مشاوره مديريت

7 شيوه غلط در مديريت برند

مديريت برند موفق آسان تر از آن چيزي است كه نشان مي دهد اما مديران اغلب دچار 7 شيوه اشتباه رايج مي شوند و به سرعت ارزش برند و كسب وكار خود را نابود مي كنند . در ادامه به شرح اين شيوه ها مي پردازيم .

1. عدم مسئوليت پذيري مديران

برندهاي با عملكرد ضعيف فاقد حمايت مديريت ارشد مي باشد . آنها توصيف كننده عمليات خدمات خود مي باشد اما ارائه گرهيچ ارزش افزوده اي براي مشتري نمي باشد . آنها داراي كم نفوذي براي كسب وكار تلقي مي شوند كه هيچ جائي بين يك سوم ودوسوم دارائي هاي كل بنگاه ندارند . اين بدان معناست كه كسب وكار هايي كه فاقد حمايت مدير ارشد از برند مي باشند ناكام خواهد ماند . آنها به مشتريان دليلي براي خريد ارائه نمي كنند ومزيت رقابتي دربرابر رقيب از خود نشان نمي دهند . هدف ، تصميم به خريد است. حتي درقراردادهايي كسب وكار، افزايش ريسك خريد يك تامين كننده براي بيشتر خريدارني كه به برندهاي قوي دربازار خودرو مي آورند بسيار بالاست.

2. زمينه برند خيلي دوراز حوزه فعاليت اصلي

اين فرض ساده انگارانه است كه ايجاد ضمائم برند اضافي، هزينه پايين وريسك كمي براي بهبود كسب وكار دارد. حقيقت اين است كه هزينه بالاتر وتمركز ضعيف مديريت به اين معناست كه بسياري از برند يابرند هاي فرعي براي حداكثر برند سازي فرصت است.

3. ناديده گرفتن عصر ديجيتال

مديريت برند مدرن از تكنيكهاي كنترل مديريت به سمت تكنيك هاي تاثيرگذاري وهمكاري حركت كرده است.اين مستلزم شفافيت بازبودن وحضور فعال دربين كاربران است.

4. تسخير شدن به وسيله بازار

با يافتن يك برند قوي جالب است كه همه پسند بودن وتغييرات بازار ناديده گرفته شود . درحاليكه مهم است كه دربازار تغيير چندان سريعي نداشته باشي اما مصيبت آوراست كه وروديهاي جديد راناديده گرفته وسليقه هاي مختلف مشتريان را نبينيم .

5. برند هاي تازه و خام سردرگم هستند.

تغييربسياردربرند نه فقط مشتريان راسردرگم مي كند بلكه براي كسب وكار نيز به شدت ناكاراست . برند هاي ضعيف به محلي سازي بسيار بدون تقويت مبناي برند كمك مي كند . اين بدان معناست كه يك برند مي تواند معناي متفاوتي با مخاطبين براي مخاطبين متنوع حفظ كند .

6. عدم توانايي دربررسي بازگشت سرمايه برند خود

تمامي تلاشهاي بازاريابي يا مشتريان شما سودآور نيستند . بسياري از بازاريابان نمي تواند پيوند سختي بين تلاشهاي بازاريابي برند ايجاد نمايد هزينه دستيابي به مشتري وحفظ آن وبازگشت سرمايه مطرح است اين امر منجر به حفظ مشتريان غير سودآور بسيار يا مشترياني مي شود كه ارزش برند شما رااز بين مي برند .

اسامي محصول هميشه خوب عمل نمي كنند . جهان برند سازي پراز لاشه هاي برند هاي موفق در يك بازاراست كه نتوانستند درزمان صادرات به شكوري ديگر محصولي خوب ارائه كنند يا حتي درجائي به مردم آن كشور اهانت كرده اند .

7. شما نمي توانيد همه چيز را به همه بدهيد .

شما نمي توانيد از جانب همه پذيرفته شويد . شجاع باشيد ومخاطب هدف خود را انتخاب كنيد.بسياري از كسب وكارها تلاش مي كنند تا مشتريان بسياري از هدف گيري نمايند زيرا باور دارند محصول آنها جهان شمول است.

نتيجه گيري :

جهان مديريت برند پيچيده وپيچيده ترمي شود ، فناوري زماني فرصت يعني درحاليكه خالق امكاناتي براي مدير برند مي باشد نياز به مهارتهاي جديد و نگرش متفاوتي رانيز به وجود مي اورد . عوامل پيشروي مديران برند موقتي نيستند .برند ها دربازار رقابتي داراي ارزش بوده ومهم تلقي خواهد شد و درنتيجه به وجود خواهند آمد .

ايرادات ويژه سازماني تغيير مي كند اما مديريت برند خود به خود وفق يافته ودرهنگام پذيرش چالشهاي جديد به وسيله بهبود قابليت رقابتي ازسوي مديران كامياب مي شود . با توجه به تغييرات شديد درماهيت رقابتي بازارمحصول وفناوري ونتايج آن درنقش هم توزيع كننده وهم سازمان هاي تسهيل كننده .

قابل فهم است كه فرآيندهاي فزاينده هماهنگي فعاليتهاي برند چه داخل و چه خارج سازمان و فشار براي غير متمركز سازي تصميم گيري وحذف لايه هاي مديريت به امنيت كاهش هزينه ها مواجه مي باشند . محققان تحول مديريت برند رااز خاستگاه نخستين برندهاي ملي تاكنون دنبال كرده اند . آنها يادآورشدند كه مديريت برند منطبق با محيط هاي بازاريابي مي باشد .

منبع:وب سايت باني سايت 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

برند سازي (برندينگ)

امروزه همگام با پيشرفت علم و تكنولوژي، تثبيت يك برند در ذهن مصرف كننده به مراتب سخت تر و متعاقباً فرآيندهاي تبليغي، ترويجي و ترفيعي از قبل مهم تر شده است. داشتن سيستم يكپارچه بازاريابي و ارتباطات مي تواند بهترين ابزار براي تثبيت برند در ذهن مشتري باشد؛ براي تحقق اين امر شركت ها مي توانند از ابزارهاي عمومي ترويج، مثل تبليغات،ترويج فروش، فروش شخصي، روابط عمومي و بازاريابي مستقيم كمك بگيرند. همچنين بكارگيري متدهاي نوين در بازاريابي ديجيتالي و توسعه نام تجاري، از جمله راهكارهايي است كه مي تواند در دستيابي به اهداف اصلي تبليغات، يعني معرفي محصول و تثبيت نام تجاري موثر واقع شود. تبليغات ابزاري براي اطلاع رساني به مصرف كنندگان درباره محصولاتي جديد، يا تغييراتي در محصولات موجود و يا حتي يادآوري براي خريد و يا تقويت خريد گذشته باشد. يكي از رموز موفقيت بزرگترين شركت هاي بين المللي داشتن سيستم يكپارچه بازاريابي و ارتباطات اثربخش مي باشد كه تحقق اين مهم با همياري آژانس هاي تبليغاتي توانمند به سادگي ميسر مي گردد.

فلسفه برند سازي امروزه گسترش فراواني يافته است، به طوري كه براي آن كمپين برند سازي ايجاد شده است. اين كمپين براي ايجاد يك برند به نكات زيادي توجه مي نمايد، از جمله جنبه هاي تصويري و حتي جنبه هاي شنيداري يك برند. حتي بر روي تلفظ يك برند در زبان هاي مختلف مطالعه مي نمايند تا برندي را انتخاب نمايند كه در تمام زبان ها تلفظي يكسان داشته باشد.

فوايد برند سازي (برندينگ)
  • زماني كه مصرف كننده شما را بشناسد شما به هدف خود رسيده ايد
  •  
  • افزايش بهره وري و سود تجارت شما
  •  
  • تبليغات صرف هزينه نيست بلكه افزايش بازخورد است
  •  
  • از طريق تبليغات به مشتري هاي خود بگوييد چه براي آنها داريد
  •  
  • صداي خود را به گوش دنيا برسانيد
  •  
  • تبليغاتي چيزي فراتر از پيشرفت شغلي شما مي باشد
  • منبع:armindesign.com


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۸ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مشاوره برندينگ و آموزش مديريت برند

مديريت برند

مديريت برند ( مديريت نام تجاري ) Brand Management با داشتن دانش و آگاهي كامل از اصطلاح “نام تجاري” آغاز مي‌شود و شامل قولي است كه به مشتري داده مي‌شود و صدالبته كه بايد به آن عمل شود.

مديريت برند” (مديريت نام تجاري) چيزي جز هنر ايجاد و حفظ نام تجاري نيست. توليدكننده يا ارائه‌دهنده خدمت با نام تجاري خود ، مشتريان خويش را به كسب‌وكار خود متعهد مي‌سازد. سازمان با يك نام تجاري قوي، محصولات خود را از رقبا متمايز مي‌نمايد. به همين خاطر است كه اصطلاحاً برندي را از برند ديگر ارزشمندتر دانسته و در اين مسير ارزش‌گذاري برند داراي اهميت ويژه‌اي است. مديريت برند شامل مديريت ويژگي‌هاي محسوس و نامحسوس نام تجاري است. در مورد محصول(ملموس)، شامل خود محصول، قيمت، بسته‌بندي، و غيره است. درحالي‌كه در مورد خدمات(غيرملموس)،شامل تجربه مشتريان و در مورد خدمات (غيرملموس)، شامل ارتباط عاطفي با محصول / خدمت است. در كل مي‌تواند چنين بيان نمود : برند، تصويري باكيفيت ، به كسب‌وكار شما مي‌دهد.

 

 

هدف از برندسازي

هدف از ايجاد نام تجاري يا برند ، انتقال پيام نام تجاري به‌وضوح، ايجاد وفاداري به برند Brand Loyalty ، متقاعد كردن خريدار براي اين محصول يا خدمت ، و ايجاد يك اتصال عاطفي با مشتريان است. برند (نام تجاري) شكل‌دهنده‌ي درك مشتري از محصول ما است. برند انتظارات مشتري را در مورد محصول يا خدمت بالا مي‌برد.

