مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4846
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 45
همه : 4414595

200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟  (1)

 


چگونه سخنراني كنيم؟ مجموعه اي است نسبتا نو، متنوع و خواندني كه به زيور قلم آراسته شده و با عنوانهاي زير به نگارش درآمده است:

يك . تعريف سخنراني;

دو . اهداف سخنراني;

سه . عوامل مؤثر در سخنراني;

چهار . اصول سخنراني;

پنج . نكات پيش از سخنراني;

شش . نكات آغاز سخنراني;

هفت . نكات هنگام سخنراني;

هشت . نكات پايان سخنراني;

نه . نكات پس از سخنراني;

ده . مواد سخنراني;

يازده . شرايط سخن;

دوازده . شرايط سخنران;

سيزده . شرايط سخنراني;

چهارده . آفات سخنراني;

پانزده . آداب سخنراني;

پيش از مطالعه اين نوشتار، اين نكته ها را نيز مطالعه نماييد:

كوشيده ايم كه نكته ها را به صورت كوتاه بازگو نماييم و از درازگويي بپرهيزيم .

استفاده از آيات، روايات، سخنان بزرگان دين و دانش، اشعار، خاطره ها، تجربه ها و مانند آن را، بيشتر براي فرصتي ديگر و بهتر گذاشته ايم .

تلاش كرده ايم - تا آنجا كه امكان يا توان داشته ايم - هر نكته اي را با مثال و نمونه همراه كنيم تا افزون بر نگارش علمي، قلمي كاربردي را نيز به كار برده باشيم .

قلم را به گونه اي چرخانده ايم تا نگاشته هاي آن، خواندني و از دسته بندي و نظمي منطقي و البته نسبي برخوردار باشند .

در اين نگاشته، از نگاشته هاي ديگران نيز بي بهره نبوده ايم كه سپاس و قدرداني خويش را به محضر همه آنان تقديم مي داريم .

حسن ختام اين نكته ها را اين نكته از حضرت امام خميني (ره) قرار مي دهيم: ممكن است دستهاي ناپاكي با سم پاشي ها و تبليغات سوء، برنامه هاي اخلاقي و اصلاحي را بي اهميت وانمود كرده، منبر رفتن براي پند و موعظه را با مقام علمي مغاير جلوه دهند . . . امروز در بعضي از حوزه ها شايد منبر رفتن و موعظه كردن را ننگ بدانند; غافل از اينكه حضرت امير (عليه السلام) منبري بودند و در منابر، مردم را نصيحت فرموده، آگاه، هوشيار و راهنمايي مي كردند . ساير ائمه (عليهم السلام) نيز چنين بودند . (1)

يك . تعريف سخنراني

1 . سخنراني فن و هنري است كه از راه ارائه دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تاثير مي گذارد و آنان را به سوي موضوع و هدفي خاص راهنمايي و براي آن زمينه سازي مي كند .

2 . همان گونه كه در تعريف بالا ديديد، سخنراني، راهنمايي مخاطب به سوي «هدفي خاص » است كه بايد براي آن «زمينه سازي » كرد . بنابراين، شما در هر سخنراني بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفه خود را «راه نشان دادن » بدانيد نه «همراه خود بردن » ، و بايد از «اجبار» و «تحميل » در اين راه نيز پرهيز نماييد .

3 . باتوجه به تعريف سخنراني بايد توجه داشته باشيد كه سخنراني هم «فن » است، پس به «دانش » نياز داريد; و هم «هنر» است، پس به «ذوق » نياز داريد . از اين رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز به روز، بر «دانش سخنوري » و «ذوق سخنوري » خويش بيفزاييد .

4 . باتوجه به تعريفي كه براي سخنراني شد، شما در سخنراني خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائه دليل و ديگري برانگيختن عواطف . در كار اول، بايد بر «عقل » مخاطب خود و در كار دوم، بر «احساسات » او تاثير بگذاريد . و بايد دانست هر سخنراني اي كه اين «تاثيرگذاري » را نداشته باشد، سخنراني نيست و گوينده آن نيز سخنران نيست .

دو . اهداف سخنراني

5 . سخنراني بدون هدف، ساختن خانه اي بدون نقشه است . نبايد به گونه اي سخنراني كنيد كه شنوندگان شما پس از پايان سخنراني تان بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم چه هدف و مقصودي از بيان آنها داشت و چه چيزي را ي خواست بگويد» . يكي از علتهاي چنين امري، داشتن معلومات بدون نظم و انسجام است كه هرچه زودتر بايد آنها را از نظمي منطقي و انسجامي درخور، برخوردار سازيد .

6 . اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:

الف . اقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي دهيد .

ب . ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي رسانيد . به طور مثال، گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه مسائل عقيدتي و كلام جديد است . در اين صورت، بايد با دليل و استدلال، مخاطب خود را قانع كنيد . و گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه كمكهاي مالي براي امور خيريه است . در اين صورت، بايد با تحريك عواطف، مخاطب خود را برانگيزانيد .

7 . براي قانع كردن شنوندگان مي توانيد از دليلهاي نقلي، مانند «آيات و روايات » و از دليلهاي عقلي، مانند «اجتماع نقيضين محال است » و از دليلهاي علمي، مانند «هر عملي عكس العملي دارد» ، استفاده كنيد . البته، هر نوع دليلي بايد متناسب با موضوع و مخاطب خود باشد . به طور مثال، چنانچه مخاطب شما به اسلام عقيده اي ندارد، نمي توانيد از دليهاي نقلي استفاده نماييد، بلكه بايد به دليلهاي عقلي و علمي روي آوريد .

8 . هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتما سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظر بگيريد . اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليلهاي آسانتري استفاده نماييد . چنانچه مخاطبانتان دانشگاهيان هستند، دليلهاي علمي تري را به كارگيريد; ولي هيچ گاه از دليلهاي سست و غير منطقي - اگر چه قانع كننده نيز باشند - استفاده نكنيد; زيرا با رشد فكري و علمي مخاطبان و به مرور زمان، دست شما رو خواهد شد .

9 . هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل » استفاده نكنيد; زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده اي صحيح نيست; بلكه از آنها به عنوان «شاهد» بر دليل و «مؤيد» آن استفاده نماييد . مثلا براي «مدارا كردن با دشمن » نمي توانيد به اين شعر «حافظ » استناد كنيد: «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا» ; زيرا ممكن است طرف مقابل شما، براي «مدارا نكردن با دشمن » ، به اين شعر «سعدي » استناد نمايد: «امروز بكش، چو مي توان كشت/كاتش چو بلند شد، جهان سوخت/مگذار كه زه كند كمان را/دشمن كه به تير مي توان دوخت » ; در حالي كه برخورد با دشمن مراحل گوناگوني دارد كه گاه مداراكردن و تساهل ورزيدن است و گاه مدارا نكردن و خشونت ورزيدن است .

10 . درجه برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجه اهميت موضوع متناسب باشد . به طور مثال، بايد براي كمكهاي مالي ده هزارتوماني، ده درجه شورانگيزي و براي كمكهاي مالي صد هزارتوماني، صد درجه شورانگيزي كنيد . يا مثلا ترغيب براي رفتن به خط مقدم جبهه و شركت در عمليات، امكان دارد شورانگيزي بيشتري بخواهد، وتشويق براي كمك به پشت جبهه، ممكن است شورانگيزي كمتري نياز داشته باشد .

11 . در برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، «زمان شناسي » و «قدرشناسي » لازم است كه در چه زماني بايد شورانگيزي كنيد و به چه مقداري بايد حرارت به كار بريد . به طور نمونه، غالبا نبايد در مقدمه سخن و بدون مقدمه، به برانگيختن و شورانگيزي بپردازيد و از همان آغاز، صداي خود را بلند كنيد و حنجره خود را آزرده سازيد و در پايان نيز، با گرفتگي صدا به سخنان خود پايان دهيد .

12 . در برانگيختن احساسات و عواطف، اقتضاي حال شنونده را نيز بايد در نظر بگيريد; براي عوام نوعي شورانگيزي بايد بكنيد و براي خواص نوعي ديگر . براي زنان و جوانان نوعي برانگيزي بايد بكنيد و براي مردان و پيرمردان نوعي ديگر . مثلا براي اعزام جوانان به جبهه، بايد از رشادتهاي «حضرت علي اكبر (عليه السلام)» و براي اعزام پيرمردان به جبهه، بايد از رشادتهاي «حضرت حبيب بن مظاهر (عليه السلام) بگوييد، و براي حفظ خون شهدا، بايد از صبر و پيام رساني «حضرت زينب (عليهاالسلام) سخن به ميان آوريد .

13 . براي برانگيختن احساسات و عواطف شنوندگان، حتما به «ادبيات » ، «هنر» ، «شرح زندگاني پيشوايان و بزرگان » و مانند آن روي آوريد . گاه با خواندن دو بيت شعر مي توانيد جمعيتي را منقلب سازيد و آنان را برانگيزانيد . مثلا اگر در زمينه «ايثارجان » و «نثارخون » مي خواهيد سخن بگوييد، دو بيت زير مي تواند عده اي را منقلب كند و برانگيزاند:

گر مرد رهي ميان خون بايد رفت

از پاي فتاده سرنگون بايد رفت

تو پاي به راه در نه و هيچ مپرس

خود، راه بگويدت كه چون بايد رفت

سه . عوامل مؤثر در سخنراني

14 . اگر در آغاز راه هستيد، به خود تلقين كنيد كه هم مي توانيد سخنراني نماييد و هم مي توانيد سخنوري موفق باشيد . مثلا اين جمله را بارها و بارها در قلب يا بر زبان خود جاري كنيد: «من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم; حتما من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم; قطعا من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم .»

15 . چنانچه احساس مي كنيد كه جرات سخن گفتن در برابر جمعيتهاي بسيار را نداريد، مدتي در برابر جمعيتهاي اندك سخنراني نماييد تا اين جرات در وجود شما جوانه بزند . به طور نمونه، ابتدا در مهمانيها، ميان دوستان و خويشاوندان، و جلسات خانگي، سخنراني كنيد تا بتوانيد در دانشكده ها، دانشگاهها، مساجد، حسينيه ها، مدارس و مراسم مذهبي و سياسي و اجتماعي سخنوري نماييد .

16 . برخي بر اين عقيده اند كه سخنوران تازه كار بايد سخنراني خود را قبلا در برابر آينه اي بزرگ تمرين كنند و آن را حك و اصلاح نمايند تا بتوانند در آينده، سخنوري موفق شوند .

17 . سخنراني مؤثر آن است كه از دل و باور گوينده آن سرچشمه گرفته باشد تا به دل و باور شنونده نفوذ كند; زيرا آنچه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند . مثلا چنانچه خطيبي خطاب به دانشجويان مي گويد: «دانشجويان عزيز! باور كنيد هر دعايي با شرايطش مستجاب مي شود» ، آيا خودش در قلبش اين گفته را باور دارد، يا اينكه چون چند باري دعاي خودش مستجاب نشده است، اين گفته را فقط بر زبان جاري مي كند، ولي قلبا آن را باور ندارد .

18 . سعي كنيد در سخنرانيهاي خود، حسن نيت داشته و خيرخواه و دوستدار شنوندگان خود باشيد تا سخنان شما در آنان تاثير مثبت و بيشتري بگذارد . في المثل، با مخاطبان خود به گونه اي كه گفته شد، باشيد، تا چنانچه براي انجام دادن كار خيري از آنان كمك مالي خواستيد، شما را در اين امر ياري نمايند، نه اينكه احساس كنند كه شما داريد آنان را تيغ مي زنيد .

19 . اطلاعات علمي و عمومي خود را افزايش دهيد تا در كار سخنراني موفق تر باشيد . به طور نمونه، چنانچه مي خواهيد در زمينه «بهداشت » سخنراني كنيد، شايسته است كه مقداري اطلاعات «پزشكي » داشته باشيد و يا مثلا بدانيد كه «ابوعلي سينا» و «پاستور» چه كساني بوده و چه كارهايي كرده اند . و در صورتي كه مي خواهيد براي «دانشگاهيان » سخن بگوييد، خوب است كه بدانيد هر مقطع دانشگاهي چه نام دارد، چند سال است، داراي چند واحد و ترم است و مثلا «اپسيلن » چيست .

20 . سخنران بايد نخست خودش نسبت به محتواي سخنانش علاقه مند و پاي بند باشد تا سخنانش در ديگران نيز اثر كند . مثلا اگر به مردم مي گويد: «اي مردم! ساده زندگي كنيد و از تجمل گرايي پرهيز نماييد» ، خودش بايد زندگي به دور از تجملات و ساده اي داشته باشد، نه اينكه در خانه اي شيك و گران زندگي كند و روي فرشهاي قيمتي راه برود و با اتومبيلي خارجي و مدل بالا رفت و آمد نمايد .

21 . براي موفقيت بيشتر در سخنوري بايسته است كه با «روش » هاي زير آشنايي داشته باشيد:

روش مطالعه;

روش تلخيص;

روش فيش برداري;

روش تحقيق;

روش ترجمه;

روش نقد;

روش استدلال;

روش دسته بندي .

22 . در سخنراني از موضوعات، مواد و مطالبي استفاده كنيد كه مورد نياز و ابتلاي شنوندگان باشند . در اين صورت، سخنان شما نافذتر خواهد بود . براي مثال، سخن گفتن از جن و پري و علم ستاره شناسي و مباحث عميق فلسفي و عرفاني چندان مورد نياز و ابتلاي عموم شنوندگان در اين زمان نيست، ولي معمولا سخن گفتن از مسائل فرهنگي و اخلاقي و اجتماعي، مورد نياز و ابتلاي آنان است .

23 . رابطه روحي و عاطفي سخنران با شنوندگان در موفقيت او تاثير بسزايي دارد . اگر مي خواهيد اين رابطه برقرار شود، از ژرفاي دل و از روي اخلاص و با صداقت سخن بگوييد . مثلا چنانچه در جايي به چند جوان مجرد كمك فكري و مالي كرده ايد تا ازدواج كنند، در سخنرانيهاي خود نگوييد: «من چنين كاري كرده ام » ، بلكه بگوييد: «يكي از سخنوران چنين كاري كرده است » . يا در صورت امكان، محل سخنراني خود را زود ترك ننماييد، بلكه براي رسيدگي به مشكلات و گوش دادن به درد دل آنان، مدتي در آنجا بمانيد .

24 . براي اينكه سخنراني شما تاثير بيشتري داشته باشد، به كلي گوييهاي صرف بسنده نكنيد; بلكه به جزئيات و مصاديق و مثالهاي آن نيز روي بياوريد . به طور نمونه، اگر به مخاطبانتان مي گوييد: «آداب اجتماعي و اخلاقي را رعايت كنيد» ، به آنان نيز بگوييد: «ريختن آب دهان و . . . در خيابان و دست در بيني كردن در حضور ديگران برخلاف آداب اجتماعي و اخلاقي است .»

25 . استفاده از جملات و كلماتي نظير «شايد» ، «گويا» ، «احتمال دارد» و «ممكن است » ، تاثير و نفوذ سخن شما را كم مي كند . مثلا به جاي اينكه بگوييد: «اي مردم! اگر در مراسم نماز باران شركت كنيد، ممكن است باران بيايد»، بگوييد: «اي مردم! در مراسم نماز باران شركت كنيد تا باران بيايد» . يا به جاي اينكه بگوييد: «دانشجويان گرامي! چنانچه در اين جلسه شركت كنيد، شايد مسؤولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند» ، بگوييد: «دانشجويان گرامي! در اين جلسه شركت كنيد تا مسؤولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند .»

26 . يكي از راههاي يادگيري فن سخنوري و موفقيت در آن، شركت در جلسات سخنوران موفق است تا از هر سخنوري نكته اي را فرابگيريد; كيفيت و كميت سخنش را بسنجيد; چگونگي ورود وي در مباحث گوناگون و خروج از آن را مشاهده كنيد; حالات، حركات و سكنات او را بر كرسي سخن در نظر داشته باشيد و سپس آنها را در سخنرانيهاي خودتان به كار بنديد .

27 . سعي كنيد با سخنوران مشهور و خبره ارتباط نزديك داشته باشيد و با آنان مشورت و از تجربياتشان استفاده نماييد; زيرا غالبا تجربه ها در جايي نوشته نمي شوند، و پس از چندين سال تلاش هميشگي و خستگي ناپذير به دست مي آيند . از اين رو، گاه كسب يك تجربه در فن سخنوري مي تواند در موفقيت شما نقش بسزايي داشته باشد . مثلا اين تجربه براي شما مفيد است كه در هنگامسخنراني بايد از عادتهاي نامطلوب (مانند بازي كردن با موهاي صورت)، پرهيز كنيد; زيرا عادتهاي نامطلوب مي تواند نقش مؤثري در پراكندگي حواس شنوندگان داشته باشد .

28 . اگر مي خواهيد سخنوري موفق باشيد، از موضوعاتي استفاده كنيد كه بر مباحث آن كاملا تسلط و در آن مطالعات و معلومات كافي داريد . في المثل، چنانچه بر موضوع «توحيد در شعر حافظ » 90% تسلط داريد، ولي بر موضوع «توحيد در شعر مولوي » 70% تسلط داريد، حتما موضوع اول را برگزينيد .

29 . شخصيت شما و قدر و منزلتي كه نزد افكار عمومي داريد، در تاثير سخنراني تان كاملا نقش دارد . بنابراين، مواظب باشيد كه با گفتاري ناپسند و يا رفتاري ناشايست، شخصيت و قدر و منزلت خويش را نزد مردم لكه دار نكنيد . گاهي گفتن يك لطيفه ركيك يا يك جمله سخيف، مي تواند شخصيت شما را زير سؤال ببرد و سخنانتان را كم تاثير و يا حتي بي تاثير نمايد .

30 . در صورتي كه مي خواهيد سخنوري موفق و جذاب باشيد، هم سخن خوب بگوييد و هم خوب سخن بگوييد . براي موفقيت در امر اول، بايد از مواد و مطالب خوب بهره بگيريد . و براي موفقيت در امر دوم، بايد از ابزارها، قالبها و روشهاي خوب استفاده كنيد . مثلا «سعدي شيرازي » در شعر «سعديا گرچه سخندان و مصالح گويي/به عمل كار برآيد به سخنداني نيست » ، هم سخن خوبي گفته است كه انسان بايد به گفته هاي خويش عمل نمايد، و هم خوب سخن گفته است كه سخن خوب خود را در قالب شعري زيبا بيان كرده و از روشي فروتنانه استفاده نموده و مخاطب سخن خود را خودش قرار داده است .

31 . در صورت امكان، از روش سمعي و بصري در سخنراني نيز استفاده كنيد و يا حداقل قسمتي از سخنراني خود را با اين روش بيان نماييد كه گفته اند: «يك تصوير گوياتر از هزار كلمه است » . براي به كارگيري اين روش، استفاده از وسايلي، مانند فيلم، اسلايد، اورهد، اپك، نقشه، لوحه، تخته و تابلو مي تواند براي شما كارگشا باشد و تاثير بسزايي بر مخاطبانتان بگذارد .

32 . بكوشيد علاوه بر اينكه هميشه براي مخاطبان خاصي - مثلا جوانان - سخنراني مي كنيد، براي گروههاي ديگري از مردم، مانند بزرگسالان، روستاييان، كارگران، كارمندان، بانوان، معلمان، دانشگاهيان و حوزويان، نيز سخنراني نماييد تا با تيپهاي گوناگون در ارتباط باشيد و از افكار و خواسته هاي مختلف با خبر شويد . اين امر، شما را در كار سخنوري پخته تر و موفق تر مي كند .

33 . در صورت امكان، فاصله بين شما و شنوندگانتان كمتر باشد تا تاثير سخنان شما در آنان بيشتر گردد .

34 . دفترچه و يا تقويمي را تهيه كنيد و در آن، زمان، مكان، موضوع و مخاطبان سخنرانيهاي خود و نام كساني را كه از شما دعوت كرده اند، در آن يادداشت نماييد تا هم با فراموشي روبه رو نشويد و هم با آمادگي قبلي سخنراني كنيد . مثلا جدولي بدين صورت را در آن دفترچه يا تقويم بكشيد:

زمان / مكان / موضوع / مخاطب / دعوت كننده

شنبه 14/8/1380 / ساعت 10 صبح / دانشكده ادبيات دانشگاه تهران / شعر و ادب از ديدگاه اسلام / دانشجويان رشته ادبيات فارسي و استادان آنان / رئيس دانشكده ادبيات

35 . مي توانيد براي يادگيري و به كارگيري مطالب جالب و كلمات و جملات زيبا و روان دفتري را تهيه نماييد و آنها را در آن دفتر يادداشت كنيد تا هنگام سخنراني و به تناسب موضوع و محتواي سخن از آنها استفاده نماييد . براي آساني كار و صرفه جويي در وقت، بهتر است كه اين دفتر را از نوع «دفتر كلاسور» انتخاب كنيد و آن را به صورت «موضوعي » تنظيم نماييد و موضوعات آن را به ترتيب الفبايي در دفتر قرار دهيد . به طور مثال، مطالب و جملات اخلاقي را در قسمت «اخلاق » ; مطالب و جملات تربيتي را در قسمت «تربيت » ; مطالب و جملات عرفاني را در قسمت «عرفان » و مطالب و جملات قرآني را در قسمت «قرآن » ; مطالب و جملات ادبي را در قسمت «ادبيات » و مطالب و جملات هنري را در قسمت «هنر» قرار دهيد و به ترتيب الفبايي و بدين گونه تنظيم كنيد:

اخلاق;

ادبيات;

تربيت;

عرفان;

قرآن;

هنر .

