه چه احساس خوبي در آن زمان داريد. 

خودتان را ببينيد كه لبخند مي زنوايد بسيار زيادي مي تواند برايتان داشته باشد. كتاب هاي زيادي در بازار موجود است كه به شما كمك مي كند درك عميقتري از زندگي پيدا كنيد و استرس و اضطرابتان را از بين ببريد.

منبع :

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1539


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارتهاي اجتماعي خود را بهبود بخشيد

تحقيقات نشان داده است كه يكي از بزرگترين ترس هاي افراد، همتراز با مرگ، صحبت كردن در جمع مي باشد. به اين معني است كه افراد حل مسئله هاي پيچيده را به صحبت كردن در جلوي غريبه ها ترجيح مي دهند. پس اگر شما هم از آن دسته افراد هستيد كه با محيط هاي اجتماعي، صحبت در جمع و برخورد با افراد جديد مشكل داريد، بدانيد كه هيچ مشكلي متوجه شما نيست. اكثر افراد، احساسي مشابه شما دارند، و تغيير برايشان حتي از مرگ هم بدتر است. 

فكر نكنيد كسي كه در مجامع عمومي به خوبي قادر به صحبت كردن است، زباني جادويي دارد. كتاب هاي زيادي براي راهنمايي شما براي ارتقاء مهارت هاي اجتماعيتان وجود دارد كه مي توانيد از آنها به عنوان منبعي براي كمك استفاده كنيد. اما موفق بودن در موقعيت هاي اجتماعي، هيچ ربطي به توانايي صحبت كردن ندارد. در اين مقاله ما مي خواهيم شما را با راهكارهايي آشنا كنيم، كه بدون آوردن حتي كلمه اي بر زبانتان، بتوانيد مهارت هاي اجتماعيتان را اصلاح كرده و بهبود بخشيد.



خود را خوش برخورد نشان دهيد 

اين نكته به دو عنصر مهم بستگي دارد: زبان بدن و حالت چهره. مردم قبل از اينكه شما كلمه اي بر زبان بياوريد، براساس اين دو عنصر، تصميم مي گيرند كه به شما نزديك شوند يا خير. اين نكات را بيشتر توضيح مي دهيم.


زبان بدن: زبان بدن بسيار كمك كننده است. دفعه بعدي كه در يك محيط اجتماعي قرار گرفتيد، با خود فكر كنيد كه زبان بدن شما چه مفهومي براي ديگران ميتواند داشته باشد. آيا به يك ديوار تكيه داده ايد؟ اگر اينكار را ميكنيد، منظورتان اين است كه "با من كاري نداشته باشيد، كاش اينجا نبودم." آيا دست به سينه نشسته ايد؟ اگر اينطور است، مي خواهيد بگوييد كه: "از من دوري كنيد، قصد ندارم حتي يك كلمه درمورد خودم به شما بگويم، و دوست ندارم هيچ فرد جديدي وارد زندگيم شود." 


طريقه ي نشستن و ايستادن شما در يك گردهمايي اجتماعي، پيامهاي بسياري را به اطرافيان منتقل مي كند. اگر مي خواهيد پيامي گرم و خوشايند به اطرافيان منتقل كنيد، بايد طريقه ي ايستادن و نشستنتان هم اين پيام را منتقل كند. يعني نبايد تنها و جدا از ديگران بايستيد، بايد كنار سايرين باشيد. لزومي ندارد كه خود را مركز توجه قرار دهيد، اما اگر خود را جزئي از بقيه بدانيد، مردم تمايل بيشتري براي صحبت و آشنايي با شما نشان خواهند داد. حتي اگر احساس ناراحتي كنيد، سعي كنيد كنار بقيه باشيد و تنها ننشينيد. 


حالات چهره: چهره ي شما آينه ي  احساساتتان است. براي اينكه بتوانيد نظر اطرافيان را به خود جلب كنيد، هيچ نيازي به تظاهر نيست. اما خاطرتان باشد كه صورتتان اولين چيزي است كه اطرافيان به آن نگاه مي اندازند. لبخندي دوستانه، تكان هاي سر، خنده اي قلبي و صميمانه و برقراري ارتباط چشمي نكاتي است كه به شما در جلب نظر ديگران كمك مي كند. طرف مقابل شما را شنونده ي خوبي قلمداد خواهد كرد و از صحبت و گفتگو با شما لذت خواهد برد، و اين مطلب را به ديگران نيز منتقل خواهد كرد. 


مهارت هاي محاوره اي خود را ارتقاء دهيد 

اكثر مردم تصور مي كنند كه خوش صحبت بودن فقط به اين بستگي دارد كه فرد بتواند راحت و آزادانه در مورد موضوعات مختلف نزد افراد مختلف صحبت كند. اما خاطرتان باشد كه گفتگو دو بخش دارد: گوينده و شنونده. لازم نيست براي خوش صحبت بودن بتوانيد زياد حرف بزنيد.


شنونده اي فعال باشيد: فعالانه گوش كردن يك مهارت است. بايد حين شنيدن صحبت هاي طرف مقابل، با تكان هاي سر، او را تاييد يا نفي كنيد و رابطه ي  چشمي با او را نيز پيوسته حفظ كنيد. البته اينها به تنهايي كافي نيست. براي اينكه به طرفتان نشان دهيد كه خوب گوش مي دهيد، بايد به او نشان دهيد كه معناي حرف او را ميفهميد و كاملاً منظور او را متوجه مي شويد. براي اينكار مي توانيد نكات مهم در صحبت هاي او را تكرار كنيد. اين كار نشان مي دهد كه شما فقط گوش نمي دهيد، بلكه منظور او را نيز فهميده و درك مي كنيد. 


به گوينده پاسخ دهيد: اگر كسي شما را وارد گفتگويي كرد، مطمئناً در مورد مبحثي است كه خود به آن علاقمند است. از او سوال كنيد. نه سوالهايي كه پاسخ آن فقط يك جواب بله يا خير باشد. سؤالاتي بپرسيد كه او را وادار به توضيح بيشتر كند. مثلاً بپرسيد "درمورد فلان چيز چه فكر مي كني؟" يا "نظرت راجع به فلان چيز چيست؟"با اينگونه سؤالات او را تشويق مي كنيد كه بيشتر صحبت كند، و اين مبحث حتي مباحث ديگري را نيز ايجاد خواهد كرد.


خودتان نيز به او پاسخ دهيد. مردم دوست دارند نظر طرف مقابلشان را هم درمورد موضوعي كه خود به آن علاقمندند بدانند. پس وقتي اطمينان يافتيد كه نظرات طرف مقابلتان را به خوبي متوجه شده ايد، خودتان نيز نظراتتان را ابراز كنيد. اينكار باعث خواهد شد كه او مطمئن شود شما نيز به موضوع بحث علاقه منديد. 


هنجارهاي اجتماعي را تشخيص داده و خود را با آنها وفق دهيد 

به ياد داشته باشيد: يك مكان عمومي، يك اجتماع كوچك است، هنجارها، ارزش ها و استانداردهاي خاص خود را دارد. مطمئناً استانداردهاي يك كلوب شبانه با يك كتابخانه متفاوت است. سعي كنيد اين هنجارها و استانداردها را بشناسيد و راه سازگاري با آن را پيدا كنيد. اگر ميخواهيد در محيط هاي اجتماعي موفق باشيد، بايد شنوندگان خود را درك كنيد. 


مناسب موقعيت لباس بپوشيد: اگر با شلوار جين و تي شرت به مهماني برويد، مطمئناً مناسب نخواهد بود و در همان ابتداي كار نظر همه از شما برخواهد گشت. بايد بتوانيد موقعيت را درك كرده و مناسب با آن لباس بپوشيد. مي توانيد براي اينكه از مناسب بودن نوع لباس خود مطمئن شويد، از ديگران هم سوال كنيد. 