برند قوي تعلل ، شك و ترديد مشتريان در مورد خطرات مالي، اجتماعي و امنيتي در هنگام خريد كالا يا خدمت را كاهش داده و بر قدرت تصميم‌گيري تأثير مي‌گذارد. مشتريان ، كالاهاي ناملموس را با كمك گرفتن از نام تجاري بهتر مي‌توانند در ذهن تصور نمايند. سازمان‌هايي كه نام تجاري‌شان قوي است، سهم بازارشان بالا است. برند بايد پشتيباني خوب و قوي داشته باشد تا بتوان آن را براي درازمدت حفظ نمود مديريت تمام برندهاي متعلق به يك شركت بسيار مهم است و با ايجاد ارزش براي برند Brand Equity بر روي “حقوق صاحبان سهام ” در طي يك دوره تأثير خواهيد گذاشت.

هدف اصلي از نام تجاري يا برند “ايجاد تمايز” است

برندينگ

برندينگ Branding زماني انجام خواهد شد كه علائم و ايده‌هايي كه متعلق به سازمان است، با استقبال روزافزون مخاطبان آن برند مواجه شده و در زمان حضور در عرصه رقابت با ساير شركت‌هايي كه همان محصول يا خدمت را ارائه مي‌نمايد، به يادآوري محصول و خدمت كمك نموده و در زمان خريد، براي مشتري الويت ايجاد نمايد.برندينگ از تركيب آميخته بازاريابي Marketing Mix مختلف به شما هويت مي‌دهد. اين چيزي جز درگير نمودن ذهن مشتريان با نام تجاري‌تان نيست. توجه نماييد كه اين تصوير ناشي از تجربه حاصل از برخورد با يك كسب‌وكار بزرگ و قابل‌اعتماد است. در كمپين تبليغاتي حرفه‌اي، تمام تلاش سازمان بر برندينگ است، اما اكثر مديران سازمان‌ها، برندينگ را همان تبليغات مي‌دانند. شركت‌هاي تبليغاتي در زمان طراحي كمپين تبليغاتي يك اشتباه بزرگ انجام مي‌دهند كه همان تمركز بر شناساندن برند به مخاطب يا افزايش سطح شناخت برند Brand Recognition است.

  • شركتي كه صرفاً ابزار و كانال‌هاي تبليغاتي را در اختيار دارد، لزوماً عمليات برندينگ را به‌صورت علمي و صحيح انجام نمي‌دهند. تبليغات در اين حالت تنها شهرت ايجاد نموده و به سازمان استانداردي در جهت پيشرفت نمي‌دهد.

در اينجا مديريت برند ” Brand Management “حائز اهميت است. مديريت نام تجاري كمكي در جهت ايجاد تصويري از شركت در اذهان عمومي يا خصوصي است. مدير برند بايد نظارت كامل بر عملكرد نام تجاري داشته باشد. تنها زماني يك نام تجاري موفق، ايجاد خواهد شد كه ” سيستم مديريت برند ” خوب و كارا عمل نمايد.

  • با پيشرفت تكنولوژي در حوزه رسانه و به‌خصوص كاربرد اينترنت در زندگي روزمره، علاوه بر برندينگ سازماني كه پيش‌تر به تفضيل به بيان آن پرداختيم؛ برندينگ فردي Personal Brandingنيز مطرح و توسعه پيدا نموده است.
  • همچنين در سال‌هاي اخير، گسترش تجارت و نيز افزايش اهميت رسانه‌ها داخلي و خارجي، باعث شده است كه اهميت مباحث بازاريابي در حمايت از توسعه اقتصادي يك منطقه خاص جغرافيايي تحت عنوان برندينگ مكاني Place Branding (برندينگ كشور،شهر،منطقه) موردبررسي جدي و جامع قرار گيرد.

 

در عصر اطلاعات، نام تجاري عامل اصلي براي رقابت است. ” اندرو نل“

 

 منبع:وب سايت برساد طب



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۸ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

برندسازي شخصي يا پرسونال برندينگ

برندسازي شخصي يا پرسونال برندينگ، از جمله موضوعاتي است كه اين روزها خيلي رايج شده است. كمتر مشاوري را در حوزه مديريت و روانشناسي مي‌توانيد بيابيد كه در اين زمينه صاحب نظر نباشد.

بنابراين شايد مطرح كردن اين بحث از طرف كسي چون من، كه خود يك برند شخصي محسوب نمي‌شود، كاري جسورانه يا حتي نادرست تلقي شود. اما واقعيت را بخواهيد اگر چه طراحي برنامه هاي برندسازي شخصي كاري تخصصي است و از غيرمتخصصاني چون من برنمي‌آيد، اما تشخيص خطا در برندسازي شخصي، كار چندان دشواري نيست و گمناماني چون ما هم مي‌توانند در آن زمينه نظر دهند (دوستي دارم كه هميشه مي‌گويد: من هرگز نمي‌توانم بدون دستگاه و امكانات و تجهيزات كارگاهي، به تو اطمينان دهم كه ماشين تو سالم است. اما خراب بودن را هر غيرمتخصصي هم متوجه مي‌شود).

متاسفانه حوزه‌ي برندسازي شخصي، چه در زبان فارسي و چه در زبان انگليسي،‌ چندان غني نيست. منابع بسيار محدودي وجود دارند و آنها هم چندان قوي نيستند. اصولاً بايد كساني كه برند شخصي معتبري دارند درباره‌اش بنويسند و به نظر مي‌رسند كه چنان افرادي دوست ندارند به بهانه‌ي چنين موضوعي، شخصي‌ترين بخش‌هاي مربوط به الگوي رفتاري و برنامه ريزي خود را برملا كنند.

من فهرستي از برخي منابعي را كه در زبان انگليسي در اين‌باره منتشر شده، در انتهاي اين نوشته آورده‌ام. خودم هم يك بار چند دقيقه‌اي درباره‌ي برندسازي شخصي حرف زدم كه در آرشيو فايل‌هاي راديو متمم موجود است و شايد شنيده باشيد. اما در اينجا بيشتر مواردي را كه به چشمم خورده است، بدون تقدم و تاخر خاص و بدون هرگونه ادعايي در مورد صحت علمي و عملي آنها، صرفاً به عنوان نظراتي شخصي مي‌نويسم:

برندسازي شخصي و مقايسه آن با مفهوم شهرت

 قبل از هر چيز، بايد شهرت را از مقوله برندسازي شخصي تفكيك كنيم. شهرت مقوله‌ي جديدي نيست. از كهن‌ترين تمدن‌ها هم كه سراغ بگيريد، مشاهير مختلفي در آنها بوده‌اند و تنها اتفاقي كه در طول اين هزاران سال افتاده است، ريشه‌ها و دلايل كسب شهرت تغيير كرده‌ است. زماني در يونان باستان، خطيبان و سياستمداران معروف بودند. در امپراطوري روم، شهرت از آن فرماندهان جنگ بود. كساني كه مردم، عموماً آنها را به چهره نمي‌شناختند. اما نام آنها، تقدس و احترام به همراه داشت. كشيشان، مشاهير قرون وسطي بودند و دانشمندان و فلاسفه، عصر روشنگراني را به نام خود سند زدند. نويسندگان مطرح، در قرن اخير به باشگاه مشاهير پيوستند و پس از ظهور رسانه‌هاي جمعي تصويري مانند تلويزيون، نسل جديدي از مشاهير، به باشگاه صاحب نامان قديمي و دارندگان برند شخصي افزوده شدند.

به عبارتي، عموم كساني كه ما به عنوان صاحبان بزرگ برند شخصي مي‌شناسيم، مشاهير بوده‌اند كه به سبب شغل و موقعيت اجتماعي خود، مورد توجه عامه مردم قرار گرفته‌اند. برندسازي شخصي – لااقل آنطور كه در ذهن عموم ما شكل گرفته است – به روندي معكوس فكر مي‌كند. به اين معنا كه من شغل و موقعيت اجتماعي برتر، ندارم و احساس مي‌كنم كه با استفاده از برندسازي شخصي مي‌توانم در اين هياهوي شلوغ جامعه، قدي بلندتر از اطرافيان داشته باشم. تفاوت شهرت به معناي قديم آن و برندسازي شخصي به معناي جديد آن، چيزي شبيه تفاوت يك دختر قد بلند با دختري كوتاه قد است كه كفشي با پاشنه‌اي به ارتفاع خود، به پا مي‌كند.

اين معنا از برندسازي شخصي، صرفاً نظر من نيست. كافي است نگاهي به ويكي پديا و تعريف آن از برندسازي شخصي بيندازيد. كتابي كه به عنوان نخستين توجه به برندسازي شخصي معرفي شده، كتاب Think and Grow Rich ناپلئون هيل است كه مشخصاً خطاب به آدمهايي است كه هنوز در ابتداي مسير رشد و ثروت هستند. مقاله‌ي لر و ساليوان هم كه به عنوان مرجع معرفي شده، به اين نكته توجه دارد كه برندسازي شخصي چگونه مي‌تواند مسير شغلي ما را در آينده بهبود دهد. به عبارتي، ظاهراً مخاطب بخش قابل توجهي از متخصصان برندسازي شخصي، جامعه‌ي گمنام جوياي نامي هستند كه دوست دارند از برند شخصي به عنوان ابزاري براي پيشرفت و سكويي براي پرتاب به موقعيت‌هاي بالاتر استفاده كنند.

در اينكه بسياري از سياستمداران جهان و مشاهير هاليوود، مشاور برندسازي شخصي دارند شكي نيست. اما فكر نمي‌كنم آن چيزهايي كه ما در مورد برندسازي شخصي مي‌شنويم، همان چيزهايي باشد كه آنها مي‌شنوند.