36 . هميشه برگه هاي يادداشت و فيشهايي را همراه خود داشته باشيد تا هنگامي كه به مطالبي جالب، سخناني جذاب و اشعاري زيبا برخورد كرديد، بتوانيد بدون درنگ و دشواري، آنها را يادداشت كنيد و سپس در سخنرانيهايتان به كار گيريد . مثلا از كنار خياباني عبور مي كنيد و بر ديوار آن، اطلاعيه اي را مي بينيد كه اين اشعار در آن نوشته شده اند:

من نمي دانم كه اسلام از كجاست

من نمي دانم كه ايمان از كي است

هركسي دنبال چيزي مي رود

كز نخستين روز دنبال وي است

من «خميني » را ستايم زانكه او

هم «خم » است و هم «مي » است و هم «ني » است

شما در اين هنگام، برگه اي را بيرون بياوريد و اين اشعار را در آن يادداشت كنيد تا در فرصتي مناسب، مثلادر شب سالگرد ميلاد امام خميني (ره)، از آنها استفاده نماييد .

37 . در مواردي كه به مدتي طولاني - مثلا يك دهه محرم يا صفر و يا يك ماه مبارك رمضان - سخنراني مي كنيد، در روزهاي پاياني آن از مخاطبان خود بخواهيد تا نظرات، پيشنهادها و انتقادهايشان را نسبت به سخنانتان از جهات گوناگون به شما منتقل نمايند . مثلادر شب بيست و پنجم ماه مبارك رمضان، برگه هايي را كه داراي سه پرسش «نكات منفي سخنراني » ، «نكات ثبت سخنراني » و «پيشنهادها براي بهتر شدن سخنراني » است، به دست آنان بدهيد و پاسخهاي آنان را در شب بيست و هفتم جمع آوري كنيد و پس از مطالعه برگه ها و در شب آخر سخنراني تان، پيشنهادهاي مثبت و انتقادهاي درست را براي مخاطبان خود بيان كنيد و آنها را بپذيريد و به انتقادهاي نادرست آنان پاسخ دهيد . اين كار در بهتر شدن سخنراني شما تاثير فراواني خواهد داشت.


پي نوشت:

1) امام خميني (ره) جهاداكبر يا مبارزه بانفس، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، ص 25و26 .

منبع :

شميم ياس :: ارديبهشت 1382، شماره 2


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

زبان در قرآن

زبان، كليد بهشت و جهنم
زندگي واقعيتي است كه انسان بايد در راستاي آن، راه كمال را بپيمايد تا بتواند به هدف نهايي اش برسد. هدف نهايي در حركت انسان، رسيدن به مقام والاي انساني، قرب الي الله و تخلّق به اخلاق الهي است. براي حركت صحيح در اين مسير و نيل به اين هدف، برنامه و دستورالعمل صحيح لازم است تا رهرو بتواند، بي آن كه سرگردان شود در مسير صحيح و رشد و تعالي قدم بردارد.
اين راه را بايد در مرحله اول با ايمان به خدا شروع كرد، به كسي جز او دل نبست، و در راه اطاعت و عبادتش با اخلاص و كوشش گام برداشت؛ بديهي است با تكرار عمل صالح و ادامه اطاعت و عبادت، روح آدمي صفا مي يابد و براي ادامه مسير آمادگي بيشتر پيدا مي كند.
در مرحله دوم انسان بايد نفس خود را به تقوا زينت دهد و از محرّمات اجتناب كند، و با كسب تقوا و پرهيز از گناهان، به مدارجي از كمال روحي و تهذيب نفس دست يابد.
در مرحله سوم بايد از تمام گناهاني كه توسط اعضا و جوارح انسان سر مي زند، و در اين مسير مزاحم او مي باشد اجتناب كند، و يكي از آن گناهان كه خيلي خطرناك است، به وسيله زبان انجام مي شود.
زبان از جوارح بسيار ارزشمند و مفيد است، كه مي تواند با سخنان عالمانه و مقالات حكيمانه، جامعه را با كمال بسازد و از فرهنگ و دانش برخوردار نمايد، زبان مي تواند با مواعظ حسنه و اندرزهاي مشفقانه مردم را تربيت كند و به راه سعادت و رستگاري رهنمون سازد؛ همچنين زبان از جوارح بسيار خطرناك و مضر نيز هست و آفتش از آفت ساير اعضا و جوارح بيشتر است.
زبانِ گويا خصيصه بزرگي است كه آفريدگار حكيم به بشر عطا فرموده است، سرمايه گران قدري كه مايه پيشرفت علم و گسترش دانش در جهان است و مي تواند انسان را در شئون مختلف به تكامل سوق دهد.
زبان در قرآن
اَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ، وَ لِساناً وَشَفَتَيْنِ.[۱]
آيا براي انسان دو چشم قرار نداديم؟ و يك زبان و دو لب.

خداوند متعال در اين آيات به مهم ترين نعمت هايي كه به انسان عطا فرموده اشاره مي نمايد، تا او را وادار به تفكر در خالق اين نعمت ها نمايد، و با تحريك حسّ شكر گزاري در درون جانش او را به سوي معرفت خالق سوق دهد.
نعمت زبان و نقش آن در زندگي انسان
مهم ترين وسيله ارتباط انسان با افراد بشر، و انتقال شفاهي اطلاعات از قومي به قوم ديگر و از نسلي به نسل ديگر به وسيله زبان انجام مي شود، و اگر اين وسيله ارتباطي نبود هرگز انسان نمي توانست تا اين حد در علم و دانش و در مسائل معنوي پيشرفت كند. زبان كه از اندام هاي حسي است، يگانه وسيله سخن گفتن و فرو بردن غذا است.[۲] ولي قرآن در ميان وظايف مختلف آن، روي نقش بيانگري آن تكيه مي كند و از اين زاويه به آن مي نگرد، و اين قسمت از هنرنمايي زبان آن چنان اهميت دارد كه ديگر وظايف آن را تحت الشعاع خود قرار داده است.
انسان از طريق محاوره، مذاكره، گفت و شنود و پرسش و پاسخ، مي تواند با ديگران به گفتگو، مباحثه و مجادله بپردازد.
تعليم و تربيت كه زمينه رشد و تكامل انسان ها را فراهم مي سازد، از طريق آموزش انجام مي شود كه مهم ترين وسيله برقراري ارتباط، زبان است.
قوه هاي مغزي انسان مانند فكر كردن و استدلال كردن از جمله قابليت هايي هستند كه امكان شناخت و كسب دانش، را فراهم مي آورد و انسان به كمك زبان مي تواند ديگران را از اين گنجينه آگاه سازد.
قال علي(عليه السلام): «المرء مخبوءٌ تحت لسانه».[۳]
اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) مي فرمايد: شخصيت انسان زير زبان او نهفته است.
با اين وصف ايجاب مي كند كه اين عضو از اندام هاي حسي، مايه رشد انسانيت، بيانگر افكار و انديشه و روشنگر شخصيت انسان شمرده شود.
موقعيت زبان در قرآن
خداوند متعال پس از يادآوري آفرينش انسان، مسئله آموزش به كمك زبان را يادآوري مي كند. بزرگ ترين مظهر لطف و مهرباني خدا به انسان اين است كه نعمت قدرت تكلّم و بيان را به او ارزاني داشته است.
اَلرَّحْمنُ، عَلَّمَّ الْقُرآنَ، خَلَقَ اْلانْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ.[۴]
خداوند رحمان، قرآن را تعليم فرمود، انسان را آفريد، و به او بيان را تعليم كرد.
در اين آيه، خداوند به يكي از مهم ترين نعمت ها بعد از نعمت آفرينش انسان اشاره مي كند و مي فرمايد به انسان بيان را تعليم داديم.
بيان از نظر مفهوم لغوي، معني گسترده اي دارد و به هر چيزي گفته مي شود كه بيّن و آشكار كننده چيزي باشد. بنابراين، نه فقط نطق و سخن را شامل مي شود بلكه كتابت و خط و انواع استدلالات عقلي و منطقي كه مبيّن مسائل مختلف و پيچيده است همه در مفهوم بيان جمع است، هرچند شاخص اين مجموعه همان سخن گفتن است. گرچه ما به دليل عادت به سخن گفتن آن را مسئله ساده اي فكر مي كنيم، ولي در حقيقت سخن گفتن از پيچيده ترين اعمال انسان است.
اگر نقش بيان در تكامل و پيشرفت زندگي انسان ها و پيدايش و ترقّي تمدن ها را در نظر بگيريم، اذعان خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود انسان هرگز نمي توانست تجربيات و علوم خود را به سادگي از نسلي به نسل ديگر منتقل سازد.
قدرت بيان و تكلّم در اداي رسالت رسولان الهي نقش مهمي دارد به گونه اي كه حضرت موسي(عليه السلام) از خداوند مي خواهد هر نوع لكنت را از زبان او بردارد.
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني، يَفْقَهُوا قَوْلي.[۵]
و گره از زبانم بگشا، تا سخنان مرا بفهمند.
حضرت موسي(عليه السلام) در اين آيه تقاضاي قدرت بيان كرد، چه اين كه مي دانست موفقيت آن حضرت هنگامي است كه قدرت ارائه و اظهار مطالب به صورت كامل وجود داشته باشد، و توانايي بازكردن گره هاي سخن كه مانع درك و فهم شنونده مي گردد به او داده شود، يعني سخنش آن چنان فصيح و بليغ باشد كه همه مخاطبان منظور وي را درك كنند.
همچنين آن حضرت از خدا خواست، برادرش را كه در سخنوري فصاحت داشت براي اداي رسالت او را ياري دهد. (وَ أَخِي هارُونَ هُوَ اَفْصَحُ مِنّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً).[۶]
اصولاً كار بزرگ پيامبران كه ابلاغ رسالت الهي است به شيوه انتقال شفاهي بوده، و براي همين جهت خداوند به پيامبر مكرم اسلام(صلي الله عليه وآله)نويد مي دهد كه، ما پيام هاي خود را به زبان تو آسان كرديم تا به وسيله آن پرهيزكاران را بشارت دهي.
فَاِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِك لِتُبَشِّرَ بِه الْمَتَّقينَ وَ تُنْذِرَ بِه قَوْماً لُدّاً.[۷]
ما قرآن را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزكاران را به وسيله آن بشارت دهي و دشمنان سرسخت را انذار كني.
پس زبان يگانهوسيله اي است كه نيايش خداوند وبسياري ازفرايض مانند اقامه نماز واداي شهادت واظهارايمان و تحقق اسلام، با آن صورت مي گيرد.
آن جا كه خداوند مي خواهد عنايت خود را نسبت به يكي از پيامبران به گونه اي ابراز كند او را به مقام كليمي مفتخر ساخته و با او سخن مي گويد و او را به پاسخ وا مي دارد، چنان كه مي فرمايد:
وَكلَّمَ اللهُ مُوسي تَكليماً.[۸]
خداوند با موسي سخن گفت.
نزول وحي بر پيامبران مختلف است. گاهي از طريق نزول فرشته وحي، گاهي از طريق الهام بر قلب و گاهي از طريق شنيدن صدا، به اين ترتيب كه خداوند امواج صوتي را در فضا و اجسام مي آفريده و از اين طريق با پيامبران صحبت مي كرده است. مقام و موقعيت و عظمت اين نعمت چيزي نيست كه بر احدي مخفي باشد.
زبان گواه ضمير، داور ميان حق و باطل، بيانگر حقايق اشيا، پديد آورنده محبت و دوستي و وسيله سپاسگزاري است.
خدمت بزرگي كه زبان قرآن و لسان حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) در جامعه انساني انجام داد، هيچ قدرتي توانايي انجام آن را ندارد.
اكنون پس از آگاهي از عظمت اين عضو حساس در بدن، بايد در مقابل، از مسئوليت آن نيز آگاه شويم و بدانيم كه به وسيله همين عضو از اندام هاي حسي،بزرگ ترين خدمت هاو عظيم ترين جنايت ها انجام مي گيرد.
مسئوليت هاي زبان
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْل اِلاّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ.[۹]
هيچ سخني را انسان تلفظ نمي كند، مگر اين كه نزد آن فرشته اي مراقب و آماده براي انجام مأموريت است.
خداوند متعال در اين آيه روي خصوص الفاظ و سخنان تكيه مي كند و اين به دليل اهميت فوق العاده و نقش مؤثري است كه گفتار در زندگي انسان ها دارد، تا آن جا كه گاهي يك جمله مسير اجتماعي را به سوي خير يا شر تغيير مي دهد. بسياري از مردم سخنان خود را جزء اعمال خويش نمي دانند و خود را در سخن گفتن آزاد مي پندارند، در حالي كه مؤثرترين و خطرناك ترين اعمال آدمي، همان سخنان اوست.
عموميت تعبيرآيه نشان مي دهد كه تمامي الفاظ وگفتارآدمي ثبت مي شود.
قال الصادق(عليه السلام): «ان المؤمنين اذا قعدا يتحدثان قالت الحفظة بعضها لبعض اعتزلوا بنا، فلعل لهما سرا وقد سترالله عليها».[۱۰]
امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: هنگامي كه دو مؤمن كنار هم مي نشينند و بحث هاي خصوصي مي كنند، حافظان اعمال به يكديگر مي گويند ما بايد كنار رويم، شايد آنها سرّي دارند كه خداوند آن را مستور داشته.
راوي مي گويد: مگر خداوند نمي فرمايد: (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب و عتيد) امام فرمود: ان كانت الحفظة لاتسمع فان عالم السر يسمع ويري.[۱۱]
اگر حافظان سخنان آنها را نشنوند خداوندي كه از اسرار با خبر است مي شنود و مي بيند.
از اين روايت استفاده مي شود كه خداوند براي اكرام و احترام مؤمن، بعضي از سخنان او را كه جنبه سرّي دارد از آنها مكتوم مي دارد.
عظمت زبان در كلام و بيان
زبان ترجمان اندرون و سجاياي يك انسان است، چنانچه حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايد: المرء مخبوء تحت لسانه.[۱۲]
شخصيت مرد در زير زبان او پنهان است، وقتي كه حرف زد شخصيت وي معلوم مي شود.
قرآن شريف گفتار و بيان را از مواهب خداوند به حساب مي آورد و آن را از آثار رحمت و بركت خدا مي داند، و تعليم بيان يعني گفتار و سخنوري را كه در ضمير انسان است در وجود او قرار داده است.
در حقيقت سخن گفتن از شگفتي ترين اعمال انسان است، اين صوتي كه از ريه و حنجره بدست مي آيد برخي نشانه خشم و برخي نشانه رضاست، لذا نبايد از اين نعمت استفاده باطل نمود.
انبياي الهي با سلاح بيان مجهز شده و مأمور به تبليغ شده اند، و بارزترين خصيصه از ميان خصايص و فضايل انسان، همان بيان و تبيين تعليموتربيت است. قرآن وظيفه منحصر به فردانبيا راابلاغ معرفي كرده است.
ما عَلَي الرَّسُولِ اِلاّ الْبَلغُ.[۱۳]
پيامبر وظيفه اي جز ابلاغ رسالت و دستورهاي الهي ندارد.
اگر نقش بيان را در تكامل و پيشرفت بشر و ترقي تمدن ها در نظر بگيريم، اذعان خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود، انسان هرگز نمي توانست تجربيات و علوم خود را از نسلي به نسل ديگر منتقل سازد.
سئل علي بن الحسين(عليه السلام) عن الكلام و السكوت أيّهما افضل؟ فقال(عليه السلام): لكل واحد منهما آفات، فاذا سلما من الأفات فالكلام افضل من السكوت قيل: كيف ذلك يابن رسول الله(صلي الله عليه وآله)قال: لأن الله عزوجل ما بعث الأنبياء و الأوصياء بالسكوت، انّما بعثهم بالكلام، و لا استحقّت الجنّة بالسكوت ولا استوجبت ولاية الله بالسكوت ولا توقيت النار بالسكوت انّما ذلك كلّه بالكلام، ما كنت لأعدل القمر بالشمس، انّك تصف فضل السكوت بالكلام ولست تصف فضل الكلام بالسكوت.[۱۴]
از امام زين العابدين(عليه السلام) سؤال شد از كلام و سخن گفتن و ساكت شدن كدام افضل است؟ امام(عليه السلام) فرمود: براي هر كدام از اينها آفاتي است، وقتي از آفات سالم ماند، سخن گفتن افضل است از سكوت. عرض شد چگونه مي شود اي فرزند پيامبر، امام فرمود: انبيا و اوصيا به خاموشي مبعوث نشده اند بلكه خداوند آنها را به سخنراني فرستاده و بهشت با سكوت به دست نمي آيد، و دوستي خدا را با سكوت نمي توان يافت، جلوي آتش دوزخ را با سكوت نمي توان گرفت، همه اينها با سخن گفتن بدست مي آيد. من هيچ وقت بين ماه و خورشيد برابري نمي گذارم، ولي تو مي خواهي فضيلت سكوت را توصيف كني و در مقام اين نيستي كه فضيلت سخن گفتن را از راه كم ارزشي سكوت، معرفي كني.
قال علي(عليه السلام): «ماالاْنسان لولا اللسان الاّ صورة ممثلة اَوْ بهيمة مُهْمَلَة».[۱۵]
علي(عليه السلام) مي فرمايد: اگر زبان گويا نباشد، بشر جز هيكل و نقشي و يا چارپايي بيش نيست.
و قال علي(عليه السلام): «ايها الناس اِنّ في الانسان عشر خصال يظهرها لسانه: شاهدٌ يخبر عن الضمير، حاكم يفصل بين الخطاب، و ناطق يردٌ به الجواب، و شافع تدرك به الحاجة، و واصف يعرف به الأشياء، و أمير يأمر بالحسن، و واعظ ينهي عن القبيح، و معزّ تسكن به الأحزان، و حاضر تجلّي به الضغائن، و مونق تلتذبه الأسماع».[۱۶]
علي(عليه السلام) مي فرمايد: در انسان ده خصلت وجود دارد كه تنها زبان آنها را آشكار مي سازد. در مقام شهادت از باطن خبر دهنده است، در مقام حكومت حلّ و فصل كننده است، در مقام نطق به سؤالات جواب دهنده است، در برابر نيازمندان شفاعت كننده است، در مقام توضيح مجهولات معرّف اشيا است، در مقام امارات دستور دهنده به كارهاي نيك است، در مقام وعظ، از كارهاي بد باز دارنده است، در موارد مصيبت و غصّه تعزيت گوينده و تسكين دهنده است، در موارد حقد و حسد با مدّاحي آنها را از بين برنده است و خوش سُراينده است كه شنونده را به وجدْ مي آورد.
در نوشتاري كه پيش رو داريد تلاش كرده ايم تا مطالبي پيرامون فوايد و آفات زبان كه در تكامل يا انحطاط فرد و جامعه اثرات فراواني دارد، براي پيروان مكتب قرآن و اهل بيت(عليهم السلام)بيان كنيم. شايان توجه است كه در ابتداي نگارش قرار بود كه كتاب موجود در دو مجلد جداگانه در دسترس علاقه مندان قرار گيرد، اما براي سهولت دستيابي خوانندگان محترم به تمام مطالب، سعي شد به اختصار در يك جلد گردآوري شود. بخش اوّل مربوط به فوايد زبان است و بخش دوم به آفات زبان اختصاص دارد.
به اميد آن كه اين نوشتار، مورد رضاي حق قرار بگيرد و ذخيره اي باشد، براي «يَوْمَ لايَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونٌ اِلاّ مَنْ اَتَي الله بِقَلْب سَليم».[۱۷]

———————
[۱]. بلد (۹۰)، آيات ۸ ـ ۹٫
[۲]. در روي زبان، سلول هاي ويژه اي به نام سلول هاي چشايي وجود دارند كه توسط مواد شيميايي محلول در آب دهان تحريك مي شوند. با زبان انسان، چهار مزه شيريني، تلخي، ترشي و شوري احساس مي شود.
[۳]. نهج البلاغه: كلمات قصار، ۱۴۰٫
[۴]. الرحمن (۵۵)، آيات ۳ ـ ۱٫
[۵]. طه (۲۰)، آيات ۲۷ ـ ۲۸٫
[۶]. قصص (۲۸)، آيه ۳۴٫
[۷]. مريم (۱۹)، آيه ۹۷٫
[۸]. نساء (۴)، آيه ۱۶۴٫
[۹]. ق (۵۰)، آيه ۱۸٫
[۱۰]. بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۲۹٫
[۱۱]. تفسير نورالثقلين: ج ۵، ص ۱۱۰٫
[۱۲]. بحارالأنوار: ج ۶۸، ص ۲۹۱؛ نهج البلاغه: كلمات قصار، ۱۴۰٫
[۱۳]. مائده (۵)، آيه ۹۹٫
[۱۴]. بحارالأنوار: ج ۶۸، ص ۲۷۴٫
[۱۵]. غررالحكم: ج ۲، ص ۷۴۸٫
[۱۶]. بحارالأنوار: ج ۷۴، ص ۲۸۳؛ أصول الكافي: ج ۸، ص ۲۰٫
[۱۷]. شعراء (۲۶)، آيات ۸۸ ـ ۸۹٫

منبع :

http://tebyan-mobaleghin.ir/?p=689


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (24)


امام‏على عليه السلام :

إن صَمَتَ لَم يَغُمَّهُ صَمتُهُ ، وإن ضَحِكَ لَم يَعلُ صَوتُهُ .
در بيان نشانه پرهيزگار ، مى‏فرمايد : اگر خاموشى گزيند ، خاموشيش او را اندوهگين نسازد
و اگر بخندد ، صدايش را بلند نمى‏كند .
نهج البلاغه : خطبه 193


 
امام صادق عليه السلام - به مردى كه در مرگ فرزندش سخت بيتابى مى‏كرد - :

يا هذا جَزِعتَ للمُصيبَةِ الصُّغرى‏ ، وغَفَلتَ عنِ المُصيبَةِ الكُبرى‏ ! ولو كنتَ لِما صارَ إليه وَلَدُكَ
مُستَعِدّاً لَما اشتَدَّ علَيه جَزَعُكَ ، فَمُصابُكَ بتَركِكَ الاستِعدادَ لَهُ أعظَمُ مِن مُصابِكَ بوَلَدِكَ .
اى مرد ! تو در مصيبت كوچك بيتابى مى‏كنى و از مصيبت بزرگ غافلى ! اگر براى آن جايى كه
فرزندت رفت ، آماده بودى هرگز براى او بيتابى نمى‏كردى . مصيبت آماده نشدن تو براى‏آن
روز بزرگتر از مصيبت‏فرزند توست .