زبان مخصوص هر موقعيت را بدانيد: بايد بدانيد كه در موقعيت ها و مكان هاي مختلف بايد چگونه و درمورد چه موضوعاتي صحبت كنيد. اكثر مردم تصور مي كنند پرهيز از صحبت درمورد سياست و مذهب مطمئن تر است و بنابر شنونده ي خود بايد بتوانيد از مباحث ممنوعه ي ديگري نيز پرهيز كنيد. مثلاًَ در يك مجلس عروسي، صحبت درمورد طلاق و مجرد بودن، بحث جالب و مناسبي نيست. همانطور كه فرهنگ هاي مختلف، زبان هاي مختلف دارند، موقعيت هاي مختلف نيز نياز به زباني ويژه و مخصوص دارد. بايد بتوانيد زبان مخصوص هر موقعيت را شناخته و قبل از اينكه كلامي را بر زبان آوريد، خوب درمورد آن فكر كنيد. حتي اگر شما هم منظور بدي نداشته باشيد، اطرافيان ممكن است از بعضي حرفهايتان رنجيده خاطر شوند. پس بايد حسابي مراقب آنچه بر زبانتان مي آيد باشيد.



اجتماعي باشيد! 

اكثر نكاتي كه در بالا اشاره شد را ميتوانيد در موقعيت هاي مختلف تمرين كنيد. ميتوانيد در هر گفتگويي شنونده اي فعال باشيد. رفتار، زبان بدن و حالت چهره ي خود را نيز بايد برحسب موقعيت تغيير دهيد. مي توانيد اينكار را در جمع خانواده يا در محل كار تمرين كنيد. 

هدف اصلي اين است كه شما بتوانيد در موقعيت ها و محيط هاي اجتماعي احساس راحتي و اطمينان كنيد. براي به دست آوردن آن اعتماد به نفس، بايد تمرين كنيد. بايد براي بهبودي و اصلاح مهارت هاي كلامي و غيركلامي خود تلاش كنيد. و اين نياز به تمرين دارد. وقتي براي اينكار آماده شديد، در همه ي محيط هاي اجتماعي احساس راحتي خواهيد كرد. و ديگر مي دانيد در چه موقعيتي چه حرفي بايد بزنيد و چه كاري بايد انجام دهيد.

منبع :

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1261


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

نحوه تنفس صحيح


درست نفس كشيدن يك هـنر مي بـاشـد كـه قـابـل
يادگيري نيز است. ما همواره در حــين تنفس تنها از
بخشي از ظرفيت تنفسي خود بهره ميگيريم. در زير
چند تمرين ساده وجود دارد كه به شما كمك ميكنـد
درست نفس بكشيد. تنفس ناقص را ميتوانيد در زير
مشاهده كنيد:

1- تنفس ترقوه اي: كم عـمـق ترين و بدترين نــوع
تنفس ميباشد. درحين تنفس شانه ها و استــخوان
تـرقـوه بـالا آمـده در حـالي كـه در هـنـگام عـمــل دم
منقبض مي گردد. بـيشترين ميزان انرژي در اين نوع
تنفس مصرف شده امـا كـمتـريـن مـيـزان اكسيژن به
ريه ها ميرسد.

2- تنفس با قفسه سينه: اين نوع تنفس بوسيله عـضلات دنـده ها صورت مي گـيـرد توسط منبسط كردن قفسه سينه. اين تنفس نيز ناقص ميباشد.

3- تنفس عميق شكمي: بهترين و عميق ترين و آهسته ترين تنفس مي باشد. هوا به بخش اعظم ششها ميرسد و ديافراگم نيز بدرستي بكار گرفته ميشـود.

بـراي دسـت يابي به بهترين روش تنفس مراحل زير را پيروي كنيد. در ابـتدا ممكن است آنها براي شما دشوار بنظر برسند اما با اندكي ممارست قطعا متوجـه تفاوت در عملكرد خود خواهيد شد. روي يـك ســطح هموار به پشت دراز بكشيد و يك بالش زير سر خود قرار دهيد:

1- فعاليت بخش تحتاني شش را افزايش دهيد(ناحيه شكم): 

يك دست خود را روي شكم خود قرار دهيد. 
عضلات شكم خود را منقبض كنيد تا سفت شوند. 
مجددا آن عضلات را شل كنيد تا تفاوت ميـان انـقـبـاض و شـل بـودن عـضـلات آن ناحيه را احساس كنيد. 
اين تمرين را 5 مرتبه تكرار كنيد تا آگاهي شما از ناحيه شكم افزايش يابد. 
چند لحظه استراحت كنيد و سپس نفس بكشيد. مـهـم نيـسـت سـريـع نـفــس بكشيد و يا آهسته. 
يك دست خود را روي شكم قرار دهيد بـطـريقـي نـفـس خود را بدرون بكشيد تا دست واقع روي شكمتان بسمت بالا حركت كند. 
از طريق دهانتان عمل بازدم را انجام دهيد با صداي كشيده هااااا. توجه كنيد كه چگونه شكم شما از هوا خالي شده و دستتان به پايين باز مي گردد. اين عمـل را 10 مرتبه تكرار كنيد.
2- فعاليت بخش فوقاني شش را افزايش دهيد (ناحيه قفسه سينه): 

روي زمين دراز كشيده و دستهاي خود را از يكديگر باز كنيد (مـانـنـد يـك صــليب گرديد) طوري كـه دستـانـتـان خـط افـقـي و بدنـتان خط عمودي صليب را تشكيل دهند. اكنون متوجه خواهيد شد از هم گشـودن دستهايـتـان فـضاي بيشتري در اختيار قفسه سينه شما قرار ميدهد. 
اكنون دستان خود را محكم روي قفسه سينه قرار دهيد بطور دســت به سينه و گويي خود را در آغوش گرفته ايد. 5 مرتبه اين عمل را انجام دهيد. 
اين تمرين را تكرار كنيد اما اين بار نفس خود را بدرون بكشيد در حاليـكه دستان خود را كاملا بسمت خارج از هم گشوده ايد و نفس خود را خـارج كنـيد در حالي كه دستان خود را روي قفسه سينه بطور دست به سينه قرار داده ايد. 10 مرتبه اين عمل را تكرار كنيد.
3- فعاليت فوقاني و تحتاني را هماهنگ كنيد: 

از طريق ناحيه شكم نفس بكشيد و اجازه دهيد هوا حفره قفسه سينه را نيز پر كند. اين عمل را تا آنجا كه ممكن است با ملايمت انجام دهيد. 
اين عمل را تكرار كنيد تا انجامش براي شما سهل گردد. 
اكنون دم و بازدم خود را هماهنگ كنيد.عمل دم را بدرستي انجام داده و سپس اجازه دهيد هوا پيش از آنكه از ناحيه شكم خالي گردد نخست از بخـش فوقاني ششها خارج گردد. 
آنقدر اين تمرين را تكرار كنيد تا بسهولت قادر به انجامش گرديد. 
تنفس صحيح براي شما بسيار حائز اهميت ميباشد چون با بكارگيري از ظرفيت ششها اكسيژن بيشتري به بدنتان خواهد رسيد و همچنين در هنگام مواجه با عـوامل استرس زا بهتر مي توانيد واكنش نشان دهيد. 

نتايج تنفس صحيح عبارتند از:

1- افزايش تمركز
2- حداكثر تبادل اكسيژن
3- آرامش ذهن در پي آرامش جسم

منبع :

http://www.mardoman.net/health/breath/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

7 راه علاقمند كردن شنوندگان


همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1- شنوندگان را هم درگير كنيدشنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد--مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2- سرزنده و با روح باشيدبهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.

3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيدروي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.

4- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيدهيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

5- لباس مناسب بپوشيدروزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي كردم كه مي گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.

6- حرف هاي تازه بزنيداز تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.

7- تمرين داشته باشيدچندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.

موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ
با اجراي اين نكات مطمئناً موفق خواهيد شد كه توجه حضار و شنوندگان را كاملاً به خود معطوف كرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهي

منبع :

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=620


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتگو: ابزار ارتباطي زوج ها


مقدمه؛

هنر گفتگو ابزاري است كه در تمرينات درماني ام براي زوج ها خلق كرده ام. اين يك ابزار ساخت يافته است كه در آن يك نفر (شخص الف) بايد 20 دقيقه درمورد موضوعي كه دوست دارد صحبت كند درحاليكه همسرش (شخص ب) سوالات خاصي از او مي پرسد كه بايد به شخص الف كمك كند جوانبي از قضيه را ببيند كه تا به حال به آن دقت نكرده بود. وقتي 20 دقيقه تمام شد و زوج فرصت اين را يافتند كه درمورد تجاربشان با هم صحبت كنند، نقش ها عوض مي شود و دوباره شروع مي كنند.

هنر گفتگو تازماني عمل ميكند كه دو نفر به قدر كافي آرام باشند كه بتوانند درست فكر كنند. اگر يكي از شما عصباني، ناراحت، يا آزرده خاطر باشيد، اين تكنيك فايده اي نخواهد داشت. در آن زمانها بايد از تكنيك هاي ديگر استفاده كنيد. ابزاري كه در اين مقاله به شما معرفي مي كنيم براي زماني خوب است كه هر دوي شما آرام شده باشيد و آمادگي صحبت كردن رو در رو را داشته باشيد.

تمرين: تمريني كه به شما مي دهيم اين است كه به مدت يك ساعت اين تكنيك را تمرين كنيد، حداقل يكبار بين جلسات. حتماً نقش ها را عوض كنيد تا هر دوي شما فرصت صحبت كردن را داشته باشد.

اين تكنيك درمورد چيست؟

- ياد گرفتن نحوه صحبت كردن با همديگر، طوريكه هر دوي شما احساس كنيد به شما توجه مي شود و به يك سطح عميقتر از درك برسيد.

- ياد گرفتن نحوه سوال كردن، طوريكه به يك جاي جديد برسيد.

- تجربه كردن فوايد گوش كردن به حرف هاي همديگر و حرف زدن بدون ترس يا عصبانيت.

اين تكنيك چطور عمل مي كند؟

 1. نقش انتخاب كنيد. شخص الف موضوعي را كه برايش اهميت دارد مطرح مي كند و شخص ب سوالاتي درمورد آن از او مي پرسد.

2. موضوعي را انتخاب كنيد. اولين باري كه اين تمرين را انجام مي دهيد، موضوعي را انتخاب كنيد كه شخصاً برايتان اهميت داشته باشد—چيزي كه فكرتان را مشغول كرده است—اما نه موضوعي كه بين هر دو شما از حساسيت برخوردار باشد.

مثال: من دوست دارم درمورد مشكل پرخوري صحبت كنم. هر روز مي گويم كه اقدامي در اين مورد مي كنم اما واقعاً هيچ كاري صورت نمي دهم.

موضوعات دشوارتر را براي تمرين هاي دوم و سوم بگذاريد كه هر دوي شما به خوبي با نحوه تمرين آن آشنا شده باشيد.

3. گفتگو كنيد. گفتگوي شما بايد متفاوت با هميشه و براساس اصولي باشد كه در زير به آنها اشاره مي كنيم. نمونه هايي از سوالاتي كه شخص ب مي تواند از شخص الف بپرسد را در انتهاي مقاله آورده ايم.

4. اطلاعات كسب كنيد. وقتي حرفهاي شخص الف تمام شد، يا آن 20 دقيقه تعيين شده به اتمام رسيد، دور اول تمام مي شود و آنوقت بايد درمورد چند و چون پروسه با هم صحبت كنيد.

الف) هر كدام از نقش ها چه حسي داشتند و چه سختي ها و آساني هايي داشتند؟

ب) از كدام حرف همسرتان خوشتان آمد و از كدام حرفش بدنتان آمد؟

ج) درمورد 1)خودتان، 2)همسرتان، چه چيزي ياد گرفتيد؟

5. يادتان باشد: هر دوي شما داريد كار جديدي انجام مي دهيد به همين خاطر براي هر دوي شما لازم است كه درمورد روند كار باهم حرف بزنيد.

6. نقش ها را عوض كنيد و تمرين را دوباره از نو شروع كنيد.

7. هر چه كه ياد گرفتيد را يادداشت كنيد. هر بار كه اين تمرين را انجام مي دهيد، هر چيزي كه ياد مي گيريد را يادداشت كنيد. شايد اين تمرين در ظاهر مثل يك گفتگوي عادي به نظر برسد اما آنچه باعث تفاوت اين گفتگو با مكالمات عادي مي شود نقش هاي شما دو نفر است.

قوانين شخص الف

به سوالات صادقانه و با آزادي تمام پاسخ دهيد.

آرام باشيد، حتي اگر بعضي از سوالات همسرتان ساختگي، تحريك كننده يا بي ربط باشد. يك راه آن اين است كه به هر سوال مثل يك كليد گنج نگاه كنيد. وقتي با اين رويكرد به سوالات نگاه مي كنيد—به جاي اينكه بپرسيد "واسه چي ميخواي بدوني؟"—حالت دفاعي از بين مي رود و جستجوي شما براي پاسخ به يك مرحله جديد مي رسد.

محدوده تعيين كنيد. اگر همسرتان از نقش خود فراتر مي رود و شروع به نصيحت كردن و توصيه كردن و قضاوت كردن مي كند، وظيفه شما اين است كه با گفتن چيزي مثل "اين حرفت شكل قضاوت داشت. مي توني يه جور ديگه ازم بپرسي؟" يا "ميتونيم به آن سوال درمورد...برگرديم؟ فكر ميكنم داشتم به يه جايي مي رسيدم." اين مسئله در مورد سوالاتي كه آمادگي پاسخ دادن به آنها را نداريد هم صدق مي كند.

فيدبك مثبت بدهيد. خيلي خوب است كه وقتي از چيزي خوشتان مي آيد به همديگر بگوييد آنوقت طرفتان تمايل بيشتري به انجام آن كارها پيدا مي كند.

اگر نياز به استراحت داشتيد حتماً بگوييد. اگر فكر مي كنيد كه خسته شده ايد يا ديگر حال و حوصله ادامه دادن نداريد، خجالت نكشيد و حتماً با همسرتان درميان بگذاريد. اگر به خاطر آرام شدن اين استراحت را درخواست كرده ايد ديگر وظيفه خودتان است كه در آن مدت خودتان را آرام كنيد. براي اين منظور مي توانيد كمي پياده روي كنيد، مجله بخوانيد، يا به موسيقي گوش دهيد. باز هم وظيفه خودتان است كه تمرين را دوباره استارت بزنيد.

قوانين شخص ب

بدون اينكه قصد بازخواست كردن داشته باشيد از همسرتان سوال كنيد. از پرسيدن سوالهايي كه جواب آن در خودش است خودداري كنيد. اينگونه سوالها فقط مكالمه را خراب مي كنند. سوالهاي شما بايد طوري باشد كه ميل به دانستن در آنها موج بزند. اين باعث مي شود همسرتان با ميل بيشتري به سوالات پاسخ دهد.

به پاسخ هاي همسرتان به خوبي گوش دهيد. اين باعث مي شود سوالهايي كه مي پرسيد زيركانه تر، جالب تر و آگاهانه تر شود—سوالاتي كه نشان مي دهد به خوبي با روحيات همسرتان آشنا هستيد.

مثال: من گيج شده ام. مي گويي زمان بيشتري براي نقاشي كردن ميخواهيد اما به نظر مي رسد كه هروقت من اين پيشنهاد را مي دهم تو هميشه دليلي براي انجام ندادن آن داري. نمي دانم فكر ميكني خودت با اين مسئله مشكل داري يااينكه فكر مي كني من ممكن است با آن مشكل داشته باشم؟

مسئله اينجا اين نيست كه حق با شما باشد. مسئله اين است كه موضوعي را مطرح كرده باشيد كه نشان دهد توجه ميكنيد.

آينه همسرتان باشيد. درمورد چيزهايي كه به نظرتان رسيده و متوجه شده ايد، نظر بدهيد. حرف هاي همسرتان را به زباني ديگر بازگو كنيد. مسئله مهم اين است كه مسير سوالات شما را نياز همسرتان بايد مشخص كند نه ميل خودتان.

تصحيح كردن هاي همسرتان را موقرانه قبول كنيد. اگر همسرتان تصحيحتان مي كند يا مسير فكرتان را تغيير مي دهد بگوييد، "از صحبتهاي خوبت ممنون." شايد قبول كردن اين تصحيح كردن ها  سخت باشد اما اگر مي خواهيد همسر بهتري باشيد، بايد ياد بگيريد كه چطور آنها را بپذيريد.

قوانيني براي هر دو طرف

خود را براي يادگيري آماده كنيد. مهم نيست كه نقشتان در گفتگو چه باشد، هر دو شما بايد با ميل و رغبت اين تمرين را شروع كنيد: اشتباه كنيد، چيزي جديد ياد بگيريد، فيدبك بدهيد و بگيريد، و مسئوليت حرفها و اعمال خودتان را هم بپذيريد.

حق داشتن يا حق نداشتن را فراموش كنيد. اگر مي خواهيد اين تكنيك عمل كند هر دوي شما بايد فقط به اصلاح رابطه تان فكر كنيد. يك نفر مي گفت: اگر مي خواهي هميشه حق با تو باشد، بهتر است تنها زندگي كني.

بهترين را در نظر بگيريد. اكثر افراد اصالتاً خوب هستند. پس وقتي آدم هاي خوب اعمال بدي انجام مي دهند، معمولاً به اين معني است كه اتفاق بدي درونشان مي افتد. اينكه بهترين را در نظر بگيريد به اين معني نيست كه اجازه بدهيد طرفتان از شما سوء استفاده كند. معني آن اين است كه سعي كنيد بفهميد چه مسئله اي مي تواند باعث شود كه همسرتان كه دوستش داريد به اين طريق بد رفتار كند. اول بايد درك كنيد بعداً توقع داشته باشيد كه دركتان كنند.

به احساساتتان خوب توجه كنيد. اگر درمورد احساستان مطمئن نيستيد، دنبال راهنماهايي در بدنتان باشيد. وقتي يك نظر را سوال احساسات قوي  مثبت يا منفي در شما ايجاد مي كند بايد متوجه شويد. فشار، خنده هاي عصبي، ميل به فرار، قرمز شدن، همه اينها حرفي به شما مي زند. يك لبخند، خوشحالي، هيجان، اشك، آه كشيدن، همه اينها با شما حرف مي زنند. به محض اينكه احساس قوي در خودتان مشاهده كرديد بايد به همسرتان بگوييد كه، "يك كم صبر كن. من يه حسي دارم." اين نشاندهنده اين است كه كمي آرامتر پيش برويد. يعني چيزي دارد تغيير مي كند. به خودتان اجازه كنجكاوي بدهيد و اين حس هاي تازه شما را به يك جاي جديد مي رساند.

وقتي شك داريد، بيشتر محبت كنيد. هر جا كه مي بينيد گفتگو در حال فروپاشي است، كمي استراحت دهيد و از خودتان بپرسيد، "پشت اين عصبانيت ها، خستگي ها، حالت هاي دفاعي يا تقصيرها، چه آسيب پذيري پنهان شده است؟" بعد به همسرتان بگوييد، "به نظرم داره سخت ميشه. الان چيكار مي تونم بكنم كه از اين وضعيت بيرون بياد؟"

گاهي اوقات يك مكالمه به اين دليل برهم مي خورد كه شخص الف دوست دارد بداند شخص ب به چه فكر مي كند يا شخص ب تازمانيكه فرصت بيان افكارش را پيدا نكند نمي تواند به گفتگو ادامه دهد. اگر شخص الف با تصميم موافق باشد، تغيير آن اشكالي ندارد.

تمرين كنيد!

وقتي در انجام اين تمرين با موضوعات خنثي موفق شديد، موضوعات سخت تري را امتحان كنيد. هرچه بيشتر تمرين كنيد، مهارتتان در آن بيشتر مي شود. خيلي زود ياد مي گيريد كه اشتباهتان را بپذريد و پي به فوايد اين تكنيك مي بريد و رابطه تان بسيار بهتر از قبل خواهد شد.

نمونه سوالات و نكات براي شخص ب

اينها چيزهايي است كه ميتوانيد از شخص الف سوال كنيد. از آنها براي شروع استفاده كنيد. اين سوالها به شما كمك مي كند عميق تر وارد جريان شويد يا اگر همه چيز در حال فروپاشي بود آن را درست كنيد. به غير از دو سوال اول، بقيه سوالات را ميتوانيد بدون ترتيب خاصي استفاده كنيد. حتي برخي از آنها را ميتوانيد چندين بار در يك جلسه بپرسيد. خودتتان هم مي توانيد سوالاتي به آن اضافه كنيد.

- قبل از اينكه شروع كنيم، اجازه بده مطمئن شوم كه فهميده ام. مي خواهي درمورد ..... صحبت كني. درست است؟

- چيز مهمي را فراموش نكرده ام؟

- براي اينكه راحت تر درمورد اين موضوع با من حرف بزني چه كار مي توانم بكنم؟ (مثلاً عجله نكنم، حرفت را قطع نكنم، سعي نكنم تصحيحت كنم و ...)

- دوست داري چطور باشم؟ (دركت كنم؟ كمكت كنم؟ موافقت كنم؟...)

- دوست داري منم احساس خودت را به اين مسئله داشته باشم يا همين كه دركت كنم برايت كافي است؟

- ---- (ناراحت، عصباني، آشفته ،...) به نظر مي رسي، چه احساسي داري؟

- مي داني چرا اين موضوع به ذهنت رسيده است؟ اتفاقي افتاده يا قرار است بيفتد؟

- آيا به ---- مربوط است؟

- آيا رفتار من باعث شده ناراحت شوي؟

- اگر من ------،  كمكي مي كند؟

- اگر يك كودك چهار ساله بودي، چطور اين احساسيت را ابراز مي كردي؟

- من اينطوري ------ اين موقعيت را با استعاره توصيف ميكنم. به نظرت درست است؟ يا تو استعاره بهتري براي آن داري؟ (احساس تو مثل قطاري مي ماند كه خيلي سريع حركت مي كند و تو از بيرون پريدن از آن وحشت داري."

- كدام رفتارم را دوست داري تغيير دهم؟

- يادم مي آيد وقتي را كه ------  آيا آن موقع هم احساسي مشابه الان داشتي؟

- اگر فلان كار را مي كردم الان وضعيت فرق مي كرد؟

- اگر فلان كار را كي گردم الان چه احساسي درمورد رابطه مان داشتي؟

- مطمئن نيستم درست فهميده باشم. مي توني بيشتر درموردش توضيح بدهي؟

- چيز ديگري هم مانده است؟ چيزهاي ديگري كه به اين موضوع مرتبط باشند كه براي تو سخت بوده باشد؟

- آيا ترسي پشت اين عصبانيت تو درمورد اين موضوع نيست؟ (ترس هاي متداول: مردن، طرد شدن، از دست دادن كنترل، شكست خوردن، ورشكسته شدن، و ....)

- بدترين يا سخت ترين قسمت اين مسئله براي تو كجاي آن است؟

- تا حالا كاري را كه قبلاً برايت مفيد واقع شده بوده را امتحان كرده اي؟

- چه كارهايي را امتحان كرده اي كه بي نتيجه مانده است؟

- اگر كاري باشد كه الان بتوانم براي كمك به تو انجام دهم، آن چه كاري است؟

نكته ي مهم اين است كه از انجام تمريناتي كه نياز به دقايقي براي استراحت داشته باشد خودداري كنيد. بايد اين 15 دقيقه را به طور كامل در فعاليت جسمي باشيد. اينكار فكرتان را به خود مشغول كرده و باعث مي شود ديگر به اين فكر نكنيد كه چه چيز اذيتتان مي كند.

وقتي اين 15 دقيقه ي فعاليت را با تنفس هاي عميق به اتمام رسانديد، اندورفين ها در بدنتان آزاد شده و احساس فوق العاده اي به شما خواهد داد و ديگر نيازي نيست تا ساعتي را در باشگاه بگذرايد تا به اين مرحله برسيد.

با اين روش تمايل و علاقه تان به باشگاه رفتن هم بيشتر مي شود چون دوست داريد اين حال را بيشتر و بيشتر تجربه كنيد.

نكته همين جاست. اگر 15 دقيقه در روز را به انجام تمرينات ساده به همراه تنفس عميق اختصاص دهيد، بسيار بيشتر از اينكه هفته اي دو جلسه ي 45 دقيقه ي را در باشگاه بگذرانيد، نتيجه خواهيد گرفت.

بايد باشگاه خودتان باشيد. فقط كافي است چند فعاليت خوب براي تنفس عميق ياد بگيريد. در اينصورت ديگر هر مقدار زمان كه خواستيد، چه 15 دقيقه و چه به اندازه ي يك جلسه ي كامل باشگاه ميتوانيد اين تمرينات را انجام دهيد. در حقيقت شما از تنفس عميق براي آزاد شدن اندورفين در بدن استفاده مي كنيد و اينكار به نوبه ي خود تمايل و انگيزه ي بيشتر براي ادامه ي راه را در شما ايجاد مي كند.

با شروع اين كار، نيمي از راه را پيموده ايد. اگر اين فعاليت ها را صبح بعد از برخاستن از خواب انجام دهيد، تا آخر روز پرانرژي و شاداب خواهيد بود.

در اين قسمت نمونه هايي از تمرينات مناسب تنفس عميق را ذكر كرده ايم كه به چيزي جز توانايي نفس كشيدن و انجام فعاليت هاي ساده ي جسمي نياز ندارد.

1- صاف بايستيد، طوريكه دست ها در كنار بدن باشد. هوا را از ريه ها خارج كنيد. دست ها را بالا ببريد، و كف دست ها را در بالاي سر به هم بچسبانيد  و نفس را عميقاً  به داخل ريه ها بكشيد. بعد به آرامي دست ها را دوباره به اطراف بدن برگردانده  و همه هوا را از ريه ها خارج كنيد. اين تمرين را 10 مرتبه انجام دهيد.

2- بايستيد، دست ها را در جلو قرار داده و خود را روي پنجه ي پا بلند كنيد. حين انجام اين كار نفس را در ريه فرو بريد. در عمل بعدي دست ها را به عقب و پشت بدن برگردانده، پاشنه ها را به زمين گذاشته و نفس را خارج كنيد. اين تمرين را در بيست يا سي تكرار انجام دهيد.

3- عادي بايستيد، هوا را عميقاً به داخل ريه ها برده و همينطور كه ايستاده ايد بدنتان را به عقب بكشانيد (تا جايي كه در توان داريد) و پل بسازيد. بعد دوباره به جلو برگشته و همه ي هوا را بيرون دهيد. اين تمرين را هم ده مرتبه تكرار كنيد.

در انجام اين تمرينات، اول روي نحوه ي تنفس خود و دوم روي حركات بدنتان تمركز كنيد. مي توانيد اين تمرينات را صبح ها يا هر زمان ديگري كه فكر مي كنيد نياز به تقويت روحيه داريد انجام دهيد.


منبع :

http://www.mardoman.net/health/healthybreath/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

تمرين جمله‌ سازي و ذهن ناخودآگاه


تمرينات جمله سازي

تمرينات جمله‌سازي راهي براي وارد شدن به ذهن ناخودآگاه و كمك خواستن از آن براي حل مشكلات و پاسخ به سوالاتتان است.

اين تمرين فقط چند دقيقه طول مي‌كشد و براي خيلي افراد مفيد واقع شده است.

اگر تابحال درمورد تمرين جمله‌سازي چيزي نشنيده‌ايد و دوست داريد آن را امتحان كنيد، اين مقاله به دردتان خواهد خورد.

تمرينات مربوط به كامل كردن جملات ابزاري ساده و درعين‌حال قوي براي شناخت مشكلات و روشن كردن يك وضعيت است. همچنين مي‌توان از اين تمرينات بعنوان راهي براي بالا بردن هوشياري و دركتان نسبت به يك موضوع استفاده كنيد و درعين‌ حال افكار درون ذهن ناخودآگاهتان را نيز ارزيابي كنيد.

چطور تمرينات جمله‌سازي را انجام دهيد

تمرينات جمله‌سازي بسيار ساده بوده و فقط چند دقيقه در روز وقتتان را مي‌گيرد. اين تمرينات را مي‌توايند بصورت دستي بنويسيد يا تايپ كنيد.

تمرينات جمله‌سازي

تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه يك ريشه جمله را 10-6 مرتبه كامل كنيد. در انتهاي مقاله چند نمونه برايتان ذكر مي‌كنيم.

اما اينكار دو قانون دارد:

قانون 1- بايد اين تمرينات را با سرعت هرچه تمام‌تر انجام دهيد و اولين چيزي كه به ذهنتان مي‌رسد را يادداشت كنيد، بدون آنكه نگران ديكته لغات يا معني دادن جمله باشيد. اينكار باعث مي‌شود از ذهن آگاهتان عبور كرده و به ذهن ناخودآگاهتان دسترسي پيدا كنيد.

قانون 2- نمي‌توانيد از يك تمام كننده جمله دوبار استفاده كنيد.

مثال جمله‌سازي

اول از هرچيز با يك ريشه جمله شروع مي‌كنيم، مثلا:

زندگي آگاهانه يعني ...

اين ريشه جمله مي‌تواند هر چيزي باشد كه دوست داريد اما به اين دليل از اين نمونه استفاده كرديم كه دركتان را از زندگي آگاهانه بالا ببريم.

ريشه جمله‌اي كه استفاده مي‌كنيد بايد چيزي باشد كه دوست داريد علم و هوشياريتان را درمورد آن بالا ببريد. پاسخ‌ها از ذهن ناخودآگاهتان بيرون مي‌آيد و به ذهن خودآگاهتان خواهد گفت كه تا چه ميزان آن موضوع خاص را درك مي‌كنيد.

چند پاسخ به اين نمونه جمله سازي:

... در حال زندگي كردن.

... به ياد آوردن كارهايي كه امروز بايد انجام دهم.

... فكر كردن به عواقب اعمالم.

... فكر كردن به انتخاب‌ها و تصميمات قبل از انجام آنها.

... دريافتن اينكه تا چه ميزان تحت‌تاثير حرفهايي كه مي‌زنم و كارهايي كه مي‌كنم هستم.

... دريافتن اينكه چقدر ديگران تحت‌تاثير كارهاي من هستند.

بهتر است كه اين تمرين را صبح‌ها و درصورت‌امكان هر روز به مدت يك هفته انجام دهيد.

همچنين حتماً نوشته‌هايتان را نگه داريد تا درصورت‌نياز به آنها دسترسي داشته باشيد.

 

ذهن ناخودآگاهتان چه مي‌گويد؟

در آخر هفته به آنچه نوشته‌ايد نگاهي بيندازيد. مطمئناً خيلي چيزها تكراري خواهد بود اما جمله‌هاي جديد هم خواهيد ديد.

با انجام تمرين جمله‌سازي كاري كه مي‌كنيد اين است كه ذهن ناخودآگاهتان را محبور مي‌كنيد روي اطلاعاتي كه به آن داده‌ايد (ريشه جمله) كار كند و راه جديد براي درك آن پيدا كند.

فوايد تمرين جمله‌سازي

هرچه ذهن ناخودآگاهتان درك بهتري از يك چيز داشته باشد، بهتر مي‌تواند آن را به اعمال و رفتارهاي خودآگاهتان برگرداند.

بنابراين، با انجام اين تمرين، اطلاعات را از ذهن ناخودآگاهتان به يك كاغذ يا كامپيوترتان منتقل مي‌كنيد.

وقتي آخر هفته به آنچه كه نوشته‌ايد نگاه مي‌كنيد، آن اطلاعات را به ذهن خودآگاهتان منتقل مي‌كنيد.

براي موثر واقع شدن اين تمرين، بايد يك حلقه بازخوردي ايجاد كنيد.

حلقه بازخوردي ذهن ناخودآگاه

بعد از مرور جملاتتان، بايد با استفاده از پايه جمله زير يك تمرين ديگر انجام دهيد.

اگر هرچيزي كه اين هفته نوشتم درست باشد، پس مي‌تواند مفيد باشد اگر...

يا

چيزهايي كه اين هفته نوشتم را مي‌توانم در زندگيم استفاده كنم تا...

حالا اين تمرين را هم با 10-6 جمله  و با سرعت هرچه تمام‌تر انجام دهيد.

پاسخ‌هايي كه دريافت مي‌كنيد بعنوان راه‌حل يا پاسخ‌هايي براي اينكه ببينيد چطور آن جمله را در زندگي استفاده كنيد، از ذهن ناخودآگاهتان سرچشمه مي‌گيرد.

در اين صورت، پاسخ‌ها به شما مي‌گويد كه چطور مي توانيد آگاهانه‌تر زندگي كنيد.

اجازه بدهيد با اين تمرين ببينيم كه چه كرده ايد.

1- يك ريشه جمله درست نموديد. اين مي‌‌تواند هرچيزي باشد كه دوست داريد براي بالا بردن هوشياريتان يا پيدا كردن يك پاسخ يا راه‌حل براي آن استفاده كنيد. درواقع مي‌خواهيد از ذهن ناخودآگاهتان سوال بپرسيد.

2- انجام دادن هر روز اين تمرين، يعني شنبه تا چهارشنبه، ذهن ناخودآگاهتان را مجبور مي‌كند بيشتر و بيشتر درمورد آن سوال فكر كند. اين شما را به پاسخ‌هاي بيشتري مي‌رساند.

3- جمله‌سازي‌هايتان را در آخر هفته مرور كرديد. اينكار اطلاعات به‌دست آمده از ذهن ناخودآگاهتان را به ذهن خودآگاهتان منتقل مي‌كند.

4- پس از مروز كارتان، يك جمله‌سازي ديگر (همانطور كه در بالا توضيح داده شد) انجام مي‌دهيد. ذهن ناخودگاهتان به شما خواهد گفت چطور مي‌توانيد از اين اطلاعات در زندگي استفاده كنيد.

براي ساده‌تر كردن كل اين فرايند:

خودآگاه ->

ذهن ناخودآگاه ->

خودآگاه ->

ذهن ناخودآگاه ->

خودآگاه

پيام‌هاي ذهن ناخودآگاه و تمرين جمله‌سازي

ممكن است اين تمرين براي بعضي افراد سخت‌تر از ديگران باشد. بهترين راه براي نزديك شدن به ذهن ناخودآگاه اين است كه ذهنتان را از هرگونه انتظارات از اينكه چه اتفاقي خواهد افتاد پاك كنيد.

با فكر كردن درمورد اينكه چه اتفاقي خواهد افتاد، از ذهن خودآگاهتان استفاده خواهيد كرد كه اين ارزيابي ذهن ناخودآگاه را سخت‌تر مي‌كند.

خودتان مي‌توانيد بفهميد كه چه‌وقت در تمرين از ذهن خودآگاه بيش از حد استفاده شده است، چون هر جلسه نبايد بيشتر از 10 دقيقه طول بكشد.

اگر اينكار بيشتر از 10 دقيقه طول بكشد يعني بيش از حد فكر مي‌كنيد. فقط بايد به اين فرايند اعتماد كنيد و بگذاريد كه هرچه كه از ذهنتان (ذهن ناخودآگاهتان) سرچشمه مي‌گيرد روي كاغذ جاري شود.

بهتر است كه اين تمرين را حداقل براي دو هفته يا تا زمانيكه به يك راه‌حل قانع‌كننده برسيد يا دركتان را نسبت به چيزي افزايش داديد، انجام دهيد.

 

چند نمونه ريشه جمله

اگر 10% هوشياري بيشتري در فعاليت‌هايم به كار ببرم، آنوقت...

اگر هر روز (X) انجام دهم، آنوقت...

اگر سعي كنم (X) تر باشم، آنوقت...

(X) براي من يعني...

وقتي از مسئوليت شانه خالي كنم ...

منبع :

http://www.mardoman.net/life/unconsmind/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

قدرت زبان - چگونه آينده را به زبان آوريم؟


تصور كنيد در دنيايي زندگي ميكنيد كه هلن كِلر بعد از نوزده ماهگي خود را در آن يافت. دنيايي سياه و خاموش كه در نتيجه تب شديد كه قدرت و توانايي ديدن و شنيدن او را گرفته بود، به وجود آمده بود. هلن كِلر در نگارش زندگي شخصي خود مي نويسد، "بيماري آمد كه چشمها و گوشهايم را بست و مرا در بيهوشي يك نوزاد تازه متولد شده فرو برد." وقتي آن ساليوان براي آموزش او آمد، توانايي هلن براي ارتباط برقرار كردن محدود به برخي اشارات و حركات و صداهاي اوليه و ابتدايي بود. 

اما برخلاف آنچه به نظر مي رسيد كه شرايط محيطي ديكته مي كند، هلن كلر زندگي با انتخاب خود طراحي كرد كه او را به مدارج و موقعيت هايي رساند كه به ندرت كسي توان رسيدن به آن را دارد. آيا تا به حال در شگفت شده ايد كه چطور كسي كه در يك شهر كوچك و بي اهميت بدون قدرت شنوايي و بينايي به دنيا آمده است، بتواند قلب و فكر كساني كه با او برخورد مي كنند را از آنِ خود كند؟ 

هلن كلر سرنخ هايي در زندگينامه خود براي ما به جاي گذاشته است. او مي نويسد، "در اين اثناء ميل و اشتياق فراوان براي ابراز احساساتم در من رشد كرد. علائم و اشارات محدودي كه از آنها استفاده مي كردم به هيچ عنوان براي من كافي نبودند و وقتي نمي توانستم كه منظور خود را به ديگران بفهمانم به شدت از لحاظ احساسي طغيان مي كردم. احساس مي كردم كه دست هايي نامرئي من را نگه داشته اند و من تلاش مي كردم كه خود را نجات دهم. من مبارزه ميكردم، نه اينكه اين مبارزه تفاوتي ايجاد مي كرد، اما روحيه مقاومت در درون من بسيار نيرومند بود. آخر كار اشكم سرازير مي شد و از نظر جسمي خستگي شديدي به سراغم مي آمد. بعد از مدتي نياز به يك راه ارتباطي بسيار ضروري مي نمود." 

معلم مناسب كارساز خواهد بود 

مي توانيد تصور كنيد كه آمدن آن ساليوان براي آينده هلن كلر چقدر مؤثر بوده است. آن ساليوان به طرزي عالي نيرويي به هلن منتقل مي كند كه براي ساختن يك زندگي فوق العاده بعدها از آن استفاده ميكند. و اين نيرو چه بود؟ اين نيرو، نيروي زبان بود—نيروي زبان براي فراهم كردن آنچه ميخواهيم. آن ساليوان متوجه شد كه براي تبديل هلن از يك دختربچه سرا پا استرس و مشكل به دختر خانمي كاملاً نيرومند و پرتوان، بايد به او آموزش دهد كه چطور ارتباط برقرار كند كه به هدف دلخواه خود برسد. 

عليرغم اين واقعيت كه هلن كلر، مثل ساير انسانهاي سالم، قادر به ياد گرفتن هرچيز كه ميخواست بود، اولين قدم براي او اين بود كه ياد بگيرد چطور به نحوي مؤثر با خود—و با افراد دور و بر خود، ارتباط برقرار كند. او بايد ياد مي گرفت كه چطور از كلمات استفاده كند و فراتر از كلمات، چطور آينده دلخواه خود را پيش روي خود بياورد. آينده هلن به توانايي او به يادگيري زبان و نحوه ارتباط بستگي داشت. و وقتي توانست اين چيزها را ياد بگيرد، تا بالاترين حد ارتباط پيش رفت و به موقعيت هايي بسيار مهم و بانفوذ صعود كرد و تمام اين مدت تجربيات شيرين زندگي را مزه مزه كرد و به زندگي دست يافت كه هميشه مي خواست. 

اما هده براي تغيير زندگي و آينده 

شما چطور؟ دوست داريد چه چيز از قدرت و نيروي زبان و به زبان آوردن آينده تان ياد بگيريد؟ با ايجاد اصلاحات كوچك و جزئي در نحوه ارتباط خود با ديگران، خواهيد توانست تغييرات شگرفي در نتيجه اعمالتان ايجاد كنيد. اصلاحاتي مثل فكر نكردن به گذشته و ابراز نكردن مسائل مربوط به آن در صحبت هايتان. مثلاً به جاي اينكه بگوييد، "هر موقع مي خواهم سخنراني كنم، دست و پام شروع به لرزيدن مي كند" مي توانيد بگوييد، "ايندفعه كه آمدم سخنراني كنم دست و پام شروع به لرزيدن كرد." در مورد اول شما ندانسته باورها و رفتارهايي كه نمي خواهيد را دوباره  وارد اعمالتان مي كنيد. در مثال دوم، شما تشخيص مي دهيد چيزي كه در گذشته اتفاق افتاده مربوط به گشته بوده و ديگر گذشته است. و به اين طريق شما منتظر رويدادهاي جديدتري براي آينده تان هستيد و براي چيزي كه مي خواهيد فضا مهيا مي كنيد. 

روزگار بر وفق مرادتان خواهد شد 

اگر به يكي از نزديكانتان اينطور شكايت كنيد كه "چرا ما هيچوقت با هم وقت نمي گذرانيم؟"، بهترين و خوشايندترين پاسخ چه خواهد بود؟ از طرف ديگر، اگر بگوييد كه به جاي اين وضعيت چه مي خواهيد، نتيجه بهتري پيش خواهد آورد. مثلاً بگوييد، "من دوست دارم اين هفته ساعتي را با هم بگذرانيم. چطوره پنجشنبه عصر باهم به سينما برويم؟" 

وقتي آشكارا آنچه كه مي خواهيد را بر زبان مي آوريد، چه براي خودتان و چه براي ديگران، آينده را به ميل خودتان رقم خواهيد زد. اكثر آدم ها وقتشان را صرف فكر كردن و تصويرسازي در مورد چيزهايي كه نمي خواهند اتفاق بيفتد تلف مي كنند. و تعجب ميكنند كه چرا روزگار آنچه را كه نمي خواهند پيش رويشان قرار مي دهد. مغز و ذهن ما، در سطح خودآگاه و ناخودآگاه، به سمت تصويرهاي ذهني كه ساخته ايم پيش ميرود. وقتي يك نفر به خود مي گويد، "فكر مي كنم به اندازه كافي پول نخواهم داشت كه در كارم پيشرفت كنم" او تصوير ذهني آن چيزي كه نمي خواهد را دقيقاً خلق ميكند و اين باورها و رفتارها را دوباره و دوباره  برقرار مي كند. 

مراقب آنچه كه با خودتان و با ديگران ابراز مي كنيد باشيد چون آن را به طور ناخودآگاه جذب خواهيد كرد. علاوه بر اين، رفتارهاي آتي خود را زباناً برنامه ريزي مي كنيد. چرا همين الان تصميم نمي گيريد كه راه و روش برقرار ارتباط با خودتان و ديگران را ياد بگيريد تا رسيدن به هدف ها برايتان آسانتر و لذت بخش تر شود.

منبع :

http://www.mardoman.net/success/lpower/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۵۱:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

كنترل بد دهاني و دشنام گويي


بد دهاني، دشنام گويي و بكار گيري واژه هاي عاميانه قبيح به گونه فزاينده اي در ميان اقشار جامعه و بخصوص كودكان و نوجوانان معمول گرديده. دشنام گويي و بد دهاني تنها منحصر به افراد فحاش نيست بلكه اين پديده در تعاملات اجتماعي ميان تمام اقشار جامعه رخنه كرده است. با اينكه نميتوان دشنام ها را از فرهنگ لغت يك زبان كاملا حذف كرد اما ميتوان كاربرد آنها را در ارتباطات بين فردي تا حد زيادي تحت كنترل در آورد. اما دلايل بد دهاني و دشنام گويي افراد چيست؟ در زير ميتوانيم به چند عامل عمده آن اشاره كنيم: 

1-دشنام دادن بخاطر يك اتفاق دردناك و غير منتظره مانند اصابت سر به يك جسم محكم و يا خوردن چكش به انگشتان دست هنگام كوبيدن ميخ. 

2- دشنام گويي به منظور برقراري هويت گروهي. عضويت در يك گروه خاص و حفظ مرزهاي آن گروه. 

3- ابراز همبستگي، اتحاد و همدردي با ديگران. 

4- ابراز صميميت و اعتماد (به ويژه ناسزا گويي زنان در حضور زنان ديگر). 

5- براي افزايش شوخ طبعي، تاكيد و يا غافلگير كنندگي. 

6-تلاش براي مستور ساختن ترسها و ناامني هاي فردي. 

7-دشنام گويي از روي عادت. 

8- يك شيوه كنار آمدن با استرس و تنش ميباشد. دشنام گويي براي تخليه خشم و تسكين استرس. مانند گريه كردن عمل ميكند. 

9- بمنظور برانگيختن خشم ديگران و تحريك آنها. ابزاري براي تحقير، توهين و يا ارعاب. 

10-ابزاري بعنوان محرك تمايلات جنسي. 

11- دشنام دادن بمنظور جلب توجه، خود نمايي و يا خود شيريني. 

12-بد دهاني بمنظور قدرت نمايي. 


حقايقي در مورد دشنام گويي 

1-ثابت گرديده مردان بيش از زنان دشنام مي دهند. 

2- مردان بد دهاني ميكنند تا يك هويت مردانه در خود ايجاد كنند. زنان بد دهاني ميكنند تا مانند مردان باشند. 

3-زنان پس از بد دهاني و دشنام گويي بيشتر از مردان احساس شرمندگي و گناه ميكنند. 

4-در جامعه دشنام دادن و بد دهاني در مردان قابل پذيرش تر است تا در زنان. 

5-مغز با واژه هاي زننده، ركيك و قبيح متفاوت با ساير لغات رفتار ميكند. بطور كلي زبان در نيمكره چپ مغز و در قشر مخ پردازش ميگردد. اما دشنام ها در نواحي پايين تر مغز همراه با غرايز و احساسات پردازش ميگردد. 

6-انسان قادر است دشنام و واژه هاي ركيك را 4 برابر سريعتر از ساير لغات به خاطر بسپارد. 

7-ثابت گرديده كه دشنام گويي پيش از پيدايش زبان پديد آمده است. 

8- بيشتر دشنام ها برگرفته از مسايل جنسي، اعضاي تناسلي، كاركردهاي بدن و مذهب ميباشند. 

9- افراد هر ميزان در جمع دوستان خود احساس صميمت و راحتي كنند، بيشتر دشنام ميدهند. اين عمل آنها بيانگر آن است كه: "من در اين جمع راحت و آزاد هستم و هر چه دلم بخواهد ميتوانم بگويم." 

10- از دشنام گويي و بد دهاني در ميان دوستان صميمي خود نيز پرهيز كنيد. دليل آن اينست كه هنگامي شما در جمع دوستان صميمي خود دشنام ميدهيد، حساسيت دشنام هايي كه بر زبان مي آوريد بتدريج در شما كاهش يافته و ممكن است در حضور ساير افراد اين واژه ها ناخواسته از دهانتان بپرد. 

11-افرادي كه اقدام به يادگيري زبان دوم ميكنند ابتدا واژه هاي زشت و ركيك آن زبان را مي آموزند. 


چرا بد دهاني و دشنام گويي ناپسند است

1-بد دهاني از اعتبار و شان شما كاسته و شخصيت شما را زير سوال ميبرد. 

2-روابط شما را به خطر مي اندازد. 

3-نزد ديگران از احترام كمتري برخوردار خواهيد شد. 

4- نشان دهنده آن است كه شما روي رفتار و هيجانات خود كنترلي نداريد. نشانه عدم خويشتنداري و ضعف شخصيتي. عدم بلوغ هيجاني. 

5- نشانه جهل، كم سوادي و نا فرهيختگي است. نشانه انحطاط فرهنگي در جامعه نيز ميباشد. 

6- زبان افراد بي تمدن، نا پخته و بي نزاكت است. 

7-موجب بروز خشونت ميگردد. تنها شرايط را بحراني تر ميسازد. 

8- موجب آزار روحي ديگران ميشود. بي اعتنايي و بي توجهي به حقوق ديگران محسوب ميگردد.

9- سبب فساد و به ابتذال كشيده شدن زبان رسمي كشور ميگردد. به گونه اي كه واژه هاي اصيل، رسا و گوش نواز به فراموشي سپرده شده و واژه هاي ركيك، عاميانه و دشنامها جاي آنها را پر ميكنند. 

10-نمي توان با آن بطور مطلوب ارتباط برقرار كرد. مفهوم و مقصود را آنطور كه بايد نميتواند منتقل سازد. 

11- دشنام ها اثر بخشي خود را از دست ميدهند. بنابراين كاربرد آنها متداول شده و از قبح شان كاسته ميشود. 

12- دشنام ها بحثها را به مشاجره تبديل ميسازند. همچنين موضوع آنها را ميتوانند تغيير دهند. براي مثال فرض كنيد در خلال بحث عوض پاسخ: "نه" از "نه احمق" استفاده شود. از اين لحظه به بعد خواهيد ديد كه ديگر موضوع بحث هر چه كه باشد فراموش و به رد و بدل دشنام ميان دو فرد بدل ميگردد. 

13-الگوي رفتاري نامناسبي براي كودكان ميگردد. 


چگونه زبان خود را رام و مهار كنيم
شما با كنترل زبان و گفتار در نظر ديگران پخته تر، با هوش تر، مودب، سخن دان، با ملاحظه، دلپذير، با كلاس تر و خوش مشرب تر جلوه كرده و مورد پذيرش و احترام همگان قرار خواهيد گرفت. 

1- بر زيان آور بودن بد دهاني اذعان كنيد: شما بد دهاني ميكنيد چرا كه دشنام گويي آسان، مفرح، نوعي رك گويي، تاكيد كننده و قانون شكن بوده و درد و خشم را كاهش ميدهد. اما مطمئن باشيد جنبه هاي منفي آن بيش از جنبه هاي بظاهر مثبت آن است. شما با بد دهاني نميتوايند در بحثها پيروز گرديد-دشنام گويي ذكاوت، زيركي و سخن وري شما را اثبات نميكند- شما با بد دهاني قادر به جلب احترام و تحسين ديگران نخواهيد بود- با بددهاني نميتوان ايجاد انگيزش كرد فقط ميتوان ارعاب كرد. 

2- از حذف دشنام گويي ها و بد دهانيهاي جزئي، غير جدي و اتفاقي شروع كنيد: همواره تصور كنيد مادر، دختر خردسال و يا كسي كه با وي رودربايستي داريد در كنارتان حضور دارد. عوض استفاده از صفات اهانت آميز و ركيك براي تاكيد، از تغيير لحن و آهنگ در واژه ها و جملات بهره گيريد.براي شرح و توصيف اشياء، آدمها، حيوانات و كارها از واژه هاي ركيك اجتناب ورزيده و بجاي آن مفصل تر شرح دهيد. 

3- مثبت بينديشيد و نيمه پر را ببينيد: طوري رفتار كنيد كه قادر به انجام امور هستيد. نگراني تا اندازه اي كه در شما براي رويارويي با مشكلات ايجاد انگيزه و آمادگي كند كافيست. مثبت انديشي نه تنها اكثر دشنام دادن ها را حذف ميكند بلكه خوشنودي را برايتان به ارمغان آورده و شخصيت شما را نيز در خشان تر ميكند. 

4- شكيبايي را تمرين كنيد: آستانه تحمل خود را افزايش دهيد. سريع از كوره در نرويد و در اموري كه كنترلي بر آنها نداريد بردباري به خرج دهيد.

5- دشنام نگوييد، كنار بياييد: ما در جهان ناكامل و غير ايده آل زندگي ميكنيم. اما انتظارات ما بطور روز افزون در حال افزايش است. روز به روز شرايط دشوارتر و بد تر شده و تاخيرها، ناكامي ها و نا اميديها افزايش مي يابند. ما چاره اي نداريم مگر اينكه با آنها كنار بياييم. بد دهاني و دشنام گويي مشكلي را حل نميكند. 

6- به گلايه كردنها و ناليدنهاي خود پايان دهيد: پيش از ناله كردن و شكوه كردن يك حقيقت بسيار مهم را به خودتان ياد آوري كنيد: هيچ كس مايل به شنيدن ناله و شكايت نيست! چرا بايد باشد؟ شكايت كردن در مورد اموري كه شما و ديگران كنترلي بر آنها نداريد كاري عبث است بنابراين از آن پرهيز كنيد. براي ساير شكايات نيز سعي كنيد يك راه حل منطقي و معقول ارائه دهيد. يقين داشته باشيد ديگران اين شيوه برخورد متين، خردمندانه و توام با خويشتنداري شما را خواهند ستود. 

7- از واژه هاي جايگزين استفاده كنيد: در زبان فارسي واژه هاي گوناگون و متنوعي براي بيان احساسات و افكار وجود دارد. اما افرادي كه به بد دهاني و دشنام گويي عادت كرده اند مكررا از چند واژه معدود تكراري، ركيك و زننده استفاده ميكنند. براي واژه هاي ركيك يك معادل مودبانه بيابيد. چند واژه قدرتمند و يا با مزه يافته و آنها را بكار بريد. جاي واژه كپيدن ميتوان از خوابيدن و يا لالا كردن استفاده كرد. شايد ابتدا اين واژه ها شما را راضي نسازند اما به مرور زمان چرا.

8- نقطه نظرات خود را مودبانه بيان كنيد: واكنشها و پاسخهاي خود را تحت كنترل خويش در آوريد.چنانچه فردي از شما انتقاد كرد كه كاري را نادرست انجام ميدهيد به وي نگوييد:"به شما مرطوب نيست".اين يك پاسخ تدافعي ، خصومت آميز و كودكانه است.بهتر است اينگونه پاسخ دهيد كه"اين يك روش جديده و خيلي هم سريعتر انجام ميشه".يا توجيه كردن، پاسخهايي پخته تر و متقاعد كننده تر بدهيد. 

9- پيش از سخن گفتن فكر كنيد: از دهان خارج ساختن دشنام و واژه هاي تهي از نزاكت و ادب، مهارت در سخن وري و بي سليقگي آسان است. پيش از اينكه سخن بگوييد از پيامدها و اثرات احتمالي آن مطمئن شويد. چنانچه پس از اينكه حرفي زديد متوجه شديد كه گفتارتان توهين آميز و گستاخانه بوده به عقب باز گشته و موشكافانه نوع تعبير و جمله بندي خود را بررسي كنيد. به تدريج با اصلاح اشتباهات گذشته خوش زباني را تمرين كنيد. 

10- ترك عادت دشوار است: ترك بد دهاني همچون ساير اعتياد ها همچون ترك سيگار نياز به تمرين، پشتكار، حمايت ديگران و اراده راسخ دارد. نه تنها واژه هاي قبيح را بايد ترك كنيد بلكه احساسات و هيجاناتي كه شما را به دشنام گويي وا ميدارند را نيز ميبايست تحت كنترل در آوريد. با زبان پالوده صحبت كنيد و افكار مثبت را جايگزين افكار منفي كنيد. ببينيد در كدام شرايط بيشتر دشنام مي دهيد و شيوه رفتار و برخورد خود را نسبت به آن موقعيت تغيير دهيد. 

11- با افراد بد دهان معاشرت نكنيد: دوستان بد دهان خود را كنار بگذاريد تا مجبور نباشيد بمنظور ارتباط برقرار كردن با آنها شما هم بد دهان شويد. با افراد بد دهان نيز مشاجره نكنيد چرا كه اينگونه افراد با فحاشي بر شما پيروز خواهند شد. چرا كه آنها چيزي از استدلال سرشان نميشود و تنها در دشنام دادن مهارت دارند.

* براي ارتباط برقرار كردن و ايجاد صميمت دشنام دادن گزينه مناسبي نيست. 

* بد دهان بودن اغلب افراد جامعه دليل نميشود كه شما هم مانند آنها بد دهان باشيد. 

* با خوش زباني به وقار و شخصيت خود بيفزاييد. 

* تا ميتوانيد واژه هاي جديد بياموزيد. كتاب هاي ادبي، پر مايه و غني از واژه هاي ناب و خوش آهنگ را مطالعه كنيد تا سخن وري را تمرين كرده باشيد . 

۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
بازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.