چرا برندسازي شخصي، اخيراً به صورت گسترده مورد توجه قرار مي‌گيرد؟

به هر حال، با اطمينان نسبتاً زيادي مي‌توان گفت كه ظهور شبكه هاي اجتماعي در جهان و رواج تب آنها در ايران، يكي از ريشه هاي جدي شدن برندسازي شخصي بوده است. ضمن اينكه شبكه هاي اجتماعي رسانه هايي ارزان قيمت يا رايگان به نظر مي‌رسند و هر كسي فكر مي‌كند حالا كه رسانه اي در اختيار دارد، مي‌تواند به برندسازي شخصي فكر كند، انبوه اعداد و ارقامي كه با حضور در اين رسانه ها، به سمت ما هجوم مي‌آورند، انديشيدن به برند شخصي را جدي‌تر كرده است.

خلاصه اين مقدمه‌ي طولاني اينكه ظهور شبكه هاي اجتماعي، ارزان شدن رسانه، عددي بودن و امكان مقايسه كمي موقعيت خود با ديگران در شبكه هاي اجتماعي، از جمله مواردي محسوب مي‌شوند كه تب برندسازي شخصي را جدي‌تر از گذشته كرده‌اند.

در اين جا، با توجه به برخي از رايج ترين خطاهاي حوزه برندسازي شخصي، بر چند نكته تاكيد كنم:

* برندسازي شخصي به خودي خود، يك محصول و دستاورد نيست. بلكه لباسي است كه بر تن محصول و دستاوردهاي قبلي ما پوشانده مي‌شود. شايد فردي كه يك كسب و كار موفق دارد، بخواهد به برند شخصي خود فكر كند. شايد يك بازيگر يا كارگردان معروف سينما، در اين انديشه باشد كه مردم او را چگونه مي‌بينند يا او دوست دارد مردم او را چگونه ببينند. شايد يك فوتباليست به برند شخصي فكر كند و مثلاً اين سوال برايش مطرح باشد كه داشتن يك فروشگاه پوشاك ورزشي،‌ به تقويت برند و شنيده شدن نامش بيشتر كمك مي‌كند يا صرفاً كسب درآمد از يك برند شخصي است كه قبلاً ساخته شده. اساساً هركسي كه به صورت پيوسته روبروي مردم قرار مي‌گيرد يا مورد توجه رسانه هاست، طبيعي است به اين فكر كند كه چه تصويري از او در ذهن مردم شكل مي‌گيرد يا دوست دارد شكل بگيرد.

بايد بدني باشد تا برايش به دنبال لباسي بگرديم. اگر من تا كنون هيچ نوع سابقه‌ي كار و فعاليت جدي نداشته ام، نمي‌توانم با حضور در فيس بوك و اينستاگرام و شبكه هاي اجتماعي و پرداخت پول و خريدن صفحه در نشريات مكتوب، برندسازي كنم.

* برندسازي شخصي، نيازمند زمان زيادي است. مردم، عموماً به حرفي كه خود ما در مورد خودمان مي‌زنيم، چندان توجه نمي‌كنند. بلكه منتظر مي‌مانند تا ببينند ديگران در مورد ما چه مي‌گويند. من مي‌توانم اينجا ادعا كنم كه مشهورترين فرد ايران هستم! اما شما وقتي چنين ادعايي را باور مي‌كنيد كه از دوستانتان در مورد من بشنويد. مي‌توانم بگويم موفق‌ترين مشاور مديريت هستم. اما تا شما نام من را از زبان چند مدير موفق نشنويد، توجهي به ادعاي من نمي‌كنيد. خلاصه ماجرا اينكه برندسازي شخصي، در نهايت توسط ديگران انجام مي‌شود و نه خود ما.

آنچه كه فرد مي‌تواند در اين ميانه انجام دهد، شكل دادن به يك جامعه‌ي كوچك مرجع است. به معناي اينكه اگر من بازيگر خوبي هستم، تعدادي كارگردان وجود داشته باشند كه از كار من دفاع كنند و بخشي از جامعه هم در مورد كار حرفه‌اي من صحبت كنند. اگر پزشك يا روانشناس خوبي هستم، گروهي از مراجعه كنندگانم من را تبليغ كرده و از من دفاع كنند. اگر يك نويسنده هستم، خوانندگاني داشته باشم كه نخستين تيراژ من را بخوانند و از آن دفاع كنند.

جي كي رولينگ را رسانه‌ها رولينگ نكردند. اتفاقاً ناشران و رسانه‌ها، هميشه او را رد كردند. فقط وقتي مردم كتابش را خريدند و به ديگران توصيه كردند و تيراژ فروش بالا رفت  به ارقام ميليوني رسيد، رسانه‌ها تازه براي جلب مخاطب خود، به اين پديده توجه كردند. در ايران هم مثال از اين دست كم نيست.

همه اينها به آن معني است كه برندسازي شخصي، نيازمند زمان است. درست مانند كاشتن يك دانه و انتظار كشيدن براي اينكه رشد كند و قد بكشد. شايد بتوان با آب و خاك و غذا و نور بهتر، به رشد سريع‌تر اين گياه كمك كرد، اما نمي‌توان با فشار رسانه‌اي، يك دانه را ترغيب يا تشويق كرد كه يك شبه، به يك نهال واقعي ثمربخش تبديل شود.

* در برندسازي شخصي موفق، ابتدا مردم به سمت شخص مي‌آيند و نه اينكه شخص به سمت مردم برود. كافي است سري به دنياي اهل هنر بزنيد. كيارستمي يا اصغر فرهادي، كارشان را كردند. كارشان خوب بود. مورد توجه قرار گرفت. مردم به سراغشان رفتند و از آنجا به بعد، ممكن است مسئله برند براي آنها جدي شود. چه آنكه، كم نيستند مشاهيري كه برند شخصي را جدي نمي‌گيرند و زندگي خود را مي‌كنند و دغدغه‌ي آنها اين نيست كه مردم در مورد آنها چه فكر مي‌كنند و يا حضور رسانه‌اي آنها چگونه است.

احد عظيم زاده، بهروز فروتن، سليماني كاله و بسياري از كساني كه ما به عنوان مديران موفق كسب و كار مي‌شناختيم و مي‌شناسيم، كارشان را كردند. حالا كه در سمينارهاي مديريتي مختلف دعوت مي‌شوند و سخنراني مي‌كنند، ممكن است به برند شخصي خود فكر كنند. اثر يك نفر كه از يك برند شخصي دفاع مي‌كند بيشتر از صدها نفر است كه صاحب برند به سراغشان برود و از آنها بخواهد كه به او و كار او توجه كنند.

اين فلسفه را مي‌توانيد در جزئي‌ترين رفتارها هم مورد توجه قرار دهيد. از ميان صفحات اينستاگرام يا فيس بوك يا هر شبكه اجتماعي ديگر، شما وقتي به يك صفحه وفادار ميشويد كه خودتان آن را پيدا كنيد. اما آيا به روش رايج در ايران دقت كرده‌ايد؟ من حداقل پنج نفر را مي‌شناسم كه تقريباً هر هفته، تمام كساني را كه صفحه اينستاگرام من را فالو مي‌كنند، فالو مي‌كنند و حتي بعد از رد شدن درخواستشان، چون هيچ آماري ندارد كه چه كسي را فالو كرده‌اند، هفته‌ي بعد دوباره همين كار را تكرار مي‌كنند. در اين ميان، شايد كساني را پيدا كنند كه با آنها آشنا شوند و حتي به كار آنها علاقمند شوند. اما هرگز نمي‌توان چنين فردي را، با فرد ديگري مقايسه كرد كه به تلاش و جستجو يا به توصيه‌ي دوستانش، به سراغ صفحه‌ي آنها برود.

شبيه همين ماجرا در مورد ارسال پيامك و پيامهاي وايبري و ايميلهاي تبليغاتي هم وجود دارد. امروزه با توجه به گسترده بودن زيرساختهاي ارتباطي، ملاحظه‌ي حريم شخصي ديگران، عملاً به درك و شعور خودمان برمي‌گردد. چون ابزارهاي ارتباطي، آن ديوارهاي محكم و بلند سابق را به دور خانه‌هاي ما ندارند. هر نوع ارسال پيام يا ايميل يا پيامك به كسي كه صريحاً براي دريافت آن، تقاضا نكرده است، تجاوز به حريم ديگران است و نمي‌تواند به برندسازي منجر شود.

البته اين كار اگر چه براي برندسازي شخصي زيان‌بار است، همچنان مي‌تواند به عنوان مصداق خاصي از تبليغ مقبول باشد. اگر چه اين نوع خاص از تبليغ در زيرمجموعه  Interruption Marketing يا بازاريابي با ايجاد مزاحمت و وقفه در كار ديگران، طبقه بندي مي‌شود كه بهترين متد تبليغ نيست (اگر چه رايج ترين است).

البته ريشه‌ي اين ماجرا، به همان صبور نبودن باز مي‌گردد. چون كمتر كسي حوصله دارد يك يا دو يا سه سال بنشيند تا مردم او را پيدا كنند. اساساً اگر چنين حوصله‌اي بود، كاري كرده بود و مردم تا كنون پيدايش كرده بودند. اما در اين شيوه، فرد مي‌خواهد راه چند ساله را با چند شب بيداري در رختخواب وكليك كردن روي تك تك افراد جامعه، طي كند! كمتر كسي دقت دارد كه اين شيوه، با پخش تراكت در سر ميدان‌ها كه سالها پيش رواج داشت، هيچ تفاوت ماهوي ندارد.

* برندسازي شخصي با ايجاد يك تصوير رويايي ايده‌آل فرق دارد. برند شخصي وقتي تاثيرگذار است كه با واقعيت فرد، منطبق باشد. اگر من محمدرضا شعبانعلي، يك جمله حرف ادبي هم بلد نيستم بزنم، با انتشار متون ادبي و مقالات وزين و روخواني از نوشته‌هاي ادبي ديگران، به يك شخصيت فرهنگي مبدل نمي‌شوم. دير يا زود،‌ مردم مرا در جايي خواهند ديد و مي‌بينند كه من، در وصل كردن مسند و مسند اليه جمله هم، چه عذاب اليمي را متحمل مي‌شوم. اگر فردي عصبي باشم، نمي‌توانم چهره‌اي خونسرد و آرام از خودم ايجاد كنم. دير يا زود، فرصتي پيش مي‌آيد و مردم،‌ آن چهره را هم مي‌بينند و هيچ چيز براي مردم هيجان انگيزتر از اين نسيت كه تعارضي بين برند شخصي ساخته شده و واقعيت زندگي ببينند.