عيون اخبارالرضا عليه السلام 2 / 5 / 10


امام صادق عليه السلام :

مَن اُلهِمَ الاستِرجاعَ‏عندَ المُصيبَةِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ .
به هركس در هنگام مصيبت، استرجاع الهام شود ، بهشت بر او واجب گردد .
ثواب الاعمال : 235 / 2


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

النِّياحَةُ عملُ الجاهِليَّةِ .
شيون كردن ، كار جاهليّت است .

بحارالانوار : 82 / 103 / 50


 
امام على عليه السلام :

صَوتانِ مَلعونانِ يُبغِضُهُما اللَّهُ : إعوالٌ عندَ مُصيبَةٍ ، وصَوتٌ عندَ نِعمَةٍ ؛ يَعنِي النَّوحَ والغِناءَ .
از پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : دو صدايند كه نفرين شده‏اند و خداوند از آنها نفرت دارد :
آه و فغان كردن به هنگام مصيبت و صداهاى هنگام (سرمستى از) نعمت ؛ يعنى نوحه كردن و آواز خواندن .
دعائم الاسلام : 1 / 227


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنّ اللَّهَ يُحِبُّ الصَّوتَ الخَفيضَ ، ويُبغِضُ الصَّوتَ الرَّفيعَ .
خداوند صداى آهسته را دوست دارد و از صداى بلند نفرت دارد .
منية المريد : 213


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در سفارش به ابوذر - :

يا أبا ذَ رٍّ ، اخفِضْ صَوتَكَ عِند الجَنائزِ ، وعِندَ القِتالِ ، وعِندَ القرآنِ .
اى ابوذر ! هنگام تشييع جنازه‏ها و هنگام جنگ و وقتى قرآن خوانده مى‏شود ، صدايت را پايين بياور .
بحارالانوار : 77 / 82

 

امام على عليه السلام :

ثلاثٌ فيهِنَّ المُروءَةُ : غَضُّ الطَّرفِ ، وغَضُّ الصَّوتِ ، ومَشيُ القَصدِ .
سه چيز از نشان رادمردى است : پايين انداختن نگاه ، پايين آوردن صدا و اعتدال در راه رفتن .
غررالحكم : 4660


امام على عليه السلام :

خَفضُ الصَّوتِ ، وغَضُّ البَصَرِ ، ومَشيُ القَصدِ ، مِن أمارَةِ الإيمانِ وحُسنِ التَّدَيُّنِ .
پايين آوردن صدا و فروانداختن نگاه و اعتدال در راه رفتن ، از نشانه‏هاى ايمان
و حُسن ديندارى است .
غررالحكم : 5073


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

الصائمُ في عِبادَةِ اللَّهِ‏وإن كانَ نائماً على‏ فِراشِهِ ، ما لَم يَغتَبْ مُسلِماً .
روزه‌‏دار گرچه در بستر خويش خفته باشد ، تا زمانى كه غيبت مسلمانى را نكند ،
در حال عبادت خداست .
ثواب الاعمال : 75 / 1


امام صادق عليه السلام :

نَومُ الصائمِ عِبادَةٌ ، وصَمتُهُ تَسبيحٌ ، وعَمَلُهُ مُتَقَبَّلٌ ، ودُعاؤهُ مُستَجابٌ .
روزه‏دار خوابش عبادت و سكوتش تسبيح و عملش پذيرفته و دعايش مستجاب است .
الفقيه : 2 / 76 / 1783


فاطمه زهراء عليها السلام :

ما يَصنَعُ الصائمُ بِصِيامِهِ إذا لَم يَصُنْ لِسانَهُ وسَمعَهُ وبَصَرَهُ وجوارِحَهُ ؟!
اگر روزه‏دار زبان و گوش و چشم و اعضا و جوارح خود را نگه ندارد ،
روزه به چه كارش مى‏آيد ؟
دعائم الاسلام : 1 / 268


ما أَضمَرَ أَحَدٌ شَيئا إِلاّ ظَهَرَ فى فَلَتاتِ لِسانِهِ وَصَفَحاتِ وَجهِهِ؛
هيچ كس چيزى را در دل پنهان نداشت، جز اين كه در لغزش هاى زبان و خطوط چهره او آشكار شد.

نهج البلاغه، حكمت 26


مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّه  وَاليَومِ الخِرِ فَليَقُل خَيرا أَو لِيَسكُت؛
هركس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد سخن خير بگويد يا سكوت نمايد.

 نهج الفصاحه، ح 2915


جَمالُ الرَّجُلِ فَصاحَةُ لِسانِهِ؛
زيبايى مرد به شيوايى زبان اوست.

كنزالعمال، ج10، ص152، ح28775


إِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ وَشَرٍّ فَيَنبَغى لِلمُؤمِنِ أَن يَختِمَ عَلى لِسانِهِ كَما يَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَفِضَّتِهِ؛
براستى كه اين زبان كليد همه خوبيها و بديهاست پس سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان گونه كه بر (كيسه) طلا و نقره خود مُهر مى زند.

تحف العقول، ص 298


اَللِّسانُ سَبُعٌ إِن خُلِّىَ عَنهُ عَقَرَ؛
زبان، درنده اى است كه اگر رها شود، گاز مى گيرد.

نهج البلاغه، حكمت 60
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (23)


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :
إنَّ أفضَلَ الصَّدَقةِ صَدَقةُ اللِّسانِ ، تَحقُنُ بهِ الدِّماءَ، وتَدفَعُ بهِ الكَريهَةَ
،وتَجُرُّ المَنفَعةَ إلى‏ أخيكَ المُسلِمِ .


برترين صدقه ، صدقه زبان است كه با آن از ريختن خونها جلوگيرى كنى و پيشامد
ناخوشايند را دفع كنى و به برادر مسلمانت سودى برسانى .
قصص الانبياء : 188 / 235



امام على عليه السلام :
مَن سَألَ في صِغَرِهِ أجابَ في كِبَرِهِ .

هركه در دوران خردساليش بپرسد ، در روزگار بزرگساليش پاسخ دهد .
غررالحكم : 8273

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إذا التَقَيتُمْ فَتَلاقَوا بِالتَّسليمِ والتَّصافُحِ ، وإذا تَفَرَّقتُم فَتَفَرَّقُوا بالاستِغفارِ .
هرگاه با هم روبه‏‌رو شديد ، با سلام گفتن و دست دادن روبه‌‏رو شويد و چون از يكديگر
جدا شديد ، با آمرزش خواهى جدا شويد .

كافي : 2 / 181 / 11


امام صادق عليه السلام :
المُصلِحُ ليسَ بِكاذِبٍ .
آشتى دهنده ، دروغگو نيست .
كافي : 2 / 210 / 5


امام صادق عليه السلام :

الكلامُ ثلاثةٌ : صِدقٌ وكِذبٌ وإصلاحٌ بينَ الناسِ . قيلَ له : جُعلتُ فداك ، ما الإصلاح بين الناس ؟
قال : تَسمَعُ مِنَ الرَّجُلِ كلاماً يَبلُغُهُ فَتَخبُثُ نَفسُهُ ، فَتَلقاهُ فَتَقُولُ : سَمِعتُ مِن فُلانٍ قالَ فِيكَ
مِنَ الخَيرِ كذا وكذا ، خِلافَ ما سَمِعتَ مِنهُ .
سخن سه گونه است : راست و دروغ و (سخنى براى) اصلاح ميان مردم . به امام گفته شد :
فدايت گردم ، اصلاح بين مردم چيست ؟ فرمود : از كسى سخنى درباره ديگرى مى‏شنوى
كه اگر آن سخن به گوش وى برسد ، ناراحت مى‏شود . پس تو آن ديگرى را مى‏بينى و بر خلاف
آنچه شنيده ‏اى ، به او مى‏گويى : از فلانى شنيدم كه در خوبى تو چنين و چنان مى‏گفت .

كافي : 2 / 341 / 16


امام صادق عليه السلام :

إنّ الرجُلَ لَيَكذِبُ الكِذبَةَ فيُحرَمُ بها صلاةَ الليلِ .
آدمى ، دروغى مى‏گويد و به سبب آن از نماز شب محروم مى‏شود .
علل الشرايع : 362 / 2

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَنِ اغتابَ مُسلماً أومُسلِمَةً لَم يَقبَلِ اللَّهُ تعالى‏ صلاتَهُ ولا صِيامَهُ أربَعينَ
يَوماً ولَيلةً ، إلّا أن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ .
هر كه از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند ، خداوند تعالى تا چهل شبانه روز ، نه نمازش را
مى‏پذيرد و نه روزه‏اش را ، مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد .

جامع الاخبار : 412 / 1141


امام على عليه السلام :

لا كلامَ والإمامُ يَخطُبُ ولا التِفاتَ إلّا كما يَحِلُّ في الصَّلاةِ .
وقتى امام جمعه خطبه مى‏خواند ، نه صحبت كردن جايز است نه رويگرداندن
از قبله ، مگر در همان حدّى كه در نماز جايز است .


الفقيه : 1 / 416 / 1230


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

حَيثُما كُنتُم فَصَلُّوا عَلَيَّ ، فإنَّ صلاتَكُم تَبلُغُني .
هر جا كه باشيد بر من درود فرستيد ؛ زيرا درود شما به من مى‏رسد .
كنزالعمال : 2147



پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

الصَّلاةُ عَلَيَّ نورٌ على الصِّراطِ .
درود (وصلوات) فرستادن بر من ، نورى است روى صراط .
كنزالعمال : 2149
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنَّ أبخَلَ الناسِ مَن ذُكِرتُ عِندَهُ ولَم يُصَلِّ عَلَيَّ .
بخيل‏ترين مردم ، كسى است كه نام من نزد او برده شود و بر من درود نفرستد .
كنزالعمال : 2243

امام على عليه السلام :

كُلُّ دُعاءٍ مَحجُوبٌ حتّى‏ يُصَلَّى‏ على النبيِّ صلى الله عليه وآله .
هر دعايى محجوب است ، تا آن كه بر پيامبر صلى الله عليه وآله صلوات فرستاده شود .
كنزالعمال : 2153
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در اندرز به ابوذر - :

أربَعٌ لا يُصِيبُهُنَّ إلّا مؤمنٌ : الصَّمتُ وهُو أوَّلُ العِبادَةِ ... .
چهار چيز است كه جز مؤمن به آنها دست نمى‏يابد : خاموشى كه سرآغاز عبادت است ... .
مكارم الاخلاق : 2 / 377

امام على عليه السلام :

الصَّمتُ آيَةُ النُّبلِ‏وثَمَرَةُ العَقلِ .
خاموشى ، نشانه هوشمندى و ميوه خرد است .

غررالحكم : 1343



امام على عليه السلام - در توصيف مؤمن - :

كثيرٌ صَمتُهُ ، مَشغولٌ وَقتُهُ .
خاموشيش بسيار است و اوقاتش پُر (پيوسته در كار و انديشه خدا و آخرت است) .

نهج البلاغه : حكمت 333


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

علَيكَ بطُولِ الصَّمتِ فإنّهُ مَطرَدَةٌ لِلشَّيطانِ ، وعَونٌ لكَ على‏ أمرِ دِينِكَ .
بر تو باد به خاموشى بسيار ، كه موجب طرد شيطان است و در كار دينَت ياور توست .

بحارالانوار : 71 / 279 / 19



امام على عليه السلام :

اِلزَمِ الصَّمتَ فَأدنى‏ نَفعِهِ السَّلامَةُ .
پيوسته خاموشى گزين كه كمترين سودش ، سالم ماندن است .
غررالحكم : 2314


امام على عليه السلام :

الصَّمتُ رَوضَةُ الفِكرِ .
خاموشى ، بوستان انديشه است .
غررالحكم : 546

امام حسن عليه السلام :

قد أكثَرَ مِن الهَيبَةِ الصامِتُ .
آدم خموش ، بسيار پُر هيبت است .
بحارالانوار : 78 / 113 / 7

امام حسن عليه السلام :

نِعمَ العَونُ الصَّمتُ في مَواطِنَ كثيرَةٍ وإن كُنتَ فَصِيحاً .
در بسيارى جاها ، چه ياور نيكويى است ، خاموشى ؛ هر چند كه سخنور باشى .
معاني الاخبار : 401 / 62
امام رضا عليه السلام :

إنّ الصَّمتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِكمَةِ ، إنَّ الصَّمتَ يُكسِبُ الَمحَبَّةَ إنّه دَليلٌ على‏ كُلِّ خَيرٍ .
خاموشى يكى از درهاى حكمت است ، خاموشى محبّت مى‏آورد ، خاموشى راهنماى آدمى
به هر خير و خوبى است .

كافي : 2 / 113 / 1

امام على عليه السلام :

لا خَيرَ في الصَّمتِ عَنِ الحُكمِ ، كما أنّهُ لا خَيرَ في القَولِ بالجَهلِ .
در فروبستن زبان از حكمت ، خيرى نيست ؛ همچنان كه در ندانسته سخن گفتن ،
خيرى نمى‏باشد .

نهج البلاغه : حكمت 182

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (22)


امام باقر عليه السلام :

تَعَلَّمُوا الصِّدقَ قَبلَ الحَديثِ .
پيش از سخن گويى، راستگويى بياموزيد .
كافي : 2 / 104 / 4

امام صادق عليه السلام :

الصِّدقُ عِزٌّ .
راستى ، ارجمندى است .
بحارالانوار : 78 / 269 / 109


امام صادق عليه السلام :

مَن صَدَقَ لِسانُهُ زَكا عَمَلُهُ .
هركه زبانش راست باشد ، كردارش پاكيزه است .
كافي : 2 / 104 / 3


امام على عليه السلام :

الصادِقُ على شَفا مَنجاةٍ وكَرامَةٍ ، والكاذِبُ على‏ شَرَفِ مَهواةٍ ومَهانَةٍ .
راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه وخوارى .
نهج البلاغه : خطبه 86


امام صادق عليه السلام :

لا تَغتَرُّوا بِصلاتِهِم ولا بِصِيامِهِم ؛ فإنّ الرجُلَ ربّما لَهِجَ بِالصلاةِ والصومِ حتّى‏ لَو
تَرَكَهُ استَوحَشَ ، ولكنِ اختَبِرُوهُم عِند صِدقِ الحَديثِ وأداءِ الأمانَةِ .
فريب نماز و روزه مردم را نخوريد ؛ زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى‏كند
كه اگر آنها را ترك گويد ، احساس ترس مى‏كند ، بلكه آنها را به راستگويى
و امانتدارى بيازماييد .

كافي : 2 / 104 / 2


امام صادق عليه السلام :

أحسَنُ مِنَ الصِدقِ قائلُهُ ، وخَيرٌ مِن الخَيرِ فاعِلُهُ.
از راستى بهتر گوينده آن است و از كار خوب خوبتر كننده آن .
امالي الطوسي : 223 / 385


الإمامُ عليٌّ عليه السلام - لَمّا سُئلَ عن‏أصدَقِ الأقوالِ - :
شَهادَةُ أن لا إلهَ إلّا اللَّهُ .

امام على عليه السلام - در پاسخ به پرسش از راست‏ترين سخن - :
شهادت دادن به اين كه معبودى جز خدا نيست .

بحارالانوار : 77 / 378 / 1


امام على عليه السلام :

أصدَقُ المَقالِ مانَطَقَ بهِ لِسانُ الحالِ .
راست‏ترين سخن ، سخن زبان حال است .
غررالحكم : 3302

امام على عليه السلام :

مَنِ استَقصى‏ على‏ صَدِيقِهِ انقَطَعَت مَوَدَّتُهُ .
هركه درباره دوست خود خرده‏گير باشد، رشته دوستيش بگسلد .
غررالحكم : 8582


امام على عليه السلام :

مَن ناقَشَ الإخوانَ‏قَلَّ صَدِيقُهُ .
هركه با برادران‏مناقشه كند ، دوستانش كم شود .
غررالحكم : 8772

امام صادق عليه السلام :

إن أرَدتَ أن يَصفُوَلكَ وُدُّ أخِيكَ فلا تُمازِحَنَّهُ، ولا تُمارِيَنَّهُ ، ولا تُباهِيَنَّهُ ، ولا تُشارَّنَّهُ .
اگر مى‏خواهى كه دوستى برادرت براى تو خالص بماند ، هرگز با او شوخى مَكن ،
با او ستيزه مَكن ، به او فخر مفروش و با وى خصومت مَوَرْز .

بحارالانوار : 78 / 291 / 2


امام هادى عليه السلام :

المِراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَ القَديمَةَ ، ويُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثِيقَةَ ، وأقَلُّ مافيهِ أن تَكونَ
فيهِ المُغالَبَةُ ، والمُغالَبَةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ .
ستيزه كردن ، دوستىِ ديرينه را برهم مى‏زند و گره محكم را مى‏گشايد . كمترين چيزى
كه در ستيزه كردن هست ، اين است كه هر يك مى‏خواهد بر ديگرى چيره آيد و اين
چيره‏جويى ، عامل اصلى بريده شدن پيوند دوستى است .

اعلام الدين : 311

امام على عليه السلام :

الصَّديقُ الصَّدوقُ : مَن نَصَحَكَ في عَيبِكَ ، وحَفِظَكَ في غَيبِكَ ،
وآثَرَكَ على‏ نَفسِهِ .
دوست راستين كسى است كه تو را در بر طرف كردن عيبهايت راهنمايى كند ،
در غيابت هواى تو را داشته باشد و تو را بر خودش ترجيح دهد .

غررالحكم : 1904

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنَّ على‏ كُلِّ مُسلمٍ في كلِّ يَومٍ صَدَقةً ،قيلَ : مَن يُطِيقُ ذلكَ ؟ قالَ صلى الله عليه وآله :
إماطَتُكَ الأذى‏ عنِ الطَّريقِ صَدَقةٌ ، وإرشادُكَ الرَّجُلَ إلى الطَّريقِ صَدَقةٌ ، وعِيادَتُكَ المَريضَ
صَدَقةٌ ، وأمرُكَ بالمَعروفِ صَدَقةٌ ، ونَهيُكَ عنِ المُنكَرِ صَدَقةٌ ، ورَدُّكَ السَّلامَ صَدَقَةٌ .
بر هر مسلمانى است كه هر روز صدقه بدهد . عرض شد : چه كسى توان اين كار را دارد ؟
حضرت فرمود : برداشتن چيزهاى آسيب رسان از سر راه ، صدقه ‏است؛ نشان دادن راه به
ديگرى، صدقه است ، عيادت از بيمار ، صدقه است ، امر به معروف ، صدقه است ، نهى از منكر ،
صدقه است و جواب سلام را دادن ، صدقه است .

بحارالانوار : 75 / 50 / 4


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

أمسِكْ لِسانَكَ؛ فإنّها صَدَقةٌ تَصَدَّقُ بها على‏ نَفسِكَ.
زبانت را نگهدار ؛ زيرا اين كار صدقه‏‌اى است كه براى خودت مى‏دهى .
بحارالانوار : 77 / 160 / 168

امام صادق عليه السلام :
إسماعُ الأصَمِّ مِن غَيرِ تَضَجُّرٍ صَدَقةٌ هَنِيئَةٌ .
فهماندن سخن به ناشنوا ، بى آن كه از اين كار به ستوه آيى ، صدقه‏اى‏گواراست .
بحارالانوار : 74 / 388 / 1

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (21)


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن شَهِدَ شهادَةَ حَقٍّ لِيُحيِيَ بها حَقَّ امرِئٍ مُسلمٍ أتى‏ يَومَ القِيامَةِ ولِوَجهِهِ
نُورٌ مَدَّ البَصَرِ ، يَعرِفُهُ الخلايِقُ بِاسمِهِ ونَسَبِهِ .
كسى كه براى زنده كردن حقّ يك نفر مسلمان شهادت حقّ بدهد ، روز قيامت
در حالى آورده مى‏شود كه پرتوِ نور چهره ‏اش تا چشم كار مى‏كند ديده مى‏شود
و خلايق او را به نام و نسب مى‏شناسد .

بحارالانوار : 104 / 311 / 9

الإمامُ الصادق ‏عليه السلام - في قولِهِ تعالى‏ :

«ولايَأْبَ الشُّهَداءُ...» - : لا يَنبَغِي‏ لِأَحَدٍ إذا ما دُعِيَ للشهادَةِ شَهِدَ
علَيها أن يَقولَ : لا أشهَدُ لَكُم .
امام صادق عليه السلام - درباره آيه «و شاهدان چون ...» - :
هرگاه فردى براى شهادت دادن دعوت شد ، سزاوار نيست بگويد :
من براى شما شهادت نمى‏دهم .

تفسير العياشي : 1 / 156 / 524

امام صادق عليه السلام :

إذا دُعِيتَ إلى الشهادَةِ فَأجِبْ .
هرگاه براى شهادت دادن فرا خوانده شدى ، اجابت كن .
التهذيب : 6 / 275 / 752

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن كَتَمَ شَهادَةً إذا دُعِيَ إلَيها كانَ كَمَن شَهِدَ بِالزُّورِ .
هر كسى هنگامى كه براى شهادت دادن فرا خوانده شود آن را كتمان كند،
همانند كسى است كه شهادتِ دروغ دهد.

كنزالعمال : 17743

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن رَجَعَ عن شهادَتِهِ وكَتَمَها ، أطعَمَهُ اللَّهُ لَحمَهُ على‏ رُؤوسِ الخَلائقِ ،
ويَدخُلُ النارَ وهو يَلُوكُ لِسانَهُ .
هركه از شهادت‏خود برگردد و آن را كتمان كند ، خداوند در حضور خلايق گوشتش را
به وى بخوراند و در حالى كه زبان خود را مى‏جود به دوزخ رود.

ثواب الاعمال : 333

امام على عليه السلام - خطاب به شريح - :

اِعلَمْ أنّ‏ا لمسلمينَ عُدولٌ بعضُهُم عَلى بَعضٍ ، إلّا مَجلوداً في حَدٍّ لَم يَتُب
مِنهُ ، أو مَعروفاً بشهادَةِ الزُّورِ ، أو ظَنِيناً .
بدان كه مسلمانان نسبت به يكديگر عادل به شمار مى‏آيند ، مگر كسى كه
به كيفر گناهى حدّ خورده و توبه نكرده باشد يا به شهادت دروغ دادن شهرت
داشته باشد يا گمانِ بد درباره او برده شود (و مظنون باشد) .

الفقيه : 13 / 15 / 3243

امام صادق عليه السلام :

لا أقبَلُ شهادَةَ الفاسِقِ إلّاعلى‏ نَفسِهِ .
شهادت فاسق را جز بر ضدّ خودش نمى‏پذيرم .
كافي : 7 / 395 / 5

امام صادق عليه السلام :

إنّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام كانَ لا يَقبَلُ شهادَةَ فَحّاشٍ ، ولا ذِي مُخْزِيَةٍ في الدِّينِ .
امير المؤمنين عليه السلام نَه شهادت آدم فحّاش و بد زبان را مى‏پذيرفت و نه‏ شهادت
كسى‏را كه سوء پيشينه دينى داشت.

كافي : 7 / 396 / 7

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در پاسخ به پرسش از شهادت دادن - :

هل تَرَى الشمسَ ؟ على‏ مِثلِها فَاشهَدْ أو دَعْ .
آفتاب را مى‏بينى ؟ هرگاه موضوع به همين روشنى بود شهادت بده و گرنه خوددارى كن .
وسائل الشيعه : 18 / 250 / 3

امام صادق عليه السلام :

لا تَشهَدَنَّ بشهادَةٍحتّى‏ تَعرِفَها كما تَعرِفُ كَفَّكَ .
نبايد شهادتى بدهى، مگر هنگامى كه آن را مانند كف دستت بشناسى .
كافي : 7 / 383 / 3

امام على عليه السلام :

لا تَستَشِرِ الكَذّابَ ؛ فإنّهُ كالسَّرابِ : يُقَرِّبُ علَيكَ البَعيدَ ويُبَعِّدُ علَيكَ القَريبَ .
با دروغگو مشورت مكن ؛ چون دروغگو ، مانند سراب ، دور را در نظرت نزديك
نشان مى‏دهد و نزديك را دور .

غررالحكم : 10351


امام صادق عليه السلام :

إنّ المَشورَةَ لا تكونُ إلّا بِحُدُودِها الأربَعةِ ... فأوَّلُها أن يكونَ الذي تُشاوِرُهُ عاقِلاً ،
والثانيةُ أن يَكونَ حُرّاً مُتَدَيِّناً ، والثالثةُ أن يكونَ صَديقاً مُواخِياً ، والرابعةُ أن تُطلِعَه
على‏ سِرِّكَ فَيكونَ عِلمُهُ بهِ كَعِلمِكَ ثُمّ يُسِرَّ ذلكَ ويَكتُمَهُ .
مشورت جز با حدود چهارگانه آن تحقق نپذيرد ؛ نخستين حدّ آن اين است كه كسى
كه با او مشورت مى‏كنى ، خردمند باشد ، دوم اين كه آزاده و متديّن باشد ، سوم اين كه
دوست و برادروار باشد و چهارم اين كه راز خود را به او بگويى و او به اندازه خودت
از آن راز آگاه باشد ، امّا آن را بپوشاند و به كسى نگويد .

مكارم الاخلاق : 2 / 98 / 2280
امام على عليه السلام :

لا تَكُفُّوا عَن مَقالَةٍ بِحَقٍّ ، أو مَشورَةٍ بِعَدلٍ ؛ فإنّي لَستُ في نَفسِي بِفَوقِ أن اُخطِئَ ،
ولا آمَنُ ذلكَ مِن فِعلي ، إلّا أن يَكفِيَ اللَّهُ مِن نَفسِي ما هُو أملَكُ بهِ مِنّي .
از گفتن سخن حقّ ، يا راهنمايى عادلانه ، دريغ نورزيد ؛ زيرا من خود را بالاتر از اين كه
خطا كنم نمى‏دانم و از اشتباه‌كارى ايمن نيستم ، مگر اين كه خداى بزرگ مرا حفظ كند ،
كه اختياردار هموست .

نهج البلاغه : حكمت 216
امام حسن عليه السلام - در جواب مردى كه عرض كرد : من از شيعيان شما هستم - :

إنّي مِن شِيعَتِكُم - : يا عبدَ اللَّهِ ، إن كُنتَ لَنا في أوامِرِنا وزَواجِرِنا مُطِيعاً فقد صَدَقتَ ،
وإن كُنتَ بخِلافِ ذلكَ فلا تَزِدْ في ذُنوبِكَ بدَعواكَ مَرتَبةً شَرِيفَةً لَستَ مِن أهلِها ،
لا تَقُلْ : أنا مِن شِيعَتِكُم ، ولكن قُل : أنا مِن مُوالِيكُم ومُحِبِّيكُم‏ومُعادِي أعدائكُم ،
وأنتَ في خَيرٍ وإلى‏ خَيرٍ .
اى بنده خدا ! اگر مطيع اوامر و نواهى ما باشى ، راست مى‏گويى ، ولى اگر چنين نباشى ،
پس با ادعاى منزلت والايى كه تو اهل آن نيستى ، بر گناهانت ميفزاى . مگو : من از شيعيان شما هستم ،
بلكه بگو : من از دوستداران شما و دشمن دشمنان شما هستم . در اين صورت ، تو آدم خوبى هستى
و به خوبى گرايش دارى .

تنبيه الخواطر : 2 / 106

امام صادق عليه السلام :

لَيسَ مِن شِيعَتِنا مَن قالَ بِلِسانِهِ وخالَفَنا في أعمالِنا وآثارِنا .
شيعه ما نيست ، آن كه به زبان ، دَم (از تشيّع) زند امّا در عمل برخلاف اعمال و كردار ما رفتار كند .
بحارالانوار : 68 / 164 / 13

امام صادق عليه السلام :

قَومٌ يَزعُمُونَ أ نّي إمامُهُم ، واللَّهِ ما أنا لَهُم بِإمامٍ ، لَعَنَهُمُ اللَّهُ ، كُلَّما سَتَرتُ سِتراً هَتَكُوهُ ،
أقولُ : كذا وكذا ، فيقولونَ : إنّما يَعني كذا وكذا ، إنّما أنا إمامُ مَن أطاعَني .
گروهى مى‏گويند كه من امام آنها هستم ؛ به خدا قسم كه من امام آنها نيستم .
خدا لعنتشان كند ، هر چند من پرده پوشى مى‏كنم ، آنان پرده درى مى‏كنند . من مى‏گويم :
چنين و چنان ، آنان مى‏گويند : مقصودش فلان و بهمان است . من در حقيقت امامِ كسى هستم
كه اطاعتم كند .

بحارالانوار : 2 / 80 / 76

امام صادق عليه السلام :

يا عبدَ الأعلَى... فَأقرِئهُمُ السلامَ ورَحمَةَ اللَّهِ - يَعنِي الشِّيعَةَ - وقُل : قالَ لَكُم :
رَحِمَ اللَّهُ عَبداً استَجَرَّ مَوَدَّةَ الناسِ إلى‏ نفسِهِ وإلَينا ، بأن يُظهِرَ لَهُم ما يَعرِفُونَ
ويَكُفَّ عَنهُم ما يُنكِرُونَ .
اى عبدالاعلى ! ... از طرف من به شيعيان سلام و رحمت خدا را برسان و بگو :
(امام صادق) به شما گويد : رحمت خدا بر آن بنده‏اى باد ، كه با اظهار سخنانى
كه مردم درك مى‏كنند و خوددارى از بيان آنچه درك نمى‏كنند ، دوستى مردم را
به سوى خودش و ما جلب كند .

بحارالانوار : 2 / 77 / 62


امام صادق عليه السلام :

مَعاشِرَ الشِّيعَةِ ، كُونُوا لنازَيناً ، ولا تَكُونُوا علَينا شَيناً ، قُولُوا لِلناسِ حُسناً ،
احفَظُوا ألسِنَتَكُم ، وكُفُّوها عنِ الفُضُولِ وقَبيحِ القَولِ .
اى توده هاي شيعه ! مايه آبروى ما باشيد نه باعث بدنامى ما . سخنان خوب
به مردم بگوييد ، زبانهايتان را نگه داريد و آنها را از بيهوده‏‌گويى و سخنان زشت باز داريد .

امالي الصدوق : 327 / 17


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

علَيكُم بالصِّدقِ ؛ فإنّهُ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّةِ.
بر شما باد به راستى ، كه آن درى از درهاى بهشت است .
تاريخ بغداد : 11 / 82

امام على عليه السلام :

الصِّدقُ مُطابَقَةُ المَنطِقِ للوَضعِ الإلهيِّ ، الكِذبُ زَوالُ المَنطِقِ عَنِ‏الوَضعِ الإلهيِّ .
راستى مطابقت گفتار است با نهاده الهى و دروغ دور شدن گفتار است از نهاده الهى .
غررالحكم : 1553 - 1552


امام على عليه السلام :

الصِّدقُ لِسانُ الحَقِّ .
راستى ، زبان حقّ است .
غررالحكم : 275

امام على عليه السلام :

الصِّدقُ يُنجِيكَ وإن خِفتَهُ ، الكِذبُ يُردِيكَ وإن أمِنتَهُ .
راستى تو را نجات مى‏دهد ، هرچند از آن بيمناك باشى و دروغ تو را نابود مى‏كند ،
گرچه از آن خطرى بر خود حسّ نكنى .

غررالحكم : 1119 - 1118

امام على عليه السلام :

الصِّدقُ صَلاحُ كُلِّ شي‏ءٍ ، الكِذبُ فَسادُ كُلِّ شَي‏ءٍ .
راستى مايه درستى هرچيزى است؛ دروغ مايه تباهى هر چيزى است .
غررالحكم : 1116 - 1115

امام على عليه السلام :

الصِّدقُ أمانةٌ ، الكِذبُ خِيانَةٌ .
راستى امانتدارى است و دروغ خيانت .
غررالحكم : 15

امام على عليه السلام :

قَدرُ الرَّجُلِ على‏ قَدرِهِمَّتِهِ ، وصِدقُهُ على‏ قَدرِ مُرُوءَتِهِ .
ارزش مرد به اندازه همت اوست و راستى او به اندازه انسانيّتش .
نهج البلاغه : حكمت 47

امام على عليه السلام :

الإيمانُ أن تُؤثِر الصِّدقَ‏حيثُ يَضُرُّكَ ، على الكِذبِ حيثُ يَنفَعُكَ .
ايمان آن است كه راستى را ، اگر چه به زيانت باشد ، بر دروغ ، گرچه به سودت باشد ، برگزينى .
نهج البلاغه : حكمت 458

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (20)


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - خطاب به اصحاب - :

ألا اُخبِرُكُم بأشَدِّكُم وأقواكُم ؟ قالوا : بلى‏ يا رسولَ اللَّهِ . قالَ : أشَدُّكُم وأقواكُمُ الذي
إذا رَضِيَ لَم يُدخِلْهُ رِضاهُ في إثمٍ ولا باطِلٍ ، وإذا سَخِطَ لَم يُخرِجْهُ سَخَطُهُ مِن قَولِ الحَقِّ ،
وإذا قَدَرَ لَم يَتَعاطَ ما لَيسَ لَهُ بِحَقٍّ .
آيا زورمندترين و قويترين شما را معرفى نكنم ؟ عرض كردند : آرى ، اى رسول خدا !
حضرت فرمود : زورمندترين و قويترين شما كسى است كه هرگاه خوش و خرسند
باشد به گناه و نادرستى كشيده نشود و هرگاه ناراحت و ناخشنود شود از جاده
حقگويى خارج نگردد و هرگاه قدرت يابد ، آنچه را كه حقّ او نيست نستاند .

معاني الاخبار : 366 / 1

امام باقر عليه السلام :

إنَّ اللَّهَ‏‌عزّ و عجل جَعَلَ لِلشَّرِّ أقفالاً وجَعَلَ مَفاتِيحَ تِلكَ الأقفالِ الشَّرابَ ،
والكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ .
خداوند عزّ و جل براى بدى قفل هايى نهاده و كليد همه اين قفلها را
شراب قرار داده است و دروغ بدتر از شراب است .

بحارالانوار : 72 / 236 / 3

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إيّاكَ وما يُعتَذَرُ مِنهُ ، فإنَّ فيهِ الشِّركَ الخَفِيَّ.
از كارى كه موجب عذر خواهى مى‏شود بپرهيز ؛ زيرا در آن شرك خفىّ است .
بحارالانوار : 78 / 200 / 28

امام على عليه السلام :

أحمَدُ اللَّهَ وأستَعِينُهُ على‏ مَداحِرِ الشَّيطانِ ومَزاجِرِهِ (مَزاحِرِهِ) ،
والاعتِصامِ مِن حَبائلِهِ ومَخاتِلِهِ .
خدا را مى‏ستايم و در امورى كه باعث راندن و دور كردن شيطان و
محفوظ ماندن از دامها و نيرنگهايش مى‏شود ، از او يارى مى‏طلبم .

نهج البلاغه : خطبه 151

امام على عليه السلام :

اِحذَرُوا عَدوّاً نَفَذَ في الصُّدورِ خَفِيّاً ، ونَفَثَ في الآذانِ نَجِيّاً .
بپرهيزيد از آن دشمنى كه پنهانى در سينه‌‏ها نفوذ مى‏كند و آهسته در گوشها افسون مى‏دمد .
غررالحكم : 2623
امام على عليه السلام - در نكوهش پيروان شيطان - :

اِتَّخَذُوا الشَّيطانَ لِأمرِهِم مِلاكاً ، واتَّخَذَهُم لَهُ أشراكاً ، فَباضَ وفَرَّخَ في صُدُورِهِم ،
وَدَبَّ ودَرَجَ في حُجُورِهم ، فَنَظَرَ بِأعيُنِهِم ، ونَطَقَ بِألسِنَتِهِم ، فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ ،
وزَيَّنَ لَهُمُ الخَطَلَ ، فِعلَ مَن قد شَرِكَهُ الشَّيطانُ في سُلطانِهِ ، ونَطَقَ بالباطِلِ عَلى‏ لِسانِهِ !
آنان ملاك كارشان را شيطان قرار دادند و شيطان هم آنها را دام خود قرار داد .
پس در سينه‏‌هاى آنان تخم كرد و جوجه گذاشت و بتدريج در خردهاى آنان نفوذ كرد
و با چشمهايشان نگريست و با زبانشان سخن گفت ؛ پس آنها را گرفتار خطاها و لغزشها
كرد و نادرستى را در نظرشان آراست ؛ كارهاى آنان مانند كار كسى است كه شيطان
در قدرتش شريك شده و از زبان او به باطل سخن گفته است !

نهج البلاغه : خطبه 7

امام صادق عليه السلام :

قالَ إبليسُ : خَمسَةُ (أشياءَ) ليسَ لي فيهِنَّ حِيلَةٌ وسائرُ الناسِ في‏قَبضَتي :
مَنِ اعتَصَمَ بِاللَّهِ عن نيّةٍ صادِقَةٍ واتَّكَلَ علَيهِ في جَميعِ اُمُورِهِ ، ومَن كَثُرَ تَسبيحُهُ
في لَيلِهِ ونَهارِهِ ، ومَن رَضِيَ لأخِيهِ المؤمِنِ بما يَرضاهُ لنفسِهِ ، ومَن لَم يَجزَعْ على المُصيبةِ
حينَ تُصِيبُهُ ، ومَن رَضِيَ بما قَسَمَ اللَّهُ لَهُ ولَم يَهتَمَّ لِرِزقِهِ .
ابليس گفت : پنج نفرند كه هيچ چاره‏اى براى آنها ندارم ، اما ديگر مردمان در مشت
من هستند : هركه با نيّت درست به خدا پناه برد و در همه كارهايش به او تكيه كند ؛
كسى كه شب و روز بسيار تسبيحِ خدا گويد ؛ كسى كه براى برادر مؤمنش آن پسندد كه
براى خود مى‏پسندد ؛ كسى كه هر گاه مصيبتى به او مى‏رسد ، بيتابى نمى‏كند و هر كسى كه
به آنچه خداوند قسمتش كرده ، خرسند است و غم روزيش را نمى‏خورد .

الخصال : 285 / 37


امام على عليه السلام :

أكثِرِ الدُّعاءَ تَسلَمْ مِن سَورَةِ الشَّيطانِ .
زياد دعا كن ، تا از گزند شيطان محفوظ مانى .
بحارالانوار : 78 / 9 / 64

امام باقر عليه السلام - درباره آيه «و شاعران را گمراهان ...» - :

«والشُّعَراءُ ...» - : هل رَأيتَ شاعراً يَتَّبِعُهُ أحَدٌ ؟! إنّما هُم قَومٌ تَفَقَّهُوا
لِغَيرِ الدِّينِ فَضَلُّوا وأضَلُّوا .
آيا شاعرى را ديده‏اى كه كسى از او پيروى كند ؟ اينها كه نكوهش شده‌‏اند
در حقيقت جماعتى هستند كه براى غير دين دانش آموختند و در نتيجه ،
هم خود گمراه شدند و هم ديگران را گمراه كردند .

معاني الاخبار : 385 / 19

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در پاسخ به سؤال از شاعران - :

إنّ المُؤمِنَ مُجاهِدٌ بِسَيفِهِ ولِسانِهِ ، والذي نَفسي بيدِهِ لَكأنّما يَنضِحُونَهم بِالنَّبلِ .
همانا مؤمن با شمشير و زبان خود جهاد مى‏كند ؛ سوگند به آن كه جانم در دست اوست ،
سخنان شاعران (مؤمن) چون تيرى است كه به دشمن مى‏زنند .

نورالثقلين : 4 / 70 / 105

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - خطاب به حسّان بن ثابت - :

اُهجُ المُشركينَ ؛ فإنّ جَبرئيلَ مَعَكَ .
مشركان را هجو كن كه جبرئيل با توست .
الدرالمنثور : 6 / 366

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكَماً ، وإنّ‏مِنَ البَيانِ لَسِحراً .
برخى شعرها حكمت‏آميز است و برخى بيان ها افسونگر .
امالي الصدوق : 495 / 6


امام صادق عليه السلام :

مَن قالَ فِينا بَيتَ شِعرٍ بَنَى اللَّهُ تعالى‏ لَهُ بَيتاً في الجَنَّةِ .
هركه درباره ما يك بيت شعر بگويد ، خداوند متعال در بهشت يك خانه برايش بسازد .
عيون اخبارالرضا عليه السلام : 1 / 7 / 1


امام صادق عليه السلام :

ما قالَ فِينا قائلٌ بَيتاً مِن الشِّعرِ حتّى‏ يُؤَيَّدَ بِرُوحِ القُدُسِ .
هيچ سراينده‏‌اى درباره ما بيت شعرى نگفت، جز آن كه روح القدس كمكش كرد .
عيون اخبارالرضا عليه السلام : 1 / 7 / 2

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنّ أقرَبَكُم مِنّي غَداًوأوجَبَكُم عَلَيَّ شَفاعَةً : أصدَقُكُم لِساناً ، وأدّاكُم لِلأمانَةِ ،
وأحسَنُكُم خُلُقاً ، وأقرَبُكُم مِنَ الناسِ .
همانا نزديكترين شما به من در فردا(ى قيامت) و سزاوارترين شما به شفاعت من ،
راستگوترين ، امانتدارترين ، خوش اخلاق‏ترين و نزديكترين شما به مردم است .

امالي الصدوق : 411 / 5

امام على عليه السلام :

ما أنعَمَ اللَّهُ على‏ عَبدٍ نِعمَةً فَشَكَرَها بِقَلبِهِ ، إلّا استَوجَبَ المَزِيدَ فيها
قَبلَ أن يُظهِرَ شُكرَها عَلى‏ لِسانِهِ .
چون خداوند به بنده ‏اى نعمتى دهد و بنده در دل شكر آن نعمت را بگزارد ،
پيش از آن كه سپاسگزارى از آن را به زبان آورد مستوجب افزايش آن نعمت گردد .

امالي الطوسي : 580 / 1197

امام سجّاد عليه السلام - در مناجات - :

فكيفَ لي بتَحصيلِ الشُّكرِ ، وشُكرِي إيّاكَ يَفتَقِرُ إلى‏ شُكرٍ ؟! فَكُلَّما قُلتُ :
لكَ الحَمدُ ، وَجَبَ عَلَيَّ لذلكَ أن أقولَ : لكَ الحَمدُ .
چگونه شكر تو توانم كرد وقتى شكرگزارى من از تو خود نيازمند شكرگزارى است ؟
هر بار كه بگويم : تو را سپاس ؛ به خاطر همين ، سپاس گويى بر من واجب مى‏آيد
كه (بار ديگر) بگويم : تو را سپاس .

بحارالانوار : 94 / 146 / 21


امام صادق عليه السلام :

أوحَى اللَّهُ تعالى‏ إلى‏ موسى‏ عليه السلام : يا موسى‏، اشكُرْني حَقَّ شُكرِي ، فقالَ :
يا ربِّ كيفَ أشكُرُكَ حَقَّ شُكرِكَ ، وليسَ مِن شُكرٍ أشكُرُكَ بهِ إلّا وأنتَ أنعَمتَ بهِ عَلَيَّ ؟
!فقالَ : يا موسى‏ شَكَرتَني حَقَّ شُكري حينَ عَلِمتَ أنَّ ذلكَ مِنّي .
خداوند متعال به موسى عليه السلام وحى فرمود كه : اى موسى ! مرا چنان كه بايد شكر كن .
موسى عرض كرد : پروردگار ! چگونه تو را چنان كه بايد شكر گويم حال آن كه هر شكرى كه
تو را مى‏گويم خود نعمتى است كه تو خود به من ارزانى داشته‌‏اى ؟ فرمود : اى موسى !
وقتى كه بدانى توفيق آن شكر را هم من به تو داده‌‏ام ، حقّ شكر مرا ادا كرده‌‏اى .

قصص الانبياء للراوندي : 161 / 178

امام صادق عليه السلام :

شُكرُ النِّعمَةِ اجتِنابُ الَمحارِمِ ، وتَمامُ الشُّكرِ قولُ الرجُلِ : الحَمدُ للَّهِ‏ِرَبِّ العالَمِينَ .
شكر نعمت عبارت است از دورى كردن از حرامها و تماميت شكر به اين است كه
انسان بگويد : سپاس خدايى را كه پروردگار جهان‌هاست .

كافي : 2 / 95 / 10

امام صادق عليه السلام :

كانَ رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله إذاوَرَدَ علَيهِ أمرٌ يَسُرُّهُ قالَ : الحَمدُ للَّهِ
‏ِ على‏ هذِهِ النِّعمَةِ ، وإذا وَرَدَ علَيهِ أمرٌ يَغتَمُّ بهِ قالَ : الحَمدُ للَّهِ‏ِ على‏ كُلِّ حالٍ.
هرگاه امر خوشحال كننده‏اى براى رسول خدا پيش مى‏آمد ، مى‏فرمود :
خدا را بر اين نعمت سپاس ؛ و هرگاه پيشامدى مى‏كرد كه از آن غمگين مى‏شد ،
مى‏فرمود : در هر حال خدا را سپاس .

كافي : 2 / 97 / 19


امام سجّاد عليه السلام :

أمّا حَقُّ ذِي المَعروفِ علَيكَ فأن تَشكُرَهُ وتَذكُرَ مَعروفَهُ ، وتُكسِبَهُ المَقالَةَ الحَسَنَةَ ،
وتُخلِصَ لَهُ الدعاءَ فيما بينَكَ وبينَ اللَّه‌ِ‏عزّ و عجل ، فإذا فَعَلتَ ذلكَ كنتَ قد شَكَرتَهُ
سِرّاً وعَلانِيَةً ، ثُمّ إن قَدَرْتَ على‏ مُكافَأتِهِ يَوماً كافَيتَهُ .
حقّ كسى كه به تو نيكى مى‏كند ، اين است كه از او تشكّر كنى و نيكيش را به زبان‏آورى
و از وى به خوبى ياد كنى و ميان خود و خداوند عزّ و جل برايش خالصانه دعا كنى . اگر چنين كنى ،
بى‏گمان پنهانى و آشكارا از او تشكّر كرده باشى . وانگهى ، اگر روزى توانستى نيكى او را جبران كنى ،جبران كن . 

الخصال : 568 / 1

امام سجّاد عليه السلام :

يقولُ اللَّهُ تباركَ وتعالى‏ لِعبدٍ مِن عَبِيدِهِ يَومَ القِيامَةِ : أشَكَرتَ فُلاناً ؟
فيقولُ : بَل شَكَرتُكَ يا ربِّ ، فيقولُ : لَم تَشكُرْني إذ لَم تَشكُرْهُ .
خداوند تبارك و تعالى در روز قيامت به يكى از بندگان خود مى‏فرمايد :
آيا از فلانى سپاسگزارى كردى ؟ عرض مى‏كند : (نه) بلكه از تو سپاسگزارى
كردم اى پروردگار . خداوند مى‏فرمايد : چون از او تشكّر نكرده‌‏اى از من نيز تشكّر نكرده‏اى .

كافي : 2 / 99 / 30


امام رضا عليه السلام :

مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِنَ الَمخلوقينَ لَم يَشكُرِ اللَّهَ‏عزّ و عجل .
هركه در قبال خوبى مردم تشكّر نكند ، از خداوند عزّ و جل تشكّر نكرده است .
عيون اخبارالرضا عليه السلام : 2 / 24 / 2


امام على عليه السلام :

الشَّكُّ على‏ أربَعِ شُعَبٍ : على الَّتمارِي ، والهَولِ ، والتَّرَدُّدِ ، والاستِسلامِ ، فَمَن جَعَلَ المِراءَ
دَيدَناً لَم يُصبِحْ لَيلُهُ ، ومَن هالَهُ ما بَينَ يَدَيهَ نَكَصَ على‏ عَقِبَيهِ ، ومَن تَرَدَّدَ في الرَّيبِ
وَطِئَتهُ سَنابِكُ الشَّياطينِ ، ومَنِ استَسلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنيا والآخِرَةِ هَلَكَ فيهِما .
شكّ چهار شاخه دارد : جدال كردن ، ترس ، سرگردانى و تن دادن . كسى كه ستيزه كردن را
عادت خويش گرداند ، شب او صبح نشود و كسى كه از حوادث آينده وحشت داشته باشد ،
به گذشته برگردد و كسى كه در (عالم) ترديد و تشويش سرگردان ماند ، پايمال سُم‌هاى شياطين
شود و كسى كه به هلاكت دنيا و آخرت تن دهد ، در هر دو سراى هلاك گردد .

نهج البلاغه : حكمت 31

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنّي عَدلٌ لا أشهَدُ إلّاعلى‏ عَدلٍ .
من عادل هستم و جز به عدالت ، شهادت نمى‏دهم .
كنزالعمال : 17735

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث خطابه


سعد بن ابراهيم - از پدرش - :

أوَّلُ مَن خَطَبَ على‏ المِنْبَرِ إبراهيمُ عليه السلام حينَ اُسِرَ لُوطٌ واسْتَأسَرَتْهُ‏الرُّومُ ، 
فغَزا إبراهيمُ حتّى‏ اسْتَنْقَذَهُ مِن الرُّومِ . 

نخستين كسى كه بر منبر خطابه خواند إبراهيم عليه السلام بود و آن زمانى بود كه
روميها لوط را اسير كردند و ابراهيم با آنان جنگيد و او را از دست آنان نجات داد . 


الدرالمنثور : 1 / 282


جابر :

كانَ [النّبيُّ صلى الله عليه وآله‏] إذا خَطَبَ احْمَرَّتْ عَيْناهُ ، وعلا صَوْتُهُ ، واشْتَدَّ غَضَبُهُ ،
كأنَّهُ مُنْذِرُ جَيْشٍ يَقولُ : صَبَّحَكُم مَسّاكُم ! 

پيامبر صلى الله عليه وآله هرگاه خطبه مى‏خواند چشمانش سرخ مى‏شد و صدايش رسا 
مى‏گشت و خشمش اوج مى‏گرفت ؛ گويى قراول سپاهى است كه آنان را از خطر حمله دشمن آگاه مى‏كند . 


كنزالعمال : 17974



ابو امامه :

كانَ [النّبيُ‏صلى الله عليه وآله‏] إذا بَعَثَ أميراً قالَ : أقْصِرِ الخُطْبَةَ، وأقِلَّ الكَلامَ . 

پيامبر صلى الله عليه وآله هرگاه فرماندهى را به جنگ مى‏فرستاد مى‏فرمود :
خطابه را كوتاه و سخن را كم كن . 


كنزالعمال : 18126


عمار بن ياسر :

أمَرَنا رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله بإقْصارِ الخُطَبِ . 

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله ما را به مختصر برگزار كردن سخنرانى‏ها فرمان داد . 

سنن ابي داود : 1106


جابربن سمره سوائى :

كانَ رسولُ اللَّهِ‏صلى الله عليه وآله لا يُطيلُ المَوعِظَةَ يَومَ الجُمُعةِ ،
إنَّما هُنَّ كَلِماتٌ يَسيراتٌ . 

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله در روز جمعه موعظه را طولانى برگزار نمى‏كرد ، 
بلكه سخنانى كوتاه ايراد مى‏فرمود . 


سنن ابي داود : 1107 

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

ارْكَبوا هذهِ الدَّوابَّ سالِمَةً واتَّدِعُوها سالِمَةً ، ولا تَتَّخِذوها كَراسِيَّ لأحاديثِكُم
في الطُّرُقِ والأسْواقِ ، فَرُبَّ مَرْكوبَةٍ خَيرٌ مِن راكِبِها وأكْثَرُ ذِكْراً للَّهِ تباركَ وتعالى‏ مِنهُ . 

چارپايان سالم را سوار شويد و آنها را سالم نگه داريد و آنها را كرسى خطابه و 
صحبت هاى خود در كوچه‌‏ها و بازارها نكنيد ؛ چه بسا مركوبى كه از سواره‌‏اش
بهتر است و بيشتر از او به ياد خداى تبارك و تعالى است . 


كنزالعمال : 24957

رسول اللَّه صلى الله عليه وآله :

ما مِن عَبدٍ يَخطِبُ خُطبَةً إلّا اللَّهُ‏عزّ و عجل سائِلُهُ عَنها ما أرادَ بِها . 

هر بنده‏‌اى خطابه‏اى ايراد كند خداوند از او مى‏پرسد كه هدف او از خطابه چه بوده است 

الزهد ابن حنبل : 391

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

أحسَنُ الكلامِ كلامُ اللَّهِ . 

بهترين سخن ، سخن خداست. 

سنن النسائي : 3 / 58

امام على عليه السلام :

أحسَنُ الكلامِ ما لا تَمُجُّهُ الآذانُ ولا يُتعِبُ فَهمُهُ الأفهامَ . 

بهترين سخن ، آن است كه گوشها از شنيدن آن رنجه و بيزار نشود و فهميدن
آن ، انديشه‏ها را به رنج نيندازد . 


غررالحكم : 3371

امام على عليه السلام :

أحسَنُ الكلامِ مازانَهُ حُسن‌ُ‏النِّظامِ ، وفَهِمَهُ الخاصُّ والعامُّ . 

بهترين سخن ، آن است كه به انسجام زيبا (حُسن تأليف و تركيب) 
آراسته باشد و خاصّ و عام آن را بفهمند . 


غررالحكم : 3304

امام على عليه السلام :

خَيرُ الكلامِ ما لا يُمِلُّ ولا يَقِلُّ . 

بهترين سخن آن است كه نه (طولانى باشد و) ملال آورَد و نه اندك باشد (و ابهام فزايد) . 

غررالحكم : 4969

امام على عليه السلام :

البَلاغةُ ما سَهُلَ على‏ المَنطِقِ وخَفَّ على‏ الفِطْنَةِ . 

بلاغت آن است كه به گفتار ، روان و به فهم ، آسان باشد . 

غررالحكم : 1881


امام على عليه السلام :

البَلاغةُ أنْ تُجِيبَ فلا تُبْطئَ ، وتُصِيبَ فلا تُخْطئَ . 

بلاغت آن است كه در جواب دادن كندى نكنى و مقصودت را برسانى 
و تير سخنت به خطا نرود . 


غررالحكم : 2150

امام على عليه السلام :

قد يُكْتَفى‏ مِن البَلاغةِ بالإيجازِ . 

گاه از بلاغت به ايجاز بسنده مى‏شود . 

غررالحكم : 6666

امام صادق عليه السلام :

لَيسَتِ البَلاغَةُ بحِدَّةِ اللِّسانِ ولا بِكَثْرةِ الهَذَيانِ ، ولكنَّها إصابةُ المَعنى‏ وقَصْدُ الحُجّةِ . 

بلاغت به تندى زبان و پَرت و پلاگويى بسيار نيست بلكه بلاغت رساندن معنا و 
آوردن دليل و برهانِ درست است . 


تحف العقول : 312

امام صادق عليه السلام :

ثلاثةٌ فيهِنَّ البَلاغةُ : التّقَرُّبُ مِن معنى‏ البُغْيةِ ، والتَّبَعُّدُ مِن حَشْوِ الكلامِ ،
والدَّلالةُ بالقليلِ على‏ الكثيرِ . 

بلاغت در سه چيز است : نزديك شدن به معناى مورد نظر ، دورى كردن از گفتار حشو
و زايد و رساندن معناى زياد با عبارت كم و كوتاه . 


تحف العقول : 317

امام على عليه السلام :

أبلَغُ البَلاغةِ ما سَهُلَ في الصَّوابِ مَجازُهُ وحَسُنَ إيجازُهُ . 

بليغ‏ترين سخن آن است كه براحتى مقصود را برساند و ايجاز نيكو داشته باشد . 

غررالحكم : 3307

امام على عليه السلام :

أحسَنُ الكلامِ ما زانَهُ حُسْنُ النِّظامِ ، وفَهِمَهُ الخاصُّ والعامُّ . 

بهترين گفتار آن است كه به حسن ترتيب و نظم آراسته باشد و عالم و عامى آن را بفهمد 

غررالحكم : 3304


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (19)

امام صادق عليه السلام :

إنَّ اللَّهَ‏عزّ و عجل بَعَثَ رسولَهُ بِالإسلامِ إلى الناسِ عَشرَ سِنِينَ ، فَأبَوا أن‏يَقبَلُوا 
حتّى‏ أمَرَهُ بالقِتالِ ، فالخَيرُ في السَّيفِ وتَحتَ السَّيفِ ، والأمرُ يَعُودُ كما بَدَأ . 

خداوند عزّ و جل رسول خدا را ده سال مأمور تبليغ زبانى اسلام به مردم كرد ، 
امّا آنها از پذيرفتن آن امتناع ورزيدند ، تا آن كه فرمان جنگ به او داد . بنابر اين ، 
خير در شمشير و در زير شمشير است و همچنان كه در آغاز چنين بود دوباره نيز
چنين خواهد شد . 


كافي : 5 / 7 / 7


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن مَدَحَ سُلطاناً جائراً وتَخَفَّفَ وتَضَعضَعَ لَهُ طَمَعاً فيهِ ، كانَ قَرِينَهُ إلى النارِ . 

هركه به طمع چيزى ، سلطان ستمگرى را مدح كند و خود را در برابر او خوار و
خفيف سازد ، همنشين او در آتش خواهد بود . 


امالي الصدوق : 347 / 1



پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

المُسلمُ أخُو المُسلِم ، لا يَظلِمُهُ ولا يَشتُمُهُ. 

مسلمان ، برادر مسلمان است . به او ستم نمى‏كند و ناسزايش نمى‏گويد . 

كنزالعمال : 747



امام صادق عليه السلام :

المُسلمُ مَن سَلِمَ الناسُ مِن يَدِهِ ولِسانِهِ ، والمُؤمِنُ مَنِ ائتَمَنَهُ الناسُ على‏ أموالِهِم وأنفُسِهِم . 

مسلمان ، كسى است كه مردم از دست و زبان او آسوده باشند و مؤمن ، كسى است كه 
مردم او را امين مال و جان خود بدانند . 


معاني الاخبار : 239 / 1


امام على عليه السلام :

قَواعِدُ الإسلامِ سَبعَةٌ : فَأوَّلُها العَقلُ وعلَيهِ بُنِيَ الصَّبرُ ، والثاني : صَونُ العِرضِ
وصِدقُ اللَّهجَةِ ، والثالِثَةُ : تِلاوَةُ القُرآنِ على‏ جِهَتِهِ ، والرابِعَةُ : الحُبُّ في اللَّهِ
والبُغضُ في اللَّهِ ، والخامِسةُ : حَقُّ آلِ محمّدٍ صلى الله عليه وآله ومَعرِفَةُ وَلايَتِهِم ، 
والسادِسَةُ : حَقُّ الإخوانِ والُمحاماةُ علَيهِم ، والسّابِعَةُ : مُجاوَرَةُ الناسِ بالحُسنى‏ . 

پايه‏هاى اسلام هفت تاست : اولين آنها خرد است و صبر بر آن بنا شده است ؛
دومين پايه ، آبرو دارى و راستگويى است ؛ سومين پايه ، تلاوت قرآن چنان كه 
هست (و بر پيامبر نازل شده است) ؛ چهارمين پايه ، دوستى و دشمنى براى خداست ؛
پنجمين پايه ، حقّ آل محمّد صلى الله عليه وآله و شناخت ولايت آنهاست ؛ ششمين
پايه ، حقّ برادران و حمايت و دفاع از آنهاست و هفتمين پايه ، حسن همجوارى با مردم است. 


تحف العقول : 196


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

الإسلامُ أن تُسلِمَ قَلبَكَ ويَسلَمَ المُسلمونَ مِن لِسانِكَ ويَدِكَ . 

اسلام آن است كه دلت را تسليم كنى،و مسلمانان از دست و زبانت آسوده و در امان باشند . 

كنزالعمال : 17


امام على عليه السلام :

الإسلامُ هُو التسليمُ ، والتسليمُ هُو اليَقينُ ، واليَقينُ هُو التصديقُ ،
والتصديقُ هُو الإقرارُ ، والإقرارُ هُو الأداءُ ، والأداءُ هُو العَملُ . 

اسلام همان تسليم است و تسليم ، همان يقين و يقين ، همان تصديق 
و تصديق ، همان اقرار و اقرار ، همان ادا و ادا ، همان عمل . 


نهج البلاغه : حكمت 125


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

السَّلامُ تَحِيَّةٌ لِمِلَّتِنا ، وأمانٌ لِذِمَّتِنا . 

سلام كردن ، درودِ آيين ماست و امانِ عهد و زنهار ما . 

كنزالعمال : 25242


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنَّ أبخَلَ الناسِ مَن بَخِلَ بِالسلامِ . 

بخيل‏ترين مردم ، كسى است كه در سلام كردن بخل ورزد . 

امالي الطوسي : 89 / 136


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

أفشِ السلامَ يَكثُر خَيرُ بَيتِكَ . 

سلام را رواج ده تا خير و بركت خانه‏ات زياد شود . 

الخصال : 181 / 246


امام باقر عليه السلام :

إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ إطعامَ‏الطَّعامِ ، وإفشاءَ السَّلامِ . 

خداوند اطعام كردن مردم و رواج دادن سلام را دوست دارد . 

المحاسن : 2 / 143 / 1371



امام صادق عليه السلام :

السَّلامُ قَبلَ الكلامِ . 

سلام پيش از كلام است . 

جامع الاخبار : 231 / 596


امام صادق عليه السلام - به نقل از پدران خود - :

قالَ رسولُ‏اللَّهِ‏صلى الله عليه وآله: مَن بَدَأ بِالكَلامِ قَبلَ السلامِ فلا تُجِيبُوهُ .
وقالَ عليه السلام : لا تَدعُ إلى‏ طَعامِكَ أحَداً حتّى يُسَلِّمَ . 

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله فرمود : هر كه پيش از سلام گفتن آغاز به سخن كند ، 
جوابش را ندهيد و فرمود : هيچ كس را به غذايت تعارف مكن ، تا وقتى كه سلام كند . 


الخصال : 19 / 67


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنَّ أولَى الناسِ بِاللَّهِ وبرسولِهِ مَن‏بَدَأ بِالسلامِ. 

نزديكترين مردم به خدا و رسول او كسى است كه آغازگر سلام باشد . 

بحارالانوار : 76 / 12 / 50


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

البادِئُ بِالسلامِ بَرِي‏ءٌ مِنَ الكِبرِ . 

آغازگر سلام ، از تكبّر بدور است . 

كنزالعمال : 25265


امام على عليه السلام :

السلامُ سَبعونَ حَسَنةً،تِسعَةٌ وسِتُّونَ لِلمُبتَدي وواحِدَةٌ لِلرّادِّ . 

سلام هفتاد ثواب دارد كه شصت و نه تاى آن براى سلام كننده است 
و يكى براى جواب دهنده . 


بحارالانوار : 76 / 11 / 46


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إذا دَخَلَ أحَدُكُم بَيتَهُ فَلْيُسَلِّمْ ؛ فإنَّهُ يَنزِلُهُ البَركَةُ ، وتُؤنِسُهُ الملائكةُ . 

هرگاه يكى از شما وارد خانه خود شد ، سلام كند ؛ زيرا سلام بر آن (خانه) 
بركت فرود مى‏آورد و فرشتگان با آن (خانه) انس مى‏گيرند . 


بحارالانوار : 76 / 7 / 25


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

السلامُ تَطَوُّعٌ ، والرَّدُّ فَريضَةٌ . 

سلام كردن ، مستحب است و جواب سلام ، واجب . 

كنزالعمال : 25294


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

يُسَلِّمُ الصغيرُ عَلى الكبيرِ ، ويُسَلِّمُ الواحِدُ على‏ الاثنَينِ ، ويُسَلِّمُ القَليلُ على‏ الكثيرِ ، 
ويُسَلِّمُ الراكِبُ على‏ الماشي ، ويُسَلِّمُ المارُّ على‏ القائمِ ، ويُسَلِّمُ القائمُ على‏ القاعِدِ . 

كوچك به بزرگ سلام كند و يك نفر به دو نفر و عده كمتر به عده بيشتر و سواره
به پياده و رهگذر به ايستاده و ايستاده به نشسته . 


كنزالعمال : 25321


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

خَمسٌ لا أدَعُهُنَّ حَتّى المَماتِ : ... والتَّسليمُ على‏ الصِّبيانِ لِتَكونَ سُنَّةً مِن بَعدي . 

پنچ چيز است كه تا زنده‏ام رهايشان نمى‏كنم ... و سلام كردن به كودكان تا بعد از من سنّت شود . 

بحارالانوار : 76 / 10 / 38


امام باقر عليه السلام :

لا تُسَلِّمُوا على‏ اليَهُودِ ، ولا على‏ النَّصارى‏، ولا على‏ الَمجُوسِ ، ولا عَبَدَةِ الأوثانِ ، 
ولا على‏ مَوائدِ شُرّابِ الخَمرِ ، ولا على‏ صاحِبِ الشَّطرَنجِ والنَّردِ ، ولا على‏ الُمخَنَّثِ ،
ولا على‏ الشاعِرِ الذي يَقذِفُ الُمحصَناتِ ، ولا على‏ المُصَلِّي ؛ وذلكَ لأنَّ المُصَلِّيَ لايَستَطيعُ
أن يَرُدَّ السلامَ ، لأنَّ التَّسليمَ مِنَ المُسَلِّمِ تَطَوُّعٌ والرَّدَّ علَيهِ فَريضَةٌ ، ولا على‏ آكِلِ الرِّبا ، 
ولا على‏ رَجُلٍ جالِسٍ على‏ غائطٍ ، ولا على الذي في الحَمّامِ ، ولا على‏ الفاسِقِ المُعلِنِ بِفِسقِهِ . 

نه به يهوديان سلام كنيد ، نه به نصرانيان ، نه به مجوسيان ، نه به بت‌پرستان ،
نه به كسانى كه بر سفره شرابخواران مى‏نشينند و نه به شطرنج و نردبازان
و نه به مردى كه خود را به شكل زنان در مى‏آورد و نه به شاعرى كه به زنان پاكدامن
تهمت مى‏زند و نه به كسى كه در حال نماز است ؛ زيرا نمازگزار نمى‏تواند جواب سلام را بدهد ،
در حالى كه سلام كردن براى مسلمان مستحب است و جواب سلام او را دادن واجب
و نه به رباخوار و نه به كسى كه در حال قضاى حاجت است و نه به كسى كه در حمّام است
و نه به فاسقى كه آشكارا فسق و گناه مى‏كند . 


بحارالانوار : 76 / 9 / 35


امام صادق عليه السلام :

كانَ رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يُسَلِّمُ عَلَى النِّساءِ ويَردُدْنَ علَيهِ ، 
وكانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام يُسَلِّمُ على‏ النِّساءِ ، وكانَ يَكرَهُ أن يُسَلِّمَ 
على‏ الشّابَّةِ مِنهُنَّ ، ويقولُ : أتَخَوَّفُ أن يُعجِبَني صَوتُها فَيَدخُلَ عَلَيَّ أكثَرُ ممّا طَلَبتُ مِنَ الأجرِ . 

رسول خدا صلى الله عليه وآله به زنها سلام مى‏كرد و آنها جواب سلام حضرت را مى‏دادند . 
امير المؤمنين عليه السلام نيز به زنها سلام مى‏كرد ، امّا سلام كردن به زنان جوان را خوش
نداشت و مى‏فرمود : مى‏ترسم صدايشان مرا خوش آيد و در نتيجه ، به جاى اجر و ثوابى
كه در پى آن هستم ، مرتكب گناه شوم . 


كافي : 5 / 535 / 3


امام صادق عليه السلام :

إذا قالَ العبدُ : ما شاءَ اللَّهُ لاحَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ ، قالَ اللَّهُ :
مَلائكَتي اِستَسلَمَ عَبدي أعِينُوهُ ، أدرِكُوهُ ، اُقضُوا حاجَتَهُ . 

هرگاه بنده بگويد : ماشاء اللَّه ، لا حول و لا قوّة الّا باللَّه ، خداوند مى‏فرمايد :
اى فرشتگان من ! بنده‏ام تسليم شد ، كمكش كنيد ، او را دريابيد ، حاجتش را برآوريد . 


بحارالانوار : 93 / 190 / 25


امام على عليه السلام :

إذا لَم‏تَكُن عالِماً ناطِقاً فَكُن مُستَمِعاً واعِيَاً . 

اگر دانشمندى گويا نيستى ، پس شنونده‏اى شنوا باش . 

غررالحكم : 4090


امام على عليه السلام :

ألا إنَّ أسمَعَ الأسماعِ ما وَعى‏ التَّذكيرَ وقَبِلَهُ . 

بدانيد كه شنواترين گوش ها ، گوشى است كه پند و اندرز را بشنود و پذيرا شود . 

نهج البلاغه : خطبه 105

امام على عليه السلام :

ما كُلُّ ذِي قَلبٍ بِلَبِيبٍ ، ولا كُلُ‏ذِي سَمعٍ بِسَمِيعٍ ، ولا كُلُّ ناظِرٍ بِبَصيرٍ . 

نه هر كه دلى دارد خردمند است ، و نه هر كه گوشى دارد ، شنواست 
و نه هركه چشمى دارد ، بيناست . 


نهج البلاغه : خطبه 88


امام على عليه السلام :

عَوِّدْ اُذُ نَكَ حُسنَ الاستِماعِ ، ولا تُصغِ إلى‏ ما لا يَزِيدُ في صَلاحِكَ استِماعُهُ . 

گوش خود را به خوب شنيدن عادت بده و به سخنانى كه بر اصلاح و پاكى
تو چيزى نمى‏افزايد گوش فرا مده . 


غررالحكم : 6234


امام على عليه السلام :

سامِعُ ذِكرِ اللَّهِ ذاكِرٌ . 

شنونده ذكر خدا ، ذاكر است . 

غررالحكم : 5579



امام على عليه السلام :

مَن أحسَنَ الاستِماعَ تَعَجَّلَ الانتِفاعَ . 

هركه خوب گوش كند ، زود بهره‏مند شود . 

غررالحكم : 9243


امام على عليه السلام :

فَفُرِضَ على السَّمعِ أن لا تُصغِيَ بهِ إلى المَعاصِي ، فقالَ‏عزّ و عجل : (وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُم ...) . 

و بر گوش واجب ساخت كه با آن معصيت نشنوى . 

نورالثقلين : 1 / 564 / 628



امام صادق عليه السلام :

لا تَدَعْ بِسمِ اللَّهِ‏ الرحمنِ الرحيمِ وإن كانَ بَعدَهُ شِعرٌ . 

گفتن بسم اللَّه الرحمن الرحيم را ترك نكن ، حتّى اگر پس از آن شعرى باشد . 

كافي : 2 / 672 / 1

امام باقر عليه السلام :

شَرُّ بِقاعِ الأرضِ‏الأسواقُ ، وهُو مَيدانُ إبليسَ ، يَغدُو بِرايَتِهِ ، ويَضَعُ كُرسِيَّهُ ، 
ويَبُثُّ ذُرِّيَّتَهُ ، فَبَينَ مُطَفِّفٍ في قَفيزٍ ، أو طائشٍ في ميزانٍ ، أو سارِقٍ في ذِراعٍ ،
أو كاذِبٍ في سِلعَتِهِ ، فيقولُ : علَيكُم بِرَجُلٍ ماتَ أبوهُ وأبُوكُم حَيٌّ ، فلا يَزالُ
مع أوَّلِ مَن يَدخُلُ وآخِرِ مَن يَرجِعُ . 

بدترين جاهاى زمين بازارهاست ؛ بازار ميدان شيطان است ، اولِ صبح پرچم خود را
در آن جا نصب مى‏كند و تخت خود را مى‏گذارد و فرزندانش را همه سو مى‏پراكند : 
به سوى كسى كه پيمانه را كم مى‏دهد يا آن كه ترازو را سبك مى‏گيرد و كسى كه 
در گز (متر) كردن دزدى مى‏كند يا كسى كه براى فروش كالايش به دروغ متوسل 
مى‏شود . او به فرزندانش مى‏گويد : بر شما باد به (فريفتن) مردى كه پدرش (حضرت آدم) 
مرده در حالى كه پدر شما (ابليس) هنوز زنده است . ابليس با اولين كسى كه
به بازار مى‏آيد وارد مى‏شود و با آخرين نفرى كه بازار را ترك مى‏كند بر مى‏گردد . 


بحارالانوار : 84 / 11 / 87



أبو سعيدٍ :

كانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَأتِي السُّوقَ فيقولُ : يا أهلَ السُّوقِ اِتَّقُوا اللَّهَ ، وإيّاكُم
والحَلفَ فإنّهُ يُنَفِّقُ‏السِّلعَةَ ، ويَمحَقُ البَرَكَةَ ، وإنَّ التاجِرَ فاجِرٌ إلّا مَن أخَذَ الحَقَّ وأعطاهُ ، 
السَّلامُ علَيكُم . ثُمَّ يَمكُثُ الأيّامَ ثُمّ يَأتي فَيقولُ مِثلَ مَقالَتِهِ ، فكانَ إذا جاءَ قالوا :
قد جاءَ المَرد شِكَنبه ؛ أي قد جاءَ عظيمُ البَطنِ ، فيقولُ : أسفَلُهُ طَعامٌ ، وأعلاهُ عِلمٌ . 

على عليه السلام وارد بازار مى‏شد و مى‏فرمود : اى بازاريان ! از خدا بترسيد و از سوگند
خوردن دورى كنيد ؛ زيرا سوگند ياد كردن كالا را رونق مى‏دهد ، امّا بركت را مى‏برد .
همانا كاسب و تاجر ، گنهكار و فاجر است ، مگر آن كاسب و تاجرى كه در داد و ستد 
حقّ را رعايت كند ، والسلام ! سپس مى‏رفت و چند روز بعد دوباره مى‏آمد و سخنانى
بدين گونه مى‏فرمود . 


بحارالانوار : 103 / 102 / 44


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

السِّواكُ يَزِيدُ الرَّجُلَ فَصاحَةً . 

مسواك زدن ، بر زبان آورى مرد مى‏افزايد . 

بحارالانوار : 76 / 135 / 48



امام على عليه السلام :

لَو تَمَيَّزَتِ الأشياءُ لَكانَ الصِّدقُ مَع الشَّجاعَةِ ، وكانَ الجُبنُ مَع الكَذِبِ . 

اگر خصلت ها از يكديگر متمايز و جدا شوند ، هرآينه راستى ، با شجاعت 
باشد و بزدلى ، با دروغ . 


غررالحكم : 7597


امام على عليه السلام :

قَدرُالرَّجُل على‏ قَدرِ هِمَّتِهِ ، وصِدقُهُ على‏ قَدرِ مُرُوَّتِهِ ، وشَجاعَتُهُ على‏ قَدرِ أنَفَتِهِ . 

قدر و اندازه مرد به قدر همّت اوست و راستگويى و صداقتش به قدر مردانگى او ، 
و شجاعتش به قدر غيرت او . 


نهج البلاغه : حكمت 47




امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (18)


امام صادق‏عليه السلام - در پاسخ به‏سؤال از حكم كسى‏كه
رسول خداصلى الله عليه وآله را ناسزا گويد - :


يَقتُلُهُ الأدنى‏ فَالأدنى‏ قَبْلَ أن يَرفَعَهُ إلى الإمامِ . 

هر كه به او نزديكتر است ، پيش از آن كه وى را براى محاكمه نزد امام برد ، او را بكشد . 

كافي : 7 : 259 / 21


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إذا شَتَمَ أحَدُكُم أخاهُ فلا يَشتِمْ عَشِيرَتَهُ ، ولا أباهُ ، ولا اُمَّهُ ، ولكنْ لِيَقُلْ إن كانَ
يَعلَمُ ذلك : إنّكَ لَبَخِيلٌ ، وإنّكَ لَجَبانٌ ، وإنّكَ لَكَذُوبٌ ، إن كانَ يَعلَمُ ذلكَ مِنهُ . 

هرگاه يكى از شما برادرش را دشنام مى‏دهد ، نبايد به ايل و تبار او و پدر و مادرش
دشنام دهد ، بلكه بگويد : تو بخيلى ، تو ترسويى ، تو دروغگويى ! به شرط آن كه
بداند او واقعاً چنين است . 


كنزالعمال : 8134


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در پاسخ به سؤال ابوذر 
از چگونگى آباد كردن مساجد - :


لا تُرفَعُ فيهاالأصواتُ ، ولا يُخاضُ فيها بالباطِلِ ،ولا يُشتَرى‏ فيها ولا يُباعُ ،
واترُكِ اللَّغوَ ما دُمتَ فيها ،فإن لَم‏تَفْعَل‏فلا تَلُومَنَ‏يَومَ القِيامَةِ إلّا نَفسَكَ . 

(به اين‏گونه) در آنها صداها بلندنشود ، به سخنان و كارهاى نادرست 
و بيهوده پرداخته نشود ، در آنها خريد و فروش صورت نگيرد و تا زمانى كه
در مسجد هستى از كارهاى لغو و بيهوده دست‏ بكش . اگر چنين نكنى
در روز قيامت‏ نبايد كسى جز خودت را ملامت كنى . 


مكارم الاخلاق : 2 / 374 / 2661


امام على عليه السلام :

مَن كَتَمَ سِرَّهُ كانَتِ الخِيَرَةُ بيَدِهِ . 

هر كه راز خود را بپوشاند ، قدرت انتخاب در دست اوست . 

نهج البلاغه : حكمت 162


امام على عليه السلام :

الظَّفَرُ بِالحَزمِ ، والحَزمُ بِإجالَةِ الرَّأيِ ، والرَّأيُ بِتَحصِينِ الأسرارِ . 

پيروزى با دور انديشى به دست مى‏آيد و دور انديشى با انديشه ورزى
و انديشه با راز دارى . 


نهج البلاغه : حكمت 48


امام على عليه السلام :

سِرُّكَ أسِيرُكَ فإن أفشَيتَهُ صِرتَ أسِيرَهُ . 

راز تو در بند توست . اگر آن را فاش كنى تو در بندش خواهى شد . 

غررالحكم : 5630


امام على عليه السلام :

صَدرُ العاقِلِ صُندوقُ سِرِّهِ . 

سينه خردمند ، صندوق راز اوست . 

نهج البلاغه : حكمت 6


امام على عليه السلام :

كُلَّما كَثُرَ خُزّانُ الأسرارِ كَثُرَ ضُيّاعُها . 

هر چه تعداد كسانى كه اسرار را مى‏دانند بيشتر باشد ، آن اسرار بيشتر در معرض فاش شدن . 

غررالحكم : 7197


امام على عليه السلام :

اُبْذُلْ لِصَدِيقِكَ كُلَّ المَوَدَّةِ ولا تَبذُلْ لَهُ كُلَّ الطُّمَأ نِينَةِ . 

هرچه محبّت دارى نثار دوستت كن امّا هرچه اطمينان دارى به پاى او مريز . 

غررالحكم : 2463



امام على عليه السلام :

أنجَحُ الاُمورِ ما أحاطَ بهِ الكِتمانُ . 

موفّقترين كارها ، كارى است كه با كتمان كامل صورت گيرد . 

غررالحكم : 3284


امام على عليه السلام :

لا تُودِعْ سِرَّكَ إلّا عِندَ كُلِّ ثِقَةٍ . 

راز خود را جز به كسى كه مورد اعتماد است مسپار . 

بحارالانوار : 77 / 235 / 3


امام على عليه السلام :

لا بَأسَ بأن لا يُعلَمَ سِرُّكَ . 

چه باك كه رازت دانسته نشود . 

بحارالانوار : 77 / 269 / 1


امام على عليه السلام :

مَن ضَعُفَ عَن حِفظِ سِرِّهِ لَم يَقْوَ لِسِرِّ غَيرِهِ . 

كسى كه در نگهداشتن راز خود ناتوان باشد ، در حفظ راز ديگران توانا نباشد . 

غررالحكم : 8941


امام صادق عليه السلام :

إفشاءُ السِّرِّ سُقوطٌ . 

فاش كردن راز مايه افتادن است . 

تحف العقول : 315


امام صادق عليه السلام :

سِرُّكَ مِن دَمِكَ فلا يَجرِيَنَّ مِن غَيرِ أوداجِكَ . 

راز تو جزئى از خون توست ، پس نبايد كه در رگهاى غير تو جريان يابد . 

بحارالانوار : 75 / 71 / 15



امام رضا عليه السلام :

لا يَكونُ المؤمنُ مؤمناً حتّى‏ يَكونَ فيهِ ثلاثُ خِصالٍ : سُنَّةٌ مِن رَبِّهِ ، وسُنَّةٌ مِن نَبِيِّهِ ، 
وسُنَّةٌ مِن وَلِيِّهِ ، فالسُّنَّةُ مِن رَبِّهِ كِتمانُ سِرِّهِ ، قالَ اللَّهُ‏عزّ و عجل : «عالِمُ الغَيْبِ
فلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً * إلّا مَنِ ارْتَضى‏ مِن رسولٍ» . 

مؤمن ، مؤمن نباشد مگر اين‏كه سه خصلت در او باشد : خصلتى از پروردگارش
و خصلتى از پيامبرش و خصلتى از وليّش . خصلت پروردگارش راز پوشى است . 
خداوند عزّ و جل فرموده است : «داناى غيب و نهان است و هيچ كس را بر غيب 
خود آگاهى نمى‏سازد . مگر پيامبرى را كه پسنديده باشد» . 


بحارالانوار : 75/ 68 / 2



امام جواد عليه السلام :

إظهارُ الشَّي‏ءِ قبلَ أن يَستَحكِمَ مَفسَدَةٌ لَهُ. 

آشكار كردن چيزى پيش از آن كه استوار گردد موجب تباهى آن مى‏شود . 

بحارالانوار : 75 / 71 / 13



امام على عليه السلام :

لا تُسِرَّ إلى الجاهِلِ شيئاً لا يُطِيقُ كِتمانَهُ. 

با نادان رازى را كه طاقت كتمانش را ندارد در ميان مگذار . 

غررالحكم : 10265


امام على عليه السلام :

لا تُودِعَنَّ سِرَّكَ مَن لا أمانَةَ لَهُ . 

راز خود را به كسى كه امانتدار نيست ، مسپار . 

غررالحكم : 10166



امام على عليه السلام :

ثلاثٌ لا يُستَودَعْنَ سِرّاً : المَرأةُ ، والَّنمّامُ ، والأحمَقُ. 

با سه كس نبايد رازى را در ميان نهاد : زن ، سخن چين و احمق . 

غررالحكم : 3662


امام صادق عليه السلام :

أربَعةٌ يَذهَبنَ ضَياعاً : ... وسِرٌّ تُودِعُهُ عِندَ مَن لا حَصافَةَ لَهُ . 

چهار چيز بر باد مى‏رود : ... و رازى كه به كسى سپارى كه از خرد بى‏بهره باشد . 

بحارالانوار : 75 / 69 / 4


امام صادق عليه السلام :

قالَ لقمانُ لابنِهِ : إذا سافَرتَ مَع قَومٍ فَأكثِرِ استِشارَتَهُم في أمرِكَ وأمرِهِم ، 
وأكثِرِ التَّبَسُّمَ في وُجوهِهِم ، وكُن كَريماً على‏ زادِكَ بَينَهُم ، وإذا دَعَوكَ فَأجِبهُم ، 
وإذا استَعانُوكَ فَأعِنهُم ، واغلِبهُم بثَلاثٍ : طُولِ الصَّمتِ ، وكَثرَةِ الصَّلاةِ ، وسَخاءِ النَّفسِ
بما مَعكَ مِن دابَّةٍ أو مالٍ أو زادٍ . 

لقمان به فرزندش گفت : هرگاه با عدّه‌‏اى همسفر شدى ، در كارهاى مربوط
به خودت و آنها با ايشان زياد مشورت كن و در روى آنان تبسّم زياد داشته باش
در زاد و توشه‌‏ات نسبت به آنان بخشنده باش ، اگر تو را دعوت كردند قبول كن 
و اگر از تو كمك خواستند كمكشان كن و در سه چيز از آنان برتر باش : خاموشى ، 
كثرت نماز و بخشندگى در مركب يا دارايى و يا توشه‏‌اى كه همراه دارى . 


بحارالانوار : 76 / 271 / 28



امام صادق عليه السلام :

أمّا مُرُوَّةُ السَّفَرِ فَبَذلُ الزادِ ، والمِزاحُ في غَيرِ ما يُسخِطُ اللَّهَ ، وقِلّةُ الخِلافِ على
‏ مَن تَصحَبُهُ ، وتَركُ الرِّوايَةِ علَيهِم إذا أنتَ فارَقتَهُم . 

مردانگى در سفر عبارت است از : بخشيدن از ره توشه خود به همراهان ، 
شوخى كردن به گونه‏اى كه خشم خدا راهمراه نداشته باشد ، كمى مخالفت 
و ناسازگارى باهمسفران و ترك بدگويى از همراهان بعد از جدا شدن از آنان . 


امالي المفيد : 44 / 3

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (17)

امام على عليه السلام - در پاسخ به مردى كه از آن حضرت سؤالى مشكل آفرين پرسيد - :

سَلْ تَفَقُّهاً ، ولا تَسْأل تَعَنُّتاً ؛ فإنّ الجاهِلَ المُتَعَلِّمَ شَبيهٌ بالعالِمِ ، وإنَّ العالِمَ المُتَعَسِّفَ (المُتَعَنِّفَ) 
شَبيهٌ بالجاهِلِ المُتَعَنِّتِ . 

به قصد ياد گرفتن بپرس ، نه براى آزردن و خطا گرفتن ؛ زيرا جاهلى كه درصدد آموختن
باشد همانند عالم است و عالمى كه در بيراهه قدم نهد همچون جاهلى است كه به قصد
خطا گرفتن مى‏پرسد . 


نهج البلاغه : حكمت 320


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

ذَرُوني ما تَرَكتُكُم ، فإنّما هَلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم بكَثرَةِ سُؤالِهِم واختِلافِهِم
على‏ أنبِيائهِم ، فإذا أمَرتُكُم بِشَي‏ءٍ فَأتُوا مِنهُ ما اسْتَطَعتُم ، وإذا نَهَيتُكُم عن شَي‏ءٍ فَدَعُوهُ . 

تا زمانى كه من رهايتان كرده‏ام رهايم كنيد ؛ زيرا پيشينيان شما به علّت پرسش و آمد و شد
زياد نزد پيامبرانشان هلاك شدند . پس ، هرگاه به شما دستورى دادم ، در حدّ توان ، 
آن را انجام دهيد و هرگاه از چيزى نهى كردم آن را فرو گذاريد . 


كنزالعمال : 916

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در سفارش به ابوذر - :

يا أبا ذَرٍّ ، إذا سُئلتَ عن عِلمٍ لا تَعلَمُهُ فَقُل : لا أعلَمُهُ تَنجُ مِن تَبِعَتِهِ ، 
ولا تُفْتِ بما لا عِلمَ لكَ بهِ تَنجُ مِن عَذابِ اللَّهِ يَومَ القِيامَةِ . 

اى ابوذر ! اگر درباره چيزى از تو سؤال شد كه نمى‏دانى ، بگو : نمى‏دانم ،
تا از پيامدهاى آن خلاص شوى و درباره آنچه نمى‏دانى فتوا مده ، تا از عذاب خدا 
در روز قيامت نجات يابى . 


مكارم الاخلاق : 2 / 364 / 2661


امام على عليه السلام :

لا يَستَحيِي العالِمُ إذا سُئلَ عمّا لا يَعلَمُ أن يَقولَ : لا عِلمَ لي بِهِ . 

هرگاه از دانشمند سؤالى شود كه پاسخش را نمى‏داند از اين كه بگويد : 
پاسخش را نمى‏دانم ، شرم نمى‏كند . 


المحاسن : 1 / 328 / 664

امام على عليه السلام :

مَن تَرَكَ قولَ «لا أدري»اُصِيبَتْ مَقاتِلُهُ . 

هر كه جمله «نمى‏دانم» را ترك گويد ، به هلاك خود درافتد . 

نهج البلاغه : حكمت 85


امام صادق عليه السلام :

إنَّ مَن أجابَ في كُلِّ ما يُسألُ عَنهُ لََمجنُونٌ . 

هر كس به هر سؤالى كه از او مى‏شود پاسخ دهد ، ديوانه است . 

بحارالانوار : 2 / 117 / 15

امام صادق عليه السلام :

للعالِمِ إذا سُئلَ عن شي‏ءٍ وهُو لا يَعلَمُهُ أن يقولَ : اَللَّهُ أعلَمُ ، وليسَ لِغَيرِ العالِمِ أن يقولَ ذلكَ . 

عالم حقّ دارد كه هرگاه سؤالى از او شود كه پاسخش را نمى‏داند بگويد : خدا داناتر است ،
امّا غير عالم حقّ ندارد چنين بگويد (بلكه بايد بگويد : نمى‏دانم) . 


كافي : 1 / 42 / 5


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

يا أبا ذَرٍّ ، إيّاكَ والسؤالَ فإنّهُ ذُلٌّ حاضرٌ ، وفَقرٌ تَتَعَجَّلُهُ ، وفيهِ حِسابٌ طَويلٌ يَومَ القِيامَةِ . 

اى‏ابوذر !زنهار از درخواست و گدايى ، كه در دنيا مايه خوارى و فقر است و در روز قيامت
حسابش طولانى است . 


الفقيه : 4 / 375 / 5762

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن يَتَكَفَّلُ لِي أن لا يَسألَ الناسَ شيئاً وأتَكَفَّلُ لَهُ بالجَنَّةِ ؟ قالَ ثَوْبانُ : أنا ،
فَكانَ ثَوْبانُ لا يَسألُ الناسَ شيئاً . 

چه كسى به من قول مى‏دهد كه از مردم چيزى نخواهد تا من قول بهشت را به او دهم 
ثوبان گفت : من . و پس از آن ، ثوبان چيزى از مردم نمى‏طلبيد . 


كنزالعمال : 17142



امام على عليه السلام :

مَن سَألَ غيرَ اللَّهِ استَحَقَّ الحِرمانَ . 

هر كه از غير خدا چيزى بخواهد ، سزاوار محروميت باشد . 

غررالحكم : 7993


امام سجّاد عليه السلام :

طَلَبُ الحَوائجِ إلى الناسِ مَذَلَّةٌ للحياةِ ، ومَذهَبَةٌ للحَياءِ ، واستِخفافٌ بِالوَقارِ ،
وهُو الفَقرُ الحاضِرُ ، وقِلَّةُ طَلَبِ الحوائجِ مِنَ الناسِ هُو الغِنى‏ الحاضِرُ . 

نياز خواهى از مردم مايه خوارى در زندگى و رفتن شرم و حياست و از وقار
و شكوه آدمى مى‏كاهد و آن فقرى حاضر است و دست نياز به سوى مردم 
كمتر دراز كردن بى‏نيازىِ نقد است . 


تحف العقول : 279

امام حسن عليه السلام :

إنّ المسألَةَ لا تَحِلُّ إلّا في إحدى‏ ثلاثٍ : دَمٍ مُفجِعٍ ، أو دَينٍ مُقرِحٍ ، أو فَقرٍ مُدقِعٍ . 

درخواست كردن روا نيست مگر در يكى از اين سه جا : خون بهاى سنگين ، 
يا بدهكارى‏توانفرسا ويا فقر كُشنده. 


بحارالانوار : 96 / 152 / 16


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن سَألَ عن ظَهرِ غِنىً فَصُداعٌ في الرأسِ وداءٌ في البَطنِ . 

هر كه ، با وجود بى‏نيازى ، دست سؤال دراز كند نتيجه‏اش سردرد و دل درد است ! 

بحارالانوار : 96 / 155 / 26


امام على عليه السلام :

ماءُ وَجهِكَ جامِدٌ يُقْطِرُهُ السُّؤالُ ، فَانظُرْ عِندَ مَن تُقطِرُهُ . 

آبروى تو يخِ بسته است و نياز خواهى آن را قطره قطره آب مى‏كند . 
پس، بنگركه آن‏را نزد چه كسى آب مى‏كنى. 


نهج البلاغه : حكمت 346


امام صادق عليه السلام :

لا تَسألْ مَن تَخافُ أن يَمنَعَكَ . 

از كسى كه مى‏ترسى دست ردّ به سينه‏ات زند چيزى مخواه . 

اعلام الدين : 304


امام صادق عليه السلام :

ثلاثةٌ تُورِثُ الحِرمانَ : الإلحاحُ في المَسألَةِ ، والغِيبةُ ، والهُزءُ . 

سه چيز موجب محروميت است : پافشارى در درخواست ، غيبت و ريشخند كردن . 

تحف العقول : 321

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

لا تَقطَعُوا على السائلِ مَسألَتَهُ فلَولا أنَّ المَساكينَ يَكذِبُونَ ما أفلَحَ مَن رَدَّهُم . 

خواهشِ سائل را ردّ نكنيد ؛ زيرا اگر نبود اين كه گدايان دروغ مى‏گويند ، 
كسى كه دست ردّ به سينه آنان مى‏زد ، هرگز رستگار نمى‏شد . 


بحارالانوار : 96 / 158 / 37

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

اُنظُرُوا إلى السائلِ فإن رَقَّتْ لَهُ قُلوبُكُم فَأعطُوهُ ، فإنّهُ صادِقٌ . 

به سائل بنگريد ، اگر دلتان به حال او رقّت آورد عطايش دهيد ، كه او راست مى‏گويد . 

نوادرالراوندي : 3



امام حسين عليه السلام :

صاحِبُ الحاجةِ لَم‌‏يُكرِمْ وَجهَهُ عن سُؤالِكَ فَأكرِمْ وَجهَكَ عن رَدِّهِ . 

نيازمند ، با درخواست كردن حرمت و آبروى خود را ريخته است، پس تو با نوميد نكردن
او آبرو و حرمتت را نگهدار . 


كشف الغمه : 2 / 244


امام باقر عليه السلام :

لو يَعلَمُ السائلُ ما في المَسألَةِ ما سَألَ أحَدٌ أحَداً ، ولَو يَعلَمُ المَسؤولُ‏ما
في المَنعِ ما مَنَعَ أحَدٌ أحَداً . 

اگر سائل مى‏دانست كه در درخواست و خواهش كردن چه نهفته است ،
هرگز كسى از كسى چيزى درخواست نمى‏كرد و اگر كسى كه از وى 
خواهشى مى‏شود ، مى‏دانست كه در نوميد كردن چه نهفته است ، 
هرگز كسى ، ديگرى را نوميد برنمى‏گرداند . 


تحف العقول : 300


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

سابُّ المُؤمِنِ كالمُشرِفِ على الهَلَكَةِ . 

ناسزاگوى به مؤمن همچون كسى است كه در آستانه هلاكت باشد . 

كنزالعمال : 8093


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ ، وقِتالُهُ‏ كُفرٌ ، وأكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللَّهِ . 

ناسزاگفتن به مؤمن فسق است و جنگيدن با او كفر و خوردن گوشت
او (غيبت كردن از وى) معصيت خداست . 


بحارالانوار : 75 / 148 / 6



پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

لا تَسُبُّوا الرِّياحَ فإنّها مَأمُورَةٌ ، ولا تَسُبُّوا الجِبالَ ولا السّاعاتِ 
ولا الأيّامَ ولا اللَّيالِيَ فَتَأثَمُوا وتَرجِعَ علَيكُم . 

به بادها ناسزا مگوييد كه‏ آنها (از جانب خداوند) مأمورند و كوهها
و لحظه‌‏ها و روزها و شبها را ناسزا نگوييد كه گنهكار مى‏شويد و به خودتان بر مى‏گردد . 


علل الشرايع : 577 / 1


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

لا تَسُبُّوا الناسَ فَتَكتَسِبُوا العَداوةَ بَينَهُم . 

به مردم ناسزا مگوييد كه با اين كار در ميان آنها دشمن پيدا مى‏كنيد . 

كافي : 2 / 360 / 3


امام على عليه السلام - خطاب به‏ قنبر - كه مى‏خواست به كسى كه
بدو ناسزا گفته بود ، ناسزا گويد - :


مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهاناً تُرْضِ الرَّحمنَ وتُسخِطِ الشَّيطانَ وتُعاقِبْ
عَدُوَّكَ ، فَوَالذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ ،
ولا أسخَطَ الشَّيطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّكوتِ عَنهُ . 

آرام باش قنبر ! دشنامگوى‏خود را خوار و سرشكسته بگذار تا خداى رحمان را
خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده باشى . قسم به خدايى كه
دانه را شكافت و خلايق را بيافريد ، مؤمن پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى
و گذشت خشنود نكرد و شيطان را با حربه‏‌اى چون خاموشى به خشم نياورد
و احمق را چيزى مانند سكوت در مقابل او كيفر نداد . 


امالي المفيد : 118 / 2


امام كاظم عليه السلام - هنگامى كه ديد دو نفر به يكديگر ناسزا مى‏گويند - :

البادِي أظلَمُ، ووِزرُهُ ووِزرُ صاحِبِهِ علَيهِ ما لَم يَعتَدِ المَظلومُ . 

آغاز كننده ستمكارتر است و گناه طرف مقابل نيز به گردن اوست ، تا زمانى كه
ستمديده زياده روى نكند . 


تحف العقول : 412


امام كاظم عليه السلام :

ما تَسابَّ اثنانِ إلّاانحَطَّ الأعلى‏ إلى‏ مَرتَبةِ الأسفَلِ . 

هيچ گاه دو نفر به يكديگر ناسزا نگفتند مگر اين كه آن كه بيشتر دشنام داده 
به مرتبه پايين‏ترى سقوط مى‏كند . 


اعلام الدين : 305


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن سَبَّ نَبيّاً مِنَ الأنبياءِ فاقتُلُوهُ ، ومَن سَبَّ وَصِيّاً فقد سَبَّ نبيّاً . 

هر كه يكى از پيامبران را دشنام داد ، او را بكشيد ، و هركه يكى از اوصيا (ى آنان) را 
دشنام گويد بى شكّ پيامبرى را دشنام داده است . 


امالي الطوسي : 365 / 769


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (16)

امام هادى عليه السلام :

خَيرٌ مِن الخَيرِ فاعِلُهُ ، وأجمَلُ مِن الجَميلِ قائلُهُ ، وأرجَحُ مِن العِلمِ حامِلُهُ . 

از خوبى بهتر كسى است كه خوبى مى‏كند و از زيبايى زيباتر كسى است كه
زيبا مى‏گويد و از علم برتر ، كسى است كه دارنده آن است . 


بحارالانوار : 78 / 370 / 4


امام باقر عليه السلام :

مِنَ الذُّنوبِ التي لا تُغفَرُ قولُ الرَّجُلِ : يالَيتَنِي لا اُؤَاخَذُ إلّا بهذا ! 

از جمله گناهانى كه آمرزيده نمى‏شود اين سخن انسان است كه بگويد : 
كاش جز به همين گناه باز خواست نشوم . 


الخصال : 24 / 83


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

الكبائرُ : الإشراكُ بِاللَّهِ ، وعُقُوقُ الوالدَينِ ، وقَتلُ النَّفْسِ ، والَيمينُ الغَمُوسُ . 

گناهان كبيره عبارتند از : شرك ورزيدن به خدا ، آزردن پدر و مادر ، آدم كشى 
و سوگند دروغ عمدى (براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم) . 


كنزالعمال : 7798


امام سجّاد عليه السلام :

الذُّنوبُ التي تَحبِسُ غَيثَ‏السماءِ : جَورُ الحُكّامِ في القَضاءِ ، وشَهادَةُ الزُّورِ ،
وكِتمانُ الشهادَةِ . 

گناهانى كه بارش آسمان را باز مى‏دارند عبارتند از : قضاوت ظالمانه قاضيان ،
شهادت دادن دروغ و شهادت ندادن . 


نورالثقلين : 5 / 597 / 24


امام باقر عليه السلام :

إنّه ما مِن سَنَةٍ أقَلَّ مَطَراً مِن سَنَةٍ ، ولكنّ اللَّهَ يَضَعُهُ حيثُ يشاءُ ، إنّ اللَّهَ‏عزّ و عجل
إذا عَمِلَ قَومٌ بالمعاصِي صَرَفَ عَنهُم ما كانَ قَدَّرَ لَهُم مِنَ المَطَرِ . 

هيچ سالى كم بارش‏تر از سال ديگر نيست ، بلكه خداوند باران را هر جا كه خواهد مى‏باراند .
(اما) هر گاه مردمى مرتكب گناهان شوند ، خداوند عزّ و جل بارانى را كه براى آنان مقدّر
كرده بود از ايشان باز دارد . 


بحارالانوار : 73 / 329 / 12


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

لا تَسُبُّوا الدنيا فَنِعمَتْ مَطِيَّةُ المؤمنِ ، فعلَيها يَبلُغُ الخيرَ وبها يَنجو مِن الشرِّ ،
إنّهُ إذا قالَ العبدُ : لَعَنَ اللَّهُ الدنيا قالَتِ الدُّنيا : لَعَنَ اللَّهُ أعصانا لِرَبِّهِ ! 

به دنيا ناسزا مگوييد كه آن نيكو مركبى است براى مؤمن ؛ زيرا به وسيله آن به خير
و خوبى مى‏رسد و از شرّ و بدى مى‏رهد . هر گاه بنده بگويد : لعنت خدا بر دنيا ،
دنيا گويد : لعنت خدا بر نافرمان‌ترين ما نسبت به پروردگارش . 


بحارالانوار : 77 / 178 /10


امام باقر عليه السلام :

لا دِينَ لِمَن دانَ بطاعةِ مَن عَصَى اللَّهَ ، ولا دِينَ لِمَن دانَ بِفِريَةِ باطلٍ على اللَّهِ ، 
ولا دِينَ لِمَن دانَ بجُحُودِ شَي‏ءٍ مِن آياتِ اللَّهِ . 

هر كه ملتزم به اطاعت از معصيت كار شود ، دين ندارد ، هر كه ملتزم به نسبت
دروغ و باطلى به خدا شود ، دين ندارد ، هركه ملتزم به انكار آيه‏اى از آيات خدا شود دين ندارد . 


كافي : 2 / 373 / 4


امام على عليه السلام :

كَثرَةُ الدَّينِ تُصَيِّرُ الصادِقَ كاذِباً والمُنجِزَ مُخْلِفاً . 

بدهكارى زياد ، راستگو را دروغگو مى‏كند و خوش قول را بدقول . 

غررالحكم : 7105


امام صادق‌‏عليه السلام :

الكبائرُ سَبعٌ : قَتلُ المؤمِنِ‏مُتَعَمِّداً ، وقذفُ الُمحصَنَةِ ، والفِرارُ مِنَ الزَّحفِ ، 
والتَّعَرُّبُ بعدَ الهِجرَةِ ، وأكلُ مالِ اليتيمِ ظُلماً ، وأكلُ الرِّبا بعدَ البَيِّنَةِ ، 
وكُلُّ ما أوجَبَ اللَّهُ عليهِ النارَ . 

گناهان كبيره هفت تاست : كشتن عامدانه مؤمن، تهمت زدن به زن پاكدامن ،
فرار از ميدان جهاد با دشمن ، تعرّب بعد از هجرت ، به ناحقّ خوردن مال يتيم ، 
رباخوارى بعد از دانستن (حرمت آن) و هر چيزى كه خداوند به سبب آن آتش
دوزخ را واجب كرده است . 


كافي : 2 / 277 / 3


امام رضا عليه السلام :

إذا كَذَبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ ، وإذا جارَ السُّلطانُ هانَتِ الدَّولةُ ، 
وإذا حُبِسَتِ الزكاةُ ماتَتِ المَواشي . 

هر گاه حكمرانان دروغ بگويند باران بند مى‏آيد و هر گاه سلطان ستم كند
دولت سست و بى‏اعتبار شود و هر گاه زكات داده نشود چارپايان بميرند . 


امالي المفيد : 310 / 2


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

ثلاثةٌ مِنَ الذُّنوبِ تُعَجَّلُ عُقوبَتُها ولا تُؤَخَّرُ إلى الآخِرَةِ : عُقوقُ الوالِدَينِ ، 
والبَغيُ على الناسِ ، وكُفرُ الإحسانِ . 

سه گناه است كه كيفرشان در همين دنيا مى‏رسد و به آخرت نمى‏افتد :
آزردن پدر و مادر ، زورگويى و ستم به مردم و ناسپاسى نسبت به خوبيهاى ديگران .


امالي المفيد : 237 / 1



امام باقر عليه السلام:

في كِتابِ أميرِ المؤمنينَ عليه السلام : ثلاثُ خِصالٍ لا يَموتُ صاحِبُهُنّ حتّى‏ يَرى‏ وَبالَهُنَّ :
البَغيُ ، وقَطيعَةُ الرَّحِمِ ، والَيمينُ الكاذِبةُ . 

در كتاب امير المؤمنين عليه السلام آمده است : سه گناه است كه صاحب آنها در همين
دنيا كيفرش را ببيند : ستم ، بريدن پيوند خويشاوندى و سوگند دروغ . 


امالي المفيد : 98 / 8


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

ويلٌ للذينَ يَجتَلِبُونَ الدنيا بالدِّينِ ، يَلبَسُونَ للناسِ جُلودَ الضَّأنِ مِن لِينِ ألسِنَتِهِم ، 
كلامُهُم أحلى‏ مِن العَسَلِ وقُلوبُهُم قُلوبُ الذِئابِ ، يقولُ اللَّهُ تعالى‏ : أبي يَغتَرُّونَ ؟! 

واى بر كسانى كه دين را وسيله كسب دنيا مى‏كنند و با زبان نرم خود در برابر مردم 
به لباس ميش در مى‏آيند ، گفتارشان‏از عسل‏شيرين‏تر است و دلهايشان دل گرگ است .
خداوند متعال مى‏فرمايد : آيا به (رحمت) من مغرور مى‏شوند ؟ ! 


اعلام الدين : 295


الإمامُ الصّادقُ عليه السلام - لَمّا سُئلَ عن قَومٍ يَعمَلُونَ بالمَعاصِي ويَقولونَ :
نَرجُو ، فلا يَزالُونَ كذلكَ حتّى‏ يَأتِيَهُمُ الموتُ ؟ - : هؤلاءِ قَومٌ يَتَرَجَّحُونَ في الأمانِيِّ 
كَذَبوا لَيسُوا بِراجِينَ ، إنّ مَن رَجا شَيئاً طَلَبَهُ ومَن خافَ مِن شي‏ءٍ هَربَ مِنهُ . 

امام صادق عليه السلام - هنگامى‏كه‏به ايشان عرض شد : عدّه‌‏اى هستند كه گناه 
مى‏كنند و مى‏گويند ما (به رحمت خدا) اميدواريم و پيوسته در همين حالند تا مرگشان
در رسد - : اينها مردمانى هستند كه در آرزوها و خيالات خود غرقند . دروغ مى‏گويند ، 
آنها اميدوار نيستند ؛ زيرا هركه به چيزى اميد داشته باشد در طلب آن مى‏كوشد
و هركه از چيزى بترسد از آن مى‏گريزد . 


كافي : 2 / 68 / 5


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

مَن استَبطَأ الرِّزقَ فَليُكثِرْمِن التَّكبيرِ ، ومَن‏كَثُرَ هَمُّهُ وغَمُّهُ فَليُكثِرْ مِن الاستِغفارِ . 

كسى كه در روزى خود تأخير و تنگى بيند ، بايد زياد تكبير بگويد و كسى كه
اندوهش زياد شود ، بسيار استغفار كند . 


كنزالعمال : 9325


امام صادق عليه السلام :

لَم يَكُن رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يقولُ لِشَي‏ءٍ قد مَضى‏ : لَو كانَ غَيرَهُ ! 

رسول خدا صلى الله عليه وآله درباره هيچ رخداد و پيشامدى نمى‏گفت :
«كاش جز اين اتفاق مى‏افتاد» . 


بحارالانوار : 71 / 157 / 75


امام على عليه السلام :

ثلاثٌ يُبلِغْنَ بالعَبدِ رِضوانَ اللَّهِ : كَثرَةُ الاستِغفارِ ، وخَفْضُ الجانِبِ ، وكَثرَةُ الصَّدَقَةِ . 

سه چيز است كه بنده را به خشنودى خدا مى‏رساند : استغفار زياد ، فروتنى و صدقه دادن زياد . 

بحارالانوار : 78 / 81 / 74


امام على عليه السلام :

يَنبَغِي أن يكونَ الرجُلُ‏مُهَيمِناً عَلى‏ نَفسِهِ ، مُراقِباً قَلبَهُ حافِظاً لِسانَهُ . 

سزاوار است كه آدمى نگهبان نفس خود و مراقب دل و نگهدار زبان خويش باشد . 

غررالحكم : 10947


شقيق بن سلمه :

جاءَ رجُلٌ إلى‏ عَلِيٍّ وكَلَّمَهُ فقالَ في عُرضِ الحديثِ إنّي اُحِبُّكَ ، فقالَ لَهُ عَلِيٌّ : كَذَبتَ . 
قالَ : لِمَ يا أميرَ المؤمنينَ ؟ قالَ : لأنّي لا أرى‏ قَلبِي يُحِبُّكَ ، قالَ النبيُّ صلى الله عليه وآله : 
إنّ الأرواحَ كانَت تَلاقى‏ في الهَواءِ فَتَشامُّ ، ما تَعارَفَ مِنها ائتَلَفَ ، وما تَناكَرَ مِنها اختَلَفَ . 

مردى خدمت على عليه السلام آمد و با او سخن گفت و در ضمن صحبت گفت :
من شما را دوست دارم . على عليه السلام فرمود : دروغ مى‏گويى . عرض كرد :
چرا اى امير مؤمنان ؟ فرمود : چون در دلِ خود ، محبّت تو را نمى‏يابم . پيامبر خدا 
صلى الله عليه وآله فرمود : ارواح در فضا با يكديگر ملاقات مى‏كردند و همديگر را 
مى‏بوييدند و آنهايى كه با يكديگر آشنا در مى‏آمدند با هم جمع مى‏شدند و آنهايى كه
با هم آشنا در نمى‏آمدند از هم جدا مى‏شدند . 


كنزالعمال : 25560


امام على عليه السلام :

الزَّمانُ يَخُونُ صاحِبَهُ ، ولا يَستَعتِبُ لِمَن عاتَبَهُ . 

زمانه به صاحب خود خيانت مى‏كند و از كسى كه او را ملامت كند رضايت نطلبد . 

غررالحكم : 2093


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

عَلى‏ كُلِّ نَفَسٍ مِن بَني‏آدَمَ كُتِبَ حَظٌّ مِنَ الزِّنا أدرَكَ ذلكَ لا محالَةَ ،
فالعَينُ زِناها النَّظَرُ ، والرِّجلُ زِناها المَشيُ ، والاُذُنُ زِناها الاستِماعُ . 

بر هر عضوى از اعضاى انسان بهره‏اى از زنا نوشته شده كه لاجرم به آن
مى‏رسد ؛ مثلاً زناى چشم نگاه كردن است و زناى پا ، رفتن (به سوى گناه)
و زناى گوش ، شنيدن (صداهاى حرام). 


كنزالعمال : 13026


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

قَولُ الرَّجُلِ للمرأةِ : «إنّي اُحِبُّكِ» لا يَذهَبُ مِن قَلبِها أبداً . 

اين سخن مرد به زن كه «دوستت دارم» هرگز از دل زن بيرون نرود . 

كافي : 5 / 569 / 59


امام على عليه السلام :

إنّ أحسَنَ الزِّيِّ ما خَلَطَكَ بالناسِ وجَمَّلَكَ بينَهُم وكَفَّ ألسِنَتَهُم عنكَ . 

نيكوترين هيأت (وسلوك) آن است كه تو را با مردم آميزش دهد و در ميان آنها
زيبايت گرداند و زبان (بدگويى) آنان را از تو باز دارد . 


غررالحكم : 3470


من لايحضره الفقيه :

قالَ رجلٌ للصّادِقِ عليه السلام : إنّ لي جِيراناً ولَهُم جَوار يَتَغَنَّينَ ويَضرِبن بالعُودِ ،
فرُبّما دَخَلتُ الَمخرَجَ فَاُطِيلُ الجُلُوسَ استِماعاً مِنّي لَهُنَّ ؟ ... فقالَ لَهُ الصّادقُ عليه السلام : 
تاللَّهِ أنتَ ! أما سَمِعتَ اللَّهَ‏عزّ و عجل يقولُ : «إنَّ السَّمْعَ والبَصَرَ والفُؤادَ كُلُّ اُولئكَ كانَ عنه مَسْؤولاً» ؟! 

مردى به امام صادق عليه السلام عرض كرد : همسايگانى دارم كه كنيزكانشان آواز مى‏خوانند
و عود مى‏نوازند و من گاهى اوقات به دستشويى مى‏روم و براى گوش دادن به ساز و آواز آنها 
نشستنم را طول مى‏دهم ... حضرت فرمود : سوگند به خدا تو (هم) ؟ ! ! مگر نشنيده‏‌اى كه خداوند
عزّ و جل مى‏فرمايد : «همانا از گوش و چشم و دل ، همگى ، بازخواست مى‏شود» . 


الفقيه : 1 / 180 / 177


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

العِلمُ خَزائنُ ومَفاتِيحُهُ السُّؤالُ ، فَاسألُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فإنّهُ يُؤجَرُ أربَعةٌ :
السائلُ ، والمُتَكلِّمُ ، والمُستَمِعُ ، والُمحِبُّ لَهُم . 

دانش گنجينه‏هايى است و كليدهاى آن پرسش است ؛ پس ، خدايتان رحمت كند ، 
بپرسيد ، كه با اين كار چهار نفر اجر مى‏يابند : پرسشگر ، پاسخگو ، شنونده و دوستدار آنان . 


تحف العقول : 41


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

حُسنُ المَسألَةِ نِصفُ العِلمِ . 

خوب پرسيدن ، نيمى از دانش است . 

تحف العقول : 56

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (15)


جابر :

كانَ [النّبيُّ صلى الله عليه وآله‏] إذا خَطَبَ احْمَرَّتْ عَيْناهُ ، وعلا صَوْتُهُ ، واشْتَدَّ غَضَبُهُ ،
كأنَّهُ مُنْذِرُ جَيْشٍ يَقولُ : صَبَّحَكُم مَسّاكُم ! 

پيامبر صلى الله عليه وآله هرگاه خطبه مى‏خواند چشمانش سرخ مى‏شد و صدايش رسا 
مى‏گشت و خشمش اوج مى‏گرفت ؛ گويى قراول سپاهى است كه آنان را از خطر حمله دشمن آگاه مى‏كند . 


كنزالعمال : 17974


ابو امامه :

كانَ [النّبيُ‏صلى الله عليه وآله‏] إذا بَعَثَ أميراً قالَ : أقْصِرِ الخُطْبَةَ، وأقِلَّ الكَلامَ . 

پيامبر صلى الله عليه وآله هرگاه فرماندهى را به جنگ مى‏فرستاد مى‏فرمود :
خطابه را كوتاه و سخن را كم كن . 


كنزالعمال : 18126


عمار بن ياسر :

أمَرَنا رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله بإقْصارِ الخُطَبِ . 

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله ما را به مختصر برگزار كردن سخنرانى‏ها فرمان داد . 

سنن ابي داود : 1106


جابربن سمره سوائى :

كانَ رسولُ اللَّهِ‏صلى الله عليه وآله لا يُطيلُ المَوعِظَةَ يَومَ الجُمُعةِ ،
إنَّما هُنَّ كَلِماتٌ يَسيراتٌ . 

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله در روز جمعه موعظه را طولانى برگزار نمى‏كرد ، 
بلكه سخنانى كوتاه ايراد مى‏فرمود . 


سنن ابي داود : 1107


امام على عليه السلام :

الخَطُّ لِسانُ اليَدِ . 

خطّ ، زبانِ دست است . 

غررالحكم : 706


امام صادق عليه السلام :

مَن قالَ : «لا إلهَ إلّا اللَّهُ» مُخْلِصاً دَخَلَ الجَنّةَ ، و إخْلاصُهُ أنْ يَحْجِزَهُ 
«لا إلهَ إلّا اللَّهُ» عَمّا حَرّمَ اللَّهُ . 

هركس از روى اخلاص بگويد «لا اله الا اللَّه» به بهشت رود و اخلاصش
به اين است كه «لا اله الا اللَّه» او را از آنچه خدا حرام كرده باز دارد . 


بحارالانوار : 8 / 359 / 24


امام على عليه السلام :

لَو سَكَتَ الجاهِلُ ما اخْتَلَفَ النّاسُ . 

اگر نادان خاموشى مى‏گُزيد ، مردم دچار اختلاف نمى‏شدند . 

بحارالانوار : 78 / 81 / 75


امام صادق عليه السلام - در پاسخ به پرسش از حدّ و معناى حسن خلق - :

تُلينُ جانِبَكَ ، وتُطيِّبُ كلامَكَ ، وتَلْقى‏ أخاكَ ببِشْرٍ حَسَنٍ . 

حُسن خلق اين است كه نرمخو و مهربان باشى ، گفتارت پاكيزه و مؤدبانه باشد
و بابرادرت با خوشرويى برخورد كنى . 


معاني الاخبار : 253 / 1


امام صادق عليه السلام - درباره مكارم اخلاق - :

العَفْوُ عَمّنْ ظَلَمَكَ ، وصِلَةُ مَن قَطعَكَ ، و إعْطاءُ مَن حَرمَكَ ، 
وقَولُ الحقِّ ولَو على‏ نَفْسِكَ . 

گذشت از كسى كه به تو ستم كرده‏است ، ارتباط برقرار كردن با كسى كه
از تو بريده است ، عطا كردن به آن كه از دادن چيزى به تو دريغ ورزيده است 
و گفتن حقّ اگر چه بر ضدّ خودت باشد . 


معاني الاخبار : 191 / 1


به پيامبر خدا صلى الله عليه وآله عرض شد :

إنّ فُلانَةَ تَصومُ النّهارَ وتَقومُ اللّيلَ ، وهِي سَيِّئةُ الخُلقِ تُؤْذي جِيرانَها بلِسانِها - :
لا خَيرَ فيها ، هِي مِن أهْلِ النّارِ . 


فلان زن روزها را روزه مى‏گيرد و شبها را به عبادت مى‏گذراند امّا بداخلاق است
و همسايگانش را با زبان خود مى‏آزارد ، حضرت فرمود :
خيرى در او نيست ، او دوزخى است . 


بحارالانوار : 71 / 394 / 63


امام رضا عليه السلام :

حَرّمَ اللَّهُ الخَمرَ لِما فيها مِن الفَسادِ ، ومِن تَغْييرِها عُقولَ شارِبِيها ،
وحَمْلِها إيّاهُم على‏ إنْكارِ اللَّهِ‏عزّ و عجل ، والفِرْيَةِ علَيهِ وعلى‏ رُسُلِهِ ، 
وسائرِ ما يكونُ مِنهُم مِن الفَسادِ والقَتلِ . 


خداوند شراب را حرام فرمود ؛ زيرا شراب تباهى مى‏آورد ، عقل شرابخواران
را دگرگون مى‏كند و آنان را به انكار خداوند عزّ و جل و دروغ وتهمت بستن 
به او و پيامبرش وا مى‏دارد و ديگر اعمالى چون تبهكارى و قتل كه از شرابخواران سر مى‏زند . 


عيون اخبارالرضا عليه السلام : 2 / 98 / 2


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

شارِبُ الخَمرِ لا تُصَدِّقوهُ إذا حَدّثَ ، ولاتُزَوِّجوه إذا خَطَبَ ،
ولا تَعودوهُ إذا مَرِضَ ، ولا تَحْضَروهُ إذا ماتَ ، ولا تأتَمِنوهُ على‏ أمانَةٍ . 

شرابخوار ، اگر سخنى گفت تأييد نكنيد ، اگر خواستگارى كرد به او زن ندهيد ،
اگر بيمار شد به عيادتش نرويد ، اگر مُرد بر جنازه‏اش حاضر نشويد
و به او امانت مسپاريد . 


بحارالانوار : 79 / 127 / 7


امام صادق عليه السلام :

لا يكونُ العَبدُ مؤمناً حتّى‏ يكونَ خائفاً راجِياً ، ولا يكونُ خائفاً راجِياً حتّى‏
يكونَ عامِلاً لِما يَخافُ ويَرْجو . 

ترسان ، كسى است كه هراس ، زبان گويايى برايش باقى نگذاشته باشد . 

بحارالانوار : 78 / 244 / 54


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

لا تَخَفْ في اللَّهِ لَوْمَةَ لائمٍ . 

در راه خدا از سرزنش هيچ سرزنش كننده‏اى ترسى به دل راه مده . 

الخصال : 526 / 13


امام صادق عليه السلام :

يُجبَلُ المؤمنُ على‏ كُلِّ طَبيعةٍ إلّا الخِيانَةَ والكَذِبَ . 

مؤمن بر هر خويى سرشته مى‏شود ، مگر خيانت و دروغ . 

الاختصاص : 231


معاوية بن عمّار :

قلت لأبي عبداللَّه عليه السلام : الرّجُلُ يكونُ لِي علَيهِ الحقُّ فيَجْحَدُنِيهِ 
ثُمَّ يَسْتَودِعُني مالاً ، ألِيَ أنْ آخُذَ مالِي عِندَهُ ؟ قال : لا ، هذهِ خِيانَةٌ . 

به امام صادق عليه السلام عرض كردم : من به كسى پولى مى‏سپارم و او انكار
مى‏كند كه به وى چيزى سپرده‏ام ، بعد از مدتى او مالى به من مى‏سپارد .
آيا مى‏توانم آن را به جاى پولى كه نزد او دارم (و به من نمى‏دهد) بردارم ؟
فرمود : نه ، اين خيانت است . 


نورالثقلين : 2 / 144 / 68


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إفْشاءُ سِرِّ أخيكَ خِيانَةٌ ، فاجتَنِبْ ذلكَ . 

فاش‌‏كردن راز برادر دينى خيانت است ؛ پس ، از اين كار دورى كن . 

بحارالانوار : 77 / 89 / 3


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

أربَعٌ مَن اُعْطِيَهُنَّ فَقَد اُعْطِيَ خَيرَ الدُّنيا والآخِرَةِ : بَدناً صابِراً ،
ولِساناً ذاكِراً ، وقَلْباً شاكِراً ، وزَوْجَةً صالِحَةً . 

چهار چيز است كه به هركس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده ‏است ؛ 
بدن شكيبا ، زبان گويا به ذكر خدا ، دل سپاسگزار و همسر شايسته . 


مستدرك الوسائل : 2 / 414 / 2338


امام على عليه السلام :

أربَعٌ مَن اُعْطِيَهُنَّ فَقَد اُعْطِيَ خَيرَ الدُّنيا والآخِرَة : صِدقُ حَديثٍ ، 
وأداءُ أمانَةٍ ، وعِفَّةُ بَطْنٍ ، وحُسنُ خُلقٍ . 

چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده‏ است :
راستگويى ، امانتدارى ، عفّت شكم و خوشخويى . 


غررالحكم : 2142


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إذا أرادَ اللَّهُ بقَومٍ خَيراً أكثَرَ فُقَهاءَهُم وأقَلَّ جُهّالَهُم ، فإذا تكَلّمَ الفقيهُ 
وَجدَ أعْواناً ، و إذا تَكلَّمَ الجاهِلُ قُهِرَ . 

هر گاه خداوند خوبى مردمى را بخواهد شمار دين شناسان آنان را زياد
گرداند و نادان‌هايشان را كم كند . پس چون فقيه سخنى بگويد براى 
سخن خود يارانى بيابد و چون نادان سخنى بگويد شكست خورد . 


كنزالعمال : 28692


بحار الأنوار :

يا أحمدُ ، إنَّ أهلَ الخَيرِ وأهلَ الآخِرَةِ رَقيقَةٌ وُجوهُهم ، كثيرٌ حَياؤهُم ، قليلٌ حُمْقُهُم ،
كثيرٌ نَفْعُهُم ، قليلٌ مَكْرُهُم ، النّاسُ مِنْهم في راحَةٍ ، وأنفسُهُم مِنْهم في تَعَبٍ ،
كلامُهُم مَوْزونٌ ، مُحاسِبينَ لأنفُسِهِم مُتْعِبينَ لَها ، تَنامُ أعيُنُهم ولا تَنامُ قلوبُهُم ، 
أعينُهُم باكِيَةٌ ، وقُلوبُهُم ذاكِرَةٌ . إذا كُتِبَ النّاسُ مِن الغافِلينَ كُتِبوا مِن الذّاكِرينَ ...
لا يَشْغَلُهُم عَنِ اللَّهِ شَي‏ءٌ طَرْفَةَ عَينٍ ، ولا يُريدونَ كَثْرَةَ الطَّعامِ ، ولا كَثرةَ الكلامِ ،
ولا كَثرةَ اللِّباسِ . النّاسُ عِندَهُم مَوْتى‏ ، واللَّهُ عِندَهُم حيٌّ قَيّومٌ . 


در حديث معراج آمده است : اى احمد ! همانا اهل خير واهل آخرت مردمانى
كمرو و پر شرم هستند ، نادانيشان اندك است و سودشان بسيار و مكرشان اندك ، 
مردم از دست آنان آسوده‏اند و خودشان از خويشتن در رنجند ، سخنشان سنجيده ‏است ،
از نفْسهاى خود حساب مى‏كشند و آن را سرزنش مى‏كنند ، چشمانشان مى‏خوابد
امّا دلهايشان نمى‏خوابد ، ديدگانشان گريان است ، دلهايشان به ياد خداست ،
آن گاه كه مردم را در شمار غافلان مى‏شمارند آنها از ذاكران هستند ... هيچ چيز ، 
لحظه‌‏اى آنان را از خدا باز نمى‏دارد ، نه خواهان خوراك زيادند و نه خواستار پر گويى
و نه خواهان پوشاك زياد ، مردم نزد آنان مردگانند و خدا در نظرشان ، هميشه زنده و قيّوم . 


بحارالانوار : 77 / 24 / 6


امام صادق عليه السلام :

أحْسنُ مِن الصِّدقِ قائلُهُ ، وخَيرٌ مِن الخَيرِ فاعِلُهُ . 

بهتر از راستگويى راستگوست و بهتر از خوبى كسى است كه خوبى مى‏كند . 

امالي الطوسي : 223 / 385


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان