P align=justify>58 . پيش از سخنراني، صداي بلندگو را آزمايش و تنظيم نماييد و فاصله مناسب خود با آن را در نظر بگيريد و تلاش كنيد تا صداي نابهنجار و يا سوت دلخراش از آن توليد نشود، مثلا دهان خود را به ميكروفون نچسبانيد .

59 . در صورت امكان، از بانيان و برگزاركنندگان مجلس سخنراني خود بخواهيد كه هنگام سخنراني شما از دادن آب، چاي، خرما، حلوا، شيريني و مانند آن، به شركت كنندگان خودداري ورزند تا تمركز حواس شما و آنان از بين نرود و كنترل مجلس نيز به هم نخورد .

شش . نكات آغاز سخنراني
60 . سخنراني خود را با نام و حمد خدا و درود و سلام بر پيامبر محبوب خدا (صلي الله عليه وآله) و خاندان او و به ويژه امام زمان (عج) و نفرين بر دشمنان آنان آغاز كنيد . مثلا چنين بگوييد: «بسم الله الرحمن الرحيم، الحمدلله رب العالمين، ثم الصلوة و السلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم محمد و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و لعنة الله علي اعدآئهم اجمعين من الآن الي قيام يوم الدين » .

61 . مي توانيد پس از يادكرد نام و ستايش خدا و درود بر پيامبر (صلي الله عليه وآله) و خاندان او (عليهم السلام)، آيه و يا حديث و يا شعري را كه با محتواي سخن شما ارتباط و تناسب دارد، در آغازسخنراني خود بخوانيد . مثلا اگر موضوع و محتواي سخنتان درباره «دعا» است، مي توانيد اين آيه را بخوانيد: «و قال ربكم ادعوني استجب لكم . . .» ; پروردگارتان گفت: شما بخوانيد مرا، من هم اجابت مي كنم شما را .

62 . شايسته است كه در آغاز سخنراني تان، موضوع و طرح و چارچوب بحث و سخن خود را براي شنوندگان بيان كنيد . مثلا چنين بگوييد: «بحث امروز ما درباره اخلاص است كه عنوانهاي آن عبارتند از: تعريف اخلاص، ارزش و اهميت اخلاص، آثار و فوايداخلاص، اقسام اخلاص، مراحل اخلاص، ويژگيهاي مخلصان و . . . .»

63 . گاهي با خواندن يك يا چند بيت زيباي شعر، در آغاز سخنراني تان، مي توانيد جذابيت خاصي به سخنراني خود بدهيد . مثلا اگر در مجلسي براي «جانبازان » و «خانواده » هاي آنان سخن مي گوييد، مي توانيد زبان حال آنان را اين گونه بازگو كنيد:

اگر داغ دل بود ما ديده ايم

اگر خون دل بود ما خورده ايم

اگر دل دليل است آورده ايم

اگر داغ شرط است ما برده ايم (1)

64 . براي آغاز سخنراني خود، عبارات و جملات مناسب و زيبايي انتخاب كنيد . مثلا چنانچه موضوع سخنراني شما درباره «شهادت » است، مي توانيد اين جمله را بگوييد: «خون جامه را ناپاك، اما جامعه را پاك مي كند .»

65 . گاهي بيان يك داستان جالب و زيبا در آغاز سخنراني، بسيار مؤثر خواهد بود و جلب توجه خواهد نمود . به طور نمونه، چنانچه موضوع سخنراني شما «استفاده از روش غير مستقيم در تعليم و تربيت » است، مي توانيد داستان وضوگرفتن امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام) را، در حضور پيرمردي كه اشتباه وضو مي گرفت، بيان كنيد .

66 . گاهي مي توانيد سخنراني خود را با طرح يك سؤال آغاز نماييد تا هم توجه شنوندگان را به سخنان خود جلب كنيد و هم آنان را در سخنراني تان شريك سازيد . مثلا چنانچه موضوع سخنراني شما درباره «توبه » است، مي توانيد در آغاز آن، اين سؤال را مطرح نماييد: «توبه و شرايط آن چيست و آيا توبه در آخر عمر پذيرفته مي شود يا نه؟»

67 . در ابتداي سخنراني خود، ارزش و اهميت موضوع سخنراني تان را براي شنوندگان خويش بيان كنيد تا به آن علاقه مند شوند و به سخنان شما تا پايان سخنراني تان گوش فرا دهند . به طور مثال، چنانچه موضوع سخنراني شما درباره «تقوا» است، در آغاز سخنراني خود، به ارزش و اهميت «تقوا» ازنظر قرآن، از نظر معصومان (عليهم السلام)، از ديدگاه حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري - مدظله العالي - و علما و دانشمندان بپردازيد .

68 . سعي كنيد در همان آغاز، بر مجلس سخنراني تان مسلط شويد . گاه با خواستن يك يا چند صلوات از جمعيت شنوندگان، مي توانيد اين كار را انجام دهيد .

69 . گاهي در آغاز برخي از سخنرانيها، خوشامدگويي به شنوندگان لازم است . به طور نمونه، مي توانيد چنين بگوييد: «به همه حضاري كه به اين مجلس تشريف آورده اند، عرض سلام و خوشامدگويي دارم . اميدوارم ثوابي از اين مجلس، در پرونده اعمال ما و شما ثبت و ضبط شود .»

70 . بايد در كيفيت و كميت مقدمه سخنراني خود دقت نماييد . مثلا كميت مقدمه سخنراني تان نبايد آن قدر طولاني شود كه فرصت چنداني براي بيان اصل سخنراني تان باقي نماند .

71 . همه قواي خود را در مقدمه سخنراني تان به كار نبريد، بلكه براي بقيه سخنراني خود نيز ذخيره نگاه داريد . از اين رو، در مقدمه سخنراني خويش بايد از حدت و حرارت به خرج دادن خودداري كنيد تا براي ادامه سخنراني، با خستگي روبه رو نشويد و حنجره شما توانايي سخن گفتن را نيز داشته باشد .

72 . در آغاز سخنراني، از مطالبي كه مورد قبول و توافق ميان شما و شنوندگان تان است، استفاده كنيد تا آنان، در همان آغاز، نسبت به شما و محتواي سخنراني تان علاقه مند شوند و موضعگيري منفي نكنند . مثلا اگر براي كساني سخن مي گوييد كه «ولايت فقيه » را قبول دارند، اما درباره «حدود و اختيارات ولي فقيه » سؤالات و شبهاتي دارند، شما در آغاز سخنان خود، از «ارزش و اهميت ولايت فقيه » و سپس از «آثار و فوايد ولايت فقيه » و آن گاه از «شرايط ولي فقيه » و در پايان سخنانتان، از «حدود و اختيارات ولي فقيه » سخن بگوييد .


پي نوشت:

1) قيصر امين پور .

منبع :

شميم ياس :: خرداد 1382، شماره 3

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]
200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟ (1)

200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟  (1)

 


چگونه سخنراني كنيم؟ مجموعه اي است نسبتا نو، متنوع و خواندني كه به زيور قلم آراسته شده و با عنوانهاي زير به نگارش درآمده است:

يك . تعريف سخنراني;

دو . اهداف سخنراني;

سه . عوامل مؤثر در سخنراني;

چهار . اصول سخنراني;

پنج . نكات پيش از سخنراني;

شش . نكات آغاز سخنراني;

هفت . نكات هنگام سخنراني;

هشت . نكات پايان سخنراني;

نه . نكات پس از سخنراني;

ده . مواد سخنراني;

يازده . شرايط سخن;

دوازده . شرايط سخنران;

سيزده . شرايط سخنراني;

چهارده . آفات سخنراني;

پانزده . آداب سخنراني;

پيش از مطالعه اين نوشتار، اين نكته ها را نيز مطالعه نماييد:

كوشيده ايم كه نكته ها را به صورت كوتاه بازگو نماييم و از درازگويي بپرهيزيم .

استفاده از آيات، روايات، سخنان بزرگان دين و دانش، اشعار، خاطره ها، تجربه ها و مانند آن را، بيشتر براي فرصتي ديگر و بهتر گذاشته ايم .

تلاش كرده ايم - تا آنجا كه امكان يا توان داشته ايم - هر نكته اي را با مثال و نمونه همراه كنيم تا افزون بر نگارش علمي، قلمي كاربردي را نيز به كار برده باشيم .

قلم را به گونه اي چرخانده ايم تا نگاشته هاي آن، خواندني و از دسته بندي و نظمي منطقي و البته نسبي برخوردار باشند .

در اين نگاشته، از نگاشته هاي ديگران نيز بي بهره نبوده ايم كه سپاس و قدرداني خويش را به محضر همه آنان تقديم مي داريم .

حسن ختام اين نكته ها را اين نكته از حضرت امام خميني (ره) قرار مي دهيم: ممكن است دستهاي ناپاكي با سم پاشي ها و تبليغات سوء، برنامه هاي اخلاقي و اصلاحي را بي اهميت وانمود كرده، منبر رفتن براي پند و موعظه را با مقام علمي مغاير جلوه دهند . . . امروز در بعضي از حوزه ها شايد منبر رفتن و موعظه كردن را ننگ بدانند; غافل از اينكه حضرت امير (عليه السلام) منبري بودند و در منابر، مردم را نصيحت فرموده، آگاه، هوشيار و راهنمايي مي كردند . ساير ائمه (عليهم السلام) نيز چنين بودند . (1)

يك . تعريف سخنراني

1 . سخنراني فن و هنري است كه از راه ارائه دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تاثير مي گذارد و آنان را به سوي موضوع و هدفي خاص راهنمايي و براي آن زمينه سازي مي كند .

2 . همان گونه كه در تعريف بالا ديديد، سخنراني، راهنمايي مخاطب به سوي «هدفي خاص » است كه بايد براي آن «زمينه سازي » كرد . بنابراين، شما در هر سخنراني بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفه خود را «راه نشان دادن » بدانيد نه «همراه خود بردن » ، و بايد از «اجبار» و «تحميل » در اين راه نيز پرهيز نماييد .

3 . باتوجه به تعريف سخنراني بايد توجه داشته باشيد كه سخنراني هم «فن » است، پس به «دانش » نياز داريد; و هم «هنر» است، پس به «ذوق » نياز داريد . از اين رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز به روز، بر «دانش سخنوري » و «ذوق سخنوري » خويش بيفزاييد .

4 . باتوجه به تعريفي كه براي سخنراني شد، شما در سخنراني خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائه دليل و ديگري برانگيختن عواطف . در كار اول، بايد بر «عقل » مخاطب خود و در كار دوم، بر «احساسات » او تاثير بگذاريد . و بايد دانست هر سخنراني اي كه اين «تاثيرگذاري » را نداشته باشد، سخنراني نيست و گوينده آن نيز سخنران نيست .

دو . اهداف سخنراني

5 . سخنراني بدون هدف، ساختن خانه اي بدون نقشه است . نبايد به گونه اي سخنراني كنيد كه شنوندگان شما پس از پايان سخنراني تان بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم چه هدف و مقصودي از بيان آنها داشت و چه چيزي را ي خواست بگويد» . يكي از علتهاي چنين امري، داشتن معلومات بدون نظم و انسجام است كه هرچه زودتر بايد آنها را از نظمي منطقي و انسجامي درخور، برخوردار سازيد .

6 . اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:

الف . اقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي دهيد .

ب . ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي رسانيد . به طور مثال، گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه مسائل عقيدتي و كلام جديد است . در اين صورت، بايد با دليل و استدلال، مخاطب خود را قانع كنيد . و گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه كمكهاي مالي براي امور خيريه است . در اين صورت، بايد با تحريك عواطف، مخاطب خود را برانگيزانيد .

7 . براي قانع كردن شنوندگان مي توانيد از دليلهاي نقلي، مانند «آيات و روايات » و از دليلهاي عقلي، مانند «اجتماع نقيضين محال است » و از دليلهاي علمي، مانند «هر عملي عكس العملي دارد» ، استفاده كنيد . البته، هر نوع دليلي بايد متناسب با موضوع و مخاطب خود باشد . به طور مثال، چنانچه مخاطب شما به اسلام عقيده اي ندارد، نمي توانيد از دليهاي نقلي استفاده نماييد، بلكه بايد به دليلهاي عقلي و علمي روي آوريد .

8 . هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتما سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظر بگيريد . اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليلهاي آسانتري استفاده نماييد . چنانچه مخاطبانتان دانشگاهيان هستند، دليلهاي علمي تري را به كارگيريد; ولي هيچ گاه از دليلهاي سست و غير منطقي - اگر چه قانع كننده نيز باشند - استفاده نكنيد; زيرا با رشد فكري و علمي مخاطبان و به مرور زمان، دست شما رو خواهد شد .

9 . هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل » استفاده نكنيد; زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده اي صحيح نيست; بلكه از آنها به عنوان «شاهد» بر دليل و «مؤيد» آن استفاده نماييد . مثلا براي «مدارا كردن با دشمن » نمي توانيد به اين شعر «حافظ » استناد كنيد: «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا» ; زيرا ممكن است طرف مقابل شما، براي «مدارا نكردن با دشمن » ، به اين شعر «سعدي » استناد نمايد: «امروز بكش، چو مي توان كشت/كاتش چو بلند شد، جهان سوخت/مگذار كه زه كند كمان را/دشمن كه به تير مي توان دوخت » ; در حالي كه برخورد با دشمن مراحل گوناگوني دارد كه گاه مداراكردن و تساهل ورزيدن است و گاه مدارا نكردن و خشونت ورزيدن است .

10 . درجه برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجه اهميت موضوع متناسب باشد . به طور مثال، بايد براي كمكهاي مالي ده هزارتوماني، ده درجه شورانگيزي و براي كمكهاي مالي صد هزارتوماني، صد درجه شورانگيزي كنيد . يا مثلا ترغيب براي رفتن به خط مقدم جبهه و شركت در عمليات، امكان دارد شورانگيزي بيشتري بخواهد، وتشويق براي كمك به پشت جبهه، ممكن است شورانگيزي كمتري نياز داشته باشد .

11 . در برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، «زمان شناسي » و «قدرشناسي » لازم است كه در چه زماني بايد شورانگيزي كنيد و به چه مقداري بايد حرارت به كار بريد . به طور نمونه، غالبا نبايد در مقدمه سخن و بدون مقدمه، به برانگيختن و شورانگيزي بپردازيد و از همان آغاز، صداي خود را بلند كنيد و حنجره خود را آزرده سازيد و در پايان نيز، با گرفتگي صدا به سخنان خود پايان دهيد .

12 . در برانگيختن احساسات و عواطف، اقتضاي حال شنونده را نيز بايد در نظر بگيريد; براي عوام نوعي شورانگيزي بايد بكنيد و براي خواص نوعي ديگر . براي زنان و جوانان نوعي برانگيزي بايد بكنيد و براي مردان و پيرمردان نوعي ديگر . مثلا براي اعزام جوانان به جبهه، بايد از رشادتهاي «حضرت علي اكبر (عليه السلام)» و براي اعزام پيرمردان به جبهه، بايد از رشادتهاي «حضرت حبيب بن مظاهر (عليه السلام) بگوييد، و براي حفظ خون شهدا، بايد از صبر و پيام رساني «حضرت زينب (عليهاالسلام) سخن به ميان آوريد .

13 . براي برانگيختن احساسات و عواطف شنوندگان، حتما به «ادبيات » ، «هنر» ، «شرح زندگاني پيشوايان و بزرگان » و مانند آن روي آوريد . گاه با خواندن دو بيت شعر مي توانيد جمعيتي را منقلب سازيد و آنان را برانگيزانيد . مثلا اگر در زمينه «ايثارجان » و «نثارخون » مي خواهيد سخن بگوييد، دو بيت زير مي تواند عده اي را منقلب كند و برانگيزاند:

گر مرد رهي ميان خون بايد رفت

از پاي فتاده سرنگون بايد رفت

تو پاي به راه در نه و هيچ مپرس

خود، راه بگويدت كه چون بايد رفت

سه . عوامل مؤثر در سخنراني

14 . اگر در آغاز راه هستيد، به خود تلقين كنيد كه هم مي توانيد سخنراني نماييد و هم مي توانيد سخنوري موفق باشيد . مثلا اين جمله را بارها و بارها در قلب يا بر زبان خود جاري كنيد: «من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم; حتما من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم; قطعا من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم .»

15 . چنانچه احساس مي كنيد كه جرات سخن گفتن در برابر جمعيتهاي بسيار را نداريد، مدتي در برابر جمعيتهاي اندك سخنراني نماييد تا اين جرات در وجود شما جوانه بزند . به طور نمونه، ابتدا در مهمانيها، ميان دوستان و خويشاوندان، و جلسات خانگي، سخنراني كنيد تا بتوانيد در دانشكده ها، دانشگاهها، مساجد، حسينيه ها، مدارس و مراسم مذهبي و سياسي و اجتماعي سخنوري نماييد .

16 . برخي بر اين عقيده اند كه سخنوران تازه كار بايد سخنراني خود را قبلا در برابر آينه اي بزرگ تمرين كنند و آن را حك و اصلاح نمايند تا بتوانند در آينده، سخنوري موفق شوند .

17 . سخنراني مؤثر آن است كه از دل و باور گوينده آن سرچشمه گرفته باشد تا به دل و باور شنونده نفوذ كند; زيرا آنچه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند . مثلا چنانچه خطيبي خطاب به دانشجويان مي گويد: «دانشجويان عزيز! باور كنيد هر دعايي با شرايطش مستجاب مي شود» ، آيا خودش در قلبش اين گفته را باور دارد، يا اينكه چون چند باري دعاي خودش مستجاب نشده است، اين گفته را فقط بر زبان جاري مي كند، ولي قلبا آن را باور ندارد .

18 . سعي كنيد در سخنرانيهاي خود، حسن نيت داشته و خيرخواه و دوستدار شنوندگان خود باشيد تا سخنان شما در آنان تاثير مثبت و بيشتري بگذارد . في المثل، با مخاطبان خود به گونه اي كه گفته شد، باشيد، تا چنانچه براي انجام دادن كار خيري از آنان كمك مالي خواستيد، شما را در اين امر ياري نمايند، نه اينكه احساس كنند كه شما داريد آنان را تيغ مي زنيد .

19 . اطلاعات علمي و عمومي خود را افزايش دهيد تا در كار سخنراني موفق تر باشيد . به طور نمونه، چنانچه مي خواهيد در زمينه «بهداشت » سخنراني كنيد، شايسته است كه مقداري اطلاعات «پزشكي » داشته باشيد و يا مثلا بدانيد كه «ابوعلي سينا» و «پاستور» چه كساني بوده و چه كارهايي كرده اند . و در صورتي كه مي خواهيد براي «دانشگاهيان » سخن بگوييد، خوب است كه بدانيد هر مقطع دانشگاهي چه نام دارد، چند سال است، داراي چند واحد و ترم است و مثلا «اپسيلن » چيست .

20 . سخنران بايد نخست خودش نسبت به محتواي سخنانش علاقه مند و پاي بند باشد تا سخنانش در ديگران نيز اثر كند . مثلا اگر به مردم مي گويد: «اي مردم! ساده زندگي كنيد و از تجمل گرايي پرهيز نماييد» ، خودش بايد زندگي به دور از تجملات و ساده اي داشته باشد، نه اينكه در خانه اي شيك و گران زندگي كند و روي فرشهاي قيمتي راه برود و با اتومبيلي خارجي و مدل بالا رفت و آمد نمايد .

قيت در امر اول، بايد از مواد و مطالب خوب بهره بگيريد . و براي موفقيت در امر دوم، بايد از ابزارها، قالبها و روشهاي خوب استفاده كنيد . مثلا «سعدي شيرازي » در شعر «سعديا گرچه سخندان و مصالح گويي/به عمل كار برآيد به سخنداني نيست » ، هم سخن خوبي گفته است كه انسان بايد به گفته هاي خويش عمل نمايد، و هم خوب سخن گفته است كه سخن خوب خود را در قالب شعري زيبا بيان كرده و از روشي فروتنانه استفاده نموده و مخاطب سخن خود را خودش قرار داده است .

31 . در صورت امكان، از روش سمعي و بصري در سخنراني نيز استفاده كنيد و يا حداقل قسمتي از سخنراني خود را با اين روش بيان نماييد كه گفته اند: «يك تصوير گوياتر از هزار كلمه است » . براي به كارگيري اين روش، استفاده از وسايلي، مانند فيلم، اسلايد، اورهد، اپك، نقشه، لوحه، تخته و تابلو مي تواند براي شما كارگشا باشد و تاثير بسزايي بر مخاطبانتان بگذارد .

32 . بكوشيد علاوه بر اينكه هميشه براي مخاطبان خاصي - مثلا جوانان - سخنراني مي كنيد، براي گروههاي ديگري از مردم، مانند بزرگسالان، روستاييان، كارگران، كارمندان، بانوان، معلمان، دانشگاهيان و حوزويان، نيز سخنراني نماييد تا با تيپهاي گوناگون در ارتباط باشيد و از افكار و خواسته هاي مختلف با خبر شويد . اين امر، شما را در كار سخنوري پخته تر و موفق تر مي كند .

33 . در صورت امكان، فاصله بين شما و شنوندگانتان كمتر باشد تا تاثير سخنان شما در آنان بيشتر گردد .

34 . دفترچه و يا تقويمي را تهيه كنيد و در آن، زمان، مكان، موضوع و مخاطبان سخنرانيهاي خود و نام كساني را كه از شما دعوت كرده اند، در آن يادداشت نماييد تا هم با فراموشي روبه رو نشويد و هم با آمادگي قبلي سخنراني كنيد . مثلا جدولي بدين صورت را در آن دفترچه يا تقويم بكشيد:

زمان / مكان / موضوع / مخاطب / دعوت كننده

شنبه 14/8/1380 / ساعت 10 صبح / دانشكده ادبيات دانشگاه تهران / شعر و ادب از ديدگاه اسلام / دانشجويان رشته ادبيات فارسي و استادان آنان / رئيس دانشكده ادبيات

35 . مي توانيد براي يادگيري و به كارگيري مطالب جالب و كلمات و جملات زيبا و روان دفتري را تهيه نماييد و آنها را در آن دفتر يادداشت كنيد تا هنگام سخنراني و به تناسب موضوع و محتواي سخن از آنها استفاده نماييد . براي آساني كار و صرفه جويي در وقت، بهتر است كه اين دفتر را از نوع «دفتر كلاسور» انتخاب كنيد و آن را به صورت «موضوعي » تنظيم نماييد و موضوعات آن را به ترتيب الفبايي در دفتر قرار دهيد . به طور مثال، مطالب و جملات اخلاقي را در قسمت «اخلاق » ; مطالب و جملات تربيتي را در قسمت «تربيت » ; مطالب و جملات عرفاني را در قسمت «عرفان » و مطالب و جملات قرآني را در قسمت «قرآن » ; مطالب و جملات ادبي را در قسمت «ادبيات » و مطالب و جملات هنري را در قسمت «هنر» قرار دهيد و به ترتيب الفبايي و بدين گونه تنظيم كنيد:

اخلاق;

ادبيات;

تربيت;

عرفان;

قرآن;

هنر .

36 . هميشه برگه هاي يادداشت و فيشهايي را همراه خود داشته باشيد تا هنگامي كه به مطالبي جالب، سخناني جذاب و اشعاري زيبا برخورد كرديد، بتوانيد بدون درنگ و دشواري، آنها را يادداشت كنيد و سپس در سخنرانيهايتان به كار گيريد . مثلا از كنار خياباني عبور مي كنيد و بر ديوار آن، اطلاعيه اي را مي بينيد كه اين اشعار در آن نوشته شده اند:

من نمي دانم كه اسلام از كجاست

من نمي دانم كه ايمان از كي است

هركسي دنبال چيزي مي رود

كز نخستين روز دنبال وي است

من «خميني » را ستايم زانكه او

هم «خم » است و هم «مي » است و هم «ني » است

شما در اين هنگام، برگه اي را بيرون بياوريد و اين اشعار را در آن يادداشت كنيد تا در فرصتي مناسب، مثلادر شب سالگرد ميلاد امام خميني (ره)، از آنها استفاده نماييد .

اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) مي فرمايد: شخصيت انسان زير زبان او نهفته است.
با اين وصف ايجاب مي كند كه اين عضو از اندام هاي حسي، مايه رشد انسانيت، بيانگر افكار و انديشه و روشنگر شخصيت انسان شمرده شود.
موقعيت زبان در قرآن
خداوند متعال پس از يادآوري آفرينش انسان، مسئله آموزش به كمك زبان را يادآوري مي كند. بزرگ ترين مظهر لطف و مهرباني خدا به انسان اين است كه نعمت قدرت تكلّم و بيان را به او ارزاني داشته است.
اَلرَّحْمنُ، عَلَّمَّ الْقُرآنَ، خَلَقَ اْلانْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ.[۴]
خداوند رحمان، قرآن را تعليم فرمود، انسان را آفريد، و به او بيان را تعليم كرد.
در اين آيه، خداوند به يكي از مهم ترين نعمت ها بعد از نعمت آفرينش انسان اشاره مي كند و مي فرمايد به انسان بيان را تعليم داديم.
بيان از نظر مفهوم لغوي، معني گسترده اي دارد و به هر چيزي گفته مي شود كه بيّن و آشكار كننده چيزي باشد. بنابراين، نه فقط نطق و سخن را شامل مي شود بلكه كتابت و خط و انواع استدلالات عقلي و منطقي كه مبيّن مسائل مختلف و پيچيده است همه در مفهوم بيان جمع است، هرچند شاخص اين مجموعه همان سخن گفتن است. گرچه ما به دليل عادت به سخن گفتن آن را مسئله ساده اي فكر مي كنيم، ولي در حقيقت سخن گفتن از پيچيده ترين اعمال انسان است.
اگر نقش بيان در تكامل و پيشرفت زندگي انسان ها و پيدايش و ترقّي تمدن ها را در نظر بگيريم، اذعان خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود انسان هرگز نمي توانست تجربيات و علوم خود را به سادگي از نسلي به نسل ديگر منتقل سازد.
قدرت بيان و تكلّم در اداي رسالت رسولان الهي نقش مهمي دارد به گونه اي كه حضرت موسي(عليه السلام) از خداوند مي خواهد هر نوع لكنت را از زبان او بردارد.
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني، يَفْقَهُوا قَوْلي.[۵]
و گره از زبانم بگشا، تا سخنان مرا بفهمند.
حضرت موسي(عليه السلام) در اين آيه تقاضاي قدرت بيان كرد، چه اين كه مي دانست موفقيت آن حضرت هنگامي است كه قدرت ارائه و اظهار مطالب به صورت كامل وجود داشته باشد، و توانايي بازكردن گره هاي سخن كه مانع درك و فهم شنونده مي گردد به او داده شود، يعني سخنش آن چنان فصيح و بليغ باشد كه همه مخاطبان منظور وي را درك كنند.
همچنين آن حضرت از خدا خواست، برادرش را كه در سخنوري فصاحت داشت براي اداي رسالت او را ياري دهد. (وَ أَخِي هارُونَ هُوَ اَفْصَحُ مِنّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً).[۶]
اصولاً كار بزرگ پيامبران كه ابلاغ رسالت الهي است به شيوه انتقال شفاهي بوده، و براي همين جهت خداوند به پيامبر مكرم اسلام(صلي الله عليه وآله)نويد مي دهد كه، ما پيام هاي خود را به زبان تو آسان كرديم تا به وسيله آن پرهيزكاران را بشارت دهي.
فَاِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِك لِتُبَشِّرَ بِه الْمَتَّقينَ وَ تُنْذِرَ بِه قَوْماً لُدّاً.[۷]
ما قرآن را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزكاران را به وسيله آن بشارت دهي و دشمنان سرسخت را انذار كني.
پس زبان يگانهوسيله اي است كه نيايش خداوند وبسياري ازفرايض مانند اقامه نماز واداي شهادت واظهارايمان و تحقق اسلام، با آن صورت مي گيرد.
آن جا كه خداوند مي خواهد عنايت خود را نسبت به يكي از پيامبران به گونه اي ابراز كند او را به مقام كليمي مفتخر ساخته و با او سخن مي گويد و او را به پاسخ وا مي دارد، چنان كه مي فرمايد:
وَكلَّمَ اللهُ مُوسي تَكليماً.[۸]
خداوند با موسي سخن گفت.
نزول وحي بر پيامبران مختلف است. گاهي از طريق نزول فرشته وحي، گاهي از طريق الهام بر قلب و گاهي از طريق شنيدن صدا، به اين ترتيب كه خداوند امواج صوتي را در فضا و اجسام مي آفريده و از اين طريق با پيامبران صحبت مي كرده است. مقام و موقعيت و عظمت اين نعمت چيزي نيست كه بر احدي مخفي باشد.
زبان گواه ضمير، داور ميان حق و باطل، بيانگر حقايق اشيا، پديد آورنده محبت و دوستي و وسيله سپاسگزاري است.
خدمت بزرگي كه زبان قرآن و لسان حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) در جامعه انساني انجام داد، هيچ قدرتي توانايي انجام آن را ندارد.
اكنون پس از آگاهي از عظمت اين عضو حساس در بدن، بايد در مقابل، از مسئوليت آن نيز آگاه شويم و بدانيم كه به وسيله همين عضو از اندام هاي حسي،بزرگ ترين خدمت هاو عظيم ترين جنايت ها انجام مي گيرد.
مسئوليت هاي زبان
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْل اِلاّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ.[۹]
هيچ سخني را انسان تلفظ نمي كند، مگر اين كه نزد آن فرشته اي مراقب و آماده براي انجام مأموريت است.
خداوند متعال در اين آيه روي خصوص الفاظ و سخنان تكيه مي كند و اين به دليل اهميت فوق العاده و نقش مؤثري است كه گفتار در زندگي انسان ها دارد، تا آن جا كه گاهي يك جمله مسير اجتماعي را به سوي خير يا شر تغيير مي دهد. بسياري از مردم سخنان خود را جزء اعمال خويش نمي دانند و خود را در سخن گفتن آزاد مي پندارند، در حالي كه مؤثرترين و خطرناك ترين اعمال آدمي، همان سخنان اوست.
عموميت تعبيرآيه نشان مي دهد كه تمامي الفاظ وگفتارآدمي ثبت مي شود.
قال الصادق(عليه السلام): «ان المؤمنين اذا قعدا يتحدثان قالت الحفظة بعضها لبعض اعتزلوا بنا، فلعل لهما سرا وقد سترالله عليها».[۱۰]
امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: هنگامي كه دو مؤمن كنار هم مي نشينند و بحث هاي خصوصي مي كنند، حافظان اعمال به يكديگر مي گويند ما بايد كنار رويم، شايد آنها سرّي دارند كه خداوند آن را مستور داشته.
راوي مي گويblank">۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲ge-513.html" target="_blank">۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ مديريت استراتژيك

تجارت
مشاوره فروش
مديريت فروش
فروش
منابع انساني
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.