برندسازي شخصي، زماني اثربخش است كه خودم باشم و خودم را بپذيرم و آنطور كه هستم،‌ با همه قوت‌ها و ضعف‌هايم، روبروي مخاطب بايستم.

* برندسازي شخصي، با ايستادن كنار همه‌ي افراد صاحب نام و صاحب برند،‌ تفاوت دارد. كم نيستند كساني كه هر روز، با اين و آن عكس مي‌اندازند و منتشر مي‌كنند. امروز با اين حرف مي زنند و فردا با آن. شايد آقاي دوربين را كه زماني تلويزيون نشانش داد و حتي با او صحبت كرد به خاطر داشته باشيد. مرد مشترك همه‌ي عكس‌هاي معروف رسانه‌اي. او در همه‌ي تظاهرات و برنامه‌ها و مراسم‌، به دنبال دوربين مي‌گشت و به آن لبخند مي‌زد. امروز ماجرا كمي ساده‌تر شده. به لطف تكنولوژي، آن دوربين معروف را در موبايل جاسازي كرده‌اند و مشاهير را هم به هر حال همه جا مي‌توان يافت. در سمينارها، در جلسات، در هواپيما و رستوران. چنين مي‌شود كه انبوهي عكس سلفي و غيرسلفي با مشاهير منتشر مي‌شود. من هر روز در آغوش اين هستم و در پشت آن. با يكي دست مي‌دهم و از ديگري امضا مي‌گيرم.

جامعه مخاطب، در تعريف دقيق هويت يك برند شخصي، به برندهاي شخصي و تجاري ديگري كه به او مرتبط و متصل هستند و با او تداعي مي‌شوند، توجه دارد. اگر يك برند شخصي را در كنار هر فرد مربوط و نامربوطي ببيند، در بهترين حالت، او را با يك مجري برنامه تلويزيوني يكسان فرض مي‌كند. بگذريم از اينكه مجري‌ها هم اين روزها آموخته‌اند و هر كدام، سبك خاصي از برنامه ها را اجرا و هدايت مي‌كنند.

* به دست آوردن دل همه، با برندسازي شخصي تفاوت دارد. اين توصيه كه چنان با نيك و بد خو كنيم كه پس از مردن، مسلمان به زمزم شويد و هندو بسوزاند، در عمل مصداق‌هاي خيلي معدود و كمي داشته است. هر برندي هميشه مخالف دارد. من هميشه كسي مانند استيو جابز يا مانند اپل را مثال مي‌زنم كه حتي در ايران – كه هيچ فعاليت رسمي ندارد – يك برند مطرح محسوب مي‌شود.

در يك مهماني بنشينيد و ببينيد كه اپل و آيفون، چقدر فحش مي‌خورند و ناسزا مي‌شنوند. قاعدتاً – اگر واژه هاي استاد مطهري را به عاريه بگيرم – هر وقت «جاذبه‌اي» باشد، «دافعه‌اي» هم هست. از ميان برندهاي موبايل، به يك برند فكر كنيد كه نه مخالف دارد نه موافق (اجازه بدهيد من مثال نزنم!). به طور قطع مي‌توان گفت نامي كه به ذهن شما مي‌رسد صرفاً يك نام است و نه يك برند مطرح.

دوستاني كه هم زمان سنگ ولنتاين و سپندارمذگان را به سينه مي‌زنند، نه دل اينها را به دست مي‌آورند و نه آنها را. مدرن‌ترها، آن را باستان شناس تاريخي و حفار گورهاي كهنه مي‌دانند و طرد مي‌كنند و فرهنگ محوران پارس انديش هم، آنها را به عنوان گم شده در فرهنگ غرب، از خود مي‌رانند. خودشان مي‌مانند و دو شب به ياد ماندني! (مثالهاي ديگر از اين دست كم نيست).

بحث در مورد برندسازي شخصي، به اينجا ختم نمي‌شود. اگر علاقمند باشيد مي‌توانيد به كتابهايي مانند Me 2.0و Brand You و You Inc. و The brand called you وانواع كتابهاي ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، مراجعه كنيد. اما خلاصه بحث همان استعاره‌اي است كه هميشه به كار مي‌برم. تخم مرغ از داخل كه رشد كند و بشكند، به يك موجود زنده مولد تبديل مي‌شود. از بيرون نمي‌شود به آن زياد فشار آورد. اگر بشكند، جز درست كردن نيمرو و پر كردن شكم ديگران، كاربردي نخواهد داشت.

منبع:وب سايت محمد رضا شعبانعلي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

برندينگ نرم افزار

 

برندينگ نرم افزار

برندينگ نرم افزار برندينگ به موقعيت احساسي/ هيجاني اي كه يك محصول در مصرف كننده ايجاد مي كند مي گويند. يك برندينگ موفق نيازمند ساخت تصويري ماهرانه و خلاقانه در ذهن مصرف كننده است كه اين مهم جز به واسطه ي لگو و طيف رنگي محصول به دست نمي آيد.

برندينگ يك محصول از تركيبي از عوامل متفاوت به دست مي آيد. عواملي مانند نام محصول ، لگو، استفاده از رنگ ها، قلم نوشتاري، گرافيك، صدا، سبك استفاده از ساير عناصر طراحي، بازاريابي و از همه مهمتر مشخصه هايي كه در طول مصرف از خود نمايان مي كند.

ساخت يك تصوير خلاقانه از محصول در ذهن مشتري، فقط به معني طراحي يك لگو و چسباندن آن به هر سطحي يا استفاده از رنگهاي محصول در هر موقعيتي نيست، بلكه يك برندينگ معنادار و با كيفيت كه تجربه ي فوق العاده ي كاربر را به همراه دارد بسيار موفق تر است.

  در يك بازار رقابتي، شركت ها براي اين به برندينگ محصولات خود مي پردازند تا بتوانند محصولشان را از محصولات ساير رقبايشان مجزا كنند. همچنين ساده لوحانه است كه بگوييم كلا برندينگ اشتباه بوده و يا نبايد به آن پرداخت، اما تا حدودي مي توان ادعا كرد كه برندينگ نرم افزار تا كنون ضعيف انجام شده است.هدف از برندينگ نرم افزار همگام كردن برند با سبك، كيفيت و تجربه ي كاربر است. اما هميشه توسعه دهندگان اين هدف را به تنهايي در كيفيت نرم افزار خلاصه مي كنند كه نتيجه ي آن مي شود سردرگم كردن كاربران به جاي لذت بردن آنها. • ساخت يك كاراكتر و سبك متمايز و واضح براي نرم افزار

• ايجاد رابطه ي احساسي هيجاني با كاربر

• كيفيت بالا

• داراي استراتژي توليد و تداوم اجرا

• همگام با استراتژي كلي برند

• ماندگاري...بعد از بار هزارم هم به اندازه ي اولين بار لذت بخش است

 

• هيچ مشخصه و سبك روشن و واضحي ندارد

• با كاربر همراه نيست و اصطلاحا روي مخ است

• دوست نداشتني است

• همه جا ديده مي شود

• يك طراحي اختصاصي دارد كه به هيچ درد كاربر نمي خورد

• بعد از كمي استفاده به سرعت كاربر خسته مي شود(طراحي خسته كننده اي دارد)

 

برندينگ موفق نرم افزار با طراحي خودش آغاز مي شود. يك نرم افزار خوب با هدف دستيابي به منتهي نيازهاي بازار هدفش به صورت دقيق و كارآمدي طراحي مي شود. در نظر گرفتن كارايي هاي بي همتا و توجه فوق العاده به جزئيات موقعيت برندينگ قدرتمندي را براي نرم افزار فراهم مي كند.

انتخاب صحيح نام محصول

انتخاب يك نام مناسب كليد يك برند قدرتمند است. يك نام خوب هم به ياد مي ماند و هم به اختصار مزاياي نرم افزار را به ذهن منتقل مي كند. در طولاني مدت يك نام صحيح ازلگو، رنگ و طرحي كه براي محصولتان انتخاب كرده ايد بسيار مهم تر خواهد شد و در برندينگ شما تاثير خواهد گذاشت.

برندينگ نرم افزار به عوامل زير دسته بندي مي شود

مقدماتي:

• نام محصول

• لگو

• طيف رنگي

• صدا

اين عناصر اوليه ،عواملي هستند كه توجه زيادي از كاربر جلب مي كنند به همين خاطر بايد در طراحي آنها بسيار با دقت و كنترل شده عمل كرد. براي بيشتر نرم افزارها صداي خاص پيشنهاد نمي شود.

متوسطه

• طراحي عناصر نرم افزار

• آيكون ها و طراحي گرافيكي

• عناصر گرافيكي ثانويه

• رنگ هاي تاكيدي

• انيميشن

• عناصر متحرك

• سايه ها

• پس زمينه و ترانسپرنسي

عناصر متوسطه برندينگ كمي دقيق تر و ظريف تر است و به همين خاطر مورد مصرف آنها وسيع تر است. درحالي كه به نظر مي رسد هر كدام جداگانه تاثير زيادي به كل كار ندارند اما وقتي در كنار هم قرار مي گيرند كاراكتر و سبك محصول شما را تشكيل مي دهند. عناصر متحرك تاثير بيشتري نسبت به عناصر گرافيكي ثابت دارند كه كاربر به مرور زمان ناخودآگاه آنها را ناديده مي گيرد.

سوم

و در نهايت دسته ي سوم عوامل برندينگ

• قاب هاي پنجره ي اختصاصي

• منوي هاي كنترلي اختصاصي

هرچند براي نرم افزارهاي خاص مانند بازي ها و يا وب سايت هاي بسيار خاص خالي از لطف نيست كه بتوانند منوها و كنترل هاي خاص خودشان را طراحي كنند، اما براي الباقي بهتر است كه از قالب هاي استاندارد پيروي كنند. اينكه محصول شما عجيب و دور از ذهن به نظر برسد ، ممكن است در اولين نگاه جذاب به نظر برسد، اما براي هويت يك برند قوي اصلا مطلوب نيست. بايد هدفتان اين باشد كه محصولي با هويت توليد كنيد كه در عين كارآمدي و آشنايي با ذهن كاربر، هويت و مشخصات اختصاصي خودش را داشته باشد.

منبع:sample.ir



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

برند سازي شخصي در حوزه پزشكي

اعتماد ركن برند است.برند شخصي نيز بر پايه اعتماد شكل ميگيرد كه ما خوب ميدانيم اعتماد سازي فراينديست بس پيچيده و ارزشمند

در حوزه پزشكي بسيار شاهد اين بوده ايم كه افرادي بيش تراز توانايي و تخصصشان شهرت يافته اند و اين در حالي است كه بسياري با تخصص  بيشتر در آمد وشهرت كمتري دارند در سالهاي اخير پزشكان به اهميت اينكه بايد جايگاهي در ذهن افراد جامعه داشته باشند پي برده و سعي مي كنند با تبليغات شهرت  خود را افزايش دهند اما از انجا كه اطلاعي در زمينه برند ساز ي و برند سازي شخصي ندارند در اكثر موارد نتيجه مطلوب را بدست نمي آورند و راه به جايي نمي برند.
براي برندسازي شخصي نيز همانند برند شركتي ، وجه تمايز و يكپارچگي از اهميت بسياري برخوردار است .
اعتماد ركن برند است.برند شخصي نيز بر پايه اعتماد شكل ميگيرد كه ما خوب ميدانيم اعتماد سازي فراينديست بس پيچيده و ارزشمند .
به هر حال آنچه براي انسان امروزي و انسان روبه رشد و تعالي ارزشمند است تاثير گذاري مثبت او در جهان و ثبت او به عنوان يك عنصر گرانمايه از هستي است كه اين به آساني ميسر نميشود و بايد براي رسيدن به آن تلاش كرد. به خصوص در جامعه امروزي كه ارزش ها و راهكارهاي قديمي از ميان رفته و فرهنگ در حال گذار با ظهور تكنولوژي كه هر لحظه متاعي نو به بازار عرضه ميكنند مارا سردرگم ميسازد .
و از طرفي يكي از اركان برند سازي ايجاد تمايز است.مخاطب شما به  دنبال اطلاعات شخصي شما نيست .شما بايد براي مخاطب خود يك خدمت متفاوت ،داشته باشيد.شمامي توانيد قيمت متفاوت،مكان متفاوت ويا سرعت عمل  بالا و صرفه جويي در وقت ويا تخصص ويژه اي به مخاطبان خود ارائه دهيد و متمايز باشيد.
امروزه در حوزه پزشكي با توجه به وضعيت برندسازي در اين حوزه بازار دست كساني است كه با غبار سالاري مطبوعاتي و رسانه اي خود را به جاي اطبات معتبر جا مي زنند و بيشتر تبليغات و نام آوري را ارجع بر اعتبار و عملكرد مي دانند. در صورتي كه برندسازي برپايه عملكرد، اعتماد و دست آوردهااست و نه صرفا نامي كه برزبان ها جاري باشد .

 

منبع:brandztech.com



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

برندينگ

برندسازي يا برندينگ (Branding) فرآيندي منظم است كه براي ايجاد تمايز، آگاهي و افزايش وفاداري مشتري استفاده مي­شود. هدف اصلي از برندسازي يك محصول، خدمت يا سازمان ايجاد ذهنيت و چشم انداز نسبت به تجارت خود در مشتريان است، تا جاييكه رفع نيازهاي خود را در گرو مراجعه به شما بدانند. اين كار مستلزم دستورهاي سطوح بالا و آمادگي لازم براي سرمايه­ گذاري در آينده است. برندسازي استفاده از هر فرصتي است تا بگوييم چرا مردم بايد يك برند يا نام تجاري را نسبت به ساير برندها انتخاب نمايند.
براي ايجاد برند هشت ابزار در اختيار مديران بازاريابي قرار دارد تا از طريق آن با مشتريان ارتباط برقرار كرده و يك برند قوي در بازار بسازند: تبليغات، روابط عمومي، پيشبرد فروش، بازاريابي مستقيم، فروش شخصي، بسته بندي، رويدادها و اسپانسرينگ، خدمات مشتري. (دكتر امير اخلاصي، كتاب اصول برندسازي)

به طور كلي برندينگ يا برندسازي، فرآيندي است كه در طي آن به جايگاه احساسي و عاطفي يك محصول يا خدمت افزوده مي‌گردد،
بدين وسيله ارزش آن براي مشتريان و ساير ذي نفعان افزايش مي‌يابد.

برندينگ يا برند سازي يا Branding چيست؟
به عقيده بزرگان عرصه برندسازي يا برندينگ:

برندسازي يا برندينگ حاصل پيام‌ها و گزارش‌هاي رسانه هاست. هر قدر تعداد اين پيام‌ها بيشتر و محتواي آن‌ها مطلوب تر باشد، نام تجاري قوي تر خواهد شد.
اَل ريس، لورا ريس، سقوط تبليغات و ظهور روابط عمومي
برندسازي يا برندينگ(Branding) دانشي است كه با برتري دادن به يك نام تجاري يا برند(Brand) باعث افزايش اعتبار و شهرت آن برند در بازار رقابت ميشود، اعتبار و شهرت يك برند به طور مستقيم مي تواند منجر به فروش بيشتر و قيمت گرانتر محصولات وخدمات شود، به زبان ديگر برندسازي يا برندينگ(Branding) روش هوشمندانه تجارت و توليد ثروت است.

برندينگ يا برندسازي؛ ابزاريست براي بدست آوردن برتري در بين رقبا

برندينگ يا برندسازي چيزي بيش از ايجاد يك نام يا لوگوي خاص و زيبا براي يك مخصول يا خدمت است، برندينگ يا برندسازي مسيري است كه به واسطه آن مشتريان، محصولات و خدمات يك شركت را درك و تجربه مي كنند.

برندينگ چيزي بسيار فراتر از داشتن يك لوگو است!

برندسازيايجاد تمايزي منحصر بفرد است كه براي مشتريان، كاركنان و مديران سازمان اهميت زيادي دارد. داشتن از يك برند يا نام تجاري قدرتمند سبب مي شود هزينه هاي يك شركت به واسطه جلوگيري از سرمايه گذاري هاي نامناسب و بي هدف به طور كاملا محسوسي كاهش پيدا كنند.
سودآوري بواسطه جذب مشترياني وفادار به طور چشم گيري افزايش پيدا مي كند و از همه مهمتر برند يك شركت تبديل به دارايي نا ملموس براي سازمان مي شود كه ارزش آن مي تواند بيش از مجموع ارزش تمامي دارايي هاي فيزيكي آن سازمان باشد.
از جمله­ ي دلايل مهم برندسازي يا برندينگ(Branding) در نزد سازمان ها، تمايل به رهبر بودن، پيشي گرفتن در صحنه­ ي رقابت و دسترسي كارمندان به بهترين امكانات به منظور دست يابي به مشتريان كم هزينه تر مي­ باشد، منظور از مشتريان كم هزينه تر اين است كه در صورتي كه مشتري با برند سازمان آشنا باشد و احساس مناسبي نسبت به آن داشته باشد، سازمان هزينه تبليغات، زمان و… كمتري براي تبديل وي به يك مشتري بالقوه يا وفادار متحمل خواهد شد.

 

ضرورت برندسازي يا برندينگ (Branding):

ضرورت داشتن برند از اين روست كه با توجه به حركت جوامع مصرفي به سمت‌ مدگرايي، در اختيار داشتن برند(Brand) يا نام‌هاي تجاري معتبر يكي از راهكارهاي ايجاد تمايز و شخصيت به شمار مي‌رود.

اهميت برند براي مشتري بواسطه ي دانش مشتري از برند ايجاد مي شود، كه بواسطه تعدادي از عوامل ناشي مي شود، اما شايد دو مورد زير مهم ترين آنها باشند:

عمق برند؛ يا به عبارتي اولويت ذهني مشتري در انتخاب برند در ميان ساير برند هاي مشابه، بطور مثال بسيار از افراد پس از شنيدن كلمه نوشابه در ذهنشان بلافاصله Coca Cola تداعي مي شود.
گستردگي برند؛ هرچه رابطه مشتري با برند پيچيده تر باشد يا به عبارتي توسط تنوع تعاملات برند در ذهن بيشتر باشد، فرصت ساخت وفاداري بلندمدت بيشتر است. همانند شركت هايي چون Google , Amazon.

 

انواع برندسازي يا برندينگ (Branding):

تاكنون دسته بندي هاي مختلفي از انواع برندسازي توسط اساتيد اين حوزه ارائه شده است و اگر بخواهيم برجسته ترين نوع اين دسته بندي ها را برشماريم به شرح زير است:

 1.برندسازي مشاركتي يا Co-Branding: مشاركت با برندي ديگر جهت دست­يابي به هدف.
 2.برندسازي ديجيتال: وب سايت، رسانه­هاي اجتماعي، بهينه سازي موتور جستجو، استفاده از وب براي تجارت.
 3.برندسازي شخصي يا Personal Branding: روش­ هر فرد براي ايجاد اعتبار و شهرت براي خودش.
 4.برندسازي علّي: برندتان را با يك نيت خير خواهانه همسو كنيد؛ يا مسئوليت اجتماعي شركت.
 5.برندسازي كشوري: تلاش براي جذب توريست و كسب و كار.
برندسازي شامل مباحث و مفاهيم مختلفي چون جايگاه يابي و جايگاه سازي برند يا Brand Positioning، نامگذاري برند، انتخاب رنگ و طراحي شخصيت بصري برند( لوگو، آرم و…)، توسعه برند، ارزش برند و… مي‌باشد.

 

منبع:وب سايت آسموني



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

دپارتمان تبليغات و برندينگ

دپارتمان تبليغات و برندينگ، به كارگروه هاي مختلفي بسته به نوع نياز مراجعه كنندگان تقسيم شده است. گروه مشاورين سينا تدبير با تقسيم اين دپارتمان به كارگروه هاي مختلف سعي در آسان كردن مشكلات شما نموده‌است و با توجه به موضوع مراجعه كننده ، هريك از اين كارگروه ها خدماتي را ارايه مينمايند.
كارگروه هاي اين دپارتمان شامل:
1- كارگروه تبليغات
2- كارگروه برندينگ
3- كارگروه بسته بندي.

 منبع:وب سايت سينا تدبير



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

چگونه يك برند موفق شويم؟

در خيلي از شهر ها و مناطق مختلف دنيا هميشه اسم يك پزشك بر سر زبان هاست. مثلا خانم دكتر فلاني متخصص فلان يا آقاي دكتر فلاني تازه از آمريكا اومدن واي بايد بريم پيشش!!!!
اصلا داستان آقاي دكتر خانم دكتر فلاني چيه؟
هنگامي كه يك اسم خاص (نام پزشك/ كلينيك/مطب) تداعي كننده يك خصيصه است ما آن اسم خاص (نام پزشك/ كلينيك/مطب) را برند مي ناميم. از طرف ديگر هنگامي كه توانستيد به اين مهم دست پيدا كنيد با «چسباندن كسب و كارتان به يك خصيصه» مي توانيد مطمئن باشيد كه راه موفقيت و بزرگ شدن را به درستي در حال طي كردن هستيد.

 

وجود احساسات موجب سود مي‌شود و كلينيك ها همواره بايد تلاش كنند كه رابطه اي احساسي را ميان برند يا برندهاي خود و مراجعين ايجاد كنند.
اين روزها برند در بازارهاي جهاني به يكي از بازيگران اصلي كسب و كار بدل شده است و هر كلينيك و مطب كه بتواند برند مقتدرتري در بازار داشته باشد، گوي سبقت را خواهد ربود.

 

وقتي موضوع برند و برندسازي مطرح مي‌شود، يكي از سئوالات اساسي اين است كه كلينيك و مطب درهنگام ايجاد يك راهبرد برند موفق و پيروزمند، چه نكاتي را بايد در نظر داشته باشند؟ محمدرضا سعادت، عضو هيئت علمي موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي بازرگاني وزارت صنعت،معدن و تجارت در يادداشتي سعي دارد به اين سئوال پاسخ دهد.

۱ – نخستين چيزي در ايجاد برند موفق بايد در نظر گرفت، ايجاد تفاوت و تمايز است.

بهترين راهبرد براي ايجاد يك برند نيرومند، ايجاد دركي از مفهوم تفاوت است. بزرگترين گام در فرايند تبديل شدن به يك برند مشهور و نه صرفاً يك نام مشهور، آن است كه برند هم متفاوت ديده شود و هم بهتر از رقبا باشد.

۲ – دوم اينكه سهم خود را مطالبه كنيد و مدعي آني باشيد.

روابط نيرومند با مشتريان، برندهاي نيرومند را تقويت مي‌كند ولي شركتها همچنان مايل به تمركز بر كسب سهمي از جيب مشتري هستند تا كسب سهمي از قلب و احساس مشتري. اين فلسفه ممكن است موجب فروش در كوتاه مدت شود ولي موجب ايجاد روابط بلند مدت نخواهد شد. دستيابي به سهمي از قلب و احساس مشتريان از طريق راضي كردن آنها نه فقط موجب ايجاد مشتريان وفادار خواهد شد بلكه اين مشتريان خشنود را به يك نيروي فروش كارآمد براي شركت تبديل خواهد كرد.

۳ – وجود احساسات موجب فروش مي‌شود و شركتها همواره بايد تلاش كنند كه رابطه اي احساسي را ميان برند يا برندهاي خود و مصرف كنندگان ايجاد كنند.

بهترين راه براي اطمينان از اينكه احساسات به برند و ايجاد روابط با مصرف كنندگان تبديل شود، ايجاد شخصيت برندي نيرومند است.به عبارت ديگر استفاده از ارزشهايي كه مصرف كنندگان دوست دارند و مي توانند با آنها ارتباط بر قراركنند.

۴ – چهارم اينكه به ياد داشته باشيد كه فرهنگ برند ايجاد كنيد. آموزش كاركنان، نقش بسيار مهمي در موفقيت برند دارد.

تك تك كاركنان شركت بايد آموزش داده شوند تا هم ارزش برند را بدانند و هم در كارهاي روزانه شان در مسير ايجاد برند از آن استفاده كنند. افراد از تجربه‌هايي بزرگ در زمينه برند برخوردارند. آنها سفيران برند شما هستند.

۵ – پنجم اينكه دست به استقرار سيستم مديريت برند بزنيد.

همه نقاط تماس با مصرف كنندگان بايد مورد توجه و مراقبت ويژه باشد تا اطمينان حاصل شود كه كل تجربه هاي افراد در زمينه برند همخوان، هماهنگ و متناسب است. اين مسأله شامل تغيير دادن راهبرد ، سيستم، فناوري، فرايندها، خدمات، كالاها و حتي مكان هاي فيزيكي است تا بتوان تجربه هاي خريداران را مهندسي كرد.

۶ – يك عنصر بسيار مهم ديگر در حوزه برند سازي، متوازن كردن يكپارچگي و همنوايي با تغييرات است.

گرچه مصرف كنندگان از محصولاتي كه با آن آشنا هستند و با خواسته هاي آنان سازگار هستند خوششان مي‌آيد، ولي در عين حال خواهان چيزهاي جديد نيز هستند. كالاها و خدمات جديد، عناصر بسيار مهم براي ارائه تجدد و ارتباط با مصرف كنندگان است. ولي ثابت نگه داشتن نام برند و ارزش هاي آن موجب افزايش اطمينان دوباره و اعتماد بيش از پيش مي شود.

۷ – آخرين موردي كه لازمه ايجاد برند موفق است اين است كه شركتها بايد با برندسازي به عنوان يك سرمايه گذاري برخورد كنند نه به عنوان يك هزينه.

اشتياق به سرمايه گذاري در زمينه برند در آسيا و كشورهاي درحال توسعه ضعيف است. تأكيد بسيار زياد بر تفكر و عملكرد كوتاه مدت سبب تضعيف برند سازي و به حاشيه راندن آن مي‌شود. در اغلب موارد، متناسب با تغيير عامل" احساس خوب" به برند ميزان تخصيص نقدينگي به موضوع برند سازي تغيير مي‌كند.

 

زمان آن فرا رسيده است كه به برند به عنوان يك دارايي راهبردي كه مي تواند ارزش هاي متعدد و بيشتري نسبت به دارايي هاي مشهود داشته باشد نگريسته شود.

شركتهاي كوچك و متوسط ايراني نيز بر سر دوراهي اجراي برندسازي و تغيير پارادايم در مباني تفكراتشان هستند. باقي ماندن در دنياي رقابتي جديد مستلزم حركت از افسانه ها به سمت بايد هاست. اما آيا آنها موفق به شكستن الگوهاي رفتاري قبلي خود خواهند شد؟

تكنولوژي دكتر لينك و تيم استراتژي مديريت و برندينگ آن توانايي دارد تا مطب و كلينيك شما را با استفاده از جديد ترين روش هاي تاييد شده از سوي انجمن هاي بزرگ بازاريابي و برندينگ شما را در دنياي كسب و كارتان حمايت كند و به سمت سوددهي بيشتر هدايت كند.

 

برچسب ها: بيمار,بيمارستان,پرونده پزشكي,درمانگاه,دكترلينك,مديريت كلينيك و درمانگاه,مديريت كلينيك,مديريت مطب,مطب پزشكي,نرم افزار جامع مديريت مطب,نرم افزار مديريت كلينيك,نرم افزار مديريت مطب   بدون ديدگاه

با عرض پوزش، فرم نظر در اين زمان بسته است.

  دسترسي سريع

منبع:وب سايت دكتر لينك



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

چگونه يك برند موفق شويم؟

در خيلي از شهر ها و مناطق مختلف دنيا هميشه اسم يك پزشك بر سر زبان هاست. مثلا خانم دكتر فلاني متخصص فلان يا آقاي دكتر فلاني تازه از آمريكا اومدن واي بايد بريم پيشش!!!!
اصلا داستان آقاي دكتر خانم دكتر فلاني چيه؟
هنگامي كه يك اسم خاص (نام پزشك/ كلينيك/مطب) تداعي كننده يك خصيصه است ما آن اسم خاص (نام پزشك/ كلينيك/مطب) را برند مي ناميم. از طرف ديگر هنگامي كه توانستيد به اين مهم دست پيدا كنيد با «چسباندن كسب و كارتان به يك خصيصه» مي توانيد مطمئن باشيد كه راه موفقيت و بزرگ شدن را به درستي در حال طي كردن هستيد.

 

وجود احساسات موجب سود مي‌شود و كلينيك ها همواره بايد تلاش كنند كه رابطه اي احساسي را ميان برند يا برندهاي خود و مراجعين ايجاد كنند.
اين روزها برند در بازارهاي جهاني به يكي از بازيگران اصلي كسب و كار بدل شده است و هر كلينيك و مطب كه بتواند برند مقتدرتري در بازار داشته باشد، گوي سبقت را خواهد ربود.

 

وقتي موضوع برند و برندسازي مطرح مي‌شود، يكي از سئوالات اساسي اين است كه كلينيك و مطب درهنگام ايجاد يك راهبرد برند موفق و پيروزمند، چه نكاتي را بايد در نظر داشته باشند؟ محمدرضا سعادت، عضو هيئت علمي موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي بازرگاني وزارت صنعت،معدن و تجارت در يادداشتي سعي دارد به اين سئوال پاسخ دهد.

۱ – نخستين چيزي در ايجاد برند موفق بايد در نظر گرفت، ايجاد تفاوت و تمايز است.

بهترين راهبرد براي ايجاد يك برند نيرومند، ايجاد دركي از مفهوم تفاوت است. بزرگترين گام در فرايند تبديل شدن به يك برند مشهور و نه صرفاً يك نام مشهور، آن است كه برند هم متفاوت ديده شود و هم بهتر از رقبا باشد.

۲ – دوم اينكه سهم خود را مطالبه كنيد و مدعي آني باشيد.

روابط نيرومند با مشتريان، برندهاي نيرومند را تقويت مي‌كند ولي شركتها همچنان مايل به تمركز بر كسب سهمي از جيب مشتري هستند تا كسب سهمي از قلب و احساس مشتري. اين فلسفه ممكن است موجب فروش در كوتاه مدت شود ولي موجب ايجاد روابط بلند مدت نخواهد شد. دستيابي به سهمي از قلب و احساس مشتريان از طريق راضي كردن آنها نه فقط موجب ايجاد مشتريان وفادار خواهد شد بلكه اين مشتريان خشنود را به يك نيروي فروش كارآمد براي شركت تبديل خواهد كرد.

۳ – وجود احساسات موجب فروش مي‌شود و شركتها همواره بايد تلاش كنند كه رابطه اي احساسي را ميان برند يا برندهاي خود و مصرف كنندگان ايجاد كنند.

بهترين راه براي اطمينان از اينكه احساسات به برند و ايجاد روابط با مصرف كنندگان تبديل شود، ايجاد شخصيت برندي نيرومند است.به عبارت ديگر استفاده از ارزشهايي كه مصرف كنندگان دوست دارند و مي توانند با آنها ارتباط بر قراركنند.

۴ – چهارم اينكه به ياد داشته باشيد كه فرهنگ برند ايجاد كنيد. آموزش كاركنان، نقش بسيار مهمي در موفقيت برند دارد.

تك تك كاركنان شركت بايد آموزش داده شوند تا هم ارزش برند را بدانند و هم در كارهاي روزانه شان در مسير ايجاد برند از آن استفاده كنند. افراد از تجربه‌هايي بزرگ در زمينه برند برخوردارند. آنها سفيران برند شما هستند.

۵ – پنجم اينكه دست به استقرار سيستم مديريت برند بزنيد.

همه نقاط تماس با مصرف كنندگان بايد مورد توجه و مراقبت ويژه باشد تا اطمينان حاصل شود كه كل تجربه هاي افراد در زمينه برند همخوان، هماهنگ و متناسب است. اين مسأله شامل تغيير دادن راهبرد ، سيستم، فناوري، فرايندها، خدمات، كالاها و حتي مكان هاي فيزيكي است تا بتوان تجربه هاي خريداران را مهندسي كرد.

۶ – يك عنصر بسيار مهم ديگر در حوزه برند سازي، متوازن كردن يكپارچگي و همنوايي با تغييرات است.

گرچه مصرف كنندگان از محصولاتي كه با آن آشنا هستند و با خواسته هاي آنان سازگار هستند خوششان مي‌آيد، ولي در عين حال خواهان چيزهاي جديد نيز هستند. كالاها و خدمات جديد، عناصر بسيار مهم براي ارائه تجدد و ارتباط با مصرف كنندگان است. ولي ثابت نگه داشتن نام برند و ارزش هاي آن موجب افزايش اطمينان دوباره و اعتماد بيش از پيش مي شود.

۷ – آخرين موردي كه لازمه ايجاد برند موفق است اين است كه شركتها بايد با برندسازي به عنوان يك سرمايه گذاري برخورد كنند نه به عنوان يك هزينه.

اشتياق به سرمايه گذاري در زمينه برند در آسيا و كشورهاي درحال توسعه ضعيف است. تأكيد بسيار زياد بر تفكر و عملكرد كوتاه مدت سبب تضعيف برند سازي و به حاشيه راندن آن مي‌شود. در اغلب موارد، متناسب با تغيير عامل" احساس خوب" به برند ميزان تخصيص نقدينگي به موضوع برند سازي تغيير مي‌كند.

 

زمان آن فرا رسيده است كه به برند به عنوان يك دارايي راهبردي كه مي تواند ارزش هاي متعدد و بيشتري نسبت به دارايي هاي مشهود داشته باشد نگريسته شود.

شركتهاي كوچك و متوسط ايراني نيز بر سر دوراهي اجراي برندسازي و تغيير پارادايم در مباني تفكراتشان هستند. باقي ماندن در دنياي رقابتي جديد مستلزم حركت از افسانه ها به سمت بايد هاست. اما آيا آنها موفق به شكستن الگوهاي رفتاري قبلي خود خواهند شد؟

تكنولوژي دكتر لينك و تيم استراتژي مديريت و برندينگ آن توانايي دارد تا مطب و كلينيك شما را با استفاده از جديد ترين روش هاي تاييد شده از سوي انجمن هاي بزرگ بازاريابي و برندينگ شما را در دنياي كسب و كارتان حمايت كند و به سمت سوددهي بيشتر هدايت كند.

 

برچسب ها: بيمار,بيمارستان,پرونده پزشكي,درمانگاه,دكترلينك,مديريت كلينيك و درمانگاه,مديريت كلينيك,مديريت مطب,مطب پزشكي,نرم افزار جامع مديريت مطب,نرم افزار مديريت كلينيك,نرم افزار مديريت مطب   بدون ديدگاه

با عرض پوزش، فرم نظر در اين زمان بسته است.

  دسترسي سريع

منبع:وب سايت دكتر لينك



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مشاوره بازاريابي مراكز درماني

اغلب پزشكان چه بصورت شخصي و چه در جايگاه مديريت مراكز درماني به دليل دغدغه هاي موجود در حوزه هاي علمي و پيگيري سيستم هاي داخلي زمان كافي براي برنامه ريزي و پيگيري برنامه هاي بازاريابي را ندارند. سيستم بازاريابي مراكز درماني و پزشكان خدمتي است در جهت نيازسنجي، تحقيق پيرامون نيازهاي درماني و معرفي خدمات و محصولات مراكز درماني جهت توسعه و بهبود سلامت جامعه است. خدمات گروه مديكال ماركتينگ در اين زمينه به صورت كاملا حرفه اي موجب افزايش مراجعين مراكز درماني و پزشكي شده و با روش هاي نوين و مطرح در سيستم هاي بازاريابي درماني جهان اقدام به معرفي هر چه بهتر خدمات و ويژگي هاي مراكز درماني به جامعه هدف مي نمايد. عموم مردم حق دارند تا با اطلاعات دقيق انتخابي صحيح بين مراكز درماني ارايه دهنده خدمات داشته باشند و مجموعه مديكال ماركتينگ ضمن افزايش و كميت ارتباطات با مشتريان و مراجعين سعي بر آن دارد تا مراكز پزشكي ذيصلاح بتوانند با كمترين هزينه بيشترين بازدهي را در اين زمينه داشته باشند. همچنين تكنيك هاي ويژه بازاريابي مراكز درماني اين امكان را به پزشكان و مراكز درماني ميدهد تا خدمات تخصصي خود را در سطح گسترده تري از مكان جغرافيايي مستقر در ان ارايه نموده و به اطلاع متقاضيان خدمات درماني در سطح كشور و حتي جهان قرار مي دهد. خدمات بازاريابي مراكز درماني در راستاي توسعه توريسم سلامت مي تواند راه كاري جهت معرفي خدمات ويژه مراكز درماني به عموم مردم در سطح كشور و بين المللي باشد. متخصصان گروه مديكال ماركتينگ آماده ارايه خدمات ويزه جهت توسعه برند شما ميباشد.

منبع:medicalmarketing.ir



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

برندينگ مراكز درماني

مردم شايد هرگز به ييمارستان ها يا مراكز درماني كه بيشتر تبليغ ميكنند نروند، آنها مراكز درماني را براي درمان انتخاب ميكنند كه به آن اطمينان دارند، اطمينان از دريافت خدمات حرفه اي و مطلوب. اما اين اطمينان زماني حاصل مي شود كه ذهنيت مثبتي از آن مركز درماني داشته باشند ايجاد ذهنيت مثبت نيازمند پياده سازي يك سيستم جامع مبتني بر ارايه خدمات عالي و انتقال حس اطمينان و آرامش به مراجعه كننده و جامعه مي باشد، شيوه هاي خاص و تكنيك هاي تخصصي برندينگ كمك ميكند تا اين خدمات ويژه ذهنيت مورد نظر را در ذهن افراد ايجاد نموده و جايگاه ويژه اي را براي برند مورد نظر ايجاد نمايد. تدوين استراتژي برندينگ مراكز درماني، آموزش مفاهيم برندينگ به اركان درگير سازمان و پياده سازي روش هاي نوين برندسازي، خدمات ويژه گروه مديكال ماركتينگ ميباشد كه تضمين كننده افزايش سرعت و كيفيت ذهنيت سازي مثبت و نهايتا ايجاد حس اطمينان در كل جامعه نسبت به آن مراكز درماني است.

منبع:وب سايت medicalmarketing.ir



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

يكسال از رونمايي پروژه برندينگ شركت سبز گذشت

شركت sabz biomedicals از جمله شركت هاي دانش بنيان فعال در زمينه توليد دستگاه هاي آزمايشگاهي مطالعات سلولي و ژنتيك است. اين شركت همچنين خدمات و آموزش هاي گسترده اي را به فعالان اين حوزه ارائه مي دهد. بازاري كه حضور رقباي جهاني پرقدرت همچون abcam  و  lifetechnologies تنها حضور شركت هايي ارزش محور را امكانپذير ساخته است.

پروژه برندينگ شركت سبز بر همين اساس و ارائه چهره اي روشن و حساب شده از ارزش هاي پيشنهادي سازمان و در مهرماه سال 93 آغاز شد در اين ميان نقاط تماس گوناگوني نظير لوگو، مجموعه چاپي، وب سايت، نرم افزار و محصولات مورد بازبيني و طراحي مجدد قرار گرفت. اين پروژه همچنان نيز در حال ادامه و توسعه نقاط تماس است. براي همه دست اندركاران اين سازمان كه با نگرش باز خود مارا در اجراي ايده هاي نوآور ياري دادند، سال خوش و سرشار از موفقيتي را آرزومنديم.

 

منبع:designthinking.ir



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

شركت تبليغاتي تهران برندينگ

شركت ايده پردازان پايتخت نمانام سازان با نام تجاري شركت تهران برندينگ با پيشينه ۸ سال تجربه مديريت در زمينه : چاپ امنيتي، چاپ فاكتور امنيتي، چاپ ، بسته بندي ، تبليغات ، طراحي و چندين سال سابقه عكاسي صنعتي ، غرفه آرايي ، دكوراسيون داخلي و همچنين پيشرو در زمينه طراحي وب سايت با اتكا به هنر و خلاقيت پرسنلي توانمند ، قدمي نو در عرصه تبليغات با ديد و نگاهي متفاوت نهاده است. شركت تهران برندينگ از معدود شركت هايي مي باشد كه كليه خدمات فوق را در قالب يك تيم واحد و در كنار هم گرد آورده است . سرلوحه ما ، انجام كليه امور فوق با دقت ، ظرافت و نظم بوده كه با نظارت مستقيم مديريت مجموعه انجام مي پذيرد .

 

از زبان مشتريان برترين شركت طراحي

كاربردهاي رايج طراحي گرافيك در شركت هاي تبليغاتي شامل هويت (لوگو و نام تجاري) ، انتشارات (مجلات، روزنامه‌ها و كتاب‌ها) ، تبليغات (چاپ، پوسترها، بيلبوردها) ، گرافيك وب‌سايت، علائم و بسته‌بندي محصولات است. به عنوان مثال، بسته‌بندي محصول ممكن است شامل يك لوگو و يا ديگر آثار هنري، متن‌هاي سازمان‌يافته و عناصر طراحي خالص از جمله عكس‌ها، اشكال و رنگ باشد كه ساختار متحد قطعه را شكل مي‌دهند.

علي اسكندري – مدير عامل شركت آميا  

هسته اوليه شركت تبليغاتي تهران برندينگ توسط آقاي مهندس مهيار تهراني شكل گرفت . تلفيق تجربيات چندين ساله  ايشان در مديريت كسب‌و‌كار و فن‌آوري‌هاي نوين و نيز تحليل و شناخت فرصت‌هاي موجود در زمينه بازاريابي خدمات در كشور ، موجب گرديد تا حوزه خدمات زيبايي پزشكي را به‌عنوان اولين بازار تخصصي خود انتخاب نمايد .

خدماتي كه ايشان در مسير بازاريابي در زمينه پزشكي-زيبايي انجام دادند نظير:

طراحي و اجرا غرفه نمايشگاهي/خدمات چاپ و بسته بندي و طراحي گرافيكي/طراحي و بهينه سازي وب سايت/عكاسي صنعتي و تبليغاتي و همچنين محيطي بوده است.

شركت تبليغاتي تهران برندينگ در طي سال‌هاي اوليه فعاليت خود با تمركز بر خدمات و توانايي هاي تيم، خدمات متنوع و ارزشمندي را به شركت‌هاي تجهيزات پزشكي وزيبايي، همچنين پزشكان متخصص ارائه داد.

از جمله اين خدمات مي‌توان به تدوين و پياده‌سازي برنامه استراتژيك، تدوين برنامه جامع بازاريابي، ايده پردازي و اجراي فعاليت‌هاي ارتباطي و روابط عمومي، طراحي و پياده‌سازي و مديريت دارايي‌هاي ديجيتال (وب‌سايت، شبكه‌هاي اجتماعي و…) و همچنين طراحي و مديريت هويت سازماني و برند سازي شخصي پزشكان اشاره نمود

    تيم تهران برندينگ  

تيم تهران برندينگ با بسط تجربيات و توانمندي‌هاي خود اقدام به توسعه بازار نمود و ارائه خدمات وب سايت/ غرفه سازي نمايشگاهي / عكاسي صنعتي و تبليغاتي و آثار گرافيكي همراه با چاپ و بسته بندي به شركت هاي صنعتي و غذايي / محصولات لوكس و تجارت الكترونيك را به بازارهاي تخصصي خود افزود .

    مأموريت  

مأموريت ما در شركت تهران برندينگ ارائه مشاوره و پياده‌سازي راه‌كارهاي اثربخش توسعه كسب‌و‌كار براي سازمان‌هاي پيشروي كشورمان با اعتقاد به ارزش‌آفريني و تكيه بر به‌روزترين و خلاقانه‌ترين ايده‌ها و ابزارهاي بازاريابي در كنار بهره‌مندي از متخصصان توانمند و فن‌آوري‌هاي نوين است .

      اصول ارزشي  

نوآوري و اعتقاد به كاربري روش‌هاي علمي و فن‌آوري‌هاي ‌روز
خلاقيت به‌عنوان عنصر كليدي ايجاد تمايز
اعتقاد به كار تيمي و تصميم‌گيري بر اساس خرد جمعي
ارزش‌آفريني و تعهد به جامعه
احترام به حقوق مشتري و ارزش افزايي براي تمامي ذي‌نفعان
اعتقاد به سرمايه‌هاي انساني به‌عنوان مهم‌ترين سرمايه و عامل اصلي رشد و تعالي سازمان

    چشم‌انداز  

شركت غرفه سازي نمايشگاهي تهران برندينگ با اعتقاد به نوآوري ، ارزش‌آفريني و تلاش روزافزون به دنبال كسب جايگاهي اثربخش در توسعه كسب‌و‌كارهاي كشورمان و درنتيجه بهبود كيفيت زندگي مردم هستيم و در اين راه باور داريم كه رتبه اول سازمان‌هاي خدمات بازاريابي را به دست مي‌آوريم.

 

منبع:وب سايت تهران برندينگ



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

چگونه در جامعه پزشكي تبديل به يك برند شويم

بر پايه نتايج تحقيقات در دانشگاه بنتلي در بوستون آمريكا امروزه قاره آسيا به عنوان يكي از مهم ترين نقاط جهان در حوزه پزشكي شناخته مي شود.

چگونه در جامعه پزشكي تبديل به يك برند شويم

به گزارش روابط عمومي گروه نيكان، به گفته پژوهشگران آمريكايي كشورهايي مانند هند، مالزي، اندونزي و ايران به عنوان فعال ترين كشورها در بازار پزشكي در دوران جديد معرفي شده اند در شرايطي كه در اين ميان به طور ويژه اي موفقيت در سال هاي اخير نصيب كمپاني هايي شده كه توانسته اند در شاخه پزشكي تبديل به برند شود.
علم پزشكي و بازارهاي مربوط به آن يكي از سه عرصه اقتصادي پر مخاطب در جهان امروز قلمداد شده اند. امروز پزشكي به سرعت بسيار بالا در دنياي برندها نقش اساسي پيدا كرده است و پيش بيني شده در 10 سال آينده كمپاني هايي در شاخه پزشكي در دنيا حرف اول را خواهند زد كه برندشان به اندازه كافي شناخته شده است يا به زباني ديگر كمپاني هايي كه تبديل به برنده شده اند بازار پزشكي را در دست خواهند گرفت.
در سال هاي اخير و با توجه به استاندارهاي جهاني، تبديل شدن به برند به دغدغه اصلي همه شركت ها و كمپاني هاي پزشكي در داخل كشورمان بوده است. اما حقيقت اين است كه برند شدن شركت هاي داخلي به دليل نبود مشاوران كارآمد، براي بسياري از كمپاني هاي حتي با امكانات همواره رويايي دست نيافتني بوده است چرا كه ابزار لازم براي تبديل شدن به يك برند را در اختيار نداشتند.
اخيرا يك كمپاني تخصصي تبليغات و برندينگ در كشورمان با ايده هاي جديد پروسه تبديل شدن يك كمپاني به برندي مطرح را به صورت تخصصي انجام مي دهد. گروه تجاري نيكان كمپاني است كه به صورت سازمان يافته و هدفمند كمپاني هاي بازار پزشكي را با توجه به امكانات آن كمپاني و با هزينه معقول تبديل به برند مي كند. روشي كه در سال هاي اخير كمتر به آن پرداخته شده و به شدت مورد استقبال كارفرمايان جامعه پزشكي قرار گرفته است.
در شرايطي كه بسياري از افراد در جامعه پزشكي با نارضايتي از عملكرد مشاوران تبليغات و برندينگ سخن مي گويند، اين شركت تخصصي تبليغات با هزينه مناسب و با استفاده از چند الگو و سبك از ايده هاي برندينگ در دنيا، اين روند را با روش جديدي براي يك كمپاني رقم مي زند.
به گفته حميد رضا فريادرس مدير گروه بازرگاني نيكان تيم مشاوران اين كمپاني با در نظر گرفتن الگوهاي تبليغات و برندينگ از كشورهايي همچون آمريكا، فرانسه، انگليس و آلمان، روش هاي متفاوتي را پيش روي كمپاني ها قرار مي دهند تا در نهايت يك مراجعه كننده بتواند با هزينه مورد نظرش، پروسه تبديل شدن شركتش به يك برند را طي كند.
معتبرترين تئوريسين هاي علم بازاريابي در دنيا، برند شدن را مهم ترين عامل در دنياي امروز براي موفقيت يك كمپاني مي دانند. برندينگ نه تنها از نظر اقتصادي يك كمپاني را تبديل به قطب مي كند، بلكه موقعيت آنرا تبديل به موقعيتي جهاني مي كند.

 

منبع:وب سايت اخبار رسمي

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۶:۰۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع: